علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 63

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 63

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- شيشه

1- تاريخ شيشه گرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 12

12 - صنعت شيشه و استفاده از آن براى روشنايى ، در عصر بعثت وجود داشت .

فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ

2- شيشه هاى كاخ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 3،4،6

3 - قصر سليمان ، قصرى مجلل و با شكوه ، با صحنى مفروش از آبگينه هاى آب نما

قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

«ممرّد» معادل صاف و «قارورة» (مفرد «قوارير») مرادف شيشه و آبگينه است; يعنى، اين صحن از آبگينه صاف، مفروش شده است.

4 - بلقيس ، براى عبور از آبگينه هاى آب نما ، دامن بركشيد و ساق هاى پايش نمايان شد .

فلمّا رأته حسبته لجّة و كشفت عن ساقيها

6 - اقدام سليمان ( ع ) به تصحيح خطاى ديد بلقيس در آب پنداشتن شيشه هاى مفروش

حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

3- فوايد شيشه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 13

13 - شيشه ، موجب انعكاس بيشتر و بهتر نور است .

فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ

تشبيه در مقام، اين است كه نور را پر فروغ نشان دهد و از اين روى مصباحى را مثل مى زند كه در شيشه است و شيشه نيز

همانند ستاره درخشان است.

شيشه گرى

4- تاريخ شيشه گرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 12

12 - صنعت شيشه و استفاده از آن براى روشنايى ، در عصر بعثت وجود داشت .

فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ

2- شيعه

1- فضايل شيعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 22

22- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . إن أبانا إبراهيم ( ع ) . . . قال : « فاجعل أفئدة من الناس تهوى إليهم » أما إنه لم يقل الناس كلّهم ، أنتم أولئك رحمكم الله . . . و ينبغى للناس . . . أن يلقونا أينما كنّا نحن الأدلاء على الله ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. همانا پدر ما ابراهيم(ع) ... گفت: «فاجعل أفئدة من الناس إليهم» آيا[چنين] نيست كه تمام مردم را نگفته است؟ شما [شيعيان] همان [مردم در كلام ابراهيم(ع)] هستيد ... و سزاوار است كه مردم ... با ما ملاقات كنند در هر كجا كه باشيم. ما راهنمايان به سوى خدا هستيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 23 - 5

5 - « محمدبن فُضَيل عن أبى الحسن ( ع ) أنّه قال : أولئك أصحاب الخمسين صلاة من شيعتنا . . . ;

محمدبن فضيل از امام كاظم(ع) [درباره آيه «الذين هم على صلاتهم دائمون» ]روايت نموده كه فرمود: آنان اصحابِ پنجاه ركعت نماز، از شيعيان ما هستند». گفتنى است كه: الف - مقصود از «پنجاه ركعت نماز» نمازهاى يوميه به علاوه نافله هاى آن است. ب - تعداد ركعات نمازهاى يوميه و نوافل آن 51 ركعت است لكن در برخى روايات درباره نافله عشاء آمده كه اين يك ركعت از نوافل بشمار نمى آيد بلكه مستحبى است كه صرفاً به منظور دو برابر شدن تعداد ركعات نافله نسبت به نمازهاى يوميه اضافه شده است. (من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 455، ح 1318). براساس اين روايات، مجموع عدد نمازهاى يوميه و نوافل پنجاه ركعت است.

شيعيان

2- اغواناپذيرى شيعيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 13

13- « عن محمدالخزاعى قال : سمعت أباعبدالله ( ع ) يذكر فى حديث غديرخم انه لما قال النبى (صلی الله علیه و آله) لعلىّ ( ع ) ما قال : . . . قال النبى (صلی الله علیه و آله) : . . . « إن عبادى ليس لك عليهم سلطان » . . . صرخ إبليس صرخة ، فرجعت إليه العفاريت فقالوا : يا سيدنا ما هذه الصرخة . . . ؟ قال : و الله من أصحاب علىّ . . . ;

محمد خزاعى گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه در باره حادثه غديرخم مى فرمود: هنگامى كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با على(ع) سخن مى گفت در باره سخن خداوند عزّوجلّ « إن عبادى ايس لك عليهم سلطان» فرمود:. .. آن گاه ابليس نعره اى كشيد، پس با آن صدا، عفريتها به وى رجوع كردند و گفتند: اى سيد ما! اين نعره براى چه بود؟ ابليس گفت: به خدا سوگند به خاطر اصحاب على(ع)...».

3- حاكميت شيعيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 27

27 - « عن على بن الحسين ( ع ) انه قرء الآية « و عداللّه الذين آمنوا منكم . . . » و قال : هم واللّه شيعتنا أهل البيت يفعل اللّه ذالك بهم على يدى رجل منّا و هو مهدى هذه الاُمّة . . . ;

از حضرت على بن الحسين(ع) روايت شده است كه آن حضرت در پى تلاوت آيه «وعد اللّه الذى آمنوا منكم. ..» فرمود: سوگند به خدا! آنان شيعيان ما اهل بيت هستند كه خداوند به سبب مردى از خاندان ما - كه مهدى(عج) اين امت باشد - آنان را خليفه روى زمين قرار خواهد داد...».

4- حسابرسى شيعيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 26 - 6

6 - « عن قَبيصَة بن يزيدالجُعفىّ قال : دخلت على الصادق جعفربن محمد ( ع ) . . . قلت . . . أسألك عن قول اللّه تعالى « إنّ إلينا إيابهم . ثمّ إنّ علينا حسابهم » قال : نعم يا قَبيصة إذا كان يوم القيامة جعل اللّه حساب شيعتنا علينا فما كان بينهم و بين اللّه استوهبه محمد (صلی الله علیه و آله) من اللّه و ما كان فيما بينهم و بين الناس من المظالم أدّاه محمد (صلی الله علیه و آله) عنهم و ما كان فيما بيننا و بينهم وهبناه لهم حتّى يدخلون الجنّة بغير حساب ;

قَبيصة بن يزيد جعفى روايت كرده كه خدمت امام صادق(ع) رسيدم و گفتم: از شما درباره سخن خداى تعالى «إنّ إلينا إيابهم . ثمّ إنّ علينا حسابهم» سؤال دارم امام فرمود: آرى اى قبيصه! زمانى كه قيامت برپا شود، خداوند حساب شيعيان ما را به ما واگذار مى كند. پس هر چه [از خطا و گناه] كه بين آنان و خدا باشد، [حضرت ]محمد(صلی الله علیه و آله) از خداوند بخشش آن را طلب مى كند و آنچه از مظلمه و حقوق كه بين آنان و مردم باشد، آن را نيز [حضرت] محمد(صلی الله علیه و آله) پرداخت مى كند و آنچه [از حقوق ]بين ما و آنان باشد، ما به آنان مى بخشاييم; تا اين كه بدون حساب وارد بهشت شوند».

5- شيعيان و دين ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 161 - 12

12 - عن الحسين بن على(ع): ما احد على ملة إبراهيم إلا نحن و شيعتنا . .. .

از امام حسين(ع) روايت شده است: هيچ كس، جز ما و شيعيان ما، پيرو آيين ابراهيم نيست . .. .

6- فضايل شيعيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 42 - 10

10- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله عزّوحلّ : « إن عبادى ليس لك عليهم سلطان » . . . ليس له على هذه العصابة خاصة سلطان ، قال : قلت : و كيف جعلت فداك و فيهم ما فيهم ؟ قال : ليس حيث تذهب ، إنما قوله : « ليس لك عليهم سلطان » أن يحبب إليهم الكفر و يبغض إليهم الإيمان ;

از امام صادق(ع) در باره سخن خداى عزّوحلّ «إن عبادى ليس لك عليهم سلطان» روايت شده است كه فرمود: . .. براى ابليس فقط بر اين جماعت خاص (شيعه) تسلطى نيست. رواى گويد: به امام(ع) عرض كردم چگونه ابليس بر شيعه تسلط ندارد با اينكه گناهانى در ميان شيعه ديده مى شود؟ فرمود: آن گونه نيست كه تو مى انديشى; بلكه مراد از سخن خدا كه مى فرمايد «ليس لك عليهم سلطان» اين است كه نمى توانى كفر را در نظر آنان محبوب كنى و ايمان را ناپسند نمايى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 13

13- « عن محمدالخزاعى قال : سمعت أباعبدالله ( ع ) يذكر فى حديث غديرخم انه لما قال النبى (صلی الله علیه و آله) لعلىّ ( ع ) ما قال : . . . قال النبى (صلی الله علیه و آله) : . . . « إن عبادى ليس لك عليهم سلطان » . . . صرخ إبليس صرخة ، فرجعت إليه العفاريت فقالوا : يا سيدنا ما هذه الصرخة . . . ؟ قال : و الله من أصحاب علىّ . . . ;

محمد خزاعى گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه در باره حادثه غديرخم مى فرمود: هنگامى كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با على(ع) سخن مى گفت در باره سخن خداوند عزّوجلّ « إن عبادى ايس لك عليهم سلطان» فرمود:. .. آن گاه ابليس نعره اى كشيد، پس با آن صدا، عفريتها به وى رجوع كردند و گفتند: اى سيد ما! اين نعره براى چه بود؟ ابليس گفت: به خدا سوگند به خاطر اصحاب على(ع)...».

7- مقامات شيعيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 160 - 10

10 - سئل أبو عبدالله(ع) . .. عن قول الله عز و جل: «من جاء بالحسنة فله عشر امثالها»، يجرى لهؤلاء ممن لا يعرف منهم هذا الأمر؟ فقال: إنما هذه للمؤمنين خاصة ... .

امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از اينكه آيا آيه «من جاء بالحسنة . ..» شامل آنان كه شناختى به ولايت ندارند، مى شود؟ فرمود: اين آيه فقط براى مؤمنان (شيعيان) است ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 6،7

6- « جابرالجعفى قال : سألت أباجعفرمحمد بن على الباقر ( ع ) عن قول الله عزّوجلّ : « كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء . . . » قال : أمّا الشجرة فرسول الله (صلی الله علیه و آله) و فرعها على ( ع ) و غصن الشجرة فاطمة بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) و ثمرها

أولادها ( ع ) و ورقها شيعتنا . . . ;

جابر جعفى گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «كشجرة طيبة. ..» سؤال كردم، آن حضرت فرمود: اما مراد از درخت، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و شاخه هاى اصلى آن، على(ع) است و شاخه هاى فرعى آن، فاطمه(س) دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى باشد و ميوه هاى آن، فرزندان او و برگهاى آن درخت، شيعيان ما مى باشند».

7- « عمرو بن حريث قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن قول الله : « كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء » قال : فقال : رسول الله (صلی الله علیه و آله) أصلها و أميرالمؤمنين ( ع ) فرعها و الأئمة من ذريتهما أغصانها و علم الأئمة ثمرتها و شيعتهم المؤمنون ورقها . . . ;

عمرو بن حريث گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «كشجرة طيبة أصلها. ..» سؤال كردم پس [آن حضرت] فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ريشه آن درخت و أميرالمؤمنين(ع) شاخه آن و ائمه(ع) از نسل آن دو، شاخه هاى فرعى آن و علم ائمه(ع) ميوه هاى آن درخت مى باشد و شيعيان مؤمن آنان برگهاى آن درختند...».

8- وعده به شيعيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 27

27 - « عن على بن الحسين ( ع ) انه قرء الآية « و عداللّه الذين آمنوا منكم . . . » و قال : هم واللّه شيعتنا أهل البيت يفعل اللّه ذالك بهم على يدى رجل منّا و هو مهدى هذه الاُمّة . . . ;

از حضرت على بن الحسين(ع) روايت شده است كه آن حضرت در پى تلاوت آيه «وعد اللّه الذى آمنوا منكم. ..» فرمود: سوگند به خدا! آنان شيعيان ما اهل بيت هستند كه خداوند به سبب مردى از خاندان ما - كه مهدى(عج) اين امت باشد - آنان را خليفه روى زمين قرار خواهد داد...».

3- صابران

1- صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 120 - 17

17 - خداوند ، حافظ صابران تقواپيشه ، از حيله ها و كينه هاى دشمنان دين

و ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم شيئاً انّ اللّه بما يعملون محيط

از اينكه جمله «انّ اللّه . .. » علت براى «لا يضرّكم» است، معلوم مى شود كه خداوند با احاطه كامل به اعمال و كيدهاى دشمنان، مانع ضرررسانى آنان خواهد شد. در نتيجه، حافظِ مؤمنان است; به شرط اينكه آنها صبر و تقوا را پيشه خود سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 11

11 - بنى اسرائيلِ زمان موسى در دوران حكومت فرعون ، مردمى صبور و مقاوم در برابر دشمنان دين بودند .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 14

14- نوح ( ع ) و پيروان او ، صبرپيشگانى مقاوم در برابر ناملايمات راه ايمان

تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر

دعوت به صبر و مقاومت ، پس از بيان سرگذشت نوح(ع) و پيروانش ، اشاره به اين حقيقت دارد كه: آن حضرت و پيروانش ، در برابر ناملايمات صبور و شكيبا بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 6

6- آنان كه بر اطاعت فرمان هاى خدا صبورى كنند ، از محسنانند .

واصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 16،18

16- يعقوب ( ع ) شخصيتى صبور و موحد كه تنها خداوند را بر يارى رسانى توانا مى دانست .

والله المستعان على ما تصفون

18- توكل كنندگان بر خداوند ، انسانهايى صبور و مقاومند .

فصبر جميل والله المستعان على ما تصفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 16

16- اميدواران به امداد هاى الهى ، انسانهايى صبور و مقاومند .

فصبر جميل عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 7

7- يوسف ( ع ) و بنيامين از تقواپيشگان صبور و از زمره محسنان بودند .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 1

1- مسلمانان مهاجر از ستم مشركان مكه ، مردمانى صبور بودند كه در برابر ستم ظالمان شكيبايى پيشه كردند .

و الذين هاجروا فى الله . .. الذين صبروا

«الذين» عطف بيان براى «الذين» در آيه سابق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 14

14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از بالاترين مرتبه صبر و تحمل در برابر اذيت ، آزار و تعديات دشمن ، برخوردار بود .

و اصبر . .. و لاتحزن عليهم و لاتك فى ضيق ممّا يمكرون

از اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) اختصاصاً به صبر مأمور گشت و صبر او تنها در پرتو عنايت و كمك خداوند ميسر مى شد، به دست مى آيد كه صبر آن حضرت، صبرى ويژه و بسيار بزرگ بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 85 - 1

1- اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) از صابران و بردباران بودند .

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 31 - 7

7- مؤمنان راستين ، اهل جهاد و شكيبا در برابر همه مشكلات زندگى

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

وصف «الصابرين» علاوه بر صبر در جهاد، مى تواند به همه زمينه هاى صبر و شكيبايى نظر داشته باشد.

2- آثار ذكر صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 11

11 - به ياد آوردن بندگان خالص ، شكيبا ، نيرومند و پرمراجعه به خداوند ، سازنده و درس آموز است .

اصبر . .. و اذكر عبدنا داود ذاالأيد إنّه أوّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 11

11- توجّه به اسوه هاى صبر و خداجويى ، تقويت كننده روحيه شكيبايى در انسان

فاصبر كما صبر أولوا العزم من الرسل

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در شكيبا بودن همچون پيامبران اولواالعزم و بازگويى آن توصيه براى انسان ها; مى تواند پيامدار اين نكته باشد كه اسوه هاى مقاومت و ديندارى، خود وسيله اى براى تقويت صبر در راستاى پايبندى به دين و ارزش ها است.

3- آمرزش صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 9

9- صبرپيشگان داراى اعمال صالح ، از مغفرت الهى بهره مند شده و گناهشان آمرزيده مى شود .

أُولئك لهم مغفرة

4- احتضار صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 14

14 - « فى المجمع فى قوله تعالى « تتنزّل عليهم الملائكة » يعنى عند الموت . . . و روى ذالك عن أبى عبداللّه ( ع ) ;

در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «تتنزّل عليهم الملائكة» آمده است: مقصود نزول ملائكة هنگام مرگ است . .. و اين مطلب از امام صادق(ع) روايت شده است».

5- اقتدار صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 12

12- اقتدار و عزت تقواپيشگان صبور و نيكوكار ، از نعمت هاى بزرگ الهى به آنان است .

قالوا يأيها العزيز . .. قد منّ الله علينا

مصداق مورد نظر براى نعمت الهى به يوسف(ع) عزت و اقتدار در سرزمين مصر است.

6- الگوى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 5

5 - داوود ( ع ) ، مظهر صبر و مقاومت و الگوى صابران و بردباران تاريخ

واذكر عبدنا داود

توصيه شدن پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) به يادآورى سرگذشت حضرت داوود(ع)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

7- امداد به صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 153 - 5

5 - خداوند ياور صبرپيشگان و مقاومان راه ايمان است .

إن اللّه مع الصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 13

13 - زمان يارى و امداد الهى به مؤمنان صبور و مقاوم در برابر گرفتارى ها ، نزديك است .

الا انّ نصر اللّه قريب

به قرينه جملات سابق (مستهم البأساء . ..) به دست مى آيد كه زمان نصرت الهى به مؤمنان صبور نزديك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 9

9- هجرت كنندگان رنج ديده ، جهادگر و مقاوم ، مورد عنايت خاص خداوند و برخوردار از نصرت او *

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «ربّك» اسم «إن» بوده و لام حرف جر و «الذين» متعلق به خبر محذوفى مانند «هو ناصر لهم» باشد.

8- امنيت صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 8

8 - فرشتگان الهى ، پيامدار امن و سرور براى يكتاپرستان پايدار بر حق

تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا و لاتحزنوا

9- اميدوارى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 1

1- صبر پيشگانِ داراى اعمال صالح به هنگام زوال نعمت و روى آورى فقر و تنگدستى ، از رحمت خدامأيوس نمى گردند و به تدبير او در هستى كافر نمى شوند .

إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

10- ايمان صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 1

1- صبر پيشگانِ داراى اعمال صالح به هنگام زوال نعمت و روى آورى فقر و تنگدستى ، از رحمت خدامأيوس نمى گردند و به تدبير او در هستى كافر نمى شوند .

إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

11- برگزيدگى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 16

16- صبرپيشگى و شكرگزارى ، داراى ارزشى والا و صبرپيشگان و شكرگزاران ، مردمانى برجسته و نخبه

إن فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

12- بشارت به صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 13،14

13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار اعلام بشارت هاى الهى به صبر پيشگان

و بشر الصبرين

14 - رهبران دينى بايد صبرپيشگان را به بهره مند شدن از رحمت هاى الهى بشارت دهند .

و بشر الصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 157 - 7

7 - نيل به هدايت و دستيابى به رحمت و الطاف الهى ، بشارت و مژده خداوند به صبرپيشگان راه ايمان

و بشر الصبرين . .. أولئك ... هم المهتدون

جمله «أولئك عليهم . ..» مى تواند بيانگر بشارت و مژده اى باشد كه «و بشر الصابرين» بدان اشاره داشت; يعنى: بشرهم بأن عليهم صلوات و ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 10

10- هجرت كنندگان مجاهد و صابر ، بشارت داده شده به مغفرت و رحمت گسترده الهى

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا . .. إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 11

11 - فرشتگان ، بشارت دهنده موحدان پايدار بر حق ، به بهشت موعود

و أبشروا بالجنّة الّتى كنتم توعدون

«الإبشار» (مصدر «أبشروا») به معناى مسرور بودن است. بنابراين «أبشروا بالجنّة»; يعنى، به بهشت مسرور و خوشنود باشيد.

13- پاداش اخروى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 10

10- صابران داراى اعمال صالح ، از پاداش بزرگ الهى ( بهشت ) برخوردار خواهند شد .

أُولئك لهم مغفرة و أجر كبير

بنا به گفته گروهى از مفسران ، مراد از «أجركبير» بهشت و موهبتهاى اخروى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 111 - 1

1 - مؤمنان شكيبا ، برخوردار از پاداش حتمى خداوند در قيامت

إنّى جزيتهم اليوم بما صبروا

«جزاء» (مصدر «جزيت») به معناى پاداش دادن است. «باء» در «بما صبروا» سببيه و «ما» موصول حرفى است; يعنى،

«بسبب صبرهم». «فوز» (مصدر «فائرون») دستيابى به مقصود را مى گويند. فعل «جزيت» دو مفعول بر مى دارد. بنابراين «هم»، مفعول اول آن و «أنّهم هم الفائزون» - به تأويل «فوزهم» - مفعول دوم آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 5

5 - بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت گاه نيكوى آن ، پاداش صابران است .

يجزون الغرفة بما صبروا . .. خلدين فيها حسنت مستقرًّا و مقامًا

14- پاداش بى شمار صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 17

17 - دريافت اجر و پاداش بى شمار الهى ، تنها از آنِ صابران است .

إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب

برداشت بالا از كلمه «إن-ّما» - كه دلالت بر حصر مى كند - قابل استفاده است.

15- پاداش صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 13

13 - محبّت خدا ، پاداش پايمردى شكيبايان در رويارويى و نبرد با دشمنان دين خدا

فما وهنوا لما اصابهم . .. و اللّه يحبّ الصّابرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 2

2 - ثبات قدم ( پايمردى ) و پيروزى بر دشمنان ، پاداش دنيوى خداوند به مجاهدان صابر و نيايشگر

ربّنا . .. و ثبّت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 67 - 4

4 - ثابت قدمان در ايمان ، بهره مند از پاداش بزرگ و ويژه خداوند

اشدّ تثبيتاً. و اذاً لأَتيناهم من لدنّا اجراً عظيماً

در برداشت فوق، «اذاً لأَتيناهم . .. »، نتيجه «اشدّ تثبيتاً» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 3

3- خداوند ، به هر يك از اعمال نيك صابران ، مطابق بهترين نوع آنها پاداش مى دهد .

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 59 - 1

1 - پاداش صبرپيشگان متوكل بر خدا ، بسى ستوده و نيكو است .

نعم أجر العملين . الذين صبروا و على ربّهم يتوكّلون

«الذين» بدل براى «العاملين» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 16،22،23

16 - صابران ، برخوردار از اجر و پاداش كامل و بى شمار

إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب

«توفية» (مصدر «يوفّى») به معناى پرداخت كامل است.

22 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إذا نشرت الدواوين و نصبت الموازين لم ينصب لأهل البلاء ميزان و لم ينشر لهم ديوان ثمّ تلا هذه الأية « إنّما يوفّى الصابرون أجرهم بغيرحساب » ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هنگامى كه نامه هاى اعمال گشوده مى شود و ميزان ها [براى سنجش اعمال] برپا مى گردد، براى اهل مصيبت و بلا [كه صابر بوده اند] ميزانى برپا نشده و نامه عملى گشوده نخواهد شد. آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود: إنّما يوفّى الصابرون أجرهم بغير حساب».

23 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : . . . قال اللّه عزّوجلّ . . . إنّما يوفّى الصابرون أجرهم بغيرحساب ، فما أعطاهم اللّه فى الدنيا لم يحاسبهم به فى الأخرة . . . ;

از امام على(ع) روايت شده: . ..خداى عزّوجلّ فرمود: «إنّما يوفّى الصابرون أجرهم بغير حساب» آنچه را خدا در دنيا به صابران داده است، در قيامت حساب آن را از آنان نمى خواهد».

16- تفضل به صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 5

5- صابران ، برخوردار از عنايت و فضل ويژه الهى

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

17- حامى اخروى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 1

1 - يكتاپرستان پايدار بر توحيد ، بهره مند از حمايت و يارى فرشتگان در دنيا و آخرت

نحن أولياؤكم فى الحيوة الدّنيا و فى الأخرة

18- حامى دنيوى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 1

1 - يكتاپرستان پايدار بر توحيد ، بهره مند از حمايت و يارى فرشتگان در دنيا و آخرت

نحن أولياؤكم فى الحيوة الدّنيا و فى الأخرة

19- حتميت پاداش صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 9،10

9- حفظ عزت بنيامين و درمانده و خوار نگشتن او به مانند ديگر برادرانش ، نشانه ضايع نشدن پاداش تقواپيشگان صبور و نيكوكار است .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

10- اقتدار و عزت يوسف ( ع ) نشانه اى روشن بر ضايع نشدن پاداش تقواپيشگان صبور و نيكوكار است .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

20- حسابرسى اخروى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 22

22 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إذا نشرت الدواوين و نصبت الموازين لم ينصب لأهل البلاء ميزان و لم ينشر لهم ديوان ثمّ تلا هذه الأية « إنّما يوفّى الصابرون أجرهم بغيرحساب » ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هنگامى كه نامه هاى اعمال گشوده مى شود و ميزان ها [براى سنجش اعمال] برپا مى گردد، براى اهل مصيبت و بلا [كه صابر بوده اند] ميزانى برپا نشده و نامه عملى گشوده نخواهد شد. آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود: إنّما يوفّى الصابرون أجرهم بغير حساب».

21- حسن فرجام صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 17

17- فرجام نيك از آنِ صبرپيشگان ، برپادارندگان نماز ، انفاق گران و جبران كنندگان اعمال بد با اعمال شايسته است .

والذين صبروا . .. و يدرءون بالحسنة السيئة أُولئك لهم عقبى الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 6

6- عاقبت و فرجام حيات دنيا ( بهشت ) براى صبرپيشگان بر طاعت خدا عاقبتى خوش و نيكوست .

فنعم عقبى الدار

22- حمايت از صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 154 - 9

9 - اعطاى حيات ويژه به شهيدان ، جلوه اى از همراهى و حمايت خداوند از صبرپيشگان راه ايمان است .

إن اللّه مع الصبرين. و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت

23- خوش اخلاقى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 35 - 1

1 - پاسخ نيك به رفتار ناپسند مخالفان و معاندان ، تنها در توان صاحبان صبر و شكيبايى است .

ادفع بالتى هى أحسن . .. و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا

24- ذكر دائمى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 2

2- صابرانِ داراى اعمال صالح ، همواره و در هر حال خداوند را فراموش نكرده و به درگاه او شاكرند .

لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إنّه ليئوس كفور. إلاّ الذين صبروا

در برداشت فوق ، اين احتمال منظور شده است كه «كفور» از كفران (ناسپاسى) باشد.

25- رستگارى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 111 - 3

3 - مؤمنان صابر ، تنها گروه رستگار در قيامت

أنّهم هم الفائزون

ذكر ضمير فصل (هم)، بيانگر حصر است.

26- زمينه تشخيص صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 31 - 2

2- تكليف جهاد ، وسيله آزمايش مؤمنان و تمايز مجاهدان و صابران از ديگران

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

با توجه به واژه «المجاهدين» معلوم مى شود كه موضوع اصلى آزمايش «جهاد» است. به علاوه محور اصلى اين آيات فرمان قتال با كافران و جهاد در راه خدا مى باشد (إذا أنزلت سورة محكمة و ذكر فيها القتال ...).

27- سرور صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 8

8 - فرشتگان الهى ، پيامدار امن و سرور براى يكتاپرستان پايدار بر حق

تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا و لاتحزنوا

28- شرح صدر صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 35 - 1،2

1 - پاسخ نيك به رفتار ناپسند مخالفان و معاندان ، تنها در توان صاحبان صبر و شكيبايى است .

ادفع بالتى هى أحسن . .. و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا

2 - آزمودگان ميدان صبر ، برخوردار از سعه صدر و توان تحمل مخالفان

ادفع بالتى هى أحسن . .. و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا

فعل ماضى «صبروا» مى رساند كه افرادى مى توانند به بدگويى و بدرفتارى مخالفان پاسخ نيك دهند كه قبلاً اهل صبر و بردبارى بوده و در آن ميدان موفق شده اند.

29- شكرگزارى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 2

2- صابرانِ داراى اعمال صالح ، همواره و در هر حال خداوند را فراموش نكرده و به درگاه او شاكرند .

لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إنّه ليئوس كفور. إلاّ الذين صبروا

در برداشت فوق ، اين احتمال منظور شده است كه «كفور» از كفران (ناسپاسى) باشد.

30- صابران از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 86 - 7

7- صبرپيشگان ، انسان هايى شايسته و در زمره صالحان اند .

كلّ من الصبرين . إنّهم من الصلحين

خداوند، در آيه قبل - كه در توصيف برخى از پيامبران بود - آنان را از صابران معرفى كرده و در اين آيه، آنان را از صالحان دانسته است. از مجموع دو آيه استفاده مى شود كه افراد صبرپيشه، از صالحان و خوبان اند.

31- صابران در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 5

5 - بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت گاه نيكوى آن ، پاداش صابران است .

يجزون الغرفة بما صبروا . .. خلدين فيها حسنت مستقرًّا و مقامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 32 - 1

1 - يكتاپرستان پايدار بر توحيد ، ميهمانان خداوند در بهشت

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا . .. نزلاً من غفور رحيم

«نُزُل» به چيزى گفته مى شود كه براى پذيرايى از ميهمان آماده مى كنند.

32- صابران در فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 1

1- صبر پيشگانِ داراى اعمال صالح به هنگام زوال نعمت و روى آورى فقر و تنگدستى ، از رحمت خدامأيوس نمى گردند و به تدبير او در هستى كافر نمى شوند .

إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

33- صابران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 111 - 3

3 - مؤمنان صابر ، تنها گروه رستگار در قيامت

أنّهم هم الفائزون

ذكر ضمير فصل (هم)، بيانگر حصر است.

34- صابران و ايام الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 14

14- ايام الله و رويداد هاى آن ، دربردارنده نشانه ها و آيات الهى براى مردمان صبرپيشه و شكرگزار

إن فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

مشاراليه «ذلك»، «ذكر» و متعلق «ذكر»، «أيام الله» است و اين حكايت از آن دارد كه «أيام الله» حاوى آيات خداوندى است.

35- صابران و تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 3

3- صابرانِ داراى اعمال صالح ، به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبت هاى دنيا ، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و شادمانى نمى كنند .

إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

36- صابران و تكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 3

3- صابرانِ داراى اعمال صالح ، به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبت هاى دنيا ، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و شادمانى نمى كنند .

إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

37- صابران و سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 3

3- صابرانِ داراى اعمال صالح ، به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبت هاى دنيا ، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و شادمانى نمى كنند .

إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

38- صابران و قصه قوم سبا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 12

12 - قصه مردم سبا و فروپاشى كامل آنان در پى كفران نعمت هاى الهى ، دربردارنده آيات خدا براى صبرپيشگان شكرگزار است .

إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

39- صابران هنگام آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 3

3- صابرانِ داراى اعمال صالح ، به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبت هاى دنيا ، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و شادمانى نمى كنند .

إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

40- صابران هنگام رفاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 3

3- صابرانِ داراى اعمال صالح ، به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبت هاى دنيا ، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و شادمانى نمى كنند .

إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

41- صابران هنگام سلب نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 1

1- صبر پيشگانِ داراى اعمال صالح به هنگام زوال نعمت و روى آورى فقر و تنگدستى ، از رحمت خدامأيوس نمى گردند و به تدبير او در هستى كافر نمى شوند .

إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

42- عزت صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 12

12- اقتدار و عزت تقواپيشگان صبور و نيكوكار ، از نعمت هاى بزرگ الهى به آنان است .

قالوا يأيها العزيز . .. قد منّ الله علينا

مصداق مورد نظر براى نعمت الهى به يوسف(ع) عزت و اقتدار در سرزمين مصر است.

43- عفوهاى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 43 - 4

4 - تنها انسان هاى صابر و شكيبا ، قادر به عفو و بخشش خطاكاران اند .

و لمن صبر و غفر إنّ ذلك لمن عزم الأُمور

ذكر صبر قبل از غفران، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه اگر روحيه شكيبايى نباشد; آتش انتقام در انسان شعلهور شده و مانع عفو و گذشت مى شود.

44- عقيده صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 156 - 34

45- عمل پسنديده صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 3

3- خداوند ، به هر يك از اعمال نيك صابران ، مطابق بهترين نوع آنها پاداش مى دهد .

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

46- فرجام صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 11

11- پيروزى نوح ( ع ) و يارانش بر مخالفان ، نشان و دليلى بر غلبه نهايى تقواپيشگان مقاوم و صبور ، بر كفرپيشگان است .

تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

47- فضايل اخروى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 32 - 1

1 - يكتاپرستان پايدار بر توحيد ، ميهمانان خداوند در بهشت

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا . .. نزلاً من غفور رحيم

«نُزُل» به چيزى گفته مى شود كه براى پذيرايى از ميهمان آماده مى كنند.

48- فضايل صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 29

29 - خداوند ، همراه و ياور شكيبايان

و اللّه مع الصّابرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 16

16- صبرپيشگى و شكرگزارى ، داراى ارزشى والا و صبرپيشگان و شكرگزاران ، مردمانى برجسته و نخبه

إن فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 9

9- هجرت كنندگان رنج ديده ، جهادگر و مقاوم ، مورد عنايت خاص خداوند و برخوردار از نصرت او *

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «ربّك» اسم «إن» بوده و لام حرف جر و «الذين» متعلق به خبر محذوفى مانند «هو ناصر لهم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 85 - 4

4- ارزش مندى صبر و جايگاه والاى صابران ، در پيشگاه خداوند

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 86 - 7

7- صبرپيشگان ، انسان هايى شايسته و در زمره صالحان اند .

كلّ من الصبرين . إنّهم من الصلحين

خداوند، در آيه قبل - كه در توصيف برخى از پيامبران بود - آنان را از صابران معرفى كرده و در اين آيه، آنان را از صالحان دانسته است. از مجموع دو آيه استفاده مى شود كه افراد صبرپيشه، از صالحان و خوبان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 26

26 - صبر ، صفتى بس ارزشمند و صابران ، داراى جايگاهى رفيع در پيشگاه خداوند

ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

اين سخن اسماعيل(ع) كه: «مرا از زمره صابران خواهى يافت» گوياى ارزش والاى صبر و رفعت مقام صابران است; زيرا او - كه از بزرگان و پيامبر زادگان است - خود را در زمره صابران يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 6

6 - يكتاپرستان استوار بر طريق ايمان ، برخوردار از جايگاهى ويژه در پيشگاه خداوند

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا تتنزّل عليهم الملئكة

نزول پياپى فرشتگان - كه از فعل مضارع «تتنزّل» فهميده مى شود - نشانگر عنايت ويژه خداوند به موحدان پايدار بر توحيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 35 - 1،2

1 - پاسخ نيك به رفتار ناپسند مخالفان و معاندان ، تنها در توان صاحبان صبر و شكيبايى است .

ادفع بالتى هى أحسن . .. و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا

2 - آزمودگان ميدان صبر ، برخوردار از سعه صدر و توان تحمل مخالفان

ادفع بالتى هى أحسن . .. و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا

فعل ماضى «صبروا» مى رساند كه افرادى مى توانند به بدگويى و بدرفتارى مخالفان پاسخ نيك دهند كه قبلاً اهل صبر و بردبارى بوده و در آن ميدان موفق شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 33 - 6

6 - انسان هاى صبور و شاكر ، بهره مند از فهم و درك نشانه هاى قدرت الهى در حركت و سكون كشتى ها

و من ءايته . .. إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

با توجه به اين كه لام در «لكلّ صبّار شكور» لام انتفاع است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 43 - 4،5

4 - تنها انسان هاى صابر و شكيبا ، قادر به عفو و بخشش خطاكاران اند .

و لمن صبر و غفر إنّ ذلك لمن عزم الأُمور

ذكر صبر قبل از غفران، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه اگر روحيه شكيبايى نباشد; آتش انتقام در انسان شعلهور شده و مانع عفو و گذشت مى شود.

5 - انسان هاى برخوردار از اراده قوى و خويشتن دار و اهل گذشت ارزشى والا دارند .

و لمن صبر و غفر إنّ ذلك لمن عزم الأُمور

49- فهم صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 12

12 - تنها صبرپيشگان ، زمينه دار فهم و دريافت سخنان اهل معرفت اند .

و قال الذين أُوتوا العلم . .. و لايلقّيها إلاّالصبرون

ضمير «يلقّاها» به سخنان فرزانگان بازمى گردد; يعنى، «و لايلقّى هذه المقالة إلاّالصابرون».

50- مراد از صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 16

16 - قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . يابن مسعود قول اللّه . . . « و لنبلونكم بشىء من الخوف . . . و بشر الصابرين » قلنا يا رسول اللّه فمن الصابرون ؟ قال : الذين يصبرون على طاعة اللّه واجتنبوا معصية ، الذين كسبوا طيباً و انفقوا قصداً و قدموا فضلا فافلحوا . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده . .. كه فرمود: اى پسر مسعود ... سخن خداوند است: «و لنبلونكم بشىء من الخوف ... و بشر الصابرين»، به آن حضرت عرض كرديم: صابران چه كسانى هستند؟ فرمود: كسانى كه بر اطاعت خدا صبر مى نمايند و از گناهان دورى كرده اند، كسانى كه روزى پاكيزه كسب كرده و در انفاق ميانه رو هستند و زيادى درآمد خود را انفاق نموده اند، پس آنان رستگار گشته اند.

51- مقام صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 12

12 - خداوند دوستدار پايمردان در جنگ و شكيبايان در برابر هجوم حوادث آن

فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللّه . .. و اللّه يحبّ الصّابرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 11

11 - پيكارگران شكيبا و نيايشگران به درگاه خدا ، نيكوكار و محبوب خداوند هستند .

و كايّن من نبىّ قاتل . .. ربّنا ... و اللّه يحبّ المحسنين

52- مقامات صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 5

5- صابران ، برخوردار از عنايت و فضل ويژه الهى

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 111 - 6

6 - ارزش والاى صبر و مؤمنان شكيبا ، در نزد خداوند

إنّى جزيتهم اليوم بما صبروا

از آن جايى كه خداوند، خود پاداش مؤمنان صابر را متكفل شده است، ارجمندى صبر و مؤمنان شكيبا در نزد خدا، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 20

20 - صابران ، برخوردار از جايگاهى والا و ويژه در پيشگاه خداوند

إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب

اعطاى پاداش بى شمار به صابران و منحصر دانستن اين پاداش به آنان، گوياى برداشت ياد شده است.

53- نزول ملائكه بر صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 7،14

7 - نزول فرشتگان الهى ، بر غير پيامبران ( اهل ايمان و پايدارى )

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. تتنزّل عليهم الملئكة

14 - « فى المجمع فى قوله تعالى « تتنزّل عليهم الملائكة » يعنى عند الموت . . . و روى ذالك عن أبى عبداللّه ( ع ) ;

در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «تتنزّل عليهم الملائكة» آمده است: مقصود نزول ملائكة هنگام مرگ است . .. و اين مطلب از امام صادق(ع) روايت شده است».

54- نعمتهاى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 12

12- اقتدار و عزت تقواپيشگان صبور و نيكوكار ، از نعمت هاى بزرگ الهى به آنان است .

قالوا يأيها العزيز . .. قد منّ الله علينا

مصداق مورد نظر براى نعمت الهى به يوسف(ع) عزت و اقتدار در سرزمين مصر است.

55- وعده به صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 12

12 - بهشت ، وعده مكرر خداوند به يكتاپرستان پايدار بر توحيد

و أبشروا بالجنّة الّتى كنتم توعدون

56- ويژگيهاى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 156 - 3

3 - صابران كسانى هستند كه به هنگام مواجه شدن با مشكلات ، تسليم قضاى الهى بوده و همه شؤون خويش را از خدا دانسته و آن را ابراز مى كنند .

و بشر الصبرين. الذين ... قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 1،2،3

1- صبر پيشگانِ داراى اعمال صالح به هنگام زوال نعمت و روى آورى فقر و تنگدستى ، از رحمت خدامأيوس نمى گردند و به تدبير او در هستى كافر نمى شوند .

إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

2- صابرانِ داراى اعمال صالح ، همواره و در هر حال خداوند را فراموش نكرده و به درگاه او شاكرند .

لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إنّه ليئوس كفور. إلاّ الذين صبروا

در برداشت فوق ، اين احتمال منظور شده است كه «كفور» از كفران (ناسپاسى) باشد.

3- صابرانِ داراى اعمال صالح ، به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبت هاى دنيا ، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و

شادمانى نمى كنند .

إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 17

17 - دريافت اجر و پاداش بى شمار الهى ، تنها از آنِ صابران است .

إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب

برداشت بالا از كلمه «إن-ّما» - كه دلالت بر حصر مى كند - قابل استفاده است.

57- هدايت صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 157 - 8

8 - مؤمنانى كه در مصيبت ها و سختى ها صابر و تسليم قضاى الهى باشند ، تنها كسانى هستند كه به هدايت دست يافته اند .

و بشر الصبرين. الذين ... و أولئك هم المهتدون

ضمير فصل (هم) و معرفه بودن خبر (المهتدون) حاكى از حصر است.

4- صابئان

1- آثار ايمان صابئان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 2

2 - ايمان واقعى به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، شرط دور ماندن مسلمانان ، يهوديان ، نصارا و صابئان از هرگونه ترس و اندوه

إن الذين ءامنوا . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون

تكرار «ايمان» در «ان الذين آمنوا» و «من آمن» حكايت از آن دارد كه: مراد از ايمان در جمله «من آمن» ايمان واقعى و راستين است نه ايمان صورى و اسمى.

2- ايمان صابئان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 69 - 1

1 - ايمان به خدا و قيامت و انجام عمل صالح ، شرط رهايى مسلمانان ، يهوديان ، صائبى ها و نصارا از هرگونه ترس و اندوه

إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. و لا هم يحزنون

«صابئى» كه مفرد «صابئون» است به كسى گفته مى شود كه آيين خويش را رها كرده و به آيينى ديگر گرويده باشد ; با توجه به اين معنا مى توان گفت مصداق مورد نظر از «الصبئون» در اين آيه - به قرينه وقوع آن بين «الذين ءامنوا و الذين هادوا» «و النصرى»، كسانى هستند كه با ترك اسلام و يا يهوديت پذيراى آيين نصارا شده باشند.

3- پاداش صابئان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 11

11 - مؤمنان به خدا و قيامت و دارندگان عمل صالح ، در قيامت هيچ ترس و اندوهى نخواهند داشت .

من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون

به قرينه «فلهم أجرهم عند ربهم» مى توان گفت: ظرف «لاخوف عليهم . ..» قيامت است.

4- دين صابئان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 6

6 - آيين يهود ، نصارا و صابئان ، از اديان الهى و آسمانى است .

إن الذين ءامنوا . .. و الصبئين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 69 - 3

3 - آيين يهود ، نصارا و صابئين ، از اديان رسمى و الهى

إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. فلاخوف عليهم

درباره آيين صابئيها نظرات مختلفى بيان شده است، علامه طباطبايى در تفسير «الميزان» پس از اشاره به اقوالى گوناگون تأييد مى كند كه آيين صابئى آيينى ممزوج از دين يهود، مجوس و حرانيه بوده است.

5- رسميت دين صابئان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 8

8 - دين يهود ، نصارا و صابئان از آيين هاى به رسميت شناخته شده در قرآن

إن الذين ءامنوا و الذين هادوا و النصرى و الصبئين

از نكته هايى كه مى تواند توجيه كننده آوردن عناوين مذكور باشد، اعلام رسميت آيينهاى ياد شده است.

6- عقيده صابئان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 69 - 7

7 - صابئى ها نسبت به ديگر پيروان اديان الهى داراى زمينه كمترى براى گرايش به ايمان واقعى *

إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى

مرفوع بودن كلمه «الصبئون»، نشان مى دهد كه تأكيد مستفاد از «انّ» در مورد صابئيها وجود ندارد.

7- مسؤوليت صابئان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 4

4 - مسلمانان ، يهوديان ، مسيحيان و صابئى ها سزاوارترين امت ها براى برخوردار شدن از ايمان راستين و انجام عمل صالح

إن الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً

نام بردن از ملتهاى مذكور - با وجود اين كه ايمان راستين چنانچه گذشت از هر فرد و ملتى پذيرفته است - مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه: پيروان آيينهاى ياد شده داراى زمينه بيشترى براى ايمان حقيقى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 69 - 4

4 - ايمان به خدا و قيامت و رسالت انبيا ، از اصول مشترك اديان آسمانى

إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون . .. من ءامن باللّه و اليوم الاخر

ايمان به رسولان الهى، از عناوين مذكور در آيه (الذين ءامنوا . .. النصرى) استفاده شده است.

صائبيت

8- تاريخ صائبيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 17 - 3

3 - ظهور آيين صابئى ، در حد فاصل ميان يهوديت و مسيحيت

و الذين هادوا و الصبئين و النصرى

ذكر «صابئين» بين «يهود» و «نصارا»، اشعار به برداشت فوق دارد.

5- صادقان

1- صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 2

2 - عيسى ( ع ) از زمره راستگويان و درست كرداران

هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم

از مصاديق مورد نظر براى «الصدقين» - به قرينه آيات گذشته - حضرت مسيح(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 6،12

6 - مؤمنان با تقوا ، مؤمنان راستين و صادق در ايمانند .

يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه و كونوا مع الصدقين

ذكر «صادقين»، پس از امر به رعايت تقوا، مى تواند براى بيان مصداق مؤمنان متقى باشد.

12 - « عن جعفر بن محمد ( ع ) فى قوله عز و جل : « اتقوا اللّه و كونوا مع الصادقين » قال : محمد و على - عليهما السلام - ;

از امام صادق (ع) روايت شده كه درباره «الصادقين» در آيه شريفه فرمود: منظور محمد و على - عليهما السلام - مى باشد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 84 - 5

5 - پيامبران الهى ، گويندگانى صادق و راستگو براى مردمان

و اجعل لى لسان صدق فى الأخرين

2- اطاعت از صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 13

13 - « روى المعلى بن خنيس عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « كونوا مع الصادقين » : بطاعتهم ;

معلى بن خنيس از امام صادق (ع) درباره قول خدا كه فرموده «با صادقان باشيد» روايت كرده: بودن با صادقان به معناى

اطاعت از آنان است».

3- برگزيدگى صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 11

11 - « صادقين » گروهى برگزيده و داراى مقام عصمت *

و كونوا مع الصدقين

از اينكه خداوند به طور مطلق به همراه و همگام بودن با«صادقين» فرمان داده است، احتمال مى رود كه «صادقين» گروهى خاصِ باشند كه در همه اعمال و افكار خويش به مقام عصمت رسيده اند و فرمان به تبعيت مطلق از آنان، بدين جهت صورت گرفته است.

4- پاداش صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 5

5 - بهشت پاداش راستگويان و راست كرداران است .

هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم لهم جنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 24 - 1،13

1 - خداوند ، به راستگويان ، به خاطر صداقت شان ، پاداش مى دهد .

ليجزى اللّه الصدقين بصدقهم

لام در «ليجزى» لام عاقبت است.

13 - اعطاى پاداش از ناحيه خداوند به راستگويان ، از آمرزگارى و رحمت او است .

ليجزى اللّه الصدقين . .. إنّ اللّه كان غفورًا رحيمًا

5- پيروزى صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 13

13 - رستگارى و پيروزى بزرگ در قيامت ، ويژه راستگويان و راستكرداران

هذا يوم ينفع الصدقين . .. ذلك الفوز العظيم

6- رستگارى صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 13

13 - رستگارى و پيروزى بزرگ در قيامت ، ويژه راستگويان و راستكرداران

هذا يوم ينفع الصدقين . .. ذلك الفوز العظيم

7- رضايت صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 8

8 - خداوند ، خشنود از راستگويان و راستكرداران و آنان ، خشنود از خداوند .

رضى اللّه عنهم و رضوا عنه

8- زمينه تشخيص صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 21 - 9

9- لحظه عمل به تكاليف دشوار دين ، لحظه جدا شدن صف صادقان از مدعيان صداقت

فإذا عزم الأمر فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم

از آيه شريفه استفاده مى شود كه پس از قطعيت يافتن فرمان هاى الهى به تكاليف دشوارى چون جهاد، صادقان راستين از مدعيان دروغين صداقت متمايز مى شوند و بدين جهت خداوند فرموده است: «فلو صدقوا اللّه لكان خيراً لهم».

9- صادقان در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 120 - 7

7 - مالكيت خداوند بر آسمان ها و زمين و توانايى مطلق وى ، ضامن اعطاى بهشت جاودانه به صادقان

ينفع الصدقين صدقهم لهم جنت . .. و ما فيهن و هو على كل شىء قدير

بيان مالكيت خداوند بر هستى و توانايى مطلق او پس از وعده بهشتى جاويدان به صدق پيشگان، مى تواند اشاره به اين باشد كه تحقق بخشيدن به اين وعده هرگز از توان خداوند خارج نيست.

10- صادقان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 1،13

1 - راستگويان و راستكرداران ، بهره مند از آثار صدق خويش ، در قيامت

قال اللّه هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم

13 - رستگارى و پيروزى بزرگ در قيامت ، ويژه راستگويان و راستكرداران

هذا يوم ينفع الصدقين . .. ذلك الفوز العظيم

11- عصمت صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 11

11 - « صادقين » گروهى برگزيده و داراى مقام عصمت *

و كونوا مع الصدقين

از اينكه خداوند به طور مطلق به همراه و همگام بودن با«صادقين» فرمان داده است، احتمال مى رود كه «صادقين» گروهى خاصِ باشند كه در همه اعمال و افكار خويش به مقام عصمت رسيده اند و فرمان به تبعيت مطلق از آنان، بدين جهت صورت گرفته است.

12- فضايل صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 13

13 - رستگارى و پيروزى بزرگ در قيامت ، ويژه راستگويان و راستكرداران

هذا يوم ينفع الصدقين . .. ذلك الفوز العظيم

13- مقامات صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 8،11

8 - مرتبه « صادقين » برترين مرتبه ايمان و ديندارى

اتقوا اللّه و كونوا مع الصدقين

دستور خدا به همراهى و همگامى با صادقان - پس از توصيه به تقواپيشگى - بيانگر اين حقيقت است كه «مرتبه صادقين» مرتبه اى فراتر از مرتبه كسانى است كه در راه تقوا گام مى نهند و به تعبير ديگر «صادقين» كسانى هستند كه در اوج رعايت تقوايند.

11 - « صادقين » گروهى برگزيده و داراى مقام عصمت *

و كونوا مع الصدقين

از اينكه خداوند به طور مطلق به همراه و همگام بودن با«صادقين» فرمان داده است، احتمال مى رود كه «صادقين» گروهى

خاصِ باشند كه در همه اعمال و افكار خويش به مقام عصمت رسيده اند و فرمان به تبعيت مطلق از آنان، بدين جهت صورت گرفته است.

14- مؤمنان و مقامات صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 9

9 - دستيابى به مرتبه صادقين ، آرمانى ارزشمند براى مؤمنان

اتقوا اللّه و كونوا مع الصدقين

6- صاعقه

1- ابتلا به صاعقه آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 13

13- گرفتار شدن به صاعقه ها برخاسته از مشيّت خداوند است .

يرسل الصوعق فيصيب بها من يشاء

«اصابة» (مصدر يصيب) به معانى رسيدن، فرو ريختن و نيز مصيبت وارد كردن آمده است. بنابر معناى اول و دوم حرف «باء» در «بها» براى تعديه است و بنابر معناى سوم حرف «باء» براى بيان آلت و وسيله است. و جمله «يصيب بها من يشاء» بر اساس معانى مذكور چنين معنا مى شود: «خداوند صاعقه ها را به هر كسى كه بخواهد مى رساند»، «خداوند صاعقه هارا بر هر كس كه بخواهد فرو مى ريزد» و «خداوند به وسيله صاعقه ها به هر كس كه بخواهد مصيبت وارد مى سازد».

2- سرعت صاعقه عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 45 - 2

2 - سرعت و شدت صاعقه ، از بين برنده توان تصميم گيرى ثموديان

فأخذتهم الصعقة . .. فما استطعوا من قيام

3- صاعقه زدگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 5

5 - نزول « منّ » و « سلوى » بر بنى اسرائيل و نجاتشان از حرارت شديد خورشيد با ابر هاى سايه گستر ، پس از حادثه صاعقه زدگى و زنده شدن آنان بود .

ثم بعثنكم . .. و ظللنا عليكم الغمام

عطف جمله «ظللنا . ..» بر «بعثناكم ...» اقتضا مى كند كه گفته شود: داستان سايه گستر شدن ابرها و نزول «منّ» و

«سلوى» پس از داستان صاعقه، تحقق يافته باشد.

4- صاعقه زدگى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 44 - 4،5

4 - صاعقه فراگير و نيرومند ، عامل نابودى قوم ثمود

فأخذتهم الصعقة

5 - فراگيرى صاعقه بر قوم ثمود ، در عين هشيارى و در مقابل چشمان آنان

فأخذتهم الصعقة و هم ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 45 - 1،2

1 - ناتوانى و بى پناهى كامل قوم ثمود ، در برابر صاعقه عذاب

فما استطعوا من قيام و ما كانوا منتصرين

2 - سرعت و شدت صاعقه ، از بين برنده توان تصميم گيرى ثموديان

فأخذتهم الصعقة . .. فما استطعوا من قيام

5- صاعقه عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 6،13،14

6 - صاعقه آسمانى ، موجب به هلاكت رسيدن قوم موسى شد .

فأخذتكم الصعقة

صاعقه آتشى است از آسمان كه به هنگام رعد شديد پديد مى آيد.

13 - قوم موسى ، در پى تقاضاى رؤيت خدا ، شاهد فرود آمدن صاعقه بر خود بودند .

فأخذتكم الصعقه و أنتم تنظرون

مفعول «تنظرون» (نگاه مى كرديد) فرود آمدن صاعقه است.

14 - داستان تقاضاى رؤيت خدا و اظهار ناباورى بنى اسرائيل به سخنان موسى ( ع ) و فرود آمدن صاعقه بر آنان ، داستانى آموزنده و شايسته به خاطر داشتن

و إذ قلتم يموسى لن نؤمن لك . .. و أنتم تنظرون

«إذ قلتم» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قلتم . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 56 - 1،3

1 - خداوند ، قوم موسى را پس از هلاكتشان با صاعقه ، حياتى دوباره بخشيد و آنان را زنده كرد .

ثم بعثنكم من بعد موتكم

3 - زنده شدن قوم موسى پس از هلاكتشان با صاعقه ، از نعمت هاى خداوند به آنان

اذكروا نعمتى التى أنعمت . .. ثم بعثنكم من بعد موتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 44 - 4،5

4 - صاعقه فراگير و نيرومند ، عامل نابودى قوم ثمود

فأخذتهم الصعقة

5 - فراگيرى صاعقه بر قوم ثمود ، در عين هشيارى و در مقابل چشمان آنان

فأخذتهم الصعقة و هم ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 45 - 1

1 - ناتوانى و بى پناهى كامل قوم ثمود ، در برابر صاعقه عذاب

فما استطعوا من قيام و ما كانوا منتصرين

6- عذاب با صاعقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 3

3 - عذاب قوم ثمود ، همراه با صاعقه اى عظيم و كشنده *

إنّا أرسلنا عليهم صيحة وحدة فكانوا كهشيم المحتظر

با توجه به اين كه خشك شدن بدن قوم ثمود، بيش از آن كه متأثر از صداى مهيب باشد، معلول صاعقه است; احتمال مى رود صيحه در اين آيه، بدان جهت آمده باشد كه همواره پس از صاعقه صدايى شنيده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 5 - 1

1 - قوم ثمود ، به وسيله صاعقه كوبنده و سركش به هلاكت رسيدند .

فأمّا ثمود فأُهلكوا بالطاغية

«طاغية» در اصل، به معناى سركش و متجاوز از حد و مرز است; ولى مقصود از آن در آيه شريفه - برابر نظر مفسران - صاعقه است. البته در آيه 13 سوره «فصلت» بدان تصريح شده است.

7- عذاب صاعقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 5

5 - درخواست ديدن خداوند از سوى يهود ، درخواستى ظالمانه و موجب گرفتار شدن آنان به صاعقه

فقالوا أرنا اللّه جهرة فأخذتهم الصعقة بظلمهم

8- عوامل مصونيت از صاعقه آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 23

23- « عن أبى عبدالله ( ع ) انه قال : لاتملّوا من قراءة إذا زلزلت الأرض زلزالها فإنه من كانت قراءته بها فى نوافله لم يصبه الله عزوجل بزلزلة أبداً و لم يمت بها و لا بصاعقة ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: از خواندن سوره «إذا زلزلت الأرض زلزالها» خسته نشويد ; زيرا كسى كه آن را در نافله هاى خود بخواند، خداى عزوجل هيچ گاه او را با زلزله آسيب نمى رساند و به وسيله زلزله و صاعقه به هلاكت نمى رساند».

9- كيفر با صاعقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 17

17 - گرفتارى يهود به صاعقه ، از بينات الهى براى آنان

فأخذتهم الصعقة بظلمهم ثم اتخذوا العجل من بعد ما جاءتهم البينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 3،5،6

3 - صاعقه آسمانى ، كيفر روى گردانى از آيات روشن الهى است .

قل أئنّكم لتكفرون بالّذى . .. فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة

5 - صاعقه آسمانى ، كيفر تخلّف قوم عاد و ثمود از دعوت پيامبران خويش

أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

6 - صاعقه از كيفر هاى دنيوى خداوند ، براى برخى از امت هاى مشرك پيشين

أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

10- محدوده صاعقه آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 22

22- « عن أبى جعفرالباقر ( ع ) : ان الصواعق تصيب المسلم و غير المسلم و لاتصيب ذاكراً ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: صاعقه ها [ممكن است] به مسلمان و يا غير مسلمان اصابت كند ; ولى به كسى كه مشغول

ذكر خداست اصابت نمى كند».

11- منشأ صاعقه آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 12

12- خداوند فرستنده صاعقه هاى آسمانى است .

هو الذى يريكم . .. و يرسل الصوعق

«صواعق» جمع صاعقه است و صاعقه را برخى از اهل لغت به آتشى كه از رعد پديد مى آيد معنا كرده اند و برخى گفته اند: صداى شديدى است كه از جو شنيده مى شود و برخى آن را به غرشى از رعد كه آتشى همراه آن فرو ريزد ، تفسير كرده اند.

12- هلاكت با صاعقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 6

6 - بنى اسرائيل در پى تقاضاى آشكارا ديدن خداوند ، با صاعقه به هلاكت رسيدند .

فأخذتهم الصعقة بظلمهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 7

7 - هلاكت قوم ثمود ، با صاعقه خواركننده و خفت آور

فأخذتهم صعقة العذاب الهون

صاعقه آسمانى

13- ابتلا به صاعقه آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 13

13- گرفتار شدن به صاعقه ها برخاسته از مشيّت خداوند است .

يرسل الصوعق فيصيب بها من يشاء

«اصابة» (مصدر يصيب) به معانى رسيدن، فرو ريختن و نيز مصيبت وارد كردن آمده است. بنابر معناى اول و دوم حرف «باء» در «بها» براى تعديه است و بنابر معناى سوم حرف «باء» براى بيان آلت و وسيله است. و جمله «يصيب بها من يشاء» بر اساس معانى مذكور چنين معنا مى شود: «خداوند صاعقه ها را به هر كسى كه بخواهد مى رساند»، «خداوند صاعقه هارا بر هر كس كه بخواهد فرو مى ريزد» و «خداوند به وسيله صاعقه ها به هر كس كه بخواهد مصيبت وارد مى سازد».

14- عوامل مصونيت از صاعقه آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 23

23- « عن أبى عبدالله ( ع ) انه قال : لاتملّوا من قراءة إذا زلزلت الأرض زلزالها فإنه من كانت قراءته بها فى نوافله لم يصبه الله عزوجل بزلزلة أبداً و لم يمت بها و لا بصاعقة ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: از خواندن سوره «إذا زلزلت الأرض زلزالها» خسته نشويد ; زيرا كسى كه آن را در نافله هاى خود بخواند، خداى عزوجل هيچ گاه او را با زلزله آسيب نمى رساند و به وسيله زلزله و صاعقه به هلاكت نمى رساند».

15- محدوده صاعقه آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 22

22- « عن أبى جعفرالباقر ( ع ) : ان الصواعق تصيب المسلم و غير المسلم و لاتصيب ذاكراً ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: صاعقه ها [ممكن است] به مسلمان و يا غير مسلمان اصابت كند ; ولى به كسى كه مشغول ذكر خداست اصابت نمى كند».

16- منشأ صاعقه آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 12

12- خداوند فرستنده صاعقه هاى آسمانى است .

هو الذى يريكم . .. و يرسل الصوعق

«صواعق» جمع صاعقه است و صاعقه را برخى از اهل لغت به آتشى كه از رعد پديد مى آيد معنا كرده اند و برخى گفته اند: صداى شديدى است كه از جو شنيده مى شود و برخى آن را به غرشى از رعد كه آتشى همراه آن فرو ريزد ، تفسير كرده اند.

7- صالح(ع)

1- آب آشاميدنى شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 155 - 4

4 - آب آشاميدنى منطقه ثمود ، يك روز به ناقه صالح اختصاص داشت و يك روز به خود ثموديان .

لها شرب و لكم شرب يوم معلوم

«شرب» به يك نوبت از آب گفته مى شود تقدير آيه چنين است: «لها شرب يوم معلوم و لكم شرب يوم معلوم; نوبتى از آب در روزى معين از آن او و نوبتى از آن در روزى معين از آن شما است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 156 - 3

3 - اختصاص يافتن نوبتى از آب به ناقه ، موجب ناخرسندى ثموديان *

لها شرب و لكم شرب يوم معلوم . و لاتمسّوها بسوء

با توجه به ارتباط آيه بالا با آيه پيش، احتمال مى رود كه تقسيم آب، زمينه بدانديشى و نارضايتى را در ميان ثموديان، نسبت به ناقه پديد آورده باشد و «لاتمسّوها» هشدارى به اين موضع گيرى است.

2- آب دهى شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 5

5 - بهره مند ساختن ناقه صالح از آب آشاميدنى ، داراى برنامه اى خاص بود .

و سقيها

«سَقْى» و «سُقْيا»، به معناى در اختيار نهادن نوشيدنى است (مفردات) و «سُقْيا» اسم مصدر براى «سَقْى» مى باشد (العين). اضافه اين كلمه به ضمير «ناقة» و نيز برحذر داشتن قوم ثمود از بى توجّهى به آن، نشانه آن است كه مردم درباره آب آشاميدنى ناقه، وظيفه خاصى داشتند.

3- آثار اذيت شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 6

6- صالح ( ع ) ، قوم خود را در صورت آزاررسانى به ناقه و بازداشتن آن از چرا ، به عذابى زودرس هشدار داد .

و لاتمسوها بسوء فيأخذكم عذاب قريب

4- آثار ايمان به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 9

9 - قبول پيامبرى صالح ( ع ) ، مايه تيره بختى در نگاه قوم ثمود

إنّا إذًا لفى . .. سعر

در صورتى كه «سعر» جمع «سعير» (آتش افروخته) باشد، مراد از آن در آيه شريفه، گرفتار شدن در آتش حسرت و تيره بختى خواهد بود.

5- آثار بشر بودن صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 3

3 - ويژگى هاى بشرى صالح ( ع ) ، مانع از رسالت وى در ديدگاه ثموديان

قالوا . .. ما أنت إلاّ بشر مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 1

1 - بشر بودن صالح پيامبر ( ع ) ، بهانه قوم ثمود ، براى تكذيب رسالت آن حضرت

فقالوا أبشرًا منّا وحدًا نتّبعه

6- آثار تقواى پيروان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 2

2 - پايبندى مستمر مؤمنان ثمود به تقوا و پرهيز از گناه ، عامل نجات آنان از عذاب الهى

و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

جمله «كانوا يتّقون» ماضى استمرارى است; يعنى، راز نجات مؤمنان در تقواى مستمر آنان نهفته است.

7- آثار تكذيب صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 2

2- خداوند ، در پى اصرار قوم ثمود بر شركورزى و انكار رسالت صالح ( ع ) ، عذابى سخت بر آنان نازل كرد .

فلما جاء أمرنا

مراد از «أمر» عذاب نازل شده بر قوم ثمود است. اضافه آن به ضمير «نا» حاكى از بزرگى آن عذاب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 5

5 - باور نداشتن رسالت صالح ( ع ) و بى اعتمادى به هشدار هاى او در مورد ناقه و آب شرب آن ، مايه اقدام بى پرواى قوم ثمود به از ميان بردن ناقه شد .

فكذّبوه فعقروها

8- آثار دعوتهاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 3

3 - پديد آمدن دو دستگى و خصومت هاى اجتماعى در پى دعوت صالح ( ع ) ، زمينه بد يُمن خوانده شدن وى از سوى كافران

فإذا هم فريقان يختصمون . .. قالوا اطّيّرنا بك

احتمالاً آنچه كافران به عنوان شومى و نامباركى از آن ياد كرده اند، همان دو دستگى و اختلافات اجتماعى باشد كه درپى دعوت صالح(ع) و پيدايش مؤمن و كافر به وجود آمده بود.

9- آثار عقر شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 1

1 - نزول عذاب بر قوم ثمود ، پس از پى كردن ناقه صالح

فتعاطى فعقر . .. إنّا أرسلنا عليهم صيحة وحدة

10- آثار قتل شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 65 - 2،3

2- قوم ثمود ، با پى كردن ناقه صالح و از ميان بردن آيت رسالت او ، عذاب الهى را براى خويش قطعى ساختند .

فعقروها فقال تمتعوا فى داركم ثلثة أيام

3- قوم ثمود ، پس از كشتن ناقه صالح ، بيش از سه روز مهلت ماندن در دنيا و بهره بردن از متاع آن را نداشتند .

فقال تمتعوا فى داركم ثلثة أيام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 157 - 2

2 - ندامت و پشيمانى ثموديان ، به دنبال پى كردن ناقه صالح و مشاهده نشانه هاى عذاب

فعقروها فأصبحوا ندمين

«فاء» در «فأصبحوا» فصيحه و بيانگر حذف جمله اى است كه به خاطر معلوم بودنش حذف شده و تقدير آن چنين است: «فعقروها فرأوا اشراط العذاب فأصبحوا نادمين; ناقه را پى كردند پس نشانه هاى عذاب را ديدند، پس پشيمان شدند».

11- آثار نبوت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 5

5 - تصريح صالح ( ع ) بر خيرخواهى خود و تضمين منافع ثموديان در پرتو رسالت خويش

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده، با توجه به قيد «لكم» (همراه با لام انتفاع) استفاده مى شود.

12- آثار نبوغ صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 3

3- قوم ثمود ، صالح ( ع ) را به خاطر ويژگى ها و استعدادهايش ، مايه ترقى و تعالى آن قوم مى دانستند .

قد كنت فينا مرجوًّا

13- آزادى شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 9

9- آزادى ناقه صالح براى چريدن ، در تضاد با منافع قوم ثمود

فذروها تأكل فى أرض الله و لاتمسوها بسوء

تهديد شدن قوم ثمود به عذاب در صورت بازدارى ناقه از چريدن، نشان مى دهد كه سلامتى ناقه ازسوى آنان، درخطر بود

وآنها آزادى ناقه را براى چرا، به سودخويش نمى ديدند.

14- اتمام حجت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 5

5 - صالح ( ع ) هنگام خروجش از ميان قوم ثمود ، اتمام حجت الهى بر آنان را به ايشان گوشزد كرد .

فتولى عنهم و قال يقوم لقد أبلغتكم رسالة ربى

15- اجابت دعاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 40 - 1

1 - استجابت دعاى ( نصرت خواهى ) پيامبرِ پس از نوح از سوى خداوند

قال ربّ انصرنى . .. قال عمّا قليل ليصبحنّ ندمين

«عن» در «عمّا قليل» به معناى «بَعد» و «ما» نكره موصوفه و كنايه از «زمان» مى باشد. «قليل» نيز صفت «ما» است; يعنى، «بعد زمان قليل». «عمّا قليل» متعلق به «يصبحنّ» و «إصباح» (مصدر يصبحنّ) به معناى صيرورت و شدن است.

16- احتجاج صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 25

25 - مالكيت خدا بر زمين ، دليل صالح ( ع ) بر لزوم آزادگذارى ناقه براى چريدن در هر كجاى زمين

هذه ناقة اللّه . .. فذروها تأكل فى أرض اللّه

انتساب زمين به خداوند (أرض اللّه) پس از انتساب ناقه به او (ناقة اللّه) استدلالى است از سوى صالح بر لزوم آزادگذارى آن براى چريدن. يعنى چون ناقه از آن خداست و زمين نيز از آن اوست، روا نيست از چريدن بازداشته شود. تفريع جم---له «ذروها ... » به وسيله فاء بر جمله «هذه ناقة اللّه» نيز دلالت بر اين معنا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 8

8- مالكيت خداوند بر چراگاهها ، دليل صالح ( ع ) بر لزوم آزاد گذاشتن ناقه براى چريدن در هر كجاى زمين

هذه ناقة الله . .. فذروها تأكل فى أرض الله

تعبيرهاى «ناقه خدا» و «زمين خدا» در حقيقت استدلال صالح(ع) بر لزوم آزادگذارى ناقه براى چريدن بود; يعنى ، چون ناقه از آنِ خداست و زمين نيز از آنِ اوست ، روا نيست ناقه را از چريدن باز داريد.

17- اخلاص صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 145 - 1

1 - تصريح صالح ( ع ) ، به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

18- استعدادهاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 2

2- قوم ثمود ، معترف به ويژگى هاى مثبت و استعدادى خاص در صالح ( ع )

قالوا يص-لح قد كنت فينا مرجوًّا قبل هذا

19- استمداد صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 39 - 2

2 - فرستاده الهى پس از نوح خواستارى يارى خدا در برابر تكذيب گرى هاى قومش بود .

قال ربّ انصرنى بما كذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 40 - 1

1 - استجابت دعاى ( نصرت خواهى ) پيامبرِ پس از نوح از سوى خداوند

قال ربّ انصرنى . .. قال عمّا قليل ليصبحنّ ندمين

«عن» در «عمّا قليل» به معناى «بَعد» و «ما» نكره موصوفه و كنايه از «زمان» مى باشد. «قليل» نيز صفت «ما» است; يعنى، «بعد زمان قليل». «عمّا قليل» متعلق به «يصبحنّ» و «إصباح» (مصدر يصبحنّ) به معناى صيرورت و شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 41 - 1

1 - نزول عذابى فراگير بر نخستين جامعه پس از نوح ، در پى استمداد پيامبر آنان از خداوند

قال ربّ انصرنى . .. فأخذتهم الصيحة

20- اشراف قوم ثمود و صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 2،5

2 - گروهى از اشراف و بزرگان قوم صالح رسالت وى را پذيرفتند و به وى ايمان آوردند و گروهى ديگر از آنان به وى كافر شدند .

قال الملأ الذين استكبروا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «الذين . .. » وصفى احترازى باشد. يعنى ملأ قوم ثمود در برابر رسالت صالح دو طايفه شدند: مستكبران و غير مستكبران.

5 - مبارزه اشراف كفرپيشه ثمود با صالح ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزه و دليل روشن بر رسالت آن حضرت

قال الملأ الذين استكبروا من قومه . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

21- اصلاح طلبى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 152 - 6

6 - اصلاح جامعه و از ميان بردن فساد ، از اهداف صالح ( ع )

و أطيعون . و لاتطيعوا أمر المسرفين . الذين يفسدون فى الأرض و لايصلحون

22- اضرار به شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 21

21 - صالح ( ع ) برحذردارنده قوم ثمود از زيان رساندن به ناقه

و لاتمسوها بسوء

23- اطمينان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 17

17- افزايش اطمينان صالح ( ع ) به زيان كارى كافران ثمود ، تنها دستاورد اصرار آنان بر انصراف او از دعوت به توحيد

فما تزيدوننى غير تخسير

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «تخسير» به معناى نسبت دادن خسارت و تباهى باشد، همانند تكفير و تفسيق كه به معناى نسبت دادن كفر و فسق مى باشد. بر اين مبنا، فاعل «تخسير» حضرت صالح(ع) است و مفاد جمله «فما تزيدوننى ...» چنين خواهد شد: آنچه اصرار شما بر ترك دعوت به توحيد، بر من مى افزايد اين است كه شما را در خسارت و تباهى ببينم.

24- اظهار بى اطلاعى از قتل صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 7

7 - چاره انديشى توطئه گران عليه صالح ، براى انكار جنايت خويش و گريز از قصاص يا پرداخت خونبها

ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله و إنّا لصدقون

طرح اظهار بى خبرى از قتل صالح(ع) و خانواده وى، نشان مى دهد كه گروه هاى مزبور مى انديشيده اند تا راهى پيدا كنند و در نتيجه آن از خونخواهى ولىّ دم يا پرداخت خونبها شانه خالى كنند.

25- اظهار خيرخواهى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 5

5 - تصريح صالح ( ع ) بر خيرخواهى خود و تضمين منافع ثموديان در پرتو رسالت خويش

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده، با توجه به قيد «لكم» (همراه با لام انتفاع) استفاده مى شود.

26- اعتماد به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 2

2 - فراخوانى صالح ( ع ) قومش را ، به پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدى گرفتن هشدارهايش

ألاتتّقون . إنّى لكم رسول أمين

واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون»; (يعنى، فرد مورد اعتماد) باشد. بنابراين آوردن اين قيد دعوتى است از جانب صالح(ع) كه به او اعتماد كنند و به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدى بگيرند.

27- اعجاز خلقت شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 4

4 - آفرينش ناقه صالح ، به طور غيرعادى و خارج از اسباب و علل طبيعى بود .

ناقة اللّه

از آن جا كه همه موجودات، مملوك خدايند، اضافه «ناقة» به نام جلاله «اللّه»، بيانگر ويژگى آن است و از دخالت مستقيم

خداوند، در پيدايش آن حكايت دارد.

28- اعجاز شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 6

6 - پيدايش ناقه صالح ، معجزه و باقى ماندن آن ، براساس علل و عوامل طبيعى بود .

ناقة اللّه و سقيها . .. فعقروها

29- اعراض از انذارهاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 39 - 6

6 - مردمِ جامعه پس از نوح ، هشدار عذاب را جدى نگرفتند و فرستاده الهى را به دروغ گويى متهم كردند .

قال ربّ انصرنى بما كذّبون

30- التجاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 39 - 1،4

1 - التجاى پيامبرِ پس از نوح به درگاه پروردگار ، پس از نااميدى از تأثير تبليغاتش در مردم

قال ربّ انصرنى بما كذّبون

ظرف «قال» محذوف است; يعنى، «قال بعد ما ايس من إيمانهم». «باء» در «بما كذّبون» سببيه و «ما» مصدريه (موصول حرفى ) است. بنابراين «بما كذّبون» به تأويل «بتكذيبهم إيّاى» مى باشد.

4 - التجاى فرستادهء الهى پس از نوح به درگاه پروردگار ، براى نزول عذاب استيصال

قال ربّ انصرنى بما كذّبون

«باء» در«بماكذّبون» مى تواند براى آليت باشد. در اين صورت «ما» اسم موصول و به معناى «الذى» بوده و عايد آن محذوف است; يعنى، «ربّ انصرنى بالذى كذّبونى به» (پرودگارا! مرا با همان چيزى كه[دروغش پنداشتند و] تكذيبم كردند، يارى فرما).

31- امانتدارى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 3،6

3 - تأكيد صالح ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «أمين» از ريشه «أمانة» (مقابل «خيانة») مشتق شده باشد.

6 - صالح ( ع ) ، شخصيتى خوشنام و امانت دار در ميان ثموديان

إنّى لكم رسول أمين

تأكيد صالح(ع) بر امين بودن خود، در صورتى ثمربخش است كه وى از پيشينه اى همراه با خوشنامى و امانت دارى برخوردار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 2

2 - صالح ( ع ) ، خواهان اطاعت ثموديان از او به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى وى

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتّقوا اللّه» بر«إنّى لكم رسول أمين» مى تواند مفيد اين مطلب باشد.

32- امتحان با شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 1

1 - فرستادن ناقه صالح به سوى قوم ثمود ، وعده الهى براى آزمايش ايشان

إنّا مرسلوا الناقة فتنة لهم

33- انبياى بعد از صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 44 - 1

1 - تاريخ ، شاهد بعثت پياپى پيامبران ، پس از نابودى قوم ثمود

ثمّ أنشأنا من بعدهم قرونًا ءاخرين . .. ثمّ أرسلنا رسلنا تترا

«تترا» به معناى پياپى آمدن است. گفتنى است كه «تترا» در اين آيه، مصدر به معناى فاعل است كه در محل نصب و حال است براى «أرسلنا» مى باشد. بنابراين تقدير آن چنين است: «ثمّ أرسلنا جائين واحداً بعد واحد» (پس فرستادگان خود را يكى پس از ديگرى، روانه كرديم).

34- انذارهاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 6

6- صالح ( ع ) ، مردمان را از پرستش غير خدا برحذر مى داشت و عليه شركورزى قوم ثمود مبارزه مى كرد .

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 6

6- صالح ( ع ) ، قوم خود را در صورت آزاررسانى به ناقه و بازداشتن آن از چرا ، به عذابى زودرس هشدار داد .

و لاتمسوها بسوء فيأخذكم عذاب قريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 65 - 1

1- كافران قوم ثمود ، با ناديده گرفتن هشدار هاى صالح ( ع ) ، ناقه او را پى كردند و آن را هلاك ساختند .

فعقروها

«عقر» (مصدر عقروا) در اصل به معناى پى كردن شتر و قطع پاهاى آن با شمشير است; به نحر كردن و كشتن شتر نيز «عقر» گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 10

10 - پيامبر پس از نوح ( هود يا صالح ) ، قوم خود را به عواقب شوم شركورزى هشدار داد .

ما لكم من إله غيره أفلاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 36 - 2

2 - انذار پيوسته مردم به معاد ، از سوى پيامبر جامعه پس از نوح

هيهات هيهات لما توعدون

به كارگيرى فعل مضارع، بيانگر اين نكته است كه پيامبران جامعه پس از نوح، مردم را مستمراً نسبت به مسأله قيامت و معاد، بيم مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 39 - 5

5 - هشدار قبلى مردم به عذاب استيصال ، از سوى پيامبرِ پس از نوح

قال ربّ انصرنى بما كذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 156 - 1،4

1 - هشدار صالح ( ع ) به ثموديان ، نسبت به رساندن هرگونه گزندى به ناقه

و لاتمسّوها بسوء . .. يوم عظيم

«مس» (مصدر «لاتمسّوا») با «باء» تعديه به معناى رساندن و وارد كردن است. «سوء» نيز معادلِ آسيب، بدى و گزند

است و قرار گرفتن آن در سياق نهى، افاده عموم مى كند; يعنى، مبادا به او گزندى برسانيد.

4 - تهديد ثموديان از سوى صالح ( ع ) ، به عذاب و كيفر سخت الهى در صورت رساندن هرگونه گزندى به ناقه

و لاتمسّوها بسوء فيأخذكم عذاب يوم عظيم

35- اهانت به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 33 - 8

8 - تحقير پيامبر پس از نوح و توهين به او ، از سوى اشراف و سران قومش

ما هذا إلاّ بشر مثلكم

به كارگيرى «هذا» - كه براى اشاره به نزديك است - بيانگر نوعى توهين و تحقير نسبت به پيامبر و مقام رسالت او است.

36- اهداف صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 152 - 6

6 - اصلاح جامعه و از ميان بردن فساد ، از اهداف صالح ( ع )

و أطيعون . و لاتطيعوا أمر المسرفين . الذين يفسدون فى الأرض و لايصلحون

37- اهميت شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 17

17 - ناقه صالح آيه و معجزه اى بزرگ و داراى اهميتى خاص بود .

هذه ناقة اللّه لكم ءاية

اضافه «ناقة» به «اللّه» بيانگر برداشت فوق است.

38- اهميت معجزه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 17

17 - ناقه صالح آيه و معجزه اى بزرگ و داراى اهميتى خاص بود .

هذه ناقة اللّه لكم ءاية

اضافه «ناقة» به «اللّه» بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 2

2- ناقه صالح ، آيه و معجزه اى بزرگ و داراى اهميتى خاص بود .

هذه ناقة الله لكم ءاية

اضافه «ناقة» به «الله» علاوه بر اينكه اشاره به پيدايش ناقه صالح بدون جريان علل عادى دارد ، گوياى عظمت و بزرگى ناقه نيز مى باشد.

39- ايمان به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 2،4،6،8

2 - گروهى از اشراف و بزرگان قوم صالح رسالت وى را پذيرفتند و به وى ايمان آوردند و گروهى ديگر از آنان به وى كافر شدند .

قال الملأ الذين استكبروا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «الذين . .. » وصفى احترازى باشد. يعنى ملأ قوم ثمود در برابر رسالت صالح دو طايفه شدند: مستكبران و غير مستكبران.

4 - گروهى از مستضعفان قوم ثمود رسالت صالح ( ع ) را تصديق كرده و به وى ايمان آوردند .

للذين استضعفوا لمن ءامن منهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «منهم» به «الذين» در «للذين استضعفوا» برگردد، نه به «قومه». در اين صورت «لمن ءامن» بدل بعض از كل براى «للذين استضعفوا» است و مفاد آن تقسيم مستضعفان به دو طايفه مؤمنان و غير مؤمنان خواهد بود.

6 - اشراف كفرپيشه قوم ثمود براى ايجاد ترديد در مؤمنان ، از باور و اطمينان آنان به رسالت صالح پرسش كردند .

قال الملأ . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

8 - مستضعفان مؤمن قوم ثمود با پاسخى قاطع به كفرپيشگان ، ايمان و باور خويش را به صالح و تمامى رسالت هاى وى اعلان كردند .

أتعلمون . .. قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 36 - 4

4 - اشراف جامعه پس از نوح ، نگران گرايش توده مردم به پيامبرشان

هيهات هيهات لما توعدون

تأكيدهاى مكرر اشراف و اصرار شديد آنان بر دروغ بودن ادعاهاى پيامبر جامعه پس از نوح، حكايت از آن دارد كه وحشت آنان از اين بود كه مبادا توده هاى مردم، تحت تأثير سخنان آن پيامبر قرار گرفته و به او گرايش پيدا كنند.

40- ايمان خانواده صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 5

5 - خانواده صالح ، جملگى مؤمنان به وى و مورد خشم عميق كافران

لنبيّتنّه و أهله

41- برادرى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 45 - 4

4 - موضع صالح ( ع ) در ميان جامعه خود ، موضعى برادرانه و خيرخواهانه

و لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صلحًا

واژه «أخاهم» چه دلالت بر خويشاوندى داشته باشد يا نداشته باشد، در هر صورت عطوفت و رحمت صالح پيامبر را نسبت به قومش مى رساند.

