ترجمه الملاحم والفتن : پیشامدها و نشانه های آخر الزّمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
(ترجمه الْمَلاحِمَ وَالفِتَن)
مؤلف: عالم ربانی سید رضی الدّین علی بن طاووس (رحمة الله علیه)
(589 - 664ق)
مترجم: حجة الاسلام صادق حسن زاده
انتشارات: قائم آل محمد
قم - خیابان ارم - پاساژ قدس - طبقه همکف - پلاک 84 تلفن: 7739525
پیشامدها و نشانه های آخر زمان
مترجم / حجة الاسلام صادق حسن زاده
ناشر / انتشارات قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله)
نوبت چاپ / اول - 1384
چاپ خانه / نوید اسلام
شمارگان / 5000 نسخه
قیمت / 1200 تومان
شابک: 0-01-8911-964 0-01-8911-964:ISBN
ویراستار دیجیتالی: عسل بی غم
خیر اندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ص: 1
عناوين اصلي كتاب شامل:
مشخصات کتاب؛ اشاره؛ فهرست؛ پیشگفتار مترجم؛ اهمیّت کتاب الملاحم و الفتن؛ تذکّر چند نکته؛ [1] باب اوّل: پیامبر (صلی الله علیه و آله) هر آن چه را که تا روز رستاخیز روی خواهد داد می دانست.؛ [2] باب دوم: آگاهی امیر مؤمنان علی (علیه السلام) از حادثه ها و فتنه هایی که تا روز رستاخیز روی خواهد داد.؛ [3] باب سوم: فتنه های پنجگانه؛ [4] باب چهارم: فتنه ای که خرد مردمان [از فهمیدن آن] باز می ماند؛ [5] باب پنجم: پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مردم را از هفت فتنه پرهیز داد؛ [6] باب ششم: چهار فتنه ای که چهارمین آن ها سهمگین تر و سخت تر است؛ [7] باب هفتم: چهار فتنه ای که چهارمین آن ها بزرگ خواهد بود؛ [8] باب هشتم: فتنه های چهارگانه؛ [9] باب نهم: فتنه هایی که بابه پاخاستن مردی از خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) به صلاح آید؛ [10] باب دهم: فتنه سومی که امیدی نیست خردمندی بر جای ماند؛ [11] باب یازدهم: آشفتگی مردم؛ [12] باب دوازدهم: فتنه پنجمی که مردم بسان چهار پایان می شوند.؛ [13] باب سیزدهم: فتنه هایی در می رسد که انسان کنار گورها می آید و خویشتن را بِسان چهار پایان به گورها می مالد و می گوید که ای کاش در کور بودم.؛ [14] باب چهاردهم: احتجاج امام حسن (علیه السلام) در برابر فتنه گری معاویه در ماجرای صلح آن حضرت؛ [15] باب پانزدهم: امام حسن و امامان دیگر (علیهم السلام) از آن روی خواهان به دست آوردن خلافت بودند که خدا فرموده بود و خدا آنان را به خلافت برگزیده بود ولی معاویه و زیاد ستمکارانه می خواستند خلافت را فراچنگ خویش آرند.؛ [16] باب شانزدهم: شماری از یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در روز رستاخیز در کنار حوض کوثر بازداشت نموده و می برند و نداگری می گوید: ای پیامبر! تو نمی دانی که اینان پس از تو چه کردند.؛ [17] باب هفدهم: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) عایشه را از مخالفت در حادثه ای برحذر داشت؛ [18] باب هجدهم: ظهور حضرت مهدی (علیه السلام).؛ [19] باب نوزدهم: پس از حمار بنی امیّه خلیفه ای نخواهد بود تا آن گاه که مهدی (علیه السلام) ظهور کند؛ [20] باب بیستم: دشمنان آسمان؛ [21] باب بيست و يكم: علی (علیه السلام) فرجام کارش را با معاویه بازگو نمود؛ [22] باب بيست و دوم: علی (علیه السلام) فرمود که سرانجام. خلافت به دست معاویه خواهد افتاد؛ [23] باب بیست و سوم: نام خلیفه های بنی امیه با حرف میم آغاز می شود و با حرف میم پایان می یابد.؛ [24] فصلی درباره عبدالله بن سلام و كعب الاحبار؛ [25] باب بیست و چهارم: بسیاری از امّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به دست بنی امیّه کشته می شوند؛ [26] باب بیست و پنجم: پیامبر (صلی الله علیه و آله) و بنی اميّه را لعنت نمود؛ [27] باب بیست و ششم: پیامبر (صلی الله علیه و آله) به دشمنی های بنی امیّه با اهل بیتش گواهی داد؛ [28] باب بيست و هفتم: فروپاشی فرمانروایی بنی اميّه؛ [29] باب بیست و هشتم: قیام بنی عبّاس؛ [30] باب بیست و نهم: تعداد خلیفه های پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله)؛ [31] باب سی ام: نکوهش پرچم های سیاه؛ [32] باب سی و یکم: نکوهش بنی عبّاس؛ [33] باب سی و دوم: نکوهش بنی عبّاس؛ [34] باب سی و سوم: نکوهش بنی اميّه و بنى عبّاس؛ [35] باب سی و چهارم: بازداشتن از یاری بنی عبّاس؛ [36] باب سی و پنجم: ماجرای گروهی گمراه؛ [37] باب سی و ششم: هنگامه رستاخیز؛ [38] باب سی و هفتم: آمدن «جالب الوحش»؛ [39] باب سی و هشتم: فتنه ای که در دین رخنه می کند؛ [40] باب سه و نهم: نابودی بنی عباس در