ghaemiyeh.com
الشجرة الطيبة
نام کتاب: امام حسین (عليه السلام) رمز سعادت بشریت
مؤلف: آيتاللّه العظمی سید محمد حسینی شیرازی (رحمه اللّه)
ناشر: مؤسسۀ شجرۀ طیبه
تاریخ چاپ: زمستان 1397
نوبت چاپ: سوم
سرشناسه:
عنوان و نام پدیدآور:
مشخصات نشر:
مشخصات ظاهری:
شابک:
وضعیت فهرستنویسی:
یادداشت:
عنوان دیگر:
موضوع:
موضوع:
موضوع:
موضوع:
ردهبندی کنگره:
ردهبندی دیویی:
شماره کتابشناسی ملی:
امام حسین رمز سعادت بشریت
مؤلف: آيتاللّه العظمی سید محمد حسینی شیرازی (رحمه اللّه)
تهیه و تنظيم:
انتشارات:
صفحهآرا: نهضت اللّه عظیمی
شابک:
قیمت:
مقدمه... 7
بخش اول: پرتوی از مکتب امام حسین (عليه السلام)
امام حسین (عليه السلام) کیست؟... 11
شهادت امام حسین (عليه السلام) ... 11
مبارزات امام حسین (عليه السلام) ... 14
شعائر و عزاداریها... 16
ارتباط منبر و امام حسین (عليه السلام) ... 17
پیشرفت وسایل تبلیغی... 19
سوگواریهای امام حسین (عليه السلام) ... 20
خدمت امام حسین (عليه السلام) به اسلام... 21
آثار مجالس عزاداری... 22
پرچم امام حسین (عليه السلام) ... 24
تعطیلی دهة محرم... 24
بخش دوم: اسراری از نهضت امام حسین (عليه السلام)
هدف امام حسین (عليه السلام) ... 29
شهادت آگاهانه... 31
مشکلات جهان اسلام... 35
امت واحده... 36
اخوت اسلامی... 38
آزادی... 39
شورا... 41
روش تطبیق... 41
شعائر امام حسین (عليه السلام) ... 43
بخش سوم: بهرهبرداری از عاشورا
فصل اول: تبلور کرامات و ارزشهای اخلاقی... 61
فصل دوم: مسئولیتهای اجتماعی... 65
فصل سوم: توجه و عنایت به مؤسسات و ترمیم آنها... 69
فصل چهارم: بازگرداندن حقوق انسانها... 73
فصل پنجم: بازگشتی به اسلام... 77
فصل ششم: ترغیب و تشویق افراد بر کسب و تجارت... 81
فصل هفتم: دعوت و هدایت به اسلام... 85
فصل هشتم: جمعآوری کمکهای خیریه... 89
فصل نهم: کوشش در رفع فسادهای اجتماعی... 91
فصل دهم: رعایت و عنایت به انسانها... 95
دربارة زندگی سید الشهدا (عليه السلام) کتابهای بسیاری نوشته شده که مشتمل بر هزاران مجلد است، با این همه ناگفتههای فراوانی باقی است که بیان و تبیین آنها تحقیقاتی گستردهتر و تألیفاتی افزونتر میطلبد.
کتاب حاضر که مجموعاً چند گفتار پیرامون سرور آزادگان جهان امام حسین (عليه السلام) از تألیفات بزرگ مرجع جهان تشیع حضرت آیت اللّه العظمی سید محمد حسینی شیرازی (رحمه اللّه) است که در دسترس علاقمندان به اهلبیت (عليهم السلام) قرار میگيرد، اميد است که مقبول درگاه خداوند متعال واقع شود.
مؤسسه شجرة طیبه
زمستان 1397
امام حسین (عليه السلام) نوادة پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی اللّه عليه وآله وسلم) ، فرزند امیرالمؤمنین حضرت علیبنابیطالب (عليه السلام) و جگر گوشة ملکة اسلام حضرت فاطمة زهرا (عليها السلام) و برادر امام مجتبی (عليه السلام) و پدر نُه امام است.
آن حضرت در سوّم شعبان سال چهارم هجری چشم به دنیا گشود و در روز عاشورا سال 61 هجری در سرزمین کربلا، در راه دفاع از دین و فضیلت به شهادت رسید و در مکانی که هم اکنون زیارتگاه مسلمانان است مدفون گشت.
حضرت امام حسین (عليه السلام) و پدر و برادر و فرزندان بزرگوارش (عليهم السلام) امامان ما هستند که پیامبر اکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلم) آنها را به فرمان الهی به جانشینی خود برگزیدند و پیروی از آنان بر تمامی مسلمانان واجب میباشد.
بر حسب اعتقاد شیعه، پیامبر و صدیقة طاهره حضرت فاطمة زهرا (عليها السلام) و دوازده امام، همه معصوم و از هرگونه گناه و لغزش به دورند.
پس از آنکه خلافت و جانشینی پیامبر اسلام (صلی اللّه عليه وآله وسلم) بر خلاف دستور حضرتش از مسیر خود منحرف گشت، زمانی هم یزید فرزند معاویه با اعمال فشار و توسل به زور و تهدید و ترغیبهای فراوان بر مسند خلافت تکیه زد و در واقع زمام امور مسلمین به دست فردی افتاد که نه
تنها لیاقت ادارة جهان اسلام، بلکه حتی لیاقت ادارة کوچکترین منصب و مقام در حکومت اسلامی را هم نداشت و با این حال کفر باطنی خود را آشکار نموده و بر زبان میآورد که بهترین شاهد بر این مدعی شعر معروف او است:
لَعِبَتْ هَاشِمُ بِالمُلکِ فَلاَ *** خَبَرٌ جَاءَ وَلا وَحْیٌ نَزَلَ(1)
یزید با این عقیده وحی و نبوت را انکار کرده است!
علاوه بر این، مردی فاسق و خیانت پیشه بود، اکثر اوقات خود را به گناه و محرّمات الهی میگذراند، بسیار مِی گساری میکرد، با اطرافیان خود قماربازی میکرد و به کارهای زشت دیگر هم آلوده بود، علاقة زیادی به بازی با میمون و یوزپلنگ داشت، همواره به اسلام و مقدّسات دین اهانت میکرد و در برخورد با مسلمانان مردی خودرأی، جنایت پیشه و سفّاک بود با شدیدترین روش دیکتاتوری بر مردم حکومت میکرد و آنها را از تمامی آزادیهای خود محروم نموده، هر صدا و حرکت آزادیخواهی را در نطفه خفه میکرد و میرفت تا آخرین امیدها را مأیوس و تمامی آثار باقیماندة دین مبین اسلام را نابود و آثار جاهلیّت را بر جامعه تحمیل نماید.
بدین جهت حضرت امام حسین (عليه السلام) همراه با اهلبیت و اصحاب با وفای خود از سرزمین حجاز و مکّة مکرّمه به سوی سرزمین عراق حرکت نموده و برای اصلاح در امّت جدّ بزرگوارش و امر به معروف و نهی از منکر قیام نمود. چنانچه خود فرمود: «خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ
1) . «بنیهاشم (پیامبر و اهلبیت (عليهم السلام) ) با خلافت بازی کردند و در واقع نه خبری آمده و نه وحیی نازل شده است».
جَدِّي أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَر».(1)
در سرزمین کربلا با لشکر بنیامیه که از طرف ابنزیاد فرماندار یزید در کوفه گرد آمده بودند روبرو شد و در این پیکار مقدّس و نابرابر امام و اهلبیت و یارانش مظلومانه شهید شدند!
درحالیکه عدد لشکریان ابنزیاد و عمر سعد دهها هزار بودند، بالاترین رقم در مورد عدد اصحاب و یاران حضرت امام حسین (عليه السلام) از یکصد و پنجاه نفر تجاوز نمیکرد.
با این حال سپاه یزید بدترین رذالتها و شرارتها را در این روز به نمایش گذاردند.
آب را بر روی خاندان رسالت بستند، فرصت نماز و عبادت را هم به آنها ندادند، پیر و جوان آنها را کشتند و حتی کودک شیرخوار امام حسین (عليه السلام) را هم غرفه به خون کردند، پس از شهادت فرزند رسول خدا و یارانش بر بدن مطهر آنها اسب دواندند، سر مبارک آن حضرت و یاران باوفایش را از بدنها جدا کردند و بر سر نیزهها زدند و در شهرها و روستاها در معرض دید مردم قرار دادند.
خیمهها را به آتش کشیدند، کودکان خردسال را میزدند، اموال خاندان پیامبر را چپاول کردند، زنان و کودکان را به اسیری بردند، آنها را با ریسمان به هم بستند، بر پشت شتران برهنه سوارشان کردند و در بیابانها به این سو و آن سو بردند، گاه از شدت گرما بدنهایشان میسوخت و گاه از شدت سرما به خود میلرزیدند، به بچهها لباس و
1) . من برای اصلاح امّت جدّم پیامبر خدا (صلی اللّه عليه وآله وسلم) و همچنین برای امر به معروف و نهی از منکر قیام نمودم.
غذا نمیدادند، اگر کودکی یتیم و یا داغدیدهای در غم عزیز خود گریه میکرد با ضربات شلاق او را ساکت و بدن جگرگوشههای پیامبر گرامی اسلام (صلی اللّه عليه وآله وسلم) را سیاه میکردند.
با چنین وضع دلخراشی کاروان اسیران را به کوفه آوردند و در مجلس عمومی ابنزیاد وارد کردند و چه اهانتها و اذیتها که نسبت به این کاروان مصیبت دیده روا نداشتند.
چند روز آنان را به زندان انداختند و سپس به سوی شام پایتخت حکومت عصیانگر یزید روانه کردند. در شام آنها را در خرابهای جا دادند، یزید آنها را به مجلس عمومی حاضر کرد و چه اهانتها که به ذرّیة پیغمبر (صلی اللّه عليه وآله وسلم) روا نداشت؟!
در همان مجلس با کمال بیشرمی بر لبها و دندان مبارک سبط پیامبر (صلی اللّه عليه وآله وسلم) میزد و این شعر را میخواند:
ليت أشياخي ببدر شهدوا *** جزع الخزرج من وقع الأسل
لاهلوا و استهلوا فرحاً *** ثمّ قالوا يا يزيد لا تشل(1)
بعد از آن همه مصیبتهای دردناک بچههای امام حسین (عليه السلام) را به جانب مدینه گسیل داشت.
از دیگر جنایات یزید، این سردمدار ظالم و کافر، حملة او به خانة کعبه و خراب نمودن آن است که تمام این ننگها بر دامان بنیامیه در تاریخ ضبط گردیده است.
1) . «ای کاش پدرانم که در جنگ بدر کشته شدند، اینک بودند و میدیدند که من چگونه خزرج را بیچاره کردم، تا از این منظر خوشحال میشدند و میگفتند: یزید دستت شل مباد!».
حضرت امام حسین (عليه السلام) با شهادت خویش دستگاه حکومت یزید را متزلزل ساخت، زیرا به دنبال شهادت آن حضرت انقلابهای دامنهداری در شهرهای مختلف اسلامی علیه بنیامیه آغاز شد تا جایی که یزید چند روز آخر عمر خود را به سختی و در بدترین حالات به پایان رسانید.
حکومت ننگین یزید بیش از سه سال دوام نیاورد حتی دوران زمامداری سلسلة بنیامیه از عمر یک انسان تجاوز نکرد و سرانجام این دودمان برای همیشه نابود گردید.
آری، امت اسلامی بر ضدّ دولت بنیامیه نهضتها و کارشکنیها آغاز نمودند و سالار شهیدان امام حسین (عليه السلام) با شهادت مظلومانة خویش تمامی نقاط ضعف و انحراف حکومت بنیامیه را که تماماً مخالف با قوانین و سنت اسلام بود به مردم نشان دادند و چنان نیرویی به وجود آوردند که حتی قرنها بعد مردم به راحتی خرابیها و انحرافات خلفای اسلامی را شناخته و در طول حیات بشریت حق و باطل مشخص گردد.
در واقع قیام حضرت امام حسین (عليه السلام) بهترین درس برای آنهایی است که میخواهند در سایة دین زندگی سعادتمندانهای داشته باشند و این قیام همچون مشعل فروزانی بر جهان و جهانیان میدرخشد و خود سرمشق بزرگی است برای اجتماع بشری و به همگان درس آزادی و آزادگی میدهد.
«گاندی» رهبر مشهور هند گفته است:
«درس رهبری و آزادی را از حسین (عليه السلام) آموختم».
اینجاست که باید گفت: «دوام اسلام و مسلمین تا روز قیامت مرهون
فداکاریهای حضرت امام حسین (عليه السلام) است، همانطوری که در گرو رنجهای طاقتفرسای رسول اکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلم) و نبردهای بزرگ امیرالمؤمنین حضرت علی (عليه السلام) بوده است».
نهضت امام حسین (عليه السلام) مربوط به زمان مخصوصی نبوده تا در زمانهای بعد فراموش شود، بلکه نبرد حقّ و باطل، عدالت و ظلم، انسانیّت و وحشیگری و نبرد هدایت و گمراهی بود.
از این رو تا دنیا بر پا است مظلومیّت حضرت امام حسین (عليه السلام) و نهضت مقدّس آن حضرت فراموش شدنی نخواهد بود و هرگاه میان حقّ و باطل پیکاری درگیرد، خاطرة آن مجاهدتها زنده میشود.
بنا به اهمیّت و نقش سازندة این نهضت مقدّس بود که پیامبر اکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلم) سالها پیش از وقوع آن، مسلمانان را در برگزاری مراسم عزاداری و زنده نگهداشتن این قیام تشویق فرمود و ائمة طاهرین (عليهم السلام) هم نسبت به این مجالس تأکید فراوانی داشتند.
امّت اسلامی در تبعیّت از دستور رهبران دینی خود در سطح وسیع در مناطق مختلف دنیا با برگزاری مجالس عزاداری و سوگواری، نسبت به سرور شهیدان (عليه السلام) و اهلبیت (عليهم السلام) و یاران آن حضرت عرض ارادت مینمایند و معنای «هر روزی عاشورا و هر زمینی کربلاست»(1)را عملاً انجام میدهند.
اما نحوة برگزاری مراسم عزاداری به هر صورت که انجام پذیرد جایز
1) . «کُلُّ یَوْمٍ عاشُوراء وَکُلُّ أَرضٍ کَربَلاء».
است مگر آنجاکه از طرف شرع مقدّس منع شده و حرام باشد. مانند اینکه کسی به عنوان عزاداری «خودکشی» کند همانطور که بوداییها برای رسیدن به هدفهای دینی و ملّی دست به خودکشی میزنند! امّا اسلام از قتل نفس نهی کرده است و قرآن میفرماید: {لَا تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ}(1)
بنابراین هر نوع عزاداری که دلیل خاصی بر حرام بودنش نباشد جایز، بلکه مستحب و پسندیده است و خود یکی از مصادیق آیة شریفة: {ذَٰلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَٰئِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ}(2)میباشد.
تمسخر بعضی افراد جاهل و نادان نسبت به بعضی از شعائر دینی و مذهبی دلیل نمیشود که ما آن را عمل شایستهای ندانیم.
قرآن کریم دربارة کافرانی که پیامبران و برنامههای تبلیغی آنان را به تمسخر میگرفتند میفرماید: {يَٰحَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ}.(3)
یکی از وسایلی که نهضت امام حسین (عليه السلام) را گسترش داده و اساس این قیام را تاکنون در اجتماع و اذهان مردم زنده نگاه داشته، منبر است، از این رو مسلمانان پس از شهادت آن حضرت منبر را وسیلة نشر آثار این پیکار مقدّس قرار دادند.
1) . «هرگز به قتل نفس و خودکشی راضی نشوید»، سورة نساء: آیة 29.
2) . «کسی که شعائر خدا را بزرگ و محترم شمارد (خوشا به حال او، چراکه) این صفت از دلهای باتقوی بروز میکند»، سورة حج: آیة 32.
3) . «افسوس بر حال بندگان نادانی که نیامد بر آنها پیامبری، مگر آنکه او را مورد استهزای خود قرار دادند»، سورة یس: آیة 30.
برای تبلیغ دین منبر چه وسیلة خوبی است! اما باید در جهت کارآیی و استفادة هرچه بهتر و بیشتر از آن دو شرط را بیشتر مورد توجه قرار دهیم:
در مرحله اوّل: نسبت به ازدیاد و گسترش هر چه بیشتر مجالس عزاداری، وعظ و ارشاد فعالیت شود چون تمام شهرها و نقاط اسلامی شیفتة گوینده و تشنة مسائل دینی هستند تا با شنیدن امتیازات و خصوصیات اسلام از حقایق دین اسلام آگاهی بیشتری پیدا کنند.
معلوم است که تبلیغ هم وقت معینی ندارد بلکه باید همیشه و همراه با مسیر زندگی افراد بشر باشد، همانطوری که بدن هر روز به غذا احتیاج دارد، فکر و روح نیز نیازمند به غذای دایمی است و نباید آن را از نظر دور داشت. اضافه بر این منبرهایی که اکنون موجود است یک دهم نیازمندیهای ما را تأمین نمیکند و اینجاست که بر تودة مسلمین لازم است با خطبا و گویندگان همکاری کنند و با گسترش مجالس، در سراسر شهرهای اسلامی و حتی غیر اسلامی این واجب مهم و حیاتی را ادا کنند.
در مرحلة دوم: باید منبرها متین و عمیق باشد، چون قیام مقدس حضرت امام حسین (عليه السلام) تنها به خاطر زنده نگهداشتن دین اسلام و اعلای کلمة حق بود و روشن است که این مهم انجام نمیشود مگر اینکه گوینده دینی بتواند این قیام را با عقیده، تفسیر، تاریخ، احکام و اخلاق اسلامی ارتباط دهد و قوانین اسلام در شئون مختلف زندگی مانند: سیاست، اقتصاد، تمدن، مذهب، معاشرت، خانواده که هر یک دلیل قاطع
و برهان محکم بر امتیاز اسلام بر سایر ادیان و مکتبها است به دیگران برساند.
با چنین منبرهای پرمحتوایی میتوان در راه پیشرفت مسلمانان قدم برداشت و اگر این دو جنبه در منبر رعایت گردد حق بزرگی ادا شده است. آن دسته از اهل منبر که با دقت و اخلاص، این جنبهها را در نظر داشتند همه بزرگ و عالیمقام شدند و ما امیدواریم که دیگران نیز از آنان پیروی نمایند!
در گذشته وسایل تمدن و فرهنگ منحصر به مدرسههای دینی و منبرها و کتابها بود و اجتماع هم در سایة این امور، نیازهای مذهبی خود را میآموخت.
اما امروز مدرسههای جدید (رادیو، تلویزیون، سینما، روزنامه، مجله، کامپیوتر، ماهواره و اینترنت) پدیدار گشته که باید مسلمانان با چنین وسایل پیشرفتهای برنامههای اسلامی را مطابق با نهضت و هدف مقدس امام حسین (عليه السلام) اجرا کنند به طوری که در هر شهر و قریه، خانه و مدرسه، کارگاه و سربازخانه، عموم مردم با آنها آشنا شده و استفاده کنند. چون قیام و حرکت خونین حضرت امام حسین (عليه السلام) با اینکه تأثیر بسیار ارزشمند و والای آن نهضت مقدس هرگز با تحولات علمی پدید آمده از سوی دانشمندان و نهضتهایی که در عصرهای مختلف و با رنگ و بوی تمدن و رهایی امتها از ظلم و ستم به وقوع میپیوندند قابل مقایسه نیست، جای بسی تأسف است که انسان امروزی در جهت نیل
به اهداف مادی خود از صنایع و وسایل تبلیغی جدید کمال استفاده را مینماید، اما در مسائل روحی و معنوی در اندیشة به کارگیری وسایل پیشرفتة امروزی نمیباشد.
پر واضح است که میان ظواهر و مقاصد ارتباط شدیدی وجود دارد و در روایت هم آمده است: «مردم را با رفتار و کردار صادقانة خویش به سوی خوبیها دعوت کنید نه با زبان».
بنابراین لازم است در عزاداریها به نحو ممکن صاحبان مجالس، کارکنان، شنوندگان، شرکتکنندگان در دستهها و هیئتها آنچه که اسلام واجب دانسته مثل: «انجام واجبات و ترک محرمات» و آنچه را مستحب شمرده مانند: «اخلاق فاضله و نظافت مجالس از آلودگیها و دوری از کارهای تنفرآمیز» را کاملاً رعایت کنند.
و عزاداران و دستهها از کارهایی که برای یک انسان عزادار زننده و احیاناً خلاف شرع میباشد جداً دوری نمایند، مثلاً نباید خانمها بدون رعایت حجاب و یا با زینت و آرایش در مجالس حسینی شرکت کنند، یا اینکه افراد عزادار جادهها و راههای عمومی یا جاهایی که برای آب آشامیدنی معین شده است را آلوده سازند.
