با اصول کافی یا الکافی فی الفقه (کتاب) اشتباه نشود.
الکافی مهمترین و معتبرترین کتاب حدیثی شیعه و از کتابهای چهارگانه اصلی شیعیان امامیه، نوشتهٔ محمد بن یعقوب کُلِینی (درگذشتهٔ 329ق) است. عالمان شیعه پس از کلینی، کتاب الکافی را ستوده و آن را بینظیر یا کمنظیر توصیف کردهاند و در اجتهادات خود از روایات این کتاب استفاده کردهاند. الکافی نقش فراوانی در شکلدهی به باورهای شیعیان داشته و توانسته است میان گرایش عقلگرا و سنتگرا نوعی هماهنگی ایجاد کند. کلینی به دلیل زیست در دورهٔ غیبت صغرا و ارتباط با اصحاب ائمه و دسترسی به اصول اربعمائه، روایات الکافی را با کمترین واسطه از معصومان(ع) نقل کرده است.
گروهی از عالمان شیعه با گرایش اخباری معتقدند همهٔ روایات این کتاب از چهارده معصوم صادر شده، گروهی دیگر، هرچند صدور احادیث کتاب کافی را قطعی نمیدانند، ولی به اعتبار همهٔ آنها معتقدند و حتی گفته شده نامگذاری الکافی منتسب به امام مهدی(عج) است که آن را «کافی» برای شیعیان خوانده است؛ اگرچه بسیاری از علمای شیعه با این ادعا مخالفت کردهاند. در نقطهٔ مقابل، تعداد زیادی از عالمان شیعه با گرایش اصولی وجود احادیث ضعیف در کافی را میپذیرند و فقط به احادیثی عمل میکنند که آنها را اعتبارسنجی کرده باشند؛ به همین دلیل، برخی پژوهشگران و حدیثشناسان احادیث صحیح کافی را از احادیث ضعیف جدا کردهاند.
کلینی، به گفته خود، بر آن بوده تا احادیث الکافی را بر اساس عدم مخالفت با قرآن و موافقت با اجماع گردآوری کند. او از آوردن روایات متعارض و شبههبرانگیز خودداری کرده، اما روایات مورد قبول شیعیان را حتی از راویان جنجالی نقل کرده است. وی تلاش کرده تمام اسناد روایات را بهصورت کامل نقل کند و گاه با استفاده از تعبیر عدة من اصحابنا نشان داده است که یک حدیث بیش از یک سند دارد. او با این حال، عبارتهای سندها و نیز اسامی راویان و امامان را یکسانسازی کرده است.
کافی منابع مکتوب خود را ذکر نکرده است؛ اما به گفتهٔ پژوهشگران، بسیاری از احادیث را از کتابها و از 34 محدث نقل کرده که بیشترین آنها را نیز از مشایخ مکتب حدیثی قم و بهویژه از طریق علی بن ابراهیم قمی و محمد بن یحیی العطار برگرفته است.
تعداد روایات الکافی، بین 15 هزار تا 16 هزار دانسته شده که جامعترین کتاب حدیثی شیعه را شکل داده است. الکافی در سه بخش اصول، فروع کافی و روضه کافی تألیف شده و اصول کافی مشهورترین بخش الکافی محسوب میشود که با توجه به جایگاه عقل در تفکر شیعه و نیز اختلافات مذهبی در دوران تدوین کتاب، با روایات مرتبط با عقل آغاز شده است. فروع کافی روایات فقهی را در 26 بخش در خود جای داده و بخش روضهٔ کافی فصلبندی ندارد و بدون ترتیب خاصی، روایاتی با موضوعات متفرقه مانند اخلاق، تاریخ، جهانشناسی و مواعظ را در خود جای داده است.
نسخههای خطی الکافی را پرشمار و تا 1200 نسخه توصیف کردهاند که کهنترین نسخهٔ یافتشده مربوط به سال 652ق است. کافی بارها بهصورت سنگی و حروفی و بهطور کامل یا با تفکیک اصول، فروع و روضه منتشر شده است. این کتاب به زبانهای فارسی، اردو و انگلیسی ترجمه شده و عالمان متعددی بر آن شرح و حاشیه نوشتهاند. علامه مجلسی، ملاصدرا و ملاصالح مازندرانی از شناختهشدهترین شارحان کافی بودهاند.
جایگاه الکافی در فرهنگ شیعه
کتاب الکافی از جوامع حدیثی درجهیک شیعه،[1] و نخستین جامع روایی پس از پایان دوران حضور امامان معصوم بهشمار میرود.[2] کافی یکی از چهار کتاب اساسی امامیه است که از نظر زمانی پیش از سه کتاب دیگر نگاشته شده است.[3] گفته شده کتاب کافی نقش مهمی در حل اختلافات درونمذهبی و ساماندهی اندیشه اعتقادی شیعه ایفا کرده است.[4] عزیزالله عطاردی، کتابشناس شیعه، بر آن است که فقیهان شیعه در طول قرنها، همواره به الکافی مراجعه میکردهاند[5] و آن را بر دیگر کتابهای حدیثی ترجیح میدادهاند[6] و احادیث آن را مورد اعتماد تلقی میکردهاند.[7]
الکافی از سوی بزرگترین دانشمندان شیعه مورد تمجید قرار گرفته است؛[8] شیخ مفید این کتاب را از برترین آثار حدیثی شیعه دانسته،[9] شهید اول[10] و محقق کرکی[11] آن را کتابی بینظیر در میان آثار امامیه خواندهاند. شهید ثانی الکافی را از حیث گردآوری احادیث و خوشسلیقگی در چینش ابواب، اثری بینظیر در جهان توصیف کرده است.[12] همچنین مجلسی اول این کتاب را در مقایسه با دیگر کتب اصول حدیثی، مضبوطتر و جامعتر دانسته و آن را بهترین و بزرگترین تألیف فرقه ناجیه (یعنی امامیه) در قرون اولیه معرفی کرده است.[13]
محمدامین استرآبادی (درگذشته 1036ق)، بنیانگذار گرایش اخباریگری، از قول دانشمندان و استادان خود نقل میکند کتابی همسنگ یا نزدیک به الکافی در اسلام تألیف نشده است.[14] آقابزرگ تهرانی، کتابشناس نامدار شیعه، بر این باور است که در نقل حدیث از اهلبیت(ع)، کتابی همانند کافی نوشته نشده است.[15] ابوالحسن شعرانی (درگذشتهٔ 1352ش) نیز الکافی را جامعترین، منضبطترین، متقنترین و پرفایدهترین کتاب حدیثی گردآوریشده میداند که پس از قرآن کریم قرار دارد.[16]
الکافی و شکلدهی به اعتقادات شیعیان