سرزمین که حکومتشان را از آن جا آغاز کردند؛ [41] باب چهلم: از میان رفتن حکومت بنی عبّاس؛ [42] باب چهل و یکم: فتنه عمیاء که زمین را بسان گاو، لگدمال می کند؛ [43] باب چهل و دوم: پناه بردن پیامبر (صلی الله علیه و آله) از فتنه شرق و غرب؛ [44] باب چهل و سوم: ستایش زنان قوم بربر؛ [45] باب چهل و چهارم: گریختن از پرچم های زرد؛ [46] باب چهل و پنجم: سخت ترین بلاها و فتنه های شرق؛ [47] باب چهل و ششم: چیره گی عجم بر عرب؛ [48] باب چهل و هفتم: برحذر بودن از پرچم های سیاه و زردی که در شام رویاروی هم قرار می گیرند؛ [49] باب چهل و هشتم: فتنه شرق و غرب؛ [50] باب چهل و نهم: تا هنگام ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) مردم پیوسته در فتنه خواهند بود؛ [51] باب پنجاهم: شرّ حکومت بنی عبّاس؛ [52] باب پنجاه و یکم: فتنه و آشوب بنی عبّاس؛ [53] باب پنجاه و دوم: حادثه هایی که پس از خلیفۀ هفتم بنی عبّاس، روی می دهد؛ [54] باب پنجاه و سوم: ترکان [مغول] و طاعونِ نابودگر؛ [55] باب پنجاه و چهارم: نابودی ترکان [مغول] با برف و بوران؛ [56] باب پنجاه و پنجم: فرجام کار ترکان [مغول] پس از بستن اسب هایشان در فرات؛ [57] باب پنجاه و ششم: فرجام کار ترکان [مغول]؛ [58] باب پنجاه و هفتم: ستیز سفیانی با ترکان [مغول]؛ [59] باب پنجاه و هشتم: از میان رفتن حكمراني تركان [مغول]؛ [60] باب پنجاه و نهم: فریادی در ماه رمضان؛ [61] باب شصتم: زمین لرزه ای در ماه رمضان و پدیدار شدن ستارگان در زمان های مختلف؛ [62] باب شصت و یکم: نشانه های پایان یافتن حکومت بنی عبّاس؛ [63] باب شصت و دوم: نشانه ای بِسان شاخ از مشرق نمایان می شود؛ [64] باب شصت و سوم: نشانه ای در ماه صفر؛ [65] باب شصت و چهارم: نشانه هایی که از ماه رمضان تا ماه محرَم پدیدار می گردد؛ [66] باب شصت و پنجم: نشانه ای آسمانی در ماه رمضان بِسان ستونی نور افشان؛ [67] باب شصت و ششم: نشانه ای در ماه رمضان؛ [68] باب شصت و هفتم: بلند شدن ندای نداگری در آسمان به هنگام ماه رمضان؛ [69] باب شصت و هشتم: ستونی از آتش از سوی مشرق و فراهم کردن غذای یک سال؛ [70] باب شصت و نهم: نشانه ای در ماه رمضان و فراهم کردن غذای یک سال؛ [71] باب هفتادم: نشانه ای در روزگار سفیانی دوم؛ [72] باب هفتاد و یکم: ستاره ای که نشان از حادثه ای است؛ [73] باب هفتاد و دوم: پیش از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) دو بار خورشید گرفتگی در ماه رمضان روی می دهد؛ [74] باب هفتاد و سوم: نابودی بنی عبّاس؛ [75] باب هفتاد و چهارم: پایان حکومت بنی عبّاس؛ [76] باب هفتاد و پنجم: در رسيدن بلا هنگام ویرانی شهر شام؛ [77] باب هفتاد و ششم: فتنه شام و ندای نداگری از آسمان؛ [78] باب هفتاد و هفتم: یمن؛ سرزمین نجات بخش؛ [79] باب هفتاد و هشتم: کوه ابراهیم خلیل (علیه السلام)؛ [80] باب هفتاد و نهم: نجات از فتنه در کنار ساحل دریا؛ [81] باب هشتادم: نجات مردمان ساحل دریا و حجاز از فتنه؛ [82] باب هشتاد و یکم: هر که در خواب باشد از آن فتنه رهایی یابد؛ [83] باب هشتاد و دوم: فرورفتن گروهی در زمین به کاه ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [84] باب هشتاد و سوم: آشوب پرچم سیاه و سعيد بن صالح و ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) در هفتاد و دو روز؛ [85] باب هشتاد و چهارم: آشوبگری سفیانی و ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [86] باب هشتاد و پنجم: هیاهوی سرزمین شام؛ [87] باب هشتاد و ششم: صدایی نهیب و سخت در روزگار سفیانی دوم؛ [88] باب هشتاد و هفتم: سفیانی در سال سی و هفت و یا سی و نه هجری قمری آشوبگرانه قیام می کند؛ [89] باب هشتاد و هشتم: شوارد شدن سفیانی به سرزمین مصر؛ [90] باب هشتاد و نهم: منفور شدن مصر بسان بصره؛ [91] باب نود: تفسیر آیه عسجق؛ [92] باب نود و یکم: وارد سفیانی به کوفه و کشتن شصت هزار تن از آنان؛ [93] باب نود و دوم: روانه شدن پرچم هایی سیاه به سوی حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [94] باب نود و سوم: حضرت مهدی (علیه السلام) و یاران خراسانی اش؛ [95] باب نود و چهارم: حضرت مهدی (علیه السلام) و یاران خراسانی اش؛ [96] باب نود و پنجم: شمایل شعیب بن صالح که سر آغاز قیام حضرت مهدی (علیه السلام) است؛ [97] باب نود و ششم: پرچم حضرت مهدی (علیه السلام) به دست شعیب بن صالح است؛ [98] باب نود و هفتم: جوانی پیروز از بنی هاشم که خالی به کف دست راست دارد؛ [99] باب نود و هشتم: جوانی