همچنین باید نسبت به پاکیزه بودن ظروف غذاخوری و وسایل چای و آب آشامیدنی و هر وسیلهای که به نحوی در مجالس مورد استفاده قرار میگیرد دقت کافی به عمل آید که دین اسلام همواره بر رعایت نظافت و پاکیزگی و دوری از آلودگی و پلیدیهای ظاهری و باطنی
تأکید فراوان دارد و حضرت امام حسین (عليه السلام) برای زنده نگه داشتن اسلام و عمل به دستورات این آیین محمّدی (صلی اللّه عليه وآله وسلم) خود را فدا کرده است و زبان حال حضرت بر آن اشاره دارد که میفرماید:
اگر دین حضرت محمّد (صلی اللّه عليه وآله وسلم) جز به شهادت من استوار نمیگردد پس ای شمشیرها مرا دربرگیرید.
در یکی از زیارتهای آن حضرت چنین میخوانیم:
«أَشْهَدُ أَنَّكَ طُهْرٌ طَاهِرٌ مُطَهَّرٌ مِنْ طُهْرٍ طَهُرْتَ وَ طَهُرَتْ بِكَ الْبِلَادُ وَ طَهُرَتْ أَرْضٌ أَنْتَ بِهَا وَ طَهُرَ حَرَمُكَ».(1)
همچنین از دیگر موضوعات بسیار مهم آن است که نمازهای اول وقت ترک نشود، زیرا امام (عليه السلام) روز عاشورا در حالت بحرانی که تیر مثل باران به سوی آن حضرت و اصحابش میبارید نماز جماعت خواندند!
و بدیهی است که در اینگونه محافل و مجالس لازم است از کارهایی که باعث اختلاف و ناراحتی میگردد جداً خودداری شود.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: {وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُواْ}(2)(به ریسمان خدا چنگ بزنید و متفرق نشوید).
بر همه مسلمان لازم است به وسیلة مکتب امام حسین (عليه السلام) به اسلام خدمت کند. چون مکتب آن حضرت، بهترین وسیله برای نشر و تبلیغ اسلام است، این هدف در صورتی عملی میشود که بدانیم چگونه از این
نیروی بزرگ استفاده کنیم، زیرا آن قدرت روحی را که امام حسین (عليه السلام) ایجاد کردند قویترین نیرویی است که جهان بشریت از زمان آدم تاکنون به خود دیده است.
مشاهده نکردهاید که چگونه مردم به دلیل مظلومیت آن حضرت جمع میشوند که این کار جز سایة معنویت امام حسین (عليه السلام) امکانپذیر نیست!
وقتی داستان کودک شیرخوار امام حسین (عليه السلام) به میان میآید انسان هر چه هم سختدل باشد و یا اصلاً اعتقاد به دین نداشته باشد باز متأثر شده و اشک از دیدگانش جاری میگردد و در آن لحظه برای اندرز و هدایت آمادگی لازم را پیدا میکند و اندیشهاش هر نوع ارشاد و اصلاح را میپذیرد.
یکی از تجار آفریقا که مرد فهمیده و دانشمندی میباشد برنامهاش این است که هر سال دهة محرم بهطور رایگان برای تبلیغ و برپایی مراسم عزاداری امام حسین (عليه السلام) به یکی از شهرهای آفریقا میرود.
این تاجر برای من تعریف کرد: یکبار در دهة محرم و ایام عاشورا به شهری وارد شدم که واعظ و خطیب نداشت و من آمادگی خود را برای وعظ و خطابه اعلام نمودم، مردم شهر هم استقبال کردند تا اینکه وقت نماز رسید، اما هر چه دادم صدای اذان نشنیدم!
پس به خانهای که سیاهپوش بود و جمعیت زیادی برای عزاداری در آن جمع بودند وارد شدم و به یکی از افراد حاضر در مجلس
گفتم: چرا در محل شما صدای اذان شنیده نمیشود!
جواب داد: اذان چیست؟!
گفتم: اذان... نماز...
گفت: نماز چیست؟!
گفتم: مگر شما مسلمان نیستید؟
گفتند: اسلام چیست؟!
با تعجب پرسیدم: شما چه مذهبی دارید؟!
گفت: ما بودایی(1)هستیم.
گفتم: پس چرا برای حسین (عليه السلام) عزاداری میکنید؟
گفتند: ما در عزاداری از گذشتگان خود پیروی میکنیم، آنها هم با اینکه بودایی بودند، برای حسین (عليه السلام) عزاداری میکردند!
بالای منبر رفتم و گفتم: ای مردم! نام حسین (عليه السلام) و عزاداری حسین (عليه السلام) به شهر شما آمده است، اما جد حسین (عليه السلام) ، پدر حسین (عليه السلام) و دین حسین (عليه السلام) به منطقة شما هنوز نیامده است! بیایید حسین (عليه السلام) را واسطه قرار دهیم، تا دین، جدّ و پدر او هم به شهر شما قدم گذارد.
از آن روز مشغول به بیان احکام اسلام شدم و اسلام را به آنها معرفی کردم، هنوز دهة محرم تمام نشده بود که همة اهالی آن شهر از کوچک و بزرگ، فقیر و غنی، مسلمان و شیعه شدند.
میبینم افراد غیر مسلمان و غیر شیعه هم برای امام حسین (عليه السلام) مراسم عزاداری برگزار میکنند و بهترین شاهد آن سوگواریهای بسیار مفصلی
1) . بودا، در هندوستان زندگی میکرد، 480 سال قبل از میلاد از دنیا رفت و بوداییان پیرو مکتب او هستند.
است که در هند و پاکستان و آفریقا مرسوم است.
یکی از دانشمندان کراچی برای من نقل کرد که کشیشی به او گفته بود:
اگر مسیحیت تنها شخصیتی همچون حسین شما در اختیارش بود تمام جهان را به زیر پرچم و آیین خود در می آورد. در تمامی نقاط جهان در هر جا پرچمی به نام او برمیافراشت و مردم را به دور آن جمع میکرد و آنگاه برنامههای تبلیغی خود را منتشر میساخت. اما شما مسلمانها نمیدانید چگونه از حسین (عليه السلام) در جهت پیشبرد اهداف اجتماعی و دینی خود استفاده کنید.
مَثَل ما مثل تاجری است که میلیونها تومان پول دارد اما راه تجارت را نمیداند.
ما مسلمانان همانند مردمی هستیم که بر روی دریایی از نفت زندگی میکنند اما هرگز به فکر استخراج این مادة حیاتی نیستند تا از منافع آن، از جمله فروغ و روشنایی بهرهمند شوند و همچنان در تاریکی و سرمای کشنده به سر میبرند.
آیا به راستی آنچه را که مسلمانان از این مشعل هدایت و کشتی نجات در جهت پیشبرد هدفهای تبلیغی اسلام استفاده نمودند چون قطرهای در برابر دریا نیست؟!
سزاوار است مسلمانان جهان دهة محرم را تعطیل و عزای عمومی
اعلام کنند و سراسر شهرهای اسلامی را سیاهپوش نمایند و دستهجات و هیئات عزاداری را به راه اندازند و هدف آنها از این عمل تبلیغ دین و نشر احکام و پایدار شدن عقیده و جلب توجه افکار به مبادی زنده و جاوید اسلام باشد.
به وسیلة مجالس عزاداری دیگران باید متوجه مراکز مسلمانان شوند چنانچه مسیحیان این حرکت تبلیغی و جلب توجه افکار عمومی جهان نسبت به خود را در میلاد حضرت عیسی (عليه السلام) انجام میدهند.
علاوه بر آنکه بدون شک تأثیر حزن و اندوه در افکار تودهها به مراتب بیش از تأثیر شادی و سرور است و این امر در «روانشناسی» ثابت شده است.
این مطلب مهم را استعمارگران درک کردند و در صدد کوبیدن شعائر مذهبی و مجالس سوگواری حضرت امام حسین (عليه السلام) برآمدند و با عناوین مختلف برپایی اینگونه مجالس را در کشورهای تحت سلطة خود ممنوع ساختند.
وقتی به یکی از رهبران بزرگ کفار گفته شد: «آیا سربازانت میتوانند ده هزار سخنران و عالمان دینی را نابود کنند؟!» گفت: این کار درست نیست، کار مفید این است که «کربلا از بین برود، زیرا تا وقتیکه نقش حسین (عليه السلام) و آثار او در خاطرهها برقرار است، وعاظ و گویندگان جاوید و اسلام و عقیدة مسلمانان استوار است».
کربلای مقدس
محمّد شیرازی
سؤال: نهضت حضرت امام حسین (عليه السلام) برای چه بود؟
جواب: نهضت خونین حضرت سیّدالشهدا (عليه السلام) برای احیای دین اسلام بود، زیرا این دین الهی با نقشههای شوم و شیطانی بنیامیه در خطر نابودی و اضمحلال قرار گرفته بود که آن حضرت با خون مبارک خود درخت دین را آبیاری و اهداف بنیامیه را ریشهکن نمود.
سؤال: «دین» یعنی چه؟
جواب: به راه و روشی که انسانها را به سعادت دنیا و آخرت سوق دهد «دین» میگویند و خود مشتمل بر سه امر است:
1- عقیده
2- گفتار
3- کردار
سؤال: «عقیده» چیست؟
جواب: «عقیده» به معنای پذیرفتن اصول دین است که شامل:
«توحید، عدل، نبوّت، امامت و معاد» میباشد.
سؤال: مراد از «گفتار» چیست؟
جواب: گواهی دادن به یگانگی خداوند متعال و رسالت پیامبر اسلام حضرت محمد (صلی اللّه عليه وآله وسلم) و اعتراف به امامت ائمة طاهرین (عليهم السلام) که این انوار مقدسة عبارتند از:
حضرت امیر المؤمنین علیبنابیطالب (عليه السلام)
حضرت امام حسن مجتبی (عليه السلام)
حضرت امام حسین (عليه السلام)
حضرت امام زین العابدین (عليه السلام)
حضرت امام محمد باقر (عليه السلام)
حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام)
حضرت امام موسی کاظم (عليه السلام)
حضرت امام رضا (عليه السلام) .
حضرت امام جواد (عليه السلام) .
حضرت امام هادی (عليه السلام) .
حضرت امام حسن عسکری (عليه السلام) .
حضرت امام عصر ﺣﺠﺔ بن الحسن المهدی (عجل اللّه تعالی فرجه الشريف).
همچنین اعتراف و اقرار به مقام عصمت حضرت صدیقة طاهره فاطمة زهرا (عليها السلام) .
سؤال: مراد از«کردار» چیست؟
جواب: پایبند بودن انسان به تمام دستورات الهی بدینترتیب که واجبات را به جا آورده و محرّمات را ترک نماید و بهتر آن است که مستحبات را انجام داده و مکروهات را رها کند و در انجام مباحات مخیّر است.
سؤال: آیا ملتزم بودن به «عقیده، گفتار و کردار» فایده و اثری هم دارد؟
جواب: بهترین و خوشایندترین ثمره و اثر که سعادت در دنیا و فلاح و رستگاری در آخرت است را به دنبال دارد.
سؤال: آیا حضرت امام حسین (عليه السلام) از شهادت خود در روز عاشورا آگاه بودند و با یقین به آن، قیام فرمودند؟
جواب: حضرت سید الشهدا (عليه السلام) علم قطعی به شهادت خود داشتند چنانکه کراراً به آن اشاره نمودند از جمله هنگام خروج از مدینه و مکه و حرکت به سوی عراق، البته علّت قیام خود را تنها برای احیا و نجات دین مبین اسلام بیان فرمودند و ما پس از گذشت قرنها به وضوح میبینیم که از مهمترین علل حفظ و صیانت دین از گزند حوادث و کید دشمنان تا به امروز واقعة خونین کربلا و شهادت آن حضرت میباشد.
سؤال: آیا امام حسین (عليه السلام) به هدف مقدس خود که احیای دین اسلام بود رسیدند؟
جواب: آری، قیام عاشورا هم وسایل رسوایی و نابودی و اضمحلال کامل سلسلة بنیامیه و دیگر دشمنان دین را فراهم آورد و هم حقیقت و حقانیت دین را بر همة جهانیان روشن نمود.
سؤال: اگر امام حسین (عليه السلام) به هدفشان رسیدند، پس چرا امروزه بسیاری از مسلمانان - با بیش از یک میلیارد و نیم جمعیت - در بدترین حالات: فقر، جهل، مرض و هرج و مرج بسر میبرند؟
چرا در اغلب کشورهای اسلامی استبداد و جنگ و خونریزی است،(1)
1) . بهطور مثال: در هند «مسجد بابری»، کشمیر، افغانستان، عراق، فلسطین، لبنان، بوسنی هرزگوین و...
و این دشمنان اسلام هستند که بر مسلمانان حکومت میکنند؟
جواب: هدف از قیام حضرت سید الشهدا (عليه السلام) را بهطور خلاصه میتوان اینگونه جمعبندی نمود:
الف) رسوا نمودن و ریشهکن کردن دودمان بنیامیه: زیرا با تکیه بر پول و اسلحه بر سرزمینهای اسلامی سیطره یافته و در فکر نابودی اسلام بودند و به قدری قدرت و نفوذ داشتند که همة افراد، تفوّق بر آن دودمان و شکست آنها را امری غیرممکن میدانستند و در حقیت خشکانیدن این شجرة خبیثه نه تنها موجب حیات دوبارة اسلام و مسلمین شد، بلکه بزرگترین خدمت به جهان بشریت به حساب میآید و با قیام آن حضرت (عليه السلام) ، ظلم و ظالم، جور و استبداد برای همیشه رسوا گردید.
ب) تصحیح اعتقادات دینی: یکی از مفسدههای بنیامیه آن بود که برای مخدوش جلوه دادن دین و اعتقادات اسلامی و دور نمودن مردم از خط واقعی اسلام که همان مکتب اهلبیت عصمت و طهارت (عليهم السلام) است و برای استحکام پایههای حکومت خود، دست به جعل احادیث و نشر عقاید باطل مانند «جبر»، «تفویض»، «تجسیم» و... زدند و شهادت حضرت امام حسین (عليه السلام) خط بطلانی بر همة تحریفها و انحرافات عقیدتی بنیامیه بود و سبب شد تا عقاید صحیح دینی و سیمای نورانی و زیبای مکتب اسلام و مذهب تشیع بار دیگر از پشت غبار حکوت بنیامیه نمایان شده و بدرخشد.
امروز به برکت آن قیام مقدس اعتقادات صحیح و مبادی دین در میان صدها میلیون مسلمان شیعه منتشر و در هزاران کتاب ثبت و ضبط شده و در شرق و غرب عالم به زبانهای مختلف منتشر شده است.
ج) تصحیح رفتار و کردار انسانها: در سایة حکومت جبّار بنیامیه حرکات و رفتارهای مردم رنگ و بوی وحشیگری، تندخویی، استبداد، بیعفتی و غیرانسانی به خود گرفته بود که حضرت امام حسین (عليه السلام) بار دیگر مکارم اخلاق را که جدّ بزرگوارشان به انسانیّت هدیه فرموده بودند را زنده کرده و مردم را به شاهراه انسانیت در همة مراحل زندگی هدایت نمودند.
اگر امروز شاهد گرفتاری مسلمانان و نابسامانی در کشورهای اسلامی هستیم همه ناشی از دور شدن مسلمانها از اسلام و عمل نکردن به دستورات این شریعت مقدس میباشد.
سؤال: اگر حضرت امام حسین (عليه السلام) استبداد را ریشهکن فرمودند، چرا امروزه شاهد سلطنت حکّام مستبدّی چون صدّام و امثال او و تحت فشار و شکنجه قرار دادن امت اسلامی و به یغما بردن همة ثروتهای کشورهای اسلامی از سوی آنها هستیم؟
جواب: قیام حضرت امام حسین (عليه السلام) نه تنها موجب سرنگونی و نابودی بنیامیه گردید، بلکه زمینة همة نهضتهایی که به سرنگونی دودمان بنیعباس و بسیاری از حاکمان ستمگر در طول تاریخ انجامید را فراهم ساخت و راه و رسم زندگی صحیح و دفاع از حریم دین و احکام الهی و نیز روش پایداری و مجاهدت با ظلم و جور و حاکمان مستبد و
خودرأی را برای همیشه به مردم جهان آموخت تا در پرتو آن زندگی با شرافتی داشته باشند و با مراجعه به منابع تاریخ میتوان بر این حقیقت واقف شد.(1)
آری، تقصیر گرفتاری کنونی مسلمانان در مشکلات فراوان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره از خود آنهاست، همانطور که کلید و علاج و درمان این بیماریها نیز به دست ایشان میباشد و مرحوم شیخ بهایی چه زیبا سروده است:
اسلام به ذات خود ندارد عیبی *** هر عیب که هست از مسلمانی ماست
سؤال: مثالی برای این مطلب بیاورید؟
جواب: در اینجا برای توضیح بیشتر به مثالی اشاره میکنیم: اگر یک طبیب حاذق که بیماری را به خوبی تشخیص میدهد، دستورات لازم برای بهبودی بیمار را صادر کرد، آیا تنها تشخیص مرض و تعیین نحوة معالجه بدون عمل به دستور طبیب، بیمار درمان میشود؟
در صورتی که بیمار به دستورات طبیب توجه نکرد، چه کسی مقصر است، طبیب یا بیمار؟
حضرت سید الشهدا (عليه السلام) راه علاج و درمان راه علاج و درمان جامعة گرفتار و غوطهور در مشکلات و راه و روش نیل به سعادت در دنیا و آخرت را برای همة نسلها روشن فرمودند و به شهادت تاریخ در زمان شیخ مفید (قدس سره) ، سید مرتضی (قدس سره) ، علامه حلی (قدس سره) ، فخر المحققین (قدس سره) ،
1) . از جمله «گاندی» رهبر استقلال هند میگوید: من از حسین (عليه السلام) آموختم که چگونه مظلوم باشم تا پیروز شوم.
محقق کرکی (قدس سره) ، شیخ بهائی (قدس سره) ، علامة مجلسی (قدس سره) و دیگر علما و بزرگان شیعه چون امت اسلامی نسبتاً به این دستورات حیاتبخش عمل میکرد در اوج عزت و سعادت و در کمال خیر و رفاه بسر میبرد و هیچ یک از صدها و هزاران مشکلات امروزی را که امتهای اسلامی با آن دست به گریبان است نداشت، بلکه این دشمنان اسلام بودند که در دریایی از بدبختی و عقبافتادگی و جهل و نادانی بسر میبردند.
سؤال: آیا مشکلات امروزة جهان اسلام قابل علاج و درمان است؟
جواب: آری! دین اسلام و مکتب اهلبیت (عليهم السلام) محدود به زمان خاص و امت و قوم خاصی نبوده و نیست، بلکه برای همة بشریت در طول قرون و اعصار میباشد و برای تمامی مشکلات و نیازهای بشر، درمان و راه مناسب را بیان فرموده است.
سؤال: علاج و درمانی که لازم است مسلمانان به آن عمل کنند تا مجددا عزت و آقایی از دست رفتة خود را باز یافته و از سیل مشکلات فزایندة کنونی رهایی یابند چیست؟
جواب: علاج مشکلات امروزة مسلمانان در سایة عمل به این چهار امر ممکن است:
1- امت واحده
2- اخوت اسلامی
3- آزادی
4- شورا
باید امت واحدی که خدای متعال در آیة شریفة به آن اشاره فرموده: {وَإِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَٰحِدَةً}(1)و پیامبر اسلام (صلی اللّه عليه وآله وسلم) آن را پایهریزی و تحقق بخشیدند در جامعة کنونی اسلامی تحقق یابد. آیا امروز امت اسلامی یک امت واحد است یا آنگونه که میبینیم به دهها امت بیگانه از هم تقسیم شده است؟!
سؤال: مقصود از«امت واحده» چیست؟
جواب: «امت واحده» به این معنی است که باید تمام مرزهای جغرافیایی از میان کشورهای اسلامی برداشته شود و یک حکومت و دولت عظیم و گستردة اسلامی تشکیل شود.
سؤال: آیا تشکیل چنین حکومت گسترده و بزرگی با توجه به شرایط امروز دنیا ممکن است؟
جواب: بهترین شاهد بر امکان تحقق این امر دو کشور «هند» و «چین» میباشند که تا حدود نیم قرن قبل، دهها و بلکه صدها حکومت خود مختار بودند، اما با همة اختلافات در دین، عقیده، لغت، آداب و رسوم به همت مردمشان مرزها و حدود بیمفهوم و غیرواقعی را از میان برداشتند به طوری که امروز به صورت دو حکومت بسیار وسیع و پرجمعیت درآمدهاند، که بر اساس آخرین آمارهای منتشره، کشور هند یک دولت مستقل با جمعیتی حدود هزار میلیون و کشور چین یک دولت مستقل با جمعیتی حدود هزار و سیصد میلیون میباشد و اکنون نیز زمزمههای
1) . «این امت شما (امت اسلامی) تنها یک امت است»، سورة مؤمنون: آیة 52.