به گفته سید محمدعلی ایازی، قرآنپژوه و فقیه شیعه، از آنجا که کلینی در روزگاری میزیست که مباحث عقلی و فلسفه یونان در میان مسلمانان رواج یافته بود، کتاب خود را با روایات مربوط به عقل آغاز کرده است.[17] به گفته علی معموری، پژوهشگر، شروع کتاب الکافی با احادیث عقل و جهل، و تأکید بر دفاع از مشروعیت عقل، چهرهای کاملاً عقلانی به مذهب شیعه بخشیده که برای متکلمان دلنشین بوده است.[18]
روایات کلامی کافی نزدیک به یکچهارم حجم آن بوده،[19] و گفته شده که نقش مؤثری در شکلدهی به مکتب کلامی شیعه داشته است.[20] کلینی در چینش روایات کلامی الکافی، از یکسو ناظر به مسائل محوری آن دوره در منازعات فرق و مذاهب عمل کرده، و از سوی دیگر، کوشیده است با ترتیبی متناسب، بیشتر مباحث کلامی را در کتاب خود پوشش دهد.[21]
به گفته علی معموری، ویژگی مهم بخش روایات کلامی الکافی، تلاش کلینی برای پایانبخشیدن به مجادلات کلامی درونمذهبی شیعیان است؛ تلاشی که با گردآوری دیدگاههای گوناگون درباره موضوعات اختلافی، صورت گرفته است.[22] گفته شده اهمیت این رویکرد زمانی روشنتر میشود که بدانیم وی در دورهٔ موسوم به حیرت میزیست؛ دورهای که امام دوازدهم در غیبت بهسر میبرد و فرقههای گوناگونی در میان شیعیان پدید آمده بودند.[23]
نویسنده
محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی، مشهور به ثقةالاسلام و شیخ المشایخ، عالم برجسته شیعه در دوران غیبت صغری است. او در دوران خود از بزرگترین حدیثشناسان شیعه به شمار میرفت.[24] کلینی برای نگارش و تدوین کتاب کافی بیست سال وقت صرف کرده[25] و چنانکه در مقدمه الکافی آورده، کتاب را در پاسخ به درخواست «یک برادر دینی» تدوین کرده است؛ زیرا فراوانی اختلافات در روایات موجود باعث سردرگمی افراد میشد و بر همین اساس کلینی تصمیم گرفت کتابی بنویسد که به تعبیر خودش همه فنون علم دین در آن جمع باشد.[26] برخی پژوهشگران دلیل نامیده شدن این کتاب به الکافی را همین جمله کلینی دانستهاند که کتابش را برای همه فنون علم دین کافی دانسته است.[27]
تعداد روایات کافی
تعداد روایات کتاب کافی با رقمهای مختلف ذکر شده است.[28] یوسف بحرانی در لؤلؤة البحرین 16.199، دکتر حسینعلی محفوظ در مقدمه کافی 15.176، علامه مجلسی 16.121 و برخی دیگر 15.503 حدیث شمارش کردهاند.[29] این اختلاف رقمها ناشی از نبودن معیاری برای وحدت و تعدد روایات دانسته شده است؛[30] به این معنی که برخی روایتی را که با دو سند ذکر شده، دو روایت، و بعضی آن را یک روایت به حساب آوردهاند. گروهی روایات مرسله را نیز یک حدیث شمرده و برخی آن را در شمارش به حساب نیاوردهاند. در مواردی نیز علت اختلاف، نبودنِ برخی روایات در برخی نسخهها دانسته شده است.[31]
ادعای تأیید کتاب توسط امام زمان(عج)
جایگاه ممتاز کافی در بین شیعیان باعث شد که کسانی ادعا کنند این کتاب بر امام مهدی(عج) عرضه شده و ایشان گفته است: الکافی کاف لشیعتنا؛ یعنی کتاب کافی برای شیعیان ما بس است،[32] و بر همین اساس برخی گفتهاند نام کتاب الکافی از همین جمله منسوب به امام مهدی(عج) گرفته شده است.[33] اما بسیاری از عالمان شیعه همچون علامه مجلسی[34] و میرزا حسین نوری، این ماجرا را بیاساس میدانند.[35]
ساختار کتاب
کتاب الکافی به سبک جامعنویسی تدوین شده[36] و دارای سه قسمت اصول، فروع و روضه است: بخش اصول به روایات اعتقادی، بخش فروع به اخبار فقهی و در روضه کافی به احادیث متفرقه میپردازد.[37] الکافی از مباحث مقدماتی در حوزه عقل و جهل و فضل علم شروع شده، سپس به مباحث اعتقادی میرسد[38] و بعد از آن به مباحث اخلاقی و آداب عبادی، سپس به احکام فرعی و فقهی وارد میشود.[39]
در ساختار کلی الکافی، طبقهبندی بر اساس اصل و فرع صورت گرفته و احادیث در چند کتاب اصلی و موضوعات متعدد فرعی ساماندهی شدهاند.[40] بر این اساس کتاب الکافی گستردهترین کتاب حدیثی شیعه در آثار کهن دانشمندان امامی است که روایات کلامی، اخلاقی، اجتماعی، تاریخی و... را در چینشی کاملاً ابتکاری[41] کنار احادیث فقهی جمع کرده و مثل سایر کتب چهارگانه، محدود به احادیث فقهی نیست.[42]
اصول کافی
اصول کافی شامل احادیث اعتقادی و دربرگیرنده 8 بخش با عنوان «کتاب» است.[43] کلینی در کتاب الحجة قبل از نقل روایات مربوط به تولد هر امام مقدمهای درباره زندگی آن امام آورده است.[44]
- کتاب العقل و الجهل
- کتاب فضل العلم
- کتاب التوحید
- کتاب الحجة
- کتاب الایمان و الکفر
- کتاب الدعاء
- کتاب فضل القرآن
- کتاب العشرة.
فروع کافی
فروع کافی روایات فقهی را در بر میگیرد و شامل 26 بخش (کتاب) است.[45] با این حال فروع کافی فصلی اختصاصی برای احادیث باب خمس، وکالت، سَبْق و رمایه و شُفعه ندارد.[46]
- کتاب الطهارة
- کتاب الحیض
- کتاب الجنائز
- کتاب الصلاة
- کتاب الزکاة والصدقه
- کتاب الصیام
- کتاب الحج
- کتاب الجهاد
- کتاب المعیشة
- کتاب النکاح
- کتاب العقیقه
- کتاب الطلاق
- کتاب العتق والتدبیر والمکاتبة
- کتاب الصید
- کتاب الذبائح
- کتاب الاطعمة
- کتاب الاشربة
- کتاب الزی والتجمل والمروة
- کتاب الدواجن
- کتاب الوصایا
- کتاب المواریث
- کتاب الحدود
- کتاب الدیات
- کتاب الشهادات
- کتاب القضا والاحکام
- کتاب الایمان و النذور و الکفارات.
