ترجمه: الملاحم والفتن نشانه های ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
نشانه های ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
ترجمه: الْمَلَاحِمُ وَالْفِتَنُ
گرد آوری از: سیّد بن طاووس عليه الرحمة
ترجمه و تحقیق و اعراب گذاری از: سید مهدی آیت اللّهی
سرشناسه : ابنطاوس، علیبن موسی، 589-664ق.
عنوان قراردادی : الملاحم و الفتن .فارسی
عنوان و نام پديدآور : نشانههای ظهور امام زمان (عج): ترجمه الملاحم والفتن/ از سیدبن طاووس؛ ترجمه و تحقیق و اعراب گذاری از مهدی آیتاللهی.
مشخصات نشر : تهران: جهانآرا، 1383.
مشخصات ظاهری : 523 ص.
شابک : 2000 ریال ؛ 30000 ریال(چاپ دوم) ؛ 40000 ریال: چاپ سوم 964-6440-78-9 : ؛ 70000 ریال : چاپ چهارم 964-6440-78-9 :
يادداشت : چاپ دوم: 1385.
يادداشت : چاپ سوم: 1386.
يادداشت : چاپ چهارم: 1388.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، 255ق -
موضوع : فتن و ملاحم -- احادیث
آخر الزمان (اسلام)-- احادیث
مهدویت
شناسه افزوده : آیتاللهی، سیدمهدی، 1317 -، مترجم
رده بندی کنگره : BP141/5 /ف2الف27041 1383
رده بندی دیویی : 297/218
شماره کتابشناسی ملی : م82-19351
ویراستار دیجیتالی: عسل بی غم
خیر اندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ص: 1
عناوين اصلي كتاب شامل:
مشخصات کتاب؛ اشاره؛ تقدیم به:؛ فهرست مطالب؛ سيد بن طاووس کیست؟؛ الباب 1: فِيمَا نَذْكُرَهُ مِنْ كِتابِ الفِتَن لَنَعِيمِ بنِ حَمَّاد أنَّ النَّبِي (صلی الله علیه و آله) عَلِمَ بِمَا هُوَ كائنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة.؛ الباب 2: فِيمَا نَذْكُرُه مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لَنَعِيمِ بْنِ حَمَّادٍ مِنْ مَعْرِفَة مَوْلانَا عَلَى (علیه السلام) بِالْفِتَنِ إِلَى قِيَامِ السَّاعَةِ.؛ باب اول: آن چه که نعیم در کتاب فتن ذکر می کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آن چه که تا قیامت اتفاق می افتد آگاه است؛ باب دوم: آن چه که نعیم در کتاب فتن ذکر می کند که علی (علیه السلام) به آن چه که تا قیامت واقع خواهد شد آگاه است.؛ الباب 3: فيمَا نَذْكُرُه مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِنَعِيمِ بْنِ حَمَّادٍ عن علي (علیه السلام) في خَمْسَ فِتَنِ يَصِيرُ الْناسُ فِي الْخَامِسَةِ كَالْبَهَائِم.؛ الباب 4: فِيمَا نَذْكُرُه مِنْ كِتَاب الْفَتَنِ لَنَعِيمِ بْنِ حَمَّادٍ عَنِ النَّيّ (صلی الله علیه و آله)، أَنَّه تَكُونَ فِتْنَةٌ يَعْرُجُ فِيهَا بِعُقُولِ الرِجَال.؛ باب سوم: نعیم در کتاب فتن خود ذکر می کند که علی (علیه السلام) فرمود: پنج فتنه برای مردم واقع خواهد شد که در پنجمین آن، مردم (از نظر خلق و خوی) مانند حيوانات خواهند شد.؛ باب چهارم: آن چه که نعیم در کتاب فتن خود ذکر کرده که پیامبر فرمود: فتنه ای به وقوع خواهد پیوست که اندیشه بزرگان، از حل آن ناتوان خواهد بود؛ الباب 5: نَذْكُرُه مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِنَعِيمِ بْنِ حَمَّادٍ يتَضَمَنُ سَبْعَ فِتَنِ عَنْ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله).؛ باب پنجم: نعیم در کتاب فتن خود بیان می کند که پیامبر فرمود که هفت فتنه میان مردم به وقوع خواهد پیوست؛ الباب 6: فِيمَا نَذكُرُه مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لَنَعِيمِ بْنِ حَمَّادٍ عَنِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) فِي ذِكْرِ أَرْبَعَ فِتَن يَصفُ شِدَّةَ الرَّابِعَة مِنْهَا.؛ باب ششم: نعیم در کتاب فتن خود ذکر می کند که چهار فتنه بین مردم واقع خواهد شد که چهار می آن از همه آن ها سخت تر است.؛ الباب 7: فِيمَا نَذْكُرُه مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لَنَعِيمِ بْنِ حَمَّادٍ أَيضاً عَنِ النَّبِيِّ (صلى الله عليه و سلم) فِي ذِكْرِ أَرْبَعَ فِتَنِ وَتَعظيمِ الْفِتْنَة الرابعة.؛ الباب 8: فِيمَا ذَكَرُهُ نَعِيمِ بْنِ حَمَّاد مِنْ كِتابِ الْفِتَن وَذَكَرَ الْأَرْبع فِتَن وَ حَدِيثَ الْمَهْدِي وَلَمْ يَسُمُّه رَوَاهُ عَنْ عَلِي (علیه السلام).؛ باب هفتم: حماد در کتاب فتن خود ذکر می کند که چهار فتنه در میان مردم واقع خواهد شد که چهارمی آن ها از همه بزرگ تر است.؛ باب هشتم: نعیم در کتاب فتن خود ذکر می کند که علی (علیه السلام) فرمود: چهار فتنه انجام خواهد گرفت و در پایان کار مردم به دست مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اصلاح خواهد شد؛ الباب 9: فِيمَا تذكُرُه مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِنَعِيمِ بنِ حمّاد عَنِ النبيّ (صلى الله عليه وسلم) في ذكْرَ الْفِتَنِ إِلى أَن يَخرُجَ رَجُلٌ مِنْ عِتْرَتِهِ.؛ الباب 10: فِيمَا نَذكرُهُ مِنْ كِتابِ الْفِتَنِ لِنَعِيم أنّ فِي الْفِتْنَةِ الثَّالِثَةَ لَا تَكَادُ تَرَى عَاقِلاً.؛ باب نهم: نعیم بن حماد در کتاب فتن خود بیان می کند که پیامبر فرمود: فتنه ای بوقوع خواهد پیوست تا این که مردی مصلح از عترت او ظاهر خواهد شد؛ باب دهم: نعيم بن حماد در کتاب فتن خود بیان می کند که در فتنه سوم دیگر عاقلی وجود نخواهد داشت.؛ الباب 11: فِيمَا نَذكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِنَعِيمْ فِي هَرَج يَكُون بَيْنَ يَدَيَّ السَّاعَة.؛ الباب 12: فِیمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِنَعِيمِ أنّ الْفِتْنَةَ الْخَامِسَةَ يَكُونُ النَّاسُ فِيها كَالْبَهَائِم.؛ باب یازدهم: نعيم بن حماد ذکر می کند که پیامبر فرمود: هرج و مرجی میان مردم واقع خواهد شد؛ باب دوازدهم: نعيم بن حماد در کتاب فتن خود بیان می کند که علی (علیه السلام) فرمود: در فته پنجم، مردم مانند حیوانات خواهند بود؛ الباب 13: فِيمَا نُشِيرُ إِلَيهِ مِنْ أَنَّهُ تَأْتِي فِتَنُ یَمُرُّ الإِنْسَانُ بِالْقَبر فَيَنْمَعُكَ عَلَيه، مِثْلُ الدَابّة، وَ يَقُولُ: يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَكَانَكَ.؛ باب سیزدهم: نعیم بن حماد می گوید: فتنه انسان را آن چنان در بر می گیرد که خود را مثل چهارپایان به قبر می ماند و می گوید: ای کاش مثل تو بودم؛ الباب 14: فِيمَا إحْتَجَّ بِهِ الْحَسَنُ بْنُ عَلِي عَلَيهِمَا السَّلام فِي صُلْحِ مُعَاوِيَة عِنْدَ فِتْنَةِ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِنَعِيمِ بْنِ حَمّادَ.؛ باب چهاردهم: نعيم بن حماد می گوید آن چه را که حسن بن علی (علیه السلام) پیرامون فتنه ای که پیامد آن، صلح با معاویه بود بیان فرموده است؛ الباب 15: فِيمَا نَذْكُرُه مِنْ كِتَابِ الفِتَنِ لِنَعِيمِ بْنِ حَمّادِ فِي أَنَّ مَوْلانَا الْحَسَنِ بْنِ عَلِي (علیه السلام) وَ الأَمةٌ مِنْ أَهْلِ البَيتِ (علیهم السلام) كَانُوا يُرِيدُونَ الْخَلافَة كَمَا أَمرَهُم اللهُ جَلٌ جَلالُهِ وَعَلَى الْوَجهِ الَّذِي يَختارُهَا لَهُم، وَ مُعاوِية وَ زِياد كَانُوا يُريدُونَها بِالْمُغالِبَة.؛ الباب 16: فِيمَا نَذْكُرُه مِن كِتابِ الفِتَنِ لِنَعِيمِ بْنِ حَمَّاد مِنْ قَول النَّبِيِّ (صلى الله عليه و سلم): «لَيَرفَعَنَّ لَهُ رِجَالُ مِنْ أَصْحَابِهِ يَومٍ القِيامة، وَ يُقَال لَهُ: إِنَّكَ لَا تَدْرِي مَا أَحْدَتُو بَعْدَكَ».؛ باب پانزدهم: آن چه نعیم بن حماد در کتاب فتن خود بیان می کند درباره خلافت امام حسن و اهل بيت عليهم السلام که آن ها خلافت را براساس دستورات خداوند می خواستند ولی معاویه و زیاد با جنگ و خونریزی؛ باب شانزدهم: آن چه نعیم بن حماد در کتاب فتن خود بیان می کند در این که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «روز قیامت مردانی از یاران او قیام والایی دارند. و به او گفته شد نمی دانی که چه حوادثی بعد از تو رخ خواهد داد»؛ الباب 17: فِيمَا نَذَكُرُهُ مِنْ كِتابِ الفِتَن لِنَعِيم في تحذير النَّبِيِّ (علیهم السلام) لِعَائِشَةَ مِمّا خَالَفَتْهُ فِيه.؛ باب هفدهم: آن چه نعیم بن حماد در کتاب فتن خود از سرزنش پیامبر به عایشه سخن گفته است.؛ الباب 18: فِيمَا تَذكُرُه مِنْ كِتَابٍ نَعِيمِ بْنِ حَمَّادٍ مِنْ أَمْرِ الْمَهْدِي (علیه السلام).؛ الباب 19: فِيمَا رَوَاهُ نَعِيم بن حَمَّاد في أَنَّهُ لا خِلافَةَ بَعدَ حِمَارِ بَنِي أُمَيَّةَ حَتَّى يَخْرُجَ الْمَهْدِي.؛ باب هجدهم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود درباره ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سخن گفته است؛ باب نوزدهم: آن چه نعیم بن حماد در کتاب فتن خود گفته به این که خلافتی برای بنی امیه نخواهد بود تا مهدی ظهور کند.؛ الباب 20: فِيمَا ذكَرَهُ نَعِيمِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ مُنَادِي السَّماء.؛ الباب 21: فِيمَا ذكَرُهُ نَعِيمِ بْنِ حَمَّادٍ مِنْ تَعرِيف مَوْلانَا عَلِي (علیه السلام) لِمَا يَجْرِي حَالُهُ مَعَ مُعاوِيَة.؛ باب بیستم: آن چه که نعیم در کتاب فتن خود از منادی آسمان سخن می گوید؛ باب بیست و یکم: آن چه که نعیم بن حماد پیرامون جریان برخورد علی (علیه السلام) با معاویه بیان می کند؛ الباب 22: فِيمَا ذكَرُهُ نَعِيمُ بْنُ حَمَّادٍ أَيْضاً مِنْ تَعْرِيف موْلَانَا عَلَى مَا هُم بِوِلايَةً مُعَاوِية.؛ الباب 22: فِیمَا ذكَرُهُ نَعِيمِ بْنِ حَمَّادٍ أَنَّ بَنِي أُمَيَّةَ يُفْتَحُونَ بِمِيمٍ وَ يُحْتَمُونَ بِميم.؛ باب بیست و دوم: آن چه که نعیم بن حماد پیرامون سخنان علی (علیه السلام) و درباره حکومت معاویه بیان می کند؛ باب بیست و سوم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود دارد از این که آغاز حکومت بنی امیه به میم و پایان کارشان هم به خواهد بود؛ الباب 24: فِيمَا نَذْكُرُه مِنْ حَالَ عَبد اللَّهِ بْنِ سَلَام وَ كَعَبِ الأَحْبَار: أنّهُما مِنْ خَوَاصٌ مَوْلانَا عَلَى (علیه السلام).؛ باب بیست و چهارم: بيان نعيم بن حماد دربارۀ کعب الاحبار و عبدالله بن سلام به این که هر دو از یاران نزدیک حضرت علی (علیه السلام) بودند؛ الباب 25: فِيمَا ذكره نَعيم بنِ حَمّاد في كتاب الفتن مِن أَنَّ هَلاكَ عَامَّةً أُمَّةٍ عَلَى يَد بَنِي أُميّة.؛ الباب 26: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمِ بنِ حَمَّاد في كتاب الفتن مِن لَعْنِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) لَبَنِي أُمِّيَّة.؛ باب بیست و پنجم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود پیرامون هلاکت عموم امت بدست بنی امیه آورده است.؛ باب بیست و ششم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب خود از لعن پیامبر درباره بنی امیه آورده است؛ الباب 27: فِيمَا ذكرهُ نَعِيمِ بنِ حَمَّادٍ مِنْ شَهادة النّبِيِّ (صلی الله علیه و آله)، بِعَداوَةَ بَنِي أُميّة لأهلِ بَيْتِه.؛ الباب 28: فِيمَا نَذكُرُه مِنَ الأحَادِيثَ الَّتِي رَوَاها نَعِيمِ بنِ حَمَّادٍ فِي زَوَالِ مُلْكِ بَني أُميّة.؛ باب بیست و هفتم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود پیرامون شهادت پیامبر در دشمنی بنی امیه با اهل بیت او آورده است؛ باب بیست و هشتم: آن چه که نعیم بن حماد پیرامون زوال حکومت بنی امیه آورده است؛ الباب 29: فِيمَا ذكَرُهُ نَعِيمِ بنِ حَمَّادٍ فِي كِتابِ الفِتَن فِي خَرُوجٍ بَنِي العباس.؛ باب بیست و نهم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود پیرامون خروج بنی العباس آورده است؛ الباب 30: فِيمَا نَذكُرُه مِن عَدَدِ الخُلَفَاءِ بَعدَ رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله).؛ باب سی ام: آن چه که نعیم بن حماد درباره تعداد خلفای بعد از پیامبر آورده است؛ الباب 21: فِيمَا ذكرهُ نَعِيمُ بنِ حَمَّادٍ فِي كِتابِ الفتن مِنْ دَمَ الرايات السود.؛ باب سی و یکم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود از مذمت پرچم های سیاه آورده است؛ الباب 32: فِيمَا ذكَرَهُ نَعِيمِ بْنِ حَمَّادٍ فِي كِتابِ الفِتَنِ مِن دَم بَنِي العَبّاس.؛ الباب 33: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمِ بنِ حَمَّادٍ فِي كِتابِ الفِتن مِن دَمّ بَنِي العَبّاس.؛ الباب 34: فِيمَا ذكَرُهُ نَعِيمِ بنِ حَمَّادٍ فِي كِتاب الفِتَن أَيضاً مِن ذَمّ بَنِي أُمَيَّة وَ بَنِي العَبّاس عَن النَّبي (صلی الله علیه و آله).؛ باب سی و دوم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود از مذمت خلفای بنی العباس آورده است؛ باب سی و سوم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود از مذمت بني العباس آورده است؛ باب سی و چهارم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود از مذمت بنی امیه و بنی العباس از پیامبر نقل کرده است؛ الباب 35: فِيمَا ذكرُهُ نَعِيم بن حَمَّادٍ فِي كِتاب الفِتَن أَيضاً مِن النَّهي عَن نَصر رَايَة بَنِي العبّاس الأولى وَ الثَانِيَة.؛ الباب 36: فِيمَا ذكرُهُ نَعِيمِ بنِ حَمَّادٍ مِن حَدِيثِ الْتُرْك وَ الْرَنج.؛ باب سی و پنجم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن پیرامون دوری از پرچم های بنی العباس نقل کرده است؛ باب سی و ششم: آن چه که نعیم بن حماد از حدیث ترک و زنجی نقل کرده است؛ الباب 37: فِيمَا ذِكرُهُ نَعِيمٍ فِي كِتابِ الفِتَن: إِذا سَمِعْتُم بِنَاس يَأْتُونَ مِن الْمَشْرِقِ أو كورِها، فَقَد أَظْلَّتَكُمُ السَّاعَة.؛ الباب 28: فيمَا ذكرهُ نَعِيمٍ فِي كِتَابِ الفِتَن في مجيء جالب الوَحش يُعذِّب الله بِه الأمّة.؛ باب سی و هفتم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود پیرامون کوچ کنندگان از مشرق می گوید؛ باب سی و هشتم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود راجع به آمدن وحشی نقل می کند؛ الباب 39: فِيمَا ذِكرُهُ نَعِيمٍ فِي كِتابِ الفِتَن مِن الفِتْنَةِ الحَالِقة تَحلِق الدِّين.؛ الباب 40: فِيمَا ذِكرُهُ نَعِيمٍ فِي كِتابِ الفِتَنِ مِنْ أَنْ هَلاكَ بَنِي العَبّاس مِن حيث بدأ مُلْكُهُم.