42- بشارت به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 40 - 2

2 - نزديك بودن زمان نزول عذاب ، نويد خداوند به نخستين پيامبرِ پس از نوح

قال عمّا قليل ليصبحنّ ندمين

43- بشر بودن صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 5

5 - برخوردارى صالح ( ع ) از ويژگى هاى بشرى ، دستاويز ثموديان در رد رسالت وى

قالواإنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» مى تواند مشتق از «سحر» باشد. «سحر» نيز مرادف «رئه» (شُش) است. بنابراين واژه «مسحر» به معناى موجود داراى شُش است كه از خصوصيات بشرى مى باشد. گفتنى است برپايه اين معنا، آيه بعد، توضيح و تفسير همين تعبير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 2

2 - حضرت صالح ( ع ) چونان ديگر مردمان ، داراى تمامى خصوصيات بشرى

ما أنت إلاّ بشر مثلنا

44- بى اعتنايى به هشدارهاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 5

5 - باور نداشتن رسالت صالح ( ع ) و بى اعتمادى به هشدار هاى او در مورد ناقه و آب شرب آن ، مايه اقدام بى پرواى قوم ثمود به از ميان بردن ناقه شد .

فكذّبوه فعقروها

45- بى تأثيرى انذارهاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 157 - 1

1 - اقدام ثموديان به پى كردن ناقه صالح ، على رغم هشدار وى

و لاتمسّوها بسوء . .. فعقروها

«عَقْر» (مصدر «عقروا») به معناى پى كردن و «اصبحوا» معادل «صاروا» است.

46- بينات صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 1

1- صالح ( ع ) ، برخوردار از معجزه و دليلى روشن بر پيامبرى خويش

قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 11

11- رسولان الهى با دلايل و براهين روشن در ميان اقوام مختلف و از جمله قوم نوح ، عاد و ثمود ، مبعوث شدند .

جاءتهم رسلهم بالبيّنت

47- بينش صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 9،15

9- صالح ( ع ) به مردم خويش اعلام كرد : در صورت پذيرش خواسته آنان ( ترك دعوت به توحيد ) گنه كار و مستحق عذاب الهى خواهد بود .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

15- صالح ( ع ) ، توجه كردن به درخواست كافران قومش ( ترك ابلاغ توحيد ) را ، مايه خسارت و تباهى خويش دانست .

فما تزيدوننى غير تخسير

«تخسير» به معناى خسارت زدن مى باشد و فاعل آن قوم ثمود است.

48- پشيمانى مكذبان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 40 - 3

3 - پشيمانى سخت تكذيب گران پيامبر جامعه پس از نوح ، به هنگام مشاهده عذاب استيصال

قال عمّا قليل ليصبحنّ ندمين

49- تاريخ صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 9

9- فاصله زمانى ميان عصر شعيب با عصر نوح ، هود و صالح ( ع ) زياد بوده است .

مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود أو قوم صلح و ما قوم لوط منكم ببعيد

از اينكه شعيب(ع) از ميان اقوام ياد شده تنها قوم لوط را به نزديك بودن با مردم مدين (عصر خويش) توصيف كرد ، برداشت فوق استفاده مى شود.

50- تبليغ صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 4

4 - صالح ( ع ) پيام الهى را به مردمش ابلاغ كرد و در هدايت و ارشاد آنان بسيار كوشيد .

لقد أبلغتكم رسالة ربى و نصحت لكم

لام تأكيد در «لقد»، كه دلالت بر قسم مقدر دارد، و نيز كلمه «قد»، كه گوياى تأكيد است، مى رساند كه صالح(ع) در ابلاغ رسالت الهى كوتاهى نكرد و در اين راه تلاش بسيار نمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 6

6- صالح ( ع ) ، مردمان را از پرستش غير خدا برحذر مى داشت و عليه شركورزى قوم ثمود مبارزه مى كرد .

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 3

3 - تأكيد صالح ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «أمين» از ريشه «أمانة» (مقابل «خيانة») مشتق شده باشد.

51- تشكل مخالفان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 48 - 3

3 - فسادگران مخالف صالح ، سازمان يافته در نُه گروه

و كان فى المدينة تسعة رهط يفسدون فى الأرض

52- تشويقهاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 5

5 - تشويق قوم ثمود از سوى صالح ( ع ) به استغفار و آمرزش خواهى از خداوند ، به جاى شتابورزى در بدى ها

يقوم لم تستعجلون بالسيّئة . .. لولا تستغفرون اللّه

53- تطير به پيروان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 1

1 - اتهام شومى و نامباركى به صالح پيامبر ( ع ) و پيروان او ، از سوى كافران ثمود

قالوا اطّيّرنا بك و بمن معك

«تطيّر» (مصدر «اطيّرنا») مقابل تفأل و به معناى فال بد زدن است; يعنى، چيزى يا كسى را مايه شومى و بدبختى خود انگاشتن. بنابراين «اطيّرنا بك و بمن معك»; يعنى، ما تو و پيروانت را مايه بدبختى خود مى دانيم.

54- تطير به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 1

1 - اتهام شومى و نامباركى به صالح پيامبر ( ع ) و پيروان او ، از سوى كافران ثمود

قالوا اطّيّرنا بك و بمن معك

«تطيّر» (مصدر «اطيّرنا») مقابل تفأل و به معناى فال بد زدن است; يعنى، چيزى يا كسى را مايه شومى و بدبختى خود انگاشتن. بنابراين «اطيّرنا بك و بمن معك»; يعنى، ما تو و پيروانت را مايه بدبختى خود مى دانيم.

55- تعاليم صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 5،20

5- دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام صالح ( ع ) براى قوم ثمود

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

20- طلب بخشايش گناهان از خدا ، حركت به سوى او و استغفار از شرك ، توصيه ها و پيام هاى صالح ( ع ) به قوم ثمود

قال يقوم . .. فاستغفروه ثم توبوا إليه

56- تكذيب برترى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 3

3 - قوم ثمود ، هرگونه امتياز صالح ( ع ) ، بر ايشان را منكر بودند .

فقالوا أبشرًا منّا وحدًا نتّبعه

برداشت بالا در صورتى است كه تعبير «منّا» نه براى بيان هم خونى و نژادى; بلكه در مقام تأكيد بشر بودن و معمولى بودن و امتياز نداشتن باشد، مضافاً بر اين كه قيد «واحداً» نيز مى تواند تأكيد دوباره اى بر عدم امتياز باشد.

57- تكذيب صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 25 - 1

1 - ناباورى قوم ثمود نسبت به انتخاب فردى چون « صالح ( ع ) » ، از ميان همه قوم ، براى دريافت وحى

أءلقى الذكر عليه من بيننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 26 - 1

1 - دلجويى خداوند از صالح پيامبر ( ع ) ، در قبال تكذيب ها و اتهام هاى قومش نسبت به ايشان

سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر

58- تلاش صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 13

13- تلاش مستمر و بىوقفه صالح ( ع ) در انجام رسالت خويش

مما تدعونا إليه

فعل مضارع «تدعو» دلالت بر استمرار دعوت دارد كه از آن به تلاش مستمر تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 151 - 2

2 - تلاش صالح ( ع ) براى بازداشتن قوم خويش از اطاعت اسراف گران و متجاوزان

و لاتطيعوا أمر المسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 8

8 - تلاش دلسوزانه صالح ( ع ) براى رفع گرفتارى ها از قوم خويش و جلب رحمت الهى براى آنان

قال يقوم لم تستعجلون . .. لولا تستغفرون اللّه لعلّكم ترحمون

59- توطئه عليه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 4

4 - مبارزه با صالح پيامبر و از ميان بردن وى ، محور اتحاد و همكارى گروه هاى فسادگر على رغم داشتن اختلاف

و كان فى المدينة تسعة رهط . .. تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله

نُه گانه بودن گروه هاى مزبور، خود دليل تمايزات و وجود نقطه هاى افتراق ميان آنان است; با اين حال براى از ميان بردن صالح باهم متّحد شدند.

60- توطئه قتل صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 1،4،7

1 - توطئه و هم قسمى گروه هاى نُه گانه فسادگر ، براى قتل شبانه صالح ( ع ) و خانواده اش

و كان فى المدينة تسعة رهط يفسدون . .. قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله

«تقاسم» (مصدر «تقاسموا») به مشاركت كردن در قسم و «تبييت» (مصدر «نبيّتنّ») به سوء قصد شبانه گفته مى شود.

4 - مبارزه با صالح پيامبر و از ميان بردن وى ، محور اتحاد و همكارى گروه هاى فسادگر على رغم داشتن اختلاف

و كان فى المدينة تسعة رهط . .. تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله

نُه گانه بودن گروه هاى مزبور، خود دليل تمايزات و وجود نقطه هاى افتراق ميان آنان است; با اين حال براى از ميان بردن صالح باهم متّحد شدند.

7 - چاره انديشى توطئه گران عليه صالح ، براى انكار جنايت خويش و گريز از قصاص يا پرداخت خونبها

ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله و إنّا لصدقون

طرح اظهار بى خبرى از قتل صالح(ع) و خانواده وى، نشان مى دهد كه گروه هاى مزبور مى انديشيده اند تا راهى پيدا كنند و در نتيجه آن از خونخواهى ولىّ دم يا پرداخت خونبها شانه خالى كنند.

61- تهديدهاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 78 - 6

6 - عذاب نازل شده بر قوم ثمود ، پاسخى بود به ناباورى آنان نسبت به تحقق تهديد هاى صالح ( ع )

ائتنا بما تعدنا . .. فأخذتهم الرجفة

از حقايقى كه در آيه قبل مطرح شده و مى تواند «أخذتهم الرجفة» بر آن مترتب باشد، ناباورى قوم ثمود به تهديدهاى حضرت صالح(ع) است، كه از جمله «ائتنا بما تعدنا» به دست مى آيد.

62- تهمت به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 26 - 1،4

1 - دلجويى خداوند از صالح پيامبر ( ع ) ، در قبال تكذيب ها و اتهام هاى قومش نسبت به ايشان

سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر

4 - متهم كنندگان صالح ( ع ) به دروغ گويى و خودخواهى ، خود دروغ گويان و خودخواهان واقعى اند .

سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر

63- تهمت تكبر به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 25 - 4

4 - تأكيد قوم ثمود بر دروغ گويى ، قدرت طلبى و خودخواهى صالح ( ع ) ، در ادعاى پيامبرى

بل هو كذّاب أشر

«أشر» به معناى متكبر و خودخواه است.

64- تهمت جادوزدگى به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 1

1 - اتهام جنون و سحرزدگى به صالح ( ع ) از سوى ثموديان

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» (مفرد «مسحّرين») به كسى گفته مى شود كه به شدت افسون شده باشد.

65- تهمت جنون به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 1

1 - اتهام جنون و سحرزدگى به صالح ( ع ) از سوى ثموديان

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» (مفرد «مسحّرين») به كسى گفته مى شود كه به شدت افسون شده باشد.

66- تهمت دروغگويى به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 38 - 1

1 - فرستاده الهى پس از نوح ، متهم به دروغ گويى از سوى اشراف و عناصر مرفه قومش

و قال الملأ من قومه . .. إن هو إلاّ رجل افترى ... و ما نحن له بمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 39 - 6

6 - مردمِ جامعه پس از نوح ، هشدار عذاب را جدى نگرفتند و فرستاده الهى را به دروغ گويى متهم كردند .

قال ربّ انصرنى بما كذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 25 - 4

4 - تأكيد قوم ثمود بر دروغ گويى ، قدرت طلبى و خودخواهى صالح ( ع ) ، در ادعاى پيامبرى

بل هو كذّاب أشر

«أشر» به معناى متكبر و خودخواه است.

67- تهمت شومى به پيروان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 1

1 - اتهام شومى و نامباركى به صالح پيامبر ( ع ) و پيروان او ، از سوى كافران ثمود

قالوا اطّيّرنا بك و بمن معك

«تطيّر» (مصدر «اطيّرنا») مقابل تفأل و به معناى فال بد زدن است; يعنى، چيزى يا كسى را مايه شومى و بدبختى خود انگاشتن. بنابراين «اطيّرنا بك و بمن معك»; يعنى، ما تو و پيروانت را مايه بدبختى خود مى دانيم.

68- تهمت شومى به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 1،3

1 - اتهام شومى و نامباركى به صالح پيامبر ( ع ) و پيروان او ، از سوى كافران ثمود

قالوا اطّيّرنا بك و بمن معك

«تطيّر» (مصدر «اطيّرنا») مقابل تفأل و به معناى فال بد زدن است; يعنى، چيزى يا كسى را مايه شومى و بدبختى خود انگاشتن. بنابراين «اطيّرنا بك و بمن معك»; يعنى، ما تو و پيروانت را مايه بدبختى خود مى دانيم.

3 - پديد آمدن دو دستگى و خصومت هاى اجتماعى در پى دعوت صالح ( ع ) ، زمينه بد يُمن خوانده شدن وى از سوى كافران

فإذا هم فريقان يختصمون . .. قالوا اطّيّرنا بك

احتمالاً آنچه كافران به عنوان شومى و نامباركى از آن ياد كرده اند، همان دو دستگى و اختلافات اجتماعى باشد كه درپى دعوت صالح(ع) و پيدايش مؤمن و كافر به وجود آمده بود.

69- تهمت قدرت طلبى به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 25 - 4

4 - تأكيد قوم ثمود بر دروغ گويى ، قدرت طلبى و خودخواهى صالح ( ع ) ، در ادعاى پيامبرى

بل هو كذّاب أشر

«أشر» به معناى متكبر و خودخواه است.

70- چراى شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 20،22،23،25

20 - صالح از قوم خويش خواست تا ناقه را براى چريدن آزاد بگذراند .

فذروها تأكل فى أرض اللّه

22 - صالح ( ع ) قوم خويش را به گرفتار آمدن به عذابى دردناك ، در صورت زيان رساندن به ناقه و يا بازدارى آن از چريدن ، هشدار داد .

فذروها تأكل فى أرض اللّه و لاتمسوها بسوء فيأخذكم عذاب أليم

23 - آزادى ناقه صالح براى چريدن ، در تضاد با منافع قوم ثمود

فذروها تأكل فى أرض اللّه و لاتمسوها بسوء

نهى از آزار رساندن به ناقه پس از فرمان به رها ساختن آن در علفزارها، گوياى اين است كه تحمل ناقه آزاد براى قوم ثمود آسان نبوده و با منافع آنان در تضاد بوده است.

25 - مالكيت خدا بر زمين ، دليل صالح ( ع ) بر لزوم آزادگذارى ناقه براى چريدن در هر كجاى زمين

هذه ناقة اللّه . .. فذروها تأكل فى أرض اللّه

انتساب زمين به خداوند (أرض اللّه) پس از انتساب ناقه به او (ناقة اللّه) استدلالى است از سوى صالح بر لزوم آزادگذارى آن براى چريدن. يعنى چون ناقه از آن خداست و زمين نيز از آن اوست، روا نيست از چريدن بازداشته شود. تفريع جم---له «ذروها ... » به وسيله فاء بر جمله «هذه ناقة اللّه» نيز دلالت بر اين معنا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 4،8

4- صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا ناقه را براى چريدن آزاد بگذارند .

فذروها تأكل فى أرض الله

8- مالكيت خداوند بر چراگاهها ، دليل صالح ( ع ) بر لزوم آزاد گذاشتن ناقه براى چريدن در هر كجاى زمين

هذه ناقة الله . .. فذروها تأكل فى أرض الله

تعبيرهاى «ناقه خدا» و «زمين خدا» در حقيقت استدلال صالح(ع) بر لزوم آزادگذارى ناقه براى چريدن بود; يعنى ، چون ناقه از آنِ خداست و زمين نيز از آنِ اوست ، روا نيست ناقه را از چريدن باز داريد.

71- حامى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 4

4 - حمايت خدا از صالح پيامبر ( ع ) ، در سرنوشت سازترين مراحل و در اوج مكر كافران

لنبيّتنّه و أهله . .. و مكروا مكرًا و مكرنا مكرًا و هم لايشعرون

72- حيات شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 6

6 - پيدايش ناقه صالح ، معجزه و باقى ماندن آن ، براساس علل و عوامل طبيعى بود .

ناقة اللّه و سقيها . .. فعقروها

73- خاستگاه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 4

4 - صالح پيامبر ( ع ) ، برخاسته از ميان قوم ثمود و داراى پيوند نژادى با آنان

فقالوا أبشرًا منّا وحدًا

احتمال دارد تعبير «منّا»، نظر به هم خونى و پيوند قومى و نژادى داشته باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

74- خواسته هاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 20

20 - صالح از قوم خويش خواست تا ناقه را براى چريدن آزاد بگذراند .

فذروها تأكل فى أرض اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 3

3 - صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا نعمت خلافت و سكونت گزيدن در سرزمين حجر را نعمتى از جانب خدا بدانند و آن را همواره به خاطر داشته باشند .

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 4

4- صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا ناقه را براى چريدن آزاد بگذارند .

فذروها تأكل فى أرض الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 2

2 - صالح ( ع ) ، خواهان اطاعت ثموديان از او به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى وى

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتّقوا اللّه» بر«إنّى لكم رسول أمين» مى تواند مفيد اين مطلب باشد.

75- خوشنامى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 6

6 - صالح ( ع ) ، شخصيتى خوشنام و امانت دار در ميان ثموديان

إنّى لكم رسول أمين

تأكيد صالح(ع) بر امين بودن خود، در صورتى ثمربخش است كه وى از پيشينه اى همراه با خوشنامى و امانت دارى برخوردار باشد.

76- خويشاوندان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 3

3- خويشاوندى صالح ( ع ) با قوم ثمود

و إلى ثمود أخاهم صلحًا

تصريح به اينكه صالح(ع) ، برادر قوم ثمود بود (أخاهم صالحاً) مى تواند اشاره اى باشد به خويشاوندى صالح(ع) با قوم ثمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 45 - 3

3 - رابطه خويشاوندى صالح پيامبر با قوم ثمود

و لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صلحًا

قيد «أخاهم» هر چند كنايه از رحمت و عطوفت است; لكن با توجه به اين كه اين تعبير در مورد برخى از پيامبران به كار نرفته است - با اين كه همه پيامبران نسبت به قومشان رحمت و عطوفت داشته اند - مى توان گفت واژه ياد شده اشاره به پيوند خويشاوندى نيز دارد.

77- خويشاوندى صالح(ع) با قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 3

3 - وجود رابطه خويشاوندى ميان صالح و قوم ثمود

و إلى ثمود أخاهم صلحاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 1

1 - صالح ( ع ) ، پيامبرى از نژاد ثموديان و داراى پيوند خويشاوندى با آنان

إذ قال لهم أخوهم صلح

قيد «أخوهم» مى تواند براى بيان پيوند خويشاوندى صالح(ع) با قومش و نيز تعبيرى كنايى از شفقت و دلسوزى آن حضرت

نسبت به آن قوم باشد.

78- خويشاوندى قوم ثمود با صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 45 - 3

3 - رابطه خويشاوندى صالح پيامبر با قوم ثمود

و لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صلحًا

قيد «أخاهم» هر چند كنايه از رحمت و عطوفت است; لكن با توجه به اين كه اين تعبير در مورد برخى از پيامبران به كار نرفته است - با اين كه همه پيامبران نسبت به قومشان رحمت و عطوفت داشته اند - مى توان گفت واژه ياد شده اشاره به پيوند خويشاوندى نيز دارد.

79- خيرخواهى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 6

6 - صالح ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم

و نصحت لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 45 - 4

4 - موضع صالح ( ع ) در ميان جامعه خود ، موضعى برادرانه و خيرخواهانه

و لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صلحًا

واژه «أخاهم» چه دلالت بر خويشاوندى داشته باشد يا نداشته باشد، در هر صورت عطوفت و رحمت صالح پيامبر را نسبت به قومش مى رساند.

80- درخواست اطاعت از صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 2

2 - صالح ( ع ) ، خواهان اطاعت ثموديان از او به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى وى

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتّقوا اللّه» بر«إنّى لكم رسول أمين» مى تواند مفيد اين مطلب باشد.

81- درخواست معجزه از صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 6

6 - ثموديان ، ايمان به صالح را منوط به ارائه معجزه اى از سوى او مى دانستند .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 2

2 - قوم ثمود ، تقاضامند معجزه اى ( ناقه ) از صالح پيامبر ( ع )

إنّا مرسلوا الناقة

جمله «إنّا مرسلوا الناقة» در مقام وعده و اخبار از آينده است. «الف و لام» در «الناقة» براى عهد بوده و اشاره به همان معجزه مورد درخواست قوم ثمود دارد.

82- دروغگويى مخالفان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 9

9 - دروغ و تزوير ، وسيله اى در دست مخالفان صالح براى پيشبرد اهداف خويش

لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله

83- دشمنان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 33 - 2

2 - پيشگامى سران و اشراف جامعه پس از نوح ، در مخالفت با پيامبرشان

و قال الملأ من قومه

84- دشمنى با خانواده صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 5

5 - خانواده صالح ، جملگى مؤمنان به وى و مورد خشم عميق كافران

لنبيّتنّه و أهله

85- دشمنى با شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 156 - 2

2 - ناقه صالح ، در معرض كينه و دشمنى ثموديان

و لاتمسّوها بسوء

86- دشمنى با صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 34 - 1

1 - مبارزه اشراف جامعه پس از نوح با پيامبرشان ، در چهره خير انديشى و مصلحت طلبى براى مردم

و لئن أطعتم بشرًا . .. لخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 12 - 1

1 - بدبخت ترين فرد قوم ثمود ، به طغيان در برابر رسول الهى تحريك شد .

بطغويها . إذ انبعث أشقيها

«بعث»، به معناى برانگيختن چيزى و جهت دادن به آن است (مفردات). «انبعاث» مطاوعه آن و به معناى تحريك شدن و ارسال و روانه شدن است. «شقاوة» نقطه مقابل «سعادة» است و مانند آن به «اخروى و دنيوى» و «نفسانى و بدنى و خارجى» تقسيم مى شود. (مفردات)

87- دعوت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 5،6،13

5 - صالح ( ع ) با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم

6 - دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام صالح ( ع ) براى قوم ثمود

قال يقوم اعبدوا اللّه

13 - صالح پيامبر ، دعوت كننده قوم ثمود به توحيد با تكيه بر دليل و معجزه اى آشكار از جانب خداوند

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 4،12

4 - صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا سرنوشت شوم قوم عاد را همواره به ياد داشته باشند .

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد

12 - صالح ( ع ) از مردم خويش خواست تا همواره تمامى نعمت هاى الهى را به خاطر داشته باشند .

فاذكروا ءالاء اللّه

«الاء» جمع «إلى» و به معناى نعمتهاست.

88- دعوتهاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 5

5- دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام صالح ( ع ) براى قوم ثمود

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 7،10،13،15

7- حضرت صالح ( ع ) ، مورد اعتراض و سرزنش قوم ثمود به خاطر فراخوانى آنان به يكتاپرستى و نفى خدايان دروغين

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

استفهام در «أتنهنا أن نعبد . ..» استفهام توبيخى است.

10- جوانان و ميانسالان قوم ثمود ، مخاطبان اصلى حضرت صالح ( ع ) در دعوت به توحيد ويكتاپرستى

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

فعل مضارع «يعبد» گوياى اين است كه مخاطبان صالح ، كسانى اند كه پدرانشان زنده بودند و به پرستش خدايان مشغول بودند.

13- تلاش مستمر و بىوقفه صالح ( ع ) در انجام رسالت خويش

مما تدعونا إليه

فعل مضارع «تدعو» دلالت بر استمرار دعوت دارد كه از آن به تلاش مستمر تعبير شد.

15- دعوت به توحيد و بيان ضرورت يكتاپرستى از سوى حضرت صالح ( ع ) ، مايه ترديد قوم ثمود در خردمندى و هوشيارى او

و إنّنا لفى شك مما تدعونا إليه مريب

«مريب» (ترديدافكن) صفت براى «شك» است و متعلق آن - به قرينه جمله «قد كنت فينا مرجوّاً» - خردمندى و هوشيارى صالح(ع) مى باشد. بنابراين جمله «إنّنا لفى ...»; يعنى، ما در درستى تعاليم تو شك داريم، آن چنان شكى كه باعث شده درباره خردمندى و هوشيارى ات نيز ترديدكنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 2

2 - فراخوانى صالح ( ع ) قومش را ، به پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدى گرفتن هشدارهايش

ألاتتّقون . إنّى لكم رسول أمين

واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون»; (يعنى، فرد مورد اعتماد) باشد. بنابراين آوردن اين قيد دعوتى است از جانب صالح(ع) كه به او اعتماد كنند و به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدى بگيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 1

1 - دعوت مجدد صالح ( ع ) از ثموديان براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 150 - 1

1 - فراخوانى مجدّد صالح ثموديان را براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون

89- دلايل آزادى شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 8

8- مالكيت خداوند بر چراگاهها ، دليل صالح ( ع ) بر لزوم آزاد گذاشتن ناقه براى چريدن در هر كجاى زمين

هذه ناقة الله . .. فذروها تأكل فى أرض الله

تعبيرهاى «ناقه خدا» و «زمين خدا» در حقيقت استدلال صالح(ع) بر لزوم آزادگذارى ناقه براى چريدن بود; يعنى ، چون ناقه از آنِ خداست و زمين نيز از آنِ اوست ، روا نيست ناقه را از چريدن باز داريد.

90- دلايل نبوت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 15،16،18

15 - خداوند بدون جريان اسباب و علل عادى ، شترى آفريد تا معجزه اى باشد بر اثبات رسالت صالح ( ع )

هذه ناقة اللّه لكم ءاية

چون ناقه نشانه اى بر رسالت صالح(ع) بود، معلوم مى شود به گونه اى خارق العاده به وجود آمده بود.

16 - ناقه صالح ، شاهد و دليلى آشكار بر حقانيت رسالت آن حضرت

قد جاءتكم بينة من ربكم

18 - قوم ثمود در انتظار دليل و معجزه اى از جانب خداوند براى اثبات رسالت صالح ( ع )

قد جاءتكم بينة من ربكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «قد» در «قد جاءتكم» براى توقع باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 5

5 - مبارزه اشراف كفرپيشه ثمود با صالح ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزه و دليل روشن بر رسالت آن حضرت

قال الملأ الذين استكبروا من قومه . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 1

1- صالح ( ع ) ، برخوردار از معجزه و دليلى روشن بر پيامبرى خويش

قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 1

1- پيدايش شترى به اراده خداوند و بدون جريان اسباب و علل عادى ، معجزه صالح ( ع ) براى اثبات رسالت خويش

و يقوم هذه ناقة الله لكم ءاية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 2

2 - ناقه صالح ، معجزه الهى و نشانه رسالت آن حضرت بود .

فقال لهم رسول اللّه ناقة اللّه

اضافه «ناقة» به «اللّه» - پس از بيان رسالت صالح(ع) - بيانگر معجزه بودن آن براى اثبات رسالت او است.

91- دلدارى به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 26 - 1

1 - دلجويى خداوند از صالح پيامبر ( ع ) ، در قبال تكذيب ها و اتهام هاى قومش نسبت به ايشان

سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر

92- دلسوزى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 4

4 - صالح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و با محبت نسبت به مردم خويش ( قوم ثمود )

و إلى ثمود أخاهم صلحاً

تصريح به اينكه صالح برادر قوم ثمود بوده است، مى تواند اشاره به اين باشد كه وى براى آنان، حتى پيش از نبوتش، انسانى دلسوز بوده و نسبت به آنان محبت داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 2،6

2 - صالح ( ع ) با دريغ و دلسوزى بر ثموديان مشرف به هلاكت از ميان آنان رفت .

فتولى عنهم و قال يقوم

لحن آيه و نيز اضافه كلمه «قوم» به ياء متكلم، بيانگر تحسر و دلسوزى صالح نسبت به مردم خويش است.

6 - صالح ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم

و نصحت لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 2

2 - سخن دلسوزانه صالح ( ع ) با ثموديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 8

8 - تلاش دلسوزانه صالح ( ع ) براى رفع گرفتارى ها از قوم خويش و جلب رحمت الهى براى آنان

قال يقوم لم تستعجلون . .. لولا تستغفرون اللّه لعلّكم ترحمون

93- رحمت به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 6

6- خداوند ، صالح ( ع ) را از رحمت ويژه خويش بهره مند ساخت و به مقام نبوت رسانيد .

و ءاتنى منه رحمة

مقصود از «رحمة»، به مناسبت مورد، مقام نبوت و پيامبرى است.

94- رسالت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 13

13- تلاش مستمر و بىوقفه صالح ( ع ) در انجام رسالت خويش

مما تدعونا إليه

فعل مضارع «تدعو» دلالت بر استمرار دعوت دارد كه از آن به تلاش مستمر تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 8

8- صالح ( ع ) ، موظف به ابلاغ توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستى بود .

إن كنت على بيّنة من ربى . .. فمن ينصرنى من الله إن عصيته

جمله «إن عصيته» (اگر خداوند را نافرمانى كنم) مى رساند كه جمله اى همانند «و أمرنى بإبلاغ رسالاته» قبل از «فمن ينصرنى» در تقدير است. بر اين اساس، حاصل معناى «إن كنت ...» چنين مى شود: [شما خود قضاوت كنيد] اگر من پيامبر باشم و خداوند مرا به ابلاغ رسالتهايى فرمان داده باشد، اگر نافرمانى كنم و به ابلاغ رسالتهاى الهى همّت نگمارم، چه كسى مرا از عقوبت هاى الهى نجات خواهد داد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 1

1 - تأكيد صالح ( ع ) بر رسالت الهى خويش براى قومش

إنّى لكم رسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 2

2 - فرستادگان الهى ( هود و صالح ) ، مبلغ توحيد در ميان قوم عاد و ثمود

إذ جاءتهم الرّسل . .. ألاّ تعبدوا إلاّ اللّه

95- روش برخورد صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 5

5- برخورد حضرت صالح ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و ترحم صالح(ع) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 45 - 4

4 - موضع صالح ( ع ) در ميان جامعه خود ، موضعى برادرانه و خيرخواهانه

و لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صلحًا

واژه «أخاهم» چه دلالت بر خويشاوندى داشته باشد يا نداشته باشد، در هر صورت عطوفت و رحمت صالح پيامبر را نسبت به قومش مى رساند.

96- روش برخورد مخالفان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 9

9 - دروغ و تزوير ، وسيله اى در دست مخالفان صالح براى پيشبرد اهداف خويش

لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله

97- روش تبليغ صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 5

5 - توجه دادن مردم به نعمت هاى الهى و سرنوشت پيشينيان ، از روش هاى تبليغى صالح ( ع ) براى گرايش دادن آنان به پرستش خداى يگانه

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء . .. فاذكروا ءالاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 3

3- صالح ( ع ) با برخوردى عاطفى ، قوم خويش را با خصوصيات معجزه خويش آشنا ساخت .

و يقوم هذه ناقة الله

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از مهربانى و عطوفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 2

2 - سخن دلسوزانه صالح ( ع ) با ثموديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.

98- زمينه تكذيب صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 1

1 - بشر بودن صالح پيامبر ( ع ) ، بهانه قوم ثمود ، براى تكذيب رسالت آن حضرت

فقالوا أبشرًا منّا وحدًا نتّبعه

99- زيان به شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 43 - 4

4 - قطعى شدن عذاب بر ثموديان ، پس از آسيب رساندن به ناقه صالح

و فى ثمود إذ قيل لهم تمتّعوا حتّى حين

100- سختى عقر شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 29 - 5

5 - عملى ساختن قتل ناقه صالح ، امرى دشوار براى قوم ثمود

فنادوا صاحبهم فتعاطى فعقر

از اين كه قوم ثمود، براى عملى ساختن توطئه خويش، به فرد خاصى مراجعه كردند; استفاده مى شود كه آنان يا بيم داشتند كه شخصاً وارد عمل شوند و يا توان جسمى آن كار را نداشتند.

101- سرزنش صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 7

7- حضرت صالح ( ع ) ، مورد اعتراض و سرزنش قوم ثمود به خاطر فراخوانى آنان به يكتاپرستى و نفى خدايان دروغين

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

استفهام در «أتنهنا أن نعبد . ..» استفهام توبيخى است.

102- سرزنشهاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 6

6 - ثموديان ، مورد سرزنش صالح ( ع ) به خاطر بى تقوايى و گنه پيشگى

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون

استفهام در جمله «ألا تتّقون» مى تواند براى توبيخ و سرزنش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 146 - 5

5 - سرزنش ثموديان از سوى صالح ( ع ) به خاطر غفلت آنان از مرگ و بى توجهى به ناپايدار بودن امكانات دنيايى

أتتركون فى ما ههنا ءامنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 149 - 4

4 - سرزنش ثموديان از سوى صالح ( ع ) ، به خاطر ساختن خانه ها در دل كوه ها و خوش گذرانى در آن

و تنحتون من الجبال بيوتًا فرهين

برداشت يادشده بدان احتمال است كه اين آيه به قرينه واقع شدن در حيز استفهام (استفهام در«أتتركون فى ما ههنا») جمله استفهامى بوده و به تقدير «أو تنحتون. ..» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 1

1 - سرزنش ثموديان از سوى صالح ( ع ) ، به خاطر بدكردارى آنان

قال يقوم لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة

استفهام در «لم تستعجلون. ..» و «لولا تستغفرون» استفهام توبيخى است.

103- سهم آب شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 28 - 1،3،4،6،7

1 - تقسيم آب در سرزمين قوم ثمود ، ميان ايشان و ناقه صالح ، به فرمان خداوند

و نبّئهم أنّ الماء قسمة بينهم

3 - اختصاص يافتن سهمى از آب سرزمين ثمود به ناقه صالح ، براى ايشان دشوار بود و مايه امتحان براى آنان

إنّا مرسلوا الناقة فتنة لهم . .. أنّ الماء قسمة بينهم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه درصدد تدارك زمينه امتحانى است كه در آيه قبل با تعبير «فتنة» آمده است.

4 - اختصاص يافتن نيمى از آب سرزمين ثمود ، به ناقه صالح ( ع ) *

أنّ الماء قسمة بينهم

ظاهر اين است كه عبارت «قسمة بينهم» نظر به قسمت مساوى داشته باشد; زيرا در غير آن صورت بايد سهم، مشخص مى شد.

6 - قوم ثمود ، موظف به رعايت قانون و تجاوز نكردن به سهم ناقه از آب

كلّ شرب محتضر

7 - مجاز نبودن قوم ثمود ، براى حضور در كناره هاى آب در زمان اختصاص يافته به ناقه صالح

قسمة بينهم كلّ شرب محتضر

ظاهراً واژه «محتضر» علاوه بر دخالت نكردن هر يك در سهم ديگرى، اين معنا را نيز افاده مى كند كه حتى حضور يافتن هر كدام در كنار نهر يا چشمه، محدود به زمان خاص خودشان بود.

104- شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 15،16

15 - خداوند بدون جريان اسباب و علل عادى ، شترى آفريد تا معجزه اى باشد بر اثبات رسالت صالح ( ع )

هذه ناقة اللّه لكم ءاية

چون ناقه نشانه اى بر رسالت صالح(ع) بود، معلوم مى شود به گونه اى خارق العاده به وجود آمده بود.

16 - ناقه صالح ، شاهد و دليلى آشكار بر حقانيت رسالت آن حضرت

قد جاءتكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 10

10- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) سأل جبرئيل ( ع ) : . . . فقال : يا محمد (صلی الله علیه و آله) ان صالحاً بعث إلى قومه . . . قالوا : يا صالح ادع لنا ربك يخرج لنا من هذا الجبل الساعة ناقة حمراء شقراء وبراء عشراء بين جنبيها ميل . . . فسأل الله تعالى صالح ذلك فانصدع الجبل صدعاً . . . ثم اضطرب ذلك الجبل . . . ثم لم يفجأهم إلاّ رأسها . . . ثم خرج سائر جسد ها ثم استوت قائمة على الأرض . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه رسول خدا از جبرئيل [درباره قوم صالح] سؤال فرمود ، . .. جبرئيل گفت: اى محمد! صالح به سوى قومش مبعوث شد ... به او گفتند: اى صالح! براى ما از پروردگارت بخواه كه همين لحظه از اين كوه شترى بيرون آورد قرمز پررنگ و پركرك كه ده ماه از حملش گذشته و بين دو پهلويش يك ميل فاصله باشد ... آن گاه صالح اين را از خدا خواست و كوه شكاف بزرگى برداشت ... سپس به لرزه درآمد ... ناگهان سر شتر از كوه بيرون آمد ... سپس باقى جسدش خارج شد و روى زمين ايستاد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 11،13

11- تقاضاى قوم ثمود در اعطاى معجزه مورد نظرشان ( ناقه = شتر ماده ) از سوى خداوند اجابت شد .

و ءاتينا ثمود الناقة

13- قوم ثمود ، نسبت به معجزه الهى ( ناقه ) عكس العمل ناروا داشته و با آن ظالمانه برخورد كردند .

و ءاتينا ثمود الناقة مبصرة فظلموا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 155 - 3

3 - ناقه ( شتر ماده ) ، معجزه صالح پيامبر

قال هذه ناقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 2

2 - قوم ثمود ، تقاضامند معجزه اى ( ناقه ) از صالح پيامبر ( ع )

إنّا مرسلوا الناقة

جمله «إنّا مرسلوا الناقة» در مقام وعده و اخبار از آينده است. «الف و لام» در «الناقة» براى عهد بوده و اشاره به همان معجزه مورد درخواست قوم ثمود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 2

2 - ناقه صالح ، معجزه الهى و نشانه رسالت آن حضرت بود .

فقال لهم رسول اللّه ناقة اللّه

اضافه «ناقة» به «اللّه» - پس از بيان رسالت صالح(ع) - بيانگر معجزه بودن آن براى اثبات رسالت او است.

105- شترصالح(ع) از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 16

16- ناقه قوم ثمود ، از جمله آيات الهى براى اخطار به آنان به خاطر حق ناپذيريشان

و ءاتينا ثمود الناقة . .. و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا

106- شرك ستيزى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 6،7،8

6- صالح ( ع ) ، مردمان را از پرستش غير خدا برحذر مى داشت و عليه شركورزى قوم ثمود مبارزه مى كرد .

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

7- حضرت صالح ( ع ) ، مورد اعتراض و سرزنش قوم ثمود به خاطر فراخوانى آنان به يكتاپرستى و نفى خدايان دروغين

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

استفهام در «أتنهنا أن نعبد . ..» استفهام توبيخى است.

8- قوم ثمود ، اميد هاى خويش درباره صالح ( ع ) را به خاطر مبارزه او عليه شرك ، بر باد رفته مى ديدند .

قد كنت فينا مرجوًّا قبل هذا أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

قيد «قبل هذا» دلالت بر قطع اميد قوم ثمود از صالح(ع) دارد و جمله «أتنهنا» بيانگر دليل و علت آن است.

107- شك در صداقت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 7

7 - ثموديان در توانايى صالح ( ع ) براى ارائه معجزه بر اثبات درستى ادعايش ، ترديد داشتند .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

برداشت ياد شده از به كار گرفتن «إن» - كه در موارد ترديد به كار مى رود - استفاده مى شود.

108- شك در نبوت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 7

7 - ثموديان در توانايى صالح ( ع ) براى ارائه معجزه بر اثبات درستى ادعايش ، ترديد داشتند .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

برداشت ياد شده از به كار گرفتن «إن» - كه در موارد ترديد به كار مى رود - استفاده مى شود.

109- صالح(ع) قبل از نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 4

4- صالح ( ع ) ، دلسوز براى قوم خويش و با محبت نسبت به آنان ، حتى پيش از بعثتش به پيامبرى

و إلى ثمود أخاهم صلحًا

مراد از اخوّت صالح(ع) براى قوم ثمود ، مى تواند مهربانى و دلسوزى او نسبت به آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 1

1- صالح ( ع ) ، حتى پيش از نبوتش ، انسانى فرزانه و داراى استعدادى ويژه در ميان قوم ثمود

قالوا يص-لح قد كنت فينا مرجوًّا قبل هذا

برداشت فوق مبتنى بر دو نكته است: الف) جمله «قوم ثمود به تو اميدها داشتند» - كه مضمون جمله «قدكنت . ..» است - حكايت از نبوغ صالح(ع) و استعدادهاى خاص و سابقه نيك او دارد. ب) مشاراليه «هذا» ادعاى نبوت صالح(ع)و اعلام توحيد ولزوم يكتاپرستى از سوى اوست.

110- صالح(ع) و خواسته هاى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 9،15

9- صالح ( ع ) به مردم خويش اعلام كرد : در صورت پذيرش خواسته آنان ( ترك دعوت به توحيد ) گنه كار و مستحق عذاب الهى خواهد بود .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

15- صالح ( ع ) ، توجه كردن به درخواست كافران قومش ( ترك ابلاغ توحيد ) را ، مايه خسارت و تباهى خويش دانست .

فما تزيدوننى غير تخسير

«تخسير» به معناى خسارت زدن مى باشد و فاعل آن قوم ثمود است.

111- صالح(ع) و قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 4،13

4 - صالح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و با محبت نسبت به مردم خويش ( قوم ثمود )

و إلى ثمود أخاهم صلحاً

تصريح به اينكه صالح برادر قوم ثمود بوده است، مى تواند اشاره به اين باشد كه وى براى آنان، حتى پيش از نبوتش، انسانى دلسوز بوده و نسبت به آنان محبت داشته است.

13 - صالح پيامبر ، دعوت كننده قوم ثمود به توحيد با تكيه بر دليل و معجزه اى آشكار از جانب خداوند

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 12،16

12 - صالح ( ع ) از مردم خويش خواست تا همواره تمامى نعمت هاى الهى را به خاطر داشته باشند .

فاذكروا ءالاء اللّه

«الاء» جمع «إلى» و به معناى نعمتهاست.

16 - صالح ( ع ) مردم خويش را از فسادگرى در زمين بر حذر داشت .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

«لا تعثوا» از «عثى يعثى عثوا» است، يعنى فساد نكنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 2

2 - صالح ( ع ) با دريغ و دلسوزى بر ثموديان مشرف به هلاكت از ميان آنان رفت .

فتولى عنهم و قال يقوم

لحن آيه و نيز اضافه كلمه «قوم» به ياء متكلم، بيانگر تحسر و دلسوزى صالح نسبت به مردم خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 3،4،20،25

3- خويشاوندى صالح ( ع ) با قوم ثمود

و إلى ثمود أخاهم صلحًا

تصريح به اينكه صالح(ع) ، برادر قوم ثمود بود (أخاهم صالحاً) مى تواند اشاره اى باشد به خويشاوندى صالح(ع) با قوم ثمود.

4- صالح ( ع ) ، دلسوز براى قوم خويش و با محبت نسبت به آنان ، حتى پيش از بعثتش به پيامبرى

و إلى ثمود أخاهم صلحًا

مراد از اخوّت صالح(ع) براى قوم ثمود ، مى تواند مهربانى و دلسوزى او نسبت به آنان باشد.

20- طلب بخشايش گناهان از خدا ، حركت به سوى او و استغفار از شرك ، توصيه ها و پيام هاى صالح ( ع ) به قوم ثمود

قال يقوم . .. فاستغفروه ثم توبوا إليه

25- « جاء رجل من أهل الشام إلى على بن الحسين ( ع ) فقال : أنت على بن الحسين ؟ قال : نعم ، قال : أبوك الذى قتل المؤمنين ؟ . . . فقال : ويلك كيف قطعت على أبى أنه قتل المؤمنين ؟ قال : قوله : إخواننا قد بغوا علينا فقاتلناهم على بغيهم .

فقال : ويلك أما تقرأ القرآن ؟ قال : بلى . قال : فقد قال الله تعالى . . . « و إلى ثمود أخاهم صالحاً » أفكانوا إخوانهم فى دينهم أو فى عشيرتهم ؟ قال له الرجل : لا بل فى عشيرتهم . قال ( ع ) : فهؤلاء إخوانهم فى عشيرتهم و ليسوا إخوانهم فى دينهم . . . ;

مردى از اهل شام نزد على بن الحسين(ع) آمد و گفت: تو على بن الحسين هستى؟ فرمود: آرى. او گفت: پدرت كسى است كه مؤمنين را كشت ...، فرمود: واى بر تو چگونه حكم قطعى كردى كه پدرم مؤمنين را كشت؟ آن شخص گفت: سخن او (أميرالمؤمنين(ع)) كه گفت:برادران ما عليه ما سركشى كردند، پس ما هم به خاطر اين سركشى باآنان جنگ كرديم؟فرمود: واى بر تو! آيا قرآن نمى خوانى؟ گفت: چرا، فرمود: خداوند مى فرمايد: «... و إلى ثمود أخاهم صالحاً» آيا صالح برادر دينى قوم ثمود بود يا برادر فاميلى آنان؟ گفت: برادر فاميلى آنان بود. فرمود: اينان نيز برادران فاميلى بودند نه برادران دينى ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 5

5- برخورد حضرت صالح ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و ترحم صالح(ع) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 3،4،5،8

3- صالح ( ع ) با برخوردى عاطفى ، قوم خويش را با خصوصيات معجزه خويش آشنا ساخت .

و يقوم هذه ناقة الله

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از مهربانى و عطوفت دارد.

4- صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا ناقه را براى چريدن آزاد بگذارند .

فذروها تأكل فى أرض الله

5- صالح ( ع ) ، برحذر دارنده قوم ثمود از ايجاد هرگونه مزاحمت و آزاررسانى به ناقه

و لاتمسوها بسوء

8- مالكيت خداوند بر چراگاهها ، دليل صالح ( ع ) بر لزوم آزاد گذاشتن ناقه براى چريدن در هر كجاى زمين

هذه ناقة الله . .. فذروها تأكل فى أرض الله

تعبيرهاى «ناقه خدا» و «زمين خدا» در حقيقت استدلال صالح(ع) بر لزوم آزادگذارى ناقه براى چريدن بود; يعنى ، چون ناقه از آنِ خداست و زمين نيز از آنِ اوست ، روا نيست ناقه را از چريدن باز داريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 4

4 - صالح پيامبر ( ع ) ، برخاسته از ميان قوم ثمود و داراى پيوند نژادى با آنان

فقالوا أبشرًا منّا وحدًا

احتمال دارد تعبير «منّا»، نظر به هم خونى و پيوند قومى و نژادى داشته باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

112- صالح(ع) و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 5

5- برخورد حضرت صالح ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و ترحم صالح(ع) دارد.

113- صالح(ع) و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 9

9- صالح ( ع ) به مردم خويش اعلام كرد : در صورت پذيرش خواسته آنان ( ترك دعوت به توحيد ) گنه كار و مستحق عذاب الهى خواهد بود .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

114- صالح(ع) و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 5

5- برخورد حضرت صالح ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و ترحم صالح(ع) دارد.

115- صبر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 6

6 - صالح پيامبر ( ع ) ، موظف به صبر و انتظار براى مشاهده عكس العمل قومش در برابر معجزه ( ناقه )

إنّا مرسلوا الناقة . .. فارتقبهم و اصطبر

116- صداقت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 2

2 - صالح ( ع ) ، خواهان اطاعت ثموديان از او به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى وى

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتّقوا اللّه» بر«إنّى لكم رسول أمين» مى تواند مفيد اين مطلب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 5

5 - ثموديان ، خواستار نشانه و معجزه اى از صالح ( ع ) براى پى بردن به صدق ادعاى وى

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

117- صفات جسمانى شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 28 - 5

5 - ناقه صالح ، حيوانى خارق العاده در هيكل و مصرف آب *

أنّ الماء قسمة بينهم

برداشت ياد شده در صورتى است كه نيمى از آب سهم ناقه باشد و ناقه آن سهم را تماماً مصرف كرده باشد.

118- عاقر شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 29 - 4،6،8،9

4 - انتخاب فردى خاص و استمداد از او از سوى قوم ثمود ، براى كشتن ناقه صالح

فنادوا صاحبهم

6 - كشنده ناقه صالح ، پذيراى پيشنهاد قوم ثمود ، در كشتن ناقه بدون هيچ تأمل *

فتعاطى فعقر

كاربرد عبارت هاى «فتعاطى» و «فعقر» با «فاء»، بيانگر عدم تراخى در قبول و سرعت در عملى ساختن قتل ناقه مى باشد.

8 - تحقق توطئه كشتن ناقه صالح ، به وسيله فردى واحد

فعقر

واژه «عقر» (به صورت مفرد) مى رساند كه هر چند جمع كثيرى در توطئه قتل ناقه شركت داشتند، اما اجراى آن به وسيله فردى واحد صورت گرفت.

9 - « عن أصبغ بن نباته ، قال : سمعت أميرالمؤمنين ( ع ) . . . يقول : إنّما يجمع الناس الرضا و الغضب ، أيّها الناس إنّما عقر ناقة ثمود واحد فأصابهم اللّه بعذابه بالرضا و آية ذلك قوله جلّوعزّ « فنادوا صاحبهم فتعاطى فعقر » . . . ;

اصبغ بن نباته گويد: از اميرالمؤمنين(ع) شنيدم. .. كه مى فرمود: رضايت و غضب مردم [به امرى كه انجام مى گيرد] سبب مى شود [كه ثواب و عقاب آن] همه را فراگيرد. اى مردم! ناقه ثمود را يك نفر پى كرد; ولى خداوند همه آن قوم را گرفتار عذاب كرد; زيرا همه راضى بودند و نشانه اين مطلب قول خداى جلّوعزّ است كه مى فرمايد: فنادوا صاحبهم فتعاطى فعقر».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 5

5 - همدستان كشنده ناقه صالح ، شريك جرم او و مبتلا به عذابى همسان

فتعاطى فعقر . .. فكانوا كهشيم المحتظر

مفرد بودن «فقعر» مى رساند كه كشنده ناقه يك نفر بود; ولى تعبير «أرسلنا علهيم» افاده مى كند كه عذاب الهى - علاوه بر كشنده ناقه - شامل همه كسانى بود كه به صورت غير مستقيم، نوعى هم فكرى و هماهنگى با وى داشته اند.

119- عظمت شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 155 - 5

5 - ناقه صالح ، داراى جثه اى خارق العاده و بس عظيم *

قال هذه ناقة لها شرب و لكم شرب يوم معلوم

از اين كه آب آشاميدنى منطقه ثمود، سهميه بندى مى شود (يك روز سهم ناقه صالح و روز ديگر سهم همه مردم ثمود) مى توان دريافت كه آن ناقه از جثه اى چنان بزرگ برخوردار بود كه به تنهايى به اندازه همه ثموديان و چهارپايانشان، آب مى نوشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 3

3 - ناقه صالح ، حيوانى با عظمت و داراى حرمتى ويژه در پيشگاه خداوند

ناقة اللّه

استناد «ناقة» به «اللّه» و عنايت ويژه به آزار نديدن آن و توصيه به دستبرد نزدن مردم به سهميه آب آن، بيانگر احترام و ارج مندى خاص آن حيوان، در نزد خداوند است.

120- عقر شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 1،2،4

1 - كافران قوم ثمود ناقه صالح را پى كردند و آن را هلاك ساختند .

فعقروا الناقة و عتوا عن أمر ربهم

«عقر» به معناى مجروح ساختن است و آنگاه كه گفته شود «عقر الفرس و البعير»، يعنى پاى آن را قطع كرد. (برگرفته از لسان العرب) و در مجمع البيان آمده «عَقْر» به جراحتى گفته مى شود كه مايه هلاكت گردد.

2 - كافران قوم ثمود با پى كردن ناقه صالح ، فرمان خداوند را سرپيچى كردند و مردمى متجاوز شناخته شدند .

فعقروا الناقة و عتوا عن أمر ربهم

مراد از «أمر ربهم» همان است كه در آيه 73 مطرح شده بود يعنى: زيان نرساندن به ناقه و آزادگذارى آن براى چريدن.

4 - كفرپيشگان قوم ثمود پس از كشتن ناقه صالح ، از وى خواستند تا تهديدش ( نزول عذاب دردناك ) را به اجرا گذارد .

قالوا يصلح ائتنا بما تعدنا إن كنت من المرسلين

مراد از «ما تعدنا» عذابى است كه در آيه 73 (فيأخذكم عذاب أليم) بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 78 - 5

5 - كافران قوم ثمود پس از تمام شدن حجت بر آنان و اصرارشان بر كفرورزى و از ميان بردن ناقه صالح به هلاكت رسيدند .

قال الملأ الذين استكبروا . .. فأخذتهم الرجفة

كلمه «فاء» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر حقايق بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد كه از آنهاست كفرورزى قوم صالح، پى كردن ناقه و . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 1

1 - صالح ( ع ) پس از حتمى شدن نزول عذاب الهى بر اثر پى كردن ناقه ، از قوم خويش فاصله گرفت و به ديارى ديگر شتافت .

فتولى عنهم

جمله «تولى عنهم» عطف بر «فعقروا الناقة» در آيه 77 است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 29 - 1،3،4،6،8

1 - توطئه قوم ثمود ، براى از ميان بردن ناقه صالح

فنادوا صاحبهم فتعاطى فعقر

3 - تصميم بدون انديشه و به دور از تدبير قوم ثمود ، در از ميان بردن معجزه الهى ( ناقه ) *

فنادوا صاحبهم

به كار رفتن «فاء» در «فنادوا» - به جاى «ثمّ» يا حرف ديگر - احتمال دارد بيانگر بى تأملى قوم ثمود در كشتن ناقه باشد.

4 - انتخاب فردى خاص و استمداد از او از سوى قوم ثمود ، براى كشتن ناقه صالح

فنادوا صاحبهم

6 - كشنده ناقه صالح ، پذيراى پيشنهاد قوم ثمود ، در كشتن ناقه بدون هيچ تأمل *

فتعاطى فعقر

كاربرد عبارت هاى «فتعاطى» و «فعقر» با «فاء»، بيانگر عدم تراخى در قبول و سرعت در عملى ساختن قتل ناقه مى باشد.

8 - تحقق توطئه كشتن ناقه صالح ، به وسيله فردى واحد

فعقر

واژه «عقر» (به صورت مفرد) مى رساند كه هر چند جمع كثيرى در توطئه قتل ناقه شركت داشتند، اما اجراى آن به وسيله فردى واحد صورت گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 12 - 7

7 - « عن عبد اللّه بن زَمعَة قال : خطب رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فذكر الناقة و ذكر الذى عقرها فقال : « إذ انبعث أشقاها » قال :

انبعث لها رجل عارم عزيز منيع فى رهطه ;

عبداللّه بن زَمعة روايت كرده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خطبه خواند و از ناقه [ثمود]و كسى كه آن را پى كرد، سخن گفت و فرمود: [خداوند فرموده] «إذ انبعث أشقاها» مردى براى پى كردن ناقه [صالح] تحريك شد كه زشت خو و مردم آزار و در قبيله خود عزيز و مورد حمايت بود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 2

2 - قوم ثمود ، ناقه صالح را پى كرده ، آن را به هلاكت رساندند .

فعقروها

زمانى كه با شمشير بر پاهاى شتر يا اسب، ضربه وارد كنند، گفته مى شود: «عَقَرْتُ» (صحاح اللغة). گاهى فعل «عقر» در موردى به كار مى رود كه آن را «نحر» كرده باشند. (مصباح)

121- عمل به تكليف صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 13

13- تلاش مستمر و بىوقفه صالح ( ع ) در انجام رسالت خويش

مما تدعونا إليه

فعل مضارع «تدعو» دلالت بر استمرار دعوت دارد كه از آن به تلاش مستمر تعبير شد.

122- عوامل تكذيب صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 33 - 12

12 - انكار بُعد معنوى انسان و منحصر پنداشتن او در بعد حيوانى ( چون خوردن و آشاميدن ) ، عامل تكذيب رسالت پيامبرِ پس از نوح ، از سوى اشراف

ما هذا إلاّ بشر مثلكم يأكل ممّا تأكلون منه و يشرب ممّا تشربون

تكيه اشراف برخوردن و آشاميدن براى انكار رسالت پيامبرشان، نشانگر اين حقيقت است كه آنان، انسان را موجودى در حد حيوان مى پنداشتند و منكر بعد معنوى او بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 11 - 8

8 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « كذّبت ثمود بطغواها » يقول الطغيان حملها على التكذيب ;

از امام باقر(ع) درباره قول خدا «كذّبت ثمود بطغواها» روايت شده كه [خداوند ]مى فرمايد: طغيان و سركشى، قوم ثمود را به تكذيب [صالح] كشاند».

123- عوامل نجات پيروان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 2

2 - پايبندى مستمر مؤمنان ثمود به تقوا و پرهيز از گناه ، عامل نجات آنان از عذاب الهى

و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

جمله «كانوا يتّقون» ماضى استمرارى است; يعنى، راز نجات مؤمنان در تقواى مستمر آنان نهفته است.

124- فضايل صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 4

4 - صالح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و با محبت نسبت به مردم خويش ( قوم ثمود )

و إلى ثمود أخاهم صلحاً

تصريح به اينكه صالح برادر قوم ثمود بوده است، مى تواند اشاره به اين باشد كه وى براى آنان، حتى پيش از نبوتش، انسانى دلسوز بوده و نسبت به آنان محبت داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 6

6 - صالح ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم

و نصحت لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 4

4- صالح ( ع ) ، دلسوز براى قوم خويش و با محبت نسبت به آنان ، حتى پيش از بعثتش به پيامبرى

و إلى ثمود أخاهم صلحًا

مراد از اخوّت صالح(ع) براى قوم ثمود ، مى تواند مهربانى و دلسوزى او نسبت به آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 1،2

1- صالح ( ع ) ، حتى پيش از نبوتش ، انسانى فرزانه و داراى استعدادى ويژه در ميان قوم ثمود

قالوا يص-لح قد كنت فينا مرجوًّا قبل هذا

برداشت فوق مبتنى بر دو نكته است: الف) جمله «قوم ثمود به تو اميدها داشتند» - كه مضمون جمله «قدكنت . ..» است - حكايت از نبوغ صالح(ع) و استعدادهاى خاص و سابقه نيك او دارد. ب) مشاراليه «هذا» ادعاى نبوت صالح(ع)و اعلام توحيد ولزوم يكتاپرستى از سوى اوست.

2- قوم ثمود ، معترف به ويژگى هاى مثبت و استعدادى خاص در صالح ( ع )

قالوا يص-لح قد كنت فينا مرجوًّا قبل هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 6

6 - صالح ( ع ) ، شخصيتى خوشنام و امانت دار در ميان ثموديان

إنّى لكم رسول أمين

تأكيد صالح(ع) بر امين بودن خود، در صورتى ثمربخش است كه وى از پيشينه اى همراه با خوشنامى و امانت دارى برخوردار باشد.

125- فلسفه تكذيب صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 5

5 - برخوردارى صالح ( ع ) از ويژگى هاى بشرى ، دستاويز ثموديان در رد رسالت وى

قالواإنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» مى تواند مشتق از «سحر» باشد. «سحر» نيز مرادف «رئه» (شُش) است. بنابراين واژه «مسحر» به معناى موجود داراى شُش است كه از خصوصيات بشرى مى باشد. گفتنى است برپايه اين معنا، آيه بعد، توضيح و تفسير همين تعبير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 3،4

3 - ويژگى هاى بشرى صالح ( ع ) ، مانع از رسالت وى در ديدگاه ثموديان

قالوا . .. ما أنت إلاّ بشر مثلنا

4 - برخوردار نبودن صالح ( ع ) از موقعيت برتر اجتماعى و طبقاتى ، مانع از پذيرش رسالت وى از سوى ثموديان

قالوا . .. ما أنت إلاّ بشر مثلنا

تعبير «مثلنا» مى تواند به معناى مثليت در بشر بودن نباشد; بلكه مراد مثل بودن از جهت موقعيت اجتماعى و طبقاتى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 10

10 - قوم ثمود ، مدعى ارزش خواهى و سعادت جويى ، در تكذيب پيامبرى صالح ( ع )

إنّا إذًا لفى ضلل و سعر

قوم ثمود با گفتن «إنّا إذًا. ..»، در حقيقت مدعى بودند كه ما اكنون در گمراهى و شقاوت نيستيم و چنانچه از صالح(ع) پيروى كنيم، گمراه و تيره بخت خواهيم شد و ما گمراهى و تيره بختى را براى خويش نمى پسنديم.

126- فلسفه معجزه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 16

16- ناقه قوم ثمود ، از جمله آيات الهى براى اخطار به آنان به خاطر حق ناپذيريشان

و ءاتينا ثمود الناقة . .. و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا

127- قبول هشدارهاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 2

2 - فراخوانى صالح ( ع ) قومش را ، به پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدى گرفتن هشدارهايش

ألاتتّقون . إنّى لكم رسول أمين

واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون»; (يعنى، فرد مورد اعتماد) باشد. بنابراين آوردن اين قيد دعوتى است از جانب صالح(ع) كه به او اعتماد كنند و به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدى بگيرند.

128- قتل شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 65 - 1،7

1- كافران قوم ثمود ، با ناديده گرفتن هشدار هاى صالح ( ع ) ، ناقه او را پى كردند و آن را هلاك ساختند .

فعقروها

«عقر» (مصدر عقروا) در اصل به معناى پى كردن شتر و قطع پاهاى آن با شمشير است; به نحر كردن و كشتن شتر نيز «عقر» گفته مى شود.

7- « عن أبى عبدالله ( ع ) ( فى حديث قوم صالح ) . . . قالوا : اعقروا هذه الناقة . . . ثم قالوا : من الذى يلى قتلها و نجعل له جعلاً ما أحب ، فجائهم رجل . . . شقى من الأشقياء . . . فجعلوا له جعلاً . . . فقعد لها فى طريقها فضربها بالسيف ضربة فلم تعمل شيئاً فضربها ضربة اُخرى فقتلها . . . و أقبل قوم صالح فلم يبق أحد منهم إلاّ شركه فى ضربته . . . فأوحى الله تبارك و تعالى إلى صالح ( ع ) . . . قل لهم : إنى مرسل عليكم عذابى إلى ثلاثة أيام فإنهم تابوا و رجعوا قبلت توبتهم و صددت عنهم . . . فأتاهم صالح ( ع ) فقال لهم : . . . يا قوم إنكم تصبحون غداً و وجوهكم مصفرّة واليوم الثانى وجوهكم محمرّة واليوم الثالث وجوهكم مسودّة . . . ;

از امام صادق(ع) [در داستان قوم صالح] روايت شده كه [قوم او]گفتند: اين شتر را از پاى درآوريد . .. سپس گفتند: چه كسى داوطلب كشتن آن مى شود ما براى او دستمزدى كه دلخواهش باشد قرار مى دهيم. پس مردى كه از اشقيا بود، نزد آنان آمد ... و دستمزدى براى او قرار دادند. پس آن مرد در راه شتر كمين كرد و ضربتى بر آن وارد كرد كه كارساز نبود و با ضربتى ديگر او را كشت ... و قوم صالح آمدند و تمامى آنها [با پرداخت اجرت] در ضربه اى كه آن مرد زده بود، خود را سهيم كردند ... پس خدا به صالح وحى كرد كه به آنان بگو من تا سه روز عذاب خود را بر شما خواهم فرستاد. پس اگر [در اين سه روز] آنان توبه كردند و برگشتند، توبه آنها را مى پذيرم و از [عذاب ]آنان منصرف مى شوم ... پس صالح نزد قومش آمد و گفت...اى قوم! فردا صبح صورتهاى شما زرد مى شود و روز دوم سرخ و روز سوم سياه مى گردد...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 1

1- قوم ثمود ، بدون بهره گرفتن از مهلت سه روزه ، از كشتن ناقه اظهار ندامت نكردند و بر شركورزى و انكار رسالت صالح ( ع ) اصرار ورزيدند .

فلما جاء أمرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 67 - 4

4- كشتن ناقه صالح ، از ستمگرى هاى قوم ثمود بود .

و أخذ الذين ظلموا الصيحة

از آن جا كه كشتن ناقه صالح نيز در نزول عذاب دخيل بود ، معلوم مى شود ظلم در «الذين ظلموا» اشاره به كشتن ناقه نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 157 - 1،3،8

1 - اقدام ثموديان به پى كردن ناقه صالح ، على رغم هشدار وى

و لاتمسّوها بسوء . .. فعقروها

«عَقْر» (مصدر «عقروا») به معناى پى كردن و «اصبحوا» معادل «صاروا» است.

3 - هم دلى و هم گامى ثموديان در كشتن ناقه صالح

فعقروها فأصبحوا ندمين

با توجه به اين كه ناقه صالح، تنها به وسيله يك تن از ثموديان پى شد، جمع آمدن «عقروا» و نيز «أصبحوا نادمين»، مى رساند كه همه قوم ثمود در كشتن ناقه دست داشتند و يا بدان راضى بودند.

8 - « عن على ( ع ) : . . . إنّما عقر ناقة ثمود رجل واحد فعمّهم اللّه بالعذاب لماعموه بالرضى فقال سبحانه « فعقروها فأصحبوا نادمين » . . . ;

از حضرت على(ع) روايت شده است:. .. پى كننده ناقه قوم ثمود يك نفر بود; در حالى كه خداوند عذاب را بر همه آنان فرستاد; چون آنان به عمل آن يك نفر راضى بودند. خداوند سبحان مى فرمايد: «فعقروها فأصبحوا نادمين»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 2

2 - نتيجه بخش نبودن پشيمانى ثموديان ، پس از كشتن ناقه صالح

فعقروها فأصبحوا ندمين . فأخذهم العذاب

129- قداست شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 3

3 - ناقه صالح ، حيوانى با عظمت و داراى حرمتى ويژه در پيشگاه خداوند

ناقة اللّه

استناد «ناقة» به «اللّه» و عنايت ويژه به آزار نديدن آن و توصيه به دستبرد نزدن مردم به سهميه آب آن، بيانگر احترام و ارج مندى خاص آن حيوان، در نزد خداوند است.

130- قصه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 -

1،3،5،6،13،15،18،20،21،22،23،25

1 - صالح ( ع ) ، از انبيا و فرستادگان الهى

و إلى ثمود أخاهم صلحاً

«إلى ثمود» عطف بر «إلى قومه» و «أخاهم» عطف بر «نوحاً» در آيه 59 است، يعنى: أرسلنا إلى ثمود أخاهم صالحاً.

3 - وجود رابطه خويشاوندى ميان صالح و قوم ثمود

و إلى ثمود أخاهم صلحاً

5 - صالح ( ع ) با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم

6 - دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام صالح ( ع ) براى قوم ثمود

قال يقوم اعبدوا اللّه

13 - صالح پيامبر ، دعوت كننده قوم ثمود به توحيد با تكيه بر دليل و معجزه اى آشكار از جانب خداوند

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

15 - خداوند بدون جريان اسباب و علل عادى ، شترى آفريد تا معجزه اى باشد بر اثبات رسالت صالح ( ع )

هذه ناقة اللّه لكم ءاية

چون ناقه نشانه اى بر رسالت صالح(ع) بود، معلوم مى شود به گونه اى خارق العاده به وجود آمده بود.

18 - قوم ثمود در انتظار دليل و معجزه اى از جانب خداوند براى اثبات رسالت صالح ( ع )

قد جاءتكم بينة من ربكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «قد» در «قد جاءتكم» براى توقع باشد.

20 - صالح از قوم خويش خواست تا ناقه را براى چريدن آزاد بگذراند .

فذروها تأكل فى أرض اللّه

21 - صالح ( ع ) برحذردارنده قوم ثمود از زيان رساندن به ناقه

و لاتمسوها بسوء

22 - صالح ( ع ) قوم خويش را به گرفتار آمدن به عذابى دردناك ، در صورت زيان رساندن به ناقه و يا بازدارى آن از چريدن ، هشدار داد .

فذروها تأكل فى أرض اللّه و لاتمسوها بسوء فيأخذكم عذاب أليم

23 - آزادى ناقه صالح براى چريدن ، در تضاد با منافع قوم ثمود

فذروها تأكل فى أرض اللّه و لاتمسوها بسوء

نهى از آزار رساندن به ناقه پس از فرمان به رها ساختن آن در علفزارها، گوياى اين است كه تحمل ناقه آزاد براى قوم ثمود آسان نبوده و با منافع آنان در تضاد بوده است.

25 - مالكيت خدا بر زمين ، دليل صالح ( ع ) بر لزوم آزادگذارى ناقه براى چريدن در هر كجاى زمين

هذه ناقة اللّه . .. فذروها تأكل فى أرض اللّه

انتساب زمين به خداوند (أرض اللّه) پس از انتساب ناقه به او (ناقة اللّه) استدلالى است از سوى صالح بر لزوم آزادگذارى آن براى چريدن. يعنى چون ناقه از آن خداست و زمين نيز از آن اوست، روا نيست از چريدن بازداشته شود. تفريع جم---له «ذروها ... » به وسيله فاء بر جمله «هذه ناقة اللّه» نيز دلالت بر اين معنا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 3،4،12،16

3 - صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا نعمت خلافت و سكونت گزيدن در سرزمين حجر را نعمتى از جانب خدا بدانند و آن را همواره به خاطر داشته باشند .

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض

4 - صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا سرنوشت شوم قوم عاد را همواره به ياد داشته باشند .

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد

12 - صالح ( ع ) از مردم خويش خواست تا همواره تمامى نعمت هاى الهى را به خاطر داشته باشند .

فاذكروا ءالاء اللّه

«الاء» جمع «إلى» و به معناى نعمتهاست.

16 - صالح ( ع ) مردم خويش را از فسادگرى در زمين بر حذر داشت .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

«لا تعثوا» از «عثى يعثى عثوا» است، يعنى فساد نكنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 1،2،5،11

1 - صالح ( ع ) ، از پيامبران الهى

أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

2 - گروهى از اشراف و بزرگان قوم صالح رسالت وى را پذيرفتند و به وى ايمان آوردند و گروهى ديگر از آنان به وى كافر شدند .

قال الملأ الذين استكبروا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «الذين . .. » وصفى احترازى باشد. يعنى ملأ قوم ثمود در برابر رسالت صالح دو طايفه شدند: مستكبران و غير مستكبران.

5 - مبارزه اشراف كفرپيشه ثمود با صالح ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزه و دليل روشن بر رسالت آن حضرت

قال الملأ الذين استكبروا من قومه . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

11 - تلاش تبليغاتى كفرپيشگان قوم ثمود براى ايجاد شك در رسالت صالح ، تلاشى بى ثمر بود .

قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 76 - 2

2 - مستكبران قوم ثمود ، در پاسخ مستضعفان ، مخالف صريح خويش را با رسالت صالح و كفرشان را به پيام هاى او ابراز داشتند .

قال الذين استكبروا إنا بالذى ءامنتم به كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 1

1 - كافران قوم ثمود ناقه صالح را پى كردند و آن را هلاك ساختند .

فعقروا الناقة و عتوا عن أمر ربهم

«عقر» به معناى مجروح ساختن است و آنگاه كه گفته شود «عقر الفرس و البعير»، يعنى پاى آن را قطع كرد. (برگرفته از لسان العرب) و در مجمع البيان آمده «عَقْر» به جراحتى گفته مى شود كه مايه هلاكت گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 1،2،4،5

1 - صالح ( ع ) پس از حتمى شدن نزول عذاب الهى بر اثر پى كردن ناقه ، از قوم خويش فاصله گرفت و به ديارى ديگر شتافت .

فتولى عنهم

جمله «تولى عنهم» عطف بر «فعقروا الناقة» در آيه 77 است.

2 - صالح ( ع ) با دريغ و دلسوزى بر ثموديان مشرف به هلاكت از ميان آنان رفت .

فتولى عنهم و قال يقوم

لحن آيه و نيز اضافه كلمه «قوم» به ياء متكلم، بيانگر تحسر و دلسوزى صالح نسبت به مردم خويش است.

4 - صالح ( ع ) پيام الهى را به مردمش ابلاغ كرد و در هدايت و ارشاد آنان بسيار كوشيد .

لقد أبلغتكم رسالة ربى و نصحت لكم

لام تأكيد در «لقد»، كه دلالت بر قسم مقدر دارد، و نيز كلمه «قد»، كه گوياى تأكيد است، مى رساند كه صالح(ع) در ابلاغ رسالت الهى كوتاهى نكرد و در اين راه تلاش بسيار نمود.

5 - صالح ( ع ) هنگام خروجش از ميان قوم ثمود ، اتمام حجت الهى بر آنان را به ايشان گوشزد كرد .

فتولى عنهم و قال يقوم لقد أبلغتكم رسالة ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 6،13

6- صالح ( ع ) ، مردمان را از پرستش غير خدا برحذر مى داشت و عليه شركورزى قوم ثمود مبارزه مى كرد .

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

13- تلاش مستمر و بىوقفه صالح ( ع ) در انجام رسالت خويش

مما تدعونا إليه

فعل مضارع «تدعو» دلالت بر استمرار دعوت دارد كه از آن به تلاش مستمر تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 9،14،15

9- صالح ( ع ) به مردم خويش اعلام كرد : در صورت پذيرش خواسته آنان ( ترك دعوت به توحيد ) گنه كار و مستحق عذاب الهى خواهد بود .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

14- كفرپيشگان قوم ثمود از صالح ( ع ) مى خواستند كه از ادعاى خويش دست بردارد و از فراخوانى مردم به توحيد منصرف شود .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته فما تزيدوننى غير تخسير

«فاء» در «فما تزيدوننى . ..» فاى فصيحه است و حاكى از جمله اى مقدر مى باشد و - به قرينه «أتنهنا ...» در آيه قبل - مفاد آيه چنين است: بنابراين اگر به خواسته شما (ترك ابلاغ توحيد) گردن نهم، شما جز خسارت زدن چيزى بر من نخواهيد افزود.

15- صالح ( ع ) ، توجه كردن به درخواست كافران قومش ( ترك ابلاغ توحيد ) را ، مايه خسارت و تباهى خويش دانست .

فما تزيدوننى غير تخسير

«تخسير» به معناى خسارت زدن مى باشد و فاعل آن قوم ثمود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 4،5،6،8،10

4- صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا ناقه را براى چريدن آزاد بگذارند .

فذروها تأكل فى أرض الله

5- صالح ( ع ) ، برحذر دارنده قوم ثمود از ايجاد هرگونه مزاحمت و آزاررسانى به ناقه

و لاتمسوها بسوء

6- صالح ( ع ) ، قوم خود را در صورت آزاررسانى به ناقه و بازداشتن آن از چرا ، به عذابى زودرس هشدار داد .

و لاتمسوها بسوء فيأخذكم عذاب قريب

8- مالكيت خداوند بر چراگاهها ، دليل صالح ( ع ) بر لزوم آزاد گذاشتن ناقه براى چريدن در هر كجاى زمين

هذه ناقة الله . .. فذروها تأكل فى أرض الله

تعبيرهاى «ناقه خدا» و «زمين خدا» در حقيقت استدلال صالح(ع) بر لزوم آزادگذارى ناقه براى چريدن بود; يعنى ، چون ناقه از آنِ خداست و زمين نيز از آنِ اوست ، روا نيست ناقه را از چريدن باز داريد.

10- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) سأل جبرئيل ( ع ) : . . . فقال : يا محمد (صلی الله علیه و آله) ان صالحاً بعث إلى قومه . . . قالوا : يا صالح ادع لنا ربك يخرج لنا من هذا الجبل الساعة ناقة حمراء شقراء وبراء عشراء بين جنبيها ميل . . . فسأل الله تعالى صالح ذلك فانصدع الجبل صدعاً . . . ثم اضطرب ذلك الجبل . . . ثم لم يفجأهم إلاّ رأسها . . . ثم خرج سائر جسد ها ثم استوت قائمة على الأرض . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه رسول خدا از جبرئيل [درباره قوم صالح] سؤال فرمود ، . .. جبرئيل گفت: اى محمد! صالح به سوى قومش مبعوث شد ... به او گفتند: اى صالح! براى ما از پروردگارت بخواه كه همين لحظه از اين كوه شترى بيرون آورد قرمز پررنگ و پركرك كه ده ماه از حملش گذشته و بين دو پهلويش يك ميل فاصله باشد ... آن گاه صالح اين را از خدا خواست و كوه شكاف بزرگى برداشت ... سپس به لرزه درآمد ... ناگهان سر شتر از كوه بيرون آمد ... سپس باقى جسدش خارج شد و روى زمين ايستاد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 65 - 1،2،3،7

1- كافران قوم ثمود ، با ناديده گرفتن هشدار هاى صالح ( ع ) ، ناقه او را پى كردند و آن را هلاك ساختند .

فعقروها

«عقر» (مصدر عقروا) در اصل به معناى پى كردن شتر و قطع پاهاى آن با شمشير است; به نحر كردن و كشتن شتر نيز «عقر» گفته مى شود.

2- قوم ثمود ، با پى كردن ناقه صالح و از ميان بردن آيت رسالت او ، عذاب الهى را براى خويش قطعى ساختند .

فعقروها فقال تمتعوا فى داركم ثلثة أيام

3- قوم ثمود ، پس از كشتن ناقه صالح ، بيش از سه روز مهلت ماندن در دنيا و بهره بردن از متاع آن را نداشتند .

فقال تمتعوا فى داركم ثلثة أيام

7- « عن أبى عبدالله ( ع ) ( فى حديث قوم صالح ) . . . قالوا : اعقروا هذه الناقة . . . ثم قالوا : من الذى يلى قتلها و نجعل له جعلاً ما أحب ، فجائهم رجل . . . شقى من الأشقياء . . . فجعلوا له جعلاً . . . فقعد لها فى طريقها فضربها بالسيف ضربة فلم تعمل شيئاً فضربها ضربة اُخرى فقتلها . . . و أقبل قوم صالح فلم يبق أحد منهم إلاّ شركه فى ضربته . . . فأوحى الله تبارك و تعالى إلى صالح ( ع ) . . . قل لهم : إنى مرسل عليكم عذابى إلى ثلاثة أيام فإنهم تابوا و رجعوا قبلت توبتهم و صددت عنهم . . . فأتاهم صالح ( ع ) فقال لهم : . . . يا قوم إنكم تصبحون غداً و وجوهكم مصفرّة واليوم الثانى وجوهكم محمرّة واليوم الثالث وجوهكم مسودّة . . . ;

از امام صادق(ع) [در داستان قوم صالح] روايت شده كه [قوم او]گفتند: اين شتر را از پاى درآوريد . .. سپس گفتند: چه كسى داوطلب كشتن آن مى شود ما براى او دستمزدى كه دلخواهش باشد قرار مى دهيم. پس مردى كه از اشقيا بود، نزد آنان آمد ... و دستمزدى براى او قرار دادند. پس آن مرد در راه شتر كمين كرد و ضربتى بر آن وارد كرد كه كارساز نبود و با ضربتى ديگر او را كشت ... و قوم صالح آمدند و تمامى آنها [با پرداخت اجرت] در ضربه اى كه آن مرد زده بود، خود را سهيم كردند ... پس خدا به صالح وحى كرد كه به آنان بگو من تا سه روز عذاب خود را بر شما خواهم فرستاد. پس اگر [در اين سه روز] آنان توبه كردند و برگشتند، توبه آنها را مى پذيرم و از [عذاب ]آنان منصرف مى شوم ... پس صالح نزد قومش آمد و گفت...اى قوم! فردا صبح صورتهاى شما زرد مى شود و روز دوم سرخ و روز سوم سياه مى گردد...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 2،3،5،6

2- خداوند ، در پى اصرار قوم ثمود بر شركورزى و انكار رسالت صالح ( ع ) ، عذابى سخت بر آنان نازل كرد .

فلما جاء أمرنا

مراد از «أمر» عذاب نازل شده بر قوم ثمود است. اضافه آن به ضمير «نا» حاكى از بزرگى آن عذاب مى باشد.

3- عذاب نازل شده بر قوم ثمود ، عذابى ذلت آور و خوار كننده بود .

نجّينا صلحًا . .. و من خزى يومئذ

5- گروهى از قوم ثمود ، توحيد را پذيرفتند و به رسالت صالح ( ع ) ايمان آوردند .

نجّينا صلحًا و الذين ءامنوا معه

6- خداوند ، صالح ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر قوم ثمود رهانيد و آنان را از ننگ آن عقوبت دور ساخت .

نجّينا صلحًا و الذين ءامنوا معه . .. و من خزى يومئذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 38 - 1

1 - فرستاده الهى پس از نوح ، متهم به دروغ گويى از سوى اشراف و عناصر مرفه قومش

و قال الملأ من قومه . .. إن هو إلاّ رجل افترى ... و ما نحن له بمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 39 - 1،2،4،5،6

1 - التجاى پيامبرِ پس از نوح به درگاه پروردگار ، پس از نااميدى از تأثير تبليغاتش در مردم

قال ربّ انصرنى بما كذّبون

ظرف «قال» محذوف است; يعنى، «قال بعد ما ايس من إيمانهم». «باء» در «بما كذّبون» سببيه و «ما» مصدريه (موصول حرفى ) است. بنابراين «بما كذّبون» به تأويل «بتكذيبهم إيّاى» مى باشد.

2 - فرستاده الهى پس از نوح خواستارى يارى خدا در برابر تكذيب گرى هاى قومش بود .

قال ربّ انصرنى بما كذّبون

4 - التجاى فرستادهء الهى پس از نوح به درگاه پروردگار ، براى نزول عذاب استيصال

قال ربّ انصرنى بما كذّبون

«باء» در«بماكذّبون» مى تواند براى آليت باشد. در اين صورت «ما» اسم موصول و به معناى «الذى» بوده و عايد آن محذوف است; يعنى، «ربّ انصرنى بالذى كذّبونى به» (پرودگارا! مرا با همان چيزى كه[دروغش پنداشتند و] تكذيبم كردند، يارى فرما).

5 - هشدار قبلى مردم به عذاب استيصال ، از سوى پيامبرِ پس از نوح

قال ربّ انصرنى بما كذّبون

6 - مردمِ جامعه پس از نوح ، هشدار عذاب را جدى نگرفتند و فرستاده الهى را به دروغ گويى متهم كردند .