لزوم اتحاد اروپا و برچیدن مرزهای جغرافیایی از میان همة کشورهای اروپایی و حرکت به سوی اروپای متحد شنیده میشود.
چگونه دیگران با همة اختلافات موجود میان خود در دین و مبادی و عقاید و آداب و رسوم و قبایل متحد شدند و یا اروپائیان به این نتیجه رسیدند که مرزها و تشتّتها و قوانین ساختگی که به پاره پاره شدن ملتها انجامیده نه تنها بیثمر بوده، بلکه مانع بسیاری از تقدّمها و پیشرفتها است اما امتی که دین و آیین و کتاب و پیامبرش یکی است و قرنها یک امت بوده نمیتواند متحد و یکپارچه باشد؟!
و حال آنکه خداوند متعال وعده فرموده است: {إِن تَنصُرُواْ اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ}(1)
همچنین پروردگار متعال فرموده است: {إِن يَنصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ}(2)
البته وعدة خدای متعال حق و صادق است، چنانکه فرموده:{وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا}(3)
و میفرماید: {وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا}(4)
دومین امری که باید مسلمانان به آن عمل کنند تا از مشکلات فعلی
1) . «اگر خدا را یاری کنید، خدا شما را نصرت داده و گامهایتان را استوار میسازد»، سورة محمد (صلی اللّه عليه وآله وسلم) : آیة 7.
2) . «اگر خداوند شما را یاری کند کسی بر شما پیروز نخواهد شد»، سورة آل عمران: آیة 160.
3) . «چه کسی از خداوند راستگوتر است؟»، سورة نساء: آیة 122.
4) . «چه کسی از خداوند صادقتر است؟!»، سورة نساء: آیة 87.
رهایی یافته و عزت از دست رفتة خود را باز یابند این است که برادری و اخوت اسلامی به میان مسلمانان بازگردد، چنانکه خداوند متعال میفرماید:{إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ}(1)
اما متأسفانه اکنون مسلمانان نه تنها با هم برادر نیستند، بلکه یکدیگر را بیگانه میخوانند.
چنانچه اخوت اسلامی در جامعه حاکم باشد هر فرد مسلمان میتواند در هر کشور از کشورهای اسلامی از تمامی مزایا و آزادیهای فردی و اجتماعی دین مبین اسلام برخوردار باشد که موارد ذیل از آن جمله است:
به تمام بلاد اسلامی سفر کند بیآنکه نیازی به گذرنامه، ویزا و مانند آنها داشته باشد.
بدون در نظر گرفتن تابعیت این دولت یا آن دولت، بتواند بر طبق موازین شرع مقدس در باب نکاح، به فرد مسلمان مورد نظر دختر بدهد و از خانوادة مسلمان مورد نظر دختر بگیرد.
حق اقامت و سکونت در هر یک از بلاد اسلامی را که بخواهد، داشته باشد.
هیچ محدودیتی در تجارت و صنعت و کسب دلخواه او - بجز درآمدهای حرام - در جای جای کشورهای اسلامی نباشد.
بتواند در تمام بلاد اسلامی خانه و زمین و سایر املاک خریداری کند.
1) . «تمام مؤمنين با هم برادر هستند»، سورة حجرات: آیة 10.
هیچگونه منعی در زراعت و ساختن عمارت در هر منطقه از مناطق اسلامی برای او نباشد.
در انجام هرگونه فعالیت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و غیره در تمام بلاد اسلامی آزاد باشد اعم از تشکیل حزب، تأسیس و راهاندازی رادیو و تلویزیون، انتشار مجله و روزنامه و حتی تلاش و رقابت صحیح برای رسیدن به حکومت و...
بهطور کلی در همة شئون با سایر مسلمانها مساوی باشد چون مسألة زبان، شکل، محل تولد، محل سکونت و امثال آن در اسلام سبب برتری قومی بر قوم دیگر نمیشود و همة مسلمانها در حکومت اسلام از حقوق برابر برخوردارند، چنانکه در روایات و تواریخ آمده است که به مجرد آنکه فردی به دین اسلام میگروید در همة حقوق با رهبر حکومت اسلامی برابر بود.
سومین امری که مسلمانان باید به آن عمل کنند تا از مشکلات فعلی رهایی یافته و به سعادت برسند این است که حریّت و آزادی اسلامی به بلاد مسلمانان بازگردد، چنانکه خداوند متعال میفرماید: {وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَٰلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ}(1)
مراد از «آزادی اسلامی» این است که: هر مسلمانی در هر کشور اسلامی تمامی آزادیها را داشته باشد به طوری که بتواند غیر از
1) . «ما پیامبر اسلام را فرستادیم تا بارهای سنگین و غل و زنجیری که بر مردم بود باز نموده و به همگان آزادی دهد»، سورة اعراف: آیة 157.
محرّمات که بسیار کم و محدود است، تمام کارها را به آسانی انجام دهد بدون اینکه نیازی به اخذ مجوّز یا پروانهای داشته باشد که ملزم به پرداخت عوارض و مالیاتی گردد.
بنابراین کلیة مردم در پرتو قوانین صحیح اسلامی از تمامی آزادیها برخوردارند مانند آزادی در: «تجارت و بازرگانی»، «زراعت»، «صنعت»، «سفر»، «اقامت»، «عمران و سازندگی»، «کار و اشتغال»، «حیازت مباحات»، «ساخت کارگاه و کارخانههای کوچک و بزرگ صنعتی»، «فعالیتهای فرهنگی»، «نشر کتاب و روزنامه و مجله»، «استفاده از رسانههای گروهی مانند: رادیو، تلویزیون»، «اظهار نظر و انتقادهای سازنده»، «کاندید نمودن خود در انتخابات»، «تقلید از هر مرجع تقلید جامع الشرایط» و...
بسیاری از آزادیهای دیگر که به مراتب از آزادیهایی که غرب ادعا میکند بیشتر است و اگر غربیها به آزادیهای اسلام عمل میکردند پیشرفت بیشتری داشتند، که ما تفصیل این مطلب را در بعضی از کتابهای خود بیان نمودهایم.(1)
بنابراین هیچ فرد یا سازمان یا ادارهای حق جلوگیری از آزادیهای مشروعة مردم را ندارد و مشروط نمودن اعمال به اخذ مجوز، پروانه، عوارض و مانند آن صحیح نمیباشد و ممانعت از این آزادیها که حق مسلم هر انسانی است از محرمات شرعیه است زیرا یکی از مهمترین و مشهورترین قوانین فقهی و اسلامی: «النَّاسُ مُسَلَّطُونَ عَلَى أَمْوَالِهِم و أَنفُسِهِم» میباشد یعنی کلیة انسانها بر اموال و جان خویش تسلّط داشته و از
1) . به کتاب «الصیاﻏﺔ الجدیدة» از همین نویسندة محترم مراجعه شود.
آزادی کامل برخوردارند - مگر در محرمات - .
چهارمین امری که پیاده کردن آن از برای رهایی از مشکلات و رسیدن به سعادت لازم میباشد، این است که اسلوب و روش حکومت در جامعة اسلامی شورایی باشد، نه استبدادی و فردی، چنانکه خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید: {وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ}.(1)
بنابراین هرگونه استبداد و فردگرایی و تک حزبی و بیاعتنایی به آرا و نظرات و تضییع حقوق دیگران غیر شرعی و حرام است و باید کلیة گروههای اسلامی و تمامی روشنفکران، آزاد و از آنها استفاده شود و رسانههای گروهی در اختیار آنان قرار داده شود.
از طرفی تعدّد احزاب و گروهها و انجمنها و... جهت رقابت سالم در جامعه و نفی استبداد و فرد محوری لازم است و باید شورای فقها در رأس حکومت اسلامی باشد و رئیس دولت با انتخابات کاملاً آزاد تعیین شود و هر چهار سال(بیشتر یا کمتر)، حسب آنچه «شورای فقها» آن را تعیین میکند انتخابات تجدید شود.
اما آنچه که در بعضی از کشورهای اسلامی میبینیم که فردی بر قدرت تکیه زده و کنار نمیرود مانند کشور عراق، جایز نیست.
سؤال: راه تطبیق چهار امری که بیان شد چیست؟
جواب: برای پیاده نمودن و تحقّق امور یاد شده و تطبیق آن در
1) . مسلمانان در امور با هم مشورت میکنند»، سورة شوری: آیة 38.
جامعه، باید در کنار شورای مرجعیّت به عنوان محور فعالیتها و خدمات دینی و اجتماعی، دیگر سازمانها و مؤسسات دینی و اسلامی و احزاب و گروههای فعال در مسائل اجتماعی وارد عمل شده، به رعایت و انجام گرفتن امور زیر مبادرت ورزند:
«خداوند مرا به رسالت و پیامبری مبعوث گردانید تا اخلاق را در جامعه پیاده کنم».
و دیدیم که چگونه پیامبر اکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلم) و ائمة معصومین (عليهم السلام) با اخلاق خوب خود مردم را هدایت نمودند.
دوری کامل از خشونت تندخویی و سختگیری در همة شئون زندگی، زیرا تندی و فشار نتیجهای جز انزجار و دور شدن مردم را در پی ندارد و دین اسلام دین «سِلم» و نرمی و آسانی است نه دین خشونت و تندی، بنابراین هرگونه اعدام و دستگیری و شکنجه و مصادرة اموال و تجسّس بر مردم و تحت فشار قرار دادن آنها جایز نیست، مگر در موارد بسیار کمی که فقها در باب قصاص و حدود و تعزیرات استثنا فرمودهاند.
ارتقای سطح فرهنگ مردم: از طریق انتشار و توزیع وسایل تبلیغی مانند: کتاب، روزنامه، مجله، نوار، رادیو، تلویزیون،کامپیوتر، ماهواره و امثال آن و اقل مقدار کتابی که در این زمینه لازم است یک میلیارد و
1) . مستدرک الوسائل: صفحة 187، حدیث 1.
ششصد میلیون کتاب به عدد جمعیت مسلمانان در سرتاسر جهان میباشد.
زیرا به تجربه ثابت شده که کارهای مقطعی و کوتاه مدّت که به صورت ظاهری و سطحی صورت میگیرد دارای نتیجة مطلوب ریشهای و اساسی نخواهد بود.
بر فرد فرد ما لازم است تا در حدّ توان و قدرت کوشش کنیم تا رسالت حیاتبخش اسلام و هدف رسول اکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلم) و ائمة طاهرین (عليهم السلام) و مخصوصاً حضرت امام حسین (عليه السلام) برای همة جهانیان روشن گردد و مسلمانان به آن جامة عمل بپوشانند تا از مشکلات فعلی رهایی یافته و سعادت و عزّت و سربلندی خود را بازیابند.
سؤال: در حال حاضر وظیفة ما نسبت به امام حسین (عليه السلام) چیست؟
جواب: بر همگی ما لازم است تا از حضرت امام حسین (عليه السلام) و فلسفة
قیام خونین آن حضرت شناخت کامل پیدا نموده و سعی کنیم به همة دستورات حیاتبخش پیامبر و اهلبیت عصمت و طهارت (عليهم السلام) عمل کرده و جهانیان را با این انوار پاک آشنا سازیم و از طرفی نسبت به تعظیم هر چه بیشتر شعائر امام حسین (عليه السلام) بکوشیم.
سؤال: مقصود از شعائر امام حسین (عليه السلام) چیست؟
جواب: همه گونه عزاداریهای مرسوم در بین شیعیان و علاقهمندان به حضرت سید الشهدا (عليه السلام) از مصادیق شعائر حسینی بوده و مشمول این آیة شریفه میباشد: {وَمَن يُعَظِّمْ شَعَٰئِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ}(1)
در روایات وارده از ائمة طاهرین (عليهم السلام) بر تشکیل مجالس سوگواری و عزاداری و احیای امر و زنده نگهداشتن یاد اهلبیت (عليهم السلام) و ذکر مصایب حضرت امام حسین (عليه السلام) تأکید بسیار شده و برای برپاکنندگان آن ثواب و اجر اخروی فراوانی خواهد بود.
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «أَحْيُوا أَمْرَنَا، رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا»(2)
«یاد ما را زنده کنید، خدای رحمت کند آن کسی را که یاد ما را زنده نگه میدارد».
از جمله شعائر آقا امام حسین (عليه السلام) ، میتوان به تشکیل مجالس روضه و سوگواری، تأسیس هیئات و حسینیات، برپا نمودن مجالس هفتگی در مساجد و حسینیات و خانهها اشاره نمود.
سؤال: شعائر امام حسین (عليه السلام) اعمّ از سینهزنی، زنجیرزنی، قمهزنی و... چه حکمی دارد؟
جواب: بنابر مشهور بین فقها شعائر امام حسین (عليه السلام) به هر نحوی که باشد جایز، بلکه مستحب بوده و تاکنون میلیونها نفر به برکت همین شعائر مقدّسه و توجه حضرت سید الشهدا (عليه السلام) به عزاداران، به اسلام و تشیّع گرویده و هدایت شدهاند.
سؤال: آیا با تمسخر و استهزای افراد نادان نسبت به این شعائر، حکم آن تغییر میکند؟
جواب: تمسخر و استهزا، سبب تغییر حکم نمیشود، بلکه لازم است که افراد ناآگاه را نسبت به فلسفه و اهمیت عزاداری آگاه کنیم.
سؤال: چرا دشمنان اسلام در طول تاریخ همواره از شعائر امام حسین (عليه السلام) واهمه و ترس داشته و به روشهای مختلف سعی در ممانعت از برگزاری آن مینمودند؟
جواب: زیرا رمز موفقیت و صیانت دین و مکتب تشیّع در طول تاریخ، همین شعائر حضرت سید الشهدا (عليه السلام) بوده و حکومتهای ظالم همیشه با زنده شدن یاد قیام عاشورا، اساس و پایههای حکومت خود را در خطر میدیدند، لذا چارهای جز مخالفت و ممانعت از برگزاری آن نمیدیدند.
در پایان امیدواریم روزی فرا رسد که همة مسلمانان و مردم جهان از مکتب امام حسین (عليه السلام) ، این چراغ پرفروغ هدایت و روشنیبخش بهرههای کافی و وافی گرفته، در راه سعادت دنیا و آخرت خود گام
بردارند.
{وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَيَّ مُنقَلَبٖ يَنقَلِبُونَ}(1)
واللّه الموفّق المستعان...
قم مقدس
محمد شیرازی
1) . «و آنان که ظلم و ستم کردند (در حق آل رسول و اهل ایمان) به زودی خواهند دانست که به کیفرگاهی باز خواهند گشت»، سورة شعرا: آیة 227.
{بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ}
الحمد لله رب العالمین والصلوﺓ والسلام علی محمدٍ وآله الطاهرین.
هان ای عاشورا...
ای زمانة فیض و عطای الهی
ای زمانة کسب فضیلت و تقوی و اخلاق
ای هنگامة دانش و شناخت
و ای رمز پیروزی پایههای حق بر همة لشکرهای ظلمت و ظلم.
اگر از بزرگ دانشگاه تو گاندی - رهبر هند - هم درس مظلومیت از سرور و آقای شهیدان حضرت امام حسین (عليه السلام) میآموزد که چگونه مظلوم باشد تا پیروز شود پس مسلمانها و خصوصاً شیعیان، ارادتمندان و دلباختگان آن امام و رهبر آزادگان جهان به آموختن و فراگیری و به کسب فیض و عطیه از این دانشگاه سزاوارتر میباشند.
اگر از باران این رحمت الهی که برای زنده کردن زمینهای مرده فرود میآید به نحو درست و کامل استفاده شود، روییدن گلها و به بار نشستن درختان میوهدار را در پی دارد و زمین را از گلستان و دلها را از شادی و طراوت سرشار مینماید و هرچه درجة بهرهبرداری کاهش یابد به همان نسبت سود حاصله کم خواهد شد و اگر از آن بهرهای نبرند به اعماق زمین فرو رفته و آدمی را از این نعمت خدادادی زیانی غیرقابل جبران حاصل میشود. گاه همین باران رحمت در گودالها و زمینهای
پست و پرنشیب جمع شده به مرداب و باتلاقی تبدیل میشود که سبب آلودگی محیط زیست و افزایش بسیاری از بیماریها میگردد و بسیارند نعمتهای الهی که وضعی اینگونه دارند.
از میوهای چون انگور که به عنوان نوعی خوراکی استفاده میشود، گاهی در معالجة بعضی بیماریها و تقویت جسمی افراد رنجور و بیمار در دوران نقاهت به کار میرود و گاهی هم آن را فاسد نموده و به دور میریزند یا از آن شرابی زیانبار میسازند.
اول: از مصادیق این آیة شریفه است: {كُلُواْ وَاشْرَبُواْ...}(1)
دوم: از مصادیق این آیة شریفه است: {يَأْخُذُواْ بِأَحْسَنِهَا...}(2)
سوم: از بین بردن و زیاده روی در مصرف که در قرآن کریم از آن منع شده است: {وَلَا تُسْرِفُواْ}(3)
و{إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَٰنَ الشَّيَٰطِينِ}(4)
چهارم: کفران و تبدیل نعمت الهی در راه معصیت او از مصادیق این کلام خدای سبحان است:{أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْرًا}.(5)
مواردی که اشاره شد همه در بُعد مادّی بودند ولی در زمینة معنوی نیز امر اینگونه است چنانچه پروردگار متعال در شأن قرآن کریم فرموده است: {وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْءَانِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّٰلِمِينَ إِلَّا
1) . «از نعمتهای خدا بخورید و بیاشامید»، سورة اعراف: آیة 31.
2) . «بهترین روش آن را اخذ کنند»، سورة اعراف: آیة 145.
3) . «و اسراف نکنید»، سورة اعراف: آیة 31.
4) . «آنها که نعمتهای الهی را بیهوده صرف نموده و تلف میکنند، برادران شیاطین هستند»، سورة اسراء: آیة 27.
5) . «آیا نمیبینی حال آنانی که نعمتهای خدا را به کفر مبدّل ساختند»، سورة ابراهیم: آیة 28.
خَسَارًا}؛(1)
{قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ هُدًى وَشِفَاءٌ وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي ءَاذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى}؛(2)
دهة عاشورا همچون باران میماند که گاه عاصیان و طاغیان از این مناسبت در جهت خلاف مسیر و اهداف متعالی و والای آن بهره میبرند و به کشتار انسانهای بیگناه و سوزاندن مساجد و حسینیّهها و مراکز دینی و یورش بر هیأتها و دستهجات عزاداری و ایجاد فتنه و تفرقه دست میآلایند چنانکه بعضی گروههای منحرف در کشورهای اسلامی(3)در راستای اجرای سیاست استعماری (تفرقهاندازان) به اینگونه اعمال غیر انسانی دست میزنند.
گاه برخی افراد بیبندوبار و گنهکار از این روزها در جهت ارتکاب محرّمات الهی(4)و اسراف در خوردن و آشامیدن استفاده نموده، اوقات خود را در انجام کارهای بیهوده هدر میدهند.(5)
گاه از این ایام در جهت زنده نگهداشتن یاد و خاطرة حضرت سید
1) . «و فرو فرستیم از قرآن آنچه را که شفای دلها و رحمت بر اهل ایمان است و البته کافران را جز زیان چیزی نمیافزاید»، سورة اسراء: آیة 82.
2) . «به آنها بگو که این قرآن برای اهل ایمان هدایت و شفاست و اما آنان که ایمان نمیآورند گوشهایشان (از شنیدن کلام حق) گران است، بر آنها موجب کوری و ظلالت است»، سورة فصلت: آیة 44.
3) . همچون وهابیها و گروه افراطی سپاه صحابه در پاکستان.
4) . مانند اختلاط و پرسهزدنهای حرام بعضی دخترها و پسرها.
5) . چنانکه بعضی جوانها با ازدحام و جمع شدن در خارج حسینیهها و مساجد یا اطراف دستهجات عزاداری وقت خود را بیهوده تلف میکنند.
الشهدا (عليه السلام) و فواید و مزایایی که شعائر به همراه دارد استفاده میشود که بیشک این عمل از بهترین و نزدیکترین راههای تقرب به پروردگار و موجب خیر و سعادت در دنیا و آخرت است.(1)
اما سخن خدای متعال: {يَأْخُذُواْ بِأَحْسَنِهَا}(2)اقتضا میکند که همگان بهترین و کاملترین استفاده و بهرهبرداری را در شئون مختلف از این ماه سوگواری بنمایند.
همانطور که خالق سبحان فرموده است: {أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْأخِرِ وَجَٰهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ}(3)این مطلب را میرساند که «سیراب نمودن حاجیان» و «تعمیر مسجدالحرام» در پیشگاه خدای متعال از بهترین طاعات است اما برخورداری از ایمانی مستحکم و پایدار و جهاد در راه خدا و حرکت پیگیر در راستای دستورات الهی بسیار بالاتر و والاتر از آن دو کار پسندیده و نیک میباشد.