روضه کافی
روضه کافی احادیث متفرقه را در بر میگیرد و در ذکر احادیث، ترتیبی ندارد.[47] اسناد این بخش از کافی به دقت بخشهای دیگر نیست؛[48] به همین جهت برخی روضه را جزو کتاب کافی نمیدانند؛[49] اما نجاشی و طوسی تصریح کردهاند که روضه آخرین بخش کتاب کافی است.[50] موضوعات این کتاب عبارتند از:
- تأویل و تفسیر برخی آیات قرآن
- توصیهها و اندرزهای امامان شیعه
- رؤیا و انواع آن
- دردها و درمانها
- کیفیت آفرینش جهان هستی و برخی از پدیدههای آن
- تاریخ بعضی از انبیای الهی
- فضیلت شیعه و وظایف آن
- برخی مسائل تاریخ صدر اسلام و زمان خلافت امام علی(ع)
- امام زمان(عج) و صفات او و نیز اصحاب و ویژگیهای زمان حضور او
- تاریخ زندگی برخی صحابه و اشخاص
روش کلینی در الکافی
کتاب الکافی، از نظر نظم و ترتیب در دستهبندی روایات، تعداد روایات و کامل بودن سلسله سند احادیث و نیز از حیث گستره موضوعات مختلف اعتقادی، فقهی، اخلاقی، اجتماعی و... منحصر به فرد دانسته شده است.[51]
روش متنی
بر اساس مقدمه کلینی بر کتابش، گفته شده که کلینی احادیث را بر اساس معیار عدم مخالفت با قرآن و موافقت با اجماع جمعآوری کرده است و در آنجا که وجهی برای ترجیح نمیدیده، یکی از دو روایت متعارض را که در نظرش به صحت نزدیکتر بوده، برگزیده است.[52] کلینی کوشیده است احادیث مفصلتر، صحیحتر و روشنتر را در ابتدای باب بیاورد و سپس احادیث مبهم را ذکر کند.[53] کلینی روایات متعارض را نقل نکرده و تنها روایاتی را گردآوری کرده که آنها را قبول داشته و بر سایر روایات ترجیح داشته است.[54]
یکی از ویژگیهای کافی، فراوانی روایاتی است که در آنها آیات قرآن، و بهویژه آیات الاحکام به کار رفته است.[55] کلینی روایات زیادی را که در مجامع حدیثی پیش از خود بوده، نقل نکرده است؛ زیرا آن روایات یا ضعیف بودهاند، یا قرینه معتبری برای تأییدشان نبوده و وثاقت راویانشان برای کلینی ثابت نشده، یا اینکه کلینی آن احادیث را جزو ساختههای غالیان میدانسته است.[56] کلینی از نقل احادیث شبههبرانگیز پرهیز کرده، ولی روایات مقبول نزد شیعیان را حتی از شخصیتهای جنجالی مثل ابنابییعفور و فضل بن شاذان نیشابوری نقل کرده است.[57] به همین دلیل، الکافی را نقطه میانه دو جریان عقلگرای کلامی و سنتگرای حدیثی شیعه ارزیابی کردهاند.[58]
کلینی از نقل به معنا پرهیز کرده و تلاش کرده تا حد امکان، متن احادیث را مطابق کتابهای پیشین نقل کند؛[59] البته گاه یک حدیث را تقطیع کرده و بخشی از آن را در یک باب و بخشی دیگر را در بابی دیگر آورده است.[60] کلینی گاه اختلاف نقلهای احادیث را نیز با ذکر سند یا بدون ذکر سند تعیین کرده است.[61]
سخنان غیرحدیثی در الکافی
با آنکه کلینی بنا داشته فقط احادیث معصومان را گرد آورد، با این حال در مواردی سلسله سند حدیث به معصومان نمیرسد.[62] سید ابوالقاسم خویی در مقدمه معجم رجال الحدیث 12 نمونه از این موارد را فهرست کرده است.[63] کلینی گاهی نیز آراء فقهی خود را در فصلی مستقل (باب) بیان کرده است؛[64] چنانکه در بخش اصول کافی گاه آراء کلامی و فلسفی خود را اظهار کرده است.[65]
روش سندی کلینی در الکافی
کلینی به جز مواردی بسیار معدود، سند احادیث را با همه ویژگیهای آنها ذکر کرده است،[66] و اگر حدیثی چند طریق داشته، همه سلسلهسندهای مرتبط با آن حدیث را آورده است[67] و همین کار او باعث شده احادیث مشهور و مستفیض قابل شناسایی باشند.[68] در موارد زیادی نیز کلینی برای نشاندادن تعدد روایان یک حدیث از عبارت عِدَّةً مِن أصحابِنا استفاده کرده است.[69] مقالهها و رسالههای متعددی برای روشنکردن منظور کلینی از عبارت «عدة من اصحابنا» نگاشته شده که برخی از آنها در مجموعه کتاب «شناختنامه کلینی و الکافی» گردآوری شده است.[70]
کلینی در زمان تألیف کافی با استفاده از اصول اربعمأة که توسط اصحاب ائمه نوشته شده بودند و دیدار حضوری با اصحاب امامان شیعه یا کسانی که اصحاب را دیده بودند، احادیث را با کمترین واسطه به دست آورده است.[71] به همین جهت در کافی، احادیثی هست که فقط با سه واسطه به امامان معصوم متصل میشود[72] و از این نظر منحصربهفرد است.[73] برخی تعداد اینگونه احادیث را 135 مورد گزارش کردهاند.[74]
بنابر تحقیق سید محمدجواد شبیری، کلینی هنگام تدوین کتاب الکافی در راستای یکسانسازی و انسجام کتاب، تغییراتی در متن اسناد حدیث ایجاد کرده است؛ به جای عبارتهای روایتی و خبری از واژگان عنعنه استفاده کرده،[75] اسامی راویان را یکسان و مختصر کرده،[76] و عناوین معصومان را هماهنگ کرده است؛ مثلا برای امام صادق(ع)، به جای جعفر بن محمد، کنیه ابوعبدالله را جایگزین کرده است.[77]
منابع کافی
کلینی، نام منابع کتابش را ذکر نکرده است[78] و تنها اشاراتی به سه کتاب در متن کافی یافت میشود.[79] به گفته پژوهشگران، نخستین اصول حدیثی شیعیان که به چهارصد اصل شهرت یافته،[80] یا بخش زیادی از این اصول[81] در اختیار کلینی بوده، و او از آنها در تألیف الکافی بهره برده است.