قال ربّ انصرنى بما كذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 40 - 1

1 - استجابت دعاى ( نصرت خواهى ) پيامبرِ پس از نوح از سوى خداوند

قال ربّ انصرنى . .. قال عمّا قليل ليصبحنّ ندمين

«عن» در «عمّا قليل» به معناى «بَعد» و «ما» نكره موصوفه و كنايه از «زمان» مى باشد. «قليل» نيز صفت «ما» است; يعنى، «بعد زمان قليل». «عمّا قليل» متعلق به «يصبحنّ» و «إصباح» (مصدر يصبحنّ) به معناى صيرورت و شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 141 - 1

1 - تكذيب رسالت صالح ( ع ) از سوى قوم ثمود

كذّبت ثمود المرسلين

عده اى مفسران برآنند كه «ثمود» نام جد اعلاى قوم صالح مى باشد. بنابراين تسميه آن قوم به ثمود از باب تسميه يك قبيله به نام نياى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 6

6 - ثموديان ، مورد سرزنش صالح ( ع ) به خاطر بى تقوايى و گنه پيشگى

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون

استفهام در جمله «ألا تتّقون» مى تواند براى توبيخ و سرزنش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 2،5

2 - فراخوانى صالح ( ع ) قومش را ، به پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدى گرفتن هشدارهايش

ألاتتّقون . إنّى لكم رسول أمين

واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون»; (يعنى، فرد مورد اعتماد) باشد. بنابراين آوردن اين قيد دعوتى است از جانب صالح(ع) كه به او اعتماد كنند و به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدى بگيرند.

5 - تصريح صالح ( ع ) بر خيرخواهى خود و تضمين منافع ثموديان در پرتو رسالت خويش

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده، با توجه به قيد «لكم» (همراه با لام انتفاع) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 1،2

1 - دعوت مجدد صالح ( ع ) از ثموديان براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

2 - صالح ( ع ) ، خواهان اطاعت ثموديان از او به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى وى

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتّقوا اللّه» بر«إنّى لكم رسول أمين» مى تواند مفيد اين مطلب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 145 - 1

1 - تصريح صالح ( ع ) ، به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 149 - 4

4 - سرزنش ثموديان از سوى صالح ( ع ) ، به خاطر ساختن خانه ها در دل كوه ها و خوش گذرانى در آن

و تنحتون من الجبال بيوتًا فرهين

برداشت يادشده بدان احتمال است كه اين آيه به قرينه واقع شدن در حيز استفهام (استفهام در«أتتركون فى ما ههنا») جمله استفهامى بوده و به تقدير «أو تنحتون. ..» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 151 - 2

2 - تلاش صالح ( ع ) براى بازداشتن قوم خويش از اطاعت اسراف گران و متجاوزان

و لاتطيعوا أمر المسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 1،2،3،5

1 - اتهام جنون و سحرزدگى به صالح ( ع ) از سوى ثموديان

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» (مفرد «مسحّرين») به كسى گفته مى شود كه به شدت افسون شده باشد.

2 - موضع گيرى خصمانه ثموديان در برابر نصيحت هاى صالح ( ع )

قالواإنّما أنت من المسحّرين

چنان كه گفته شد، «مسحّر» به كسى گفته مى شود كه به شدت گرفتار سحر و افسون شده است. اين تهمت سخت، بيانگر عمق دشمنى ثموديان با صالح(ع)است.

3 - سرمستى ، رفاه زدگى ، اسراف گرى و فسادانگيزى ثموديان ، مانع درك آنان از مفاهيم بلند و آسمانى پيام صالح ( ع )

قالواإنّما أنت من المسحّرين

بيان رفاه مندى، اسراف گرى و فسادانگيزى ثموديان، پيش از ذكر موضع گيرى آنان در مقابل صالح(ع)، مى تواند نشان دهنده اين حقيقت باشد كه آنچه سبب شد، ثموديان مفاهيم مهم معرفتى صالح(ع) را، كلماتى جنون آميز، بيهوده و گزاف به شمار آوردند و او را فردى افسون شده بخوانند; اين بود كه آنان گرفتار غرور، سرمستى، اسراف و فسادگرى شده بودند.

5 - برخوردارى صالح ( ع ) از ويژگى هاى بشرى ، دستاويز ثموديان در رد رسالت وى

قالواإنّما أنت من المسحّرين

«مسحّر» مى تواند مشتق از «سحر» باشد. «سحر» نيز مرادف «رئه» (شُش) است. بنابراين واژه «مسحر» به معناى موجود داراى شُش است كه از خصوصيات بشرى مى باشد. گفتنى است برپايه اين معنا، آيه بعد، توضيح و تفسير همين تعبير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 4،5،6،7

4 - برخوردار نبودن صالح ( ع ) از موقعيت برتر اجتماعى و طبقاتى ، مانع از پذيرش رسالت وى از سوى ثموديان

قالوا . .. ما أنت إلاّ بشر مثلنا

تعبير «مثلنا» مى تواند به معناى مثليت در بشر بودن نباشد; بلكه مراد مثل بودن از جهت موقعيت اجتماعى و طبقاتى باشد.

5 - ثموديان ، خواستار نشانه و معجزه اى از صالح ( ع ) براى پى بردن به صدق ادعاى وى

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

6 - ثموديان ، ايمان به صالح را منوط به ارائه معجزه اى از سوى او مى دانستند .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

7 - ثموديان در توانايى صالح ( ع ) براى ارائه معجزه بر اثبات درستى ادعايش ، ترديد داشتند .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

برداشت ياد شده از به كار گرفتن «إن» - كه در موارد ترديد به كار مى رود - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 155 - 1،4

1 - پاسخ مثبت صالح ( ع ) ، به معجزه خواهى ثموديان

فأت باية . .. قال هذه ناقة ... شرب يوم معلوم

4 - آب آشاميدنى منطقه ثمود ، يك روز به ناقه صالح اختصاص داشت و يك روز به خود ثموديان .

لها شرب و لكم شرب يوم معلوم

«شرب» به يك نوبت از آب گفته مى شود تقدير آيه چنين است: «لها شرب يوم معلوم و لكم شرب يوم معلوم; نوبتى از آب در روزى معين از آن او و نوبتى از آن در روزى معين از آن شما است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 156 - 1،2،3،4

1 - هشدار صالح ( ع ) به ثموديان ، نسبت به رساندن هرگونه گزندى به ناقه

و لاتمسّوها بسوء . .. يوم عظيم

«مس» (مصدر «لاتمسّوا») با «باء» تعديه به معناى رساندن و وارد كردن است. «سوء» نيز معادلِ آسيب، بدى و گزند است و قرار گرفتن آن در سياق نهى، افاده عموم مى كند; يعنى، مبادا به او گزندى برسانيد.

2 - ناقه صالح ، در معرض كينه و دشمنى ثموديان

و لاتمسّوها بسوء

3 - اختصاص يافتن نوبتى از آب به ناقه ، موجب ناخرسندى ثموديان *

لها شرب و لكم شرب يوم معلوم . و لاتمسّوها بسوء

با توجه به ارتباط آيه بالا با آيه پيش، احتمال مى رود كه تقسيم آب، زمينه بدانديشى و نارضايتى را در ميان ثموديان، نسبت به ناقه پديد آورده باشد و «لاتمسّوها» هشدارى به اين موضع گيرى است.

4 - تهديد ثموديان از سوى صالح ( ع ) ، به عذاب و كيفر سخت الهى در صورت رساندن هرگونه گزندى به ناقه

و لاتمسّوها بسوء فيأخذكم عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 157 - 1،2،3،8

1 - اقدام ثموديان به پى كردن ناقه صالح ، على رغم هشدار وى

و لاتمسّوها بسوء . .. فعقروها

«عَقْر» (مصدر «عقروا») به معناى پى كردن و «اصبحوا» معادل «صاروا» است.

2 - ندامت و پشيمانى ثموديان ، به دنبال پى كردن ناقه صالح و مشاهده نشانه هاى عذاب

فعقروها فأصبحوا ندمين

«فاء» در «فأصبحوا» فصيحه و بيانگر حذف جمله اى است كه به خاطر معلوم بودنش حذف شده و تقدير آن چنين است: «فعقروها فرأوا اشراط العذاب فأصبحوا نادمين; ناقه را پى كردند پس نشانه هاى عذاب را ديدند، پس پشيمان شدند».

3 - هم دلى و هم گامى ثموديان در كشتن ناقه صالح

فعقروها فأصبحوا ندمين

با توجه به اين كه ناقه صالح، تنها به وسيله يك تن از ثموديان پى شد، جمع آمدن «عقروا» و نيز «أصبحوا نادمين»، مى رساند كه همه قوم ثمود در كشتن ناقه دست داشتند و يا بدان راضى بودند.

8 - « عن على ( ع ) : . . . إنّما عقر ناقة ثمود رجل واحد فعمّهم اللّه بالعذاب لماعموه بالرضى فقال سبحانه « فعقروها فأصحبوا نادمين » . . . ;

از حضرت على(ع) روايت شده است:. .. پى كننده ناقه قوم ثمود يك نفر بود; در حالى كه خداوند عذاب را بر همه آنان فرستاد; چون آنان به عمل آن يك نفر راضى بودند. خداوند سبحان مى فرمايد: «فعقروها فأصبحوا نادمين»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 1،8

1 - سرزنش ثموديان از سوى صالح ( ع ) ، به خاطر بدكردارى آنان

قال يقوم لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة

استفهام در «لم تستعجلون. ..» و «لولا تستغفرون» استفهام توبيخى است.

8 - تلاش دلسوزانه صالح ( ع ) براى رفع گرفتارى ها از قوم خويش و جلب رحمت الهى براى آنان

قال يقوم لم تستعجلون . .. لولا تستغفرون اللّه لعلّكم ترحمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 1،3،4،10

1 - اتهام شومى و نامباركى به صالح پيامبر ( ع ) و پيروان او ، از سوى كافران ثمود

قالوا اطّيّرنا بك و بمن معك

«تطيّر» (مصدر «اطيّرنا») مقابل تفأل و به معناى فال بد زدن است; يعنى، چيزى يا كسى را مايه شومى و بدبختى خود انگاشتن. بنابراين «اطيّرنا بك و بمن معك»; يعنى، ما تو و پيروانت را مايه بدبختى خود مى دانيم.

3 - پديد آمدن دو دستگى و خصومت هاى اجتماعى در پى دعوت صالح ( ع ) ، زمينه بد يُمن خوانده شدن وى از سوى كافران

فإذا هم فريقان يختصمون . .. قالوا اطّيّرنا بك

احتمالاً آنچه كافران به عنوان شومى و نامباركى از آن ياد كرده اند، همان دو دستگى و اختلافات اجتماعى باشد كه درپى دعوت صالح(ع) و پيدايش مؤمن و كافر به وجود آمده بود.

4 - مشكلات ثموديان ، بنا به تقدير الهى و در جهت آزمايش آنان بود ، نه معلول وجود صالح ( ع ) و پيروان او .

قال طئركم عند اللّه بل أنتم قوم تفتنون

عبارت «طائركم. ..»; يعنى، آنچه كه باعث بروز مشكلات و گرفتارى براى شما شده، نزد خدا است. مقصود اين است كه وجود من تأثيرى در پيدايش مشكلات شما ندارد; بلكه مشكلات تان بر اساس برنامه و تقدير الهى است كه در راستاى آزمايش شما تدارك ديده شده است. گفتنى است كه در برداشت ياد شده، «فتنة» در جمله «بل أنتم قوم تفتنون» به معناى آزمايش گرفته شده است.

10 - برخورد هاى خصمانه ثموديان با صالح پيامبر ( ع ) ، ناشى از فريب آنان توسط عوامل خدعه گر

بل أنتم قوم تفتنون

«تفتنون» مى تواند از «فتنة» به معناى خدعه و فريب باشد. بنابراين «تفتنون» معادل «تخدعون» است; يعنى، اين سخنان از خود شما نيست; بلكه عناصرى مرموز و خدعه گر آنها را به شما تلقين كرده و شما را فريب مى دهند. آيه بعد اين احتمال را تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 48 - 3

3 - فسادگران مخالف صالح ، سازمان يافته در نُه گروه

و كان فى المدينة تسعة رهط يفسدون فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 1،2،4،5،6،7،9

1 - توطئه و هم قسمى گروه هاى نُه گانه فسادگر ، براى قتل شبانه صالح ( ع ) و خانواده اش

و كان فى المدينة تسعة رهط يفسدون . .. قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله

«تقاسم» (مصدر «تقاسموا») به مشاركت كردن در قسم و «تبييت» (مصدر «نبيّتنّ») به سوء قصد شبانه گفته مى شود.

2 - فسادانگيزى گروه هاى نُه گانه مخالف صالح ، على رغم اظهار اعتقادشان به خدا

يفسدون فى الأرض . .. قالوا تقاسموا باللّه

سوگند خوردن به خدا، حكايت از نوعى باور به خدا دارد.

4 - مبارزه با صالح پيامبر و از ميان بردن وى ، محور اتحاد و همكارى گروه هاى فسادگر على رغم داشتن اختلاف

و كان فى المدينة تسعة رهط . .. تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله

نُه گانه بودن گروه هاى مزبور، خود دليل تمايزات و وجود نقطه هاى افتراق ميان آنان است; با اين حال براى از ميان بردن صالح باهم متّحد شدند.

5 - خانواده صالح ، جملگى مؤمنان به وى و مورد خشم عميق كافران

لنبيّتنّه و أهله

6 - توطئه گران عليه صالح ، نگران عكس العمل و مقاومت ياران وى در قبال هجوم علنى آنان

لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله

طرح هجوم شبانه و انديشه كردن در چگونگى پاسخ به ولىّ دم، نشانگر نگرانى آنان است.

7 - چاره انديشى توطئه گران عليه صالح ، براى انكار جنايت خويش و گريز از قصاص يا پرداخت خونبها

ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله و إنّا لصدقون

طرح اظهار بى خبرى از قتل صالح(ع) و خانواده وى، نشان مى دهد كه گروه هاى مزبور مى انديشيده اند تا راهى پيدا كنند و در نتيجه آن از خونخواهى ولىّ دم يا پرداخت خونبها شانه خالى كنند.

9 - دروغ و تزوير ، وسيله اى در دست مخالفان صالح براى پيشبرد اهداف خويش

لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 1

1 - مكر و حيله مخالفان صالح پيامبر عليه وى و خانواده اش

قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله . .. و مكروا مكرًا

متعلق «مكروا» حذف شده و تقدير آن با توجه به آيه قبل چنين است: «و مكروا به و بأهله مكراً; آنان عليه او و خانواده اش خدعه كردند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 51 - 4

4 - كيفر الهى براى توطئه گران عليه صالح ، دامنگير تمامى كافران ثمود

أنّا دمّرنهم و قومهم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 1،2

1 - نجات يافتن مؤمنان پيرو صالح ، از عذاب نازل شده بر ثموديان به اراده الهى

و أنجينا الذين ءامنوا

2 - پايبندى مستمر مؤمنان ثمود به تقوا و پرهيز از گناه ، عامل نجات آنان از عذاب الهى

و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

جمله «كانوا يتّقون» ماضى استمرارى است; يعنى، راز نجات مؤمنان در تقواى مستمر آنان نهفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 25 - 4

4 - تأكيد قوم ثمود بر دروغ گويى ، قدرت طلبى و خودخواهى صالح ( ع ) ، در ادعاى پيامبرى

بل هو كذّاب أشر

«أشر» به معناى متكبر و خودخواه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 2

2 - قوم ثمود ، تقاضامند معجزه اى ( ناقه ) از صالح پيامبر ( ع )

إنّا مرسلوا الناقة

جمله «إنّا مرسلوا الناقة» در مقام وعده و اخبار از آينده است. «الف و لام» در «الناقة» براى عهد بوده و اشاره به همان معجزه مورد درخواست قوم ثمود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 28 - 1

1 - تقسيم آب در سرزمين قوم ثمود ، ميان ايشان و ناقه صالح ، به فرمان خداوند

و نبّئهم أنّ الماء قسمة بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 5

5 - بهره مند ساختن ناقه صالح از آب آشاميدنى ، داراى برنامه اى خاص بود .

و سقيها

«سَقْى» و «سُقْيا»، به معناى در اختيار نهادن نوشيدنى است (مفردات) و «سُقْيا» اسم مصدر براى «سَقْى» مى باشد (العين). اضافه اين كلمه به ضمير «ناقة» و نيز برحذر داشتن قوم ثمود از بى توجّهى به آن، نشانه آن است كه مردم درباره آب آشاميدنى ناقه، وظيفه خاصى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 17

17 - « عن ابن نُباتة قال : سمعت أميرالمؤمنين ( ع ) على منبر الكوفة يقول : . . .أيّها الناس إنّما عَقَر ناقةَ صالح واحد فأصابهم اللّه بعذابه بالرضا و آية ذلك قوله عزّوجلّ « . . .فعقروها فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم فسوّيها . . . » ;

اَصْبَغ بن نُباتَة گويد: شنيدم از اميرالمؤمنين(ع) كه بر منبر كوفه مى فرمود: «. ..اى مردم! همانا ناقه صالح را يك نفر [از قوم ثمود ]پى كرد; ولى خداوند همه آن قوم را به عذاب خود دچار كرد; چون به كار آن شخص راضى بودند و دليل اين مطلب سخن خداوند - عزّوجلّ - است «...فعقروها فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم فسوّاها...»».

131- قوم ثمود و تكذيب صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 1

1- قوم ثمود ، بدون بهره گرفتن از مهلت سه روزه ، از كشتن ناقه اظهار ندامت نكردند و بر شركورزى و انكار رسالت صالح ( ع ) اصرار ورزيدند .

فلما جاء أمرنا

132- قوم ثمود و شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 21

21 - صالح ( ع ) برحذردارنده قوم ثمود از زيان رساندن به ناقه

و لاتمسوها بسوء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 65 - 1،2

1- كافران قوم ثمود ، با ناديده گرفتن هشدار هاى صالح ( ع ) ، ناقه او را پى كردند و آن را هلاك ساختند .

فعقروها

«عقر» (مصدر عقروا) در اصل به معناى پى كردن شتر و قطع پاهاى آن با شمشير است; به نحر كردن و كشتن شتر نيز «عقر» گفته مى شود.

2- قوم ثمود ، با پى كردن ناقه صالح و از ميان بردن آيت رسالت او ، عذاب الهى را براى خويش قطعى ساختند .

فعقروها فقال تمتعوا فى داركم ثلثة أيام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 1

1- قوم ثمود ، بدون بهره گرفتن از مهلت سه روزه ، از كشتن ناقه اظهار ندامت نكردند و بر شركورزى و انكار رسالت صالح ( ع ) اصرار ورزيدند .

فلما جاء أمرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 6،7،8

6 - صالح پيامبر ( ع ) ، موظف به صبر و انتظار براى مشاهده عكس العمل قومش در برابر معجزه ( ناقه )

إنّا مرسلوا الناقة . .. فارتقبهم و اصطبر

7 - تذكر خداوند به صالح ( ع ) ، براى آماده بودن در قبال عكس العمل ناشايست قوم ثمود پس از مشاهده معجزه

فارتقبهم و اصطبر

امر «فارتقبهم و اصطبر» در حقيقت تذكر به صالح(ع) است كه انتظار نداشته باشد قوم حق ستيز ثمود با ديدن معجزه او، دست از عناد و لجاج بردارند; بلكه [شايسته است] وى به نظارت بنشيند و آماده عكس العمل هاى نارواى آنان باشد و خويشتن دارى كند.

8 - اخبار الهى از برخورد هاى توطئه آميز و مخفيانه قوم ثمود ، در برابر معجزه الهى *

فارتقبهم

با توجه به اين كه در واژه «فارتقب» ريزنگرى و نظارت دقيق نهفته است، احتمال مى رود اين فرمان، در مقام بيان حركت هاى مرموز قوم ثمود در برابر معجزه اى باشد كه براى آنان عطا خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 29 - 2

2 - نارضايتى قوم ثمود ، از وجود ناقه و سهميه بندى آب

أنّ الماء قسمة بينهم . .. فنادوا صاحبهم

«فاء» در «فنادوا» تصميم قتل ناقه را متفرع بر «أنّ الماء قسمة» كرده است; يعنى، چون چنين قانونى وضع شد، آنان بر آشفتند و كمر به قتل ناقه بستند.

133- قوم ثمود و صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 5

5 - قوم ثمود ، ناباور به رسالت حضرت صالح ( ع )

إن كنت من المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 1،2،3،7،8،9،15

1- صالح ( ع ) ، حتى پيش از نبوتش ، انسانى فرزانه و داراى استعدادى ويژه در ميان قوم ثمود

قالوا يص-لح قد كنت فينا مرجوًّا قبل هذا

برداشت فوق مبتنى بر دو نكته است: الف) جمله «قوم ثمود به تو اميدها داشتند» - كه مضمون جمله «قدكنت . ..» است - حكايت از نبوغ صالح(ع) و استعدادهاى خاص و سابقه نيك او دارد. ب) مشاراليه «هذا» ادعاى نبوت صالح(ع)و اعلام توحيد ولزوم يكتاپرستى از سوى اوست.

2- قوم ثمود ، معترف به ويژگى هاى مثبت و استعدادى خاص در صالح ( ع )

قالوا يص-لح قد كنت فينا مرجوًّا قبل هذا

3- قوم ثمود ، صالح ( ع ) را به خاطر ويژگى ها و استعدادهايش ، مايه ترقى و تعالى آن قوم مى دانستند .

قد كنت فينا مرجوًّا

7- حضرت صالح ( ع ) ، مورد اعتراض و سرزنش قوم ثمود به خاطر فراخوانى آنان به يكتاپرستى و نفى خدايان دروغين

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

استفهام در «أتنهنا أن نعبد . ..» استفهام توبيخى است.

8- قوم ثمود ، اميد هاى خويش درباره صالح ( ع ) را به خاطر مبارزه او عليه شرك ، بر باد رفته مى ديدند .

قد كنت فينا مرجوًّا قبل هذا أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

قيد «قبل هذا» دلالت بر قطع اميد قوم ثمود از صالح(ع) دارد و جمله «أتنهنا» بيانگر دليل و علت آن است.

9- پايبندى به آداب و رسوم پدران و نياكان ، از انگيزه هاى مخالفت قوم ثمود با صالح ( ع ) و تعاليم او

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

مراد از «ما» بتها و معبودهاى پندارى مشركان است. توصيف آنها با جمله «يعبد ءاباؤُنا» اشاره به علت حكم قبل (نعبد) دارد; يعنى ، ما بتها را مى پرستيم ، چون پدرانمان آنها را مى پرستند.

15- دعوت به توحيد و بيان ضرورت يكتاپرستى از سوى حضرت صالح ( ع ) ، مايه ترديد قوم ثمود در خردمندى و هوشيارى او

و إنّنا لفى شك مما تدعونا إليه مريب

«مريب» (ترديدافكن) صفت براى «شك» است و متعلق آن - به قرينه جمله «قد كنت فينا مرجوّاً» - خردمندى و هوشيارى صالح(ع) مى باشد. بنابراين جمله «إنّنا لفى ...»; يعنى، ما در درستى تعاليم تو شك داريم، آن چنان شكى كه باعث شده درباره خردمندى و هوشيارى ات نيز ترديدكنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 14

14- كفرپيشگان قوم ثمود از صالح ( ع ) مى خواستند كه از ادعاى خويش دست بردارد و از فراخوانى مردم به توحيد منصرف شود .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته فما تزيدوننى غير تخسير

«فاء» در «فما تزيدوننى . ..» فاى فصيحه است و حاكى از جمله اى مقدر مى باشد و - به قرينه «أتنهنا ...» در آيه قبل - مفاد آيه چنين است: بنابراين اگر به خواسته شما (ترك ابلاغ توحيد) گردن نهم، شما جز خسارت زدن چيزى بر من نخواهيد افزود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 1

1 - ثموديان ، منكر هرگونه امتياز و شايستگى صالح ( ع ) ، براى رسالت الهى

قالوا . .. ما أنت إلاّ بشر مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 2

2 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، پيوسته با دعوت پيامبران خود به مخالفت برمى خاستند .

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 3

3 - قوم ثمود ، هرگونه امتياز صالح ( ع ) ، بر ايشان را منكر بودند .

فقالوا أبشرًا منّا وحدًا نتّبعه

برداشت بالا در صورتى است كه تعبير «منّا» نه براى بيان هم خونى و نژادى; بلكه در مقام تأكيد بشر بودن و معمولى بودن و امتياز نداشتن باشد، مضافاً بر اين كه قيد «واحداً» نيز مى تواند تأكيد دوباره اى بر عدم امتياز باشد.

134- قوم ثمود و نبوت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 11

11 - تلاش تبليغاتى كفرپيشگان قوم ثمود براى ايجاد شك در رسالت صالح ، تلاشى بى ثمر بود .

قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون

135- كفر به نبوت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 5

5 - قوم ثمود ، ناباور به رسالت حضرت صالح ( ع )

إن كنت من المرسلين

136- كفر به نوبت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 76 - 2

2 - مستكبران قوم ثمود ، در پاسخ مستضعفان ، مخالف صريح خويش را با رسالت صالح و كفرشان را به پيام هاى او ابراز داشتند .

قال الذين استكبروا إنا بالذى ءامنتم به كفرون

137- كيفر اذيت شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 156 - 4

4 - تهديد ثموديان از سوى صالح ( ع ) ، به عذاب و كيفر سخت الهى در صورت رساندن هرگونه گزندى به ناقه

و لاتمسّوها بسوء فيأخذكم عذاب يوم عظيم

138- كيفر اضرار به شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 22

22 - صالح ( ع ) قوم خويش را به گرفتار آمدن به عذابى دردناك ، در صورت زيان رساندن به ناقه و يا بازدارى آن از چريدن ، هشدار داد .

فذروها تأكل فى أرض اللّه و لاتمسوها بسوء فيأخذكم عذاب أليم

139- كيفر توطئه عليه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 51 - 4

4 - كيفر الهى براى توطئه گران عليه صالح ، دامنگير تمامى كافران ثمود

أنّا دمّرنهم و قومهم أجمعين

140- كيفر عقر شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 17

17 - « عن ابن نُباتة قال : سمعت أميرالمؤمنين ( ع ) على منبر الكوفة يقول : . . .أيّها الناس إنّما عَقَر ناقةَ صالح واحد فأصابهم اللّه بعذابه بالرضا و آية ذلك قوله عزّوجلّ « . . .فعقروها فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم فسوّيها . . . » ;

اَصْبَغ بن نُباتَة گويد: شنيدم از اميرالمؤمنين(ع) كه بر منبر كوفه مى فرمود: «. ..اى مردم! همانا ناقه صالح را يك نفر [از قوم ثمود ]پى كرد; ولى خداوند همه آن قوم را به عذاب خود دچار كرد; چون به كار آن شخص راضى بودند و دليل اين مطلب سخن خداوند - عزّوجلّ - است «...فعقروها فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم فسوّاها...»».

141- كيفر قتل شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 1

1 - نزول عذاب فراگير الهى بر ثموديان ، در پى كشتن ناقه صالح

فعقروها . .. فأخذهم العذاب

142- كيفر هلاكت شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 8

8 - خداوند ، بر قوم ثمود به جهت كشتن ناقه ، عذابى فراگير نازل كرده ، اعضاى بدن آنان را از هم متلاشى ساخت .

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

اطلاق «دمدمة» - كه بر پوشاندن و فراگيرى دلالت دارد - بر هلاكت ثموديان، به جهت آن بود كه خداوند، آنان را با عذاب و هلاكت پوشاند (مقاييس). جمله «دمدمت الشىء» - كه گاهى با حرف «على» و گاهى بدون آن استعمال مى شود (قاموس) - زمانى كار برد دارد كه چيزى را به زمين كوبيده و آن را شكسته و قطعه هاى آن را پراكنده سازند. (صحاح اللغة)

143- گناه عقر شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 9

9 - كشتن ناقه صالح ، گناهى بزرگ و دامنگير تمام ثموديان

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

بزرگى گناه قوم ثمود، از كيفر سنگين آنان به دست مى آيد.

144- مبارزه با صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 5

5 - مبارزه اشراف كفرپيشه ثمود با صالح ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزه و دليل روشن بر رسالت آن حضرت

قال الملأ الذين استكبروا من قومه . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 4

4 - مبارزه با صالح پيامبر و از ميان بردن وى ، محور اتحاد و همكارى گروه هاى فسادگر على رغم داشتن اختلاف

و كان فى المدينة تسعة رهط . .. تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله

نُه گانه بودن گروه هاى مزبور، خود دليل تمايزات و وجود نقطه هاى افتراق ميان آنان است; با اين حال براى از ميان بردن صالح باهم متّحد شدند.

145- مبارزه با مكر مخالفان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 2

2 - مقابله خداوند با حيله و نيرنگ مخالفان صالح

و مكرنا مكرًا

146- محافظت از شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 7

7 - لزوم حفاظت از ناقه صالح و رعايت برنامه شرب آن ، دستورى از جانب خداوند بود .

فقال لهم رسول اللّه ناقة اللّه و سقيها

وصف «رسول اللّه»، نشانگر الهى بودن دستور است.

147- محدوده رسالت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 2

2 - رسالت صالح ( ع ) در محدوده قوم ثمود

و إلى ثمود أخاهم صلحاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 2

2- رسالت صالح ( ع ) ، محدود به قوم ثمود بود .

و إلى ثمود أخاهم صلحًا

148- مخاطبان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 10

10- جوانان و ميانسالان قوم ثمود ، مخاطبان اصلى حضرت صالح ( ع ) در دعوت به توحيد ويكتاپرستى

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

فعل مضارع «يعبد» گوياى اين است كه مخاطبان صالح ، كسانى اند كه پدرانشان زنده بودند و به پرستش خدايان مشغول بودند.

149- مخالفان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 42 - 3

3 - مخالفت همگانى قوم نوح ، عاد و ثمود با پيامبرانشان ( نوح ، هود و صالح )

و ان يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود

150- مخالفت با صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 76 - 2

2 - مستكبران قوم ثمود ، در پاسخ مستضعفان ، مخالف صريح خويش را با رسالت صالح و كفرشان را به پيام هاى او ابراز داشتند .

قال الذين استكبروا إنا بالذى ءامنتم به كفرون

151- مردمدارى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 4

4 - صالح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز و با محبت نسبت به مردم خويش ( قوم ثمود )

و إلى ثمود أخاهم صلحاً

تصريح به اينكه صالح برادر قوم ثمود بوده است، مى تواند اشاره به اين باشد كه وى براى آنان، حتى پيش از نبوتش، انسانى دلسوز بوده و نسبت به آنان محبت داشته است.

152- مزد رسالت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 145 - 1

1 - تصريح صالح ( ع ) ، به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

153- مسؤوليت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 10

10 - مبارزه با شرك ، از وظايف اصلى صالح ( ع )

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 6

6 - صالح پيامبر ( ع ) ، موظف به صبر و انتظار براى مشاهده عكس العمل قومش در برابر معجزه ( ناقه )

إنّا مرسلوا الناقة . .. فارتقبهم و اصطبر

154- معجزه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 13،15،16،18

13 - صالح پيامبر ، دعوت كننده قوم ثمود به توحيد با تكيه بر دليل و معجزه اى آشكار از جانب خداوند

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

15 - خداوند بدون جريان اسباب و علل عادى ، شترى آفريد تا معجزه اى باشد بر اثبات رسالت صالح ( ع )

هذه ناقة اللّه لكم ءاية

چون ناقه نشانه اى بر رسالت صالح(ع) بود، معلوم مى شود به گونه اى خارق العاده به وجود آمده بود.

16 - ناقه صالح ، شاهد و دليلى آشكار بر حقانيت رسالت آن حضرت

قد جاءتكم بينة من ربكم

18 - قوم ثمود در انتظار دليل و معجزه اى از جانب خداوند براى اثبات رسالت صالح ( ع )

قد جاءتكم بينة من ربكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «قد» در «قد جاءتكم» براى توقع باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 5

5 - مبارزه اشراف كفرپيشه ثمود با صالح ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزه و دليل روشن بر رسالت آن حضرت

قال الملأ الذين استكبروا من قومه . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 1

1- صالح ( ع ) ، برخوردار از معجزه و دليلى روشن بر پيامبرى خويش

قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 1،10

1- پيدايش شترى به اراده خداوند و بدون جريان اسباب و علل عادى ، معجزه صالح ( ع ) براى اثبات رسالت خويش

و يقوم هذه ناقة الله لكم ءاية

10- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) سأل جبرئيل ( ع ) : . . . فقال : يا محمد (صلی الله علیه و آله) ان صالحاً بعث إلى قومه . . . قالوا : يا صالح ادع لنا ربك يخرج لنا من هذا الجبل الساعة ناقة حمراء شقراء وبراء عشراء بين جنبيها ميل . . . فسأل الله تعالى صالح ذلك فانصدع الجبل صدعاً . . . ثم اضطرب ذلك الجبل . . . ثم لم يفجأهم إلاّ رأسها . . . ثم خرج سائر جسد ها ثم استوت قائمة على الأرض . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه رسول خدا از جبرئيل [درباره قوم صالح] سؤال فرمود ، . .. جبرئيل گفت: اى محمد! صالح به سوى قومش مبعوث شد ... به او گفتند: اى صالح! براى ما از پروردگارت بخواه كه همين لحظه از اين كوه شترى بيرون آورد قرمز پررنگ و پركرك كه ده ماه از حملش گذشته و بين دو پهلويش يك ميل فاصله باشد ... آن گاه صالح اين را از خدا خواست و كوه شكاف بزرگى برداشت ... سپس به لرزه درآمد ... ناگهان سر شتر از كوه بيرون آمد ... سپس باقى جسدش خارج شد و روى زمين ايستاد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 7

7 - ثموديان در توانايى صالح ( ع ) براى ارائه معجزه بر اثبات درستى ادعايش ، ترديد داشتند .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

برداشت ياد شده از به كار گرفتن «إن» - كه در موارد ترديد به كار مى رود - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 155 - 1،3

1 - پاسخ مثبت صالح ( ع ) ، به معجزه خواهى ثموديان

فأت باية . .. قال هذه ناقة ... شرب يوم معلوم

3 - ناقه ( شتر ماده ) ، معجزه صالح پيامبر

قال هذه ناقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 6

6 - صالح پيامبر ( ع ) ، موظف به صبر و انتظار براى مشاهده عكس العمل قومش در برابر معجزه ( ناقه )

إنّا مرسلوا الناقة . .. فارتقبهم و اصطبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 2

2 - ناقه صالح ، معجزه الهى و نشانه رسالت آن حضرت بود .

فقال لهم رسول اللّه ناقة اللّه

اضافه «ناقة» به «اللّه» - پس از بيان رسالت صالح(ع) - بيانگر معجزه بودن آن براى اثبات رسالت او است.

155- مقامات صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 1

1- صالح ( ع ) ، از پيامبران و رسولان الهى بود .

و لقد أرسلنا . .. و إلى ثمود أخاهم صلحًا

«إلى ثمود» عطف بر «إلى قومه» و «أخاهم» عطف بر «نوحاً» در آيه بيست و پنجم است; يعنى: لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صالحاً.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 6

6- خداوند ، صالح ( ع ) را از رحمت ويژه خويش بهره مند ساخت و به مقام نبوت رسانيد .

و ءاتنى منه رحمة

مقصود از «رحمة»، به مناسبت مورد، مقام نبوت و پيامبرى است.

156- مكذبان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 80 - 3

3- اصحاب حجر ( قوم ثمود ) رسالت حضرت صالح ( ع ) را مورد تكذيب قرار دادند .

و لقد كذّب أصحب الحجر المرسلين

برداشت فوق بنابراين احتمال است كه مراد از «المرسلين» حضرت صالح(ع) باشد كه پيامبر قوم ثمود بود و جمع آورده شدن «المرسلين» مى تواند به اين دليل باشد كه آن قوم با تكذيب صالح(ع) در حقيقت همه انبياى الهى را مورد تكذيب قرار مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 141 - 1

1 - تكذيب رسالت صالح ( ع ) از سوى قوم ثمود

كذّبت ثمود المرسلين

عده اى مفسران برآنند كه «ثمود» نام جد اعلاى قوم صالح مى باشد. بنابراين تسميه آن قوم به ثمود از باب تسميه يك قبيله به نام نياى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 1،3

1 - ثموديان ، منكر هرگونه امتياز و شايستگى صالح ( ع ) ، براى رسالت الهى

قالوا . .. ما أنت إلاّ بشر مثلنا

3 - ويژگى هاى بشرى صالح ( ع ) ، مانع از رسالت وى در ديدگاه ثموديان

قالوا . .. ما أنت إلاّ بشر مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 4

4 - دو قوم عاد و ثمود ، پيامبرانى داشتند و آنان را تكذيب كردند .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا . .. فكذّبوه فأخذتهم الرجفة...و عادًا و ثمودًا و قد تبيّ

به قرينه سياق، احتمال دارد كه جمله، حذف به ايجاز داشته باشد; يعنى، چنين باشد: «و لقد أرسلنا إلى عاد و ثمود رسلهم فكذّبوهم فأخذتهم الرجفة»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 23 - 4

4 - « عن أبى بصير عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قلت له : « كذّبت ثمود بالنّذر . . . » قال هذا كان بما كذّبوا صالحاً . . . ;

ابى بصير از امام صادق(ع) درباره آيه «كذّبت ثمود بالنّذر. ..» سؤال نمود... امام فرمود: اين زمانى بود كه صالح(ع) را تكذيب كردند...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 1

1 - قوم صالح ، رسالت او را تكذيب كرده ، فرمان رعايت ناقه و شرب آن را دروغ انگاشتند .

فكذّبوه

157- مكر عليه خانواده صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 1

1 - مكر و حيله مخالفان صالح پيامبر عليه وى و خانواده اش

قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله . .. و مكروا مكرًا

متعلق «مكروا» حذف شده و تقدير آن با توجه به آيه قبل چنين است: «و مكروا به و بأهله مكراً; آنان عليه او و خانواده اش خدعه كردند».

158- مكر عليه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 1

1 - مكر و حيله مخالفان صالح پيامبر عليه وى و خانواده اش

قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله . .. و مكروا مكرًا

متعلق «مكروا» حذف شده و تقدير آن با توجه به آيه قبل چنين است: «و مكروا به و بأهله مكراً; آنان عليه او و خانواده اش خدعه كردند».

159- مكر عليه مخالفان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 2

2 - مقابله خداوند با حيله و نيرنگ مخالفان صالح

و مكرنا مكرًا

160- مكر مخالفان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 10

10 - تلاش در جهت كشتن انبيا و محو پيام آنان ، بارزترين نمود فسادگرى در زمين

يفسدون فى الأرض . .. قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه

از اين كه خداوند از ميان همه فسادگرى هاى گروه هاى مورد بحث، تصميم ايشان به قتل پيامبر را مطرح ساخته است، معلوم مى شود كه اين تصميم، خطرناك ترين و خائنانه ترين برنامه اى است كه مى تواند از سوى مفسدان عملى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 1

1 - مكر و حيله مخالفان صالح پيامبر عليه وى و خانواده اش

قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله . .. و مكروا مكرًا

متعلق «مكروا» حذف شده و تقدير آن با توجه به آيه قبل چنين است: «و مكروا به و بأهله مكراً; آنان عليه او و خانواده اش خدعه كردند».

161- ممانعت از ايمان به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 38 - 3

3 - اشراف جامعه پس از نوح ، مردم را از گرويدن به فرستاده الهى برحذر مى داشتند .

و ما نحن له بمؤمنين

اعلام اشراف مبنى بر اين كه به اين مرد (فرستاده الهى) ايمان ندارند، مى تواند دستورى ضمنى به مردم باشد كه بايد از آنان پيروى كنند و به فرستاده الهى گرايش نداشته باشند.

162- منشأ دشمنى با صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 10

10 - برخورد هاى خصمانه ثموديان با صالح پيامبر ( ع ) ، ناشى از فريب آنان توسط عوامل خدعه گر

بل أنتم قوم تفتنون

«تفتنون» مى تواند از «فتنة» به معناى خدعه و فريب باشد. بنابراين «تفتنون» معادل «تخدعون» است; يعنى، اين سخنان از خود شما نيست; بلكه عناصرى مرموز و خدعه گر آنها را به شما تلقين كرده و شما را فريب مى دهند. آيه بعد اين احتمال را تقويت مى كند.

163- منشأ نجات پيروان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 1

1 - نجات يافتن مؤمنان پيرو صالح ، از عذاب نازل شده بر ثموديان به اراده الهى

و أنجينا الذين ءامنوا

164- منشأ هلاكت شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 5

5 - باور نداشتن رسالت صالح ( ع ) و بى اعتمادى به هشدار هاى او در مورد ناقه و آب شرب آن ، مايه اقدام بى پرواى قوم ثمود به از ميان بردن ناقه شد .

فكذّبوه فعقروها

165- مواعظ صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 2

2 - موضع گيرى خصمانه ثموديان در برابر نصيحت هاى صالح ( ع )

قالواإنّما أنت من المسحّرين

چنان كه گفته شد، «مسحّر» به كسى گفته مى شود كه به شدت گرفتار سحر و افسون شده است. اين تهمت سخت، بيانگر عمق دشمنى ثموديان با صالح(ع)است.

166- موانع درك تعاليم صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 3

3 - سرمستى ، رفاه زدگى ، اسراف گرى و فسادانگيزى ثموديان ، مانع درك آنان از مفاهيم بلند و آسمانى پيام صالح ( ع )

قالواإنّما أنت من المسحّرين

بيان رفاه مندى، اسراف گرى و فسادانگيزى ثموديان، پيش از ذكر موضع گيرى آنان در مقابل صالح(ع)، مى تواند نشان دهنده اين حقيقت باشد كه آنچه سبب شد، ثموديان مفاهيم مهم معرفتى صالح(ع) را، كلماتى جنون آميز، بيهوده و گزاف به شمار آوردند و او را فردى افسون شده بخوانند; اين بود كه آنان گرفتار غرور، سرمستى، اسراف و فسادگرى شده بودند.

167- موقعيت اجتماعى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 4

4 - برخوردار نبودن صالح ( ع ) از موقعيت برتر اجتماعى و طبقاتى ، مانع از پذيرش رسالت وى از سوى ثموديان

قالوا . .. ما أنت إلاّ بشر مثلنا

تعبير «مثلنا» مى تواند به معناى مثليت در بشر بودن نباشد; بلكه مراد مثل بودن از جهت موقعيت اجتماعى و طبقاتى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 5

5 - صالح پيامبر ( ع ) ، فاقد پايگاه اجتماعى از نظر قوم ثمود

فقالوا أبشرًا منّا وحدًا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «واحداً»، نظر به عدم برخوردارى صالح(ع) از عِدّه و عُدّه و قدرت اجتماعى، داشته باشد.

168- مؤمنان به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 8

8 - مستضعفان مؤمن قوم ثمود با پاسخى قاطع به كفرپيشگان ، ايمان و باور خويش را به صالح و تمامى رسالت هاى وى اعلان كردند .

أتعلمون . .. قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 76 - 1

1 - مجادله كفرپيشگان مستكبر قوم ثمود با مستضعفان مؤمن به صالح

استضعفوا لمن . .. مؤمنون. قال الذين استكبروا إنا بالذى ءامنتم به كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 5

5- گروهى از قوم ثمود ، توحيد را پذيرفتند و به رسالت صالح ( ع ) ايمان آوردند .

نجّينا صلحًا و الذين ءامنوا معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 5

5 - خانواده صالح ، جملگى مؤمنان به وى و مورد خشم عميق كافران

لنبيّتنّه و أهله

169- مهربانى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 4

4- صالح ( ع ) ، دلسوز براى قوم خويش و با محبت نسبت به آنان ، حتى پيش از بعثتش به پيامبرى

و إلى ثمود أخاهم صلحًا

مراد از اخوّت صالح(ع) براى قوم ثمود ، مى تواند مهربانى و دلسوزى او نسبت به آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 5

5- برخورد حضرت صالح ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و ترحم صالح(ع) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 3

3- صالح ( ع ) با برخوردى عاطفى ، قوم خويش را با خصوصيات معجزه خويش آشنا ساخت .

و يقوم هذه ناقة الله

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از مهربانى و عطوفت دارد.

170- مهمترين تعاليم صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 35 - 3

3 - وعده معاد و حيات دوباره انسان ها در قيامت ، يكى ديگر از مهم ترين پيام هاى پيامبر جامعه پس از نوح

أيعدكم . .. و كنتم ترابًا و عظمًا انّكم مخرجون

171- مهمترين دعوت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 4

4 - دعوت به توحيد و پرستش خداى يگانه ، اولين و مهم ترين پيام نخستين پيامبر پس از نوح ( هود يا صالح )

أن اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

«أن» براى تفسير پيامى است كه پيامبر (پيامبرى كه براى جامعه پس از طوفان نوح برانگيخته شده بود)، مأمور ابلاغ آن به مردم بود.

172- مهمترين رسالت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 5

5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى صالح پيامبر

إذ قال لهم أخوهم صلح . .. ألاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 45 - 5

5 - دعوت به پرستش خداى يگانه ، مهم ترين و نخستين پيام صالح براى ثموديان

و لقد أرسلنا إلى ثمود . .. أن اعبدوا اللّه

اهميت پيام و نخستين بودن آن از اين جهت استفاده مى شود كه آيه شريفه دعوت به خداپرستى را در رأس همه پيام ها و قبل از هر پيام ديگر آورده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 3

3 - انجام نيكى ها و پرهيز از بدى ها ، يكى ديگر از محور هاى تبليغى صالح پيامبر ( ع )

يقوم لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة

173- نبوت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 1

1 - صالح ( ع ) ، از انبيا و فرستادگان الهى

و إلى ثمود أخاهم صلحاً

«إلى ثمود» عطف بر «إلى قومه» و «أخاهم» عطف بر «نوحاً» در آيه 59 است، يعنى: أرسلنا إلى ثمود أخاهم صالحاً.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 1،6،8

1 - صالح ( ع ) ، از پيامبران الهى

أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

6 - اشراف كفرپيشه قوم ثمود براى ايجاد ترديد در مؤمنان ، از باور و اطمينان آنان به رسالت صالح پرسش كردند .

قال الملأ . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

8 - مستضعفان مؤمن قوم ثمود با پاسخى قاطع به كفرپيشگان ، ايمان و باور خويش را به صالح و تمامى رسالت هاى وى اعلان كردند .

أتعلمون . .. قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 1

1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب به پيامبرى مبعوث كرد .

ثم بعثنا من بعدهم موسى

مراد از ضمير در «من بعدهم» پيامبرانى است كه داستانشان در آيات پيشين مطرح شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 1

1- صالح ( ع ) ، از پيامبران و رسولان الهى بود .

و لقد أرسلنا . .. و إلى ثمود أخاهم صلحًا

«إلى ثمود» عطف بر «إلى قومه» و «أخاهم» عطف بر «نوحاً» در آيه بيست و پنجم است; يعنى: لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صالحاً.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 6

6- خداوند ، صالح ( ع ) را از رحمت ويژه خويش بهره مند ساخت و به مقام نبوت رسانيد .

و ءاتنى منه رحمة

مقصود از «رحمة»، به مناسبت مورد، مقام نبوت و پيامبرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 42 - 4

4 - نوح ، هود و صالح ( ع ) ، از پيامبران الهى

فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 45 - 1

1 - صالح ( ع ) ، رسول و فرستاده خدا به سوى قوم ثمود

و لقد أرسلنا إلى ثمود . .. صلحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 25 - 3

3 - قوم ثمود ، براساس ملاك هاى مادى خود ، معتقد به وجود افرادى شايسته تر از صالح ( ع ) براى پيامبرى

أءلقى الذكر عليه من بيننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 1

1 - حضرت صالح ( ع ) ، رسول خدا و پيامبر قوم ثمود بود .

فقال لهم رسول اللّه

ذكر وصف «رسالت» به جاى نام صالح(ع) تأكيد بر الهى بودن گفته هاى آن حضرت است.

174- نبوغ صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 1

1- صالح ( ع ) ، حتى پيش از نبوتش ، انسانى فرزانه و داراى استعدادى ويژه در ميان قوم ثمود

قالوا يص-لح قد كنت فينا مرجوًّا قبل هذا

برداشت فوق مبتنى بر دو نكته است: الف) جمله «قوم ثمود به تو اميدها داشتند» - كه مضمون جمله «قدكنت . ..» است - حكايت از نبوغ صالح(ع) و استعدادهاى خاص و سابقه نيك او دارد. ب) مشاراليه «هذا» ادعاى نبوت صالح(ع)و اعلام توحيد ولزوم يكتاپرستى از سوى اوست.

175- نجات پيروان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 6،7

6- خداوند ، صالح ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر قوم ثمود رهانيد و آنان را از ننگ آن عقوبت دور ساخت .

نجّينا صلحًا و الذين ءامنوا معه . .. و من خزى يومئذ

7- نجات صالح ( ع ) و پيروانش از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .

نجّينا صلحًا و الذين ءامنوا معه برحمة منا

176- نجات صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 6،7

6- خداوند ، صالح ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر قوم ثمود رهانيد و آنان را از ننگ آن عقوبت دور ساخت .

نجّينا صلحًا و الذين ءامنوا معه . .. و من خزى يومئذ

7- نجات صالح ( ع ) و پيروانش از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .

نجّينا صلحًا و الذين ءامنوا معه برحمة منا

177- نژاد صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 1

1 - صالح ( ع ) ، پيامبرى از نژاد ثموديان و داراى پيوند خويشاوندى با آنان

إذ قال لهم أخوهم صلح

قيد «أخوهم» مى تواند براى بيان پيوند خويشاوندى صالح(ع) با قومش و نيز تعبيرى كنايى از شفقت و دلسوزى آن حضرت نسبت به آن قوم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 4

4 - صالح پيامبر ( ع ) ، برخاسته از ميان قوم ثمود و داراى پيوند نژادى با آنان

فقالوا أبشرًا منّا وحدًا

احتمال دارد تعبير «منّا»، نظر به هم خونى و پيوند قومى و نژادى داشته باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

178- نقش شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 12،16

12- « ناقة » معجزه اى روشنگر و اثبات كننده حق براى قوم ثمود بود .

و ءاتينا ثمود الناقة مبصرة

«مبصرة» به صيغه اسم فاعل و متعدى است و معناى آن چنين است: ناقه ثمود براى ايجاد بينش و بصيرت در مردم بود.

16- ناقه قوم ثمود ، از جمله آيات الهى براى اخطار به آنان به خاطر حق ناپذيريشان

و ءاتينا ثمود الناقة . .. و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا

179- نقش صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 4

4 - مشكلات ثموديان ، بنا به تقدير الهى و در جهت آزمايش آنان بود ، نه معلول وجود صالح ( ع ) و پيروان او .

قال طئركم عند اللّه بل أنتم قوم تفتنون

عبارت «طائركم. ..»; يعنى، آنچه كه باعث بروز مشكلات و گرفتارى براى شما شده، نزد خدا است. مقصود اين است كه وجود من تأثيرى در پيدايش مشكلات شما ندارد; بلكه مشكلات تان بر اساس برنامه و تقدير الهى است كه در راستاى آزمايش شما تدارك ديده شده است. گفتنى است كه در برداشت ياد شده، «فتنة» در جمله «بل أنتم قوم تفتنون» به معناى آزمايش گرفته شده است.

180- نقش معجزه صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 3

3 - اعطاى معجزه به صالح پيامبر ( ع ) ، زمينه ساز نزول عذاب بر قوم حق ستيز ثمود

سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر . إنّا مرسلوا الناقة فتنة لهم

با توجه به ارتباط «إنّا مرسلوا الناقة» با آيه قبل، استفاده مى شود كه ظهور حقانيت صالح و كذب و غرور قوم ثمود، امرى محقق شدنى است; اما پس از اتمام آخرين حجت ها و اعطاى معجزه به ايشان.

181- نگرانى از استقامت پيروان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 6

6 - توطئه گران عليه صالح ، نگران عكس العمل و مقاومت ياران وى در قبال هجوم علنى آنان

لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله

طرح هجوم شبانه و انديشه كردن در چگونگى پاسخ به ولىّ دم، نشانگر نگرانى آنان است.

182- نواهى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 21

21 - صالح ( ع ) برحذردارنده قوم ثمود از زيان رساندن به ناقه

و لاتمسوها بسوء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 16

16 - صالح ( ع ) مردم خويش را از فسادگرى در زمين بر حذر داشت .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

«لا تعثوا» از «عثى يعثى عثوا» است، يعنى فساد نكنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 5

5- صالح ( ع ) ، برحذر دارنده قوم ثمود از ايجاد هرگونه مزاحمت و آزاررسانى به ناقه

و لاتمسوها بسوء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 6

6 - حضرت صالح ( ع ) ، قوم ثمود را از بى توجّهى به ناقه و برنامه آب خوردن آن ، برحذر داشت .

فقال لهم رسول اللّه ناقة اللّه و سقيها

عامل نصب «ناقة اللّه»، فعلى است كه بر تحذير دلالت دارد (نظير «احذروا). كلمه «سقياها» عطف بر آن است و مراد، برحذر داشتن مردم از آزاررسانى و منع آب است.

183- نهى از اذيت شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 5

5- صالح ( ع ) ، برحذر دارنده قوم ثمود از ايجاد هرگونه مزاحمت و آزاررسانى به ناقه

و لاتمسوها بسوء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 156 - 1

1 - هشدار صالح ( ع ) به ثموديان ، نسبت به رساندن هرگونه گزندى به ناقه

و لاتمسّوها بسوء . .. يوم عظيم

«مس» (مصدر «لاتمسّوا») با «باء» تعديه به معناى رساندن و وارد كردن است. «سوء» نيز معادلِ آسيب، بدى و گزند است و قرار گرفتن آن در سياق نهى، افاده عموم مى كند; يعنى، مبادا به او گزندى برسانيد.

184- نهى از بى اعتنايى به شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 13 - 6

6 - حضرت صالح ( ع ) ، قوم ثمود را از بى توجّهى به ناقه و برنامه آب خوردن آن ، برحذر داشت .

فقال لهم رسول اللّه ناقة اللّه و سقيها

عامل نصب «ناقة اللّه»، فعلى است كه بر تحذير دلالت دارد (نظير «احذروا). كلمه «سقياها» عطف بر آن است و مراد، برحذر داشتن مردم از آزاررسانى و منع آب است.

185- وحى به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 25 - 1

1 - ناباورى قوم ثمود نسبت به انتخاب فردى چون « صالح ( ع ) » ، از ميان همه قوم ، براى دريافت وحى

أءلقى الذكر عليه من بيننا

186- وعده به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 65 - 6

6- نزول عذاب بر قوم ثمود ، وعده اى از ناحيه خداوند به حضرت صالح ( ع )

ذلك وعد غير مكذوب

187- ولايت اولياى مقتول در دوران صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 8

8 - وجود قانون ولايت اولياى مقتول براى خونخواهى وى ، در عصر صالح پيامبر

لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله

188- ويژگيهاى شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 155 - 5

5 - ناقه صالح ، داراى جثه اى خارق العاده و بس عظيم *

قال هذه ناقة لها شرب و لكم شرب يوم معلوم

از اين كه آب آشاميدنى منطقه ثمود، سهميه بندى مى شود (يك روز سهم ناقه صالح و روز ديگر سهم همه مردم ثمود) مى توان دريافت كه آن ناقه از جثه اى چنان بزرگ برخوردار بود كه به تنهايى به اندازه همه ثموديان و چهارپايانشان، آب مى نوشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 28 - 5

5 - ناقه صالح ، حيوانى خارق العاده در هيكل و مصرف آب *

أنّ الماء قسمة بينهم

برداشت ياد شده در صورتى است كه نيمى از آب سهم ناقه باشد و ناقه آن سهم را تماماً مصرف كرده باشد.

189- هجرت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 1،2،5

1 - صالح ( ع ) پس از حتمى شدن نزول عذاب الهى بر اثر پى كردن ناقه ، از قوم خويش فاصله گرفت و به ديارى ديگر شتافت .

فتولى عنهم

جمله «تولى عنهم» عطف بر «فعقروا الناقة» در آيه 77 است.

2 - صالح ( ع ) با دريغ و دلسوزى بر ثموديان مشرف به هلاكت از ميان آنان رفت .

فتولى عنهم و قال يقوم

لحن آيه و نيز اضافه كلمه «قوم» به ياء متكلم، بيانگر تحسر و دلسوزى صالح نسبت به مردم خويش است.

5 - صالح ( ع ) هنگام خروجش از ميان قوم ثمود ، اتمام حجت الهى بر آنان را به ايشان گوشزد كرد .

فتولى عنهم و قال يقوم لقد أبلغتكم رسالة ربى

190- هدايتگرى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 4

4 - صالح ( ع ) پيام الهى را به مردمش ابلاغ كرد و در هدايت و ارشاد آنان بسيار كوشيد .

لقد أبلغتكم رسالة ربى و نصحت لكم

لام تأكيد در «لقد»، كه دلالت بر قسم مقدر دارد، و نيز كلمه «قد»، كه گوياى تأكيد است، مى رساند كه صالح(ع) در ابلاغ رسالت الهى كوتاهى نكرد و در اين راه تلاش بسيار نمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 5

5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى صالح پيامبر

إذ قال لهم أخوهم صلح . .. ألاتتّقون

191- هشدار به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 7

7 - تذكر خداوند به صالح ( ع ) ، براى آماده بودن در قبال عكس العمل ناشايست قوم ثمود پس از مشاهده معجزه

فارتقبهم و اصطبر

امر «فارتقبهم و اصطبر» در حقيقت تذكر به صالح(ع) است كه انتظار نداشته باشد قوم حق ستيز ثمود با ديدن معجزه او، دست از عناد و لجاج بردارند; بلكه [شايسته است] وى به نظارت بنشيند و آماده عكس العمل هاى نارواى آنان باشد و خويشتن دارى كند.

192- هشدار صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 22

22 - صالح ( ع ) قوم خويش را به گرفتار آمدن به عذابى دردناك ، در صورت زيان رساندن به ناقه و يا بازدارى آن از چريدن ، هشدار داد .

فذروها تأكل فى أرض اللّه و لاتمسوها بسوء فيأخذكم عذاب أليم

193- هشدارهاى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 4

4 - كفرپيشگان قوم ثمود پس از كشتن ناقه صالح ، از وى خواستند تا تهديدش ( نزول عذاب دردناك ) را به اجرا گذارد .

قالوا يصلح ائتنا بما تعدنا إن كنت من المرسلين

مراد از «ما تعدنا» عذابى است كه در آيه 73 (فيأخذكم عذاب أليم) بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 146 - 1

1 - هشدار صالح ( ع ) به ثموديان ، درباره پايدار نبودن زندگى دنيوى و نعمت ها و آسايش آن

أتتركون فى ما ههنا ءامنين

استفهام در آيه بالا، انكارى و مفاد آن نفى است; يعنى، «أتتركون فى ما ههنا آمنين; شما در نعمتهاى اين جا آسوده رها نخواهيد شد». مقصود اين است كه اين برخوردارى ها شما را نفريبد و از مرگ غافل نكند; زيرا روزى پنجه هاى مرگ گريبان

تان را خواهد گرفت و شما را از آنها جدا خواهد كرد. همچنين بر فرض كه مرگ در نرسد، خود رفاه و امنيت اين جا، پايدار نيست و ممكن است ناگهان اوضاع دگرگون شود و همه آنچه كه از آن برخوردار هستيد، از دستتان برود.

194- هلاكت شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 2،4،7

2 - قوم ثمود ، ناقه صالح را پى كرده ، آن را به هلاكت رساندند .

فعقروها

زمانى كه با شمشير بر پاهاى شتر يا اسب، ضربه وارد كنند، گفته مى شود: «عَقَرْتُ» (صحاح اللغة). گاهى فعل «عقر» در موردى به كار مى رود كه آن را «نحر» كرده باشند. (مصباح)

4 - قوم ثمود ، براى دستيابى به آب اختصاصىِ ناقه صالح ، آن را هلاك كردند .

و سقيها . .. فعقروها

بيان هشدار به ثموديان، در مورد آب شربِ ناقه و آن گاه سخن گفتن از تكذيب و عقر، نشانگر آن است كه انگيزه قوم ثمود از پى كردن ناقه، چشم داشت آنان به آب مورد نياز آن بوده است.

7 - كشتن ناقه صالح ، جلوه طغيان گرى قوم ثمود

كذّبت ثمود بطغويها . .. فكذّبوه فعقروها

195- هماهنگى عاقر شتر صالح(ع) و قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 29 - 7

7 - صورت گرفتن نوعى مبادله و تفاهم ، ميان قوم ثمود و كشنده ناقه صالح ، قبل از اجراى توطئه *

فتعاطى فعقر

با توجه به اين كه واژه «فتعاطى» - در ساختار باب تفاعل - بيانگر نوعى داد و ستد متقابل است; احتمال مى رود كه قبل از كشتن ناقه ميان قوم ثمود و كشنده ناقه، قرار دادى خاص صورت گرفته باشد.

196- هوشيارى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 15

15- دعوت به توحيد و بيان ضرورت يكتاپرستى از سوى حضرت صالح ( ع ) ، مايه ترديد قوم ثمود در خردمندى و هوشيارى او

و إنّنا لفى شك مما تدعونا إليه مريب

«مريب» (ترديدافكن) صفت براى «شك» است و متعلق آن - به قرينه جمله «قد كنت فينا مرجوّاً» - خردمندى و

هوشيارى صالح(ع) مى باشد. بنابراين جمله «إنّنا لفى ...»; يعنى، ما در درستى تعاليم تو شك داريم، آن چنان شكى كه باعث شده درباره خردمندى و هوشيارى ات نيز ترديدكنيم.

8- صالحان

1- صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 8

8 - ابراهيم ( ع ) از برگزيدگان خدا در دنيا و از صالحان و شايستگان سراى آخرت

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 13

13 - حضرت يحيى ، بزرگوار و شريف و دورى گزين از زنان ، به جهت پاكدامنى و عفت ، و پيامبرى از تبار صالحان

انّ اللّه يبشرك بيحيى . .. و سيداً و حصورا و نبياً من الصالحين

«حصور» به كسى گفته مى شود كه از زنان دورى گزيند، يا بجهت ناتوانى جنسى و يا بجهت عفت و كنترل تمايلات جنسى. (مفردات راغب) و چون آيه در مقام ستايش از يحيى (ع) است دورى وى از زنان بجهت پاكدامنى بوده و نه ناتوانى. برداشت فوق را روايت امام باقر (ع) تأييد مى كند كه فرمود: «وسيداً و حصوراً» و الحصور الذى يأبى النساء ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 172، ح 45 ; مجمع البيان، ج 2، ص 742.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 46 - 5

5 - عيسى ( ع ) ، صالحى از نسل صالحان

اسمه المسيح عيسى ابن مريم . .. و من الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 114 - 7،15

7 - گروهى از اهل كتاب كه مؤمن به خدا و روز واپسين و امركننده به معروف و نهى كننده از منكر و شتاب كنندگان به نيكى ها هستند ، از تبار صالحان هستند .

من اهل الكتب امة . .. يؤمنون باللّه ... و اولئك من الصالحين

15 - عبداللّه بن سلام و گروهى از اهل كتاب ، به اسلام گرويدند و از زمره صالحان گرديدند .

من اهل الكتب امّة قائمة . .. و اولئك من الصالحين

در شأن نزول آمده است: چون عبداللّه بن سلام و گروهى اسلام آوردند; احبار يهود گفتند تنها اشرار ما به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ايمان آوردند. (مجمع البيان).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 8

8 - زندگى با فاسقان ، دشوار و ناخوشايند بر بندگان شايسته خداوند

فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 86 - 2

2 - اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، از زمره صالحان و برخوردار از هدايت ويژه خداوند بودند.

كلاً هدينا . .. و من ذريته ... كل من الصلحين ... و إسمعيل و اليسع و يونس و لوطا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از زمره بندگان صالح خدا و برخوردار از حمايت هاى بى دريغ او

إن ولى اللّه . .. و هو يتولى الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 3

3 - مؤمنان نيكوكار باافرادبدكردار ، از نظر شخصيت و سرنوشت برابر و هم سنگ نيستند .

و ما يستوى . .. و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و لا المسىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 10 - 4

4 - حضرت نوح و لوط ( ع ) ، دو بنده صالح و شايسته خداوند

عبدين من عبادنا صلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 12 - 16

16 - از تبار نيكان و خداپرستان بودن ، از فضايل و كمالات آدمى

و كانت من القنتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 3

3 - كسانى كه انفاق كرده و زكات مال خود را ادا كنند ، انسان هايى صالح و نجات يافته اند .

قد أفلح من تزكّى

برخى از لغت دانان، فعل «تزكّى» را به معناى «تصدق» مى دانند. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 10 - 3

3 - خداوند ، به راه خير و شرّ و رهروان هر يك ، آگاه است .

و هدينه النجدين

اسناد هدايت به خداوند در «هدينا» - با توجّه به «أيحسب أن لم يره أحد» در آيات پيشين - بيانگر آن است كه چون خداوند راه خير و شرّ را به ديگران شناسانده است; پس خود به آن آگاه است و رهروان آنان بر او مشتبه نمى شوند تا مدعيان حقيقىِ انفاق را، از غير آنهاتشخيص ندهد.

2- آثار قياس صالحان با مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 2

2 - برابر دانستن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، به معناى باطل و بى هدف شمردن جهان آفرينش است .

و ما خلقنا السماء . .. بطلاً... أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين

3- آمرزش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 9

9- صبرپيشگان داراى اعمال صالح ، از مغفرت الهى بهره مند شده و گناهشان آمرزيده مى شود .

أُولئك لهم مغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 8

8 - غفران خداوند در باره مؤمنان تائب و نيك كردار ، مغفرتى گسترده و پر دامنه است .

و إنّى لغفّار لمن تاب

«غفّار» صيغه مبالغه است و بر گستردگى غفران خداوند در مورد توبه كنندگان مؤمن و نيك كردار دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 50 - 1

1 - مغفرت الهى و رزق گوارا ، پاداش مؤمنان نيك كردار در جهان آخرت

فالذين ءامنوا و عملوا . .. و رزق كريم

«رزق كريم» يعنى روزى طيب و گوارا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 4 - 5

5 - مؤمنان داراى عمل صالح ، قطعاً مشمول آمرزش خداونداند .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت أُولئك لهم مغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 1،13

1- مؤمنان صلاح پيشه و معتقد به حقانيت راه محمد (صلی الله علیه و آله) ، مورد غفران و لطف الهى

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

13- آمرزش گناهان و سامان يافتن شؤون حيات ، پاداش الهى به مؤمنان صالح پيرو قرآن

و الذين ءامنوا . .. كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

«أصلح بالهم» يا به معناى اصلاح مطلق شؤون زندگى و يا اصلاح قلب و دل مؤمنان است، برداشت ياد شده براساس معناى اول است.

4- ابراهيم(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 8،10

8 - ابراهيم ( ع ) از برگزيدگان خدا در دنيا و از صالحان و شايستگان سراى آخرت

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

10 - اخلاص ابراهيم ( ع ) و گزينشش از سوى خداوند و نيز شايستگى او براى ملحق شدن به صالحان سراى آخرت ، دليل هاى لزوم پيروى از آيين اوست .

و من يرغب . .. لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جمله هاى «لقد اصطفيناه» و «إنه فى الأخرة . ..» به منزله دليلى براى «و من يرغب ...» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 9

9 - تسليم بودن ابراهيم ( ع ) در برابر خدا ، دليل گزينش وى و شايستگى او براى ملحق شدن به صالحان سراى آخرت

لمن الصلحين. إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت

«إذ» در جمله «إذ قال . ..» حرف تعليل است، بيانگر علت گزينش ابراهيم و شايستگى او براى وارد شدن به جرگه صالحان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 122 - 2

2- ابراهيم ( ع ) ، از جمله صالحان در آخرت است .

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 72 - 6

6- ابراهيم ، يعقوب و اسحاق ( ع ) ، از زمره صالحان اند .

و كلاًّ جعلنا صلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 27 - 8

8 - ابراهيم ( ع ) در آخرت ، در زمره صالحان و شايستگان است .

و إنّه فى الأخرة لمن الصلحين

5- اجابت دعاى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 26 - 1،3

1 - خداوند ، دعا ها و خواسته هاى مؤمنان نيك كردار را اجابت مى كند .

و يستجيب الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

3 - خداوند ، بيش از خواسته ها و دعا هاى مؤمنان نيك كردار ، به آنان عطا خواهد كرد .

و يزيدهم من فضله

6- احترام اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 1

1- نويد الهى به ورود مؤمنان نيك كردار ، به باغ هاى بهشت با تكريم و اجلال

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت

واژه «يدخل» و اسناد فعل به خداوند، مى رساند كه مؤمنان با تكريم و اجلال و در سايه لطف و اراده الهى، گام در بهشت مى نهند.

7- احترام صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 43

43- صالحان و مردان الهى ، پس از مرگ نيز شايسته احترام اند و آرامگاه آنان داراى منزلتى والا است .

لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 8

8- برخورد شايسته با فرزندانِ افرادِ صالح ، به پاس نيكى پدران آنان ، لازم است .

و كان أبوهما صلحًا فأراد ربّك

8- احترام فرزندان صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 8

8- برخورد شايسته با فرزندانِ افرادِ صالح ، به پاس نيكى پدران آنان ، لازم است .

و كان أبوهما صلحًا فأراد ربّك

9- ادريس(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 86 - 4

4- اسماعيل ، ادريس و ذاالكفل ( ع ) ، در زمره صالحان اند .

و أدخلنهم فى رحمتنا إنّهم من الصلحين

10- ارزش مقامات صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 23

23 - شكوه و اقتدار مادى ، رنگ باخته و غيرقابل اتكا در مقايسه با مقام صالحان ، در نزد مردان الهى

و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه سليمان(ع) با داشتن همه امكانات، باز آرزوى مقام صالحان را داشت.

11- ارزش همنشينى با صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 108 - 16

16 - ارزش همنشين شدن با صالحان و جويندگان طهارت ، و تأثير آن در رشد و كمال معنوى انسان

فيه رجال يحبون أن يتطهروا

«فيه رجال . .. » به منزله دليلى است براى سزاوارى اقامه نماز در مسجد قبا ; يعنى، چون در اين مسجد مردم صالح و جويندگان پاكى وجود دارند، شايسته است كه ديگران با اينان همنشين شوند، زيرا همنشينى با صالحان و پاكان داراى تأثير مثبت است.

12- ارزيابى اخروى عمل صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 7 - 1

1 - صاحبان كردار گران قدر ، پس از سنجش اعمال در قيامت ، از زندگانى رضايت مندى برخوردار خواهند شد .

فهو فى عيشة راضية

«عيشة»; يعنى، نوعى زندگانى (لسان العرب). توصيف آن به «راضية» (برخوردار از رضايت)، به اعتبار وجود رضايت كامل در آن است. چنين وصفى در حقيقت، با «مرضية» به يك معنا است.

13- ازدياد پاداش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 11

11- هر كس داراى اعمال صالح بيشترى باشد ، از ناحيه خداوند پاداش افزون ترى دريافت خواهد كرد .

و يؤت كل ذى فضل فضله

مقصود از «فضل» عمل خير افزون بر ديگران است و ضمير در «فضله» به «كل» باز مى گردد.

14- استمرار پاداش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 8 - 1

1 - مؤمنان نيك كردار ، برخوردار از پاداش بى حساب و هميشگى خداوند

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم أجر غير ممنون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «غير ممنون» به معناى غير منقطع و يا غير قابل محاسبه باشد.

15- استهزاى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 7

7 - طعنه زدن به مؤمنان انفاقگر و استهزاى آنان ، از خصلت منافقان است .

الذين يلمزون المطوّعين

16- اسحاق(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 72 - 6

6- ابراهيم ، يعقوب و اسحاق ( ع ) ، از زمره صالحان اند .

و كلاًّ جعلنا صلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 112 - 3

3 - اسحاق ( ع ) ، مظهر صلاح و مصداق روشن صالحان

و بشّرنه بإسحق نبيًّا من الصلحين

17- اسماعيل(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 86 - 2

2 - اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، از زمره صالحان و برخوردار از هدايت ويژه خداوند بودند.

كلاً هدينا . .. و من ذريته ... كل من الصلحين ... و إسمعيل و اليسع و يونس و لوطا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 86 - 4

4- اسماعيل ، ادريس و ذاالكفل ( ع ) ، در زمره صالحان اند .

و أدخلنهم فى رحمتنا إنّهم من الصلحين

18- اصلاح زندگى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 13

13- آمرزش گناهان و سامان يافتن شؤون حيات ، پاداش الهى به مؤمنان صالح پيرو قرآن

و الذين ءامنوا . .. كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

«أصلح بالهم» يا به معناى اصلاح مطلق شؤون زندگى و يا اصلاح قلب و دل مؤمنان است، برداشت ياد شده براساس معناى اول است.

19- اعراض منافقان از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 76 - 7

7 - بخل ورزى منافقان صدر اسلام از پرداخت صدقات ، روى گردانى از تعهد و اعراض از قرار گرفتن در صف صالحان بود .

و منهم من عهد اللّه . ... و تولوا و هم معرضون

20- الياس(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

21- اليسع(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 86 - 2

2 - اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، از زمره صالحان و برخوردار از هدايت ويژه خداوند بودند.

كلاً هدينا . .. و من ذريته ... كل من الصلحين ... و إسمعيل و اليسع و يونس و لوطا

22- امداد به بازماندگان صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 14

14- امدادرسانى به ايتام و بازماندگانِ انسان هاى صالح و حفاظت از اموال ايشان ، كارى است مورد پسند خدا .

فأراد ربّك . .. رحمة من ربّك

23- امداد به صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 4

4 - خداوند سرپرست و يارى دهنده همه صالحان است .

و هو يتولى الصلحين

24- امنيت اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 37 - 6

6 - مؤمنان داراى عمل صالح ، همواره در غرفه هاى بهشت ، در امنيت خواهند بود .

إلاّ من ءامن و عمل صلحًا . .. و هم فى الغرفت ءامنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 9

9 - مؤمنان نيك كردار ، ايمن در قيامت و برخوردار از بوستان هاى بهشت

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فى روضات الجنّات

از تقابل «ترى الظالمين» با «و الذين ءامنوا» مطلب ياد شده استفاده مى شود.

25- امنيت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 14،20

14 - تبديل و جايگزين كردن ترس و اضطراب به امنيت و آرامش ، وعده خداوند به مؤمنان داراى عمل صالح

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

20 - عبادت خداى واحد و دورى از شرك ، دليل و سبب وعده كردن خداوند به مؤمنان صدراسلام براى اعطاى خلافت ، پيروزى و امنيت به آنان

وعد اللّه الذين ءامنوا . .. يعبدوننى لايشركون بى شيئًا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «يعبدوننى. ..» حال براى ضماير غايب گذشته و يا جمله اى استينافيه بيانيه باشد; كه در هر صورت بيانگر علت و دليل اعطاى خلافت پيروزى و امنيت به مؤمنان از سوى خداوند است.

26- انبيا از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 112 - 4،5

4 - پيامبران ، انسان هاى صالح

نبيًّا من الصلحين

5 - صالح بودن ، برجسته ترين صفت پيامبران الهى

نبيًّا من الصلحين

توصيف اسحاق(ع) به صالح بودن - در حالى كه پيامبران داراى اوصاف پسنديده ديگرى نيز هستند - مى رساند كه صالح بودن مهم ترين و برجسته ترين صفت براى آنان است.

27- انقياد صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 103 - 3

3 - تسليم در برابر فرمان خداوند ، از نشانه هاى صالحان

ربّ هب لى من الصلحين . .. فلمّا أسلما و تلّه للجبين

28- اهميت تربيت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 11 - 11

11 - پرورش انسان هاى نيك كردار و رواج كار هاى شايسته در جامعه ، فلسفه بهره مند شدن از امكانات مادى

و لقد ءاتينا داود مّنا فضلاً . .. و ألنّا له الحديد . أن اعمل سبغت ... و اعملو

توصيه خداوند به انجام عمل صالح - پس اعطاى نعمت ها و امكانات فراوان به داوود(ع) - در واقع جهت دهنده رفتار ايشان و بازگوكننده هدف و فلسفه اين عطاها و بهره مندى ها است.

29- اهميت مقامات صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 83 - 3

3 - برخوردارى از حكمت و معرفت و قرار گرفتن در زمره صالحان ، اوج كمال و سعادت انسان

ربّ هب لى حكمًا وألحقنى بالصلحين

با توجه به اين كه حضرت ابراهيم(ع)، به عنوان بزرگ ترين آرمان هاى ارزشى، اين دو را از درگاه خدا تمنا كرده است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

30- ايمان صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 1

1- صبر پيشگانِ داراى اعمال صالح به هنگام زوال نعمت و روى آورى فقر و تنگدستى ، از رحمت خدامأيوس نمى گردند و به تدبير او در هستى كافر نمى شوند .

إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

31- ايوب(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

32- برترى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 4

4 - مؤمنان نيكوكار در نگاه نظام ارزشى خدا با مفسدان برابر نيستند ، بلكه آنان برترند .

أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين فى الأرض

33- بشارت به صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 12

12- خداوند نويدبخش انسان هاى صالح ، به غفران لغزش هاى ناخواسته آنان در حقوق والدين

ربّكم أعلم بما فى نفوسكم إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 1

1 - فضل و بخشش بى كران الهى در بهشت ، بشارت خداوند به مؤمنان نيك كردار

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. ذلك الذى يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و ع

«ذلك» اشاره به بهشت و تفضل الهى دارد كه در آيه قبل ذكر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 15 - 12

12 - معاد ، نويدى به مؤمنان صالح و هشدارى به كافران بدكردار

من عمل صلحًا فلنفسه و من أساء فعليها ثمّ إلى ربّكم ترجعون

پيام آيه شريفه، نويد به نيكوكاران و هشدار به بدكاران است. تعبير «ثمّ إلى ربّكم...» نيز - كه اشاره به معاد دارد - در راستاى همين معنا آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 13

13- قرآن ، بيم دهنده به ستمكاران و بشارت دهنده به نيك كرداران

لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 1

1- نويد الهى به ورود مؤمنان نيك كردار ، به باغ هاى بهشت با تكريم و اجلال

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت

واژه «يدخل» و اسناد فعل به خداوند، مى رساند كه مؤمنان با تكريم و اجلال و در سايه لطف و اراده الهى، گام در بهشت مى نهند.

34- بشارت حاكميت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 6

6- بشارت الهى ، نسبت به حاكميت صالحان بر زمين

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون

35- بصيرت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 5

5 - مؤمنان نيك كردار ، گروهى روشن بين و اهل بصيرت و كافران بدكردار ، گروهى كوردل و غافل اند .

و ما يستوى الأعمى و البصير و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و لا المسىء

«الأعمى» و «البصير» تمثيلى براى مؤمنان نيك كردار و كافران بد كرداراست.

36- بى تأثيرى خويشاوندى با صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 10 - 11

11 - بى تأثير بودن پيوند خويشاوندى با نيكان و صالحان ( همچون پيامبران الهى ) ، در سرنوشت اخروى انسان ها

قيل ادخلا النار مع الدخلين

37- پاداش اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 6

6 - وجود خانه هاى عالى و پاكيزه براى مؤمنان نيك كردار در « جنات عدن »

و مسكن طيبة فى جنت عدن

«جنات عدن» مى تواند نامى خاص باشد و غير از «جنات تجرى . .. » به شمار آيد. برداشت فوق برگرفته از اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 10

10- صابران داراى اعمال صالح ، از پاداش بزرگ الهى ( بهشت ) برخوردار خواهند شد .

أُولئك لهم مغفرة و أجر كبير

بنا به گفته گروهى از مفسران ، مراد از «أجركبير» بهشت و موهبتهاى اخروى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 31 - 1

1- استقرار در باغ هاى بهشت ، از جمله پاداش هاى مؤمنان نيك كردار است .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. أُولئك لهم جنّ-ت عدن

جمله «أُولئك. ..» يا خبر يكم براى «إنّ» در صدر آيه قبل است و يا خبر دوم و احتمال سوم آن است كه جمله مستأنفه باشد در هر صورت، مشاراِليه «أُولئك» «الذين امنوا...» در آيه قبل است. «عَدنْ» به معناى اقامت گزيدن و مستقر شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 50 - 1

1 - مغفرت الهى و رزق گوارا ، پاداش مؤمنان نيك كردار در جهان آخرت

فالذين ءامنوا و عملوا . .. و رزق كريم

«رزق كريم» يعنى روزى طيب و گوارا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 8

8 - پاداش هاى اخروى خداوند ، ويژه مؤمنان شايسته كردار

ثواب اللّه خير لمن ءامن و عمل صلحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 30 - 2

2 - اعطاى پاداش به مؤمنان و نيك كرداران در قيامت ، قبل از حسابرسى بدكرداران *

فأمّاالذين ءامنوا . .. و أمّا الذين كفروا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تقدم در بيان، بيانگر تقدم خارجى نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 11 - 1

1 - مؤمنان داراى عمل صالح ، برخوردار از بوستان هايى متعدد ، در آخرت

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جنّ-ت

38- پاداش بزرگ صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 25 - 6

6 - خداوند ، براى مؤمنانى كه عمل صالح دارند ، پاداش بزرگى قرار داده است .

لهم أجر

نكره آوردن «أجر»، بيانگر عظمت آن است.

39- پاداش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 115 - 1،2،3

1 - قطعى بودن پاداش اعمال خير صالحان ، از سوى خداوند

و اولئك من الصالحين. و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه

2 - قطعى بودن پاداش اعمال خير صالحانِ اهل كتاب ، از سوى خداوند

من اهل الكتب . .. و اولئك من الصالحين. و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه

3 - اعمال خير صالحان هرگز از جانب خداوند ، كفران نخواهد شد و مورد ناسپاسى قرار نخواهد گرفت .

و اولئك من الصالحين. و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 5

5 - بهشت پاداش راستگويان و راست كرداران است .

هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم لهم جنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 6

6 - هدايت ويژه، پاداش خداوند به صالحان است.

كلا هدينا . .. كل من الصلحين

در آيه پيشين سخن از هدايت ويژه براى پيامبران بود و اين آيه آنان را از زمره صالحان مى شمارد. بنابراين وصف مذكور بايد در حصول هدايت ويژه داراى نقش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 1

1- ذوالقرنين ، به اعطاى پاداش نيك ، به مؤمنان نيك كردار ، وعده داد .

و أمّا من ءامن و عمل صلحًا فله جزاءً الحسنى

«جزاء» حال است و بيانِ اين كه رفتار نيكو (الحسنى) پاداش ايمان و عمل صالح شخص است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 76 - 4

4- عمل صالح باقى مى ماند و نيكوكاران ، از پاداش آن در پيشگاه خداوند برخوردار مى گردند .

والبقيت الصلحت خير عند ربّك ثوابًا

«خير» گرچه اسم تفضيل است; ولى همواره اين مفهوم را ندارد كه نقطه مقابل هم، اصل وصف را داراست; بلكه در نظاير اين آيه تفضيل به معناى حقيقى آن وجود ندارد و گفتن «خير ثواباً» در مقابل پندار دنيامداران است كه به نتيجه كارهايشان دل بسته اند و مراد اين است كه تنها به ثواب عمل صالح مى توان دل بست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 2

2- محبوبيت در دل هاى مردم ، از جمله پاداش هاى خداوند به مؤمنان داراى كردار نيك .