؛ باب سی و نهم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود از آشوب و ویرانگری بیان می کند؛ باب چهلم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود از هلاکت بنی العباس می گوید؛ الباب 41: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ مِنْ ذِهَابِ مُلْكَ بَنِي الْعَبَّاس.؛ الباب 42: فِيمَا ذَكَرَه نَعِيمٍ مِنَ الفِتْنَةِ الْعَمْياء التّي تَدُوسُ الأَرض كَدُوسِ الْبَقَرَ.؛ باب چهل و یکم: آن چه که نعیم بن حماد از نابودی حکومت بنی العباس بیان می کند؛ باب چهل و دوم: آن چه که نعیم بن حماد از فتنه کور سخن می گوید که زمین را مانند گاو لگدکوب می کند؛ الباب 43: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِن تَعَوُّذِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) مِنْ فِتْنَةِ الْمَشْرِقِ ثُمَّ الْمَغْرِب.؛ الباب 44: فيمَا ذَكَرَه نَعِيمٍ مِنْ مَدْحِ نِسَاءِ الْبَرَبَرْ.؛ الباب 45: فِيمَا ذِكرُهُ نَعِيمٍ مِن التَحذِير مِنَ الرَّايَات الصفراء إِذا بَلَغَتْ مِصر.؛ باب چهل و سوم: آن چه که نعیم بن حماد از فتنه مشرق و مغرب سخن گفته که پیامبر به خدا پناه می برد.؛ باب چهل و چهارم: آن چه که نعیم بن حماد از ستایش زنان بربر ذکر می کند؛ باب چهل و پنجم: آن چه که نعیم بن حماد در رسیدن پرچم های زرد به مصر ذکر می کند؛ الباب 46: فِيمَا ذِكرَهُ نَعِيمِ بْنِ حَمَّادٍ مِنْ أَنَّ أَشَدَّ الْبَلَايَا وَ الْفِتَنِ الشَّرِقِيّة.؛ الباب 47: فِيمَا ذَكرهُ نَعِيمٍ مِنْ إِدالَةِ الْعَجَمِ عَلَى الْعَرَب.؛ باب چهل و ششم: آن چه که نعیم بن حماد پیرامون شدیدترین مصیبت و بلاهای شرقی ذکر می کند؛ باب چهل و هفتم: آن چه که نعیم بن حماد از تسلط عجم بر عرب ذکر می کند؛ الباب 48: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ مِنَ التَحذِير مِن الرَّايَاتِ السُّود وَ الصَّفر إذا التَقَيا في سُرِّةِ الشَّام.؛ الباب 49: فِيمَا رَوَاهُ نَعِيمٍ عَنِ النَّبِيِّ (صلى الله عليه و سلم) مِن شِدَّةِ فِتْنَةِ المَشْرِقِ وَ المَغْرِب.؛ باب چهل و هشتم: آن چه که نعیم بن حماد از برخورد پرچم های سیاه و زرد در دمشق اعلام خطر می کند؛ باب چهل و نهم: آن چه که نعیم بن حماد از رسول خدا پیرامون شدت فتنه مشرق و مغرب بیان می کند؛ الباب 50: فِيمَا ذَكَرَ، نَعِيمِ بنِ حَمَّادٍ فِي كِتَابِ الْفِتَن مِنْ أَنَّ النَّاسَ لَا يَزَالُونَ فِي فِتَن حَتَّى يَقُومَ الْمَهْدِي.؛ الباب 51: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمُ بْنِ حَمَّادٍ مِن شَرِّ دَولَة بَنِي العَبَاس وَ بَعدَها المَهدِي.؛ باب پنجاهم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود درباره ناراحتی و رنج مردم بیان می کند تا این که مهدی موعود قیام کند؛ باب پنجاه و یکم: آن چه که نعیم بن حماد از شر دولت بنی العباس و قیام حضرت مهدی سخن می گوید؛ الباب 52: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمِ بنِ حَمَّادٍ مِنَ اهْرَج بَعدَ الخامس وَالسَّابع مِنْ بَنِي الْعَبّاس حَتى يَقُومَ المَهدِی.؛ الباب 53: فِيمَا ذَكَرُه نَعِيمِ بنِ حَمَّادٍ فِي كِتَابِ الْفِتَنِ فِمَا يَجْرِي بَعدَ السَّابع مِن بَنِي الْعَبّاس حَتَّى يُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاء.؛ باب پنجاه و دوم: آن چه که نعیم بن حماد از هرج و مرج در خلافت بنی العباس و قیام حضرت مهدی سخن می گوید؛ باب پنجاه و سوم: آن چه که نعیم بن حماد از ماجراهائی که در حکومت هفتمین حاکم عباسی رخ داده سخن می گوید؛ الباب 54: فِيمَا ذَكَرُه نَعِيمِ بنِ حَمَّاد فِي الْتُركِ وَ الطَاعُونِ الْمُفني.؛ الباب 55: فِيمَا دَكَرهُ نَعِيمِ بنِ حَمَّادٍ عَن مَنْ يَنزِلُ «آمد» وَ كَيف يُهْلَكُونَ بالرِيح وَ الثَلجِ.؛ باب پنجاه و چهارم: آن چه که نعیم بن حماد درباره ترک و طاعون بیان کرده است؛ باب پنجاه و پنجم: آن چه که نعیم بن حماد درباره کسانی که به آمد وارد می شوند و توسط طوفان و برف هلاک می شوند در کتاب فتن خود بیان کرده است؛ الباب 56: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ فِيمَا يَحدثُ لِلْتُرك بَعدَ رَبِّطِ خُيُولِهم بِالْفُرَات.؛ الباب 57: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادَ فِي كِتَابِ الفِتَن فِيَا يَنْتَهِي حَالُ مَنْ ذَكَرَهُ إِلَيه.؛ باب پنجاه و ششم: آن چه که نعیم بن حماد پیرامون ترک ها و بستن اسب های خود در کنار فرات بیان می کند؛ باب پنجاه و هفتم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود پیرامون پایان زندگی گروهی از انسان ها دارد؛ الباب 58: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ فِي مَحَارِبَةِ السُّفْيَانِي لِمَن ذَكَرَهُ، وَحَدِيثَ المَهْدِي.؛ الباب 59: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ فِي عَلَامَةِ انْتِقَاضٍ مُلكِ مَنْ سَمّاهُ.؛ باب پنجاه و هشتم: آن چه که نعیم بن حماد در جنگ با سفیانی سپس خروج مهدی بیان می کند؛ باب پنجاه و نهم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود پیرامون شکست در حکومت بیان می کند؛ الباب 60: فِيمَا ذكَرهُ نَعِيمٍ فِي كِتَابِ الفِتَن مِنَ الصّيحَة فِي شَهْرِ رَمَضان، غَيْرُ مَا رَوَاهُ مَقَاتِل وَ بِشرحِ كَامِل.؛ باب شصتم: آن چه که نعیم در کتاب فتن خود از فریاد در ماه رمضان خبر داده از آن چه که کتاب مقاتل و شرح کامل بیان کرده اند؛ الباب 61: فِیمَا ذَكَرهُ نَعِيمُ بْنُ حَمَّاد فِي كِتَابِ الفِتَنِ مِنْ حُدُوثِ رَجْفَة فِي شَهرٍ رَمَضان وَ طُلُوعِ نُجُوم كَالْآيَاتِ فِيمَا مَضَى مِنَ الْأَزْمَان.؛ باب شصت و یکم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن از پیدایش زمین لرزه در ماه رمضان و طلوع ستارگان بیان می کند همانند نشانه هایی که در زمان های گذشته واقع شده است؛ الباب 62: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمُ بْنُ حَمَّادٍ مِنَ العَلَامَاتِ لاِنْقِطَاعِ مُلكِ وَلَدِ الْعَبَّاس.؛ الباب 63: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ بنُ حَمَّادٍ مِن عَلَامَة تَطْلُعُ مِنَ المَشرِق كَالقَرن.؛ باب شصت و دوم: آن چه که نعیم بن حماد در گسستگی حکومت عباسیان بیان کرده است؛ باب شصت و سوم: آن چه که نعیم بن حماد از علامت سقوط بنی العباس ذکر کرده است طلوع ستاره ای از مشرق به شکل شاخ می باشد.؛ الباب 64: فِيمَا ذَكَرِهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ مِن عَلَامَة فِي صفر بِنَجْم لَهُ ذَنَابُ.؛ الباب 65: فِيمَا يَحدِثُ أَوْ حَدَثَ مِنَ الْآيَاتِ فِي شَهْرٍ رَمَضَانِ وَ الْحَرّم.؛ باب شصت و چهارم: آن چه که نعیم بن حماد از نشانه های سقوط بني العباس در ماه صفر بیان کرده است؛ باب شصت و پنجم: نعیم بن حماد از نشانه هایی که در ماه رمضان و محرم ظاهر می شوند سخن گفته است؛ الباب 66: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ فِي آيَة فِي شَهْرِ رَمَضان فِي السَّماء كَعَمُودِ سَاطِع.؛ الباب 67: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ مِنَ الآيَةِ فِي شَهرٍ رَمَضان.؛ باب شصت و ششم: نعیم بن حماد از نشانه ای که در ماه رمضان به صورت ستونی از نور ظاهر می شود سخن گفته است؛ باب شصت و هفتم: آن چه که نعیم بن حماد از علامتی که در ماه رمضان ظاهر می شود سخن گفته است؛ الباب 68: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادِ في الصوت في شهر رَمَضان وَ مُنَادٍ مِنَ السَّماءِ بِاسمِ فُلَان.؛ الباب 69: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ فِي العَمُود مِن نَارِ مِنْ قِبَلِ المَشْرِق وَ إِعدَادِ طَعَامِ سَنَة.؛ باب شصت و هشتم: آن چه که نعیم بن حماد از صدایی که در ماه رمضان پیدا می شود سخن گفته و نیز منادی از آسمان به نام کسی فریاد می زند؛ باب شصت و نهم: آن چه که نعیم بن حماد نقل می کند با این که ستونی از آتش از طرف مشرق ظاهر می شود که در این صورت باید غذای یک ساله را فراهم کرد؛ الباب 70: فِيمَا ذكَرَهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ فِي العَلَامَةِ فِي شَهرِ رَمَضان وَ إِعْدَادُ الطَعَام أَيْضاً.؛ الباب 71: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ مِنْ آيَة فِي زَمَانِ السُّفْيَانِي الثاني.؛ باب هفتادم: آن چه که نعیم بن حماد از علامتی که در ماه رمضان ظاهر می شود سخن گفته در این وقت مردم باید غذای یک ساله خود را فراهم نمایند؛ باب هفتاد و یکم: آن چه که نعیم بن حماد از نشانه زمان سفیانی دوم بیان می کند؛ الباب 72: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ فِي كِتَابِ الفِتَنِ مِنْ نَجْمُ الآيَاتِ.؛ الباب 73: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ فِي كِتَابِ الفِتَن أَيضاً مِن إِنْكِسافِ الشَّمس مَرَّتَين فِي شَهرٍ رَمَضَان قَبلَ المَهدِى.؛ باب هفتاد و دوم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود از نشانه های یک ستاره حرف می زند؛ باب هفتاد و سوم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود از نشانه های یک ستاره حرف می زند؛ الباب 74: فِیمَا ذَكَرهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ مِنْ عَلَامَةِ هَلَاكَ بَنِي العَبَّاس وَ مَا يَتْبَعُ ذَلِكَ.؛ الباب 75: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ مِن دَلَائِل انقِطَاعِ مُلك بَنِي العَبَّاس.؛ باب هفتاد و چهارم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود از گرفتگی دوباره خورشید در ماه رمضان قبل از قیام مهدی سخن می گوید؛ باب هفتاد و پنجم: آن چه که نعیم بن حماد از نابودی حکومت بني العباس و همراهان آن ها بیان کرده است؛ الباب 76: فِیمَا ذَكَرَهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ فِي كِتَابِ الفِتَن مِنَ المَلَاحِم عِندَ خَرَابِ السَّامِ.؛ الباب 77: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمُ بنُ حَمَّادٍ فِي كِتَابِ الفِتَنِ مِن اسْتِمَرارِ فِتْنَةِ السَّام حَتَّى يُنادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاء إِنْ أَميرَكُم فُلان.؛ باب هفتاد و ششم: آن چه که نعیم بن حماد در کتاب فتن خود از حوادث و رویدادها به هنگام ویرانی شام خبر داده است؛ باب هفتاد و هفتم: آن چه نعیم بن حماد در کتاب فتن پیرامون ادامه فتنه در شام بیان کرده تا آن که منادی ندا کند حکمران شما فلانی است؛ الباب 78: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيم في المعقل مِنَ الفِتَن، مِنها: اليَمَن.؛ الباب 79: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ أَنَّ جَبَلِ الْخَلِيل (علیه السلام) مَعْقَل.؛ الباب 80: فِیمَا ذِكْرُهُ نُعَيْمٌ مِنْ أَنَّ سَاحِلَ الْبَحْرِ مَعْقِلُ.؛ باب هفتاد و هشتم: آن چه که نعیم در کتاب فتن خود پیرامون فتنه یمن بیان کرده است؛ باب هفتاد و نهم: آن چه که نعیم در کتاب فتن خود پیرامون کوه ابراهیم که پناهگاه مناسبی است بیان کرده است؛ باب هشتادم: آن چه که نعیم درباره ساحل دریا که جای مناسبی برای پناهگاه است بیان کرده است؛ الباب 81: فِيمَا ذكَرهُ نَعِيمٍ: أَنْ أَنجَى النَّاسُ مِنْ فِتْنَةِ الصَّيلَم أَهلُ السَّاحِلِ وَ أَهْلُ الْحِجَاز.؛ الباب 82: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ : أَنَّهُ يَنجُو مِنَ الْفِتْنَةِ كُلِّ مُؤْمِن نُومَة.؛ باب هشتاد و یکم: آن چه که نعیم ذکر کرده و گفته است پیروزمندترین مردم از فتنه شمشیر و بلاء، مردم ساحل و حجازند؛ باب هشتاد و دوم: آن چه نعیم ذکر کرده که شخصی خواب و ساکت از فتنه نجات می یابد؛ الباب 83: فِيمَا ذَكَرَهُ مِن عَلَامَةِ ظُهُورِ المَهْدِي...؛ الباب 84: فِیمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ أَنَّ بَينَ خُرُوجِ الرَّايَةِ السَّودَاء وَ شُعَيبِ ابنِ صَالِحٍ وَ بَينَ أَنْ يُسَلَّمَ الأَمر لِلْمَهْدِي اثْنَانَ وَ سَبْعُونَ شَهْراً.؛ باب هشتاد و سوم: آن چه نعیم از علائم ظهور حضرت مهدی ذکر کرده است؛ باب هشتاد و چهارم: آن چه که نعیم ذکر کرده از این که فاصله بین خروج پرچم سیاه و شعیب بن صالح و خروج مهدی هفتاد و دو ماه است؛ الباب 85: فِيمَا ذِكرَهُ نَعِيمٍ مِنْ خُرُوجِ السُّفْيَانِي ثُمَّ الْمَهْدِي.؛ الباب 86: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمِ: إِذَا كَانَت هُدَّة بِالشَام قَبلَ الْبَيْدَاء فَلَا سُفْيَانِي وَ لَا بَيْداء.؛ الباب 87: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ: أَنَّ الهِدَّةَ فِي زَمَانِ السُفْيَانِي الثاني.؛ باب هشتاد و پنجم: آن چه که نعیم پیرامون خروج سفیانی و سپس ظهور حضرت مهدی آورده است؛ باب هشتاد و ششم: آن چه که نعیم ذکر کرده در وقتی که سر و صدائی از بیابان شام بر می خیزد و آن وقت نه از بیابان خبری است و نه از سفیانی؛ باب هشتاد و هفتم: آن چه که نعیم گفته است در زمان سفیانی دوم صدایی بر می خیزد؛ الباب 88: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ فِي السُّفْيَانِي قَدْ سَبَقَ ظُهُورُه فِي سنة سَبعَ وَ ثَلَاثِينَ أَو تِسْع وَ ثَلاثِين.؛ باب هشتاد و هشتم: آن چه نعیم درباره سبقت ظهور سفیانی بنی سال های 37 و یا 39 گفته است؛ الباب 89: فِيمَا ذَكَرهُ مِنْ حَدِيث السُّفْيَانِي الَّذِي يَدخُلُ أَرضَ مِصْر.؛ الباب 90: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ فِي أَنّ «مصر» تَفتَ كَما تفتّ البعرَة.؛ باب هشتاد و نهم: آن چه که نعیم پیرامون ورود سفیانی در سرزمین مصر گفته است؛ باب نودم: آن چه که نعیم بیان کرده که کشور مصر مانند کشور بصره در هم شکسته خواهد شد همان طور که سرگین خرد و له می شود؛ الباب 91: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ حَدِيثِ الزَّورَاء وَ بِيتُ الْعَبَّاس وَ مَا عَدَدَ عَلَيهِم.