علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 90

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 90

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- مجرم

1- جامعه مجرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 5

5 ـ جوامع مبتلا به لواط و فحشا ، جوامعى مجرم و در معرض نابودى با عذاب هاى سخت الهى

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

2- حبس مجرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 15 - 8

8 ـ زندانى كردن ، از راه هاى مجازات بزهكاران

و الّتى يأتين الفاحشة . .. فامسكوهنَّ فى البيوت

3- سوزاندن مجرم در قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 7

7 - قتل يا سوزاندن مخالفان و يا مجرمان ، از مجازات هاى دوران حضرت ابراهيم ( ع )

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو حرّقوه

4- عذاب اقوام مجرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 15

15 ـ عذاب اقوام مجرم نيز جلوه اى از رحمت خداوند است. *

فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

آمدن جمله «و لا يرد بأسه» پس از «ذو رحمة واسعة» چنين مى نماياند كه عذاب اقوام مجرم نيز جلوه اى از رحمت واسعه خداوند است.

5- عذاب جامعه مجرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 12

12 ـ جامعه مجرم خود را از شمول رحمت خداوند محروم و سزاوار عذاب او مى گرداند.

و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

«بأس» در لغت به معناى شدت است و در اين آيه كنايه از عذاب است.

6- قتل مجرم در قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 7

7 - قتل يا سوزاندن مخالفان و يا مجرمان ، از مجازات هاى دوران حضرت ابراهيم ( ع )

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو حرّقوه

7- محروميت جامعه مجرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 12

12 ـ جامعه مجرم خود را از شمول رحمت خداوند محروم و سزاوار عذاب او مى گرداند.

و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

«بأس» در لغت به معناى شدت است و در اين آيه كنايه از عذاب است.

8- منافقان مجرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 66 - 12

12 ـ منافقان ، داراى گروه هاى متفاوت و مراتب مختلف ، در خباثت و ارتكاب جرايم

إن نعف عن طائفة منكم نعذب طائفة بأنهم كانوا مجرمين

مجرمان

9- {مجرمان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 11 - 1

1 - منافقان ، عناصرى فسادگر و تباه كننده جامعه

و إذا قيل لهم لاتفسدوا فى الأرض

كلمه «فى الأرض» نشانگر اين است كه فسادگرى منافقان محدود به خود و اطرافيانشان نبوده، بلكه فسادى است فراگير و سرايت كننده به جامعه اى كه در آن به سر مى برند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 12 - 1،2

1 - منافقان ، مردمى فسادپيشه و تبهكارند .

ألا إنهم هم المفسدون

2 - منافقان ، سرچشمه و منشأ فساد ها و تبهكارى ها در جوامع دينى هستند .

ألا إنهم هم المفسدون

در آياتى از قرآن غير منافقان نيز فسادگر خوانده شده اند بنابراين حصر در جمله «ألا إنهم . ..»(تنها منافقان فسادگرند) حصر ادعايى است و اشاره به اين معنا دارد كه: فسادگرى غير منافقان در قياس با منافقان چيزى به حساب نمى آيد; و يا اينكه فساد ديگران نيز به گونه اى به نفاق و منافقان باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 15

15 - كفرپيشگان ، در صورت حضور در مساجد ، مجرم اند و بايد به دست مسلمانان عقوبت شوند .

أولئك ما كان لهم أن يدخلوها إلا خائفين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «إلا خائفين» استثنا از عدم ورود به مساجد باشد، نه از عدم جواز ورود. بر اين مبنا، جمله «ما كان لهم ...» بيانگر اين معناست كه: كافران حق ندارند به مساجد وارد شوند و در صورت تخلف، بايد عقوبت شوند; زيرا ترس كافران از ورود به مساجد، در صورتى است كه بدانند ورودشان در پى دارنده مجازات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 133 - 9

9 ـ فرعونيان ، مردمى مجرم و تبهكار

و كانوا قوما مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 5

5 ـ شرك و كفر ، جرم است و مشركان و كافران ، مجرم هستند .

و لو كره المجرمون

از مصاديق مورد نظر براى «المجرمون» مشركان مكه هستند مكه از آنان در آيه قبل به كافران تعبير كرد. بنابراين مجرم بر كافر و مشرك اطلاق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 50 - 6

6 ـ مشركان ، مردمى تبهكار و مجرمند .

ماذا يستعجل منه المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 9

9 ـ فرعون و اطرافيانش ، مردمانى تبهكار و مجرم بودند .

إلى فرعون و ملإيه . .. و كانوا قوماً مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 82 - 5،7،8

5 ـ حق ستيزان ، مردمى تبهكار و مجرمند .

و يحق اللّه الحق بكلمته و لو كره المجرمون

7 ـ فرعون و اطرافيان وى ، مردمانى تبهكار و مجرم بودند .

فرعون و ملإيه . .. و كانوا قوماً مجرمين ... و يحق اللّه الحق بكلمته و لو كره الم

8 ـ مخالفان راه انبيا ، مردمانى مجرم و تبهكارند .

و يحق اللّه الحق بكلمته و لو كره المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 16

16ـ تكذيب پيامبران الهى ، جرم و گناه است و تكذيب كنندگان مجرم و گنهكارند .

و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 6

6- استهزاگران انبياى الهى ، مردمانى مجرمند .

و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون. كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 14

14 - زراندوزان قارون صفت ، عناصرى مجرم و تبه كاراند .

قال إنّما أُوتيته على علم عندى. .. و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 6

6 - تكذيب كنندگان آيات الهى ، مردمانى مجرم و تبهكارند .

ثمّ كان عـقبة الذين أسـئوا السوأى أن كذّبوا بأيـت اللّه . .. و يوم تقوم الساعة ي

احتمال دارد كه «ال» در «المجرمون» عهد بوده و مراد از آن، «الذين أسائوا السوأى» باشد. اين، از باب وضعِ اسم ظاهر به جاى ضمير به جهت ذكر صفت ديگرى براى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 6

6 - مشركان ، مردمى مجرم و تبهكارند .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون . و لم يكن لهم من شركائهم شفعـؤا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 10

10 - تكذيب كنندگان رسالت انبيا ، مردمانى مجرم اند .

فانتقمنا من الذين أجرموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 3

3 - كافران ، مردمانى مجرم اند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة

«ال» در «المجرمون» ممكن است عهد باشد و به قرينه آيه بعد ـ كه در آن، از جواب مؤمنان سخن گفته شده است ـ و نيز آيات سابق ـ كه درباره كافران بود ـ مراد از آن، كافران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 59 - 4

4 - كفر ، جرم است و كافران مجرم اند .

و امتـزوا اليوم أيّها المجرمون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند كافران را ـ كه در آيات پيشين از آنان سخن گفته شده ـ با لفظ «مجرمان» خطاب كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 5

5 - پيروى از شيطان ، جرم است و پيروان او مجرم اند .

و امـتزوا اليوم أيّها المجرمون . ألم أعهد إليكم يـبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطـن

از ارتباط ميان آيه شريفه و آيه پيش ـ كه خطاب به مجرمان بود ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 34 - 2

2 - سردمداران شرك و كفر و توده هاى كافر و مشرك ، در پيشگاه عدل الهى مجرم اند .

إنّا كذلك نفعل بالمجرمين

مقصود از «مجرمين» دو گروه پيشوايان شرك و توده هاى مشرك اند كه در آيات پيشين از آنان سخن به ميان آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 32 - 3

3 - قوم لوط ، مردمى مجرم و مستحق كيفر

قالوا إنّا أُرسلنا إلى قوم مجرمين

مراد از «قوم مجرمين» ـ كه فرشتگان مأمور شدند تا كيفرشان دهند ـ قوم لوط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 5

5 - كافران و مشركان ، از مجرمان اند .

يودّ المجرم

10- آرزوى اخروى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 77 - 4

4 - استقبال مجرمان از مرگ در جهنم ، نمايانگر شدت عذاب اخروى ايشان است .

و نادوا يـملك ليقض علينا ربّك

11- آمرزش مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 45 - 13

13 ـ چشمپوشى از حق قصاص ، موجب آمرزش گناه مجرم و سقوط حق قصاص *

فمن تصدق به فهو كفارة له

چنانچه ضمير «له» به مجرم، كه از مضمون كلام به دست مى آيد، برگردد جمله «فهو كفارة له» علاوه بر سقوط حق قصاص، به آمرزش گناه شخص مجرم نيز دلالت خواهد داشت.

12- اتمام حجت بر مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 78 - 1

1 - ابتلاى مجرمان به عذاب دوزخ ، پس از ابلاغ حق و اتمام حجت الهى بر ايشان در دنيا است .

إنّكم مـكثون . لقد جئنـكم بالحقّ

13- اجتناب از امداد به مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 17 - 5،8

5 - پيمان موسى با خداوند بر پاس داشتن نعمت او و پرهيز از پشتيبانى مجرمان و تبه كاران

قال ربّ بما أنعمت علىّ فلن أكون ظهيرًا للمجرمين

«ظهير» به معناى معين و ياور است.

8 - ضرورت پاس داشتن نعمت قدرت و پرهيز از به كارگيرى آن در جهت تقويت مجرمان

قال ربّ بما أنعمت علىّ فلن أكون ظهيرًا للمجرمين

14- اقرار مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 19

19 - كيفر دادن تبه كاران ، بدون بازجويى ، محاكمه و اخذ اقرار در بينش الهى جايز است .

و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون

15- انتقام از مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 28 - 1

1- هلاكت فرعونيان از پس روزگار رفاه و حق ستيزى ، نمودى از برنامه خداوند در انتقام از مجرمان

إنّا منتقمون . .. كذلك و أورثنـها

تعبير «كذلك» از پى ترسيم فرجام شوم فرعونيان، تأكيدى بر مطلب و اشاره اى است به اين كه آنچه براى آنان اتفاق افتاده، نمودى از جريانى مستمر و سنتى الهى است.

16- اندوه اخروى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 75 - 2

2 - اندوه سنگين و يأس آلود مجرمان در جهنم

لايفتّر عنهم و هم فيه مبلسون

«إبلاس» (مصدر «مبلسون») به معناى اندوه ناشى از يأس است. (مفردات راغب)

17- برخورد با مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 38 - 14

14 ـ قدرت و حكمت ، دو شرط لازم براى برخورد با مجرمان و متخلفان *

فاقطعوا . .. و اللّه عزيز حكيم

«عزيز» به معناى پيروزمندى است كه هيچگاه مقهور نمى شود و جمله « و اللّه عزيز حكيم» پس از بيان حد سرقت، مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها كسانى كه عزت و حكمت دارند مى توانند با مجرمان برخورد لازم و متناسب داشته باشند.

18- تبيين خط مشى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 55 - 3،5

3 ـ روشن ساختن راه و روش مجرمان، از اهداف تفصيل و تبيين آيات قرآن

و كذلك نفصل الأيت و لتستبين سبيل المجرمين

5 ـ ترسيم راه و روش صالحان و مجرمان بايد از محورهاى اساسى تبليغ باشد.

و كذلك نفصل الأيت و لتستبين سبيل المجرمين

چون در آيه ترسيم راه و روش مجرمان و صالحان به عنوان هدفى بارز براى تفصيل آيات بيان شده، مى توان اين پيام را در موضوع تبليغ از آن دريافت كرد.

19- تحقير اخروى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 64 - 1

1 - فرمان تحقيرآميز خداوند در قيامت به مجرمان و كافران براى رفتن به دوزخ

هـذه جهنّم . .. اصلوها اليوم

امر «اصلوها» براى تحقير و اهانت است.

20- تحقيق تاريخ مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 4

4 ـ ضرورت بررسى تحليلى سرنوشت شوم مجرمان و تبهكاران تاريخ

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

فعل «انظر» كه به معناى «دقت كن» است، دلالت بر بررسى دقيق و تحليلى دارد.

21- تعجيل در هلاكت مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 18

18 - لزوم فرصت ندادن به تبه كاران و به كيفر رساندن بى درنگ آنان

و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون

از مفاد اين آيه به دست مى آيد كه بازجويى و محاكمه، به خاطر اخذ اقرار از گناه كاران و اثبات جرم، صورت مى گيرد و چون مجرمان گناهشان مشهود است، نيازى به بازجويى و پرسش نيست. از اين رو بدون فوت وقت بايد آنان را به كيفر رساند.

22- توبه مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 8

8 ـ معافيت قانونى مجرمان از كيفر هاى دنيوى ، در موارد كارايى توبه ، در گرو توبه ايشان پيش از دستگيرى است .

الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

جمله «تابوا من قبل ان تقدروا عليهم» مى تواند اشاره به ملاك ثمربخشى توبه در كيفرهاى اجتماعى داشته باشد. يعنى بايد احراز شود كه قصد توبه كننده از اظهار پشيمانى، فرار از مجازات نيست، كه نشانه آن توبه، اظهار ندامت قبل از دستگيرى است.

23- جاودانگى عذاب مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 75 - 1

1 - عذاب دوزخ ، عذابى هميشگى و تخفيف ناپذير ، براى مجرمان

لايفتّر عنهم و هم فيه مبلسون

«تفتير» (مصدر «يفتّر») به معناى تخفيف و تقليل است.

24- جايزه در دستگيرى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 9

9ـ جواز تعيين جايزه براى كشف جرم و شناسايى و دستگيرى مجرم

نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير

25- جواز بازجويى از مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 2

2ـ مشروعيت بازجويى و توقيف متهمانى كه مجرم در ميان آنان است .

إنكم لسـرقون . .. قالوا نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير

26- جواز بازداشت مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 2

2ـ مشروعيت بازجويى و توقيف متهمانى كه مجرم در ميان آنان است .

إنكم لسـرقون . .. قالوا نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير

27- حتميت عذاب مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 34 - 1

1 - عذاب اخروى مجرمان ، وعده حتمى خداوند

إنّا كذلك نفعل بالمجرمين

28- حسابرسى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 9 - 5

5 - رفتار اصحاب اخدود با مؤمنان و كردار تمام مجرمان ، از خداوند مخفى نبوده و حسابرسى خواهد شد .

و اللّه على كلّ شىء شهيد

بيان گواه بودن و آگاهى خداوند، تهديد مجرمان به رسيدگى به كردارشان است.

29- حق ناپذيرى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 78 - 2

2 - حق گريزى و تنفر از پيام حق ، ويژگى بارز بيشتر مجرمان ستم پيشه

و لـكنّ أكثركم للحقّ كـرهون

30- حيات مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 45 - 3

3 ـ كشتن و مصدوم كردن ديگران ، موجب سلب حق حيات و سلامتى از مجرم

و كتبنا عليهم فيها ان النفس بالنفس و العين بالعين . .. و الجروح قصاص

31- رد استمهال مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 29 - 4

4- اجابت نشدن مهلت خواهى مجرمان ، پس از فرارسيدن عذاب استيصال *

و ما كانوا منظرين

جمله «و ما كانوا منظرين» مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه فرعونيان، پس از اتمام حجت و حق ستيزى هاى مكرر، زمينه توبه و بازگشت را از دست داده و مهلت خواهى كسانى چون ايشان اجابت نمى شود.

32- روش برخورد با مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 18

18 - لزوم فرصت ندادن به تبه كاران و به كيفر رساندن بى درنگ آنان

و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون

از مفاد اين آيه به دست مى آيد كه بازجويى و محاكمه، به خاطر اخذ اقرار از گناه كاران و اثبات جرم، صورت مى گيرد و

چون مجرمان گناهشان مشهود است، نيازى به بازجويى و پرسش نيست. از اين رو بدون فوت وقت بايد آنان را به كيفر رساند.

33- روش تشخيص مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 27 - 4

4ـ لزوم به كارگيرى روش هاى جرم شناسى ، براى تشخيص مجرم

إن كان . .. و هو من الصـدقين

34- زمينه عذاب مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 78 - 1

1 - ابتلاى مجرمان به عذاب دوزخ ، پس از ابلاغ حق و اتمام حجت الهى بر ايشان در دنيا است .

إنّكم مـكثون . لقد جئنـكم بالحقّ

35- زندگى اخروى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 59 - 2

2 - مجرمان ، در روز رستاخيز از يكديگر جدا شده و به درد فراق مبتلا خواهند بود .

و امتـزوا اليوم أيّها المجرمون

برداشت ياد شده بر اين اساس قرار دارد كه مقصود از جدايى مجرمان، جدايى آنان از يكديگر و ابتلا به درد فراق باشد كه اين خود عذاب و درد بزرگ روحى و روانى براى آنان خواهد بود.

36- شدت عذاب اخروى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 77 - 4

4 - استقبال مجرمان از مرگ در جهنم ، نمايانگر شدت عذاب اخروى ايشان است .

و نادوا يـملك ليقض علينا ربّك

37- شفاعت از مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 2

2 - معبود هاى ادعايى مشركان ، ناتوان از شفاعت براى مجرمان و يكسان كردن سرنوشت آنان با مسلمانان

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صـدقين

38- ظلم مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 41 - 5

5 ـ مجرمان از ستمكاران هستند.

كذلك نجزى الظلمين

39- عجز مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 6

6 - كافران و مجرمان از انكار رفتار و كردار ناپسند خود ناتوان خواهند بود .

تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون

گواهى دادن دست و پا، مى تواند كنايه از اين نكته باشد كه كافران از هرگونه انكار رفتار زشت خويش ناتوان خواهند بود.

40- عذاب اخروى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 8

8 ـ تهديد شدن منكران قيامت و جرم پيشگان ، به عذاب قهر الهى در قيامت

الذين لايرجون لقاءنا . .. لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 34 - 1

1 - عذاب اخروى مجرمان ، وعده حتمى خداوند

إنّا كذلك نفعل بالمجرمين

41- عذاب استيصال مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 29 - 4

4- اجابت نشدن مهلت خواهى مجرمان ، پس از فرارسيدن عذاب استيصال *

و ما كانوا منظرين

جمله «و ما كانوا منظرين» مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه فرعونيان، پس از اتمام حجت و حق ستيزى هاى مكرر، زمينه توبه و بازگشت را از دست داده و مهلت خواهى كسانى چون ايشان اجابت نمى شود.

42- عذاب دنيوى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 6

6 ـ مجرمان و تبهكاران در خطر گرفتارى به عذاب هاى دنيوى و سرنوشتى شوم

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

43- عفو مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 45 - 10،25

10 ـ خوددارى از قصاص مجرمان در پيشگاه خداوند پسنديده تر از پافشارى بر قصاص آنان است .

فمن تصدق به فهو كفارة له

وعده آمرزش گناهان به كسانى كه از حق قصاص صرفنظر كنند، حاكى از عنايت ويژه خداوند به آنان است.

25 ـ آمرزش گناهان صاحب حق قصاص از جانب خداوند ، به اندازه گذشت وى از گناه جانى

فمن تصدق به فهو كفارة له

امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از «فمن تصدق به فهو كفارة له» فرمود: يكفر عنه من ذنوبه بقدر ما عفا . .. .


كافى، ج 7، ص 358، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 637، ح 226 و 227

44- غفلت اكثريت مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 73 - 9

9 - بيشتر تبه كاران ، غافل از مهلت هاى خداوند و روى گردان از هشدار هاى او

و يقولون متى هـذا الوعد . .. قل عسى أن يكون ردف لكم ... و لـكنّ أكثرهم لايشكرون

با توجه به اين كه فضل الهى در آيه مورد بحث، ناظر به تأخير عذاب مجرمان و مهلت دادن به آنان است، جمله «أكثرهم

لايشكرون» بدين معنا خواهد بود كه: بيشتر آنان از اين لطف الهى، عبرت نمى گيرند و به حق روى نمى آورند.

45- فرجام مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 6

6 ـ مجرمان و تبهكاران در خطر گرفتارى به عذاب هاى دنيوى و سرنوشتى شوم

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 10

10 ـ جرم پيشگان ، مردمانى هستند بدفرجام و نارستگار .

إنه لا يفلح المجرمون

46- فرصت به مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 9

9 - لزوم اعطاى فرصت به متخلف براى دفاع از خود

لأُعذّبنّه . .. أو ليأتينّى بسلطـن مبين

47- قصاص مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 45 - 10

10 ـ خوددارى از قصاص مجرمان در پيشگاه خداوند پسنديده تر از پافشارى بر قصاص آنان است .

فمن تصدق به فهو كفارة له

وعده آمرزش گناهان به كسانى كه از حق قصاص صرفنظر كنند، حاكى از عنايت ويژه خداوند به آنان است.

48- كيفر مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 38 - 7

7 ـ حدود تعيين شده براى مجرمان ، كيفرهايى كافى و مناسب

جزاء بما كسبا

«جزاء» مفعول له براى «فاقطعوا» است و بيانگر آن است كه خداوند از آن رو بريدن دست دزد را واجب كرده كه كيفر مناسب براى دزدان است و از اين تعليل به دست مى آيد كه تمامى حدود الهى كيفرهايى مناسب با جرم مجرمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 3

3 ـ وضع قوانين و مقررات و جعل كيفر براى متخلفان ، از شؤون خداوند و برخاسته از حاكميت وى بر جهان هستى

فاقطعوا ايديهما جزاء بما كسبا . .. الم تعلم إنّ اللّه له ملك السموت و الارض

آيه مورد بحث، ناظر به مطالبى است كه در آيه قبل بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 9

9 ـ گستردگى رحمت خدا، مانع كيفر مجرمان نخواهد بود.

ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 11

11 ـ محروميت ابدى از رحمت، سنت خداوند در كيفر مجرمان

و كذلك نجزى المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 41 - 1

1 ـ مجرمان در احاطه آتش دوزخ، از زير پا و فراز سر

لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش

«مهاد» به معناى بستر گسترده است و «غواش» (جمع غاشية) به معنى ساتر و روانداز، عطف بر «مهاد» است و «من فوقهم» حال براى آن. يعنى: لهم من جهنم غواش من فوقهم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 66 - 8

8 ـ سردمداران جريان نفاق و عاملان اصلى جرم و تبهكارى در جامعه ، غير قابل بخشش و مستحق مجازات

إن نعف عن طائفة منكم نعذب طائفة بأنهم كانوا مجرمين

تعليل عذاب دسته اى از منافقان، به اينكه اينان گروه مجرم و تبهكارند ـ در برابر عفو گروهى ديگر ـ مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه: سردمداران جريان نفاق و عاملان اصلى جرم، شايسته بخشش نبوده و بايد مجازات شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 14

14 - بريدن دست و پاى مجرمان و بستن آنان به چوبه هاى دار ، از جمله سخت ترين مجازات ها در زمان فرعون بود .

فلأقطّعنّ . .. و لأصلّبنّكم فى جذوع النخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 16،19

16 - مجرمان و تبه كاران ، سزاوار كيفر مرگ در پيشگاه عدل الهى

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون. ..و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون

19 - كيفر دادن تبه كاران ، بدون بازجويى ، محاكمه و اخذ اقرار در بينش الهى جايز است .

و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 34 - 4

4 - برنامه الهى در كيفر مجرمان و متجاوزان ، كاملاً دقيق و حساب شده است .

مسوّمة عند ربّك

تعبير «مسوّمة عند ربّك» و علامت دار بودن سنگ ها، حاكى از وجود دقت و حسابگرى در نظام كيفرى خداوند براى متجاوزان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 35 - 3

3 - جدا شدن مؤمنان از صف مجرمان و مسرفان پيش از نزول عذاب ، نمودى از قانون مندى نظام كيفرى حق

مسوّمة عند ربّك . .. فأخرجنا ... من المؤمنين

ممكن است «أخرجنا. ..»، نمودى از «مسوّمة» و مصداقى براى آن باشد.

49- مبارزه با مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 2

2 - لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگيزان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 123 - 5

5 ـ درگيرى مؤمنان با مجرمان در طول تاريخ بوده است.

و إن الشيطين . .. ليجدلوكم ... و كذلك جعلنا فى كل قرية أكبر مجرميها

50- مجرمان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 41 - 1،3

1 ـ مجرمان در احاطه آتش دوزخ، از زير پا و فراز سر

لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش

«مهاد» به معناى بستر گسترده است و «غواش» (جمع غاشية) به معنى ساتر و روانداز، عطف بر «مهاد» است و «من فوقهم» حال براى آن. يعنى: لهم من جهنم غواش من فوقهم.

3 ـ دوزخ، محيطى بسته و خفقان زا براى مجرمان

لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش

جمع آوردن كلمه «غواش» و مقيد كردن آن به «من فوقهم» حكايت از برداشت فوق دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 75 - 2

2 - اندوه سنگين و يأس آلود مجرمان در جهنم

لايفتّر عنهم و هم فيه مبلسون

«إبلاس» (مصدر «مبلسون») به معناى اندوه ناشى از يأس است. (مفردات راغب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 76 - 1

1 - جاودانگى مجرمان در دوزخ ، نتيجه ظلم آنان به خودشان

و ما ظلمنـهم

51- مجرمان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 59 - 1،2

1 - مجرمان ، در روز رستاخيز از صف مؤمنان جدا خواهند شد .

و امتـزوا اليوم أيّها المجرمون

2 - مجرمان ، در روز رستاخيز از يكديگر جدا شده و به درد فراق مبتلا خواهند بود .

و امتـزوا اليوم أيّها المجرمون

برداشت ياد شده بر اين اساس قرار دارد كه مقصود از جدايى مجرمان، جدايى آنان از يكديگر و ابتلا به درد فراق باشد كه اين خود عذاب و درد بزرگ روحى و روانى براى آنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 63 - 1

1 - جهنم ، در روز رستاخيز از نزديك به كافران و مجرمان نشان داده خواهد شد .

هـذه جهنّم الّتى كنتم توعدون

«هـذه» ـ كه به شىء نزديك اشاره دارد ـ مى رساند كه جهنم در نزديكى كافران و مجرمان قرار داشته و به آنان نشان داده خواهد شد.

52- محاكمه مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 19

19 - كيفر دادن تبه كاران ، بدون بازجويى ، محاكمه و اخذ اقرار در بينش الهى جايز است .

و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون

53- محروميت مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 11

11 ـ محروميت ابدى از رحمت، سنت خداوند در كيفر مجرمان

و كذلك نجزى المجرمين

54- منشأ تأخير كيفر مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 74 - 2

2 - تأخير كيفر مجرمان و اعطاى مهلت به آنان ، ناشى از فضل و رحمت الهى است نه معلول نا آگاهى او به اسرار و اعمال زشت آنها .

و يقولون متى هـذا الوعد. .. و إنّ ربّك لذو فضل... و إنّ ربّك ليعلم

از ارتباط اين آيه با دو آيه پيشين، استفاده مى شود كه نازل نشدن عذاب بر كافران، نتيجه فضل خدا است; نه اين كه او از سخنان گستاخانه و تعجيل آنان در عذاب بى اطلاع بوده است.

55- منشأ مهلت به مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 74 - 2

2 - تأخير كيفر مجرمان و اعطاى مهلت به آنان ، ناشى از فضل و رحمت الهى است نه معلول نا آگاهى او به اسرار و اعمال زشت آنها .

و يقولون متى هـذا الوعد. .. و إنّ ربّك لذو فضل... و إنّ ربّك ليعلم

از ارتباط اين آيه با دو آيه پيشين، استفاده مى شود كه نازل نشدن عذاب بر كافران، نتيجه فضل خدا است; نه اين كه او از سخنان گستاخانه و تعجيل آنان در عذاب بى اطلاع بوده است.

56- مؤمنان و مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 123 - 5

5 ـ درگيرى مؤمنان با مجرمان در طول تاريخ بوده است.

و إن الشيطين . .. ليجدلوكم ... و كذلك جعلنا فى كل قرية أكبر مجرميها

57- مهلت به مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 7

7 ـ ربوبيت الهى، مقتضى اميدبخشى به همگان و امهال و هشدار به مجرمان

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

58- ناخشنودى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 82 - 1

1 ـ سنت الهى حاكم بر جوامع انسانى ، على رغم ناخوشايندى تبه كاران و مجرمان ، پايدار كردن و بر كرسى نشاندن حق است .

و يحق اللّه الحق بكلمته و لو كره المجرمون

59- ورود مجرمان به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 64 - 1

1 - فرمان تحقيرآميز خداوند در قيامت به مجرمان و كافران براى رفتن به دوزخ

هـذه جهنّم . .. اصلوها اليوم

امر «اصلوها» براى تحقير و اهانت است.

60- وعده به مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 63 - 2،3

2 - جهنم ، وعده الهى به مجرمان و كافران است .

هـذه جهنّم الّتى كنتم توعدون

3 - به دوزخ رفتن كافران و مجرمان ، وعده اى كه پيوسته به آنان در دنيا ابلاغ شده است .

هـذه جهنّم الّتى كنتم توعدون

آمدن فعل مضارع ـ به ويژه با فعل «كنتم» ـ نشانگر استمرار و پيوستگى اين وعده الهى است.

61- ويژگيهاى عذاب مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 75 - 1

1 - عذاب دوزخ ، عذابى هميشگى و تخفيف ناپذير ، براى مجرمان

لايفتّر عنهم و هم فيه مبلسون

«تفتير» (مصدر «يفتّر») به معناى تخفيف و تقليل است.

62- ويژگيهاى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 78 - 2

2 - حق گريزى و تنفر از پيام حق ، ويژگى بارز بيشتر مجرمان ستم پيشه

و لـكنّ أكثركم للحقّ كـرهون

63- هشدار به مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 7

7 ـ ربوبيت الهى، مقتضى اميدبخشى به همگان و امهال و هشدار به مجرمان

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

64- هلاكت مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 16

16 - مجرمان و تبه كاران ، سزاوار كيفر مرگ در پيشگاه عدل الهى

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون. ..و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 35 - 2

2 - ايمان ، مايه مصونيت انسان ، از عذاب هلاكت بار جامعه مجرم و اسراف گر

فأخرجنا من كان فيها من المؤمنين

65- يأس اخروى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 75 - 2

2 - اندوه سنگين و يأس آلود مجرمان در جهنم

لايفتّر عنهم و هم فيه مبلسون

«إبلاس» (مصدر «مبلسون») به معناى اندوه ناشى از يأس است. (مفردات راغب)

2- مجسمه

1- احكام مجسمه سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 23

23 ـ ساختن مجسمه حيوانات ، امرى جايز و مباح

و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير

2- انگيزه مجسمه سازى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 2

2 - پرسش از انگيزه و هدف سامرى در ساختن گوساله زرّين و گمراه ساختن مردم ، از موارد بازخواست موسى ( ع ) از سامرى

فما خطبك يـسـمرىّ

«خطب» ـ نزد برخى لغت دانان ـ به معناى «سبب الأمر» است (لسان العرب). زمخشرى آن را به معناى «طلب» دانسته است. در نتيجه «ماخطبك»; يعنى، سبب كار تو يا مطلوب و خواسته تو چه بوده است؟ معانى «شأن» و «أمر» نيز از جمله معانى ذكر شده براى اين كلمه است (قاموس).

3- تاريخ مجسمه سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 5

5 - صنعت مجسمه سازى ، داراى سابقه اى طولانى در تاريخ

يعملون له ما يشاء من . .. تمـثيل

4- جواز مجسمه سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 23

23 ـ ساختن مجسمه حيوانات ، امرى جايز و مباح

و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير

5- مجسمه سازى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 1،2،4

1 ـ قوم موسى در غياب وى ( زمان حضورش در ميعادگاه مناجات ) به پرستش تنديس گوساله روى آوردند .

و اتخذ قوم موسى من بعده من حليهم عجلا جسداً

2 ـ قوم موسى با زيورآلات خويش مجسمه گوساله نرى را براى پرستش ساختند .

اتخذ . .. من حليهم عجلا جسداً

اتخاذ (مصدر «اتخذ») در اينجا به معناى ساختن است. «عجل» به معناى گوساله نر و «حُلىّ» (جمع حَلْى) به معناى زيورآلات است.

4 ـ سازنده مجسمه گوساله بنى اسرائيل ، ماهر در فن مجسمه سازى ، صنعتكار و هنرمند بود .

عجلا جسداً له خوار

اطلاق گوساله بر مجسمه آن ـ كه بيانگر اين نكته است كه مجسمه ساخته شده كاملاً شبيه گوساله بوده ـ و نيز ساختن آن به گونه اى كه صداى گاو از آن برآيد، بيانگر اين است كه سازنده آن مجسمه هنرمند بوده و در صنعت مجسمه سازى مهارت كامل داشته است.

6- مجسمه سازى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 4

4 - جنّيان ، به فرمان سليمان ( ع ) ، مجسمه و تمثال مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من . .. تمـثيل

7- مجسمه سازى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 1،4

1 - سامرى ، از زيورآلات به دور ريخته شده بنى اسرائيل ، تنديسى به شكل گوساله نر ساخت و آن ارائه كرد .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا

«عجل»; يعنى، گوساله نر. توصيف «عجلاً» به «جسداً» بيانگر اين نكته است كه گوساله به شكل تنديس بود; نه اين كه گوساله واقعى باشد. جمله «فأخرج لهم...» ممكن است كلام خداوند باشد و احتمال مى رود ادامه سخن بنى اسرائيل باشد. در صورت دوم، مراد گويندگان ـ به قرينه گفتن «لهم» نه «لنا» ـ تبرئه خود از پرستش گوساله است.

4 - سامرى ، فردى ماهر در فن مجسمه سازى و آشنا به نقاط ضعف فكرى بنى اسرائيل بود .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا له خوار

تعبير «گوساله اى درآورد» حاكى از شدت شباهت مجسمه گوساله، به شكل حقيقى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 5

5 - سامرى ، با بى اعتنايى به آموخته هاى ويژه و الهى خود و دورافكندن آنها ، به ساختن گوساله و گمراه سازى مردم پرداخت .

فنبذتها و كذلك سوّلت لى نفسى

از جمله معانى محتمل در آيه بالا، اين است كه مراد از «نبذتها» بى اعتنايى به آموخته ها (بصرت. .. قبضت) باشد; يعنى، اعتراف سامرى چنين بوده است كه من دانش و آموخته هاى الهى خود را ـ كه از رسولان فراگرفته بودم ـ به دور افكندم و درپى آن مفتون نفس خويش شده انجام دادم آنچه كردم.

8- مجسمه گوساله نر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 1،3،6

1 - سامرى ، از زيورآلات به دور ريخته شده بنى اسرائيل ، تنديسى به شكل گوساله نر ساخت و آن ارائه كرد .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا

«عجل»; يعنى، گوساله نر. توصيف «عجلاً» به «جسداً» بيانگر اين نكته است كه گوساله به شكل تنديس بود; نه اين كه گوساله واقعى باشد. جمله «فأخرج لهم...» ممكن است كلام خداوند باشد و احتمال مى رود ادامه سخن بنى اسرائيل باشد. در صورت دوم، مراد گويندگان ـ به قرينه گفتن «لهم» نه «لنا» ـ تبرئه خود از پرستش گوساله است.

3 - تنديس گوساله زرين سامرى ، نعره اى همانند بانگ گوساله داشت .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا له خوار

«خوار»; يعنى، صداى بلند گاو و گوساله (لسان العرب). از آن جا كه تنديس ساخته شده سامرى به شكل گوساله بود، پيدا است كه صداى آن نيز همانند صداى گوساله بوده است.

6 - سامرى ، تنديس گوساله زرين را به عنوان « اله » بنى اسرائيل و موسى ( ع ) معرفى كرد .

فأخرج . .. فقالوا هـذا إلـهكم و إلـه موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 2

2 ـ قوم موسى با زيورآلات خويش مجسمه گوساله نرى را براى پرستش ساختند .

اتخذ . .. من حليهم عجلا جسداً

اتخاذ (مصدر «اتخذ») در اينجا به معناى ساختن است. «عجل» به معناى گوساله نر و «حُلىّ» (جمع حَلْى) به معناى زيورآلات است.

9- مجسمه معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 1

1 ـ مشركان بت ها و معبودانشان را به صورت مجسمه هايى داراى پا ، دست ، چشم و گوش مى ساختند .

ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها

جمله «يمشون بها» و مانند آن، هم مى تواند قيد توضيحى باشد و هم مى تواند قيد احترازى گرفته شود. بنابر اول معناى جمله «ألهم أرجل ... » چنين است: آيا بتها پا دارند تا با آن راه روند ; يعنى پا ندارند. و بنابر فرض دوم معنا چنين خواهد بود: آيا بتها پايى كه با آن راه روند دارند ; يعنى پاهايى دارند، ولى با آن نمى توانند راه بروند. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 3،4،5

3 ـ مشركان براى معبودانشان چشمهايى خيره گر تعبيه مى كردند .

و تريهم ينظرون إليك

ضميرهاى غايب در «تريهم» و «ينظرون» به «الذين تدعون» ـ كه همان معبودان باشد ـ برمى گردد.

4 ـ چشم هاى تعبيه شده در بت ها هرگز بر ديدن اشيا توانا نبودند .

و هم لايبصرون

ضميرها در جمله «هم لايبصرون» به «الذين تدعون» برمى گردد.

5 ـ چشم هاى تعبيه شده در بت ها به گونه اى بود كه گويا به شخص مقابل خويش نظاره گر است .

و تريهم ينظرون إليك

خطاب در «تريهم» و «إليك» به هر انسانى است كه مواجه با بتها قرار مى گيرد، يعنى «تريهم ايها الانسان . .. » جمله «و هم لايبصرون» (آنها نمى بينند) دلالت مى كند كه «تريهم ينظرون»، يعنى «تريهم كانهم ينظرون إليك». (چنين گمان مى كنى كه بتها تو را مى نگرند.)

10- مجسمه هاى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 4،17

4 - جنّيان ، به فرمان سليمان ( ع ) ، مجسمه و تمثال مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من . .. تمـثيل

17 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « يعملون له ما يشاء من محاريب و تماثيل » فقال و اللّه ما هى تماثيل الرجال و النساء و لـكنّها الشجر وشبهه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند عزّوجلّ «يعملون له ما يشاء من محاريب و تماثيل» فرمود: قسم به خدا اين تمثال ها، تمثال مردان و زنان نبود، بلكه تمثال درخت و مانند آن بود»

مجسمه سازى

11- احكام مجسمه سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 23

23 ـ ساختن مجسمه حيوانات ، امرى جايز و مباح

و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير

12- انگيزه مجسمه سازى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 2

2 - پرسش از انگيزه و هدف سامرى در ساختن گوساله زرّين و گمراه ساختن مردم ، از موارد بازخواست موسى ( ع ) از سامرى

فما خطبك يـسـمرىّ

«خطب» ـ نزد برخى لغت دانان ـ به معناى «سبب الأمر» است (لسان العرب). زمخشرى آن را به معناى «طلب» دانسته است. در نتيجه «ماخطبك»; يعنى، سبب كار تو يا مطلوب و خواسته تو چه بوده است؟ معانى «شأن» و «أمر» نيز از جمله معانى ذكر شده براى اين كلمه است (قاموس).

13- تاريخ مجسمه سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 5

5 - صنعت مجسمه سازى ، داراى سابقه اى طولانى در تاريخ

يعملون له ما يشاء من . .. تمـثيل

14- جواز مجسمه سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 23

23 ـ ساختن مجسمه حيوانات ، امرى جايز و مباح

و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير

15- مجسمه سازى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 1،2،4

1 ـ قوم موسى در غياب وى ( زمان حضورش در ميعادگاه مناجات ) به پرستش تنديس گوساله روى آوردند .

و اتخذ قوم موسى من بعده من حليهم عجلا جسداً

2 ـ قوم موسى با زيورآلات خويش مجسمه گوساله نرى را براى پرستش ساختند .

اتخذ . .. من حليهم عجلا جسداً

اتخاذ (مصدر «اتخذ») در اينجا به معناى ساختن است. «عجل» به معناى گوساله نر و «حُلىّ» (جمع حَلْى) به معناى زيورآلات است.

4 ـ سازنده مجسمه گوساله بنى اسرائيل ، ماهر در فن مجسمه سازى ، صنعتكار و هنرمند بود .

عجلا جسداً له خوار

اطلاق گوساله بر مجسمه آن ـ كه بيانگر اين نكته است كه مجسمه ساخته شده كاملاً شبيه گوساله بوده ـ و نيز ساختن آن به گونه اى كه صداى گاو از آن برآيد، بيانگر اين است كه سازنده آن مجسمه هنرمند بوده و در صنعت مجسمه سازى مهارت كامل داشته است.

16- مجسمه سازى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 4

4 - جنّيان ، به فرمان سليمان ( ع ) ، مجسمه و تمثال مى ساختند .

يعملون له ما يشاء من . .. تمـثيل

17- مجسمه سازى سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 1،4

1 - سامرى ، از زيورآلات به دور ريخته شده بنى اسرائيل ، تنديسى به شكل گوساله نر ساخت و آن ارائه كرد .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا

«عجل»; يعنى، گوساله نر. توصيف «عجلاً» به «جسداً» بيانگر اين نكته است كه گوساله به شكل تنديس بود; نه اين كه گوساله واقعى باشد. جمله «فأخرج لهم...» ممكن است كلام خداوند باشد و احتمال مى رود ادامه سخن بنى اسرائيل باشد. در صورت دوم، مراد گويندگان ـ به قرينه گفتن «لهم» نه «لنا» ـ تبرئه خود از پرستش گوساله است.

4 - سامرى ، فردى ماهر در فن مجسمه سازى و آشنا به نقاط ضعف فكرى بنى اسرائيل بود .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا له خوار

تعبير «گوساله اى درآورد» حاكى از شدت شباهت مجسمه گوساله، به شكل حقيقى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 5

5 - سامرى ، با بى اعتنايى به آموخته هاى ويژه و الهى خود و دورافكندن آنها ، به ساختن گوساله و گمراه سازى مردم پرداخت .

فنبذتها و كذلك سوّلت لى نفسى

از جمله معانى محتمل در آيه بالا، اين است كه مراد از «نبذتها» بى اعتنايى به آموخته ها (بصرت. .. قبضت) باشد; يعنى، اعتراف سامرى چنين بوده است كه من دانش و آموخته هاى الهى خود را ـ كه از رسولان فراگرفته بودم ـ به دور افكندم و درپى آن مفتون نفس خويش شده انجام دادم آنچه كردم.

3- مجلس

1- آثار اسكان به واردين به مجلس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 9

9 - برخاستن از جاى خويش و قرار دادن آن در اختيار ديگر مؤمنان ، مايه بالا رفتن درجات انسان و تقرب و نزديكى او به خداوند است .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم . .. درجـت

برخى از مفسران «ارتقاع درجات» را كنايه از تقرب به خداوند دانسته اند. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

2- آداب مجلس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 1،6،8،10،11

1 - باز كردن جا براى ديگران در مجالس ، از آداب نيكوى معاشرت و روابط اجتماعى است .

يـأيّها الذين ءامنوا إذا قيل لكم تفسّحوا فى المجـلس فافسحوا

6 - برخاستن از مجالس و جاى خويش را به ديگران دادن ، از آداب نيكو در معاشرت و روابط اجتماعى

و إذا قيل انشزوا فانشزوا

8 - برخاستن از جاى خود و قرار دادن آن در اختيار ديگران ، داراى پاداشى متناسب در پيشگاه خداوند

و إذا قيل انشزوا فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم

برداشت ياد شده بدان سبب است كه خداوند، برخاستن از جاى خود را مايه بالا رفتن درجه و منزلت فرد قرار داده است.

10 - خداوند ، درجات اخروى مؤمنان ، به خصوص اهل علم را ، كه در مجالس ـ در صورت ازدحام جمعيت ـ از جاى خود برمى خيزند و آن را در اختيار ديگران قرار مى دهند ، بالا خواهد برد .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم و الذين أُوتوا العلم درجـت

11 - برخاستن از جاى خويش در مجالس و قرار دادن آن در اختيار ديگران ، براى دانشمندان و فرهيختگان بسى زيبنده تر از ديگران است .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم و الذين أُوتوا العلم درجـت

با اين كه تعبير «الذين آمنوا» شامل عالمان نيز مى شود، اختصاص به ذكر عالمان گوياى اين حقيقت است كه رعايت آداب معاشرت، از هر مؤمنى پسنديده است و از عالمان مؤمن پسنديده تر است.

3- اجتناب از مجلس گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 1،8

1 ـ بندگان خالص خدا ، در مجالسى كه به باطل و دروغ پرداز مى گذرد ، هرگز حضور نمى يابند .

و عباد الرحمـن . .. و الذين لايشهدون الزور

فعل «شهد» گاهى در معناى «حضر» (حضور يافت) استعمال مى شود و گاهى در معناى «أخبر عن الشىء و شهده» (خبر داد از چيزى و گواهى به آن داد) به كار مى رود. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است. «زور» نيز به معناى دروغ و باطل است.

8 ـ گذر از گفتار و كردار لغو و بيهوده و پرهيز از حضور در اين گونه مجالس ، نشان كرامت و بزرگوارى انسان است .

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

4- اسكان به واردين به مجلس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 1،2،6

1 - باز كردن جا براى ديگران در مجالس ، از آداب نيكوى معاشرت و روابط اجتماعى است .

يـأيّها الذين ءامنوا إذا قيل لكم تفسّحوا فى المجـلس فافسحوا

2 - خداوند به مؤمنان توصيه كرده كه « هرگاه از آنان خواسته شود در مجالس جا را براى واردين بازكنند » ، جا بازنموده و از آن دريغ نكنند .

إذا قيل لكم تفسّحوا فى المجـلس فافسحوا

6 - برخاستن از مجالس و جاى خويش را به ديگران دادن ، از آداب نيكو در معاشرت و روابط اجتماعى

و إذا قيل انشزوا فانشزوا

5- اشراف در مجلس محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 4

4 - اشراف حاضر در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم ، بر اثر بى رغبتى خود ، از آموختن و به خاطر سپردن معارف قرآن محروم بودند .

فمن شاء ذكره

6- اهميت آداب مجلس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 2،7،9

2 - خداوند به مؤمنان توصيه كرده كه « هرگاه از آنان خواسته شود در مجالس جا را براى واردين بازكنند » ، جا بازنموده و از آن دريغ نكنند .

إذا قيل لكم تفسّحوا فى المجـلس فافسحوا

7 - توصيه الهى به مؤمنان اين است كه هرگاه در مجالس بر اثر كثرت ازدحام ، از آنان خواسته شود « از جاى خويش برخيزند » ، برخيزند ( از دادن جاى خود به تازه واردين دريغ نكنند ) .

و إذا قيل انشزوا فانشزوا

9 - برخاستن از جاى خويش و قرار دادن آن در اختيار ديگر مؤمنان ، مايه بالا رفتن درجات انسان و تقرب و نزديكى او به خداوند است .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم . .. درجـت

برخى از مفسران «ارتقاع درجات» را كنايه از تقرب به خداوند دانسته اند. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

7- اهميت اسكان به واردين به مجلس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 7

7 - توصيه الهى به مؤمنان اين است كه هرگاه در مجالس بر اثر كثرت ازدحام ، از آنان خواسته شود « از جاى خويش برخيزند » ، برخيزند ( از دادن جاى خود به تازه واردين دريغ نكنند ) .

و إذا قيل انشزوا فانشزوا

8- بى نيازى حاضران در مجلس محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 5 - 1

1 - برخى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم ، خود را از پند و اندرز هاى الهى بى نياز مى ديدند و از فرجام خود نگرانى نداشتند .

أمّا من استغنى

به قرينه «جاءك» و «يخشى» ـ در آيات بعد ـ مراد از جمله «استغنى»، احساس بى نيازى نسبت به حضور در مجلس وعظ و ارشاد و نيز بى خطر ديدن عاقبت خويش است.

9- پاداش اسكان به واردين به مجلس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 11 - 4،5،8،10

4 - پاداش مؤمنان عمل كننده به توصيه الهى ( توصيه به جا باز كردن براى ديگران در مجالس ) ، حل مشكلات و گشايش در امور زندگى آنان از سوى خداوند است .

فافسحوا يفسح اللّه لكم

در صورتى كه مراد از «يفسح اللّه»، پاداش دنيوى باشد برداشت بالا استفاده مى شود.

5 - خداوند ، در قبال عمل كردن مؤمنان به توصيه او ( جا باز كردن براى ديگران در مجالس ) جايگاه اخروى آنان را وسيع خواهد كرد .

فافسحوا يفسح اللّه لكم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «يفسح اللّه لكم» ناظر به پاداش اخروى باشد.

8 - برخاستن از جاى خود و قرار دادن آن در اختيار ديگران ، داراى پاداشى متناسب در پيشگاه خداوند

و إذا قيل انشزوا فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم

برداشت ياد شده بدان سبب است كه خداوند، برخاستن از جاى خود را مايه بالا رفتن درجه و منزلت فرد قرار داده است.

10 - خداوند ، درجات اخروى مؤمنان ، به خصوص اهل علم را ، كه در مجالس ـ در صورت ازدحام جمعيت ـ از جاى خود برمى خيزند و آن را در اختيار ديگران قرار مى دهند ، بالا خواهد برد .

فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم و الذين أُوتوا العلم درجـت

10- حضور در مجلس غيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 18

18 ـ عن رسول الله(صلی الله علیه و آله): من كان يؤمن بالله و اليوم الآخر فلايجلس فى مجلس يسب فيه امام او يغتاب فيه مسلم ان الله يقول فى كتابه: «و إذا رأيت الذين يخوضون فى آياتنا فأعرض عنهم . ..» .

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد، نبايد در محفلى كه نسبت به امامى ناسزا گويى شود يا غيبت مسلمانى مطرح گردد حضور داشته باشد. خداوند در قرآن مى فرمايد: «هرگاه كسانى را ديدى كه از روى خرده گيرى در آيات ما گفتگو مى كنند، از آنان رويگردان شو ...».

11- زليخا قبل از مجلس بازجويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 51 - 17

17ـ زليخا پيش از جلسه بازجويى و محكمه دادرسى ، يوسف ( ع ) را مجرم معرفى مى كرد و به كام جويى از وى متهم مى ساخت .

قالت امرأت العزيز الئـن حصحص الحق أنا رودته عن نفسه و إنه لمن الصـدقين

برداشت فوق از قيد «الآن» استفاده مى شود.

12- زمينه حضور در مجلس محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 2

2 - خداترسى و حالت خشيت ، برانگيزاننده ابن ام مكتوم براى حضور در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و أمّا من جاءك يسعى . و هو يخشى

13- زن و مجلس مردان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 3

3ـ جواز حضور زنان در جلسه مردان و پذيرايى از ايشان

وامرأته قائمة فضحكت فبشّرنـها

برخى برآنند كه مراد از «قائمة» قيام براى پذيرايى از مهمانان است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال مى باشد. گفتنى است كه به قرينه آيه بعد، نمى توان گفت جواز حضور زنان به طور مطلق ـ چه جوان باشند و چه كهنسال ـ از آيه استنباط مى شود اگرچه نفى آن نيز از آيه استفاده نمى گردد.

14- زنان اشراف مصر در مجلس زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 50 - 11

11ـ ماجراى ميهمانى زليخا از زنان اشراف و بريدن آنان دست هاى خويش را ، گوياترين صحنه براى اثبات منزلت والا و عفت و پاكدامنى يوسف ( ع )

فسئله ما بال النسوة الّـتى قطعن أيديهنّ

يوسف(ع) براى رسيدگى به پرونده خويش با عبارت «الّـتى قطعن أيديهنّ» داستان ميهمانى زليخا از زنان اشراف و اينكه آنان دستهاى خويش را بريدند را مطرح مى كند و از آن جا كه يوسف(ع) درصدد اثبات بى گناهى خويش است، مى توان گفت: داستان مذكور و مسائل پيرامون آن براى اثبات عفت، پاكدامنى و بى گناهى يوسف(ع) بهترين شاهد بوده است.

15- ساره در مجلس ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 1،2

1ـ همسر ابراهيم ( ساره ) در مجلس فرشتگان پيام آورِ بشارت حضور داشت .

و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى . .. وامرأته قائمة فضحكت

2ـ ابراهيم ( ع ) و فرشتگان حاضر در نزد او ، همگى نشسته بودند و ساره ايستاده بود .

وامرأته قائمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 29 - 1

1 - حضور همسر ابراهيم ( ع ) ، در جمع آن حضرت و ميهمانان ايشان

و بشّروه بغلـم عليم . فأقبلت امرأته فى صرّة ... و قالت عجوز عقيم

16- شرايط حضور در مجلس محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 5 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، حتى كسانى را كه به معارف دينى احساس نياز نمى كردند ، به حضور مى پذيرفت و از ارشاد آنان دريغ نمىورزيد .

أمّا من استغنى

با توجه به شأن نزول و جملات آيه شريفه، چنين بر مى آيد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مجلسى به ارشاد كسانى پرداخته بود كه برخى از افراد حاضر در آن، خود را از تعاليم آن حضرت بى نياز مى پنداشتند. فردى از مسلمانان نيز با شركت در آن مجلس، خود را در مقام وعظ و ارشاد آنان قرار داده بود. پس از حضور ابن ام مكتوم، آثار ناخرسندى در قيافه و رفتار او نمودار گشت و اين آيات با نكوهش از دوگانگى برخوردش، وى را فردى نامناسب براى ارشاد معرفى كرده است.

17- شرايط حضور در مجلس موعظه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 2

2 - احتمال علاقه مندى افراد به تزكيه نفس ، كافى در لزوم احترام آنان و استقبال از حضورشان در مجالس وعظ و ارشاد

و مايدريك لعلّه يزّكّى

كلمه «لعلّ»، بر رجا و اميدوارى دلالت دارد و جمله «لعلّه يزّكّى» اميد به وجود تزكيه را در لزوم پذيرش مستمعان كافى مى داند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 5،7

5 - احتمال تأثيرپذيرى مردم از نصيحت ها ، كافى در لزوم استقبال از آنان در مجالس پند و اندرز

لعلّه . .. يذّكّر

7 - تنها كسانى شايسته حضور در مجالس وعظ و ارشادند ، كه خود را در مسير خودسازى قرار داده يا افرادى توصيه پذير و نصيحت خواه باشند .

يزّكّى . أو يذّكّر

18- شركت در مجلس گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 13،16،17

13 ـ شركت در مجالس گناه ، گناهى همسنگ با انجام آن

فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره إنّكم إذاً مثلهم

16 ـ يكسانى سرنوشت شوم كافران و منافقان و شركت كنندگان در مجالس كفر و گناه و استهزا به آيات الهى

انكم اذاً مثلهم إنّ اللّه جامع المنفقين . .. جميعاً

17 ـ مسلمان شركت كننده در مجالس كفر و استهزاى به آيات الهى منافق است .

فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره إنّكم إذاً مثلهم . .. جميعاً

جمله «ان اللّه . ..»، پس از بيان حرمت مجالست با استهزا كنندگان، دلالت مى كند كه مراد از منافقان، همان مسلمانانى هستند كه در آن مجالس شركت مى كنند.

19- عبدالله بن ام مكتوم در مجلس محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 8 - 2

2 - ابن ام مكتوم ، پس از ورود به مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در كنار مسلمانى قرار گرفت كه در حال ارشاد و سخن گفتن با ديگرى بود .

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى ... و أمّا من جاءك يسعى

تعبير «جاءك» بيانگر آن است كه ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نزد همان شخصى جا گرفته بود كه با اخم و قهر، ناخرسندى خود را ابراز داشت.

20- عثمان بن عفان در مجلس محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 5

5 - عثمان بن عفان ، از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم و ارشاد كننده كافران مكه در عصر بعثت *

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

در شأن نزول آيه شريفه از تفسير قمى نقل شده كه فرد مورد نظر از ضمير خطاب در «أنت له تصدّى»، عثمان بوده است. او در صدد مسلمان ساختن حاضران مجلس ـ كه از چهره هاى برجسته قريش بودند ـ برآمده بود.

21- فرجام حاضران در مجلس محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 5 - 1

1 - برخى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم ، خود را از پند و اندرز هاى الهى بى نياز مى ديدند و از فرجام خود نگرانى نداشتند .

أمّا من استغنى

به قرينه «جاءك» و «يخشى» ـ در آيات بعد ـ مراد از جمله «استغنى»، احساس بى نيازى نسبت به حضور در مجلس وعظ و ارشاد و نيز بى خطر ديدن عاقبت خويش است.

22- مجلس انس بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 53 - 4

4- تقواپيشگان در بهشت ، داراى ديدار ها و نشست هاى دوستانه و محافل انس

متقـبلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 5

5 - ياد نعمت ها و تعظيم عطاياى خداوند ، نقل مجلس انس متقين ، در بهشت *

فـكهين بما ءاتيهم ربّهم

در معناى «فاكهين» گفت و گوهاى دوستانه در مجالس انس آورده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 20 - 1

1 - بهشتيان ، داراى مجالس انس و تكيه زده بر تخت هاى چيده شده در كنار هم

متّكـين على سرر مصفوفة

«اتكاء» (مصدر «متكـين») به معناى تكيه زدن و «سُرُر» (جمع «سرير») به معناى تخت ها است. «مصفوفة» (صفت «سُرُر»; يعنى، چيده شده در كنار هم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 23 - 2

2 - سرخوشى بهشتيان در مجالس انس ، با ربودن جام هاى شراب از دست يكديگر

يتنـزعون فيها كأسًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 28 - 5

5 - ستايش تقواپيشگان از نيكى هاى خداوند ، در مجالس انس خويش در بهشت

يتساءلون . .. إنّه هو البرّ الرحيم

23- مجلس انس متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 28 - 5

5 - ستايش تقواپيشگان از نيكى هاى خداوند ، در مجالس انس خويش در بهشت

يتساءلون . .. إنّه هو البرّ الرحيم

24- مجلس حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 1

1 ـ شركت جستن در مجالسى كه آيات الهى مورد استهزا و انكار قرار گيرد ، حرام است .

و قد نزل عليكم فى الكتب . .. فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره

25- مجلس گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 1،4،12

1 ـ شركت جستن در مجالسى كه آيات الهى مورد استهزا و انكار قرار گيرد ، حرام است .

و قد نزل عليكم فى الكتب . .. فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره

4 ـ حرمت حضور در مجالس گناه و لزوم ترك آن مجالس

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم

12 ـ شركت كنندگان در مجالس كفر و استهزاى به آيات الهى ، همسانِ با كافرانِ استهزاگر

يكفر بها . .. فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره إنّكم إذاً مثلهم

26- مجلس مهمانى زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 4،5،6،7،10،29

4ـ زليخا براى پاسخ گويى به زنان ملامت كننده ، ضيافتى ترتيب داد و مجلس ويژه اى آراست .

أرسلت إليهنّ و أعتدت لهنّ متّكئًا

5ـ زليخا براى لميدن زنانى كه به مهمانى دعوت كرده بود ، تكيه گاهى ويژه فراهم ساخت .

و أعتدت لهنّ متّكئًا

«اعتاد» (مصدر أعتدت) به معناى مهيّا ساختن و آماده كردن است. «متّكئاً» به چيزى گفته مى شود كه به آن تكيه مى

دهند و نكره آوردن آن دلالت بر ويژگى آن دارد. قابل ذكر است كه «متّكئاً» به معناى طعام نيز آمده است. مفرد بودن آن و نيز آوردن جمله «آتت ...» (به هر يك كاردى [براى استفاده از خوراكيها] داد) مى تواند مؤيد اين احتمال باشد كه مراد از «متّكئاً» در آيه «طعام» است.

6ـ زليخا به هر يك از زنان دعوت شده ، كاردى براى استفاده از خوردنى ها داد .

و ءاتت كل وحدة منهنّ سكّينًا

7ـ زليخا خود ، آرايش دهنده مجلس ضيافت و پذيرايى كننده از زنان اشراف بود .

و أعتدت لهنّ متّكئًا و ءاتت كل وحدة منهنّ سكّينًا

ضمير در «أعتدت» و «آتت» به «امرأت العزيز» برمى گردد. بنابراين ظاهر اين است كه او خود به انجام آن كارها پرداخته بود و گرنه فعلهاى مذكور به صورت مجهول (اُعتِد) و (اوتيت) آورده مى شد.

10ـ زليخا به منظور برخورد نكردن زنان دعوت شده با يوسف ( ع ) ، از او خواسته بود در اتاق هاى اندرونى ساختمان بماند .

و قالت اخرج عليهنّ

كلمه «خروج» به معناى از داخل به بيرون آمدن است. بنابراين «اخرج عليهنّ» مى رساند كه يوسف(ع) هنگامى كه زنان در مجلس ضيافت حاضر شدند، در مكانى بود كه نسبت به مجلس آنان داخل حساب مى شد ; يعنى، اگر مجلس پذيرايى در اتاق بيرونى بود زليخا، يوسف(ع) را در اتاق اندرونى نگه داشته بود.

29ـ « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . فأرسلت إليهنّ و هيأت لهنّ طعاماً و مجلساً ثم أتتهنّ باترج و « آتت كل واحدة منهنّ سكّيناً . . . » ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. پس همسر عزيز [پيكى] به سوى بانوان فرستاد و از آنان دعوت كرد و برايشان طعامى آماده كرد و مجلسى آراست و آن گاه براى بانوان ترنج آورد و به هر يك كاردى داد ...».

27- همسر پادشاه مصر در مجلس زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 4

4ـ همسر پادشاه مصر از زنان حاضر در مجلس مهمانى زليخا و دلباخته يوسف ( ع ) بود .

ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب

بر اين مبنا كه ضمير در «يعلم» و «لم أخنه» به «ملك» باز گردد ، از جمله «ذلك ليعلم . ..» معلوم مى شود كه همسر ملك نيز در زمره زنانى بود كه دستهاى خويش را بريدند.

4- مجمع البحرين

1- خضر(ع) در مجمع البحرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 65 - 1

1- موسى ( ع ) و همسفرش ، پس از بازگشت به مجمع البحرين ، با خضر ( ع ) ملاقات كردند .

فارتّدا على ءاثارهما قصصًا . فوجدا

2- مسافرت موسى(ع) به مجمع البحرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 60 - 1

1- موسى ( ع ) براى يافتن خضر ، با عزمى راسخ و جدّى ، سفر خود را به مجمع البحرين آغاز كرد .

لاأبرح حتّى أبلغ مجمع البحرين

«لاأبرح» صيغه متكلم از «برح» و به معناى «دست برنمى دارم» و تأكيد بر پشتكار در انجام دادن كار است.

3- موسى(ع) در مجمع البحرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 61 - 1،2،3

1- موسى ( ع ) و همسفر او به محلِّ تلاقى دو دريا رسيدند و در آن جا توقف كردند .

فلمّا بلغا مجمع بينهما

2- موسى و همسفر او ، به هنگام رسيدن به مجمع البحرين ، يك ماهى ، به عنوان غذا ، همراه داشتند .

فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما

«حوت» يعنى «ماهى» و برخى آن را ماهى بزرگ معنا كرده اند. (ر.ك. لسان العرب) به قرينه «غداءنا» ـ در آيه بعد ـ آن ماهى، به منظور تغذيه فراهم شده بود.

3- موسى ( ع ) و همسفرش هنگام رسيدن به محلِّ تلاقى دو دريا ، از ماهىِ همراه خويش ، غفلت كردند .

فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 62 - 1

1- موسى ( ع ) و همسفرش ، پس از توقف در مجمع البحرين ، در جستوجوى خضر ( ع ) ، مجدداً به حركت خويش ادامه داده و آن جا را پشت سر گذاشتند .

فلمّا بلغا مجمع بينهما . .. فلمّا جاوزا

موسى(ع) در سخن خود با يوشع، مجمع البحرين را هدف و مقصد نهايى خود اعلام كرد، ولى هنگام رسيدن به آن جا، از آن نيز گذشت. اين حركت و نيز گفتارى كه در آيات بعد از موسى(ع) نقل شده است، نشانه آن است كه آن دو نمى دانستند به محلِّ مورد نظر موسى(ع) رسيده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 63 - 1

1- موسى ( ع ) و همسفرش ، كنار صخره اى در مجمع البحرين ، آرميدند .

إذ أوينا إلى الصخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 65 - 1

1- موسى ( ع ) و همسفرش ، پس از بازگشت به مجمع البحرين ، با خضر ( ع ) ملاقات كردند .

فارتّدا على ءاثارهما قصصًا . فوجدا

4- موقعيت جغرافيايى مجمع البحرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 60 - 9

9- مجمع البحرين ، در موقعيتى بسيار دور نسبت به منطقه سكونت حضرت موسى ( ع ) قرار داشت .

لاأبرح حتّى أبلغ مجمع البحرين أو أمضى حقبًا

تأكيد حضرت موسى(ع) بر دست برنداشتن از سفر و طلب تا رسيدن به محل موعود، اگرچه عمرى را در اين كار مصروف كند، دال بر آن است كه موسى(ع) براى رسيدن به آن منطقه راه درازى در پيش داشته است.

5- يوشع(ع) در مجمع البحرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 61 - 1،2،3

1- موسى ( ع ) و همسفر او به محلِّ تلاقى دو دريا رسيدند و در آن جا توقف كردند .

فلمّا بلغا مجمع بينهما

2- موسى و همسفر او ، به هنگام رسيدن به مجمع البحرين ، يك ماهى ، به عنوان غذا ، همراه داشتند .

فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما

«حوت» يعنى «ماهى» و برخى آن را ماهى بزرگ معنا كرده اند. (ر.ك. لسان العرب) به قرينه «غداءنا» ـ در آيه بعد ـ آن ماهى، به منظور تغذيه فراهم شده بود.

3- موسى ( ع ) و همسفرش هنگام رسيدن به محلِّ تلاقى دو دريا ، از ماهىِ همراه خويش ، غفلت كردند .

فلمّا بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 62 - 1

1- موسى ( ع ) و همسفرش ، پس از توقف در مجمع البحرين ، در جستوجوى خضر ( ع ) ، مجدداً به حركت خويش ادامه داده و آن جا را پشت سر گذاشتند .

فلمّا بلغا مجمع بينهما . .. فلمّا جاوزا

موسى(ع) در سخن خود با يوشع، مجمع البحرين را هدف و مقصد نهايى خود اعلام كرد، ولى هنگام رسيدن به آن جا، از آن نيز گذشت. اين حركت و نيز گفتارى كه در آيات بعد از موسى(ع) نقل شده است، نشانه آن است كه آن دو نمى دانستند به محلِّ مورد نظر موسى(ع) رسيده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 63 - 1

1- موسى ( ع ) و همسفرش ، كنار صخره اى در مجمع البحرين ، آرميدند .

إذ أوينا إلى الصخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 65 - 1

1- موسى ( ع ) و همسفرش ، پس از بازگشت به مجمع البحرين ، با خضر ( ع ) ملاقات كردند .

فارتّدا على ءاثارهما قصصًا . فوجدا

5- مجوس

1- اتمام حجت با مجوس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 2

2 - اتمام حجت بر تمام كافران ( يهود ، نصارا ، مجوس و مشركان ) و رساندن برهان آشكار به آنان ، سنتى الهى است .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

2- جزيه از مجوس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 29 - 10

10 ـ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده است : « . . . إنى لست آخذ الجزية إلا من اهل الكتاب . . . إن المجوس كان لهم نبى فقتلوه و كتاب أحرقوه . . . ;

. .. من جزيه نمى گيرم مگر از اهل كتاب ... مجوس، داراى پيغمبر و كتاب بودند كه پيغمبر خود را كشتند و كتاب را آتش زدند ... ».

3- رذايل مجوس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 7

7 - كافران به اسلام ( يهوديان ، مسيحيان ، مجوسيان و مشركان ) ، شرورترين مردم و بدترين مخلوقات اند .

الذين كفروا من أهل الكتـب و المشركين . .. أُولـئك هم شرّ البريّة

«بريّة» (فعيلة به معناى مفعولة) با كلمه «برى» (به وزن «عصا»; يعنى، خاك) هم خانواده است و تمام خاكيان، از جمله بشر را شامل مى شود (مصباح و مفردات). برخى گفته اند: اين كلمه با فعل «بَرَءَ» (به معناى «خَلَقَ») هم خانواده است و بر تمام مخلوقات تطبيق مى كند.

4- شرارت مجوس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 7

7 - كافران به اسلام ( يهوديان ، مسيحيان ، مجوسيان و مشركان ) ، شرورترين مردم و بدترين مخلوقات اند .

الذين كفروا من أهل الكتـب و المشركين . .. أُولـئك هم شرّ البريّة

«بريّة» (فعيلة به معناى مفعولة) با كلمه «برى» (به وزن «عصا»; يعنى، خاك) هم خانواده است و تمام خاكيان، از جمله بشر را شامل مى شود (مصباح و مفردات). برخى گفته اند: اين كلمه با فعل «بَرَءَ» (به معناى «خَلَقَ») هم خانواده است و بر تمام مخلوقات تطبيق مى كند.

5- مجوس از اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 29 - 10

10 ـ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده است : « . . . إنى لست آخذ الجزية إلا من اهل الكتاب . . . إن المجوس كان لهم نبى فقتلوه و كتاب أحرقوه . . . ;

. .. من جزيه نمى گيرم مگر از اهل كتاب ... مجوس، داراى پيغمبر و كتاب بودند كه پيغمبر خود را كشتند و كتاب را آتش زدند ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 17 - 10

10 - اصبغ بن نباته گويد : « لمّا جلس على ( ع ) فى الخلافة . . . قال : سلونى قبل أن تفقدونى فقام إليه الاشعث بن قيس ، فقال : يا أميرالمؤمنين كيف يؤخذ من المجوس الجزية و لم ينزل عليهم كتاب و لم يبعث إليهم نبى ؟ قال : بلى يا أشعث قد أنزل اللّه عليهم كتاباً و بعث إليهم رسولاً . . . ;

چون حضرت على(ع) به خلافت نشست. .. فرمود: از من سؤال كنيد پيش از آن كه مرا درنيابيد. اشعث بن قيس برخاست و گفت: يا اميرالمؤمنين! چگونه از مجوس جزيه گرفته مى شود، در حالى كه كتابى بر آنان نازل نشده و پيغمبرى به سوى آنها برانگيخته نشده است؟ امام فرمود: چرا اى اشعث! همانا خدا كتابى بر آنان نازل كرد و رسولى به سوى آنها برنگيخت...».

مجوسيت

6- توحيد در مجوسيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 17 - 2

2 - يهوديت ، مسيحيت ، مجوسيت و صابئيت ، همه از آيين هاى توحيدى اند .

و الذين هادوا . .. و الذين أشركوا

قرار دادن گروه هاى يهودى و. .. در برابر «الذين اشركوا» (آنان كه شرك ورزيدند) بيانگر مطلب فوق است.

6- محارب

1- محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 279 - 2،3

2 ـ رباخواران در موضع جنگ با خداوند و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله

3 ـ رباخواران ، محاربان با خداوند و رسول (صلی الله علیه و آله)

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله

2- آثار استيمان محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 10،11

10 ـ ضرورت پرهيز از كشتن افراد و يا گروه هاى از دشمنان محارب كه تسليم شده و خواهان ترك نبرد هستند .

و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا

با توجه به معناى لغوى «سلام» (صلح)، مراد از القاى سلام، صلح خواهى است. يعنى اگر دشمن خواهان صلح است، نبرد با او جايز نيست و جمله «لست مؤمنا»، اشاره به اين معنى دارد كه در ترك تعرض، تنها ايمان شرط نيست ; بلكه تسليم و يا صلح خواهى نيز كافى است.

11 ـ حرمت تعرض و قتل دشمنان در گرو اظهار تسليم است ، نه ايمان آوردن آنان .

و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا

بنابراين احتمال كه مراد از القاى سلام، تسليم شدن باشد، نه اظهار اسلام و ايمان.

3- آمرزش كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 192 - 7

7 - آمرزش گناهان كافران محارب ، پس از ايمان آوردن آنان ، پرتوى از مغفرت و رحمت الهى است .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 11

11 ـ كفرپيشگان اگر ايمان آورند ، حتى در صورتى كه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) جنگيده باشند ، مشمول رحمت و مغفرت الهى خواهند شد .

إن يعلم اللّه . .. يغفر لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 3

3- حكم كافرانِ غير معاند ، متمايز از كافران ستيزه جو ، در برخوردارى از عفو الهى

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. فلن يغفر اللّه لهم

بنابراين كه قيد «و صدّوا عن سبيل اللّه» احترازى باشد; مفهوم آيه اين مى شود كه اگر شخص كافر، ستيزه جويى با دين نداشته باشد، محكوم به «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.

4- احسان به كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 3

3 - ممنوعيت احسان ، به كافران دين ستيز و آواره كننده مسلمانان از سرزمينشان

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقـتلوكم فى الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 6

6 - نيكى و مسالمت با كافران معاند و همدستان آنان ، مصداق واقعى ظلم است .

أن تبرّوهم و تقسطوا إليهم . .. إنّما ينهيكم ... و من يتولـّهم فأُولـئك هم الظـلم

از مجموع دو آيه، استفاده مى شود كه نيكى و قسط، اصولاً در مورد كافران معاند، مفهوم واقعى ندارد و نبايد تحت عنوان عدالت و انسان دوستى، به دشمنان حق روى خوش نشان داد.

5- احكام محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 1،2،17

1 - مسلمانان بايد كافران محارب را هر كجا يافتند ، بكشند .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

ضمير «هم» در جمله فوق به «الذين يقاتلوكم» بر مى گردد و لذا از آنان به كافران محارب تعبير شده است. «ثقف»

(مصدر ثقفتم» به معناى يافتن و دسترسى پيدا كردن است.

2 - ضرورت كشتن كافران محارب ، محدود به ميدان جنگ نيست .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

عبارت «حيث ثقفتموهم» (هر كجا آنان را يافتيد و بر آنان دسترسى داشتيد) گوياى برداشت فوق است.

17 - سزاى كفرپيشگان محارب و فتنه انگيز ، كشتن آنان است .

فاقتلوهم كذلك جزاء الكفرين

«ال» در «الكافرين» عهديه است و اشاره به كافرانى دارد كه سر جنگ با مسلمانان دارند و يا عليه ايشان فتنه انگيزى مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 1،2،3،23،24

1 ـ محاربين و ستيزه جويان با خدا و رسول يا بايد كشته شوند و يا به دار آويخته گردند و يا دست و پايشان از جهت مخالف بريده شود و يا تبعيد گردند .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. او ينفوا فى الارض

2 ـ محاربين در صورت فسادانگيزى در جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد )

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. او ينفوا فى الارض

برداشت فوق بر اين مبناست كه واو عاطفه در «و يسعون» واو جمع باشد. يعنى حد ذكر شده از آن محاربى است كه فسادگر باشد. تكرار نشدن «الذين» در «يسعون» مؤيد اين معناست.

3 ـ حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) ، كيفرى مناسب براى محاربان فسادگر

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

«جزاء» در لغت به معناى كيفر و پاداشى است كه كافى باشد.

23 ـ اعدام و بدار آويختن ، مجازات محارب فسادگر در زمين در صورت ارتكاب قتل و غارت

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او يصلبوا

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: اذا حارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً . .. و ان قتل و اخذ المال قتل و صلب ... .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

24 ـ قطع يك دست و يك پا از جهت مخالف ، مجازات محارب فسادگر در زمين ، در صورت غارت نمودن اموال بدون ارتكاب قتل

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او تقطع ايديهم و ارجلهم من خلف

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: اذا حارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً . .. و ان اخذ المال و لم يقتل قطعت يده و رجله من خلاف ... .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 1،3،5

1 ـ سقوط حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) از محاربان و فسادانگيزانى كه پيش از دستگيرى توبه كنند .

انما جزؤا الذين يحاربون . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

3 ـ توبه و اظهار پشيمانى تبهكاران محارب پس از به چنگ افتادن ، فاقد ارزش و اعتبار براى سقوط حد و رهايى از عذاب دوزخ

انما جزؤا الذين . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

5 ـ محاربان و فسادگران در صورتى كه به تبعيد محكوم شوند ، همواره بايد در تبعيد بسر برند .

او ينفوا من الارض . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

ظاهر استثناء (الا الذين . ..) اين است كه به تمامى فرازهاى آيه پيش مربوط مى باشد. بنابراين حكم تبعيدى كه پس از دستگيرى صادر شود، هرگز الغا نخواهد شد، گر چه شخص تبعيدى توبه كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 8

8 - كافران ستيزكننده با خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فاقد حق مالكيت نسبت به اموال و دارايى خويش *

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم

واژه «أفاء» ـ كه از «فىء» به معناى رجوع گرفته شده ـ نشانگر آن است كه يهوديان محارب، حق مالكيتى نسبت به اموال و دارايى شان ندارند و در حقيقت به مالك اصلى آن، بازگردانيده شده است.

6- اعدام محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 1،2،3،20،22،23،27

1 ـ محاربين و ستيزه جويان با خدا و رسول يا بايد كشته شوند و يا به دار آويخته گردند و يا دست و پايشان از جهت مخالف بريده شود و يا تبعيد گردند .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. او ينفوا فى الارض

2 ـ محاربين در صورت فسادانگيزى در جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد )

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. او ينفوا فى الارض

برداشت فوق بر اين مبناست كه واو عاطفه در «و يسعون» واو جمع باشد. يعنى حد ذكر شده از آن محاربى است كه فسادگر باشد. تكرار نشدن «الذين» در «يسعون» مؤيد اين معناست.

3 ـ حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) ، كيفرى مناسب براى محاربان فسادگر

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

«جزاء» در لغت به معناى كيفر و پاداشى است كه كافى باشد.

20 ـ سلاح بر گرفتن و ايجاد ناامنى در راه ها ـ همراه با قتل ، ـ محاربه با خدا و رسول و كيفر آن اعدام است .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. ان يقتلوا

از امام جواد(ع) روايت شده كه در پاسخ از سؤال حكم فسادگرانى كه راه بر مردم بسته اند فرمود: . .. و ان كانوا اخافوا السبيل

و قتلوا النفس امر بقتلهم ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 315، ح 91; تفسير برهان، ج 1، ص 467، ح 16.

22 ـ اعدام ، مجازات محارب فسادگر در زمين در صورت ارتكاب قتل

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. ان يقتلوا

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: اذا حارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً فقتل قتل به . .. .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

23 ـ اعدام و بدار آويختن ، مجازات محارب فسادگر در زمين در صورت ارتكاب قتل و غارت

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او يصلبوا

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: اذا حارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً . .. و ان قتل و اخذ المال قتل و صلب ... .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

27 ـ بريدن يك دست و يك پا از جهت مخالف و سپس به دار آويختن ، كيفر ايجاد ناامنى در راه ها به همراه قتل و غارت اموال

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. و ارجلهم من خلف

از امام جواد(ع) روايت شده كه در پاسخ سؤال از حكم فسادگرانى كه راه بر مردم بسته اند فرمود: . .. و ان كانوا اخافوا السبيل و قتلوا النفس و اخذوا المال امر بقطع ايديهم و ارجلهم من خلاف و صلبهم بعد ذلك ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 315، ح 91; تفسير برهان، ج 1، ص 467، ح 16.

7- افساد محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 3

3 ـ حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) ، كيفرى مناسب براى محاربان فسادگر

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

«جزاء» در لغت به معناى كيفر و پاداشى است كه كافى باشد.

8- افشاى محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 13

13 ـ ضرورت رسوا ساختن محاربان و فسادگران در جامعه

ذلك لهم خزى فى الدنيا

جمله «ذلك لهم خزى» مى رساند كه ضرورت رسوا ساختن محاربان و مفسدان، مفروض گرفته شده و اجراى حد، وسيله اى

براى رسوا كردن آنان است.

9- اقسام حد محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 21

21 ـ حاكم اسلامى ، وظيفه دار برگزيدن يكى از مجازات هاى چهارگانه محارب ، با رعايت تناسب بين مجازات و جنايت وى

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او ينفوا من الارض

از امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق روايت شده: ذلك الى الامام يفعل به ما يشاء، قلت: فمفوض ذلك اليه؟ قال: لا، و لكن نحو الجناية.


كافى، ج 7، ص 246، ح 5; نورالثقلين، ج 1، ص 622، ح 164.

10- ايمان كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 192 - 4،5،7

4 - ايمان ، از همگان حتى كفرپيشگان محارب پذيرفته است .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه متعلق «إنتهوا» كفر و شرك باشد. بنابراين «فإن انتهوا ...»; يعنى، اگر كافران و مشركان دست از كفر و شرك برداشتند و ايمان آوردند. بر اين مبنا جمله «فإن اللّه ...» گوياى دو معناست: 1ـ پذيرش ايمان آنان، 2ـ آمرزش خطاهاى گذشته شان.

5 - در صورتى كه كافران محارب ايمان آورند ، نبايد بر خطا هاى پيشينشان ( كشتن مسلمانان ، فتنه انگيزى و . . . ) مورد مؤاخذه قرار گيرند .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

7 - آمرزش گناهان كافران محارب ، پس از ايمان آوردن آنان ، پرتوى از مغفرت و رحمت الهى است .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 11

11 ـ كفرپيشگان اگر ايمان آورند ، حتى در صورتى كه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) جنگيده باشند ، مشمول رحمت و مغفرت الهى خواهند شد .

إن يعلم اللّه . .. يغفر لكم

11- پشيمانى محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 3

3 ـ توبه و اظهار پشيمانى تبهكاران محارب پس از به چنگ افتادن ، فاقد ارزش و اعتبار براى سقوط حد و رهايى از عذاب دوزخ

انما جزؤا الذين . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

12- تبعيد محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 1،2،3،25

1 ـ محاربين و ستيزه جويان با خدا و رسول يا بايد كشته شوند و يا به دار آويخته گردند و يا دست و پايشان از جهت مخالف بريده شود و يا تبعيد گردند .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. او ينفوا فى الارض

2 ـ محاربين در صورت فسادانگيزى در جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد )

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. او ينفوا فى الارض

برداشت فوق بر اين مبناست كه واو عاطفه در «و يسعون» واو جمع باشد. يعنى حد ذكر شده از آن محاربى است كه فسادگر باشد. تكرار نشدن «الذين» در «يسعون» مؤيد اين معناست.

3 ـ حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) ، كيفرى مناسب براى محاربان فسادگر

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

«جزاء» در لغت به معناى كيفر و پاداشى است كه كافى باشد.

25 ـ تبعيد محارب ( از محل ارتكاب جرم به شهرى ديگر ) و قطع معاشرت وى با مردم ، كيفر سلاح بر كشيدن بدون قتل و غارت

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او ينفوا من الارض

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: . .. و ان شهر السيف فحارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً و لم يقتل و لم يأخذ المال ... ينفى من المصر الذى فعل فيه ما فعل الى مصر غيره و يكتب الى اهل ذلك المصر انه منفى فلا تجالسوه و لا تبايعوه و لا تناكحوه و لا تواكلوه و لا تشاربوه ... .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 5

5 ـ محاربان و فسادگران در صورتى كه به تبعيد محكوم شوند ، همواره بايد در تبعيد بسر برند .

او ينفوا من الارض . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

ظاهر استثناء (الا الذين . ..) اين است كه به تمامى فرازهاى آيه پيش مربوط مى باشد. بنابراين حكم تبعيدى كه پس از دستگيرى صادر شود، هرگز الغا نخواهد شد، گر چه شخص تبعيدى توبه كند.

13- تسليم محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 10

10 ـ ضرورت پرهيز از كشتن افراد و يا گروه هاى از دشمنان محارب كه تسليم شده و خواهان ترك نبرد هستند .

و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا

با توجه به معناى لغوى «سلام» (صلح)، مراد از القاى سلام، صلح خواهى است. يعنى اگر دشمن خواهان صلح است، نبرد با او جايز نيست و جمله «لست مؤمنا»، اشاره به اين معنى دارد كه در ترك تعرض، تنها ايمان شرط نيست ; بلكه تسليم و يا صلح خواهى نيز كافى است.

14- توبه محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 1،2،3،7

1 ـ سقوط حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) از محاربان و فسادانگيزانى كه پيش از دستگيرى توبه كنند .

انما جزؤا الذين يحاربون . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

2 ـ محاربان مفسد در صورتى كه پيش از دستگيرى توبه كنند ، به عذاب آخرت گرفتار نخواهند شد .

و لهم فى الاخرة عذاب عظيم. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

3 ـ توبه و اظهار پشيمانى تبهكاران محارب پس از به چنگ افتادن ، فاقد ارزش و اعتبار براى سقوط حد و رهايى از عذاب دوزخ

انما جزؤا الذين . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

7 ـ راه توبه براى همه بندگان ، حتى محاربان و مفسدان ، باز است .

الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

15- جنگ با كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 4

4 ـ متلاشى ساختن جبهه كافران محارب و پراكنده ساختن آنان ، تكليفى بر عهده اهل ايمان

فإما تثقفنهم فى الحرب فشردبهم

16- حبس محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 26

26 ـ زندانى كردن ، كيفر ايجاد ناامنى در راه ها ، بدون قتل و غارت

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او ينفوا من الارض

از امام جواد(ع) روايت شده كه در پاسخ سؤال از حكم فسادگرانى كه راه بر مرم بسته اند فرمود: . .. فان كانوا اخافوا السبيل فقط و لم يقتلوا احداً و لم يأخذوا مالا امر بايداعهم الحبس فان ذلك معنى نفيهم من الارض ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 315، ح 91; تفسير برهان، ج 1، ص 467، ح 16.

17- حد محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 1،2،3،7،25

1 ـ محاربين و ستيزه جويان با خدا و رسول يا بايد كشته شوند و يا به دار آويخته گردند و يا دست و پايشان از جهت مخالف بريده شود و يا تبعيد گردند .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. او ينفوا فى الارض

2 ـ محاربين در صورت فسادانگيزى در جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد )

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. او ينفوا فى الارض

برداشت فوق بر اين مبناست كه واو عاطفه در «و يسعون» واو جمع باشد. يعنى حد ذكر شده از آن محاربى است كه فسادگر باشد. تكرار نشدن «الذين» در «يسعون» مؤيد اين معناست.

3 ـ حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) ، كيفرى مناسب براى محاربان فسادگر

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

«جزاء» در لغت به معناى كيفر و پاداشى است كه كافى باشد.

7 ـ ضرورت اعمال حتمى كيفر محاربان و مفسدان و پرهيز از كوتاهى در اجراى حدود الهى بر ايشان

انما جزؤا الذين . .. ان يقتلوا او يصلبوا او تقطع ايديهم و ارجلهم

فعل «يقتلوا» و «يصلبوا» و «تقطع» از باب تفعيل است و دلالت بر تأكيد اجراى حدود ياد شده دارد.

25 ـ تبعيد محارب ( از محل ارتكاب جرم به شهرى ديگر ) و قطع معاشرت وى با مردم ، كيفر سلاح بر كشيدن بدون قتل و غارت

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او ينفوا من الارض

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: . .. و ان شهر السيف فحارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً و لم يقتل و لم يأخذ المال ... ينفى من المصر الذى فعل فيه ما فعل الى مصر غيره و يكتب الى اهل ذلك المصر انه منفى فلا تجالسوه و لا تبايعوه و لا تناكحوه و لا تواكلوه و لا تشاربوه ... .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

18- دوستان كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 5

5 - برقراركنندگان روابط دوستانه و مسالمت آميز ، با كسانى كه به دين و سرزمين مسلمانان هجوم آورده اند ، ظالمان واقعى هستند .

و من يتولّهم فأُولـئك هم الظـلمون

19- دوستى با امدادگران كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 3

3 - ممنوعيت دوستى و مسالمت با يارى دهندگان و پشتيبانان عناصر مهاجم به دين و سرزمين مسلمانان

إنّما ينهيكم اللّه عن الذين . .. و ظـهروا على إخرجكم

20- دوستى با كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 1،2،6

1 - ممنوعيت رابطه دوستانه با كافران ، منحصر به كافران تهاجم كننده بر ايمان و سرزمين مسلمانان

إنّما ينهيكم اللّه عن الذين قـتلوكم فى الدين

2 - ممنوعيت رفتار دوستانه و مسالمت جويانه ، با كافران معاند ، صرفاً مقابله به مثل است ; نه [ جهاد ] ابتدايى .

لاينهيكم . .. إنّما ينهيكم اللّه

تأكيد خداوند در نهى از رابطه دوستى با كافران، بر اقدامات عملى آنان عليه مسلمانان، بيانگر مطلب بالا است.

6 - نيكى و مسالمت با كافران معاند و همدستان آنان ، مصداق واقعى ظلم است .

أن تبرّوهم و تقسطوا إليهم . .. إنّما ينهيكم ... و من يتولـّهم فأُولـئك هم الظـلم

از مجموع دو آيه، استفاده مى شود كه نيكى و قسط، اصولاً در مورد كافران معاند، مفهوم واقعى ندارد و نبايد تحت عنوان عدالت و انسان دوستى، به دشمنان حق روى خوش نشان داد.

21- شكست كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 4

4 ـ متلاشى ساختن جبهه كافران محارب و پراكنده ساختن آنان ، تكليفى بر عهده اهل ايمان

فإما تثقفنهم فى الحرب فشردبهم

22- ظلم كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 7

7 - كافران محارب ، فتنه انگيزان و بازدارندگان از گسترش و حاكميت دين الهى ، ظالم هستند .

فلا عدون إلا على الظلمين

عذاب كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 4

4- كافرانى كه تا آخرين لحظه زندگى در حال عناد و ستيز با دين باشند ، محكوم به عذاب ابدى خواهند بود .

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. فلن يغفر اللّه لهم

لازمه قطعى «لن يغفر اللّه» باقى ماندن هميشگى در عذاب الهى است.

23- فرجام محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 18

18 ـ هشدار خداوند به يهود نسبت به فرجام شوم ستيزه جويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فسادانگيزى در زمين

من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل . .. انما جزؤا الذين يحاربون

چون در آيه پيش روى سخن با بنى اسرائيل بود، اين آيه مى تواند تعريض به اهداف و اعمال آنان در برابر پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته باشد.

24- قبول پناهندگى كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 2

2 ـ لزوم پذيرش پناهندگى كفار محاربى كه به منظور آشنايى با معارف اسلام ، درخواست پناهندگى مى كنند .

و إن أحد من المشركين استجارك فأجره حتى يسمع كلم اللّه

25- قبول توبه محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 13،15

13 ـ خداوند پذيراى توبه بندگان ، حتى محاربان و فسادگران

الا الذين تابوا . .. فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم

15 ـ سقوط حد از محاربان مفسد در صورت توبه ، پرتويى از رحمت و مغفرت الهى است .

الا الذين تابوا . .. فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم

26- قتل كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 1،2،17

1 - مسلمانان بايد كافران محارب را هر كجا يافتند ، بكشند .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

ضمير «هم» در جمله فوق به «الذين يقاتلوكم» بر مى گردد و لذا از آنان به كافران محارب تعبير شده است. «ثقف» (مصدر ثقفتم» به معناى يافتن و دسترسى پيدا كردن است.

2 - ضرورت كشتن كافران محارب ، محدود به ميدان جنگ نيست .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

عبارت «حيث ثقفتموهم» (هر كجا آنان را يافتيد و بر آنان دسترسى داشتيد) گوياى برداشت فوق است.

17 - سزاى كفرپيشگان محارب و فتنه انگيز ، كشتن آنان است .

فاقتلوهم كذلك جزاء الكفرين

«ال» در «الكافرين» عهديه است و اشاره به كافرانى دارد كه سر جنگ با مسلمانان دارند و يا عليه ايشان فتنه انگيزى مى كنند.

27- كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 4

4 - پشتيبانان جبهه مهاجم كفر ، چونان كافران محارب و شريك جرم آنان

إنّما ينهيكم اللّه . .. و ظـهروا على إخرجكم

28- كافران محارب پناهنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 7

7 ـ تضمين امنيت كفار محاربى كه به منظور آشنايى با اسلام و معارف آن ، پناهنده شوند و بازگرداندن آنان به مراكز امنشان ـ پس از دريافت معارف ـ لازم است .

و إن أحد من المشركين استجارك . .. ثم أبلغه مأمنه

29- كيفر اخروى محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 15،16

15 ـ عذاب بزرگ اخروى پيامد و كيفر ستيزه جويى با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و فسادگرى در زمين

و لهم فى الاخرة عذاب عظيم

16 ـ مجازات دنيوى محاربان و فسادانگيزان در مقايسه با مجازات اخروى آنان ، بسى اندك و ناچيز است .

ذلك لهم خزى فى الدنيا و لهم فى الاخرة عذاب عظيم

تصريح به بزرگى عذاب محاربان در آخرت در مقابل كيفر دنيوى آنان، گوياى برداشت فوق است.

30- كيفر دنيوى محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 16

16 ـ مجازات دنيوى محاربان و فسادانگيزان در مقايسه با مجازات اخروى آنان ، بسى اندك و ناچيز است .

ذلك لهم خزى فى الدنيا و لهم فى الاخرة عذاب عظيم

تصريح به بزرگى عذاب محاربان در آخرت در مقابل كيفر دنيوى آنان، گوياى برداشت فوق است.

31- كيفر كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 17

17 - سزاى كفرپيشگان محارب و فتنه انگيز ، كشتن آنان است .

فاقتلوهم كذلك جزاء الكفرين

«ال» در «الكافرين» عهديه است و اشاره به كافرانى دارد كه سر جنگ با مسلمانان دارند و يا عليه ايشان فتنه انگيزى مى كنند.

32- كيفر محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 14

14 ـ دشمنان محارب با اهل ايمان ، مستحقّ عذاب الهى

او يعذّبهم فانّهم ظالمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 -

1،2،3،7،9،12،14،20،21،22،23،24،25،26،27

1 ـ محاربين و ستيزه جويان با خدا و رسول يا بايد كشته شوند و يا به دار آويخته گردند و يا دست و پايشان از جهت مخالف بريده شود و يا تبعيد گردند .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. او ينفوا فى الارض

2 ـ محاربين در صورت فسادانگيزى در جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد )

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. او ينفوا فى الارض

برداشت فوق بر اين مبناست كه واو عاطفه در «و يسعون» واو جمع باشد. يعنى حد ذكر شده از آن محاربى است كه فسادگر باشد. تكرار نشدن «الذين» در «يسعون» مؤيد اين معناست.

3 ـ حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) ، كيفرى مناسب براى محاربان فسادگر

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

«جزاء» در لغت به معناى كيفر و پاداشى است كه كافى باشد.

7 ـ ضرورت اعمال حتمى كيفر محاربان و مفسدان و پرهيز از كوتاهى در اجراى حدود الهى بر ايشان

انما جزؤا الذين . .. ان يقتلوا او يصلبوا او تقطع ايديهم و ارجلهم

فعل «يقتلوا» و «يصلبوا» و «تقطع» از باب تفعيل است و دلالت بر تأكيد اجراى حدود ياد شده دارد.

9 ـ محاربان با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) به دليل فسادگرى در زمين محكوم به كيفرى سنگين

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً ان يقتلوا

بنابر اينكه «يسعون فى الارض» عطف تفسيرى براى «الذين يحاربون» باشد، مى توان گفت داعى بر تفسير محاربان به فسادگران در زمين، بيان علت كيفرى است كه براى آنان ذكر شده است.

12 ـ كيفر هاى ويژه محاربان مفسد ، كيفرهايى خوار كننده و ذلت آور

ذلك لهم خزى فى الدنيا

14 ـ ضرورت برگزيدن شيوه اى ذلت آفرين و اهانت آميز در اجراى حد بر محارب مفسد

ذلك لهم خزى فى الدنيا

«لهم خزى» مى تواند ارشاد به چگونگى اجراى حد محاربان باشد. يعنى به گونه اى حدود الهى را بر آنان جارى كنيد كه به خوارى آنان منجر گردد.

