علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 89

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 89

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- مبارزه

1- مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 13

13 - رويارويى و برخورد مداوم حقّ و باطل

و لتسمعنّ من الّذين اوتوا الكتب من قبلكم و من الّذين اشركوا اذًى كثيراً

2- آثار مبارزه انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 10 - 6

6 - تاريخ گذشتگان و سرگذشت مبارزه رسولان الهى ، تسكينى براى رهبران دينى و هشدارى به حق ستيزان

لعلّك بخع نفسك . .. و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظلمين

پرداختن به سرگذشت موسى و فرعون و فرجام بدِ فرعونيان، پس از بيان موضع گيرى حق ستيزانه مشركان با پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله)، دربردارنده دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله)است و نيز هشدارى به كافران است كه از عاقبت بدِ فرعونيان درس بگيرند.

3- آثار مبارزه با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 3

3 - تكذيب پيامبران و ستيزه جويى با آيات الهى ، موجب دوزخى شدن انسان ها

و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا أنّهم أصحب النار

4- آثار مبارزه با اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 4،5

4 - از دست دادن دارايى ها و بر جاى ماندن حسرت و ندامت ، ثمره تلاش براى مبارزه با اسلام

ثم تكون عليهم حسرة

5 - حسرت و ندامت كافران قريش بر نابودى داراييهايشان ، تنها نتيجه پرداخت هزينه مبارزاتى آنان عليه اسلام

ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

چون هدف كافران از سرمايه گذارى اموال جلوگيرى از گسترش اسلام بوده، معلوم مى شود حسرت و ندامت آنان بدان جهت بوده است كه اموالشان از دست رفته و به نتيجه مطلوب نرسيده اند. قابل ذكر است كه جمله «ثم يغلبون» دلالت مى كند كه زمان ندامت آنان در دنياست.

5- آثار مبارزه با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 5

5 - كفرورزى جوامع و ستيزه جويى با پيامبران ، از عوامل از ميان رفتن شايستگى آنان براى دستيابى به نعمت هاى الهى

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 2،3

2- مخالفت و ستيزه جويى با پيامبران ، موجب گرفتار شدن به عذاب هاى الهى در دنياست .

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح

«شقاق» به معناى مخالفت و دشمنى است. كلمه «شقاقى» اضافه به مفعول شده و فاعلش محذوف مى باشد; يعنى، عداوتكم إياى. «جَرم» (مصدر لايجرمنّكم) به معناى كسب كردن است. قابل ذكر است كه هر چند نهى در آيه شريفه متوجه كسب كردن شده، ولى در حقيقت شقاق، مورد نهى قرار گرفته است. بنابراين، جمله «لايجرمنّكم ...»; يعنى، با من عداوت نكنيد كه عداوت با من، مايه نزول عذابى همانند عذاب قوم نوح و ... بر شما خواهد شد.

3- اقوام نوح ، هود ، صالح و لوط به خاطر مخالفت با پيامبران و ستيزه جويى با آنان ، به عذاب هاى دنيوى مبتلا شدند .

مثل ما أصاب قوم نوح . .. و ما قوم لوط منكم ببعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 11

11 - تكذيب پيامبران و مبارزه با آنان ، مايه هلاكت و نابودى اقوام پيشين

فقد كذّبت . .. فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 6

6 - تكذيب پيامبران و مبارزه با آنان ، مايه هلاكت و نابودى است .

و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم . .. ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف

6- آثار مبارزه با حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 10

10 -تمامى اقوام تكذيب گر ( چون قوم نوح ) ، به خاطر مبارزه با حق ( تعاليم پيامبران ) ، در دنيا مورد عقوبت وكيفر الهى قرار گرفتند .

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ليدحضوا به الحقّ فأخذتهم

7- آثار مبارزه با حق ستيزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 71 - 5

5- دفاع از حق و حركت بر مدار توحيد در برابر حق ستيزان و مشركان ، امداد و نصرت الهى را در پى خواهد داشت .

و أرادوا به كيدًا . .. و نجّينه و لوطًا إلى الأرض التى بركنا فيها

8- آثار مبارزه با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 13

13 - جبران خسارت هاى وارده بر مؤمنان ، در نتيجه مبارزه با دشمنان اسلام ، وعده الهى به ايشان

إنما المشركون نجس فلا يقربوا المسجدالحرام . .. و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه

9- آثار مبارزه با دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 6

6 - همياريهاى ضد دينى در دنيا، در پى دارنده دشمنى و كينه توزى در آخرت خواهد شد.

كلما دخلت أمة لعنت أختها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 2

2 - ملاك ممنوعيت رابطه نيك با كافران ، ستيز و جنگ آنان با دين و دينداران است ; نه صرف كافر بودن ايشان .

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقتلوكم فى الدين و لم يخرجوكم من ديركم

10- آثار مبارزه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 8

8- كفر و ستيزه جويى با دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از عوامل حبط عمل و نابودى اعمال نيك انسان

إنّ الذين كفروا و . .. و سيحبط أعملهم

11- آثار مبارزه با مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 2

2 - ملاك ممنوعيت رابطه نيك با كافران ، ستيز و جنگ آنان با دين و دينداران است ; نه صرف كافر بودن ايشان .

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقتلوكم فى الدين و لم يخرجوكم من ديركم

12- آثار مبارزه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 71 - 5

5- دفاع از حق و حركت بر مدار توحيد در برابر حق ستيزان و مشركان ، امداد و نصرت الهى را در پى خواهد داشت .

و أرادوا به كيدًا . .. و نجّينه و لوطًا إلى الأرض التى بركنا فيها

13- آرزوى امكانات مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 80 - 6

6- آرزوى برخوردار بودن از نيرو و امكانات براى مبارزه با تباهى ها و تبه كاران ، آرزويى روا و پسنديده است .

لو أن لى بكم قوّة أو ءاوى إلى ركن شديد

14- ابزار مبارزه انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 27 - 3

3 - كلام ، ابزار پيامبران براى مبارزه با منحرفان و سركشان بوده است .

واحلل عقدة من لسانى

15- ابزار مبارزه با حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 7

7 - همه امت ها با حربه باطل ، به جدال و ستيزه با حق بر خاستتد تا آن را از بين ببرند .

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. و جدلوا بالبطل ليدحضوا به الحقّ

«إدحاض» به معناى ابطال و از بين بردن است.

16- ابزار مبارزه با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار مبارزه گسترده فرهنگى و تبليغى با جريان كفر و شرك ، با محور قرار دادن قرآن

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

مرجع ضمير «به» به قرينه مقام (يعنى، آيه قبل كه از انذار رسول به مردمان سخن گفته است) قرآن كريم است و آمدن مفعول مطق (جهاداً) و توصيف آن به «كبيراً»، بيانگر گستردگى و بزرگى اين جهاد مى باشد.

17- ابزار مبارزه با ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 8

8 - هنر شعر ، از ابزار كارآمد مبارزه با ظلم و ستمگران و حمايت از مظلومان

و انتصروا من بعد ما ظلموا

18- ابزار مبارزه با كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار مبارزه گسترده فرهنگى و تبليغى با جريان كفر و شرك ، با محور قرار دادن قرآن

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

مرجع ضمير «به» به قرينه مقام (يعنى، آيه قبل كه از انذار رسول به مردمان سخن گفته است) قرآن كريم است و آمدن مفعول مطق (جهاداً) و توصيف آن به «كبيراً»، بيانگر گستردگى و بزرگى اين جهاد مى باشد.

19- ابزار مبارزه با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 58 - 1

1 - فرعون براى مقابله با موسى ( ع ) به وسيله سحر مصمم شد .

فلنأتيّنك بسحر مثله

«لنأتينّك» حاوى لام تأكيد و نون تأكيد ثقليه است و بر اعلان تصميم قطعى فرعون براى مقابله با موسى(ع) دلالت مى كند.

20- ابزار مبارزه با نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 4

4 - دفاع از عقايد مذهبى و شرك آميز مردم ، از حيله ها و نيرنگ هاى صاحبان زر و زور ، براى مبارزه با دعوت توحيدى نوح ( ع )

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

21- اجتناب از مبارزه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 45 - 5

5 - توصيه شدن مشركان صدراسلام مبنى بر اين كه با مطالعه در سرنوشت اقوام و ستمگران هلاك شده كذشته و مشاهده آثار به جا مانده از شهر ها و بلاد خراب شده آنان ، درس عبرت بگيرند و از مخالفت و مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) دست بردارند .

فكأين من قرية . .. و قصر مشيد

22- استقامت در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 7

7 - اذعان به مالكيت خدا بر زمين و نفوذ مشيت او ، زمينه ساز مقاومت در برابر دشمنان دين است .

استعينوا باللّه و اصبروا إن الأرض للّه يورثها من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 121 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به آن حضرت ، موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )

إنا عملون

23- اصول مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 15

15 - ارزيابى درست و جمع آورى قوا و تصميم گيرى قاطع و به موقع ، از اصول مبارزه است .

فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إلىّ و لا تنظرون

24- اصول مبارزه با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 35

35- رازدارى مؤمنان ، از اصول مهّم امنيّتى و حفاظتى در برابر دشمنان

و لايشعرنّ بكم أحدًا

25- اقسام مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 11

11 - لزوم مبارزه منفى با استهزاگران آيات الهى و كفرورزان به آن

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم حتّى

26- اولويت در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 10 - 7

7 - مبارزه با ظلم و احياى عدالت ، داراى اولويت نخست در مبارزه اجتماعى و در رأس مسائلى كه رهبران الهى بايد به آن بپردازند .

و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظلمين

27- اهداف مبارزه شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 2

2 - قرار داده شدن شياطين در برابر انبيا داراى فلسفه و جهت و به منظور تأمين اهدافى معين است.

و كذلك جعلنا . .. و لتصغى إليه أفئدة الذين

جمله «لتصغى إليه» عطف به مقدر است; لذا معنى چنين مى شود: «جعلنا . .. لغايات و لتصغى إليه».

28- اهميت ارزيابى در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 15

15 - ارزيابى درست و جمع آورى قوا و تصميم گيرى قاطع و به موقع ، از اصول مبارزه است .

فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إلىّ و لا تنظرون

29- اهميت تصميم گيرى در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 15

15 - ارزيابى درست و جمع آورى قوا و تصميم گيرى قاطع و به موقع ، از اصول مبارزه است .

فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إلىّ و لا تنظرون

30- اهميت مبارزه با انحراف اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 12 - 7

7 - لزوم مبارزه با سردمداران فسق و انحرافات جامعه

إلى فرعون و قومه إنّهم كانوا قومًا فسقين

«إنّهم كانوا. ..» در مقام تعليل است و هر كجا علت پيدا شد، احكام و پى آمدهاى آن نيز جارى خواهد گشت.

31- اهميت مبارزه با انحرافات عقيدتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 6

6 - لزوم ناديده گرفتن پيوند خويشاوندى ، در دفاع از اصول دين و مبارزه با انحرافات عقيدتى

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

32- اهميت مبارزه با بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 8

8- صالح ( ع ) ، موظف به ابلاغ توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستى بود .

إن كنت على بيّنة من ربى . .. فمن ينصرنى من الله إن عصيته

جمله «إن عصيته» (اگر خداوند را نافرمانى كنم) مى رساند كه جمله اى همانند «و أمرنى بإبلاغ رسالاته» قبل از «فمن ينصرنى» در تقدير است. بر اين اساس، حاصل معناى «إن كنت ...» چنين مى شود: [شما خود قضاوت كنيد] اگر من پيامبر باشم و خداوند مرا به ابلاغ رسالتهايى فرمان داده باشد، اگر نافرمانى كنم و به ابلاغ رسالتهاى الهى همّت نگمارم، چه كسى مرا از عقوبت هاى الهى نجات خواهد داد؟

33- اهميت مبارزه با خرافات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 143 - 3

3 - لزوم زدودن شبهات و مبارزه با خرافات، از طريق تبيين و توضيح كامل

ثمنية ازوج من الضأن اثنين

ذكر تفصيلى مصاديق هشتگانه چهارپايان با ترسيم صورتهاى گوناگون آن شايد به منظور قلع شبهه و تخريب كامل بنيان آن باشد.

34- اهميت مبارزه با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 8

8 - لزوم شناسايى دشمنان و تجهيز براى مقابله با آنان

إنّ الشيطن لكم عدوّ فاتّخذوه عدوًّا

هشدار به دشمنى شيطان نسبت به انسان و فرمان به دشمن گرفتن وى، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

35- اهميت مبارزه با رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 38 - 6

6 - لزوم هدف قرار دادن مركز اصلى قدرت كفر ، براى اصلاح توده ها *

و فى موسى إذ أرسلنه إلى فرعون

موسى(ع) مأموريت يافته بود تا مستقيماً با فرعون روبه رو شود و او را از كفر و حق ستيزى باز دارد و خداوند اين حقيقت رابراى ما بازگو كرده است از اين نكته مطلب ياد شده احتمال مى رود.

36- اهميت مبارزه با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 93 - 6

6 - لزوم مبارزه با بت پرستى و از بين بردن مظاهر شرك همچون بت ها

فراغ عليهم ضربًا باليمين

37- اهميت مبارزه با طغيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 80 - 11

11- مبارزه با عوامل گسترش كفر و سركشى و جلوگيرى از رشد آنها لازم است .

فخشينا أن يرهقهما طغينًا و كفرًا

گرچه كار خضر(ع) عملى مستند به غيب و با اطلاع از اسرار بوده است، ولى حاكى از ضرورت جلوگيرى از رشد و گسترش كفر و از بين بردن عوامل آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 17 - 4

4 - لزوم مبارزه با طغيان گرى و رويارويى با ريشه هاى اصلى آن

اذهب . .. إنّه طغى

38- اهميت مبارزه با طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 24 - 7

7 - مبارزه با طغيان و طغيان گران و رويارويى با ريشه هاى اصلى آن ، لازم است .

اذهب . .. إنّه طغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 43 - 5،6

5 - مبارزه با طغيان گرى از برجسته ترين برنامه هاى پيامبران

اذهبا . .. إنّه طغى

6 - لزوم مبارزه با طغيان گران و از ميان بردن ريشه هاى اصلى طغيان

اذهبا . .. إنّه طغى

39- اهميت مبارزه با ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 9

9- پرداختن حكومت هاى الهى به مبارزه با ظلم و نيز تلاش براى سبك بار ساختن مقررات اجتماعى مؤمنان ، امرى لازم است .

قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن ... سنقول له من أمرنا يسرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 10 - 7

7 - مبارزه با ظلم و احياى عدالت ، داراى اولويت نخست در مبارزه اجتماعى و در رأس مسائلى كه رهبران الهى بايد به آن بپردازند .

و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظلمين

40- اهميت مبارزه با عوامل فساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 3

3 - جهت گيرى مبارزه با گمراهى و فساد ، نخست بايد متوجه كانون هاى اصلى آن باشد .

و لقد أرسلنا موسى بايتنا إلى فرعون و ملإيه

از اين كه موسى(ع)، فرعون و درباريان وى را مخاطب اوليه خويش قرار داد، مطلب بالا استفاده مى شود.

41- اهميت مبارزه با عوامل گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 3

3 - جهت گيرى مبارزه با گمراهى و فساد ، نخست بايد متوجه كانون هاى اصلى آن باشد .

و لقد أرسلنا موسى بايتنا إلى فرعون و ملإيه

از اين كه موسى(ع)، فرعون و درباريان وى را مخاطب اوليه خويش قرار داد، مطلب بالا استفاده مى شود.

42- اهميت مبارزه با فساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 121 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به آن حضرت ، موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )

إنا عملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 15 - 7

7 - لزوم كار بنيادى ، در ترويج دين و تشكيل امت اسلامى و ضرورت مبارزه با عوامل اصلى كفر و فساد اجتماعى

كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً

43- اهميت مبارزه با فسق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 12 - 7

7 - لزوم مبارزه با سردمداران فسق و انحرافات جامعه

إلى فرعون و قومه إنّهم كانوا قومًا فسقين

«إنّهم كانوا. ..» در مقام تعليل است و هر كجا علت پيدا شد، احكام و پى آمدهاى آن نيز جارى خواهد گشت.

44- اهميت مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 19

19- امت اسلامى ، موظّف به نبرد بى امان با جبهه كفر تا فرونشاندن شعله هاى شرارت آنان

فشدّوا الوثاق . .. حتّى تضع الحرب أوزارها

خطاب آيه، مى تواند به امت اسلامى در همه زمان ها باشد; يعنى، هرگاه جبهه كفر با اسلام به ستيز برخاست، مسلمانان موظف اند تا مرحله خلع سلاح جبهه كفر به مبارزه ادامه دهند. اين مطلب از ملاك هايى كه آيه به دست داده است (أثخنتموهم ... تضع الحرب) استفاده مى شود.

45- اهميت مبارزه با كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 80 - 11

11- مبارزه با عوامل گسترش كفر و سركشى و جلوگيرى از رشد آنها لازم است .

فخشينا أن يرهقهما طغينًا و كفرًا

گرچه كار خضر(ع) عملى مستند به غيب و با اطلاع از اسرار بوده است، ولى حاكى از ضرورت جلوگيرى از رشد و گسترش كفر و از بين بردن عوامل آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 15 - 7

7 - لزوم كار بنيادى ، در ترويج دين و تشكيل امت اسلامى و ضرورت مبارزه با عوامل اصلى كفر و فساد اجتماعى

كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً

46- اهميت مبارزه با گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 21

21 - مسؤولان جوامع دينى بايد نسبت به عقايد دينى مردم حساس بوده و در طريق مبارزه با منحرفان و عوامل انحراف كوتاهى نكنند .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

47- اهميت مبارزه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 6

6 - ضرورت مبارزه قاطع و بدون كمترين تعلل با حاكميت شرك و مشركان

فلنأتينّهم بجنود . .. و هم صغرون

از سياق آيات استفاده مى شود كه هدف اصلى سليمان، مبارزه با حاكميت شرك و مشركان بوده است. به همين خاطر هديه آنها را نمى پذيرد و قاطعانه اعلام جنگ مى كند و حاكمان مشرك را به تبعيد، آوارگى، ذلت و خوارى تهديد مى نمايد. روش سليمان(ع) به عنوان پيامبر الهى، الگويى است كه بايد از آن سرمشق گرفت.

48- اهميت مبارزه با مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 80 - 5

5- لزوم مبارزه با مفسدان و تبه كاران

لو أن لى بكم قوّة

49- برهان در مبارزه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 5

5- برخورد و مبارزه ابراهيم ( ع ) با بت پرستان و مشركان ، متكى بر استدلال و برهان بود .

قال ما هذه التماثيل . .. قال بل ربّكم ... فطرهنّ

50- بسيج نيروها در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 15

15 - ارزيابى درست و جمع آورى قوا و تصميم گيرى قاطع و به موقع ، از اصول مبارزه است .

فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إلىّ و لا تنظرون

51- پاداش مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 8

8 - دستيابى به مواهب آخرت ، پيامد جهاد و مبارزه در راه خدا

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا بالاخرة

52- پشيمانى از مبارزه با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 51 - 10

10 - اظهار ندامت ساحران ، از قرار دادن دانش خويش در خدمت فرعون ، براى مبارزه با موسى ( ع )

إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا خطي-نا

كلمه «خطايانا» مى تواند اشاره به اقدامى باشد كه ساحران در خدمت نظام فرعونى، براى مبارزه با حق انجام داده اند.

53- تداوم مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 21 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه اى مستمر و حساب شده بود .

إنّه فكّر و قدّر . .. ثمّ نظر

54- تداوم مبارزه با متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 9 - 7

7 - لزوم ادامه جنگ با متجاوز ، تا مرحله تسليم وى در برابر امر الهى و گردن نهادن به صلح

فقتلوا الّتى تبغى حتّى تفىء إلى أمر اللّه

55- تداوم مبارزه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 21 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه اى مستمر و حساب شده بود .

إنّه فكّر و قدّر . .. ثمّ نظر

56- تداوم مبارزه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 21 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه اى مستمر و حساب شده بود .

إنّه فكّر و قدّر . .. ثمّ نظر

57- ترك مبارزه با اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 1،2

1 - خداوند ، كافران ستيزه گر عصر بعثت را به ترك مبارزه عليه اسلام و مسلمانان فراخواند .

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم

انتهاء به معناى پذيرش نهى است ; يعنى انجام ندادن كارى بر اثر نهى شدن از آن. بنابراين با توجه به اينكه متعلق «ينتهوا» شرارتهاى كافران عليه مسلمانان است، جمله «ان ينتهوا» دلالت مى كند كه خداوند كافران را از تعرض به مسلمانان نهى كرده است.

2 - به كافران ستيزه گر عصر بعثت ابلاغ شد در صورت ترك مخاصمه عليه اسلام ، از خطا هاى گذشته آنها چشمپوشى خواهد شد .

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم ما قد سلف

درباره متعلق «إن ينتهوا» دو نظر ابراز شده است: يكى كفر و ديگرى اعمالى كه در آيه 36 مطرح شد ; يعنى سرمايه گذاريها و شرارتهاى عليه اسلام. جمله «إن يعودوا» نظر دوم را تقويت مى كند. گفتنى است بر اين مبنا مراد از «يغفر لهم ... » انتقام نگرفتن از شرارتهاى گذشته كافران است.

58- ترك مبارزه با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 4

4 - خير و صلاح انسان ها در پرهيز از ستيزه جويى با خدا و رسول او

و إن تنتهوا فهو خير لكم

59- ترك مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 6

6 - لزوم ترك مبارزه با كافران در صورت دست برداشتن از فتنه انگيزى عليه اسلام و ايجاد مزاحمت براى گسترش دين خدا

فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير

متعلق «انتهوا» به قرينه فرازهاى پيشين، فتنه انگيزى و جلوگيرى از حاكميت يافتن دين الهى است.

60- ترك مبارزه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 4

4 - خير و صلاح انسان ها در پرهيز از ستيزه جويى با خدا و رسول او

و إن تنتهوا فهو خير لكم

61- تسبيح خدا در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 10

10 - تسبيح و حمد مداوم پروردگار ، از راه هاى مقابله مؤمنان با تبليغات كافران عليه خدا و دين

فاصبر على ما يقولون و سبّح

62- تعديل احساسات در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 18

18 - ضرورت كنترل احساسات در برخورد با دشمنان تا فراهم شدن شرايط لازم

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره

63- تعقل در روش مبارزه دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 1،2

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به انديشه و تحليل در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و رسالت آن حضرت ، فراخواند

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

2 - ضرورت انديشه در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و تحليل عميق آن براى رهبران جامعه اسلامى

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

64- تعقل در روش مبارزه دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 1،2

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به انديشه و تحليل در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و رسالت آن حضرت ، فراخواند

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

2 - ضرورت انديشه در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و تحليل عميق آن براى رهبران جامعه اسلامى

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

65- تعقل در روش مبارزه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 1،2،3

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به انديشه و تحليل در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و رسالت آن حضرت ، فراخواند

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

2 - ضرورت انديشه در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و تحليل عميق آن براى رهبران جامعه اسلامى

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

3 - كيفيت موضع گيرى و شيوه هاى مبارزاتى سران كفر و شرك عليه قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى شگفت آور و در خور تأمل و انديشيدن

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

«كيف» اسم استفهام است; ولى در اين آيه براى بيان تعجب به كار رفته است، نه استفهام حقيقى.

66- تعقل در روش مبارزه رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 1،2،3

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به انديشه و تحليل در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و رسالت آن حضرت ، فراخواند

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

2 - ضرورت انديشه در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و تحليل عميق آن براى رهبران جامعه اسلامى

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

3 - كيفيت موضع گيرى و شيوه هاى مبارزاتى سران كفر و شرك عليه قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى شگفت آور و در خور تأمل و انديشيدن

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

«كيف» اسم استفهام است; ولى در اين آيه براى بيان تعجب به كار رفته است، نه استفهام حقيقى.

67- تقوا در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 11

11 - لزوم رعايت تقوا و توجه به حدود الهى ، حتى در مبارزه با كافران

قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة و اعلموا أن اللّه مع المتقين

68- تهيه ابزار مبارزه با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 60 - 2،5،6

2 - فرعون ، پس از تعيين زمان رويارويى با موسى ( ع ) ، بى درنگ و بدون از دست دادن فرصت ، به تهيه و تدارك مقدمات لازم براى مقابله پرداخت .

موعدكم يوم الزينة . .. فتولّى فرعون فجمع

«فاء» در «فتولّى» و «فجمع» براى بيان ترتيب كار و اتصال است; يعنى، فرعون به مجرد پايان مذاكره و مواعده با موسى(ع)، به تدارك مكر و جمع آورى آن پرداخت و هيچ فرصتى را از دست نداد.

5 - فرعون ، از فرصت كافى براى تدارك سِحر و امكانات ديگر جهت مقابله با موسى ( ع ) برخوردار بود .

فجمع كيده ثمّ أتى

«ثمّ» براى بيان تراخى است. ممكن است اين تراخى، زمانى باشد; يعنى، پس از جمع آورى مكرها، مدتى تا رسيدن روز موعود فاصله شد و سپس آن روز فرا رسيد. براين اساس بايد گفت: فرعون فرصتى كامل براى كسب آمادگى داشت.

6 - فرعون پس از گردآورى امكانات و حيله هاى خويش ، در ميعادگاه خود با موسى ( ع ) حاضر گرديد .

موعدكم يوم الزينة . .. فجمع كيده ثمّ أتى

69- جرم مبارزه با اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 4

4 - مؤاخذه كفار به جرم مبارزه با اسلام ، پيش از ارائه معارف الهى قرآن به آنان و تمام شدن حجت بر ايشان ، ممنوع است .

و خذوهم و احصروهم . .. و إن أحد من المشركين استجارك فأجره حتى يسمع كلم اللّه

70- حتميت كيفر مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 3

3 - كفر و مبارزه با قرآن ، داراى كيفرى حتمى و غير قابل چشم پوشى

فلنذيقنّ الذين كفروا عذابًا شديدًا و لنجزينّهم

تأكيد فعل هاى «نذيق» و «نجزى» به لام و نون ثقيله، مفيد برداشت ياد شده است.

71- حمد خدا در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 10

10 - تسبيح و حمد مداوم پروردگار ، از راه هاى مقابله مؤمنان با تبليغات كافران عليه خدا و دين

فاصبر على ما يقولون و سبّح

72- دعا در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 13

13 - لزوم توأم بودن مبارزه ( برائت از كافران معاند ) ، با دعا و استغفار به درگاه خداوند

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا. .. ربّنا عليك توكلنا... ربّنا لاتجعلنا

73- دعوت به مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران و مشركان معاند را به مقابله فرا خواند و به شكست ذلت بار ( چون شكست روز بدر ) تهديد كرد .

من يأتيه عذاب يخزيه

بيشتر مفسران بر اين ديدگاه اند كه مقصود از عذاب خواركننده در دنيا، شكست كافران و مشركان معاند در جنگ ها (همچون جنگ بدر) است.

74- روز مبارزه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 15

15 - متهم كردن رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به سحر و ساحرى ، از حربه هاى تبليغاتى بنى اسرائيل عليه آن حضرت

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

75- روش مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 18،20،21

18 - ضرورت كنترل احساسات در برخورد با دشمنان تا فراهم شدن شرايط لازم

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره

20 - ناديده گرفتن توطئه دشمنان و گذشت كردن از آزار هاى ايشان ، مرحله ى تاكتيكى در مبارزه با آنان است .

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره

21 - لزوم برخورد مرحله به مرحله با دشمنان توطئه گر

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 5

5 - اعلام شكست قريب الوقوع كافران ، از روش هاى قرآن براى تضعيف روحيه دشمن

قل للّذين كفروا ستغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 9

9 - بهره گيرى از عمليّات فريب نيرويى ، عاملى مؤثر در پيروزى

يرونهم مثليهم رأىَ العين

برآورد نادرست مشركان از نيروهاى مسلمانان، موجب شكست آنها در جنگ بدر شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 11

11 - لزوم بستن راه بهره بردارى دشمن از فرصت ها ، با هوشيارى و احتى اط بيشتر

و ليأخذوا اسلحتهم . .. و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 18

18 - اهل ايمان ، وظيفه دار شناسايى ، طراحى و به كارگيرى شيوه هاى مناسب براى دستيابى به پيروزى بر دشمنان

ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 13

13 - لزوم توأم بودن مبارزه ( برائت از كافران معاند ) ، با دعا و استغفار به درگاه خداوند

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا. .. ربّنا عليك توكلنا... ربّنا لاتجعلنا

76- روش مبارزه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 64 - 6

6- ابراهيم ( ع ) براى مبارزه با بت پرستى و اثبات توحيد ، از هنر نمايش استفاده كرد .

فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم . .. قال بل فعله كبيرهم هذا فسلوهم ... فقالوا إنّك

77- روش مبارزه با آفات كشاورزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 47 - 9

9- غلات با نگهدارى در خوشه ها و غلاف هاى آن ، مصونيت بيشترى را در مقابل آفات خواهند يافت .

فما حصدتم فذروه فى سنبله

78- روش مبارزه با اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 9

9 - ادعاى عدم نزول وحى، به دروغ مدعى نبوت شدن و ادعاى آوردن مانند براى قرآن، از روشهاى مخالفان براى مبارزه با اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود.

ما أنزل الله على بشر . .. افترى على الله كذبا أو قال أوحى إلىّ ... سأنزل مثل ما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 4

4 - توبيخ و سرزنش به جهت اعتقادات دينى ، از روش هاى كافران در مبارزه با اسلام

يقول أءنّك لمن المصدّقين

فعل مضارع «يقول» - كه بر استمرار دلالت دارد - گوياى اين حقيقت است كه توبيخ و سرزنش كردن، كار هميشگى كافران در برخورد با مؤمنان است.

79- روش مبارزه با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 30 - 3

3 - تمسخر و استهزا ، از روش هاى مبارزاتى و حربه هاى تبليغى كافران عليه رسولان الهى بود .

يحسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون

80- روش مبارزه با انحراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 60 - 10

10 - ضرورت ارائه روش هاى صحيح ، قبل از نقد و بازدارى از روش هاى انحرافى

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول . .. يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغ

81- روش مبارزه با انحراف جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 71 - 6

6- مبارزه با انحرافات جنسى و راه هاى نامشروع ارضاى غرايز ، بايد توأم با ارائه راه حل عملى و مشروع و فراهم آوردن زمينه

هاى ارضاى طبيعى غرايز باشد .

قال هؤلاء بناتى إن كنتم فعلين

82- روش مبارزه با باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 81 - 4،8

4- معرفى حق و ارائه ارزش هاى واقعى ، راه مبارزه با ضد ارزش ها و جريان هاى باطل

و قل جاء الحقّ و زهق البطل

از تقدم «جاء الحق» مى توان استفاده كرد كه باطل در پرتو ظهور حق، رنگ مى بازد و در صورتى كه راه صحيح و حق ارائه نگردد، باطل همچنان ميدان دار خواهد بود.

8- تبليغ و اعلان ناپايدارى و شكست پذيرى جريان باطل ، روشى براى بازداشتن مردم از روى كرد به باطل و تلاشى جهت مبارزه با آن

و قل جاء الحقّ و زهق البطل إن البطل كان زهوقًا

تعليل شكست قطعى باطل، به اينكه ماهيت باطل شكست پذير است، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

83- روش مبارزه با جهل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 19

19- ايجاد مصونيت و مقاومت روحى در مؤمنان ، شايسته ترين شيوه براى مقابله با هجوم كفر و جهل *

فى قلوبهم الحميّة . .. و ألزمهم كلمة التقوى و كانوا أحقّ بها و أهلها

خداوند، در قبال خشم و تعصب جاهلى مشركان، در مؤمنان روح آرامش و مقاومت را تقويت كرده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه در تعارض قواى كفر و ايمان، شايسته ترين و ممكن ترين راه، ايجاد مصونيت و مقاومت در جبهه مؤمنان است.

84- روش مبارزه با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 12

12 - ايجاد اميد در دل جامعه و بى تأثير جلوه دادن تبليغات بدخواهان و ضعيف نشان دادن آنان ، شيوه اى مؤثر در جنگ روانى

إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لاتحسبوه شرًّا لكم بل هو خير لكم

برداشت فوق از آنجاست كه آيه شريفه درصدد افشاگرى و خنثى سازى توطئه دشمنان و بدخواهان و نيز دلدارى به مؤمنان است.

85- روش مبارزه با دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 14

14- اخطار و هشدار به سرنوشت شوم كافرانِ دنياطلب ، روشى براى بازداشتن از كفر و دنياطلبى

ربما يودّ الذين كفروا . .. ذرهم يأكلوا و ... فسوف يعلمون

86- روش مبارزه با دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 4

4 - داستان هاى خرافى و سرگرمى هاى واهى ، ابزار كافران براى مبارزه با دين بود .

و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه

87- روش مبارزه با رسوم باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 6

6- محدود كردن آزادى انسان ها و فروپاشاندن عقايد و رسوم آنان ، بايد متكى به دليل و برهانى روشن باشد .

أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى

88- روش مبارزه با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 2

2 - ابراهيم(ع) در مقام مجادله و براى ابطال عقايد شرك آميز قوم خويش تظاهر به خورشيدپرستى كرد.

فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 25 - 5

5 - تبليغ دين و دفاع صريح و قاطعانه از مواضع عقيدتى خود در محيط خفقان آور و پرخطر كفر و شرك ، بايد پس از طى مراحلى چون دفاع غيرمستقيم و برخورد دلسوزانه با مخالفان و . . . انجام گيرد .

قال يقوم اتّبعوا المرسلين . .. و مالى لا أعبد الذى فطرنى ... ءأتّخذ من دونه ءال

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنّى آمنت بربّكم. ..» - كه آخرين كلام مؤمن انطاكيه با مردم است - در مقام

نتيجه گيرى و بيان هدف نهايى او از مجموعه سخنانى است كه در ضمن پنج آيه پيش بيان شده است. بدين صورت كه او در ابتدا سخن خود را با لحنى خيرخواهانه و نرم آغاز كرد و در پايان با زبان صريح و قاطعانه، مواضع عقيدتى خود را اظهار داشت.

89- روش مبارزه با ضد ارزش ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 81 - 4

4- معرفى حق و ارائه ارزش هاى واقعى ، راه مبارزه با ضد ارزش ها و جريان هاى باطل

و قل جاء الحقّ و زهق البطل

از تقدم «جاء الحق» مى توان استفاده كرد كه باطل در پرتو ظهور حق، رنگ مى بازد و در صورتى كه راه صحيح و حق ارائه نگردد، باطل همچنان ميدان دار خواهد بود.

90- روش مبارزه با طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 24 - 4

4 - فراهم سازى مقدمات لازم در مواجهه با طغيان گران حاكم ، امرى ضرورى است .

ءاية أُخرى . .. اذهب إلى فرعون إنّه طغى

91- روش مبارزه با ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 8

8 - تبليغ و بدگويى آشكار ، از روش هاى مجاز براى مبارزه عليه ظلم و ظالم است .

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم

92- روش مبارزه با ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 16 - 2

2 - لزوم متوجه ساختن پيكان مبارزه به سمت كانون هاى اصلى فساد و ستم در جامعه .

أن ائت القوم الظلمين . .. فأتيا فرعون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه موسى و هارون(ع) در مرحله نخست، موظف شدند براى مبارزه با ستم، به

سراغ فرعون بروند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 20 - 4

4- انسان بى اتكا به پروردگار ، ناتوان از مبارزه با ظلم و كفر

و إنّى عذت بربّى و ربّكم

موسى(ع) با اين كه در سير دعوت به توحيد و رهايى بندگان براى رفع استثمار و ترويج توحيد، از «سلطان مبين» برخوردار بود; با اين حال خويش را در برابر هجوم دشمنان نيازمند به حمايت و امداد پروردگار مى ديد.

93- روش مبارزه با عصيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 27 - 3

3 - كلام ، ابزار پيامبران براى مبارزه با منحرفان و سركشان بوده است .

واحلل عقدة من لسانى

94- روش مبارزه با عقيده باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 6

6- محدود كردن آزادى انسان ها و فروپاشاندن عقايد و رسوم آنان ، بايد متكى به دليل و برهانى روشن باشد .

أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 96 - 5،6

5 - شكستن ابّهت و تقدس عقايد باطل و خرافى ، نخستين گام در مبارزه با آن عقايد

فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... و اللّه خلقكم و ما تعملون

6 - لزوم همراه كردن منطق و دليل ، با مبارزه عملى براى نابودى عقايد باطل و خرافى

فراغ عليهم ضربًا باليمين . .. قال أتعبدون

برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه ابراهيم(ع) به دو نوع مبارزه عليه شرك دست زد: 1- شكستن بت ها، 2- گفتوگوى خردبرانگيز با مشركان درباره آيين شرك.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 7

7 - زير سؤال بردن عقايد باطل و ضد منطق ، روش قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مبارزه با آنها

فاستفتهم ألربّك البنات و لهم البنون . .. أم لكم سلطن مبين . فأتوا بكتبكم إن كن

95- روش مبارزه با غير مسلمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 11

11 - بهره گيرى از تمام شيوه هاى ممكن ( كشتن ، اسير كردن ، محاصره نمودن و كمين زدن ) به منظور وادار كردن جوامع غير مسلمان به پذيرش آيين اسلام ، در پى اتمام حجت و دادن فرصت كافى به آنان ، بلامانع است .

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

96- روش مبارزه با فساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 7

7 - مبارزه با علل و زمينه هاى گناه ، از روش هاى قرآن در مبارزه با مفاسد

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 28،31

28 - ضرورت به كارگيرى روش ها و تدبير هاى لازم براى پيشگيرى از مفاسد و گناه ، قبل از تحقق آن

و الّتى تخافون نشوزهنّ

اگر چه آيه در مورد نشوز زنان است، ولى مى توان از آن استنباط كرد كه اهل ايمان بايد قبل از وقوع مفاسد، چاره انديشى كنند.

31 - پند و اندرز ، بى اعتنايى و تنبيه بدنى ، از روش هاى اصلاح رفتار هاى ناهنجار

و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 16 - 2،3

2 - لزوم متوجه ساختن پيكان مبارزه به سمت كانون هاى اصلى فساد و ستم در جامعه .

أن ائت القوم الظلمين . .. فأتيا فرعون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه موسى و هارون(ع) در مرحله نخست، موظف شدند براى مبارزه با ستم، به سراغ فرعون بروند.

3 - مبارزه با عوامل فرعى ، با وجود ريشه هاى فساد ، كارى بى ثمر است .

أن ائت القوم الظلمين . .. فأتيا فرعون

از آن جايى كه نخستين وظيفه موسى(ع) ريشه كن ساختن ظلم از تمامى جامعه بود، اكنون در مرحله عمل موظف شد كه به سراغ فرعون (يعنى ريشه فساد) برود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 3

3 - جهت گيرى مبارزه با گمراهى و فساد ، نخست بايد متوجه كانون هاى اصلى آن باشد .

و لقد أرسلنا موسى بايتنا إلى فرعون و ملإيه

از اين كه موسى(ع)، فرعون و درباريان وى را مخاطب اوليه خويش قرار داد، مطلب بالا استفاده مى شود.

97- روش مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 6

6- مشركان ، در مقابله با قرآن و اعلان موضع روشن در برابر آن ، سرگردان و ناتوان بودند .

بل قالوا أضغث أحلم بل . .. بل هو شاعر

«بل» در آيه شريفه، براى اضراب انتقالى است. اين حرف در مواردى به كار مى رود كه گوينده در صدد بيان نكته اى ديگر بوده و از نكته اول صرف نظر كرده باشد. تكرار اين حرف در يك كلام نشان دهنده اضطراب، ترديد و دو دلى گوينده و يا ناتوانى وى در تصميم گيرى است.

98- روش مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 13

13- اتكا و توكل بر خداوند از رهنمود هاى انبيا براى تقويت جبهه مؤمنان در مقابل ستيزه جويى كافران

و على الله فليتوكّل المؤمنون

اينكه رسولان الهى پس از پاسخ گويى به شبهات مخالفان، اعلام مى كنند كه مؤمنان بايد بر خداوند اتكا داشته باشند، در واقع رهنمودى است از سوى آنان كه در برابر مخالفان و دشمنان بايد به خدا متكى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 10

10 - تسبيح و حمد مداوم پروردگار ، از راه هاى مقابله مؤمنان با تبليغات كافران عليه خدا و دين

فاصبر على ما يقولون و سبّح

99- روش مبارزه با كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 14

14- اخطار و هشدار به سرنوشت شوم كافرانِ دنياطلب ، روشى براى بازداشتن از كفر و دنياطلبى

ربما يودّ الذين كفروا . .. ذرهم يأكلوا و ... فسوف يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 25 - 5

5 - تبليغ دين و دفاع صريح و قاطعانه از مواضع عقيدتى خود در محيط خفقان آور و پرخطر كفر و شرك ، بايد پس از طى مراحلى چون دفاع غيرمستقيم و برخورد دلسوزانه با مخالفان و . . . انجام گيرد .

قال يقوم اتّبعوا المرسلين . .. و مالى لا أعبد الذى فطرنى ... ءأتّخذ من دونه ءال

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنّى آمنت بربّكم. ..» - كه آخرين كلام مؤمن انطاكيه با مردم است - در مقام نتيجه گيرى و بيان هدف نهايى او از مجموعه سخنانى است كه در ضمن پنج آيه پيش بيان شده است. بدين صورت كه او در ابتدا سخن خود را با لحنى خيرخواهانه و نرم آغاز كرد و در پايان با زبان صريح و قاطعانه، مواضع عقيدتى خود را اظهار داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 20 - 4

4- انسان بى اتكا به پروردگار ، ناتوان از مبارزه با ظلم و كفر

و إنّى عذت بربّى و ربّكم

موسى(ع) با اين كه در سير دعوت به توحيد و رهايى بندگان براى رفع استثمار و ترويج توحيد، از «سلطان مبين» برخوردار بود; با اين حال خويش را در برابر هجوم دشمنان نيازمند به حمايت و امداد پروردگار مى ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 4

4- لزوم توجه مؤمنان به ابعاد حفاظتى در مبارزه خويش عليه كفر

فأسر . .. ليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 19

19- ايجاد مصونيت و مقاومت روحى در مؤمنان ، شايسته ترين شيوه براى مقابله با هجوم كفر و جهل *

فى قلوبهم الحميّة . .. و ألزمهم كلمة التقوى و كانوا أحقّ بها و أهلها

خداوند، در قبال خشم و تعصب جاهلى مشركان، در مؤمنان روح آرامش و مقاومت را تقويت كرده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه در تعارض قواى كفر و ايمان، شايسته ترين و ممكن ترين راه، ايجاد مصونيت و مقاومت در جبهه مؤمنان است.

100- روش مبارزه با گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 27 - 3

3 - كلام ، ابزار پيامبران براى مبارزه با منحرفان و سركشان بوده است .

واحلل عقدة من لسانى

101- روش مبارزه با گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 3

3 - جهت گيرى مبارزه با گمراهى و فساد ، نخست بايد متوجه كانون هاى اصلى آن باشد .

و لقد أرسلنا موسى بايتنا إلى فرعون و ملإيه

از اين كه موسى(ع)، فرعون و درباريان وى را مخاطب اوليه خويش قرار داد، مطلب بالا استفاده مى شود.

102- روش مبارزه با گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 28

28 - ضرورت به كارگيرى روش ها و تدبير هاى لازم براى پيشگيرى از مفاسد و گناه ، قبل از تحقق آن

و الّتى تخافون نشوزهنّ

اگر چه آيه در مورد نشوز زنان است، ولى مى توان از آن استنباط كرد كه اهل ايمان بايد قبل از وقوع مفاسد، چاره انديشى كنند.

103- روش مبارزه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 7

7 - جنون آميز خواندن رفتار و گفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى مبارزه مخالفان با آن حضرت در صدراسلام

و ما صاحبكم بمجنون

104- روش مبارزه با مسكرات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 6

6- مبارزه با مسكرات در اسلام ، به صورت تدريجى و گام به گام بود .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا

با توجه به اينكه اين سوره مكى است و هنوز مسكرات حرام نشده بود، مقابله قرار دادن مسكرات با روزى پسنديده، گامى نخست در راه مبارزه با مسكرات تلقى مى شود.

105- روش مبارزه با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 62 - 7

7 - فرعونيان ، با اتفاق نظر بر لزوم مقابله با موسى ( ع ) ، در باره روش آن اختلاف نظر داشتند . *

فتنزعوا أمرهم . .. و أسرّوا

از فعل «أسرّوا» استفاده مى شود كه طرفين نزاع، خواهان مخفى ماندن گفتوگوهاى خود بودند و آنچه رسماً به مردم اعلام شد - چنانچه مطالب آيه بعد گفته فرعونيان به مردم باشد - گفته مشترك آنان بوده كه به منظور مقابله با موسى(ع) و خنثى سازى فعاليت او، القا شده بود. كلمه «أمرهم» - كه نزاع را در مورد امور فرعونيان قرار داده - تأييدى براين نكته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 22

22 - شكنجه ، كشتار ، تهديد و ارعاب ، از آخرين حربه هاى فرعون براى جلوگيرى از نهضت موسى ( ع ) و بقاى حكومت خويش

فلأقطّعنّ . .. لأصلّبنّكم ... و لتعلمنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 35 - 4،6،8

4 - دروغ و تزوير ، دو حربه فرعون عليه موسى ( ع )

قال . .. إنّ هذا لسحر عليم . يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره

تعبير «يريد أن يخرجكم. ..» دروغى آشكار است; چه اين كه موسى(ع) خواهان خارج ساختن بنى اسرائيل از مصر بود و نه قبطيان. و از سوى ديگر در مجموع كلام وى تزوير و فريبكارى نهفته است چه در گفتن «أرضكم» (سرزمين شما) و چه در تعبير «بسحره» (با جادويش)

6 - مشاوره فرعون با اطرافيان خويش و نظر خواهى از آنان براى مبارزه با موسى ( ع )

فماذا تأمرون

«أمر» (مصدر «تأمرون») به معناى فرمان دادن است. مقصود از آن در اين جا فرمان مشورتى است. بنابراين «چه فرمان مى دهيد»; يعنى، رأيتان چيست.

8 - فرعون ، از چاره انديشى و پيدا كردن راه مبارزه با موسى ( ع ) - به تنهايى - احساس ناتوانى مى كرد .

يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره فماذا تأمرون

مشورت و نظرخواهى فرعون از ديگران - در عين ادعاى خدايى - بيانگر ناتوانى او در مبارزه با موسى(ع) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 36 - 4،5

4 - صلاحديد مشاوران فرعون ، مبارزه با موسى به شيوه اى همسان شيوه خود وى بود و نه زندان و قتل .

قالوا أرجه و أخاه و ابعث فى المدائن حشرين

برداشت ياد شده از آن جا است كه منطق فرعون «لأجعلنّك من المسجونين» بود; ولى مشاوران وى با ديدن معجزات موسى اين راه را نپسنديدند; بلكه در پيش گرفتن راهى منطقى تر و ظاهراً همسان راه موسى را ترجيح دادند.

5 - تدبير مشاوران فرعون ، مبنى بر اعزام اشخاصى به تمام شهر ها و گردآورى نيروى لازم جهت مبارزه با موسى ( ع ) و برادرش

قالوا . .. و ابعث فى المدائن حشرين

«المدائن» جمع محلّى به «ال» و مفيد عموم است; يعنى، همه شهرها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 37 - 1

1 - گردآورى تمامى ساحران كارآزموده و ماهر براى مقابله با معجزات موسى ، طرح مشاوران فرعون بود .

و ابعث فى المدائن حشرين . يأتوك بكلّ سحّار عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 39 - 3

3 - نياز فرعونيان به جلب افكار عمومى ، در مبارزه با موسى ( ع ) و در جهت حفظ منافع خويش

و قيل للناس هل أنتم مجتمعون

106- روش مبارزه با هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 36 - 5

5 - تدبير مشاوران فرعون ، مبنى بر اعزام اشخاصى به تمام شهر ها و گردآورى نيروى لازم جهت مبارزه با موسى ( ع ) و برادرش

قالوا . .. و ابعث فى المدائن حشرين

«المدائن» جمع محلّى به «ال» و مفيد عموم است; يعنى، همه شهرها.

107- روش مبارزه باگوساله پرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 14،15

14 - تراشيدن و تبديل گوساله سامرى به براده ها و خرده فلزهايى بى مصرف و پراكنده ساختن آن در آب دريا ، برنامه موسى ( ع ) در ريشه كن ساختن انحراف گوساله پرستى بنى اسرائيل

لنحرّقنّه

از معانى ذكر شده براى «حرق» و «تحريق»، سوهان كارى كردن و ساييدن است و «تحريق» بر متوالى بودن و شدت بيشتر آن دلالت دارد (لسان العرب). برداشت ياد شده بر مبناى اين معنا استفاده شده است.

15 - مبارزه با زمينه هاى فكرى و عينى شرك و نابود كردن آنها ، شيوه موسى ( ع ) در ستيز با گوساله پرستى بنى اسرائيل

إلهك الذى . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه

سوزاندن گوساله سامرى از چند جهت قابل تأمل است: 1- از جهت نابود كردن و محو ساختن آن از ديدگان مردم تا مبادا دوباره به آن گرايش يابند. 2- اثبات «اله» نبودن آن براى ظاهر بينان، با سوزاندن و خردكردن تنديس زرّين گوسال. جهت اول، جهتى عينى و جهت دوم، جهت فكرى است.

108- روش مبارزه دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 5

5 - تهديد اهل ايمان و ساختن چهره اى ناپسند از راه خدا ، از روش هاى دشمنان دين براى مبارزه با پيامبران و اديان الهى

و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به و تبغونها عوجاً

109- روش مبارزه دشمنان عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 11

11 - اتهام سحر و ساحرى ، از حربه هاى تبليغاتى دشمنان عيسى ( ع ) عليه آن حضرت

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

110- روش مبارزه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 13

13 - سران كفر و شرك ، براى جلوگيرى از نفوذ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و گسترش اسلام ، از شيوه هاى گوناگون تبليغى و سياسى و از راهبرد هاى متنوع و ممكن استفاده مى كردند .

و قالوا أسطيرالأوّلين . .. مالِ هذا الرسول يأكل الطعام ... إن تتّبعون إلاّ رجل

تهمت دروغ پردازى و سحرزدگى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايراد و خرده گيرى از ايشان، حاكى از گوناگونى شيوه ها و راه هاى مبارزه كافران با پيامبر و قرآن است. گفتنى است تعبير «ضربوا لك الأمثال; براى تو مثل ها زده و توصيف ها كرده اند» در آيه بعد، مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 7

7 - سلب آزادى از مردم و ايجاد مانع بر سر راه آگاهى آنان از حقايق الهى ، از شيوه هاى مبارزه سران كفر و شرك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و انطلق الملأمنهم أن امشوا و اصبروا على ءالهتكم

پراكنده كردن توده هاى مردم از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و توصيه به پايدارى بر عقيده خود از سوى سران كفر، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

111- روش مبارزه رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 13

13 - سران كفر و شرك ، براى جلوگيرى از نفوذ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و گسترش اسلام ، از شيوه هاى گوناگون تبليغى و سياسى و از راهبرد هاى متنوع و ممكن استفاده مى كردند .

و قالوا أسطيرالأوّلين . .. مالِ هذا الرسول يأكل الطعام ... إن تتّبعون إلاّ رجل

تهمت دروغ پردازى و سحرزدگى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايراد و خرده گيرى از ايشان، حاكى از گوناگونى شيوه ها و راه هاى مبارزه كافران با پيامبر و قرآن است. گفتنى است تعبير «ضربوا لك الأمثال; براى تو مثل ها زده و توصيف ها كرده اند» در آيه بعد، مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 7

7 - سلب آزادى از مردم و ايجاد مانع بر سر راه آگاهى آنان از حقايق الهى ، از شيوه هاى مبارزه سران كفر و شرك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و انطلق الملأمنهم أن امشوا و اصبروا على ءالهتكم

پراكنده كردن توده هاى مردم از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و توصيه به پايدارى بر عقيده خود از سوى سران كفر، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

112- روش مبارزه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 79 - 4

4 - فرعون ، براى مبارزه با موسى و هارون ( ع ) به سحر و جادو متوسل شد .

و قال فرعون ائتونى بكل سحر عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 60 - 3،4

3 - تهيه و تدارك براى ارائه سِحرى بزرگ در برابر موسى ( ع ) ، از حيله هاى فرعون

فلنأتيّنك بسحر . .. فجمع كيده

4 - فرعون براى مقابله با موسى ( ع ) ، تمامى حيله ها و برنامه هاى خود را جمع آورى كرد و به كار گرفت .

فتولّى فرعون فجمع كيده

«كيد»; يعنى، مكر ورزيدن و چاره انديشيدن (قاموس) و مراد از «جمع كيد»، گردآورى اهل مكر و ابزار آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 22

22 - شكنجه ، كشتار ، تهديد و ارعاب ، از آخرين حربه هاى فرعون براى جلوگيرى از نهضت موسى ( ع ) و بقاى حكومت خويش

فلأقطّعنّ . .. لأصلّبنّكم ... و لتعلمنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 35 - 4

4 - دروغ و تزوير ، دو حربه فرعون عليه موسى ( ع )

قال . .. إنّ هذا لسحر عليم . يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره

تعبير «يريد أن يخرجكم. ..» دروغى آشكار است; چه اين كه موسى(ع) خواهان خارج ساختن بنى اسرائيل از مصر بود و نه قبطيان. و از سوى ديگر در مجموع كلام وى تزوير و فريبكارى نهفته است چه در گفتن «أرضكم» (سرزمين شما) و چه در تعبير «بسحره» (با جادويش)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 24 - 7

7 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع )

فقالوا سحر كذّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 7،9،12

7 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان ، تنها راه پيشگيرى از رواج آيين موسى ، در نگاه فرعون ، هامان و قارون

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه نخستين واكنش فرعون و. .. در برابر ايمان آورندگان به موسى(ع)، قتل پسران آنان بود.

9 - زنده گذاشتن دختران مؤمنان - على رغم كشتار پسران آنان - اقدام بى رحمانه ديگر فرعون ، هامان و قارون عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل بود .

و استحيوا نساءهم

12 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع ) و پيروان او

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه و استحيوا نساءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 26 - 6

6 - كشتن موسى ( ع ) ، راه اصلى مبارزه با رسالت وى و گسترش آيين او ، در نگاه فرعون

و قال فرعون ذرونى أقتل موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 51 - 6

6 - استفاده فرعون از احساسات و عواطف قومى ، در جهت مبارزه با موسى ( ع )

و نادى فرعون فى قومه قال يقوم

به كار رفتن واژه «يا قوم» در تبليغات فرعون، حاكى از بهره گيرى فرعون از احساسات قومى و نژادى مردم مصر (قبطيان) است.

113- روش مبارزه فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 110 - 5

5 - انتخاب روش مبارزه با موسى پس از تصميم به ساحر خواندن وى و تحليل اهداف او ( برچيدن حكومت فرعونى ) ، از مسائل مطرح شده در جلسه مشورتى بزرگان دربار فرعون

فماذا تأمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 26 - 4

4 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان از سوى فرعونيان ، براى جلوگيرى از گسترش دعوت موسى ( ع ) كافى و كارساز نبود .

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و قال فرعون ذرونى أقتل موسى

تصميم شخص فرعون مبنى بر كشتن موسى(ع)، پس از اقدام او و درباريانش به كشتن مؤمنان طرفدار موسى(ع)، گوياى حقيقت ياد شده است.

114- روش مبارزه قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 24 - 7

7 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع )

فقالوا سحر كذّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 7،9،12

7 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان ، تنها راه پيشگيرى از رواج آيين موسى ، در نگاه فرعون ، هامان و قارون

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه نخستين واكنش فرعون و. .. در برابر ايمان آورندگان به موسى(ع)، قتل پسران آنان بود.

9 - زنده گذاشتن دختران مؤمنان - على رغم كشتار پسران آنان - اقدام بى رحمانه ديگر فرعون ، هامان و قارون عليه موسى

( ع ) و بنى اسرائيل بود .

و استحيوا نساءهم

12 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع ) و پيروان او

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه و استحيوا نساءهم

115- روش مبارزه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 6،7

6 - برخورد و مبارزه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن با مخالفان دعوت الهى ( كافران و مشركان ) ، متكى بر منطق و استدلال بود .

فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

7 - زير سؤال بردن عقايد باطل و ضد منطق ، روش قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مبارزه با آنها

فاستفتهم ألربّك البنات و لهم البنون . .. أم لكم سلطن مبين . فأتوا بكتبكم إن كن

116- روش مبارزه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 3

3 - ممانعت از ورود مسلمانان به مساجد و تلاش براى تخريب آنها ، از روش هاى مبارزاتى كفرپيشگان عليه اسلام و مسلمين

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه و سعى فى خرابها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 4

4 - اتهام سحر، وسيله اى براى مبارزه كافران با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات الهى

لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 4

4 - استهزاى وعيدها و تهديدهاى پيامبران الهى، از شيوه هاى مبارزه كافران با انبيا در طول تاريخ

و لقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به

بنابراين كه مقصود از «ما كانوا به يستهزءون»، عذاب موعود الهى باشد كه در محتواى پيامهاى انبيا(ع) ذكر مى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 10

10 - افسانه خواندن قرآن، از شيوه هاى مبارزه كافران و مشركان با اسلام

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 11

11- استفاده از تهمت و شخصيت شكنى ، از روش هاى مبارزه كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم او

إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 3،6

3 - تهمت و افترا ، ابزار و شيوه هاى مبارزه كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه و أعانه عليه قوم ءاخرون

6 - تهمت و افترا زدن كافران به گناهى كه تنها خود مرتكب آن بودند ، از شيوه هاى آنان در مبارزه ، عليه پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . .. فقد جاءو ظلمًا و زورًا

برداشت ياد شده از آن جا استفاده مى شود كه كافران، پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را متهم به دروغ گويى مى كردند; در حالى كه خود، دروغ پرداز بودند و به دروغ و به ناحق، قرآن را ساخته و پرداخته آن حضرت مى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 12

12 - تهمت سحر زدگى ، آخرين توجيه و حربه سران كفر و شرك عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الظلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

سران كفر و شرك، به ترتيب چند تهمت و افترا را عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح كردند كه اولين آن، تهمت دروغ گويى به آن حضرت و خدشه در اصالت وحى بود. آخرين آن نيز تهمت سحرزدگى به ايشان بود. در تاريخ آمده است كه گويندگان اين سخن عتبة بن ربيعه، ابوسفيان و ... بوده اند كه از سران شرك و كفر به شمار مى آمدند. بنابراين آنچه در تاريخ آمده، مؤيد ديگرى براى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 1

1 - كافران ، با استفاده از مثل هاى باطل و ترسيم غير واقعى چهره پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مبارزه عليه اسلام برخاسته بودند .

الذين كفروا . .. و لايأتونك بمثل

«مَثَل» هم به معناى «حجت» و «حديث» (سخنانى در باره اثبات چيزى) و هم به معناى «صفت» (توصيف چيزى) آمده است (قاموس المحيط). مقصود از آن در آيه شريفه، مجموعه سخنانى است كه كافران در توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و به منظور خدشه داركردن چهره منور آن حضرت مى گفتند كه در آيات فوق از آنها ياد شده است. گفتنى است قيد باطل بودن مثل ها، از قرينه مقابله جمله «لايأتونك بمثل» و جمله «إلاّ جئناك بالحقّ» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 11

11 - اتهام ياوه سرايى ، حربه كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان بود .

ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون

باطل، در اصل، به معناى «بى ثبات و بى ريشه» است. گاهى، درباره كسى به كار برده مى شود كه مطلبى عارى از حقيقت بگويد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 30 - 3

3 - تمسخر و استهزا ، از روش هاى مبارزاتى و حربه هاى تبليغى كافران عليه رسولان الهى بود .

يحسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 8

8 - ترسانيدن و به هراس افكندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از ضربات دشمنان ، از روش هاى مبارزاتى مشركان و كافران

و يخوّفونك بالذين من دونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 56 - 8

8 - تمسخر ، از شيوه هاى مبارزاتى كافران و مشركان با تعاليم آسمانى ( قرآن )

يحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السخرين

آمدن كلمه «الساخرين» به صورت صفت (در قالب اسم فاعل) گوياى اين نكته است كه به تمسخر گرفتن تعاليم قرآن، به صورت مقطعى و موردى نبود; بلكه دائمى و مكرر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 3

3- نسبت افترا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى كافران در مبارزه با آن حضرت

قال الذين كفروا . .. هذا سحر مبين . أم يقولون افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 6

6 - استفاده جبهه كفر از تمامى روش هاى عملى و تبليغى ، براى زيان رساندن به مسلمانان

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

تعبير «أيديهم و ألسنتهم. ..»، بيانگر به كارگيرى تمامى امكانات از سوى كافران است.

117- روش مبارزه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 6،7

6 - برخورد و مبارزه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن با مخالفان دعوت الهى ( كافران و مشركان ) ، متكى بر منطق و استدلال بود .

فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

7 - زير سؤال بردن عقايد باطل و ضد منطق ، روش قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مبارزه با آنها

فاستفتهم ألربّك البنات و لهم البنون . .. أم لكم سلطن مبين . فأتوا بكتبكم إن كن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 39 - 8،10

8 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) موضع قاطع و سازش ناپذيرى خود را - حتى در صورت تنها ماندن - به دشنان اعلام كرد و آنان را از اميد بستن به سازش و تسليم مأيوس ساخت .

قل يقوم اعملوا على مكانتكم إنّى عمل فسوف تعلمون

10 - رفتار محبت آميز و با شفقت ، در عين برخورد قاطع و دليرانه ، شيوه مبارزاتى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

قل يقوم اعملوا . .. فسوف تعلمون

برداشت ياد شده از تعبير «ياقوم» - كه در موارد اظهار محبت به كارمى رود - به دست مى آيد.

118- روش مبارزه مخالفان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 9

9 - ادعاى عدم نزول وحى، به دروغ مدعى نبوت شدن و ادعاى آوردن مانند براى قرآن، از روشهاى مخالفان براى مبارزه با اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود.

ما أنزل الله على بشر . .. افترى على الله كذبا أو قال أوحى إلىّ ... سأنزل مثل ما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 7

7 - جنون آميز خواندن رفتار و گفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى مبارزه مخالفان با آن حضرت در صدراسلام

و ما صاحبكم بمجنون

119- روش مبارزه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 10

10 - افسانه خواندن قرآن، از شيوه هاى مبارزه كافران و مشركان با اسلام

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 1

1 - « ساختگى بودن » از برچسب هاى شرك پيشگان عصر بعثت به قرآن و در راستاى مبارزه آنان با پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بود .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى . .. أم يقولون افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 8

8 - ترسانيدن و به هراس افكندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از ضربات دشمنان ، از روش هاى مبارزاتى مشركان و كافران

و يخوّفونك بالذين من دونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 56 - 8

8 - تمسخر ، از شيوه هاى مبارزاتى كافران و مشركان با تعاليم آسمانى ( قرآن )

يحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السخرين

آمدن كلمه «الساخرين» به صورت صفت (در قالب اسم فاعل) گوياى اين نكته است كه به تمسخر گرفتن تعاليم قرآن، به صورت مقطعى و موردى نبود; بلكه دائمى و مكرر بوده است.

120- روش مبارزه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 5

5 - هوچى گرى و تبليغات منفى ، از ابزار هاى مقابله مشركان مكه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و لمّا ضرب . .. إذا قومك منه يصدّون

121- روش مبارزه مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 10

10 - تسبيح و حمد مداوم پروردگار ، از راه هاى مقابله مؤمنان با تبليغات كافران عليه خدا و دين

فاصبر على ما يقولون و سبّح

122- روش مبارزه هامان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 24 - 7

7 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع )

فقالوا سحر كذّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 7،9،12

7 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان ، تنها راه پيشگيرى از رواج آيين موسى ، در نگاه فرعون ، هامان و قارون

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه نخستين واكنش فرعون و. .. در برابر ايمان آورندگان به موسى(ع)، قتل پسران آنان بود.

9 - زنده گذاشتن دختران مؤمنان - على رغم كشتار پسران آنان - اقدام بى رحمانه ديگر فرعون ، هامان و قارون عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل بود .

و استحيوا نساءهم

12 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع ) و پيروان او

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه و استحيوا نساءهم

123- روش مبارزه يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 13،17

13 - يهوديان براى مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر انكار بشارت هاى تورات ، از سحر و جادو مدد مى گرفتند .

نبذ فريق . .. كتب اللّه وراء ظهورهم ... واتبعوا ما تتلوا الشيطين

در آيه قبل گذشت كه جمله «نبذ فريق» پس از «لما جاءهم» مى رساند كه: يهود به خاطر اينكه بتوانند رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را انكار كنند بشارتهاى تورات را درباره آن حضرت، ناديده گرفتند. عطف جمله «اتبعوا ...» بر «نبذ فريق» نيز اقتضا مى كند كه دنبال كردن سحر به همين منظور بوده است.

17 - يهوديان ، تعاليم هاروت و ماروت را دنبال كرده و آنها را در جهت مبارزه با پيامبر به كار گرفتند .

اتبعوا ما تتلوا . .. و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

«ما أنزل» عطف بر «ما تتلوا . ..» است; يعنى: اتبعوا ما تتلوا الشياطين و اتبعوا ما أنزل على الملكين.

124- زمينه مبارزه با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 11

11 - خودكامگى ، سلطه مدارى و خوى اسراف گرى ، زمينه ساز رويارويى با پيامبران الهى است .

على خوف من فرعون . .. إن فرعون لعال فى الأرض و انّه لمن المسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 1

1 - تصور ناقص انسان از خداوند و گستره علم وى ، زمينه ساز فروغلتيدن وى در دام حق ستيزى و مبارزه با پيامبران

أم أبرموا أمرًا . .. أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم

125- زمينه مبارزه با توطئه گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 110 - 5

5 - ارتباط اهل ايمان با خدا و تأمين نياز هاى جامعه ، فراهم كننده شرايط و زمينه هاى وعده خداوند ( فرمان به مبارزه با توطئه گران )

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

126- زمينه مبارزه با دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 2

2 - دنياطلبى ، زمينه ساز مبارزه با دين الهى و بازداشتن مردم از راه خداست .

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا فصدوا عن سبيله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 9

9- دلبستگى به دنيا و ترجيح دادن آن بر آخرت ، زمينه ساز دين ستيزى و كفر است .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله

تقديم «يستحبّون الحياة الدنيا» بر جمله «و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجاً» احتمالاً بيانگر معناى ياد شده باشد.

127- زمينه مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 35 - 2

2- توجه به نافرجامى خط كفر ، مقتضى مصمم بودن مؤمنان در نبرد با كافران بدون هيچ سستى و سازش

فلن يغفر اللّه لهم . فلاتهنوا و تدعوا إلى السلم

«فا» در «فلاتهنوا» ترتّب و تفريع را مى رساند و از ترتّب اين آيه بر مفاد آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

128- زمينه مبارزه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 27

27 - توكّل بر خداوند ، مقتضى نهراسيدن يكتاپرستان از پيامد هاى موضع گيرى عليه مشركان

إذ قالوا لقومهم . .. ربّنا عليك توكّلنا

129- زيان مبارزه با رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 70 - 6

6- بت پرستى و موضع گيرى در مقابل حق و رهبران الهى ، از زيان بارترين كار ها است .

و أرادوا به كيدًا فجعلنهم الأخسرين

130- سختى مبارزه با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 6

6 - مبارزه با جريان كفر و شرك ، كارى است سخت كه تلاش گسترده و طاقت فرسايى را مى طلبد .

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

شده باشد.

131- سختى مبارزه با كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 6

6 - مبارزه با جريان كفر و شرك ، كارى است سخت كه تلاش گسترده و طاقت فرسايى را مى طلبد .

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

شده باشد.

132- سرزنش مبارزه با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 43 - 1

1 - سرزنش مشركان از سوى خداوند ، به خاطر مبارزه آنان با يگانه معبود هستى

أم لهم إله غير اللّه

آيه شريفه در مقام توبيخ منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) و دين است. به اين كه مگر كافران به خداوندى جز خداى يگانه دست يافته اند كه با اتكا بر او، با دين الهى مبارزه مى كنند.

133- سيره مبارزه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

134- شرايط مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 110 - 2،4

2 - برپاداشتن نماز و پرداخت زكات ، داراى نقشى بسزا در آماده سازى مسلمانان براى برخورد با دشمنان

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

چون وجوب نماز و زكات، پيش از نزول اين آيه براى مسلمانان بيان شده بود; معلوم مى شود: تأكيد بر آن در اين آيه، ارائه رهنمودى است براى تحقق امر ياد شده در آيه (فاعفوا و اصفحوا) و نيز فراهم آمدن زمينه جهاد و مبارزه كه فراز «حتى يأتى اللّه بأمره» بدان اشاره دارد. در برداشت فوق «أقيموا الصلاة ...» در ارتباط با «حتى يأتى ...» معنا شده است.

4 - مسلمانان صدر اسلام ، موظف به تقويت بنيه اعتقادى و اقتصادى خويش با برپا كردن نماز و پرداخت زكات ( براى مهيّا شدن زمينه هاى جهاد و مبارزه )

حتى يأتى اللّه بأمره . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 9،10

9 - پيدايش روحيه عبادت و بندگى خدا در جامعه ايمانى ، از شرايط لازم براى جهاد و مبارزه

قيل لهم كفّوا ايديكم و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة

10 - پيدايش روحيه گذشت از مال و رسيدگى به وضع اقتصادى مستمندان ، از شرايط لازم هر جامعه دينى براى جهاد و مبارزه

كفّوا ايديكم و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة

135- شرايط مبارزه با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 64 - 6

6 - رهبران دين ، حتى پيامبران ، بدون داشتن پيروانى فرمانبر ، قادر به مبارزه با شرك و كفر نخواهند شد .

حسبك اللّه و من اتبعك من المؤمنين

چنانچه «من اتبعك» عطف بر «اللّه» باشد، مراد از كفايت مؤمنان براى پيامبران اين نيست كه آنان نيز همانند خداوند قادر به حمايت از رسول خدا هستند، بلكه آيه مورد بحث با توجه به اينكه در رابطه با مبارزه عليه مشركان و كافران ايراد شده، در صدد بيان اين است كه مبادا كفايت خداوند به اين معنا تفسير شود كه در مبارزه با مشركان نيازى به مؤمنان نيست و خداوند خود ايشان را از صحنه مبارزه بيرون خواهد كرد.

136- شرايط مبارزه با طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 31 - 5

5 - نيرومندى و صلابت ، شرطى ضرورى براى رسولان الهى و رهبران مبارزه با طغيانگران است .

أشدّد به أزرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 43 - 4

4 - مبارزه با طغيان گران ، نيازمند مردانى خودساخته و فراهم آوردن مقدمات و ابزار مناسب

أوحينا إلى أُمّك . .. واصطنعتك لنفسى ... اذهبا إلى فرعون إنّه طغى

137- شرايط مبارزه با ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 14

14 - نيروى انسانى و فرماندهى ، دو شرط اساسى براى مبارزه با ستمگران

اخرجنا من هذه القرية الظّالم اهلها و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك

138- شرايط مبارزه با كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 64 - 6

6 - رهبران دين ، حتى پيامبران ، بدون داشتن پيروانى فرمانبر ، قادر به مبارزه با شرك و كفر نخواهند شد .

حسبك اللّه و من اتبعك من المؤمنين

چنانچه «من اتبعك» عطف بر «اللّه» باشد، مراد از كفايت مؤمنان براى پيامبران اين نيست كه آنان نيز همانند خداوند قادر به حمايت از رسول خدا هستند، بلكه آيه مورد بحث با توجه به اينكه در رابطه با مبارزه عليه مشركان و كافران ايراد شده، در صدد بيان اين است كه مبادا كفايت خداوند به اين معنا تفسير شود كه در مبارزه با مشركان نيازى به مؤمنان نيست و خداوند خود ايشان را از صحنه مبارزه بيرون خواهد كرد.

139- شعيب(ع) و مبارزه با فساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 20،21

20- هدف شعيب ( ع ) از مخالفت با آداب و رسوم مردم مدين و رفتار ناعادلانه آنان ، اصلاح ايشان و از ميان بردن فساد هاى اجتماعى بود .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت

21- شعيب ( ع ) تا حد توان و استطاعتش در اصلاح جامعه كوشيد و با فساد مبارزه كرد .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت

حرف «ما» در «ما استطعت» ظرفيه مصدريه است; يعنى، به معناى مدت و زمان مى باشد و فعل پس از خود را به تأويل مصدر مى برد. بنابراين «إن اُريد ...»; يعنى: «مدة استطاعتى الإصلاح ما اُريد إلاّ الإصلاح»; من در مدت و زمانى كه توان اصلاح امور را دارم به جز اصلاح امور را نخواهم خواست».

140- شكست مبارزه با اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 10

10 - هر گونه تدبير و تلاش در راستاى مبارزه با اسلام ، مغلوب اراده خداوند بوده و محكوم به شكست است .

يريدون أن يطفئوا نور اللّه . .. و يأبى اللّه ... و لو كره الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 7

7 - هر گونه تدبير و تلاش در راستاى مبارزه با اسلام و قرآن ، مغلوب اراده خداوند و محكوم به شكست است .

يريدون ليطفؤا . .. و اللّه متمّ نوره

141- شكست مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 7

7 - هر گونه تدبير و تلاش در راستاى مبارزه با اسلام و قرآن ، مغلوب اراده خداوند و محكوم به شكست است .

يريدون ليطفؤا . .. و اللّه متمّ نوره

142- شگفتى روش مبارزه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 3

3 - كيفيت موضع گيرى و شيوه هاى مبارزاتى سران كفر و شرك عليه قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى شگفت آور و در خور تأمل و انديشيدن

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

«كيف» اسم استفهام است; ولى در اين آيه براى بيان تعجب به كار رفته است، نه استفهام حقيقى.

143- شگفتى روش مبارزه رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 3

3 - كيفيت موضع گيرى و شيوه هاى مبارزاتى سران كفر و شرك عليه قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى شگفت آور و در خور تأمل و انديشيدن

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

«كيف» اسم استفهام است; ولى در اين آيه براى بيان تعجب به كار رفته است، نه استفهام حقيقى.

144- شيوه هاى مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 72 - 6

6 - از شيوه هاى مؤثر در سست كردن پيروان يك مكتب ، اظهار عقيده به آن مكتب و سپس تبرّى از آن است . *

و قالت طائفة . .. لعلّهم يرجعون

از اينكه خداوند توطئه يهود را در اين جهت افشا مى كند، معلوم مى شود عمل يهود اثر ويژه اى در تزلزل مؤمنان داشته است.

145- صبر در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 9،16

9 - پايدارى مردم بر طريق ايمان و مقاومت در برابر آزار دشمنان ، در گرو تحكيم مبانى عقيدتى آنان است .

استعينوا باللّه و اصبروا إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده

16 - ايمان به حاكميت خدا بر زمين ، صبر در برابر دشمنان دين و استعانت از خدا ، جلوه هايى از تقواپيشگى است .

و العقبة للمتقين

از بشارت ضمنى موسى(ع) به حاكميت يافتن بنى اسرائيل به شرط استعانت از خدا و پيشه كردن صبر و سپس بيان اين حقيقت كه «حاكميت سرانجام از آن تقواپيشگان است»، معلوم مى شود شرايط ذكر شده جلوه هايى بارز از تقواپيشگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 2

2 - توجّه به قاهر بودن خدا ، مقتضى اطمينان به غلبه حق و پايدارى در برابر هجوم كافران عليه دين

فاصبر على ما يقولون

«فاء» در «فاصبر» لزوم صبر را متفرع بر مطالب آيات پيشين كرده است. در آن آيات، از قدرت الهى بر نابودى كافران و نيز اعاده آنان در قيامت براى حساب رسى، سخن به ميان آمده است.

146- عجز از مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 6

6 - كافران ، ناتوان از رويارويى با قرآن و مبارزه با تعاليم آن

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

كافران، به هنگام شنيدن آيات قرآن به جاى مبارزه با آن و يا نقد و رد تعاليم آن، به متهم ساختن آورنده آن (پيامبراسلام) روى آوردند. از اين نكته مى توان به مطلب ياد شده پى برد.

147- عجز از مبارزه با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 40 - 2

2 - ناتوانى فرعونيان در مبارزه با موسى ( ع ) و منحصر شدن تمام قدرت و تدبير نظام فرعونى در وجود ساحران

لعلّنا نتّبع السحرة إن كانوا هم الغلبين

با اين كه در نظام فرعونى تلاش بر حذف همه نيروها و منحصر دانستن فرعون در جايگاه رهبرى بوده است; اما ناتوانى او از مقابله با موسى(ع) و نياز وى به كارآيى ساحران، سبب گشت تا به جاى فرعون، ساحران پيشواى مردم قلمداد شوند.

148- عوامل مبارزه با اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 5

5 - دنياطلبى مشركان صدر اسلام ، عامل مبارزه آنان با اسلام و قرآن

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا

149- عوامل مبارزه با دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 23 - 5

5 - خوى استكبار و برترى طلبى ، عاملى مهم در كفر و دين گريزى

ثمّ أدبر و استكبر

150- عوامل مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 8

8 - فاصله گرفتن از قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبارزه با آنها برخاسته از جهل است. *

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم و ما يشعرون

«واو» در جمله «و ما يشعرون» مى تواند حاليه و يا عاطفه باشد. در صورت عطف، جمله «ما يشعرون» بيان خصلتى ديگر از صفات كافرانى است كه در صدد رويارويى با قرآن هستند. كه همان نداشتن درك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 5

5 - دنياطلبى مشركان صدر اسلام ، عامل مبارزه آنان با اسلام و قرآن

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 16

16 - دل بستگى به كفر ، عامل ايستادن در مقابل تعاليم قرآن كريم

و قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم إن هذا إلاّ سحر مبين

آوردن فاعل ظاهر (الذين كفروا) براى «قال» - به جاى «قالوا» - مى تواند به خاطر اشاره به نكته ياد شده باشد.

151- عوامل مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 4

4 - ايمان ، مستلزم عمل و مبارزه با كفرپيشگان

يأيها الذين ءامنوا قتلوا الذين يلونكم من الكفار

152- عوامل مبارزه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 8

8 - فاصله گرفتن از قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبارزه با آنها برخاسته از جهل است. *

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم و ما يشعرون

«واو» در جمله «و ما يشعرون» مى تواند حاليه و يا عاطفه باشد. در صورت عطف، جمله «ما يشعرون» بيان خصلتى ديگر از صفات كافرانى است كه در صدد رويارويى با قرآن هستند. كه همان نداشتن درك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 11

11- مبارزه مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از هواپرستى آنان و نه دلايل منطقى

قريتك الّتى أخرجتك . .. و اتّبعوا أهواءهم

153- عوامل مبارزه با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 110 - 4

4 - شيفتگى فرعونيان به حكومت و سلطنت و وابستگى شديدشان به موطن خويش ، از عوامل تكذيب موسى و جبهه گيرى آنان در برابر وى

يريد أن يخرجكم من أرضكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 10

10 - خودكامگى ، سلطه مدارى و خوى اسراف گرانه فرعون ، عامل رويارويى وى با موسى ( ع ) و آزار و اذيت پيروانش بود .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم و إن فرعون ل

154- عوامل مبارزه غلط با باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 2

2 - استفاده از شيوه هاى نادرست در مبارزه با باطل ، نتيجه القائات شيطانى است .

ادفع بالتى هى أحسن السيّئة . .. و قل ربّ أعوذ بك من همزت الشيطين

155- فرجام مبارزه با اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 8

8 - شكست نهايى ، سرنوشت محتوم كفرپيشگان ستيزه گر عليه اسلام و راه خدا

ثم يغلبون

156- فرجام مبارزه با توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 68 - 5

5 - هشدار به فرجام شوم كفرپيشگى و مبارزه با توحيد و يكتاپرستى ، رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن جدلوك فقل اللّه أعلم بما تعملون

157- فرجام مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 41 - 2

2 - مبارزه با پيام غيب ، با اتكا بر منابع ظنى و بشرى ، مبارزه اى بى فرجام

أم عندهم الغيب فهم يكتبون

آيه شريفه تعريضى دارد به مشركان كه با مشتى حدس و گمان، به مبارزه با غيب مكتوب (قرآن) برخاسته اند و به بى فرجامى چنين مبارزه اى نينديشيده اند.

158- فرماندهى در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 14

14 - نيروى انسانى و فرماندهى ، دو شرط اساسى براى مبارزه با ستمگران

اخرجنا من هذه القرية الظّالم اهلها و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك

159- فساد مبارزه با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 81 - 8

8 - مقابله با پيامبران ، عملى فسادانگيز است و مقابله كنندگان مردمى مفسدند .

قال موسى ما جئتم به السحر . .. إن اللّه لايصلح عمل المفسدين

160- فلسفه مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 10

10 - هدف و فلسفه اصلى جنگ و مبارزه با كفار و مشركان ، گرايش دادن آنان به سوى اسلام است نه نابود كردن آنان .

فاقتلوا المشركين . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

161- فلسفه مبارزه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 10

10 - هدف و فلسفه اصلى جنگ و مبارزه با كفار و مشركان ، گرايش دادن آنان به سوى اسلام است نه نابود كردن آنان .

فاقتلوا المشركين . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

162- قدرت در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 14

14 - نيروى انسانى و فرماندهى ، دو شرط اساسى براى مبارزه با ستمگران

اخرجنا من هذه القرية الظّالم اهلها و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك

163- كيفر مبارزه با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 5

5 - خلود در جهنم ، كيفر مقابله كنندگان با آيات الهى ( قرآن )

و الذين سعوا فى ءايتنا معجزين أولئك أصحب الجحيم

164- كيفر مبارزه با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 44 - 6

6 - جوامع گذشته تاريخ ، يكى پس از ديگرى ، با عذاب قهر الهى و در پى تكذيب انبيا و مبارزه با آنان ، مضمحل شدند .

فأتبعنا بعضهم بعضًا

«إتباع» (مصدر «أتبعنا») به معناى يكى را در پى ديگرى روانه كردن است; يعنى، «پس ما امت هاى تكذيب گر را پى در پى هلاك كرديم و هر يكى را به دنبال ديگرى، به ديار نيستى روانه ساختيم».

165- كيفر مبارزه با حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 9

9 - جهنم ، سزاى كافران حق ستيز

و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

166- كيفر مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 5

5 - خلود در جهنم ، كيفر مقابله كنندگان با آيات الهى ( قرآن )

و الذين سعوا فى ءايتنا معجزين أولئك أصحب الجحيم

167- گمراهى مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 5

5 - راه كفر و ستيزه جويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن ، بى راهه ترين راه ها است .

الذين كفروا . .. أُولئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً

168- گمراهى مبارزه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 5

5 - راه كفر و ستيزه جويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن ، بى راهه ترين راه ها است .

الذين كفروا . .. أُولئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً

169- مبارزه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 7

7- مخالفت با عقايد انحرافى پدر ، آغاز مبارزه ابراهيم ( ع )

إذ قال لأبيه و قومه

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه تقدم لفظى «أبيه» بر «قومه» دلالت بر تقدم زمانى داشته باشد.

170- مبارزه اجتماعى با باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 10

10 - لزوم حركت دسته جمعى براى تقويت جبهه حق و دين الهى و صف آرايى در برابر جبهه باطل و كفر ، به هنگام ضرورت و نياز

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون

171- مبارزه اجتماعى با كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 10

10 - لزوم حركت دسته جمعى براى تقويت جبهه حق و دين الهى و صف آرايى در برابر جبهه باطل و كفر ، به هنگام ضرورت و نياز

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون

172- مبارزه اختلاف طبقاتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 47 - 10

10 - مبارزه پيامبران و اديان توحيدى با نظام طبقاتى و پديده استضعاف و استكبار در جامعه

و يقوم ما لى أدعوكم إلى النجوة . .. فيقول الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم

173- مبارزه اشراف قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 5

5 - مبارزه اشراف كفرپيشه ثمود با صالح ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزه و دليل روشن بر رسالت آن حضرت

قال الملأ الذين استكبروا من قومه . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

174- مبارزه اشراف مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 3،4

3 - اشراف كفرپيشه قوم مدين ، سردمداران مبارزه با شعيب و رسالت هاى وى

قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك

4 - كبرورزى و خودبرتربينى اشراف كفرپيشه مدين ، ريشه مبارزه آنان با شعيب و رسالت هاى او

قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك

175- مبارزه انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 85 - 9

9- مبارزه با فساد و فسادانگيزى ، از هدف هاى مهم انبياست .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

176- مبارزه با آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 7

7- مخالفت با عقايد انحرافى پدر ، آغاز مبارزه ابراهيم ( ع )

إذ قال لأبيه و قومه

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه تقدم لفظى «أبيه» بر «قومه» دلالت بر تقدم زمانى داشته باشد.

177- مبارزه با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 9

9 - رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 4

4 - اتهام سحر، وسيله اى براى مبارزه كافران با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات الهى

لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبين

178- مبارزه با اختلاف اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 12

12 - ضرورت از ميان بردن زمينه هاى بروز اختلافات اجتماعى *

قد علم كل أناس مشربهم

به نظر مى رسد هدف از تقسيم آب و مشخص كردن هر چشمه به طايفه اى از بنى اسرائيل، جلوگيرى از بروز اختلاف و تنازع بوده است.

179- مبارزه با اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 10

10 - شياطين عامل بدعت و گناه و مبارزه با اديان الهى و احكام آن هستند.

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 5

5 - تهديد اهل ايمان و ساختن چهره اى ناپسند از راه خدا ، از روش هاى دشمنان دين براى مبارزه با پيامبران و اديان الهى

و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به و تبغونها عوجاً

180- مبارزه با اديان آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 4

4 - جبهه كفر ، در طول تاريخ جبهه اى همسو و متحد در برابر اديان و پيامبران الهى

كذّبت قبلهم قوم نوح و الأحزاب من بعدهم

به كار رفتن عنوان «احزاب» درباره اقوام كافر، مى تواند گوياى مطلب يادشده باشد.

181- مبارزه با اذيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 14

14 - رجوع شوهر آنگاه كه به قصد آزار و اذيت زن مطلّقه اش باشد ، بى اثر و فاقد اعتبار است .

و بعولتهن احق بردّهن فى ذلك ان ارادوا اصلاحاً

حق رجوع در آيه مشروط به اصلاح است; بنابر مفهوم شرط، آن رجوعى كه به قصد اصلاح نباشد و به طريق اولى اگر به قصد اضرار باشد، حقانيّت و اعتبار آن سلب مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 17،22

17 - لزوم پيشه كردن صبر و تقوا در برابر آزمايش هاى الهى و آزار هاى دشمنان

لتبلونّ . .. و لتسمعنّ ... و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور

22 - صبر توأم با تقوا ، دژ مستحكم مؤمنان در برابر آزار هاى دشمنان

و لتسمعنّ . .. و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور

در برداشت فوق، «عزم» به معناى محكم گرفته شده، چنانچه مجمع البيان نقل كرده است كه: قيل من محكم الامور.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 231 - 4

4 - حرمت رجوع مرد به زن مُطلّقه ، به قصد آزار و اذيّت وى

و لا تمسكوهنّ ضراراً لتعتدوا

182- مبارزه با استكبار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 24 - 10

10 - رسالت موسى ، داراى محتوايى ضد استكبارى و مخالف منافع صاحبان زر و زور

ولقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون فقالوا سحر كذّاب

اعزام موسى(ع) از سوى خداوند به سوى مستكبران و صاحبان زر و زور (مانند فرعون، هامان و قارون) و مخالفت شديد آنان با آن حضرت حاكى از مطلب يادشده است.

183- مبارزه با استهزاگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 11

11 - لزوم مبارزه منفى با استهزاگران آيات الهى و كفرورزان به آن

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم حتّى

184- مبارزه با اسراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 8

8 - تذكر و بيدارباش دادن و مبارزه با اسراف گرى و گزافكارى در زندگى ، از برنامه هاى پيامبران الهى

أئن ذكّرتم بل أنتم قوم مسرفون

185- مبارزه با اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 5

5 - مبارزات يهود عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به نام دين و ديندارى

انّ اللّه عهد الينا الّا نؤمن لرسول حتّى ياتينا بقربان

چون يهود مدعى بودند با ايمان نياوردن به پيامبر (صلی الله علیه و آله)، به عهد الهى وفادار بوده و از دستورات خداوند پيروى كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 12

12 - مبارزه و كارشكنى عالمان اهل كتاب با اسلام به وسيله كتمان حقايق كتب آسمانى

و اذ اخذ اللّه . .. و لا تكتمونه فنبذوه ورآء ظهورهم

برداشت فوق، بر اين مبناست كه آنچه كتمان مى كردند، بشارت تورات و انجيل به بعثت پيامبر، حقانيت اسلام و قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 3

3 - ممانعت از ورود مسلمانان به مساجد و تلاش براى تخريب آنها ، از روش هاى مبارزاتى كفرپيشگان عليه اسلام و مسلمين

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه و سعى فى خرابها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 9

9 - همكارى و روابط دوستانه يهود و نصارا ، @در جهت مقابله با اسلام *

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض

با توجه به اينكه يهود و نصارا نسبت به يكديگر دشمنى و كينه دارند، معلوم مى شود دوستى آنها با يكديگر كه از جمله «بعضهم . ..» استفاده مى گردد، در جهت مقابله به اسلام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 6

6 - ترسيم چهره اى مسخره آميز براى اسلام و ابزار سرگرمى خواندن آن ، شيوه مبارزه تبليغاتى اهل كتاب عليه مسلمانان

الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً من الذين اوتوا الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 3

3 - مبارزه تبليغاتى كافران و اهل كتاب عليه اسلام ، با استهزاى نماز و اذان و بازيچه خواندن آن

و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 11

11 - مبارزات گذشته كافران عليه اسلام ، مانع پذيرش آنان در زمره مسلمانان نخواهد شد .

ثم يغلبون و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 4

4 - آنانكه دارايى هاى خويش را براى مبارزه عليه اسلام هزينه كنند ، از ناپاكان و زيانكاران هستند .

فسينفقونها . .. و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون. ليميز اللّه الخبيث من الطيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 3

3 - گرفتار شدن به سرنوشت شوم پيشينيان ، تهديد الهى نسبت به كافران ستيزه گر عليه اسلام

و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

جواب شرط «إن يعودوا . .. » حذف شده و جمله «فقد مضت ... » جانشين آن مى باشد و تقدير كلام چنين است: «و إن يعودوا فانتقمنا منهم كما انتقمنا من الأولين ... .»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 6،7

6 - لزوم ترك مبارزه با كافران در صورت دست برداشتن از فتنه انگيزى عليه اسلام و ايجاد مزاحمت براى گسترش دين خدا

فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير

متعلق «انتهوا» به قرينه فرازهاى پيشين، فتنه انگيزى و جلوگيرى از حاكميت يافتن دين الهى است.

7 - خداوند با بيان نظارت خويش بر اعمال كافرانِ دست كشيده از مبارزه عليه اسلام ، مسلمانان صدر اسلام را از غافلگير شدن در توطئه هاى آنان ايمنى بخشيد .

فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 14

14 - كافرانى كه با مسلمانان پيمان عدم تعرض دارند ، هر چند به انگيزه مبارزه با اسلام به غير مهاجران هجوم برند ، مهاجران و انصار موظف به يارى آنان نيستند .

فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

مراد از ميثاق به قرينه مقام، پيمان عدم تعرض و متاركه جنگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 4

4 - اطاعت محض و تبعيت كوركورانه يهود و نصارا از احبار و راهبانشان ، در راستاى مبارزه با قرآن و اسلام

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 3

3 - شكست كافران و مشركان در پيكار با اسلام و مسلمانان ، جلوه عذاب الهى

من يأتيه عذاب يخزيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 7

7 - ترور شخصيت ( همچون پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) ، از ترفند هاى كافران براى مبارزه با تعاليم اسلام و قرآن

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

اين كه كافران، به جاى مبارزه با تعاليم قرآن، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را متهم به جنون كردند; بيانگر اين نكته است كه آنان درصدد بودند با اين كار، به هدف خود (نابودى دين) نائل شوند.

186- مبارزه با اشراف فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 46 - 1

1 - مسؤوليت مشترك موسى و هارون ، در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف قوم او

ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون . .. إلى فرعون و ملإيه

«ملأ» اسم جمع و به معناى اشراف و سران است. «إستكبار» (مصدر «استكبروا»); يعنى، كبر ورزيدن و تكبّر نمودن «علّو» (مصدر «عالين») نيز به معناى برترى جويى و سلطه طلبى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 9

9 - مبارزه با فسق و تجاوز ، هدف اساسى موسى ( ع ) در رويارويى با فرعون و دارودسته وى

إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فسقين

187- مبارزه با افساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 18

18 - مبارزه با فساد و فسادانگيزى ، از اهداف مهم انبيا

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 85 - 9

9- مبارزه با فساد و فسادانگيزى ، از هدف هاى مهم انبياست .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

188- مبارزه با الوهيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 11

11 - ستيز كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مقابله با مقام الوهيت خداوند است.

قد نعلم إنه ليحزنك . .. و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

189- مبارزه با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 2،4

2 - درگيرى و مبارزه كافران با پيامبران الهى در طول تاريخ جريان داشته است.

و لقد استهزىء برسل من قبلك

4 - استهزاى وعيدها و تهديدهاى پيامبران الهى، از شيوه هاى مبارزه كافران با انبيا در طول تاريخ

و لقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به

بنابراين كه مقصود از «ما كانوا به يستهزءون»، عذاب موعود الهى باشد كه در محتواى پيامهاى انبيا(ع) ذكر مى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 2

2 - تكذيب پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، تكرار تاريخ مبارزه با انبياى الهى است.

و لقد كذبت رسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 14

14 - شياطين انس و جن از هنر و تبليغات فريبنده براى فريب دادن مردم و مبارزه با انبيا بهره مى برند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

«زخرف القول» به كلام آراسته شده مى گويند كه از مصاديق هنر است و مى توان گفت كه اين مورد به عنوان نمونه ذكر شده است. گفتنى است «غرورا» در برداشت فوق مفعول له واقع شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 5

5 - تهديد اهل ايمان و ساختن چهره اى ناپسند از راه خدا ، از روش هاى دشمنان دين براى مبارزه با پيامبران و اديان الهى

و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به و تبغونها عوجاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 3

3 - مبارزه با رسولان الهى و نبرد با ايشان ، از مصاديق خيانت به خداوند است .

و إن يريدوا خيانتك فقد خانوا اللّه من قبل

مراد از «فقد خانوا اللّه من قبل» (اين اسيران پيش از اسارت نيز به خدا خيانت كردند) همان مبارزه و لشكركشى مشركان عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در جنگ بدر است و خداوند اين مبارزه را خيانت به خود شمرده است. بنابراين مبارزه با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان خيانت به خداوند محسوب مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 13 - 11

11- كفر به تعاليم انبيا و ستيزه جويى با آنان ، ظلم است .

و قال الذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم . .. فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 4

4 - جبهه كفر ، در طول تاريخ جبهه اى همسو و متحد در برابر اديان و پيامبران الهى

كذّبت قبلهم قوم نوح و الأحزاب من بعدهم

به كار رفتن عنوان «احزاب» درباره اقوام كافر، مى تواند گوياى مطلب يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 5

5 - مبارزه تبليغاتى و گفتارى ، شيوه رايج مخالفان در برابر رسولان الهى

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

190- مبارزه با انحراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 60 - 9

9 - ارائه راه صحيح در مسير مبارزه با انحرافات ، از روش هاى قرآن

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول . .. الم تر الى الذين يزعمون انّهم

191- مبارزه با انحراف اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 63 - 5

5 - لزوم نهى از منكر و مقابله با انحرافات جامعه

لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت

192- مبارزه با اندوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 9

9 - انفاق كنندگان در راه خدا ، نه ترسى ( از آينده و نادارى ) بر آنان مستولى خواهد گرديد و نه اندوهى ( از گذشته خويش و آنچه داده اند ) دارند .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه نفى «خوف» و «حزن» مربوط به دنيا باشد: خوف نسبت به آينده و حزن نسبت به گذشته. يعنى خداند زندگى آنان را به گونه اى تأمين مى كند كه بر داده هاى خويش محزون نباشند و هيچ ترسى از فقر و نادارى نسبت به آينده، احساس نكنند.

193- مبارزه با اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 17

17 - خداوند ، مسلمانان را به آمدن حكمى جديد درباره توطئه گران اهل كتاب ( مبارزه با آنان ) نويد داد .

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره

مراد از «حتى يأتى اللّه بأمره» (تا آن گاه كه خدا فرمان خويش را صادر كند)، به قرينه مقابله آن با عفو و گذشت، فرمان جهاد و مبارزه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 59 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور مقابله با موضعگيرى هاى مغرضانه اهل كتاب نسبت به مسلمانان

قل يأهل الكتب هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه

194- مبارزه با باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 18

18 - دفع فساد از روى زمين ، از آثار پيكار حقّ عليه باطل

ابعث لنا ملكاً نقاتل . .. و لو لا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لفسدت الارض

195- مبارزه با بت پرستان دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 5

5- برخورد و مبارزه ابراهيم ( ع ) با بت پرستان و مشركان ، متكى بر استدلال و برهان بود .

قال ما هذه التماثيل . .. قال بل ربّكم ... فطرهنّ

196- مبارزه با بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 58 - 6

6 - اقدام ابراهيم ( ع ) به شكستن بت ها و سالم باقى گذاشتن بت بزرگ ، تدبيرى از سوى آن حضرت براى جلب نظر مردم و

توجه دادن آنان به بطلان بت پرستى بود .

و تاللّه لأكيدنّ أصنمكم . .. فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم لعلّهم إليه يرجعون

«فاء» در «فجعلهم» يا براى ترتيب است و يا براى تعقيب. در هر دو صورت گوياى اين است كه عمل حضرت ابراهيم(ع) مصداق همان حيله و تدبيرى بود كه بر آن سوگند ياد كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 5

5 - مبارزه اسلام با مظاهر شرك و بت پرستى

إنما حرم . .. و ما أهل به لغير اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 10

10 - مبارزه اسلام با مظاهر شرك و بت پرستى و فرهنگ جاهليت

حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 6

6 - تلاش ابراهيم(ع) با استفاده از احتجاج و اعتراض براى بازداشتن آزر از بت پرستى

و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 7

7 - مبارزه با شرك و بت پرستى ، در رأس رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

197- مبارزه با بخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 16 - 16

16 - انفاق ، مبارزه با بخل و حرص است و انفاق گران مبرّا از آن هستند .

و أنفقوا . .. و من يوق شحّ نفسه

اين مطلب از ارتباط ميان موضوع انفاق و مسأله بخل و حرص، به دست مى آيد.

198- مبارزه با بدعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 8

8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور مبارزه با بدعتها و تحريمهاى ناشى از اوهام بشرى

قل من حرم زينة الله التى أخرج لعباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 20

20 - برداشتن تكاليف شاق ، گسستن زنجير هاى جهل و خرافه و زدودن بدعت هاى دينى از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت خويش

و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم

«إصر» به معناى عهد و پيمان سنگين و نيز به هر چيز دشوار و طاقت شكن گفته مى شود. در آيه شريفه بدين مناسبت كه در مقام بين تشريع احكام از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مراد از آن تكاليف مشقتبارى است كه امتهاى گذشته بدانها پايبند بوده اند. غُلّ (مفرد اغلال) به معناى طوق و زنجيرى است كه به گردن و يا دستها بسته مى شود و مراد از آن جهل و خرافه و بدعت و مانند اينهاست.

199- مبارزه با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 53 - 4

4 - نياز فرعون به استفاده از نيروى مردمى قبطيان ، براى سركوب بنى اسرائيل

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از اين آيه، گردآورى مردم از شهرها باشد و نه سربازان مستقر در آنها.

200- مبارزه با بى سوادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 1 - 8

8 - مبارزه با بى سوادى و ترغيب به دانش آموزى و نوشتن و خواندن ، داراى اولويت نخست در برنامه هدايتى و تربيتى جامعه اسلامى

و القلم و ما يسطرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين حقيقت است كه اين آيه، در دوره نخستين بعثت در مكه نازل شده است.

201- مبارزه با بينش غلط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 9

9 - پيشوايان و مبلغان دين وظيفه دار مبارزه با پندارهاى غلوآميز مردم درباره آنان

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك

الزام پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اعلام موارد مذكور در آيه الزامى است براى همه مبلغان و پيشوايان دين كه اين موارد را براى مردم بيان نمايند.

202- مبارزه با پليدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 9

9 - مؤمنان ، مكلف به اجتناب و دورى جستن از هر گونه پليدى ( پليدى مادى و روحى ) و مبارزه با آن

إنهم رجس

«رجس» (پليد) بودن، به عنوان علت وجوب اعراض از منافقان ذكر شده و اين امر مى نماياند كه اصولا اجتناب از هر گونه رجس واجب است.

203- مبارزه با پيروان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 2

2 - كافران قوم شعيب پس از تمام شدن حجت الهى بر آنان و اصرارشان به كفرورزى و مبارزه با شعيب و مؤمنان به وى ، به هلاكت رسيدند .

قال الملأ . .. فأخذتهم الرجفة

كلمه «فا» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر قضاياى بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد و از آن قضاياست، كفرورزى مردم مدين، مبارزه آنان با شعيب و در آخر دعاى شعيب كه خواهان داورى خداوند شد.

204- مبارزه با پيروان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 11

11 - فرعون با پذيرش پيشنهاد اشرافيان ( سركوبى موسى ( ع ) و قوم او ) بر كشتار وسيع پسران بنى اسرائيل و زنده نگاه داشتن زنانشان مصمم شد .

قال سنقتّل أبناءهم و نستحى نساءهم

تقتيل (مصدر تقتّل) به معناى كشتار وسيع است. «استحياء» از ماده «حيات» به معناى زنده نگاه داشتن است.

205- مبارزه با تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 39 - 4

4 - اهل ايمان ، نه متجاوزاند و نه تجاوز را از سوى ديگران مى پذيرند .

و الذين إذا أصابهم البغى هم ينتصرون

«إنتصار» به معناى يارى طلبيدن است (مفردات راغب).

206- مبارزه با ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 17

17 - اعتقاد به مقدّر بودن مرگ ، از ميان برنده هراس و دلهره حضور در ميدان نبرد

قالوا . .. لو اطاعونا ما قتلوا قل فادرؤا عن انفسكم الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 244 - 1

1 - توجه به حاكميّت خداوند در حيات و مرگ ، برطرف كننده ترس آدمى براى پيكار در راه او

الم تر الى الّذين . .. و قاتلوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 9

9 - فرستادن آرامش خاطر به سوى بنى اسرائيل از جانب خداوند ، به منظور استقامت و كاستن دلهره و اضطراب آنان در پيكار با دشمنان

ابعث لنا ملكاً نقاتل . .. ان ياتيكم التّابوت فيه سكينة

مراد از «سكينة» به مناسبت آيات قبل كه درباره جهاد و نبرد با دشمنان بود، يا خصوص آرامش و رفع نگرانى و دلهره در رويارويى با متجاوزان است و يا مصداق بارز و مورد نظر از آرامش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 8

8 - انفاق كنندگانِ در راه خدا ، نه ترسى از آينده و نادارى بر آنان مستولى مى گردد ، و نه اندوهى از گذشته خويش و آنچه داده اند ، دارند .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن»، مربوط به دنيا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 9

9 - انفاق كنندگان در راه خدا ، نه ترسى ( از آينده و نادارى ) بر آنان مستولى خواهد گرديد و نه اندوهى ( از گذشته خويش و آنچه داده اند ) دارند .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه نفى «خوف» و «حزن» مربوط به دنيا باشد: خوف نسبت به آينده و حزن نسبت به گذشته. يعنى خداند زندگى آنان را به گونه اى تأمين مى كند كه بر داده هاى خويش محزون نباشند و هيچ ترسى از فقر و نادارى نسبت به آينده، احساس نكنند.

207- مبارزه با تعصب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 14

14 - آرامش و بردبارى ، سلاحى كارآمد و سازنده در رويارويى با خشم و تعصب جاهلانه

فى قلوبهم الحميّة . .. فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

از اين كه خداوند، در قبال لجاجت و خشم جاهلانه مشركان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را به سلاح آرامش و طمأنينه مجهز ساخته است; مطلب بالا استفاده مى شود.

208- مبارزه با تقليد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 54 - 2

2- مخالفت قاطع و صريح ابراهيم ( ع ) با شرك و تقليد كوركورانه پدر و قوم خويش

إذ قال لأبيه و قومه . .. لقد كنتم أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين

209- مبارزه با تقليد كوركورانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 76 - 1

1 - اقدام ابراهيم ( ع ) به شكستن بتِ سنت گرايى و تقليد بى چون و چرا از نياكان

أفرءيتم . .. أنتم و ءاباؤكم الأقدمون

210- مبارزه با تهاجم تبليغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 22

22 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مقابله مناسب با تهاجم تبليغاتى كافران است.