؛ باب نود و یکم: آن چه که نعیم از حدیث زوراء و خانه عباس و تعداد آن ها ذکر کرده است؛ الباب 92: فِیمَا ذَكَرَه نَعِيمٍ مِنْ دُخُولِ السُّفْيَانِي الكوفة، وَ إِقَامَتَهُ بِهَا ثَمَانِيَ عَشَرةَ لَيلَة، وَ يقتُل مِنْهَا سِتّينِ أَلْفاً.؛ باب نود و دوم: آن چه که نعیم از جریان ورود سفیانی به کوفه خبر داده به این که او مدت 16 شبانه روز می ماند و شصت هزار نفر را می کشد؛ الباب 93: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ حَدِيثِ الرَّايَاتِ السُّود لِلْمَهدِي بَعدَ رَايَاتِ بَنِي العَبَّاس، وَ بَينَها وَ بَينَ المَهْدِي اِثْنَانِ وَ سَبْعُونَ شَهْراً.؛ الباب 94: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِن حَدِيث المَهْدِي وَ نُصْرَتُه بِمَنْ يَخرُجُ مِنْ خُرَاسَان.؛ باب نود و سوم: آن چه که نعیم از جریان پرچم های سیاه و پرچم های بنی العباس و فاصله میان آن ها تا قیام مهدی که حدوداً 72 ماه است بیان کرده است؛ باب نود و چهارم: آن چه که نعیم از جریان ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و این که حضرت از طرف مردی که از خراسان خروج می کند یاری می شود بیان کرده است؛ الباب 95: فِيمَا ذِكرهُ نَعِيمٍ عَن المَهدِي وَ نُصرَتِه بَرايَاتِ خُرَاسَان.؛ الباب 96: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ مِن حَدِيث صفة شُعِيبٍ بنِ صَالِحٍ وَ أَنه مُقدِّمة لِلمَهدِي.؛ باب نود و پنجم: آن چه که نعیم از مهدی و یاری از او توسط پرچمدارانی که از خراسان می آیند بیان کرده است؛ باب نود و ششم: آن چه که نعیم از صفت شعیب فرزند صالح نقل می کند و آن را به عنوان پیش درآمد برای قیام مهدی ذکر نموده است؛ الباب 97: فِيمَا ذكَرَه نَعِيمٍ أَنَّ لَوَاءِ الْمَهْدِي مَعَ شُعَيبِ بْنِ صَالِح.؛ الباب 98: فِیمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ مِنْ صِفَة الشَّابِ المَنصُورٍ مِنْ بَنِي هَاشِم أَنَّ بِكَفِّهِ اليمنى خَالَا وَ بَينَ يَدَيْهِ شُعَيْبِ بْنِ صَالِحٍ.؛ الباب 99: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ صِفَةِ أُخرى لَنْ يَحْمِلُ رَايَةَ الْمَهْدِي.؛ باب نود و هفتم: آن چه که نعیم ذکر کرده که پرچم مهدی همراه با شعیب بن صالح است؛ باب نود و هشتم: آن چه که نعیم بیان کرده که جوانی از بنی هاشم یاری می شود در حالی که خالی در دست راست خود دارد و در کنار او شعیب بن صالح است؛ باب نود و نهم: آن چه که نعیم پیرامون صفت دیگری برای کسی که پرچم مهدی را با خود دارد بیان می کند؛ الباب 100: فِیمَا ذَكَرَهُ نَعِيمِ مِنَ الرَّايَاتِ السُّود الصِغَارِ مِنَ الْمَشْرِقِ تُؤَدِّي الطَاعَة إِلَى المَهْدِي.؛ الباب 101: فِیمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ نَصْرِ الَّذِي اسْمُهُ اِسْمُ النَّبِيِّ عَلَيهِ السَّلَامِ، بِرَايَةِ مِنَ المَشْرِق.؛ باب صدم: آن چه که نعیم پیرامون پرچم های سیاه کوچکی که از طرف مشرق برافراشته می شوند و مطیع خواهند شد، بیان کرده است؛ باب صد و یکم: آن چه که نعیم پیرامون مردی که نامش نام پیامبر است و پرچمدارانی از مشرق او را یاری می کنند بیان می کند؛ الباب 102: فِيمَا ذكَرَهُ نَعِيمٍ أَنَّ الرَّايَةَ السَّودَاءَ الثَّانِيةَ مِنْ خُرَاسَان قَاهِرَةُ لِلْرَايَةِ السَّودَاءِ الأُولى وَهَازِمَة لَهَا.؛ باب صد و دوم: آن چه که نعیم بیان کرده که پرچم سیاه دوم از خراسان برافراشته میشود و بر پرچم سیاه نخستین پیروز می شود و آن ها را شکست می دهد؛ الباب 103: فِيمَا ذكَرَهُ نَعِيمٍ مِن رَايَاتِ لِنَبِي الْعَبَّاسِ وَ مَا يَتَجدَّدُ بَعدَهَا مِنَ الرَّايَاتِ الَّتِي تُوَدِي الطَّاعَة إِلى المَهْدِي.؛ الباب 104: فيمَا ذكَرَهُ نَعِيمٍ فِي أَنَّ مِنْ عَلَامَاتِ المَهْدِي وُصُولُ السُّفْيَانِي الكوفة.؛ باب صد و سوم: آن چه که نعیم از پرچم های بنی العباس ذکر می کند و پرچم هائی که بعدها به وجود می آید که منجر به اطاعت از مهدی می شود؛ باب صد و چهارم: آن چه که نعیم از علائم ظهور مهدی که عبارت از رسیدن سفیانی به کوفه است بیان کرده است؛ الباب 105: فِيمَا ذَكَره نَعِيمٍ مِنْ أَنَّ الرَّايَاتِ السُّود الوارِدَة مِنْ خُرَاسَان تُبْعَثُ إِلى مَكَة بِالطَّاعَةِ وَ الْبَيعَة لِلْمَهْدِي.؛ الباب 106: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ مِنْ عَلَامَةِ الْمَهْدِي بِهَلَاكِ بَنِي جَعَفَر وَ بَني العَبّاس.؛ باب صد و پنجم: آن چه که نعیم بیان کرده با این که پرچم های سیاهی از خراسان برافراشته می شود و خود را به مکه می رسانند و با مهدی بیعت می کنند؛ باب صد و ششم: نعیم می گوید یکی از علائم ظهور امام زمان هلاکت و نابودی فرزندان جعفر و عباس است؛ الباب 107: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ مِنْ هَلاكِ المُسَوَّدة الأولى بالمسودة الثَّانِيَة.؛ الباب 108: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمُ بْنُ حَمَّادٍ مِنَ الْحَوَادِثِ الْمُتَجَدِّدة عَلَى الْمَدِينَة مِنَ الْقَتْلِ وَ غَيْرِه.؛ باب صدو هفتم: آن چه که نعیم بیان کرده که پرچمداران سیاه، به دست پرچمداران گروه دوم نابود می شوند؛ باب صد و هشتم: آن چه که نعیم از رویدادهای جدیدی از کشتار و غیره که بر مردم شهر می گذرد بیان کرده است؛ الباب 109: فِيمَا ذكَرَهُ نَعِيمٍ فِي سَبَبٍ قَصْدِ السُّفْيَانِي لِلمَدِينَة وَ اجْتِماعِهِم بِالْمَهْدِي.؛ باب صد و نهم: آن چه که نعیم پیرامون علت قصد سفیانی در حمله به مدینه و اجتماع مردم در کنار مهدی سخن گفته است؛ الباب 110: فِيمَا ذكَرَهُ نَعِيمٍ مِن أَنَّ وَقْعَةَ الْمَدِينَةِ بِالْسُفْيَانِي عِندَ وَقْعَةِ الحَرَّة كَضَرْبَةِ سُوط ثُمَّ يُبَايِعُ لِلْمَهدِي.؛ الباب 111: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ: لَا يَخْرُجُ الْمَهْدِي حَتى يَقْتُلَ ثُلْت ويَمُوت قُلْتَ وَيَبْق ثُلْث.؛ باب صد و دهم: آن چه که نعیم از حادثه ای که توسط سفیانی در مدینه واقع می شود مانند واقعه حره مثل ضربه شلاقی است بر مردم آن گاه با مهدی بیعت می کند؛ باب صد و یازدهم: آن چه که نعیم ذکر کرده که مهدی خروج و قیام نمی کند تا آن که 1/3 کشته شوند و 1/3 بمیرند و 1/3 باقی بمانند؛ الباب 112: فِيمَا ذَكَرَه نَعِيمٍ مِنْ أَنَّهُ لا يَخْرُجُ الْمَهْدِي حَتى تُباعَ المَرأة بِوَزِنِهَا طَعَاماً، وَ أَنَّ مِنْ عَلامَةِ خُرُوجِ الْمَهْدِي إِنْسِيابُ الْتُرك عَلَى الْمُسْلِمين.؛ باب صد و دوازدهم: آن چه که نعیم ذکر کرده از این که مهدی قیام نمی کند تا آن که زن به وزن خودش با طعام فروخته شود و از علامت دیگر آن یورش ترکان بر مسلمین است؛ الباب 113: فِیمَا ذَكَرَه نَعِيمٍ مِنْ مُنادِي السَّماء وَ خُرُوج المَهْدِي.؛ الباب 114: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ: لَا يَخْرُجُ الْمَهْدِي حَتَّى لَا يَبْقَى قَيْلَ وَ لَا ابْنَ قَيْل.؛ الباب 115: فِیمَا ذَكَره نَعِيمٍ عَنْ مُلْكِ بَنِي أُمَيَّةَ وَ بَنِي الْعَبّاس وَ خُرُوجِ الْمَهْدِي.؛ باب صد و سیزدهم: آن چه که نعیم پیرامون خروج مهدی و فریاد منادی از آسمان به بشارت قیام مهدی سخن گفته است؛ باب صد و چهاردهم: آن چه که نعیم ذکر کرده که ظهور حضرت زمانی است که نه رئیسی است و نه فرزند رئیس.؛ باب صد و پانزدهم: آن چه که نعیم ذکر کرده از حکومت بنی امیه و بني العباس و خروج مهدی.؛ الباب 116: فِيمَا ذَكَرَه نَعِيمٍ فِي بَابِ آخَر بِعَلامَةِ أُخْرى عِنْدَ خُرُوجِ الْمَهْدِي وَ مُنَادِي السَّمَاء.؛ الباب 117: فِیمَا ذَكَره نَعِيمٍ فِي مُنادِي السَّماء: إِنَّ الحَقَّ فِي آل مُحمّد.؛ باب صد و شانزدهم: آن چه که نعیم در باب آخر با علامت دیگری از خروج مهدی ذکر کرده است؛ باب صد و هفدهم: آن چه که نعیم ذکر کرده که منادی از آسمان صدا می زند که حق با آل محمّد است؛ الباب 118: فِیمَا ذَكَره فِي مُنادِي السَّماء: عَلَيكُم بِفُلان.؛ الباب 119: مِنْ مُنَادِي السَّماء: عَلَيكُم بِفُلان، وَ تَطْلَعُ كَفُّ تُشِير.؛ باب صد و هجدهم: آن چه که نعیم درباره منادی آسمان ذکر کرده که می گوید بر شما باد به فلانی؛ باب صد و نوزدهم: منادی آسمان فریاد می زند: «بر شما باد بفلانی» و دستی ظاهر می شود که به او اشاره دارد؛ الباب 120: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ عَنْ الْمُنادِي فِي مُحَرَّم: إِنَّ صَفْوَة اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ فُلَان.؛ الباب 121: فِيمَا ذكَرهُ نَعِيمْ مِنْ قَتْلَ النَّفْسِ الزَّكِيةَ وَ أَخِيهِ وَ الْمُنادِي مِنَ السَّماءِ: أَمِيرُكم فُلان، وَ أَنَّهُ الْمَهْدِي.؛ باب صد و بیستم: آن چه که نعیم ذکر کرده که در محرم منادی ندا سر می دهد که برگزیده خلق خدا فلانی است؛ باب صد و بیست و یکم: آن چه که نعیم از قتل نفس زکیه بهمراه برادرش سخن گفته و این که منادی آسمانی فریاد می زند که امیر شما فلانی می باشد و او مهدی این امت است؛ الباب 122: فِيمَا ذكَره نَعِيمٍ عَنْ مُنادِيَ من السَّماء وَ الْكَفُ الَّذِي تُشِيرُ، بِطَريقَ آخَرَ.؛ الباب 123: فِیمَا ذَكَرهُ مِنَ الْمُنَادِي بَعدَ الْخَسف: إِنَّ الْحَقَ فِي آلِ مُحَمَّد.؛ باب صد و بیست و دوم: آن چه که نعیم دربارۀ منادی آسمان ذکر کرده که پس از آن کف دستی از آسمان ظاهر می شود؛ باب صد و بیست و سوم: آن چه که نعیم ذکر کرده که بعد از فرو رفتن زمین منادی ندا کند که حق از آن آلّ محمّد است؛ الباب 124: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ مِنْ التِقَاءِ الْمَهْدِي وَ السُّفْيَانِي وَ الْمُنادِي عِنْدَ ذَلِكَ مِنَ السَّماَءِ.؛ الباب 125: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ فِي صِفَةِ مُبايِعَةِ الْمَهْدِي.؛ باب صد و بیست و چهارم: آن چه که نعیم از برخورد مهدی با سفیانی ذکر کرده و در این وقت منادی از آسمان فریاد برآورد که حق از آن آل محمّد است؛ باب صد و بیست و پنجم: آن چه که نعیم در صفت کسانی که با مهدی بیعت می کنند سخن گفته است؛ الباب 126: فِيمَا ذَكَرهُ عَنْ مُنَادِي السَّمَاء فِي مُحَرَّم.؛ الباب 127: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ ظُهُورِ الْمَهْدِي بَعْدَ الْيَأْسِ مِنْه وَ أَنَّ أَصْحَابَة مِنْ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَهْلِ الْعِرَاق.؛ باب صد و بیست و ششم: آن چه که نعیم گفته از این که در ماه محرم منادی از آسمان فریاد می زند؛ باب صد و بیست و هفتم: آن چه که نعیم از ظهور مهدی سخن گفته پس از آن که مردم دچار یأس و ناامیدی شده اند و بیشتر یاران او از اهل شام و کوفه اند؛ الباب 128: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ أَنَّ الْمَهْدِي لَا يُوقِظَ نائماً وَ لا يُهْرِقُ دَمَاً.؛ الباب 129: فِيمَا ذِكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ خُرُوجِ الْمَهْدِي بِرَايَةِ رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله).؛ باب صد و بیست و هشتم: آن چه که نعیم ذکر کرده که قیام مهدی در صبحگاه وقتی است که هنوز کسی را بیدار نساخته و خونی را نریخته؛ باب صد و بیست و نهم: آن چه که نعیم از قیام مهدی ذکر کرده به این که حضرت با پرچم رسول خدا قیام خواهد کرد؛ الباب 130: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ خُرُوجِه (علیه السلام) بِرايَةِ رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله) وَ قَمِيصِهِ وَ سَيْفِهِ وَ عَلَامَاتِ عِنْدَ الْعِشَاء.؛ باب صد و سی ام: که نعیم از خروج مهدی با پرچم رسول خدا و پیراهن و شمشیر او با علامات دیگر به هنگام عشاء سخن به میان آورده است؛ الباب 131: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ: أَنَّ جَيْسَ الْمَهْدِي فِي إِثْنَى عَشَر أَلْفَا أَوْ خَمْسَةَ عَشَرَ أَلْفَاً.؛ الباب 132: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمِ بْنِ حَمَّادٍ مِنْ إِنِّصَالَ أَحْذِ الشَامِ بِظُهُورِ مَا وَعَدَ بِهِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله).؛ باب صد و سی و یکم: آن چه که نعیم بیان کرده و گفته است که تعداد سپاه مهدی بین دوازده هزار یا پانزده هزار نفرند.؛ باب صد و سی و دوم: آن چه که نعیم ذکر کرده به این که از شام کسی ظهور خواهد کرد که پیامبر (صلی الله علیه و آله) وعده آمدنش را داده است؛ الباب 133: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ فِي الخَسْفِ بِالْجَيشَ الَّذِي يَنْفُذُه السُّفْيَانِي إلَى الْمَهْدِي.؛ باب صد و سی و سوم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که لشکر سفیانی که برای جنگ با آن حضرت حرکت کرده در زمین فرو می روند و زنده به گور می شوند؛ الباب 134: فِي أَنه إِذا كَانَت بِالسّام هُدَّة قَبْلَ البَيْدَاء فَلا بَيْدَاءُ وَ لَا سُفْيَانِي.؛ الباب 135: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ: أَنَّ الفِتَن تَفْرُج بِرَجُل مِنْ وُلْدِ فَاطِمَة.؛ باب صد و سی و چهارم: وقتی ویرانی قبل از سرزمین بیداء در شام پیدا شود بیداء و سفیانی هیچ کدام باقی نخواهند ماند؛ باب صد و سی و پنجم: آن چه که نعیم می گوید با این که فتنه و جنگ از طرف مردی از فرزندان فاطمه به وقوع خواهد پیوست؛ الباب 136: فِيمَا ذكرُه نَعِيمِ فِي الْمَهْدِي وَ مُنادِي السَّماءِ وَ يْيَعَة السُّفْيَانِي لِلْمَهدِي.؛ الباب 137: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ فِي أَنّ السُّفيانِي يَدْفَع الْخِلَافَة إِلى المَهْدِي.؛ باب صد و سی و ششم: آن چه که نعیم درباره مهدی و منادی آسمان و بیعت سفیانی با مهدی ذکر کرده است؛ باب صد و سی و هفتم: آن چه که نعیم ذکر کرده این است که سفیانی خلافت را به امام مهدی رد می کند؛ الباب 138: فِيمَا ذَكَرَهُ نُعَيْمٌ مِنْ اسْتِخْرَاجِ الْمَهْدِيِّ التَّابُوتَ السَّكِينَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ مِنْ غَارٍ أَنْطَاكِيَةٍ.؛ الباب 139: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ مِنْ أَنَّ الْمَهْدِي يَهْدِي لِأَمْرِ خَفِيّ.