20 ـ سلاح بر گرفتن و ايجاد ناامنى در راه ها ـ همراه با قتل ، ـ محاربه با خدا و رسول و كيفر آن اعدام است .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. ان يقتلوا

از امام جواد(ع) روايت شده كه در پاسخ از سؤال حكم فسادگرانى كه راه بر مردم بسته اند فرمود: . .. و ان كانوا اخافوا السبيل و قتلوا النفس امر بقتلهم ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 315، ح 91; تفسير برهان، ج 1، ص 467، ح 16.

21 ـ حاكم اسلامى ، وظيفه دار برگزيدن يكى از مجازات هاى چهارگانه محارب ، با رعايت تناسب بين مجازات و جنايت وى

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او ينفوا من الارض

از امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق روايت شده: ذلك الى الامام يفعل به ما يشاء، قلت: فمفوض ذلك اليه؟ قال: لا، و لكن نحو الجناية.


كافى، ج 7، ص 246، ح 5; نورالثقلين، ج 1، ص 622، ح 164.

22 ـ اعدام ، مجازات محارب فسادگر در زمين در صورت ارتكاب قتل

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. ان يقتلوا

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: اذا حارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً فقتل قتل به . .. .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

23 ـ اعدام و بدار آويختن ، مجازات محارب فسادگر در زمين در صورت ارتكاب قتل و غارت

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او يصلبوا

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: اذا حارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً . .. و ان قتل و اخذ المال قتل و صلب ... .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

24 ـ قطع يك دست و يك پا از جهت مخالف ، مجازات محارب فسادگر در زمين ، در صورت غارت نمودن اموال بدون ارتكاب قتل

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او تقطع ايديهم و ارجلهم من خلف

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: اذا حارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً . .. و ان اخذ المال و لم يقتل قطعت يده و رجله من خلاف ... .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

25 ـ تبعيد محارب ( از محل ارتكاب جرم به شهرى ديگر ) و قطع معاشرت وى با مردم ، كيفر سلاح بر كشيدن بدون قتل و غارت

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او ينفوا من الارض

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: . .. و ان شهر السيف فحارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً و لم يقتل و لم يأخذ المال ... ينفى من المصر الذى فعل فيه ما فعل الى مصر غيره و يكتب الى اهل ذلك المصر انه منفى فلا تجالسوه و لا تبايعوه و لا تناكحوه و لا تواكلوه و لا تشاربوه ... .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

26 ـ زندانى كردن ، كيفر ايجاد ناامنى در راه ها ، بدون قتل و غارت

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او ينفوا من الارض

از امام جواد(ع) روايت شده كه در پاسخ سؤال از حكم فسادگرانى كه راه بر مرم بسته اند فرمود: . .. فان كانوا اخافوا السبيل فقط و لم يقتلوا احداً و لم يأخذوا مالا امر بايداعهم الحبس فان ذلك معنى نفيهم من الارض ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 315، ح 91; تفسير برهان، ج 1، ص 467، ح 16.

27 ـ بريدن يك دست و يك پا از جهت مخالف و سپس به دار آويختن ، كيفر ايجاد ناامنى در راه ها به همراه قتل و غارت

اموال

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. و ارجلهم من خلف

از امام جواد(ع) روايت شده كه در پاسخ سؤال از حكم فسادگرانى كه راه بر مردم بسته اند فرمود: . .. و ان كانوا اخافوا السبيل و قتلوا النفس و اخذوا المال امر بقطع ايديهم و ارجلهم من خلاف و صلبهم بعد ذلك ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 315، ح 91; تفسير برهان، ج 1، ص 467، ح 16.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 4

4 ـ مردم ، فاقد هرگونه حقى در ثبوت و يا سقوط حد محاربان و مفسدان

الا الذين تابوا

خداوند حد محارب مفسد را در صورت توبه او ساقط كرده است و سقوط آن را مشروط به چيزى، مانند اعلام رضايت صاحبان حق، قرار نداده است. بنابراين در اثبات و نفى اين حد، براى مردم حقى وجود ندارد.

33- گناه محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 4،6

4 ـ گناه محاربه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همسان با گناه محاربه با خدا .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله

6 ـ فسادگرى در زمين ، گناهى برابر با گناه محاربه با خدا و رسول *

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

جزاى مساوى براى محاربان و مفسدان، حكايت از برابرى گناه آنان دارد. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفسدان، عنوانى مستقل از محاربان نسبت به كيفرهاى چهارگانه باشد.

34- مالكيت محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 8

8 - كافران ستيزكننده با خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فاقد حق مالكيت نسبت به اموال و دارايى خويش *

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم

واژه «أفاء» ـ كه از «فىء» به معناى رجوع گرفته شده ـ نشانگر آن است كه يهوديان محارب، حق مالكيتى نسبت به اموال و دارايى شان ندارند و در حقيقت به مالك اصلى آن، بازگردانيده شده است.

35- مبارزه با كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 8

8 - تنها بايد با ظالمان ( كافران محارب و فتنه انگيزان و مانعان از گسترش و حاكميت دين ) مبارزه كرد .

فلا عدون إلا على الظلمين

36- مجازات كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 1،2،17

1 - مسلمانان بايد كافران محارب را هر كجا يافتند ، بكشند .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

ضمير «هم» در جمله فوق به «الذين يقاتلوكم» بر مى گردد و لذا از آنان به كافران محارب تعبير شده است. «ثقف» (مصدر ثقفتم» به معناى يافتن و دسترسى پيدا كردن است.

2 - ضرورت كشتن كافران محارب ، محدود به ميدان جنگ نيست .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

عبارت «حيث ثقفتموهم» (هر كجا آنان را يافتيد و بر آنان دسترسى داشتيد) گوياى برداشت فوق است.

17 - سزاى كفرپيشگان محارب و فتنه انگيز ، كشتن آنان است .

فاقتلوهم كذلك جزاء الكفرين

«ال» در «الكافرين» عهديه است و اشاره به كافرانى دارد كه سر جنگ با مسلمانان دارند و يا عليه ايشان فتنه انگيزى مى كنند.

37- مسؤوليت محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 6

6 ـ خداوند فراخوان محاربان و مفسدان به دست شستن از فسادگرى و ستيزه جويى با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

38- مشركان محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 9

9 ـ باز بودن راه توبه ، حتّى براى مشركان محارب

او يتوب عليهم

39- مؤاخذه كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 192 - 5

5 - در صورتى كه كافران محارب ايمان آورند ، نبايد بر خطا هاى پيشينشان ( كشتن مسلمانان ، فتنه انگيزى و . . . ) مورد مؤاخذه قرار گيرند .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

محاربان

{محاربان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 8

8 ـ مقابله با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جبهه حقّ ، به منزله مقابله با خداوند است .

انّهم لن يضرّوا اللّه شيئاً

مستند نمودن نفى ضرر به خداوند، با وجود اينكه مراد، نفى ضرر از دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان است، اشاره به اين معنا دارد كه مقابله با دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله)، به منزله مقابله با خداوند است.

40- جنگ با غير محاربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 5

5 - نبرد با كسانى كه با مسلمانان سر جنگ ندارند ، تجاوزگرى و خروج از حدود الهى است .

و قتلوا . .. الذين يقتلونكم و لاتعتدوا

از مصداقهاى مورد نظر براى اعتدا و تجاوز - به قرينه «الذين يقاتلونكم» - نبرد با كافرانى است كه در پى جنگ با اهل ايمان نيستند.

41- جنگ با محاربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 4

4 ـ جنگيدن با كفار محارب ، پس از گرويدن آنان به اسلام ، ممنوع است .

فإن تابوا . .. فإخونكم فى الدين

جمله «فإخونكم فى الدين» اشاره به اين معنا دارد كه: كفار محارب با گرويدن به اسلام، برادران دينى مسلمانان محسوب

شده و از آن پس، جنگيدن با آنان حرام است.

42- جهاد با محاربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 30

30- جنگ با كافران محارب ، حركت در مسير خداوند است .

و الذين قتلوا فى سبيل اللّه

آنچه در صدر آيه شريفه مطرح شده است مبارزه بى امان با كافران در جبهه هاى نبرد است و خداوند، چنين مبارزه اى را «سبيل اللّه» ناميده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 2

2- جهاد و مبارزه با كافران محارب ، يارى خداوند است .

فإذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب . .. إن تنصروا اللّه ينصركم

باتوجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين، استفاده مى شود كه «يارى دادن به خدا» بر «جنگ عليه كافران محارب» منطبق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 11

11 ـ فرمان خداوند به نبرد با تمامى مشركان محارب و پاكسازى زمين از لوث وجود آنان

و قتلوا المشركين كافة كما يقتلونكم كافة

43- حرمت تقويت محاربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 108 - 2

2 ـ حرمت انجام هر گونه عملى كه مايه تأييد كفر و نفاق و تقويت كافران و منافقان محارب و زمينه زيان و تفرقه مؤمنان باشد .

و الذين اتخذوا مسجداً . .. لا تقم فيه أبداً

44- شكست محاربان با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 109 - 9

9 ـ حركت هاى منافقانه ، كفرآميز و ضد خدا و دين ، حركتهايى سست ، مذبوحانه و محكوم به شكست است .

و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً . .. و إرصاداً لمن حارب اللّه ... أسّس بنينه على شف

سست بودن بنيان اعمال منافقان و كافران، مى تواند كنايه از مطلب فوق باشد.

45- محاربان با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 18 - 1

1 ـ شكست و رسوايى ، فرجام كافران ستيزه گر با خدا و رسول او

ذلكم

«ذلكم» خبر براى مبتدايى محذوف و اشاره به شكست خفتبار مشركان در جنگ بدر دارد ; يعنى «الأمر ذلكم» ; مطلب از اين قرار است كه بيان شد.

46- محاربان با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 18 - 1

1 ـ شكست و رسوايى ، فرجام كافران ستيزه گر با خدا و رسول او

ذلكم

«ذلكم» خبر براى مبتدايى محذوف و اشاره به شكست خفتبار مشركان در جنگ بدر دارد ; يعنى «الأمر ذلكم» ; مطلب از اين قرار است كه بيان شد.

محاربه

47- جرم محاربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 1،2،17

1 - مسلمانان بايد كافران محارب را هر كجا يافتند ، بكشند .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

ضمير «هم» در جمله فوق به «الذين يقاتلوكم» بر مى گردد و لذا از آنان به كافران محارب تعبير شده است. «ثقف» (مصدر ثقفتم» به معناى يافتن و دسترسى پيدا كردن است.

2 - ضرورت كشتن كافران محارب ، محدود به ميدان جنگ نيست .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

عبارت «حيث ثقفتموهم» (هر كجا آنان را يافتيد و بر آنان دسترسى داشتيد) گوياى برداشت فوق است.

17 - سزاى كفرپيشگان محارب و فتنه انگيز ، كشتن آنان است .

فاقتلوهم كذلك جزاء الكفرين

«ال» در «الكافرين» عهديه است و اشاره به كافرانى دارد كه سر جنگ با مسلمانان دارند و يا عليه ايشان فتنه انگيزى مى كنند.

48- محاربه اشراف فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 5

5 ـ فرعون و اطرافيانش ، از ثروت و امكانات عظيم اقتصادى خود در جهت مبارزه با دين خدا و گمراه كردن مردم ، استفاده مى كردند .

إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا فى الحيوة الدنيا ربنا ليضلوا عن سبيلك

49- محاربه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 5

5 ـ فرعون و اطرافيانش ، از ثروت و امكانات عظيم اقتصادى خود در جهت مبارزه با دين خدا و گمراه كردن مردم ، استفاده مى كردند .

إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا فى الحيوة الدنيا ربنا ليضلوا عن سبيلك

50- موارد محاربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 19،20

19 ـ گرفتن مال مردم به زور ، همراه با زدن آنان ـ در كشور اسلامى ، ـ محاربه با خدا و رسول است .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه

از امام صادق(ع) درباره كسانى كه در كشور اسلامى با زدن مردم به غارت اموالشان بپردازند، روايت شده: هولاء من اهل هذه الاية «انما جزؤا الذين . .. »


كافى، ج 7، ص 245، ح 2; تفسير برهان، ج 1، ص 465، ح 3.

20 ـ سلاح بر گرفتن و ايجاد ناامنى در راه ها ـ همراه با قتل ، ـ محاربه با خدا و رسول و كيفر آن اعدام است .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. ان يقتلوا

از امام جواد(ع) روايت شده كه در پاسخ از سؤال حكم فسادگرانى كه راه بر مردم بسته اند فرمود: . .. و ان كانوا اخافوا السبيل و قتلوا النفس امر بقتلهم ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 315، ح 91; تفسير برهان، ج 1، ص 467، ح 16.

7- محارم

1- محارم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 18،19،25

18 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش ( گوشواره ، النگو گردنبند و . . . ) و مواضع آنها ( بدن ) بر شوهر ، پدر ، پدر شوهر و پسران خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ أو ءابائهنّ أو ءاباءِ بعولتهنّ أو أبنائهنّ

19 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش و مواضع آنها ( بدن ) بر پسران شوهر ، برادران ، پسران برادر و پسران خواهر خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. ؤو أبناء بعولتهنّ أو أخونهنّ أو بنى إخونهنّ أو بنى أخ

25 - پدر شوهر ، پسرهمسر ، پسر برادر ، پسر خواهر ، زنان مؤمن ، بردگان ، خدمت كاران بى ميل به زن و زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، از محارم زنان اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ . .. أو الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء

2- ازدواج با محارم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 23 - 14،15،18،19

14 ـ حرمت ازدواج با محارم سببى ، نسبى و رضاعى ، شامل ازدواجهايى كه قبل از نزول آيه « حرّمت عليكم » انجام گرفته است ، نمى شود .

حرّمت . .. الّا ما قد سلف

بنابر اينكه جمله «الّا ما قد سلف» استثناء از تمامى محرّمات ذكر شده در آيه باشد.

15 ـ ازدواج با محارم و جمع بين دو خواهر در ازدواج ، از سنن جاهلى

حرّمت . .. و ان تجمعوا بين الاختين الّا ما قد سلف

18 ـ حكم خداوند به صحت ازدواج با دو خواهر و نيز با محارم تا پيش از بيان حرمت آن ، جلوه اى از رحمت او نسبت به بندگان

و ان تجمعوا بين الاختين الّا ما قد سلف انّ اللّه كان غفوراً رحيماً

19 ـ خداوند جبران كننده منقصت هاى ناشى از ازدواج با محارم در صورتى كه آن ازدواج ها قبل از حكم به تحريم صورت

گرفته باشد .

حرّمت . ... اِنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 24 - 4

4 ـ حرمت ازدواج با محارم و زنان شوهردار و جمع بين دو خواهر ، از احكام ثابت و قطعى الهى است .

حرّمت . .. كتاب اللّه عليكم

3- محارم رضاعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 23 - 8،14

8 ـ حرمت هر گونه بهره گيرى جنسى از محارم نسبى ، رضاعى و سببى

حرّمت عليكم امّهاتكم . .. و حلائل ابنائكم

اسناد حرمت به خود «امهات و . .. » مى رساند كه نه تنها ازدواج، بلكه هر گونه استمتاع و بهره گيرى جنسى از زنان ياد شده، حرام شده است.

14 ـ حرمت ازدواج با محارم سببى ، نسبى و رضاعى ، شامل ازدواجهايى كه قبل از نزول آيه « حرّمت عليكم » انجام گرفته است ، نمى شود .

حرّمت . .. الّا ما قد سلف

بنابر اينكه جمله «الّا ما قد سلف» استثناء از تمامى محرّمات ذكر شده در آيه باشد.

4- محارم سبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 23 - 8،14

8 ـ حرمت هر گونه بهره گيرى جنسى از محارم نسبى ، رضاعى و سببى

حرّمت عليكم امّهاتكم . .. و حلائل ابنائكم

اسناد حرمت به خود «امهات و . .. » مى رساند كه نه تنها ازدواج، بلكه هر گونه استمتاع و بهره گيرى جنسى از زنان ياد شده، حرام شده است.

14 ـ حرمت ازدواج با محارم سببى ، نسبى و رضاعى ، شامل ازدواجهايى كه قبل از نزول آيه « حرّمت عليكم » انجام گرفته است ، نمى شود .

حرّمت . .. الّا ما قد سلف

بنابر اينكه جمله «الّا ما قد سلف» استثناء از تمامى محرّمات ذكر شده در آيه باشد.

5- محارم نسبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 23 - 8،14

8 ـ حرمت هر گونه بهره گيرى جنسى از محارم نسبى ، رضاعى و سببى

حرّمت عليكم امّهاتكم . .. و حلائل ابنائكم

اسناد حرمت به خود «امهات و . .. » مى رساند كه نه تنها ازدواج، بلكه هر گونه استمتاع و بهره گيرى جنسى از زنان ياد شده، حرام شده است.

14 ـ حرمت ازدواج با محارم سببى ، نسبى و رضاعى ، شامل ازدواجهايى كه قبل از نزول آيه « حرّمت عليكم » انجام گرفته است ، نمى شود .

حرّمت . .. الّا ما قد سلف

بنابر اينكه جمله «الّا ما قد سلف» استثناء از تمامى محرّمات ذكر شده در آيه باشد.

6- محارم همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 1

1 - پدران و پسران و برادران و برادرزادگان و خواهرزادگانِ همسران پيامبر ، مَحرم آنان بوده و اشكالى ندارد كه با آنان ، رودررو سخن بگويند .

و إذا سألتموهنّ متـعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب . .. لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ و لا

مرجع ضمير «هنّ» در «عليهنّ» واژه «نساء» ـ متخذ از آيه پيش ـ است و «لا جناح. ..» درصدد استثناى از حكم لزوم سخن گفتن از پشت پرده با همسران پيامبر است.

محرميت

7- احكام محرميت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 20

20 - « عن معاوية بن عمّار قال : كنّا عند أبى عبداللّه ( ع ) . . . قلت إن المرأة . . . تركب و تضع يدها على رأس الأسود و ذراعيها على عنقه . فقال أبوعبداللّه : « . . .لاجناح عليهنّ فى أبائهنّ . . . و لا ما ملكت أيمانهنّ » ;

معاوية بن عمار مى گويد: نزد امام صادق(ع) بوديم. .. (به ايشان) گفتم: زن ...(گاهى) سوار بر مركب مى شود و دست خود را بر سر غلام سياه و ساعدهاى خود را بر گردن او مى گذارد. پس امام فرمود: ...لاجناح عليهنّ فى أبائهنّ... و لا ما ملكت أيمانهنّ».

8- محرميت برادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 19

19 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش و مواضع آنها ( بدن ) بر پسران شوهر ، برادران ، پسران برادر و پسران خواهر خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. ؤو أبناء بعولتهنّ أو أخونهنّ أو بنى إخونهنّ أو بنى أخ

9- محرميت برادر زاده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 19،25

19 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش و مواضع آنها ( بدن ) بر پسران شوهر ، برادران ، پسران برادر و پسران خواهر خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. ؤو أبناء بعولتهنّ أو أخونهنّ أو بنى إخونهنّ أو بنى أخ

25 - پدر شوهر ، پسرهمسر ، پسر برادر ، پسر خواهر ، زنان مؤمن ، بردگان ، خدمت كاران بى ميل به زن و زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، از محارم زنان اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ . .. أو الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء

10- محرميت برادران همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 1

1 - پدران و پسران و برادران و برادرزادگان و خواهرزادگانِ همسران پيامبر ، مَحرم آنان بوده و اشكالى ندارد كه با آنان ، رودررو سخن بگويند .

و إذا سألتموهنّ متـعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب . .. لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ و لا

مرجع ضمير «هنّ» در «عليهنّ» واژه «نساء» ـ متخذ از آيه پيش ـ است و «لا جناح. ..» درصدد استثناى از حكم لزوم سخن گفتن از پشت پرده با همسران پيامبر است.

11- محرميت برادرزادگان همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 1

1 - پدران و پسران و برادران و برادرزادگان و خواهرزادگانِ همسران پيامبر ، مَحرم آنان بوده و اشكالى ندارد كه با آنان ، رودررو سخن بگويند .

و إذا سألتموهنّ متـعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب . .. لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ و لا

مرجع ضمير «هنّ» در «عليهنّ» واژه «نساء» ـ متخذ از آيه پيش ـ است و «لا جناح. ..» درصدد استثناى از حكم لزوم سخن گفتن از پشت پرده با همسران پيامبر است.

12- محرميت برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 25

25 - پدر شوهر ، پسرهمسر ، پسر برادر ، پسر خواهر ، زنان مؤمن ، بردگان ، خدمت كاران بى ميل به زن و زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، از محارم زنان اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ . .. أو الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 20

20 - « عن معاوية بن عمّار قال : كنّا عند أبى عبداللّه ( ع ) . . . قلت إن المرأة . . . تركب و تضع يدها على رأس الأسود و ذراعيها على عنقه . فقال أبوعبداللّه : « . . .لاجناح عليهنّ فى أبائهنّ . . . و لا ما ملكت أيمانهنّ » ;

معاوية بن عمار مى گويد: نزد امام صادق(ع) بوديم. .. (به ايشان) گفتم: زن ...(گاهى) سوار بر مركب مى شود و دست خود را بر سر غلام سياه و ساعدهاى خود را بر گردن او مى گذارد. پس امام فرمود: ...لاجناح عليهنّ فى أبائهنّ... و لا ما ملكت أيمانهنّ».

13- محرميت پدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 18

18 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش ( گوشواره ، النگو گردنبند و . . . ) و مواضع آنها ( بدن ) بر شوهر ، پدر ، پدر شوهر و پسران خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ أو ءابائهنّ أو ءاباءِ بعولتهنّ أو أبنائهنّ

14- محرميت پدر شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 18،25

18 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش ( گوشواره ، النگو گردنبند و . . . ) و مواضع آنها ( بدن ) بر شوهر ، پدر ، پدر شوهر و پسران خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ أو ءابائهنّ أو ءاباءِ بعولتهنّ أو أبنائهنّ

25 - پدر شوهر ، پسرهمسر ، پسر برادر ، پسر خواهر ، زنان مؤمن ، بردگان ، خدمت كاران بى ميل به زن و زناشويى و

كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، از محارم زنان اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ . .. أو الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء

15- محرميت پدران همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 1

1 - پدران و پسران و برادران و برادرزادگان و خواهرزادگانِ همسران پيامبر ، مَحرم آنان بوده و اشكالى ندارد كه با آنان ، رودررو سخن بگويند .

و إذا سألتموهنّ متـعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب . .. لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ و لا

مرجع ضمير «هنّ» در «عليهنّ» واژه «نساء» ـ متخذ از آيه پيش ـ است و «لا جناح. ..» درصدد استثناى از حكم لزوم سخن گفتن از پشت پرده با همسران پيامبر است.

16- محرميت پسر شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 18،25

18 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش ( گوشواره ، النگو گردنبند و . . . ) و مواضع آنها ( بدن ) بر شوهر ، پدر ، پدر شوهر و پسران خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ أو ءابائهنّ أو ءاباءِ بعولتهنّ أو أبنائهنّ

25 - پدر شوهر ، پسرهمسر ، پسر برادر ، پسر خواهر ، زنان مؤمن ، بردگان ، خدمت كاران بى ميل به زن و زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، از محارم زنان اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ . .. أو الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء

17- محرميت پسران همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 1

1 - پدران و پسران و برادران و برادرزادگان و خواهرزادگانِ همسران پيامبر ، مَحرم آنان بوده و اشكالى ندارد كه با آنان ، رودررو سخن بگويند .

و إذا سألتموهنّ متـعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب . .. لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ و لا

مرجع ضمير «هنّ» در «عليهنّ» واژه «نساء» ـ متخذ از آيه پيش ـ است و «لا جناح. ..» درصدد استثناى از حكم لزوم سخن گفتن از پشت پرده با همسران پيامبر است.

18- محرميت خادم ساده لوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 24

24 - پوشاندن زينت و مواضع آنها ( بدن ) از خدمت كارانى كه ساده لوح اند و از بصيرت و عقل كامل برخوردار نيستند ، بر زنان مؤمن واجب نيست .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. أو التـبعين غير أُوْلى الإربة

يكى از معانى و موارد كاربرد واژه «إربة» بصيرت در امور و عقل است (لسان العرب و قاموس المحيط). بنابراين «غير أُوْلى الإربة»; يعنى، كسانى كه ساده لوح اند و از عقل و بصيرت كافى، از جمله در امور جنسى، برخوردار نيستند و از چنين امورى كاملاً بى خبراند.

19- محرميت خواجه سرايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 22،25،38

22 - پوشاندن زينت ها و مواضع آنها ( بدن ) از خدمت كاران بى نياز به زن و بى رغبت به زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، بر زنان مؤمن لازم نيست .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. أو التـبعين غير أُوْلى الإربة من الرجال أو الطفل الذي

واژه «الإربة» به معناى حاجت است و در آيه شريفه ـ به مناسبت اين كه در بيان مسائل محرم و نامحرم است ـ مقصود، نياز به زن و تمايل جنسى به زنان است.

25 - پدر شوهر ، پسرهمسر ، پسر برادر ، پسر خواهر ، زنان مؤمن ، بردگان ، خدمت كاران بى ميل به زن و زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، از محارم زنان اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ . .. أو الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء

38 - « عبدالرحمن ابن أبى عبداللّه ( ع ) قال . سألته عن « أُوْلى الإربة من الرجال » قال : الأحمق المولّى عليه الذى لايأتى النساء ;

عبدالرحمن ابن ابى عبداللّه گويد: از امام(ع) درباره «أُوْلى الإربة من الرجل» پرسيدم؟ فرمود: مراد مردى است كه در اثر عقب افتادگى ذهنى، تحت سرپرستى است و تمايل به زنان ندارد.

20- محرميت خواهر زاده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 19،25

19 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش و مواضع آنها ( بدن ) بر پسران شوهر ، برادران ، پسران برادر و پسران خواهر خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. ؤو أبناء بعولتهنّ أو أخونهنّ أو بنى إخونهنّ أو بنى أخ

25 - پدر شوهر ، پسرهمسر ، پسر برادر ، پسر خواهر ، زنان مؤمن ، بردگان ، خدمت كاران بى ميل به زن و زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، از محارم زنان اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ . .. أو الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء

21- محرميت خواهرزادگان همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 1

1 - پدران و پسران و برادران و برادرزادگان و خواهرزادگانِ همسران پيامبر ، مَحرم آنان بوده و اشكالى ندارد كه با آنان ، رودررو سخن بگويند .

و إذا سألتموهنّ متـعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب . .. لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ و لا

مرجع ضمير «هنّ» در «عليهنّ» واژه «نساء» ـ متخذ از آيه پيش ـ است و «لا جناح. ..» درصدد استثناى از حكم لزوم سخن گفتن از پشت پرده با همسران پيامبر است.

22- محرميت شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 18

18 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش ( گوشواره ، النگو گردنبند و . . . ) و مواضع آنها ( بدن ) بر شوهر ، پدر ، پدر شوهر و پسران خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ أو ءابائهنّ أو ءاباءِ بعولتهنّ أو أبنائهنّ

23- محرميت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 18

18 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش ( گوشواره ، النگو گردنبند و . . . ) و مواضع آنها ( بدن ) بر شوهر ، پدر ، پدر شوهر و پسران خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ أو ءابائهنّ أو ءاباءِ بعولتهنّ أو أبنائهنّ

24- محرميت كودك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 22،25

22 - پوشاندن زينت ها و مواضع آنها ( بدن ) از خدمت كاران بى نياز به زن و بى رغبت به زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، بر زنان مؤمن لازم نيست .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. أو التـبعين غير أُوْلى الإربة من الرجال أو الطفل الذي

واژه «الإربة» به معناى حاجت است و در آيه شريفه ـ به مناسبت اين كه در بيان مسائل محرم و نامحرم است ـ مقصود، نياز به زن و تمايل جنسى به زنان است.

25 - پدر شوهر ، پسرهمسر ، پسر برادر ، پسر خواهر ، زنان مؤمن ، بردگان ، خدمت كاران بى ميل به زن و زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، از محارم زنان اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ . .. أو الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء

8- محبت

1- آثار محبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 - 3،6

3 ـ محبّت راستين ، مستلزم پايبندى به لوازم آن است .

قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى

6 ـ محبّت و دوستى ، مشوق و محرك انسان به عمل

قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 32 - 5

5 ـ اطاعت ، لازمه محبّت

ان كنتم تحبّون اللّه . .. اطيعوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 17

17 ـ محبت و دوستى و انتخاب ولى و سرپرست ، داراى نقشى اساسى و كارآمد در هدايت و گمراهى

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

با توجه به اينكه آيه مورد بحث، ناظر به آيات پيشين است و در آن آيات پذيرش ولايت يهود و نصارا، مايه محروميت از هدايت الهى دانسته شده بود، معلوم مى شود پذيرش ولايت خدا، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط، مايه هدايت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 10

10 ـ محبت، دريچه اى مهم براى ارتباط انسان با پروردگار و شناخت اوست.

قال لا أحب الأفلين

ابراهيم(ع) محبت را گامى نخست در خداشناسى دانسته و به جاى «لا أقبل» و مانند آن، تعبير «لا أحب» را به كار برده است. اين تعبير بيانگر نقش محبت در ايجاد اين پيوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 10

10ـ مهربانى و محبت ، داراى نقشى بسزا در تربيت و اصلاح خطاكاران

واستغفروا ربكم . .. إن ربى رحيم ودود

توصيف خداوند به مهربانى و محبت داشتن به بندگان ، پس از توصيه به استغفار از گناهان ، مى تواند به برداشت فوق اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 21 - 11

11 - آرامش خانواده و پايدارى آن در پرتو مودت و مهربانى است .

لتسكنوا إليها و جعل بينكم مودّة و رحمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 29 - 11

11 - اظهار محبت و دلسوزى كردن ، داراى نقش سازنده در هدايت و تربيت

يـقوم . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 20 - 4

4 - تأثير تمايلات و حبّ و بغض هاى انسان ها ، در شكل گيرى انديشه و باور هاى آنان

أيحسب الإنسـن ألّن نجمع عظامه . .. كلاّ بل تحبّون العاجلة

2- آثار محبت اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 22،18

22 - مودت اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه ساز برخوردارى انسان از غفران و لطف الهى

قل لا أسئلكم عليه أجرًا إلاّ المودة فى القربى . .. غفور شكور

با توجه به اين كه «إنّ اللّه غفور شكور» پس از طرح محبت اهل بيت ذكر گرديده، مطلب بالا را مى توان استفاده كرد.

18 - دوستى عترت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب بهره مندى مؤمنان از پاداش مضاعف الهى

إلاّ المودة فى القربى و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنًا

مراد از «من» در «من يقترف حسنة» به قرينه ذكر آن پس از «إلاّ المودة فى القربى» مؤمنان دوستدار عترت هستند. گفتنى است كه در برداشت ياد شده مراد از «نزد له فيها حسناً» ـ طبق نظر عده اى از مفسران ـ افزايش پاداش الهى در نظر گرفته شده است.

3- آثار محبت به اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 47 - 8

8 - « عن أبى جعفر ( ع ) : فى قول اللّه عزّوجلّ : . . . « قل ما سألتكم من أجر فهو لكم » يقول أجر المودّة الذى لم أسألكم غيره فهو لكم تهتدون به و تنجون من عذاب يوم القيامة . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه درباره سخن خدا «قل ما سألتكم من أجر فهو لكم» فرمود: معناى سخن خدا اين است: مودتى كه من از شما غير از آن را به عنوان پاداش نخواستم، به نفع خود شما است; زيرا به وسيله آن هدايت مى شويد و از عذاب روز قيامت نجات پيدا كنيد. ..».

4- آثار محبت در مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 5

5 ـ امر به معروف و نهى از منكر ، تبلور ولايت و محبت جامعه ايمانى نسبت به يكديگر

و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

5- آثار محبت يعقوب(ع) به بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 7

7ـ محبت و علاقه افزون تر يعقوب ( ع ) به دو فرزندش يوسف ( ع ) و بنيامين ، برانگيزنده حسادت ديگر فرزندان وى نه اطلاعشان از رؤياى يوسف ( ع )

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

چنان چه يوسف(ع) رؤياى خويش را براى برادرانش نقل كرده بود و آن باعث حسادت و توطئه عليه او شده بود ، سخن از بنيامين به ميان نمى آوردند و تنها به ذكر يوسف(ع) اكتفا مى كردند.

6- آثار محبت يعقوب(ع) به يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 7

7ـ محبت و علاقه افزون تر يعقوب ( ع ) به دو فرزندش يوسف ( ع ) و بنيامين ، برانگيزنده حسادت ديگر فرزندان وى نه اطلاعشان از رؤياى يوسف ( ع )

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

چنان چه يوسف(ع) رؤياى خويش را براى برادرانش نقل كرده بود و آن باعث حسادت و توطئه عليه او شده بود ، سخن از بنيامين به ميان نمى آوردند و تنها به ذكر يوسف(ع) اكتفا مى كردند.

7- ارزش محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 4

4 - محبت خداوند ( دوست داشتن او ، انسان را ) برترين ارزش ها است .

إنّ اللّه يحبّ الذين يقـتلون فى سبيله

8- اظهار محبت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 9

9ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به او ، و تحريك احساسات وى درصدد فريب دادن او بودند .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف

برداشت فوق ، از خطاب «يـأبانا» (اى پدر جانمان) و نيز لحن كلام «ما لك لاتأمنّا . ..» (چه شده است كه به ما درباره يوسف بى اعتماد هستى) استفاده شده است.

9- اظهار محبت به سپاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 33 - 6

6 - اظهار محبت و تشويق نيرو هاى مسلح ، پس از رژه رفتن آنها ، از سوى فرماندهان و رهبران ، امرى پسنديده و شايسته است .

ردّوها علىّ فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق

10- القاى محبت مؤمنان در قلبها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 21

21 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن ابراهيم : « و ارزق أهله من الثمرات . . . » روايت شده كه فرمود : « من الثمرات القلوب اى حببهم إلى الناس لينتابوا إليهم و يعودوا إليهم ;

مراد ثمرات دلهاست بدين گونه كه محبت مؤمنان از اهل مكه را در دل مردم بينداز تا مشتاق مؤمنان مكه گشته، به سوى آنان بازگردند».

11- اهتمام ابراهيم(ع) به محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 2

2- ابراهيم ( ع ) درصدد جلب محبت و لطف الهى براى استجابت دعايش

ربّ إنّهنّ أضللن

از اضافه كلمه «ربّ» به «ياء» متكلم و تكرار آن در دو آيه از سوى ابراهيم(ع) مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.

12- اهميت جلب محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 17

17 - لزوم تلاش در جهت جلب محبت خدا و اجتناب از موجبات محروميت از آن

لاتفرح إنّ اللّه لايحبّ الفرحين

13- اهميت محبت اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 12،13،17،25

12 - امت اسلامى ، موظف به داشتن محبت اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل لا أسئلكم عليه أجرًا إلاّ المودة فى القربى

13 - اهميت و ارزش والاى محبت به اهل بيت ، در مجموعه تكاليف دين

قل لا أسئلكم عليه أجرًاإلاّ المودة فى القربى

اين كه تنها دوستى اهل بيت پاداش رسالت پيامبر قرار گرفته، نشانگر اهميت والاى دوستى آنان است.

17 - محبت اهل بيت ، برجسته ترين عمل نيك اهل ايمان

قل لا أسئلكم . .. إلاّالمودة فى القربى و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنًا

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «حسنة» مودت فى القربى باشد ـ چنان كه از سياق آيه استفاده مى شود ـ و نيز با توجه به اهميت مودت اهل بيت است كه در فراز قبل مطرح شده بود.

25 - « على بن أبى طالب يقول : سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول : لما نزلت الآية « قل لا أسئلكم عليه أجرًا إلاّ المودة فى القربى » قال جبرئيل ( ع ) يا محمد (صلی الله علیه و آله) إنّ لكلّ دين أصلاً و دعامة و فرعاً و بنياناً و إنّ أصل الدين و دعامته قول « لا إلـه إلاّ اللّه » و إنّ فرعه و بنيانه محبتكم أهل البيت ;

امام على(ع) مى فرمايد: از رسول خدا شنيدم كه مى فرمود: چون آيه «قل لا أسئلكم عليه أجراً إلاّ المودّة فى القربى» نازل شد. جبرئيل گفت : اى محمد هر دينى داراى يك پايه و زيربنا است و يك فرع و روبنا. پايه و زير بناى اين دين كلمه «لا إلـه إلاّ اللّه» است و فرع و رو بناى آن محبت شما اهل بيت».

14- اهميت محبت به امام حسن(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 26

26 - « عن إبن عباس ( رض ) قال : لمّا نزلت « قل لا أسئلكم عليه أجراًإلاّ المودة فى القربى » قالوا يا رسول اللّه من قرابتك الذين وجبت علينا مودتهم ؟ قال : على و فاطمة و ابناهما ;

از ابن عباس نقل شده است كه گفت: هنگامى كه آيه «قل لا أسئلكم عليه أجراً إلاّ المودة فى القربى» نازل شد گفتند يا رسول اللّه آن نزديكان تو كه دوستى آنان بر ما واجب شده است چه كسانى هستند؟ فرمود: على و فاطمه و دو فرزندانشان».

15- اهميت محبت به امام حسين(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 26

26 - « عن إبن عباس ( رض ) قال : لمّا نزلت « قل لا أسئلكم عليه أجراًإلاّ المودة فى القربى » قالوا يا رسول اللّه من قرابتك الذين وجبت علينا مودتهم ؟ قال : على و فاطمة و ابناهما ;

از ابن عباس نقل شده است كه گفت: هنگامى كه آيه «قل لا أسئلكم عليه أجراً إلاّ المودة فى القربى» نازل شد گفتند يا رسول اللّه آن نزديكان تو كه دوستى آنان بر ما واجب شده است چه كسانى هستند؟ فرمود: على و فاطمه و دو فرزندانشان».

16- اهميت محبت به امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 26

26 - « عن إبن عباس ( رض ) قال : لمّا نزلت « قل لا أسئلكم عليه أجراًإلاّ المودة فى القربى » قالوا يا رسول اللّه من قرابتك الذين وجبت علينا مودتهم ؟ قال : على و فاطمة و ابناهما ;

از ابن عباس نقل شده است كه گفت: هنگامى كه آيه «قل لا أسئلكم عليه أجراً إلاّ المودة فى القربى» نازل شد گفتند يا رسول اللّه آن نزديكان تو كه دوستى آنان بر ما واجب شده است چه كسانى هستند؟ فرمود: على و فاطمه و دو فرزندانشان».

17- اهميت محبت به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 4،6

4 - دوستى مظاهر طبيعت و متاع هاى دنيوى ، در صورتى كه در طول دوستى خدا و در جهت او باشد ، امرى مشروع و پسنديده است .

إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى

برداشت ياد شده به اين دليل است كه سليمان(ع) در عين محبت به خدا، به اسب ها و سان ديدن از آنها نيز، به خاطر خدا علاقه مىورزيد.

6 - محبت به هيچ چيز ، نبايد در عرض محبت به خدا قرار گيرد ، يا بر آن ترجيح داده شود .

إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى

18- اهميت محبت به فاطمه(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 26

26 - « عن إبن عباس ( رض ) قال : لمّا نزلت « قل لا أسئلكم عليه أجراًإلاّ المودة فى القربى » قالوا يا رسول اللّه من قرابتك الذين وجبت علينا مودتهم ؟ قال : على و فاطمة و ابناهما ;

از ابن عباس نقل شده است كه گفت: هنگامى كه آيه «قل لا أسئلكم عليه أجراً إلاّ المودة فى القربى» نازل شد گفتند يا رسول اللّه آن نزديكان تو كه دوستى آنان بر ما واجب شده است چه كسانى هستند؟ فرمود: على و فاطمه و دو فرزندانشان».

19- اهميت محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 9

9 ـ ضرورت جلب محبت خداوند و پرهيز از موانع دستيابى به آن

لاتسرفوا إنه لايحب المسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 3

3 - لزوم تلاش انسان مؤمن ، براى جلب رضا و محبت خداوند

إنّ اللّه يحبّ الذين يقـتلون فى سبيله

20- پاداش محبت اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 10

10 - « قال الرضا ( ع ) و لقد حدثنى أبى عن أبيه أبى عبداللّه الصادق ( ع ) . . . قال : إنّ اللّه عزّوجلّ لايسئل عباده عمّا تفضّل عليهم و لايمنّ بذلك عليهم و الإمتنان بالإنعام مستقبح من المخلوقين فكيف يضاف إلى الخالق عزّوجلّ ما لايرضى المخلوق به و لـكنّ النعيم حبّنا أهل البيت و موالاتنا يسئل اللّه عباده عنه بعد التوحيد و النبّوة لأنّ العبد إذا وفى بذلك ادّاه إلى نعيم الجنّة الذى لايزول ;

امام رضا(ع) فرمود: پدرم از پدر خويش از امام صادق(ع) براى من روايت كرده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ درباره آنچه به

بندگانش تفضل كرده است، از آنها بازخواست نمى كند و با اين كار بر آنان منّت نمى گذارد. منّت نهادن به جهت نعمت بخشيدن، از جانب مخلوق ها كار زشتى است; پس چگونه به خالق عزّوجلّ چيزى نسبت داده مى شود كه مخلوق از نسبت دادن آن ناخشنود است؟! ولى نعيم [در آيه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم»] محبت ما اهل بيت و [پذيرش ]ولايت ما است كه خداوند همه بندگان را بعد از توحيد و نبّوت، از آن بازخواست خواهد كرد; زيرا بنده اگر به آن نعمت وفادار باشد، او را به نعمت هاى بهشت كه هرگز زايل نمى شود خواهد رساند».

21- پاداش محبت به اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 47 - 9

9 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « قل ما سألتكم من أجر فهو لكم » و ذلك أنّ رسول اللّه سأل قومه أن يؤدّوا أقاربه و لايؤذوهم و أمّا قوله « فهو لكم » يقول ثوابه لكم ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «قل ما سألتكم من أجر فهو لكم» روايت شده كه: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از قومش خواست [به جاى پاداش او]، خويشاوندان وى را دوست داشته باشند و آنان را اذيت نكنند و اما معناى «فهولكم» اين است كه ثواب آن براى خودتان مى باشد».

22- پرسش از محبت اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 10

10 - « قال الرضا ( ع ) و لقد حدثنى أبى عن أبيه أبى عبداللّه الصادق ( ع ) . . . قال : إنّ اللّه عزّوجلّ لايسئل عباده عمّا تفضّل عليهم و لايمنّ بذلك عليهم و الإمتنان بالإنعام مستقبح من المخلوقين فكيف يضاف إلى الخالق عزّوجلّ ما لايرضى المخلوق به و لـكنّ النعيم حبّنا أهل البيت و موالاتنا يسئل اللّه عباده عنه بعد التوحيد و النبّوة لأنّ العبد إذا وفى بذلك ادّاه إلى نعيم الجنّة الذى لايزول ;

امام رضا(ع) فرمود: پدرم از پدر خويش از امام صادق(ع) براى من روايت كرده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ درباره آنچه به بندگانش تفضل كرده است، از آنها بازخواست نمى كند و با اين كار بر آنان منّت نمى گذارد. منّت نهادن به جهت نعمت بخشيدن، از جانب مخلوق ها كار زشتى است; پس چگونه به خالق عزّوجلّ چيزى نسبت داده مى شود كه مخلوق از نسبت دادن آن ناخشنود است؟! ولى نعيم [در آيه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم»] محبت ما اهل بيت و [پذيرش ]ولايت ما است كه خداوند همه بندگان را بعد از توحيد و نبّوت، از آن بازخواست خواهد كرد; زيرا بنده اگر به آن نعمت وفادار باشد، او را به نعمت هاى بهشت كه هرگز زايل نمى شود خواهد رساند».

23- جلب محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 9

9 ـ ضرورت جلب محبت خداوند و پرهيز از موانع دستيابى به آن

لاتسرفوا إنه لايحب المسرفين

24- درخواست محبت به نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 10،12،23

10- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار توجه قلبى برخى از مردم و جلب محبت آنان به سوى ذريه ساكن در مكه شد .

أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ... فاجعل أفئدة من الناس تهوى إليهم

12- حضرت ابراهيم ( ع ) براى رفع خطر تنهايى و انزواى فرزندانش در مكه ، از خداوند خواستار توجه قلبى برخى از مردم به سوى آنان و زندگى جمعى شد . *

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ... فاجعل أفئدة من الناس تهوى إل

23- « قال الصادق ( ع ) فى تفسير قوله تعالى : « و ارزقهم من الثمرات » : هو ثمرات القلوب ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه در تفسير سخن خداوند تعالى: «و ارزقهم من الثمرات» فرمود: آن [ثمرات] ميوه هاى دل است.

25- دعوت به محبت اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر دعوت مؤمنان به مودت اهل بيت ، در معرض اتهام كذب از سوى عناصر سست ايمان *

أم يقولون افترى على اللّه كذبًا

چنانچه مخاطب در «لا أسئلكم» مسلمانان باشند، از ارتباط «أم يقولون» با آيه شريفه، مى توان استفاده كرد كه فاعل «يقولون» عناصر سست ايمان هستند و نه مشركان.

26- زمينه محبت اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 10

10 - رحمت و غفران گسترده الهى ، پشتوانه بخشايش گناه اهل مكه و پيدايش مودّت ميان آنان و مؤمنان

عسى اللّه أن يجعل بينكم . .. و اللّه غفور رحيم

از ارتباط ميان «واللّه غفور رحيم» با صدر آيه ـ كه نويد به اصلاح روابط مؤمنان مدينه و مكيان ستيزه جو را دربردارد ـ استفاده مى شود كه آن عداوت ها، پايان خواهد يافت و معاندان به سوى توبه روى خواهند آورد و رحمت و غفران گسترده الهى آنان را دربرخواهد گرفت و در پرتو اين رحمت و آمرزش، مودّت حاصل خواهد شد.

27- زمينه محبت به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 10

10 - صداقت در ايمان مقتضى محبت و ايثار به مؤمنان و رنجديدگان در مسير دين

أُولـئك هم الصـدقون . و الذين تبوّءو الدار و الإيمـن يحبّون من هاجر إليهم و ...

28- زمينه محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 14

14 - انجام كار ها و وظايف الهى به صورت نيكوى آن ، موجب جلب محبت خداوند است .

و أحسنوا إن اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 20

20 ـ داورى بر پايه عدل و داد ، مايه جلب محبت خداوند

فاحكم بينهم بالقسط إنّ اللّه يحب المقسطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 40

40 ـ دستيابى آدمى به محبت خداوند و محروميت از آن ، وابسته به عملكرد خود اوست .

و اللّه لايحب المفسدين

جمله « و اللّه لايحب المفسدين» مى رساند كه خداوند بى دليل كسى را از محبت خويش محروم نمى سازد، همانگونه كه به گزاف كسى را مورد محبت خويش قرار نخواهد داد، بلكه ريشه و اساس آن، نوع عملكرد آدمى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 15

15 ـ تقوا ، مايه جلب محبت خداست .

إنّ اللّه يحب المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 38 - 7

7 - حفظ امانت و سپاس نعمت ، عامل دستيابى به محبت خدا

إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 12

12 - برخورد شايسته با مردم ، محبت خداوند را در پى دارد .

و لاتصعّر خدّك للناس . .. إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 2

2 - جهاد و پيكار در راه خداوند ، مايه جلب محبت و مهر او

إنّ اللّه يحبّ الذين يقـتلون فى سبيله

29- عوامل جلب محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 45 - 8

8 - ايمان و عمل صالح ، از عوامل جلب محبت خداوند است .

ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من فضله إنّه لايحبّ الكـفرين

30- عوامل محبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 20

20 - تأثير جاذبه قدرت در جلب محبت

يحبونهم كحب اللّه . .. و لو يرى الذين ظلموا ... أن القوة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 5

5ـ شايستگى هاى معنوى يوسف ( ع ) و فضيلت هاى خدادادى وى ، عامل محبت فراوان يعقوب ( ع ) به او بود .

كذلك يجتبيك ربك . .. ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

بيان مسأله محبت افزون تر يعقوب(ع) به يوسف(ع) ، پس از بيان ويژگيهاى يوسف (وكذلك يجتبيك . ..) ، اشاره به ريشه محبت افزون تر يعقوب(ع) به يوسف(ع) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 8

8 - پيوند نسبى ( پدرى ، فرزندى ، برادرى و خويشاوندى ) ، قوى ترين و پايدارترين سبب مودت و دوستى ها است .

و لو كانوا ءاباءهم أو أبناءهم أو إخونهم أو عشيرتهم

با اين كه اسباب دوستى زياد است، اختصاص به ذكر يافتن پيوند نسبى، بيانگر مطلب ياد شده است.

31- عوامل محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 13

13 ـ رعايت تقوا ، مايه جلب محبت خداست .

إن اللّه يحب المتقين

32- عوامل محبت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 6

6 - ايمان ، عامل محبّت ميان مؤمنان ، از هر مرز و بوم

تبوّءو الدار و الإيمـن . .. يحبّون من هاجر إليهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه هجرت مهاجران، انگيزه ايمانى داشته و زمينه سازى انصار براى آنان نيز با همين انگيزه صورت گفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 5

5 - مودّت فراگير اجتماعى ، در پرتو ايمان و حاكميت توحيدى ، فرجام تلاش ، مجاهدت ها و مقاومت هاى اهل ايمان در برابر مشركان

عسى اللّه أن يجعل بينكم . .. مودّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 15 - 7

7 - جود و فيض گسترده خداوند ، مايه آمرزش گناه مؤمنان و دوست داشتن آنان است .

هو الغفور الودود . .. المجيد

33- محبت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 8

8- رهروان حضرت ابراهيم ( ع ) ، مانند جزيى از اعضاى خانواده او و محبوب اويند .

فمن تبعنى فإنه منّى

34- محبت ابراهيم(ع) به اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 21

21 - اظهار علاقه و محبت ابراهيم ( ع ) نسبت به فرزندش ( اسماعيل ) و احترام و اظهار تعلق اسماعيل ( ع ) نسبت به پدر

يـبنىّ إنّى أرى فى المنام . .. يـأبت افعل ما تؤمر

برداشت ياد شده از تعبير «يابنىّ» (پسرك من) و «يا أبت» (پدر من) به دست مى آيد.

35- محبت اخروى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 44 - 4

4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

فى جنّـت النعيم . على سرر متقـبلين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.

36- محبت اخروى مخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 44 - 4

4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت

فى جنّـت النعيم . على سرر متقـبلين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.

37- محبت الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 6،8،11

6 ـ نيكوكاران ، محبوب خدا هستند .

و اللّه يحب المحسنين

8 ـ انفاق مستمر و در هر شرايط ، مهار كردن خشم و گذشت از لغزش هاى مردم ، از عوامل جلب محبّت الهى

الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّآء و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس و اللّ

چون مراد از «المحسنين» كه سزاوار محبّت الهى هستند، دارندگان صفات ذكر شده است.

11 ـ جلب محبّت الهى ، در گرو انجام اعمال نيك ، به شيوه اى شايسته

و اللّه يحبّ المحسنين

كلمه «المحسنين»، همان گونه كه گذشت، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه صفات ذكر شده در آيه از مصاديق احسان و نيكوكارى است. و نيز مى تواند بيان صفتى ديگر براى اهل تقوا باشد; يعنى پرهيزگاران كسانى هستند كه همواره، اعمال را به وجه نيكوى آن انجام مى دهند; اگر انفاق مى كنند به شيوه نيك آن، و ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 20،21،22،24

20 ـ ظالمين ، محروم از محبّت الهى

و اللّه لا يحبّ الظالمين

21 ـ بى ايمانى و سستى در رويارويى با دشمنان دين ، ظلم است .

و لاتهنوا . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا ... و اللّه لايحبّ الظّالمين

22 ـ بى ايمانى و سستى در رويارويى با دشمنان دين ، موجب محروميّت از محبّت الهى

و لاتهنوا . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا ... و اللّه لايحبّ الظّالمين

24 ـ پيروزى ظالمين در پيكار با مؤمنان ، دليل محبوبيّت آنها نزد خداوند نيست .

و لاتهنوا . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا ... و اللّه لايحبّ الظّالمين

بنابر اينكه مراد از ظالمان، همان پيروزمندان جنگ احد باشد، خداوند به مؤمنان يادآور مى شود كه پيروزى مشركان، حاكى از محبّت الهى به ايشان نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 12،13

12 ـ خداوند دوستدار پايمردان در جنگ و شكيبايان در برابر هجوم حوادث آن

فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللّه . .. و اللّه يحبّ الصّابرين

13 ـ محبّت خدا ، پاداش پايمردى شكيبايان در رويارويى و نبرد با دشمنان دين خدا

فما وهنوا لما اصابهم . .. و اللّه يحبّ الصّابرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 10،11،12،13،14

10 ـ نيكوكاران ، محبوب خداوند هستند .

و اللّه يحبّ المحسنين

11 ـ پيكارگران شكيبا و نيايشگران به درگاه خدا ، نيكوكار و محبوب خداوند هستند .

و كايّن من نبىّ قاتل . .. ربّنا ... و اللّه يحبّ المحسنين

12 ـ معتقدين به خدايى بودن پيروزى ها و جويندگان بخشايش الهى ، از نيكوكاران و محبوبان خدا هستند .

ربّنا اغفر لنا . .. و ثبّت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين ... و اللّه يحبّ

كلمه «المحسنين» پس از آيات گذشته بيانگر اين معناست كه دارندگان ويژگيهاى شمرده شده، مصداق محسنان هستند و از جمله آن ويژگيها، اعتقاد به ربوبيت خداوند و باور به خدايى بودن پيروزيهاست.

13 ـ محبّت الهى به بندگان نيكوكار خويش ، پاداشى والا به ايشان

و اللّه يحبّ المحسنين

چون محبوبيّت مجاهدان در نزد خداوند، خارج از ثواب دنيا و آخرت نيست، تخصيص به ذكر آن، حاكى از ارزش برتر آن خواهد بود.

14 ـ جهاد ، صبر ، دعا ، استغفار و بينش خدامحورى ، از عوامل جلب محبّت الهى

قاتل معه . .. و اللّه يحبّ الصّابرين ... ربّنا اغفر لنا ... و انصرنا ... و اللّه

38- محبت امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 22

22- « عن أبى الحسن موسى بن جعفر ( ع ) عن أبيه فى قول الله جلّوعزّ : « و أوفوابالعهد إن العهد كان مسئولاً » . . . قال : العهد ما أخذ النبى (صلی الله علیه و آله) على الناس فى مودتنا و طاعة أميرالمؤمنين ( ع ) أن لايخالفوه و لايتقدموه و لايقطعوا رحمه و أعلمهم انهم مسئولون عنه . . . ;

امام موسى بن جعفر(ع) از پدرش امام صادق(ع) در باره سخن خدا . .. «و أفوا بالعهد إن العهد كان مسئولاً» روايت كرده است كه فرمود:[مراد از]عهد، پيمانى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مردم در مورد محبت و دوستى ما و اطاعت از اميرالمؤمنين(ع) گرفته است كه با او مخالفت نكنند، از او پيشى نگيرند، رحم او را قطع نكنند و نيز پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مردم اعلام كرد كه در مقابل اين عهد مسؤولند...».

39- محبت اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 8،10

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در راه انجام رسالت خويش ، پاداشى جز مودت نزديكانش ( اهل بيت ) نطلبيده است .

قل لا أسئلكم عليه أجرًا إلاّ المودة فى القربى

براساس روايات فراوان و آراى بسيارى از مفسران، منظور از قربى «اهل بيت» پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

10 - محبت مؤمنان نسبت به اهل بيت ، پاداشى تعيين شده از جانب خداوند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل لا أسئلكم

40- محبت اهل مكه به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 10

10 - رحمت و غفران گسترده الهى ، پشتوانه بخشايش گناه اهل مكه و پيدايش مودّت ميان آنان و مؤمنان

عسى اللّه أن يجعل بينكم . .. و اللّه غفور رحيم

از ارتباط ميان «واللّه غفور رحيم» با صدر آيه ـ كه نويد به اصلاح روابط مؤمنان مدينه و مكيان ستيزه جو را دربردارد ـ استفاده مى شود كه آن عداوت ها، پايان خواهد يافت و معاندان به سوى توبه روى خواهند آورد و رحمت و غفران گسترده الهى آنان را دربرخواهد گرفت و در پرتو اين رحمت و آمرزش، مودّت حاصل خواهد شد.

41- محبت به اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 1 - 21

21 ـ لزوم رعايت حال خويشان پيامبر (صلی الله علیه و آله) محبّت و مودّت به ايشان

يا ايّها النّاس اتّقوا . .. و اتّقوا اللّه الّذى تسآءلون به و الارحام

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: قرابة الرسول (صلی الله علیه و آله) . .. امروا بمودّتهم ... .


نورالثقلين، ج 1، ص 429، ح 3 ; بحارالانوار، ج 23، ص 257، ح 2.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 47 - 9

9 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « قل ما سألتكم من أجر فهو لكم » و ذلك أنّ رسول اللّه سأل قومه أن يؤدّوا أقاربه و لايؤذوهم و أمّا قوله « فهو لكم » يقول ثوابه لكم ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «قل ما سألتكم من أجر فهو لكم» روايت شده كه: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از قومش خواست [به جاى پاداش او]، خويشاوندان وى را دوست داشته باشند و آنان را اذيت نكنند و اما معناى «فهولكم» اين است كه ثواب آن براى خودتان مى باشد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 3

3 - توصيه الهى به مودت اهل بيت ، مواجه با تكذيب ها و مخالفت هاى دشمنان پيامبر در عصر نزول قرآن *

قل لا أسئلكم عليه أجرًا إلاّ المودة فى القربى. .. أم يقولون افترى على اللّه

با توجه به آيه قبل، كه مى توان استفاده كرد كه تكليف محبت اهل بيت به عنوان پاداش رسالت، براى عده اى سنگين آمده بود. ازاين رو آنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) را متهم به افترا و دروغ بستن بر خدا مى كردند.

42- محبت به بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 3

3ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به بنيامين از پدرشان خواستند او را به همراه آنان روانه مصر كند .

فأرسل معنا أخانا

هدف فرزندان يعقوب از نام نبردن بنيامين و ياد كردن از او به عنوان «أخانا» (برادرمان) اظهار محبت به اوست.

43- محبت به توابين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 19

19 ـ لزوم ابراز محبّت به توبه كنندگان و پاكان

ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين

44- محبت به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 9

9 ـ گرايش و محبت فطرى انسان به خداوند افول ناپذير و جاويد است.

فلما أفل قال لا أحب الأفلين

جمله «لا أحب . .. » ـ كه بيشتر جنبه عاطفى و روانى دارد تا جنبه استدلالى ـ مى تواند عنايت به موضوع فطرى بودن گرايش به موجود زوال ناپذير و همچنين گريز از زوال پذير به عنوان «رب» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 18 - 4

4 ـ محبت و عشق به خدا ، ادعاى واهى يهود و نصارا

و قالت اليهود و النصرى نحن ابنؤا اللّه و احبؤه

برداشت فوق بر اين مبناست كه «احباء»، جمع «حبيب»، و به معناى اسم فاعل (محبان) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 9،11،16،24،29

9 ـ عشق به خدا و محبوب وى شدن ، فروتنى در برابر اهل ايمان و سرفرازى در مقابل كافران ، از صفات مؤمنان واقعى

فسوف يأتى اللّه بقوم . .. اعزة على الكفرين

11 ـ دوستى با كافران ( يهود و نصارا و . . . ) ، ناسازگار با عشق به خداوند

و من يتولهم منكم . .. فسوف يأتى اللّه بقوم يحبهم و يحبونه

با توجه به ارتباط آيه مورد بحث با آيات گذشته، معلوم مى شود كه توصيف مؤمنان واقعى به ويژگيهاى ياد شده براى اشاره به اين حقيقت است كه مدعيان اسلام در صورت گرايش به كافران (من يتولهم منكم) نمى توانند آن ويژگيها ـ و از جمله محبت و عشق به خدا ـ را دارا باشند.

16 ـ تهى بودن دل از محبت خدا ، بى مهرى نسبت به اهل ايمان ، احساس كوچكى در برابر كافران ، از نشانه هاى بيمارى دل و ضعف ايمان

فترى الذين فى قلوبهم مرض . .. اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين

ارتباط آيه مورد بحث با آيات پيش گوياى اين است كه بيماردلان (الذين فى قلوبهم مرض) از مصاديق مرتدان مى باشند و

چون صفات شمرده شده براى مؤمنان واقعى نقطه مقابل مرتدان قرار گرفته ; است معلوم مى شود نبود اين صفات در مدعيان اسلام، نشانه بيماردلى آنان است.

24 ـ مؤمنان واقعى هرگز به خاطر ملامت دشمنان ، از عشق به خدا دست بردار نيستند و از فروتنى در قبال مؤمنان و سرافرازى در برابر كافران ، باز نمى مانند .

يحبهم و يحبونه . .. و لايخافون لومة لائم

بنابر اينكه جمله «و لايخافون . ..» در ارتباط با تمامى صفاتى باشد كه در فرازهاى پيشين بر شمرده شده نه خصوص «يجهدون».

29 ـ عشق به خدا و محبوب وى شدن ، عطيه و فضلى خدادادى است .

يحبهم و يحبونه . .. ذلك فضل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 7

7 - خدا ، محبوب ترين محبوب ها نزد انسان هاى الهى

إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى

45- محبت به خيرخواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 9

9 ـ ضرورت محبت به خيرخواهان جامعه و پذيرش پند ها و نصايح آنان

و لكن لاتحبون النصحين

46- محبت به گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 12

12 - ابراز محبت و اظهار عطوفت با گمراهان ، از شيوه هاى پسنديده در هدايت آنان است .

يـقوم إنّما فتنتم به و إنّ ربّكم الرحمـن

47- محبت به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 2

2 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به فروتنى در برابر مؤمنان و ابراز مهر و محبت به آنان

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

پيشى گرفتن در سلام از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها به عنوان يك وظيفه خاص و محدود مطرح نشده است، بلكه اين موضوع به عنوان جلوه اى از تواضع و اخلاق متعالى مطرح شده است.

48- محبت به واعظان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 10

10 ـ محبت آدمى به نصيحت كنندگان در پى دارنده پذيرش سخنان ايشان است .

نصحت لكم و لكن لاتحبون النصحين

اقتضاى كلام اين بود كه پس از «نصحت لكم» گفته شود: «و لكن لا تطيعون» و يا «لا تسمعون»، ولى به جاى آن «لا تحبون . .. » آورده شد تا اشاره باشد به علت عدم پذيرش، يعنى: لا تحبون النصحين لكى تسمعوا لهم، يا: «لكى تطيعوهم».

49- محبت به يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 2 - 3

3 - پذيرش و نوازش ، بالاترين نياز يتيمان است .

فذلك الذى يدعّ اليتيم

50- محبت بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 23 - 10

10- بهشتيان در بهشت ، روابط حسنه و سرشار از محبت با يكديگر خواهند داشت .

تحيّتهم فيها سلـم

اينكه خداوند مى فرمايد «تحيت مؤمنان در بهشت سلام گفتن و يا درخواست سلامتى براى يكديگر است» حكايت از روابط خوب آنان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 50 - 2

2 - مجلس اُنس و به پرس و جو نشستن ، از نعمت هاى الهى براى بهشتيان

فأقبل بعضهم على بعض يتساءلون

51- محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 9

9 ـ خداوند ، فساد در زمين را دوست ندارد .

و اللّه لا يحب الفساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 16،17،21،22

16 ـ خداوند ، توبه كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد .

ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين

17 ـ توبه و طهارت ، زمينه جلب محبّت الهى

ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين

21 ـ خداوند كسانى را كه از گناه آميزش در حال حيض توبه كنند ، دوست دارد

فاعتزلوا النساء فى المحيض . .. ان اللّه يحب التوابين

22 ـ خداوند پرهيزكنندگان از آميزش در حال حيض را دوست دارد .

فاعتزلوا النساء فى المحيض . .. ان اللّه ... و يحب المتطهرين

از مصاديق پاكيزگان، به مقتضاى ارتباط صدر و ذيل آيه، پرهيزكنندگان از آميزش در ايام حيض مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 276 - 5،6،10

5 ـ ناسپاسان از نعمت ها و گنهكاران ، محروم از محبّت الهى

و اللّه لا يحبّ كل كفّار اثيم

6 ـ رباخواران ، ناسپاسانى گنهكار و محروم از محبّت الهى

يمحق اللّه الرّبوا . .. و اللّه لا يحبّ كلّ كفّار اثيم

كلمه «كفّار» (بسيار ناسپاس) و كلمه «اثيم» (فرو رفته در گناه و آلودگى) پس از بيان ربا و رباخوارى، اشاره به اين معنا دارد كه رباخواران از جمله مصاديق انسانهاى ناسپاس و آلوده به گناهند.

10 ـ انفاق ، عامل جلب محبّت خداوند است و انفاق كنندگان محبوب او هستند .

يمحق اللّه الرّبوا و يربى الصّدقات و اللّه لا يحب كلّ كفّار اثيم

محروميّت رباخوار از محبّت الهى، به قرينه مقابله بين ربا و صدقه، حاكى است كه انفاق كننده محبوب خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 16

16 ـ محبت و رأفت خداوند نسبت به بندگان ، علت هشدار هاى لازم به آنان

و يحذركم اللّه . .. و اللّه رءوف بالعباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 -

9،11،12،13،16،20

9 ـ اهميّت التزام به ولايت رهبران الهى و پيروى از آنان

قل ان كنتم . .. فاتبعونى يحببكم اللّه و يغفر لكم

قرآن، محبت الهى و غفران گناهان را پيامد پذيرش ولايت رهبران الهى گرفته است.

11 ـ جلب محبّت خدا ، هدف نهايى دين و ديندارى است .

فاتّبعونى يحببكم اللّه

زيرا مى فرمايد تبعيّت از پيامبر (صلی الله علیه و آله)، موجب محبّت خدا خواهد شد.

12 ـ نقش رهبران الهى در جلب محبّت خداوند به انسان *

فاتّبعونى يحببكم اللّه

پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان مرشدِ راه محبّت الهى، معرفى شده است.

13 ـ محبّت و غفران الهى ، بشارتى به پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاتّبعونى يحببكم اللّه و يغفر لكم

16 ـ محبّت الهى نسبت به بندگان ، زمينه بخشايش همه گناهان آنان *

يحببكم اللّه و يغفر لكم ذنوبكم

تقدم حب خدا بر غفران، بيانگر نقش محبت خدا براى غفران گناهان است. و تعميم غفران به همه گناهان، از اضافه شدن «ذنوب» استفاده شده است; زيرا جمع مضاف افاده عموم مى كند.

20 ـ تبعيّت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيكوكارى ، تقوا ، تواضع و خضوع ، موجب جلب محبّت خداوند

قل ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى يحببكم اللّه

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق فرمود: على البرّ و التقوى و التواضع و ذلّة النّفس.


الدرّ المنثور، ج 2، ص 178.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 32 - 6،7،8،9،10

6 ـ رويگردانان از اطاعت خدا و رسول ، كافر و محروم از محبّت خدايند .

قل اطيعوا اللّه و الرسول فان تولّوا فانّ اللّه لا يحب الكافرين

7 ـ كافران ، محروم از محبّت خداوند

فان تولّوا فان اللّه لا يحب الكافرين

8 ـ تنها فرمانبرانِ امر خدا و رسول ، محبوب خدايند .

اطيعوا اللّه و الرسول فان تولّوا فانّ اللّه لا يحب الكافرين

حصر، از مقابله فرمانبران و كافران و محروم نمودن كافران از محبّت خدا، استفاده شده است.

9 ـ كفر ، عامل محروميّت از محبّت الهى

فان تولّوا فانّ اللّه لا يحب الكافرين

10 ـ گرايش انسان به جلب محبّت الهى *

يحببكم اللّه . .. فان اللّه لا يحب الكافرين

آنچه به عنوان پاداش براى تشويق به انجام عملى وعده مى دهند; بر اين اساس است كه تشويق شونده نسبت به آن علاقمند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 10،11،13

10 ـ كافران به عيسى ( ع ) ( يهوديان ) ، ظالم و محروم از محبّت خداوند هستند .

فاما الذين كفروا . .. و اللّه لا يحبّ الظالمين

از مصاديق مورد نظر از كلمه «الظالمين»، به قرينه آيات قبل، يهوديانى هستند كه به حضرت عيسى (ع) ايمان نياوردند.

11 ـ ظالمان ، محروم از محبّت و پاداش هاى خداوند

و اما الذين امنوا . .. فيوفّيهم اجورهم و اللّه لا يحبّ الظالمين

13 ـ مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، محبوب خدا هستند .

و اللّه لا يحبّ الظالمين

بنابراينكه جمله «و اللّه لا يحبّ الظالمين»، تعليل براى جمله «فاما الذين كفروا» و «و اما الذين امنوا» باشد كه از آن چنين استفاده مى شود كه كافران به علّت ظلم، مبغوض خدا هستند. و مفهوم آن، اين است كه مؤمنان داراىِ عمل صالح، محبوب خدايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 76 - 5،6،7،10

5 ـ وفاى به عهد و امانتدارى و تقوا ، زمينه جلب محبّت خداوند

بلى من اوفى بعهده و اتّقى فانّ اللّه يحب المتّقين

6 ـ متّقين ، محبوب خدا هستند .

فانّ اللّه يحب المتّقين

7 ـ وفاى به عهد خداوند و پرهيز از خيانت ، زمينه جلب محبّت او

بلى من اوفى بعهده و اتّقى فان اللّه يحب المتّقين

بنابراينكه ضمير «بعهده»، به قرينه آيه بعد، به «اللّه» در آيه قبل برگردد.

10 ـ اهل كتاب چنانچه وفاى به عهد نمايند و تقوا پيشه كنند ، محبوب خدا هستند .

و من اهل الكتاب . .. بلى من اوفى بعهده و اتقى فانّ اللّه يحب المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 - 21

21 ـ تجلّى محبّت الهى نسبت به بندگان ، با تكلّم و نظر به آنها در قيامت و تزكيه آنها در دنيا

بلى من اوفى بعهده و اتقى فانّ اللّه يحبّ المتقين. انّ الذين يشترون ... و لا يزكي

از ارتباط آيه قبل با مفهوم اين آيه برداشت فوق استفاده شده است و چون جمله «لا يزكيهم» را مقيّد به «يوم القيمة» نكرده بر خلاف فرازهاى قبلى، مى توان گفت تزكيه مربوط به دنياست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 31

31 ـ توكّل بر خداوند از عوامل جلب محبّت الهى

انّ اللّه يحبّ المتوكّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 16،18،19،20

16 ـ خداوند ، گردنفرازان فخرفروش را دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

«مختال» از ماده «خيال» به كسى گفته مى شود كه بر اساس خيالات و اوهامش، خود را شخصيّتى بزرگ مى داند و به كبر و غرور مبتلا مى گردد. و «فخور» به كسى گفته مى شود كه زياد به خود افتخار مى كند.

18 ـ خداوند كسانى را كه با تكبر و فخرفروشى با خويشان و همسايگان خويش برخورد مى كنند ، دوست ندارد .

و بالوالدين احساناً . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

19 ـ احسان به پدر ، مادر ، خويشان ، همسايگان و زيردستان ، زمينه جلب محبّت الهى

و بالوالدين احساناً . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

از مصاديق مورد نظر براى «مختالا فخوراً»، ترك احسان به پدر، مادر و . .. مى باشد. در نتيجه ترك احسان مانع محبّت الهى و احسان عامل جلب آن خواهد شد.

20 ـ احسان به ايتام ، نيازمندان و درماندگان ، زمينه جلب محبت الهى

و اليتامى و المساكين و ابن السبيل . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 37 - 1،2،4

1 ـ بخيلان ، محروم از محبت خداوند

انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون

2 ـ خداوند ، كسانى را كه مردم را به بخلورزى دعوت كنند ، دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل

4 ـ خداوند كسانى را كه به جهت ترك احسان ، نعمت هاى خدادادى خويش را پنهان مى كنند ، دوست ندارد .

و بالوالدين احساناً . .. و يكتمون ما اتيهم اللّه من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 1

1 ـ خداوند ، كسانى را كه رياكارانه انفاق مى كنند ، دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً . .. و الذين ينفقون اموالهم رئاء الناس

در برداشت فوق، «الذين ينفقون» بر «الذين يبخلون» عطف گرفته شده و بنابراين، توصيفى براى «مختال» و «فخور» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 106 - 8

8 ـ آمرزش الهى نسبت بندگان ، آميخته با مهر و محبت است .

و استغفر اللّه إنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 7،9،10،11

7 ـ خداوند ، خيانتكاران گناهكار را دوست ندارد .

إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

9 ـ حب و بغض خداوند ، تعيين كننده حركت ها و عملكرد هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتجدل . .. إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

10 ـ حب و بغض خداوند ، بايد تعيين كننده خط مشى مؤمنان باشد .

و لاتجدل . .. إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

چون جمله «ان اللّه . ..»، بيان علتى براى «لاتجادل» است و دلالت بر اين دارد كه دوستى و دشمنى خدا بايد ميزان حركتها و توقفها قرار گيرد.

11 ـ حب و بغض خداوند ، معيار سنجش و ارزيابى عملكردها

و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 45 - 9

9 - انسان ها ، به جلب محبت خداوند علاقه مندند . *

إنّه لايحبّ الكـفرين

ذكر اين نكته كه هر كس كافر است، از محبت خداوند محروم است به منظور اين است كه انسان ها، ترغيب شوند تا به ايمان و عمل صالح روى بياورند و اين، وقتى اثربخش است كه انسان ها، به جلب محبت خداوند علاقه اى داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 13

13 - محبت و قهر خدا ، از ملاك هاى ارزشگذارى اَعمال و رفتار است .

لاتصعّر . .. و لاتمش ... إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

از اين كه لقمان، براى تبيين ضد ارزش بودن تكبر، به اين ملاك تمسك جسته است، استفاده مى شود كه محبت خداوند و متقابلاً قهر وى در شايسته بودن اَعمال و يا عدم آن نقش اساسى دارد.

52- محبت در موعظه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 3

3 - ضرورت آميخته شدن نصيحت و هدايت كردن با محبت و تحريك احساس و عاطفه مخاطب

قال لقمـن لإبنه و هو يعظه يـبنىّ

مصغّر آوردن «بُنىّ» براى مهرورزى و شفقت است و از آن، نكته ياد شده، استفاده مى شود.

53- محبت در ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 25

25- محبت و دل سوزى ، درون مايه ضرورى براى هر ولايت حق و سرپرست لايق است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

خداوند، با به رخ كشيدن عداوت شيطان، سزاوار نبودن پذيرش ولايت او را يادآور شده است و مفهوم آن اين است كه رهبرى ولايت، بايد از كينهوزى و عداوت به دور بوده و آميخته با محبت باشد.

54- محبت درتبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 16 - 3

3 - لازم است كه تبليغ معارف دين ، به محبّت و تحريك احساس و عاطفه مخاطب آميخته گردد .

يـبنىّ إنّها إن تك

55- محبت در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 10

10ـ مهربانى و محبت ، داراى نقشى بسزا در تربيت و اصلاح خطاكاران

واستغفروا ربكم . .. إن ربى رحيم ودود

توصيف خداوند به مهربانى و محبت داشتن به بندگان ، پس از توصيه به استغفار از گناهان ، مى تواند به برداشت فوق اشاره داشته باشد.

56- محبت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 4

4 ـ شعيب ، پيامبرى دلسوز و با محبت نسبت به مردم مدين

و إلى مدين أخاهم شعيباً

57- محبت لقمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 12 - 17

17 - « عن إبن عمر قال : سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول : حقّاً أقول : لم يكن لقمان نبيّاً و لـكن كان عبداً كثير التفكر حسن اليقين أحبّ اللّه فأحبّه و مَنّ عليه بالحكمة . كان نائماً نصف النهار إذ جاءه نداء يا لقمان ! هل لك أن يجعلك اللّه خليفة فى الأرض تحكم بين الناس بالحقّ فأجاب الصوت إن خيّرنى ربّى قبلت العافية و لم أقبل البلاء و إن عزم علىّ فسمعاً و طاعة . . . فأعطى الحكمة ;

عبداللّه بن عمر مى گويد: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه مى گفت: «به حق مى گويم: لقمان، پيامبر نبود، لكن بنده اى بود اهل تفكر، داراى حسن يقين. خدا را دوست داشت و خدا نيز او را دوست داشت و با آموختن حكمت، او را مورد انعام خود قرار داد. در نيمه روز ، خوابيده بود كه صدايى شنيد: اى لقمان! آيا دوست دارى كه خداوند، تو را خليفه خود در زمين قرار دهد تا در ميان مردم، به حق قضاوت كنى؟ لقمان در جواب آن صدا گفت: اگر پروردگارم، مرا مخيّر كرده من عافيت را انتخاب مى كنم و نه گرفتارى را و اگر بر من واجب مى كند، پس سرا پا گوش و مطيع ام»... در اين جا به او حكمت داده شد».

58- محبت ممنوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 11

11 ـ لزوم پرهيز محبت و دلسوزى نسبت به مشركانى كه دوزخى بودنشان حتمى است .

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين ... أنهم أصحب الجحيم

59- محبت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 10

10 - محبت مؤمنان نسبت به اهل بيت ، پاداشى تعيين شده از جانب خداوند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل لا أسئلكم

60- محبت هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 4

4 ـ هود ، پيامبرى دلسوز و با محبت به مردم خويش ( قوم عاد )

و إلى عاد أخاهم هوداً قال يقوم

61- محبت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 13 - 7

7- يحيى ( ع ) درپرتو عنايت هاى خداوند ، دوست دار او و سرشار از اشتياق به وى بود .

حنانًا من لدنّا

دراين برداشت، وصف «حناناً» بيانگر مهر و محبتى است كه خداوند آن رانسبت به خود، به يحيى(ع) عطا فرموده است.

62- محبت يعقوب(ع) به بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 3،4،6،9،13

3ـ يوسف ( ع ) و بنيامين محبوب تر از ديگر فرزندان يعقوب در نزد آن حضرت

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا

مراد از «أخوه» چنانچه مفسران گفته اند بنيامين است.

4ـ يوسف ( ع ) محبوب تر از بنيامين در نزد يعقوب ( ع )

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا

برداشت فوق ، از تقديم «يوسف» بر برادرش «بنيامين» استفاده شده است.

6ـ همه فرزندان يعقوب محبت افزون تر او به يوسف ( ع ) و بنيامين را احساس مى كردند و بر آن رشك مى بردند .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

ضمير در «قالوا» به «إخوته» در آيه قبل برمى گردد ; يعنى ، همه آنان چنين گفتند و بر اين نظر اتفاق داشتند.

9ـ لطف و محبت افزون تر يعقوب ( ع ) به يوسف ( ع ) و بنيامين و شايسته نبودن آن دو براى آن لطف و محبت ، از سخنان و پيش درآمد هاى جلسه مشورتى برادران يوسف عليه وى

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا و نحن عصبة إن أبانا لفى ضلـل مبين

13ـ محبت فراوان يعقوب ( ع ) به يوسف ( ع ) و بنيامين ، خطا و لغزشى روشن از ديدگاه ديگر فرزندان او

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب . .. إن أبانا لفى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 61 - 1،2،3

1ـ يعقوب ( ع ) به فرزندش بنيامين علاقه اى ويژه داشت .

قالوا سنرود عنه أباه

2ـ يعقوب ( ع ) ، همواره از مسافرت كردن بنيامين به همراه برادرانش ، جلوگيرى مى كرد .

قالوا سنرود عنه أباه

3ـ علاقه شديد يعقوب ( ع ) به بنيامين ، دليل برادران يوسف براى همراه نبودن بنيامين با آنان

قالوا سنرود عنه أباه

«با پدرمان گفت و گو مى كنيم و تلاش مى نماييم كه رضايت او را براى سفر بنيامين جلب كنيم» ـ كه مفاد «سنرود عنه أباه» مى باشد ـ اشاره اى است از سوى برادران يوسف به او كه علت همراه نبودن بنيامين ، ممانعت پدرشان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 4

4ـ يعقوب ( ع ) ، علاقه اى وافر به بنيامين و سلامتى او داشت و جدايى و فراق او برايش رنج آور بود .

لتأتنّنى به

جمله هاى «إنا له لحافظون» و «فالله خير حافظاً» در آيات پيشين دلالت بر آن داشت كه يعقوب(ع) خواهان نرسيدن گزند و آسيب به بنيامين بود و جمله «لتأتنّنى به» (او را نزد من آوريد) حاكى است كه دورى او نيز بر آن حضرت مشكل بود و خواهان حضور وى نزد خويش بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 8

8ـ برادران بنيامين مى دانستند كه وى در نزد پدرشان يعقوب ، از محبوبيت افزون ترى برخوردار است .

فخذ أحدنا مكانه

63- محبت يعقوب(ع) به فرزندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 2،3،12

2ـ يعقوب ( ع ) همه فرزندان خويش را گرامى مى داشت و به همه آنان محبت مى كرد .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منّا

افعل تفضيل (أحبّ) گوياى برداشت فوق است.

3ـ يوسف ( ع ) و بنيامين محبوب تر از ديگر فرزندان يعقوب در نزد آن حضرت

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا

مراد از «أخوه» چنانچه مفسران گفته اند بنيامين است.

12ـ برادران يوسف به دليل نيرومندى و كارآمد بودنشان ، خويش را به محبت پدرشان يعقوب سزاوارتر مى ديدند .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا و نحن عصبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 4،5

4ـ برادران يوسف ، نبود وى در ميان خانواده را ، مايه توجه كامل يعقوب ( ع ) به آنان مى پنداشتند .

اقتلوا يوسف . .. يخل لكم وجه أبيكم

«يخل لكم وجه أبيكم» (خالى شود صورت پدرتان براى شما) كنايه از آن است كه توجه و اقبال او از يوسف(ع) منقطع مى شود و تنها براى شما خواهد بود. فعل «يخل» جواب امر (اقتلوا) و (اطرحوه) است و با «إن» شرطيه مقدر مجزوم شده است ; يعنى: «إن تقتلوه أو تطرحوه يخل لكم ...».

5ـ برادران يوسف در صورت نبود او ، بنيامين را رقيب خويش در جلب محبت يعقوب ( ع ) نمى ديدند .

ليوسف و أخوه أحب . .. اقتلوا يوسف ... يخل لكم وجه أبيكم

برادران يوسف از محبت افزون تر يعقوب(ع) به يوسف(ع) و نيز بنيامين در رنج بودند ; ولى با از ميان بردن يوسف(ع) مشكل را حل شده مى دانستند. بنابراين چنين مى پنداشتند كه بنيامين ، نمى تواند مانع توجه كامل يعقوب(ع) به آنان باشد.

64- محبت يعقوب(ع) به يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 6

6ـ رابطه يوسف ( ع ) و پدرش يعقوب ( ع ) ، رابطه اى صميمانه و سرشار از محبت بود .

إذ قال يوسف لأبيه يـأبت . .. يـبنىّ

تعبير «يـأبت» (اى پدرم) در كلام يوسف(ع) و «يـبنىّ» (اى پسرك من) در كلام يعقوب(ع) ، حاكى از اظهار علاقه آن دو به يكديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 14

14ـ رابطه يوسف ( ع ) و پدرش يعقوب ( ع ) ، رابطه اى صميمانه و سرشار از محبت بود .

يـأبت . .. قال يـبنىّ لاتقصص رءياك

تعبير «يـأبت» (اى پدرم) در كلام يوسف(ع) و «يـبنىّ» (اى پسرك من) در كلام يعقوب(ع) حاكى از علاقه آن دو به يكديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 3،4،5،6،9،13،15

3ـ يوسف ( ع ) و بنيامين محبوب تر از ديگر فرزندان يعقوب در نزد آن حضرت

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا

مراد از «أخوه» چنانچه مفسران گفته اند بنيامين است.

4ـ يوسف ( ع ) محبوب تر از بنيامين در نزد يعقوب ( ع )

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا

برداشت فوق ، از تقديم «يوسف» بر برادرش «بنيامين» استفاده شده است.

5ـ شايستگى هاى معنوى يوسف ( ع ) و فضيلت هاى خدادادى وى ، عامل محبت فراوان يعقوب ( ع ) به او بود .

كذلك يجتبيك ربك . .. ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

بيان مسأله محبت افزون تر يعقوب(ع) به يوسف(ع) ، پس از بيان ويژگيهاى يوسف (وكذلك يجتبيك . ..) ، اشاره به ريشه محبت افزون تر يعقوب(ع) به يوسف(ع) دارد.

6ـ همه فرزندان يعقوب محبت افزون تر او به يوسف ( ع ) و بنيامين را احساس مى كردند و بر آن رشك مى بردند .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

ضمير در «قالوا» به «إخوته» در آيه قبل برمى گردد ; يعنى ، همه آنان چنين گفتند و بر اين نظر اتفاق داشتند.

9ـ لطف و محبت افزون تر يعقوب ( ع ) به يوسف ( ع ) و بنيامين و شايسته نبودن آن دو براى آن لطف و محبت ، از سخنان و پيش درآمد هاى جلسه مشورتى برادران يوسف عليه وى

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا و نحن عصبة إن أبانا لفى ضلـل مبين

13ـ محبت فراوان يعقوب ( ع ) به يوسف ( ع ) و بنيامين ، خطا و لغزشى روشن از ديدگاه ديگر فرزندان او

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب . .. إن أبانا لفى ضلـل مبين

15ـ « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . فلما رأى يوسف الرؤيا و أصبح يقصّها على أبيه يعقوب ، فاغتم يعقوب لما سمع من يوسف مع ما أوحى الله عزوجل إليه أن استعد للبلاء . . . و خاف أن يكون ما أوحى الله عزوجل إليه من الإستعداد للبلاء هو فى يوسف خاصّة فاشتدت رقته عليه من بين ولده فلما رأى إخوة يوسف ما يصنع يعقوب بيوسف و تكرمته إيّاه و إيثاره إيّاه عليهم إشتد ذلك عليهم . . . و قالوا : إن يوسف و أخاه « أحب إلى أبينا منّا » . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. هنگامى كه يوسف(ع) آن خواب را ديد و بامداد براى يعقوب بازگو كرد، يعقوب به خاطر آنچه از يوسف شنيد با آنچه خداى عزوجل به او وحى كرد كه آماده بلا باش غمگين شد ... و ترسيد كه آن بلا بالخصوص در مورد يوسف باشد. از اين رو مهربانى او از ميان برادران به يوسف زيادتر شد ; چون برادران رفتار يعقوب را نسبت به يوسف ديدند كه او را گرامى مى دارد و بر آنان ترجيح مى دهد، بر آنان گران آمد ... و گفتند: يوسف و برادرش نزد پدر ما از ما محبوب ترند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 13 - 3

3ـ يعقوب ( ع ) به فرزندش يوسف ( ع ) بسيار علاقه مند بود و از فراق او آزرده خاطر و محزون مى شد .

قال إنى ليحزننى أن تذهبوا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 95 - 2

2ـ بستگان يعقوب با سوگند ، وى را به كژروى و ارتكاب خطا در برتر دانستن يوسف ( ع ) و محبّت بيش از حد به وى متهم كردند .

إنك لفى ضلـلك القديم

65- محبت يوسف(ع) به مادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 99 - 7

7ـ يوسف ( ع ) با اظهار محبتى ويژه به پدر و مادر خويش ، آنان را در كنار خود جاى داد .

فلما دخلوا على يوسف ءاوى إليه أبويه

66- محبت يوسف(ع) به يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 6

6ـ رابطه يوسف ( ع ) و پدرش يعقوب ( ع ) ، رابطه اى صميمانه و سرشار از محبت بود .

إذ قال يوسف لأبيه يـأبت . .. يـبنىّ

تعبير «يـأبت» (اى پدرم) در كلام يوسف(ع) و «يـبنىّ» (اى پسرك من) در كلام يعقوب(ع) ، حاكى از اظهار علاقه آن دو به يكديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 14

14ـ رابطه يوسف ( ع ) و پدرش يعقوب ( ع ) ، رابطه اى صميمانه و سرشار از محبت بود .

يـأبت . .. قال يـبنىّ لاتقصص رءياك

تعبير «يـأبت» (اى پدرم) در كلام يوسف(ع) و «يـبنىّ» (اى پسرك من) در كلام يعقوب(ع) حاكى از علاقه آن دو به يكديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 99 - 7

7ـ يوسف ( ع ) با اظهار محبتى ويژه به پدر و مادر خويش ، آنان را در كنار خود جاى داد .

فلما دخلوا على يوسف ءاوى إليه أبويه

67- محرومان از محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 7،8

7 - تجاوزگران ، از محبت خداوند محرومند .

إن اللّه لايحب المعتدين

8 - مجاهدان ، در صورتى كه از حدود الهى در جنگ تجاوز كنند و يا حقوق دشمنان را رعايت ننمايند ، از محبت خداوند محروم خواهند شد .

إن اللّه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 45 - 6

6 - كافران ، از مهر و محبت خداوند ، محروم اند .

إنّه لايحبّ الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 7

7 - خودْبزرگ بينانِ فخرفروش ، از محبت و لطف الهى محروم اند .

إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

«مختال» به معناى تكبر است (قاموس المحيط).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 10،11

10 - ظالمان و متجاوزان ، محروم از محبت الهى

إنّه لايحبّ الظـلمين

11 - مجريان احكام الهى ، در صورت زياده روى از حد عدالت و مقابله به مثل ، خود ستمگر و محروم از محبت خدا خواهند بود .

جزؤا سيّئة سيّئة مثلها . .. إنّه لايحبّ الظـلمين

ممكن است «إنّه لايحبّ الظالمين» ناظر به قانون مقابله به مثل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 16

16 ـ خداوند اسرافكاران را از محبت خويش محروم ساخته است.

إنه لايحب المسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 5،6،7

5- مستكبران ، از محبت خداوند محرومند .

إنه لايحبّ المستكبرين

6- منكران عالم آخرت ، محروم از محبت خداوند

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. إنه لايحبّ المستكبرين

7- منكران حق ، از محبت خداوند محرومند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. إنه لايحبّ المستكبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 38 - 6

6 - خيانت كاران ناسپاس ، محروم از حمايت و محبت خداونداند .

إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 16

16 - انسان هاى مغرور و سرمست ، محروم از لطف و محبت خداوند

إنّ اللّه لايحبّ الفرحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 27

27 - فسادگران ، از لطف و محبت خداوند محروم اند .

و لاتبغ الفساد فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 6

6 ـ گردنكشان و متجاوزان ، از محبت خدا محرومند .

إنه لايحب المعتدين

68- محروميت از محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 10

10 ـ محروميت مسلمانان از محبت خداوند ، در صورت ايجاد روابط دوستانه با كافران

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه بقوم يحبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 37،38،40

37 ـ مفسده جويان ، محروم از جلب محبت الهى

و اللّه لايحب المفسدين

38 ـ مفسده جويى يهود ، عامل محروميت آنان از محبت خداوند

و يسعون فى الارض فساداً و اللّه لايحب المفسدين

40 ـ دستيابى آدمى به محبت خداوند و محروميت از آن ، وابسته به عملكرد خود اوست .

و اللّه لايحب المفسدين

جمله « و اللّه لايحب المفسدين» مى رساند كه خداوند بى دليل كسى را از محبت خويش محروم نمى سازد، همانگونه كه به گزاف كسى را مورد محبت خويش قرار نخواهد داد، بلكه ريشه و اساس آن، نوع عملكرد آدمى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 18،19،20،21

18 ـ تجاوزكاران از محبت خداوند محروم اند .

إنّ اللّه لايحب المعتدين

19 ـ افراط و تفريط در بهره جويى از مواهب پاكيزه و حلال الهى ، عامل محروميت از محبت خداوند

لاتحرموا . .. و لاتعتدوا إنّ اللّه لايحب المعتدين

20 ـ ارتكاب محرمات موجب محروم شدن از محبت الهى

لاتعتدوا إنّ اللّه لايحب المعتدين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «لاتعتدوا» ـ چنانچه توضيح آن گذشت ـ نهى از ارتكاب محرمات باشد.

21 ـ عملكرد آدمى زمينه ساز جلب محبت خداوند و يا محروميت از آن

إنّ اللّه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 7

7 ـ روى گردانى از نيايش و تضرع در برابر خدا ، گردنكشى و موجب محروميت از محبت الهى است .

ادعوا ربكم . .. إنه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 7،9

7 ـ پيمان شكنان و كسانى كه در انديشه شكستن پيمان هاى خويشند ، خائن و محروم از محبت خداوند هستند .

إن اللّه لايحب الخائنين

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «إن اللّه . .. » تعليل براى «فانبذ إليهم» باشد ; يعنى كسانى كه در صدد پيمان شكنى هستند، خائنند و چون خداوند خائنان را دوست ندارد، تو اى پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف هستى معاهده آنان را لغو كنى تا راه براى نبرد با آنان باز شود.

9 ـ خيانت ، حتى نسبت به كافران ، امرى ناروا و در پى دارنده محروميت از محبت خدا

فانبذ إليهم على سواء إن اللّه لايحب الخائنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 7،8

7 ـ اسراف كنندگان از محبت خداوند محرومند.

إنه لايحب المسرفين

8 ـ زياده روى در زينت دادن خويش، و اسراف در خوردن و آشاميدن، موجب محروميت از محبت خداوند است.

خذوا زينتكم . .. و لاتسرفوا إنه لايحب المسرفين

69- مراتب محبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 8

8 - خداوند ، شايسته ترين حقيقت براى بالاترين مرحله محبت و دوست داشتن است .

و الذين ءامنوا أشد حباً اللّه

70- منشأ محبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 15،16

15 - خداوند ، سرچشمه مهر و محبت و القاكننده آن است .

و ألقيت عليك محبّة منّى

16 - محبوبيت يافتن در دل ها ، لطف و عنايتى الهى است .

و ألقيت عليك محبّة منّى

71- منشأ محبت به يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 13 - 5

5- يحيى ( ع ) ، در پرتو اراده خداوند ، از محبت عميق مردم نسبت به خويش برخوردار بود .

و حنانًا من لدنّا

در اين برداشت، مراد از «حناناً» محبت مردم نسبت به يحيى(ع)، دانسته شده است.

