تاریخ علمای اصفهان
این متن که از منابع مختلفی از جمله "دانشنامۀ تخت فولاد اصفهان" گردآوری شده، به تاریخ و فرهنگ اصفهان، بهویژه مجموعۀ آرامگاهی تخت فولاد میپردازد. بخشهای مختلف به زندگینامه علما، مشاهیر، هنرمندان، و شهدای مدفون در این مجموعه اختصاص دارد و به معماری آرامگاهها و بناهای آن، از جمله چهارباغ و چهارصفه، اشاره میکند. همچنین به هنر حجاری و خوشنویسی در سنگ قبرها و اهمیت کتابخانههای شخصی بزرگان، مانند کتابخانة صاحب روضات الجنات، میپردازد و به شرح حال و آثار دانشمندان و خاندانهای علمی مانند خاندان چهارسویی خوانساری میپردازد.
دانشنامه تخت فولاد اصفهان، یک مجموعه کتاب است که هدف آن معرفی هنرها، دانشها و شخصیتهای برجسته تخت فولاد اصفهان است. این دانشنامه به عنوان یک منبع اطلاعاتی جامع در مورد این منطقه، به ویژه در زمینه تاریخ، هنر، ادبیات، و علوم اسلامی عمل میکند.
ویژگیهای دانشنامه تخت فولاد اصفهان:
هدف:
شناخت، گردآوری و معرفی هنرها، دانشها و بزرگان تخت فولاد.
مخاطب:
علاقهمندان به تاریخ، هنر، ادبیات و علوم اسلامی، و همچنین محققان و پژوهشگران در این زمینه.
محتوا:
اطلاعات جامع و مستند در مورد تاریخ، هنر، ادبیات، و شخصیتهای برجسته تخت فولاد.
تولید:
یک مجموعه کتاب که شامل جلدهای مختلف است و به تدریج منتشر میشود.
ارائه:
متون علمی و پژوهشی همراه با تصاویر و اسناد تاریخی.
دانشنامه تخت فولاد اصفهان یک منبع ارزشمند برای مطالعه و تحقیق در مورد این منطقه است و میتواند به فهم عمیقتر تاریخ، فرهنگ و هنر ایران کمک کند. Tahaplus.org به عنوان اولین مجلد این دانشنامه، اطلاعات جامعی در مورد دوره ها و برنامه های تخت فولاد ارائه میدهد. Tahaplus.org این کتاب میتواند برای علاقهمندان به تاریخ و هنر اصفهان مفید باشد.
تختِ فولاد (با نام های دیگر: لسانالارض و بابا رکنالدین) یک قبرستانِ تاریخی در شهر اصفهان است که قدمت آن به قرن چهارم هجری باز می گردد. تخت فولاد با مساحت تقریبی 75 هکتار در حاشیه جنوبی رودخانه زایندهرود اصفهان و در انتهای یکی از محورهای تاریخی شمالی جنوبیِ شهر واقع شده است.
تاریخچه
زمان پیدایش این قبرستان چندان روشن نیست، با این حال وجود آثاریچند، قدمت آن را به دوران قبل از اسلام میرساند. از جمله قبر یوشع نبی در تکیه «لسان الارض» (اکنون در گلستان شهدا) از پیامبران بنیاسرائیل که در این قبرستان واقع است.
بر اساس روایت ژان شاردن در دوره دیلمیان، یکی از سرداران نظامی به نام «پولاد بازو» در این محل قصر کوچکی داشته است و تختهسنگی سکومانند را برای نشستن و تماشای رقابت کشتیگیران ساخته بود. همچنین سنگقبری از عارف قرن پنجم به نام «بابا فولاد حلوایی» در این قبرستان قرار دارد. مشخص نیست که آیا کنیه او برگرفته از اسم این مکان است یا بالعکس.
تا پیش از صفویان و بعد از آن این مکان، محلی برای تجمع درویشان بوده و خانقاهی هم در آن احداث کردهبودند که با نام آرامگاه بابا رکنالدین شناخته میشود. در زمان صفویه در کنار این قبرستان کاروانسرایی احداث گردید که آخرین منزلگاه کاروانهایی بوده که از جنوب وارد اصفهان میشدهاند (هنوز آثاری از آن پابرجاست). در دوران صفویه این قبرستان یک گورستان اختصاصی تلقی میشده و تنها بزرگان مملکتی در آن بهخاک سپرده میشدند.
در زمان شاه سلیمان یکم محدودهٔ گورستان تختفولاد به حداکثر وسعت خود رسید، بهطوریکه گفته میشود در این زمان 400 تکیه و خانقاه وجود داشتهاست. از اواخر دوره صفوی بهخصوص زمان شاه سلطان حسین تخریب تکایای تخت فولاد آغاز شد. علامه محمدباقر مجلسی که از علمای بزرگ اواخر عهد شاه سلیمان و اوایل سلطنت شاه سلطان حسین بود، حکم اخراج اهل تصوف از اصفهان و تخریب تکایای آنها در تخت فولاد را داد.[1]
پس از این دوره سرانجام به قبرستان همگانی شهر تبدیل گشت. تخت فولاد در عصر قاجار هم بهرغم توجه ویژهٔ فتحعلی شاه بدان و ساخت تکیهٔ مادرشاهزاده در آن بیشتر تخریب شد. اوج این تخریبها در عهد حکومت مسعود میرزا ظلالسلطان فرزند ناصرالدینشاه بر اصفهان رخ داد و وی بسیاری از بناهای صفوی تخت فولاد را بهعمد تخریب کرد.[1]
در سال 1363 دفن اموات (به غیر از شهدای جنگ ایران و عراق) در این قبرستان متوقف شد و به قبرستان جدید شهر به نام باغ رضوان منتقل گردید.

دیدگاه کاربران
0