که پرچم حضرت مهدی (علیه السلام) را به دست دارد؛ [100] باب نود و نهم: [یاران] پرچم های سیاه و کوچک که از حضرت مهدی (علیه السلام) فرمان می برند؛ [101] باب صدم: مهدی (علیه السلام) که هم نام پیامبر است خداوند یاری اش کند؛ [102] باب صد و یکم: هواداران پرچم سیاه نخست و پرچم سیاه دوم؛ [103] باب صد و دوم: پرچم های بنی عبّاس و مردمانی که از مهدی (علیه السلام) فرمان می برند؛ [104] باب صد و سوم: نشته های رسیدن سفیانی به کوفه؛ [105] باب صد و چهارم: پرچم های سیاهی که از خراسان بر افراشته می شود و هوادارانش به یاری مهدی (علیه السلام) می شتابند؛ [106] باب صد و پنجم: هلاکت بنى جعفر و بنی عبّاس؛ [107] باب صد و ششم: نابودی توده نخست مردم حمص به دست توده دوم مردم آن شهر؛ [108] باب صد و هفتم: حادثه های مدینه؛ [109] باب صد و هشتم: دلیل لشکرکشی سفیانی به مدینه؛ [111] باب صد و نهم: نبرد حرّد نسبت به نبرد سفیانی در مدینه همانند ضربة تازیانه ای است؛ [112] باب صد و دهم: پیش از قیام حضرت مهدی (علیه السلام) سه نفر کشته می شوند و سه نفر می میرند و سه نفر می مانند؛ [113] باب صد و یازدهم: پیش از قیام حضرت مهدی (علیه السلام) دختر را می فروشند و غذا می گیرند.؛ [114] باب صد و دوازدهم: برخاستن ندای نداگری از آسمان درباره حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [115] باب صد و سیزدهم: هنگام ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) امیران و امیرزادگان از میان می روند.؛ [116] باب صد و چهاردهم: حکومت بنی امیّه و بنی عبّاس و قیام حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [117] باب صد و پانزدهم: نشانه ای دیگر به هنگام قیام حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [118] باب صد و شانزدهم: نداگری در آسمان خواهد گفت: حق با آل محمّد (صلی الله علیه و آله) است؛ [119] باب صد و هفدهم: برخاستن ندایی از آسمان و سفارش درباره شخص خاصّی؛ [120] باب صد و هجدهم: برخاستن ندایی از آسمان و نمایان شدن کف دستی در آسمان؛ [121] باب صد و نوزدهم: نداگری در ماه محرَم ندا دهد: برگزیده خدا فلان شخص است؛ [122] باب صد و بیستم: کشته شدن نفس زکیّه و برادرش و برخاستن ندایی از آسمان؛ [123] باب صد و بیست و یکم: برخاستن ندایی از آسمان و نمایان شدن کف دستی از آسمان؛ [124] باب صد و بیست و دوم: حقّ با آل محمّد (صلی الله علیه و آله) است؛ [125] باب صد و بیست و سوم: رویارویی مهدی (علیه السلام) و سفیانی و برخاستن ندایی از آسمان؛ [126] باب صد و بیست و چهارم: بیعت نمودن مردم با مهدی (علیه السلام)؛ [127] باب صد و بیست و پنجم: برخاستن ندایی از آسمان در ماه محرّم؛ [128] باب صد و بیست و ششم: ظهور مهدی (علیه السلام) چنان به تأخیر می افتد که مردم از وجودش نا امید می شوند؛ [129] باب صد و بیست و هفتم: قیام حضرت مهدی (علیه السلام) چنان آرام خواهد بود که خفته ای بیدار نشود و خونی ریخته نشود؛ [130] باب صد و بیست و هشتم: حضرت مهدی (علیه السلام) با پرچم پیامبر (صلی الله علیه و آله) به پا می خیزد؛ [131] باب صد و بيست و نهم: حضرت مهدی (علیه السلام) با پرچم پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) قیام می کند؛ [132] باب صد و سی ام: سپاه حضرت مهدی (علیه السلام) به دوازده هزار نفر و یا پانزده هزار نفر خواهد بود؛ [133] باب صد و سی و یکم: بلافاصله پس از فتح شام، حضرت مهدی (علیه السلام) ظهور می کند؛ [134] باب صد و سی و دوم: سپاهی که سفیانی به سوی حضرت مهدی (علیه السلام) می فرستد؛ [135] باب صد و سی و سوم: حادثه بیداء در شام ویرانی به بار می آورد؛ [136] باب صد و سی و چهارم: مردی از فرزندانِ فرزندان فاطمه (علیها السلام) به پا می خیزد؛ [137] باب صد و سی و پنجم: برخاستن ندایی از آسمان و بیعت سفیانی با حضرت مهدى (علیه السلام)؛ [138] باب صد و سی و ششم: سفیانی، حکمرانی را به حضرت مهدی (علیه السلام) واگذار می کند؛ [139] باب صد و سی و هفتم: حضرت مهدی (علیه السلام) تابوت سکینه و تورات و انجیل را از غار انطاکیه بیرون می آورد؛ [140] باب صد و سی و هشتم: حضرت مهدی (علیه السلام) به سوی امری پنهانی، راهنمایی می شود؛ [141] باب صد و سی و نهم: باز پس گرفتن اموال غصبی به دست حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [142] باب صد و چهلم: پرچم پیامبر (صلی الله علیه و آله) به دست حضرت مهدی (علیه السلام) بر افراشته می شود؛ [143] باب صد و چهل و یکم: نوشته ای بر روی پرچم حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [144] باب صد و چهل و دوم: بخشش و گشاده دستی حضرت مهدی (علیه السلام).