قل أندعوا . .. قل إن هدى الله هو الهدى

«قل» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. تكرار آن در آيه بيان اهميت اين مفاهيم در برابر القائات و انديشه هايى است كه كافران آن را مطرح مى ساختند.

211- مبارزه با تهاجم فرهنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 21

21 - مسؤولان جوامع دينى بايد نسبت به عقايد دينى مردم حساس بوده و در طريق مبارزه با منحرفان و عوامل انحراف كوتاهى نكنند .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

212- مبارزه با تهديدهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 2 - 2

2 - ابولهب ، ثروت و موقعيت هاى اكتسابى خويش را ، نجات بخش از تهديد هاى الهى مى دانست .

ما أغنى عنه ماله و ما كسب

213- مبارزه با تهمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 61 - 7

7 - مبلغان دين بايد در برابر اتهام هاى ناروا از خويشتن دفاع كنند .

إنا لنريك فى ضلل مبين. قال يقوم ليس بى ضللة و لكنى رسول

214- مبارزه با ثروت اندوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 24 - 10

10 - رسالت موسى ، داراى محتوايى ضد استكبارى و مخالف منافع صاحبان زر و زور

ولقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون فقالوا سحر كذّاب

اعزام موسى(ع) از سوى خداوند به سوى مستكبران و صاحبان زر و زور (مانند فرعون، هامان و قارون) و مخالفت شديد آنان با

آن حضرت حاكى از مطلب يادشده است.

215- مبارزه با جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 118 - 3

3 - معجزه موسى ( ع ) در صحنه مبارزه با ساحران ، عامل تثبيت حقانيت وى و از ميان رفتن تمام دستاورد هاى ديرينه فرعون و اشراف دربارش شد .

فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از ضمير «كانوا» و «يعملون» فرعون و فرعونيان باشد. بر اين مبنا مقصود از «ما» در «ما كانوا» تلاشهاى فرعونيان براى تثبيت ربوبيت فرعون و مانند آن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 4

4 - هارون ، همگام موسى ( ع ) در مبارزه با فرعون و حاضر در صحنه مقابله موسى و ساحران

إن هذن لسحرن

216- مبارزه با جرايم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 2

2 - لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگيزان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

217- مبارزه با جهل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 20

20 - برداشتن تكاليف شاق ، گسستن زنجير هاى جهل و خرافه و زدودن بدعت هاى دينى از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت خويش

و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم

«إصر» به معناى عهد و پيمان سنگين و نيز به هر چيز دشوار و طاقت شكن گفته مى شود. در آيه شريفه بدين مناسبت كه در مقام بين تشريع احكام از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مراد از آن تكاليف مشقتبارى است كه امتهاى گذشته بدانها پايبند بوده اند. غُلّ (مفرد اغلال) به معناى طوق و زنجيرى است كه به گردن و يا دستها بسته مى شود و مراد از آن جهل و خرافه و بدعت و مانند اينهاست.

218- مبارزه با حاكمان ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 11

11 - لزوم مبارزه با حاكمان فاسق و تجاوزپيشه

إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فسقين

219- مبارزه با حاكمان ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 207 - 13

13 - لزوم مبارزه تا سر حدّ جان دادن ، با فساد و حاكمان فاسد

و من الناس من يعجبك . .. و اذا تولى سعى فى الأرض ... و من الناس من يشرى نفسه

از اينكه پس از بيان خصلتهاى حاكمان مُفسد، بى درنگ ستايش از كسانى شده است كه جان خويش را در راه خدا مى دهند، برداشت فوق استفاده مى شود.

220- مبارزه با حاكمان فاسق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 11

11 - لزوم مبارزه با حاكمان فاسق و تجاوزپيشه

إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فسقين

221- مبارزه با حرص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 16 - 16

16 - انفاق ، مبارزه با بخل و حرص است و انفاق گران مبرّا از آن هستند .

و أنفقوا . .. و من يوق شحّ نفسه

اين مطلب از ارتباط ميان موضوع انفاق و مسأله بخل و حرص، به دست مى آيد.

222- مبارزه با حقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 8

8 - مقابله با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جبهه حقّ ، به منزله مقابله با خداوند است .

انّهم لن يضرّوا اللّه شيئاً

مستند نمودن نفى ضرر به خداوند، با وجود اينكه مراد، نفى ضرر از دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان است، اشاره به اين معنا دارد كه مقابله با دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله)، به منزله مقابله با خداوند است.

223- مبارزه با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 13

13 - ستمگران از مقابله با خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) طرفى نبسته و به اهداف خويش نخواهند رسيد.

قل أى شىء أكبر شهدة . .. الذين ءاتينهم الكتب ... إنه لايفلح الظلمون

مستفاد از ربط بين آيات و اطلاق ظالم بر مشركين و اهل كتاب كه در صدد مقابله با خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده اند. و از «لايفلح الظالمون» فهميده مى شود كه آنها به دنبال اهدافى بوده اند كه موفق نشده و نخواهند شد.

224- مبارزه با خرافات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 10

10 - مبارزه اسلام با آداب و رسوم نادرست و خرافى عصر جاهليت

و ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 103 - 8

8 - لزوم مبارزه با انديشه هاى خرافى و احكامى كه به دروغ به خداوند نسبت داده مى شود

ما جعل اللّه . .. و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 146 - 7

7 - روح دين الهى در صدد برداشتن موانع خرافى در راه استفاده از مواهب و نعمتهاى الهى است.

و قالوا هذه أنعم و حرث . .. قل ءالذكرين حرم ... و على الذين هادوا حرمنا

محور بحث از آيه 138 تا 145 درباره تحريمهاى خرافى و بى جاى مشركان است. آيه 146 بيان حكمى استثنايى است كه همان تحريم برخى مواهب بر يهود است. از اين حكم استثنايى، كه به سبب تجاوزكارى يهود بر آنان وضع گرديده، اين مطلب كه روح اديان الهى در نقطه مقابل تحريمهاى بى جا قرار دارد، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 20،21

20 - برداشتن تكاليف شاق ، گسستن زنجير هاى جهل و خرافه و زدودن بدعت هاى دينى از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت خويش

و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم

«إصر» به معناى عهد و پيمان سنگين و نيز به هر چيز دشوار و طاقت شكن گفته مى شود. در آيه شريفه بدين مناسبت كه در مقام بين تشريع احكام از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مراد از آن تكاليف مشقتبارى است كه امتهاى گذشته بدانها پايبند بوده اند. غُلّ (مفرد اغلال) به معناى طوق و زنجيرى است كه به گردن و يا دستها بسته مى شود و مراد از آن جهل و خرافه و بدعت و مانند اينهاست.

21 - ر ها ساختن مردم ( يهود ، نصارا و . . . ) از تكاليف شاق و زنجير هاى خرافات ، از نشانه هاى موجود در تورات و انجيل براى شناسايى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

الذى يجدونه . .. يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور پيش گيرى از خرافه پردازى كوتاه فكران درباره شخصيت اش است .

قل إنّما أنا بشر مثلكم

فرمان «قل إنّما. ..» - به قرينه ذيل آيه - از آن جهت صورت گرفته است كه جلوى توهّمات شرك آلود جاهلان گرفته شود و براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) رتبه اى خارج از پيامبرى در نظر گرفته نشود، مانند آنچه مسيحيان درباره «مسيح» پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 5

5- مبارزه با انديشه هاى خرافى و شرك آلود ، تبلور رشد و كمال ابراهيم ( ع ) بود .

و لقد ءاتينا إبرهيم رشده . .. إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل

; يعنى، اعطاى رشد به ابراهيم(ع) هنگامى بود كه او به پدر و قومش گفت. ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 151 - 1

1 - لزوم آگاهى بخشيدن به مردم درباره عقايد خرافى

ألا إنّهم من إفكهم ليقولون

از به كار رفتن «ألا» - كه براى تنبيه است - برداشت بالا استفاده مى شود.

225- مبارزه با دشمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 5،15

5 - پيامبر بنى اسرائيل در عصر طالوت پناهگاه مردم براى رويارويى با دشمنان

اذ قالوا لنبى لهم ابعث

15 - اطمينان بخشيدن بنى اسرائيلِ زمان طالوت به پيامبرشان ، بر پايدارى در پيكار با دشمنان

و ما لنا الاّ نقاتل فى سبيل اللّه

226- مبارزه با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 26

26 - فداكارى و از خود گذشتگى مسلمانان صدر اسلام ، در رويارويى با دشمنان و استقبال آنان از شهادت

فالّذين . .. و قاتلوا و قتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 3

3 - مؤمنان ، موظّف به پايدارى و مقاومت در برابر دشمنان سرسخت و ستيزه جو

يا ايّها الّذين امنوا . .. صابروا

«صابروا» از باب مفاعله، دلالت بر مقاومت طرفينى دارد و اين معنا غالبا بين دو خصم تصوّر مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 20

20 - ناديده گرفتن توطئه دشمنان و گذشت كردن از آزار هاى ايشان ، مرحله ى تاكتيكى در مبارزه با آنان است .

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 110 - 2

2 - برپاداشتن نماز و پرداخت زكات ، داراى نقشى بسزا در آماده سازى مسلمانان براى برخورد با دشمنان

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

چون وجوب نماز و زكات، پيش از نزول اين آيه براى مسلمانان بيان شده بود; معلوم مى شود: تأكيد بر آن در اين آيه، ارائه رهنمودى است براى تحقق امر ياد شده در آيه (فاعفوا و اصفحوا) و نيز فراهم آمدن زمينه جهاد و مبارزه كه فراز «حتى يأتى اللّه بأمره» بدان اشاره دارد. در برداشت فوق «أقيموا الصلاة ...» در ارتباط با «حتى يأتى ...» معنا شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 29 - 21

21 - يورش مسلمان به تنهايى بر اجتماع دشمن مشرك و خود را در معرض كشته شدن قرار دادن ، در حكم خودكشى است .

و لا تقتلوا انفسكم

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. عنى بذلك الرجل من المسلمين يشدّ على المشركين وحده يجىء فى منازلهم فيقتل فنهاهم اللّه عن ذلك.


تفسير عياشى، ج 1، ص 235، ح 98 ; تفسير برهان، ج 1، ص 363، ح 2.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 81 - 2

2 - چاره انديشى گروهى از مسلمانان براى مخالفت و ناديده گرفتن فرمان پيامبر خدا به نبرد با دشمنان دين

يقولون طاعة . .. بيّت طائفة منهم غير الذى تقول

با توجّه به آيات پيشين كه درباره جهاد بود، فرمان مورد نظر در اين آيه همان دستور جهاد و شركت در نبرد عليه دشمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 13

13 - لزوم مبارزه با دشمنان ، على رغم ترس از نيرو و قدرت آنان

قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 3

3 - مبارزه با دشمنان خدا و رسول و سركوبى آنان ، امرى لازم و بر عهده مسلمانان

ذلك بأنهم شاقوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 3

3 - فرمان خداوند به مبارزه با شيطان ، چونان برخورد با دشمن

فاتّخذوه عدوًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 8

8- مؤمنان ، محتاج امداد هاى الهى ، در پيشبرد دين و مبارزه با دشمنان

إن تنصروا اللّه ينصركم

از اين كه خداوند، نويد نصرت و امداد به مؤمنان را در زمينه جهاد مطرح كرده است; نياز آنان به امدادهاى خداوند استفاده مى شود.

227- مبارزه با دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 6

6 - برخورد و مبارزه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن با مخالفان دعوت الهى ( كافران و مشركان ) ، متكى بر منطق و استدلال بود .

فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

228- مبارزه با دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 12 - 2

2 - مؤمنان صدراسلام ، وظيفه دار تكذيب شايعه هاى بى اساس بدخواهان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و خانواده آن حضرت

لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنت بأنفسهم خيرًا و قالوا هذا إفك مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 16 - 2،4

2 - مسلمانان ، موظف بودند با توطئه « افك » به عنوان بهتانى بزرگ عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حريم آن حضرت ، مقابله كنند .

و لولا إذ سمعتموه قلتم . .. سبحنك هذا بهتن عظيم

4 - مسلمانان ، موظف اند در برابر شايعه ها و تهمت هاى بى اساس عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حريم آن حضرت ، واكنشى صريح و منفى نشان دهند و به مقابله جدى با آنها برخيزند .

و لولا إذ سمعتموه قلتم . .. هذا بهتن عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 39 - 9

9 - توكل و اتكال پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) بر خداوند ، سبب اعتماد به نفس و پشت گرمى آن حضرت در مبارزه با دشمنان و نيل به اهداف رسالت

قل حسبى اللّه عليه يتوكّل المتوكّلون . قل يقوم اعملوا على مكانتكم إنّى عمل فسو

يادآورى توكل و اتكال بر خداوند (در آيه قبل) پيش از اعلام موضع قاطع خود به دشمنان، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

229- مبارزه با دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 12

12 - دوستان شيطان در مسير مبارزه با دين و احكام الهى آن هستند.

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 2

2 - كافران ستيزه گر با دين ، پليد هستند و اهل ايمان ، پاك .

ليميز اللّه الخبيث من الطيب

230- مبارزه با رباخوار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 279 - 1،5

1 - خداوند و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جنگى بزرگ عليه رباخواران

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله

بنابراينكه «من»، ابتدائيه باشد; يعنى جنگ از ناحيه خدا و رسول آغاز شده است. گفتنى است كه نكره بودن كلمه «حرب»، دلالت بر جنگى بزرگ دارد.

5 - لزوم شدّت عمل و برخورد نظامى ، با رباخوارانى كه دست از عمل ناپسند خود برنمى دارند .

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله

231- مبارزه با رذايل اخلاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 43 - 3

3 - دشمنى و كينه توزى ، رذايلى ريشه دار و مبارزه با آن نيازمند سعى و تلاش است .

و نزعنا ما فى صدورهم من غل

به كارگيرى «نزع»، به معناى كندن، براى رهاسازى انسان از كينه و عداوت، مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

232- مبارزه با رسوم جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 10

10 - مبارزه اسلام با آداب و رسوم نادرست و خرافى عصر جاهليت

و ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 10

10 - مبارزه اسلام با مظاهر شرك و بت پرستى و فرهنگ جاهليت

حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 50 - 9،10

9 - لزوم مبارزه با فرهنگ جاهلى و ريشه كن ساختن آن

افحكم الجهلية يبغون

10 - از ميان بردن فرهنگ و مقررات جاهلى حاكم بر جوامع ، از اهداف احكام و قوانين الهى

و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه . .. افحكم الجهلية يبغون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 21،27

21 - برخى از سنت هاى جاهلى ، به قدرى در جامعه صدراسلام رخنه و نفوذ داشت كه شكستن آن ، نياز به اقدام عملى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با پشتيبانى خداوند داشت .

فلمّا قضى زيد منها وطرًا زوّجنكها لكى لايكون على المؤمنين حرج فى أزوج أدعيائهم

27 - فلسفه ازدواج پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مطلَّقه پسرخوانده خويش ، شكستن سنّتى جاهلى و هموار كردن راه براى ديگران بود .

زوّجنكها لكى لايكون على المؤمنين حرج فى أزوج أدعيائهم

233- مبارزه با رسوم غلط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 17

17 - ارائه روش صحيح ، پس از طرد سنت هاى غلط ، از روش هاى تربيتى قرآن است .

ليس البر . .. و لكن البر من اتقى

234- مبارزه با رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 24 - 5

5 - مبارزه با عوامل و سردمداران كفر و فساد و اصلاح نظام اجتماعى حاكم ، سرلوحه رسالت موسى ( ع ) و مرحله نخستين نهضت او

لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون

235- مبارزه با سنت گرايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 8

8 - مخالفت با سنن قومى ، در پندار قوم عاد ، سفاهت و نابخردى بود .

إنا لنريك فى سفاهة . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 76 - 1

1 - اقدام ابراهيم ( ع ) به شكستن بتِ سنت گرايى و تقليد بى چون و چرا از نياكان

أفرءيتم . .. أنتم و ءاباؤكم الأقدمون

236- مبارزه با شايعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 15

15 - لزوم مقابله با تبليغات دشمن و جلوگيرى از تأثير آن

الّذين قال لهم النّاس . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه فلا تخافوهم و خافون

قرآن با بيان تبليغات سوء دشمنان با جمله «فلا تخافوهم و خافون»، در صدد خنثى سازى توطئه هاى دشمن برآمد تا به مؤمنان نيز بياموزد كه بايد همواره به مقابله با تبليغات سوء دشمن برخيزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 16 - 9

9 - اظهار تنفر و نشان دادن واكنش منفى ، وظيفه مسلمانان در برابر شايعه ها و تهمت هاى بى دليل جنسى عليه ديگر مسلمانان

و لولا إذ سمعتموه قلتم ما يكون لنا أن نتكلّم بهذا سبحنك هذا بهتن عظيم

237- مبارزه با شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 25 - 3

3- شعار « لا إله إلاّ اللّه » ، پرستش خداى يگانه و مبارزه با شرك و چندگانه پرستى ، محتواى وحى الهى به تمامى رسولان

من رسول إلاّنوحى إليه أنّه لا إله إلاّأنا فاعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 5

5 - مبارزه اسلام با مظاهر شرك و بت پرستى

إنما حرم . .. و ما أهل به لغير اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 10

10 - « و قاتلوهم حتى لاتكون فتنة » أى شرك . . . و هو المروى عن الصادق ( ع )

از امام صادق(ع) درباره آيه «و قاتلوهم حتى لاتكون فتنة» روايت شده كه مراد از «فتنة» شرك است . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 10

10 - مبارزه اسلام با مظاهر شرك و بت پرستى و فرهنگ جاهليت

حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 11

11 - در تبليغ توحيد و مبارزه با عقايد شرك آلود بايد صريح و قاطع بود.

أتتخذ أصناما ءالهة إنى أريك و قومك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 13

13 - تمسك به توحيد و مبارزه با شرك، شرط ورود به جرگه نيكوكاران است.

و كذلك نجزى المحسنين

روشن است كه مصداق برتر نيكوكاران در اين آيه ابراهيم خليل(ع) است و طبيعى است كه موصوف شدن آن حضرت به اين وصف بايد در تناسب و ارتباط با آيات پيشين باشد، و چون آيات گذشته عموماً درباره توحيد ابراهيم(ع) و تلاش آن حضرت براى مبارزه با شرك بود، شايد بتوان گفت كه اين ويژگى از مقومات نيكوكار بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 8

8 - مبارزه با شرك و دعوت به توحيد ، مهمترين رسالت نوح

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 11

11 - مبارزه با شرك ، از وظايف اصلى هود

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 2

2 - قوم عاد ، رسالت هود را از سوى خداوند ، براى دعوت به توحيد و مبارزه با شرك باور نداشتند .

أجئتنا لنعبد اللّه وحده

استفهام در جمله «أجئتنا . .. » استفهام انكارى ابطالى است. يعنى دلالت مى كند كه آنچه مورد استفهام واقع شده

(مأموريت هود براى دعوت به يكتاپرستى)، بى اساس است و مدعى آن (حضرت هود) دروغگوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 10

10 - مبارزه با شرك ، از وظايف اصلى صالح ( ع )

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 11

11 - مبارزه با شرك از وظايف اصلى شعيب بود .

قال يقوم . .. ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 9

9 - فرمان خداوند به مبارزه با كفر و شرك و به وجود آوردن صحنه مبارزه ، از اسباب تحقق اراده خداوند براى اظهار حق و نابودى كفر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته

خداوند در برابر مؤمنان كه خواهان هجوم به كاروان تجارى قريش بودند، خواست تا آنان با لشكريان كفر درآويزند و به جهاد با آنان بپردازند و همان را نيز مقدر ساخت و بيان داشت كه احقاق حق در پرتو آن حاصل مى شود. بنابراين مراد از «بكلمته» همان فرمان به جهاد و تحقق يافتن صحنه مبارزه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 64 - 5،9

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى در مبارزه با شرك و كفر تنها بايد بر خدا و مؤمنان پيرو تكيه كنند .

حسبك اللّه و من اتبعك من المؤمنين

9 - اتكا بر مؤمنان راستين براى مبارزه با شرك و كفر ، منافاتى با توحيد و اتكا بر خدا ندارد .

حسبك اللّه و من اتبعك من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 7

7- مخالفت با عقايد انحرافى پدر ، آغاز مبارزه ابراهيم ( ع )

إذ قال لأبيه و قومه

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه تقدم لفظى «أبيه» بر «قومه» دلالت بر تقدم زمانى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 7،8

7 - تلاش در راه احياى معارف دين و مبارزه فرهنگى با جريان كفر و شرك ، جهادى بزرگ و با عظمت

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

8 - مبارزه و جهاد فرهنگى با كفر و شرك ، هدف كلى قرآن و محور اصلى دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و جهدهم به جهادًا كبيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 93 - 7

7 - رهنمود خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، مبنى بر زمينه سازى براى از بين بردن مظاهر شرك و شكستن بت ها

فراغ عليهم ضربًا باليمين

يادآورى داستان بت شكنى ابراهيم(ع) و چگونگى مبارزه آن حضرت با مظاهر شرك در مكه (نيمه نخست بعثت)، مى تواند به منظور درس آموزى و ارائه روش مبارزه با شرك و بت پرستى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 44 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور مبارزه علنى و صريح با عقايد مشركان ( چون عقيده به شفاعت كردن معبود ها و توانايى آنان بر اين كار )

أم اتّخذوا من دون اللّه شفعاء قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون . قل للّ

238- مبارزه با شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 3،4

3 - اشراف كفرپيشه قوم مدين ، سردمداران مبارزه با شعيب و رسالت هاى وى

قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك

4 - كبرورزى و خودبرتربينى اشراف كفرپيشه مدين ، ريشه مبارزه آنان با شعيب و رسالت هاى او

قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 2

2 - كافران قوم شعيب پس از تمام شدن حجت الهى بر آنان و اصرارشان به كفرورزى و مبارزه با شعيب و مؤمنان به وى ، به هلاكت رسيدند .

قال الملأ . .. فأخذتهم الرجفة

كلمه «فا» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر قضاياى بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد و از آن قضاياست، كفرورزى مردم مدين، مبارزه آنان با شعيب و در آخر دعاى شعيب كه خواهان داورى خداوند شد.

239- مبارزه با شهوترانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 27

27 - فراهم آوردن ازدواج هاى سهل و آسان در جامعه ، راه جلوگيرى از مفاسد جنسى

و من لم يستطع . .. فمن ما ملكت ايمانكم ... ذلك لمن خشى الْعنت منكم

چون ازدواج با كنيزان سهل است و خداوند براى جلوگيرى از زنا و مفاسد جنسى آن را پيشنهاد و تجويز كرده، معلوم مى شود كه بهترين راه براى جلوگيرى از مفاسد جنسى، فراهم آوردن ازدواج سهل و آسان است.

240- مبارزه با شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 6

6 - وجوب نبرد با ياوران شيطان ( كافران و طاغوت ها )

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتلوا اولياء الشّيطان

241- مبارزه با شياطين انسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 6

6 - پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، مانند ساير پيامبران، درگير مبارزه با شياطينى از جن و انس

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شيطين الإنس و الجن

242- مبارزه با شياطين جنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 6

6 - پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، مانند ساير پيامبران، درگير مبارزه با شياطينى از جن و انس

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شيطين الإنس و الجن

243- مبارزه با شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 3

3 - فرمان خداوند به مبارزه با شيطان ، چونان برخورد با دشمن

فاتّخذوه عدوًّا

مبارزه با صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 5

5 - مبارزه اشراف كفرپيشه ثمود با صالح ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزه و دليل روشن بر رسالت آن حضرت

قال الملأ الذين استكبروا من قومه . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 4

4 - مبارزه با صالح پيامبر و از ميان بردن وى ، محور اتحاد و همكارى گروه هاى فسادگر على رغم داشتن اختلاف

و كان فى المدينة تسعة رهط . .. تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله

نُه گانه بودن گروه هاى مزبور، خود دليل تمايزات و وجود نقطه هاى افتراق ميان آنان است; با اين حال براى از ميان بردن صالح باهم متّحد شدند.

244- مبارزه با ضد ارزش ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 10،11

10 - لزوم شناساندن ارزش ها به فرد و جامعه قبل از مبارزه با حركت ها و انديشه هاى ضد ارزشى آنان *

الأمرون بالمعروف و الناهون عن المنكر

برداشت فوق، بدين احتمال است كه تقدم لفظى امر به معروف و نهى از منكر، اشاره به تقدم حقيقى و عملى آن داشته باشد.

11 - ترويج ارزش ها و مبارزه با ضد ارزش ها ، دو عنصر متلازم با هم

الأمرون بالمعروف و الناهون عن المنكر

با توجه به اينكه در بيشتر موارد قرآنى اين دو عنصر در كنار يكديگر آمده است، برداشت فوق استفاده مى شود.

245- مبارزه با طاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 6

6 - وجوب نبرد با ياوران شيطان ( كافران و طاغوت ها )

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتلوا اولياء الشّيطان

246- مبارزه با طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 24 - 5

5 - مبارزه با طغيان گران ، از شاخص ترين برنامه هاى رسالت پيامبران است .

اذهب إلى فرعون إنّه طغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 17 - 3

3 - مبارزه با طغيان گران ، از شاخص ترين برنامه هاى رسالت پيامبران

اذهب إلى فرعون إنّه طغى

247- مبارزه با ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 11،14،24

11 - گستاخى و بى پروايى قوم موسى ( ع ) در برابر خداوند ، زمينه سرپيچى آنان از فرمان موسى ( ع ) ( ورود به سرزمين مقدس و مبارزه با جباران )

إنّا لن ندخلها . .. قال رجلان من الذين يخافون انعم اللّه عليهما ادخلوا

14 - تاختن بر جباران سرزمين مقدس و گشودن دروازه آن ، طرح پيشنهادى يوشع و كالب براى فتح بى درنگ آن سرزمين

قال رجلان . .. ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غلبون

24 - تبليغات ياوران خداترس موسى ( ع ) ( يوشع و كالب ) به هدف برانگيختن و بسيج بنى اسرائيل براى هجوم به سرزمين مقدس و نبرد با زورگويان

قال رجلان . .. ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 1،3،13

1 - اصرار و تأكيد بنى اسرائيل بر كناره گيرى از پيكار با زورگويان سرزمين مقدس ، على رغم فرمان موسى ( ع )

قالوا يموسى إنّا لن ندخلها ابداً

3 - بى اعتنايى قوم موسى ( ع ) به فراخوانى يوشع و كالب براى يارى موسى ( ع ) در مبارزه با جباران

ادخلوا عليهم الباب . .. قالوا يموسى إنّا لن ندخلها

بنى اسرائيل پس از شنيدن سخنان يوشع و كالب، حضرت موسى(ع) را مخاطب قرار دادند تا بى اعتنايى و بى توجهى خود را به دعوت آن دو نفر اعلام كرده باشند.

13 - اصرار بنى اسرائيل بر كناره گيرى از نبرد با جباران و جاخوش كردن در كاشانه خويش

إنّا ههنا قعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 1،2،3

1 - عذر خواستن موسى ( ع ) در پيشگاه پروردگار ، از ناتوانى خويش در بسيج بنى اسرائيل براى مبارزه با جباران

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

2 - نااميدى موسى ( ع ) از حركت بنى اسرائيل و مبارزه با جباران براى ورود به سرزمين مقدس

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

3 - شكايت موسى ( ع ) به پيشگاه پروردگار ، از تمرد بنى اسرائيل در مبارزه با جباران

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

248- مبارزه با عقيده باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 80 - 8

8 - زدودن پندار هاى باطل درباره قيامت ، شرطى اساسى براى ايجاد زمينه هاى ايمان در مردم

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم . .. و قالوا لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة

249- مبارزه با عوامل انحراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 21

21 - مسؤولان جوامع دينى بايد نسبت به عقايد دينى مردم حساس بوده و در طريق مبارزه با منحرفان و عوامل انحراف كوتاهى نكنند .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

250- مبارزه با عوامل جرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 30 - 8

8 - مبارزه اسلام با علل و زمينه هاى وقوع جرم ، بزهكارى و فحشا

قل للمؤمنين يغضّوا من أبصرهم و يحفظوا فروجهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 8

8 - مبارزه اسلام با علل و زمينه هاى وقوع جرم ، بزهكارى و فساد جنسى

و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ و يحفظن فروجهنّ

251- مبارزه با عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 6

6 - مسؤوليت همه افراد يك ملت در برابر عهدشكنى گروهى از آنان *

أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم

آيه شريفه، همه يهوديان را به خاطر عهدشكنى گروهى از ايشان ملامت كرده است و اين بيانگر آن است كه وظيفه شناسان بايد با امر به معروف و نهى از منكر و . .. ديگران را از عهد شكنى بازدارند و گر نه سزاوار ملامت هستند.

252- مبارزه با غضب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 14

14 - آرامش و بردبارى ، سلاحى كارآمد و سازنده در رويارويى با خشم و تعصب جاهلانه

فى قلوبهم الحميّة . .. فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

از اين كه خداوند، در قبال لجاجت و خشم جاهلانه مشركان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را به سلاح آرامش و طمأنينه مجهز ساخته است; مطلب بالا استفاده مى شود.

253- مبارزه با غلو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 9

9 - پيشوايان و مبلغان دين وظيفه دار مبارزه با پندارهاى غلوآميز مردم درباره آنان

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك

الزام پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اعلام موارد مذكور در آيه الزامى است براى همه مبلغان و پيشوايان دين كه اين موارد را براى مردم بيان نمايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 6

6- رهبران الهى ، همواره ، بايد مردم را از غلّوگرايى بازداشته و مقام خود را برتر از آنچه هست ، وانمود نكنند .

قل إنّما أنا بشر مثلكم

گرچه آيه، خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، ولى بنابر ويژگى هاى قرآن، اين رهنمود، فرمانى عمومى، مخصوصاً به رهبران و پيشوايان دينى است تا همواره، اين نكته را به مردم يادآورى كنند كه آنان نيز بشرند، تا مبادا شائبه هاى الوهيّت و نظاير آن در ذهن مردم شكل بگيرد.

254- مبارزه با فتنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 2

2 - لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگيزان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

255- مبارزه با فحشا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 28

28 - لزوم فراهم كردن زمينه هاى ازدواج در جامعه ، جهت جلوگيرى از فحشا و فساد

و من لم يستطع منكم . .. فمن ما ملكت ايمانكم ... ذلك لمن خشى الْعنت منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 80 - 2

2 - سرگذشت لوط پيامبر در مبارزه عليه فحشا و فرجام شوم قوم زشتكار او ، سرگذشتى پندآموز و شايسته يادآورى

و لوطاً إذ قال

چنانچه «لوطاً» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» باشد، كلمه «إذ» بدل اشتمال براى لوطاً است و اگر لوطاً مفعول براى «أرسلنا» گرفته شود، «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» خواهد بود، كه بر اين مبنا تقدير جمله چنين است: أرسلنا لوطاً اذكر إذ قال . .. . بنابر هر دو احتمال، لزوم يادآورى داستان لوط و قومش به دست مى آيد. گفتنى است هدف از يادآورى سرگذشت پيشينيان، عبرت آموزى و پندگيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 8

8 - مبارزه اسلام با علل و زمينه هاى وقوع جرم ، بزهكارى و فساد جنسى

و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ و يحفظن فروجهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 54 - 4

4 - مبارزه با فحشا و زشت كردارى ، مهم ترين مسؤوليت و رسالت لوط

و لوطًا إذ قال لقومه أتأتون الفحشة

مقدم آمدن «أتأتون الفحشة» و قرار گرفتن آن در رأس پيام هاى لوط، بيانگر مطلب ياد شده است.

256- مبارزه با فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 4،8

4 - بنى اسرائيل همگام موسى ( ع ) و پيرو او در مبارزه عليه فرعون

أتذر موسى و قومه

8 - آمادگى موسى ( ع ) و قومش براى شورش عليه نظام فرعونى و به انزوا كشاندن فرعون و خدايان او ، دليل اشراف دربار براى ضرورت مجازات و سركوبى آنان

أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 5

5 - دشوارى رسالت موسى ، در مبارزه با فرعون

ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون

رسالت هارون به همراه موسى(ع)، مى تواند بدان جهت باشد كه بار مسؤوليت موسى در مبارزه با فرعون و اشراف پيرامون او، بسيار سنگين بود و براى سبك تر شدن آن، خداوند هارون را نيز به همراه او مبعوث كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 46 - 1

1 - مسؤوليت مشترك موسى و هارون ، در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف قوم او

ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون . .. إلى فرعون و ملإيه

«ملأ» اسم جمع و به معناى اشراف و سران است. «إستكبار» (مصدر «استكبروا»); يعنى، كبر ورزيدن و تكبّر نمودن «علّو» (مصدر «عالين») نيز به معناى برترى جويى و سلطه طلبى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 16 - 10

10 - طرح ربوبيت مطلق خداوند در برابر فرعون ، اولين گام مبارزه صريح موسى و هارون ( ع ) با وى

فأتيا فرعون فقولا إنّا رسول ربّ العلمين

تصريح موسى و هارون(ع) به اين كه عوالم جهان آفرينش تحت ربوبيت خدا است، مى تواند اولين گام در مبارزه با فرعون و ردّ صريح ادعاى وى باشد كه مى گفت: «أنا ربّكم الأعلى». (79/24).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 9

9 - مبارزه با فسق و تجاوز ، هدف اساسى موسى ( ع ) در رويارويى با فرعون و دارودسته وى

إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فسقين

257- مبارزه با فساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 207 - 8،13

8 - وجود مؤمنان ايثارگر در جامعه براى مبارزه با فساد ، از نشانه هاى رأفت خداوند به بندگان

و اذا تولى سعى فى الأرض . .. و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه ... و ال

13 - لزوم مبارزه تا سر حدّ جان دادن ، با فساد و حاكمان فاسد

و من الناس من يعجبك . .. و اذا تولى سعى فى الأرض ... و من الناس من يشرى نفسه

از اينكه پس از بيان خصلتهاى حاكمان مُفسد، بى درنگ ستايش از كسانى شده است كه جان خويش را در راه خدا مى دهند، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 19،20

19 - دفع تجاوز ها ، تنها راه جلوگيرى از فساد هاى فراگير در زمين

و لو لا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لفسدت الارض

20 - دفع فساد و تجاوزطلبى انسان ها به وسيله يكديگر ، پرتويى از تفضّلِ جهانشمولِ الهى

و لو لا دفع اللّه . .. و لكنّ اللّه ذو فضل على العالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 2

2 - لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگيزان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 27،28

27 - فراهم آوردن ازدواج هاى سهل و آسان در جامعه ، راه جلوگيرى از مفاسد جنسى

و من لم يستطع . .. فمن ما ملكت ايمانكم ... ذلك لمن خشى الْعنت منكم

چون ازدواج با كنيزان سهل است و خداوند براى جلوگيرى از زنا و مفاسد جنسى آن را پيشنهاد و تجويز كرده، معلوم مى شود كه بهترين راه براى جلوگيرى از مفاسد جنسى، فراهم آوردن ازدواج سهل و آسان است.

28 - لزوم فراهم كردن زمينه هاى ازدواج در جامعه ، جهت جلوگيرى از فحشا و فساد

و من لم يستطع منكم . .. فمن ما ملكت ايمانكم ... ذلك لمن خشى الْعنت منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 18

18 - مبارزه با فساد و فسادانگيزى ، از اهداف مهم انبيا

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 21

21 - مبارزه با فساد و به انزوا كشاندن مفسدان ، از برنامه هاى اساسى پيامبران بود .

و لا تتبع سبيل المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 1،2

1 - نبرد با كافران تا بركنده شدن فتنه هاى آنان ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

2 - لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگيزان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 80 - 6

6- آرزوى برخوردار بودن از نيرو و امكانات براى مبارزه با تباهى ها و تبه كاران ، آرزويى روا و پسنديده است .

لو أن لى بكم قوّة أو ءاوى إلى ركن شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 61 - 8

8 - اقدام هاى قاطع براى دفع فساد از جامعه ، با رعايت مراحل و شرايط ، روا و جايز است .

لئن لم ينته المنفقون . .. أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا تقتيلاً

258- مبارزه با فساد اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 10

10 - اجراى حدود الهى ، روشى براى مبارزه با فساد اجتماعى و پاسدارى از امنيت جامعه

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً ان يقتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 25 - 3

3 - اهل ايمان موظف به مبارزه با فتنه هايى كه شعله هاى آن دامنگير كل جامعه است .

و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين

عامل فتنه در مورد بحث - چنانچه گذشت - گناه و ستمكارى است و مرتكب اين گناه به دليل «ظلموا منكم» تنها برخى از افراد جامعه هستند. بنابراين امر به اتقا (اتقوا فتنة) نسبت به مخاطبان متفاوت خواهد بود. يعنى نسبت به گنهكاران و ستم پيشگان، پرهيز از خود گناه است و نسبت به آنان كه مرتكب نمى شوند، جلوگيرى از ارتكاب آن است.

259- مبارزه با فسق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 12 - 6

6 - مبارزه با فسق و تجاوزگرى فرعون و فرعونيان ، در رأس برنامه ها و وظايف موسى

فى تسع ءايت إلى فرعون و قومه إنّهم كانوا قومًا فسقين

260- مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 9

9 - رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 10،12،15

10 - افسانه خواندن قرآن، از شيوه هاى مبارزه كافران و مشركان با اسلام

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

12 - ناتوانى كافران از مقابله با قرآن و پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

پناه بردن مشركان به جدل و اتهام، گوياى اين است كه هيچ راه منطقى و صحيحى براى مقابله با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) وجود نداشته است.

15 - اسطوره خواندن قرآن و جدال و سرسختى در برابر آن، كفرورزى است.

يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 3،7

3 - افسانه خواندن قرآن و كهنه دانستن مطالب آن، از ترفندهاى كافران براى جلوگيرى از گوش فرادادن مردم به آن

إن هذا إلا أسطير الأولين. و هم ينهون عنه

«اول» به معناى آغاز است، و مراد كافران از اين اتهام كهنه بودن مطالب قرآن مى تواند باشد.

7 - ترفندهاى كافران براى مبارزه با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بى ثمر و موجب هلاكت خود آن ها مى شود.

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم

صدر آيه بيان مبارزه كافران با اسلام و قرآن است. لذا جمله «إن يهلكون» مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه سرانجام اين مبارزه شكست و هلاكت خود آنان است، نه قرآن و اسلام.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 1،4،5

1 - تمسك كافران مكه به حيله براى مقابله با آنان

و يمكرون . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا

جمله «إذا تتلى . .. » مى تواند بيان مصداقى از «يمكرون» در آيه قبل باشد.

4 - كافران مكه معارف قرآن را نوشتار ها و سخنان بى اساس مردمان نخستين قلمداد مى كردند .

إن هذا إلا أسطير الأولين

«اساطير» به معناى نوشتارهاى بى اساس است و «الأولين» به معناى انسانهاى نخستين. گفتنى است كه «اساطير الأولين» مى تواند به اين معنا باشد كه اين اسطوره ها در باره انسانهاى اوليه است و مى تواند به اين معنا باشد كه اينها اسطوره هايى است ساخته و پرداخته انسانهاى نخستين.

5 - معرفى قرآن به عنوان افسانه هاى كهن و دروغين از ترفند هاى كافران براى مقابله با قرآن

قالوا . .. إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 2

2 - نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 4

4 - اطاعت محض و تبعيت كوركورانه يهود و نصارا از احبار و راهبانشان ، در راستاى مبارزه با قرآن و اسلام

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 11 - 4

4- مخالفت و مبارزه با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مصداق آشكار ظلم و ستم است .

لقد أنزلنا إليكم. .. و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة

خداوند، پس از بيان نزول قرآن و فراخواندن مردم به تعقل در آن و نيز طرح نابودى بسيارى از اقوام گذشته به خاطر ظلمشان، مخالفان اسلام و قرآن را به عذاب و نابودى تهديد كرد و اين مى رساند كه مخالفت با اسلام و قرآن، مصداق روشن ظلم و موجب نابودى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 3

3 - تهمت و افترا ، ابزار و شيوه هاى مبارزه كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه و أعانه عليه قوم ءاخرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 7

7 - ترور شخصيت ( همچون پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) ، از ترفند هاى كافران براى مبارزه با تعاليم اسلام و قرآن

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

اين كه كافران، به جاى مبارزه با تعاليم قرآن، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را متهم به جنون كردند; بيانگر اين نكته است كه آنان درصدد بودند با اين كار، به هدف خود (نابودى دين) نائل شوند.

261- مبارزه با قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 80 - 2

2- آرزوى لوط ( ع ) به داشتن نيرويى براى مقابله با تبه كاران و دفاع از مهمانان خويش در برابر آنان

قال لو أن لى بكم قوّة

«لو» در جمله فوق ، حرف تمنّا و به معناى ليت (اى كاش) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 167 - 4

4 - تلاش پيگير و مجدّانه لوط ( ع ) ، در مبارزه با انحراف ( هم جنس گرايى ) قوم خويش

قالوا لئن لم تنته يلوط لتكوننّ من المخرجين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 168 - 2،3

2 - حضرت لوط ( ع ) - به رغم تهديد شدن به تبعيد - تنفر و دشمنى خود را با كردار زشت قوم خود اعلام كرد و بر آن تأكيد ورزيد .

قال إنّى لعملكم من القالين

3 - لوط پيامبر ، دوست مردم و تنها در ستيز با كردار ناشايست آنان

قال إنّى لعملكم من القالين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه لوط(ع) خود را از عمل قومش، بيزار معرفى كرد و نه از خود آنان.

262- مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 25،26

25 - اظهار نيازمندى مؤمنان به نصرت الهى در نبرد با كافران ، از ويژگى هاى آنان

فانصرنا على القوم الكافرين

26 - نصرت و يارى مؤمنان در رويارويى با كافران ، از شؤون ولايت الهى بر مؤمنان

انت مولينا فانصرنا على القوم الكافرين

تفريع جمله «فانصرنا» بر «انت مولينا» بيانگر آن است كه ولايت الهى بر مؤمنان، مقتضى يارى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 6

6 - وجوب نبرد با ياوران شيطان ( كافران و طاغوت ها )

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتلوا اولياء الشّيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 11

11 - لزوم مبارزه منفى با استهزاگران آيات الهى و كفرورزان به آن

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم حتّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 22

22 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مقابله مناسب با تهاجم تبليغاتى كافران است.

قل أندعوا . .. قل إن هدى الله هو الهدى

«قل» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. تكرار آن در آيه بيان اهميت اين مفاهيم در برابر القائات و انديشه هايى است كه كافران آن را مطرح مى ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 2

2 - شعيب ( ع ) ، دعوتگر مؤمنان قوم خويش به صبر در برابر كفرپيشگان

إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به . .. فاصبروا

در اينكه مخاطب «فاصبروا» چه كسانى هستند سه احتمال وجود دارد: خصوص مؤمنان، خصوص كافران، هر دو طايفه. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. در اين صورت متعلق صبر، آزارها و اذيتهاى كافران است. يعنى: فاصبروا على ما يصيبكم من الكفار. (اى اهل ايمان در برابر آزار كافران صبر كنيد و بر ديندارى خويش استقامت ورزيد.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 6

6 - خداوند ، برترين برنامه ريز در مقابله با مكر كافران

و اللّه خير المكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مأموريت يافت تا سنت الهى را در سركوبى حق ستيزان به كافران عصر خويش ابلاغ كند .

قل للذين كفروا . .. و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 1،4

1 - نبرد با كافران تا بركنده شدن فتنه هاى آنان ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

4 - نبرد با كافران تا حاكميت يافتن دين خدا در جهان ، فرمان خداوند به اهل ايمان

و قتلوهم حتى . .. يكون الدين كله للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 6

6 - برخورد و مبارزه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن با مخالفان دعوت الهى ( كافران و مشركان ) ، متكى بر منطق و استدلال بود .

فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 2

2 - توجّه به قاهر بودن خدا ، مقتضى اطمينان به غلبه حق و پايدارى در برابر هجوم كافران عليه دين

فاصبر على ما يقولون

«فاء» در «فاصبر» لزوم صبر را متفرع بر مطالب آيات پيشين كرده است. در آن آيات، از قدرت الهى بر نابودى كافران و نيز اعاده آنان در قيامت براى حساب رسى، سخن به ميان آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 31 - 1

1 - رهنمود خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقابله عليه تبليغات كافران

أم يقولون . .. قل تربّصوا

263- مبارزه با كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 8

8 - تنها بايد با ظالمان ( كافران محارب و فتنه انگيزان و مانعان از گسترش و حاكميت دين ) مبارزه كرد .

فلا عدون إلا على الظلمين

264- مبارزه با كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 8

8 - خويشاوندى و پيوندهاى اجتماعى نبايد مانعى براى تبليغ و مخالفت با الحاد گردد.

و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر . .. و قومك

ياد آور شدن گفتگوى ابراهيم(ع) با خويشاوندانش بدان جهت مى تواند باشد كه ضرورت ملاحظه نكردن روابط خويشاوندى و قومى در مسائل اساسى عقيدتى را يادآور شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 9

9 - فرمان خداوند به مبارزه با كفر و شرك و به وجود آوردن صحنه مبارزه ، از اسباب تحقق اراده خداوند براى اظهار حق و نابودى كفر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته

خداوند در برابر مؤمنان كه خواهان هجوم به كاروان تجارى قريش بودند، خواست تا آنان با لشكريان كفر درآويزند و به جهاد با آنان بپردازند و همان را نيز مقدر ساخت و بيان داشت كه احقاق حق در پرتو آن حاصل مى شود. بنابراين مراد از «بكلمته» همان فرمان به جهاد و تحقق يافتن صحنه مبارزه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 64 - 5،9

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى در مبارزه با شرك و كفر تنها بايد بر خدا و مؤمنان پيرو تكيه كنند .

حسبك اللّه و من اتبعك من المؤمنين

9 - اتكا بر مؤمنان راستين براى مبارزه با شرك و كفر ، منافاتى با توحيد و اتكا بر خدا ندارد .

حسبك اللّه و من اتبعك من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 7،8

7 - تلاش در راه احياى معارف دين و مبارزه فرهنگى با جريان كفر و شرك ، جهادى بزرگ و با عظمت

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

8 - مبارزه و جهاد فرهنگى با كفر و شرك ، هدف كلى قرآن و محور اصلى دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و جهدهم به جهادًا كبيرًا

265- مبارزه با گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 10

10- ترويج دين و مبارزه با گمراهى ، از لوازم ايمان و پذيرش قرآن

يستمعون القرءان . .. فلمّا قضى ولّوا إلى قومهم منذرين

عبارت «فلمّا قضى ولّوا. .. منذرين» مى رساند كه پس از فهم پيام وحى و قبول آن، نوبت اقدام براى هدايت خلق است.

266- مبارزه با گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 7،8

7 - مبارزه با علل و زمينه هاى گناه ، از روش هاى قرآن در مبارزه با مفاسد

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض

8 - لزوم مبارزه با ريشه ها و علل گناه ، براى تأمين سلامت جامعه

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تقتلوا انفسكم ... و لا تتمنّوا ما فضّل

267- مبارزه با گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 20

20 - هارون با بيان مبارزه خويش با گوساله پرستان و ناتوانيش از بازدارى آنان ، در تلاش جهت اثبات بى گناهى خويش براى موسى ( ع )

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 11

11 - بنى اسرائيل در خطر تشتت و تفرقه ، در صورت اقدام عملى و جدى هارون ( ع ) براى مقابله با گوساله پرستان

إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل

268- مبارزه با گوساله پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 17

17 - هارون در غياب موسى ( ع ) با شركورزى و گوساله پرستى بنى اسرائيل به مبارزه پرداخته بود .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 17

17 - هارون ( ع ) ، داراى برنامه اى مشخص براى مقابله با گوساله پرستى و احياى توحيد در بنى اسرائيل بود .

أطيعوا أمرى

دعوت هارون(ع) از بنى اسرائيل به اطاعت فرمان هاى او، پس از فرمان «اتّبعونى»، حاكى از آن است كه وى براى بنى اسرائيل در صورت پيروى آنان از او، دستور العمل هايى را تدارك ديده بود.

269- مبارزه با لواط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 167 - 4

4 - تلاش پيگير و مجدّانه لوط ( ع ) ، در مبارزه با انحراف ( هم جنس گرايى ) قوم خويش

قالوا لئن لم تنته يلوط لتكوننّ من المخرجين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 28 - 10

10 - لوط ( ع ) براى منصرف كردن قوم اش از از آميزش با مردان ، آن را بى سابقه و زشت معرفى كرد .

إنّكم لتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد من العلمين

270- مبارزه با مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 7

7 - خودبزرگ بينى ، ريشه مبارزه با پيامبران الهى و مبلغان دين

قال الملأ الذين استكبروا من قومه . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

271- مبارزه با متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 9 - 4،5،6

4 - در جريان درگيرى و جنگ دو گروه از مسلمانان ، نخست بايد آنان را به مسالمت واداشت و در مرحله بعد با متجاوز برخورد كرد .

و إن طائفتان . .. فأصلحوا ... فإن بغت

5 - لزوم مبارزه و نبرد ، با گروه متجاوز و سركش

فإن بغت إحديهما على الأخرى فقتلوا الّتى تبغى

6 - امت اسلامى ، ملزم به نبرد با هرگونه تجاوز و سركشى در قلمرو حاكميت اسلامى

فإن بغت إحديهما على الأخرى فقتلوا الّتى تبغى حتّى تفىء

272- مبارزه با مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 2

2 - لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگيزان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 123 - 5

5 - درگيرى مؤمنان با مجرمان در طول تاريخ بوده است.

و إن الشيطين . .. ليجدلوكم ... و كذلك جعلنا فى كل قرية أكبر مجرميها

273- مبارزه با محرمات مجعول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 8

8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور مبارزه با بدعتها و تحريمهاى ناشى از اوهام بشرى

قل من حرم زينة الله التى أخرج لعباده

مبارزه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 8

8 - مقابله با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جبهه حقّ ، به منزله مقابله با خداوند است .

انّهم لن يضرّوا اللّه شيئاً

مستند نمودن نفى ضرر به خداوند، با وجود اينكه مراد، نفى ضرر از دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان است، اشاره به اين معنا دارد كه مقابله با دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله)، به منزله مقابله با خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 4

4 - اتهام سحر، وسيله اى براى مبارزه كافران با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات الهى

لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 13

13 - ستمگران از مقابله با خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) طرفى نبسته و به اهداف خويش نخواهند رسيد.

قل أى شىء أكبر شهدة . .. الذين ءاتينهم الكتب ... إنه لايفلح الظلمون

مستفاد از ربط بين آيات و اطلاق ظالم بر مشركين و اهل كتاب كه در صدد مقابله با خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده اند. و از «لايفلح الظالمون» فهميده مى شود كه آنها به دنبال اهدافى بوده اند كه موفق نشده و نخواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 12

12 - ناتوانى كافران از مقابله با قرآن و پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

پناه بردن مشركان به جدل و اتهام، گوياى اين است كه هيچ راه منطقى و صحيحى براى مقابله با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) وجود نداشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 7

7 - ترفندهاى كافران براى مبارزه با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بى ثمر و موجب هلاكت خود آن ها مى شود.

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم

صدر آيه بيان مبارزه كافران با اسلام و قرآن است. لذا جمله «إن يهلكون» مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه سرانجام اين مبارزه شكست و هلاكت خود آنان است، نه قرآن و اسلام.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 1

1 - اندوه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) از مخالفتها و ياوه گوييهاى كافران

قد نعلم إنه ليحزنك الذى يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 9

9 - ادعاى عدم نزول وحى، به دروغ مدعى نبوت شدن و ادعاى آوردن مانند براى قرآن، از روشهاى مخالفان براى مبارزه با اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود.

ما أنزل الله على بشر . .. افترى على الله كذبا أو قال أوحى إلىّ ... سأنزل مثل ما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 8

8 - خداوند از مشركان خواست اگر خدايانشان بر امرى توانا هستند با كمك آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توطئه كنند و براى از ميان بردن وى هيچ درنگى رواندارند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

«كيدون» مركب از فعل امر «كيدوا» (از «كيد»، به معنى فكر كردن و توطئه چيدن) و نون وقايه است. كسره نون دلالت بر حذف «ياء» متكلم دارد. بنابراين «كيدون» (كيدونى) يعنى عليه من توطئه كنيد. «انظار» مصدر «لاتنظروا» به معناى مهلت دادن است. «لاتنظرون» نيز مركب از فعل نهى و نون وقايه است ; يعنى: فلاتنظرونى، مرا مهلت ندهيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 2

2 - نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 2

2- نسخ و تغيير برخى از پيام هاى الهى ، دستاويزى براى مشركان در مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و متهم كردن او به دروغ گويى

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قالوا إنما أنت مفتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 11 - 4

4- مخالفت و مبارزه با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مصداق آشكار ظلم و ستم است .

لقد أنزلنا إليكم. .. و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة

خداوند، پس از بيان نزول قرآن و فراخواندن مردم به تعقل در آن و نيز طرح نابودى بسيارى از اقوام گذشته به خاطر ظلمشان، مخالفان اسلام و قرآن را به عذاب و نابودى تهديد كرد و اين مى رساند كه مخالفت با اسلام و قرآن، مصداق روشن ظلم و موجب نابودى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 34 - 4

4- مشركان از مقابله و رويارويى با دعوت پيامبراسلام ، ناتوان بودند .

و ما جعلنا . .. أفإيْن متّ فهم الخلدون

از اين كه مشركان در انتظار مرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نابودى شريعت وى بودند به دست مى آيد كه در مقابل دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) عاجز بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 3،6

3 - تهمت و افترا ، ابزار و شيوه هاى مبارزه كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه و أعانه عليه قوم ءاخرون

6 - تهمت و افترا زدن كافران به گناهى كه تنها خود مرتكب آن بودند ، از شيوه هاى آنان در مبارزه ، عليه پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . .. فقد جاءو ظلمًا و زورًا

برداشت ياد شده از آن جا استفاده مى شود كه كافران، پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را متهم به دروغ گويى مى كردند; در حالى كه خود، دروغ پرداز بودند و به دروغ و به ناحق، قرآن را ساخته و پرداخته آن حضرت مى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 5

5 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در انجام دادن رسالت خويش ، با رو در رويى كافران و منافقان مواجه بود .

يأيّها النبىّ إنّا أرسلنك . .. و دع أذيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 9

9 - مشركان ، در صدد تحريك هم فكران خود براى رودررويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم آن حضرت

إذا تتلى عليهم ءايتنا. .. قالوا ... يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

آوردن ضميرهاى خطاب «كم» مى تواند براى ايجاد هيجان و ولع در مخاطبان باشد; تا آنان با توجه به اين كه آنچه مورد تعرض قرار گرفته آيين پدرانشان است، بيشتر به حركت درآيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 4،7

4 - سران و رهبران جامعه شرك ، رهبرى مردم را بر ضد رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) در دست داشتند .

و انطلق الملأ منهم أن امشوا و اصبروا على ءالهتكم

7 - سلب آزادى از مردم و ايجاد مانع بر سر راه آگاهى آنان از حقايق الهى ، از شيوه هاى مبارزه سران كفر و شرك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و انطلق الملأمنهم أن امشوا و اصبروا على ءالهتكم

پراكنده كردن توده هاى مردم از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و توصيه به پايدارى بر عقيده خود از سوى سران كفر، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 3

3- نسبت افترا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى كافران در مبارزه با آن حضرت

قال الذين كفروا . .. هذا سحر مبين . أم يقولون افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 3،4

3- عداوت و مبارزه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، مصداق كفر و پيشگيرى از راه خداوند

كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه و شاقّوا الرسول

عطف «شاقّوا الرسول» بر «الذين كفروا و صدّوا. ..» ممكن است عطف تفسيرى باشد.

4- اِخبار خداوند از ستيز برخى كافران با دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به رغم وضوح حق براى آنان

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. و شاقّوا ... من بعد ما تبيّن لهم الهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 30 - 4

4 - كافران ، مأيوس و ناتوان از مقابله با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيشگيرى از دعوت آن حضرت

نتربّص به ريب المنون

پناه بردن كافران به آرزو و دلبستن به حادثه، نشانه يأس آنان از مقابله كارساز با پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

274- مبارزه با مخالفان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 118 - 4

4 - معجزه پيامبران در راستاى اثبات حقانيت آنان و خنثى كردن عملكرد مخالفان دين است .

فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون

275- مبارزه با مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 3

3 - ممانعت از ورود مسلمانان به مساجد و تلاش براى تخريب آنها ، از روش هاى مبارزاتى كفرپيشگان عليه اسلام و مسلمين

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه و سعى فى خرابها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 8

8 - بشارت الهى در مورد ناكامى يهود و كافران در مبارزه مشترك عليه مسلمانان

الم تر الى الذين اوتوا الكتب . .. و من يلعن اللّه فلن تجد له نصيراً

276- مبارزه با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 6

6 - توجه صالحان به ولايت و سرپرستى خدا بر ايشان ، عامل مقاومت آنها در مبارزه با اهل شرك و نهراسيدن از توطئه هاى ايشان

ثم كيدون فلاتنظرون . .. هو يتولى الصلحين

از اهداف بيان ولايت خدا بر صالحان، پس از طرح توطئه مشركان، اين است كه صالحان همواره توجه به يارى خدا داشته باشند و هرگز از مكرهاى مشركان نهراسند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 6

6 - برخورد و مبارزه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن با مخالفان دعوت الهى ( كافران و مشركان ) ، متكى بر منطق و استدلال بود .

فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 1

1 - تأكيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر نقش پيام آورى خويش در مقابل مخالفت ها و بهانه جويى هاى مشركان

و قالوا قلوبنا فى أكنّة . .. قل إنّما أنا بشر مثلكم يوحى إلىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 11

11 - بيزارى از شرك ، نقد و انكار شخصيت مشركان و ستيز علنى با آنان ، سه مرحله حركت توحيدى ابراهيم ( ع )

إنّا برءؤا منكم . .. كفرنا بكم و بدا بيننا و بينكم العدوة والبغضاء

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه عبارت هاى «إنّا براءؤا»، «كفرنا بكم» و «بدا بيننا و بينكم» - چنان كه ظاهر ترتيب مقتضى آن است - بيانگر سه مرحله متوالى باشد.

277- مبارزه با مشركان دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 5

5- برخورد و مبارزه ابراهيم ( ع ) با بت پرستان و مشركان ، متكى بر استدلال و برهان بود .

قال ما هذه التماثيل . .. قال بل ربّكم ... فطرهنّ

278- مبارزه با مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 4،6

4 - دستور به كارگيرى تمام شيوه هاى ممكن ( به ترتيب : كشتن ، اسير گرفتن ، محاصره و كمين زدن ) براى ايجاد فشار بر مشركان صدر اسلام

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا

6 - فرمان كمين كردن در تمامى كمينگاه ها براى ضربه زدن به رهگذران مشرك صدر اسلام

و اقعدوا لهم كل مرصد

279- مبارزه با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

280- مبارزه با معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 4

4- مبارزه با شرك و معبود هاى پندارى و باطل مشركان ، در رأس برنامه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أهذا الذى يذكر ءالهتكم

ذكر و يادكردن، هم به خير است و هم به شر; ولى در اين آيه - به قرينه مقام - ذكر به شرّ است.

281- مبارزه با معبودان فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 8

8 - آمادگى موسى ( ع ) و قومش براى شورش عليه نظام فرعونى و به انزوا كشاندن فرعون و خدايان او ، دليل اشراف دربار براى ضرورت مجازات و سركوبى آنان

أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك

282- مبارزه با معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 4

4 - خنثى سازى معجزه موسى ( ع ) با استمداد از ساحران زبردست ، از آراى تصويب شده از جلسه سران و بزرگان حكومت فرعونيان

و أرسل فى المدائن حشرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 115 - 4

4 - ساحران دربار فرعون مطمئن به غلبه سحرشان بر معجزه موسى ( ع )

إما أن تلقى و إما أن نكون نحن الملقين

از اينكه ساحران اختيار شروع كننده مبارزه را به موسى(ع) واگذاشتند و جمله مربوط به خويش را با تأكيد بيان داشتند، معلوم مى شود آنان به غلبه خويش اطمينان داشتند.

283- مبارزه با مفاسداجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 30 - 6

6 - شايسته است براى مبارزه با مفاسد اجتماعى و مفسدان ، از خداوند استمداد شود .

قال ربّ انصرنى على القوم المفسدين

284- مبارزه با مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 2،8

2 - لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگيزان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

8 - تنها بايد با ظالمان ( كافران محارب و فتنه انگيزان و مانعان از گسترش و حاكميت دين ) مبارزه كرد .

فلا عدون إلا على الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 11

11 - ضرورت پاسدارى از امنيت و سلامت جامعه ايمانى با سركوب آشوبگران و فسادانگيزان

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً ان يقتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 21

21 - مبارزه با فساد و به انزوا كشاندن مفسدان ، از برنامه هاى اساسى پيامبران بود .

و لا تتبع سبيل المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 2

2 - لزوم مبارزه با فتنه و فتنه انگيزان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 80 - 2،6

2- آرزوى لوط ( ع ) به داشتن نيرويى براى مقابله با تبه كاران و دفاع از مهمانان خويش در برابر آنان

قال لو أن لى بكم قوّة

«لو» در جمله فوق ، حرف تمنّا و به معناى ليت (اى كاش) است.

6- آرزوى برخوردار بودن از نيرو و امكانات براى مبارزه با تباهى ها و تبه كاران ، آرزويى روا و پسنديده است .

لو أن لى بكم قوّة أو ءاوى إلى ركن شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 30 - 6

6 - شايسته است براى مبارزه با مفاسد اجتماعى و مفسدان ، از خداوند استمداد شود .

قال ربّ انصرنى على القوم المفسدين

285- مبارزه با مكر ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 12

12- لزوم تلاش براى در امان ماندن از مكر و حيله ديگران

لاتقصص . .. فيكيدوا لك كيدًا

286- مبارزه با مكر مخالفان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 2

2 - مقابله خداوند با حيله و نيرنگ مخالفان صالح

و مكرنا مكرًا

287- مبارزه با منكرات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 82 - 2،4

2 - مبارزه لوط با برنامه هاى ضد اخلاقى قوم خويش موجب طرح پيشنهاد اخراج وى و همراهانش از ديارشان

و لوطاً إذ قال لقومه . .. قالوا أخرجوهم

پيشنهاد اخراج لوط از يكسو به مبارزات وى مرتبط شده است ; زيرا جمله «إلا أن قالوا . .. » در پاسخ تبليغات و هدايتگريهاى لوط ايراد گرديده است ; و از سوى ديگر اين پيشنهاد با جمله «انهم ... » تعليل شده است. بنابراين تصميم قوم لوط به اخراج وى و همراهانش به دو علت بوده است: يكى مبارزه وى با فسادها و ديگرى پاك زيستن وى و همراهانش.

4 - لوط در پاك زيستى و تنزه از اعمال زشت و مبارزه با كردار هاى ناپسند ، داراى همگامان و يارانى متعدد بود .

و ما كان جواب قومه إلا أن قالوا أخرجوهم من قريتكم إنهم أناس يتطهرون

ضماير جمع در جمله «اخرجوهم . .. » و نيز آوردن كلمه «اناس»، حكايت از آن دارد كه گروهى از مردم به لوط گرويده بودند و چون تصميم بر اخراج لوط و يارانش در پى اعتراضهايى كه در آيه قبل مطرح شد، گرفته شده، معلوم مى شود مؤمنان به لوط وى را در مبارزه با فسادها و مفسدان يارى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 30 - 4،5

4 - لوط ( ع ) ، براى بازداشتن قوم اش از كردار زشت ، با آنان به مبارزه برخاست .

أئنّكم لتأتون الرجال و . .. ربّ انصرنى على القوم المفسدين

طلب نصرت از خدا بر ضد قوم مفسد، براى بيان اين است كه لوط(ع) با آنان به مبارزه برخاست و در مبارزه اش، نياز به امداد الهى داشت.

5 - لوط ( ع ) در مبارزه اش با كردار هاى زشت قوم خود ، تنها بود .

قال ربّ انصرنى على القوم المفسدين

ضمير مفعولى «نى» در دعاى لوط(ع)، حكايت از تنهايى آن حضرت در مبارزه با فحشا مى كند.

288- مبارزه با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 109 - 1

1 - اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از مشاهده معجزات موسى ، براى چاره انديشى و مبارزه با موسى جلسه مشورتى تشكيل دادند .

قال الملأ من قوم فرعون

در آيات پيشين روى سخن موسى با فرعون بود و در اين آيه عكس العمل اشراف دربار او مطرح شده است. اين تغيير سياق با توجه به جمله «فماذا تأمرون» در آيه بعد (چه نظرى داريد و چه دستورى پيشنهاد مى كنيد)، حاكى از تبادل نظر آنان درباره برخورد با موسى است كه از آن در برداشت فوق به «جلسه مشورتى» تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 110 - 5

5 - انتخاب روش مبارزه با موسى پس از تصميم به ساحر خواندن وى و تحليل اهداف او ( برچيدن حكومت فرعونى ) ، از مسائل مطرح شده در جلسه مشورتى بزرگان دربار فرعون

فماذا تأمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 6

6 - بسيج نيرو هاى حكومتى به تمامى شهر هاى تحت نفوذ فرعون ، طرح كارگزاران دربار براى گردآورى و احضار ساحران زبردست

و أرسل فى المدائن حشرين

«ال» در «المدائن» عهد ذهنى است و اشاره به شهرهاى تحت نفوذ حكومت فرعون دارد. زيرا معهود بين فرعون و اشراف دربار همان شهرهاى كشور خودشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 112 - 3

3 - احضار همه ساحران زبردست براى مبارزه با موسى ( ع ) ، درخواست اشرافيان دربار فرعون از فرعون

يأتوك بكل سحر عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 113 - 1،3،4،7،8

1 - ساحرانى زبردست و كارآمد پس از فراخوانى آنان براى مبارزه با موسى ، به درگاه فرعون حاضر شدند .

و جاء السحرة فرعون

«ال» در «السحرة» عهد ذكرى است و اشاره به «كل سحر عليم» دارد.

3 - ساحران بدون هيچ اجبارى از سوى نيرو هاى فرعونى براى مبارزه با موسى ( ع ) به دربار فرعون حاضر شدند .

و جاء السحرة فرعون

بيان حضور ساحران به دربار فرعون با جمله «و جاء السحرة» (ساحران آمدند) و نه با جمله اى همانند «و اَتَوا بالسحرة» (ساحران را آوردند)، حكايت از اين دارد كه ساحران به دلخواه خويش، و نه از روى اجبار و اكراه، به دربار حاضر شدند.

4 - فرعون در تلاش براى بهره گيرى از عالمان عصر خويش در مبارزه با موسى ( ع )

و جاء السحرة فرعون

7 - ساحران پس از اعلام آمادگى براى مبارزه با موسى ( ع ) از فرعون خواستند تا در صورت پيروزى از پاداشى گران برخوردار شوند .

قالوا إن لنا لأجراً إن كنا نحن الغلبين

جمله «إن لنا . .. » استفهامى است و حرف استفهام مقدر مى باشد. يعنى: إن لنا ... . نكره آمدن كلمه «أجراً» دلالت بر بزرگى و گرانسنگى پاداش دارد.

8 - سودجويى ، از انگيزه هاى ساحران براى مبارزه با موسى ( ع )

قالوا إن لنا لأجراً إن كنا نحن الغلبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 114 - 4

4 - فرعون بر اثر خودباختگى در برابر معجزات موسى ( ع ) مهياى پرداخت بهاى سنگينى براى خنثى سازى آن شد .

قال نعم و إنكم لمن المقربين

از اينكه فرعون براى پيروزى بر موسى(ع) حاضر شد هر بهايى را بپردازد، معلوم مى شود روحيه خويش را باخته بود و در خود عجز شديدى احساس مى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 115 - 3

3 - ساحران دربار فرعون ، يكدل و يكزبان و يار يكديگر در مبارزه با موسى ( ع )

قالوا يموسى إما أن تلقى و إما أن نكون نحن الملقين

بديهى ست ساحران جمله هاى «إما أن تلقى» و «إما أن نكون نحن الملقين» را دسته جمعى و يا يك به يك نگفتند. بنابراين استناد اين جمله ها به آنان حكايت از هميارى و يكدلى آنان در مبارزه با موسى(ع) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 116 - 1

1 - موسى ( ع ) با بى اعتنايى به جادوگرى ساحران شروع مبارزه را به آنان واگذاشت .

قال ألقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 121 - 4

4 - ساحران به رسالت ها و پيام هاى موسى ( ع ) قبل از اقدام به مبارزه با وى آگاه بودند .

قالوا ءامنا برب العلمين

تأكيد ساحران به ربوبيت خداوند و پذيرش سريع آن پس از آگاهى به حقانيت موسى(ع)، بيانگر اين است كه آنان پيش از حضور در صحنه مبارزه به پيامهاى وى، كه بارزترين آن اعتقاد به ربوبيت مطلق خداوند است، آگاه شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 123 - 8

8 - بيرون راندن و آواره ساختن مردم پايتخت مصر ، تحليل فرعون از داستان مبارزه ساحران با موسى و ايمان آوردن آنان

إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة لتخرجوا منها أهلها

برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «أهلها» همه مردم مصر (عوامل حكومت و توده مردم) باشد، نه خصوص عوامل حكومتى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 1،7،8،9،11

1 - اشراف قوم فرعون براى تحريك وى به سركوبى موسى ( ع ) و قوم او تلاشى پيگير داشتند .

و قال الملأ من قوم فرعون أتذر موسى و قومه

7 - اشرافيان دربار ، سركوب نشدن موسى ( ع ) را مايه انزواى فرعون و ترك پرستش خدايان وى دانسته و آن را به فرعون گوشزد كردند .

أتذر موسى و قومه . .. و يذرك و ءالهتك

8 - آمادگى موسى ( ع ) و قومش براى شورش عليه نظام فرعونى و به انزوا كشاندن فرعون و خدايان او ، دليل اشراف دربار براى ضرورت مجازات و سركوبى آنان

أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك

9 - تحريك احساسات مذهبى و استكبارى فرعون ، از روش هاى اشرافيان براى واداشتن وى به سركوب موسى ( ع )

و يذرك و ءالهتك

گويا درباريان با ياد كردن از الهه فرعون و مخاطب قرار دادن فرعون در صدد تحريك احساسات مذهبى وى بودند.

11 - فرعون با پذيرش پيشنهاد اشرافيان ( سركوبى موسى ( ع ) و قوم او ) بر كشتار وسيع پسران بنى اسرائيل و زنده نگاه داشتن زنانشان مصمم شد .

قال سنقتّل أبناءهم و نستحى نساءهم

تقتيل (مصدر تقتّل) به معناى كشتار وسيع است. «استحياء» از ماده «حيات» به معناى زنده نگاه داشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 51 - 6

6 - فرعون با استناد به عقايد و افكار اقوام گذشته ، سعى در مقابله با موسى ( ع ) و تثبيت حقانيت شرك داشت .

قال فما بال القرون الأُولى

تمسّك فرعون به افكار پيشينيان و اين كه اگر رسالت موسى حق است، چرا براى اقوام گذشته چنين رسولى نيامد و چرا آنها عذاب نشدند، نشان مى دهد كه در ديدگاه او، پذيرفته هاى نسل هاى قبل، صحيح و قابل تبعيت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 58 - 5،11

5 - فرعون ، مطمئن به توانايى خويش در جمع آورى امكانات ( سِحر و ساحران ) براى مقابله با موسى ( ع )

موعدًا لانخلفه نحن

تأكيد فرعون بر عدم تخلف از زمان موعود، حكايت از آمادگى او براى جمع آورى ساحران و ارائه سحرى بزرگ دارد.

11 - دعوت موسى ( ع ) و مقابله فرعون با آن حضرت ، موضوعى مطرح در افكار عمومى مردم مصر

فاجعل . .. موعدًا ... مكانًا سوًى

سعى فرعون در مقابله با موسى(ع) به وسيله سحر، و دعوت از مردم براى شركت در اين رويارويى، حكايت از آن دارد كه موضوع دعوت آن حضرت، موضوعى مطرح در جامعه آن زمان بوده و مردم اين رويداد را تعقيب مى كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 65 - 9

9 - ساحرانِ فرعون ، يك دل و يك زبان و يار يكديگر ، در مبارزه با موسى ( ع ) بودند .

و إمّا أن نكون أوّل من ألقى

صدق «أوّل من ألقى» بر همه ساحران، گوياى هدف مشترك و وحدت رويه آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 39 - 1

1 - دعوت همگانى از مردم و تشويق آنان براى اجتماع در صحنه هماوردى موسى ( ع ) با ساحران

و قيل للناس هل أنتم مجتمعون

استفهام در عبارت «هل أنتم مجتمعون» براى تشويق و ترغيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 40 - 3

3 - خط دادن فرعونيان به مردم ، در گرايش به جبهه مخالفان موسى

و قيل للناس هل أنتم مجتمعون . لعلّنا نتّبع السحرة إن كانوا هم الغلبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 7،9،12

7 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان ، تنها راه پيشگيرى از رواج آيين موسى ، در نگاه فرعون ، هامان و قارون

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه نخستين واكنش فرعون و. .. در برابر ايمان آورندگان به موسى(ع)، قتل پسران آنان بود.

9 - زنده گذاشتن دختران مؤمنان - على رغم كشتار پسران آنان - اقدام بى رحمانه ديگر فرعون ، هامان و قارون عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل بود .

و استحيوا نساءهم

12 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع ) و پيروان او

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه و استحيوا نساءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 26 - 4،6

4 - كشتار فرزندان ذكور مؤمنان از سوى فرعونيان ، براى جلوگيرى از گسترش دعوت موسى ( ع ) كافى و كارساز نبود .

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و قال فرعون ذرونى أقتل موسى

تصميم شخص فرعون مبنى بر كشتن موسى(ع)، پس از اقدام او و درباريانش به كشتن مؤمنان طرفدار موسى(ع)، گوياى حقيقت ياد شده است.

6 - كشتن موسى ( ع ) ، راه اصلى مبارزه با رسالت وى و گسترش آيين او ، در نگاه فرعون

و قال فرعون ذرونى أقتل موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 23 - 1

1 - فرعون براى مبارزه با موسى ( ع ) ، مردم را در اجتماعى گردآورد و با آنان در اين زمينه سخن گفت .

فحشر فنادى

«حشر»، به معناى جمع كردن همراه با سوق دادن است (مصباح).

289- مبارزه با ناهنجارى اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 60 - 13،18

13 - براى جلوگيرى از ناهنجارى اجتماعى ، تنها جنبه ديوار دفاعى ايجاد كردن ، كافى نيست و بايد با ريشه هاى آن نيز به مبارزه برخاست .

يدنين عليهنّ من جلبيبهنّ ذلك أدنى أن يعرفن فلايؤذين . .. لئن لم ينته المنفقون

18 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صورت نياز ، به ريشه كنى عوامل ناهنجارى هاى اجتماعى ، اقدام مى كرد .

لئن لم ينته المنفقون . .. لنغرينّك بهم ثمّ لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً

290- مبارزه با نفوذ شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 13

13- لزوم حساسيت فزونتر انسان در حفظ مال و فرزند خويش از هجوم و دخالت شيطان

و شاركهم فى الأمول و الأولد

از اينكه خداوند، از جمله قلمروهاى نفوذ شيطان را، مال و اولاد برشمرده است، در واقع هشدار و اعلام خطرى است بر اينكه: انسان بايد تلاش كند تا آنها، از دستبرد شيطان در امان بمانند.

291- مبارزه با نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 60 - 1

1 - جبهه گيرى گروه سرشناس و اشراف قوم نوح در برابر دعوت وى

قال الملأ من قومه إنا لنريك فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 25 - 3

3 - وا نهادن و بى اعتنايى به نوح ( ع ) ، آخرين چاره انديشى اشراف كافر در مبارزه با آن حضرت

فقال الملؤا . .. إن هو إلاّ رجل به جنّة فتربّصوا به حتّى حين

292- مبارزه با هجوم دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 94 - 11

11- تهيه و تدارك استحكامات دفاعى ، جهت جلوگيرى از رخنه مفسدان و دشمنان ويرانگر ، امرى لازم است .

إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون فى الأرض فهل نجعل لك خرجًا

293- مبارزه با هجوم مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 94 - 11

11- تهيه و تدارك استحكامات دفاعى ، جهت جلوگيرى از رخنه مفسدان و دشمنان ويرانگر ، امرى لازم است .

إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون فى الأرض فهل نجعل لك خرجًا

294- مبارزه با همجنس بازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 167 - 4

4 - تلاش پيگير و مجدّانه لوط ( ع ) ، در مبارزه با انحراف ( هم جنس گرايى ) قوم خويش

قالوا لئن لم تنته يلوط لتكوننّ من المخرجين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 168 - 3

3 - لوط پيامبر ، دوست مردم و تنها در ستيز با كردار ناشايست آنان

قال إنّى لعملكم من القالين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه لوط(ع) خود را از عمل قومش، بيزار معرفى كرد و نه از خود آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 28 - 10

10 - لوط ( ع ) براى منصرف كردن قوم اش از از آميزش با مردان ، آن را بى سابقه و زشت معرفى كرد .

إنّكم لتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد من العلمين

295- مبارزه با هواپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 16

16 - ربوبيت خداوند ، مقتضى برخوردى سخت با هواپرستان

خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى

در آيه شريفه ترس هر كس از ربوبيت خداوند، مقدمه نهى خود از هوا و هوس قرار داده شده است. بنابراين هواپرستان، بايد از خداوند به دليل ربوبيت او، هراس داشته باشند.

296- مبارزه با هواپرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 11

11 - جامعه اسلامى ، نبايد تمايلات اجتماعى ناروا را بر قوانين الهى برترى دهد .

فادع و . .. و لاتتّبع أهواءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 15

15 - انسان ، بر مهار نفس خويش از هوس هاى ناروا ، توانا است .

و نهى النفس عن الهوى

297- مبارزه با هواپرستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 2

2 - لزوم پايدارى حق و حق طلبان ، در برابر هوس ها و تمايلات فساد انگيز كافران

و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ

مبارزه با هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 66 - 1

1 - گروهى از اشراف قوم هود به وى ايمان آوردند و گروهى ديگر با انكار رسالت او در برابرش جبهه گيرى كردند .

قال الملأ الذين كفروا من قومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 7

7 - تقليد از نياكان و حفظ سنت هاى پيشينيان ، از انگيزه هاى قوم عاد براى پرستش معبودان دروغين و رويارويى با دعوت هود

قالوا . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

298- مبارزه براى عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 12،14

12 - وجود عدالتخواهانى در امت هاى گذشته ، كه در راه عدالت از جان گذشتند .

و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

14 - خطر كشته شدن در راه عدالتخواهى ، مانع از جواز امر به معروف و مبارزه با منكر نيست .

و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

زيرا لحن آيه، ستايش و مدح نسبت به كشته شدگانى است كه امركنندگان به معروف در مسير عدالتخواهى هستند.

299- مبارزه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 4

4 - بنى اسرائيل همگام موسى ( ع ) و پيرو او در مبارزه عليه فرعون

أتذر موسى و قومه

300- مبارزه جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 121 - 4

4 - ساحران به رسالت ها و پيام هاى موسى ( ع ) قبل از اقدام به مبارزه با وى آگاه بودند .

قالوا ءامنا برب العلمين

تأكيد ساحران به ربوبيت خداوند و پذيرش سريع آن پس از آگاهى به حقانيت موسى(ع)، بيانگر اين است كه آنان پيش از حضور در صحنه مبارزه به پيامهاى وى، كه بارزترين آن اعتقاد به ربوبيت مطلق خداوند است، آگاه شده بودند.

301- مبارزه حق و باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 2

2 - درگيرى حق و باطل در سراسر تاريخ انبيا جريان داشته است.

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شيطين الإنس و الجن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 18 - 1،4،5

1- در نزاع ميان جبهه حق و باطل ، پيروزى نهايى از آنِ حق مداران است .

بل نقذف بالحقّ على البطل

4- درگيرى و ستيز مداوم حق و باطل در طول تاريخ

و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة. .. بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه

5- نابودى باطل و انديشه هاى نادرست ، در گرو حضور اهل حق در ميدان مبارزه با باطل است .

بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه

«باء» در «بالحقّ» براى استعانت است. براين اساس معناى آيه چنين مى شود: «ما به كمك حق بر باطل مى كوبيم و نابودش مى سازيم». اين معنا مى رساند كه حق بايد در صحنه كارزار با باطل، حضور داشته باشد تا به وسيله آن بتوان باطل و انديشه هاى نادرست را نابود كرد. گفتنى است خداوند نابود ساختن باطل را به خود نسبت نداده; بلكه حق را نابود كننده باطل دانسته است (فيدمغه)، اين نكته مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 8

8 - جامعه بشرى ، از ديرباز عرصه درگيرى حق و باطل بود .

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. و جدلوا بالبطل ليدحضوا به الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 10

10 - حق و باطل ، جريانى مستمر در تاريخ

فمنهم مهتد و كثير منهم فسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 13

13 - رويارويى و برخورد مداوم حقّ و باطل

و لتسمعنّ من الّذين اوتوا الكتب من قبلكم و من الّذين اشركوا اذًى كثيراً

302- مبارزه در راه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 12

12 - لزوم ايمان و احترام به رسولان الهى و جنگ و مبارزه در راه يارى آنان

ءامنتم برسلى و عزرتموهم

«عزّر» از ماده «عَزر» به معناى يارى كردن كسى و جنگيدن براى اوست. (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 35 - 10

10 - جهاد و مبارزه در راه خدا ، از وظايف مؤمنان

يأيها الذين ءامنوا . . و جهدوا فى سبيله

303- مبارزه شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 21

21- شعيب ( ع ) تا حد توان و استطاعتش در اصلاح جامعه كوشيد و با فساد مبارزه كرد .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت

حرف «ما» در «ما استطعت» ظرفيه مصدريه است; يعنى، به معناى مدت و زمان مى باشد و فعل پس از خود را به تأويل مصدر مى برد. بنابراين «إن اُريد ...»; يعنى: «مدة استطاعتى الإصلاح ما اُريد إلاّ الإصلاح»; من در مدت و زمانى كه توان اصلاح امور را دارم به جز اصلاح امور را نخواهم خواست».

304- مبارزه ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 13

13 - ستمگران از مقابله با خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) طرفى نبسته و به اهداف خويش نخواهند رسيد.

قل أى شىء أكبر شهدة . .. الذين ءاتينهم الكتب ... إنه لايفلح الظلمون

مستفاد از ربط بين آيات و اطلاق ظالم بر مشركين و اهل كتاب كه در صدد مقابله با خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده اند. و از «لايفلح الظالمون» فهميده مى شود كه آنها به دنبال اهدافى بوده اند كه موفق نشده و نخواهند شد.

305- مبارزه علماى دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 25

25 - حاكميّت و زمامدارى ، حقّ عالمانى حكيم است كه تا هزيمت ستمگران و متجاوزان مبارزه مى كنند . *

و قتل داوُد جالوت و اتيه اللّه الملك و الحكمة و علّمه مما يشاء

ظاهراً بيان اعطاى ملك به داود پس از بيان كشتن جالوت، اشاره به سببيت اعطاى ملك دارد; يعنى مبارزه و كشتن جالوت باعث اعطاى ملك به وى شد.

306- مبارزه عليه لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 36 - 3

3 - مقاومت شديد و يكپارچه جامعه لوط ( ع ) ، در برابر آن حضرت و رسالت او

فما وجدنا فيها غير بيت من المسلمين

307- مبارزه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 79 - 1،2

1 - فرعون ، براى مبارزه با حضرت موسى ( ع ) و مقابله با معجزه بزرگ او ، دستور داد تا تمام جادوگران كاردان و ماهر را به پايتختش احضار كنند .

و قال فرعون ائتونى بكل سحر عليم

2 - شخصيت حضرت موسى ( ع ) براى فرعون ، چنان خيره كننده و تهديدآميز بود كه خود شخصاً رهبرى مبارزه با او را به عهده گرفت .

و قال فرعون ائتونى بكل سحر عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 58 - 11

11 - دعوت موسى ( ع ) و مقابله فرعون با آن حضرت ، موضوعى مطرح در افكار عمومى مردم مصر

فاجعل . .. موعدًا ... مكانًا سوًى

سعى فرعون در مقابله با موسى(ع) به وسيله سحر، و دعوت از مردم براى شركت در اين رويارويى، حكايت از آن دارد كه موضوع دعوت آن حضرت، موضوعى مطرح در جامعه آن زمان بوده و مردم اين رويداد را تعقيب مى كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 23 - 1

1 - فرعون براى مبارزه با موسى ( ع ) ، مردم را در اجتماعى گردآورد و با آنان در اين زمينه سخن گفت .

فحشر فنادى

«حشر»، به معناى جمع كردن همراه با سوق دادن است (مصباح).

308- مبارزه فرهنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 4،7،8

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار مبارزه گسترده فرهنگى و تبليغى با جريان كفر و شرك ، با محور قرار دادن قرآن

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

مرجع ضمير «به» به قرينه مقام (يعنى، آيه قبل كه از انذار رسول به مردمان سخن گفته است) قرآن كريم است و آمدن مفعول مطق (جهاداً) و توصيف آن به «كبيراً»، بيانگر گستردگى و بزرگى اين جهاد مى باشد.

7 - تلاش در راه احياى معارف دين و مبارزه فرهنگى با جريان كفر و شرك ، جهادى بزرگ و با عظمت

فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا

8 - مبارزه و جهاد فرهنگى با كفر و شرك ، هدف كلى قرآن و محور اصلى دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و جهدهم به جهادًا كبيرًا

309- مبارزه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 9،11

9 - لجاجت كفار و مقابله آنها به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در عين آگاهى از حقانيت آن حضرت

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

11 - ستيز كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مقابله با مقام الوهيت خداوند است.

قد نعلم إنه ليحزنك . .. و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

310- مبارزه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

311- مبارزه لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 82 - 2

2 - مبارزه لوط با برنامه هاى ضد اخلاقى قوم خويش موجب طرح پيشنهاد اخراج وى و همراهانش از ديارشان

و لوطاً إذ قال لقومه . .. قالوا أخرجوهم

پيشنهاد اخراج لوط از يكسو به مبارزات وى مرتبط شده است ; زيرا جمله «إلا أن قالوا . .. » در پاسخ تبليغات و هدايتگريهاى لوط ايراد گرديده است ; و از سوى ديگر اين پيشنهاد با جمله «انهم ... » تعليل شده است. بنابراين تصميم قوم لوط به اخراج وى و همراهانش به دو علت بوده است: يكى مبارزه وى با فسادها و ديگرى پاك زيستن وى و همراهانش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 7

7- لوط ( ع ) براى دفاع از مهمانان خويش ( فرشتگان حاضر در منزلش ) آماده مبارزه و درگيرى با تبه كاران مهاجم بود .

لن يصلوا إليك

آيات پيشين بيان كرد كه مهاجمان قصد تعرض به فرشتگان را داشتند. بر اين اساس ظاهر آن بود كه فرشتگان مى گفتند: «لن يصلوا إلينا; آنان از دسترسى به ما ناتوانند». اين جا به جايى اشاره به دو نكته دارد: يكى اينكه، تعرض به مهمان به منزله تعرض به ميزبان است و دوم اينكه، لوط(ع) آماده مبارزه بود و تا توان داشت در مقابل مهاجمان ايستادگى مى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 167 - 4

4 - تلاش پيگير و مجدّانه لوط ( ع ) ، در مبارزه با انحراف ( هم جنس گرايى ) قوم خويش

قالوا لئن لم تنته يلوط لتكوننّ من المخرجين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 168 - 2،3

2 - حضرت لوط ( ع ) - به رغم تهديد شدن به تبعيد - تنفر و دشمنى خود را با كردار زشت قوم خود اعلام كرد و بر آن تأكيد ورزيد .

قال إنّى لعملكم من القالين

3 - لوط پيامبر ، دوست مردم و تنها در ستيز با كردار ناشايست آنان

قال إنّى لعملكم من القالين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه لوط(ع) خود را از عمل قومش، بيزار معرفى كرد و نه از خود آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 54 - 4

4 - مبارزه با فحشا و زشت كردارى ، مهم ترين مسؤوليت و رسالت لوط

و لوطًا إذ قال لقومه أتأتون الفحشة

مقدم آمدن «أتأتون الفحشة» و قرار گرفتن آن در رأس پيام هاى لوط، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 28 - 10

10 - لوط ( ع ) براى منصرف كردن قوم اش از از آميزش با مردان ، آن را بى سابقه و زشت معرفى كرد .

إنّكم لتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد من العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 30 - 4،5

4 - لوط ( ع ) ، براى بازداشتن قوم اش از كردار زشت ، با آنان به مبارزه برخاست .

أئنّكم لتأتون الرجال و . .. ربّ انصرنى على القوم المفسدين

طلب نصرت از خدا بر ضد قوم مفسد، براى بيان اين است كه لوط(ع) با آنان به مبارزه برخاست و در مبارزه اش، نياز به امداد الهى داشت.

5 - لوط ( ع ) در مبارزه اش با كردار هاى زشت قوم خود ، تنها بود .

قال ربّ انصرنى على القوم المفسدين

ضمير مفعولى «نى» در دعاى لوط(ع)، حكايت از تنهايى آن حضرت در مبارزه با فحشا مى كند.

312- مبارزه لوط(ع) با فحشا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 28 - 3

3 - سرگذشت لوط ( ع ) ، در مبارزه بر ضد فحشا ، پندآموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و لوطًا إذ قال

«لوطاً» احتمال دارد كه عطف به آيه چهارده باشد و احتمال دارد كه مفعول فعل مقدّر «اذكر» باشد. بنابر احتمال دوم، نكته بالا قابل استفاده است.

313- مبارزه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 6

6 - پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، مانند ساير پيامبران، درگير مبارزه با شياطينى از جن و انس

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شيطين الإنس و الجن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 4

4- مبارزه با شرك و معبود هاى پندارى و باطل مشركان ، در رأس برنامه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أهذا الذى يذكر ءالهتكم

ذكر و يادكردن، هم به خير است و هم به شر; ولى در اين آيه - به قرينه مقام - ذكر به شرّ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 60 - 18

18 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صورت نياز ، به ريشه كنى عوامل ناهنجارى هاى اجتماعى ، اقدام مى كرد .

لئن لم ينته المنفقون . .. لنغرينّك بهم ثمّ لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً

314- مبارزه محمد(صلی الله علیه و آله) با افساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 60 - 19

19 - در صورتى كه منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان ، در مدينه ، به كار هاى خلاف خود ادامه مى دادند ، چنان مورد قهر پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار مى گرفتند كه مجبور به ترك مدينه مى شدند .

لنغرينّك بهم ثمّ لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً

«لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً» كنايه از آوارگى و در به درى است. لازم به ذكر است كه «قليلاً» صفت مفعول مطلق محذوف (جوار) است.

315- مبارزه محمد(صلی الله علیه و آله) با بيماردلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 61 - 2

2 - تداوم آزار و اذيت زنان مسلمان ، از سوى بيماردلان ، موجب سخت گيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر آنان ، در حد آواره سازى همراه با لعن خدا مى شد .

لئن لم ينته . .. و الذين فى قلوبهم مرض ... لنغرينّك بهم ثمّ لايجاورونك فيها إلاّ

316- مبارزه محمد(صلی الله علیه و آله) با شايعه پراكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 61 - 3

3 - ادامه شايعه پراكنى ، در پى دارنده سخت گيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و در نتيجه ، آواره شدن همراه با لعن بود .

لئن لم ينته . .. و المرجفون ... لنغرينّك بهم ثمّ لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً . م

317- مبارزه محمد(صلی الله علیه و آله) با منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 61 - 1

1 - تداوم تعرض به زنان مسلمان ، از سوى منافقان ، باعث اجراى حكمى سخت درباره آنان و آواره شدن شان همراه با لعن خدا مى شد .

لئن لم ينته المنفقون . .. لنغرينّك بهم ثمّ لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً. ملعونين

«ملعونين» حال براى ضمير فاعلى «لايجاورون» است.

318- مبارزه مستكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 12

12 - محتواى پيام وحى ، محور اصلى درگيرى مستكبران تاريخ در برابر پيامبران

قال مترفوها . .. قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون

از اين كه مترفان در پاسخ دعوت انبيا، مخالفت خويش را با پيام آنان ابراز كردند، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

319- مبارزه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

320- مبارزه منفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 11

11 - لزوم مبارزه منفى با استهزاگران آيات الهى و كفرورزان به آن

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم حتّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 10،18

10 - مبارزه منفى و تحريم روابط با خطاكاران ، از روش هاى مؤثر و سازنده در برخورد با آنان

ضاقت عليهم الأرض . .. و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

برداشت فوق با توجه به شأن نزول آيه شريفه است كه مسلمانان، با متخلفان از جنگ تبوك، قطع رابطه كردند.

18 - فراهم آوردن زمينه و شرايط مناسب توبه براى خطاكاران - پس از يك دوره مبارزه منفى - از روش هاى مؤثر و سازنده در اصلاح آنان

و على الثلثة الذين خلّفوا حتى إذا ضاقت عليهم الأرض . .. ثم تاب عليهم ليتوبوا إن

321- مبارزه منفى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 21

21 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.

322- مبارزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 4

4 - هارون ( ع ) ، شريك و همتاى موسى ( ع ) در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف پيرامون او بوده است .

ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 5

5 - دشوارى رسالت موسى ، در مبارزه با فرعون

ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون

رسالت هارون به همراه موسى(ع)، مى تواند بدان جهت باشد كه بار مسؤوليت موسى در مبارزه با فرعون و اشراف پيرامون او، بسيار سنگين بود و براى سبك تر شدن آن، خداوند هارون را نيز به همراه او مبعوث كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 46 - 1

1 - مسؤوليت مشترك موسى و هارون ، در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف قوم او

ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون . .. إلى فرعون و ملإيه

«ملأ» اسم جمع و به معناى اشراف و سران است. «إستكبار» (مصدر «استكبروا»); يعنى، كبر ورزيدن و تكبّر نمودن «علّو» (مصدر «عالين») نيز به معناى برترى جويى و سلطه طلبى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 16 - 10

10 - طرح ربوبيت مطلق خداوند در برابر فرعون ، اولين گام مبارزه صريح موسى و هارون ( ع ) با وى

فأتيا فرعون فقولا إنّا رسول ربّ العلمين

تصريح موسى و هارون(ع) به اين كه عوالم جهان آفرينش تحت ربوبيت خدا است، مى تواند اولين گام در مبارزه با فرعون و ردّ صريح ادعاى وى باشد كه مى گفت: «أنا ربّكم الأعلى». (79/24).

323- مبارزه مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 123 - 5

5 - درگيرى مؤمنان با مجرمان در طول تاريخ بوده است.

و إن الشيطين . .. ليجدلوكم ... و كذلك جعلنا فى كل قرية أكبر مجرميها

324- مبارزه نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 8

8 - مبارزه با شرك و دعوت به توحيد ، مهمترين رسالت نوح

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 3

3 - قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .

إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه

كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .

325- مبارزه هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 20،26

20 - هارون با بيان مبارزه خويش با گوساله پرستان و ناتوانيش از بازدارى آنان ، در تلاش جهت اثبات بى گناهى خويش براى موسى ( ع )

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

26 - هارون با بيان مبارزه خويش عليه شركورزى بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواست تا وى را همسنگ ستمكاران شرك پيشه قرار ندهد .

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى . .. و لاتجعلنى مع القوم الظلمين

روشن است كه موسى(ع) هرگز گمان نمى كرد كه هارون از ستمكاران باشد. بنابراين «مع» در جمله «لا تجعلنى مع» معيت حكمى است ; يعنى مرا در حكم ستمكاران قرار مده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 4

4 - هارون ( ع ) ، شريك و همتاى موسى ( ع ) در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف پيرامون او بوده است .

ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 4

4 - هارون ، همگام موسى ( ع ) در مبارزه با فرعون و حاضر در صحنه مقابله موسى و ساحران

إن هذن لسحرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 46 - 1

1 - مسؤوليت مشترك موسى و هارون ، در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف قوم او

ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون . .. إلى فرعون و ملإيه

«ملأ» اسم جمع و به معناى اشراف و سران است. «إستكبار» (مصدر «استكبروا»); يعنى، كبر ورزيدن و تكبّر نمودن «علّو» (مصدر «عالين») نيز به معناى برترى جويى و سلطه طلبى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 16 - 10

10 - طرح ربوبيت مطلق خداوند در برابر فرعون ، اولين گام مبارزه صريح موسى و هارون ( ع ) با وى

فأتيا فرعون فقولا إنّا رسول ربّ العلمين

تصريح موسى و هارون(ع) به اين كه عوالم جهان آفرينش تحت ربوبيت خدا است، مى تواند اولين گام در مبارزه با فرعون و ردّ صريح ادعاى وى باشد كه مى گفت: «أنا ربّكم الأعلى». (79/24).

326- مبارزه هارون(ع) با گوساله پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 17

17 - هارون در غياب موسى ( ع ) با شركورزى و گوساله پرستى بنى اسرائيل به مبارزه پرداخته بود .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

327- مراحل مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 20

20 - ناديده گرفتن توطئه دشمنان و گذشت كردن از آزار هاى ايشان ، مرحله ى تاكتيكى در مبارزه با آنان است .

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره

328- مراحل مبارزه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 11

11 - بيزارى از شرك ، نقد و انكار شخصيت مشركان و ستيز علنى با آنان ، سه مرحله حركت توحيدى ابراهيم ( ع )

إنّا برءؤا منكم . .. كفرنا بكم و بدا بيننا و بينكم العدوة والبغضاء

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه عبارت هاى «إنّا براءؤا»، «كفرنا بكم» و «بدا بيننا و بينكم» - چنان كه ظاهر ترتيب مقتضى آن است - بيانگر سه مرحله متوالى باشد.

329- مكان مبارزه با شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 7

7- جايگاه عبادت و راز و نياز با خدا ، ميدان نبرد با شيطان و ديگر موانع راه خدا *

المحراب

در وجه نام گذارى «محراب» گفته شده است كه نمازگزار در آن جا، با شيطان محاربه مى كند. هم چنين با پيداكردن حضور قلب با نفس خود مى جنگد (مصباح).

330- ملاك ارزش مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 31

31- ارزش هر ايثار و مبارزه اى ، به اين است كه در راه خدا و براى خدا باشد .

و الذين قتلوا فى سبيل اللّه

قيد «فى سبيل اللّه»، بيانگر معناى بالا است.

331- منافقان و مبارزه با دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 7

7 - اعلان عدم صلاحيت منافقان براى همراه شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) جهت مقابله با دشمنان دين

فقل لن تخرجوا معى أبداً و لن تقتلوا معى عدواً

332- منشأ مبارزه با الوهيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 5 - 3

3 - ايجاد انگيزه هاى درونى در مردم ، براى مقابله با ربوبيت ، فرمان روايى و الوهيت خداوند ، هدف شيطان از القاى وسوسه به قلب ها است .

بربّ الناس . ملك الناس . إله الناس . من شرّ الوسواس الخنّاس . الذى يوسوس فى صدو

333- منشأ مبارزه با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 7

7 - خودبزرگ بينى ، ريشه مبارزه با پيامبران الهى و مبلغان دين

قال الملأ الذين استكبروا من قومه . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 12

12 - محتواى پيام وحى ، محور اصلى درگيرى مستكبران تاريخ در برابر پيامبران

قال مترفوها . .. قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون

از اين كه مترفان در پاسخ دعوت انبيا، مخالفت خويش را با پيام آنان ابراز كردند، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

334- منشأ مبارزه با دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 35 - 3

3- دين ستيزى و انكار آيات الهى ، داراى ريشه در نوع نگرش انسان به زندگى و مرگ

إن هى إلاّ موتتنا الأُولى

335- منشأ مبارزه با ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 5 - 3

3 - ايجاد انگيزه هاى درونى در مردم ، براى مقابله با ربوبيت ، فرمان روايى و الوهيت خداوند ، هدف شيطان از القاى وسوسه به قلب ها است .

بربّ الناس . ملك الناس . إله الناس . من شرّ الوسواس الخنّاس . الذى يوسوس فى صدو

336- منشأ مبارزه كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 4

4 - كبرورزى و خودبرتربينى اشراف كفرپيشه مدين ، ريشه مبارزه آنان با شعيب و رسالت هاى او

قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك

337- موانع تعجيل در مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 10

10 - باور مؤمنان به مجازات حتمى كافران از سوى خداوند ، مانع اقدام هاى شتابزده آنان در مقابله با كافران

يغفروا . .. ليجزى قومًا بما كانوا يكسبون

«لام» در «ليجزى» براى تعليل است و فلسفه امر به خويشتن دارى مؤمنان در برابر كافران را بيان مى كند.

338- ناكامى مبارزه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 7

7 - ترفندهاى كافران براى مبارزه با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بى ثمر و موجب هلاكت خود آن ها مى شود.

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم

صدر آيه بيان مبارزه كافران با اسلام و قرآن است. لذا جمله «إن يهلكون» مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه سرانجام اين مبارزه شكست و هلاكت خود آنان است، نه قرآن و اسلام.

339- نقش روش مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 14

14 - نقش عمده و اساسى نقشه ها و شيوه هاى مبارزه در شكست و پيروزى

انّ كيد الشّيطان كان ضعيفاً

از اينكه خداوند براى تحريك مؤمنان در رويارويى با كافران ضعف و ناتوانى نقشه هاى آنان را يادآورى مى كند، معلوم مى شود شيوه هاى مبارزه و برنامه هاى جنگى، نقش بسزايى در پيروزيها دارند.

340- نهى از سستى در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 89 - 7

7 - خداوند ، موسى و هارون ( ع ) را از ترك استقامت در برابر فشار هاى فرعون و اطرافيانش و در پيش گرفتن راهى جز آن ، بر حذر داشت .

فاستقيما و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 35 - 1

1- نهى الهى از سستى در مبارزه با دشمن و تن دادن به سازش

فلاتهنوا و تدعوا إلى السلم

341- وقت مبارزه با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 38 - 3،4

3 - گردآورى ساحران ، براى هماوردى با موسى ( ع ) در وقت و روزى معين ( پيش از ظهر روز عيد ) بود .

فجمع السحرة لميقت يوم معلوم

«ميقات» به زمان معين گفته مى شود و مراد از آن در اين جا - به قرينه آيه 59 سوره طه - پيش از ظهر (ضحى) مى باشد. مقصود از «يوم معلوم» به دليل آيه ياد شده روز جشن (يوم الزينة) است و روز جشن همان روز عيد مى باشد.

4 - اهميت زمان و روز خاص در بازتاب هماوردى موسى ( ع ) با ساحران در نگاه فرعونيان

فجمع السحرة لميقت يوم معلوم

تصريح به زمان معين، نشانگر اهميت و نقش آن است .

342- وقت مبارزه جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 38 - 3،4

3 - گردآورى ساحران ، براى هماوردى با موسى ( ع ) در وقت و روزى معين ( پيش از ظهر روز عيد ) بود .

فجمع السحرة لميقت يوم معلوم

«ميقات» به زمان معين گفته مى شود و مراد از آن در اين جا - به قرينه آيه 59 سوره طه - پيش از ظهر (ضحى) مى باشد. مقصود از «يوم معلوم» به دليل آيه ياد شده روز جشن (يوم الزينة) است و روز جشن همان روز عيد مى باشد.

4 - اهميت زمان و روز خاص در بازتاب هماوردى موسى ( ع ) با ساحران در نگاه فرعونيان

فجمع السحرة لميقت يوم معلوم

تصريح به زمان معين، نشانگر اهميت و نقش آن است .

343- ويژگيهاى مبارزه انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 15 - 6

6 - مبارزه پيامبران ، مبارزه اى بنيادى و با علت ها بود .

كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً

مطلب ياد شده، از تصريح به نام فرعون (حاكمان قدرتمند مصر) و فرستادن پيامبر (حضرت موسى)، به سوى آنان به دست مى آيد.

2- مباهله

1- مباهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 -

1،9،11،18،20،21،23

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نمودن نصارا به مباهله ، پس از اقامه برهان براى آنان

انّ مثل عيسى . .. فمن حاجّك ... فقل تعالوا ... ثم نبتهل

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نصارا به مباهله ، با شركت دادن زنان و فرزندان طرفين در آن

فمن حاجّك . .. فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم

11 - امام حسن و امام حسين ( ع ) ، تنها مصداق « ابناءنا » ، در آيه مباهله

ابناءنا و ابناءكم

طبق تاريخ مسلم، پيامبر (صلی الله علیه و آله)، امام حسن و امام حسين (ع) را در مباهله شركت دادند. بنابراين مراد از «ابناءنا»،آن دو بزرگوار هستند و مؤيّد آن روايت امام كاظم (ع) است كه فرمود: ... فكان تأويل قوله تعالى «ابناءنا»، الحسن و الحسين ... .