72- موجبات محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 11

11 ـ پيروى از آيين ابراهيم ( ع ) ( دين حنيف ) ، موجب برخوردار شدن از محبت خداوند

و اتبع ملة إبرهيم حنيفاً و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

در صورتى كه آيين پيراسته از انحراف، باعث دستيابى ابراهيم به مقام دوستى خدا شده باشد، پيروى از آن آيين، براى ديگران نيز مى تواند چنان تأثيرى داشته باشد و آنان را چون ابراهيم به مقام دوستى خداوند ارتقا دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 32

32 ـ عفو و گذشت ، مايه جلب محبت خداوند

فاعف عنهم و اصفح إنّ اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 27

27 ـ تواضع در برابر اهل ايمان ، سرافرازى در قبال كافران ، جهاد در راه خدا و بى اعتنايى به ملامت دشمنان ، مايه جلب محبت الهى

يحبهم و يحبونه اذلة على المؤمنين . .. و لايخافون لومة لائم

به نظر مى رسد صفات ياد شده پس از «يحبهم و يحبونه» در ارتباط با «يحبهم» بيانگر علت است ; يعنى چون داراى اين صفات هستند، خداوند آنها را دوست دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 21

21 ـ عملكرد آدمى زمينه ساز جلب محبت خداوند و يا محروميت از آن

إنّ اللّه لايحب المعتدين

73- نشانه هاى محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 9

9ـ آمرزش گناه استغفاركنندگان و باريافتن سالكان به درگاه الهى ، پرتوى از رحمت ، مهربانى و محبت خداوند به بندگان است .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه إن ربى رحيم ودود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 56 - 1

1 - مال و فرزند بسيار ، نشانه لطف و مهر خداوند در ديدگاه شرك پيشگان مرفه صدراسلام

أيحسبون . .. من مال و بنين . نسارع لهم فى الخيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 78 - 4

4 - خالقيت و هدايت گرى خدا ، جلوه دوستى و مهر و محبت او به خلق

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العـلمين . الذى خلقنى فهو يهدين

جمله «الذى خلقنى. ..» تعليل بر آيه پيش و دليل براى دوست بودن خدا براى انسان است.

74- نعمت محبت اهل بيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 10

10 - « قال الرضا ( ع ) و لقد حدثنى أبى عن أبيه أبى عبداللّه الصادق ( ع ) . . . قال : إنّ اللّه عزّوجلّ لايسئل عباده عمّا تفضّل عليهم و لايمنّ بذلك عليهم و الإمتنان بالإنعام مستقبح من المخلوقين فكيف يضاف إلى الخالق عزّوجلّ ما لايرضى المخلوق به و لـكنّ النعيم حبّنا أهل البيت و موالاتنا يسئل اللّه عباده عنه بعد التوحيد و النبّوة لأنّ العبد إذا وفى بذلك ادّاه إلى نعيم الجنّة الذى لايزول ;

امام رضا(ع) فرمود: پدرم از پدر خويش از امام صادق(ع) براى من روايت كرده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ درباره آنچه به بندگانش تفضل كرده است، از آنها بازخواست نمى كند و با اين كار بر آنان منّت نمى گذارد. منّت نهادن به جهت نعمت بخشيدن، از جانب مخلوق ها كار زشتى است; پس چگونه به خالق عزّوجلّ چيزى نسبت داده مى شود كه مخلوق از نسبت دادن آن ناخشنود است؟! ولى نعيم [در آيه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم»] محبت ما اهل بيت و [پذيرش ]ولايت ما است كه خداوند همه بندگان را بعد از توحيد و نبّوت، از آن بازخواست خواهد كرد; زيرا بنده اگر به آن نعمت وفادار باشد، او را به نعمت هاى بهشت كه هرگز زايل نمى شود خواهد رساند».

محبت خدا

75- ارزش محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 4

4 - محبت خداوند ( دوست داشتن او ، انسان را ) برترين ارزش ها است .

إنّ اللّه يحبّ الذين يقـتلون فى سبيله

76- اهتمام ابراهيم(ع) به محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 2

2- ابراهيم ( ع ) درصدد جلب محبت و لطف الهى براى استجابت دعايش

ربّ إنّهنّ أضللن

از اضافه كلمه «ربّ» به «ياء» متكلم و تكرار آن در دو آيه از سوى ابراهيم(ع) مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.

77- اهميت جلب محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 17

17 - لزوم تلاش در جهت جلب محبت خدا و اجتناب از موجبات محروميت از آن

لاتفرح إنّ اللّه لايحبّ الفرحين

78- اهميت محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 9

9 ـ ضرورت جلب محبت خداوند و پرهيز از موانع دستيابى به آن

لاتسرفوا إنه لايحب المسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 3

3 - لزوم تلاش انسان مؤمن ، براى جلب رضا و محبت خداوند

إنّ اللّه يحبّ الذين يقـتلون فى سبيله

79- جلب محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 9

9 ـ ضرورت جلب محبت خداوند و پرهيز از موانع دستيابى به آن

لاتسرفوا إنه لايحب المسرفين

80- زمينه محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 20

20 ـ داورى بر پايه عدل و داد ، مايه جلب محبت خداوند

فاحكم بينهم بالقسط إنّ اللّه يحب المقسطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 40

40 ـ دستيابى آدمى به محبت خداوند و محروميت از آن ، وابسته به عملكرد خود اوست .

و اللّه لايحب المفسدين

جمله « و اللّه لايحب المفسدين» مى رساند كه خداوند بى دليل كسى را از محبت خويش محروم نمى سازد، همانگونه كه به گزاف كسى را مورد محبت خويش قرار نخواهد داد، بلكه ريشه و اساس آن، نوع عملكرد آدمى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 15

15 ـ تقوا ، مايه جلب محبت خداست .

إنّ اللّه يحب المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 38 - 7

7 - حفظ امانت و سپاس نعمت ، عامل دستيابى به محبت خدا

إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 12

12 - برخورد شايسته با مردم ، محبت خداوند را در پى دارد .

و لاتصعّر خدّك للناس . .. إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 2

2 - جهاد و پيكار در راه خداوند ، مايه جلب محبت و مهر او

إنّ اللّه يحبّ الذين يقـتلون فى سبيله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 14

14 - انجام كار ها و وظايف الهى به صورت نيكوى آن ، موجب جلب محبت خداوند است .

و أحسنوا إن اللّه يحب المحسنين

81- عوامل جلب محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 45 - 8

8 - ايمان و عمل صالح ، از عوامل جلب محبت خداوند است .

ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من فضله إنّه لايحبّ الكـفرين

82- عوامل محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 13

13 ـ رعايت تقوا ، مايه جلب محبت خداست .

إن اللّه يحب المتقين

83- محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 9

9 ـ خداوند ، فساد در زمين را دوست ندارد .

و اللّه لا يحب الفساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 16،17،21،22

16 ـ خداوند ، توبه كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد .

ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين

17 ـ توبه و طهارت ، زمينه جلب محبّت الهى

ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين

21 ـ خداوند كسانى را كه از گناه آميزش در حال حيض توبه كنند ، دوست دارد

فاعتزلوا النساء فى المحيض . .. ان اللّه يحب التوابين

22 ـ خداوند پرهيزكنندگان از آميزش در حال حيض را دوست دارد .

فاعتزلوا النساء فى المحيض . .. ان اللّه ... و يحب المتطهرين

از مصاديق پاكيزگان، به مقتضاى ارتباط صدر و ذيل آيه، پرهيزكنندگان از آميزش در ايام حيض مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 276 - 5،6،10

5 ـ ناسپاسان از نعمت ها و گنهكاران ، محروم از محبّت الهى

و اللّه لا يحبّ كل كفّار اثيم

6 ـ رباخواران ، ناسپاسانى گنهكار و محروم از محبّت الهى

يمحق اللّه الرّبوا . .. و اللّه لا يحبّ كلّ كفّار اثيم

كلمه «كفّار» (بسيار ناسپاس) و كلمه «اثيم» (فرو رفته در گناه و آلودگى) پس از بيان ربا و رباخوارى، اشاره به اين معنا دارد كه رباخواران از جمله مصاديق انسانهاى ناسپاس و آلوده به گناهند.

10 ـ انفاق ، عامل جلب محبّت خداوند است و انفاق كنندگان محبوب او هستند .

يمحق اللّه الرّبوا و يربى الصّدقات و اللّه لا يحب كلّ كفّار اثيم

محروميّت رباخوار از محبّت الهى، به قرينه مقابله بين ربا و صدقه، حاكى است كه انفاق كننده محبوب خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 16

16 ـ محبت و رأفت خداوند نسبت به بندگان ، علت هشدار هاى لازم به آنان

و يحذركم اللّه . .. و اللّه رءوف بالعباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 - 9،11،12،13،16،20

9 ـ اهميّت التزام به ولايت رهبران الهى و پيروى از آنان

قل ان كنتم . .. فاتبعونى يحببكم اللّه و يغفر لكم

قرآن، محبت الهى و غفران گناهان را پيامد پذيرش ولايت رهبران الهى گرفته است.

11 ـ جلب محبّت خدا ، هدف نهايى دين و ديندارى است .

فاتّبعونى يحببكم اللّه

زيرا مى فرمايد تبعيّت از پيامبر (صلی الله علیه و آله)، موجب محبّت خدا خواهد شد.

12 ـ نقش رهبران الهى در جلب محبّت خداوند به انسان *

فاتّبعونى يحببكم اللّه

پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان مرشدِ راه محبّت الهى، معرفى شده است.

13 ـ محبّت و غفران الهى ، بشارتى به پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاتّبعونى يحببكم اللّه و يغفر لكم

16 ـ محبّت الهى نسبت به بندگان ، زمينه بخشايش همه گناهان آنان *

يحببكم اللّه و يغفر لكم ذنوبكم

تقدم حب خدا بر غفران، بيانگر نقش محبت خدا براى غفران گناهان است. و تعميم غفران به همه گناهان، از اضافه شدن «ذنوب» استفاده شده است; زيرا جمع مضاف افاده عموم مى كند.

20 ـ تبعيّت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيكوكارى ، تقوا ، تواضع و خضوع ، موجب جلب محبّت خداوند

قل ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى يحببكم اللّه

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق فرمود: على البرّ و التقوى و التواضع و ذلّة النّفس.


الدرّ المنثور، ج 2، ص 178.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 32 - 6،7،8،9،10

6 ـ رويگردانان از اطاعت خدا و رسول ، كافر و محروم از محبّت خدايند .

قل اطيعوا اللّه و الرسول فان تولّوا فانّ اللّه لا يحب الكافرين

7 ـ كافران ، محروم از محبّت خداوند

فان تولّوا فان اللّه لا يحب الكافرين

8 ـ تنها فرمانبرانِ امر خدا و رسول ، محبوب خدايند .

اطيعوا اللّه و الرسول فان تولّوا فانّ اللّه لا يحب الكافرين

حصر، از مقابله فرمانبران و كافران و محروم نمودن كافران از محبّت خدا، استفاده شده است.

9 ـ كفر ، عامل محروميّت از محبّت الهى

فان تولّوا فانّ اللّه لا يحب الكافرين

10 ـ گرايش انسان به جلب محبّت الهى *

يحببكم اللّه . .. فان اللّه لا يحب الكافرين

آنچه به عنوان پاداش براى تشويق به انجام عملى وعده مى دهند; بر اين اساس است كه تشويق شونده نسبت به آن علاقمند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 10،11،13

10 ـ كافران به عيسى ( ع ) ( يهوديان ) ، ظالم و محروم از محبّت خداوند هستند .

فاما الذين كفروا . .. و اللّه لا يحبّ الظالمين

از مصاديق مورد نظر از كلمه «الظالمين»، به قرينه آيات قبل، يهوديانى هستند كه به حضرت عيسى (ع) ايمان نياوردند.

11 ـ ظالمان ، محروم از محبّت و پاداش هاى خداوند

و اما الذين امنوا . .. فيوفّيهم اجورهم و اللّه لا يحبّ الظالمين

13 ـ مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، محبوب خدا هستند .

و اللّه لا يحبّ الظالمين

بنابراينكه جمله «و اللّه لا يحبّ الظالمين»، تعليل براى جمله «فاما الذين كفروا» و «و اما الذين امنوا» باشد كه از آن چنين استفاده مى شود كه كافران به علّت ظلم، مبغوض خدا هستند. و مفهوم آن، اين است كه مؤمنان داراىِ عمل صالح، محبوب خدايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 76 - 5،6،7،10

5 ـ وفاى به عهد و امانتدارى و تقوا ، زمينه جلب محبّت خداوند

بلى من اوفى بعهده و اتّقى فانّ اللّه يحب المتّقين

6 ـ متّقين ، محبوب خدا هستند .

فانّ اللّه يحب المتّقين

7 ـ وفاى به عهد خداوند و پرهيز از خيانت ، زمينه جلب محبّت او

بلى من اوفى بعهده و اتّقى فان اللّه يحب المتّقين

بنابراينكه ضمير «بعهده»، به قرينه آيه بعد، به «اللّه» در آيه قبل برگردد.

10 ـ اهل كتاب چنانچه وفاى به عهد نمايند و تقوا پيشه كنند ، محبوب خدا هستند .

و من اهل الكتاب . .. بلى من اوفى بعهده و اتقى فانّ اللّه يحب المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 - 21

21 ـ تجلّى محبّت الهى نسبت به بندگان ، با تكلّم و نظر به آنها در قيامت و تزكيه آنها در دنيا

بلى من اوفى بعهده و اتقى فانّ اللّه يحبّ المتقين. انّ الذين يشترون ... و لا يزكي

از ارتباط آيه قبل با مفهوم اين آيه برداشت فوق استفاده شده است و چون جمله «لا يزكيهم» را مقيّد به «يوم القيمة» نكرده بر خلاف فرازهاى قبلى، مى توان گفت تزكيه مربوط به دنياست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 31

31 ـ توكّل بر خداوند از عوامل جلب محبّت الهى

انّ اللّه يحبّ المتوكّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 16،18،19،20

16 ـ خداوند ، گردنفرازان فخرفروش را دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

«مختال» از ماده «خيال» به كسى گفته مى شود كه بر اساس خيالات و اوهامش، خود را شخصيّتى بزرگ مى داند و به كبر و غرور مبتلا مى گردد. و «فخور» به كسى گفته مى شود كه زياد به خود افتخار مى كند.

18 ـ خداوند كسانى را كه با تكبر و فخرفروشى با خويشان و همسايگان خويش برخورد مى كنند ، دوست ندارد .

و بالوالدين احساناً . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

19 ـ احسان به پدر ، مادر ، خويشان ، همسايگان و زيردستان ، زمينه جلب محبّت الهى

و بالوالدين احساناً . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

از مصاديق مورد نظر براى «مختالا فخوراً»، ترك احسان به پدر، مادر و . .. مى باشد. در نتيجه ترك احسان مانع محبّت الهى و احسان عامل جلب آن خواهد شد.

20 ـ احسان به ايتام ، نيازمندان و درماندگان ، زمينه جلب محبت الهى

و اليتامى و المساكين و ابن السبيل . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 37 - 1،2،4

1 ـ بخيلان ، محروم از محبت خداوند

انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون

2 ـ خداوند ، كسانى را كه مردم را به بخلورزى دعوت كنند ، دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل

4 ـ خداوند كسانى را كه به جهت ترك احسان ، نعمت هاى خدادادى خويش را پنهان مى كنند ، دوست ندارد .

و بالوالدين احساناً . .. و يكتمون ما اتيهم اللّه من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 1

1 ـ خداوند ، كسانى را كه رياكارانه انفاق مى كنند ، دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً . .. و الذين ينفقون اموالهم رئاء الناس

در برداشت فوق، «الذين ينفقون» بر «الذين يبخلون» عطف گرفته شده و بنابراين، توصيفى براى «مختال» و «فخور» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 106 - 8

8 ـ آمرزش الهى نسبت بندگان ، آميخته با مهر و محبت است .

و استغفر اللّه إنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 7،9،10،11

7 ـ خداوند ، خيانتكاران گناهكار را دوست ندارد .

إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

9 ـ حب و بغض خداوند ، تعيين كننده حركت ها و عملكرد هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتجدل . .. إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

10 ـ حب و بغض خداوند ، بايد تعيين كننده خط مشى مؤمنان باشد .

و لاتجدل . .. إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

چون جمله «ان اللّه . ..»، بيان علتى براى «لاتجادل» است و دلالت بر اين دارد كه دوستى و دشمنى خدا بايد ميزان حركتها و توقفها قرار گيرد.

11 ـ حب و بغض خداوند ، معيار سنجش و ارزيابى عملكردها

و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 45 - 9

9 - انسان ها ، به جلب محبت خداوند علاقه مندند . *

إنّه لايحبّ الكـفرين

ذكر اين نكته كه هر كس كافر است، از محبت خداوند محروم است به منظور اين است كه انسان ها، ترغيب شوند تا به ايمان و عمل صالح روى بياورند و اين، وقتى اثربخش است كه انسان ها، به جلب محبت خداوند علاقه اى داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 13

13 - محبت و قهر خدا ، از ملاك هاى ارزشگذارى اَعمال و رفتار است .

لاتصعّر . .. و لاتمش ... إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

از اين كه لقمان، براى تبيين ضد ارزش بودن تكبر، به اين ملاك تمسك جسته است، استفاده مى شود كه محبت خداوند و متقابلاً قهر وى در شايسته بودن اَعمال و يا عدم آن نقش اساسى دارد.

84- محرومان از محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 16

16 ـ خداوند اسرافكاران را از محبت خويش محروم ساخته است.

إنه لايحب المسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 5،6،7

5- مستكبران ، از محبت خداوند محرومند .

إنه لايحبّ المستكبرين

6- منكران عالم آخرت ، محروم از محبت خداوند

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. إنه لايحبّ المستكبرين

7- منكران حق ، از محبت خداوند محرومند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. إنه لايحبّ المستكبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 38 - 6

6 - خيانت كاران ناسپاس ، محروم از حمايت و محبت خداونداند .

إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 16

16 - انسان هاى مغرور و سرمست ، محروم از لطف و محبت خداوند

إنّ اللّه لايحبّ الفرحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 27

27 - فسادگران ، از لطف و محبت خداوند محروم اند .

و لاتبغ الفساد فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 45 - 6

6 - كافران ، از مهر و محبت خداوند ، محروم اند .

إنّه لايحبّ الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 7

7 - خودْبزرگ بينانِ فخرفروش ، از محبت و لطف الهى محروم اند .

إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

«مختال» به معناى تكبر است (قاموس المحيط).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 10،11

10 - ظالمان و متجاوزان ، محروم از محبت الهى

إنّه لايحبّ الظـلمين

11 - مجريان احكام الهى ، در صورت زياده روى از حد عدالت و مقابله به مثل ، خود ستمگر و محروم از محبت خدا خواهند بود .

جزؤا سيّئة سيّئة مثلها . .. إنّه لايحبّ الظـلمين

ممكن است «إنّه لايحبّ الظالمين» ناظر به قانون مقابله به مثل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 7،8

7 - تجاوزگران ، از محبت خداوند محرومند .

إن اللّه لايحب المعتدين

8 - مجاهدان ، در صورتى كه از حدود الهى در جنگ تجاوز كنند و يا حقوق دشمنان را رعايت ننمايند ، از محبت خداوند

محروم خواهند شد .

إن اللّه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 6

6 ـ گردنكشان و متجاوزان ، از محبت خدا محرومند .

إنه لايحب المعتدين

85- محروميت از محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 7،8

7 ـ اسراف كنندگان از محبت خداوند محرومند.

إنه لايحب المسرفين

8 ـ زياده روى در زينت دادن خويش، و اسراف در خوردن و آشاميدن، موجب محروميت از محبت خداوند است.

خذوا زينتكم . .. و لاتسرفوا إنه لايحب المسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 10

10 ـ محروميت مسلمانان از محبت خداوند ، در صورت ايجاد روابط دوستانه با كافران

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه بقوم يحبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 37،38،40

37 ـ مفسده جويان ، محروم از جلب محبت الهى

و اللّه لايحب المفسدين

38 ـ مفسده جويى يهود ، عامل محروميت آنان از محبت خداوند

و يسعون فى الارض فساداً و اللّه لايحب المفسدين

40 ـ دستيابى آدمى به محبت خداوند و محروميت از آن ، وابسته به عملكرد خود اوست .

و اللّه لايحب المفسدين

جمله « و اللّه لايحب المفسدين» مى رساند كه خداوند بى دليل كسى را از محبت خويش محروم نمى سازد، همانگونه كه به گزاف كسى را مورد محبت خويش قرار نخواهد داد، بلكه ريشه و اساس آن، نوع عملكرد آدمى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 18،19،20،21

18 ـ تجاوزكاران از محبت خداوند محروم اند .

إنّ اللّه لايحب المعتدين

19 ـ افراط و تفريط در بهره جويى از مواهب پاكيزه و حلال الهى ، عامل محروميت از محبت خداوند

لاتحرموا . .. و لاتعتدوا إنّ اللّه لايحب المعتدين

20 ـ ارتكاب محرمات موجب محروم شدن از محبت الهى

لاتعتدوا إنّ اللّه لايحب المعتدين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «لاتعتدوا» ـ چنانچه توضيح آن گذشت ـ نهى از ارتكاب محرمات باشد.

21 ـ عملكرد آدمى زمينه ساز جلب محبت خداوند و يا محروميت از آن

إنّ اللّه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 7

7 ـ روى گردانى از نيايش و تضرع در برابر خدا ، گردنكشى و موجب محروميت از محبت الهى است .

ادعوا ربكم . .. إنه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 7،9

7 ـ پيمان شكنان و كسانى كه در انديشه شكستن پيمان هاى خويشند ، خائن و محروم از محبت خداوند هستند .

إن اللّه لايحب الخائنين

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «إن اللّه . .. » تعليل براى «فانبذ إليهم» باشد ; يعنى كسانى كه در صدد پيمان شكنى هستند، خائنند و چون خداوند خائنان را دوست ندارد، تو اى پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف هستى معاهده آنان را لغو كنى تا راه براى نبرد با آنان باز شود.

9 ـ خيانت ، حتى نسبت به كافران ، امرى ناروا و در پى دارنده محروميت از محبت خدا

فانبذ إليهم على سواء إن اللّه لايحب الخائنين

86- موجبات محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 11

11 ـ پيروى از آيين ابراهيم ( ع ) ( دين حنيف ) ، موجب برخوردار شدن از محبت خداوند

و اتبع ملة إبرهيم حنيفاً و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

در صورتى كه آيين پيراسته از انحراف، باعث دستيابى ابراهيم به مقام دوستى خدا شده باشد، پيروى از آن آيين، براى ديگران نيز مى تواند چنان تأثيرى داشته باشد و آنان را چون ابراهيم به مقام دوستى خداوند ارتقا دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 32

32 ـ عفو و گذشت ، مايه جلب محبت خداوند

فاعف عنهم و اصفح إنّ اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 27

27 ـ تواضع در برابر اهل ايمان ، سرافرازى در قبال كافران ، جهاد در راه خدا و بى اعتنايى به ملامت دشمنان ، مايه جلب محبت الهى

يحبهم و يحبونه اذلة على المؤمنين . .. و لايخافون لومة لائم

به نظر مى رسد صفات ياد شده پس از «يحبهم و يحبونه» در ارتباط با «يحبهم» بيانگر علت است ; يعنى چون داراى اين صفات هستند، خداوند آنها را دوست دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 21

21 ـ عملكرد آدمى زمينه ساز جلب محبت خداوند و يا محروميت از آن

إنّ اللّه لايحب المعتدين

87- نشانه هاى محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 9

9ـ آمرزش گناه استغفاركنندگان و باريافتن سالكان به درگاه الهى ، پرتوى از رحمت ، مهربانى و محبت خداوند به بندگان است .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه إن ربى رحيم ودود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 56 - 1

1 - مال و فرزند بسيار ، نشانه لطف و مهر خداوند در ديدگاه شرك پيشگان مرفه صدراسلام

أيحسبون . .. من مال و بنين . نسارع لهم فى الخيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 78 - 4

4 - خالقيت و هدايت گرى خدا ، جلوه دوستى و مهر و محبت او به خلق

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العـلمين . الذى خلقنى فهو يهدين

جمله «الذى خلقنى. ..» تعليل بر آيه پيش و دليل براى دوست بودن خدا براى انسان است.

محبوب

88- بهترين محبوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 32 - 7

7 - خدا ، محبوب ترين محبوب ها نزد انسان هاى الهى

إنّى أحببت حبّ الخير عن ذكر ربّى

89- علاقه به محبوب شدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 6

6ـ علاقه آدمى به محبوب شدن ، مى تواند وى را براى رسيدن به اين مقصود ، به قتل و جنايت وادار كند .

اقتلوا يوسف . .. يخل لكم وجه أبيكم

90- محبوب خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 276 - 10

10 ـ انفاق ، عامل جلب محبّت خداوند است و انفاق كنندگان محبوب او هستند .

يمحق اللّه الرّبوا و يربى الصّدقات و اللّه لا يحب كلّ كفّار اثيم

محروميّت رباخوار از محبّت الهى، به قرينه مقابله بين ربا و صدقه، حاكى است كه انفاق كننده محبوب خداوند است.

91- محبوب مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 7

7 - خداوند محبوبترين حقيقت هستى ، در نزد مؤمنان موحد است .

و الذين ءامنوا أشد حباً اللّه

مقصود از «الذين ءامنوا» - به قرينه فراز قبل و نيز آيات گذشته - موحدانى هستند كه تنها خداوند را عبادت مى كنند و هيچ كس و هيچ چيز را همانند او نمى دانند. «أشد» افعل تفضيل است و مفضل عليه آن ذكر نشده تا شامل هر چيز و هر كس بشود.

محبوبان

92- {محبوبان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 29

29 ـ عشق به خدا و محبوب وى شدن ، عطيه و فضلى خدادادى است .

يحبهم و يحبونه . .. ذلك فضل اللّه

93- اجابت دعاى محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 6

6- استغفار پيامبران و بندگان گران قدر خداوند براى ديگران ، داراى اثر ويژه و مقرون به اجابت است .

سأستغفر لك ربّى إنّه كان بى حفيًّا

اگر حضرت ابراهيم(ع) به اين جهت وعده استغفار مى دهد، كه مطمئن است استغفار او تأثير مخصوص دارد.

94- استغفار محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 6

6- استغفار پيامبران و بندگان گران قدر خداوند براى ديگران ، داراى اثر ويژه و مقرون به اجابت است .

سأستغفر لك ربّى إنّه كان بى حفيًّا

اگر حضرت ابراهيم(ع) به اين جهت وعده استغفار مى دهد، كه مطمئن است استغفار او تأثير مخصوص دارد.

95- سوءاستفاده از محبوبان جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 12

12 - بهره گيرى از شخصيت هاى محبوب جامعه و وابسته نشان دادن افكار و رفتار خويش به آنان ، از ترفند هاى رهبران ضلالت است .

فقالوا هـذا . .. إلـه موسى فنسى

96- سوگند به محبوبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 72 - 5

5- سوگند به جان افراد عزيز و ارزشمند براى اثبات حق و حقيقت ، امرى مشروع و جايز

لعمرك إنهم . .. يعمهون

97- فرجام محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 163 - 1

1 ـ جويندگان خشنودى الهى داراى پايه ها و منزلت هاى متفاوت و گوناگون در پيشگاه خداوند

افمن اتّبع رضوان اللّه . .. هم درجات عند اللّه

در برداشت فوق، ضمير «هم» تنها به جويندگان رضايت الهى برگردانده شده است ; به قرينه كلمه «درجات» كه غالباً و به طور حقيقت در منزلتهاى رفيع به كار برده مى شود.

98- فضايل محبوبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 33

33 ـ مشيت الهى ، سرچشمه فضيلت ها و ويژگى هاى محبوبان خداوند

ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء

99- فضايل محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 163 - 4

4 ـ جويندگان رضايت الهى ، خود به مثابه درجات و منزلت هاى متعالى در پيشگاه خداوند هستند .

افمن اتّبع رضوان اللّه . .. هم درجات عند اللّه

برداشت فوق مبتنى بر ظاهر جمله «هم درجات» است، بدون اينكه مضاف (ذو) و يا ادات تشبيه مقدّر گرفته شود.

100- محبوبان الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 10،11،12

10 ـ نيكوكاران ، محبوب خداوند هستند .

و اللّه يحبّ المحسنين

11 ـ پيكارگران شكيبا و نيايشگران به درگاه خدا ، نيكوكار و محبوب خداوند هستند .

و كايّن من نبىّ قاتل . .. ربّنا ... و اللّه يحبّ المحسنين

12 ـ معتقدين به خدايى بودن پيروزى ها و جويندگان بخشايش الهى ، از نيكوكاران و محبوبان خدا هستند .

ربّنا اغفر لنا . .. و ثبّت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين ... و اللّه يحبّ

كلمه «المحسنين» پس از آيات گذشته بيانگر اين معناست كه دارندگان ويژگيهاى شمرده شده، مصداق محسنان هستند و از جمله آن ويژگيها، اعتقاد به ربوبيت خداوند و باور به خدايى بودن پيروزيهاست.

101- محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 16،21،22

16 ـ خداوند ، توبه كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد .

ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين

21 ـ خداوند كسانى را كه از گناه آميزش در حال حيض توبه كنند ، دوست دارد

فاعتزلوا النساء فى المحيض . .. ان اللّه يحب التوابين

22 ـ خداوند پرهيزكنندگان از آميزش در حال حيض را دوست دارد .

فاعتزلوا النساء فى المحيض . .. ان اللّه ... و يحب المتطهرين

از مصاديق پاكيزگان، به مقتضاى ارتباط صدر و ذيل آيه، پرهيزكنندگان از آميزش در ايام حيض مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 13

13 ـ مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، محبوب خدا هستند .

و اللّه لا يحبّ الظالمين

بنابراينكه جمله «و اللّه لا يحبّ الظالمين»، تعليل براى جمله «فاما الذين كفروا» و «و اما الذين امنوا» باشد كه از آن چنين استفاده مى شود كه كافران به علّت ظلم، مبغوض خدا هستند. و مفهوم آن، اين است كه مؤمنان داراىِ عمل صالح، محبوب خدايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 76 - 6،10

6 ـ متّقين ، محبوب خدا هستند .

فانّ اللّه يحب المتّقين

10 ـ اهل كتاب چنانچه وفاى به عهد نمايند و تقوا پيشه كنند ، محبوب خدا هستند .

و من اهل الكتاب . .. بلى من اوفى بعهده و اتقى فانّ اللّه يحب المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 30،31

30 ـ خداوند دوستدار آنانكه بر او توكّل كنند .

انّ اللّه يحبّ المتوكّلين

31 ـ توكّل بر خداوند از عوامل جلب محبّت الهى

انّ اللّه يحبّ المتوكّلين

102- مصالح محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 11

11 - دشمنان خداوند نيز ممكن است ناخواسته در جهت مصالح انسان هاى محبوب خداوند قرار گيرند .

يأخذه عدوّ لى و عدوّ له

103- مقامات محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 21

21 ـ محبوب خداوند شدن ، رستگارى است . *

لعلكم تفلحون . .. و اللّه يحب المحسنين

چون در آيه 90 حصول فلاح را در گرو اجتناب از شراب و قمار و . .. شمرد و آنگاه در آيه مورد بحث پرهيز از شراب و قمار و ... را مرحله اى براى رسيدن به حب الهى دانست. مى توان نتيجه گرفت كه حب الهى رستگارى است.

104- نبوت و اندوه بر فراق محبوبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 8

8ـ گريستن و اندوهگين شدن در فراق عزيزان و تأسف خوردن بر دورى آنان ، با مقام نبوت ناسازگار نيست .

قال يـأسفى على يوسف وابيضت عيناه من الحزن

105- نبوت و گريه بر فراق محبوبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 8

8ـ گريستن و اندوهگين شدن در فراق عزيزان و تأسف خوردن بر دورى آنان ، با مقام نبوت ناسازگار نيست .

قال يـأسفى على يوسف وابيضت عيناه من الحزن

محبوبان خدا

106- {محبوبان خدا}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 13

13 - خداوند دوستدار نيكوكاران است .

إن اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 7،9،10،11

7 ـ حضرت ابراهيم ( ع ) ، برگزيده شده از سوى خداوند به عنوان دوست

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

9 ـ كسانى را كه خداوند به دوستى خويش برگزيد ، بهترين الگو براى پيروى مردم هستند .

و اتبع ملة إبرهيم حنيفاً و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

جمله «اتخذ اللّه . ..» به منزله علت براى «اتبع ملة ابراهيم»، است.

10 ـ پرهيز ابراهيم ( ع ) از انحراف و گرايش به باطل ، دليل گزينش وى به دوستى خداوند

ملة إبرهيم حنيفاً و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

بنابراين كه وصف «حنيفاً» زمينه چينى باشد براى «و اتخذ اللّه . ..» ; يعنى چون ابراهيم پيراسته از كجى و انحراف بود، خداوند او را به دوستى خويش برگزيد.

11 ـ پيروى از آيين ابراهيم ( ع ) ( دين حنيف ) ، موجب برخوردار شدن از محبت خداوند

و اتبع ملة إبرهيم حنيفاً و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

در صورتى كه آيين پيراسته از انحراف، باعث دستيابى ابراهيم به مقام دوستى خدا شده باشد، پيروى از آن آيين، براى ديگران نيز مى تواند چنان تأثيرى داشته باشد و آنان را چون ابراهيم به مقام دوستى خداوند ارتقا دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 30

30 ـ خداوند ، محسنين ( نيكوكاران ) را دوست مى دارد .

إنّ اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 18 - 1،15

1 ـ يهوديان و مسيحيان خود را پسران خدا و محبوب پيشگاه او مى پندارند .

و قالت اليهود و النصرى نحن ابنؤا اللّه و احبؤه

15 ـ همسانى و همگونى يهود و نصارا با ديگر انسان ها ، دليل نادرستى پندار آنان بر محبوبيت و تقرب در پيشگاه خداوند

نحن ابنؤا اللّه و احبؤه . .. بل انتم بشر ممن خلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 18

18 ـ خداوند ، دوستدار عدالت پيشگان

إنّ اللّه يحب المقسطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 39

39 ـ محبوب خدا بودن ، معيارى براى ارزشيابى انسان ها وعملكردشان

و اللّه لايحب المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 18

18 ـ خداوند دوستار محسنان و نيكوكاران

و اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 26 - 5

5 ـ آراسته ساختن خويش با پوشاكهاى زيبا، مطلوب و محبوب خداوند است.

قد أنزلنا عليكم . .. و ريشا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 2

2 ـ جمال و آراستگى ظاهر به هنگام نماز و عبادت، محبوب خداوند است.

خذوا زينتكم عند كل مسجد

برداشت فوق بر اين اساس است كه كلمه «مسجد» اسم زمان و يا اسم مكان، و نه خصوص مساجد رسمى، باشد. در اين صورت مراد از سجده، پرستش خدا و خضوع در برابر اوست كه نماز و پيشانى بر خاك ساييدن مصداق تام و جلوه كامل آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 16

16 ـ تقواپيشگان ، محبوبان خدا هستند .

إنّ اللّه يحب المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 14

14 ـ تقواپيشگان ، محبوبان خدايند .

إن اللّه يحب المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 3

3 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از لطف و محبت ويژه خداوند

عفا اللّه عنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 85 - 2

2 ـ برخوردارى انسان از مال و اولاد فراوان ، نشانه سعادتمندى و محبوبيت وى نزد خدا نيست .

و لاتعجبك أمولهم و أولدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 108 - 14

14 ـ خداوند ، دوستدار جويندگان پاكى و طهارت است .

رجال يحبون أن يتطهروا و اللّه يحب المطهرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 62 - 7

7 ـ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده است : « قال اللّه تعالى : حقت محبتى للمتحابين فىّ و حقت محبتى للمتزاورين فىّ و حقت محبتى للمتجالسين فىّ ، الذين يعمرون مساجدى بذكرى و يعلمون الناس الخير و يدعونهم إلى طاعتى أولئك اوليائى الذين أظلمهم فى ظل عرشى و أسكنهم فى جوارى و آمنهم من عذابى و أدخلهم الجنة فبل الناس بخمس مأة عام . . . ثم قرء نبى اللّه : « ألا إن اولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » ;

خداى تعالى فرمود: محبت من ثابت و حتمى است براى كسانى كه در راه من، با يكديگر دوستى مى كنند و به ديدن يكديگر مى روند و با يكديگر همنشينى دارند. كسانى كه مساجد مرا به وسيله ذكر من آباد مى كنند و خوبيها را به مردم مى آموزند و آنان را به طاعت من دعوت مى كنند، اينانند اولياى من كه آنان را در سايه عرش خود جاى مى دهم و در جوار خود ساكن مى سازم و از عذاب خود ايمن مى كنم و پانصد سال قبل از مردم، آنان را وارد بهشت مى نمايم ... سپس پيغمبر (صلی الله علیه و آله) اين آيه را تلاوت فرمود: ألا إن أولياء اللّه ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 13 - 4

4- يحيى ( ع ) از مقربان درگاه خداوند و محبوب او بود .

و حنانًا من لدنّا

در باره مهر اعطايى به حضرت يحيى(ع) چهار تصور وجود دارد كه وصف «حناناًمن لدنّا» با تمام آنها سازگار است: مهر خداوند يا مردم به يحيى(ع) و مهر آن حضرت به خداوند يا مردم، دربرداشت ياد شده، مهرورزى خداوند به آن حضرت مورد نظر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 9 - 14

14 - خداوند ، دوستدار انصاف پيشگامانِ عدالت خواه

إنّ اللّه يحبّ المقسطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 4

4 - خداوند ، دوستدار عدالت پيشگان

إنّ اللّه يحبّ المقسطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 1

1 - مجاهدان راه خداوند ، محبوبان او هستند .

إنّ اللّه يحبّ الذين يقـتلون فى سبيله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 3 - 4

4 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، پدر و فرزندى ارجمند در پيشگاه خداوند

و والد و ما ولد

سوگند خداوند بر عظمت چيزى دلالت دارد كه به آن سوگند ياد شده است. نكره آمدن «والد» نيز براى تعظيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 3 - 4

4 - خداوند ، هرگز از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ناراحت نشد و بر آن حضرت خشم نكرد .

و ما قلى

«قِلى» (مصدر «قَلى»); يعنى، شدت تنفّر و مبغوض داشتن. (مفردات)

107- اجابت دعاى محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 6

6- استغفار پيامبران و بندگان گران قدر خداوند براى ديگران ، داراى اثر ويژه و مقرون به اجابت است .

سأستغفر لك ربّى إنّه كان بى حفيًّا

اگر حضرت ابراهيم(ع) به اين جهت وعده استغفار مى دهد، كه مطمئن است استغفار او تأثير مخصوص دارد.

108- استغفار محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 6

6- استغفار پيامبران و بندگان گران قدر خداوند براى ديگران ، داراى اثر ويژه و مقرون به اجابت است .

سأستغفر لك ربّى إنّه كان بى حفيًّا

اگر حضرت ابراهيم(ع) به اين جهت وعده استغفار مى دهد، كه مطمئن است استغفار او تأثير مخصوص دارد.

109- فرجام محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 163 - 1

1 ـ جويندگان خشنودى الهى داراى پايه ها و منزلت هاى متفاوت و گوناگون در پيشگاه خداوند

افمن اتّبع رضوان اللّه . .. هم درجات عند اللّه

در برداشت فوق، ضمير «هم» تنها به جويندگان رضايت الهى برگردانده شده است ; به قرينه كلمه «درجات» كه غالباً و به طور حقيقت در منزلتهاى رفيع به كار برده مى شود.

110- فضايل محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 163 - 4

4 ـ جويندگان رضايت الهى ، خود به مثابه درجات و منزلت هاى متعالى در پيشگاه خداوند هستند .

افمن اتّبع رضوان اللّه . .. هم درجات عند اللّه

برداشت فوق مبتنى بر ظاهر جمله «هم درجات» است، بدون اينكه مضاف (ذو) و يا ادات تشبيه مقدّر گرفته شود.

111- محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 16،21،22

16 ـ خداوند ، توبه كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد .

ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين

21 ـ خداوند كسانى را كه از گناه آميزش در حال حيض توبه كنند ، دوست دارد

فاعتزلوا النساء فى المحيض . .. ان اللّه يحب التوابين

22 ـ خداوند پرهيزكنندگان از آميزش در حال حيض را دوست دارد .

فاعتزلوا النساء فى المحيض . .. ان اللّه ... و يحب المتطهرين

از مصاديق پاكيزگان، به مقتضاى ارتباط صدر و ذيل آيه، پرهيزكنندگان از آميزش در ايام حيض مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 13

13 ـ مؤمنانِ داراى اعمال صالح ، محبوب خدا هستند .

و اللّه لا يحبّ الظالمين

بنابراينكه جمله «و اللّه لا يحبّ الظالمين»، تعليل براى جمله «فاما الذين كفروا» و «و اما الذين امنوا» باشد كه از آن چنين استفاده مى شود كه كافران به علّت ظلم، مبغوض خدا هستند. و مفهوم آن، اين است كه مؤمنان داراىِ عمل صالح، محبوب خدايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 76 - 6،10

6 ـ متّقين ، محبوب خدا هستند .

فانّ اللّه يحب المتّقين

10 ـ اهل كتاب چنانچه وفاى به عهد نمايند و تقوا پيشه كنند ، محبوب خدا هستند .

و من اهل الكتاب . .. بلى من اوفى بعهده و اتقى فانّ اللّه يحب المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 30،31

30 ـ خداوند دوستدار آنانكه بر او توكّل كنند .

انّ اللّه يحبّ المتوكّلين

31 ـ توكّل بر خداوند از عوامل جلب محبّت الهى

انّ اللّه يحبّ المتوكّلين

112- مصالح محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 11

11 - دشمنان خداوند نيز ممكن است ناخواسته در جهت مصالح انسان هاى محبوب خداوند قرار گيرند .

يأخذه عدوّ لى و عدوّ له

113- مقامات محبوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 21

21 ـ محبوب خداوند شدن ، رستگارى است . *

لعلكم تفلحون . .. و اللّه يحب المحسنين

چون در آيه 90 حصول فلاح را در گرو اجتناب از شراب و قمار و . .. شمرد و آنگاه در آيه مورد بحث پرهيز از شراب و قمار و ... را مرحله اى براى رسيدن به حب الهى دانست. مى توان نتيجه گرفت كه حب الهى رستگارى است.

محبوبيت

114- آثار محبوبيت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 17،18

17 - محبوبيت موسى ( ع ) در دل فرعونيان ، زمينه رشد و نمو او با مراقبت كامل خداوند

و لتصنع على عينى

«لتصنع» بيانگر علت است براى آنچه از سياق كلام به دست مى آيد; يعنى، «و لتصنع على عينى فعلت ذلك; آنچه انجام دادم به خاطر اين بود كه با مراقبت كامل من ساخته شوى». صنيع و صنيعة (ريشه اشتقاقى «لتصنع») به شخصى گفته مى شود كه تربيت شده ديگرى باشد. هم چنين به معناى عطا، كرامت و احسان نيز آمده است (لسان العرب).

18 - محبوبيت موسى ( ع ) در دل ها و در دربار فرعون ، مايه احترام به موسى ( ع ) و موجب خدمت فراوان به او شده بود .

و ألقيت عليك محبّة منّى و لتصنع على عينى

چنانچه «صنيعة» (ريشه اشتقاقى «لتصنع») به معناى احسان و كرامت باشد، مفاد «لتصنع. ..» چنين مى شود: محبت تو را در قلب ديگران قرار دادم تا با مراقبت كامل من، مورد احترام و احسان آنان قرار گيرى.

115- زمينه محبوبيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 80 - 5

5 - تأثير احسان و نيكوكارى در اجابت دعا ، بقاى نسل و نام نيك ، تقرب به پيشگاه خداوند و محبوبيت در ميان خلق

و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. سلـم على نوح فى العـلمين . إنّا كذلك نجزى ا

116- زمينه محبوبيت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 13 - 10

10- تقوا و پرهيزكارى يحيى ( ع ) ، زمينه ساز برخوردارى وى از حكمت ، محبت الهى و تكامل معنوى بود .

و حنانًا من لدنّا و زكوة و كان تقيًّا

با توجه به تفاوت سياق «و كان تقيّاً» با تعابير قبلى آيه (و آتيناه الحكم. ..) كه در اين جا تقوا را به خود يحيى نسبت داده و در آن موارد حكم، حنان و زكات را به خدا، روشن مى شود كه تقوا به عنوان عمل نفسى يحيى، زمينه ساز برخوردارى وى از عطاياى الهى بوده است.

117- عوامل محبوبيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 19

19 ـ محبوبيت آدمى در پيشگاه خداوند در گرو رعايت تقوا ، ايمان ، انجام اعمال صالح به وجه احسن آن

إذا ما اتقوا و ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و احسنوا و اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 1

1- ايمان و عمل صالح موجب نفوذ محبوبيت شخص مؤمن در دل هاى مردم است .

إنّ الذين ءامنوا . .. سيجعل لهم الرحمن ودًّا

«ودّ» به معناى ميل و محبت است. و مراد از آن، به قرينه «لهم»، محبتى است كه خداوند براى مؤمنان در دل هاى ديگران قرار مى دهد.

118- محبوبيت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 27 - 6

6 - ايمان قوى مردم دور و نزديك ، به حضرت ابراهيم ( ع ) و نفوذ و محبوبيت شديد آن حضرت در ميان آنان

و أذّن فى الناس بالحجّ يأتوك رجالاً و على كلّ ضامر

استقبال مردم دور و نزديك از دعوت حضرت ابراهيم(ع) و هجوم آنان براى زيارت كعبه به صورت پياده و سواره، نشان از آشنايى آنها با شخصيت والاى آن حضرت و محبوبيت او در ميان آنان دارد.

119- محبوبيت پيروان ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 8

8- رهروان حضرت ابراهيم ( ع ) ، مانند جزيى از اعضاى خانواده او و محبوب اويند .

فمن تبعنى فإنه منّى

120- محبوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 1 - 12

12 ـ محبوبيّت و عظمت خداوند نزد همگان ، حتى اعراب در زمان جاهليّت

و اتّقوا اللّه الّذى تسآءلون به

درخواست مردم از يكديگر با نام خدا (تو را به خدا چنين كن)، كه مفهوم جمله «تساءلون به» مى باشد، نشانه محبوبيّت و عظمت نام خدا نزد مخاطبان است ; كه از جمله مخاطبان، اعراب دوران جاهليّت هستند.

121- محبوبيت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 1،2،7

1- ايمان و عمل صالح موجب نفوذ محبوبيت شخص مؤمن در دل هاى مردم است .

إنّ الذين ءامنوا . .. سيجعل لهم الرحمن ودًّا

«ودّ» به معناى ميل و محبت است. و مراد از آن، به قرينه «لهم»، محبتى است كه خداوند براى مؤمنان در دل هاى ديگران قرار مى دهد.

2- محبوبيت در دل هاى مردم ، از جمله پاداش هاى خداوند به مؤمنان داراى كردار نيك .

إنّ الذين ءامنوا . .. سيجعل لهم الرحمن ودًّا

7- محبوبيت يافتن مؤمنان نيك كردار در دل ها ، جلوه اى از رحمت گسترده خداوند است .

إنّ الذين ءامنوا . .. سيجعل لهم الرحمن ودًّا

122- محبوبيت عادلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 4

4 - خداوند ، دوستدار عدالت پيشگان

إنّ اللّه يحبّ المقسطين

123- محبوبيت عدالتخواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 9 - 14

14 - خداوند ، دوستدار انصاف پيشگامانِ عدالت خواه

إنّ اللّه يحبّ المقسطين

124- محبوبيت لقمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 12 - 17

17 - « عن إبن عمر قال : سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول : حقّاً أقول : لم يكن لقمان نبيّاً و لـكن كان عبداً كثير التفكر حسن اليقين أحبّ اللّه فأحبّه و مَنّ عليه بالحكمة . كان نائماً نصف النهار إذ جاءه نداء يا لقمان ! هل لك أن يجعلك اللّه خليفة فى الأرض تحكم بين الناس بالحقّ فأجاب الصوت إن خيّرنى ربّى قبلت العافية و لم أقبل البلاء و إن عزم علىّ فسمعاً و طاعة . . . فأعطى الحكمة ;

عبداللّه بن عمر مى گويد: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه مى گفت: «به حق مى گويم: لقمان، پيامبر نبود، لكن بنده اى بود اهل تفكر، داراى حسن يقين. خدا را دوست داشت و خدا نيز او را دوست داشت و با آموختن حكمت، او را مورد انعام خود قرار داد. در نيمه روز ، خوابيده بود كه صدايى شنيد: اى لقمان! آيا دوست دارى كه خداوند، تو را خليفه خود در زمين قرار دهد تا در ميان مردم، به حق قضاوت كنى؟ لقمان در جواب آن صدا گفت: اگر پروردگارم، مرا مخيّر كرده من عافيت را انتخاب مى كنم و نه گرفتارى را و اگر بر من واجب مى كند، پس سرا پا گوش و مطيع ام»... در اين جا به او حكمت داده شد».

125- محبوبيت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 16

16 ـ تقواپيشگان ، محبوبان خدا هستند .

إنّ اللّه يحب المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 14

14 ـ تقواپيشگان ، محبوبان خدايند .

إن اللّه يحب المتقين

126- محبوبيت مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 8

8 ـ خداوند نويد بخش ظهور مجاهدانى نستوه ، محبوب خدا و دوستدار وى ، متواضع در برابر مؤمنان و سرافراز بر كافران

فسوف يأتى اللّه بقوم . .. و لايخافون لومة لائم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 1

1 - مجاهدان راه خداوند ، محبوبان او هستند .

إنّ اللّه يحبّ الذين يقـتلون فى سبيله

127- محبوبيت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 13

13 - خداوند دوستدار نيكوكاران است .

إن اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 6

6 ـ نيكوكاران ، محبوب خدا هستند .

و اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 30

30 ـ خداوند ، محسنين ( نيكوكاران ) را دوست مى دارد .

إنّ اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 18

18 ـ خداوند دوستار محسنان و نيكوكاران

و اللّه يحب المحسنين

128- محبوبيت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 3

3 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردار از لطف و محبت ويژه خداوند

عفا اللّه عنك

129- محبوبيت مسلمانان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 4

4- محبوبيت اجتماعى و ايجاد پايگاه در دل هاى مردم ، وعده خداوند به مسلمانان رنج كشيده صدراسلام

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سيجعل

نزول اين آيات در مكه و همچنين ارتباط آن با آيات پيشين ـ كه حاوى ادعاهاى نارواى مشركان و فشارهاى روحى و تبليغاتى آنان بود ـ چنين اقتضا دارد كه جمله «سيجعل . ..»، وعده خداوند به محبوب شدن مؤمنان و يافتن پايگاه مناسب اجتماعى در ميان مردمان آن عصر باشد.

130- محبوبيت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 21،23

21 - حفظ جان موسى ( ع ) در كودكى ، با طرح افكندن او به آب و القاى محبتش در دل فرعونيان و نظارت بر تربيت و رشد او ، نعمت هايى گران سنگ از جانب خداوند به آن حضرت

مننّا عليك مرّة أُخرى . .. أن اقذفيه ... و لتصنع على عينى

23 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال كان موسى لايراه أحد إّلا أحبّه و هو قول اللّه : « و ألقيت عليك محبّة منّى » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: موسى به گونه اى بود كه هيچ كس او را نمى ديد، مگر اين كه او را دوست مى داشت و اين است سخن خدا كه مى فرمايد: «و ألقيت عليك محبّة منّى»».

131- محبوبيت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 1،2،7

1- ايمان و عمل صالح موجب نفوذ محبوبيت شخص مؤمن در دل هاى مردم است .

إنّ الذين ءامنوا . .. سيجعل لهم الرحمن ودًّا

«ودّ» به معناى ميل و محبت است. و مراد از آن، به قرينه «لهم»، محبتى است كه خداوند براى مؤمنان در دل هاى ديگران قرار مى دهد.

2- محبوبيت در دل هاى مردم ، از جمله پاداش هاى خداوند به مؤمنان داراى كردار نيك .

إنّ الذين ءامنوا . .. سيجعل لهم الرحمن ودًّا

7- محبوبيت يافتن مؤمنان نيك كردار در دل ها ، جلوه اى از رحمت گسترده خداوند است .

إنّ الذين ءامنوا . .. سيجعل لهم الرحمن ودًّا

132- محبوبيت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 13 - 4

4- يحيى ( ع ) از مقربان درگاه خداوند و محبوب او بود .

و حنانًا من لدنّا

در باره مهر اعطايى به حضرت يحيى(ع) چهار تصور وجود دارد كه وصف «حناناًمن لدنّا» با تمام آنها سازگار است: مهر خداوند يا مردم به يحيى(ع) و مهر آن حضرت به خداوند يا مردم، دربرداشت ياد شده، مهرورزى خداوند به آن حضرت مورد نظر است.

133- منشأ محبوبيت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 13

13 - خداوند ، با افاضه محبوبيتى ويژه از جانب خويش به موسى ( ع ) ، او را در نظر هر بيننده اى محبوب و دوست داشتنى ساخته بود .

و ألقيت عليك محبّة منى

«ألقيت» عطف بر «أوحينا» در آيه قبل است. نكره آوردن «محبّة» ـ به قرينه مقام مدح ـ براى بيان ويژه بودن آن است و قيد «منّى» بيانگر منشأ محبوبيت موسى است و مى فهماند محبوبيت عطا شده به موسى(ع)، از ذات بارى تعالى نشأت گرفته بود.

134- نشانه هاى محبوبيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 85 - 2

2 ـ برخوردارى انسان از مال و اولاد فراوان ، نشانه سعادتمندى و محبوبيت وى نزد خدا نيست .

و لاتعجبك أمولهم و أولدهم

محبان خدا

135- {محبان خدا}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 13 - 7

7- يحيى ( ع ) درپرتو عنايت هاى خداوند ، دوست دار او و سرشار از اشتياق به وى بود .

حنانًا من لدنّا

دراين برداشت، وصف «حناناً» بيانگر مهر و محبتى است كه خداوند آن رانسبت به خود، به يحيى(ع) عطا فرموده است.

9- محتضر

1- آثار تذكر حالات محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 26 - 2،3

2 - يادآورى آخرين لحظات زندگى انسان ( هنگام احتضار و حالات تكان دهنده محتضر ) ، از سوى خداوند به كافران و منكران معاد ، براى بيدار كردن آنان از غفلت و مستى

كلاّ إذا بلغت التراقى

3 - يادآورى حالات محتضر در هنگام احتضار ، تأثيرگذار در بيدارگرى و غفلت زدايى نسبت به دلبستگان دنيا

بل تحبّون العاجلة . .. كلاّ إذا بلغت التراقى

2- ادراك محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 28 - 1

1 - درك نشانه هاى جدايى كامل از دنيا از سوى محتضر ، پيش از فرا رسيدن لحظه نهايى مرگ وى

و ظنّ أنّه الفراق

3- استحاله نجات محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 83 - 3

3 - تلاش براى نجات محتضر از مرگ ، هنگامى كه جانش به گلو رسيده باشد ، ناموفق و بى ثمر است .

فلولا إذا بلغت الحلقوم

«لولا»ى تحضيضيه در آيه شريفه، براى تعجيز و بيان ناتوانى انسان از نجات دادن شخص محتضر از مرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 84 - 1

1 - افراد حاضر در كنار محتضر ، تنها نظاره گر جان كندن و ناتوانى از نجات وى از مرگ

فلولا إذا بلغت الحلقوم . و أنتم حينئذ تنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 87 - 1

1 - نجات دادن محتضر از مرگ ، هنگامى كه جانش به گلو رسيده باشد ، امرى غيرممكن است .

فلولا إذا بلغت الحلقوم . .. ترجعونها إن كنتم صـدقين

4- پيشينه همراهى محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 84 - 3

3 - حضور نزديكان در كنار شخص به هنگام احتضار وى ، داراى سابقه در تاريخ

إذا بلغت الحلقوم . و أنتم حينئذ تنظرون

5- تشبيه به محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 4

4 - منافقان مدينه ، از شدت ترس از جنگ ، شبيه محتضر مى شدند .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت

6- تشبيه به نگاه محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 8

8- نگاه بيماردلان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از نزول آيات جهاد ، نگاهى وحشت زده و محتضرگونه

ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

7- توبه محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 18 - 1،2،3

1 ـ توبه از گناهان ، به هنگام فرارسيدن مرگ ، پذيرفته نخواهد شد .

و ليست التّوبة للذين يعملون السّيّئات حتّى اذا حضر احدهم الموت

2 ـ اصرار بر گناه تا لحظه فرارسيدن مرگ ، مانع پذيرش توبه

و ليست التّوبة للذين يعملون السّيّئات حتّى اذا حضر احدهم الموت

جمع آوردن «السيّئات» و نيز بكارگيرى فعل مضارع «يعملون»، دلالت بر استمرار گناه و اصرار بر آن دارد.

3 ـ عدم پذيرش توبه ( ايمان ) كافر ، در آستانه مرگ

و ليست التّوبة للّذين . .. و لا الّذين يموتون و هُم كفّار

در برداشت فوق «يموتون»، به قرينه «حتّى اذا حضر»، به معناى اشراف بر مرگ گرفته شده است.

8- سخنان محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 30 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) محمّد بن علىّ الباقر ( ع ) أنّه سُئِل عن قول اللّه عزّوجلّ : « و قيل من راق » قال : ذاك قولُ ابن آدم إذا حضره الموتُ قال : هل مِن طبيب ، هل من راق ، قال : « و ظنّ أنّه الفراق » يعنى فراق الأهل و الأحِبّة ، عند ذلك قال : « و التفّت الساق بالساق » قال : التفّت الدنيا بالآخرة قال : « إلى ربّك يومئذ المساق » إلى ربّ العالمين يومئذ المصير ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه از آن حضرت درباره سخن خداى عزّوجلّ: «و قيل من راق» سؤال شد، فرمود: اين سخن فرزند آدم است كه وقتى مرگش فرا رسد، گويد: آيا طبيبى هست؟ آيا شفادهنده اى هست؟ مقصود از [جدايى در آيه «و ظنّ أنّه الفراق» ]جدايى از اهل، عيال و دوستان است. از اين جا است كه خداوند مى فرمايد: «و التفّت الساق بالساق»; يعنى، دنيا به آخرت پيچيده است و نيز فرمود: «إلى ربّك يومئذ المساق»; يعنى، در اين روز بازگشت همه به سوى پروردگار عالميان است».

9- محتضر در محضر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 85 - 1

1 - قرار داشتن شخص محتضر ، در محضر خداوند و فرشتگان

و نحن أقرب إليه منكم

ضمير «نحن» (متكلم مع الغير) بيانگر حضور فرشتگان نيز هست.

10- محتضر در محضر ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 85 - 1

1 - قرار داشتن شخص محتضر ، در محضر خداوند و فرشتگان

و نحن أقرب إليه منكم

ضمير «نحن» (متكلم مع الغير) بيانگر حضور فرشتگان نيز هست.

11- نزديكى خدا به محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 85 - 2

2 - خداوند و فرشتگان مرگ ، از افراد حاضر در كنار محتضر ، به وى نزديك تر و به وضع و حال او آگاه تراند .

و نحن أقرب إليه منكم

12- نزديكى ملائكه مرگ به محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 85 - 2

2 - خداوند و فرشتگان مرگ ، از افراد حاضر در كنار محتضر ، به وى نزديك تر و به وضع و حال او آگاه تراند .

و نحن أقرب إليه منكم

13- نقش همراهان محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 84 - 1

1 - افراد حاضر در كنار محتضر ، تنها نظاره گر جان كندن و ناتوانى از نجات وى از مرگ

فلولا إذا بلغت الحلقوم . و أنتم حينئذ تنظرون

14- همراهان محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 85 - 2

2 - خداوند و فرشتگان مرگ ، از افراد حاضر در كنار محتضر ، به وى نزديك تر و به وضع و حال او آگاه تراند .

و نحن أقرب إليه منكم

15- يأس از محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 27 - 2

2 - لحظه نااميدى حاضران بر بستر محتضر و بر زبان آوردن كلمات يأس ، شايان يادآورى براى دلبستگان دنيا

و قيل من راق

16- يأس خويشاوندان محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 27 - 2

2 - لحظه نااميدى حاضران بر بستر محتضر و بر زبان آوردن كلمات يأس ، شايان يادآورى براى دلبستگان دنيا

و قيل من راق

10- محرمات

1- محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 27 - 5،6

5 - گسستن پيوندهايى كه خداوند به برقرارى آنها فرمان داده ، امرى ناروا و حرام است .

و يقطعون ما أمر اللّه به أن يوصل

«أن» مصدريه و «أن يوصل» بدل براى ضمير در «به» است و مرجع ضمير، «ما امر اللّه» مى باشد; يعنى: الذى امر اللّه بوصله. مراد از «ما امر اللّه» پيوندهايى نظير: صله رحم، پيوند ولايت ميان اهل ايمان و پيوند ولايت بين پيشوايان بر حق و امت اسلامى است.

6 - فسادگرى در زمين از محرمات الهى است .

و يفسدون فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 4

4 - كتمان حقايق دينى و ايجاد عواملى براى ناشناخته ماندن معارف الهى ، امر نكوهيده و حرام است .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 18

18 - فسادگرى در زمين از محرمات مؤكد است .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

كلمه «مفسدين» حال براى فاعل «لاتعثوا» است و از آن جا كه «لاتعثوا» حاكى از حرمت فسادگرى است، «مفسدين» حال مؤكده خواهد بود و دلالت بر تأكيد آن تكليف دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 2،11،14

2 - ارائه و نشر افكار و انديشه ها به عنوان كتاب آسمانى و فرمان هاى الهى ، حرام و گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب الهى است .

فويل للذين . .. ثم يقولون هذا من عند اللّه

11 - درآمد هاى به دست آمده از راه دين سازى و بدعتگذارى ، حرام و موجب عذاب الهى خواهد شد .

و ويل لهم مما يكسبون

مراد از «ما»ى موصوله در «مما يكسبون» مى تواند درآمدهايى باشد كه عبارت «ليشتروا به ثمناً قليلا» آن را بيان داشت و نيز مى تواند منظور از آن مطلق اعمال و رفتار ناپسند باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

14 - حرمت درآمد ها و اموال به دست آمده در مقابل انجام كار هاى حرام

و ويل لهم مما يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 84 - 6،7

6 - كشتن مؤمنان به آيين الهى ، از محرمات مؤكّد است .

لاتسفكون دماءكم

هر چند آيه بيانگر ميثاقهاى خدا با بنى اسرائيل است، ولى بيان آن در قرآن، نشانه آن است كه رعايت آنها وظيفه همه مخاطبان قرآن مى باشد.

7 - بيرون كردن موحدان از كاشانه و ديارشان و آواره ساختن ايشان ، از محرمات مؤكّد الهى است .

و لاتخرجون أنفسكم من ديركم

جمله «لاتخرجون . ..» (]همكيشان[ خود را از خانه هايشان بيرون نمى كنيد) همانند جمله «لاتسفكون ...» جمله خبرى است در مقام انشا; يعنى، «... بيرون نكنيد». ايراد جمله خبرى در مقام انشا براى رساندن تأكيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 8

8 - حرمت يارى كردن گنهكاران در گناهشان

تظهرون عليهم بالاثم و العدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 8،31،34

8 - حرمت مخالفت و معارضه با حكومت هاى الهى

واتبعوا ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن

31 - جدايى انداختن بين زن و شوهر ، امرى نكوهيده و حرام است .

ما يفرقون به بين المرء و زوجه و ما هم بضارين . .. إلا بإذن اللّه

34 - رساندن زيان به مردم با اعمال سحر و نيز آموختن آن به انگيزه مفسده جويى ، حرام و گناهى در حد كفر است .

فلا تكفر فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه . .. و يتعلمون مايضرهم و ل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 5

5 - اظهار نظر درباره احكام دين ( فتوا دادن ) بدون علم ، امرى نكوهيده و حرام است .

و أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 172 - 5

5 - استفاده از خوراكى هاى خبيث ( ناپاك و ناملايم با طبع ) حرام است .

كلوا من طيبت ما رزقنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 1

1 - خوردن مردار ، خون ، گوشت خوك و حيوانى كه به نام غير خدا ذبح شده ، حرام است .

إنما حرم عليكم الميتة و الدم و لحم الخنزير و ما أهل به لغير اللّه

«اهلال» (مصدر (أهلّ) به معناى بلند كردن صداست و مقصود از آن در آيه - چنانچه اهل تفسير برآنند - نام بردن است و لام در «لغير اللّه» براى تعديه مى باشد. بنابراين «ما أهل به لغير اللّه»; يعنى، حيوانى كه ]به هنگام ذبح[ نام غير خدا بر او برده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 19

19 - كسب در آمد از راه هاى نامشروع ، حرام و موجب عذاب الهى است .

و يشترون به ثمناً قليلا أولئك . .. لايكلمهم اللّه ... و لهم عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 181 - 1

1 - تغيير و تبديل وصيت ميت ، حرام و گناه است .

فمن بدله . .. فإنما إثمه على الذين يبدلونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 1

1 - آميزش با همسران در برهه اى از عصر بعثت ، حتى در شب هاى ماه رمضان ، بر روزه داران حرام بود .

أحل لكم ليلة الصيام الرفث إلى نسائكم

«رفث» به سخنى كه در معناى آميزش و ترغيب به آن صراحت دارد گفته مى شود و در آيه شريفه كنايه از خود آميزش است (اقتباس از مفردات راغب). متعدى شدن آن به «إلى» و نيز جمله «فالآن باشروهن» قرينه بر اين معناى كنايى است. جمله «كنتم تختانون» كه حكايت از تحقق تمرد دارد و نيز مفهوم «فالآن باشروهن» دلالت بر اين دارند كه آميزش در شبهاى رمضان حرام بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 188 - 2،3،9،10

2 - دستيابى به مال و دارايى هاى ديگران با اسباب باطل ، حرام است .

و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل

كلمه «بينكم» قيد براى «أموالكم» است; يعنى، اموالى كه در ميان شماست و هر كس مالك بخشى از آن است. بنابراين

جمله «لاتأكلوا ...» چنين معنا مى شود: نبايد هيچ يك از شما مال و دارايى ديگرى را با سببى باطل تصرف كند.

3 - پرداخت رشوه به قاضيان ، ناروا و حرام است .

و تدلوا بها إلى الحكام

«تدلوا» عطف بر «تأكلوا» است و لذا مجزوم به «لا»ى ناهيه مى باشد; يعنى: و لاتدلوا . .; ادلاء (مصدر تدلوا) به معناى فرستادن دلو در چاه است و در آيه كنايه از وسيله قرار دادن مى باشد. بنابراين «تدلوا بها ...»; يعنى، به قاضيان اموالى را نپردازيد تا بدين وسيله به اموال مردم چنگ اندازى كنيد. گفتنى است كه به دست آوردن مال خصوصيتى ندارد و لذا مى توان حرمت رشوه را در همه مواردى كه حقى ضايع شود استفاده كرد. كلمه «بالأثم» مؤيد اين حقيقت است.

9 - چنگ اندازى به اموال و دارايى هاى عمومى ، حرام است .

لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم

مقصود از «أموال الناس» مى تواند اموال و داراييهاى شخصى افراد باشد، همچنين منظور از آن مى تواند اموال عمومى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.

10 - پرداخت رشوه به حاكمان ، به منظور دستيابى به اموال عمومى با حكم و قضاوت ايشان ، حرام است .

و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل و تدلوا بها إلى الحكام لتأكلوا فريقاً من أمول الن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 3

3 - تجاوز از مقررات و احكام جهاد ، حرام است .

و قتلوا فى سبيل اللّه . .. و لاتعتدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 1

1 - حرمت جنگ در ماه هاى حرام

الشهر الحرام بالشهر الحرام

ماههاى حرام از آن جهت به حرام بودن توصيف شده اند كه برخى از امورى كه در غير آنها حلال است، در اين ماهها حرام است; از جمله آن امور - به قرينه آيات گذشته - جنگ مى باشد. ماههاى حرام عبارت است از: رجب، ذى القعده، ذى الحجه و محرم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 4

4 - حرمت خودكشى و انتخاب طريق و روشى كه به هلاكت آدمى مى انجامد .

و لاتلقوا بأيديكم إلى التهلكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 196 - 5

5 ـ حرمت تراشيدن سر براى محصور ، قبل از رسيدن قربانى به قربانگاه

و لا تحلقوا رءوسكم حتى يبلغ الهدى مَحِلَّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 4

4 ـ حرمت شرابخوارى و قمار بازى

يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 1،6

1 ـ حرمت ازدواج مؤمنان با زنان مشرك ; مگر در صورتى كه ايمان بياورند .

و لا تنكحوا المشركات حتى يؤمنَّ

6 ـ حرمت ازدواج زنان مؤمن با مشركان ; مگر در صورتى كه ايمان بياورند .

و لا تنكحوا المشركين حتى يؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 5،6،7

5 ـ حرمت آميزش با زنان حائض ، تا زمان پاك شدن آنان از حيض

فاعتزلوا النساء فى المحيض و لا تقربوهن حتى يطهرن

گر چه ظاهر جمله «فاعتزلوا النساء» مطلق معاشرت است ; ولى اباحه آميزش پس از گذشت ايام حيض و غسل كه جمله «حتى يطهرن فاذا تطهّرن فاتوهن من حيث» دلالت بر آن دارد، قرينه اى است كه آنچه مباح نبوده و اعتزال از آن واجب شده، تنها آميزش است، نه مطلق معاشرت; و گر نه مى فرمود «فاذا تطهرن فعاشروهن».

6 ـ حرمت وَطى در قُبُل ، در ايام حيض

فاعتزلوا النساء فى المحيض

كلمه «محيض» در صدر آيه مصدر است; امّا در جمله «فاعتزلوا النساء من المحيض» اسم مكان مى باشد به دليل تكرار لفظ در حال كه اگر هر دو به يك معنا بود، على القاعده بايد دوّمى به صورت ضمير آورده مى شد.

7 ـ فلسفه حرمت آميزش در زمان حيض ، مشقّتبار بودن آن براى زن است .

عن المحيض قل هو اذىً فاعتزلوا النساء فى المحيض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 224 - 1،12

1 ـ حرمت دستاويز قراردادن نام خداوند در سوگند حتى در سوگند هاى صادقانه و كار هاى خير

و لا تجعلوا اللّه عُرضةً لايمانكم

با توجه به ظهور نهى و با توجّه به معناى لغوى «عُرضة»، نتيجه اين مى شود كه نبايد خدا را در معرض سوگند قرار داد و در هر موقعيّتى از نام خدا براى سوگند استفاده كرد.

12 ـ يكى از مصاديق حرمت سوگند خوردن به خدا بر ترك كار هاى خير سوگند بر سخن نگفتن با برادر و با مادر است .

و لا تجعلوا اللّه عُرضة لايمانكم

امام باقر (ع) درباره آيه «و لا تجعلوا اللّه عرضة لايمانكم» فرمود: يعنى الرجل يحلف ان لا يكلّم اخاه و ما اشبه ذلك او لا يكلّم امّه


تفسير عياشى، ص 112، ج 339 ; نور الثقلين، ج 1، ص 218، ح 836.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 1

1 ـ حرمت ازدواج زنان مطلّقه قبل از به پايان رسيدن سه طُهر ( عِدّه )

و المطلقات يتربصن بانفسهنّ ثلثة قروء

بنابراينكه «قرء»، به معناى طُهر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 229 - 12،21

12 ـ هنگام طلاق ، حرام است مالى را كه شوهر به زن داده ( مهريّه و . . . ) بازپس گيرد .

و لا يحل لكم أن تأخذوا مما اتيتموهنّ شيئاً

21 ـ احكام طلاق ، از حدود الهى ; و تعدى از آن حرام است .

المطلقات يتربصن . .. الطلاق مرّتان ... تلك حدود اللّه فلا تعتدوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 231 - 4،9

4 ـ حرمت رجوع مرد به زن مُطلّقه ، به قصد آزار و اذيّت وى

و لا تمسكوهنّ ضراراً لتعتدوا

9 ـ حرمت استهزاى آيات الهى

و لا تتّخذوا ايات اللّه هزواً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 235 - 7،11

7 ـ حرمت وعده و قرار پنهانى با زنانى كه در حال عدّه هستند .

و لكن لا تواعدوهنّ سرّاً

11 ـ حرمت انعقاد پيمان ازدواج با زنان در عدّه ، قبل از پايان عدّه آنان

و لا تعزموا عقدة النكاح حتى يبلغ الكتاب اجله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 9

9 ـ حكم به حليّت بيع ( معاملات غير ربوى ) و حُرمَت ربا ( معاملات ربوى ) ، از جانب خداوند

و احلّ اللّه البيع و حرّم الرّبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 45

45 ـ حرمت زيان رساندن و خيانت نويسنده و گواه مبادلات ، بر طرفين قرارداد

و لا يضارّ كاتب و لا شهيد

در صورتى كه «لا يضارّ» معلوم باشد و نه مجهول، متعلّق آن، متعاملين خواهند بود. يعنى: لا يضارّ كاتب ولا شهيد المتبايعين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 283 - 6،10

6 ـ حرمت خيانت در امانت

فليؤدّ الّذى اؤتمن امانته و ليتّق اللّه ربّه

10 ـ حرمت كتمان شهادت

و لا تكتموا الشّهادة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 2،3

2 ـ حرمت و ممنوعيت پذيرش ولايت و سرپرستى كافران ، براى مؤمنان

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

3 ـ حرمت برگزيدن كافران و مقدّم داشتن آنان بر مؤمنان ، در دوستى و ارتباط و ولايت

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 71 - 4

4 ـ حرمت كتمان حق و آميختن آن به باطل

لم تلبسون الحق بالباطل و تكتمون الحق و انتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 130 - 1،5

1 ـ حرمت رباخوارى با سودى چند برابر ، نسبت به اصل سرمايه

يا ايّها الذين امنوا لا تأكلوا الرّبوآ اضعافاً مضاعفة

كلمه «اضعاف»، جمع «ضِعف» است و «ضِعف»، به معناى يك برابر و «اضعاف» به معناى چند برابر. در آيه فوق، «اضعافاً»، حال براى «الرّبوا» است ; و ظاهراً چندين برابر شدن، در مقايسه با اصل سرمايه است.

5 ـ حرمت هر گونه تصرف در اموال ربوى

لا تأكلوا الرّبوآ

مراد از «اكل» (خوردن) در آيه مورد بحث، مطلق تصرفات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 161 - 9

9 ـ حرمت خيانتكارى

و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 17

17 ـ حرمت بخلورزى و نكوهش شديد خداوند از بخيلان

و لا يحسبنّ . .. سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 2 - 4،5

4 ـ حرمت تبديل و تعويض اموال مرغوب يتيم ، به اموال غيرمرغوب

و اتوا اليتامى اموالهم و لا تتبدّلوا الخبيث بالطّيّب

5 ـ حرمت تصرف غاصبانه در اموال يتيمان

و اتوا اليتامى اموالهم . .. و لا تاكلوا اموالهم الى اموالكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 6 - 9،10

9 ـ حرمت اسراف و سوء استفاده اوليا از اموال يتيمان

اموالهم و لا تاكلوها اسرافاً و بداراً ان يكبروا

10 ـ برداشت از اموال يتيم در قبال خدمت به وى ، بر ولىّ ثروتمند حرام است .

و من كان غنيّاً فليستعفف

برخى برآنند كه مراد از تصرف و بهره گيرى از اموال يتيم، بهره هايى است كه ولىّ و سرپرست يتيمان به عنوان كارمزد از اموال يتيم مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 10 - 1

1 ـ حرمت تصرف ظالمانه و ناروا در اموال يتيمان

انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 19 - 1،4،5،6،8،18

1 ـ حرمت ارث بردن مرد از همسرى كه خوشايند او نبوده ، ولى تنها به خاطر ارث بردن با او زندگى كرده است .

يا ايّها الّذين امنوا لا يحلّ لكم ان ترثوا النّساء كرهاً

در برداشت فوق «النّساء» به معناى همسران گرفته شده است.

4 ـ به ارث بردن زنان ، حرام و امرى ناخوشايند است . *

لا يحلّ لكم ان ترثوا النّساء كرهاً

در برداشت فوق «النّساء» به معناى زنان، نه همسران، و «كرهاً»، مفعول مطلق براى فعلى مقدّر گرفته شده است ; مثل «اكرهوه كرها». يعنى چنين كارى (به ارث بردن زنان) را ناپسند بشماريد.

5 ـ حرمت به ارث بردن زنان ، به دليل كراهت آنان

لا يحلّ لكم ان ترثوا النّساء كرهاً

بنابر اينكه «كرهاً» به معناى «كارهات» و حالِ براى «النساء» باشد. يعنى زنان را به ارث نبريد در حالى كه آنان از اين كار كراهت دارند. لازم به ذكر است كه بر اين مبنا، «كرهاً» قيد توضيحى غالبى است. يعنى زنان غالباً از اين كار كراهت دارند.

6 ـ حرمت منع كردن زنان از ازدواج به طمع ارث بردن از آنان *

لا يحلّ لكم ان ترثوا النّساء كرهاً

اين برداشت بر اين اساس است كه مراد از «النّساء»، مطلق زنان باشد. (مانند دختر و خواهر و ... ) نه همسران. و مقصود از «اَنْ ترثوا» به ارث بردن اموال ايشان باشد. بنابراين معناى آيه، حرمت بازداشتن زنان از ازدواج به طمع ارث بردن از اموال ايشان است. زيرا در صورت ازدواج، اكثر اموال زن با مرگ او، به فرزندان و شوهرش منتقل مى شود.

8 ـ حرمت سختگيرى مرد بر همسر خويش به انگيزه پس گيرى حتى بخشى از مهريه

و لا تعضلوهنّ لتذهبوا ببعض ما اتيتموهنّ

«لا تعضلوهنّ» از «عضل» به معناى سختگيرى است. مراد از «ما اتيتموهنّ»، مهريه اى است كه مردان به همسران خويش مى دهند.

18 ـ حرمتِ نگهداشتن و آزار رساندن به همسرى كه براى ادامه زندگى مورد نياز مرد نيست ، به منظور گرفتن بخشى از اموال وى .

و لا تعضلوهنّ لتذهبوا ببعض ما اتيتموهنّ

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: انّه الزّوج امره اللّه بتخلية سبيلها اذا لم يكن له فيها حاجة و ان لا يُمسكها اضراراً بها حتى تفتدى ببعض ما لها.


مجمع البيان، ج 3، ص 40 ; نورالثقلين، ج 1، ص 459، ح 139.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 20 - 7

7 ـ حرمت پس گيرى مهريه همسر ، حتى اگر ثروت كلانى ( مثل پوست گاوى پر از طلا ) باشد .

و اتيتم احديهنّ قنطاراً فلا تأخذوا منه شيئاً

امام باقر و صادق (ع) درباره «قنطار» فرمودند: . .. هو ملأ مسك ثور ذهباً.


مجمع البيان، ج 2، ص 712 ; نورالثقلين، ج 1، ص 459، ح 139.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 21 - 2

2 ـ حرمت بازپس گيرى حتى اندكى از مهريّه زنان ، پس از آميزش

و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض

بنابر اينكه «و قد افضى»، كنايه از آميزش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 23 -

1،2،8،14،20،22،23،24

1 ـ حرمت ازدواج با مادران ، دختران ، خواهران ، عمّه ها ، خاله ها ، دختران برادر و دختران خواهر

حرّمت عليكم امّهاتكم و بناتكم و اخواتكم و عمّاتكم و خالاتكم و بنات الاخ و بنات ا

به مناسبت آيات قبل، كه سخن از ازدواج بود، مراد از حرمت در اين آيه، حرمت ازدواج با اين گروه مى باشد.

2 ـ حرمت ازدواج با مادر و خواهر رضاعى و مادر همسران

حرّمت عليكم . .. و امّهاتكم التى ارضعنكم و اخواتكم من الرّضاعة و امّهات نسائكم

8 ـ حرمت هر گونه بهره گيرى جنسى از محارم نسبى ، رضاعى و سببى

حرّمت عليكم امّهاتكم . .. و حلائل ابنائكم

اسناد حرمت به خود «امهات و . .. » مى رساند كه نه تنها ازدواج، بلكه هر گونه استمتاع و بهره گيرى جنسى از زنان ياد شده، حرام شده است.

14 ـ حرمت ازدواج با محارم سببى ، نسبى و رضاعى ، شامل ازدواجهايى كه قبل از نزول آيه « حرّمت عليكم » انجام گرفته است ، نمى شود .

حرّمت . .. الّا ما قد سلف

بنابر اينكه جمله «الّا ما قد سلف» استثناء از تمامى محرّمات ذكر شده در آيه باشد.

20 ـ حرمت ازدواج با مادر همسر ، اگر چه با دختر وى همبستر نشده باشد .

و امّهات نسائكم

اميرالمؤمنين (ع): . .. اذا تزوّج الابنة فدخل بها او لم يدخل بها فقد حرّمت عليه الامّ ... .


تهذيب شيخ طوسى، ج 7، ص 273، ح 2، ب 25، مسلسل 1166 ; نورالثقلين، ج 1، ص 64، ح 156.

22 ـ حرمت ازدواج مرد با دختر همسرش ، اگر چه در خانه وى نباشد .

و ربائبكم التى فى حجوركم

اميرالمؤمنين (ع): الربائب عليكم حرام مع الامّهات اللاتى قد دخلتم بهنّ، هنّ فى الحجور و غير الحجور سواء . .. .


تهذيب شيخ طوسى، ج 7، ص 273، ح 1، ب 25 ; مسلسل 1165 ; نورالثقلين، ج 1، ص 464، ح 155.

23 ـ حرمت ازدواج مرد با دختر همسر غير دايمى خويش

و ربائبكم التى فى حجوركم من نسائكم التى دخلتم بهنّ

امام رضا (ع) در پاسخ سؤال از جواز ازدواج مرد با دختر همسر غير دايمى خويش فرمود: لا.


كافى، ج 5، ص 422، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 463، ح 153 ; تهذيب شيخ طوسى، ج 7، ص 277، ح 11، ب 25.

24 ـ حرمت ازدواج مرد با همسر نوه دخترى خويش

و حلائل ابنائكم الّذين من اصلابكم

امام باقر (ع): . .. انهما (حسن و حسين (ع)) من صلب رسول اللّه قال اللّه تعالى «و حلائل ابنائكم الذين من اصلابكم»، فسلهم يا ابا الجارود هل كان يحلّ لرسول اللّه نكاح حليلتيهما؟ فان قالوا: نعم كذبوا و فجروا و ان قالوا: لا فهما ابناه لصلبه.


كافى، ج 8، ص 318، ح 501 ; نورالثقلين، ج 1، ص 461، ح 147.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 24 - 1،4،9

1 ـ حرمت بهره گيرى جنسى از زن شوهردار و ازدواج با وى ، هر چند مسلمان نباشد .

حرّمت . .. و المحصنات من النّساء

قيد «من النّساء» براى «المحصنات» قيدى تأكيدى است و شمول آن را نسبت به زن غير مسلمان افاده مى كند.

4 ـ حرمت ازدواج با محارم و زنان شوهردار و جمع بين دو خواهر ، از احكام ثابت و قطعى الهى است .

حرّمت . .. كتاب اللّه عليكم

9 ـ حرمت مصرف مال در مسير فحشا و بى عفتى

احلّ لكم . .. ان تبتغوا باموالكم محصنين غير مسافحين

«محصنين»، حال براى فاعل «ان تبتغوا» است ; و همان گونه كه مى تواند ابتغاء را مقيد به عفت و پاكدامنى كند، مصرف اموال را نيز مى تواند به آن مقيد سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 29 - 19

19 ـ حرمت تصرف در اموال به دست آمده از راه ربا ، قمار ، كم فروشى و ظلم

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل

امام باقر(ع) در مورد «بالباطل» در آيه فوق فرمود: بالرّبا و القمار و البخس و الظلم.


تفسير تبيان، ج 3، ص 178 ; مجمع البيان، ج 3، ص 59 ; تفسير برهان، ج 1، ص 363، ح 10 ; نورالثقلين، ج 1، ص 472، ح 198.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 37 - 13،14

13 ـ حرمت بخل ورزى و دعوت مردم به آن

الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل . .. و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً

14 ـ حرمت پنهان سازى نعمت هاى الهى به جهت ترك احسان

و يكتمون ما اتيهم اللّه من فضله و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 43 - 4،12

4 ـ حرمت ورود به مساجد در حال مستى *

لا تقربوا الصلوة و انتم سكارى

بنابر اينكه مراد از «الصلوة»، جايگاه متعارف نماز، يعنى مساجد باشد; به قرينه «الّا عابرى سبيل».

12 ـ حرمت ورود جُنب به مسجد

لا تقربوا الصلوة . .. و لا جنباً

بنابر اينكه مقصود از «الصلوة»، جايگاه متعارف آن، يعنى مساجد باشد ; به دليل «الّا عابرى سبيل».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 83 - 4

4 ـ حرمت پخش و اشاعه اَخبار امنيّتى

و اذا جاءهم . .. اذاعوا به ... لاتبعتم الشّيطان

مؤيد برداشت فوق فرمايش امام صادق (ع) است كه فرمود: انّ اللّه حيّر اقواماً بالاذاعة فى قوله عز و جل: «و اذ جاءهم . ..

اذاعوا به» فايّاكم و الاذاعة.


كافى، ج 2، ص 369، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 522، ح 427.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 85 - 7

7 ـ حرمت وساطت در كار بد و ناپسند

من يشفع شفاعة سيّئة يكن له كفل منها

چون وساطت كنندگان كارهاى ناپسند، سهيم در پيامدهاى آن ـ از جمله كيفرهاى اخروى ـ هستند، حرمت اين گونه وساطتها استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 89 - 12

12 ـ حرمت يارى جستن از ترك كنندگان هجرت

فلا تتّخذوا منهم اولياء حتى يهاجروا . .. و لا تتخذوا منهم وليّاً و لا نصيرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 13

13 ـ حرمت تعرض و نبرد با منافقان و دشمنانى كه از نبرد با مسلمانان دست برداشته و خواهان صلح مى باشند .

فان اعتزلوكم فلم يقتلوكم و القوا اليكم السلم فما جعل اللّه لكم عليهم سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 3

3 ـ حرمت و ناروايى كشتن مومن از روى عمد

و ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمناً الّا خَطَاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 6،9،11

6 ـ حرمت قتل و هر گونه تعرض به دشمن ، در صورت اظهار اسلام

و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا

مراد از القاى اسلام، به قرينه «لست مؤمناً»، اظهار اسلام با گفتن شهادتين و يا سخنى كه حاكى از مسلمان شدن است، مى باشد.

9 ـ تكفير اظهاركننده اسلام ، حرام است .

و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا

بنابر اينكه منظور از القاى سلام، اظهار اسلام باشد.

11 ـ حرمت تعرض و قتل دشمنان در گرو اظهار تسليم است ، نه ايمان آوردن آنان .

و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا

بنابراين احتمال كه مراد از القاى سلام، تسليم شدن باشد، نه اظهار اسلام و ايمان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 17

17 ـ پشتيبانى و حمايت از خائنان ، حرام است .

و لاتكن للخائنين خصيماً

بنابر اينكه مراد از «خائنين» مطلق كسانى باشند كه مرتكب خيانت شده اند، نه خصوص كسانى كه در محاكم قضايى حاضر مى شوند و مدعى امرى باطل هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 2،12

2 ـ حرمت دفاع از خائن

و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم

12 ـ حرمت دفاع از كسانى كه عملكردشان مبغوض خداوند است .

و لاتجدل . .. إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 115 - 2

2 ـ مخالفت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تفرقه افكنى حرام و گناهى بزرگ است .

و من يشاقق الرسول . .. و يتبع غير سبيل المؤمنين نوله ما تولى و نصله جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 12

12 ـ حرمت تغيير در آفرينش طبيعى و اوليه موجودات به انگيزه هاى شيطانى

و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه

ظاهراً «خلق»، به معناى مخلوق و آفريده هاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 14

14 ـ حرمت جلوگيرى از اعمال مجازات هاى الهى ، بر خطاكاران

و لايجد له من دون اللّه ولياً و لانصيراً

چنانچه «يُجَز» شامل كيفرهاى دنيوى باشد، جمله «لايجد . .. » ـ چه نافيه باشد و عطف بر جمله «يجز به» و چه ناهيه باشد و جمله اى مستقل ـ، دلالت مى كند كه نبايد هيچ كس مانع كيفر ديدن خطاكاران شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 5،18

5 ـ بلاتكليف ر ها ساختن زن ( نه زندگى كردن و نه طلاق دادن وى ) ، كارى ممنوع و حرام بر شوهران

فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة

18 ـ حرمت بلاتكليف گذاشتن زن بگونه اى كه نه از مزاياى شوهردارى بهره مند باشد و نه از مزاياى بى همسرى

فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة

از امام باقر و امام صادق عليهما السلام درباره معناى «كالمعلقة» در آيه فوق روايت شده كه فرمودند: التى هى لا ذات زوج و لا ايم.


تفسير تبيان، ج 3، ص 349; نورالثقلين، ج 1، ص 559، ح 603.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 4،5

4 ـ عدم جواز پذيرش ولايت و سرپرستى كفار

الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين

در برداشت فوق، «ولىّ»، به معناى سرپرست گرفته شده است.

5 ـ حرمت برقرار ساختن پيوند هاى دوستانه با كافران

الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين

در برداشت فوق، «ولىّ»، به معناى دوستى و مودّت گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 1،2،4،18

1 ـ شركت جستن در مجالسى كه آيات الهى مورد استهزا و انكار قرار گيرد ، حرام است .

و قد نزل عليكم فى الكتب . .. فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره

2 ـ حرمت نشست در مجالس استهزاى به آيات الهى و كفر به آنها ، حكمى كه قبلا نيز در قرآن بيان شده بود .

و قد نزّل عليكم فى الكتب أن إذا سمعتم . .. و يستهزأُ بها فلاتقعدوا معهم

4 ـ حرمت حضور در مجالس گناه و لزوم ترك آن مجالس

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم

18 ـ حرمت گوش سپردن به سخنان حرام و شنودن آنچه موجب غضب خداوند است .

و قد نزل عليكم فى الكتب أن إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها

امام صادق(ع): . .. و فرض على السمع ان يتنزه عن الاستماع الى ما حرم اللّه ... و الاصغاء الى ما اسخط اللّه عز و جل فقال فى ذلك: و قد نزل عليكم فى الكتب ان اذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم ... .


كافى، ج 2، ص 35، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 564، ح 625.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 13،14

13 ـ حرمت پذيرش ولايت و حكومت كافران

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

بنابر اينكه جمله «لن يجعل . ..»، در مقام انشاء باشد و نه اخبار. يعنى نبايد مؤمنان سلطه كافران را پذيرا باشند.

14 ـ انعقاد هرگونه پيمان ( سياسى ، نظامى ، اقتصادى و فرهنگى ) ، كه موجب سلطه كافران گردد ، نامشروع و باطل است .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 1،7

1 ـ حرمت ايجاد روابط دوستى و مودّت با كافران و پذيرش سرپرستى آنان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

7 ـ حرمت برقرارى روابط دوستى با منافقان و پذيرش ولايت و حكومت آنان

إنّ المنفقين . .. لاتتخذوا الكفرين أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 3،4

3 ـ هتك حرمت و برملاساختن عيب ها و نقايص مردم ، حرام و موجب ناخشنودى خداوند است .

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم

ناخشنودى خداوند (لايحب اللّه)، كنايه از نهى الهى و جعل حرمت است. گفتنى است كه سخن و كلام در اين مقام، خصوصيتى ندارد، بلكه مراد اظهار عيب ديگران است، البته اين عمل غالباً با سخن و گفته صورت مى گيرد.

4 ـ حرمت دشنام دادن و ناسزا گفتن به مردم

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول

برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «بالسوء من القول»، خصوص دشنام دادن و ناسزا گويى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 156 - 9

9 ـ نسبت دادن فحشا و بى عفتى به پاكدامنان ( قذف ) ، حرام و موجب دورى از رحمت خداوند

و بكفرهم و قولهم على مريم بهتناً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 3،6

3 ـ حرمت رباخوارى

و أخذهم الربوا و قد نهوا عنه

6 ـ حرمت به دست آوردن مال با اسباب باطل و غير مشروع

و أكلهم أمول الناس بالبطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 4

4 ـ حرمت غلو در دين ، و لزوم كنترل احساسات مذهبى

ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 7،11

7 ـ حرمت خوردن برخى از اجزاى چهارپايان حلال گوشت

أحلت لكم بهيمة الانعم الا ما يتلى عليكم

بنابر اينكه استثناى در «الا مايتلى» نسبت به اجزاى مستثنى منه باشد نه از افراد آن.

11 ـ حرمت گوشت و ساير بهره بردارى ها ، از حيوانى كه در حرم مكه صيد شود .

غير محلى الصيد و انتم حرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 2،5،6،28،39

2 ـ هتك حرمت شعاير الهى ، حرام و گناه است .

يايها الذين ءامنوا لاتحلوا شعر اللّه

5 ـ هتك حرمت ماه هاى حرام ، هَدْى ( قربانى بى نشان حج ) و قلائد ( قربانى با نشان حج ) ، حرام و گناه است .

لاتحلوا . .. و لاالشهر الحرام و لاالهدى و لاالقلئد

«قلائد» جمع قلادة به معناى گردنبند است و مراد از آن گوسفند، شتر و گاوى است كه به منظور قربانى كردن در حج، علامتى را بر گردن آن مى آويزند. و لفظ «الشهر الحرام» اگر چه مفرد است ولى مراد از آن جنس است. بنابراين شامل تمامى ماههاى حرام مى شود.

6 ـ هتك حرمت علامت هاى ويژه قربانى حج ، حرام و گناه است .

و لاتحلوا . .. و لاالقلئد

بنابر اينكه مراد از «قلائد»، خود علامت باشد، نه حيوان داراى علامت.

28 ـ حرمت تجاوز و تعدى ، حتى به دشمنان

و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم . .. ان تعتدوا

39 ـ حرمت تعاون و همكارى در گناه و تجاوز

و لاتعاونوا على الاثم و العدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 3،6،7،8،13،14

3 ـ حرمت استفاده از حيوانى كه در اثر خفگى ، زده شدن ، پرت شدن و شاخ خوردن بميرد .

حرمت . .. و المنخنقة و الموقوذة و المتردية و النطيحة

مراد از عناوين ياد شده اين است كه حيوان بر اثر آنها بميرد، نه اينكه ـ به مجرد پرت شدن از بلندى، استفاده از آن حرام باشد. دليل اين معنا جمله استثنائيه «الا ما ذكيتم» است.

6 ـ حرمت استفاده از حيوانى كه بر آستان بت ها ذبح شود ، هر چند نام غير خدا بر او برده نشود .

حرمت . .. و ما ذبح على النصب

چون عنوان «ما ذبح . ..» عنوان مستقلى است در مقابل «ما اهل ...»، معلوم مى شود كه ذبح حيوان براى تقرب به بتها، اگر چه نام غير خدا بر آن برده نشود، حرام است.

7 ـ حرمت تعيين سهام گوشت حيوان ، به وسيله تير هاى قمار

حرمت . .. و إن تستقسموا بالازلم

«ازلام» تيرهاى مخصوصى بوده كه براى قمار از آن استفاده مى كردند. و استقسام چهارپايان به وسيله «ازلام»، به معناى

سهم بندى آنها با تيرهاى مخصوص است.

8 ـ حرمت استفاده از گوشتى كه به وسيله تير هاى قمار سهم بندى شود .

حرمت . .. و إن تستقسموا بالازلم

چون آيه شريفه درباره حيواناتى است كه بهره گيرى از آنها حرام است، به نظر مى رسد علاوه بر حرمت سهم بندى به وسيله تيرهاى قمار، دلالت بر تحريم استفاده از گوشتى كه آن گونه تقسيم شده نيز داشته باشد.