البته هدف این جزوه بیان راه برتر و فراگیرتر برای بهترین استفاده و بهرهبرداری ممکن از این مناسبت در جهت خدمت به دین و انسانیت و
1) . جهت آگاهی پیرامون شعائر حسینی و اقسام و ضرورت و اهمیت آن به کتابهای: «بحارالأنوار: جلد 45» تألیف علامة مجلسی (قدس سره) و «نفس المهموم» تألیف محدث قمی (قدس سره) و «الشعائر الحسينية» تألیف آﻳﺔاللّه شهید سیّد حسن شیرازی (قدس سره) مراجعه شود.
2) . «به بهترینهای آن اخذ کنند». سورة اعراف: آیة 145.
3) . «آیا مرتبه و مقام سقایت و آب دادن به حاجیان و تعمیر نمودن مسجدالحرام را با مقام و مرتبت (حضرت علی (عليه السلام) ) کسی که به خدا و روز جزا ایمان آورده و در راه خدا جهاد نموده، یکسان میدانید؟!»، سورة توبه: آیة 19.
نجات انسانها از گمراهی و تباهی است. اگر «لنین» - آن جبّار ظالم تاریخ- در سخنان خود تصریح میکند: «کربلا را نابود و ویران کنید» هدفش نابودی روح کربلاست که سرتاسر تاریخش مالامال از رشادتها و به ذلت کشاندن جبّاران و طاغوتیان است هدف نابودی معنویات اخلاقی و انسانی کربلاست و تا زمانیکه کربلا در قلبها و سینهها زنده است، سرچشمهای نورافشان و هدایتگر برای دین، دانشگاه و مدرسهای برای همة علما و سخنوران و نویسندگان و پایگاهی برای فضیلت و ایمان، اخلاق و تقوا باقی خواهد ماند.
اینها همه با اساس و پایههای کمونیسم مغایر و متناقض است(1)از این رو فریاد برمیآورد که کربلا را نابود کنید و این تنها سخن لنین نیست پیش از او یزید، حجّاج، هارون و متوکل،(2)
یزید در مدت سه سال حکومت خود سه جنایت بسیار وحشتناک مرتکب شد که انسانیت و انسانها را به لرزه انداخت: 1- سبط رسول خدا (صلی اللّه عليه وآله وسلم) و اهلبیت و اصحاب آن حضرت را به شهادت رساند، زنان و فرزندانشان را به اسارت گرفت و کوشید تا شعلههای به ستوه آمده از جنایات دودمان بنیامیه را خاموش کند، اما {وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَٰكِرِينَ} «آنها با خدا مکر کردند و خدا با آنها مکر نمود و البته خدا از دیگران بهتر مکر تواند فرمود». 2- هرگونه جنایت و ددمنشی و تجاوز بر نوامیس مسلمانان در مدینة منوره پیامبر (صلی اللّه عليه وآله وسلم) را تا سه روز بر سپاهیان خود آزاد کرد تا آنجا که در آن سال بیش از هزار فرزند نامشروع در آن شهر به دنیا آمد. 3- سپاهی مجهز به منجنیق برای انهدام کعبه به مکه مکرمه روانه کرد که آن لشکر پست و کافر از هیچ اهانتی نسبت به خانة خدا فروگذار نکرد و حجاج اموی تمام قدرت و توان خود را برای نابودی و ریشهکن نمودن پیروان و یاوران مکتب امام امیرالمؤمنین و امام حسین (عليه السلام) و ویرانی کربلا به کار برد که کتابهای تاریخ بهترین شاهد بر این حقیقت هستند و هارون عباسی سعی فراوان در محو کربلا و آثار آن نمود، محل قبر مطهر حضرت سیدالشهدا (عليه السلام) را زیر و رو کرد، تمام ساختمانهای اطراف قبر مطهر را ویران و درخت سدری که برای زوار نشانة قبر مطهر و منور آن حضرت بود را قطع کرد، در حالیکه در روایت است که پیامبر اسلام (صلی اللّه عليه وآله وسلم) قطعکنندة درخت سدر را سه بار لعنت فرمودند. (بحارالأنوار: جلد 45، صفحة 398) و از ساختن خانه و باز شدن بازار در کربلا جلوگیری نمود (تراث کربلا: صفحة 34، بحارالأنوار: جلد 45) و متوکل عباسی نسبت به سایر خلفای جور در دشمنی با اهلبیت (عليهم السلام) و شیعیان آنها، خشنتر، قسیتر و خطرناکتر از دیگران بود، در هر مکانی به تعقیب خاندان ابیطالب و شیعیان حضرت سیّدالشهدا (عليه السلام) میپرداخت، از زیارت قبر مطهر آن حضرت به شدت منع نموده و حتی دستور اعدام زوّار و آنهایی که مردم را بر قبر مطهر آن امام مظلوم راهنمایی میکنند نشسته و آنها را معرفی کنند، اما فریاد شیعیان و شیفتگان شهید تشنه لب کربلا این بود: «اگر همه در این راه کشته شویم، بازماندگان و فرزندان ما دست از زیارت این بارگاه الهی برنمیدارند» و دستور به نابودی قبر مطهر داد و هفده بار محل قبر را شخم زد و آب بر قبر مطهر بست و یکبار دستور داد تا گاوهایی را بر قبر شهدا بگذرانند، اما همینکه حیوانها به محل قبر مطهر حجت خدا حضرت اباعبداللّه الحسین (عليه السلام) رسیدند از حرکت باز ایستادند، با چوب بر بدن آنها زدند اما چوبها شکست و حیوانها قدم از قدم برنداشته و بر قبر سیدالشهدا (عليه السلام) عبور نکردند و تاریخ بیان میکند از زمان شهادت حضرت امام حسین (عليه السلام) در سال 61 هجری تا مرگ متوکل در سال 247 هجری، احدی از شیعیان جرأت سکونت در شهر کربلا را نیافت. (تراث کربلا، تاریخ طبری: جلد 11 و بحارالأنوار: جلد 45، صفحة 397).
حکومت عثمانیها(3)پهلوی1) . در واقع اساس مکتبها و گروههای منحرف، مخالف با عقل، فطرت و انسانیت و بر خلاف ادیان آسمانی است که از جملة آنها نظام کمونیستی است که با تکیه بر سلاح و وحشیگری، با کشتن دهها میلیون انسان و زندانی نمودن میلیونها انسان آزاده، به قیمت چپاول ثروتها و نابودی ملتها بر کشورهای شوروی سابق و اروپای شرقی و چین در طول نیم قرن حکومت نموده. اساس اعتقاد و حرکت این گروه بر نفی پنج چیز مبتنی است: ایمان، اخلاق، خانواده، ثروت و سرمایه، آزادی.
2) . جوهر رفتار و روش طاغوتها و ستمگران به یک شکل است اگرچه در رنگ و نام متعدّد و در زمانهای متفاوت و در نقشه جغرافیایی با هم مختلف و از یکدیگر فاصله داشته باشند ملت کفر همه ملت واحدند و تاریخ همواره تکرار میشود و سیاست متحد و هماهنگ آنها همیشه دشمنی با ادیان آسمانی و محو صبغة اخلاق و فضیلت در جامعه و به بند کشیدن آزادیهای فردی و اجتماعی و ممانعت از شعائر و مقدسات دینی با توسل به توجیهها و بهانهتراشیهای گوناگون بوده است.
3) . شهر کربلا همانند دیگر شهرها در جریان اختلافات داخلی و جنگ قدرت میان حاکمان عثمانی، مورد سوء قصد و تعرض آنها قرار گرفت، سرمایههای آن را تاراج کردند، مالیات و گمرک بر اهالی شهر قرار دادند، والی عثمانی داود پاشا در سال 1421 هجری، به مدت چهار سال شهر را به محاصرة خود درآورد و چندین بار به شهر حمله کرد، درختان خرما را قطع و آب را به روی اهل شهر بست و شش هزار انسان بیگناه شهر را به قتل رساند و مدتها در گرسنگی شدیدی به سر میبردند و یکبار دیگر از سوی نجیب پاشا در زمان سلطان عبدالمجید دوم در سال 1258 هجری شهر کربلا تحت محاصره قرار گرفت، که پس از گلوله باران شهر به وسیلة توپ، وارد شهر شده و سه روز تمام شهر را غارت و چپاول و انسانها را به قتل رساند، هر جنایت فجیع و شنیع و هولناکی را مرتکب شد، انسانهای بیپناه را از دم شمشیر گذراند و آن طور که در کتاب «شهداء الفضيلة» آمده بیست هزار انسان را کشت تا جایی که مردم به ضریح مطهر حضرت سیدالشهدا (عليه السلام) پناه آورده و متوسل شدند اما لشکرش وارد حرم شده و هر کس که به قبر مطهر پناه آورده بود را به قتل رساندند (تراث کربلا صفحة 376 و صفحة 385 - کتاب السلاسل الذهبیه تألیف سید محمد صادق بحرالعلوم) چنانکه در زمان حکومت عثمانیها شهر مدینة منوّره هم بارها مورد تعرّض و اهانت قرار گرفت.
اول،(1)وهابیها(2)و دهها طاغوت دیگر(3)بر این مسئله توصیه کردند،اول،(4)وهابیها(5)و دهها طاغوت دیگر(6)بر این مسئله توصیه کردند،
1) . رضا پهلوی طاغوت ایران نیز در زمان حکومت خود سیاست ضد دین را پیش گرفته و به قصد محو دین جمعی از علمای دین و هدایتگران امت را به قتل رساند، علما را از پوشیدن لباس روحانیت منع کرد، از بنا و تأسیس مساجد، حسینیهها و مدارس دینی جلوگیری نمود، زنان را بر بیحجابی و مختلط شدن با مردان مجبور ساخت، آزادیها را سلب و اموال را مصادره کرد، با شعائر و مقدسات دین سخت به مبارزه پرداخت و از برقراری مجالس سوگواری و گریه بر حضرت سیدالشهدا (عليه السلام) و زنده کردن یاد و خاطرة قیام مقدس آن حضرت ممانعت کرد، از توزیع آب در کوچهها و خیابانها که خود یادآور مظلومیت شهید تشنه لب کربلا (عليه السلام) بود و از نصب پرچمهای سیاه بر سر در خانهها و دکانها در ایام سوگواری به شدت جلوگیری نمود.
2) . از مذهبهایی که استعمارگران در قرن اخیر آن را پایهگذاری و تقویت نمودند، وهابیت است که دشمنی و عداوت شدیدی نسبت به همة مذاهب اسلامی و خصوصاً تشیع دارد، که با تمام توان و به کارگیری همة فکر و سرمایة خود کمر به نابودی مذهب حقة شیعه و محو آثار و شعائر آن بسته، از جمله گامهایی که در این راه برداشتند، شهر مقدس کربلا که مرکز نورافشانی فکری و مدرسه و دانشگاه رشادت، مجاهدت و شهادت می باشد را دو بار مورد هجوم وحشیانة خود قرار دادند، حکومت وهابی مسلک سعودی در سال 1216 هجری ارتشی متشکل از بیست هزار سرباز را به صورت علنی به شهر مقدسی که زوار از همه جا رو به سوی آن میآوردند گسیل داشت و دقیقاً در شب هجدهم ذی حجّه (شب عید غدیر) که اهالی شهر کربلا، به قصد زیارت قبر مطهر حضرت امیرالمؤمنین (عليه السلام) به نجف اشرف مشرف میشوند، ارتش متجاوز و سفاک سعود وارد شهر شده و جنایاتی ناگفتنی را مرتکب شدند، تنها در یک شب بیست هزار انسان را به قتل رساندند، نه بر پیرمرد کهنسال و نه بر کودک خردسال و نه بر زنها رحم کردند، احدی از جنایات و وحشیگری آن ها جان سالم بدر نبرد، زیور آلات زنان را به یغما بردند، بر دو حرم مطهر تعدی و جسارت کردند، ضریح مطهر حضرت سیدالشهدا (عليه السلام) و قبور شهدا را شکستند، اشیای نفیس و نایاب و گرانقیمت حرمین شریفین را به سرقت بردند، زیور آلات و طلاهای سقف و شمعدانها و قندیلها و فرشهای قیمتی و دربهای مرصع و... همه را دزدیدند، پنجاه نفر را در کنار ضریح حضرت امام حسین (عليه السلام) به قتل رساندند.(تراث کربلا صفحة 63، 367، 370 و 371، جهت اطلاع بیشتر از عمق فجایع به کتاب «اعیان الشيعة» جلد 4 صفحة 370 و «شهداء الفضيلة» صفحة 288 و «تحفة العالم» جلد 10 صفحة 289 و «دائرة المعارف الإسلامية» جلد 1، صفحة 192 و 193 مراجعه شود.
3) . و اینگونه است خلق و خوی جباران ستمپیشه و جنایتکاران در اقسام و انحاء مختلف ستیزهجوییها و ددمنشیها با کربلا و مقدسات و شعائر آن، زیرا از اینجاست که همة نیرنگها، تقلبها، دغلها و انحرافاتشان نمایان و برملا میشود، {يُرِيدُونَ أَن يُطْفُِٔواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَٰهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَٰفِرُونَ} «میخواهند نور خدا را با نفسهای تیره و سخنان بیمقدار خود خاموش کنند و خدا خود نگهدار نورش - و دین اسلام و معارف قرآن و اهلبیت طاهرین - میباشد، هر چند کافران را خوش نیاید».
4) . رضا پهلوی طاغوت ایران نیز در زمان حکومت خود سیاست ضد دین را پیش گرفته و به قصد محو دین جمعی از علمای دین و هدایتگران امت را به قتل رساند، علما را از پوشیدن لباس روحانیت منع کرد، از بنا و تأسیس مساجد، حسینیهها و مدارس دینی جلوگیری نمود، زنان را بر بیحجابی و مختلط شدن با مردان مجبور ساخت، آزادیها را سلب و اموال را مصادره کرد، با شعائر و مقدسات دین سخت به مبارزه پرداخت و از برقراری مجالس سوگواری و گریه بر حضرت سیدالشهدا (عليه السلام) و زنده کردن یاد و خاطرة قیام مقدس آن حضرت ممانعت کرد، از توزیع آب در کوچهها و خیابانها که خود یادآور مظلومیت شهید تشنه لب کربلا (عليه السلام) بود و از نصب پرچمهای سیاه بر سر در خانهها و دکانها در ایام سوگواری به شدت جلوگیری نمود.
5) . از مذهبهایی که استعمارگران در قرن اخیر آن را پایهگذاری و تقویت نمودند، وهابیت است که دشمنی و عداوت شدیدی نسبت به همة مذاهب اسلامی و خصوصاً تشیع دارد، که با تمام توان و به کارگیری همة فکر و سرمایة خود کمر به نابودی مذهب حقة شیعه و محو آثار و شعائر آن بسته، از جمله گامهایی که در این راه برداشتند، شهر مقدس کربلا که مرکز نورافشانی فکری و مدرسه و دانشگاه رشادت، مجاهدت و شهادت می باشد را دو بار مورد هجوم وحشیانة خود قرار دادند، حکومت وهابی مسلک سعودی در سال 1216 هجری ارتشی متشکل از بیست هزار سرباز را به صورت علنی به شهر مقدسی که زوار از همه جا رو به سوی آن میآوردند گسیل داشت و دقیقاً در شب هجدهم ذی حجّه (شب عید غدیر) که اهالی شهر کربلا، به قصد زیارت قبر مطهر حضرت امیرالمؤمنین (عليه السلام) به نجف اشرف مشرف میشوند، ارتش متجاوز و سفاک سعود وارد شهر شده و جنایاتی ناگفتنی را مرتکب شدند، تنها در یک شب بیست هزار انسان را به قتل رساندند، نه بر پیرمرد کهنسال و نه بر کودک خردسال و نه بر زنها رحم کردند، احدی از جنایات و وحشیگری آن ها جان سالم بدر نبرد، زیور آلات زنان را به یغما بردند، بر دو حرم مطهر تعدی و جسارت کردند، ضریح مطهر حضرت سیدالشهدا (عليه السلام) و قبور شهدا را شکستند، اشیای نفیس و نایاب و گرانقیمت حرمین شریفین را به سرقت بردند، زیور آلات و طلاهای سقف و شمعدانها و قندیلها و فرشهای قیمتی و دربهای مرصع و... همه را دزدیدند، پنجاه نفر را در کنار ضریح حضرت امام حسین (عليه السلام) به قتل رساندند.(تراث کربلا صفحة 63، 367، 370 و 371، جهت اطلاع بیشتر از عمق فجایع به کتاب «اعیان الشيعة» جلد 4 صفحة 370 و «شهداء الفضيلة» صفحة 288 و «تحفة العالم» جلد 10 صفحة 289 و «دائرة المعارف الإسلامية» جلد 1، صفحة 192 و 193 مراجعه شود.
6) . و اینگونه است خلق و خوی جباران ستمپیشه و جنایتکاران در اقسام و انحاء مختلف ستیزهجوییها و ددمنشیها با کربلا و مقدسات و شعائر آن، زیرا از اینجاست که همة نیرنگها، تقلبها، دغلها و انحرافاتشان نمایان و برملا میشود، {يُرِيدُونَ أَن يُطْفُِٔواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَٰهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَٰفِرُونَ} «میخواهند نور خدا را با نفسهای تیره و سخنان بیمقدار خود خاموش کنند و خدا خود نگهدار نورش - و دین اسلام و معارف قرآن و اهلبیت طاهرین - میباشد، هر چند کافران را خوش نیاید».
طاغوتهایی همچون بَکر و صدام که دو حوزة علمیة نجف و کربلا را
متلاشی کردند و در جریان جنبش مردمی عراق، صدام بیش از سی هزار نفر از مردم را کشت، مساجد و حسینیّهها و مدارس و کتابخانهها ودرمانگاهها و قبور علما و هزارها خانه و باغ و مغازه و مراکز تجاری را ویران کرد، دو گنبد مطهر حرم(1)حضرت سیدالشهدا و حضرت اباالفضل العبّاس (عليهما السلام) را با گلوله های توپ مورد اصابت قرار داد و چنان هولناک و حمّام خونی در دو حرم مقدّس و منوّر به راه انداخت که قابل وصف نیست(2)و این جنایت استمرار همان جنایتهای لشکر یزید در مدینة منوّره و حرم مطهر پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی اللّه عليه وآله وسلم) و جنایتهای حجّاج به دستور خلیفة اموی در مسجد الحرام است.
اما سنّت و ارادة الهی در این جهان، رفعت و اعتلای پرچم و نابودی و ذلت باطل است، لذا همة طاغوتها و ستمگران رفتند {وَأُتْبِعُواْ فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَٰمَةِ}(3)و کربلا همچنان پاک و پاینده و بالنده پابرجاست و خود سرچشمة دین و عقیده و آموزشگاه اخلاق و فضیلت و تحرّک میباشد و از لحظة شهادت آن امام و سرور شهیدان (عليه السلام) تاکنون کربلا چراغی فراروی همة مجاهدان و آزادگان و نور روشنگری فراراه همة امتها و ملتها و مدرسهای برای تربیت عالمان و مبلغان و حاملان قلم بوده و تا روز ظهور حضرت صاحب الأمر(عجل اللّه تعالی فرجه الشريف) باقی خواهد ماند.
همانگونه که عقیلة بنیهاشم حضرت زینب کبری (عليها السلام) خطاب به حضرت امام زین العابدین (عليه السلام) عرضه داشت:«وَ يَنْصِبُون - النَّاس - لِهَذَا الطَّفِّ عَلَماً لِقَبْرِ أَبِيكَ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ لَا يَدْرُسُ أَثَرُهُ وَ لَا يَعْفُو رَسْمُهُ عَلَى كُرُورِ اللَّيَالِي وَ الْأَيَّامِ وَ لَيَجْتَهِدَنَّ أَئِمَّةُ الْكُفْرِ وَ أَشْيَاعُ الضَّلَالَةِ فِي مَحْوِهِ وَ تَطْمِيسِهِ فَلَا يَزْدَادُ أَثَرُهُ إِلَّا ظُهُوراً وَ أَمْرُهُ إِلَّا عُلُوّا».
«در این سرزمین انسانها چنان عَلَم و نشانی بر قبر مطهّر پدرت حضرت سید الشهدا (عليه السلام) برپا کنند که به گذشت سالها و قرنها نه اثرش کهنه شود و نه صورتش پنهان و چه بسیار که امامان کفر و پیروان ضلالت میکوشند تا اثرش را محو و مخفی کنند اما - حاشا و کلا - هر روز اثرش ظاهرتر و یاد و شأن و جلالتش رفیعتر گردد»(1)و نیز آن بانوی طاهره (عليها السلام) خطاب به یزید فرمود: «فَكِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ وَ نَاصِبْ جُهْدَكَ فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لَا تُمِيتُ وَحْيَنَا».