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 1، ص 85، ح 9، ب 7 ; نورالثقلين، ج 1، ص 348، ح 162.

18 - وعده قطعى خداوند به يارى و نصرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مباهله با نصارا

فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين

پيشنهاد مباهله از جانب خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و اين،مستلزم نصرت دادن پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است.

20 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از يهود براى مباهله

فقل تعالوا ندع ابناءنا

تفسير الميزان از ابن جرير نقل مى كند، آنگاه كه آيه «فمن حاجّك فيه . .. » نازل شد ; پيامبر (صلی الله علیه و آله) يهود را براى مباهله دعوت كرد.

21 - همراهان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام ) در مباهله ، عزيزترين و برترين انسانها

ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم

امام رضا (ع): . .. فبرز النّبى (صلی الله علیه و آله) عليّاً و الحسن و الحسين و فاطمة صلوات اللّه عليهم ... فهذه، خصوصيّة لا يتقدمهم فيها احد و فضل لا يلحقهم فيه بشر.


عيون اخبارالرضا(ع)، ج 1، ص 232، ح 1، ب 23 ; نورالثقلين، ج 1، ص 349، ح 163.

23 - نزول بارانى از آتش بر نمايندگان نصاراى نجران در صورت مباهله

ثم نبتهل فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين

عاقب و طيب به نمايندگى نصاراى نجران بنزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) آمدند . .. و در پى حاضر نشدن آنان براى مباهله، پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: و الّذى بعثنى بالحقّ نبيّا لو فعلا لامطر عليهما الوادى نارا.


مناقب ابن المغازى، ص 263، چاپ اسلاميه 1403 قمرى.

2- اجابت مباهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 6

6 - تضمين استجابت نفرينِ طرفِ حقّ ، در مباهله

فمن حاجّك . .. فقل تعالوا ... نبتهل فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين

3- اهميت مباهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 5

5 - مباهله ، راهى نتيجه بخش براى اثبات حقّ ، پس از اقامه برهان

انّ مَثَل عيسى . .. فمن حاجّك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا

در برداشت فوق، ضمير «فيه»، به كلمه «الحق» برگردانده شده است.

4- زن در مباهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نصارا به مباهله ، با شركت دادن زنان و فرزندان طرفين در آن

فمن حاجّك . .. فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم

5- شرايط مباهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 7،8،10،19

7 - علم و يقين ، شرط اقدام به مباهله

فمن حاجّك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا . .. ثم نبتهل

خداوند پس از آنكه پيامبر را آگاه به حقايق نمود (جاءك من العلم)، به وى دستور مباهله در آن موارد را داد.

8 - محاجّه و لجاجت خصم در برابر حق ، شرط دعوت آنان به مباهله

فمن حاجّك . .. فقل تعالوا ... ثم نبتهل

10 - تحقق مباهله ، با حضور شخص مباهله كننده و نزديك ترين كسان او ; از فرزندان ، مردان و زنان *

فمن حاجّك . .. فقل تعالوا ندع ابناءنا... ثم نبتهل

19 - تحقق مباهله پس از شركت مباهله كنندگان ، با درخواست لعنت از خداوند براى طرفِ باطل صورت مى گيرد .

ثم نبتهل فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين

6- علم در مباهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 7

7 - علم و يقين ، شرط اقدام به مباهله

فمن حاجّك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا . .. ثم نبتهل

خداوند پس از آنكه پيامبر را آگاه به حقايق نمود (جاءك من العلم)، به وى دستور مباهله در آن موارد را داد.

7- مباهله با مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 1،9،18

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نمودن نصارا به مباهله ، پس از اقامه برهان براى آنان

انّ مثل عيسى . .. فمن حاجّك ... فقل تعالوا ... ثم نبتهل

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نصارا به مباهله ، با شركت دادن زنان و فرزندان طرفين در آن

فمن حاجّك . .. فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم

18 - وعده قطعى خداوند به يارى و نصرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مباهله با نصارا

فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين

پيشنهاد مباهله از جانب خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و اين،مستلزم نصرت دادن پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است.

8- مباهله محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 -

1،9،11،18،20،21،23

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نمودن نصارا به مباهله ، پس از اقامه برهان براى آنان

انّ مثل عيسى . .. فمن حاجّك ... فقل تعالوا ... ثم نبتهل

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نصارا به مباهله ، با شركت دادن زنان و فرزندان طرفين در آن

فمن حاجّك . .. فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم

11 - امام حسن و امام حسين ( ع ) ، تنها مصداق « ابناءنا » ، در آيه مباهله

ابناءنا و ابناءكم

طبق تاريخ مسلم، پيامبر (صلی الله علیه و آله)، امام حسن و امام حسين (ع) را در مباهله شركت دادند. بنابراين مراد از «ابناءنا»،آن دو بزرگوار هستند و مؤيّد آن روايت امام كاظم (ع) است كه فرمود: ... فكان تأويل قوله تعالى «ابناءنا»، الحسن و الحسين ... .


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 1، ص 85، ح 9، ب 7 ; نورالثقلين، ج 1، ص 348، ح 162.

18 - وعده قطعى خداوند به يارى و نصرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مباهله با نصارا

فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين

پيشنهاد مباهله از جانب خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و اين،مستلزم نصرت دادن پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است.

20 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از يهود براى مباهله

فقل تعالوا ندع ابناءنا

تفسير الميزان از ابن جرير نقل مى كند، آنگاه كه آيه «فمن حاجّك فيه . .. » نازل شد ; پيامبر (صلی الله علیه و آله) يهود را براى مباهله دعوت كرد.

21 - همراهان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام ) در مباهله ، عزيزترين و برترين انسانها

ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم

امام رضا (ع): . .. فبرز النّبى (صلی الله علیه و آله) عليّاً و الحسن و الحسين و فاطمة صلوات اللّه عليهم ... فهذه، خصوصيّة لا يتقدمهم فيها احد و فضل لا يلحقهم فيه بشر.


عيون اخبارالرضا(ع)، ج 1، ص 232، ح 1، ب 23 ; نورالثقلين، ج 1، ص 349، ح 163.

23 - نزول بارانى از آتش بر نمايندگان نصاراى نجران در صورت مباهله

ثم نبتهل فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين

عاقب و طيب به نمايندگى نصاراى نجران بنزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) آمدند . .. و در پى حاضر نشدن آنان براى مباهله، پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: و الّذى بعثنى بالحقّ نبيّا لو فعلا لامطر عليهما الوادى نارا.


مناقب ابن المغازى، ص 263، چاپ اسلاميه 1403 قمرى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 63 - 1

1 - پيشگويى خداوند به اينكه نصاراى نجران ، دعوت به مباهله را نمى پذيرند . *

فقل تعالوا ندع . .. فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين

ظاهراً جمله «فان تولّوا . .. »، اشاره به اين است كه مسيحيان، دعوت به مباهله را نمى پذيرند.

3- مبغوضان

1- حمايت از مبغوضان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 12

12 - حرمت دفاع از كسانى كه عملكردشان مبغوض خداوند است .

و لاتجدل . .. إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

2- مبغوضان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 16،18

16 - خداوند ، گردنفرازان فخرفروش را دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

«مختال» از ماده «خيال» به كسى گفته مى شود كه بر اساس خيالات و اوهامش، خود را شخصيّتى بزرگ مى داند و به كبر و غرور مبتلا مى گردد. و «فخور» به كسى گفته مى شود كه زياد به خود افتخار مى كند.

18 - خداوند كسانى را كه با تكبر و فخرفروشى با خويشان و همسايگان خويش برخورد مى كنند ، دوست ندارد .

و بالوالدين احساناً . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 37 - 2،4

2 - خداوند ، كسانى را كه مردم را به بخلورزى دعوت كنند ، دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل

4 - خداوند كسانى را كه به جهت ترك احسان ، نعمت هاى خدادادى خويش را پنهان مى كنند ، دوست ندارد .

و بالوالدين احساناً . .. و يكتمون ما اتيهم اللّه من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 1

1 - خداوند ، كسانى را كه رياكارانه انفاق مى كنند ، دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً . .. و الذين ينفقون اموالهم رئاء الناس

در برداشت فوق، «الذين ينفقون» بر «الذين يبخلون» عطف گرفته شده و بنابراين، توصيفى براى «مختال» و «فخور» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 10

10- توطئه گران عليه دين الهى ، شديداً مبغوض خداوند مى باشند . *

فأتى الله بنينهم من القواعد

از اينكه خداوند براى بيان كيفيت عذاب توطئه گران عليه دين، به جاى «أتى أمر الله» از «أتى الله» استفاده كرده است، احتمال دارد به منظور ياد شده باشد.

3- مبغوضان مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 14

14 - متكبران تجاوزگر ، مورد بغض و دشمنى خدا و مؤمنان هستند .

كبر مقتًا عند اللّه و عند الذين ءامنوا كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار

4- محروميت اخروى مبغوضان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 4 - 3

3 - افراد متروك و مبغوض خداوند ، در جهان آخرت محروم تر از وضع دنيايى خويش خواهند بود .

و للأخرة خير لك من الأُولى

اين آيه مى تواند تعليل براى آيه قبل باشد; يعنى، چون آخرت تو بهتر از دنياى تو است، پس بدان كه خداوند تو را مبغوض نداشته است.

مبغوضان خدا

5- {مبغوضان خدا}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 3

3 - جامعه آلوده به دشمنى و كينه توزى ، جامعه اى شيطان زده و مطرود در پيشگاه خداوند

انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة و البغضاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 1،6

1 - اعلام بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران لجوج و حق ناپذير در قيامت

إنّ الذين كفروا ينادون لمقت اللّه أكبر من مقتكم أنفسكم إذ تدعون إلى الإيمن فتكف

«مقت» به معناى بغض شديد است.

6 - بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران حق ناپذير ، پس از اتمام حجت و دعوت مكرر آنان به ايمان است .

لمقت اللّه أكبر . .. إذ تدعون إلى الإيمن فتكفرون

آمدن فعل هاى مضارع «تدعون» و «تكفرون» بر استمرار دلالت دارد; يعنى، شما همواره به ايمان فراخوانده مى شديد; ولى به جاى ايمان آوردن، به طور مستمرّ كفر مىورزيديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 1،14

1 - كسانى كه بى هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) برخيزند ، مبغوض خدا و مؤمنان هستند .

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم كبر مقتًا عنداللّه و عند الذين ءا

«سلطان» به معناى حجت و برهان و «مقت» به معناى بغض شديد است.

14 - متكبران تجاوزگر ، مورد بغض و دشمنى خدا و مؤمنان هستند .

كبر مقتًا عند اللّه و عند الذين ءامنوا كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 4

4 - خداوند ، آدم هاى خودپسند و فخرفروش را دوست ندارد .

و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

در جايى كه شخص، گرفتار عجب و خودپسندى گردد، گفته مى شود: «اختال الرجل» (مصباح المنير). بنابراين «مختال»; يعنى، فرد خودپسند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 24 - 1

1 - خداوند ، انسان هاى بخيل و نيز كسانى كه مردم را به بخلورزى فرمان مى دهند ، دوست ندارد .

و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور . الذين يبخلون

«الذين يبخلون. ..» بدل براى «كل مختال» و مرتبط با فعل «لايحبّ» است. تقدير آن چنين مى شود: «واللّه لايحبّ الذين يبخلون...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 3 - 3

3 - مدعيان بى عمل ، مبغوض خداوند و بى بهره از لطف و مهر او

كبر مقتًا عند اللّه أن تقولوا ما لاتفعلون

«بغض» نقطه مقابل «حبّ» است. به همين جهت در آيه بعد، نسبت به مؤمنانى كه به گفته هاى خود پايبند مى باشند، فعل «يحبّ» به كار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 3 - 5

5 - خداوند ، پيوند خود را با كسانى كه مبغوض او هستند ، قطع خواهد كرد .

ما ودّعك ربّك و ما قلى

جمله «ماقلى»، در صدد نفى علت توديع و به منزله تعليل براى جمله اول است.

6- حمايت از مبغوضان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 12

12 - حرمت دفاع از كسانى كه عملكردشان مبغوض خداوند است .

و لاتجدل . .. إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

7- مبغوضان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 16،18

16 - خداوند ، گردنفرازان فخرفروش را دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

«مختال» از ماده «خيال» به كسى گفته مى شود كه بر اساس خيالات و اوهامش، خود را شخصيّتى بزرگ مى داند و به كبر و غرور مبتلا مى گردد. و «فخور» به كسى گفته مى شود كه زياد به خود افتخار مى كند.

18 - خداوند كسانى را كه با تكبر و فخرفروشى با خويشان و همسايگان خويش برخورد مى كنند ، دوست ندارد .

و بالوالدين احساناً . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 37 - 2،4

2 - خداوند ، كسانى را كه مردم را به بخلورزى دعوت كنند ، دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل

4 - خداوند كسانى را كه به جهت ترك احسان ، نعمت هاى خدادادى خويش را پنهان مى كنند ، دوست ندارد .

و بالوالدين احساناً . .. و يكتمون ما اتيهم اللّه من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 1

1 - خداوند ، كسانى را كه رياكارانه انفاق مى كنند ، دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً . .. و الذين ينفقون اموالهم رئاء الناس

در برداشت فوق، «الذين ينفقون» بر «الذين يبخلون» عطف گرفته شده و بنابراين، توصيفى براى «مختال» و «فخور» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 10

10- توطئه گران عليه دين الهى ، شديداً مبغوض خداوند مى باشند . *

فأتى الله بنينهم من القواعد

از اينكه خداوند براى بيان كيفيت عذاب توطئه گران عليه دين، به جاى «أتى أمر الله» از «أتى الله» استفاده كرده است، احتمال دارد به منظور ياد شده باشد.

8- محروميت اخروى مبغوضان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 4 - 3

3 - افراد متروك و مبغوض خداوند ، در جهان آخرت محروم تر از وضع دنيايى خويش خواهند بود .

و للأخرة خير لك من الأُولى

اين آيه مى تواند تعليل براى آيه قبل باشد; يعنى، چون آخرت تو بهتر از دنياى تو است، پس بدان كه خداوند تو را مبغوض نداشته است.

مبغوضيت

9- عوامل مبغوضيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 10 - 2

2 - ترك شكر نعمت ، موجب مبغوض خدا شدن است .

قليلاً ما تشكرون . و قالوا

التفات از خطاب به غيبت، احتمال دارد به منظور القاى نكته ياد شده باشد.

10- مبغوضيت آمران به بخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 24 - 1

1 - خداوند ، انسان هاى بخيل و نيز كسانى كه مردم را به بخلورزى فرمان مى دهند ، دوست ندارد .

و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور . الذين يبخلون

«الذين يبخلون. ..» بدل براى «كل مختال» و مرتبط با فعل «لايحبّ» است. تقدير آن چنين مى شود: «واللّه لايحبّ الذين يبخلون...».

11- مبغوضيت اذيت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 53 - 44

44 - اذيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى بس ناگوار در پيش گاه خداوند

و ما كان لكم أن تؤذوا رسول اللّه . .. إنّ ذلكم كان عند اللّه عظيمًا

مشاراليه «ذلكم» مى تواند فراز «و ما كان. ..» و يا فراز «و لا أن تنكحوا...» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال نخست است.

12- مبغوضيت بخيلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 24 - 1

1 - خداوند ، انسان هاى بخيل و نيز كسانى كه مردم را به بخلورزى فرمان مى دهند ، دوست ندارد .

و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور . الذين يبخلون

«الذين يبخلون. ..» بدل براى «كل مختال» و مرتبط با فعل «لايحبّ» است. تقدير آن چنين مى شود: «واللّه لايحبّ الذين يبخلون...».

13- مبغوضيت دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 10

10- توطئه گران عليه دين الهى ، شديداً مبغوض خداوند مى باشند . *

فأتى الله بنينهم من القواعد

از اينكه خداوند براى بيان كيفيت عذاب توطئه گران عليه دين، به جاى «أتى أمر الله» از «أتى الله» استفاده كرده است، احتمال دارد به منظور ياد شده باشد.

14- مبغوضيت رهبران فاسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 16

16 - حاكمان فاسد و فسادانگيز ، مبغوض خداوند هستند .

اذا تولى . .. و اللّه لا يحب الفساد

15- مبغوضيت فساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 19

16- مبغوضيت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 1،6

1 - اعلام بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران لجوج و حق ناپذير در قيامت

إنّ الذين كفروا ينادون لمقت اللّه أكبر من مقتكم أنفسكم إذ تدعون إلى الإيمن فتكف

«مقت» به معناى بغض شديد است.

6 - بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران حق ناپذير ، پس از اتمام حجت و دعوت مكرر آنان به ايمان است .

لمقت اللّه أكبر . .. إذ تدعون إلى الإيمن فتكفرون

آمدن فعل هاى مضارع «تدعون» و «تكفرون» بر استمرار دلالت دارد; يعنى، شما همواره به ايمان فراخوانده مى شديد; ولى به جاى ايمان آوردن، به طور مستمرّ كفر مىورزيديد.

17- مبغوضيت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 7

7 - خداوند ، خيانتكاران گناهكار را دوست ندارد .

إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

18- مبغوضيت متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 14

14 - متكبران تجاوزگر ، مورد بغض و دشمنى خدا و مؤمنان هستند .

كبر مقتًا عند اللّه و عند الذين ءامنوا كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار

19- مبغوضيت متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 14

14 - متكبران تجاوزگر ، مورد بغض و دشمنى خدا و مؤمنان هستند .

كبر مقتًا عند اللّه و عند الذين ءامنوا كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 4

4 - خداوند ، آدم هاى خودپسند و فخرفروش را دوست ندارد .

و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

در جايى كه شخص، گرفتار عجب و خودپسندى گردد، گفته مى شود: «اختال الرجل» (مصباح المنير). بنابراين «مختال»; يعنى، فرد خودپسند.

20- مبغوضيت مجادله گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 1

1 - كسانى كه بى هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) برخيزند ، مبغوض خدا و مؤمنان هستند .

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم كبر مقتًا عنداللّه و عند الذين ءا

«سلطان» به معناى حجت و برهان و «مقت» به معناى بغض شديد است.

21- مبغوضيت مجادله گران در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 1

1 - كسانى كه بى هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) برخيزند ، مبغوض خدا و مؤمنان هستند .

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم كبر مقتًا عنداللّه و عند الذين ءا

«سلطان» به معناى حجت و برهان و «مقت» به معناى بغض شديد است.

22- مبغوضيت مدعيان بى عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 3 - 3

3 - مدعيان بى عمل ، مبغوض خداوند و بى بهره از لطف و مهر او

كبر مقتًا عند اللّه أن تقولوا ما لاتفعلون

«بغض» نقطه مقابل «حبّ» است. به همين جهت در آيه بعد، نسبت به مؤمنانى كه به گفته هاى خود پايبند مى باشند، فعل «يحبّ» به كار رفته است.

23- مبغوضيت مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 10

10 - مُفسد ، مبغوض خداوند است .

و اللّه لا يحب الفساد

24- مبغوضيت نسل كشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 4،11

4 - نابود ساختن كشاورزى و نسل كشى ، از بارزترين نوع فساد در زمين است .

ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل

بنابراينكه جمله «و يُهلك الحرث و . ..»، تفسير جمله «ليفسد فيها» باشد.

11 - نابود كردن كشاورزى و نسل كشى ، مبغوض خداوند

و اذا تولى . .. و يهلك الحرث و النسل و اللّه لا يحب الفساد

4- مبلغان

1- مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 6

6 - همراهى مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تبليغ دين و انذار كافران

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

از اين كه كافران، در درخواست خود مؤمنان را مورد خطاب قرار داده اند، استفاده مى شود كه پيروان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز در تبليغ دين و دفاع از آن، شركت گسترده داشته اند.

2- آثار خوش اخلاقى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 34 - 5

5 - نقش اساسى اخلاق نيك مبلغان و رهبران دينى ، در تأثيرگذارى بر ديگران

و من أحسن قولاً . .. ادفع بالتى هى أحسن

3- آثار قتل مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 6

6 - كشتن مؤمنان مجاهد و مبلغان دينى ، گناهى بزرگ و زمينه ساز نزول عذاب و نابودى است .

قيل ادخل الجنّة . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون

4- آمادگى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 6

6 - پيام رسانان دين (مبلغان) بايد خود را براى تكذيبها و چگونگى مقابله با آن آماده كنند.

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة

5- اتمام حجت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 3

3- هشدار و انذار ، وظيفه مبلغان الهى ، پس از اتمام حجت و بيان حقايق الهى و روى گردانى مخالفان

فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء

6- احتجاج مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 8

8- لزوم بهره مندى رهبران جامعه اسلامى و مبلغان دينى از بصيرت و بينايى و داشتن حجت روشن بر اتخاذ راه ها و روشها

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله على بصيرة أنا

7- احسان مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 80 - 4

4 - رسالت مداران و مبلغان دينى ، از زمره محسنان و برخورداران از پاداش هاى الهى

و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين

از اين كه خداوند نوح(ع) را از محسنان برشمرده و براى او پاداش مقرر فرموده است، مى توان استفاده كرد كه هر كس همچون آن حضرت در پى رسالت الهى باشد و به تبليغ دين بپردازد; از محسنان شمرده شده و از پاداش هاى الهى بهره مند خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 110 - 4

4 - رسالت مداران و مبلغان دينى ، از زمره محسنان و برخورداران از پاداش هاى الهى

سلم على إبرهيم . كذلك نجزى المحسنين

از اين كه خداوند، ابراهيم(ع) را از محسنان برشمرده و براى آن حضرت پاداش مقرر فرموده است، مى توان استفاده كرد كه هر كس چونان ابراهيم(ع) در پى رسالت الهى باشد و به تبليغ دين بپردازد، از محسنان شمرده شده و از پاداش هاى الهى بهره مند خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 121 - 4

4 - رسالت مداران و مبلغان دينى ، از زمره محسنان و برخورداران از پاداش هاى الهى

و لقد مننّا على موسى و هرون . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين

از اين كه خداوند موسى و هارون(عليهماالسلام) را از محسنان بر شمرده و براى آنان پاداش مقرر فرموده است، مى توان استفاده كرد كه هر كس چونان موسى و هارون(عليهماالسلام) در پى رسالت الهى باشد و تبليغ دين بپردازد، از محسنان شمرده شده و از پاداش هاى الهى بهره مند خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 131 - 4

4 - رسالت مداران و مبلغان دينى ، از زمره محسنان و برخورداران از پاداش هاى الهى اند .

سلم على إل ياسين . إنّا كذلك نجزى المحسنين

از اين كه خداوند، الياس پيامبر را از محسنان برشمرده و براى او پاداش مقرر فرموده است، مى توان استفاده كرد كه هر كس مانند الياس(ع) در پى رسالت الهى باشد و به تبليغ دين بپردازد، از محسنان شمرده شده و از پاداش هاى الهى بهره مند خواهد شد.

8- اخلاص مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 110 - 2

2 - نقش اخلاص مبلغان دينى ، در گرايش مردم به تقوا و پيروى از حق

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون

9- استقامت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 30 - 2

2 - رهبران و مبلغان دينى ، بايد در برابر تهديد هاى دشمنان ديانت مقاوم باشند و رسالت خود را ادامه دهند .

قال . .. لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 8

8 - مبلّغان و نصيحت كنندگان مردم ، نبايد انتظار تأثير فورى داشته و با گذشت اندك زمانى ، مأيوس شوند .

فذكّر . .. سيذّكّر

حرف «سين» در «سيذكّر»، وعده به انجام يافتن تذكر پس از مدتى كوتاه است.

10- استهزاى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 97 - 6

6- رهبران الهى و مصلحان جامعه اسلامى ، در معرض تبليغات سوء و استهزاى دشمنان بوده و بايد به حمايت و لطف الهى اميدوار باشند .

المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 5

5 - رهبران و مبلغان دينى بايد در برابر تكبر ، استهزا و تهمت هاى دشمنان ديانت با سعه صدر به تكليف خود عمل كنند .

قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب و ما

11- الگوى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 8

8 - نوح ( ع ) ، الگو و مقتداى رسالت مداران الهى و مبلغان دينى

و لقد نادينا نوح . .. و نجّينه و أهله من الكرب العظيم

نقل داستان نوح(ع) و پنج پيامبر ديگر و آغاز شدن اين نقل با نام آن حضرت، مى تواند به منظور ارائه الگو براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به ايشان باشد.

12- امداد به مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 69 - 5

5- مبلّغان و دعوت كنندگان به توحيد و معارف الهى ، در شرايط حساس و خطير از لطف و امداد خداوند برخوردار خواهند شد .

قلنا ينار كونى بردًا و سلمًا على إبرهيم

نقل داستان نجات ابراهيم از آتش، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) و مؤمنانى باشد كه در شرايط دشوار مكه زندگى مى كردند. همچنين براى بيان اين نكته باشد كه چنين امدادى، شامل حال تمامى يكتاپرستان و مبلغان دين توحيدى مى شود.

13- اميدوارى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 97 - 6

6- رهبران الهى و مصلحان جامعه اسلامى ، در معرض تبليغات سوء و استهزاى دشمنان بوده و بايد به حمايت و لطف الهى اميدوار باشند .

المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 13

13- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در عين تلاش براى كسب وسيله و راهى جهت تقرب به خداوند ، به رحمت او اميدوار و از عذابش بيمناكند .

يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 109 - 4

4 - اميد پيامبران و مبلغان مخلص دين ، تنها به لطف و پاداش الهى

و ما أسئلكم . .. إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 127 - 4

4 - اميد پيامبران و تبليغ كنندگان مخلص دين ، تنها به لطف و پاداش الهى

و ما أسئلكم . .. إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 145 - 4

4 - اميد پيامبران و مبلغان مخلص دين ، تنها به لطف و پاداش الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 164 - 4

4 - اميد پيامبران و مبلغان مخلص دين ، تنها به لطف و پاداش الهى

إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 180 - 4

4 - اميد پيامبران و مبلغان مخلص دين ، تنها به لطف و پاداش الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

14- انذارهاى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 3

3- هشدار و انذار ، وظيفه مبلغان الهى ، پس از اتمام حجت و بيان حقايق الهى و روى گردانى مخالفان

فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 23 - 3

3 - تكليف مؤمنان و مبلغان دينى ، در برابر انسان هاى لجوج و حق ناپذير ، تنها انذار و هشدار است .

إن أنت إلاّ نذير

15- اهميت اميدوارى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 8

8- ايمان نياوردن گروهى از مردم حتى اكثريت آنان در يك زمان ، نبايد مبلغان دينى را دلسرد كرده و مأيوس كند .

و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين . .. إن هو إلاّ ذكر للعلمين

جمله «إن هو إلاّ ذكر للعالمين» - كه دلالت بر جهانى بودن قرآن و اسلام دارد و اختصاص آن را به مردم مكه و عصر بعثت نفى مى كند - اشاره به اين نكته دارد كه: اى پيامبر! از ايمان نياوردن اكثريت مردم مكه ناراحت مباش و مأيوس نشو ; چرا كه قرآن مخصوص اين مردم نيست و از آنِ همه عالم است. اينها ايمان نياوردند، سراغ ديگران بايد رفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 8

8 - مبلّغان و نصيحت كنندگان مردم ، نبايد انتظار تأثير فورى داشته و با گذشت اندك زمانى ، مأيوس شوند .

فذكّر . .. سيذّكّر

حرف «سين» در «سيذكّر»، وعده به انجام يافتن تذكر پس از مدتى كوتاه است.

16- اهميت انقطاع مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 8 - 8

8 - بايستگى توجّه كامل به خدا و انقطاع از ديگران ، براى رهبران جامعه اسلامى و مبلغان دينى

و اذكر اسم ربّك و تبتّل إليه تبتيلاً

مخاطب اين آيات، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى به اعتبار اين كه آن حضرت به عنوان رهبر و ابلاغ كننده پيام هاى الهى به مردم بود، مى توان درباره همه كسانى كه داعيه دار رهبرى جامعه اسلامى و هدايت دينى اند، اين مسأله را سرايت داد.

17- اهميت انقياد مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 33 - 3

3 - روحيه تسليم در برابر خداوند ، امرى ضرورى براى مبلغان دينى

و من أحسن قولاً . .. و قال إنّنى من المسلمين

18- اهميت تلاوت قرآن مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 5 - 5

5 - لزوم خلوت با خدا و راز و نياز به درگاه او و انس بيشتر با قرآن ، براى رهبران و مبلغان دينى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً

19- اهميت تهجد مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 5 - 5

5 - لزوم خلوت با خدا و راز و نياز به درگاه او و انس بيشتر با قرآن ، براى رهبران و مبلغان دينى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً

20- اهميت دفاع از مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 9

9 - لزوم نهى از منكر و حمايت از دين و مبلغان دينى ، به وقت ضرورت و نياز

و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى

نقل داستان حبيب نجار، مى تواند هشدارى به همه مؤمنان باشد كه مانند او به دفاع از دين و دينداران بپردازند.

21- اهميت صبر مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 4

4 - وعده خداوند به يارى پيامبران و مؤمنان ، مقتضى صبر و شكيبايى همه رهبران و مبلغان دينى ، در برابر آزار ها و كارشكنى هاى دشمنان است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. فاصبر

22- اهميت فصاحت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 3

3 - مبلغان ، نيازمند فصاحت و شيوايى در تبليغ مفاهيم دينى

أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا

بنابراين كه مراد از «عربيّاً» فصاحت و رسايى قرآن باشد و قرآن نيز كتاب هدايت و تبليغ معارف دين است، مطلب بالا استفاده مى شود.

23- اهميت مناجات مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 5 - 5

5 - لزوم خلوت با خدا و راز و نياز به درگاه او و انس بيشتر با قرآن ، براى رهبران و مبلغان دينى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً

24- اهميت وجود مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 19

19 - ضرورت حضور مبلغانى انذارگر در جامعه همراه قرآن

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به

تأكيد بر حضور پيامبر(صلی الله علیه و آله) در كنار قرآن براى انذار، گوياى اين نكته است كه قرآن به تنهايى براى انذار كافى نيست، بلكه بايد كسانى نيز همواره با قرآن به تبليغ دين و انذار مردم بپردازند.

25- اهميت هجرت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 99 - 9

9 - هجرت از محيط اجتماعى ناسالم و نامساعد براى هدايت و ابلاغ دين به جامعه اى مستعد ، امرى لازم براى مبلغان دين و دين دارانِ مجاهد

و قال إنّى ذاهب إلى ربّى سيهدين

26- بصيرت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 8

8- لزوم بهره مندى رهبران جامعه اسلامى و مبلغان دينى از بصيرت و بينايى و داشتن حجت روشن بر اتخاذ راه ها و روشها

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله على بصيرة أنا

27- بى نيازى از مبلغان تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 12 - 8

8 - بى توجهى به مربيان تقوا و احساس بى نيازى از آنان ، نشان طغيان گرى است .

ليطغى . إن رءاه استغنى ... ينهى . عبدًا ... أمر بالتّقوى

28- پاداش مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 7

7- مبلغان معارف دين ، مستحق پاداشند و پاداش دهنده ايشان ، خداوند است .

إن أجرى إلاّ على الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 109 - 3

3 - خداوند ، ضامن پاداش تبليغ كنندگان مخلص دين

إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 127 - 3

3 - خدا ، ضامن پاداش هدايت گران و مبلغان مخلص دين

و ما أسئلكم . .. إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 145 - 3

3 - خدا ، ضامن پاداش هدايتگران و مبلغان مخلص دين

إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 164 - 3

3 - خداوند ، ضامن پاداش هدايت گران و مبلغان مخلص دين

إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 180 - 3

3 - خدا ، ضامن پاداش هدايت گران و مبلغان مخلص دين است .

إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 80 - 4

4 - رسالت مداران و مبلغان دينى ، از زمره محسنان و برخورداران از پاداش هاى الهى

و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين

از اين كه خداوند نوح(ع) را از محسنان برشمرده و براى او پاداش مقرر فرموده است، مى توان استفاده كرد كه هر كس همچون آن حضرت در پى رسالت الهى باشد و به تبليغ دين بپردازد; از محسنان شمرده شده و از پاداش هاى الهى بهره مند خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 110 - 4

4 - رسالت مداران و مبلغان دينى ، از زمره محسنان و برخورداران از پاداش هاى الهى

سلم على إبرهيم . كذلك نجزى المحسنين

از اين كه خداوند، ابراهيم(ع) را از محسنان برشمرده و براى آن حضرت پاداش مقرر فرموده است، مى توان استفاده كرد كه هر كس چونان ابراهيم(ع) در پى رسالت الهى باشد و به تبليغ دين بپردازد، از محسنان شمرده شده و از پاداش هاى الهى بهره مند خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 121 - 4

4 - رسالت مداران و مبلغان دينى ، از زمره محسنان و برخورداران از پاداش هاى الهى

و لقد مننّا على موسى و هرون . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين

از اين كه خداوند موسى و هارون(عليهماالسلام) را از محسنان بر شمرده و براى آنان پاداش مقرر فرموده است، مى توان استفاده كرد كه هر كس چونان موسى و هارون(عليهماالسلام) در پى رسالت الهى باشد و تبليغ دين بپردازد، از محسنان شمرده شده و از پاداش هاى الهى بهره مند خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 131 - 4

4 - رسالت مداران و مبلغان دينى ، از زمره محسنان و برخورداران از پاداش هاى الهى اند .

سلم على إل ياسين . إنّا كذلك نجزى المحسنين

از اين كه خداوند، الياس پيامبر را از محسنان برشمرده و براى او پاداش مقرر فرموده است، مى توان استفاده كرد كه هر كس مانند الياس(ع) در پى رسالت الهى باشد و به تبليغ دين بپردازد، از محسنان شمرده شده و از پاداش هاى الهى بهره مند خواهد شد.

29- تأمين نيازهاى مادى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 58 - 3

3 - لزوم توكل و اعتماد به خداوند ، بر مبلغان دينى در تأمين نياز هاى زندگى خويش

و توكّل على الحىّ الذى لايموت

فرمان خداوند به توكل بر او، پس از توصيه كردن به اظهار بى نيازى و درخواست مزد از مردم، مى تواند حاكى از اين مطلب باشد كه مبلغان دينى، در تأمين نيازهاى زندگى خويش بايد تنها به خدا توكل كنند نه به مردم.

30- ترس مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 13

13- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در عين تلاش براى كسب وسيله و راهى جهت تقرب به خداوند ، به رحمت او اميدوار و از عذابش بيمناكند .

يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه

31- تقرب مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 4،6،10،13

4- دعوت كنندگان به توحيد ، هيچ داعيه اى براى معبود شدن نداشته و در پى كسب راه و وسيله اى براى تقرب بيشتر به

خدا هستند .

أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب

برداشت فوق، بر اين احتمال در آيه است كه مشاراليه «أُولئك»، «الذين يدعون» باشد بنابراين، آيه در صدد نفى اين عقيده مشركان است كه معبودانى چون حضرت مسيح(ع) و يا ملائكه براى خويش انتخاب كرده بودند; در حالى كه آنان، خود دعوت كننده به سوى خداوند بودند.

6- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، هر كدام براى تقرب بيشتر خود به خداوند ، در مسابقه و تلاش هستند .

أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب

برداشت فوق، بنابراين نكته است كه مراد از «أُولئك» دعوت كنندگان به خدا باشند كه مشركان آنان را مى پرستيدند تا به خدا تقرب جويند و خداوند به مشركان مى گويد: «چگونه آنان را مى پرستيد در حالى كه آنان، خود براى تقرب به خدا واسطه هايى قرار مى دهند تا تقرب بيشتر هر يك معلوم شود. »

10- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در پى به دست آوردن نزديك ترين و مقرب ترين وسيله به خدا ، جهت تقرب به او هستند .

يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب

«أيهم أقرب» مبتدا و خبر است و مرجع ضمير «هم» به اسم جنس «وسيلة» برمى گردد; يعنى، كدام يك از آنها مقرب تر به خداوندند تا به آنها توسل شود.

13- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در عين تلاش براى كسب وسيله و راهى جهت تقرب به خداوند ، به رحمت او اميدوار و از عذابش بيمناكند .

يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه

32- تلاش مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 4،6،10،13

4- دعوت كنندگان به توحيد ، هيچ داعيه اى براى معبود شدن نداشته و در پى كسب راه و وسيله اى براى تقرب بيشتر به خدا هستند .

أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب

برداشت فوق، بر اين احتمال در آيه است كه مشاراليه «أُولئك»، «الذين يدعون» باشد بنابراين، آيه در صدد نفى اين عقيده مشركان است كه معبودانى چون حضرت مسيح(ع) و يا ملائكه براى خويش انتخاب كرده بودند; در حالى كه آنان، خود دعوت كننده به سوى خداوند بودند.

6- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، هر كدام براى تقرب بيشتر خود به خداوند ، در مسابقه و تلاش هستند .

أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب

برداشت فوق، بنابراين نكته است كه مراد از «أُولئك» دعوت كنندگان به خدا باشند كه مشركان آنان را مى پرستيدند تا به خدا تقرب جويند و خداوند به مشركان مى گويد: «چگونه آنان را مى پرستيد در حالى كه آنان، خود براى تقرب به خدا واسطه هايى قرار مى دهند تا تقرب بيشتر هر يك معلوم شود. »

10- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در پى به دست آوردن نزديك ترين و مقرب ترين وسيله به خدا ، جهت تقرب به او هستند .

يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب

«أيهم أقرب» مبتدا و خبر است و مرجع ضمير «هم» به اسم جنس «وسيلة» برمى گردد; يعنى، كدام يك از آنها مقرب تر به خداوندند تا به آنها توسل شود.

13- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در عين تلاش براى كسب وسيله و راهى جهت تقرب به خداوند ، به رحمت او اميدوار و از عذابش بيمناكند .

يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه

33- توصيه به مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 12

12 - خطاپوشى از لغزش هاى كوچك خطاكاران ، رهنمود الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مبلغان دينى

الذين يجتنبون . .. إلاّ اللّمم إنّ ربّك وسع المغفرة

واژه «إنّ ربّك» مى تواند تعريض به اين باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى نيز بايد اين شيوه را برگزينند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 13

13 - احساس قصور در پيشگاه خداوند و عذرخواهى از او ، هنگام پيروزى و استقبال عمومى از دين و در اوج قدرت ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و شيوه اى مطلوب براى زمامداران و مبلّغان

إذا جاء نصر اللّه و الفتح . .. و استغفره

34- توكل مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 58 - 3

3 - لزوم توكل و اعتماد به خداوند ، بر مبلغان دينى در تأمين نياز هاى زندگى خويش

و توكّل على الحىّ الذى لايموت

فرمان خداوند به توكل بر او، پس از توصيه كردن به اظهار بى نيازى و درخواست مزد از مردم، مى تواند حاكى از اين مطلب باشد كه مبلغان دينى، در تأمين نيازهاى زندگى خويش بايد تنها به خدا توكل كنند نه به مردم.

35- توكل مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 9 - 7

7 - بايستگى توكل بر خدا و واگذارى كار ها به او ، براى رهبران جامعه اسلامى و مبلغان دينى

فاتّخذه وكيلاً

36- تهمت به مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 5

5 - رهبران و مبلغان دينى بايد در برابر تكبر ، استهزا و تهمت هاى دشمنان ديانت با سعه صدر به تكليف خود عمل كنند .

قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب و ما

37- خوش اخلاقى مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 4 - 4

4 - برخوردارى از منش و خلق و خوى والا ، از شرايط مبلغان دينى و رهبران جامعه اسلامى

إنّك لعلى خلق عظيم

38- خيرخواهى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 62 - 10

10 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم بوده و نصايح خويش را آميخته به منافع شخصى نسازند .

أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 68 - 10

10 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم باشند و خيرخواهى خويش را به منافع شخصى آميخته نسازند .

أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 9

9 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم و نصايح خويش را به منافع شخصى آميخته نسازند .

و نصحت لكم

39- دعوت عملى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 7

7 - لزوم پايدارى و تلاش افزون تر مبلغان ، در عمل به توصيه هاى خود

وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها

وظيفه صبر شديد بر نماز، پس از توصيه خانواده به آن، گوياى نكته ياد شده است.

40- دعوتهاى مبلغان فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 64 - 1

1 - ايادى و مبلغان فرعون ، همه فرعونيان را به هم فكرى ، اتحاد و به كاربستن تمامى حيله ها ، عليه موسى ( ع ) دعوت مى كردند .

فتنزعوا . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا

از آيات پيشين چنين برمى آيد كه پس از سخنان موسى(ع)، در بين فرعونيان اختلافاتى بروز كرد (فتنازعوا) و گروه حاميان و مبلغان فرعون درصدد توجيه گروه ديگر برآمدند كه نسبت به موسى(ع) و مبارزه با او ترديد داشتند. به نظر مى رسد «فأجمعوا» نيز از ناحيه همان گروه به عنوان نتيجه سخنان قبلى آنان ابراز شده باشد.

41- دفاع از مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 10

10 - شتاب در كار خير و در دفاع از دين و مبلغان دينى ، كارى است شايسته و بايسته .

و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى قال يقوم اتّبعوا المرسلين

42- ديندارى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 11

11 - تأثير سازنده آگاهى و پيمودن راه دين ، در تبليغات دينى و گرايش دادن مردم به دين دارى

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

مقصود از جمله «و هم مهتدون» (آنان ره يافته اند) اين است كه پيامبران، راه دين را شناخته و آن را پيموده اند و طبيعى است كسانى كه راه دين را پيموده باشند، در تبليغ دين موفق تر خواهند بود و مردم نيز دعوت آنان را بهتر خواهند پذيرفت.

43- رسالت مبلغان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 8

8 - ابلاغ گرانِ پيام هاى مكتوب خداوند ، رسولانى با عظمت و داراى رسالتى بزرگ

رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

تعبير «رسول من اللّه» - با آن كه «رسول اللّه» نيز مفادى شبيه آن داشت - ممكن است براى ابقاى كلمه «رسول» بر نكره بودن باشد تا عظمت رسول و رسالت را برجسته سازد.

44- زمينه صبر مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 6

6 - توجه مبلغان دينى به حضور حمايت و لطف الهى ، مايه شكيبايى آنان بر مشكلات راه

و اصبر . .. فإنّك بأعيننا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان مبلغ وحى مورد هجوم كافران، قرار گرفته و خداوند براى پايدارى بخشيدن به او نظارت و حمايت خويش را به آن حضرت يادآور شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 4

4 - مطالعه تاريخ امت ها و پيامبران گذشته ، مايه صبر و مقاومت مبلغان الهى در برابر دشمنان دين

كذّبت قبلهم قوم نوح فكذّبوا عبدنا

45- زمينه مسؤوليت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 7 - 7

7 - استقبال مردم از مجالس وعظ و ارشاد ، زمينه ساز تكليف مبلغان به پذيرش آنان و روى گردانى مردم از آن مجالس ، مايه رفع تكليف از ارشادگران است .

أن جاءه الأعمى . .. لعلّه يزّكّى ... من استغنى ... و ما عليك ألاّ يزّكّى

46- زهد مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 6

6- چشم ندوختن به مال و دارايى مردم ، از نشانه هاى صداقت مصلحان جامعه و مبلغان راستين دين است .

و يقوم لا أسئلكم عليه مالاً إن أجرى إلاّ على الله

47- سرزنش مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 54 - 5

5 - ملامت مبلغان دينى از سوى خداوند ، در صورت كوتاهى در هدايت خلق *

فما أنت بملوم

با توجه به مفهوم «فما أنت بملوم» روى گردانى رهبران الهى، از هدايت كافران، در همه جا مجاز نيست و در صورتى كه بى اذن الهى ترك تكليف كنند، مورد ملامت خواهند بود.

48- سرزنش مبلغان بى عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 6

6 - كتاب هاى آسمانى بنى اسرائيل ، توبيخ كننده مبلغان و ارشادگران بى عمل

أتأمرون الناس . .. و أنتم تتلون الكتب

چون جمله حاليه «و أنتم تتلون الكتاب» (در حالى كه شما كتاب ]تورات يا انجيل [را تلاوت مى كنيد) به عنوان دليل نكوهش و مذمت ارشاد كنندگان بى عمل مطرح شده، معلوم مى شود: در كتابهاى آسمانى بنى اسرائيل بر ناروايى چنين كردارى تأكيد شده است.

49- سرزنش ممانعت از مبلغان تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 12 - 1

1 - بازداشتن تبليغ كنندگان تقوا ، از امر كردن مردم به آن ، شگفت آور و نكوهيده است .

أو أمر بالتّقوى

50- شخصيت مبلغان تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 5

5 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، حقّ دستور دادن به نمازگزاران هدايت پيشه و ترويج كننده تقوا را ندارند .

ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... كلاّ لاتطعه

51- شرايط مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 61 - 6

6 - مبلغان دين بايد دلسوز مردم و آراسته به شكيبايى در ابلاغ احكام و معارف الهى باشند .

إنى أخاف عليكم . .. قال يقوم ليس بى ضللة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 62 - 10

10 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم بوده و نصايح خويش را آميخته به منافع شخصى نسازند .

أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 67 - 5

5 - مبلغان دين بايد دلسوز مردم و آراسته به شكيبايى در ابلاغ معارف الهى باشند .

قال يقوم ليس بى سفاهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 68 - 10

10 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم باشند و خيرخواهى خويش را به منافع شخصى آميخته نسازند .

أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 9

9 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم و نصايح خويش را به منافع شخصى آميخته نسازند .

و نصحت لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 8

8- لزوم بهره مندى رهبران جامعه اسلامى و مبلغان دينى از بصيرت و بينايى و داشتن حجت روشن بر اتخاذ راه ها و روشها

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله على بصيرة أنا

52- شرايط مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 4 - 4

4 - برخوردارى از منش و خلق و خوى والا ، از شرايط مبلغان دينى و رهبران جامعه اسلامى

إنّك لعلى خلق عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 6 - 4

4 - دورى از منت نهادن و زياد شمردن عطايا و خدمات خود ، از شرايط بايسته براى رهبران و مبلغان جامعه اسلامى و تأثيرگذار در موفقيت آنان

و لاتمنن تستكثر

53- شرح صدر مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 5

5 - رهبران و مبلغان دينى بايد در برابر تكبر ، استهزا و تهمت هاى دشمنان ديانت با سعه صدر به تكليف خود عمل كنند .

قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب و ما

54- شگفتى ممانعت از مبلغان تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 12 - 1

1 - بازداشتن تبليغ كنندگان تقوا ، از امر كردن مردم به آن ، شگفت آور و نكوهيده است .

أو أمر بالتّقوى

55- صبر مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 7

7 - لزوم پايدارى و تلاش افزون تر مبلغان ، در عمل به توصيه هاى خود

وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها

وظيفه صبر شديد بر نماز، پس از توصيه خانواده به آن، گوياى نكته ياد شده است.

56- عبرت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 9 - 2

2 - تاريخ زندگى موسى ( ع ) و حوادث آن ، درس آموز و شايان توجه و تأمل براى رهبران و مبلغان دين است .

و هل اتيك حديث موسى

57- عظمت مبلغان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 8

8 - ابلاغ گرانِ پيام هاى مكتوب خداوند ، رسولانى با عظمت و داراى رسالتى بزرگ

رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة

تعبير «رسول من اللّه» - با آن كه «رسول اللّه» نيز مفادى شبيه آن داشت - ممكن است براى ابقاى كلمه «رسول» بر نكره بودن باشد تا عظمت رسول و رسالت را برجسته سازد.

58- علم مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 11

11 - تأثير سازنده آگاهى و پيمودن راه دين ، در تبليغات دينى و گرايش دادن مردم به دين دارى

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

مقصود از جمله «و هم مهتدون» (آنان ره يافته اند) اين است كه پيامبران، راه دين را شناخته و آن را پيموده اند و طبيعى است كسانى كه راه دين را پيموده باشند، در تبليغ دين موفق تر خواهند بود و مردم نيز دعوت آنان را بهتر خواهند پذيرفت.

59- عمل صالح مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 33 - 2

2 - ارزش دعوت به سوى خدا و تبليغ آيين الهى ، در گرو نيك كردارى دعوت كنندگان و مبلغان آن است .

و من أحسن قولاً ممّن دعا إلى اللّه و عمل صلحًا

60- عوامل ترس مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 17

17- شدت عذاب الهى ، عامل ترس و بيم دعوت كنندگان تعاليم الهى از آن است .

و يخافون عذابه إن عذاب ربّك كان محذورًا

«إن عذاب ربّك» تعليل براى «يخافون عذابه» است; يعنى، به اين دليل از عذاب خداوند در هراس هستند كه عذاب پروردگار بس سخت و دهشت بار است.

61- عوامل دلدارى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 76 - 4،7

4 - توجه به ناتوانى معبود هاى ادعايى و عقيده به قدرت مطلق خداوند ، موجب تسلى خاطر و دل گرمى مبلغان اسلام و مدافعان عقيده توحيدى

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون . لايستطيعون نصرهم... فلايحزنك قولهم

جمله «فلايحزنك قولهم» جواب براى شرط مقدر است; يعنى، «إذا كان هذا حالهم مع ربّهم حيث اتّخذوا رجاء النصر ءالهة من دون اللّه لايقدرون نصرهم فلاتحزن بسبب قولهم. ..; وقتى وضعيت آنان چنين است كه به اميد يارى، معبودهاى ديگرى جز خدا را - كه تواناى بر يارى رسانى ندارند - برگزيدند، پس تو از سخنان شان محزون مباش...».

7 - عقيده به آگاهى خداوند از تمامى رفتار ها و حركت هاى توطئه آميز كافران ، موجب دل گرمى و تسلى خاطر مبلغان اسلام و مدافعان عقيده توحيدى است .

فلايحزنك قولهم إنّا نعلم ما يسرّون و ما يعلنون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّا نعلم. ..» تعليل براى نهى در «فلايحزنك» است; يعنى، چون خداوند بر تمامى رفتارهاى آدميان - از جمله كافران - آگاه است، پس نبايد در برابر توطئه هاى آنان محزون بود; بلكه بايد با دل گرمى و پشتكار به تبليغ دين پرداخت.

62- عوامل موفقيت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 84 - 5

5 - نقش قلب سالم و پاك ، در موفقيت رهبران و مبلغان دينى

إذ جاء ربّه بقلب سليم

63- عوامل موفقيت مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 4 - 4

4 - طهارت و پاكيزگى جسم و جان ، از شرايط بايسته براى رهبران و مبلغان جامعه اسلامى و تأثيرگذار در موفقيت آنان

و ثيابك فطهّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 5 - 2

2 - پرهيز از پليدى و آلودگى ، از شرايط بايسته براى رهبران و مبلغان جامعه اسلامى و تأثيرگذار در موفقيت آنان

و الرجز فاهجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 6 - 4

4 - دورى از منت نهادن و زياد شمردن عطايا و خدمات خود ، از شرايط بايسته براى رهبران و مبلغان جامعه اسلامى و تأثيرگذار در موفقيت آنان

و لاتمنن تستكثر

64- فضايل مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 3

3 - دعوت كنندگان مردم به ايمان ، داراى مقامى والا و ارجمند

ربّنا انّنا سمعنا منادياً ينادى للايمان ان امنوا بربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 128 - 5

5- هدايت گران و مبلغان صابر دين ، در قبال مكر ها و اذيت و آزار دشمنان ، از حمايت و لطف الهى برخوردارند .

و اصبر . .. إن الله مع الذين اتّقوا و الذين هم محسنون

65- قبول دعوت مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 4

4- اجابت پيام مبلغان الهى ، ايمان به خداوند است .

أجيبوا داعى اللّه و ءامنوا به

در برداشت ياد شده جمله «آمنوا به» تفسير «أجيبوا» دانسته شده و ضمير «به» به «اللّه» بازگردانده شده است. احتمال ديگر اين است كه «آمنوا» جمله مستقل باشد و ضمير «به» به داعى اللّه» ارجاع كردد.

66- مبارزه با مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 7

7 - خودبزرگ بينى ، ريشه مبارزه با پيامبران الهى و مبلغان دين

قال الملأ الذين استكبروا من قومه . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

67- مبلغان تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 12 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل تقوا و توصيه كننده ديگران به آن

أو أمر بالتّقوى

68- مبلغان تكذيب معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 3

3- شيطان ، ترويج كننده كفر و انكار معاد

و يقول الإنس(ن . .. لنحشرنّهم والشيطين

يادكردن از شيطان در اين آيه به عنوان همراه و هم دوش كافران در صحنه قيامت، گوياى نقش شيطان در كفرورزى ها و سردمدارى او در اين صحنه ها است.

69- مبلغان توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 20

20- انبيا ، پيام آوران توحيد و معلمان يكتاپرستى بودند .

ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء ذلك من فضل الله علينا و على الناس

اعتقاد توحيدى پيامبران خدا را ، تفضّل خدا بر مردمان دانستن - كه مفاد «ذلك من فضل الله . .. على الناس» است - مى رساند كه: عموم مردم از طريق پيامبران ، به توحيد دسترسى پيدا مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 2

2 - فرستادگان الهى ( هود و صالح ) ، مبلغ توحيد در ميان قوم عاد و ثمود

إذ جاءتهم الرّسل . .. ألاّ تعبدوا إلاّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 45 - 1

1 - تمامى پيامبران و اديان آسمانى ، مبلغ توحيد و مخالف شرك و چندگانه پرستى بوده اند .

وسئل من أرسلنا من قبلك من رسلنا . .. ءالهة يعبدون

70- مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 7

7 - ضرورت وجود مبلغان و تبيين كنندگان كتب آسمانى در جامعه

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس

گرفتن ميثاق از عالمان و تأكيد خداوند بر لزوم تبيين آن براى مردم، مبيّن مطلب فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 67 - 6

6 - مبلغان دين بايد در برابر اتهام هاى ناروا از خويشتن دفاع كنند .

قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 68 - 1،2،10

1 - هود ( ع ) در پاسخ قوم عاد ، خويشتن را مبلّغ پيام هاى خداوند ، خيرخواه مردم و فردى امين و سزاوار اطمينان خواند .

أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين

2 - هود ، مبلّغ پيام هاى الهى ، و نه بازگوكننده نظريات شخصى خويش

أبلغكم رسلت ربى

10 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم باشند و خيرخواهى خويش را به منافع شخصى آميخته نسازند .

أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 5

5 - پيامبران ، واسطه ابلاغ دين و معارف الهى به مردم

أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 9

9 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم و نصايح خويش را به منافع شخصى آميخته نسازند .

و نصحت لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 9 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور موعظه و زنده نگه داشتن تعاليم الهى در اذهان مردم

فذكّر

«تذكير» (مصدر «ذكّر») به معناى موعظه كردن است (قاموس)، ذكر و حفظ به يك معنا است; جز اين كه حفظ به فراگيرى نظر دارد و ذكر به حضور در ذهن. (مفردات)

71- مبلغان دين ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 84 - 3

3 - دعاى ابراهيم ( ع ) به درگاه خدا ، براى تداوم راه رسالت او در امت هاى آينده ، به وسيله برگزيدگان الهى و گويندگان صادق

و اجعل لى لسان صدق فى الأخرين

برخى از مفسران «لسان صدق» را به انسان هاى صادق - كه همان پيامبران الهى هستند - تفسير كرده اند. بنابراين درخواست حضرت ابراهيم(ع) اين است كه خداوند در ميان نسل هاى آينده، پيامبرانى را برانگيزد تا به دعوت او قيام كنند و مردم را به آيين توحيدى او فرا بخوانند.

72- مبلغان شرك در جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 8

8- دوزخ ، سرانجام تلاش براى ترويج آيين شرك و گمراه كردن مردم از مسير خدا و يگانه پرستى

و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله . .. فإن مصيركم إلى النار

73- مبلغان كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 109 - 13

13 - منافقان ، زيان زننده به جامعه اسلامى ، مروج كفر ، تفرقه افكن ميان مؤمنان ، ظالم و دوزخى اند .

اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً و تفريقاً . .. و إرصاداً ... فانهار به فى نار جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 3

3- شيطان ، ترويج كننده كفر و انكار معاد

و يقول الإنس(ن . .. لنحشرنّهم والشيطين

يادكردن از شيطان در اين آيه به عنوان همراه و هم دوش كافران در صحنه قيامت، گوياى نقش شيطان در كفرورزى ها و سردمدارى او در اين صحنه ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 2

2 - افشاگرى مستضعفان در قيامت عليه مستكبران ، درباره تلاش شبانه روزى آنان در ترويج كفر

و قال الذين استضعفوا . .. بل مكر الّيل و النهار إذ تأمروننا أن نكفر باللّه

اضافه «مكر الّيل» مفيد معناى «فى» است و سياق آيه، دلالت مى كند كه مضاف اليه «مكر» چيز محذوفى مثل «كم» است. بنابراين معنا چنين مى شود: بلكه مكر شما در طول شب و روز درباره ما، اين بود كه به خدا كافر شويم.

74- مبلغان و اصلاح جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 22

22- رهبران و مبلغان دين ، تا توان دارند بايد در اصلاح جامعه و ابلاغ معارف الهى تلاش كنند .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت

75- مبلغان و حق ناپذيرى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 129 - 3

3 - لزوم اتكاى مبلغان الهى بر خداوند و نگران نبودن بر حق ناپذيرى گمراهان ، پس از اتمام حجت بر آنان

فإن تولوا فقل حسبى اللّه . .. عليه توكلت

76- مبلغان و دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 17،22

17- ضرورت پايبندى مبلغان دين و مصلحان جامعه ، به تعاليم دينى و برنامه هاى اصلاحى خود

و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه

22- رهبران و مبلغان دين ، تا توان دارند بايد در اصلاح جامعه و ابلاغ معارف الهى تلاش كنند .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت

77- مبلغان و كفر مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 8

8- ايمان نياوردن گروهى از مردم حتى اكثريت آنان در يك زمان ، نبايد مبلغان دينى را دلسرد كرده و مأيوس كند .

و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين . .. إن هو إلاّ ذكر للعلمين

جمله «إن هو إلاّ ذكر للعالمين» - كه دلالت بر جهانى بودن قرآن و اسلام دارد و اختصاص آن را به مردم مكه و عصر بعثت نفى مى كند - اشاره به اين نكته دارد كه: اى پيامبر! از ايمان نياوردن اكثريت مردم مكه ناراحت مباش و مأيوس نشو ; چرا كه قرآن مخصوص اين مردم نيست و از آنِ همه عالم است. اينها ايمان نياوردند، سراغ ديگران بايد رفت.

78- مبلغان و مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 4

4 - لزوم حفظ رابطه مستقيم و بىواسطه با مردم براى رهبران و مبلغان دينى در راستاى تبليغ و ارشاد

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم

79- مبلغان و مزد تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 4

4- مطالبه نكردن پاداش از مردم ، به خاطر تبليغ حقايق و معارف الهى ، نشانه صداقت مبلغان و مصلحان است .

يقوم لاأسئلكم عليه أجرًا . .. أفلاتعقلون

از آن جا كه هدف مدعيان دروغين ، رسيدن به منافع مادى و مال و منال دنيوى است ، مى توان گفت: حضرت هود(ع) با جمله «لاأسئلكم» اشاره به دليل و نشانه صداقت خويش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 3

3- مبلغان دينى بايد از دريافت مزد براى ابلاغ دين و تعاليم قرآن پرهيز كنند .

و ما تسئلهم عليه من أجر

80- مبلغان و هدايت ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 36 - 9

9- مبلغان دينى ، پس از يأس از هدايت پذيرى انسانها ، موظف به ابلاغ و بيان معارف الهى نيستند .

فلاتبتئس بما كانوا يفعلون

81- مبلغان هنگام سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 69 - 5

5- مبلّغان و دعوت كنندگان به توحيد و معارف الهى ، در شرايط حساس و خطير از لطف و امداد خداوند برخوردار خواهند شد .

قلنا ينار كونى بردًا و سلمًا على إبرهيم

نقل داستان نجات ابراهيم از آتش، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) و مؤمنانى باشد كه در شرايط دشوار مكه زندگى مى كردند. همچنين براى بيان اين نكته باشد كه چنين امدادى، شامل حال تمامى يكتاپرستان و مبلغان دين توحيدى مى شود.

82- محدوده مسؤوليت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 12

12 - وادار كردن مردم به پذيرش معارف و حقايق دين، خارج از حيطه مسؤوليت مبلغان و پيشوايان دين است.

قد جاءكم بصائر من ربكم . .. و ما أنا عليكم بحفيظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 107 - 9

9 - مبلغان دين وظيفه دار دعوت مردم به دين خدا، نه وادار كننده مردم به آن

و ما جعلنك عليهم حفيظا و ما أنت عليهم بوكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 34 - 5

5- پيامبران و مبلغان دين ، به بيان و ابلاغ معارف براى هدايت ناپذيران ، موظف نيستند .

إن أردت أن أنصح لكم

نوح(ع)، پس از دريافت اين واقعيت كه خداوند، به خاطر لجاجتهاى قومش خواسته كه آنان گمراه باشند، نصيحت كردن و ابلاغ دين را با جمله شرطيه (إن أردت . ..) بيان مى كند تا به اين نكته اشاره كند كه: ابلاغ دين پس از اين مرحله، بر من لازم و ضرورى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 36 - 9

9- مبلغان دينى ، پس از يأس از هدايت پذيرى انسانها ، موظف به ابلاغ و بيان معارف الهى نيستند .

فلاتبتئس بما كانوا يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 57 - 4

4- مسؤوليت مبلغان دين ، ابلاغ حقايق و معارف الهى به مردم است نه واداشتن آنان به پذيرش .

فإن تولّوا فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 3 - 4

4 - نگرانى براى كافران ، پس از ابلاغ آيات روشن الهى به آنان موردى ندارد .

تلك ءايت الكتب المبين . لعلّك بخع نفسك ألاّيكونوا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 23 - 3

3 - تكليف مؤمنان و مبلغان دينى ، در برابر انسان هاى لجوج و حق ناپذير ، تنها انذار و هشدار است .

إن أنت إلاّ نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 1

1 - كسانى كه خود رااز پند و اندرز هاى الهى بى نياز مى پندارند ، شايسته بذل توجّه كامل از سوى ارشادگران و مبلّغان نيستند .

فأنت له تصدّى

متصدى كسى است كه با كشيدن سر و سينه خود به بالا، در صدد ديدن چيزى برآيد (لسان العرب). اين تعبير حاكى از معطوف داشتن تمام توجّه و عنايت، به سوى همنشين خود است.

83- محدوده مسؤوليت مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 23 - 4

4 - پيامبران و مبلغان دينى ، تنها موظف به انجام وظيفه اند ; نه مأمور به نتيجه .

لا أملك لكم ضرًّا و لا رشدًا . .. إلاّ بلغًا من اللّه و رسل-ته

84- مسؤوليت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 5،7

5 - آمران به معروف و مبلغان دينى ، بايد خود به محتواى دعوتشان عمل كنند .

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم

7 - كسانى كه ديگران را به كار هاى نيك دعوت كرده و خود به آن عمل نمى كنند ، @سزاوار توبيخ و سرزنش هستند .

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 8

8 - مبلغان دين بايد از شبهات و اشكالات مخالفان مطلع بوده و پاسخ آنها را به شايستگى بدانند .

سيقول . .. ما وليهم عن قبلتهم ... قل للّه المشرق و المغرب

از اينكه خداوند پيامبر را از شبهات مخالفان - پيش از القاى آنها - آگاه مى سازد و پاسخ آنان را به وى مى آموزد، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 11

11 - پيراستن مردم از آلودگى ها و تعليم قرآن ، احكام و معارف دين ، از وظايف اساسى مبلغان دين و از رؤوس برنامه هاى آنان است .

يتلوا عليكم ءايتنا و يزكيكم و يعلمكم الكتب و الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 0

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 92 - 12

12 - رساندن احكام خداوند به مردم به صورتى روشن ، وظيفه مبلغان دين

انما على رسولنا البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 1

1 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مأمور ترغيب مردم به سير در زمين و تدبر در سرانجام تكذيب كنندگان پيامبران الهى

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 9

9 - پيشوايان و مبلغان دين وظيفه دار مبارزه با پندارهاى غلوآميز مردم درباره آنان

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك

الزام پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اعلام موارد مذكور در آيه الزامى است براى همه مبلغان و پيشوايان دين كه اين موارد را براى مردم بيان نمايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 4،21

4 - رهبران و مبلغان دين نبايد قشرهاى ضعيف و تهيدست را از اطراف خود برانند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

21 - رهبران و مبلغان دينى در صورت طرد مؤمنان مستمند و ضعيف از اطراف خويش، ستمكارند.

فتطردهم فتكون من الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 4

4 - بيان نقش اختصاصى خداوند در برهه هاى حساس و بحرانهاى زندگى براى مردم، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبلغان دين است.

قل من ينجيكم . .. قل الله ينجيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 10

10 - مبلغان دين وظيفه دار تأمل و تحقيق در شيوه هاى بيان حقايق در قرآن و به كارگيرى آن در تبليغ هستند.

انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 11

11 - تذكر دادن به مردم با قرآن، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبلغان دين است.

و ذكر به أن تبسل نفس

مرجع ضمير «به» قرآن مى تواند باشد كه از سياق آيات مورد بحث به دست مى آيد و به اصطلاح مرجع حكمى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 9

9 - مبلغان دين نبايد هيچ چشمداشت و انتظار پاداشى از مردم داشته باشند.

قل لاأسئلكم عليه أجرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 8

8 - مطلع ساختن مردم از آيات الهى و مضامين آن، و انذار از قيامت دو وظيفه اساسى مبلغان دين است.

يقصون عليكم ءايتى و ينذرونكم لقاء يومكم هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 61 - 7

7 - مبلغان دين بايد در برابر اتهام هاى ناروا از خويشتن دفاع كنند .

إنا لنريك فى ضلل مبين. قال يقوم ليس بى ضللة و لكنى رسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 67 - 6

6 - مبلغان دين بايد در برابر اتهام هاى ناروا از خويشتن دفاع كنند .

قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 68 - 10

10 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم باشند و خيرخواهى خويش را به منافع شخصى آميخته نسازند .

أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 16

16 - ترغيب مردم به عبرت گرفتن از فرجام شوم فسادگران تاريخ ، از وظايف مبلغان دين

قال . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 6

6 - بيان فرجام شوم كفرپيشگان و تكذيب كنندگان رسولان الهى ، روشى براى مبلغان دين براى شناساندن زيانكاران واقعى

الذين كذبوا شعيباً كانوا هم لخسرين

خداوند با بيان فرجام شوم كفرپيشگان، زيانكاران واقعى را به مردم معرفى كرد. بنابراين از راههاى معرفى كردن زيانكاران واقعى بيان فرجام شوم آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 199 - 4

4 - گذشت از لغزش ها ، دعوت مردم به كار هاى نيك و مدارا كردن با جاهلان و سفيهان ، از وظايف اساسى مبلغان دين

خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجهلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 129 - 3

3 - لزوم اتكاى مبلغان الهى بر خداوند و نگران نبودن بر حق ناپذيرى گمراهان ، پس از اتمام حجت بر آنان

فإن تولوا فقل حسبى اللّه . .. عليه توكلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 16،17

16 - رهبران و مبلغان دينى ، وظيفه دار رساندن معارف الهى به مردم بدون هر گونه دخل و تصرف و كم و زياد كردن

قل ما يكون لى أن أبدّله من تلقاءِى نفسى إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ

17 - پرهيز از محور قرار دادن جلب رضايت مردم و سخن گفتن بر وفق و تمايلات و خواسته هاى نفسانى آنان ، از وظايف مهم و اساسى رهبران و مبلغان دينى

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا . .. ائت بقرءان غير هذا ... قل ما يكون لى أن أبدّله من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 4

4 - لزوم حفظ رابطه مستقيم و بىواسطه با مردم براى رهبران و مبلغان دينى در راستاى تبليغ و ارشاد

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 4

4- وظيفه داران تبليغ دين ، بايد همه معارف و قوانين دين را براى مردم بيان كرده و از وانهادن حتى اندكى از آن دورى كنند .

فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 7

7- اعلام انزجار از عقايد باطل و خرافى ، گامى ضرورى براى مبلغان دين

قال إنى أُشهد الله . .. أنى برىءٌ مما تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 6

6- مبلغان دين ، بايد با توكل بر خدا و وانهادن امور خويش به خداوند ، از مخالفان دين نهراسند و وظيفه خويش را قاطعانه به انجام رسانند .

فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 17،22

17- ضرورت پايبندى مبلغان دين و مصلحان جامعه ، به تعاليم دينى و برنامه هاى اصلاحى خود

و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه

22- رهبران و مبلغان دين ، تا توان دارند بايد در اصلاح جامعه و ابلاغ معارف الهى تلاش كنند .

إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 11

11- مبلغان دين بايد از بازگويى تاريخ و فرجام گذشتگان ، سود جسته و با بيان علل سرنوشت آنان ، مردمان را به آيين پيامبران گرايش دهند .

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 13

13- مبلغان دين در نشر توحيد و احكام الهى ، نبايد از حد و مرز تعيين شده خارج شوند .

فاستقم كما أُمرت . .. و لاتطغوا

در برداشت فوق، جمله «لاتطغوا» در ارتباط با «فاستقم» معنا شده است و متعلق«لاتطغوا» استقامت گرفته شده است; يعنى ، در پايدارى طغيان نكنيد و اين كار را بر اساس برنامه الهى انجام دهيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 16

16- لزوم بهره گيرى مبلغان دينى از هرفرصت و زمينه مناسب ، براى ارشاد و تبليغ دين

ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت . .. و هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 5

5- مبلغان دينى ، بايد از سر مهربانى و با ملاطفت ، مردمان را به دين فراخوانند .

يص-حبى السجن ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 17

17- ضرورت بهره گيرى مبلغان دينى ، از فرصت هاى مناسب براى ارشاد و هدايت مردم

أءنك لأنت يوسف قال أنا يوسف . .. من يتّق و يصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 3،8

3- مبلغان دينى بايد از دريافت مزد براى ابلاغ دين و تعاليم قرآن پرهيز كنند .

و ما تسئلهم عليه من أجر

8- ايمان نياوردن گروهى از مردم حتى اكثريت آنان در يك زمان ، نبايد مبلغان دينى را دلسرد كرده و مأيوس كند .

و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين . .. إن هو إلاّ ذكر للعلمين

جمله «إن هو إلاّ ذكر للعالمين» - كه دلالت بر جهانى بودن قرآن و اسلام دارد و اختصاص آن را به مردم مكه و عصر بعثت نفى مى كند - اشاره به اين نكته دارد كه: اى پيامبر! از ايمان نياوردن اكثريت مردم مكه ناراحت مباش و مأيوس نشو ; چرا كه قرآن مخصوص اين مردم نيست و از آنِ همه عالم است. اينها ايمان نياوردند، سراغ ديگران بايد رفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 4 - 7

7- همه انبيا وظيفه داشتند كه معارف الهى را در سطح فرهنگ مردم خويش ، تبيين كنند .

و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم

مراد از «لسان قوم» لسان فرهنگى مردم است، بخصوص با توجه به اينكه سطح فرهنگى مردم، متفاوت است و انبيا طبعاً بايد همه مردم را در تبليغ مدّ نظر قرار مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 89 - 4

4- انذار و اخطار از وظايف اصلى مبلغان و رهبران دينى

و قل إنى أنا النذير المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 6

6- آشنايى با حكمت ، موعظه و برترين روش هاى جدلى ، نياز ضرورى مبلغان دين

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى هى أحسن

امر الهى به تبليغ دين از طريق حكمت، موعظه و جدل برتر نشانگر اين معناست كه فاقدان اين ابزار، از كارآيى لازم و شايسته در امر تبليغ برخوردار نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 2

2- مبلغان دينى ، موظف به پايدارى در راه تبليغ و استقامت در برابر اذيت و آزار دشمنانند .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و لئن صبرتم لهو خير للصبرين . و اصبرو ما صبرك إلاّ بالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 18

18- سرسختى برخى از افراد در برابر حق ، نبايد مايه دل سردى و نگرانى پيشوايان و مبلّغان دين گردد .

و إن تدعهم إلى الهدى فلن يهتدوا إذًا أبدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 28 - 4،5

4 - مبلغان دين بايد به گونه اى سخن بگويند كه مردم ، سخن آنان را فهميده ودرك كنند .

يفقهوا قولى

5 - مبلغان دين بايد به فراهم ساختن ابزار هاى مورد نياز براى تفهيم حقايق دين به مردم ، همت گمارند .

يفقهوا قولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 7

7 - بيم دادن مردم از عذاب خداوند ، و استفاده از فرصت ها براى تبليغ ، از وظايف مبلغان دين است .

قال . .. ويلكم لاتفتروا ... بعذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 7

7 - لزوم پايدارى و تلاش افزون تر مبلغان ، در عمل به توصيه هاى خود

وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها

وظيفه صبر شديد بر نماز، پس از توصيه خانواده به آن، گوياى نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مبلغان الهى ، موظف به برخورد استدلالى و منطقى با مخالفان

قل هاتوا برهنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 3

3- هشدار و انذار ، وظيفه مبلغان الهى ، پس از اتمام حجت و بيان حقايق الهى و روى گردانى مخالفان

فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 8

8 - مهربانى و برخورد مشفقانه با مردم ، وظيفه اى بر عهده رهبران و مبلغان دينى

فقال يقوم اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 58 - 3

3 - لزوم توكل و اعتماد به خداوند ، بر مبلغان دينى در تأمين نياز هاى زندگى خويش

و توكّل على الحىّ الذى لايموت

فرمان خداوند به توكل بر او، پس از توصيه كردن به اظهار بى نيازى و درخواست مزد از مردم، مى تواند حاكى از اين مطلب باشد كه مبلغان دينى، در تأمين نيازهاى زندگى خويش بايد تنها به خدا توكل كنند نه به مردم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 26 - 2

2 - رهبران و مبلغان دينى نبايد در برابر استهزا و جوّآفرينى دشمنان ديانت ، دلسرد شده و دست از تبليغ دين و دفاع از آن بردارند .

قال لمن حوله ألاتستمعون . قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 5

5 - رهبران و مبلغان دينى بايد در برابر تكبر ، استهزا و تهمت هاى دشمنان ديانت با سعه صدر به تكليف خود عمل كنند .

قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب و ما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 30 - 2

2 - رهبران و مبلغان دينى ، بايد در برابر تهديد هاى دشمنان ديانت مقاوم باشند و رسالت خود را ادامه دهند .

قال . .. لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 112 - 4

4 - هدايتگران و مبلغان الهى ، نبايد در باره زندگى خصوصى گذشته گروندگان به دين تحقيق كنند .

قال و ما علمى بما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 12

12 - شايسته است كه در تبليغ دين ، شفاف و روشن بيان شود .

و إنّما أنا نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 5،6

5 - مبلّغان ، در تبليغ دين ، بايد با برهانى روشن و مستدل عمل كنند .

و لقد أرسلنا. .. رسلاً ... بالبيّنت

6 - مبلّغان ، در تبليغ دين ، بايد اقوام و خويشان خود را در اولويت قرار دهند .

و لقد أرسلنا من قبلك رسلاً إلى قومهم

بى شك، هدف از ارسال انبيا، هدايت همه مردم بوده است و اختصاص به ذكر قوم آنان (قومهم) ممكن است به خاطر در اولويت بودن آنان باشد. در اين صورت، نكته ياد شده، قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 39 - 5

5 - شايسته است كه مبلّغان ، در راه تبليغ ، از هيچ كس جز خداوند ، نهراسند .

الذين يبلّغون رسل-ت اللّه و يخشونه و لايخشون أحدًا إلاّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 47 - 6

6 - مبلغان دين ، در قبال انجام رسالت دينى ، نبايد چشمداشتى مادى از مخاطبان داشته باشند .

ما سألتكم من أجر فهو لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 17 - 4

4 - سلب نشدن وظيفه ابلاغ دين و تبليغ اسلام از مبلغان ، به صرف روى گردانى مردم از آن

إن أنتم إلاّ تكذبون . .. قالوا ... و ما علينا إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 5

5 - مبلغان دينى ، بايد در فراخواندن مردم به دين و اقتدا به رسولان الهى ، از استدلال و برهان بهره گيرند .

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 11

11 - توجه دادن مردم به سرنوشت شوم كفرپيشگان گذشته و بيان تاريخ عبرت آموز آنان ، از وظايف مبلغان الهى است .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 8

8 - نخستين وظيفه مبلغان دينى ، پرداختن به هدايت و اصلاح جامعه خويش

لتنذر أُمّ القرى و من حولها

از اين كه انذار «أُمّ القرى» به عنوان اولين وظيفه پيامبر در آيه مطرح شده، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 6

6 - پايدارى و استوارى در راه تبليغ و اقامه دين ، وظيفه اى دشوار و طاقت فرسا براى مبلغان دينى

فادع و استقم كما أمرت

توصيه خداوند به استقامت، بيانگر اين است كه راه تبليغ دين و اقامه آن، راهى بس ناهموار و پيمودن آن بسيار سخت و دشوار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 7

7 - مبلغان الهى ، نبايد به خاطر مخالفت مردم ، از تبليغ و هدايت گرى سر باز زنند .

أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 5

5 - لزوم توجه مبلغان دينى ، به احساسات عمومى و پرهيز از جريحه دار ساختن آن *

قل أوَ لو جئتكم بأهدى ممّا وجدتم عليه ءاباءكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 8

8- بيدارگرى و بينش دهى ، وظيفه مبلغان الهى حتى پس از روى گردانى مردم *

و الذين كفروا عمّا أنذروا معرضون . قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه

ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل (و الذين كفروا. .. معرضون) ممكن است اين نكته را برساند كه اعراض كافران، تكليف مبلغان الهى را ساقط نمى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 9 - 16

16- لزوم برخوردارى مبلغان دينى ، از بيان و پيامى روشن و خالى از پيچيدگى و ابهام

و ما أنا إلاّ نذير مبين

وصف «مبين» تأكيد بر اهميت روشنى بيان در مقام انذار خلق است. در حقيقت اين آيه گزارشى است از شيوه تبليغ و انذار پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تا رهنمودى براى تمامى مبلغان دينى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 55 - 2

2 - بيدارگرى و تذكر مردم به ارزش هاى الهى ، تكليفى هميشگى براى مبلغان دينى

و ذكّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 40 - 6

6 - لزوم پرهيز مبلغان دينى ، از عوامل خنثى كننده آثار تبليغ *

أم تسئلهم أجرًا فهم من مغرم مثقلون

گرچه پيام اصلى آيه شريفه، مذمت كافران حق گريز است; اما به طور غير مستقيم اين هشدار را به مبلغان دينى داده است كه مزد خواهى از مردم براى خويش، مانع دين پذيرى مردم خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 6

6 - مبلغان ، نبايد با ارزيابى هاى ظاهربينانه و مشاهده ناتوانى هاى جسمى افراد ، از ارشاد آنان دريغ ورزند .

أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى

عبارت «فأنت له تصدّى» - در آيات بعد - حاكى از آن است كه فرد اعتراض كننده به ابن ام مكتوم، به وعظ و ارشاد ديگران پرداخته و از اختصاص دادن آن فرصت به وى، دريغ كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 6

6 - لزوم پرهيز مبلّغان ، از برخورد هاى ناهنجارى كه زمينه گريز مردم از مجلس وعظ و ارشاد گردد .

لعلّه يزّكّى . .. فأنت عنه تلهّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 8

8 - مبلّغان و نصيحت كنندگان مردم ، نبايد انتظار تأثير فورى داشته و با گذشت اندك زمانى ، مأيوس شوند .

فذكّر . .. سيذّكّر

حرف «سين» در «سيذكّر»، وعده به انجام يافتن تذكر پس از مدتى كوتاه است.

85- مسؤوليت مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 20

20 - مبلغان دين ، وظيفه دار توجه دادن مردم به نعمت هاى الهى

و اذكروا . .. فاذكروا ءالاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 15

15 - ترغيب مردم به يادآورى مداوم نعمت هاى الهى ، از وظايف مبلغان دين

اذكروا إذ جعلكم خلفاء . .. فاذكروا ءالاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 7

7 - ابلاغ رسالت هاى الهى به سردمداران نظام هاى غير الهى ، وظيفه اى بر عهده مبلغان دين

إلى فرعون و ملإيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 11

11 - مبلغان دين ، موظّف به تلاش در بيدارى نفوس مستعد و وانهادن حق ستيزان ، به خداوند

نحن أعلم بما يقولون . .. فذكّر بالقرءان من يخاف وعيد

برداشت ياد شده، با الغاى خصوصيت از مورد پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 49 - 4

4 - تكذيب و نپذيرفتن گروهى ، نبايد مانع از اظهار سخن حق و تبليغ دين از سوى مناديان حق و مبلّغان دين گردد .

و إنّا لنعلم أنّ منكم مكذّبين

برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند، با آن كه از تكذيب گروهى از مردم آگاهى كامل دارد و اين مطلب را نيز اعلام مى كند; در عين حال پيام هاى خود (وحى) را بهوسيله پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله)، پياپى ابلاغ مى فرمايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 7 - 5

5 - لزوم صبر و پايدارى در انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين ، براى مبلغان و رهبران جامعه اسلامى

قم فأنذر . .. و لربّك فاصبر

86- منشأ پاداش مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 72 - 7،9،10

7 - خداوند ، ضامن پاداش تلاشگران در راه دين و هدايت مردم

فخراج ربّك خير

9 - پاداش خدا ، بهترين و ارزشمندترين پاداش ها براى مبلغان الهى

فخراج ربّك خير

10 - ربوبيت الهى ، مقتضى پاداش به مبلغان دينى

فخراج ربّك خير

87- مهربانى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 8

8 - مهربانى و برخورد مشفقانه با مردم ، وظيفه اى بر عهده رهبران و مبلغان دينى

فقال يقوم اعبدوا اللّه

88- نشانه هاى صداقت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 6

6- چشم ندوختن به مال و دارايى مردم ، از نشانه هاى صداقت مصلحان جامعه و مبلغان راستين دين است .

و يقوم لا أسئلكم عليه مالاً إن أجرى إلاّ على الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 4

4- مطالبه نكردن پاداش از مردم ، به خاطر تبليغ حقايق و معارف الهى ، نشانه صداقت مبلغان و مصلحان است .

يقوم لاأسئلكم عليه أجرًا . .. أفلاتعقلون

از آن جا كه هدف مدعيان دروغين ، رسيدن به منافع مادى و مال و منال دنيوى است ، مى توان گفت: حضرت هود(ع) با جمله «لاأسئلكم» اشاره به دليل و نشانه صداقت خويش دارد.

89- نقش اجتماعى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 8

8 - هر جامعه و قومى نياز به اسلام شناس و فقيه و مبلغى برخاسته از ميان خودشان دارد .

فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم

90- نقش مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 17

17- برخى از مردم ، على رغم كاربرد تمامى روش هاى مناسب تبليغى ، هدايت نمى شوند ، هر چند هادى و مبلغ پيامبر باشد .

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة . .. إن ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهت

91- نيازهاى معنوى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 7 - 4

4 - وظيفه تزكيه و پاكسازى ديگران از آلودگى هاى معنوى ، تكليفى سنگين و نيازمند برخوردارى از كمالاتى ويژه است .

و ما عليك ألاّ يزّكّى

نفى تكليف از مخاطب، در مورد تزكيه كافرانى كه در مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله) حضور داشتند، بيانگر آن است كه وى در مقامى نبود كه اين تكليف از او ساخته باشد و خداوند، از چنين افرادى انجام دادن آن را نخواسته است.

92- وضوح دعوت مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 32 - 7

7- دعوت پيامبران و مبلغان الهى ، همراه با ادله روشن و آشكار

و من لايجب داعى اللّه . .. أُولئك فى ضلل مبين

در اين آيه مخالفت با دعوت گران به سوى خداوند، گمراهى آشكار شمرده شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه پيام مناديان الهى، حق آشكار بوده است.

93- ويژگيهاى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 25 - 4

4 - شرح صدر از مهم ترين ويژگى هاى لازم براى رسولان الهى و رهبران و مبلغان دين است .

قال ربّ اشرح لى صدرى

اين كه موسى(ع) شرح صدر را بر خواسته هاى ديگر خود مقدم داشته است، نشانِ جايگاه مهم و نقش آن در انجام يافتن مسؤوليت الهى است.

94- هشدار به مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 6

6 - پيام رسانان دين (مبلغان) بايد خود را براى تكذيبها و چگونگى مقابله با آن آماده كنند.

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة

95- همزبانى مبلغان با مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 4 - 7

7- همه انبيا وظيفه داشتند كه معارف الهى را در سطح فرهنگ مردم خويش ، تبيين كنند .

و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم

مراد از «لسان قوم» لسان فرهنگى مردم است، بخصوص با توجه به اينكه سطح فرهنگى مردم، متفاوت است و انبيا طبعاً بايد همه مردم را در تبليغ مدّ نظر قرار مى دادند.

5- متجاوزان

1- متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 31

31 - بنى اسرائيل ، گنهكار و همواره تجاوزگر بوده اند .

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 16

16 - بدعتگذاران در دين و گمراه كنندگان مردم، تجاوزگرند.

و ما لكم ألا تأكلوا . .. و إن كثيرا ... إن ربك هو أعلم بالمعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 146 - 9

9 - يهود، مردمى تجاوز پيشه بودند.

و على الذين هادوا . .. ذلك جزينهم ببغيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 12

12 - تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر معارف دين را نپذيرند، مردمى تجاوزگر و گناهكارند.

و كذلك نجزى المجرمين

«جرم» به معناى تعدى و گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 81 - 4،6

4 - قوم لوط به دليل ارتكاب لواط ، مردمى متجاوز و اسرافگر

بل أنتم قوم مسرفون

6 - لواط ، عملى تجاوزكارانه و مرتكبان آن ، مردمانى متجاوز هستند .

بل أنتم قوم مسرفون

«اسراف» به معناى تجاوز كردن از حد ميانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 6،9،10

6 - مشركان صدر اسلام ، مردمانى تجاوز پيشه بودند .

و أولئك هم المعتدون

9 - پيمان شكنان ، مردمانى تجاوزپيشه اند .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة و أولئك هم المعتدون

10 - زيرپاگذارندگان حقوق خويشاوندى ، مردمانى تجاوزپيشه اند .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة و أولئك هم المعتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 74 - 8،9

8 - خداوند ، بر دل هاى تكذيب كنندگان پيامبرانِ پس از نوح ( ع ) ، به علت رسوخ صفت تجاوز و حق ستيزى در نفس آنان ، مهر زده بود .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

تعبير به اسم فاعل (المعتدين) بدون لحاظ زمان و مفعول، بيانگر ثبوت مبدأ اشتقاق (اعتدا) در ذات (مكذبان) است.

9 - تكذيب كنندگان پيامبران پس از نوح ( ع ) مردمى تجاوزپيشه و حق ستيز بودند .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 7 - 2

2 - مردان بى عفت ( مردانى كه غرايز جنسى خود را به جز از طريق ازدواج يا تملّك كنيز ، ارضا مى كنند ) سرآمد تجاوزكاران اند0

فمن ابتغى . .. فأُولئك هم العادون

«أُولئك» مبتدا و «العادون» خبر است و «هم» ضمير فصل و مفيد حصر مى باشد; يعنى، بيانگر اين معنا است كه مضمون مسند (العادون) تنها براى مسنداليه (أُولئك) ثابت است و نه غير آن. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين است: تنها آنان تجاوز كارانند. گفتنى است كه ضمير «هم» مى تواند مبتدا و «العادون» خبر آن و جمله «هم العادون» خبر براى «أُولئك» باشد. در اين صورت «ال» در «العادون» بيانگر اين است كه: انسان هايى كه با عنوان تجاوزكاران مى شنيديد مصداق هاى آن انسان ها اينان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 36 - 5

5 - فرعون ، فردى متكبر و تجاوزگر بود .

كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار . و قال فرعون

از مصاديق مورد نظر متكبر و جبار - به قرينه «و قال فرعون» - فرعون مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 31 - 2

2 - افراد بى عفّت و ( كسانى كه غرايز جنسى شان را به جز از راه ازدواج يا تملّك كنيز ارضا مى كنند ) سرآمد تجاوزكاران اند .

فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون

«هم» ضمير فصل و مفيد حصر است; يعنى، بيانگر اين معنا است كه مضمون مسند (العادون)، تنها براى مسنداليه (اُولئك) ثابت است; نه غير آن. بنابراين معناى جمله بالا چنين مى شود: تنها آنان تجاوزكاران اند.

2- آگاهى به متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 19

19 - آگاهى دقيق از اهل بدعت در دين و متجاوزان به حدود الهى، جلوه اى از ربوبيت خداوند

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

3- اضطرار متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 17

17 - كسى كه در راه سركشى و تجاوز به خوردن غذاهاى حرام نيازمند شود، اضطرار وى رفع حرمت نمى كند.

فمن اضطر غير باغ و لاعاد

4- انتقام از متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 41 - 1

1 - انتقام گرفتن از متجاوزان و ستمگران ، حق مشروع و مسلّم انسان هاى ستمديده است .

و لمن انتصر بعد ظلمه فأولئك ما عليهم من سبيل

5- انذار متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 23

23 - سرنوشت شوم ستمگران در قيامت ، هشدارى براى متجاوزان به حقوق مردم است .

ألا إنّ الظلمين فى عذاب مقيم

كلمه «ألا» - كه براى هشدار است - رساننده مطلب بالا مى باشد.

6- تداوم مبارزه با متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 9 - 7

7 - لزوم ادامه جنگ با متجاوز ، تا مرحله تسليم وى در برابر امر الهى و گردن نهادن به صلح

فقتلوا الّتى تبغى حتّى تفىء إلى أمر اللّه

7- تشخيص متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 17

17 - تنها خداوند بهتر از هر كس متجاوزان به حدود الهى و اهل بدعت در احكام الهى را مى شناسد و معرفى مى كند.

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

ضمير فصل «هو»، كه بين اسم و خبر «إن» قرار گرفته، بيانگر حصر است.

8- تشكيلات متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 123 - 4

4 - تجاوزكاران هر جامعه براى پيشبرد مقاصد شوم خويش بر گرد سردمداران و پيشوايانى متشكل مى شوند.

و كذلك جعلنا فى كل قرية أكبر مجرميها ليمكروا

«جرم» به معناى تجاوز و تعدى است. (لسان العرب). و بنابر اينكه «أكابر» مضاف به «مجرميها» باشد، يك نوع رابطه بين مجرمان و سردمداران آنها به ذهن خطور مى كند. گويا آنان جملگى در زير پرچم سردمداران خويش به مبارزه و مكر با مردم مى پردازند.

9- تكذيبگرى متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 12 - 1

1 - تنها تجاوزگران و فرورفتگان در گناه ، به انكار قيامت كشانده مى شوند .

و ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم

مراد از «اعتداء» (تجاوزگرى) ناديده گرفتن حدود الهى است. «أثيم» مبالغه در «آثم» است (مصباح); يعنى، كسى كه در گناه زياده روى مى كند.

10- تلاوت قرآن براى متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 2

2 - متجاوزان و گنه پيشگان ، نبايد از شنيدن آيات قرآن محروم بمانند .

كلّ معتد أثيم . إذا تتلى عليه ءايتنا

11- حرمت اطاعت از متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 6

6 - اطاعت و اجابت خواسته هاى متجاوزان ، ممنوع و حرام است .

و لاتطع كلّ . .. معتد

12- خباثت متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 9

9 - متجاوزان و فسادگران ، مانند سرزمين خبيث كم بهره از فيض الهى و انسانهايى بى ثمرند .

إنه لايحب المعتدين. و لاتفسدوا ... و الذى خبث

13- ختم قلب متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 10

10 - خداوند ، بر قلب هر متكبر تجاوزگرى ، مهر مى زند و او را از فهم درست حقايق الهى محروم مى سازد .

كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار

به هر متجاوزى كه از قانون بگذرد، «جبار» گويند. (قاموس المحيط).

14- دشمن متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 60 - 5

5 - خداوند ، حامى و پشتيبان ستمديدگان و دشمن ستمگران و متجاوزان است .

و من عاقب بمثل ما عوقب به ثمّ بغى عليه لينصرنّه اللّه

15- ذلت متجاوزان از حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 1

1 - كسانى كه حدود الهى را محترم نمى شمرند ، فرجامى شوم و ذلت بار خواهند داشت .

و تلك حدود اللّه . .. إنّ الذين يحادّون اللّه و رسوله كبتوا

در صورتى كه آيه بالا، ادامه آيه قبل و در ارتباط با آن باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

16- رد خواسته هاى متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پرهيز از اجابت خواسته هاى تجاوزگران

و لاتطع كلّ . .. معتد

17- رهبرى متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 123 - 4

4 - تجاوزكاران هر جامعه براى پيشبرد مقاصد شوم خويش بر گرد سردمداران و پيشوايانى متشكل مى شوند.

و كذلك جعلنا فى كل قرية أكبر مجرميها ليمكروا

«جرم» به معناى تجاوز و تعدى است. (لسان العرب). و بنابر اينكه «أكابر» مضاف به «مجرميها» باشد، يك نوع رابطه بين مجرمان و سردمداران آنها به ذهن خطور مى كند. گويا آنان جملگى در زير پرچم سردمداران خويش به مبارزه و مكر با مردم مى پردازند.

18- سرزنش سازش با متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 39 - 6

6 - برخوردارى مؤمنان از روحيه عفو و گذشت ، نبايد به مداهنه و سكوت در برابر متجاوزان منتهى شود .

و إذا ما غضبوا هم يغفرون . .. إذا أصابهم البغى هم ينتصرون

از ارتباط دو آيه، استفاده مى شود كه عفو و مغفرت مؤمنان، در غير مورد ظلم و تجاوز است.

19- سرگردانى اخروى متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 12

12 - تجاوزگران به حقوق مردم ، حيران و سرگردان در صحنه قيامت

يظلمون الناس و يبغون فى الأرض بغير الحقّ . .. و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يق

20- عدالت با متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 4

4 - لزوم رعايت عدالت ، حتى در انتقام گرفتن از متجاوزان ستمگر

إذا أصابهم البغى هم ينتصرون . و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها

21- عذاب متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 30 - 9

9 - عذاب ستمگران و تجاوزكاران ، در راستاى رحمت الهى *

انّ اللّه كان بكم رحيماً. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً فسوف نُصليه ناراً

عذاب ستمگران پس از بيان رحمت مطلق الهى، اشاره به اين است كه عذابهاى الهى، جلوه اى از رحمت او بر انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 42 - 5

5 - ستم پيشگان و متجاوزان ، مستحق عذابى سخت و دردناك اند .

الذين يظلمون الناس . .. أولئك لهم عذاب أليم

22- عذاب متجاوزان ايله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 5،6

5 - پرهيزكنندگان از صيد ماهى در ميان يهوديان ايله ( چه موعظه گران و چه تاركان نهى از منكر ) مطمئن به نزول عذاب الهى بر متجاوزان و يا به هلاكت رسيدن ايشان به دست خدا

اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً

6 - اطمينان به هلاكت متجاوزان ايله و يا گرفتارى آنان به عذابى سخت ، بهانه تاركان نهى از منكر براى سكوت خويش در برابر آنان و مايه نابجا شمردن عمل موعظه گران ( نهى از منكر )

لم تعظون قوماً اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً

23- فرجام شوم متجاوزان از حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 1

1 - كسانى كه حدود الهى را محترم نمى شمرند ، فرجامى شوم و ذلت بار خواهند داشت .

و تلك حدود اللّه . .. إنّ الذين يحادّون اللّه و رسوله كبتوا

در صورتى كه آيه بالا، ادامه آيه قبل و در ارتباط با آن باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

24- فرجام متجاوزان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 23

23 - خوارى ، فقر و درماندگى ، سرنوشت محتوم متجاوزان بنى اسرائيل است .

و ضربت عليهم الذلة و المسكنة

«مسكنة» به معناى فقر و سستى است. «ذلة» و «مسكنة» به قبّه و مانند آن تشبيه شده و لذا كلمه «ضربت» (زده شد) براى آن به كار رفته است; يعنى، خوارى و درماندگى همچون قبه اى آنان را احاطه كرده و بر آنان خيمه زده است.

25- فقر متجاوزان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 23

23 - خوارى ، فقر و درماندگى ، سرنوشت محتوم متجاوزان بنى اسرائيل است .

و ضربت عليهم الذلة و المسكنة

«مسكنة» به معناى فقر و سستى است. «ذلة» و «مسكنة» به قبّه و مانند آن تشبيه شده و لذا كلمه «ضربت» (زده شد) براى آن به كار رفته است; يعنى، خوارى و درماندگى همچون قبه اى آنان را احاطه كرده و بر آنان خيمه زده است.

26- فلسفه كيفر متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 34 - 5

5 - كيفر تجاوزگران ، در راستاى ربوبيت الهى و هموار ساختن راه رشد براى بندگان است .

مسوّمة عند ربّك للمسرفين

تعبير «عند ربّك»، ممكن است اشاره به اين جهت داشته باشد كه مقام پروردگارى و تربيت خلق و رشد انسان ها، مقتضى آن است كه موانع تكامل و رشد از ميان برداشته شود.

27- كورى متجاوزان به مهمانان لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 37 - 9

9 - « عن أبى يزيدالحمار عن أبى عبداللّه . . . فلمّا دخلوا ( أى دخلوا قوم لوط ) أهوى جبرئيل بإصبعه نحوهم فذهبت أعينهم و هو قوله « فطمسنا أعينهم . . . » ;

ابى يزيدحمار از امام صادق(ع) روايت نموده است:. .. پس چون قوم لوط وارد خانه لوط(ع) شدند، جبرئيل با انگشت خود به سوى آنها نشانه گرفت كه در اثر آن، چشم هايشان كور شد و اين سخن خداوند است كه فرمود: فطمسنا أعينهم...».

28- كيفر متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 9

9 - متجاوزان از مقررات جنگ ، بايد مجازات شوند . *

فلا عدون إلا على الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 14

14 - ربوبيت الهى ، مقتضى كيفر متجاوزان

انى اخاف اللّه رب العلمين

ترس هابيل، به قرينه آيه بعد، از مجازات خداوند و عذاب دوزخ بوده است. بنابراين توصيف خداوند به «رب العلمين»، مى رساند كه چون او رب العالمين است، متجاوزان را كيفر مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 42 - 1

1 - ستم پيشگان و تجاوزگران به حقوق مردم ، سزاوار پيگرد ، مؤاخذه و مجازات مى باشند .

إنّما السبيل على الذين يظلمون الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 34 - 2،4

2 - اسرافگران متجاوز از قانون الهى ، داراى مجازات هايى از پيش تعيين شده در نزد خداوند

حجارة من طين . مسوّمة عند ربّك للمسرفين

4 - برنامه الهى در كيفر مجرمان و متجاوزان ، كاملاً دقيق و حساب شده است .

مسوّمة عند ربّك

تعبير «مسوّمة عند ربّك» و علامت دار بودن سنگ ها، حاكى از وجود دقت و حسابگرى در نظام كيفرى خداوند براى متجاوزان است.

29- مبارزه با متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 9 - 4،5،6

4 - در جريان درگيرى و جنگ دو گروه از مسلمانان ، نخست بايد آنان را به مسالمت واداشت و در مرحله بعد با متجاوز برخورد كرد .

و إن طائفتان . .. فأصلحوا ... فإن بغت

5 - لزوم مبارزه و نبرد ، با گروه متجاوز و سركش

فإن بغت إحديهما على الأخرى فقتلوا الّتى تبغى

6 - امت اسلامى ، ملزم به نبرد با هرگونه تجاوز و سركشى در قلمرو حاكميت اسلامى

فإن بغت إحديهما على الأخرى فقتلوا الّتى تبغى حتّى تفىء

30- مبغوضيت متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 14

14 - متكبران تجاوزگر ، مورد بغض و دشمنى خدا و مؤمنان هستند .

كبر مقتًا عند اللّه و عند الذين ءامنوا كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار

31- متجاوزان ايله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 1

1 - يهوديان ساكن در ايله متشكل از سه گروه بودند : تجاوزگران فاسق ، صالحان موعظه گر و نهى كننده از منكرات ، تاركان نهى از منكر .

إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً

مقصود از موعظه، به دليل «الذين ينهون عن السوء» در آيه بعد، نهى از منكر است.

32- متجاوزان به حقوق خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 10

10 - زيرپاگذارندگان حقوق خويشاوندى ، مردمانى تجاوزپيشه اند .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة و أولئك هم المعتدون

33- متجاوزان به حقوق مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 12

12 - تجاوزگران به حقوق مردم ، حيران و سرگردان در صحنه قيامت

يظلمون الناس و يبغون فى الأرض بغير الحقّ . .. و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يق

34- متجاوزان به مهمانان لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 37 - 7،8

7 - مردان مصمم به تجاوز نسبت به ميهمانان لوط ، مورد انتقام الهى با كور شدن چشم هايشان

و لقد رودوه عن ضيفه فطمسنا أعينهم

«طمس» (مصدر «طمسنا») به معناى محوكردن و از بين بردن است. بنابراين «طسمنا أعينهم»; يعنى، چشمانشان را از آنان گرفتيم و نابينايشان كرديم.

8 - كور شدن چشم هاى متجاوزان قوم لوط ، پيش درآمد عذاب الهى براى آنان

فذوقوا عذابى و نذر

به كار رفتن واژه «ذوقوا»، ظاهراً كنايه از اين است كه اين عذاب را بچشيد تا عذاب اصلى بر سرتان فرود آيد.

35- متجاوزان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 30 - 8

8 - وارد نمودن تجاوزكاران و ستمگران به دوزخ و بريان كردن آنان ، كارى آسان براى خداوند

و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً . .. و كان ذلك على اللّه يسيراً

«صلى» از مصدر «صَلْى»، و به معناى بريان كردن است. (القاموس المحيط).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 25 - 1

1- سدكنندگان راه ارزش ها و تجاوزگران و شكّاكان در حق ، محكوم به آتش دوزخ

ألقيا فى جهنّم كلّ . .. منّاع للخير معتد مريب

36- متجاوزان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 12

12 - تجاوزگران به حقوق مردم ، حيران و سرگردان در صحنه قيامت

يظلمون الناس و يبغون فى الأرض بغير الحقّ . .. و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يق

37- متجاوزان قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 2

2 - كافران قوم ثمود با پى كردن ناقه صالح ، فرمان خداوند را سرپيچى كردند و مردمى متجاوز شناخته شدند .

فعقروا الناقة و عتوا عن أمر ربهم

مراد از «أمر ربهم» همان است كه در آيه 73 مطرح شده بود يعنى: زيان نرساندن به ناقه و آزادگذارى آن براى چريدن.

38- متجاوزان يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 3

3 - خداوند ، اصحاب سبت ( تجاوزكاران يهود در روز شنبه ) را به بوزينه هايى مطرود تبديل كرد .

فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

«قِرْد) (مفرد قِرَدَةَ) به معناى ميمون است. «خاسىء» به معناى مطرود و نيز به معناى حقير و ذليل مى باشد و كلمه «خاسئين» خبر دوم براى «كونوا» است.

39- محروميت متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 7

7 - تجاوزگران ، از محبت خداوند محرومند .

إن اللّه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 18

18 - تجاوزكاران از محبت خداوند محروم اند .

إنّ اللّه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 22

22 - ستمگران و متجاوزان، محروم از رحمت و مغفرت الهى

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فإن ربك غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 6

6 - گردنكشان و متجاوزان ، از محبت خدا محرومند .

إنه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 9

9 - متجاوزان و فسادگران ، مانند سرزمين خبيث كم بهره از فيض الهى و انسانهايى بى ثمرند .

إنه لايحب المعتدين. و لاتفسدوا ... و الذى خبث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 10

10 - ظالمان و متجاوزان ، محروم از محبت الهى

إنّه لايحبّ الظلمين

40- مسؤوليت متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 9 - 10

10 - گروهى باغى و متجاوز ، موظّف به جبران خسارت هاى وارد شده بر گروه ديگر

فأصلحوا بينهما بالعدل

از اين كه پس از تسليم شدن گروه باغى، دستور به صلح عادلانه ميان آنان داده شده است; استفاده مى شود كه تنها تسليم گروه باغى كافى نيست; بلكه بايد خسارت هاى ناشى از تجاوزگريش را نيز بپردازد تا صلح عادلانه تحقق يابد.

41- مغضوبيت مدارا با متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 9 - 15

15 - صلح ناعادلانه - مبتنى بر مماشات با متجاوز - مورد تأييد و رضايت الهى نيست .

فإن بغت . .. فأصلحوا بينهما بالعدل ... إنّ اللّه يحبّ المقسطين

از مفهوم آيه، مطلب بالا استفاده مى شود.

42- ممنوعيت اطاعت از متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 6

6 - اطاعت و اجابت خواسته هاى متجاوزان ، ممنوع و حرام است .

و لاتطع كلّ . .. معتد

43- مؤاخذه متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 42 - 1

1 - ستم پيشگان و تجاوزگران به حقوق مردم ، سزاوار پيگرد ، مؤاخذه و مجازات مى باشند .