13 ـ قمار ، حرم و ارتكاب آن ، موجب فسق است .

حرمت عليكم . .. و إن تستقسموا بالازلم ذلكم فسق

14 ـ حرمت تصرف در اموالى كه به وسيله قمار به دست آيد .

و إن تستقسموا بالازلم

به نظر مى رسد نه تيرهاى قمار خصوصيتى در تحريم داشته باشد و نه حيوان و گوشت آن داراى ويژگى خاص است. بنابراين اموال به دست آمده از هر نوع قمارى حرام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 5،25،33،35

5 ـ خوردن خبائث ، حرام است .

احل لكم الطيبت

25 ـ نبردن نام خدا به هنگام فرستادن سگ براى شكار ، موجب حرمت حيوان صيد شده خواهد شد .

و اذكروا اسم اللّه عليه

بنابر اينكه دستور تسميه (بردن نام خدا)، بيان شرط حليت باشد نه يك حكم تكليفى. برداشت فوق را روايت منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند: ... اذا صاد و قد سمى فليأكل و ان صاد و لم يسم فلايأكل و هذا «مما علمتم من الجوارح مكلبين».


كافى، ج 6، ص 206، ح 16; نورالثقلين، ج 1، ص 592، ح 44; تهذيب، ج 9، ص 25، ح 100.

33 ـ حرمت صيد كشته شده به وسيله حيوانى غير از سگ تعليم ديده

و ما علمتم من الجوارح مكلبين . .. فكلوا مما امسكن عليكم

امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از صيد به وسيله پرندگان شكارى، سگ و يوزپلنگ فرمود: لاتأكل صيد شىء من هذه الا ما ذكيتموه الا الكلب المكلب . .. .


كافى، ج 6، ص 204، ح 9; نورالثقلين، ج 1، ص 592، ح 47.

35 ـ حرمت صيد سگى كه خودسرانه شكار كرده است .

و ما علمتم من الجوارح مكلبين . .. فكلوا مما امسكن عليكم

از امام صادق(ع) روايت شده كه در پاسخ سؤال از حليت صيد سگى كه خودسرانه شكار كرده فرمود: لا.


كافى، ج 6، ص 205، ح 16; نورالثقلين، ج 1، ص 592، ح 44.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 5 - 13،14،16،27،38

13 ـ حرمت ازدواج با زنان غير عفيف ( زناكار و . . . ) ، چه مسلمان باشند و چه از اهل كتاب .

و المحصنت من المؤمنت و المحصنت من الذين اوتوا الكتب من قبلكم

14 ـ حرمت ازدواج با كنيزان مسلمان و كنيزان اهل كتاب *

احل . .. و المحصنت و المحصنت من الذين اوتوا الكتب من قبلكم

بنابر اينكه مراد از «المحصنت» در آيه مورد بحث، زنان آزاده باشند. گفتنى است كه ازدواج با كنيزانى كه مسلمان هستند، با شرايطى كه در آيه 25 سوره نساء گذشت، تجويز شده است.

16 ـ ازدواج زنان مسلمان با اهل كتاب جايز نيست . *

احل لكم . .. و المحصنت من الذين اوتوا الكتب

خداوند در مورد طعام، تصريح به مبادله طرفينى كرد، ولى در مورد ازدواج تنها زن گرفتن از اهل كتاب را تجويز نمود، از اين مقابله به دست مى آيد كه زنان مسلمان حق ندارند به همسرى اهل كتاب در آيند.

27 ـ حرمت روابط جنسى آشكار و مخفيانه مردان و زنان

محصنين غير مسفحين و لا متخذى اخدان

گفته شده مراد از «سفاح» زناى آشكار و «اتخاذ اخدان» زناى مخفيانه است. در برداشت فوق «محصنين» حال براى فاعل «ءاتيتموهن» گرفته شده است ; يعنى پرداخت اجرت به زنان بايد به قصد ازدواج با آنان باشد، نه براى زنا و روابط نامشروع.

38 ـ جواز استفاده از غذا هاى اهل كتاب مگر ذبايح آنان

و طعام الذين اوتوا الكتب حل لكم

از امام صادق(ع) روايت شده كه در رد كسى كه براى حليت ذبيحه اهل كتاب به آيه فوق تمسك كرد فرمود: كان ابى يقول: انما هو الحبوب و اشباهها.


كافى، ج 6، ص 240، ح 10; نورالثقلين، ج 1، ص 593، ح 48.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 8 - 9

9 ـ بى عدالتى حتى در مورد دشمنان ، ناپسند و حرام است .

و لايجر منكم شنئان قوم على الا تعدلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 3

3 ـ حرمت كشتن نابحق بر بنى اسرائيل

كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل نفساً بغير نفس . .. فكانما قتل الناس جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 38 - 3

3 ـ حرمت سرقت و ربودن اموال ديگران

و السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما

تعيين حد براى سرقت، ستم شمردن آن و ترغيب به توبه در آيه بعد، حكايت از حرمت شديد آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 9

9 ـ رشوه خوارى ، حرامى ننگ آور

اكلون للسحت

«سحت» حرامى است كه مايه ننگ مرتكب آن مى شود (مفردات راغب. ) و به قرينه «لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا»، در آيات بعد، مى توان گفت كه مراد از آن رشوه خوارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 35،44

35 ـ حرمت سوداگرى با آيات الهى و احكام دين

و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا

44 ـ قانونگذارى ، جز بر پايه مقررات و مفاهيم الهى ، حرام و كفر است .

و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون

جمله «و من لم يحكم . ..» علاوه بر مسأله قضاوت مى تواند شامل هر نوع دستور و قانونى بشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 6،10

6 ـ حرمت پيروى و تأثيرپذيرى از تمايلات نفسانى ديگران در حكم و قضاوت

و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم

10 ـ دست شستن از تعاليم قرآن ـ حتى اندكى از آن ـ ، حرام و نشانه پيروى از انديشه هاى هواپرستان

و لاتتبع اهواءهم و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 2،8

2 ـ حرمت ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

در برداشت فوق «ولى» به معناى دوست كه يكى از معانى آن است، گرفته شده است.

8 ـ پايبند نبودن يهود و نصارا به تعهدات خويش نسبت به مسلمانان ، فلسفه حرمت ايجاد روابط با آنان

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 4

4 ـ بى احترامى برخى اهل كتاب به مقدسات اسلام ، دليل تحريم ايجاد رابطه ولايى و دوستى با آنان

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً من الذين اوتوا الكتب . .. أولياء

هدف از تبيين «الذين» با جمله «اتخذوا . ..»، بيان علت تحريم ايجاد روابط دوستى با اهل كتاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 4،5،7

4 ـ حرمت ايجاد روابط دوستى با كسانى كه نماز و اذان را بازيچه مى پندارند و آن را به تمسخر مى گيرند .

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة

5 ـ تمسخر برخى اهل كتاب نسبت به نماز و اذان ، دليل تحريم روابط دوستى با آنان

لاتتخذوا الذين . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

7 ـ حرمت ايجاد روابط دوستى با كسانى كه حتى برخى از احكام و شعاير دين را به بازى گرفته و مورد تمسخر قرار مى دهند . *

لاتتخذوا الذين . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

تحريم دوستى با استهزا كنندگان نماز پس از تحريم دوستى با استهزاكنندگان دين، مى تواند گوياى اين نكته باشد كه تمسخر هر يك از احكام اسلام، مصداق استهزاى دين است و همان حكم (حرمت ايجاد روابط) را در پى خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 77 - 3

3 ـ غلو در دين ( آميختن معارف الهى به گزافه هايى باطل ) امرى نكوهيده و حرام

لاتغلوا فى دينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 5

5 ـ حرمت دوستى با كافران و پذيرش ولايت آنان

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا لبئس ما قدمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 14،15،16،17،18

14 ـ هر نوشيدنى مستى آور ، خمر است و حرام

انما الخمر . .. من عمل الشيطن فاجتنبوه

از امام باقر(ع) درباره «خمر» در آيه فوق روايت شده: فكل مسكر من الشراب خمر اذا اخمر فهو حرام . .. .


تفسير قمى، ج 1، ص 180; نورالثقلين، ج 1، ص 668، ح 342.

15 ـ بازى داراى برد و باخت ( حتى با چيزهايى مثل استخوان و گردو ) ، قمار شمرده مى شود و حرام است .

يايها الذين ءامنوا انما الخمر و الميسر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از معناى «ميسر» در آيه فوق روايت شده: كلما تقومر به حتى الكعاب و الجوز . .. .


كافى، ج 5، ص 123، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 668، ح 340.

16 ـ لزوم پرهيز از حيوانات قربانى شده براى بتها

و الانصاب . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از معنى انصاب در آيه فوق روايت شده: ما ذبحوا لآلتهم . .. .


كافى، ج 5، ص 123، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 668، ح 340.

17 ـ حرمت تقسيم اشيا به وسيله تير هاى قمار ، كه نوعى قرعه كشى در عصر جاهليت بوده است .

و الازلم رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از معنى «ازلام» در آيه فوق روايت شده: قد احهم التى يستقسمون بها.


كافى، ج 5، ص 123، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 668، ح 340.

18 ـ بازى با شطرنج و نرد ، قمار و حرام است .

و الميسر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه

از امام باقر(ع) روايت شده: الشطرنج و النرد ميسر.


تفسير عياشى، ج 1، ص 341، ح 186; تفسير برهان، ج 1، ص 498، ح 9 و 10.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 2

2 ـ حرمت كشتن شكار در حرم (حرم مكه)

لاتقتلوا الصيد و انتم حرم

برخى بر آنند كه "حرم" جمع حرام به كسانى گفته مى شود كه داخل در حرم مكه هستند. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 96 - 7،8

7 ـ حرمت صيد شكار هاى خشكى براى محرم

و حرم عليكم صيد البر ما دمتم حرماً

برداشت فوق بر اين مبناست كه «صيد» به معناى مصدرى باشد در اين فرض مراد از «صيد البر»، «صيد حيوان البر» خواهد بود.

8 ـ حرمت خوردن شكار صحرايى در حال احرام هر چند شخص محرم آن را شكار نكند .

احل لكم صيد البحر و طعامه . .. و حرم عليكم صيد البر

در برداشت فوق كلمه «صيد» به معناى اسم مفعول ـ حيوان شكار شده ـ گرفته شده است. و اين معنا اعم از اين است كه خود محرم و يا شخص ديگرى آن حيوان را شكار كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 97 - 21

21 ـ ممنوعيت ورود مشركان به خانه خدا ، سبب نامگذارى آن به بيت اللّه الحرام

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام

از امام صادق(ع) نقل شده كه در پاسخ سؤال از سبب نامگذارى خانه خدا به بيت اللّه الحرام فرمود: لانه حرم على المشركين ان يدخلوه.


علل الشرايع، ص 398، ح 1، ب 139; نورالثقلين، ج 1، ص 680، ح 401.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 103 - 11

11 ـ محروم نمودن خويش و يا ديگران از حلال هاى الهى به نام دين و ديندارى ، حرام و ناپسند است .

ما جعل اللّه من بحيرة . .. و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 12

12 ـ ارتكاب امورى كه خداوند نهى كرده، حرام است.

و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

توبيخ بر توجه نكردن به نواهى خداوند، بيانگر اين است كه نواهى خداوند لازم الاجتناب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 13،15

13 ـ شيطان در صدد است حكم حرمت حضور در مجلس ياوه گويان مغالطه گر درباره دين فراموش شود.

و إما ينسينك الشيطن

نون «ينسينك» زايده در «اما»، كه براى تأكيد مى باشد، بيانگر اين است كه شيطان در صدد به فراموشى كشاندن انسان در اين گونه موارد است.

15 ـ همنشينى و مجالست با مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى حرام است.

الذين يخوضون فى ءايتنا . .. فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 4

4 ـ دشنام به كافران و مقدسات آنها، در صورتى كه موجب عكس العمل متقابل آنان گردد، حرام است. *

و لاتسبوا . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

در صورتى كه جمله «فيسبوا . ..» علت نهى باشد، نه حكمت آن، حرمت دشنام به كافران و مقدسات آنها به مواردى محدود است كه عكس العمل متقابل مشركان را در پى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 1،4

1 ـ خوردن ذبيحه اى كه نام خدا بر آن برده نشده، حرام است.

و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه

4 ـ خوردن ميته حرام است.

و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه

از موارد و مصاديق مسلم براى «ما لم يذكر اسم الله»، حيوانى است كه خود مرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 8

8 ـ تحريم خودسرانه روزيهاى الهى (زهد نامشروع) حرام و افترا به خداوند است.

قد خسر الذين . .. و حرموا ما رزقهم الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 14

14 ـ اسراف (زياده روى در مصرف يا انفاق) كارى حرام و نكوهيده است.

و لاتسرفوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 6،10،11

6 ـ خوردن گوشت مردار، خوك، خون و حيوانى كه هنگام ذبح نام خدا بر آن برده نشده، حرام است.

إلا أن يكون ميتة أو دما مسفوحا أو لحم خنزير فإنه رجس أو فسقا أهل لغير اللّه به

10 ـ آلودگى و پليدى گوشت مردار و خوك و خون، فلسفه تحريم آنها از سوى خداوند است.

إلا أن يكون . .. فإنه رجس

مرجع ضمير «إنه» مى تواند مجموعه آنچه در آيه ذكر شده، باشد. برداشت فوق بنابر اين اساس است.

11 ـ حرمت خوردن هر چيز آلوده كثيف و پليد

إلا أن يكون . .. فإنه رجس

با توجه به اينكه «رجس» به عنوان ملاك و تعليل حرمت موارد مذكور در آيه آورده شده، قابل تعميم به همه مواردى است كه رجس بودن آن ثابت شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 4

4 ـ تصديق كردن و همگام شدن با شهادت دهندگان نابحق، حرام است.

فإن شهدوا فلا تشهد معهم و لا تتبع أهواء الذين كذبوا بأيتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 151 -

7،10،13،20،21،22،23

7 ـ شريك براى خدا پنداشتن از محرمات الهى است.

ألا تشركوا به شيئا

«أن» در «ألا تشركوا» تفسيريه و «لا» ناهيه است.

10 ـ نيكى به پدر و مادر از واجبات و ترك آن از محرمات الهى است.

أتل ما حرم ربكم عليكم . .. و بالولدين إحسنا

«احساناً» مصدر و مفعول مطلقى است جانشين فعل ; يعنى: «أحسنوا بالوالدين إحساناً». گفتنى است كه جمله «ءاتل ما حرم ...» بيانگر اين است كه فرازهاى بعد در صدد تبيين محرمات است، در حالى كه جمله «بالوالدين إحساناً» حاكى از وجوب احسان است. بنابراين بايد گفت جمله مذكور دلالت بر حرمت ترك احسان نيز دارد و به اصطلاح اصوليان امر در اينجا مقتضى نهى از ضد عامش است.

13 ـ كشتن فرزند، حتى به سبب فقر و تهيدستى، از محرمات الهى است.

و لاتقتلوا أولدكم من إملق

«إملاق» به معناى نيازمند شدن و «من» تعليليه است.

20 ـ كردارهاى شنيع، چه آشكارا انجام گيرد و چه مخفيانه، حرام است.

و لاتقربوا الفوحش ما ظهر منها و ما بطن

تقسيم كارهاى شنيع به «ماظهر منها و ما بطن» مى تواند ناظر به چگونه انجام شدن كار زشت باشد. يعنى فاحشه اى مانند زنا كه هم مى تواند مخفى انجام گيرد و هم مى تواند علنى، ارتكاب آن در هر صورت حرام است.

21 ـ هر دو قسم از كردارهاى زشت (صنفى كه معمولا مخفيانه انجام مى گيرد و صنفى كه بناى مردم بر مخفى انجام دادن آن نيست)، از محرمات الهى است.

لاتقربوا الفوحش ما ظهر منها و ما بطن

برداشت فوق بر اين اساس است كه تقسيم «فواحش» به «ما ظهر منها و ما بطن» به اعتبار همه كارهاى شنيع باشد. يعنى كردارهاى زشت بر دو قسم است: صنفى كه معمولا مخفيانه انجام مى گيرد، مانند زنا، و صنفى كه بناى مردم بر مخفى كردن آن نيست، مانند برخى از ظلمها، و هر دو صنف از محرمات است.

22 ـ انجام كارهاى زشت به صورت علنى داراى شناعت و حرمتى شديدتر نسبت به انجام آنها به صورت مخفيانه

لاتقربوا الفوحش ما ظهر منها و ما بطن

تقديم «ما ظهر» بر «ما بطن» مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

23 ـ كشتن انسانها به ناحق از محرمات الهى است.

و لاتقتلوا النفس التى حرم الله إلا بالحق

«بالحق» صفت براى مفعول مطلق محذوف، يعنى «قتلا»، و «با» در آن به معناى ملابست است; يعنى: « لاتقتلوا النفس إلا قتلا متلبسا بالحق».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 1،8،15،19

1 ـ هرگونه تصرف عدوانى در داراييهاى يتيمان و تجاوز به آن حرام است.

و لاتقربوا مال اليتيم

بيان حرمت تصرف در اموال يتيمان با به كارگيرى فعل «لاتقربوا» (نزديك نشويد)، اشاره به جهاتى دارد; از جمله تصريح و تأكيد بر اين كه هر نوع و مصداقى از تصرف در مال يتيم، ممنوع است.

8 ـ بى عدالتى و كمفروشى در معاملات از محرمات الهى است.

أتل ما حرم ربكم . .. و أوفوا الكيل و الميزان بالقسط

جمله «أوفوا . ..» به دليل «ما حرم ربكم»، بيانگر مصداقى از محرمات الهى است، بنابراين علاوه بر وجوب عدالت در مبادلات، حكايت از حرمت بى عدالتى و كمفروشى نيز دارد.

15 ـ بى عدالتى در سخن گفتن از محرمات الهى است.

تعالوا أتل ما حرم ربكم . .. و إذا قلتم فاعدلوا

19 ـ نقض پيمانهاى الهى از محرمات دين

أتل ما حرم ربكم . .. و بعهدالله أوفوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 5،6

5 ـ اسراف و زياده روى در بهره گيرى از خوردنيها و آشاميدنيها، امرى حرام براى تمامى انسانها

كلوا و اشربوا و لاتسرفوا

6 ـ حرمت اسراف در بهره گيرى از زينتها

خذوا زينتكم . .. و لاتسرفوا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «و لاتسرفوا»، علاوه بر «كلوا و اشربوا»، ناظر به جمله «خذوا زينتكم» نيز باشد. ذيل آيه (إنه ...) اين احتمال را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 1،2،4،5،6،15،18،20

1 ـ خداوند كردارهاى زشت و شنيع و رفتارهاى نكوهيده و ستمگرى را تحريم كرده است.

قل إنما حرم ربى الفوحش ما ظهر منها و ما بطن و الإثم و البغى بغير الحق

«فواحش» جمع فاحشة و به معناى كارهاى شنيع (همانند زنا، لواط و . .. ) است و «إثم» به كردارهاى نكوهيده (همانند ميگسارى و ... ) گفته مى شود. (برگرفته از مجمع البيان).

2 ـ هر كردار زشت، چه مخفيانه انجام گيرد و چه آشكارا و علنى، حرام است.

إنما حرم ربى الفوحش ما ظهر منها و ما بطن

تقسيم كارهاى شنيع به دو قسم آشكار و غير آشكار مى تواند ناظر به چگونه انجام شدن آن باشد. يعنى عملى زشت همانند زنا، چه مخفى انجام گيرد و چه آشكارا، حرام است. و نيز مى تواند اين تقسيم ناظر به مجموعه كردارهاى شنيع باشد ; يعنى كردارهاى زشت دو صنف است: صنفى كه معمولاً مخفى انجام مى گيرد، همانند دزدى و زنا، و صنفى كه بناى مردمان بر مخفى كردن آن نيست، همانند برخى از ظلمها.

4 ـ رفتار و كردار بازدارنده از خير و ثواب، از محرمات الهى است.

إنما حرم ربى . .. الإثم

كلمه «الإثم» به معناى افعالى است كه مايه تأخير در رسيدن به ثواب مى شود. (مفردات راغب).

5 ـ تلاش براى تسلط ناروا بر مردم، از محرمات الهى است.

إنما حرم ربى . .. و البغى بغير الحق

از معانى «بغى» سلطه جويى است ; در اين صورت «بغير الحق» احترازى خواهد بود.

6 ـ پندار وجود شريك براى خداوند و افتراى بر او از محرمات الهى است.

أن تشركوا بالله ما لم ينزل به سلطنا و أن تقولوا على الله ما لا تعلمون

15 ـ فتوا و نسبت دادن حكمى به خداوند بدون علم به صدورش از ناحيه او، حرام است.

إنما حرم . .. و أن تقولوا على الله ما لا تعلمون

18 ـ عن أبى الحسن(ع): . .. قول الله تبارك و تعالى: «قل إنما حرم ربى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الأثم و البغى بغير الحق ... » اما قوله: «و ما بطن» يعنى ما نكح من الآباء فإن الناس كانوا قبل أن يبعث النبى(صلی الله علیه و آله) إذا كان للرجل زوجة و مات عنها تزوجها إبنه من بعده إذا لم تكن أمه فحرم الله ذلك و اما «الإثم» فإنها الخمرة بعينها ... و اما قوله: «البغى» فهو الزنا سرّا ... .

از امام كاظم(ع) درباره «ما بطن» در آيه «قل إنما حرم ربى الفواحش . .. » روايت شده است: يعنى ازدواج با همسر پدر ; زيرا قبل از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شخصى كه از دنيا مى رفت اگر همسرى از او باقى مى ماند، پسر متوفى او را اگر مادرش نبود به همسرى برمى گزيد خداوند، اين ازدواج را تحريم فرمود. اما «اثــم» هـــمان شراب است ... و اما «بغى» همان زناى پنهانى است ... .

20 ـ عن محمّد بن منصور قال: سألت عبدا صالحا عن قول الله عز و جل: «قل إنما حرم ربى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن» قال: ان القرآن له ظهر و بطن فجميع ما حرم الله فى القرآن هو الظاهر و الباطن من ذلك ائمة الجور . .. .

محمّد بن منصور گويد: از امام كاظم(ع) درباره آيه «قل انما حرم . .. » سؤال كردم فرمود: قرآن، داراى ظاهر و باطن است ;

آنچه را خداوند در قرآن تحريم كرده فاحشه آشكار و باطن آن، اطاعت از پيشوايان ستمگر است ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 1

1 ـ حرمت فسادگرى در زمين

و لاتفسدوا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 17

17 ـ فسادانگيزى و فسادگرى در زمين ، امرى حرام و بسيار ناپسند

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

«لا تعثوا» خود به معناى «فساد نكنيد» است. بنابراين «مفسدين» حال مؤكد خواهد بود و همان نهى را تأكيد مى كند. لذا جمله «لا تعثوا ... » دلالت بر شدت ناپسندى و حرمت فسادانگيزى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 80 - 5

5 ـ لواط ، كردارى حرام و بسيار زشت است .

أتأتون الفحشة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 25

25 ـ كمفروشى و كم مقدار و كم ارزش جلوه دادن اجناس مردم ، حرام و از مصاديق فسادانگيزى در زمين است .

فأوفوا الكيل و الميزان و لا تبخسوا الناس أشياءهم و لا تفسدوا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 17

17 ـ هر چيز طيب و پاكيزه ، حلال و هر چيز خبيث و ناپاك ، حرام است .

و يحل لهم الطيبت و يحرم عليهم الخبئث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 13،16

13 ـ انتساب امورى ناحق به خداوند ، امرى نكوهيده و حرام

أن لا يقولوا على اللّه إلا الحق

16 ـ يهوديان ، آگاه به حرمت انتساب امور ناحق به خداوند بودند .

و درسوا ما فيه

هدف از بيان اين حقيقت كه يهوديان، تورات را همواره مى خواندند، رساندن اين معناست كه آنان به محتواى تورات آگاهى كامل داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 15 - 4

4 ـ حرمت پشت كردن به دشمن و فرار از ميدان جنگ

فلاتولوهم الأدبار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 20 - 5

5 ـ حرمت روى برتافتن از حكم رسول خدا در نبرد با دشمنان دين

أطيعوا اللّه و رسوله و لا تولوا عنه و أنتم تسمعون

با توجه به اينكه آيات پيشين اين بخش از سوره درباره جنگ و مبارزه با دشمنان دين است، مصداق مورد نظر از جمله «أطيعوا» و «لاتولوا عنه» روى برتافتن از فرمانهاى آن حضرت در مبارزه و نبرد با دشمنان دين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 27 - 1

1 ـ خيانت به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، حرام و به دور از شأن اهل ايمان

يأيها الذين ءامنوا لاتخونوا اللّه و الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 1،2

1 ـ گرفتن اسير در ميدان نبرد ، پيش از غلبه بر دشمن و سركوبى كامل او ، امرى بس ناروا و حرام است .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى حتى يثخن فى الأرض

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفعول «يثخن» كلمه اى همانند «العدو» باشد كه به قرينه مقام حذف شده است و «ال» در «الأرض» نيز جانشين مضاف إليه باشد، يعنى أرض المعركه (منطقه جنگ). گفتنى است كه اثخان عدو، چنانچه در لسان العرب آمده، به معناى غلبه بر دشمن با كشتار وسيع آنان است. بنابراين جمله «ما كان ... » بيانگر اين معناست كه اسير گرفتن از دشمن پيش از غلبه بر او جايز نيست.

2 ـ حرمت گرفتن اسير پيش از غلبه بر دشمن ، سنت تمام انبياى الهى و حكمى لازم الاجرا درتمام اديان آسمانى

ما كان لنبى أن يكون له أسرى حتى يثخن فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 7

7 ـ حرمت گرفتن اسير ، موجب حرمت گرفتن فديه از آنان و تصرف در فديه ها نخواهد شد .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. فلكوا مما غنمتم حللا طيبا

بيان اباحه غنايم و فديه هاى اسيران، پس از بيان حرمت اسير گرفتن در شرايطى ويژه، بيانگر اين است كه حرمت اسير گرفتن مانع حليت فديه از آنان نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 1

1 ـ صدور بيانيه برائت از مشركان ( تحريم روابط مسلمانان با آنان ) از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دستور ابلاغ آن به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس . .. أن اللّه برىء من المشركين و رسوله

«برىء» از «برائت» است و «برائت» به معنان فاصله گرفتن و جدا شدن مى باشد. اعلام برائت خدا و رسول از مشركان دستورى است به مسلمانان كه روابط و پيوندهاى خود را با مشركان بگسلند و ـ به اصطلاح ـ آنان را تحريم كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 3،14

3 ـ جنگ ، سلب كردن امنيت دشمن و ممانعت از سير و سياحت آنان در ماه هاى حرام ، ممنوع است .

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا

14 ـ قرار دادن هر شرطى براى آزادى اسيران و رفع حصر از محاصره شدگان به دست قواى اسلام ، غير از شرط پذيرش اسلام ، ممنوع است .

فإن تابوا . .. فخلّوا سبيلهم

آيه شريفه در مقام بيان شرايط آزادى اسيران و رفع حصر از محاصره شدگان است و چون هيچ شرطى جز توبه و اقامه نماز و پرداخت زكات (كه همان توبه عملى است) بيان نفرمود، مى تواند بيانگر ممنوعيت شرط ديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 6

6 ـ تعرض به كفار و سلب امنيت از آنان در اماكن سكونتشان ، جايز نيست .

فأجره حتى يسمع كلم اللّه ثم أبلغه مأمنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 4

4 ـ جنگيدن با كفار محارب ، پس از گرويدن آنان به اسلام ، ممنوع است .

فإن تابوا . .. فإخونكم فى الدين

جمله «فإخونكم فى الدين» اشاره به اين معنا دارد كه: كفار محارب با گرويدن به اسلام، برادران دينى مسلمانان محسوب شده و از آن پس، جنگيدن با آنان حرام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 9

9 ـ حرمت برقرار كردن روابط پنهانى با بيگانگان و در ميان نهادن اسرار مسلمانان با آنان

أم حسبتم أن تتركوا و لما يعلم اللّه الذين . .. لم يتخذوا من دون اللّه و لا رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 2

2 ـ وانهادن امور مساجد به شرك پيشگان ، ممنوع است .

ما كان للمشركين أن يعمروا مسجد اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 1،3

1 ـ حرمت ايجاد پيوند دوستى با كافران و دشمنان دين

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

3 ـ ايجاد پيوند موالات و دوستى با خويشاوندان كافر ـ هر چند پدر يا برادر باشند ـ حرام است .

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا ءاباءكم و إخونكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 6،9،12

6 ـ تصاحب اموال مردم با اسباب غير مشروع ، حرام است .

إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل

9 ـ حرمت ثروت اندوزى و انفاق نكردن آن در راه خدا

و الذين يكنزون الذهب و الفضة . .. فبشرهم بعذاب أليم

12 ـ انباشتن و نهان كردن ثروت و محروم ساختن جامعه از منافع آن ، حرام و داراى عقوبتى است دردناك .

و الذين يكنزون الذهب و الفضة و لا ينفقونها فى سبيل اللّه فبشرهم بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 65 - 6

6 ـ بازيچه قرار دادن ارزش هاى دينى ، حرام است .

ليقولن إنما كنا نخوض و نلعب قل أباللّه و ءايته و رسوله كنتم تستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 9

9 ـ نماز گزاردن بر جنازه منافقان و حضور يافتن بر قبر آنان ، حرام است .

و لاتصل على أحد منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 108 - 2

2 ـ حرمت انجام هر گونه عملى كه مايه تأييد كفر و نفاق و تقويت كافران و منافقان محارب و زمينه زيان و تفرقه مؤمنان باشد .

و الذين اتخذوا مسجداً . .. لا تقم فيه أبداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 2

2 ـ استغفار براى مشرك ، هر چند از خويشاوندان باشد ، ممنوع و حرام است .

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين و لو كانوا أولى قربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 5

5 ـ پرستش غير خدا ، حرام است .

و يعبدون من دون اللّه

آيه شريفه در مقام نكوهش مشركان به خاطر پرستش غير خداست و نكوهش خداوند، بيانگر حرمت آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 59 - 4

4 ـ هيچ كس ، بى اذن خداوند حق تحريم رزق او ، بر خود يا بر ديگران را ندارد .

قل أرءيتم ما أنزل اللّه لكم من رزق فجعلتم منه حراماً و حللا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 2

2ـ حرمت بدعت گذارى در دين و انتساب امرى خود بافته و دروغين به خداوند

و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 85 - 7،8

7ـ فسادانگيزى و فسادگرى ، امرى حرام و بسيار ناپسند است .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

«مفسدين» حال مؤكد است و همان نهى «لاتعثوا=لاتفسدوا» را تأكيد مى كند.

8ـ كم فروشى و بى مقدار و كم ارزش جلوه دادن اجناس مردم ، حرام و از مصداق هاى فسادانگيزى در زمين است .

أوفوا المكيال و الميزان . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 1

1ـ تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، حرام و گناهى بزرگ است .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا

«الركون إلى شىء»; يعنى ، گرايش پيدا كردن به چيزى و اعتماد كردن بر آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 13

13ـ حرمت رفاقت و آميزش جنسى با زنان شوهردار

قالت هيت لك قال معاذ الله

استعاذه و پناه آوردن به خدا ، در موردى است كه متعلق آن، گناه و امرى شرّآفرين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 5

5ـ حرمت روابط جنسى با زنان شوهردار

قال رب السجن أحب إلىّ مما يدعوننى إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 20 - 4

4ـ حرمت شكستن پيمان ها و عهد ها ( پيمانهايى كه خدا با انسان دارد ، پيمانهايى كه آدمى با خدا دارد و پيمانهايى كه انسان ها با يكديگر دارند )

و لاينقضون الميثـق

«ميثاق» به معناى عهد و پيمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 2،3،6

2ـ حرمت شكستن عهد ها و پيمانهايى كه خداوند برعهده انسان ها قرار داده است .

والذين ينقضون عهد الله . .. أُولـئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار

3ـ حرمت شكستن پيمانهايى كه آدميان با خدا دارند .

و الذين ينقضون عهد الله

6ـ فسادگرى در زمين از محرمات الهى است .

والذين . .. يفسدون فى الأرض أُولـئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 12

12- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . قد أنزل الله . . . « و من ثمرات النخيل و الأعناب تتّخذون منه سكراً و رزقاً حسناً » فكان المسلمون بذلك ثمّ أنزل الله آية التحريم هـذه الأية : « إنما الخمر و الميسر و الأنصاب . . . فاجتنبوه . . . » فهـذه آية التحريم ، و هى نسخت الأية الأخرى

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. به تخقيق خداوند نازل فرمود:... «و من ثمرات النخيل و الأعناب تتّخذون منه سكراً و رزقاً حسناً» پس مسلمان هم به همين گونه ( گرفتن شراب و خوردن آن ) عمل مى كردند; سپس خداوند آيه تحريم شراب را كه اين آيه باشد «إنما الخمر و الميسر و الأنصاب ... فاجتنبوه ...» نازل فرمود ... پس اين آيه تحريم است و اين آيه، آيه ديگر را نسخ كرده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 91 - 3

3- شكستن سوگند به خدا پس از تحكيم آن ، حرام است .

و لاتنقضوا الأيمـن بعد توكيدها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 6،7

6- نقض عهد و پيمان با ديگران ، هر چند سود فراوان داشته باشد ، حرام است .

و لاتكونوا . .. تتّخذون أيمـنكم دخلاً بينكم أن تكون أُمّة هى أربى من أُمّة

7- شكستن پيمان با گروهى به خاطر پيمان بستن با گروهى نيرومندتر ، حرام و به دور از خرد است .

و لاتكونوا . .. تتّخذون أيمـنكم دخلاً بينكم أن تكون أُمّة هى أربى من أُمّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 94 - 1،6

1- وسيله قرار دادن سوگند در پيشبرد مقاصد فريبكارانه ، حرام است .

و لاتتخذوا أيمـنكم دخلاً بينكم

6- حرمت فراهم آوردن زمينه بى اعتقادى مردم نسبت به دين و ارزش هاى دينى

و لاتتخذوا أيمـنكم دخلاً بينكم فتزلّ قدم بعد ثبوتها و تذوقوا السوء

برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه نهى از «حنث قسم» از آن جهت صورت گرفته كه سبب سست شدن عقيده ديگران مى شود و در ذيل آيه شريفه، اين عمل «صد عن سبيل الله» و داراى «عذاب عظيم» شناخته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 116 - 1،2

1- نسبت دادن برداشت هاى شخصى ، بى اساس و دروغين خود به دين ، حرام و ممنوع است .

و لاتقولوا لما تصف ألسنتكم الكذب هـذا حلـل و هـذا حرام

2- حلال يا حرام شمردن امور بدون دليل قطعى شرعى ، مورد نهى خدا و حرام است .

و لاتقولوا . .. هـذا حلـل و هـذا حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 23 - 14

14- هرگونه پرخاش و اهانت به پدر و مادر ، حتى در حد گفتن « أُفّ » ، ممنوع است .

فلاتقل لهما أُفّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 26 - 10

10- تبذير ( مصرف بيجا و ريخت و پاش ) حرام و مورد نهى خداوند است .

و لاتبذّر تبذيرًا

اهل لغت در فرق بين «اسراف» و «تبذير» آورده اند كه: «تبذير» به معناى «مصرف مال در جايى است كه سزاوار نباشد» (فروق اللغة).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 31 - 1،4

1- كشتن فرزند ، از بيم تنگدستى و فقر ، ممنوع و حرام است .

و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق

4- كشتن فرزند ، به گمان ر ها ساختن وى از مبتلا شدن به فقر و سرنوشتى سخت و فلاكت بار ، ممنوع و حرام است .

و لاتقتلوا أولـدكم خشية إملـق

برداشت فوق، بنابراين است كه مراد از «إملاق» بيم پدر و مادر، از تهى دست شدن خود و فرزندانشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 1

1- زنا ، ممنوع و حرام است .

و لاتقربوا الزنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 1،10

1- كشتن انسان هاى بى گناه و بى تقصير ، ممنوع و حرام است .

و لاتقتلوا النفس التى حرّم الله

10- زياده روى اولياى مقتول ، در انتقام گيرى از قاتل ، ممنوع و حرام است .

فلايسرف فى القتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 1

1- تصرف بى جا و حيف و ميل اموال يتيمان ، ممنوع و حرام است .

و لاتقربوا مال اليتيم إلاّ بالتى هى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 36 - 5

5- حكم و عمل انسان ، بر اساس آنچه صرفاً شنيده ، يا ديده و يا به قلبش راه يافته ، قبل از رسيدن به مرحله علم و آگاهى ، ممنوع است .

و لاتقف ما ليس لك به علم إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولـئك كان عنه مسئولاً

برداشت فوق بر اين اساس است كه معمولاً حركتهاى غير علمى، نشأت يافته از شنيده ها، ديده ها و باورهاى سطحى است و خداوند، براى دور كردن انسان از حركت غير علمى، به او هشدار داده است كه ديده ها و . .. تا زمانى كه به مبناى علمى و يقينى منتهى نشود، قابل اعتماد نيست و در صورت اعتماد نمودن، محاكمه خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 59 - 4،5

4- ضايع كردن نماز و سهل انگارى در آن ، حرام و از گناهان بزرگ است .

أضاعوا الصلوة . .. فسوف يلقون غيًّا

چنان كه گفته شد معناى «يلقون غيّاً» ـ به قرينه «يدخلون الجنّة» (در آيه بعد) ـ «يلقون جزاء غيّهم» است; كه وعده

عذاب به شمار مى آيد. وعده عذاب نيز نوعاً در برابر گناهان بزرگ است.

5- پيروى از خواسته هاى نفسانى حرام است .

واتبعوا الشهوت فسوف يلقون غيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 69 - 9

9 - سِحر ، كارى نامشروع و پرهيز از آن ضرورى است .

كيد سحر و لايفلح الساحر حيث أتى

مكر بودن سحر و بسته بودن راه موفقيت بر ساحر ـ كه در اين آيه بيان گرديده است ـ بيانى كافى بر مشروعيت نداشتن و مجاز نبودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 12

12 - حرمت نهادن و گرامى داشتن مشركان ، حرام است .

و من يهن اللّه فما له من مكرم

جمله «فما له من مكرم» مى تواند انشا در قالب خبر باشد; يعنى، هيچ كس حق ندارد به كسى كه مورد اهانت خدا قرار گرفته، حرمت نهد و او را گرامى بدارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 11

11 - استفاده از گوشت حيوانى كه با نام غير خدا ذبح شده باشد حرام است .

و أُحلّت لكم الأنعـم إلاّ ما يتلى عليكم

كلمه «ما» در «إلاّ ما يتلى عليكم» هر چند كه عام است و شامل همه مواردى مى شود كه در آيات «محرمات أكل» بيان شده است; لكن به قرينه جمله «و يذكروا اسم اللّه. .. على ما رزقهم من بهيمة الأنعام» در دو آيه پيشين، و نيز تفريع جمله «فاجتنبوا الرجس من الأوثان...» (ذيل آيه) بر جمله «أحلت لكم الأنعام إلاّ ما يتلى عليكم»، مى توان گفت كه مراد از «ما» خصوص موردى است كه حيوانى با نام غير خدا (بت ها)، ذبح شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 3 - 4،5،8

4 - حرمت ازدواج زنان زناكار ، جز با مردان زناكار و يا مردان مشرك

و الزانية لاينكحها إلاّ زان أو مشرك

5 - حرمت ازدواج زنان معروف به زنا ، جز با مردان معروف به زنا و يا مردان مشرك

و الزانية لاينكحها إلاّ زان أو مشرك

8 - ازدواج مؤمنان با زناكاران ، حرام است .

و حرّم ذلك على المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 4 - 13

13 - نسبت بى دليل زنا به زنان پاكدامن ، حرام و از گناهان بزرگ است .

والذين يرمون المحصنـت . .. و لاتقبلوا لهم شهـدة أبدًا و أُولـئك هم الفـسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 3

3 - سوگند بر ترك انفاق به خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، به صرف لغزش گذشته آنان ، حرام و وفا نكردن به آن جايز است .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسـكين و المهـجري

حرمت در برداشت ياد شده از نهى «لايأتل» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 30 - 2،4،5

2 - نظر دوختن به نامحرمان و چشم چرانى ، حرام است .

قل للمؤمنين يغضّوا من أبصـرهم

4 - حرمت خيره شدن و چشم دوختن به عورت و شرمگاه ديگران

قل للمؤمنين يغضّوا من أبصـرهم

5 - پوشاندن عورت و شرمگاه خويش از ديد ديگران ، بر مردان واجب و كشف آن حرام است .

قل للمؤمنين . .. يحفظوا فروجهم

«فرج» و «فرجة» در اصل به معناى شكاف ميان دو شىء است; ولى در اصطلاح متعارف به معناى عورت و شرمگاه مى باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 2،4،5،10،17،27

2 - نظر دوختن به نامحرمان و چشم چرانى ، حرام است .

و قل للمؤمنـت يغضضن من أبصـرهنّ

4 - حرمت خيره شدن و چشم دوختن به عورت و شرمگاه ديگران

و قل للمؤمنـت يغضضن من أبصـرهنّ

5 - پوشاندن عورت و شرمگاه خويش از ديد ديگران ، بر زنان واجب و كشف آن ، حرام است .

و قل للمؤمنـت يغضضن من أبصـرهنّ

10 - حرمت آشكار ساختن زينت ها و محل هاى آنها ( بدن ) بر زنان ، جز آنچه كه ثخود به خود آشكار است ( مانند انگشتر ، سرمه ، حنا و . . . ) .

لايبدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها

17 - آشكار كردن موى سر ، گلو و سينه در انظار نامحرمان ، بر زنان مؤمن حرام است .

و ليضربن بخمرهنّ على جيوبهنّ

27 - هر گونه حركت و رفتارى كه موجب آگاهى نامحرمان از زينت هاى زنان مؤمن شود ، بر آنان حرام است .

و لايضربن بأرجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 21،22،23

21 - واداشتن كنيزان عفيف ، بر فحشا و فساد جنسى ، حرام است .

و لاتكرهوا فتيـتكم على البغاء إن أردن تحصّنًا

22 - سود و درآمد به دست آمده از راه واداشتن كنيزان به فحشا و خودفروشى ، حرام است .

ولاتكرهوا فتيـتكم على البغاء إن أردن تحصّنًا لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا

نهى از واداشتن كنيزان به فحشا براى به دست آوردن سود و متاع دنيوى، دليل حرمت چنين سودى است.

23 - سود و درآمد به دست آمده از راه اشاعه فحشا و خودفروشى ، حرام است .

و لاتكرهوا فتيـتكم على البغاء إن أردن تحصّنًا لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا

برداشت ياد شده از انتزاع از مورد آيه (كنيزان) به دست مى آيد; زيرا از ظاهر آيه شريفه چنين به دست مى آيد كه مورد آن خصوصيتى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 62 - 9

9 - ترك حضور در محضر رهبرى جامعه اسلامى براى حل و فصل امور مهم اجتماعى ، به منظور پرداختن به امور زندگى شخصى ، بدون اذن خواستن ، حرام و ممنوع است .

و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتّى يستئذنوه . .. فإذا استئذنوك لبعض شأن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 63 - 11

11 - سرپيچى از فرمان هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گناه و حرام است .

فليحذر الذين يخالفون عن أمره أن تصيبهم فتنة أو يصيبهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 3

3 ـ اطاعت از كافران و تن دادن به خواسته هاى كفر آميزشان ، حرام است .

فلاتطع الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 4

4 ـ كشتن به ناحق انسان ، حرام است .

و لايقتلون النفس التى حرّم اللّه إلاّ بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 10

10 - مأيوس شدن بندگان از رحمت خداوند ـ هرچند گناهانشان بسيار باشد ـ حرام است .

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 19 - 2

2 - حرمت هر نوع نگاه خائنانه و به دور از امانت و رضايت مندى

يعلم خائنة الأعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 66 - 5

5 - عبادت غير خدا ، گناه و حرام است .

قل إنّى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 13

13 - « قال الصادق ( ع ) : فى قوله عزّوجلّ : « و أمّا ثمود فهديناهم فاستحبّوا العمى على الهدى » قال : وجوب الطاعات و تحريم المعاصى . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ كه فرموده «و أمّا ثمود فهديناهم فاستحبّوا العمى على الهدى» روايت شده كه فرمود: [هدايت در اين جا ]بيان كردن وجوب طاعات و حرمت گناهان است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 3

3 - انتقام جويى ، كينه توزى و تجاوز از حد در مسير مجازات ستمگر ، ممنوع و نامشروع است .

و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 41 - 5

5 - قصاص قبل از جنايت ، امرى ناروا و ممنوع است .

و لمن انتصر بعد ظلمه

قيد «بعد ظلمه» مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه قبل از تحقق ظلم، هرگونه اقدام انتقام جويانه، مطرود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 15

15- ممنوعيت كشتن نيرو هاى دشمن ، پس از به اسارت درآوردن آنان *

فشدّوا الوثاق فإمّا منّا بعد و إمّا فداء

از مقابله «منّا» و «فداءً» با «ضرب الرقاب»، استفاده مى شود كه پس از اسارت، مسأله قتل مطرح نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 9 - 2

2 - حرمت كم فروشى ، مغبون ساختن ديگران و كم نهادن سهم طرف مقابل در مبادلات اقتصادى

و أقيموا الوزن بالقسط و لاتخسروا الميزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 2 - 7

7 - ظهار كردن زن ، حرام و گناه است .

و إنّهم ليقولون منكرًا من القول و زورًا و إنّ اللّه لعفوّ غفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 8 - 4

4 - اطاعت از كافران تكذيب گر و اجابت خواسته هاى آنان ، ممنوع و حرام است .

فلاتطع المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 5

5 - اطاعت و اجابت خواسته هاى سخن چينان ، ممنوع و حرام است .

و لاتطع كلّ . .. مشّاء بنميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 3،6،9

3 - اطاعت و اجابت خواسته هاى كسانى كه بخيل و مانع خيراند ، ممنوع و حرام است .

و لاتطع كلّ . .. منّاع للخير

6 - اطاعت و اجابت خواسته هاى متجاوزان ، ممنوع و حرام است .

و لاتطع كلّ . .. معتد

9 - اطاعت و اجابت خواسته هاى گناه پيشگان ، ممنوع و حرام است .

و لاتطع كلّ . .. أثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 13 - 6

6 - اطاعت و اجابت خواسته هاى افراد بى تبار و بى ريشه و اصل ، ممنوع و حرام است .

و لاتطع كلّ . .. زنيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 7

7 - حرمت اطاعت ، از فرمان ترك نماز

ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كلاّ لاتطعه

2- آثار اجتناب از محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 3

3 - ايمان به قرآن ، پيروى از دستورات خدا و پرهيز از محرمات ، وسيله محافظت آدمى در برابر مخاطرات و عذاب هاى روز قيامت است .

ءامنوا بما أنزلت . .. واتقوا يوماً

فرمان به گرفتن وقايه (وسيله محافظت) - پس از دعوت به ايمان (آمنوا بما أنزلت) و ديگر تكليفهاى ياد شده در آيه - مى رساند كه: وقايه آدمى در روز قيامت، همان ايمان به قرآن و . .. خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 4،5

4 ـ صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا در ترك محرمات الهى چون اسراف و يا تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا . .. و لايزنون ... و الذين لايشهدون الزور ... أُولـ

5 ـ صبر و شكيبايى در انجام تكاليف و ترك محرمات الهى ، عامل بهره مندى از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ... و الذين لايشهدو

3- آثار ارتكاب محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 20

20 ـ ارتكاب محرمات موجب محروم شدن از محبت الهى

لاتعتدوا إنّ اللّه لايحب المعتدين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «لاتعتدوا» ـ چنانچه توضيح آن گذشت ـ نهى از ارتكاب محرمات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 166 - 2

2 ـ كسانى كه بر انجام محرمات الهى اصرار ورزند ، در معرض ذليل گشتن و مطرود شدن از درگاه خدا هستند .

كونوا قردة خسئين

«خاسىء» به معناى مطرود و نيز به معناى حقير و ذليل است. «خاسئين» خبر دوم براى «كونوا» مى باشد.

4- اجتناب از استماع محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 10

10 ـ « عن أبى عبداللّه ( ع ) : . . . و فرض على السمع أن يتنزه عن الإستماع إلى ما حرّم اللّه . . . فقال فى ذلك : . . . و إذا مرّوا باللغو مرّوا كراماً . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: . ..[خداوند] بر گوش فرض نموده كه از شنيدن آنچه حرام گرديده، پرهيز كند... پس در اين باره فرموده است:... «و إذا مرّوا باللغو مرّوا كراماً...».

5- اجتناب از محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 45 - 5

5 - صبر و نماز عوامل كارآمد براى موفق شدن در پرهيز از محرمات الهى ( كفر به قرآن ، دين فروشى ، كتمان حق و . . . )

و لاتكونوا أول كافر به . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 15

15 ـ لزوم پرهيز اهل ايمان از ارتكاب محرمات الهى

يايها الذين ءامنوا . .. لاتعتدوا

مى توان گفت مراد از «لاتعتدوا» به قرينه جمله قبل «لاتحرموا طيبت ما احل اللّه»، ارتكاب محرمات است، و چون ارتكاب محرمات زيانبارتر از تحريم حلالها است از آن به تجاوز و تعدى تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 96 - 9

9 ـ لزوم رعايت تقوا و پرهيز از محرمات

و اتقوا اللّه

با توجه به آيه مورد بحث و آيات گذشته كه تبيين برخى از محرمات الهى است معلوم مى شود مراد از اتقوا اللّه در اينجا پرهيز از محرمات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 21

21 ـ پرهيزكنندگان از مال و منال نامشروع دنيا در سراى آخرت از نعمتهايى پايدار و سراسر خير بهره مند خواهند شد .

و الدار الأخرة خير للذين يتقون

متعلق «يتقون» رفتارها و باورهايى است كه در آيه شريفه مورد مذمت قرار گرفته است، مانند كسب مال از طريق نامشروع، انتساب امورى نابحق به خداوند و . .. .

6- احكام محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 1 - 3

3 - حرمت فاش كردن عيب هاى مردم ، در غياب يا حضور آنان

ويل لكلّ همزة لمزة

وعده عذاب، نشانه حرمت است. «هُمَزَة» نزد برخى از اهل لغت به معناى كسى است كه در غياب ديگرى از او خرده گيرد و «لمزة» به معناى كسى است كه روبه روى ديگران، عيب آنان را فاش كند. (مجمع البيان)

7- ارتكاب محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 42

42 ـ اضطرارى كه در طريق گناه به وجود آيد ، مجوز ارتكاب محرمات نخواهد بود .

فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم

مراد از «اثم» به دليل نكره بودن آن، مطلق گناه است و «غير متجانف لاثم» حال براى «من اضطر» است و اضطرار را مقيد مى كند. يعنى حكم جواز مخصوص مضطرى است كه به سوى گناه در حركت نباشد.

8- استفاده از محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 11

11 - قوم موسى با بهره گيرى از خوراكى هاى حرام و غير طيب ، از دستور خدا سرپيچى كردند .

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

ستمكار خواندن قوم موسى مى تواند در ارتباط با جمله «كلوا من طيبات . ..» لحاظ شود. در اين صورت مراد از ستمكارى آنان، استفاده از خوراكيهاى حرام و غير طيب است و نيز مى تواند در ارتباط با نعمتهاى متعددى كه در اين آيه و آيات قبل مطرح شده است، لحاظ شود. بر اين اساس مراد از ستمگرى آنان، ناسپاسى در برابر نعمتهاى الهى است. برداشت فوق ناظر به وجه اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 168 - 14،16

14 - بهره گيرى از محرمات و چيزى هاى پليد و ناپاك ، پيروى كردن از شيطان است .

كلوا مما فى الأرض حللا طيباً و لاتتبعوا خطوت الشيطن

16 - واداشتن مردم به استفاده از حرام ها و پليدى ها و نيز بازداشتن آنان از نعمت هاى حلال ، نمودى از دشمنى شيطان با انسان است .

كلوا مما فى الأرض حللا طيباً و لاتتبعوا خطوت الشيطن إنه لكم عدو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 -

1،2،3،4،11،37،38،40،41،43،50

1 ـ حرمت استفاده از مردار ، خون و گوشت خوك

حرمت عليكم الميتة و الدم و لحم الخنزير

2 ـ حرمت استفاده از حيوانى كه به نام غير خدا ذبح شود .

حرمت . .. و ما أهل لغير اللّه به

3 ـ حرمت استفاده از حيوانى كه در اثر خفگى ، زده شدن ، پرت شدن و شاخ خوردن بميرد .

حرمت . .. و المنخنقة و الموقوذة و المتردية و النطيحة

مراد از عناوين ياد شده اين است كه حيوان بر اثر آنها بميرد، نه اينكه ـ به مجرد پرت شدن از بلندى، استفاده از آن حرام باشد. دليل اين معنا جمله استثنائيه «الا ما ذكيتم» است.

4 ـ حرمت استفاده از حيوانى كه طعمه و شكار درندگان شده و بميرد .

حرمت . .. و ما اكل السبع

11 ـ استفاده از مردار ، خون ، گوشت خوك ، حيوان خفه شده ، زده شده ، پرت شده ، شاخ خورده ، دريده شده و بدون تذكيه ، فسق و خروج از طاعت خداوند است .

حرمت عليكم . .. ذلكم فسق

بنابر اينكه «ذلكم» اشاره باشد به جميع عناوين ياد شده در آيه، نه خصوص آخرين عنوان.

37 ـ استفاده از حيوان قربانى شده بر آستان بت ها و گوشت هاى سهمبندى شده با تير هاى قمار ، در حال اضطرار جايز است .

و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم . .. فإنّ اللّه غفور رحيم

38 ـ جواز استفاده از محرمات ، در حال اضطرار

فمن اضطر . .. فإنّ اللّه غفور رحيم

40 ـ استفاده از محرمات در هنگام اضطرار ، تنها به مقدار رفع ضرورت جايز است .

فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم

بنابر اينكه مراد از «اثم» بهره گيرى از محرمات ياد شده باشد و مصداق آن در هنگام اضطرار، كه محرمات حلال مى شود، استفاده بيش از مقدار ضرورت خواهد بود.

41 ـ جواز استفاده از محرمات در هنگام اضطرار ، در صورتى است كه انسان با اختيار خويش خود را مضطر ننموده باشد .

فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم

فعل مجهول «اضطر» بيانگر آن است كه جواز استفاده از محرمات در هنگام اضطرار، مخصوص آن اضطرارى است كه بدون اختيار عارض كسى شود، نه اينكه انسان خود را مضطر كند.

43 ـ عدم تمايل به گناه ، شرط جواز استفاده از محرمات در حال اضطرار *

فمن اضطر . .. غير متجانف لاثم

50 ـ حليت محرمات در حال اضطرار ، پرتويى از رحمت خداوند بر بندگان

فمن اضطر . .. فإنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 114 - 6

6- استفاده از چيز هاى حرام ، كفران نعمت هاى الهى است .

يأتيها رزقها رغدًا من كلّ مكان فكفرت بأنعم الله . .. فكلوا ممّا رزقكم الله حلـلا

برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه «كلو ممّا . .. حلالاً طيّباً» اشاره داشته باشد به اينكه كفران ياد شده در آيه قبل، استفاده از حرام بوده است.

9- استفاده از محرمات در اضطرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 -

2،6،7،8،10،11،12،13

2 - به هنگام اضطرار بهره بردارى از مردار ، خون ، گوشت خوك و ذبيحه اى كه نام غير خدا بر او برده شده ، حلال است .

فمن اضطر . .. فلا إثم عليه

6 - ارتكاب محرمات در حال اضطرار ، گناه و معصيت محسوب نمى شود .

فمن اضطر . .. فلا إثم عليه

7 - كسانى كه در حال ستمكارى و تجاوزگرى به ارتكاب محرمات اضطرار پيدا كنند ، حكم مضطر ( جواز استفاده از محرمات ) را ندارند .

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا إثم عليه

«غير باغ و لاعاد» (در صورتى كه ستمكار و تجاوزگر نباشد) حال براى نايب فاعل «اضطر» است و لذا موضوع حكم مذكور; يعنى، «فلا إثم عليه» را به مضطرى مقيد مى كند كه در طريق ستم و تجاوز مضطر نشده باشد.

8 - كسانى كه در حال ستمگرى و تجاوز از محرمات استفاده كنند - هر چند استفاده آنان به خاطر اضطرار باشد - گنهكارند .

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا إثم عليه

10 - بقاى ملاك حرمت در محرمات ، هر چند آدمى به بهره گيرى از آنها اضطرار پيدا كند .

فمن اضطر . .. فلا إثم عليه إن اللّه غفور رحيم

توصيف خداوند به وصف غفور (آمرزنده گناه) - پس از تجويز ارتكاب محرمات در حال اضطرار - گوياى اين است كه: ملاك حرمت محرمات حتى در حال اضطرار باقى است. (الميزان)

11 - تجويز ارتكاب محرمات در حال اضطرار ، برخاسته از رحمت خداوند است .

فمن اضطر . .. فلا إثم عليه إن اللّه غفور رحيم

12 - گنهكار نشمردن كسانى كه در حال اضطرار از محرمات بهره مى گيرند ، پرتوى از مغفرت الهى است .

فمن اضطر . .. فلا إثم عليه إن اللّه غفور رحيم

13 - كسانى كه به بهره گيرى از محرمات اضطرار پيدا كرده اند ، نبايد بيش از مقدار ضرورت استفاده كنند . *

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا إثم عليه

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه متعلق «غير باغ و لاعاد» كلمه اى همانند «فى أكل الميتة و . ..» باشد. بر اين مبنا جمله «فمن اضطر ...» چنين معنا مى شود: كسى كه به بهره گيرى از مردار و ... اضطرار پيدا كرد - به شرط اينكه در استفاده از آن تجاوز و ستم نكند - بر او گناهى نيست.

10- اعراض از محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 5

5 - لزوم خوددارى غير متأهلان فاقد تسهيلات ازدواج ، از دستيازى به اموال و امكانات حرام براى ازدواج خود

و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا حتّى يغنيهم اللّه من فضله

مقصود از نيافتن نكاح، مى تواند اسباب و امكانات مالى براى ازدواج باشد و عفت گزينى نيز، مربوط به همين امكانات باشد; يعنى، از اسباب و امكانات حرام نبايد تسهيلات ازدواج را فراهم ساخت.

11- پليدى محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 9

9 ـ پليدى و ناپاكى كردار ، ملاك تحريم آنها در اديان الهى

رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه

12- تبيين محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 151 - 1،2،3

1 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب خدا فرمان يافت تا مردم را فراخواند و محرمات الهى را براى آنان بيان كند.

قل تعالوا أتل ما حرم ربكم عليكم

«تلاوت»، مصدر «أتل»، به معناى خواندن است. چون «أتل» در جواب فعل امر (تعالوا) قرار گرفته، به شرط مقدر مجزوم شده است. «عليكم» متعلق به «أتل» و نيز «حرم» است.

2 ـ بيان محرمات الهى براى مردم، وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله)

أتل ما حرم ربكم عليكم

3 ـ دعوت مردم و بيان محرمات الهى براى آنان وظيفه رهبران دين

قل تعالوا أتل ما حرم ربكم عليكم

13- تحليل محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 3

3 - حرام دانستن حلال ها و حلال پنداشتن حرام ها ، افترا بستن بر خداوند است .

يأيها الناس . .. إنما يأمركم .... أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 50

50 ـ حليت محرمات در حال اضطرار ، پرتويى از رحمت خداوند بر بندگان

فمن اضطر . .. فإنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 35

35 ـ بسيارى از بنى اسرائيل مرتكب خونريزى شده و حرام هاى خدا را حلال مى شمردند .

ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

از امام باقر(ع) روايت شده: المسرفون هم الذين يستحلون المحارم و يسفكون الدماء.


تفسير تبيان، ج 3، ص 504; نورالثقلين، ج 1، ص 620، ح 158.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 13

13 ـ تحريم حلال ها و تغيير احكام الهى تجاوز به حدود و قوانين خداوند است .

لاتحرموا . .. و لاتعتدوا

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و لاتعتدوا» تأكيد و تفسيرى براى جمله ـ «لاتحرموا . ..» ـ باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 12

12 ـ از امام صادق ( ع ) درباره سخن خدا كه فرمود : « اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً من دون اللّه » روايت شده كه فرمود : « و اللّه ما صلّوا لهم و لا صاموا و لكنهم أحلّوا لهم حراماً و حرّموا عليهم حلالا فاتّبعوهم ;

به خدا سوگند آنان براى احبار و راهبان نه نماز خواندند و نه روزه گرفتند ; ولى آن علما و صومعه داران، براى مردم حرام را حلال و حلال را حرام كردند و آنان پيروى كردند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 37 - 8

8 ـ نتيجه جا به جا شدن ماه هاى حرام از سوى عرب هاى جاهلى ، چيزى جز حلال شمردن حرام الهى نبود .

فيحلوا ما حرّم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 60 - 2

2 ـ تحريم حلال و تحليل حرام ، افترا و دروغ بستن به خداوند است .

فجعلتم منه حراماً و حللا . .. و ما ظن الذين يفترون على اللّه الكذب

14- تشريع محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 9

9 ـ تحريم كردارهاى زشت و ديگر محرمات، ناشى از ربوبيت خداوند است.

إنما حرم ربى الفوحش . .. ما لا تعلمون

15- توقيفيت محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 10

10 ـ تعداد حرامهاى الهى محدود و اثبات هر يك محتاج دليل و برهان است.

إنما حرم ربى . .. أن تقولوا على الله ما لا تعلمون

16- حتميت عذاب مرتكبان محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 10

10 - در قيامت براى متخلفان از دستورات الهى ( بر پايى نماز و پرداخت زكات ) و ارتكاب كنندگان محرمات ( دين فروشى ، حق پوشى و . . . ) راه نجاتى نيست .

لا تشتروا بأيتى . .. و أقيموا الصلوة ... واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس

17- حرمت تحليل محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 2

2 ـ حرمت بدعت در دين و تغيير حلال و حرام هاى الهى

يايها الذين ءامنوا لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم و لاتعتدوا

بدان احتمال كه تحريم حلال، به معناى حرام دانستن حلالهاى الهى باشد.

18- خباثت محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 115 - 16

16- اضطرار ، از ميان برنده ممنوعيت شرعى محرمات و نه قبح و خباثت واقعى آنها *

إنما حرّم عليكم الميتة . .. فمن اضطرّ ... فإن الله غفور رحيم

تذكر به غفران و رحمت الهى، مى تواند نشان دهنده بقاى نوعى از قبح و خباثت در فعل حرام اضطرارى باشد.

19- رفع آثار محرمات در اضطرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 23

23 ـ رحمت و غفران خداوند برطرف كننده آثار و تبعات بد استفاده كردن از محرمات در حال اضطرار است. *

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فإن ربك غفور رحيم

«غفور» صيغه مبالغه به معناى بسيار پوشاننده است. غفران خداوند در مورد مضطر به خوردن محرمات، ممكن است پوشاندن گناه و تبعات آن باشد و محتمل است برخى آثار نامطلوب و وضعى استفاده از آنها باشد.

20- زمينه ترك محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 23

23 ـ توجه به عزت و انتقامگيرى خداوند زمينه ترك محرمات

و اللّه عزيز ذو انتقام

21- عوامل اجتناب از محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 34 - 5

5 ـ توجه به محدود بودن زندگى و مجالهاى آن، مايه پرهيز از محرمات الهى است.

حرم ربى الفوحش . .. و لكل أمة أجل فإذا جاء أجلهم لا يستاخرون ساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 114 - 9

9- توجه به تأثير كفران در نابودى نعمت ها ، باعث قناعت و بسنده كردن انسان به روزى هاى حلال و دلپذير و استفاده بهينه از آنهاست .

فكفرت بأنعم الله . .. فكلوا ممّا رزقكم الله حلـلاً طيبًا و اشكروا

22- عوامل ارتكاب محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 11

11- تلاش ابليس در كشاندن مال و نسل انسان به سوى حرام و استفاده از آن در جهت هدف هاى خويش

و شاركهم فى الأمول و الأولـد

23- عوامل تحليل محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 115 - 16

16- اضطرار ، از ميان برنده ممنوعيت شرعى محرمات و نه قبح و خباثت واقعى آنها *

إنما حرّم عليكم الميتة . .. فمن اضطرّ ... فإن الله غفور رحيم

تذكر به غفران و رحمت الهى، مى تواند نشان دهنده بقاى نوعى از قبح و خباثت در فعل حرام اضطرارى باشد.

24- فلسفه محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 118 - 9

9- جعل برخى از محرمات الهى ، ممكن است به خاطر مجازات باشد نه به دليل وجود مفسده و ضرر در آنها .

و على الذين هادوا حرّمنا . .. و ما ظلمنـهم و لـكن كانوا أنفسهم يظلمون

محرمات خاص يهود، كيفر عملكرد خود آنان بود و اگر آنان ظلم نمى كردند، هيچ مفسده اى در آن امور نبود كه بر آنان حرام شود.

25- فوايد محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 12

12 ـ امكان وجود نفع ، در محرّمات الهى

عن الخمر و الميسر . .. و منافع للناس

26- كسب با محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 14

14 - حرمت درآمد ها و اموال به دست آمده در مقابل انجام كار هاى حرام

و ويل لهم مما يكسبون

27- گناه ارتكاب محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 8

8 - كسانى كه در حال ستمگرى و تجاوز از محرمات استفاده كنند - هر چند استفاده آنان به خاطر اضطرار باشد - گنهكارند .

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا إثم عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 51

51 ـ برداشتن گناه ارتكاب محرمات در حال اضطرار ، پرتويى از مغفرت خداوند

فمن اضطر . .. فإنّ اللّه غفور رحيم

28- مبارزه با محرمات مجعول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 8

8 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور مبارزه با بدعتها و تحريمهاى ناشى از اوهام بشرى

قل من حرم زينة الله التى أخرج لعباده

29- محدوده استفاده از محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 115 - 11

11- لزوم اكتفا به مقدار ضرورت ، در بهرهورى از حرام به هنگام اضطرار

إنما حرّم عليكم الميتة . .. فمن اضطرّ غير باغ و لاعاد

يكى از معانى «بغى» كوشش تجاوزكارانه از حدّ اعتدال و اقتصاد است (مفردات راغب). مقيد شدن «مضطر» به «لا عاد» (زياده خواه نباشد) گوياى اين نكته است كه: مضطر آن گاه به خوردن حرام مجاز است كه در خوردن آن افراط و زياده روى نكند و اين; يعنى، اكتفا كردن به حداقل و ضرورت.

30- محدوده محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 11

11 ـ زينتها و روزيهاى پاكيزه بيرون از دايره محرومات الهى (كردار زشت و . .. )

قل من حرم زينة الله . .. قل إنما حرم ربى الفوحش

31- محدوديت محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 10

10 ـ تعداد حرامهاى الهى محدود و اثبات هر يك محتاج دليل و برهان است.

إنما حرم ربى . .. أن تقولوا على الله ما لا تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 115 - 6

6- خوراكى هاى حرام ، محدود و نيازمند دليل خاص است .

إنما حرّم عليكم الميتة و الدم و لحم الخنزير و ما أهلّ لغير الله به

برداشت فوق، به اين دليل است كه خداوند در ذكر حلالها به بيانى كلى اكتفا كرده است; ولى محرمات را يك به يك برشمرده و مشخص ساخته است.

32- محرمات احرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 196 - 35

35 ـ تماميّت حج و عمره ، به انجام آن توأم با پرهيز از محرمات احرام است .

و اتمّوا الحجّ و العمرة للّه

امام صادق (ع): . .. يعنى بتمامهما، اداؤهما و اتقاء ما يتقى المحرم فيهما


كافى، ج 4، ص 264، ح 1 ; تفسير برهان، ج 1، ص 193، ح 2.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 8،9،12،14

8 ـ حرمت صيد و شكار در حال احرام

غير محلى الصيد و انتم حرم

«صيد» مصدر و به معناى شكار كردن است كلمه «حُرُم» (جمع حرام) مى تواند از احرام گرفته شده باشد يعنى كسانى كه براى انجام حج و يا عمره محرم مى شوند و مى تواند از «حَرَم» گرفته شده باشد يعنى كسانى كه داخل حرم مى شوند. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

9 ـ خوردن گوشت و ساير بهره بردارى ها از حيوانى كه در حال احرام شكار شود ، حرام است .

غير محلى الصيد

بنابر اينكه «صيد» به معناى اسم مفعول باشد ; يعنى حيوان شكار شده.

12 ـ حليت بهره بردارى از چهارپايان ، مشروط به پرهيز از صيد و حرام شمردن آن در حال احرام است . *

أحلت . .. غير محلى الصيد

بنابر اينكه «غير محلى»، حال براى ضمير در «لكم» باشد و با توجه به اينكه حال، عامل خود را مقيد مى كند ; بنابراين، حليت چهارپايان حلال گوشت، در فرض پرهيز از صيد و حرام شمردن آن در حال احرام است.

14 ـ حليت خوردن گوشت برخى از چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) و حرمت برخى ديگر و حرمت صيد و شكار در حال احرام ، از عهد ها و پيمان هاى الهى با مؤمنان

اوفوا بالعقود أحلت لكم بهيمة الانعم الا ما يتلى عليكم غير محلى الصيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 4،24

4 ـ حرام ها و حلال هاى الهى ( همانند حليت چهارپايان و حرمت صيد در حال احرام ) ، از شعاير الهى است . *

أحلت لكم بهيمة الانعم . .. لاتحلوا شعر اللّه

از مصاديق شعاير الهى، با توجه به آيه قبل، حلالها و حرامهاى الهى است.

24 ـ حرمت صيد و شكار در حال احرام و جواز آن پس از خروج از احرام

و إذا حللتم فاصطادوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 1

1 ـ حرمت كشتن شكار در حال احرام

لاتقتلوا الصيد و انتم حرم

"حرم" جمع حرام، به كسانى گفته مى شود كه براى انجام حج و يا عمره محرم مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 96 - 15،16

15 ـ پرندگان صحرايى كه در دريا تخم مى گذارند ولى در خشكى تكثير نسل مى كنند ، صيد خشكى محسوب مى شوند و شكارشان بر محرم ، حرام است .

و حرم عليكم صيد البر ما دمتم حرماً

از امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و ما كان من طير يكون فى البر و يبيض فى البحر و يفرخ فى البر فهو من صيد البر ... .


بحارالانوار، ج 99، ص 159، ح 57.

16 ـ شكار حيوان دوزيستى كه جايگاه اصلى زندگيش آب باشد ، بر محرم حرام و موجب كفاره است .

و حرم عليكم صيد البر ما دمتم حرماً

امام صادق(ع): كل شىء يكون اصله فى البحر و يكون فى البر و البحر فلاينبغى للمحرم ان يقتله فان قتله فعليه الجزاء كما قال اللّه عزوجل.


كافى، ج 4، ص 393، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 679، ح 392.

33- محرمات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 1

1 - كار و فعاليت در روز شنبه براى بنى اسرائيل حرام بود .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى كنيم. «اعتداء» (مصدر اعتدوا) به معناى تجاوز و تخلف مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 93 - 4،6،11،12،14

4 ـ تحريم برخى از خوردنى ها بر بنى اسرائيل ، پس از نزول تورات

كل الطّعام كان حلا لبنى اسرائيل . .. من قبل ان تنزل التورية

بنابراينكه استثناى در «الا ما حرّم . .. » استثناى منقطع باشد.

6 ـ بنى اسرائيل ، مدّعى حرمت برخى از خوردنى ها و انتساب آن به تورات

كل الطّعام كان حلا لبنى اسرائيل . .. قل فاْتوا بالتورية فاتلوها

11 ـ آنچه از خوردنى ها كه يعقوب ( ع ) بر خويش حرام كرده بود ، بر بنى اسرائيل نيز حرام بود .

كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه

بنابراينكه استثناى در «الا ما حرم . .. » استثناى متصل باشد.

12 ـ تورات ، ناسخ حرمت برخى از خوردنى ها بر بنى اسرائيل

كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه من قبل ان تنزل التوري

بنابراينكه «من قبل» متعلق به «حرّم» باشد; يعنى حرمتهاى وضع شده براى بنى اسرائيل توسط يعقوب (ع)، تا قبل از نزول تورات بوده است.

14 ـ حليت همه خوردنى ها بر بنى اسرائيل ، جز گوشت شتر كه اسرائيل ( ع ) ( يعقوب ) قبل از نزول تورات بر خود حرام كرده بود .

كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه

امام صادق (ع): . .. ان اسرائيل كان اذا اكل من لحم الابل هيّج عليه وجع الخاصرة فحرّم على نفسه لحم الابل و ذلك قبل ان تنزّل التوراة.


كافى، ج 5، ص 306، ح 9 ; بحارالانوار، ج 9، ص 191، ح 31.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 160 - 13

13 ـ گوشت شتر ، گاو و گوسفند ، طيبات حرام شده بر بنى اسرائيل از سوى خداوند بخاطر ظلم آنان

فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم

امام صادق(ع) درباره «طيبت» در آيه فوق فرمود: . .. يعنى لحوم الابل و البقر و الغنم ... .


كافى، ج 5، ص 306، ح 9; نورالثقلين، ج 1، ص 572، ح 665.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 3

3 ـ حرمت كشتن نابحق بر بنى اسرائيل

كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل نفساً بغير نفس . .. فكانما قتل الناس جميعاً

34- محرمات بى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 6

6 - ارتكاب محرمات در حال اضطرار ، گناه و معصيت محسوب نمى شود .

فمن اضطر . .. فلا إثم عليه

35- محرمات تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 14

14 ـ حرمت انتساب امورى نابحق به خداوند ، حكمى بيان شده در تورات

ألم يؤخذ عليهم ميثق الكتب أن لا يقولوا على اللّه إلا الحق

36- محرمات جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 7

7 ـ برخى از تحريمهاى ساختگى دوران جاهلى همچنان در افكار مسلمانان صدر اسلام به جا مانده بود و در ميان آنان رواج داشت.

قل من حرم زينة الله التى أخرج لعباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 11

11 - حرمت استفاده از گوشت قربانى ، پندار عرب عصر جاهليت

فإذا وجبت جنوبها فكلوا منها

37- محرمات جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 50 - 7

7 ـ تحريم روزى هاى بهشت بر اهل دوزخ ، دليل خوددارى بهشتيان از اهداى آب و ديگر مواهب درخواستى دوزخيان به ايشان

أن أفيضوا علينا . .. قالوا إن اللّه حرمهما على الكفرين

38- محرمات حرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 2 - 1،2

1 - شهر مكه ، داراى محرّماتى ويژه و احكامى خاص است .

لا أُقسم . .. و أنت حلّ بهـذا البلد

جمله «و أنت حلّ . ..»، يكى از خصايص پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) را بيان كرده است و آن اباحه برخى از امورى است كه بر ديگران مباح نبود. بنابراين شهر مكه براى غير پيامبر(صلی الله علیه و آله)، احكامى ويژه و محرّماتى خاص دارد.

2 - تكليف پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره محرّمات شهر مكه ، با ديگر مردم يكسان نبود .

و أنت حلّ بهـذا البلد

«حِلٌّ» و «حَلالٌ»، به يك معنا است و به مردى كه از احرام بيرون آمده و يا از حرم خارج شده باشد، «حَلال» و «مُحِلّ» گفته مى شود(مفردات راغب). بر اين مبنا «حِلّ» بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله); يعنى، آنچه درباره مكه بر ديگران تحريم شده، براى آن حضرت مباح است. در اين معنا جمله «و أنت حلّ»، مستأنفه خواهد بود. مشهور گفته اند: محرمات مكه براى حضرت رسول(صلی الله علیه و آله)، تنها در «لحظه اى از روز فتح مكه» مباح شد و در غير آن زمان با ديگران يكسان بوده است.

39- محرمات در اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 7

7 ـ انجام اعمال زشت، رفتارهاى نكوهيده، ستمگرى و افترا بر خداوند، از محرمات الهى در تمامى اديان گذشته است.

قل إنما حرم

فعل ماضى «حرم» مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 106 - 28

28 ـ كتمان شهادت و تغيير آن ، حرام و امرى ناروا در اديان الهى

لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى و لانكتم شهدة اللّه إنّا اذاً لمن الاثمين

جمله «انا اذاً . ..» سخنى است كه شاهدان غير مسلمان نيز بايد آن را در پايان سوگند خويش بيان دارند و در حقيقت اعتراف كنند كه در صورت كتمان شهادت گنهكار هستند و اين نشان مى دهد كه پيروان ديگر اديان الهى نيز شهادت هاى دروغين را حرام و ناروا مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 118 - 6

6- يكسانى محرمات اصلى خوردنى ها ، در همه شريعت هاى آسمانى

و على الذين هادوا حرّمنا . .. و ما ظلمنـهم و لـكن كانوا أنفسهم يظلمون

چنان كه از ارتباط اين آيه با آيه قبل استفاده مى شود، آيه شريفه در مقام پاسخ به سؤالى مقدر است كه چرا يهوديان به تكاليف فزون تر مكلف شده اند; ولى در مقام بيان نگفته است كه هر شريعتى تكليف خاص به خود را دارد; بلكه يكسانى تكاليف را پذيرفته و بر اساس آن، عملكرد ظالمانه خود يهود را دليل حرام شدن برخى از حلالها شمرده است.

40- محرمات در بهشت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 35 - 8

8 - خداوند تناول و خوردن از درختى مخصوص را بر آدم ( ع ) و حوا تحريم كرد .

و لاتقربا هذه الشجرة

به قرينه «و كلا» (بخوريد) مى توان گفت: مراد از «لاتقربا» (نزديك نشويد) استفاده خوراكى از شجره منهيه بوده است.

41- محرمات در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 1،2،3،4،7

1 ـ ممنوعيت خوردن برخى از چهارپايان و محصولات زراعى به اعتقاد واهى مشركان عصر جاهليت

و قالوا هذه أنعم و حرث حجر لايطعمها إلا من نشاء بزعمهم

«حجر» به معناى منع و ممنوعيت است و مراد از ممنوعيت «أنعام» و «حرث»، به قرينه «لايطعمها»، ممنوعيت خوردن از آنهاست.

2 ـ اعتقاد بى اساس مشركان به ممنوعيت خوردن از چهارپايان و كشتى (محصول زراعى) كه براى خدا و بتها قرار مى دادند.

و جعلو الله . .. و قالوا هذه أنعم و حرث حجر لايطعمها إلا من نشاء بزعمهم

«هذه» اشاره به سهامى است كه مشركان براى خدا و بتها قرار مى دادند و در آيه 136 بيان گرديده است.

3 ـ مشركان عصر جاهلى خوردن از حيوان و يا كشت وقف شده براى خدا و شريكان موهوم او را براى هر كس كه مى خواستند مجاز مى شمردند.

و قالوا هذه أنعم و حرث حجر لايطعمها إلا من نشاء

4 ـ مشركان عصر جاهليت سوار شدن بر برخى از چهارپايان را حرام مى دانستند.

و أنعم حرمت ظهورها

7 ـ وعده الهى به كيفر مشركان به سبب افتراهاى آنان به خدا (ممنوعيت خوردن برخى از چهارپايان و محصولات، سوار نشدن بر برخى از چهارپايان، نبردن نام خدا به هنگام ذبح)

سيجزيهم بما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 139 - 1،2

1 ـ مشركان عصر جاهلى خوردن جنين دامهاى وقف شده براى خدا و يا بتها را در صورت زنده بر آمدن بر مردان مجاز و بر زنان حرام مى شمردند.

و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا

مراد از «ازواج» به قرينه تقابل آن با «ذكور» مطلق «زن» است نه خصوص همسران

2 ـ خوردن از دامهايى كه به گمان مشركان عصر جاهلى سهم خدا و يا سهم ديگر معبود بود، از نظر آنان غير مجاز شمرده مى شد.

و قالوا هذه الأنعم و حرث حجر لايطعمها . .. و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة

«هذه الأنعام» اشاره به چهارپايان خاصى است كه در آيات پيشين مورد بحث قرار گرفته بود. از اين آيه نيز كه در مورد جواز خوردن جنين آن حيوانات است، تحريم اصل آن از ديدگاه مشركان استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 3

3 ـ مشركان عصر جاهلى بدون دليل به حرمت استفاده از برخى چهارپايان معتقد بودند.

قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين

در آيه 136 و 137 به برخى از افترائات مشركان اشاره شده و آيه با «فذرهم و ما يفترون» پايان يافته و آيات بعد در مقام توبيخ و شمارش موارد افترا در اعتقادات مشركان است كه از آن جمله تحريم بى جاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 146 - 8

8 ـ آنچه را مشركان عصر جاهلى حرام مى شمردند، حتى در اديان پيشين حرام نشده بود.

و على الذين هادوا حرمنا

چون پس از يادآور شدن تحريمهاى بى جاى مشركان عصر جاهلى به تاريخ تحريم برخى طيبات بر يهوديان اشاره شده است، مى توان به اين نكته پى برد كه فلسفه يادآورى اين جنبه تاريخى اثبات عدم مشابهت ميان آن چيزى است كه مشركان بر خود تحريم كرده بودند و آنچه در اديان الهى تحريم شده است.

42- محرمات يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 93 - 2،11،14

2 ـ يعقوب ( ع ) ، برخى خوردنى ها را بر خود حرام كرده بود .

الاّ ما حرّم اسرائيل على نفسه من قبل ان تنزّل التورية

11 ـ آنچه از خوردنى ها كه يعقوب ( ع ) بر خويش حرام كرده بود ، بر بنى اسرائيل نيز حرام بود .

كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه

بنابراينكه استثناى در «الا ما حرم . .. » استثناى متصل باشد.

14 ـ حليت همه خوردنى ها بر بنى اسرائيل ، جز گوشت شتر كه اسرائيل ( ع ) ( يعقوب ) قبل از نزول تورات بر خود حرام كرده بود .

كل الطعام كان حلا لبنى اسرائيل الا ما حرم اسرائيل على نفسه

امام صادق (ع): . .. ان اسرائيل كان اذا اكل من لحم الابل هيّج عليه وجع الخاصرة فحرّم على نفسه لحم الابل و ذلك قبل ان تنزّل التوراة.


كافى، ج 5، ص 306، ح 9 ; بحارالانوار، ج 9، ص 191، ح 31.

43- محرمات يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 13

13 ـ دريافت فديه از اسيران همكيش براى آزادى آنان ، از محرمات آيين يهود

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 5

5 ـ وعده عيسى ( ع ) به بنى اسرائيل ، دربرداشتن حرمت برخى از محرمات شريعت موسى ( ع )

و لاحلّ لكم بعض الذى حرّم عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 93 - 7

7 ـ پيشنهاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) به يهوديان براى ارائه شاهدى از تورات ، بر صدق ادعاى خويش در تحريم برخى خوردنيها

قل فاْتوا بالتورية فاتلوها ان كنتم صادقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 10

10 ـ حرمت ماهيگيرى در روز شنبه بر يهود و نهى الهى از مخالفت با آن

و قلنا لهم لاتعدوا فى السبت

مقيد شدن «لاتعدوا» به «فى السبت» حكايت از آن دارد كه روز شنبه داراى حكمى خاص براى يهوديان بوده است كه با توجه به ديگر آيات مى توان گفت مراد از آن حكم، حرمت ماهيگيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 1،2

1 ـ حرمت رباخوارى بر يهود

و أخذهم الربوا و قد نهوا عنه

2 ـ يهود مردمى رباخوار على رغم آگاهى به حرمت آن

و أخذهم الربوا و قد نهوا عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 146 - 1،2،3،5،12

1 ـ خداوند خوردن گوشت حيوانات داراى ناخن (چنگال) را بر يهود حرام كرده بود.

و على الذين هادوا حرمنا كل ذى ظفر

2 ـ خوردن گوشت حيوانات ناخن دار و پيه گاو و گوسفند براى يهود از آغاز حرام نبوده است.

و على الذين هادوا حرمنا . .. ذلك جزينهم ببغيهم

3 ـ خوردن دنبه و پيه گاو و گوسفند بر يهود، جز آنچه بر پشت و چسبيده بر روده و استخوان بوده، حرام بوده است.

و من البقر و الغنم حرمنا عليهم شحومهما إلا ما حملت

«شحم» به معنى چربى و پيه است و «ظهر» يعنى پشت و «حوايا»، جمع «حوية»، به معنى روده است.

5 ـ تحريم كامل برخى از حيوانات و تحريم بخشهايى از گاو و گوسفند بر يهود، سزاى تجاوزگرى آنان بود.

و على الذين هادوا حرمنا . .. ذلك جزينهم ببغيهم

«بغى» به معناى تجاوز و تعدى است. (لسان العرب).

12 ـ حليت نخستين برخى از حيوانات و تحريم آن به واسطه تجاوزگرى بر يهوديان، خبرى راست و مطابق واقع از جانب خداوند است.

على الذين هادوا . .. ذلك جزينهم ببغيهم و إنا لصدقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 163 - 1

1 ـ خداوند كار و فعاليت در روز شنبه را براى يهود تحريم كرده بود .

إذ يعدون فى السبت . .. و يوم لا يسبتون

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى شود. بنابراين «يوم السبت» يعنى روز تعطيلى و استراحت و «يوم لا يسبتون» يعنى روزى كه تعطيل نمى كردند و روز كارى بود. «عدوان» (مصدر يعدون) به معنى تخلف و تجاوز است. تجاوز در روز تعطيل به معناى شكستن تعطيلى است. بنابراين مطلق كار در آن روز حرام بوده و ماهيگيرى به عنوان يك مصداق تحقق يافته حرمت مطرح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 7

7 ـ شكستن حرمت تعطيلى روز شنبه گناهى بزرگ در آيين يهود و در پى دارنده عذاب شديد

اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً

شدت عذاب، حكايت از بزرگى گناه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 165 - 6

6 ـ يهوديان متخلف از حكم روز شنبه ( حرمت تلاش براى كسب مال و صيد ماهى ) مردمانى فاسق و ظالم در پيشگاه خداوند

و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون

44- محمد(صلی الله علیه و آله) و محرمات يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 118 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) از محرماتى كه تنها براى ملت يهود وضع گرديده بود ، از راه وحى آگاه شد .

و على الذين هادوا حرّمنا ما قصصنا عليك من قبل

45- مراتب محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 3

3 - ارائه و نشر افكار خود به عنوان كتاب آسمانى ، داراى حرمتى شديدتر نسبت به تحرير و نوشتن آن

ثم يقولون هذا من عند اللّه

جمله «فويل للذين . ..» بيانگر حرمت نوشتن بافته هاى خويش به عنوان كتاب آسمانى است و جمله «يقولون ...» بيانگر حرمت نشر و ارائه آنهاست. از آن جا كه جمله دوم با حرف «ثم» آمده و «ثم» در اين جا براى تراخى رتبه اى است نه زمانى، دلالت مى كند كه: حرمت نشر و ارائه، از حرمت اصل كتابت شديدتر است.

46- ملاك تحريم محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 9

9 ـ پليدى و ناپاكى كردار ، ملاك تحريم آنها در اديان الهى

رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه

47- ملاك محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 9

9- زشتى و قباحت زنا و بيراهه بودن آن در ارضاى طبيعى غريزه جنسى ، ملاك حرمت آن است .

و لاتقربوا الزنى إنه كان فـحشة و ساء سبيلاً

جمله «إنه كان فاحشة و ساء سبيلاً» به منزله تعليل براى نهى است و مى تواند مفيد معناى ياد شده باشد.

48- ملاكهاى محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 11

11 ـ حرمت خوردن هر چيز آلوده كثيف و پليد

إلا أن يكون . .. فإنه رجس

با توجه به اينكه «رجس» به عنوان ملاك و تعليل حرمت موارد مذكور در آيه آورده شده، قابل تعميم به همه مواردى است كه رجس بودن آن ثابت شود.

49- منشأ محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 2

2 ـ وحى، تنها منبع تعيين كننده حرمت و حليت خوردنيهاست.

قل لا أجد فيما أوحى إلىّ محرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 8

8 ـ الهى بودن محرمات و قوانين نه گانه (پرهيز از شرك و . .. ) و خالى بودن آنها از كجى و انحراف، ايجاب كننده پيروى از آن فرمانها و سلوك بر اساس آن

و أن هذا صرطى مستقيماً فاتبعوه

حرف «فاء» در «فاتبعوه» سببيه است ; يعنى بيانگر اين است كه حقايق مطرح شده در «أن هذا . .. » (الهى بودن و ... )، علت لزوم پيروى است. گفتنى است كه تقدير «لام» علت بر «أن هــذا ... »، همان گونه كه نظر برخى از مفسران است، اين معنا را تأييد مى كند.

11- محروميت

1- محروميت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 9،14،15

9 ـ اراده الهى مبنى بر محروميّت حتمى شتابگران در كفر از بهره هاى اخروى

يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة

14 ـ اراده الهى بر محروم سازى كفرپيشگان از بهره هاى دنيوى نيست . *

يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة

مفهوم كلمه «فى الآخرة»، گوياى آن است كه اراده الهى بر محروم ساختن كافران از مواهب آخرت است، نه بهره هاى دنيوى.

15 ـ مهلت دادن خداوند به شتابگران در كفر ، براى محروم ساختن آنان از بهره هاى اخروى است ( سنّت استدراج ) .

يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة و لهم عذاب عظيم

جمله «يريد اللّه . .. »، مى تواند جواب اين سؤال باشد كه چرا با تلاش برخى از مردم در گسترش كفر، خداوند به آنان مهلت مى دهد.

2- آثار محروميت از آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 10

10ـ زيان كارى و خسارت واقعى انسان ، در عدم آمرزش گناهان و شامل نشدن رحمت خداوند بر اوست .

و إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخـسرين

3- آثار محروميت از ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 5

5 ـ خداوند ، مشركان را به دليل از دست دادن زمينه ايمان ، به عذاب استيصال تهديد فرمود .

قل فانتظروا إنى معكم من المنتظرين

4- آثار محروميت از حمايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 4

4- ذلّت و بدفرجامى كافران ، معلول برخوردار نبودن از ولايت و حمايت خداوند

دمّر اللّه عليهم . .. ذلك ... و أنّ الكـفرين لا مولى لهم

5- آثار محروميت از درك آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 16

16- هدايت پذيرى كسانى كه بر دل هايشان پرده افكنده شده و بر گوش هايشان سنگينى نشسته ( محرومان از درك و فهم آيات الهى ) ، ناممكن است .

و إن تدعهم إلى الهدى فلن يهتدوا إذًا أبدًا

«لن» براى نفى هميشگى است كه در آيه مورد بحث، با كلمه «أبداً» نيز بر آن تأكيد مجدد شده است; يعنى، چنين افرادى، هرگز و هيچ گاه، هدايت نخواهند شد و بايد از آنان مأيوس بود.

6- آثار محروميت از رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 12

12 ـ محروميت منافقان و كافران از رحمت الهى ، مايه رنج و عذاب هميشگى آنان

و لعنهم اللّه و لهم عذاب مقيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «عذاب مقيم» در نتيجه نفرين الهى به دورى آنان از رحمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 10

10ـ زيان كارى و خسارت واقعى انسان ، در عدم آمرزش گناهان و شامل نشدن رحمت خداوند بر اوست .

و إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخـسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 13

13- محروميت از رحمت الهى ، زمينه ساز همراهى با شيطان و دنباله روى كردن از او است .

إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن فتكون للشيطـن وليًّا

«فاء» در «فتكون» براى تفريع است و مراد از «عذاب» به قرينه «من الرحمـن» مى تواند قطع رحمت باشد كه از آن به خذلان تعبير مى شود.

7- آثار محروميت از عنايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 8

8 - نابينايى و بسته بودن راه درك انسان در قيامت ، تبلور محروميت او از توجه و عنايت خداوند

لم حشرتنى أعمى . .. كذلك اليوم تنسى

8- آثار محروميت از نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 63 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى و محروم ساختن خويش از آن

و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

9- آثار محروميت از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 2

2 - جاودانگى ظالمان و گمراهان ، در دوزخ ، نتيجه محروميت آنان از ولايت خدا و تكيه بر ولايت غير او است .

إنّ الظـلمين فى عذاب مقيم . و ما كان لهم من أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 4

4- ذلّت و بدفرجامى كافران ، معلول برخوردار نبودن از ولايت و حمايت خداوند

دمّر اللّه عليهم . .. ذلك ... و أنّ الكـفرين لا مولى لهم

10- آثار محروميت از هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 7

7 ـ محروميت از هدايت الهى ، موجب شتاب در انحراف و گرايش به سوى باطل

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 4

4 ـ نازل نشدن قرآن موجب اعتراض گمراهان و مشركان در قيامت به سبب نداشتن كتاب آسمانى و دور ماندن از هدايتهاى الهى

أو تقولوا لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

11- آثار محروميت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 7

7 - ارتداد برخى از مسلمانان سست ايمان صدراسلام و بازگشت دوباره آنان به آيين شرك ، به خاطر گرفتار شدن به بعضى از ناكامى هاى دنيوى

و من الناس من يعبد اللّه على حرف . .. انقلب على وجهه

12- آرزوى محروميت از تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 15

15 - آفريده شدن به صورت خاك و محروميت از شعور و تكليف از آغاز پيدايش ، آرزوى كافران در قيامت

و يقول الكافر يـليتنى كنت تربًا

13- آرزوى محروميت از شعور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 15

15 - آفريده شدن به صورت خاك و محروميت از شعور و تكليف از آغاز پيدايش ، آرزوى كافران در قيامت

و يقول الكافر يـليتنى كنت تربًا

14- حتميت محروميت فاسقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 33 - 3

3 ـ محروميت فاسقان از گرايش به ايمان و پذيرش آن ، حكم قطعى و غير قابل تخلف

كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون

15- دلايل محروميت اهل عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 98 - 1

1 ـ سرگذشت اقوام تكذيب كننده پيشين ، شاهد صدق اين ادعاست كه محكومان به عذاب استيصال ، توفيق ايمان آوردن را تا لحظه وقوع عذاب از دست خواهند داد .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون . .. فلولا كانت قرية ءامنت فنفعها إيمنها

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، جمله «فلولا كانت قرية آمنت»، مى تواند جواب براى شرط مقدر باشد و تقدير آن چنين مى شود: «إن كنت فى شك من هذا فلولا كانت . ..»; يعنى، اگر در اين مطلب (كسانى كه از سوى خداوند محكوم به عذاب استيصال شوند تا لحظه وقوع عذاب، ايمان نخواهند آورد) ترديد داريد، پس بگوييد: چرا و به چه دليل، اقوام تكذيب كننده پيشين تا لحظه وقوع عذاب ايمان نياوردند؟

16- زمينه محروميت از تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 7 - 8

8 - ثروتمندان ، در خطر محروميت از تزكيه و تصفيه باطن *

أمّا من استغنى . .. ألاّ يزّكّى

برداشت ياد شده براساس احتمالى است كه در معناى «استغنى» داده شده كه مراد غنى و ثروتمند بودن است.