؛ [145] باب صد و چهل و سوم: جبرئیل و میکائیل در پیش رو و پشت سر مهدی (علیه السلام) خواهند بود؛ [146] باب صد و چهل و چهارم: حضرت مهدی (علیه السلام) به سوی یافتن اسفار تورات راهنمایی می شود؛ [147] باب صد و چهل و پنجم: مردم زمین از حضرت مهدی (علیه السلام) خشنود خواهند بود؛ [148] باب صد و چهل و ششم: حضرت مهدی (علیه السلام) گنج ها را بیرون می آورد و میان مردم تقسیم می کند؛ [149] باب صد و چهل و هفتم: بخشش اندک اندک ثروت؛ [150] باب صد و چهل و هشتم: مردم بِسان زنبور عسل، بر گرد حضرت مهدی (علیه السلام) جمع می شوند؛ [151] باب صد و چهل و نهم: حضرت مهدی (علیه السلام) هفت سال حکومت می کند؛ [152] باب صد و پنجاهم: کسی که آرزو دارد در روزگار مهدی (علیه السلام) زندگی کند؛ [153] باب صد و پنجاه و یکم: خردسالان آرزو می کنند که بزرگ شوند و بزرگان آرزو می کنند که خردسال شوند؛ [154] باب صد و پنجاه و دوم: مردم در روزگار حضرت مهدی (علیه السلام) به نعمت های بی همتا دست می یابند؛ [155] باب صد و پنجاه و سوم: پیدا شدن تابوت سکینه به دست حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [156] باب صد و پنجاه و چهارم: در روزگار حضرت مهدی (علیه السلام) بی نیازی در دل نهاده می شود؛ [157] باب صد و پنجاه و پنجم: اصلاح کار حضرت مهدی (علیه السلام) در یک شب؛ [158] باب صد و پنجاه و ششم: گنج ها و ثروت کعبه، از آنِ جوانی از قریش است؛ [159] باب صد و پنجاه و هفتم: آغاز قیام حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [160] باب صد و پنجاه و هشتم: سیمای حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [161] باب صد و پنجاه نهم: خشوع حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [162] باب صد و شصتم: صفات حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [163] باب صد و شصت و یکم: جوانی از قریش؛ [164] باب صد و شصت و دوم: نام و تبار حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [165] باب صد و شصت و سوم: فرورفتن سپاه سفیانی در زمین؛ [166] باب صد و شصت و چهارم: سپاهی که در زمین فرو می رود؛ [167] باب صد و شصت و پنجم: سپاهی که رهسپار مکّه اند در زمین فرو می روند؛ [168]باب صد و شصت و ششم: فرورفتن سپاهی در زمین؛ [171] باب صد و شصت و هفتم: یکی از نشانه های حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [172] باب صد و شصت و هشتم: نشانه ای دیگر دربارهٔ ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [173] باب صد و شصت و نهم: قیام مردی لنگ و پرچم به دست؛ [174] باب صد و هفتادم: سفیانی نشانه ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) است.؛ [175] باب صد و هفتاد و یکم: فراگیر شدن تاریکی و ستم نشانه ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) است.؛ [176] باب صد و هفتاد و دوم: کفر آشکار مردم، نشانه ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) است؛ [177] باب صد و هفتاد و سوم: پیش از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)، از هر نه تن، هفت تن کشته می شود؛ [178] باب صد و هفتاد و چهارم: حضرت مهدی (علیه السلام) چهل سال حکومت می کند؛ [179] باب صد و هفتاد و پنجم: حضرت مهدی (علیه السلام) هفت یا هشت یا نه سال حکومت می کند؛ [180] باب صد و هفتاد و ششم: حضرت مهدی (علیه السلام) هفت سال حکومت می کند؛ [181] باب صد و هفتاد و هفتم: حضرت مهدی (علیه السلام) هفت یا نه سال حکومت می کند؛ [182] باب صد و هفتاد و هشتم: حضرت مهدی (علیه السلام) هفت یا هشت سال یا نه سال حکومت می کند؛ [183] باب صد و هفتاد و نهم: ماجرای حضرت مهدی (علیه السلام) از زبان ابن عبّاس؛ [184] باب صد و هشتادم: برخاستن ندایی از آسمان؛ [185] باب صد و هشتاد و یکم: تباه شدن دین اسلام؛ [186] باب صد و هشتاد و دوم: حضرت مهدی (علیه السلام) چهل سال حکمرانی می کند و قسطنطنیه و رومیه را تسخیر می کند؛ [187] باب صد و هشتاد و سوم: حضرت مهدی (علیه السلام) برانگیخته شده و هند را تسخیر می کند؛ [188] باب صد و هشتاد و چهارم: حضرت مهدی (علیه السلام) قیام می کند و پس آن گاه هند را تسخیر می کند؛ [189] باب صد و هشتاد و پنجم: تسخير سرزمين قسطنطنیه و غنائم بسیارش؛ [190] باب صد و هشتاد و ششم: فرود آمدن عیسی (علیه السلام) از آسمان و نمازگزاری اش در پشت سر پیشوای مسلمانان و ماجرای دجّال؛ [191] باب صد و هشتاد و هفتم: نمازگزاری عیسی (علیه السلام) پشت سر مهدی (علیه السلام)؛ [192] باب صد و هشتاد و هشتم: مهدی (علیه السلام) از فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) است؛ [193] باب صد و هشتاد و نهم: مهدی (علیه السلام) از فرزندان امیر مؤمنان علی (علیه السلام) است.