إنّ الذين ءامنوا . .. سيجعل لهم الرحمن ودًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 14 - 1

1 - بهشت ، پاداش خدا به مؤمنان نيك كردار

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 56 - 4

4 - بهشت ، پاداشت مؤمنان نيك كردار

فالذين ءامنوا و عملوا الصلحت فى جنّ-ت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 58 - 1،10

1 - خداوند ، بهشت را ، براى مؤمنان داراى عمل صالح ، تضمين كرده است .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنبوّئنّهم من الجنّة غرفًا

لام تأكيد و نون ثقيله در «لنبوّئنّ» دلالت بر ضمانت مى كند.

10 - بهشت جاودان ، براى مؤمنان داراى عمل صالح ، پاداشى نيكو است .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنبوّئنّهم من الجنّة . .. خلدين فيها نعم أجر ال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 15 - 1

1 - بوستان عظيم بهشتى ، پاداش مؤمنان نيك كردار است .

فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فهم فى روضة

نكره آورده شدن «روضة» دلالت بر عظمت آن مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 45 - 1،4

1 - خداوند پاداش دهنده مؤمنانِ داراى عمل صالح در قيامت

ليجزى الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

4 - پاداش دهى خداوند به مؤمنانِ داراى عمل صالح ، فراتر از استحقاق عمل آنها است .

ليجزى الذين ءامنوا . .. من فضله

ذكر «من فضله» براى بيان اين نكته است كه پاداش در نظر گرفته شده براى مؤمنان، براساس استحقاق نيست، بلكه فزون تر از آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 8 - 1،2

1 - بهشت هاى سرشار از نعمت ، پاداش مؤمنانِ داراى اعمال صالح است .

إنّ الذين ءامنوا . .. لهم جن-ّ-ت النعيم

2 - مؤمنان به آيات خدا و انجام دهندگان عمل صالح ، جايگاه شان بهشت است .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جن-ّ-ت النعيم

به قرينه مقابله با آيه قبل، متعلق «آمنوا» در اين آيه كسانى اند كه به آيات الهى ايمان آورده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 9 - 1

1 - جاودانگى در بهشت سراسر نعمت ، پاداش مؤمنان داراى عمل صالح است .

إنّ الذين ءامنوا . .. جن-ّ-ت النعيم خلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 19 - 1

1 - باغ هاى بهشتى مهيّا براى پذيرايى ، پاداش مؤمنان نيك كردار است .

أمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فلهم جنّت المأوى نزلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 7 - 2

2 - مؤمنانِ داراى عمل صالح ، شايسته غفران و پاداش الهى اند .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و أجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 8 - 2

2 - خداوند در پاداش دادن به مؤمنان نيك كردار ، هيچ گونه منّتى بر آنان نخواهد گذاشت .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم أجر غير ممنون

برداشت بالا مبتنى بر اين نكته است كه «ممنون» از ماده «منت» اشتقاق يافته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 13

13- آمرزش گناهان و سامان يافتن شؤون حيات ، پاداش الهى به مؤمنان صالح پيرو قرآن

و الذين ءامنوا . .. كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

«أصلح بالهم» يا به معناى اصلاح مطلق شؤون زندگى و يا اصلاح قلب و دل مؤمنان است، برداشت ياد شده براساس معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 1،2

1 - استقرار در باغ هاى بهشت و جاودانگى در آن ، پاداش تضمين شده خداوند براى مؤمنان نيكوكردار

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. جزاؤهم عند ربّهم جنّ-ت عدن تجرى من تحتها الأن

2 - پاداشِ مؤمنان شايسته كردار ، جلوه ربوبيت خداوند بر آنان است .

عند ربّهم

40- پاداش كامل صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 25 - 7

7 - پاداش مؤمنانى كه عمل صالح دارند ، هرگز كاسته يا قطع نخواهد شد .

لهم أجر غير ممنون

از معانى «منّ» قطع است و معناى «نقص» نيز براى آن گفته شده است. (لسان العرب)

41- پاداش مضاعف صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 37 - 5

5 - پاداش مؤمنان داراى عمل صالح ، دوچندان است .

إلاّ من ءامن و عمل صلحًا فأُولئك لهم جزاء الضعف

42- پذيرايى اخروى از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 107 - 2

2- باغ هاى سرسبز آخرت ، وسيله پذيرايى از مؤمنان نيك كردار است .

كانت لهم جنّت الفردوس نزلاً

يكى از معانى «نزل»، «غذا» و يا «امكانات ديگرى است كه براى پذيرايى از ميهمان آماده مى شود. ».

43- پذيرايى از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 19 - 1

1 - باغ هاى بهشتى مهيّا براى پذيرايى ، پاداش مؤمنان نيك كردار است .

أمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فلهم جنّت المأوى نزلاً

44- پشيمانى اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 2 - 6

6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود أَكثِر من الصالحات و البرّ فإنّ المُحسنَ و المُسىء يندمان ، يقول المحسن : يا ليتنى ازْدَدْتُ من المحسنات و يقول المسىء : قصرتُ ، و تصديق ذلك قوله تعالى : « و لااُقسم بالنفس اللوّامة » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: . ..اى پسر مسعود! اعمال صالح و كارهاى نيك را افزون انجام بده كه در [قيامت ]نيكوكار و بدكار هر دو پشيمان مى شوند. انسان نيكوكار مى گويد: اى كاش كارهاى نيك را زيادتر كرده بودم و انسان بدكار مى گويد: كوتاهى و تقصير كردم. و گواه اين مطلب سخن خداوند است كه فرمود: «و لا أقسم بالنفس اللوّامة».

45- پيروزى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 2

2- پيش گويى پيروزى و حاكميت انسان هاى صالح در سطح زمين در كتاب زبور

و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «من بعد الذكر» متعلق به «كائن» باشد در نتيجه شامل پيش گويى در تورات نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 7،20

7 - خداوند ، كافران حاكم پيش از اسلام را ، شكست داد و پيامبران و مؤمنان نيكوكار را ، پيروز كرده و جايگزين آنان در سطح زمين قرار داد .

وعد اللّه الذين ءامنوا . .. كما استخلف الذين من قبلهم

20 - عبادت خداى واحد و دورى از شرك ، دليل و سبب وعده كردن خداوند به مؤمنان صدراسلام براى اعطاى خلافت ، پيروزى و امنيت به آنان

وعد اللّه الذين ءامنوا . .. يعبدوننى لايشركون بى شيئًا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «يعبدوننى. ..» حال براى ضماير غايب گذشته و يا جمله اى استينافيه بيانيه باشد; كه در هر صورت بيانگر علت و دليل اعطاى خلافت پيروزى و امنيت به مؤمنان از سوى خداوند است.

46- تأمين خواسته هاى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 13

13 - تمامى خواسته هاى مادى و معنوى مؤمنان نيك كردار ، در بهشت فراهم است .

لهم ما يشاءون عند ربّهم

47- تأمين نيازهاى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 32 - 7

7 - فراهم آوردن تسهيلات زندگى و نياز هاى طبيعى افراد صالح و درست كار ، از روش هاى مؤثر در تشويق ديگران به درست كارى و اصلاح خويشتن

و أنكحوا. .. و الصلحين من عبادكم و إمائكم

«الصالحين» به منزله قيد براى «عبادكم و إمائكم» است. بى شك اگر تنها افراد صالح و درست كار جامعه، از كمك و تسهيلات زندگى ديگران برخوردار شوند، افراد ناصالح و نادرست نيز، به صلاح و درست كارى تشويق شده و به آن روى خواهند آورد.

48- تبيين خط مشى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 55 - 4،5

4 - ترسيم راه و روش صالحان، از اهداف تبيين آيات قرآن

و كذلك نفصل الأيت و لتستبين سبيل المجرمين

بيان راه و روش مجرمان، با بيان راه و روش مجرمان، با بيان راه و روش صالحان، كه نقطه مقابل مجرمان است، ملازمه دارد و بيان يكى از دو ضد، مآلا بيان ديگرى نيز خواهد بود. لذا برخى گفته اند جمله «و لتستبين» عطف بر جمله محذوف «لتستبين سبيل المؤمنين» است.

5 - ترسيم راه و روش صالحان و مجرمان بايد از محورهاى اساسى تبليغ باشد.

و كذلك نفصل الأيت و لتستبين سبيل المجرمين

چون در آيه ترسيم راه و روش مجرمان و صالحان به عنوان هدفى بارز براى تفصيل آيات بيان شده، مى توان اين پيام را در موضوع تبليغ از آن دريافت كرد.

49- تشخيص صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 3

3 - آگاهى از صالح يا ناصالح بودن افراد ، براى همگان مقدور نيست .

و مايدريك

«ما» براى استفهام است و جمله «مايدريك. ..» (چه چيز تو را آگاه مى سازد)، نشانگر بسته بودن راه آگاهى براى مخاطب است.

50- تضمين پاداش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 94 - 1

1- پاداش تلاش هاى مؤمنان نيك كردار ، از سوى خداوند تضمين شده و بى كم وكاست به آنان داده مى شود .

فمن يعمل من الصلحت و هو مؤمن فلاكفران لسعيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 14 - 9

9 - قدرت مطلق و نامحدود الهى ، پشتوانه و تضمين كننده پاداش مؤمنان نيك كردار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 89 - 3

3 - آگاهى عميق خداوند به اعمال بندگان ، پشتوانه پاداش او به نيك كرداران

إنّه خبير بما تفعلون . من جاء بالحسنة فله خير منها

از ارتباط «من جاء. ..» با بخش پايانى آيه قبل (إنّه خبير بما تفعلون) مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

51- تفاوت صالحان و خطاكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 11

11 - برابر پنداشتن افراد صلاح پيشه و خطاكار ، حكمى ناروا است .

أم حسب . .. ساء ما يحكمون

52- تفضل به صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 26 - 3

3 - خداوند ، بيش از خواسته ها و دعا هاى مؤمنان نيك كردار ، به آنان عطا خواهد كرد .

و يزيدهم من فضله

53- تقرب صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 15

15 - مؤمنان نيك كردار ، برخوردار از قرب خداوند و مورد عنايت ويژه او در جهان آخرت

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 2

2 - اهل ايمان و عمل صالح ، بندگان خاص و مقرب خداوند

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

از اضافه «عباده» به ضمير راجع به «اللّه» - كه اضافه تشريفيه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

54- تكفير گناه صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 7 - 1،5

1 - خداوند ، گناهان مؤمنانِ داراى عمل صالح را ناديده مى گيرد .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم

«تكفير» مصدر فعل «نكفّر» به معناى «پوشاندن» است (لسان العرب) و مراد از آن، ناديده گرفتن گناهان است.

5 - تكفير و ناديده گرفته شدن گناهان مؤمنانِ داراى عمل صالح ، وعده حتمى خداوند است .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم

لام و نون تأكيد «لنكفّرنّ» دلالت بر قطعيت مى كنند.

55- تنزيه صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 24 - 10

10 - انسان هاى مؤمن ، نيك كردار و پرهيز كننده از ظلم به ديگران ، بسيار اندك اند .

و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و قليل ما

تنكير «قليل» و اضافه شدن «ما»ى مبهمه، بر مبالغه در قلت دلالت دارد.

56- توبه صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 16

16- صالحان ، برخوردار از روحيه توبه اند .

إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا

در جواب شرط به جاى گفتن «إنه كان للصالحين» آمده است: «إنه كان للأوّابين»; يعنى، «الأوّابين» به جاى «الصالحين» آمده و دربردارنده معناى آن است.

57- توحيد عبادى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 19

19 - خداوند ، به مؤمنان نيكوكار وعده داده است كه در كمال امنيت و آرامش و بى هيچ ترسى از دشمنان ديانت ، تنها خدا را عبادت كنند .

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه جمله «يعبدوننى. ..» استينافيه و بيانگر نتيجه و بازتاب تبديل ترس و اضطراب به امنيت و آرامش باشد; يعنى، مؤمنان آن چنان در امنيت و آرامش قرار مى گيرند كه بى هيچ ترس و اضطرابى از ناحيه دشمنان ديانت، به عبادت خداى واحد مى پردازند.

58- جاودانگى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 9 - 1

1 - جاودانگى در بهشت سراسر نعمت ، پاداش مؤمنان داراى عمل صالح است .

إنّ الذين ءامنوا . .. جن-ّ-ت النعيم خلدين فيها

59- حاكميت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 2

2- پيش گويى پيروزى و حاكميت انسان هاى صالح در سطح زمين در كتاب زبور

و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «من بعد الذكر» متعلق به «كائن» باشد در نتيجه شامل پيش گويى در تورات نمى شود.

60- حامى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 9 - 4

4 - مؤمنان نيك كردار ، در كنف حمايت و هدايت مستمر و دايم الهى

إن الذين ءامنوا و عملوا الصلحت يهديهم ربهم

61- حتميت پاداش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 30 - 1

1- پاداش مؤمنانِ داراى عمل صالح ، حتمى بوده و از جانب خداوند ، تضمين شده است .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 25 - 7

7 - پاداش مؤمنانى كه عمل صالح دارند ، هرگز كاسته يا قطع نخواهد شد .

لهم أجر غير ممنون

از معانى «منّ» قطع است و معناى «نقص» نيز براى آن گفته شده است. (لسان العرب)

62- حسابرسى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 30 - 3

3 - شمول رحمت و حمايت خداوند ، نسبت به اهل ايمان و عمل صالح ، پس از حسابرسى آنان

كلّ أمّة تدعى إلى كتبها . .. فأمّا الذين ءامنوا و عملواالصلحت فيدخلهم ربّهم ف

63- حسن فرجام صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 29 - 2

2- فرجام نيكو ( سعادت اخروى ) از آنِ مؤمنانِ داراى عمل صالح است .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب

«مئاب» مصدر ميمى و به معناى بازگشت است و مراد از آن سراى آخرت مى باشد. قابل ذكر است كه «طوبى» مبتدا و «حسن مئاب» عطف بر آن و «لهم» خبر براى آن دو مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 76 - 13

13- بهترين عاقبت ، در انتظار انجام دهندگان عمل صالح است .

و خير مردًّا

«مردّاً» مى تواند اسم مكان و به معناى «مرجع» باشد (البحر المحيط). در اين صورت مراد از «خير مردّاً» بهترين فرجام

خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 18

18 - صالحان ، داراى فرجامى نيك در جهان آخرت

لولا أخّرتنى . .. و أكن من الصلحين

64- حكومت جهانى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 11

11- حكومت واحد جهانى به دست بندگان صالح خدا ، فرجام نهايى زندگى بشر در زمين

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون

65- حلم صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 101 - 8،9

8 - حلم و بردبارى ، برجسته ترين نشانه صالح بودن فرزندان

ربّ هب لى من الصلحين . فبشّرنه بغلم حليم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه ابراهيم(ع) از خداوند، فرزندى صالح درخواست كرده بود و خداوند در پاسخ فرمود: به تو فرزندى حليم و بردبار عطا مى كنم. ذكر اين خصوصيت در واقع بيانگر ويژگى صالح بودن فرزند است.

9 - حلم و بردبارى ، از ويژگى هاى انسان هاى صالح

ربّ هب لى من الصلحين . فبشّرنه بغلم حليم

66- خشيت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 16

16 - مؤمنان داراى عمل صالح ، هراسان از فرجام خويش و نگران از كوتاهى در برابر عظمت خداوند

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. ذلك لمن خشى ربّه

ترس از خداوند، به معناى نگرانى و هراس از فرجام خويش هنگام روبه رو شدن با او است.

67- خضوع صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 25 - 4

4 - مؤمنانِ نيكوكار ، با شنيدن آيات قرآن ، در برابر آن سر تسليم فرود آورده ، خضوع مى كنند .

فما لهم . .. و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون ... إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الص

68- خلافت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 6،20

6 - خداوند ، پيامبران و مؤمنان نيكوكار پيش از اسلام را ، خليفه و جانشين خود در زمين قرار داده بود .

وعد اللّه الذين ءامنوا. .. كما استخلف الذين من قبلهم

20 - عبادت خداى واحد و دورى از شرك ، دليل و سبب وعده كردن خداوند به مؤمنان صدراسلام براى اعطاى خلافت ، پيروزى و امنيت به آنان

وعد اللّه الذين ءامنوا . .. يعبدوننى لايشركون بى شيئًا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «يعبدوننى. ..» حال براى ضماير غايب گذشته و يا جمله اى استينافيه بيانيه باشد; كه در هر صورت بيانگر علت و دليل اعطاى خلافت پيروزى و امنيت به مؤمنان از سوى خداوند است.

69- داود(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 22 - 12

12 - داوود ( ع ) ، داورى عادل ، راهنمايى مطمئن در زندگى و مرجعى صالح براى رسيدگى به امور اجتماعى در نظر مردم عصر خود

هل أتيك نبؤا الخصم . .. إذ دخلوا على داود... خصمان بغى بعضنا على بعض فاحكم بينن

70- درخواست بهشت براى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 1

1 - وارد كردن مؤمنان تائب و پيرو راه خدا و نيز پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بوستان هاى ماندگار بهشت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش از درگاه الهى

ربّنا و أدخلهم جن-ّت. .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم

«مَن» در «و من صلح. ..» مى تواند عطف بر ضمير «هم» در «أدخلهم...» و يا عطف بر ضمير«هم» در «وعدتهم» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

71- درخواست مقامات صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 18

18 - دعاى سليمان به درگاه خدا ، براى قرار گرفتن در زمره بندگان صالح

و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

72- دعا براى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 1

1 - وارد كردن مؤمنان تائب و پيرو راه خدا و نيز پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بوستان هاى ماندگار بهشت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش از درگاه الهى

ربّنا و أدخلهم جن-ّت. .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم

«مَن» در «و من صلح. ..» مى تواند عطف بر ضمير «هم» در «أدخلهم...» و يا عطف بر ضمير«هم» در «وعدتهم» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 1

1 - نگه داشتن مؤمنان تائب و صالحان ، از بدى ها و ناراحتى هاى روز قيامت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش الهى از خداوند

و قهم السيّئات

الف و لام جنس در «السيّئات» مفيد استغراق و عموم است و مقصود از آن در آيه شريفه، بدى ها و ناراحتى هايى است كه يا بر اثر گناهان و لغزش هاى خود انسان و يا به خاطر شرايط سخت روز قيامت براى آدمى پديد مى آيد.

73- دعوتهاى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 10

10- تنها انسان درست كردار و ايستاده بر صراط مستقيم ، شايستگى دعوت ديگران به عدل را دارد .

و من يأمر بالعدل و هو على صرط مستقيم

توصيف امر كننده به عدل به اينكه خود در صراط مستقيم باشد، در حقيقت بيان شرط شايستگى براى چنين مسؤوليت است.

74- ذكر خير صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 21

21 - يادكرد از عناصر صالح يك امت به هنگام سرزنش از ناصالحان ايشان ، امرى لازم و پسنديده

و لو انهم اقاموا التورية . .. منهم امة مقتصدة و كثير منهم ساء ما يعملون

75- ذكر دائمى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 2

2- صابرانِ داراى اعمال صالح ، همواره و در هر حال خداوند را فراموش نكرده و به درگاه او شاكرند .

لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إنّه ليئوس كفور. إلاّ الذين صبروا

در برداشت فوق ، اين احتمال منظور شده است كه «كفور» از كفران (ناسپاسى) باشد.

76- ذوالكفل(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 86 - 4

4- اسماعيل ، ادريس و ذاالكفل ( ع ) ، در زمره صالحان اند .

و أدخلنهم فى رحمتنا إنّهم من الصلحين

77- رحمت بر صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 30 - 1،4،8

1 - مؤمنان نيك كردار ، مشمول رحمت پروردگار در قيامت

فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيدخلهم ربّهم فى رحمته

4 - مؤمنان نيك كردار ، مشمول رحمت حق در پى مشاهده نگرانى هاى همگانى قيامت *

و ترى كلّ أمّة جاثية . .. فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيدخلهم

برداشت بالا بدان احتمال است كه «فأمّا الذين. ..» تفريع بر «ترى كلّ أمّة جاثية» باشد.

8 - شمول رحمت حق در قيامت نسبت به مؤمنان صلاح پيشه ، نمودى از ربوبيت او

فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيدخلهم ربّهم فى رحمته

به كار رفتن واژه «ربّ» و اضافه آن به «هم»، بيانگر مطلب ياد شده است.

78- رستگارى اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 67 - 4

4 - فلاح و راستگارى اخروى براى مؤمنان شايسته كردار ، از سوى خداوند تضمين شده است .

من . .. ءامن و عمل صلحًا فعسى أن يكون من المفلحين

برخى از مفسران برآنند كه كريمان عادت دارند كه وعده هايشان را در قالب «عسى أن يكون. ..» بيان كنند. بنابراين «عسى» در اين آيه، براى تحقيق است و نه ترجّى. برداشت ياد شده بر پايه همين احتمال است.

79- رستگارى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 102 - 5

5 - رستگارى و سعادت جاودانى ، تنها از آنِ دارندگان اعمال صالح و گران وزن

فمن ثقلت موزينه فأُولئك هم المفلحون

80- رضايت اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 7 - 1

1 - صاحبان كردار گران قدر ، پس از سنجش اعمال در قيامت ، از زندگانى رضايت مندى برخوردار خواهند شد .

فهو فى عيشة راضية

«عيشة»; يعنى، نوعى زندگانى (لسان العرب). توصيف آن به «راضية» (برخوردار از رضايت)، به اعتبار وجود رضايت كامل در آن است. چنين وصفى در حقيقت، با «مرضية» به يك معنا است.

81- رضايت از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 11،17

11 - رضايت خداوند ، از مؤمنان شايسته كردار در جهان آخرت

رضى اللّه عنهم

17 - خشيت از خداوند ، شرط رضايت مندى او از مؤمنان داراى عمل صالح

رضى اللّه عنهم . .. ذلك لمن خشى ربّه

82- رضايت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 8

8 - خداوند ، خشنود از راستگويان و راستكرداران و آنان ، خشنود از خداوند .

رضى اللّه عنهم و رضوا عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 12،13

12 - رضايت مؤمنان شايسته كردار ، از خداوند در آخرت

و رضوا عنه

13 - رضايت خداوند ، از مؤمنانِ صالح و رضايت آنان از او ، پاداش ايمان و عمل نيك ايشان است .

جزاؤهم . .. رضى اللّه عنهم و رضوا عنه

83- رفع ترس از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 14

14 - تبديل و جايگزين كردن ترس و اضطراب به امنيت و آرامش ، وعده خداوند به مؤمنان داراى عمل صالح

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

84- روزى اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 50 - 1

1 - مغفرت الهى و رزق گوارا ، پاداش مؤمنان نيك كردار در جهان آخرت

فالذين ءامنوا و عملوا . .. و رزق كريم

«رزق كريم» يعنى روزى طيب و گوارا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 4 - 7

7 - مؤمنان داراى عمل صالح ، قطعاً از روزى كريمانه اى در قيامت برخوردار خواهند بود .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت أُولئك لهم . .. رزق كريم

85- زكريا(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

86- زمينه آمرزش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 8

8- صلاح پيشگان و توبه كنندگان از لغزش ها ، داراى زمينه برخوردارى از غفران و آمرزش

إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا

87- زمينه حكومت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 107 - 5

5- تحقق حكومت جهانى صالحان ، در پرتو دين اسلام و رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) است .

و لقد كتبنا فى الزبور . .. و ما أرسلنك إلاّ رحمة للعلمين

با توجه به ارتباط دو آيه - كه در آيه اوّلى حكومت جهانى و در اين آيه رسالت جهانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مطرح مى كند - برداشت ياد شده قابل استفاده است.

88- زمينه لغزش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 10

10- انسان ها حتى صالحان ، در معرض لغزش و كوتاهى نسبت به حقوق پدر و مادرند .

و اخفض لهما جناح الذلّ . .. ربّكم أعلم ... إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفو

89- زمينه مقامات صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 20

20 - قرار گرفتن در زمره صالحان ، منوط به عمل نيك و رحمت ويژه الهى

و أن أعمل صلحًا ترضه وأدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

90- زندگى دنيوى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 29 - 1

1- مؤمنان به خداى يكتا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن كه داراى عمل صالح باشند ، از بهترين و پاك ترين زندگى هاى دنيوى بهره مندند .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم

متعلق «ءامنوا» به قرينه آيات گذشته توحيد ، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است. «طوبى» اسم تفضيل مؤنث اطيب و به معناى بهترين و پاك ترين مى باشد و مراد از آن به قرينه مقابله آن با «مئاب» حيات و زندگانى برتر و پاك تر دنيوى است.

91- سرور اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 15 - 2

2 - مؤمنان نيك كردار ، در بهشت ، در سرور و شادمانى مستمر بسر مى برند .

فهم فى روضة يحبرون

«حِبر» درلغت به معناى اثر تحسين برانگيز است (مفردات راغب) و «فى روضة يحبرون» يعنى در باغى شادمانند.

92- سعادت اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 29 - 2

2- فرجام نيكو ( سعادت اخروى ) از آنِ مؤمنانِ داراى عمل صالح است .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت طوبى لهم و حسن مئاب

«مئاب» مصدر ميمى و به معناى بازگشت است و مراد از آن سراى آخرت مى باشد. قابل ذكر است كه «طوبى» مبتدا و

«حسن مئاب» عطف بر آن و «لهم» خبر براى آن دو مى باشد.

93- سليمان(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

94- شرايط همنشينى با صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 27

27- فرمانبردارى از خداوند و تسليم او بودن ، شرط درآمدن به جرگه صالحان است .

توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصلحين

95- شعيب(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 17

17 - شعيب ( ع ) ، شخصيتى از زمره صالحان

ستجدنى . .. من الصلحين

96- شكرگزارى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 2

2- صابرانِ داراى اعمال صالح ، همواره و در هر حال خداوند را فراموش نكرده و به درگاه او شاكرند .

لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إنّه ليئوس كفور. إلاّ الذين صبروا

در برداشت فوق ، اين احتمال منظور شده است كه «كفور» از كفران (ناسپاسى) باشد.

97- صابران از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 86 - 7

7- صبرپيشگان ، انسان هايى شايسته و در زمره صالحان اند .

كلّ من الصبرين . إنّهم من الصلحين

خداوند، در آيه قبل - كه در توصيف برخى از پيامبران بود - آنان را از صابران معرفى كرده و در اين آيه، آنان را از صالحان دانسته است. از مجموع دو آيه استفاده مى شود كه افراد صبرپيشه، از صالحان و خوبان اند.

98- صالحان امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 7

7- وجود انسانى صالح و مصون از هر گناه و خطا ، در هر عصر و زمان

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 5

5- وجود انسانى صالح و مصون از هر گناه و خطا ، در هر عصر و زمان

و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا عليهم من أنفسهم

99- صالحان امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 6

6 - خداوند ، پيامبران و مؤمنان نيكوكار پيش از اسلام را ، خليفه و جانشين خود در زمين قرار داده بود .

وعد اللّه الذين ءامنوا. .. كما استخلف الذين من قبلهم

100- صالحان اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 114 - 6،14

6 - گروهى از اهل كتاب كه اطاعت خدا نمودند و به هنگام شب آيات الهى را تلاوت كردند و سجده به درگاهش نمودند ، از زمره صالحان هستند .

من اهل الكتب امة قائمة . .. و اولئك من الصالحين

14 - صالحان از اهل كتاب ، آسوده از ذلّت و مسكنت و ايمن از غضب الهى

ضربت عليهم الذّلّة . .. ليسوا سواءً من اهل الكتب امّة قائمة ... و اولئك من الصال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 115 - 2

2 - قطعى بودن پاداش اعمال خير صالحانِ اهل كتاب ، از سوى خداوند

من اهل الكتب . .. و اولئك من الصالحين. و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 59 - 12

12 - فسق ( ناديده گرفتن دستورات خداوند ) ، ريشه استهزاى دين و شعاير الهى

اتخذوا دينكم هزواً و لعباً . .. و إن اكثركم فسقون

مصداق جمله «هل تنقمون . ..» همان استهزاى نماز و احكام دين است. بنابراين «فسق» كه علت براى «تنقمون» گرفته شده است، در حقيقت علت استهزاى دين نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 8

8 - گروهى از اهل كتاب مردانى صالح ، پرهيز كننده از گناه ، و بدور از تجاوز و حرام خوارى

و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 16

16 - گروهى از اهل كتاب ، مردمانى وارسته از موضعگيرى كفرآميز و خصمانه در برابر قرآن

و ليزيدن كثيراً منهم ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

101- صالحان ايله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 1

1 - يهوديان ساكن در ايله متشكل از سه گروه بودند : تجاوزگران فاسق ، صالحان موعظه گر و نهى كننده از منكرات ، تاركان نهى از منكر .

إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً

مقصود از موعظه، به دليل «الذين ينهون عن السوء» در آيه بعد، نهى از منكر است.

102- صالحان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 20

20 - برخوردارى گروهى از بنى اسرائيل بر اثر پايبندى به توبه خويش ، از بينش ها و نعمت هاى صحيح دينى

ثم عموا و صموا كثير منهم

103- صالحان در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 11

11 - حضور گروهى از انسان هاى برتر در آخرت با عنوان صالحان و شايستگان

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 9،10

9 - تسليم بودن ابراهيم ( ع ) در برابر خدا ، دليل گزينش وى و شايستگى او براى ملحق شدن به صالحان سراى آخرت

لمن الصلحين. إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت

«إذ» در جمله «إذ قال . ..» حرف تعليل است، بيانگر علت گزينش ابراهيم و شايستگى او براى وارد شدن به جرگه صالحان مى باشد.

10 - درآمدن به جرگه صالحان سراى آخرت ، در گرو تسليم بودن و اطاعت كردن از خداوند است .

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين. إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 122 - 2

2- ابراهيم ( ع ) ، از جمله صالحان در آخرت است .

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 27 - 10

10 - صالحان ، در جهان آخرت ، مردمى ممتاز و برجسته اند .

و إنّه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 15

15 - مؤمنان نيك كردار ، برخوردار از قرب خداوند و مورد عنايت ويژه او در جهان آخرت

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 11،12

11 - رضايت خداوند ، از مؤمنان شايسته كردار در جهان آخرت

رضى اللّه عنهم

12 - رضايت مؤمنان شايسته كردار ، از خداوند در آخرت

و رضوا عنه

104- صالحان در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 4

4 - مسيحيان مؤمن به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) آرزومند همراهى با صالحان در بهشت

و نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول حذف شده از «يدخلنا» به قرينه مقام و نيز آيه بعد «الجنة» باشد يعنى «نطمع ان يدخلنا الجنة مع القوم الصالحين».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 8

8 - صالحان بهره مند از بهشت جاويدان

و نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين. فاثبهم اللّه بما قالوا جنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 23 - 7

7- بهشت جايگاه صالحان است .

و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذريّ-تهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 31 - 1

1- استقرار در باغ هاى بهشت ، از جمله پاداش هاى مؤمنان نيك كردار است .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. أُولئك لهم جنّ-ت عدن

جمله «أُولئك. ..» يا خبر يكم براى «إنّ» در صدر آيه قبل است و يا خبر دوم و احتمال سوم آن است كه جمله مستأنفه باشد در هر صورت، مشاراِليه «أُولئك» «الذين امنوا...» در آيه قبل است. «عَدنْ» به معناى اقامت گزيدن و مستقر شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 108 - 1

1- مؤمنان نيك كردار ، در باغ هاى بهشت برين ، جاودانه اند .

جنّت الفردوس نزلاً . خلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 58 - 6

6 - مؤمنان داراى عمل صالح ، در بهشت ، جاودانه خواهند بود .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنبوّئنّهم من الجنّة. ..خلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 15 - 2

2 - مؤمنان نيك كردار ، در بهشت ، در سرور و شادمانى مستمر بسر مى برند .

فهم فى روضة يحبرون

«حِبر» درلغت به معناى اثر تحسين برانگيز است (مفردات راغب) و «فى روضة يحبرون» يعنى در باغى شادمانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 8 - 1

1 - بهشت هاى سرشار از نعمت ، پاداش مؤمنانِ داراى اعمال صالح است .

إنّ الذين ءامنوا . .. لهم جن-ّ-ت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 9 - 4

4 - وعده ورود مؤمنان داراى عمل صالح به بهشت و خلود در آن ، وعده اى تخلف ناپذير است .

لهم جن-ّ-ت النعيم خلدين فيها وعد اللّه حقًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 3

3 - زنان و مردان مؤمن نيك كردار ، اهل بهشت اند .

من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 9،13

9 - مؤمنان نيك كردار ، ايمن در قيامت و برخوردار از بوستان هاى بهشت

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فى روضات الجنّات

از تقابل «ترى الظالمين» با «و الذين ءامنوا» مطلب ياد شده استفاده مى شود.

13 - تمامى خواسته هاى مادى و معنوى مؤمنان نيك كردار ، در بهشت فراهم است .

لهم ما يشاءون عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 14 - 6

6- بهره مندى هماره و سهل موحدان نيكوكار ، از نعمت هاى الهى در بهشت

أُولئك أصحب الجنّة

تعبير به «أصحاب» اشاره به همنشينى دائم و هميشگى يكتاپرستان استوار بر طريق ايمان، با نعمت هاى بهشتى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 2

2- ره يافتن مؤمنان نيك كردار به بهشت ، نمودى از ولايت الهى بر آنان

ذلك بأنّ اللّه مولى الذين ءامنوا . .. إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلح

105- صالحان در بهشت عدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 61 - 3

3- بهشت هاى عدن ، جايگاه توبه كنندگان مؤمن و داراى عمل صالح

فأُولئك يدخلون الجنّة . .. جنّت عدن

106- صالحان در حكومت ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 8

8- برخورد شديد با ظالمان متجاوز و نرمش در برابر مؤمنان صالح ، روشى نيكو در نظام حكومتى و شيوه برگزيده ذوالقرنين در حكومت خويش بود .

أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا

ذوالقرنين، پس از شنيدن وحى الهى كه در برخورد با ساحل نشينان غرب، دو راه پيش روى او قرار داد: يكى تعذيب، و ديگرى روش نيكو، شقّ دوم را انتخاب كرد و آن را چنين ترسيم كرد كه ظالمان را عقوبت و مؤمنان را پاداش نيك خواهد داد.

107- صالحان در فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 1

1- صبر پيشگانِ داراى اعمال صالح به هنگام زوال نعمت و روى آورى فقر و تنگدستى ، از رحمت خدامأيوس نمى گردند و به تدبير او در هستى كافر نمى شوند .

إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

108- صالحان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 11

11 - مؤمنان به خدا و قيامت و دارندگان عمل صالح ، در قيامت هيچ ترس و اندوهى نخواهند داشت .

من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون

به قرينه «فلهم أجرهم عند ربهم» مى توان گفت: ظرف «لاخوف عليهم . ..» قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 12

12 - بندگان خالص و برگزيده خدا در قيامت به گروه صالحان ملحق خواهند شد .

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 1

1 - راستگويان و راستكرداران ، بهره مند از آثار صدق خويش ، در قيامت

قال اللّه هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 5

5- خداوند ، مؤمنان نيك كردار را در صحنه قيامت از رنج تنهايى نجات خواهد داد .

و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا . إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سيجعل

چنان كه برخى از مفسران گفته اند، اين آيه مى تواند در ارتباط با مضمون آيه قبل و مربوط به صحنه قيامت باشد; زيرا همگان در صحنه قيامت تنها و بى ياورند (و كلّهم ءاتيه يوم القيامة فرداً). اين آيه بشارتى است براى مؤمنان كه خداوند آنان را در آن روز، تنها نخواهد گذاشت و به زودى آنان را از انس و محبت ديگران برخوردار خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 89 - 4

4 - نيك كرداران ، ايمن از هراس و وحشت روز رستاخيز

و هم من فزع يومئذ ءامنون

نكره آمدن «فزع» بيانگر بزرگ بودن وحشت آن روز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 4

4 - نجات مؤمنان و صالحان از بدى ها و ناراحتى هاى روز قيامت ، برخاسته از رحمت و لطف الهى است ; نه از استحقاق آنان

.

و من تق السيّئات يومئذ فقد رحمته

يادآورى و تصريح فرشتگان به اين كه حفظ مؤمنان از ناراحتى هاى قيامت نشانگر اين است كه آنان مورد رحمت و لطف الهى قرار گرفته اند; مى تواند حكايت از حقيقت ياد شده داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 2 - 6

6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود أَكثِر من الصالحات و البرّ فإنّ المُحسنَ و المُسىء يندمان ، يقول المحسن : يا ليتنى ازْدَدْتُ من المحسنات و يقول المسىء : قصرتُ ، و تصديق ذلك قوله تعالى : « و لااُقسم بالنفس اللوّامة » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: . ..اى پسر مسعود! اعمال صالح و كارهاى نيك را افزون انجام بده كه در [قيامت ]نيكوكار و بدكار هر دو پشيمان مى شوند. انسان نيكوكار مى گويد: اى كاش كارهاى نيك را زيادتر كرده بودم و انسان بدكار مى گويد: كوتاهى و تقصير كردم. و گواه اين مطلب سخن خداوند است كه فرمود: «و لا أقسم بالنفس اللوّامة».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 7 - 1

1 - صاحبان كردار گران قدر ، پس از سنجش اعمال در قيامت ، از زندگانى رضايت مندى برخوردار خواهند شد .

فهو فى عيشة راضية

«عيشة»; يعنى، نوعى زندگانى (لسان العرب). توصيف آن به «راضية» (برخوردار از رضايت)، به اعتبار وجود رضايت كامل در آن است. چنين وصفى در حقيقت، با «مرضية» به يك معنا است.

109- صالحان و زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 75 - 3

3 - پرداخت زكات و صدقه ، از اعمال و نشانه هاى صالحين است .

لنصدقنّ و لنكوننّ من الصلحين

110- صالحان و صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 75 - 3

3 - پرداخت زكات و صدقه ، از اعمال و نشانه هاى صالحين است .

لنصدقنّ و لنكوننّ من الصلحين

111- صالحان و ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 24 - 10

10 - انسان هاى مؤمن ، نيك كردار و پرهيز كننده از ظلم به ديگران ، بسيار اندك اند .

و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و قليل ما

تنكير «قليل» و اضافه شدن «ما»ى مبهمه، بر مبالغه در قلت دلالت دارد.

112- صالحان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 10

10 - صالحان ، گواهان عينى بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

فاكتبنا مع الشهدين . .. ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

جمله «نطمع ان يدخلنا . ..» مى تواند اشاره به آرزو و درخواستى باشد كه مسيحيان آن را با جمله «فاكتبنا مع الشهدين» از خداوند تقاضا كردند. بنابراين درخواست همراهى با شاهدان همان آرزوى همنشينى با صالحان خواهد بود. و لذا مى توان گفت شاهدان همان صالحان هستند.

113- صالحان و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 10

10 - صالحان ، گواهان عينى بر حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

فاكتبنا مع الشهدين . .. ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

جمله «نطمع ان يدخلنا . ..» مى تواند اشاره به آرزو و درخواستى باشد كه مسيحيان آن را با جمله «فاكتبنا مع الشهدين» از خداوند تقاضا كردند. بنابراين درخواست همراهى با شاهدان همان آرزوى همنشينى با صالحان خواهد بود. و لذا مى توان گفت شاهدان همان صالحان هستند.

صالحان هنگام آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 3

3- صابرانِ داراى اعمال صالح ، به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبت هاى دنيا ، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و شادمانى نمى كنند .

إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

114- صالحان هنگام رفاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 3

3- صابرانِ داراى اعمال صالح ، به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبت هاى دنيا ، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و شادمانى نمى كنند .

إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

115- صالحان هنگام سلب نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 1

1- صبر پيشگانِ داراى اعمال صالح به هنگام زوال نعمت و روى آورى فقر و تنگدستى ، از رحمت خدامأيوس نمى گردند و به تدبير او در هستى كافر نمى شوند .

إنّه ليئوس كفور . .. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

116- صالحان يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 168 - 3

3 - برخى از امت هاى پراكنده شده يهود ، مردمى صالح و گروههايى از آنان ناصالح هستند .

منهم الصلحون و منهم دون ذلك

«دون» به معناى غير مى باشد و «ذلك» اشاره است به صالح كه از «الصلحون» به دست مى آيد، يعنى: «منهم غير صالحين».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 170 - 1،4

1 - يهوديانى كه به تورات چنگ زنند و به محتواى آن پايبند باشند و نماز را برپا دارند ، مردمى صلاح پيشه اند .

و الذين يمسكون بالكتب . .. إنا لانضيع أجر المصلحين

تمسيك (مصدر «يمسكون») به معناى حفظ كردن و رها ساختن است. محافظت كتاب آسمانى به اين است كه انسان معارف آن را باور داشته و به احكان آن پايبند باشد.

4 - گروهى از يهوديان نسل هاى پيشين ، بر خلاف دنياگرايان ايشان ، به محتواى تورات و ميثاق هاى آن پايبند بودند و نماز را به پا داشتند .

و الذين يمسكون بالكتب و أقاموا الصلوة

117- صبر صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 23

23 - صبر و شكيبايى ، از ويژگى هاى صالحان

ربّ هب لى من الصلحين . .. ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

برداشت ياد شده از آن جا است كه حضرت ابراهيم(ع)، از خداوند خواستار فرزندى صالح شد و خداوند به او، اسماعيل(ع) را عنايت كرد و اين فرزند، خود را از صابران خواند.

118- ظلم به صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 117 - 5

5- ستم به انسان ها و به هلاكت رساندن جوامع درستكار ، ناسازگار با مقام ربوبيت خدا و مدبر بودن اوست .

و ما كان ربك ليهلك القرى بظلم و أهلها مصلحون

برداشت فوق از «رب» - كه به معناى مدبر و مربى است - استفاده مى شود.

119- عبادت كنار قبور صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 38

38- ساختن مسجد بر اقامت گاه صالحان و مزار آنان ، جايز بوده و عبادت در كنار قبر آنان شايسته است .

لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

هرگاه قرآن، از جوامع و اديان پيشين، سخن و عملى را با لحنى نقل كند كه نشانه تمجيد و عنايت خاص خداوند باشد، معلوم مى شود كه قرآن، آن گفته و كردار را صحيح و پسنديده تلقّى كرده است.

120- عبوديت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 10

10- صالحان ، بندگان خاص خداوند

عبادى الصلحون

بنابراين كه «الصالحون» قيد توضيحى براى «عبادى» باشد برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 2

2 - اهل ايمان و عمل صالح ، بندگان خاص و مقرب خداوند

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

از اضافه «عباده» به ضمير راجع به «اللّه» - كه اضافه تشريفيه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

121- عذاب صالحان ايله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 165 - 4

4 - خداوند حتى آن گروه از يهوديان ايله را كه خود صالح بودند ، ولى متجاوزان را موعظه نكردند ، به عذابى شديد گرفتار ساخت .

أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس

در آيه قبل در مقام تقسيم يهوديان ايله از نظر عملكرد، آنان را به سه گروه تقسيم كرد و آيه مورد بحث در مقام بيان سرنوشت آنان است و ايشان را در دو گروه قرار داده است. اين مقايسه نشان مى دهد كه خداوند ترك كنندگان نهى از منكر را از گروه ظالمان (الذين ظلموا) شمرده است.

122- عقلانيت برترى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 5

5 - يكسان نبودن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، امرى بديهى در نگاه عقل و منطق

أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. كالفجّار

برداشت ياد شده از استفهام انكارى مستفاد از جمله «أم نجعل. ..» به دست مى آيد.

123- عقيده به حاكميت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 4

4- تأثير اعتقاد به حاكميت نهايى صالحان بر زمين ، در عبوديت و بندگى خدا

و لقد كتبنا فى الزبور . .. إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «هذا» اشاره به مسأله حاكميت صالحان داشته باشد.

124- عقيده صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 6

6 - توجه صالحان به ولايت و سرپرستى خدا بر ايشان ، عامل مقاومت آنها در مبارزه با اهل شرك و نهراسيدن از توطئه هاى ايشان

ثم كيدون فلاتنظرون . .. هو يتولى الصلحين

از اهداف بيان ولايت خدا بر صالحان، پس از طرح توطئه مشركان، اين است كه صالحان همواره توجه به يارى خدا داشته باشند و هرگز از مكرهاى مشركان نهراسند.

125- عمل صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 115 - 3

3 - اعمال خير صالحان هرگز از جانب خداوند ، كفران نخواهد شد و مورد ناسپاسى قرار نخواهد گرفت .

و اولئك من الصالحين. و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 75 - 3

3 - پرداخت زكات و صدقه ، از اعمال و نشانه هاى صالحين است .

لنصدقنّ و لنكوننّ من الصلحين

126- عمل ناپسند خويشاوندان صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 28 - 8

8- صدور كردار ناروا از فرزندان انسان هاى صالح و خويشاوندانِ شخصيت هاى برجسته ، نكوهيده تر و شرم آورتر از ارتكاب آن از سوى ديگران است .

يأخت هرون ما كان أبوك امرأ سوء و ما كانت أُمّك بغيًّا

127- عمل ناپسند فرزندان صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 28 - 8

8- صدور كردار ناروا از فرزندان انسان هاى صالح و خويشاوندانِ شخصيت هاى برجسته ، نكوهيده تر و شرم آورتر از ارتكاب آن از سوى ديگران است .

يأخت هرون ما كان أبوك امرأ سوء و ما كانت أُمّك بغيًّا

128- عوامل محافظت از منافع صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 10

10- عوامل غيبى الهى ، در حفظ منافع صالحان و فرزندان آنان ، دخالت دارد .

فأراد ربّك أن يبلغا أشدّهما و يستخرجا كنزهما رحمة من ربّك

داستان تعمير ديوار و حفظ منافع يتيمان، گرچه در موردى خاص بوده، ولى پيام آيه، كلّى است و آن اين كه به مناسبت عمل صالح پدران، منافع فرزندان نيز محفوظ مى ماند.

129- عوامل محافظت از منافع فرزندان صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 10

10- عوامل غيبى الهى ، در حفظ منافع صالحان و فرزندان آنان ، دخالت دارد .

فأراد ربّك أن يبلغا أشدّهما و يستخرجا كنزهما رحمة من ربّك

داستان تعمير ديوار و حفظ منافع يتيمان، گرچه در موردى خاص بوده، ولى پيام آيه، كلّى است و آن اين كه به مناسبت عمل صالح پدران، منافع فرزندان نيز محفوظ مى ماند.

130- عيسى(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

131- فاسدان و صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 56 - 8

8 - انسان هاى صالح و پاكدامن ، عناصرى مزاحم و غيرقابل تحمل براى فاسدان و منحرفان

أخرجوا ءال لوط من قريتكم إنّهم أُناس يتطهّرون

موضع گيرى مفسدان در قبال لوط(ع) و خاندانش، نشان مى دهد كه آنان تلاش هاى خيرخواهانه وى را برنتابيدند و او را به عنوان عنصرى مزاحم محكوم به اخراج كردند.

132- فرجام اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 18

18 - صالحان ، داراى فرجامى نيك در جهان آخرت

لولا أخّرتنى . .. و أكن من الصلحين

133- فرجام صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 107 - 1

1- بوستان هاى فردوس ، منزل گاهى تضمين شده براى نيك كردارانِ مؤمنِ به آيات الهى و قيامت است .

إنّ الذين ءامنوا . .. نزلاً

متعلق ايمان در «آمنوا» به قرينه آيات قبل - كه درباره كفر به آيات و لقاى پروردگار بود - ايمان به آيات و قيامت است. «فردوس» يعنى «وادى سرسبز». برخى از زبان شناسان، آن را كلمه اى رومى مى دانند كه به زبان عرب وارد شده است (تاج العروس) كلمه «نزل» در معانى «منزل» و «وسايل پذيرايى» و... استعمال مى شود. برداشت ياد شده، براساس معناى نخست است. فعل ماضى (كانت) درباره حوادث آينده، بر وقوع حتمى و تضمين شده آن حوادث دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 12 - 1

1 - خداوند ، آگاه ساختن انسان ها را با خوبى و بدى و رساندن خوبان و بدكاران را به فرجام شايسته آنان ، بر خود لازم شمرده است .

إنّ علينا للهدى

«هدى» مصدر و به معناى ارشاد و راهنمايى است (قاموس). مراد از هدايت ممكن است اعم از هدايت فطرى و تشريعى و نيز رساندن به مقصد باشد. جملات «سنيسّره لليسرى» و «سنيسّره للعسرى» (در آيات پيشين) مؤيد تعميم است.

134- فرزند صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 9

9 - امكان ناصالح شدن فرزندان ، از پدران و مادران خوب و شايسته

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

برداشت فوق، به خاطر اين نكته است - كه عبادالرحمان كه خود از بهترين ها جامعه اند - براى سرنوشت و آينده خوب فرزندانشان دعا مى كنند و از خداوند خواستار صلاح و نيكى آنان مى شوند.

135- فضايل اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 9

9 - مؤمنان نيك كردار ، ايمن در قيامت و برخوردار از بوستان هاى بهشت

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فى روضات الجنّات

از تقابل «ترى الظالمين» با «و الذين ءامنوا» مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 30 - 1،4،8

1 - مؤمنان نيك كردار ، مشمول رحمت پروردگار در قيامت

فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيدخلهم ربّهم فى رحمته

4 - مؤمنان نيك كردار ، مشمول رحمت حق در پى مشاهده نگرانى هاى همگانى قيامت *

و ترى كلّ أمّة جاثية . .. فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيدخلهم

برداشت بالا بدان احتمال است كه «فأمّا الذين. ..» تفريع بر «ترى كلّ أمّة جاثية» باشد.

8 - شمول رحمت حق در قيامت نسبت به مؤمنان صلاح پيشه ، نمودى از ربوبيت او

فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت فيدخلهم ربّهم فى رحمته

به كار رفتن واژه «ربّ» و اضافه آن به «هم»، بيانگر مطلب ياد شده است.

136- فضايل صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 30

30 - امير المؤمنين ( ع ) فرمود : « . . . قالت الملائكة : سبحانك « أتجعل فى ها من يفسد فى ها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك » . . . فاجعله منّا فانا لانفسد فى الأرض و لانسفك الدماء . قال جلّ جلاله . . . « إنى أعلم ما لاتعلمون » انّى اريد ان اخلق خلقاً بيدى اجعل ذريته انبياء مرسلين و عباداً صالحين و ائمة مهتدين اجعلهم خلفائى فى ارضى . . . ;

. .. ملائكه گفتند: پروردگارا منزهى تو «آيا قرار مى دهى در زمين كسى را كه فساد و خونريزى مى كند و ما تسبيح و حمد تو را به جا مى آوريم و تقديست مى كنيم». پس خليفه را از ما قرار بده كه ما نه در زمين فساد مى كنيم و نه خونريزى مى نماييم. خداوند جل جلاله فرمود: من چيزى را مى دانم كه شما نمى دانيد; من اراده نموده ام كه با دست خود خلقى را بيافرينم كه از نسل او پيامبران مرسل، بندگان صالح و پيشوايان هدايت يافته به وجود آيند كه آنان را جانشينان خود بر مخلوقاتم در زمين قرار بدهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 69 - 4،5،7،8،10،11

4 - پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان برخوردار از نعمت عظيم الهى

و من يطع اللّه و الرّسول فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم . .. و الصالحين

تصريح به اسم جلاله «اللّه» در جمله «انعم اللّه عليهم»، دلالت بر عظمت آن نعمت دارد.

5 - پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان ، رهروان صراط مستقيم و برخورداران از هدايت خاصّ

و لهديناهم صراطاً مستقيماً. و من يطع اللّه و الرّسول فاولئك مع الذين انعم اللّه

با توجّه به آيه قبل، كه اطاعت كنندگان را راه يافته به صراط مستقيم مى داند و در اين آيه آنان را همراهان پيامبران و . .. قلمداد مى كند معلوم مى شود پيامبران و ... رهروان صراط مستقيم هستند.

7 - پيامبرى ، صدّيق ، شاهد و صالح بودن ، مقامى رفيع و نعمتى بزرگ *

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين . .. و الصّالحين

بنابراين احتمال كه مراد از نعمت در «انعم اللّه عليهم»، همان مقام نبوّت و . .. باشد.

8 - مقام برتر پيامبران بر صدّيقان ، و صديقان بر شاهدان ، و شاهدان بر صالحان

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين . .. و الصّالحين

ترتيب درجات از ترتيب در ذكر استفاده شده است.

10 - مقام پيروان ، صديقين ، شاهدان و صالحان بالاتر از مقام اطاعت كنندگان از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

و من يطع اللّه و الرّسول فاولئك . .. الصالحين

11 - مقام والاى انبيا ، صديقان ، شاهدان ( گواهان اعمال يا عالمان يا كشته شدگان در راه خدا ) و صالحان

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين و الصديقين و الشّهداء و الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 70 - 3

3 - پيامبران ، صديقان ، شاهدان و صالحان ، بهره مند از تفضّل خاص الهى

من النبيّين و الصديقين . .. ذلك الفضل من اللّه

بنابر اينكه «ذلك» اشاره به انعام مستفاد از جمله «الذين انعم اللّه عليهم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 9 - 4

4 - مؤمنان نيك كردار ، در كنف حمايت و هدايت مستمر و دايم الهى

إن الذين ءامنوا و عملوا الصلحت يهديهم ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 5

5- خداوند ، مؤمنان نيك كردار را در صحنه قيامت از رنج تنهايى نجات خواهد داد .

و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا . إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سيجعل

چنان كه برخى از مفسران گفته اند، اين آيه مى تواند در ارتباط با مضمون آيه قبل و مربوط به صحنه قيامت باشد; زيرا همگان در صحنه قيامت تنها و بى ياورند (و كلّهم ءاتيه يوم القيامة فرداً). اين آيه بشارتى است براى مؤمنان كه خداوند آنان را در آن روز، تنها نخواهد گذاشت و به زودى آنان را از انس و محبت ديگران برخوردار خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 75 - 4

4- صالحان ، از رحمت خاص الهى ، بهره منداند .

و أدخلنه فى رحمتنا إنّه من الصلحين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّه من الصالحين» تعليل براى «أدخلناه. ..» است و تعليل، موجب تعميم حكم و شمول ديگر افراد مورد بحث مى شود; يعنى، هركس صالح باشد، در رحمت الهى وارد خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 8

8- وراثت زمين براى صالحان ، در پرتو عنايت خداوند به آنان

و لقد كتبنا . .. أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 172 - 2

2 - تهى گشتن جامعه از تمامى افراد مؤمن و صالح ، زمينه ساز ابتلاى آن به عذاب الهى

فنجّينه و أهله أجمعين . إلاّ عجوزًا فى الغبرين . ثمّ دمّرنا الأخرين

از آن جا كه پس از خروج لوط(ع) و خاندان مؤمن وى، عذاب بر قوم او نازل گرديد، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 89 - 4

4 - نيك كرداران ، ايمن از هراس و وحشت روز رستاخيز

و هم من فزع يومئذ ءامنون

نكره آمدن «فزع» بيانگر بزرگ بودن وحشت آن روز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 37 - 6،7

6 - مؤمنان داراى عمل صالح ، همواره در غرفه هاى بهشت ، در امنيت خواهند بود .

إلاّ من ءامن و عمل صلحًا . .. و هم فى الغرفت ءامنون

7 - در بهشت ، غرفه هاى گوناگون و متعددى براى يك مؤمن داراى عمل صالح هست .

و هم فى الغرفت ءامنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 7 - 2

2 - مؤمنانِ داراى عمل صالح ، شايسته غفران و پاداش الهى اند .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و أجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 100 - 9

9 - انسان صالح ، انسان كامل و آرمانىِ مكتب وحى

ربّ هب لى من الصلحين

از اين كه حضرت ابراهيم(ع) فرزند مورد علاقه اش را از ميان انسان هاى صالح خواسته است، مى توان استفاده كرد كه آنچه براى ابراهيم(ع) مهم و به صورت يك آرمان تلقى مى شد; انسان كامل و صالح بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 112 - 8

8 - انسان صالح ، انسان كامل و آرمانى در مكتب وحى

نبيًّا من الصلحين

از اين كه ابراهيم(ع) فرزند مورد علاقه اش را از ميان انسان هاى صالح درخواست كرد (ربّ هب لى من الصالحين) و خداوند هم فرزندى با صفت صالح به ايشان عطا فرمود، مى توان استفاده كرد كه آنچه براى ابراهيم(ع) مهم و به صورت يك آرمان تلقّى مى شد، انسان كامل و صالح بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 2

2 - مؤمنان تائب و صالحان ، مشمول رحمت الهى در قيامت در سايه دعا و درخواست فرشتگان

و قهم السيّئات و من تق السيّئات يومئذ فقد رحمته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 30 - 3

3 - شمول رحمت و حمايت خداوند ، نسبت به اهل ايمان و عمل صالح ، پس از حسابرسى آنان

كلّ أمّة تدعى إلى كتبها . .. فأمّا الذين ءامنوا و عملواالصلحت فيدخلهم ربّهم ف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 1

1- نويد الهى به ورود مؤمنان نيك كردار ، به باغ هاى بهشت با تكريم و اجلال

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت

واژه «يدخل» و اسناد فعل به خداوند، مى رساند كه مؤمنان با تكريم و اجلال و در سايه لطف و اراده الهى، گام در بهشت مى نهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 50 - 6،7

6 - صالح بودن ، محور فضيلت ها و اساس ارزش هاى الهى و انسانى

فجعله من الصلحين

توصيف يونس(ع) به صالح بودن - پس از برگزيدگى او - مى تواند حاكى از مطلب ياد شده باشد.

7 - اجتناب صالحان و برگزيدگان الهى ، از ترك اولى

فجعله من الصلحين

برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند يونس(ع) را - پس از توبه و پشيمانى او از ترك اولى - به مقام صالحان رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 7 - 1،3

1 - افراد مؤمن و داراى عمل صالح ، بهترين مردم و برترين موجودات اند .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت أُولئك هم خير البريّة

3 - مؤمنان نيك كردار ، گرفتار عذاب ابدى جهنم نخواهند شد .

إنّ الذين كفروا . .. فى نار جهنّم ... إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت أُولئك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 16

16 - مؤمنان داراى عمل صالح ، هراسان از فرجام خويش و نگران از كوتاهى در برابر عظمت خداوند

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. ذلك لمن خشى ربّه

ترس از خداوند، به معناى نگرانى و هراس از فرجام خويش هنگام روبه رو شدن با او است.

137- قداست قبور صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 43

43- صالحان و مردان الهى ، پس از مرگ نيز شايسته احترام اند و آرامگاه آنان داراى منزلتى والا است .

لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

138- قياس صالحان با مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 4،5

4 - مؤمنان نيكوكار در نگاه نظام ارزشى خدا با مفسدان برابر نيستند ، بلكه آنان برترند .

أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين فى الأرض

5 - يكسان نبودن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، امرى بديهى در نگاه عقل و منطق

أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. كالفجّار

برداشت ياد شده از استفهام انكارى مستفاد از جمله «أم نجعل. ..» به دست مى آيد.

139- كمى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 13

13 - انسان هاى داراى عمل صالح زياد ، اندك هستند .

اعملوا ءال داود شكرًا و قليل من عبادى الشكور

بنابراين كه «شكر» مفعولٌ له «اعملوا» باشد، «قليل من عبادى الشكور» اشعار به اين نكته دارد: كسانى كه به منظور اداى شكر عمل صالح انجام دهند، كم هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 24 - 10

10 - انسان هاى مؤمن ، نيك كردار و پرهيز كننده از ظلم به ديگران ، بسيار اندك اند .

و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و قليل ما

تنكير «قليل» و اضافه شدن «ما»ى مبهمه، بر مبالغه در قلت دلالت دارد.

140- لوط(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 86 - 2

2 - اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، از زمره صالحان و برخوردار از هدايت ويژه خداوند بودند.

كلاً هدينا . .. و من ذريته ... كل من الصلحين ... و إسمعيل و اليسع و يونس و لوطا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 75 - 2

2- حضرت لوط ( ع ) ، از صالحان و شايستگان بود .

إنّه من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 10 - 4

4 - حضرت نوح و لوط ( ع ) ، دو بنده صالح و شايسته خداوند

عبدين من عبادنا صلحين

141- محافظت از مال بازماندگان صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 14

14- امدادرسانى به ايتام و بازماندگانِ انسان هاى صالح و حفاظت از اموال ايشان ، كارى است مورد پسند خدا .

فأراد ربّك . .. رحمة من ربّك

142- محبوبيت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 1،2،7

1- ايمان و عمل صالح موجب نفوذ محبوبيت شخص مؤمن در دل هاى مردم است .

إنّ الذين ءامنوا . .. سيجعل لهم الرحمن ودًّا

«ودّ» به معناى ميل و محبت است. و مراد از آن، به قرينه «لهم»، محبتى است كه خداوند براى مؤمنان در دل هاى ديگران قرار مى دهد.

2- محبوبيت در دل هاى مردم ، از جمله پاداش هاى خداوند به مؤمنان داراى كردار نيك .

إنّ الذين ءامنوا . .. سيجعل لهم الرحمن ودًّا

7- محبوبيت يافتن مؤمنان نيك كردار در دل ها ، جلوه اى از رحمت گسترده خداوند است .

إنّ الذين ءامنوا . .. سيجعل لهم الرحمن ودًّا

143- محدوده حكومت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 6

6- حاكمان صالح بر پدر و مادر خويش حكومت و فرمانروايى نمى كنند .

و رفع أبويه على العرش

يوسف(ع) با نشاندن پدر و مادرش بر تخت خويش ، علاوه بر احترام ويژه اش به آنان ، درصدد بيان اين نكته بود كه هرگز بر پدر و مادرش حكمرانى و فرمانروايى نخواهد كرد ; بلكه مطيع و فرمانبردار ايشان خواهد بود.

144- محمد(صلی الله علیه و آله) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از زمره بندگان صالح خدا و برخوردار از حمايت هاى بى دريغ او

إن ولى اللّه . .. و هو يتولى الصلحين

145- مراتب صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 2 - 18

18 - خوبى ها و نيكى ها ، داراى درجات گوناگون و نيك كرداران و خوبان ، داراى مراتب مختلف

ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً

146- مريم(س) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 12 - 15

15 - مريم ( س ) ، از تبار طاعت پيشگان و از نسل نيكان و خداپرستان

و كانت من القنتين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «من» در «من القانتين» نشويه باشد; يعنى، مريم(س) برآمده از قانتان بود.

147- مصونيت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 37 - 9

9 - مؤمنان داراى عمل صالح ، از عذاب الهى درامان اند .

و ما نحن بمعذّبين . .. و ما أمولكم ... تقرّبكم عندنا... إلا من ءامن ... و هم ...

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «آمنون» در اين آيه، تعريض به «ما نحن بمعذّبين» در آيه 35 باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 4

4 - نجات مؤمنان و صالحان از بدى ها و ناراحتى هاى روز قيامت ، برخاسته از رحمت و لطف الهى است ; نه از استحقاق آنان .

و من تق السيّئات يومئذ فقد رحمته

يادآورى و تصريح فرشتگان به اين كه حفظ مؤمنان از ناراحتى هاى قيامت نشانگر اين است كه آنان مورد رحمت و لطف الهى قرار گرفته اند; مى تواند حكايت از حقيقت ياد شده داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 25 - 1

1 - مؤمنانى كه عمل صالح دارند ، از عذاب الهى در امان اند .

فبشّرهم بعذاب أليم . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

«إلاّ» براى استثناى منقطع به كار رفته است و معناى «لكن» را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 14 - 2

2 - خداوند ، مؤمنان نيكوكار را از گرفتارى به عذاب مصون داشته و با آنان مهربان است .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و هو الغفور الودود

«غفر» (ريشه «غفور»); يعنى، پوشاندن لباسى كه شخص را از آلودگى ها محفوظ دارد و غفران خداوند، ايجاد مصونيت از عذاب براى بندگان است (مفردات راغب). جمله «هو الغفور» در ارتباط با «إنّ بطش...» - كه تهديد كافران بود - نويدى به مؤمنان و بيانگر مصونيت آنان، از گرفتارى به دام عذاب است.

148- مقامات اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 122 - 4

4- مرتبه و جايگاه صالحان در آخرت ، مرتبه اى ويژه و متعالى

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

از اينكه خداوند در مقام امتنان بر حضرت ابراهيم(ع)، ايشان را از زمره صالحان برشمرده است، نشان مى دهد كه مقام و منزلت صالحان بس بلند و عالى است و افرادى چون ابراهيم(ع) شايسته چنين مقامى اند (و إنه فى الأخرة لمن الصالحين).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 75 - 1

1 - مؤمنان داراى عمل صالح ، از درجات و مراتب بلندى در آخرت برخوردارند .

و من يأته مؤمن ا . .. لهم الدرجت العلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 76 - 5

5 - خلود در بهشت عدن ، تبلور درجات عالى مؤمنان داراى عمل صالح در آخرت

لهم الدرجت العلى . جنّت عدن ... خلدين

«جنّات عدن» بدل براى «الدرجات العلى» است; يعنى، آن درجات بلند، همان باغ هاى بهشت عدن است.

149- مقامات صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 12

12 - بندگان خالص و برگزيده خدا در قيامت به گروه صالحان ملحق خواهند شد .

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 10

10 - درآمدن به جرگه صالحان سراى آخرت ، در گرو تسليم بودن و اطاعت كردن از خداوند است .

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين. إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 6،7،8

6 - صالحان داراى مقامى رفيع در پيشگاه خداوند

نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

7 - ايمان به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) زمينه عروج به درجه صالحان

و ما لنا لانؤمن باللّه وما جاءنا من الحق . .. يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

جمله «و نطمع . ..» مى رساند كه حتى پس از اعتراف به خداى يگانه نمى توان به همنشينى باصالحان يقين داشت بلكه ايمان مذكور تنها مى تواند زمينه ساز نيل به درجه صالحان باشد.

8 - رسيدن به درجه و مقام صالحان در پرتو خواست و عنايت الهى است .

نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 6

6 - هدايت ويژه، پاداش خداوند به صالحان است.

كلا هدينا . .. كل من الصلحين

در آيه پيشين سخن از هدايت ويژه براى پيامبران بود و اين آيه آنان را از زمره صالحان مى شمارد. بنابراين وصف مذكور بايد در حصول هدايت ويژه داراى نقش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 4

4 - خداوند سرپرست و يارى دهنده همه صالحان است .

و هو يتولى الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 43

43- صالحان و مردان الهى ، پس از مرگ نيز شايسته احترام اند و آرامگاه آنان داراى منزلتى والا است .

لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 75 - 5

5 - مؤمنان داراى عمل صالح در پيشگاه پروردگارشان شأن و مقامى رفيع دارند .

و من يأته . .. فأولئك لهم الدرجت

اسم اشاره «أُولئك» كه براى اشاره بعيد به كار مى رود، حاوى تكريم و بزرگداشت مؤمنان از سوى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 10

10- صالحان ، بندگان خاص خداوند

عبادى الصلحون

بنابراين كه «الصالحون» قيد توضيحى براى «عبادى» باشد برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 21

21 - مقام بندگان صالح ، بالاترين جايگاه كمالى انسان

أن أشكر نعمتك . .. و أن أعمل صلحًا... و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه سليمان(ع) مقام «عباد صالح» را به عنوان آخرين و عالى ترين آرزوى خود مطرح كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 9 - 1،5،6

1 - ايمان آورندگانِ داراى عمل صالح ، از سوى خداوند ، در زمره صالحان قرارخواهندگرفت .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لندخلنّهم فى الصلحين

5 - صالحان ، در پيشگاه خداوند ، مقامى ارجمند دارند .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لندخلنّهم فى الصلحين

اين كه خداوند، به مؤمنانِ شايسته كردار، وعده حتمى داده است كه آنان را، وارد زمره صالحان بكند، نكته بالا، فهميده مى شود.

6 - خداوند ، مؤمنانِ داراى عمل صالح را ، در جايگاه صالحان ، وارد خواهد كرد .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لندخلنّهم فى الصلحين

«لندخلنّهم فى مدخل الصالحين».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 2

2 - اهل ايمان و عمل صالح ، بندگان خاص و مقرب خداوند

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

از اضافه «عباده» به ضمير راجع به «اللّه» - كه اضافه تشريفيه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

150- منافقان و صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 75 - 1

1 - پيمان بستن برخى از منافقان صدر اسلام با خدا مبنى بر پرداخت زكات و صدقه و قرار گرفتن در صف صالحان ، در صورت برخوردارى از مال و فضل الهى

و منهم من عهد اللّه . .. و لنكوننّ من الصلحين

151- منشأ آمرزش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 18

18- مغفرت و محو كاستى هاى اعمال و لغزش هاى صالحان ، جلوه اى از ربوبيت الهى است .

و مغفرة من ربّهم

از ارتباط غفران با وصف ربوبيت خدا، مى توان نتيجه گرفت كه خطاپوشى خداوند نسبت به مؤمنان نيك كردار متقى، ناشى از مقام ربوبيت و پروردگارى او است.

152- منشأ حاكميت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 8

8- وراثت زمين براى صالحان ، در پرتو عنايت خداوند به آنان

و لقد كتبنا . .. أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون

153- موسى(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

154- مهمترين پاداش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 89 - 6

6 - ايمنى از وحشت روز جزا ، مهم ترين پاداش الهى به نيك كرداران

من جاء بالحسنة فله خير منها و هم من فزع يومئذ ءامنون

اختصاص به ذكر يافتن «و هم من فزع يومئذ آمنون» - با اين كه «له خير منها» دربرگيرنده آن نيز هست - نشان مى دهد كه ايمنى از وحشت روز رستاخيز، مهم ترين لطف و عنايت الهى در حق نيك كرداران است.

155- نجات اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 5

5- خداوند ، مؤمنان نيك كردار را در صحنه قيامت از رنج تنهايى نجات خواهد داد .

و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا . إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سيجعل

چنان كه برخى از مفسران گفته اند، اين آيه مى تواند در ارتباط با مضمون آيه قبل و مربوط به صحنه قيامت باشد; زيرا همگان در صحنه قيامت تنها و بى ياورند (و كلّهم ءاتيه يوم القيامة فرداً). اين آيه بشارتى است براى مؤمنان كه خداوند آنان را در آن روز، تنها نخواهد گذاشت و به زودى آنان را از انس و محبت ديگران برخوردار خواهد ساخت.

156- نجات از تنهايى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 5

5- خداوند ، مؤمنان نيك كردار را در صحنه قيامت از رنج تنهايى نجات خواهد داد .

و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا . إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سيجعل

چنان كه برخى از مفسران گفته اند، اين آيه مى تواند در ارتباط با مضمون آيه قبل و مربوط به صحنه قيامت باشد; زيرا همگان در صحنه قيامت تنها و بى ياورند (و كلّهم ءاتيه يوم القيامة فرداً). اين آيه بشارتى است براى مؤمنان كه خداوند آنان را در آن روز، تنها نخواهد گذاشت و به زودى آنان را از انس و محبت ديگران برخوردار خواهد ساخت.

157- نجات صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 8

8- خداوند ، پيش از نازل كردن عذاب استيصال ، مؤمنان و صالحان را از مهلكه خارج مى سازد تا عذاب دامنگير آنان نشود . *

و لما جاءنا أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 12

12- خداوند ، تقواپيشگان و درستكاران را از عذاب هاى استيصال نجات مى بخشد .

فنجى من نشاء

از مصاديق مورد نظر براى «من نشاء» علاوه بر پيامبران ، تقواپيشگان و درستكاران است. آيه قبل (أفلم يسيروا ... و لدار الأخرة خير للذين اتقوا) و ذيل آيه مورد بحث (و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين) قرينه بر اين معناست.

158- نشانه هاى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 75 - 3

3 - پرداخت زكات و صدقه ، از اعمال و نشانه هاى صالحين است .

لنصدقنّ و لنكوننّ من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 103 - 3

3 - تسليم در برابر فرمان خداوند ، از نشانه هاى صالحان

ربّ هب لى من الصلحين . .. فلمّا أسلما و تلّه للجبين

159- نعمت همنشينى با صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 22

22- زيستن با صالحان در سراى آخرت از نعمت هاى گران سنگ الهى است .

و ألحقنى بالصلحين

جمله «ألحقنى» پس از «توفنى مسلماً» مى رساند كه مراد از الحاق ، الحاق در قيامت و سراى آخرت است.

160- نعمتهاى اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 37 - 7

7 - در بهشت ، غرفه هاى گوناگون و متعددى براى يك مؤمن داراى عمل صالح هست .

و هم فى الغرفت ءامنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 22 - 1

1 - انسان هاى درست كار ، راست گفتار و مطيع خداوند ، در انبوه نعمت هاى وصف ناپذير آخرت جاى خواهند گرفت .

إنّ الأبرار لفى نعيم

از جمله معانى بيان شده براى «برّ»، «صلاح و درست كارى»، «اطاعت» و «صداقت» است (لسان العرب). «نعيم»; يعنى، نعمت فراوان (مفردات راغب). نكره بودن آن، دلالت دارد كه وصف نعمت ها امكان پذير نيست. مراد از آن - به قرينه آيات بعد - نعمت هاى آخرت است.

161- نقش اجتماعى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 172 - 2

2 - تهى گشتن جامعه از تمامى افراد مؤمن و صالح ، زمينه ساز ابتلاى آن به عذاب الهى

فنجّينه و أهله أجمعين . إلاّ عجوزًا فى الغبرين . ثمّ دمّرنا الأخرين

از آن جا كه پس از خروج لوط(ع) و خاندان مؤمن وى، عذاب بر قوم او نازل گرديد، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

162- نقش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 6

6- صنعت اسلحه سازى و توليد سلاح ، بايد در اختيار افراد صالح و تحت نظارت رهبران جامعه دينى قرار گيرد .

داود . .. و علّمنه صنعة لبوس لكم لتحصنكم من بأسكم

از اين كه خداوند براى دفاع مردم از منافع خويش در برابر دشمن، صنعت اسلحه سازى را تنها به داوود(ع) آموخت، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 56 - 8

8 - انسان هاى صالح و پاكدامن ، عناصرى مزاحم و غيرقابل تحمل براى فاسدان و منحرفان

أخرجوا ءال لوط من قريتكم إنّهم أُناس يتطهّرون

موضع گيرى مفسدان در قبال لوط(ع) و خاندانش، نشان مى دهد كه آنان تلاش هاى خيرخواهانه وى را برنتابيدند و او را به عنوان عنصرى مزاحم محكوم به اخراج كردند.

163- نقش صالحان امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 7

7- وجود انسان هاى شايسته و متعالى در هر عصر و در ميان هر گروه ، مايه اتمام حجت خداوند بر ديگران است .

و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا عليهم من أنفسهم

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه منظور از شهادت و گواهى، شهادت و گواهى قولى نباشد; بلكه شهادت عملى باشد; يعنى، وجود صالحان خود وسيله اى قرار گيرد براى اتمام حجت بر ديگران و اينكه آنان نيز مى توانستند صالح باشند.

164- نگرانى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 16

16 - مؤمنان داراى عمل صالح ، هراسان از فرجام خويش و نگران از كوتاهى در برابر عظمت خداوند

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. ذلك لمن خشى ربّه

ترس از خداوند، به معناى نگرانى و هراس از فرجام خويش هنگام روبه رو شدن با او است.

165- نوح(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 10 - 4

4 - حضرت نوح و لوط ( ع ) ، دو بنده صالح و شايسته خداوند

عبدين من عبادنا صلحين

166- نهى از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 11 - 7

7 - احتمال درستكارى افراد ، كافى در مُجاز نبودن نهى آنان

أرءيت الذى ينهى . .. أرءيت إن كان على الهدى

167- وراثت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 1،7

1- به ارث بردن زمين و تسلط بر منافع آن به وسيله بندگان صالح ، امرى ثبت شده در كتاب تورات و زبور

و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر أن الأرض يرثها عبادى الصلحون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه: 1- الف و لام «الزبور» براى عهد و مقصود از آن كتاب آسمانى داوود(ع) باشد; چنان كه در آيه 163، سوره «نساء» آمده است (و آتينا داوود زبوراً); 2- مقصود از «الذكر» تورات باشد; چنان كه اين نام در قرآن

بر تورات اطلاق شده است (انبيا، آيه 48); 3- «من بعد الذكر» متعلق به «كتبنا» باشد.

7- بشارت خداوند به وراثت بهشت براى بندگان صالح خويش

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «الأرض» بهشت باشد، چنان كه در برخى از آيات به صراحت چنين آمده است: «و أورثنا الأرض نتبؤأ من الجنّة حيث نشاء فنعم أجر العاملين» (سوره زمر (39) آيه 74).

168- وعده به صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 1

1- ذوالقرنين ، به اعطاى پاداش نيك ، به مؤمنان نيك كردار ، وعده داد .

و أمّا من ءامن و عمل صلحًا فله جزاءً الحسنى

«جزاء» حال است و بيانِ اين كه رفتار نيكو (الحسنى) پاداش ايمان و عمل صالح شخص است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 3،9،10،14،16،19،20

3 - خداوند ، شكست و هلاكت كافران و مشركان حاكم و جايگزين آنان شدن را ، به مؤمنان نيكوكار صدراسلام ، وعده كرده است .

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض

9 - خداوند ، استقرار و تثبيت دين مورد پسند خويش را به مؤمنان نيكوكار صدراسلام ، وعده كرده است .

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليمكّننّ لهم دينهم الذى ارتض

10 - وعده أكيد خداوند به استقرار و تثبيت دين مورد پسند خويش به سود مؤمنان نيكوكار

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليمكّننّ لهم دينهم الذى ارتض

14 - تبديل و جايگزين كردن ترس و اضطراب به امنيت و آرامش ، وعده خداوند به مؤمنان داراى عمل صالح

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

16 - وعده خداوند به مؤمنان نيكوكار صدراسلام ، به تبديل و دگرگون كردن ترس و اضطراب آنان به امنيت و آرامش

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

19 - خداوند ، به مؤمنان نيكوكار وعده داده است كه در كمال امنيت و آرامش و بى هيچ ترسى از دشمنان ديانت ، تنها خدا را عبادت كنند .

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه جمله «يعبدوننى. ..» استينافيه و بيانگر نتيجه و بازتاب تبديل ترس و اضطراب به امنيت و آرامش باشد; يعنى، مؤمنان آن چنان در امنيت و آرامش قرار مى گيرند كه بى هيچ ترس و اضطرابى از ناحيه دشمنان ديانت، به عبادت خداى واحد مى پردازند.

20 - عبادت خداى واحد و دورى از شرك ، دليل و سبب وعده كردن خداوند به مؤمنان صدراسلام براى اعطاى خلافت ، پيروزى و امنيت به آنان

وعد اللّه الذين ءامنوا . .. يعبدوننى لايشركون بى شيئًا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «يعبدوننى. ..» حال براى ضماير غايب گذشته و يا جمله اى استينافيه بيانيه باشد; كه در هر صورت بيانگر علت و دليل اعطاى خلافت پيروزى و امنيت به مؤمنان از سوى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 11

11- قبولى اعمال نيك و ورود در زمره بهشتيان ، وعده هميشگى و تخلف ناپذير الهى به اهل تسليم ، صلاح و شكر

وعد الصدق الذى كانوا يوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 43

43- وعده الهى به بهره مندى مؤمنانِ نيك كردار ، از مغفرت و پاداشى عظيم

وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت منهم مغفرة و أجرًا عظيمًا

169- وعده پيروزى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 4

4 - شكست كافران و پايان داده شدن به سلطه آنان و پيروزى مؤمنان داراى عمل صالح ، با در دست گرفتن اداره سرنوشت بشر در زمين ، وعده أكيد خداوند

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض

170- وعده حاكميت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 2،4

2 - خلافت و سلطه در زمين و اداره آن ، وعده أكيد خداوند به مؤمنان داراى عمل صالح

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض

4 - شكست كافران و پايان داده شدن به سلطه آنان و پيروزى مؤمنان داراى عمل صالح ، با در دست گرفتن اداره سرنوشت بشر در زمين ، وعده أكيد خداوند

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض

171- وعده خلافت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 1،2

1 - خلافت و جانشين خود قرار دادن در زمين ، وعده أكيد خداوند به مؤمنان نيكوكار

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض

«خلافت»، به معناى نيابت از غير است (مفردات راغب). در اين كه خلافت و نيابت در آيه شريفه، از طرف چه كسى و يا چه كسانى است، ميان مفسران چند نظريه وجود دارد: 1- برخى آن را خلافت و جانشينى از خدا در زمين مى دانند. 2- عده اى ديگر آن را نيابت و جانشينى اقوام هلاكت شده و يا شكست خورده مى شمرند كه با هلاكت و يا شكست آنان مؤمنان نيكوكار جانشين آنها در اداره سرزمين هايشان مى شوند. برداشت ياد شده، مبتنى بر نظريه نخست است.

2 - خلافت و سلطه در زمين و اداره آن ، وعده أكيد خداوند به مؤمنان داراى عمل صالح

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض

172- وفور نعمت اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 4

4 - زنان و مردان مؤمن نيك كردار ، برخوردار از روزى ها و نعمت هاى بى اندازه و بسيار در بهشت

و من عمل صلحًا . .. فأُولئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغير حساب

173- وقت پاداش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 30 - 2

2 - اعطاى پاداش به مؤمنان و نيك كرداران در قيامت ، قبل از حسابرسى بدكرداران *

فأمّاالذين ءامنوا . .. و أمّا الذين كفروا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تقدم در بيان، بيانگر تقدم خارجى نيز باشد.

174- ويژگيهاى روزى اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 4 - 8

8 - روزى مؤمنان داراى عمل صالح در قيامت ، از هرگونه رنج و منّتى به دور است .

الذين ءامنوا . .. أُولئك لهم ... رزق كريم

مقصود از رزق كريم - چنان كه در روح المعانى آمده است - روزى بى رنج و بى منّت است; زيرا روزى ها يا با تلاش خود انسان ها به دست مى آيد كه همراه با زحمت است و يا از سوى ديگران مى رسد كه نوعاً توأم با نوعى منّت مى باشد; ولى روزى خدا چنين نيست.