17- زمينه محروميت از حلال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 1 - 7

7 - جلب رضايت زنان ، نبايد منجر به محروميت همسران از مباحات و حلال هاى الهى شود .

لِمَ تحرّم ما أحلّ اللّه لك تبتغى مرضات أزوجك

18- زمينه محروميت از درك حقايق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 2

2 - مصروف داشتن همه تلاش هاى علمى و فكرى در امور دنيايى درپى دارنده خطر محروم شدن از درك حقايق اخروى

بل ادّرك علمهم فى الأخرة

كافران بدان علت از فهم و درك امور اخروى ناتوان شدند كه تمام توان علمى خود را خرج دنيايشان كردند.

19- زمينه محروميت از رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 14

14- روى گردانى از پرستش خداوند ، زمينه ساز محروميت از رحمت واسعه او است .

يـأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

20- زمينه محروميت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 12

12- انسان ها خود ، در بهره بردن يا محروميت از هدايت قرآن نقش اصلى را دارند .

من القرءان ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا

وصف «مؤمنين» و «ظالمين» مشعر به عليت است; يعنى، روحيه حق پذيرى مؤمن، زمينه بهرهورى وى از شفا و روحيهء حق ناپذيرى ظالم، عامل محروميت وى از قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 11

11- موقعيت برتر اقتصادى و اجتماعى و بهره مندى هاى مادى ، زمينه ساز غفلت از حق و بهره نبردن از آيات قرآن

و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

21- زمينه محروميت از هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 12

12 ـ ظلم زمينه و موجب محروميت ظالمان از هدايتهاى خداوند است.

فمن أظلم . .. إن الله لا يهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 9

9 - تبعيت جاهلانه از هواى نفس ، درپى دارنده محروميت از هدايت الهى و عامل غوطهور شدن در گمراهى است .

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم بغير علم فمن يهدى من أضلّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 14،15

14- استكبار در برابر قرآن ، ظلم و مايه محروميت از هدايت الهى

و استكبرتم إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين

از منطبق شدن عنوان ظالم بر «مستكبر»، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

15- برخوردارى از هدايت الهى و يا محروم ماندن از آن ، معلول تلاش و عملكرد خود انسان

كفرتم به . .. و استكبرتم إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين

گرچه در اين آيه، فعل «لايهدى» به خداوند نسبت داده شده است; اما از آن جا كه عدم هدايت، بر كفر و استكبار ـ كه عمل اختيارى انسان است ـ مترتب شده، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 13

13- استكبار و خودبرتربينى ، مايه محروميت از هدايت وحى و تكذيب آن

و استكبرتم . .. و قال الذين كفروا ... لو كان خيرًا ما سبقونا إليه و إذ لم يهتدوا

با توجه به آيات پيشين و نيز با توجه به صدر و ذيل آيه، استفاده مى شود كه بهره مند نشدن كافران از هدايت قرآن و تكذيب آن از سوى ايشان، ناشى از استكبار و خودبرتربينى آنان است.

22- زيان محروميت از حمايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 17

17 - از دست دادن پشتيبانى و حمايت خدا ، خسران واقعى براى انسان است .

و من يضلل اللّه فما له من ولىّ من بعده . .. إنّ الخـسرين الذين خسروا أنفسهم و أه

23- شگفتى محروميت از اداى زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 14

14 - سرپيچى كافران اهل كتاب و مشركان ، از پذيرش اسلام و محروم ساختن خويش از توحيد ، اعتدال ، نماز و زكات ، شگفت آور است .

لم يكن الذين كفروا . .. منفكّين ... و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه ... حنفاء و ي

چنانچه جمله «و ما أمروا. ..»، ناظر به اوامر اسلامى باشد، مفاد آيه ـ با توجّه به ارتباط آن با آغاز سوره ـ اين مى شود كه مگر اسلام، چه اوامرى دارد كه كافران، همچنان از مرام خود منفكّ نشده و به اين دين روى نمى آورند؟!; اين دين كه سراسر توحيد و نماز و زكات است، چه فرمان نادرستى در آن است كه آنان از پذيرش اين دين، امتناع مىورزند؟!.

24- شگفتى محروميت از اعتدال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 14

14 - سرپيچى كافران اهل كتاب و مشركان ، از پذيرش اسلام و محروم ساختن خويش از توحيد ، اعتدال ، نماز و زكات ، شگفت آور است .

لم يكن الذين كفروا . .. منفكّين ... و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه ... حنفاء و ي

چنانچه جمله «و ما أمروا. ..»، ناظر به اوامر اسلامى باشد، مفاد آيه ـ با توجّه به ارتباط آن با آغاز سوره ـ اين مى شود كه مگر اسلام، چه اوامرى دارد كه كافران، همچنان از مرام خود منفكّ نشده و به اين دين روى نمى آورند؟!; اين دين كه سراسر توحيد و نماز و زكات است، چه فرمان نادرستى در آن است كه آنان از پذيرش اين دين، امتناع مىورزند؟!.

25- شگفتى محروميت از توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 14

14 - سرپيچى كافران اهل كتاب و مشركان ، از پذيرش اسلام و محروم ساختن خويش از توحيد ، اعتدال ، نماز و زكات ، شگفت آور است .

لم يكن الذين كفروا . .. منفكّين ... و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه ... حنفاء و ي

چنانچه جمله «و ما أمروا. ..»، ناظر به اوامر اسلامى باشد، مفاد آيه ـ با توجّه به ارتباط آن با آغاز سوره ـ اين مى شود كه مگر اسلام، چه اوامرى دارد كه كافران، همچنان از مرام خود منفكّ نشده و به اين دين روى نمى آورند؟!; اين دين كه سراسر توحيد و نماز و زكات است، چه فرمان نادرستى در آن است كه آنان از پذيرش اين دين، امتناع مىورزند؟!.

26- شگفتى محروميت از نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 14

14 - سرپيچى كافران اهل كتاب و مشركان ، از پذيرش اسلام و محروم ساختن خويش از توحيد ، اعتدال ، نماز و زكات ، شگفت آور است .

لم يكن الذين كفروا . .. منفكّين ... و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه ... حنفاء و ي

چنانچه جمله «و ما أمروا. ..»، ناظر به اوامر اسلامى باشد، مفاد آيه ـ با توجّه به ارتباط آن با آغاز سوره ـ اين مى شود كه مگر اسلام، چه اوامرى دارد كه كافران، همچنان از مرام خود منفكّ نشده و به اين دين روى نمى آورند؟!; اين دين كه سراسر

توحيد و نماز و زكات است، چه فرمان نادرستى در آن است كه آنان از پذيرش اين دين، امتناع مىورزند؟!.

27- عوامل محروميت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 10

10 ـ محروميّت و يا برخوردارى از بهره هاى اخروى ، نتيجه عملكرد انسان

و لا يحزنك الّذين يسارعون الكفر . .. يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة

گر چه خداوند محروم كردن كفرپيشگان را از بهره اخروى به خود نسبت داده است: يريد اللّه . .. ولى اين محروميّت به دليل «يسارعون ... »، نتيجه عملكرد خود آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 27 - 7،9

7 ـ پيروى از آراء و انديشه هاى هواپرستان ، مايه دورى از رحمت الهى

و اللّه يريد ان يتوب عليكم و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

از تقابل اراده الهى به رحمت با اراده هواپرستان به انحراف، استفاده مى شود كه پيروى از هواپرستان عامل دورى از رحمت خداوند است.

9 ـ هواپرستى و شهوترانى ، مايه دورى از رحمت الهى

و اللّه يريد ان يتوب عليكم و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

28- عوامل محروميت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 10

10 - نافرمانى آدم و حوا ، مايه محروميت آنان از وعده خداوند به تأمين پوشاك آنان در بهشت شد .

إنّ لك . .. لاتعرى ... فبدت لهما سوءتهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 1

1 - آدم ( ع ) و حوا ، در پى تناول از درخت منع شده ، صلاحيت سكونت در بهشت را از دست دادند .

فأكلا منها . .. قال اهبطا منها

«إهبطا» ممكن است خطاب به آدم (ع) و حوا و يا خطاب به آدم(ع) و ابليس باشد در صورت دوم، حوا به خاطر اين كه در عصيان و پى آمد آن تابع آدم بوده، مورد خطاب قرار نگرفته است. در هر دو صورت برداشت ياد شده، به دست مى آيد.

29- عوامل محروميت از آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 28 - 6

6 - تكذيب آيات الهى ، مايه گرفتارى به عذاب جهنم و محروميت از لذّت برودت و آشاميدن آب در آخرت

إنّ جهنّم . .. لايذوقون ... و كذّبوا بـايـتنا كذّابًا

30- عوامل محروميت از آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 1،5،6

1- مرگ كافران مخالف راه خدا در حال كفر ، مايه محروميت ابدى از عفو و رحمت الهى

إنّ الذين كفروا و . .. فلن يغفر اللّه لهم

مرگ كافران مخالف راه خدا در حال كفر، مايه محروميت ابدى از عفو و رحمت الهى

5- اطاعت نداشتن از خدا و رسول او ، منتهى به عنادورزى با دين و محروميت ابدى از غفران الهى *

يـأيّها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه و . .. إنّ الذين كفروا و ... فلن يغفر اللّه له

از ارتباط «أطيعوا اللّه و. ..» با «إنّ الذين كفروا و...»، مطلب بالا استفاده مى شود.

6- نقش اعمال خود انسان ، در محروميت او از رحمت و غفران بى كران الهى

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. فلن يغفر اللّه لهم

«فا» در «فلن يغفر اللّه» مى رساند كه عدم غفران، نتيجه فعل خود كافران است (كفروا و صدّوا)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 6 - 7

7 - فسق و انحراف از حق ، موجب محروميت از هدايت و غفران الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين

31- عوامل محروميت از آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 9

9 ـ جرم پيشگى و تبه كارى ، موجب محروميت از غفران و رحمت الهى

لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

32- عوامل محروميت از امداد خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 12

12 - ظلم ، موجب محروميت از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان در هنگام مرگ و روز قيامت

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

از ياد شدن كافران و مشركان با عنوان ظالمان، برداشت بالا به دست مى آيد.

33- عوامل محروميت از امداد دوست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 12

12 - ظلم ، موجب محروميت از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان در هنگام مرگ و روز قيامت

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

از ياد شدن كافران و مشركان با عنوان ظالمان، برداشت بالا به دست مى آيد.

34- عوامل محروميت از امداد هاى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 10 - 4

4 - حسابرسى و سنجش نهان كارى ها و نيت هاى انسان ، مايه ناتوانى او از هرگونه دفاع و محروميت او از كمترين يار و ياور در قيامت

يوم تبلى السرائر . فما له من قوّة و لا ناصر

حرف «فاء» در «فما له من. ..»، نبود قوت و ناصر را بر «تبلى السرائر» تفريع كرده و آن را نتيجه حسابرسى قرار داده است; يعنى، روز قيامت با متمايز شدن سريره هاى نيك و بد، راهى جز پذيرفتن جزاى آن براى انسان باقى نمى ماند; زيرا نه او را ياراى انكار است و نه كسى به حمايت از او برخواهد خاست.

35- عوامل محروميت از امدادهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 6

6 ـ لغزش مؤمنان مجاهد در جبهه هاى نبرد ، موجب محروم شدن آنان از امداد هاى الهى نخواهد شد .

و يوم حنين . .. ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته ... و أنزل جنوداً لم تروها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 9

9ـ خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت پيروى از آراى يهود و نصارا به محروم كردن از يارى و حفاظت خويش تهديد كرد .

لـئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من الله من ولىّ ولاواق

«ولىّ» به معناى ياور و «واق» اسم فاعل از «وقاية» به معناى نگهدارنده است. «من الله» مى تواند متعلق به محذوف و حال براى «ولىّ» و «واق» باشد. بر اين مبنا جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو از جانب خداوند هيچ ياور و نگه دارنده اى نخواهد بود ; يعنى، امدادهاى خداوند به تو نخواهد رسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 10 - 6

6 - بخلورزى و احساس بى نيازى از پاداش هاى الهى و تكذيب آن ، مايه محروميت از امداد هاى خداوند در دنيا و گرفتارى به فرجامى سخت در آخرت است .

و أمّا من بخل و استغنى . و كذّب بالحسنى . فسنيسّره للعسرى

مراد از «عسرى» ـ به قرينه آيه بعد ـ زمان سقوط و هلاكت است و بر دنيا و آخرت تطبيق مى كند. آيه «و إنّ لنا للآخرة و الاُولى» نيز مؤيد تعميم به آن دو است.

36- عوامل محروميت از امكانات مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 6

6- رفتار و عقايد پيشينيان و نياكان ، در محروميت و يا برخوردارى از امكانات معنوى و مادى آيندگان و اسلاف ، نقش اساسى دارد .

و ما منعنا أن نرسل بالأيـت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 10

10 - تكذيب پيامبران الهى از سوى ملت ها ، موجب محروميت آنان از مال و امكانات و نعمت هاى خداوند نمى شود .

و ما بلغوا معشار ما ءاتينـهم فكذّبوا رسلى فكيف كان نكير

37- عوامل محروميت از امكانات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 6

6- رفتار و عقايد پيشينيان و نياكان ، در محروميت و يا برخوردارى از امكانات معنوى و مادى آيندگان و اسلاف ، نقش اساسى دارد .

و ما منعنا أن نرسل بالأيـت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

38- عوامل محروميت از بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 3

3 - لجاجت ، حق ناپذيرى و دورى از ايمان ، موجب محروميت از شناخت درست حقايق الهى و از دست دادن بصيرت و بينايى

فهم لايؤمنون . .. فأغشينـهم فهم لايبصرون

39- عوامل محروميت از بهشت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 1

1 - آدم ( ع ) و حوا ، در پى تناول از درخت منع شده ، صلاحيت سكونت در بهشت را از دست دادند .

فأكلا منها . .. قال اهبطا منها

«إهبطا» ممكن است خطاب به آدم (ع) و حوا و يا خطاب به آدم(ع) و ابليس باشد در صورت دوم، حوا به خاطر اين كه در عصيان و پى آمد آن تابع آدم بوده، مورد خطاب قرار نگرفته است. در هر دو صورت برداشت ياد شده، به دست مى آيد.

40- عوامل محروميت از پاداش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 13،16

13 ـ آدمى با اعمال، خويش خود را محروم از خير و ثواب مى سازد و به ورطه هلاكت و تباهى مى اندازد.

أن تبسل نفس بما كسبت

«بسل» به معنى منع و حبس است و نتيجه آن هلاكت و تباهى است. در لسان العرب آمده است: «أبسلت فلانا إذا أسلمته للهلكة».

16 ـ بازيچه قرار دادن دين موجب تباهى و محروميت از خير و ثواب مى شود.

و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا . .. و ذكر به أن تبسل نفس

در آيه قبل سخن از بازيگرى با دين بود و جمله «ذكر به . .. » در مقام هشدار و بيان نتيجه كار آنان است.

41- عوامل محروميت از ثروت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 27 - 3

3 - بخل و محروم كردن بينوايان از اموال خويش ، از عوامل زوال نعمت و محروميت صاحبان ثروت و مكنت

أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. بل نحن محرومون

42- عوامل محروميت از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 46 - 5

5 ـ بى ايمانى و سست باورى ، مايه محروميت از توفيق الهى براى شركت در جهاد

و لكن كره اللّه انبعاثهم فثبطهم و قيل اقعدوا مع القعدين

43- عوامل محروميت از حمايت دوستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 35 - 2

2 - ايمان نياوردن و ترغيب نكردن ديگران به تغذيه گرسنگان و بينوايان ، سبب محروميت از حمايت نزديكان و دوستان صميمى در قيامت

إنّه كان لايؤمن . .. فليس له اليوم هـهنا حميم

44- عوامل محروميت از خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 13،16،18

13 ـ آدمى با اعمال، خويش خود را محروم از خير و ثواب مى سازد و به ورطه هلاكت و تباهى مى اندازد.

أن تبسل نفس بما كسبت

«بسل» به معنى منع و حبس است و نتيجه آن هلاكت و تباهى است. در لسان العرب آمده است: «أبسلت فلانا إذا أسلمته للهلكة».

16 ـ بازيچه قرار دادن دين موجب تباهى و محروميت از خير و ثواب مى شود.

و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا . .. و ذكر به أن تبسل نفس

در آيه قبل سخن از بازيگرى با دين بود و جمله «ذكر به . .. » در مقام هشدار و بيان نتيجه كار آنان است.

18 ـ كسانى كه با اعمال نارواى خود، خويشتن را تباه و محروم از خير نموده اند، هيچ دوست و ياور و شفيعى در بين مخلوقات نخواهند داشت.

أن تبسل نفس بما كسبت ليس لها من دون الله ولى و لا شفيع

45- عوامل درك حقايق محروميت از

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 2

2- عملكرد خود آدميان ( كفر و دنياگرايى ) ، عامل محروميت آنان از درك حقايق معنوى است .

من كفر بالله . .. بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا ... أُولـئك الذين طبع الله على قل

الذين طبع الله . ..» در مقام بيان مجازات كسانى است كه با اختيار خود به كفر گرويدند و دنيا را بر آخرت ترجيح دادند كه در آيه قبل از آن سخن به ميان آمده است. بنابراين همين گزينش و انتخاب ـ كه عملى است اختيارى ـ موجب مجازات «طبع قلب» مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 8

8 - كوردلى ، موجب محروميت از فهم حقايق و پندپذيرى

أفلم يسيروا . .. فإنّها لاتعمى الأبصـر و لـكن تعمى القلوب التى فى الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 11

11 - تكبر و تجاوزگرى ، موجب محروميت از درك صحيح حقايق الهى و مانع از پذيرش آن مى شود .

كذلك يضلّ اللّه . .. كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار

46- عوامل محروميت از درك دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 3 - 8

8 - مردمى كه دل هايشان مهر شده ، از درك حقايق و معارف دينى و الهى محروم اند .

فطبع على قلوبهم فهم لايفقهون

47- عوامل محروميت از دعاى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 13

13 ـ نفاق و كفر و مرگ در حال فسق ، مايه محروميت از فيض نماز و دعاى اهل ايمان

و لاتصل . .. إنهم كفروا باللّه و رسوله و ماتوا و هم فسقون

48- عوامل محروميت از رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 60 - 3،4

3ـ انكار ربوبيت خدا و نافرمانى از دستورات پيامبران ، موجب لعنت خدا و دورى از رحمت اوست .

و أُتبعوا فى هـذه الدنيا لعنة و يوم القيـمة ألا إن عادًا كفروا ربهم

4ـ پيروى از طاغوت ها و سركشان ، موجب دورى از رحمت خدا در دنيا و آخرت است .

و اتبعوا أمر كل جبار عنيد. و أُتبعوا فى هـذه الدنيا لعنة و يوم القيـمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 95 - 3

3ـ شركورزى ، ستمگرى ، كم فروشى و بى عدالتى در مبادلات ، عامل هاى دورى از رحمت خدا و زمينه ساز هلاكت است .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا . .. ألا بُعدًا لمدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 8

8- رحمت الهى ، امرى اصيل و مستمر ، و محروميت از آن نتيجه عملكرد خود انسان است .

عسى ربّكم أن يرحمكم و إن عدتم عدنا

در اين آيه خداوند همه انسانها حتى گنهكاران را به رحمت خود اميدوار ساخته است: «اگر شما به گناه و فساد باز گرديد، كيفر و عذاب ما هم مجدداً به سراغ شما خواهد آمد». از اين سخن، نتيجه گرفته مى شود كه گرفتار شدن به عذاب خداوند و محروميت از رحمت او، حاصل عملكرد خود انسان است و رحمت خداوند همواره، اصيل و مستمر مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 41 - 7

7 - ظلم و بيدادگرى ، مايه دور شدن از رحمت خدا و گرفتار شدن به خشم و غضب او

فبعدًا للقوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 110 - 5

5 - به تمسخر گرفتن مؤمنان و مضحكه قرار دادن آنان ، مايه محروميت از لطف و رحمت الهى

فاتّخذتموهم سخريًّا . .. و كنتم منهم تضحكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 23 - 2

2 - قذف زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ( نسبت دادن زنا به آنان ) ، در پى دارنده خشم الهى و محروميت از رحمت او

إنّ الذين يرمون المحصنـت الغـفلـت المؤمنـت لعنوا فى الدنيا و الأخرة

«لعن» (مصدر «لعنوا»)، به معناى طرد كردن و دور ساختن فرد از خير و نيكى است (لسان العرب). و هم چنين طرد برخاسته از خشم و غضب مى باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 9

9 ـ جرم پيشگى و تبه كارى ، موجب محروميت از غفران و رحمت الهى

لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 57 - 3

3 - آزار دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درپى دارنده محروميت از رحمت خداوند است .

إنّ الذين يؤذون اللّه و رسوله لعنهم اللّه فى الدنيا و الأخرة

«لعن» در لغت، به معناى «طرد و دور كردن از روى غضب و ناراحتى» است. لعن خدا در دنيا، به معناى بريده شدن از قبول رحمت الهى است (مفردات راغب).

49- عوامل محروميت از رحمت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 42 - 2

2 - كفر و عصيان ، در پى دارنده لعنت خدا و عامل دور شدن انسان از رحمت الهى

و أتبعنـهم فى هـذه الدنيا لعنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 9

9 - ستم پيشگى ، موجب پذيرفته نشدن عذر آدمى از گناه ، محروميت از رحمت خدا و جاى گرفتن در سراى بد

يوم لاينفع الظـلمين معذرتهم و لهم اللعنة و لهم سوء الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 4

4 - شرك ، گناهى بس بزرگ و موجب محروميت از رحمت الهى در قيامت

و لـكن يدخل من يشاء فى رحمته والظـلمون. .. أم اتّخذوا من دونه أولياء

از آيه قبل استفاده مى شود كه ظالمان از رحمت الهى به دوراند (يدخل من يشاء فى رحمته و الظالمون ما لهم. ..) و از آن جا كه شرك مصداق بارز ظلم به شمار مى آيد، مى توان مطلب بالا را برداشت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 8

8 - جرم پيشگى و استمرار ارتكاب گناه ، عامل محروميت از رحمت الهى در قيامت

و كنتم قومًا مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 1،6

1- مرگ كافران مخالف راه خدا در حال كفر ، مايه محروميت ابدى از عفو و رحمت الهى

إنّ الذين كفروا و . .. فلن يغفر اللّه لهم

مرگ كافران مخالف راه خدا در حال كفر، مايه محروميت ابدى از عفو و رحمت الهى

6- نقش اعمال خود انسان ، در محروميت او از رحمت و غفران بى كران الهى

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. فلن يغفر اللّه لهم

«فا» در «فلن يغفر اللّه» مى رساند كه عدم غفران، نتيجه فعل خود كافران است (كفروا و صدّوا)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 10 - 13

13 - تفرقه و اختلاف در جامعه اسلامى به بى تفاوتى در قبال آن ، مايه محروميت از رحمت الهى

فأصلحوا بين أخويكم و اتّقوا اللّه لعلّكم ترحمون

فرمان «اتّقوا اللّه» هم نظر به كسانى دارد كه با يكديگر اختلاف دارند و هم كسانى كه موظف به رفع اختلاف اند. از اين نكته، استفاده مى شود كه اگر مسلمانان به وظيفه خود عمل نكنند و به اختلاف ها پايان ندهند، نبايد دل به رحمت الهى ببندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 31 - 7

7 - ظلم ، موجب محروميت از رحمت خداوند و گرفتار آمدن به عذاب دردناك الهى است .

يدخل من يشاء فى رحمته و الظـلمين أعدّ لهم عذابًا أليمًا

50- عوامل محروميت از رستگارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 3 - 4

4 - آميختن زندگى به لغو و بيهودگى ، نشانه ضعف ايمان و مايه محروميت از رستگارى است .

قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم عن اللغو معرضون

51- عوامل محروميت از رستگارى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 4 - 4

4 - امتناع از پرداخت زكات ، نشانه ضعف ايمان و مايه حرمان از رستگارى اخروى است .

قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم للزكوة فـعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 8 - 4

4 - خيانت كارى و پيمان شكنى ، نشانه ضعف ايمان و مايه محروميت از سعادت اخروى

قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم لأمـنـتهم و عهدهم رعون

52- عوامل محروميت از زندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 9

9 - محروميت از توشه هاى اخروى ، مايه ناكامى از زندگى حقيقى ; حتى در آخرت

لحياتى

لام در «لحياتى» براى تحليل است و «حياة» ممكن است مصدر و به معناى «زنده شدن» باشد. بنابراين مفاد آيه شريفه اين مى شود كه: اى كاش! براى زنده شدن خود، از پيش توشه اى تهيه ديده بودم. اين گفته نشان مى دهد كه در آخرت، خطاكاران آرزوى زنده شدن داشته و خود را از حيات واقعى محروم مى بينند.

53- عوامل محروميت از سرماى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 28 - 6

6 - تكذيب آيات الهى ، مايه گرفتارى به عذاب جهنم و محروميت از لذّت برودت و آشاميدن آب در آخرت

إنّ جهنّم . .. لايذوقون ... و كذّبوا بـايـتنا كذّابًا

54- عوامل محروميت از سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 3،5،6

3 ـ اقوام پيامبران گذشته ، با تكذيب آيات و نشانه هاى الهى ، سرمايه سعادت خويش را از كف دادند .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

5 ـ تكذيب آيات الهى ، در پى دارنده خسران و بر باد رفتن سرمايه سعادت انسان است .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

6 ـ تكذيب قرآن ، مايه خسران و از دست دادن سرمايه سعادت است .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

55- عوامل محروميت از سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 5 - 4

4 - دست يازيدن به آلودگى هاى جنسى ، برخاسته از ضعف ايمان و مايه محروم شدن از سعادت اخروى است .

قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم لفروجهم حـفظون

56- عوامل محروميت از شفابخشى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 12

12 - محروميت انسان از هدايت و شفاى قرآن ، معلول شرايط و قابليت هاى روحى خود او است .

و الذين لايؤمنون فى ءاذانهم وقر

بنابراين كه جمله «فى آذانهم وقر» به منزله علت براى عدم ايمان كافران باشد، از آيه استفاده مى شود كه ايمان نياوردن كافران و بى بهره ماندن آنان از قرآن، ناشى از وضعيت فكرى و روحى خود آنان است.

57- عوامل محروميت از شفاعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 20،21

20 ـ گرفتارى به عذاب و محروميت از شفاعت، نتيجه بازيچه قرار دادن دين است.

الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا . .. أولئك الذين أبسلوا بما كسبوا

21 ـ عذاب قيامت و محروميت از شفاعت، بازتاب اعمال انسان است.

ليس لها من دون الله . .. أولئك الذين أبسلوا بما كسبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 100 - 1

1 - شرك به خدا ، مايه محروميت از شفاعت شفيعان در قيامت

إذ نسوّيكم بربّ العـلمين . .. فما لنا من شفعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 12

12 - ظلم ، موجب محروميت از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان در هنگام مرگ و روز قيامت

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

از ياد شدن كافران و مشركان با عنوان ظالمان، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 48 - 1

1 - ترك فريضه نماز ، اطعام مساكين ، گذراندن عمر به بطالت و تكذيب روز جزا ، از عوامل محروميت انسان از شفاعت در قيامت

قالوا لم نك من المصلّين . .. و كنّا نكذّب بيوم الدين ... فما تنفعهم شفاعة الشـفع

58- عوامل محروميت از شفاعت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 7

7- كفر ، مايه محروميت انسان از شفاعت شفيعان در قيامت است .

لو يعلم الذين كفروا . .. و لا هم ينصرون

59- عوامل محروميت از عنايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 7

7 - غفلت از آيات و هدايت هاى خداوند و به فراموشى سپردن آنها ، از عوامل محروميت انسان از توجه و عنايت او ، در قيامت

أتتك ءايـتنا فنسيتها و كذلك اليوم تنسى

مراد از نسيان در «نسيتها» به قرينه «من أعرض عن ذكرى» (در آيات پيشين) بى توجهى و روى گردانى از آيات الهى است. و تقابل آن با «تنسى»، گوياى اين نكته است كه نسيان در آن كلمه نيز، به معناى اعراض و ترك مى باشد.

60- عوامل محروميت از فضل خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 26

26 - رواج دادن فساد در جامعه ، موجب محروميت از لطف و محبت خداوند است .

و لاتبغ الفساد فى الأرض إنّ اللّه لايحبّ المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 45 - 7

7 - كفر ، موجب محروميت از تفضل الهى ، در آخرت است .

ليجزى الذين . .. من فضله إنّه لايحبّ الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 26 - 8

8 - كفر ، مانع بهره مندى از نتايج دعا و موجب محروميت از تفضل الهى است .

الذين ءامنوا . .. و يزيدهم من فضله و الكـفرون لهم عذاب شديد

به قرينه مقابله بين دو فراز آيه، مى توان استفاده كرد كه كافران از تفضل خداوند بى بهره اند.

61- عوامل محروميت از فهم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 3

3 - لجاجت و حق ناپذيرى ، موجب محروميت از فهم صحيح حقايق الهى

فهم لايؤمنون . إنّا جعلنا فى أعنـقهم أغلـلاً ... فهم مقمحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 3

3 - لجاجت ، حق ناپذيرى و دورى از ايمان ، موجب محروميت از شناخت درست حقايق الهى و از دست دادن بصيرت و بينايى

فهم لايؤمنون . .. فأغشينـهم فهم لايبصرون

62- عوامل محروميت از فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 8

8- افتادن حجاب نامرئى بر ديدگان كافران و محروم شدن آنان از شنيدن و درك وحى ، معلول تصميم آنها مبنى بر عدم ايمان به آخرت است .

بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا

تعبير «الذين لايؤمنون بالأخرة» - به صورت جمله وصفيه - و فعل مضارع به جاى «الكافرين» مى تواند به اين معنا باشد كه جعل حجاب از سوى خدا، به خاطر اين خصلت و گزينش از سوى كافران بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 3

3- محروميت از درك صحيح حقايق قرآن ، پيامد حق ناپذيرى و كفرپيشگى كافران

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 12

12- محروم شدن از درك پيام هاى قرآن ، كيفر بى اعتنايى به آيات خدا و فرو رفتن در غفلت از گناهان است .

ذكّر بأيـت ربّه فأعرض عنها . .. إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 8

8 - اعراض از قرآن ، عامل محروميت از فهم آيات و معارف آن

فأعرض أكثرهم فهم لايسمعون

برداشت بالا بر اين اساس است كه «لايسمعون» به معناى «لا يفهمون» باشد; چنانكه «مفردات» در مفهوم «سمع» اين معنا را آورده است.

63- عوامل محروميت از فيض خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 115 - 9

9 ـ نقش عمل خود انسان ، در محروميت از فيض و هدايت الهى

ما كان اللّه ليضل قوماً . .. حتى يبين لهم ما يتقون

از اينكه خداوند هيچ كس را قبل از بيان حكم، در گمراهى رها نمى سازد، استفاده مى شود كه اگر حكمى بيان شد و انسان، على رغم معرفت و شناخت، از گناه پرهيز نكرد، خداوند وى را در گمراهى رها خواهد كرد.

64- عوامل محروميت از لطف خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 14،15

14 ـ غفلت از خدا و فرمان هاى او ، عامل سلب شدن عنايت خدا نسبت به انسان و نيازهايش

نسوا اللّه فنسيهم

15 ـ نقش اصلى عملكرد انسان ، در محروميتش از لطف و عنايت الهى

نسوا اللّه فنسيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 110 - 5

5 - به تمسخر گرفتن مؤمنان و مضحكه قرار دادن آنان ، مايه محروميت از لطف و رحمت الهى

فاتّخذتموهم سخريًّا . .. و كنتم منهم تضحكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 26

26 - رواج دادن فساد در جامعه ، موجب محروميت از لطف و محبت خداوند است .

و لاتبغ الفساد فى الأرض إنّ اللّه لايحبّ المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 2

2 - انكار حق و لجاج و عناد در برابر آن مايه دورى انسان از خدا و محروميت از عنايت وى

قل أرءيتم

با توجه به اعراض خداوند از خطاب مستقيم به مشركان لجوج، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

65- عوامل محروميت از معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 5

5- تكذيب ها و برخورد هاى نارواى پيشينيان با معجزات الهى ، سبب محروميت نسل هاى بعد از دريافت آن

و ما منعنا أن نرسل بالأيـت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

66- عوامل محروميت از نصرت اخروى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 65 - 2

2 - روى گردانى از خدا در دنيا ، مايه محروميت از نصرت او در آخرت

لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون

مراد از «اليوم» (امروز) آخرت است; زيرا خداوند به هنگام عذاب استيصال با محكومين آن، سخن نمى گويد.

67- عوامل محروميت از نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 25

25 - خوددارى از نصرت دين خدا ، موجب محروميت انسان از يارى و حمايت او

و لينصرنّ اللّه من ينصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 2

2 - كبرورزى مرفهان كفرپيشه ، در برابر آيات الهى ( قرآن ) و تكذيب آن ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند در قيامت

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايـتى تتلى عليكم ... تنكصون . مستكبرين به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 14

14 - انتخاب غير خدا به عنوان ولى در دنيا ، مايه محروميت از ولايت و نصرت الهى در قيامت

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

68- عوامل محروميت از نصرتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 12

12- تمايل به كافران ، مايه تنها ماندن انسان و محروم شدن از نصرت خداوند

تركن إليهم شيئًا قليلاً. إذًا لأذقنـك ... ثمّ لاتجد لك علينا نصيرًا

69- عوامل محروميت از نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 160 - 3،4،12

3 ـ ظلم يهود ، موجب محروميت آنان از برخى نعمت هاى پاكيزه *

فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم

بدان احتمال كه مراد از تحريم، تحريم تكوينى باشد ; بنابراين «حرمنا . ..» به اين معنا است كه خداوند يهود را از دستيابى به برخى طيبات محروم ساخت.

4 ـ ظلم ، زمينه ساز محروميت انسان از مواهب خدادادى *

فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم

برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: من زرع حنطة فى ارض فلم يزك زرعه او خرج زرعه كثير الشعير فبظلم عمله . .. او بظلم لمزارعيه و اكرته لان اللّه عزوجل يقول: فبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيبت ... .


كافى، ج 5، ص 306، ح 9; نورالثقلين، ج 1، ص 572، ح 665.

12 ـ محروميت آدمى از نعمت هاى الهى و مواهب طبيعى ، نتيجه اعمال خود وى

فبظلم من الذين . .. حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «تحريم» تحريم تكوينى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 117 - 8

8 - ابليس ، دشمن و بدخواه انسان و در صدد محروم ساختن او از نعمت هاى الهى و گرفتار ساختن او به رنج و سختى

إنّ هـذا عدوّ لك و لزوجك . .. فتشقى

طرح خصومت ابليس با حوا، گوياى آن است كه وى با تمامى انسان ها دشمن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 10

10 - تكذيب پيامبران الهى از سوى ملت ها ، موجب محروميت آنان از مال و امكانات و نعمت هاى خداوند نمى شود .

و ما بلغوا معشار ما ءاتينـهم فكذّبوا رسلى فكيف كان نكير

70- عوامل محروميت از نعمت هاى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 11

11 - هدف قرار دادن دنيا ، باعث محروميت كامل از موهبت هاى جهان آخرت

من كان يريد حرث الأخرة . .. يريد حرث الدنيا ... و ما له فى الأخرة من نصيب

71- عوامل محروميت از نعمتهاى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 5

5 - جرم پيشگى ، عامل محروميت از نعمت ها و موهبت هاى بهشت

إنّكم مجرمون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّكم مجرمون» در مقام تعليل براى مطالب پيشين است.

72- عوامل محروميت از نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 13

13 ـ نفاق و كفر و مرگ در حال فسق ، مايه محروميت از فيض نماز و دعاى اهل ايمان

و لاتصل . .. إنهم كفروا باللّه و رسوله و ماتوا و هم فسقون

73- عوامل محروميت از وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 5

5 - اگر پيامبر (صلی الله علیه و آله) كوچك ترين افترا و دروغى بر خدا مى بست ، كذب وى فاش و از نعمت دريافت وحى محروم مى شد .

أم يقولون افترى على اللّه كذبًا فإن يشإِ اللّه يختم على قلبك

بنابراين كه جمله «فإن يشإ اللّه. ..» پاسخ اتهام مشركان باشد، مى توان استفاده كرد كه اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) دروغ و افترايى بر خدا مى بست، خداوند قلب او را مهر و موم مى كرد و در نتيجه از دريافت وحى، محروم مى ماند.

74- عوامل محروميت از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 9

9ـ خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت پيروى از آراى يهود و نصارا به محروم كردن از يارى و حفاظت خويش تهديد كرد .

لـئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من الله من ولىّ ولاواق

«ولىّ» به معناى ياور و «واق» اسم فاعل از «وقاية» به معناى نگهدارنده است. «من الله» مى تواند متعلق به محذوف و حال براى «ولىّ» و «واق» باشد. بر اين مبنا جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو از جانب خداوند هيچ ياور و نگه دارنده اى نخواهد بود ; يعنى، امدادهاى خداوند به تو نخواهد رسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 14

14 - انتخاب غير خدا به عنوان ولى در دنيا ، مايه محروميت از ولايت و نصرت الهى در قيامت

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

75- عوامل محروميت از هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 10

10 ـ پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، خيانت در جنگ ، خدعه با خدا ، سستى در عبادت ، رياكارى و كم به ياد خدا بودن ، موجب گمراهى و محروميت دايمى از هدايت الهى است .

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

از مصاديق مورد نظر براى (من يضلل)، كسانى هستند كه در آيات قبل (از 138 تا 143) خصلتهاى آنان بر شمرده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 77 - 19

19 ـ اضلال و به گمراهى كشاندن جوامع ، پيامد گمراهى و هواپرستى و در پى دارنده محروميت از هدايت به اسلام

و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا . .. و اضلوا كثيراً و ضلوا عن سواء السبيل

تكرار «ضلوا» مى تواند اشاره به مراحل ضلالت هواپرستان گمراه داشته باشد كه در اين صورت فاعل در هر سه فعل «قد ضلوا» و «اضلوا» و «ضلوا» يك طايفه خواهد بود. بنابراين «لاتتبعوا ...» يعنى متابعت نكنيد از هواپرستانى گمراه كه ديگران را به گمراهى كشاندند و در نتيجه از هدايت به سواء السبيل (اسلام) باز ماندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 6

6 ـ پيروى از هواها و تمايلات نفسانى مشركان، موجب ضلالت و محروم ماندن از هدايت مى شود.

قل لا أتبع أهواءكم قد ضللت إذاً و ما أنا من المهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 7

7 ـ محروميت از هدايت پذيرى، پيامد كفر و لجاجت در برابر حق است.

و نقلب أفئدتهم و أبصرهم كما لم يؤمنوا به أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 12

12 ـ ظلم زمينه و موجب محروميت ظالمان از هدايتهاى خداوند است.

فمن أظلم . .. إن الله لا يهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 10

10 ـ فسق ، مايه محروم شدن انسان از هدايت الهى

و اللّه لايهدى القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 9

9 - غرور و خودپسندى ملت ها ، مايه محروميت آنان از هدايت و ره يابى به حق

و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم . .. فهم لايهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 8

8 - هواپرستى ، ظلم و موجب محروميت از هدايت خداوند

إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 7

7 - عناد و حق گريزى موجب محروميّت انسان از هدايت الهى است .

فإنّك لاتسمع الموتى . .. إذا ولّوا مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 21

21 - دروغ پردازى و ناسپاسى ، باعث محروميت از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى من هو كـذب كفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 28 - 25

25 - اسراف و دروغ گويى ، مايه محروم شدن از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى من هو مسرف كذّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 9

9 - ستم و تجاوز به حقوق مردم ، موجب محروميت از هدايت و افتادن در گرداب گمراهى

و من يضلل اللّه . .. و ترى الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 18

18 - اذيت و آزار رسولان و برگزيدگان الهى ، مايه محروم شدن از هدايت او است .

لم تؤذوننى . .. و اللّه لايهدى القوم الفـسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 7 - 10

10 - ظلم ، موجب محروميت آدمى از هدايت الهى است .

و اللّه لايهدى القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 6 - 4،7

4 - نفاق ، موجب محروم شدن از هدايت الهى

سواء عليهم . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين

7 - فسق و انحراف از حق ، موجب محروميت از هدايت و غفران الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين

76- عوامل محروميت از هدايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 115 - 9

9 ـ نقش عمل خود انسان ، در محروميت از فيض و هدايت الهى

ما كان اللّه ليضل قوماً . .. حتى يبين لهم ما يتقون

از اينكه خداوند هيچ كس را قبل از بيان حكم، در گمراهى رها نمى سازد، استفاده مى شود كه اگر حكمى بيان شد و انسان، على رغم معرفت و شناخت، از گناه پرهيز نكرد، خداوند وى را در گمراهى رها خواهد كرد.

77- عوامل محروميت از همراهى با خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 76 - 2

2- موسى ( ع ) خود را در صورت سؤال مجدد ( سومين تخلّف ) سزاوار محروم شدن از مصاحبت با خضر ( ع ) دانست .

قال إن سألتك من شىء بعدها فلاتصحبنى

78- عوامل محروميت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 20

20 - عصيان پروردگار ، موجب ناكامى انسان و بازماندنش از راه رشد و كمال است .

و عصى ءادم ربّه فغوى

79- عوامل محروميت اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 2

2ـ منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها

قالوا يـشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول

80- عوامل محروميت پسر نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 46 - 3

3ـ فسادپيشگى فرزند نوح ، موجب محسوب نشدن وى از خانواده نوح ( ع ) در پيشگاه خداوند

إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح

جمله «إنه عمل . ..» علت براى «إنه ليس من أهلك» مى باشد; يعنى ، چون فرزندت داراى عمل ناشايست است ، ما او را از خانواده تو به حساب نمى آوريم.

81- عوامل محروميت جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 7

7 ـ محروميت جوامع بشرى از نعمت هاى الهى ، پيامد گرفتار شدن آنان به كفر و گناه است .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا

82- عوامل محروميت حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 10

10 - نافرمانى آدم و حوا ، مايه محروميت آنان از وعده خداوند به تأمين پوشاك آنان در بهشت شد .

إنّ لك . .. لاتعرى ... فبدت لهما سوءتهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 1

1 - آدم ( ع ) و حوا ، در پى تناول از درخت منع شده ، صلاحيت سكونت در بهشت را از دست دادند .

فأكلا منها . .. قال اهبطا منها

«إهبطا» ممكن است خطاب به آدم (ع) و حوا و يا خطاب به آدم(ع) و ابليس باشد در صورت دوم، حوا به خاطر اين كه در عصيان و پى آمد آن تابع آدم بوده، مورد خطاب قرار نگرفته است. در هر دو صورت برداشت ياد شده، به دست مى آيد.

83- عوامل محروميت فاسقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 33 - 4

4 ـ حكم الهى به محروميت اهل فسق از گرايش به ايمان ، مقتضاى ربوبيت و پروردگارى اوست .

كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون

84- عوامل محروميت قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 60 - 5

5ـ قوم عاد ، بر اثر كفر و نافرمانى خدا و پيامبران ، سزاوار هلاكت و دورى از رحمت الهى شدند .

ألا بُعدًا لعاد قوم هود

«بُعداً» (هلاك گشتن يا دور شدن) مفعول مطلق براى فعل محذوف (ليبعد) است: ألا ليبعد قوم عاد بعداً. و از آن جا كه قوم عاد به هلاكت رسيدند و از رحمت او محروم شدند مى توان گفت، مرادْ عذاب در آخرت و دورى از رحمت او در آن سراست و نيز محتمل است «ألا بُعدًا ...» ـ چنان چه زمخشرى گفته ـ بيانگر استحقاق دورى و هلاكت باشد; يعنى، [قوم عاد هلاك گشتند و از رحمت او محروم شدند ]بدانيد آنان مستحق آن كيفر و سزاور چنين عقوبتى بودند.

85- عوامل محروميت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 8

8- افتادن حجاب نامرئى بر ديدگان كافران و محروم شدن آنان از شنيدن و درك وحى ، معلول تصميم آنها مبنى بر عدم ايمان به آخرت است .

بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا

تعبير «الذين لايؤمنون بالأخرة» - به صورت جمله وصفيه - و فعل مضارع به جاى «الكافرين» مى تواند به اين معنا باشد كه جعل حجاب از سوى خدا، به خاطر اين خصلت و گزينش از سوى كافران بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 3

3- محروميت از درك صحيح حقايق قرآن ، پيامد حق ناپذيرى و كفرپيشگى كافران

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 1

1- مرگ كافران مخالف راه خدا در حال كفر ، مايه محروميت ابدى از عفو و رحمت الهى

إنّ الذين كفروا و . .. فلن يغفر اللّه لهم

مرگ كافران مخالف راه خدا در حال كفر، مايه محروميت ابدى از عفو و رحمت الهى

86- عوامل محروميت مرفهان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 66 - 1

1 - واپس گرايى رفاهمندان كافر و تأثير ناپذيرى در برابر آيات الهى ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايـتى ... على أعقـبكم تنكصون

آيه فوق، خطاب به مرفهان گرفتار عذاب و تعليل براى ردّ استغاثه آنها است. فعل هاى «تتلى» و «تنكصون» به دليل همراه شدن با «كانت» و «كنتم»، ماضى استمرارى است. «نكوص» (مصدر «تنكصون») به معناى بازگشت به قهقرا است. بنابراين قيد «على أعقابكم» ـ كه آن نيز به معناى قهقهرا است ـ براى تأكيد معناى «تنكصون» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 2

2 - كبرورزى مرفهان كفرپيشه ، در برابر آيات الهى ( قرآن ) و تكذيب آن ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند در قيامت

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايـتى تتلى عليكم ... تنكصون . مستكبرين به

87- عوامل محروميت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 2

2 - كبرورزى مرفهان كفرپيشه ، در برابر آيات الهى ( قرآن ) و تكذيب آن ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند در قيامت

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايـتى تتلى عليكم ... تنكصون . مستكبرين به

88- عوامل محروميت منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 10

10 ـ احساس رضايت و خوشحالى منافقان از شركت نكردن در جنگ براى بار نخست ، مايه طرد هميشگى آنان از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و محروم شدن دايمى از شركت در جهاد

لن تخرجوا . .. و لن تقتلوا معى عدواً إنكم رضيتم بالقعود أول مرّة

برداشت فوق بر اين اساس است كه «لن تخرجوا» و «لن تقاتلوا» در مقام انشا و براى طرد منافقان باشد و جمله «إنكم رضيتم . ..» نيز براى تعليل آن باشد.

89- عوامل محروميت يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 88 - 4،5

4 - خداوند ، يهوديان حق ناپذير را از رحمت خويش محروم و به لعنت ، گرفتارشان كرد .

بل لعنهم اللّه بكفرهم

5 - كفر ورزى يهود ، موجب محروم شدن آنان از رحمت الهى است .

لعنهم اللّه بكفر هم

«باء» در «بكفر» سببيه است.

90- محروميت

از بركات زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 5

5 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت خوددارى از پذيرش اسلام ، از عبادت خالصانه خداوند محروم مانده و خود را از بركات نماز و زكات دور ساخته اند .

و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الز

91- محروميت

از بركات نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 5

5 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت خوددارى از پذيرش اسلام ، از عبادت خالصانه خداوند محروم مانده و خود را از بركات نماز و زكات دور ساخته اند .

و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الز

92- محروميت ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 35 - 4

4- ابليس ، مغضوب خداوند و محروم از توفيق و فيض او

و إن عليك اللعنة إلى يوم الدين

«لعن» در لغت به معناى طرد شخص از روى غضب است و لعن خداوند; يعنى، عقوبت اخروى و قطع توفيق و فيض دنيوى است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 78 - 4

4 - ابليس ، مغضوب خداوند و محروم از توفيق و رحمت او

و إنّ عليك لعنتى إلى يوم الدين

«لعن»; يعنى، طرد شخصى از روى غضب و لعن خداوند به معناى عقوبت اخروى و قطع توفيق و رحمت الهى در دنيا است (مفردات راغب).

93- محروميت اخروى قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 6

6ـ دورى از رحمت خدا در سراى آخرت ، امرى تقدير شده براى كفرپيشگان و ستمگران قوم نوح

فكان من المغرقين . .. و قيل بعدًا للقوم الظـلمين

«بُعداً» مفعول مطلق براى فعل محذوف (ليبعد) مى باشد و جمله در اصل چنين بوده: و قيل ليبعد بُعداً القوم الظالمون; يعنى، و گفته شد كه ستمگران قوم نوح بايد از رحمت خدا دور باشند و از آن جا كه آنان در دنيا عذاب شدند، معلوم مى شود مراد از جمله «و قيل . ..» دورى از رحمت خدا در آخرت است.

94- محروميت اخروى از آشاميدنيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 24 - 3

3 - محروميت طغيان گران از مايعات و كاهش و حرارت در جهنم ، ساليانى فراوان ادامه خواهد يافت .

لـبثين فيها أحقابًا . لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا

چنانچه جمله «لايذوقون. ..» حال براى ضمير «لابثين» باشد، مى توان به دست آورد كه درنگ دوزخيان، همراه با حالت محروميت از سرما و آب، دائمى نيست; زيرا ممكن است كلمه «أحقاباً» در آيه قبل، به سال هاى محروميت آنان نظر داشته باشد; گرچه پس از گذشت آن دوران، بقاى آنان در دوزخ به شكل ديگرى ادامه خواهد يافت.

95- محروميت اخروى از امدادهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 4

4 - دل بستن به يارى غيرخدا در دنيا ، مايه محروم شدن از يارى او در قيامت

و قيل ادعوا شركاءكم

96- محروميت اخروى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 10 - 5

5 - « عن أبى بصير فى قوله : « فما له من قوّة و لا ناصر » قال : [ و الظاهر أنّ القائل أبوعبداللّه ( ع ) ] ما له قوّة يقوّى بها على خالقه و لا ناصر من اللّه ينصره إن أراد به سوءاً ;

از ابى بصير [ظاهراً از امام صادق(ع)] درباره سخن خداوند «فما له من قوّة و لا ناصر» روايت شده كه فرمود: [يعنى] آن انسان هيچ نيرويى ندارد كه با آن بر آفريدگارش چيره گردد و اگر خداوند درباره او اراده بدى داشته باشد; ياورى نخواهد داشت كه او را در برابر خدا يارى دهد».

97- محروميت اخروى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 41 - 3

3- محروميت انسان در قيامت ، از حمايت و شفاعت ديگران

يوم لايغنى . .. و هم لاينصرون

98- محروميت اخروى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 9

9- دنياطلبان در آخرت ، مورد نكوهش واقع شده و از رحمت خداوند محروم و مطرود خواهند شد .

من كان يريد العاجلة . .. ثمّ جعلنا له جهنّم يصلـها مذمومًا مدحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 13

13 - دنيامداران ، محروم از هرگونه بهره اخروى

و ما له فى الأخرة من نصيب

99- محروميت اخروى دين ستيزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 13 - 3

3 - مرفهان تكذيب گر و دين ستيز ، از هرگونه آسايش و راحتى يا لذت و كام جويى در قيامت ، محروم خواهند بود .

و ذرنى و المكذّبين أُولى النعمة . .. و طعامًا ذا غصّة و عذابًا أليمًا

تأكيد خداوند بر گلوگير و دردآور بودن كيفر صاحبان ثروت و رفاه، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

100- محروميت اخروى رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 41 - 7

7 - پيشوايان كفر ، محروم از هرگونه نصرت و امداد الهى در روز رستاخيز

و يوم القيـمة لاينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 42 - 5

5 - طرد شدن از لطف و رحمت حق ، فرجام شوم فرعونيان و پيشوايان كفر در روز رستاخيز

و جعلنـهم أئمة يدعون إلى النار . .. و يوم القيـمة هم من المقبوحين

101- محروميت اخروى طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 24 - 1،2

1 - طغيان گران در دوزخ ، از هر گونه احساس خنكى و تخفيف حرارت سوزان جهنم ، محروم خواهند بود .

لايذوقون فيها بردًا

«ذوق»; يعنى، درك مزه (مصباح)، اين واژه در رابطه با اجسام به طور حقيقت و در مورد معنويات، به طور مجاز استعمال مى شود. در آيه شريفه بين معناى حقيقى و مجازى آن جمع شده است; زيرا تعبير چشيدن براى احساس سردى مجاز است. مراد از «بَرْد» ـ به قرينه تقابل آن با نوشيدنى ـ هر گونه احساس سردى است; هر چند با سايه و امثال آن باشد.

2 - دوزخيان طغيان گر ، از تسكين عطش خود و حتى از چشيدن طعم آب ، محروم خواهند بود .

لايذوقون فيها . .. و لا شرابًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 27 - 4

4 - محروميت دوزخيان از هواى مطبوع و آب ، عقوبتى مناسب با انكار معاد

لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا

كيفر دوزخيان در آيات پيشين، به دو صورت نفى و اثبات بيان شده است; آنان از هواى سرد و نوشيدنى، محروم اند(نفى) و به نوشيدن «حميم» و «غسّاق» مجبور خواهند بود(اثبات). «جزاء وفاقاً» آن را كيفرى مناسب با كردار آنان ـ كه آن هم به صورت نفى و اثبات بوده ـ بيان كرده است; آنها معاد را باور نداشتند(نفى) و آيات خدا را تكذيب مى كردند(اثبات). آيه «جزاء وفاقاً» دلالت دارد كه محروميت، كيفرى مناسب با بى اعتقادى است و نوشيدن مايع داغ و چركين، كيفر مناسب تكذيب است.

102- محروميت اخروى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 10،12

10ـ ستمگران در قيامت ، از رحمت خداوند محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .

ألا لعنة الله على الظـلمين

12ـ گواهان اعمال در قيامت ، دورى ستمگران از رحمت الهى را به همگان اعلام مى كنند .

ألا لعنة الله على الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 11

11 - ستم گران ( در قيامت ) از اذن خداوند براى شفاعت شدن و شفاعت كردن ، محروم خواهند بود .

يومئذ لاتنفع الشفـعة . .. و قد خاب من حمل ظلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 13

13 - ستمگران در قيامت ، محروم از هرگونه نصرت و يارى

فما للظـلمين من نصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 9

9 - محروميت ستمكاران در قيامت ، از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

«حميم» در لغت به معناى دوست (العين) و به «القريب المشفق» (نزديك دلسوز) معنا شده است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 10

10 - ستم پيشگان ، محروم از هرگونه ولىّ و ياورى در قيامت

و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لانصير

103- محروميت اخروى ظالمان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 6

6ـ دورى از رحمت خدا در سراى آخرت ، امرى تقدير شده براى كفرپيشگان و ستمگران قوم نوح

فكان من المغرقين . .. و قيل بعدًا للقوم الظـلمين

«بُعداً» مفعول مطلق براى فعل محذوف (ليبعد) مى باشد و جمله در اصل چنين بوده: و قيل ليبعد بُعداً القوم الظالمون; يعنى، و گفته شد كه ستمگران قوم نوح بايد از رحمت خدا دور باشند و از آن جا كه آنان در دنيا عذاب شدند، معلوم مى شود مراد از جمله «و قيل . ..» دورى از رحمت خدا در آخرت است.

104- محروميت اخروى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 41 - 8

8 - بى بهره بودن فرعون و سپاهيانش ، از نصرت الهى در روز قيامت

و يوم القيـمة لاينصرون

105- محروميت اخروى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 41 - 8

8 - بى بهره بودن فرعون و سپاهيانش ، از نصرت الهى در روز قيامت

و يوم القيـمة لاينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 42 - 5

5 - طرد شدن از لطف و رحمت حق ، فرجام شوم فرعونيان و پيشوايان كفر در روز رستاخيز

و جعلنـهم أئمة يدعون إلى النار . .. و يوم القيـمة هم من المقبوحين

106- محروميت اخروى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 60 - 1

1ـ قوم عاد ، در دنيا به لعنت خدا گرفتار شدند و در آخرت نيز از رحمت او محروم خواهند بود .

و أُتبعوا فى هـذه الدنيا لعنة و يوم القيـمة

107- محروميت اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 9

9 - خداوند در قيامت نظر رحمتى بر كفرپيشگان و كتمان كنندگان حقايق دينى ، نخواهد داشت .

و لاهم ينظرون

در برداشت فوق فعل مجهول «ينظرون» از (نظر) به معناى رؤيت گرفته شده است. بر اين مبنا «ولاهم ينظرون»; يعنى، نظر رحمتى به آنان نخواهد شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 14

14 ـ كافران در قيامت از زينتهاى خدادادى و روزيهاى پاكيزه محروم خواهند بود.

قل هى للذين ءامنوا . .. خالصة يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 3

3ـ كسانى كه دين و معارف الهى را نپذيرند و مردم را از پذيرش آن بازدارند ، در آخرت از رحمت خدا محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .

ألا لعنة الله على الظـلمين. الذين يصدون عن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 8

8- كافران ، در آخرت قادر به بهره بردارى از اعمال نيك خويش نخواهند بود و از آن محروم خواهند شد .

أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف لايقدرون ممّا كسبوا على شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 12

12 - در قيامت ، تنها مجرمانى ناكام و محروم خواهند بود كه بهره اى از ايمان و عمل صالح ندارند .

من حمل ظلمًا

جمله «و من يعمل من الصالحات. ..» در آيه بعد، مى تواند قرينه براين باشد كه «من حمل ظلماً» مطلق نيست; بلكه تنها كسانى مورد نظر هستند كه نه مؤمنان د و نه نيكوكار.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 6

6- كافران دوزخى ، از هر گونه لطف و رحمت خداوند محروم اند .

و لا هم ينظرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «ينظرون» فعل مضارع مجهول از ثلاثى مجرد و از ماده «نظرة» باشد كه به معناى رحمت است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 26 - 7

7 ـ كافران در قيامت ، محروم از رحمت خداوند

الملك . .. للرحمـن و كان يومًا على الكـفرين عسيرًا

يادآورى سختى قيامت براى كافران، با آن كه پيش از آن رحمانيت خداوند مطرح گرديده است، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 7

7 - مشركان و كافران ، محروم از بهشت و موهبت هاى آن

لـكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

لام اختصاص در «لهم» بيانگر اين حقيقت است: كافران و مشركان ـ كه در قطب مقابل مؤمنان قرار دارند ـ از نعمت هاى بهشتى محروم اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 2

2 - كافران ، محروم از كمترين لطف و عنايت خداوند در قيامت

و قيل اليوم ننسيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 7

7- كافران در جهان آخرت ، تهى دست از پاكيزگى ها و ارزش ها

أذهبتم طيّبـتكم فى حياتكم الدنيا و استمتعتم بها

واژه «طيّبات» شامل ارزش هاى پاك و انسانى است كه كافران با لذّت جويى، آنها را فانى كرده و از كف داده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 4

4 - نبودن كمترين ياور و شفيع ، براى كافران در قيامت

و لا هم ينصرون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «يوم لايغنى. ..» نظر به قيامت داشته باشد. در اين صورت تعبير «و لا هم ينصرون» حكايت از نفى شفيع مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 4 - 4

4 - كافران ، از هر گونه راحتى و آسايش در دوزخ محروم اند .

إنّا أعتدنا للكـفرين سلـسلاَْ و أغلـلاً و سعيرًا

از كيفيت عذاب شدن كافران ناسپاس (غل و زنجير شدن آنان در دوزخ)، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

108- محروميت اخروى كتمان كنندگان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 9

9 - خداوند در قيامت نظر رحمتى بر كفرپيشگان و كتمان كنندگان حقايق دينى ، نخواهد داشت .

و لاهم ينظرون

در برداشت فوق فعل مجهول «ينظرون» از (نظر) به معناى رؤيت گرفته شده است. بر اين مبنا «ولاهم ينظرون»; يعنى، نظر رحمتى به آنان نخواهد شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 13

13 - خداوند در قيامت لطف خويش را از كتمان كنندگان احكام و معارف دين دريغ كرده و با آنان سخن نخواهد گفت .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه . .. لايكلمهم اللّه يوم القيمة

جمله «ولايكلمهم اللّه» كنايه از خشم خدا و دريغ كردن لطف و رحمت است.

109- محروميت اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 3

3 ـ گمراهان، در قيامت از رحمت خدا محروم خواهند بود.

فاتبعوه و اتقوا لعلكم ترحمون. أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

110- محروميت اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 7

7 ـ جهان آخرت ، سراى تنهايى و محروميت از هر گونه شفاعت براى زشت كرداران

و الذين كسبوا السيئات . .. ما لهم من اللّه من عاصم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 12

12 - در قيامت ، تنها مجرمانى ناكام و محروم خواهند بود كه بهره اى از ايمان و عمل صالح ندارند .

من حمل ظلمًا

جمله «و من يعمل من الصالحات. ..» در آيه بعد، مى تواند قرينه براين باشد كه «من حمل ظلماً» مطلق نيست; بلكه تنها كسانى مورد نظر هستند كه نه مؤمنان د و نه نيكوكار.

111- محروميت اخروى مانعان از دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 3

3ـ كسانى كه دين و معارف الهى را نپذيرند و مردم را از پذيرش آن بازدارند ، در آخرت از رحمت خدا محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .

ألا لعنة الله على الظـلمين. الذين يصدون عن سبيل الله

112- محروميت اخروى مبغوضان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 4 - 3

3 - افراد متروك و مبغوض خداوند ، در جهان آخرت محروم تر از وضع دنيايى خويش خواهند بود .

و للأخرة خير لك من الأُولى

اين آيه مى تواند تعليل براى آيه قبل باشد; يعنى، چون آخرت تو بهتر از دنياى تو است، پس بدان كه خداوند تو را مبغوض

نداشته است.

113- محروميت اخروى مرفهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 13 - 3

3 - مرفهان تكذيب گر و دين ستيز ، از هرگونه آسايش و راحتى يا لذت و كام جويى در قيامت ، محروم خواهند بود .

و ذرنى و المكذّبين أُولى النعمة . .. و طعامًا ذا غصّة و عذابًا أليمًا

تأكيد خداوند بر گلوگير و دردآور بودن كيفر صاحبان ثروت و رفاه، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

114- محروميت اخروى مسرفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 127 - 3

3 - اسراف كنندگان و روى گردانان از ايمان به آيات الهى ، از عنايت و توجه خداوند در قيامت محروم خواهند بود .

و كذلك اليوم تنسى . و كذلك نجزى من أسرف و لم يؤمن بـَايـت ربّه

115- محروميت اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 15

15 - شرك پيشگان ، در قيامت گرفتار عذاب خوار كننده الهى و محروم از هر كرامت بخش و گرامى دارنده اى خواهند بود .

و الذين أشركوا ان اللّه يفصل بينهم يوم القيـمة. .. و كثير حقّ عليه العذاب و من ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 5

5 - محروميت شرك پيشگان و منكران يگانگى خدا از سعادت اخروى

إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 62 - 2

2 - محروميت مشركان ، از افتخار قرب به خداوند در قيامت

و يوم يناديهم

«ندا» در جايى است كه شخص را از دور بخوانند. بنابراين تعبير «يناديهم» به جاى «يدعوهم»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 1

1 - مشركان ، از يارى خدا در قيامت محروم خواهند بود .

و قيل ادعوا شركاءكم

فاعل قول در «قيل ادعوا شركاءكم» ـ به قرينه آيات قبل و بعد ـ خداوند است. ارجاع دادن مشركان به معبودهايشان بدين معنا است كه آنان همان گونه كه در دنيا به معبودهايشان اميد بسته بودند، امروز نيز بايد به آنها پناه ببرند و از يارى خدا مأيوس باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 65 - 2

2 - محروميت مشركان از افتخار نزديكى به خداوند در قيامت

و يوم يناديهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه «ندا» (مصدر «ينادى») در جايى به كار مى رود كه كسى را با صداى بلند بخوانند. اين در صورتى است كه شخص ندا شونده نسبت به ندا كننده، در فاصله دورى قرار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 74 - 2

2 - حقارت مشركان و محروم بودن آنان از افتخار قرب به خدا در قيامت

و يوم يناديهم

برداشت ياد شده با توجه به تعبير «ينادى» به دست مى آيد; زيرا «ندا» در جايى است كه شخص را از دور بخوانند. بنابراين انتخاب اين تعبير به جاى تعبير «يدعوا»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 7

7 - مشركان و كافران ، محروم از بهشت و موهبت هاى آن

لـكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

لام اختصاص در «لهم» بيانگر اين حقيقت است: كافران و مشركان ـ كه در قطب مقابل مؤمنان قرار دارند ـ از نعمت هاى بهشتى محروم اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 5

5 - مشركان از بهشت و موهبت هاى آن ، بهره اى نخواهند داشت .

و لكم فيها ما تشتهى أنفسكم و لكم فيها ما تدّعون

از تقابل اين آيات با آيات پيشين ـ كه در مورد مشركان بود ـ و نيز از تقديم «لكم» و تكرار آن، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 14

14 - مشركان ، از حمايت معبود هاى خويش در قيامت محروم خواهند بود .

و يوم يناديهم أين شركاءى قالوا ءاذنّـك ما منّا من شهيد

116- محروميت اخروى معرضان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 127 - 3

3 - اسراف كنندگان و روى گردانان از ايمان به آيات الهى ، از عنايت و توجه خداوند در قيامت محروم خواهند بود .

و كذلك اليوم تنسى . و كذلك نجزى من أسرف و لم يؤمن بـَايـت ربّه

117- محروميت اخروى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 13 - 3

3 - مرفهان تكذيب گر و دين ستيز ، از هرگونه آسايش و راحتى يا لذت و كام جويى در قيامت ، محروم خواهند بود .

و ذرنى و المكذّبين أُولى النعمة . .. و طعامًا ذا غصّة و عذابًا أليمًا

تأكيد خداوند بر گلوگير و دردآور بودن كيفر صاحبان ثروت و رفاه، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

118- محروميت اخروى مكذبان توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 5

5 - محروميت شرك پيشگان و منكران يگانگى خدا از سعادت اخروى

إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

119- محروميت اخروى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 17 - 7

7 - تكذيب كنندگان دين ، در قيامت از يارى هم نشينان خويش محروم خواهند بود .

فليدع ناديه

امر در «فليدع»، تعجيزى و بيانگر آن است كه شخص گرفتار، نمى توان هم نشينان خود را به يارى بخواند.

120- محروميت اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 7

7 ـ ملائكه هنگام روبه رو شدن با منكران معاد در قيامت ، به آنان خواهند گفت كه شما از غفران الهى و بهشت محروميد .

يوم يرون الملـئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه فاعل «يقولون» ملائكه باشد و «حجراً محجوراً» نيز مقول قول ايشان باشد. گفتنى است كه در اين صورت، مقصود از اين كلام، اعلام محروميت و ممنوعيت منكران معاد از غفران الهى و بهشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 1

1 - منكران معاد ، محروم از رحمت حق و وانهاده به خويش در اوج گرفتارى هاى قيامت

و قيل اليوم ننسيكم

نسيان در آيه شريفه، كنايه از روى گردانى خداوند از كافران و وانهادن آنان به حال خودشان است.

121- محروميت اخروى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 4

4 - يهوديان ، به خاطر ارتكاب گناهان ، اميدى به بهره مند شدن از سراى آخرت ندارند .

لن يتمنوه أبداً بما قدمت أيديهم

122- محروميت از آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 27 - 4

4 - محروميت دوزخيان از هواى مطبوع و آب ، عقوبتى مناسب با انكار معاد

لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا

كيفر دوزخيان در آيات پيشين، به دو صورت نفى و اثبات بيان شده است; آنان از هواى سرد و نوشيدنى، محروم اند(نفى) و به نوشيدن «حميم» و «غسّاق» مجبور خواهند بود(اثبات). «جزاء وفاقاً» آن را كيفرى مناسب با كردار آنان ـ كه آن هم به صورت نفى و اثبات بوده ـ بيان كرده است; آنها معاد را باور نداشتند(نفى) و آيات خدا را تكذيب مى كردند(اثبات). آيه «جزاء وفاقاً» دلالت دارد كه محروميت، كيفرى مناسب با بى اعتقادى است و نوشيدن مايع داغ و چركين، كيفر مناسب تكذيب است.

123- محروميت از آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 6

6 - حق ستيزى موجب گمراهى ، محروميت از لطف و مغفرت خدا و گرفتار شدن به آتش دوزخ مى باشد .

لايكلمهم اللّه يوم القيمة . .. ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به عقوبتهاى مطرح شده در آيات قبل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 1،6،8

1 ـ كفرپيشگان ستمگر ، محروم از آمرزش و هدايت الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

تكرار نشدن «الذين» در جمله «و ظلموا» دلالت مى كند كه مجموع دو صفت «كفر» و «ظلم» موجب محروميت از آمرزش و هدايت الهى است.

6 ـ كفرپيشگى و ستمگرى گروهى از اهل كتاب مايه محروميت آنان از مغفرت و هدايت الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

مصداق مورد نظر از «الذين كفروا و ظلموا» ـ به دليل آيات گذشته ـ گروهى از اهل كتاب هستند.

8 ـ محروميت كافران ستمگر از مغفرت و هدايت ، از سنت هاى الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

124- محروميت از آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 138 - 4

4 ـ محروم ماندن آدمى از مغفرت و هدايت الهى ، موجب گرفتار شدن وى به عذاب دردناك

لم يكن اللّه يغفر لهم و لاليهديهم . .. بشر المنفقين بانّ لهم عذاباً أليماً

ظاهراً مراد از منافقان، همان كسانى هستند كه در آيه قبل توصيف شدند، كه از جمله توصيف آنان به محروميت از هدايت و مغفرت بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 2

2 ـ انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كفر به قرآن و بازداشتن ديگران از راه خدا ، موجب محروميت از هدايت و آمرزش الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

با توجه به آيات قبل مراد از «كفر»، كفر به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است و مراد از ظلم، بازداشتن ديگران از راه خداست.

125- محروميت از احترام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 15

15 - شرك پيشگان ، در قيامت گرفتار عذاب خوار كننده الهى و محروم از هر كرامت بخش و گرامى دارنده اى خواهند بود .

و الذين أشركوا ان اللّه يفصل بينهم يوم القيـمة. .. و كثير حقّ عليه العذاب و من ي

126- محروميت از احساس خنكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 24 - 1

1 - طغيان گران در دوزخ ، از هر گونه احساس خنكى و تخفيف حرارت سوزان جهنم ، محروم خواهند بود .

لايذوقون فيها بردًا

«ذوق»; يعنى، درك مزه (مصباح)، اين واژه در رابطه با اجسام به طور حقيقت و در مورد معنويات، به طور مجاز استعمال مى شود. در آيه شريفه بين معناى حقيقى و مجازى آن جمع شده است; زيرا تعبير چشيدن براى احساس سردى مجاز است. مراد از «بَرْد» ـ به قرينه تقابل آن با نوشيدنى ـ هر گونه احساس سردى است; هر چند با سايه و امثال آن باشد.

127- محروميت از استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 4

4- كفر و حق ناپذيرى ، عامل عجز انسان از گوش فرا دادن به آيات الهى است .

عن ذكرى و كانوا لايستطيعون سمعًا

مفاد «كانوا لايستطيعون. ..» ماضى استمرارى است; يعنى، كافران، پيوسته ناتوان از شنوايى بوده اند. روشن است كه نفى شنوايى، به معناى حسّى آن مراد نيست، بلكه بيانِ اين است كه حال كافران در برابر استماع تذكرات، همانند حال كسى است كه هيچ گاه قدرت شنوايى نداشته است.

128- محروميت از امداد اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 4

4 - فاسقان در قيامت ، محروم از يارى ديگران براى رهايى از آتش دوزخ

و إنّ الفجّار لفى جحيم . .. يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا

129- محروميت از امداد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 6

6 ـ مشمولان لعن خداوند ، محروم از مدد هاى او

و من يلعن اللّه فلن تجد له نصيراً

130- محروميت از امداد غيبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 12

12 ـ محروميّت از امداد هاى ويژه الهى در رويارويى با دشمنان دين ، پيامد بى صبرى و بى تقوايى

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

131- محروميت از امداد هاى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 10 - 2،5

2 - قيامت ، روز محروميت انسان از هرگونه يار و ياور در برابر كيفر هاى الهى است .

فما له من . .. و لا ناصر

5 - « عن أبى بصير فى قوله : « فما له من قوّة و لا ناصر » قال : [ و الظاهر أنّ القائل أبوعبداللّه ( ع ) ] ما له قوّة يقوّى بها على خالقه و لا ناصر من اللّه ينصره إن أراد به سوءاً ;

از ابى بصير [ظاهراً از امام صادق(ع)] درباره سخن خداوند «فما له من قوّة و لا ناصر» روايت شده كه فرمود: [يعنى] آن انسان هيچ نيرويى ندارد كه با آن بر آفريدگارش چيره گردد و اگر خداوند درباره او اراده بدى داشته باشد; ياورى نخواهد داشت كه او را در برابر خدا يارى دهد».

132- محروميت از امداد همسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 36 - 3

3 - قيامت ، روز محروميت از يارى همسران حتى علاقه مندترين آنان به انسان

و صـحبته

فرار از همسرى كه مصاحبت و همراهى او در دنيا به ثبوت رسيده بود ـ تا چه رسد به همسر ناسازگار ـ نشانه سودمند نبودن آنان در قيامت است.

133- محروميت از امدادهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 17 - 11

11 ـ ابراهيم بن ابى محمود گويد : « سألت أباالحسن الرضا ( ع ) عن قول اللّه تعالى « و تركهم فى ظلمات لايبصرون » فقال : . . . منعهم المعاونة و اللطف و خلى بينهم و بين إختيارهم . . . ;

از امام رضا(ع) پرسيدم: معناى سخن خدا كه مى فرمايد: «وتركهم فى ظلمات لايبصرون» چيست؟ فرمود: . ..; يعنى، آنان را از كمك و لطف خود محروم مى كند و به اختيار خودشان وا مى گذارد ...».

134- محروميت از ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 8

8 ـ گمراهى منافقان و محروميتشان از هدايت و ايمان واقعى ، قانون و برنامه خداوند است .

مذبذبين بين ذلك . .. و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 3

3 ـ كافران ستم پيشه و مانعان راه خدا ، موفق به ايمان و توبه نخواهند شد .

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم

بديهى است كه كفرپيشگان در هر مرتبه اى از كفر باشند چنانچه اهل ايمان گردند سزاوار آمرزش و هدايت الهى هستند ; بنابراين مراد از جمله «لم يكن . ..» اين است كه آنان موفق به ايمان نخواهند شد و در نتيجه آنان را نخواهد آمرزيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 36 - 7

7 ـ امكانات مادى مردمِ محروم از ايمان ، تقوا و جهاد ، بى تأثير در تأمين فلاح و رستگارى ايشان

اتقوا اللّه . .. لعلكم تفلحون. إنّ الذين كفروا لو أنَّ لهم ما فى الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 8

8 ـ حواريون در آغاز رسالت مسيح ، محروم از ايمان راستين و گرفتار شك و ترديد در حقانيت رسالت عيسى ( ع )

قالوا . .. و تطمئن قلوبنا و نعلم ان قد صدقتنا

135- محروميت از بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 3

3 ـ انسان هاى بى تقوا ، محروم از دستيابى به بصيرت ويژه الهى براى تمييز حق و باطل و شناخت حقايق

إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا

136- محروميت از بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 124 - 7

7 ـ كافران ، محروم از ورود به بهشت ، هر چند داراى اعمال صالح باشند .

و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة

قيد «و هو مؤمن» مى رساند كه ايمان، شرط ثمربخشى اعمال نيك است; بنابراين اعمال نيك، بدون ايمان و در حال كفر، پاداش بهشت ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 19،21

19 ـ خداوند بهشت را بر مشركان حرام كرده است .

انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة

21 ـ معتقدان به الوهيت مسيح ( ع ) محروم از بهشت و گرفتار به آتش دوزخ

قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. فقد حرم اللّه عليه الجنة مأويه النار

137- محروميت از بهشت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 13

13 ـ تناول آدم ( ع ) و حوا از شجره ممنوعه ، مايه سلب شايستگى نسل آنان براى سكونت در بهشت نخستين شد . *

قلنا اهبطوا

خداوند در بيان اخراج آدم(ع) و حوا از بهشت و استقرار آن دو در زمين، خطاب خويش را - بر خلاف مقتضاى طبيعى كلام - متوجه نسل آنان نيز كرد; تا به اين نكته اشاره كند كه: تناول آدم(ع) و حوا از شجره منهيه در نسل ايشان نيز اثرى به جاى گذاشت كه باعث شد آنان نيز، حيات خويش را در زمين سپرى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 38 - 2

2 - نسل آدم ( ع ) و حوا نيز بر اثر تناول آن دو از شجره منهيه ، از بهشت نخستين محروم شدند .

قلنا اهبطوا منها جميعاً

«اهبطوا» به صيغه جمع اقتضا مى كند كه: غير از آدم (ع) و حوا فرد يا افراد ديگرى نيز مورد خطاب باشند. در اين باره چند نظر ابراز شده است. از جمله اينكه ديگر مخاطبان، نسل آدم(ع) و حوا مى باشند. برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است.

138- محروميت از پاداش اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 10

10- « عن إبن عباس أن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : معنى الأية من كان يريد ثواب الدنيا بعمله الذى افترضه الله عليه لايريد به وجه الله و الدار الأخرة عجّل له فيها ما يشاء الله من عرض الدنيا و ليس له ثواب فى الأخرة و ذلك ان الله سبحانه و تعالى يؤتيه ذلك ليستعين به على الطاعة فيستعمله فى معصية الله فيعاقبه الله عليه ;

از ابن عباس روايت شده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: معناى آيه «من كان يريد العاجلة عجّلنا له فيها مان يشاء» اين است كه با انجام اعمالى كه خداوند بر او واجب گردانيده، تقرب به سوى خدا و روز آخرت را اراده نمى كند; بلكه پاداش دنيوى را اراده مى كند، در دنيا آنچه را كه خداوند بخواهد از نعمتهاى دنيوى به او داده مى شود و براى او در آخرت پاداشى نيست; چون خداوند ـ سبحانه و تعالى ـ آن را به او داده است تا در طريق طاعت كمكش كند; ولى او در معصيت خداوند آن را به كار مى بندد. پس خداوند او را به خاطر اين كار عذاب مى كند».

139- محروميت از تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 4

4 - ترس از خدا و نگرانى از دست نيافتن به تزكيه نفس ، ترسى به سزا و حالتى مطلوب در پيشگاه خداوند

و هو يخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 16 - 2

2 - مردم با گزينش دنيا به جاى آخرت ، خود را از تزكيه ، ياد خدا و اداى نماز دور نگه داشته ، از رستگارى محروم مى سازند .

قد أفلح . .. بل تؤثرون الحيوة الدنيا

140- محروميت از تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 36 - 7

7 ـ امكانات مادى مردمِ محروم از ايمان ، تقوا و جهاد ، بى تأثير در تأمين فلاح و رستگارى ايشان

اتقوا اللّه . .. لعلكم تفلحون. إنّ الذين كفروا لو أنَّ لهم ما فى الارض

141- محروميت از توبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 3

3 ـ كافران ستم پيشه و مانعان راه خدا ، موفق به ايمان و توبه نخواهند شد .

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم

بديهى است كه كفرپيشگان در هر مرتبه اى از كفر باشند چنانچه اهل ايمان گردند سزاوار آمرزش و هدايت الهى هستند ; بنابراين مراد از جمله «لم يكن . ..» اين است كه آنان موفق به ايمان نخواهند شد و در نتيجه آنان را نخواهد آمرزيد.

142- محروميت از توشه اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 9

9 - محروميت از توشه هاى اخروى ، مايه ناكامى از زندگى حقيقى ; حتى در آخرت

لحياتى

لام در «لحياتى» براى تحليل است و «حياة» ممكن است مصدر و به معناى «زنده شدن» باشد. بنابراين مفاد آيه شريفه اين مى شود كه: اى كاش! براى زنده شدن خود، از پيش توشه اى تهيه ديده بودم. اين گفته نشان مى دهد كه در آخرت، خطاكاران آرزوى زنده شدن داشته و خود را از حيات واقعى محروم مى بينند.

143- محروميت از توفيق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 23 - 5

5 ـ فاقدان خير و استعداد كمال ، ناشايست براى شمول هدايت هاى ويژه خداوند و توفيق يافتن به پذيرش معارف دين

و لو علم اللّه فيهم خيرا لأسمعهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 46 - 5

5 ـ بى ايمانى و سست باورى ، مايه محروميت از توفيق الهى براى شركت در جهاد

و لكن كره اللّه انبعاثهم فثبطهم و قيل اقعدوا مع القعدين

144- محروميت از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 36 - 7

7 ـ امكانات مادى مردمِ محروم از ايمان ، تقوا و جهاد ، بى تأثير در تأمين فلاح و رستگارى ايشان

اتقوا اللّه . .. لعلكم تفلحون. إنّ الذين كفروا لو أنَّ لهم ما فى الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 7

7 ـ اندوه و گريه شديد مؤمنان تهيدست ، به خاطر ناتوانى از شركت در جنگ تبوك و محروم شدن از فيض جهاد

و أعينهم تفيض من الدمع حزناً

145- محروميت از حقايق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 87 - 5

5 ـ عملكرد نادرست و تخلف از فرمان هاى الهى ، زمينه ساز مهر شدن قلب انسان و دست نيافتن وى به درك عميق حقايق

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع على قلوبهم

146- محروميت از حمايت خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 35 - 1،2

1 - كافران صاحب زر و زور ( اصحاب الشمال ) ، محروم از حمايت نزديكان و دوستانِ دلسوز در قيامت

فليس له اليوم هـهنا حميم

«حميم» به فردى مى گويند كه به انسان نزديك و دلسوز باشد. از مصاديق بارز آن خويشاوندان و دوستان صميمى و دلسوز است.

2 - ايمان نياوردن و ترغيب نكردن ديگران به تغذيه گرسنگان و بينوايان ، سبب محروميت از حمايت نزديكان و دوستان صميمى در قيامت

إنّه كان لايؤمن . .. فليس له اليوم هـهنا حميم

147- محروميت از حمايت دوستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 35 - 1

1 - كافران صاحب زر و زور ( اصحاب الشمال ) ، محروم از حمايت نزديكان و دوستانِ دلسوز در قيامت

فليس له اليوم هـهنا حميم

«حميم» به فردى مى گويند كه به انسان نزديك و دلسوز باشد. از مصاديق بارز آن خويشاوندان و دوستان صميمى و دلسوز است.

148- محروميت از حيات واقعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 24 - 3

3 ـ انسان هاى رويگردان از تعليمات و رهنمود هاى خدا و رسول ، محروم از حيات واقعى انسانى

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم

149- محروميت از درك حقايق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 43

150- محروميت از درك رازهاى آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 15

15 - محروميت منافقان ، از درك روابط و مناسبات جهان آفرينش و قدرت خداوند

و لـكنّ المنـفقين لايفقهون

151- محروميت از دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 43 - 2

2 - عدم دسترسى جوامع هم عصر موسى ( ع ) به تعاليم آسمانى ، بر اثر انقراض نسل هاى پيشين

و لقد ءاتينا موسى الكتـب من بعد ما أهلكنا القرون الاُولى

قيد «من بعد ما أهلكنا. ..» مى رساند كه با انقراض نسل هاى پيشين، تعليمات پيامبران قبل نيز از ميان رفته بود و مردم عصر موسى(ع) به كلى از آموزه هاى آنان فاصله گرفته بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 9

9 - بى بهره بودن مردم سرزمين مكه از تعليمات آسمانى ، عامل عقب ماندگى آنان و فراگير شدن غفلت و بى خبرى در ميان آنها

لتنذر قومًا ما أتيهم من نذير من قبلك لعلّهم يتذكّرون

152- محروميت از رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 88 - 13

13 - دور شدن از رحمت خدا و گرفتار آمدن به لعنت او ، مستلزم جبر به عدم ايمان نخواهد شد .

لعنهم اللّه بكفر هم فقليلا ما يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 11

11 - نقش نفرين و لعنتِ نفرين كنندگان ، در دور شدن رحمت الهى از لعنت شوندگان

و يلعنهم اللعنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 161 - 7

7 - تأثير و نقش دعا و نفرين فرشتگان و انسان ها در دورى گنهكاران از رحمت الهى

أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 6

6 - عذاب اخروى ، جلوه اى از لعنت خدا و دورى از رحمت اوست .

أولئك عليهم لعنة اللّه . .. خلدين فيها لايخفف عنهم العذاب

جمله «لايخفف عنهم العذاب» پس از «خالدين فيها» بيانگر آن است كه: اثر لعنت الهى در قيامت، عذاب دوزخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 175 - 13

13 ـ كافران به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از رحمت و فضل و هدايت خاص خداوند

فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به . .. صرطاً مستقيماً

معادل «اما»ى تفصيليه حذف شده و جمله موجود «فاما الذين ءامنوا . ..» بيانگر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 99 - 3

3ـ لعنت الهى و دور شدن از رحمت او ، عطايى شوم و سزايى ناگوار است .

بئس الرفد المرفود

كلمه «الرفد» (عطيه و بخشش) فاعل براى «بئس» است و «ال» در آن «ال» جنسيه مى باشد و «المرفود» (عطيه و بخشش) مخصوص به ذم است و «ال» در آن عهد ذكرى بوده و اشاره به لعنت و دورى از رحمت خداست. بنابراين «بئس الرفد المرفود»; يعنى، آن عطيه (گرفتارى به لعنت خدا) بد عطيه و بخششى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 6

6- گرفتارى به عذاب الهى با توجه به رحمانيت خداوند ، نشانه كمال بى لياقتى و محروميت از تمام زمينه هاى رحمت الهى است .

أن يمسّك عذاب من الرحمن

153- محروميت از رحمت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 60 - 4

4ـ پيروى از طاغوت ها و سركشان ، موجب دورى از رحمت خدا در دنيا و آخرت است .

و اتبعوا أمر كل جبار عنيد. و أُتبعوا فى هـذه الدنيا لعنة و يوم القيـمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 99 - 2

2ـ نپذيرفتن رسالت پيامبران ، مايه گرفتار شدن به لعنت خدا و دورى از رحمت او در دنيا و آخرت است .

و لقد أرسلنا موسى . .. و أُتبعوا فى هـذه لعنة و يوم القيـمة

154- محروميت از رحمت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 27 - 7،9

7 ـ پيروى از آراء و انديشه هاى هواپرستان ، مايه دورى از رحمت الهى

و اللّه يريد ان يتوب عليكم و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

از تقابل اراده الهى به رحمت با اراده هواپرستان به انحراف، استفاده مى شود كه پيروى از هواپرستان عامل دورى از رحمت خداوند است.

9 ـ هواپرستى و شهوترانى ، مايه دورى از رحمت الهى

و اللّه يريد ان يتوب عليكم و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 24

24 ـ قتل خطائى ، موجب دورى قاتل از رحمت خدا خواهد شد .

و ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمناً الّا خطا . .. توبة من اللّه

توبه به معناى بازگشت است و توبه خدا بر بنده به معناى بازگشت رحمت و لطف خداوند به بنده خويش است. بنابراين معلوم مى شود در قتل خطائى نيز خداوند آدمى را از رحمت و لطف خويش دور مى سازد تا اينكه كفّاره آن را بپردازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 17

17 ـ دورى شيطان از رحمت الهى ، زمينه اغواگرى و ترويج خرافه پرستى و فساد از ناحيه او

لعنه اللّه و قال . .. لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم فليبتكن ءإذان الأنعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 3،5

3 ـ خداوند ، پيمان شكنان بنى اسرائيل را از رحمت خويش دور ساخت و دل هاى آنان را از پذيرش حق بازداشت .

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

5 ـ لعن الهى ( دورى از رحمت خداوند ) و قساوت دل ، كيفر شكستن پيمان الهى

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 7

7 ـ گناه ، موجب دورى از رحمت خداوند

فإنّ اللّه يتوب عليه

توبه خداوند بر بندگان به معناى بازگشت رحمت او به آنان است. بنابراين گناهكار قبل از توبه از رحمت خداوند به دور بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 7،8،9

7 ـ يهود ، مردمى به دور از رحمت خداوند و مورد لعنت او

و لعنوا

«لعنت» به معناى دورى از رحمت است.

8 ـ سخن نارواى يهود درباره خداوند ( نافذ نبودن قدرت او ) موجب دورى آنان از رحمت الهى

و لعنوا بما قالوا

9 ـ ناتوان پنداشتن خداوند بر تدبير جهان ، موجب گرفتار شدن به لعنت و دور ماندن از رحمت وى

و قالت اليهود يداللّه مغلولة . .. و لعنوا بما قالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 1،5

1 ـ كافران بنى اسرائيل با نفرين داود ( ع ) و عيسى ( ع ) به لعنت و دورى از رحمت خداوند گرفتار شدند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى

فاعل محذوف از «لعن» داود(ع) و عيسى(ع) مى باشد. بنابراين جمله «لعن ... على لسان داود و عيسى» به اين معناست كه كافران بنى اسرائيل مورد لعنت داود(ع) و عيسى(ع) قرار گرفتند گفتنى است، آنگاه كه لعنت بر زبان انسان جارى شود به معناى درخواست انقطاع از رحمت الهى از لعنت شونده است.

5 ـ كافران مستحق لعن و نفرين و دورى از رحمت خداوند

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 7

7 ـ اعراض كنندگان از راه خدا ، بازدارندگان مردم از پيوستن به آيين الهى و آنان كه راه خدا را منحرف جلوه مى دهند ، از رحمت الهى در قيامت بدور خواهند بود .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين يصدون عن سبيل اللّه و يبغونها عوجاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 19

19 ـ كافران به معاد و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ، زيانكار، تباه كننده خويش و محروم از رحمت الهى

و لقد استهزىء برسل . .. كتب على نفسه الرحمة ... الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

با توجّه به اينكه رحمت الهى فراگير است، ممكن است زيان كافران به جهت محروم ساختن خود از دريافت رحمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 1،11

1 ـ تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر و خودبرتربينى معارف الهى را نپذيرند، از رحمتهاى ويژه الهى در دنيا محرومند.

ان الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها لاتفتح لهم أبوب السماء

چنانچه جمله «لاتفتح . ..» بيان محروميتى باشد كه در دنيا دامنگير تكذيب كنندگان مى شود، گشوده نشدن درهاى آسمان براى آنان، كنايه از شامل نشدن رحمتهاى خاص الهى بر آنان است.

11 ـ محروميت ابدى از رحمت، سنت خداوند در كيفر مجرمان

و كذلك نجزى المجرمين

155- محروميت از رحمت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 60 - 4

4ـ پيروى از طاغوت ها و سركشان ، موجب دورى از رحمت خدا در دنيا و آخرت است .

و اتبعوا أمر كل جبار عنيد. و أُتبعوا فى هـذه الدنيا لعنة و يوم القيـمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 99 - 2

2ـ نپذيرفتن رسالت پيامبران ، مايه گرفتار شدن به لعنت خدا و دورى از رحمت او در دنيا و آخرت است .

و لقد أرسلنا موسى . .. و أُتبعوا فى هـذه لعنة و يوم القيـمة

156- محروميت از رستگارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 8

8 ـ علماى اهل كتاب، تكذيب كنندگان آيات الهى و ستمگرانى محروم از سعادت و رستگارى

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه . .. و من أظلم ... إنه لايفلح الظلمون

مراد از ضمير در «آتيناهم» به قرينه حكم و موضوع، عالمان اهل كتاب مى تواند باشد كه دريافت كنندگان كتب آسمانى هستند، نه مردم معمولى از يهود و نصارا.

157- محروميت از روزى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 14

14 ـ كافران در قيامت از زينتهاى خدادادى و روزيهاى پاكيزه محروم خواهند بود.

قل هى للذين ءامنوا . .. خالصة يوم القيمة

158- محروميت از روشنايى روز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 5

5 - توانايى خدا بر تاريك قرار دادن زمين و محروم ساختن مردم از روشنايى روز تا برپايى قيامت

أرءيتم إن جعل اللّه عليكم الّيل سرمدًا إلى يوم القيـمة

159- محروميت از زينت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 14

14 ـ كافران در قيامت از زينتهاى خدادادى و روزيهاى پاكيزه محروم خواهند بود.

قل هى للذين ءامنوا . .. خالصة يوم القيمة

160- محروميت از سرور اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 13 - 2

2 - دوزخيان در آخرت ، از حضور شادمانه نزد خويشاوندان خود محروم خواهند بود .

إنّه كان فى أهله مسرورًا

مقايسه دو تعبير «ينقلب إلى أهله» (در آيات پيشين) و «كان فى أهله»، گوياى اين است كه گرفتاران دوزخ، از لذت همنشينى با خويشاوندان خود بهره اى نمى برند.

161- محروميت از سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 17

17 ـ فريب در برابر بهره هاى دنيوى ، موجب محروميّت از سعادت و نجات اخروى

فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 5

5 ـ تمامى راه هاى سعادت به روى كافران ظالم بسته است .

إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. و لاليهديهم طريقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 8

8 ـ علماى اهل كتاب، تكذيب كنندگان آيات الهى و ستمگرانى محروم از سعادت و رستگارى

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه . .. و من أظلم ... إنه لايفلح الظلمون

مراد از ضمير در «آتيناهم» به قرينه حكم و موضوع، عالمان اهل كتاب مى تواند باشد كه دريافت كنندگان كتب آسمانى هستند، نه مردم معمولى از يهود و نصارا.

162- محروميت از شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 5

5 - توانايى خدا بر ثابت نگه داشتن روشنايى روز و محروم ساختن اهل آن از نعمت شب تا روز قيامت

قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم النهار سرمدًا إلى يوم القيـمة

163- محروميت از شفاعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 14

14 ـ مستكبران رويگردان از عبادت خدا ، محروم از شفاعت شافعان

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 41

41 ـ ناپاكى جان ودل منافقان و يهوديان ، موجب محروميت آنان از شفاعت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى هدايت و نجاتشان از عذاب *

و من يرداللّه فتنته فلن تملك له . .. أولئك الذين لم يرد اللّه ان يطهر قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 100 - 2

2 - حسرت مشركان در قيامت ، بر نداشتن شفاعت كننده و مددكار

إذ نسوّيكم بربّ العـلمين . .. فما لنا من شفعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 41 - 3

3- محروميت انسان در قيامت ، از حمايت و شفاعت ديگران

يوم لايغنى . .. و هم لاينصرون

164- محروميت از طيبات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 10،12،14

10 ـ رباخوارى و حرامخوارى يهوديان ، موجب محروميت آنان از برخى طيبات *

فبظلم من الذين هادوا و حرّمنا عليهم الطيبت . .. و أكلهم أمول الناس بالبطل

بدان احتمال كه مراد از تحريم، تحريم تكوينى باشد.

12 ـ تحريم طيبات بر تمامى يهود ـ كافر و مؤمن ـ و عذاب قيامت تنها از آن كافران ايشان

حرّمنا عليهم الطيبت . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً

با توجه به جمله «اعتدنا للكفرين منهم» و جمله «حرمنا عليهم الطيبت» كه در يكى كلمه «منهم» آمده و در ديگرى نيامده، معلوم مى شود براى همه يهوديان ـ چه كافر و چه مؤمن ـ طيبات تحريم شده ولى عذاب قيامت، تنها از آن كافران ايشان است.