إنّما السبيل على الذين يظلمون الناس

44- ورود متجاوزان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 1

1 - ستم پيشگان متجاوز به حقوق مردم ، عرضه شونده به دوزخ و نزديك شونده به آن بدون هيچ اختيار

و تريهم يعرضون عليها خشعين من الذلّ ينظرون من طرف خفىّ

تعبير «يعرضون عليها» به صيغه مجهول، ناگزيرى و بى اختيارى ظالمان در عرصه قيامت را مى رساند.

45- هدايت ناپذيرى متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 74 - 11

11 - هدايت ناپذير كردن دل هاى متجاوزان ، سنت و قانون لا يتغير الهى است .

كذلك نطبع على قلوب المعتدين

46- هشدار به متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 18

18 - هشدار خداوند به تجاوزگران به محدوده شرايع و احكام الهى و بدعتگذاران در دين

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

47- هلاكت متجاوزان ايله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 5،6

5 - پرهيزكنندگان از صيد ماهى در ميان يهوديان ايله ( چه موعظه گران و چه تاركان نهى از منكر ) مطمئن به نزول عذاب الهى بر متجاوزان و يا به هلاكت رسيدن ايشان به دست خدا

اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً

6 - اطمينان به هلاكت متجاوزان ايله و يا گرفتارى آنان به عذابى سخت ، بهانه تاركان نهى از منكر براى سكوت خويش در برابر آنان و مايه نابجا شمردن عمل موعظه گران ( نهى از منكر )

لم تعظون قوماً اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً

6- متخلفان

1- آثار سختى بر متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 9

9 - تنگ شدن عرصه زندگى بر متخلفان جنگ تبوك ، زمينه التجاى آنان به خداوند

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض . .. و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

2- آرزوى متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 50 - 2

2 - بهانه جويان متخلف از جنگ ، آرزومند عدم موفقيت سپاه اسلام و نگران از پيروزى آنان .

إن تصبك حسنة تسؤهم

3- آسايش طلبى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 1

1 - افشاگرى خداوند نسبت به روحيه مادى و آسايش طلب متخلفان از جنگ تبوك

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك

4- آمرزش متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 2

2 - شمول رحمت و غفران الهى ، نسبت به سه نفر از مسلمانان متخلف از جنگ تبوك

لقد تاب اللّه على النبى . .. و على الثلثة الذين خلّفوا

5- اجتناب از متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 81 - 14

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار توكل به خداوند ، براى دور ماندن از پيامد هاى اعراض از مسلمانان متخلف

و يقولون طاعة . .. فاعرض عنهم و توكّل على اللّه و كفى باللّه وكيلا

6- احساس خطر متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 20

20 - انگيزه اصلى متخلفان از سفر حديبيه ، گريز از خطرات احتمالى و حفظ منافع دنيوى خود

قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا

7- استعاذه متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 6،9

6 - اذعان متخلفان از جنگ تبوك ، به ناگزيرى خود از التجا به خداوند

و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

9 - تنگ شدن عرصه زندگى بر متخلفان جنگ تبوك ، زمينه التجاى آنان به خداوند

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض . .. و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

8- افساد متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 1،6،12

1 - متخلفان جنگ تبوك ( منافقان ) ، در صورت شركت در آن ، جز فساد و تباهى به بار نمى آوردند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا

«خبال» به معناى فساد و تباهى است; يعنى، اگر منافقان براى جنگ بيرون مى آمدند براى شما چيزى جز فساد و تباهى نمى افزودند.

6 - متخلفان جنگ تبوك در صورت شركت در آن جنگ ، جز نفوذ در ميان صفوف لشكر اسلام به منظور فتنه جويى ، نقشى ديگر نداشتند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

12 - ماهيت فسادانگيز و فتنه جويانه متخلفان جنگ تبوك ، دليل كراهت و ناخوشايندى خداوند از شركت آنان در جنگ

و لكن كره اللّه انبعاثهم . .. لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا ... يبغونكم الفت

9- افشاى راز متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 18

18 - تهديد متخلفان از جنگ و منافقان ، به رسوايى و افشاى اسرارشان در آخرت از سوى خداوند

فينبئكم بما كنتم تعملون

10- افشاى متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 25

25 - افشاى چهره متخلفان ، نمودى از علم خداوند به كردار خلق

سيقول لك . .. بل كان اللّه بماتعملون خبيرًا

پس از اين كه خداوند، اسرار درونى اعراب متخلف را فاش ساخته است; اين حقيقت كلى را نيز به ايشان يادآور شده كه علم او به اعمال بندگان، وسيع و فراگير است و حتى اسرار نهفته آنان را دربرمى گيرد و دليل آن بيان الهى در اين آيه است.

11- اقرار متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 1

1 - اعتراف برخى از گنهكاران و متخلفان از جنگ تبوك به زشتى عمل خويش

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم

با توجه به اينكه فرازهاى پيشين، مربوط به جنگ تبوك و تخلف عده اى از شركت در آن جنگ است مى توان گفت كه اين آيه نيز مربوط به برخى از همان متخلفان مى باشد.

12- اقرار متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 9

9 - متخلفان از سفر حديبيه ، معترف به گناه خويش و متقاضى عفو و استغفار پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب . .. فاستغفر لنا

13- اقرار متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 6

6 - اذعان متخلفان از جنگ تبوك ، به ناگزيرى خود از التجا به خداوند

و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

14- انزواى اجتماعى متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 4

4 - تحريم ارتباط با متخلفان از جنگ تبوك و انزواى اجتماعى آنان از سوى مسلمانان

ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

با توجه به شأن نزول كه تنگ شدن زندگى بر متخلفان از جنگ تبوك را، ناشى از قطع رابطه مسلمانان با ايشان معرفى كرده است، مطلب فوق استفاده مى شود.

15- انفاق متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 53 - 1

1 - آمادگى برخى از متخلفان جنگ تبوك ، براى انفاق مال به جاى رفتن به جهاد

قل أنفقوا طوعاً

در شأن نزول اين آيه آورده اند كه: فردى از منافقان پيشنهاد پرداخت پول به جاى رفتن به جهاد را كرده بود.

16- انگيزه متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 20

20 - انگيزه اصلى متخلفان از سفر حديبيه ، گريز از خطرات احتمالى و حفظ منافع دنيوى خود

قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 8

8 - تلاش متخلّفان حديبيه براى حضور در جنگ خيبر ، به منظور شكستن نهى الهى از شريك شدن آنان در غنايم خيبر *

يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

برداشت بالا بدان احتمال است كه به قرينه«قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل»، خداوند از قبل، پربار بودن جنگ خيبر را يادآور شده و از حضور متخلفان، در آن جنگ نهى كرده است; تا آنان به غنايم دست نيابند. ولى متخلفان، به خاطر شكستن اين نهى الهى، درصدد شركت در جنگ و سهيم شدن در غنايم بودند.

17- اوّلين تخلف متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 14

14 - وقوع اولين تخلف منافقان از جهاد در جنگ تبوك *

رضيتم بالقعود أول مرّة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه تخلف منافقان در جنگ تبوك، اولين تخلف آنان بوده و «أول مرّة» ناظر به اين معنا باشد.

18- اهميت اعراض از متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 7

7 - لزوم اعراض و روى گردانى از منافقان و جهادگريزان ، و طرد و منزوى كردن آنان در جامعه

فأعرضوا عنهم

19- اهميت ذكر عمل متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 11

11 - لزوم توجه و نظارت خاص رهبر نظام اسلامى ، نسبت به عملكرد منافقان و عناصر متخلف از وظايف اجتماعى

و سيرى اللّه عملكم و رسوله

اختصاص يافتن رؤيت به خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) - با اينكه همه مردم عملكرد متخلفان را شاهد خواهند بود - شايد از آن جهت باشد كه نظارت آن دو، نقش اساسى در برخورد با آنان دارد. گفتنى است كه برداشت فوق با الغاى خصوصيت از «رسوله» و تعميم آن به جايگاه اجتماعى پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

20- برخورد با متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 38 - 14

14 - قدرت و حكمت ، دو شرط لازم براى برخورد با مجرمان و متخلفان *

فاقطعوا . .. و اللّه عزيز حكيم

«عزيز» به معناى پيروزمندى است كه هيچگاه مقهور نمى شود و جمله « و اللّه عزيز حكيم» پس از بيان حد سرقت، مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها كسانى كه عزت و حكمت دارند مى توانند با مجرمان برخورد لازم و متناسب داشته باشند.

21- برخورد با متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 7

7 - لزوم خوددارى از پذيرش عذر متخلفان از جهاد ، قبل از بررسىِ درستى يا نادرستى ادعاى آنان

لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا و تعلم الكذبين

مقصود از اذن دادن در آيه فوق، اذن ترك جهاد براى كسانى است كه از شركت در جهاد خود را معذور دانسته اند و خداوند چنين اذنى را بدون بررسى معذور بودن يا نبودن متخلفان از جهاد، سرزنش و محكوم كرده است.

22- برخورد با متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1،4

1 - سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

4 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در معرض انتقاد و حمله و تعرض مؤمنان بازگشته از جهاد قرار داشتند .

سيحلفون باللّه . .. لتعرضوا

23- بشارت به متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 10

10 - نويد الهى به اعطاى پاداشى نيك به اعراب متخلّف از حديبيه ، در صورت نبرد صادقانه با دشمنان نيرومند اسلام

فإن تطيعوا يؤتكم اللّه أجرًا حسنًا

24- بهانه جويى متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 7

7 - متخلفان از جنگ ، به بهانه مصون ماندن از فتنه و گناه ، خود در منجلاب فتنه و گناه بودند .

ائذن لى و لاتفتنى ألا فى الفتنة سقطوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 50 - 2

2 - بهانه جويان متخلف از جنگ ، آرزومند عدم موفقيت سپاه اسلام و نگران از پيروزى آنان .

إن تصبك حسنة تسؤهم

25- بهانه جويى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 6،13

6 - ادعاى سرگرمى به مال و خانواده ، بهانه تخلّف اعراب از همراهى باپيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب شغلتنا أمولنا و أهلونا

13 - عذر باديه نشينان براى توجيه غيبت خويش از سفر حديبيه ، بهانه اى واهى و مخالف نيات درونى آنان

سيقول . .. فاستغفر لنا يقولون بألسنتهم ما ليس فى قلوبهم

برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه تعبير «يقولون. ..» در رابطه با «شغلتنا أموالنا و أهلونا» باشد; يعنى، اعراب در اين كه گرفتارى مالى و خانوادگى را عذر آورده اند; دروغ مى گويند و مشكل آنان چيز ديگرى است.

26- بى اعتنايى به دروغگويى متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 6

6 - توصيه الهى به تحت تأثير قرار نگرفتن مؤمنان ، از سوگند دروغين منافقان متخلف از جنگ

فأعرضوا عنهم

27- بى اعتنايى به سوگند متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 6

6 - توصيه الهى به تحت تأثير قرار نگرفتن مؤمنان ، از سوگند دروغين منافقان متخلف از جنگ

فأعرضوا عنهم

28- بى ايمانى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 2

2 - پيش بينى آيات وحى ، از عذرخواهى و اظهار پشيمانى باديه نشينانى كه از همراهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) تخلف كرده بودند .

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 14

14 - ناباورى عميق متخلّفان از حديبيه ، نسبت به سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

كذلكم قال اللّه من قبل فسيقولون بل تحسدوننا

پس از ابلاغ كلام خداوند بهوسيله پيامبر(صلی الله علیه و آله) به متخلفان، مبنى بر عدم شركت ايشان در فتح خيبر، آنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را به حسادت متهم كردند و اين بيانگر مطلب بالا است.

29- بى شخصيتى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 10

10 - اعراب متخلف از دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى بى خاصيت و بى ارج در نظر خداوند

و كنتم قومًا بورًا

«بوراً» در اصل به معناى شدت كساد است و در اين آيه، كنايه از بى خاصيت و بى ارزش بودن مى باشد.

30- بينش متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 1

1 - سفر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جريان حديبيه ، سفرى پرخطر و بى بازگشت در نظراعراب متخلف

بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا

31- پشيمانى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 2،15

2 - پيش بينى آيات وحى ، از عذرخواهى و اظهار پشيمانى باديه نشينانى كه از همراهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) تخلف كرده بودند .

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

15 - طلب استغفار و اظهار ندامت اعراب متخلف از سفر حديبيه ، بى اساس و مخالف باور درونى آنان

سيقول . .. فاستغفر لنا يقولون بألسنتهم ما ليس فى قلوبهم

برداشت بالا بنابراين نكته است كه تعبير «يقولون. ..» در رابطه با مفهوم «فاستغفر لنا» باشد; زيرا درخواست استغفار، مفهومش اين است كه اعراب متخلف، در باطن از تخلف خود پشيمان اند. اما خداوند مى فرمايد: اينان در اظهار ندامت دروغگويند; زيرا در باطن نادم نيستند.

32- پليدى متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 8،10

8 - منافقان متخلف از جهاد ، مظهر آلودگى و پليدى

إنهم رجس

تعبير «إنهم رجس» به جاى «إنهم ذو رجس» بيانگر مبالغه است.

10 - پليدى شديد منافقان جهادگريز ، ملاك وجوب اعراض و روى گردانى از آنان

فأعرضوا عنهم إنهم رجس

«إنهم رجس» در مقام تعليل حكم به اعراض است.

33- تأثيرپذيرى از متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 6

6 - توصيه الهى به تحت تأثير قرار نگرفتن مؤمنان ، از سوگند دروغين منافقان متخلف از جنگ

فأعرضوا عنهم

34- تحريفگرى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 6

6 - متخلفان از سفر حديبيه ، در صدد تغيير كلام خدا با شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه

در برداشت هاى آتى، چگونگى و شيوه تصميم متخلفان و احتمال هايى كه در آيه وجود دارد، بيان شده است.

35- تحقير متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 15

15 - تحقير منافقان متخلف از جنگ ، توسط خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاقعدوامع الخلفين

منظور از «خالفين» مى تواند كسانى باشند كه به دليل عجز و ناتوانى قادر به شركت در جنگ نبودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 4

4 - اغنيا و توانمندانِ روى گردان از جهاد در صدر اسلام ، مورد نكوهش و تحقير خداوند قرار گرفتند .

إنما السبيل على الذين . ... و هم أغنياء رضوا بأن يكونوا مع الخوالف

36- تحليل غلط متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 5،7

5 - تحليل متخلفان درباره سفر حديبيه و بى فرجام بودن آن ، متّكى بر محاسبات بشرى و ناديده گرفتن اراده الهى

بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا

از قرائن و زمينه هاى تاريخى، دشوارى اين سفر قابل پيش بينى بود و متخلفان براساس همين معيارها، اين سفر را بى فرجام مى ديدند; غافل از اين كه دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به بن بست نخواهد رسيد و حمايت الهى از آن حضرت دريغ نخواهد شد.

7 - متخلفان از سفر حديبيه ، شيفته تحليل غلط خود درباره آن سفر

بل ظننتم . .. و زيّن ذلك فى قلوبكم

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ذلك» اشاره به پندار و تحليلى باشد كه از تعبير «ظننتم أن لن ينقلب. ..» استفاده مى شود; يعنى، اين تحليل در نظرشان زيبا جلوه كرده و خود شيفته آن گرديدند.

37- تخلف متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 1

1 - تخلف سه نفر از مسلمانان ، از حضور يافتن در جنگ تبوك

و على الثلثة الذين خلّفوا

38- تداوم تخلف متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 9

9 - إخبار خداوند به بى اساس بودن عذرتراشى متخلفان از جنگ تبوك به دليل ادامه داشتن كجروى ها و تخلفات آنان در آينده

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم . .. و سيرى اللّه عملكم

جمله «سيرى اللّه . .. » مى تواند بيانگر علت عدم پذيرش عذر متخلفان باشد ; يعنى، عملكرد خلاف اينان در آينده، خود بهترين گواه بر نادرستى معذرت جويى آنان خواهد بود.

39- ترس متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 3

3 - ترس از مرگ ، عامل اصلى تخلّف اعراب از همراهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در سفر حديبيه

بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا

40- تكبّر متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 8

8 - متخلفان از جهاد ، مردمانى خودمحور و بى عاطفه در برخورد با مجاهدان و حوادث روى داده بر آنان

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ

41- تكبّر متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 8

8 - متخلفان از جهاد ، مردمانى خودمحور و بى عاطفه در برخورد با مجاهدان و حوادث روى داده بر آنان

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ

42- تلاش متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 6

6 - گروهى از منافقان متخلف از جنگ تبوك ، رياكارانه در صدد جبران پيامد خسارتبار ترك جهاد و رسوايى گذشته خويش

فإن رجعك اللّه إلى طائفة منهم فاستئذنوك

43- تلاش متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 8

8 - تلاش متخلّفان حديبيه براى حضور در جنگ خيبر ، به منظور شكستن نهى الهى از شريك شدن آنان در غنايم خيبر *

يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

برداشت بالا بدان احتمال است كه به قرينه«قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل»، خداوند از قبل، پربار بودن جنگ خيبر را يادآور شده و از حضور متخلفان، در آن جنگ نهى كرده است; تا آنان به غنايم دست نيابند. ولى متخلفان، به خاطر شكستن اين نهى الهى، درصدد شركت در جنگ و سهيم شدن در غنايم بودند.

44- توبه متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 66 - 13

13 - سعادت متخلفان از فرمان خدا و رسول و ثبات آنان در ايمان ، در گرو حضورشان نزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درخواست وساطت آن حضرت براى غفران الهى

و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم و ا

45- توبه متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 3

3 - خداوند ، باز گذارنده راه توبه و آزمون عملى ، براى اعراب متخلّف از سفر حديبيه

قل للمخلّفين من الأعراب ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد

از جمله «فإن تطيعوا» - كه در ذيل آيه آمده است - استفاده مى شود كه دعوت متخلفان براى جنگ، در حقيقت ايجاد فرصتى براى بازگشت آنان به سوى خدا و اطاعت از رسول او است.

46- توبه متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 21

21 - تأييد خداوند نسبت به واقعى بودن توبه تائبان متخلف از جنگ تبوك *

خذ من أمولهم . .. و صل عليهم ... و اللّه سميع عليم

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه را با توجه به شأن نزول معنا كنيم كه مورد آن توبه متخلفان از جنگ تبوك است. از اين رو احتمال مى رود صفت «عليم» به اين نكته اشاره داشته باشد كه خداوند صداقت آنان را در توبه دانسته و بر اساس آن فرمان به اخذ زكات و دعا داده است.

47- توجيه گرى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 7

7 - اعراب متخلّف از سفر حديبيه ، درصدد توجيه تخلف گذشته خود با شركت در جنگ خيبر *

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه

از آيات پيشين استفاده مى شود كه انگيزه اصلى متخلفان از حديبيه، بى ايمانى بوده است; ولى آنان با اعلام آمادگى براى شركت در جنگ خيبر، مى خواستند خود رامؤمن جلوه داده و گذشته خود را توجيه كنند و سخن الهى را در مورد خود نفى نمايند.

48- توجيه متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 8

8 - إخبار خداوند از اقدام متخلفان جنگ تبوك به سوگند هاى دروغين براى استطاعت نداشتن خود و موجه بودن تخلفشان

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

49- تهديد متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 4

4 - روى گردانان از جهاد ، به خاطر علقه هاى عاطفى ( محبت پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان ) و دلبستگى مادى ( مال ، شغل و مسكن ) مورد تهديد خداوند

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أمول اقترفتموها و ... أحب إليكم ... و جهاد فى سبيله فتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 39 - 2

2 - امتناع كنندگان از جهاد ، مورد تهديد خدا به عذابى سخت و دردناك

إلا تنفروا يعذبكم عذاباً أليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 14

14 - منافقان متخلف از جنگ ، مورد تهديد خداوند به آتش سوزان دوزخ

قل نار جهنم أشد حراً لو كانوا يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 10،18

10 - خداوند ، توانمندان متخلف از جهاد را به امكان رسوايى بيشتر در صورت ادامه دادن به تخلف ها تهديد كرد .

و سيرى اللّه عملكم و رسوله

جمله «سيرى اللّه عملكم و رسوله» مى تواند هشدارى باشد به متخلفان جنگ در جهت بازداشتن ايشان از كجرويها در آينده.

18 - تهديد متخلفان از جنگ و منافقان ، به رسوايى و افشاى اسرارشان در آخرت از سوى خداوند

فينبئكم بما كنتم تعملون

50- تهديد متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 13

13 - تهديد متخلّفان از سفر حديبيه ، به عذاب دردناك ، در صورت تخلف و روى گردانى دوباره از جهاد

و إن تتولّوا كما تولّيتم من قبل يعذّبكم عذابًا أليمًا

51- تهمتهاى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 13

13 - منع شدگان از شركت در فتح خيبر ، متهم كننده مؤمنان به حسدورزى

فسيقولون بل تحسدوننا

52- حسرت متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 9،10

9 - متخلفان از جهاد ، بيگانه با جامعه ايمانى و پيوند هاى مودّت آميز آن

و انّ منكم لمن ليبطّئنّ . .. كان لم تكن بينكم وبينه مودّة

10 - حسرت و تأسف متخلفان از جهاد بر محروميتشان از غنايم جنگى

و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ . .. يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزاً عظيماً

53- حق ناپذيرى متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 10

10 - توانمندان متخلف از جهاد ، گرفتار خصلت حق ناپذيرى

الذين يستئذنونك و هم أغنياء . .. طبع اللّه على قلوبهم فهم لا يعلمون

54- ختم قلب متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 87 - 4

4 - منافقان از جهاد گريزِ ذلت پذير ، داراى قلب هاى مهرشده و مسدود

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع على قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 7

7 - جهادگريزان ذلت پذير ، داراى قلب هاى مهر شده و مسدود

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع اللّه على قلوبهم

55- خواسته هاى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 9

9 - متخلفان از سفر حديبيه ، معترف به گناه خويش و متقاضى عفو و استغفار پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب . .. فاستغفر لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 2

2 - تمايل متخلّفان از سفر حديبيه ، به شركت در جنگ خيبر براى دستيابى به غنايم و يا پوشاندن گذشته خود

سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم . .. ذرونا نتّبعكم

هدف متخلّفان از شركت در جنگ خيبر، يا رسيدن به غنايم و يا توجيه گذشته تاريك خود بود. تعبير «إلى مغانم»، بيانگر نكته اول و «يريدون أن يبدلّوا...» حاكى از نكته دوم است.

56- دروغگويى متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 14

14 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزوجل : « و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم و اللّه يعلم إنهم لكذبون » قال : اكذبهم اللّه عزوجل فى قولهم « لو استطعنا لخرجنا معكم » و قد كانوا مستطيعين للخروج ;

از امام صادق (ع) درباره سخن خداوند عز وجل: «و سيلحفون باللّه . ..» روايت شده كه فرمود: خداوند آنان را در اينكه گفتند: اگر استطاعت داشتيم همراه شما بيرون مى آمديم، تكذيب كرده است; زيرا آنان در آن موقع استطاعت خروج داشتند».

57- دروغگويى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 12

12 - علم خداوند به دروغ بودن سوگند متخلفان جنگ تبوك و گواهى او بر موجه نبودن تخلفشان

سيحلفون باللّه . .. و اللّه يعلم إنهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 46 - 3

3 - فراهم نكردن مقدمات جهاد ، دليل دروغگويى متخلفان جنگ تبوك و عزم قطعى آنان بر عدم شركت در جنگ

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

58- دروغگويى متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 1

1 - سوگند توانمندان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور جلب رضايت مؤمنان مجاهد

يحلفون لكم لترضوا عنهم

59- دعوت از متخلفان مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 1

1 - دعوت خداوند از متخلّفان سفر حديبيه ، براى شركت در جنگى دشوار به منظور جبران گذشته خود

قل للمخلّفين . .. ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد

60- دنياطلبى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 2

2 - دورنماى مشقت آميز و به دور از منافع مادى جنگ تبوك ، در نظر برخى از مسلمانان صدر اسلام ، عامل امتناع آنان از حضور در جنگ

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة

61- دنياطلبى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 20

20 - انگيزه اصلى متخلفان از سفر حديبيه ، گريز از خطرات احتمالى و حفظ منافع دنيوى خود

قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 2،8

2 - تمايل متخلّفان از سفر حديبيه ، به شركت در جنگ خيبر براى دستيابى به غنايم و يا پوشاندن گذشته خود

سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم . .. ذرونا نتّبعكم

هدف متخلّفان از شركت در جنگ خيبر، يا رسيدن به غنايم و يا توجيه گذشته تاريك خود بود. تعبير «إلى مغانم»، بيانگر نكته اول و «يريدون أن يبدلّوا...» حاكى از نكته دوم است.

8 - تلاش متخلّفان حديبيه براى حضور در جنگ خيبر ، به منظور شكستن نهى الهى از شريك شدن آنان در غنايم خيبر *

يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

برداشت بالا بدان احتمال است كه به قرينه«قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل»، خداوند از قبل، پربار بودن جنگ خيبر را يادآور شده و از حضور متخلفان، در آن جنگ نهى كرده است; تا آنان به غنايم دست نيابند. ولى متخلفان، به خاطر شكستن اين نهى الهى، درصدد شركت در جنگ و سهيم شدن در غنايم بودند.

62- ذلت متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 3،7

3 - تن دادن اشراف توانمند ، به ذلتِ همطراز شدن با افراد عاجز ، به منظور نرفتن به جنگ

و هم أغنياء رضوا بأن يكونوا مع الخوالف

7 - جهادگريزان ذلت پذير ، داراى قلب هاى مهر شده و مسدود

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع اللّه على قلوبهم

63- ذلت متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 2

2 - قرار گرفتن متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در موضع ضعف و ذلت ، پس از بازگشت پيروزمندانه مؤمنان از جهاد

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم

64- رازهاى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 4

4 - اخبار خداوند از تصورات درونى اعراب متخلّف ، نشانه اى از علم عميق او به كردار بندگان

بل كان اللّه بماتعملون خبيرًا . بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول

از ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل، مطلب بالا برداشت مى شود.

65- رد پيشنهاد متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 9

9 - فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در رد پيشنهاد غايبان از حديبيه ، براى شركت در جنگ خبير

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» مى تواند اخبار در مقام انشا باشد.

66- رد عذر متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 7

7 - لزوم خوددارى از پذيرش عذر متخلفان از جهاد ، قبل از بررسىِ درستى يا نادرستى ادعاى آنان

لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا و تعلم الكذبين

مقصود از اذن دادن در آيه فوق، اذن ترك جهاد براى كسانى است كه از شركت در جهاد خود را معذور دانسته اند و خداوند چنين اذنى را بدون بررسى معذور بودن يا نبودن متخلفان از جهاد، سرزنش و محكوم كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 7

7 - باز بودن راه توبه براى متخلفان از جهاد ، با وجود مأموريت مؤمنان به نپذيرفتن عذرتراشى آنان *

لن نؤمن لكم . .. و سيرى اللّه عملكم و رسوله

جمله «سيرى اللّه . .. » مى تواند بيانگر اين جهت باشد كه اگر چه مؤمنان نبايد براى عذرخواهى متخلفان از جهاد وقعى بنهند، ولى اين بدان معنا نيست كه آنان راهى به سوى توبه نداشته باشند ; بلكه توبه آنان منوط به عملكرد آينده شان است كه خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر آن ناظر خواهند بود.

67- رد عذر متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 9

9 - إخبار خداوند به بى اساس بودن عذرتراشى متخلفان از جنگ تبوك به دليل ادامه داشتن كجروى ها و تخلفات آنان در آينده

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم . .. و سيرى اللّه عملكم

جمله «سيرى اللّه . .. » مى تواند بيانگر علت عدم پذيرش عذر متخلفان باشد ; يعنى، عملكرد خلاف اينان در آينده، خود بهترين گواه بر نادرستى معذرت جويى آنان خواهد بود.

68- رسوايى اخروى متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 18

18 - تهديد متخلفان از جنگ و منافقان ، به رسوايى و افشاى اسرارشان در آخرت از سوى خداوند

فينبئكم بما كنتم تعملون

69- رسوايى متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 10

10 - خداوند ، توانمندان متخلف از جهاد را به امكان رسوايى بيشتر در صورت ادامه دادن به تخلف ها تهديد كرد .

و سيرى اللّه عملكم و رسوله

جمله «سيرى اللّه عملكم و رسوله» مى تواند هشدارى باشد به متخلفان جنگ در جهت بازداشتن ايشان از كجرويها در آينده.

70- رهبران دينى و متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 3،6

3 - خداوند ، خواهان اعتماد نكردن رهبر و مؤمنان بر عذرتراشى هاى توانمندان متخلف از جهاد

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم

6 - موضع گيرى در برابر متخلفانِ از وظايف اجتماعى ( چون جهاد و . . . ) از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى

يعتذرون إليكم . .. قل لا تعتذروا

از اينكه نخست همه مؤمنان مورد خطاب قرار گرفته اند، ولى وظيفه اعلام موضع تنها بر عهده پيامبر(صلی الله علیه و آله) قرار داده شده، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.

71- سرزنش متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 3

3 - متخلفان از جهاد در راه خدا و رهايى مستضعفان ، مورد سرزنش و توبيخ خداوند

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين

72- سرزنش متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 3

3 - سرزنش خداوند نسبت به آنان كه ، پس از صدور فرمان جنگ ، از شركت در آن امتناع مىورزند .

ما لكم إذا قيل لكم انفروا فى سبيل اللّه اثّاقلتم إلى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 87 - 2

2 - توبيخ و تحقير منافقان گريزان از جهاد ، از سوى خداوند

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف

73- سرزنش متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 5

5 - توبيخ خداوند نسبت به آنان كه براى تخلف از جنگ تبوك ، حتى اجازه هم نگرفتند .

و جاء المعذّرون . .. و قعد الذين كذبوا

از تقابل «قعد . .. » با «جاء المعذّرون» استفاده مى شود كه: گروه دوم، متخلفانى هستند كه بدون هيچ عذر و بهانه اى و بدون اجازه خواستن از شركت در جنگ امتناع ورزيدند.

74- سرزنش متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 4

4 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در معرض انتقاد و حمله و تعرض مؤمنان بازگشته از جهاد قرار داشتند .

سيحلفون باللّه . .. لتعرضوا

75- سرگردانى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 45 - 3

3 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، گروهى بى ايمان ، سرگردان و گرفتار ترديد و اضطراب بودند .

و ارتابت قلوبهم فهم فى ريبهم يترددون

76- سرگرمى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 6

6 - ادعاى سرگرمى به مال و خانواده ، بهانه تخلّف اعراب از همراهى باپيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب شغلتنا أمولنا و أهلونا

77- سرور متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 2

2 - خوشحالى و احساس موفقيت منافقان از شركت نكردن در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

78- سطحى نگرى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 15

15 - متخلّفان از سفر حديبيه ، مردمى سطحى نگر و ظاهربين بودند .

بل كانوا لايفقهون إلاّ قليلاً

79- سوءظن متخلفان از مسافرت به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 9

9 - اعراب متخلف از دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بدگمان به خداوند و فرجام مؤمنان

بل ظننتم أن لن ينقلب . .. و ظننتم ظنّ السوء

پندار بد اعراب، يا از آن جهت بوده كه گمان مى كردند خداوند، پيامبرش را يارى نخواهد كرد - و اين بدگمانى به خدا است - و يا از آن جهت بوده كه آينده اى تيره براى مؤمنان در ذهن خود ترسيم كرده بودند.

80- سوگند متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 8،11،12

8 - إخبار خداوند از اقدام متخلفان جنگ تبوك به سوگند هاى دروغين براى استطاعت نداشتن خود و موجه بودن تخلفشان

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا معكم

11 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، به تخلف خويش و سوگند هاى دروغينشان ، در جهت هلاكت خود گام برداشتند .

سيحلفون باللّه . .. يهلكون أنفسهم

12 - علم خداوند به دروغ بودن سوگند متخلفان جنگ تبوك و گواهى او بر موجه نبودن تخلفشان

سيحلفون باللّه . .. و اللّه يعلم إنهم لكذبون

81- سوگند متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1

1 - سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 1

1 - سوگند توانمندان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور جلب رضايت مؤمنان مجاهد

يحلفون لكم لترضوا عنهم

82- طرد متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 5

5 - طرد هميشگى منافقان متخلف از جنگ ، از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فقل لن تخرجوا معى أبداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 5،7

5 - انزوا و طرد اجتماعى منافقان و جهادگريزان صدر اسلام ، از سوى مؤمنان مجاهد كيفرى غير قابل تحمل براى آنان بود .

سيحلفون باللّه . .. لتعرضوا عنهم

اقدام منافقان متخلف در سوگند خوردن، براى چشم پوشى مؤمنان از تخلف آنها، نشانگر تنگ شدن عرصه بر آنان است.

7 - لزوم اعراض و روى گردانى از منافقان و جهادگريزان ، و طرد و منزوى كردن آنان در جامعه

فأعرضوا عنهم

83- ظلم متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 11

11 - متخلفان جنگ تبوك ، مردمى ستم پيشه

لو خرجوا . .. و اللّه عليم بالظلمين

84- عذاب متخلفان اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 10

10- ستمگران ، مشركان و آنان كه در مبادلات كم فروشى كرده و عدل و انصاف را رعايت نكنند ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) هستند .

و أخذت الذين ظلموا الصيحة

85- عذاب وجدان متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 5

5 - گرفتار شدن سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك به عذاب وجدان

و ضاقت عليهم أنفسهم

86- عذرخواهى متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 3

3 - خداوند ، خواهان اعتماد نكردن رهبر و مؤمنان بر عذرتراشى هاى توانمندان متخلف از جهاد

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم

87- عذرخواهى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 2،13

2 - پيش بينى آيات وحى ، از عذرخواهى و اظهار پشيمانى باديه نشينانى كه از همراهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) تخلف كرده بودند .

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

13 - عذر باديه نشينان براى توجيه غيبت خويش از سفر حديبيه ، بهانه اى واهى و مخالف نيات درونى آنان

سيقول . .. فاستغفر لنا يقولون بألسنتهم ما ليس فى قلوبهم

برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه تعبير «يقولون. ..» در رابطه با «شغلتنا أموالنا و أهلونا» باشد; يعنى، اعراب در اين كه گرفتارى مالى و خانوادگى را عذر آورده اند; دروغ مى گويند و مشكل آنان چيز ديگرى است.

88- عذرخواهى متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 1،2

1 - إخبار خداوند از اقدام توانمندان متخلف از جهاد ، به عذرتراشى پس از بازگشت مؤمنان از جنگ تبوك

يعتذرون إليكم إذا رجعتم إليهم

2 - مؤمنان صدر اسلام ، مأمور دست رد زدن بر سينه توانمندان متخلف از جنگ تبوك و بى اثر شمردن عذرتراشى آنان

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم

89- عفو از متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1

1 - سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

90- عقيده متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 72 - 4

4 - دور ماندن از مصائب جنگ ، نعمتى الهى در بينش سست عنصران متخلف از جهاد

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ اذ لم اكن معهم شهيداً

91- علايق خانوادگى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 6

6 - ادعاى سرگرمى به مال و خانواده ، بهانه تخلّف اعراب از همراهى باپيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب شغلتنا أمولنا و أهلونا

92- علايق متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 7

7 - متخلفان از سفر حديبيه ، شيفته تحليل غلط خود درباره آن سفر

بل ظننتم . .. و زيّن ذلك فى قلوبكم

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ذلك» اشاره به پندار و تحليلى باشد كه از تعبير «ظننتم أن لن ينقلب. ..» استفاده مى شود; يعنى، اين تحليل در نظرشان زيبا جلوه كرده و خود شيفته آن گرديدند.

93- عمل متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 53 - 4

4 - متخلفان از جنگ ، فاسق و اعمالشان در نزد خداوند بى ارزش است .

إنكم كنتم قوماً فسقين

روى سخن در اين بخش از آيات با منافقانى است كه از شركت در جنگ تبوك خوددارى كردند.

94- عوامل اندوه متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 50 - 1

1 - پيروزى و موفقيت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام ، براى متخلفان از جنگ ( منافقان ) اندوه بار بود .

إن تصبك حسنة تسؤهم

95- عوامل تخلف متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 6

6 - ادعاى سرگرمى به مال و خانواده ، بهانه تخلّف اعراب از همراهى باپيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب شغلتنا أمولنا و أهلونا

96- غفلت متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 5

5 - تحليل متخلفان درباره سفر حديبيه و بى فرجام بودن آن ، متّكى بر محاسبات بشرى و ناديده گرفتن اراده الهى

بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا

از قرائن و زمينه هاى تاريخى، دشوارى اين سفر قابل پيش بينى بود و متخلفان براساس همين معيارها، اين سفر را بى فرجام مى ديدند; غافل از اين كه دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به بن بست نخواهد رسيد و حمايت الهى از آن حضرت دريغ نخواهد شد.

97- فرجام متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 12

12 - دوزخ ، جايگاه و فرجام نهايى منافقان متخلف از جهاد

مأويهم جهنم

98- فرجام متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 1

1 - گروهى از متخلفان جنگ تبوك ، داراى سرنوشتى مبهم از جهت پذيرش و عدم پذيرش توبه آنان از جانب خداوند

و ءاخرون . .. إما يعذبهم و إما يتوب عليهم

در آيات گذشته از دو گروه از متخلفان جنگ ياد شده است. 1 - گروهى خائن با گناهى غير قابل بخشش ; 2 - گروهى خطاركار و حقيقة نادم كه خداوند به آنان وعده غفران داد و اكنون در اين آيه سخن از گروه سوم است كه به دليل سنگينى گناه يا تأخير و كوتاهى در اعتراف و ... سرنوشتى مبهم دارند.

99- فسق متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 53 - 4

4 - متخلفان از جنگ ، فاسق و اعمالشان در نزد خداوند بى ارزش است .

إنكم كنتم قوماً فسقين

روى سخن در اين بخش از آيات با منافقانى است كه از شركت در جنگ تبوك خوددارى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 9

9 - منافقان و توانمندان متخلف از جهاد ، فاسق و محروم از رضايت خدايند .

يحلفون . .. لا يرضى عن القوم الفسقين

100- فلسفه اعراض از متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 10

10 - پليدى شديد منافقان جهادگريز ، ملاك وجوب اعراض و روى گردانى از آنان

فأعرضوا عنهم إنهم رجس

«إنهم رجس» در مقام تعليل حكم به اعراض است.

101- قبول توبه متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 7

7 - باز بودن راه توبه براى متخلفان از جهاد ، با وجود مأموريت مؤمنان به نپذيرفتن عذرتراشى آنان *

لن نؤمن لكم . .. و سيرى اللّه عملكم و رسوله

جمله «سيرى اللّه . .. » مى تواند بيانگر اين جهت باشد كه اگر چه مؤمنان نبايد براى عذرخواهى متخلفان از جهاد وقعى

بنهند، ولى اين بدان معنا نيست كه آنان راهى به سوى توبه نداشته باشند ; بلكه توبه آنان منوط به عملكرد آينده شان است كه خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر آن ناظر خواهند بود.

102- قبول توبه متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 12

12 - پذيرش توبه سه مسلمان متخلف جنگ تبوك ، از سوى خداوند

و على الثلثة الذين خلّفوا . .. ثم تاب عليهم ليتوبوا إن اللّه هو التواب

103- كفر متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 3

3 - متخلفان از جنگ تبوك ، به ظاهر مسلمان ولى در باطن كافر به خدا و رسول او بودند .

و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا أنهم كفروا باللّه و برسوله

روى سخن در اين بخش از آيات با كسانى است كه از شركت در جنگ تبوك سرباز زده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 11

11 - حكم صريح خداوند به كفر منافقان متخلف از جنگ تبوك

إنهم كفروا باللّه و رسوله

104- كيفر متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 240 - 11

11 - خداوند ، قادر بر كيفر تخلف كنندگان از احكام الهى

و اللّه عزيز حكيم

آوردن صفت «عزيز» (به معناى قادرى پيروز و شكست ناپذير) پس از بيان احكام، تهديدى است نسبت به متخلّفان از احكام الهى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 94 - 16

16 - متخلفان از قوانين الهى تنها پس از بيان احكام و اتمام حجت سزاوار گرفتارى به عذاب الهى

فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 57 - 4

4 - وجود كيفر ، براى انسان هاى متخلف ، در نظام ربوبى خداوند

إنّ الذين هم من خشية ربّهم مشفقون

105- كيفر متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 52 - 8

8 - منافقان متخلف از جنگ ، مستحق و سزاوار مرگ

نحن نتربص بكم . .. بعذاب من عنده أو بأيدينا

106- كيفر متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 9

9 - عذاب دردناك ، كيفر سخت متخلفان جنگ

سيصيب الذين . .. عذاب أليم

107- گناه متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 7

7 - متخلفان از جنگ ، به بهانه مصون ماندن از فتنه و گناه ، خود در منجلاب فتنه و گناه بودند .

ائذن لى و لاتفتنى ألا فى الفتنة سقطوا

108- مال دوستى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 6

6 - ادعاى سرگرمى به مال و خانواده ، بهانه تخلّف اعراب از همراهى باپيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب شغلتنا أمولنا و أهلونا

109- متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 72 - 4

4 - دور ماندن از مصائب جنگ ، نعمتى الهى در بينش سست عنصران متخلف از جهاد

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ اذ لم اكن معهم شهيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 9

9 - متخلفان از جهاد ، بيگانه با جامعه ايمانى و پيوند هاى مودّت آميز آن

و انّ منكم لمن ليبطّئنّ . .. كان لم تكن بينكم وبينه مودّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 3

3 - جنگ هاى كافران ، در راه طاغوت است .

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 2،14

2 - نابرابرى درجه و مقام ناتوانان از شركت در جهاد ، با آنان كه على رغم توانمندى در جهاد شركت نمى كنند .

لا يستوى القاعدون من المؤمنين غير اولى الضرر و المجاهدون فى سبيل اللّه

اگر همه كسانى كه در جهاد شركت نمى كنند، چه ناتوان و چه توانا، در يك رتبه بودند، استثنا، يعنى «غير اولى الضرر» بى معنا بود.

14 - مؤمنانى كه بازماندنشان از جهاد موجب خسارتى به جبهه مؤمنان شود ، مشمول پاداش الهى نيستند .

لايستوى القاعدون من المؤمنين غير اولى الضّرر . .. كلاّ وعد اللّه الحسنى

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ضرر» به معناى زيان رسانى باشد; چنانچه در لسان العرب در معناى «لا ضرر» آمده است: اى لا يضر الرجل اخاه. و با توجه به اينكه «غير» صفت «القاعدون» است، معناى جمله چنين مى شود: بازماندگان از جنگ در صورتى كه عدم حضورشان موجب ضرر به جبهه مسلمانان نگردد، از اجر و پاداش الهى بهره مند خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 50 - 4

4 - مباهات و اظهار شادمانى منافقان به رأى صائب خويش مبنى بر ترك جهاد ، در صورت مواجه شدن مسلمانان با شكست و مشكلات جنگ

و إن تصبك مصيبة يقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل و يتولوا و هم فرحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 11

11 - گرمى هوا ، بهانه منافقان صدر اسلام براى تخلف از جنگ و دستاويزى براى تبليغ و بازداشتن از شركت ديگران در جهاد

و قالوا لاتنفروا فى الحر

110- متخلفان از جهاد در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 12

12 - دوزخ ، جايگاه و فرجام نهايى منافقان متخلف از جهاد

مأويهم جهنم

111- متخلفان از جهاد و اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 50 - 2

2 - بهانه جويان متخلف از جنگ ، آرزومند عدم موفقيت سپاه اسلام و نگران از پيروزى آنان .

إن تصبك حسنة تسؤهم

112- متخلفان از جهاد و اندوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 4

4 - متخلفان از جهاد ، نبايد از تخلف خويش مسرور گردند ; بلكه بايد از پيامد ناگوار ترك اين فريضه ، محزون و غمزده باشند .

فرح المخلفون . .. فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً

113- متخلفان از جهاد و سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 4

4 - متخلفان از جهاد ، نبايد از تخلف خويش مسرور گردند ; بلكه بايد از پيامد ناگوار ترك اين فريضه ، محزون و غمزده باشند .

فرح المخلفون . .. فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً

114- متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 1،4،5

1 - عتاب محبت آميز خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پى اجازه دادن آن حضرت به برخى از مسلمانان ( منافقان ) براى شركت نكردن در جنگ تبوك ، به مجرد اظهار ناتوانى آنان

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم

4 - گذشت و عفو خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به اذن دادن به بهانه جويان ( منافقان ) براى نرفتن به جنگ تبوك

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم

5 - إخبار خداوند به عزم قطعى برخى افراد ( منافقان ) بر تخلف از جنگ تبوك ( حتى در صورت عدم دريافت اذن از پيامبر (صلی الله علیه و آله) )

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا . .. لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا و ت

از اظهار ناتوانى منافقان براى جهاد و تذكر خداوند به دروغ بودن اين اظهار، استفاده مى شود كه آنان تصميم بر تخلف از جنگ داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 44 - 2

2 - متخلفان از جنگ تبوك ، گروهى بى ايمان بودند .

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم . .. لايستئذنك الذين يؤمنون باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 45 - 3

3 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، گروهى بى ايمان ، سرگردان و گرفتار ترديد و اضطراب بودند .

و ارتابت قلوبهم فهم فى ريبهم يترددون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 46 - 1،2،4

1 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) برخوردار از امكانات لازم براى شركت در جنگ

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

2 - تصميم قطعى متخلفان جنگ تبوك بر ترك جهاد

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

4 - كراهت و ناخوشايندى خداوند ، از برانگيختن و موفق ساختن متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) براى شركت در آن

و لكن كره اللّه انبعاثهم فثبطهم و قيل اقعدوا مع القعدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 2،14

2 - عدم شركت بى ايمان ها و سست باوران ( منافقان ) در جنگ تبوك ، به خير و صلاح مؤمنان بود نه مايه ضرر آنان .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا

14 - دلدارى خداوند به مؤمنان ، به منظور رفع نگرانى آنان ، به دنبال تخلف كردن گروهى از شركت در جنگ تبوك

إنما يستئذنك الذين لايؤمنون . .. لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا ... و اللّه ع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 48 - 4

4 - ناتوانى متخلفان جنگ تبوك ( منافقان ) در به شكست كشانيدن جبهه اسلام

لقد ابتغوا الفتنة من قبل . .. حتى جاء الحق و ظهر أمر اللّه و هم كرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 1

1 - تخلف منافقان از شركت در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

اين بخش از آيات مربوط به جنگ تبوك و تخلف منافقان از شركت در آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 10

10 - افشاى كامل چهره منافقان و اتخاذ مواضع شديد عليه آنان ، از تبعات تخلف آنان از جنگ تبوك

و لاتصل على أحد منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 21

21 - « عن على بن ابى حمزة عن ابى عبداللّه ( ع ) قال : سئلته عن قول اللّه « و على الثلاثة الذين خلّفوا » قال : كعب و مرارة بن الربيع و هلال بن اميّه . . . » ;

على بن ابى حمزه گويد: از امام صادق (ع) درباره قول خدا «و على الثلاثة . .. » پرسيدم: اين سه نفر چه كسانى هستند، فرمود: كعب، مرارة بن ربيع و هلال بن اميّه».

115- متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 1

1 - تخلّف برخى از اعراب باديه نشين در سفرِ منتهى به صلح حديبيه ، از همراهى و يارى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

با توجه به اين كه آيات پيشين درباره «فتح مبين» (صلح حديبيه) بود; استفاده مى شود كه تخلّف اين گروه از اعراب، در رابطه با همين سفر است كه به صلح حديبيه منتهى گشت.

116- متخلفان از مسافرت به حديبيه و جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 1

1 - اخبار خداوند ، از مواضع بعدى متخلّفان از سفر حديبيه ، در قبال مسؤوليت هاى جهادى

سيقول المخلّفون

117- متخلفان از مسافرت به حديبيه و غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 6،7،8،11

6 - متخلفان از سفر حديبيه ، در صدد تغيير كلام خدا با شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه

در برداشت هاى آتى، چگونگى و شيوه تصميم متخلفان و احتمال هايى كه در آيه وجود دارد، بيان شده است.

7 - اعراب متخلّف از سفر حديبيه ، درصدد توجيه تخلف گذشته خود با شركت در جنگ خيبر *

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه

از آيات پيشين استفاده مى شود كه انگيزه اصلى متخلفان از حديبيه، بى ايمانى بوده است; ولى آنان با اعلام آمادگى براى شركت در جنگ خيبر، مى خواستند خود رامؤمن جلوه داده و گذشته خود را توجيه كنند و سخن الهى را در مورد خود نفى نمايند.

8 - تلاش متخلّفان حديبيه براى حضور در جنگ خيبر ، به منظور شكستن نهى الهى از شريك شدن آنان در غنايم خيبر *

يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

برداشت بالا بدان احتمال است كه به قرينه«قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل»، خداوند از قبل، پربار بودن جنگ خيبر را يادآور شده و از حضور متخلفان، در آن جنگ نهى كرده است; تا آنان به غنايم دست نيابند. ولى متخلفان، به خاطر شكستن اين نهى الهى، درصدد شركت در جنگ و سهيم شدن در غنايم بودند.

11 - اخبار خداوند ، از محروميت حتمى غايبان در حديبيه از شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» ممكن است در مقام انشا نباشد; بلكه اخبار باشد.

118- متخلفان از نصرت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 1

1 - تخلّف برخى از اعراب باديه نشين در سفرِ منتهى به صلح حديبيه ، از همراهى و يارى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

با توجه به اين كه آيات پيشين درباره «فتح مبين» (صلح حديبيه) بود; استفاده مى شود كه تخلّف اين گروه از اعراب، در رابطه با همين سفر است كه به صلح حديبيه منتهى گشت.

119- متخلفان غزوه تبوك و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 2

2 - تلاش برخى از اشراف و توانمندان براى شركت نكردن در جنگ تبوك ، با كسب مجوز از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

الذين يستئذنونك و هم أغنياء

120- متخلفان غزوه تبوك و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1

1 - سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 1

1 - سوگند توانمندان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور جلب رضايت مؤمنان مجاهد

يحلفون لكم لترضوا عنهم

121- مجاهدان و متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 6

6 - متخلفان از جهاد ، پس از پيروزى به گونه اى سخن مى گويند كه گويا هيچ ارتباطى با مجاهدان نداشته و اطلاعى از درگيرى ها و جهاد نداشته اند .

و انّ منكم لمن ليبطّئنّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ كان لم تكن بينكم

122- محروميت متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 10

10 - حسرت و تأسف متخلفان از جهاد بر محروميتشان از غنايم جنگى

و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ . .. يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزاً عظيماً

123- محروميت متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 10

10 - حسرت و تأسف متخلفان از جهاد بر محروميتشان از غنايم جنگى

و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ . .. يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزاً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 9

9 - منافقان و توانمندان متخلف از جهاد ، فاسق و محروم از رضايت خدايند .

يحلفون . .. لا يرضى عن القوم الفسقين

124- محروميت متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 11

11 - اخبار خداوند ، از محروميت حتمى غايبان در حديبيه از شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

«لن تتّبعونا» ممكن است در مقام انشا نباشد; بلكه اخبار باشد.

125- محمد(صلی الله علیه و آله) و متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 12

12 - آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اعمال نهانى متخلفان ، در پرتو وحى و هدايت الهى

و سيرى اللّه عملكم و رسوله

از اينكه رؤيت تنها به خدا و رسول نسبت داده شده، استفاده مى شود كه ممكن است اعمال متخلفان بر ديگران مخفى باشد. گفتنى است كه فاصله شدن «عملكم» ميان «اللّه» و «رسوله» ممكن است اشاره به اين باشد كه علم پيامبر(صلی الله علیه و آله) در طول علم خدا و در پرتو آن است.

126- محمد(صلی الله علیه و آله) و متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 6

6 - موضع گيرى در برابر متخلفانِ از وظايف اجتماعى ( چون جهاد و . . . ) از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى

يعتذرون إليكم . .. قل لا تعتذروا

از اينكه نخست همه مؤمنان مورد خطاب قرار گرفته اند، ولى وظيفه اعلام موضع تنها بر عهده پيامبر(صلی الله علیه و آله) قرار داده شده، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 6

6 - اجازه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد گرفتن صدقه ( زكات ) از جهاد گريزانى كه به گناه خويش معترف بودند .

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم . .. خذ من أمولهم صدقة

برداشت فوق با توجه به شأن نزول آيه است كه برخى از متخلفان از جنگ تبوك، نادم شدند و در قبال خطاى خويش، پيشنهاد كردند كه تمام اموالشان را به عنوان صدقه بپردازند.

127- مسلمانان و متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 4

4 - تحريم ارتباط با متخلفان از جنگ تبوك و انزواى اجتماعى آنان از سوى مسلمانان

ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

با توجه به شأن نزول كه تنگ شدن زندگى بر متخلفان از جنگ تبوك را، ناشى از قطع رابطه مسلمانان با ايشان معرفى كرده است، مطلب فوق استفاده مى شود.

128- موقعيت اجتماعى متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 3

3 - تنگ شدن عرصه زندگى بر سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك ، در اثر رو به رو شدن با پيامد هاى عمل خطايى كه كرده بودند .

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

129- مؤمنان و متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 3

3 - خداوند ، خواهان اعتماد نكردن رهبر و مؤمنان بر عذرتراشى هاى توانمندان متخلف از جهاد

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 5

5 - انزوا و طرد اجتماعى منافقان و جهادگريزان صدر اسلام ، از سوى مؤمنان مجاهد كيفرى غير قابل تحمل براى آنان بود .

سيحلفون باللّه . .. لتعرضوا عنهم

اقدام منافقان متخلف در سوگند خوردن، براى چشم پوشى مؤمنان از تخلف آنها، نشانگر تنگ شدن عرصه بر آنان است.

130- مؤمنان و متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 4

4 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در معرض انتقاد و حمله و تعرض مؤمنان بازگشته از جهاد قرار داشتند .

سيحلفون باللّه . .. لتعرضوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 3

3 - ناخشنودى مؤمنان مجاهد از متخلفان جنگ تبوك ( منافقان )

يحلفون لكم لترضوا عنهم

131- مهلت به متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 11

11- مهلت دادن به متخلفان از حق ، از سنّت هاى خداوند است .

و لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

132- نزديكى كيفر متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 10

10 - عذاب كيفر كافران و متخلفان از جنگ ، عذابى است قريب الوقوع و نه چندان دور .

سيصيب الذين كفروا منهم عذاب أليم

به كارگيرى حرف «سين» به جاى «سوف» مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

133- نفاق متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 2،6

2 - متخلفان از جهاد ، داراى برخوردى دوگانه در برابر شكست و پيروزى مجاهدان

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ

6 - متخلفان از جهاد ، پس از پيروزى به گونه اى سخن مى گويند كه گويا هيچ ارتباطى با مجاهدان نداشته و اطلاعى از درگيرى ها و جهاد نداشته اند .

و انّ منكم لمن ليبطّئنّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ كان لم تكن بينكم

134- نفاق متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 2،6

2 - متخلفان از جهاد ، داراى برخوردى دوگانه در برابر شكست و پيروزى مجاهدان

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ

6 - متخلفان از جهاد ، پس از پيروزى به گونه اى سخن مى گويند كه گويا هيچ ارتباطى با مجاهدان نداشته و اطلاعى از درگيرى ها و جهاد نداشته اند .

و انّ منكم لمن ليبطّئنّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ كان لم تكن بينكم

135- نفاق متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 3

3 - متخلفان از جنگ تبوك ، به ظاهر مسلمان ولى در باطن كافر به خدا و رسول او بودند .

و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا أنهم كفروا باللّه و برسوله

روى سخن در اين بخش از آيات با كسانى است كه از شركت در جنگ تبوك سرباز زده بودند.

136- نقش متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 6

6 - متخلفان جنگ تبوك در صورت شركت در آن جنگ ، جز نفوذ در ميان صفوف لشكر اسلام به منظور فتنه جويى ، نقشى ديگر نداشتند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

137- نگرانى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 17 - 3

3 - افراد مريض و ناتوان از شركت در سفر حديبيه ، نگران از عدم حضور خود و همراهى نكردن مسلمانان در آن سفر *

ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج

توبيخ شديد متخلّفان از سفر حديبيه در آيات گذشته و استثناى معذوران در اين آيه; بيانگر آن است كه مؤمنان معذور، نگران آن بوده اند كه مشمول توبيخ خداوندباشند. خداوند در اين آيه، به رفع اين نگرانى آنان پرداخته است.

138- وجوب اعراض از متخلفان جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 10

10 - پليدى شديد منافقان جهادگريز ، ملاك وجوب اعراض و روى گردانى از آنان

فأعرضوا عنهم إنهم رجس

«إنهم رجس» در مقام تعليل حكم به اعراض است.

139- هشدار به متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 244 - 9

9 - تهديد و هشدار به متخلّفان و فراركنندگان از پيكار در راه خداوند

و قاتلوا فى سبيل اللّه و اعلموا انّ اللّه سميع عليم

گويا «و اعلموا . .. » به قصد تهديد متخلّفان آورده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 24

24 - آگاهى عميق الهى به كردار بندگان ، هشدارى به نفاق پيشگان و متخلفان از تكاليف دين

سيقول لك المخلّفون . .. بل كان اللّه بماتعملون خبيرًا

تذكّر به «علم الهى» در پايان چنين آيه اى - كه سخن از متخلفان به ميان آورده است - بارِ هشدارى دارد.

140- هشدار به متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 15

15 - سوزنده تر بودن آتش دوزخ از گرمى هواى دنيا ، هشدارى شديد به تخلف كنندگان از جهاد به بهانه گرمى هوا

قل نار جهنم أشد حراً

141- هلاكت متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 10

10 - پيامد هلاكت بار سرباز زدن از فريضه جهاد در راه خدا ، دامنگير خود متخلفان است .

لو استطعنا لخرجنا معكم يهلكون أنفسهم

142- هلاكت متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 11

11 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، به تخلف خويش و سوگند هاى دروغينشان ، در جهت هلاكت خود گام برداشتند .

سيحلفون باللّه . .. يهلكون أنفسهم

7- متفكران

1- توصيه به متفكران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 18 - 1

1 - توجه به افراشته بودن آسمان و شناخت عوامل مؤثر در اين پديده شگفت ، توصيه خداوند به انديشمندان

أفلاينظرون . .. و إلى السماء كيف رفعت

2- خداشناسى متفكران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 3 - 7

7- تنها صاحبان فكر و انديشه دلالت هستى ( زمين ، كوهها ، نهر ها و . . . ) را بر وجود خداوند و مدبّر بودن او درمى يابند .

إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون

3- عبرت متفكران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 13 - 7

7 - مسخّر بودن طبيعت در جهت منافع انسان ، در بردارنده درس هاى توحيدى براى اهل تفكّر

اللّه الذى سخّر لكم البحر . .. و سخّر لكم ما فى السموت و ... إنّ فى ذلك لأيت ل

4- متفكران و آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 3 - 7

7- تنها صاحبان فكر و انديشه دلالت هستى ( زمين ، كوهها ، نهر ها و . . . ) را بر وجود خداوند و مدبّر بودن او درمى يابند .

إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون

5- متفكران و ازدواج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 21 - 14

14 - آيه بودن پديده آرامش آفرينى ازدواج ، براى خردورزان قابل درك است .

أن خلق لكم من أنفسكم أزوجًا لتسكنوا إليها . .. إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

6- متفكران و خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 21 - 13

13 - آيه بودن آفرينش انسان از خاك ، براى متفكران ، قابل درك است .

و من ءايته أن خلقكم من تراب . .. إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

7- متفكران و روابط همسرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 21 - 15

15 - انديشمندان و متفكران ، آيه الهى بودن روابط دوستانه زن و شوهر و محبت بين انسان ها را درمى يابند .

و من ءايته أن . .. و جعل بينكم مودّة و رحمة إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

8- متفكران و زندگى زنبورعسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 18

18- در زندگى زنبور هاى عسل ، نشانه اى مهم بر خداشناسى براى اهل تفكر و انديشه وجود دارد .

و أوحى ربّك إلى النحل . .. إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

9- متفكران و طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 10

10- انديشمندان و متفكران ، داراى زمينه لازم براى درك آيت بودن مظاهر طبيعت

إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

10- متفكران و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 18

18 - تنها متفكران و انديشمندان ، از توان لازم براى بهره مندى از معارف قرآن برخوردارند .

كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 16

16 - تنها متفكران و انديشمندان ، از توان لازم براى بهره مندى از معارف بلند قرآن برخوردارند .

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها . .. إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

11- ويژگيهاى متفكران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 18

18 - تنها متفكران و انديشمندان ، از توان لازم براى بهره مندى از معارف قرآن برخوردارند .

كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

8- متقين

1- متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 4 - 9

9 - هر انسانى - چه از اهل كتاب و چه از غير ايشان - در صورتى كه به اركان اعتقادى و عملى دين اسلام پايبند باشد ، از زمره تقواپيشگان است .

الذين يؤمنون بالغيب . .. و ما انزل من قبلك

روشن است كه مجموعه صفات ياد شده در آيه سه و چهار، ويژگيهاى متقين است. بنابراين تكرار «الذين» به منظور تقسيم اهل تقوا به دو گروه نيست، بلكه - چنان كه برخى از مفسران گفته اند - تكرار «الذين» اشاره به اين است كه دارندگان اين صفات، تقوا پيشه هستند; چه پيش از آن به ديگر كتابهاى آسمانى مؤمن بوده باشند، همانند: يهود و نصارا; يا چنين نباشند مانند: اعراب جاهلى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 8 - 1

1 - تقسيم انسان ها به : تقواپيشگان ، كافران و منافقان ، از طبقه بندى هاى مردم در قرآن

هدًى للمتقين . .. إن الذين كفروا ... و من الناس من يقول ءامنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 32

32 - ابرار ، تقواپيشگان واقعى اند .

أولئك هم المتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 115 - 6

6 - دانايى گسترده و همواره خداوند به تقواپيشگان

و اللّه عليم بالمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 120 - 17

17 - خداوند ، حافظ صابران تقواپيشه ، از حيله ها و كينه هاى دشمنان دين

و ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم شيئاً انّ اللّه بما يعملون محيط

از اينكه جمله «انّ اللّه . .. » علت براى «لا يضرّكم» است، معلوم مى شود كه خداوند با احاطه كامل به اعمال و كيدهاى دشمنان، مانع ضرررسانى آنان خواهد شد. در نتيجه، حافظِ مؤمنان است; به شرط اينكه آنها صبر و تقوا را پيشه خود سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 2

2 - مجاهدان جنگ بدر ، نمونه اى از مسلمانان صبور و تقواپيشه كه خداوند با يارى خويش ، مانع زيان رسانى كافران به آنان گرديد .

ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم . .. و لقد نصركم اللّه ببدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 7،13

7 - نزول پنجهزار فرشته امدادگر ، مژده اى به مؤمنان پيكارگرِ صابر و تقواپيشه در جنگ بدر

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

13 - مشكلات و اضطرار ، زمينه امداد هاى ويژه غيبى براى مؤمنان صابر و تقواپيشه

ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربّكم

جمله «و يأتوكم من فورهم هذا»، مى تواند اشاره به موارد اضطرار باشد و شرطى براى امداد خداوند به وسيله فرشتگانى كه به نفع مسلمانان به پيكار برخيزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 2

2 - امكان لغزش تقواپيشگان و ارتكاب گناه از سوى آنان

اعدّت للمتّقين . .. و الّذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 15

15- نوح ( ع ) و پيروان او ، از تقواپيشگان و بهره مند از فرجامى نيك

تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 15

15- يوسف ( ع ) در عنفوان جوانى ، انسانى موحد ، مطيع و فرمانبردار خدا و در اوج تقوا و پرهيزگارى بود .

معاذ الله إنه ربى أحسن مثواى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 57 - 9

9- يوسف ( ع ) نمونه اى بارز از مؤمنان تقواپيشه و باورداران به سراى آخرت

و لأجر الأخرة خير للذين ءامنوا و كانوا يتقون

از مصداقهاى مورد نظر براى «الذين آمنوا . ..» به قرينه آيات قبل ، يوسف(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 7

7- يوسف ( ع ) و بنيامين از تقواپيشگان صبور و از زمره محسنان بودند .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 35 - 10

10- مشركان از زمره كافران و موحدان از زمره تقواپيشگانند .

تلك عقبى الذين اتقوا و عقبى الكفرين النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 7

7 - داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع ، ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، از تقواپيشگان و نيك فرجامان بودند .

و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل ... هذا ذكر و إنّ للمتقين لحسن مئاب

«مئاب» به معناى مرجع و بازگشت است و منظور از «حسن مئاب» حسن عاقبت و سرانجام نيك است. گفتنى است كه برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «متقين» پيامبرانى باشد كه در آيات گذشته از آنان سخن گفته شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 33 - 2،4،5

2 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) مظهر تقواپيشگى

و الذى جاء بالصدق و صدّق . .. أُولئك هم المتّقون

4 - پيامبران الهى ، مظهر تقواپيشگى

و الذى جاء بالصدق . .. أُولئك هم المتّقون

5 - تنها پيروان انبياى الهى و اديان توحيدى ، از تقواپيشگان اند .

و الذى جاء بالصدق و صدّق به

ضمير فصل «هم» مفيد قصر و موجب اختصاص صفت تقوا به «الذى جاء. ..» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 17

17 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، سزاوارترين و شايسته ترين انسان ها براى برخوردارى از روح تقوا

و ألزمهم كلمة التقوى و كانوا أحقّ بها و أهلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 3

3 - توجه به خداوند و دغدغه آخرت ، در تمامى لحظات زندگى ، عامل اصلى راهيابى متقين به بهشت

يتساءلون . قالوا إنّا كنّا ... مشفقين

در صورتى كه «يتساءلون» سؤال از علت رهيابى به بهشت باشد، «إن-ّا كن-ّا. ..» بيانگر علت آن خواهد بود. از اين كه پارسايان در محيط پرشور خانواده از ياد آخرت غافل نشده اند، استفاده مى شود كه در ساير شرايط به طريق اولى غافل نبوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 5 - 1

1 - دسته اى از مردم ، انفاقگر و اهل جود و تقوايند .

فأمّا من أعطى و اتّقى

مراد از «إعطاء» - به قرينه مقابله با «بخل» (در آيات بعد) - انفاق مال و جود و كرم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 12 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل تقوا و توصيه كننده ديگران به آن

أو أمر بالتّقوى

2- آثار اراده متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 3

3 - تمامى خواسته هاى تقواپيشگان به صرف اراده كردن و بدون اظهار كردن آنها ، از پيش آماده شده است .

لهم ما يشاءون عند ربّهم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه «مشيّت» به معناى خواستن و اراده كردن است و خداوند در وعده خود به بهشتيان، تنها به همين مشيت و اراده كردن آنان اكتفا كرده و فرموده است كه هر آنچه آنان بخواهند و اراده كنند، بدون هيچ اظهارى به آنان اعطا خواهد كرد.

3- آثار پاداش متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 12

12 - پاداش انفاق گرانِ باتقوا ، مايه رشد و كمال آنان و برخاسته از ربوبيت و مقام والاى خداوند است .

ربّه الأعلى

4- آثار قياس متقين با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 2

2 - برابر دانستن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، به معناى باطل و بى هدف شمردن جهان آفرينش است .

و ما خلقنا السماء . .. بطلاً... أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين

5- آثار مسؤوليت پذيرى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 27 - 2

2 - توجه تقواپيشگان به خدا و مسؤوليت هاى خود ، زمينه ساز جلب رحمت الهى

إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين . فمنّ اللّه علينا

6- آثار نورانيت اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 28 - 11

11 - خداوند ، در قيامت به مؤمنان تقواپيشه نورى عطا خواهد كرد كه در پرتو آن از ظلمات قيامت گذر كنند .

و يجعل لكم نورًا تمشون به

7- آخرت طلبى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 1

1 - متقين ، در دنيا همواره در انديشه آخرت و نگران از فرجام اخروى خويش

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

«اشفاق» در معناى «ترس و نگرانى» و «خير خواهى شديد» به كار مى رود (القاموس المحيط). در آيه شريفه اگر «فى أهلنا» متعلق به «كنّا» باشد، واژه «مشفقين» ظهور در معناى اول و اگر متعلق به «مشفقين» باشد، ظهور در معناى دوم دارد. برداشت بالا بر پايه احتمال اول است.

8- آرامش اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 51 - 2

2 - آرامش كامل تقواپيشگان در باغ هاى بهشتى

متّكئين فيها

برداشت ياد شده بر اين فرض استوار است كه تعبير «متّكئين فيها» كنايه از آرامش كامل باشد; زيرا اين حالت مربوط به كسانى است كه در آرامش به سر مى برند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 3

3 - انفاق گرانِ متقى و مؤمن ، داراى آخرتى سرشار از آسايش

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

آيات بعد - كه از «عسرى» سخن گفته است - با جمله «و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى» مصداق «عسرى» را زمان هلاكت شخص و بى فايده بودن مال معرفى كرده است كه بر جهان آخرت تطبيق مى كند. بنابراين مى توان گفت: «يسرى» - كه در مقابل آن است - نيز شامل آخرت مى باشد. آيه «و إنّ لنا لَلآخرة و الاُولى» نيز شاهد تعميم آن بر جهان آخرت است.

9- آزادى بيان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 12 - 5

5 - كسى كه فرمان به تقواپيشگى در گفتار او نمودار يا محتمل است ، هرگز نبايد او را به سكوت وادار كرد .

أرءيت الذى ينهى . .. أرءيت إن ... أمر بالتّقوى

حرف «إن»، براى شرط و بيانگر كافى بودن احتمال در اين موارد است.

10- آزادى متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 2

2- تقواپيشگان ، مجاز به ورود به هر قسمتى از باغ هاى بهشتند . *

ادخلوها بسلم ءامنين

ذكر جمله «ادخلوها»، پس از آنكه گفته شد «متقين در بهشت قرار خواهند داشت»، ممكن است از اين جهت باشد كه آنان، در آزاد بودن در بخشهاى مختلف ترديد داشته باشند كه به آنها گفته مى شود: «با سلامت و امنيت وارد هر بخشى مى توانند بشوند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 74 - 7

7 - تقواپيشگان ، در انتخاب جايگاه و منزل خود در بهشت آزاد خواهند بود .

و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء

«تَبَوّأ» (مصدر «نتبوّأ») به معناى سكنى و منزل گرفتن است.

11- آسايش اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 11

11- متقين ، پس از مرگ پيوسته در آسايش و سلامتى اند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 41 - 3

3 - زندگى تقواپيشگان در بهشت ، در اوج آسودگى و شادابى است .

إنّ المتّقين فى ظلل و عيون

زندگى در زير سايه ها و در كنار چشمه سارها، بيانگر برداشت ياد شده است.

12- آگاهى به روحيه متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 44 - 5

5 - علم دقيق خداوند به حالات و روحيّات تقواپيشگان

و اللّه عليم بالمتقين

13- آگاهى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 2

2 - تقواپيشگان به هنگام مواجه شدن با شيطان و وسوسه هاى او ، فرمان هاى خدا را به ياد آورده و به راهى كه مسير تقواست ، واقف مى شوند .

إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون

تذكر در اينجا به معناى توجه كردن و به خاطر آوردن دانسته هاست و مراد از دانسته ها، به قرينه آيه 199، اوامر الهى است. «ابصار» (مصدر مبصرون) به معناى بينا شدن و آگاهى يافتن است و مراد از آن به دليل «الذين اتقوا» قرار گرفتن در مسير تقواپيشگى و در نتيجه رهيدن از دام شيطان است.

14- آمرزش اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 28 - 12

12 - مؤمنان تقواپيشه ، مشمول مغفرت و آمرزش خداوند در قيامت

يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا . .. و يغفر لكم

15- آمرزش لغزش متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 15

15- راه يافتن تقواپيشگان به بهشت ، پس از غفران لغزش هاى دنيوى آنان از سوى پروردگار

الجنّة الّتى وعد المتّقون فيها . .. و مغفرة من ربّهم

با توجه به اين كه در بهشت، زمينه لغزش و گناه نيست; تعبير «مغفرة» نظر به خطاهاى دنيوى دارد كه به هر حال - حتى همه اهل تقوا - از آن مصون نيستند.

16- آمرزش متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 56 - 6

6- لغزش هاى دنيوى متقين ، مورد غفران و بخشايش خداوند در آخرت *

و وقهم عذاب الجحيم

تعبير «وقاهم عذاب الجحيم»، مى رساند كه «متقين» چه بسا با همه تقواى خويش، لغزش هايى دارند كه آنان را در معرض كيفر قرار داده است; اما خداوند با رحمت خويش آنها را از عذاب دوزخ ايمن داشته است.

17- اجابت خواسته هاى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 31 - 4،7،9

4- تمامى خواسته هاى تقواپيشگان در بهشت ، برآورده مى شود .

دار المتّقين . جنّ-ت عدن يدخلونها ... لهم فيها ما يشاءون

7- ورود به بهشت جاودان و رسيدن به تمامى خواسته ها در آن ، پاداش خداوند به تقواپيشگان است .

دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون

9- نيل به سعادت اخروى ، جاى گرفتن در بهشت و برآورده شدن تمامى خواسته ها در آن ، پاداش خداوند به تقواپيشگان

و لنعم دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون كذلك يجزى الله المتّقين

18- احترام اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 7

7- برانگيختن تقواپيشگان در قيامت - با اكرام و احترام ويژه - نمودى از رحمانيت خداوند و عزّت بخشى او است .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً ليكونوا لهم عزًّا. .. يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 50 - 6

6 - تقواپيشگان هنگام ورود به باغ هاى بهشتى ، با استقبال گرم و احترام و تكريم رو به رو خواهند شد .

مفتّحة لهم الأبوب

برداشت ياد شده بر اين فرض استوار است كه مقصود از گشوده بودن درب هاى باغ هاى بهشتى بر روى تقواپيشگان و بهشتيان، استقبال گرم و با احترام و تكريم از ايشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 1

1 - رهنمون شدن متقين در قيامت ، به سوى بهشت همراه با تكريم و درود و شادمانى

و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. ادخلوها بسلم

19- احترام به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 9

9- متقين ، مورد تكريم و بزرگداشت فرشتگان

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم ادخلوا الجنّة

20- احترام متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 19 - 1

1 - تقواپيشگان ، مورد تكريم و دعوت الهى براى بهرهورى آزاد از نعمت هاى بهشتى

كلوا و اشربوا

احتضار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 4،13

4- تقواپيشگان ، به هنگام قبض روح از هرگونه ظلم به نفس به دورند .

المتّقين . .. الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين

به قرينه مقابله با آيه «الكافرين . الذين تتوفّيهم الملائكة ظالمى أنفسهم» احتمال دارد مراد از طيب (پاكى) به دور بودن از ظلم به نفس باشد.

13- دعوت فرشتگان از تقواپيشگان به هنگام قبض روح آنان ، براى ورود به بهشت

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون ... ادخلوا الجنّة

21- احسان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 17

17- احسان ، از نشانه هاى متقين

للذين أحسنوا . .. و لنعم دار المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 8

8 - تقواپيشگان ، مصداق بارز محسنان هستند .

أُولئك هم المتّقون . لهم ما يشاءون ... ذلك جزاء المحسنين

برداشت ياد شده از به كار رفتن تعبير «محسنين» درباره «متقين» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 44 - 5

5 - تقواپيشگان ، از محسنان و داراى يك سرنوشت اند .

إنّ المتّقين فى ظلل و عيون . .. هنيئًا بما كنتم تعملون . إنّا كذلك نجزى المحسني

22- اخلاص متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 45 - 4

4- تقواپيشگان ، بندگان خالص خدا و ر ها شده از وسوسه و سلطه ابليس

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون

در آيه هاى قبل، مردم به دو گروه تقسيم شدند:1. پيروان گمراه ابليس; 2. بندگان خالص خدا و سپس جايگاه گروه اول در

قيامت، روشن گرديد و در اين آيه به سرنوشت گروه دوم پرداخته است و از «مخلصين» به «المتقين» تعبير كرده كه بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 1

1 - عبادت خالصانه خدا ، اجتناب از عبادت طاغوت ، توبه ، پيروى از بهترين سخن و خردورزى ، از اوصاف تقواپيشگان

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه . .. الذين يستمعون القول .

«الذين اتّقوا ربّهم» بيان تفصيلى براى آن دسته از افراد مؤمنى است كه در آيات قبل توصيف شده اند; يعنى، «الذين اجتنبوا الطاغوت. .. الذين يستمعون القول...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 1

1 - برخورداران درجه والاى تقوا ، تنها براى جلب توجّه و عنايت خداوند ، اموال خود را انفاق مى كنند .

الأتقى . .. إلاّ ابتغاء وجه ربّه

استثنا در اين آيه، منقطع است; يعنى، حق نعمتى بر گردن او نيست; لكن «ابتغاء» وجود دارد; يعنى، شخص «أتقى» در انفاق خود، نمى خواهد پاسخ نعمت ديگران را داده باشد. او تنها به اين انگيزه انفاق مى كند كه خداوند، به او رو كرده و وى را مورد لطف خود قرار دهد. «وجه» به معناى «صورت و چهره» و كنايه از توجّه و عنايت است.

23- ادراك متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 5

5 - اهل تقوا توانا بر تشخيص وسوسه هاى شيطان به هنگام مواجه شدن با آن وسوسه ها هستند .

إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا

24- استراحتگاه اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 24 - 2

2 - متقين ، برخوردار از برترين جايگاه و نيكوترين آسايشگاه در بهشت

أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون . .. أصحب الجنّة يومئذ خير مستقرًّا أحسن مقيلاً

آيه شريفه جايگاه اهل بهشت و برخوردارى هاى آنان را، در برابر مجرمان مشخص كرده است; اما اين كه بهشتيان چه كسانى اند، در اين آيه از آنان ياد نشده است; ولى در آيه 15 اهل بهشت به «متقين» توصيف شده است. ارتباط ميان اين دو دسته از آيات، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

25- استعاذه متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 3

3 - تقواپيشگان به هنگام احساس وسوسه گرى هاى شيطان با يادآورى فرمان خدا ( استعاذه ) به وى پناه مى برند و با بصيرت و آگاهى از دام شيطان مى رهند .

إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون

در برداشت فوق، به قرينه «فاستعذ باللّه» در آيه قبل، متعلق «تذكروا» لزوم استعاذه گرفته شده است.

26- استغفار متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 16 - 2

2 - تقوا پيشگان ، همواره خواستار بخشايش گناهان خويش از خدا و مصونيّت از عذاب دوزخند .

للّذين اتقوا . .. فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

«الذين يقولون»، بيان ويژگيهاى «الذين اتقوا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 1

1 - صبر و راستى در گفتار ، خضوع در برابر خداوند ، انفاق و استغفار در سحرگاهان ، از صفات متّقين

للّذين اتّقوا . .. الصابرين ... بالاسحار

آيه فوق (الصابرين و الصادقين . .. )، بيان و توضيح ديگرى براى «للّذين اتقوا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 1

1 - ياد خدا و طلب آمرزش ( توبه ) شيوه پارسايان ، در صورت ارتكاب كارى ناشايست ( زنا يا مطلق گناه كبيره ) و يا ستم بر خويش

اعدّت للمتّقين . .. و الّذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا اللّه فاستغفر

برخى گفته اند مراد از «فاحشة»، زنا و مقصود از ظلم در اين آيه، ساير گناهان - چه صغيره و چه كبيره - است. برخى ديگر گفته اند كه مراد از «فاحشة»، گناهان كبيره و مقصود از ظلم، گناهان صغيره است.

27- استقبال از متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 90 - 1

1 - رستاخيز ، روز استقبالِ شايانِ بهشت از قدوم تقواپيشگان

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

«إزلاف» (مصدر مجهول «أُزلفت») به معناى نزديك آورده شدن است. بنابراين از مفاد آيه استفاده مى شود كه بهشت را براى استقبال و خوش آمدگويى به تقواپيشگان، نزديك مى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 50 - 6

6 - تقواپيشگان هنگام ورود به باغ هاى بهشتى ، با استقبال گرم و احترام و تكريم رو به رو خواهند شد .

مفتّحة لهم الأبوب

برداشت ياد شده بر اين فرض استوار است كه مقصود از گشوده بودن درب هاى باغ هاى بهشتى بر روى تقواپيشگان و بهشتيان، استقبال گرم و با احترام و تكريم از ايشان باشد.

28- اقتدار متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 12

12- اقتدار و عزت تقواپيشگان صبور و نيكوكار ، از نعمت هاى بزرگ الهى به آنان است .

قالوا يأيها العزيز . .. قد منّ الله علينا

مصداق مورد نظر براى نعمت الهى به يوسف(ع) عزت و اقتدار در سرزمين مصر است.

29- اقرار اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 27 - 1

1 - اذعان متقين در بهشت ، به نقش لطف الهى در رهايى آنان از عذاب دوزخ و ورود ايشان به بهشت

فمنّ اللّه علينا و وقينا عذاب السموم

30- اقرار متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 11

11 - اعتراف متقين به نقش اصلى ربوبيت خداوند ، در هدايت آنان به بهشت و نجات از دروخ

فكهين بما ءاتيهم ربّهم و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم

قيد «بماآتاهم. ..» مى رساند كه پارسايان بهشتى، در عين برخوردارى از نعمت ها، گرفتار غفلت نشده و مغرور به تقواى خود نمى باشند; بلكه توجه دارند كه به هر نعمتى رسيده اند و از هر بلايى كه رهيده اند جز در پرتو امداد و رهنمودهاى رشد آفرين خداوند و الطاف او نبوده است.

31- التجاى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 28 - 3

3 - تقواپيشگان ، هماره به ياد خدا و ملتجى به او در زندگى خويش

إنّا كنّا من قبل ندعوه

تعبير «كنّا. .. ندعوه» استمرار دعا و التجا را افاده مى كند.

32- الگوى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 13

13 - بندگان خالص خدا ، از خداوند مى خواهند كه خود و همسر و فرزندانشان ، الگو و مقتداى مردم تقواپيشه باشند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

33- امتحان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 15

15 - خداوند با رساندن تقواپيشگان به حكومت ، آنان را آزمايش خواهد كرد .

و العقبة للمتقين . .. فينظر كيف تعملون

34- امداد به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 14

14 - تقواپيشگان ، برخوردار از امداد و نصرت الهى

و اعلموا أن اللّه مع المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 8

8 - مؤمنان پرهيزكار ، مورد حمايت و امداد الهى در جهاد با كافران

قتلوا الذين يلونكم من الكفار . .. أن اللّه مع المتقين

35- امنيت اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 35 - 7

7 - تصديق كنندگان انبيا و تقواپيشگان راستكردار در قيامت ايمن از عقوبتهاى الهى و به دور از هر گونه اندوه هستند.

فمن اتقى و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

مراد از نبودن خوف (لا خوف) به دليل آيه بعد، ايمنى از گرفتار شدن به آتش دوزخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 51 - 1

1- تقواپيشگان در آخرت ، برخوردار از امنيت كامل و ايمن از هرگونه سختى و بلا

إنّ المتّقين فى مقام أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 52 - 1

1- بوستان ها و چشمه ساران بهشت ، جايگاه امن تقواپيشگان

إنّ المتّقين فى مقام أمين . فى جنّ-ت و عيون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 56 - 3

3- راه نداشتن مرگ در بهشت ، نمودى از امنيت عام و فراگير حيات اخروى تقواپيشگان

فى مقام أمين . .. فكهة ءامنين . لايذوقون فيها الموت

ارتباط اين آيه با «مقام أمين» در آيات پيشين و «آمنين» در آيه قبل، گوياى برداشت ياد شده است.

36- امنيت متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 1

1- دعوت از تقواپيشگان براى ورود به بهشت ، همراه با سلامت و امنيت كامل و به دور از هرگونه رنج ، درد ، ناخوشى و ناامنى است .

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون

«باء» در «بسلام» در معناى «مصاحبت» به كار رفته است.

37- انفاق متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 1

1 - ايمان به غيب ( خدا و . . . ) ، اقامه نماز و انفاق از صفات اهل تقواست .

هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... ينفقون

«غيب» به معناى پنهان و ناپيداست و چون ايمان به آن ارزشهاى دينى شمرده شده، مقصود از «غيب» هر پنهان و نهانى نيست، بلكه مراد از آن، به مناسبت فرازهاى بعد، خدا و فرشتگان و مانند آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 1

1 - صبر و راستى در گفتار ، خضوع در برابر خداوند ، انفاق و استغفار در سحرگاهان ، از صفات متّقين

للّذين اتّقوا . .. الصابرين ... بالاسحار

آيه فوق (الصابرين و الصادقين . .. )، بيان و توضيح ديگرى براى «للّذين اتقوا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 1،2

1 - بخشى از اموال محسنان تقواپيشه ، اختصاص به سائلان و محرومان دارد .

و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

2 - اهل تقوا و احسان ، همراه با تهجد و عبادت ، داراى خدمات اجتماعى و انفاق مالى اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 14

14 - تقواپيشگان ، با انفاق كردن اموال خود ، نعمت علاقه مندى به لطف خدا را پاس داشته ، از آن قدردانى مى كنند .

و ما لأحد عنده من نعمة تجزى . إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى

38- انقياد متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 3

3 - تقواپيشگان ، به آيات الهى ايمان آورده و در برابر اراده الهى تسليم اند .

إلاّ المتّقين . يعباد ... الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

39- اهتمام متقين به احسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 16 - 4

4 - پيشينه درخشان تقواپيشگان و پايبندى آنان بر نيكى و احسان ، مايه دستيابى آنان به بهشت و هداياى پروردگار

ءاخذين ما ءاتيهم . .. إنّهم كانوا قبل ذلك محسنين

40- اهميت شخصيت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 12 - 5

5 - كسى كه فرمان به تقواپيشگى در گفتار او نمودار يا محتمل است ، هرگز نبايد او را به سكوت وادار كرد .

أرءيت الذى ينهى . .. أرءيت إن ... أمر بالتّقوى

حرف «إن»، براى شرط و بيانگر كافى بودن احتمال در اين موارد است.

41- ايمان به پيروزى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 13

13- توجه و باور به پيروزى اهل تقوا ، زمينه ساز پيشه ساختن صبر و مقاومت در برابر مشكلات راه تقوا و ايمان

فاصبر إن العقبة للمتقين

42- ايمان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 11

11 - انفاق هاى مقطعى موجب قرار گرفتن آدمى در زمره متقيان ، نخواهد شد .

هدًى للمتقين . .. و مما رزقنهم ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 4 - 1،2

1 - ايمان به قرآن و معارف و احكام نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از صفات متقين است .

هدًى للمتقين . .. الذين يؤمنون بما انزل إليك

2 - تقوا پيشگان ، مؤمن به كتاب هاى آسمانىِ اديان گذشته و معارف و احكام آنها

و الذين يؤمنون بما انزل إليك و ما انزل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 16 - 1

1 - اقرار به ايمان و دعاى مستمر تقواپيشگان به درگاه خداوند

للّذين اتقوا . .. الّذين يقولون ربّنا

استمرار، از فعل مضارع «يقولون» برداشت شده است. و «الذين يقولون»، بيان ويژگيهاى «الذين اتقوا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 3

3 - تقواپيشگان ، به آيات الهى ايمان آورده و در برابر اراده الهى تسليم اند .

إلاّ المتّقين . يعباد ... الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 51 - 4

4- ساحت تقواپيشگان ، به دور از گناه و ترديد در معاد و حقايق اخروى

إنّ هذا ما كنتم به تمترون . إنّ المتّقين

از مقابله ميان متقين و گروه پيشين - كه با وصف «الأثيم» و «كنتم به تمترون» ياد شده اند - مطلب بالا استفاده مى شود.

43- برائت ذمه متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 19 - 4

4 - برائت ذمّه از حقوق ديگران ، از نشانه هاى تقواپيشگان است .

الأتقى . الذى ... و ما لأحد عنده من نعمة تجزى

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال مستأنفه بودن اين آيه است كه در اين صورت بر اوصاف پيشين، وصف جديدى را افزوده است.

44- برترى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 7

7 - تقواپيشگان در نظام ارزشى خدا با تبه كاران برابر نيستند ; بلكه آنان برتر مى باشند .

أم نجعل المتّقين كالفجّار

45- بشارت به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 12

12 - بهشت و بشارت خلود در آن ، تنها بخشى از ضيافت الهى براى تقواپيشگان است .

نزلا من عند اللّه

كلمه «نزل»، به چيزهايى گفته مى شود كه در آغاز ورود ميهمان براى پذيرايى از وى فراهم مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 4

4 - بشارت هاى خداوند به مؤمنان متقى ، موجب رفع ترس و اندوه آنان است .

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون. الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم

جمله «لهم البشرى» مى تواند تعليل براى جمله «لا خوف عليهم و لا هم يحزنون» باشد ; يعنى، چون اولياى خدا در دنيا دريافت بشارت مى كنند، خوف و حزن از آنان رخت برمى بندد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 35 - 1

1- بهشت ، وعده و نويد خداوند به تقواپيشگان

مثل الجنة التى وعد المتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 10

10- فرشتگان ، به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، حامل پيام سلامتى و خوشحالى براى آنانند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم ادخلوا الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 6

6- بشارت به پرهيزگاران و انذار دشمنان متعصب و سرسخت دين ، از اهداف قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لتبشّر به المتّقين و تنذر به قومًا لدًّا

«لدّ» جمع «ألدّ» است و «قوماً لدّاً»; يعنى، مردمى در اوج سرسختى و لجاجت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 10

10 - بشارت دربانان بهشت به تقواپيشگان ، مبنى بر در امنيت و سلامت بودن آنان در بهشت جاويدان

و قال لهم خزنتها سلم عليكم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه عبارت «قال لهم خزنتها سلام»، جمله اخبارى باشد; يعنى، درصدد اخبار از آينده تقواپيشگان در بهشت و در واقع بشارت به ايشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 4

4 - بشارت خداوند به تقواپيشگان ، مبنى بر مصونيت آنان از هرگونه خوف و اندوه در قيامت

يعباد لا خوف عليكم اليوم و لا أنتم تحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 21 - 1

1 - نويد الهى به ملحق گشتن نسل مؤمن تقواپيشگان ، به ايشان در بهشت

و الذين ءامنوا و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمن ألحقنا بهم ذرّيّتهم

46- بصيرت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 10

10 - اعطاى بصيرت ويژه به تقواپيشگان و بخشش گناه آنان ، تفضلى از جانب خداست ، نه پاداش استحقاقى آنان .

يجعل لكم فرقانا . .. و اللّه ذوالفضل العظيم

47- بنيامين از متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 7

7- يوسف ( ع ) و بنيامين از تقواپيشگان صبور و از زمره محسنان بودند .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

48- بهترين پاداش متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 11

11 - برخوردارى از لطف و توجّه خداوند ، شايسته ترين پاداش براى انفاق گرانِ باتقوا است .

الأتقى . الذى يؤتى ماله ... إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى

49- بهره مندى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 48 - 2

2 - تقواپيشگان ، بهره مند از قرآن و بيدار و هشيار با تعاليم آن

و إنّه لتذكرة للمتّقين

50- بهشت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 133 -

5،6،8،9،12،14،15،16،17

5 - آمرزش الهى و بهشت تقواپيشگان ، مقصود بايسته اى براى اهل ايمان

و سارعوا الى مغفرة من ربّكم . .. اعدّت للمتّقين

6 - نيل به آمرزش الهى و بهشت تقواپيشگان ، برانگيزنده اهل ايمان به اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

يا ايّها الّذين امنوا . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّك

جمله «سارعوا الى . .. »، بعد از امر به اطاعت از خدا و رسول(صلی الله علیه و آله)، براى ايجاد انگيزه و نيز تشويق مؤمنان به پيروى از خدا و پيامبرش است.

8 - ورود به بهشتِ تقواپيشگان ، در گرو آمرزش گناهان

و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين

تقديم ذكرى آمرزش الهى بر بهشت پهناور، بيانگر تقدّم خارجى آن است; يعنى نخست بايد آمرزش حاصل شود، و آنگاه ورود به بهشت متّقين.

9 - بهشتِ تقواپيشگان ، منزلگاه پاكان

و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين

چون درآمدن به بهشتِ مهيّا شده براى تقواپيشگان در گرو آمرزش گناهان است، آن بهشت، جايگاه پاكان از گناه خواهد بود.

12 - بهشت موعود اهل تقوا ، داراى وسعتى به پهنه آسمان ها و زمين

و جنّة عرضها السّموات و الأرض اعدّت للمتّقين

بنابر اينكه مراد از «عرض»، وسعت باشد، نه عرض مقابلِ طول.

14 - بهشت ، در انتظار تقواپيشگان است و براى آنان مهيا شده .

و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين

15 - اطاعت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، جلب رحمت الهى و آمرزش گناهان ، مراحلى در طول هم براى ورود به بهشت متّقين

و اطيعوا اللّه و الرّسول لعلّكم ترحمون. و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها

16 - بهشتِ تقواپيشگان ، اكنون حاضر و آماده است .

اعدّت للمتّقين

كلمه «اعدّت» (مهيّا شده)، به صيغه ماضى، دلالت بر وجود بالفعل بهشت دارد.

17 - بهشت ، در اصل ، براى تقواپيشگان آفريده و مهيّا شده است .

و جنّة . .. اعدّت للمتّقين

بنابر اينكه توصيف «جنّة» به صفت «اعدّت للمتّقين»، وصف توضيحى باشد و نه احترازى; يعنى بهشت، جايگاهى براى تقواپيشگان است و اگر ديگران وارد شوند، به تَبَع خواهد بود، نه بالاصالة.

51- بيان فرجام متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 45 - 5

5- ذكر فرجام شوم گمراهان در كنار فرجام سعادتمندانه تقواپيشگان ، از روش هاى هدايتى قرآن *

الغاوين . و إن جهنّم لموعدهم أجمعين ...إن المتقين فى جنّ-ت و عيون

52- بينش متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 28 - 2

2 - متقين ، دستيابى خود به بهشت را مرهون دعا ها و نيايش هاى خود به درگاه خداوند مى دانند .

فمنّ اللّه علينا . .. إنّا كنّا من قبل ندعوه

53- پاداش اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 31 - 7،9

7- ورود به بهشت جاودان و رسيدن به تمامى خواسته ها در آن ، پاداش خداوند به تقواپيشگان است .

دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون

9- نيل به سعادت اخروى ، جاى گرفتن در بهشت و برآورده شدن تمامى خواسته ها در آن ، پاداش خداوند به تقواپيشگان

و لنعم دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون كذلك يجزى الله المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 53 - 2

2 - بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش تقواپيشگان است .

جنّ-ت . .. هذا ما توعدون ليوم الحساب

«ليوم الحساب» به تقدير «لأجل جزاء يوم الحساب» است; يعنى، اين نعمت ها همان چيزى است كه به خاطر روز حساب به شما وعده داده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 2،4،8

2 - بناهاى مرتفع و چند طبقه (كاخ ها) در بهشت، پاداش اختصاصى تقواپيشگان

لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف من فوقها غرف مبنيّة

"غرفه" (مفرد "غرف") به معناى بناهاى مرتفع و خانه اى بالاى خانه اى ديگر (چند طبقه چون كاخ) است. گفتنى است لام در "لهم" براى اختصاص است.

4 - تقواپيشگان ، از منظره هاى چشم نواز و لذت بخش بهشت بهره مند خواهند شد .

لهم غرف من فوقها غرف مبنيّة

مرتفع و چند طبقه بودن بناهاى بهشت به همراه جريان نهرها در پايين آنها، مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

8 - كاخ ها و بنا هاى تقواپيشگان در بهشت ، داراى نهرهايى است جارى در پايين آنها .

غرف مبنيّة تجرى من تحتها الأنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 36 - 2،4

2 - خداوند ، به اقتضاى ربوبيت خويش ، تقواپيشگان را از پاداش هاى اخروى بهره مند مى سازد .

جزاء من ربّك

4 - بهره مند ساختن تقواپيشگان از پاداش هاى آخرت ، جلوه تدبير خداوند در ترفيع بخشيدن به مقام پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

ربّك

«ربّ» مصدر و به معناى تربيت است و مجازاً در معناى «تربيت كننده» استعمال مى شود (مفردات راغب). تأكيد بر واژه «ربّك»، گوياى آن است كه اعطاى پاداش به متقين، در راستاى تربيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و افزودن رشد آن حضرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 37 - 6،8

6 - پاداش رسانى به اهل تقوا در قيامت ، اقتضاى تدبير نظام هستى و لازمه ربوبيت خداوند بر جهان است .

جزاء من ربّك . .. ربّ السموت و الأرض و ما بينهما

8 - نعمت هاى بهشت و پاداش تقواپيشگان در آن ، جلوه رحمت گسترده خداوند است .

جزاء من ربّك . .. الرحمن

54- پاداش ديندارى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 10

10 - تقواپيشگان ، مورد حفاظت خداوند از گرفتارى به جهنم ، در قبال تلاش آنان براى حفظ ارزش هاى الهى در دنيا

إنّ المتّقين . .. و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم

با توجه به اين كه ريشه «متقين» و «وقاهم» از يك ماده مى باشد، ممكن است تعبير «وقاهم» اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

55- پاداش متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 15 - 4،5،6،11،19

4 - بهشت جاودان و همسران پاكيزه و رضايت الهى ، پاداش تضمين شده از جانب خداوند ، براى تقواپيشگان

للّذين اتقوا . .. جنات ... خالدين فيها و ازواج مطهرة و رضوان من اللّه

5 - پاداش متّقين ، در پرتو ربوبيّت حق

للّذين اتقوا عند ربّهم

6 - نعمت هاى ويژه اخروى ، مخصوص متّقين است .

الّذين اتقوا عند ربّهم . .. و رضوان من اللّه

اختصاص به متّقين، مستفاد از تقديم خبر بر مبتدأ; و ويژگى نعمتها از «عند ربّهم» استفاده شده است.

11 - وجود باغ هاى متعدّد در آخرت ، براى متّقين

للّذين اتّقوا عند ربّهم جنّات تجرى من تحتها الانهار

19 - بصيرت خداوند به بندگان ، تضمين كننده پاداش متّقين و كيفر كافران

قل للّذين كفروا . .. للّذين اتقوا عند ربّهم ... و اللّه بصير بالعباد

اگر آگاهى همه جانبه خداوند نباشد، كيفرها و پاداشها، تضمين نمى شود. از اين رو خداوند پس از بيان كيفر و پاداش، آگاهى خود را به احوال بندگان، متذكّر مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 115 - 8

8 - تقواپيشگان بهره مند از پاداش الهى ، در برابر اعمال نيكى كه انجام مى دهند .

و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه و اللّه عليم بالمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 136 - 9

9 - آمرزش الهى و بهشت جاودان ، پاداش احسان و نيكوكارى

و اللّه يحب المحسنين . .. اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 24

24 - پاداش بزرگ از آن مؤمنان تقواپيشه

و ان تؤمنوا و تتّقوا فلكم اجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 11

11 - سراى اخروى پرهيزكنندگان از گناهان كبيره ، جايگاهى گرانمايه و با شرافت

و ندخلكم مدخلا كريماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 128 - 18

18 - رعايت كنندگان تقوا و احسان در محيط خانواده ، از پاداش الهى برخوردار خواهند شد .

و إن تحسنوا و تتقوا فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً

جمله «فان اللّه . ..» در مقام تشويق به احسان و تقواست. و چون علم خدا به احسان و تقوا، معمولا تأثيرى براى انجام آن ندارد ; بنابراين بايد كنايه از پاداش دهى الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 10،11

10 - اعطاى بصيرت ويژه به تقواپيشگان و بخشش گناه آنان ، تفضلى از جانب خداست ، نه پاداش استحقاقى آنان .

يجعل لكم فرقانا . .. و اللّه ذوالفضل العظيم

11 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه را علاوه بر اعطاى بصيرت و بخشش گناهان ، از موهبت هاى ديگر نيز بهره مند خواهد كرد .

يجعل لكم فرقانا . .. و اللّه ذوالفضل العظيم

برداشت ف---وق مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «و ال--لّه . .. » مستانفه باشد نه بيانگر تعليل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 16

16- بهشت ، پاداش كردار و اعمال متقين

ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 63 - 4

4- بهشت ، پاداشى فراتر از اجر كردار متقيان ، است ; نه هم پايه آن .

نورث من عبادنا من كان تقيًّا

به مالى كه بدون رنج و سختى به كسى برسد «ارث» اطلاق مى گردد (مفردات راغب). اين تعبير براى بهشت در كنار تخصيص آن به «من كان تقيّاً» اشاره به اين دارد كه تا تقوا نباشد، ورود به بهشت ممكن نيست. از طرفى بهشت را سرمايه اى كه بدون تلاش به دست آمده معرفى كرده است تا بفهماند كه اين پاداش، با آن كردار، قابل قياس نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 5

5 - بهشت جاودان ، پاداش و سر انجام تقواپيشگان

جنّة الخلد التى وعد المتّقون كانت لهم جزاء و مصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 6

6 - اعطاى پاداش به تقواپيشگان ، جلوه اى از ربوبيت الهى

لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف من فوقها غرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 74 - 10،12

10 - بهشت ، پاداشى نيكو و شايسته براى تقواپيشگان

و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة زمرًا . .. فنعم أجر العملين

12 - بهشت ، پاداش و بهاى عمل و تلاش تقواپيشگان است كه آن را به بهانه نمى دهند .

نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء فنعم أجر العملين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 4

4 - همراهى اهل تقوا در بهشت با همسران دنيوى خويش ، پاداش الهى براى آنان

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 72 - 1

1 - بهشت با نعمت هاى فراوان و پايان ناپذير آن ، پاداش عملكرد پرهيزگاران

و تلك الجنّة الّتى أُورثتموها بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 1

1- بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش موعود الهى براى تقواپيشگان

الجنّة الّتى وعد المتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 36 - 10

10- پاداش الهى به مؤمنان متقى ، به گونه اى رايگان و نه در قبال درخواست مال از ايشان

يؤتكم أجوركم و لايسئلكم أمولكم

«لايسئلكم أموالكم» در رابطه با جمله «يؤتكم أجوركم» است و دفع دخل مقدّر مى كند; يعنى، خداوند در قبال پاداش هاى خود، چيزى جز ايمان و تقوا از شما انتظار ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 19 - 5

5 - بهرهورى متقين از نعمت هاى گواراى بهشت ، پاداش عملكرد نيك و مداوم خود آنان

كلوا و اشربوا هني-ًا بما كنتم تعملون

تعبير «كنتم تعلون»، ماضى استمرارى و دلالت بر مداومت پارسايان بر اعمال نيك دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 54 - 3

3 - باغ ها و نهر هاى بهشتى ، پاداش عملكرد خود متقين

و كلّ شىء فعلوه . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه نقش مؤثر عمل در پاداش و كيفر انسان بود، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 5 - 8

8 - كسانى كه تقوا پيشه كنند ، از اجر بزرگ الهى بهره مند خواهند شد .

و من يتّق اللّه . .. يعظم له أجرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 36 - 8

8 - پاداش و عطا هاى خداوند به بهشتيان ، داراى نظم و حسابى خاص و مناسب با درجات تقواى آنان است .

إنّ للمتّقين . .. عطاء حسابًا

چنانچه «حساب» به معناى اسم مفعول (محاسبه شده) باشد، مراد از جزاء حساب شده، جزائى است كه با ميزان اعمال تقواپيشگان مناسب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 6 - 4

4 - وجود زمينه بهره مندى از پاداش هاى نيكوى الهى ، براى سخاوتمندان و تقواپيشگان

من أعطى و اتّقى . و صدّق بالحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 4

4 - خداوند ، بر وعده خود درباره رساندن انفاق گرانِ باتقوا به فرجامى رضايت بخش ، سوگند ياد كرده است . *

و لسوف يرضى

«لام» در «لسوف»، لام قسم و يا لام ابتدا است; برداشت ياد شده، براساس احتمال اول است.

56- پاكى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 11،12

11 - تمجيد دربانان بهشت از خوبى ها و پاكدامنى تقواپيشگان ، در آستانه ورودآنان به بهشت

و قال لهم خزنتها. .. طبتم

12 - پاكدامنى و طهارت از گناه ، از اوصاف برجسته تقواپيشگان

طبتم

از اين كه دربانان بهشت در آستانه ورود تقواپيشگان تنها از پاكى و پاكدامنى آنان سخن مى گويند، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

57- پذيرايى اخروى از متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 43 - 1،3

1 - پذيرايى شدن تقواپيشگان در بهشت ، از خوردنى ها و نوشيدنى ها

كلوا و اشربوا

3 - تقواپيشگان در بهشت ، مورد ضيافت و تكريم و تجليل الهى اند .