؛ [194] باب صد و نودم: سخن ابن عبّاس درباره حضرت مهدی (علیه السلام).؛ [195] باب صد و نود و یکم: مهدی (علیه السلام) در زمره امامان (علیهم السلام) است؛ [196] باب صد و نود و دوم: مهدی (علیه السلام) از خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.؛ [197] باب صد و نود و سوم: مهدی (علیه السلام) مردی از خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) است؛ [198] باب صد و نود و چهارم: مهدی (علیه السلام) از خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) است؛ [199] باب صد و نود و پنجم: مهدی (علیه السلام) از سوی مشرق قیام می کند؛ [200] باب صد و نود و ششم: مهدی (علیه السلام) کسی است که عیسی (علیه السلام) پشت سرش نماز می گزارد.؛ [201] باب صد و نود و هفتم: مهدی (صلی الله علیه و آله) مردی از من است؛ [202] باب صد و نود و هشتم: مهدی (صلی الله علیه و آله) از ما اهل بیت است؛ [211] باب صد و نود و نهم: ماجرای آتشی که در آخرالزّمان شعله ور می شود؛ [217] باب دویستم: حادثه ترکان؛ [240] باب دویست و یکم: حادثه هایی که برای بنی امیّه روی می دهد.؛ [241] باب دویست و دوم: امّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم چون مردمان فارس و روم، در گمراهی گام می سپرند.؛ [242] باب دویست و سوم: هر کافری هنگام فرود آمدن حضرت عیسی (علیه السلام) آن حضرت را ببود آن حضرت پشت سر حضرت مهدی (علیه السلام) نماز می گزارد.؛ [243] باب دویست و چهارم: پس از فرود آمدن حضرت عیسی (علیه السلام) مردم از نعمت ها بهره مند می شوند.؛ [244] باب دویست و پنجم: ماجرای حبشه و ویرانی کعبه؛ [253] باب دویست و هفتم: دابّه؛ [254] باب دویست و هشتم: ماجرای دابّه؛ [255] باب دویست و نهم: پادشاهی بدکرداران، صد و بیست سال به درازا می کشد.؛ [256] باب دویست و دهم: حکمرانی صد و بیست ساله؛ [257] باب دویست و یازدهم: قیام دابّه و کشتن ابلیس و بر پایی عدالت؛ [258] باب اول: مدّت برپایی دنیا؛ [259] باب دوم: اسلام در غربت و تنهایی آغاز شد و به زودی غربتش باز می گردد: پس خوشا بر غریبان؛ [260] باب سوم: پابرجایی قرآن سبب پابرجایی دانش نیست و دانش از میان خواهد رفت.؛ [261] باب چهارم: ستایش خرد؛ [262] باب پنجم: از میان رفتن خرد مردم.؛ [263] باب ششم: عذاب قبر؛ [264] باب هفتم: اصحاب پیامبر پس از به خاک سپردن آن حضرت آن چه در دل داشتند انکار کردند.؛ [265] باب هشتم: ولایت علی (علیه السلام) و نشانه ها و دلایل و زمان ولایت آن حضرت و حادثه ماکثین و قاسطین و مارقین؛ [266] باب نهم: خیانت ورزی زود هنگام اُمّت پیامبر و حضرت علی (علیه السلام)؛ [267] باب دهم: پیامبر، عایشه را از حادثه های بصره برحذر داشت.؛ [268] باب یازدهم: مروان، طلحه را در روز جنگ جمل کشت.؛ [269] باب دوازدهم: ستیزگری و ستم رانی زبیر بر علی (علیه السلام)؛ [270] باب سیزدهم: معاویه به کوفیان گفت که هدف فرمانروایی بر شماست؛ [271] باب چهاردهم: سخن عایشه در مورد قوم ستم پیشه؛ [272] باب پانزدهم: یاران و سپاهیان علی؛ [273] باب شانزدهم: گمراهی خوارج؛ [274] باب هفدهم: دلیل صلح امام حسن (علیه السلام) با معاویه و مژده دادن آن حضرت به ظهور حضرت مهدی (علیه السلام).؛ [275] باب هجدهم: سخن علی (علیه السلام) در باره جمع شدن مردم بر گرد معاویه؛ [276] باب نوزدهم: پیامبر فرمان داده است که هر گاه معاویه ادعای فرمانروایی کرد او را بکشید.؛ [277] باب بیستم: در باره نکوهش ابو موسی اشعری و ستایش اهل بیت؛ [278] باب بیست و یکم: بنا بر فرمایش پیامبر مردم به زودی به علی (علیه السلام) خیانت می ورزند.؛ [279] باب بیست و دوم: فرمایش علی (علیه السلام) درباره طلحه و زبیر و سپاهی که آن حضرت را در جنگ با طلحه و زبیر یاری کردند.؛ [280] باب بیست و سوم: فرمایش حضرت علی (علیه السلام) درباره خالد بن عرفطه که نمی میرد تا پرچم گمراهی را در دست گیرد.؛ [281] باب بیست و چهارم: خداوند حوادثی را که برای حسین روی خواهد داد برای پیامبر بازگو نمود.