بر اساس پژوهش سید محمدجواد شبیری، حدیثپژوهش شیعه، میتوان کتابهای بصائر الدرجات، محاسن، کتاب حسین بن سعید یا نوادر احمد بن محمد بن عیسی، کتاب ابوسعید عصفری، و کتاب سلیم بن قیس را از جمله منابعی دانست که کلینی از آنها استفاده کرده و امروزه در دسترس هستند.[82] او همچنین به کتابهای متعددی از اساتید کلینی و نیز غیر اساتید او بهعنوان منابع کافی اشاره میکند که امروزه در شمار منابع مفقود محسوب میشوند.[83]
به گفته سید محمدعلی ایازی، روحانی پژوهشگر شیعه، کلینی روایات کافی را از 34 نفر از استادان خود نقل کرده است.[84] با این حال گزارش شده که 99 درصد این احادیث از طریق هشت راوی نقل شدهاند[85] و تنها 55 روایت از طریق 26 راوی دیگر است.[86] از این میان، پنج نفر از مشایخ اصلی کافی به مکتب حدیثی قم تعلق دارند؛[87] چنانکه کلینی بیش از هفت هزار روایت از علی بن ابراهیم قمی و بیش از پنج هزار روایت را از محمد بن یحیی العطار نقل کرده است.[88] همچنین گفته شده هرچند کلینی با نائبان چهارگانه امام مهدی(ع) همدوره بوده، ولی ارتباط ویژهای با آنان نداشته است.[89] کلینی همچنین از 20 راوی زن نیز روایت نقل کرده است.[90]
اعتبار الکافی
درباره اعتبار روایات کافی دیدگاههای گوناگونی بیان شده است.[91]
عالمان اخباری و اعتبار کافی
برخی از علمای پیرو مسلک اخباری مثل ملا امین استرآبادی و ملاخلیل قزوینی که آنها را اخباریان افراطی توصیف کردهاند، همه احادیث کافی را قطعیالصدور میدانند.[92] با این حال، اخباریان دیگری، با آنکه صدور همه روایات کافی را قطعی نمیدانند، اما آن را معتبر ارزیابی میکنند؛[93] چنانکه محدث نوری روایات کافی را معتبر و بینیاز از بررسی رجالی دانسته و برای این دیدگاه، دلایلی ذکر کرده است: از جمله جایگاه ممتاز کتاب کافی و مؤلف آن نزد علما و نیز حضور کلینی در دوره غیبت صغری و امکان بررسی روایات او از سوی نایبان امام زمان.[94] در نهایت، علامه مجلسی در مقدمه مرآة العقول معتقد است که روایات کتاب کافی تا وقتی گرفتار تعارض احادیث نشوند معتبر و حجتاند.[95]
در نقد این گرایش، گفته شده میان کلینی و نایبان امام، رفتوآمدی وجود نداشته و از همین رو روایتی از آنان نقل نکرده است.[96] همچنین اگر کتاب کافی بر نائبان عرضه شده بود به احتمال قوی به این امر در مقدمهٔ کتاب -که پس از تألیف اصل کتاب نگاشته شده- اشاره میشد.[97] افزون بر این، کلینی ساکن ری بوده، در حالی که نائبان در بغداد و تحت شرایط تقیه شدید زندگی میکردهاند.[98]
عالمان اصولی و اعتبار کافی
عالمان پیرو مسلک اصولی، هرچند کتاب کافی را از کتب مرجع و قابلاعتماد میدانند، اما احادیث آن را بدون ارزیابی سندی نمیپذیرند؛[99] چنانکه بهگفته سید محمدجواد شبیری، حدیثپژوه شیعه، شیخ مفید و سید مرتضی برخی از احادیث کافی را نادرست دانستهاند و نیز شیخ طوسی در مواردی به ضعف برخی روایات کافی تصریح کرده است.[100] شبیری همچنین مواردی از اشکالات شیخ صدوق به احادیث کلینی را گردآوری کرده است که نشان میدهد صدوق نیز احادیث کلینی را تنها پس از اعتبارسنجی میپذیرفته است.[101]
عالمان متأخر شیعه روایات الکافی را با توجه به مبانی مختلف خود سنجیده و تلاش کردهاند روایات صحیح را از غیرصحیح جدا کنند؛ بر همین اساس گزارش شده که برخی 5072 حدیث، برخی 4428 حدیث و برخی دیگر 9488 حدیث را صحیح خواندهاند.[102] از سوی دیگر، هاشم معروف الحسنی روحانی شیعه در کتاب «دراسات فی الحدیث و المحدثین» نام 41 نفر از راویان احادیث کافی را فهرست کرده است که متهم به ضعف، غلو و فساد عقیده هستند؛[103] با این حال او معتقد است که کلینی به دلیل قرائنی که در اختیار داشته این احادیث را صحیح میدانسته است.[104]
محمدباقر بهبودی پژوهشگر حدیث و رجال نیز در پایان قرن 14 قمری کتابی با نام صحیح الکافی منتشر کرد[105] و با حذف بسیاری از احادیث کافی، تنها 4428 حدیث[106] را از نظر سند و متن صحیح دانست.[107] بهبودی بر آن است که گرچه 6636 حدیث کافی از نظر سندی صحیحاند، ولی از همان مقدار نیز 2208 حدیث را بهدلیل اشکال محتوایی غیرقابل دفاع دانسته و حذف کرده است.[108]
جعفر سبحانی فقیه شیعه، روش بهبودی را خلاف روش علمای پیشین شیعه دانسته[109] و تصریح کرده که بهبودی گمان کرده احادیث موثق و حسن و ضعیف را باید کنار گذاشت، در حالی که بسیاری از این احادیث نیز معتبر بوده و عالمان شیعه آنها را پذیرفتهاند.[110] سید محمدجواد شبیری[111] و دیگران[112] نیز نقدهایی بر گفتههای بهبودی و کتاب او نوشتهاند.