كلوا و اشربوا هنيئًا

«هنيئاً» واژه اى است كه به در وقت اطعام به ميهمانان و براى تكريم به آنان گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 34 - 1،3

1 - تقواپيشگان در بهشت ، با جام لبريز از شراب پذيرايى خواهند شد .

و كاسًا دهاقًا

«كأس» به جامى گفته مى شود كه در آن «خمر» باشد. گاهى بر خود «خمر» نيز «كأس» اطلاق مى شود. «دهاق» كه در دو معناى متضاد (با فشار پر كردن ظرف و يا خالى كردن آن) كاربرد دارد، در اين آيه به معناى پركردن به صورت فشرده و متراكم است (لسان العرب). اين كلمه گرچه مصدر است; ولى چون وصف «كأساً» مى باشد، به معناى اسم مفعول آن (لبالب و پر شده) است.

3 - جام هايى پياپى از شراب ناب ، وسيله پذيرايى از تقواپيشگان در بهشت

و كأسًا دهاقًا

برخى گفته اند: «دهاقاً»; - از ريشه «دهق» (گره زدن پياپى) به معناى رساندن پياپى به نوشندگان است. برخى ديگر آن را به معناى خالص و صاف دانسته اند. (لسان العرب)

58- پذيرايى از متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 71 - 1

1 - پذيرايى خادمان بهشتى از پرهيزگاران ، با نوشيدنى هايى در جام هاى زرين

يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب

«صِحاف» (از ماده «صحف») به معناى گستردن و در اين جا به معناى ظرف هاى بزرگ و وسيع است. «أكواب» نيز به معناى ظرف هاى آب است كه دسته ندارند (منظور همان «جام» يا «قدح» است). گفتنى است كه در آيه شريفه حذفى صورت گرفته است; بدين صورت: «يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب من ذهب...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 24 - 1

1 - خدمت كاران جوان و زيبارو ، در طواف متقين بهشتى براى پذيرايى از آنان

و يطوف عليهم غلمان لهم

«غلام» (مفرد «غلمان») به نوجوانى گفته مى شود كه تازه پشت لبش سبز شده باشد.

59- پيروان نوح(ع) از متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 15

15- نوح ( ع ) و پيروان او ، از تقواپيشگان و بهره مند از فرجامى نيك

تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

60- پيروزى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 52 - 1

1 - خداترسان تقوا پيشه و اطاعت كنندگان از خدا و رسول ، حتماً ظفرمند و كامياب اند .

و من يطع اللّه و رسوله و يخش اللّه و يتّقه فأُولئك هم الفائزون

61- تأمين خواسته هاى اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 16 - 1،3،7

1 - متقين ، در جايگاه ابدى خويش در بهشت ، هر آنچه را كه بخواهند آماده است .

لهم فيها ما يشاءون خلدين

3 - تأمين تمامى خواسته هاى متقين در بهشت جاويدان ، وعده تخلف ناپذير و متعهدانه خداوند به آنان

لهم فيها ما يشاءون خلدين كان على ربّك وعدًا مسئولاً

7 - تحقق وعده الهى بر تأمين تمامى خواسته ها در بهشت جاويدان ، انتظار و توقع متقين از خداوند

لهم فيها ما يشاءون خلدين كان على ربّك وعدًا مسئولاً

«مسؤول»; يعنى، كسى كه مورد سؤال و مطالبه مستحقان و حق داران است و در آيه شريفه - به قرينه مقام - مقصود اين است كه متقين، مى توانند توقع و انتظار داشته باشند كه خداوند به وعده خود عمل كند.

62- تأمين خواسته هاى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 1،2،3،5

1 - تمامى خواسته هاى تقواپيشگان ، در پيشگاه الهى برآورده مى شود .

هم المتّقون . لهم ما يشاءون عند ربّهم

2 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى تقواپيشگان ، وعده خداوند به آنان

لهم ما يشاءون عند ربّهم

كلمه «عند» براى التزام و وعده به كار مى رود; مثل «لك عندى. ..» (براى تو پيش من چنين و چنان است).

3 - تمامى خواسته هاى تقواپيشگان به صرف اراده كردن و بدون اظهار كردن آنها ، از پيش آماده شده است .

لهم ما يشاءون عند ربّهم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه «مشيّت» به معناى خواستن و اراده كردن است و خداوند در وعده خود به بهشتيان، تنها به همين مشيت و اراده كردن آنان اكتفا كرده و فرموده است كه هر آنچه آنان بخواهند و اراده كنند، بدون هيچ اظهارى به آنان اعطا خواهد كرد.

5 - تأمين تمامى خواسته هاى تقواپيشگان در آخرت ، مقتضاى ربوبيت پروردگار است .

هم المتّقون . لهم ما يشاءون عند ربّهم

63- تأمين نيازهاى اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 32 - 2

2 - بهشت ، سراى ناز و نعمت ، همراه با تأمين تمام نيازمندى ها براى تقواپيشگان

حدائق و أعنبًا

تأمين انگور و باغ ميوه - با آن كه از نيازهاى ضرورى انسان نيستند - نشانگر آن است كه بهشتيان در مرحله نيازهاى اوليه، كمبودى ندارند و بايد از امور ديگرى - كه به تجمّلات و تشريفات زندگى مربوط مى شود - سخن گفت.

64- تبيين فرجام متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 29 - 4

4 - ترسيم فرجام نيك متقين و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان دين ، از وظايف رهبران الهى

فذكّر

ظاهراً موضوع تذكر، مطالبى است كه در آيات پيشين در مورد فرجام نيك مؤمنان و سرنوشت شوم كافران آمده است.

65- تجلى خدا بر متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 7

7 - تجلى فرمانروايى و اقتدار يگانه خداوند براى متقين ، در جايگاه جاودانه بهشت

فى مقعد صدق عند مليك مقتدر

66- تداوم انفاق متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 3

3 - سخاوت مندى و انفاق گرى مداوم ، از ويژگى هاى با تقواترين افراد است .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

تداوم، از مضارع بودن فعل «يؤتى» استفاده شده است.

67- تداوم دوستى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 2

2 - مودّت و دوستى تقواپيشگان ، پابرجا و مستحكم حتى در قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

68- تداوم سخاوت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 3

3 - سخاوت مندى و انفاق گرى مداوم ، از ويژگى هاى با تقواترين افراد است .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

تداوم، از مضارع بودن فعل «يؤتى» استفاده شده است.

69- تذكر سعادت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 20

20- ذكر فرجام شقاوت بار كافران و عاقبت سعادت آميز تقواپيشگان در كنار يكديگر ، از روش هاى تبليغى قرآن

الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم ... فادخلوا أبوب جهنّم ... فلبئس

70- تربيت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 4

4 - توان قرآن بر هدايت و تربيت انسان هاى پرهيزگار ، دليل و گواهى كافى بر اتقان و حقانيت آن است .

لاريب فيه هدًى للمتقين

«هدًى للمتقين» به منزله استدلال براى جمله «لاريب فيه» است.

71- ترس متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 19

19 - تقواپيشگان ، خداترسند .

انما يتقبل اللّه من المتقين . .. انى اخاف اللّه رب العلمين

خداوند، هابيل را از زمره تقواپيشگان شمرده و سپس او را به خداترسى توصيف نمود.

72- تشويق متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 11

11 - تشويق و ترغيب مؤمنان تقواپيشه به احسان از سوى خداوند

يعباد الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة

ياد كردن پاداش احسان پس از توصيه به تقواپيشگى، مى تواند براى تشويق و ترغيب تقواپيشگان به احسان باشد.

73- تضمين پاداش متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 36 - 6

6- پاداش مؤمنان تقواپيشه ، تضمين شده از سوى خداوند

و إن تؤمنوا و تتّقوا يؤتكم أجوركم

74- تعظيم متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 1

1- تقوا پيشگان در روز قيامت ، با اكرام و تجليل بر خداى رحمان وارد خواهند شد .

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا

«وفد» جمع يا اسم جمع است و به هيأت هايى گفته مى شود كه جهت ديدار يا كمك خواهى، به نزد دولتمردان مى روند (لسان العرب). توصيف متقين هنگام حضور در صحنه قيامت به «وفداً»، حكايت از ويژگى حضور آنان و احترام و موقعيت

خاصى دارد كه براى آنها در قيامت وجود خواهد داشت. اين كلمه ممكن است مصدر و بيانگر نوع محشور شدن متقين باشد.

75- تعقل در فرجام متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 1،2

1 - انسان ، وظيفه دار سنجش ميان فرجام تقواپيشگان و تكذيب كنندگان قيامت و دو زندگى بهشت و جهنم ، با تفكر در رهنمود هاى قرآن

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار فراخوانى مردمان به انديشه و مقايسه ميان فرجام كافران و تقواپيشگان

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

76- تعقل متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 1

1 - عبادت خالصانه خدا ، اجتناب از عبادت طاغوت ، توبه ، پيروى از بهترين سخن و خردورزى ، از اوصاف تقواپيشگان

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه . .. الذين يستمعون القول .

«الذين اتّقوا ربّهم» بيان تفصيلى براى آن دسته از افراد مؤمنى است كه در آيات قبل توصيف شده اند; يعنى، «الذين اجتنبوا الطاغوت. .. الذين يستمعون القول...».

77- تفضل به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 54 - 3

3 - برخوردار شدن تقواپيشگان از بهشت و نعمت هاى جاويدان آن ، براساس لطف و عنايت خدا به ايشان است ; نه به خاطر استحقاق و حق آنان بر خدا .

جنّ-ت عدن . .. هذا لرزقنا ما له من نفاد

تصريح بر خدادادى بودن بهشت و نعمت هاى آن - در حالى كه خدادادى بودن آن بر كسى پوشيده نيست - مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 57 - 1،2

1- بهرهورى متقين از نعمت هاى گسترده بهشت ، ناشى از فضل پروردگار است ; نه صرفاً استحقاق خود ايشان .

فضلاً من ربّك

2- نقش پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برخوردارى تقواپيشگان از فضل و بخشش الهى *

فضلاً من ربّك

تعبير «ربّك» - به جاى «ربّهم» - مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در رسيدن فضل الهى به بهشتيان مؤثر بوده است.

78- تقرب متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 33 - 6

6 - تقواپيشگان ، داراى قرب و منزلت ويژه در پيشگاه خداوند

أُولئك هم المتّقون

«أُولئك» براى اشاره به افراد و اشخاص دور دست وضع شده است. استعمال آن در مورد تقواپيشگان، براى بيان عظمت و بلندمرتبگى آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 35 - 6

6 - مؤمنان تقواپيشه ، بهره مند از فيض حضور الهى در سراى جاودان *

عند ربّك للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 1

1 - متقين ، برخوردار از جايگاهى والا و زوال ناپذير ، در پيشگاه خداوند

فى مقعد صدق عند مليك مقتدر

راستين بودن جايگاه پرهيزكاران، ممكن است در مقام نوعى مقايسه ميان مقامات دنيوى - كه ناپايدار و اعتبارى است - با درجات آخرت - كه پايدار و جاويدانى است - باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 34 - 2

2 - تقواپيشگان ، داراى منزلت و جايگاهى رفيع در پيشگاه خداوند

إنّ للمتّقين عند ربّهم

مطلب ياد شده، از آمدن قيد «عند ربّهم» استفاده مى شود.

79- تقويت روحيه متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 15

15 - تقويت روحيه متقين از جانب خدا ، براى جنگ و مقابله به مثل با مشركان

و اعلموا أن اللّه مع المتقين

80- تكذيب متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 35 - 8،9

8 - تقواپيشگان در دنيا ، مواجه با تكذيب گفته هاى خويش و در رنج از برخورد تكذيب گران

لايسمعون فيها . .. كذّابًا

9 - دروغ گويى و تكذيب گفتار تقواپيشگان ، خصلت هايى ناروا و مذموم است .

و لا كذّابًا

پاكيزه خواندن فضاى بهشت از كذب و تكذيب، نشانگر منفور بودن آن در پيشگاه خداوند است.

81- تكريم اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 43 - 3

3 - تقواپيشگان در بهشت ، مورد ضيافت و تكريم و تجليل الهى اند .

كلوا و اشربوا هنيئًا

«هنيئاً» واژه اى است كه به در وقت اطعام به ميهمانان و براى تكريم به آنان گفته مى شود.

82- تكريم متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 31 - 4

4 - « متقين » ، مورد اجلال و تكريم الهى در قيامت

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

تعبير «أزلفت» و اين كه بهشت به متقين نزديك مى شود و آنان حتى زحمت حركت به سوى بهشت را احساس نمى كنند; كرامت و ارجمندى آنان را نزد خداوند مى رساند.

83- تنزيه متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 20

20- تقواپيشگان ، منزه از روحيه تكبر

فلبئس مثوى المتكبّرين . .. و لنعم دار المتّقين

از اينكه در برابر گروه متكبر - كه جايگاه بدى براى آنان برشمرده شده - متقين را مطرح مى كند و براى آنان جايگاهى خوب معرفى مى نمايد، استفاده مى شود كه متقين از صفت تكبر مبرّايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 3،4

3- تقواپيشگان ، انسانهايى پاك و مبرّاى از جهالت و فسق

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين

واژه «طيّب» وقتى به انسان نسبت داده شود، به معناى دور بودن او از آلودگى، جهل، فسق و كارهاى زشت است.

4- تقواپيشگان ، به هنگام قبض روح از هرگونه ظلم به نفس به دورند .

المتّقين . .. الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين

به قرينه مقابله با آيه «الكافرين . الذين تتوفّيهم الملائكة ظالمى أنفسهم» احتمال دارد مراد از طيب (پاكى) به دور بودن از ظلم به نفس باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 6

6 - انسان هاى متقى و خدا ترس ، مبرا از خوى برترى طلبى و فسادانگيزى

للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لافسادًا و العقبة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 51 - 4

4- ساحت تقواپيشگان ، به دور از گناه و ترديد در معاد و حقايق اخروى

إنّ هذا ما كنتم به تمترون . إنّ المتّقين

از مقابله ميان متقين و گروه پيشين - كه با وصف «الأثيم» و «كنتم به تمترون» ياد شده اند - مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 10

10 - تقواپيشگان ، مبرّا از ظلم و دوستى با ظالمان

و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض و اللّه ولىّ المتّقين

از اين كه «المتقين» در مقابل «الظالمين» قرار گرفته، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

84- توبه متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 1

1 - ياد خدا و طلب آمرزش ( توبه ) شيوه پارسايان ، در صورت ارتكاب كارى ناشايست ( زنا يا مطلق گناه كبيره ) و يا ستم بر خويش

اعدّت للمتّقين . .. و الّذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا اللّه فاستغفر

برخى گفته اند مراد از «فاحشة»، زنا و مقصود از ظلم در اين آيه، ساير گناهان - چه صغيره و چه كبيره - است. برخى ديگر گفته اند كه مراد از «فاحشة»، گناهان كبيره و مقصود از ظلم، گناهان صغيره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 1

1 - عبادت خالصانه خدا ، اجتناب از عبادت طاغوت ، توبه ، پيروى از بهترين سخن و خردورزى ، از اوصاف تقواپيشگان

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه . .. الذين يستمعون القول .

«الذين اتّقوا ربّهم» بيان تفصيلى براى آن دسته از افراد مؤمنى است كه در آيات قبل توصيف شده اند; يعنى، «الذين اجتنبوا الطاغوت. .. الذين يستمعون القول...».

85- تهجد متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 1،7

1 - صبر و راستى در گفتار ، خضوع در برابر خداوند ، انفاق و استغفار در سحرگاهان ، از صفات متّقين

للّذين اتّقوا . .. الصابرين ... بالاسحار

آيه فوق (الصابرين و الصادقين . .. )، بيان و توضيح ديگرى براى «للّذين اتقوا» است.

7 - دوام سحرخيزى ، از شيوه هاى تقواپيشگان

للّذين اتّقوا . .. و المستغفرين بالاسحار

كلمه «الاسحار»، جمع و داراى الف و لام استغراق است و بر اين معنا دلالت مى كند كه تقواپيشگان، در تمامى سحرها استغفار مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 17 - 7

7 - « محمدبن مسلم قال سمعت أباعبداللّه ( ع ) . . .و سألته عن قول اللّه عزّوجلّ « كانوا قليلاً من الليل ما يهجعون » قال كان أقلّ الليالى تفوتهم لايقومون فيها . . . ;

محمدبن مسلم مى گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ كه فرموده «كانوا قليلاً من الليل ما يهجعون» پرسيدم، فرمود: كمترين شبى بر آنان مى گذشت كه از دست آنان برود و موفق به قيام و تهجد نشوند. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 2

2 - اهل تقوا و احسان ، همراه با تهجد و عبادت ، داراى خدمات اجتماعى و انفاق مالى اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

86- تهديد مكذبان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 13 - 4

4 - تكذيب كنندگان تعاليم هدايت گر دين و دستورات تقواپيشگىِ آن ، طغيان گر و مورد تهديد الهى اند .

ليطغى . .. أرءيت إن كذّب و تولّى

سياق آيات، بر تهديد دلالت دارد.

87- جاودانگى متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 7

7 - تجلى فرمانروايى و اقتدار يگانه خداوند براى متقين ، در جايگاه جاودانه بهشت

فى مقعد صدق عند مليك مقتدر

88- جايگاه متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 74 - 2،7

2 - بهشت جاودانه ، وعده الهى به تقواپيشگان

صدقنا وعده

7 - تقواپيشگان ، در انتخاب جايگاه و منزل خود در بهشت آزاد خواهند بود .

و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء

«تَبَوّأ» (مصدر «نتبوّأ») به معناى سكنى و منزل گرفتن است.

89- حاكميت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 10،13،15

10 - حاكميت بر زمين ، سرانجام از آن تقواپيشگان است .

و العقبة للمتقين

«عاقبة» به معناى سرانجام است و «ال» در آن مى تواند جانشين مضاف إليه باشد كه به قرينه «إن الأرض للّه يورثها . .. » آن مضاف إليه «ارث الأرض» است. يعنى: عاقبة ارث الأرض للمتقين.

13 - موسى ( ع ) خواهان حاكميت يافتن تقواپيشگان شد .

استعينوا . .. و العقبة للمتقين

15 - مالكيت خدا بر زمين ، نفوذ مشيت او بر حاكمان آن و سير تحولات جوامع بشرى به سوى حاكميت تقواپيشگان ، از تعاليم موسى ( ع ) به قوم خويش

قال موسى . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده و العقبة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 15

15 - خداوند با رساندن تقواپيشگان به حكومت ، آنان را آزمايش خواهد كرد .

و العقبة للمتقين . .. فينظر كيف تعملون

90- حامى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 8

8 - خداوند ، سرپرست و حامى تقواپيشگان

و اللّه ولىّ المتّقين

91- حتميت پاداش متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 9،10

9- حفظ عزت بنيامين و درمانده و خوار نگشتن او به مانند ديگر برادرانش ، نشانه ضايع نشدن پاداش تقواپيشگان صبور و نيكوكار است .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

10- اقتدار و عزت يوسف ( ع ) نشانه اى روشن بر ضايع نشدن پاداش تقواپيشگان صبور و نيكوكار است .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

92- حتميت نجات متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 17 - 3

3 - وعده رهايى تقواپيشگان از آتش دوزخ ، حتمى و تخلّف ناپذير است .

سيجنّبها الأتقى

حرف «سين» براى تأكيد بر وعده است.

93- حسابرسى اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 1

1 - تقواپيشگان ، پس از حسابرسى اعمالشان ، دسته دسته و گروه گروه به سوى بهشت هدايت خواهند شد .

و وضع الكتب . .. و قضى بينهم بالحقّ ... و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة

94- حسن پيشينه متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 16 - 4

4 - پيشينه درخشان تقواپيشگان و پايبندى آنان بر نيكى و احسان ، مايه دستيابى آنان به بهشت و هداياى پروردگار

ءاخذين ما ءاتيهم . .. إنّهم كانوا قبل ذلك محسنين

95- حسن فرجام متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 16،17

16- فرجام نيك ، از آنِ تقواپيشگان است .

إن العقبة للمتقين

17- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروان او ، از تقوا پيشگانند و فرجام نيك از آنِ ايشان است .

فاصبر إن العقبة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 19

19 - فرجام نيك ، از آنِ تقواپيشگان است .

والعقبة للتّقوى

گفتن «التقوى» و اراده «أهل التقوى»، براى مبالغه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 7

7 - عاقبت نيك ، ويژه تقواپيشگان است .

و العقبة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 8

8 - تقواپيشگان ، برخوردار از فرجامى نيك

و إنّ للمتّقين لحسن مئاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 19

19- فرجام نيك متقين بهشتى ، غيرقابل قياس با فرجام سخت دوزخيان

مثل الجنّة الّتى وعد المتّقون . .. كمن هو خلد فى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 17 - 6

6 - مقايسه فرجام نيك تقواپيشگان با سرنوشت شوم كافران ، شيوه بهينه هدايت خلق

اصلوها . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم

از اين كه خداوند در هدايت خلق، به ترسيم هر دو فرجام پرداخته است; مطلب بالا برداشت مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 29 - 4

4 - ترسيم فرجام نيك متقين و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان دين ، از وظايف رهبران الهى

فذكّر

ظاهراً موضوع تذكر، مطالبى است كه در آيات پيشين در مورد فرجام نيك مؤمنان و سرنوشت شوم كافران آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 1

1 - انفاق گران باتقوا و مخلص ، آينده اى سرشار از رضايت خاطر خواهند داشت .

و لسوف يرضى

96- حشر متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 1،7

1- تقوا پيشگان در روز قيامت ، با اكرام و تجليل بر خداى رحمان وارد خواهند شد .

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا

«وفد» جمع يا اسم جمع است و به هيأت هايى گفته مى شود كه جهت ديدار يا كمك خواهى، به نزد دولتمردان مى روند (لسان العرب). توصيف متقين هنگام حضور در صحنه قيامت به «وفداً»، حكايت از ويژگى حضور آنان و احترام و موقعيت خاصى دارد كه براى آنها در قيامت وجود خواهد داشت. اين كلمه ممكن است مصدر و بيانگر نوع محشور شدن متقين باشد.

7- برانگيختن تقواپيشگان در قيامت - با اكرام و احترام ويژه - نمودى از رحمانيت خداوند و عزّت بخشى او است .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً ليكونوا لهم عزًّا. .. يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن

97- حمايت از متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 13

13 - خداوند ، پشتيبان تقواپيشگان است .

و اعلموا أن اللّه مع المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 128 - 9

9- توجه به حمايت خدا از تقواپيشگان و نيكوكاران ، مانع از قرار گرفتن آنان در تنگناى روحى است .

و لاتك فى ضيق ممّا يمكرون . إن الله مع الذين اتّقوا و الذين هم محسنون

98- حيات اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 29

29 - آخرت براى پرهيزگاران بهتر از دنياست .

و الاخرة خير لمن اتّقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 56 - 3

3- راه نداشتن مرگ در بهشت ، نمودى از امنيت عام و فراگير حيات اخروى تقواپيشگان

فى مقام أمين . .. فكهة ءامنين . لايذوقون فيها الموت

ارتباط اين آيه با «مقام أمين» در آيات پيشين و «آمنين» در آيه قبل، گوياى برداشت ياد شده است.

99- حيات جاودان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 16 - 8

8 - متقين ، مردمانى دور انديش و در پى حيات جاودانه

أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون . .. لهم فيها ما يشاءون خلدين كان على ربّك وعدً

100- حيات دنيوى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 29

29 - آخرت براى پرهيزگاران بهتر از دنياست .

و الاخرة خير لمن اتّقى

101- خانواده متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 4

4 - اهتمام تقواپيشگان به سعادت اخروى خانواده خويش و خير خواهى شديد نسبت به آنان

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

102- خداجويى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 33 - 6

6 - تقواپيشگان و ره جويان به بهشت ، داراى قلبى خداجو و تائب

و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. و جاء بقلب منيب

103- خدمتكاران اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 71 - 6

6 - مأموران الهى ، خدمت گذاران اهل تقوا و همسران آنان در بهشت

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم . .. يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) به قرينه آيه قبلى مى توان استفاده كرد كه مرجع ضمير «عليهم» پرهيزگاران و همسران آنانند. ب) از صيغه مجهول «يُطاف» مى توان استفاده كرد كه خدمت گذاران بهشتيان، مأموران الهى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 24 - 2،4

2 - خدمت كاران زيباروى تقواپيشگان ، موجوداتى بهشتى

غلمان لهم

نكره آمدن «غلمان» مى رساند كه اين خدمتكاران، مخلوقاتى بهشتى اند و نه از نوع خدمت كاران دنيوى متقين; و گرنه بايد «غلمانهم» گفته مى شد.

4 - خدمت نوجوانان زيباروى بهشتى ، براى تقواپيشگان از سرشوق و پروانهوار

و يطوف عليهم غلمان لهم

تعبير «يطوف»، حركت پروانهوار و مشتقانه را افاده مى كند.

104- خدمتكاران متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 24 - 2

2 - خدمت كاران زيباروى تقواپيشگان ، موجوداتى بهشتى

غلمان لهم

نكره آمدن «غلمان» مى رساند كه اين خدمتكاران، مخلوقاتى بهشتى اند و نه از نوع خدمت كاران دنيوى متقين; و گرنه بايد «غلمانهم» گفته مى شد.

105- خدمتكارى اخروى همسران متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 71 - 6

6 - مأموران الهى ، خدمت گذاران اهل تقوا و همسران آنان در بهشت

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم . .. يطاف عليهم بصحاف من ذهب و أكواب

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) به قرينه آيه قبلى مى توان استفاده كرد كه مرجع ضمير «عليهم» پرهيزگاران و همسران آنانند. ب) از صيغه مجهول «يُطاف» مى توان استفاده كرد كه خدمت گذاران بهشتيان، مأموران الهى اند.

106- خشيت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 49 - 1،2

1- خشيت و خداترسى ، در خلوت و دور از منظر مردمان ، از ويژگى هاى تقواپيشگان است .

و ذكرًا للمتّقين . الذين يخشون ربّهم بالغيب

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «بالغيب» حال براى فاعل «يخشون» باشد.

2- تقواپيشگان ، از پروردگار خويش با آن كه غايب و نهان از انظار آنان است ، همواره در خشيت و خوف به سرمى برند .

و ذكرًا للمتّقين . الذين يخشون ربّهم بالغيب

برداشت ياد شده بر اساس اين احتمال است كه «بالغيب» حال براى مفعول «يخشون» باشد (ربّهم); يعنى، در حالى كه خداوند دور از انظار تقواپيشگان است، آنان از او مى ترسند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 33 - 2

2 - متقين ، در عين اعتقاد به رحمانيت خداوند ، بيمناك از مخالفت با او *

من خشى الرحمن بالغيب

از اين كه وصف «الرحمان» مفعول «خشى» قرار گرفته است، مى توان به مطلب فوق ره برد; زيرا در نظر ابتدايى، وصف «منتقم،قهار و. ..» متناسب با خشيت است و اين كه وصف «رحمت» به كار گرفته شده است، مى رساند كه رجاى متقين آنان را به گناه نمى كشاند.

107- خضوع متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 1

1 - صبر و راستى در گفتار ، خضوع در برابر خداوند ، انفاق و استغفار در سحرگاهان ، از صفات متّقين

للّذين اتّقوا . .. الصابرين ... بالاسحار

آيه فوق (الصابرين و الصادقين . .. )، بيان و توضيح ديگرى براى «للّذين اتقوا» است.

108- خواسته هاى اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 51 - 3

3 - تقواپيشگان در باغ هاى بهشتى ، خواستار ميوه ها و نوشيدنى هاى بسيار عالى ، متنوع و گوناگون

يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب

مقصود از كثرت ميوه ها و نوشيدنى ها، تنوع آنها است و تنكير «فاكهة» و «شراب» براى تفخيم مى باشد; يعنى، ميوه هاى عالى و نفيس.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 55 - 1

1- تقواپيشگان بهشتى ، برخوردار از هرگونه ميوه مورد تمايل خويش

يدعون فيها بكلّ فكهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 22 - 1

1 - بهره مندى تقواپيشگان ، از ميوه ها و گوشت هاى مورد تمايل خويش در بهشت ، علاوه بر نعمت هاى سرشار ديگر

فى جنّ-ت و نعيم . .. و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون

109- خيرخواهى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 4

4 - اهتمام تقواپيشگان به سعادت اخروى خانواده خويش و خير خواهى شديد نسبت به آنان

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

110- درخواست رهبرى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 16،22

16 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار در دست داشتن اداره جامعه متقين و مردم تقوا پيشه اند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه مقصود از «امام» امامت و پيشوايى سياسى و اجتماعى باشد.

22 - جمله « و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزواجنا و ذرّيّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إماماً » متن دعاى هميشگى بندگان خالص خدا

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم

آمدن آيه شريفه در قالب جمله اسميه و نيز فعل مضارع «يقولون» حاكى از استمرار و هميشگى بودن آن دعا است.

111- دشنام به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 35 - 2

2 - تقواپيشگان در دنيا ، گرفتار سخنان زشت و ياوه سرايى هاى مخالفان

لايسمعون فيها لغوًا

مژده به نبود بعضى از زشتى ها در بهشت - با توجّه به بى شمار بودن آنچه بهشت عارى از آن است - بيانگر اين مطلب است كه بهشتيان در دنيا، با اين امور ناخوشايند مواجه و از آن در رنج خواهند بود.

112- دعاى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 16 - 1،2

1 - اقرار به ايمان و دعاى مستمر تقواپيشگان به درگاه خداوند

للّذين اتقوا . .. الّذين يقولون ربّنا

استمرار، از فعل مضارع «يقولون» برداشت شده است. و «الذين يقولون»، بيان ويژگيهاى «الذين اتقوا» است.

2 - تقوا پيشگان ، همواره خواستار بخشايش گناهان خويش از خدا و مصونيّت از عذاب دوزخند .

للّذين اتقوا . .. فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

«الذين يقولون»، بيان ويژگيهاى «الذين اتقوا» است.

113- دعوت از متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 1

1- دعوت از تقواپيشگان براى ورود به بهشت ، همراه با سلامت و امنيت كامل و به دور از هرگونه رنج ، درد ، ناخوشى و ناامنى است .

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون

«باء» در «بسلام» در معناى «مصاحبت» به كار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 13

13- دعوت فرشتگان از تقواپيشگان به هنگام قبض روح آنان ، براى ورود به بهشت

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون ... ادخلوا الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 13

13 - دعوت دربانان بهشت از تقواپيشگان براى ورود به آن

قال لهم خزنتها . .. فادخلوها خلدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 3

3 - دعوت خداوند از تقواپيشگان ، براى ورود آنان همراه با همسرانشان به بهشت

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 19 - 1

1 - تقواپيشگان ، مورد تكريم و دعوت الهى براى بهرهورى آزاد از نعمت هاى بهشتى

كلوا و اشربوا

114- دعوت از همسران متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 3

3 - دعوت خداوند از تقواپيشگان ، براى ورود آنان همراه با همسرانشان به بهشت

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم

115- دورانديشى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 16 - 8

8 - متقين ، مردمانى دور انديش و در پى حيات جاودانه

أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون . .. لهم فيها ما يشاءون خلدين كان على ربّك وعدً

116- دوستان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 2

2 - مودّت و دوستى تقواپيشگان ، پابرجا و مستحكم حتى در قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

117- دوستى متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 47 - 2

2- متقين در بهشت ، داراى روابط صميمانه و به دور از هرگونه ناخالصى اند .

ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

«غلّ» در لغت به معناى غش و ناخالصى آمده است.

118- ذاكريت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 28 - 3

3 - تقواپيشگان ، هماره به ياد خدا و ملتجى به او در زندگى خويش

إنّا كنّا من قبل ندعوه

تعبير «كنّا. .. ندعوه» استمرار دعا و التجا را افاده مى كند.

119- ذكر پيروزى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 13

13- توجه و باور به پيروزى اهل تقوا ، زمينه ساز پيشه ساختن صبر و مقاومت در برابر مشكلات راه تقوا و ايمان

فاصبر إن العقبة للمتقين

120- رستگارى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 5 - 2

2 - تنها تقوا پيشگان رستگارند .

هدًى للمتقين . .. و أولئك هم المفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 2

2 - تقواپيشگان ، مردمى رستگار و كامياب اند .

و ينجّى اللّه الذين اتّقوا بمفازتهم

«مفازة» (مصدر ميمى از «فوز») به معناى فلاح (رستگارى و كاميابى) است. «با» در «بمفازتهم» براى ملابست است; يعنى، خداوند تقواپيشگان را همراه با كاميابى شان، از عذاب نجات خواهد داد.

121- رضايت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 16 - 1

1 - تقواپيشگان بهشتى ، دريافت كنندگان عطاياى پروردگار با رغبت و رضا

ءاخذين ما ءاتيهم ربّهم

واژه «أخذ» در مورد بهشتيان است و به قرينه موضوع مى رساند كه آنان با اشتياق هداياى الهى را مى پذيرند; برخلاف كافران كه در قيامت با ناراحتى و به قهر عذاب الهى را مى چشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 1

1 - انفاق گران باتقوا و مخلص ، آينده اى سرشار از رضايت خاطر خواهند داشت .

و لسوف يرضى

122- رفع اندوه متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 6

6 - تقواپيشگان ، به هيچ حزن و اندوهى در قيامت گرفتار نخواهند شد .

الذين اتّقوا. .. و لا هم يحزنون

123- رنجهاى دنيوى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 35 - 8

8 - تقواپيشگان در دنيا ، مواجه با تكذيب گفته هاى خويش و در رنج از برخورد تكذيب گران

لايسمعون فيها . .. كذّابًا

124- روابط متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 47 - 2

2- متقين در بهشت ، داراى روابط صميمانه و به دور از هرگونه ناخالصى اند .

ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

«غلّ» در لغت به معناى غش و ناخالصى آمده است.

125- رهبرى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 25

25 - زيد شحام مى گويد : از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مى فرمود : « ان اللّه تبارك و تعالى اتخذ ابراهيم عبداً قبل ان يتخذه نبياً و ان اللّه اتخذه نبياً قبل ان يتخذه رسولا و ان اللّه يتخذه رسولا قبل ان يتخذه خليلا و ان اللّه اتخذه خليلا قبل ان يجعله اماماً فلما جمع له الاشياء قال : « إنى جاعلك للناس إماماً » قال : فمن عظم ها فى عين ابراهيم « قال و من ذريتى قال لاينال عهدى الظالمين » قال : لايكون السفيه امام التقى ;

خداوند تبارك و تعالى ابراهيم(ع) را عبد خود قرار داد قبل از اينكه او را نبى قرار دهد، و او را نبى قرار داد قبل از اينكه او را رسول قرار دهد، و او را رسول قرار داد قبل از اينكه او را خليل قرار دهد، و خداوند او را خليل قرار داد قبل از اينكه او را امام قرار دهد. پس آن گاه كه اين مقامات (عبوديت، نبوت، رسالت و خلّت) در او جمع شد، فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار مى دهم» امام صادق(ع) فرمودند: سپس اين مقام در نظر ابراهيم بزرگ جلوه كرد و گفت: آيا از دودمان من نيز امام خواهند شد؟ خداوند فرمود: عهد (امامت) من به ستمگران نمى رسد; يعنى، انسان سفيه و نادان پيشواى انسان پرهيزگار نمى شود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 13

13 - بندگان خالص خدا ، از خداوند مى خواهند كه خود و همسر و فرزندانشان ، الگو و مقتداى مردم تقواپيشه باشند .

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

126- زمينه بهشت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 16 - 4

4 - پيشينه درخشان تقواپيشگان و پايبندى آنان بر نيكى و احسان ، مايه دستيابى آنان به بهشت و هداياى پروردگار

ءاخذين ما ءاتيهم . .. إنّهم كانوا قبل ذلك محسنين

127- زمينه پاداش اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 36 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فراهم آورنده زمينه دستيابى تقواپيشگان به پاداش هاى آخرت

ربّك

خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در «ربّك»، گوياى آن است كه آن حضرت در رسيدن متقين به بهشت و نعمت هاى آن، نقش اساسى داشته است.

128- زمينه تكامل متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 12

12 - پاداش انفاق گرانِ باتقوا ، مايه رشد و كمال آنان و برخاسته از ربوبيت و مقام والاى خداوند است .

ربّه الأعلى

129- زمينه عمل صالح متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 1

1 - خداوند ، اهل سخاوت و تقوا و تصديق كنندگان پاداش هاى موعود را ، براى انجام دادن كار هاى خير ، آماده و توانا مى سازد .

فسنيسّره لليسرى

فعل «يسّر»; يعنى، آسان ساخت (قاموس) و توفيق داد (صحاح). «يسرى» وصف براى موصوف محذوفى از قبيل «الطريقة»، «الشريعة» و يا نظاير آن و به معناى سهل تر و آسان تر است. تغيير عبارت از «سنيسّر له اليسرى» به «سنيسّره لليسرى» بيانگر آن است كه خداوند، وعده ايجاد تحولاتى را در درون شخص مى دهد تا با سهولت، پذيراى آسان ترين شريعت ها گردد.

130- زمينه نجات متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 17 - 2

2 - امداد هاى ويژه الهى ، مايه دور ماندن اهل تقوا از آتش دوزخ است .

و سيجنّبها

فعل «يُجنّب» گرچه مجهول است، ولى به قرينه «إلاّ ابتغاء وجه ربّه» در آيات بعد، اين موهبت را خداوند در اختيار آنان مى گذارد.

131- سپاسگزارى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 74 - 1

1 - سپاس گزارى تقواپيشگان از خداوند ، به خاطر وفا كردن به وعده هاى خود درباره آنان

و قالوا الحمد للّه الذى صدقنا وعده

132- سرنوشت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 44 - 5

5 - تقواپيشگان ، از محسنان و داراى يك سرنوشت اند .

إنّ المتّقين فى ظلل و عيون . .. هنيئًا بما كنتم تعملون . إنّا كذلك نجزى المحسني

133- سرور اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 8،9

8 - پرهيزگاران با چهره اى سرشار از شادى و سرور ، وارد بهشت مى شوند .

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم تحبرون

«حبر» (مصدر «تحبرون») به معناى شادمان شدن و سرورى است كه اثر آن در چهره نمايان گردد.

9 - راه يابى تقواپيشگان به بهشت ، همراه با همسران دنيايى خود ، مايه شادمانى عميق آنان

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم تحبرون

بنابراين كه شادمانى بهشتيان به واسطه آن باشد كه در بهشت نيز با همسرشان همدم خواهند بود; برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 1

1 - رهنمون شدن متقين در قيامت ، به سوى بهشت همراه با تكريم و درود و شادمانى

و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. ادخلوها بسلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 1

1 - شادمانى تقواپيشگان در بهشت ، از عطاياى پروردگار به آنان

فكهين بما ءاتيهم ربّهم

«فاكه» (از مصدر «فكاهه») به معناى شادمان است.

134- سعادت اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 31 - 9

9- نيل به سعادت اخروى ، جاى گرفتن در بهشت و برآورده شدن تمامى خواسته ها در آن ، پاداش خداوند به تقواپيشگان

و لنعم دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون كذلك يجزى الله المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 31 - 1

1 - تقواپيشگان در آخرت ، اهل بهشت ، سعادتمند و رهيده از عذاب اند .

إنّ للمتّقين مفازًا

«مفاز» (مانند «فوز» و «مفازة») مصدر و به معناى دستيابى به خير و رهايى از شرّ است (لسان العرب). هم چنين ممكن

است اسم مكان و كنايه از بهشت نيز باشد كه مكان رستگارى و سعادت است. آيات بعد - كه بيان «مفازاً» است و از بوستان ها و ديگر لذت هاى بهشتى سخن مى گويد - اين احتمال را تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 32 - 3

3 - برخوردارى تقواپيشگان از باغ ها و ميوه جات بهشت و موهبت هاى مادى جهان آخرت نمونه اى از سعادتمندى آنها است .

مفازًا . حدائق و أعنبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 33 - 5

5 - لذت هاى جنسى تقواپيشگان در بهشت ، گوشه اى از سعادتمندى آنها است .

مفازًا . .. و كواعب أترابًا

135- سعادت طلبى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 4

4 - اهتمام تقواپيشگان به سعادت اخروى خانواده خويش و خير خواهى شديد نسبت به آنان

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

136- سعادت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 22،27

22 - جهان آخرت ، جهانى سراسر خير و سعادت براى تقواپيشگان است .

و الدار الأخرة خير للذين يتقون

27 - باور به پايدارى نعمت هاى آخرت و سعادت آفرينى آن براى اهل تقوا ، باورى خردمندانه و انديشه اى صحيح است .

و الدار الأخرة خير للذين يتقون أفلا تعقلون

137- سلام اخروى بر متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 1

1 - رهنمون شدن متقين در قيامت ، به سوى بهشت همراه با تكريم و درود و شادمانى

و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. ادخلوها بسلم

138- سلام بر متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 9

9 - سلام و خوش آمدگويى دربانان بهشت به تقواپيشگان ، هنگام ورود آنان

و قال لهم خزنتها سلم عليكم

139- سلام به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 8،10

8- ملائكه به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، بر آنان درود و سلام مى فرستند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم

10- فرشتگان ، به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، حامل پيام سلامتى و خوشحالى براى آنانند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم ادخلوا الجنّة

140- سلام به متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 3

3- متقين با سلام و خوشامدگويى ، وارد بهشت مى شوند .

ادخلوها بسلم ءامنين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مقصود از «سلام» همان سلام و درود گفتن متعارف باشد كه جزء فرهنگ مسلمانان است.

141- سلامت متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 1

1- دعوت از تقواپيشگان براى ورود به بهشت ، همراه با سلامت و امنيت كامل و به دور از هرگونه رنج ، درد ، ناخوشى و ناامنى است .

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون

«باء» در «بسلام» در معناى «مصاحبت» به كار رفته است.

142- سلامتى اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 11

11- متقين ، پس از مرگ پيوسته در آسايش و سلامتى اند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم

143- سوارى متقين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 9

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 7

7- حضور تقواپيشگان در صحنه قيامت به صورت سواره ، و رانده شدن گنه پيشگان به سوى جهنم با پاى پياده خواهد بود .

نحشر المتّقين . .. و فدًا . و نسوق المجرمين ... وردًا

برخى از لغت دانان «وفد» را سوارانى ارجمند و «ورد» را پيادگانى تشنه كام معنا كرده اند (لسان العرب).

144- سهولت ورود متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 2

2 - نبودن كم ترين سختى و ملالت براى تقواپيشگان ، در انتقال از صحنه قيامت به باغ هاى بهشت

ادخلوها بسلم

145- شفاعت اخروى از متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 51 - 5

5- تقواپيشگان ، برخوردار از رحمت الهى و شفاعت شفيعان در قيامت

و لا هم ينصرون . .. إلاّ من رحم اللّه ... إنّ المتّقين فى مقام أمين

در آيات پيشين، محرومان و نيز برخورداران از شفاعت، نخست به اجمال ياد شده اند. سپس «إنّ شجرت الزقّوم...» به تفصيل

در باره محرومان از شفاعت سخن گفته و «إنّ المتّقين...» توضيحى در باره برخورداران از رحمت و شفاعت است.

146- شكرگزارى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 27 - 7

7 - سپاس گزارى متقين از خداوند ، به خاطر رهايى شان از عذاب باد هاى سوزان و كشنده دوزخ

فمنّ اللّه علينا و وقينا عذاب السموم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 14

14 - تقواپيشگان ، با انفاق كردن اموال خود ، نعمت علاقه مندى به لطف خدا را پاس داشته ، از آن قدردانى مى كنند .

و ما لأحد عنده من نعمة تجزى . إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى

147- شيطان و متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 3

3 - تقواپيشگان به هنگام احساس وسوسه گرى هاى شيطان با يادآورى فرمان خدا ( استعاذه ) به وى پناه مى برند و با بصيرت و آگاهى از دام شيطان مى رهند .

إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون

در برداشت فوق، به قرينه «فاستعذ باللّه» در آيه قبل، متعلق «تذكروا» لزوم استعاذه گرفته شده است.

148- صبر متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 1

1 - صبر و راستى در گفتار ، خضوع در برابر خداوند ، انفاق و استغفار در سحرگاهان ، از صفات متّقين

للّذين اتّقوا . .. الصابرين ... بالاسحار

آيه فوق (الصابرين و الصادقين . .. )، بيان و توضيح ديگرى براى «للّذين اتقوا» است.

149- صداقت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 1

1 - صبر و راستى در گفتار ، خضوع در برابر خداوند ، انفاق و استغفار در سحرگاهان ، از صفات متّقين

للّذين اتّقوا . .. الصابرين ... بالاسحار

آيه فوق (الصابرين و الصادقين . .. )، بيان و توضيح ديگرى براى «للّذين اتقوا» است.

150- صفات متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 1

1 - ايمان به غيب ( خدا و . . . ) ، اقامه نماز و انفاق از صفات اهل تقواست .

هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... ينفقون

«غيب» به معناى پنهان و ناپيداست و چون ايمان به آن ارزشهاى دينى شمرده شده، مقصود از «غيب» هر پنهان و نهانى نيست، بلكه مراد از آن، به مناسبت فرازهاى بعد، خدا و فرشتگان و مانند آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 4 - 1،2،5

1 - ايمان به قرآن و معارف و احكام نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از صفات متقين است .

هدًى للمتقين . .. الذين يؤمنون بما انزل إليك

2 - تقوا پيشگان ، مؤمن به كتاب هاى آسمانىِ اديان گذشته و معارف و احكام آنها

و الذين يؤمنون بما انزل إليك و ما انزل من قبلك

5 - يقين به جهان آخرت از صفات اهل تقواست .

و بالأخرة هم يوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 29،30،31

29 - آنان كه ابعاد اعتقادى دين را باور دارند و از اموال خويش براى دستگيرى مستمندان بهره مى گيرند و وظايف عبادى و اجتماعى خويش را انجام مى دهند ، تقواپيشگان حقيقى هستند .

و لكن البر من ءامن . .. و أولئك هم المتقون

30 - كسانى كه على رغم فقر و تنگدستى و گرفتار بودن به مشكلات ، بر ايمان خويش استوارند ، تقواپيشگان حقيقى هستند .

و الصبرين فى البأساء و الضراء . .. أولئك هم المتقون

31 - مجاهدانى كه در نبرد با دشمنان دين استقامت مىورزند ، تقواپيشگان حقيقى هستند .

الصبرين . .. حين البأس ... أولئك هم المتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 241 - 6

6 - تقواپيشگان ، رعايت كنندگان حقوق زنان مُطلّقه در ميان افراد جامعه

حقّاً على المتّقين

با توجه به اينكه اصل حكم مربوط به تمام افراد است ; ولى حكم را بر متّقين بار نموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 15 - 2

2 - تقواپيشگان ، فريفته تمايلات شهوانى و مادى نيستند .

زيّن . .. ذلك متاع الحيوة الدّنيا ... للّذين اتقوا عند ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 16 - 1،2،3

1 - اقرار به ايمان و دعاى مستمر تقواپيشگان به درگاه خداوند

للّذين اتقوا . .. الّذين يقولون ربّنا

استمرار، از فعل مضارع «يقولون» برداشت شده است. و «الذين يقولون»، بيان ويژگيهاى «الذين اتقوا» است.

2 - تقوا پيشگان ، همواره خواستار بخشايش گناهان خويش از خدا و مصونيّت از عذاب دوزخند .

للّذين اتقوا . .. فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

«الذين يقولون»، بيان ويژگيهاى «الذين اتقوا» است.

3 - نگرانى دائمى متّقين ، از كردار خويش و عذاب الهى

للّذين اتقوا . .. يقولون ربّنا ... فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

استمرار و دوام، از فعل مضارع «يقولون» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 1،7،8،9

1 - صبر و راستى در گفتار ، خضوع در برابر خداوند ، انفاق و استغفار در سحرگاهان ، از صفات متّقين

للّذين اتّقوا . .. الصابرين ... بالاسحار

آيه فوق (الصابرين و الصادقين . .. )، بيان و توضيح ديگرى براى «للّذين اتقوا» است.

7 - دوام سحرخيزى ، از شيوه هاى تقواپيشگان

للّذين اتّقوا . .. و المستغفرين بالاسحار

كلمه «الاسحار»، جمع و داراى الف و لام استغراق است و بر اين معنا دلالت مى كند كه تقواپيشگان، در تمامى سحرها استغفار مى كنند.

8 - هفتاد مرتبه استغفار در سحرگاهان ، شيوه تقواپيشگان .

للّذين اتقوا . .. و المستغفرين بالاسحار

امام صادق (ع): من قال فى و تره اذا أوتر «استغفر اللّه ربّى و اتوب اليه» سبعين مرّة . .. كتبه اللّه عنده من المستغفرين بالأسحار ... .


من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 309، ح 4 ; خصال صدوق ،ص 581، ح 3، باب السبعين ; نورالثقلين، ج 1، ص 321، ح 62.

9 - نماز خواندن در سحرگاهان ، از اوصاف متّقين

للّذين اتقوا . .. و المستغفرين بالاسحار

امام صادق (ع) درباره «و المستغفرين بالاسحار» فرمود: المصلّين وقت السحر.


مجمع البيان، ج 2، ص 714 ; نورالثقلين، ج 1، ص 321، ح 60.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 115 - 7

7 - قيام به امر خدا ، تلاوت آيات او ، سجده ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در امر خير ، از ويژگى هاى تقواپيشگان

امّة قائمة يتلون ءايت اللّه . .. و اللّه عليم بالمتّقين

آيه، در صدد بيان پاداش كسانى است كه خصلتهاى مذكور را دارند، از آنها تعبير به متّقين كرده، پس آن خصلتها از آن متقين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 1،2،3،4

1 - انفاق در حال توانمندى و تنگدستى ، از ويژگى هاى تقواپيشگان

اعدّت للمتّقين. الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّاء

مراد از «فى السّرّآء و الضّرّاء»، حالت تنگدستى و توانمندى است، و در برداشت فوق، توصيف انفاق كننده گرفته شده است، نه وصف براى مورد انفاق.

2 - انفاق در حالت رفاه و آسايش و نيز رنج و سختى جامعه ، از ويژگى هاى تقواپيشگان

اعدّت للمتّقين. الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّاء

بنابر اينكه مراد از «السّرّآء و الضّراء» بيان حالت جامعه و مردم، يعنى مورد انفاق باشد، نه بيانِ حالت انفاق كننده.

3 - فرو بردن خشم و گذشت از لغزش هاى مردم ، از ويژگى هاى اهل تقوا

اعدّت للمتّقين . .. و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس

4 - تأمين نيازمندى هاى جامعه ايمانى و خويشتن دارى و گذشت در برخورد هاى اجتماعى ، از ويژگى هاى اهل تقوا

اعدّت للمتّقين. الّذين ينفقون ... و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 1،8

1 - ياد خدا و طلب آمرزش ( توبه ) شيوه پارسايان ، در صورت ارتكاب كارى ناشايست ( زنا يا مطلق گناه كبيره ) و يا ستم بر خويش

اعدّت للمتّقين . .. و الّذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا اللّه فاستغفر

برخى گفته اند مراد از «فاحشة»، زنا و مقصود از ظلم در اين آيه، ساير گناهان - چه صغيره و چه كبيره - است. برخى ديگر گفته اند كه مراد از «فاحشة»، گناهان كبيره و مقصود از ظلم، گناهان صغيره است.

8 - عدم عناد و اصرار آگاهانه تقواپيشگان ، بر گناه

و الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. لم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون

چون به مجرد ذكر خدا توبه مى كنند، معلوم مى شود گناهشان از روى عناد نيست، بلكه به جهت غفلت از ياد پروردگارشان

بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 1

1 - عبادت خالصانه خدا ، اجتناب از عبادت طاغوت ، توبه ، پيروى از بهترين سخن و خردورزى ، از اوصاف تقواپيشگان

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه . .. الذين يستمعون القول .

«الذين اتّقوا ربّهم» بيان تفصيلى براى آن دسته از افراد مؤمنى است كه در آيات قبل توصيف شده اند; يعنى، «الذين اجتنبوا الطاغوت. .. الذين يستمعون القول...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 10

10 - احسان ، نشانه اصلى تقوا و صفت برجسته تقواپيشگان است .

أُولئك هم المتّقون . .. ذلك جزاء المحسنين

توصيف تقواپيشگان به صفت احسان، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 33 - 2

2 - متقين ، در عين اعتقاد به رحمانيت خداوند ، بيمناك از مخالفت با او *

من خشى الرحمن بالغيب

از اين كه وصف «الرحمان» مفعول «خشى» قرار گرفته است، مى توان به مطلب فوق ره برد; زيرا در نظر ابتدايى، وصف «منتقم،قهار و. ..» متناسب با خشيت است و اين كه وصف «رحمت» به كار گرفته شده است، مى رساند كه رجاى متقين آنان را به گناه نمى كشاند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 19 - 4

4 - برائت ذمّه از حقوق ديگران ، از نشانه هاى تقواپيشگان است .

الأتقى . الذى ... و ما لأحد عنده من نعمة تجزى

برداشت ياد شده، ناظر به احتمال مستأنفه بودن اين آيه است كه در اين صورت بر اوصاف پيشين، وصف جديدى را افزوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 1

1 - برخورداران درجه والاى تقوا ، تنها براى جلب توجّه و عنايت خداوند ، اموال خود را انفاق مى كنند .

الأتقى . .. إلاّ ابتغاء وجه ربّه

استثنا در اين آيه، منقطع است; يعنى، حق نعمتى بر گردن او نيست; لكن «ابتغاء» وجود دارد; يعنى، شخص «أتقى» در انفاق خود، نمى خواهد پاسخ نعمت ديگران را داده باشد. او تنها به اين انگيزه انفاق مى كند كه خداوند، به او رو كرده و وى را مورد لطف خود قرار دهد. «وجه» به معناى «صورت و چهره» و كنايه از توجّه و عنايت است.

151- طغيانگرى مكذبان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 13 - 4

4 - تكذيب كنندگان تعاليم هدايت گر دين و دستورات تقواپيشگىِ آن ، طغيان گر و مورد تهديد الهى اند .

ليطغى . .. أرءيت إن كذّب و تولّى

سياق آيات، بر تهديد دلالت دارد.

152- عبادت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 2

2 - اهل تقوا و احسان ، همراه با تهجد و عبادت ، داراى خدمات اجتماعى و انفاق مالى اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

153- عبرت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 66 - 3

3 - كيفر اصحاب سبت ، موعظه و پندى براى اهل تقواست .

فجعلنها . .. موعظة للمتقين

154- عبوديت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 1

1 - تقواپيشگان ، بندگان خاص و راستين خداوند

إلاّ المتّقين . يعباد لا خوف

از اين كه خداوند، متقين را بنده خود خوانده است (يا عباد)، مطلب بالا استفاده مى شود.

155- عبور متقين از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 72 - 9

9- دوزخ ، گذرگاهى براى تقواپيشگان و اقامت گاهى براى ستم كاران است .

ثمّ ننجّى الذين اتقوا و نذر الظلمين فيها

156- عزت اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 7

7- برانگيختن تقواپيشگان در قيامت - با اكرام و احترام ويژه - نمودى از رحمانيت خداوند و عزّت بخشى او است .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً ليكونوا لهم عزًّا. .. يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن

157- عزت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 12

12- اقتدار و عزت تقواپيشگان صبور و نيكوكار ، از نعمت هاى بزرگ الهى به آنان است .

قالوا يأيها العزيز . .. قد منّ الله علينا

مصداق مورد نظر براى نعمت الهى به يوسف(ع) عزت و اقتدار در سرزمين مصر است.

158- عطاياى خدا به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 16 - 1

1 - تقواپيشگان بهشتى ، دريافت كنندگان عطاياى پروردگار با رغبت و رضا

ءاخذين ما ءاتيهم ربّهم

واژه «أخذ» در مورد بهشتيان است و به قرينه موضوع مى رساند كه آنان با اشتياق هداياى الهى را مى پذيرند; برخلاف كافران كه در قيامت با ناراحتى و به قهر عذاب الهى را مى چشند.

159- عفت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 12،16

12 - پاكدامنى و طهارت از گناه ، از اوصاف برجسته تقواپيشگان

طبتم

از اين كه دربانان بهشت در آستانه ورود تقواپيشگان تنها از پاكى و پاكدامنى آنان سخن مى گويند، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

16 - پادكدامنى و طهارت از گناه ، عامل ورود تقواپيشگان به بهشت

طبتم فادخلوها خلدين

160- عقلانيت برترى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 5

5 - يكسان نبودن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، امرى بديهى در نگاه عقل و منطق

أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. كالفجّار

برداشت ياد شده از استفهام انكارى مستفاد از جمله «أم نجعل. ..» به دست مى آيد.

161- عقيده پسنديده متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 21

21- متقين ، داراى عقيده صحيح و عمل خوبند .

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا للذين أحسنوا . .. المتّقين

162- عقيده متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 1

1- تقواپيشگان ، معتقد به خير محض بودن وحى الهى ( قرآن )

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 33 - 2

2 - متقين ، در عين اعتقاد به رحمانيت خداوند ، بيمناك از مخالفت با او *

من خشى الرحمن بالغيب

از اين كه وصف «الرحمان» مفعول «خشى» قرار گرفته است، مى توان به مطلب فوق ره برد; زيرا در نظر ابتدايى، وصف «منتقم،قهار و. ..» متناسب با خشيت است و اين كه وصف «رحمت» به كار گرفته شده است، مى رساند كه رجاى متقين

آنان را به گناه نمى كشاند.

163- علايق متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 6

6 - انسان با تقوا ، انسانى وفادار به همسر و دلبسته به او

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم

خداوند، به عنوان نويد به اهل تقوا فرموده است: همراه همسران وارد بهشت شويد، از اين بشارت روشن مى شود كه مؤمنان دلبسته به همسر بوده و در انتظار اين نويد بوده اند.

164- علم خدا به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 21

21 - خداوند ، آگاه به تقواپيشگان راستين

فلاتزكّوا أنفسكم هو أعلم بمن اتّقى

165- عمل پسنديده متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 21

21- متقين ، داراى عقيده صحيح و عمل خوبند .

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا للذين أحسنوا . .. المتّقين

166- عمل صالح متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 20

20 - خداوند ، عمل نيك را تنها از پرهيزگاران مى پذيرد .

انما يتقبل اللّه من المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 19 - 5

5 - بهرهورى متقين از نعمت هاى گواراى بهشت ، پاداش عملكرد نيك و مداوم خود آنان

كلوا و اشربوا هني-ًا بما كنتم تعملون

تعبير «كنتم تعلون»، ماضى استمرارى و دلالت بر مداومت پارسايان بر اعمال نيك دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 43 - 5

5 - برخوردارى تقواپيشگان از موهبت هاى بهشت ، نتيجه عملكرد خود آنان است .

كلوا و اشربوا هنيئًا بما كنتم تعملون

167- عمل متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 74 - 11،12

11 - تقواپيشگان ، اهل عمل و تلاش اند .

الذين اتّقوا ربّهم . .. فنعم أجر العملين

12 - بهشت ، پاداش و بهاى عمل و تلاش تقواپيشگان است كه آن را به بهانه نمى دهند .

نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء فنعم أجر العملين

168- فرجام متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 131 - 9

9 - رستگارى و عذاب ، دو فرجام متفاوت براى تقواپيشگان و كافران

و اتّقوا اللّه لعلّكم تفلحون. و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 11

11 - فرجام نيك از آن تقواپيشگان است .

و العقبة للمتقين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ال» در «العقبة» براى جنس باشد. بر اين مبنا مراد از عاقبت، به مناسبت حكم و موضوع، فرجام نيك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 11

11- پيروزى نوح ( ع ) و يارانش بر مخالفان ، نشان و دليلى بر غلبه نهايى تقواپيشگان مقاوم و صبور ، بر كفرپيشگان است .

تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 35 - 8

8- بهشت فرجام تقواپيشگان است .

تلك عقبى الذين اتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 5

5 - بهشت جاودان ، پاداش و سر انجام تقواپيشگان

جنّة الخلد التى وعد المتّقون كانت لهم جزاء و مصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 50 - 1

1 - باغ هاى جاويدان بهشت ، فرجام تقواپيشگان

و إنّ للمتّقين لحسن مئاب . جنّ-ت عدن

«جنّات» (جمع «جنّة») به معناى باغ ها و «عدن» به معناى خلود و استقرار است و جمله «جنّات عدن» عطف بيان براى «لحسن مئاب» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 17 - 1

1 - بهشت ، جايگاه حتمى تقواپيشگان

إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 10 - 8

8 - خداوند ، در تأكيد بر تفاوت فرجام انفاق گران با تقوا و بخيلان زراندوز ، به سيطره شب و جلوه روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .

و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى . فأمّا من أعطى ... لليسرى . و أمّا من بخل ... فسني

169- فرزندان متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 21 - 1

1 - نويد الهى به ملحق گشتن نسل مؤمن تقواپيشگان ، به ايشان در بهشت

و الذين ءامنوا و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمن ألحقنا بهم ذرّيّتهم

170- فضايل اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 50 - 6

6 - تقواپيشگان هنگام ورود به باغ هاى بهشتى ، با استقبال گرم و احترام و تكريم رو به رو خواهند شد .

مفتّحة لهم الأبوب

برداشت ياد شده بر اين فرض استوار است كه مقصود از گشوده بودن درب هاى باغ هاى بهشتى بر روى تقواپيشگان و بهشتيان، استقبال گرم و با احترام و تكريم از ايشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 51 - 1،5

1- تقواپيشگان در آخرت ، برخوردار از امنيت كامل و ايمن از هرگونه سختى و بلا

إنّ المتّقين فى مقام أمين

5- تقواپيشگان ، برخوردار از رحمت الهى و شفاعت شفيعان در قيامت

و لا هم ينصرون . .. إلاّ من رحم اللّه ... إنّ المتّقين فى مقام أمين

در آيات پيشين، محرومان و نيز برخورداران از شفاعت، نخست به اجمال ياد شده اند. سپس «إنّ شجرت الزقّوم...» به تفصيل در باره محرومان از شفاعت سخن گفته و «إنّ المتّقين...» توضيحى در باره برخورداران از رحمت و شفاعت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 31 - 4

4 - « متقين » ، مورد اجلال و تكريم الهى در قيامت

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

تعبير «أزلفت» و اين كه بهشت به متقين نزديك مى شود و آنان حتى زحمت حركت به سوى بهشت را احساس نمى كنند; كرامت و ارجمندى آنان را نزد خداوند مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 1

1 - رهنمون شدن متقين در قيامت ، به سوى بهشت همراه با تكريم و درود و شادمانى

و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. ادخلوها بسلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 35 - 3

3 - بازدارندگان خويش از هوس ها ، برخوردار از هر آرزو در بهشت

و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. أوّاب حفيظ ... لهم ما يشاءون فيها

با توجه به اين كه «تقوا» و خوددارى از گناه و هواى نفس، به عنوان بارزترين صفت اهل بهشت ياد شده است، نويد «لهم ما يشاءون فيها» مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 28 - 11،12

11 - خداوند ، در قيامت به مؤمنان تقواپيشه نورى عطا خواهد كرد كه در پرتو آن از ظلمات قيامت گذر كنند .

و يجعل لكم نورًا تمشون به

12 - مؤمنان تقواپيشه ، مشمول مغفرت و آمرزش خداوند در قيامت

يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا . .. و يغفر لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 32 - 3

3 - برخوردارى تقواپيشگان از باغ ها و ميوه جات بهشت و موهبت هاى مادى جهان آخرت نمونه اى از سعادتمندى آنها است .

مفازًا . حدائق و أعنبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 3

3 - انفاق گرانِ متقى و مؤمن ، داراى آخرتى سرشار از آسايش

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

آيات بعد - كه از «عسرى» سخن گفته است - با جمله «و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى» مصداق «عسرى» را زمان هلاكت شخص و بى فايده بودن مال معرفى كرده است كه بر جهان آخرت تطبيق مى كند. بنابراين مى توان گفت: «يسرى» - كه در مقابل آن است - نيز شامل آخرت مى باشد. آيه «و إنّ لنا لَلآخرة و الاُولى» نيز شاهد تعميم آن بر جهان آخرت است.

171- فضايل متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 12

12 - جايگاه بلند مؤمنان تقوا پيشه نسبت به كافران ، در روز قيامت

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 17،18

17 - ابرار داراى مقام و منزلتى والاتر از تقواپيشگان

و لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات . .. نزلا من عند اللّه و ما عند اللّه خير لل

تفاوت تعبير در پاداش («نزلاً» براى تقواپيشگان و «ما عند اللّه» براى ابرار) شاهد بر اين است كه منزلت ابرار منزلتى غير از تقواپيشگى و والاتر از آن است.

18 - ارزشمندى تقوا و نيكوكارى و مقام والاى پرهيزكاران و نيكوكاران

لكن الّذين اتّقوا ربّهم . .. و ما عند اللّه خير للابرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 35 - 7

7 - تصديق كنندگان انبيا و تقواپيشگان راستكردار در قيامت ايمن از عقوبتهاى الهى و به دور از هر گونه اندوه هستند.

فمن اتقى و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

مراد از نبودن خوف (لا خوف) به دليل آيه بعد، ايمنى از گرفتار شدن به آتش دوزخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 13

13 - رحمت خاص الهى تنها از آن تقواپيشگان ( پرهيزكنندگان از شرك و . . . ) و پرداخت كنندگان زكات است .

فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكوة

متعلق «يتقون» تخلف از فرمانهاى خداوند است و مصداق مورد نظر آن، با توجه به آيات گذشته كه درباره گرايشهاى شرك آلود بنى اسرائيل بود، شركورزى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 4

4 - تنها تقواپيشگان و پرداخت كنندگان زكات پيروان واقعى پيامبر (صلی الله علیه و آله) هستند .

للذين يتقون و يؤتون الزكوة . .. الذين يتبعون الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 14

14 - تقواپيشگان ، محبوبان خدايند .

إن اللّه يحب المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 14

14 - تقواپيشگان ، برخوردار از امداد و نصرت الهى

و اعلموا أن اللّه مع المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 16

16- فرجام نيك ، از آنِ تقواپيشگان است .

إن العقبة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 45 - 4

4- تقواپيشگان ، بندگان خالص خدا و ر ها شده از وسوسه و سلطه ابليس

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون

در آيه هاى قبل، مردم به دو گروه تقسيم شدند:1. پيروان گمراه ابليس; 2. بندگان خالص خدا و سپس جايگاه گروه اول در قيامت، روشن گرديد و در اين آيه به سرنوشت گروه دوم پرداخته است و از «مخلصين» به «المتقين» تعبير كرده كه بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 3

3- تقواپيشگان ، انسانهايى پاك و مبرّاى از جهالت و فسق

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين

واژه «طيّب» وقتى به انسان نسبت داده شود، به معناى دور بودن او از آلودگى، جهل، فسق و كارهاى زشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 128 - 1

1- حمايت و لطف الهى ، همراه تقواپيشگان است .

إن الله مع الذين اتّقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 63 - 1،2

1- بندگان تقواپيشه خداوند ، وارثان بهشت اند .

تلك الجنّة التى نورث من عبادنا من كان تقيًّا

2- خداوند ، عطاكننده بهشت به تقواپيشگان است .

نورث من عبادنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 1،2

1- تقوا پيشگان در روز قيامت ، با اكرام و تجليل بر خداى رحمان وارد خواهند شد .

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا

«وفد» جمع يا اسم جمع است و به هيأت هايى گفته مى شود كه جهت ديدار يا كمك خواهى، به نزد دولتمردان مى روند (لسان العرب). توصيف متقين هنگام حضور در صحنه قيامت به «وفداً»، حكايت از ويژگى حضور آنان و احترام و موقعيت خاصى دارد كه براى آنها در قيامت وجود خواهد داشت. اين كلمه ممكن است مصدر و بيانگر نوع محشور شدن متقين باشد.

2- متقين ، داراى منزلت و تشخص ويژه در صحنه قيامت

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 23

23 - نعمت هاى دنيا ، سرانجام در اختيار اهل تقوا قرار خواهد گرفت .

والعقبة للتّقوى

ال در «العاقبة» ممكن است جانشين مضاف اليه محذوف باشد كه با توجه به آيه قبل، مراد «عاقبة الحياة الدنيا» خواهد بود و نيز ممكن است ال «جنسيه» باشد كه در اين صورت، مراد فرجام نيك خواهد بود. برداشت ياد شده بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 48 - 8

8- تقواپيشگان ، برخوردار از نور ، روشنايى و هدايت ويژه الهى در زندگى

و ضياءً و ذكرًا للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 16 - 1،8

1 - متقين ، در جايگاه ابدى خويش در بهشت ، هر آنچه را كه بخواهند آماده است .

لهم فيها ما يشاءون خلدين

8 - متقين ، مردمانى دور انديش و در پى حيات جاودانه

أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون . .. لهم فيها ما يشاءون خلدين كان على ربّك وعدً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 90 - 1،2

1 - رستاخيز ، روز استقبالِ شايانِ بهشت از قدوم تقواپيشگان

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

«إزلاف» (مصدر مجهول «أُزلفت») به معناى نزديك آورده شدن است. بنابراين از مفاد آيه استفاده مى شود كه بهشت را براى استقبال و خوش آمدگويى به تقواپيشگان، نزديك مى آورند.

2 - تقواپيشگان ، دارندگان قلب سليم

من أتى اللّه بقلب سليم . و أُزلفت الجنّة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 50 - 5

5 - درب هاى باغ هاى جاويدان بهشت ، به روى تقواپيشگان باز و گشوده است .

مفتّحة لهم الأبوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 33 - 6

6 - تقواپيشگان ، داراى قرب و منزلت ويژه در پيشگاه خداوند

أُولئك هم المتّقون

«أُولئك» براى اشاره به افراد و اشخاص دور دست وضع شده است. استعمال آن در مورد تقواپيشگان، براى بيان عظمت و بلندمرتبگى آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 1،2،3

1 - تمامى خواسته هاى تقواپيشگان ، در پيشگاه الهى برآورده مى شود .

هم المتّقون . لهم ما يشاءون عند ربّهم

2 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى تقواپيشگان ، وعده خداوند به آنان

لهم ما يشاءون عند ربّهم

كلمه «عند» براى التزام و وعده به كار مى رود; مثل «لك عندى. ..» (براى تو پيش من چنين و چنان است).

3 - تمامى خواسته هاى تقواپيشگان به صرف اراده كردن و بدون اظهار كردن آنها ، از پيش آماده شده است .

لهم ما يشاءون عند ربّهم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه «مشيّت» به معناى خواستن و اراده كردن است و خداوند در وعده خود به بهشتيان، تنها به همين مشيت و اراده كردن آنان اكتفا كرده و فرموده است كه هر آنچه آنان بخواهند و اراده كنند، بدون هيچ اظهارى به آنان اعطا خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 3،4

3 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران ، به حال تقواپيشگان در قيامت

أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

4 - ساختن انسان با تقوا ، از اهداف نزول وحى ( قرآن )

لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 2،5،6

2 - تقواپيشگان ، مردمى رستگار و كامياب اند .

و ينجّى اللّه الذين اتّقوا بمفازتهم

«مفازة» (مصدر ميمى از «فوز») به معناى فلاح (رستگارى و كاميابى) است. «با» در «بمفازتهم» براى ملابست است; يعنى، خداوند تقواپيشگان را همراه با كاميابى شان، از عذاب نجات خواهد داد.

5 - تقواپيشگان ، از هر بدى و رنجى در قيامت در امان خواهند بود .

الذين اتّقوا . .. لايمسّهم السوء

6 - تقواپيشگان ، به هيچ حزن و اندوهى در قيامت گرفتار نخواهند شد .

الذين اتّقوا. .. و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 12

12 - پاكدامنى و طهارت از گناه ، از اوصاف برجسته تقواپيشگان

طبتم

از اين كه دربانان بهشت در آستانه ورود تقواپيشگان تنها از پاكى و پاكدامنى آنان سخن مى گويند، مى تواند بيانگر برداشت

ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 74 - 2،4،5،6

2 - بهشت جاودانه ، وعده الهى به تقواپيشگان

صدقنا وعده

4 - بهشت جاويدان ، ميراث تقواپيشگان

و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة

5 - وراثت بهشت جاويدان ، وعده الهى به تقواپيشگان

صدقنا وعده و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة

6 - بهشت جاويدان ، فراتر از استحقاق تقواپيشگان و جلوه اى از لطف و بخشش الهى به آنان

و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة

برداشت ياد شده از تعبير ارث درباره بهشت به دست مى آيد; زيرا ميراث چيزى است كه انسان براى آن معمولاً زحمتى نكشيده و تلاشى نكرده تا مستحق آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 35 - 3

3 - حيات اخروى ، در پيشگاه خداوند ، امرى بس ارزشمند و مخصوص تقواپيشگان است .

و الأخرة عند ربّك للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 2

2 - مودّت و دوستى تقواپيشگان ، پابرجا و مستحكم حتى در قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 2

2 - گفتوگوى مستقيم و بىواسطه الهى ، با تقواپيشگان در قيامت

يعباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 73 - 2

2 - ميوه هاى بهشت ، چندان فراوان اند كه تقواپيشگان تنها از بخشى از آن بهره مى برند .

لكم فيها فكهة كثيرة منها تأكلون

از «منها» - كه براى تبعيض است - استفاده مى شود كه مؤمنان تنها از گوشه اى از نعمت هاى بهشت استفاده مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 8

8 - خداوند ، سرپرست و حامى تقواپيشگان

و اللّه ولىّ المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 5

5- مؤمنان نيك كردار ، همان « متّقين » بهره مند از نعمت هاى بهشتى اند .

يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت . .. مثل الجنّة الّتى وعد المتّقون

در آيات پيشين، سخن از مؤمنان صلاح پيشه بود و اكنون در اين آيه بر آنان عنوان «المتّقون» اطلاق شده است. آنچه به اجمال در آيات پيشين به ايشان وعده داده اند، خداوند در اين آيه به تفصيل، بيان فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 33 - 6

6 - تقواپيشگان و ره جويان به بهشت ، داراى قلبى خداجو و تائب

و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. و جاء بقلب منيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 17 - 7

7 - « محمدبن مسلم قال سمعت أباعبداللّه ( ع ) . . .و سألته عن قول اللّه عزّوجلّ « كانوا قليلاً من الليل ما يهجعون » قال كان أقلّ الليالى تفوتهم لايقومون فيها . . . ;

محمدبن مسلم مى گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ كه فرموده «كانوا قليلاً من الليل ما يهجعون» پرسيدم، فرمود: كمترين شبى بر آنان مى گذشت كه از دست آنان برود و موفق به قيام و تهجد نشوند. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 4،10

4 - بهشت ، جلوه ربوبيت خداوند ، در حق تقواپيشگان

إنّ المتّقين فى جنّ-ت . .. ءاتيهم ربّهم

مطرح ساختن ربوبيت خداوند، در مقام اعطاى بهشت به پرهيزكاران و نيز اضافه «رب» به «هم»، مطلب بالا را افاده مى كند.

10 - تقواپيشگان ، مورد حفاظت خداوند از گرفتارى به جهنم ، در قبال تلاش آنان براى حفظ ارزش هاى الهى در دنيا

إنّ المتّقين . .. و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم

با توجه به اين كه ريشه «متقين» و «وقاهم» از يك ماده مى باشد، ممكن است تعبير «وقاهم» اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 19 - 1

1 - تقواپيشگان ، مورد تكريم و دعوت الهى براى بهرهورى آزاد از نعمت هاى بهشتى

كلوا و اشربوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 54 - 1

1 - استقرار حتمى تقواپيشگان ، در باغ هاى پر درخت و كنار نهر هاى بهشت

إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر

«جنّة» (مفرد «جنّات») به باغ پوشيده شده از درختان گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 20 - 3

3 - تقواپيشگان مراقبِ اعمال خويش ، اهل بهشت اند .

اتّقوا اللّه و لتنظر نفس ما قدّمت لغد . .. لايستوى أصحب النار و أصحب الجنّة

ارتباط اين آيه با آيه قبل، بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 4 - 8

8 - خداوند ، در امور تقوا پيشگان ، آسانى پديد مى آورد .

من يتّق اللّه يجعل له من أمره يسرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 34 - 1،2

1 - تقواپيشگان ، برخوردار از بوستان هاى سرشار از نعمت هاى بى عيب و زوال ناپذير

إنّ للمتّقين عند ربّهم جنّ-ت النعيم

«نعيم»، به معناى نعمت بسيار است (مفردات راغب). اضافه «جنّات» به «نعيم» - كه مفيد اختصاص است - بيانگر اختصاصى و ويژه بودن بوستان هاى بهشتى است; يعنى، مانند بوستان هاى دنيا نيست كه داراى انواع آفت ها و اشياى موذى و زوال پذير است.

2 - تقواپيشگان ، داراى منزلت و جايگاهى رفيع در پيشگاه خداوند

إنّ للمتّقين عند ربّهم

مطلب ياد شده، از آمدن قيد «عند ربّهم» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 48 - 2

2 - تقواپيشگان ، بهره مند از قرآن و بيدار و هشيار با تعاليم آن

و إنّه لتذكرة للمتّقين

172- فضايل متقين در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 48 - 9

9- تقوا ، از ارزش هاى برتر است و تقواپيشگان از فضيلت و شرافت ويژه در تمامى كتاب هاى آسمانى و اديان توحيدى برخوردارند .

ضياءً و ذكرًا للمتّقين

از اين كه متّقين غايت و هدف نزول كتاب آسمانى موسى و هارون و دريافت نور و هدايت الهى قرار گرفته اند و قرآن نيز كه مسأله تقوا را از محورهاى آموزه هاى خود قرار داده است، به دست مى آيد كه تقوا در همه اديان توحيدى داراى جايگاه ويژه و برتر بوده است.

173- فلسفه انفاق متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 1

1 - برخورداران درجه والاى تقوا ، تنها براى جلب توجّه و عنايت خداوند ، اموال خود را انفاق مى كنند .

الأتقى . .. إلاّ ابتغاء وجه ربّه

استثنا در اين آيه، منقطع است; يعنى، حق نعمتى بر گردن او نيست; لكن «ابتغاء» وجود دارد; يعنى، شخص «أتقى» در انفاق خود، نمى خواهد پاسخ نعمت ديگران را داده باشد. او تنها به اين انگيزه انفاق مى كند كه خداوند، به او رو كرده و وى را مورد لطف خود قرار دهد. «وجه» به معناى «صورت و چهره» و كنايه از توجّه و عنايت است.

174- قبض روح متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 8

8- ملائكه به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، بر آنان درود و سلام مى فرستند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم

175- قرآن و متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 4،5

4 - توان قرآن بر هدايت و تربيت انسان هاى پرهيزگار ، دليل و گواهى كافى بر اتقان و حقانيت آن است .

لاريب فيه هدًى للمتقين

«هدًى للمتقين» به منزله استدلال براى جمله «لاريب فيه» است.

5 - قرآن كتاب هدايت و راهنماى اهل تقوا به مراحل والاى آن

هدًى للمتقين

176- قلب سليم متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 90 - 2

2 - تقواپيشگان ، دارندگان قلب سليم

من أتى اللّه بقلب سليم . و أُزلفت الجنّة للمتّقين

177- قياس متقين با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 17 - 6

6 - مقايسه فرجام نيك تقواپيشگان با سرنوشت شوم كافران ، شيوه بهينه هدايت خلق

اصلوها . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم

از اين كه خداوند در هدايت خلق، به ترسيم هر دو فرجام پرداخته است; مطلب بالا برداشت مى شود.

178- قياس متقين با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 5،7

5 - يكسان نبودن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، امرى بديهى در نگاه عقل و منطق

أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. كالفجّار

برداشت ياد شده از استفهام انكارى مستفاد از جمله «أم نجعل. ..» به دست مى آيد.

7 - تقواپيشگان در نظام ارزشى خدا با تبه كاران برابر نيستند ; بلكه آنان برتر مى باشند .

أم نجعل المتّقين كالفجّار

179- كمى متقين قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 1

1 - تنها گروهى اندك از قوم عاد و ثمود ، ايمان آورده ، تقوا پيشه كردند .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

از اين كه خداوند، استكبار و كوردلى را به عموم مردم عاد و ثمود نسبت داده است، مى توان استفاده كرد كه بيشتر آنان كافر

شدند و فقط تعدادى اندك از آنان مؤمن بودند.

180- كمى متقين قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 1

1 - تنها گروهى اندك از قوم عاد و ثمود ، ايمان آورده ، تقوا پيشه كردند .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

از اين كه خداوند، استكبار و كوردلى را به عموم مردم عاد و ثمود نسبت داده است، مى توان استفاده كرد كه بيشتر آنان كافر شدند و فقط تعدادى اندك از آنان مؤمن بودند.

181- كيفيت حشر متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 7

7- حضور تقواپيشگان در صحنه قيامت به صورت سواره ، و رانده شدن گنه پيشگان به سوى جهنم با پاى پياده خواهد بود .

نحشر المتّقين . .. و فدًا . و نسوق المجرمين ... وردًا

برخى از لغت دانان «وفد» را سوارانى ارجمند و «ورد» را پيادگانى تشنه كام معنا كرده اند (لسان العرب).

182- كيفيت ورود متقين به بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 3،6

3- متقين با سلام و خوشامدگويى ، وارد بهشت مى شوند .

ادخلوها بسلم ءامنين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مقصود از «سلام» همان سلام و درود گفتن متعارف باشد كه جزء فرهنگ مسلمانان است.

6- « عن أبى عبدالله ( ع ) : إن أميرالمؤمنين ( ع ) لمّا بويع . . . صعد المنبر فقال : . . . أيّها الناس . . . ألا و إن التقوى مطايا ذلل حمل عليها أهلها و اعطوا أزمتّها فأوردتهم الجنة و فتحت لهم أبوابها و وجدوا ريحها و طيبها و قيل لهم : « ادخلوها بسلام آمنين » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: پس از آنكه با اميرالمؤمنين(ع) بيعت شد . .. بالاى منبر رفت و فرمود:... اى مردم! آگاه باشيد تقوا[ همانند] مركبهاى رامى است كه اهل آن بر آنها سوار شده و زمام آنها به دست آنان است و آن مركبها اهل خود را وارد بهشت مى كنند و درهاى آن جا براى آنان باز مى شود و نسيم و بوى خوش آن را مى يابند و به آنان گفته مى شود: ادخلوها بسلام آمنين ...».

183- كيفيت ورود متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 8

8 - پرهيزگاران با چهره اى سرشار از شادى و سرور ، وارد بهشت مى شوند .

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم تحبرون

«حبر» (مصدر «تحبرون») به معناى شادمان شدن و سرورى است كه اثر آن در چهره نمايان گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 1

1 - رهنمون شدن متقين در قيامت ، به سوى بهشت همراه با تكريم و درود و شادمانى

و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. ادخلوها بسلم

184- گفتگوى اخروى خدا با متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 2

2 - گفتوگوى مستقيم و بىواسطه الهى ، با تقواپيشگان در قيامت

يعباد

185- لباس متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 53 - 1

1- ديباى نازك و ضخيم ، پوشش تقواپيشگان در بهشت

يلبسون من سندس و إستبرق

«سندس» به پارچه ابريشمى نازك و لطيف گفته مى شود. «استبرق» نيز به معناى پارچه ابريشمى ضخيم است.

186- لذايذ اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 4

4 - تقواپيشگان ، از منظره هاى چشم نواز و لذت بخش بهشت بهره مند خواهند شد .

لهم غرف من فوقها غرف مبنيّة

مرتفع و چند طبقه بودن بناهاى بهشت به همراه جريان نهرها در پايين آنها، مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 71 - 8

8 - تمامى زيبايى ها و لذت هاى مورد تمايل اهل تقوا ، آماده براى آنان در بهشت

و فيها ما تشتهيه الأنفس و تلذّ الأعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 33 - 5

5 - لذت هاى جنسى تقواپيشگان در بهشت ، گوشه اى از سعادتمندى آنها است .

مفازًا . .. و كواعب أترابًا

187- لغزش متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 2

2 - امكان لغزش تقواپيشگان و ارتكاب گناه از سوى آنان

اعدّت للمتّقين . .. و الّذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم

188- متقين اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 115 - 11

11 - برخى از اهل كتاب ، تقواپيشه و عامل به خير و نيكى ها هستند .

من اهل الكتب امّة قائمة . .. و ما يفعلوا من خير

189- متقين پس از مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 11

11- متقين ، پس از مرگ پيوسته در آسايش و سلامتى اند .

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم

190- متقين در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 6

6 - آخرت براى تقواپيشگان خير محض و خالى از شرور و ناگواريهاست.

و للدار الأخرة خير للذين يتقون

در صورتى كه «خير» صفت مشبهه باشد، نه فعل تفضيل. در اين صورت «الأخرة خير» يعنى آخرت همه اش خير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 22

22 - جهان آخرت ، جهانى سراسر خير و سعادت براى تقواپيشگان است .

و الدار الأخرة خير للذين يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 13

13- سراى آخرت براى تقواپيشگان و پرهيزكنندگان از شرك و مخالفت با پيامبران ، سرايى نيكوست .

و لدار الأخرة خير للذين اتقوا

متعلق «اتقوا» به قرينه آيات گذشته ، شرك و مخالفت با پيامبران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 35 - 6

6 - مؤمنان تقواپيشه ، بهره مند از فيض حضور الهى در سراى جاودان *

عند ربّك للمتّقين

191- متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 15 - 12،16،17

12 - حيات جاودانه متقين در بهشت

للّذين اتّقوا عند ربّهم جنّات . .. خالدين فيها

16 - خرسندى و رضايتمندى تقواپيشگان در بهشت ، موهبت الهى به ايشان

للّذين اتّقوا . .. و رضوان من اللّه

17 - خرسندى و رضايت خداوند از تقواپيشگان در بهشت ، نعمتى بزرگ براى آنان

للّذين اتّقوا . .. و رضوان من اللّه

بنابراينكه «من»، ابتدائيه باشد; يعنى رضايتى از جانب خداوند نسبت به تقواپيشگان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 2،11،12

2 - پرهيزكاران ، جاودان در بهشت و برخوردار از نعمت هاى آن

لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات . .. خالدين فيها

11 - بهشت جاودان با نهر هاى روان ، مهيّا براى پذيرايى از پرهيزكاران

لهم جنّات تجرى من تحتها الانهار . .. نزلا من عند اللّه

12 - بهشت و بشارت خلود در آن ، تنها بخشى از ضيافت الهى براى تقواپيشگان است .

نزلا من عند اللّه

كلمه «نزل»، به چيزهايى گفته مى شود كه در آغاز ورود ميهمان براى پذيرايى از وى فراهم مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 45 - 1

1- جايگاه تقواپيشگان ، باغ ها و چشمه سار هاى بهشت است .

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 47 - 1،6،7

1- خداوند ، هرگونه دشمنى و كينه اى را از دل متقين در بهشت بيرون مى كند .

ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

«غلّ» در لغت به معناى دشمنى و كينه است.

6- متقين ، در بهشت در حالى كه روبه روى يكديگر قرار دارند ، بر تخت ها مى آرامند .

إن المتقين فى جنّ-ت . .. على سرر متقبلين

7- متقين ، در بهشت بزم باصفايى دارند .

إن المتقين فى جنّ-ت . .. و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ إخونًا على سرر متقبلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 48 - 1،2،5

1- متقين در بهشت ، دچار هيچ گونه سختى و رنجى نخواهند شد .

لايمسّهم فيها نصب

«نصب» در لغت به معناى سختى و رنج است.

2- متقين ، از بهشت اخراج نمى شوند و در آن جاويد خواهند ماند .

و ما هم منها بمخرجين

5- متقين در بهشت ، در رفاه مادى و آسايش فكرى كامل هستند .

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون . ادخلوها بسلم ءامنين ... على سرر متقبلين . لايمسّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 31 - 1،4،7،9

1- جايگاه تقواپيشگان در آخرت ، بهشت جاودانه است .

و لنعم دار المتّقين. جنّ-ت عدن

«عدن» در لغت به معناى استقرار و ثبات است و اين معنا دلالت بر جاودانگى مى كند.

4- تمامى خواسته هاى تقواپيشگان در بهشت ، برآورده مى شود .

دار المتّقين . جنّ-ت عدن يدخلونها ... لهم فيها ما يشاءون

7- ورود به بهشت جاودان و رسيدن به تمامى خواسته ها در آن ، پاداش خداوند به تقواپيشگان است .

دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون

9- نيل به سعادت اخروى ، جاى گرفتن در بهشت و برآورده شدن تمامى خواسته ها در آن ، پاداش خداوند به تقواپيشگان

و لنعم دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون كذلك يجزى الله المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 15

15- اعمال تقواپيشگان ، عامل ورود آنان به بهشت

المتّقين . .. ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 3،4،5

3 - بهشت ، جاودانه است و متقين در آن جاويدان اند .

أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

جاودانگى تقواپيشگان، از وعده اى كه خداوند به آنان براى دخول در بهشت جاويد داده است، قابل استفاده مى باشد و در واقع اين سخن، كنايه از جاويد بودن خود متقين در بهشت است.

4 - زندگى در بهشت جاويدان ، وعده خداوند به تقواپيشگان

جنّة الخلد التى وعد المتّقون

5 - بهشت جاودان ، پاداش و سر انجام تقواپيشگان

جنّة الخلد التى وعد المتّقون كانت لهم جزاء و مصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 16 - 1،2،7

1 - متقين ، در جايگاه ابدى خويش در بهشت ، هر آنچه را كه بخواهند آماده است .

لهم فيها ما يشاءون خلدين

2 - متقين ، در بهشت موعود خويش همواره جاودان خواهند بود .

لهم فيها ما يشاءون خلدين

7 - تحقق وعده الهى بر تأمين تمامى خواسته ها در بهشت جاويدان ، انتظار و توقع متقين از خداوند

لهم فيها ما يشاءون خلدين كان على ربّك وعدًا مسئولاً

«مسؤول»; يعنى، كسى كه مورد سؤال و مطالبه مستحقان و حق داران است و در آيه شريفه - به قرينه مقام - مقصود اين است كه متقين، مى توانند توقع و انتظار داشته باشند كه خداوند به وعده خود عمل كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 24 - 2

2 - متقين ، برخوردار از برترين جايگاه و نيكوترين آسايشگاه در بهشت

أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون . .. أصحب الجنّة يومئذ خير مستقرًّا أحسن مقيلاً

آيه شريفه جايگاه اهل بهشت و برخوردارى هاى آنان را، در برابر مجرمان مشخص كرده است; اما اين كه بهشتيان چه كسانى اند، در اين آيه از آنان ياد نشده است; ولى در آيه 15 اهل بهشت به «متقين» توصيف شده است. ارتباط ميان اين دو دسته از آيات، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 50 - 6

6 - تقواپيشگان هنگام ورود به باغ هاى بهشتى ، با استقبال گرم و احترام و تكريم رو به رو خواهند شد .

مفتّحة لهم الأبوب

برداشت ياد شده بر اين فرض استوار است كه مقصود از گشوده بودن درب هاى باغ هاى بهشتى بر روى تقواپيشگان و بهشتيان، استقبال گرم و با احترام و تكريم از ايشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 51 - 1،2،3

1 - تقواپيشگان ، در باغ هاى بهشتى بر تخت ها تكيه مى زنند .

متّكئين فيها

مقصود از تكيه كردن بهشتيان - به قرينه آيات مشابه - (على الأرائك متّكئين) [سوره يس (36) آيه 56 ]تكيه زدن آنان بر تخت هاى بهشتى است.

2 - آرامش كامل تقواپيشگان در باغ هاى بهشتى

متّكئين فيها

برداشت ياد شده بر اين فرض استوار است كه تعبير «متّكئين فيها» كنايه از آرامش كامل باشد; زيرا اين حالت مربوط به كسانى است كه در آرامش به سر مى برند.

3 - تقواپيشگان در باغ هاى بهشتى ، خواستار ميوه ها و نوشيدنى هاى بسيار عالى ، متنوع و گوناگون

يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب

مقصود از كثرت ميوه ها و نوشيدنى ها، تنوع آنها است و تنكير «فاكهة» و «شراب» براى تفخيم مى باشد; يعنى، ميوه هاى عالى و نفيس.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 52 - 3

3 - تقواپيشگان در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود

و عندهم قصرت الطرف

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه «طرف» مربوط به غير زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را، به خود مشغول مى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 4،8

4 - تقواپيشگان ، از منظره هاى چشم نواز و لذت بخش بهشت بهره مند خواهند شد .

لهم غرف من فوقها غرف مبنيّة

مرتفع و چند طبقه بودن بناهاى بهشت به همراه جريان نهرها در پايين آنها، مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

8 - كاخ ها و بنا هاى تقواپيشگان در بهشت ، داراى نهرهايى است جارى در پايين آنها .

غرف مبنيّة تجرى من تحتها الأنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 1،3،7،9،14

1 - تقواپيشگان ، پس از حسابرسى اعمالشان ، دسته دسته و گروه گروه به سوى بهشت هدايت خواهند شد .

و وضع الكتب . .. و قضى بينهم بالحقّ ... و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة

3 - وجود فاصله ميان موقف تقواپيشگان در محشر و بهشت

و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة زمرًا

7 - تقوا ، داراى مراتب مختلف و تقواپيشگان برخوردار از جايگاه هاى گوناگون در بهشت

و سيق . .. إلى الجنّة زمرًا حتّى إذا جاءوها و فتحت أبوبها

تقسيم شدن تقواپيشگان به چند دسته و گروه (زمراً) و نيز ورود آنان از درب هاى گوناگون بهشت، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.

9 - سلام و خوش آمدگويى دربانان بهشت به تقواپيشگان ، هنگام ورود آنان

و قال لهم خزنتها سلم عليكم

14 - تقواپيشگان ، در بهشت ، جاودانه خواهند ماند .

فادخلوها خلدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 74 - 4،6،8

4 - بهشت جاويدان ، ميراث تقواپيشگان

و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة

6 - بهشت جاويدان ، فراتر از استحقاق تقواپيشگان و جلوه اى از لطف و بخشش الهى به آنان

و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة

برداشت ياد شده از تعبير ارث درباره بهشت به دست مى آيد; زيرا ميراث چيزى است كه انسان براى آن معمولاً زحمتى نكشيده و تلاشى نكرده تا مستحق آن باشد.

8 - بهشت تقواپيشگان ، بسيار گسترده و پهناور است .

نتبوّأ من الجنّة حيث نشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 4،5

4 - همراهى اهل تقوا در بهشت با همسران دنيوى خويش ، پاداش الهى براى آنان

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم

5 - وجود رابطه و دلبستگى ميان همسران متقى ، در جهان آخرت و در بهشت

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 71 - 13

13 - مؤمنان متقى ، در بهشت جاويدان اند .

و أنتم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 73 - 1،2

1 - بهرهورى متقين در بهشت ، از ميوه هاى فراوان آماده شده براى ايشان

لكم فيها فكهة

2 - ميوه هاى بهشت ، چندان فراوان اند كه تقواپيشگان تنها از بخشى از آن بهره مى برند .

لكم فيها فكهة كثيرة منها تأكلون

از «منها» - كه براى تبعيض است - استفاده مى شود كه مؤمنان تنها از گوشه اى از نعمت هاى بهشت استفاده مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 52 - 3

3- فراهم آمدن نعمت هاى روحى و جسمى ، براى متقين در بهشت ( مادى و معنوى )

فى مقام أمين . فى جنّ-ت و عيون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 53 - 1،4

1- ديباى نازك و ضخيم ، پوشش تقواپيشگان در بهشت

يلبسون من سندس و إستبرق

«سندس» به پارچه ابريشمى نازك و لطيف گفته مى شود. «استبرق» نيز به معناى پارچه ابريشمى ضخيم است.

4- تقواپيشگان در بهشت ، داراى ديدار ها و نشست هاى دوستانه و محافل انس

متقبلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 55 - 1

1- تقواپيشگان بهشتى ، برخوردار از هرگونه ميوه مورد تمايل خويش

يدعون فيها بكلّ فكهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 56 - 1

1- تقواپيشگان ، داراى حياتى جاودان در بهشت برين

لايذوقون فيها الموت إلاّ الموتة الأُولى

عبارت «الموتة الاُولى»، ناظر به مرگ دنيوى است و استثنا «إلاّ الموتة الاُولى» تأكيدى بر جاودانگى تقواپيشگان در آخرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 57 - 1

1- بهرهورى متقين از نعمت هاى گسترده بهشت ، ناشى از فضل پروردگار است ; نه صرفاً استحقاق خود ايشان .

فضلاً من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 10،15،16

10- متّقين در بهشت ، بهره مند از همه ميوه ها

و لهم فيها من كلّ الثمرت

15- راه يافتن تقواپيشگان به بهشت ، پس از غفران لغزش هاى دنيوى آنان از سوى پروردگار

الجنّة الّتى وعد المتّقون فيها . .. و مغفرة من ربّهم

با توجه به اين كه در بهشت، زمينه لغزش و گناه نيست; تعبير «مغفرة» نظر به خطاهاى دنيوى دارد كه به هر حال - حتى همه اهل تقوا - از آن مصون نيستند.

16- بهره مندى متقين از نعمت هاى عالى بهشت ، همراه با زدايش خاطره تلخ لغزش ها از ياد آنان *

و لهم فيها من كلّ الثمرت و مغفرة من ربّهم

مراد از «مغفرة» مى تواند، چشم پوشى از لغزش ها پس از ورود به بهشت باشد. در اين صورت «مغفرة» به معناى صرف بخشش گناه نيست; زيرا اگر بخشيده نشده بودند، وارد بهشت نمى شدند. بنابراين مراد از غفران، ممكن است پوشاندن لغزش ها باشد; به گونه اى كه ديگر بهشتيان، خود به ياد گذشته نيفتاده و خاطرشان ملول نگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 35 - 3

3 - بازدارندگان خويش از هوس ها ، برخوردار از هر آرزو در بهشت

و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. أوّاب حفيظ ... لهم ما يشاءون فيها

با توجه به اين كه «تقوا» و خوددارى از گناه و هواى نفس، به عنوان بارزترين صفت اهل بهشت ياد شده است، نويد «لهم ما يشاءون فيها» مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 17 - 1،3

1 - بهشت ، جايگاه حتمى تقواپيشگان

إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم

3 - بهشت تقواپيشگان ، سرشار از نعمت است .

إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم

واژه «نعيم» به معناى نعمت بسيار و فراوان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 1،4،5

1 - شادمانى تقواپيشگان در بهشت ، از عطاياى پروردگار به آنان

فكهين بما ءاتيهم ربّهم

«فاكه» (از مصدر «فكاهه») به معناى شادمان است.

4 - بهشت ، جلوه ربوبيت خداوند ، در حق تقواپيشگان

إنّ المتّقين فى جنّ-ت . .. ءاتيهم ربّهم

مطرح ساختن ربوبيت خداوند، در مقام اعطاى بهشت به پرهيزكاران و نيز اضافه «رب» به «هم»، مطلب بالا را افاده مى كند.

5 - ياد نعمت ها و تعظيم عطاياى خداوند ، نقل مجلس انس متقين ، در بهشت *

فكهين بما ءاتيهم ربّهم

در معناى «فاكهين» گفت و گوهاى دوستانه در مجالس انس آورده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 22 - 1

1 - بهره مندى تقواپيشگان ، از ميوه ها و گوشت هاى مورد تمايل خويش در بهشت ، علاوه بر نعمت هاى سرشار ديگر

فى جنّ-ت و نعيم . .. و أمددنهم بفكهة و لحم ممّا يشتهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 23 - 1

1 - دست به دست شدن جام هاى شراب ، ميان متقين در بهشت

يتنزعون فيها كأسًا

«تنازع» (مصدر «يتنازعون») به معناى گرفتن است و «كأس» به جامى كه حاوى شراب باشد گفته مى شود. احتمال دارد مراد، گرفتن جام شراب از دست خدمتكاران (غلمان) باشد و نيز مى تواند گرفتن آن از دست يكديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 24 - 1

1 - خدمت كاران جوان و زيبارو ، در طواف متقين بهشتى براى پذيرايى از آنان

و يطوف عليهم غلمان لهم

«غلام» (مفرد «غلمان») به نوجوانى گفته مى شود كه تازه پشت لبش سبز شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 28 - 5،8

5 - ستايش تقواپيشگان از نيكى هاى خداوند ، در مجالس انس خويش در بهشت

يتساءلون . .. إنّه هو البرّ الرحيم

8 - راهيابى متقين به بهشت ، جلوه اى از نيكى و رحمت گسترده خداوند

فمنّ اللّه علينا و وقينا عذاب السموم . .. إنّه هو البرّ الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 54 - 1،3

1 - استقرار حتمى تقواپيشگان ، در باغ هاى پر درخت و كنار نهر هاى بهشت

إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر

«جنّة» (مفرد «جنّات») به باغ پوشيده شده از درختان گفته مى شود.

3 - باغ ها و نهر هاى بهشتى ، پاداش عملكرد خود متقين

و كلّ شىء فعلوه . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه نقش مؤثر عمل در پاداش و كيفر انسان بود، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 2

2 - متقين در بهشت ، برخوردار از مقامات معنوى ، علاوه بر نعمت هاى مادى

إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق عند مليك مقتدر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه عبارت «فى مقعد صدق. ..» نعمتى متفاوت و حقيقتى ممتاز از نعمت باغ ها و نهرها باشد و به تعبير ديگر، نظر به ارزش هاى معنوى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 41 - 1،3

1 - جايگاه تقواپيشگان ، در سايه ها و چشمه سار هاى بهشت است .

إنّ المتّقين فى ظلل و عيون

3 - زندگى تقواپيشگان در بهشت ، در اوج آسودگى و شادابى است .

إنّ المتّقين فى ظلل و عيون

زندگى در زير سايه ها و در كنار چشمه سارها، بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 43 - 1،3

1 - پذيرايى شدن تقواپيشگان در بهشت ، از خوردنى ها و نوشيدنى ها

كلوا و اشربوا

3 - تقواپيشگان در بهشت ، مورد ضيافت و تكريم و تجليل الهى اند .

كلوا و اشربوا هنيئًا

«هنيئاً» واژه اى است كه به در وقت اطعام به ميهمانان و براى تكريم به آنان گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 31 - 1

1 - تقواپيشگان در آخرت ، اهل بهشت ، سعادتمند و رهيده از عذاب اند .

إنّ للمتّقين مفازًا

«مفاز» (مانند «فوز» و «مفازة») مصدر و به معناى دستيابى به خير و رهايى از شرّ است (لسان العرب). هم چنين ممكن است اسم مكان و كنايه از بهشت نيز باشد كه مكان رستگارى و سعادت است. آيات بعد - كه بيان «مفازاً» است و از بوستان ها و ديگر لذت هاى بهشتى سخن مى گويد - اين احتمال را تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 32 - 1

1 - تقواپيشگان در آخرت ، برخوردار از چندين باغ و تاكستان بزرگ ، با انگورى فراوان

حدائق و أعنبًا

«حديقة» (مفرد «حدائق») به باغى گفته مى شود كه اطراف آن را برجستگى هاى طبيعى يا دست ساز احاطه كرده باشد (لسان العرب). كلمه «حدائق» بدل براى «مفازاً» و بيانگر اين است كه بوستان هاى متعدد، گوشه اى از جايگاه سعادت و خوشبختى متقين است. نكره آوردن «حدائق» و «أعناب»، براى بيان عظمت آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 33 - 1،3

1 - تقواپيشگان در بهشت ، بهره مند از حوريانى نورس و نار پستان

كواعب

«كاعب» (مفرد «كواعب») به زنى گفته مى شود كه پستان هايش برجسته شده باشد. (لسان العرب)

3 - تقواپيشگان ، برخوردار از هم نشينى صميمانه حوريان جوان در بهشت

أترابًا

در «معجم مقاييس اللغة»، «تِرْب» با «خِدْن» (دوست و همراه) به يك معنا گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 35 - 1

1 - تقواپيشگان در بهشت ، هيچ سخن ياوه ، زشت و بى فايده اى نخواهند شنيد .

لايسمعون فيها لغوًا

«لغو»; يعنى، بى فايده و آنچه قابل اعتنا نباشد (قاموس) و گاه سخنان زشت نيز «لغو» ناميده مى شود. (مفردات راغب). نشنيدن سخنان لغو، كنايه از نبود آن سخنان در بهشت است. ضمير «فيها» به «مفازاً» برمى گردد; به اين اعتبار كه مراد از آن «جنّة» (بهشت) باشد.

192- متقين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 7

7- پرهيز كنندگان از جرم و گناه ، به هنگام مشاهده نامه اَعمال خود در قيامت ، بيم و هراس نخواهند داشت .

و وضع الكتب فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

جمله «وضع الكتاب» وضع و مشاهده كتاب را به مجرمان اختصاص نداده است، ولى جمله «فترى المجرمين. ..» تنها، از ترس مجرمان سخن گفته است، بنابراين، ديگران، با مشاهده كتابِ خود، اضطرابى نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 1،2،3،7

1- تقوا پيشگان در روز قيامت ، با اكرام و تجليل بر خداى رحمان وارد خواهند شد .