؛ باب صد و سی و هشتم: آن چه که نعیم ذکر کرده عبارت از بیرون ساختن تابوتی که در آن تورات و انجیل است؛ باب صد و سی و نهم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که مهدی مردم را به کار پنهانی هدایت و راهنمائی می کند؛ الباب 140: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمُ فِي أَنَّ عَدْلَ الْمَهْدِي يَبْلُغَ إِلَى أَنَّه لَو كَانَ تَحْتَ ضِرْسِ إِنْسَانِ شَيْءٍ اِنتَزَعَهُ وَ رَدَّهُ.؛ الباب 141: فِيمَا ذَكَرَهُ فِي أَنَّ مَعَ الْمَهْدِي رَايَةُ رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله) المُعَلَّمَة.؛ الباب 142: فِيمَا ذكرهُ نَعِيمٍ: أَنَّ رَايَة الْمَهدِي مَكتوب عَلَيها: البَيعَهُ لله.؛ باب صد و چهلم: آن چه که نعیم از عدالت مهدی ذکر کرده که اگر مال کسی حتی در زیر دندان کسی باشد آن را بیرون می آورد و به صاحبش برمی گرداند؛ باب صد و چهل و یکم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که به همراه مهدی پرچم رسول خداست که برافراشته است؛ باب صد و چهل و دوم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که بر روی پرچم مهدی نوشته شده است بیعت برای خداوند است؛ الباب 143: فِیمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ: أَنَّ الْمَهْدِي كَأَنَّما يُلعِقُ الْمَسَاكِينِ الزُّبْدَ.؛ الباب 144: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمِ مِنْ أَنَّ الْمَهْدِي خَيْرُ النَّاسِ، وَ أَنَّ مُقَدَّمَة جَبْرَئِيل، وَ سَافَتَهُ مِيكائيل.؛ باب صد و چهل و سوم: آن چه که نعیم ذکر کرده که حضرت مایل است که به مساکین کمک نماید.؛ باب صد و چهل و چهارم: آن چه که نعیم ذکر کرده که مهدی بهترین مردم است که در جلو او جبرئیل و به دنبال او میکائیل است؛ الباب 145: فِيمَا ذَكَرَه نَعِيمٍ مِن أَنَّ الْمَهْدِي يُهْدِي إِلى أَسفَارٍ مِنَ التَّوْرَاةِ. يُسْلِمُ بِمَا ثَلاثُونَ أَلْفَاً.؛ الباب 146: فِيمَا ذكره نَعِيمٍ: أَنَّهُ يَرْضَى عَنه سَاكِنُ الْأَرْضِ.؛ باب صد و چهل و پنجم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که مهدی به سوی قسمت هائی از تورات راهنمائی می شود و بخاطر دسترسی حضرت به آن اسفار، حدود سه هزار نفر به او ایمان می آورند؛ باب صد و چهل و ششم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که مردم روی زمین از او راضی خواهند بود؛ الباب 147: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ: أَنَّه يَسْتَخْرِجُ؛ الباب 148: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ أَنَّه يُحْيِي الْمَال حَثِياً وَ يَمْلأُ الأَرض عَدْلاً.؛ الباب 149: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ: أَنَّ الأُمَّةَ تَأْوِي إِلَيه كَالْنَحْلِ إِلَى يَعْسُوبِهَا.؛ باب صد و چهل و هفتم: آن چه که نعیم ذکر کرده که مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گنج ها را استخراج می کند و اموال را تقسیم می نماید و اسلام بتمامه در جایگاه خود مستقر خواهد ساخت؛ باب صد و چهل و هشتم: آن چه که نعیم ذکر کرده که حضرت اموال را به تدریج می دهد و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد؛ باب صد و چهل و نهم: آن چه که نعیم ذکر کرده که مردم مانند تجمع زنبورها به دور ملکه به دور حضرت جمع می شوند؛ الباب 150: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ: أَنَّهُ يَمْلَأُ الأَرضَ عَدْلاً وَ یَمَلِكُ سَبْعَ سِنَيْن.؛ الباب 151: فِیمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ: أَنَّ طَاوُوس تَمَنّى أَنْ يُدْرِكَ أَيامَ الْمَهْدِي.؛ الباب 152: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمْ فِي أَنَّهُ فِي زَمَانِ الْمَهْدِي يَتَمَتَّى الصَّغِيْر أَنْ يَكُونَ كَبِيراً وَ الْكَبِيرُ صَغِيراً؛ باب صد و پنجاهم: آن چه که نعیم ذکر کرده این است که مهدی زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد و هفت سال حکومت می نماید.؛ باب صد و پنجاه و یکم: آن چه که نعیم ذکر کرده این است که طاووس یمانی در آرزوی درک زمان مهدی بود؛ باب صد و پنجاه و دوم: نعیم ذکر کرده که در زمان مهدی کودک در آرزوی بزرگ شدن است و بزرگ در آرزوی کودک شدن؛ الباب 153: فِيْمَا ذَكَرَهَ نَعِيمٍ عَنِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله): أَنَّ اُمَّتَهُ تَنْعِمُ فِى زَمَانِ الْمَهْدِى نِعْمَةً لَمْ يَنْعَمُوا مِثْلَهَا قَطُّ.؛ الباب 154: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ فِي ظُهُورِ تَابُوت السَّكِيْنَة عَلَى يَدِهِ مِنْ بُحَيْرَةِ طَبَرِيَّة.؛ باب صد و پنجاه و سوم: آن چه که نعیم ذکر کرده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود که امت من در زمان مهدی به نعمتی می رسد که هیچ گاه قبلا به چنین نعمتی نرسیده است؛ باب صد و پنجاه و چهارم: آن چه که نعیم ذکر کرده که تابوت آرامش دهنده (که مربوط به یهود بوده) از بحیره طبریه بدست مهدی می افتد؛ الباب 155: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمُ: أَنَّ الْغِنَى يُلْقَى فِي قُلُوبِ الْعِبَادَ فِي زَمَانِ الْمَهْدِى.؛ الباب 156: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٌ: أَنَّ الْمَهْدِى يَصْلَحُهُ اللَّهُ فِي لَيْلَةِ؛ باب صد و پنجاه و پنجم: آن چه که نعیم ذکر کرده که در زمان مهدی (علیه السلام) بی نیازی به گونه ای است که کسی خود را نیازمند نمی بیند؛ باب صد و پنجاه و ششم: آن چه که نعیم ذکر کرده که خداوند کار مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در یک شب اصلاح می نماید؛ الباب 157: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمْ فِي أَنَّ مَوْلانا عليّاً عَرَّفَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ أنّ حُلَى الكَعْبَةِ يَقْسِمُهُ فِيهِ شَابٌ مِنْ قُرَيسُ فِي آخِرِ الْزَمَانِ؛ الباب 158: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ فِي أَوَّلِ لِوَاءِ يَعْقِدُهُ الْمَهْدِى؛ باب صد و پنجاه و هفتم: آن چه که نعیم ذکر کرده که مولا علی (علیه السلام) به عمر بن خطاب گفت: تقسیم کننده اموال کعبه، جوانی از قریش است؛ باب صد و پنجاه و هشتم: آن چه که نعیم پیرامون اولین پرچم مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ذکر کرده است؛ الباب 159: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ فِي صِفَةِ الْمَهْدِى؛ الباب 160: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ فِي خُشُوعِ الْمَهْدِى؛ باب صد و پنجاه و نهم: آن چه که نعیم در صفت مهدی ذکر کرده است؛ باب صد و شصتم: آن چه که نعیم در ابراز کوچکی مهدی در برابر خداوند ذکر کرده است؛ الباب 161: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمِ مِنْ زِيَادَةَ [فِي] صِفَةِ الْمَهْدِى؛ الباب 162: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيْمُ: أَنَّهُ فَتَى مِنْ قُرَيْشٍ ضَرْبُ مِنَ الرِجَالِ، وَ أَنَّ عُمْرَهَ سِتُونَ سَنَةَ؛ باب صد و شصت و یکم: آن چه که نعیم از صفات مختلف مهدی ذکر کرده است؛ باب صد و شصت و دوم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که حضرت مهدی جوانی است از قریش که شصت سال عمر می کند؛ الباب 163: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ فِي إِسْمِ الْمَهْدِى وَ أَنَّهُ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ؛ باب صد و شصت و سوم: آن چه که نعیم پیرامون نام مهدی بیان کرده و این که او فرزند فاطمه است؛ الباب 164: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنَ الْخَسْفِ بِالْجَيْش الذِّى يَبْعَتُهُ السُّفْيَانِي إِلَى مَكَة؛ باب صد و شصت و چهارم: آن چه که نعیم ذکر کرده که لشکر سفیانی که به سوی مکه رفته به زمین فرو می رود؛ الباب 165: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيْمٍ: أَنَّ الْجَيْشَ الَّذِي يَخْسِفُ بِهِ يَكُونُ مِنْ جِهَةِ الشَام؛ الباب 166: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنَ الْخَسْف بِالْجَيْشِ الَّذِي يُبْعَثُ إِلَى مَكَة؛ باب صد و شصت و پنجم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که لشکری که به زمین فرو می رود از شام است؛ باب صد و شصت و ششم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که لشکر اعزامی به مکه در زمین فرو می روند؛ الباب 167: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيْمٍ عَمَّنْ رَوى أَنَّ الْخَسْفَ يَكُونُ لِلْجَيْسُ الَّذِي يَنْفُذُ إِلَى الْمَدِينَة؛ باب صد و شصت و هفتم: آن چه که نعیم ذکر کرده که لشگر اعزامی به مدینه در زمین فرو می روند؛ الباب 168: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ عَلَامَاتِ الْمَهْدِى؛ الباب 169: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ: أَنَّ مِنْ عَلامَةِ ظُهُورِهِ خُرُوجُ آية مَعَ الشَّمْسِ؛ باب صد و شصت و هشتم: آن چه که نعیم از نشانه های ظهور مهدی ذکر کرده است؛ باب صد و شصت و نهم: آن چه که نعیم از نشانه ظهور مهدی ذکر کرده که آن طلوع خورشید با علامت و نشانه است؛ الباب 170: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ عَلَامَةِ خُرُوجِ الْمَهْدِى الْوِيَة مِنَ الْمَغْرِب عَلَيْهَا رَجُلُ أَعْرَج؛ الباب 171: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ عَلَامَةِ الْمَهْدِي بِقِيَامِ السُّفْيَانِي عَلَى أَعْوَادِهَا؛ الباب 172: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ: أَنَّهُ لا يَخْرُجُ الْمَهْدِى حَتَى تَرْقَى الْظَلَمَة؛ باب صد و هفتادم: آن چه که نعیم از نشانه خروج مهدی ذکر کرده با این که پرچم هائی از طرف مغرب توسط مردی شل برافراشته می گردد؛ باب صد و هفتاد و یکم: آن چه که نعیم از نشانه های ظهور مهدی ذکر کرده قیام سفیانی با تکیه بر پشتیبانان خویش است؛ باب صد و هفتاد و دوم: آن چه که نعیم ذکر کرده که ظهور مهدی با گسترش ظلم همراه است؛ الباب 173: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ: أَنَّهُ لا يَخْرُجُ الْمَهْدِى حَتَّى يَكْفُرَ بِاللهِ جَهْرَة؛ الباب 174: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ: لَا يَخْرُجُ الْمَهْدِى حَتَّى يَقْتُلَ مِنْ كُلِّ تِسْعَةِ سَبْعَة؛ الباب 175: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ: أَنَّ مُدَّةَ مُلْكِ الْمَهْدِى أَرْبَعُونَ عَاماً؛ باب صد و هفتاد و سوم: آن چه که نعیم ذکر کرده که مهدی ظاهر نمی شود مگر آن که مردم آشکارا به خدا کافر شوند؛ باب صد و هفتاد و چهارم: آن چه که نعیم ذکر کرده که مهدی خروج نمی کند جز آن که از نه نفر هشت نفر کشته شوند؛ باب صد و هفتاد و پنجم: آن چه که نعیم ذکر کرده که مدت حکومت حضرت چهل سال خواهد بود؛ الباب 176: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ: أَنَّ مُلْكَ الْمَهْدِى سَبْعَ سِنِينَ أَوْ ثِمَانِ أَوْ تِسْع؛ الباب 177: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ أَنَّ مِلْكَ الْمَهْدِى سَبْعَ سِنِينَ؛ باب صد و هفتاد و ششم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که مدت حکومت هفت یا هشت یا نه سال خواهد بود؛ باب صد و هفتاد و هفتم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که مدت حکومت مهدی هفت سال خواهد بود؛ الباب 178: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ: أَنَّهُ يَعِيْشُ سَبْعاً أَوْ تِسْعاً؛ الباب 179: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ عَنْ مُدَّةِ الْمَهْدِى سَبْعَ أَوْ ثَمَان أَوْ تِسْع؛ باب صد و هفتاد و هشتم: آن چه که نعیم ذکر کرده به این که حضرت مهدی پس از ظهور، هفت یا نه سال زندگی می کند؛ باب صد و هفتاد و نهم: آن چه که نعیم از مدت زندگی مهدی هفت یا هشت یا نه سال ذکر کرده است؛ الباب 180: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ تَعْرِيفِ ابْنِ عَبَاس لِمُعَاوِيَة بِالْمَهْدِى، وَ أَنَّهَ يَمْلِكُ أَرْبَعِيْنَ سَنَةَ؛ الباب 181: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنَ الْمُنَادِي بِاسْمِ مَنْ يُبَايِعُهُ النَّاسُ؛ باب صد و هشتادم: آن چه که نعیم ذکر کرده که این عباس به معاویه می گفت: که مهدی آل محمّد چهل سال حکومت خواهد کرد؛ باب صد و هشتاد و یکم: آن چه که نعیم ذکر کرده این است که منادی نام کسی را می برد که مردم با او بیعت می کنند؛ الباب 182: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ اِنتِقَاء الْإِسْلَام وَحُدُوثِ مَنْ يَجْمَعُ أَهْلَه؛ الباب 183: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ أَنَّ مُلْكَ خَلِيْفَة مِنْ بَنِي هَاشِمٍ أَرْبَعُونَ سَنَة، وَ يَفْتَحُ قُسْطَنْطَنِيّة وَ رُومِيَّة؛ باب صد و هشتاد و دوم: آن چه که نعیم ذکر کرده این است که اسلام دچار کمبود یاران می شود و کسی ظاهر می شود که آن ها را جمع می کند؛ باب صد و هشتاد و سوم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که حکومت خلیفه ای از بنی هاشم چهل سال خواهد بود که او قسطنطنیه و روم را فتح خواهد کرد؛ الباب 184: فيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ بَعْثِ الْمَهْدِى - وَلَمْ يَسُتُه - الْجَيْش، فَيَمْلُكَ الْهِنْد، وَ يَأْتِي بِمُلُوكِهَا وَ يَأْخُذُ كُنُوزَهَا فَيَجْعَلَهَا حُلْيَةً لِبَيْتِ الْمُقَدَّسُ، وَ خَرُوجِ الدَجَّال؛ الباب 185: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيْمٍ مِنْ بَعْثِ الْمَهْدِى - وَلَمْ يَسُمُّهُ - الْجَيْسَ، فَيَمْلِكَ الْهِنْدِ وَ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِب؛ باب صد و هشتاد و چهارم: آن چه که نعیم ذکر کرده که قبل از خروج مهدی پادشاهی لشکری را به سوی هند می فرستد و آن جا را فتح می کند و گنج ها و جواهرات آن جا را بر می دارد و بیت المقدس را زینت می کند و آن گاه دجال ظهور می کند؛ باب صد و هشتاد و