؛ [282] باب بیست و پنجم: حضرت علی (علیه السلام) حادثه هایی را که برای امام حسین در کربلا روی می دهد برای یارانش باز گو نمود؛ [283] باب بیست و ششم: فرمایش حضرت علی (علیه السلام) درباره حادثه های کربلا.؛ [284] باب بیست و هفتم: بنی امیه دشمنان بنی هاشم و خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) هستند و با این حال حضرت مهدی (علیه السلام) را می شناسند.؛ [285] باب بیست و هشتم: گفتگوی ابن عباس با معاویه درباره اثبات حکومت حضرت مهدی (علیه السلام).؛ [286] باب بیست و نهم: نام حضرت مهدی (علیه السلام) در تورات آمده است.؛ [289] باب سی ام: اُمّت حضرت عیسی (علیه السلام) نام حضرت مهدی (علیه السلام) را شنیده اند.؛ [290] باب سی و یکم: گریستن حضرت علی در جایگاهی که زید بن علی را به دار آویختند.؛ [291] باب سی و دوم: سخن عبدالله بن عمر درباره کسی که می آید و زمین را از عدل و داد لبریز می کند.؛ [292] باب سی و سوم: نکوهش بنی امیه که بدترین قوم بودند.؛ [293] باب سی و چهارم: نکوهش بنی امیّه و حکمرانی بنیعباس؛ [294] باب سی و پنجم: امامان (علیهم السلام) دوازده نفر از قبیله قریش هستند.؛ [295] باب سی و ششم: حضرت علی (علیه السلام) فرزندانش را بر حذر داشت که پیش از قیام حضرت مهدی قیام کنند.؛ [296] باب سی و هفتم: خلافت حکمرانی از آن فرزندان علی (علیه السلام) نخواهد شد. و آن حضرت فرزندانش را از قیام بر حذر داشت.؛ [297] باب سی و هشتم: ابن عباس حکومت بنی عباس را نکوهید و به دیگران امر کرد که دولت بنی عباس را نفرین کنند.؛ [298] باب سی و نهم: حکومت بنی عباس و حکومت ترکان و ماجرای آن کس که زمین را از عدل و داد لبریز می کند.؛ [299] باب چهلم: حضرت علی (علیه السلام) مردم را از زندگی کردن در بصره باز داشت.؛ [300] باب چهل و یکم: حوادثی که در بصره روی می دهد.؛ [301] باب چهل و دوم: «بنی قنطورا» و حوادث بصره؛ [302] باب چهل و سوم: مردم بصره و بنی قنطورا؛ [303] باب چهل و چهارم: از طماطم پروا دارید.؛ [304] باب چهل و پنجم: حکومت ترکان بسان حکومت فرعون به درازا می کشد و حکمرانی شان به دست فرزندان پیامبر می رسد.؛ [305] باب چهل و ششم: نابودی روزگار اعراب؛ [306] باب چهل و هفتم: اگر مردم به گناهان تازه ای دست زنند به هلاکت درافتند.؛ [311] باب چهل و هشتم: یکی از معجزه های پیامبر؛ [312] باب چهل و نهم: امت پیامبر از گمراهی، از مردم فارس و روم پیروی می کنند؛ [313] باب پنجاهم: فتنه های بصره؛ [314] باب پنجاه و یکم: فتنه های بصره؛ [315] باب پنجاه و دوم: فتنه های بزرگی که برای عالم اسلام پدید می آید.؛ [316] باب پنجاه و سوم: سلمان فرمود: مردم دسته دسته از دین خارج خواهند شد.؛ [317] باب پنجاه و چهارم: فرمایش حضرت علی (علیه السلام) درباره فتنه ها؛ [318] باب پنجاه و پنجم: شماری از معجزات پیامبر در مورد پیشبینی آینده اهل اسلام؛ [319] باب پنجاه ششم: معجزه پیامبر در باره پیش بینی حوادثی که برای عرب و عجم روی می دهد.؛ [320] باب پنجاه و هفتم: چیرگی عجم بر مردم عراق؛ [321] باب پنجاه و هشتم: خطبه حضرت علی (علیه السلام) که به «لؤلؤد» معروف است؛ [322] باب پنجاه و نهم: خطبه ای دیگر از حضرت علی (علیه السلام)؛ [323]باب شصتم: فرمایش پیامبر دربارة فتنة زوراء و كوفه و مدینه و ماجرای شعيب بن صالح و حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [324] باب شصت و یکم: در کتاب های پیشین از حضرت مهدی (علیه السلام) سخن گفته شده است.؛ [325] باب شصت و دوم: خصوصیات حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [326] باب شصت و سوم: دلایل قیام حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [327] باب شصت و چهارم: نام حضرت مهدى (علیه السلام) و عدالتش؛ [328] باب شصت و پنجم: اگر بیش از یک روز از عمر دنیا نمانده باشد در همان یک روز حکومتی برپا می شود که زمین را از عدل و داد لبریز می کند.