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا

«وفد» جمع يا اسم جمع است و به هيأت هايى گفته مى شود كه جهت ديدار يا كمك خواهى، به نزد دولتمردان مى روند (لسان العرب). توصيف متقين هنگام حضور در صحنه قيامت به «وفداً»، حكايت از ويژگى حضور آنان و احترام و موقعيت خاصى دارد كه براى آنها در قيامت وجود خواهد داشت. اين كلمه ممكن است مصدر و بيانگر نوع محشور شدن متقين باشد.

2- متقين ، داراى منزلت و تشخص ويژه در صحنه قيامت

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا

3- خداى رحمان ، در قيامت ميزبان تقواپيشگان ( موحدان ) خواهد بود .

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا

«وفداً» چه مصدر و بيان كننده نوع حشر باشد و چه به معناى «وافدين» گرفته شود، بر ميهمان بودن متقين دلالت دارد; با اين تفاوت كه در صورت دوم، مى رساند كه حضور آنان در صحنه قيامت فردى نبوده; بلكه به صورت گروهى خواهد بود. دراين صورت بايد گفت: «وفداً» حال مقدره است; يعنى، زمان گروهى بودن از زمان حشر متأخر است; زيرا آيات بعد به حضور فردى همگان تصريح دارد.

7- برانگيختن تقواپيشگان در قيامت - با اكرام و احترام ويژه - نمودى از رحمانيت خداوند و عزّت بخشى او است .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً ليكونوا لهم عزًّا. .. يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 4

4- قيامت ، روز ظهور تفاوت وضعيت مجرمان و متقين

يوم نحشر . .. و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 90 - 1

1 - رستاخيز ، روز استقبالِ شايانِ بهشت از قدوم تقواپيشگان

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

«إزلاف» (مصدر مجهول «أُزلفت») به معناى نزديك آورده شدن است. بنابراين از مفاد آيه استفاده مى شود كه بهشت را براى استقبال و خوش آمدگويى به تقواپيشگان، نزديك مى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 5

5 - تأمين تمامى خواسته هاى تقواپيشگان در آخرت ، مقتضاى ربوبيت پروردگار است .

هم المتّقون . لهم ما يشاءون عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 5،6

5 - تقواپيشگان ، از هر بدى و رنجى در قيامت در امان خواهند بود .

الذين اتّقوا . .. لايمسّهم السوء

6 - تقواپيشگان ، به هيچ حزن و اندوهى در قيامت گرفتار نخواهند شد .

الذين اتّقوا. .. و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 3

3 - وجود فاصله ميان موقف تقواپيشگان در محشر و بهشت

و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة زمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 2

2 - مودّت و دوستى تقواپيشگان ، پابرجا و مستحكم حتى در قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 2،4

2 - گفتوگوى مستقيم و بىواسطه الهى ، با تقواپيشگان در قيامت

يعباد

4 - بشارت خداوند به تقواپيشگان ، مبنى بر مصونيت آنان از هرگونه خوف و اندوه در قيامت

يعباد لا خوف عليكم اليوم و لا أنتم تحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 31 - 2،4

2 - « متقين » ، قادر به مشاهده بهشت در صحنه قيامت *

الجنّة . .. غير بعيد

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «غير بعيد» - از پى «أزلفت» - بيانگر اين معنا باشد كه بهشت آن قدر به متقين نزديك خواهد شد، كه در مرئى و منظر آنان قرار خواهد گرفت.

4 - « متقين » ، مورد اجلال و تكريم الهى در قيامت

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

تعبير «أزلفت» و اين كه بهشت به متقين نزديك مى شود و آنان حتى زحمت حركت به سوى بهشت را احساس نمى كنند; كرامت و ارجمندى آنان را نزد خداوند مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 12،13،16،18

12 - جايگاه بلند مؤمنان تقوا پيشه نسبت به كافران ، در روز قيامت

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

13 - قيامت ، روز ظهور برترى تقواپيشگان بر كافران و روز ظهور ارزش هاى حقيقى

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

چون برترى مؤمنان تقواپيشه در دنيا نيز حتمى است ; بنابراين «يوم القيمة»، ظرف ظهور اين برترى خواهد بود.

16 - تقوا ، عامل دستيابى به مقام بلند در قيامت

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيامة

18 - همراهى ايمان و تقوا ، عامل برترى در قيامت

و يسخرون من الذين امنوا و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

تبديل «الذين امنوا» به «الذين اتقوا»، براى تفهيم اين معناست كه بايد ايمان، همراه تقوا باشد.

193- متقين در مسيحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 21

21 - ارجمندى تقواپيشگان در آيين مسيحيت

و ءاتينه الانجيل . .. هدى و موعظة للمتقين

194- متقين قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 4

4 - وجود مؤمنانى با تقوا در ميان ثموديان ، على رغم وجود فساد و كفر فراگير در جامعه

يقوم لم تستعجلون بالسيّئة . .. دمّرنهم و قومهم أجمعين ... و أنجينا الذين ءامنوا

195- متقين و برترى طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 6

6 - انسان هاى متقى و خدا ترس ، مبرا از خوى برترى طلبى و فسادانگيزى

للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لافسادًا و العقبة للمتّقين

196- متقين و تكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 20

20- تقواپيشگان ، منزه از روحيه تكبر

فلبئس مثوى المتكبّرين . .. و لنعم دار المتّقين

از اينكه در برابر گروه متكبر - كه جايگاه بدى براى آنان برشمرده شده - متقين را مطرح مى كند و براى آنان جايگاهى خوب معرفى مى نمايد، استفاده مى شود كه متقين از صفت تكبر مبرّايند.

197- متقين و توحيد ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 6 - 9

9 - تنها تقواپيشگان ، قادرند كه دلايل وحدت تدبير موجود در جهان آفرينش را درك كنند .

إن فى اختلف الّيل و النهار . .. لأيت لقوم يتقون

198- متقين و جهل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 3

3- تقواپيشگان ، انسانهايى پاك و مبرّاى از جهالت و فسق

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين

واژه «طيّب» وقتى به انسان نسبت داده شود، به معناى دور بودن او از آلودگى، جهل، فسق و كارهاى زشت است.

199- متقين و دشمنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 47 - 1،8

1- خداوند ، هرگونه دشمنى و كينه اى را از دل متقين در بهشت بيرون مى كند .

ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

«غلّ» در لغت به معناى دشمنى و كينه است.

8- امكان راه يابى كينه و دشمنى در دل متقين

و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

از اينكه خداوند فرمود: «از دل متقين كينه و دشمنى را برداشتيم» حكايت از اين نكته مى كند كه كينه، مى تواند در دل متقين راه پيدا كند.

200- متقين و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 2،5

2 - تقواپيشگان به هنگام مواجه شدن با شيطان و وسوسه هاى او ، فرمان هاى خدا را به ياد آورده و به راهى كه مسير تقواست ، واقف مى شوند .

إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون

تذكر در اينجا به معناى توجه كردن و به خاطر آوردن دانسته هاست و مراد از دانسته ها، به قرينه آيه 199، اوامر الهى است. «ابصار» (مصدر مبصرون) به معناى بينا شدن و آگاهى يافتن است و مراد از آن به دليل «الذين اتقوا» قرار گرفتن در مسير تقواپيشگى و در نتيجه رهيدن از دام شيطان است.

5 - اهل تقوا توانا بر تشخيص وسوسه هاى شيطان به هنگام مواجه شدن با آن وسوسه ها هستند .

إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا

201- متقين و ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 11

11 - متقين ، نفوذناپذير و مصون در برابر تمايلات هواپرستانه ستمكاران

و لاتتّبع أهواء . .. و إنّ الظلمين ... و اللّه ولىّ المتّقين

يادكرد وصف «تقوا» براى كسانى كه در پرتو ولايت حق قرار دارند و با اطاعت از خدا، از آمال جاهلانه و ظالمانه تبعيت نمى كنند، بيانگر برداشت ياد شده است.

202- متقين و ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 10

10 - تقواپيشگان ، مبرّا از ظلم و دوستى با ظالمان

و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض و اللّه ولىّ المتّقين

از اين كه «المتقين» در مقابل «الظالمين» قرار گرفته، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

203- متقين و غفلت از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 8

8 - تقواپيشگان از لهو و لعب و غفلت از آخرت دور هستند.

و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو و للدار الأخرة خير للذين يتقون

204- متقين و فساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 6

6 - انسان هاى متقى و خدا ترس ، مبرا از خوى برترى طلبى و فسادانگيزى

للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لافسادًا و العقبة للمتّقين

205- متقين و فسق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 3

3- تقواپيشگان ، انسانهايى پاك و مبرّاى از جهالت و فسق

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين

واژه «طيّب» وقتى به انسان نسبت داده شود، به معناى دور بودن او از آلودگى، جهل، فسق و كارهاى زشت است.

206- متقين و كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 47 - 1،8

1- خداوند ، هرگونه دشمنى و كينه اى را از دل متقين در بهشت بيرون مى كند .

ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

«غلّ» در لغت به معناى دشمنى و كينه است.

8- امكان راه يابى كينه و دشمنى در دل متقين

و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

از اينكه خداوند فرمود: «از دل متقين كينه و دشمنى را برداشتيم» حكايت از اين نكته مى كند كه كينه، مى تواند در دل متقين راه پيدا كند.

207- متقين و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 51 - 4

4- ساحت تقواپيشگان ، به دور از گناه و ترديد در معاد و حقايق اخروى

إنّ هذا ما كنتم به تمترون . إنّ المتّقين

از مقابله ميان متقين و گروه پيشين - كه با وصف «الأثيم» و «كنتم به تمترون» ياد شده اند - مطلب بالا استفاده مى شود.

208- متقين و لعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 8

8 - تقواپيشگان از لهو و لعب و غفلت از آخرت دور هستند.

و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو و للدار الأخرة خير للذين يتقون

209- متقين و لهو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 8

8 - تقواپيشگان از لهو و لعب و غفلت از آخرت دور هستند.

و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو و للدار الأخرة خير للذين يتقون

210- متقين هنگام ورود به بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 4،5،11

4 - باز شدن درب هاى بهشت ، به هنگام نزديك شدن تقواپيشگان

حتّى إذا جاءوها و فتحت أبوبها

5 - باز بودن درب هاى بهشت ، پيش از رسيدن تقواپيشگان

حتّى إذا جاءوها و فتحت أبوبها

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه واو در«و فتحت» حاليه باشد نه زايد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: به بهشت خواهند رسيد در حالى كه قبلاً درب هاى آن گشوده شده است.

11 - تمجيد دربانان بهشت از خوبى ها و پاكدامنى تقواپيشگان ، در آستانه ورودآنان به بهشت

و قال لهم خزنتها. .. طبتم

211- مجلس انس متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 28 - 5

5 - ستايش تقواپيشگان از نيكى هاى خداوند ، در مجالس انس خويش در بهشت

يتساءلون . .. إنّه هو البرّ الرحيم

212- محبوبيت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 16

16 - تقواپيشگان ، محبوبان خدا هستند .

إنّ اللّه يحب المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 14

14 - تقواپيشگان ، محبوبان خدايند .

إن اللّه يحب المتقين

213- محمد(صلی الله علیه و آله) از متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 17

17- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروان او ، از تقوا پيشگانند و فرجام نيك از آنِ ايشان است .

فاصبر إن العقبة للمتقين

214- مخالفان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 55 - 3

3 - طاغيان ، در صف مخالف تقواپيشگان اند .

إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. هذا و إنّ للطغين لشرّ مئاب

«هذا» اشاره به سرنوشت خوب متقين است. بر اين اساس پيام آيه شريفه مى تواند چنين باشد: اين سرنوشت تقواپيشگان است; اما در مقابل آنان طاغيان هستند كه دچار فرجامى بدند.

215- مدح متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 11

11 - تمجيد دربانان بهشت از خوبى ها و پاكدامنى تقواپيشگان ، در آستانه ورودآنان به بهشت

و قال لهم خزنتها. .. طبتم

216- مدحهاى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 28 - 5

5 - ستايش تقواپيشگان از نيكى هاى خداوند ، در مجالس انس خويش در بهشت

يتساءلون . .. إنّه هو البرّ الرحيم

217- مراتب متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 17 - 5

5 - تفاوت درجات تقواپيشگان با يكديگر

الأتقى

مراد از تقوا در وصف «الأتقى»، چنانچه تقواى مصطلح باشد، آيه شريفه تنها به بيان فرجام باتقواترين افراد پرداخته و درباره ديگر تقواپيشگان بيانى ندارد و به تعبيرى ديگر مى توان گفت: در اين آيات غرض تنها مقايسه اوج تقوا با اوج شقاوت است; گرچه هيچ فرد متقى به آتش نسوزد و هيچ شقاوتمندى از آن دور نماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 1

1 - اهل سخاوت و انفاق كه با گذشت از ثروت خويش ، به تزكيه نفس مى پردازند ، با تقواترين مردم اند .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

جمله «يتزكّى» حال است و فعل «زكا»; يعنى، نمو كرد و صالح شد و نيز به خالص هر چيز و آنچه به منظور پاك كردن ثروت پرداخته مى شود، زكات گفته مى شود (قاموس). بنابراين باب تفعّل آن - كه بر تكلّف دلالت دارد، يا به معناى با زحمت خود را رشد دادن و شايسته ساختن است و يا مراد از آن پرداختن زكات مال با جديّت تمام است. برداشت ياد شده، ناظر به معناى اول است.

218- مراقبت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 20 - 3

3 - تقواپيشگان مراقبِ اعمال خويش ، اهل بهشت اند .

اتّقوا اللّه و لتنظر نفس ما قدّمت لغد . .. لايستوى أصحب النار و أصحب الجنّة

ارتباط اين آيه با آيه قبل، بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 17 - 4

4 - مراقبت خويش از تكذيب هدايت هاى الهى و انذار هاى او و مصون داشتن خود از پيامد هاى آن ، از ويژگى هاى با تقواترين انسان ها است .

الذى كذّب و تولّى . و سيجنّبها الأتقى

وصف «الأتقى» - به قرينه آيه قبل - ناظر به پرهيز از تكذيب و تولّى است; بنابراين تمام مؤمنان را شامل است. گفتنى است كه محافظت خود از تكذيب و تولّى، (مراقبت هاى دينى) در مقايسه با پرهيز از خسارت هاى مالى و بدنى، (مراقبت هاى غير دينى) مفيدتر و برتر است. از اين رو همه افرادى كه تقواى دينى دارند، از كسانى كه مراقب خطرهاى غير دينى اند; متقى تر (أتقى) معرفى شده اند.

219- مسلمانان از متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 17

17- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروان او ، از تقوا پيشگانند و فرجام نيك از آنِ ايشان است .

فاصبر إن العقبة للمتقين

220- مسؤوليّت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 241 - 4،5

4 - پرداخت كالاى مناسب و شايسته به زنان مطلّقه ، وظيفه تقواپيشگان و نشانه تقواست .

و للمطلّقات . .. حقّاً على المتّقين

5 - رعايت حقوق ديگران ، وظيفه تقواپيشگان و نشانه تقواست .

و للمطلّقات . .. حقّاً على المتّقين

221- مشكلات دنيوى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 35 - 2

2 - تقواپيشگان در دنيا ، گرفتار سخنان زشت و ياوه سرايى هاى مخالفان

لايسمعون فيها لغوًا

مژده به نبود بعضى از زشتى ها در بهشت - با توجّه به بى شمار بودن آنچه بهشت عارى از آن است - بيانگر اين مطلب است كه بهشتيان در دنيا، با اين امور ناخوشايند مواجه و از آن در رنج خواهند بود.

222- مصونيت اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 5،6

5 - تقواپيشگان ، از هر بدى و رنجى در قيامت در امان خواهند بود .

الذين اتّقوا . .. لايمسّهم السوء

6 - تقواپيشگان ، به هيچ حزن و اندوهى در قيامت گرفتار نخواهند شد .

الذين اتّقوا. .. و لا هم يحزنون

223- مصونيت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 45 - 4

4- تقواپيشگان ، بندگان خالص خدا و ر ها شده از وسوسه و سلطه ابليس

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون

در آيه هاى قبل، مردم به دو گروه تقسيم شدند:1. پيروان گمراه ابليس; 2. بندگان خالص خدا و سپس جايگاه گروه اول در قيامت، روشن گرديد و در اين آيه به سرنوشت گروه دوم پرداخته است و از «مخلصين» به «المتقين» تعبير كرده كه بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 11

11 - متقين ، نفوذناپذير و مصون در برابر تمايلات هواپرستانه ستمكاران

و لاتتّبع أهواء . .. و إنّ الظلمين ... و اللّه ولىّ المتّقين

يادكرد وصف «تقوا» براى كسانى كه در پرتو ولايت حق قرار دارند و با اطاعت از خدا، از آمال جاهلانه و ظالمانه تبعيت نمى كنند، بيانگر برداشت ياد شده است.

224- معلم متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 34 - 8

8 - خداوند ، بيانگر مثال ها و نمونه هايى از امت هاى منقرض شده پيشين براى تقواپيشگان

و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم و موعظة للمتّقين

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه لام در «للمتّقين» بيانگر غايت و نتيجه براى «و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم» نيز باشد.

225- مقام متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 15 - 7

7 - تقواپيشگان ، مقرّب پروردگار خويش هستند .

للّذين اتقوا عند ربّهم

بهره مندى از بهشتى كه در پيشگاه پروردگار است مستلزم تقرّب متّقين نزد اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 76 - 6

6 - متّقين ، محبوب خدا هستند .

فانّ اللّه يحب المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 19

19 - شاكران ، داراى مقامى والاتر از تقواپيشگان

فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

اگر «لعلّ»، بيان و غايت «فاتّقوا اللّه» باشد، شكر، هدف و غايت تقواپيشگى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 133 - 18

18 - نيل به تقوا ، در گرو اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و فراهم آوردن زمينه آمرزش گناهان

و اطيعوا اللّه و الرّسول . .. و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة ... اعدّت للمتّ

معناى اينكه به سوى بهشت متّقيان بشتابيد، اين است كه از زمره متّقيان شويد و مخاطبين اين دعوت كسانى هستند كه به اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و فراهم ساختن موجبات آمرزش، فراخوانده شدند. بنابراين از زمره اهل تقوا شدن به اين است كه از خدا و رسول او پيروى كرده و كارى كنند كه گناهشان آمرزيده شود.

226- مقامات اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 15

15- متقين در آخرت ، جايگاهى بس خوب دارند .

و لنعم دار المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 24 - 2

2 - متقين ، برخوردار از برترين جايگاه و نيكوترين آسايشگاه در بهشت

أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون . .. أصحب الجنّة يومئذ خير مستقرًّا أحسن مقيلاً

آيه شريفه جايگاه اهل بهشت و برخوردارى هاى آنان را، در برابر مجرمان مشخص كرده است; اما اين كه بهشتيان چه كسانى اند، در اين آيه از آنان ياد نشده است; ولى در آيه 15 اهل بهشت به «متقين» توصيف شده است. ارتباط ميان اين دو دسته از آيات، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 90 - 3

3 - ظهور ارزش تقوا و مقام متقين در رستاخيز

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 7

7 - تقوا ، داراى مراتب مختلف و تقواپيشگان برخوردار از جايگاه هاى گوناگون در بهشت

و سيق . .. إلى الجنّة زمرًا حتّى إذا جاءوها و فتحت أبوبها

تقسيم شدن تقواپيشگان به چند دسته و گروه (زمراً) و نيز ورود آنان از درب هاى گوناگون بهشت، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 2

2 - متقين در بهشت ، برخوردار از مقامات معنوى ، علاوه بر نعمت هاى مادى

إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق عند مليك مقتدر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه عبارت «فى مقعد صدق. ..» نعمتى متفاوت و حقيقتى ممتاز از نعمت باغ ها و نهرها باشد و به تعبير ديگر، نظر به ارزش هاى معنوى داشته باشد.

227- مقامات متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 21

21 - ارجمندى تقواپيشگان در آيين مسيحيت

و ءاتينه الانجيل . .. هدى و موعظة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 6

6 - ولايت و سرپرستى بر مسجدالحرام ، تنها شايسته تقواپيشگان است .

و ما كانوا أولياؤه إن أولياؤه إلا المتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 5

5 - تقواپيشگان ، داراى مقام و جايگاهى حسرت برانگيز در قيامت

أو تقول لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

از اين كه كافران مى گويند: اگر خداوند ما را هدايت مى كرد از تقواپيشگان بوديم، به دست مى آيد كه افراد با تقوا، از چنان مقامِ والايى برخورداراند كه كافران درباره آنان غبطه خورده و آرزو مى كنند كه اى كاش از زمره آنان بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 1،14

1 - تقواپيشگان ، پس از حسابرسى اعمالشان ، دسته دسته و گروه گروه به سوى بهشت هدايت خواهند شد .

و وضع الكتب . .. و قضى بينهم بالحقّ ... و سيق الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة

14 - تقواپيشگان ، در بهشت ، جاودانه خواهند ماند .

فادخلوها خلدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 1

1 - تقواپيشگان ، بندگان خاص و راستين خداوند

إلاّ المتّقين . يعباد لا خوف

از اين كه خداوند، متقين را بنده خود خوانده است (يا عباد)، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 1

1 - متقين ، برخوردار از جايگاهى والا و زوال ناپذير ، در پيشگاه خداوند

فى مقعد صدق عند مليك مقتدر

راستين بودن جايگاه پرهيزكاران، ممكن است در مقام نوعى مقايسه ميان مقامات دنيوى - كه ناپايدار و اعتبارى است - با درجات آخرت - كه پايدار و جاويدانى است - باشد.

228- ملائكه و متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 9

9- متقين ، مورد تكريم و بزرگداشت فرشتگان

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون سلم عليكم ادخلوا الجنّة

229- منشأ پاداش متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 37 - 6،8

6 - پاداش رسانى به اهل تقوا در قيامت ، اقتضاى تدبير نظام هستى و لازمه ربوبيت خداوند بر جهان است .

جزاء من ربّك . .. ربّ السموت و الأرض و ما بينهما

8 - نعمت هاى بهشت و پاداش تقواپيشگان در آن ، جلوه رحمت گسترده خداوند است .

جزاء من ربّك . .. الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 21 - 3

3 - خداوند ، تضمين كننده پاداش انفاق گرانِ باتقوا و برآورنده آرزوى آنان در رسيدن به مقام قرب الهى است .

إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى . و لسوف يرضى

230- منشأ تأمين خواسته هاى اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 16 - 5

5 - تأمين خواسته هاى متقين در بهشت ، برخاسته از ربوبيت خداوند

لهم فيها ما يشاءون خلدين كان على ربّك وعدًا مسئولاً

231- منشأ تسهيل امور متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 4 - 8

8 - خداوند ، در امور تقوا پيشگان ، آسانى پديد مى آورد .

من يتّق اللّه يجعل له من أمره يسرًا

232- منشأ نجات متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 5

5 - خداوند ، نجات دهنده مؤمنان تقواپيشه از گرداب هاى سخت و بلا هاى فراگير

أنّا دمّرنهم و قومهم أجمعين . .. و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 11

11 - اعتراف متقين به نقش اصلى ربوبيت خداوند ، در هدايت آنان به بهشت و نجات از دروخ

فكهين بما ءاتيهم ربّهم و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم

قيد «بماآتاهم. ..» مى رساند كه پارسايان بهشتى، در عين برخوردارى از نعمت ها، گرفتار غفلت نشده و مغرور به تقواى خود نمى باشند; بلكه توجه دارند كه به هر نعمتى رسيده اند و از هر بلايى كه رهيده اند جز در پرتو امداد و رهنمودهاى رشد آفرين خداوند و الطاف او نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 27 - 1

1 - اذعان متقين در بهشت ، به نقش لطف الهى در رهايى آنان از عذاب دوزخ و ورود ايشان به بهشت

فمنّ اللّه علينا و وقينا عذاب السموم

233- منشأ نجات متقين قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 2

2 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه قوم عاد و ثمود را از عذاب نازل شده نجات داد .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

مراد از «الذين آمنوا» - به قرينه سياق - مؤمنان هر دو قوم عاد و ثمود است.

234- منشأ نجات متقين قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 2

2 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه قوم عاد و ثمود را از عذاب نازل شده نجات داد .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

مراد از «الذين آمنوا» - به قرينه سياق - مؤمنان هر دو قوم عاد و ثمود است.

235- منشأ نعمتهاى اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 54 - 3

3 - برخوردار شدن تقواپيشگان از بهشت و نعمت هاى جاويدان آن ، براساس لطف و عنايت خدا به ايشان است ; نه به خاطر استحقاق و حق آنان بر خدا .

جنّ-ت عدن . .. هذا لرزقنا ما له من نفاد

تصريح بر خدادادى بودن بهشت و نعمت هاى آن - در حالى كه خدادادى بودن آن بر كسى پوشيده نيست - مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

236- منشأ هدايت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 11

11 - اعتراف متقين به نقش اصلى ربوبيت خداوند ، در هدايت آنان به بهشت و نجات از دروخ

فكهين بما ءاتيهم ربّهم و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم

قيد «بماآتاهم. ..» مى رساند كه پارسايان بهشتى، در عين برخوردارى از نعمت ها، گرفتار غفلت نشده و مغرور به تقواى خود نمى باشند; بلكه توجه دارند كه به هر نعمتى رسيده اند و از هر بلايى كه رهيده اند جز در پرتو امداد و رهنمودهاى رشد آفرين خداوند و الطاف او نبوده است.

237- موعظه متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 66 - 3

3 - كيفر اصحاب سبت ، موعظه و پندى براى اهل تقواست .

فجعلنها . .. موعظة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 34 - 6

6 - خداوند ، بيانگر موعظه ها و انذارهايى براى تقواپيشگان

و موعظة للمتّقين

238- مولاى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 8

8 - خداوند ، سرپرست و حامى تقواپيشگان

و اللّه ولىّ المتّقين

239- ميزبان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 3

3- خداى رحمان ، در قيامت ميزبان تقواپيشگان ( موحدان ) خواهد بود .

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا

«وفداً» چه مصدر و بيان كننده نوع حشر باشد و چه به معناى «وافدين» گرفته شود، بر ميهمان بودن متقين دلالت دارد; با اين تفاوت كه در صورت دوم، مى رساند كه حضور آنان در صحنه قيامت فردى نبوده; بلكه به صورت گروهى خواهد بود. دراين صورت بايد گفت: «وفداً» حال مقدره است; يعنى، زمان گروهى بودن از زمان حشر متأخر است; زيرا آيات بعد به حضور فردى همگان تصريح دارد.

240- نامه عمل متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 7

7- پرهيز كنندگان از جرم و گناه ، به هنگام مشاهده نامه اَعمال خود در قيامت ، بيم و هراس نخواهند داشت .

و وضع الكتب فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

جمله «وضع الكتاب» وضع و مشاهده كتاب را به مجرمان اختصاص نداده است، ولى جمله «فترى المجرمين. ..» تنها، از ترس مجرمان سخن گفته است، بنابراين، ديگران، با مشاهده كتابِ خود، اضطرابى نخواهند يافت.

241- نجات اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 31 - 1

1 - تقواپيشگان در آخرت ، اهل بهشت ، سعادتمند و رهيده از عذاب اند .

إنّ للمتّقين مفازًا

«مفاز» (مانند «فوز» و «مفازة») مصدر و به معناى دستيابى به خير و رهايى از شرّ است (لسان العرب). هم چنين ممكن است اسم مكان و كنايه از بهشت نيز باشد كه مكان رستگارى و سعادت است. آيات بعد - كه بيان «مفازاً» است و از بوستان ها و ديگر لذت هاى بهشتى سخن مى گويد - اين احتمال را تقويت مى كند.

242- نجات متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 12

12- خداوند ، تقواپيشگان و درستكاران را از عذاب هاى استيصال نجات مى بخشد .

فنجى من نشاء

از مصاديق مورد نظر براى «من نشاء» علاوه بر پيامبران ، تقواپيشگان و درستكاران است. آيه قبل (أفلم يسيروا ... و لدار الأخرة خير للذين اتقوا) و ذيل آيه مورد بحث (و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين) قرينه بر اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 72 - 1

1- خداوند ، درپى ورود همگان به دوزخ ، تقواپيشگان را از آن نجات مى دهد .

و إن منكم إلاّ واردها . .. ثمّ ننجّى الذين اتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 1

1 - خداوند ، نجات بخش تقواپيشگان از عذاب قيامت

أليس فى جهنّم مثوًى للمتكبّرين . و ينجّى اللّه الذين اتّقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 4

4 - نجات مؤمنان تقواپيشه از عذاب استيصال ، سنت الهى است .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

بنابر اين كه آيه مربوط به هر دو گروه (عاد و ثمود) باشد، مى توان به نوعى سنت بودن نجات مؤمنان را استفاده كرد.

243- نزديكى بهشت به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 31 - 1

1 - نزديك شدن بهشت در قيامت ، به اهل تقوا و قرار گرفتن آن در فاصله اى بسيار نزديك به ايشان

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

244- نشاط اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 41 - 3

3 - زندگى تقواپيشگان در بهشت ، در اوج آسودگى و شادابى است .

إنّ المتّقين فى ظلل و عيون

زندگى در زير سايه ها و در كنار چشمه سارها، بيانگر برداشت ياد شده است.

245- نشانه هاى پيروزى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 11

11- پيروزى نوح ( ع ) و يارانش بر مخالفان ، نشان و دليلى بر غلبه نهايى تقواپيشگان مقاوم و صبور ، بر كفرپيشگان است .

تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

246- نشانه هاى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 17

17- احسان ، از نشانه هاى متقين

للذين أحسنوا . .. و لنعم دار المتّقين

247- نعمتهاى اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 21

21 - پرهيزكنندگان از مال و منال نامشروع دنيا در سراى آخرت از نعمتهايى پايدار و سراسر خير بهره مند خواهند شد .

و الدار الأخرة خير للذين يتقون

متعلق «يتقون» رفتارها و باورهايى است كه در آيه شريفه مورد مذمت قرار گرفته است، مانند كسب مال از طريق نامشروع، انتساب امورى نابحق به خداوند و . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 51 - 1،2

1 - تقواپيشگان ، در باغ هاى بهشتى بر تخت ها تكيه مى زنند .

متّكئين فيها

مقصود از تكيه كردن بهشتيان - به قرينه آيات مشابه - (على الأرائك متّكئين) [سوره يس (36) آيه 56 ]تكيه زدن آنان بر تخت هاى بهشتى است.

2 - آرامش كامل تقواپيشگان در باغ هاى بهشتى

متّكئين فيها

برداشت ياد شده بر اين فرض استوار است كه تعبير «متّكئين فيها» كنايه از آرامش كامل باشد; زيرا اين حالت مربوط به

كسانى است كه در آرامش به سر مى برند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 52 - 1،2

1 - تقواپيشگان در بهشت ، برخوردار از همسرانى علاقه مند كه جز به شوهرانشان چشم ندوخته و نظر نمى افكنند .

إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. و عندهم قصرت الطرف

مقصود از «قاصرات الطرف» (چشم فروهشتگان) زنانى اند كه چشم از ديگران برمى گيرند و تنها به همسران خود مى نگرند. اين تعبير، ممكن است كنايه از علاقه مندى شديد زنان بهشتى به همسرانشان باشد.

2 - تقواپيشگان در بهشت ، برخوردار از زنان چشم فروهشته

و عندهم قصرت الطرف

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه مراد از «قاصرات الطرف»، كوتاه كردن از نگاه و فروهشتن اندك چشم از نظر ظاهرى باشد. گفتنى است كه اين نوع نگاه كردن و فروهشتن چشم، خود بر زيبايى و جذابيت زنان مى افزايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 54 - 1

1- ازدواج با حوريان بهشتى ، نعمتى الهى براى متقين

كذلك و زوّجنهم بحور عين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 55 - 1

1- تقواپيشگان بهشتى ، برخوردار از هرگونه ميوه مورد تمايل خويش

يدعون فيها بكلّ فكهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 56 - 4

4- ايمنى از مرگ ، حلاوت بخش نعمت هاى بهشتى براى متقين

لايذوقون فيها الموت إلاّ الموتة الأُولى

از اين كه پس از ذكر نعمت هاى بهشتى به ايمنى آنان از مرگ اشاره شده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 5،10،16

5- مؤمنان نيك كردار ، همان « متّقين » بهره مند از نعمت هاى بهشتى اند .

يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت . .. مثل الجنّة الّتى وعد المتّقون

در آيات پيشين، سخن از مؤمنان صلاح پيشه بود و اكنون در اين آيه بر آنان عنوان «المتّقون» اطلاق شده است. آنچه به اجمال در آيات پيشين به ايشان وعده داده اند، خداوند در اين آيه به تفصيل، بيان فرموده است.

10- متّقين در بهشت ، بهره مند از همه ميوه ها

و لهم فيها من كلّ الثمرت

16- بهره مندى متقين از نعمت هاى عالى بهشت ، همراه با زدايش خاطره تلخ لغزش ها از ياد آنان *

و لهم فيها من كلّ الثمرت و مغفرة من ربّهم

مراد از «مغفرة» مى تواند، چشم پوشى از لغزش ها پس از ورود به بهشت باشد. در اين صورت «مغفرة» به معناى صرف بخشش گناه نيست; زيرا اگر بخشيده نشده بودند، وارد بهشت نمى شدند. بنابراين مراد از غفران، ممكن است پوشاندن لغزش ها باشد; به گونه اى كه ديگر بهشتيان، خود به ياد گذشته نيفتاده و خاطرشان ملول نگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 19 - 5

5 - بهرهورى متقين از نعمت هاى گواراى بهشت ، پاداش عملكرد نيك و مداوم خود آنان

كلوا و اشربوا هني-ًا بما كنتم تعملون

تعبير «كنتم تعلون»، ماضى استمرارى و دلالت بر مداومت پارسايان بر اعمال نيك دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 2

2 - متقين در بهشت ، برخوردار از مقامات معنوى ، علاوه بر نعمت هاى مادى

إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق عند مليك مقتدر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه عبارت «فى مقعد صدق. ..» نعمتى متفاوت و حقيقتى ممتاز از نعمت باغ ها و نهرها باشد و به تعبير ديگر، نظر به ارزش هاى معنوى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 42 - 1

1 - تقواپيشگان ، برخوردار از انواع ميوه هاى دلخواه در بهشت

و فوكه ممّا يشتهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 32 - 1،2

1 - تقواپيشگان در آخرت ، برخوردار از چندين باغ و تاكستان بزرگ ، با انگورى فراوان

حدائق و أعنبًا

«حديقة» (مفرد «حدائق») به باغى گفته مى شود كه اطراف آن را برجستگى هاى طبيعى يا دست ساز احاطه كرده باشد (لسان العرب). كلمه «حدائق» بدل براى «مفازاً» و بيانگر اين است كه بوستان هاى متعدد، گوشه اى از جايگاه سعادت و خوشبختى متقين است. نكره آوردن «حدائق» و «أعناب»، براى بيان عظمت آنها است.

2 - بهشت ، سراى ناز و نعمت ، همراه با تأمين تمام نيازمندى ها براى تقواپيشگان

حدائق و أعنبًا

تأمين انگور و باغ ميوه - با آن كه از نيازهاى ضرورى انسان نيستند - نشانگر آن است كه بهشتيان در مرحله نيازهاى اوليه، كمبودى ندارند و بايد از امور ديگرى - كه به تجمّلات و تشريفات زندگى مربوط مى شود - سخن گفت.

248- نعمتهاى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 12

12- اقتدار و عزت تقواپيشگان صبور و نيكوكار ، از نعمت هاى بزرگ الهى به آنان است .

قالوا يأيها العزيز . .. قد منّ الله علينا

مصداق مورد نظر براى نعمت الهى به يوسف(ع) عزت و اقتدار در سرزمين مصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 16 - 1

1 - تقواپيشگان بهشتى ، دريافت كنندگان عطاياى پروردگار با رغبت و رضا

ءاخذين ما ءاتيهم ربّهم

واژه «أخذ» در مورد بهشتيان است و به قرينه موضوع مى رساند كه آنان با اشتياق هداياى الهى را مى پذيرند; برخلاف كافران كه در قيامت با ناراحتى و به قهر عذاب الهى را مى چشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 6

6 - رهايى از عذاب دوزخ در پرتو ربوبيت خداوند ، خود نعمتى بزرگ براى تقواپيشگان

و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم

249- نقش اجتماعى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 2

2 - اهل تقوا و احسان ، همراه با تهجد و عبادت ، داراى خدمات اجتماعى و انفاق مالى اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

250- نگرانى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 1

1 - متقين ، در دنيا همواره در انديشه آخرت و نگران از فرجام اخروى خويش

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

«اشفاق» در معناى «ترس و نگرانى» و «خير خواهى شديد» به كار مى رود (القاموس المحيط). در آيه شريفه اگر «فى أهلنا» متعلق به «كنّا» باشد، واژه «مشفقين» ظهور در معناى اول و اگر متعلق به «مشفقين» باشد، ظهور در معناى دوم دارد. برداشت بالا بر پايه احتمال اول است.

251- نوح(ع) از متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 15

15- نوح ( ع ) و پيروان او ، از تقواپيشگان و بهره مند از فرجامى نيك

تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

252- نيكى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 13

13 - نيكى در تقواپيشگى است ، و تقواپيشگان نيكوكارند .

لكن الّذين اتّقوا ربّهم . .. و ما عند اللّه خير للابرار

برداشت فوق بر اين مبناست كه «ال» در «الابرار»، عهد ذكرى و اشاره به «الّذين اتّقوا» باشد ; يعنى «ما عند اللّه خير للّذين اتّقوا»، بنابراين نام بردن تقواپيشگان به ابرار، اشاره به برداشت فوق است.

253- وراثت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 63 - 1

1- بندگان تقواپيشه خداوند ، وارثان بهشت اند .

تلك الجنّة التى نورث من عبادنا من كان تقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 74 - 4،5

4 - بهشت جاويدان ، ميراث تقواپيشگان

و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة

5 - وراثت بهشت جاويدان ، وعده الهى به تقواپيشگان

صدقنا وعده و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة

254- ورود متقين به بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 14

14- تقواپيشگان ، با ميل و رغبت وارد بهشت مى شوند .

المتّقين. جنّ-ت عدن يدخلونها ... يقولون سلم عليكم ادخلوا الجنّة

استعمال فعل «يدخلون» و نيز امر «ادخلوا» همراه با «سلام عليكم» براى ورود متقين به بهشت، در برابر (ادخلوا جهنم) كه فرمانى است به كافران براى ورود به جهنم با يادآورى بد بودن آن، مفيد نكته فوق است.

255- ورود متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 9

9 - راه يابى تقواپيشگان به بهشت ، همراه با همسران دنيايى خود ، مايه شادمانى عميق آنان

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم تحبرون

بنابراين كه شادمانى بهشتيان به واسطه آن باشد كه در بهشت نيز با همسرشان همدم خواهند بود; برداشت بالا به دست مى آيد.

256- ورود همسران بهشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 9

9 - راه يابى تقواپيشگان به بهشت ، همراه با همسران دنيايى خود ، مايه شادمانى عميق آنان

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم تحبرون

بنابراين كه شادمانى بهشتيان به واسطه آن باشد كه در بهشت نيز با همسرشان همدم خواهند بود; برداشت بالا به دست مى آيد.

257- وعده به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 4

4 - زندگى در بهشت جاويدان ، وعده خداوند به تقواپيشگان

جنّة الخلد التى وعد المتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 53 - 1

1 - بهشت و نعمت هاى آن مانند انواع ميوه ها و نوشيدنى ها و زنان زيبا ، وعده الهى به تقواپيشگان

جنّ-ت . .. يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب . و عندهم قصرت الطرف أتراب . هذا ما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 10

10 - اعطاى كاخ ها و بنا هاى رفيع به همراه نهر هاى جارى ، وعده تخلف ناپذير خداوند به تقواپيشگان

لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف . .. وعد اللّه لايخلف اللّه الميعاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 34 - 2

2 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى تقواپيشگان ، وعده خداوند به آنان

لهم ما يشاءون عند ربّهم

كلمه «عند» براى التزام و وعده به كار مى رود; مثل «لك عندى. ..» (براى تو پيش من چنين و چنان است).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 74 - 2،5

2 - بهشت جاودانه ، وعده الهى به تقواپيشگان

صدقنا وعده

5 - وراثت بهشت جاويدان ، وعده الهى به تقواپيشگان

صدقنا وعده و أورثنا الأرض نتبوّأ من الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 1

1- بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش موعود الهى براى تقواپيشگان

الجنّة الّتى وعد المتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 32 - 1

1 - وعده بهشت به متقين ، همپاى تهديد كافران به جهنم

يوم نقول لجهنّم . .. و أُزلفت الجنّة للمتّقين ... هذا ما توعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 15 - 1

1 - بهشت وعده أكيد خداوند به اهل تقوا

إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون

258- وعده بهشت به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 35 - 1

1- بهشت ، وعده و نويد خداوند به تقواپيشگان

مثل الجنة التى وعد المتقون

259- وفادارى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 6

6 - انسان با تقوا ، انسانى وفادار به همسر و دلبسته به او

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم

خداوند، به عنوان نويد به اهل تقوا فرموده است: همراه همسران وارد بهشت شويد، از اين بشارت روشن مى شود كه مؤمنان دلبسته به همسر بوده و در انتظار اين نويد بوده اند.

260- ويژگيهاى بهشت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 45 - 3

3- بهشت متقين ، داراى باغ هاى مختلف و چشمه هاى گوناگون

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 48 - 3

3- بهشت متقين ، داراى نعمت هاى مادى و معنوى

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون . ادخلوها بسلم ءامنين ... على سرر متقبلين . لايمسّه

261- ويژگيهاى حشر متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 9

262- ويژگيهاى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 5 - 1،2

1 - تنها اهل تقوا مردمى هدايت يافته اند .

هدًى للمتقين . .. أولئك على هدًى من ربهم

2 - تنها تقوا پيشگان رستگارند .

هدًى للمتقين . .. و أولئك هم المفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 6 - 9

9 - تنها تقواپيشگان ، قادرند كه دلايل وحدت تدبير موجود در جهان آفرينش را درك كنند .

إن فى اختلف الّيل و النهار . .. لأيت لقوم يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 20

20- تقواپيشگان ، منزه از روحيه تكبر

فلبئس مثوى المتكبّرين . .. و لنعم دار المتّقين

از اينكه در برابر گروه متكبر - كه جايگاه بدى براى آنان برشمرده شده - متقين را مطرح مى كند و براى آنان جايگاهى خوب معرفى مى نمايد، استفاده مى شود كه متقين از صفت تكبر مبرّايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 49 - 1،4

1- خشيت و خداترسى ، در خلوت و دور از منظر مردمان ، از ويژگى هاى تقواپيشگان است .

و ذكرًا للمتّقين . الذين يخشون ربّهم بالغيب

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «بالغيب» حال براى فاعل «يخشون» باشد.

4- اهتمام به امر قيامت و ترس و نگرانى از آن ، از ويژگى هاى تقواپيشگان است .

و ذكرًا للمتّقين . .. و هم من الساعة مشفقون

واژه «اشفاق» از نظر بسيارى از مفسران و اهل لغت، به معناى ترس توأم با اعتنا و اهتمام است (مفردات راغب و. ..).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 7

7 - عاقبت نيك ، ويژه تقواپيشگان است .

و العقبة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 3

3 - تقواپيشگان ، به آيات الهى ايمان آورده و در برابر اراده الهى تسليم اند .

إلاّ المتّقين . يعباد ... الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 17 - 4

4 - مراقبت خويش از تكذيب هدايت هاى الهى و انذار هاى او و مصون داشتن خود از پيامد هاى آن ، از ويژگى هاى با تقواترين انسان ها است .

الذى كذّب و تولّى . و سيجنّبها الأتقى

وصف «الأتقى» - به قرينه آيه قبل - ناظر به پرهيز از تكذيب و تولّى است; بنابراين تمام مؤمنان را شامل است. گفتنى است كه محافظت خود از تكذيب و تولّى، (مراقبت هاى دينى) در مقايسه با پرهيز از خسارت هاى مالى و بدنى، (مراقبت هاى غير دينى) مفيدتر و برتر است. از اين رو همه افرادى كه تقواى دينى دارند، از كسانى كه مراقب خطرهاى غير دينى اند; متقى تر (أتقى) معرفى شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 3

3 - سخاوت مندى و انفاق گرى مداوم ، از ويژگى هاى با تقواترين افراد است .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

تداوم، از مضارع بودن فعل «يؤتى» استفاده شده است.

263- هدايت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 4،5

4 - توان قرآن بر هدايت و تربيت انسان هاى پرهيزگار ، دليل و گواهى كافى بر اتقان و حقانيت آن است .

لاريب فيه هدًى للمتقين

«هدًى للمتقين» به منزله استدلال براى جمله «لاريب فيه» است.

5 - قرآن كتاب هدايت و راهنماى اهل تقوا به مراحل والاى آن

هدًى للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 5 - 1،6،7

1 - تنها اهل تقوا مردمى هدايت يافته اند .

هدًى للمتقين . .. أولئك على هدًى من ربهم

6 - دستيابى اهل تقوا به هدايت ، موهبتى است از جانب خدا به آنان

أولئك على هدًى من ربهم

7 - هدايت يافتگى اهل تقوا ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .

أولئك على هدًى من ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 1،5،7،9

1 - قرآن ، روشنگر مردم و هدايت كننده تقواپيشگان و پندى براى ايشان

هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين

بنابر اينكه «هذا» اشاره به قرآن باشد ; يعنى اين قرآن روشنگر و . .. .

5 - توجّه به سنت هاى الهى در جوامع بشرى و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان ، هدايتگر تقواپيشگان و پندى براى آنان

قد خلت من قبلكم سنن . .. هدىً و موعظة للمتّقين

7 - جهانگردى و تأمل در سرنوشت شوم گذشتگان ، از عوامل هدايت يافتن و پند پذيرفتن تقواپيشگان

فسيروا فى الارض فانظروا . .. هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين

9 - بيان احكام الهى ( لزوم پرهيز از رباخوارى ، پيروى از خدا و رسول و . . . ) ، روشنگر مردم و پندى براى تقواپيشگان و هدايت كننده آنان

يا ايّها الّذين امنوا . .. هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين

برخى برآنند كه «هذا»، اشاره به كليه مسائل و معارفى است كه در آيات 130 تا 137 تبيين شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 16،17

16 - انجيل ، هدايتگر تقواپيشگان و پندآموز آنان

و ءاتينه الانجيل . .. هدى و موعظة لمتقين

17 - انجيل ، در بردارنده هدايت هاى ويژه براى تقواپيشگان

فيه هدى و نور . .. هدى و موعظة للمتقين

تكرار «هدى» مى رساند كه هدايت دوم (هدى . .. للمتقين) هدايتى ويژه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 48 - 6،8

6- تورات ، روشنى بخش زندگى و يادآور مسير هدايت و نيازمندى هاى دينى براى تقواپيشگان

و ضياءً و ذكرًا للمتّقين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «فرقان»، كتاب تورات بوده و كلمه هاى «ضياءً» و «ذكراً» در توصيف اين كتاب باشد. گفتنى است «ذكر» به معناى ياد و يادآورى است و مقصود از آن - مطابق آن چه نوع مفسران گفته اند - ياد كرد مسائل هدايتى و نيازهاى دينى است.

8- تقواپيشگان ، برخوردار از نور ، روشنايى و هدايت ويژه الهى در زندگى

و ضياءً و ذكرًا للمتّقين

264- همسران بهشتى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 52 - 1،2

1 - تقواپيشگان در بهشت ، برخوردار از همسرانى علاقه مند كه جز به شوهرانشان چشم ندوخته و نظر نمى افكنند .

إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. و عندهم قصرت الطرف

مقصود از «قاصرات الطرف» (چشم فروهشتگان) زنانى اند كه چشم از ديگران برمى گيرند و تنها به همسران خود مى نگرند. اين تعبير، ممكن است كنايه از علاقه مندى شديد زنان بهشتى به همسرانشان باشد.

2 - تقواپيشگان در بهشت ، برخوردار از زنان چشم فروهشته

و عندهم قصرت الطرف

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه مراد از «قاصرات الطرف»، كوتاه كردن از نگاه و فروهشتن اندك چشم از نظر ظاهرى باشد. گفتنى است كه اين نوع نگاه كردن و فروهشتن چشم، خود بر زيبايى و جذابيت زنان مى افزايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 4

4 - همراهى اهل تقوا در بهشت با همسران دنيوى خويش ، پاداش الهى براى آنان

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 54 - 1،4

1- ازدواج با حوريان بهشتى ، نعمتى الهى براى متقين

كذلك و زوّجنهم بحور عين

4- همسران بهشتى تقواپيشگان ( حوريان ) ، داراى بدنى سفيد و چشمانى جذاب و دلربا

و زوّجنهم بحور عين

«حور» (جمع «حوراء»); يعنى، زنانى كه سياهى چشم او كاملاً مشكى و سفيدى آن كاملاً نمايان بوده و بدنى سفيد داشته باشند. «عين» (جمع «عيناء»); يعنى، زنان فراخ چشم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 33 - 1

1 - تقواپيشگان در بهشت ، بهره مند از حوريانى نورس و نار پستان

كواعب

«كاعب» (مفرد «كواعب») به زنى گفته مى شود كه پستان هايش برجسته شده باشد. (لسان العرب)

265- همنشينان اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 33 - 3

3 - تقواپيشگان ، برخوردار از هم نشينى صميمانه حوريان جوان در بهشت

أترابًا

در «معجم مقاييس اللغة»، «تِرْب» با «خِدْن» (دوست و همراه) به يك معنا گرفته شده است.

266- يوسف(ع) از متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 7

7- يوسف ( ع ) و بنيامين از تقواپيشگان صبور و از زمره محسنان بودند .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

9- متكبران

1- متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 206 - 1،3،8،9،11،12،14

1 - سرسختى ، تكبّر و غرور رياكارانِ مدعى اصلاح ( منافقان ) ، در مقابل دعوت به تقوا

و من الناس من يعجبك . .. و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم

3 - سرسختى ، غرور و تكبّر برخاسته از گناه ، مانع نصيحت پذيرى حاكمان مفسد

و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم

بنابراينكه «بالاثم»، متعلق به «العزّة» باشد.

8 - حاكمان مُفسد ، در حِصار سرسختى ، تكبّر و غرور برخاسته از گناه خويش هستند .

و اذا تولّى . .. اخذته العزة بالاثم

بنابراينكه «تولى»، به معناى پذيرش حكومت باشد و «باء» در «بالاثم»، سببيّه و متعلّق به «العزّة» باشد.

9 - حاكمان مفسد در برابر دعوت به تقوا ، به خاطر سرسختى ، تكبر و غرور ، آلوده به گناه مى شوند .

اخذته العزة بالاثم

بنابراينكه «باء» سببيه در «بالإثم»، متعلق به «اخذته» باشد.

11 - هيچ كيفرى جز عذاب جهنّم ، نمى تواند حاكمان مفسد ، سرسخت ، متكبّر و مغرور را رام كند .

و اذا تولى سعى . .. فحسبه جهنم

12 - جهنّم ، كيفر حاكمان مفسد ، سرسخت و حق ناپذير

و اذا تولى سعى . .. فحسبه جهنّم

14 - جهنّم ، اقامتگاه شومى براى متكبّران و مفسدان

اخذته العزّة بالاثم فحسبه جهنّم و لبئس المهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 27

27 - كافران ، مردمى مغرور و متكبر *

إنّ اللّه اعد للكفرين عذاباً مهيناً

توصيف «عذاب» به «مهين» (خوار كننده)، اشاره به غرور و تكبر كافران دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 5

5 - بنى اسرائيل ، مردمى مغرور به نژاد و دين خويش

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و حسبوا الا تكون فتنة

بسيارى از مفسران برآنند كه ريشه اعتقاد بنى اسرائيل (رهايى از آزمون و مجازات الهى) اين بوده كه آنان از نسل اسرائيل هستند و به يهوديت و يا نصرانيت منتسب مى باشند. آيه 69 كه مجرد انتساب به دين را كارساز در سعادت نمى دانست، مى تواند اشاره به اين نظريه داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 8

8- سران و اشراف قوم نوح ، گرفتار خوى استكبارى و خود برتربينى بودند .

فقال الملأ . .. ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 29 - 12

12- كافران ظالم به نفس خويش ، متكبرند .

الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم ... فلبئس مثوى المتكبّرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 27 - 7،8

7 - فرعون فردى متكبر و منكر قيامت و روز حساب بود .

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

8 - مخالفان رسالت موسى ( ع ) ( فرعونيان ) ، گروهى متكبر و منكر قيامت و روز حساب بودند .

كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 36 - 5

5 - فرعون ، فردى متكبر و تجاوزگر بود .

كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار . و قال فرعون

از مصاديق مورد نظر متكبر و جبار - به قرينه «و قال فرعون» - فرعون مى باشد.

2- آثار سلطه متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 59 - 11

11- تسلط متكبران و سركشان حق ناپذير بر توده هاى مردم ، از موانع موفقيت پيامبران

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم . .. و اتبعوا أمر كل جبار عنيد

3- اجتناب از پيروى متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 59 - 12

12- ضرورت پرهيز از فرمانبرى و پيروى متكبران و سركشان حق ناپذير

و اتبعوا أمر كل جبار عنيد

4- اهميت سركوبى متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 10

10- سركوبى برترى طلبان و فسادانگيزان ، حتى با توسل به زور و سلب امنيت از آنان ، امرى لازم و بايسته است .

بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد فجاسوا خلل الديار

از اينكه خداوند فرموده است: «براى سركوبى فسادگران بنى اسرائيل نيروهاى قدرتمندى گسيل مى كنيم» استفاده مى شود كه افساد، امرى منفور و سركوبى آن، كارى پسنديده و مطلوب است.

5- بخل متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 24 - 3

3 - انسان هاى خودپسند فخرفروش ، نه تنها خود بخيل اند ; بلكه ديگران را نيز به بخلورزى فرمان مى دهند .

كلّ مختال فخور . الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل

6- ختم قلب متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 10

10 - خداوند ، بر قلب هر متكبر تجاوزگرى ، مهر مى زند و او را از فهم درست حقايق الهى محروم مى سازد .

كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار

به هر متجاوزى كه از قانون بگذرد، «جبار» گويند. (قاموس المحيط).

7- دشمنى متكبران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 2

2 - جبهه ضد توحيدى در صدراسلام ، متشكل از گروهى نادان ، متكبر و استكبارپيشه

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . ..ثانى عطفه

8- ذلت اخروى متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 60 - 6

6 - كسانى كه از عبادت خداوند كبر مىورزند ، با خوارى و ذلت به دوزخ وارد خواهند شد .

إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم داخرين

«داخرين» (از ماده «دَخَرَ») مرادف «صغر و ذلّ» (كوچك و ذليل شد) بوده و حال براى ضمير «سيدخلون» است.

9- سرزنش متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 18

18 - خداوند كسانى را كه با تكبر و فخرفروشى با خويشان و همسايگان خويش برخورد مى كنند ، دوست ندارد .

و بالوالدين احساناً . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

10- شومى جايگاه متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 29 - 10

10- جايگاه متكبران ، بد جايگاهى است .

فلبئس مثوى المتكبّرين

«مثوى» اسم مكان از «ثوى» به معناى اقامت گاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 76 - 6

6 - جايگاه متكبران در قيامت ، جايگاهى بد و ناگوار خواهد بود .

فبئس مثوَى المتكبّرين

11- عذاب اخروى متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 5

5- مراتب شديد و هلاكت بار عذاب دوزخ ، متوجه گناه پيشگان مغرور و پيشوايان كفر و نه همه گنه كاران *

طعام الأثيم كالمهل . .. ثمّ صبّوا فوق رأسه ... ذق إنّك أنت العزيزالكريم

از مبالغه نهفته در «الأثيم» و نيز وصف «العزيز الكريم»، اين احتمال شكل مى گيرد كه عذاب هاى شديد مطرح شده در اين آيات، براى هر گنه كارى نيست; بلكه مخصوص دارندگان اوصاف ياد شده است.

12- فرجام شوم متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 29 - 10

10- جايگاه متكبران ، بد جايگاهى است .

فلبئس مثوى المتكبّرين

«مثوى» اسم مكان از «ثوى» به معناى اقامت گاه است.

13- كيفر اخروى متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 60 - 9

9 - « عن الصادق ( ع ) قال : إنّ فى جهنّم لوادياً للمتكبّرين يقال له سقر ، شكى إلى اللّه شدّة حرّه [ و ] سأله أن يتنفّس فأذن له فتنفّس فأحرق جهنّم ;

از امام صادق(ع) روايت شده در جهنم وادى است براى متكبران به نام «سقر» كه از شدت حرارتش به خدا شكايت كرد و از او خواست تا نفسى بكشد، و خدا به او اجازه تنفس داده، پس نفس كشيد كه در پى آن جهنم سوزان گرديد».

14- مبغوضيت متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 14

14 - متكبران تجاوزگر ، مورد بغض و دشمنى خدا و مؤمنان هستند .

كبر مقتًا عند اللّه و عند الذين ءامنوا كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 4

4 - خداوند ، آدم هاى خودپسند و فخرفروش را دوست ندارد .

و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

در جايى كه شخص، گرفتار عجب و خودپسندى گردد، گفته مى شود: «اختال الرجل» (مصباح المنير). بنابراين «مختال»; يعنى، فرد خودپسند.

15- متكبران اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 4

4 - تكبّر و گردن فرازى گروهى از اهل كتاب در برابر خداوند ، موجب كفر و انكار قرآن از سوى آنان

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن . .. خاشعين للّه

16- متكبران در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 29 - 9

9- جايگاه متكبران ، جهنّم است .

فادخلوا . .. جهنّم ... فلبئس مثوى المتكبّرين

«بئس» فعل ذم است و مخصوص به ذم - كه كلمه جهنّم باشد - محذوف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 60 - 5

5 - جهنم ، جايگاه هميشگى متكبران

أليس فى جهنّم مثوًى للمتكبّرين

«مثوًى» (اسم مكان از ماده «ثواء») به معناى اقامت توأم با استمرار است; يعنى، جايگاه هميشگى و دائمى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 72 - 8

8 - جهنم ، جايگاه هميشگى متكبران

فبئس مثوًى المتكبّرين

«مثوًى» (اسم مكان از ماده «ثواء») به معناى اقامت توأم با استمرار است; يعنى، جايگاه هميشگى و دائمى.

17- متكبران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 76 - 6

6 - جايگاه متكبران در قيامت ، جايگاهى بد و ناگوار خواهد بود .

فبئس مثوَى المتكبّرين

18- متكبران قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 59 - 7

7- قوم عاد ، متشكل از سرانى متكبر و سركش و توده هايى پيرو و مطيع

و اتبعوا أمر كل جبار عنيد

19- متكبران و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 11

11 - شيطان ، همراه با رياكاران ، بخيلان و متكبران

الذين يبخلون . .. و الذين ينفقون اموالم رئاء النّاس ... و من يكن الشيطان له قرين

مراد از «من يكن . .. » تمام كسانى هستند كه در اين آيه و آيه قبل مورد مذمت قرار گرفتند.

20- محروميت متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 1

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر و خودبرتربينى معارف الهى را نپذيرند، از رحمتهاى ويژه الهى در دنيا محرومند.

ان الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها لاتفتح لهم أبوب السماء

چنانچه جمله «لاتفتح . ..» بيان محروميتى باشد كه در دنيا دامنگير تكذيب كنندگان مى شود، گشوده نشدن درهاى آسمان براى آنان، كنايه از شامل نشدن رحمتهاى خاص الهى بر آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 1،17

1 - خداوند ، متكبران و خودبزرگ بينان را از درك آيات و معارف خويش بازمى دارد .

سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض

كلمه «صرف» آنگاه كه با «عن» متعدى شود، به معناى بازداشتن و مانع شدن است. و بازداشتن از آيات الهى يا به معناى مانع شدن از فهم آيات است و يا به معناى بازدارى از ايمان به آيات و يا جلوگيرى از ابطال و از ميان بردن آنهاست. تنها معناى اول با همه فرازهاى آيه متناسب است.

17 - خداوند به قوم موسى هشدار داد كه متكبران و ناباروان ايشان را از درك تورات و معارف آن باز خواهد داشت .

و أمر قومك يأخذوا بأحسنها . .. سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض

مصداق مورد نظر براى آيه مورد بحث، با توجه به آيات پيشين، متكبران و متمردان قوم موسى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 16

16 - انسان هاى مغرور و سرمست ، محروم از لطف و محبت خداوند

إنّ اللّه لايحبّ الفرحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 7

7 - خودْبزرگ بينانِ فخرفروش ، از محبت و لطف الهى محروم اند .

إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

«مختال» به معناى تكبر است (قاموس المحيط).

21- مسؤوليت ناپذيرى متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 11 - 2

2 - خود برتربينان و مدعيان كمك هاى مالى سنگين ، از تكاليف سخت شانه خالى مى كنند .

فلااقتحم العقبة

22- هشدار به متكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 7

7- امكان زوال نعمت هاى مادّى ، هشدارى به دنياگرايان مغرور است .

يرسل عليها حسبانًا من السماء فتصبح صعيدًا زلقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 81 - 3

3 - فرجام شوم قارون ، درس عبرتى است براى همه ثروتمندان مغرور و طغيانگر .

إنّ قارون . .. فبغى عليهم ... فخسفنا به و بداره الأرض

23- هشدار به متكبران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 17

17 - خداوند به قوم موسى هشدار داد كه متكبران و ناباروان ايشان را از درك تورات و معارف آن باز خواهد داشت .

و أمر قومك يأخذوا بأحسنها . .. سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض

مصداق مورد نظر براى آيه مورد بحث، با توجه به آيات پيشين، متكبران و متمردان قوم موسى هستند.

10- متكديان

1- آثار انفاق به متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 6

6 - انفاق به سائلان و محرومان ، از عوامل دستيابى به بهشت و نعمت هاى آن

إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

2- اداى حقوق متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 35 - 4

4 - انجام دادن دائم نماز ، اداى حق سائلان و محرومان جامعه ، تصديق روز جزا و هراس از عذاب الهى ، از موجبات ورود به بهشت

إلاّ المصلّين . .. و الذين فى أمولهم حقّ ... و الذين يصدّقون بيوم الدين ... أُول

3- انفاق به متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 1

1 - بخشى از اموال محسنان تقواپيشه ، اختصاص به سائلان و محرومان دارد .

و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 1

1 - اختصاص دادن مقدار معيّنى از اموال خود به سائلان و محرومان جامعه ، از ويژگى هاى مؤمنان و مسلمانان راستين است .

و الذين فى أمولهم . .. للسائل و المحروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 3

3 - لزوم انفاق به كمك خواهان مستمند

و أمّا السائل فلاتنهر

4- اولويت انفاق به متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 3

3 - اولويت داشتن كمك به استمداد و درخواست كنندگان ، بر ديگر محرومان جامعه

للسائل و المحروم

تقديم ذكرى «سائل» بر «محروم»، مى تواند بيانگر تقديم رتبى آن باشد.

5- اهميت انفاق به متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 5

5 - لزوم توجه به محرومان عفيف و ناشناخته جامعه و اكتفا نكردن به انفاق بر سائلان و درخواست كنندگان

و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

از مقابله «محروم» با «سائل»، استفاده مى شود كه در جامعه برخى از نيازمندان، روى سؤال ندارند و در نتيجه ناشناخته مى مانند. اهل تقوا از اين گروه غافل نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 4

4 - لزوم انفاق و كمك به سائلان و محرومان جامعه ، افزون بر پرداخت زكات و خمس

للسائل و المحروم

انفاق به سائلان و محرومان جامعه - همان گونه كه مفسران يادآور شده اند - پيش از واجب شدن زكات و خمس مقرر شده است. از آن جايى كه دليل قاطعى بر نفى اين فريضه و يا تبديل آن به زكات و خمس به دست نيامده است; مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

6- اهميت رفع مشكلات اقتصادى متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 7

7 - تقدم رسيدگى به حال سائلان و محرومان و رفع محروميت از آنان ، بر ديگر محرومان جامعه

و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه تقدم سائلان بر محرومان، ممكن است به اين خاطر باشد كه سائلان، آبروى خود را در كف نهاده و به پرسش مى پردازند و اين كار معمولاً از سر استيصال و درماندگى انجام مى گيرد. ازاين رو لازم است در انفاق و امداد، آنان را در اولويت قرار داد.

7- تأمين منافع متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 5

5 - تعديل اقتصادى به نفع سائلان و محرومان جامعه و مخالفت با زراندوزى ، سياست اقتصادى اسلام

و جمع فأوعى . .. إلاّ المصلّين ... و الذين فى أمولهم حقّ معلوم . للسائل و المحرو

دو آيه مورد بحث - كه در توصيف مؤمنان است - در مقابل جمله «و جمع فأوعى» - كه در وصف كافران توانگر بود - قرار دارد. از مجموع اين توصيف ها، مى توان به مطلب ياد شده پى برد.

8- حقوق متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 3

3 - نيازمندان سائل و محرومان ، داراى حق در مال ثروتمندان جامعه

و فى أمولهم حق للسّائل و المحروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 25 - 2

2 - سائلان و محرومان جامعه ، داراى حق در اموال توانگران و شريك ثروت آنان

و الذين فى أمولهم حقّ معلوم . للسائل و المحروم

9- نهى از رد متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 1،2

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از رد درخواست گدايان و راندن خشونت آميز آنان از خود ، برحذر داشت .

و أمّا السائل فلاتنهر

«نَهْر» (مصدر «لاتنهر»); يعنى، كسى را با فرياد خشونت آميز از خود راندن. (مفردات راغب)

2 - راندن سائل از خود و بازداشتن او از تقاضاى كمك ، رفتارى ناپسند و مورد نهى خداوند

و أمّا السائل فلاتنهر

10- نهى از غضب بر متكديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 1

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از رد درخواست گدايان و راندن خشونت آميز آنان از خود ، برحذر داشت .

و أمّا السائل فلاتنهر

«نَهْر» (مصدر «لاتنهر»); يعنى، كسى را با فرياد خشونت آميز از خود راندن. (مفردات راغب)

11- متوكلان

1- متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 81 - 16

16 - خداوند ، وكيلى كفايت كننده براى انسان متوكّل

و توكّل على اللّه و كفى باللّه وكيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 20،21

20 - شعيب ( ع ) و همگامان مؤمنش ، انسانهايى متكى به خدا و بهره مند از روحيه توكل

على اللّه توكلنا

21 - پيامبران ، انسانهايى متكى به خدا و متوكل بر او

على اللّه توكلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 39 - 13

13- مؤمنان ، متّكى به مشيّت و نيروى الهى اند ، نه مال و فرزند .

لولا . .. قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه إن ترن أنا أقلّ منك مالاً و ولدًا

2- اتكاى متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 3 - 5

5 - خداوند ، وكيل و كارسازى كفايت كننده ، براى توكل كنندگان است .

و توكّل على اللّه و كفى باللّه وكيلاً

3- امداد به متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 123 - 13

13- خداوند ، توكل كنندگان بر وى را يارى مى دهد .

و توكل عليه و ما ربك بغفل عما تعملون

از بيان آگاهى خدا پس از توصيه به توكل (وتوكل عليه) ، برداشت فوق استفاده مى شود.

4- پاداش متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 59 - 1

1 - پاداش صبرپيشگان متوكل بر خدا ، بسى ستوده و نيكو است .

نعم أجر العملين . الذين صبروا و على ربّهم يتوكّلون

«الذين» بدل براى «العاملين» است.

5- تفضل به متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 59 - 9

9 - وعده خداوند به برخوردارى متوكلان از عطا و تفضلش

و قالوا حسبنا اللّه سيؤتينا اللّه من فضله

آيه فوق در مقام تعليم به انسان است و بى ترديد آنچه خداوند تعليم دهد، منطبق با واقعيت مى باشد در نتيجه جمله «سيؤتينا» حاكى از عطاى الهى به متوكلان است.

6- حامى متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 13

13- خداوند ، حامى و پشتيبان مؤمنان و توكل كنندگان بر او

إنى توكلت على الله . .. إن ربى على صرط مستقيم

7- حمايت از متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 11

11 - ناباورى به حمايت خدا از متوكلان ، نشانه بيماردلى و ضعف ايمان است .

إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. فإن اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل به دست مى آيد.

8- صبر متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 18

18- توكل كنندگان بر خداوند ، انسانهايى صبور و مقاومند .

فصبر جميل والله المستعان على ما تصفون

9- فضايل متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 36 - 8

8 - اهل ايمان و توكل كنندگان به خداوند ، برخوردار از نعمت هاى برتر و جاودان اخروى

خير و أبقى للذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

10- متوكلان بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 10

10 - راه يافتگان از مرحله ايمان به مقام تسليم ، بر توكل به خدا توانمندند .

إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

11- مراد از متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 12 - 14

14- « سئل أبوعبدالله ( ع ) عن قول الله : « و على الله فليتوكّل المتوكّلون » قال : الزارعون ;

از امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از سخن خدا «و على الله فليتوكّل المتوكّلون» روايت شده است كه فرمود: [مراد از متوكلان] كشاورزانند».

12- مصونيت متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 99 - 1،3

1- شيطان ، از هرگونه سلطه گرى بر مؤمنان متوكل بر خدا ناتوان است .

الشيطن الرجيم . إنه ليس له سلطن على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

لفظ «سلطان» چون با «تنوين» آمده و بعد از حرف نفى قرار گرفته است، دلالت بر نفى مطلق مى كند.

3- تنها مؤمنان متوكل بر خداوند ، از سلطه شيطان در امانند .

إنه ليس له سلطن على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

برداشت فوق، با توجه به اين است كه آيه در مقام بيان نقش شيطان نسبت به تمامى انسانهاست و استثنا كردن مؤمنان متوكل - به صورت جمله وصفيه - دليل بر حصر است. گفتنى است آيه بعد (إنما سلطانه على الذين يتولّونه ...) مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 4

4- تنها مؤمنان و متوكلان بر خدا ، رهيده از سلطه شيطانند .

ليس له سلطن على الذين . .. إنما سلطنه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون

13- مقامات متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 2 - 6

6- انسان موّحد و متكى به خداوند ، انسانى هدايت يافته است .

و جعلنه هدًى . .. ألاّتتخذوا من دونى وكيلاً

«أن» در «ألاّتتخذوا» براى تفسير عبارت «جعلناه هدًى لبنى إسرائيل» است و توحيد و عدم اتكا به غير خدا را مظهر و مصداق هدايت معرفى مى كند. بنابراين موّحد، شخص هدايت يافته است.

14- منشأ بى نيازى متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 3 - 4

4 - خداوند ، كفايت كننده امور متوكلان و بى نيازكننده آنان است .

و من يتوكّل على اللّه فهو حسبه

15- نشانه هاى متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 18

18 - خدا را تكيه گاه خويش قرار دادن و توكل كردن به او در عرصه هاى زندگى ، از نشانه هاى متوكلان حقيقى است .

عليه يتوكّل المتوكّلون

16- نعمتهاى اخروى متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 36 - 8

8 - اهل ايمان و توكل كنندگان به خداوند ، برخوردار از نعمت هاى برتر و جاودان اخروى

خير و أبقى للذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

17- وعده به متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 59 - 9

9 - وعده خداوند به برخوردارى متوكلان از عطا و تفضلش

و قالوا حسبنا اللّه سيؤتينا اللّه من فضله

آيه فوق در مقام تعليم به انسان است و بى ترديد آنچه خداوند تعليم دهد، منطبق با واقعيت مى باشد در نتيجه جمله «سيؤتينا» حاكى از عطاى الهى به متوكلان است.

18- ويژگيهاى متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 18

18- توكل كنندگان بر خداوند ، انسانهايى صبور و مقاومند .

فصبر جميل والله المستعان على ما تصفون

19- هدايت متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 2 - 6

6- انسان موّحد و متكى به خداوند ، انسانى هدايت يافته است .

و جعلنه هدًى . .. ألاّتتخذوا من دونى وكيلاً

«أن» در «ألاّتتخذوا» براى تفسير عبارت «جعلناه هدًى لبنى إسرائيل» است و توحيد و عدم اتكا به غير خدا را مظهر و مصداق هدايت معرفى مى كند. بنابراين موّحد، شخص هدايت يافته است.

12- متهجدان

1- استقامت متهجدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 8

8 - انسان هاى اهل تهّجد ، استوارتر و با صلابت تر از ديگران در كردار و گفتار

إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وط-ًا

يكى از احتمالات مطرح در آيه شريفه، اين است كه «ناشئة» صفت براى موصوف محذوف است; يعنى، «إنّ النفس الناشئة فى الليل». گفتنى است كه برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مفضل عليه «أشدّ» و «أقوم»، انسان هاى غير متهجد باشند; يعنى، «النفس الناشئة فى الليل هى أشدّ وطئاً... من النفس الغير الناشئة فيه».

2- چشم روشنى متهجدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 17 - 2

2 - چشم شب زنده داران و انفاق كنندگان در راه خدا ، به پاداش هاى وصف ناپذير الهى ، روشن است .

تتجافى جنوبهم عن المضاجع . .. فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم من قرّة أعين

«قرّة» احتمال دارد از «قَرّ» به معناى «قرار گرفتن» باشد كه كنايه از رضايت و چشم ندوختن به چيزى ديگر است و احتمال دارد از «قرّ» به معناى «سردى» باشد كه كنايه از خوشحالى و چشم روشنى است. برداشت بالا براساس احتمال دوم است.

3- علم متهجدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 15

15 - شب زنده داران عابد و آخرت جويان اميدوار به رحمت الهى ، عالمان راستين و آگاهان به حقايق هستى اند .

أمّن هو قنت ءاناء الّيل. .. و يرجوا رحمة ربّه قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين

برداشت بالا مبتنى بر اين احتمال است كه «الذين يعلمون»، اشاره به كسانى داشته باشد كه در صدر آيه شريفه از آنان

سخن به ميان آمده است.

4- فضايل متهجدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 8

8 - انسان هاى اهل تهّجد ، استوارتر و با صلابت تر از ديگران در كردار و گفتار

إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وط-ًا

يكى از احتمالات مطرح در آيه شريفه، اين است كه «ناشئة» صفت براى موصوف محذوف است; يعنى، «إنّ النفس الناشئة فى الليل». گفتنى است كه برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مفضل عليه «أشدّ» و «أقوم»، انسان هاى غير متهجد باشند; يعنى، «النفس الناشئة فى الليل هى أشدّ وطئاً... من النفس الغير الناشئة فيه».

13- متهم

1- آداب تنزيه متهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 16 - 7

7 - آغاز به تنزيه خداوند ، به هنگام پاك دانستن دامن متهمى از آلودگى ، از آداب قرآنى است .

و لولا إذ سمعتموه قلتم . .. سبحنك

2- اقرار از متهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 62 - 4

4- اعتراف گرفتن از متهمان و مجرمان در منظر همگان ، از شيوه هاى محاكمه و كيفر دادن در ميان قوم بت پرست ابراهيم

قالوا فأتوا به على أعين الناس . .. قالوا ءأنت فعلت هذا بالهتنا يإبرهيم

متهمان

3- بازجويى از متهمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 6

6- سابقه نيك متهمان و سوگند آنان بر بى گناهى ، مانع جواز بازرسى و تحقيق درباره اتهام آنان نمى شود .

قالوا تالله لقد علمتم . .. فما جزؤه إن كنتم كذبين

از آن جا كه كارگزاران يوسف به حسن سابقه فرزندان يعقوب اعتنايى نكردند و به سوگند آنان بر بى گناهى خويش وقعى ننهادند ، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.

4- جواز بازجويى از متهمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 2

2- مشروعيت بازجويى و توقيف متهمانى كه مجرم در ميان آنان است .

إنكم لسرقون . .. قالوا نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير

5- جواز بازداشت متهمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 2

2- مشروعيت بازجويى و توقيف متهمانى كه مجرم در ميان آنان است .

إنكم لسرقون . .. قالوا نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير

6- حسن پيشينه متهمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 6

6- سابقه نيك متهمان و سوگند آنان بر بى گناهى ، مانع جواز بازرسى و تحقيق درباره اتهام آنان نمى شود .

قالوا تالله لقد علمتم . .. فما جزؤه إن كنتم كذبين

از آن جا كه كارگزاران يوسف به حسن سابقه فرزندان يعقوب اعتنايى نكردند و به سوگند آنان بر بى گناهى خويش وقعى ننهادند ، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.

7- حقوق متهمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 9

9 - لزوم فرصت دادن به متهمان براى دفاع از خود

لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى إنّى خشيت

8- سوگند متهمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 6

6- سابقه نيك متهمان و سوگند آنان بر بى گناهى ، مانع جواز بازرسى و تحقيق درباره اتهام آنان نمى شود .

قالوا تالله لقد علمتم . .. فما جزؤه إن كنتم كذبين

از آن جا كه كارگزاران يوسف به حسن سابقه فرزندان يعقوب اعتنايى نكردند و به سوگند آنان بر بى گناهى خويش وقعى ننهادند ، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.

14- مثال

1- بهترين مثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 27 - 2

2 - مثل هاى قرآن ، بهترين و سودمندترين مثل ها است .

و لقد ضربنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل

تنكير «مثل» دلالت بر تعظيم و شرافت دارد; يعنى، يعنى مثل هاى قرآن بهترين وسودمندترين مثل ها است.

2- فوايد مثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 13

13- نقش مؤثر مثل ها و نمونه هاى عينى تاريخى در هدايت و درس آموزى انسان

و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 2

2- استفاده خداوند از مَثَل و مانند ، براى تقريب مفاهيم وحى به ذهن توده مردم

و ضرب الله مثلاً رجلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 32 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به استفاده از تمثيل و ترسيم نماى كفر و ايمان در غالب گفتوگوى كشاورزى رفاه مند با هم صحبتى كم ثروت شد .

و اضرب لهم مثلاً رجلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 1

1- پيامبر ، وظيفه دار استفاده از تمثيل براى بيان حقيقت زندگى دنيا و ناپايدارى آن است .

و اضرب لهم مثل الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 22

22 - امكان شناخت اوصاف خداوند ( نور و . . . ) ، از طريق تشبيه و تمثيل

اللّه نور السموت و الأرض مثل نوره كمشكوة . .. و يضرب اللّه الأمثل للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 1

1 - استفاده خداوند ، از مثل براى تبيين دقايق معارف آسمانى

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا . .. و تلك الأم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 5،6،20

5 - استفاده از تمثيل ، جهت تفهيم معارف والاى دينى ، از روش هاى تبليغى قرآن

ضرب لكم مثلاً من أنفسكم . .. كذلك نفصّل الأيت

لام «لكم» براى تعليل و در نتيجه، بيان كننده اين نكته است كه بيان مَثَل ها، به خاطر تفهيم دقيق است. «من» در «من أنفسكم» براى ابتدا و به منظور بيان اين است كه مَثَل از خود شما زده مى شود كه دقيقاً برايتان قابل فهم است.

6 - به كارگيرى تمثيل و تشبيه ، براى بيان دقيق مبانى دينى ، امرى سودمند و مفيد

ضرب لكم مثلاً

20 - خداوند ، به تشريح و تبيين آيات خود براى مردم ، با استفاده از تمثيل هاى روشن ، اهتمام دارد .

ضرب لكم مثلاً . .. كذلك نفصّل الأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 2،5

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور مثل زدن و نمونه آوردن از مردم گذشته ، براى پندگيرى و درس آموزى مردم

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية

5 - مثل زدن و ارائه نمونه هاى تاريخى ، از روش هاى تربيتى - هدايتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 10 - 4

4- حسن استفاده از ملموس ترين نماد ها ، براى هدايت و درس آموزى خلق *

و النخل باسقت لها طلع نضيد

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه اختصاص به ذكر يافتن «نخل» از ميان همه درختان و «خرما» از ميان همه ميوه ها، از آن جهت باشد كه نخل و خرما، اساسى ترين نقش را در زندگى عرب عصر نزول داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 24 - 2

2 - لزوم استفاده از شيوه هاى مختلف تمثيلى و داستانى ، براى تفهيم حقايق به مردمان

إنّه لحقّ مثل ما أنّكم تنطقون . هل أتيك حديث ضيف إبرهيم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند در آيه قبل، از تمثيل و در اين آيه از بيان سرگذشت ميهمانان گرامى ابراهيم(ع) در جهت حقانيت وعده هاى خويش بهره جسته است.

3- نقش مثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 11

11 - بيان آيات الهى ( احكام و معارف دينى ) همراه با تمثيل ، ابزار و زمينه اى براى انديشيدن انسان

كذلك يبيّن اللّه لكم الايات لعلّكم تتفكّرون

مثال ها

4- تمثيل به پشه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 2،3،8،16

2 - خداوند ، در تبيين برخى حقايق ، حشره اى چون پشه و بزرگتر از آن را در مثل هاى قرآنى به كار برده است .

إن اللّه لايستحى أن يضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها

گفتنى است كه در لسان العرب آمده است: بعوض از خانواده مگسهاست و بعوضة مفرد آن است.

3 - خداوند در تبيين حقيقت از تمثيل به حشره اى همانند پشه ، پروا و شرمى ندارد .

إن اللّه لايستحى أن يضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها

«استحياء» از «حياء» به معناى خجالت كشيدن و شرم كردن است و «بعوضة» به معناى پشه مى باشد.

8 - كافران ، تمثيل به پشه و مانند آن را امرى ناروا ، نامعقول و به دور از شأن خداوند مى پنداشتند .

و أما الذين كفروا فيقولون ماذا أراد اللّه بهذا مثلا

با توجه به اينكه كفرپيشگان قرآن را نپذيرفته بودند معلوم مى شود: جمله «ماذا أراد اللّه . ..; خداوند چه هدفى را از اين مثلها تعقيب مى كند» بدين معنا نيست كه آنان باور داشتند كه اين مثلها از جانب خداوند است و در توجيه آنها درمانده بودند; بلكه مقصود آنان اين بود كه چون آن گونه مثلها ناپسند، بى هدف و نامعقول است، نمى تواند نازل شده از جانب خداوند باشد.

16 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « إنما ضرب اللّه المثل بالبعوضة لأن البعوضة على صغر حجم ها خلق اللّه فى ها جميع ما خلق فى الفيل مع كبره و زيادة عضوين آخرين ;

خداوند مثل به پشه زده; چون پشه با كوچكى جسمش تمام آنچه را خداوند در فيل با آن تنومندى جمع كرده است، دارد و حتى دو عضو زيادتر از فيل دارد . ..».

5- تمثيل به حيوان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 1

1 - مَثَل كفرپيشگان ، مَثَل حيوانى است كه از درك شنيده ها ناتوان است .

و مثل الذين كفروا كمثل الذى ينعق بما لايسمع

«نعق» (مصدر ينعق) به معناى: نهيب چوپان بر گوسفندان و امر و نهى اوست و مراد از «ما لايسمع» گوسفند و مانند آن مى باشد. به گفته مفسران در آيه شريفه، كافران لجوج به گوسفندان و دعوت كنندگان به معارف دين به چوپان تشبيه شده اند. بر اين مبنا بخشى از مشبه ذكر نشده و تقدير كلام چنين است: مثل الذين كفروا و الذى يدعوهم الى الأيمان كمثل الذى ... .

6- تمثيل به دهقان غافل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 2

2 - دنيامداران ، به دهقانى مى مانند كه مزرعه خرم و به خوشه نشسته اش وى را مست و بى خود سازد و با خاطرى آسوده - و غافل از تمامى حوادث و آفت هاى در كمين نشسته - به خوابى خوش فرو رود .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. و ظن أهلها أنهم قدرون عليها أتيها أمرنا ليلا أو نهار

7- تمثيل به كشتزار سرسبز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 1،2

1 - زندگى دنيوى مانند كشتزار سرسبزى است كه در معرض انواع رخداد ها و آفت هاى بنيان كن مى باشد .

إنما مثل الحيوة الدنيا كماء . .. حتى إذا أخذت الأرض زخرفها و ازينت ... أتيها أمر

2 - دنيامداران ، به دهقانى مى مانند كه مزرعه خرم و به خوشه نشسته اش وى را مست و بى خود سازد و با خاطرى آسوده - و غافل از تمامى حوادث و آفت هاى در كمين نشسته - به خوابى خوش فرو رود .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. و ظن أهلها أنهم قدرون عليها أتيها أمرنا ليلا أو نهار

8- مثل دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 2

2 - دنيامداران ، به دهقانى مى مانند كه مزرعه خرم و به خوشه نشسته اش وى را مست و بى خود سازد و با خاطرى آسوده - و غافل از تمامى حوادث و آفت هاى در كمين نشسته - به خوابى خوش فرو رود .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. و ظن أهلها أنهم قدرون عليها أتيها أمرنا ليلا أو نهار

9- مثل زندگى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 1

1 - زندگى دنيوى مانند كشتزار سرسبزى است كه در معرض انواع رخداد ها و آفت هاى بنيان كن مى باشد .

إنما مثل الحيوة الدنيا كماء . .. حتى إذا أخذت الأرض زخرفها و ازينت ... أتيها أمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 1،6،9

1- پيامبر ، وظيفه دار استفاده از تمثيل براى بيان حقيقت زندگى دنيا و ناپايدارى آن است .

و اضرب لهم مثل الحيوة الدنيا

6- زندگانى دنيا ، مانند بارانى است كه موجب رويش انبوه گياهان زمين شده ، ولى به زودى خُرد و خاشاك گشته و با هر نسيم ، پراكنده مى گردد .

واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه من السماء . .. هشيمًا تذوره الريح

«هشيم» يعنى، گياه خشكى كه خرد شده است و «ذروه» مصدر «تذروه» يعنى، پراكنده و متفرق ساختن، همراه با برانگيختن. «تذروه» يعنى، بادها، آن را پراكنده و متفرق مى سازند. جمله «فاختلط به نبات الأرض» - در صورتى كه «باء» براى استعانت باشد - يعنى، به سبب باران، گياهان، درهم فرو رفته و انبوهى از ريشه ها و ساقه ها و شاخه هاى تودر تو را تشكيل مى دهند.

9- حيات دنيا و ماديات زندگى ، مانند خاشاكى در مسير باد است .

مثل الحيوة الدنيا . .. فأصبح هشيمًا تذروه الريح

مثال هاى قرآن

10- تمثيل به كر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 1

1- حالت مشركان و كافران به قرآن ، همانند انسان كور و كر است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ

تمثيل به الاغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 5 - 3

3 - مَثَل عالمان بى عمل يهود در پيشگاه خداوند ، مَثَل الاغى است كه بار كتاب حمل مى كند ; ولى از آن بهره اى ندارد .

مثل الذين حمّلوا التورية . .. كمثل الحمار يحمل أسفارًا

11- تمثيل به انسانهاى بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 2

2- حالت موحدان و مؤمنان به قرآن ، همانند انسان هاى بينا و شنواست .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

12- تمثيل به انسانهاى شنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 2

2- حالت موحدان و مؤمنان به قرآن ، همانند انسان هاى بينا و شنواست .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

13- تمثيل به باغدار متكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 32 - 2

2- سمبل اشراف ، در بيان الهى ، مردى مرفّه و برخوردار از دو تاكستان و نخل هايى در اطراف و كشت زارى در ميان ، اما گرفتار غرور است .

جعلنا لأحدهما جنّتين من أعنب و حففنهما بنخل و جعلنا بينهما زرعًا

«غرور» از آيات بعد استفاده مى شود.

14- تمثيل به برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 1

1- مخلوق در مقايسه با خدا ، همانند برده اى مملوك كه فاقد كمترين اراده و اختيار است .

ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 3

3 - مؤمنان و موحدان ، همچون بردگانى اند كه تنها يك مالك داشته و فقط از او فرمان مى برند .

ضرب اللّه مثلاً. .. و رجلاً سلمًا لرجل

15- تمثيل به برده مشترك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 1،2

1 - مثل زدن خداوند به فردى كه تحت بردگى چند مالك ناسازگار و سخت گير باشد و فردى كه تنها مملوك يك مالك باشد و تنها از او دستور گيرد .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون و رجلاً سلمًا لرجل

«متشاكسون» به معناى «مختلفون عسرون» (اختلاف كنندگان سخت گير) است (قاموس المحيط). و «سلم» (مصدر «سلم له») نيز به معناى خالص شدن است و از آن جايى كه صفت قرار گرفته بر مبالغه دلالت مى كند.

2 - مشركان ، چونان بردگانى اند كه چند مالك ناسازگار و سخت گير بر سر آنان به نزاع برخاسته و به آنها فرمان هاى متعدد مى دهند .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون

مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه چون در رديف آيات مربوط به شرك پيشگان و يكتاپرستان قرار دارد، درصدد تشريح وضعيت آنان مى باشد.

16- تمثيل به تكلم انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 23 - 7

7 - حقانيت وعده هاى الهى مانند قدرت آدميان بر نطق ، روشن و انكارناپذير است .

و ما توعدون . .. إنّه لحقّ مثل ما أنّكم تنطقون

بنابراين كه ضمير «إنّه» به «ما توعدون» بازگردد، تمثيل آيه شريفه در جهت بيان اين معنا است كه تحقق وعده هاى الهى، همان قدر روشن است كه سخن گفتن آدميان و قدرت ايشان بر نطق واضح مى باشد.

17- تمثيل به چراغ درخشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 1،4

1 - مثل نور خدا ، همانند چراغ دانى است دربرگيرنده چراغى پر فروغ و نورافشان كه در خانه هايى است كه به اذن خداوند ، رتبه رفيع يافته اند و هماره مركز ياد خدا هستند .

مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح فى زجاجة . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذك

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «فى بيوت» متعلق به «مشكوة» و صفت براى آن باشد.

4 - مثل نور خداوند ، همانند چراغى است پرفروغ و درخشان در چراغ دانى كه در خانه ها و معابدى مرتفع واقع است كه همواره نام خداوند در آنها زنده مى باشد .

مثل نوره كمشكوة فيها مصباح . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه

برداشت فوق بر دو چيز استوار است: 1- مراد از «ترفع» رفعت مادى باشد; چنان كه خداوند درباره حضرت ابراهيم (ع) فرمود: «و إذا يرفع إبراهيم القواعد من البيت; و آن گاه ابراهيم پايه هاى خانه (خانه خدا) را بالا برد» بقره، آيه 127. 2- جمله «فى بيوت» ادامه تمثيل خداوند باشد.

18- تمثيل به خانه عنكبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 8

8 - تمثيلِ بى بنيادىِ شرك به خانه عنكبوت ناشى از علم و برهان است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا . .. و تلك الأم

19- تمثيل به درخت پاكيزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 3

3- « كلمه طيبه » چونان درخت پاكى و طيبى است كه ريشه اى ثابت داشته و شاخ و برگش در بلنداى فضا باشد .

كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 25 - 1

1- كلمه طيبه ، چنان درخت پاكى است كه ريشه ثابت و شاخه برافراشته داشته و در وقت ثمردهى ، بى كم و كاست ثمر بدهد .

مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء . تؤتى أكلها كلّ حين

احتمال دارد كه «تؤتى أكلها كلّ حين » ادامه مشبه به باشد و مراد از آن به تناسب موضوع، آن زمانى است كه درخت در آن هنگام به بار مى نشيند و ثمر مى دهد.

20- تمثيل به درخت پليد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 26 - 1

1- كلمه خبيثه ، چنان درخت پليدى است كه ريشه هايش از روى زمين كنده شده و ثبات و قرارى ندارد .

و مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة اجتّثت من فوق الأرض ما لها من قرار

«جثّ» در لغت به معناى قلع و كنده شده است.

21- تمثيل به درخت ريشه دار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 4

4- اعتقادات حق چنان درختى ريشه دار ، ثابت و استوار است .

كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء

از معناهايى كه مفسران، از صحابه و تابعان تاكنون، براى «شجره طيبه» ذكر كرده اند، عقيده به توحيد و كلمه «لا إله إلاّ الله» است كه عقيده حق مى باشد.

22- تمثيل به غبار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 9

9- حيات دنيا و ماديات زندگى ، مانند خاشاكى در مسير باد است .

مثل الحيوة الدنيا . .. فأصبح هشيمًا تذروه الريح

23- تمثيل به كور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 1

1- حالت مشركان و كافران به قرآن ، همانند انسان كور و كر است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ

24- تمثيل به لال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 1

1- خلق در مقايسه با خدا ، به مثابه لالهايى ناتوان و نيازمند سرپرستند .

و ضرب الله مثلاً رجلين أحدهما أبكم لايقدر على شىء و هو كَلّ على موله

25- تمثيل در تبيين حقايق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 32 - 4

4- بهره بردن از تمثيل در تبيين حقايق معنوى ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .

و اضرب لهم مثلاً رجلين

26- تمثيل شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 8

8 - تمثيلِ بى بنيادىِ شرك به خانه عنكبوت ناشى از علم و برهان است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا . .. و تلك الأم

27- مثل اشراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 32 - 2

2- سمبل اشراف ، در بيان الهى ، مردى مرفّه و برخوردار از دو تاكستان و نخل هايى در اطراف و كشت زارى در ميان ، اما گرفتار غرور است .

جعلنا لأحدهما جنّتين من أعنب و حففنهما بنخل و جعلنا بينهما زرعًا

«غرور» از آيات بعد استفاده مى شود.

28- مثل زندگى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 1،6،9

1- پيامبر ، وظيفه دار استفاده از تمثيل براى بيان حقيقت زندگى دنيا و ناپايدارى آن است .

و اضرب لهم مثل الحيوة الدنيا

6- زندگانى دنيا ، مانند بارانى است كه موجب رويش انبوه گياهان زمين شده ، ولى به زودى خُرد و خاشاك گشته و با هر نسيم ، پراكنده مى گردد .

واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه من السماء . .. هشيمًا تذوره الريح

«هشيم» يعنى، گياه خشكى كه خرد شده است و «ذروه» مصدر «تذروه» يعنى، پراكنده و متفرق ساختن، همراه با برانگيختن. «تذروه» يعنى، بادها، آن را پراكنده و متفرق مى سازند. جمله «فاختلط به نبات الأرض» - در صورتى كه «باء»

براى استعانت باشد - يعنى، به سبب باران، گياهان، درهم فرو رفته و انبوهى از ريشه ها و ساقه ها و شاخه هاى تودر تو را تشكيل مى دهند.

9- حيات دنيا و ماديات زندگى ، مانند خاشاكى در مسير باد است .

مثل الحيوة الدنيا . .. فأصبح هشيمًا تذروه الريح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 1

1 - زندگى دنيوى مانند كشتزار سرسبزى است كه در معرض انواع رخداد ها و آفت هاى بنيان كن مى باشد .

إنما مثل الحيوة الدنيا كماء . .. حتى إذا أخذت الأرض زخرفها و ازينت ... أتيها أمر

29- مثل عقيده حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 4

4- اعتقادات حق چنان درختى ريشه دار ، ثابت و استوار است .

كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء

از معناهايى كه مفسران، از صحابه و تابعان تاكنون، براى «شجره طيبه» ذكر كرده اند، عقيده به توحيد و كلمه «لا إله إلاّ الله» است كه عقيده حق مى باشد.

30- مثل علماى بى عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 5 - 3

3 - مَثَل عالمان بى عمل يهود در پيشگاه خداوند ، مَثَل الاغى است كه بار كتاب حمل مى كند ; ولى از آن بهره اى ندارد .

مثل الذين حمّلوا التورية . .. كمثل الحمار يحمل أسفارًا

31- مثل علماى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 5 - 3

3 - مَثَل عالمان بى عمل يهود در پيشگاه خداوند ، مَثَل الاغى است كه بار كتاب حمل مى كند ; ولى از آن بهره اى ندارد .

مثل الذين حمّلوا التورية . .. كمثل الحمار يحمل أسفارًا

32- مثل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 1

1- حالت مشركان و كافران به قرآن ، همانند انسان كور و كر است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ

33- مثل كلمه خبيثه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 26 - 1

1- كلمه خبيثه ، چنان درخت پليدى است كه ريشه هايش از روى زمين كنده شده و ثبات و قرارى ندارد .

و مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة اجتّثت من فوق الأرض ما لها من قرار

«جثّ» در لغت به معناى قلع و كنده شده است.

34- مثل كلمه طيبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 3

3- « كلمه طيبه » چونان درخت پاكى و طيبى است كه ريشه اى ثابت داشته و شاخ و برگش در بلنداى فضا باشد .

كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 25 - 1

1- كلمه طيبه ، چنان درخت پاكى است كه ريشه ثابت و شاخه برافراشته داشته و در وقت ثمردهى ، بى كم و كاست ثمر بدهد .

مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء . تؤتى أكلها كلّ حين

احتمال دارد كه «تؤتى أكلها كلّ حين » ادامه مشبه به باشد و مراد از آن به تناسب موضوع، آن زمانى است كه درخت در آن هنگام به بار مى نشيند و ثمر مى دهد.

35- مثل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 1

1- حالت مشركان و كافران به قرآن ، همانند انسان كور و كر است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 2

2 - مشركان ، چونان بردگانى اند كه چند مالك ناسازگار و سخت گير بر سر آنان به نزاع برخاسته و به آنها فرمان هاى متعدد مى دهند .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون

مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه چون در رديف آيات مربوط به شرك پيشگان و يكتاپرستان قرار دارد، درصدد تشريح وضعيت آنان مى باشد.

36- مثل موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 1

1- مخلوق در مقايسه با خدا ، همانند برده اى مملوك كه فاقد كمترين اراده و اختيار است .

ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 1

1- خلق در مقايسه با خدا ، به مثابه لالهايى ناتوان و نيازمند سرپرستند .

و ضرب الله مثلاً رجلين أحدهما أبكم لايقدر على شىء و هو كَلّ على موله

37- مثل موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 2

2- حالت موحدان و مؤمنان به قرآن ، همانند انسان هاى بينا و شنواست .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 3

3 - مؤمنان و موحدان ، همچون بردگانى اند كه تنها يك مالك داشته و فقط از او فرمان مى برند .

ضرب اللّه مثلاً. .. و رجلاً سلمًا لرجل

38- مثل مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 2

2- حالت موحدان و مؤمنان به قرآن ، همانند انسان هاى بينا و شنواست .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 3

3 - مؤمنان و موحدان ، همچون بردگانى اند كه تنها يك مالك داشته و فقط از او فرمان مى برند .

ضرب اللّه مثلاً. .. و رجلاً سلمًا لرجل

39- مثل نور خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 7

7 - مثل نور خداوند ، همانند چراغدانى است دربرگرينده چراغى در ميان آبگينه بلورين و چونان ستاره درخشان ; چراغى كه از روغن زيتون با بركت و آماده اشتعال فروزان مى شود .

مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ يوقد من شجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 1،4

1 - مثل نور خدا ، همانند چراغ دانى است دربرگيرنده چراغى پر فروغ و نورافشان كه در خانه هايى است كه به اذن خداوند ، رتبه رفيع يافته اند و هماره مركز ياد خدا هستند .

مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح فى زجاجة . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذك

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «فى بيوت» متعلق به «مشكوة» و صفت براى آن باشد.

4 - مثل نور خداوند ، همانند چراغى است پرفروغ و درخشان در چراغ دانى كه در خانه ها و معابدى مرتفع واقع است كه همواره نام خداوند در آنها زنده مى باشد .

مثل نوره كمشكوة فيها مصباح . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه

برداشت فوق بر دو چيز استوار است: 1- مراد از «ترفع» رفعت مادى باشد; چنان كه خداوند درباره حضرت ابراهيم (ع) فرمود: «و إذا يرفع إبراهيم القواعد من البيت; و آن گاه ابراهيم پايه هاى خانه (خانه خدا) را بالا برد» بقره، آيه 127. 2- جمله «فى بيوت» ادامه تمثيل خداوند باشد.

15- مجادله

1- آثار مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 11

11 - روحيه جدال و لجاجت، مانع از درك و پذيرش حق است.

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

2- آثار مجادله با حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 8

8 - استكبارپيشگى و جدال با حق ، در پى دارنده خوارى و رسوايى دنيوى است .

و من الناس من يجادل فى اللّه . ..ثانى عطفه ... له فى الدنيا خزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 11

11 - مجادله و ستيزه جويى با حق ، عقوبت الهى در دنيا را درپى دارد .

و جدلوا بالبطل ليدحضوا به الحقّ فأخذتهم

3- آثار مجادله باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 9

9- جدال به باطل در برابر حق و به استهزا گرفتن آيات الهى ، زمينه ساز اِعراض از آن و بى اثر ماندن رهنمود هاى الهى است .

و يجدل الذين كفروا بالبطل ليدحضوا به الحقّ . .. و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه

ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل را مى توان اين چنين تصوير كرد كه اِعراض كنندگان از آيات الهى، همان مجادلگرانى

هستند كه با جدال باطل و استهزاى آيات الهى، خود را از فيض آن محروم مى سازند.

4- آثار مجادله در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 3،4،13

3 - جدال بدون دليل و برهان در آيات الهى ( دين ) ، موجب گمراهى و محروميت ابدى از هدايت الهى است .

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيه

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين ديدگاه است كه «الذين يجادلون . ..» بدل براى «من» در آيه پيش باشد.

4 - جدال در آيات الهى ( تعاليم دين ) ، بدون دليل و برهان و از سر جهل و بى فكرى ، موجب ترديد و شكاك بودن انسان در معارف الهى و زياده روى در مخالفت با آن

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيه

جمله «الذين يجادلون. ..» در واقع بيانگر علت مسرف و مرتاب (شكاك) بودن برخى از انسان ها است; يعنى، چون برخى به جاى فكر كردن در آيات الهى، از سر جهل و يا تقليد به مجادله با آن بر مى خيزند. از اين رو نسبت به تعاليم الهى همواره در شك و ترديد به سر مى برند و در مخالفت با تعاليم آسمانى اسراف مى كنند.

13 - پافشارى بر راه باطل ، ترديد در حق و جدال در آيات الهى - باوجود دلايل روشن - نشانه مهر شدن قلب و وجود روح تكبر و تجاوزگرى در آدمى

من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه ... كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 6

6 - تكذيب پيامبران ، مجادله در آيات الهى و شركورزى ، نمودهايى از اضلال خداوند است .

الذين يجدلون فى ءايت . .. الذين كذّبوا بالكتب و بما أرسلنا به ... كذلك يضلّ ا

5- آثار مجادله در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 3،4

3 - جدال بدون دليل و برهان در آيات الهى ( دين ) ، موجب گمراهى و محروميت ابدى از هدايت الهى است .

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيه

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين ديدگاه است كه «الذين يجادلون . ..» بدل براى «من» در آيه پيش باشد.

4 - جدال در آيات الهى ( تعاليم دين ) ، بدون دليل و برهان و از سر جهل و بى فكرى ، موجب ترديد و شكاك بودن انسان در معارف الهى و زياده روى در مخالفت با آن

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيه

جمله «الذين يجادلون. ..» در واقع بيانگر علت مسرف و مرتاب (شكاك) بودن برخى از انسان ها است; يعنى، چون برخى به جاى فكر كردن در آيات الهى، از سر جهل و يا تقليد به مجادله با آن بر مى خيزند. از اين رو نسبت به تعاليم الهى همواره در

شك و ترديد به سر مى برند و در مخالفت با تعاليم آسمانى اسراف مى كنند.

6- آداب مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 15

15 - لزوم قطع مناظره ، پس از اقامه برهان و استنكاف خصم از پذيرش آن

فان تولّوا فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون

7- اجتناب از مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 2،3،5،7

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به اجتناب از بحث و جدال و درگير شدن با مغالطه گران و شبهه افكنان در آيات قرآن و ديگر آيات الهى

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم

3 - پرهيز از بحث و مجادله با ياوه گويان و مغالطه گران در مورد دين و آيات الهى، وظيفه مؤمنان است.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم

5 - ترك سخن و مجادله با مغالطه گران ياوه گو درباره قرآن، روشى در بازداشتن آنان از اين عمل ناپسند و مرتبه اى در نهى آنان از اين منكر است.

يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

7 - لزوم پرهيز از بحثها و مجادله هاى بى ثمر با كسانى كه در جستجوى حقيقت نيستند.

الذين يخوضون . .. فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 28

28 - لزوم پاسخگويى به شبهات الغا شده عليه دين، در عين پرهيز از بحث و مجادله بى ثمر

إذ قالوا ما أنزل الله . .. قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون

8- اجتناب از مجادله ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 4

4 - ضرورت پرداختن به اهداف اصلى دين و اجتناب از بحث ها و گفتگو هاى انحرافى و بازدارنده ، از هدف هاى اساسى شريعت

ليس البر أن تولوا . .. و لكن البر من ءامن

نفى نيكى از روى آوردن به مشرق يا مغرب يا هر قبله اى ديگر - با اينكه خود از فرامين الهى است - به اين جهت است كه: مخاطبان، هدف اصلى، يعنى ايمان و . .. را به فراموشى سپرده و به مسائل فرعى پرداخته و بر سر آن به مشاجره و گفتگو پرداخته بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 18

18- ترك مناقشات ريز و دقيق در مسائل غير ضرورى و پرهيز از جنگ لفظى درباره آن ، لازم است .