پنجم: آن چه که نعیم ذکر کرده که پیش از ظهور مهدی پادشاهی به هند لشکر کشی می کند و بر هند و خاور میانه مسلط می شود؛ الباب 186: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ فَتْحِ الْبِلاد وَ الْقُسْطَنْطَنّيَة وَ كَثُرَة غَنَائِمِهَا؛ باب صد و هشتاد و ششم: آن چه که نعیم ذکر کرده از فتح شهرها و قسطنطنیه و غنائم زیاد او؛ الباب 187: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ حَدِيْثِ نُزُولِ عِيْسَى بْنِ مَرْيَمْ وَصَلَاتُهُ خَلْفَ خَلِيْفَةِ الْمُسْلِمِيْنِ، وَ حَدِيْثِ الدَجَّال؛ باب صد و هشتاد و هفتم: آن چه که نعیم از آن سخن گفته عبارت است از حدیث نزول عیسی و نماز خواندن او پشت سر خلیفه مسلمین و جریان دجال؛ الباب 188: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ فِي صَلَاةِ عِيْسَى خَلْفَ الْمَهْدِى وَلَمْ يَسُمُّه، وَ أَنَّ عِيْسَى يَقُول: إِنَّمَا يُعِشتُ وَ زِيْراً وَ لَمْ أُبْعَثُ أَمِيراً؛ باب صد و هشتاد و هشتم: آن چه نعیم پیرامون نماز خواندن حضرت عیسی پشت سر او بیان کرده و این که به او می گوید من وزیرم نه امیر؛ الباب 189: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ أَنَّ الْمَهْدِى مِنْ وُلْدِ فَاطِمَة عَلَيْهَا السَّلَام؛ الباب 190: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيْمٍ مِنْ أَنَّ الْمَهْدِى مِنْ وُلْدِ عَلِي بْنِ أَبِي طَالِب (علیه السلام)؛ باب صد و هشتاد و نهم: آن چه که نعیم ذکر کرده این است که مهدی از فرزند فاطمه است؛ باب صد و نودم: آن چه که نعیم ذکر کرده به این که مهدی فرزند علی بن ابی طالب است؛ الباب 191: فِيمَا ذَكَرُه نَعْيِمٍ فِي أَنَّ ابْنُ عَبَّاس قَالَ لِمُعَاوِيَةِ: يَبْعَثُ اللَّهُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ الْمَهْدِى؛ الباب 192: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِنْ أَنَّ الْمَهْدِى وَ أَئِمَةَ الْهُدَى مِنْ أَهْلِ بَيْتِ الْنبوة، وَ بِهِمْ يُخَتُم؛ باب صد و نود و یکم: آن چه که تعیم ذکر کرده به این که ابن عیاس به معاویه گفت: خداوند مهدی را از میان ما اهل بیت برانگیخته می سازد؛ باب صد و نود و دوم: آن چه که نعیم ذکر کرده به این که مهدی و ائمه هدی از اهل بیت نبوت اند و به آن ها دین ختم می شود؛ الباب 193: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيْمٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَائِشَة عَنِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ مِنْ عِتْرَتِهِ؛ الباب 194: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ: أَنَّهُ رَجُلُ مِنْ عِشْرَتِهِ يُقَاتِلُ عَلَى سُنَّتِهِ كَمَا قَاتَلَ (صلی الله علیه و آله) عَلَى الْوَحْى؛ الباب 195: فِيْمَا ذِكَرَهُ نَعِيمٍ أَيْضاً: أَنَّهُ مِنْ عِتْرَةِ النَّبِي (صلی الله علیه و آله)؛ باب صد و نود و سوم: آن چه که نعیم از عایشه ذکر کرده که او از پیامبر نقل نموده که مهدی از عترت پیامبر است؛ باب صد و نود و چهارم: آن چه که نعیم ذکر کرده که مهدی مردی از دودمان پیامبر است و براساس سنت پیامبر می جنگد همان طور که پیامبر براساس وحی می جنگید؛ باب صد و نود و پنجم: آن چه که نعیم ذکر کرده که مهدی از عترت پیامبر (صلی الله علیه و آله) است؛ الباب 196: فِيمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ فِي أَنَّهُ يَخْرُجُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ لَوْ اسْتَقْبَلَتْهُ الْجِبَالَ لهَدَّهَا، وَ أَنَّهُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْن؛ الباب 197: فِيْمَا ذَكَرِهَ نَعِيمٍ: أَنَّ الْمَهْدِى هُوَ الَّذِي يُصَلِّى عِيْسَى بْنَ مَرْيَمَ خَلْفَه؛ الباب 198: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْه وَ آلِهِ، أَنَّهُ قَالَ: «هُوَ رَجُلٌ مِنِّى»؛ باب صد و نود و ششم: آن چه که نعیم ذکر کرده که مهدی از سمت مشرق ظهور می کند و اگر کوه ها مانع او شوند آن ها را خراب می کند و او از فرزندان حسین است؛ باب صد و نود و هفتم: آن چه که نعیم ذکر کرده که مهدی همانی است که عیسی بن مریم در پشت سرش نماز می خواند؛ باب صد و نود و هشتم: آن چه که نعیم از پیامبر آورده که فرمود مهدی مردی است از من؛ الباب 199: فِيْمَا ذَكَرُهُ نَعِیم عَنِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله)، أَنَّهُ قَالَ: «الْمَهْدِى مِنَّا أَهْلَ الْبَيْت».؛ باب صد و نود و نهم: آن چه که نعیم از پیامبر آورده که فرمود مهدی از ما اهل بیت است؛ الباب 200: فِيْمَا ذَكَرَه نَعِيْمٍ مِنْ أَخْبَارِ النَّارِ الْحَادِثَهُ فِي أَوَاخِرِ الْزَمَانَ.؛ باب دويستم: در آن چه که نعیم ذکر کرده از اخبار آتشی که در دوره آخر الزمان به وجود می آید؛ الباب 201: فِيْمَا ذَكَرَه نَعِيمٍ مِنْ حَديثِ الْتُرْک.؛ باب دویست و یکم: آن چه که نعیم از جریان ترک ها ذکر کرده است؛ الباب 202: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمٍ مِمَّا جَرَتْ حَالَ بَنِي أُمَيَّةَ عَلَيْهِ.؛ الباب 203: فِيْمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ فِي قَوْلِ النَّبِي (صلی الله علیه و آله): «إِنَّ أُمَّتَه تَسْلُكُ مَسْلَكَ الأمم فِي ضَلَالِها مِنْ فَارْس وَ الْرُوم».؛ باب دویست و دوم: آن چه که نعیم از جریانی که بر بنی امیه گذشته است ذکر کرده است؛ باب دویست و سوم: آن چه که نعیم از گفتار پیامبر ذکر کرده که امتش مانند مردم فارس و روم گرفتار خواهند شد؛ الباب 204: فِيْمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ مِنْ أَنَّ عِيْسَى إِذَا نَزَلَ لا يَشُمُّ رِيْحَة كَافِر إِلا مَاتَ، وَ يُصَلِّى وَرَاءَ الْمَهْدِى وَلمْ يَسُمُّه.؛ باب دویست و چهارم: آن چه که نعیم ذکر کرده که وقتی عیسی آمد بوی او به هر کافری که برسد خواهد مرد و او در پشت سر مهدی به نماز می ایستد؛ الباب 205: فِيْمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ مِنْ تَنَقُم هَذِهِ الاُمَّةَ بَعْد نُزُولِ عِيسَى (علیه السلام).؛ الباب 206: فيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ مِنْ حَدِيْثِ الْحَبَشَة وَهُدمِ الْكَعْبَةَ.؛ باب دویست و پنجم: آن چه که نعیم از خوشی مردم بعد از آمدن عیسی ذکر کرده است؛ باب دویست و ششم: آن چه که نعیم از جریان حبشه و خراب کردن کعبه ذکر کرده است؛ الباب 207: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ مِنْ حَديثِ الدَابَّةِ المَذْكُورَة فِي الْقُرْآنِ الشَّرِيْف.؛ باب دویست و هفتم: آن چه که نعیم از جریان دابه ای که در قرآن بیان شده ذکری به میان آورده است؛ الباب 208: فِيمَا ذَكَرَه نَعِيمٍ فِي حَدِيْثِ آخَر عَنِ الدَّابَة عَنْ حُذَيْفَةٌ.؛ باب دویست و هشتم: آن چه که نعیم در حدیث دیگر درباره دابه ذکر کرده است؛ الباب 209: فِيْمَا ذَكَرُه نَعِيمٍ فِي عِدَّةِ أَحَادِيثِ مِنْ وَصْفِ الدَابَّة؛ باب دویست و نهم: آن چه که نعیم در احادیثی پیرامون و صف دابه ذکر کرده است؛ الباب 210: فِيْمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ مِنْ أَنَّ مَلِكَ الأَشْرَار مَائَةَ وَ عِشْرُونَ سِنَة بَعْدَ الأَخْيَارِ؛ الباب 211: فِيمَا ذَكَرهُ نَعِيمٍ فِيمَا يُمْكِنُ أَنْ يَكُونَ الْمُرَاد بِهَذِهِ الْمَائَةَ وَ عِشْرَيْنَ سَنَةَ.؛ باب دویست و دهم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که حکومت اشرار 21 سال پس از خوبان است؛ باب دویست و یازدهم: آن چه که نعیم ذکر کرده با این که ممکن است مراد از 120 سال زمان خاصی باشد؛ الباب 212: فِيْمَا ذَكَرَهُ نَعِيمُ مِنْ حَدِيثٍ غَرِيْبٍ فِي خُرُوجِ الدَّابَّةَ، وَ أَنَّهَا تَقْتُلُ ابْلِيس، وَ تَصْفُو الدُّنْيا لِأَهْلِهَا بِالْعَدْلِ.؛ باب دویست و دوازدهم: آن چه که نعیم در حدیثی شگفت انگیز در خروج دابه آورده و این که ابلیس او را می کشد و دنیا به عدل با مردم رفتار می کند؛ الباب 1: فَيْمَا نَذْكُرِهُ مِنْ مِقْدَارِ الزَّمَان مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَلَيْلى.؛ باب اول: آن چه که از مقدار زمان از کتاب فتن سلیلی بیان می کنیم؛ الباب 2: فِيْمَا نَذْكُره مِنَ كِتَابِ الْفِتْنَ لِلسَلِيَلِي فِي قَوْلِ النَّبِي (صلی الله علیه و آله):؛ الباب 3: فِيْمَا نَذْكُرُهُ مِنَ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلْسَلِيْلِي فِي أَنَّ الْعِلَم يَنْفُدُ، وَ لَا نَعْنِي بَقَاءَ الْكِتَابِ.؛ باب دوم: آن چه که پیرامون سخن پیامبر از کتاب فتن سلیلی نقل می کنم که حضرت فرمود: اسلام با غربت آغاز شد و به زودی به غربت باز خواهد گشت و خوشا به حال غرباء؛ باب سوم: بیانی از کتاب فتن سلیلی در این که علم به پایان می رسد؛ الباب 4: فَيْمَا نَذْكُرُه مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلْسَلِيْلِي فِي مَدْحِ الْعَقْل.؛ الباب 5: فِيْمَا نَذْكُرُهُ مِنَ كِتَابَ الْفِينَ لِلْسَلِّيلِى أَيْضَاً فى أَنَّهُ يَأْتِي زَمَانُ يَعْرُجُ فِيهِ بِعُقُولِ النَّاسِ.؛ باب چهارم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون ستایش از عقل؛ باب پنجم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون آن که روزی می رسد که عقل های مردم از بین می رود؛ الباب 6: فِيْمَا نَذْكُرُه مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَ الْجَرِيَدَتَيْنُ مَعَ الْأَمْوَات مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلْسَلِيْلِي.؛ الباب 7: فِيْمَا نَذْكُرُه مِنْ أَنَّ الصَّحَابَةِ أَنْكَرُوا قُلُوبَهُم بَعْدَ دَفْنِ النَّبِي (صلی الله علیه و آله)، مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلْسلِيْلِي.؛ باب ششم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی در آن چه که از عذاب قبر نسبت به مردگان رسیده است؛ باب هفتم: بیانی از کتاب فتن سلیلی در آن چه که صحابه بعد از دفتن پیامبر منکر شدند؛ الباب 8: فِيْمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلِي فِيمَا ذَكَرَ أَنَّهُ جَاءَ فِي إِمَامَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام)، وَ أَيَّامِهِ وَ آيَاتِهِ وَ دَلَائِلِهِ مِنْهَا فِي حَدِيثِ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَشْرِقِينَ، وَ أَنَّهُ لَا يُسْأَلُ عَنْ شَيْءٍ إِلَى الْقِيَامَةِ إِلَّا أَخْبَرَبِهِ.؛ باب هشتم: ییاتی از کتاب فتن سلیلی پیرامون آن چه در امامت علی (علیه السلام) رسیده است؛ الباب 9: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلْسَّلِيلِي: أَنَّ الأُمَّةَ سَتَغْدِرُ بِعَلِي بْنِ أَبِي طَالِبٍ.؛ الباب 10: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفَتْنِ لِلسَّلِيلِي أَيْضاً مِنْ تَحْذِيرٍ عَائِشَةَ عَمَّا عَمِلَتْ بِالْبَصْرَةِ.؛ باب نهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی در این که امت به زودی نسبت به علی (علیه السلام) بی وفائی خواهند کرد.؛ باب دهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی از نهی پیامبر عایشه را از جریان لشکر کشی به بصره؛ الباب 11: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتْنِ لِلْسَّلِيلى مِنْ أَنَّ مَرْوَانَ قَتَلَ طَلْحَةَ يَوْمَ الْجَمَلِ.؛ الباب 12: فِيمَا نَذْكُرُه مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسّلِيلِى فِيمَا رَوَاهُ مِنْ أَعْتِرَافِ الزُّبَيْرِ ينهي النَّبِيِّ (صلى الله عليه و سلم) عَنْ حَرْبٍ عَلَى عَلَيْهِ السَّلَامُ.؛ باب یازدهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی در مرگ طلحه بدست مروان در جنگ جمل؛ باب دوازدهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی از اقرار زبیر از نهی پیامبر (صلی الله علیه و آله) از جنگ با علی (علیه السلام)؛ الباب 13: فِيمَا نَذْكُرهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلْسَلِيلى فِي أَنَّ مُعَاوِيَةَ قَالَ: إِنَّهُ مَا حَارَبَ إِلَّا لِلْوِلَايَةِ.؛ الباب 14: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ شَهَادَةِ عَائِشَةَ عَلَى مُعَاوِيَةٌ أَنَّهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ، مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِّلسَّلِيلِى.؛ الباب 15: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَن لِلسَّلِيلِي عَنْ عَدَدِ مَنْ خَرَجَ مَعَ مَوْلَانَا عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ مِنْ أَهْلِ بَدْرٍ وَبِيْعَةِ الرِّضْوَانِ وَ أَوَيْسِ الْقَرَنِي؛ باب سیزدهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی در این که مبارزه معاویه برای محو ولایت بود؛ باب چهاردهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی در شهادت عایشه در حضور معاویه پیرامون گروه ستمکار؛ باب پانزدهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی از تعداد کسانی که با حضرت علی (علیه السلام) همراه شدند؛ الباب 16: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنَ كِتَابِ الفِتَنِ لِلسَّلِيلِي عَنْ ضَلَالِ الخَوَارِجِ.؛ باب شانزدهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی پیرامون گروه خوارج؛ الباب 17: فِيمَا تَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلي فِي عُذْرِ مَوْلَانَا الْحَسَنِ فِي صُلْحِ مُعَاوِيَةٌ، وَ بِشَارَتِهِ بِالْمَهْدِى.؛ باب هفدهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی در عذر امام حسن (علیه السلام) در صلح با معاویه؛ الباب 18: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلِى مَنْ تَعْرِيفِ مَوْلَانَا عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ بِاجْتِمَاعِ النَّاسِ عَلَى مُعَاوِيَةَ، وَ أَنَّهُ يُنَاتِلُ لِيَبْلَى عُذْراً عِنْدَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ.؛ باب هجدهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی پیرامون تجمع مردم در برابر معاویه؛ الباب 19: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلِي مِنْ أَمْرٍ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) بِقَتْلِ مُعَاوِيَةَ إِذَا ادَّعَى الْإِمَارَةَ.؛ الباب 20: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلِي فِي ذَةٍ أَبِى مُوسَى الْأَشْعَرِى وَ مَدْحِ أَهْلِ الْبَيْتِ.؛ باب نوزدهم: ییانی است از کتاب فتن سلیلی در فرمان پیامبر يقتل معاویه به هنگام دعوی حکومت؛ باب بیستم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی در مذمت ابوموسی اشعری و ستایش از اهل بیت؛ الباب 21: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنْ لِلسَّلِيلِي عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَنَّ الأُمَّةَ سَتَغْدِرُ بِعَلِيِّ (علیه السلام) بِعْدَ وَفَاتِهِ، غَيْرَ مَا قَدَّمْنَاهُ.؛ باب بیست و یکم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون سخن پیامبر که امت بعد وفاتش به علی (علیه السلام) خیانت می کنند؛ الباب 22: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتْنِ أَيْضاً لِلْسَّلِيلِي فِي تَعْرِيفِ مَوْلَانَا عَلِيٌّ (علیه السلام) لِأَصْحَابِهِ لَمَّا تَجْرِى الْحَالُ عَلَيْهِ مِنْ قَتْلِ طَلْحَةَ وَ الزُّبَيْرِ، وَ الْعَسْكَر الَّذِي يَنْصُرُونَهُ مِنَ الْكُوفَةِ.؛ باب بیست و دوم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون گفتار حضرت علی (علیه السلام) با یاران خود؛ الباب 23: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِّلسَّلِيلي فِيمَا أَخْبَرَ بِهِ مَوْلَانَا عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ مِنْ أَنَّ خَالِدَ بْنَ عَرْفَطَةَ لَا يَمُوتُ حَتَّى يَحْمِلَ رَايَةَ ضَلَالَةٍ فَكَانَ كَذَلِكَ.؛ الباب 24: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلِى أَيْضاً مِنْ تَعْرِيفِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ لِلنَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) بمَا جَرَتْ حَالُ مَوْلَانَا الْحُسَيْنِ (علیه السلام)؛ باب بیست و سوم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون گفتار حضرت علی (علیه السلام) درباره خالدین عرفطه که قبل از مرگش پرچم گمراهی برافراشته خواهد کرد؛ باب بیست و چهارم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون خبر خداوند به پیامبر در آن چه که بر فرزندش حسین خواهد گذشت؛ الباب 25: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنْ لِلسَّلِيلي مِنْ تَعْرِيفِ مَوْلَانَا عَلَى عَلَيْهِ السَّلَامُ لِأَصْحَابِهِ لَمَّا اجْتَازَ بِكَرْبَلَاءَ بِقَتْلِ الْحُسَيْنِ فِي مَوْضِعٍ مِنْهَا فَكَانَ كَذَلِكَ.؛ باب بیست و پنجم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون کلام حضرت علی به یاران خود پیرامون شهادت حسین در کربلا؛ الباب 26: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ المَذْكُورِ فِي تَعْرِيفِ مَوْلَانَا عَلَى لِلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلَامَ بِمَا جَرَتْ حَالُهُ عَلَيْهِ.؛ باب بیست و ششم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی از گفتار حضرت به فرزندش حسین از آن چه بر او خواهد گذشت؛ الباب 27: فِيمَا تَذْكُرُهُ مِنْ كَوْنِ بَنِي أُمَيَّةَ كَانُوا أَعْدَاءَ بَنِي هَاشِمٍ وَأَهْلِ بَيْتِ النُّبُوَّةِ، وَ كَانُوا مَعَ ذَلِكَ عَارِفِينَ بِالْمَهْدِى وَ مَذْكُوراً فِي أَيَّامِهِمْ وَ فِي أَيَّامٍ مُعَاوِيَةَ.؛ باب بیست و هفتم: در آن چه که باید گفت از این که بنی امیه دشمنان اهل بیت السلام (علیهم السلام) و بنی هاشم اند با این وجود به جریان کار حضرت مهدی آگاهی دارند و در زمان خود معاویه مورد بحث آن ها بوده است؛ الباب 28: فِيمَا نَذْكُرُهُ أَيْضاً مِنْ كِتَابٍ مُحَمَّدِ بْنِ جَرِيرِ الْطَّبَرِيِّ، الَّذِي سَمَّاهُ عُيُونَ أَخْبَارِ بَنِي هَاشِمٍ، وَ مُنَاظِرَةٌ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسِ لِمُعَاوِيَةَ فِي أثْبَاتِ أَمْرِ الْمَهْدِى.؛ باب بیست و هشتم: آن چه که نقل می کنیم از کتاب طبری پیرامون مناظره عبدالله بن عباس با معاویه پیرامون حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ الباب 29: فِيمَا تَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِأَبِي صَالِحٍ السَّلِيلِي الَّذِي تَارِيخُ كِتَابَتِهِ سَنَةٌ سَبْعُ وَ ثَلَاتَمِائَةٍ - أَنْ كَعْباً ذَكَرَ أَنَّ الْمَهْدِيَّ مَذْكُور فِي التَّوْرَاةِ.؛ باب بیست و نهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی از این که کعب گفته است که نام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در تورات آمده است؛ الباب 30: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلى أَنَّ الْمَهْدِى كَانَ مَذْكُوراً فِي أُمَّةِ عِيسَى عَلَيْهِمَا السَّلَامُ؛ باب سی ام: بیانی از کتاب فتن سلیلی در این که حضرت مهدی در امت عیسی ذکر شده است؛ الباب 31: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلي أَيْضَاً أَنَّ مَوْلَانَا عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلَامُ عَرَّفَ مَنْ حَضَرَهُ بِمَا جَرَى لِزَيْدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام)؛ الباب 32: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلْسَلِيلِي مِنْ رِوَايَةِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِ وَ لِمَا يَكُونُ فِي الْأَسْلَامِ مِنْ أَنَّ الْقَاتِلَ وَ الْمَقْتُولَ فِي النَّارِ حَتَّى يَظْهَرَ مَنْ يَمْلأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً.؛ باب سی و یکم: بیانی از کتاب فتن سلیلی به این که حضرت علی (علیه السلام) حوادثی که بر زید خواهد گذشت بیان نموده است؛ باب سی و دوم: بیانی از کتاب فتن سلیلی با این که عبدالله بن عمرو گفته است در اسلام قاتل و مقتول هر دو آتش اند تا این که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کند و جهان را پر از عدل و داد نماید؛ الباب 33: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلِى أَيَضاً فِي ذَمّ بَنِي أُمَيَّةَ وَ أَنَّهُمْ شَرُّ الْقَبَائِلِ؛ باب سی و سوم: بیانی از کتاب فتن سلیلی در مذمت بنی امیه به این که آن ها بدترین گروه اند؛ الباب 24: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلِي فِي ذَمِّهِ لِدَوْلَةِ بَنِي أُمَيَّةَ وَ دَوْلَةِ بَنِي الْعَبَّاسِ، وَكَشْفِهِمَا بَآلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ بِرِوَايَةِ الْأَوْزَاعِیَّ.؛ الباب 35: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلى أَيْضاً فِي عَدَدِ الْأَثْنَيْ عَشَرَ إِمَاماً مِنْ قُرَيْشٍ؛ باب سی و چهارم: بیانی از کتاب فتن سلیلی در مذمت حکومت بنی امیه و بنی عباس و بلایای عصر آن ها که سرانجام بر اساس روایت اوزاعی با ظهور یکی از فرزندان محمّد (صلی الله علیه و آله) بر طرف خواهد شد؛ باب سی و پنجم: بیانی از کتاب فتن سلیلی با این که هر دوازده امام از قبیله قریش اند؛ الباب 26: فِي نَهْي مَوْلَانَا عَلِيَّ 7 أَوْلَادَهُ أَنْ يَخْرُجَ أَحَدُ مِنْهُمْ قَبْلَ الْمَهْدِى وَ أَنْ مَنْ خَرَجَ مِنْهُمْ قَبْلَهُ فَإِنَّمَا هُوَ جَزُورٌ.؛ باب سی و ششم: در نهی حضرت علی به فرزندان خود با این که هیچ یک از آن ها قبل از قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام نکند زیرا به هدف نخواهد رسید؛ الباب 37: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلِي فِي أَنَّ أَوْلَادَ عَلِيِّ ابْنِ أَبِى طَالِب (علیه السلام) لَا تُصْبحُ لَهُمْ خَلَافَةٌ وَلَا مُلْكُ، وَنَهْيُهُ (علیه السلام) لَهُمْ عَنِ الْخُرُوجِ لِذَلِكِ.؛ باب سی و هفتم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی با این که حضرت علی (علیه السلام) به فرزندان خود فرمود حکومت نصیب آن ها نخواهد شد از این رو آن ها را از قیام علیه خلفا نهی کرد؛ الباب 38: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلْسَّلِيلِي عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ فِي دَم دَوْلَتِهِمْ، وَ الْأَمْرِ بِالدُّعَاءِ عَلَيْهَا.؛ باب سی و هشتم: بیانی از کتاب فتن سلیلی از این که عبدالله بن عباس از حکومت بنی عباس مذمت کرده و دستور به نفرین به آن ها داده است؛ الباب 39: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتابِ الْفِتَنِ لِلْسَّلِيلِي عَنْ دَوْلَةِ بَنِي الْعَبَّاسِ، وَ دَوْلَةِ التُّرْيِ، وَحَدِيثِ الَّذِي يَمْلأُ الْأَرْضَ عَدْلاً.؛ باب سی و نهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی پیرامون حکومت بنی عباس و حکومت ترک و کسی که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد؛ الباب 40: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلْسَّلِيلِي مِنْ نَهْي مَوْلَانَا عَلَى (علیه السلام) عَنْ سُكْنى الْبَصْرَة.؛ باب چهلم: بیانی از کتاب فتن سلیلی پیرامون نهی حضرت علی از سکونت در بصره؛ الباب 41: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلِي أَيْضاً فِيمَا جَرى عَلَى الْبَصْرَة وَ يَجْرِى.؛ باب چهل و یکم: بیانی از کتاب فتن سلیلی در حوادثی که بر بصره خواهد گذشت؛ الباب 42: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلْسَّلِيلى فِيمَا ذَكَرَهُهُ عَنْ بَنِي قَنْطُورَاء، وَ مَا يَجْرِى عَلَى الْبَصْرَةِ مِنْهُم.؛ باب چهل و دوم: بیانی از کتاب فتن سلیلی پیرامون بنی قنطور و آن چه که از طرف آن ها بر سر بصره خواهد آمد؛ الباب 43: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلِي مِنْ حَدِيثِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ مَعَ بَنِي قَنْطُورَاء نَذْكُرُ إِسْنَادَهُ لِيَكُونَ دَرَكُهُ عَلَيْهِ.؛ الباب 44: فِيمَا نَذْكُرهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلِى أَيْضاً مِنْ التَّحْذِيرِ مِنَ الطَّمَاطِمِ.؛ باب چهل و سوم: بیانی از کتاب فتن سلیلی از حوادثی که بر مردم بصره از طرف بنی قنطو را خواهد گذشت؛ باب چهل و چهارم: بیانی از کتاب فتن سلیلی پیرامون حوادث و رویدادهائی که از طرف طماطم بر مردم خواهد گذشت؛ الباب 45: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّليلي فِي طُولِ دَوْلَةِ التُّرْكَ كَدَوَامِهَا لِفِرْعَوْنَ، وَ أَنْ زَوَالَهُمْ لِمَا يَقَعُ بَيْنَهُمْ، وَ أَنَّهُمْ يُوصِلُونَ أَمْرَهُمْ إِلَى وُلْدِ النَّبِي (صلی الله علیه و آله).؛ باب چهل و پنجم: بیانی از کتاب فتن سلیلی در دوام حکومت ترک ها همانند دوام حکومت فرعون و زوال آن ها و تسلط یکی از فرزندان پیامبر بر آن ها؛ الباب 46: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ مَعْرِفَةِ وَقْتِ هَلَاكِ الْعَرَبِ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ أَيْضاً.؛ الباب 47: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِن الْكِتَابِ فِي أَنَّ هَلَاكَ الْأُمَّةِ إِذَا أَحْدَثُوا أَعْمَالاً؛ باب چهل و ششم: بیانی است از شناخت وقت هلاکت عرب از کتاب فتن؛ باب چهل و هفتم: بیانی است از خداوند با این که هلاکت امت در گرو رفتارهائی است که انجام می دهند؛ الباب 48: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ مُعْجِزِ لِلنَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله). لَمَّا يَجْرِيَ عَلَى جَامِعٍ بَرَانًا.؛ باب چهل و هشتم: در آن چه که از معجزه پیامبر می گوئیم جریانی است که بر مسجد براثای منافقان خواهد گذشت؛ الباب 49: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّليلي عَنِ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَنَّ أُمَّتَهُ تَسْلُكُ سَبِيلَ فَارْسِ وَ الرُّومِ.؛ باب چهل و نهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی با این که پیامبر فرمود: امت او راه مردم فارس و روم را در پیش دارند؛ الباب 50: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلِي عَنْ كَعْبٍ فِي الْمَلَاحِم بِالْبَصْرَةِ.؛ الباب 51: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ مَلَاحِمِ الْبَصْرَةِ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلِي؛ باب پنجاهم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون حوادثی که در بصره پیش خواهد آمد؛ باب پنجاه و یکم: بیانی از کتاب فتن سلیلی درباره فتنه های بزرگی که بر سر بصره خواهد آمد؛ الباب 52: فِيمَا نَذكُرُهُ مِنْ مَلَاحِمٍ عَظِيمَةٍ تَجْرِى عَلَى الإِسْلَامِ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ نَذْكُرُ إِسْنَادَهَا وَمَا نَحْتَاجُ إِلَيْهِ مِنْهَا، وَ حَدِيثَ الْمَهْدِى.؛ باب پنجاه و دوم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون فتنه های بزرگی که به اسلام هجوم خواهد کرد و جریان ظهور مهدی؛ الباب 53: فِيمَا نَذْكُرُهُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَلْمَانَ: أَنْ النَّاسَ يَخْرُجُونَ مِنَ الدِّينِ أَفواجاً كَمَا دَخَلُوا فِيهِ أَفْوَاجاً، مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَّلِيلى.؛ الباب 54: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنَ الْمَلَاحِمٍ عَنْ مَوْلَانَا عَلِيٌّ (علیه السلام)، مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ أَيْضًا نَقْتَصِرُ عَلَى مَا قَدْ تَخَلَّفَ مِنْهَا، وَ حَدِيثَ الْمَهْدِى.؛ باب پنجاه و سوم: بیانی است از سلمان از کتاب فتن سلیلی در این که در عصر غیبت مردم گروه گروه از اسلام خارج می شوند همان طور که در آغاز دسته دسته وارد می شدند؛ باب پنجاه و چهارم: بیانی از کتاب فتن سلیلی از رویدادها و فتنه هائی که بر علی می گذرد و نیز حدیث مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ الباب 55: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسُّلِيلى أَيضاً عِدَّةَ أَحَادِيثِ هِيَ مُعْجِزَاتٌ لِخَاتَمِ النُّبُوَّاتِ عَلَيْهِ أَفْضَلُ السَّلَامِ، فِي تَعْرِيفِ أَهْلِ الإِسْلَامِ: أَنَّهُمْ يُقَاتِلُونَ قَوْماً صِفَاتُهُمْ التَّرْكُ.