؛ [329] باب شصت و ششم: ندایی از آسمان؛ [330] باب شصت و هفتم: زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [331] باب شصت و هشتم: رویداد های حکومت حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [332] باب شصت و نهم: حضرت مهدی (علیه السلام) از خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و زمین را از عدل و داد پر می کند؛ [333] باب هفتادم: کشورگشایی های حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [335] باب هفتاد و یکم: ماجرای انطاکیه و حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [336] باب هفتاد و دوم: دشمنان خدا در دنیا خوار و رسوا خواهند شد؛ [337] باب هفتاد و سوم: ویرانی زوراء؛ [338] باب هفتاد و چهارم: فتنه های ماه رمضان؛ [339] باب هفتاد و پنجم: ویرانی در ماه رمضان؛ [340] باب هفتاد و ششم: فرمایش حضرت علی (علیه السلام) درباره مهدی (علیه السلام)؛ [341] باب هفتاد و هفتم: یاران حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [342] باب هفتاد و هشتم: کشورگشایی های حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [343] باب هفتاد و نهم: یاران حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [344] باب هشتادم: حکومت حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [345] باب هشتاد و یکم: ماجرای دجّال و جایگاه قیامش و فرود آمدن حضرت عیسی (علیه السلام) و نمازگزاردنش پشت سر حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [346] باب هشتاد و دوم: دجّال از خراسان قیام می کند و پیروانش رخسارهایی همانند سپرهای آهنین دارند؛ [347] باب هشتاد و سوم: عیسی (علیه السلام) پشت سر یکی از فرزندان پیامبر خدا (صلی الله عله و آله) نماز می گزارد؛ [348] باب هشتاد و چهارم: برافروخته شدن آتش در حجاز؛ [349] باب اول: خطبه طولانی پیامبر (صلی الله علیه و آله)؛ [350] باب دوم: فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره آینده؛ [351] باب سوم: از میان رفتن خرد مردم؛ [352] باب چهارم: زمانی فرا می رسد که مردم همانند چهار پایان می شوند؛ [353] باب پنجم: فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله) دربارۀ پیشامدهای آینده امّت؛ [354] باب ششم: بر حذر بودن از پیروی اصحاب رأی؛ [355] باب هفتم: فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله) دربارۀ هفتاد و سه فرقه شدن امّتش و رستگاری یک فرقه؛ [356] باب هشتم: برافروخته شدن آتش پیش از برپایی رستاخیز؛ [357] باب نهم: ویرانی در ماه رمضان؛ [358] باب دهم برآمدگی ماه ها؛ [359] باب یازدهم: ویران شدن کعبه و بازداشتنِ مردم از حج گزاری؛ [360] باب دوازدهم: تسخیر قسطنطنیه به دست مردی از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله)؛ [361] باب سیزدهم: پیروی نمودنِ امّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در گمراهی، از بنی اسرائیل؛ [362] باب چهاردهم: پرچم های سیاه و مردی که زمین را از عدل و داد لبریز می کند؛ [363] باب پانزدهم: فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله) دربارهٔ پیدایشِ ظلم و ستم پس از آن حضرت؛ [364] دربارهٔ نکوهش بنی امیّه که سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را دگرگون کردند؛ [365] باب هفدهم: حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [366] باب هجدهم: فتنه ها؛ [367] باب نوزدهم: حضرت مهدی (علیه السلام) از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) خواهد بود؛ [368] باب بیستم: صفات حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [369] باب بیست و یکم: آن چه که بر پرچم حضرت مهدی (علیه السلام) نگاشته شده است؛ [370] باب بیست و دوم: آغاز و فرجامِ دین در دست اهل بیت؛ [371] باب بیست و سوم: عدالت در روزگارِ حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [372] باب بیست و چهارم: عمر حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [373] باب بیست و پنجم: گشاده دستی و بخشش حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [374] باب بیست و ششم: پیدایش نشانه ای همراه آفتاب پیش از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [375] باب بیست و هفتم: حضرت عیسی (علیه السلام) نزد حضرت مهدی (علیه السلام) فرود می آید؛ [376] باب بیست و هشتم: هر که بی امام بمیرد همانند مردم پیش از اسلام مرده است؛ [377] باب بیست و نهم: دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) به حضرت علی (علیه السلام)؛ [378] باب سی ام: پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داده اند که اگر معاویه بر فراز منبر رفت، او را بکشید؛ [379] باب سی و یکم: پیامبر (صلی الله علیه و آله) به حضرت علی (علیه السلام) امر فرموده که با دشمنان بجنگد؛ [380] باب سی و دوم: «بنی قنطورا» و ماجرای بصره؛ [381] باب سی و سوم: سخنان جبرئیل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره شهادت امام حسین (علیه السلام)؛ [382] باب سی و چهارم: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: مردم دسته دسته به دین در می آیند و به زودی دسته دسته از دین بیرون خواهند رفت.