مسئله روایات تحریف قرآن در کافی
در بخشهای مختلف الکافی روایاتی نقل شده است که از آنها برداشت تحریف قرآن میشود.[113] از همین رو، فیض کاشانی عالم و محدث شیعه، کلینی را معتقد به تحریف قرآن معرفی کرده؛[114] چنانکه محدث نوری نیز در کتاب فصل الخطاب، کتاب الکافی را یکی از منابع خود معرفی کرده است.[115]
سید محمدجواد شبیری معتقد است این روایات را کلینی از کتابهایی برداشت کرده که نویسنده یا راوی آنها در کتابهای رجالی تضعیف شدهاند و از این رو، نمیتوان مدعای تحریف قرآن را به عالمان شیعه نسبت داد.[116] در کتاب «دفاعً عن الکافی» نوشته ثامر هاشم عمیدی نیز تلاش شده یکایک روایات تحریفنمای کافی مورد بررسی سندی و متنی قرار گیرد.[117] افزون بر این پژوهشگران دیگری نیز کلینی را جزو معتقدان به سلامت قرآن از تحریف دانستهاند.[118]
پژوهش و نگارش درباره الکافی
نسخههای خطی
نسخههای خطی الکافی پرشمار توصیف شده[119] و گزارش شده که تا 1200 نسخه کافی[120] در کتابخانههای جهان از جمله در هند، بریتانیا، آلمان، فرانسه و چندین کشور دیگر ثبت شده است.[121] بنابر یک گزارش، کهنترین نسخه یافتشده از الکافی نسخهای است مربوط به یحیی بن سعید حلی فقیه شیعه در قرن هفتم هجری که در سال 652ق کتابت شده است.[122]
بر اساس گزارشی که در کتاب الکلینی و الکافی آمده، قدیمیترین نسخه خطی کافی از بین 150 نسخه موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی،[123] نسخهای است مربوط به سال 675 قمری[124] که تنها بخشی از کافی را در بر دارد.[125] همچنین از نسخهای در کتابخانه مرعشی نجفی قم یاد شده است که در سال 953ق نگاشته شده و شهید ثانی فقیه شیعه آن را مقابله کرده است.[126]
چاپها
کتاب کافی نخستین بار در شیراز و سپس در تبریز در سالهای 1278 و 1281قمری با چاپ سنگی منتشر شد.[127] پس از آن در تهران و لکنهو به همان روش چاپ سنگی به چاپ رسید.[128] یکی از چاپهای هند را به سال 1302ق گزارش کردهاند.[129] چاپ دارالکتب الاسلامیه که با تصحیح علیاکبر غفاری (درگذشته 1383ش) حدیثشناس شیعه منتشر شده، از بهترین تصحیحهای الکافی ارزیابی کردهاند.[130]
عبدالرسول الغفار در کتاب الکلینی و الکافی، فهرستی از چاپهای گوناگون الکافی را گردآوری کرده است.[131] مفصلترین چاپ کافی چاپ مؤسسه دارالحدیث است که در پی کنگره بزرگداشت کلینی در سال 1387 و سپس در 1397ش، در 15 جلد منتشر شده است.[132] شمار چاپها و نسخههای چاپنشده کافی چه به صورت مستقل، یا گزیده یا ضمن ترجمه و شرح احادیث به 260 مورد میرسد[133] که 25 مورد آن به چاپ متن احادیث کافی اختصاص دارد.[134]
ترجمهها
الکافی بهصورت کامل یا بهصورت گزیده به زبانهای مختلف ترجمه شده است.[135] در کتاب «کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی» تعداد 16 ترجمه به فارسی، اردو و انگلیسی فهرست شده است.[136] با این حال ترجمههایی نیز وجود دارد که منتشر نشده و بهصورت خطی ماندهاند.[137] ترجمه ملا خلیل قزوینی (درگذشتهٔ 1089ق) با نام صافی در شرح کافی مهمترین ترجمه الکافی دانسته شده و ترجمه محمدباقر کمرهای (درگذشتهٔ 1374ش)، مهمترین ترجمه متأخر از کافی معرفی شده است.[138]
ترجمه مشهور دیگر به فارسی ترجمهای است که بخشی از آن را سید جواد مصطفوی و بخش دیگر را سید هاشم رسولی محلاتی انجام دادهاند و این ترجمه گاه به اسم مصطفوی و گاه به اسم رسولی محلاتی منتشر میشود.[139] ترجمه گزیده کافی، اثر محمدباقر بهبودی،[140] متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی، به قلم محمدحسین رحیمیان،[141] و بهشت کافی (ترجمه روضه کافی) اثر حمیدرضا آژیر[142] از دیگر ترجمههای کافی است.
شروح کافی
کتاب کافی از دورههای نخستین، مورد توجه عالمان و حدیثپژوهان بوده و از این رو، آثار متعددی درباره آن پدید آمده است؛ آقابزرگ تهرانی در کتاب الذریعه 27 شرحِ نوشته شده بر بخش اصول کافی یا تمامی کتاب و 10 حاشیه بر آن را معرفی کرده است.[143] از جمله مهمترین شروح کافی میتوان به این آثار اشاره کرد:
- شرح کافی اثر ملاصدرا درگذشتهٔ 1050ق.
- کتاب الوافی اثر فیض کاشانی درگذشتهٔ 1091ق.
- مرآة العقول تألیف علامه مجلسی درگذشتهٔ 1110ق.
- شرح کافی اثر ملا صالح مازندرانی درگذشتهٔ 1081ق.
- شرح کافی اثر ملاخلیل قزوینی به زبان فارسی موسوم به صافی و شرح عربی به نام شافی.
- الرواشح السماویة فی شرح الکافی تألیف سید محمدباقر میرداماد.
- شرح کافی تألیف امیر اسماعیل خاتونآبادی.
- منهج الیقین نوشته سید علاءالدین محمد گلستانه.[144]
کافیپژوهی
پژوهش درباره الکافی و نویسنده آن، محمد بن یعقوب کلینی، بخش مهمی از مطالعات حدیثپژوهی را شکل داده است.[145] کتاب کلینینامه اثر سید محمود مرعشی نجفی و حسین متقی،[146] و «کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی» نمونهای از این آثار است.[147] مجموعه چهارجلدی شناختنامه کلینی و الکافی نیز که از سوی مؤسسه دارالحدیث منتشر شده، مجموعهای از مقالات و نگاشتهها پیرامون کافی و کلینی را گرد آورده است.[148] در کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، بیش از 55 مقاله و 12 پایاننامه،[149] و 22 اثر فهرستنگارانه درباره کافی گزارش شده است.[150] همچنین تعداد 66 مقاله فارسی در پنج جلد[151] و 22 مقاله عربی از مقالات کنگره بزرگداشت ثقةالاسلام کلینی در دو جلد منتشر شده است.[152]
سید حسین بروجردی مرجع تقلید قرن چهارده، مجموعه سندهای کافی را تنظیم و مرتب کرده است که از سوی شاگردان او با دو عنوان ترتیب اسانید الکافی[153] و تجرید اسانید الکافی[154] منتشر شده است. ثامر هاشم العمیدی دستکم سه جلد کتاب درباره کلینی و الکافی منتشر کرده است.[155]
نویسنده دیگری به نام عبدالرسول الغفار دو کتاب با نامهای «الکلینی و الکافی» و «الکلینی و خصومة ابوزهرة» به نگارش درآورده است.[156] کتاب گفتگوها و گفتارها درباره کلینی و الکافی، نیز نمونه دیگری در حوزه کافیپژوهی به شمار میرود که دربردارنده چهار سخنرانی، پنج مقاله، هشت مصاحبه و گزارش یک نشست درباره ترجمههای الکافی است.[157]
مقایسه الکافی با سایر جوامع حدیثی
| جوامع مهم حدیثی شیعه | مؤلف | متوفای | تعداد احادیث | توضیحات |
|---|---|---|---|---|
| المحاسن | احمد بن محمد برقی | 274ق | حدود 2604 | مجموعه روایاتی با موضوعات مختلف مانند فقه و اخلاق |
| کافی | محمد بن یعقوب کلینی | 329ق | حدود 16000 | اقسام احادیث اعتقادی، اخلاقی، آداب و فقهی |
| کتاب من لایحضره الفقیه | شیخ صدوق | 381ق | حدود 6000 | احادیث فقهی |
| تهذیب الاحکام | شیخ طوسی | 460ق | حدود 13600 | احادیث فقهی |
| الاستبصار فیما اختلف من الاخبار | شیخ طوسی | 460ق | حدود 5500 | احادیث فقهی |
| الوافی | فیض کاشانی | 1091ق | حدود 50000 | دربردارنده احادیث کتب اربعه با حذف مکررات و شرح بعضی از آنها |
| وسائل الشیعه | شیخ حر عاملی | 1104ق | 35850 | احادیثِ فقهی کتب اربعه و بیش از هفتاد کتاب حدیثی دیگر |
| بحارالانوار | علامه مجلسی | 1110ق | حدود 85000 | جمعآوری اکثر روایات معصومین در موضوعات مختلف |
| مستدرک الوسائل | میرزا حسین نوری | 1320ق | 23514 | تکمیل احادیث فقهی وسائل الشیعه |
| سفینة البحار | شیخ عباس قمی | 1359ق | 10 جلد | ارائه فهرستی موضوعی بر اساس الفبا برای کتاب بحار الانوار |
| جامع احادیث شیعه | آیت الله بروجردی | 1380ق | 48342 | گردآوری و باببندی احادیث فقهی شیعه |
| مستدرک سفینة البحار | شیخ علی نمازی | 1405ق | 10 جلد | تکمیل سفینة البحار |
| الحیات | محمدرضا حکیمی خراسانی | 1443ق | 12 جلد | 40 فصل در موضوعات مختلف فکری ـ عملی |
| میزان الحکمه | محمدی ری شهری | 1443ق | 23030 | 564 عنوان غیر فقهی |
جستارهای وابسته
پانویس
- عابدی شاهرودی، «نقد و تحقیقی در زمینه شروح کافی»، ص108.