14 ـ آلوده شدن گروهى از يهوديان به گناه ، موجب تحريم طيبات الهى بر تمامى آنان

فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً

165- محروميت از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 7

7 ـ اندوه و گريه شديد مؤمنان تهيدست ، به خاطر ناتوانى از شركت در جنگ تبوك و محروم شدن از فيض جهاد

و أعينهم تفيض من الدمع حزناً

166- محروميت از غنيمت جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 10

10 ـ حسرت و تأسف متخلفان از جهاد بر محروميتشان از غنايم جنگى

و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ . .. يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزاً عظيماً

167- محروميت از فضل خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 36

36 ـ محروميت آدمى از تفضلات الهى برخاسته از بى لياقتى خود اوست نه نقصان فيض و بخشش خداوند

ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه واسع عليم

ذكر گستردگى فضل الهى كه وصف «واسع» بيانگر آن است، اشاره به اين معنا دارد كه اگر آدمى مشمول فضل خاص خداوند نشود، خود مقصر است ; چرا كه فضل الهى بى نهايت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 26 - 9

9 - محروميت از فضل الهى ، نمودى از عذاب خداوند براى كافران

و يستجيب الذين ءامنوا . .. و يزيدهم من فضله و الكـفرون لهم عذاب شديد

از ارتباط صدر و ذيل آيه، برداشت بالا صورت گرفته است.

168- محروميت از فهم آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 5،11

5 ـ خداوند دارندگان روحيه ناباورى به آيات الهى را از درك آيات و معارف خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون . .. و إن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها

جمله «إن يروا . .. » عطف بر «يتكبرون ... » و صله ديگرى براى «الذين» است. يعنى: «سأصرف عن ءايتى الذين إن يروا ... ». بنابراين «إن يروا» اشاره به گروهى ديگر دارد كه خداوند آنان را از درك آيات و معارف بازمى دارد.

11 ـ تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها موجب محروم شدن از درك آيات و معارف الهى است .

سأصرف عن ءايتى . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره باشد به «صرف» كه از «سأصرف» استفاده مى شود. يعنى به اين دليل متكبران را از درك آيات خويش محروم مى كنيم كه آنها را تكذيب كردند و به آن بى اعتنا بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 6،8،11

6 ـ بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم داشتن قلب و ابزار درك ، خويشتن را از فهم حقايق و معارف الهى محروم مى سازند .

لهم قلوب لايفقهون بها

جمله «لهم قلوب» (آنها قلب دارند) مى رساند كه انسانها و جنيان گمراه ابزار درك دارند و جمله «لايفقهون بها» توضيح مى دهد كه آنان از ابزار شناختى كه در اختيار دارند بهره نمى گيرند.

8 ـ بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم برخوردارى از چشمهايى بينا و گوشهايى شنوا ، خويشتن را از ديدن و شنيدن آيات الهى محروم مى سازند .

و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها

11 ـ جهنم فرجام انسان ها و جنيانى است كه خود را از درك معارف و حقايق دين محروم ساخته اند .

و لقد ذرأنا لجهنم . .. لهم قلوب لايفقهون بها

169- محروميت از فهم تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 17

17 ـ خداوند به قوم موسى هشدار داد كه متكبران و ناباروان ايشان را از درك تورات و معارف آن باز خواهد داشت .

و أمر قومك يأخذوا بأحسنها . .. سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض

مصداق مورد نظر براى آيه مورد بحث، با توجه به آيات پيشين، متكبران و متمردان قوم موسى هستند.

170- محروميت از فهم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 4

4 ـ محروميت مشركان حق ناپذير از فهم حقايق و معارف الهى نتيجه عملكرد خود آنهاست.

و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا

توصيف مشركان به «فى ءاذانهم وقرا و إن يروا . .. يجادلونك ... » گوياى نقش و تأثير اين عوامل در مهر خوردن به دلهاى آنان است. چنانكه موصول «يقول الذين كفروا» به جاى ضمير براى اشاره به همين جهت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 10

10 ـ خداوند قلب هاى كفرپيشگان و تكذيب كنندگان انبيا را از دريافت حقايق دين و معارف الهى محروم مى سازد .

كذلك يطبع اللّه على قلوب الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 11،17

11 ـ تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها موجب محروم شدن از درك آيات و معارف الهى است .

سأصرف عن ءايتى . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره باشد به «صرف» كه از «سأصرف» استفاده مى شود. يعنى به اين دليل متكبران را از درك آيات خويش محروم مى كنيم كه آنها را تكذيب كردند و به آن بى اعتنا بودند.

17 ـ خداوند به قوم موسى هشدار داد كه متكبران و ناباروان ايشان را از درك تورات و معارف آن باز خواهد داشت .

و أمر قومك يأخذوا بأحسنها . .. سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض

مصداق مورد نظر براى آيه مورد بحث، با توجه به آيات پيشين، متكبران و متمردان قوم موسى هستند.

171- محروميت از قبول دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 17،21

17 ـ برخى گناهان ، مايه محروميت از پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم

برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «ان يصيبهم» همان گرفتار ساختن گنهكاران به رويگردانى و نپذيرفتن احكام قرآن باشد.

21 ـ گناهان يهوديان و مسيحيان عصر بعثت ـ حتى برخى از آن ـ ، زمينه ساز محروميت آنان از پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم

كلمه «بعض» مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها برخى از گناهان اهل كتاب اقتضاى محروميت از حق پذيرى را دارد ; نه همه آنها و مى تواند به اين معنا باشد كه برخى از گناهان آنان در محروميتشان از پذيرش احكام الهى كافى است گرچه بسيارى از گناهانشان چنين اقتضايى را دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

172- محروميت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 15

15 ـ لعنت الهى ، زمينه ساز محروميت از معارف قرآن و ازدياد كفر و طغيان

و لعنوا بما قالوا . .. ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

173- محروميت از قضاوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 21

21 ـ گناهان يهوديان و مسيحيان عصر بعثت ـ حتى برخى از آن ـ ، زمينه ساز محروميت آنان از پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم

كلمه «بعض» مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها برخى از گناهان اهل كتاب اقتضاى محروميت از حق پذيرى را دارد ; نه همه آنها و مى تواند به اين معنا باشد كه برخى از گناهان آنان در محروميتشان از پذيرش احكام الهى كافى است گرچه بسيارى از گناهانشان چنين اقتضايى را دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

174- محروميت از لذايذ بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 10

10 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت كفر به اسلام ، از لذّت مناظر پردرخت و زمين آب خيز بهشت محروم خواهند بود .

من أهل الكتـب و المشركين فى نار جهنّم . .. الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت ... جزا

175- محروميت از لطف خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 6

6 - حق ستيزى موجب گمراهى ، محروميت از لطف و مغفرت خدا و گرفتار شدن به آتش دوزخ مى باشد .

لايكلمهم اللّه يوم القيمة . .. ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به عقوبتهاى مطرح شده در آيات قبل باشد.

176- محروميت از محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 10

10 ـ محروميت مسلمانان از محبت خداوند ، در صورت ايجاد روابط دوستانه با كافران

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه بقوم يحبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 37،38،40

37 ـ مفسده جويان ، محروم از جلب محبت الهى

و اللّه لايحب المفسدين

38 ـ مفسده جويى يهود ، عامل محروميت آنان از محبت خداوند

و يسعون فى الارض فساداً و اللّه لايحب المفسدين

40 ـ دستيابى آدمى به محبت خداوند و محروميت از آن ، وابسته به عملكرد خود اوست .

و اللّه لايحب المفسدين

جمله « و اللّه لايحب المفسدين» مى رساند كه خداوند بى دليل كسى را از محبت خويش محروم نمى سازد، همانگونه كه به گزاف كسى را مورد محبت خويش قرار نخواهد داد، بلكه ريشه و اساس آن، نوع عملكرد آدمى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 18،19،20،21

18 ـ تجاوزكاران از محبت خداوند محروم اند .

إنّ اللّه لايحب المعتدين

19 ـ افراط و تفريط در بهره جويى از مواهب پاكيزه و حلال الهى ، عامل محروميت از محبت خداوند

لاتحرموا . .. و لاتعتدوا إنّ اللّه لايحب المعتدين

20 ـ ارتكاب محرمات موجب محروم شدن از محبت الهى

لاتعتدوا إنّ اللّه لايحب المعتدين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «لاتعتدوا» ـ چنانچه توضيح آن گذشت ـ نهى از ارتكاب محرمات باشد.

21 ـ عملكرد آدمى زمينه ساز جلب محبت خداوند و يا محروميت از آن

إنّ اللّه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 7

7 ـ روى گردانى از نيايش و تضرع در برابر خدا ، گردنكشى و موجب محروميت از محبت الهى است .

ادعوا ربكم . .. إنه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 7،9

7 ـ پيمان شكنان و كسانى كه در انديشه شكستن پيمان هاى خويشند ، خائن و محروم از محبت خداوند هستند .

إن اللّه لايحب الخائنين

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «إن اللّه . .. » تعليل براى «فانبذ إليهم» باشد ; يعنى كسانى كه در صدد پيمان شكنى هستند، خائنند و چون خداوند خائنان را دوست ندارد، تو اى پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف هستى معاهده آنان را لغو كنى تا راه

براى نبرد با آنان باز شود.

9 ـ خيانت ، حتى نسبت به كافران ، امرى ناروا و در پى دارنده محروميت از محبت خدا

فانبذ إليهم على سواء إن اللّه لايحب الخائنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 7،8

7 ـ اسراف كنندگان از محبت خداوند محرومند.

إنه لايحب المسرفين

8 ـ زياده روى در زينت دادن خويش، و اسراف در خوردن و آشاميدن، موجب محروميت از محبت خداوند است.

خذوا زينتكم . .. و لاتسرفوا إنه لايحب المسرفين

177- محروميت از نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 16،18

16 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت تبعيت از آيين يهود و نصارا ، به محروم كردنش از پشتيبانى و يارى خود تهديد كرد .

و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

در برداشت فوق «من اللّه» متعلق به محذوف و حال براى ولىّ و نصير گرفته شده است. بر اين مبنا جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو از جانب خداوند هيچ پشتيبان و ياورى نخواهد بود; يعنى، امدادهاى خداوند به تو نمى رسد.

18 - پيروى از آرا و قوانين مبتنى بر هوا هاى نفسانى ، با وجود قوانين الهى ، موجب محروم شدن از ولايت و يارى خداوند است .

لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

178- محروميت از نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 5

5 - ابراهيم ( ع ) از خداوند خواست تا كافران مكه را از روزى هاى خويش بهره مند نسازد .

و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

«من ءامن» به عنوان بدل براى «أهله» بيانگر مقصود ابراهيم(ع) از كلمه «أهله» است. آن حضرت با آوردن «من ءامن» اشاره به اين معنا دارد كه: خواهان اعطاى ثمرات به كافران مكه نيست.

179- محروميت از نعمت هاى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 45،46،49

45 - تباه شدن آدمى به محروميت از مواهب آخرت است .

ماله فى الأخرة من خلق و لبئس ماشروا به أنفسهم

46 - يهوديان ، ناآگاه به سوداى زيانبار خويش ( از دست دادن آخرت و دستيابى به منافع سحر )

لبئس ماشروا به أنفسهم لو كانوا يعلمون

مفعول «يعلمون» - به دليل قبل - زيانبارى فروختن مواهب آخرت در مقابل منافع دنيوى است; يعنى، اى كاش! مى دانستند كه اين داد و ستد براى آنان زيانبار است.

49 - يهوديان ساحر ، على رغم اطمينانشان به محروم بودن از سراى آخرت ، محروميت خويش را انكار مى كردند .

لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق

تأكيد جمله با لام قسم (لقد) و نيز لام تأكيد (لمن) گوياى اين است كه: يهوديان ساحر، حقيقتى را كه بدان علم داشتند، مورد انكار قرار مى دادند; زيرا تأكيد جمله غالباً در مواردى است كه مضمون آن مورد انكار باشد.

180- محروميت از نعمتهاى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 10

10 ـ خداوند ، منكران قيامت را از بهشت و مواهب آن محروم خواهد كرد .

إن اللّه حرمهما على الكفرين . .. فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا

از مصاديق كلمه «الكفرين» به دليل «كما نسوا لقاء يومهم هذا»، منكران قيامت هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 3

3 - تهديد تكذيب گران روز جزا ، به محروميت از موهبت هاى بهشتى

كلوا و تمتّعوا قليلاً

امر در «كلوا و تمتّعوا» در معناى تهديد و انذار به كار رفته است. در آيات گذشته، از مواهب بهشت و تأمين خواسته هاى تقواپيشگان در آن، سخن به ميان آمده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه اين تهديد، ناظر به محروميت از موهبت هاى بهشتى است.

181- محروميت از نعمتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 7

7 ـ محروميت جوامع بشرى از نعمت هاى الهى ، پيامد گرفتار شدن آنان به كفر و گناه است .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا

182- محروميت از نعمتهاى سرزمين مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 58 - 1

1 - محروم گشتن فرعونيان از گنج ها و كاخ هاى باشكوه خويش ، به تدبير و طرح الهى

فأخرجنـهم من جنّـت و . .. و كنوز و مقام كريم

«كنوز» (جمع «كنز») عبارت از اندوخته هاى مالى است. عبارت «مقام كريم» نيز اشاره به كاخ هاى باشكوه فرعونيان دارد.

183- محروميت از نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 16 - 2

2 - مردم با گزينش دنيا به جاى آخرت ، خود را از تزكيه ، ياد خدا و اداى نماز دور نگه داشته ، از رستگارى محروم مى سازند .

قد أفلح . .. بل تؤثرون الحيوة الدنيا

184- محروميت از نيكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 3،7

3 ـ دلبستگى به دنيا ، موجب محروميّت از نيل به مقام بِرّ

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

7 ـ محروميّت بنى اسرائيل از مقام برّ ، پيامد ترك انفاق از اشياى مورد علاقه خود و دلبستگى آنان به دنيا *

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

با توجه به آيات قبل و بعد مى توان گفت: بنى اسرائيل از جمله مخاطبان آيه مى باشند.

185- محروميت از ولايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 115 - 11

11 ـ خداوند ، مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تفرقه افكنان در جامعه ايمانى را از ولايت خويش خارج و به حال خودشان ر ها مى سازد .

و من يشاقق الرسول . .. و يتبع غير سبيل المؤمنين نوله ما تولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 7

7 ـ شركورزى و پرستش غير خدا ، كردارى ناشايسته و مايه محروميت از ولايت و حمايت هاى خداوند است .

و هو يتولى الصلحين

مصداق مورد نظر براى صلاح و صالحان، به قرينه آيات گذشته، توحيد و مؤمنان موحد است و در مقابل آن شرك و مشركان خواهد بود. بنابراين مفهوم جمله «و هو ... » عدم حمايت خداوند از مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 18

18 - پيروى از آرا و قوانين مبتنى بر هوا هاى نفسانى ، با وجود قوانين الهى ، موجب محروم شدن از ولايت و يارى خداوند است .

لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

186- محروميت از هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 8،11

8 ـ گمراهى منافقان و محروميتشان از هدايت و ايمان واقعى ، قانون و برنامه خداوند است .

مذبذبين بين ذلك . .. و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

11 ـ محروم ساختن منافقان از پيمودن راه هدايت ، خدعه و كيفر خداوند نسبت به آنان *

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

جمله «و من يضلل اللّه»، مى تواند بيان خدعه الهى نسبت به منافقان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 1،6،8

1 ـ كفرپيشگان ستمگر ، محروم از آمرزش و هدايت الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

تكرار نشدن «الذين» در جمله «و ظلموا» دلالت مى كند كه مجموع دو صفت «كفر» و «ظلم» موجب محروميت از آمرزش و هدايت الهى است.

6 ـ كفرپيشگى و ستمگرى گروهى از اهل كتاب مايه محروميت آنان از مغفرت و هدايت الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

مصداق مورد نظر از «الذين كفروا و ظلموا» ـ به دليل آيات گذشته ـ گروهى از اهل كتاب هستند.

8 ـ محروميت كافران ستمگر از مغفرت و هدايت ، از سنت هاى الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 175 - 13

13 ـ كافران به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از رحمت و فضل و هدايت خاص خداوند

فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به . .. صرطاً مستقيماً

معادل «اما»ى تفصيليه حذف شده و جمله موجود «فاما الذين ءامنوا . ..» بيانگر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 14

14 ـ كافران همواره محروم از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 13

13 ـ محروميت از هدايت الهى، نتيجه حق پوشى و مغالطه كارى خود انسان

و للبسنا عليهم ما يلبسون

تلبيس خداوند (للبسنا)، از نظر رتبه، پس از تلبيس خود آدمى (ما يلبسون) قرار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 23 - 5

5 ـ فاقدان خير و استعداد كمال ، ناشايست براى شمول هدايت هاى ويژه خداوند و توفيق يافتن به پذيرش معارف دين

و لو علم اللّه فيهم خيرا لأسمعهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 10

10 - برخوردارى از هدايت خدا و يا محروميت از آن ، به دست او است .

و من لم يجعل اللّه له نورًا فما له من نور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 10

10 - هدايت نشدن برخى انسان ها ، معلول هدايت ناپذيرى خود آنان است و نه نارسايى مفاهيم دينى و يا نارسايى تبليغى .

فإنّك لاتسمع الموتى . .. إذا ولّوا مدبرين

187- محروميت از هدايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 5

5 ـ ارتداد هاى مكرر و اصرار بر كفر ، در پى دارنده شقاوت ابدى و محروميت از هدايت الهى است .

إنّ الذين ءامنوا ثم كفروا . .. لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 138 - 4

4 ـ محروم ماندن آدمى از مغفرت و هدايت الهى ، موجب گرفتار شدن وى به عذاب دردناك

لم يكن اللّه يغفر لهم و لاليهديهم . .. بشر المنفقين بانّ لهم عذاباً أليماً

ظاهراً مراد از منافقان، همان كسانى هستند كه در آيه قبل توصيف شدند، كه از جمله توصيف آنان به محروميت از هدايت و مغفرت بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 2

2 ـ انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كفر به قرآن و بازداشتن ديگران از راه خدا ، موجب محروميت از هدايت و آمرزش الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

با توجه به آيات قبل مراد از «كفر»، كفر به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است و مراد از ظلم، بازداشتن ديگران از راه خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 14،17

14 ـ ستمكاران ، محروم از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

17 ـ دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان ، ظلم و موجب محروميت از هدايت الهى

و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 5،6،9

5 ـ بيمارى دل و سستى ايمان ، زمينه محروميت از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

6 ـ شتاب بيماردلان سست ايمان در دوستى و پذيرش ولايت يهود و نصارا ، پيامد محروميت آنان از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

9 ـ گرايش بى حد و مرز گروهى از مسلمانان بيمار دل به سوى يهود و نصارا ، دليلى روشن براى محروميت ستمگران از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

تفريع جمله «فترى» بر جمله «ان اللّه . ..»، مى رساند كه گرايش عميق بيماردلان، بيان مصداقى براى جمله «ان اللّه لايهدى ...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 14

14 ـ محرومان از هدايت الهى ، در خطر تباهى اعمال نيك و زيان ديدن از كردار خويش

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين . .. حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

188- محروميت از هدايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 3

3- محروميت كافران دنياگرا ( مرتدان ) از درك حقايق معنوى ، همان محروميت از هدايت الهى است .

لايهدى القوم الكـفرين . أُولـئك الذين طبع الله على قلوبهم

جمله «أُولـئك الذين طبع الله . ..» بيانگر جمله «و أن الله لايهدى القوم الكافرين» است; يعنى، چگونگى و راه محروميت كافران از هدايت الهى را تفسير و معنا مى كند.

189- محروميت از هدايتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 83 - 8

8- اعراض از خدا در حال رفاه ، و به پوچى و يأس رسيدن در ناگوارى ها ، بيمارى محرومان از هدايت قرآن است .

و ننزّل . .. شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا . و إذا أنعمنا ع

190- محروميت از همنشينى با خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 13 - 2

2 - دوزخيان در آخرت ، از حضور شادمانه نزد خويشاوندان خود محروم خواهند بود .

إنّه كان فى أهله مسرورًا

مقايسه دو تعبير «ينقلب إلى أهله» (در آيات پيشين) و «كان فى أهله»، گوياى اين است كه گرفتاران دوزخ، از لذت همنشينى با خويشاوندان خود بهره اى نمى برند.

191- محروميت از هواى مطبوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 27 - 4

4 - محروميت دوزخيان از هواى مطبوع و آب ، عقوبتى مناسب با انكار معاد

لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا

كيفر دوزخيان در آيات پيشين، به دو صورت نفى و اثبات بيان شده است; آنان از هواى سرد و نوشيدنى، محروم اند(نفى) و به نوشيدن «حميم» و «غسّاق» مجبور خواهند بود(اثبات). «جزاء وفاقاً» آن را كيفرى مناسب با كردار آنان ـ كه آن هم به صورت نفى و اثبات بوده ـ بيان كرده است; آنها معاد را باور نداشتند(نفى) و آيات خدا را تكذيب مى كردند(اثبات). آيه «جزاء وفاقاً» دلالت دارد كه محروميت، كيفرى مناسب با بى اعتقادى است و نوشيدن مايع داغ و چركين، كيفر مناسب تكذيب است.

192- محروميت اشراف صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 4

4 - اشراف حاضر در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم ، بر اثر بى رغبتى خود ، از آموختن و به خاطر سپردن معارف قرآن محروم بودند .

فمن شاء ذكره

193- محروميت اصحاب الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 27 - 1

1 - توجه و اعتراف باغداران يمنى ، به محروم شدن خويش از تمامى محصولات باغ

بل نحن محرومون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 30 - 1

1 - باغداران يمنى پس از مشاهده محروميت خود و مستمندان از محصولات باغ ، به سرزنش همديگر پرداختند .

فأقبل بعضهم على بعض يتلـومون

194- محروميت اقتصادى برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 5

5- برده داران ، هيچ گاه برده هاى خود را در امكانات فراوان اقتصادى و معيشتى خويش ، شريك نمى سازند و خود را با آنان مساوى و برابر نمى دانند .

فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمـنهم فهم فيه سواء

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه آيه در صدد بيان يك حكم اقتصادى درباره بردگان نباشد; بلكه براى بيان يك واقعيت خارجى و ارتباط آن با مسأله شرك باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: شما كه بردگان را با خود برابر نمى

دانيد، پس چطور برخى از بندگان خدا را با خدا برابر مى دانيد و آنها را شريك او مى پنداريد؟

195- محروميت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 10 - 2

2 - قيامت ، روز محروميت انسان از هرگونه يار و ياور در برابر كيفر هاى الهى است .

فما له من . .. و لا ناصر

196- محروميت اهل عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 96 - 2

2 ـ تكذيب كنندگانى كه از سوى خداوند محكوم به عذاب استيصال شوند ، زمينه پذيرش دعوت پيامبران را از دست داده و هرگز به آيات و نشانه هاى الهى ايمان نخواهند آورد .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 5

5 - آن دسته از مشركان و كافران صدراسلام ـ كه عذاب الهى بر آنان مقرر گرديده بود ـ براى هميشه از ايمان محروم شدند .

لقد حقّ القول على أكثرهم فهم لايؤمنون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «فاء» در جمله «فهم لايؤمنون» تفريعيه است و اين جمله متفرع بر جمله قبل مى باشد; يعنى، چون مقرر شد كه بيشتر آنان عذاب شوند، پس توفيقى براى ايمان آوردن نخواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 14

14 - گنه كاران محكوم شده به عذاب استيصال الهى ، محروم از هرگونه منجى و نگه دارنده اى

فأخذهم اللّه بذنوبهم و ما كان لهم من اللّه من واق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 25 - 8

8 - محكومان به عذاب الهى ، از هرگونه يار و ياورى نجات بخشْ محروم اند .

فلم يجدوا لهم من دون اللّه أنصارًا

197- محروميت اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 5

5 ـ اهل كتاب به خاطر بى توجهى به كتاب آسمانى ، فاقد هرگونه پايگاه براى دفاع از عقايد و آراى دينى خويش

لستم على شىء حتّى تقيموا التورية و الانجيل

در برداشت فوق كلمه «حتى» به معناى «كى» تعليليه و كلمه «شىء» با توجه به حرف «على» به معناى پايگاه گرفته شده است و مراد از آن ـ به قرينه حتى تقيموا التورية و الانجيل ـ زير بناهاى فكرى قابل اعتمادى است كه بتوان به وسيله آن از عقايد و آراى دينى دفاع كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 14

14 - سرپيچى كافران اهل كتاب و مشركان ، از پذيرش اسلام و محروم ساختن خويش از توحيد ، اعتدال ، نماز و زكات ، شگفت آور است .

لم يكن الذين كفروا . .. منفكّين ... و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه ... حنفاء و ي

چنانچه جمله «و ما أمروا. ..»، ناظر به اوامر اسلامى باشد، مفاد آيه ـ با توجّه به ارتباط آن با آغاز سوره ـ اين مى شود كه مگر اسلام، چه اوامرى دارد كه كافران، همچنان از مرام خود منفكّ نشده و به اين دين روى نمى آورند؟!; اين دين كه سراسر توحيد و نماز و زكات است، چه فرمان نادرستى در آن است كه آنان از پذيرش اين دين، امتناع مىورزند؟!.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 10

10 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت كفر به اسلام ، از لذّت مناظر پردرخت و زمين آب خيز بهشت محروم خواهند بود .

من أهل الكتـب و المشركين فى نار جهنّم . .. الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت ... جزا

198- محروميت اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 1

1ـ مردم مدين ، از درك كردن و فهميدن بسيارى از تعاليم شعيب ( ع ) محروم بوده و بدان اعتراف مى كردند .

قالوا يـشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 95 - 2

2ـ مردم مدين ، سزاوار هلاكت و دورى از رحمت الهى بودند .

ألا بُعدًا لمدين

براى توضيح برداشت فوق، به ذيل برداشت شماره 5 از آيه 60 در همين سوره رجوع شود.

199- محروميت اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 8

8 - اهل مكه پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از تعاليم رسولان الهى محروم بودند .

من قبله لقالوا ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً فنتّبع ءايـتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 9

9 - بى بهره بودن مردم سرزمين مكه از تعليمات آسمانى ، عامل عقب ماندگى آنان و فراگير شدن غفلت و بى خبرى در ميان آنها

لتنذر قومًا ما أتيهم من نذير من قبلك لعلّهم يتذكّرون

200- محروميت اهل مكه از كتاب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 10

10 - مردم مكه ، پيش از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) از پيامبرِ صاحبِ كتاب آسمانى محروم بوده اند .

ما أتيـهم من نذير من قبلك

به قرينه مكى بودن سوره، احتمال دارد مراد از «هم» در «ما أتاهم من نذير. ..» مكيان باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 44 - 4

4 - مشركان مكه ، پيش از قرآن ، از هيچ كتاب آسمانى برخوردار نبودند .

و ما ءاتينـهم من كتب يدرسونها

201- محروميت بخيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 37 - 1

1 ـ بخيلان ، محروم از محبت خداوند

انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون

202- محروميت بخيلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 9 - 4

4 - وجود زمينه محروميت از پاداش هاى نيكوى الهى ، براى بخيلان و زراندوزان

و أمّا من بخل و استغنى . و كذّب بالحسنى

جمله «كذّب بالحسنى»، بخل و ثروت اندوزى را «تكذيب حسنى» ناميده است; يعنى، كسى كه «حسنى» (فرجام نيك) را باور دارد، اين دو راه را انتخاب نمى كند; زيرا در اين صورت، خود را در معرض محروميت از آن قرار داده است.

203- محروميت بدعت گزاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 69 - 3

3 ـ بدعت گذاران در دين ، محروم از رستگارى اند .

الذين يفترون على اللّه الكذب لا يفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 117 - 4

4- ابتلاى بدعت گذاران به عذاب دردناك ، پس از بهرهورى اندك از دنيا ، گواه عدم رستگارى آنان است .

إن الذين يفترون على الله الكذب لايفلحون . متـع قليل و لهم عذاب أليم

204- محروميت بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 3

3 ـ بلعم باعورا به خاطر دنياگرايى و هواپرستى از نايل شدن به منزلت هاى والا و قرب الهى محروم شد .

و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه

205- محروميت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 3

3 ـ خداوند ، پيمان شكنان بنى اسرائيل را از رحمت خويش دور ساخت و دل هاى آنان را از پذيرش حق بازداشت .

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 2،6

2 ـ محروميت قوم موسى ( ع ) از تسلط بر سرزمين مقدس و سكونت در آن ، پيامد و كيفر فسق و سرپيچى آنان از فرمان موسى ( ع )

إنّا لن ندخل ابداً . .. فانها محرمة عليهم

جمله «فانها محرمة . ..»، تفريع بر نافرمانى آنان از دستور موسى(ع) است، نه اينكه متفرع بر نفرين او (فافرق بيننا ...) باشد.

6 ـ ترك جهاد از سوى نيرو هاى كارآمد بنى اسرائيل ، موجب گرفتارى همه مردم آن قوم به سرگردانى و محروميت از تسلط بر سرزمين مقدس

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة

برداشت فوق مبتنى بر امرى مسلم و طبيعى در داستان تيه مى باشد و آن اينكه همه قوم موسى ; حتى زنان و كودكان و پيران، به سرگردانى گرفتار آمده و از ورود به سرزمين مقدس محروم شدند، با اينكه اين گروه مأمور به مبارزه و جهاد نبودند تا بر اثر تخلف، عقوبت شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 9

9 ـ تكذيب و قتل انبيا از سوى بنى اسرائيل مايه محروميت آنان از حق شناسى و بينش دينى

فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون . .. فعموا و صموا

جمله «عموا و صموا» علاوه بر اينكه متفرع بر جمله «حسبوا . ..» است مى تواند متفرع بر جمله «فريقاً كذبوا ...» نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 6

6 ـ ضعف و ذلت بنى اسرائيل در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) تا درجه اى بود كه حتى از داشتن خيمه يا كومه اى ، كه آنان را از سرما و گرما حفظ كند ، محروم بودند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

206- محروميت پسر نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 46 - 2

2ـ فرزند ناصالح نوح ، در پيشگاه خداوند از خانواده و اهل بيت او محسوب نمى شد .

إنه ليس من أهلك

207- محروميت توطئه گران عليه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 14 - 5

5 - دست اندركاران اصلى توطئه « افك » عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و خاندان آن حضرت ، از فضل و رحمت خداوند محروم شدند

.

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم

خداوند در آيه 11، به شايعه سازان اصلى وعده عذاب بزرگ (و الذى تولّى كبره منهم له عذاب عظيم) مى دهد. واژه «افاضه» نيز به معناى سخن گفتن بسيار در باره موضوعى و انتشار آن است و اين، كار توده مردم بود نه منافقان كه سازنده اصلى تهمت و شايعه بودند. بنابراين فضل و رحمت خدا، شامل كسانى است كه كارگزار اصلى تهمت نبودند; بلكه بر اثر جهل و غفلت سخنى در اين زمينه به ميان آوردند در آيه بعد نيز خداوند، جهل و ناآگاهى آنان را يادآور شده، مى فرمايد: «و تقولون بأفواهكم ما ليس لكم به علم».

208- محروميت توطئه گران قصه افك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 14 - 5

5 - دست اندركاران اصلى توطئه « افك » عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و خاندان آن حضرت ، از فضل و رحمت خداوند محروم شدند .

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم

خداوند در آيه 11، به شايعه سازان اصلى وعده عذاب بزرگ (و الذى تولّى كبره منهم له عذاب عظيم) مى دهد. واژه «افاضه» نيز به معناى سخن گفتن بسيار در باره موضوعى و انتشار آن است و اين، كار توده مردم بود نه منافقان كه سازنده اصلى تهمت و شايعه بودند. بنابراين فضل و رحمت خدا، شامل كسانى است كه كارگزار اصلى تهمت نبودند; بلكه بر اثر جهل و غفلت سخنى در اين زمينه به ميان آوردند در آيه بعد نيز خداوند، جهل و ناآگاهى آنان را يادآور شده، مى فرمايد: «و تقولون بأفواهكم ما ليس لكم به علم».

209- محروميت ثروت اندوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 9 - 4

4 - وجود زمينه محروميت از پاداش هاى نيكوى الهى ، براى بخيلان و زراندوزان

و أمّا من بخل و استغنى . و كذّب بالحسنى

جمله «كذّب بالحسنى»، بخل و ثروت اندوزى را «تكذيب حسنى» ناميده است; يعنى، كسى كه «حسنى» (فرجام نيك) را باور دارد، اين دو راه را انتخاب نمى كند; زيرا در اين صورت، خود را در معرض محروميت از آن قرار داده است.

210- محروميت جادوگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 77 - 5

5 ـ ساحران ، محروم از رستگارى اند .

لا يفلح السحرون

211- محروميت جامعه مجرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 12

12 ـ جامعه مجرم خود را از شمول رحمت خداوند محروم و سزاوار عذاب او مى گرداند.

و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

«بأس» در لغت به معناى شدت است و در اين آيه كنايه از عذاب است.

212- محروميت جوامع دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 43 - 2

2 - عدم دسترسى جوامع هم عصر موسى ( ع ) به تعاليم آسمانى ، بر اثر انقراض نسل هاى پيشين

و لقد ءاتينا موسى الكتـب من بعد ما أهلكنا القرون الاُولى

قيد «من بعد ما أهلكنا. ..» مى رساند كه با انقراض نسل هاى پيشين، تعليمات پيامبران قبل نيز از ميان رفته بود و مردم عصر موسى(ع) به كلى از آموزه هاى آنان فاصله گرفته بودند.

213- محروميت جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 6

6- كافران دوزخى ، از هر گونه لطف و رحمت خداوند محروم اند .

و لا هم ينظرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «ينظرون» فعل مضارع مجهول از ثلاثى مجرد و از ماده «نظرة» باشد كه به معناى رحمت است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 77 - 6

6 - دوزخيان ، محروم از گفتوگوى مستقيم با خداوند *

و نادوا يـملك ليقض علينا

از اين كه جهنميان براى رفع عذاب از خود، نگهبانان جهنم را واسطه قرار مى دهند، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 7

7 - محكومان به آتش دوزخ ، محروم از يار و مددكار در قيامت

و مأويكم النار و ما لكم من نـصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 11 - 3

3 - كافران دوزخى ، مورد نفرين خدا و محروم از رحمت و لطف او هستند .

فسحقًا لأصحـب السعير

«سحق» به معناى «بُعد» است و در اين آيه، به جاى لعن و نفرين به كار رفته است و مراد از آن، دورى از رحمت و لطف الهى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 23 - 3

3 - درنگ دوزخيان در جهنم ، همراه با بى نوايى و محروميت از خواسته ها است .

لـبثين فيها أحقابًا

تمام مشتقات «حقب»، به يك اصل و ريشه برمى گردد كه به معناى حبس است. درباره سالى كه باران در آن بند آمده باشد، گفته مى شود: «حقب العام» (مقاييس اللغة). «أحقاب» ـ چنان كه زمخشرى گفته ـ ممكن است جمع «حَقِب» باشد; يعنى، كسى كه به كميابى خيرات و رزق گرفتار شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 27 - 4

4 - محروميت دوزخيان از هواى مطبوع و آب ، عقوبتى مناسب با انكار معاد

لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا

كيفر دوزخيان در آيات پيشين، به دو صورت نفى و اثبات بيان شده است; آنان از هواى سرد و نوشيدنى، محروم اند(نفى) و به نوشيدن «حميم» و «غسّاق» مجبور خواهند بود(اثبات). «جزاء وفاقاً» آن را كيفرى مناسب با كردار آنان ـ كه آن هم به صورت نفى و اثبات بوده ـ بيان كرده است; آنها معاد را باور نداشتند(نفى) و آيات خدا را تكذيب مى كردند(اثبات). آيه «جزاء وفاقاً» دلالت دارد كه محروميت، كيفرى مناسب با بى اعتقادى است و نوشيدن مايع داغ و چركين، كيفر مناسب تكذيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 34 - 4

4 - آرميدن متقين در سايه بوستان ها و مى گسارى آنان ، در برابر محروميت جهنميان از خنكى و نوشيدنى ، انعكاسى از تقابل آثار طغيان گرى و تقوا است .

لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. حدائق و أعنـبًا ... و كأسًا دهاقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 13 - 2

2 - دوزخيان در آخرت ، از حضور شادمانه نزد خويشاوندان خود محروم خواهند بود .

إنّه كان فى أهله مسرورًا

مقايسه دو تعبير «ينقلب إلى أهله» (در آيات پيشين) و «كان فى أهله»، گوياى اين است كه گرفتاران دوزخ، از لذت همنشينى با خويشاوندان خود بهره اى نمى برند.

214- محروميت حق ستيزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 6

6 - حق ستيزى موجب گمراهى ، محروميت از لطف و مغفرت خدا و گرفتار شدن به آتش دوزخ مى باشد .

لايكلمهم اللّه يوم القيمة . .. ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به عقوبتهاى مطرح شده در آيات قبل باشد.

215- محروميت حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 104 - 1

1- كسانى كه بر كفر اصرار ورزيده و از سر لجاجت حق را نمى پذيرند ، محروم از هدايت الهى اند .

إن الذين لايؤمنون بأيـت الله لايهديهم الله

فعل مضارع «لايؤمنون» دلالت بر استمرار دارد و با توجه به اينكه قرآن به زبان روشن و فصيح نازل گرديده است، ولى در عين حال كافران به آن ايمان نياورده اند، مى تواند لجاجت و روح حق ناپذيرى آنان را برساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 1

1 - معاندانِ حق گريز ، از هدايت و ارشاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) تأثيرناپذيرند .

فإنّك لاتسمع الموتى . .. إذا ولّوا مدبرين

«إذا ولّوا» (آنان، آنگاه كه روى برمى گردانند) قرينه است بر اين كه مراد از «الموتى» كسانى اند كه از حق گريزان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 1

1 - كافران حق ناپذير ، از حيات معنوى و امتيازات بشرى ، محروم اند .

و ما أنت بهـد العمى عن ضلـلتهم

در آيه، كسانى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز توان خارج كردن آنها را، از گمراهى ندارد، به كوران تشبيه شده اند و مراد از آنها كافران اند. تشبيه كافران به كوران، استعاره مصرحه است و «هادى»، استعاره كنايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 2

2 - كافران و مشركان لجوج و حق ناپذير ، محروم از فهم صحيح حقايق الهى

إنّا جعلنا فى أعنـقهم أغلـلاً. .. فهم مقمحون

از تشبيه كافران لجوج و حق ناپذير به انسان هايى كه چون اسيران، غل و زنجير بر گردن دارند و سرهايشان بالا مانده و از ديدن اطراف خويش محروم اند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 2

2 - مشركان و كافرانِ لجوج و حق ناپذير ، محروم از شناخت صحيح حقايق الهى و فاقد بصيرت و بينايى

فأغشينـهم فهم لايبصرون

«إغشاء» (مصدر «أغشينا») به معناى قرار دادن پرده بر چيزى است كه آن را بپوشاند. در جمله «فأغشيناهم» نيز مضافى در تقدير است; يعنى، «فأغشينا أبصارهم».

216- محروميت خائنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 38 - 6

6 - خيانت كاران ناسپاس ، محروم از حمايت و محبت خداونداند .

إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور

217- محروميت در زندگى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 53 - 6

6- زندگى دنيوى انسان ها ، آميزه اى از برخوردارى از نعمت و محروميت

و ما بكم من نعمة فمن الله ثمّ إذا مسّكم الضرّ

218- محروميت دروغگويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 28 - 23

23 - اسرافگران و دروغ گويان ، از هدايت الهى محروم اند .

إنّ اللّه لايهدى من هو مسرف كذّاب

219- محروميت دشنام دهندگان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 5

5 - ناسزا گويان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از امداد هاى الهى در برابر عذاب قيامت

لاتجئروا اليوم . .. سـمرًا تهجرون

محروميت دشنام دهندگان به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 5

5 - ناسزا گويان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از امداد هاى الهى در برابر عذاب قيامت

لاتجئروا اليوم . .. سـمرًا تهجرون

220- محروميت دنياپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 7

7 ـ حج گزارانِ دنياطلب ، محروم از بهره هاى اخروى

فاذا قضيتم مناسككم . .. فمن الناس من يقول ربنا ... و ماله فى الاخرة من خلاق

221- محروميت دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 7

7- كافران دنياپرست ، محروم از هدايت الهى اند .

استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة و أن الله لايهدى القوم الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 1

1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكـفرين . أُولـئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 7

7- برخى از دنياطلبان هم از دنيا و هم از آخرت محرومند .

من كان يريد العاجلة عجّلنا له . .. لمن نريد ثمّ جعلنا له جهنّم

مرجع ضمير «له» در «جعلنا له جهنّم»، «من» در «من كان . ..» است; يعنى، هر كس به دنبال دنيا باشد جايگاهش دوزخ است، چه برخى از آنان با خواست خداوند به آرزوهاى دنيوى خود برسند و چه ناكام شوند. بنابراين عده اى هر چند كه به خواسته هاى دنيوى خويش نرسيده اند، در آخرت دوزخى اند و از دنيا و آخرت محروم خواهند بود.

222- محروميت دين فروشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 1،2

1 - دين فروشان و كتمان كنندگان احكام و معارف كتاب هاى آسمانى ، ضلالت پيشه و به دور از هدايتند .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى

2 - دين فروشان و كتمان كنندگان حقايق كتاب هاى آسمانى ، از مغفرت الهى محروم و به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أولئك الذين اشتروا . .. العذاب بالمغفرة

223- محروميت رياكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 40 - 4

4 ـ كيفر بخيلان و رياكاران ( عذاب ، محروميت از محبت خداوند ، همراهى با شيطان ) ، بازتاب عمل خود آنان است ، نه ستمى از جانب خداوند .

انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون ... و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس ... و

جمله «انّ اللّه . .. » مى تواند پاسخى باشد براى اين سؤال كه چرا خداوند مردم را به عذاب و ... مبتلا مى كند. خداوند مى فرمايد اين عذابها ناشى از ستم او نيست، بلكه دستاورد خود بخيلان است.

224- محروميت زيانكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 96 - 4

4 ـ زيانكاران ، محرومان از ايمان به آيات الهى

الخسرين. إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون

225- محروميت سرمستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 16

16 - انسان هاى مغرور و سرمست ، محروم از لطف و محبت خداوند

إنّ اللّه لايحبّ الفرحين

226- محروميت سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 7

7 - سست باوران در حقانيت وحى و معارف دينى ، محروم از هدايت و رحمت قرآن

و هدًى و رحمة لقوم يوقنون

در صورتى كه «قوم يوقنون» نظر به كسانى داشته باشد كه داراى يقين بالفعل هستند; از مفهوم آيه شريفه مطلب ياد شده استفاده مى شود.

227- محروميت سنگدلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 19

19 - سنگدلان غافل از خدا ، محروم از هدايت اند .

فويل للقـسية قلوبهم من ذكر اللّه . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد

مقصود از «من يضلل اللّه. ..» همان سنگدلان از خدا غافل هستند كه در آيه قبل، از آن سخن به ميان آمد (فويل للقاسية قلوبهم من ذكر اللّه...).

228- محروميت شايعه سازان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 14 - 6

6 - ترويج كنندگان شايعات و تهمت پردازى هاى ناروا ـ جدا از فضل و رحمت خداوند ـ مستحق عذاب الهى اند .

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم

229- محروميت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 4

4 ـ دورى شيطان از رحمت الهى ، خاستگاه تصميم او بر اغواى بندگان خدا

لعنه اللّه و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 17

17 ـ دورى شيطان از رحمت الهى ، زمينه اغواگرى و ترويج خرافه پرستى و فساد از ناحيه او

لعنه اللّه و قال . .. لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم فليبتكن ءإذان الأنعم

230- محروميت طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 12

12 ـ طغيان گران بى ايمان به جهان آخرت ، مردمانى سرگردان و محروم از هدايت الهى اند .

فنذر الذين لايرجون لقاءنا فى طغينهم يعمهون

«عَمَه» (به معناى تحير و سرگردانى) كنايه از محروم شدن از هدايتهاى الهى است.

231- محروميت ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 11

11 ـ ظالمان ، محروم از محبّت و پاداش هاى خداوند

و اما الذين امنوا . .. فيوفّيهم اجورهم و اللّه لا يحبّ الظالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 20،21

20 ـ ظالمين ، محروم از محبّت الهى

و اللّه لا يحبّ الظالمين

21 ـ بى ايمانى و سستى در رويارويى با دشمنان دين ، ظلم است .

و لاتهنوا . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا ... و اللّه لايحبّ الظّالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 192 - 6،10

6 ـ ستمكاران محروم از هر گونه ياور در قيامت

و ما للظّالمين من انصار

«انصار»، جمع ناصر (به معناى ياور) است و «مِنْ» زايده، تأكيد بر نبودن ياور در آن روز است.

10 ـ محروميّت ستمگران در قيامت از يارى امامانى كه آنها را يارى كنند .

و ما للظّالمين من انصار

امام باقر (ع) در تفسير آيه فوق فرمود: ما لهم من ائمّة يسمّونهم باسمائهم.


تفسير عياشى، ج 1، ص 211، ح 175 ; تفسير برهان، ج 1، ص 333، ح 8.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 14

14 ـ ستمكاران ، محروم از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 9

9 ـ گرايش بى حد و مرز گروهى از مسلمانان بيمار دل به سوى يهود و نصارا ، دليلى روشن براى محروميت ستمگران از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

تفريع جمله «فترى» بر جمله «ان اللّه . ..»، مى رساند كه گرايش عميق بيماردلان، بيان مصداقى براى جمله «ان اللّه لايهدى ...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 12

12 ـ ستمگران، از سعادت و رستگارى محروم هستند.

إنه لايفلح الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 22

22 ـ ستمگران و متجاوزان، محروم از رحمت و مغفرت الهى

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فإن ربك غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 44 - 6

6 ـ ظالمان از رحمت خداوند دور هستند .

أن لعنة اللّه على الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 9

9 ـ ستم پيشگان ، از هدايت الهى محرومند .

و اللّه لايهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 109 - 12

12 ـ ظالمان ، محروم از هدايت الهى

و اللّه لا يهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 27

27ـ ستمگران ، هرگز رستگار و موفق نخواهند شد .

إنه لايفلح الظـلمون

ضمير در «إنه» ضمير شأن است و دلالت بر تأكيد مفاد جمله دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 10

10- ستم پيشگان ، بى بهره از ثبات آرامش و فاقد اصول ثابت و سخن استوار در زندگى دنيا و آخرتند .

يثبّت الله الذين ءامنوا بالقول الثابت فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة و يضلّ الله ا

از مقايسه صدر و ذيل آيه و مقابله ظالمان با مؤمنان مطلب فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 37 - 9

9 - ظالمان و بيدادگران ، از فلاح و رستگارى بى بهره اند .

إنّه لايفلح الظـلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 9

9 - هواپرستان و ظالمان ، محروم از هدايت خداوند

و من أضلّ ممّن اتّبع هويه . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 11،14

11 - محروميت ستمگران به هنگام دشوارى مرگ از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

14 - « عن موسى بن جعفر ( ع ) . . . ما من مؤمن يرتكب ذنباً إلاّ ساء ذلك و ندم عليه . . . فإن لم يندم على ذنب يرتكبه فليس بمؤمن و لم تجب له الشفاعة و كان ظالماً و اللّه تعالى يقول : « ما للظالمين من حميم و لا شفيع يطاع » ;

از امام كاظم(ع) روايت شده است: . ..هيچ مؤمنى نيست كه پس از ارتكاب گناه ناراحت و پشيمان نشود... و اگر بر گناه خود پشيمان نشود، مؤمن نيست و شفاعت براى او نخواهد بود و او ظالم است. خداوند تعالى مى فرمايد: ماللظالمين من حميم و لاشفيع يطاع ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 10

10 - پذيرفته نشدن عذر ستمگران ، دورى آنان از رحمت خداوند و جاى گرفتن در سرايى بد ، مظهر نصرت الهى به پيامبران و مؤمنان در قيامت

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. يوم يقوم الأشهـد . يوم لاينفع الظـلمين معذر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر چگونگى نصرت الهى در قيامت از رسولان و مؤمنان است كه در آيه پيش (يوم يقوم الأشهـد) به آن اشاره شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 10،11

10 - ظالمان و متجاوزان ، محروم از محبت الهى

إنّه لايحبّ الظـلمين

11 - مجريان احكام الهى ، در صورت زياده روى از حد عدالت و مقابله به مثل ، خود ستمگر و محروم از محبت خدا خواهند بود .

جزؤا سيّئة سيّئة مثلها . .. إنّه لايحبّ الظـلمين

ممكن است «إنّه لايحبّ الظالمين» ناظر به قانون مقابله به مثل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 13

13- ستمكاران ، محروم از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 7 - 9

9 - ظالمان ، از هدايت الهى محروم اند .

و اللّه لايهدى القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 5 - 8

8 - ظالمان ، از هدايت الهى محروم اند .

و اللّه لايهدى القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 31 - 6

6 - ظالمان ، از رحمت الهى محروم اند .

و الظـلمين أعدّ لهم عذابًا أليمًا

برداشت ياد شده، به قرينه مقابله «الظالمين. ..» با «يدخل من يشاء فى رحمته» استفاده شده است.

232- محروميت ظالمان از هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 12

12 ـ ظلم زمينه و موجب محروميت ظالمان از هدايتهاى خداوند است.

فمن أظلم . .. إن الله لا يهدى القوم الظلمين

233- محروميت ظالمان غافل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 11 - 8

8 - ظالمان و گنه كارانِ غافل از جبران بدى هاى خويش ، از بخشش و رحمت خداوند محروم اند .

إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فإنّى غفور رحيم

از اين كه خداوند، تنها به توبه كنندگان و جبران كنندگان بدى هاى خويش، نويد غفران و رحمت داده است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

234- محروميت عصيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 10

10- عصيان كنندگان از فرمان ها و رهنمود هاى حضرت ابراهيم ( ع ) ، هر چند از فرزندان او باشند ، از تقرب به خداوند دور و فاقد منزلت هستند .

فمن تبعنى فإنه منّى و من عصانى فإنّك غفور رحيم

235- محروميت علماى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 8

8 ـ علماى اهل كتاب، تكذيب كنندگان آيات الهى و ستمگرانى محروم از سعادت و رستگارى

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه . .. و من أظلم ... إنه لايفلح الظلمون

مراد از ضمير در «آتيناهم» به قرينه حكم و موضوع، عالمان اهل كتاب مى تواند باشد كه دريافت كنندگان كتب آسمانى هستند، نه مردم معمولى از يهود و نصارا.

236- محروميت علماى بى عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 6

6 - عالمان بى تعهد و وظيفه نشناس ، از مغفرت الهى محروم و به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أولئك الذين اشتروا . .. العذاب بالمغفرة فما أصبر هم على النار

237- محروميت عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 4

4 - نقض كنندگان پيمان هاى الهى ، از سراى آخرت و نعمت هاى آن نصيبى نخواهند داشت .

إذ أخذنا ميثقكم . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

«أولئك» اشاره به همه گروههايى است كه در آيه قبل، اعمال و رفتار ناپسندشان بيان شد; از جمله: نقض كنندگان پيمان الهى، قاتلان همكيشان و . ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 3

3 ـ خداوند ، پيمان شكنان بنى اسرائيل را از رحمت خويش دور ساخت و دل هاى آنان را از پذيرش حق بازداشت .

فبما نقضهم ميثقهم لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 7

7 ـ پيمان شكنان و كسانى كه در انديشه شكستن پيمان هاى خويشند ، خائن و محروم از محبت خداوند هستند .

إن اللّه لايحب الخائنين

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «إن اللّه . .. » تعليل براى «فانبذ إليهم» باشد ; يعنى كسانى كه در صدد پيمان شكنى هستند، خائنند و چون خداوند خائنان را دوست ندارد، تو اى پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف هستى معاهده آنان را لغو كنى تا راه براى نبرد با آنان باز شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 9

9 - نقض كنندگان پيمان دين ، در معرض قهر الهى و محروم از حمايت او

يد اللّه فوق أيديهم فمن نكث فإنّما ينكث على نفسه

«فاء» در «فمن. ..» مى رساند كه لازمه «يداللّه فوق...»، اين است كه پيمان شكنان به خود زيان مى زنند; زيرا با پيمان شكنى از سايه حمايت خدا بيرون شده، در معرض انتقام و قدرت قاهر او قرار گرفته اند.

238- محروميت غاصبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 19 - 4

4 - متجاوزان به حقوق ديگران ، گرچه از نعمت و كرم خداوند برخوردار شوند ، از عزّت و شرافت مندى در نزد او محروم خواهند بود .

نعّمه فيقول ربّى أكرمن . .. كلاّ ... و تأكلون التراث أكلاً لمّا

239- محروميت غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 19

19 - سنگدلان غافل از خدا ، محروم از هدايت اند .

فويل للقـسية قلوبهم من ذكر اللّه . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد

مقصود از «من يضلل اللّه. ..» همان سنگدلان از خدا غافل هستند كه در آيه قبل، از آن سخن به ميان آمد (فويل للقاسية قلوبهم من ذكر اللّه...).

240- محروميت فاسقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 9

9 ـ فاسقان ، محروم از هدايت خاص الهى

و اللّه لايهدى القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 80 - 11

11 ـ فاسقان ، محروم از هدايت الهى

و اللّه لايهدى القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 33 - 2

2 ـ فسق پيشگان ، فاقد زمينه گرايش به ايمان و محروم از پذيرش آن

كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 17

17 - فاسقان ، از هدايت الهى محروم اند .

و اللّه لايهدى القوم الفـسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 6 - 8

8 - فاسقان و منحرفان از حق ، محروم از هدايت و غفران الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 4

4 - فاسقان در قيامت ، محروم از يارى ديگران براى رهايى از آتش دوزخ

و إنّ الفجّار لفى جحيم . .. يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا

241- محروميت فخرفروشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 3

3- ربوبيّت پروردگار ، مقتضى سلب نعمت از فخر فروشان و مشركان دل بسته به دنيا واعطاى نعمتى افزون تر به موحدان است ،

فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك و يرسل عليها حسبانًا من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 7

7 - خودْبزرگ بينانِ فخرفروش ، از محبت و لطف الهى محروم اند .

إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

«مختال» به معناى تكبر است (قاموس المحيط).

242- محروميت فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 99 - 1

1ـ فرعون و پيروان وى در عرصه دنيا و آخرت ، به لعنت خدا گرفتار و از رحمت او به دورند .

و أُتبعوا فى هـذه لعنة و يوم القيـمة

ضمير در «اُتبعوا» به فرعون و قوم وى باز مى گردد. «اتباع» (مصدر اُتبعوا) به معناى ملحق كردن و به دنبال فرستادن است. بنابراين «واُتبعوا ...»; يعنى ، فرعون و قوم او در دنيا و آخرت ، لعنت و نفرين را به دنبال خواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 21

21 - موسى و هارون ( ع ) ، محروميت فرعون از هدايت را به وى گوشزد نموده و او را به پيروى از هدايت دعوت كردند .

والسلـم على من اتبع الهدى

جمله «السلام على. ..» خبريه است و به كار بردن عنوان «من اتبع...»، اشاره به نبود اين وصف در فرعون و براى ترغيب او به تحصيل آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 7

7 - فرعون ، طغيان گرى محروم از هرگونه پاكى و صلاح

هل لك إلى أن تزكّى

سؤال موسى(ع) نشان مى دهد كه وى در وجود فرعون، به دنبال يافتن تمايلى ـ هر چند اندك ـ به سوى خير و صلاح بود.

243- محروميت فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 99 - 1

1ـ فرعون و پيروان وى در عرصه دنيا و آخرت ، به لعنت خدا گرفتار و از رحمت او به دورند .

و أُتبعوا فى هـذه لعنة و يوم القيـمة

ضمير در «اُتبعوا» به فرعون و قوم وى باز مى گردد. «اتباع» (مصدر اُتبعوا) به معناى ملحق كردن و به دنبال فرستادن است. بنابراين «واُتبعوا ...»; يعنى ، فرعون و قوم او در دنيا و آخرت ، لعنت و نفرين را به دنبال خواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 28 - 24

24 - فرعونيان ، مردمى اسرافگر و دروغ گو و محروم از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى من هو مسرف كذّاب

244- محروميت قلب بيمار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 32

32 ـ بيماردلان سست ايمان و پذيراى ولايت و دوستى كافران ، محروم از فضل خاص خداوند

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم . .. ذلك فضل اللّه

245- محروميت قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 95 - 4

4ـ قوم ثمود ، از رحمت خدا محروم شدند و با عذاب هاى الهى به هلاكت رسيدند .

كما بعدت ثمود

246- محروميت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 32 - 6،7

6 ـ رويگردانان از اطاعت خدا و رسول ، كافر و محروم از محبّت خدايند .

قل اطيعوا اللّه و الرسول فان تولّوا فانّ اللّه لا يحب الكافرين

7 ـ كافران ، محروم از محبّت خداوند

فان تولّوا فان اللّه لا يحب الكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 9،14،15

9 ـ اراده الهى مبنى بر محروميّت حتمى شتابگران در كفر از بهره هاى اخروى

يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة

14 ـ اراده الهى بر محروم سازى كفرپيشگان از بهره هاى دنيوى نيست . *

يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة

مفهوم كلمه «فى الآخرة»، گوياى آن است كه اراده الهى بر محروم ساختن كافران از مواهب آخرت است، نه بهره هاى دنيوى.

15 ـ مهلت دادن خداوند به شتابگران در كفر ، براى محروم ساختن آنان از بهره هاى اخروى است ( سنّت استدراج ) .

يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة و لهم عذاب عظيم

جمله «يريد اللّه . .. »، مى تواند جواب اين سؤال باشد كه چرا با تلاش برخى از مردم در گسترش كفر، خداوند به آنان مهلت مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 124 - 7

7 ـ كافران ، محروم از ورود به بهشت ، هر چند داراى اعمال صالح باشند .

و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة

قيد «و هو مؤمن» مى رساند كه ايمان، شرط ثمربخشى اعمال نيك است; بنابراين اعمال نيك، بدون ايمان و در حال كفر، پاداش بهشت ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 1

1 ـ كفرپيشگان ستمگر ، محروم از آمرزش و هدايت الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

تكرار نشدن «الذين» در جمله «و ظلموا» دلالت مى كند كه مجموع دو صفت «كفر» و «ظلم» موجب محروميت از آمرزش و هدايت الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 175 - 13

13 ـ كافران به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از رحمت و فضل و هدايت خاص خداوند

فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به . .. صرطاً مستقيماً

معادل «اما»ى تفصيليه حذف شده و جمله موجود «فاما الذين ءامنوا . ..» بيانگر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 19

19 ـ كافران به معاد و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ، زيانكار، تباه كننده خويش و محروم از رحمت الهى

و لقد استهزىء برسل . .. كتب على نفسه الرحمة ... الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

با توجّه به اينكه رحمت الهى فراگير است، ممكن است زيان كافران به جهت محروم ساختن خود از دريافت رحمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 37 - 10

10 ـ كافران ، محروم از هدايت الهى

و اللّه لايهدى القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 10،12

10 ـ منافقان و كافران ، مورد لعن و نفرين خداوند و محروم ابدى از رحمت او

المنفقين . .. و الكفار ... لعنهم اللّه

12 ـ محروميت منافقان و كافران از رحمت الهى ، مايه رنج و عذاب هميشگى آنان

و لعنهم اللّه و لهم عذاب مقيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «عذاب مقيم» در نتيجه نفرين الهى به دورى آنان از رحمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 80 - 5

5 ـ كافران به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، محروم از آمرزش الهى .

فلن يغفر اللّه لهم ذلك بأنهم كفروا باللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 4

4 ـ كفر ، مانع برخوردارى كافران از نعمت هاى فراوان الهى ، در دنيا نيست .

ربنا إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا فى الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 104 - 1

1- كسانى كه بر كفر اصرار ورزيده و از سر لجاجت حق را نمى پذيرند ، محروم از هدايت الهى اند .

إن الذين لايؤمنون بأيـت الله لايهديهم الله

فعل مضارع «لايؤمنون» دلالت بر استمرار دارد و با توجه به اينكه قرآن به زبان روشن و فصيح نازل گرديده است، ولى در عين حال كافران به آن ايمان نياورده اند، مى تواند لجاجت و روح حق ناپذيرى آنان را برساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 7

7- كافران دنياپرست ، محروم از هدايت الهى اند .

استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة و أن الله لايهدى القوم الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 11

11 - حق ناپذيرى كافران ، تنها مايه محروميت آنان از رهنمود هاى بيدار كننده قرآن

بل أتينـهم بذكرهم . .. معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 12

12 - كافران و منكران وحدانيت خدا ، محروم از فلاح و رستگارى

إنّه لايفلح الكـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 7،9

7 - كافران ، به دليل بى بهره بودن از نور الهى ، محروم از هر گونه هدايت اند .

و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ ... إذا أخرج يده لم يكد يرها و من

9 - فرو رفتن كفرپيشگان در ظلالت و سردرگمى گريز ناپذير ، برخاسته از محروميت آنان از نور هدايت الهى است .

و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ ... من فوقه سحاب ظلمـت بعضها فوق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 4

4 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، حظّى از رحمت خداوند ، نخواهند داشت .

و الذين كفروا بأيـت اللّه و لقائه أولـئك يئسوا من رحمتى

«يئسوا من رحمتى» مى تواند جمله خبرى باشد و مى تواند كنايه از قضاى الهى مبنى بر مشمول رحمت قرار نگرفتن افراد ياد شده باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 45 - 6

6 - كافران ، از مهر و محبت خداوند ، محروم اند .

إنّه لايحبّ الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 1

1 - كافران حق ناپذير ، از حيات معنوى و امتيازات بشرى ، محروم اند .

و ما أنت بهـد العمى عن ضلـلتهم

در آيه، كسانى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز توان خارج كردن آنها را، از گمراهى ندارد، به كوران تشبيه شده اند و مراد از آنها كافران اند. تشبيه كافران به كوران، استعاره مصرحه است و «هادى»، استعاره كنايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 2

2 - كافران و مشركان لجوج و حق ناپذير ، محروم از فهم صحيح حقايق الهى

إنّا جعلنا فى أعنـقهم أغلـلاً. .. فهم مقمحون

از تشبيه كافران لجوج و حق ناپذير به انسان هايى كه چون اسيران، غل و زنجير بر گردن دارند و سرهايشان بالا مانده و از ديدن اطراف خويش محروم اند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 2

2 - مشركان و كافرانِ لجوج و حق ناپذير ، محروم از شناخت صحيح حقايق الهى و فاقد بصيرت و بينايى

فأغشينـهم فهم لايبصرون

«إغشاء» (مصدر «أغشينا») به معناى قرار دادن پرده بر چيزى است كه آن را بپوشاند. در جمله «فأغشيناهم» نيز مضافى در تقدير است; يعنى، «فأغشينا أبصارهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 7

7 - مؤمنان ، انسان هاى زنده دل و برخوردار از حيات واقعى و معقول ، و كافران ( چونان مردگان ) محروم از آن

لينذر من كان حيًّا و يحقّ القول على الكـفرين

برداشت ياد شده از ارتباط ميان صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، به قرينه مقابله ميان انسان هاى زنده و كافران، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 13

13 - كفر و شرك ، ظلم است و كافران و مشركان ، از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان محروم اند .

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيات، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره كافران و مشركان سخن مى گويد و مقصود از «ظالمين» آنان مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 3

3 - كافران ، محروم از رحمت خداوند و رستگارى در قيامت

فيدخلهم ربّهم فى رحمته . .. وأمّا الذين كفروا أفلم تكن ءايـتى تتلى عليكم

از تقابل وضع كافران با مؤمنان در اين آيه و آيه پيشين، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 3

3 - محروميت كافران در قيامت از لطف و توجه حق ، نتيجه بى توجهى آنان به معاد است .

و قيل اليوم ننسيكم كما نسيتم لقاء يومكم هـذا

برداشت بالا، بر اين مبنا است كه «كما» در «كما نسيتم» براى تعليل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 4

4- ذلّت و بدفرجامى كافران ، معلول برخوردار نبودن از ولايت و حمايت خداوند

دمّر اللّه عليهم . .. ذلك ... و أنّ الكـفرين لا مولى لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 41 - 1

1 - كافران ، محروم از پشتوانه غيبى و گرفتار وهم در انديشه هاى باطل خويش

أم يقولون شاعر نتربص به ريب المنون . .. أم عندهم الغيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 11 - 3

3 - كافران دوزخى ، مورد نفرين خدا و محروم از رحمت و لطف او هستند .

فسحقًا لأصحـب السعير

«سحق» به معناى «بُعد» است و در اين آيه، به جاى لعن و نفرين به كار رفته است و مراد از آن، دورى از رحمت و لطف الهى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 35 - 1

1 - كافران صاحب زر و زور ( اصحاب الشمال ) ، محروم از حمايت نزديكان و دوستانِ دلسوز در قيامت

فليس له اليوم هـهنا حميم

«حميم» به فردى مى گويند كه به انسان نزديك و دلسوز باشد. از مصاديق بارز آن خويشاوندان و دوستان صميمى و دلسوز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 5

5 - كافران ، از حالت شكيبايى ، مهرورزى و عطوفت ، محروم بوده و از توصيه يكديگر به آن خصلت ها خاموش اند .

الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة

اين آيه تعريض به كافرانى دارد كه در آيات آغاز و پايان سوره، از آنان سخن به ميان آمده است.

247- محروميت كافران از نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 4

4 - ابراهيم ( ع ) ، كفرپيشگان مكه را شايسته بهره مند شدن از روزى هاى الهى نمى دانست .

و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

248- محروميت كافران از هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 10

10 ـ كفرپيشگانى كه با بى هدف خواندن سختى هاى بيداركننده از تمامى عوامل هدايت بى بهره ماندند ، با عذابى غافليگرانه از جانب خدا نابود شدند .

فأخذنهم بغتة و هم لا يشعرون

249- محروميت كافران دنياطلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 3

3- محروميت كافران دنياگرا ( مرتدان ) از درك حقايق معنوى ، همان محروميت از هدايت الهى است .

لايهدى القوم الكـفرين . أُولـئك الذين طبع الله على قلوبهم

جمله «أُولـئك الذين طبع الله . ..» بيانگر جمله «و أن الله لايهدى القوم الكافرين» است; يعنى، چگونگى و راه محروميت كافران از هدايت الهى را تفسير و معنا مى كند.

250- محروميت كافران ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 3،8

3 ـ كافران ستم پيشه و مانعان راه خدا ، موفق به ايمان و توبه نخواهند شد .

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم

بديهى است كه كفرپيشگان در هر مرتبه اى از كفر باشند چنانچه اهل ايمان گردند سزاوار آمرزش و هدايت الهى هستند ; بنابراين مراد از جمله «لم يكن . ..» اين است كه آنان موفق به ايمان نخواهند شد و در نتيجه آنان را نخواهد آمرزيد.

8 ـ محروميت كافران ستمگر از مغفرت و هدايت ، از سنت هاى الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

251- محروميت كافران لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 6

6 - كافران معاند و لجوج ، محروم از عفو و رحمت الهى

و يعف عن كثير . و يعلم الذين يجـدلون فى ءايـتنا ما لهم من محيص

اين كه پس از مسأله عفو گناهان، اين نكته مطرح شده كه كافران معاند راه فرارى از عذاب ندارند; مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه آنان مورد عفو و مغفرت الهى قرار نمى گيرند.

252- محروميت كافران معاند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 6

6 - كافران معاند و لجوج ، محروم از عفو و رحمت الهى

و يعف عن كثير . و يعلم الذين يجـدلون فى ءايـتنا ما لهم من محيص

اين كه پس از مسأله عفو گناهان، اين نكته مطرح شده كه كافران معاند راه فرارى از عذاب ندارند; مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه آنان مورد عفو و مغفرت الهى قرار نمى گيرند.

253- محروميت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 5

5 - ابراهيم ( ع ) از خداوند خواست تا كافران مكه را از روزى هاى خويش بهره مند نسازد .

و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

«من ءامن» به عنوان بدل براى «أهله» بيانگر مقصود ابراهيم(ع) از كلمه «أهله» است. آن حضرت با آوردن «من ءامن» اشاره به اين معنا دارد كه: خواهان اعطاى ثمرات به كافران مكه نيست.

254- محروميت كتمان كنندگان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 2

2 - دين فروشان و كتمان كنندگان حقايق كتاب هاى آسمانى ، از مغفرت الهى محروم و به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أولئك الذين اشتروا . .. العذاب بالمغفرة

255- محروميت كم فروشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 4 - 6

6 - كم فروشان ، از رحمت خداوند دور و محروم اند .

أُولـئك

اسم اشاره «اُولـئك»، براى مشاراليه بعيد به كار مى رود كه در آيه شريفه، گوياى دورى كم فروشان از خداوند است.

256- محروميت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 14

14 ـ انسان هاى گمراه و محروم از هدايت هاى ويژه الهى ، خود موجب از ميان بردن شايستگى خويش براى دستيابى به هدايت الهى .

و اللّه لايهدى القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 10

10 ـ خداوند انسانهايى را كه با برخورد به راه ضلالت آن را روش زندگانى خويش قرار مى دهند ، از درك معارف و آيات خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين . .. و إن يروا سبيل الغى يتخذوه سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 37 - 8

8- گمراهان ، از هرگونه يار و مددكارى محرومند .

فإن الله لايهدى من يضلّ و ما لهم من نـصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 4

4 - كج انديشانِ از حق بازداشته شده ، از هيچ مثل و بيان روشنِ قرآن ، بهره اى نمى برند .

كذلك كانوا يؤفكون . .. و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 18

18 - گمراه شده الهى ، براى هميشه از هدايت محروم است .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 12

12 - گمراه شده الهى ، براى هميشه از هدايت محروم است .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 33 - 5،6

5 - گمراه شده الهى ، براى هميشه محروم از هدايت خواهد بود .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

6 - هيچ كس ، توانايى هدايت كردن گمراه شدگان الهى را ندارد .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 1

1 - كسانى كه خداوند ، آنان را گمراه كند ، از هرگونه سرپرست و ياور محروم اند .

و من يضلل اللّه فما له من ولىّ من بعده

257- محروميت گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 276 - 5،6

5 ـ ناسپاسان از نعمت ها و گنهكاران ، محروم از محبّت الهى

و اللّه لا يحبّ كل كفّار اثيم

6 ـ رباخواران ، ناسپاسانى گنهكار و محروم از محبّت الهى

يمحق اللّه الرّبوا . .. و اللّه لا يحبّ كلّ كفّار اثيم

كلمه «كفّار» (بسيار ناسپاس) و كلمه «اثيم» (فرو رفته در گناه و آلودگى) پس از بيان ربا و رباخوارى، اشاره به اين معنا دارد كه رباخواران از جمله مصاديق انسانهاى ناسپاس و آلوده به گناهند.

258- محروميت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 161 - 7

7 - تأثير و نقش دعا و نفرين فرشتگان و انسان ها در دورى گنهكاران از رحمت الهى

أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 12

12 ـ بدكاران و گناهكاران ، محروم از هرگونه مدافع و ياور ، براى گريز از كيفر الهى

و لايجد له من دون اللّه ولياً و لانصيراً

«ولىّ» به كسى گفته مى شود كه آدمى را سرپرستى كند و دفاع و حمايت او را بر عهده گيرد، ضمير فاعلى در «لايجد» و نيز ضمير «له» به «من يعمل» بر مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 200 - 3

3 - قلب مجرمان ، محروم از درك حقايق قرآن

كذلك سلكنـه فى قلوب المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 14

14 - گنه كاران محكوم شده به عذاب استيصال الهى ، محروم از هرگونه منجى و نگه دارنده اى

فأخذهم اللّه بذنوبهم و ما كان لهم من اللّه من واق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 8

8 - مؤمنان نيك كردار ، بهره مند از رحمت و هدايت الهى در دنيا و گناه پيشگان محروم از آنند .

و هدًى و رحمة لقوم يوقنون . .. أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت

منظور از تفاوت مؤمنان صالح با گناه پيشگان در دنيا ـ به قرينه آيه قبل ـ ممكن است تمايزشان در بهرهورى از رحمت و هدايت الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 10 - 1

1 - كسانى كه نفس خود را در گناه مدفون ساخته ، آن را به سقوط و تباهى مى كشانند ، محروم و زيانكاراند .

و قد خاب من دسّيها

«خاب»; يعنى، محروم شد، خسارت ديد و به آنچه خواست، نرسيد (قاموس). «دسّاها»; يعنى، آن را ساقط كرد و از بهره آن كاست. «دسَّيْتُ»; يعنى، گمراه و فاسد كردم (لسان العرب). اين فعل كه «دَسَّسَ» بوده و حرف «سين» در آن به «ياء» تبديل شده است، مبالغه در «دَسَّ» (دفن كرد) است. مراد از «دسّاها» ـ به قرينه «ألهمها فجورها» ـ مدفون ساختن نفس در معصيت ها و كشاندن آن به سقوط و گمراهى و فساد است.

259- محروميت گناهكاران غافل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 11 - 8

8 - ظالمان و گنه كارانِ غافل از جبران بدى هاى خويش ، از بخشش و رحمت خداوند محروم اند .

إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فإنّى غفور رحيم

از اين كه خداوند، تنها به توبه كنندگان و جبران كنندگان بدى هاى خويش، نويد غفران و رحمت داده است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

260- محروميت مالك كنيز گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 33

33 - برده دارانِ وادار كننده كنيزان خويش به فحشا و فساد جنسى ، محروم از آمرزش و رحمت خدا هستند .

و من يكرههنّ فإنّ اللّه من بعد إكرههنّ غفور رحيم

در آيه ياد شده متعلق «غفور» و «رحيم» ذكر نشده است. با توجه به اين كه بعيد است خداوند به برده داران، به خاطر گناه اكراهشان و نيز مورد هشدار قرار گرفتن آنان وعده غفران و رحمت بدهد، به نظر مى رسد مقصود كنيزانى خواهد بود كه مجبور به فحشا شده اند. بر اين اساس اختصاص يافتن اين وعده به كنيزان، حاكى از محروميت برده داران از اين موهبت است.

261- محروميت مالكان كشتى قصه خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 2

2- كشتى سوراخ شده به دست خضر ( ع ) ، در مالكيت گروهى از محرومان بود و تنها وسيله ارتزاق آنان به شمار مى آمد .

فكانت لمسكين يعملون فى البحر

262- محروميت متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 7

7 - تجاوزگران ، از محبت خداوند محرومند .

إن اللّه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 18

18 ـ تجاوزكاران از محبت خداوند محروم اند .

إنّ اللّه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 22

22 ـ ستمگران و متجاوزان، محروم از رحمت و مغفرت الهى

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فإن ربك غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 6

6 ـ گردنكشان و متجاوزان ، از محبت خدا محرومند .

إنه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 9

9 ـ متجاوزان و فسادگران ، مانند سرزمين خبيث كم بهره از فيض الهى و انسانهايى بى ثمرند .

إنه لايحب المعتدين. و لاتفسدوا ... و الذى خبث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 10

10 - ظالمان و متجاوزان ، محروم از محبت الهى

إنّه لايحبّ الظـلمين

263- محروميت متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 10

10 ـ حسرت و تأسف متخلفان از جهاد بر محروميتشان از غنايم جنگى

و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ . .. يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزاً عظيماً

264- محروميت متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 10

10 ـ حسرت و تأسف متخلفان از جهاد بر محروميتشان از غنايم جنگى

و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ . .. يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزاً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 9

9 ـ منافقان و توانمندان متخلف از جهاد ، فاسق و محروم از رضايت خدايند .

يحلفون . .. لا يرضى عن القوم الفسقين

265- محروميت متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 11

11 - اخبار خداوند ، از محروميت حتمى غايبان در حديبيه از شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» ممكن است در مقام انشا نباشد; بلكه اخبار باشد.

266- محروميت متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 1

1 ـ تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر و خودبرتربينى معارف الهى را نپذيرند، از رحمتهاى ويژه الهى در دنيا محرومند.

ان الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها لاتفتح لهم أبوب السماء

چنانچه جمله «لاتفتح . ..» بيان محروميتى باشد كه در دنيا دامنگير تكذيب كنندگان مى شود، گشوده نشدن درهاى آسمان براى آنان، كنايه از شامل نشدن رحمتهاى خاص الهى بر آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 1،17

1 ـ خداوند ، متكبران و خودبزرگ بينان را از درك آيات و معارف خويش بازمى دارد .

سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض

كلمه «صرف» آنگاه كه با «عن» متعدى شود، به معناى بازداشتن و مانع شدن است. و بازداشتن از آيات الهى يا به معناى مانع شدن از فهم آيات است و يا به معناى بازدارى از ايمان به آيات و يا جلوگيرى از ابطال و از ميان بردن آنهاست. تنها معناى اول با همه فرازهاى آيه متناسب است.

17 ـ خداوند به قوم موسى هشدار داد كه متكبران و ناباروان ايشان را از درك تورات و معارف آن باز خواهد داشت .

و أمر قومك يأخذوا بأحسنها . .. سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض

مصداق مورد نظر براى آيه مورد بحث، با توجه به آيات پيشين، متكبران و متمردان قوم موسى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 16

16 - انسان هاى مغرور و سرمست ، محروم از لطف و محبت خداوند

إنّ اللّه لايحبّ الفرحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 7

7 - خودْبزرگ بينانِ فخرفروش ، از محبت و لطف الهى محروم اند .

إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

«مختال» به معناى تكبر است (قاموس المحيط).

267- محروميت مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 11

11 ـ محروميت ابدى از رحمت، سنت خداوند در كيفر مجرمان

و كذلك نجزى المجرمين

268- محروميت مرتد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 88 - 5

5 ـ يهود و نصارا و مرتدّان ، محروم از نظر و توجّه خداوند

قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. و لا هم ينظرون

جمله «و لا هم ينظرون»، مى تواند به اين معنا باشد كه آنان مورد عنايت و توجه خداوند قرار نمى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 14

14- مرتّدان ، براى هميشه ، از رستگارى محروم اند .

أو يعيدوكم فى ملّتهم و لن تفلحوا إذًا أبدًا

269- محروميت مرتدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 1،3

1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكـفرين . أُولـئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ

3- محروميت كافران دنياگرا ( مرتدان ) از درك حقايق معنوى ، همان محروميت از هدايت الهى است .

لايهدى القوم الكـفرين . أُولـئك الذين طبع الله على قلوبهم

جمله «أُولـئك الذين طبع الله . ..» بيانگر جمله «و أن الله لايهدى القوم الكافرين» است; يعنى، چگونگى و راه محروميت كافران از هدايت الهى را تفسير و معنا مى كند.

270- محروميت مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 30 - 1

1 - باغداران يمنى پس از مشاهده محروميت خود و مستمندان از محصولات باغ ، به سرزنش همديگر پرداختند .

فأقبل بعضهم على بعض يتلـومون

271- محروميت مستكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 14

14 ـ مستكبران رويگردان از عبادت خدا ، محروم از شفاعت شافعان

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 5،6

5 ـ تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران، محروم از ورود به بهشت

إن الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها . .. لايدخلون الجنة

6 ـ ورود تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران به بهشت، امرى ناممكن، همچون عبور شتر از روزنه سوزن

و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط

«جمل» به معناى شتر است و «سم» به معناى روزنه اى است كه در انتهاى سوزن براى عبور نخ تعبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 5

5- مستكبران ، از محبت خداوند محرومند .

إنه لايحبّ المستكبرين

272- محروميت مسرفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 16

16 ـ خداوند اسرافكاران را از محبت خويش محروم ساخته است.

إنه لايحب المسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 7

7 ـ اسراف كنندگان از محبت خداوند محرومند.

إنه لايحب المسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 28 - 23

23 - اسرافگران و دروغ گويان ، از هدايت الهى محروم اند .

إنّ اللّه لايهدى من هو مسرف كذّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 10

10 - جوامع اسرافگر ، مستحق محروميت از بركات و الطاف الهى

أن كنتم قومًا مسرفين

آيه شريفه، نشانگر آن است كه مسرفان، استحقاق محروميت از نزول وحى را دارند; ولى لطف بى كران الهى موجب شده است كه وحى ادامه يابد.

273- محروميت مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 88 - 5

5 ـ يهود و نصارا و مرتدّان ، محروم از نظر و توجّه خداوند

قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. و لا هم ينظرون

جمله «و لا هم ينظرون»، مى تواند به اين معنا باشد كه آنان مورد عنايت و توجه خداوند قرار نمى گيرند.

274- محروميت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 19

19 ـ خداوند بهشت را بر مشركان حرام كرده است .

انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 4

4 ـ محروميت مشركان حق ناپذير از فهم حقايق و معارف الهى نتيجه عملكرد خود آنهاست.

و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا

توصيف مشركان به «فى ءاذانهم وقرا و إن يروا . .. يجادلونك ... » گوياى نقش و تأثير اين عوامل در مهر خوردن به دلهاى آنان است. چنانكه موصول «يقول الذين كفروا» به جاى ضمير براى اشاره به همين جهت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 6

6 ـ مشركان ، مردمى ذليل ، حقير و بى بهره از عزتند .

و لا يحزنك قولهم إن العزة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 107 - 10

10 ـ خداوند ، مشركان را از فضل خود بهره مند نخواهد كرد .

فلا راد لفضله يصيب به من يشاء من عباده

با توجه به اينكه مشركان، از يكتا پرستى و عبادت خداوند سرباز مى زدند، ذكر «من عباده» مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 14

14ـ مشركان از پيمودن راه صحيح و منطقى ( توحيد ) بازماندند .

و صدّوا عن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 3

3- ربوبيّت پروردگار ، مقتضى سلب نعمت از فخر فروشان و مشركان دل بسته به دنيا واعطاى نعمتى افزون تر به موحدان است ،

فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك و يرسل عليها حسبانًا من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 8

8- مشركان ، از شفاعت شافعان محروم اند .

لايشفعون إلاّلمن ارتضى

تأكيد خداوند به اين كه شفاعت ملائكه تنها به رضايت ما است،حكايت از آن دارد كه مشركان از كسانى خواهند بود كه خداوند به شفاعت در باره آنان رضايت نخواهد داد گفتنى است كه اين آيات در باره رد اعتقاد مشركان و محكوميت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 9

9 - مشركان ، از دستگيرى و نصرت خدا محروم اند .

و ما للظـلمين من نصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 12

12 - كافران و منكران وحدانيت خدا ، محروم از فلاح و رستگارى

إنّه لايفلح الكـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 1

1 - معبودان مشركان ، در روز قيامت توان شفاعت مشركان را ندارند .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعـؤا و كانوا بشركائهم كـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 5،7

5 - مشركان ، به رغم تبيينِ قابلِ فهم آيات الهى ، از آن سودى نمى برند و درباره آن نمى انديشند .

كذلك نفصّل الأيـت لقوم يعقلون . بل اتّبع الذين ظلموا

«بل» اضراب، براى خارج كردن مشركان از «لقوم يعقلون» و تعريضى است، به اين كه براساس توضيحى كه درباره خداوند، با مَثَلى روشن داده شد، مشركان، بايد از عقيده باطل خود دست بكشند، اما آنان، چون مردمانى هواپرست اند حاضر به ترك

مواضع خويش نيستند.

7 - مشركان ، مردمانى هواپرست ، گمراه و محروم از هدايت خداوند

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 2

2 - كافران و مشركان لجوج و حق ناپذير ، محروم از فهم صحيح حقايق الهى

إنّا جعلنا فى أعنـقهم أغلـلاً. .. فهم مقمحون

از تشبيه كافران لجوج و حق ناپذير به انسان هايى كه چون اسيران، غل و زنجير بر گردن دارند و سرهايشان بالا مانده و از ديدن اطراف خويش محروم اند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 2

2 - مشركان و كافرانِ لجوج و حق ناپذير ، محروم از شناخت صحيح حقايق الهى و فاقد بصيرت و بينايى

فأغشينـهم فهم لايبصرون

«إغشاء» (مصدر «أغشينا») به معناى قرار دادن پرده بر چيزى است كه آن را بپوشاند. در جمله «فأغشيناهم» نيز مضافى در تقدير است; يعنى، «فأغشينا أبصارهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 19

19 - مشركان ، از هدايت الهى محروم اند .

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. إنّ اللّه لايهدى من هو كـذب كفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 13

13 - كفر و شرك ، ظلم است و كافران و مشركان ، از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان محروم اند .

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيات، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره كافران و مشركان سخن مى گويد و مقصود از «ظالمين» آنان مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 14

14 - سرپيچى كافران اهل كتاب و مشركان ، از پذيرش اسلام و محروم ساختن خويش از توحيد ، اعتدال ، نماز و زكات ، شگفت آور است .

لم يكن الذين كفروا . .. منفكّين ... و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه ... حنفاء و ي

چنانچه جمله «و ما أمروا. ..»، ناظر به اوامر اسلامى باشد، مفاد آيه ـ با توجّه به ارتباط آن با آغاز سوره ـ اين مى شود كه

مگر اسلام، چه اوامرى دارد كه كافران، همچنان از مرام خود منفكّ نشده و به اين دين روى نمى آورند؟!; اين دين كه سراسر توحيد و نماز و زكات است، چه فرمان نادرستى در آن است كه آنان از پذيرش اين دين، امتناع مىورزند؟!.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 10

10 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت كفر به اسلام ، از لذّت مناظر پردرخت و زمين آب خيز بهشت محروم خواهند بود .

من أهل الكتـب و المشركين فى نار جهنّم . .. الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت ... جزا

275- محروميت مشركان از ياور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 13

13 - مشركان هواپرست ، از داشتن هرگونه ياورى ، در برابر اراده الهى ، محروم اند .

فمن يهدى من أضلّ اللّه و ما لهم من نـصرين

276- محروميت مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 2،3

2 ـ مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از نيروى عقل و انديشه بى بهره اند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

3 ـ مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حقيقت ، ناتوان بود .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

277- محروميت مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 11

11 ـ مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 2

2- مشركان مكه ، در اثر مستورى قلب و سنگينى گوشهايشان ، از ادراك صحيح آيات خدا ، محروم بودند .

و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا و جعلنا على قلوبهم أكنّ

278- محروميت مفتريان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 11

11ـ كسانى كه به خداوند دروغ مى بندند ، از رحمت خداوند محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .

هـؤلاء الذين كذبوا على ربهم ألا لعنة الله على الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 116 - 6

6- افترا زنندگان به خدا ، مردمى محروم از رستگارى اند .

إن الذين يفترون على الله الكذب لايفلحون

279- محروميت مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 37

37 ـ مفسده جويان ، محروم از جلب محبت الهى

و اللّه لايحب المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 9

9 ـ متجاوزان و فسادگران ، مانند سرزمين خبيث كم بهره از فيض الهى و انسانهايى بى ثمرند .

إنه لايحب المعتدين. و لاتفسدوا ... و الذى خبث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 27

27 - فسادگران ، از لطف و محبت خداوند محروم اند .

و لاتبغ الفساد فى الأرض

280- محروميت مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 7

7ـ منكران آخرت از ستمكارانند و در قيامت از رحمت خداوند ، محروم خواهند بود .

ألا لعنة الله على الظـلمين. الذين ... هم بالأخرة هم كـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 6

6- منكران عالم آخرت ، محروم از محبت خداوند

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. إنه لايحبّ المستكبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 5

5- كافران به آخرت ، از درك پيام هاى وحى محرومند .

و إذا قرأت القرءان جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا

احتمال دارد مراد از جعل حجاب بين پيامبر(صلی الله علیه و آله) و كافران، اين باشد كه آنان در نتيجه ايمان نياوردن به آخرت از درك و فهم آيات قرآن محروم شدند.

281- محروميت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 4

4 ـ محروميت تكذيب كنندگان آيات الهى از راههاى تحصيل معرفت و شناخت

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 1،5،6

1 ـ تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر و خودبرتربينى معارف الهى را نپذيرند، از رحمتهاى ويژه الهى در دنيا محرومند.

ان الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها لاتفتح لهم أبوب السماء

چنانچه جمله «لاتفتح . ..» بيان محروميتى باشد كه در دنيا دامنگير تكذيب كنندگان مى شود، گشوده نشدن درهاى آسمان براى آنان، كنايه از شامل نشدن رحمتهاى خاص الهى بر آنان است.

5 ـ تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران، محروم از ورود به بهشت

إن الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها . .. لايدخلون الجنة

6 ـ ورود تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران به بهشت، امرى ناممكن، همچون عبور شتر از روزنه سوزن

و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط

«جمل» به معناى شتر است و «سم» به معناى روزنه اى است كه در انتهاى سوزن براى عبور نخ تعبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 96 - 2،5

2 ـ تكذيب كنندگانى كه از سوى خداوند محكوم به عذاب استيصال شوند ، زمينه پذيرش دعوت پيامبران را از دست داده و هرگز به آيات و نشانه هاى الهى ايمان نخواهند آورد .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون

5 ـ محروم ساختن تكذيب كنندگان آيات الهى از ايمان ، سنت خدا و مقتضاى ربوبيت اوست .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 4

4 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، حظّى از رحمت خداوند ، نخواهند داشت .

و الذين كفروا بأيـت اللّه و لقائه أولـئك يئسوا من رحمتى

«يئسوا من رحمتى» مى تواند جمله خبرى باشد و مى تواند كنايه از قضاى الهى مبنى بر مشمول رحمت قرار نگرفتن افراد ياد شده باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

282- محروميت مكذبان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 7

7- منكران حق ، از محبت خداوند محرومند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. إنه لايحبّ المستكبرين

283- محروميت مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 2،3،5،6

2 ـ مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از نيروى عقل و انديشه بى بهره اند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

3 ـ مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حقيقت ، ناتوان بود .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

5 ـ مردمى كه به آيات قرآن گوش فرادهند و به آن ايمان نياورند ، مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از قوه عاقله بى نصيبند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

6 ـ مردمى كه به آيات قرآن گوش سپارند و به آن ايمان نياورند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حق ناتوان است .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 5

5 - تكذيب كنندگان قيامت و منكران قرآن ، از ملاقات خداوند و ديدار رحمت او در قيامت محروم اند .

إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

محجوب بودن از خداوند، نمى تواند به معناى نديدن با چشم باشد; زيرا اين امر به كافران اختصاص ندارد. بنابراين مراد، رانده شدن از درگاه الهى و محروميت از ديدار جلوه هاى خداوند (از قبيل رحمت و ثواب الهى و يا نظاير آن) است.

284- محروميت مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 10

10 ـ خداوند ، منكران قيامت را از بهشت و مواهب آن محروم خواهد كرد .

إن اللّه حرمهما على الكفرين . .. فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا

از مصاديق كلمه «الكفرين» به دليل «كما نسوا لقاء يومهم هذا»، منكران قيامت هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 3

3 - تهديد تكذيب گران روز جزا ، به محروميت از موهبت هاى بهشتى

كلوا و تمتّعوا قليلاً

امر در «كلوا و تمتّعوا» در معناى تهديد و انذار به كار رفته است. در آيات گذشته، از مواهب بهشت و تأمين خواسته هاى تقواپيشگان در آن، سخن به ميان آمده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه اين تهديد، ناظر به محروميت از موهبت هاى بهشتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 5

5 - تكذيب كنندگان قيامت و منكران قرآن ، از ملاقات خداوند و ديدار رحمت او در قيامت محروم اند .

إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

محجوب بودن از خداوند، نمى تواند به معناى نديدن با چشم باشد; زيرا اين امر به كافران اختصاص ندارد. بنابراين مراد، رانده شدن از درگاه الهى و محروميت از ديدار جلوه هاى خداوند (از قبيل رحمت و ثواب الهى و يا نظاير آن) است.

285- محروميت مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 2

2 ـ مردمى كه از نزديك ، اعمال و رفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نظاره كرده و از او تبعيت نمى كردند ، همانند آن نابينايى اند كه از نعمت بصيرت دل نيز محروم است .

و منهم من ينظر إليك أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون

286- محروميت مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 4

4 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، حظّى از رحمت خداوند ، نخواهند داشت .

و الذين كفروا بأيـت اللّه و لقائه أولـئك يئسوا من رحمتى

«يئسوا من رحمتى» مى تواند جمله خبرى باشد و مى تواند كنايه از قضاى الهى مبنى بر مشمول رحمت قرار نگرفتن افراد ياد شده باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 9

9 - منكران معاد و فرعون صفتان عصر بعثت ، محروم از خشيت الهى و بى تفاوت در برابر عبرت هاى تاريخ

يقولون أءنّا . .. هل أتيك ... إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

تصريح به «من يخشى» براى اشاره به نبود خشيت در وجود منكران معاد است.

287- محروميت منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 17 - 7

7 ـ خداوند ، با محروم ساختن منافقان از نور ايمان ، آنان را به ظلمتهايى شديد گرفتار مى سازد .

ذهب اللّه بنورهم و تركهم فى ظلمت لايبصرون

نكره بودن «ظلمات» حاكى از شدت ظلمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 20 - 5

5 - منافقان ، سزاوار محروم شدن از توانايى شناخت معارف الهى هستند .

و لو شاء اللّه لذهب بسمعهم و أبصرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 8،11

8 ـ گمراهى منافقان و محروميتشان از هدايت و ايمان واقعى ، قانون و برنامه خداوند است .

مذبذبين بين ذلك . .. و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

11 ـ محروم ساختن منافقان از پيمودن راه هدايت ، خدعه و كيفر خداوند نسبت به آنان *

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

جمله «و من يضلل اللّه»، مى تواند بيان خدعه الهى نسبت به منافقان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 41

41 ـ ناپاكى جان ودل منافقان و يهوديان ، موجب محروميت آنان از شفاعت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى هدايت و نجاتشان از عذاب *

و من يرداللّه فتنته فلن تملك له . .. أولئك الذين لم يرد اللّه ان يطهر قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 13

13 ـ منافقان ، محروم از عنايت و توجه خدا به خاطر نسيان و غفلت آنان از او

المنفقون و المنفقت . .. نسوا اللّه فنسيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 10،12

10 ـ منافقان و كافران ، مورد لعن و نفرين خداوند و محروم ابدى از رحمت او

المنفقين . .. و الكفار ... لعنهم اللّه

12 ـ محروميت منافقان و كافران از رحمت الهى ، مايه رنج و عذاب هميشگى آنان

و لعنهم اللّه و لهم عذاب مقيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «عذاب مقيم» در نتيجه نفرين الهى به دورى آنان از رحمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 19

19 ـ منافقان ، مردمانى محروم از درك حقايق اخروى

لو كانوا يفقهون

به كارگيرى كلمه «لو» ـ كه براى تمنى است ـ حكايت از آن دارد كه منافقان از درك حقايق اخروى ناتوانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 87 - 6

6 ـ منافقان ، محروم از درك عميق معارف الهى

و طبع على قلوبهم فهم لايفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 13

13 ـ محروميت منافقان ، از خير و فلاح واقعى

رضوا بأن يكونوا . .. لكن الرسول ... جهدوا ... و أولئك لهم الخيرت و أولئك هم المف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 9

9 ـ منافقان و توانمندان متخلف از جهاد ، فاسق و محروم از رضايت خدايند .