؛ باب پنجاه و پنجم: بیانی از کتاب فتن سلیلی پیرامون معجزات پیامبر اسلام و بیان آن حضرت در این که مسلمین با اقوام ترک می جنگند؛ الباب 56: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ مُعْجِزَةٍ لِلنَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) فِيمَا جَرَتْ حَالُ الْعَجَمِ وَ الْعَرَبِ عَلَيْهِ، وَ أَنَّ الْعَرَبَ تَمْلِكُهُمْ ثُمَّ يَمْلِكُهُمْ الْعَجَمُ كَمَا انْتَهَتْ حَالُهُمْ إِلَيْهِ، مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ أَيْضاً.؛ باب پنجاه و ششم: بیانی است از معجزه پیامبر (صلی الله علیه و آله) از کتاب فتن پیرامون حوادثی که بر عرب و عجم می گذرد و این که عرب مالک آن ها می شود آن گاه عجم مالک آن ها می گردد؛ الباب 57: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ مُعْجِزَةِ لِلنَّبِيِّ (صلى الله عليه و سلم) فِيمَا ذَكَرَهُ مِنْ غَلَبَةِ الْعَجَمِ عَلى دَخُلِ الْعِرَاقِ، مِنْ كِتَابِ السَّلِيلِي فِي الْفِتَنِ.؛ الباب 58: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ خُطْبَةِ مَوْلَانَا عَلِيٌّ (علیه السلام)، المَعْرُوفَةِ بِاللُّؤْلُوةِ، ذَكَرَ السَّلِيلِي أَنَّهُ خَطَبَ بِهَا قَبْلَ خُرُوجِهِ مِنَ الْبَصْرَةِ بِخَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً: يَذْكُرُ فِيهَا مُلُوكُ بَنِي العَبَّاسِ وَ مَا بَعْدَهُمْ، نَقْتَصِرُ مِنْهَا عَلَى مَا بَعْدَهُمْ، وَ فِيهِ ذِكْرُ الْمَهْدِى.؛ باب پنجاه و هفتم: بیانی است از معجزه پیامبر (صلی الله علیه و آله) از کتاب فتن سلیلی به این که عجم بر عراق پیروز خواهد شد؛ باب پنجاه و هشتم: بیانی است که خطبه مولا علی (علیه السلام) که به لؤلؤ معروف است و سلیلی در کتاب خود آورده به این که حضرت پانزده روز پیش از خارج شدنش از بصره بیان فرموده و در آن به بیان حکام بنی عباس و بعد از آن ها پرداخته که ما به صورت کوتاه بیان می کنیم و در آن از امام مهدی نام برده شده است؛ الباب 59: فِيمَا تَذْكُرُهُ مِنْ خُطْبَةٍ أُخْرَى لِمُوْلَانَا عَلِيٌّ (علیه السلام)، ذكَرَهَا السَّلِيلِى عَقِيبٌ هَذِهِ الْخُطْبَةِ.؛ باب پنجاه و نهم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون خطبه حضرت علی (علیه السلام) که به دنبال خطبه قبل ایراد فرموده است و این خطبه در منبر کوفه برای مردم بیان فرموده که ما به صورت کوتاهی آن را نقل می کنیم؛ الباب 60: فِيْمَا نَذْكُرَهُ مِنْ حَدِيث عَنْ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) وَفِتْنَةِ الْزَوْرَاء وَ الْكُوفَة وَ الْمَدْينة، وَ شُعَيْبِ بْنِ صَالِحٍ، وَ الْمَهْدِى.؛ باب شصتم: بیانی است از حدیث پیامبر و فتنه ای است در زوراء و کوفه و مدینه پیرامون شعیب بن صالح و مهدی؛ الباب 61: فِيمَا نَذْكُرَهُ عَنِ السَّلِيلِى مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ فِي تَحْقِيق حَديثِ الْمَهْدِى فِي الْكُتُبِ السَّالِفَةَ، وَعَنْ جَدِهِ مُحَمّد صَلَواتُ الله عَلَيْهِمَا. فَقَالَ السَّلِيْلي في كِتَابَ الْفِتَن:؛ باب شصت و یکم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی در تحقیق حدیث مهدی در کتاب های گذشتگان و از جد او حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله)؛ الباب 62: فِيمَا نَذْكُرَه مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَلْبِلِي فِي صِفَةِ الْمَهْدِى بِرِوَايَةِ رِجَالِهِم.؛ الباب 63: فِيمَا ذَكَرُهُ السَّلِيْلِي فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنْ دَلَائِلِ خُرُوجِهِ (علیه السلام).؛ باب شصت و دوم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون صفت حضرت مهدی؛ باب شصت و سوم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی از دلایل خروج حضرت مهدی؛ الباب 64: فِيمَا ذَكَرُهُ السَّلِيلِي فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنْ إِسْم الْمَهْدِى وَ عَدْلِهِ، بِرِجَالِهِمْ.؛ الباب 65: فِيمَا نَذْكُرَهَ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَلِيلِي بِرِجَالِهِمْ: فِي أَنَّهُ لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلا يَوْمُ وَاحِد يَتَضَمَّنُ مَلِكُ الَّذِي يَمْلَأَهَا عَدْلاً وَ قِسْطاً. فَقَالَ مَا هَذَا لَفْظُهُ:؛ باب شصت و چهارم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی درباره نام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و عدالت او نسبت بمردم خود؛ باب شصت و پنجم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی از این که اگر دنیا تنها یک روز از عمرش باقی مانده باشد حاکمی خواهد آمد که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد؛ الباب 66: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَلِيلِي بِرِجَالِهِمْ عَنْ مُنَادِى السَّمَاء.؛ الباب 67: فِيمَا نَذْكُرُه مِنَ الْوَقْتِ الَّذِى يَخْرُجُ فِيْهِ الْمَهْدِى، وَالْمَوْضِعُ الَّذِي يَكُونُ مِنْهُ خُروجُهُ (علیه السلام)، من كِتَابِ الْفِتَنِ لِلسَلِيْلِي؛ باب شصت و ششم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون ندای آسمانی؛ باب شصت و هفتم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون زمان خروج حضرت مهدی و محلی که از آن جا خروج خواهد کرد؛ الباب 68: فِيمَا ذَكَرَهُ السَّلِيْلِي فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِمَّا جَاءَ فِي دَوْلَةِ الْمَهْدِى، وَ ذَكَر مُدَّةَ عُمْرِهِ.؛ باب شصت و هشتم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون دولت و حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و بیان مدت عمر آن حضرت؛ الباب 69: فِيمَا ذَكَرُه السَّلِّيلِي فِي كِتَابِ الْفَتنِ مِنْ أَنَّ الْمَهْدِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِ الْنُّبُوَّةَ يَمْلَأَهَا قِسْطاً وَ عَدْلاً،؛ الباب 70: فِيمَا ذَكَرَة أَبُو صَالِحِ السَّلِيلِي فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنْ فُتُوحَ الْمَهْدِى (عجل الله تعالی فرجه الشریف).؛ باب شصت و نهم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی از این که مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از اهل بیت پیامبر است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد؛ باب هفتادم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون فتوحات حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ الباب 71: فِيمَا نَذْكُرُهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِلْسَلْيلِى قُرى أَنْطَاكِيَةَ وَ الْمَهْدِى؛ باب هفتاد و یکم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون انطاکیه و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ الباب 72: فِيمَا ذَكَرَة السَّليلي: أَنَّ الْخِزْيَ فِي الدُّنْيَا لأَعْدَاءِ اللهِ، وَ قَتَلَ الْمَهْدِى لَهُم.؛ الباب 73: فِيْمَا ذَكَرَهُ السَّلِيْلِى مِنْ خَرَابِ الْزَوْرَاء.؛ باب هفتاد و دوم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی با این که ذلت و خواری در دنیا برای دشمنان خدا و کشنده مهدی است؛ باب هفتاد و سوم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون ویرانی زوراء؛ الباب 74: فِيمَا ذَكَرَهُ السَّلِيْلِي فِي كِتَابِ الْفِتَنِ فِيمَا يَتَجَدَّدُ مِنَ الْمَلَاحِم فِي شَهْرِ رَمَضَانِ.؛ باب هفتاد و چهارم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی پیرامون رویدادهای ماه رمضان؛ الباب 75: فِيمَا ذَكَرَهُ السَّلَيْلِي فِي الْهُدَّةَ فِي شَهْرِ رَمَضَانِ.؛ الباب 76: فِيمَا رَوَاهُ السَّلِيْلِي عَنْ مَوْلَانَا عَلَى (علیه السلام) فِي الْمَهْدِي.؛ باب هفتاد و پنجم: بیانی از کتاب فتن سلیلی پیرامون صدای مهیبی که در ماه رمضان بلند خواهد شد؛ باب هفتاد و ششم: بیانی از کتاب فتن سلیلی پیرامون گفتار حضرت علی (علیه السلام) راجع به مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ الباب 77: فِيمَا ذَكَرَة أَبُو صَالِحِ السَّلِيلي فِي صِفَةِ أَصْحَابِ الْمَهْدِي (علیه السلام).؛ الباب 78: فِيمَا ذَكَرهُ أَبُو صَالِحٍ الْسَلِيْلِي فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنْ فُتُوحِ الْمَهْدِى أَيْضاً، وَ مُنَادِى الْسَمَاءِ، وَ ذِبْحِ السُّفْيَانِي.؛ باب هفتاد و هفتم: بیانی از کتاب فتن سلیلی پیرامون صفت یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ باب هفتاد و هشتم: بیانی از کتاب فتن سلیلی پیرامون فرزندان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و منادی آسمان و ذبح سفیانی؛ الباب 79: فِيْمَا ذَكَرهُ أَبُو صَالِحٍ السَّلْيلِي فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنْ عَدَدِ رِجَالِ الْمَهْدِى بِذِكِرِ بِلَادِهِمْ.؛ باب هفتاد و نهم: بیانی از کتاب فتن سلیلی از تعداد لشکریان حضرت مهدی با یادآوری شهرهای آن ها؛ الباب 80: فيْمَا ذكَرَه السَّلِيْلِى مِنْ حَدِيث آخَرَ بَدُولَةِ الْمَهْدِى وَبَذْلِهِ لِلْأَمْوَال؛ باب هشتادم: بیانی از کتاب فتن سلیلی پیرامون حکومت مهدی و بخشش های آن حضرت؛ الباب 81: فِيْمَا نَذْكُرَهَ مِنْ أَحَادِيْثِ الدَجَّالَ وَ مِنْ أَيَّ مَوْضِعِ يَخْرُجَ وَ خُرُوجُه وَ نُزُولُ عِيْسَى بْنُ مَرْيَمَ وَصَلَاتُهُ خَلْفَ الْمَهْدِى؛ باب هشتاد و یکم: بیانی است پیرامون احادیث دجال و محل خروج و نزول حضرت عیسی و نماز خواندنش پشت سر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ الباب 82: فِي أَنَّ الدَجَّالَ يَخْرُجُ مِنْ خُرَاسان؛ الباب 83: فِيْمَا ذَكَرَهُ أَبُو صَالِحِ السَّلِيْلِي فِي أَنَّ الرَّجُلَ الذِي يُصَلِّى عِيْسَى بْنُ مَرْيَمَ خَلَفَهُ مِنْ وُلْدِ النَّبِي عَلَيْهِمُ السَّلَام.؛ باب هشتاد و دوم: بیانی است در این که دجال از خراسان خروج می کند؛ باب هشتاد و سوم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی در این که شخصی که حضرت عیسی (علیه السلام) در پشت در پشت سر او به نماز می ایستد از فرزندان پیامبر است؛ الباب 84: فِيْمَا ذَكَرَهُ السَّلِيْلِى مِنْ حَدِيْثِ النَّارِ بِالحِجَازِ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ.؛ باب هشتاد و چهارم: بیانی است از کتاب فتن سلیلی از حدیث آتش حجاز؛ الباب 1: فِيْمَا نَذْكُرَهَ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ تَأْلِيْف أَبِي يَحْيَى زكَرِيَّا بْنِ يَحْيَى بْنِ الْحَارِثِ الْبَزَّاز،؛ الباب 2: فِي أَنَّ خَيْرَ الْأَوْلَادِ الْبَنَاتِ بَعْدَ أَرْبَعِ وَخَمْسِيْن وَ مَائَةَ، وَ خَيْرَ الْنِسَاءِ بَعْدَ تِسْع وَ سِتِيْن وَ مَائَةَ الْعَوَاقِر.؛ باب اول: بیانی است از کتاب فتن ابن يحيى زكريا بن يحيى بن حارث بزاز؛ باب دوم: بیانی است در این که پس از 154 سال بهترین فرزندان دخترانند و بعد از 169 سال بهترین زنان آن هایی اند. که بچه دار نمی شوند؛ الباب 3: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرَيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ فِي ذِهَابِ عُقُول الرِجَال.؛ الباب 4: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ: أَنَّ النَّاسَ يَصِيرُون كَالْبَهَائِم وَ تَكُون خَمْسُ فِتَن؛ باب سوم: بیانی است از زکریا بن یحیی در کتاب فتن پیرامون زایل شدن عقل مردان؛ باب چهارم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن در این که مردم مانند حیوانات می شوند و پنج فتنه به وقوع می پیوندد؛ الباب 7: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَا عَنِ النَّبِيِّ (صلى الله عليه و سلم) مِنْ افْتِرَاقِ أُمِّتِهِ ثَلاثاً وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً، مِنْهَا فِرقَةُ وَاحِدَة نَاجِيَة؛ الباب 8: فِيْمَا ذَكَّرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنْ أَحَادِيثِ النَّارِ ذَكَرَ عِدَّةُ أَحَادِيثِ فِي الْبَيْرَانِ الَّتِي تَكُون قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَة؛ باب پنجم: بیانی از زکریا در کتاب فتن درباره سخنان پیامبر پیرامون حوادثی که بر امتش خواهد گذشت؛ باب ششم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن پیرامون نهی از پیروی از اصحاب رأی؛ الباب 7: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَا عَنِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) مِنْ اِفْتِرَاقِ أُمِّتِهِ ثَلَاثَاً وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً مِنْهَا فِرقَةُ وَاحِدَة نَاجِيَة؛ الباب 8: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنْ أَحَادِيْثِ النَّارِ ذَكَرَ عِدَّةُ أَحَادِيْثِ فِي الْبَيْرَانِ الَّتِي تَكُون قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَة؛ باب هفتم: بیانی است از زکریا درباره سخنان پیامبر به این که امتش 73 فرقه خواهند شد که تنها یک فرقه آن بر حق و پیروزند؛ باب هشتم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن پیرامون احادیث آتش که قبل از قیامت ظاهر خواهد شد؛ الباب 9: فِيمَا ذَكَرَهُ مِنْ الْهِدّةِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ؛ باب نهم: بیانی است در این که صدای مهیبی در رمضان واقع خواهد شد؛ الباب 10: فِيمَا ذَكَرَة زَكَرِيَّا مِنْ انْتِفَاحَ الْأَهِلَّةَ عِنْدَ اقْتِرَابِ السَّاعَة؛ باب دهم: بیانی است از زکریا به بالا آمدن هلال وقت اقتراب ساعة؛ الباب 11: فِيمَا ذَكَرهُ زَكَرِيَّا مِنْ هَدْمِ الْكَعْبَهِ وَ مَنْعِ الْحَجّ؛ الباب 12: فِيمَا ذكرُهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَاب الْفِتَنِ فِي فَتْح قُسْطَنْطَنَيّة عَلَى يَدِ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْبَيْتَ عَلَيْهِمُ السَّلَامَ؛ باب یازدهم: بیانی از زکریا در کتاب فتن از ویران کردن کعبه و جلوگیری از مراسم حج؛ باب دوازدهم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن در بیان فتح قسطنطنیه بر دست مردی از اهل بیت؛ الباب 13: فِيمَا ذكره زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنْ أَتْبَاعِ أُمَّه النَّبِي (صلی الله علیه و آله) لِبَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْضَلَالِ؛ الباب 14: فِيمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنَ الرَّايَاتِ السُّود وَ الَّذِي يَمْلأُ الْاَرْضَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلَام؛ باب سیزدهم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن پیرامون پیروی امت پیامبر اسلام از بنی اسرائیل و گمراهی ایشان؛ باب چهاردهم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن پیرامون پرچم های سیاه و آمدن شخصی از اهل بیت پیامبر که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد همان طور که پر از ظلم و ستم شده است؛ الباب 15: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ عَنِ النَّبِي (صلی الله علیه و آله) مِنْ طُلُوعِ الْجَوْرِ بَعْدَه؛ باب پانزدهم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن پیرامون کلام رسول خدا که فرمود: پس از او ظلم و ستم بر مردم سایه خواهد افکند؛ الباب 16: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكِرَيا مِنْ غَلَبَةِ الْأَعَاجِمِ عَلَى الْعَرْبِ؛ الباب 17: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنْ ذَمَّ بَنِي أُمَيَّدَ ، وَأَنَّهُمْ يُغيَّرُونَ سُنَّةَ النَّبِى (علیهم السلام).