- عابدی شاهرودی، «نقد و تحقیقی در زمینه شروح کافی»، ص109.
- عابدی شاهرودی، «نقد و تحقیقی در زمینه شروح کافی»، ص108.
- معموری، «زمینههای تاریخی کتاب کافی»، ص44.
- عطاردی، «محمد بن یعقوب کلینی»، ص150.
- عطاردی، «محمد بن یعقوب کلینی»، ص162.
- عطاردی، «محمد بن یعقوب کلینی»، ص162.
- ایازی، کافیپژوهی، 1387ش، ص9.
- شیخ مفید، تصحیح اعتقادات الامامیه، 1414ق، ص70.
- شهید اول، اجازهٔ نقل حدیث، به نقل از: مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج106، ص190.
- محقق کرکی، اجازهٔ نقل حدیث، به نقل از: مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج105، ص63.
- شهید ثانی، اجازهٔ نقل حدیث، به نقل از: مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج105، ص141.
- مجلسی، مرآة العقول، 1363ش، ج1، ص3.
- استرآبادی، الفوائد المدنیه، 1424ق، ص520.
- آقابزرگ تهرانی، الذریعه، 1408ق، ج17، ص245.
- شعرانی، «تقدمة للمحشی»، صفحه ز.
- ایازی، کافیپژوهی، 1387ش، ص9.
- معموری، «زمینههای تاریخی کتاب کافی»، ص40.
- معموری، «زمینههای تاریخی کتاب کافی»، ص38.
- معموری، «زمینههای تاریخی کتاب کافی»، ص38.
- معموری، «زمینههای تاریخی کتاب کافی»، ص38.
- معموری، «زمینههای تاریخی کتاب کافی»، ص38.
- معموری، «زمینههای تاریخی کتاب کافی»، ص38.
- بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، 1363ش، ج3، ص325.
- عطاردی، «محمد بن یعقوب کلینی»، ص150.
- کلینی، الکافی، 1363ش، ج1، ص5.
- عطاردی، «محمد بن یعقوب کلینی»، ص161.
- الغفار، الکلینی و الکافی، 1416ق، ص401.
- الغفار، الکلینی و الکافی، 1416ق، ص401.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص341.
- الغفار، الکلینی و الکافی، 1416ق، ص397.
- الغفار، الکلینی و الکافی، 1416ق، ص397.
- الغفار، الکلینی و الکافی، 1416ق، ص392.
- مجلسی، مرآة العقول، 1363ش، ج1، ص22.
- نوری، مستدرک الوسائل، 1408ق، ج19، بخش اول، ص39.
- لطفی، «روش شیخ کلینی در طبقهبندی روایات کافی»، ص161.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص285.
- لطفی، «روش شیخ کلینی در طبقهبندی روایات کافی»، ص163.
- لطفی، «روش شیخ کلینی در طبقهبندی روایات کافی»، ص168.
- لطفی، «روش شیخ کلینی در طبقهبندی روایات کافی»، ص163.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص297.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص286.
- مدنی بجستانی، فرهنگ کتب حدیثی شیعه، 1385ش، ص272.
- رحمانستایش، «کافی»، ص476.
- مدنی بجستانی، فرهنگ کتب حدیثی شیعه، 1385ش، ص274-275.
- دهقان منگابادی، «کلینی و کتاب الکافی»، ص461.
- مدیرشانهچی، «کافی»، ص483.
- مدیرشانهچی، «کافی»، ص483.
- افندی، ریاض العلماء، مطبعة الخیام، ج2، ص261.
- نجاشی، رجال نجاشی، 1416ق، ص377؛ طوسی، الفهرست، 1417ق، ص210.
- مصطفوی، ترجمه اصول کافی، 1369ش، ج1، ص10.
- کلینی، الکافی، 1363ش، ج1، ص89؛ معموری، «زمینههای تاریخی کتاب کافی»، ص33.
- مصطفوی، ترجمه اصول کافی، 1369ش، ج1، ص10.
- حبیب العمیدی، «مع الکلینی و کتابه الکافی»، ص128.
- حبیب العمیدی، «مع الکلینی و کتابه الکافی»، ص127.
- حبیب العمیدی، «مع الکلینی و کتابه الکافی»، ص127-128.
- معموری، «زمینههای تاریخی کتاب کافی»، ص39.
- معموری، «زمینههای تاریخی کتاب کافی»، ص39.
- حجت، «کلینی و کافی»، ص394.
- حجت، «کلینی و کافی»، ص396.
- حجت، «کلینی و کافی»، ص397.
- حجت، «کلینی و کافی»، ص398.
- خویی، معجم رجال الحدیث، 1413ق، ج1، ص83-84.
- حبیب العمیدی، «مع الکلینی و کتابه الکافی»، ص128.
- حبیب العمیدی، «مع الکلینی و کتابه الکافی»، ص128.
- حبیب العمیدی، «مع الکلینی و کتابه الکافی»، ص118.