يحلفون . .. لا يرضى عن القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 10

10 ـ محروميت منافقان از درك و فهم صحيح ، عامل اعراض آنان از قرآن

و إذا ما أنزلت سورة . .. ثم انصرفوا ... بأنهم قوم لا يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 6 - 3،5

3 - منافقان ، محروم از غفران و آمرزش الهى

لن يغفر اللّه لهم

5 - منافقان ، محروم از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 15

15 - محروميت منافقان ، از درك روابط و مناسبات جهان آفرينش و قدرت خداوند

و لـكنّ المنـفقين لايفقهون

288- محروميت منافقان استهزاگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 80 - 3

3 ـ منافقان استهزاگر و عهدشكن ، محروم از غفران الهى

إن تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر اللّه لهم

289- محروميت منافقان عهد شكن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 80 - 3

3 ـ منافقان استهزاگر و عهدشكن ، محروم از غفران الهى

إن تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر اللّه لهم

290- محروميت منحرفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 6 - 8

8 - فاسقان و منحرفان از حق ، محروم از هدايت و غفران الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين

291- محروميت منكران قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 6

6 ـ منكران قيامت از زمره ستمكارانند و در قيامت از رحمت خدا محروم خواهند بود .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... و هم بالأخرة كفرون

292- محروميت نسل آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 13

13 ـ تناول آدم ( ع ) و حوا از شجره ممنوعه ، مايه سلب شايستگى نسل آنان براى سكونت در بهشت نخستين شد . *

قلنا اهبطوا

خداوند در بيان اخراج آدم(ع) و حوا از بهشت و استقرار آن دو در زمين، خطاب خويش را - بر خلاف مقتضاى طبيعى كلام - متوجه نسل آنان نيز كرد; تا به اين نكته اشاره كند كه: تناول آدم(ع) و حوا از شجره منهيه در نسل ايشان نيز اثرى به جاى گذاشت كه باعث شد آنان نيز، حيات خويش را در زمين سپرى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 38 - 2

2 - نسل آدم ( ع ) و حوا نيز بر اثر تناول آن دو از شجره منهيه ، از بهشت نخستين محروم شدند .

قلنا اهبطوا منها جميعاً

«اهبطوا» به صيغه جمع اقتضا مى كند كه: غير از آدم (ع) و حوا فرد يا افراد ديگرى نيز مورد خطاب باشند. در اين باره چند نظر ابراز شده است. از جمله اينكه ديگر مخاطبان، نسل آدم(ع) و حوا مى باشند. برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است.

293- محروميت هواپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 9

9 - هواپرستان و ظالمان ، محروم از هدايت خداوند

و من أضلّ ممّن اتّبع هويه . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 7

7 - گمراهى هواپرستان و محروميت آنان از هدايت الهى ، به رغم برخوردارى آنان از علم و آگاهى

و أضلّه اللّه على علم

مراد از «على علم» ممكن است علم هواپرستان باشد.

294- محروميت يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 12

12 - خداوند ، يهوديان كافر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن را از رحمت خويش به دور و آنان را مورد لعنت قرار داده است .

فلعنة اللّه على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 49

49 - يهوديان ساحر ، على رغم اطمينانشان به محروم بودن از سراى آخرت ، محروميت خويش را انكار مى كردند .

لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق

تأكيد جمله با لام قسم (لقد) و نيز لام تأكيد (لمن) گوياى اين است كه: يهوديان ساحر، حقيقتى را كه بدان علم داشتند، مورد انكار قرار مى دادند; زيرا تأكيد جمله غالباً در مواردى است كه مضمون آن مورد انكار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 88 - 5

5 ـ يهود و نصارا و مرتدّان ، محروم از نظر و توجّه خداوند

قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. و لا هم ينظرون

جمله «و لا هم ينظرون»، مى تواند به اين معنا باشد كه آنان مورد عنايت و توجه خداوند قرار نمى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 46 - 28

28 ـ گرفتارى يهود به لعنت الهى ، موجب دورى آنان از ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام

لعنهم اللّه بكفرهم فلا يؤمنون الّا قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 41

41 ـ ناپاكى جان ودل منافقان و يهوديان ، موجب محروميت آنان از شفاعت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى هدايت و نجاتشان از عذاب *

و من يرداللّه فتنته فلن تملك له . .. أولئك الذين لم يرد اللّه ان يطهر قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 7،8،38

7 ـ يهود ، مردمى به دور از رحمت خداوند و مورد لعنت او

و لعنوا

«لعنت» به معناى دورى از رحمت است.

8 ـ سخن نارواى يهود درباره خداوند ( نافذ نبودن قدرت او ) موجب دورى آنان از رحمت الهى

و لعنوا بما قالوا

38 ـ مفسده جويى يهود ، عامل محروميت آنان از محبت خداوند

و يسعون فى الارض فساداً و اللّه لايحب المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 5 - 9

9 - قوم يهود ، گروهى ظالم و محروم از هدايت خداوند

الذين كذّبوا بـايـت اللّه و اللّه لايهدى القوم الظـلمين

295- مدت محروميت اخروى طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 24 - 3

3 - محروميت طغيان گران از مايعات و كاهش و حرارت در جهنم ، ساليانى فراوان ادامه خواهد يافت .

لـبثين فيها أحقابًا . لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا

چنانچه جمله «لايذوقون. ..» حال براى ضمير «لابثين» باشد، مى توان به دست آورد كه درنگ دوزخيان، همراه با حالت محروميت از سرما و آب، دائمى نيست; زيرا ممكن است كلمه «أحقاباً» در آيه قبل، به سال هاى محروميت آنان نظر داشته باشد; گرچه پس از گذشت آن دوران، بقاى آنان در دوزخ به شكل ديگرى ادامه خواهد يافت.

296- منشأ محروميت از ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 96 - 6

6 ـ دچار شدن به سنت محروميت از ايمان ، برخاسته از اراده و اختيار خود انسان است .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه . .. الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون

297- منشأ محروميت از فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 50 - 1

1 - بهره مندى انسان از فرزندان دختر و پسر و يا محروميت وى از آنان بنا به خواست و مشيت خداوند است .

أو يزوّجهم ذكرانًا و إنـثًا و يجعل من يشاء عقيمًا

298- منشأ محروميت فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 58 - 1

1 - محروم گشتن فرعونيان از گنج ها و كاخ هاى باشكوه خويش ، به تدبير و طرح الهى

فأخرجنـهم من جنّـت و . .. و كنوز و مقام كريم

«كنوز» (جمع «كنز») عبارت از اندوخته هاى مالى است. عبارت «مقام كريم» نيز اشاره به كاخ هاى باشكوه فرعونيان دارد.

299- منشأ محروميت قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 11 - 6

6 - قوم ثمود ، محروم سازنده خود از كمالات نفسانى و گرفتار فساد و تباهى بودند .

و قد خاب من دسّيها . كذّبت ثمود بطغويها

اين آيه، بيانگر يكى از مصاديق آيه قبل است.

300- موجبات محروميت از رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 3

3ـ كسانى كه دين و معارف الهى را نپذيرند و مردم را از پذيرش آن بازدارند ، در آخرت از رحمت خدا محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .

ألا لعنة الله على الظـلمين. الذين يصدون عن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 7 - 6

6 - نسبت دادن دروغين زنا به زنان پاكدامن ، در پى دارنده لعنت خدا ( محروم شدن از رحمت خدا و گرفتار شدن به خشم و غضب او )

والخـمسة أنّ لعنت اللّه عليه إن كان من الكـذبين

301- موجبات محروميت قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 68 - 4

4ـ قوم ثمود بر اثر نافرمانى خداوند ، سزاوار هلاكت و دورى از رحمت الهى شدند .

ألا بُعدًا لثمود

توضيحِ كلمه «بُعداً» در آيه 60 ذيل برداشت شماره 5 آورده شد.

302- نشانه هاى محروميت از رستگارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 6

6 ـ بازخواست ذلتبار مشركان و ستمگران در روز قيامت، نشانگر محروميت آنها از سعادت و رستگارى است.

إنه لايفلح الظلمون. و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم

303- نشانه هاى محروميت از سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 22 - 6

6 ـ بازخواست ذلتبار مشركان و ستمگران در روز قيامت، نشانگر محروميت آنها از سعادت و رستگارى است.

إنه لايفلح الظلمون. و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم

304- وقت محروميت از تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 21

21- قواى جسمى و عقلى در مرحله نهايى پيرى ، به درجه اى كاهش مى يابد كه انسان از فراگيرى محروم مى ماند و تمامى دانسته هاى پيشين خود را از دست مى دهد .

منكم من يردّ إلى أرذل العمر لكيلا يعلم من بعد علم شيئًا

محرومان

305- اهميت حمايت از محرومان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 8 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر ايثارگرى و حمايت از اقشار محروم جامعه ( بينوايان ، يتيمان و اسيران )

و يطعمون الطعام على حبّه مسكينًا و يتيمًا و أسيرًا

306- بى ياورى محرومان از هدايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 5

5- محرومان از هدايت الهى ، از هرگونه يار و ياورى محرومند .

و من يضلل فلن تجد لهم أولياء من دونه

307- بيمارى محرومان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 83 - 8

8- اعراض از خدا در حال رفاه ، و به پوچى و يأس رسيدن در ناگوارى ها ، بيمارى محرومان از هدايت قرآن است .

و ننزّل . .. شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا . و إذا أنعمنا ع

308- تهمتهاى محرومان از غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 13

13 - منع شدگان از شركت در فتح خيبر ، متهم كننده مؤمنان به حسدورزى

فسيقولون بل تحسدوننا

309- حق پذيرى محرومان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 4

4- ملت هاى محروم و رنج ديده ، داراى زمينه حق پذيرى و گرايش به دين

و لقد اخترنـهم . .. و ءاتينـهم

با توجه به سياق آيات پيشين ـ كه فرعونيان را به دليل رفاه مندى و اسرافگرى، حق ناپذير و محكوم به هلاكت معرفى كرده است ـ مى توان علت و انتخاب بنى اسرائيل را براى دريافت آيات و معجزات، محروميت آنان از رفاه مندى و آمادگى آنان براى حق پذيرى دانست. البته اين هم آغاز يك آزمون است; نه امضاى صلاحيت مطلق و بى استثناى آنان.

310- سرزنش محرومان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 6

6 - محروم ماندگان از شنيدن و درك آيات الهى ، معاف از ملامت در روز قيامت

أفلم تكن ءايـتى تتلى عليكم

از مفهوم آيه، استفاده مى شود: كسانى كه از شنيدن آيات الهى دور مانده اند و آيات بر آنان تلاوت نشده است، مورد ملامت نيستند.

311- شقاوت محرومان از ترس خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 4

4 - محرومان از خشيت الهى ، شقى ترين افراداند .

من يخشى . .. الأشقى

تقابل دو گروه «اهل خشيت» و «اهل شقاوت»، بيانگر اين است كه در نگاه قرآن، «شقاوت» نيز مانند «خشيت»، حالتى نفسانى و هر يك ملازم با نبود ديگرى است.

312- عذاب محرومان از ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 3،4

3 ـ عذاب استيصال ، سنتى است الهى كه انتظار وقوع آن در هر زمان و مكانى ، بر مردمى كه زمينه ايمان را از دست داده اند ، مى رود .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

4 ـ بسيارى از اقوام پيشين به دليل فقدان زمينه ايمان و تكذيب آيات الهى و نپذيرفتن هشدار هاى پيامبرانشان ، با عذاب

استيصال نابود شدند .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

313- فرجام محرومان از رحمت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 16 - 4

4 - كسانى كه در قيامت از رحمت خداوند و درك ربوبيت او محروم باشند ، سرنوشتى جز دوزخ نخواهند داشت .

عن ربّهم يومئذ لمحجوبون . ثمّ إنّهم لصالوا الجحيم

314- كثرت محرومان از بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 22

22ـ بيشتر مردم از بصيرتى كه آنان را به حقانيت قرآن رهنمون شود ، محرومند .

أفمن كان على بيّنة من ربه . .. و لـكنّ أكثر الناس لايؤمنون

315- كيفر محرومان از توشه اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 3

3- دوزخ ، جزاى آنانى است كه در صحنه قيامت ، بى توشه و تهيدست اند .

فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا . ذلك جزاؤهم جهنّم

316- گمراهى محرومان از بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 3

3 ـ هيچ كس حتى پيامبران بر هدايت كردن مردمى كه بصيرت دل را از دست داده اند ، توانايى ندارد .

أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون

317- محرومان از آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 24 - 2

2 - دوزخيان طغيان گر ، از تسكين عطش خود و حتى از چشيدن طعم آب ، محروم خواهند بود .

لايذوقون فيها . .. و لا شرابًا

318- محرومان از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 7

7- برخى از دنياطلبان هم از دنيا و هم از آخرت محرومند .

من كان يريد العاجلة عجّلنا له . .. لمن نريد ثمّ جعلنا له جهنّم

مرجع ضمير «له» در «جعلنا له جهنّم»، «من» در «من كان . ..» است; يعنى، هر كس به دنبال دنيا باشد جايگاهش دوزخ است، چه برخى از آنان با خواست خداوند به آرزوهاى دنيوى خود برسند و چه ناكام شوند. بنابراين عده اى هر چند كه به خواسته هاى دنيوى خويش نرسيده اند، در آخرت دوزخى اند و از دنيا و آخرت محروم خواهند بود.

319- محرومان از آرامش روحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 4

4 ـ نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

320- محرومان از آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 36 - 5

5 - محروميت كافران از هرگونه راحتى و آسودگى در دوزخ

لهم نار جهنّم لايقضى عليهم فيموتوا و لايخفف عنهم من عذابها

از اين كه كافران دوزخى، هرگز نمى ميرند تا درد و رنج عذاب را درك نكنند و نيز از عذاب آنان كاسته نمى شود، مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

321- محرومان از آسايش اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 13 - 3

3 - مرفهان تكذيب گر و دين ستيز ، از هرگونه آسايش و راحتى يا لذت و كام جويى در قيامت ، محروم خواهند بود .

و ذرنى و المكذّبين أُولى النعمة . .. و طعامًا ذا غصّة و عذابًا أليمًا

تأكيد خداوند بر گلوگير و دردآور بودن كيفر صاحبان ثروت و رفاه، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 4 - 4

4 - كافران ، از هر گونه راحتى و آسايش در دوزخ محروم اند .

إنّا أعتدنا للكـفرين سلـسلاَْ و أغلـلاً و سعيرًا

از كيفيت عذاب شدن كافران ناسپاس (غل و زنجير شدن آنان در دوزخ)، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

322- محرومان از آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 2،6

2 - دين فروشان و كتمان كنندگان حقايق كتاب هاى آسمانى ، از مغفرت الهى محروم و به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أولئك الذين اشتروا . .. العذاب بالمغفرة

6 - عالمان بى تعهد و وظيفه نشناس ، از مغفرت الهى محروم و به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أولئك الذين اشتروا . .. العذاب بالمغفرة فما أصبر هم على النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 80 - 3،5

3 ـ منافقان استهزاگر و عهدشكن ، محروم از غفران الهى

إن تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر اللّه لهم

5 ـ كافران به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، محروم از آمرزش الهى .

فلن يغفر اللّه لهم ذلك بأنهم كفروا باللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 11 - 8

8 - ظالمان و گنه كارانِ غافل از جبران بدى هاى خويش ، از بخشش و رحمت خداوند محروم اند .

إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فإنّى غفور رحيم

از اين كه خداوند، تنها به توبه كنندگان و جبران كنندگان بدى هاى خويش، نويد غفران و رحمت داده است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 6 - 3،8

3 - منافقان ، محروم از غفران و آمرزش الهى

لن يغفر اللّه لهم

8 - فاسقان و منحرفان از حق ، محروم از هدايت و غفران الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين

323- محرومان از آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 22

22 ـ ستمگران و متجاوزان، محروم از رحمت و مغفرت الهى

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فإن ربك غفور رحيم

324- محرومان از آمرزش هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 33

33 - برده دارانِ وادار كننده كنيزان خويش به فحشا و فساد جنسى ، محروم از آمرزش و رحمت خدا هستند .

و من يكرههنّ فإنّ اللّه من بعد إكرههنّ غفور رحيم

در آيه ياد شده متعلق «غفور» و «رحيم» ذكر نشده است. با توجه به اين كه بعيد است خداوند به برده داران، به خاطر گناه اكراهشان و نيز مورد هشدار قرار گرفتن آنان وعده غفران و رحمت بدهد، به نظر مى رسد مقصود كنيزانى خواهد بود كه مجبور به فحشا شده اند. بر اين اساس اختصاص يافتن اين وعده به كنيزان، حاكى از محروميت برده داران از اين موهبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 7

7 ـ ملائكه هنگام روبه رو شدن با منكران معاد در قيامت ، به آنان خواهند گفت كه شما از غفران الهى و بهشت محروميد .

يوم يرون الملـئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه فاعل «يقولون» ملائكه باشد و «حجراً محجوراً» نيز مقول قول ايشان باشد. گفتنى است كه در اين صورت، مقصود از اين كلام، اعلام محروميت و ممنوعيت منكران معاد از غفران الهى و بهشت است.

325- محرومان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 9،11،12

9 ـ كسانى كه زمينه ايمان را از دست داده اند ، از نشانه هاى الهى در آسمان ها و زمين و از انذار هاى پيامبران ، كمترين بهره اى نخواهند برد .

قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

11 ـ مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

12 ـ مشركان ، مردمى بودند كه اگر تمام آيات الهى به آنان ارائه مى شد و تمام پيامبران آنان را هشدار مى دادند ، كمترين تأثيرى در آنها نمى كرد .

أفأنت تكره الناس حتى لايكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 1

1 ـ مردمى كه زمينه ايمان را از دست بدهند و از آيات الهى و هشدار پيامبران تأثير نپذيرند ، مستحق عذاب استيصال هستند .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 5

5 - مشركان ، به رغم تبيينِ قابلِ فهم آيات الهى ، از آن سودى نمى برند و درباره آن نمى انديشند .

كذلك نفصّل الأيـت لقوم يعقلون . بل اتّبع الذين ظلموا

«بل» اضراب، براى خارج كردن مشركان از «لقوم يعقلون» و تعريضى است، به اين كه براساس توضيحى كه درباره خداوند، با مَثَلى روشن داده شد، مشركان، بايد از عقيده باطل خود دست بكشند، اما آنان، چون مردمانى هواپرست اند حاضر به ترك مواضع خويش نيستند.

326- محرومان از ادراك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 8،11

8 ـ بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم برخوردارى از چشمهايى بينا و گوشهايى شنوا ، خويشتن را از ديدن و شنيدن آيات الهى محروم مى سازند .

و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها

11 ـ جهنم فرجام انسان ها و جنيانى است كه خود را از درك معارف و حقايق دين محروم ساخته اند .

و لقد ذرأنا لجهنم . .. لهم قلوب لايفقهون بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 1

1ـ مردم مدين ، از درك كردن و فهميدن بسيارى از تعاليم شعيب ( ع ) محروم بوده و بدان اعتراف مى كردند .

قالوا يـشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول

327- محرومان از استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 3

3- دوزخ ، فرجام كافرانى است كه طاقت شنيدن آيات الهى را ندارند .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكـفرين . .. و كانوا لايستطيعون سمعًا

328- محرومان از امداد خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 9،11،13

9 - محروميت ستمكاران در قيامت ، از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

«حميم» در لغت به معناى دوست (العين) و به «القريب المشفق» (نزديك دلسوز) معنا شده است (مفردات راغب).

11 - محروميت ستمگران به هنگام دشوارى مرگ از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

13 - كفر و شرك ، ظلم است و كافران و مشركان ، از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان محروم اند .

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيات، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره كافران و مشركان سخن مى گويد و مقصود از «ظالمين» آنان مى باشند.

329- محرومان از امداد دوست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 9،11،13

9 - محروميت ستمكاران در قيامت ، از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

«حميم» در لغت به معناى دوست (العين) و به «القريب المشفق» (نزديك دلسوز) معنا شده است (مفردات راغب).

11 - محروميت ستمگران به هنگام دشوارى مرگ از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

13 - كفر و شرك ، ظلم است و كافران و مشركان ، از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان محروم

اند .

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيات، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره كافران و مشركان سخن مى گويد و مقصود از «ظالمين» آنان مى باشند.

330- محرومان از امداد غيبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 41 - 1

1 - كافران ، محروم از پشتوانه غيبى و گرفتار وهم در انديشه هاى باطل خويش

أم يقولون شاعر نتربص به ريب المنون . .. أم عندهم الغيب

331- محرومان از امدادهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 41 - 7

7 - پيشوايان كفر ، محروم از هرگونه نصرت و امداد الهى در روز رستاخيز

و يوم القيـمة لاينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 1

1 - مشركان ، از يارى خدا در قيامت محروم خواهند بود .

و قيل ادعوا شركاءكم

فاعل قول در «قيل ادعوا شركاءكم» ـ به قرينه آيات قبل و بعد ـ خداوند است. ارجاع دادن مشركان به معبودهايشان بدين معنا است كه آنان همان گونه كه در دنيا به معبودهايشان اميد بسته بودند، امروز نيز بايد به آنها پناه ببرند و از يارى خدا مأيوس باشند.

332- محرومان از انسانيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 1

1 - كافران حق ناپذير ، از حيات معنوى و امتيازات بشرى ، محروم اند .

و ما أنت بهـد العمى عن ضلـلتهم

در آيه، كسانى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز توان خارج كردن آنها را، از گمراهى ندارد، به كوران تشبيه شده اند و مراد از آنها كافران اند. تشبيه كافران به كوران، استعاره مصرحه است و «هادى»، استعاره كنايى است.

333- محرومان از ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 17 - 7

7 ـ خداوند ، با محروم ساختن منافقان از نور ايمان ، آنان را به ظلمتهايى شديد گرفتار مى سازد .

ذهب اللّه بنورهم و تركهم فى ظلمت لايبصرون

نكره بودن «ظلمات» حاكى از شدت ظلمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 33 - 2،3،4

2 ـ فسق پيشگان ، فاقد زمينه گرايش به ايمان و محروم از پذيرش آن

كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون

3 ـ محروميت فاسقان از گرايش به ايمان و پذيرش آن ، حكم قطعى و غير قابل تخلف

كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون

4 ـ حكم الهى به محروميت اهل فسق از گرايش به ايمان ، مقتضاى ربوبيت و پروردگارى اوست .

كذلك حقت كلمت ربك على الذين فسقوا أنهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 15

15 ـ مردمى كه خدا بر دل آنان مهر بزند ، توفيق ايمان و گرايش به پيامبران ، از آنان سلب خواهد شد .

و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا

«فاء» در جمله «فلا يؤمنوا» فاى سببيه است و دلالت بر سببيت ماقبل براى مابعدش مى كند; يعنى، طبع قلب سبب سلب توفيق ايمان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 96 - 2،4،5

2 ـ تكذيب كنندگانى كه از سوى خداوند محكوم به عذاب استيصال شوند ، زمينه پذيرش دعوت پيامبران را از دست داده و هرگز به آيات و نشانه هاى الهى ايمان نخواهند آورد .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون

4 ـ زيانكاران ، محرومان از ايمان به آيات الهى

الخسرين. إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون

5 ـ محروم ساختن تكذيب كنندگان آيات الهى از ايمان ، سنت خدا و مقتضاى ربوبيت اوست .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 97 - 1

1 ـ كسانى كه از سوى خداوند محكوم به عذاب استيصال شوند ، اگر تمام معجزات و نشانه هاى الهى بر آنان عرضه شود ، هرگز تسليم نشده و ايمان نخواهند آورد .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون. و لو جاءتهم كل ءاية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 98 - 1،2

1 ـ سرگذشت اقوام تكذيب كننده پيشين ، شاهد صدق اين ادعاست كه محكومان به عذاب استيصال ، توفيق ايمان آوردن را تا لحظه وقوع عذاب از دست خواهند داد .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون . .. فلولا كانت قرية ءامنت فنفعها إيمنها

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، جمله «فلولا كانت قرية آمنت»، مى تواند جواب براى شرط مقدر باشد و تقدير آن چنين مى شود: «إن كنت فى شك من هذا فلولا كانت . ..»; يعنى، اگر در اين مطلب (كسانى كه از سوى خداوند محكوم به عذاب استيصال شوند تا لحظه وقوع عذاب، ايمان نخواهند آورد) ترديد داريد، پس بگوييد: چرا و به چه دليل، اقوام تكذيب كننده پيشين تا لحظه وقوع عذاب ايمان نياوردند؟

2 ـ هيچ قومى از اقوام تكذيب كننده سابق ـ به جز قوم يونس ـ پيش از نزول عذاب استيصال ، به دست كشيدن از تكذيب پيامبر خود و اظهار ايمان به او موفق نشدند .

فلولا كانت قرية ءامنت فنفعها إيمنها إلا قوم يونس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 9،10

9 ـ كسانى كه زمينه ايمان را از دست داده اند ، از نشانه هاى الهى در آسمان ها و زمين و از انذار هاى پيامبران ، كمترين بهره اى نخواهند برد .

قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

10 ـ كسانى كه فاقد زمينه ايمان هستند ، اگر تمام آيات و نشانه هاى الهى به آنان ارائه شود و تمام پيامبران خدا آنان را انذار كنند ، كمترين تأثيرى در آنها نخواهد داشت .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 1

1 ـ مردمى كه زمينه ايمان را از دست بدهند و از آيات الهى و هشدار پيامبران تأثير نپذيرند ، مستحق عذاب استيصال هستند .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 24 - 3

3- خداوند ، بى ترديد به احوال انسان هاى پيشرو در ميدان ايمان و عمل و مردم ناموفق در آن ، آگاه است .

و لقد علمنا المستقدمين منكم و لقد علمنا المستئخرين

در اينكه تقدّم و تأخّر در آيه فوق، به چه چيز سنجيده شده؟ ميان مفسران چند نظريه وجود دارد: يكى از آنها سبقت و تأخير در رابطه با ايمان و عمل صالح است; زيرا دنيا ميدان مسابقه براى انسانهاست «و لكل وجهة هو موليها فاستبقوا الخيرات» (سوره بقره آيه 148). برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است.

334- محرومان از بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 2

2 ـ مردمى كه از نزديك ، اعمال و رفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نظاره كرده و از او تبعيت نمى كردند ، همانند آن نابينايى اند كه از نعمت بصيرت دل نيز محروم است .

و منهم من ينظر إليك أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون

335- محرومان از بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 111 - 1،2،3،4،5،6،10

1 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، تنها خويشتن را سزاوار بهشت دانسته و ديگران را از آن ، محروم مى پندارند .

و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى

ضمير در «قالوا» به «اهل الكتاب» (در آيه 109) باز مى گردد.

2 - يهوديان ، بهشت را مخصوص يهود و ديگران را از آن محروم مى دانند .

و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً

آيه 113، بيانگر آن است كه هر يك از يهود و نصارا ديگرى را اهل نجات نمى دانند. بنابراين به اصطلاح اهل ادب، در آيه مورد بحث «لفّ اجمالى» وجود دارد و حرف «أو» نيز براى تفصيل است; يعنى، جمله «قالوا لن ...» حاكى از دو جمله است: 1ـ قالت اليهود: « لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً». 2ـ و قالت النصارى: « لن يدخل الجنة إلا من كان نصرى».

3 - نصارا ، بهشت را از آن خويش دانسته و ديگران را از آن بى نصيب مى پندارند .

قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى

نصارا جمع نصرانى است و به پيروان حضرت مسيح گفته مى شود، و «هود» جمع هائد است و به پيروان حضرت موسى اطلاق مى گردد.

4 - اتفاق نظر يهود و نصارا ، بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت

قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى

هدف از اينكه قرآن، پندار نصارا و يهود را به صورت «لفّ اجمالى» بيان كرده، رساندن اين معناست كه: مقصود اصلى يهود و نصارا در طرح آن ادعا، بيان محروميت مسلمانان از بهشت است.

5 - يهود و نصارا ، درتلاش براى تضعيف روحيه مسلمانان و بازدارى مردم از گرايش به اسلام

قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى

6 - محروميت مسلمانان از بهشت از خيالات واهى و نادرست يهود و نصارا

تلك أمانيّهم

«أمانى» جمع امنية و به معناى آرزوها، خيالات واهى و دروغهاى يافته شده است.

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به مطالبه برهان از يهود و نصارا بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت

قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 5،6

5 ـ تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران، محروم از ورود به بهشت

إن الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها . .. لايدخلون الجنة

6 ـ ورود تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران به بهشت، امرى ناممكن، همچون عبور شتر از روزنه سوزن

و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط

«جمل» به معناى شتر است و «سم» به معناى روزنه اى است كه در انتهاى سوزن براى عبور نخ تعبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 7

7 ـ ملائكه هنگام روبه رو شدن با منكران معاد در قيامت ، به آنان خواهند گفت كه شما از غفران الهى و بهشت محروميد .

يوم يرون الملـئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه فاعل «يقولون» ملائكه باشد و «حجراً محجوراً» نيز مقول قول ايشان باشد. گفتنى است كه در اين صورت، مقصود از اين كلام، اعلام محروميت و ممنوعيت منكران معاد از غفران الهى و بهشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 7

7 - مشركان و كافران ، محروم از بهشت و موهبت هاى آن

لـكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

لام اختصاص در «لهم» بيانگر اين حقيقت است: كافران و مشركان ـ كه در قطب مقابل مؤمنان قرار دارند ـ از نعمت هاى بهشتى محروم اند.

336- محرومان از پاداش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 14

14 ـ مؤمنانى كه بازماندنشان از جهاد موجب خسارتى به جبهه مؤمنان شود ، مشمول پاداش الهى نيستند .

لايستوى القاعدون من المؤمنين غير اولى الضّرر . .. كلاّ وعد اللّه الحسنى

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ضرر» به معناى زيان رسانى باشد; چنانچه در لسان العرب در معناى «لا ضرر» آمده است: اى لا يضر الرجل اخاه. و با توجه به اينكه «غير» صفت «القاعدون» است، معناى جمله چنين مى شود: بازماندگان از جنگ در صورتى كه عدم حضورشان موجب ضرر به جبهه مسلمانان نگردد، از اجر و پاداش الهى بهره مند خواهند بود.

337- محرومان از پاداشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 9

9 - « عن على بن الحسن بن على بن الفضّال عن أبيه قال : سألت الرضا على بن موسى ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « كلاّ إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون » فقال : إنّ اللّه تبارك و تعالى لايوصف بمكان يحلّ فيه فيُحجب عنه فيه عباده و لـكنّه يعنى : أنّهم عن ثواب ربّهم لمحجوبون ;

على بن حسن بن على بن فضّال از پدرش (حسن) روايت كرده كه از امام رضا(ع) درباره قول خداى عزّوجلّ: «كلاّ إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون» سؤال كردم، فرمود: خداى تبارك و تعالى توصيف نمى شود به داشتن مكانى كه در آن جا گيرد و بندگانش از ديدن او در آن جا مانع داشته باشند; بلكه معناى آيه اين است كه آنان از ثواب پروردگارشان محجوب و محروم اند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 9 - 4

4 - وجود زمينه محروميت از پاداش هاى نيكوى الهى ، براى بخيلان و زراندوزان

و أمّا من بخل و استغنى . و كذّب بالحسنى

جمله «كذّب بالحسنى»، بخل و ثروت اندوزى را «تكذيب حسنى» ناميده است; يعنى، كسى كه «حسنى» (فرجام نيك) را باور دارد، اين دو راه را انتخاب نمى كند; زيرا در اين صورت، خود را در معرض محروميت از آن قرار داده است.

338- محرومان از پاكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 7

7 - فرعون ، طغيان گرى محروم از هرگونه پاكى و صلاح

هل لك إلى أن تزكّى

سؤال موسى(ع) نشان مى دهد كه وى در وجود فرعون، به دنبال يافتن تمايلى ـ هر چند اندك ـ به سوى خير و صلاح بود.

339- محرومان از تخفيف گرماى جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 24 - 1

1 - طغيان گران در دوزخ ، از هر گونه احساس خنكى و تخفيف حرارت سوزان جهنم ، محروم خواهند بود .

لايذوقون فيها بردًا

«ذوق»; يعنى، درك مزه (مصباح)، اين واژه در رابطه با اجسام به طور حقيقت و در مورد معنويات، به طور مجاز استعمال مى شود. در آيه شريفه بين معناى حقيقى و مجازى آن جمع شده است; زيرا تعبير چشيدن براى احساس سردى مجاز است.

مراد از «بَرْد» ـ به قرينه تقابل آن با نوشيدنى ـ هر گونه احساس سردى است; هر چند با سايه و امثال آن باشد.

340- محرومان از تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 7

7 - فرعون ، طغيان گرى محروم از هرگونه پاكى و صلاح

هل لك إلى أن تزكّى

سؤال موسى(ع) نشان مى دهد كه وى در وجود فرعون، به دنبال يافتن تمايلى ـ هر چند اندك ـ به سوى خير و صلاح بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 7 - 6

6 - بى نياز ديدن خويش از تعاليم دين ، مصداق بارز ناپاكى و محروميت از تزكيه است .

أمّا من استغنى . .. و ما عليك ألاّ يزّكّى

341- محرومان از تعاليم انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 9،10،11،12

9 ـ كسانى كه زمينه ايمان را از دست داده اند ، از نشانه هاى الهى در آسمان ها و زمين و از انذار هاى پيامبران ، كمترين بهره اى نخواهند برد .

قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

10 ـ كسانى كه فاقد زمينه ايمان هستند ، اگر تمام آيات و نشانه هاى الهى به آنان ارائه شود و تمام پيامبران خدا آنان را انذار كنند ، كمترين تأثيرى در آنها نخواهد داشت .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

11 ـ مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

12 ـ مشركان ، مردمى بودند كه اگر تمام آيات الهى به آنان ارائه مى شد و تمام پيامبران آنان را هشدار مى دادند ، كمترين تأثيرى در آنها نمى كرد .

أفأنت تكره الناس حتى لايكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 1

1 ـ مردمى كه زمينه ايمان را از دست بدهند و از آيات الهى و هشدار پيامبران تأثير نپذيرند ، مستحق عذاب استيصال هستند .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

342- محرومان از تعليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 4

4 - اشراف حاضر در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم ، بر اثر بى رغبتى خود ، از آموختن و به خاطر سپردن معارف قرآن محروم بودند .

فمن شاء ذكره

343- محرومان از تقرب به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 10

10- عصيان كنندگان از فرمان ها و رهنمود هاى حضرت ابراهيم ( ع ) ، هر چند از فرزندان او باشند ، از تقرب به خداوند دور و فاقد منزلت هستند .

فمن تبعنى فإنه منّى و من عصانى فإنّك غفور رحيم

344- محرومان از توفيقات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 35 - 4

4- ابليس ، مغضوب خداوند و محروم از توفيق و فيض او

و إن عليك اللعنة إلى يوم الدين

«لعن» در لغت به معناى طرد شخص از روى غضب است و لعن خداوند; يعنى، عقوبت اخروى و قطع توفيق و فيض دنيوى است (مفردات راغب).

345- محرومان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 10

10 ـ احساس رضايت و خوشحالى منافقان از شركت نكردن در جنگ براى بار نخست ، مايه طرد هميشگى آنان از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و محروم شدن دايمى از شركت در جهاد

لن تخرجوا . .. و لن تقتلوا معى عدواً إنكم رضيتم بالقعود أول مرّة

برداشت فوق بر اين اساس است كه «لن تخرجوا» و «لن تقاتلوا» در مقام انشا و براى طرد منافقان باشد و جمله «إنكم

رضيتم . ..» نيز براى تعليل آن باشد.

346- محرومان از حق شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 3،6

3 ـ مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حقيقت ، ناتوان بود .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

6 ـ مردمى كه به آيات قرآن گوش سپارند و به آن ايمان نياورند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حق ناتوان است .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

347- محرومان از حكمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 63 - 10

10 - اختلافات و ناهمگونى ها ، شاخص جوامع محروم از حكمت و آگاهى

قال قد جئتكم بالحكمة و لأُبيّن لكم بعض الذى تختلفون فيه

حضرت عيسى(ع) مى فرمايد: من با حكمت آمدم و به دنبال آن در جهت رفع اختلافات شما قدم برمى دارم. اين گفتار نشان مى دهد كه جامعه اختلاف زده يهوديان آن روز فاقد حكمت بوده اند.

348- محرومان از حمايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 9

9 - نقض كنندگان پيمان دين ، در معرض قهر الهى و محروم از حمايت او

يد اللّه فوق أيديهم فمن نكث فإنّما ينكث على نفسه

«فاء» در «فمن. ..» مى رساند كه لازمه «يداللّه فوق...»، اين است كه پيمان شكنان به خود زيان مى زنند; زيرا با پيمان شكنى از سايه حمايت خدا بيرون شده، در معرض انتقام و قدرت قاهر او قرار گرفته اند.

349- محرومان از حمايت هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 38 - 6

6 - خيانت كاران ناسپاس ، محروم از حمايت و محبت خداونداند .

إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور

350- محرومان از حيات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 1

1 ـ مشرك، مرده و بى بهره از حيات معنوى و روحانى است.

و إن أطعتموهم إنكم لمشركون. أو من كان ميتا فأحيينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 1

1 - كافران حق ناپذير ، از حيات معنوى و امتيازات بشرى ، محروم اند .

و ما أنت بهـد العمى عن ضلـلتهم

در آيه، كسانى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز توان خارج كردن آنها را، از گمراهى ندارد، به كوران تشبيه شده اند و مراد از آنها كافران اند. تشبيه كافران به كوران، استعاره مصرحه است و «هادى»، استعاره كنايى است.

351- محرومان از خشيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 9

9 - منكران معاد و فرعون صفتان عصر بعثت ، محروم از خشيت الهى و بى تفاوت در برابر عبرت هاى تاريخ

يقولون أءنّا . .. هل أتيك ... إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

تصريح به «من يخشى» براى اشاره به نبود خشيت در وجود منكران معاد است.

352- محرومان از خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 24

24 ـ از حضرت على ( ع ) روايت شده كه درباره سخن خدا : « نسوا اللّه فنسيهم » فرمود : فانما يعنى انهم نسوا اللّه فى دار الدنيا فلم يعملوا له بالطاعة و لم يؤمنوا به و برسوله فنسيهم فى الآخرة اى لم يجعل لهم فى ثوابه نصيباً فصاروا منسيين من الخير ;

على (ع) درباره سخن خدا كه مى فرمايد: «آنان خدا را فراموش كردند، پس خدا آنان را فراموش كرد» فرمود: همانا مقصود خدا اين است كه آنان خدا را در دنيا فراموش نمودند و از او اطاعت نكردند و به او و رسولش ايمان نياوردند، خدا نيز در قيامت آنان را فراموش كرد ; يعنى، براى آنان بهره اى از ثواب خود قرار نداد، پس آنان از خير فراموش شدند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 13

13 ـ محروميت منافقان ، از خير و فلاح واقعى

رضوا بأن يكونوا . .. لكن الرسول ... جهدوا ... و أولئك لهم الخيرت و أولئك هم المف

353- محرومان از درك آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 2

2- مشركان مكه ، در اثر مستورى قلب و سنگينى گوشهايشان ، از ادراك صحيح آيات خدا ، محروم بودند .

و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا و جعلنا على قلوبهم أكنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 1

1- بارزترين ويژگى كافران ، محجوب بودن آنان از ديدن و درك آيات الهى است .

الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى

مراد از ديدن ذكر خدا، مشاهده و درك آيات و نشانه هايى است كه مايه ياد خداوند هستند (گفتن مسبّب و اراده سبب) و مفاد آيه، اين است كه مشاهده آيات خداوند، كافران را به ياد او نمى افكند، گويا پوششى بر چشم هاى آنان است كه ديدن آن آيات، بر ايشان مقدور نيست.

354- محرومان از درك حقايق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 1

1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكـفرين . أُولـئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 5

5 - كافران ، چنان در ظلمت و گمراهى فرو رفته اند كه حتى ملموس ترين حقايق الهى را درك نمى كنند .

والذين كفروا أعمـلهم . .. أو كظلمـت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه س

نديدن دست خويش ـ با آن كه دست از ملموس ترين چيز براى انسان است ـ (إذا أخرج يده لم يكد يرها) حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 10

10 - خداوند ، بر قلب هر متكبر تجاوزگرى ، مهر مى زند و او را از فهم درست حقايق الهى محروم مى سازد .

كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار

به هر متجاوزى كه از قانون بگذرد، «جبار» گويند. (قاموس المحيط).

355- محرومان از درك حقايق اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 19

19 ـ منافقان ، مردمانى محروم از درك حقايق اخروى

لو كانوا يفقهون

به كارگيرى كلمه «لو» ـ كه براى تمنى است ـ حكايت از آن دارد كه منافقان از درك حقايق اخروى ناتوانند.

356- محرومان از درك دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 87 - 6

6 ـ منافقان ، محروم از درك عميق معارف الهى

و طبع على قلوبهم فهم لايفقهون

357- محرومان از درك قدرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 15

15 - محروميت منافقان ، از درك روابط و مناسبات جهان آفرينش و قدرت خداوند

و لـكنّ المنـفقين لايفقهون

358- محرومان از دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 7

7- برخى از دنياطلبان هم از دنيا و هم از آخرت محرومند .

من كان يريد العاجلة عجّلنا له . .. لمن نريد ثمّ جعلنا له جهنّم

مرجع ضمير «له» در «جعلنا له جهنّم»، «من» در «من كان . ..» است; يعنى، هر كس به دنبال دنيا باشد جايگاهش

دوزخ است، چه برخى از آنان با خواست خداوند به آرزوهاى دنيوى خود برسند و چه ناكام شوند. بنابراين عده اى هر چند كه به خواسته هاى دنيوى خويش نرسيده اند، در آخرت دوزخى اند و از دنيا و آخرت محروم خواهند بود.

359- محرومان از ذكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 2

2- محجوب بودن دل از ياد خدا ، از بارزترين خصلت هاى كافران است .

الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 16 - 2

2 - مردم با گزينش دنيا به جاى آخرت ، خود را از تزكيه ، ياد خدا و اداى نماز دور نگه داشته ، از رستگارى محروم مى سازند .

قد أفلح . .. بل تؤثرون الحيوة الدنيا

360- محرومان از رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 88 - 4،5

4 - خداوند ، يهوديان حق ناپذير را از رحمت خويش محروم و به لعنت ، گرفتارشان كرد .

بل لعنهم اللّه بكفرهم

5 - كفر ورزى يهود ، موجب محروم شدن آنان از رحمت الهى است .

لعنهم اللّه بكفر هم

«باء» در «بكفر» سببيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 12

12 - خداوند ، يهوديان كافر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن را از رحمت خويش به دور و آنان را مورد لعنت قرار داده است .

فلعنة اللّه على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 8،10

8 - كتمان كنندگان حقايق دينى ، به لعنت خدا و دورى از رحمت او گرفتار خواهند شد .

إن الذين يكتمون . .. أولئك يلعنهم اللّه

10 - علماى يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايق و معارف كتب آسمانى از رحمت خدا محروم شده و مورد لعن و نفرين

لعنت كنندگان هستند .

إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. أولئك يلعنهم اللّه و يلعنهم اللعنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 9

9 - خداوند در قيامت نظر رحمتى بر كفرپيشگان و كتمان كنندگان حقايق دينى ، نخواهد داشت .

و لاهم ينظرون

در برداشت فوق فعل مجهول «ينظرون» از (نظر) به معناى رؤيت گرفته شده است. بر اين مبنا «ولاهم ينظرون»; يعنى، نظر رحمتى به آنان نخواهد شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 10،12

10 ـ منافقان و كافران ، مورد لعن و نفرين خداوند و محروم ابدى از رحمت او

المنفقين . .. و الكفار ... لعنهم اللّه

12 ـ محروميت منافقان و كافران از رحمت الهى ، مايه رنج و عذاب هميشگى آنان

و لعنهم اللّه و لهم عذاب مقيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «عذاب مقيم» در نتيجه نفرين الهى به دورى آنان از رحمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 10،11،12

10ـ ستمگران در قيامت ، از رحمت خداوند محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .

ألا لعنة الله على الظـلمين

11ـ كسانى كه به خداوند دروغ مى بندند ، از رحمت خداوند محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .

هـؤلاء الذين كذبوا على ربهم ألا لعنة الله على الظـلمين

12ـ گواهان اعمال در قيامت ، دورى ستمگران از رحمت الهى را به همگان اعلام مى كنند .

ألا لعنة الله على الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 68 - 4

4ـ قوم ثمود بر اثر نافرمانى خداوند ، سزاوار هلاكت و دورى از رحمت الهى شدند .

ألا بُعدًا لثمود

توضيحِ كلمه «بُعداً» در آيه 60 ذيل برداشت شماره 5 آورده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 95 - 2،4

2ـ مردم مدين ، سزاوار هلاكت و دورى از رحمت الهى بودند .

ألا بُعدًا لمدين

براى توضيح برداشت فوق، به ذيل برداشت شماره 5 از آيه 60 در همين سوره رجوع شود.

4ـ قوم ثمود ، از رحمت خدا محروم شدند و با عذاب هاى الهى به هلاكت رسيدند .

كما بعدت ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 99 - 1

1ـ فرعون و پيروان وى در عرصه دنيا و آخرت ، به لعنت خدا گرفتار و از رحمت او به دورند .

و أُتبعوا فى هـذه لعنة و يوم القيـمة

ضمير در «اُتبعوا» به فرعون و قوم وى باز مى گردد. «اتباع» (مصدر اُتبعوا) به معناى ملحق كردن و به دنبال فرستادن است. بنابراين «واُتبعوا ...»; يعنى ، فرعون و قوم او در دنيا و آخرت ، لعنت و نفرين را به دنبال خواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 9

9- دنياطلبان در آخرت ، مورد نكوهش واقع شده و از رحمت خداوند محروم و مطرود خواهند شد .

من كان يريد العاجلة . .. ثمّ جعلنا له جهنّم يصلـها مذمومًا مدحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 16

16- شيطان ، مطرودترين گنه كاران از رحمت خداوند و گرفتارترين آنان به عذاب الهى است .

إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن فتكون للشيطـن وليًّا

تهديد بت پرستان به اين كه ممكن است خداى رحمان بر شما خشم گيرد و با شيطان هم دم شويد، نشانه عمق مطرود بودن شيطان و گرفتارى او به عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 6

6- كافران دوزخى ، از هر گونه لطف و رحمت خداوند محروم اند .

و لا هم ينظرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «ينظرون» فعل مضارع مجهول از ثلاثى مجرد و از ماده «نظرة» باشد كه به معناى رحمت است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 14 - 5،6

5 - دست اندركاران اصلى توطئه « افك » عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و خاندان آن حضرت ، از فضل و رحمت خداوند محروم شدند .

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم

خداوند در آيه 11، به شايعه سازان اصلى وعده عذاب بزرگ (و الذى تولّى كبره منهم له عذاب عظيم) مى دهد. واژه «افاضه» نيز به معناى سخن گفتن بسيار در باره موضوعى و انتشار آن است و اين، كار توده مردم بود نه منافقان كه سازنده اصلى

تهمت و شايعه بودند. بنابراين فضل و رحمت خدا، شامل كسانى است كه كارگزار اصلى تهمت نبودند; بلكه بر اثر جهل و غفلت سخنى در اين زمينه به ميان آوردند در آيه بعد نيز خداوند، جهل و ناآگاهى آنان را يادآور شده، مى فرمايد: «و تقولون بأفواهكم ما ليس لكم به علم».

6 - ترويج كنندگان شايعات و تهمت پردازى هاى ناروا ـ جدا از فضل و رحمت خداوند ـ مستحق عذاب الهى اند .

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 18

18 - جامعه هاى آلوده به فحشا و منكرات ، از فضل و رحمت خدا محروم اند .

لاتتّبعوا خطوت الشيطـن . .. و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من أحد أب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 26 - 7

7 ـ كافران در قيامت ، محروم از رحمت خداوند

الملك . .. للرحمـن و كان يومًا على الكـفرين عسيرًا

يادآورى سختى قيامت براى كافران، با آن كه پيش از آن رحمانيت خداوند مطرح گرديده است، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 11 - 8

8 - ظالمان و گنه كارانِ غافل از جبران بدى هاى خويش ، از بخشش و رحمت خداوند محروم اند .

إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فإنّى غفور رحيم

از اين كه خداوند، تنها به توبه كنندگان و جبران كنندگان بدى هاى خويش، نويد غفران و رحمت داده است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 42 - 5

5 - طرد شدن از لطف و رحمت حق ، فرجام شوم فرعونيان و پيشوايان كفر در روز رستاخيز

و جعلنـهم أئمة يدعون إلى النار . .. و يوم القيـمة هم من المقبوحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 78 - 4

4 - ابليس ، مغضوب خداوند و محروم از توفيق و رحمت او

و إنّ عليك لعنتى إلى يوم الدين

«لعن»; يعنى، طرد شخصى از روى غضب و لعن خداوند به معناى عقوبت اخروى و قطع توفيق و رحمت الهى در دنيا است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 8

8 - مؤمنان نيك كردار ، بهره مند از رحمت و هدايت الهى در دنيا و گناه پيشگان محروم از آنند .

و هدًى و رحمة لقوم يوقنون . .. أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت

منظور از تفاوت مؤمنان صالح با گناه پيشگان در دنيا ـ به قرينه آيه قبل ـ ممكن است تمايزشان در بهرهورى از رحمت و هدايت الهى باشد.

361- محرومان از رحمت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 3،7

3ـ كسانى كه دين و معارف الهى را نپذيرند و مردم را از پذيرش آن بازدارند ، در آخرت از رحمت خدا محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .

ألا لعنة الله على الظـلمين. الذين يصدون عن سبيل الله

7ـ منكران آخرت از ستمكارانند و در قيامت از رحمت خداوند ، محروم خواهند بود .

ألا لعنة الله على الظـلمين. الذين ... هم بالأخرة هم كـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 6

6ـ دورى از رحمت خدا در سراى آخرت ، امرى تقدير شده براى كفرپيشگان و ستمگران قوم نوح

فكان من المغرقين . .. و قيل بعدًا للقوم الظـلمين

«بُعداً» مفعول مطلق براى فعل محذوف (ليبعد) مى باشد و جمله در اصل چنين بوده: و قيل ليبعد بُعداً القوم الظالمون; يعنى، و گفته شد كه ستمگران قوم نوح بايد از رحمت خدا دور باشند و از آن جا كه آنان در دنيا عذاب شدند، معلوم مى شود مراد از جمله «و قيل . ..» دورى از رحمت خدا در آخرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 60 - 1،5،6

1ـ قوم عاد ، در دنيا به لعنت خدا گرفتار شدند و در آخرت نيز از رحمت او محروم خواهند بود .

و أُتبعوا فى هـذه الدنيا لعنة و يوم القيـمة

5ـ قوم عاد ، بر اثر كفر و نافرمانى خدا و پيامبران ، سزاوار هلاكت و دورى از رحمت الهى شدند .

ألا بُعدًا لعاد قوم هود

«بُعداً» (هلاك گشتن يا دور شدن) مفعول مطلق براى فعل محذوف (ليبعد) است: ألا ليبعد قوم عاد بعداً. و از آن جا كه قوم عاد به هلاكت رسيدند و از رحمت او محروم شدند مى توان گفت، مرادْ عذاب در آخرت و دورى از رحمت او در آن سراست و نيز محتمل است «ألا بُعدًا ...» ـ چنان چه زمخشرى گفته ـ بيانگر استحقاق دورى و هلاكت باشد; يعنى، [قوم عاد هلاك گشتند و از رحمت او محروم شدند ]بدانيد آنان مستحق آن كيفر و سزاور چنين عقوبتى بودند.

6ـ از قوم عاد ، تنها معاصران هود از رحمت الهى محروم شده و به عذاب گرفتار شدند . *

ألا بُعدًا لعاد قوم هود

«قوم هود» عطف بيان براى «عاد» است. با توجه به اينكه قوم عاد پيش از حضرت هود بوده اند و پس از او نيز وجود داشتند ، مى توان گفت: هدف از تبيين و توضيح «عاد» به «قوم هود» بيان معنايى است كه در برداشت فوق آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 7،8،9

7ـ كسانى كه به پيمان هاى الهى پايبند نباشند ، به لعنت خدا و دورى از رحمت او گرفتار خواهند شد .

والذين ينقضون عهد الله . .. أُولـئك لهم اللعنة

8ـ آنان كه به برقرارى پيوندهايى كه خداوند به برقرار ساختن آنها فرمان داده ، ملتزم نباشند ، به لعنت و دورى از رحمت گرفتار خواهند شد .

والذين . .. يقطعون ما أمر الله به أن يوصل ... أُولـئك لهم اللعنة

9ـ فسادگران در زمين به لعنت خداوند و دورى از رحمت او گرفتار خواهند شد .

و الـذين . .. يفـسدون فى الأرض أُولـئك لهم اللعنة

362- محرومان از رحمت اخروى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 5

5- مشركان و دنياگرايان ، از منظر لطف و رحمت الهى ، در قيامت ، ساقط اند .

و عرضوا على ربّك صفًّا

در صورتى كه نايب فاعل «عرضوا» مشركان و دنياگرايان باشند ـ كه در آيات قبل، ياد آنان به ميان آمد ـ مجهول آمدن فعل و نيز به كار رفتن «ربّك» ـ كه خطاب پيامبر(صلی الله علیه و آله) است ـ به جاى «ربّهم» دال بر تحقير ايشان است.

363- محرومان از رحمت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 33

33 - برده دارانِ وادار كننده كنيزان خويش به فحشا و فساد جنسى ، محروم از آمرزش و رحمت خدا هستند .

و من يكرههنّ فإنّ اللّه من بعد إكرههنّ غفور رحيم

در آيه ياد شده متعلق «غفور» و «رحيم» ذكر نشده است. با توجه به اين كه بعيد است خداوند به برده داران، به خاطر گناه اكراهشان و نيز مورد هشدار قرار گرفتن آنان وعده غفران و رحمت بدهد، به نظر مى رسد مقصود كنيزانى خواهد بود كه مجبور به فحشا شده اند. بر اين اساس اختصاص يافتن اين وعده به كنيزان، حاكى از محروميت برده داران از اين موهبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 4

4 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، حظّى از رحمت خداوند ، نخواهند داشت .

و الذين كفروا بأيـت اللّه و لقائه أولـئك يئسوا من رحمتى

«يئسوا من رحمتى» مى تواند جمله خبرى باشد و مى تواند كنايه از قضاى الهى مبنى بر مشمول رحمت قرار نگرفتن افراد ياد شده باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 7،10

7 - ستمگران ، گروهى مطرود و محروم از رحمت خداوند در قيامت

و لهم اللعنة

10 - پذيرفته نشدن عذر ستمگران ، دورى آنان از رحمت خداوند و جاى گرفتن در سرايى بد ، مظهر نصرت الهى به پيامبران و مؤمنان در قيامت

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. يوم يقوم الأشهـد . يوم لاينفع الظـلمين معذر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر چگونگى نصرت الهى در قيامت از رسولان و مؤمنان است كه در آيه پيش (يوم يقوم الأشهـد) به آن اشاره شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 6

6 - كافران معاند و لجوج ، محروم از عفو و رحمت الهى

و يعف عن كثير . و يعلم الذين يجـدلون فى ءايـتنا ما لهم من محيص

اين كه پس از مسأله عفو گناهان، اين نكته مطرح شده كه كافران معاند راه فرارى از عذاب ندارند; مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه آنان مورد عفو و مغفرت الهى قرار نمى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 31 - 6

6 - ظالمان ، از رحمت الهى محروم اند .

و الظـلمين أعدّ لهم عذابًا أليمًا

برداشت ياد شده، به قرينه مقابله «الظالمين. ..» با «يدخل من يشاء فى رحمته» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 4 - 6

6 - كم فروشان ، از رحمت خداوند دور و محروم اند .

أُولـئك

اسم اشاره «اُولـئك»، براى مشاراليه بعيد به كار مى رود كه در آيه شريفه، گوياى دورى كم فروشان از خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 5

5 - تكذيب كنندگان قيامت و منكران قرآن ، از ملاقات خداوند و ديدار رحمت او در قيامت محروم اند .

إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

محجوب بودن از خداوند، نمى تواند به معناى نديدن با چشم باشد; زيرا اين امر به كافران اختصاص ندارد. بنابراين مراد، رانده شدن از درگاه الهى و محروميت از ديدار جلوه هاى خداوند (از قبيل رحمت و ثواب الهى و يا نظاير آن) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 22

22 ـ ستمگران و متجاوزان، محروم از رحمت و مغفرت الهى

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فإن ربك غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 12

12 ـ جامعه مجرم خود را از شمول رحمت خداوند محروم و سزاوار عذاب او مى گرداند.

و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

«بأس» در لغت به معناى شدت است و در اين آيه كنايه از عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 3

3 ـ گمراهان، در قيامت از رحمت خدا محروم خواهند بود.

فاتبعوه و اتقوا لعلكم ترحمون. أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 44 - 6

6 ـ ظالمان از رحمت خداوند دور هستند .

أن لعنة اللّه على الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 3

3 - كافران ، محروم از رحمت خداوند و رستگارى در قيامت

فيدخلهم ربّهم فى رحمته . .. وأمّا الذين كفروا أفلم تكن ءايـتى تتلى عليكم

از تقابل وضع كافران با مؤمنان در اين آيه و آيه پيشين، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 1

1 - منكران معاد ، محروم از رحمت حق و وانهاده به خويش در اوج گرفتارى هاى قيامت

و قيل اليوم ننسيكم

نسيان در آيه شريفه، كنايه از روى گردانى خداوند از كافران و وانهادن آنان به حال خودشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 11 - 3

3 - كافران دوزخى ، مورد نفرين خدا و محروم از رحمت و لطف او هستند .

فسحقًا لأصحـب السعير

«سحق» به معناى «بُعد» است و در اين آيه، به جاى لعن و نفرين به كار رفته است و مراد از آن، دورى از رحمت و لطف الهى مى باشد.

364- محرومان از رحمت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 10،11

10- ظالمان نه تنها از رحمت و شفاى قرآن بهره اى نمى گيرند ; بلكه تنها ، مايه خسران و زيان آنان مى شود .

و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا

11- كافران حق ناپذير ، ظالمند و از موهبت رحمت و شفابخشى قرآن ، تنها خسارت و زيان به ارمغان مى برند .

شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ظالمين» ـ به قرينه مقابله با «مؤمنين» ـ كافران باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 7

7 - سست باوران در حقانيت وحى و معارف دينى ، محروم از هدايت و رحمت قرآن

و هدًى و رحمة لقوم يوقنون

در صورتى كه «قوم يوقنون» نظر به كسانى داشته باشد كه داراى يقين بالفعل هستند; از مفهوم آيه شريفه مطلب ياد شده استفاده مى شود.

365- محرومان از رستگارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 12

12 ـ ستمگران، از سعادت و رستگارى محروم هستند.

إنه لايفلح الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 13

13 ـ محروميت منافقان ، از خير و فلاح واقعى

رضوا بأن يكونوا . .. لكن الرسول ... جهدوا ... و أولئك لهم الخيرت و أولئك هم المف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 69 - 3

3 ـ بدعت گذاران در دين ، محروم از رستگارى اند .

الذين يفترون على اللّه الكذب لا يفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 77 - 5

5 ـ ساحران ، محروم از رستگارى اند .

لا يفلح السحرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 27

27ـ ستمگران ، هرگز رستگار و موفق نخواهند شد .

إنه لايفلح الظـلمون

ضمير در «إنه» ضمير شأن است و دلالت بر تأكيد مفاد جمله دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 116 - 6

6- افترا زنندگان به خدا ، مردمى محروم از رستگارى اند .

إن الذين يفترون على الله الكذب لايفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 117 - 4

4- ابتلاى بدعت گذاران به عذاب دردناك ، پس از بهرهورى اندك از دنيا ، گواه عدم رستگارى آنان است .

إن الذين يفترون على الله الكذب لايفلحون . متـع قليل و لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 8،14

8- مشركان ، هرگز رستگار نخواهند شد .

و لن تفلحوا إذًا أبدًا

14- مرتّدان ، براى هميشه ، از رستگارى محروم اند .

أو يعيدوكم فى ملّتهم و لن تفلحوا إذًا أبدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 12

12 - كافران و منكران وحدانيت خدا ، محروم از فلاح و رستگارى

إنّه لايفلح الكـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 37 - 9

9 - ظالمان و بيدادگران ، از فلاح و رستگارى بى بهره اند .

إنّه لايفلح الظـلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 3

3 - كافران ، محروم از رحمت خداوند و رستگارى در قيامت

فيدخلهم ربّهم فى رحمته . .. وأمّا الذين كفروا أفلم تكن ءايـتى تتلى عليكم

از تقابل وضع كافران با مؤمنان در اين آيه و آيه پيشين، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 16 - 2

2 - مردم با گزينش دنيا به جاى آخرت ، خود را از تزكيه ، ياد خدا و اداى نماز دور نگه داشته ، از رستگارى محروم مى سازند .

قد أفلح . .. بل تؤثرون الحيوة الدنيا

366- محرومان از رضايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 9

9 ـ منافقان و توانمندان متخلف از جهاد ، فاسق و محروم از رضايت خدايند .

يحلفون . .. لا يرضى عن القوم الفسقين

367- محرومان از سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 12

12 ـ ستمگران، از سعادت و رستگارى محروم هستند.

إنه لايفلح الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 3

3 ـ اقوام پيامبران گذشته ، با تكذيب آيات و نشانه هاى الهى ، سرمايه سعادت خويش را از كف دادند .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

368- محرومان از سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 5

5 - محروميت شرك پيشگان و منكران يگانگى خدا از سعادت اخروى

إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

369- محرومان از شخصيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 19 - 4

4 - متجاوزان به حقوق ديگران ، گرچه از نعمت و كرم خداوند برخوردار شوند ، از عزّت و شرافت مندى در نزد او محروم خواهند بود .

نعّمه فيقول ربّى أكرمن . .. كلاّ ... و تأكلون التراث أكلاً لمّا

370- محرومان از شفاعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 18

18 ـ كسانى كه با اعمال نارواى خود، خويشتن را تباه و محروم از خير نموده اند، هيچ دوست و ياور و شفيعى در بين مخلوقات نخواهند داشت.

أن تبسل نفس بما كسبت ليس لها من دون الله ولى و لا شفيع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 11

11 - ستم گران ( در قيامت ) از اذن خداوند براى شفاعت شدن و شفاعت كردن ، محروم خواهند بود .

يومئذ لاتنفع الشفـعة . .. و قد خاب من حمل ظلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 8

8- مشركان ، از شفاعت شافعان محروم اند .

لايشفعون إلاّلمن ارتضى

تأكيد خداوند به اين كه شفاعت ملائكه تنها به رضايت ما است،حكايت از آن دارد كه مشركان از كسانى خواهند بود كه خداوند به شفاعت در باره آنان رضايت نخواهد داد گفتنى است كه اين آيات در باره رد اعتقاد مشركان و محكوميت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 9،11،13،14

9 - محروميت ستمكاران در قيامت ، از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

«حميم» در لغت به معناى دوست (العين) و به «القريب المشفق» (نزديك دلسوز) معنا شده است (مفردات راغب).

11 - محروميت ستمگران به هنگام دشوارى مرگ از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

13 - كفر و شرك ، ظلم است و كافران و مشركان ، از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان محروم اند .

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيات، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره كافران و مشركان سخن مى گويد و مقصود از «ظالمين» آنان مى باشند.

14 - « عن موسى بن جعفر ( ع ) . . . ما من مؤمن يرتكب ذنباً إلاّ ساء ذلك و ندم عليه . . . فإن لم يندم على ذنب يرتكبه فليس بمؤمن و لم تجب له الشفاعة و كان ظالماً و اللّه تعالى يقول : « ما للظالمين من حميم و لا شفيع يطاع » ;

از امام كاظم(ع) روايت شده است: . ..هيچ مؤمنى نيست كه پس از ارتكاب گناه ناراحت و پشيمان نشود... و اگر بر گناه خود پشيمان نشود، مؤمن نيست و شفاعت براى او نخواهد بود و او ظالم است. خداوند تعالى مى فرمايد: ماللظالمين من حميم و لاشفيع يطاع ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 4

4 - نبودن كمترين ياور و شفيع ، براى كافران در قيامت

و لا هم ينصرون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «يوم لايغنى. ..» نظر به قيامت داشته باشد. در اين صورت تعبير «و لا هم ينصرون» حكايت از نفى شفيع مى كند.

371- محرومان از شفاعت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 7

7 ـ جهان آخرت ، سراى تنهايى و محروميت از هر گونه شفاعت براى زشت كرداران

و الذين كسبوا السيئات . .. ما لهم من اللّه من عاصم

372- محرومان از شفاعت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 48 - 2

2 - جرم پيشگان ، محروم از شفاعت در قيامت

عن المجرمين . .. فما تنفعهم شفاعة الشـفعين

373- محرومان از صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 5

5 - كافران ، از حالت شكيبايى ، مهرورزى و عطوفت ، محروم بوده و از توصيه يكديگر به آن خصلت ها خاموش اند .

الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة

اين آيه تعريض به كافرانى دارد كه در آيات آغاز و پايان سوره، از آنان سخن به ميان آمده است.

374- محرومان از عزت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 6

6 ـ مشركان ، مردمى ذليل ، حقير و بى بهره از عزتند .

و لا يحزنك قولهم إن العزة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 19 - 4

4 - متجاوزان به حقوق ديگران ، گرچه از نعمت و كرم خداوند برخوردار شوند ، از عزّت و شرافت مندى در نزد او محروم خواهند بود .

نعّمه فيقول ربّى أكرمن . .. كلاّ ... و تأكلون التراث أكلاً لمّا

375- محرومان از عفو خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 6

6 - كافران معاند و لجوج ، محروم از عفو و رحمت الهى

و يعف عن كثير . و يعلم الذين يجـدلون فى ءايـتنا ما لهم من محيص

اين كه پس از مسأله عفو گناهان، اين نكته مطرح شده كه كافران معاند راه فرارى از عذاب ندارند; مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه آنان مورد عفو و مغفرت الهى قرار نمى گيرند.

376- محرومان از علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 4

4 ـ محروميت تكذيب كنندگان آيات الهى از راههاى تحصيل معرفت و شناخت

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 63 - 10

10 - اختلافات و ناهمگونى ها ، شاخص جوامع محروم از حكمت و آگاهى

قال قد جئتكم بالحكمة و لأُبيّن لكم بعض الذى تختلفون فيه

حضرت عيسى(ع) مى فرمايد: من با حكمت آمدم و به دنبال آن در جهت رفع اختلافات شما قدم برمى دارم. اين گفتار نشان مى دهد كه جامعه اختلاف زده يهوديان آن روز فاقد حكمت بوده اند.

377- محرومان از عنايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 35 - 4

4- ابليس ، مغضوب خداوند و محروم از توفيق و فيض او

و إن عليك اللعنة إلى يوم الدين

«لعن» در لغت به معناى طرد شخص از روى غضب است و لعن خداوند; يعنى، عقوبت اخروى و قطع توفيق و فيض دنيوى است (مفردات راغب).

378- محرومان از عنايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 127 - 3

3 - اسراف كنندگان و روى گردانان از ايمان به آيات الهى ، از عنايت و توجه خداوند در قيامت محروم خواهند بود .

و كذلك اليوم تنسى . و كذلك نجزى من أسرف و لم يؤمن بـَايـت ربّه

379- محرومان از غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 11

11 - اخبار خداوند ، از محروميت حتمى غايبان در حديبيه از شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» ممكن است در مقام انشا نباشد; بلكه اخبار باشد.

380- محرومان از فضل خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 32

32 ـ بيماردلان سست ايمان و پذيراى ولايت و دوستى كافران ، محروم از فضل خاص خداوند

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم . .. ذلك فضل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 107 - 10

10 ـ خداوند ، مشركان را از فضل خود بهره مند نخواهد كرد .

فلا راد لفضله يصيب به من يشاء من عباده

با توجه به اينكه مشركان، از يكتا پرستى و عبادت خداوند سرباز مى زدند، ذكر «من عباده» مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 14 - 5،6

5 - دست اندركاران اصلى توطئه « افك » عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و خاندان آن حضرت ، از فضل و رحمت خداوند محروم شدند .

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم

خداوند در آيه 11، به شايعه سازان اصلى وعده عذاب بزرگ (و الذى تولّى كبره منهم له عذاب عظيم) مى دهد. واژه «افاضه» نيز به معناى سخن گفتن بسيار در باره موضوعى و انتشار آن است و اين، كار توده مردم بود نه منافقان كه سازنده اصلى تهمت و شايعه بودند. بنابراين فضل و رحمت خدا، شامل كسانى است كه كارگزار اصلى تهمت نبودند; بلكه بر اثر جهل و غفلت سخنى در اين زمينه به ميان آوردند در آيه بعد نيز خداوند، جهل و ناآگاهى آنان را يادآور شده، مى فرمايد: «و تقولون بأفواهكم ما ليس لكم به علم».

6 - ترويج كنندگان شايعات و تهمت پردازى هاى ناروا ـ جدا از فضل و رحمت خداوند ـ مستحق عذاب الهى اند .

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 18

18 - جامعه هاى آلوده به فحشا و منكرات ، از فضل و رحمت خدا محروم اند .

لاتتّبعوا خطوت الشيطـن . .. و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من أحد أب

381- محرومان از فهم آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 5،7،10

5 ـ خداوند دارندگان روحيه ناباورى به آيات الهى را از درك آيات و معارف خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون . .. و إن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها

جمله «إن يروا . .. » عطف بر «يتكبرون ... » و صله ديگرى براى «الذين» است. يعنى: «سأصرف عن ءايتى الذين إن يروا ... ». بنابراين «إن يروا» اشاره به گروهى ديگر دارد كه خداوند آنان را از درك آيات و معارف بازمى دارد.

7 ـ خداوند بى اعتنايان به راه رشد و هدايت را از درك معارف دين و آيات خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين . .. و إن يروا سبيل الرشد لا يتخذوه سبيلا

جمله «و إن يروا سبيل الرشد» عطف بر «يتكبرون» و در حقيقت صله ديگرى براى «الذين» است ; يعنى: «سأصرف عن ءايتى الذين إن يروا سبيل الرشد . .. .» بنابراين جمله «و إن يروا سبيل الرشد» اشاره به گروه سومى دارد كه خداوند آنان را از درك معارف دين بازمى دارد.

10 ـ خداوند انسانهايى را كه با برخورد به راه ضلالت آن را روش زندگانى خويش قرار مى دهند ، از درك معارف و آيات خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين . .. و إن يروا سبيل الغى يتخذوه سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 8،11،12

8 ـ بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم برخوردارى از چشمهايى بينا و گوشهايى شنوا ، خويشتن را از ديدن و شنيدن آيات الهى محروم مى سازند .

و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها

11 ـ جهنم فرجام انسان ها و جنيانى است كه خود را از درك معارف و حقايق دين محروم ساخته اند .

و لقد ذرأنا لجهنم . .. لهم قلوب لايفقهون بها

12 ـ تكذيب كنندگان آيات الهى ، در محروم بودن از درك معارف الهى مانند چارپايانند .

أولئك كالأنعم

همسانى گمراهان تكذيب كننده آيات با چهارپايان و به اصطلاح «وجه شبه»، به دليل جمله «لايفقهون بها و . .. » (محروميت از درك معارف الهى) است.

382- محرومان از فهم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 20 - 5

5 - منافقان ، سزاوار محروم شدن از توانايى شناخت معارف الهى هستند .

و لو شاء اللّه لذهب بسمعهم و أبصرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 6

6 - كفرپيشگان بر اثر ترك پرسش و جستجو از حقايق و معارف دين ، از درك آنها ناتوان و محرومند .

بكم . .. فهم لايعقلون

تفريع جمله «فهم لايعقلون» بر لال بودن كفرپيشگان مى تواند اشاره به اين باشد كه: از ابزار شناخت حقيقت، جستجوى آن با پرسش و تحقيق است و كفرپيشگان از اين ابزار محرومند; يعنى، در پى يافتن حقيقت نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 7،10

7 ـ خداوند بى اعتنايان به راه رشد و هدايت را از درك معارف دين و آيات خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين . .. و إن يروا سبيل الرشد لا يتخذوه سبيلا

جمله «و إن يروا سبيل الرشد» عطف بر «يتكبرون» و در حقيقت صله ديگرى براى «الذين» است ; يعنى: «سأصرف عن ءايتى الذين إن يروا سبيل الرشد . .. .» بنابراين جمله «و إن يروا سبيل الرشد» اشاره به گروه سومى دارد كه خداوند آنان را از درك معارف دين بازمى دارد.

10 ـ خداوند انسانهايى را كه با برخورد به راه ضلالت آن را روش زندگانى خويش قرار مى دهند ، از درك معارف و آيات خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين . .. و إن يروا سبيل الغى يتخذوه سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 19

19ـ گروهى از انسان ها حتى اندكى از حقايق و معارف الهى را درنمى يابند و از آن بهره مند نمى شوند .

أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها . .. كذلك يضرب الله الحق و البـطل

نكره آوردن «أودية» (دره هايى) نه «دره ها» مى رساند كه باران بر همه دره ها و رودها نمى بارد و آب در آن جارى نمى شود و اين معنا در جانب ممثل گوياى آن است كه معارف الهى بر همه قلبها فرو نمى ريزد و تنها قلبهايى ـ نه همه قلبها ـ لياقت دريافت آن را دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 2

2 - كافران و مشركان لجوج و حق ناپذير ، محروم از فهم صحيح حقايق الهى

إنّا جعلنا فى أعنـقهم أغلـلاً. .. فهم مقمحون

از تشبيه كافران لجوج و حق ناپذير به انسان هايى كه چون اسيران، غل و زنجير بر گردن دارند و سرهايشان بالا مانده و از ديدن اطراف خويش محروم اند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

383- محرومان از فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 10

10 ـ محروميت منافقان از درك و فهم صحيح ، عامل اعراض آنان از قرآن

و إذا ما أنزلت سورة . .. ثم انصرفوا ... بأنهم قوم لا يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 5

5- كافران به آخرت ، از درك پيام هاى وحى محرومند .

و إذا قرأت القرءان جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا

احتمال دارد مراد از جعل حجاب بين پيامبر(صلی الله علیه و آله) و كافران، اين باشد كه آنان در نتيجه ايمان نياوردن به آخرت از درك و فهم آيات قرآن محروم شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 1

1- كسانى كه از موضع حق ناپذيرى ، به آخرت ايمان نمى آورند ، خداوند بر قلبهايشان پوششى قرار مى دهد كه قادر به فهم قرآن نباشند .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 200 - 3

3 - قلب مجرمان ، محروم از درك حقايق قرآن

كذلك سلكنـه فى قلوب المجرمين

384- محرومان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 4

4 - كج انديشانِ از حق بازداشته شده ، از هيچ مثل و بيان روشنِ قرآن ، بهره اى نمى برند .

كذلك كانوا يؤفكون . .. و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

385- محرومان از قرب خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 62 - 2

2 - محروميت مشركان ، از افتخار قرب به خداوند در قيامت

و يوم يناديهم

«ندا» در جايى است كه شخص را از دور بخوانند. بنابراين تعبير «يناديهم» به جاى «يدعوهم»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 65 - 2

2 - محروميت مشركان از افتخار نزديكى به خداوند در قيامت

و يوم يناديهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه «ندا» (مصدر «ينادى») در جايى به كار مى رود كه كسى را با صداى بلند بخوانند. اين در صورتى است كه شخص ندا شونده نسبت به ندا كننده، در فاصله دورى قرار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 74 - 2

2 - حقارت مشركان و محروم بودن آنان از افتخار قرب به خدا در قيامت

و يوم يناديهم

برداشت ياد شده با توجه به تعبير «ينادى» به دست مى آيد; زيرا «ندا» در جايى است كه شخص را از دور بخوانند. بنابراين انتخاب اين تعبير به جاى تعبير «يدعوا»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

386- محرومان از گفتگو با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 77 - 6

6 - دوزخيان ، محروم از گفتوگوى مستقيم با خداوند *

و نادوا يـملك ليقض علينا

از اين كه جهنميان براى رفع عذاب از خود، نگهبانان جهنم را واسطه قرار مى دهند، مطلب بالا قابل برداشت است.

387- محرومان از لذايذ اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 13 - 3

3 - مرفهان تكذيب گر و دين ستيز ، از هرگونه آسايش و راحتى يا لذت و كام جويى در قيامت ، محروم خواهند بود .

و ذرنى و المكذّبين أُولى النعمة . .. و طعامًا ذا غصّة و عذابًا أليمًا

تأكيد خداوند بر گلوگير و دردآور بودن كيفر صاحبان ثروت و رفاه، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

388- محرومان از لذت زندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 13 - 3

3 - اهل دوزخ ، هرگز لذت زندگى را نخواهند چشيد .

و لايحيى

مراد از نفى حيات ـ به قرينه «لايموت» ـ نفى حيات مطلوب است.

389- محرومان از لطف اخروى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 5

5- مشركان و دنياگرايان ، از منظر لطف و رحمت الهى ، در قيامت ، ساقط اند .

و عرضوا على ربّك صفًّا

در صورتى كه نايب فاعل «عرضوا» مشركان و دنياگرايان باشند ـ كه در آيات قبل، ياد آنان به ميان آمد ـ مجهول آمدن فعل و نيز به كار رفتن «ربّك» ـ كه خطاب پيامبر(صلی الله علیه و آله) است ـ به جاى «ربّهم» دال بر تحقير ايشان است.

390- محرومان از لطف خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 10

10 - جوامع اسرافگر ، مستحق محروميت از بركات و الطاف الهى

أن كنتم قومًا مسرفين

آيه شريفه، نشانگر آن است كه مسرفان، استحقاق محروميت از نزول وحى را دارند; ولى لطف بى كران الهى موجب شده است كه وحى ادامه يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 13

13 - خداوند در قيامت لطف خويش را از كتمان كنندگان احكام و معارف دين دريغ كرده و با آنان سخن نخواهد گفت .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه . .. لايكلمهم اللّه يوم القيمة

جمله «ولايكلمهم اللّه» كنايه از خشم خدا و دريغ كردن لطف و رحمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 13

13 ـ منافقان ، محروم از عنايت و توجه خدا به خاطر نسيان و غفلت آنان از او

المنفقون و المنفقت . .. نسوا اللّه فنسيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 6

6- كافران دوزخى ، از هر گونه لطف و رحمت خداوند محروم اند .

و لا هم ينظرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «ينظرون» فعل مضارع مجهول از ثلاثى مجرد و از ماده «نظرة» باشد كه به معناى رحمت است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 42 - 5

5 - طرد شدن از لطف و رحمت حق ، فرجام شوم فرعونيان و پيشوايان كفر در روز رستاخيز

و جعلنـهم أئمة يدعون إلى النار . .. و يوم القيـمة هم من المقبوحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 16

16 - انسان هاى مغرور و سرمست ، محروم از لطف و محبت خداوند

إنّ اللّه لايحبّ الفرحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 27

27 - فسادگران ، از لطف و محبت خداوند محروم اند .

و لاتبغ الفساد فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 2،3

2 - كافران ، محروم از كمترين لطف و عنايت خداوند در قيامت

و قيل اليوم ننسيكم

3 - محروميت كافران در قيامت از لطف و توجه حق ، نتيجه بى توجهى آنان به معاد است .

و قيل اليوم ننسيكم كما نسيتم لقاء يومكم هـذا

برداشت بالا، بر اين مبنا است كه «كما» در «كما نسيتم» براى تعليل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 8

8 - كافران و روى گردانان از عبادت خداوند ، دور ماندگان از هدف آفرينش و عنايت حق *

و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون

از اين كه هدف الهى از آفرينش انسان، پرستشگرى حق دانسته شده، استفاده مى شود كه كافران از هدف عالى خلقت ـ كه مورد نظر حق بوده ـ دور مانده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 3 - 3

3 - مدعيان بى عمل ، مبغوض خداوند و بى بهره از لطف و مهر او

كبر مقتًا عند اللّه أن تقولوا ما لاتفعلون

«بغض» نقطه مقابل «حبّ» است. به همين جهت در آيه بعد، نسبت به مؤمنانى كه به گفته هاى خود پايبند مى باشند، فعل «يحبّ» به كار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 11 - 3

3 - كافران دوزخى ، مورد نفرين خدا و محروم از رحمت و لطف او هستند .

فسحقًا لأصحـب السعير

«سحق» به معناى «بُعد» است و در اين آيه، به جاى لعن و نفرين به كار رفته است و مراد از آن، دورى از رحمت و لطف الهى مى باشد.

391- محرومان از لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 5

5 - تكذيب كنندگان قيامت و منكران قرآن ، از ملاقات خداوند و ديدار رحمت او در قيامت محروم اند .

إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

محجوب بودن از خداوند، نمى تواند به معناى نديدن با چشم باشد; زيرا اين امر به كافران اختصاص ندارد. بنابراين مراد، رانده شدن از درگاه الهى و محروميت از ديدار جلوه هاى خداوند (از قبيل رحمت و ثواب الهى و يا نظاير آن) است.

392- محرومان از محبت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 6

6 ـ گردنكشان و متجاوزان ، از محبت خدا محرومند .

إنه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 45 - 6

6 - كافران ، از مهر و محبت خداوند ، محروم اند .

إنّه لايحبّ الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 7

7 - خودْبزرگ بينانِ فخرفروش ، از محبت و لطف الهى محروم اند .

إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

«مختال» به معناى تكبر است (قاموس المحيط).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 10،11

10 - ظالمان و متجاوزان ، محروم از محبت الهى

إنّه لايحبّ الظـلمين

11 - مجريان احكام الهى ، در صورت زياده روى از حد عدالت و مقابله به مثل ، خود ستمگر و محروم از محبت خدا خواهند بود .

جزؤا سيّئة سيّئة مثلها . .. إنّه لايحبّ الظـلمين

ممكن است «إنّه لايحبّ الظالمين» ناظر به قانون مقابله به مثل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 7،8

7 - تجاوزگران ، از محبت خداوند محرومند .

إن اللّه لايحب المعتدين

8 - مجاهدان ، در صورتى كه از حدود الهى در جنگ تجاوز كنند و يا حقوق دشمنان را رعايت ننمايند ، از محبت خداوند محروم خواهند شد .

إن اللّه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 16

16 ـ خداوند اسرافكاران را از محبت خويش محروم ساخته است.

إنه لايحب المسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 23 - 5،6،7

5- مستكبران ، از محبت خداوند محرومند .

إنه لايحبّ المستكبرين

6- منكران عالم آخرت ، محروم از محبت خداوند

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. إنه لايحبّ المستكبرين

7- منكران حق ، از محبت خداوند محرومند .

فالذين لايؤمنون بالأخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرون . .. إنه لايحبّ المستكبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 38 - 6

6 - خيانت كاران ناسپاس ، محروم از حمايت و محبت خداونداند .

إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 16

16 - انسان هاى مغرور و سرمست ، محروم از لطف و محبت خداوند

إنّ اللّه لايحبّ الفرحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 27

27 - فسادگران ، از لطف و محبت خداوند محروم اند .

و لاتبغ الفساد فى الأرض

393- محرومان از مهربانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 5

5 - كافران ، از حالت شكيبايى ، مهرورزى و عطوفت ، محروم بوده و از توصيه يكديگر به آن خصلت ها خاموش اند .

الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة

اين آيه تعريض به كافرانى دارد كه در آيات آغاز و پايان سوره، از آنان سخن به ميان آمده است.

394- محرومان از نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 9

9 - مشركان ، از دستگيرى و نصرت خدا محروم اند .

و ما للظـلمين من نصير

395- محرومان از نصرت هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 66 - 1

1 - واپس گرايى رفاهمندان كافر و تأثير ناپذيرى در برابر آيات الهى ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايـتى ... على أعقـبكم تنكصون

آيه فوق، خطاب به مرفهان گرفتار عذاب و تعليل براى ردّ استغاثه آنها است. فعل هاى «تتلى» و «تنكصون» به دليل همراه شدن با «كانت» و «كنتم»، ماضى استمرارى است. «نكوص» (مصدر «تنكصون») به معناى بازگشت به قهقرا است. بنابراين قيد «على أعقابكم» ـ كه آن نيز به معناى قهقهرا است ـ براى تأكيد معناى «تنكصون» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 5

5 - ناسزا گويان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از امداد هاى الهى در برابر عذاب قيامت

لاتجئروا اليوم . .. سـمرًا تهجرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 41 - 7،8

7 - پيشوايان كفر ، محروم از هرگونه نصرت و امداد الهى در روز رستاخيز

و يوم القيـمة لاينصرون

8 - بى بهره بودن فرعون و سپاهيانش ، از نصرت الهى در روز قيامت

و يوم القيـمة لاينصرون

396- محرومان از نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 3

3- ربوبيّت پروردگار ، مقتضى سلب نعمت از فخر فروشان و مشركان دل بسته به دنيا واعطاى نعمتى افزون تر به موحدان است ،

فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك و يرسل عليها حسبانًا من السماء

397- محرومان از نعمت هاى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 4

4 - نقض كنندگان پيمان هاى الهى ، از سراى آخرت و نعمت هاى آن نصيبى نخواهند داشت .

إذ أخذنا ميثقكم . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

«أولئك» اشاره به همه گروههايى است كه در آيه قبل، اعمال و رفتار ناپسندشان بيان شد; از جمله: نقض كنندگان پيمان الهى، قاتلان همكيشان و . ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 40،41،49

40 - كسانى كه علم سحر را براى سوء استفاده و ضرر رسانى فراگيرند ، از مواهب آخرت محروم خواهند شد .

و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق

ضمير مفعولى در «اشتراه» به «ما يضرهم و لاينفعهم» - كه مراد آن سحرهاى زيان آور است - بر مى گردد.

41 - يهود در عين آگاهى به اينكه فراگيرى سحر موجب محروم شدن آنان از همه مواهب اخروى خواهد شد ، به آموزش آن

پرداختند .

و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق

«خلاق» به معناى بهره وافر و نصيب نيكوست. نكره بودن كلمه «خلاق» به همراه «من» زايده، دلالت بر قلت دارد و ظاهر آن است كه ضمير در «علموا» به يهوديان بر مى گردد.

49 - يهوديان ساحر ، على رغم اطمينانشان به محروم بودن از سراى آخرت ، محروميت خويش را انكار مى كردند .

لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق

تأكيد جمله با لام قسم (لقد) و نيز لام تأكيد (لمن) گوياى اين است كه: يهوديان ساحر، حقيقتى را كه بدان علم داشتند، مورد انكار قرار مى دادند; زيرا تأكيد جمله غالباً در مواردى است كه مضمون آن مورد انكار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 13

13 - دنيامداران ، محروم از هرگونه بهره اخروى

و ما له فى الأخرة من نصيب

398- محرومان از نعمتهاى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 7

7 - مشركان و كافران ، محروم از بهشت و موهبت هاى آن

لـكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

لام اختصاص در «لهم» بيانگر اين حقيقت است: كافران و مشركان ـ كه در قطب مقابل مؤمنان قرار دارند ـ از نعمت هاى بهشتى محروم اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 5

5 - مشركان از بهشت و موهبت هاى آن ، بهره اى نخواهند داشت .

و لكم فيها ما تشتهى أنفسكم و لكم فيها ما تدّعون

از تقابل اين آيات با آيات پيشين ـ كه در مورد مشركان بود ـ و نيز از تقديم «لكم» و تكرار آن، مطلب بالا استفاده مى شود.

399- محرومان از نعمتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 10

10 - جوامع اسرافگر ، مستحق محروميت از بركات و الطاف الهى

أن كنتم قومًا مسرفين

آيه شريفه، نشانگر آن است كه مسرفان، استحقاق محروميت از نزول وحى را دارند; ولى لطف بى كران الهى موجب شده است

كه وحى ادامه يابد.

400- محرومان از نور خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 6،7

6 - محرومان از نورالهى ، بى بهره از هر گونه نور و هدايت اند .

و من لم يجعل اللّه له نورًا فما له من نور

7 - كافران ، به دليل بى بهره بودن از نور الهى ، محروم از هر گونه هدايت اند .

و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ ... إذا أخرج يده لم يكد يرها و من

401- محرومان از ولايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 1

1 - كسانى كه خداوند ، آنان را گمراه كند ، از هرگونه سرپرست و ياور محروم اند .

و من يضلل اللّه فما له من ولىّ من بعده

402- محرومان از ولايت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 10

10 - ستم پيشگان ، محروم از هرگونه ولىّ و ياورى در قيامت

و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لانصير

403- محرومان از هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 1

1 - دين فروشان و كتمان كنندگان احكام و معارف كتاب هاى آسمانى ، ضلالت پيشه و به دور از هدايتند .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 11

11 ـ مشركان عصر جاهلى در گذشته نيز از آبشخور هدايت بهره مند نبودند.

قد ضلوا و ما كانوا مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 13

13 ـ كسانى كه با افترا به خداوند احكام دروغين جعل مى كنند، ستمگر و محروم از هدايت خداوندند.

إن الله لا يهدى القوم الظلمين

«ال» در «القوم» عهد است و با توجه به آيات قبل مراد از «قوم» همان كسانى هستند كه با افترا به خداوند موجبات گمراهى مردم را فراهم مى سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 9

9 ـ ستم پيشگان ، از هدايت الهى محرومند .

و اللّه لايهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 37 - 10

10 ـ كافران ، محروم از هدايت الهى

و اللّه لايهدى القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 80 - 11

11 ـ فاسقان ، محروم از هدايت الهى

و اللّه لايهدى القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 12

12 ـ طغيان گران بى ايمان به جهان آخرت ، مردمانى سرگردان و محروم از هدايت الهى اند .

فنذر الذين لايرجون لقاءنا فى طغينهم يعمهون

«عَمَه» (به معناى تحير و سرگردانى) كنايه از محروم شدن از هدايتهاى الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 14

14ـ مشركان از پيمودن راه صحيح و منطقى ( توحيد ) بازماندند .

و صدّوا عن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 104 - 1

1- كسانى كه بر كفر اصرار ورزيده و از سر لجاجت حق را نمى پذيرند ، محروم از هدايت الهى اند .

إن الذين لايؤمنون بأيـت الله لايهديهم الله

فعل مضارع «لايؤمنون» دلالت بر استمرار دارد و با توجه به اينكه قرآن به زبان روشن و فصيح نازل گرديده است، ولى در عين حال كافران به آن ايمان نياورده اند، مى تواند لجاجت و روح حق ناپذيرى آنان را برساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 17

17- برخى از مردم ، على رغم كاربرد تمامى روش هاى مناسب تبليغى ، هدايت نمى شوند ، هر چند هادى و مبلغ پيامبر باشد .

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة . .. إن ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 21

21 - موسى و هارون ( ع ) ، محروميت فرعون از هدايت را به وى گوشزد نموده و او را به پيروى از هدايت دعوت كردند .

والسلـم على من اتبع الهدى

جمله «السلام على. ..» خبريه است و به كار بردن عنوان «من اتبع...»، اشاره به نبود اين وصف در فرعون و براى ترغيب او به تحصيل آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 6،9

6 - محرومان از نورالهى ، بى بهره از هر گونه نور و هدايت اند .

و من لم يجعل اللّه له نورًا فما له من نور

9 - فرو رفتن كفرپيشگان در ظلالت و سردرگمى گريز ناپذير ، برخاسته از محروميت آنان از نور هدايت الهى است .

و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ ... من فوقه سحاب ظلمـت بعضها فوق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 9

9 - هواپرستان و ظالمان ، محروم از هدايت خداوند

و من أضلّ ممّن اتّبع هويه . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 7

7 - مشركان ، مردمانى هواپرست ، گمراه و محروم از هدايت خداوند

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 1

1 - معاندانِ حق گريز ، از هدايت و ارشاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) تأثيرناپذيرند .

فإنّك لاتسمع الموتى . .. إذا ولّوا مدبرين

«إذا ولّوا» (آنان، آنگاه كه روى برمى گردانند) قرينه است بر اين كه مراد از «الموتى» كسانى اند كه از حق گريزان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 5

5 - تعلّق نگرفتن هدايت خدا به گروهى از انسان ها ، ناشى از روحيه حق ناپذير آنها است .

و لو شئنا لأتينا كلّ نفس هديها . .. إنّما يؤمن بأيـتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّو

احتمال دارد كه اين آيه درصدد تبيين آيه «و لو شئنا. ..» باشد; يعنى، فلسفه عدم شمول هدايت خداوند به همه انسان ها در اين جا بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 19

19 - مشركان ، از هدايت الهى محروم اند .

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. إنّ اللّه لايهدى من هو كـذب كفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 18،19

18 - گمراه شده الهى ، براى هميشه از هدايت محروم است .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

19 - سنگدلان غافل از خدا ، محروم از هدايت اند .

فويل للقـسية قلوبهم من ذكر اللّه . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد

مقصود از «من يضلل اللّه. ..» همان سنگدلان از خدا غافل هستند كه در آيه قبل، از آن سخن به ميان آمد (فويل للقاسية قلوبهم من ذكر اللّه...).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 12

12 - گمراه شده الهى ، براى هميشه از هدايت محروم است .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 28 - 24

24 - فرعونيان ، مردمى اسرافگر و دروغ گو و محروم از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى من هو مسرف كذّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 33 - 5

5 - گمراه شده الهى ، براى هميشه محروم از هدايت خواهد بود .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 7

7 - سست باوران در حقانيت وحى و معارف دينى ، محروم از هدايت و رحمت قرآن

و هدًى و رحمة لقوم يوقنون

در صورتى كه «قوم يوقنون» نظر به كسانى داشته باشد كه داراى يقين بالفعل هستند; از مفهوم آيه شريفه مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 7،13

7 - گمراهى هواپرستان و محروميت آنان از هدايت الهى ، به رغم برخوردارى آنان از علم و آگاهى

و أضلّه اللّه على علم

مراد از «على علم» ممكن است علم هواپرستان باشد.

13 - انسانِ رويگردان از هدايت الهى و پيام وحى ، غيرقابل هدايت بهوسيله ديگر عوامل

فمن يهديه من بعد اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 13

13- ستمكاران ، محروم از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 17

17 - فاسقان ، از هدايت الهى محروم اند .

و اللّه لايهدى القوم الفـسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 7 - 9

9 - ظالمان ، از هدايت الهى محروم اند .

و اللّه لايهدى القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 5 - 8،9

8 - ظالمان ، از هدايت الهى محروم اند .