«همة نیرنگها و خدعههایت را به کار بند و همة تلاش و کوشش خود را بنما، اما به خدا سوگند که توان محو کردن نام و یاد ما خاموش کردن فروغ جاودانة وحی ما را نخواهی داشت».(2)
زود باشد که صدام این طاغوت عراق به اذن پروردگار متعال همچون سایر طاغوتها و ستمگران پیشین سرنگون گردد {وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَيَّ مُنقَلَبٖ يَنقَلِبُونَ}(3).
بر ما که رضایت خالق و سعادت در روز جزا را آرزو داریم واجب است تا همة تلاش و توان خود را برای زنده نگهداشتن کربلا و تمامیمشاهد مشرّفه در دو بُعد مادی و معنوی بکار بریم و از این چراغ پرفروغ، بیشترین استفاده را بنماییم، چراغی که راه و صحنة کارزار را بر همة طالبان سعادت در این دیار و بهشت برین در آن جهان نمایان و نشان دهد که «حسین (عليه السلام) مشعل هدایت و کشتی نجات است» و عاشورا بهترین زمان برای رسیدن به این هدف والا میباشد.
6/ شوال المکرم/1414 هجری
قم مقدس
محمد شیرازی
لازم است از مجالس یادآور قیام عاشورا جهت تثبیت و استوار شدن پایههای ایمان و فضیلت تقوا و ارزشهای اخلاقی در میان مسلمانان استفاده شود، چراکه آراسته شدن به صفات والای انسانی مسلمانان را در برابر بیماریهای گوناگون روانی که اکنون در جهان مادّیگر منتشر گردیده مصون میدارد، چنانکه باید در جهت گسترش و تقویت هرچه بیشتر این صفات و ارزشها در افراد تلاش گردد که صفات و خصلتها دارای مراتب و درجات میباشند.
ضروری است برای ارشاد و تبلیغ و نشر احکام الهی از تعالیم حیاتبخش پیامبر عظیمالشأن اسلام (صلی اللّه عليه وآله وسلم) که امتها را به تطبیق شورا و به اجرا درآوردن آزادیهای اسلامی و تحقّق امت واحده و اخوّت اسلامی، برقراری صلح و آرامش و عمل به وظیفة عقلی و دینی امر به معروف و نهی از منکر دعوت نموده و در پرتو آنها سعادت در دنیا و آخرت را وعده فرمود، به بهترین وجه بهرهبرداری شود.
برای تحقّق این مفاهیم و جامة عمل پوشاندن به این اصول حیاتی در جامعة اسلامی بود که پیامبر اکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلم) و امام امیرالمؤمنین و امام حسن (عليهما السلام) تا به آن حد تلاش و مجاهدت نمودند و امام حسین (عليه السلام) هم با قیام مقدّس خود در همان مسیر قدم برداشته و در سخنان خود به هدف و انگیزه از قیام خود تأکید فرمود: «أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَلَا
ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي وَ شِيعَة أبِی عَلي بنِ أبي طالِبٍ (عليه السلام) »(1).
و فرمود: «نَحْنُ وَ بَنُو أُمَيَّةَ اخْتَصَمْنَا فِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْنَا: صَدَقَ اللَّهُ وَ قَالُوا: كَذَبَ اللَّهُ، فَنَحْنُ وَ إِيَّاهُمُ الْخَصْمَانِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»(2).
و خطاب به پروردگار متعال عرضه داشت: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ مَا كَانَ مِنَّا تَنَافُساً فِي سُلْطَانٍ وَ لَا الْتِمَاساً مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَكِنْ لِنُرِيَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ وَ يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ يُعْمَلَ بِفَرَائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أَحْكَامِك...»(3)
که اگر در دو ماه محرم و صفر که در سوگ شهادت سیّد شهیدان حضرت ابا عبداللّه الحسین (عليه السلام) حداقل یک میلیون مجلس در سرتاسر کشورهای اسلامی و غیراسلامی برپا شود هیئتهای برگزارکننده و مسئولین آن برای هر مجلس یک کتاب فرهنگی، اخلاقی یا اعتقادی و ... در جهت آگاه کردن مردم نسبت به دین چاپ و به صورت رایگان توزیع کنند و اگر هر مؤسسهای تلاش و کوشش کند تا سطح فعالیتهای دینی
1) . «به هوای راحتی و نشاط و یا فتنه و فساد و یا ظلم بر بندگان خروج ننمودم بلکه خروج کردم تا امت جدم رسول گرامی اسلام و شیعیان پدرم امیرالمؤمنین را اصلاح و از ظلمها رهایشان سازم»، ناسخ التواریخ.
2) . «ما و فرزندان امیه دربارة خدا با یکدیگر خصومت کردیم، ما همة گفتهها و وعدههای الهی را تصدیق نموده و بر حق دانستیم و آنها همه را تکذیب کردند و این خصومت تا قیامت پایانناپذیر است» کتاب الامام الحسین: نوشتة سید علی جلال المصری.
3) . «پروردگارا! تو خود از نیّت و مقصود ما آگاهی که آنچه از ما صادر شد برای رسیدن به حکومت و سلطنت و یا طلب زرق و برق دنیا نبود بلکه برای این بود که قوانین و معالم دین تو را حاکم و عدل و صلاح و اصلاح را در بلاد تو ظاهر کنیم تا بندگان ستم کشیدهات در امن و امان به سر برند و به واجبات و سنتها و احکام تو عمل شود و...»، تحف العقول.
و مذهبی و خدمات اجتماعی خود را از طریق تأسیس یک حسینیه یا مسجد یا مؤسسهای دینی در دیگر مناطق دور یا نزدیک یا با برپا نمودن یک مجلس سوگواری دیگر گسترش دهد، این بدان معنی میگردد که این هیئتهای ادارهکننده خود در جهت رشد دانش و بینش و فکر مردم در امر دین و هدایت آنها و نیز در جهت کاستن از درد و رنج و مشکلات و گرفتاریهای فراوان آنها سهیم گردیدهاند. امیر المؤمنین (عليه السلام) میفرماید: (النَّاسُ صِنْفَان: إمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْق)(1).
اگر سوگواران و عزاداران حضرت سیّدالشهدا (عليه السلام) نسبت به اهداف مقدّس اسلام اهتمام ورزند بیتردید دو ماه پر فیض و با برکت محرم و صفر از بهترین و مناسبترین فرصتها جهت دعوت امتها به دین مبین اسلام و مذهب حقّة تشیّع و نشر مبادی حق و ارزشهای والای انسانی و گسترش آنهاست.
در حدیث شریف است: (مَا أَخَذَ اللَّه عَلَى الْجُهَّال أَنْ يَتَعَلَّمُوا إِلَّا وَ قَدْ أَخَذ عَلَی العُلَماءِ أَنْ يَعْلَمُوا).(2)
پیامبر گرامی اسلام (صلی اللّه عليه وآله وسلم) فرمودند: (إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ وَ إِلَّا فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِين).(3)
1) . «مردم دو دستهاند: یا برادران تو هستند در دین و یا همنوعان تو هستند در خلقت» بحارالأنوار: جلد 33، صفحة 600.
2) . «خداوند متعال پیش از آنکه از ناآگاهان پیمان فراگیری علم گیرد از علما و دانشمندان بر آموختن علم پیمان گرفته است»، بحارالأنوار: جلد 1.
3) . چون بدعتی در امتم ظاهر شد، بر عالم دین است که دانش خود را ظاهر کند و با آن به مقابله پردازد در غیر این صورت لعنت خدا و ملائکه و همة انسانها بر او باد»، بحارالأنوار: جلد 54، صفحة 234.
امیرالمؤمنین (عليه السلام) فرمودند: (وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَنْ لَا يُقارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُوم).(1)
1) . «پروردگار متعال از دانشمندان عهد و پیمان گرفت تا در برابر سودجویی ستمکاران و مظلومیت مظلومان ساکت ننشینند»، نهجالبلاغه: خطبة شقشقیّه.
هواهای نفسانی از یک سو و سیاستهای استعمارگران شرق و غرب از سوی دیگر موجب گردیده که جمع کثیری از مسلمانها نسبت به قوانین الهی بیتوجه و بیاعتنا شوند و به شدت به ظواهر فریبنده و لذتهای زودگذر دنیا روی آورند، از این رو میلیونها حاجت و نیاز و مشکلات فردی و اجتماعی همچنان لا ینحل باقی مانده است.
آمارهای ازدواج کاهش یافته، تجرد و تنهایی با همة خطراتش در جوامع اسلامی شایع شده، بسیاری از مردم فاقد مسکن و سرپناه برای زندگی هستند، داروهای مورد نیاز مفقود و یا با کمبود و گرانی مواجه است، کمبود قابل ملاحظهای در فضاهای آموزشی و مدارس و آموزشگاهها با توجه به مقدار مورد نیاز مشاهده میشود، زمینههای اشتغال کم و با شرایط سخت و قیدها و قوانین بیحدّ و حصر و پیچیدهای روبرو بوده که خود سبب و عامل افزایش بیکاری گردیده و سیر متناسب با رشد جمعیت نسبت به خدمات اجتماعی در زمینههای مختلف متوقف شده، از قبیل: راهسازی، افزایش و گسترش شبکههای آب و برق، آمادهسازی مخازن آب مورد نیاز در مناطق مختلف خصوصاً در روستاها و مزارع، افزایش فضای سبز و درختکاری در داخل شهرها و غیر آن مانند کارخانجات، مدارس، بیمارستانها و...
آنچه مسلم است اینکه مجالس عزاداری حسینی دارای تأثیری فزاینده
و شکوفا کنندة جنبههای عاطفی روحی و روانی و نوعی محرک عقلی و مؤثر در جهتدهی به سلوک و رفتار انسانی دارند و ایجاد شفقت و مودت میان آنها و به انجام رسانیدن خدمات فردی و اجتماعی به نحو مطلوب بهرهبرداری شود، هر سال میلیونها نیاز امت اسلامی به انجام میرسد و البته دستیابی به این هدف بسیار مهم نیازمند مساعدت و مشارکت سه گروه میباشد:
1- سخنرانان که با توجیه، هدایت و ارشاد مردم نسبت به اهمیت همیاری و همکاری در جهت خدمات اجتماعی و انجام کارهای نیک با بیان داستانهای آموزنده و مشوّق و استشهاد به آیات و روایات که مردم را به انجام این امور دعوت میکند میتوانند نقش سازنده و مهمی را در تحقق این حرکت مهم در جامعة اسلامی ایفا کنند.
در روایت است: (مَنْ قَضى لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ حَاجَةً قَضَى لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَة سَبعِینَ حاجَةً أيسَرُها دُخُولُ الجنّةِ)(1).
حضرت سیّدالشهدا (عليه السلام) فرمودند: (وَ اعْلَمُوا أَنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَحُوزُوا نِقَما)(2).
2- تشکیل هیأتهایی از افراد امین، مورد اعتماد و مخلص در هر مسجد و حسینیه و مدرسه و... که با برنامهریزی در پرتو مجالس به جمعآوری
1) . «هر کس یک حاجت برادر مؤمن خود را برآورده کند در قیامت هفتاد حاجت او که دخول در بهشت آسانترین آنهاست، برآورده میشود».
2) . «بدانید که توجه و سرازیر شدن نیازهای مردم به سوی شما، از نعمتها و تفضلهای الهی بر شماست، نعمتها را از کف ندهید که نکبت و نقمت جایگزینش شود» از خطبة حضرت سیّدالشهدا (عليه السلام) در بیان مکارم اخلاق کشف الغمّه: جلد 2، صفحة 242.
کمکهای مردمی در برآورده ساختن نیازهای افراد مستمند با رعایت ضروریتها و اولویتها اقدام نمایند.
3- مشارکت و همکاری افراد نیکوکار و تجّار توانمند جهت سرمایهگذاری و به انجام رساندن کارهای خیر. حضرت امام حسین (عليه السلام) با تأکید بر تسریع در کارهای خیر و انفاق در راه خدا میفرماید: (مَالُكَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكَ كُنْتَ لَهُ، فَلَا تَبْقَ عَلَيْهِ، فَإِنَّهُ لَا يَبْقَى عَلَيْكَ وَ كُلْهُ قَبْلَ أَنْ يَأْكُلَك).(1)
در این راستا خود دانشمندی را دیدم که با استفاده از مجالس حضرت سیّدالشهدا (عليه السلام) و تشویق مردم بر انجام کارهای خیر در مدت زمان نیم قرن بالغ بر سیصد و پنجاه مؤسسه فرهنگی - خدماتی دایر و تأسیس نموده بود.
دانشمند دیگری را دیدم که در مدت ده سال چهل مؤسسه را پایهگذاری نمود.
1) . «مال خود را مالک باش وگرنه مالک تو خواهد بود، امانش مده و بر جایش مگذار که تو را امان ندهد، آنرا - در کارهای خداپسندانه - خرج نموده و نابود کن پیش از آنکه تو را نابود نموده و در کام خود فرو برد».
فعالیت مؤسسات دینی از دو بُعد قابل بررسی است:
1- از نظر کمی و مرحلة حجم و تعداد.
2- از نظر کیفی و نحوة فعالیت.
اما از بُعد کمی و میزان گستردگی آن نقص و کمبود بسیار زیاد و قابل ملاحظهای در تعداد مؤسسات دینی اعمّ از مذهبی، فرهنگی و اجتماعی برای مسلمانان در جهان اسلام و برای سازمانها و گروههای اسلامی در کشورهای غیراسلامی مشاهده میشود.
این در حالی است که وظیفة ما مسلمانان تبعیت و الگوپذیری کامل از دستورات و سیرة پیامبر عظیمالشأن اسلام (صلی اللّه عليه وآله وسلم) است که در شهر مدینة منوره با همة کوچکی آن نزدیک به پنجاه مسجد بنا فرمودند.
البته این نقص و کمبود را میتوان با بهرهبرداری صحیح از مناسبت عاشورا رفع نمود، بدین صورت که خطبا و مسئولین هیأتها و مجالس سوگواری با تحریک و دلگرمی و تشویق مردم در جهت سهیم شدن و همیاری در این حرکت اساسی، اقدام به تأسیس و بنای مؤسسات دینی بنمایند.
اگر مسلمانان توانستند از طریق این مجالس پر فیض که در این ایام در سرتاسر کرة زمین برقرار است، هر سال یکصد هزار مؤسسه اعم از مسجد، حسینیه، مدرسه، کتابخانه، بیمارستان، درمانگاه، مراکز بهزیستی،
فرستندههای رادیویی و تلویزیونی، مراکز تربیتی و پرورشی، انتشار روزنامه و مجلات(1)تأسیس کنند پس از پانزده سال تنها به تعداد مؤسسات و مراکز مسیحیت در قارة آفریقا رسیدهایم چنانچه در بعضی آمارها تعداد مؤسسات آنها در این قاره را یک میلیون و پانصد هزار شمردهاند.(2)
در طی چند دهة اخیر واتیکان جهت مسیحی نمودن آن قاره، تبلیغات وسیع و گستردهای را انجام داده است، از جمله: 104 هزار کشیش و روحانی مسیحی و 93 هزار دستیار و معاون کشیش جهت تبلیغ از آیین مسیحیت به آن قاره اعزام داشتند، با توجه به اینکه در حال حاضر مسیحیت دنیا از وجود (000/250/4) مبلغ تمام وقت و فارغالبال در سرتاسر دنیا سود میبرد، مرکزی را جهت ترجمة انجیل به تمام لغات متداول در آفریقا که بالغ بر 422 لغت میباشد افتتاح نموده و تنها در سال 1993 میلادی، 128 میلیون نسخه انجیل در آن قاره توزیع نمودند، چنانکه مبلغ 22 میلیارد دلار برای تبلیغات و فعالیتهای خود در قارة آفریقا اشاره میکنیم:
1- تأسیس 16671 انجمن و مرکز تبلیغی تا سال 1990 میلادی.
2- نظارت کلیساها بر 500 دانشکده و دانشگاه.
3- تأسیس 489 مدرسة دینی برای تربیت کشیش و روحانی مسیحی.
4- تأسیس مجمع کلیساها بر 2594 مدرسة راهنمایی و 83900 مدرسة ابتدایی و 11130 مهد کودک و 115 مدرسه برای افراد بیبضاعت - با توجه به اینکه اکنون 6 میلیون مسلمان در مدارس تحت نظارت و پوشش تبلیغی مسیحیت در آفریقا مشغول به درس میباشند.
5- کلیساها در سرتاسر قاره دارای 600 بیمارستان و 5112 درمانگاه میباشند.
6- و نیز دارای 256 دارالایتام و 130 آسایشگاه بیماران و 85 آسایشگاه جهت زنهای بیسرپرست میباشد.
7- 75 مجله به تبلیغات مسیحیت و بیان مسائل دینی آنها اختصاص دارد.
8- صدها انتشارات و چاپخانه برای چاپ و توزیع مجانی کتاب در اختیار دارند.
9- تربیت نویسندگان، که تنها در سال 1987 میلادی 62800 کتاب و عنوان جدید در خصوص تبلیغات مسیحیت منتشر گردید.
1) . مؤلف عالی مقام «دام ظلّه» در کتابهای «الفقه: الدولة الاسلامية» و «الفقه: الاجتماع» و «الوصال الی حکومة واحدة اسلامية» و جزوة «رسالة المساجد و الحسينيات»، مسألة اهمیت مؤسسات دینی و اجتماعی و نقش حیاتی و زیربنایی آنها در حفظ جامعه را با دقت مورد بحث قرار دادهاند.
2) . قارة آفریقا متشکّل از 40 کشور و دارای 600 میلیون جمعیت است که 234 میلیون آنان مسلمان و باقی پیرو دیگر ادیان و مذاهب میباشند.
این امری محال و دست نیافتنی نیست در صورتی که آدمی برخوردار از ارادهای قوی، عزمی راسخ و همتی والا میباشد و چه بسا تنها یک انسان میتواند حرکتی وسیع و گسترده به راه انداخته و رهبری کند چنانکه در آیة شریفه دربارة حضرت ابراهیم خلیل الرحمن (عليه السلام) آمده است:{إِنَّ إِبْرَٰهِيمَ كَانَ أُمَّةً}(1)و در روایت است: (الْمُؤْمِنُ وَحْدَهُ جَمَاعَة)(2)و در شعر منسوب به امام امیر المؤمنین (عليه السلام) آمده است:
أتَزعَمُ أَنَّکَ جِرمُ صَغِيرُ *** وَ فِيکَ انطَویَ العالَمُ الأَکبَرُ
«آیا گمان داری که تو موجود کوچک و ناچیزی هستی و حال آنکه عالمی بزرگ در تو متحیّر است».
تاریخ بر این حقیقت گواه است که گاه معدود افرادی مسیر حرکت و حیات امتی را تغییر دادهاند.
اما از نظر بُعد کیفی بسیار اتفاق افتاده که مؤسسة خیریهای مانند مسجد، حسینیه، مدرسه، کتابخانه و انتشارات تأسیس میشود اما از نظر وجود مدیریت لایق و کارآمد(3)یا در مشورت پیرامون نحوة اداره(4)و یا
1) . «بدرستی که ابراهیم یک امت بود»، سورة نحل: آیة 120.
2) . «مؤمن به تنهایی به منزلة یک گروه و جماعت است».
3) . مانند دکتر، مهندس، دانشمند و مدرس و مدیر و کارمند که مؤلف عظیمالشأن در کتاب «استمراریة المؤسسات الإسلامية» به تفصیل به مؤسسات و مراکز دینی و خدماتی و راهها و روشهای ادامة حیات و فعالیت آنها اشاره فرمودهاند.
4) . چنانکه بر هیأتهای اداره کننده این مراکز است که افرادی مؤمن و لایق را با نحوة ادارة صحيح آشنا و آموزش دهند تا در آینده آن مؤسسات از نظر مدیریت دچار وقفه نشوند.
در کارهای اجرایی خود با مشکل مواجه هستند، یا به مشکلات مالی از قبیل کمبود بودجه و نبود کمکهای مالی اهل خیر جهت اتمام بنا و تهیة مایحتاج یا ترمیم خرابیهای مراکز قدیمی و در شرف تخریب برخورد میکنند.
تأمین و تکمیل همة این کمبودها از راه تحریک منطقی عقل و احساسات عاطفی بر حبّ و دوستی هر نیک و خیر ممکن میباشد زیرا آن کس که حس عاطفیاش بیدار و شکوفا شود قلبش او را به سوی خیرات و کارهای پسندیده راهنمایی میکند.