175- ويژگيهاى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 101 - 9

9 - حلم و بردبارى ، از ويژگى هاى انسان هاى صالح

ربّ هب لى من الصلحين . فبشّرنه بغلم حليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 23

23 - صبر و شكيبايى ، از ويژگى هاى صالحان

ربّ هب لى من الصلحين . .. ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

برداشت ياد شده از آن جا است كه حضرت ابراهيم(ع)، از خداوند خواستار فرزندى صالح شد و خداوند به او، اسماعيل(ع) را عنايت كرد و اين فرزند، خود را از صابران خواند.

176- هارون(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

177- هدايت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 6

6 - هدايت ويژه، پاداش خداوند به صالحان است.

كلا هدينا . .. كل من الصلحين

در آيه پيشين سخن از هدايت ويژه براى پيامبران بود و اين آيه آنان را از زمره صالحان مى شمارد. بنابراين وصف مذكور بايد در حصول هدايت ويژه داراى نقش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 9 - 4،7

4 - مؤمنان نيك كردار ، در كنف حمايت و هدايت مستمر و دايم الهى

إن الذين ءامنوا و عملوا الصلحت يهديهم ربهم

7 - ربوبيت خداوند ، مقتضى دستگيرى و هدايت پيوسته مؤمنان نيك كردار

إن الذين ءامنوا . .. يهديهم ربهم

178- همنشينى اخروى با صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 22،23،24،25

22- زيستن با صالحان در سراى آخرت از نعمت هاى گران سنگ الهى است .

و ألحقنى بالصلحين

جمله «ألحقنى» پس از «توفنى مسلماً» مى رساند كه مراد از الحاق ، الحاق در قيامت و سراى آخرت است.

23- ملحق شدن به صالحان در سراى آخرت ، از تقاضا هاى يوسف ( ع ) در نيايشش به درگاه خداوند

و ألحقنى بالصلحين

24- انسان بايد براى تسليم بودن در برابر خدا و عاقبت به خير شدن و زيستن با صالحان در سراى آخرت ، دعا كرده و به درگاه خدا نيايش كند .

توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصلحين

25- پذيرش ولايت خداوند ، زمينه ساز تسليم شدن در برابر خدا و شايسته بودن براى همزيستى با صالحان در سراى آخرت

أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصلحين

179- همنشينى با صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 69 - 1،6،9،12

1 - مصاحبت با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و گواهان اعمال و صالحان ، پاداش اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

و من يطع اللّه و الرّسول . .. و الصّالحين

«صدّيق»، يعنى بسيار راستگو و شايد مبالغه بودن آن اشاره به صداقت آنان در گفتار و عمل باشد. برخى برآنند كه مقصود از صديقين، اولين كسانى هستند كه پيامبران را تصديق كردند و شاهدان، يا به معناى كشته شدگان در راه خدا و يا گواهان بر اعمال انسانها و يا عالمان واقعى دين است.

6 - پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، از همنشينان بهشتى پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان خواهند بود .

و من يطع اللّه . .. فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين ... و الصّالحين

چون مصاحبت و همنشينى با پيامبران براى همه پيروان آنان در دنيا تحقق نمى يابد، بنابراين زمان آن، آخرت و مكانش بهشت است.

9 - همنشينى و مصاحبت با پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، از نعمت هاى الهى در بهشت

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم

از اينكه همنشينى با پيامبران و . .. پاداشى براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) شمرده شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

12 - پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، رفيقان و همنشينانى نيكو براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

و من يطع اللّه و الرّسول . .. و حسن اولئك رفيقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 70 - 1،2

1 - معاشرت و همنشينى با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان ، داراى فضيلتى كامل

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين . .. ذلك الفضل من اللّه

بنابر اينكه «ذلك»، اشاره به معيّت و رفاقت در آيه قبل باشد، و فضيلت كامل بر اين مبناست كه «الفضل» خبر براى «ذلك» باشد.

2 - معاشرت و همنشينى با پيامبران ، صديقان ، شاهدان و صالحان ، تفضّلى الهى براى اطاعت كنندگان از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

فاولئك مع الّذين . .. ذلك الفضل من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 71 - 5

5 - مجاهدان راه خدا ، همنشين با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم . .. يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 84 - 5

5 - همنشينى و همراهى با صالحان آرمانى مقدس و ارزشمند

و نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين

180- يحيى(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

181- يعقوب(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 72 - 6

6- ابراهيم ، يعقوب و اسحاق ( ع ) ، از زمره صالحان اند .

و كلاًّ جعلنا صلحين

182- يوسف(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 3

3 - ابراهيم، اسحاق، يعقوب، نوح، داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى، هارون، زكريا، يحيى، عيسى و الياس(ع) از صالحان بودند.

و وهبنا له . .. كل من الصلحين

183- يوسف(ع) و صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 23

23- ملحق شدن به صالحان در سراى آخرت ، از تقاضا هاى يوسف ( ع ) در نيايشش به درگاه خداوند

و ألحقنى بالصلحين

184- يونس(ع) از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 86 - 2

2 - اسماعيل، اليسع، يونس و لوط(ع)، از زمره صالحان و برخوردار از هدايت ويژه خداوند بودند.

كلاً هدينا . .. و من ذريته ... كل من الصلحين ... و إسمعيل و اليسع و يونس و لوطا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 50 - 4،5

4 - يونس ( ع ) ، به عنايت خداوند از صالحان كامل و راستين بود .

فجعله من الصلحين

5 - برگزيدگى يونس ( ع ) به رسالت و از صالحان شدن او ، جلوه عنايت و لطف ويژه خداوند به ايشان

لولا أن تدركه نعمة . .. فجعله من الصلحين

9- صبح

1- استيذان قبل از نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 2

2 - بردگان ، بايد براى ورود به اتاق و محل استراحت صاحبان خود ، در سه وقت اذن بطلبند : 1- پيش از نماز بامداد ، 2- به وقت استراحت نيمروزى ( ظهر ) ، 3- پس از نماز عشا ( هنگام خواب شب ) .

ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. ثلث مرّت من قبل صلوة الفجر و حين تضعون ثيابكم

2- اصحاب الجنة هنگام صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 21 - 1

1 - صاحبان بوستان يمنى در سپيده صبح ، همديگر را صدا زده و در يك جا اجتماع كردند .

فتنادوا مصبحين

«مصبح» (مفرد «مصبحين») به كسى گويند كه در آغاز طلوع فجر (سپيده صبح) وارد شده باشد.

3- اهميت صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 34 - 2

2 - ظهور سپيده صبح ، از پديده هاى عظيم و با اهميت براى بشر

و الصبح إذا أسفر

4- اهميت نافله صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 13

13- « عن أبى عبدالله ( ع ) انه سئل عن قول الله عزّوجلّ : « و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً » قال : هو الركعتان قبل صلاة الفجر ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً» سؤال شد، حضرت در جواب فرمود: آن دو ركعت (نماز نافله)، قبل از نماز صبح است».

5- اهميت نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 6،10

6- اهميت و جايگاه ويژه نماز صبح نسبت به ساير نمازها

أقم الصلوة . .. و قرءان الفجر إن قرءان الفجر كان مشهودًا

10- لزوم اهتمام به اقامه نماز صبح ، در منظر همگان و همراه با جماعت *

إن قرءان الفجر كان مشهودًا

احتمال دارد كه ذكر صفت «مشهود» براى نماز صبح، نوعى تشويق به اين باشد كه شايسته است انجام آن در معرض شهود و ديد همگان باشد. لازم به ذكر است كه فعل «كان» در آيه براى تثبيت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 39

39- « عن أبى جعفر و أبى عبداللّه عليهما السّلام فى قوله : « واصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغداة والعشىّ » قال : إنّما عنى بها الصلاة ;

از امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) در باره اين سخن خدا: «. .. يدعون ربّهم بالغداة و العشىّ» روايت شده كه فرمود: همانا از تعبيرِ «خواندن خدا در صبح و عصر» نماز، قصد شده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 25 - 6

6 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اقامه نماز در سپيده دم و پسين گاه

و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً

مقصود از ذكر در اين آيه - بنابر نظر مفسران - ممكن است نماز باشد.

6- تسبيح خدا در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 12،15

12- زكريا ( ع ) با اشاره از قوم خويش خواست ، سپيده دم و پسين گاه به تسبيح خداوند بپردازند .

فأوحى إليهم أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

«بكرة» به فاصله بين نماز صبح و طلوع خورشيد گفته مى شود (لسان العرب). «عشيّاً» يا به معناى «ظهر تا غروب» است و

يا «آخر روز» و از برخى اهل لغت معانى ديگرى نيز نقل شده است (لسان العرب).

15- سپيده دم و پسين گاه ، زمان هاى مناسب براى تسبيح خداوند

أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

7- تسبيح خدا قبل از صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح و ستايش پروردگار ، قبل از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن

و سب-ّح بحمد رب-ّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب

8- تسبيح در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 10،13

10 - منزل هاى عظمت يافته به اذن خداوند ، محل تسبيح شبانه روزى مردمان شايسته است .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع . .. يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال

13 - صبح و شب ، موقعيت هاى بسيار مناسب براى تسبيح و تقديس خداوند

يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال

قيد «بالغدوّ و الأصال» براى اين نيست كه تسبيح را به دو وقت صبح و شب مقيد سازد. بنابراين اختصاص به ذكر يافتن اين دو وقت از ميان ديگر وقت ها بيانگر مناسب تر بودن آن دو، براى تسبيح و عبادت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 17 - 3،4

3 - تسبيح و تنزيه خداوند ، در هر صبح و شام ، لازم است .

فسبحن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

برداشت بالا، بنابراين است كه «سبحان» بدل از فعل امر باشد.

4 - صبح گاهان و شام گاهان ، لحظه هايى ويژه و مناسب براى تسبيح و عبادت خدا است .

فسبحن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 42 - 1،3

1 - مؤمنان ، موظف به تسبيح خداوند در هر صبح و شام اند .

يأيّها الذين ءامنوا . .. و سبّحوه بكرة و أصيلاً

3 - صبح گاهان و شام گاهان ، وقت هايى مناسب براى ذكر و تسبيح خداوندند .

اذكروا اللّه . .. و سبّحوه بكرة و أصيلاً

بنابراين كه «بكرة» و «أصيلاً» به همان معناى حقيقى خود به كار رفته باشند، نه معناى كنايه اى، معناى ياد شده فهميده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 2،6

2 - كوه ها ، در هر صبح و شام با داوود ( ع ) به تسبيح خدا مى پرداختند .

إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

6 - شبانگاه و بامداد ، بهترين وقت براى تسبيح پروردگار جهان

يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه تصريح به شبانگاه و بامداد به خاطر خصوصيت ويژه اى باشد كه در آن دو زمان وجود دارد و قهراً اين خصوصيت مى تواند حاكى از برترى و امتياز آن دو وقت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 12،16

12 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر تسبيح همراه با حمد خدا در هر صبح و شام

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

16 - شبان گاهان و بامدادان ، دو وقت مناسب و شايسته براى ذكر خدا و تسبيح و حمد او

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن دو وقت يادشده براى تسبيح و حمد به دست مى آيد.

9- تشبيه به صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 1،2

1 - فاصله ولادت تا قيامت - در ديدگاه اهل محشر - فاصله اى ناچيز و همسان با عصر يك روز و يا وقت چاشت آن

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحها

مراد از «لَبْث» در «لم يلبثوا»، درنگى است كه در دنيا و برزخ رخ مى دهد. اين زمان گرچه زياد باشد، در مقايسه با آنچه انسان پس از حشر با آن مواجه خواهد شد، اندك است. براى «عشيّة» معانى متفاوتى ذكر شده است; از قبيل: «ظهر تا غروب»، «آخر روز» و «ظهر تا صبح فردا» (مصباح). «ضحى»; يعنى، گسترش نور خورشيد و پهناور شدن روز (مفردات راغب). اضافه «ضحى» به «عشيّة»، براى بيان اين نكته است كه مقدار صبح يا عصر از يك روز مراد است.

2 - فاصله قيامت و دنيا - هرچند طولانى باشد - در برابر عظمت حوادث قيامت ناچيز و بسان گذشت نيمروز از عمر دنيا است .

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحيها

مفاد «يرونها» ممكن است در ناچيز ديدن دوران گذشته، دخيل باشد; يعنى، ديدن قيامت و رخدادهاى آن، اين ذهنيت را در انسان ايجاد مى كند كه فاصله طولانى دنيا و برزخ، در نظر او اندك آيد.

10- تشريع نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 4،5

4- دستور نماز مغرب ، عشا و صبح ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و من الّيل فسبّحه و إدبر النجوم

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «من الّيل»، نظر به نماز مغرب و عشا و «إدبار النجوم» نظر به نماز صبح داشته باشد، چه اين كه «حين تقوم» در آيه شريفه قبل مى تواند نظر به نماز نيمروز داشته باشد. بر اين اساس نمازهاى پنجگانه در اين دو آيه، مورد اشاره قرار گرفته است.

5 - « عن زراره ، عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له . . . « و إدبار النجوم » قال : ركعتان قبل الصبح . . . ;

از زراره روايت شده كه گفت: به امام باقر(ع) عرض كردم: . ..[مراد از تسبيح در] «إدبار النجوم» چيست؟ فرمود: مراد دو ركعت نماز قبل از صبح است».

11- تظاهر به نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 10

10- لزوم اهتمام به اقامه نماز صبح ، در منظر همگان و همراه با جماعت *

إن قرءان الفجر كان مشهودًا

احتمال دارد كه ذكر صفت «مشهود» براى نماز صبح، نوعى تشويق به اين باشد كه شايسته است انجام آن در معرض شهود و ديد همگان باشد. لازم به ذكر است كه فعل «كان» در آيه براى تثبيت است.

12- چراى چهارپايان در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 6 - 1،3

1- بردن دام ها در صبحگاهان به چرا و باز گرداندن آنان در پايان روز ، داراى منظره اى زيبا و بهجت انگيز

و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون

3- زيبايى و جمال دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) در شبانگاه به هنگام بازگشت از چراگاه ، بيشتر از صبحگاهان به هنگام رفتن به آن جاست .

و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون

روشن است كه حيوانات، صبحگاهان خارج مى شوند و شامگاهان برمى گردند و ترتيب ذكرى معمولاً مناسب با ترتيب خارجى است; ولى در اين جا ترتيب ذكرى برخلاف ترتيب خارجى است و شايد نكته اش همان برداشت فوق باشد; خصوصاً كه كلمه «حين» تكرار شده و آهنگ لفظ «تريحون» و «تسرحون» با آيات قبل و بعد سازگار است.

13- حمد در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 12،16

12 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر تسبيح همراه با حمد خدا در هر صبح و شام

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

16 - شبان گاهان و بامدادان ، دو وقت مناسب و شايسته براى ذكر خدا و تسبيح و حمد او

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن دو وقت يادشده براى تسبيح و حمد به دست مى آيد.

14- خضوع سايه در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 15 - 7

7- خضوع سايه ها در برابر خدا و فرمانبرى آنها به هنگام صبح و عصر ، نمود بيشتر و روشن ترى دارد .

و ظللهم بالغدو و الأصال

«غدو» (جمع غداة) به معناى صبحگاهها و «آصال» (جمع اصيل) به معناى عصرهاست. سجده سايه ها كه به معناى پيروى آنها از قوانين الهى در تكوين است، در همه زمانهاست نه خصوص صبح و يا عصر. از اين رو به نظر مى رسد آوردن آن دو قيد به خاطر وضوح و روشنى اين دو هنگام براى فرمانبرى سايه هااز قوانين الهى است.

15- دعا در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 7،8،11،29

7- گروهى از مؤمنان عصر بعثت ، با وجود محروميّت هاى مادّى ، همواره و در صبح و پسين ، بر دعا و نيايش خود به درگاه خداوند مراقبت داشتند .

الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ

«غداة» - براساس يكى از معانى ذكر شده در «قاموس» - به فاصله زمانى بين نماز صبح و طلوع خورشيد گفته مى شود و «عشىّ» را، برخى، «ميان ظهر تا غروب» و برخى، «فاصله ظهر تا صبح فردا» معنى كرده اند. ( ر.ك: المصباح المنير).

8- سپيده دم و پسين ، فرصت هايى مناسب براى دعا به درگاه خداوند است .

بالغدوة و العشىّ

مراد از «غداة و عشىّ» ممكن است دو زمان مخصوص باشد و احتمال مى رود تمام ساعات شبانه روز مورد نظر باشد. برداشت بالا، ناظر به نخستين معنا است.

11- خو گرفتن به دعا و نيايش در صبح و پسين ، مايه ارجمندى نزد خداوند و شايستگى براى همنشينى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ

فعل «يدعون» مضارع و براى استمرار است.

29- دعاى خالصانه در سپيده دم و پسين ، نشانه حضور ياد خدا در قلب انسان است .

الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا

16- ذكر خدا در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 9

9 - قبل از طلوع و غروب خورشيد ، لحظه هايى مناسب براى ياد خدا *

و سب-ّح بحمد رب-ّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب

17- ذكر در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 205 - 5،8

5 - انسان ها بايد در دل و جان به ياد خدا بوده و در هر صبح و عصر لب به ذكر او گشايند .

و اذكر ربك . .. بالغدو و الاصال

«غدوة» (مفرد غدو) به معناى صبح (زمان طلوع فجر تا طلوع خورشيد) است. «آصال» جمع و يا جمع الجمع «اصيل» است و اصيل به زمان ميان عصر تا مغرب گفته مى شود. قابل ذكر است كه «ال» در «الغدو» و «الأصال» براى استغراق است و افاده عموم مى كند ; يعنى هر صبح و عصر.

8 - ياد كردن خدا در هر صبح و عصر ، انسان را از زمره غافلان بيرون مى كند .

و اذكر ربك . .. بالغدو و الاصال و لاتكن من الغفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 42 - 3

3 - صبح گاهان و شام گاهان ، وقت هايى مناسب براى ذكر و تسبيح خداوندند .

اذكروا اللّه . .. و سبّحوه بكرة و أصيلاً

بنابراين كه «بكرة» و «أصيلاً» به همان معناى حقيقى خود به كار رفته باشند، نه معناى كنايه اى، معناى ياد شده فهميده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 16

16 - شبان گاهان و بامدادان ، دو وقت مناسب و شايسته براى ذكر خدا و تسبيح و حمد او

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن دو وقت يادشده براى تسبيح و حمد به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 25 - 1،5

1 - ذكر نام پروردگار و ياد او در سپيده دم و پسين گاه ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً

«بكرة»، هم به فاصله ميان نماز صبح و طلوع خورشيد گفته مى شود (لسان العرب) و هم به آغاز روز (مفردات راغب). «اصيلاً» به فاصله ميان عصر و مغرب گفته مى شود (صحاح اللغة) و نيز به معناى آخر روز آمده است (العين). «ذكر» هم دو نوع است: ذكر با قلب و ذكر با زبان. (مفردات راغب)

5 - سپيده دم و پسين گاه ، از اوقات مناسب براى ذكر و ياد خداوند

و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً

أصيلاً

18- زيبايى صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 18 - 3

3 - هنگام دميدن صبح ، لحظه اى جالب و رضايت بخش

و الصبح إذا تنفّس

سوگند خداوند، حاكى از عظمت چيزى است كه به آن ياد مى شود. عظمت صبحدم در رابطه با انسان ها، فرحناك و به كام بودن آن است.

19- سوگند به صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 34 - 1

1 - سوگند خداوند به سپيده صبح

و الصبح إذا أسفر

عبارت «سفر الصبح» و يا «أسفر الصبح»، به معناى «أضاء» (روشن شد) و «أشرق» (درخشيد) است. (قاموس المحيط)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 18 - 1،2

1 - سوگند خداوند به بامداد ; زمانى كه سپيده صبح در آسمان گسترده مى شود .

و الصبح إذا تنفّس

«تنفّس روز» به معناى توسّع و گسترده شدن آن است. (مفردات راغب)

2 - سوگند خداوند به سپيده دم ; زمانى كه نفس تازه كند .

و الصبح إذا تنفّس

از معانى «تنفّس» وارد ساختن نفس به درون و خارج ساختن آن است (مصباح). نفس تازه كردن صبح، كنايه از رفع موانع نور خورشيد است; به گونه اى كه گويا روز از حبس شب رها شده و در هواى آزاد نفس مى كشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 19 - 5

5 - خداوند ، در تأكيد بر مأموريت جبرئيل در ابلاغ قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به ستارگان و شب و سپيده دم سوگند ياد كرده است .

فلاأُقسم بالخنّس . .. و الّيل ... و الصبح ... إنّه لقول رسول كريم

20- صبح در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 62 - 7

7- در زندگى بهشتيان ، تنوع زمان ( بامداد و پسين ) وجود دارد .

لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا

21- طلوع صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 1،5

1 - خداوند شكافنده صبح از دل تيره شب است.

فالق الإصباح

5 - شكافته شدن صبح، آرامش شب و نظم و حساب خورشيد و ماه، بر اساس برنامه ريزى خداوند عزيز و داناست.

فالق الإصباح . .. ذلك تقدير العزيز العليم

22- عبادت در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 3

3- زكريا ( ع ) ، در مدت سكوت سه روزه ، دخول وقت عبادت را در صبح و عصر ، با اشاره به مردم اعلام مى كرد .

فخرج على قومه من المحراب فأوحى إليهم أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

احتمال مى رود جمله «فخرج . ..» در باره خروج زكريا(ع) در مدت سه روز باشد. در اين صورت، «بكرة و عشيّاً» ظرف براى فعل هاى «خرج» و «أوحى» خواهد بود و مفاد آيه چنين مى شود: چون زكريا(ع) وظيفه اعلام دخول وقت عبادت را برعهده داشت، در صبح و عصر آن سه روز كه نمى توانست با مردم سخن بگويد، دستور «سبّحوا» را با اشاره به آنان تفهيم مى كرد.

23- عذاب در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 23،28

23- صبحگاهِ ورود فرشتگان به ديار قوم لوط ، زمان مقرر شده براى نزول عذاب بر آن قوم

إن موعدهم الصبح

«ال» در «الصبح» جانشين مضاف اليه است. بنابراين «إن موعدهم الصبح»; يعنى: پگاه امشب ، زمان عذاب موعود قوم لوط مى باشد.

28- « عن أبى بصير و غيره عن أحدهما عليهما السلام : . . . لما قال جبرئيل : « إنا رسل ربك » قال له لوط : يا جبرئيل عجّل ، قال : نعم ، قال : يا جبرئيل عجّل ، قال : « إن موعدهم الصبح أليس الصبح بقريب » . . . فأدخل جناحه تحتها حتّى إذا استعلت قلّبها عليهم و رمى جدران المدينة بحجار من سجّيل و سمعت إمرأة لوط الهَدّة فهلكت منها ;

ابوبصير و غير او از امام باقر يا امام صادق -عليهما السلام- روايت كرده اند كه فرمود: هنگامى كه جبرئيل به لوط گفت: ما فرشتگان، فرستادگان پروردگار تو هستيم، لوط به او گفت: عجله كن، جبرئيل گفت: باشد. لوط گفت: عجله كن، جبرئيل گفت: «موعد هلاكت آنها صبح است، آيا صبح نزديك نيست؟»... پس بال خود را به زير زمين آن ديار فرو برد، آن گاه كه آن آبادى بالا رفت آن را به روى آنان واژگون كرد و ديوارهاى شهر را با سجيل (سنگ گِل) سنگباران كرد. همسر لوط صداى شديد فرو ريختن ديوارها را شنيد و از آن صدا به هلاكت رسيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 66 - 4

4- عذاب و هلاكت قوم لوط ، در صبحگاهان تحقق پذيرفت .

أن دابر هؤلاء مقطوع مصبحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 73 - 1

1- قوم لوط ، در پى اصرار بر تداوم انحراف جنسى خود ، صبحگاهان گرفتار صدايى وحشتناك و غرش سهمگين شدند .

قال هؤلاء بناتى . .. فأخذتهم الصيحة مشرقين

«صيحة» به معناى صدا بلند كردن و فرياد است و چون اين صدا همراه با فزع و ترس است، از اين رو به صداى وحشتناك و غرش سهمگين تعبير شده است. «شرق» (مصدر مشرقين) به معناى طلوع خورشيد است. وزن فاعلى آن به معناى آنان داخل صبح شدند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 83 - 1

1- اصحاب حجر ( قوم ثمود ) پس از تكذيب رسولان و اعراض از معجزات و آيات الهى ، صبحگاهان گرفتار صداى وحشتناك و غرش سهمگين شدند .

و لقد كذّب أصحب الحجر المرسلين . و ءاتينهم ءايتنا ... معرضين ... فأخذتهم الصي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 38 - 1،2

1 - نزول عذاب بر قوم لوط ، در صبحگاهان

و لقد صبّحهم بكرة عذاب مستقرّ

2 - وزش طوفان شن بر قوم لوط ، در نخستين ساعات روز

إنّا أرسلنا عليهم حاصبًا . .. و لقد صبّحهم بكرة عذاب

24- عظمت صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 34 - 2

2 - ظهور سپيده صبح ، از پديده هاى عظيم و با اهميت براى بشر

و الصبح إذا أسفر

25- غار اصحاب كهف هنگام صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 17 - 1

1- غار اصحاب كهف ، به گونه اى بود كه خورشيد ، صبح گاهان به سمت راست آن و عصر ، به جانب چپ آن مى تابيد .

و ترى الشمس إذا طلعت تزور عن كهفهم ذات اليمين و إذا غربت تقرضهم ذات الشمال

«تزاوُر» به معناى منحرف شدن و مايل گشتن است (لسان العرب). بنابراين، مفاد عبارت «إذا طلعت تزاور عن كهفهم ...» اين است كه خورشيد، به هنگام طلوع، به جانب راست غار متمايل مى گشت. «قرض» به معناى بريدن و قطع كردن است، از اين رو، جمله «و إذا غربت تقرضهم ذات الشمال» يعنى، خورشيد، به هنگام غروب، در جانب چپ از آنان درمى گذشت.

26- فضيلت نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 27

27 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله : « و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها » قال : « قبل طلوع الشمس » صلاة الصبح « و قبل غروبها » صلاة العصر ;

از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در باره قول خدا: «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» فرمود: قبل طلوع الشمس» [وقت] نماز صبح است و «قبل غروبها» [وقت] نماز عصر است».

27- گواهان نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 15

15- « عن إسحاق بن عمار قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) : أخبرنى بأفضل المواقيت فى صلاة الفجر ؟ فقال : مع طلوع الفجر ان الله عزّوجلّ يقول : « و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً » يعنى صلاة الفجر تشهده ملائكة الليل و ملائكة النهار فإذا صلّى العبد الصبح مع طلوع الفجر ثبتت له مرّتين اثبت ها ملائكة الليل و ملائكة النهار ;

اسحاق بن عمار گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: مرا از با فضيلت ترين اوقات نماز صبح خبر ده، حضرت فرمود: نمازى است كه همگام با طلوع فجر باشد. همانا خداوند - عزّوجلّ - مى فرمايد:« و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً» مقصود نماز طلوع فجر است كه فرشتگان مأمور شب و فرشتگان مأمور روز همگى با هم در آن هنگام حضور دارند و بر آن شهادت مى دهند. پس زمانى كه بنده نماز صبح را همگام با طلوع فجر به جا مى آورد، نماز صبح او دو بار ثبت مى شود: يك بار [توسط] فرشتگان مأمور شب و بار ديگر [به وسيله ]فرشتگان مأمور روز».

28- مناجات در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 5،9

5 - حضور مؤمنانى در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه هر بامداد و شامگاه به درگاه خداوند نيايش خالصانه داشتند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

9 - بامدادان و شامگاهان، فرصتهايى مناسب براى نيايش و دعاست.

يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ

29- نظارت بر نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 9

9- نماز صبح در اول فجر ، مورد شهود و نظاره اى ويژه

إن قرءان الفجر كان مشهودًا

چنان كه از روايات استفاده مى شود «شهود ويژه» عبارت است از شهود ملائكه شب و ملائكه روز كه هر دوى آنان، شاهد نماز صبح نمازگزارند.

30- نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 10

10 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و سب-ّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب » قال : قبل طلوع الشمس صلاة

الصبح ، و قبل الغروب صلاة العصر ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس. ..» روايت شده است كه فرمود: [مراد از تسبيح] قبل از طلوع خورشيد «نماز صبح» و [مراد از تسبيح] قبل از غروب «نماز عصر» است».

31- نماز صبح با جماعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 10

10- لزوم اهتمام به اقامه نماز صبح ، در منظر همگان و همراه با جماعت *

إن قرءان الفجر كان مشهودًا

احتمال دارد كه ذكر صفت «مشهود» براى نماز صبح، نوعى تشويق به اين باشد كه شايسته است انجام آن در معرض شهود و ديد همگان باشد. لازم به ذكر است كه فعل «كان» در آيه براى تثبيت است.

32- وقت فضيلت نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 8،15

8- مطلوبيت و فضيلت اقامه نماز صبح در اول وقت ( طلوع فجر )

و قرءان الفجر

با اينكه وقت نماز صبح نيز موسع است و از طلوع فجر تا طلوع آفتاب مجال دارد، اضافه شدن نماز به «فجر» اهميت و فضيلت اول وقت را مى رساند.

15- « عن إسحاق بن عمار قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) : أخبرنى بأفضل المواقيت فى صلاة الفجر ؟ فقال : مع طلوع الفجر ان الله عزّوجلّ يقول : « و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً » يعنى صلاة الفجر تشهده ملائكة الليل و ملائكة النهار فإذا صلّى العبد الصبح مع طلوع الفجر ثبتت له مرّتين اثبت ها ملائكة الليل و ملائكة النهار ;

اسحاق بن عمار گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: مرا از با فضيلت ترين اوقات نماز صبح خبر ده، حضرت فرمود: نمازى است كه همگام با طلوع فجر باشد. همانا خداوند - عزّوجلّ - مى فرمايد:« و قرآن الفجر إن قرآن الفجر كان مشهوداً» مقصود نماز طلوع فجر است كه فرشتگان مأمور شب و فرشتگان مأمور روز همگى با هم در آن هنگام حضور دارند و بر آن شهادت مى دهند. پس زمانى كه بنده نماز صبح را همگام با طلوع فجر به جا مى آورد، نماز صبح او دو بار ثبت مى شود: يك بار [توسط] فرشتگان مأمور شب و بار ديگر [به وسيله ]فرشتگان مأمور روز».

33- وقت نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 37

37 - « عن على بن مهزيار قال : كتب ابوالحسن بن الحصين إلى أبى جعفر الثانى ( ع ) معى جعلت فداك ، قد اختلفت

موالوك فى صلاة الفجر فمنهم من يصلى إذا طلع الفجر الأول المستطيل فى السماء و منهم من يصلى إذا اعترض فى أسفل الأفق و استبان . . . فكتب ( ع ) بخطه و قرأته : الفجر - يرحمك اللّه - هو الخيط الأبيض المتعرض ليس هو الأبيض صعداً . . . فقال : كلوا واشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر . . . ;

على بن مهزيار مى گويد: ابوالحسن بن حصين در نامه اى كه توسط من به امام جواد(ع) فرستاد، نوشت: فدايت شوم، دوستان و شيعيان شما در وقت نماز صبح اختلاف دارند; گروهى از آنان، وقتى سپيده اول (فجر كاذب) كه در آسمان كشيده مى شود طلوع نمود، نماز صبح مى خوانند و بعضى نيز وقتى سپيده در پايين افق پخش و آشكار شد نماز مى خوانند. امام (ع) با خط خود نوشت و من آن را خواندم كه فجر همان نوار سفيدى است كه در عرض افق ظاهر مى شود و آن سفيدى كه به طرف بالا مى رود نيست; خداوند فرموده: كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 114 - 2،14

2- دو طرف روز ( صبح و عصر يا صبح و مغرب ) و اوايل شب ، از اوقات مقرر شده براى نماز است .

و أقم الصلوة طرفى النهار و زلفًا من الّيل

«طرف» به معناى جانب و ناحيه است. دو جانب روز منطبق است بر صبح و عصر و يا صبح و مغرب. «زُلَف» (جمع زلفة) به معناى ساعات اوليه شب است كه وقت نماز مغرب و عشا مى باشد.

14- « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى حديث ] : . . . و قال تبارك و تعالى : . . . « أقم الصلاة طرفى النهار » و طرفاه صلاة المغرب و الغداة . « و زلفاً من الليل » فهى صلاة العشاء الأخرة . . . ;

از امام باقر(ع) ضمن حديثى روايت شده است: . .. خداوند تبارك و تعالى فرمود: «أقم الصلاة طرفى النهار» دو طرف آن، نماز مغرب و صبح است. [و فرمود ]«زلفاً من الليل» آن نماز عشاء است...».

34- هجوم در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 3 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به اسبان مجاهدان كه هنگام صبحدم بر دشمنان تاخته و آنان را غافلگير كرده اند .

فالمغيرت صبحًا

«اغارة» (مصدر «مغيرات»)، به معناى تاختن سريع اسب براى غارت كردن يا غير آن است (قاموس). «صبحاً» ظرف و تاختن در صبحگاه، كنايه از غافلگير كردن دشمن است.

2 - هجوم غافلگيرانه بر دشمن در صبحگاه ، پس از حركت سريع سپاهيان در شب ، شيوه اى كارساز در جهاد

فالمغيرت صبحًا

35- هلاكت در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 67 - 9

9- كفرپيشگان قوم ثمود ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاه به هلاكت رسيدند . *

فأصبحوا فى ديرهم جثمين

چنان چه «أصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصباح» باشد دلالت مى كند كه هلاكت آنان ، در صبحدم بوده است. در نتيجه صيحه و غرش - به قرينه فاء در «فأصبحوا» - پيش از صبح; يعنى در شب بر قوم ثمود نازل شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 13

13- كفرپيشگان قوم شعيب ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاهش به هلاكت رسيدند .

فأصبحوا فى ديرهم جثمين

«أصبحوا» مى تواند به معناى «دخلوا فى الصباح» (به صبح وارد شدند) باشد و نيز مى تواند به معناى «صاروا» (شدند و گشتند) باشد. بر اساس معناى نخست، جمله «فأصبحوا» دلالت مى كند كه هلاكت قوم شعيب در آغاز صبحدم بوده است و صيحه و غرش - به قرينه «فاء» در «فأصبحوا» - پيش از صبح; يعنى، در شب تحقق يافته است.

صبحگاهان

36- سوگند به صبحگاهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 1 - 1،2

1 - سوگند خداوند ، به چاشت گاه و به گسترش نور خورشيد در آن زمان

و الضحى

«ضحى» در معانى گسترش نور خورشيد و «پهناور شدن روز» (مفردات راغب) و «اندكى پس از بالا آمدن روز» (قاموس) به كار مى رود.

2 - وقت چاشت و زمان پرتو افشانى خورشيد ، داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و الضحى

37- عظمت صبحگاهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 1 - 2

2 - وقت چاشت و زمان پرتو افشانى خورشيد ، داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و الضحى

38- مدبر صبحگاهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 1 - 3،5

3 - خداوند ، تدبيركننده صبحدم و صاحب اختيار طلوع فجر است .

بربّ الفلق

«فلق»، به معناى صبح يا فجر است (قاموس). تناسب اين كلمه با معناى «فَلْق» (شكافتن)، از اين جهت است كه طلوع فجر، تاريكى را مى شكافد.

5 - توصيف خداوند به « تدبيركننده صبحدم » ، از آداب استعاذه به خداوند

قل أعوذ بربّ الفلق

10- صبر

1- صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 4

4 - دعوت و تشويق اهل ايمان به پيشه ساختن صبر و تقوا ، در رويارويى با دشمن

ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 12،15

12 - خداوند دوستدار پايمردان در جنگ و شكيبايان در برابر هجوم حوادث آن

فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللّه . .. و اللّه يحبّ الصّابرين

15 - ناشكيبايى در برابر هجوم حوادث ، از عوامل عمده شكست مردم در عرصه هاى زندگى

و كايّن من نبىّ قاتل . .. فما وهنوا ... و اللّه يحبّ الصّابرين

2- آثار بى صبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 8

8 - ناشكيبايى در برابر دشمن ، زمينه خفيف و خوار شدن است . *

فاصبر . .. و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

احتمال دارد مراد از «إستخفاف» خفيف كردن و موهون كردن باشد، چنان چه در لسان العرب آمده است: «واستخفّه: طَلَبَ خِفَّتَه». ذكر «و لايستخفّنّك» پس از دستور به صبر، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه عدم صبر، خفت مى آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 19 - 4

4 - زر اندوزى و انباشتن ثروت ، برخاسته از روح ناشكيبايى و آزمندى انسان

و جمع فأوعى . إنّ الإنسن خلق هلوعًا

جمله «إنّ االإنسان. ..»، مى تواند در مقام تعليل براى جمله قبلى (و جمع فأوعى) باشد. برداشت ياد شده، براساس اين نكته

است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 20 - 3

3 - بى صبرى و ناشكيبايى در برابر شرور و بدى ها ، نشانه وجود خصلت حرص و آزمندى در انسان است .

إنّ الإنسن خلق هلوعًا . إذا مسّه الشرّ جزوعًا

برداشت ياد شده، از آن جا است كه عبارت «إذا مسّه الشرّ جزوعاً»، مى تواند توضيح صفت «هلوع» و نيز بيان نشانه هاى آن باشد; زيرا حريص، فزون طلب است و چون شرور، مانع نيل به اين خواسته است، قهراً در برابر آن ناشكيبا خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 10

10 - ضعف روح صبر و شكيبايى ، از موجبات عدول از مواضع دينى و تسليم و سازش در برابر خواسته هاى گناه پيشگان و بيگانگان كافر

فاصبر لحكم ربّك و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

از توصيف شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى در امر رسالت - پيش از دريافت هشدار نسبت به اطاعت از گروه هاى گناه كار و ناسپاس - مطلب ياد شده به دست مى آيد.

3- آثار ترك تبليغ صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 4

4 - كفرورزى ، ترك عمل صالح و بى اعتنايى به ترويج حق و صبر ، زيان كارى است .

لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

4- آثار ترك صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 13

13 - بى صبرى در برابر مشكلات ، سستى در مقابل دشمنان و حفاظت نكردن از مرز هاى كشور اسلامى ، بى تقوايى است .

اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه

5- آثار صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 45 - 3،4،5

3 - پيشه ساختن صبر و اقامه نماز ، طريق هاى موفقيت و پيروزى بر مشكلات و ناملايمات

و استعينوا بالصبر و الصلوة

4 - صبر و نماز وسايلى كارساز براى موفقيت در انجام دستور هاى خدا ( ايمان به قرآن ، وفا به عهد هاى الهى و . . . )

أوفوا بعهدى . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة

با توجه به آيه هاى قبل مى توان گفت: متعلق «استعينوا» فرامينى است كه در آن آيه ها بيان شد; يعنى: واستعينوا على ما امرتكم به و نهيتكم عنه بالصبر و الصلاة.

5 - صبر و نماز عوامل كارآمد براى موفق شدن در پرهيز از محرمات الهى ( كفر به قرآن ، دين فروشى ، كتمان حق و . . . )

و لاتكونوا أول كافر به . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 153 - 3،4،6،7

3 - پيشه ساختن صبر و اقامه نماز ، دو طريق كارساز براى موفقيت و پيروزى بر مشكلات و ناملايمات راه ايمان

يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة

4 - صبر و نماز ، عامل جلب حمايت هاى الهى است .

يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة

6 - صبر و نماز ، مددكار مؤمنان براى به ياد خدا بودن و زدودن غفلت ايشان از ياد خداوند است . *

فاذكرونى أذكركم . .. يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة

برداشت فوق و نيز برداشت بعدى، بيانگر وجه ارتباط ميان آيه مورد بحث و آيه پيشين است; يعنى، آيه مورد بحث در حقيقت رهنمودى است براى اينكه، چگونه مى توان غفلت از ياد خدا را، از دلها زدود و روحيه سپاسگزارى در برابر خداوند را، در قلبها گنجانيد.

7 - صبر و نماز دو عامل كارساز براى ايجاد روحيه سپاسگزارى به درگاه خدا و دورى از كفرورزى به او *

و اشكروا لى و لاتكفرون. يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 6

6 - پيشه ساختن صبر و برپايى نماز ، دو وسيله كارساز براى تحمل ترس ها ، گرسنگى ها ، زيان هاى مالى و جانى و كمبود هاى به وجود آمده براى سالكان راه ايمان

يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر والصلوة . .. و لنبلونكم بشىء من الخوف ... و ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 31

31 - پيكارگران صابر و استوار ، از سوى خداوند مأذون به پيروزى و غلبه بر دشمنانند . *

كم من فئة . .. باذن اللّه و اللّه مع الصّابرين

جمله «واللّه مع الصّابرين» مى تواند بيانى باشد براى «باذن اللّه»; يعنى شكيبايان در نبرد، عامل جلب اذن الهى براى پيروزى و غلبه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 1

1 - صبر ، ثبات قدم و نصرت الهى ، از عوامل پيروزى بر دشمنان

قالوا ربّنا افرغ علينا صبراً . .. فهزموهم باذن اللّه

فاء تفريع در «فهزموهم» بيانگر اين است كه پيروزى اهل ايمان و هزيمت جالوتيان، نتيجه مطالب گذشته (صبر، ثبات قدم و . .. ) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 120 - 6،8

6 - صبر و تقواى اهل ايمان ، موجب ايمن شدن آنان در برابر توطئه ها و دسيسه دشمنان

و ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم شيئاً

8 - صبر و پايدارى در برابر ناگوارى هاى ناشى از قطع رابطه دوستى با دشمنان دين ، عامل مصون ماندن جامعه ايمانى از كيد و خيانت آنان

لا تتخذوا بطانة من دونكم . .. و ان تصبروا و تتقوا لايضرّكم كيدهم شيئاً

در برداشت فوق، متعلق «تتقوا» به قرينه صدر آيه، پرهيز از دوستى با دشمنان گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 2،3،13

2 - صبر و تقواى مؤمنان ، دو عامل اساسى فرود آمدن فرشتگان امدادگر ، به هنگام يورش شتابان دشمن

ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربّكم

3 - در هنگام ضرورت ( همانند يورش شتابان دشمنان دين ) ، صبر و تقوا ، تضمين كننده نزول فرشتگان براى امداد مؤمنان

ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربّكم بخسمة الاف

13 - مشكلات و اضطرار ، زمينه امداد هاى ويژه غيبى براى مؤمنان صابر و تقواپيشه

ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربّكم

جمله «و يأتوكم من فورهم هذا»، مى تواند اشاره به موارد اضطرار باشد و شرطى براى امداد خداوند به وسيله فرشتگانى كه به نفع مسلمانان به پيكار برخيزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 145 - 12

12 - جهاد و مقاومت در جنگ ، موجب برخوردارى از پاداش دنيوى و اخروى

و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين . .. و من يرد ثواب الدّنيا

با توجّه به آيات قبل، از مصاديق مورد نظر براى اعمال خير، جهاد و مبارزه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 14

14 - جهاد ، صبر ، دعا ، استغفار و بينش خدامحورى ، از عوامل جلب محبّت الهى

قاتل معه . .. و اللّه يحبّ الصّابرين ... ربّنا اغفر لنا ... و انصرنا ... و اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 13

13 - دستيابى به صفت توكّل و اعتماد كامل به كفايت خداوند ، در گرو اطاعت از خدا و رسول ، پيشه ساختن صبر و تقوا و نيكوكارى است .

الّذين استجابوا للّه . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا ... و قالوا حسبنا اللّه و

به نظر مى رسد صفات ياد شده در آيه قبل، رهنمودى باشد براى رسيدن آدمى به مقامى كه خداوند را وكيل خود دانسته و به كفايت او مطمئن گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 174 - 14

14 - ايمان به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اطاعت از آنان ، صبر و جهاد ، تقوا و احسان و توكّل ، موجب رضايت كامل الهى و برخوردارى از فضل بزرگ وى

المؤمنين. الّذين استجابوا ... و اتّبعوا رضوان اللّه و اللّه ذو فضل عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 20،22

20 - صبر توأم با تقوا ، شرط موفقيّت در آزمايش هاى الهى

لتبلونّ . .. و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور

22 - صبر توأم با تقوا ، دژ مستحكم مؤمنان در برابر آزار هاى دشمنان

و لتسمعنّ . .. و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور

در برداشت فوق، «عزم» به معناى محكم گرفته شده، چنانچه مجمع البيان نقل كرده است كه: قيل من محكم الامور.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 6،10،11،18

6 - صبر در برابر مشكلات ، زمينه ساز پايدارى در برابر دشمن *

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

تقدّم ذكرى «اصبروا» بر «صابروا»، مى تواند حاكى از اين معنا باشد كه تا در برابر مشكلات فردى صبور نباشيد، نمى توانيد در مقابل دشمنان دين مقاومت كنيد.

10 - صبر و شكيبايى ، زمينه اى براى استحكام پيوند هاى اجتماعى

اصبروا و صابروا و رابطوا

بيان لزوم ارتباط و هماهنگى افراد با يكديگر، پس از طرح ضرورت صبر و شكيبايى، مى تواند اشاره به نفس صبر در ايجاد ارتباط و پيوند بين افراد جامعه ايمانى داشته باشد.

11 - حفاظت از مرز هاى كشور اسلامى ، در گرو صبر و شكيبايى مسلمانان

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا

بر اين مبنا كه «رابطوا»، به معناى لزوم مرزبانى باشد، تقدّم صبر بر آن حكايت از نقش صبر در حفاظت از مرزها دارد.

18 - صبر در برابر مشكلات ، مقاومت در برابر دشمن ، حفاظت از مرز هاى جامعه اسلامى و تقواپيشگى ، زمينه پيروزى و سعادت

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا لعلّكم تفلحون

«فلاح»، به معناى نيل به نجات و پيروزى است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 6،7،10،12،16

6 - پيروزى، پايانى شيرين براى صبر انبيا در برابر تكذيب و آزار مخالفان بود.

فصبروا على ما كذبوا و أوذوا حتى أتهم نصرنا

7 - نويد خداوند به يارى پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در صورت پايدارى و مقاومت

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

10 - نويد الهى به نصرت مؤمنان در سايه صبر و مقاومت

و لقد كذبت . .. فصبروا على ما كذبوا و أوذوا حتى أتهم نصرنا

12 - تحقق اهداف و رسالت انبيا و پيمودن راه حق، مستلزم تحمل مشكلات است.

قد نعلم إنه ليحزنك الذى يقولون . .. لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا ... حتى أتهم نصر

16 - پيروزى در سايه صبر و مقاومت، سنت تغييرناپذير خداوند است.

فصبروا على ما كذبوا و أذوا حتى أتهم نصرنا و لا مبدل لكلمت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 4

4 - صبر در راه ايمان ، مقدمه پيروزى و مايه فرارسيدن فرج از جانب خداوند

فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 8

8 - حاكميت مؤمنان بر زمين در گرو استعانت آنان از خدا و صبر ايشان در طريق ايمان است .

استعينوا باللّه و اصبروا إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده

چون موسى(ع) پيش از بشارت به نابودى فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل مردمش را به استعانت جستن از خدا و صبر فراخوانده است، معلوم مى شود اين دو فضيلت از شرايط تحقق آن وعده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 12،13

12 - صبر و مقاومت بنى اسرائيل زمان موسى در برابر ستمگرى هاى فرعون ، موجب تحقق وعده الهى بر پيروزى آنان و نابودى دشمنانشان

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

حرف «باء» در «بما صبروا» سببيه است و «ما»، مصدريه. يعنى: «تمت ... بسبب صبرهم».

13 - صبر و مقاومت مستضعفان شرط تحقق امداد هاى الهى براى پيروزى آنان است .

تمت كلمت ربك . .. بما صبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 6،7

6- انجام كار هاى شايسته و پيشه ساختن صبر ، آدمى را از روحيه اى مقاوم بهره مند خواهد ساخت و از تزلزل روحى و روانى نجات خواهد داد .

إنّه ليئوس كفور . .. إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

آيه نهم و دهم ، بيانگر اين بود كه: انسانها تحت تأثير كمترين رفاه و محنت متزلزل شده و خود باخته مى شوند و آيه مورد بحث ، صابرانى را كه اعمال شايسته انجام مى دهند ، از اين خصلت استثنا كرده است.

7- موفقيت در آزمون هاى الهى ، در گرو صبرپيشگى و انجام كار هاى شايسته است .

ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً . .. لئن أذقنا الإنسن ... إلاّ الذين صبروا و عملوا ال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 12

12- صبر و تقوا ، دو شرط اساسى براى پيروزى نهايى بر كافران و نايل شدن به فرجامى نيكوست .

فاصبر إن العقبة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 13

13- تقواپيشگى و صبورى موجب بهره مند شدن از پاداش هاى الهى است .

إنه من يتق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جواب شرط (من يتّق . ..) محذوف است و جمله «فإن الله ...» جانشين و گوياى آن محذوف است ; يعنى: من يتق و يصبر فهو من المحسنين و لايضيع الله أجره لأن الله لايضيع أجر المحسنين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 15

15- صبر پيشه كردن در برابر مشكلات و بلايا و شكرگزارى در مقابل نعمت هاى الهى ، مايه رشد معرفت آدمى و درك بهتر آيات و نشانه هاى خدا

إن فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 13 - 12

12- توكل به خداوند و صبر پيشه كردن در برابر آزار و اذيت كافران ، زمينه ساز برخوردارى از حمايت الهى

و على الله فليتوكل المؤمنون . .. و لنصبرنّ على ما ءاذيتمونا ... فأوحى إليهم ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 3

3- صبرپيشگى و توكل بر خداوند ، از جمله شرايط و عوامل سعادت دنيوى و اخروى مهاجران راه خدا

و الذين هاجروا فى الله . .. لنبوّئنّهم فى الدنيا ... و لأجر الأخرة أكبر ... الذي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 7،8،9

7- گذشتن از ماديات به اميد رسيدن به پاداش هاى جاودان الهى ، نيازمند صبر و شكيبايى است .

ما عندكم ينفد و ما عند الله باق و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملو

تذكر به فناپذيرى ماديات و جاودانگى معنويات و سپس مطرح ساختن صبر و شكيبايى، مى رساند كه گذشتن از ماديات و دل بستن به نعمتهاى اخروى، نيازمند صبر است.

8- عمل همراه با سختى ، مرارت ، صبر و مقاومت ، داراى ارزش برتر

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

9- صبر و مقاومت ، داراى نقش اساسى در سعادت انسان و نيل به مقام والا در پيشگاه الهى

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

ذكر صفت صبر و مقاومت به صورت اختصاصى از ميان ديگر اوصاف خوب و ارزشمند مؤمنان، جهت پاداش و نيل به مقام معنوى، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 11،15،16

11- هجرت ، جهاد و صبر ، موجب جلب بخشش و رحمت گسترده الهى

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا . .. إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

15- مرتدان ، در صورت توبه ، هجرت و جهاد در راه خدا و صبر و مقاومت در برابر كافران ، مورد غفران و رحمت الهى قرار مى گيرند .

من كفر بالله من بعد إيمنه . .. ثمّ ... إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

16- پذيرش عذر بر زبان راندن كلمات كفرآميز در شرايط سخت و ناچارى ، مشروط به نشان دادن صداقت خويش با هجرت ، جهاد و مقاومت در راه خداست .

من كفر بالله . .. إلاّ من أُكره و قلبه مطمئنّ بالإيمن ... إن ربّك للذين هاجروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 7

7- منفعت برتر و خير مؤمنان به هنگام دعوت به اسلام ، در صبر و عدم تعجيل در انتقام از دشمنان و مقابله به مثل با آنان است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 19

19 - پذيرش مقدرات الهى با ديده رضايت و خشنودى ، بازتاب شكيبايى و بى عيب و نقص خواندن خداوند در ساعات شبانه روز

و لولا كلمة سبقت من ربّك . .. و سبّح بحمد ربّك ... لعلّك ترضى

متعلق كلمه «ترضى» به قرينه آيه قبل - سنت امهال كافران است و مفاد آيه اين است كه به وسيله صبر و تسبيح و مداومت

بر ثناى خداوند، محبت كارهاى او در نفس انسان رسوخ مى كند. در نتيجه مهلتى كه به كافران داده مى شود و نيز ديگر سنت هاى الهى را خواهد پسنديد. حرف «لعلّ» نيز بيانگر به وجود آمدن زمينه رضايت، پس از تسبيح مكرر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 86 - 3

3- صبر ، زمينه بهره مندى انسان از رحمت خاص الهى است .

من الصبرين . و أدخلنهم فى رحمتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 111 - 2،5

2 - صبر و شكيبايى در راه دين ، در پى دارنده پاداش حتمى خداوند

إنّى جزيتهم اليوم بما صبروا أنّهم هم الفائزون

5 - دستيابى به پيروزى واقعى و رستگارى اخروى ، در گرو صبر و تحمل مشكلات در راه دين

إنّى جزيتهم اليوم بما صبروا أنّهم هم الفائزون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 8

8 - صبر ، رمز موفقيت انسان در برابر آزمايش الهى

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 2

2 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، عامل برخوردار شدن آنان از بنا ها و درجات عالى بهشت است .

أُولئك يجزون الغرفة بما صبروا

گفتنى است «با» در «بما» براى سببيت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 54 - 2،3

2 - صبر و بردبارى ايمان آوردگان از اهل كتاب ، در برابر فشار هاى هم كيشان سابق خود و نيز تحمل آزار هاى مشركان ، عامل برخوردار شدن آنان از اجر دو برابر الهى

أُولئك يؤتون أجرهم مرّتين بما صبروا

«باء» در «بما صبروا» سبيبه و «ما» مصدريه است; يعنى، «بسبب صبرهم». گفتنى است در اين كه اشخاص مورد بحث در برابر چه چيزى از خود صبر و تحمل نشان دادند، چند نظر اظهار شده است; از جمله آنها صبر آنان در برابر فشار اهل كتاب و مشركان مى باشد. برداشت ياد شده بر پايه همين احتمال است.

3 - صبر مضاعف اهل ايمان در برابر فشار هاى زياد ايمان سوزان ، در پى دارنده پاداش مضاعف از سوى خداى سبحان است .

أُولئك يؤتون أجرهم مرّتين بما صبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 13،14

13 - چشم پوشى از زخارف دنيا ، نيازمند صبر و شكيبايى است .

ثواب اللّه خير . .. و لايلقّيها إلاّ الصبرون

مفاد سخنان فرزانگان بنى اسرائيل اين است كه مردم نبايد فريفته دنيا شوند; بلكه بايد به ثواب اخروى خداوند دل ببندند. البته اين امر نياز به صبر و شكيبايى دارد تا بتوان با خواهش هاى نفسانى مبارزه كرد و بر انجام اعمال صالح توفيق يافت.

14 - دستيابى به سعادت و پاداش هاى اخروى ، در گرو صبر و شكيبايى است .

ويلكم ثواب اللّه خير . .. و لايلقّيها إلاّالصبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 8

8 - استفاده از آيات الهى ، در سايه بردبار بودن بر دشوارى هاى راه بهرهورى از آنها است .

ليريكم من ءايته إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

تعليل ذيل آيه، احتمال دارد به اين معنا باشد كه استفاده از آيات الهى، داراى رنج و سختى است و تنها كسانى به خوبى مى توانند از آن آيات بهره ببرند كه آن سختى ها را بر خود هموار سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 24 - 6

6 - صبر و يقين برخى از پيروان موسى ( ع ) به آيات الهى ، زمينه ساز گزينش آنان از سوى خدا براى پيشوايى بنى اسراييل بود .

و جعلنا منهم أئمّة . .. لمّا صبروا و كانوا بأيتنا يوقنون

بنابراين احتمال كه در «لمّا» معناى جزا باشد; يعنى، آنان به رهبرى انتخاب شدند، به پاداش صبرى كه پيشه كردند و يقينى كه به آيات الهى پيدا كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 18

18 - شكيبايى و فروتنى ، زمينه آمرزش را فراهم مى آورد .

و الصبرين . .. و الخشعين ... أعدّ اللّه لهم مغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 15

15 - بهرهورى از آيات الهى براى كسانى ميسر است كه در سختى فهم آنها ، صبر پيشه كنند .

إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار

اين كه در اين آيه، آيات متعدد ماجراى اهل سبأ، براى صبرپيشگان و شكرگزاران دانسته شده است; مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه قبول آيت بودن آنها، نياز به فهم و معرفتى درخور دارد. به تناسب ذكر صفت صبر، استفاده مى شود كه فهم و قبول آيات خداوندى، احتياج به صبر دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 25

25 - صبر و شكيبايى در دوران نوجوانى ، امرى بس ارزشمند و سرنوشت ساز براى نوجوانان

فبشّرنه بغلم حليم . .. ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 18

18 - نقش ممتاز صبر و شكيبايى ، در سعادت و بهره مندى انسان از پاداش هاى الهى و مقامات معنوى

إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 8

8 - صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى دشمنان ، زمينه ساز پيروزى و جلب نصرت الهى

فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 33 - 7،9

7 - ويژگى ها و خصايل اخلاقى ( چون صبر و شكر ) ، مؤثر در فهم معارف توحيدى

إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

با توجه به اين كه صبر و شكر از فضايل اخلاقى مى باشد، از تعليق فهم آيات الهى بر صبر و شكر استفاده مى شود كه ويژگى هاى اخلاقى، داراى نقشى مهم و اساسى براى درك معارف است.

9 - مطالعه در اسرار آفرينش ، نيازمند صبر و شكيبايى و برخوردارى از روحيه سپاس و قدردانى

و من ءايته . .. إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 2

2 - دستيابى به اهداف دينى ، محتاج به صبر و شكيبايى و پرهيز از حركت هاى شتابزده است .

اللّه الذى سخّر لكم . .. و سخّر لكم ما فى السموت ... قل للذين ءامنوا يغفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 31 - 5،6

5- جهاد و صبر در مسير فرمان هاى وحى ، ملاك امتياز و از مهم ترين ارزش ها است .

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

اهميت، از تخصيص به ذكر يافتن جهاد و صبر استفاده مى شود.

6- تفاوت مرتبه مجاهدان ، در پرتو صبر و شكيبايى آنان در ميدان جهاد *

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه وصف «الصابرين» صرفاًتوضيح و تفسير «المجاهدين» نباشد; بلكه ملاك دوم به

شمار آيد; يعنى، مدعيان ايمان در پرتو جهاد از يكديگر متمايز مى شوند و مجاهدان در پرتو صبر و شكيبايى بر يكديگر شرافت مى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 14

14 - آرامش و بردبارى ، سلاحى كارآمد و سازنده در رويارويى با خشم و تعصب جاهلانه

فى قلوبهم الحميّة . .. فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

از اين كه خداوند، در قبال لجاجت و خشم جاهلانه مشركان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را به سلاح آرامش و طمأنينه مجهز ساخته است; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 16 - 3

3 - صبر در طريق تقوا و آزمون هاى زندگى دنيوى ، داراى اثر است و نه صبر در آتش دوزخ . *

فاصبروا أو لاتصبروا سواء عليكم

احتمال دارد كه يادآورى صبر در چنين آيه اى، اشاره داشته باشد به اين كه به جاى صبر بر آتش دوزخ - كه تأثيرى ندارد - شايسته است كه آدميان، صبر را در همين دنيا و در طريق تقوا، به كار گيرند كه منشأ آثار فراوان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 14 - 3

3 - نجات نوح ( ع ) و حمايت خداوند از ايشان ، پاداش صبر آن حضرت در قبال ناسپاسى هاى قومش

تجرى بأعيننا جزاء لمن كان كفر

مراد از «لمن كان كفر» نوح است كه مورد كفران مستمر قومش قرار گرفته بود و الطاف الهى در حق ايشان پاداش شكيبايى هاى آن حضرت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 12 - 5،6

5 - نقش اساسى و محورى صبر در راه خدا ، در رسيدن انسان به مقام ابرار

إنّ الأبرار . .. جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا

6 - صبر در راه خدا ، از موجبات ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن است .

و جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 1،2،8

1 - تنها مؤمنانى كه كار هاى شايسته انجام داده و يكديگر را به پذيرش حق و شكيبايى توصيه مى كنند ، گرفتار خسارت نخواهند شد .

إنّ الإنسن لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و تواصوا بالحقّ و تواصو

2 - ايمان و عمل صالح و پذيرش حق و شكيبايى ، بهره گيرى درست از سرمايه هاى وجودى خويش است .

لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

8 - « صبر » ، نشان حق پذيرى است و سفارش ديگران به آن ، نمونه بارز ترغيب مردم به حق است .

تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است كه عطف «تواصوا بالصبر» بر جمله قبل، عطف خاص بر عام باشد. تكرار فعل «تواصوا»، اين ارتباط را تأييد مى كند; زيرا در تعبيرى نظير «تواصوا بالحقّ و الصبر»، تفاوت حق و صبر نمايان تر است.

6- آثار صبر ابرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 12 - 2

2 - صبر و شكيبايى ابرار در راه خدا ، سبب بهره مندى آنان از بهشت و موهبت هاى آن است .

و جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا

7- آثار صبر ادريس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 86 - 2

2- مقام صبر در اسماعيل ، ادريس و ذاالكفل ( ع ) ، زمينه ساز بهره مندى آنان از رحمت ويژه الهى

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين . و أدخلنهم فى رحمتنا

8- آثار صبر اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 86 - 2

2- مقام صبر در اسماعيل ، ادريس و ذاالكفل ( ع ) ، زمينه ساز بهره مندى آنان از رحمت ويژه الهى

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين . و أدخلنهم فى رحمتنا

9- آثار صبر بر ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 13

13 - پايدارى در طريق ايمان ، زمينه جلب رأفت و رحمت الهى

اتبعوه فى ساعة العسرة . .. إنه بهم رءوف رحيم

10- آثار صبر بر حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 109 - 7

7 - صبر در مسير حق ، وسيله جلب حمايت الهى است .

و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه

11- آثار صبر بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 2،3،4

2 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، عامل برخوردار شدن آنان از بنا ها و درجات عالى بهشت است .

أُولئك يجزون الغرفة بما صبروا

گفتنى است «با» در «بما» براى سببيت است.

3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم

متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.

4 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا در ترك محرمات الهى چون اسراف و يا تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت

و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا . .. و لايزنون ... و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

12- آثار صبر در تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 5

5 - صبر و شكيبايى در انجام تكاليف و ترك محرمات الهى ، عامل بهره مندى از نعمت ها و درجات عالى بهشت

الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ... و الذين لايشهدو

13- آثار صبر در سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 15

15- يعقوب ( ع ) پيشه ساختن صبر و بردبارى را زمينه ساز يارى خداوند در رفع مشكلات مى دانست .

فصبر جميل عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا

14- آثار صبر ذوالكفل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 86 - 2

2- مقام صبر در اسماعيل ، ادريس و ذاالكفل ( ع ) ، زمينه ساز بهره مندى آنان از رحمت ويژه الهى

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين . و أدخلنهم فى رحمتنا

15- آثار صبر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 22

22 - نيل پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مقام رضا ، درگرو صبر ، تسبيح و حمد مداوم پروردگار

فاصبر . .. و سبّح ... لعلّك ترضى

16- اخلاص در صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 2،3

2- ارجمندى صبر و شكيبايى در گرو جهت خدايى داشتن آن است .

والذين صبروا ابتغاء وجه ربهم

3- صبر و استقامت براى كسب رضايت خدا ، از ويژگى هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. الذين صبروا ابتغاء وجه ربهم

17- ارزش صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 6

6 - صبر ، صداقت ، خضوع ، انفاق و استغفارِ در سحرگاهان ، از ارزش هاى اخلاقى و معنوى مورد توجّه اسلام

الصابرين . .. و المستغفرين بالاسحار

برداشت فوق، از ذكر اين صفات به عنوان ارزش براى بندگان برگزيده، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 18

18 - ارزش كامل صبر و استقامت در راه خدا ، در گرو احسان و تقوا

الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح للّذين احسنوا منهم و اتّقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 21،23

21 - ارزش والاى صبر توأم با تقوا

و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور

كلمه «عزم» مصدر و به معناى مفعول است و «عزم الامور»، اضافه صفت به موصوف است ; يعنى «الامور المعزومة»، و معزوم، به هدف و مقصود ارجمندى گويند كه بايد به سوى آن حركت كرد. بنابراين، معناى آيه چنين مى شود كه صبر و تقوا از امورى است كه بايد به خاطر كمال و شرف آن، به سويش حركت كرد. و از اينكه اسم اشاره مفرد «ذلك» براى اشاره به صبر و تقوا به كار برده شده، لزوم توأم بودن آن دو استفاده مى شود.

23 - پرداخت زكات ، مصداق آزمايش در اموال و واداشتن خويش به صبر ، آزمايش در انفس است .

لتبلونّ فى اموالكم و انفسكم

امام رضا (ع) پس از تلاوت آيه فوق فرمود: «لتبلونّ فى اموالكم» باخراج الزكاة و «فى انفسكم» بتوطين الانفس على الصبر.


عيون اخبار الرّضا (ع)، ج 2، ص 89، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 421، ح 474.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 13

13- صبر و شكيبايى در برابر دشوارى ها و حوادث تلخ ، خصلتى نيكو ، زيبا و ارجمند

فصبر جميل

برداشت فوق ، مبتنى بر اين است كه «صبر» مبتدا و «جميل» خبر آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 16

16- صبرپيشگى و شكرگزارى ، داراى ارزشى والا و صبرپيشگان و شكرگزاران ، مردمانى برجسته و نخبه

إن فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 96 - 8

8- عمل همراه با سختى ، مرارت ، صبر و مقاومت ، داراى ارزش برتر

و لنجزينّ الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 5

5- صبر و شكيبايى ، مفيدتر و ارزشمندتر از قصاص و مقابله به مثل است .

و إن عاقتبم فعاقبوا . .. و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 111 - 6

6 - ارزش والاى صبر و مؤمنان شكيبا ، در نزد خداوند

إنّى جزيتهم اليوم بما صبروا

از آن جايى كه خداوند، خود پاداش مؤمنان صابر را متكفل شده است، ارجمندى صبر و مؤمنان شكيبا در نزد خدا، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 6

6 - صبر و شكيبايى ، رمز سعادت و داراى جايگاهى ويژه در ميان مجموعه ارزش هاى الهى

الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة

برداشت فوق از آن جا است كه خداوند پس از برشمردن بيش از ده صفت ارزشمند براى عبادالرحمان، هيچ كدام آنها را سبب برخوردار شدن ايشان از نعمت هاى بهشت جاودان نمى داند و بلكه صبر و شكيبايى را علت آن مى داند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 59 - 2،3

2 - صبر پيشه كردن و به خداوند توكل كردن ، امورى ارزش مند و مهم است .

نعم أجر العملين . الذين صبروا و على ربّهم يتوكّلون

3 - صبر پيشگى و توكّل ، دو مظهر عمل صالح اند .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. نعم أجر العملين . الذين صبروا و على ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 12

12 - نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، از زيربنايى ترين ارزش ها است .

إنّ ذلك من عزم الأُمور

بنابراين كه «ذلك» اشاره به كلّ محتواى سخن لقمان در اين آيه باشد، مشاراليه «ذلك»، جملات «أقم . .. و أمُر ... و انْهَ...» است و «عَزْم» مصدر و به معناى مفعولى، و «عزم الأُمور» اضافه صفت به موصوف است; يعنى، «الأُمور المعزوم». امر معزوم به هدف شايسته اى گويند كه لازم است بر آن دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 11

11 - روحيه بردبارى و سپاسگزارى دائم از خدا ، روحيه اى ارزش مند و ستودنى است .

إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 25،26

25 - صبر و شكيبايى در دوران نوجوانى ، امرى بس ارزشمند و سرنوشت ساز براى نوجوانان

فبشّرنه بغلم حليم . .. ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

26 - صبر ، صفتى بس ارزشمند و صابران ، داراى جايگاهى رفيع در پيشگاه خداوند

ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

اين سخن اسماعيل(ع) كه: «مرا از زمره صابران خواهى يافت» گوياى ارزش والاى صبر و رفعت مقام صابران است; زيرا او - كه از بزرگان و پيامبر زادگان است - خود را در زمره صابران يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 35 - 4

4 - « صبر و شكيبايى » ، از برجسته ترين ارزش ها و كمالات وجودى انسان است .

و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا و ما يلقّيها إلاّ ذوحظّ عظيم

در قسمت اول آيه گفته شده كه تنها صابران توانايى برخورد شايسته با بدرفتاران را دارند و در قسمت نهايى آيه مطرح شده كه تنها بهرهوران از ارزش هاى انسانى قادر بدان رفتار هستند. از اين مطلب به دست مى آيد كه صابران همان بهره مندان از كمالات والاى انسانى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 43 - 1،5

1 - شكيبايى و بخشش خطاكار ، امرى ارزشمند و نيازمند اراده قوى است .

و لمن صبر و غفر إنّ ذلك لمن عزم الأُمور

اضافه «عزم» به «أمور»، از باب اضافه صفت به موصوف است; يعنى، «من الأمور المعزومة» معناى اين تركيب در آيه - چنان كه مفسران گفته اند - اين است كه صبر و گذشت، از امورى است كه نيازمند به تصميم و اراده استوار، مى باشد.

5 - انسان هاى برخوردار از اراده قوى و خويشتن دار و اهل گذشت ارزشى والا دارند .

و لمن صبر و غفر إنّ ذلك لمن عزم الأُمور

18- ارزش صبر بر ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 3

3 - استوار ماندن بر حق و پايدارى بر ايمان ، در تنگنا ها و شرايط دشوار ، داراى ارزشى والا و پاداشى ويژه

لقد تاب اللّه على النبى و . .. الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

19- ارزش صبر بر حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 3

3 - استوار ماندن بر حق و پايدارى بر ايمان ، در تنگنا ها و شرايط دشوار ، داراى ارزشى والا و پاداشى ويژه

لقد تاب اللّه على النبى و . .. الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

20- استمداد از صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 45 - 8،10

8 - استعانت از صبر و نماز براى موفقيت و پيروزى ، امرى دشوار جز براى خاشعان

و استعينوا بالصبر و الصلوة و إنها لكبيرة إلا على الخشعين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «إنها» به «استعانت» بر گردد.

10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عز و جل « و استعينوا بالصبر و الصلوة » قال : الصبر الصوم إذا نزلت بالرجل النازلة و الشديدة ، فليصم فان اللّه عز و جل يقول : استعينوا بالصبر يعنى الصيام ;

از امام صادق(ع) درباره قول خداى عز و جل «و استعينو ابالصبر و الصلاة» روايت شده كه فرمود: مراد از صبر روزه است هنگامى كه سختى با گرفتارى شديد به شخص وارد شد روزه بگيرد; زيرا خدا عز و جل مى فرمايد: از صبر يارى بجوييد، يعنى از روزه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 154 - 8

8 - پيكار در راه خدا و مصيبت هاى آن ، از مشكلات راه ايمان ، كه بايد با استعانت از صبر و نماز آن را تحمل كرده و بر ايمان خود ، راسخ قدم ماند .

استعينوا بالصبر والصلوة . .. و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه

21- اقسام صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 5 - 3

3 - صبر ، در فرهنگ قرآن ، دو گونه است : « نيكو و به جا » ، « ناپسند و نابه جا » .

فاصبر صبرًا جميلاً

صبر درباره هر چيزى، ممكن است به جا و نابه جا و نيكو و يا ناشايست باشد. آمدن «جميلاً» ممكن است به همين نكته اشاره داشته باشد.

22- اندوه و صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 10

10- گريه و اندوه ، با بردبارى و شكيبايى منافاتى ندارد .

فصبر جميل . .. و قال يأسفى على يوسف وابيضت عيناه من الحزن

23- اهتمام يعقوب(ع) به صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 15

15- يعقوب ( ع ) پيشه ساختن صبر و بردبارى را زمينه ساز يارى خداوند در رفع مشكلات مى دانست .

فصبر جميل عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا

24- اهميت تشويق به صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 3

3 - ايمان آوردن و تشويق يكديگر به صبر و ترحّم ، برتر از اقدام به آزادسازى بردگان و تغذيه يتيمان و مساكين است .

ثمّ كان من الذين

حرف «ثمّ» براى تراخى رتبى است و دلالت دارد كه آنچه بعد از آن آمده، در مرتبه اى والاتر از كارهاى قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 3

3 - گروه سمت راست در آخرت ، مجموعه اى سامان يافته از مؤمنانى كه حامى بردگان و يتيمان و مسكينان بوده و مردم را به صبر و ترّحم ترغيب كرده اند .

و ما أدريك ما العقبة . .. أُولئك أصحب الميمنة

«أيْمَن» و «ميمنة»، نقطه مقابل «أيْسَر» و «مَيْسَرة» (سمت چپ) است (صحاح اللغة). تقابل اين دسته با «أصحاب المشأمة» - با توجه به اين كه «مشأمة» در يك احتمال به معناى «مَيْسَرة» است (صحاح) - بيانگر آن است كه قرار گرفتن در سمت راست يا چپ در آخرت، نشانگر فرجام افراد است.

25- اهميت توصيه به صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولئك أصحب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

26- اهميت صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 45 - 1،5

1 - پيشه ساختن صبر و برپايى نماز ، سفارش و توصيه خداوند

و استعينوا بالصبر و الصلوة

5 - صبر و نماز عوامل كارآمد براى موفق شدن در پرهيز از محرمات الهى ( كفر به قرآن ، دين فروشى ، كتمان حق و . . . )

و لاتكونوا أول كافر به . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 153 - 1

1 - صبرپيشگى و برپايى نماز ، توصيه و فرمان خدا به مؤمنان

يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 154 - 8

8 - پيكار در راه خدا و مصيبت هاى آن ، از مشكلات راه ايمان ، كه بايد با استعانت از صبر و نماز آن را تحمل كرده و بر ايمان خود ، راسخ قدم ماند .

استعينوا بالصبر والصلوة . .. و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 16

16 - صبر و استقامت ، داراى جايگاهى ويژه و اهميتى خاص در ميان ديگر فضيلتها

و الصبرين فى البأساء و الضراء و حين البأس

سياق كلام اقتضا مى كرد كه «الصابرين» همانند «الموفون» مرفوع باشد. منصوب آوردن آن بيانگر تقدير فعل «امدح» (ستايس مى كنم) است; يعنى: و الصابرون امدح الصابرين. چنين تقديرى در كلام عرب گوياى اهتمام متكلم به موردى است كه براى آن، فعل «امدح» را در تقدير گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 15

15 - لزوم تحمّل سختى ها بر مؤمنان

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لما يأتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 250 - 1

1 - صبر ، استوارى قدم و نصرت بر كافران ، درخواست پيكارگران برگزيده طالوت از خداوند ، به هنگام رويارويى با جالوت

و لمّا برزوا . .. و انصرنا على القوم الكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 7

7 - نبرد احد ، نمونه اى از بى صبرى و بى تقوايى دو گروه از مسلمانان و زيان ديدن از توطئه هاى دشمنان

و ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم شيئاً . .. اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 6،8

6 - تعلق نصرت الهى به اهل ايمان ، در گرو همّت آنان ( پيشه ساختن صبر و تقوا ) است .

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم

8 - وعده الهى به نزول پنجهزار فرشته براى يارى رزمندگان بدر و يا احد و يا حمراءالاسد ، در صورت صابر بودن و تقوا داشتن

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

برخى مفسّران به قرينه جمله «يأتوكم من فورهم هذا»، آيه مورد بحث را درباره قضيه حمراءالاسد دانسته اند كه مشركان پس از غلبه در احد و انصراف از معركه، پشيمان شدند و تصميم بر يورش به مدينه را داشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از دريافت اين خبر، مسلمانان را براى رويارويى با آنان فراخواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 142 - 2،5

2 - پندار غلط ورود به بهشت بدون جهاد و صبر ، در ميان مسلمانان صدر اسلام

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين

5 - بدون مجاهده و صبر ، نمى توان به بهشت دست يافت .

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 17،18

17 - لزوم پيشه كردن صبر و تقوا در برابر آزمايش هاى الهى و آزار هاى دشمنان

لتبلونّ . .. و لتسمعنّ ... و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور

18 - صبر و مقاومت ، حتّى در برابر دشمن ، بايد آميخته با تقوا و رعايت حدود الهى باشد .

و لتسمعنّ . .. اذًى كثيراً و ان تصبروا و تتّقوا

از ذكر تقوا پس از صبر، معلوم مى شود كه در برابر اذيّتهاى دشمن نبايد دستورات الهى را ناديده گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 4،9

4 - لزوم بردبارى و تحمّل متقابل ، در بين مؤمنان

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

جمله «صابروا»، مى تواند به اين معنا باشد كه مؤمنان موظّفند مشكلات به وجود آمده از ناحيه يكديگر را تحمّل كنند و نسبت به هم شكيبا و بردبار باشند.

9 - لزوم پيشه ساختن صبر و شكيبايى ، قبل از دعوت ديگران به صبر و استقامت *

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

برداشت فوق مبتنى بر اين معناست كه مراد از «صابروا»، دعوت يكديگر به صبر و استقامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 2

2 - شعيب ( ع ) ، دعوتگر مؤمنان قوم خويش به صبر در برابر كفرپيشگان

إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به . .. فاصبروا

در اينكه مخاطب «فاصبروا» چه كسانى هستند سه احتمال وجود دارد: خصوص مؤمنان، خصوص كافران، هر دو طايفه. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. در اين صورت متعلق صبر، آزارها و اذيتهاى كافران است. يعنى: فاصبروا على ما يصيبكم من الكفار. (اى اهل ايمان در برابر آزار كافران صبر كنيد و بر ديندارى خويش استقامت ورزيد.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 8

8 - خداوند ، فراخوان مؤمنان به صبر و تحمل مشكلات پيش آمده از نبرد با دشمنان

و اصبروا إن اللّه مع الصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 5،8

5 - پيروزى بيست مؤمن مقاوم بر دويست دشمن و صد مؤمن مقاوم بر هزار دشمن نويدى تضمين شده از جانب خداوند

إن يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين و إن يكن منكم مائة يغلبوا ألفا

بيان دستور به پايدارى و پيروزى بر دشمن در قالب جمله خبرى مى تواند نوميدى به تحقق آن دستور در خارج باشد. بنابراين جمله «يغلبوا»، يعنى بايد پيروز شويد كه خواهيد شد.

8 - صبر و مقاومت در صحنه كارزار از عوامل مهم پيروزى مؤمنان بر كافران

إن يكن منكم عشرون صبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 66 - 13

13 - خداوند ياور مؤمنانى است كه در انجام كار ها و فعاليت ها صبور و مقاومند .

و اللّه مع الصبرين

«ال» در «الصبرين» هم مى تواند عهد ذكرى و اشاره به صابران در ميدان نبرد باشد و هم مى تواند «ال» براى استغراق باشد. در اين صورت مراد از «الصبرين»، بر خلاف احتمال اول، خصوص صابران در جنگ نخواهد بود، بلكه شامل هر مسلمانى است كه در انجام كارهاى اجتماعى و غير آن صبور باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 10

10 - از امام رضا ( ع ) روايت شده كه فرمود : « ما احسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول اللّه عز و جل : « . . . فانتظروا إنى معكم من المنتظرين » فعليكم بالصبر فانه انما يجىء الفرج على اليأس . . . ;

چه نيكوست شكيبايى و انتظار فرج. آيا نشنيده اى سخن خداى عز و جل را [كه به پيغمبر خود دستور مى دهد بگو ]«پس منتظر باشيد من نيز همراه شما از منتظرانم»؟ پس بر شما باد شكيبايى ; زيرا فرج بعد از نوميدى فرامى رسد ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 9

9- از هدف هاى بيان سرگذشت نوح ( ع ) در قرآن ، ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان به صبر و مقاومت است .

تلك من أنباء الغيب نوحيها إليك . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

خداوند، با تفريع جمله «إصبر. ..» به وسيله حرف «فاء» بر نقل داستان نوح(ع) ، به اين نكته اشاره مى كند كه: مقصود از شرح ماجراى حضرت نوح (ع) ، قصه سرايى نيست; بلكه هدف از آن ، هدايت و تربيت مخاطبان قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 1،2،3،4

1- خداوند ، پيامبرش را به صبرپيشگى و شكيبايى فرا خواند .

واصبر

2- لزوم پيشه ساختن صبر در مشكلات راه دين

فاستقم كما أُمرت . .. واصبر

3- پايدارى بر دين ، پرهيز از طغيان گرى و تمايل نداشتن و تكيه نكردن بر ستمگران ، امورى نيازمند به صبرپيشگى

فاستقم كما أُمرت . .. و لاتركنوا إلى الذين ظلموا ... واصبر

4- برپا كردن نماز در اوقات مقرر آن ، نيازمند صبرپيشگى است .

و أقم الصلوة طرفى النهار . .. واصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 15

15- پيشه كردن تقوا و شكيبا بودن بر راه تقواپيشگى ، از مصداق هاى بارز احسان و نيكوكارى است .

إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 12 - 9

9- توكل بر خدا و صبرپيشگى ، دو ابزار لازم براى ابلاغ رسالت الهى

و ما لنا ألاّ نتوكّل على الله . .. و لنصبرنّ على ما ءاذيتمونا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 7

7- منفعت برتر و خير مؤمنان به هنگام دعوت به اسلام ، در صبر و عدم تعجيل در انتقام از دشمنان و مقابله به مثل با آنان است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 10

10 - اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، از فرمان هاى بس مهم خداوند است .

أقم الصلوة . .. إنّ ذلك من عزم الأُمور

«عَزْم» ممكن است به معناى «تصميم قطعى و جزمى» باشد كه در اين صورت، «عزم» به خداوند اسناد داده مى شود. صاحب كشاف، چنين معنايى را اختيار كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 24 - 7

7 - برخوردارى از روحيه صبر و بردبارى و نيز يقين به آيات الهى ، از شرايط رهبرى و امامت دينى است .

و جعلنا منهم أئمّة . .. لمّا صبروا و كانوا بأيتنا يوقنون

«لمّا» زمانى است و دلالت مى كند بر اين كه برگزيدگان بنى اسراييل، زمانى كه به مقام صبر و يقين رسيدند، به پيشوايى انتخاب شدند و اين، نشان مى دهد كه رهبران دينى بايد چنين مقامى را براى خود تحصيل كنند و يا واجد آن دو باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 4

4 - مقام تبليغ دين و رهبرى امت ، نيازمند صبر و شكيبايى

فاصبر على ما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 7

7 - ترويج دين و گسترش دين دارى در جامعه ، مستلزم سعه صدر ، صبر و خويشتن دارى است .