فلاتمار فيهم إلاّ مراءً ظهرًا

«فاء» در «فلاتمار» تفريع بر مطلبى است كه از «ربّى أعلم. ..» استفاده مى شود; يعنى، با توجه به اين كه بايد علم به اين گونه مسائل، به خداوند احاله گردد، جايى براى بحث و جدال عميق باقى نمى ماند.

9- احكام مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 5

5- بحث و جدل ، در صورت مبتنى بودن بر پايه هاى دانش و برهان ، جايز و بلامانع است .

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

قيد «بغير علم» بيانگر اين نكته است كه اگر جدل و پافشارى روى يك عقيده و ابطال رأى و عقيده ديگران برپايه علم و استدلال باشد، جايز است.

10- انسان هاى مجادله گر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 17،18

17 - برخى انسان ها درباره خدا ، به رغم وجود نشانه هاى فراوان در برابر آنان ، جاهلانه ، جدال مى كنند .

ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت . .. و أسبغ عليكم ... و من الناس من يج-

18 - برخى انسان ها ، بدون داشتن علم و منبع هدايت و كتاب روشن كننده ، درباره خداوند ، به مجادله مى پردازند .

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم و لا هدًى و لا كتب منير

11- برهان در مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 5

5- بحث و جدل ، در صورت مبتنى بودن بر پايه هاى دانش و برهان ، جايز و بلامانع است .

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

قيد «بغير علم» بيانگر اين نكته است كه اگر جدل و پافشارى روى يك عقيده و ابطال رأى و عقيده ديگران برپايه علم و استدلال باشد، جايز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 4

4 - بحث و جدل ، آن گاه كه متكى بر پايه هاى دانش و برهان باشد ، جايز و بلامانع است .

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

قيد «بغير علم» مى رساند كه اگر جدل و پافشارى روى يك عقيده و ابطال آرا و عقايد ديگران، برپايه علم و استدلال استوار باشد، جايز است.

12- بى تأثيرى مجادله گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 4

4- جدال مجرمان در قيامت ، بى تأثير براى تبرئه ايشان ، با وجود اتمام حجت الهى بر آنان در دنيا

قال لاتختصموا لدىّ و قد قدّمت إليكم بالوعيد

13- بى منطقى در مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 6

6- مجادله و پافشارى بر عقايد موهوم و غير علمى ، پيروى از شيطان است .

ومن الناس من يجدل. .. و يتّبع كلّ شيطن مريد

14- ترك مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 11

11 - هود با پرخاش به قوم خويش خواهان ترك بحث و جدال آنان با وى درباره معبودان دروغين شد .

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

15- ترك مجادله با حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 26

26 - ضرورت اكتفا كردن به ابلاغ و پرهيز از بحث و مجادله با كسانى كه روحيه عناد و لجاجت داشته و حق ناپذيرند.

قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون

16- ترك مجادله با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ترك مناظره و منازعه با مشركان لجوج مكه و دعوت ايشان به مسالمت اجتماعى با مسلمانان

فاصفح عنهم و قل سلم

با توجه به مفهوم «سلام» كه به معناى مسالمت است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

17- تهديد مجادله گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 1

1 - تهديد كافران مجادله گر در آيات الهى از سوى خداوند

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا

18- دعوت از مجادله گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 1

1 - در صورت دعوت از مجادله گران درباره خدا براى پيروى از تعاليم آسمانى ، آنان ، خود را پيروِ آيين نياكان شان معرفى مى كنند .

الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . .. و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا

19- دين مجادله گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 1

1 - در صورت دعوت از مجادله گران درباره خدا براى پيروى از تعاليم آسمانى ، آنان ، خود را پيروِ آيين نياكان شان معرفى

مى كنند .

الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . .. و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا

20- راههاى اجتناب از مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 21

21 - دقّت در مسخّر بودن موجودات عالم و نيز نعمت هاى فراوان الهى ، مايه برچيده شدن جدال هاى جاهلانه درباره خدا است .

ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم . .. و أسبغ عليكم نعمه... و من الناس من يجدل فى الل

21- روش مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 13

13- لزوم به كارگيرى برترين و مؤثرترين روش ها ، در جدل ( مباحثه و مناظره ) براى بيان مسائل دينى و احياى حقايق الهى

ادع إلى سبيل ربّك . .. و جدلهم بالتى هى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 8

8- مجادله قرآن با مشركان ، با بهره گيرى از باور هاى ايشان در رد عقايد شرك آلودشان

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

22- سرزنش مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 4 - 7

7- جدال و مخاصمه ، صفتى بس مذموم و ناپسند براى انسان

فإذا هو خصيم مبين

آوردن «إذا» ى فجائيه مى تواند نشان دهنده ناپسند بودن جدال و مخاصمه باشد، خصوصاً با توجه به اينكه انتظار از مخلوق، تسليم بودن در مقابل خالق است و جدال و مخاصمه خلاف انتظار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 9

9- جدل و اشكال تراشى ، در برابر آيات روشن قرآنى ، كارى است نكوهيده .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان . .. و كان الإنسن أكثر شىء جدلاً

موارد استعمال كلمه «جدل» گواه تمسك فراوان اهل جدل به باطل است با به هر نحو ممكن، با حق، مقابله كنند. بنابراين، ممكن است كه آيه، به نوعِ مذمومِ جدل، نظر داشته باشد; يعنى، شيوه برخورد كافران با آيات قرآن را محكوم مى كند.

23- سرزنش مجادله با جاهلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 19

19- مناظره با جاهلان ، جز بحثى سطحى و كوتاه ، نكوهيده و ناروا است .

مايعلمهم إلاّ قليل فلاتمار فيهم إلاّ مراءً ظهرًا

تفريع «لاتمار» بر جمله «مايعلمهم. ..» به وسيله حرف «فاء»، بيانگر نكته ياد شده است.

24- سرزنش مجادله با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 12 - 2

2 - بحث و جدل مشركان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در عينى ترين حقايق مورد شهود آن حضرت ، امرى نكوهيده و سرزنش بار

أفتمرونه على مايرى

استفهام در «أفتمارونه» براى توبيخ است.

25- سرزنش مجادله بى برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 5

5 - مباحثات و مجادلات بى پايه و بى مبنا ، امرى ناشايست و نكوهيده

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

لحن نكوهش آميز آيه شريفه، بيانگر مطلب بالا است.

26- سرنوشت مجادله گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 69 - 1،2

1 - توصيه خداوند به نگريستن و تأمل كردن در سرنوشت كسانى كه درباره آيات الهى به جدال و ستيزه جويى برمى خيزند .

ألم تر إلى الذين يجدلون فى ءايت اللّه أنّى يصرفون

2 - سرنوشت شوم مجادله گران و ستيزه جويان با آيات الهى ، درس آموز و عبرت انگيز است .

ألم تر إلى الذين يجدلون فى ءايت اللّه أنّى يصرفون

27- شرايط جواز مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 5

5- بحث و جدل ، در صورت مبتنى بودن بر پايه هاى دانش و برهان ، جايز و بلامانع است .

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

قيد «بغير علم» بيانگر اين نكته است كه اگر جدل و پافشارى روى يك عقيده و ابطال رأى و عقيده ديگران برپايه علم و استدلال باشد، جايز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 4

4 - بحث و جدل ، آن گاه كه متكى بر پايه هاى دانش و برهان باشد ، جايز و بلامانع است .

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

قيد «بغير علم» مى رساند كه اگر جدل و پافشارى روى يك عقيده و ابطال آرا و عقايد ديگران، برپايه علم و استدلال استوار باشد، جايز است.

28- شگفتى مجادله گرى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 4 - 6

6- مجادله گرى و ستيزه جويى انسان آفريده شده از مايعى مثل نطفه ، امرى شگفت آور و به دور از انتظار

خلق الإنسن من نطفة فإذا هو خصيم مبين

إذا در «فإذا هو . ..» فجائيه است و در جايى به كار مى رود كه عملى برخلاف انتظار انجام شود.

29- عذاب مجادله گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 12

12 - مشركان و مجادله گران حق ستيز گرفتار غضب و عذاب سخت الهى

و الذين يحاجّون فى اللّه . .. عليهم غضب و لهم عذاب شديد

30- عوامل مجادله در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 2

2 - كفر و روح حق ناپذيرى ، عامل مجادله و ستيزه جويى با آيات الهى

ما يجدل فى ءايت اللّه إلاّ الذين كفروا

31- كيفر مجادله با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 9

9- جدال در برابر آياتِ حق و اِعراض از آنها و غفلت از گناهان ، داراى كيفر قطعى است .

ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها . .. بل لهم موعد

32- گناه مجادله در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 3

3 - مجادله در آيات الهى و ايجاد شبهات اعتقادى ، از گناهان بزرگ است .

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا . .. و الذين يجتنبون كبئر الإثم

33- مبغوضيت مجادله گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 1

1 - كسانى كه بى هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) برخيزند ، مبغوض خدا و مؤمنان هستند .

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم كبر مقتًا عنداللّه و عند الذين ءا

«سلطان» به معناى حجت و برهان و «مقت» به معناى بغض شديد است.

34- مبغوضيت مجادله گران در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 1

1 - كسانى كه بى هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) برخيزند ، مبغوض خدا و مؤمنان هستند .

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم كبر مقتًا عنداللّه و عند الذين ءا

«سلطان» به معناى حجت و برهان و «مقت» به معناى بغض شديد است.

35- مجادله ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 2

2 - ابراهيم(ع) با تظاهر به ستاره پرستى و استدلال جدلى به ابطال عقيده شرك قوم خود پرداخت.

فلما جن عليه الّيل رءا كوكبا قال هذا ربى

جمله «فلما جن» تصريح بر «كذلك نرى . .. » است. يعنى نتيجه ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) آن شد كه او بدين صورت به مبارزه با شرك بپردازد. بنابراين سخن ابراهيم(ع) تنها از سر مجادله و به براى ابطال باطل بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 3،5

3- ابراهيم ( ع ) ، پس از پى بردن به هدف فرشتگان ( نابودسازى قوم لوط ) ، با آنان به چون و چرا و جر و بحث پرداخت .

يجدلنا فى قوم لوط

جمله «قد جاء أمر ربك» در آيه 76 مى تواند قرينه اى بر اين باشد كه مراد از «يجادلنا»، «يجادل رسلنا» باشد.

5- جدال و چون و چراى ابراهيم ( ع ) درباره قوم لوط ، پس از برطرف شدن ترس او و دريافت بشارت ( فرزنددار شدن ) بود .

فلما ذهب عن إبرهيم الروع و جاءته البشرى يجدلنا فى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 76 - 7

7- جر و بحث ابراهيم ( ع ) با فرشتگان و شفاعت او درباره قوم لوط ، پيش از اطلاع او بر قطعى شدن عذاب آنان بوده است .

يجدلنا فى قوم لوط . .. يإبرهيم أعرض عن هذا إنه قد جاء أمر ربك

36- مجادله احسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 7،13،15،19

7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به مجادله و مناظره با كافران و مشركان با بهترين نوع و روش

و جدلهم بالتى هى أحسن

13- لزوم به كارگيرى برترين و مؤثرترين روش ها ، در جدل ( مباحثه و مناظره ) براى بيان مسائل دينى و احياى حقايق

الهى

ادع إلى سبيل ربّك . .. و جدلهم بالتى هى أحسن

15- بهره گيرى از حكمت ، موعظه نيكو و جدل بهترين در تبليغ دين ، روشى ابراهيمى است .

اتّبع ملّة إبرهيم . .. ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى

19- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : و الله نحن السبيل الذى أمركم الله باتّباعه ، قوله « و جادلهم بالتى هى أحسن » يعنى بالقرآن ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: به خدا سوگند! آن راهى كه خدا شما را به پيروى از آن امر فرموده ما هستيم و مقصود از سخن خدا «و جادلهم بالتى هى أحسن» قرآن است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، موظف بودند كه با اهل كتاب ، جز باانتخاب بهترين روش ، مجادله نكنند .

و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 4

4 - التزام عملى تمامى پيامبران ، به جدال احسن و رعايت عواطف و احساسات اجتماعى

قل أوَ لو جئتكم بأهدى ممّا وجدتم عليه ءاباءكم

از تعبير «بأهدى ممّا وجدتم» اين نكته استفاده مى شود كه پيامبران، نمى خواستند عواطف مشركان را جريحه دار كنند. بنابراين پسنديده ترين شيوه را در جدال و بحث (جدال احسن) برگزيده اند.

37- مجادله احسن در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 6،15

6- آشنايى با حكمت ، موعظه و برترين روش هاى جدلى ، نياز ضرورى مبلغان دين

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى هى أحسن

امر الهى به تبليغ دين از طريق حكمت، موعظه و جدل برتر نشانگر اين معناست كه فاقدان اين ابزار، از كارآيى لازم و شايسته در امر تبليغ برخوردار نيستند.

15- بهره گيرى از حكمت ، موعظه نيكو و جدل بهترين در تبليغ دين ، روشى ابراهيمى است .

اتّبع ملّة إبرهيم . .. ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى

38- مجادله اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 3

3 - نزاع و مجادله دو گروه حق و باطل و مؤمن و كافر ، به پيشگاه پروردگار در قيامت

ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم تختصمون

39- مجادله اخروى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مشركان و كافران به پيشگاه خداوند در قيامت ، به جدال و نزاع و دفاع از مواضع خويش خواهند پرداخت .

ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم تختصمون

«اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و نزاع دو فرد يا دو گروه است كه هر يك مى كوشد، سخن ديگرى را ابطال كند. گفتنى است در اين كه مقصود از دو گروه متخاصم كيانند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد كه بهترين آنها دو نظريه است: 1- پيامبر(صلی الله علیه و آله) با كافران و مشركان; 2- دو گروه حق و باطل از هر ملت و امتى.

40- مجادله اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 1

1- مشركان ، هنگام مواجه با معبود هاى دروغين خويش در قيامت ، به مشاجره با آنان برمى خيزند .

و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا

41- مجادله اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 3

3 - نزاع و مجادله دو گروه حق و باطل و مؤمن و كافر ، به پيشگاه پروردگار در قيامت

ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم تختصمون

42- مجادله امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 7

7 - همه امت ها با حربه باطل ، به جدال و ستيزه با حق بر خاستتد تا آن را از بين ببرند .

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. و جدلوا بالبطل ليدحضوا به الحقّ

«إدحاض» به معناى ابطال و از بين بردن است.

43- مجادله انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 4

4 - التزام عملى تمامى پيامبران ، به جدال احسن و رعايت عواطف و احساسات اجتماعى

قل أوَ لو جئتكم بأهدى ممّا وجدتم عليه ءاباءكم

از تعبير «بأهدى ممّا وجدتم» اين نكته استفاده مى شود كه پيامبران، نمى خواستند عواطف مشركان را جريحه دار كنند. بنابراين پسنديده ترين شيوه را در جدال و بحث (جدال احسن) برگزيده اند.

44- مجادله انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 49 - 3

3 - انقراض نسل بشر در دنيا و آغاز قيامت ، غافل گيرانه و در حالى خواهد بود كه همگان سرگرم جدال و كشمكش روزانه اند .

ما ينظرون إلاّ صيحة وحدة تأخذهم و هم يخصّمون

«يخصّمون» (از ماده «خصومت» و «خصام») به معناى جدال و كشمكش است و جمله «و هم يخصمون»، حال براى ضمير مفعولى در «تأخذهم» است; يعنى، در حالى كه آنان سرگرم جدال و كشمكش بر سر زندگى مادى اند، ناگهان صيحه سهمگين آنان را فراخواهد گرفت.

45- مجادله با اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 1،2،5،8،10

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، موظف بودند كه با اهل كتاب ، جز باانتخاب بهترين روش ، مجادله نكنند .

و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، با اهل كتاب ، بحث هاى اعتقادى و كلامى داشتند .

و لاتجدلواأهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، وظيفه ندارند كه با ظالمان اهل كتاب ، به جدال أحسن بپردازند .

و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن إلاّ الذين ظلموا منهم

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، در مجادله با اهل كتاب ، موظف اند كه به صراحت ، اعتقادات توحيدى خود را مطرح كنند .

قولوا ءامنّا بالذى أُنزل إلينا و أُنزل إليكم و إلهنا و إلهكم وحد

10 - مسلمانان ، در مجادله با اهل كتاب ، بايد بر اصول و اعتقادات مشترك ، تكيه كنند .

لاتجدلوا أهل الكتب . .. و قولوا ءامنّا بالذى أُنزل إلينا و أُنزل إليكم و إلهن

46- مجادله با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 7

7- جدال و چون و چرا با پيام آوران و مأموران الهى ، به منزله چون و چرا با خداوند است .

يجدلنا فى قوم لوط

چنان چه مقصود از «يجادلنا»، «يجادل رسلنا» باشد، جمله مذكور حاوى اين نكته است كه جدال و چون و چرا با فرستادگان الهى، به منزله جدال با خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 11

11- خداوند ، در برابر هيچ كس مسؤول نبوده و هيچ كس را ياراى چون و چرا كردن با او نيست .

إذًا لأذقنك . .. ثمّ لاتجد لك علينا نصيرًا

از اينكه خداوند فرمود: «هيچ كس را نمى يابى كه عليه ما و به نفع خود، تو را يارى كند» احتمالاً به اين معنا باشد كه: اصلاً كسى را ياراى چنين كارى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 69 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مجادله و گفت وگوى فرشتگان با خدا درباره آفرينش آدم ، تنها از راه وحى آگاه بود .

ما كان لى من علم بالملأ الأعلى إذ يختصمون

مقصود از مجادله و خصومت در آيه شريفه - به قرينه دو آيه بعد (إذ قال ربّك للملائكة. ..) - گفت وگوى فرشتگان با خدا درباره خلقت انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 71 - 2،3

2 - مجادله و گفتوگوى فرشتگان با خدا ، در ملأ اعلى درباره آفرينش انسان

بالملأ الأعلى إذ يختصمون . .. إذ قال ربّك للملئكة إنّى خلق بشرًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «إذ» ظرف زمان ماضى بوده و متعلق به «إذ يختصمون» باشد.

3 - داستان آفرينش انسان و مجادله و گفتوگوى فرشتگان با خداوند در اين باره ، شايان ياد و يادآورى است .

إذ قال ربّك للملئكة إنّى خلق بشرًا

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه «إذ» متعلق به فعل مقدر همچون «أذكر» باشد.

47- مجادله با رسولان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 7

7- جدال و چون و چرا با پيام آوران و مأموران الهى ، به منزله چون و چرا با خداوند است .

يجدلنا فى قوم لوط

چنان چه مقصود از «يجادلنا»، «يجادل رسلنا» باشد، جمله مذكور حاوى اين نكته است كه جدال و چون و چرا با فرستادگان الهى، به منزله جدال با خداوند است.

48- مجادله با ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، وظيفه ندارند كه با ظالمان اهل كتاب ، به جدال أحسن بپردازند .

و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن إلاّ الذين ظلموا منهم

49- مجادله با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 19

19- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : و الله نحن السبيل الذى أمركم الله باتّباعه ، قوله « و جادلهم بالتى هى أحسن » يعنى بالقرآن ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: به خدا سوگند! آن راهى كه خدا شما را به پيروى از آن امر فرموده ما هستيم و مقصود از سخن خدا «و جادلهم بالتى هى أحسن» قرآن است».

50- مجادله با قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 1

1- ساخت كشتى نوح و درگيرى هاى لفظى او و كفرپيشگان تا فرا رسيدن طوفان ، همچنان ادامه داشت .

يصنع الفلك و كلما مرّ عليه . .. حتّى إذا جاء أمرنا

«حتى» بيانگر غايت گزارشها و حقايق مطرح شده در آيه قبل (ساختن كشتى و تمسخر كافران و پاسخ گويى حضرت نوح) مى باشد; يعنى ، اينها ادامه داشت تا زمانى كه . .. .

51- مجادله با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 7

7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به مجادله و مناظره با كافران و مشركان با بهترين نوع و روش

و جدلهم بالتى هى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مشركان و كافران به پيشگاه خداوند در قيامت ، به جدال و نزاع و دفاع از مواضع خويش خواهند پرداخت .

ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم تختصمون

«اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و نزاع دو فرد يا دو گروه است كه هر يك مى كوشد، سخن ديگرى را ابطال كند. گفتنى است در اين كه مقصود از دو گروه متخاصم كيانند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد كه بهترين آنها دو نظريه است: 1- پيامبر(صلی الله علیه و آله) با كافران و مشركان; 2- دو گروه حق و باطل از هر ملت و امتى.

52- مجادله با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 8،9

8 - مشركان به هنگام حضور در نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از سر لجاج و انكار به مجادله درباره قرآن و رسالت آن حضرت مى پرداختند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا

9 - مشركانى كه صرفاً براى مجادله در محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله) حاضر مى شدند، در نهايت عناد و لجاجت قرار داشتند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 1

1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 12 - 1

1 - مجادلات و اظهار ترديد هاى مشركان ، درباره وحى و مشاهدات قلبى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أفتمرونه على مايرى

«ممارات و مراء» (مصدر «تمارون») معادل «مجادله و جدال» است; يعنى، «أفتمارونه على مايرى».

53- مجادله با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 7

7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به مجادله و مناظره با كافران و مشركان با بهترين نوع و روش

و جدلهم بالتى هى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مشركان و كافران به پيشگاه خداوند در قيامت ، به جدال و نزاع و دفاع از مواضع خويش خواهند پرداخت .

ثمّ إنّكم يوم القيمة عند ربّكم تختصمون

«اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و نزاع دو فرد يا دو گروه است كه هر يك مى كوشد، سخن ديگرى را ابطال كند. گفتنى است در اين كه مقصود از دو گروه متخاصم كيانند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد كه بهترين آنها دو نظريه است: 1- پيامبر(صلی الله علیه و آله) با كافران و مشركان; 2- دو گروه حق و باطل از هر ملت و امتى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 22 - 3

3 - استفاده از جدل و به كارگيرى مبانى باطل گرايان عليه خود آنان ، از روش هاى قرآن در احتجاج با اهل شرك

ألكم الذّكر و له الأُنثى . تلك إذًا قسمة ضيزى

با توجه به اين كه خداوند مبناى ارزشى مشركان را در تبعيض بين پسران و دختران عليه خود آنان به كار گرفته است، مطلب بالا استفاده مى شود.

54- مجادله با معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 1

1- مشركان ، هنگام مواجه با معبود هاى دروغين خويش در قيامت ، به مشاجره با آنان برمى خيزند .

و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا

55- مجادله با ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 3

3- ابراهيم ( ع ) ، پس از پى بردن به هدف فرشتگان ( نابودسازى قوم لوط ) ، با آنان به چون و چرا و جر و بحث پرداخت .

يجدلنا فى قوم لوط

جمله «قد جاء أمر ربك» در آيه 76 مى تواند قرينه اى بر اين باشد كه مراد از «يجادلنا»، «يجادل رسلنا» باشد.

56- مجادله با موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 15

15- كفرپيشگان على رغم مشاهده نشانه هاى ربوبيت خدا بر سراسر جهان ، با موحدان درباره خداوند و ربوبيت او به جدال و جرّ و بحث مى پردازند .

هو الذى يريكم البرق . .. و هم يجدلون فى الله

جمله حاليه «و هم يجادلون فى الله» قيد براى همه جمله هايى است كه در آيات پيشين آمده است ; يعنى، با آنكه آثار وجودى خدا و ربوبيت او نمايان است و اوست كه برق، رعد، ابر و صاعقه را پديد مى آورد و همه امور را تحقق مى بخشد، آنان درباره وى به جرّوبحث مى پردازند.

57- مجادله با مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 2

2- مجادله مشركان مكه با مؤمنان ، در مسأله معاد

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

تعبير «فأتوا» (با صيغه جمع) مى رساند كه مخاطب مشركان، تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده; بلكه مؤمنان نيز مورد خطاب آنان بودند.

58- مجادله باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 11

11- تمسخر و استهزاى آيات الهى و انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از روش هاى جدال باطل بوده است .

و يجدل الذين كفروا بالبطل ليدحضوا به الحقّ واتخذوا ءايتى و ما أُنذروا هزوًا

59- مجادله بامشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 8

8- مجادله قرآن با مشركان ، با بهره گيرى از باور هاى ايشان در رد عقايد شرك آلودشان

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

60- مجادله بى برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 18

18 - برخى انسان ها ، بدون داشتن علم و منبع هدايت و كتاب روشن كننده ، درباره خداوند ، به مجادله مى پردازند .

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم و لا هدًى و لا كتب منير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 1،3،4،13

1 - كسانى كه بى هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) برخيزند ، مبغوض خدا و مؤمنان هستند .

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم كبر مقتًا عنداللّه و عند الذين ءا

«سلطان» به معناى حجت و برهان و «مقت» به معناى بغض شديد است.

3 - جدال بدون دليل و برهان در آيات الهى ( دين ) ، موجب گمراهى و محروميت ابدى از هدايت الهى است .

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيه

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين ديدگاه است كه «الذين يجادلون . ..» بدل براى «من» در آيه پيش باشد.

4 - جدال در آيات الهى ( تعاليم دين ) ، بدون دليل و برهان و از سر جهل و بى فكرى ، موجب ترديد و شكاك بودن انسان در معارف الهى و زياده روى در مخالفت با آن

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيه

جمله «الذين يجادلون. ..» در واقع بيانگر علت مسرف و مرتاب (شكاك) بودن برخى از انسان ها است; يعنى، چون برخى به جاى فكر كردن در آيات الهى، از سر جهل و يا تقليد به مجادله با آن بر مى خيزند. از اين رو نسبت به تعاليم الهى همواره در شك و ترديد به سر مى برند و در مخالفت با تعاليم آسمانى اسراف مى كنند.

13 - پافشارى بر راه باطل ، ترديد در حق و جدال در آيات الهى - باوجود دلايل روشن - نشانه مهر شدن قلب و وجود روح تكبر و تجاوزگرى در آدمى

من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه ... كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب

61- مجادله بى ثمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 12 - 3

3 - بى ثمر بودن انكار معارف شهودى ، با جدل و استدلال

أفتمرونه على مايرى

سرزنش مشركان از سوى خداوند، به خاطر بحث و جدال درباره مشاهدات باطنى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نشانگر آن است كه اين گونه امور جدل پذير نيست.

62- مجادله جاهلانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 17،19،21

17 - برخى انسان ها درباره خدا ، به رغم وجود نشانه هاى فراوان در برابر آنان ، جاهلانه ، جدال مى كنند .

ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت . .. و أسبغ عليكم ... و من الناس من يج-

19 - چشم بستن بر مظاهر وجود خدا و پرداختن به جدال هاى جاهلانه درباره او ، كفرانِ نعمت است .

ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ... و من الناس من يجدل فى اللّه بغير

ذكر «و من الناس. ..» پس از بيان آيات خداوند - كه از جمله آنها وُفورِ نعمت بود - مى تواند اشاره به نكته مذكور باشد.

21 - دقّت در مسخّر بودن موجودات عالم و نيز نعمت هاى فراوان الهى ، مايه برچيده شدن جدال هاى جاهلانه درباره خدا است .

ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم . .. و أسبغ عليكم نعمه... و من الناس من يجدل فى الل

63- مجادله در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 1

1 - تنها كافران حق ناپذير به مجادله و ستيزه جويى با آيات الهى مى پردازند و از پذيرش آن سر باز مى زنند .

مايجدل فىءايت اللّه إلاّ الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 1،5

1 - تهديد كافران مجادله گر در آيات الهى از سوى خداوند

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا

5 - بحث و جدل بيهوده و انكارآميز درباره آيات الهى ، داراى كيفر و عذاب

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا ما لهم من محيص

64- مجادله در انذارهاى لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 36 - 2

2 - روى آوردن قوم لوط ، به جدال و تشكيك نسبت به انذار ها ; بجاى حق پذيرى

و لقد أنذرهم . .. فتماروا بالنّذر

65- مجادله در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 4

4 - مبلِّغان دينى ، شايسته است كه در گفتار و مجادله اعتقادى با ديگران ، بهترين شيوه را انتخاب كنند .

و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن

66- مجادله در تعداد اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 17

17- بحث گذرا و سطحى و به دور از درگيرى جدّى ، تنها محدوده مُجاز براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) جهت بحث در باره اصحاب كهف و تعداد آنان بود .

فلاتمار فيهم إلاّ مراءً ظهرًا

«مراء» جدالى است كه به منظور اعتراض به گفتار كسى و سست كردن آن و نيز تحقير گوينده اش انجام گيرد (مصباح) و هنگامى كه دنباله دار و عميق نباشد، به آن، «مراء ظاهر» گفته مى شود.

67- مجادله در توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 1

1- مجادله خصمانه برخى از مشركان عصر بعثت ، عليه انديشه توحيد و يكتاپرستى

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

«جدال و مجادلة» (مصدر «يجادل») به معناى برخورد خصمانه با يك رأى و اعتقاد است. قيد «فى الله» مى رساند كه انديشه توحيد ربوبى - كه از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در ميان مردم تبليغ مى شد - خشم گروهى از اهل شرك را برانگيخته بود و آنان به منظور جلوگيرى از نفوذ آن فكر، به مبارزه با آن حضرت پرداختند و عليه آن انديشه، جدال خصمانه كردند.

68- مجادله در فروع دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 148 - 7،8

7 - لزوم پرهيز و مجادله با پيروان ديگر اديان بر سر احكام فرعى دين *

و لكل وجهة هو مولّيها فاستبقوا الخيرت

8 - مشاجره و مجادله بر سر قبله و احكام فرعى دين ، از مصداق هاى خير نيست .

و لكل وجهة هو مولّيها فاستبقوا الخيرت

69- مجادله در قبله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 148 - 8

8 - مشاجره و مجادله بر سر قبله و احكام فرعى دين ، از مصداق هاى خير نيست .

و لكل وجهة هو مولّيها فاستبقوا الخيرت

70- مجادله در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 9

9- جدل و اشكال تراشى ، در برابر آيات روشن قرآنى ، كارى است نكوهيده .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان . .. و كان الإنسن أكثر شىء جدلاً

موارد استعمال كلمه «جدل» گواه تمسك فراوان اهل جدل به باطل است با به هر نحو ممكن، با حق، مقابله كنند. بنابراين، ممكن است كه آيه، به نوعِ مذمومِ جدل، نظر داشته باشد; يعنى، شيوه برخورد كافران با آيات قرآن را محكوم مى كند.

71- مجادله در قصه اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 17

17- بحث گذرا و سطحى و به دور از درگيرى جدّى ، تنها محدوده مُجاز براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) جهت بحث در باره اصحاب كهف و تعداد آنان بود .

فلاتمار فيهم إلاّ مراءً ظهرًا

«مراء» جدالى است كه به منظور اعتراض به گفتار كسى و سست كردن آن و نيز تحقير گوينده اش انجام گيرد (مصباح) و هنگامى كه دنباله دار و عميق نباشد، به آن، «مراء ظاهر» گفته مى شود.

72- مجادله در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 1

1- مخاصمه شيطان و مشركان با يكديگر ، در محكمه عدل الهى

قال قرينه ربّنا ما أطغيته . .. قال لاتختصموا لدىّ

73- مجادله در معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 2

2- مجادله مشركان مكه با مؤمنان ، در مسأله معاد

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

تعبير «فأتوا» (با صيغه جمع) مى رساند كه مخاطب مشركان، تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده; بلكه مؤمنان نيز مورد خطاب آنان بودند.

74- مجادله درباره توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 2

2 - مجادله خصمانه برخى از مشركان عصر بعثت ، عليه انديشه توحيد و يكتاپرستى

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

«جدال و مجادلة» (مصدر «يجادل») به معناى برخورد خصمانه با يك رأى و اعتقاد است. قيد «فى اللّه» مى رساند كه انديشه توحيد ربوبى - كه از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) تبليغ مى شد - خشم گروهى از اهل شرك را برانگيخته بود و آنان براى جلوگيرى از نفوذ آن در افكار و انديشه هاى مردم، با آن به مبارزه برخاستند و در ردّ و انكار آن به بحث و جدل خصمانه روى آوردند.

75- مجادله درباره خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 15

15- كفرپيشگان على رغم مشاهده نشانه هاى ربوبيت خدا بر سراسر جهان ، با موحدان درباره خداوند و ربوبيت او به جدال و جرّ و بحث مى پردازند .

هو الذى يريكم البرق . .. و هم يجدلون فى الله

جمله حاليه «و هم يجادلون فى الله» قيد براى همه جمله هايى است كه در آيات پيشين آمده است ; يعنى، با آنكه آثار وجودى خدا و ربوبيت او نمايان است و اوست كه برق، رعد، ابر و صاعقه را پديد مى آورد و همه امور را تحقق مى بخشد، آنان درباره وى به جرّوبحث مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 4 - 4

4- انسان ، موجودى مجادله گر و ستيزه جو درباره خالق خويش است .

فإذا هو خصيم

«خصم» (مصدر «خصيم») به معناى جدال و منازعه است (لسان العرب). درباره متعلق «خصيم» دو احتمال وجود دارد:1- متعلق آن خداوند باشد. 2- حذف متعلق قرينه عموميت و اطلاق باشد; يعنى، خصيم بودن از خصوصيات انسان

است. برداشت فوق - به قرينه صدر آيه گذشته كه از خداوند خالق سخن مى گويد - بنابر احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 2

2- سرزنش گروهى از مشركان عصر بعثت از سوى خدا ، به خاطر بحث و جدل جاهلانه آنان درباره خدا

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 1

1 - نكوهش گروهى از مشركان عصر بعثت از سوى خدا ، به خاطر بحث و جدل جاهلانه آنان در باره او

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 17،18،19،21

17 - برخى انسان ها درباره خدا ، به رغم وجود نشانه هاى فراوان در برابر آنان ، جاهلانه ، جدال مى كنند .

ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت . .. و أسبغ عليكم ... و من الناس من يج-

18 - برخى انسان ها ، بدون داشتن علم و منبع هدايت و كتاب روشن كننده ، درباره خداوند ، به مجادله مى پردازند .

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم و لا هدًى و لا كتب منير

19 - چشم بستن بر مظاهر وجود خدا و پرداختن به جدال هاى جاهلانه درباره او ، كفرانِ نعمت است .

ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ... و من الناس من يجدل فى اللّه بغير

ذكر «و من الناس. ..» پس از بيان آيات خداوند - كه از جمله آنها وُفورِ نعمت بود - مى تواند اشاره به نكته مذكور باشد.

21 - دقّت در مسخّر بودن موجودات عالم و نيز نعمت هاى فراوان الهى ، مايه برچيده شدن جدال هاى جاهلانه درباره خدا است .

ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم . .. و أسبغ عليكم نعمه... و من الناس من يجدل فى الل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 3

3 - اساسِ جدالِ كافران درباره خدا ، برخاسته از تقليد و تعصّب خويشاوندى آنان بود .

يجدل فى اللّه . .. قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

76- مجادله درباره خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 71 - 2

2 - مجادله و گفتوگوى فرشتگان با خدا ، در ملأ اعلى درباره آفرينش انسان

بالملأ الأعلى إذ يختصمون . .. إذ قال ربّك للملئكة إنّى خلق بشرًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «إذ» ظرف زمان ماضى بوده و متعلق به «إذ يختصمون» باشد.

77- مجادله درباره عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 1

1 - مجادله مشركان مكه درباره عيسى ( ع ) ، اقدامى در جهت تخطئه آيات قرآن

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً

تأمل در آيات بعد، نشان مى دهد كه مَثَل مذكور در اين آيه، از ناحيه مشركان و براى توجيه روى آورى آنان به پرستش بت ها و انكار مورد عذاب واقع شدن معبودهاى شرك بوده است; چنان كه در آيه بعد مى فرمايد: «ما ضربوه إلاّ جدلاً. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 1

1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

78- مجادله درباره قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 7

7 - مجادله و تشكيك مستمر مشركان ، نسبت به برپايى قيامت

إنّ الذين يمارون فى الساعة لفى ضلل بعيد

«ممارات» (مصدر «يمارون») به معناى اصرار بر جدال است.

79- مجادله زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 18 - 1،3،4

1 - زن ، در فرهنگ جاهليت پرورش يافته در زينت و تجمل ، و فرودست در ميدان جدال و درگيرى هاى كلامى

أوَ من ينشّؤا فى الحلية و هو فى الخصام غير مبين

لحن آيه شريفه به گونه اى است كه به اعتقاد و باور عرب جاهلى يا موقعيت زن در محيط و فرهنگ خاص آنان اشاره دارد.

3 - زن ، اساساً براى كار هاى دشوار و خشن و جدال و درگيرى آفريده نشده است .

و هو فى الخصام غير مبين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه آيه شريفه به جهت مماشات و بازگويى باور مشركان، اين مطالب را مطرح نكرده باشد; بلكه به عنوان يك واقعيت بدان پرداخته باشد.

4 - لطافت طبيعى زن و فرودستى او در ميدان جدال و درگيرى ، دو عامل آسيب پذيرى و دو نقيصه براى زن در فرهنگ خشن جاهلى

و هو فى الخصام غير مبين

در آيه قبل (و إذا بشّر أحدهم. ..) ناراحتى عرب جاهلى از داشتن دختر بيان شده است. اين آيه مى تواند اشاره به علت آن ناراحتى داشته باشد; يعنى، اين دو ويژگى از نظر عرب جاهلى، نقص زن به حساب مى آمد.

80- مجادله شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 2

2- نهى الهى ، از جدال شيطان و مشركان با يكديگر در محضر او

قال لاتختصموا لدىّ

81- مجادله قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 40 - 8

8- مجادله قرآن با مشركان ، با بهره گيرى از باور هاى ايشان در رد عقايد شرك آلودشان

أفأصفكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملئكة إنثًا

82- مجادله قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 11

11 - هود با پرخاش به قوم خويش خواهان ترك بحث و جدال آنان با وى درباره معبودان دروغين شد .

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

83- مجادله قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 36 - 2

2 - روى آوردن قوم لوط ، به جدال و تشكيك نسبت به انذار ها ; بجاى حق پذيرى

و لقد أنذرهم . .. فتماروا بالنّذر

84- مجادله كاشفان غار اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 17

17- كاشفان جايگاه اصحاب كهف ، به جدال و كشمكش درباره رستاخيز گرفتار بودند .

أعثرنا عليهم . .. إذ يتنزعون بينهم أمرهم

«إذ» ظرف است براى «أعثرنا» لذا مفاد آيه اين است كه مردم، هنگامى بر اصحاب كهف دست يافتند كه درباره امرى از امور مربوط به خويش، اختلاف داشتند. مراد از آن امر، به قرينه «أن الساعة لاريب فيها» برپايى قيامت است و مراد از ضمير در «أمرهم» همان مردمى هستند كه بر اصحاب كهف آگاهى يافتند.

85- مجادله كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 15

15- كفرپيشگان على رغم مشاهده نشانه هاى ربوبيت خدا بر سراسر جهان ، با موحدان درباره خداوند و ربوبيت او به جدال و جرّ و بحث مى پردازند .

هو الذى يريكم البرق . .. و هم يجدلون فى الله

جمله حاليه «و هم يجادلون فى الله» قيد براى همه جمله هايى است كه در آيات پيشين آمده است ; يعنى، با آنكه آثار وجودى خدا و ربوبيت او نمايان است و اوست كه برق، رعد، ابر و صاعقه را پديد مى آورد و همه امور را تحقق مى بخشد، آنان درباره وى به جرّوبحث مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 6

6- جدال و اشكال تراشى ، با به كارگيرى روش هاى باطل و دستاويز هاى دروغين ، از شيوه هاى مبارزه كافران با حق است .

و يجدل الذين كفروا بالبطل ليدحضوا به الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 1

1 - تنها كافران حق ناپذير به مجادله و ستيزه جويى با آيات الهى مى پردازند و از پذيرش آن سر باز مى زنند .

مايجدل فىءايت اللّه إلاّ الذين كفروا

86- مجادله كافران قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 76 - 1

1 - مجادله كفرپيشگان مستكبر قوم ثمود با مستضعفان مؤمن به صالح

استضعفوا لمن . .. مؤمنون. قال الذين استكبروا إنا بالذى ءامنتم به كفرون

87- مجادله گران در ذات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 19

19 - عن أبى جعفر(ع) فى قول الله: «و إذا رأيت الذين يخوضون فى آياتنا» قال: الكلام فى الله و الجدال فى القرآن «فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره» . .. .

امام باقر(ع) فرمود: مراد از «يخوضون فى آياتنا»، سخن گفتن در مورد ذات خداوند و مجادله كردن درباره قرآن است. «پس از آنان رويگردان شو تا به سخن ديگرى بپردازند» ... .

88- مجادله گران دراحكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 11

11 - جدال كنندگان در مورد احكام روشن خداوند دوستان شيطانند.

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم

89- مجادله گران درباره خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 1

1 - در صورت دعوت از مجادله گران درباره خدا براى پيروى از تعاليم آسمانى ، آنان ، خود را پيروِ آيين نياكان شان معرفى مى كنند .

الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . .. و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا

90- مجادله گرى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 4 - 4،5،9

4- انسان ، موجودى مجادله گر و ستيزه جو درباره خالق خويش است .

فإذا هو خصيم

«خصم» (مصدر «خصيم») به معناى جدال و منازعه است (لسان العرب). درباره متعلق «خصيم» دو احتمال وجود

دارد:1- متعلق آن خداوند باشد. 2- حذف متعلق قرينه عموميت و اطلاق باشد; يعنى، خصيم بودن از خصوصيات انسان است. برداشت فوق - به قرينه صدر آيه گذشته كه از خداوند خالق سخن مى گويد - بنابر احتمال اول است.

5- جدال و ستيزه جويى ، از جمله ويژگى هاى انسان است .

فإذا هو خصيم مبين

برداشت فوق، بر طبق احتمال دوم در متعلق خصيم است; يعنى، متعلق خصيم حذف شده تا دلالت كند كه انسان پيوسته سعى در جدال و ستيزه دارد.

9- آفرينش انسان از نطفه ، به صورت مجادله گرى سخنور ، شاهد و گواه وحدانيت خداوند است .

تعلى عمّا يشركون . خلق الإنسن من نطفة فإذا هو خصيم مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 6،7،8

6- انسان ، مجادلگرترين موجود هستى است .

و كان الإنسن أكثر شىء جدلاً

«جدل» يعنى: «گفتوگو به گونه نزاع و برترى طلبى» (مفردات راغب). البته، غالباً، جدال، در جايى به كار مى رود كه اين نزاع و گفتوگو، با سخنان باطل و بى اساس باشد.

7- انسان ، موجودى مباحثگر و نيازمند مشاهده دلايل و بيان هاى مختلف براى پذيرش حق است .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان للناس من كلّ مثل و كان الإنسن أكثر شىء جدلاً

بيان مجادلگرى انسان، پس از اشاره به ارائه مثال ها و بيان هاى مختلف در قرآن، گويا به اين نكته اشاره دارد كه براى اين موجود مجادلگر، سخن بسيار و با طرح هاى مختلف بايد گفته شود تا او قانع شده و به راه هدايت، رهنمون گردد.

8- اقناع روح مجادلگر آدمى و رام ساختن او در مسير حق ، فلسفه ارائه مثال ها و نمونه هاى متعدّد در قرآن است .

و لقد صرّفنا . .. و كان الإنسن أكثر شىء جدلاً

91- مجادله گرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 7

7 - مجادله و تشكيك مستمر مشركان ، نسبت به برپايى قيامت

إنّ الذين يمارون فى الساعة لفى ضلل بعيد

«ممارات» (مصدر «يمارون») به معناى اصرار بر جدال است.

92- مجادله گرى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 1

1 - اصرار مشركان عصر بعثت ، بر شرك و مباحثات انكارآميز آنان درباره توحيد

و الذين يحاجّون فى اللّه

93- مجادله محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 7

7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به مجادله و مناظره با كافران و مشركان با بهترين نوع و روش

و جدلهم بالتى هى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 1،2،8

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، موظف بودند كه با اهل كتاب ، جز باانتخاب بهترين روش ، مجادله نكنند .

و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، با اهل كتاب ، بحث هاى اعتقادى و كلامى داشتند .

و لاتجدلواأهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، در مجادله با اهل كتاب ، موظف اند كه به صراحت ، اعتقادات توحيدى خود را مطرح كنند .

قولوا ءامنّا بالذى أُنزل إلينا و أُنزل إليكم و إلهنا و إلهكم وحد

94- مجادله مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 1،2،8

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، موظف بودند كه با اهل كتاب ، جز باانتخاب بهترين روش ، مجادله نكنند .

و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، با اهل كتاب ، بحث هاى اعتقادى و كلامى داشتند .

و لاتجدلواأهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، در مجادله با اهل كتاب ، موظف اند كه به صراحت ، اعتقادات توحيدى خود را مطرح كنند .

قولوا ءامنّا بالذى أُنزل إلينا و أُنزل إليكم و إلهنا و إلهكم وحد

95- مجادله مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 1،2

1- مخاصمه شيطان و مشركان با يكديگر ، در محكمه عدل الهى

قال قرينه ربّنا ما أطغيته . .. قال لاتختصموا لدىّ

2- نهى الهى ، از جدال شيطان و مشركان با يكديگر در محضر او

قال لاتختصموا لدىّ

96- مجادله مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 8،9

8 - مشركان به هنگام حضور در نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از سر لجاج و انكار به مجادله درباره قرآن و رسالت آن حضرت مى پرداختند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا

9 - مشركانى كه صرفاً براى مجادله در محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله) حاضر مى شدند، در نهايت عناد و لجاجت قرار داشتند.

حتى إذا جاءوك يجدلونك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 15

15 - مشركان در مورد خوردن ذبيحه و احكام آن در اسلام با مسلمانان صدر اسلام به مجادله مى پرداختند.

و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه . .. إن الشيطين ليوحون إلى ... و إن أطعتمو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 1،2

1- مجادله خصمانه برخى از مشركان عصر بعثت ، عليه انديشه توحيد و يكتاپرستى

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

«جدال و مجادلة» (مصدر «يجادل») به معناى برخورد خصمانه با يك رأى و اعتقاد است. قيد «فى الله» مى رساند كه انديشه توحيد ربوبى - كه از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در ميان مردم تبليغ مى شد - خشم گروهى از اهل شرك را برانگيخته بود و آنان به منظور جلوگيرى از نفوذ آن فكر، به مبارزه با آن حضرت پرداختند و عليه آن انديشه، جدال خصمانه كردند.

2- سرزنش گروهى از مشركان عصر بعثت از سوى خدا ، به خاطر بحث و جدل جاهلانه آنان درباره خدا

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 1،2

1 - نكوهش گروهى از مشركان عصر بعثت از سوى خدا ، به خاطر بحث و جدل جاهلانه آنان در باره او

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

2 - مجادله خصمانه برخى از مشركان عصر بعثت ، عليه انديشه توحيد و يكتاپرستى

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم

«جدال و مجادلة» (مصدر «يجادل») به معناى برخورد خصمانه با يك رأى و اعتقاد است. قيد «فى اللّه» مى رساند كه انديشه توحيد ربوبى - كه از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) تبليغ مى شد - خشم گروهى از اهل شرك را برانگيخته بود و آنان براى جلوگيرى از نفوذ آن در افكار و انديشه هاى مردم، با آن به مبارزه برخاستند و در ردّ و انكار آن به بحث و جدل خصمانه روى آوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 12 - 1،2

1 - مجادلات و اظهار ترديد هاى مشركان ، درباره وحى و مشاهدات قلبى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أفتمرونه على مايرى

«ممارات و مراء» (مصدر «تمارون») معادل «مجادله و جدال» است; يعنى، «أفتمارونه على مايرى».

2 - بحث و جدل مشركان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در عينى ترين حقايق مورد شهود آن حضرت ، امرى نكوهيده و سرزنش بار

أفتمرونه على مايرى

استفهام در «أفتمارونه» براى توبيخ است.

97- مجادله مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 1

1 - مجادله مشركان مكه درباره عيسى ( ع ) ، اقدامى در جهت تخطئه آيات قرآن

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً

تأمل در آيات بعد، نشان مى دهد كه مَثَل مذكور در اين آيه، از ناحيه مشركان و براى توجيه روى آورى آنان به پرستش بت ها و انكار مورد عذاب واقع شدن معبودهاى شرك بوده است; چنان كه در آيه بعد مى فرمايد: «ما ضربوه إلاّ جدلاً. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 1،6

1 - مجادله مشركان مكه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه معبود هاى خويش با عيسى ( ع )

و قالوا ءألهتنا خير أم هو

6 - مقايسه ميان بت ها و عيسى بن مريم ( ع ) ، حركتى جدلى از سوى مشركان مكه

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

در مكتب پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن از الوهيت عيسى(ع) به ميان نيامده بود تا مشركان او را با آلهه خود مقايسه كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 36 - 2

2- مجادله مشركان مكه با مؤمنان ، در مسأله معاد

فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين

تعبير «فأتوا» (با صيغه جمع) مى رساند كه مخاطب مشركان، تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده; بلكه مؤمنان نيز مورد خطاب آنان بودند.

98- مجادله مفيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 6

6 - صرف وقت و مجادلات دينى ، بايد در جايى باشد كه مفيد و ثمربخش است .

و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن إلاّ الذين ظلموا منهم

99- مجادله ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 69 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مجادله و گفت وگوى فرشتگان با خدا درباره آفرينش آدم ، تنها از راه وحى آگاه بود .

ما كان لى من علم بالملأ الأعلى إذ يختصمون

مقصود از مجادله و خصومت در آيه شريفه - به قرينه دو آيه بعد (إذ قال ربّك للملائكة. ..) - گفت وگوى فرشتگان با خدا درباره خلقت انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 71 - 2،3

2 - مجادله و گفتوگوى فرشتگان با خدا ، در ملأ اعلى درباره آفرينش انسان

بالملأ الأعلى إذ يختصمون . .. إذ قال ربّك للملئكة إنّى خلق بشرًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «إذ» ظرف زمان ماضى بوده و متعلق به «إذ يختصمون» باشد.

3 - داستان آفرينش انسان و مجادله و گفتوگوى فرشتگان با خداوند در اين باره ، شايان ياد و يادآورى است .

إذ قال ربّك للملئكة إنّى خلق بشرًا

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه «إذ» متعلق به فعل مقدر همچون «أذكر» باشد.

100- مجادله ممنوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 47

47 - ضرورت پرهيز از مجادله در آيات متشابه قرآن و ترك همنشينى با مجادله كنندگان در آن

هو الّذى انزل عليك . .. فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتّبعون ما تشابه منه

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) درباره آيه «هو الذى انزل . .. » فرمود: اذا رأيتم الذين يتّبعون ما تشابه منه و الذين يجادلون فيه فهم الذين عنى اللّه فلا تجالسوهم.


الدر المنثور، ج 2، ص 148.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 4

4 - لزوم تسليم در برابر حق و پرهيز از بحث جدال آميز

فان حاجّوك فقل اسلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، وظيفه ندارند كه با ظالمان اهل كتاب ، به جدال أحسن بپردازند .

و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن إلاّ الذين ظلموا منهم

101- مجادله منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 204 - 12

12 - منافقان ، سرسخت ترين انسان ها در جدال با مسلمانان

و من الناس . .. و هو اَلَدُّ الخصام

بنابراينكه «الخصام»، مصدر باشد و به معنى خصومت و جدال.

102- مجادله مؤمن آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 28 - 20

20 - استفاده مؤمن آل فرعون ، از شيوه جدل در مقابل منطق زور فرعونيان

وإن يك كذبًا فعليه كذبه و إن يك صادقًا يصبكم بعض الذى يعدكم

آمدن اين تعبير كه اگر موسى(ع) دروغ گفته باشد، عليه خودش اقدام كرده است و. .. از باب جدل مى باشد; و گرنه براى مؤمن آل فرعون، احتمال دروغ گو بودن موسى(ع) متصور نبود.

103- مجادله ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 148 - 4،7

4 - توجه به الهى بودن تغيير قبله و تعيين آن ، موجب رفع مشاجره درباره آن است .

و لكل وجهة هو مولّيها

7 - لزوم پرهيز و مجادله با پيروان ديگر اديان بر سر احكام فرعى دين *

و لكل وجهة هو مولّيها فاستبقوا الخيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 1،3

1 - مجادله عالمان اهل كتاب با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آگاهى آنان به حقيقت

من بعد ما جاءهم العلم . .. فان حاجّوك فقل

3 - رهنمود خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر ترك مجادله با عالمان جدالگر اهل كتاب

فان حاجّوك فقل اسلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 19

19- مناظره با جاهلان ، جز بحثى سطحى و كوتاه ، نكوهيده و ناروا است .

مايعلمهم إلاّ قليل فلاتمار فيهم إلاّ مراءً ظهرًا

تفريع «لاتمار» بر جمله «مايعلمهم. ..» به وسيله حرف «فاء»، بيانگر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 10

10 - پاسخ منفى دادن به فراخوان عمل به تعاليم دين آسمانى ، به بهانه پيروى از آيين نياكان ، جاهلانه و مجادله اى بدون دليل است .

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم و لا هدًى و لا كتب منير . و إذا قيل لهم ا

104- مجادله نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 1

1- ساخت كشتى نوح و درگيرى هاى لفظى او و كفرپيشگان تا فرا رسيدن طوفان ، همچنان ادامه داشت .

يصنع الفلك و كلما مرّ عليه . .. حتّى إذا جاء أمرنا

«حتى» بيانگر غايت گزارشها و حقايق مطرح شده در آيه قبل (ساختن كشتى و تمسخر كافران و پاسخ گويى حضرت نوح) مى باشد; يعنى ، اينها ادامه داشت تا زمانى كه . .. .

105- مجادله هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 10

10 - هود ، گرفتار جدال و كشمكش مدام قوم عاد درباره معبودان بى اساسشان

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

106- مدارا در مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 12

12 - مماشات با خصم در بحث و جدل، روشى براى تبليغ معارف و عقايد

فأى الفريقين أحق بالأمن

لازمه اينكه موحدان «احق» به امام باشند، آن است كه براى مشركان نيز حقى محسوب گردد. ولى با توجه به اينكه مشركان هيچ لياقتى براى امان ندارند، براى مماشات با خصم و در مقام جدل و تبليغ حقى فرض شده است.

107- مشتركات در مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 10

10 - مسلمانان ، در مجادله با اهل كتاب ، بايد بر اصول و اعتقادات مشترك ، تكيه كنند .

لاتجدلوا أهل الكتب . .. و قولوا ءامنّا بالذى أُنزل إلينا و أُنزل إليكم و إلهن

108- مغضوبيت مجادله گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 12

12 - مشركان و مجادله گران حق ستيز گرفتار غضب و عذاب سخت الهى

و الذين يحاجّون فى اللّه . .. عليهم غضب و لهم عذاب شديد

109- منشأ مجادله با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 5

5 - كبر و خودبرتربينى ، عامل جدال و ستيزه جويى كافران و مشركان با آيات الهى و پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر

110- منشأ مجادله در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 1،5

1 - كسانى كه بدون هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) بر مى خيزند ، در دل آنان نوعى

كبر و خودبرتربينى نهفته است .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم إن فى صدورهم إلاّ كبر

«سلطان» به معناى حجت و برهان است.

5 - كبر و خودبرتربينى ، عامل جدال و ستيزه جويى كافران و مشركان با آيات الهى و پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 36 - 5

5 - دلبستگى به زندگى دنيايى ، منشأ اصلى مجادله در آيات الهى و انكار آن است .

و يعلم الذين يجدلون . .. فما أُوتيتم من شىء فمتع الحيوة الدنيا

با توجه به فاى تفريع در «فما أُوتيتم»، مى توان استفاده كرد كه مجادله در آيات الهى و انكار آن، از دنيامحورى برخاسته است.

111- منشأ مجادله در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 1

1 - كسانى كه بدون هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) بر مى خيزند ، در دل آنان نوعى كبر و خودبرتربينى نهفته است .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم إن فى صدورهم إلاّ كبر

«سلطان» به معناى حجت و برهان است.

112- منشأ مجادله كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 3

3 - اساسِ جدالِ كافران درباره خدا ، برخاسته از تقليد و تعصّب خويشاوندى آنان بود .

يجدل فى اللّه . .. قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 5

5 - كبر و خودبرتربينى ، عامل جدال و ستيزه جويى كافران و مشركان با آيات الهى و پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر

113- منشأ مجادله مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 5

5 - كبر و خودبرتربينى ، عامل جدال و ستيزه جويى كافران و مشركان با آيات الهى و پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر

114- ناپسندى مجادله باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 12

12- جدال به باطل و استهزا و تمسخر ، از روش هاى ناپسند در برخورد با مسائل فكرى و عقيدتى است .

و يجدل الذين كفروا بالبطل ليدحضوا به الحقّ واتخذوا ءايتى و ما أُنذروا هزوًا

115- نشانه هاى مجادله گرى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 2

2- خوددارى مردم از ايمان به قرآن و استغفار به درگاه الهى ، به منزله نشستن آنان در انتظار عذاب الهى است .

و ما منع الناس أن يؤمنوا . .. إلاّ أن تأتيهم سنّة الأوّلين

«أن يؤمنوا»در اصل «من أن يؤمنوا» بوده است و «أن تأتيهم»فاعل براى «منع» است، ولى از آن جا كه نظم معنابه كلمه اى بستگى دارد كه بعد از «إلاّ»در تقدير باشد،گفته مى شود كه «أن تأتيهم» در تقدير، «انتظار أن تأتيهم» است; يعنى: «ما منع الناس من أن يؤمنوا. ..إلاّ انتظار أن تأتيهم» و مراد اين است كه حال اين مردم، بسان حال كسى است كه در انتظار عذاب نشسته باشد و گرنه مانعى ديگر براى ايمان آنان وجود ندارد.

116- نقش مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 22 - 3

3 - استفاده از جدل و به كارگيرى مبانى باطل گرايان عليه خود آنان ، از روش هاى قرآن در احتجاج با اهل شرك

ألكم الذّكر و له الأُنثى . تلك إذًا قسمة ضيزى

با توجه به اين كه خداوند مبناى ارزشى مشركان را در تبعيض بين پسران و دختران عليه خود آنان به كار گرفته است، مطلب بالا استفاده مى شود.

117- نهى از مجادله در محضر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 2

2- نهى الهى ، از جدال شيطان و مشركان با يكديگر در محضر او

قال لاتختصموا لدىّ

مجادله گران

118- تهديد مجادله گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 1

1 - تهديد كافران مجادله گر در آيات الهى از سوى خداوند

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا

119- دعوت از مجادله گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 1

1 - در صورت دعوت از مجادله گران درباره خدا براى پيروى از تعاليم آسمانى ، آنان ، خود را پيروِ آيين نياكان شان معرفى مى كنند .

الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . .. و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا

120- دين مجادله گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 1

1 - در صورت دعوت از مجادله گران درباره خدا براى پيروى از تعاليم آسمانى ، آنان ، خود را پيروِ آيين نياكان شان معرفى مى كنند .

الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . .. و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا

121- سرنوشت مجادله گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 69 - 1،2

1 - توصيه خداوند به نگريستن و تأمل كردن در سرنوشت كسانى كه درباره آيات الهى به جدال و ستيزه جويى برمى خيزند .

ألم تر إلى الذين يجدلون فى ءايت اللّه أنّى يصرفون

2 - سرنوشت شوم مجادله گران و ستيزه جويان با آيات الهى ، درس آموز و عبرت انگيز است .

ألم تر إلى الذين يجدلون فى ءايت اللّه أنّى يصرفون

122- عذاب مجادله گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 12

12 - مشركان و مجادله گران حق ستيز گرفتار غضب و عذاب سخت الهى

و الذين يحاجّون فى اللّه . .. عليهم غضب و لهم عذاب شديد

123- مبغوضيت مجادله گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 1

1 - كسانى كه بى هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) برخيزند ، مبغوض خدا و مؤمنان هستند .

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم كبر مقتًا عنداللّه و عند الذين ءا

«سلطان» به معناى حجت و برهان و «مقت» به معناى بغض شديد است.

124- مبغوضيت مجادله گران در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 1

1 - كسانى كه بى هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) برخيزند ، مبغوض خدا و مؤمنان هستند .

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم كبر مقتًا عنداللّه و عند الذين ءا

«سلطان» به معناى حجت و برهان و «مقت» به معناى بغض شديد است.

125- مجادله گران در ذات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 19

19 - عن أبى جعفر(ع) فى قول الله: «و إذا رأيت الذين يخوضون فى آياتنا» قال: الكلام فى الله و الجدال فى القرآن «فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره» . .. .

امام باقر(ع) فرمود: مراد از «يخوضون فى آياتنا»، سخن گفتن در مورد ذات خداوند و مجادله كردن درباره قرآن است. «پس از آنان رويگردان شو تا به سخن ديگرى بپردازند» ... .

126- مجادله گران دراحكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 11

11 - جدال كنندگان در مورد احكام روشن خداوند دوستان شيطانند.

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم

127- مجادله گران درباره خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 1

1 - در صورت دعوت از مجادله گران درباره خدا براى پيروى از تعاليم آسمانى ، آنان ، خود را پيروِ آيين نياكان شان معرفى مى كنند .

الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . .. و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا

128- مغضوبيت مجادله گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 16 - 12

12 - مشركان و مجادله گران حق ستيز گرفتار غضب و عذاب سخت الهى

و الذين يحاجّون فى اللّه . .. عليهم غضب و لهم عذاب شديد

16- مجازات

1- تأخير مجازات موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 2،5

2 - تأخير در مجازات موسى ( ع ) و برادرش هارون از مصوبات جلسه مشورتى سران و بزرگان دربار فرعون

قالوا أرجه و أخاه

«ه» در «أرجه» ضميرى است كه به صورت ساكن قرائت شده و مفعول «ارجِ» مى باشد. «ارجِ» فعل امر از مصدر «ارجاء» (به تأخير انداختن) است. مشتقات كلمه «ارجاء» گاهى با همزه استعمال مى گردد و گاهى همزه آن تبديل به ياء مى شود. گفته مى شود: اَرْجأ يُرْجى يُرْجى. قابل ذكر است كه مراد از تأخير انداختن، تأخير در مجازات است.

5 - سران دربار فرعون از وى خواستند با تأخير مجازات موسى و هارون موافقت كرده و ساحران زبردست و كاردان را از اطراف و اكناف احضار كند .

و أرسل فى المدائن حشرين

«حشرين» به معناى جمع كنندگان و كوچ دهندگان است و مفعول آن به قرينه آيه قبل و بعد «ساحرين» مى باشد و خود «حشرين» مفعول براى «أرسل» است. بنابراين جمله «أرسل ... » يعنى: نيروهايى را براى جمع آورى و گسيل ساحران بسيج كن.

2- تأخير مجازات هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 2،5

2 - تأخير در مجازات موسى ( ع ) و برادرش هارون از مصوبات جلسه مشورتى سران و بزرگان دربار فرعون

قالوا أرجه و أخاه

«ه» در «أرجه» ضميرى است كه به صورت ساكن قرائت شده و مفعول «ارجِ» مى باشد. «ارجِ» فعل امر از مصدر «ارجاء» (به تأخير انداختن) است. مشتقات كلمه «ارجاء» گاهى با همزه استعمال مى گردد و گاهى همزه آن تبديل به ياء مى شود. گفته مى شود: اَرْجأ يُرْجى يُرْجى. قابل ذكر است كه مراد از تأخير انداختن، تأخير در مجازات است.

5 - سران دربار فرعون از وى خواستند با تأخير مجازات موسى و هارون موافقت كرده و ساحران زبردست و كاردان را از اطراف و اكناف احضار كند .

و أرسل فى المدائن حشرين

«حشرين» به معناى جمع كنندگان و كوچ دهندگان است و مفعول آن به قرينه آيه قبل و بعد «ساحرين» مى باشد و خود «حشرين» مفعول براى «أرسل» است. بنابراين جمله «أرسل ... » يعنى: نيروهايى را براى جمع آورى و گسيل ساحران بسيج كن.

3- تاريخ مجازات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 41 - 4

4- به دار كشيدن مجرمان و ر ها كردن آنان تا طعمه پرندگان گشتن ، كيفرى مرسوم در مصر باستان

و أما الأخر فيصلب فتأكل الطير من رأسه

4- تناسب جرايم با مجازات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 81 - 1

1 - گنهكاران يهود همانند ديگر گنهكاران ، به اندازه استحقاقشان ، در آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

لن تمسنا النار إلاّ أياماً معدودة . .. بلى

«بلى» (چنين نيست) حرف جواب است و براى رد سخن و ادعاى مطرح شده به كار مى رود. اين كلمه در آيه شريفه رد ادعاى يهود (لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة) است.

5- تناسب مجازات با جرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 15

15 - كيفر الهى براى گناهكاران ، متناسب با گناه آنان است .

فيسخرون منهم سخر اللّه

6- خويشاوندى و مجازات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 16

16- لزوم پرهيز از ملاحظه نسب و حسب انسان ها در اجراى كيفر ها و مجازات هاى مطرح شده در دين

و أهلك إلاّ من سبق عليه القول

بيان اين بخش از داستان نوح(ع) (احمل فيها. .. أهلك إلاّ من سبق عليه القول) رساننده اين پيام است كه: نبايد به خاطر

خويشى خطاكاران حتى با افراد برجسته اى چون پيامبران ، از كيفر آنان چشم پوشيد.

7- درخواست تعيين مجازات دزد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 2

2- كارگزاران يوسف از متهمان ( فرزندان يعقوب ) خواستند ، تا خودشان كيفر سارق جام پادشاه را تعيين كنند .

قالوا فما جزؤه إن كنتم كذبين

ضمير در «جزاؤه» به سارق جامى شاهى ، كه از جمله هاى قبل استفاده مى شود ، برمى گردد.

8- زليخا و مجازات يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 25 - 14

14- تحريك عزيز مصر از سوى زليخا براى مؤاخذه و مجازات يوسف ( ع )

ما جزاء من أراد بأهلك سوءًا إلا أن يسجن أو عذاب أليم

برداشت فوق ، از تصريح زليخا به «أهلك» (همسر تو) استفاده مى شود ; يعنى ، او با آوردن «أهلك» درصدد تحريك عزيز مصر براى مجازات يوسف(ع) بود.

9- شخصى بودن مجازات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 5

5 - هيچ كس در روز قيامت ، ذره اى از عذاب ديگرى را بر عهده نمى گيرد و متحمل نمى شود .

واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 8

8 - انسان ها مسؤول اعمال گذشتگان خويش نبوده و به سبب آنها مؤاخذه نخواهند شد .

و لاتسئلون عما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 8

8 - انسان ها مسؤول اعمال گذشتگان خويش نبوده و به سبب آنها مؤاخذه نخواهند شد .

و لاتسئلون عما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 5

5- هر كس مسؤول عملكرد خويش است و تنها خودش به خاطر گناهش مؤاخذه مى شود .

إن افتريته فعلىّ إجرامى

«إجرام» به معناى ارتكاب و كسب گناه است. تقديم «علىّ» بر «إجرامى» حكايت از حصر دارد; يعنى ، گناه افترا (اگر افترايى باشد) تنها متوجه من است نه ديگرى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 4

4- فرزندان يعقوب ، ضمن تعيين مجازات سارق تصريح كردند كه خصوص سارق ( كسى كه جام شاهى در اثاثيه اش يافت شود ) مسؤول شناخته مى شود نه همه افراد كاروان

قالوا جزؤه من وجد فى رحله فهو جزؤه

فرزندان يعقوب در مقام پاسخ به اين پرسش كه «فما جزؤه» كافى بود كه بگويند: «هو جزؤه» ; ولى از آن جا كه همه كاروان به سرقت متهم شدند (أيّتها العير إنكم لسرقون) لازم دانستند كه با جواب تفصيلى (جزؤه من وجد فى رحله فهو جزؤه) بيان كنند كه همه كاروان مسؤول نيستند ; بلكه تنها آن كس كه جام شاهى در اثاثيه اش يافت شود، مسؤول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 79 - 2،3،4،12

2- داوطلب شدن بى گناهان براى مجازات شدن به جاى مجرمان ، مجوز كيفر دادن آنان نيست .

فخذ أحدنا مكانه . .. معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا متعنا عنده

3- قوانين جزايى مصر در زمان يوسف ، كيفر بى گناهان را به جاى مجرمان هر چند داوطلبانه باشد ، مجاز نمى شمرد . *

معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا متعنا عنده

برداشت فوق را مى توان از به كارگيرى ضميرهاى متكلم مع الغير به جاى ضمير متكلم وحده استفاده كرد ; يعنى، يوسف(ع) با جمله «بازداشت نمى كنيم» به جاى «بازداشت نمى كنم» اشاره به اين معنا مى كند كه قوانين مصر چنين اجازه اى به من نمى دهد كه بى گناه را به جاى گنهكار بازداشت كنم، هر چند او خود داوطلب باشد.

4- لزوم پرهيز حاكمان از مجازات بى گناهان به جاى گنه كاران

قال معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا متعنا عنده

12- مجازات بى گناهان به جاى مجرمان ، گناه و از مصاديق ظلم است .

قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون

10- عدالت در مجازات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 16

16- لزوم پرهيز از ملاحظه نسب و حسب انسان ها در اجراى كيفر ها و مجازات هاى مطرح شده در دين

و أهلك إلاّ من سبق عليه القول

بيان اين بخش از داستان نوح(ع) (احمل فيها. .. أهلك إلاّ من سبق عليه القول) رساننده اين پيام است كه: نبايد به خاطر خويشى خطاكاران حتى با افراد برجسته اى چون پيامبران ، از كيفر آنان چشم پوشيد.

11- عزيز مصر و مجازات يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 25 - 14

14- تحريك عزيز مصر از سوى زليخا براى مؤاخذه و مجازات يوسف ( ع )

ما جزاء من أراد بأهلك سوءًا إلا أن يسجن أو عذاب أليم

برداشت فوق ، از تصريح زليخا به «أهلك» (همسر تو) استفاده مى شود ; يعنى ، او با آوردن «أهلك» درصدد تحريك عزيز مصر براى مجازات يوسف(ع) بود.

12- عموميت مجازات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 51 - 3

3- نظام پاداش و كيفر الهى در قيامت ، فراگير همه انسان ها در برابر تمامى حركات انسان است .

ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

«ما» در «ما كسبت» موصوله است و معناى جنس را افاده مى كند. بنابراين «ما كسبت»; يعنى، هر آنچه بشر انجام دهد و هر حركتى كه از خود نشان دهد.

13- عوامل تشديد مجازات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 23،25

23 - تهديد أكيد خداوند بر كيفر سخت دنيوى و اخروى منافقان صدر اسلام ، در صورت امتناع آنان از توبه و پافشارى بر مواضع كفرآميز توطئه گرانه خود

فإن يتوبوا . .. و إن يتولوا يعذبهم اللّه عذاباً أليماً فى الدنيا و الأخرة

25 - روى گردانى از حق و اصرار بر كفر و ارتداد ، مستلزم كيفر شديد دنيوى و اخروى است .

و إن يتولوا يعذبهم اللّه عذاباً أليماً فى الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 4،5

4- نقش مؤثر موقعيت اجتماعى - دينى افراد در تشديد مجازات گناه و انحراف آنان از مدار وحى

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم . .. إذًا لأذقنك ضعف الحيوة و ضعف الممات

به نظر مى رسد كه دو چندان شدن مجازات پيامبر(صلی الله علیه و آله) در صورت عدول از مواضع خويش، به خاطر موقعيت آن حضرت بوده است. بنابراين هر كس با چنين موقعيتى دچار گناه شود، مجازاتش دو چندان خواهد شد.

5- كمترين تمايل به كافران از سوى رهبران دينى ، گناهى نابخشودنى و داراى كيفرى مضاعف در دنيا و آخرت

لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً. إذًا لأذقنك ضعف الحيوة و ضعف الممات

14- فرعون و مجازات موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 2

2 - فرعون به سبب تعيين نكردن مجازات براى موسى ( ع ) و قوم او مورد انتقاد اشراف دربار قرار گرفت .

و قال الملأ من قوم فرعون أتذر موسى و قومه

گويا اشراف از اينكه ساحران تهديد به اعدام شدند، ولى سخنى از مجازات موسى و قوم او نرفت، چنين استنباط كردند كه فرعون تصميمى براى مجازات او مردمش ندارد و لذا زبان به انتقاد گشودند و گفتند آيا موسى و قومش را رها مى سازى و مجازات نمى كنى.

15- مجازات ارتداد در يهوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 13

13 - كشتن مرتدان ، از قوانين كيفرى در آيين حضرت موسى ( ع ) *

فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم

16- مجازات اشاعه فساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 22

22 - ترويج زشتى ها ، پيشگيرى از نيكى ها و امتناع از انفاق ، جرم و موجب عذاب حتمى

نعذب . .. مجرمين ... يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم

آيه شريفه، بيانگر خصوصيات مجرمانى است كه در آيه پيشين آمده است.

17- مجازات اهانت به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 7

7 - اعدام ، كيفر طعن و توهين به اسلام

و طعنوا فى دينكم فقتلوا

18- مجازات بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 4

4- طرح و نقشه يوسف ( ع ) براى نگه داشتن بنيامين ، كيفر و طرحى از ناحيه خداوند و به وحى او بود .

كذلك كدنا ليوسف

19- مجازات بيگانگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 4

4- جواز كيفر مجرمان بيگانه مطابق موازين خودِ آنان

فما جزؤه إن كنتم كذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 16

16- مجازات مجرمان بيگانه بر اساس مقررات خودِ آنان ، با قوانين و مقررات مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) مخالفتى نداشت .

ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك إلاّ أن يشاء الله

20- مجازات تخلف از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 13

13 - اشخاص معذور از جهاد ، در صورت خيرخواهى براى دين و رهبر جامعه اسلامى ، مصون از عذاب و كيفر تخلف از جنگ

الذين كفروا منهم عذاب أليم . .. ما على المحسنين من سبيل

21- مجازات تخلّف از قوانين جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 9

9 - متجاوزان از مقررات جنگ ، بايد مجازات شوند . *

فلا عدون إلا على الظلمين

22- مجازات در دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 7

7 - قتل يا سوزاندن مخالفان و يا مجرمان ، از مجازات هاى دوران حضرت ابراهيم ( ع )

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو حرّقوه

23- مجازات در مصرباستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 41 - 4

4- به دار كشيدن مجرمان و ر ها كردن آنان تا طعمه پرندگان گشتن ، كيفرى مرسوم در مصر باستان

و أما الأخر فيصلب فتأكل الطير من رأسه

24- مجازات دزد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 1

1- كارگزاران يوسف به فرزندان يعقوب اعلام كردند كه در صورت شناسايى سارق ، وى را مجازات خواهند كرد .

قالوا فما جزؤه إن كنتم كذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 1

1- فرزندان يعقوب ، برده شدن را كيفر و مجازات سرقت كننده جام پادشاه دانستند .

قالوا فما جزؤه . .. قالوا جزؤه من وجد فى رحله فهو جزؤه

مفاد جمله «فهو جزؤه» اين است كه سارق ملك كسى مى شود كه از اموال او دزدى شده است. در «مجمع البيان» آمده است كه: مدت اين استرقاق و ملكيت يك سال بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 5،7

5- گذاشتن جام شاهى در اثاثيه بنيامين ، جويا شدن از مجازات سارق در آيين فرزندان يعقوب و تفتيش بار بنيامين پس از

ساير برادران ، از الهامات خدا به يوسف ( ع ) براى نگه داشتن بنيامين نزد خود بود .

كذلك كدنا ليوسف

«كذلك» اشاره به مجموعه طرح و نقشه اى دارد كه آيات 70 تا 75 بيانگر آن بود.

7- نگاه داشتن بنيامين در مصر حتى به جرم سرقت ، بر طبق قوانين جزايى پادشاه مصر ، براى يوسف ( ع ) مجاز نبود .

ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك

دين به معناى آيين و روش است و مراد از آن به اعتبار اضافه شدنش به «ملك» قوانين و مقررات حاكم بر مصر مى باشد. قابل ذكر است كه به قرينه «فما جزاؤه ...» در آيه 74، اگر سارق مى خواست بر اساس آيين خودش تنبيه شود، قاضى و حاكم مصر مى توانست بر آن اساس حكم كند.

25- مجازات دزد در دين يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 2

2- « استرقاق » كيفر سارقان در شريعت يعقوب

فهو جزؤه كذلك نجزى الظلمين

جمله «كذلك نجزى الظلمين» اشاره به اين مطلب دارد كه آنچه درباره كيفر سارق گفتيم ، مقتضاى آيين ماست.

26- مجازات قتل بعد از عفو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 26

26 - ولىّ مقتول اگر پس از عفو يا گرفتن ديه ، قاتل را بكشد ، بايد كشته شود . *

فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم

جمله «فله عذاب أليم» را مى توان بيان واقعيتى دانست كه تجاوزگر در دنيا يا آخرت به آن گرفتار خواهد شد و مى توان آن را حكمى كيفرى و مجازاتى شمرد كه جامعه اسلامى بايد آن را اجرا كند. برداشت فوق بر اساس دومين احتمال است.

27- مجازات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 6

6 - كفرمداران و شرك پيشگان ، مستحق عذاب و كيفر الهى در دنيا

و لو يعجل اللّه للناس الشر

28- مجازات كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 1،2،17

1 - مسلمانان بايد كافران محارب را هر كجا يافتند ، بكشند .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

ضمير «هم» در جمله فوق به «الذين يقاتلوكم» بر مى گردد و لذا از آنان به كافران محارب تعبير شده است. «ثقف» (مصدر ثقفتم» به معناى يافتن و دسترسى پيدا كردن است.

2 - ضرورت كشتن كافران محارب ، محدود به ميدان جنگ نيست .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

عبارت «حيث ثقفتموهم» (هر كجا آنان را يافتيد و بر آنان دسترسى داشتيد) گوياى برداشت فوق است.

17 - سزاى كفرپيشگان محارب و فتنه انگيز ، كشتن آنان است .

فاقتلوهم كذلك جزاء الكفرين

«ال» در «الكافرين» عهديه است و اشاره به كافرانى دارد كه سر جنگ با مسلمانان دارند و يا عليه ايشان فتنه انگيزى مى كنند.

29- مجازات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 6

6 - كفرمداران و شرك پيشگان ، مستحق عذاب و كيفر الهى در دنيا

و لو يعجل اللّه للناس الشر

30- مجازات مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 7

7 - منكران قيامت ، مستحق كيفر و عذاب الهى در دنيا هستند .

و لو يعجل اللّه . .. لقضى إليهم أجلهم فنذر الذين لايرجون لقاءنا

از آيه شريفه استفاده مى شود كه: اگر مجازات منكران قيامت منجر به مرگ آنان نمى شد، خدا بدون مهلت آنان را سركوب مى كرد; يعنى، آنان استحقاق كيفر را دارند لكن مانع وجود دارد.

31- مجازات موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 1

1 - مجازات موسى ( ع ) و برادرش هارون از پيشنهاد هاى ارائه شده در جلسه مشورتى اشراف و سران حكومت فرعونى

قالوا أرجه و أخاه

پيشنهاد تأخير در مجازات موسى و هارون حكايت از آن دارد كه فرعون و يا برخى از اشراف دربار مجازات موسى و هارون را مطرح كرده بودند.

32- مجازات هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 1

1 - مجازات موسى ( ع ) و برادرش هارون از پيشنهاد هاى ارائه شده در جلسه مشورتى اشراف و سران حكومت فرعونى

قالوا أرجه و أخاه

پيشنهاد تأخير در مجازات موسى و هارون حكايت از آن دارد كه فرعون و يا برخى از اشراف دربار مجازات موسى و هارون را مطرح كرده بودند.

33- مجازات يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 25 - 16

16- زندانى كردن يوسف ( ع ) و يا شكنجه او ، مجازات پيشنهادى زليخا به عزيز مصر

ما جزاء من أراد بأهلك سوءًا إلا أن يسجن أو عذاب أليم

34- مصلحت در اجراى مجازات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 66 - 14

14 - منافقان توطئه گر ، مستحق كيفر و مجازات دنيوى اند و عدم اعمال آن نسبت به برخى از آنان از جانب خداوند ، به اقتضاى مصلحت است . *

إن نعف عن طائفة منكم نعذب طائفة بأنهم كانوا مجرمين

مراد از عفو و عذاب، مى تواند بخشش و كيفر دنيوى باشد نه اخروى ; در اين صورت به حكم عقل، عفو از يك گروه به خاطر مصلحتى صورت گرفته است.

35- ملاك مجازات بيگانگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 3

3- جواز عقوبت مجرمان بيگانه بر اساس قوانين كيفرى خود آنان ، از مقررات جزايى مصر در عصر يوسف

قالوا فما جزؤه إن كنتم كذبين

جمله «فما جزاؤه» كه پرسش از تعيين كيفر سارق است، مى تواند به اين معنا باشد كه متهمان خود كيفرى را براى سارق مشخص كنند. همچنين مى تواند به اين معنا باشد كه بيان كنند در شريعت و آيين آنان براى سارق چه كيفرى مقرر شده است. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.

36- موارد عفو از مجازات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 13

13 - اشخاص معذور از جهاد ، در صورت خيرخواهى براى دين و رهبر جامعه اسلامى ، مصون از عذاب و كيفر تخلف از جنگ

الذين كفروا منهم عذاب أليم . .. ما على المحسنين من سبيل

37- نظام جزايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 81 - 2

2 - طوايف و نژاد هاى مختلف انسانى ، در برابر كيفر گناهانشان ، هيچ امتيازى بر يكديگر ندارند .

لن تمسنا النار إلاّ أياماً معدودة . .. بلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 11

11 - عدل الهى ، در رسيدگى به اعمال انسان ها و پاداش دهى به ايشان

لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 6،11

6 - نتيجه عمل هر كس و هر جامعه اى از آنِ خود اوست و بايد به او بازگردانده شود .

لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

11 - عدل الهى در رسيدگى به اعمال انسان ها و پاداش دهى به آنان

لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

38- ويژگيهاى مجازات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 5

5 - هيچ كس در روز قيامت ، ذره اى از عذاب ديگرى را بر عهده نمى گيرد و متحمل نمى شود .

واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 5

5- هر كس مسؤول عملكرد خويش است و تنها خودش به خاطر گناهش مؤاخذه مى شود .

إن افتريته فعلىّ إجرامى

«إجرام» به معناى ارتكاب و كسب گناه است. تقديم «علىّ» بر «إجرامى» حكايت از حصر دارد; يعنى ، گناه افترا (اگر افترايى باشد) تنها متوجه من است نه ديگرى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 4

4- فرزندان يعقوب ، ضمن تعيين مجازات سارق تصريح كردند كه خصوص سارق ( كسى كه جام شاهى در اثاثيه اش يافت شود ) مسؤول شناخته مى شود نه همه افراد كاروان

قالوا جزؤه من وجد فى رحله فهو جزؤه

فرزندان يعقوب در مقام پاسخ به اين پرسش كه «فما جزؤه» كافى بود كه بگويند: «هو جزؤه» ; ولى از آن جا كه همه كاروان به سرقت متهم شدند (أيّتها العير إنكم لسرقون) لازم دانستند كه با جواب تفصيلى (جزؤه من وجد فى رحله فهو جزؤه) بيان كنند كه همه كاروان مسؤول نيستند ; بلكه تنها آن كس كه جام شاهى در اثاثيه اش يافت شود، مسؤول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 79 - 2،3،4،12

2- داوطلب شدن بى گناهان براى مجازات شدن به جاى مجرمان ، مجوز كيفر دادن آنان نيست .

فخذ أحدنا مكانه . .. معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا متعنا عنده

3- قوانين جزايى مصر در زمان يوسف ، كيفر بى گناهان را به جاى مجرمان هر چند داوطلبانه باشد ، مجاز نمى شمرد . *

معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا متعنا عنده

برداشت فوق را مى توان از به كارگيرى ضميرهاى متكلم مع الغير به جاى ضمير متكلم وحده استفاده كرد ; يعنى، يوسف(ع) با جمله «بازداشت نمى كنيم» به جاى «بازداشت نمى كنم» اشاره به اين معنا مى كند كه قوانين مصر چنين اجازه اى به من نمى دهد كه بى گناه را به جاى گنهكار بازداشت كنم، هر چند او خود داوطلب باشد.

4- لزوم پرهيز حاكمان از مجازات بى گناهان به جاى گنه كاران

قال معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا متعنا عنده

12- مجازات بى گناهان به جاى مجرمان ، گناه و از مصاديق ظلم است .

قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون

17- مجاهدان

1- مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 12

12 - عبداللّه بن جحش و همراهان او ، از زُمره مؤمنان و مهاجرانِ مجاهدِ در راه خدا

ان الذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه

مفسّرين، عبداللّه بن جحش و همراهان او را - كه از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور شدند تا به محلّى به نام نخله هجرت كنند و اخبار و اطلاعاتى از دشمن براى آن حضرت بفرستند - مورد نزول آيه مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 1

1 - تمايل دو گروه از رزمندگان احد به سستى و انصراف از شركت در جنگ

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

بيشتر مفسرين برآنند كه آيه فوق در مورد نبرد احد نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 13

13 - محبّت خدا ، پاداش پايمردى شكيبايان در رويارويى و نبرد با دشمنان دين خدا

فما وهنوا لما اصابهم . .. و اللّه يحبّ الصّابرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 21،24،25

21 - پايدارى در نبرد ، وحدت و پيروى از تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانگر آخرت خواهى مؤمنان مجاهد

حتّى اذا فشلتم . .. منكم من يريد الاخرة

بنابر اينكه دنياطلبى (منكم من يريد الدّنيا)، دليل «اذا فشلتم . .. » باشد، صفات مقابل اينها ويژگى آخرت جويان خواهد بود; يعنى آخرت خواهان در نبرد نه سستى خواهند كرد و نه ...

24 - عفو خداوند از سستى ، نزاع و نافرمانى پيكارگران احد

حتّى اذا فشلتم . .. و لقد عفا عنكم

25 - شايستگى عفو از تخلّفات جنگى پيكارگران

و لقد عفا عنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 7

7 - عفو خداوند از مسلمانان پيكارگر احد ، نسبت به فرارشان از آن كارزار

و لقد عفا عنكم . .. اذ تصعدون و لا تلون على احد

جمله «لقد عفا عنكم»، مى رساند كه فرار پيكارگران احد (اذ تصعدون . .. ) نيز مشمول عفو الهى قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 10،11،12

10 - آگاهى شهدا از وضعيّت مجاهدان مؤمن در دنيا *

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم

11 - شهيدان در عالم برزخ ، شاهد مقامات خويش و ديگر مجاهدان راه خدا

فرحين . .. و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الّا خوف عليهم و لا هم يحزن

چون آيه در مقام رد پندار كسانى است كه شهيدان را مرده مى پندارند، خداوند با ذكر آيات مورد بحث مى خواهد حالات و پاداشهاى شهيدان را پس از شهادت بيان كند، نه مقامات و پاداش آنان را در قيامت.

12 - شادمانى شهيدان از نبودن هيچ ترس و اندوهى براى مجاهدان راه خدا پس از شهادت

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

استبشار به معنى شادمانى بر اثر دريافت بشارت است. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان راستين ، جهادگران با مال و جان خويش ( على رغم ذلت پذيرى و جهادگريزى منافقان )

لكن الرسول و الذين ءامنوا معه جهدوا بأمولهم و أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 31 - 7

7- مؤمنان راستين ، اهل جهاد و شكيبا در برابر همه مشكلات زندگى

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

وصف «الصابرين» علاوه بر صبر در جهاد، مى تواند به همه زمينه هاى صبر و شكيبايى نظر داشته باشد.

2- آثار روحيه مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 14

14 - روحيه رزمندگان داراى تأثيرى بسزا در اقدام به جنگ و پيروزى و شكست آنان

إذ يريكهم اللّه . .. إنه عليم بذات الصدور

3- آثار قتل مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 6

6 - كشتن مؤمنان مجاهد و مبلغان دينى ، گناهى بزرگ و زمينه ساز نزول عذاب و نابودى است .

قيل ادخل الجنّة . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون

4- آخرت طلبى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 3

3 - آخرت انديشى و وارستگى از دل بستن به دنيا ، ويژگى مجاهدان در راه خدا

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا بالاخرة

5- آرامش مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 1،2،3،5

1 - آرامش روحى مجاهدان پيش از جنگ بدر ، موجب فراگيرى خوابى سبك بر تمامى آنان

إذ تستغيثون . .. إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

«غشاوه» به معناى احاطه است و فعل «يغشيكم»، از باب تفعيل، دلالت بر كثرت احاطه دارد. مى توان گفت نمود آن كثرت، فراگيرى خواب بر تمامى افراد بوده است. كلمه «أمنة»، كه به معناى نبودن ترس است، مفعولٌ له حصولى براى «يغشيكم» است. يعنى به علت اينكه آرامش يافتيد، خواب شما را فراگرفت

2 - خداوند در آستانه جنگ بدر با رفع اضطراب از مجاهدان ، آنان را از آرامشى كامل بهره مند ساخت .

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

3 - لزوم پديد آوردن زمينه آرامش روحى و تجديد قوا براى نيرو هاى رزمى ، قبل از ورود به صحنه كارزار

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

5 - استراحت و آرامش روحى مجاهدان و فراگيرى خواب بر آنان در آستانه جنگ بدر ، نعمتى الهى بر ايشان و شايسته به ياد داشتن

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

6- آرزوى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 26 - 5

5 - بهشت ، هدف اصلى و آرزوى نهايى مؤمنان مجاهد

قيل ادخل الجنّة

برخى از مفسران برآنند كه حذف «مقول له» (كسى كه سخن درباره او است; يعنى، مؤمن انطاكيه) و ذكر «مقولِ» تنها (آنچه كه درباره آن سخن به ميان آمده است; يعنى، بهشت) براى بيان اين حقيقت است كه آنچه اهميت دارد و بايد غرض اصلى و هدف نهايى باشد، بهشت است.

7- آمرزش مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 6،9،10

6 - مؤمنان و مهاجران مجاهد ، مشمول آمرزش الهى و رحمت او

الذين امنوا و الذين هاجروا . .. و اللّه غفور رحيم

9 - مؤمنان و مهاجران مجاهد در راه خدا نيز ، نيازمند غفران و رحمت حق هستند .

ان الّذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه . .. و اللّه غفور رحيم

10 - آمرزش گناه مجاهدانى از صدر اسلام كه در ماه حرام با كفار جنگيدند . ( عبداللّه بن جحش و همراهان او )

ان الذين امنوا و الذين هاجروا

به دليل شأن نزول، از مصاديق اولى آيه، عبداللّه بن جحش و ياران او هستند كه پس از هجرت از مدينه به سوى نخله، با دشمن درگير شدند و آنان را كشتند و يا اسير كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 5

5 - خداوند ، آمرزنده پيكارگران شهيد كارزار احد و بخشاينده رحمت هاى خويش به آنان

و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة

چون آيه مورد بحث در ضمن آياتى آمده كه مسائل نبرد احد را مطرح مى كرد، مى تواند اشاره مستقيم به شهيدان جنگ احد داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 3

3 - آمرزش گناه و حيات جاودان در بوستان هاى بهشت ، تضمين شده از سوى خداوند ، براى مؤمنان راستين و مجاهدان راه او

تؤمنون باللّه . .. يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّ-ت... و مسكن طيّبة

8- آمرزش مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 10

10 - خداوند ، مجاهدان بدر را كه به خاطر اقدام نابهنگامشان در گرفتن اسير مرتكب گناه شدند ، مورد عفو و مغفرت خويش قرار داد .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. إن اللّه غفور رحيم

9- آميدوارى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 8

8 - اميد مجاهدان به پاداش و نصرت الهى ، زمينه تقويت روحيه و سستى نكردن آنان در رويارويى با دشمنان دين

و لاتهنوا . .. و ترجون من اللّه ما لايرجون

10- اجتناب از امداد به مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 1

1 - منافقان ، از هر نوع كمكى به جهاد مسلمانان ، خوددارى مى كردند .

و لايأتون . .. أشحّة عليكم

«أشحّة» اگر چه در لغت، به معناى بخل آمده است، اما استعمال مجازى آن در منع از كمك و يارى و اعانت نيز آمده است. برداشت بالا، با عنايت به استعمال مجازى آن است.

11- اختلاف در مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 10،18

10 - سستى ، تفرقه و سرپيچى برخى پيكارگران احد از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از پيروزى ابتدايى بر دشمنان

حتّى اذا فشلتم . .. من بعد ما اريكم ما تحبّون

گر چه ظاهر خطاب در «فشلتم و تنازعتم . .. و عصيتم» به تمامى مسلمانان در جنگ احد است، ولى به قرينه تقسيم آنان در دنباله آيه به دو گروه دنياطلب و آخرت طلب، معلوم مى شود مراد از مخاطبين «فشلتم ... »، گروهى از مسلمانان بوده اند و نه همه آنان.

18 - دنياطلبى و دلدادگى به مادّيات ، از عوامل نزاع و اختلاف در صفوف مبارزان و شكست آنان

و تنازعتم فى الامر . .. منكم من يريد الدّنيا

12- اختيارات مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 71 - 7

7 - تعيين تاكتيك و كيفيّت نبرد ، در اختيار مؤمنان رزمنده

فانفروا ثبات او انفروا جميعاً

تعيين نكردن نحوه بسيج و حركت به سوى دشمن، براى رساندن اين معناست كه شيوه و تاكتيك مبارزه با دشمنان دين به انتخاب و صلاحديد خود مؤمنان است.

13- اخلالگرى در مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 13

13 - اخلالگرى و فتنه انگيزى در سپاه اسلام ، نشانه ستم پيشگى است .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا . .. يبغونكم الفتنة و اللّه عليم بالظلمين

14- ارزش امداد به مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 6

6 - هجرت و جهاد در راه خدا ، يارى كردن دين او ، پناه دادن به مهاجران مجاهد ، از ارزش هاى متعالى اسلام و تعيين كننده مرز ايمان حقيقى از غير آن

و الذين ءامنوا . .. أولئك هم المؤمنون حقا

مفعول «نصروا» هم مى تواند كلمه اى همانند «دين اللّه» باشد و هم مى تواند ضميرى محذوف باشد كه به «الذين ءامنوا . .. » برم--ى گردد ; يعنى: نص---روا المؤم---نين المهاجرين المجاهدين ... . مآل هر دو معنا يكى است ; زيرا يارى كردن مهاجران مجاهد نيز يارى دين خداست.

15- ارزش حركت اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 4 - 2

2 - حركت مَركب رزمندگان در راه جهاد ، حتى غبار برخاسته از آن ، ارزشمند و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند است .

فأثرن به نقعًا

16- ارزش غبار اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 4 - 2

2 - حركت مَركب رزمندگان در راه جهاد ، حتى غبار برخاسته از آن ، ارزشمند و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند است .

فأثرن به نقعًا

17- استراحت مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 4،5

4 - لزوم حفظ آماده باش و عدم غفلت از دشمن در صحنه هاى نبرد ، حتى به هنگام استراحت

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

تصريح به اينكه خواب مجاهدان در آستانه نبرد، خوابى سبك و خفيف بود، براى اشاره به اين است كه مجاهدان اگر چه به استراحت پرداختند، ولى به گونه اى نبود كه از تحركات دشمن غافل شوند.

5 - استراحت و آرامش روحى مجاهدان و فراگيرى خواب بر آنان در آستانه جنگ بدر ، نعمتى الهى بر ايشان و شايسته به ياد داشتن

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

18- استغاثه مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 2،3،4

2 - مجاهدان بدر پيش از نبرد با نيايش به درگاه خدا از وى استمداد كردند .

إذ تستغيثون ربكم

«غوث» به معناى يارى كردن است و استغاثه طلب يارى و امداد است.

3 - خداوند استغاثه مجاهدان بدر را با فرستادن هزاران فرشته اجابت كرد .

فاستجاب لكم أنى ممدكم بألف من الملئكة مردفين

«مردف» به كسى گفته مى شود كه ديگرى را در پى خويش قرار داده باشد. بنابراين «ألف من الملئكة مردفين»، يعنى هزار فرشته كه هر كدام فرشته و يا فرشته هايى را به دنبال خويش داشتند. گفتنى است معناى مذكور مبتنى بر اين است كه مفعول محذوف از «مردفين»، «طائفة اخرى من الملئكة» باشد.

4 - نيايش مجاهدان بدر به درگاه ربوبى و اجابت استغاثه آنان با امداد هاى غيبى ، نعمتى بايسته به ياد داشتن

إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم

19- استقامت مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 250 - 4

4 - استوارى قدم پيكارگران ، از نتايج شكيبايى آنان در پيكار و زمينه ساز نصرت الهى *

قالوا ربّنا افرغ . .. و انصرنا على القوم الكافرين

بنابراينكه سه جمله اى كه به عنوان دعا ذكر شده است، هر يك مقدّمه انجام پذيرى جمله بعدى باشد. يعنى صبر، عامل ثبات قدم و ثبات قدم، عامل نصر و پيروزى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 144 - 19

19 - استقامت پيشگان و پايمردان پيكار احد ، شاكران نعمت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

انقلبتم على اعقابكم . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 1،2

1 - پذيرفته شدن دعاى همرزمان انبياى گذشته ، در پيكار با دشمنان دين

فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا و حسن ثواب الاخرة

«ثواب الدّنيا»، مى تواند اشاره به پيروزى مجاهدان باشد كه با جمله «و انصرنا على القوم الكافرين» درخواست شده بود. و «ثواب الاخرة»، حكايت از برآورده شدن خواسته ديگر آنان دارد كه با جمله «و اغفرلنا ذنوبنا»، درخواست شده بود. زيرا ثواب آخرت در گرو آمرزش گناهان است.

2 - ثبات قدم ( پايمردى ) و پيروزى بر دشمنان ، پاداش دنيوى خداوند به مجاهدان صابر و نيايشگر

ربّنا . .. و ثبّت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا

20- اضطراب در مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 2،6

2 - قلب هاى مجاهدان بدر تا پيش از بشارت پيروزى ، آكنده از اضطراب و پريشانى بود .

لتطمئن به قلوبكم

واژه اطمينان به معناى آرامش خاطر پس از اضطراب و پريشانى خاطر است. (مفردات راغب).

6 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، گسيل هزاران فرشته براى امداد مجاهدان در آن جنگ ، بشارت دهى و اطمينان بخشى به واسطه آنان ، پرتوى از عزتمندى و كاردانى خداوند

و ما النصر إلا من عند اللّه إن اللّه عزيز حكيم

جمله «إن اللّه عزيز حكيم» تعليلى است براى تمامى مسائلى كه در اين آيه و آيه قبل مطرح شده بود. يعنى سرچشمه آنچه بيان شد، عزت و حكمت خداوند است.

21- امداد به مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 1،5

1 - وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مؤمنان پيكارگر بدر و يا رزمندگان احد ، به امداد الهى با فرستادن سه هزار فرشته

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة منزلين

برخى مفسران «اذ تقول» را بدل از «اذ همّت» گرفته اند و عقيده دارند كه وعده امداد با ملائكه، درباره جنگ احد است. برخى ديگر «اذ تقول» را متعلق به «و لقد نصركم اللّه ببدر» گرفته اند و اين وعده را، در جنگ بدر دانسته اند.

5 - امداد مؤمنان پيكارگر از سوى خداوند ، برخاسته از ربوبيّت اوست .

ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 2،3،5

2 - صبر و تقواى مؤمنان ، دو عامل اساسى فرود آمدن فرشتگان امدادگر ، به هنگام يورش شتابان دشمن

ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربّكم

3 - در هنگام ضرورت ( همانند يورش شتابان دشمنان دين ) ، صبر و تقوا ، تضمين كننده نزول فرشتگان براى امداد مؤمنان

ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربّكم بخسمة الاف

5 - امداد مؤمنان پيكارگر از سوى خدا ، برخاسته از ربوبيّت او

يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة مسوّمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 126 - 1

1 - نزول فرشتگان و يارى آنان ، تنها مژده اى است براى مؤمنان پيكارگر و آرامش دهنده دل هاى آنان ، نه تعيين كننده پيروزيها

و ما جعله اللّه الّا بشرى لكم و لتطمئنّ قلوبكم به

ضمير در «ما جعله اللّه»، به امداد، كه از «يمددكم» استفاده مى شود، برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 127 - 1،4

1 - هلاكتِ بخشى از قواى دشمن و خوار شدن بخشى ديگر ، از اهداف نصرت الهى به رزمندگان بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً من الّذين كفروا او يكبتهم

برداشت فوق، با عنايت به ملحوظات ذيل است. يكم اينكه: «ليقطع» و «يكبتهم»، به جمله «و لقد نصركم اللّه ببدر» متعلق باشد. دوّم اينكه: «قطع» به معناى هلاك كردن باشد، چنانچه در روح المعانى آمده است. سوّم اينكه: «او» در «او يكبتهم»، براى تنويع باشد; يعنى عدّه اى به هلاكت و عدّه اى ديگر به ذلّت و خوارى كشانده شدند.

4 - بازگشت ذليلانه و نااميدانه باقيمانده كافران ، از اهداف نصرت الهى به رزمندگان بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع ... فينقلبوا خائبين

جمله «فينقلبوا . .. »، عطف بر «ليقطع» است بنابراين بازگشت ذليلانه و نااميدانه كافران، از اهداف پيروزى بدر خواهد بود و به مقتضاى «فاء» تفريع، اين بازگشت، نتيجه هلاكت و اسارت بخشى از كافران بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 1

1 - وعده الهى به نصرت و يارى پيكارگران مؤمن ، در رويارويى و نبرد با دشمنان دين

و لقد صدقكم اللّه وعده اذ تحسّونهم باذنه

جمله «و لقد صدقكم اللّه وعده»، حاكى از اين است كه خداوند از پيش سركوبى دشمنان و پيروزى مؤمنان را وعده داده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 5

5 - يادآورى امداد هاى الهى به مجاهدان راه خدا مايه نهراسيدن از مقابله با دشمنان دين

إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم

هدف از يادآورى امدادهاى غيبى به مجاهدان، ترغيب مؤمنان به نهراسيدن از مبارزه با دشمنان دين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 1،3

1 - خداوند با وحى به فرشتگان حاضر در كارزار بدر ، آنان را از پشتيبانى خويش در ثبات بخشيدن به مجاهدان آگاه ساخت .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

3 - تنها پيامبر (صلی الله علیه و آله) شاهد وحى الهى به فرشتگان مبتنى بر مأموريت آنان براى پشتيبانى مجاهدان بدر بود .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة

چنانچه «إذ»، متعلق به «اذكر» باشد با توجه به اينكه مخاطب در آيه مورد بحث، به خلاف آيات گذشته، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت تنها آن حضرت شاهد وحى خداوند به فرشتگان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 11

11 - خداوند حامى و ياور مؤمنان در رويارويى آنان با كافران

و لن تغنى عنكم . .. و أن اللّه مع المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 4

4 - پناه دادن و يارى كردن مهاجران و مجاهدان راه خدا ، داراى ارزشى چون هجرت و جهاد

و الذين ءامنوا . .. و الذين ءاووا و نصروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 11

11 - خداوند ، همواره يار و ياور مؤمنان مجاهد و مهاجر است .

لاتحزن إن اللّه معنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 9

9- هجرت كنندگان رنج ديده ، جهادگر و مقاوم ، مورد عنايت خاص خداوند و برخوردار از نصرت او *

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «ربّك» اسم «إن» بوده و لام حرف جر و «الذين» متعلق به خبر محذوفى مانند «هو ناصر لهم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 1

1 - سوگند خداوند ، به اسبانى كه هنگام جهاد ، خود را به قلب سپاه دشمن زده ، رزمندگان را براى نبرد همه جانبه يارى مى دادند .

فوسطن به جمعًا

«جمع»، به معناى جماعت و گروه است. اين كلمه مصدرى است كه به صورت اسم به كار مى رود (مصباح). ضمير «به» به «عَدْو» (دويدن) - كه از «عاديات» انتزاع شده است - بازمى گردد.

22- امداد به مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 6

6 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، گسيل هزاران فرشته براى امداد مجاهدان در آن جنگ ، بشارت دهى و اطمينان بخشى به واسطه آنان ، پرتوى از عزتمندى و كاردانى خداوند

و ما النصر إلا من عند اللّه إن اللّه عزيز حكيم

جمله «إن اللّه عزيز حكيم» تعليلى است براى تمامى مسائلى كه در اين آيه و آيه قبل مطرح شده بود. يعنى سرچشمه آنچه بيان شد، عزت و حكمت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 11

11 - خداوند با امداد هاى خويش مسلمانان را از فاجعه نزاع و سست شدن در تصميمشان بر جنگ بدر رهايى بخشيد .

و لكن اللّه سلم

23- امداد مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 7

7 - توبه مشركان و پذيرش آن از سوى خداوند و يا عذاب و مجازات آنان ، هدفى براى نصرت الهى به رزمندگان بدر

ولقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً ... او يتوب عليهم

جمله «يتوب عليهم» و نيز «يعذّبهم»، عطف است بر «يقطع طرفاً»; و اين جمله متعلق به «نصركم اللّه ببدر» است. و لذا عذاب مشركان و پذيرش توبه آنان نيز از اهداف پيروزى جنگ بدر خواهد بود.