این امر نسبت به مؤسسات انتفاعی و تجاری و مانند آنکه به اسلام و انسانها خدمت میکنند نیز اینگونه است و شاید اگر اجتماع به این بُعد از نیاز خود در این مقطع زمانی توجه کند اثرات و ثمرات وافری را در دو بُعد کمی و کیفی به دست آورد. - ان شاء اللّه تعالی -
ممکن است از واقعة کربلا در جهت حل مشکلات سیاسی که امروز گریبانگیر امت اسلامی شده استفاده نمود که از آن جمله:
1- مشکل استبداد و دیکتاتوری سردمداران و سلاطین حاکم بر کشورهای جهان سوم و نیز رسواییهای طاغوتیان و حاکمان جور که بندگان خدا را به بردگی، اموال و سرمایهها را چپاول و دین خدا را به بازی گرفتهاند زیرا مصالح شخصی جملهای از حاکمان و برخی سرمایهداران مترف و عالمان سوء تنها به وجود اختلافات و تمایزات شدید اجتماعی و حاکم بودن روح بردگی در میان مردم بستگی دارد و حضرت سیّدالشهدا (عليه السلام) برای ریشهکن ساختن و محو همین معضلات اجتماعی به جهاد پرداختند، چنانکه حضرت فرمود: (إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي و شِيعَةِ أبِي عَلِي بنِ أبي طالِب، أُرِيدُ أَن آمُرَ بِالمَعرُوفِ وَ أَنهی عَنِ المُنکَرِ...).(1)
(عَلَى الْإِسْلَام السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ (صلی اللّه عليه وآله وسلم) يَقُولُ: الْخِلَافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى آلِ أَبِي سُفْيَان).(2)
1) . «تنها برای طلب اصلاح و صلاح در امت جدم و شیعیان پدرم امیرالمؤمنین (عليهم السلام) خروج نمودم، میخواهم به معروف امر و از منکر نهی کنم» ناسخ التواریخ.
2) . «زمانی که امت به فرمانروایی چون یزید گرفتار آید باید دست از اسلام شست، از جدّم رسولخدا (صلی اللّه عليه وآله وسلم) شنیدم که فرمود: خلافت و رهبری امت بر خاندان ابیسفیان حرام میباشد» این جمله از حضرت سیدالشهدا (عليه السلام) خطاب به مردان هنگام طلب از حضرت برای بیعت با یزید فرمود، «نفس المهموم مرحوم محدّث قمی: صفحة 70».
و فرمود: (إِنَّا أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنُ الرِّسَالَة... وَ يَزِيدُ رَجُلٌ فَاسِقٌ، شَارِبُ الْخَمْرِ، قَاتِلُ النَّفْسِ الْمُحَرَّمَةِ، مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَه).(1)
و فرمود: (أَلَا وَ إِنَّ الدَّعِيَّ ابْنَ الدَّعِيِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَيْنِ، بَيْنَ السَّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلِّة، يَأْبَى اللَّهُ لَنا ذَلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَتْ و طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِيَّةٌ وَ نُفُوسٌ أَبِيَّةٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِر طَاعَةَ اللِّئَامِ عَلَى مَصَارِعِ الْكِرَام).(2)
شاید انگیزه و علّت همة ستیزهجوییها و جنگ و مقابلة طاغوتها در طول تاریخ با فکر، راه، شهر، حرم، زیارت، شعائر، مصیبت و گریه، عزاداری و یاد حضرت ابا عبداللّه الحسین (عليه السلام) همین باشد.
2-طبیعت نژادپرستی نژادپرستی که اکنون بر اغلب کشورهای جهان حتی در بین آنهایی که خود را امتی پیشرفته میدانند حاکم است.
آری در دنیای امروز برتری نژادی، تمایزات در لغت، جغرافیا، ملیت و قبیله از اصول و اجزای لاینفک سیاست به حساب میآید.(3)
1) . «ما خاندان نبوت و معدن رسالتیم... و یزید فردی فاسق، شرابخوار، قاتل انسانهای بیگناه و آشکارکنندة فسق و فجور است و چون من با مثل او بیعت نمیکند» و زمانی که ولید والی مدینه از آن حضرت خواست تا با یزید بیعت کند، این سخن را فرمود. «مقتل خوارزمی».
2) . «همانا زنازادة فرزند زنازاده ما را میان دو راه مخیّر کرده: به شمشیر کشته شویم یا که ذلت را برگزینیم و هیهات که ما در راه ذلت قدم نهیم که خدا و رسول او و مؤمنان و دامنهای پاک و مطهّر و سرهای غیور و پر شور و جانهای سرافراز و با عزت هرگز زبونی ما را که طاعت فرومایگان پست را بر نبردی مردانه ترجیح دهیم، نمیپسندند» از خطبة حضرت امام حسین (عليه السلام) در روز دهم محرم. «نفس المهموم: صفحة 245».
3) . به کتاب «القومیات فی خمسین سنة» به تألیف مؤلف بزرگوار مراجعه شود.
3- فرو نشاندن آتش فتنهها و جنگها آشوبهای موجود در کشورهای اسلامی که در طول پنجاه سال اخیر استعمارگران آنها را شعلهور ساخته و اکنون کانون و مرکز نزدیک به هشتاد درصد از جنگها، کشمکشها و برخوردهای نظامی جهان در کشورهای اسلامی میباشد.
4- تأسیس مراکز خدماتی مراکز خدماتی در جهت نجات انسانها از گرسنگی، فقر، بیماری و امثال آن که حلّ این مشکلها - تا حد زیادی - با توجه بیشتر خطبا به مسئولیت خطیر دینی و مذهبی خود و همت مؤسسین و هیأتهای اداره کننده مساجد و حسینیهها به توزیع کتابهای فرهنگی و توجیهی (که به آگاه کردن امت نسبت به مشکلات و راهحلهای آن بپردازد) و از طریق حرکت سازندة رسانههای ارتباط جمعی و ایفای نقش خود ممکن میباشد تا در مسیر تطبیق سخن ذات الهی {يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ دَرَجَٰتٖ}(1)و در جهت تطبیق آیة شریفة: {إِنَّا خَلَقْنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَٰكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُواْ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَىٰكُمْ}.(2)گام بردارند.
ضروری است که دایرة استفاده و بهرهبرداری از ماه محرم و صفر و معنویات انبوه و فراوان آن را در راه خدمت به انسانیت و تحقق صلح و آرامش در دنیا گسترش دهیم البته به سیر کُند و استفادة محدود و اندک
1) . (خدای متعال مقام و منزلت اهل ایمان و آنان که از دانش بهرهای بردهاند «در دو جهان» رفعت میبخشد)، سورة مجادله: آیة 11.
2) . (ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و آنگاه شما را گروهها و قبایل مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید و بدانید که برترین شما نزد خدا با تقواترین شماست)، سورة حجرات: آیة 13.
از این رویداد مهم تاریخی که نقطة عطفی در تاریخ بشریت است بسنده نکنیم، چنانکه بعضی از دستاندکاران مجالس اعمّ از خطیب و یا مسئولین هیأتها به بهرهبرداری کم اکتفا نمودهاند.
مناسب است از مجالس عاشورا در جهت تأکید بر ضرورت بازگشت به اسلام و احکام و شعائر آن استفاده شود چنانچه اشاره شد لنین گفته بود: «کربلا را نابود کنید» و در حدود یک قرن پیش گلادستون رئیس بریتانیایی در مجلس عوام انگلستان گفته بود: «اگر میخواهید در کشورهای اسلامی پایدار و گامهایتان استوار باشد بر شما باد که قرآن را از زندگانی مسلمانان خارج و از سفر حج آنها ممانعت کنید» و امروزه خود شاهدیم که چگونه غربیها و دشمنان دین به هر دو خواستة خود جامة عمل پوشانیدهاند.
حج را به کاروانهایی کوچک و بیگانه از هم در زمانی معین و روزهایی اندک محدود نموده و با مراقبت شدید از سوی جاسوسها و مأموران امنیتی محصور ساختهاند که دیگر نه آشنایی و شناختی میان مسلمانان است نه تبادل نظراتی، نه کنفرانسی و نه اندیشهای برای حل مشکلات مسلمانان و نه... هیچ در کار نیست.
و حج از عنوان {قِيَٰمًا لِّلنَّاسِ}(1)و اینکه در پرتو اتحاد و تسلیم امر دین بودن مسلمانان {لِّيَشْهَدُواْ مَنَٰفِعَ لَهُمْ...}(2)تا حدّ زیادی تهی گردیده است.
در کنار اینها حرمهای مطهر خاندان رسالت (عليهم السلام) و یاران آنان و دیگر آثار به جای مانده از صدر اسلام را ویران و از میان برداشتند و حج را - و هر موسم دیگر - به پایگاهی برای اختلاف و نزاع و خصومت میان مسلمانان تبدیل کردند(1)
و مسلمانان را از احکام و دستورات حیاتبخش قرآن که سعادت جاودانه به دنبال دارد، دور ساختند.
اخوّت اسلامی را به بند کشیدند تا جایی که امروزه اهل هر منطقه در منطقة دیگر خارجی و بیگانه است، امّت واحدة اسلامی را تکه تکه کردند تا آنجا که مسلمانان به صورت امتهای متعدده و محدود به حدود جغرافیایی درآمدهاند که هرگز خالق متعال چنین حکم و قانونی بر آنها نازل نفرموده است.
آزادیهای اسلامی را خفه کردند و دیگر مجالی برای اظهارنظر برای سخن گفتن و برای ارائة فکر و برنامه باقی نگذاشتهاند.
قوانین باطل و دروغی را وضع و به مورد اجرا گذاردهاند که بمانند زنجیر انسانها را اسیر و از انجام هر حرکت و کوششی در جهت عمران و آبادانی، در تجارت، زراعت، صنعت، سفر و اقامت و در سایر شئون و نیازهای زندگی باز داشته است.
مشورت در انجام کارها و شئون حکومت را منتفی کردند که اکنون حاکمان و سردمداران به افرادی مستبد تبدیل شدهاند دیگر نه انتخابات
1) . مؤلف عالی مرتبه در کتاب «الحج بین الامس و الیوم و الغد» مشکلاتی را که در برابر مسلمانان در مراسم حج ایجاد گردیده و این نکته که حج در سابق چگونه بوده و حال به چه شکل درآمده و نیز راهحلهای پیشنهادی جهت بهبودی ساختار کنونی حج و راههای بهرهبرداری صحیح و دقیق از این تجمع عظیم دینی را تبیین و تشریح نمودهاند.
آزادی در کار است و نه مؤسسات زیربنایی برای حفظ و صیانت حکومت از بیراهه رفتن و استبداد در حکم.
هر گونه سازماندهی، انسجام و تشکّل در هر بُعدی از ابعاد را منع کردند و آن را به عنوان یک معضل و مشکل سیاسی و اجتماعی در کشورهای اسلامی به مردم القا کردند که دیگر اثری از احزاب آزاد - که تضمینکنندة حقوق انسانها میباشد - برجای نیست و تنها یک حزب و یک شخص حاکم است و حق همان است که او اراده کند.(1)
حرامهای خدا را حلال و مباح دانستند مانند: شراب، گوشت خوک، فحشا، موسیقی، ربا و سایر محرّمات الهی.
قوانین و احکام پروردگار متعال در کتاب آسمانیش قرآن کریم را به فراموشی سپردند مانند: {إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ}(2)و {إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَٰحِدَةً}(3)و {يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَٰلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ}(4)و {أَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ}(5)و {مِن كُلِّ شَيْءٖ مَّوْزُونٖ}(6)و در حدیث شریف است:
1) . مرجع عالیقدر و مؤلف والا مقام در کتابهای ارزشمند: «الفقه: الحرية» و «الفقه: السياسة» و «الحرية الاسلامية» و «الشوری في الاسلام» و «ممارسة التغيير» و «السبيل الی انهاض المسلمين» و «لماذا تأخّر المسلمون» و «انقاذ المسلمين» و «من أوليات الدولة الإسلامية» احکام حیاتبخش برای جامعة اسلامی و امت مسلمان را به تفصیل مورد بررسی و تدقیق قرار داده است.
2) . (در حقیقت مؤمنان برادر یکدیگرند)، سورة حجرات: آیة 10.
3) . (این امت شما امتی واحد است)، سورة انبیاء: آیة 92.
4) . (قوانین پر درد و رنجی که به جهل همانند زنجیر بر خود آویخته بودند را برمیدارد)، سورة اعراف: آیة 157.
5) . (کارهای خود را به مشورت همدیگر انجام میدهند)، سورة شوری: آیة 38.
6) . (هر چیز را مناسب و موافق با حکمت قرار دادیم)، سورة حجر: آیة 19.
(نَظمِ أَمرِکُم)(1)و در آیة مبارکه است: {إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَٰمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَٰنِ فَاجْتَنِبُوهُ}(2)و {إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسُْٔولًا}(3)و{أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَوٰاْ}.(4)
اکنون بر ما لازم است تا مجالس عاشورا را وسیلهای برای پایداری و پافشاری در بازگشت احکام اسلام و آیات قرآن و راهنماییهای هدایتگر خاندان عترت طاهره (عليهم السلام) به جامعة اسلامی قرار داده و بهرهای وافی و کافی از آن ببریم.
1) . «بر شما باد به نظم و انسجام در کارهایتان»، بحارالأنوار: جلد 42، صفحة 256.
2) . (شراب و قمار و بتها و تیرهای قمار همه پلید بوده و از کارهای شیطان است، پس از آنها دوری جویید)، سورة مائده: آیة 90.
3) . (به درستی که گوش و چشم و دل همه در پیشگاه پروردگار متعال مسئولند)، سورة اسراء: آیة 36.
4) . (بیع و تجارت را خداوند حلال و ربا را حرام فرموده است)، سورة بقره: آیة 275.
ممکن است از مجالس بزرگداشت واقعة خونین کربلا در جهت بهبودی شئون اقتصادی بیشترین استفاده را نمود زیرا همانطور که در روایت است: (مَن لا مَعاشَ لَهُ مَعادَ لَهُ).(1)اقتصاد موفق تنها در سایة کسب و بهرهوری صحیح در امر زراعت، تجارت، صنعت و بهرهبرداری مناسب از منابع طبیعی تحقّق و شکل میگیرد.
پس ضروری است که مردم را به کسب و تجارت تشویق و ترغیب نمود و با استفاده از روشهای تأثیرگذاری مطلوب، آنها را بر تلاش و نشاط بیشتر و همّت بالاتر و نیز گسترش فعالیتهای شغلی در شئون مختلف واداشت و این خود سبب کاهش آمار بیکاران و رخت بر بستن روح تنبلی و رفاهطلبی زیانبار از میان مسلمانان و غیر مسلمانان خواهد بود.
هر گونه بیتوجهی نسبت به این وظیفه و دیگر وظایف گذشته موجب افزایش بیکاری و فقر گردیده و خود منشأ بسیاری از انحرافات و خطرات میباشد: (کادَ الفَقْرُ أَنْ يَکُونَ کُفراً).(2)
در روایات است که چون پیامبراکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلم) انسانی را مشاهده میکردند که بیکار بوده و در پی شغل و کسبی نیست میفرمودند: «سقط من عینی» - از چشم من افتاد -
اما الگوپذیری ثروتمندان از فرهنگ اقتصادی غرب در واریز نمودن اموال به حسابهای بانکی و اکتفا در امرار معاش به بهرههای حاصله - چنانکه دیده میشود بعضی افراد در کشورهای اسلامی به این شیوه روی آوردهاند - خود عاملی مهم در افزایش بیکاری و مسبب رویگردانی از تکیه بر نیرو و خلاقیت خود در امر تولید و گرایش به مصرفگرایی بوده و سختی و رنج این روش از کسب درآمد بر دوش کارگران میباشد. در حالی که این قبیل افراد به انسانهای عاطل و باطل تبدیل شدهاند، جمعی برای بدست آوردن لقمه نانی برای خود و برای همین انسانها به سختی تلاش میکنند.
به عقیدة کارشناسان مسائل اقتصادی، همواره ربا منشأ فتنهها و شرارة جنگها بوده است.(1)
در این میان وظایف و مسئولیتهای عدیده و مهمی بر دوش مجالس حسینی است که باید به انجام آن همت گمارند:
اول: در جهت اصلاح انحرافات در جامعه و هدایت مردم به زندگی سالم توأم با آرامش، کوشش کنند.
دوم: برای بازگشت و اجرای قانون سَبق و حیازت تلاشی مستمر
1) . مسئلة ربا و اسباب آن و بیماریهای ناشی از آن و نیز راههای علاج آن را مؤلف محترم در کتابهای: «الفقه: الاقتصاد» و «الاقتصاد الاسلامی المقارن» و «لماذا تأخّر المسلمون؟» «البنک الاسلامی» به بحث گذارده است.
مبذول دارند، در حدیث شریف آمده است: (مَن سَبَقَ اِلی ما لَم يَسْبِق اِلَيْهِ مُسْلِمٌ فَهُوَ لَهُ).(1)
پیامبر اکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلم) فرمودند: (عَادِي الْأَرْضِ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ ثُم أَنَّها لَكُم مِنّي أَیُها المُسلِمُونَ).(2)
و (مَن أحيی أَرضاً مَواتاً فَهِیَ لَهُ)، «هر کس زمین مردهای را آباد کند مالک آن میشود».(3)
سوم: نسبت به تحقق و تطبیق قاعدة سلطنت بر مال و جان در جامعة اسلامی سعی وافر نمایند، زیرا (النّاسُ مُسَلَّطُونَ عَلی أموالِهِم و أَنفُسِهِم) «مردم بر جان و مال خود نسبت به هرگونه تصرف صحیح و عقلی سلطه و اختیار دارند»(4)و دیگر روایات و قوانین فقهی(5)
تا بیش از نیم قرن در تمامی شهرهای کشور پهناور اسلامی حاکم بود اما زمامداران مستبد و دیکتاتور پس از سیطره و تسلّط بر کشورهای اسلامی، به امر اربابان خود شروع به جعل و وضع قوانینی کردند که نیروها، لیاقتها و خلاقیتها را
1) . «هر کس بر چیزی که مسلمانی بر آن سبقت نگرفته، سبقت بجوید مالک آن خواهد بود»، وسائل الشیعه: جلد 17، صفحة 328 با کمی اختلاف.
2) . «زمینهایی که از روزگاران قدیم متروک بوده از آن خدا و رسول است، اکنون آنها را به شما مسلمانها واگذاردم» و (من حاز ملک) «هر کس حیازت کند مالک میشود» از کتاب جواهر چنین بدست میآید که این جمله روایت میباشد.
3) . تهذیب الأحکام: جلد 7، صفحة 152، حدیث 22.
4) . بحارالأنوار: جلد 2، صفحة 272،حدیث 7. (و قید أنفسهم: مستفاذ از آیة شریفه: {النَّبِيُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ} سورة احزاب: آیة 6 میباشد).
5) . جهت اطلاع بیشتر به کتابهای «القواعد الفقهیه» و «الفقه: احیاء الموات» از نویسندة محترم مراجعه شود.
محدود کرد و آزادیهای اسلامی را در بند کشید، قوانین نادرستی که با فطرت سلیم ناهمگون و با شریعت محمدی (صلی اللّه عليه وآله وسلم) ناسازگار بود مسلمانان را در چنان بحرانی گرفتار ساختند که هرگز در تاریخ اسلام سابقه نداشته است.
اکنون باید از محرم در جهت بازگشت قوانین اسلام و عزت و سیادت مسلمین، بالاترین بهرهها را ببریم.
از دیگر زمینههای موجود برای استفاده تام و تمام از مناسبت عاشورا بسط و گسترش دامنة تبلیغات دینی به مناطق غیراسلامی است تا دیگران را نسبت به حقیقت و حقانیت مکتب اسلام و مذهب تشیع آگاه و هدایت و از ظلمت ادیان و مذاهب باطلشان نجات داد، اسلام به معنی و مفهوم قرآنی آن، که پیامبراکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلم) در آن روز آن را تطبیق و به اجرا گذاردند و امیرالمؤمنین (عليه السلام) هم در طول حکومت خود بر همان سیره و روش حرکت کردند، تمام هدف و مقصودش نجات بشریت از چنگال بندگی و بردگی، ظلم و جهل، استثمار و فقر، بیماری و حرص بر دنیا و هرج و مرج میباشد. چنانچه در آیة شریفه آمده: {إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ}.(1)
امروزه میبینیم چگونه بشریت به دلیل دوری از احکام آسمانی و تعالیم انبیای الهی در مشکلات هولناک و سختی که به دست خود ایجاد نموده دست و پا میزنند.(2)در آیة شریفه آمده است: {وَمَنْ أَعْرَضَ عَن
1) . (چون شما را دعوت کند به آنچه که در آن حیات جاودانه یابید)، سورة انفال: آیة 24.
2) . حتی در کشورهای غربی که داعیة آزادی، دموکراسی، رفاه اقتصادی و پیشرفتهای علمی را دارند قتل، آدمربایی، بیکاری، تجرّد، بیماری و فقر به نحو گسترده و نگرانکنندهای افزایش یافته که بنا به گزارش برخی آمارها، هماکنون (37) میلیون آمریکایی در فقر به سر میبرند: «روزنامة الدستور چاپ اردن شمارة (9411). مؤلف عالیقدر در کتاب خود «الغرب يتغيّر» به تفصیل بیماریهای جامعة غربی و نابسامانیهایی که غرب شدیداً به آنها مبتلا است را یادآور شده و به افول تمدن و سیادت زود هنگام غرب در صورت عدم تغییر بنیادی در اصول و سیاستهای غلطشان را امری حتمی دانسته است.
ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا}.(1)
اینک با گذشت نزدیک به پانزده قرن از بعثت نورانی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد بن عبداللّه (صلی اللّه عليه وآله وسلم) هنوز شاهد بتپرستی به شکلی گسترده و وسیع در کشورهای جهان از جمله: هند، چین، ژاپن، کرة شمالی، کرة جنوبی و بعضی از کشورهای آفریقایی هستیم و هنوز گونهای از بتپرستی و خرافهپرستی نقابدار بر زمین خدای متعال حکومت میکند. همانند کسانیکه مسیح و یا عزیر را فرزند خدا میدانند یا آنها که عقیده به وجود دو خدا در جهان آفرینش هستند و حال آنکه منطق و حکم عقل و عقلا بر وحدانیت خدای متعال و صفات ثبوتی و سلبی ذات اقدس ربوبیاش دلالت دارد - که در علم کلام به آنها اشاره شده است -(2)
و صفات سلبی آن صفاتی است که ذات اقدس الهی از اتصاف به آنها منزّه است: «مرکب نباشد»، «جسم و عرض و جواهر نباشد»، «در معرض حوادث نیست»، «محتاج نیست»، «شریکی ندارد»، «با چشم سر مشاهده نشود»، «معانی و احوال از او منتفی است». برای آگاهی بیشتر به کتاب «النافع یوم الحشر فی شرح التجرید» و «شرح منظومة سبزواری» تألیف مؤلف معظم رجوع شود.
به تحقیق که طبیعت بشر و فطرت سلیم انسانی را بر قبول و تبعیت
از راه و روش حق سرشتهاند، {فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}.(1)
در همة تاریخ، انسانهای معاند و عنود و غیر تسلیم در برابر حق، کم و نادر بودهاند که از این رو بر ما واجب است تا با به کارگیری تمام وسایل و امکانات خود از راه مجالس حسینی به نشر احکام و تعالیم آسمانی مبادرت کنیم.
تاریخ بر ما بازگو میکند که چگونه در نتیجة تبلیغ و ارشاد، نزدیک به هزار سال اسلام بر کشور هند حکومت میکرد اما به دلیل جهل و نادانی حکّام و بیتوجهی بزرگان قوم و پرداختن به اختلافات درونی و جنگهای داخلی و مسائل شخصی و به دلیل سستی و جهالت آنان که مسئولیت سنگین تبلیغ را بر عهده داشتند، نشر و گسترش اسلام در هند رو به ضعف گذارد تا آنجا که در حال حاضر نسبت مسلمانان در آن کشور - به غیر از پاکستان - از 20% تجاوز نمیکند. و باز تاریخ بیانگر این واقعیت است که به سبب تبلیغ، دین مبین اسلام تا حدی به قلب کشورهای اروپا، آمریکا و استرالیا و دیگر کشورهای جهان نفوذ نمود، که در این راستا داستانها و شواهد بیشماری بر نقش علما و تجار در نشر اسلام و هدایت بشر در سرتاسر دنیا به چشم میخورد. و امروز تکرار همان حرکت تبلیغی به صورت مستمر و یا لااقل به شکل موقت در موسم عاشورا، امری ممکن و دست یافتنی است، که به یقین با همیاری و همکاری تجار و ثروتمندان خیرخواه و نیکوکار در جهت نشر و گسترش افکار، عقاید، قوانین و تعالیم هدایتگر دین مبین اسلام به نحو
1) . (دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است)، سورة روم: آیة 30.
مباشر یا با اعزام مبلغ و چاپ کتابهای آگاهکننده و توزیع و نشر آنها یا با تأسیس فرستندههای رادیویی و تلوزیونی یا با انتشار روزنامهها و مجلات یا با تکثیر نوارهای کاست و ویدئو و غیر آن از راههای تبلیغی، بهترین نتیجه و بیشترین تأثیرگذاری را به دنبال خواهد داشت.
آنگاه است که با این حرکت در ابلاغ و تبلیغ رسالت حضرت سیّدالشهدا (عليه السلام) که همانا زنده نگهداشتن معالم حق و طلب اصلاح بود، مشارکت نموده و بشریت را از ظلمت و تباهی فکری و عملی که اکنون سخت در آن غوطهور و بدان گرفتار است، نجات دادهایم.
از مناسبتهای ویژه و مهمی که مردم به ذات لایزال الهی و رفع گرفتاری از بندگان فقیر و نیازمند خدای متعال توجه دارند دو ماه محرم و صفر است که باید از مجالس منعقده در طول این دو ماه در جهت جمعآوری کمکها و مساعدتهای عزاداران حسینی برای مصیبتزدگان، مستمندان و افراد بیبضاعت مسلمان و حتی غیر مسلمان بیشترین و بهترین استفاده را نمود. زیرا (لِكُلِّ كَبَدٍ حرّىٍ أَجْرٌ) «سیراب نمودن هر تشنه لبی دارای اجر و ثواب است» و (اِرحَمُوا مَن فِی الأَرضِ یَرحَمُکُم مَن فِی السَماءِ) «خلق خدا بر روی زمین را رحم کنید تا شاهد بر اعمال و کردار، رحمتان نماید».(1)و چنانچه پیامبر گرامی اسلام (صلی اللّه عليه وآله وسلم) در جنگ بدر آب در اختیار کفّار قرار دادند و امیرالمؤمنین (عليه السلام) لشکر معاویه در صفین و امام حسین (عليه السلام) کسانی که برای کشتن حضرتش در کربلا آمده بودند را سیراب نمودند. و در آیة شریفة پروردگار متعال میفرماید: {لَّا يَنْهَىٰكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَٰتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُواْ إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}(2)
باید از این مجالس برای جمعآوری حقوق شرعیه از خمس و زکات، جهت مصرف در موارد مقرّره از جمله تقویت حوزههای علمیه و مؤسسات دینی استفاده نمود.
ضروری است که خطبا و مبلغین عالیقدر با جدیت تمام مردم را بر وصیت به ثلث اموال خود جهت صرف امور خیریه و مؤسسات دینی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی، فنی و خدماتی و غیره تشویق و ترغیب نمایند. البته از نکات مهم در مصرف اموال جمعآوری شده جهت امور خیریه قانون «اهمّ و مهم» و «حسن و احسن» است که باید به دقت تمام ملاحظه شود، مثلاً در مورد اموال جمعآوری شده جهت فقرا و نیازمندان ممکن است این اموال را به صورت نقدی در اختیار آنها گذاشت و ممکن است با رعایت جانب احتیاط آنها را در تجارت و مضاربه قرار داده و استفاده و سود آن را به صورت درآمدی مستمر برای مستمندان صرف نمود یا املاک و خانههایی خریداری و اجاره داد و درآمد اجاره را به فقرا اختصاص داد و یا برای اسکان آنها منازلی اجاره شود یا خانههایی خریداری شده و به صورت دائم برای سکونت نیازمندان وقف شود تا مادامی که خانوادههایی فقیر و محتاج هستند در آن منازل سکونت کنند، که بیهیچ شک و تردید تمام اقسام روش دوم - در صورت امکان - به مراتب از روش اول بهتر میباشد.
در مثل آوردهاند: «اگر میخواهی فقط برای یک روز آدمی را سیر کنی، قیمت یک ماهی را به او بده اما اگر میخواهی برای یک عمر سیرش کنی، ماهیگیری را یادش بده».
ممکن است از مراسم سوگواری ایّام عاشورا در جهت ریشهکن نمودن کامل منکرات و محرّمات و یا کاهش و جلوگیری از شیوع و انتشار بیشتر آن به مقدار توان و قدرت استفاده نمود که دستیابی به این امر از دو راه ممکن و مقدور است:
اوّل: درخواست از حکومتها و بلکه فشار بر آنها(1)برای الغای قوانین مخالف شرع که موجب روی آوردن جمعی به محرّمات میگردد(2)- و چه بسیار از اینگونه قوانین که در کشورهای اسلامی دیده میشود -
دوم: همّت و تلاش فردی و همگانی در حدّ قدرت برای ریشهکن شدن منکرات، مثلاً با جمعآوری کمکهای لازم، زنانی که به دلیل فقر یا نیاز، به فحشا روی آوردهاند را شوهر داد(3)
در روایت است که: «امیرالمؤمنین حضرت علی (عليه السلام) زن بدکاره و فاسدی را شوهر دادند» و به این وسیله او و جامعة اسلامی را حفظ فرمودند.
یا با جمعآوری اموال، مراکز فروش مشروبات الکلی را به مراکز
فروش اجناس مجاز و مورد نیاز تبدیل نمایند و یا با پرداخت کمکهای مالی، صاحبان همان مراکز را به تغییر شغل تشویق نمایند و چه بسا برخی چنین تصور کنند که اینگونه حرکتها، جزئی و کوچک بوده و نتایج مطلوب و چشمگیری بدنبال ندارد، در جواب این توهم میگوییم:
1- «آن فرض و واجبی که درک و انجام تمامش ممکن و مقدور نیست ترک تمامش هم شایسته و روا نباشد» که این قاعده پیش از آنکه قاعدهای شرعی باشد، قاعدهای عقلی است و عقل سلیم بر آن حکم میکند. و نیز: «هیچگاه عدم قدرت بر اتیان کاری لازم به نحو کامل، موجب سقوط وظیفه و تکلیف نسبت به بخش قابل اتیان آن نمیشود».(1)
2- در روایت شریف نبوی (صلی اللّه عليه وآله وسلم) است: (لَئِنْ يَهْدِي اللَّهُ بِكَ رَجُلًا وَاحِداً خَيْرٌ لَك مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْس) «اگر پروردگار متعال انسانی را به دست تو هدایت کند برای تو بهتر و برتر است از آنچه که خورشید بر آن میتابد».
که این حدیث شریف بر عظمت فایده و ارزش و قداست حرکتهای ارشادی و هدایتگر دلالت دارد.
3- همین جزئیات که در بدو امر به چشم نمیآید یک خط و امتداد است و از میان رفتن ریشة فساد در یک مرکز یا یک فرد، یک خط و امتداد و بلکه امتدادی واجب و حیاتی برای تحقق معروف در جامعه میباشد. مثلاً بسته شدن یک مرکز فروش مشروبات الکلی و یا ممانعت از فساد یک زن در جامعه در واقع موجب صیانت و سلامت یک خانواده
1) . به کتاب «القواعد الفقهيّة» تألیف مؤلف عظیمالشأن رجوع شود.
و یک اجتماع از بعد افقی و عمودی آن در طول زمان میباشد.
4- با توجه به کثرت موارد همین جزئیات و وسعت دایرة انحرافات درمییابیم که برخورد صحیح و مؤثر با فرد فرد مفاسد و معاصی در این موسم و با استفاده از مراسم عزاداری در جای خود موفقیتی بزرگ و حرکتی مفید و مطلوب میباشد. چراکه تعطیل شدن هزارها قمارخانه، میکده و فروشگاههای اشاعهدهندة فرهنگ ضد دین و اخلاق و... به مقدار قابل ملاحظهای به طهارت و سلامت اجتماع میانجامد، گذشته از اینها نفس این حرکت موجب رضای الهی و پیامبر اکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلم) و بندگان صالح و مؤمن و خود عمل به وظیفة شرعی نهی از منکر میباشد.
لازم و ضروری است که همه توان و تلاشها در بازگرداندن نسل جوان به آغوش دین، فضیلت و تقوا و نجات آنها از دام مواد مخدر و حتی سیگار(1)و مانند آن از عادتهای مضر برای سلامتی و بر باد دهندة مال و جان و جوانی که از مصادیق لهو و لعب در حدّ حرام یا مکروه میباشند به کار گرفته شوند.
1) . زیرا بر اساس آمارها هر ساله 5/2 میلیون انسان در اثر استعمال تنباکو جان میسپارند، «روزنامة اتحاد» شمارة 5150).
میبایست تمامی مؤسسات و مراکز دینی، مجالس و هیأتهای سوگواری حضرت سید الشهدا (عليه السلام) توجه و عنایت بیشتری نسبت به جوانان، بانوان، افراد ناتوان و کودکان مبذول دارند:
توجّه به جوانان: آنها بزرگان و سازندگان فردای اجتماع هستند و هر گونه اهمال و غفلت از آنها باعث انحراف سریع آنها از مسیر حق و اعتقادات صحیح و سلیم و سپس گرایش به حرکتهای انحرافی و گرفتار آمدن در شبکههای ضد دین و فاسد و مفسد را به دنبال دارد. و آنگاه است که نیرو و توان خیراندیش و خیرپیشة جوانان مسلمان به ابراز دستی برای بدخواهان و قدرتی مخرب و سرکش تبدیل خواهد شد.
اما مقصود از اهتمام بیشتر به نسل جوان توجه دقیقتر و عمیقتر به امر تعلیم و تربیت آنها و فراهمسازی زمینههای اشتغال در کارهای شرافتمندانه و نیز رفع مشکلات موجود و زمینهسازی برای ازدواج آنها و... میباشد.
لزوم توجّه به بانوان: آنها انسانهایی عاطفی بوده و بیشتر در معرض خطرات احتمالی همچون کشیده شدن به انحرافات و اعمال منافی عفت از سوی تبهکاران هستند و از نظر مالاندوزان و پولپرستان کالا و
وسیلهای برای سود بیشتر میباشند.(1)
ضروری است نسبت به شوهر دادن آنها همت نموده و از بیشوهر ماندنشان که اضافه بر بیماریهای روانی و جسمی، موجب بیماری اجتماعی نیز میگردد جلوگیری شود. باید به بانوان و پدران و همسران آنها این نکته را گوشزد نمود که همواره برخوردها و معاشرتهای میان زن و شوهر باید به دور از خشونت و پرخاشگری و کاملاً انسانی و مطابق با قوانین اسلامی - که در برگیرندة حقوق شرعی آنها و ضامن یک زندگانی پر مهر و سالم است -(2)بوده باشد که در حدیث شریف است: (عَلِمَ اللّهُ ضَعفَهُنَّ فَرَحِمَهُنَّ) «به دلیل کم تحملی و توان اندک آنها در برابر ناملایمات و سختیهای زندگی، پروردگار متعال نسبت به آنان رعایت و سفارش افزونتر فرمود».
لزوم توجّه نسبت به افراد ناتوان و درمانده: آنها به عنایت و رعایت حال بیشتری نیازمند هستند، امیرالمؤمنین حضرت علی (عليه السلام) چون نصرانی پیری را مشاهده کردند که دست نیاز به سوی دیگران دراز کرده فرمودند: (استَعمَلتُمُوهُ حَتّی اِذا کَبُرَ وَ عَجَزَ تَرَکتُمُوهُ)، «از نیرو و توان او در جوانی بهره بردید حالا که پیر و ناتوان شده او را به حال خود رها کردهاید؟!» و بیتوجهی به افراد محتاج و نیازمند در یک جامعه، خود نشانة اجتماعی متأخر و دور از فرهنگ صحیح و اصیل میباشد. وانگهی
آیا همین جوان امروز در فردایی همان پیر ناتوان نخواهد شد، این بدان معنی است که این جوان، فردای خود را همانند او، غرق در گرفتاری و سرگردانی و فاقد هر گونه ارزش اجتماعی میبیند. او از امروز برای خود ارزش و احترامی قایل نخواهد بود و تبعاً دست به هر کار خلاف و ناشایستی خواهد زد، در آیة شریفه است: {إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا...}(1)
کودکان: امتی که در اندیشة سعادت و سلامت اجتماع خود میباشد باید که به نسل فردای خود در همة زمینهها از جمله در امر بهداشت و سلامت روح و روان آنها توجه کافی و کامل داشته باشد که فرزندان امروز عصای دست پدران و مادران در فردای دیگر خواهند بود، پس از گذشت سالها همان آموختهها را به کار میبندند، «و آن کس که نیکی نکند به او نیکی نشود» و «آنچه به دست راست خود دادی، همان را با دست چپ باز میستانی».
واقعیتهای موجود ایجاب میکند که خطبا و مسئولین ادارهکنندة هیأتها و مجالس هر چه بیشتر نسبت به ارتقای کیفی و بازدهی بهتر مجالس خود همت کنند تا مجالس حضرت اباعبداللّه الحسین (عليه السلام) همواره سرچشمة فکر و آگاهی باشد و در این راستا میبایست نسبت به حوادث و رویدادها تحلیلهای علمی و دقیق داشته، گذشتة تاریخ را به حال و آینده مرتبط ساخته و تطبیق نماید، زیرا اجتماع بدون توجه به این امور
1) . (اگر به دیگران نیکی و احسان کردید در حقیقت به خود نیکی کردهاید و اگر نسبت به دیگران بدی و ظلم و ستمی روا داشتید آن بدی و ظلم و ستم را به خود کردهاید)، سورة اسراء: آیة 7.
هرگز نمیتواند در برابر خطرات بیشمار و حرکتهای مرموزی که از هر سو آن را احاطه کردهاند مقاومت نموده و با آنها مقابله کند، باید سطح علمی و فکری سخنرانیها عمیق باشد تا بتوان جوانها را در برابر طوفانهای ویرانگر انحراف، در دین و مذهب استوار و پایدار نگه دارد چراکه سطحینگری و بیتفاوتی نسبت به رویدادها و تحرکات استعمارگران در کشورهای اسلامی غالباً جز گرفتار شدن در زندانها و سیاهچالها یا فرار از وطن و زادگاه و یا سر از قبرستان درآوردن عاقبتی ندارد. و حال آنها به تشبیه شاعر میماند: «همانند یک پر که بیهیچ استقرار در جهت وزش باد، سرگردان و حیران بوده، لحظهای از حرکت و اضطراب باز نمیایستد».
پس بر مسئولین و ادارهکنندگان مجالس و هیأتهاست که به نکات ذیل توجه لازم را مبذول دارند:
الف) درخواست و تقاضا از خطبا و سخنرانان برای آنکه محور سخنرانیهای خود را نیازهای معنوی و دینی مردم از مسائل عقیدتی، تاریخی و اجتماعی و روانی قرار دهند و این خود بهترین روش و وسیله برای جذب مردم به شاهراه ایمان و هدایت و وارد نمودن معالم دین و فضیلت در زندگی آنهاست.
ب) دعوت از برترین سخنرانانی که قدرت بر ادای این مسئولیت و وظیفة خطیر را دارا باشند که در حقیقت برای هدایت و اصلاح جامعه و حتی یک فرد نمیتوان ارزش و بهای مادی قایل شد، همانگونه که پیامبراکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلم) میفرمایند: (لَئِنْ يَهْدِي اللَّهُ بِكَ رَجُلًا وَاحِداً خَيْرٌ لَكَّ مِمَّا طَلَعَتْ
عَلَيْهِ الشَّمْس) «اگر پروردگار متعال به دست تو انسانی را هدایت نمود برای تو بهتر و برتر خواهد بود از آنچه خورشید بر آن میتابد».
ج) سخنرانیهایی که در آن مراکز صورت گرفته را تنظیم، تدوین و در میان مردم توزیع و منتشر نمایند.
اما موفقیت در سخنرانی متوقف بر وجود شرایطی است:
1- باید احساسات عاطفی شنوندگان را تحریک و در مسیر خیر و صلاح و اصلاح به حرکت درآورد تا منبری آگاهکننده و توجیهی موفق باشد، پس اگر فرد به مجلس قدم بگذارد و در پایان بیهیچ توجیه دینی و اخلاقی و بدون کسب آگاهیهای مذهبی از آنجا خارج شود، در واقع این نشانگر عدم موفقیت آن منبر و مجلس میباشد.
2- باید سطح معلومات سخنرانان محترم در ابعاد و زمینههای مختلف بالا رود، زیرا هر چه علم و دانش انسان بیشتر باشد، قدرت و توان او بر توجیه و هدایت مردم فزونتر و به واقعیات نزدیکتر خواهد بود و با بالا بودن سطح معلومات، استقامت در برابر ناملایمات بیشتر و از لغزشها و افراط و تفریطها دورتر میباشد و از این رو است که در آیات کریمه و روایات شریفه همواره بر تفکر و تدبر، سیر و سفر در زمین، عبرت گرفتن از تاریخ گذشتگان و مسائلی از این قبیل اشاره و تأکید شده است.
3- باید شخص سخنران ملکة ربط حوادث و رویدادها به یکدیگر را در شنوندگان خود بارور و تقویت کند و آنها را به فهم و درک آیات و روایات و استنباط صغری و کبری و ردّ فروع بر اصول - در حد
آگاهیهای خود - وا دارد، به گونهای که در مقابل شبهههای عقیدتی و فکری و تاریخی که گروههای منحرف و ملحد در میان مردم رواج میدهند هیچگونه خللی در آنها به وجود نیاورده، و بلکه موجب شود تا آنها به توجیه دیگران و هدایت گمراهان و گرفتارآمدگان در دام بدخواهان بپردازند.