و اصبر . .. و اهجرهم هجرًا جميلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 12 - 5

5 - نقش اساسى و محورى صبر در راه خدا ، در رسيدن انسان به مقام ابرار

إنّ الأبرار . .. جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا

27- اهميت صبر در آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 4

4- ضرورت صبر و شكيبايى ، به هنگام روى آوردن مشكلات و ناملايمات و نيز به گاه رفاه و آسايش

لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إلاّ الذين صبروا

28- اهميت صبر در اطاعت از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 7

7- لزوم شكيبايى و پايدارى در عبادت و اطاعتِ خداوند يگانه و پرهيز از هرگونه شرك

فاعبده واصطبر لعبدته هل تعلم له سميًّا

«اصطبار» نوعاً با «على» متعدّى مى شود. تعديه آن به «لام» دراين آيه، به جهت تضمين معناى «ثبات» است. جمله «هل تعلم» نيز قرينه است براين كه مراد از «واصطبر...»، صبر بر توحيد در عبادت و اجتناب از پرستش غير او است.

29- اهميت صبر در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 2

2 - مؤمنان ، تنها در صورتى دشوارترين راه هاى انفاق را مى پيمايند كه يكديگر را به شكيبايى و مهرورزى سفارش كنند .

ثمّ كان من الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة

«مرحمة»، مصدر ميمى و به معناى «رحمت» (رقّت، مغفرت و عطوفت داشتن) است (قاموس). تكرار «تواصوا» براى تأكيد بوده و ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه سفارش به صبر و توصيه به محبت، دو وظيفه مستقل و در عرض هم است و با ترك يكى، زمينه ديگرى از بين نرفته و تكليف ساقط نمى شود.

30- اهميت صبر در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 7 - 5

5 - لزوم صبر و پايدارى در انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين ، براى مبلغان و رهبران جامعه اسلامى

قم فأنذر . .. و لربّك فاصبر

31- اهميت صبر در تبليغ حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 6

6 - لزوم حق پذيرى ، شناختن و شناساندن حق و پايدارى و شكيبايى براى تحقق آن

تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

ترغيب مؤمنان به توصيه ديگران بر حق و صبر، بيانگر لزوم پايبندى خود به آن دو است.

32- اهميت صبر در تحصيل علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 67 - 5

5- دستيابى به گوشه اى از دانش خضر و بندگان خاص خداوند ، نيازمند صبر و تحمّل فراوان است .

قال إنّك لن تستطيع معى صبرًا

هشدار خضر به موسى(ع) در حقيقت، بيان اين نكته نيز هست كه براى همراه شدن با خضر و كسب معارف از او، صبر پولادين مورد نياز است.

33- اهميت صبر در توحيد عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 7

7- لزوم شكيبايى و پايدارى در عبادت و اطاعتِ خداوند يگانه و پرهيز از هرگونه شرك

فاعبده واصطبر لعبدته هل تعلم له سميًّا

«اصطبار» نوعاً با «على» متعدّى مى شود. تعديه آن به «لام» دراين آيه، به جهت تضمين معناى «ثبات» است. جمله «هل تعلم» نيز قرينه است براين كه مراد از «واصطبر...»، صبر بر توحيد در عبادت و اجتناب از پرستش غير او است.

34- اهميت صبر در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 8

8- صبر و مقاومت ، عنصرى مهم و ضرورى در مسير هجرت و جهاد

للذين هاجروا . .. ثمّ جهدوا و صبروا

از آن جايى كه هجرت و جهاد همواره همراه با مشكلات است و صبر و مقاومت بسيارى را مى طلبد، در عين حال خداوند به صبر و مقاومت توصيه فرموده است; مى توان گفت: اين توصيه گوياى نقش ويژه صبر در ميدان هجرت و جهاد است.

35- اهميت صبر در ديندارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 12 - 4

4 - دين دارى و نيل به كمالات معنوى و سعادت ابدى ، نيازمند به صبر و شكيبايى است .

جزيهم بما صبروا جنّة و حريرًا

36- اهميت صبر در رفاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 4

4- ضرورت صبر و شكيبايى ، به هنگام روى آوردن مشكلات و ناملايمات و نيز به گاه رفاه و آسايش

لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إلاّ الذين صبروا

37- اهميت صبر در سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 12

12 - مؤمنانى كه بر دشوارى ها و سختى هاى راه ايمان صبر كنند ، از پاداشى گرانقدر برخوردار خواهند شد .

و بشر الصبرين

نياوردن متعلق بشارت و مشخص نكردن مژدگانى صابران، به فخامت و ارجمندى آن اشاره دارد. (اقتباس از الميزان).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 4

4- ضرورت صبر و شكيبايى ، به هنگام روى آوردن مشكلات و ناملايمات و نيز به گاه رفاه و آسايش

لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إلاّ الذين صبروا

38- اهميت صبر در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 9

9- عبادت و پايدارى بر آن ، توصيه فرشتگان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك . .. فاعبده واصطبر لعبدته

آيه مورد بحث بر حسب ظاهر، در ادامه سخنان فرشتگان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آيه پيش است.

39- اهميت صبر در نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 7 - 9

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 9

9 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود ! دع نعيم الدنيا و أكلها و حلاوت ها و حارّها و باردها و لينها و طيّبها و ألزم نفسك الصبر عنها فإنّك مسؤول عن ذلك كلّه قال اللّه تعالى : « ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) [به عبداللّه بن مسعود] فرمود: اى پسر مسعود! رها كن نعمت هاى دنيا و خوردنى هاى آن و شيرينى، گرم و سرد، نرم و گواراى آن را و نفس خود را وادار كن كه در برابر آنها، صبر پيشه كند زيرا تو از تمامى آنها، سؤال خواهى شد. خداى تعالى فرموده: «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم».

40- اهميت صبر در هجرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 8

8- صبر و مقاومت ، عنصرى مهم و ضرورى در مسير هجرت و جهاد

للذين هاجروا . .. ثمّ جهدوا و صبروا

از آن جايى كه هجرت و جهاد همواره همراه با مشكلات است و صبر و مقاومت بسيارى را مى طلبد، در عين حال خداوند به صبر و مقاومت توصيه فرموده است; مى توان گفت: اين توصيه گوياى نقش ويژه صبر در ميدان هجرت و جهاد است.

41- اهميت صبر درباره عمل اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 24

24- پرهيز از ناشكيبايى و قضاوت عجولانه در زمينه كار هاى شگفت اولياى الهى ، لازم است .

ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا

از مجموعه داستان موسى و خضر(ع) استفاده مى شود كه نبايد كار اولياى الهى را با كار خود قياس كرد، بلكه بايد شكيبايى ورزيد و سخنى ناسنجيده بر زبان نراند; زيرا، آگاهى بر اسرار آن، مقدور همه نيست.

42- اهميت صبر رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 4

4 - وعده خداوند به يارى پيامبران و مؤمنان ، مقتضى صبر و شكيبايى همه رهبران و مبلغان دينى ، در برابر آزار ها و كارشكنى هاى دشمنان است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. فاصبر

43- اهميت صبر مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 4

4 - وعده خداوند به يارى پيامبران و مؤمنان ، مقتضى صبر و شكيبايى همه رهبران و مبلغان دينى ، در برابر آزار ها و كارشكنى هاى دشمنان است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. فاصبر

44- اهميت صبر مهاجران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 60 - 1

1 - بردبارى و خويشتن دارى مؤمنان و مهاجران ، در برابر فشار ها و آزار هاى مشركان و پرهيز از انتقام گيرى ، امرى مهم ، سرنوشت ساز و مورد توصيه مؤكد خداوند ( در اوايل هجرت از مكّه به مدينه )

و الذين هاجروا . .. و إنّ اللّه لعليم حليم . ذلك

«ذلك» خبر براى مبتداى محذوف و اشاره است به توصيه خدا به مؤمنان و مهاجران صدراسلام مبنى بر اين كه در برابر فشارها و آزارهاى مشركان، خويشتن دارى كنند و بردبارى را از دست ندهند. گفتنى است كه در چنين مواردى معمولاً از كلمه «هذا» استفاده مى كنند. بنابراين به كارگيرى «ذلك» - كه براى اشاره به دور است - بيانگر اهميت خويشتن دارى در برابر آزارهاى مشركان صدراسلام در آن مقطع خاص مى باشد; مقطعى كه ظاهراً هنوز مؤمنان از نيروى كافى براى برخورد قهرآميز با دشمن، برخوردار نبودند.

45- بى ثمرى صبر جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 24

24- « النبى (صلی الله علیه و آله) . . . فى قوله : « سواء علينا أجزعنا أم صبرنا ما لنا من محيص » قال : يقول أهل النار : هلّموا ، فلنصبر ، فيصبرون خمسمائة عام فلمّا رأوا ذلك لاينفعهم قالوا : هلّموا فلنجزع . . . فيبكون خمسمائة عام فلمّا رأوا ذلك لاينفعهم قالوا « سواء علينا أجزعنا أم صبرنا ما لنا من محيص » ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در باره سخن خدا «سواء علينا أجزعنا. ..» روايت شده است كه فرمود: اهل آتش [به يكديگر] مى گويند: بياييد صبر كنيم; پس پانصد سال صبر مى كنند. آن گاه كه ديدند اين صبر سودى برايشان نداشت، گويند: بياييد بى تابى كنيم ... پس پانصد سال مى گريند. آن گاه كه ديدند اين گريه [هم] سودى نبخشيد، مى گويند: سواء علينا أجزعنا أم صبرنا ما لنا من محيص».

46- بى ثمرى صبر رهبران مستكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 21

21- رهبران مستكبر ، در قيامت ، درمى يابند كه صبر و نيز جزع ، عذاب الهى را از آنان برطرف نخواهد كرد .

قالوا . .. سواء علينا أجزعنا أم صبرنا

47- پاداش صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 1،2

1 - بهشت ، از آنِ كسانى است كه در مقابل آزمايش هاى الهى شكيبا باشند .

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة

2 - ورود به بهشت ، بدون تحمّل سختى ها و مصائب ، پندارى بيش نيست .

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 8

8- نيل يوسف ( ع ) به عزيزى و اقتدار و حاكميت وى در ديار مصر ، پاداشى بر تقواپيشگى ، صبر و نيكوكارى او بود .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 23 - 3

3- بهشت عدن ، پاداش صبر و استقامت بر فرمان هاى الهى ، برپا داشتن نماز و انفاق كردن

والذين صبروا . .. أُولئك لهم عقبى الدار. جن-ّت عدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 12 - 7

7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جزاهم بما صبروا جنّة و حريراً » قال : بما صبروا على الفقر و مصائب الدنيا ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و جزاهم بما صبروا جنّة و حريرًا» روايت شده كه فرمود: [اين پاداش] براى اين است كه بر فقر و مصيبت هاى دنيا صبر كرده اند».

48- پاداش صبر بر ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 3

3 - استوار ماندن بر حق و پايدارى بر ايمان ، در تنگنا ها و شرايط دشوار ، داراى ارزشى والا و پاداشى ويژه

لقد تاب اللّه على النبى و . .. الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

49- پاداش صبر بر حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 3

3 - استوار ماندن بر حق و پايدارى بر ايمان ، در تنگنا ها و شرايط دشوار ، داراى ارزشى والا و پاداشى ويژه

لقد تاب اللّه على النبى و . .. الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

50- پاداش صبر در سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 15

15 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « . . . من صبر كرهاً . . . نصيبه ما قال اللّه عز و جل : « و بشر الصابرين » اى بالجنة و المغفرة . . . ;

. .. كسى كه در مشكلات صبر كند پاداش وى همان بهشت و مغفرت الهى است كه در سخن خداى عز و جل «و بشر الصابرين» به آن بشارت داده شده است ... ».

51- تشويق به صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 5

5 - مؤمنان ، موظّفند يكديگر را به صبر و شكيبايى در برابر مشكلات ترغيب كنند .

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

به نظر مى رسد الف مفاعله در «صابروا»، براى متعدّى كردن «صَبَرَ» به كار رفته باشد ; بنابراين «صابروا»، يعنى ديگران را به صبر واداريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 5

5 - ترغيب و دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از جانب خداوند به صبر و پايدارى در برابر مخالفان

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 9

9- از هدف هاى بيان سرگذشت نوح ( ع ) در قرآن ، ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان به صبر و مقاومت است .

تلك من أنباء الغيب نوحيها إليك . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

خداوند، با تفريع جمله «إصبر. ..» به وسيله حرف «فاء» بر نقل داستان نوح(ع) ، به اين نكته اشاره مى كند كه: مقصود از شرح ماجراى حضرت نوح (ع) ، قصه سرايى نيست; بلكه هدف از آن ، هدايت و تربيت مخاطبان قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 5

5 - تشويق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سوى خدا ، به صبر و پايدارى در برابر دشمنان تبه كارشان همچون انبياى گذشته

و كذلك جعلنا لكلّ نبىّ عدوًّا من المجرمين و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 5

5 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به صبر و پايدارى در انجام رسالت خويش ، به رغم تكذيب و مخالفت كافران و مشركان

و إن يكذّبوك فقد كذّبت رسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 5

5 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به صبر و پايدارى در انجام رسالت خويش ، به رغم تكذيب و مخالفت كافران و مشركان

و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 21

21 - تشويق و ترغيب خداوند به صبر و تحمل سختى ها و مشكلات ناشى از هجرت

و أرض اللّه وسعة إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب

52- توصيه به صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 111 - 7

7 - صبر و شكيبايى در برابر آزار هاى روحى كافران ، توصيه خداوند به مؤمنان صدراسلام

فاتّخذتموهم سخريًّا . .. و كنتم منهم تضحكون . إنّى جزيتهم اليوم بما صبروا

ذكر فرجام خوش مؤمنان شكيبا در قيامت و اعلام رستگارى قطعى آنان، نشانگر تشويقى است از سوى خداوند به مؤمنان صدراسلام; كه در برابر آزارهاى كافران مقاومت كنند و بدانند كه خداوند آنان را فراموش نخواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 1

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به صبر در برابر مخالفت هاى كافران حق ناپذير و تداوم رسالت خويش فرا خواند .

فاصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 7،9

7- رهنمود الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى شكيبا بودن و عجله نورزيدن در گرايش كافران به ايمان يا مجازات ايشان از سوى خداوند

فاصبر . .. و لاتستعجل لهم

9- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در معرض دشمنى عميق كافران و نيازمند دل جويى و رهنمود به صبر از سوى خداوند

فاصبر . .. و لاتستعجل لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 1

1 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، به صبر در برابر گفتار نارواى كافران

فاصبر على ما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 5 - 2

2 - صبر در برابر موضع گيرى هاى تكذيب گرانه و استهزاآميز شرك پيشگان صدراسلام ، توصيه خداوند به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

سأل سائل بعذاب واقع . .. فاصبر صبرًا جميلاً

توصيه به صبر - پس از بيان بعضى از گفته ها و درخواست هاى كافران - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 1

1 - سعه صدر ، صبر و خويشتن دارى در برابر سخنان ناشايست ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و اصبر على ما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 2

2 - مؤمنان ، تنها در صورتى دشوارترين راه هاى انفاق را مى پيمايند كه يكديگر را به شكيبايى و مهرورزى سفارش كنند .

ثمّ كان من الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة

«مرحمة»، مصدر ميمى و به معناى «رحمت» (رقّت، مغفرت و عطوفت داشتن) است (قاموس). تكرار «تواصوا» براى تأكيد بوده و ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه سفارش به صبر و توصيه به محبت، دو وظيفه مستقل و در عرض هم است و با ترك يكى، زمينه ديگرى از بين نرفته و تكليف ساقط نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 1،5،8

1 - تنها مؤمنانى كه كار هاى شايسته انجام داده و يكديگر را به پذيرش حق و شكيبايى توصيه مى كنند ، گرفتار خسارت نخواهند شد .

إنّ الإنسن لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و تواصوا بالحقّ و تواصو

5 - توصيه ديگران به پذيرش حق و شكيبايى در راه آن ، مصداق بارز عمل صالح است .

عملوا الصلحت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

عطف توصيه به حق و صبر - كه مصداق عمل صالح است - بر انجام اعمال صالح، عطف خاص بر عام و نشانه اهميت ويژه خاص است.

8 - « صبر » ، نشان حق پذيرى است و سفارش ديگران به آن ، نمونه بارز ترغيب مردم به حق است .

تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است كه عطف «تواصوا بالصبر» بر جمله قبل، عطف خاص بر عام باشد. تكرار فعل «تواصوا»، اين ارتباط را تأييد مى كند; زيرا در تعبيرى نظير «تواصوا بالحقّ و الصبر»، تفاوت حق و صبر نمايان تر است.

53- درخواست صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 126 - 9

9 - صبر در برابر تحمل شكنجه هاى فرعون و تسليم خدا بودن تا آخرين لحظه حيات ، درخواست ساحران مؤمن در دعا به درگاه خداوند

ربنا أفرغ علينا صبراً و توفنا مسلمين

54- درخواست صبر از خانواده موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 29 - 8

8 - موسى ( ع ) از خانواده اش خواست كه تا بازگشت وى از وادى طور درنگ كنند .

قال لأهله امكثوا . .. لعلّى ءاتيكم منها بخبر أو جذوة من النار

55- دعوت به صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 9

9 - لزوم پيشه ساختن صبر و شكيبايى ، قبل از دعوت ديگران به صبر و استقامت *

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

برداشت فوق مبتنى بر اين معناست كه مراد از «صابروا»، دعوت يكديگر به صبر و استقامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 1

1 - موسى ( ع ) پس از تصميم فرعون به سركوبى بنى اسرائيل ، مردمش را به استعانت از خدا و صبر و مقاومت در برابر آزار هاى فرعونيان فراخواند .

قال موسى لقومه استعينوا باللّه و اصبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 8

8- خداوند ، فراخوان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى در امر رسالت و مقاومت در برابر مشركان و آزار هاى آنان

فاصبر

بيان سرگذشت نوح(ع) و سپس دعوت كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و مقاومت ، گوياى اين است كه: مصداق مورد نظر براى «صبر» تحمل مشكلات و مشقتهاى تبليغ رسالت و مقاومت در برابر آزارها و كارشكنيهاى مخالفان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 1

1- خداوند ، پيامبرش را به صبرپيشگى و شكيبايى فرا خواند .

واصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 16

16- يوسف ( ع ) برادرانش را به تقوا و صبر و درآمدن در زمره محسنان فراخواند .

إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 1،2

1 - اهتمام به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و شكيبايى در بلا ها ، از مواعظ لقمان به پسر خويش بود .

يبنىّ أقم الصلوة . .. و اصبر على ما أصابك

2 - توصيه به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، نمودى از حكمت لقمان

و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... يبنىّ أقم الصلوة

56- زمينه تأثير صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 8

8- كارآيى صبر ، در گرو انجام اعمال صالح است .

إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

57- زمينه صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 16

16 - ايمان ، زمينه شكيبايى در برابر مشكلات و پايدارى در مقابل دشمن و حفظ مرز ها و رعايت تقواست .

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه

مخاطب قرار دادن مسلمانان به وصف ايمان و آنگاه امر به شكيبايى و . .. بيانگر آن است كه ايمان زمينه تحقق مسائل مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 9

9 - باور به همراهى خدا با مجاهدان صابر ، زمينه ساز تحمل سختى هاى نبرد و صبر در برابر ناملايمات آن

و اصبروا إن اللّه مع الصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 13

13- توجه و باور به پيروزى اهل تقوا ، زمينه ساز پيشه ساختن صبر و مقاومت در برابر مشكلات راه تقوا و ايمان

فاصبر إن العقبة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 68 - 5

5- آگاهى و شناخت ، زمينه ساز صبر و شكيبايى است .

و كيف تصبر على ما لم تحط به خبرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 15

15 - توجه به رازقيت خداوند و مكلف نبودن با تأمين خواروبار ، زمينه سازانجام وظيفه عبادت و نماز و پايدارى بر آن

وأمر أهلك بالصلوة . .. لانس-َلك رزقًا نحن نرزقك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 15

15 - توجه و اعتقاد به بصيرت و بينا بودن خداوند ( به احوال بندگان ) ، برانگيزنده آدمى به صبر و شكيبايى

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون و كان ربّك بصيرًا

جمله «و كان ربّك بصيراً» درصدد تحريك و تشويق مردم به صبر و شكيبايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 4

4 - ايمان به وعده الهى به نصرت جبهه حق ، زمينه ساز پيدايش روحيه صبر و شكيبايى است .

فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

يادآورى «إنّ وعد اللّه حقّ» كه به منزله تعليل براى فرمان به صبر است، مى تواند براى مطمئن ساختن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به ثمره صبر باشد. در نتيجه، در صورتى كه ايمان حاصل شود كه وعده خدا تخلف ندارد، شخص، آمادگى بيشترى براى صبر در راه خدا پيدا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 3

3 - تدبر در سرگذشت ايوب ( ع ) ، مايه تقويت نيروى صبر و شكيبايى در برابر مشكلات

و اذكر عبدنا أيوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

ابتلاى ايوب(ع) به مشكلات و رنج هاى طاقت فرسا و صبر و شكيبايى او، مهم ترين بخش سرگذشت آن حضرت است. بنابراين يادآورى آن، مى تواند سبب دميدن روح مقاومت و شكيبايى در انسان گرفتار گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 43 - 1

1 - شكيبايى و بخشش خطاكار ، امرى ارزشمند و نيازمند اراده قوى است .

و لمن صبر و غفر إنّ ذلك لمن عزم الأُمور

اضافه «عزم» به «أمور»، از باب اضافه صفت به موصوف است; يعنى، «من الأمور المعزومة» معناى اين تركيب در آيه - چنان كه مفسران گفته اند - اين است كه صبر و گذشت، از امورى است كه نيازمند به تصميم و اراده استوار، مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 11

11- توجّه به اسوه هاى صبر و خداجويى ، تقويت كننده روحيه شكيبايى در انسان

فاصبر كما صبر أولوا العزم من الرسل

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در شكيبا بودن همچون پيامبران اولواالعزم و بازگويى آن توصيه براى انسان ها; مى تواند پيامدار اين نكته باشد كه اسوه هاى مقاومت و ديندارى، خود وسيله اى براى تقويت صبر در راستاى پايبندى به دين و ارزش ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 6

6 - تسبيح و ستايش ( عبادت ) پروردگار ، زمينه استوارى روح و دستيابى به صبر در برابر ناگوارى ها *

فاصبر على ما يقولون و سب-ّح بحمد رب-ّك

از ارتباط «سبّح بحمد ربّك» با «فاصبر. ..»، مى توان تأثير عبادت در تكامل روح و استوارى اراده را نتيجه گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 10

10 - التجا به پروردگار ، هنگام حركت در مسير دين و مسؤوليت ، ضامن شكيبايى و موفقيت

و اصبر . .. و سبّح بحمد ربّك حين تقوم

از ارتباط «و سبّح» با «و اصبر»، مى توان به مطلب بالا ره برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 8

8 - ايمان به كارساز بودن خداوند و توكّل به او ، همواركننده راه صبر و شكيبايى در برابر مشكلات و سختى ها است .

فاتّخذه وكيلاً . و اصبر ... و اهجرهم هجرًا جميلاً

«واصبر» عطف بر «فاتّخذوه وكيلاً» است. اين عطف مى تواند به اين مناسبت باشد كه اتكال به خدا، موجب تقويت روح صبر و مقاومت در انسان مى شود.

58- زمينه صبر در تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 6

6 - توجه مبلغان دينى به حضور حمايت و لطف الهى ، مايه شكيبايى آنان بر مشكلات راه

و اصبر . .. فإنّك بأعيننا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان مبلغ وحى مورد هجوم كافران، قرار گرفته و خداوند براى پايدارى بخشيدن به او نظارت و حمايت خويش را به آن حضرت يادآور شده است.

59- زمينه صبر در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 9

9 - باور به همراهى خدا با مجاهدان صابر ، زمينه ساز تحمل سختى هاى نبرد و صبر در برابر ناملايمات آن

و اصبروا إن اللّه مع الصبرين

60- زمينه صبر در سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 5

5 - آگاهى از سنت هاى الهى و فلسفه آن ، زمينه ساز صبر و تحمل بيشتر درسختى ها و نگرانى ها

و لولا كلمة . .. فاصبر على ما يقولون

61- زمينه صبر رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 7

7 - تخلف ناپذير بودن وعده خداوند به نصرت پيامبران و مؤمنان ، مقتضى صبر و شكيبايى رهبران دينى و مؤمنان طرفدار آنان در برابر مشكلات و آزار هاى دشمنانِ دين است .

إنّا لننصر رسلنا . .. فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ وعد اللّه حقّ» در مقام تعليل براى «فاصبر» مى باشد; يعنى، «صبر پيشه كن چون وعده خداوند به پيروزى و نصرت، حق است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 5

5- توجه به كيفر حتمى كافران در قيامت ، زمينه ساز صبر و شكيبايى رهبران الهى در برابر عنادورزى هاى مخالفان

يعرض الذين كفروا على النار . .. فاصبر كما صبر أولواالعزم من الرسل

«فاء» در «فاصبر»، تفريع را افاده مى كند و ارتباط اين آيه با آيه قبل، صبر را فرع و نتيجه توجه به عذاب كافران قرار داده است.

62- زمينه صبر مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 6

6 - توجه مبلغان دينى به حضور حمايت و لطف الهى ، مايه شكيبايى آنان بر مشكلات راه

و اصبر . .. فإنّك بأعيننا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان مبلغ وحى مورد هجوم كافران، قرار گرفته و خداوند براى پايدارى بخشيدن به او نظارت و حمايت خويش را به آن حضرت يادآور شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 4

4 - مطالعه تاريخ امت ها و پيامبران گذشته ، مايه صبر و مقاومت مبلغان الهى در برابر دشمنان دين

كذّبت قبلهم قوم نوح فكذّبوا عبدنا

63- زمينه صبر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 6

6- شكيبايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال تجاوزات دشمن ، نيازمند امداد و توفيق الهى بود .

و اصبر و ما صبرك إلاّ بالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 2

2 - نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مستلزم صبر و شكيبايى آن حضرت در جهت تبليغ و اجراى تعاليم آن

إنّا نحن نزّلنا عليك القرءان تنزيلاً . فاصبر لحكم ربّك

از تفريع فرمان به صبر (فاصبر)، بر نزول قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) (نزّلنا عليك القرآن) مطلب ياد شده به دست مى آيد.

64- زمينه صبر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 7

7 - تخلف ناپذير بودن وعده خداوند به نصرت پيامبران و مؤمنان ، مقتضى صبر و شكيبايى رهبران دينى و مؤمنان طرفدار آنان در برابر مشكلات و آزار هاى دشمنانِ دين است .

إنّا لننصر رسلنا . .. فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ وعد اللّه حقّ» در مقام تعليل براى «فاصبر» مى باشد; يعنى، «صبر پيشه كن چون وعده خداوند به پيروزى و نصرت، حق است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 3

3 - تسبيح و حمد پروردگار ، در تكاپوى روزانه و آرامش شب و سحرگاهان ، شكيبايى آفرين براى مؤمنان *

و اصبر . .. و سبّح بحمد ربّك حين تقوم . و من الّيل فسبّحه و إدبر النجوم

برداشت ياد شده با توجه به نكات زير است: 1- «حين تقوم» اشاره به تلاش هاى روزانه «و من الّيل. ..» نظر به لحظه هاى آرام شب داشته باشد. 2- آيه شريفه را با «واصبر...» - كه در آيه قبل آمده - ملاحظه كنيم.

65- زيان ترك تبليغ صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 2 - 3

3 - بى ايمانى و ترك عمل صالح و تبليغ نكردن از حق و صبر ، زيان بزرگى است .

لفى خسر

نكره آمدن كلمه «خسر»، براى بيان عظمت آن است. استثنايى كه در آيه بعد آمده، زيان را به غير افراد مستثنى، اختصاص داده است.

66- صبر ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 18

18 - بردبارى و شكيبايى ابراهيم ( ع ) در راه هدايت مردم و انجام تكاليف الهى

إن إبرهيم لأوّه حليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 12

12- برخورد ابراهيم ( ع ) با بت پرستان ، همراه با شكيبايى و سعه صدر بود .

سلم عليك سأستغفر لك ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 111 - 7

7 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، اسوه و الگوى مقاومت و شكيبايى در برابر دشمنان و مخالفان دعوت الهى

و إنّ من شيعته لإبرهيم . .. قالوا ابنوا له بنينًا فألقوه فى الجحيم ... إنّه من

بيان داستان ابراهيم(ع) براى پيامبراسلام وايمان آورندگان به آن حضرت در مكه، مى تواند براى ارائه الگو در مسير دعوت الهى باشد.

67- صبر ادريس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 85 - 1،2،3

1- اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) از صابران و بردباران بودند .

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين

2- سرگذشت اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) و صبر و شكيبايى آنان ، درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «اسماعيل» به وسيله عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

3- اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) ، الگو و سرمشق براى مردمان در صبر و شكيبايى

و إسمعيل و إدريس و ذاالكفل كلّ من الصبرين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند در مقام تربيت و هدايت مردم عصر بعثت، هر سه پيامبر را با وصف

«صابران» معرفى كرده است.

68- صبر اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 85 - 1،2،3

1- اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) از صابران و بردباران بودند .

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين

2- سرگذشت اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) و صبر و شكيبايى آنان ، درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «اسماعيل» به وسيله عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

3- اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) ، الگو و سرمشق براى مردمان در صبر و شكيبايى

و إسمعيل و إدريس و ذاالكفل كلّ من الصبرين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند در مقام تربيت و هدايت مردم عصر بعثت، هر سه پيامبر را با وصف «صابران» معرفى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 16،24

16 - وعده شكيبايى اسماعيل ( ع ) به پدرش ( ابراهيم ( ع ) ) به هنگام انجام مأموريت ذبح

يأبت افعل ما تؤمر ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

24 - صبر و شكيبايى اسماعيل ( ع ) در داستان ذبح شدنش به دست پدر ، نشانه حلم و بردبارى او است .

فبشّرنه بغلم حليم . .. يأبت افعل ما تؤمر ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

از ارتباط ميان وصف شدن اسماعيل(ع) به حلم و بردبارى از سوى خداوند و مسأله شناساندن خود به عنوان فردى صابر و شكيبا، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

69- صبر الياس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 132 - 7

7 - الياس ( ع ) ، اسوه و الگوى مقاومت و شكيبايى در برابر دشمنان و مخالفان دعوت الهى

و إنّ إلياس لمن المرسلين . .. فكذّبوه ...إنّه من عبادنا المؤمنين

ذكر داستان الياس(ع) براى پيامبر اسلام و ايمان آورندگان به آن حضرت در مكه، مى تواند براى ارائه الگو در مسير دعوت الهى باشد.

70- صبر انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 4،6،8،18

4 - پيامبران گذشته در برابر تكذيب و آزارهاى مخالفان خويش پايدارى مى كردند.

فصبروا على ما كذبوا و أوذوا

6 - پيروزى، پايانى شيرين براى صبر انبيا در برابر تكذيب و آزار مخالفان بود.

فصبروا على ما كذبوا و أوذوا حتى أتهم نصرنا

8 - تاريخ پيامبران گذشته و بيان پايداريهاى آنان، درس آموز و سازنده است.

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

18 - آياتى از قرآن در تشريح و سرگذشت انبياى پيشين و صبر و مقاومت و پيروزى آنها قبل از سوره انعام بر پيامبر خدا نازل شده است.

فصبروا على ما كذبوا . .. و لقد جاءك من نبإى المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 12 - 8

8- پيامبران اقوام پيشين بصراحت به آنان اعلام كردند كه در برابر هرگونه آزار و اذيتشان ، شكيبايى پيشه خواهند كرد .

و لنصبرنّ على ما ءاذيتمونا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 5

5- درجات تحمّل و نيز نوع عملكرد پيامبران و اوليا ، با هم متفاوت است .

سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 11

11- پيامبران ، مأمور پايدارى در مسير تبليغ و ماندن در ميان مردم و جامعه خويش تا آخرين مرحله

و ذاالنون إذ ذهب مغضبًا فظنّ أن لن نقدر عليه

توبيخ شدن يونس(ع) به خاطر ترك قوم خويش، قبل از اين كه فرمانى دراين زمينه از جانب خداوند دريافت كند; براين نكته دلالت دارد كه پيامبران مجاز به ترك مأموريت و مردم خود، قبل از آمدن فرمان و رخصت از جانب خداوند نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 6،7

6 - پيامبران الهى ، الگو و مظهر صبر و پايدارى در برابر دشمنان حق ستيز و تبه كار

و كذلك جعلنا لكلّ نبىّ عدوًّا من المجرمين و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

7 - تفكر در تاريخ پيامبران و صبر و پايدارى آنان در برابر دشمنانشان ، نيروبخش و تقويت كننده روح مقاومت است .

و كذلك جعلنا لكلّ نبىّ عدوًّا من المجرمين و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 3

3 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر تأسى كردن از پيامبران گذشته در صبر و شكيبايى در برابر مشكلات رسالت

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا . .. فاصبر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «فاصبر. ..» تفريع بر جمله «إن-ّا لننصر رسلنا...» است.

71- صبر انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 16 - 2

2 - پيامبران مردم انطاكيه ، برخوردار از صبر و پايدارى بر مواضع خويش ، به رغم روبه رو شدن با تكذيب و مخالفت هاى سخت

قالوا ربّنا يعلم إنّا إليكم لمرسلون

تأكيد پيامبران بر راستى ادعاهاى خود، على رغم تكذيب شدن شان، گوياى برداشت ياد شده است.

72- صبر انبياى اولواالعزم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 3،6

3- برخى از رسولان الهى ، اولواالعزم و داراى صبر و شكيبايى بيشتر بودند .

فاصبر كما صبر أولوا العزم من الرسل

بنابراين كه «من» در «من الرسل» براى تبعيض باشد; استفاده مى شود كه همه رسولان، اولواالعزم نبوده اند.

6- تمامى رسولان صاحب شريعت ، برخوردار از صبر و استقامتى بزرگ

فاصبر كما صبر أولوا العزم من الرسل

«اولواالعزم» مى تواند به معناى صاحب شريعت باشد; زيرا در معناى «عزم»، «عزيمة» به معناى شريعت را ياد كرده اند.

73- صبر اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 3

3- صبر و استقامت براى كسب رضايت خدا ، از ويژگى هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. الذين صبروا ابتغاء وجه ربهم

74- صبر اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 5

5- درجات تحمّل و نيز نوع عملكرد پيامبران و اوليا ، با هم متفاوت است .

سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا

75- صبر ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 13

13 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لمّا طال بلاء أيوب و رأى إبليس صبره أتى إلى أصحاب له كانوا رهباناً فى الجبال فقال لهم : مرّوا بنا إلى هذا العبد المبتلى و نسأله عن بليته . . . و قالوا يا أيوب لو أخبرتنا بذنبك فلانرى تبتلى إلاّ لأمر كنت تستره . . . فعند ذلك دعا ربّه و قال : « ربّ أنّى مسّنى الشيطان بنصب و عذاب » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: چون ابتلاى ايوب(ع) طولانى گشت و ابليس صبر او را ديد، نزد ديرنشينانى كه از اصحاب وى بودند آمد و به آنان گفت: بياييد تا نزد اين بنده مبتلا برويم و از او درباره ابتلايش سؤال كنيم. .. آنان گفتند: اى ايوب! كاش گناهى را كه انجام داده اى به ما مى گفتى؟ ما را عقيده بر آن است كه تو تنها به خاطر چيزى (گناهى) كه از ما پنهان مى كنى، مبتلا شده اى... پس در آن موقع پروردگارش را خواند و گفت: (ربّ أنّى مسّنى الشيطان بنصب و عذاب)».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 8،9،16

8 - ايوب ( ع ) ، انسانى صبور و شكيبا در پيشگاه خداوند

إنّا وجدنه صابرًا

9 - ايوب ( ع ) ، الگوى بزرگ صبر و شكيبايى

إنّا وجدنه صابرًا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد ارائه الگويى از صبر و شكيبايى براى پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) و ياران مؤمن او است كه در مكه در اوج سختى ها و رنج هاى ناشى از دين دارى قرار داشتند.

16 - صبر ايوب ( ع ) ، جلوه اى از عبوديت و خداخواهى او

و اذكر عبدنا أيّوب . .. نعم العبد إنّه أوّاب

76- صبر بر اذيتهاى دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 110 - 3

3 - اقامه نماز و اداى زكات ، عامل شكيبايى بر آزار هاى دشمنان و زمينه ساز مدارا كردن با ايشان است .

فاعفوا و اصفحوا . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

در برداشت فوق، جمله «أقيموا الصلاة . ..» در ارتباط با «فاعفوا واصفحوا» ملاحظه شده است. در اين لحاظ هدف از تأكيد بر

اقامه نماز و پرداخت زكات، ايجاد توان براى اطاعت امر خداوند (لزوم عفو و گذشت و مدارا كردن با دشمنان) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 8،9

8- گذشت از دشمن و ناديده گرفتن اذيت و آزارش ، امرى دشوار و نيازمند شكيبايى است .

و إن عاقبتم فعاقبوا . .. و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

9- « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . و أما حق من ساءك القضاء على يديه بقول أو فعل فإن كان تعمدها كان العفو أولى بك لما فيه له من القمع و حسن الأدب . . . قال عزّوجلّ : « . . . و لئن صبرتم لهو خير للصابرين » . . . فإن لم يكن عمداً لم تظلمه . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است كه:. .. اما حق كسى كه از جانب او سخن يا عمل به تو بدى رسيده اين است كه: اگر بدى او عمدى باشد، گذشت از او براى تو بهتر است; زيرا اين گذشت موجب منصرف شدن آن شخص از بدى كردن و ادب نيكو براى او مى شود ... خداى عزّوجلّ فرمود: «... و لئن صبرتم لهو خير للصابرين» ... و اگر بدى او عمدى نبوده (با اين گذشت) به او ظلم نكرده اى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 1،2،4،5،14

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر اذيت و آزار دشمنان به آن حضرت ، تنها مأمور به صبر و شكيبايى گرديد و نه مجاز براى مقابله به مثل

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و اصبر

خداوند، در آيه قبل همه مسلمانان را مجاز به مقابله به مثل دانسته است; ولى در اين آيه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مخاطب قرار داده و به او اختصاصاً فرمان صبر و مقاومت داده است. از ارتباط اين دو آيه، برداشت فوق به دست مى آيد.

2- مبلغان دينى ، موظف به پايدارى در راه تبليغ و استقامت در برابر اذيت و آزار دشمنانند .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و لئن صبرتم لهو خير للصبرين . و اصبرو ما صبرك إلاّ بالله

4- صبر و مقاومت در برابر اذيت و آزار دشمنان دين ، مؤثرترين روش برخورد با آنان و بهترين راه تبليغ اسلام است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين . و اصبر

5- صبر و مقاومت در برابر اذيت ها و آزار دشمنان دين ، تنها در پرتو عنايت و كمك خداوند ميسر است .

و لئن صبرتم لهو خير للصبرين . و اصبر و ما صبرك إلاّ بالله

14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از بالاترين مرتبه صبر و تحمل در برابر اذيت ، آزار و تعديات دشمن ، برخوردار بود .

و اصبر . .. و لاتحزن عليهم و لاتك فى ضيق ممّا يمكرون

از اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) اختصاصاً به صبر مأمور گشت و صبر او تنها در پرتو عنايت و كمك خداوند ميسر مى شد، به دست مى آيد كه صبر آن حضرت، صبرى ويژه و بسيار بزرگ بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 7،8

7 - تخلف ناپذير بودن وعده خداوند به نصرت پيامبران و مؤمنان ، مقتضى صبر و شكيبايى رهبران دينى و مؤمنان طرفدار آنان در برابر مشكلات و آزار هاى دشمنانِ دين است .

إنّا لننصر رسلنا . .. فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ وعد اللّه حقّ» در مقام تعليل براى «فاصبر» مى باشد; يعنى، «صبر پيشه كن چون وعده خداوند به پيروزى و نصرت، حق است».

8 - صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى دشمنان ، زمينه ساز پيروزى و جلب نصرت الهى

فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 1

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به صبر در برابر مخالفت هاى كافران حق ناپذير و تداوم رسالت خويش فرا خواند .

فاصبر

77- صبر بر اذيتهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 13 - 12

12- توكل به خداوند و صبر پيشه كردن در برابر آزار و اذيت كافران ، زمينه ساز برخوردارى از حمايت الهى

و على الله فليتوكل المؤمنون . .. و لنصبرنّ على ما ءاذيتمونا ... فأوحى إليهم ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 3

3 - صبر در برابر گفته ها و فشار هاى تبليغاتى و روانى كافران ، فرمان و توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاصبر على مايقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 174 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند

فتولّ عنهم حتّى حين

توصيه به اعراض و بى اعتنايى، در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت، مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 178 - 3

3 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند

و تولّ عنهم حتّى حين

توصيه به اعراض و بى اعتنايى در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يارانش مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.

78- صبر بر اذيتهاى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 59 - 4

4 - توصيه خداوند به مؤمنان و مهاجران صدراسلام ، مبنى بر اينكه در برابر فشار ها و آزار هاى كافران ، بردبار باشند و خويشتن دارى را از دست ندهند .

و الذين هاجروا . .. ثمّ قتلوا ... و إنّ اللّه لعليم حليم

متعلق «عليم» در جمله «و إنّ اللّه لعليم حليم» محذوف است و تقدير آن به قرينه مقام چنين مى باشد: «إنّ اللّه لعليم بما فعل المشركون بالمؤمنين من إخراجهم من ديارهم و قتلهم المهاجرين حليم يمهلهم و لاينتقم منهم إلى حين; خدا به آنچه كه مشركان عليه مؤمنان انجام دادند، آگاه است و چون حليم و بردبار است، به آنان فرصت مى دهد». گفتنى است كه جمله فوق، در واقع توصيه اى است از جانب خداوند به مؤمنان صدراسلام كه فشارهاى كافران آنان را بى حوصله نكند; بلكه همان طور كه خدا حليم و بردبار است، بردبارى كنند و خويشتن دارى را از دست ندهند.

79- صبر بر اذيتهاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 174 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند

فتولّ عنهم حتّى حين

توصيه به اعراض و بى اعتنايى، در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت، مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 178 - 3

3 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند

و تولّ عنهم حتّى حين

توصيه به اعراض و بى اعتنايى در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يارانش مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.

80- صبر بر اذيتهاى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 60 - 1

1 - بردبارى و خويشتن دارى مؤمنان و مهاجران ، در برابر فشار ها و آزار هاى مشركان و پرهيز از انتقام گيرى ، امرى مهم ، سرنوشت ساز و مورد توصيه مؤكد خداوند ( در اوايل هجرت از مكّه به مدينه )

و الذين هاجروا . .. و إنّ اللّه لعليم حليم . ذلك

«ذلك» خبر براى مبتداى محذوف و اشاره است به توصيه خدا به مؤمنان و مهاجران صدراسلام مبنى بر اين كه در برابر فشارها و آزارهاى مشركان، خويشتن دارى كنند و بردبارى را از دست ندهند. گفتنى است كه در چنين مواردى معمولاً از كلمه «هذا» استفاده مى كنند. بنابراين به كارگيرى «ذلك» - كه براى اشاره به دور است - بيانگر اهميت خويشتن دارى در برابر آزارهاى مشركان صدراسلام در آن مقطع خاص مى باشد; مقطعى كه ظاهراً هنوز مؤمنان از نيروى كافى براى برخورد قهرآميز با دشمن، برخوردار نبودند.

81- صبر بر استهزاهاى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر استهزا ، گفتار مغرضانه و تبليغات سوء سران كفر و شرك

اصبر على ما يقولون

82- صبر بر استهزاهاى رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر استهزا ، گفتار مغرضانه و تبليغات سوء سران كفر و شرك

اصبر على ما يقولون

83- صبر بر استهزاهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 111 - 4،7

4 - مقاومت روحى در برابر استهزا و مضحكه كافران و حق ستيزان و پايبندى بر ارزش هاى دينى و الهى ، از مصداق هاى بارز صبر و شكيبايى

فاتّخذتموهم سخريًّا . .. و كنتم منهم تضحكون . إنّى جزيتهم اليوم بما صبروا

7 - صبر و شكيبايى در برابر آزار هاى روحى كافران ، توصيه خداوند به مؤمنان صدراسلام

فاتّخذتموهم سخريًّا . .. و كنتم منهم تضحكون . إنّى جزيتهم اليوم بما صبروا

ذكر فرجام خوش مؤمنان شكيبا در قيامت و اعلام رستگارى قطعى آنان، نشانگر تشويقى است از سوى خداوند به مؤمنان صدراسلام; كه در برابر آزارهاى كافران مقاومت كنند و بدانند كه خداوند آنان را فراموش نخواهد كرد.

84- صبر بر اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 48 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور صبر و شكيبايى در برابر فرمان هاى الهى

فاصبر لحكم ربّك

85- صبر بر ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 4

4 - صبر در راه ايمان ، مقدمه پيروزى و مايه فرارسيدن فرج از جانب خداوند

فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 8،9

8 - حاكميت مؤمنان بر زمين در گرو استعانت آنان از خدا و صبر ايشان در طريق ايمان است .

استعينوا باللّه و اصبروا إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده

چون موسى(ع) پيش از بشارت به نابودى فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل مردمش را به استعانت جستن از خدا و صبر فراخوانده است، معلوم مى شود اين دو فضيلت از شرايط تحقق آن وعده است.

9 - پايدارى مردم بر طريق ايمان و مقاومت در برابر آزار دشمنان ، در گرو تحكيم مبانى عقيدتى آنان است .

استعينوا باللّه و اصبروا إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده

86- صبر بر دشمنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 8

8 - وانهادن كافران و تحمل عداوت آنان ، تكليفى الهى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فذرهم . .. و اصبر لحكم ربّك

بنابراين كه «و اصبر» عطف بر «فذرهم» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

87- صبر بر سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 15

15- صبر پيشه كردن در برابر مشكلات و بلايا و شكرگزارى در مقابل نعمت هاى الهى ، مايه رشد معرفت آدمى و درك بهتر

آيات و نشانه هاى خدا

إن فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 35 - 4

4 - مؤمنان راستين ، شخصيت هايى صبور در برابر مصيبت ها و ناملايمات زندگى

و بشّر المخبتين . .. و الصبرين على ما أصابهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 11

11 - عبادت و شب زنده دارى ، نيروبخش و مقاومت آفرين ، در برابر مشكلات و سختى ها

فاصبر لحكم ربّك . .. و من الّيل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً

88- صبر بر سخن ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 1

1 - سعه صدر ، صبر و خويشتن دارى در برابر سخنان ناشايست ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و اصبر على ما يقولون

89- صبر بر سخنان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 1

1 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، به صبر در برابر گفتار نارواى كافران

فاصبر على ما يقولون

90- صبر بر شكنجه هاى دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 4

4- هجرت برخى از مسلمانان صدراسلام ( به حبشه ) ، پس از تحمل رنج و شكنجه دشمنان

للذين هاجروا من بعد ما فتنوا

يكى از معانى «فتنة» آزار و شكنجه مى باشد (مفردات راغب) و برداشت فوق مبتنى بر اين معناست.

91- صبر بر ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 12

12 - صبر و مقاومت بنى اسرائيل زمان موسى در برابر ستمگرى هاى فرعون ، موجب تحقق وعده الهى بر پيروزى آنان و نابودى دشمنانشان

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

حرف «باء» در «بما صبروا» سببيه است و «ما»، مصدريه. يعنى: «تمت ... بسبب صبرهم».

92- صبر بر ظلم فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 1

1 - موسى ( ع ) پس از تصميم فرعون به سركوبى بنى اسرائيل ، مردمش را به استعانت از خدا و صبر و مقاومت در برابر آزار هاى فرعونيان فراخواند .

قال موسى لقومه استعينوا باللّه و اصبروا

93- صبر بر ظلم مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 1

1- مسلمانان مهاجر از ستم مشركان مكه ، مردمانى صبور بودند كه در برابر ستم ظالمان شكيبايى پيشه كردند .

و الذين هاجروا فى الله . .. الذين صبروا

«الذين» عطف بيان براى «الذين» در آيه سابق است.

94- صبر بر عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 25

25 - صبر بر انجام نماز هاى پنجگانه و صبر در جنگ مسلّحانه با دشمنان و پاسدارى در راه خداوند ، وظيفه مؤمنان

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره « . .. اصبروا و صابروا و رابطوا ... » فرمود: اصبروا على الصلوات الخمس، و صابروا على قتال عدوّكم بالسّيف، و ربطوا فى سبيل اللّه لعلّكم تفلحون.


الدّر المنثور، ج 2، ص 418.

95- صبر بر عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 24 - 2

2 - تحمل صبورانه عذاب و يا پشيمانى و عذرخواهى دشمنان خدا در قيامت ، بى تأثير در رهايى آنان از دوزخ

فإن يصبروا فالنار مثوًى لهم و إن يستعتبوا فما هم من المعتبين

«إستعتاب» (مصدر «يستعتبوا») به معناى درخواست رضايت است كه لازمه عذرخواهى مى باشد.

96- صبر بر فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 8

8- « عن أبى عبدالله ( ع ) [ فى قوله تعالى : ] « سلام عليكم بما صبرتم » على الفقر فى الدنيا . . . ;

از امام صادق(ع) درباره [سخن خداوند متعال:] «سلام عليكم بما صبرتم» روايت شده است كه: [مراد شكيبايى ورزيدن است] بر تنگدستى در دنيا».

97- صبر بر مشكلات حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 109 - 6

6 - تبعيت محض از حق و وحى الهى ، و صبر و بردبارى در برابر مشكلات آن ، از شرايط رهبرى الهى است .

قد جاءكم الحق من ربكم . .. و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه

98- صبر بر مشكلات وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 109 - 6

6 - تبعيت محض از حق و وحى الهى ، و صبر و بردبارى در برابر مشكلات آن ، از شرايط رهبرى الهى است .

قد جاءكم الحق من ربكم . .. و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه

99- صبر بر مصايب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 157 - 3،4،8

3 - مؤمنانى كه از سر باور به « از خدا بودن و به او بازگشتن » مصايب راه ايمان را تحمل مى كنند ، از مقامى والا در پيشگاه خداوند برخوردارند .

قالوا إنا للّه و إنا إليه راجعون. أولئك عليهم صلوت من ربهم

4 - مؤمنانى كه در مصيبت هاى راه ايمان صابرند ، به هدايت واقعى نايل خواهند شد .

قالوا إنا للّه و إنا إليه راجعون . .. و أولئك هم المهتدون

8 - مؤمنانى كه در مصيبت ها و سختى ها صابر و تسليم قضاى الهى باشند ، تنها كسانى هستند كه به هدايت دست يافته اند .

و بشر الصبرين. الذين ... و أولئك هم المهتدون

ضمير فصل (هم) و معرفه بودن خبر (المهتدون) حاكى از حصر است.

100- صبر بر مصيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 20

20 - صبر در انجام فرائض و در برابر مصائب و آمادگى براى پيروى از دستورات ائمّه ، وظيفه مؤمنان

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: اصبروا على الفرائض و صابروا على المصائب و رابطوا على الأئمّة.


كافى، ج 2، ص 81، ح 3 ; تفسير برهان، ج 1، ص 334، ح 2 و 6 و 11.

101- صبر بر وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 3

3- مؤمنان ، وظيفه دار صبر و شكيبايى و پرهيز از درخواست تحقق سريع وعده هاى خداوند

أتى أمر الله فلاتستعجلوه سبحنه و تعلى عمّا يشركون

با توجه به اينكه «لاتستعجلوه» مخاطب و «يشركون» غايب است، به نظر مى رسد مخاطب فعل اول مؤمنان باشد.

102- صبر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 11

11 - بنى اسرائيلِ زمان موسى در دوران حكومت فرعون ، مردمى صبور و مقاوم در برابر دشمنان دين بودند .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

103- صبر بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 7

7- يوسف ( ع ) و بنيامين از تقواپيشگان صبور و از زمره محسنان بودند .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

104- صبر بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 7

7- « قال [ أبوعبدالله ( ع ) ] : إن طائفة من الملائكة عابوا ولد آدم فى اللّذات و الشهوات . . . فإذا كان يوم القيامة و صار أهل الجنة فى الجنة ، إستأذن أُولئك الملائكة على أهل الجنة فيؤذن لهم فيدخلون عليهم فيسلّمون عليهم و يقولون لهم : « سلام عليكم بما صبرتم » فى الدنيا عن اللّذات والشهوات الحلال ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا عده اى از فرشتگان، آدميان را به خاطر گرايش به لذات و شهوات، عيب جويى مى كردند . .. پس آن گاه كه روز قيامت برپا شود و بهشتيان در بهشت قرار گيرند، آن فرشتگان براى ورود بر بهشتيان اجازه مى خواهند، پس به آنان اذن داده مى شود و آن گاه فرشتگان با سلام بر آنان وارد مى شوند و به ايشان مى گويند: سلام بر شما باد به خاطر اينكه شكيبايى ورزيديد و از لذتها و شهوتهاى حلال چشم پوشى كرديد».

105- صبر پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 5 - 3

3 - صبر ، در فرهنگ قرآن ، دو گونه است : « نيكو و به جا » ، « ناپسند و نابه جا » .

فاصبر صبرًا جميلاً

صبر درباره هر چيزى، ممكن است به جا و نابه جا و نيكو و يا ناشايست باشد. آمدن «جميلاً» ممكن است به همين نكته اشاره داشته باشد.

106- صبر پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 14

14- نوح ( ع ) و پيروان او ، صبرپيشگانى مقاوم در برابر ناملايمات راه ايمان

تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر

دعوت به صبر و مقاومت ، پس از بيان سرگذشت نوح(ع) و پيروانش ، اشاره به اين حقيقت دارد كه: آن حضرت و پيروانش ، در برابر ناملايمات صبور و شكيبا بودند.

107- صبر جميل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 13

13- صبر و شكيبايى در برابر دشوارى ها و حوادث تلخ ، خصلتى نيكو ، زيبا و ارجمند

فصبر جميل

برداشت فوق ، مبتنى بر اين است كه «صبر» مبتدا و «جميل» خبر آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 5 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور صبرى نيكو و شايسته در انجام دادن رسالت خويش

فاصبر صبرًا جميلاً

108- صبر داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 5

5 - داوود ( ع ) ، مظهر صبر و مقاومت و الگوى صابران و بردباران تاريخ

واذكر عبدنا داود

توصيه شدن پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) به يادآورى سرگذشت حضرت داوود(ع)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

109- صبر در اجتناب از اسراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 8

8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

110- صبر در اجتناب از زنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 8

8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

111- صبر در اجتناب از سخن باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 8

8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

112- صبر در اجتناب از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 8

8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

113- صبر در اطاعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 16

16 - قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . يابن مسعود قول اللّه . . . « و لنبلونكم بشىء من الخوف . . . و بشر الصابرين » قلنا يا رسول اللّه فمن الصابرون ؟ قال : الذين يصبرون على طاعة اللّه واجتنبوا معصية ، الذين كسبوا طيباً و انفقوا قصداً و قدموا فضلا فافلحوا . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده . .. كه فرمود: اى پسر مسعود ... سخن خداوند است: «و لنبلونكم بشىء من الخوف ... و بشر الصابرين»، به آن حضرت عرض كرديم: صابران چه كسانى هستند؟ فرمود: كسانى كه بر اطاعت خدا صبر مى نمايند و از گناهان دورى كرده اند، كسانى كه روزى پاكيزه كسب كرده و در انفاق ميانه رو هستند و زيادى درآمد خود را انفاق نموده

اند، پس آنان رستگار گشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 6

6- آنان كه بر اطاعت فرمان هاى خدا صبورى كنند ، از محسنانند .

واصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 6

6- عاقبت و فرجام حيات دنيا ( بهشت ) براى صبرپيشگان بر طاعت خدا عاقبتى خوش و نيكوست .

فنعم عقبى الدار

114- صبر در اطاعت از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 6

6- توحيد در عبادت و اطاعت خداوند ، امرى دشوار و نيازمند صبر و تحمل است .

فاعبده واصطبر لعبدته هل تعلم له سميًّا

«اصطبار»; يعنى، براى چيزى صبر قراردادن (لسان العرب). فرمان به كارگيرى صبر براى عبادت، گوياى مشكلات و موانعى است كه بر سر راه عبادت خداوند وجود دارد و گذر از آن، نيازمند بهره گرفتن از صبر است.

115- صبر در امتحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 17،20

17 - لزوم پيشه كردن صبر و تقوا در برابر آزمايش هاى الهى و آزار هاى دشمنان

لتبلونّ . .. و لتسمعنّ ... و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور

20 - صبر توأم با تقوا ، شرط موفقيّت در آزمايش هاى الهى

لتبلونّ . .. و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 1

1 - بهشت ، از آنِ كسانى است كه در مقابل آزمايش هاى الهى شكيبا باشند .

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 7،8،9

7 - شكيبا سازى و توانمند كردن روحيه مردمان ، فلسفه آزمايش آنان از سوى خداوند

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون

از ديدگاه برخى از مفسران مانند زمخشرى، جمله «أتصبرون» پس از ذكر «فتنة»، همانند «أيّكم» بعد از«ابتلاء» (در آيه «ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً») است كه در مقام بيان فلسفه مطلب ياد شده در عبارت پيشين مى باشد.

8 - صبر ، رمز موفقيت انسان در برابر آزمايش الهى

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون

9 - انسان ها ، وظيفه دار صبر و شكيبايى در برابر آزمايش هاى الهى

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون

استفهام در جمله «أتصبرون» استفهام حقيقى نيست; بلكه در معناى «امر» به كار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 19،22

19 - بدون كمك و عنايت خداوند ، صبر و شكيبايى در برابر آزمايش هاى بزرگ همچون كشته شدن در راه خداوند ، ممكن نيست .

إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك . .. قال يأبت افعل ما تؤمر ستجدنى إن شاء اللّه من

مسأله ذبح اسماعيل(ع) - چنان كه در آيه بعد به صراحت آمده است - يك آزمايش الهى بود. براين اساس، مشروط كردن موفقيت اين آزمايش به مشيت و عنايت خداوند (ستجدنى إن شاء اللّه من الصابرين)، گوياى برداشت ياد شده است.

22 - اجراى فرمان هاى خداوند و سربلندى در آزمايش هاى الهى ، نيازمند صبر و شكيبايى است .

قال يأبت افعل ما تؤمر ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

116- صبر در امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 8،13

8 - امر به معروف و نهى از منكر ، مشكلاتى در پى دارد كه بايد آنها را تحمل كرد .

و أمر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر على ما أصابك

احتمال دارد دستور به صبر پس از سه فرمان اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر، همانند آن سه، فرمانى عام باشد و احتمال دارد فرمانى ويژه و مربوط به امر به معروف و نهى از منكر باشد. در صورت دوم، نشان مى دهد كه امر به معروف و نهى از منكر، مشكلاتى به همراه دارد كه بايد آن را تحمل كرد.

13 - « فى مجمع البيان « و اصبر على ماأصابك » من المشقة و الأذى فى الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر عن على ( ع ) ;

در مجمع البيان از امام على(ع) درباره «و اصبر على ما أصابك» روايت شده: در برابر سختى ها و اذيت هايى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر مى بينى، بردبار باش».

117- صبر در انتقام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 7

7- منفعت برتر و خير مؤمنان به هنگام دعوت به اسلام ، در صبر و عدم تعجيل در انتقام از دشمنان و مقابله به مثل با آنان است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

118- صبر در برابر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 59 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به برگزيدن شيوه صبر و انتظار در برابر كافران ، در پى اتمام حجت بر ايشان *

فإنّما يسّرنه . .. فارتقب

با توجه به شرايط دشوار پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه، چه بسا تعبير «فارتقب» بيانگر لزوم صبر و انتظار تا لحظه تغيير شرايط است.

119- صبر در برابر مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 5 - 2

2 - صبر در برابر موضع گيرى هاى تكذيب گرانه و استهزاآميز شرك پيشگان صدراسلام ، توصيه خداوند به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

سأل سائل بعذاب واقع . .. فاصبر صبرًا جميلاً

توصيه به صبر - پس از بيان بعضى از گفته ها و درخواست هاى كافران - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

120- صبر در برپايى نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 4

4- برپا كردن نماز در اوقات مقرر آن ، نيازمند صبرپيشگى است .

و أقم الصلوة طرفى النهار . .. واصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 5

5 - مراقبت و مداومت بر اقامه نماز ، نيازمند صبر و مقيّد ساختن نفس بر آن است .

واصطبر عليها

121- صبر در تأخير پيروزى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 48 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور صبر و شكيبايى در مدت مهلت يافتن كافران تكذيب گر و به تأخير افتادن نصرت و پيروزى مسلمانان بر آنان

و أُملى لهم . .. فاصبر لحكم ربّك

به گفته مفسران، آيه شريفه اشاره به مسأله مهلت يافتن مشركان است كه در آيه پيش ذكر شده است.

122- صبر در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 61 - 6

6 - مبلغان دين بايد دلسوز مردم و آراسته به شكيبايى در ابلاغ احكام و معارف الهى باشند .

إنى أخاف عليكم . .. قال يقوم ليس بى ضللة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 67 - 5

5 - مبلغان دين بايد دلسوز مردم و آراسته به شكيبايى در ابلاغ معارف الهى باشند .

قال يقوم ليس بى سفاهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 6،7

6- تبليغ دين و هدايت مردمان ، پيامدار اذيت و آزار دشمنان و نيازمند مقاومت ، شكيبايى و گذشت است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

7- منفعت برتر و خير مؤمنان به هنگام دعوت به اسلام ، در صبر و عدم تعجيل در انتقام از دشمنان و مقابله به مثل با آنان است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 2

2- مبلغان دينى ، موظف به پايدارى در راه تبليغ و استقامت در برابر اذيت و آزار دشمنانند .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و لئن صبرتم لهو خير للصبرين . و اصبرو ما صبرك إلاّ بالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 128 - 4

4- صبر در راه تبليغ دين و هدايت مردم ، تقواپيشگى و احسان است .

ادع إلى سبيل . .. و اصبر ... إن الله مع الذين اتّقوا و الذين هم محسنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 11

11- پيامبران ، مأمور پايدارى در مسير تبليغ و ماندن در ميان مردم و جامعه خويش تا آخرين مرحله

و ذاالنون إذ ذهب مغضبًا فظنّ أن لن نقدر عليه

توبيخ شدن يونس(ع) به خاطر ترك قوم خويش، قبل از اين كه فرمانى دراين زمينه از جانب خداوند دريافت كند; براين نكته دلالت دارد كه پيامبران مجاز به ترك مأموريت و مردم خود، قبل از آمدن فرمان و رخصت از جانب خداوند نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نيازمند رهنمود و دلجويى از جانب خداوند براى پايدارى در طريق تبليغ

و اصبر لحكم ربّك فإنّك بأعيننا

چنانكه گفته شد: تعبير «بأعيننا» پيامدار حمايت مى باشد، از اين تعبير و از فرمان «و اصبر» مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 7 - 4

4 - ارزشمندى صبر و پايدارى در انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين ، بسته به خلوص و جهت خدايى آن است .

و لربّك فاصبر

123- صبر در تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 7

7 - تبليغ پيام الهى ، نيازمند تحمل دشوارى ها و مشكلات

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 4

4 - مقام تبليغ دين و رهبرى امت ، نيازمند صبر و شكيبايى

فاصبر على ما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 1،2

1 - فرمان پايدارى و شكيبايى از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در راستاى تبليغ دين

و اصبر لحكم ربّك

مراد از «لحكم ربّك» مى تواند حكم رسالت و تبليغ دين باشد. در اين صورت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور شده است تا در برابر اذيت و آزار تكذيب كنندگان، صبر پيشه كند و تحمل خويش را از دست ندهد.

2 - تبليغ دين و انجام رسالت الهى ، نيازمند شكيبايى

و اصبر لحكم ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 7

7 - ترويج دين و گسترش دين دارى در جامعه ، مستلزم سعه صدر ، صبر و خويشتن دارى است .

و اصبر . .. و اهجرهم هجرًا جميلاً

124- صبر در تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 5

5 - تبليغ و اجراى تعاليم قرآن ، مستلزم صبر و شكيبايى است .

فاصبر لحكم ربّك

125- صبر در تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 7

7- شكيبا بودن و اطاعت از معلم ، ادب و شرط تعلّم است .

و لا أعصى لك أمرًا

126- صبر در تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 20

20 - صبر در انجام فرائض و در برابر مصائب و آمادگى براى پيروى از دستورات ائمّه ، وظيفه مؤمنان

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: اصبروا على الفرائض و صابروا على المصائب و رابطوا على الأئمّة.


كافى، ج 2، ص 81، ح 3 ; تفسير برهان، ج 1، ص 334، ح 2 و 6 و 11.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 1

1- لزوم استقامت ورزيدن و صبر پيشه ساختن در اجراى احكام و فرمان هاى الهى

والذين صبروا

عبارت «ابتغاء وجه ربهم» (براى دستيابى به رضايت خدا) مى رساند كه متعلق «صبروا» احكام و فرمانهاى خداست ; يعنى: «صبروا على ما أمرهم الله به و عمّا نهاهم عنه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 4،5

4- صبر و استقامت بر پيروى از فرمان هاى خدا درپى دارنده ورود به بهشت

سلم عليكم بما صبرتم

حرف «باء» در «بما صبرتم» سببيه و «ما» در آن مصدريه است. متعلق «صبرتم» امورى است كه در آيات گذشته («الذين يوفون» تا «يدرءون بالحسنة السيئة») مطرح شد كه مى توان از آنها به «طاعة الله» تعبير كرد. بنابراين بما صبرتم ; يعنى: «بسبب صبركم على طاعة الله».

5- التزام به فرمان هاى خدا ، نيازمند صبر و استقامت است .

بما صبرتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 31 - 5

5- جهاد و صبر در مسير فرمان هاى وحى ، ملاك امتياز و از مهم ترين ارزش ها است .

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

اهميت، از تخصيص به ذكر يافتن جهاد و صبر استفاده مى شود.

127- صبر در تواضع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 8

8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

128- صبر در توبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 8

8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى

و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

129- صبر در توحيد عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 6

6- توحيد در عبادت و اطاعت خداوند ، امرى دشوار و نيازمند صبر و تحمل است .

فاعبده واصطبر لعبدته هل تعلم له سميًّا

«اصطبار»; يعنى، براى چيزى صبر قراردادن (لسان العرب). فرمان به كارگيرى صبر براى عبادت، گوياى مشكلات و موانعى است كه بر سر راه عبادت خداوند وجود دارد و گذر از آن، نيازمند بهره گرفتن از صبر است.

130- صبر در تهجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 8

8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

131- صبر در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 25

25 - صبر بر انجام نماز هاى پنجگانه و صبر در جنگ مسلّحانه با دشمنان و پاسدارى در راه خداوند ، وظيفه مؤمنان

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره « . .. اصبروا و صابروا و رابطوا ... » فرمود: اصبروا على الصلوات الخمس، و صابروا على قتال عدوّكم بالسّيف، و ربطوا فى سبيل اللّه لعلّكم تفلحون.


الدّر المنثور، ج 2، ص 418.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 15،27،28،31

15 - صبر و مقاومت در نبرد با دشمنان دين ، وظيفه اى بر عهده مجاهدان

و الصبرين . .. حين البأس

27 - استقامت و پايدارى در جنگ عليه دشمنان دين ، از مشخصه هاى ابرار

و لكن البر من . .. الصبرين فى البأساء و الضراء حين البأس

28 - انجام وظايف عبادى ، اجتماعى و اخلاقى دين ، تحمل مشكلات و استقامت در راه مبارزه با دشمنان نشانه راستى و درستى ايمان است .

أولئك الذين صدقوا

در برداشت فوق «أولئك» اشاره به صفاتى است كه از جمله «و ءاتى المال . .. و حين البأس» به دست مى آيد و متعلق «صدقوا» به قرينه «من ءامن ...» ايمان به خدا و ... گرفته شده است.

31 - مجاهدانى كه در نبرد با دشمنان دين استقامت مىورزند ، تقواپيشگان حقيقى هستند .

الصبرين . .. حين البأس ... أولئك هم المتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 4

4 - دعوت و تشويق اهل ايمان به پيشه ساختن صبر و تقوا ، در رويارويى با دشمن

ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 8

8 - صبر و مقاومت در صحنه كارزار از عوامل مهم پيروزى مؤمنان بر كافران

إن يكن منكم عشرون صبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 31 - 6

6- تفاوت مرتبه مجاهدان ، در پرتو صبر و شكيبايى آنان در ميدان جهاد *

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه وصف «الصابرين» صرفاًتوضيح و تفسير «المجاهدين» نباشد; بلكه ملاك دوم به شمار آيد; يعنى، مدعيان ايمان در پرتو جهاد از يكديگر متمايز مى شوند و مجاهدان در پرتو صبر و شكيبايى بر يكديگر شرافت مى يابند.

132- صبر در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 16 - 2،3

2 - قرار و بى قرارى تكذيب گران در آتش دوزخ ، بى تأثير در تغيير كيفر آنان

فاصبروا أو لاتصبروا سواء عليكم

3 - صبر در طريق تقوا و آزمون هاى زندگى دنيوى ، داراى اثر است و نه صبر در آتش دوزخ . *

فاصبروا أو لاتصبروا سواء عليكم

احتمال دارد كه يادآورى صبر در چنين آيه اى، اشاره داشته باشد به اين كه به جاى صبر بر آتش دوزخ - كه تأثيرى ندارد - شايسته است كه آدميان، صبر را در همين دنيا و در طريق تقوا، به كار گيرند كه منشأ آثار فراوان است.

133- صبر در حق پذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 8

8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

134- صبر در حلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 8

8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

135- صبر در دعوت به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 7

7- منفعت برتر و خير مؤمنان به هنگام دعوت به اسلام ، در صبر و عدم تعجيل در انتقام از دشمنان و مقابله به مثل با آنان است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

136- صبر در ديندارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 2،3

2- لزوم پيشه ساختن صبر در مشكلات راه دين

فاستقم كما أُمرت . .. واصبر

3- پايدارى بر دين ، پرهيز از طغيان گرى و تمايل نداشتن و تكيه نكردن بر ستمگران ، امورى نيازمند به صبرپيشگى

فاستقم كما أُمرت . .. و لاتركنوا إلى الذين ظلموا ... واصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 1

1- لزوم استقامت ورزيدن و صبر پيشه ساختن در اجراى احكام و فرمان هاى الهى

والذين صبروا

عبارت «ابتغاء وجه ربهم» (براى دستيابى به رضايت خدا) مى رساند كه متعلق «صبروا» احكام و فرمانهاى خداست ; يعنى: «صبروا على ما أمرهم الله به و عمّا نهاهم عنه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 4

4- صبر و استقامت بر پيروى از فرمان هاى خدا درپى دارنده ورود به بهشت

سلم عليكم بما صبرتم

حرف «باء» در «بما صبرتم» سببيه و «ما» در آن مصدريه است. متعلق «صبرتم» امورى است كه در آيات گذشته («الذين يوفون» تا «يدرءون بالحسنة السيئة») مطرح شد كه مى توان از آنها به «طاعة الله» تعبير كرد. بنابراين بما صبرتم ; يعنى: «بسبب صبركم على طاعة الله».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 2

2 - دستيابى به اهداف دينى ، محتاج به صبر و شكيبايى و پرهيز از حركت هاى شتابزده است .

اللّه الذى سخّر لكم . .. و سخّر لكم ما فى السموت ... قل للذين ءامنوا يغفروا

137- صبر در رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 4

4 - مقام تبليغ دين و رهبرى امت ، نيازمند صبر و شكيبايى

فاصبر على ما يقولون

138- صبر در سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 -

1،3،5،6،14،16،18

1 - مؤمنان ، موظّف به صبر در برابر مشكلات

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا

3 - مؤمنان ، موظّف به پايدارى و مقاومت در برابر دشمنان سرسخت و ستيزه جو

يا ايّها الّذين امنوا . .. صابروا

«صابروا» از باب مفاعله، دلالت بر مقاومت طرفينى دارد و اين معنا غالبا بين دو خصم تصوّر مى شود.

5 - مؤمنان ، موظّفند يكديگر را به صبر و شكيبايى در برابر مشكلات ترغيب كنند .

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

به نظر مى رسد الف مفاعله در «صابروا»، براى متعدّى كردن «صَبَرَ» به كار رفته باشد ; بنابراين «صابروا»، يعنى ديگران را به صبر واداريد.

6 - صبر در برابر مشكلات ، زمينه ساز پايدارى در برابر دشمن *

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

تقدّم ذكرى «اصبروا» بر «صابروا»، مى تواند حاكى از اين معنا باشد كه تا در برابر مشكلات فردى صبور نباشيد، نمى توانيد در مقابل دشمنان دين مقاومت كنيد.

14 - شكيبايى مؤمنان در برابر مشكلات ، پايدارى آنان در مقابل دشمن و حفاظت از مرز هاى اسلامى ، نشانه تقواپيشگى است .

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه

16 - ايمان ، زمينه شكيبايى در برابر مشكلات و پايدارى در مقابل دشمن و حفظ مرز ها و رعايت تقواست .

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه

مخاطب قرار دادن مسلمانان به وصف ايمان و آنگاه امر به شكيبايى و . .. بيانگر آن است كه ايمان زمينه تحقق مسائل مطرح شده است.

18 - صبر در برابر مشكلات ، مقاومت در برابر دشمن ، حفاظت از مرز هاى جامعه اسلامى و تقواپيشگى ، زمينه پيروزى و سعادت

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا لعلّكم تفلحون

«فلاح»، به معناى نيل به نجات و پيروزى است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 156 - 5

5 - جهان بينى مؤمنان صابر ( از خدا بودن و به سوى او بازگشتن ) دليل صبر و استقامت آنان در برابر دشوارى هاى راه ايمان

الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون

«الذين . .. قالوا ...» علاوه بر بيان اوصاف و ويژگى صابران، حكايتگر دليل و علت صبر آنان نيز هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 157 - 8

8 - مؤمنانى كه در مصيبت ها و سختى ها صابر و تسليم قضاى الهى باشند ، تنها كسانى هستند كه به هدايت دست يافته اند .

و بشر الصبرين. الذين ... و أولئك هم المهتدون

ضمير فصل (هم) و معرفه بودن خبر (المهتدون) حاكى از حصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 6،14،26،28

6 - برپايى نماز ، پرداخت زكات ، وفاى به عهد ، صبر در مشكلات و استقامت در نبرد از وظايف اهل ايمان و از مسائل اساسى دين

ليس البر أن تولوا وجوهكم . .. و لكن البر من ... و أقام الصلوة ... والصبرين فى ال

14 - اهل ايمان به هنگام گرفتار شدن به فقر و تنگدستى و نيز روى آورى مشكلات و ناهنجارى ها ، بايد صبور و پايدار باشند .

و الصبرين فى البأساء و الضراء

26 - برپايى نماز ، پرداخت زكات ، پايبندى به عهد ها و صبر و پايدارى در تنگنا ها و شدايد از ويژگى هاى نيكان

و لكن البر من . .. أقام الصلوة ... والصبرين فى البأساء و الضراء

28 - انجام وظايف عبادى ، اجتماعى و اخلاقى دين ، تحمل مشكلات و استقامت در راه مبارزه با دشمنان نشانه راستى و درستى ايمان است .

أولئك الذين صدقوا

در برداشت فوق «أولئك» اشاره به صفاتى است كه از جمله «و ءاتى المال . .. و حين البأس» به دست مى آيد و متعلق «صدقوا» به قرينه «من ءامن ...» ايمان به خدا و ... گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 2،5،15

2 - ورود به بهشت ، بدون تحمّل سختى ها و مصائب ، پندارى بيش نيست .

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة

5 - مقاومت و صبر پيروان انبياى گذشته در برابر سختى هاى جنگ و مشكلات

ام حسبتم . .. مسّتهم البأساء و الضراء

درخواست نصرت الهى از جانب پيامبران و مؤمنان پس از آزار جنگ و مصائب و مشكلات، بيانگر مقاومت آنان است.

15 - لزوم تحمّل سختى ها بر مؤمنان

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لما يأتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 2

2 - مؤمنان وظيفه دار استعانت از خدا و پيشه سازى صبر و مقاومت در برابر مشكلات راه ايمان

استعينوا باللّه و اصبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 8،9

8 - خداوند ، فراخوان مؤمنان به صبر و تحمل مشكلات پيش آمده از نبرد با دشمنان

و اصبروا إن اللّه مع الصبرين

9 - باور به همراهى خدا با مجاهدان صابر ، زمينه ساز تحمل سختى هاى نبرد و صبر در برابر ناملايمات آن

و اصبروا إن اللّه مع الصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 13

13- توجه و باور به پيروزى اهل تقوا ، زمينه ساز پيشه ساختن صبر و مقاومت در برابر مشكلات راه تقوا و ايمان

فاصبر إن العقبة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 2

2- لزوم پيشه ساختن صبر در مشكلات راه دين

فاستقم كما أُمرت . .. واصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 13

13- صبر و شكيبايى در برابر دشوارى ها و حوادث تلخ ، خصلتى نيكو ، زيبا و ارجمند

فصبر جميل

برداشت فوق ، مبتنى بر اين است كه «صبر» مبتدا و «جميل» خبر آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 10،26

10- صبر و شكيبايى در برابر مشكلات و حوادث تلخ ، خصلتى زيباست .

فصبر جميل

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «صبر» مبتدا و «جميل» خبر آن باشد. احتمال ديگر در تركيب «فصبر جميل» اين است كه «صبر» خبر براى مبتدايى محذوف و جميل صفت براى «صبر» باشد ; يعنى، [امرى] صبر جميل و يا [صبرى] صبر جميل و يا ... .

26- باور و توجه به عالمانه و حكيمانه بودن افعال الهى ، آدمى را به صبر و شكيبايى در تنگنا ها و حوادث دشوار ، وامى دارد .

فصبر جميل . .. إنه هو العليم الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 2

2- صبر در برابر ناملايمات ، داراى ثمرات دنيوى و اخروى است .

لنبوّئنّهم فى الدنيا . .. و لأجر الأخرة أكبر ... الذين صبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 10 - 10

10 - مؤمنان راستين ، محكم و بردبار در هنگامه هاى سخت و دشوار زندگى

لولا أن ربطنا على قلبها لتكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 36 - 14

14 - صبر بر مشكلات و داشتن روحيه اى اميدوار ، به هنگام مبتلا شدن به دشوارى ها ، امرى ارزشمند و پسنديده است .

و إن تصبهم سيّئة . .. إذا هم يقنطون

از مذمت شدن كسانى كه با مبتلا شدن به ناگوارى ها، نااميد مى شوند، استفاده مى شود كه حفظ روحيه اميدوارى، در چنين حالتى مطلوب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 5

5 - لزوم صبر و شكيبايى در برابر تلاش ها و تبليغات سوء

و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا. .. فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 11

11 - صبر و شكيبايى بر مشكلات ، امرى اساسى و نيازمند اراده اى محكم است .

و اصبر على ما أصابك إنّ ذلك من عزم الأُمور

«عَزْم» در لغت به معناى «تصميم قطعى قلب بر انجام دادن كار» است. (مفردات راغب) چنين معنايى، حكايت از اراده محكم مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 3

3 - تدبر در سرگذشت ايوب ( ع ) ، مايه تقويت نيروى صبر و شكيبايى در برابر مشكلات

و اذكر عبدنا أيوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

ابتلاى ايوب(ع) به مشكلات و رنج هاى طاقت فرسا و صبر و شكيبايى او، مهم ترين بخش سرگذشت آن حضرت است. بنابراين يادآورى آن، مى تواند سبب دميدن روح مقاومت و شكيبايى در انسان گرفتار گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 10

10 - منافات نداشتن دعا و درخواست از خداوند براى رفع گرفتارى با مقام صبر و شكيبايى

إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن . .. إنّا وجدنه صابرًا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، ايوب(ع) را - كه درخواست رفع گرفتارى از خود را داشت - به صبور و شكيبا بودن توصيف و ستايش كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 1،3

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر مشكلات رسالت

فاصبر

3 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر تأسى كردن از پيامبران گذشته در صبر و شكيبايى در برابر مشكلات رسالت

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا . .. فاصبر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «فاصبر. ..» تفريع بر جمله «إن-ّا لننصر رسلنا...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مكلف به استقامت و پايدارى دربرابر مشكلات و دشوارى هاى دعوت

فادع و استقم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 31 - 7

7- مؤمنان راستين ، اهل جهاد و شكيبا در برابر همه مشكلات زندگى

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

وصف «الصابرين» علاوه بر صبر در جهاد، مى تواند به همه زمينه هاى صبر و شكيبايى نظر داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 41 - 6

6 - صبر بر ناگوارى ها ، عبادت در برابر پروردگار و ايمان به قيامت ، تكليف تمامى مؤمنان

فاصبر . .. و سب-ّح ... و استمع يوم يناد المناد

هر چند واژه هاى «اصبر»، «سبّح» و «استمع» ظاهراً خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى در حقيقت تكليفى است براى همگان و پيامبر(صلی الله علیه و آله) از آن جهت كه الگوى امت است، به تنهايى مخاطب قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 8

8 - ايمان به كارساز بودن خداوند و توكّل به او ، همواركننده راه صبر و شكيبايى در برابر مشكلات و سختى ها است .

فاتّخذه وكيلاً . و اصبر ... و اهجرهم هجرًا جميلاً

«واصبر» عطف بر «فاتّخذوه وكيلاً» است. اين عطف مى تواند به اين مناسبت باشد كه اتكال به خدا، موجب تقويت روح صبر و مقاومت در انسان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 25 - 7

7 - نماز و ارتباط با خدا ، موجب تقويت روح صبر و شكيبايى انسان در برابر مشكلات و سختى ها

فاصبر . .. و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً

139- صبر در سختى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 12،15

12 - خداوند دوستدار پايمردان در جنگ و شكيبايان در برابر هجوم حوادث آن

فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللّه . .. و اللّه يحبّ الصّابرين

15 - ناشكيبايى در برابر هجوم حوادث ، از عوامل عمده شكست مردم در عرصه هاى زندگى

و كايّن من نبىّ قاتل . .. فما وهنوا ... و اللّه يحبّ الصّابرين

140- صبر در سلوك راه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 9

9 - حركت در مسير خدا و احياى ارزش ها ، درپى دارنده دشوارى ها و نيازمند شكيبايى است .

أقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنكر . .. و اصبر على ما أصابك

141- صبر در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار پرستش خداوند و صبر و تحمل در راه عبادت او

فاعبده واصطبر لعبدته

142- صبر در عفو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 8

8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-

143- صبر در عمل به تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 5

5 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به صبر و پايدارى در انجام رسالت خويش ، به رغم تكذيب و مخالفت كافران و مشركان

و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 22

22 - اجراى فرمان هاى خداوند و سربلندى در آزمايش هاى الهى ، نيازمند صبر و شكيبايى است .

قال يأبت افعل ما تؤمر ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

144- صبر در فراق يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 12،14

12- يعقوب ( ع ) مصمم بر شكيبا بودن در فراق يوسف ( ع ) و بردبارى كردن بر رفتار ناهنجار فرزندانش

فصبر جميل

متعلق صبر ، به قرينه جمله هاى قبل ، فراق يوسف(ع) و نيز عملكرد ناصواب و صحنه سازيهاى دروغين فرزندانش مى باشد.

14- شكيبايى يعقوب ( ع ) در فراق يوسف ( ع ) ، ستودنى و درخور تحسين بود .

فصبر جميل

چنان چه «جميل» صفت براى «صبر» باشد ، در تقدير گرفتن مبتدا (صبرى صبر جميل) و يا خبر (صبر جميل أحسن) ضرورى است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال است.

145- صبر در فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 14

14 - اهل ايمان به هنگام گرفتار شدن به فقر و تنگدستى و نيز روى آورى مشكلات و ناهنجارى ها ، بايد صبور و پايدار باشند .

و الصبرين فى البأساء و الضراء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 12 - 7

7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جزاهم بما صبروا جنّة و حريراً » قال : بما صبروا على الفقر و مصائب الدنيا ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و جزاهم بما صبروا جنّة و حريرًا» روايت شده كه فرمود: [اين پاداش] براى اين است كه بر فقر و مصيبت هاى دنيا صبر كرده اند».

146- صبر در فهم آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 15

15 - بهرهورى از آيات الهى براى كسانى ميسر است كه در سختى فهم آنها ، صبر پيشه كنند .

إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار

اين كه در اين آيه، آيات متعدد ماجراى اهل سبأ، براى صبرپيشگان و شكرگزاران دانسته شده است; مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه قبول آيت بودن آنها، نياز به فهم و معرفتى درخور دارد. به تناسب ذكر صفت صبر، استفاده مى شود كه فهم و قبول آيات خداوندى، احتياج به صبر دارد.

147- صبر در كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 87 - 4

4- ذوالقرنين ، به ايمان آوردن ظالمان ساحل دريا و دست برداشتن آنان از ظلم و فساد ، اميدوار بود و در مجازات آنان شتابى نداشت .

قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه

حرف «سوف» براى آينده است و فعل هاى شرط («آمن» و «عمل») در آيه بعد، قرينه اين است كه ذى القرنين، به احتمال ايمان آوردن ظالمان، در مجازات آنان تعجيل نكرده است.

148- صبر در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 9،16

9 - پايدارى مردم بر طريق ايمان و مقاومت در برابر آزار دشمنان ، در گرو تحكيم مبانى عقيدتى آنان است .

استعينوا باللّه و اصبروا إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده

16 - ايمان به حاكميت خدا بر زمين ، صبر در برابر دشمنان دين و استعانت از خدا ، جلوه هايى از تقواپيشگى است .

و العقبة للمتقين

از بشارت ضمنى موسى(ع) به حاكميت يافتن بنى اسرائيل به شرط استعانت از خدا و پيشه كردن صبر و سپس بيان اين حقيقت كه «حاكميت سرانجام از آن تقواپيشگان است»، معلوم مى شود شرايط ذكر شده جلوه هايى بارز از تقواپيشگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 2

2 - توجّه به قاهر بودن خدا ، مقتضى اطمينان به غلبه حق و پايدارى در برابر هجوم كافران عليه دين

فاصبر على ما يقولون

«فاء» در «فاصبر» لزوم صبر را متفرع بر مطالب آيات پيشين كرده است. در آن آيات، از قدرت الهى بر نابودى كافران و نيز

اعاده آنان در قيامت براى حساب رسى، سخن به ميان آمده است.

149- صبر در مشكلات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 3

3 - مؤمنان به رسالت انبيا در معرض مشكل آفرينى كفرپيشگان و موظف به صبر و استقامت

إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به . .. فاصبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 21

21 - تشويق و ترغيب خداوند به صبر و تحمل سختى ها و مشكلات ناشى از هجرت

و أرض اللّه وسعة إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب

150- صبر در مصايب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 2،3

2 - ورود به بهشت ، بدون تحمّل سختى ها و مصائب ، پندارى بيش نيست .

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة

3 - ايمان ، بدون تحمل مصائب ، براى ورود به بهشت كافى نيست .

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة

با توجّه به اينكه خطاب به مؤمنان است ; ورود آنان را به بهشت، مشروط به تحمّل مصائب كرده است.

151- صبر در مصيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 12 - 7

7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جزاهم بما صبروا جنّة و حريراً » قال : بما صبروا على الفقر و مصائب الدنيا ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و جزاهم بما صبروا جنّة و حريرًا» روايت شده كه فرمود: [اين پاداش] براى اين است كه بر فقر و مصيبت هاى دنيا صبر كرده اند».

152- صبر در معاشرت با فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 6

6- معاشرت و ملازمت با اقشار محروم جامعه ايمانى ، در پى دارنده مشكلات و نيازمند صبر و شكيبايى است .

و اصبر نفسك

153- صبر در مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 7

7- منفعت برتر و خير مؤمنان به هنگام دعوت به اسلام ، در صبر و عدم تعجيل در انتقام از دشمنان و مقابله به مثل با آنان است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

154- صبر در نوجوانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 25

25 - صبر و شكيبايى در دوران نوجوانى ، امرى بس ارزشمند و سرنوشت ساز براى نوجوانان

فبشّرنه بغلم حليم . .. ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

155- صبر در نهى از منكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 8،13

8 - امر به معروف و نهى از منكر ، مشكلاتى در پى دارد كه بايد آنها را تحمل كرد .

و أمر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر على ما أصابك

احتمال دارد دستور به صبر پس از سه فرمان اقامه نماز و امر به معروف و نهى از منكر، همانند آن سه، فرمانى عام باشد و احتمال دارد فرمانى ويژه و مربوط به امر به معروف و نهى از منكر باشد. در صورت دوم، نشان مى دهد كه امر به معروف و نهى از منكر، مشكلاتى به همراه دارد كه بايد آن را تحمل كرد.

13 - « فى مجمع البيان « و اصبر على ماأصابك » من المشقة و الأذى فى الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر عن على ( ع ) ;

در مجمع البيان از امام على(ع) درباره «و اصبر على ما أصابك» روايت شده: در برابر سختى ها و اذيت هايى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر مى بينى، بردبار باش».

156- صبر در هجرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 19

19 - هجرت در راه دين ، پيام دار مشكلات و زحمات بسيار و نيازمند به صبر و تحمل آنها است .

و أرض اللّه وسعة إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب

ياد كردن از اجر و پاداش صابران، پس از ذكر مسأله هجرت، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

157- صبر در همنشينى با اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 72 - 2

2- صبر و تحمّل در مصاحبت با اولياى خدا و برخورداران از علوم ويژه الهى ، شرطى ضرورى جهت بهره بردن از آنها است .

ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا

مسلم است كه حضرت موسى(ع) به جهت تعلّم، با خضر(ع) همراه گرديد و او نيز شرط لازم را صبر و شتاب نكردن در پرسش دانست. در اين آيه، مجدداً، بر آن شرط ضرورى تأكيد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 75 - 5

5- صبر و شكيبايى ، شرط ضرورى جهت بهره بردن از مصاحبت اولياى خاص خداوند و برخورداران از علوم الهى است .

قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا

158- صبر در همنشينى با خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 10

10- برخوردارى از علم تأويل و تحليل حوادث و مصاحبت با عالمانى مانند خضر ( ع ) ، نيازمند صبرى برتر از صبر موسى ( ع ) و طاقتى افزون تر از طاقت او است .

سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا

159- صبر در همنشينى با علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 72 - 2

2- صبر و تحمّل در مصاحبت با اولياى خدا و برخورداران از علوم ويژه الهى ، شرطى ضرورى جهت بهره بردن از آنها است .

ألم أقل إنّك لن تستطيع معى صبرًا

مسلم است كه حضرت موسى(ع) به جهت تعلّم، با خضر(ع) همراه گرديد و او نيز شرط لازم را صبر و شتاب نكردن در پرسش دانست. در اين آيه، مجدداً، بر آن شرط ضرورى تأكيد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 75 - 5

5- صبر و شكيبايى ، شرط ضرورى جهت بهره بردن از مصاحبت اولياى خاص خداوند و برخورداران از علوم الهى است .

قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 10

10- برخوردارى از علم تأويل و تحليل حوادث و مصاحبت با عالمانى مانند خضر ( ع ) ، نيازمند صبرى برتر از صبر موسى ( ع ) و طاقتى افزون تر از طاقت او است .

سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا

160- صبر ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 2

2- تعجيل نكردن ذوالقرنين در كيفر ظالمان كافر ، مهلتى براى گرايش آنان به ايمان بود . *

أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا فله جزاءً الحسنى

مراد از «من ءامن و. ..» (هركس ايمان بياورد و...) كسانى اند كه از ظلم و كفر، دست برداشته و ايمان آورند، نه آنان كه هنگام ورود ذوالقرنين مؤمن بودند; زيرا، معنا ندارد كه او، بين عذاب و يا رفتار نيك با مؤمنان مخيّر باشد! بنابراين، درنگ ذوالقرنين در عذاب ظالمان (سوف نعذّبه) ايجاد فرصتى براى تغيير رويه آنان بوده است.

161- صبر ذوالكفل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 85 - 1،2،3

1- اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) از صابران و بردباران بودند .

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين

2- سرگذشت اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) و صبر و شكيبايى آنان ، درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «اسماعيل» به وسيله عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

3- اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) ، الگو و سرمشق براى مردمان در صبر و شكيبايى

و إسمعيل و إدريس و ذاالكفل كلّ من الصبرين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند در مقام تربيت و هدايت مردم عصر بعثت، هر سه پيامبر را با وصف «صابران» معرفى كرده است.

162- صبر رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 24 - 7

7 - برخوردارى از روحيه صبر و بردبارى و نيز يقين به آيات الهى ، از شرايط رهبرى و امامت دينى است .

و جعلنا منهم أئمّة . .. لمّا صبروا و كانوا بأيتنا يوقنون

«لمّا» زمانى است و دلالت مى كند بر اين كه برگزيدگان بنى اسراييل، زمانى كه به مقام صبر و يقين رسيدند، به پيشوايى انتخاب شدند و اين، نشان مى دهد كه رهبران دينى بايد چنين مقامى را براى خود تحصيل كنند و يا واجد آن دو باشند.

163- صبر رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 9

9 - هشيارى ، نظارت دقيق و صبر و بردبارى ، لازمه رهبرى

فارتقبهم و اصطبر

164- صبر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 6

6 - صالح پيامبر ( ع ) ، موظف به صبر و انتظار براى مشاهده عكس العمل قومش در برابر معجزه ( ناقه )

إنّا مرسلوا الناقة . .. فارتقبهم و اصطبر

165- صبر صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 23

23 - صبر و شكيبايى ، از ويژگى هاى صالحان

ربّ هب لى من الصلحين . .. ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

برداشت ياد شده از آن جا است كه حضرت ابراهيم(ع)، از خداوند خواستار فرزندى صالح شد و خداوند به او، اسماعيل(ع) را

عنايت كرد و اين فرزند، خود را از صابران خواند.

166- صبر مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 7

7 - لزوم پايدارى و تلاش افزون تر مبلغان ، در عمل به توصيه هاى خود

وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها

وظيفه صبر شديد بر نماز، پس از توصيه خانواده به آن، گوياى نكته ياد شده است.

167- صبر متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 1

1 - صبر و راستى در گفتار ، خضوع در برابر خداوند ، انفاق و استغفار در سحرگاهان ، از صفات متّقين

للّذين اتّقوا . .. الصابرين ... بالاسحار

آيه فوق (الصابرين و الصادقين . .. )، بيان و توضيح ديگرى براى «للّذين اتقوا» است.

168- صبر متوكلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 18

18- توكل كنندگان بر خداوند ، انسانهايى صبور و مقاومند .

فصبر جميل والله المستعان على ما تصفون

169- صبر مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 250 - 4

4 - استوارى قدم پيكارگران ، از نتايج شكيبايى آنان در پيكار و زمينه ساز نصرت الهى *

قالوا ربّنا افرغ . .. و انصرنا على القوم الكافرين

بنابراينكه سه جمله اى كه به عنوان دعا ذكر شده است، هر يك مقدّمه انجام پذيرى جمله بعدى باشد. يعنى صبر، عامل ثبات قدم و ثبات قدم، عامل نصر و پيروزى.

170- صبر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 109 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به صبر و خويشتن دارى در برابر مشكلات رسالت تا فرارسيدن حكم و داورى خداوند بود .

و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 1،14

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر اذيت و آزار دشمنان به آن حضرت ، تنها مأمور به صبر و شكيبايى گرديد و نه مجاز براى مقابله به مثل

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و اصبر

خداوند، در آيه قبل همه مسلمانان را مجاز به مقابله به مثل دانسته است; ولى در اين آيه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مخاطب قرار داده و به او اختصاصاً فرمان صبر و مقاومت داده است. از ارتباط اين دو آيه، برداشت فوق به دست مى آيد.

14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از بالاترين مرتبه صبر و تحمل در برابر اذيت ، آزار و تعديات دشمن ، برخوردار بود .

و اصبر . .. و لاتحزن عليهم و لاتك فى ضيق ممّا يمكرون

از اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) اختصاصاً به صبر مأمور گشت و صبر او تنها در پرتو عنايت و كمك خداوند ميسر مى شد، به دست مى آيد كه صبر آن حضرت، صبرى ويژه و بسيار بزرگ بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار پرستش خداوند و صبر و تحمل در راه عبادت او

فاعبده واصطبر لعبدته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 4

4 - نزول آيات در باره فلسفه مهلت دهى به كافران ، موجب تسلّى خاطر و صبر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر فشار هاى تبليغاتى كافران

و لولا كلمة سبقت . .. فاصبر على مايقولون

«فاصبر» عطف و تفريع بر آيه قبل است; يعنى، حال كه تأخير عذاب از سر اهمال نيست بلكه امرى قانون مند است، بنابراين تحمل كن. دراين مجموعه، خداوند با بيان فلسفه امهال و سنت هاى حاكم بر تاريخ، زمينه تسلّى خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را فراهم كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 96 - 4

4 - صبر در برابر بدرفتارى هاى مشركان و وانهادن كيفر آنان به خدا ، توصيه اى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مقطع پيش از

هجرت

ادفع بالتى هى أحسن السيّئة نحن أعلم بما يصفون

برداشت فوق، با توجه به مكّى بودن سوره مؤمنون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صبر در برابر تبليغات سوء كافران ، موظف بود .

فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

متعلق صبر، محذوف است كه به قرينه «و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا. ..» مى تواند بر خوردهاى ايذايى و تبليغاتى سوء كافران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 174 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند

فتولّ عنهم حتّى حين

توصيه به اعراض و بى اعتنايى، در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت، مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و انتظار در خصوص شكست كافران معاند و عذاب شدن آنان

فتولّ عنهم . .. و أبصرهم

توصيه به نظاره كردن بر احوال كافران معاند - پس از توصيه به بى اعتنايى به آنان (فتولّ عنهم . ..) - در حقيقت سفارش به صبر و انتظار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 178 - 3

3 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند

و تولّ عنهم حتّى حين

توصيه به اعراض و بى اعتنايى در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يارانش مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 3

3 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و انتظار در خصوص شكست كافران معاند و عذاب شدن آنان

و تولّ عنهم . .. و أبصر

توصيه به نظاره كردن بر احوال كافران معاند، پس از سفارش به بى اعتنايى به آنان (و تولّ عنهم) در حقيقت، توصيه به صبر و

انتظار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر استهزا ، گفتار مغرضانه و تبليغات سوء سران كفر و شرك

اصبر على ما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 1،3

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر مشكلات رسالت

فاصبر

3 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر تأسى كردن از پيامبران گذشته در صبر و شكيبايى در برابر مشكلات رسالت

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا . .. فاصبر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «فاصبر. ..» تفريع بر جمله «إن-ّا لننصر رسلنا...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 1

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به صبر در برابر مخالفت هاى كافران حق ناپذير و تداوم رسالت خويش فرا خواند .

فاصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 35 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انسانى صبور و برخوردار از عالى ترين كمالات و ارزش ها است .

ادفع بالتى هى أحسن . .. و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا و ما يلقّيها إلاّ ذوحظّ

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مخاطب اصلى توصيه خداوند در اين آيه، پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 59 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به برگزيدن شيوه صبر و انتظار در برابر كافران ، در پى اتمام حجت بر ايشان *

فإنّما يسّرنه . .. فارتقب

با توجه به شرايط دشوار پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه، چه بسا تعبير «فارتقب» بيانگر لزوم صبر و انتظار تا لحظه تغيير شرايط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 7

7- رهنمود الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى شكيبا بودن و عجله نورزيدن در گرايش كافران به ايمان يا مجازات ايشان از سوى خداوند

فاصبر . .. و لاتستعجل لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 1

1 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، به صبر در برابر گفتار نارواى كافران

فاصبر على ما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 1

1 - فرمان پايدارى و شكيبايى از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در راستاى تبليغ دين

و اصبر لحكم ربّك

مراد از «لحكم ربّك» مى تواند حكم رسالت و تبليغ دين باشد. در اين صورت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور شده است تا در برابر اذيت و آزار تكذيب كنندگان، صبر پيشه كند و تحمل خويش را از دست ندهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 48 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور صبر و شكيبايى در برابر فرمان هاى الهى

فاصبر لحكم ربّك

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور صبر و شكيبايى در مدت مهلت يافتن كافران تكذيب گر و به تأخير افتادن نصرت و پيروزى مسلمانان بر آنان

و أُملى لهم . .. فاصبر لحكم ربّك

به گفته مفسران، آيه شريفه اشاره به مسأله مهلت يافتن مشركان است كه در آيه پيش ذكر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 5 - 1،2

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور صبرى نيكو و شايسته در انجام دادن رسالت خويش

فاصبر صبرًا جميلاً

2 - صبر در برابر موضع گيرى هاى تكذيب گرانه و استهزاآميز شرك پيشگان صدراسلام ، توصيه خداوند به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

سأل سائل بعذاب واقع . .. فاصبر صبرًا جميلاً

توصيه به صبر - پس از بيان بعضى از گفته ها و درخواست هاى كافران - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 7 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و پايدارى در انجام دادن رسالت خويش

و لربّك فاصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 1

1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر صبر و شكيبايى در برابر حكم پروردگار ( تبليغ قرآن و اجراى تعاليم آن )

فاصبر لحكم ربّك

مقصود از حكم پروردگار - به قرينه آيه پيش - تبليغ قرآن و اجراى تعاليم آن است.

171- صبر مستضعفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 13

13 - صبر و مقاومت مستضعفان شرط تحقق امداد هاى الهى براى پيروزى آنان است .

تمت كلمت ربك . .. بما صبروا

172- صبر مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 174 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند

فتولّ عنهم حتّى حين

توصيه به اعراض و بى اعتنايى، در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت، مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 178 - 3

3 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند

و تولّ عنهم حتّى حين

توصيه به اعراض و بى اعتنايى در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يارانش مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.

173- صبر مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 1

1 - خداوند مؤمنان مكه را به صبر در برابر حركات ناشايست مشركان و عفو از خطاكارى آنان فرمان داد .

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لايرجون أيّام اللّه

با توجه به اين كه اين آيات در مكه نازل شده، به دست مى آيد كه اين فرمان در مقطع قبل از هجرت بوده است و منظور از «الذين لايرجون. ..» مشركان اند.

174- صبر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 1،8

1- موسى ( ع ) به شكيبا بودن در برابر كار هاى خضر و چيزهايى كه از او فرا مى گيرد ، متعهّد گرديد .

قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا

جمله «ستجدنى. ..» (تو مرا صابر خواهى يافت) حاكى از اين است كه موسى(ع) صبرى را نويد مى داد كه آثارش مشهود باشد. اين تعبير، در مقايسه با «سأصبر» و نظاير آن، تأكيد بيشترى دارد.

8- « عن جعفربن محمد ( ع ) : « . . . قال موسى : « ستجدنى إن شاء اللّه صابراً و لاأعصى لك أمراً » فلمّا استثنى المشية قبِله . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده: «موسى(ع) به خضر گفت: «ستجدنى إن شاء اللّه صابراً. ..» پس چون مشيّت الهى را استثنا كرد (يعنى «إن شاء اللّه» گفت) خضر، او را پذيرفت...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 70 - 3

3- خضر ، خواهان تعجيل نكردن موسى در فهم اسرار بود و او را بر متابعت بى چون و چرا از خود ، الزام نكرد .

حتّى أُحدث لك منه ذكرًا

175- صبر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 14،15

14 - اميد مؤمنان به امداد الهى ، پشتوانه صبر و مقاومت آنها

متى نصر اللّه الا انّ نصر اللّه قريب

جوياى يارى خدا بودن (متى نصر اللّه) در حين شدت مصائب و مقاومت در برابر آنها، بيانگر نقش اميدوارى به يارى خدا در تحمل مشكلات است.

15 - لزوم تحمّل سختى ها بر مؤمنان

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لما يأتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 14

14 - شكيبايى مؤمنان در برابر مشكلات ، پايدارى آنان در مقابل دشمن و حفاظت از مرز هاى اسلامى ، نشانه تقواپيشگى است .

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 35 - 4

4 - مؤمنان راستين ، شخصيت هايى صبور در برابر مصيبت ها و ناملايمات زندگى

و بشّر المخبتين . .. و الصبرين على ما أصابهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 10 - 10

10 - مؤمنان راستين ، محكم و بردبار در هنگامه هاى سخت و دشوار زندگى

لولا أن ربطنا على قلبها لتكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 54 - 3

3 - صبر مضاعف اهل ايمان در برابر فشار هاى زياد ايمان سوزان ، در پى دارنده پاداش مضاعف از سوى خداى سبحان است .

أُولئك يؤتون أجرهم مرّتين بما صبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 31 - 7

7- مؤمنان راستين ، اهل جهاد و شكيبا در برابر همه مشكلات زندگى

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

وصف «الصابرين» علاوه بر صبر در جهاد، مى تواند به همه زمينه هاى صبر و شكيبايى نظر داشته باشد.

176- صبر مؤمنان اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 54 - 2

2 - صبر و بردبارى ايمان آوردگان از اهل كتاب ، در برابر فشار هاى هم كيشان سابق خود و نيز تحمل آزار هاى مشركان ، عامل برخوردار شدن آنان از اجر دو برابر الهى

أُولئك يؤتون أجرهم مرّتين بما صبروا

«باء» در «بما صبروا» سبيبه و «ما» مصدريه است; يعنى، «بسبب صبرهم». گفتنى است در اين كه اشخاص مورد بحث در برابر چه چيزى از خود صبر و تحمل نشان دادند، چند نظر اظهار شده است; از جمله آنها صبر آنان در برابر فشار اهل كتاب و مشركان مى باشد. برداشت ياد شده بر پايه همين احتمال است.

177- صبر مهاجران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 1

1- مسلمانان مهاجر از ستم مشركان مكه ، مردمانى صبور بودند كه در برابر ستم ظالمان شكيبايى پيشه كردند .

و الذين هاجروا فى الله . .. الذين صبروا

«الذين» عطف بيان براى «الذين» در آيه سابق است.

178- صبر مهاجران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 59 - 4

4 - توصيه خداوند به مؤمنان و مهاجران صدراسلام ، مبنى بر اينكه در برابر فشار ها و آزار هاى كافران ، بردبار باشند و خويشتن دارى را از دست ندهند .

و الذين هاجروا . .. ثمّ قتلوا ... و إنّ اللّه لعليم حليم

متعلق «عليم» در جمله «و إنّ اللّه لعليم حليم» محذوف است و تقدير آن به قرينه مقام چنين مى باشد: «إنّ اللّه لعليم بما فعل المشركون بالمؤمنين من إخراجهم من ديارهم و قتلهم المهاجرين حليم يمهلهم و لاينتقم منهم إلى حين; خدا به آنچه كه مشركان عليه مؤمنان انجام دادند، آگاه است و چون حليم و بردبار است، به آنان فرصت مى دهد». گفتنى است كه جمله فوق، در واقع توصيه اى است از جانب خداوند به مؤمنان صدراسلام كه فشارهاى كافران آنان را بى حوصله نكند; بلكه همان طور كه خدا حليم و بردبار است، بردبارى كنند و خويشتن دارى را از دست ندهند.

179- صبر ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 5 - 3

3 - صبر ، در فرهنگ قرآن ، دو گونه است : « نيكو و به جا » ، « ناپسند و نابه جا » .

فاصبر صبرًا جميلاً

صبر درباره هر چيزى، ممكن است به جا و نابه جا و نيكو و يا ناشايست باشد. آمدن «جميلاً» ممكن است به همين نكته اشاره داشته باشد.

180- صبر نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 14

14- نوح ( ع ) و پيروان او ، صبرپيشگانى مقاوم در برابر ناملايمات راه ايمان

تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر

دعوت به صبر و مقاومت ، پس از بيان سرگذشت نوح(ع) و پيروانش ، اشاره به اين حقيقت دارد كه: آن حضرت و پيروانش ، در برابر ناملايمات صبور و شكيبا بودند.

181- صبر و شكوه به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 86 - 8

8- منافات نداشتن صبر با شكوه بردن به درگاه خداوند

فصبر جميل . .. إنما أشكوا بثّى و حزنى إلى الله

اظهار يعقوب(ع) به اينكه صبر زيبا و خوب است و در عين حال به درگاه خداوند شكوه برده است ، نشان مى دهد كه منافاتى بين اين دو نيست.

182- صبر و عمل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 8

8- كارآيى صبر ، در گرو انجام اعمال صالح است .

إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

183- صبر يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 12،16،22

12- يعقوب ( ع ) مصمم بر شكيبا بودن در فراق يوسف ( ع ) و بردبارى كردن بر رفتار ناهنجار فرزندانش

فصبر جميل

متعلق صبر ، به قرينه جمله هاى قبل ، فراق يوسف(ع) و نيز عملكرد ناصواب و صحنه سازيهاى دروغين فرزندانش مى باشد.

16- يعقوب ( ع ) شخصيتى صبور و موحد كه تنها خداوند را بر يارى رسانى توانا مى دانست .

والله المستعان على ما تصفون

22- « عن الصادق ( ع ) فى قوله عزوجل فى قول يعقوب « فصبر جميل » قال : بلاشكوى ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خدا كه از قول يعقوب(ع) فرموده: «فصبر جميل» روايت شده كه فرمود: مراد ، صبر بدون گِله است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 8،9،14،24

8- يعقوب ( ع ) بر آن بود كه در فراق فرزندانش ( يوسف ( ع ) ، بنيامين و لاوى ) صبرى نيكو و بدور از هر گونه جزع و شكايت پيشه كند .

فصبر جميل

صبر جميل ، صبرى است كه در آن جزع نباشد و از مصيبت رخ داده به مردم شكايت نشود(مجمع البيان).

9- يعقوب ( ع ) ، پيامبرى صبور و بردبار بود .

فصبر جميل

14- يعقوب ( ع ) ، صبورانه از پى گيرى ماجراى اتهام سرقت بنيامين چشم پوشيد و به امداد هاى الهى دل بست .

فصبر جميل عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا

24- باور يعقوب ( ع ) به علم و حكمت خداوند ، موجب بهره مندى وى از صبر و شكيبايى بود .

فصبر جميل . .. إنه هو العليم الحكيم

جمله «إنه هو. ..» علاوه بر اينكه تعليل براى «عسى الله ...» است مى تواند بيان علت براى «فصبر جميل» نيز باشد. برداشت فوق ، ناظر به اين احتمال است.

184- صبر يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 77 - 9،10

9- يوسف ( ع ) در برابر سخن ناحق برادرانش ( مطرح كردن سرقت دروغين او ) از خود دفاع نكرد .

فأسرّها يوسف فى نفسه و لم يبدها لهم

ضمير «ها» در «أسرّها» و «لم يبدها» به حقيقت و واقعيت ماجرايى كه برادران يوسف با جمله «فقد سرق أخ» مطرح ساختند، باز مى گردد. بنابراين «فأسرّها ...» ; يعنى، يوسف(ع) حقيقت و واقعيت آن ماجرا را در نفس خويش نهان ساخت و از ابراز آن خوددارى كرد.

10- يوسف ( ع ) بهره مند از سيطره بر خويشتن و برخوردار از حلم و بردبارى

فأسرّها يوسف فى نفسه و لم يبدها لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 7،8

7- يوسف ( ع ) و بنيامين از تقواپيشگان صبور و از زمره محسنان بودند .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

8- نيل يوسف ( ع ) به عزيزى و اقتدار و حاكميت وى در ديار مصر ، پاداشى بر تقواپيشگى ، صبر و نيكوكارى او بود .

قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

185- عوامل صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 110 - 3

3 - اقامه نماز و اداى زكات ، عامل شكيبايى بر آزار هاى دشمنان و زمينه ساز مدارا كردن با ايشان است .

فاعفوا و اصفحوا . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

در برداشت فوق، جمله «أقيموا الصلاة . ..» در ارتباط با «فاعفوا واصفحوا» ملاحظه شده است. در اين لحاظ هدف از تأكيد بر اقامه نماز و پرداخت زكات، ايجاد توان براى اطاعت امر خداوند (لزوم عفو و گذشت و مدارا كردن با دشمنان) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 14

14 - اميد مؤمنان به امداد الهى ، پشتوانه صبر و مقاومت آنها

متى نصر اللّه الا انّ نصر اللّه قريب

جوياى يارى خدا بودن (متى نصر اللّه) در حين شدت مصائب و مقاومت در برابر آنها، بيانگر نقش اميدوارى به يارى خدا در تحمل مشكلات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 9

9 - پايدارى مردم بر طريق ايمان و مقاومت در برابر آزار دشمنان ، در گرو تحكيم مبانى عقيدتى آنان است .

استعينوا باللّه و اصبروا إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 24،26

24- باور يعقوب ( ع ) به علم و حكمت خداوند ، موجب بهره مندى وى از صبر و شكيبايى بود .

فصبر جميل . .. إنه هو العليم الحكيم

جمله «إنه هو. ..» علاوه بر اينكه تعليل براى «عسى الله ...» است مى تواند بيان علت براى «فصبر جميل» نيز باشد. برداشت فوق ، ناظر به اين احتمال است.

26- باور و توجه به عالمانه و حكيمانه بودن افعال الهى ، آدمى را به صبر و شكيبايى در تنگنا ها و حوادث دشوار ، وامى دارد .

فصبر جميل . .. إنه هو العليم الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 9

9 - انسان در شرايط سخت ، براى كسب تحمل بيشتر ، به تسبيح و ياد خدا نيازمند است .

فاصبر على ما يقولون و سبّح بحمد ربّك

توصيه به تسبيح، پس از فرمان به «صبر»، نشانگر نقش تسبيح در توانمند شدن بر صبر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 7

7 - شكيبا سازى و توانمند كردن روحيه مردمان ، فلسفه آزمايش آنان از سوى خداوند

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون

از ديدگاه برخى از مفسران مانند زمخشرى، جمله «أتصبرون» پس از ذكر «فتنة»، همانند «أيّكم» بعد از«ابتلاء» (در آيه «ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً») است كه در مقام بيان فلسفه مطلب ياد شده در عبارت پيشين مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 7

7 - توجه به اعتقاد به بازگشت همه امور به خداوند ، موجب پايدارى و استقامت در راه خدا

و إن يكذّبوك . .. و إلى اللّه ترجع الأُمور

ياد آورى اين حقيقت كه همه امور به خدا بازمى گردد - پس از بيان تكذيب رسالت پيامبران از سوى كافران و استقامت و پايدارى آنان - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 7 - 4

4 - توجّه به حقانيت مواضع عقيدتى خويش ، موجب تقويت روح صبر و بردبارى در مسير عقيده و دفاع از آن

فاصبر . .. إنّهم يرونه بعيدًا . و نريه قريبًا

از يادآورى مسأله حقانيت معاد براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) - پس از توصيه به ايشان مبنى بر صبر و مقاومت در انجام رسالت - مطلب ياد شده، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 25 - 7

7 - نماز و ارتباط با خدا ، موجب تقويت روح صبر و شكيبايى انسان در برابر مشكلات و سختى ها

فاصبر . .. و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً

186- عوامل صبر در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 10

10- توجه به نبود فراموشى در خداوند و ربوبيت او بر سراسر هستى ، برانگيزنده آدمى به عبادت و اطاعت او و پايدارى بر آن

و ما كان ربّك نسيًّا . ربّ السموت ... فاعبده واصطبر لعبدته

تفريع لزوم عبادت بر معارف ذكر شده در جملات پيشين، گوياى برداشت ياد شده است.

187- عوامل صبر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 156 - 5

5 - جهان بينى مؤمنان صابر ( از خدا بودن و به سوى او بازگشتن ) دليل صبر و استقامت آنان در برابر دشوارى هاى راه ايمان

الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون

«الذين . .. قالوا ...» علاوه بر بيان اوصاف و ويژگى صابران، حكايتگر دليل و علت صبر آنان نيز هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 7

7 - باور به داورى برتر خدا مايه صبر مؤمنان در برابر كفرپيشگان حق ستيز

فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا و هو خير الحكمين

هدف شعيب(ع) از بيان داورى برتر خدا پس از دعوت مؤمنان به صبر تا فرارسيدن قضاوت الهى، ايجاد زمينه صبر در آنان بود.

188- فضيلت صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 5

5- صبر و شكيبايى ، مفيدتر و ارزشمندتر از قصاص و مقابله به مثل است .

و إن عاقتبم فعاقبوا . .. و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 85 - 4

4- ارزش مندى صبر و جايگاه والاى صابران ، در پيشگاه خداوند

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين

189- فلسفه صبر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 7 - 2

2 - جلب رضاى خداوند ، فلسفه و هدف صبر و پايدارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در دوران رسالت

و لربّك فاصبر

لام در «لربّك» براى تعليل است.

190- فوايد اخروى صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 2

2- صبر در برابر ناملايمات ، داراى ثمرات دنيوى و اخروى است .

لنبوّئنّهم فى الدنيا . .. و لأجر الأخرة أكبر ... الذين صبروا

191- فوايد دنيوى صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 2

2- صبر در برابر ناملايمات ، داراى ثمرات دنيوى و اخروى است .

لنبوّئنّهم فى الدنيا . .. و لأجر الأخرة أكبر ... الذين صبروا

192- كيفر اخروى اعراض از توصيه به صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 20 - 3

3 - انكار آيات الهى ، آزادنكردن بردگان و غذا ندادن به گرسنگان يتيم و مسكين و توصيه نكردن به صبر و ترحّم ، مايه گرفتارى به آتش فراگير و گريزناپذير

فكّ رقبة . .. و الذين كفروا ... عليهم نار مؤصدة

193- گريه و صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 10

10- گريه و اندوه ، با بردبارى و شكيبايى منافاتى ندارد .

فصبر جميل . .. و قال يأسفى على يوسف وابيضت عيناه من الحزن

194- محرومان از صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 5

5 - كافران ، از حالت شكيبايى ، مهرورزى و عطوفت ، محروم بوده و از توصيه يكديگر به آن خصلت ها خاموش اند .

الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة

اين آيه تعريض به كافرانى دارد كه در آيات آغاز و پايان سوره، از آنان سخن به ميان آمده است.

195- مدح صبر يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 14

14- شكيبايى يعقوب ( ع ) در فراق يوسف ( ع ) ، ستودنى و درخور تحسين بود .

فصبر جميل

چنان چه «جميل» صفت براى «صبر» باشد ، در تقدير گرفتن مبتدا (صبرى صبر جميل) و يا خبر (صبر جميل أحسن)

ضرورى است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال است.

196- مراتب صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 14

14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از بالاترين مرتبه صبر و تحمل در برابر اذيت ، آزار و تعديات دشمن ، برخوردار بود .

و اصبر . .. و لاتحزن عليهم و لاتك فى ضيق ممّا يمكرون

از اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) اختصاصاً به صبر مأمور گشت و صبر او تنها در پرتو عنايت و كمك خداوند ميسر مى شد، به دست مى آيد كه صبر آن حضرت، صبرى ويژه و بسيار بزرگ بود.

197- مراد از صبر بر آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 10،11

10 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عز و جل « فما اصبر هم على النار » فقال ما اصبرهم على فعل ما يعلمون أنه يصيّر هم إلى النار ;

از امام صادق(ع) در تفسير سخن خداوند عز و جل كه فرموده: « فما أصبر هم على النار» روايت شده است: چه چيز آنان را شكيبا نموده بر انجام عملى كه مى دانند آنها را به سوى آتش مى كشاند».

11 - از امام صادق ( ع ) درباره « فما أصبر هم على النار » روايت شده كه فرمود : « ان معناه ما اجرأهم على النار . . . ;

چه چيز آنها را بر آتش جرأت داده است». (چه چيز به آنان جرأت داده تا اعمالى انجام دهند كه موجب ورود به آتش شود.)

198- مراد از صبر جميل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 22

22- « عن الصادق ( ع ) فى قوله عزوجل فى قول يعقوب « فصبر جميل » قال : بلاشكوى ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خدا كه از قول يعقوب(ع) فرموده: «فصبر جميل» روايت شده كه فرمود: مراد ، صبر بدون گِله است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 27

27- « عن الصادق ( ع ) فى قوله عزوجل فى قول يعقوب : « فصبر جميل » قال : بلاشكوى ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خدا از قول يعقوب: «فصبر جميل» روايت شده است كه فرمود: مراد صبر بدون گِله است».

199- مصونيت از بى صبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 22 - 2

2 - نمازگزاران ، مبرّا از ناشكيبايى در برابر شرور و بدى ها

إذا مسّه الشرّ جزوعًا . .. إلاّ المصلّين

200- معرضان از صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 5

5 - كافران ، از حالت شكيبايى ، مهرورزى و عطوفت ، محروم بوده و از توصيه يكديگر به آن خصلت ها خاموش اند .

الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة

اين آيه تعريض به كافرانى دارد كه در آيات آغاز و پايان سوره، از آنان سخن به ميان آمده است.

201- ملاك ارزش صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 7 - 4

4 - ارزشمندى صبر و پايدارى در انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين ، بسته به خلوص و جهت خدايى آن است .

و لربّك فاصبر

202- منشأ صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 19

19 - بدون كمك و عنايت خداوند ، صبر و شكيبايى در برابر آزمايش هاى بزرگ همچون كشته شدن در راه خداوند ، ممكن نيست .

إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك . .. قال يأبت افعل ما تؤمر ستجدنى إن شاء اللّه من

مسأله ذبح اسماعيل(ع) - چنان كه در آيه بعد به صراحت آمده است - يك آزمايش الهى بود. براين اساس، مشروط كردن موفقيت اين آزمايش به مشيت و عنايت خداوند (ستجدنى إن شاء اللّه من الصابرين)، گوياى برداشت ياد شده است.

203- منشأ صبر اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 18

18 - اسماعيل ( ع ) صبر و شكيبايى خود را در قربانى شدن به دست پدر ، منوط به مشيت خدا دانست .

يأبت افعل ما تؤمر ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين

204- موارد صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 31 - 8

8- جهاد ، بارزترين نمود صبر مؤمنان در راه خدا *

و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين

مى توان گفت: ملاك اصلى در تمايز مؤمنان، صبر و شكيبايى آنان، در انجام وظايف الهى است و تقدم «المجاهدين» بر «الصابرين» از آن جهت است كه مجاهدان، سرآمد صابران اند و جهاد بارزترين نمونه صبر است.

205- موانع بى صبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 24 - 4

4 - انفاق و اختصاص دادن مقدار معيّنى از اموال خويش به نيازمندان جامعه ، تعديل كننده غرايز و تأثيرگذار در اخلاق بشر ( حرص ، بخل ، ناشكيبايى و . . . )

إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين ... و الذين فى أمولهم حقّ معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 26 - 2

2 - اعتقاد به روز جزا ، تعديل كننده غرايز و تأثيرگذار در خُلق و خوى بشر ( حرص ، بخل ، ناشكيبايى و . . . )

إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين ... و الذين يصدّقون بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 27 - 2

2 - هراس و نگرانى از عذاب الهى ، تعديل كننده غرايز و تأثيرگذار در خلق و خوى بشر ( حرص ، بخل ، ناشكيبايى و . . . )

إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين ... و الذين هم من عذاب ربّهم مشفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 29 - 2

2 - تأثير پاكدامنى و دورى از آلودگى هاى جنسى ، در تعديل غرايز و تأثيرگذار در خلق و خوى بشر ( بخل ، آزمندى ،

ناشكيبايى و . . . )

إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ ... و الذين هم لفروجهم حفظون

206- نشانه هاى بى صبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 35 - 7

7 - برخورد انتقام جويانه و غير منطقى ، نشانه ناشكيبايى و كمبود ارزش هاى والا است .

ادفع بالتى هى أحسن . .. و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا و ما يلقّيها إلاّ ذوحظّ

207- نشانه هاى صبر مؤمنان اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 55 - 4

4 - سكوت در برابر ياوه گويان ، نمودى از بردبارى ايمان آوردگان از اهل كتاب

أُولئك يؤتون أجرهم مرّتين بما صبروا . .. و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

208- نعمت صبر در سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 8

8 - آرامش روحى و شكيبايى در بحران ها ، نعمتى الهى است .

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

تعبير «سكينة» و انتساب آن به خداوند، بيانگر مطلب بالا است.

209- نياز به صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 42 - 8

8- صبر ، نيازى موقت و توكل بر خداوند نيازى دائمى براى مسلمانان

الذين هاجروا . .. الذين صبروا و على ربّهم يتوكّلون

از اينكه در توصيف صبر مهاجران، از فعل ماضى استفاده شده و براى تعريف توكل آنها از فعل مضارع استفاده گرديده است، مى توان نكته ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 7

7 - حق پذيرى و دفاع از حق ، نيازمند شكيبايى و استقامت است .

تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

جمله «تواصوا بالصبر»، ممكن است درصدد بيان زمينه هاى لازم براى مفاد «تواصوا بالحقّ» باشد.

11- صحابه

1- آثار انفاق به صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 3

3 - توصيه خداوند به مؤمنان ، براى جبران كمبود ها و نياز هاى اقتصادى اصحاب نيازمند پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جهت خنثى كردن توطئه منافقان در انفاق به آنان

لاتنفقوا على من عند رسول اللّه . .. و أنفقوا من مّا رزقنكم

2- انعطاف ناپذيرى صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 2

2- انعطاف ناپذيرى در برابر جبهه كفر و مهربانى با مؤمنان ، ويژگى مهم همگامان و اصحاب پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و الذين معه أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم

3- انفاق به صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 4

4 - انفاق و كمك هاى مالى مؤمنان ، به ياران نيازمند پيامبر (صلی الله علیه و آله)

هم الذين يقولون لاتنفقوا على من عند رسول اللّه

4- انفاق صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 25

25 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به انفاق و صدقه در راه خدا مأمور شدند .

و أقرضوا اللّه

به گفته مفسران، مقصود از قرض به خدا، انفاق و صدقه در راه او است.

5- ايمان صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 45

45- از ميان اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها پايداران بر طريق ايمان و عمل نيك ، برخوردار از مغفرت و پاداش عظيم الهى اند .

وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت منهم مغفرة و أجرًا عظيمًا

در صورتى كه «من» در «منهم» براى تبعيض باشد; از آيه شريفه استفاده مى شود كه از ميان كسانى كه همراه پيامبرند، تنها بخشى از آنان - كه اهل ايمان و عمل صالح بوده و بر اين وصف پايدار مى باشند - از مغفرت و اجر الهى برخورداراند.

6- برپايى نماز صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 23

23 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به برپايى نماز مأمور شدند .

و أقيموا الصلوة

7- تشبيه صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 33

33- تشبيه پيامبراسلام و ياران آن حضرت در انجيل ، به زراعتى شكوفا ، پرحاصل و شگفت انگيز

و مثلهم فى الإنجيل كزرع أخرج شطه فازره

«كزرع. ..» خبر براى «مثلهم فى الإنجيل» است.

8- تقويت روحيه صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 8

8 - دلدارى و تقويت روحيه مؤمنان و اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

هم الذين يقولون . .. و للّه خزائن السموت و الأرض

9- تكليف صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 7،9،11،23،24،25

7 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آغاز بعثت مدتى چند به شب زنده دارى به ميزان دوسوم يا نصف و يا يك سوم از شب موظف شده بودند .

و طائفة من الذين معك . .. علم أن لن تحصوه

9 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تلاوت قرآن در شب هنگام به ميزان ميسور و ممكن

فاقرءوا ما تيسّر من القرءان

11 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به نماز در پاسى از شب به ميزان ميسور و ممكن

تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از قرائت قرآن، نماز باشد; زيرا خواندن قرآن از اجزاى مهم نماز است. گفتنى است چون جمله هاى پيش درباره نماز شب بود، مى تواند قرينه بر مطلب ياد شده باشد.

23 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به برپايى نماز مأمور شدند .

و أقيموا الصلوة

24 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به پرداخت زكات مأمور شدند .

و ءاتوا الزكوة

25 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به انفاق و صدقه در راه خدا مأمور شدند .

و أقرضوا اللّه

به گفته مفسران، مقصود از قرض به خدا، انفاق و صدقه در راه او است.

10- تلاوت قرآن صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 1،9

1 - تمجيد خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت به خاطر شب زنده دارى و قرائت قرآن

إنّ ربّك يعلم أنّك تقوم . .. و طائفة من الذين معك

مطلب ياد شده از تذكر به علم خداوند، استفاده مى شود.

9 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تلاوت قرآن در شب هنگام به ميزان ميسور و ممكن

فاقرءوا ما تيسّر من القرءان

11- توبه صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 7

7- صحابه پيامبر پيش از ايمانشان به آن حضرت ، مردمى مشرك بودند و با گرايش به توحيد از شرك توبه كردند .

و من تاب معك

12- توطئه عليه صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 6

6 - اقدام الهى براى خنثى كردن توطئه اقتصادى منافقان ، عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اصحاب آن حضرت

هم الذين يقولون لاتنفقوا على من عند رسول اللّه حتّى ينفضّوا

13- تهجد صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 1

1 - تمجيد خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت به خاطر شب زنده دارى و قرائت قرآن

إنّ ربّك يعلم أنّك تقوم . .. و طائفة من الذين معك

مطلب ياد شده از تذكر به علم خداوند، استفاده مى شود.

14- دلدارى به صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 8

8 - دلدارى و تقويت روحيه مؤمنان و اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

هم الذين يقولون . .. و للّه خزائن السموت و الأرض

15- رفع مشكلات اقتصادى صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 3

3 - توصيه خداوند به مؤمنان ، براى جبران كمبود ها و نياز هاى اقتصادى اصحاب نيازمند پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جهت خنثى كردن توطئه منافقان در انفاق به آنان

لاتنفقوا على من عند رسول اللّه . .. و أنفقوا من مّا رزقنكم

16- زكات صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 24

24 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به پرداخت زكات مأمور شدند .

و ءاتوا الزكوة

17- سجده صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 25،28

25- آثار سجده و عبادت ، آشكار در چهره ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

28- اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل نماز و سجده هاى بسيار

و الذين معه . .. سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

18- سيره صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 121 - 5

5- سخن اصحاب پيامبر و طريقه آنان ، همان سخن و طريقه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و قل . .. إنا عملون

سخن گفتن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب مؤمنان (إنا) نشانه وثوق و اطمينان آن حضرت به هم سويى آنان با اوست.

19- سيماى صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 25

25- آثار سجده و عبادت ، آشكار در چهره ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

20- شگفتى از عبادت صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 5،7

5 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى كافران و مشركان

كادوا يكونون عليه لبدًا

7 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى جن

كادوا يكونون عليه لبدًا

21- شگفتى از نماز صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 5،7

5 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى كافران و مشركان

كادوا يكونون عليه لبدًا

7 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى جن

كادوا يكونون عليه لبدًا

22- صحابه در انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 29،32

29- بيان اوصاف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، در تورات و انجيل

ذلك مثلهم فى التورية و مثلهم فى الإنجيل كزرع

32- بيان متنوع تورات و انجيل ، در معرفى ويژگى هاى پيامبراسلام و اصحاب آن حضرت *

ذلك مثلهم فى التورية و مثلهم فى الإنجيل كزرع

تكرار «مثلهم»، اشاره به تنوّع دو بيان دارد. به تعبير ديگر «مثلهم فى التوراة» خبر براى «ذلك» و «كزرع...» خبر براى «مثلهم فى الإنجيل» است.

23- صحابه در تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 29،32

29- بيان اوصاف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، در تورات و انجيل

ذلك مثلهم فى التورية و مثلهم فى الإنجيل كزرع

32- بيان متنوع تورات و انجيل ، در معرفى ويژگى هاى پيامبراسلام و اصحاب آن حضرت *

ذلك مثلهم فى التورية و مثلهم فى الإنجيل كزرع

تكرار «مثلهم»، اشاره به تنوّع دو بيان دارد. به تعبير ديگر «مثلهم فى التوراة» خبر براى «ذلك» و «كزرع...» خبر براى «مثلهم فى الإنجيل» است.

24- صحابه فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 15

15 - خداوند حضور مسلمانان فقير و ضعيف را در اطراف پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اسلام زيانبار نمى داند.

ما عليك من حسابهم من شىء

مرجع ضمير در «حسابهم» مى تواند معنوى باشد ; يعنى كسانى كه خواهان طرد مؤمنان فقير از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند. و مقصود از «ما عليك» يعنى چيزى به ضرر تو از ناحيه محاسبات كافران اتفاق نخواهد افتاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 2

2 - حضور مؤمنان ضعيف در كنار پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وسيله اى براى آزمايش ديگران است.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم . .. و كذلك فتنا بعضهم ببعض

25- صحابه قبل از اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 7

7- صحابه پيامبر پيش از ايمانشان به آن حضرت ، مردمى مشرك بودند و با گرايش به توحيد از شرك توبه كردند .

و من تاب معك

26- صحابه و شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 7

7- صحابه پيامبر پيش از ايمانشان به آن حضرت ، مردمى مشرك بودند و با گرايش به توحيد از شرك توبه كردند .

و من تاب معك

27- صدقه صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 25

25 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به انفاق و صدقه در راه خدا مأمور شدند .

و أقرضوا اللّه

به گفته مفسران، مقصود از قرض به خدا، انفاق و صدقه در راه او است.

28- صفات صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 29،32

29- بيان اوصاف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، در تورات و انجيل

ذلك مثلهم فى التورية و مثلهم فى الإنجيل كزرع

32- بيان متنوع تورات و انجيل ، در معرفى ويژگى هاى پيامبراسلام و اصحاب آن حضرت *

ذلك مثلهم فى التورية و مثلهم فى الإنجيل كزرع

تكرار «مثلهم»، اشاره به تنوّع دو بيان دارد. به تعبير ديگر «مثلهم فى التوراة» خبر براى «ذلك» و «كزرع...» خبر براى «مثلهم فى الإنجيل» است.

29- طرد صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 1،3

1 - مشركان براى دور ساختن برخى مؤمنان از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) آن حضرت را تحت فشار قرار مى دادند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

3 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد براى جلب نظر مشركان، مؤمنان را از خود طرد كند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

در سبب نزول اين آيه آمده است كه بزرگانى از مشركان، حضور نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مشروط به عدم حضور مؤمنان فقير و ضعيف دانستند و اين آيات در رد درخواست آنان نازل گرديده است.

30- طرد صحابه فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 13،20

13 - خيرخواهيهاى مشركان مبنى بر زيانبار بودن حضور مؤمنان ضعيف در كنار پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد موجب طرد و محروميت آنان از محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله) گردد.

ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء فتطردهم

«حسابهم» مى تواند اضافه مصدر به فاعل خود (هم) باشد ; يعنى حسابگريهاى مشركان درباره مؤمنان و فقر و محروميت آنها.

20 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نبايد با طرد مؤمنان مستمند و فقير از اطراف خويش، خود را در جرگه ظالمان قرار دهد.

فتطردهم فتكون من الظلمين

31- عبوديت صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 25

25- آثار سجده و عبادت ، آشكار در چهره ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

32- علماى صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 16 - 7

7- وجود شخصيت هاى شناخته شده ، عالم و آگاه به مفاهيم وحى در ميان اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قالوا للذين أوتوا العلم

مى توان گفت: «الذين أوتوا العلم» بر همه مؤمنان اطلاق نشده است; بلكه نظر به افراد خاصى دارد كه از جهت علمى، متمايز با ديگران بوده اند و گويندگان «ماذا قال آنفاً» به خاطر همين تشخّص و ويژگى، به آنان مراجعه مى كرده اند.

33- عمل صالح صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 45

45- از ميان اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها پايداران بر طريق ايمان و عمل نيك ، برخوردار از مغفرت و پاداش عظيم الهى اند .

وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت منهم مغفرة و أجرًا عظيمًا

در صورتى كه «من» در «منهم» براى تبعيض باشد; از آيه شريفه استفاده مى شود كه از ميان كسانى كه همراه پيامبرند، تنها بخشى از آنان - كه اهل ايمان و عمل صالح بوده و بر اين وصف پايدار مى باشند - از مغفرت و اجر الهى برخورداراند.

34- فضايل صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 25،28

25- آثار سجده و عبادت ، آشكار در چهره ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

28- اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل نماز و سجده هاى بسيار

و الذين معه . .. سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 1

1 - تمجيد خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت به خاطر شب زنده دارى و قرائت قرآن

إنّ ربّك يعلم أنّك تقوم . .. و طائفة من الذين معك

مطلب ياد شده از تذكر به علم خداوند، استفاده مى شود.

35- فلسفه فقر صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 13،14

13 - تنگدستى ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از حكمت الهى بود .

لاتنفقوا . .. و للّه خزائن السموت و الأرض و لكنّ المنفقين لايفقهون

14 - منافقان ، ناتوان از درك حكمت تنگدستى ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و للّه خزائن السموت . .. و لكنّ المنفقين لايفقهون

36- قاطعيت صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 8

8- شدّت و قاطعيت ياوران پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر كافران

محمّد . .. و الذين معه أشدّاء على الكفّار

37- كافران و صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 2

2 - حضور طيف خاصى از مؤمنان نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، براى برخى كافران ناخوشايند بود.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

سبب نزول نقل شده در ذيل اين آيه و نيز لحن آن، گواه چگونگى تركيب ياران پيامبر(صلی الله علیه و آله) و فقر آنان و نيز نداشتن موقعيت اقتصادى و شؤون اجتماعى است. و همين امر موجب اعتراض و واكنشهايى از سوى كافران ثروتمند و قدرتمند مى گشته است.

38- كفرستيزى صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 2

2- انعطاف ناپذيرى در برابر جبهه كفر و مهربانى با مؤمنان ، ويژگى مهم همگامان و اصحاب پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و الذين معه أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم

39- محمد(صلی الله علیه و آله) و صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 3

3 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد براى جلب نظر مشركان، مؤمنان را از خود طرد كند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

در سبب نزول اين آيه آمده است كه بزرگانى از مشركان، حضور نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مشروط به عدم حضور مؤمنان فقير و ضعيف دانستند و اين آيات در رد درخواست آنان نازل گرديده است.

40- محمد(صلی الله علیه و آله) و صحابه فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 14

14 - محاسبه اعمال و برآورد تأثير حضور و يا عدم حضور مؤمنان فقير و ضعيف در كنار پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در محدوده وظايف آن حضرت نيست.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة . .. ما عليك من حسابهم من شىء

مرجع ضمير در «من حسابهم» موصول در صدر آيه و مراد از آن همان مؤمنان فقيرند. و «من» بنابر گفته اهل ادب، زايد و مفيد استغراق است. يعنى حساب هيچ عمل و كارى از آنان با تو نيست، كه از جمله آنها برآورد نقش حضور و يا عدم حضور آنان در نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

41- مدت تهجد صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 6،7،8،46

6 - اندازه گيرى كامل شب و روز و مقدار دقيق شب زنده دارى براى مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ميسّر و آسان نبود .

علم أن لن تحصوه

7 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آغاز بعثت مدتى چند به شب زنده دارى به ميزان دوسوم يا نصف و يا يك سوم از شب موظف شده بودند .

و طائفة من الذين معك . .. علم أن لن تحصوه

8 - رخصت يافتن مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به كاستن از مدّت شب زنده دارى خويش و انجام آن به ميزان ميسور و ممكن

علم أن لن تحصوه فتاب عليكم

در گذشتن خداوند از مؤمنان شب زنده دار - پس از يادآورى به كم و زياد شدن ميزان شب زنده دارى آنان - حاكى از رخصت دادن او، به اين كمى و زيادى است.

46 - « رُوِىَ عن أبى جعفر و أبى عبداللّه ( عليهماالسلام ) انّ السبب فى ( نزول ) هذه السورة أنّ النبىّ (صلی الله علیه و آله) كان يقوم هو و أصحابه الليل كلّه للصلاة حتّى تورمت أقدامهم من كثرة قيامهم فشقّ ذلك عليه و عليهم فنزلت السورة بالتخفيف عنهم فى قوله تعالى : « و اللّه يقدّر الليل و النهار علم أن لن تحصوه » أى لن تُطِيقوه ;

از امام باقر و امام صادق(عليهماالسلام) روايت شده كه سبب نزول اين سوره (مزّمّل) اين بود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اصحابش، تمام شب را براى نماز مى ايستادند تا اين كه پاهايشان از كثرت ايستادن ورم كرد. و اين بر پيامبر و ياران آن حضرت مشقت بار شد; پس اين سوره براى تخفيف دادن به آنان نازل شد. آن جا كه خداوند متعال فرمود: «و اللّه يقدّر الليل و النهار علم أن لن تحصوه» و «لن تحصوه» به معناى لن تطيقوه است; [يعنى، خداوند مى داند كه شما توان اين كار را نداريد]».

42- مسؤوليت صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 2

2 - اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى مسؤوليتى فزونتر نسبت به ديگر مسلمانان

ما كان لأهل المدينة و من حولهم من الأعراب أن يتخلفوا عن رسول اللّه

از اين آيه استفاده مى شود كه اهل مدينه و اطراف آن - به دليل قرب بيشتر به پيامبر(صلی الله علیه و آله) - مسؤوليتى فزونتر از ديگران دارند و بدين جهت است كه خداوند آنان را اختصاص به ذكر داده است.

43- مسيحيان و صفات صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 30

30- آشنايى ديرين يهوديان و مسيحيان ، با اوصاف و ويژگى هاى پيامبراسلام و اصحاب آن حضرت

ذلك مثلهم فى التورية و مثلهم فى الإنجيل كزرع

44- مشركان و صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 1

1 - مشركان براى دور ساختن برخى مؤمنان از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) آن حضرت را تحت فشار قرار مى دادند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

45- مشكلات اقتصادى صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 3

3 - وجود مشكل مالى و اقتصادى ، در ميان اصحاب و ياران نزديك پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

لاتنفقوا على من عند رسول اللّه

46- ممانعت از انفاق به صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 2

2 - تلاش منافقان ، براى جلوگيرى از انفاق مردم به اصحاب و ياران پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

هم الذين يقولون لاتنفقوا على من عند رسول اللّه

47- مناجات صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 5

5 - حضور مؤمنانى در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه هر بامداد و شامگاه به درگاه خداوند نيايش خالصانه داشتند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

48- مهربانى صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 2

2- انعطاف ناپذيرى در برابر جبهه كفر و مهربانى با مؤمنان ، ويژگى مهم همگامان و اصحاب پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و الذين معه أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم

49- نفاق در صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 46

46- وجود برخى از افراد ناخالص ، در ميان همراهان پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت منهم

در صورتى كه «من» در «منهم» براى تبعيض باشد; احتمال مى رود كه قيد «منهم» تعريض به كسانى باشد كه منافقانه، همراه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند و يا در آينده منحرف خواهند شد.

50- نماز شب صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 11

11 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به نماز در پاسى از شب به ميزان ميسور و ممكن

تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از قرائت قرآن، نماز باشد; زيرا خواندن قرآن از اجزاى مهم نماز است. گفتنى است چون جمله هاى پيش درباره نماز شب بود، مى تواند قرينه بر مطلب ياد شده باشد.

51- نماز صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 28

28- اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل نماز و سجده هاى بسيار

و الذين معه . .. سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

52- ويژگيهاى صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 2

2- انعطاف ناپذيرى در برابر جبهه كفر و مهربانى با مؤمنان ، ويژگى مهم همگامان و اصحاب پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و الذين معه أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم

53- هماهنگى صحابه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 121 - 5

5- سخن اصحاب پيامبر و طريقه آنان ، همان سخن و طريقه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و قل . .. إنا عملون

سخن گفتن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب مؤمنان (إنا) نشانه وثوق و اطمينان آن حضرت به هم سويى آنان با اوست.

54- يهود و صفات صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 30

30- آشنايى ديرين يهوديان و مسيحيان ، با اوصاف و ويژگى هاى پيامبراسلام و اصحاب آن حضرت

ذلك مثلهم فى التورية و مثلهم فى الإنجيل كزرع

12- صدا

1- اجتناب از صداى طنّازانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 32 - 2،13

2 - همسران پيامبر ، از سخن گفتن طنّازانه و با صداى جذّاب ، منع شده اند .

فلاتخضعن بالقول

13 - همسران پيامبر ، به سخن گفتن با لحنى مناسب و به دور از هرگونه طمع انگيزى نامحرمان موظف بودند .

و قلن قولاً معروفًا

مراد از «قولاً معروفاً» به قرينه «فلاتخضعن» مى تواند سخن گفتن به گونه اى باشد كه طمع بيماردلى را برانگيزاند.

2- اعتدال صدا در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 9،11،20

9- نهى خداوند از خواندن دعا و نيايش با خدا ، با صدايى بسيار بلند يا بسيار آهسته

و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها

بنابر اينكه مراد از «صلاة» مطلق دعا باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

11- لزوم رعايت اعتدال صوت در دعا و نيايش به درگاه خداوند

لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها

20- « إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال : « و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها » إنما نزلت فى الدعاء . . . ;

همانا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها» [اين آيه] فقط در مورد دعا نازل شده است . ..».

3- اعتدال صدا در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 10،12

10- خواندن نماز با آواز بلند يا با صداى بسيار آهسته ، جايز نيست .

و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «صلاة» هر نمازى باشد كه نمازگزار آن را اَدا مى كند.

12- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به رعايت اعتدال در قراءت نماز و پرهيز از آواز بلند يا با صداى بسيار آهسته

و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها

4- زشت ترين صدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 19 - 6

6 - زشت ترين و ناهنجارترين صدا ها ، براى انسان ، صداى الاغ است .

إنّ أنكر الأصوت لصوت الحمير

5- صدا در وِرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 205 - 4

4 - پرهيز از آواى بلند در ذكر زبانى ، از آداب لب گشودن به ذكر خداوند است .

و اذكر ربك . .. دون الجهر من القول

«دون» به معناى پايينتر و «جهر» به معناى آشكار كردن و علنى ساختن و «من القول» بيان براى «الجهر» است. بنابراين «الجهر من القول»، يعنى بلند كردن صدا و «دون الجهر من القول»، يعنى ادا كردن لفظ و سخن پايينتر از حد جهر.

6- صداى ناخوشايند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 7 - 2،3

2 - آتش دوزخ ، داراى ناخوشايندترين صدا هاى مخصوص به خود

لها شهيقًا

مطلب ياد شده، از «لام» اختصاص در «لها» استفاده شده است.

3 - از اهل دوزخ ، ناخوشايندترين صدا ها برمى خيزد .

لها شهيقًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين مطلب است كه صداى برخاسته از دوزخ، به اعتبار اهل آن باشد، نه از خود آتش; چنان كه در آيه 106 سوره «هود» بدان تصريح شده است.

7- عفت در صدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 32 - 9

9 - بايد زنان ، در سخن و نيز صدا ، عفت داشته باشند .

فلاتخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض

صداها

8- آثار روانى صداها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 5

5- تأثيرپذيرى عميق روح و روان آدمى در برابر صدا ها و نغمه ها

و استفزز من استطعت منهم بصوتك

13- صداقت

1- صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 49

49 - وفاكنندگان به سوگند ، راستگويان در گفتار و دارندگان استقامت قلب و عفت در شكم و شهوت ، از راسخان در علم هستند .

و الراسخون فى العلم

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از مفهوم راسخان در علم فرمود: من برّت يمينه و صدق لسانه و استقام قلبه و من عفّ بطنه و فرجه فذلك من الراسخين فى العلم


الدر المنثور، ج 2، ص 151.

2- آثار اخروى صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 1

1 - راستگويان و راستكرداران ، بهره مند از آثار صدق خويش ، در قيامت

قال اللّه هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم

3- آثار صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 9،11

9 - اگر مشركان از صداقت بهره مند باشند، بر گرايش خويش به هنگام سختيها، به خداى يگانه اقرار مى كنند.

قل أرءيتكم . .. أغير اللّه تدعون إن كنتم صدقين

11 - اگر مشركان در ادعاهاى پوچ و شرك آميز خود صادق هستند، بايد به هنگام سختى متوجه معبودهاى خود شوند.

أغير اللّه تدعون إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 7

7- تنها گفتار راست و درست - كه از دروغ پيراسته باشد - مى تواند آموزنده بوده و مايه عبرت گردد .

لقد كان فى قصصهم عبرة . .. ما كان حديثًا يفترى

جمله «ما كان . ..» به منزله تعليل براى «لقد كان ...» است ; يعنى ، چون قرآن راست و درست است ، از داستانش مى توان عبرت گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 8

8- ارزش اعمال ، در پرتو صداقت و خلوص و عدم آميختگى آن به ريا است .

أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 41 - 10

10- صداقت ، شرط رسيدن به مقام نبوت است .

إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

تقديم «صدّيقاً» بر «نبيّاً» به نكته ياد شده اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 6،8

6- نقش ويژه صداقت پيشگى در راه يابى به مقام هاى معنوى و الهى

إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

8- صداقت ، شرط رسيدن به مقام نبوت است .

إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

تقديم «صدّيقاً» بر «نبيّاً» حاكى از برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 57 - 3

3- صداقت ، زمينه ساز رشد و ترقى و رسيدن انسان به مقامى رفيع نزد خداوند

إنّه كان صدّيقًا . .. و رفعنه مكانًا عليًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 24 - 1

1 - خداوند ، به راستگويان ، به خاطر صداقت شان ، پاداش مى دهد .

ليجزى اللّه الصدقين بصدقهم

لام در «ليجزى» لام عاقبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 13

13 - اطاعت خاضعانه از خدا و صداقت ، سبب مى شود كه فرد ، مشمول آمرزش خداوند شوند .

و القنتين . .. و الصدقين ... أعدّ اللّه لهم مغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 71 - 3

3 - راست و درست گفتارىِ ايمان آوردگان ، سبب مى شود كه اعمال آنان از سوى خداوند رو به صلاح رود .

يأيّها الذين ءامنوا . .. و قولوا قولاً سديدًا . يصلح لكم أعملكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 30

30 - ايمان و كفر و راستى و نفاق در نگاه وحى ، از معيار هاى دوستى و دشمنى و از مرز هاى خودى و غير خودى

لاتجد قومًا . .. ألا إنّ حزب اللّه هم المفلحون

4- آثار صداقت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 41 - 7

7- مقام نبوت و صدّيق بودن ابراهيم ( ع ) ، موجب تجليل و ياد از او در قرآن

واذكر فى الكتب إبرهيم إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

جمله «إنّه كان صدّيقاً نبيّاً» به منزله تعليل براى «اذكر. ..» است.

5- آثار صداقت ادريس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 5

5- صداقت و راستى كامل ادريس ( ع ) و نبوت آن حضرت ، مايه گرامى داشت ياد و خاطره او در قرآن است .

واذكر فى الكتب إدريس إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

«إنّه كان صدّيقاً» به منزله علت براى «واذكر . ..» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 57 - 2

2- صداقت كامل حضرت ادريس ( ع ) ، زمينه ساز نيل او به مقامى رفيع

إنّه كان صدّيقًا نبيًّا . و رفعنه مكانًا عليًّا

6- آثار صداقت با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 21 - 8

8- لازمه صداقت داشتن با خداوند ، تسليم بودن در برابر تمامى دستورات دين و عمل به آن است .

فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم

تعبير «فلو صدقوا اللّه» - در پى «فإذا عزم الأمر» - مى رساند كه لازمه صداقت در برابر خداوند اين است كه هر گاه فرمانى از جانب شارع به گونه قطعى صادر شد، بى تأمل و بدون استثنا، پذيرفته شده و مورد عمل قرار گيرد.

7- آثار صداقت در ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 10

10 - صداقت در ايمان مقتضى محبت و ايثار به مؤمنان و رنجديدگان در مسير دين

أُولئك هم الصدقون . و الذين تبوّءو الدار و الإيمن يحبّون من هاجر إليهم و ...

8- آثار صداقت در توبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 5

5 - پذيرش توبه گنهكاران از سوى خداوند ، در گرو اقدام هاى عملى آنان براى نشان دادن صداقت خود است .

أن اللّه هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 105 - 3

3 - پذيرش توبه گنهكاران از سوى خدا ، در گرو اقدام هاى عملى ايشان براى نشان دادن صداقت خود است .

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم . .. و قل اعملوا فسيرى اللّه عملكم

9- آثار صداقت رهبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 163 - 6

6 - برخودارى رهبران از صداقت و امانت ، شرط اطاعت و فرمان بردارى از آنان است .

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

10- ادعاى صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 47 - 3

3 - اصرار و تأكيد منافقان صدراسلام ، بر صداقت خويش در ايمان به خدا و رسول و فرمان برى از ايشان

و يقولون ءامنّا باللّه و بالرسول و أطعنا

مدن فعل مضارع (يقولون) - كه دال بر استمرار است - و نيز تكرار «با» در «باللّه» و «بالرسول» و تصريح بر فرمان برى و اطاعت، همگى حاكى از اصرار و تأكيد فراوان منافقان بر صحت ادعا خويش است.

11- ارزش صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 6

6 - صبر ، صداقت ، خضوع ، انفاق و استغفارِ در سحرگاهان ، از ارزش هاى اخلاقى و معنوى مورد توجّه اسلام

الصابرين . .. و المستغفرين بالاسحار

برداشت فوق، از ذكر اين صفات به عنوان ارزش براى بندگان برگزيده، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 87 - 9

9 - راستگويى ، از ارزش ها و ملاك هاى فضيلت و كمال است .

و من اصدق من اللّه حديثا

توصيف خداوند به راستگوترين راستگويان، دلالت بر ارزش والاى راستگويى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 13

13 - صداقت و راستگويى از ارزش هاى والا

و امه صديقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 11

11 - راستى و عدل از ملاكها و مفاهيم اساسى و ارزشى اسلام است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 68 - 11

11 - خيرخواهى و امين بودن ، از ارزش هاى متعالى در اديان الهى

و أنا لكم ناصح أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 5

5 - صدق و راستى ، از ارزش هاى والاى انسانى و مهمترين صفت مؤمنان راستين

يأيها الذين ءامنوا . .. و كونوا مع الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 41 - 8

8- ارزش هاى معنوى و راستى و درستى در گفتار و عمل ، ملاكى مهم در بزرگداشت ياد و نام افراد

واذكر . .. إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

يادكرد از حضرت ابراهيم(ع)، به جهت مقام نبوت و صدّيق بودن او، درسى است براى همه كه در تبليغات و مطرح كردن افراد بايد جنبه هاى معنوى و راستين شخصيت ها را مد نظر داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 50 - 8

8- راستى در گفتار ، مزيتى ارزنده و داراى ارزشى والا است .

و جعلنا لهم لسان صدق عليًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 7

7- راستى و درستى در گفتار و عمل ، داراى ارزشى والا و از معيار هاى تجليل و تمجيد از افراد

واذكر فى الكتب إدريس إنّه كان صدّيقًا

12- ارزش صداقت در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 35 - 8

8- درست كارى اقتصادى ، داراى ارزشى برتر از مال داشتن و دارايى

ذلك خير و أحسن تأويلا

ممكن است مفضل عليه «خير»، كم فروشى و خيانت در سنجش كالا و سود حاصله از آن باشد; يعنى، رعايت عدل و انصاف و به كارگيرى ترازوى كامل و سود حاصله از آن، بهتر از كم فروشى و سود به دست آمده از آن است.

13- اقرار به صداقت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 9

9 - كافران در قيامت ، به صراحت و راست گفتارى رسولان الهى پى برده و به آن اعتراف خواهند كرد .

قالوا يويلنا . .. و صدق المرسلون

14- اهميت صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 69 - 14

14 - صداقت ، علم و صلاح ، از معيار هاى انتخاب رفيق

و حسن اولئك رفيقاً

در برداشت فوق، «الشّهداء» به معناى عالمان گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 8

8 - صدق و عدل معيار و مبناى قوانين و سنتهاى خداوند در نظام هستى است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

اگر مراد از «كلمت رب» قوانين و سنتهاى جارى خداوند باشد، صدق و عدل دو ويژگى شاخص آن سنتها خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 19

19- عفت و پاكدامنى ، امانت و صداقت ، يكتاپرستى ، كتمان نكردن دانش و مسؤوليت پذيرى ، از مصاديق نيكوكارى است .

و لانضيع أجر المحسنين

از مصداقهاى مورد نظر براى «المحسنين» يوسف(ع) است. بنابراين توصيفها و ويژگيهاى ياد شده براى او ، مصاديق احسان و نيكوكارى در ديدگاه قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 5،7

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به درخواست از خداوند براى توفيق انجام هر عملى از آغاز تا فرجام ، بر اساس نيتى خالص و آميخته با صدق و راستى

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

7- درخواست توفيق از خداوند در نوافل و نماز شب ، براى ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به راستى و درستى ، امرى مطلوب و پسنديده است .

و من الّيل فتهجّد به نافلة لك . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 70 - 4

4 - مؤمنان ، موظف اند كه در گفتار خود ، سخن ، درست و استوار بگويند .

و قولوا قولاً سديدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 17

17 - لزوم صداقت انسان و هماهنگى زبان و قلب او ، در آمرزش خواهى و استغفار

فاستغفر لنا يقولون بألسنتهم ما ليس فى قلوبهم

از لحن نكوهش آميز آيه شريفه، مطلب بالا قابل برداشت است.

15- اهميت صداقت در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 21 - 6

6- لزوم صداقت داشتن در مسير دين و پذيرفتن فرمان جهاد ، پس از صدور آن

فإذا عزم الأمر فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم

16- پاداش اخروى صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 4

4 - قيامت ، عرصه بهره بردارى آدمى ، از نتايج گفتار و كردار خويش

قال اللّه هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم

17- پاداش صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 24 - 4

4 - صداقت و راستى ، پاداش الهى را به دنبال دارد .

ليجزى اللّه . .. بصدقهم

«باء» در «بصدقهم» سببى است.

18- درخواست صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 5،7،9

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به درخواست از خداوند براى توفيق انجام هر عملى از آغاز تا فرجام ، بر اساس نيتى خالص و آميخته با صدق و راستى

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

7- درخواست توفيق از خداوند در نوافل و نماز شب ، براى ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به راستى و درستى ، امرى مطلوب و پسنديده است .

و من الّيل فتهجّد به نافلة لك . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

9- لزوم درخواست توفيق و خلوص و صداقت كامل از خداوند در نوافل شب

و من الّيل فتهجّد به . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

از اينكه خداوند، در پى توصيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تهجّد، از او خواسته است كه براى اخلاص در هر كارى به درگاه او دعا كند، مى تواند مشعر به معناى فوق باشد.

19- دعوت به صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 2

2 - خداوند ، فراخوان مؤمنان به راستى و درستى در گفتار و عمل

يأيها الذين ءامنوا . .. كونوا مع الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 4

4 - دعوت به پاكى و درست كارى ، سرلوحه برنامه پيامبران

فقل هل لك إلى أن تزكّى

20- دلايل صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 16 - 3

3- گريه و ناله ، نمى تواند دليل صداقت و حقانيت باشد .

و جاءو أباهم عشاءً يبكون

21- دلايل صداقت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 155 - 2

2 - معجزه ، دليل صدق پيامبران و رسالت آنان

فأت باية إن كنت من الصدقين . قال هذه ناقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 5

5 - اعطاى معجزه به پيامبران ، در جهت رفع اتهام كذب و يا رياست خواهى از ايشان

بل هو كذّاب أشر . سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر . إنّا مرسلوا الناقة فتنة لهم

از آن جا كه «إنّا مرسلوا الناقة» در قبال اتهام «بل هو كذّاب أشر» مطرح شده است; مى توان نتيجه گرفت كه اعطاى معجزه، وسيله اى كارآمد براى رفع اتهام كذب از صالح پيامبر(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 20 - 2

2 - معجزات پيامبران ، نشانه صداقت آنان در به عهده داشتن مسؤوليت هدايت و انذار است .

و أهديك . .. فتخشى . فأريه الأية الكبرى

«فاء» در «فأراه» براى تعقيب است و مى رساند كه آوردن معجزه در پى ادعاى هدايت گرى و نيز انذار فرعون صورت پذيرفته است. كلمه «آية» به معناى علامت و نشانه است و مصداق مورد نظر از آن، معجزه عصا و يا مجموع عصا و يدبيضا است كه نشانه رسالت حضرت موسى(ع) بود.

22- دلايل صداقت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 119 - 10

10- دوزخى شدن جن و انس به سبب اختلاف در دين ، گواه راستى و درستى سخن خداوند ( جهنم را از جن و انس پر خواهم كرد ) است .

و لايزالون مختلفين . .. و تمت كلمة ربك لأملأنّ جهنم

سخن از تحقق يافتن فرموده خداوند (تمت كلمة ربك . ..) پس از بيان اختلافهاى مردم و پوشيده شدن حق بر آنان، گوياى اين نكته است كه: همان اختلافها - كه مخفى ماندن حق را در پى داشت - موجب دوزخى شدن انسانها و جنيان شده و حقانيت كلمه خدا (لأملأنّ ...) را به طور كامل محقق ساخت.

23- دلايل صداقت زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 26 - 11

11- داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، صداقت زليخا و دروغ گويى يوسف ( ع ) را منوط به پاره شدن پيراهن يوسف ( ع ) از پيشِ رو دانست .

إن كان قميصه قُدّ من قُبل فصدقت و هو من الكذبين

24- دلايل صداقت كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 10

10- قرآن ، دليل راستى و درستى كتاب هاى آسمانى پيشين است .

و لكن تصديق الذى بين يديه

تصديق كتابهاى آسمانى پيشين از سوى قرآن مى تواند به اين معنا باشد كه: نزول قرآن موجب شد ، اخبار و پيشگوييهاى آن كتابها مبنى بر آمدن قرآن تحقق يابد. از اين رو نزول قرآن خود دليلى براى اثبات راستى و درستى آن كتابهاست.

25- دلايل صداقت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 2

2- كافران مكه ، دليل صداقت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در ادعاى نزول وحى ، آمدن ملائكه براى تصديق او مى دانستند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 69 - 3

3 - شخصيت ارزشى و اخلاقى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خود گواه صداقت آن حضرت بود .

أم لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 197 - 1

1 - آگاهى و اطلاع عالمان بنى اسرائيل از آمدن قرآن ، خود دليل حقانيت آن و صدق پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بنى إسرءيل

استفهام در اين آيه توبيخى است. ضمير «هم» در «لهم» به مشركان مكه بازمى گردد و «آية» خبر «لم يكن» و به معناى دليل روشن مى باشد. «أن يعلمه...» نيز اسم «لم يكن» و ضمير در آن به خبر «قرآن» يا «خبر نزول آن بر پيامبر» بازمى گردد; يعنى، «أوَلم يكن علم علماء بنى اسرائيل بخبر القرآن أو خبر نزوله عليك على سبيل البشارة فى كتب الأنبياء الماضين آية للمشركين على صحّة نبوّتك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 46 - 3

3 - زنده ماندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از ادعاى نبوت ، دليل صدق رسالت و درستى ادعاى آن حضرت است .

و لو تقوّل علينا . .. لقطعنا منه بالوتين

خداوند، مجازات مرگ را براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در صورت دروغ بستن بر خدا مقرر فرمود. اين مطلب مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه زندگانى آن حضرت پس از ادعاى نبوت، گواه صدق ادعاى ايشان است.

26- دلايل صداقت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 30 - 3

3 - اظهار آمادگى موسى ، براى ارائه دليلى روشن و محسوس ( معجزه ) برصدق رسالت خويش

قال أوَلوجئتك بشىء مبين

مراد از «بشىء مبين» به قرينه آيات بعد، معجزه عصا و يد بيضا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 31 - 1،3

1 - موافقت فرعون با پيشنهاد موسى ( ع ) مبنى بر ارائه دليل محسوس و روشن بر صدق رسالت خويش

قال أوَلوجئتك بشىء مبين . قال فأت به

3 - فرعون دلايل آفاقى و انفسى ارائه شده از سوى موسى را گوياى صدق ادعاى او ندانسته و تنها معجزه را شاهد صدق گفتارش مى دانست .

قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ... لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون دلايل آفاقى وانفسى حضرت موسى را نپذيرفت و ضمن تمسخر آنها، او را به زندان تهديد كرد; ولى آن گاه كه آن حضرت مسأله معجزه (شىء مبين) را مطرح ساخت، فرعون به ظاهر به آن تن داد و پذيرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 33 - 2

2 - يد بيضا ، دومين معجزه موسى ( ع ) و دليل صدق رسالت وى

و نزع يده فإذا هى بيضاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 19 - 5

5- موسى ( ع ) ، ارائه دهنده برهانى آشكار ، بر صدق خويش در دعوى رسالت

إنّى ءاتيكم بسلطن مبين

27- دلايل صداقت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 27 - 1

1- داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، كذب ادعاى زليخا و صداقت يوسف ( ع ) را منوط به پاره شدن پيراهن از پشتِ سر دانست .