24- امر به معروف مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 41 - 2

2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او

الذين إن مكّنّ-هم . .. و نهوا عن المنكر

25- امنيت خانه مجاهدان غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 12

12 - خانه و كاشانه مجاهدان شركت كننده در غزوه احزاب ، خلل ناپذير و داراى استحكام بود .

يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة

26- اميدوارى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 1،13

1 - اميدوارى مؤمنان و مهاجرانِ مجاهدِ در راه خداوند ، به رحمت او

ان الذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه اولئك يرجون رحمت اللّه

13 - مؤمنان و مهاجرانِ مجاهد ، اميدواران واقعى به رحمت خداوند هستند .

الذين امنوا . .. اولئك يرجون رحمت اللّه

27- اهميت اتحاد مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 3

3 - پرهيز از نزاع و اختلاف به هنگام رويارويى با دشمنان دين ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مجاهدان

و لاتنزعوا

28- اهميت تقويت روحيه مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 7

7 - تبيين علل پيكار با دشمن براى نيرو هاى رزمى - در صورت مشاهده نوعى ترديد و هراس در آنان - امرى شايسته است .

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول

29- اهميت توجيه مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 7

7 - لزوم توجيه فكرى و روانى مجاهدان و برطرف ساختن شبهات آنان درباره مسائل شرعى و قانونى جنگ

الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمت قصاص فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه

تفريع جمله «فمن اعتدى . ..» به وسيله «فاء» بر دو جمله سابق، مى نماياند كه كه مضمون آن دو جمله، مطرح شده تا با بيان يك قانون كلى و شامل، شبهه و توهمى كه از لزوم جهاد در نواحى مسجد الحرام (فإن قاتلوكم) در ذهن مسلمانان پديد آمده و يا خواهد آمد، رفع گردد.

30- اهميت حركت اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 4 - 2

2 - حركت مَركب رزمندگان در راه جهاد ، حتى غبار برخاسته از آن ، ارزشمند و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند است .

فأثرن به نقعًا

31- اهميت غبار اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 4 - 2

2 - حركت مَركب رزمندگان در راه جهاد ، حتى غبار برخاسته از آن ، ارزشمند و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند است .

فأثرن به نقعًا

32- اهميت نظم مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 1 - 6

6 - نظم و انضباط در نيروى نظامى ، امرى با اهميت و بايسته

و الصفّ-ت صفًّا

33- ايمان مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 6 - 8

8 - رزمندگانِ مجاهد ، سپاسگزار خداوند و پذيراى ربوبيت او هستند .

و العديت . .. إنّ الإنسن لربّه لكنود

تمجيد مجاهدان از يك سو و نكوهش ناسپاسان از سويى ديگر، بيانگر آن است كه مجاهدان ناسپاس نيستند.

34- برپايى نماز مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 41 - 2

2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او

الذين إن مكّنّ-هم . .. و نهوا عن المنكر

35- بسيج مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 17

17 - نويد الهى به اعتلاى دين خويش با بسيج مردمانى مجاهد و نستوه ، با صلابت و بى باك از ملامت دشمنان دين

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم . .. لايخافون لومة لائم

36- بشارت به مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 7

7 - نزول پنجهزار فرشته امدادگر ، مژده اى به مؤمنان پيكارگرِ صابر و تقواپيشه در جنگ بدر

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 126 - 2

2 - نياز پيكارگران به بشارت و تقويت روحيه و آرامش دل ، براى پيروزى بر دشمنان

و ما جعله اللّه الّا بشرى لكم و لتطمئنّ قلوبكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 8

8 - خداوند نويد بخش ظهور مجاهدانى نستوه ، محبوب خدا و دوستدار وى ، متواضع در برابر مؤمنان و سرافراز بر كافران

فسوف يأتى اللّه بقوم . .. و لايخافون لومة لائم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 23

23 - مژده خداوند به مجاهدان و معامله گران جان و مال خويش در قبال بهشت

فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 10

10- هجرت كنندگان مجاهد و صابر ، بشارت داده شده به مغفرت و رحمت گسترده الهى

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا . .. إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 8 - 3

3- ذلت و ناكامى نهايى كافران ، نويدى به مؤمنان مجاهد

و الذين كفروا فتعسًا لهم و أضلّ أعملهم

با توجه به ارتباط آيات - كه جهت گيرى اصلى آن، دعوت از مؤمنان به جهاد در راه خدا عليه كافران است - از جمله «فتعساً. ..» مطلب بالا استفاده مى شود.

37- بينش مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 2

2 - فتح سنگر هاى دشمن و پيروزى برق آسا بر آنان ، نيازمند نصرت و امداد هاى الهى در نگاه مجاهدان راه خدا

و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

ذكر عبارت «نصر من اللّه» پيش از «فتح قريب»، مى تواند براى بيان مطلب بالا باشد.

38- پاداش اخروى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 15

15 - حوران بهشتى ، از آنِ مؤمنان مجاهد و ايثارگر است .

و أولئك لهم الخيرت

منظور از «الخيرات» به قرينه آيه 70 سوره الرحمن (فيهن خيرات حسان) مى تواند حوران بهشت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 17 - 4

4 - باغ هاى بهشت ، با نهر هاى هميشه جارى ، پاداش الهى به شركت كنندگان در جهاد و نبرد با دشمنان دين

و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّ-ت تجرى

با توجه به اين كه سياق آيات، در رابطه با جنگ و جهاد مى باشد; مراد از «من يطع. ..» كسى است كه فرمان جهاد را اطاعت كرده است.

39- پاداش دنيوى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 2

2 - ثبات قدم ( پايمردى ) و پيروزى بر دشمنان ، پاداش دنيوى خداوند به مجاهدان صابر و نيايشگر

ربّنا . .. و ثبّت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا

40- پاداش كامل مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 35 - 9،10

9- نظارت دقيق خداوند بر تلاش مجاهدان ، تضمين كننده پاداش كامل آنان

و اللّه معكم و لن يتركم أعملكم

از ارتباط «واللّه معكم» با «لن يتركم» استفاده مى شود: چون خداوند همه جا با شما است و تلاش مجدانه شما را مى بيند، هرگز در پاداشتان كاستى رخ نخواهد داد.

10- اعطاى پاداش كامل به مؤمنان جهادگر ، نمودى از امداد و عدل الهى درباره ايشان

و لن يتركم أعملكم

41- پاداش مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 3

3 - نبرد مجاهدان بدر در راه خدا و مورد ستايش او

فئة . .. تقاتل فى سبيل اللّه

از تأييد خداوند به اينكه جنگشان فى سبيل اللّه بوده، ستايش خداوند استفاده گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 5

5 - بخشايش گناهان و گذشت از اسراف ها و زياده روى ها و ثبات قدم ، پاداش الهى به مجاهدان صابر و نيايشگر

ربّنا اغفر . .. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا و حسن ثواب الاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 4،9،10،14

4 - پاداش بزرگ الهى براى اجابت كنندگان دعوت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) به نبردى ديگر در عين تحمّل جراحات نبرد احد ، مشروط به احسان و تقواى آنان است .

الّذين استجابوا . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم

مفسران برآنند كه نبرد پيشين كه مسلمانان در آن جراحتها ديدند، همان نبرد احد است. به دليل وقوع اين آيه پس از بيان نبرد احد و اينكه سخن از قرح به ميان آورده است ; چنانچه درباره نبرد احد نيز فرموده بود: «ان يمسسكم قرح».

9 - تفاوت مؤمنان مجاهد ، از نظر عملكرد و پاداش

لا يضيع اجر المؤمنين. الّذين استجابوا للّه ... للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر ع

اگر «الّذين» صفت براى «المؤمنين» باشد، مؤمنان به دو گروه تقسيم شده اند: آنان كه دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را براى جهاد پذيرفتند، ولى از تقوا و احسان لازم برخوردار نبودند; و آنان كه دعوت را پذيرفتند و داراى احسان و تقوا نيز بوده اند. «اجر عظيم»، مخصوص گروه دوّم است و به دليل «انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين»، گروه اول نيز داراى پاداش هستند; امّا نه پاداش عظيم.

10 - تقوا و نيكوكارى ، مايه ازدياد پاداش مجاهدان مؤمن

للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم

14 - خوب عمل كردن در جنگ ( احسان ) و تخلف نكردن از مقررات جنگى ( تقوا ) ، شرط پاداش بزرگ خداوند براى مجاهدان

الّذين استجابوا للّه . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم

در برداشت فوق، متعلق «احسان»، جنگ گرفته شده است ; يعنى در جنگ خوب عمل كنند. همچنين متعلق «اتّقوا»، مقررات جنگى (مانند پيروى از فرماندهى) گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 21

21 - پاداش مهاجران ، آوارگان ، آزارديدگان در راه خدا ، مجاهدان و شهيدان ، تضمين شده از سوى خداوند

انّى لا اضيع عمل عامل منكم . .. فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبي

لام قسم و نون تأكيد در «لاكفّرنّ» و در «لادخلنّ» دلالت بر تأكيد و تضمين پاداش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 10،11

10 - مجاهدان در راه خدا ، بهره مند از پاداش بزرگ الهى ، چه كشته شوند و چه پيروز .

و من يقاتل فى سبيل اللّه فيقتل او يغلب فسوف نؤتيه اجراً عظيماً

11 - يكسانى پاداش رزمندگان شهيد و مجاهدان پيروز

فيقتل او يغلب فسوف نؤتيه اجراً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 34

34 - خداوند ، پاداش مجاهدان را به طور كامل و بدون هيچ كاستى عطا مى كند .

فلمّا كتب عليهم القتال . .. و لا تظلمون فتيلا

جمله «لا تظلمون فتيلا» به اين معناست كه در اعطاى پاداش به آنان، ظلمى نمى شود. يعنى پاداش خود را به طور كامل دريافت مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 85 - 2

2 - بهره مندى تشويق كنندگان به جهاد ، از نتايج اعمال مجاهدان

و حرّض المؤمنين . .. من يشفع شفاعة حسنة يكن له نصيب منها

به مقتضاى ارتباط بين اين آيه و آيه قبل، تشويق مسلمانان به جهاد، مى تواند مصداق مورد نظر از وساطت و شفاعت حسنه باشد. چون تحريض و تشويق براى جهاد در راه خدا، نوعى وساطت و سببيّت براى انجام آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 9،15

9 - نويد الهى به پاداش نيك براى مجاهدان و نيز مؤمنان بازنشسته از جنگ

فضّل اللّه . .. على القاعدين درجة وكلاّ وعد الله الحسنى

15 - خداوند ، مجاهدان را با اعطاى مقامى بلند و پاداش بزرگ ، بر بازنشستگان از جهاد برترى داده است .

فضّل اللّه المجاهدين باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة . .. و فضّل اللّه المجا

«اجراً عظيماً»، مفعولٌ به براى «فضّل» است و در «فضّل»، معناى عطا كردن تضمين شده ست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 96 - 2،3

2 - درجه ها و منزلت هاى اعطايى خداوند ، اجر بزرگ مجاهدان در راه او

فضّل اللّه المجاهدين على القاعدين اجراً عظيماً. درجات منه

3 - آمرزش و رحمت خاص خداوند نسبت به مجاهدان ، اجر بزرگ آنان

فضّل اللّه المجاهدين على القاعدين اجراً عظيماً. درجات منه و مغفرة و رحمة

«مغفرة» و «رحمة»، عطف بيان براى «اجراً عظيماً» است. و نكره آوردن كلمه «مغفرة» و «رحمة» دلالت بر مغفرت و رحمتى خاص دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 10

10 - اميد به پاداش و نصرت الهى ، پشتوانه و امتيازى براى مجاهدان ، در برابر دشمنان

و ترجون من اللّه ما لايرجون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 10

10 - دستيابى مجاهدان به مواهب اخروى و منافع معنوى ، هدفى اساسى در تشريع جهاد

و اللّه يريد الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 22 - 3،4،6

3 - نعمت هاى جاودان اخروى ، اجرت و مزدى است در برابر عملكرد مؤمنان مهاجر و مجاهد .

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. جنت لهم ... خلدين فيها أبداً إن اللّه عنده أج

«أجر» اجرت و مزد در برابر عمل است.

4 - پاداش خداوند به مؤمنان مهاجر و مجاهد ، پاداشى بزرگ است .

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. إن اللّه عنده أجر عظيم

6 - مؤمنان مهاجر و مجاهد ، علاوه بر بهره مندى از رحمت و رضوان الهى و بهشت ، از پاداشى ويژه و بزرگ در پيشگاه خداوند برخوردارند .

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. و جنت ... إن اللّه عنده أجر عظيم

قرار گرفتن جمله «إن اللّه عنده أجر عظيم» - كه داراى معنانى عام و كلى است - پس از ذكر پاداشهاى گوناگون مؤمنانِ مهاجر و مجاهد، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 1،18

1 - خداوند ، خريدار جان و مال مؤمنان به بهاى بهشت

إن اللّه اشترى من المؤمنين أنفسهم و أمولهم بأن لهم الجنة

18 - پاداش بهشت براى مجاهدان و شهيدان ، وعده حتمى خداوند در تورات ، انجيل و قرآن

وعداً عليه حقاً فى التورية و الإنجيل و القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 121 - 7

7 - جلوه فضل الهى ، در پاداش به مؤمنان مجاهد و انفاقگر

ليجزيهم اللّه أحسن ما كانوا يعملون

«جزاى أحسن» - كه به معناى پاداش دادن به بيش از حد استحقاق است - بيانگر تجلى فضل خدا در پاداش دهى به مؤمنان است. قابل ذكر است در برداشت فوق مفروض اين است كه «أحسن» مفعول دوم براى «يجزى» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 36 - 2

2- شرافت ايمانى و پاداش الهى به مجاهدان ، شايان دلبستگى و نه سرگرمى هاى بى فرجام دنيا

أنتم الأعلون و اللّه معكم و لن يتركم أعملكم .

إنّما الحيوة الدنيالعب و لهو

از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه درباره تشويق مؤمنان به جهاد و از ياد نبردن ارجمندى خويش و پاداش الهى بود - مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 23

23 - پاداش الهى به مجاهدان و انفاق گران در راه خدا ، بهترين و نيكوترين پاداش است .

و كلاًّ وعد اللّه الحسنى

«حسنى» (مؤنث «أحسن»)، به معناى نيكوتر است. گفتنى است كه «الحسنى»، صفت براى موصوف محذوف است; يعنى، «و كلاًّ وعد اللّه المثوبة الحسنى».

42- پليدى در مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 8

8 - برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .

و يذهب عنكم رجز الشيطن

43- پناه به مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 3

3 - يارى رسانى و پناه دادن به مهاجران راه خدا ، وظيفه اى بر عهده اهل ايمان

و الذين ءاووا و نصروا

44- پيروزى بر مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 7

7 - پيروزى مجاهدان در جنگ بدر داراى اهدافى والا و از جمله آزمايش اهل ايمان از سوى خداوند

و ليبلى المؤمنين منه بلاء حسنا

«ليبلى» عطف بر علتى محذوف همانند «ليمحق الكفرين» است و هر دو متعلق به «قتلهم» و «رمى» مى باشد يعنى «و لكن اللّه قتلهم . .. لكن اللّه رمى ليمحق الكفرين و ليبلى المؤمنين» گفتنى است كه در برداشت فوق «ابلاء» به معناى آزمودن گرفته شده است.

45- پيروزى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 3

3 - پيروزى مؤمنانِ پيكارگرِ بدر ، تنها به دست خدا بود ، نه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليس لك من الامر شىء

اگر «ال» در «الامر» براى جنس باشد، پيروزى در جنگ بدر مصداقى از آن خواهد بود و اگر عهد ذكرى باشد، اشاره به پيروزى در آن جنگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 2،5

2 - متخلفان از جهاد ، داراى برخوردى دوگانه در برابر شكست و پيروزى مجاهدان

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ

5 - خداوند ، منشأ پيروزى مجاهدان ، و مقام او پيراسته از تحميل شكست بر ايشان

فان اصابتكم مصيبة . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 12

12 - مجاهدان راه خدا هرگز مغلوب نيستند ، هر چند كشته شوند . *

فيقتل او يغلب

به كارگيرى كلمه «يُقتل» به جاى «يُغْلَب» (مغلوب شود) مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 8

8 - مرگ و ذلت مشركان پيمان شكن صدر اسلام و پيروزى سپاه اسلام ، شفابخش سينه دردمند مؤمنان آسيب ديده از تجاوز

يعذبهم اللّه بأيديكم و يخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مؤمنين

46- پيروزى مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 1،8

1 - امداد هاى الهى عامل اصلى و اساسى كشته شدن كافران در جنگ بدر و پيروزى اهل ايمان

فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم

جمله «فلم تقتلوهم . .. » متفرع بر آياتى است كه امدادهاى الهى را در جنگ بدر برمى شمرد ; يعنى توجه به قضاياى جنگ بدر و امدادهاى الهى بيانگر اين است كه در حقيقت خداوند مشركان را كشت و آنان را شكست داد.

8 - پيروزى مجاهدان در جنگ بدر ، نعمتى نيكو از جانب خداوند براى اهل ايمان

ليبلى المؤمنين منه بلاء حسنا

«ابلاء» در برداشت فوق به معناى اعطاى نعمت گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 3

3 - پيروزى مؤمنان در جنگ بدر حجتى بر حقانيت اهل ايمان و هشدار و عبرتى براى كافران

إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح

مراد از «الفتح» پيروزى اهل ايمان در جنگ بدر است. و جمله «فقد جاءكم الفتح» پاسخ همان تمناى مشركان است كه خواهان پيروزى حاميان دين حق بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 13

13 - پيروزى مجاهدان بدر على رغم ناتوانى آنان حادثه اى عبرت آموز و شايسته بياد داشتن

و إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى «اذكروا» باشد.

47- تجديد قواى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 3

3 - لزوم پديد آوردن زمينه آرامش روحى و تجديد قوا براى نيرو هاى رزمى ، قبل از ورود به صحنه كارزار

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

48- تشبيه مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 7

7 - مؤمنان در نبرد با دشمنان ، بايد منظم ، سازمان يافته و همچون بنايى ريخته شده از سرب ، استوار و نفوذناپذير باشند .

يقتلون . .. صفّ-ًا كأنّهم بنين مرصوص

«مرصوص» از ريشه «رصاص» (سرب) مشتق است. «بنيان مرصوص»; يعنى، بنايى كه با سرب استوار و محكم شده است.

49- تشويق مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 174 - 12

12 - تقدير و تمجيد خداوند از مجاهدان شركت كننده در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا

فانقلبوا بنعمة من اللّه . .. و اتّبعوا رضوان اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 2

2 - ترغيب مجاهدان صدر اسلام به تعقيب لشكريان دشمن ، پس از نبرد احد

و لاتهنوا فى ابتغاء القوم

گفته شده كه آيه پس از نبرد احد نازل شد تا مسلمانان را به تعقيب لشكريان ابوسفيان ترغيب كند (مجمع البيان، ذيل آيه).

50- تضمين پاداش مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 35 - 9

9- نظارت دقيق خداوند بر تلاش مجاهدان ، تضمين كننده پاداش كامل آنان

و اللّه معكم و لن يتركم أعملكم

از ارتباط «واللّه معكم» با «لن يتركم» استفاده مى شود: چون خداوند همه جا با شما است و تلاش مجدانه شما را مى بيند، هرگز در پاداشتان كاستى رخ نخواهد داد.

51- تطهير مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 10

10 - نزول باران در آستانه جنگ بدر براى تطهير مجاهدان ، زمينه ساز برطرف شدن نگرانى ها و وسوسه هاى ايجاد شده از سوى شيطان

و ينزل عليكم . .. و يذهب عنكم رجز الشيطن

52- تفاوت مجاهدان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 21

21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل

53- تقويت روحيه مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 6

6 - ضرورت آماده سازى مجاهدان براى تحمل رنج ها و خسارت هاى ناشى از نبرد با دشمنان

ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون و ترجون من اللّه ما لايرجون

هدف از بيان امتيازات نيروهاى مجاهد (ترجون من اللّه) و نيز تبيين رنجهاى دشمنان به هنگامه نبرد، اين است كه اهل ايمان را براى نبرد آماده سازد و به آنان روحيه رويارويى با دشمنان را القا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 3

3 - تقويت روحيه نيرو هاى رزمنده داراى تأثيرى عميق در كسب پيروزى

بألف من الملئكة . .. و ما جعله اللّه إلا بشرى و لتطمئن به قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 13،15،18،19

13 - تقويت دل هاى مجاهدان با مشاهده امداد هاى حسى ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

و ينزل عليكم . .. ليربط على قلوبكم

«ربط على قلبه» يعنى دلهاى آنان را استحكام بخشيد، و اين كنايه از ايجاد شهامت و شجاعت است. گفتنى است تناسب نزول باران با استحكام دلها براى نبرد اين است كه مجاهدان در زمانى كه نياز فراوان به آب دارند با نزول باران، امداد الهى را لمس كرده و بدان يقين كنند.

15 - تقويت روحيه مبارزان ، امرى لازم

و ليربط على قلوبكم و يثبت به الأقدام

18 - استحكام اردوگاه مسلمانان و استوارى گام هاى آنان بر شنزار محل اقامتشان ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم . .. و يثبت به الأقدام

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الاقدام» گامهاى مجاهدان باشد. بنابراين «و يثبت به الاقدام» يعنى هدف از

نزول باران اين بود كه خداوند گامهاى شما را استوار سازد و از لغزش و فرو رفتن در شنزارها بازدارد.

19 - خداوند با تقويت دل هاى مجاهدان بدر آنان را براى رويارويى با مشركان ثابت قدم ساخت .

ليربط على قلوبكم و يثبت به الأقدام

«يثبت به الأقدام» در عين اينكه بيانگر هدفى از اهداف نزول باران است، نبودن «لام» در آن مى رساند كه اين هدف به دنبال «ليربط على قلوبكم» حاصل مى شود. بنابراين مى توان گفت ضمير در «به» به استحكام قلوب، كه از «ليربط على قلوبكم» استفاده مى شود، برمى گردد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق ثبات قدم (يثبت به الأقدام) به معناى كنايى آن (پايدارى و عزم راسخ) گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 14 - 4

4- قدرت روحى و نيروى قلبى براى مبارزه در راه خدا ، موهبتى از جانب او براى قيام كنندگان يكتاپرست

ءامنوا بربّهم . .. و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا

54- تواضع مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 8،28

8 - خداوند نويد بخش ظهور مجاهدانى نستوه ، محبوب خدا و دوستدار وى ، متواضع در برابر مؤمنان و سرافراز بر كافران

فسوف يأتى اللّه بقوم . .. و لايخافون لومة لائم

28 - دلباختگان خداوند ، فروتن در برابر مؤمنان ، سرفراز در قبال كافران و مجاهدانى بى پروا از ملامت دشمنان دين

يحبونه اذلة على المؤمنين . .. يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم

55- توبه مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

56- توكل مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 160 - 7،9

7 - توكّل پيكارگران جنگ بدر بر خدا ، موجب يارى خدا و پيروزى آنان در آن نبرد *

ان ينصركم اللّه فلا غالب لكم . .. و على اللّه فليتوكّل المؤمنون

خداوند پس از شروع بيان جنگ احد، اشاره اى نيز به مسائل جنگ بدر داشت (و لقد نصركم اللّه ببدر، آيه 123) بنابراين جمله «ان ينصركم اللّه» مى تواند اشاره به علّت آن پيروزى باشد.

9 - سستى پيكارگران احد در اتكال به خداوند ، موجب محروميّت آنان از نصرت الهى و شكست ايشان در آن نبرد .

و ان يخذلكم فمن ذا الّذى ينصركم من بعده و على اللّه فليتوكّل المؤمنون

وقوع اين آيه پس از بيان نبرد احد و شكست مؤمنان، اشاره به علّت شكست دارد، يعنى چون در آن نبرد توكّل نداشتيد، از يارى خدا محروم شديد و در نتيجه شكست خورديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 11

11 - ضرورت اميدوارى و اتكال مجاهدان به خداوند در رويارويى با دشمان

و ترجون من اللّه ما لايرجون

جمله خبريه «ترجون من اللّه» مى تواند ارشاد و توصيه به مجاهدان باشد كه بايد همواره به يارى و كمك خداوند دل بندند.

57- ثبات قدم مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 18،19

18 - استحكام اردوگاه مسلمانان و استوارى گام هاى آنان بر شنزار محل اقامتشان ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم . .. و يثبت به الأقدام

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الاقدام» گامهاى مجاهدان باشد. بنابراين «و يثبت به الاقدام» يعنى هدف از نزول باران اين بود كه خداوند گامهاى شما را استوار سازد و از لغزش و فرو رفتن در شنزارها بازدارد.

19 - خداوند با تقويت دل هاى مجاهدان بدر آنان را براى رويارويى با مشركان ثابت قدم ساخت .

ليربط على قلوبكم و يثبت به الأقدام

«يثبت به الأقدام» در عين اينكه بيانگر هدفى از اهداف نزول باران است، نبودن «لام» در آن مى رساند كه اين هدف به دنبال «ليربط على قلوبكم» حاصل مى شود. بنابراين مى توان گفت ضمير در «به» به استحكام قلوب، كه از «ليربط على قلوبكم» استفاده مى شود، برمى گردد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق ثبات قدم (يثبت به الأقدام) به معناى كنايى آن (پايدارى و عزم راسخ) گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 1،2

1 - خداوند با وحى به فرشتگان حاضر در كارزار بدر ، آنان را از پشتيبانى خويش در ثبات بخشيدن به مجاهدان آگاه ساخت .

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

2 - ايجاد پايدارى در مجاهدان ، فرمان خداوند به فرشتگان گسيل شده به جنگ بدر

إذ يوحى ربك إلى الملئكة أنى معكم فثبتوا الذين

58- جرقه سم اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 2 - 1

1 - سوگند خداوند ، به اسبانى كه هنگام جهاد با دويدن و كوباندن سم بر سنگ ها ، جرقه برمى افروختند .

فالموريت قدحًا

«قدح»، به معناى استخراج آتش از سنگ چخماق است. اين كلمه مصدر و با «ايراء» (مصدر «موريات») به يك معنا است (تاج العروس). عطف «موريات» بر «عاديات» با حرف «فاء»، بيانگر ارتباط «پيدايش جرقه» با «دويدن اسب ها» است و قسم را نيز به اين وصف سرايت داده است.

59- حامى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 16

16 - ايجاد وحشت در قلب كافران ، از ابزار الهى در حمايت از جهادگران مسلمان

هو الذى أخرج . .. و قذف فى قلوبهم الرعب

از اين كه خداوند، پس از بيان شكست يهود - به رغم برخوردارى آنان از تجهيزات و استحكامات - موضوع ايجاد وحشت را مطرح كرده است; مطلب ياد شده استفاده مى شود.

60- حتميت پيروزى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 4

4 - امداد هاى الهى و پيروزى بر دشمن ، وعده قطعى خداوند به جبهه ايمان و مجاهدان راه او

يغفر لكم . .. و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

61- حسرت مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 7

7 - حسرت و افسوس فراريان از ميدان نبرد ، پس از دانستن اين كه حيات و مرگ تقدير الهى است .

لا تكونوا . .. ما ماتوا و ما قتلوا ليجعل اللّه ذلك حسرة فى قلوبهم

بنابر اينكه «ليجعل» متعلق به محذوف باشد; يعنى بيان اين حقيقت كه مرگ و حيات تقدير الهى است، براى اين بود كه متخلفان از جنگ بر كرده خويش حسرت برند. زيرا معلوم مى شد كه اگر در جنگ شركت مى كردند، چون مقدّر نبود، كشته

نمى شدند.

62- حقوق مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 1

1 - خداوند از انصار و مهاجران نخستين خواست تا كسانى را كه در آينده ايمان مى آورند و هجرت مى كنند و به جهاد مى پردازند ، از خود بدانند و حقوق ولايت را درباره آنان رعايت كنند .

و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا و جهدوا معكم فأولئك منكم

مخاطبان آيه، انصار و مهاجران نخستين هستند. مضاف إليه كلمه «بعد»، كلمه «ايمانكم» و يا «الهجرة الاولى» است. جمله «فأولئك منكم» اشاره به اين دارد كه تمام قوانين و حقايقى كه درباره انصار و مهاجران نخستين بيان شده درباره آنان نيز عيناً وجود دارد.

63- حمايت از مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 7

7 - معاف شدگان از جنگ ، بايد در پشت جبهه حمايتگر رزمندگان و خيرخواه خدا و رسولش باشند .

ليس على الضعفاء . .. إذا نصحوا للّه و رسوله

64- حمد مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

65- خانه هاى اخروى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 8

8 - وجود خانه هاى عالى و دلپذير براى مؤمنان مجاهد در « جنّات عدن »

و مسكن طيّبة فى جنّ-ت عدن

«جنّات عدن»، مى توان اسم خاص باشد و غير از «جنّات تجرى» به شمار آيد، براشت ياد شده برگفته از اين احتمال است.

66- خواب مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 1،5

1 - آرامش روحى مجاهدان پيش از جنگ بدر ، موجب فراگيرى خوابى سبك بر تمامى آنان

إذ تستغيثون . .. إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

«غشاوه» به معناى احاطه است و فعل «يغشيكم»، از باب تفعيل، دلالت بر كثرت احاطه دارد. مى توان گفت نمود آن كثرت، فراگيرى خواب بر تمامى افراد بوده است. كلمه «أمنة»، كه به معناى نبودن ترس است، مفعولٌ له حصولى براى «يغشيكم» است. يعنى به علت اينكه آرامش يافتيد، خواب شما را فراگرفت

5 - استراحت و آرامش روحى مجاهدان و فراگيرى خواب بر آنان در آستانه جنگ بدر ، نعمتى الهى بر ايشان و شايسته به ياد داشتن

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

67- خير اخروى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 9

9 - مؤمنان راستين و مجاهد ، برخوردار از همه خيرات دنيا و آخرت

و أولئك لهم الخيرت

كلمه «الخيرات» جمع محلى به «ال» و مفيد استغراق است.

68- خير دنيوى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 9

9 - مؤمنان راستين و مجاهد ، برخوردار از همه خيرات دنيا و آخرت

و أولئك لهم الخيرت

كلمه «الخيرات» جمع محلى به «ال» و مفيد استغراق است.

69- دعاى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 1،2،8،11

1 - پذيرفته شدن دعاى همرزمان انبياى گذشته ، در پيكار با دشمنان دين

فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا و حسن ثواب الاخرة

«ثواب الدّنيا»، مى تواند اشاره به پيروزى مجاهدان باشد كه با جمله «و انصرنا على القوم الكافرين» درخواست شده بود. و «ثواب الاخرة»، حكايت از برآورده شدن خواسته ديگر آنان دارد كه با جمله «و اغفرلنا ذنوبنا»، درخواست شده بود. زيرا ثواب آخرت در گرو آمرزش گناهان است.

2 - ثبات قدم ( پايمردى ) و پيروزى بر دشمنان ، پاداش دنيوى خداوند به مجاهدان صابر و نيايشگر

ربّنا . .. و ثبّت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا

8 - دعا و درخواست پيكارگران شكيبا به درگاه خداوند در هنگامه كارزار ، مقرون به استجابت است .

ربّنا اغفرلنا . .. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا

11 - پيكارگران شكيبا و نيايشگران به درگاه خدا ، نيكوكار و محبوب خداوند هستند .

و كايّن من نبىّ قاتل . .. ربّنا ... و اللّه يحبّ المحسنين

70- دعاى مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 2،4

2 - مجاهدان بدر پيش از نبرد با نيايش به درگاه خدا از وى استمداد كردند .

إذ تستغيثون ربكم

«غوث» به معناى يارى كردن است و استغاثه طلب يارى و امداد است.

4 - نيايش مجاهدان بدر به درگاه ربوبى و اجابت استغاثه آنان با امداد هاى غيبى ، نعمتى بايسته به ياد داشتن

إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم

71- دلجويى از مجاهدان فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 9

9 - دلجويى خداوند از تهيدستان مشتاق جهاد و ناتوان از تأمين مقدمات آن

و لا على الذين إذا ما أتوك لتحملهم

اختصاص به ذكر يافتن اين گروه - پس از اينكه در آيه قبل به صورت كلى تر بدان اشاره شده - ويژگى اين گروه و دلجويى خداوند از آنان را افاده مى كند.

72- دورانديشى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 3

3 - آخرت انديشى و وارستگى از دل بستن به دنيا ، ويژگى مجاهدان در راه خدا

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا بالاخرة

73- دويدن اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 2 - 1

1 - سوگند خداوند ، به اسبانى كه هنگام جهاد با دويدن و كوباندن سم بر سنگ ها ، جرقه برمى افروختند .

فالموريت قدحًا

«قدح»، به معناى استخراج آتش از سنگ چخماق است. اين كلمه مصدر و با «ايراء» (مصدر «موريات») به يك معنا است (تاج العروس). عطف «موريات» بر «عاديات» با حرف «فاء»، بيانگر ارتباط «پيدايش جرقه» با «دويدن اسب ها» است و قسم را نيز به اين وصف سرايت داده است.

74- ديندارى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 2

2- خداوند ، نسبت به مهاجرانى كه با هجرت ، جهاد و صبر ، دين خود را حفظ كردند ، بسيار بخشنده و مهربان است .

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا

خبر «إن ربّك للذين . ..» محذوف است كه «لغفور رحيم» بر آن دلالت دارد.

75- رستگارى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 20 - 7

7 - سعادت و رستگارى حقيقى ، از آن مؤمنان مهاجر و مجاهد در راه خداست .

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أولئك هم الفائزون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 12

12 - رستگارى و كاميابى واقعى ، تنها از آنِ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان راستين و مجاهد است .

و أولئك هم المفلحون

76- رفع شبهات مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 7

7 - لزوم توجيه فكرى و روانى مجاهدان و برطرف ساختن شبهات آنان درباره مسائل شرعى و قانونى جنگ

الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمت قصاص فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه

تفريع جمله «فمن اعتدى . ..» به وسيله «فاء» بر دو جمله سابق، مى نماياند كه كه مضمون آن دو جمله، مطرح شده تا با بيان يك قانون كلى و شامل، شبهه و توهمى كه از لزوم جهاد در نواحى مسجد الحرام (فإن قاتلوكم) در ذهن مسلمانان پديد آمده و يا خواهد آمد، رفع گردد.

77- ركوع مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

78- زكات مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 41 - 2

2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او

الذين إن مكّنّ-هم . .. و نهوا عن المنكر

79- زمينه تأثيرپذيرى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 8

8 - مؤمنان مجاهد ، در معرض قرار گرفتن در موضع انفعالى و متأثر شدن در برابر قدرت و مكنت بسيار دشمنان و كافران مخالف

فلايغررك تقلّبهم فى البلد

برداشت ياد شده از هشدار خداوند، به دست مى آيد.

80- زمينه تشخيص مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 31 - 2

2- تكليف جهاد ، وسيله آزمايش مؤمنان و تمايز مجاهدان و صابران از ديگران

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

با توجه به واژه «المجاهدين» معلوم مى شود كه موضوع اصلى آزمايش «جهاد» است. به علاوه محور اصلى اين آيات فرمان قتال با كافران و جهاد در راه خدا مى باشد (إذا أنزلت سورة محكمة و ذكر فيها القتال ...).

81- زهد مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 3

3 - آخرت انديشى و وارستگى از دل بستن به دنيا ، ويژگى مجاهدان در راه خدا

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا بالاخرة

82- زيان مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 3

3 - آسيب ها و صدمات متقابل مجاهدان و كافران در نبرد احد

ان تكونوا تألمون فانهم يألمون

بنابر آنچه در شأن نزول آيه آمده، مراد از آسيبهاى متقابل، مسائلى است كه در جنگ احد پيش آمد.

83- سجده مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

84- سرزنش مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 144 - 5

5 - اتكاى افراطى برخى از پيكارگران احد به شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد نكوهش خداوند

افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

85- سعادت مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 6

6 - شادمانى و علاقه شهيدان نسبت به سعادتمندى ديگر مجاهدان و رسيدنشان به مقام كشته شدگان راه خدا

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 20 - 7

7 - سعادت و رستگارى حقيقى ، از آن مؤمنان مهاجر و مجاهد در راه خداست .

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أولئك هم الفائزون

86- سوگند به اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 2 - 1

1 - سوگند خداوند ، به اسبانى كه هنگام جهاد با دويدن و كوباندن سم بر سنگ ها ، جرقه برمى افروختند .

فالموريت قدحًا

«قدح»، به معناى استخراج آتش از سنگ چخماق است. اين كلمه مصدر و با «ايراء» (مصدر «موريات») به يك معنا است (تاج العروس). عطف «موريات» بر «عاديات» با حرف «فاء»، بيانگر ارتباط «پيدايش جرقه» با «دويدن اسب ها» است و قسم را نيز به اين وصف سرايت داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 3 - 1

1 - سوگند خداوند ، به اسبان مجاهدان كه هنگام صبحدم بر دشمنان تاخته و آنان را غافلگير كرده اند .

فالمغيرت صبحًا

«اغارة» (مصدر «مغيرات»)، به معناى تاختن سريع اسب براى غارت كردن يا غير آن است (قاموس). «صبحاً» ظرف و تاختن در صبحگاه، كنايه از غافلگير كردن دشمن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 4 - 1

1 - سوگند خداوند ، به اسبان جنگى كه با حركت سريع خود ، در هجوم غافلگيرانه بر دشمنان دين ، غبار شديدى به فضا

پراكنده ساختند .

فأثرن به نقعًا

فعل «أثرن»، عطف بر «مغيرات» و بيانگر آثار «اغارة» است; بنابراين قسم در آيه قبل به اين وصف نيز مربوط است. ضمير «به» به «عَدْو» (دويدن) - كه از «عاديات» انتزاع شده است - برمى گردد. «اثارة» (مصدر «أثرن») به معناى منتشر ساختن است. «نقع»; يعنى، غبار منتشر و نكره بودن آن، بر شدّت غبار دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 1

1 - سوگند خداوند ، به اسبانى كه هنگام جهاد ، خود را به قلب سپاه دشمن زده ، رزمندگان را براى نبرد همه جانبه يارى مى دادند .

فوسطن به جمعًا

«جمع»، به معناى جماعت و گروه است. اين كلمه مصدرى است كه به صورت اسم به كار مى رود (مصباح). ضمير «به» به «عَدْو» (دويدن) - كه از «عاديات» انتزاع شده است - بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 6 - 7

7 - خداوند ، در تأكيد بر ناسپاس بودن نوع انسان ها ، به اسبان تيزپاى مجاهدان سوگند ياد كرده است .

و العديت . .. إنّ الإنسن لربّه لكنود

اين آيه و دو آيه بعد كه عطف بر آن است، جواب سوگندهايى است كه در آغاز سوره آمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 7 - 3

3 - خداوند ، در تأكيد بر آگاهى دشمنان اسلام از خوى ناسپاسى خويش ، به اسبان تيزپاى مجاهدان ، سوگند ياد كرده است .

و العديت . .. و إنّه على ذلك لشهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 8 - 7

7 - خداوند ، در تأكيد بر شدّت مال دوستى دشمنان دين ، به مَركب مجاهدان سوگند ياد كرده است .

و العديت . .. و إنّه لحبّ الخير لشديد

87- سوگند به حركت اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 4 - 2

2 - حركت مَركب رزمندگان در راه جهاد ، حتى غبار برخاسته از آن ، ارزشمند و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند است .

فأثرن به نقعًا

88- سوگند به غبار اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 4 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به اسبان جنگى كه با حركت سريع خود ، در هجوم غافلگيرانه بر دشمنان دين ، غبار شديدى به فضا پراكنده ساختند .

فأثرن به نقعًا

فعل «أثرن»، عطف بر «مغيرات» و بيانگر آثار «اغارة» است; بنابراين قسم در آيه قبل به اين وصف نيز مربوط است. ضمير «به» به «عَدْو» (دويدن) - كه از «عاديات» انتزاع شده است - برمى گردد. «اثارة» (مصدر «أثرن») به معناى منتشر ساختن است. «نقع»; يعنى، غبار منتشر و نكره بودن آن، بر شدّت غبار دلالت دارد.

2 - حركت مَركب رزمندگان در راه جهاد ، حتى غبار برخاسته از آن ، ارزشمند و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند است .

فأثرن به نقعًا

89- سوگند به مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 1 - 4

4 - سوگند خداوند ، به مجاهدان صف بسته و سخت كوش

و الصفّ-ت صفًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 2 - 4

4 - سوگند خداوند ، به مجاهدان بازدارنده دشمنان و فريادزننده بر سر آنان

فالزّجرت زجرًا

«زجر» به معناى «منع» و «بازداشتن» است. واژه «زجرة» (مفرد «زاجرات») نيز معادل «صيحة» و به معناى فرياد مى باشد كه در برداشت ياد شده هر دو استعمال ملاحظه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 3 - 3

3 - سوگند خداوند به مجاهدان تلاوت گر آيات الهى و قرآن كريم

فالتّليت ذكرًا

90- سوگند به نفس اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 1 - 1

1 - سوگند خداوند ، به اسبانى كه در راه جهاد تاخته و نفس نفس زده اند .

و العديت ضبحًا

«عاديات»، از ريشه «عَدْو» (دويدن) است و به قرينه آيات بعد - كه از جرقه هاى سُم و برپا كردن غبار سخن گفته است - مراد، اسبان دونده است. «ضبح»; يعنى، صداى نفس هاى اسب كه به «ضُباح» (صداى روباه) تشبيه شده است (مفردات). جمله «فأثرن...» در آيات بعد - كه خبر از گذشته مى دهد - بيانگر آن است كه مراد، اسبانى است كه در نبردى خاص حضور داشتند. در شأن نزول آيه شريفه آمده است كه آن نبرد، غزوه «ذات السلاسل» بوده است.

91- شجاعت مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 14

14 - نقش سازنده يادآورى حماسه شجاعت و پايدارى مجاهدان راه خدا و ياوران پيامبران در پيكار و مبارزه

و كايّن من نبىّ قاتل . .. و اللّه يحبّ الصّابرين

آيه شريفه با يادآورى حماسه «ربيّون»، در صدد سازندگى مسلمانان است تا ديگر بار همانند نبرد احد، سستى و زبونى به خود راه ندهند.

92- شكرگزارى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 6 - 8

8 - رزمندگانِ مجاهد ، سپاسگزار خداوند و پذيراى ربوبيت او هستند .

و العديت . .. إنّ الإنسن لربّه لكنود

تمجيد مجاهدان از يك سو و نكوهش ناسپاسان از سويى ديگر، بيانگر آن است كه مجاهدان ناسپاس نيستند.

93- شكست مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 2

2 - متخلفان از جهاد ، داراى برخوردى دوگانه در برابر شكست و پيروزى مجاهدان

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ

94- صبر مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 250 - 4

4 - استوارى قدم پيكارگران ، از نتايج شكيبايى آنان در پيكار و زمينه ساز نصرت الهى *

قالوا ربّنا افرغ . .. و انصرنا على القوم الكافرين

بنابراينكه سه جمله اى كه به عنوان دعا ذكر شده است، هر يك مقدّمه انجام پذيرى جمله بعدى باشد. يعنى صبر، عامل ثبات قدم و ثبات قدم، عامل نصر و پيروزى.

95- صداى اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 1 - 4

4 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله « و العاديات ضبحاً . . . » قال : هذه السورة نزلت فى أهل وادى اليابس . . . فخرج علىّ ( ع ) و معه المهاجرون و الأنصار . . . ثمّ اغار عليهم بأصحابه . . . حتّى قتل مقاتليهم و سبى ذراريهم و استباح أموالهم و خرّب ديارهم و أقبل بالأسارى و الأموال معه . . . و أنزل اللّه تبارك و تعالى فى ذلك اليوم هذه السورة « و العاديات ضبحاً » يعنى بالعاديات الخيل تعدوا بالرجال و الضبح صيحت ها فى اَعنّت ها و لُجُم ها ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «و العاديات ضبحاً» روايت شده كه فرمود: اين سوره درباره ساكنان سرزمين يابس (در غزوه ذات السلاسل) نازل شد كه على(ع) [براى جنگ با آنان] خارج شد و مهاجران و انصار همراه او بودند آن گاه شبانه با همراهانش بر آنان يورش برد تا آن كه جنگجويانشان را كشت، فرزندانشان را اسير گرفت، اموالشان را مباح قرار داد، خانه هايشان را خراب كرد و اسيران و اموال را همراه خود آورد و خداوند تبارك و تعالى در آن روز اين سوره (و العاديات ضبحاً) را نازل كرد و مقصود از «عاديات» اسبانى هستند كه به وسيله مردان سواركار مى تازند و «ضبح» شيهه آنها است در حالى كه در افسارها و لگام ها قرار دارند».

96- صفات مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 2

2 - اميد داشتن به رحمت الهى - نه خود را مستحق آن شمردن - ، از ويژگى هاى مؤمنان و مهاجرانِ مجاهد

انّ الذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه اولئك يرجون رحمت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 3

3 - آخرت انديشى و وارستگى از دل بستن به دنيا ، ويژگى مجاهدان در راه خدا

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا بالاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

97- صفوف مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 1 - 4

4 - سوگند خداوند ، به مجاهدان صف بسته و سخت كوش

و الصفّ-ت صفًّا

98- صلابت مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 17

17 - نويد الهى به اعتلاى دين خويش با بسيج مردمانى مجاهد و نستوه ، با صلابت و بى باك از ملامت دشمنان دين

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم . .. لايخافون لومة لائم

99- ضعف مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 13

13 - پيروزى مجاهدان بدر على رغم ناتوانى آنان حادثه اى عبرت آموز و شايسته بياد داشتن

و إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى «اذكروا» باشد.

100- عبادات مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

101- عبوديت مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

102- عصيان مجاهدان احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 14

14 - حلم خداوند در برابر نافرمانى و لغزش پيكارگران احد ( پشت كردن به ميدان كارزار )

انّ الّذين تولّوا . . انّ اللّه غفور حليم

103- عظمت اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 1 - 2

2 - ابزار جهاد ، حتى مركب رزمندگان و تاختن و صداى نفس نفس آن ، داراى عظمت در پيشگاه خداوند

و العديت ضبحًا

104- عظمت تاخت و تاز اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 1 - 2

2 - ابزار جهاد ، حتى مركب رزمندگان و تاختن و صداى نفس نفس آن ، داراى عظمت در پيشگاه خداوند

و العديت ضبحًا

105- عظمت تاخت و تاز مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 2 - 2

2 - تاخت و تاز رزمندگان ، حتى جرقه هاى سم اسبان آنها ، داراى عظمت در پيشگاه خداوند

فالموريت قدحًا

سوگند خداوند، نشانه عظمت چيزى است كه به آن سوگند ياد شده است.

106- عظمت تنفس اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 1 - 2

2 - ابزار جهاد ، حتى مركب رزمندگان و تاختن و صداى نفس نفس آن ، داراى عظمت در پيشگاه خداوند

و العديت ضبحًا

107- عظمت جرقه سم اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 2 - 2

2 - تاخت و تاز رزمندگان ، حتى جرقه هاى سم اسبان آنها ، داراى عظمت در پيشگاه خداوند

فالموريت قدحًا

سوگند خداوند، نشانه عظمت چيزى است كه به آن سوگند ياد شده است.

108- عفو از مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 7

7 - عفو خداوند از مسلمانان پيكارگر احد ، نسبت به فرارشان از آن كارزار

و لقد عفا عنكم . .. اذ تصعدون و لا تلون على احد

جمله «لقد عفا عنكم»، مى رساند كه فرار پيكارگران احد (اذ تصعدون . .. ) نيز مشمول عفو الهى قرار گرفته است.

109- عفو از مجاهدان احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 24،25

24 - عفو خداوند از سستى ، نزاع و نافرمانى پيكارگران احد

حتّى اذا فشلتم . .. و لقد عفا عنكم

25 - شايستگى عفو از تخلّفات جنگى پيكارگران

و لقد عفا عنكم

110- عفو مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 11

11 - لزوم عفو از خطاى مؤمنانِ مجاهد در راه خدا

ان الذين امنوا . .. و اللّه غفور رحيم

عبداللّه بن جحش و همراهانش، به خاطر قتال در ماه حرام، مرتكب خطا شدند، ولى خداوند از خطاى آنان گذشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 11

11 - عفو و گذشت از خطا هاى جنگى رزمندگان ( تخلّف از دستورات فرماندهى و . . . ) امرى نيكو و پسنديده

و لقد عفا اللّه عنهم انّ اللّه غفور حليم

111- علايق مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 1

1 - مجاهدان راه خدا ، مشتاق امداد هاى الهى و غلبه سريع بر دشمن

و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

112- علما و مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 18

18 - باقى ماندگان در مراكز علمى ( براى تفقه در دين ) ، موظف به تعليم و هدايت مجاهدان مراجعت كننده از نبرد *

فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم إذا رجعوا إليه

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه ضمير جمع فاعلى در «رجعوا» به جهادگران بازگردد نه به كسانى كه به تفقه در دين مى پردازند; يعنى، گروهى بايد براى جنگ بسيج شوند و گروهى ديگر در مركز باقى بمانند و كسب معرفت كنند تا هنگامى كه رزمندگان از جنگ باز مى گردند، به تعليم و هدايت آنان بپردازند.

113- عوامل اطمينان مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 21

21 - تورات ، انجيل و قرآن ، سند وعده هاى خدا به مجاهدان و شهيدان و مايه اطمينان آنان

وعداً عليه حقاً فى التورية و الإنجيل و القرءان

114- عوامل تقويت مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 10

10 - درك معارف الهى ( توحيد ، معاد و . . . ) و ايمان به آنها ، عاملى اساسى در ايجاد توان فوق العاده در رزمندگان مؤمن

بأنهم قوم لايفقهون

115- فرياد مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 2 - 4

4 - سوگند خداوند ، به مجاهدان بازدارنده دشمنان و فريادزننده بر سر آنان

فالزّجرت زجرًا

«زجر» به معناى «منع» و «بازداشتن» است. واژه «زجرة» (مفرد «زاجرات») نيز معادل «صيحة» و به معناى فرياد مى باشد كه در برداشت ياد شده هر دو استعمال ملاحظه شده است.

116- فضايل مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 5

5 - اهميّت و ارزش هجرت و جهاد در راه خدا ، و برترى مهاجرانِ مجاهد بر ساير مؤمنان

ان الذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه

به نظر مى رسد تكرار موصول، دلالت بر ارزشمندى ايمان داشته باشد; اگر چه همراه با جهاد و هجرت نباشد; امّا آنگاه كه توأم با هجرت و جهاد باشد، ارزش و اهميّتى برتر مى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 18

18 - لطف و عنايت خاصّ خداوند نسبت به پيكارگران نبرد احد

فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 22

22 - مهاجر آواره و آزار ديده در راه خدا ، و جهادگر و جان باخته ، مصداق مؤمن خردمند

لايات لاولى الالباب . .. فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم ... و قاتلوا و قتلوا

اجابت دعاى خردمندان به دليل اعمال آنان است. «انّى لا اضيع ... » و جمله «فالّذين» به دليل «فا»، بيانگر آن اعمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 71 - 5

5 - مجاهدان راه خدا ، همنشين با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم . .. يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 12

12 - مجاهدان راه خدا هرگز مغلوب نيستند ، هر چند كشته شوند . *

فيقتل او يغلب

به كارگيرى كلمه «يُقتل» به جاى «يُغْلَب» (مغلوب شود) مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 18

18 - غنائم فراوان خداوند از آن مجاهدانى است كه در راه او مى جنگند و از دنياطلبى مى پرهيزند .

اذا ضربتم فى سبيل اللّه . .. و لا تقولوا ... فعند اللّه مغانم كثيرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 1،3،5،15

1 - نابرابرى مرتبه و درجه مجاهدان در راه خدا با كسانى كه على رغم توانمندى در جهاد شركت نمى كنند .

لا يستوى القاعدون من المؤمنين غير اولى الضرر و المجاهدون فى سبيل اللّه

3 - مجاهدان را نبايد از نظر اجتماعى با توانمندان بازنشسته از جنگ يكسان و همانند شمرد .

لا يستوى القاعدون من المؤمنين غير اولى الضرر و المجاهدون فى سبيل اللّه

مقصود اين است كه در شرايط مساوى، اولويت در حقوق اجتماعى از آن مجاهدان راه خداست.

5 - خداوند ، برترى دهنده مقام جهادگران با مال و جان بر بازنشستگان از جنگ

فضّل اللّه المجاهدون باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة

15 - خداوند ، مجاهدان را با اعطاى مقامى بلند و پاداش بزرگ ، بر بازنشستگان از جهاد برترى داده است .

فضّل اللّه المجاهدين باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة . .. و فضّل اللّه المجا

«اجراً عظيماً»، مفعولٌ به براى «فضّل» است و در «فضّل»، معناى عطا كردن تضمين شده ست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 1،2

1 - سرزنش خداوند نسبت به مسلمانانى كه شغل آب دهى به حاجيان و سرپرستى مسجدالحرام را با جهاد در راه خدا برابر انگاشته و خويشتن را همطراز با مؤمنان اهل پيكار در راه خدا مى پنداشتند .

أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر و جهد فى

2 - همسنگ قرار دادن كافر و مشرك نيك كردار با مؤمن مجاهد ، عملى ناصواب و شايسته ملامت و توبيخ است .

أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر و جهد فى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 21 - 2

2 - مهاجران و مجاهدان راه خدا ، مشمول رحمت ويژه الهى اند .

هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم برحمة منه

نكره آوردن كلمه «رحمة» حاكى از اين است كه: مؤمنان مهاجر و مجاهد راه خدا، برخوردار از رحمتى خاص و ويژه خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 22 - 2

2 - مؤمنان هجرت كننده و مجاهد ، برخوردار از زندگى جاودان در باغ هاى سرشار از نعمت ، در سراى بهشت

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. و جنت لهم فيها نعيم مقيم. خلدين فيها أبداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 2،9

2- خداوند ، نسبت به مهاجرانى كه با هجرت ، جهاد و صبر ، دين خود را حفظ كردند ، بسيار بخشنده و مهربان است .

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا

خبر «إن ربّك للذين . ..» محذوف است كه «لغفور رحيم» بر آن دلالت دارد.

9- هجرت كنندگان رنج ديده ، جهادگر و مقاوم ، مورد عنايت خاص خداوند و برخوردار از نصرت او *

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «ربّك» اسم «إن» بوده و لام حرف جر و «الذين» متعلق به خبر محذوفى مانند «هو ناصر لهم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 18

18- شرافت پاسدارى از دين ، شايسته ملت هاى مجاهد و انفاقگر و نه بخلورزان دنياگرا

و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم ثمّ لايكونوا أمثلكم

با توجه به اين كه آيات پيشين در زمينه جهاد و انفاق و نيز روى گردانان از جهاد و انفاق بود; اين آيه مى تواند خطاب به جامعه مسلمين عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد كه اگر آنان از جهاد و انفاق روى گردانند، خداوند شرافت پاسدارى از دين را از آنان سلب كرده و به امتى خواهد داد كه اين چنين نباشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 21

21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 1

1 - مجاهدان راه خداوند ، محبوبان او هستند .

إنّ اللّه يحبّ الذين يقتلون فى سبيله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 8

8 - وجود خانه هاى عالى و دلپذير براى مؤمنان مجاهد در « جنّات عدن »

و مسكن طيّبة فى جنّ-ت عدن

«جنّات عدن»، مى توان اسم خاص باشد و غير از «جنّات تجرى» به شمار آيد، براشت ياد شده برگفته از اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 2

2 - مجاهدان راه خدا ، ياران خدا هستند .

تؤمنون باللّه و رسوله و تجهدون فى سبيل اللّه. .. يأيّها الذين ءامنوا كونوا أنص

ارتباط آيه شريفه با آيات پيشين، بيانگر مطلب بالا است.

117- فضايل مجاهدان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 20 - 1

1 - تقدير و تمجيد خداوند از مؤمنان مهاجر و مجاهد صدر اسلام

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أعظم درجة عند اللّه

118- فضايل مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 17

17 - مجاهدين بدر ، مورد توجه و عنايت خاص خداوند بودند .

و لتطمئن به قلوبكم . . يغشيكم ... ينزل عليكم ... ليطهّركم

119- قلب مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 2

2 - قلب هاى مجاهدان بدر تا پيش از بشارت پيروزى ، آكنده از اضطراب و پريشانى بود .

لتطمئن به قلوبكم

واژه اطمينان به معناى آرامش خاطر پس از اضطراب و پريشانى خاطر است. (مفردات راغب).

120- كثرت مجاهدان در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 4،5،6

4 - مسلمانان ، در جنگ حنين حضورى گسترده داشتند .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم

5 - حضور گسترده مسلمانان در جنگ حنين ، مايه اعجاب و غرورشان شده بود .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم

6 - كثرت نفرات مسلمانان در جنگ حنين ، كارساز نبود .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم فلم تغن عنكم شيئاً

121- كوبيدن سم اسب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 2 - 1

1 - سوگند خداوند ، به اسبانى كه هنگام جهاد با دويدن و كوباندن سم بر سنگ ها ، جرقه برمى افروختند .

فالموريت قدحًا

«قدح»، به معناى استخراج آتش از سنگ چخماق است. اين كلمه مصدر و با «ايراء» (مصدر «موريات») به يك معنا است (تاج العروس). عطف «موريات» بر «عاديات» با حرف «فاء»، بيانگر ارتباط «پيدايش جرقه» با «دويدن اسب ها» است و قسم را نيز به اين وصف سرايت داده است.

122- مجاهدان احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 9

9 - سرزنش خداوند به پيكارگران احد كه چرا على رغم مشاهده يارى الهى در جنگ بدر ، تصميم به سستى در كارزار احد گرفتند .

و اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

لحن آيه، حكايت از سرزنش مسلمانانى است كه در جنگ احد، تصميم به سستى و نافرمانى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 1،2،3،7

1 - وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مؤمنان پيكارگر بدر و يا رزمندگان احد ، به امداد الهى با فرستادن سه هزار فرشته

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة منزلين

برخى مفسران «اذ تقول» را بدل از «اذ همّت» گرفته اند و عقيده دارند كه وعده امداد با ملائكه، درباره جنگ احد است. برخى ديگر «اذ تقول» را متعلق به «و لقد نصركم اللّه ببدر» گرفته اند و اين وعده را، در جنگ بدر دانسته اند.

2 - تقويت روحيه پيكارگران بدر و اُحد ، ز سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم

3 - خداوند ، سه هزار فرشته را براى يارى رزمندگان بدر فروفرستاد .

الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة منزلين

«اذ تقول . .. » يعنى يادآور زمانى را كه به مؤمنين وعده امداد الهى را مى دادى; اگر اين وعده تحقق پيدا نكرده بود يادآورى آن لغو بود.

7 - فرشتگان ، از جمله ابزار هاى امداد هاى خداوند

ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 8

8 - وعده الهى به نزول پنجهزار فرشته براى يارى رزمندگان بدر و يا احد و يا حمراءالاسد ، در صورت صابر بودن و تقوا داشتن

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

برخى مفسّران به قرينه جمله «يأتوكم من فورهم هذا»، آيه مورد بحث را درباره قضيه حمراءالاسد دانسته اند كه مشركان پس از غلبه در احد و انصراف از معركه، پشيمان شدند و تصميم بر يورش به مدينه را داشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از دريافت اين خبر، مسلمانان را براى رويارويى با آنان فراخواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 144 - 13

13 - پندار غلط جاودانگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب ارتداد و واپسگرايى برخى از مبارزان احد ، و انكار رسالت آن حضرت پس از شايعه قتل ايشان

افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

مفسران در شأن نزول آيه گفته اند: آنگاه كه خبر قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) در بين مردم شايع شد، برخى از مسلمانان اظهار داشتند كه اگر محمّد(صلی الله علیه و آله) پيامبر بود، كشته نمى شد. (مجمع البيان، ذيل آيه.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 -

1،5،9،15،22،25،31،32

1 - فروفرستادن خوابى آرام بخش از سوى خداوند بر پيكارگران احد ، به دنبال اندوههايى كه در آن كارزار بر ايشان گذشت .

ثمّ انزل عليكم من بعد الغمّ امنة نعاساً

«امنة» (آرامش خاطر)، مفعول براى «انزل» است و «نعاساً» به معناى خواب، عطف بيان و يا بدل از «امنة» است.

5 - خواب آرام بخش ، تنها پيكارگران خداجوى نبرد احد را فراگرفت .

ثمّ انزل . .. امنة نعاساً يغشى طائفة منكم

به قرينه «طائفة قد اهمّتهم . .. »، طائفه اوّل حمل بر كسانى مى شود كه همّتشان دين و خدا بود.

9 - مسلمانان در پيكار احد متشكّل از دو جناح ، خداجويانِ آخرت طلب و خودگزينانِ دنياخواه بودند .

يغشى طائفة منكم و طائفة قد اهمّتهم انفسهم

15 - ترديد برخى از مسلمانان نبرد احد در حقّانيّت اسلام و وعده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به پيروزى مسلمانان بر دشمنانشان

و طائفة . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء

برخى از مسلمانان گمان مى كردند چون به اسلام گرويده اند و اسلام دين حق و الهى است، بايد همه امور بر طبق خواسته آنان پيش رود; ولى آنگاه كه شكست خوردند، به ترديد افتادند و گفتند گويا اختيار امور به دست ما نيست و در نتيجه اسلام دين حق نيست و وعده هاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بى مورد است.

22 - انكار حقانيّت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و نادرست پنداشتن وعده هاى الهى به پيروزى ، چيزى است كه خودگزينان شركت كننده در نبرد احد از رسول خدا پنهان مى داشتند .

و طائفة . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك

25 - شهادت برخى از پيكارگران احد و شكست در آن كارزار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه

يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

31 - مسلمانان آخرت طلب و خداخواه احد ، مشتاقان شهادت و رهسپار به سوى قتلگاه خويش

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

على رغم اينكه آيه درباره توحيد افعالى است و بيان اين معنا كه امور به دست خداوند است، خروج براى شهادت را به خود مبارزان نسبت داد تا اشاره به اشتياق آنان به شهادت كند. كاربرد كلمه «مَضجع» (خوابگاه) به جاى قتلگاه، مؤيّد اين معناست.

32 - حضور پيكارگران خداجوى در صف رزمندگان احد ، حتى در صورت شركت نكردن دنياطلبان خودخواه

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 2،3،5،10

2 - حضور مجاهدانى پايمرد و استوار به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كارزار احد ، تا آخرين لحظه هاى پيكار

انّ الّذين تولّوا منكم يوم التقى الجمعان

بنابر اينكه «من» در «منكم» براى تبعيض باشد، كه دلالت مى كند گروهى فرار كردند و قهراً گروهى تا آخر جنگ همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) باقى ماندند و به دفاع ادامه دادند.

3 - لغزش ( فرار از كارزار ) برخى از مجاهدان احد ، بر اثر نفوذ شيطان در ايشان

انّ الّذين تولّوا . .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا

5 - خودخواهى و دنياپرستى برخى مجاهدان احد ، موجب نفوذ شيطان در آنان و گريزشان از صحنه كارزار

قد اهمّتهم انفسهم . .. انّ الّذين تولّوا .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبو

خودمحورى و دنياطلبى، كه معناى جمله «قد اهمّتهم انفسهم» است، مى تواند مصداق روشن و مورد نظر از جمله «ببعض ما كسبوا» باشد.

10 - عفو خداوند از گناه فراريان جنگ احد

انّ الّذين تولّوا . . و لقد عفا اللّه عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 16

16 - عفو از خطاكاران پيكار احد ، تكليف الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاعف عنهم و استغفر لهم

به متقضاى ارتباط اين آيه با آيات نبرد احد، از جمله افراد مورد نظر كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به ناديده گرفتن خطاى آنان است، خطاكاران نبرد احد مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 5

5 - پندار ناصواب برخى پيكارگران احد در تحليل عوامل شكست آن نبرد

انّى هذا قل هو من عند انفسكم

جمله «انّى هذا» به اين مطلب اشاره دارد كه گويا مجاهدان احد علّت شكست آن نبرد را بيرون از عملكرد خويش مى دانستند، كه جمله «من عند انفسكم» ريشه صحيح آن را گوشزد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 2

2 - ادعاى باطل منافقان كه اگر جنگاوران احد در آن كارزار شركت نمى كردند ، به شهات نمى رسيدند .

لو اطاعونا ما قتلوا . .. ان كنتم صادقين

123- مجاهدان بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 2،3،4،18

2 - مجاهدان جنگ بدر ، نمونه اى از مسلمانان صبور و تقواپيشه كه خداوند با يارى خويش ، مانع زيان رسانى كافران به آنان گرديد .

ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم . .. و لقد نصركم اللّه ببدر

3 - كمبود نفرات و توانايى نظامى مؤمنان پيكارگر در جنگ بدر ، نسبت به قواى نظامى دشمن

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

كلمه «اذلّة»، چون جمع قلّه است، اشاره به كمبود و قلّت نيروى انسانى مؤمنان دارد. و ماده ذلّت (زبونى و ناتوانى) به

مناسبت مورد، حاكى از كمبود توانايى نظامى از جهت تداركات و وسايل جنگى است.

4 - مجاهدان جنگ بدر با نداشتن ساز و برگ كافى در مقابل دشمنان ، توانستند با ايمان و توكّل به خدا بر آنان پيروز شوند .

و على اللّه فليتوكّل المؤمنون. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

جمله «و لقد نصركم اللّه ببدر»، مى تواند نمونه اى باشد از حقيقت بيان شده در آيه قبل; يعنى عامل نصرت شما در بدر، توكّل شما بر خداوند بود.

18 - تقواى مؤمنان پيكارگر بدر ، موجب برخوردارى آنان از نصرت الهى

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

بنابر اينكه جمله «فاتّقوا اللّه»، تفريع براى «و لقد نصركم اللّه ببدر» باشد. يعنى عامل پيروزى و جلب نصرت الهى در جنگ بدر، همان تقواى ايشان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 2

2 - تقويت روحيه پيكارگران بدر و اُحد ، ز سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 7،8

7 - نزول پنجهزار فرشته امدادگر ، مژده اى به مؤمنان پيكارگرِ صابر و تقواپيشه در جنگ بدر

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

8 - وعده الهى به نزول پنجهزار فرشته براى يارى رزمندگان بدر و يا احد و يا حمراءالاسد ، در صورت صابر بودن و تقوا داشتن

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

برخى مفسّران به قرينه جمله «يأتوكم من فورهم هذا»، آيه مورد بحث را درباره قضيه حمراءالاسد دانسته اند كه مشركان پس از غلبه در احد و انصراف از معركه، پشيمان شدند و تصميم بر يورش به مدينه را داشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از دريافت اين خبر، مسلمانان را براى رويارويى با آنان فراخواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 127 - 1

1 - هلاكتِ بخشى از قواى دشمن و خوار شدن بخشى ديگر ، از اهداف نصرت الهى به رزمندگان بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً من الّذين كفروا او يكبتهم

برداشت فوق، با عنايت به ملحوظات ذيل است. يكم اينكه: «ليقطع» و «يكبتهم»، به جمله «و لقد نصركم اللّه ببدر» متعلق باشد. دوّم اينكه: «قطع» به معناى هلاك كردن باشد، چنانچه در روح المعانى آمده است. سوّم اينكه: «او» در «او يكبتهم»، براى تنويع باشد; يعنى عدّه اى به هلاكت و عدّه اى ديگر به ذلّت و خوارى كشانده شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 3،7

3 - پيروزى مؤمنانِ پيكارگرِ بدر ، تنها به دست خدا بود ، نه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليس لك من الامر شىء

اگر «ال» در «الامر» براى جنس باشد، پيروزى در جنگ بدر مصداقى از آن خواهد بود و اگر عهد ذكرى باشد، اشاره به پيروزى در آن جنگ است.

7 - توبه مشركان و پذيرش آن از سوى خداوند و يا عذاب و مجازات آنان ، هدفى براى نصرت الهى به رزمندگان بدر

ولقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً ... او يتوب عليهم

جمله «يتوب عليهم» و نيز «يعذّبهم»، عطف است بر «يقطع طرفاً»; و اين جمله متعلق به «نصركم اللّه ببدر» است. و لذا عذاب مشركان و پذيرش توبه آنان نيز از اهداف پيروزى جنگ بدر خواهد بود.

124- مجاهدان حمراء الاسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 8

8 - وعده الهى به نزول پنجهزار فرشته براى يارى رزمندگان بدر و يا احد و يا حمراءالاسد ، در صورت صابر بودن و تقوا داشتن

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

برخى مفسّران به قرينه جمله «يأتوكم من فورهم هذا»، آيه مورد بحث را درباره قضيه حمراءالاسد دانسته اند كه مشركان پس از غلبه در احد و انصراف از معركه، پشيمان شدند و تصميم بر يورش به مدينه را داشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از دريافت اين خبر، مسلمانان را براى رويارويى با آنان فراخواند.

125- مجاهدان در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 89 - 1

1 - باغ ها و نهر هاى روان و زندگى جاودان ، مهيّا شده از جانب خدا براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان مجاهد

أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر خلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 17 - 10

10 - افراد ناتوان از جهاد ، همانند مجاهدان ، برخوردار از بهشت در صورت داشتن روح اطاعت در برابر خدا و رسول او

ليس على الأعمى حرج . .. و من يطع اللّه و رسوله جنّ-ت

برداشت بالا بنا بر اين نكته است كه «من يطع. ..» جواب سؤال مقدر باشد، زيرا پس از رفع حكم جهاد از افراد ناتوان، ممكن است سؤال شود كه: چرا اين گروه از فيض جهاد محروم اند؟ خداوند در جواب مى فرمايد: آنان نيز اگر مطيع باشند، همانند مجاهدان، از پاداش الهى برخوردار خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 3

3 - آمرزش گناه و حيات جاودان در بوستان هاى بهشت ، تضمين شده از سوى خداوند ، براى مؤمنان راستين و مجاهدان راه او

تؤمنون باللّه . .. يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّ-ت... و مسكن طيّبة

126- مجاهدان در بهشت عدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 8

8 - وجود خانه هاى عالى و دلپذير براى مؤمنان مجاهد در « جنّات عدن »

و مسكن طيّبة فى جنّ-ت عدن

«جنّات عدن»، مى توان اسم خاص باشد و غير از «جنّات تجرى» به شمار آيد، براشت ياد شده برگفته از اين احتمال است.

127- مجاهدان صابر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 31

31 - پيكارگران صابر و استوار ، از سوى خداوند مأذون به پيروزى و غلبه بر دشمنانند . *

كم من فئة . .. باذن اللّه و اللّه مع الصّابرين

جمله «واللّه مع الصّابرين» مى تواند بيانى باشد براى «باذن اللّه»; يعنى شكيبايان در نبرد، عامل جلب اذن الهى براى پيروزى و غلبه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 126 - 8

8 - تعلق نصرت الهى به پيكارگران اهل صبر و تقوا ، برخاسته از حكمت خداوند

ان تصبروا و تتّقوا . .. و ما النّصر الّا من عند اللّه العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 5

5 - بخشايش گناهان و گذشت از اسراف ها و زياده روى ها و ثبات قدم ، پاداش الهى به مجاهدان صابر و نيايشگر

ربّنا اغفر . .. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا و حسن ثواب الاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 9

9 - باور به همراهى خدا با مجاهدان صابر ، زمينه ساز تحمل سختى هاى نبرد و صبر در برابر ناملايمات آن

و اصبروا إن اللّه مع الصبرين

128- مجاهدان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 2

2 - آمادگى گروهى از مجاهدان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى شركت در جهاد ، على رغم آسيب ديدن در جنگ قبلى ( احد )

الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح . .. اجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 1

1 - پاسخگويان به دعوت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از نبرد احد براى جهاد ، كسانى بودند كه از شايعه حمله دشمن نترسيدند و ايمانشان افزون گرديد .

الّذين استجابوا للّه . .. الّذين قال لهم النّاس ... فزادهم ايمانا

129- مجاهدان غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 5

5 - برخى از مجروحان جنگ احد على رغم پذيرش دعوت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نبردى ديگر ، از احسان و تقواى لازم برخوردار نبودند .

الّذين استجابوا . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم

«منهم»، حال براى ضمير «احسنوا» است و كلمه «من»، ظهور در تبعيض دارد ; يعنى اجابت كنندگان را به دارندگان تقوا و احسان و فاقدان آن تقسيم مى كند.

130- مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 2،6،7،19

2 - خداوند در آستانه جنگ بدر با رفع اضطراب از مجاهدان ، آنان را از آرامشى كامل بهره مند ساخت .

إذ يغشيكم النعاس أمنة منه

6 - خداوند در آستانه جنگ بدر مسلمانان را از نعمت باران بهره مند ساخت .

و ينزل عليكم من السماء ماء

7 - فراهم شدن آب براى غسل و وضو و تطهير نجاست ها و قذارت ها ، از اهداف نزول باران براى مجاهدان بدر

و ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم به

ذكر نشدن متعلق «يطهركم» حكايت از عموميت آن متعلق دارد (نجاستهاى ظاهرى و باطنى). يعنى خداوند باران را فرو فرستاد تا نجاستهاى ظاهرى را به وسيله آن برطرف سازيد و آنان كه جنب هستند غسل كنند و ديگران وضو بسازند.

19 - خداوند با تقويت دل هاى مجاهدان بدر آنان را براى رويارويى با مشركان ثابت قدم ساخت .

ليربط على قلوبكم و يثبت به الأقدام

«يثبت به الأقدام» در عين اينكه بيانگر هدفى از اهداف نزول باران است، نبودن «لام» در آن مى رساند كه اين هدف به دنبال «ليربط على قلوبكم» حاصل مى شود. بنابراين مى توان گفت ضمير در «به» به استحكام قلوب، كه از «ليربط على قلوبكم» استفاده مى شود، برمى گردد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق ثبات قدم (يثبت به الأقدام) به معناى كنايى آن (پايدارى و عزم راسخ) گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 9

9 - خداوند ، مجاهدان بدر را به در هم كوبيدن سر هاى كافران و از كار انداختن پنجه هاى آنان ، تهييج كرد .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در جمله «فاضربوا . .. » متوجه مجاهدان باشد. جمله «و ما جعله اللّه إلا بشرى» در آيه دهم، كه مسؤوليت فرشتگان را تنها بشارت دهى اعلام كرد، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 3

3 - خداوند با بيان نقش اصلى خويش در پيروزى جنگ بدر زمينه ساز پرهيز پيكارگران بدر از اعجاب و غرور به خاطر پيروزى در آن نبرد

فلم تقتلوهم . ... و ما رميت إذ رميت

از اهداف آيه مورد بحث، كه پيروزى مؤمنان را برخاسته از اراده خدا دانسته، اين است كه پيكارگران بدر پيروزى را نعمتى از جانب خداوند بدانند و از آنِ قدرت خويش نشمارند تا به غرور و اعجاب مبتلا نگردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 5

5 - قافله تجارى قريش به هنگام استقرار سپاهيان بدر ، در مسيرى پايينتر از سپاه اسلام در حركت بودند .

و الركب أسفل منكم

كلمه «ركب» جمع راكب و به معناى سواران است و مقصود از آن به گفته اهل تفسير كاروان تجارى قريش است. تعبير از كاروان تجارى به «سواران» مى تواند اشاره به حركت سريع آنان براى فرار از مسلمانان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 1

1 - جبهه ايمان در كارزار بدر ، متشكل از مؤمنان متكى بر خدا ، عناصرى منافق و گروهى سست ايمان

إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. و من يتوكل على اللّه

«مرض» به معناى بيمارى است و مقصود از آن در اينجا به اين دليل كه در مقابل نفاق قرار گرفته، ترديد در حقانيت دين است كه از آن مى توان به ضعف ايمان تعبير كرد. جمله «و من يتوكل على اللّه» اشاره به گروه سوم، يعنى مؤمنان حقيقى و راستين، دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 4

4 - مجاهدان بدر پيش از غلبه كامل بر دشمن ، براى دستيابى به منافعى مادى ، به گرفتن اسير اقدام كردند .

ما كان لنبى . .. تريدون عرض الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 1،2

1 - گرفتن اسير در كارزار بدر ، مقتضى گرفتار شدن مجاهدان آن كارزار به عذابى بزرگ از جانب خداوند

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

كلمه «فى» در «فيما أخذتم» سببيه است و «ما» در آن مصدريه. يعنى «بسبب أخذكم». و مراد از آن به دليل آيه قبل اسير گرفتن است.

2 - گرفتار نشدن مجاهدان بدر به عذاب الهى در كارزار بدر ، امرى تقدير شده از جانب خداوند

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

131- مجاهدان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 6

6 - نيرو هاى رزمى جنگ تبوك ، متشكل از مهاجر و انصار

المهجرين و الانصار الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

132- مجاهدان فقير و غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 6

6 - محروم شدن برخى از رزمندگان داوطلب ، از شركت در جنگ تبوك ، به خاطر نداشتن امكانات رزمى ( مركب و . . . ) على رغم اشتياق شديد آنان به جهاد

تولوا و أعينهم تفيض من الدمع حزناً ألا يجدوا ما ينفقون

133- مجاهدان متجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 8

8 - مجاهدان ، در صورتى كه از حدود الهى در جنگ تجاوز كنند و يا حقوق دشمنان را رعايت ننمايند ، از محبت خداوند محروم خواهند شد .

إن اللّه لايحب المعتدين

134- مجاهدان متقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 126 - 8

8 - تعلق نصرت الهى به پيكارگران اهل صبر و تقوا ، برخاسته از حكمت خداوند

ان تصبروا و تتّقوا . .. و ما النّصر الّا من عند اللّه العزيز الحكيم

135- مجاهدان مسلمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 1

1 - پيكارگران مسلمان بايد خمس غنايم جنگى به دست آمده را بپردازند .

أنما غنمتم من شىء فأن للّه خمسه

از مصاديق مورد نظر براى «ما غنمتم» به دليل وقوع آن در بين آيات جنگ، چيزهايى است كه از دشمن گرفته مى شود كه به آن غنايم جنگى اطلاق مى گردد.

136- مجاهدان و پاسدارى حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

137- مجاهدان و دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 1،6

1 - مجاهدان نبايد در رويارويى و تعقيب دشمنان ، سستى نشان دهند .

و لاتهنوا فى ابتغاء القوم

6 - ضرورت آماده سازى مجاهدان براى تحمل رنج ها و خسارت هاى ناشى از نبرد با دشمنان

ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون و ترجون من اللّه ما لايرجون

هدف از بيان امتيازات نيروهاى مجاهد (ترجون من اللّه) و نيز تبيين رنجهاى دشمنان به هنگامه نبرد، اين است كه اهل ايمان را براى نبرد آماده سازد و به آنان روحيه رويارويى با دشمنان را القا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 28

28 - دلباختگان خداوند ، فروتن در برابر مؤمنان ، سرفراز در قبال كافران و مجاهدانى بى پروا از ملامت دشمنان دين

يحبونه اذلة على المؤمنين . .. يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم

138- مجاهدان و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 4

4 - رويارويى مجاهدان در راه خدا و كافران ، در بدر

فئة تقاتل فى سبيل اللّه و اخرى كافرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 8،28

8 - خداوند نويد بخش ظهور مجاهدانى نستوه ، محبوب خدا و دوستدار وى ، متواضع در برابر مؤمنان و سرافراز بر كافران

فسوف يأتى اللّه بقوم . .. و لايخافون لومة لائم

28 - دلباختگان خداوند ، فروتن در برابر مؤمنان ، سرفراز در قبال كافران و مجاهدانى بى پروا از ملامت دشمنان دين

يحبونه اذلة على المؤمنين . .. يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم

139- مجاهدان و متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 6

6 - متخلفان از جهاد ، پس از پيروزى به گونه اى سخن مى گويند كه گويا هيچ ارتباطى با مجاهدان نداشته و اطلاعى از درگيرى ها و جهاد نداشته اند .

و انّ منكم لمن ليبطّئنّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ كان لم تكن بينكم

140- مجاهدان و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 8،28

8 - خداوند نويد بخش ظهور مجاهدانى نستوه ، محبوب خدا و دوستدار وى ، متواضع در برابر مؤمنان و سرافراز بر كافران

فسوف يأتى اللّه بقوم . .. و لايخافون لومة لائم

28 - دلباختگان خداوند ، فروتن در برابر مؤمنان ، سرفراز در قبال كافران و مجاهدانى بى پروا از ملامت دشمنان دين

يحبونه اذلة على المؤمنين . .. يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم

141- محبوبيت مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 8

8 - خداوند نويد بخش ظهور مجاهدانى نستوه ، محبوب خدا و دوستدار وى ، متواضع در برابر مؤمنان و سرافراز بر كافران

فسوف يأتى اللّه بقوم . .. و لايخافون لومة لائم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 1

1 - مجاهدان راه خداوند ، محبوبان او هستند .

إنّ اللّه يحبّ الذين يقتلون فى سبيله

142- محمد(صلی الله علیه و آله) و مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 4

4 - وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مجاهدان بدر ، مانع نزول عذاب بر آنان شد .

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم

از احتمالاتى كه درباره «كتب من اللّه . .. » گفته شده، حقيقتى است كه در آيه 33 همين سوره آمده است (ما كان اللّه ليعذبهم و أنت فيهم. يعنى خداوند مردم را تا زمانى كه تو در ميان آنها هستى عذاب نخواهد كرد.)

143- مدح مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 1

1- تمجيد خداوند از مؤمنانى كه در كوران مشكلات ، از ايمان نبريدند و با هجرت و جهاد ، صبر پيشه كردند .

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا

144- مراتب مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 31 - 6

6- تفاوت مرتبه مجاهدان ، در پرتو صبر و شكيبايى آنان در ميدان جهاد *

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه وصف «الصابرين» صرفاًتوضيح و تفسير «المجاهدين» نباشد; بلكه ملاك دوم به شمار آيد; يعنى، مدعيان ايمان در پرتو جهاد از يكديگر متمايز مى شوند و مجاهدان در پرتو صبر و شكيبايى بر يكديگر شرافت مى يابند.

145- مسؤوليت مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 15

15 - صبر و مقاومت در نبرد با دشمنان دين ، وظيفه اى بر عهده مجاهدان

و الصبرين . .. حين البأس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 103 - 1

1 - مجاهدان در ميدان نبرد بايد همواره به ياد خدا باشند .

فاذا قضيتم الصلوة فاذكروا اللّه قيماً و قعوداً و على جنوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 1

1 - مجاهدان نبايد در رويارويى و تعقيب دشمنان ، سستى نشان دهند .

و لاتهنوا فى ابتغاء القوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 9

9 - خداوند ، مجاهدان بدر را به در هم كوبيدن سر هاى كافران و از كار انداختن پنجه هاى آنان ، تهييج كرد .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در جمله «فاضربوا . .. » متوجه مجاهدان باشد. جمله «و ما جعله اللّه إلا بشرى» در آيه دهم، كه مسؤوليت فرشتگان را تنها بشارت دهى اعلام كرد، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 15 - 2

2 - اهل ايمان به هنگام حركت به سوى دشمن و رويارويى با آنان ( جهاد ابتدايى ) نبايد صحنه كارزار را ترك كنند .

إذا لقيتم الذين كفروا زحفا فلاتولوهم الأدبار

برداشت فوق بر اين اساس است كه كلمه «زحفا» حال براى فاعل «لقيتم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 3

3 - پرهيز از نزاع و اختلاف به هنگام رويارويى با دشمنان دين ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مجاهدان

و لاتنزعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 1

1 - مجاهدان و نيرو هاى رزمى ، نبايد مانند سرمستان و رياكاران رهسپار ميدان هاى نبرد شوند .

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا و رئاء الناس و يصدون

«بَطرْ» به معناى نشاط و شادمانى بيش از حد و اندازه است كه مى توان از آن به سرمستى تعبير كرد. اين كلمه مصدر است و حال براى فاعلِ «خرجوا» مى باشد ; يعنى خرجوا من ديارهم بطرين. كلمه «رئاء» نيز مصدر و به معناى اسم فاعل (مرائين) يعنى رياكاران) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 5،8

5 - تثبيت موقعيت برتر رزمى سپاه اسلام از وظايف رزمندگان

ما كان لنبى أن يكون له أسرى حتى يثخن فى الأرض

8 - ضرورت توجه مجاهدان به ناپايدارى مظاهر دنيوى و جاودانگى مواهب اخروى

تريدون عرض الدنيا و اللّه يريد الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 7

7 - روى آورى رزمندگان اسلام به اسير گرفتن از دشمن پيش از سركوبى كامل آنان گناهى بزرگ است .

لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

از اينكه گرفتن اسير اقتضاى عذاب بزرگ دارد، معلوم مى شود اين گناه، بزرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 3،5

3 - رعايت احكام الهى در بهره گيرى از غنايم جنگ ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مجاهدان

فلكوا . .. و اتقوا اللّه

امر الهى به رعايت تقوا پس از بيان حكم غنايم مى رساند كه بهره گيرى از غنايم جنگى داراى احكامى است كه بايد رعايت شود.

5 - مجاهدان نبايد در تمامى غنيمت هاى به دست آورده تصرف كنند و تمامى آنها را براى خويش حلال بشمارند .

فلكوا مما غنمتم حللا طيبا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «من» در «مما غنمتم» براى تبعيض باشد. بنابراين «فكلوا مما ... » يعنى بخشى از غنيمتها براى شما مباح است و بخش ديگر آن، همانند خمس آن بايد به مصارف تعيين شده برسد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 2

2 - تهيه تداركات و ساز و برگ جنگ در صدر اسلام ، بر عهده خود مجاهدان بود .

قلت لا أجد ما أحملكم عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 7،8،17

7- لزوم اهتمام رزمندگان مسلمان ، به نابودى سپاه كفر در مرحله نخست و نينديشيدن به ديگر منافع و غنايم *

حتّى إذا أثخنتموهم فشدّوا الوثاق

گرايش به گرفتن اسير، در يك احتمال ناشى از برخى تمايلات منفعت طلبانه و غنيمت جويانه بوده است. از اين جهت خداوند، رزمندگان را از آن منع كرده و به هدف اصلى توجه داده است.

8- مجاهدان ، موظّف به رعايت احتياط و محكم بستن اسيران در ميدان جنگ

فشدّوا الوثاق

17- رزمندگان ، موظف به جنگيدن و اسير گرفتن دشمن تا خلع سلاح آنان و فرونشستن جنگ *

فشدّوا الوثاق . .. حتّى تضع الحرب أوزارها

ممكن است «حتّى تضع. ..» غايت براى گرفتن اسيران باشد; كه از مضمون «فشدّوا الوثاق» به تلازم استفاده مى شود.

146- مشترى جان مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 1

1 - خداوند ، خريدار جان و مال مؤمنان به بهاى بهشت

إن اللّه اشترى من المؤمنين أنفسهم و أمولهم بأن لهم الجنة

147- مشترى مال مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 1

1 - خداوند ، خريدار جان و مال مؤمنان به بهاى بهشت

إن اللّه اشترى من المؤمنين أنفسهم و أمولهم بأن لهم الجنة

148- مشكلات مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 15

15 - خداوند ، داناى به رنج ها و مشقت هاى مجاهدان پيكارگر

ان تكونوا تألمون . .. و كان اللّه عليماً حكيماً

149- مصالح مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 11 - 11

11 - فريضه جهاد با مال و جان ، در جهت تأمين مصالح خود مجاهدان است .

و تجهدون . .. ذلكم خير لكم

150- معامله مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 10

10 - مجاهدان و رزمندگان راه الهى ، معامله گران جان و مال خويش با خداوند

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. يقتلون فى سبيل اللّه فيقتلون و يقتلون

151- مقابله با مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 6 - 2

2 - رويارويى با سپاه اسلام ، نشانه ناسپاسى انسان در برابر نعمت هاى خداوند است .

إنّ الإنسن لربّه لكنود

بيان خصلت هاى ناروايى كه در نوع انسان ها وجود دارد - پس از تمجيد از سپاهيان اسلام در آغاز سوره - تعريض به دشمنان دين است و رسوخ آن خصلت ها را در آنان بيان مى كند.

152- مقام مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 11

11 - پيكارگران شكيبا و نيايشگران به درگاه خدا ، نيكوكار و محبوب خداوند هستند .

و كايّن من نبىّ قاتل . .. ربّنا ... و اللّه يحبّ المحسنين

153- مقامات مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 20 - 6

6 - مؤمنان مهاجر و مجاهد در راه خدا ، داراى برترين مرتبه و بزرگترين درجه درپيشگاه خداوند

الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا . .. أعظم درجة عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 21 - 3،6

3 - برخوردارى از مقام رضوان ( رضايت كامل خدا از انسان ) از موهبت هاى خاص خداوند به مؤمنان مهاجر و مجاهد

هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم ... و رضون

6 - برخوردارى مؤمنان مهاجر ومجاهد از رحمت ويژه خدا و مقام رضوان ، نعمتى است بسيار ارجمندتر از دستيابى آنان به باغ ها و بوستان هاى بهشت .

هاجروا و جهدوا فى سبيل اللّه . .. يبشرهم ربهم برحمة منه و رضون و جنت

تقديم «رحمة» و «رضوان» بر «جنات» رساننده برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 1 - 5

5 - مجاهدان راه خدا ، برخوردار از جايگاه و مقامى رفيع در پيشگاه الهى

و الصفّ-ت صفًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 2 - 5

5 - مجاهدان راه خدا ، برخوردار از مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

فالزّجرت زجرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 3 - 4

4 - مجاهدان راه خدا ، برخوردار از مقامى رفيع در پيشگاه الهى

فالتّليت ذكرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 173 - 4

4 - لشكريان الهى و مجاهدان راه خدا ، برخوردار از جايگاه بلند در پيشگاه خداوند

و إنّ جندنا لهم الغلبون

برداشت ياد شده از اضافه «جند» (لشكر) به «نا» (خدا) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 19

19 - مجاهدان و پيكارگران راه خداوند ، برخوردار از مقامى والا و ارزشمند در پيشگاه الهى

و ليعلم اللّه من ينصره و رسله

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه از «جهاد»، به نصرت خداوند و از «مجاهدان» به ياوران الهى، تعبير شده است.

154- مقدار تهجد مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 15

15 - رعايت حال مريضان ، مسافران تاجر و سوداگر و جنگ جويان خداجو ، فلسفه تخفيف دادن تكليف شب زنده دارى و كاستن از آن ، به ميزان ميسور و ممكن

فاقرءوا ما تيسّر من القرءان علم أن سيكون منكم مرضى و. .. و ءاخرون يقتلون فى سبي

عبارت «ضرب فى الأرض» در معانى سفر براى تجارت و خارج شدن براى جنگ آمده است; ولى با آمدن «و آخرون يقاتلون فى سبيل اللّه» معناى اول مراد است.

155- ناخشنودى مجاهدان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 3

3 - ناخشنودى مؤمنان مجاهد از متخلفان جنگ تبوك ( منافقان )

يحلفون لكم لترضوا عنهم

156- نزول آرامش بر مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

157- نعمتهاى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 14 - 4

4- قدرت روحى و نيروى قلبى براى مبارزه در راه خدا ، موهبتى از جانب او براى قيام كنندگان يكتاپرست

ءامنوا بربّهم . .. و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا

158- نفوذ به صفوف مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 6،9

6 - متخلفان جنگ تبوك در صورت شركت در آن جنگ ، جز نفوذ در ميان صفوف لشكر اسلام به منظور فتنه جويى ، نقشى ديگر نداشتند .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

9 - نفوذ در ميان رزمندگان اسلام به منظور جاسوسى و فتنه انگيزى ، از ترفند هاى منافقان

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا . .. و فيكم سمعون لهم

159- نقش مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 4

4 - جنگاوران مؤمن ، در عرصه نبرد ، مجارى تحقق اراده خدا ( پيروزى قواى اسلام و مرگ و ذلت دشمنان ) هستند .

يعذبهم اللّه بأيديكم و يخزهم و ينصركم عليهم

خداوند پس از فرمان جنگ با دشمنان، نابودى و شكست آنان و پيروزى مؤمنان را به خود نسبت داد - با آنكه همه آنها نتيجه همان جنگ بود - از اين مطلب استفاده مى شود كه اراده خدا در مورد انسانها، از راه افعال خود آنان تحقق مى پذيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 11 - 16

16 - مجاهدت مستمر مؤمنان با مال و جان خويش ، مجراى تحقق اراده خداوند بر پيروزى جهانى اسلام

و اللّه متمّ نوره . .. و دين الحقّ ليظهره على الدين كلّه ... و تجهدون فى سبيل ا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خداوند، پس از بيان اراده خويش مبنى بر غلبه اسلام بر ساير اديان، مؤمنان را به جهاد با مال و جان خويش تشويق فرموده است.

160- نگرانى در مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 8،9

8 - برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .

و يذهب عنكم رجز الشيطن

9 - فقدان آب براى تحصيل طهارت و برطرف كردن نجاست ها ، مايه وسوسه شيطان و ايجاد نگرانى در پيكارگران بدر

ليطهّركم به و يذهب عنكم رجز الشيطن

نبودن لام در «يذهب» بيانگر اين است كه «يذهب . .. » مترتب بر «ليطهركم ... » است. و تناسب تطهير با برطرف شدن رجز شيطان اقتضا مى كند كه مراد از رجز شيطان وسوسه هايى باشد كه شيطان بر اثر نبودن آب براى طهارت در مجاهدان ايجاد مى كرده است.

161- نهى از منكر مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 41 - 2

2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او

الذين إن مكّنّ-هم . .. و نهوا عن المنكر

162- وعده به مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 18

18 - پاداش بهشت براى مجاهدان و شهيدان ، وعده حتمى خداوند در تورات ، انجيل و قرآن

وعداً عليه حقاً فى التورية و الإنجيل و القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 4

4 - امداد هاى الهى و پيروزى بر دشمن ، وعده قطعى خداوند به جبهه ايمان و مجاهدان راه او

يغفر لكم . .. و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

163- وعده به مجاهدان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 22

22 - وعده پاداش از سوى خداوند ، به همه مجاهدان و انفاق گران صدراسلام

و كلاًّ وعد اللّه الحسنى

164- وعده پيروزى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 173 - 2

2 - پيروزى لشكريان الهى و مجاهدان راه خدا ، در تمامى صحنه هاى مبارزاتى ، سنت و وعده خداوند است .

و إنّ جندنا لهم الغلبون

165- وقت هجوم مجاهدان غزوه ذات السلاسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 3

3 - مجاهدان در غزوه « ذات السلاسل » با اسبان دونده اى كه از ضربه سم آنها برق مى جهيد ، صبحگاهان بر دشمن تاختند و در ميان غبار پاى اسبان ، خود را به قلب دشمن رساندند .

و العديت ضبحًا . فالموريت قدحًا . فالمغيرت صبحًا . فأثرن به نقعًا . فوسطن به

براساس بعضى از روايات، اين آيات به غزوه «ذات السلاسل» نظر دارد.

166- ويژگيهاى اسبان مجاهدان غزوه ذات السلاسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 5 - 3

3 - مجاهدان در غزوه « ذات السلاسل » با اسبان دونده اى كه از ضربه سم آنها برق مى جهيد ، صبحگاهان بر دشمن تاختند و در ميان غبار پاى اسبان ، خود را به قلب دشمن رساندند .

و العديت ضبحًا . فالموريت قدحًا . فالمغيرت صبحًا . فأثرن به نقعًا . فوسطن به

براساس بعضى از روايات، اين آيات به غزوه «ذات السلاسل» نظر دارد.

167- ويژگيهاى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 41 - 2

2 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، از بارزترين ويژگى هاى ياران خدا و پيكاركنندگان راه دين او

الذين إن مكّنّ-هم . .. و نهوا عن المنكر

168- هدف مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 207 - 3

3 - بايد رضايت خداوند ، بالاترين هدف ايثارگران در راه خدا باشد .

و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه

از ستايش خداوند نسبت به گروهى كه با ايثار جان خويش در پى جلب رضايت او هستند، استفاده مى شود كه بايد رضايت خداوند بالاترين هدف باشد.

169- همنشينى با مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 3

3 - آرزوى همراهى با مجاهدان پس از مشاهده پيروزى ، و خوشحالى از ترك جهاد پس از شكست ، روحيه و منشى ناشايست

فان اصابتكم مصيبة . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ... يا ليتنى كنت معهم

مجاهدان احد

170- {مجاهدان احد}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 139 - 4

4 - خودباختگى و شكست روحى پيكارگران احد پس از بازگشت از نبرد

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لاتهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون

اگر چه نهى از چيزى، حكايت از وقوع خارجى آن ندارد، ولى به قرينه آيات بعد (ان يمسسكم قرح . .. )، معلوم مى شود كه نهى از سستى و اندوه، پس از وقوع آن در ميان مسلمانان بوده است. و به مقتضاى ارتباط اين آيه با آيات پيشين كه جنگ احد و عوامل شكست آن را گوشزد كرد، به دست مى آيد كه اين سستى و اندوه، ناشى از مسائل جنگ احد بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 7

7 - پيكار احد ، كارزارى سخت و مجسّم كننده مرگ در ديده پيكارگران مسلمان

و لقد كنتم تمنّون الموت . .. فقد رايتموه و انتم تنظرون

1 - مفسران برآنند كه آيه شريفه درباره نبرد احد نازل شده است. 2 - چون خداوند از رويارويى و درگير شدن با كافران، به ديدن مرگ تعبير كرده است، معلوم مى شود كه كارزارى سخت بوده كه ورود به آن، مساوى ديدن مرگ بوده است.

171- عصيان مجاهدان احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 14

14 - حلم خداوند در برابر نافرمانى و لغزش پيكارگران احد ( پشت كردن به ميدان كارزار )

انّ الّذين تولّوا . . انّ اللّه غفور حليم

172- عفو از مجاهدان احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 24،25

24 - عفو خداوند از سستى ، نزاع و نافرمانى پيكارگران احد

حتّى اذا فشلتم . .. و لقد عفا عنكم

25 - شايستگى عفو از تخلّفات جنگى پيكارگران

و لقد عفا عنكم

173- مجاهدان احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 9

9 - سرزنش خداوند به پيكارگران احد كه چرا على رغم مشاهده يارى الهى در جنگ بدر ، تصميم به سستى در كارزار احد گرفتند .

و اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

لحن آيه، حكايت از سرزنش مسلمانانى است كه در جنگ احد، تصميم به سستى و نافرمانى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 1،2،3،7

1 - وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مؤمنان پيكارگر بدر و يا رزمندگان احد ، به امداد الهى با فرستادن سه هزار فرشته

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة منزلين

برخى مفسران «اذ تقول» را بدل از «اذ همّت» گرفته اند و عقيده دارند كه وعده امداد با ملائكه، درباره جنگ احد است. برخى ديگر «اذ تقول» را متعلق به «و لقد نصركم اللّه ببدر» گرفته اند و اين وعده را، در جنگ بدر دانسته اند.

2 - تقويت روحيه پيكارگران بدر و اُحد ، ز سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم

3 - خداوند ، سه هزار فرشته را براى يارى رزمندگان بدر فروفرستاد .

الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة منزلين

«اذ تقول . .. » يعنى يادآور زمانى را كه به مؤمنين وعده امداد الهى را مى دادى; اگر اين وعده تحقق پيدا نكرده بود يادآورى آن لغو بود.

7 - فرشتگان ، از جمله ابزار هاى امداد هاى خداوند

ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 8

8 - وعده الهى به نزول پنجهزار فرشته براى يارى رزمندگان بدر و يا احد و يا حمراءالاسد ، در صورت صابر بودن و تقوا داشتن

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

برخى مفسّران به قرينه جمله «يأتوكم من فورهم هذا»، آيه مورد بحث را درباره قضيه حمراءالاسد دانسته اند كه مشركان پس از غلبه در احد و انصراف از معركه، پشيمان شدند و تصميم بر يورش به مدينه را داشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از دريافت اين خبر، مسلمانان را براى رويارويى با آنان فراخواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 144 - 13

13 - پندار غلط جاودانگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب ارتداد و واپسگرايى برخى از مبارزان احد ، و انكار رسالت آن حضرت پس از شايعه قتل ايشان

افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

مفسران در شأن نزول آيه گفته اند: آنگاه كه خبر قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) در بين مردم شايع شد، برخى از مسلمانان اظهار داشتند كه اگر محمّد(صلی الله علیه و آله) پيامبر بود، كشته نمى شد. (مجمع البيان، ذيل آيه.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 -

1،5،9،15،22،25،31،32

1 - فروفرستادن خوابى آرام بخش از سوى خداوند بر پيكارگران احد ، به دنبال اندوههايى كه در آن كارزار بر ايشان گذشت .

ثمّ انزل عليكم من بعد الغمّ امنة نعاساً

«امنة» (آرامش خاطر)، مفعول براى «انزل» است و «نعاساً» به معناى خواب، عطف بيان و يا بدل از «امنة» است.

5 - خواب آرام بخش ، تنها پيكارگران خداجوى نبرد احد را فراگرفت .

ثمّ انزل . .. امنة نعاساً يغشى طائفة منكم

به قرينه «طائفة قد اهمّتهم . .. »، طائفه اوّل حمل بر كسانى مى شود كه همّتشان دين و خدا بود.

9 - مسلمانان در پيكار احد متشكّل از دو جناح ، خداجويانِ آخرت طلب و خودگزينانِ دنياخواه بودند .

يغشى طائفة منكم و طائفة قد اهمّتهم انفسهم

15 - ترديد برخى از مسلمانان نبرد احد در حقّانيّت اسلام و وعده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به پيروزى مسلمانان بر دشمنانشان

و طائفة . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء

برخى از مسلمانان گمان مى كردند چون به اسلام گرويده اند و اسلام دين حق و الهى است، بايد همه امور بر طبق خواسته آنان پيش رود; ولى آنگاه كه شكست خوردند، به ترديد افتادند و گفتند گويا اختيار امور به دست ما نيست و در نتيجه اسلام دين حق نيست و وعده هاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بى مورد است.

22 - انكار حقانيّت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و نادرست پنداشتن وعده هاى الهى به پيروزى ، چيزى است كه خودگزينان شركت كننده در نبرد احد از رسول خدا پنهان مى داشتند .

و طائفة . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك

25 - شهادت برخى از پيكارگران احد و شكست در آن كارزار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه

يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

31 - مسلمانان آخرت طلب و خداخواه احد ، مشتاقان شهادت و رهسپار به سوى قتلگاه خويش

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

على رغم اينكه آيه درباره توحيد افعالى است و بيان اين معنا كه امور به دست خداوند است، خروج براى شهادت را به خود مبارزان نسبت داد تا اشاره به اشتياق آنان به شهادت كند. كاربرد كلمه «مَضجع» (خوابگاه) به جاى قتلگاه، مؤيّد اين معناست.

32 - حضور پيكارگران خداجوى در صف رزمندگان احد ، حتى در صورت شركت نكردن دنياطلبان خودخواه

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 2،3،5،10

2 - حضور مجاهدانى پايمرد و استوار به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كارزار احد ، تا آخرين لحظه هاى پيكار

انّ الّذين تولّوا منكم يوم التقى الجمعان

بنابر اينكه «من» در «منكم» براى تبعيض باشد، كه دلالت مى كند گروهى فرار كردند و قهراً گروهى تا آخر جنگ همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) باقى ماندند و به دفاع ادامه دادند.

3 - لغزش ( فرار از كارزار ) برخى از مجاهدان احد ، بر اثر نفوذ شيطان در ايشان

انّ الّذين تولّوا . .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا

5 - خودخواهى و دنياپرستى برخى مجاهدان احد ، موجب نفوذ شيطان در آنان و گريزشان از صحنه كارزار

قد اهمّتهم انفسهم . .. انّ الّذين تولّوا .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبو

خودمحورى و دنياطلبى، كه معناى جمله «قد اهمّتهم انفسهم» است، مى تواند مصداق روشن و مورد نظر از جمله «ببعض ما كسبوا» باشد.

10 - عفو خداوند از گناه فراريان جنگ احد

انّ الّذين تولّوا . . و لقد عفا اللّه عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 16

16 - عفو از خطاكاران پيكار احد ، تكليف الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاعف عنهم و استغفر لهم

به متقضاى ارتباط اين آيه با آيات نبرد احد، از جمله افراد مورد نظر كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به ناديده گرفتن خطاى آنان

است، خطاكاران نبرد احد مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 5

5 - پندار ناصواب برخى پيكارگران احد در تحليل عوامل شكست آن نبرد

انّى هذا قل هو من عند انفسكم

جمله «انّى هذا» به اين مطلب اشاره دارد كه گويا مجاهدان احد علّت شكست آن نبرد را بيرون از عملكرد خويش مى دانستند، كه جمله «من عند انفسكم» ريشه صحيح آن را گوشزد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 2

2 - ادعاى باطل منافقان كه اگر جنگاوران احد در آن كارزار شركت نمى كردند ، به شهات نمى رسيدند .

لو اطاعونا ما قتلوا . .. ان كنتم صادقين