- حبیب العمیدی، «مع الکلینی و کتابه الکافی»، ص118.
- حبیب العمیدی، «مع الکلینی و کتابه الکافی»، ص118.
- حبیب العمیدی، «مع الکلینی و کتابه الکافی»، ص121.
- قنبری، شناختنامه کلینی و الکافی، 1387ش، ج3، ص347-500.
- سید بن طاووس، کشف المحجة، 1370ق، ص159.
- حجت، «کلینی و کافی»، ص409.
- حجت، «کلینی و کافی»، ص409.
- حجت، «کلینی و کافی»، ص409.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص315.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص316-317.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص316.
- حسینی جلالی، «کتاب الکافی»، ص378.
- حسینی جلالی، «کتاب الکافی»، ص378.
- الغفار، الکلینی و الکافی، 1416ق، ص431-436.
- شبیری، «لزوم ارزیابی سندی احادیث کافی»، ص318.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص314-315.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص321-335.
- ایازی، کافیپژوهی، 1387ش، ص10.
- معارف، «محمد بن یعقوب کلینی و کتاب کافی»، ص426.
- معارف، «محمد بن یعقوب کلینی و کتاب کافی»، ص427.
- ایازی، کافیپژوهی، 1387ش، ص9.
- معارف، «محمد بن یعقوب کلینی و کتاب کافی»، ص426.
- شبیری زنجانی، جرعهای از دریا، 1392ش، ج1، صص173-174.
- غروی نائینی، «زنان راوی در الکافی»، ص135.
- قربانی، «کتاب کاقی ثقةالاسلام کلینی»، ص62.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص287.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص287.
- نوری، مستدرک الوسائل، 1408ق، ج21، ص463-480.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص288.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص292.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص295.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص292.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص287.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص288.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص290-291.
- حجت، «کلینی و کافی»، ص416.
- الحسنی، دراسات فی الحدیث و المحدثین، 1398ق، ص192-201.
- الحسنی، دراسات فی الحدیث و المحدثین، 1398ق، ص192.
- بهبودی، صحیح الکافی، 1425ق، ج1، صفحه یج.
- بهبودی، صحیح الکافی، 1425ق، ج3، ص408.
- بهبودی، صحیح الکافی، 1425ق، ج1، صفحه یج.
- بهبودی، «آخرین کلام در عرصه روایت و درایت حدیث»، ص29-30.
- سبحانی، «پاسداری از عرصه روایت و درایت حدیث»، ص35.
- سبحانی، «پاسداری از عرصه روایت و درایت حدیث»، ص34.
- شبیری، «نگاهی به گفتگوی در عرصه روایت و درایت حدیث»، ص12-17.
- جاودان، «باری دیگر در عرصه روایت و درایت حدیث»، ص36-39.
- فیض کاشانی، تفسیر الصافی، 1415ق، ج1، ص52.
- فیض کاشانی، تفسیر الصافی، 1415ق، ج1، ص52.
- مؤدب و حدادیان، «بررسی دلالی روایات تحریفنما در کتاب کافی»، ص30.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص336.
- مؤدب و حدادیان، «بررسی دلالی روایات تحریفنما در کتاب کافی»، ص33.
- مؤدب و حدادیان، «بررسی دلالی روایات تحریفنما در کتاب کافی»، ص37.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص339.
- حجت، «کلینی و کافی»، ص412.
- الغفار، الکلینی و الکافی، 1416ق، ص463.
- حجت، «کلینی و کافی»، ص412.
- الغفار، الکلینی و الکافی، 1416ق، ص458.
- الغفار، الکلینی و الکافی، 1416ق، ص458.
- شبیری، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، ص341.
- الغفار، الکلینی و الکافی، 1416ق، ص463.
- عطاردی، «محمد بن یعقوب کلینی»، ص164.
- عطاردی، «محمد بن یعقوب کلینی»، ص165.
- مرعشی نجفی و متقی، کلینینامه، 1387ش، ص289.
- حجت، «کلینی و کافی»، ص421.
- الغفار، الکلینی و الکافی، 1416ق، ص464-466.
- «کتاب الکافی (16 جلدی) دارالحدیث، تجدید چاپ شد.» پایگاه اطلاعرسانی حدیثنت.
- قنبری، کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، 1387ش، ص25-114.
- قنبری، کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، 1387ش، ص25-26.
- کنگره بینالمللی بزرگداشت ثقةالاسلام کلینی، گفتگوها و گفتارها درباره کلینی و الکافی، 1389ش، ص375.
- قنبری، کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، 1388ش، ص87-102.
- کنگره بینالمللی بزرگداشت ثقةالاسلام کلینی، گفتگوها و گفتارها درباره کلینی و الکافی، 1389ش، ص376.
- کنگره بینالمللی بزرگداشت ثقةالاسلام کلینی، گفتگوها و گفتارها درباره کلینی و الکافی، 1389ش، ص377.
- کنگره بینالمللی بزرگداشت ثقةالاسلام کلینی، گفتگوها و گفتارها درباره کلینی و الکافی، 1389ش، ص378.
- «ترجمه گزیده کافی»، خانه کتاب و ادبیات ایران.
- «متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی»، خانه کتاب و ادبیات ایران.
- «بهشت کافی»، خانه کتاب و ادبیات ایران.
- آقابزرگ تهرانی، الذریعه، 1408ق، ج13، ص95 – 99.
- برای آشنایی جامع با شرحها و حاشیههای کافی، نگاه کنید به: قنبری، كتابشناسى كلينى و كتاب الكافی، 1387ش، صص27-71؛ ایازی، كافىپژوهى، 1387ش، ص13.
- قنبری، کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، 1387ش، ص22.
- مرعشی نجفی و متقی، کلینینامه، 1387ش.
- قنبری، کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، 1387ش، ص9.
- قنبری، کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، 1387ش، ص3.
- قنبری، کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، 1387ش، ص159-188.
- قنبری، کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، 1387ش، ص189-197.
- کنگره بینالمللی بزرگداشت ثقةالاسلام کلینی، مجموعه مقالات فارسی کنگره بزرگداشت کلینی، 1387ش، ج1، ص6.
- کنگره بینالمللی بزرگداشت ثقةالاسلام کلینی، مجموعه مقالات فارسی کنگره بزرگداشت کلینی، 1387ش، ج1، ص6.
- قنبری، کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، 1387ش، ص121.
- قنبری، کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، 1387ش، ص119.
- قنبری، کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، 1387ش، ص124-125.
- قنبری، کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، 1387ش، ص126.
- کنگره بینالمللی بزرگداشت ثقةالاسلام کلینی، گفتگوها و گفتارها درباره کلینی و الکافی، 1389ش، ص1-2.
منابع
- آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، بیروت، دارالاضواء، 1403ق.