و اللّه لايهدى القوم الظـلمين

9 - قوم يهود ، گروهى ظالم و محروم از هدايت خداوند

الذين كذّبوا بـايـت اللّه و اللّه لايهدى القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 6 - 5،8

5 - منافقان ، محروم از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين

8 - فاسقان و منحرفان از حق ، محروم از هدايت و غفران الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين

404- محرومان از هدايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 2

2 ـ شتاب زدگى بيماردلان سست ايمان و محروم از هدايت الهى ، در پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا

فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

در برداشت فوق «يسرعون فيهم» ـ به قرينه آيه قبل ـ به معناى «يسارعون فى توليهم» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 9،14

9 ـ فاسقان ، محروم از هدايت خاص الهى

و اللّه لايهدى القوم الفسقين

14 ـ انسان هاى گمراه و محروم از هدايت هاى ويژه الهى ، خود موجب از ميان بردن شايستگى خويش براى دستيابى به هدايت الهى .

و اللّه لايهدى القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 109 - 12

12 ـ ظالمان ، محروم از هدايت الهى

و اللّه لا يهدى القوم الظلمين

405- محرومان از هدايت هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 37 - 9

9- محرومان از هدايت خداوند ، مردمانى بى ياورند .

فإن الله لايهدى من يضلّ و ما لهم من نـصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 7

7- كافران دنياپرست ، محروم از هدايت الهى اند .

استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة و أن الله لايهدى القوم الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 3

3- محرومان از هدايت الهى در دنيا ، زيانكاران و سرمايه باختگان واقعى در آخرتند .

و أن الله لايهدى القوم الكـفرين . .. لاجرم أنهم فى الأخرة هم الخـسرون

406- محرومان از هدايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 28 - 23

23 - اسرافگران و دروغ گويان ، از هدايت الهى محروم اند .

إنّ اللّه لايهدى من هو مسرف كذّاب

407- محرومان از هدايتهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 11

11 - حق ناپذيرى كافران ، تنها مايه محروميت آنان از رهنمود هاى بيدار كننده قرآن

بل أتينـهم بذكرهم . .. معرضون

408- محرومان رحمت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 45 - 6،7

6 ـ منكران قيامت از زمره ستمكارانند و در قيامت از رحمت خدا محروم خواهند بود .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... و هم بالأخرة كفرون

7 ـ اعراض كنندگان از راه خدا ، بازدارندگان مردم از پيوستن به آيين الهى و آنان كه راه خدا را منحرف جلوه مى دهند ، از رحمت الهى در قيامت بدور خواهند بود .

أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين يصدون عن سبيل اللّه و يبغونها عوجاً

409- محرومان قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 60 - 6

6ـ از قوم عاد ، تنها معاصران هود از رحمت الهى محروم شده و به عذاب گرفتار شدند . *

ألا بُعدًا لعاد قوم هود

«قوم هود» عطف بيان براى «عاد» است. با توجه به اينكه قوم عاد پيش از حضرت هود بوده اند و پس از او نيز وجود داشتند ، مى توان گفت: هدف از تبيين و توضيح «عاد» به «قوم هود» بيان معنايى است كه در برداشت فوق آمده است.

410- مراد از محرومان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 8،9

8 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) و قوله عزّوجلّ « للسائل و المحروم » قال المحروم المحارف الذى حرّم كدّ يده فى الشراء و البيع ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ كه فرمود: «للسّائل و المحروم» روايت شده كه محروم، شخص بداقبالى است كه از تلاش خود در خريد و فروش بى بهره است [و گويا راه روزى به روى او بسته شده]».

9 - « عن أبى جعفر و أبى عبداللّه ( ع ) إنّهما قالا : المحروم الرجل الذى ليس بعقله بأس و لم يبسط له فى الرزق و هو محارف ;

از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) روايت شده كه فرمودند: محروم كسى است كه عقل او باكى ندارد; ولى روزى وى توسعه نيافته است و [تنگ روزى] و بداقبال مى باشد.

محروم

411- آثار محروم ساختن مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 29 - 4،5

4 - اعتراف باغداران يمنى ، به ستمكار بودن خويش بر اثر بخل ورزى و محروم ساختن بينوايان

إنّا كنّا ظـلمين

5 - نپرداختن سهم بينوايان از امولال خود ، ظلم به خويشتن است .

إنّا كنّا ظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 31 - 3

3 - بخلورزى و محروم ساختن بينوايان از اموال خويش ، طغيان و تجاوز از حدود الهى است .

أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. إنّا كنّا طـغين

412- انسان هاى محروم از ادراك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 6

6 ـ بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم داشتن قلب و ابزار درك ، خويشتن را از فهم حقايق و معارف الهى محروم مى سازند .

لهم قلوب لايفقهون بها

جمله «لهم قلوب» (آنها قلب دارند) مى رساند كه انسانها و جنيان گمراه ابزار درك دارند و جمله «لايفقهون بها» توضيح مى دهد كه آنان از ابزار شناختى كه در اختيار دارند بهره نمى گيرند.

413- جنيان محروم از ادراك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 6،8،11

6 ـ بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم داشتن قلب و ابزار درك ، خويشتن را از فهم حقايق و معارف الهى محروم مى سازند .

لهم قلوب لايفقهون بها

جمله «لهم قلوب» (آنها قلب دارند) مى رساند كه انسانها و جنيان گمراه ابزار درك دارند و جمله «لايفقهون بها» توضيح مى دهد كه آنان از ابزار شناختى كه در اختيار دارند بهره نمى گيرند.

8 ـ بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم برخوردارى از چشمهايى بينا و گوشهايى شنوا ، خويشتن را از ديدن و شنيدن آيات الهى محروم مى سازند .

و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها

11 ـ جهنم فرجام انسان ها و جنيانى است كه خود را از درك معارف و حقايق دين محروم ساخته اند .

و لقد ذرأنا لجهنم . .. لهم قلوب لايفقهون بها

414- مراد از محروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 6

6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « للسائل و المحروم » قال : المحروم المُحارَف الذى قد حُرِمَ كَدُّ يده فى الشراء و البيع ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «للسائل و المحروم» روايت شده است كه فرمود: «محروم» شخص بى بخت و روزى است كه از تلاش خود در خريد و فروش بى بهره است [گويا راه روزى به روى او بسته شده است]».

12- محسنان

1- محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 10،12

10 ـ مسيحيان فروتن و مؤمن به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در زمره محسنان اند .

و انهم لايستكبرون . .. و ذلك جزاء المحسنين

12 ـ نجاشى و ياران او در زمره محسنان و مؤمنان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن بودند .

قالوا إنّا نصرى ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً . .. ذلك جزاء المحسنين

اين بخش از آيات (85 ـ 82) بنابرآنچه بسيارى از مفسران گفته اند، درباره نجاشى پادشاه حبشه و ياران او نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 8

8 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 10

10 ـ نيايش كنندگان به درگاه خدا با حالت بيم و اميد ، از زمره محسانند .

و ادعوه خوفاً و طمعاً إن رحمت اللّه قريب من المحسنين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «إن الـــلّه . .. » بيانگر علت «فادعوه ... » باشد يعنى توصيه ما به دعا و نيايش بدان جهت است كه شما را مشمول رحمت خويش قرار دهيم بر اين مبنا آيه دلالت مى كند كه دعا و نيايش مصداق احسان و نيايش كنندگان از زمره محسنانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 11،12

11 ـ خيرخواهان براى خدا و رسول ، از محسنانند .

إذا نصحوا للّه و رسوله ما على المحسنين من سبيل

12 ـ اشخاص معذور و معاف شده از جهاد ، در صورت داشتن حسن نيت و خيرخواه بودن ، از محسنان به حساب مى آيند .

ليس على الضعفاء . .. إذا نصحوا للّه و رسوله ما على المحسنين من سبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 6

6ـ آنان كه بر اطاعت فرمان هاى خدا صبورى كنند ، از محسنانند .

واصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 22 - 8

8ـ يوسف ( ع ) از نمونه هاى بارز نيكوكاران

و كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 36 - 11

11ـ يوسف ( ع ) از زمره نيكوكاران بود .

إنا نريـك من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 16

16ـ يوسف ( ع ) از زمره محسنان بود .

و لانضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 7

7ـ يوسف ( ع ) و بنيامين از تقواپيشگان صبور و از زمره محسنان بودند .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 69 - 6

6 - تلاش كنندگان در راه خدا ، از زمره محسنان اند .

و الذين جـهدوا فينا. .. و إنّ اللّه لمع المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 105 - 7

7 - ابراهيم ( ع ) و فرزندش اسماعيل ، از محسنان اند .

قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 121 - 4

4 - رسالت مداران و مبلغان دينى ، از زمره محسنان و برخورداران از پاداش هاى الهى

و لقد مننّا على موسى و هـرون . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين

از اين كه خداوند موسى و هارون(عليهماالسلام) را از محسنان بر شمرده و براى آنان پاداش مقرر فرموده است، مى توان استفاده كرد كه هر كس چونان موسى و هارون(عليهماالسلام) در پى رسالت الهى باشد و تبليغ دين بپردازد، از محسنان شمرده شده و از پاداش هاى الهى بهره مند خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 8،9

8 - تقواپيشگان ، مصداق بارز محسنان هستند .

أُولـئك هم المتّقون . لهم ما يشاءون ... ذلك جزاء المحسنين

برداشت ياد شده از به كار رفتن تعبير «محسنين» درباره «متقين» به دست مى آيد.

9 - پيامبران و پيروانشان ، از محسنان اند .

و الذى جاء بالصدق و صدّق به . .. ذلك جزاء المحسنين

2- آثار اراده محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 6

6 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى احسان كنندگان در قيامت ، به صرف اراده كردن آنان

لهم ما يشاءون عند ربّهم ذلك جزاء المحسنين

«احسان» هم شامل نيكى به خود مى باشد ـ كه در اين صورت مقصود نيك كردارى است ـ و هم شامل نيكى به ديگران مى شود (لسان العرب). اين واژه در آيه شريفه، ممكن است در هر دو معنابه كار رفته باشد.

3- آثار ذكر فرجام محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 18 - 7

7 - توجّه به فرجام ارجمند نيكوكاران ، بازدارنده انسان از كم فروشى و بى توجهى به حضور يافتن در نزد خداوند

ويل للمطفّفين . .. يوم يقوم الناس لربّ العـلمين ... كلاّ إنّ كتـب الأبرار لفى عل

4- آمرزش محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 20

20 ـ از امام صادق ( ع ) روايت شده : « شفاعتنا لأهل الكبائر من شيعتنا و اما التائبون فإن اللّه عزّ و جلّ يقول : « ما على المحسنين من سبيل » ;

شفاعت ما براى شيعيانى است كه گناهان كبيره مرتكب شده باشند اما توبه كنندگان، پس خداى عز و جل مى فرمايد: بر محسنين راهى [براى محكوميت ]نيست ».

5- آمرزش محسنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 16

16 ـ خداوند نيكوكاران بنى اسرائيل را در صورت اطاعت از فرمان هاى الهى ، علاوه بر بخشايش گناهان ، به پاداش افزونتر نويد داد .

سنزيد المحسنين

در برداشت فوق محسنان مقابل گناهكاران قرار داده نشده، بلكه به معناى لغوى آن (نيكوكاران) گرفته شده است. بر اين مبنا آيه شريفه ناظر به تقسيم بنى اسرائيل به دو گروه گنهكار و پاكدامن نيست، بلكه آنان را به دو گروه محسنان و غير محسنان تقسيم كرده است. جمله «نغفر لكم ... » مى رساند كه خدا گناه همگان ـ چه محسن و چه غير محسن ـ را خواهد بخشيد، ولى به نيكوكاران پاداشى افزونتر عنايت خواهد كرد.

6- ابراهيم(ع) از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 8،10

8 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

10 ـ كثرت پيامبران و هدايت يافتگان در ذريه ابراهيم(ع)، پاداش نيكوكار بودن آن حضرت است.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

7- ارزش پاداش اخروى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 11

11- پاداش اخروى محسنان ، بسى بهتر از پاداش دنيوى آنان است .

للذين أحسنوا فى هـذه الدنيا حسنة و لدار الأخرة خير

اگر چه در آيه سخنى از پاداش اخروى به ميان نيامده است، اما جمله «و لدار الأخرة خير» ـ كه برترى سراى اخروى را مى رساند ـ به قرينه «فى هـذه الدنيا حسنة» (براى محسنان در دنيا حسنه اى است) مى تواند مشعر به اين نكته باشد كه: پاداش حيات اخروى برتر است.

8- ارزش پاداش دنيوى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 11

11- پاداش اخروى محسنان ، بسى بهتر از پاداش دنيوى آنان است .

للذين أحسنوا فى هـذه الدنيا حسنة و لدار الأخرة خير

اگر چه در آيه سخنى از پاداش اخروى به ميان نيامده است، اما جمله «و لدار الأخرة خير» ـ كه برترى سراى اخروى را مى رساند ـ به قرينه «فى هـذه الدنيا حسنة» (براى محسنان در دنيا حسنه اى است) مى تواند مشعر به اين نكته باشد كه: پاداش حيات اخروى برتر است.

9- ارزشمندى جايگاه محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 18 - 6

6 - پاداش نيكوكاران ، حكم تقدير شده و تغييرناپذير خداوند و در مكان هايى ارجمند است . *

إنّ كتـب الأبرار لفى علّيّين

مراد از «كتاب»، ممكن است «مكتوب» (از ماده «كتابت» به معناى قضاء) باشد. در اين صورت «كتاب الأبرار»; يعنى، پاداشى كه خداوند براى «ابرار» مكتوب و محتوم ساخته است.

10- استغفار محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 18 - 1

1 - طلب آمرزش از خداوند در سحرگاهان ، شيوه محسنان تقواپيشه

كانوا قليلاً من اليل ما يهجعون . و بالأسحار هم يستغفرون

11- استفاده محسنان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 3 - 6

6 - بهره مندى محسنان از هدايت و رحمت قرآن ، افزون از ديگران است .

هدًى . .. للمحسنين

«محسنين» به قرينه آيه بعد ـ كه در آن برپايى نماز و پرداخت صدقه و ايمان به آخرت، به عنوان اوصاف محسنان ذكر شده است ـ كسانى اند كه ايمان دارند. بنابراين، هدايت قرآن نسبت به آنان، مى تواند ابتدايى نبوده و بلكه افزايشى باشد.

12- اسحاق(ع) از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 8

8 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

13- اطاعت محسنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 16

16 ـ خداوند نيكوكاران بنى اسرائيل را در صورت اطاعت از فرمان هاى الهى ، علاوه بر بخشايش گناهان ، به پاداش افزونتر نويد داد .

سنزيد المحسنين

در برداشت فوق محسنان مقابل گناهكاران قرار داده نشده، بلكه به معناى لغوى آن (نيكوكاران) گرفته شده است. بر اين مبنا آيه شريفه ناظر به تقسيم بنى اسرائيل به دو گروه گنهكار و پاكدامن نيست، بلكه آنان را به دو گروه محسنان و غير محسنان تقسيم كرده است. جمله «نغفر لكم ... » مى رساند كه خدا گناه همگان ـ چه محسن و چه غير محسن ـ را خواهد بخشيد، ولى به نيكوكاران پاداشى افزونتر عنايت خواهد كرد.

14- اعتدال محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 16

16 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « لو ان رجلا أنفق ما فى يديه فى سبيل اللّه ما كان أحسن و لاوفّق ، أليس يقول اللّه تعالى « و لاتلقوا بأيديكم إلى تهلكة و أحسنوا إن اللّه يحب المحسنين » ؟ يعنى المقتصدين ;

اگر شخصى تمام اموال خود را در راه خدا انفاق كند كار خوبى نكرده و موفق نبوده است. آيا خداوند نفرموده: «و لاتلقوا بأيديكم إلى تهلكة و أحسنوا إن اللّه يحب المحسنين; در راه خدا انفاق كنيد و خويشتن را با دست خويش به هلاكت نيندازيد و كار نيك انجام دهيد كه خدا محسنين را دوست دارد»؟ و مراد از «محسنين» كسانى هستند كه در زندگى، مقتصد و ميانه رو هستند».

15- اقتدار محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 12

12ـ اقتدار و عزت تقواپيشگان صبور و نيكوكار ، از نعمت هاى بزرگ الهى به آنان است .

قالوا يـأيها العزيز . .. قد منّ الله علينا

مصداق مورد نظر براى نعمت الهى به يوسف(ع) عزت و اقتدار در سرزمين مصر است.

16- الگوى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 80 - 2

2 - نوح پيامبر ، نمونه و الگوى نيكوكاران و احسان كنندگان

سلـم على نوح فى العـلمين . إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 110 - 2

2 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، نمونه و الگوى نيكوكاران و احسان كنندگان

سلـم على إبرهيم . كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 121 - 2

2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، نمونه و الگوى نيكوكاران و احسان كنندگان

سلـم على موسى و هـرون . إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 131 - 2

2 - الياس ( ع ) ، نمونه و الگوى نيكوكاران و احسان كنندگان

سلـم على إل ياسين . إنّا كذلك نجزى المحسنين

17- امتحان محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 106 - 6

6 - محسنان ، پيروزمندان در ميدان آزمايش هاى الهى اند .

إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّ هـذا لهو البلـؤا المبين

18- انفاق محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 1،2

1 - بخشى از اموال محسنان تقواپيشه ، اختصاص به سائلان و محرومان دارد .

و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

2 - اهل تقوا و احسان ، همراه با تهجد و عبادت ، داراى خدمات اجتماعى و انفاق مالى اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

19- انقياد محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 105 - 9

9 - تسليم بودن در برابر خدا و انجام فرمان او ، از ويژگى هاى محسنان است .

فلمّا أسلما . .. قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين

20- انگيزه محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 3،8

3 - ناديده گرفته شدن بزرگ ترين گناهان ، از انگيزه هاى احسان كردن محسنان است .

ذلك جزاء المحسنين . ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا

برداشت ياد شده براين فرض استوار است كه لام در «ليكفّر» متعلق به «محسنين» باشد. گو اين كه گفته مى شود: «الذين أحسنوا للتكفير; كسانى كه احسان كردند براى چشم پوشيده شدن از گناهانشان».

8 - برخوردار شدن از پاداش بهترين عمل ها ، انگيزه محسنان از احسانشان

ذلك جزاء المحسنين . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

21- ايثارگرى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 22

22 ـ جان فشانى و تحمل هر گونه سختى ( تشنگى ، گرسنگى و حرارت هاى جبهه جنگ ) در راه خدا ، از نشانه ها و اوصاف محسنان است .

لا يرغبوا بأنفسهم عن نفسه ذلك بأنهم لا يصيبهم ظمأ . .. فى سبيل اللّه ... إن اللّ

22- ايوب(ع) از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 8

8 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

23- بشارت به محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 17

17- انذار هاى الهى ، متوجه كمترين گناه و ظلم و بشارت هاى او مخصوص پايداران بر طريق ارزش ها *

لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

خداوند، براى انذارْ صرف ظلم را كافى شمرده است; زيرا با يك ظلم عنوان «الذين ظلموا» صدق مى كند. ولى در زمينه بشارت، واژه «محسنين» را به كار برده است و اين عنوان بر كسانى صدق مى كند كه متخلق به ارزش ها باشند. آيه بعد (ثمّ استقاموا) مؤيد اين معنا است).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 6

6- يكتاپرستان استوار بر طريق حق ، همان محسنان مورد بشارت قرآن اند .

و بشرى للمحسنين . إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقـموا

از ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

24- بنيامين از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 7

7ـ يوسف ( ع ) و بنيامين از تقواپيشگان صبور و از زمره محسنان بودند .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

25- بهترين عمل محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 6،10

6 - خداوند به محسنان ـ به پاس احسان آنان ـ مطابق با بهترين عملشان ، پاداش خواهد داد .

و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

10 - فراهم شدن تمامى خواسته هاى محسنان در قيامت ، پاداشى است بر مبناى بهترين عمل آنان .

لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «يجزيهم. ..» مى تواند توضيح و بيان براى جمله «لهم ما يشاءون...» باشد; يعنى، برآورده شدن خواسته هاى محسنان در قيامت، همان پاداش مطابق با بهترين عمل ها است كه خداوند براى آنان مقرر داشته است.

26- پاداش اخروى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 26 - 1،2،3

1 ـ پاداش هاى اخروى ، تنها از آن نيكوكاران است .

للذين أحسنوا الحسنى

تقديم خبر (للذين . .. ) بر مبتدا (الحسنى) مفيد حصر است.

2 ـ پاداش نيكوكاران در سراى آخرت از نوع بهترين پاداشهاست .

للذين أحسنوا الحسنى

3 ـ نيكوكاران در سراى آخرت ، افزون بر بهترين پاداش ها ، از نعمتهايى بى شمار و غير قابل توصيف برخوردار خواهند بود .

للذين أحسنوا الحسنى و زيادة

تنكيردر «زيادة» ـ كه براى تفخيم است ـ بيانگر برداشت فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 57 - 2

2ـ نيكوكاران علاوه بر بهره مند شدن از پاداش در حيات دنيا ، از پاداش هاى برتر اخروى نيز برخوردار خواهند شد .

لانضيع أجر المحسنين. و لأجر الأخرة خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 7،13

7 - پاداش احسان كنندگان در قيامت ، پاداشى بزرگ و با عظمت است .

ذلك جزاء المحسنين

برداشت ياد شده از كاربرد «ذلك» (براى اشاره به شىء بعيد)، استفاده شده است.

13 - بهشت و تأمين تمامى خواسته ها ، پاداش استحقاقى و حق محسنان است .

ذلك جزاء المحسنين

تعبير «جزاء» مى رساند كه محسنان در برابر احسان هاى خود، حقى بر خدا پيدامى كنند; هر چند اين حق را خود او مقرر فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 10

10 - فراهم شدن تمامى خواسته هاى محسنان در قيامت ، پاداشى است بر مبناى بهترين عمل آنان .

لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «يجزيهم. ..» مى تواند توضيح و بيان براى جمله «لهم ما يشاءون...» باشد; يعنى، برآورده شدن خواسته هاى محسنان در قيامت، همان پاداش مطابق با بهترين عمل ها است كه خداوند براى آنان مقرر داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 44 - 2

2 - بهره مندى از موهبت هاى بهشت ، جزا و پاداش الهى به نيكوكاران

فى ظلـل و عيون . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين

27- پاداش دنيوى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 22 - 13

13ـ برخوردارى نيكوكاران از پاداش هاى الهى در دنيا

ءاتينـه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 14

14ـ خداوند ، نيكوكاران را در دنيا از پاداش هاى خويش بهره مند مى سازد .

و لانضيع أجر المحسنين

به قرينه آيه بعد ، مراد از «أجر» پاداشهاى دنيوى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 57 - 2

2ـ نيكوكاران علاوه بر بهره مند شدن از پاداش در حيات دنيا ، از پاداش هاى برتر اخروى نيز برخوردار خواهند شد .

لانضيع أجر المحسنين. و لأجر الأخرة خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 8

8- احسان كنندگان ، در همين دنيا بهره خوبى خواهند داشت .

للذين أحسنوا فى هـذه الدنيا حسنة

برداشت فوق بر اين اساس است كه «فى هـذه» متعلق به «حسنة» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 6،7

6 - اعطاى پاداش نيك در دنيا ، وعده خداوند به احسان كنندگان

للذين أحسنوا فى هـذه الدنيا حسنة

برداشت بالا مبتنى بر اين ديدگاه است كه «فى هـذه الدنيا» ظرف براى «حسنة» باشد، نه براى «أحسنوا»; چنان كه در جاى ديگر قرآن، به اين حقيقت تصريح شده است: «للذين أحسنوا فى هـذه الدنيا حسنة و لدار الأخرة خير. ..»، (سوره نحل (16) آيه 30).

7 - پاداش احسان كنندگان در دنيا ، بسيار بزرگ و توصيف ناپذير است .

للذين أحسنوا فى هـذه الدنيا حسنة

برداشت بالا از تنوين «حسنة» ـ كه براى تعظيم و تفخيم است ـ استفاده مى شود.

28- پاداش كامل محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 14

14ـ خداوند ، پاداش نيكوكاران را به طور كامل عطا مى كند و چيزى از آن نمى كاهد .

فإن الله لايضيع أجر المحسنين

29- پاداش محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 16

16 - خداوند ، محسنان و پاكدامنان بنى اسرائيل را - در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود به بيت المقدس - به پاداشى افزونتر از ديگران نويد داد .

قولوا حطة نغفر لكم خطيكم و سنزيد المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 136 - 9

9 ـ آمرزش الهى و بهشت جاودان ، پاداش احسان و نيكوكارى

و اللّه يحب المحسنين . .. اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 13

13 ـ محبّت الهى به بندگان نيكوكار خويش ، پاداشى والا به ايشان

و اللّه يحبّ المحسنين

چون محبوبيّت مجاهدان در نزد خداوند، خارج از ثواب دنيا و آخرت نيست، تخصيص به ذكر آن، حاكى از ارزش برتر آن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 128 - 18

18 ـ رعايت كنندگان تقوا و احسان در محيط خانواده ، از پاداش الهى برخوردار خواهند شد .

و إن تحسنوا و تتقوا فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً

جمله «فان اللّه . ..» در مقام تشويق به احسان و تقواست. و چون علم خدا به احسان و تقوا، معمولا تأثيرى براى انجام آن ندارد ; بنابراين بايد كنايه از پاداش دهى الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 3،9

3 ـ خداوند ، پاداش بخش مؤمنان و محسنان

فاثبهم اللّه بما قالوا . .. ذلك جزاء المحسنين

9 ـ بهشت جاودانه ، پاداش محسنان

جنت تجرى من تحتها الانهر خلدين فيها و ذلك جزاء المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 9،10،11،12

9 ـ خداوند به نيكوكاران با كثرت ذريه صالح و هدايت يافته پاداش مى دهد.

و وهبنا له إسحق و يعقوب . .. و من ذريته داود و سليمن ... و كذلك نجزى المحسنين

10 ـ كثرت پيامبران و هدايت يافتگان در ذريه ابراهيم(ع)، پاداش نيكوكار بودن آن حضرت است.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

11 ـ كثرت انبيا(ع) از نسل نوح، پاداش نيل او به مقام نيكوكاران است.

و نوحا هدينا من قبل و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

12 ـ هدايت ويژه، پاداش خداوند به نيكوكاران است.

كلا هدينا . .. و من ذريته ... و كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 7

7 ـ ذريه صالح پاداش خداوند به نيكوكاران است.

و كذلك نجزى المحسنين . .. كل من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 17

17 ـ اطاعت كنندگان از دستور هاى خدا در صورت نيكوكار بودن از پاداشى بيش از ديگر مطيعان بهره مند خواهند شد .

سنزيد المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 26 - 9

9 ـ « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله « للذين احسنوا الحسنى و زيادة » فاما الحسنى ، الجنة و اما الزيادة فالدنيا ، ما اعطاهم اللّه فى الدنيا لم يحاسبهم به فى الأخرة . . . ;

از امام باقر (ع) روايت شده كه درباره سخن خدا كه مى فرمايد: «براى كسانى كه نيكى كرده اند، پاداشى نيكوتر و خيرى زياده بر آن هست» فرمود: اما پاداش نيكوتر، بهشت است و اما زياده بر آن، عطاى خدا در دنياست. آنچه خدا در دنيا به آنان داده، در آخرت حساب آن را از ايشان نمى خواهد ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 22 - 9،12

9ـ بهره مندى يوسف ( ع ) از حكمت و علم ، پاداشى الهى بر نيكوكارى او بود .

ءاتينـه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين

«جزاء»(مصدر نجزى) به معناى سزا و پاداش است.

12ـ اعطاى پاداش به نيكوكاران و بهره مند ساختن آنان از علم و حكمت ، سنت الهى است .

و كذلك نجزى المحسنين

فعل مضارع «نجزى» در عبارت «كذلك نجزى المحسنين» حاكى از استمرار است ، و در برداشت از آن به سنت تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 15

15ـ خداوند در اعطاى پاداش به نيكوكاران ، ذره اى از پاداش آنان نمى كاهد .

و لانضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 57 - 3

3ـ تنگناى حيات دنيا و گنجايش محدود آن ، نمى تواند ظرفى مناسب براى تأمين پاداش نيكوكاران باشد .

و لانضيع أجر المحسنين. و لأجر الأخرة خير للذين ... و كانوا يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 80 - 1

1 - پاداش به احسان گران و نيكوكاران ، سنت خداوند است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 81 - 3

3 - عبوديت و ايمان نوح ( ع ) ، موجب دستيابى او به پاداش هايى همانند پاداش هاى محسنان از سوى خداوند

إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنه من عبادنا. ..» تعليل براى جمله «إنا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون نوح(ع) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بود، به او همانند پاداش محسنان، پاداش داديم. گفتنى است كه مقصود از آن، اجابتِ دعا، نجاتِ از مشكلات اندوه بار و باقى ماندن نسل و نام نيك آن حضرت در تاريخ مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 105 - 6

6 - توفيق انجام وظيفه با كمترين صدمه و زيان ، از پاداش هاى الهى به محسنان

قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين

كلمه «كذلك» متشكل از دو كلمه حرف تشبيه (كاف) و اسم اشاره (ذلك) است و مشاراليه مصدرى است كه از «صدّقت» گرفته شده است; يعنى، «كما جزيناه بالعفو عن ذبح إبنه نجزى المحسنين; همان گونه كه به ابراهيم با گذشت كردن از قربانى كردن فرزندش، پاداش داديم، به محسنان نيز چنين پاداش خواهيم داد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 106 - 4

4 - برخوردارى ابراهيم ( ع ) از پاداش محسنان ، پس از سربلند بيرون آمدن آن حضرت از آزمايش قربانى فرزندش

قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّ هـذا لهو البلـؤا المبين

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنّ هـذا لهو البلاء المبين» در مقام تعليل براى جمله پيشين (إنّا كذلك نجزى المحسنين) است; يعنى، ابراهيم(ع) از پاداش محسنان برخوردار شد; زيرا به آزمايش الهى گرفتار شد و پيروز گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 110 - 1

1 - پاداش به احسان گران و نيكوكاران ، سنت خداوند است .

كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 111 - 3

3 - عبوديت و ايمان ابراهيم ( ع ) ، موجب دستيابى آن حضرت به پاداش هايى چونان پاداش هاى محسنان از سوى خداوند

كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّه من عبادنا المؤمنين» تعليل براى جمله «كذلك نجزى المحسنين»

است; يعنى، چون ابراهيم(ع) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بود، به او چونان پاداش محسنان، پاداش داديم (مقصود فرزنددار شدن و برجا ماندن نام نيك آن حضرت مى باشد. )

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 121 - 1

1 - پاداش به احسان كنندگان و نيكوكاران ، سنت خداوند است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 122 - 3

3 - عبوديت و ايمان موسى و هارون ( عليهماالسلام ) موجب دستيابى آنان به پاداش هايى همچون پاداش هاى محسنان از سوى خداوند

إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّهما من عبادنا المؤمنين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّهما من عبادنا. ..» تعليل براى جمله «إنّا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون موسى و هارون (عليهماالسلام) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بودند، به آنان چونان پاداش محسنان، پاداش داديم. مقصود نجات از اندوه بزرگ و باقى ماندن نام و آوازه نيك آنان در تاريخ مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 131 - 1

1 - پاداش به احسان كنندگان و نيكوكاران ، سنت خدا است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 132 - 3

3 - عبوديت و ايمان الياس پيامبر ( ع ) ، موجب دستيابى او به پاداش هايى همچون پاداش هاى محسنان از سوى خداوند

إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّه من عبادنا المؤمنين» تعليل براى «إنّا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون الياس پيامبر از مؤمنان و بندگان خالص خدا بود، به او همانند پاداش محسنان، پاداش داديم . مقصود از آن باقى ماندن نام و آوازه نيك او مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 6،9،11

6 - خداوند به محسنان ـ به پاس احسان آنان ـ مطابق با بهترين عملشان ، پاداش خواهد داد .

و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

9 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى محسنان از سوى خداوند ، به خاطر اعطاى پاداش بهترين عمل ها به آنان

لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

11 - جلوه فضل و لطف الهى در پاداش دادن به محسنان

ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

ملاك قرار گرفتن پاداش بهترين اعمال در وقت جزا و پاداش، و بدترين اعمال در وقت عفو و چشم پوشى، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 31 - 7،9

7 - تفضل الهى ، نمايان و متبلور در پاداش به نيك كرداران

و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى

صيغه تفضيلى «الحسنى»، نشانگر آن است كه نيك كرداران، بيشتر از شايستگى و استحقاق خويش، از پاداش هاى الهى بهره مند خواهند شد.

9 - جزاى عادلانه به بدكرداران و پاداش برتر و افزون بر استحقاق به نيكوكاران ، عملى ارزشمند و خداپسندانه

ليجزى الذين أســوا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى

30- پاداش محسنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 16

16 ـ خداوند نيكوكاران بنى اسرائيل را در صورت اطاعت از فرمان هاى الهى ، علاوه بر بخشايش گناهان ، به پاداش افزونتر نويد داد .

سنزيد المحسنين

در برداشت فوق محسنان مقابل گناهكاران قرار داده نشده، بلكه به معناى لغوى آن (نيكوكاران) گرفته شده است. بر اين مبنا آيه شريفه ناظر به تقسيم بنى اسرائيل به دو گروه گنهكار و پاكدامن نيست، بلكه آنان را به دو گروه محسنان و غير محسنان تقسيم كرده است. جمله «نغفر لكم ... » مى رساند كه خدا گناه همگان ـ چه محسن و چه غير محسن ـ را خواهد بخشيد، ولى به نيكوكاران پاداشى افزونتر عنايت خواهد كرد.

31- پيروزى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 106 - 6

6 - محسنان ، پيروزمندان در ميدان آزمايش هاى الهى اند .

إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّ هـذا لهو البلـؤا المبين

32- تأمين خواسته هاى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 6

6 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى احسان كنندگان در قيامت ، به صرف اراده كردن آنان

لهم ما يشاءون عند ربّهم ذلك جزاء المحسنين

«احسان» هم شامل نيكى به خود مى باشد ـ كه در اين صورت مقصود نيك كردارى است ـ و هم شامل نيكى به ديگران مى شود (لسان العرب). اين واژه در آيه شريفه، ممكن است در هر دو معنابه كار رفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 4،9،10

4 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى محسنان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن بدترين اعمال احتمالى گذشته آنان است .

لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه لام «ليكفّر»، براى تعليل و متعلق به فعل محذوفى است كه جمله «لهم ما يشاءون. ..» بر آن دلالت مى كند; بر اين اساس تقدير چنين مى شود: «وعدهم اللّه بذلك و يسر لهم ليكفّر...».

9 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى محسنان از سوى خداوند ، به خاطر اعطاى پاداش بهترين عمل ها به آنان

لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

10 - فراهم شدن تمامى خواسته هاى محسنان در قيامت ، پاداشى است بر مبناى بهترين عمل آنان .

لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «يجزيهم. ..» مى تواند توضيح و بيان براى جمله «لهم ما يشاءون...» باشد; يعنى، برآورده شدن خواسته هاى محسنان در قيامت، همان پاداش مطابق با بهترين عمل ها است كه خداوند براى آنان مقرر داشته است.

33- تحمل سختى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 22

22 ـ جان فشانى و تحمل هر گونه سختى ( تشنگى ، گرسنگى و حرارت هاى جبهه جنگ ) در راه خدا ، از نشانه ها و اوصاف محسنان است .

لا يرغبوا بأنفسهم عن نفسه ذلك بأنهم لا يصيبهم ظمأ . .. فى سبيل اللّه ... إن اللّ

34- تشخيص محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 3

3- هدف از آزمودن انسان ها ، تمايز ميان نيكْ كردارترينِ افراد از ديگران است .

لنبلوهم أيّهم أحسن عملاً

35- تشخيص نامه عمل محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 19 - 1

1 - ابزار شناخت ديوان نامه هاى عمل نيكوكاران ، در دسترس همگان نيست .

و ما أدريك ما علّيّون

36- تضمين پاداش محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 105 - 4

4 - تضمين پاداش محسنان و نيكوكاران ، از سنت هاى خداوند است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين

37- تفضل به محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 31 - 7،9

7 - تفضل الهى ، نمايان و متبلور در پاداش به نيك كرداران

و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى

صيغه تفضيلى «الحسنى»، نشانگر آن است كه نيك كرداران، بيشتر از شايستگى و استحقاق خويش، از پاداش هاى الهى بهره مند خواهند شد.

9 - جزاى عادلانه به بدكرداران و پاداش برتر و افزون بر استحقاق به نيكوكاران ، عملى ارزشمند و خداپسندانه

ليجزى الذين أســوا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى

38- تكفير گناه محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 1،4

1 - خداوند ، بدترين عمل محسنان را ، به پاس احسان آنان ، ناديده گرفته و مى پوشاند .

ذلك جزاء المحسنين . ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا

«تكفير» (مصدر «ليكفّر») به معناى ستر و پوشاندن است و مقصود از آن چشم پوشى از گناه و زدودن آن از پرونده اعمال است.

4 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى محسنان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن بدترين اعمال احتمالى گذشته آنان

است .

لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه لام «ليكفّر»، براى تعليل و متعلق به فعل محذوفى است كه جمله «لهم ما يشاءون. ..» بر آن دلالت مى كند; بر اين اساس تقدير چنين مى شود: «وعدهم اللّه بذلك و يسر لهم ليكفّر...».

39- تكيه گاه محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 23 - 1

1 - نيكوكاران در قيامت ، بر تخت هاى تزيين شده آرميده و به تماشاى منظره ها خواهند پرداخت .

على الأرائك ينظرون

«أريكة» (مفرد «أرائك») به تختى گفته مى شود كه تزيين يافته و در خيمه يا خانه اى نهاده شود. هم چنين به جايگاه آرميدن و لميدن ـ اعم از تخت، يا تخت عروس و يا تخت خواب ـ اطلاق مى شود. (قاموس)

40- تهجد محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 17 - 1،4،5

1 - شب زنده دارى براى عبادت ، از ويژگى هاى مهم « محسنين » است .

كانوا . .. محسنين . كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

«هجوع» (مصدر «يهجعون») به خواب در شب گفته مى شود.

4 - محسنان بهشتى ، در بيشتر شب هاى خويش ، اهل تهجد و عبادت اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه عبارت «قليلاً من الليل» به معناى شب هاى اندكى از ايام سال باشد; نه به معناى اندكى از هر شب.

5 - محسنان تقواپيشه ، در بيشتر ساعات شب مشغول عبادت اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

برداشت ياد شده بنابراين است كه مراد از «قليلاً من الليل» مربوط به ساعات هر شب باشد; يعنى، اندكى از ساعات هر شب را مى خوابند و بيشتر آن را به عبادت و شب زنده دارى مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 18 - 1

1 - طلب آمرزش از خداوند در سحرگاهان ، شيوه محسنان تقواپيشه

كانوا قليلاً من اليل ما يهجعون . و بالأسحار هم يستغفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 2

2 - اهل تقوا و احسان ، همراه با تهجد و عبادت ، داراى خدمات اجتماعى و انفاق مالى اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

41- ثبت عمل محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 18 - 4

4 - كردار نيكوكاران ، ثبت و ضبط شده ، در نامه عمل آنان باقى خواهد ماند .

كتـب الأبرار

«كتاب الأبرار» صحيفه اى است كه در آن اعمال نيكوكاران ثبت شده است.

42- جايگاه نامه عمل محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 19 - 2

2 - جايگاه نامه هاى عمل نيكوكاران ، داراى ويژگى هايى فراتر از حد بيان است .

و ما أدريك ما علّيّون

43- حتميت پاداش محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 5

5ـ خداوند ، از اجر و پاداش نيكوكاران نمى كاهد و آنان را از پاداش كردارشان محروم نمى سازد .

فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 9،10

9ـ حفظ عزت بنيامين و درمانده و خوار نگشتن او به مانند ديگر برادرانش ، نشانه ضايع نشدن پاداش تقواپيشگان صبور و نيكوكار است .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

10ـ اقتدار و عزت يوسف ( ع ) نشانه اى روشن بر ضايع نشدن پاداش تقواپيشگان صبور و نيكوكار است .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 30 - 5

5- خداوند ، پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهد كرد .

إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 18 - 6

6 - پاداش نيكوكاران ، حكم تقدير شده و تغييرناپذير خداوند و در مكان هايى ارجمند است . *

إنّ كتـب الأبرار لفى علّيّين

مراد از «كتاب»، ممكن است «مكتوب» (از ماده «كتابت» به معناى قضاء) باشد. در اين صورت «كتاب الأبرار»; يعنى، پاداشى كه خداوند براى «ابرار» مكتوب و محتوم ساخته است.

44- حتميت پاداشهاى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 20 - 3

3 - پاداش هاى نيكوكاران ، تخلّف ناپذير و داراى مشخّصاتى واضح و بى ابهام است .

كتـب مرقوم

چنانچه «كتاب» به معناى مكتوب و مقدر و نيز «مرقوم» به معناى نوشته واضح و درشت خط باشد; برداشت بالا استفاده مى شود.

45- حسن فرجام محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 17

17ـ فرجام نيك از آنِ صبرپيشگان ، برپادارندگان نماز ، انفاق گران و جبران كنندگان اعمال بد با اعمال شايسته است .

والذين صبروا . .. و يدرءون بالحسنة السيئة أُولـئك لهم عقبى الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 37 - 12

12 - محسنان ( نيكوكاران ) ، داراى آينده اى درخشان و سرشار از شادى و شادكامى

كذلك سخّر لكم . .. و بشّر المحسنين

46- حكمت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 22 - 12

12ـ اعطاى پاداش به نيكوكاران و بهره مند ساختن آنان از علم و حكمت ، سنت الهى است .

و كذلك نجزى المحسنين

فعل مضارع «نجزى» در عبارت «كذلك نجزى المحسنين» حاكى از استمرار است ، و در برداشت از آن به سنت تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 14 - 7

7 - اعطاى حكمت و علم به محسنان از سوى خداوند ، پاداشى در برابر نيكوكارى آنان است .

ءاتينـه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين

47- حمايت از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 128 - 9

9- توجه به حمايت خدا از تقواپيشگان و نيكوكاران ، مانع از قرار گرفتن آنان در تنگناى روحى است .

و لاتك فى ضيق ممّا يمكرون . إن الله مع الذين اتّقوا و الذين هم محسنون

48- خدمتكاران اخروى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 25 - 3

3 - در آخرت ، ساقى شراب ، در خدمت نيكوكاران و عهده دار باده نوشاندن به آنان خواهد بود .

يسقون

فعل مجهول «يُسْقَون» بيانگر اين است كه در آخرت فرد يا افرادى، باده ريز و شرابدار محفل مى گسارى نيكوكاران خواهند بود.

49- خطاى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 7

7 - انسان ها ، حتى محسنان ، در معرض ارتكاب لغزش ها و خطاهايند .

و يجزى الذين أحسنوا . .. الذين يجتنبون كبـئر الإثم و الفوحش إلاّ اللّمم

50- داود(ع) از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 8

8 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

51- دعاى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 8

8 ـ دعا و نيايش محسنان به درگاه خدا مايه به فعليت رسيدن استعداد آنان براى دستيابى به رحمت خاص الهى است .

و ادعوه . .. إن رحمت اللّه قريب من المحسنين

52- رحمت بر محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 20

20ـ برخوردارى محسنان از رحمت خاص خداوند در دنيا ، مشيّت و خواست اوست .

نصيب برحمتنا من نشاء و لانضيع أجر المحسنين

53- رستگارى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 5 - 8

8 - محسنان ، تنها كسانى اند كه به آرمان ها و آرزو هاى خود دست مى يابند .

للمحسنين . .. و أُولـئك هم المفلحون

«فلاح» در لغت به معناى «چيره شدن و دستيابى به آرزو (ادراك بغية)» است.

54- زمينه پيدايش محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 8،9

8ـ پديد آمدن نيكوكارترين انسان ها ( انسان هاى كامل ) هدف از آزمون آدميان از ناحيه خداوند است .

ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً

بلاء (مصدر يبلوا) به معناى آزمودن است و از آن جا كه آزمونهاى الهى براى آگاهى يافتن نيست، مى توان گفت مقصود از آن، بروز امرى است كه به عنوان هدف از آزمون مطرح است. بنابراين معناى «ليبلوكم ...» چنين مى شود: تا شما را بيازمايد و هدف از آزمون اين است كه بهترين و كاملترينها در صحنه وجود، پديد آيند و ظاهر شوند.

9ـ پديد آمدن نيكوكارترين انسان ها ( انسان هاى كامل ) از هدف هاى آفرينش آسمان ها و زمين است .

خلق السمـوت و الأرض . .. ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً

«ليبلوكم» متعلق به «خلق السموات . ..» است و بيانگر هدف آفرينش مى باشد.

55- زندگى دنيوى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 57 - 2

2ـ نيكوكاران علاوه بر بهره مند شدن از پاداش در حيات دنيا ، از پاداش هاى برتر اخروى نيز برخوردار خواهند شد .

لانضيع أجر المحسنين. و لأجر الأخرة خير

56- سرزنش تضييع پاداش محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 30 - 9

9- ضايع ساختن اجر و مزد نيكوكاران ، امرى نكوهيده و ناپسند است .

إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً

57- سرنوشت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 44 - 5

5 - تقواپيشگان ، از محسنان و داراى يك سرنوشت اند .

إنّ المتّقين فى ظلـل و عيون . .. هنيئًا بما كنتم تعملون . إنّا كذلك نجزى المحسني

58- سرور اخروى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 26 - 5

5 ـ نيكوكاران در سراى آخرت همواره شادمان ، بانشاط ، گرامى و عزيز خواهند بود .

للذين أحسنوا . .. و لا يرهق وجوههم قتر و لا ذلة

«رهق» به معناى پوشاندن و «قتر» به معناى دود سياه و «ذلة» ـ مقابل «عزت» ـ به معناى خفت و خوارى است ; يعنى، بر چهره نيكوكاران غبار غم و اندوهِ خوارى نخواهد نشست و اين كنايه است از اينكه، آنان همواره شاد و همه جا ارجمند خواهند بود.

59- سرور محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 37 - 12

12 - محسنان ( نيكوكاران ) ، داراى آينده اى درخشان و سرشار از شادى و شادكامى

كذلك سخّر لكم . .. و بشّر المحسنين

60- سعادت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 37 - 12

12 - محسنان ( نيكوكاران ) ، داراى آينده اى درخشان و سرشار از شادى و شادكامى

كذلك سخّر لكم . .. و بشّر المحسنين

61- سليمان(ع) از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 8

8 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

62- سودمندى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 8

8 ـ نيكوكاران ، مانند سرزمين طيب ، سودمند و برخوردار از فيض فراوان خداوند

إن رحمت اللّه قريب من المحسنين. و هو الذى يرسل الريح ... و البلد الطيب

63- سيره محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 11

11 ـ پرهيز از فسادگرى در زمين سيره و روش محسنان و زمينه ساز دستيابى به رحمت الهى است .

و لاتفسدوا فى الأرض . .. إن رحمت اللّه قريب من المحسنين

64- شايستگى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 7،8

7 ـ نيكوكاران مستعد دريافت رحمت الهى هستند .

إن رحمت اللّه قريب من المحسنين

8 ـ دعا و نيايش محسنان به درگاه خدا مايه به فعليت رسيدن استعداد آنان براى دستيابى به رحمت خاص الهى است .

و ادعوه . .. إن رحمت اللّه قريب من المحسنين

65- شكرگزارى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 37 - 11

11 - كسانى كه به پاس نعمت هدايت ، به درگاه خدا سپاس مى گزارند و او را به بزرگى ياد مى كنند ، در زمره محسنان و نيكو كاران اند .

و بشّر المحسنين

66- صفات محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 22

22 ـ جان فشانى و تحمل هر گونه سختى ( تشنگى ، گرسنگى و حرارت هاى جبهه جنگ ) در راه خدا ، از نشانه ها و اوصاف محسنان است .

لا يرغبوا بأنفسهم عن نفسه ذلك بأنهم لا يصيبهم ظمأ . .. فى سبيل اللّه ... إن اللّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 9

9ـ گذشت از خطاكاران و دعا براى آمرزش آنان ، خصلتى نيكو و از صفات محسنان است .

فإن الله لايضيع أجر المحسنين . .. لاتثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 4 - 1،11

1 - اقامه همواره نماز ، و پرداخت مداوم زكات و يقين به آخرت ، از صفات محسنان است .

هدًى و رحمة للمحسنين . الذين يقيمون ... و هم بالأخرة هم يوقنون

فعل هاى مضارع «يقيمون» و «يؤتون» دلالت بر استمرار دارند. لازم به ذكر است كه «زكات» در اين آيه، به قرينه مكى بودن سوره، زكات اصطلاحى نيست، بلكه اِعانه هاى مالى است. گفتنى است در صورتى كه جمله «الذين يقيمون...» جمله وصفى و يا بدلى باشد، مفيد معناى ياد شده است.

11 - توجّه به خدا و بر طرف ساختن نياز هاى نيازمندان ، دو خصلت همگام در وجود محسنان است .

الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة

67- عبادت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 17 - 4،5

4 - محسنان بهشتى ، در بيشتر شب هاى خويش ، اهل تهجد و عبادت اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه عبارت «قليلاً من الليل» به معناى شب هاى اندكى از ايام سال باشد; نه به معناى اندكى از هر شب.

5 - محسنان تقواپيشه ، در بيشتر ساعات شب مشغول عبادت اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

برداشت ياد شده بنابراين است كه مراد از «قليلاً من الليل» مربوط به ساعات هر شب باشد; يعنى، اندكى از ساعات هر شب را مى خوابند و بيشتر آن را به عبادت و شب زنده دارى مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 2

2 - اهل تقوا و احسان ، همراه با تهجد و عبادت ، داراى خدمات اجتماعى و انفاق مالى اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

68- عزت اخروى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 26 - 5

5 ـ نيكوكاران در سراى آخرت همواره شادمان ، بانشاط ، گرامى و عزيز خواهند بود .

للذين أحسنوا . .. و لا يرهق وجوههم قتر و لا ذلة

«رهق» به معناى پوشاندن و «قتر» به معناى دود سياه و «ذلة» ـ مقابل «عزت» ـ به معناى خفت و خوارى است ; يعنى، بر چهره نيكوكاران غبار غم و اندوهِ خوارى نخواهد نشست و اين كنايه است از اينكه، آنان همواره شاد و همه جا ارجمند خواهند بود.

69- عزت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 12

12ـ اقتدار و عزت تقواپيشگان صبور و نيكوكار ، از نعمت هاى بزرگ الهى به آنان است .

قالوا يـأيها العزيز . .. قد منّ الله علينا

مصداق مورد نظر براى نعمت الهى به يوسف(ع) عزت و اقتدار در سرزمين مصر است.

70- علم به عمل محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 21 - 2

2 - مقام قرب خداوند ، والاتر از مقام نيكوكاران ، و مايه شايستگى انسان براى آگاهى از كردار نيكوكاران و مشاهده نامه اعمال آنان است .

يشهده المقرّبون

71- علم خدا به محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 24 - 5

5- « عن الصادق جعفربن محمد ( ع ) : ان المستقدمين أصحاب الحسنات و المستأخرين أصحاب السيئات ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: مقصود از «المستقدمين» نيكوكاران و «المستأخرين» گناهكارانند.

72- علم محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 22 - 12

12ـ اعطاى پاداش به نيكوكاران و بهره مند ساختن آنان از علم و حكمت ، سنت الهى است .

و كذلك نجزى المحسنين

فعل مضارع «نجزى» در عبارت «كذلك نجزى المحسنين» حاكى از استمرار است ، و در برداشت از آن به سنت تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 14 - 7

7 - اعطاى حكمت و علم به محسنان از سوى خداوند ، پاداشى در برابر نيكوكارى آنان است .

ءاتينـه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين

73- عمل به تكليف محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 105 - 9

9 - تسليم بودن در برابر خدا و انجام فرمان او ، از ويژگى هاى محسنان است .

فلمّا أسلما . .. قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين

74- عوامل هدايت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 3 - 2

2 - قرآن ، كتاب هدايت و رحمت براى محسنان ( كسانى كه اعمال شايسته انجام مى دهند ) است .

هدًى و رحمة للمحسنين

از اين كه مراد از «محسنين» چه كسانى اند، چندين احتمال داده شده است: يكى از آن احتمال ها ـ كه با لفظ هم سازگار است ـ اين است: «كسانى كه اعمال شايسته انجام مى دهند».

75- فضايل محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 30

30 ـ خداوند ، محسنين ( نيكوكاران ) را دوست مى دارد .

إنّ اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 13

13 ـ تمسك به توحيد و مبارزه با شرك، شرط ورود به جرگه نيكوكاران است.

و كذلك نجزى المحسنين

روشن است كه مصداق برتر نيكوكاران در اين آيه ابراهيم خليل(ع) است و طبيعى است كه موصوف شدن آن حضرت به اين وصف بايد در تناسب و ارتباط با آيات پيشين باشد، و چون آيات گذشته عموماً درباره توحيد ابراهيم(ع) و تلاش آن حضرت براى مبارزه با شرك بود، شايد بتوان گفت كه اين ويژگى از مقومات نيكوكار بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 6،7

6 ـ رحمت خدا همواره به نيكوكاران نزديك است .

إن رحمت اللّه قريب من المحسنين

7 ـ نيكوكاران مستعد دريافت رحمت الهى هستند .

إن رحمت اللّه قريب من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 26 - 1،3،5

1 ـ پاداش هاى اخروى ، تنها از آن نيكوكاران است .

للذين أحسنوا الحسنى

تقديم خبر (للذين . .. ) بر مبتدا (الحسنى) مفيد حصر است.

3 ـ نيكوكاران در سراى آخرت ، افزون بر بهترين پاداش ها ، از نعمتهايى بى شمار و غير قابل توصيف برخوردار خواهند بود .

للذين أحسنوا الحسنى و زيادة

تنكيردر «زيادة» ـ كه براى تفخيم است ـ بيانگر برداشت فوق مى باشد.

5 ـ نيكوكاران در سراى آخرت همواره شادمان ، بانشاط ، گرامى و عزيز خواهند بود .

للذين أحسنوا . .. و لا يرهق وجوههم قتر و لا ذلة

«رهق» به معناى پوشاندن و «قتر» به معناى دود سياه و «ذلة» ـ مقابل «عزت» ـ به معناى خفت و خوارى است ; يعنى، بر چهره نيكوكاران غبار غم و اندوهِ خوارى نخواهد نشست و اين كنايه است از اينكه، آنان همواره شاد و همه جا ارجمند خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 36 - 15

15ـ محسنان ، داراى ضميرى روشن و شايستگى كامل براى تعبير خواب .

نبّئنا بتأويله إنا نريـك من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 8

8ـ عقوبت و سرزنش كسانى كه در حق آدمى ستم كرده اند پس از اعترافشان به گناه و توبه از آن ، به دور از شأن نيكوكاران است .

لاتثريب عليكم اليوم

«اليوم» ظرف و متعلق به «تثريب» است و مراد از آن زمانى است كه برادران يوسف به خطاى خويش اعتراف نموده و از

گناه خود توبه كردند (و إن كنّا لخاطئين).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 128 - 2

2- نيكوكاران ، از حمايت و لطف الهى برخوردارند .

إن الله مع . .. الذين هم محسنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 14 - 6

6 - نيكوكاران ، زمينه دار بهره مند شدن از حكمت و دانش خدادادى

ءاتينـه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 5 - 6

6 - محسنان ، برپادارنده نماز و پرداخت كننده زكات و اهل يقين به عالم آخرت و برخوردار از عنايت خاص خداوندند .

للمحسنين . .. أُولـئك على هدًى من ربّهم

اضافه «ربّ» به ضمير «هم» ـ كه مرجع آن، محسنان است ـ اشاره به نكته ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 105 - 9،10

9 - تسليم بودن در برابر خدا و انجام فرمان او ، از ويژگى هاى محسنان است .

فلمّا أسلما . .. قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين

10 - احسان ، از ارزش هاى والاى الهى و محسنان ، داراى مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 6

6 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى احسان كنندگان در قيامت ، به صرف اراده كردن آنان

لهم ما يشاءون عند ربّهم ذلك جزاء المحسنين

«احسان» هم شامل نيكى به خود مى باشد ـ كه در اين صورت مقصود نيك كردارى است ـ و هم شامل نيكى به ديگران مى شود (لسان العرب). اين واژه در آيه شريفه، ممكن است در هر دو معنابه كار رفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 6

6- يكتاپرستان استوار بر طريق حق ، همان محسنان مورد بشارت قرآن اند .

و بشرى للمحسنين . إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقـموا

از ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 17 - 4،5

4 - محسنان بهشتى ، در بيشتر شب هاى خويش ، اهل تهجد و عبادت اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه عبارت «قليلاً من الليل» به معناى شب هاى اندكى از ايام سال باشد; نه به معناى اندكى از هر شب.

5 - محسنان تقواپيشه ، در بيشتر ساعات شب مشغول عبادت اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

برداشت ياد شده بنابراين است كه مراد از «قليلاً من الليل» مربوط به ساعات هر شب باشد; يعنى، اندكى از ساعات هر شب را مى خوابند و بيشتر آن را به عبادت و شب زنده دارى مى پردازند.

76- گواهان محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 21 - 3

3 - مقرّبان درگاه خداوند گواهان نامه اعمال نيكوكاران اند .

يشهده المقرّبون

فعل «يشهد»، يا از «شهود» به معناى حضور است و يا از «شهادة» كه ابن اثير در نهايه آن را «خبر دادن از مشاهدات خويش» معنا كرده است; در هر صورت گواه بودن «مقرّبون» استفاده مى شود; زيرا در معناى اول حضور و نظارت آنان به منظور گواهى دادن است و معناى دوم ـ كه در آن صورت «يشهده» به معناى «يشهد به» خواهد بود ـ صريح در نكته ياد شده است.

77- لغزش محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 7

7 - انسان ها ، حتى محسنان ، در معرض ارتكاب لغزش ها و خطاهايند .

و يجزى الذين أحسنوا . .. الذين يجتنبون كبـئر الإثم و الفوحش إلاّ اللّمم

78- محافظت از نامه عمل محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 18 - 5

5 - نامه عمل نيكوكاران ، در ديوانى تغييرناپذير و جايگاهى رفيع ، ( علّيّين ) ، بايگانى و حفاظت مى شود .

إنّ كتـب الأبرار لفى علّيّين

«علّيّين» گرچه به لفظ جمع آمده است; ولى به قرينه «كتاب مرقوم» و ضمير مفرد در «يشهده المقرّبون»، معناى مفرد دارد. لسان العرب از ابو اسحاق نقل كرده است: چون «علّيّين» در لفظ به صورت جمع است، اِعراب جمع دارد. برخى از اهل لغت، آن را جمع «عِلّىّ» و به معناى سلسله مراتب رفيع تا بى نهايت مى دانند. (مقاييس اللغة)

79- محبوبيت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 13

13 - خداوند دوستدار نيكوكاران است .

إن اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 6

6 ـ نيكوكاران ، محبوب خدا هستند .

و اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 30

30 ـ خداوند ، محسنين ( نيكوكاران ) را دوست مى دارد .

إنّ اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 18

18 ـ خداوند دوستار محسنان و نيكوكاران

و اللّه يحب المحسنين

80- محسنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 15،16

15 - وجود افرادى نيك كردار و پاكدامن ، در ميان قوم موسى

و سنزيد المحسنين

كلمه «المحسنين» (نيكوكاران) مى تواند در مقابل گروهى از بنى اسرائيل باشد كه از جمله «نغفر لكم خطاياكم» به دست مى آيد; يعنى، بنى اسرائيل دو گروه بودند: گروهى گنهكار كه جمله «نغفر لكم خطاياكم» به آنان اشاره دارد و گروهى پاكدامن كه «المحسنين» آنها را بيان مى كند.

16 - خداوند ، محسنان و پاكدامنان بنى اسرائيل را - در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود به بيت المقدس - به پاداشى افزونتر از ديگران نويد داد .

قولوا حطة نغفر لكم خطيكم و سنزيد المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 154 - 5

5 ـ تورات، نعمتى كامل براى نيكوكاران قوم موسى

تماما على الذى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 13،14

13 ـ وجود افرادى نيك كردار و پاكدامن از گناهان در ميان قوم موسى

سنزيد المحسنين

كلمه «المحسنين» مى تواند در مقابل گروهى از بنى اسرائيل باشد كه از جمله «نغفر لكم خطيئتكم» به دست مى آيد. يعنى بنى اسرائيل دو گروه بودند: گروهى گنهكار كه جمله «نغفر لكم خيطئتكم» اشاره به آنان دارد و پاكدامنان از گناه كه «المحسنين» عهده دار تبيين آن گروه است.

14 ـ خداوند محسنان بنى اسرائيل را در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود به بيت المقدس ، به پاداشى افزونتر از احسانشان نويد داد .

سنزيد المحسنين

81- محسنان در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 26 - 6،7،9

6 ـ نيكوكاران ، اهل بهشتند .

للذين أحسنوا . .. أولئك أصحب الجنة

7 ـ نيكوكاران ، در بهشت جاودانه خواهند ماند .

للذين أحسنوا . .. أولئك أصحب الجنة هم فيها خلدون

9 ـ « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله « للذين احسنوا الحسنى و زيادة » فاما الحسنى ، الجنة و اما الزيادة فالدنيا ، ما اعطاهم اللّه فى الدنيا لم يحاسبهم به فى الأخرة . . . ;

از امام باقر (ع) روايت شده كه درباره سخن خدا كه مى فرمايد: «براى كسانى كه نيكى كرده اند، پاداشى نيكوتر و خيرى زياده بر آن هست» فرمود: اما پاداش نيكوتر، بهشت است و اما زياده بر آن، عطاى خدا در دنياست. آنچه خدا در دنيا به آنان داده، در آخرت حساب آن را از ايشان نمى خواهد ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 44 - 1

1 - محسنان ، بهره مند از سايه ها ، چشمه سار ها ، ميوه هاى دل خواه و انواع خوردنى ها و نوشيدنى هاى گوارا در بهشت

فى ظلـل و عيون . .. كلوا و اشربوا هنيئًا ... إنّا كذلك نجزى المحسنين

82- محسنان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 6

6 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى احسان كنندگان در قيامت ، به صرف اراده كردن آنان

لهم ما يشاءون عند ربّهم ذلك جزاء المحسنين

«احسان» هم شامل نيكى به خود مى باشد ـ كه در اين صورت مقصود نيك كردارى است ـ و هم شامل نيكى به ديگران مى شود (لسان العرب). اين واژه در آيه شريفه، ممكن است در هر دو معنابه كار رفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 10

10 - فراهم شدن تمامى خواسته هاى محسنان در قيامت ، پاداشى است بر مبناى بهترين عمل آنان .

لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «يجزيهم. ..» مى تواند توضيح و بيان براى جمله «لهم ما يشاءون...» باشد; يعنى، برآورده شدن خواسته هاى محسنان در قيامت، همان پاداش مطابق با بهترين عمل ها است كه خداوند براى آنان مقرر داشته است.

83- محسنان نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 113 - 2

2 - از نسل ابراهيم و اسحاق ( عليهماالسلام ) ، برخى نيكوكار و برخى ظالم به خويشتن گشتند .

و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه

84- محسنان نسل اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 113 - 2

2 - از نسل ابراهيم و اسحاق ( عليهماالسلام ) ، برخى نيكوكار و برخى ظالم به خويشتن گشتند .

و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه

85- محسنان و احياى ارزشها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 4 - 6

6 - محسنان ، ارزش هاى معنوى را در جامعه زنده نگه مى دارند و براى رفع خلأ هاى اقتصادى آن مى كوشند .

للمحسنين . الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة

86- محسنان و اندوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 6

6 - آنان كه تسليم خدا باشند و اعمال نيك انجام دهند ، هرگز نه ترسى ايشان را فرا مى گيرد و نه بر امرى محزون مى شوند .

من أسلم . .. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

برخى «لا خوف عليهم . ..» را مخصوص قيامت دانسته و جمله «فله أجره» را - كه ظرف تحقق آن قيامت است - شاهد بر آن مى دانند و برخى بر آنند كه مقتضاى تسليم خدا بودن اين است كه ترس و اندوه از زندگىِ شخصِ تسليم شده برافكنده شود و لذا ظرف «لاخوف عليهم ...» هم دنياست و هم آخرت.

87- محسنان و پاداش دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 57 - 3

3ـ تنگناى حيات دنيا و گنجايش محدود آن ، نمى تواند ظرفى مناسب براى تأمين پاداش نيكوكاران باشد .

و لانضيع أجر المحسنين. و لأجر الأخرة خير للذين ... و كانوا يتقون

88- محسنان و تأمين نيازمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 4 - 6

6 - محسنان ، ارزش هاى معنوى را در جامعه زنده نگه مى دارند و براى رفع خلأ هاى اقتصادى آن مى كوشند .

للمحسنين . الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة

89- محسنان و ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 6

6 - آنان كه تسليم خدا باشند و اعمال نيك انجام دهند ، هرگز نه ترسى ايشان را فرا مى گيرد و نه بر امرى محزون مى شوند .

من أسلم . .. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

برخى «لا خوف عليهم . ..» را مخصوص قيامت دانسته و جمله «فله أجره» را - كه ظرف تحقق آن قيامت است - شاهد بر آن مى دانند و برخى بر آنند كه مقتضاى تسليم خدا بودن اين است كه ترس و اندوه از زندگىِ شخصِ تسليم شده برافكنده شود و لذا ظرف «لاخوف عليهم ...» هم دنياست و هم آخرت.

90- محسنان و تعبير رؤيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 36 - 15

15ـ محسنان ، داراى ضميرى روشن و شايستگى كامل براى تعبير خواب .

نبّئنا بتأويله إنا نريـك من المحسنين

91- مدح محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 10

10ـ خداوند ، ستايش كننده بندگان نيكوكار خويش است .

إنه حميد

92- مراد از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 26 - 11

11 ـ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده است : « الذين احسنوا » أهل التوحيد و « الحسنى » الجنة و « الزيادة » النظر إلى وجه اللّه ;

مراد از «كسانى كه نيكى كرده اند، اهل توحيد مى باشد و «حسنى» بهشت و «زياده» نظر به وجه اللّه است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 20،21،22

20ـ « از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود : . . . قول الله تعالى « ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً » يعنى أيّكم أزهد فى الدنيا ;

سخن خداى تعالى «تا شما را بيازمايد كه كدام يك عملتان بهتر است»; يعنى، كدام يك از شما در دنيا زاهدتر است».

21ـ « عن النبى (صلی الله علیه و آله) انه تلا هـذه الأية « ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً » قال : أيّكم أحسن عقلاً ، و أورع عن محارم الله و أسرع فى طاعة الله ;

از پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه اين آيه را تلاوت كرد (ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً) و فرمود: [تا شما را آزمايش كند كه] كدام يك عقلش نيكوتر و از حرامهاى خدا پرهيزكارتر و در طاعت خدا پرشتاب تر است».

22ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله عزوجل « ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً » قال : ليس يعنى أكثر عملاً و لـكن أصوبكم عملاً . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره قول خداى عزوجل «ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً» فرمود: مقصود بيشتر عمل كردن نيست، بلكه صحيح تر عمل كردن شماست . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 15

15- « عن ابن عمر قال : تلا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) هـذه الآية « لنبلوهم أيّهم أحسن عملاً » فقلت ; ما معنى ذلك يا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ؟ قال : ليبلوكم أيّكم أحسن عقلاً و أورع عن محارم اللّه و أسرعكم فى طاعة اللّه ;

ابن عمر گويد: رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) اين آيه را تلاوت فرمود: «لنبلوهم أيّهم أحسن عملاً» به ايشان گفتم: اى رسول اللّه(صلی الله علیه و آله)! معناى اين سخن چيست؟ فرمود:[مراد اين است] تا خدا، شما را آزمايش كند كه كدام تان عقلِ بهتر دارد و از حرام هايش بيشتر پرهيز مى كند و كدام تان در اقدام به اطاعت خدا سريع تر است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 2 - 21

21 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً » قال : ليس يعنى أكثر عملاً ، و لـكن أصوبكم عملاً و إنّما الإصابة خشيةُ اللّه و النيّةُ الصادقة و الحَسَنَة . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ: «ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً» روايت شده كه فرمود: مقصود [از أحسن عملاً] «أكثر عملاً» (بيشتر از نظر عمل) نيست; بلكه مقصود، آن است كه به صواب نزديك تر باشد و صائب بودن عمل، آن است كه در آن خشيت خدا و نيّت درست و نيكو باشد. ..».

93- مسؤوليّت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 236 - 14،16

14 ـ پرداخت كالاى مناسب به زنان مُطلّقه ، حقّى ثابت بر عهده نيكوكاران

حقّاً على المحسنين

16 ـ نيكوكاران ( محسنين ) ، موظّف به رعايت حقوق ديگران

متّعوهنّ . .. حقاً على المحسنين

94- مقام محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 10،11،12

10 ـ نيكوكاران ، محبوب خداوند هستند .

و اللّه يحبّ المحسنين

11 ـ پيكارگران شكيبا و نيايشگران به درگاه خدا ، نيكوكار و محبوب خداوند هستند .

و كايّن من نبىّ قاتل . .. ربّنا ... و اللّه يحبّ المحسنين

12 ـ معتقدين به خدايى بودن پيروزى ها و جويندگان بخشايش الهى ، از نيكوكاران و محبوبان خدا هستند .

ربّنا اغفر لنا . .. و ثبّت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين ... و اللّه يحبّ

كلمه «المحسنين» پس از آيات گذشته بيانگر اين معناست كه دارندگان ويژگيهاى شمرده شده، مصداق محسنان هستند و از جمله آن ويژگيها، اعتقاد به ربوبيت خداوند و باور به خدايى بودن پيروزيهاست.

95- مقامات اخروى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 8

8 - محسنان ، داراى مقام و جايگاهى حسرت برانگيز در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

96- مقامات محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 17

17 - اطاعت كنندگان دستورات خدا - در صورت نيكوكار بودن - از پاداشى افزونتر از ديگران ، بهره مند خواهند شد .

و سنزيد المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 11

11 ـ ايمان به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پرهيز از استكبار و نيكوكارى مايه رسيدن به مقام محسنين است .

و انهم لايستكبرون . .. و ذلك جزاء المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 16،18

16 ـ رسيدن به مقام محسنين در گرو گذر از مراحل ايمان و تقوا

إذا ما اتقوا . .. ثم اتقوا و احسنوا و اللّه يحب المحسنين

18 ـ خداوند دوستار محسنان و نيكوكاران

و اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 11،13

11 ـ كثرت انبيا(ع) از نسل نوح، پاداش نيل او به مقام نيكوكاران است.

و نوحا هدينا من قبل و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

13 ـ تمسك به توحيد و مبارزه با شرك، شرط ورود به جرگه نيكوكاران است.

و كذلك نجزى المحسنين

روشن است كه مصداق برتر نيكوكاران در اين آيه ابراهيم خليل(ع) است و طبيعى است كه موصوف شدن آن حضرت به اين وصف بايد در تناسب و ارتباط با آيات پيشين باشد، و چون آيات گذشته عموماً درباره توحيد ابراهيم(ع) و تلاش آن حضرت براى مبارزه با شرك بود، شايد بتوان گفت كه اين ويژگى از مقومات نيكوكار بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 8

8 ـ نيكوكاران ، مانند سرزمين طيب ، سودمند و برخوردار از فيض فراوان خداوند

إن رحمت اللّه قريب من المحسنين. و هو الذى يرسل الريح ... و البلد الطيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 69 - 5

5 - خداوند ، با محسنان است و به آنان عنايت دارد .

و إنّ اللّه لمع المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 6

6 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران به حال محسنان در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 21 - 2

2 - مقام قرب خداوند ، والاتر از مقام نيكوكاران ، و مايه شايستگى انسان براى آگاهى از كردار نيكوكاران و مشاهده نامه اعمال آنان است .

يشهده المقرّبون

97- موسى(ع) از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 8

8 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 14 - 4

4 - موسى ( ع ) ، شخصيتى محسن و نيكوكار

و لمّا بلغ أشدّه و استوى ءاتينـه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين

98- ناظران عمل محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 21 - 1

1 - مقرّبان درگاه خداوند ، شاهد و ناظر ديوان اعمال نيكوكاران اند .

يشهده المقرّبون

ظاهر آن است كه مراد از «مقرّبون»، افرادى غير از «أبرار» است. اين گروه ـ با توجّه به «عيناً يشرب بها المقرّبون» در آيات بعد ـ ممكن است كسانى باشند كه گوى سبقت را از ابرار ربوده و به مقام قرب الهى رسيده اند. نظارت و مشاهده اعمال ابرار ـ كه از كارهاى مقرّبان شمرده شده ـ بيانگر برترى مقام آنان از مقام ابرار است.

99- نامه عمل محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 18 - 4

4 - كردار نيكوكاران ، ثبت و ضبط شده ، در نامه عمل آنان باقى خواهد ماند .

كتـب الأبرار

«كتاب الأبرار» صحيفه اى است كه در آن اعمال نيكوكاران ثبت شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 20 - 2

2 - نامه هاى عمل نيكوكاران در ديوان جامع ( علّيّين ) ، با يك ديگر مشتبه نخواهد شد .

كتـب مرقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 21 - 3

3 - مقرّبان درگاه خداوند گواهان نامه اعمال نيكوكاران اند .

يشهده المقرّبون

فعل «يشهد»، يا از «شهود» به معناى حضور است و يا از «شهادة» كه ابن اثير در نهايه آن را «خبر دادن از مشاهدات خويش» معنا كرده است; در هر صورت گواه بودن «مقرّبون» استفاده مى شود; زيرا در معناى اول حضور و نظارت آنان به منظور گواهى دادن است و معناى دوم ـ كه در آن صورت «يشهده» به معناى «يشهد به» خواهد بود ـ صريح در نكته ياد شده است.

100- نجاشى از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 12

12 ـ نجاشى و ياران او در زمره محسنان و مؤمنان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن بودند .

قالوا إنّا نصرى ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً . .. ذلك جزاء المحسنين

اين بخش از آيات (85 ـ 82) بنابرآنچه بسيارى از مفسران گفته اند، درباره نجاشى پادشاه حبشه و ياران او نازل شده است.

101- نشانه هاى نامه عمل محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 20 - 1

1 - ديوان نامه هاى عمل نيكوكاران ، نوشته اى خوانا و نشانه دار است .

كتـب مرقوم

«مرقوم»; يعنى، داراى علامت و به معناى واضح و درشت خط نيز آمده است.

102- نظارت بر نامه عمل محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 21 - 2

2 - مقام قرب خداوند ، والاتر از مقام نيكوكاران ، و مايه شايستگى انسان براى آگاهى از كردار نيكوكاران و مشاهده نامه اعمال آنان است .

يشهده المقرّبون

103- نظارت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 23 - 1

1 - نيكوكاران در قيامت ، بر تخت هاى تزيين شده آرميده و به تماشاى منظره ها خواهند پرداخت .

على الأرائك ينظرون

«أريكة» (مفرد «أرائك») به تختى گفته مى شود كه تزيين يافته و در خيمه يا خانه اى نهاده شود. هم چنين به جايگاه آرميدن و لميدن ـ اعم از تخت، يا تخت عروس و يا تخت خواب ـ اطلاق مى شود. (قاموس)

104- نعمتهاى اخروى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 44 - 1

1 - محسنان ، بهره مند از سايه ها ، چشمه سار ها ، ميوه هاى دل خواه و انواع خوردنى ها و نوشيدنى هاى گوارا در بهشت

فى ظلـل و عيون . .. كلوا و اشربوا هنيئًا ... إنّا كذلك نجزى المحسنين

105- نقش اجتماعى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 2

2 - اهل تقوا و احسان ، همراه با تهجد و عبادت ، داراى خدمات اجتماعى و انفاق مالى اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

106- نقش خدمتكاران محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 25 - 3

3 - در آخرت ، ساقى شراب ، در خدمت نيكوكاران و عهده دار باده نوشاندن به آنان خواهد بود .

يسقون

فعل مجهول «يُسْقَون» بيانگر اين است كه در آخرت فرد يا افرادى، باده ريز و شرابدار محفل مى گسارى نيكوكاران خواهند بود.

107- نوح(ع) از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 8،11

8 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

11 ـ كثرت انبيا(ع) از نسل نوح، پاداش نيل او به مقام نيكوكاران است.

و نوحا هدينا من قبل و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

108- وعده به محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 6

6 - اعطاى پاداش نيك در دنيا ، وعده خداوند به احسان كنندگان

للذين أحسنوا فى هـذه الدنيا حسنة

برداشت بالا مبتنى بر اين ديدگاه است كه «فى هـذه الدنيا» ظرف براى «حسنة» باشد، نه براى «أحسنوا»; چنان كه در جاى ديگر قرآن، به اين حقيقت تصريح شده است: «للذين أحسنوا فى هـذه الدنيا حسنة و لدار الأخرة خير. ..»، (سوره نحل (16) آيه 30).

109- وعده حكمت به محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 14 - 8

8 - اعطاى دانش و حكمت ، وعده الهى به محسنان و نيكوكاران

و كذلك نجزى المحسنين

110- وعده علم به محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 14 - 8

8 - اعطاى دانش و حكمت ، وعده الهى به محسنان و نيكوكاران

و كذلك نجزى المحسنين

111- ويژگيهاى پاداشهاى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 20 - 3

3 - پاداش هاى نيكوكاران ، تخلّف ناپذير و داراى مشخّصاتى واضح و بى ابهام است .

كتـب مرقوم

چنانچه «كتاب» به معناى مكتوب و مقدر و نيز «مرقوم» به معناى نوشته واضح و درشت خط باشد; برداشت بالا استفاده مى شود.

112- ويژگيهاى محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 36 - 15

15ـ محسنان ، داراى ضميرى روشن و شايستگى كامل براى تعبير خواب .

نبّئنا بتأويله إنا نريـك من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 47 - 13

13ـ كتمان دانش به ويژه در هنگام نياز جامعه به آن ، امرى به دور از شأن انسان هاى پاك و نيكوكار

قال تزرعون . .. إلاّ قليلاً مما تأكلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 5

5ـ گذشت در عين قدرت بر انتقام از ويژگى هاى محسنان است .

فإن الله لايضيع أجر المحسنين . .. قال لاتثريب عليكم اليوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 93 - 11

11ـ يارى به خويشان و وابستگان ، خصلتى نيكو و از ويژگى هاى نيكوكاران است .

وأتونى بأهلكم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 4 - 7

7 - تنها محسنان ، به عالَم آخرت يقين دارند .

للمحسنين . .. و هم بالأخرة هم يوقنون

تقديم فاعل فعل «يوقنون» و تكرار ضمير «هم» بر اختصاص و انحصار، دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 17 - 1

1 - شب زنده دارى براى عبادت ، از ويژگى هاى مهم « محسنين » است .

كانوا . .. محسنين . كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

«هجوع» (مصدر «يهجعون») به خواب در شب گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 1

1 - پرهيز پيوسته و مستمر از زشتى ها و گناهان كبيره ، از ويژگى هاى بارز نيك كرداران

و يجزى الذين أحسنوا . .. الذين يجتنبون كبـئر الإثم و الفوحش

استمرار، از فعل مضارع «يجتنبون» استفاده مى شود.

113- ويژگيهاى نامه عمل محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 20 - 1

1 - ديوان نامه هاى عمل نيكوكاران ، نوشته اى خوانا و نشانه دار است .

كتـب مرقوم

«مرقوم»; يعنى، داراى علامت و به معناى واضح و درشت خط نيز آمده است.

114- هارون(ع) از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 8

8 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

115- هدايت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 12

12 ـ هدايت ويژه، پاداش خداوند به نيكوكاران است.

كلا هدينا . .. و من ذريته ... و كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 3 - 6

6 - بهره مندى محسنان از هدايت و رحمت قرآن ، افزون از ديگران است .

هدًى . .. للمحسنين

«محسنين» به قرينه آيه بعد ـ كه در آن برپايى نماز و پرداخت صدقه و ايمان به آخرت، به عنوان اوصاف محسنان ذكر شده است ـ كسانى اند كه ايمان دارند. بنابراين، هدايت قرآن نسبت به آنان، مى تواند ابتدايى نبوده و بلكه افزايشى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 5 - 2،5

2 - تنها محسنان ، از هدايت ويژه الهى برخوردارند .

للمحسنين . .. أُولـئك على هدًى من ربّهم

5 - هدايت شدن محسنان ، نشأت يافته از ربوبيت خداوند است .

أُولـئك على هدًى من ربّهم

116- يعقوب(ع) از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 8

8 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

117- يقين محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 4 - 7

7 - تنها محسنان ، به عالَم آخرت يقين دارند .

للمحسنين . .. و هم بالأخرة هم يوقنون

تقديم فاعل فعل «يوقنون» و تكرار ضمير «هم» بر اختصاص و انحصار، دلالت مى كند.

118- يوسف(ع) از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 8

8 ـ نوح، ابراهيم، اسحاق، يعقوب، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون(ع) از نيكوكاران هستند.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

مشاراليه «كذلك» هم مى تواند هدايت باشد، كه از «هدينا» استفاده مى شود، و هم مى تواند كثرت ذريه صالح باشد، كه از «وهبنا» و «من ذريته» به دست مى آيد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 22 - 8

8ـ يوسف ( ع ) از نمونه هاى بارز نيكوكاران

و كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 36 - 11،12،13،14،18

11ـ يوسف ( ع ) از زمره نيكوكاران بود .

إنا نريـك من المحسنين

12ـ هم بندان يوسف در زندان مصر ، به شخصيت والاى يوسف ( ع ) پى بردند و به نيكوكار بودنش مطمئن شدند .

إنا نريـك من المحسنين

13ـ سيماى يوسف ( ع ) و عملكرد او ، نشان دهنده شخصيت بلند مرتبه و بيانگر نيكوكارى او بود .

إنا نريـك من المحسنين

«نرى» در آيه شريفه، به معناى «يقين داريم» است. رساندن اين معنا با كلمه «نرى» (مى بينيم) گوياى اين مطلب است كه: علم و يقين آن دو نفر به شخصيت يوسف(ع) ، از طريق مشاهده رفتار و منش او حاصل شده بود.

14ـ محسن بودن يوسف ( ع ) ، دليل مراجعه هم بندانش به او براى تعبير رؤيا

نبّئنا بتأويله إنا نريـك من المحسنين

جمله «إنا نراك» تعليل براى «نبّئنا بتأويله» است.

18ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله عزوجل « إنا نراك من المحسنين » قال : كان يوسع المجلس و يستقرض للمحتاج و يعين الضعيف ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزوجل «إنا نراك من المحسنين» روايت شده كه فرمود: در مجلس جاى نشستن را براى ديگران باز مى كرد و براى نيازمند وام مى گرفت و به ناتوان كمك مى كرد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 16

16ـ يوسف ( ع ) از زمره محسنان بود .

و لانضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 9

9ـ يوسف ( ع ) در زمان وزارت و اقتدار همچنان انسانى نيكوكار بود .

إنا نريـك من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 7

7ـ يوسف ( ع ) و بنيامين از تقواپيشگان صبور و از زمره محسنان بودند .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

13- محشر

1- آگاهى انسان در محشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 4

4 ـ آگاهى انسان ها به تمامى اعمال و كرده هاى خود در عرصه محشر

و يوم نحشر هم جميعاً . .. هنالك تبلوا كل نفس ما أسلفت

كلمه «ما» در «ما أسلفت» ظهور در عموم دارد; يعنى، در عرصه محشر هر كسى به زير و رو كردن كرده هاى خويش خواهد پرداخت و از آنها با خبر خواهد شد.

2- اضطراب در محشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 1

1 ـ اضطراب و نگرانى شديد مردم در عرصه محشر

و يوم نحشر هم جميعاً . .. هنالك تبلوا كل نفس ما أسلفت

«بلاء» (مصدر تبلوا) به معناى آزمودن است. اشتغال هر فردى در عرصه محشر به آزمودن و سبك و سنگين كردن اعمال خود، حاكى از اين است كه: عموم مردم در آن روز نسبت به فرجام كار خود بسيار نگران و دلواپس خواهند بود.

3- بازجويى در محشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 5

5 ـ محشر ، عرصه اى است كه در آن هر فردى به بازرسى ، زير و رو و سبك و سنگين كردن اعمال و كرده هاى خود مشغول خواهد بود .

و يوم نحشر هم جميعاً . .. هنالك تبلوا كل نفس ما أسلفت

4- شناخت يكديگر در محشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 45 - 2

2 ـ حشر مردم در قيامت به گونه اى است كه به خوبى يكديگر را مى شناسند .

و يوم يحشرهم . .. يتعارفون بينهم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «يتعارفون بينهم» حال از ضمير «هم» در «يحشرهم» باشد.

5- مدت توقف در محشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 4 - 4

4 - عرصه محشر و حساب رسى خلايق ، پنجاه هزار سال به طول مى انجامد .

فى يوم كان مقداره خمسين ألف سنة

6- ناگهانى بودن محشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 14 - 2

2 - حضور در قيامت ، ناگهانى است و با نفخه صور ، فاصله اى ندارد .

فإذا هم بالساهرة

حرف «إذا»، براى بيان مفاجاة و ناگهانى است.

7- ويژگيهاى محشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 5

5 ـ محشر ، عرصه اى است كه در آن هر فردى به بازرسى ، زير و رو و سبك و سنگين كردن اعمال و كرده هاى خود مشغول خواهد بود .

و يوم نحشر هم جميعاً . .. هنالك تبلوا كل نفس ما أسلفت

8- هموارى محشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 14 - 1

1 - تمام مردگان پس از نفخ صور ، زنده گشته و در دشت هموار قيامت حاضر خواهند شد .

فإذا هم بالساهرة

«ساهرة»; يعنى، فلات و سرزمين پهناور، مسطّح و بى آب. اين كلمه از ريشه «سَهَر» است; يعنى، ممكن نبودن خواب در شب (لسان العرب). نامگذارى فلات به «ساهرة»، به اين اعتبار است كه پيمايندگان آن در شب بيدار مى مانند.

14- محصولات كشاورزى

1- آثار توليد محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 15 - 4

4 - پيدايش محصولات كشاورزى و روييدن گياه در زمين ، دليل امكان معاد و حيات دوباره انسان است .

عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... لنخرج به حبّـًا و نباتًا

2- استفاده از محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 9

9 ـ جواز استفاده از انواع ميوه ها و محصولات كشاورزى براى انسان

كلوا من ثمره إذا أثمر

3- انفاق از محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 10،11

10 ـ خداوند حقى براى خود در محصولات كشاورزى قرار داده است.

و ءاتوا حقه يوم حصاده

مرجع ضمير «حقه»، به قرينه صدر آيه، ممكن است «الله» باشد.

11 ـ لزوم پرداخت بخشى از محصولات كشاورزى به هنگام چيدن ميوه ها و درو كردن غلات

و ءاتوا حقه يوم حصاده

4- اهميت محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 66 - 1

1 - از بين رفتن محصولات كشاورزى ، خسارتى سنگين و تكان دهنده براى انسان ها

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون

5- پيدايش محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 2،5

2 ـ خداوند پديد آورنده باغستانها، درختان خرما و كشتزارهاست.

و هو الذى أنشأ جنت . .. و النخل و الزرع

5 ـ گوناگونى ميوه ها و محصولات كشاورزى از آثار قدرت الهى

و الزرع مختلفا أكله

«اكل» به معناى ميوه و ثمرهاى خوراكى است.

6- حق الله در محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 10

10 ـ خداوند حقى براى خود در محصولات كشاورزى قرار داده است.

و ءاتوا حقه يوم حصاده

مرجع ضمير «حقه»، به قرينه صدر آيه، ممكن است «الله» باشد.

7- حقوق محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 17،19،20،21

17 ـ عن أبى عبدالله(ع): لاتصرم بالليل و لاتحصد بالليل . .. و إن حصدت بالليل لم يأتك السؤال و هو قول الله تعالى: «و ءاتوا حقه يوم حصاده» ... يعنى القبضة بعد القبضة إذا حصدته و إذا خرج فالحفنة بعد الحفنة ... .

از امام صادق(ع) روايت شده است: ميوه را در شب نچين و شبانه درو نكن . .. زيرا اگر در شب، درو كنى فقيران نزد تو نمى آيند و اين سخن خداوند متعال است كه مى فرمايد: «حق محصول را روز درو بپردازيد» ... يعنى هنگام درو، دسته دسته و هنگام جدا شدن دانه، مشت مشت بپردازيد ... .

19 ـ عبدالله بن سنان عن أبى عبدالله(ع) قال: سألته عن قوله: «و ءاتوا حقه يوم حصاده» قال: اعط من حضرك من المسلمين و إن لم يحضرك إلا مشرك فاعطه.

عبدالله بن سنان گويد: از امام صادق(ع) درباره «و ءاتوا حقه يوم حصاده» سؤال كردم، فرمود: اگر كسى از مسلمانان هنگام برداشت محصول حضور داشت، حق الحصاد را به او بده و اگر كسى غير از مشرك نبود، به او بپرداز.

20 ـ عن أبى عبدالله(ع) فى قوله: «و ءاتوا حقه يوم حصاده» قال: حقه يوم حصاده عليك واجب و ليس من الزكاة . .. .

از امام صادق(ع) درباره آيه «و ءاتوا حقه يوم حصاده» روايت شده است: پرداخت حق الحصاد در روز درو، بر تو واجب است و اين حق، غير از زكات است . .. .

21 ـ عن النبى(صلی الله علیه و آله) فى قوله: «و ءاتوا حقه يوم حصاده» قال: ما سقط من السنبل.

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در توضيح آيه «و ءاتوا حقه يوم حصاده» روايت شده است: خوشه هاى بر زمين ريخته شده در هنگام درو، حق الحصاد است.

8- درو محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 11

11 ـ لزوم پرداخت بخشى از محصولات كشاورزى به هنگام چيدن ميوه ها و درو كردن غلات

و ءاتوا حقه يوم حصاده

9- روياننده محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 1

1- خداوند ، روياننده كشتزار ها و درختان زيتون ، خرما و انگور و تمامى محصولات كشاورزى است .

ينبت لكم به الزرع و الزيتون و النخيل و الأعنـب و من كلّ الثمرت

10- زكات محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 10،11،12،13

10 ـ خداوند حقى براى خود در محصولات كشاورزى قرار داده است.

و ءاتوا حقه يوم حصاده

مرجع ضمير «حقه»، به قرينه صدر آيه، ممكن است «الله» باشد.

11 ـ لزوم پرداخت بخشى از محصولات كشاورزى به هنگام چيدن ميوه ها و درو كردن غلات

و ءاتوا حقه يوم حصاده

12 ـ حكم زكات در مكه شامل همه محصولات كشاورزى مى شده است. *

جنت . .. و النخل و الزرع ... و الزيتون و الرمان ... و ءاتوا حقه يوم حصاده

فرمان به اداى حق محصولات كشاورزى در روز چيدن اختصاص به محصولات خاصى، مانند غلات، ندارد. و چون در آيات مكى ديگر نيز فرمان زكات ياد شده، محتمل است فرمان به «ايتاء حق الحصاد» اشاره به همان حكم زكات باشد.

13 ـ حكم پرداخت حقوق مالى (زكات يا حق الحصاد) از محصولات كشاورزى در مكه نازل شده است.

و ءاتوا حقه يوم حصاده

11- زيان به محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 1

1 - آسيب ديدن محصولات كشاورزى ، يأس آور براى انسان ها و باعث احساس حرمان براى آنان

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون ... بل نحن محرومون

12- محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 15 - 10

10 - محصولات طبيعى ، روزى خدادادى است .

جنّتان عن يمين و شمال كلوا من رزق ربّكم

13- نابودى محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 66 - 1

1 - از بين رفتن محصولات كشاورزى ، خسارتى سنگين و تكان دهنده براى انسان ها

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون

14- نياز به محصولات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 65 - 3

3 - وابستگى شديد مردم ، به محصولات كشاورزى

لو نشاء لجعلنـه حطمًا فظلتم تفكّهون

طرح موضوع كشاورزى و اين كه اگر خداوند مانع محصول دادن آن شود، كافران به وضع رقّت بارى گرفتار خواهند شد، نشانگر مطلب ياد شده است.

15- مُحَلِّل

1- احكام مُحَلِّل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 230 - 1،2،5،6،7،8

1 ـ زندگى مرد با همسر خويش پس از طلاقِ سوم ، جز با فاصله شدن ازدواج با مرد ديگر ( مُحَلِّل ) ، جايز نيست .

الطّلاق مرّتان . .. فان طلقها فلا تحلّ له من بعد حتى تنكح زوجاً غيره

2 ـ ازدواج شوهر اوّل با زن سه طلاقه خود مشروط به نكاح دائمى با مرد ديگر و پيش آمدن طلاق است .

فان طلّقها فلا جناح عليهما ان يتراجعا

مطرح كردن طلاق از سوى شوهر دوّم حاكى است كه بايد ازدواج با او دائمى باشد و نه موقّت. چون در ازدواج موقّت، طلاق نيست.

5 ـ جواز ازدواج مرد با زن سه طلاقه خود ، مشروط به آميزش محلِّل با آن زن است .

حتى تنكح زوجاً غيره

انتخاب كلمه «زوجاً» به جاى «رجلا»، دلالت بر عقد ازدواج دارد; بنابراين كلمه «تنكح»، بايد بر معنايى زيادتر از عقد دلالت كند و آن معنا، همان آميزش خواهد بود.

6 ـ ازدواج زن با شوهر سابق ، پس از طلاق شوهر دوّم ( مُحلِّل ) ، منوط به رضايت طرفين و عقد جديد است .

فان طلّقها فلا جناح عليهما ان يتراجعا

اِسناد رجوع به طرفين (ان يتراجعا)، پس از طلاق مُحلِّل، به خلاف رجوع در عدّه كه تنها به شوهر مستند بود، دلالت بر مشروطيّت رضايت طرفين دارد و لازمه آن اجراى عقد جديد است.

7 ـ شرط طلاق در ازدواج زن سه طلاقه با محلّل ، بى اثر و فاقد اعتبار است . *

حتى تنكح زوجاً غيره فان طلّقها

استناد طلاق به مُحلّل (فان طلّقها) و بيان آن با «اِن» شرطيّه، كه توقع حصول در آن لحاظ نمى شود، دلالت بر اختيار كامل محلّل در طلاق دارد و لازمه آن، بى اعتبارى شرط طلاق، بر فرض وجود است.

8 ـ پس از طلاق شوهر دوّم ، زن و شوهر سابق ، در صورت گمان به مراعات حدود الهى در خانواده ، مى توانند به زندگى بازگردند .

فلا جناح عليهما ان يتراجعا ان ظنّا ان يُقيما حدود اللّه

2- فلسفه مُحَلِّل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 230 - 14

14 ـ مُحلِّل ، عامل بازدانده مرد از طلاق هاى مكرر *

فان طلقها فلا تحل له من بعد حتى تنكح زوجاً غيره

اشتراط مُحلِّل براى بازگشت به زندگى پس از طلاق سوّم، به منزله مانع تراشى براى طلاقهاى مكرر و بى مورد است; خصوصاً با توجّه به حساسيّت مردان در اين مورد.