؛ [383] باب سی و پنجم: مردم مکه از این شهر بیرون رفته و هرگز به آن باز نمی گردند؛ [384] باب سی و ششم: حضرت علی (علیه السلام) یارانش را از چیرگی بنی امیّه آگاه نمود؛ [385] باب سی و هفتم: فرمایش حضرت علی (علیه السلام) درباره حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [386] باب سی و هشتم: مردم مدینه از این شهر خواهند رفت.؛ [387] باب سی و نهم: ویرانی مصر؛ [388] باب چهلم: بیرون رفتن مردم کوفه از این شهر؛ [389] باب چهل و یکم: حکومت نظامی مهدی (علیه السلام)؛ [390] باب چهل و دوم: حکومت حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [391] باب چهل و سوم: حضرت مهدی (علیه السلام) از فرزندان حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است؛ [392] باب چهل و چهارم: قیام حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [393] باب چهل و پنجم: پیامبر (صلی الله علیه و آله) دوازده جانشین برای خود برگزید؛ [394] باب چهل و ششم: برگزیده شدن دوازده جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله)؛ [395] باب چهل و هفتم: دوازده امیر؛ [396] باب چهل و هشتم: حضرت مهدی (علیه السلام) و قیامش؛ [397] باب چهل و نهم: حضرت مهدی (علیه السلام).؛ [398] باب پنجاهم: آزمودن یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهمال کاری آنان؛ [399] باب پنجاه و یکم: دعایی که انسان را از خطرها در امان می دارد.؛ [400] فصل اول: سفارس پادشاه چین به اعراب که مادامی که دین خود را حفظ کنید می توانید با دشمنان بجنگید.؛ [401] فصل دوم: پندهای حضرت علی (علیه السلام) و سخنان آن حضرت و دیگر امامان دربارهٔ حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [402] فصل سوم: فالگیری سطیح و قضاوت على (علیه السلام) و دانش امام صادق (علیه السلام)؛ [403] فصل چهارم: قضاوت حضرت علی (علیه السلام)؛ [404] فصل پنجم: درباره قضاوت حضرت علی (علیه السلام)؛ [405] فصل ششم: قضاوت حضرت علی (علیه السلام) درباره ارث؛ [406] فصل هفتم: ازدواج دختر علی (علیه السلام) با عمر بن خطّاب؛ [407] فصل هشتم: سلطنت دراز مدّت فرعون؛ [408] فصل نهم: کندن آبراهی به دستور فرعون؛ [409] فصل دهم سرزمین تبّت؛ [410] فصل یازدهم: ستمگر، زنازاده است؛ [411] فصل دوازدهم: شریف ترین مردم؛ [412] فصل سیزدهم: اشعاری از حضرت علی (علیه السلام)؛ [413] فصل چهاردهم: صلح امام حسن (علیه السلام)؛ [414] فصل پانزدهم: شهادت امام حسین (علیه السلام) در عراق؛ [415] فصل شانزدهم: امام حسن (علیه السلام) عمرو عاص را توصیف نمود؛ [416] فصل هفدهم: گفتگوی امام حسن (علیه السلام) با فرستاده معاویه؛ [417] فصل هجدهم: فرمایشات امام حسین (علیه السلام) درباره صفات حضرت علی (علیه السلام)؛ [418] فصل نوزدهم: پادشاهی فرزندان عباس؛ [419] فصل بیستم: ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [420] فصل بیست و یکم: حوادث سوریه؛ [421] فصل بیست و دوم: شعری در مغرب؛ [422] فصل بیست و سوم: مصیبت های سرزمین کربلا؛ [423] فصل بیست و چهارم: پیش بینی آینده بر اساس ستاره شناسی؛ [424] فصل بیست و پنجم: رودهای پنجگانه ای که از آنِ پیامبر و خاندان و پیروان آن حضرت است؛ [425] فصل بیست و ششم: نشانه های ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [426] فصل بیست و هفتم: نشانه های ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [427] فصل بیست و هشتم: طالع پیامبر (صلی الله علیه و آله)؛ [428] فصل بیست و نهم: پیش بینی آینده اسلام بر اساس ستاره شناسی؛ [429] فصل سی ام: یزدگرد؛ جدّ مادری حضرت مهدی (علیه السلام) است؛ [430] فصل سی و یکم: روزگاری فرا می رسد که مسلمانان بسان کف های روی سیل خواهند شد.؛ [431] فصل سی و دوم: بدعت گذاری. حکومت را از میان می برد؛ [432] فصل سی و سوم: اشعاری درباره تولّد کودکی؛ [433] فصل سی و چهارم: یاران حضرت مهدی (علیه السلام)؛ [434] فصل سی و پنجم: حکم طویله ای که میان دو خانه باشد؛ [435] فصل سی و ششم: نامة امام حسن (علیه السلام) من به عمرو عاص و نکوهش او؛ [436] فصل سی و هفتم: قضاوت عمر بن عبدالعزيز؛ [437] فصل سی و هشتم: شعری درباره ستایش یکی از نوادگان امام حسن (علیه السلام)؛ [438] فصل سی و نهم: شعری از ابوسفیان؛ [439] فصل چهلم: به دنیا آوردن چندین فرزند؛ [449]فصل چهل و یکم: گفتگوی ابو حنیفه با یکی از شیعیان
User comments
0