- استرآبادی، محمدامین، الفوائد المدنیة، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1424ق.
- افندی، عبدالله بن عیسی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، قم، مطبعة الخیام، بیتا.
- الحسنی، هاشم معروف، دراسات فی الحدیث و المحدثین، لبنان، دار التعارف، 1398ق.
- الغفار، عبدالرسول، الکلینی و الکافی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1416ق.
- ایازی، سيد محمدعلى، كافىپژوهى (گزارش پاياننامههاى مرتبط با كلينى و الكافی)، دارالحديث، 1387ش.
- بحرالعلوم، سید محمدمهدی، الفوائد الرجالیة، تهران، مکتبة الصادق، 1363ش.
- بهبودی، محمدباقر، «آخرین کلام در عرصه روایت و درایت حدیث»، ماهنامه کیهان فرهنگی، شماره 35، بهمن 1365ش.
- بهبودی، محمدباقر، صحیح الکافی، تهران، سنا، 1425ق.
- «بهشت کافی»، خانه کتاب و ادبیات ایران، تاریخ بازدید: 18 بهمن 1404ش.
- پایگاه اطلاعرسانی حدیثنت، کتاب الکافی (16 جلدی) دارالحدیث، تجدید چاپ شد.، مرور خبر 26 آبان 1404ش.
- «ترجمه گزیده کافی»، خانه کتاب و ادبیات ایران، 18 بهمن 1404ش.
- جاودان، محمد، «باری دیگر در عرصه روایت و درایت حدیث»، ماهنامه کیهان فرهنگی، شماره 34، دی 1365ش.
- حبیب العمیدی، سید ثامر هاشم، «مع الکلینی و کتابه الکافی»، شناختنامه کلینی و الکافی، به کوشش محمد قنبری، جلد 1، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- حجت، هادی، «کلینی و کافی»، شناختنامه کلینی و الکافی، به کوشش محمد قنبری، جلد 1، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- حسینی جلالی، محمدحسین، «کتاب الکافی»، شناختنامه کلینی و الکافی، به کوشش محمد قنبری، جلد 1، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیجا، بینا، 1413ق.
- دهقان منگابادی، بمانعلی، «کلینی و کتاب الکافی»، شناختنامه کلینی و الکافی، به کوشش محمد قنبری، جلد 1، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- رحمانستایش، محمدکاظم، «کافی»، شناختنامه کلینی و الکافی، به کوشش محمد قنبری، جلد 1، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- سبحانی، جعفر، «پاسداری از عرصه روایت و درایت حدیث»، ماهنامه کیهان فرهنگی، شماره 33، آذر 1365ش.
- سید بن طاووس، علی بن موسی، کشف المحجة لثمرة المهجة، نجف، المطبعة الحیدریة، 1370ق.
- شبیری زنجانی، سید موسی، جرعهای از دریا، ج1، قم، مؤسسه کتابشناسی شیعه، 1392ش.
- شبیری، سید محمدجواد، «پژوهشی جدید در کتاب کافی»، شناختنامه کلینی و الکافی، به کوشش محمد قنبری، جلد 1، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- شبیری، سید محمدجواد، «لزوم ارزیابی سندی احادیث کافی»، شناختنامه کلینی و الکافی، به کوشش محمد قنبری، جلد 3، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- شبیری، سید محمدجواد، «نگاهی به گفتگوی در عرصه روایت و درایت حدیث»، ماهنامه کیهان فرهنگی، شماره 34، دی 1365ش.
- شعرانی، ابوالحسن، «تقدمة للمحشی»، الکافی: الاصول و الروضة، همراه با شرح ملاصالح مازندرانی، تهران، نشر اسلامیه، 1342ش.
- شیخ مفید، محمد بن نعمان، تصحیح اعتقادات الامامیه، بیروت، دارالمفید، 1414ق.
- طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، تحقیق جواد قیومی، بیجا، نشر الفقاهه، 1417ق.
- عابدی شاهرودی، علی، «نقد و تحقیقی در زمینه شروح کافی»، شناختنامه کلینی و الکافی، به کوشش محمد قنبری، جلد 2، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- عطاردی، عزیزالله، «محمد بن یعقوب کلینی»، شناختنامه کلینی و الکافی، به کوشش محمد قنبری، جلد 1، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- غروی نائینی، نهله، «زنان راوی در الکافی»، مجموعه مقالات فارسی کنگره بزرگداشت ثقةالاسلام کلینی، جلد 3، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- قربانی، زینالعابدین، «کتاب کافی ثقةالاسلام کلینی»، شناختنامه کلینی و الکافی، به کوشش محمد قنبری، جلد 2، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- قنبرى، محمد، شناختنامه كلينى و الكافی، قم، دار الحديث، 1387ش.
- قنبری، محمد، کتابشناسی کلینی و کتاب الکافی، قم، دارالحدیث، 1387ش.
- «کتاب الکافی (16 جلدی) دارالحدیث، تجدید چاپ شد.»، پایگاه اطلاعرسانی حدیثنت، تاریخ بازدید: 18 بهمن 1404ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1363ش.
- کنگره بینالمللی بزرگداشت ثقةالاسلام کلینی، مجموعه مقالات فارسی کنگره بزرگداشت کلینی، قم، دارالحدیث، 1387ش.
- لطفی، سید مهدی، «روش شیخ کلینی در طبقهبندی روایات کافی»، دوفصلنامه مطالعات قرآن و حدیث، شماره 14، بهار و تابستان 1393ش.
- مؤدب، سید رضا، و عبدالرضا حدادیان، «بررسی دلالی روایات تحریفنما در کتاب کافی»، دوفصلنامه حدیثپژوهی، شماره 2، پاییز و زمستان 1388ش.
- «متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی»، خانه کتاب و ادبیات ایران، تاریخ بازدید: 18 بهمن 1404ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403ق/ 1983م.
- مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1363ش.
- مدنی بجستانی، سید محمود، فرهنگ کتب حدیثی شیعه، تهران، امیرکبیر، 1385ش.
- مدیرشانهچی، کاظم، «کافی»، شناختنامه کلینی و الکافی، به کوشش محمد قنبری، جلد 1، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- مرعشی نجفی، سید محمود، و حسین متقی، کلینینامه، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، 1387ش.
- مصطفوی، جواد، ترجمه اصول کافی، تهران، کتابفروشی علمیه اسلامیه، 1369ش.
- معارف، مجید، «محمد بن یعقوب کلینی و کتاب کافی»، شناختنامه کلینی و الکافی، به کوشش محمد قنبری، جلد 1، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- معموری، علی، «زمینههای تاریخی کتاب کافی با تکیه بر جنبههای کلامی»، شناختنامه کلینی و الکافی، به کوشش محمد قنبری، جلد 3، قم، دار الحدیث، 1387ش.
- نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1416ق.
- نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، موسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، قم، 1408ق.
دیدگاه کاربران
0