؛ باب شانزدهم: بیانی است از زکریا در این که عجم ها بر عرب ها پیروز خواهند شد؛ باب هفدهم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن پیرامون مذمت بنی امیه در این که سنت پیامبر اسلام را تغییر خواهند داد؛ الباب 18: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنْ خُرُوجِ الْمَهْدِى وَ مَا بَشَرَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله)، بِهِ؛ الباب 19: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا مِنْ أَنَّ الْمَهْدِى وَ أَئِمَّةَ الْهُدَى مِنْ أَهْلِ بَيْتِ الْنُبَوَّةَ وَ بَهِم يُخْتَم؛ باب هجدهم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن پیرامون بشارت پیامبر به آمدن حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ باب نوزدهم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن در این که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و ائمه هدی از اهل بیت پیامبرند؛ الباب 20: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ فِي أَنَّ الْمَهْدِى مِنْ أَهْلِ الْبَيْت عَلَيْهِمُ السَّلَام؛ باب بیستم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن در این که مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از اهل بیت پیامبر است؛ الباب 21: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنْ صِفَةِ الْمَهْدِى؛ باب بیست و یکم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن پیرامون صفت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ الباب 22: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِمَّا يَكُونُ مَكْتُوباً فِي رَأيَةِ الْمَهْدِى؛ الباب 23: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ أَيْضاً: أَنَّ النَّبِي صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آله، قَالَ: «بِنَا يُفْتَحُ وَ بِنَا يُخْتَمُ، وَ أَنَّهُ يَكُونُ مِنْهُ مَنْ يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلا» وَ ذَكَرَ صِفَتَهُ؛ باب بیست و دوم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن پیرامون چیزی که بر پرچم حضرت مهدی نوشته شده است؛ باب بیست و سوم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن با این که پیامبر فرمود: اسلام با ما آغاز شد و با ما پایان می پذیرد و این که از ما است کسی که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد، آن گاه صفت او را برشمرد؛ الباب 24: فِيمَا ذَكَرهُ زَكَرِيَا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ أَيُضَاً مِنْ صِفَةِ الْعَدْلِ فِي زَمَانِ الْمَهْدِى؛ باب بیست و چهارم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن از وجود عدالت در زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ الباب 25: فِيمَا ذَكَرَه زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ فِي صِفَةِ عُمْرِ الْمَهْدِى وَ مَوْتِهِ؛ باب بیست و پنجم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن پیرامون صفت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مرگ او؛ الباب 26: فِيمَا ذَكَرهُ زَكَرِيَّا عَنْ صِفَةِ عَطَاءِ الْمَهْدِي؛ باب بیست و ششم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن پیرامون صفت بخشش های حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ الباب 27: فِي طُلوع آيَةَ مَعَ الشَّمْسِ قَبْلَ ظُهُورِ الْمَهْدِى؛ الباب 28: فيمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا: أَنْ الْمَهْدِى هُوَ الَّذِي يَنْزِلُ عَلَيْهِ عِيْسَى بْنُ مَرْيَم؛ الباب 29: فِيمَا ذَكَرهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ: أَنَّ مَنْ مَاتَ وَلَيْسَ فِي عُنْقِهِ بَيْعَةُ لِلأَمَامِ مَاتَ مِيْتَةً جَاهِلِيَّة؛ باب بیست و هفتم: بیانی است پیرامون ظهور علامتی از خورشید قبل از ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ باب بیست و هشتم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن در این که مهدی همان کسی است که عیسی بن مریم بر او نازل می شود؛ باب بیست و نهم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن که هر کس که بمیرد و در گردن او بیعت با امام نباشد به مرگ جاهلیت مرده است؛ الباب 30: فِيمَا ذَكَرُه زَكَرِيَّا مِنْ أَمْرِ النَّبِي (صلی الله علیه و آله) بِقَتالِ النَّاكِنِيْنِ وَ الْقَاسِطِين وَ الْمَارِقِيْن؛ باب سی ام: بیانی است از زکریا در کتاب فتن در این که پیامبر فرمان داد که باید با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگید؛ الباب 31: فِيمَا ذكَرَه زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِن أَمْرِ النَّبِي صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِقَتْلِ مُعَاوِيَة إِذَا صَعَدَ مَنْبَرَهُ الشَّرِيْف؛ باب سی و یکم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن با این که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمان قتل معاویه را صادر کرد وقتی که مردم او را بالای منبر پیامبر ببینند؛ الباب 32: فِيمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا مِنْ أَمْرِ النَّبِي لِعَلِيَّ عَلَيْهِمَا السَّلَام بِقِتَالِ مَنْ قَاتَلَهُ مِنْ أَهْلِ الإِسْلام؛ باب سی و دوم: بیانی است از زکریا پیرامون فرمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) در جنگ با مسلمانانی که با آن ها جنگ دارند؛ الباب 33: فَيْمَا ذَكَره زَكَرِيَّا مِنْ أَحَادِيْتَ بَنِي قَنْطُورَاءَ، وَحَدِيثُ الْبَصْرة؛ باب سی و سوم: بیانی از زکریا پیرامون جریان بنی قنطوراء و حديث بصره؛ الباب 34: فِيمَا ذَكَرهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنْ تَعْرِيْفِ جَبْرَئِيل لِلنّبِى عَلَيْهِمَا السَّلَامَ بِقَتْلِ الْحُسَيْن (علیه السلام)، وَ تُرْبَتِهِ؛ باب سی و چهارم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن پیرامون تعریف جبرئیل برای پیامبر درباره شهادت حسین (علیه السلام) و تربت او؛ الباب 35: فِيْمَا نَذْكَرَهُ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ لِزَكَرِيَا عَنِ النَّبِي صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ آلهِ: أَنَّ النَّاسَ دَخَلُوا فِي دِينِ اللَّهِ أَزْواجاً وَسَيَخْرُجُونَ مِنْهُ أَفْوَاجاً قَالَ مَا هَذَا لَفْظُهُ؛ باب سی و پنجم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن پیرامون سخن پیامبر که فرمود: مردمی که گروه گروه در دین الهی وارد می شدند به زودی دسته دسته خارج می شوند؛ الباب 36: فِيْمَا نَذْكُرْهُ مِنْ كِتَابِ زَكَرْيَا فِي الْفِتَنِ فِي أَنَّ أَهْلَ مَكَّةَ يَخْرُجُونَ مِنْهَا فَلَا يَعُودُونَ إِلَيْهَا أَبَداً؛ الباب 37: فِيْمَا نَذْكَرَهُ عَنْ زَكَرَيَّا مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ أَنَّ مَوْلَانَا عَلِيّاً (علیه السلام) لَمَّا أَخْبَر أَصْحَابَهُ بِحَالِهِ وَ غَلَبَةِ بَنِي أُمَيَّهِ رَحَلَ جَمَاعَةُ مِنْهُمْ إِلَى مُعَاوِيَة؛ باب سی و ششم: بیانی است از کتاب فتن زکریا که اهل مکه از شهر خارج شده و هیچ گاه باز نخواهند گشت؛ باب سی و هفتم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن خود پیرامون سخنان حضرت علی (علیه السلام) به یاران خود که فرمود: زمانی نخواهد گذشت که بنی امیه بر شما چیره خواهند شد و گروهی به سوی اندیشه معاویه خواهند رفت؛ الباب 28: فِيْمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي تَرْجُمَةِ أَخْبَارِ جَوَامِع عَنْ مَوْلَانَا علي (علیه السلام)، فِي الْإِشَارَةِ إِلَى الْمَهْدِي (علیه السلام)؛ باب سی و هشتم: بیانی است از زکریا پیرامون روایاتی که از علی (علیه السلام) رسیده که در آن ها به ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اشاره شده است؛ الباب 39: مِن كِتَابِ الْفِتَنِ فِيْمَا رَوَاهُ مِنْ خُلُو المَدِينَة مِنْ أَهْلِهَا، عَنِ النَّبِي (صلی الله علیه و آله)؛ باب سی و نهم: حدیثی است از پیامبر که زکریا در کتاب فتن خود، آورده به این که در زمان ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهر مدینه از سکنه خالی خواهد شد؛ الباب 40: فِيْمَا رَوَاهُ زَكَرِيَّا فِي خَرَابِ مَصْرِ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ؛ الباب 41: فِيمَا رَوَاهُ مِنْ خُرُوج أَهْل الْكُوفَة مِنْهَا حَتى لَا يَمْلِكُونَ صَاعاً وَ لَا مُدًا؛ الباب 42: فِيمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ فِي تَرْجُمَةِ أَخْبَارِ جَوَامِعِ فِي الْمَهْدِى، وَ أَنَّهُ يَمْكِنُ أَنْ يَأْتِي مِنَ الْمَشْرِقُ أَوْ مِنَ الْمَغْرب؛ باب چهلم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن خود، از خرابی مصر در زمان ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)؛ باب چهل و یکم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن خود، پیرامون خروج مردم کوفه که در آن زمان هیچ کس مالک ظرف غذائی نخواهد بود؛ باب چهل و دوم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن خود، پیرامون روایاتی که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) ممکن است از سمت مشرق یا از مغرب ظهور نماید؛ الباب 43: فِيمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ فِي تَرْجُمَة أَخْبَارِ جَوَامِعَ عَنْ تُبُوتِ أَمْرِ الْمَهْدِى؛ الباب 44: فِيمَا ذَكَّرَهُ زَكَرِيَّا بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيِّبِ: اِنَّ الْمَهْدِى مِنْ وُلْدِ فَاطِمَة عَلَيْهِما السّلام.؛ باب چهل و سوم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن خود، پیرامون اخباری که امر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اثبات می کند؛ باب چهل و چهارم: بیانی است از زکریا که از سعید بن مسیب نقل می کند به این که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از فرزندان فاطمه است؛ الباب 45: فِيمَا ذَكَرهُ زَكَرِيَّا فِي تَرْجُمَةِ أَخْبَارِ جَوَامِعِ مِنْ كِتَابِ الْفِتَنِ.؛ الباب 46: فِيمَا ذَكَرَهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ فِي تَرْجُمَةِ أَخْبَارِ جَوَامِع مِنْ تَعيينِ النَّبِي (علیهم السلام) اثْنَى عَشَرَ خَلْيفَة.؛ الباب 47: فِيمَا ذكرُه أَيْضاً مِنْ تَعْيِينِ اثْنَى عَشَرَ خَلِيفَةَ؛ باب چهل و پنجم: بیانی است از زکریا پیرامون اخبار جوامع از کتاب فتن؛ باب چهل و ششم: بیانی است از زکریا در کتاب فتن، در ترجمه اخبار جوامع که پیامبر دوازده خلیفه را بعد از خود معین فرمود:؛ باب چهل و هفتم: و نیز زکریا ذکر کرده است که پیامبر بعد از خود دوازده خلیفه را تعیین فرمود؛ الباب 48: فِيمَا ذَكَرُه أَيْضًا زَكَريا فِي تَرْجُمَهِ أَخْبَارِ جَوَامِعْ فِي اثْنى عَشَرَ أَمِيراً؛ الباب 49: فِيمَا ذَكَرهُ زَكَرِيَّا عَنِ الْمَهْدِى وَ خُرُوجِهِ؛ باب چهل و هشتم: و نیز زکریا ذکر کرده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به دوازده نفر فرمانروا پس از خود اشاره کرده است؛ باب چهل و نهم: و نیز زکریا درباره مهدی و خروج آن بیانی دارد؛ الباب 50: فِيمَا ذِكَرِهُ زَكَرِيَّا أَيْضًا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ فِي أَخْبَارِ جَوَامَعِ مِنْ ذِكْرِ الْمَهْدِى؛ الباب 51: فِيمَا ذَكَرهُ زَكَرِيَّا فِي تَرْجُمَهِ بَابِ الْجَوَاسِيْسِ؛ باب پنجاهم: آن چه که زکریا در کتاب فتن خود، به بیان اخبار جوامع پرداخته که از حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نام برده اند؛ باب پنجاه و یکم: آن چه که زکریا در ترجمه باب جواسیس بیان شده است؛ الباب 52: فِيمَا ذَكَرِهُ زَكَرِيَّا فِي كِتَابِ الْفِتَنِ مِنْ دُعَاء يَسْلِمُ مَنْ دَعَا بِهِ من الاخطار؛ باب پنجاه و دوم: بیانی است از زکریا پیرامون دعا
تعليقات المستخدمين
0