4- ملاکهای کلی که بر اساس آن از مصداقی به مصداق دیگر دست یابند و نیز میزان در مسائل مختلفه را به گونهای بشناسد که در غیر مورد تعدّی، دستدرازی ننموده و در مورد تعدّی، جامد و متوقف نماند.
5- باید منبرها و سخنرانیها مملوّ از داستانهای واقعی عبرتانگیز و حکمتهای هدایتگر باشد چراکه بیان داستان توجه شنونده را جلب و حواس او را جمع نموده و چنان روح و روان و درک او را تحت تأثیر قرار میدهد که عکسالعمل آن به وضوح در رفتار و کردار او نمایان میشود و ناخودآگاه شخصیتهای داستان به منزلة یک الگو و معلم چه از بُعد مثبت یا بُعد منفی آن، برای او جلوه میکنند.
و میبینیم که قرآن حکیم سرشار از داستانهای عبرتانگیز و آموزنده و احساسبرانگیز است و بدینگونه روش سیر و حرکت صحیح در زندگی را با بیان داستانهای انبیا و انسانهای اصلاحطلب و عاقبت و پایان هر ظلم و شرّی را در ضمن داستانهای جبّاران و جنایتپیشگان به انسانها مینمایاند.
بیان داستانهای آموزنده غیرواقعی که در قالب نمایش و تصویر ذکر میشود و آنچه از زبان حیوانات و درختان و ستارگان و حتی جمادات
ساخته شده است نیز مفید میباشد. چنانکه پیامبر اسلام (صلی اللّه عليه وآله وسلم) عدم نهی از منکر در جامعه را به جماعتی تشبیه فرمودند که بر کشتی سوارند و یکی از آنان به سوراخ کردن و کندن کف کشتی مشغول است، اگر دیگران او را از این عمل باز داشتند هم او و هم سایرین هلاک خواهند شد. امیرالمؤمنین حضرت علی (عليه السلام) اختلاف و تشتّت میان افراد را به داستان سه گاوی تشبیه فرمودند که شیری یکایک آنها را درید پس از آنکه با یک نقشه میان آنان تفرقه انداخت.
جواب به این شبهه که داستانهای ساختگی مطابقت با واقع نداشته و از مصادیق کذب و دروغ است این میباشد که اصح معانی دروغ عدم مطابقت عرفی کلام با هدف و مقصود است(1)و مواردی اینگونه اهدافی کاملاً عقلایی و عرفی را پرسوجو و دنبال میکند، از این رو مثل معروف «فلان شخص خاکسترش بسیار و حمایل شمشیرش بلند است» و یا ما اشبه آن دروغ نیست در صورتی که شخص مورد ستایش نه خاکستر و نه حمایل شمشیری داشته باشد.(2)
نیز اشاره به زبان حال افراد و اشخاص صحیح است چرا که این عمل هم هدف خاصی را دنبال میکند، همانطور که نوشتهاند امیرالمؤمنین حضرت علی (عليه السلام) در کنار قبر مطهر حضرت صدیقه طاهره فاطمة زهرا (عليها السلام) این زبان حال را زمزمه میفرمودند:
قال الحبیب و کیف لی بجوابکم *** و أنا رهین جنادل و تراب
أکل التراب محاسنی فنسیتکم *** و حجبت عن أهلی و عن أترابی
«دوست بگفتا چگونه جواب شما را دهم در حالی که من اسیر خاک و صخرههایم»، «خاک همة خوبیها و زیباییهایم را بپوشانید تا جایی که شما را فراموش کردم و از خانواده و همسالان خود پنهان گشتم».
و پیش از آن، حضرت زهرا (عليها السلام) فرمودند:
«صُبَّت عَلیَّ مصائبٌ لَو أنَّها *** صُبَّت عَلَی الایامِ صِرنَ لَیالِیا»
«چنان دریاهای مصیبت بر من فرود آمد که اگر بر روزهای روشن فرود میآمدند هر آینه آنها را به شبهای تیره و تار مبدّل میساختند».
مشهور میان فقها آن است که مبالغه، توریه، اغراق و شوخی از فروع دروغ نیستند، بلکه ترک شوخی و هزل استناداً به فرمایش پیامبراکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلم) مستحب میباشد که فرمود: «مَن تَرَکَ الکِذبَ جِدَّهُ وَ هَزلَهُ بُنِیَ لَهُ بَيتُ رَبضِ الجَنَّة»، «هر کس دروغ را چه جدی و چه شوخی ترک کند در وسط بهشت برای او خانهای بنا کنند».
6- باید منبر محرّک، آگاهیبخش و با هدف باشد که قرآن کریم و سنت تاریخ و حقیقت انسان معاصر سرشار از اینهاست و از جمله محرکها و دعوتکنندة به تقدّم و پیشرفت، مقارنه در امور و مقایسه میان امتها، تمدنها و شهرها است.
مثلاً عراق کشوری با بیست میلیون جمعیت است که در شدیدترین
حالات انحطاط سختی و بیچارگی و تأخّر زندگی میکند در حالی که کشورهای اسکاندیناوی هم که جمعیتی بیست میلیون نفری دارند در حالتی از استقلال و پیشرفت رفاه و آرامش زندگی خود را سپری میکنند، دلیل و عامل این تفاوت آن است که در عراق دیکتاتوری و استبداد فردی حاکم است اما در کشورهای اسکاندیناوی دموکراسی و تعداد احزاب آزاد حاکم میباشد.
همین مقایسه و شناخت سبب، امت عراق را برای نجات از شر دشمن دیکتاتور به حرکت وامیدارد. و همچنین است مقایسه و مقارنه میان صبر و استقامت، عجله و عدم پایداری، امیرالمؤمنین (عليه السلام) هنگامی که در جنگ هاشم مرقال(1)را مشاهده فرمود که دلیرانه نمیجنگد، خطاب به او فرمود: (أما تَخشی أن يُقالَ لَکَ أَعْوَر وَ جَبان؟) «آیا نمیترسی تو را یک چشم و ترسو خطاب کنند» و این در حالی بود که او در جنگ قبل یک چشم خود را از دست داده بود، هاشم با این بیان امام امیرالمؤمنین (عليه السلام) بیباک از همه خطرات چنان به جنگ و مبارزه پرداخت تا که به مقام شهادت نایل آمد.
و نیز مقایسه و بررسی وضعیت مسلمانها در گذشته و حال، که در گذشته چگونه بوده و اکنون چگونهاند و مقایسه میان صفات والا و صفات رذیله و زشت و یا میان اخلاق نیکو و شایسته و اخلاق ناپسند و یا قیاس میان همتهای بلند و اشخاص بیهمت و مانند آن، زیرا اینگونه مقایسات و مقارنات انسان را به سوی کار و تلاش و مداومت و
1) . پوشیده نماند که هاشم مرقال پسر عموی عمر بن سعد - قاتل حضرت سیّدالشهدا (عليه السلام) میباشد.
مواظبت بر آن میکشاند و فطرت انسانی، همواره آدمی را وا میدارد تا در هر کاری سرآمد دیگران باشد و برای رسیدن به این مقصود و اینکه دیگری بر او پیشی نگیرد سعی و تلاش بسیار نماید.
در روایت است: (لايَخْلُو الإِنسانُ عَنِ الْحَسَدِ) «آدمی از خصلت حسد خالی نیست». که حسد در اینجا آن نیروی حرکتدهندة انسان به جلو و تقدم و پیشرفت است، نه حسد نکوهیده و مذّمت شده.
که حسد - در اصل - حکم اسلحه را دارد، اگر در راه نابود ساختن دشمنان خدا و رذیلتها بکار رود امری پسندیده و نیک است و اگر در جهت جنگ با اولیای خدا و محو فضایل اخلاقی بکار رود امری زشت و ناپسند میباشد و آن حسد مذموم اگر بر زبان و در حرکت ظاهر شود حرام است اما اگر ظهور نیافت، تنها صفتی ناپسند و بد میباشد. لذا در حدیث دربارة حسد آمده است: (ما لَم يَظهَر بِيَدٍ وَ لا لِسانٍ) (مادامی که به دست یا زبان ظاهر نشود و در آیة شریفه آمده: {وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ}(1)
7-لازم است که منبر تکامل یافته و مشتمل بر ابعاد مختلف و شئون زندگانی و دربردارندة تحلیل و تعلیلها و اشاره به لازمها، ملزومها و ملازمها باشد زیرا اگر شخص سخنران از مسائل عبادی مانند نماز و روزه و حج تنها از بعد عبادی آن سخن گفت و یا از صفات اخلاقی مانند راستگویی، وفا، امانت، ایثار و... تنها از بعد اخلاقی آن بحث نمود و هیچگونه توجهی به دیگر شئون و نیازهای زندگانی اجتماع مانند
1) . (و از شر حسود بدخواه چون به رشک و حسد دست زند)، سورة فلق: آیة 5.
سیاست، اقتصاد، عقاید و مسائل اجتماعی نداشت مردم از اطراف او پراکنده میشوند، در حالی که مسائل عبادی و اخلاقی خود نیز دارای جوانب مهم دیگری همچون جوانب اجتماعی، حقوقی و سیاسی میباشند. و لذا میبینیم که قرآن کریم در تمامی مراحل زندگانی دستورات حیاتبخش خود را به بشر ارائه فرموده در حالی که از مسائلی مانند: امت واحده، آزادی، برادری، مشورت، برابری در برابر قانون، کرامت انسانی، تجارت و زراعت سخن میگوید، به احکام و واجبات شرعی و مسائل اعتقادی نیز اشاره فرموده است. همچنان که از ابعاد و زوایای دیگری هم شئون عبادی را مورد توجه قرار داده و بر آن تأکید فرموده است: {وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ... لِّيَشْهَدُواْ مَنَٰفِعَ لَهُمْ}(1)
بر خطیب توانمند است که در مواجهه با مسائل و رویدادها تحلیل دقیق و صحیح نموده و گونههای انحطاط و انحراف را تبیین و باعث وجود اشیا و اسباب و علل آنها را ارائه دهد، چراکه بیان پی در پی داستانها و وقایع گذشته و برخورد سطحی و ظاهری با امور هیچگونه جوششی در شنوندگان به وجود نمینماید. در حالی که در قرآن حکیم اکثر موضوعات شرعی و تاریخی که بدان اشاره شده و علت آن را حتی به نحو اختصار بیان میدارد، به عنوان مثال:
در بیان علت وجود روزه فرمود: {كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}(2)
و در علت وجوب نماز فرموده: {أَقِمِ الصَّلَوٰةَ لِذِكْرِي}(1)و در علت تحریم غیبت فرمود: {أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ}(2)
و در علت تحریم ربا فرمود: {يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَوٰاْ وَيُرْبِي الصَّدَقَٰتِ}(3)
با توجه به اینکه طبیعت ربا ویرانگر و طبیعت صدقه موجب رشد و نموّ جامعه میگردد.(4)
اما در مسائل تاریخی: در بیان علت تبعیت قوم بنیاسرائیل از فرعون فرمود: {فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ}(5)و {كَانُواْ خَٰطِِٔينَ}(6)
همچنین در بیان علت پیروزی و نصرت مسلمانان در جنگ بدر فرمود: {وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا}(7)
اما از جهت تحلیل واجب است که:
اوّلا: رخدادها و رویدادها و اقسام و اشکال آن شناخته و حرکتهای انحرافی از واقعی تفکیک شود.
1) . (نماز را برای یاد من بپا دار)، سورة طه: آیة 14.
2) . (آیا از شما کسی دوست دارد گوشت مردة برادر خود را بخورد؟!)، سورة حجرات: آیة 12.
3) . (پروردگار متعال سود منفعت ریا را از بین برده و صدقات را رشد و افزون فرماید)، سورة بقره: آیة 276.
4) . برای آگاهی بیشتر به کتاب علل الشرایع صدوق 1 مراجعه شود.
5) . (او با توسل به روشهای باطل قوم خود را ذلیل و زبون گردانید تا او را مطیع و فرمانبردار باشند)، سورة زخرف: آیة 54.
6) . (آنها بسیار خطاکار و نادان بودند)، سورة قصص: آیة 8.
7) . (و شما را در چشم آنها اندک جلوه داد تا ساز و برگ کافی تهیه ننمایند، تا آنچه را که مقدر فرموده «غلبه اسلام و نابودی کفر» انجام شود)، سورة انفال: آیة 44.
ثانیا: از طریق تأمل و تدبر و بهرهبرداری از تجربة گذشته از لغزشها و گرفتار شدن در اشتباهات اجتناب گردد، پروردگار متعال جل جلاله میفرماید: {لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الْأَلْبَٰبِ}(1)و {إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَىٰ}، (که در هلاکت(2)و نیز برای دستیابی به نقاط صلاح و اصلاح کوشش گردد، زیرا اگر ما اسباب و علل سقوط دولت قاجار و عثمانی(3)یا صفویه که بر کشورهای اسلامی حکومت میکردند را شناختیم، در صورت بر پا شدن حکومتی اسلامی از آن اشتباهات پرهیز خواهیم نمود و همین مسئله نسبت به هر سقوط و قیام و تأخر و تقدم و هلاکت و نجاتی چنین خواهد بود و نیز در هر امری از امور حیاتی.
8- باید در برابر مشکلات و گرفتاریهای مردم احساس مسئولیت نموده، جهت یافتن راهحل و ترمیم خرابیها و ساختن آیندهای محکم و مستحکم اهتمام ورزید که طبیعت آدمی توجه و عنایت نسبت به نیازهای زندگیش میباشد و طبعاً به گرد آنها که زمینههای آموزش، کسب و تجارت، ازدواج، امنیت و رفاه و از این قبیل را برای او فراهم میآورند جمع شده، آن وقت است که ارشادات و سخنان دینی او در عمق جانها بیشتر نفوذ نموده و شجرة ایمان در قلبهایشان ریشه
1) . (همانا در حکایتها و داستانهای آنان برای صاحبان عقل و تدبیر عبرت خواهد بود)، سورة یوسف: آیة 111.
2) . (که در هلاکت و نابودی او، عبرتی برای آنها که از خدا میترسند، میباشد)، سورة نازعات: آیة 26.
3) . دلایل و علل سقوط دولت عثمانی را مؤلف عظیمالشأن در کتاب «موجز عن الدولة العثمانية» بیان نمودهاند.
میدواند. اما باز آدمی را عادت بر آن است که به مسائل دیگران اهتمام میورزد، مثلاً آنقدر که در اندیشة حل مشکل مسکن خود میباشد، در اندیشة یک حادثة تلخ و ناگواری که در چین اتفاق میافتد نیست و آنقدر که به فکر درآمد و مخارج زندگی خود هست در فکر فاجعة گرسنگی در جنوب آفریقا نمیباشد.
پس بنابر آنچه گفته شد اقتصار و اکتفا بر بیان سرگذشتها و وقایع گذشته و اشارهای یک بعدی به بحثهای اعتقادی و شرعی و یا تاریخی بدون بررسی و بهرهبرداریهای لازم و بیهیچ ربط آن رویدادها به زمان کنونی و در کنار آنها بدون توجه و چارهاندیشی برای آنها سبب میشود تا مردم از آن سخنران و یا حتی همه سخنرانان فاصله بگیرند و البته بر اهل تحقیق، دلالتهای عدیده و دقیقه و ظرافتهای کلام خالق متعال پوشیده نیست که فرمود: {فَلْيَعْبُدُواْ رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ * الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٖ وَءَامَنَهُم مِّنْ خَوْفِۢ}(1)
در روایت است که امام صادق (عليه السلام) فرمود: (كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْناً) «مایة زینت و آبروی ما باشید و نه مایة دشمنی و عار بر ما».(2)
پس اگر مردم یک شهری با مشکل کمبود مسکن مواجه بودند، چناچه خطیب راهحل نجات از آن بحران را با تطبیق قانون اسلام {الْأَرْضَ لِلَّهِ وَ لِمَن عَمَّرَهَا}(3)مالکش میباشد، ارائه دهد مردم آن شهر او را
همچون شمعی در میان خود میگیرند.
چنانچه در شهر دیگری مشکلات فراوانی فرا راه مسئله ازدواج جوانان قرار داشت، اگر سخنران فرمودة پیامبر اسلام (صلی اللّه عليه وآله وسلم) : (خَيْرِ النِّسَاءِ أُمَّتِی أَقَلَّهُنَّ مَهراً) «برترین و بهترین زنان امت من آنهایند که در پیمان زناشویی مهر و صداقی کمتر دارند»(1)و روایاتی از این باب که جملات و سختگیریهای نابجا در امر ازدواج را نفی نموده و به ساده بودن در زندگانی دعوت میکند را برای مردم تبیین و تشریح و آنها را به پیروی و تبعیت از آن دستورات فرا خواند، مردم به دور او جمع میشوند و یا در دهها گرفتاری و مشکلات روزمره اجتماعی و راههای نجات از آنها.
9- در حدیث شریف است: (قُولُوا لِلنَّاسِ ما يَعْرِفُونَ) «بر مردم آنچه را که توان درکش را دارند بازگو کنید». بر شخص سخنور است که همواره به این حدیث عمل کند، زیرا انسجام با مردم و تفکر و اندیشه در نیازهای فطری و طبیعی آنها و پیش رفتن و سخن گفتن تدریجی با آنها بیان آنچه که درک و فهم و یا طبیعتشان تحمل آن را دارد، از مهمترین اسباب و راههای نفوذ در دلها و رسانیدن مرحله به مرحله پیام دین و حق به آنهاست، که خالق متعال اجتماع و انسانها را اینگونه آفریده است.
در مضمون حدیث است که پیامبر اکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلم) در سخن گفتن با مردم مماشات میفرمود چون از دنیا سخن میراندند با آنها پیرامون دنیا سخن میگفت و چون دربارة آخرت به بحث مینشستند با آنها ازآخرت سخن میفرمود این خود از اهم ارکان بلاغت و پایههای روش
1) . مستدرک الوسائل: جلد 14، صفحة 160.
صحیح تعلیم و تربیت مردم میباشد و در حدیث دیگر است که هرگز پیامبر گرامی اسلام (صلی اللّه عليه وآله وسلم) با مردم در حد کمال عقل کامل خود سخن نفرمود و بلکه میفرمود: (إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ) «خدای تبارک و تعالی ما جماعت انبیا را امر فرمود تا با مردم به مقدار عقل و فهمشان سخن بگوییم».(1)و شاید در دلالت و اشارة آیة شریفه این نکته نیز مدنظر باشد {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ}.(2)
و عملی شدن این شرط ممکن نیست مگر با تداوم و استمرار معاشرت و برخورد با مردم(3)چنانچه در وصف امیرالمؤمنین حضرت علی (عليه السلام) آمده است: (کانَ فِينا کَأَحَدِنا)(4)«در میان ما چون یکی از ما بود» و در نزول تدریجی آیات پیرامون حرمت شراب و غیر آن، خود دلیلی بر اثبات و صحت این سخن میباشد.
10- بر خطیب و سخنران است که قبل از هر چیز در انجام این امور و دستیابی به آنها از ذات لایزال الهی طلب استعانت و مدد بنماید که هر چیز و همه چیز تماماً در تحت قدرت اوست.
حاجی سبزواری میگوید:
أزمّة الاُمور طُرّاً بِيَدِه *** وَ الکُل مُستِمدٌ مِن مَدَدِه
1) . بحارالأنوار: جلد 1، صفحة 85، حدیث 7.
2) . (ما هیچ رسولی در میان قومی نفرستادیم مگر آنکه به زبان آنان آگاه باشد تا بر آنها (معارف و احکام الهی) را بیان کند)، سورة ابراهیم: آیة 4.
3) . البته رعایت کامل این شرط فقط مختص به خطیب نیست، بلکه بر هر شخصیتی اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امثال آنها رعایت آن لازم و ضروری است.
4) . بحارالأنوار: جلد 41، صفحة 147، حدیث 45.
«کلید و ریسمان همه چیز در ید او است و همه مدد و یاری او میطلبند».(1)
در مثل آوردهاند: آنچه برای خداست رشد و نمو میکند و آنچه برای غیر خداست محو و نابود میشود.
همچنانکه بر خطیب است تا به انبیای الهی و چهارده نور تابناک عصمت و طهارت «صلوات اللّه علیهم اجمعین» متوسل شده تا شفیعان او به درگاه الهی و واسطه برای سعادت دنیا و آخرت و توفیق روز افزون در هدایت و ارشاد مردم باشند، چنانکه در آیة شریفه پروردگار سبحان میفرماید: {وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ}(2)
البته شایسته است در هر منطقه و ناحیهای، مؤسسه و مرکزی تشکیل شود تا نسبت به عملی شدن نقاط مذکور در این کتابچه پیگیری و در جهت رفع موانع احتمالی اقدامات لازم را انجام دهد.
از خدای متعال تفضّل بر همگان به آنچه موجب رضایت ذات اقدسش میباشد را مسئلت داریم.
قم مقدّس
محمّد شیرازی