و إن كان . .. و هو من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 28 - 2،4

2- عزيز مصر با ديدن پارگى پشت پيراهن يوسف ( ع ) ، به صداقت او پى برد .

فلما رءا قميصه قُدّ من دُبر قال إنه من كيدكنّ

4- عزيز مصر شواهد ارائه شده از سوى داورِ ماجراى يوسف و زليخا را ، براى رفع اتهام از يوسف ( ع ) و اثبات بى گناهى او كافى دانست .

فلما رءا قميصه قُدّ من دُبر قال إنه من كيدكنّ

28- دلايل صداقت يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 7

7 - ادعاى يهوديان ( يقين به بهشتى بودن ) آن گاه صادقانه و برخاسته از باور آنان است كه تمناى مرگ كرده و از آن استقبال كنند .

قل إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

29- روش كشف صداقت هدهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 6

6 - تدبير سليمان در كشف صدق و كذب ادعاى هدهد از طريق به كارگيرى خود وى

قال سننظر أصدقت . .. اذهب بكتبى هذا

30- زمينه صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 6

6- ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به درستى ، نيازمند استمداد از خدا

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 6

6 - درست كارى و صلاح افراد ، در گرو اراده و خواست خود آنان است .

هل لك إلى أن تزكّى

31- زمينه صداقت تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 4

4 - آشكار شدن صداقت توبه كنندگان واقعى ، در ميدان عمل و تكاليف دشوار

قل للمخلّفين من الأعراب ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد

32- سوگند به صداقت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 40 - 2

2 - سوگند خداوند ، بر درست گويى و راست گويى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّه لقول رسول كريم

33- شك در صداقت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 7

7 - ثموديان در توانايى صالح ( ع ) براى ارائه معجزه بر اثبات درستى ادعايش ، ترديد داشتند .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

برداشت ياد شده از به كار گرفتن «إن» - كه در موارد ترديد به كار مى رود - استفاده مى شود.

34- صداقت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 41 - 5،6

5- حضرت ابراهيم ( ع ) از صدّيقان و از پيامبران الهى بود .

واذكر فى الكتب إبرهيم إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

6- حضرت ابراهيم ( ع ) ، شخصيتى در اوج راستى و درستى و يگانگى در گفتار و كردار بود .

إنّه كان صدّيقًا

(مفردات راغب).

35- صداقت ادريس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 3،4

3- حضرت ادريس ( ع ) ، از صدّيقان و داراى مقام نبوت بود .

إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

4- ادريس ( ع ) ، شخصيتى در اوج راستى و درستى و يگانگى در گفتار و عمل

إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

«صدّيق» صيغه مبالغه است; يعنى كسى كه از او صداقت بسيارى سر زده است و برخى گفته اند: صدّيق كسى است كه در گفتار و اعتقاد صادق باشد و راستى خود را در عمل محقق سازد(مفردات راغب).

36- صداقت اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 54 - 4،5

4- صداقت در وعده ، از صفات برجسته اسماعيل ( ع ) بود .

واذكر فى الكتب إسمعيل إنّه كان صادق الوعد

5- صداقت در وعده ، رسالت و نبوت اسماعيل ( ع ) ، علت گرامى داشت ياد و نام او در قرآن

واذكر فى الكتب إسمعيل إنّه كان صادق الوعد و كان رسولاً نبيًّا

37- صداقت امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 12

12 - « عن جعفر بن محمد ( ع ) فى قوله عز و جل : « اتقوا اللّه و كونوا مع الصادقين » قال : محمد و على - عليهما السلام - ;

از امام صادق (ع) روايت شده كه درباره «الصادقين» در آيه شريفه فرمود: منظور محمد و على - عليهما السلام - مى باشد».

38- صداقت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 6

6 - معجزات روشنگر انبياى الهى ، نشانه صدق دعواى رسالت آنان

باية من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 4

4 - منكران قيامت با برپايى آن به درستى و راستى گفتار انبيا درباره معاد پى خواهند برد و بدان اعتراف خواهند كرد .

يوم يأتى تأويله يقول الذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق

ضمير مفعولى در «نسوه» مى تواند به «كتب» در آيه قبل برگردد. بر اين مبنا «ال» در «الحق» جنسيه است و مراد از آن حقانيت رسالت انبياست. و نيز مى تواند آن ضمير به «يوم يأتى تأويله»، كه همان روز قيامت است، برگردانده شود. در اين صورت «ال» در «الحق» عهديه است و اشاره به حقانيت روز قيامت دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 68 - 9

9 - پيامبران ، خيرخواه امت هاى خويش و انسانهايى امين و درستكار

و لكنى رسول . .. و أنا لكم ناصح أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 105 - 2

2 - پيامبران الهى حريص بر راستگويى و حقگويى درباره خداوند

حقيق على أن لا أقول على اللّه إلا الحق

اعلام رسالت و سپس بيان اين حقيقت كه موسى سخنى جز حق به خدا نسبت نمى دهد، بيانگر اين است كه حقگويى درباره خدا اقتضاى رسالت است. بنابراين همه پيامبران الهى داراى اين ويژگى هستند. گفتنى است كلمه «حقيق» به معناى «سزاوار» است و چون به «على» متعدى شده است، مى تواند معناى «حريص» در آن تضمين شده باشد ; يعنى: إنى حريص على كذا حقيقاً به.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 84 - 5

5 - پيامبران الهى ، گويندگانى صادق و راستگو براى مردمان

و اجعل لى لسان صدق فى الأخرين

39- صداقت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 82 - 6

6- لاوى از برادرانش خواست نزد پدر بر راستگويى خويش در سرقت بنيامين تأكيد كنند .

و إنا لصدقون

40- صداقت پيروان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 10

10 - پيروان واقعى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در لحظات سخت جنگ تبوك ، از صادقان بودند .

الذين اتبعوه فى ساعة العسرة . .. و كونوا مع الصدقين

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل - كه در زمينه ثبات قدم برخى از مؤمنان در شدايد جنگ تبوك و لغزش گروهى ديگر بود و خداوند متخلفان را در پى توبه شان بخشيد - اكنون به ايشان رهنمود مى دهد كه شما نيز همانند مؤمنان، استوار و تزلزل ناپذير باشيد.

41- صداقت تائبان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 21

21 - تأييد خداوند نسبت به واقعى بودن توبه تائبان متخلف از جنگ تبوك *

خذ من أمولهم . .. و صل عليهم ... و اللّه سميع عليم

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه را با توجه به شأن نزول معنا كنيم كه مورد آن توبه متخلفان از جنگ تبوك است. از اين رو احتمال مى رود صفت «عليم» به اين نكته اشاره داشته باشد كه خداوند صداقت آنان را در توبه دانسته و بر اساس آن فرمان به اخذ زكات و دعا داده است.

42- صداقت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 5

5 - راه داشتن خيانت و صداقت در جنيان

و إنّى عليه لقوىّ أمين

تأكيد عفريت بر امانت دارى خويش، مى رساند كه احتمال خيانت وى وجود داشته است.

43- صداقت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 87 - 8،10،11

8 - هيچكس از خداوند راستگوتر نيست .

و من اصدق من اللّه حديثا

10 - توجّه به الوهيت و كمال مطلق بودن خداوند ، موجب پذيرش خبر هاى او و اعتقاد به راستى آنها

و من اصدق من اللّه حديثا

تكيه بر اسم جلاله «اللّه» با وجود اينكه مى توانست با ضمير از آن ياد شود، اشاره به اين معناست كه الوهيّت، ملازم حقانيّت تمامى اخبار اوست. يعنى چون «اللّه» است و كمال مطلق، اَخبار او با واقع مطابقت دايمى دارد.

11 - توجه به راستگويى مطلق خداوند ، برطرف كننده هر گونه ترديد در تحقق قيامت

ليجمعنّكم الى يوم القيمة لا ريب فيه و من اصدق من اللّه حديثا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 122 - 9،10

9 - وعده هاى خداوند حق و سخنان او راست و تخلّف ناپذير است .

وعد اللّه حقّاً و من اصدق من اللّه قيلا

10 - هيچ كس در راستى و درستى گفتار ، همانند خدا نخواهد بود .

و من اصدق من اللّه قيلا

44- صداقت در آغاز عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 12

12- آغاز به كار از روى صداقت و اخلاص ، تضمين كننده به پايان رساندن آن همراه آن دو نيست .

أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

45- صداقت در اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 68 - 11

11 - خيرخواهى و امين بودن ، از ارزش هاى متعالى در اديان الهى

و أنا لكم ناصح أمين

46- صداقت در استغفار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 17

17 - لزوم صداقت انسان و هماهنگى زبان و قلب او ، در آمرزش خواهى و استغفار

فاستغفر لنا يقولون بألسنتهم ما ليس فى قلوبهم

از لحن نكوهش آميز آيه شريفه، مطلب بالا قابل برداشت است.

47- صداقت در ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 13 - 2

2 - صداقت توده هاى مردم در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آيين اسلام

ءامنوا كما ءامن الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 28

28 - انجام وظايف عبادى ، اجتماعى و اخلاقى دين ، تحمل مشكلات و استقامت در راه مبارزه با دشمنان نشانه راستى و درستى ايمان است .

أولئك الذين صدقوا

در برداشت فوق «أولئك» اشاره به صفاتى است كه از جمله «و ءاتى المال . .. و حين البأس» به دست مى آيد و متعلق «صدقوا» به قرينه «من ءامن ...» ايمان به خدا و ... گرفته شده است.

48- صداقت در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 4

4 - بهشت ، سرزمين صداقت و راستى بدون كمترين دغل و نادرستى *

فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «صدق» در مقابل كذب باشد. در اين صورت جايگاه صدق; يعنى، جايگاهى كه در آن صداقت و راستى حاكم است و از هرگونه دغل و نادرستى مبرا مى باشد.

49- صداقت در پيروى از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 11

11- فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك ، نشانه صداقت در پيروى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

50- صداقت در عذر خواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 16

16- پذيرش عذر بر زبان راندن كلمات كفرآميز در شرايط سخت و ناچارى ، مشروط به نشان دادن صداقت خويش با هجرت ، جهاد و مقاومت در راه خداست .

من كفر بالله . .. إلاّ من أُكره و قلبه مطمئنّ بالإيمن ... إن ربّك للذين هاجروا

51- صداقت در عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 5،6،7،8،11

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به درخواست از خداوند براى توفيق انجام هر عملى از آغاز تا فرجام ، بر اساس نيتى خالص و آميخته با صدق و راستى

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

6- ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به درستى ، نيازمند استمداد از خدا

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

7- درخواست توفيق از خداوند در نوافل و نماز شب ، براى ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به راستى و درستى ، امرى مطلوب و پسنديده است .

و من الّيل فتهجّد به نافلة لك . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

8- ارزش اعمال ، در پرتو صداقت و خلوص و عدم آميختگى آن به ريا است .

أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

11- همه انسان ها ، حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى داشتن اخلاص و صداقت در عمل ، به امداد ويژه الهى نيازمندند .

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

52- صداقت در فرجام عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 12

12- آغاز به كار از روى صداقت و اخلاص ، تضمين كننده به پايان رساندن آن همراه آن دو نيست .

أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

53- صداقت در مدح ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 50 - 5

5- لزوم مراعات صدق و راستى ، در تكريم و تمجيد از اشخاص و خارج نشدن از مرز واقعيت

و جعلنا لهم لسان صدق عليًّا

خداوند، ابراهيم و فرزندش را از ثنايى رفيع، ولى راستين برخوردار كرده است; يعنى آنچه كه در باره آنان به عنوان ثنا و تمجيد گفته مى شود، راست و عين واقعيت است، نه اين كه مبالغه باشد. اين قيد داراى پيام و درسى است براى همه كه در تمجيدها به افراط و يا تفريط دچار نشوند، بلكه حقيقت اظهار كنند.

54- صداقت در نماز شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 2

2 - ايستادن در پيشگاه خدا با گامى استوارتر و گفتوگو در محضر او با سخنانى راست تر و ريشه دارتر ، دو امتياز برجسته نماز و عبادت شبانه

هى أشدّ وط-ًا و أقوم قيلاً

ضمير «هى» به «ناشئة» بازمى گردد. «أشدّ» معادل «أثبت» (با ثبات تر، استوارتر) و «وطىء» مرادف «قيام» (ايستادن) است (لسان العرب). «أقوم» نيز به معناى «أسدّ» (محكم تر) و «قيلاً» همتاى «مقال» (سخن گفتن) است; يعنى، آن (پديده شب) از حيث ايستادن (ايستادن در پيشگاه خدا) استوارتر و از حيث سخن (سخن گفتن در محضر خدا) محكم تر است.

55- صداقت رهبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 108 - 6

6 - برخوردارى رهبران از صداقت و امانت ، شرط اطاعت و فرمان بردارى ازآنان است .

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 126 - 6

6 - برخوردارى رهبران از صداقت و امانت ، شرط اطاعت و فرمان بردارى از آنان

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 6

6 - برخوردارى رهبران از صداقت و امانت ، شرط اطاعت و فرمان بردارى از ايشان

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 6

6 - برخوردارى رهبران از صداقت و امانت ، شرط اطاعت و فرمانبرى از ايشان

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

56- صداقت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 2

2 - شعيب ( ع ) ، خواهان اطاعت اصحاب ايكه از او ، به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى اش

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

برداشت ياد شده از تفريع «اتّقوا. ..» بر «إنّى لكم رسول» به دست مى آيد.

57- صداقت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 2

2 - صالح ( ع ) ، خواهان اطاعت ثموديان از او به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى وى

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتّقوا اللّه» بر«إنّى لكم رسول أمين» مى تواند مفيد اين مطلب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 5

5 - ثموديان ، خواستار نشانه و معجزه اى از صالح ( ع ) براى پى بردن به صدق ادعاى وى

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

58- صداقت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 5

5 - معجزات روشنگر عيسى ( ع ) ، دليل صدق دعوت او

انّى قد جئتكم باية من ربّكم

چون عيسى (ع) مدعى رسالت بود، نخست مى بايست آن را اثبات كند. بنابراين منظور از آيه و نشانه در «باية من ربّكم»، نشانه نبوت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 119 - 2،3

2 - عيسى ( ع ) از زمره راستگويان و درست كرداران

هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم

از مصاديق مورد نظر براى «الصدقين» - به قرينه آيات گذشته - حضرت مسيح(ع) است.

3 - خداوند ، گواه بر راستگويى عيسى ( ع ) در انجام رسالت هاى الهى خويش و اظهار برائت از ادعاى الوهيت

قال اللّه هذا يوم ينفع الصدقين صدقهم

از مصاديق مورد نظر براى «صدقهم» سخنان نقل شده از عيسى(ع) در آيات پيشين است كه ابلاغ توحيد و يكتاپرستى، نفى ادعاى الوهيت براى خويش و مادرش مريم(ع) و نداشتن هيچ نقشى در گرايش امت به شرك از جمله آنهاست.

59- صداقت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 1،9،10

1 - قرآن كلمه تام و صدق و عدل پروردگار است.

و هو الذى أنزل إليكم الكتب . .. و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

مراد از «كلمت»، به قرينه آيه قبل كه سخن از نزول كتاب است، قرآن مى تواند باشد.

9 - خبرهاى قرآن صادق و معارف، احكام و قوانين آن بر ميزان عدل است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

10 - قرآن و كلام الهى در برترين مرتبه از نظر صدق و عدل قرار دارند.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

اگر «صدقا و عدلا» تميز نسبت باشند، بيانگر جهت تماميت بوده كه مضمون آن در برداشت فوق آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 5

5- قرآن ، گفتارى دروغ و بافته شده نبوده ; بلكه سخنى راست و درست است .

ما كان حديثًا يفترى

مراد از ضمير «كان» قرآن است. وصفهاى بيان شده در آيه (و لكن تصديق ...) بيانگر اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 90 - 2

2 - قرآن ، سخنى راست و به دور از هر دروغ

بل أتينهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 5

5 - قرآن ، سخنى سراسر راست و مطابق با واقع و حق و حقيقت

و كذّب بالصدق

«صدق» به معناى امر مطابق با واقع و حق است و آمدن آن به صورت مصدر، براى افاده مبالغه مى باشد; يعنى، قرآن و دينى كه عين حق و نفس صدق است.

60- صداقت كاتبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 16 - 2

2 - نويسندگان قرآن در صحيفه هاى پاك و والا مرتبه ، كاتبانى راست گفتار ، مطيع خداوند و درست كرداراند .

بأيدى سفرة . .. بررة

«بررة» و «ابرار» به يك معنا است; جز اين كه «بررة» مبالغه بيشترى دارد; زيرا جمع «بَرّ» است و «بَرّ» مبالغه بيشترى از كلمه «بارّ» (مفرد «ابرار») دارد (مفردات راغب). از جمله معانى اى كه براى «بِرّ» ذكر شده، «صلاح و درست كارى»، «اطاعت» و «صداقت» است. (لسان العرب)

61- صداقت كلام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 10

10 - قرآن و كلام الهى در برترين مرتبه از نظر صدق و عدل قرار دارند.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

اگر «صدقا و عدلا» تميز نسبت باشند، بيانگر جهت تماميت بوده كه مضمون آن در برداشت فوق آمده است.

62- صداقت لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 163 - 4

4 - لوط ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى وى

فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتّقواللّه» بر «إنّى لكم رسول أمين» بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 29 - 13

13 - قوم لوط ، درباره صداقت لوط ( ع ) و وعده عذاب او ناباور بودند .

ائتنا بعذاب اللّه إن كنت من الصدقين

63- صداقت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 1

1 - صبر و راستى در گفتار ، خضوع در برابر خداوند ، انفاق و استغفار در سحرگاهان ، از صفات متّقين

للّذين اتّقوا . .. الصابرين ... بالاسحار

آيه فوق (الصابرين و الصادقين . .. )، بيان و توضيح ديگرى براى «للّذين اتقوا» است.

64- صداقت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 23 - 13

13 - وجود نشانه هاى صدق پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تورات *

اگر چنين نشانه هايى در تورات نبود، دعوت به حكميت تورات براى رفع اختلاف در مورد دعوت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، صحيح نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 44 - 6

6 - آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حقايق نهفته تاريخ زكريا و مريم ، نشانگر صدق ادعاى وى در ارتباط با وحى

ذلك من انباء الغيب . .. و ما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 58 - 3

3 - بيان سرگذشت حضرت مريم ، زكريا ، يحيى و عيسى ( ع ) ، از معجزات و نشانه هاى صدق پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

ذلك نتلوه عليك من الايات

بنابراينكه منظور از «الايات»، با توجه به معناى لغوى آن (علامتها)، نشانه هاى صداقت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 12

12 - « عن جعفر بن محمد ( ع ) فى قوله عز و جل : « اتقوا اللّه و كونوا مع الصادقين » قال : محمد و على - عليهما السلام - ;

از امام صادق (ع) روايت شده كه درباره «الصادقين» در آيه شريفه فرمود: منظور محمد و على - عليهما السلام - مى باشد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 69 - 4

4 - سرزنش كافران از سوى خداوند ، به خاطر انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آگاهى آنان از شخصيت ارزشى و اخلاقى ( صداقت ، امانت و . . . ) آن حضرت

أم لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 3 - 1

1 - تأكيد خداوند ، بر اصالت سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و متكى نبودن پيام هاى آن حضرت به هواى نفس

و ما ينطق عن الهوى

65- صداقت مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 1

1 - اعتماد كامل حضرت زكريا به صداقت حضرت مريم ( س )

هنا لك دعا زكريا ربّه

پس از پاسخ مريم، حضرت زكريا تسليم گفته او (هو من عند اللّه . .. ) شد و از خدا، درخواست ذريه پاك كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 9،10

9 - مريم ( ع ) مادر مسيح ( ع ) ، بانويى بسيار راستگو

و امه صديقة

«صديق» به كسى گفته مى شود كه بسيار راستگو باشد. (مفردات راغب).

10 - گفتار و كردار مريم ( ع ) هماهنگ با يكديگر و مطابق با واقع

امه صديقة

«صديق» به كسى گفته مى شود كه سخن و اعتقادش مطابق واقع باشد و راستگويى خودش را با كردارش ثابت كند. (اين معنا را راغب از برخى اهل لغت نقل كرده است).

66- صداقت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 106 - 1

1 - فرعون ، ناباور به صداقت موسى ( ع ) در ادعاى رسالت و برخورداريش از معجزه و آيتى از جانب خدا

قال إن كنت جئت بئاية فأت بها إن كنت من الصدقين

متعلق «الصدقين» اصل رسالت و نيز داشتن «بينة» است. يعنى: إن كنت من الصادقين فى دعوى الرسالة و دعوى البينة.

67- صداقت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 3 - 2

2 - مؤمنان راستين ، انسان هايى سنجيده كار و درست گفتاراند0

و الذين هم عن اللغو معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 28 - 3

3 - كافران ، به صداقت و راستگويى مؤمنان ، باور نداشتند .

و يقولون متى هذا الفتح إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 8 - 4

4 - مؤمنان ، داراى صفت صداقت و درستكارى اند .

ليسئل الصدقين عن صدقهم

مراد از «الصادقين» به قرينه مقابله با «الكافرين» مؤمنان اند. تعبير از مؤمنان به «الصادقين» مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 71 - 3

3 - راست و درست گفتارىِ ايمان آوردگان ، سبب مى شود كه اعمال آنان از سوى خداوند رو به صلاح رود .

يأيّها الذين ءامنوا . .. و قولوا قولاً سديدًا . يصلح لكم أعملكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 21 - 3

3- لزوم هماهنگى گفتار و كردارِ مؤمنان ، در راستاى طاعت خداوند *

طاعة و قول معروف

در صورتى كه «طاعة و قول معروف» مبتدا براى خبر محذوف باشد; از مجزا آمدن «طاعة» و «قول معروف» استفاده مى شود كه آنچه خداوند از انسان مى خواهد، صرف طاعت عملى نيست; بلكه بايد سخن انسان همراه با عمل وى، نيك و پسنديده باشد و در ضمنِ طاعت، اظهار ناراحتى نكند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 18 - 7

7 - خداوند ، آگاه از خلوص و صداقت باطنى مؤمنان در بيعت رضوان

لقد رضى اللّه . .. فعلم ما فى قلوبهم

مراد از «ما» در «ما فى قلوبهم» - به قرينه «رضى اللّه. ..» مى تواند صداقت و خلوص مؤمنان باشد; زيرا اين امور است كه رضايت و خشنودى را در پى دارد.

68- صداقت مؤمنان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 13 - 2

2 - صداقت توده هاى مردم در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آيين اسلام

ءامنوا كما ءامن الناس

69- صداقت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 108 - 5

5 - نوح ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او به خاطر صداقت و امانت دارى وى

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

70- صداقت هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 68 - 7،8

7 - ابلاغ پيام هاى خداوند به مردم ، جلوه اى از درستكارى و خيرخواهى هود براى مردم خويش

أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين

8 - هود در ميان قومش به درستكارى و خيرخواهى شهرت داشت .

أبلغكم . .. و أنا لكم ناصح أمين

آوردن «ناصح» و «أمين» به صورت وصف، در مقابل بيان تبليغ رسالت به صورت فعل «أبلغكم»، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه خيرخواهى و درستكارى هود(ع) مخصوص زمان رسالت وى نبوده بلكه پيش از آن نيز بدان شهرت داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 10،11

10 - قوم عاد ناباور به صداقت و راستگويى حضرت هود ( ع )

فأتنا . .. إن كنت من الصدقين

11 - قوم عاد با ناباورى به صداقت و راستگويى هود ، از وى خواستند تا تهديد هاى خويش را تحقق بخشد .

فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 126 - 2

2 - هود ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او ، به دليل آشكار بودن صداقت وامانت دارى وى

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتقوا اللّه وأطيعون» بر «إنّى لكم رسول أمين» مفيد مطلب ياد شده است.

71- صداقت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 28 - 3،5

3- عزيز مصر با پى بردن به صداقت يوسف ( ع ) ، زليخا را محكوم كرد و به نفع يوسف ( ع ) رأى داد .

فلما رءا قميصه قُدّ من دُبر قال إنه من كيدكنّ

5- عزيز مصر پس از پى بردن به حقانيت يوسف ( ع ) ، زنان را انسانهايى پر مكر و حيله خواند .

إنه من كيدكنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 46 - 2

2- ساقى دربار ، يوسف ( ع ) را انسانى بسيار راستگو ناميد و با لقب « صدّيق » او را مخاطب قرار داد .

يوسف أيّها الصديق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 51 - 18

18- زليخا در حضور پادشاه مصر ، بر صداقت و راستگويى يوسف ( ع ) تأكيد كرد .

و إنه لمن الصدقين

72- ظهور صداقت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 8 - 2

2 - فلسفه پيمان گرفتن خداوند از پيامبران ، اين است كه ميزان صداقت مؤمنان بروز كند .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم . .. ليسئل الصدقين عن صدقهم

آنچه از پرسش مذكور در آيه، به ذهن خطور مى كند، اين است كه مؤمنان، مورد سؤال قرار مى گيرند تا صداقت شان معلوم

شود.

73- عجز از صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 8

8- بيماردلانِ منافق ، ناتوان از درك خير واقعى خويش و پيمودن راه صدق و جهاد

فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم . .. أولئك ... فأصمّهم و أعمى أبصرهم

با توجه به ارتباط آيات، ممكن است به ميان آوردن «أصمّ» و «أعمى» - در پى «فلو صدقوا اللّه لكان خيراً لهم» - بيانگر اين معنا باشد كه صداقت با خدا و دستورات او، تضمين گر منافع آدمى است; اما افسوس كه بيماردلان در نتيجه كورى باطنى عاجز از درك مصالح آن اند.

74- عزيز مصر و صداقت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 28 - 2

2- عزيز مصر با ديدن پارگى پشت پيراهن يوسف ( ع ) ، به صداقت او پى برد .

فلما رءا قميصه قُدّ من دُبر قال إنه من كيدكنّ

75- عوامل صداقت در عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 14

14- حفظ صداقت و راستى در انجام كار ها از آغاز تا انجام ، نيازمند قدرت و توانى خدادادى

أدخلنى . .. و اجعل لى من لدنك سلطنًا نصيرًا

76- فضيلت صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 70 - 4

4 - نبوت ، صداقت كامل ، گواه بودن بر اعمال بندگان و صالح شدن ، تفضل خاص الهى

فاولئك . .. ذلك الفضل من اللّه

77- گواهان صداقت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 1 - 7

7 - گواهى أكيد خداوند ، به صدق رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و اللّه يعلم إنّك لرسوله

78- گواهان صداقت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 5

5- عزيز مصر برادرش بنيامين را شاهدى بر صدق دعواى خويش ( من يوسفم ) دانست .

قال أنا يوسف و هذا أخى

جمله «هذا أخى» مى تواند علاوه بر اينكه تمهيدى براى «قد منّ الله» باشد به عنوان شاهدى بر ادعاى عزيز مصر كه خود را يوسف معرفى كرده نيز باشد. گويا به برادرانش مى گويد: اگر ترديد داريد كه من يوسفم، در چهره من و بنيامين بنگريد، اخوّت ما را درخواهيد يافت.

79- ملاك صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 21

21 - ميدان عمل ، عرصه شناخت صداقت ادّعاى آدميان

فلما كتب عليهم القتال تولّوا

80- منشأ تعيين صداقت در ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 14

14- تعيين راستى و درستى ايمان افراد و حسابرسى مدعيان ايمان ، از شؤون خداوند است .

بل نظنكم كذبين . .. ما أنا بطارد الذين ءامنوا إنهم ملقوا ربهم

كفرپيشگان، ايمان پيروان نوح را سطحى، بلكه آنان را در ادعاى ايمان دروغگو مى شمردند (بل نظنكم كاذبين). نوح(ع) در پاسخ ايشان با جمله «إنهم ملاقوا ربهم» بيان مى دارد كه براى انسانها روز آخرتى است و خداوند در آن روز، راستى و ناراستى ايمانها را تعيين خواهد كرد.

81- منشأ صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 11

11- همه انسان ها ، حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى داشتن اخلاص و صداقت در عمل ، به امداد ويژه الهى نيازمندند .

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

82- منشأ صداقت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 50 - 7

7- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، به عنايت خداوند ، داراى گفتارهايى راستين و پرطنين در جهان و تاريخ

و جعلنا لهم لسان صدق عليًّا

«لسان» در معانى مختلفى به كار رفته است، از جمله به معناى «كلام»، لذا ممكن است «لسان صدق» به معناى كلام صادق و راست باشد; يعنى آنچه كه ابراهيم(ع) و فرزندان او ابراز داشته اند، عين حقيقت است. وصف «عليّاً» براى «لسان»، نشان بازتاب وسيع آن بين مردم است.

83- منشأ صداقت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 50 - 7

7- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، به عنايت خداوند ، داراى گفتارهايى راستين و پرطنين در جهان و تاريخ

و جعلنا لهم لسان صدق عليًّا

«لسان» در معانى مختلفى به كار رفته است، از جمله به معناى «كلام»، لذا ممكن است «لسان صدق» به معناى كلام صادق و راست باشد; يعنى آنچه كه ابراهيم(ع) و فرزندان او ابراز داشته اند، عين حقيقت است. وصف «عليّاً» براى «لسان»، نشان بازتاب وسيع آن بين مردم است.

84- منشأ صداقت يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 50 - 7

7- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، به عنايت خداوند ، داراى گفتارهايى راستين و پرطنين در جهان و تاريخ

و جعلنا لهم لسان صدق عليًّا

«لسان» در معانى مختلفى به كار رفته است، از جمله به معناى «كلام»، لذا ممكن است «لسان صدق» به معناى كلام صادق و راست باشد; يعنى آنچه كه ابراهيم(ع) و فرزندان او ابراز داشته اند، عين حقيقت است. وصف «عليّاً» براى «لسان»، نشان بازتاب وسيع آن بين مردم است.

85- نشانه هاى صداقت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 72 - 4

4 - استغنا از مردم ، شرط لازم نبوت و درخواست كمترين مزد از آنان ، نشانه عدم صداقت مدعى پيامبرى است .

أم تسئلهم خرجًا

86- نشانه هاى صداقت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 6

6- چشم ندوختن به مال و دارايى مردم ، از نشانه هاى صداقت مصلحان جامعه و مبلغان راستين دين است .

و يقوم لا أسئلكم عليه مالاً إن أجرى إلاّ على الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 4

4- مطالبه نكردن پاداش از مردم ، به خاطر تبليغ حقايق و معارف الهى ، نشانه صداقت مبلغان و مصلحان است .

يقوم لاأسئلكم عليه أجرًا . .. أفلاتعقلون

از آن جا كه هدف مدعيان دروغين ، رسيدن به منافع مادى و مال و منال دنيوى است ، مى توان گفت: حضرت هود(ع) با جمله «لاأسئلكم» اشاره به دليل و نشانه صداقت خويش دارد.

87- نشانه هاى صداقت مصلحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 6

6- چشم ندوختن به مال و دارايى مردم ، از نشانه هاى صداقت مصلحان جامعه و مبلغان راستين دين است .

و يقوم لا أسئلكم عليه مالاً إن أجرى إلاّ على الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 4

4- مطالبه نكردن پاداش از مردم ، به خاطر تبليغ حقايق و معارف الهى ، نشانه صداقت مبلغان و مصلحان است .

يقوم لاأسئلكم عليه أجرًا . .. أفلاتعقلون

از آن جا كه هدف مدعيان دروغين ، رسيدن به منافع مادى و مال و منال دنيوى است ، مى توان گفت: حضرت هود(ع) با جمله «لاأسئلكم» اشاره به دليل و نشانه صداقت خويش دارد.

88- نشانه هاى صداقت هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 3

3- هود ( ع ) ، پاداش نخواستن از مردم را ، نشانه اى بر صداقت خويش در ادعاى نبوت دانست .

لاأسئلكم عليه أجرًا إن أجرى إلاّ على الذى فطرنى أفلاتعقلون

در برداشت فوق ، جمله «أفلاتعقلون» در ارتباط با «لاأسئلكم . ..» معنا شده است. بر اين اساس ، هود(ع) به مردم مى گويد: اگر در اين معنا انديشه كنيد كه من هيچ مزدى از شما درخواست نمى كنم ، خواهيد فهميد كه در ادعاى نبوت راستگو هستم.

89- نشانه هاى صداقت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 35 - 11

11- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيات ليسجننه حتى حين » فالأيات شهادة الصبى و القميص المخرّق من دبر و استباقهما الباب حتى سمع مجاذبت ها إيّاه على الباب فلما عصاها فلم تزل ملحّة بزوجها حتى حبسه . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا كه فرمود: «ثم بدا لهم . ..» روايت شده است: آن نشانه ها گواهى كودك و پيراهن پاره شده از پشت و سبقت آن دو به طرف در بود، به گونه اى كه شنيده شد آن زن پشت در، يوسف را به طرف خود مى كشد ; پس چون يوسف درخواست بانو را نپذيرفت به طور پيگير به شوهرش اصرار نمود تا [شوهرش] او را زندانى كرد».

90- واقعيت صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 12

12- حق ، درستى و راستى ، مفاهيمى واحد در فرهنگ جن و انس و نه امورى اعتبارى و نسبى *

قالوا يقومنا إنّا سمعنا كتبًا . .. يهدى إلى الحقّ و إلى طريق مستقيم

قرآن، گرچه بر انس نازل شده و هدايت گر انسان به سوى حق و راه مستقيم است; اما جنيان نيز همان پيام، مفاهيم و تعاليم را، حق و راه مستقيم دانسته اند. از اين مطلب استفاده مى شود كه حق و راه مستقيم، در بينش جن و انس و در فهم و ادراك آنان واحد است.

14- صدقه

1- آثار ترك صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 31 - 2

2 - صدقه ندادن و انفاق نكردن ، از نشانه هاى كفر و از اوصاف كافران است .

فلاصدّق

برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال است كه «صدّق» از ماده «صدقه» باشد (نظر زمخشرى و ابى حيان). گفتنى است مفاد برخى از آيات، مانند مفاد همين است; يعنى، ترك انفاق و نماز، از نشانه هاى كافران دانسته شده است; مانند: «ماسلككم فى سقر . قالوا لم نك من المصلّين . و لم نك نطعم المسكين»، (سوره مدثر، آيات 42 - 44).

2- آثار صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 276 - 2،4،7،8

2 - خداوند ، رشددهنده اموالى كه صدقه داده مى شود .

و يربى الصّدقات

4 - رواج صدقه و انفاق ، عاملى جهت رشد نظام اقتصادى

و يربى الصّدقات

«يربى» از «ارباء» به معناى رشد دادن و زياد كردن است.

7 - اهل انفاق و صدقه ، سپاسگزاران نعمت هاى الهى و اطاعت كنندگان فرمان او

يمحق اللّه . .. كلّ كفّار اثيم

از مقابله صدقه و ربا به دست مى آيد كه اين دو در آثار و تبعات متضادند; بنابراين چون رباخوار ناسپاس و گنهكار است، انفاق كننده، سپاسگزار و فرمانبر خداست.

8 - صدقه و انفاق ، سپاسگزارى در برابر نعمت هاى الهى و پيروى از فرمان اوست .

يمحق اللّه . .. كلّ كفّار اثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 10

10 - صدقه دادن در راه خدا ، مايه افزون شدن مال است ; نه سبب كم شدن آن .

إنّ المصّدّقين . .. يضعف لهم

قيد «يضاعف لهم» شايد ناظر به اين معنا باشد كه صدقه - برخلاف پندار مردم - باعث كم شدن مال آنان نمى شود; بلكه باعث مى گردد كه مال آنان رشد كند و فزونى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 5،7

5 - صدقه دادن ، بهترين عمل است و نفع آن به خود صدقه دهنده بازمى گردد .

ذلك خير لكم

كلمه «ذلك» اشاره به اعطاى صدقه دارد. واژه «خير» مى تواند به معناى خوب (در مقابل) بد و يا اسم تفضيل و به معناى بهتر باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است.

7 - صدقه ، مؤثرترين كار براى تطهير نفس و پالايش روح از آلودگى است .

ذلك خير لكم و أطهر

مقصود از طهارت در «و أطهر»، طهارت معنوى است و به كارگيرى اسم تفضيل، بيانگر تأثيرگذارى برتر صدقه در تطهير نفس مى باشد.

3- آثار وجوب صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 2

2 - وجوب صدقه ، باعث شد مسلمانان از گفتوگوى محرمانه با رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) صرف نظر كنند .

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقت

4- آداب صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 11

11 - حسن پرداخت صدقات واجب ( زكات ) ، به صورت آشكار و پرداخت صدقات مستحب ، به صورت پنهان

ان تبدوا الصّدقات

امام باقر (ع) درباره آيه «ان تبدوا . .. » فرمود: هى يعنى الزكاة المفروضة. و در پاسخ سؤال از «و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء» فرمود: يعنى النافلة ...


كافى، ج 4، ص 60، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 289، ح 1145.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 6

6 - مرغوب بودن كالاى مورد انفاق و خلوص نيتِ انفاق كننده ، دو عنصر لازم در صدقه و انفاق

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

در صورتى كه وصف «حسناً» قيد تخصيصى باشد، ناظر به حسن فاعلى (خلوص نيت) و حسن فعلى (پرداخت كالاى مرغوب) خواهد بود.

5- احكام صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 15،16

15- اعطاى صدقه به فرزندان و خاندان پيامبران ، جايز و امرى شايسته و نيكوست .

و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين

«تصدق» به معناى اعطاى صدقه است و «صدقه» آن گونه كه در «كشاف» آمده است عطيه و بخششى است كه به منظور رسيدن به ثواب پرداخت مى شود.

16- استحباب پرداخت صدقه به مستحقان و نيازمندان

مسّنا و أهلنا الضر . .. إن الله يجزى المتصدقين

6- احكام صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 10

10 - صدقه نجوا ، تنها بر كسانى واجب بود كه توانايى مالى داشتند .

فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحيم

7- ارزش صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 5

5 - وام دادن به خداوند ( صدقه و انفاق در راه او ) ، قرضى نيكو و بس با ارزش است .

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا

وصف «حسناً»، مى تواند قيد توضيحى و يا قيد تخصيصى باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

8- امتناع از صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 1،4،5

1 - مسلمانان ، از پرداخت صدقه پيش از نجوا با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، امتناع ورزيدند .

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقت

4 - نكوهش مسلمانان از سوى خداوند ، به خاطر صرف نظر كردن از ملاقات هاى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و امتناع ورزيدن از پرداخت صدقه نجوا

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقت

5 - خداوند ، حكم صدقه نجوا را در پى امتناع ورزيدن مسلمانان از آن و ترك كردن گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) لغو و نسخ كرد .

فإذ لم تفعلوا و تاب اللّه عليكم

مفسران، بر آنند كه اين آيه ناسخ حكم صدقه نجوا است.

9- اهميت تداوم صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 2

2 - صدقه و انفاق در راه خداوند ، بايد برنامه هميشگى مؤمنان باشد ; نه به صورت مقطعى و موقت .

إنّ المصّدّقين و المصّدّقت

تكيه بر وصف (اسم فاعل)، بيانگر آن است كه صدقه دادن در بينش الهى، در صورتى ارزشمند خواهد بود كه به صورت خصلتى براى مؤمنان درآيد.

10- اهميت صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 1

1 - خداوند ، مردان و زنان مؤمن را به انفاق كردن و پرداخت صدقه فرا مى خواند .

إنّ المصّدّقين و المصّدّقت . .. لهم أجر كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 31 - 4

4 - اهميت و جايگاه ويژه نماز و صدقه ، در سلسله تعاليم دين

فلاصدّق و لاصلّى

11- پاداش اخروى صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 7

7 - خداوند ، در قبال وامى كه مؤمنان به او مى دهند ( در راه او صدقه مى دهند ) ، دو پاداش ( پاداشى در دنيا و پاداشى در آخرت ) عطا مى كند .

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضعف لهم و لهم أجر كريم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه جمله «فيضاعف لهم»، ناظر به پاداش دنيوى و جمله «و لهم أجر كريم» ناظر به پاداش اخروى باشد.

12- پاداش به صدقه دهندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 17

17- خداوند ، به اعطا كنندگان صدقه پاداش خواهد داد .

إن الله يجزى المتصدقين

13- پاداش دنيوى صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 7،9

7 - خداوند ، در قبال وامى كه مؤمنان به او مى دهند ( در راه او صدقه مى دهند ) ، دو پاداش ( پاداشى در دنيا و پاداشى در آخرت ) عطا مى كند .

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضعف لهم و لهم أجر كريم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه جمله «فيضاعف لهم»، ناظر به پاداش دنيوى و جمله «و لهم أجر كريم» ناظر به پاداش اخروى باشد.

9 - خداوند ، در دنيا - حداقل - دو برابر مقدار وامى كه مؤمنان به او مى دهند ( در راه او صدقه مى پردازند ) ، به آنان بازمى گرداند .

و أقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضعف لهم

«مضاعفة» (مصدر «يضاعف») به دو چندان كردن و بالاتر از آن (چند و چندين برابر نمودن) اطلاق مى شود (مفردات راغب).

14- پاداش صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 5

5 - صدقه دادن ، بهترين عمل است و نفع آن به خود صدقه دهنده بازمى گردد .

ذلك خير لكم

كلمه «ذلك» اشاره به اعطاى صدقه دارد. واژه «خير» مى تواند به معناى خوب (در مقابل) بد و يا اسم تفضيل و به معناى بهتر باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است.

15- تشبيه صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 26

26 - انفاق و صدقه ، به منزله قرض و وام دادن به خداوند است .

و أقرضوا اللّه

16- تشويق به صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 8

8 - توجه به قيامت و خوف از آن ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست ( ربا و . . . ) و ترغيب كننده او به اعمال شايسته ( انفاق ، صدقه و . . . )

يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا . .. و ان تصدقوا خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 114 - 2

2 - ارزش والاى نجوا ها و مذاكرات محرمانه ، به انگيزه وادار نمودن ديگران به صدقه و دعوت به كار نيك و اصلاح ميان مردمان

لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلح بين الناس

17- حبط صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 264 - 1،2،8

1 - اهل ايمان نبايد صدقات خود را با منّت گذاردن و آزار رسانيدن ، باطل و بى اثر سازند .

يا ايّها الّذين امنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى

2 - منّت و آزار ، باطل كننده صدقات

يا ايّها الّذين امنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى

8 - ريا و كفرِ به خدا و قيامت ، موجب بطلان صدقات و اعمال خير

لا تبطلوا . .. كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس و لا يؤمن باللّه و اليوم الاخر

18- حقيقت صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 4

4 - صدقه و انفاق در راه خداوند ، قرض دادن به او محسوب مى شود .

إنّ المصّدّقين . .. و أقرضوا اللّه

جمله «و أقرضوا اللّه»، عطف تفسيرى و بيانگر حقيقت صدقه و انفاق است. آن اين كه كسانى كه با صدقات خود، احتياج نيازمندان را برطرف مى كنند، در واقع به خدا وام مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 26

26 - انفاق و صدقه ، به منزله قرض و وام دادن به خداوند است .

و أقرضوا اللّه

19- خيريت صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 6

6 - صدقه دادن به نيازمندان ، عملى سراسر خير و نيكى در بينش الهى

ذلك خير

در صورتى كه «خير» در مقابل «شرّ» باشد; معناى «ذلك خير» اين خواهد بود كه صدقه صرفاً خير است و هيچ بدى در آن راه ندارد.

20- صالحان و صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 75 - 3

3 - پرداخت زكات و صدقه ، از اعمال و نشانه هاى صالحين است .

لنصدقنّ و لنكوننّ من الصلحين

21- صدقه امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 15

15 - « عن على ( ع ) إنّه قال : بى خفف اللّه عن هذه الاُمّة لأنّ اللّه امتحن الصحابة بهذه الآية فتقاعسوا عن مناجاة الرسول (صلی الله علیه و آله) . . . و كان معى دينار فتصدّقت به فكنت أنا سبب التوبة من اللّه على المسلمين حين عملت بالآية و لو لم يعمل بها أحد لنزل العذاب لإمتناع الكلّ من العمل بها ;

از حضرت على(ع) روايت شده كه فرمود: خدا به وسيله من [كيفر سنگينى] اين امت را سبك كرد; زيرا خداوند صحابه را با آيه «قدّموا بين يدى نجواكم صدقات» امتحان كرد. آنان از نجوا كردن با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خوددارى كردند ...و با من دينارى بود كه آن را [قبل از نجوا ]صدقه دادم. پس من سبب گذشت خداوند از مسلمين شدم; آن گاه كه به اين آيه عمل كردم و اگر هيچ كس به آن عمل نمى كرد، عذاب نازل مى شد; زيرا همه از عمل به آن امتناع كرده بودند».

22- صدقه به ابن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 2

2 - وجوب صرف صدقات بر تأليف قلوب ، آزادى بردگان ، بدهكاران ، راه خدا و در راه ماندگان

إنما الصدقت . .. و المؤلفة قلوبهم و فى الرقاب و الغرمين و فى سبيل اللّه و ابن ال

23- صدقه به بدهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 2

2 - وجوب صرف صدقات بر تأليف قلوب ، آزادى بردگان ، بدهكاران ، راه خدا و در راه ماندگان

إنما الصدقت . .. و المؤلفة قلوبهم و فى الرقاب و الغرمين و فى سبيل اللّه و ابن ال

24- صدقه به بنى هاشم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 26

26 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : إن أناساً من بنى هاشم اتوا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فسألوه أن يستعملهم على صدقات المواشى و قالوا : يكون لنا هذا السهم الذى جعله اللّه للعالمين على ها فنحن أولى به ، فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يا بنى عبدالمطلب ان الصدقة لا تحل لى و لا لكم . . . ;

جمع از بنى هاشم به خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده، از آن حضرت خواستند ايشان را بر جمع آورى صدقات چهارپايان بگمارد و گفتند: [اين درخواست را بپذيريد تا] سهمى از صدقات كه خداوند براى مأموران جمع آورى صدقات معين فرموده به ما برسد. پس ما به دريافت آن شايسته تريم. پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: اى فرزندان عبدالمطلب! صدقه بر من و بر شما حلال نيست ... ».

25- صدقه به خويشاوندان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 15

15- اعطاى صدقه به فرزندان و خاندان پيامبران ، جايز و امرى شايسته و نيكوست .

و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين

«تصدق» به معناى اعطاى صدقه است و «صدقه» آن گونه كه در «كشاف» آمده است عطيه و بخششى است كه به منظور رسيدن به ثواب پرداخت مى شود.

26- صدقه به فرزندان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 15

15- اعطاى صدقه به فرزندان و خاندان پيامبران ، جايز و امرى شايسته و نيكوست .

و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين

«تصدق» به معناى اعطاى صدقه است و «صدقه» آن گونه كه در «كشاف» آمده است عطيه و بخششى است كه به منظور رسيدن به ثواب پرداخت مى شود.

27- صدقه به فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 1

1 - لزوم پرداخت صدقات و زكات به نيازمندان ( فقرا ) ، تهيدستان ( مساكين ) و كارگزاران امور صدقات

إنما الصدقت للفقراء و المسكين و العملين عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 16

16- استحباب پرداخت صدقه به مستحقان و نيازمندان

مسّنا و أهلنا الضر . .. إن الله يجزى المتصدقين

28- صدقه به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 26

26 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : إن أناساً من بنى هاشم اتوا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فسألوه أن يستعملهم على صدقات المواشى و قالوا : يكون لنا هذا السهم الذى جعله اللّه للعالمين على ها فنحن أولى به ، فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يا بنى

عبدالمطلب ان الصدقة لا تحل لى و لا لكم . . . ;

جمع از بنى هاشم به خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده، از آن حضرت خواستند ايشان را بر جمع آورى صدقات چهارپايان بگمارد و گفتند: [اين درخواست را بپذيريد تا] سهمى از صدقات كه خداوند براى مأموران جمع آورى صدقات معين فرموده به ما برسد. پس ما به دريافت آن شايسته تريم. پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: اى فرزندان عبدالمطلب! صدقه بر من و بر شما حلال نيست ... ».

29- صدقه به مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 1

1 - لزوم پرداخت صدقات و زكات به نيازمندان ( فقرا ) ، تهيدستان ( مساكين ) و كارگزاران امور صدقات

إنما الصدقت للفقراء و المسكين و العملين عليها

30- صدقه به مؤلفة قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 7

7 - فقرا ، مساكين ، كارگزاران امور صدقات و مؤلفة قلوبهم ، مالك سهم خويش از صدقات هستند .

إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم

برداشت فوق با توجه به «لام» در «للفقراء . .. » - كه براى افاده ملكيت مى باشد - استفاده شده است.

31- صدقه پنهانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 2،3،7،10،11

2 - سود افزونتر صدقه پنهانى براى شخص انفاق كننده ، نسبت به صدقه آشكار

ان تبدوا الصّدقات فنعمّا هى و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم

به نظر مى رسد كلمه «لكم» بيانگر اين معناست كه صدقه پنهانى براى شخص صدقه دهنده بهتر باشد; چون احتمال ريا و امثال آن كمتر است; نه اينكه به طور كلّى صدقه پنهانى ارزشمندتر از صدقه آشكار باشد.

3 - ارزش برتر صدقه پنهانى ، نسبت به صدقه آشكار

ان تبدوا . .. و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم

بنابراينكه كلمه «لكم» قرينه براى ارزشمندتر بودن صدقه پنهانى براى شخص صدقه دهنده نباشد و به اطلاق آيه نظر شود.

7 - صدقه پنهانى به فقرا ، كفاره برخى گناهان

و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء . .. و يكفّر عنكم من سيّئاتكم

10 - پرهيز از ريا و منّت و آزار ، از حكمت هاى ارزش برتر صدقه پنهانى

لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس . .. و ان تخفوها

در آيات سابق، پاداش انفاق را در گرو «فى سبيل اللّه» بودن و پرهيز از ريا و منّت و آزار شمرد; چون صدقه پنهانى تأمين كننده اين معيار است، لذا داراى ارزش برتر خواهد بود.

11 - حسن پرداخت صدقات واجب ( زكات ) ، به صورت آشكار و پرداخت صدقات مستحب ، به صورت پنهان

ان تبدوا الصّدقات

امام باقر (ع) درباره آيه «ان تبدوا . .. » فرمود: هى يعنى الزكاة المفروضة. و در پاسخ سؤال از «و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء» فرمود: يعنى النافلة ...


كافى، ج 4، ص 60، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 289، ح 1145.

32- صدقه صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 25

25 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به انفاق و صدقه در راه خدا مأمور شدند .

و أقرضوا اللّه

به گفته مفسران، مقصود از قرض به خدا، انفاق و صدقه در راه او است.

33- صدقه كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 196 - 10،29،40

10 - روزه يا صدقه و يا قربانى ، فديه ( كفاره ) تراشيدن سر قبل از قربانى ، براى مُحرِم معذور

فمن كان منكم . .. ففدية من صيام او صدقة او نُسُك

29 - كفاره تراشيدن سر قبل از قربانى ، سه روز روزه و يا صدقه به شش مسكين و يا قربانى كردن يك گوسفند است .

فمن كان منكم مريضاً . .. او صدقة او نسك

امام صادق (ع): . .. و جعل الصيام ثلاثة ايام و الصدقة على ستّة مساكين لكل مسكين مدّين و النّسك شاة ...


كافى، ج 4، ص 358، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 187، ح 664 و 666.

40 - در صورت مشكل بودن روزه ، كفاره تراشيدن اضطرارى سر در حج ، صدقه است .

ففدية من صيام او صدقة او نسك

امام رضا (ع) درباره آيه فوق فرمود: فاقام الصّدقة مقام الصيام اذا عسر عليه


عيون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 118، ح 1 ; علل الشرايع، ج 1، ص 271، ح 9، باب 182.

34- صدقه مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 25

25 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به انفاق و صدقه در راه خدا مأمور شدند .

و أقرضوا اللّه

به گفته مفسران، مقصود از قرض به خدا، انفاق و صدقه در راه او است.

35- صدقه ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 18

18 - عن أبى جعفر(ع) قال: . .. إن الله يقول: «و ءاتوا حقه يوم حصاده و لاتسرفوا إنه لايحب المسرفين» قال: كان فلان ... له حرث و كان إذا جذه تصدق به و بقى هو و عياله بغير شىء فجعل الله ذلك سرفا.

از امام باقر(ع) روايت شده كه پس از تلاوت آيه «و ءاتوا حقه . ..» فرمود: شخصى زراعتى داشت كه وقتى محصول آن را مى چيد، همه را صدقه مى داد و خود و عائله اش بى چيز مى ماندند. خداوند اين عمل را اسراف ناميده است.

36- صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 4،12،15

4 - خداوند ، بر هر مسلمانى كه خواستار نجوا و گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بود ، واجب كرد كه پيش از آن صدقه اى بپردازد .

يأيّها الذين ءامنوا إذا نجيتم الرسول فقدّموا بين يدى نجويكم صدقة

12 - اجازه گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، بدون دادن « صدقه نجوا » براى افراد ناتوان ، برخاسته از غفران و رحمت خداوند

فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحيم

15 - « قال على ( ع ) إنّ فى كتاب اللّه لآية ما عمل بها أحد قبلى و لايعمل بها أحد بعدى و هى آية النجوى ، كان عندى دينار فبعته بعشرة دراهم فجعلت اُقدّم بين يدى كلّ نجوى اُناجى ها النبىّ درهماً ، قال : فنسخها قوله « ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجواكم صدقات » ;

حضرت على(ع) فرمود: در قرآن آيه اى است كه قبل از من هيچ كس به آن عمل نكرد و بعد از من نيز احدى احد به آن عمل نخواهد كرد و آن آيه «نجوا» است. نزد من دينارى بود كه آن را به ده درهم فروختم و هر دفعه كه با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نجوا داشتم، يك درهم آن را صدقه مى دادم. حضرت فرمود: اين حكم را آيه «ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجواكم صدقات» نسخ كرد [و ديگر در پى نجوا با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) صدقه واجب نبود]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 15

15 - « عن على ( ع ) إنّه قال : بى خفف اللّه عن هذه الاُمّة لأنّ اللّه امتحن الصحابة بهذه الآية فتقاعسوا عن مناجاة الرسول (صلی الله علیه و آله) . . . و كان معى دينار فتصدّقت به فكنت أنا سبب التوبة من اللّه على المسلمين حين عملت بالآية و لو لم يعمل بها أحد لنزل العذاب لإمتناع الكلّ من العمل بها ;

از حضرت على(ع) روايت شده كه فرمود: خدا به وسيله من [كيفر سنگينى] اين امت را سبك كرد; زيرا خداوند صحابه را با آيه «قدّموا بين يدى نجواكم صدقات» امتحان كرد. آنان از نجوا كردن با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خوددارى كردند ...و با من دينارى بود كه آن را [قبل از نجوا ]صدقه دادم. پس من سبب گذشت خداوند از مسلمين شدم; آن گاه كه به اين آيه عمل كردم و اگر هيچ كس به آن عمل نمى كرد، عذاب نازل مى شد; زيرا همه از عمل به آن امتناع كرده بودند».

37- صدقه واجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 11

11 - حسن پرداخت صدقات واجب ( زكات ) ، به صورت آشكار و پرداخت صدقات مستحب ، به صورت پنهان

ان تبدوا الصّدقات

امام باقر (ع) درباره آيه «ان تبدوا . .. » فرمود: هى يعنى الزكاة المفروضة. و در پاسخ سؤال از «و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء» فرمود: يعنى النافلة ...


كافى، ج 4، ص 60، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 289، ح 1145.

38- فضيلت صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 1،3،10

1 - صدقه آشكار ، عملى نيك و ارزشمند

ان تبدوا الصّدقات فنعمّا هى

3 - ارزش برتر صدقه پنهانى ، نسبت به صدقه آشكار

ان تبدوا . .. و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم

بنابراينكه كلمه «لكم» قرينه براى ارزشمندتر بودن صدقه پنهانى براى شخص صدقه دهنده نباشد و به اطلاق آيه نظر شود.

10 - پرهيز از ريا و منّت و آزار ، از حكمت هاى ارزش برتر صدقه پنهانى

لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس . .. و ان تخفوها

در آيات سابق، پاداش انفاق را در گرو «فى سبيل اللّه» بودن و پرهيز از ريا و منّت و آزار شمرد; چون صدقه پنهانى تأمين كننده اين معيار است، لذا داراى ارزش برتر خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 1

1 - صدقه دادن ، امرى بس پسنديده در بينش الهى

يأيّها الذين ءامنوا . .. فقدّموا بين يدى نجويكم صدقة

واجب شدن صدقه - و نه هر عمل پسنديده ديگر - بر كسانى كه مى خواستند با پيامبر(صلی الله علیه و آله) نجوا كنند و با آن حضرت گفت وگوى محرمانه داشته باشند; بيانگر مطلب بالا است.

39- فلسفه صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 9

9 - اقدام به انجام بهترين عمل و مؤثرترين كار براى طهارت نفس ، حكمت واجب شدن صدقه ، پيش از نجوا و گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

فقدّموا بين يدى نجويكم صدقة ذلك خير لكم و أطهر

40- مسلمانان صدر اسلام و صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 1،3

1 - مسلمانان ، از پرداخت صدقه پيش از نجوا با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، امتناع ورزيدند .

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقت

3 - پرداخت صدقه ، پيش از هر بار نجوا با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، براى مسلمانان امرى دشوار مى نمود .

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقت

41- مصارف صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 4

4 - اولويت تأمين زندگى نيازمندان به وسيله صدقات ، نسبت به ساير مصارف

ان تبدوا الصّدقات . .. و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم

از تخصيص به ذكر «فقراء» در بين تمام مصارف - كه قطعاً صدقات مصارف ديگرى نيز دارند - اولويّت آنان استفاده مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 280 - 11

11 - وامداران تهيدست و ناتوان از پرداخت بدهى خويش ، يكى از مصارف صدقه

و ان كان ذو عسرة . .. و ان تصدّقوا خيرٌ لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 15

15- اعطاى صدقه به فرزندان و خاندان پيامبران ، جايز و امرى شايسته و نيكوست .

و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين

«تصدق» به معناى اعطاى صدقه است و «صدقه» آن گونه كه در «كشاف» آمده است عطيه و بخششى است كه به منظور رسيدن به ثواب پرداخت مى شود.

42- موارد صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 280 - 10

10 - گذشت از بدهى وامداران تنگدست ، نمونه اى از صدقه

و ان تصدقوا خير لكم ان كنتم تعلمون

گذشتِ از بدهى وامداران به صدقه تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 10

10 - بخشش خونب ها از سوى خانواده مقتول ، نوعى صدقه است .

و دية مسلّمة الى اهله الّا ان يصدّقوا

مراد از «ان يصدّقوا»، گذشت از ديه است. و خداوند از آن به صدقه دادن تعبير كرد تا اشاره كند به اينكه گذشت از ديه نوعى صدقه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 45 - 11

11 - چشمپوشى از قصاص بدون دريافت بهايى در مقابل آن ، از مصاديق صدقه

فمن تصدق به فهو كفارة له

واژه «تصدق» به معناى عفو بدون عوض مى باشد.

43- نسخ صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 5

5 - خداوند ، حكم صدقه نجوا را در پى امتناع ورزيدن مسلمانان از آن و ترك كردن گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) لغو و نسخ كرد .

فإذ لم تفعلوا و تاب اللّه عليكم

مفسران، بر آنند كه اين آيه ناسخ حكم صدقه نجوا است.

صدقات

44- آثار امتناع از صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 1

1 - پيامد بخل ورزى منافقان از پرداخت صدقات ، گرفتار شدن آنان به نفاقى مزمن تا دم مرگ

فأعقبهم نفاقاً فى قلوبهم إلى يوم يلقونه

«فأعقبهم» تفريع بر فراز پيشين است; يعنى، منافقان در پى امتناع از پرداخت صدقات - على رغم پيمانى كه با خدا بسته بودند - مبتلا به نفاقى شدند كه تا دم مرگ آنان را رها نخواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 12

12 - دلبستگى به مال و عدم تمايل به پرداخت صدقه ( زكات ) نشانه آلودگى روح و عدم تكامل معنوى انسان

خذ من أمولهم صدقة تطهرهم و تزكيهم

از مفهوم آيه برداشت مى شود كه: تطهير و تزكيه مورد نظر تنها با پرداخت زكات حاصل خواهد شد. بنابراين آنان كه در نتيجه دلبستگى، از پرداخت آن سرباز مى زنند، آلوده اند و رشد نخواهند يافت.

45- آثار صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 8،11،24،26

8 - پرداخت صدقه و زكات ، مايه تطهير ( پاكى روح از آلودگى ) و تزكيه ( رشد معنوى ) انسان است .

خذ من أمولهم صدقة تطهرهم و تزكيهم

11 - پرداخت صدقه ( زكات ) ، تضمين كننده پاكى جامعه و شكوفايى اقتصاد آن *

خذ من أمولهم صدقة تطهرهم و تزكيهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه تطهير و رشد، صرفاً فردى نباشد و نظر به حيثيت اجتماعى آن نيز داشته باشد. به تعبير ديگر، صدقه و زكات، از آن جهت كه تعديل ثروت را به دنبال دارد، عدالت اجتماعى را تضمين مى كند.

24 - از امام جواد ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . ان موالى أسئل اللّه صلاحهم او بعضهم قصروا فيما يجب عليهم فعلمت ذلك فاحببت ان اطهرهم و ازكيهم بما فعلت فى عامى هذا من امر الخمس قال اللّه تعالى « خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم و تزكّيهم بها . . . » ;

. .. دوستان ما - كه از خدا صلاح آنان را مسألت مى كنم - يا بعضى از آنان در تكليف واجب خود كوتاهى كردند و من آگاه شدم. پس دوست داشتم با برنامه اى كه اين سال در مورد خمس اجرا كردم، آنان را تطهير و تزكيه كنم. خداوند فرموده است: از اموال آنان صدقه بگير تا بدين وسيله آنها را تطهير و تزكيه كنى ...».

26 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « من زعم انّ الامام يحتاج الى ما فى ايدى النّاس فهو كافر انّما النّاس يحتاجون ان يقبل منهم الامام قال اللّه عزو جل : « خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم و تزكّيهم بها » ;

كسى كه گمان كند، امام به آنچه در دست مردم است نياز دارد، او كافر است ; بلكه مردم نياز دارند كه امام صدقه را از آنها قبول كند. خداى عز و جل فرمود: از اموال آنان صدقه بگير، تا بدين وسيله آنان را تطهير و تزكيه كنى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 9

9 - انفاق و پرداخت صدقات از نشانه هاى اصلى و جلوه توبه راستين است .

أن اللّه هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت

46- احكام صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 -

1،2،4،7،16،20،25،26،27

1 - لزوم پرداخت صدقات و زكات به نيازمندان ( فقرا ) ، تهيدستان ( مساكين ) و كارگزاران امور صدقات

إنما الصدقت للفقراء و المسكين و العملين عليها

2 - وجوب صرف صدقات بر تأليف قلوب ، آزادى بردگان ، بدهكاران ، راه خدا و در راه ماندگان

إنما الصدقت . .. و المؤلفة قلوبهم و فى الرقاب و الغرمين و فى سبيل اللّه و ابن ال

4 - صرف صدقات ( زكات ) ، بجز در موارد هشتگانه ( فقرا و . . . ) ممنوع است .

إنما الصدقت للفقراء . .. و ابن السبيل

آيه شريفه در مقام بيان موارد صرف صدقات است. به كارگيرى كلمه «إنما» - كه براى افاده حصر است - بيانگر اين است كه صرف صدقات در غير موارد هشتگانه اى كه آيه شريفه متعرض آن شده، ممنوع است.

7 - فقرا ، مساكين ، كارگزاران امور صدقات و مؤلفة قلوبهم ، مالك سهم خويش از صدقات هستند .

إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم

برداشت فوق با توجه به «لام» در «للفقراء . .. » - كه براى افاده ملكيت مى باشد - استفاده شده است.

16 - صرف صدقات در مورد بردگان ، بدهكاران ، راه و در راه ماندگان ، فقط براى تأمين نياز هاى آنان است ، نه تمليك به ايشان .

و فى الرقاب . .. و ابن السبيل

با توجه به اينكه براى چهار مورد اخير، به جاى لام ملكيت، حرف «فى» - كه بيانگر جهت صرف صدقات است - به كار گرفته شده، برداشت فوق استفاده مى شود.

20 - از امام صادق ( ع ) درباره قول خداى تعالى « إنما الصدقات . . . » روايت شده است كه فرمود : « ان جعلت ها فيهم جميعاً و ان جعلت ها لواحد اجزء عنك ;

صدقات را چه به مصرف همه هشت صنف برسانى و چه به مصرف يك صنف، مجزى است».

25 - عبدالرحمان بن حجاج گويد : « ان محمد بن خالد سأل اباعبداللّه عن الصدقات قال : اقسم ها فيمن قال اللّه : و لا يعطى من سهم الغارمين الذين ينادون نداء الجاهلية قلت : و ما نداء الجاهلية ؟ قال : الرجل يقول : يا آل بنى فلان فيقع فيهم القتل و الدماء فلا يؤدى ذلك من سهم الغارمين و الذين يغرمون من مهور النساء . . . و لا الذين لا يبالون بما صنعوا من اموال الناس ;

محمد بن خالد از امام صادق (ع) درباره [مصرف ]صدقات سؤال كرد، حضرت فرمود: آن را بين كسانى كه خداوند فرموده

تقسيم كن ولى از سهم غارمين به آنان كه مانند زمان جاهليت ندا مى دهند داده نمى شود. من پرسيدم: نداى جاهليت چه بوده است؟ فرمود: شخصى ندا مى كرد: «يا آل فلان» [و قبيله خود را به كمك مى طلبيد]. و در بين آنان كشتار و خونريزى واقع مى شد. اين خسارتها از سهم «غارمين» داده نمى شود و نيز بدهكاريهاى اشخاص بابت مهرهاى زنان و بدهى افرادى كه در مصرف اموال مردم بى باك هستند [از آن سهم پرداخت نمى گردد]».

26 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : إن أناساً من بنى هاشم اتوا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فسألوه أن يستعملهم على صدقات المواشى و قالوا : يكون لنا هذا السهم الذى جعله اللّه للعالمين على ها فنحن أولى به ، فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يا بنى عبدالمطلب ان الصدقة لا تحل لى و لا لكم . . . ;

جمع از بنى هاشم به خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده، از آن حضرت خواستند ايشان را بر جمع آورى صدقات چهارپايان بگمارد و گفتند: [اين درخواست را بپذيريد تا] سهمى از صدقات كه خداوند براى مأموران جمع آورى صدقات معين فرموده به ما برسد. پس ما به دريافت آن شايسته تريم. پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: اى فرزندان عبدالمطلب! صدقه بر من و بر شما حلال نيست ... ».

27 - از ابن عباس روايت شده است : « فرض رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) الصدقة . . . فى الذهب و الورق و الابل و البقر و الغنم و الزرع و الكرم و النخل . . . ;

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صدقه را در طلا، نقره (پول رايج)، شتر، گاو، گوسفند، محصول (زراعت)، انگور و خرما واجب كرد . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 2،5،23

2 - اموال و دارايى هاى گوناگون انسان ، متعلق صدقه ( زكات ) است .

خذ من أمولهم صدقة

«مال» (مفرد اموال) اسم جنس است و شامل هر آنچه را كه آدمى به دست بياورد مى شود.

5 - تنها بخشى از اموال و دارايى ها به عنوان صدقه و زكات دريافت مى شود ; نه تمامى آن .

خذ من أمولهم صدقة

برداشت فوق، با توجه به استعمال «مِنْ تبعيضيه» به دست آمده است; يعنى، بخشى از اموال آنان را به عنوان صدقات اخذ كن.

23 - از بعضى اصحاب روايت شده كه گفت : « عن بعض اصحابنا عن ابى عبداللّه ( ع ) قال : سألته عن قول اللّه « خذ من اموالهم صدقة . . . » جارية هى فى الامام بعد رسول اللّه ؟ قال : نعم ;

از امام صادق (ع) پرسيدم سخن خداوند كه مى فرمايد: «از اموال آنان صدقه بگير . ..» در مورد امام بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نيز جارى است؟ فرمود: آرى».

47- اهميت صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 7

7 - اهميت پرداخت زكات و صدقات ، و جايگاه ويژه آن در ميان تكاليف دينى

و يأخذ الصدقت

از اينكه خداوند خود را به عنوان دريافت كننده صدقه معرفى كرده است، برداشت فوق استفاده مى شود.

48- باديه نشينان و صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 1،5

1 - گروهى از بدويان بى فرهنگ در عصر بعثت ، انفاق ( زكات و صدقات ) را غرامت و تاوان تلقى مى كردند .

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً

5 - نارضايتى و خشم شديد برخى از باديه نشينان از انفاق هاى مالى و پرداخت ماليات به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حكومت اسلامى

و من الأعراب . .. و يتربّص بكم الدوائر

49- تشويق به صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 8

8 - ترغيب گنهكاران از سوى خدا به توبه كردن از خطاهايشان و نيز دادن صدقه ( زكات ) در راه خدا و اميدوار بودن به پذيرفته شدن آن

أن اللّه هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت

50- تقسيم صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 5

5 - سياست گذارى امور مالى و اقتصادى جامعه اسلامى ( تقسيم صدقات ، نظارت بر آن و . . . ) از شؤون پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

و منهم من يلمزك فى الصدقت

51- تمليك صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 16

16 - صرف صدقات در مورد بردگان ، بدهكاران ، راه و در راه ماندگان ، فقط براى تأمين نياز هاى آنان است ، نه تمليك به ايشان .

و فى الرقاب . .. و ابن السبيل

با توجه به اينكه براى چهار مورد اخير، به جاى لام ملكيت، حرف «فى» - كه بيانگر جهت صرف صدقات است - به كار گرفته شده، برداشت فوق استفاده مى شود.

52- رهبران دينى و اخذ صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكم اسلامى ، موظف به گرفتن صدقه ( ماليات شرعى ) از مردم و منتظر نماندن براى اقدام خود مردم به پرداخت آن

خذ من أمولهم صدقة

به كارگيرى امر «خذ» (بگير) - به جاى مثلا «تقبل» - حكايت از آن دارد كه حاكم اسلامى نبايد در انتظار پرداخت صدقه باشد; بلكه بايد خود اقدام به أخذ آن كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 3

3 - گيرنده زكات در حقيقت ، خداست و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكم اسلامى تنها وسايطند .

خذ من أمولهم صدقة . .. و يأخذ الصدقت

53- سرزنش بخل در صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 76 - 6

6 - بخل ورزيدن از پرداخت صدقات پس از برخوردارى از مال و فضل الهى ، خصلتى است منفى و منافقانه .

فلما ءاتيهم من فضله بخلوا به

54- سهم عاملان صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 1،7

1 - لزوم پرداخت صدقات و زكات به نيازمندان ( فقرا ) ، تهيدستان ( مساكين ) و كارگزاران امور صدقات

إنما الصدقت للفقراء و المسكين و العملين عليها

7 - فقرا ، مساكين ، كارگزاران امور صدقات و مؤلفة قلوبهم ، مالك سهم خويش از صدقات هستند .

إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم

برداشت فوق با توجه به «لام» در «للفقراء . .. » - كه براى افاده ملكيت مى باشد - استفاده شده است.

55- سهم فقرا از صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 7

7 - فقرا ، مساكين ، كارگزاران امور صدقات و مؤلفة قلوبهم ، مالك سهم خويش از صدقات هستند .

إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم

برداشت فوق با توجه به «لام» در «للفقراء . .. » - كه براى افاده ملكيت مى باشد - استفاده شده است.

56- سهم مساكين از صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 7

7 - فقرا ، مساكين ، كارگزاران امور صدقات و مؤلفة قلوبهم ، مالك سهم خويش از صدقات هستند .

إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم

برداشت فوق با توجه به «لام» در «للفقراء . .. » - كه براى افاده ملكيت مى باشد - استفاده شده است.

57- صدقات در راه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 2

2 - وجوب صرف صدقات بر تأليف قلوب ، آزادى بردگان ، بدهكاران ، راه خدا و در راه ماندگان

إنما الصدقت . .. و المؤلفة قلوبهم و فى الرقاب و الغرمين و فى سبيل اللّه و ابن ال

58- عاملان صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 9

9 - گردآورى و تقسيم صدقات و تعيين كارگزارانى براى آن ، از وظايف حكومت اسلامى

إنما الصدقت للفقراء . .. و العملين عليها

برداشت فوق با توجه به اين است كه گردآورندگان زكات با اجازه و تعيين پيامبر(صلی الله علیه و آله) اقدام به جمع آورى صدقات مى كردند.

59- عاملان صدقات در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 8

8 - وجود كارگزارانى در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جمع آورى صدقات

إنما الصدقت للفقراء . .. و العملين عليها

60- فلسفه صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 16

16 - صرف صدقات در مورد بردگان ، بدهكاران ، راه و در راه ماندگان ، فقط براى تأمين نياز هاى آنان است ، نه تمليك به ايشان .

و فى الرقاب . .. و ابن السبيل

با توجه به اينكه براى چهار مورد اخير، به جاى لام ملكيت، حرف «فى» - كه بيانگر جهت صرف صدقات است - به كار گرفته شده، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 7

7 - گرفتن صدقه ( زكات ) از خطاكاران نادم از سوى حاكم اسلامى بايد به منظور تطهير روح و تكامل معنوى آنان باشد .

خذ من أمولهم صدقة تطهرهم و تزكيهم

61- قبول صدقات تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 4

4 - انفاق ها و صدقات گنهكاران توبه كننده ، مورد قبول و پذيرش پروردگار است .

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم . .. خذ من أمولهم صدقة ... و يأخذ الصدقت

62- قبول صدقات گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 16

16 - دستور خدا به دلجويى كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از گنهكاران نادم ، با قبول صدقه شان و دعا براى آنان

خذ من أمولهم صدقة . .. و صل عليهم إن صلوتك سكن لهم

برداشت فوق با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش است كه درباره متخلفان نادمى نازل شده كه براى جبران تخلفشان از جنگ تبوك عزم انفاق تمامى اموال خود را داشتند.

63- گيرنده صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 13،14

13 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه امام سجاد ( ع ) فرمود : « . . . ان الصدقة لاتقع فى يد العبد حتى تقع فى يد الرب و هو قوله « هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت » ;

به تحقيق صدقه در دست عبد قرار نمى گيرد مگر اينكه [قبلا] در دست خدا قرار گيرد و اين سخن خداست كه فرمود: اوست كه توبه را از بندگان خود مى پذيرد و صدقات را مى گيرد».

14 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . الأخذ فى وجه القبول منه ( اللّه عز وجل ) كما قال : « و يأخذ الصدقات » اى يقبل ها من أهل ها و يثيب على ها . . . ;

«اخذ» در يك وجه [به معناى] قبول از طرف خداى عز و جل مى باشد، چنان كه فرموده: «و يأخذ الصدقات»; يعنى صدقات را از اهل آن قبول مى كند و براى آن ثواب مى دهد . ..».

64- متعلق صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 27

27 - از ابن عباس روايت شده است : « فرض رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) الصدقة . . . فى الذهب و الورق و الابل و البقر و الغنم و الزرع و الكرم و النخل . . . ;

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صدقه را در طلا، نقره (پول رايج)، شتر، گاو، گوسفند، محصول (زراعت)، انگور و خرما واجب كرد . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 27

27 - عبداللّه بن سنان گويد : امام صادق ( ع ) فرمود : « لما انزلت آية الزكوة « خذ من اموالهم صدقة . . . » . . . فامر رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) مناديه فنادى فى الناس ان اللّه فرض عليكم الزكوة . . . ففرض اللّه عز و جل عليهم من الذهب و الفضة و فرض الصدقة من الابل و البقر و الغنم و من الحنطة و الشعير و التمر و الزبيب . . . و عفا لهم عما سوى ذلك . . . ;

چون آيه زكات نازل شد كه «از اموال آنان صدقه بگير . ..» رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به منادى خود دستور داد و او در بين مردم ندا داد كه خداوند: بر شما زكات را واجب فرموده است; پس خداوند [زكات] را از طلا و نقره بر آنان واجب فرمود و نيز صدقه را از شتر، گاو، گوسفند، گندم، جو، خرما و كشمش واجب كرد ... و غير اينها را براى مردم گذشت نمود ...».

65- محمد(صلی الله علیه و آله) و اخذ صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 1،3،6

1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر گرفتن صدقه ( زكات ) از اموال مردم

خذ من أمولهم صدقة

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكم اسلامى ، موظف به گرفتن صدقه ( ماليات شرعى ) از مردم و منتظر نماندن براى اقدام خود مردم

به پرداخت آن

خذ من أمولهم صدقة

به كارگيرى امر «خذ» (بگير) - به جاى مثلا «تقبل» - حكايت از آن دارد كه حاكم اسلامى نبايد در انتظار پرداخت صدقه باشد; بلكه بايد خود اقدام به أخذ آن كند.

6 - اجازه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد گرفتن صدقه ( زكات ) از جهاد گريزانى كه به گناه خويش معترف بودند .

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم . .. خذ من أمولهم صدقة

برداشت فوق با توجه به شأن نزول آيه است كه برخى از متخلفان از جنگ تبوك، نادم شدند و در قبال خطاى خويش، پيشنهاد كردند كه تمام اموالشان را به عنوان صدقه بپردازند.

66- محمد(صلی الله علیه و آله) و تقسيم صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 59 - 3

3 - تأييد صريح خدا نسبت به عملكرد پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد نحوه تقسيم صدقات ميان مسلمانان

و لو أنهم رضوا ما ءاتيهم اللّه و رسوله

67- محمد(صلی الله علیه و آله) و متعلق صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 4

4 - تعيين اموال متعلق صدقه ( زكات ) و مقدار آن ، بسته به نظر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكم اسلامى است .

خذ من أمولهم صدقة

نكره آمدن «صدقة» و عدم تعيين مقدارى خاص از آن، احتمالا اشاره به اين دارد كه موارد فوق، مبتنى بر صلاحديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكم اسلامى است.

68- مراد از اخذ صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 14

14 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . الأخذ فى وجه القبول منه ( اللّه عز وجل ) كما قال : « و يأخذ الصدقات » اى يقبل ها من أهل ها و يثيب على ها . . . ;

«اخذ» در يك وجه [به معناى] قبول از طرف خداى عز و جل مى باشد، چنان كه فرموده: «و يأخذ الصدقات»; يعنى صدقات را از اهل آن قبول مى كند و براى آن ثواب مى دهد . ..».

69- مسؤول تقسيم صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 9

9 - گردآورى و تقسيم صدقات و تعيين كارگزارانى براى آن ، از وظايف حكومت اسلامى

إنما الصدقت للفقراء . .. و العملين عليها

برداشت فوق با توجه به اين است كه گردآورندگان زكات با اجازه و تعيين پيامبر(صلی الله علیه و آله) اقدام به جمع آورى صدقات مى كردند.

70- مصارف صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 -

1،2،4،16،19،20،25،26

1 - لزوم پرداخت صدقات و زكات به نيازمندان ( فقرا ) ، تهيدستان ( مساكين ) و كارگزاران امور صدقات

إنما الصدقت للفقراء و المسكين و العملين عليها

2 - وجوب صرف صدقات بر تأليف قلوب ، آزادى بردگان ، بدهكاران ، راه خدا و در راه ماندگان

إنما الصدقت . .. و المؤلفة قلوبهم و فى الرقاب و الغرمين و فى سبيل اللّه و ابن ال

4 - صرف صدقات ( زكات ) ، بجز در موارد هشتگانه ( فقرا و . . . ) ممنوع است .

إنما الصدقت للفقراء . .. و ابن السبيل

آيه شريفه در مقام بيان موارد صرف صدقات است. به كارگيرى كلمه «إنما» - كه براى افاده حصر است - بيانگر اين است كه صرف صدقات در غير موارد هشتگانه اى كه آيه شريفه متعرض آن شده، ممنوع است.

16 - صرف صدقات در مورد بردگان ، بدهكاران ، راه و در راه ماندگان ، فقط براى تأمين نياز هاى آنان است ، نه تمليك به ايشان .

و فى الرقاب . .. و ابن السبيل

با توجه به اينكه براى چهار مورد اخير، به جاى لام ملكيت، حرف «فى» - كه بيانگر جهت صرف صدقات است - به كار گرفته شده، برداشت فوق استفاده مى شود.

19 - منحصر شدن مصارف صدقات از سوى خداوند در موارد هشتگانه ( فقرا و . . . ) نشأت گرفته از علم و حكمت اوست .

إنما الصدقت للفقراء . .. و اللّه عليم حكيم

20 - از امام صادق ( ع ) درباره قول خداى تعالى « إنما الصدقات . . . » روايت شده است كه فرمود : « ان جعلت ها فيهم جميعاً و ان جعلت ها لواحد اجزء عنك ;

صدقات را چه به مصرف همه هشت صنف برسانى و چه به مصرف يك صنف، مجزى است».

25 - عبدالرحمان بن حجاج گويد : « ان محمد بن خالد سأل اباعبداللّه عن الصدقات قال : اقسم ها فيمن قال اللّه : و لا يعطى من سهم الغارمين الذين ينادون نداء الجاهلية قلت : و ما نداء الجاهلية ؟ قال : الرجل يقول : يا آل بنى فلان فيقع فيهم القتل و الدماء فلا يؤدى ذلك من سهم الغارمين و الذين يغرمون من مهور النساء . . . و لا الذين لا يبالون بما صنعوا من اموال الناس ;

محمد بن خالد از امام صادق (ع) درباره [مصرف ]صدقات سؤال كرد، حضرت فرمود: آن را بين كسانى كه خداوند فرموده تقسيم كن ولى از سهم غارمين به آنان كه مانند زمان جاهليت ندا مى دهند داده نمى شود. من پرسيدم: نداى جاهليت چه بوده است؟ فرمود: شخصى ندا مى كرد: «يا آل فلان» [و قبيله خود را به كمك مى طلبيد]. و در بين آنان كشتار و خونريزى

واقع مى شد. اين خسارتها از سهم «غارمين» داده نمى شود و نيز بدهكاريهاى اشخاص بابت مهرهاى زنان و بدهى افرادى كه در مصرف اموال مردم بى باك هستند [از آن سهم پرداخت نمى گردد]».

26 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : إن أناساً من بنى هاشم اتوا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فسألوه أن يستعملهم على صدقات المواشى و قالوا : يكون لنا هذا السهم الذى جعله اللّه للعالمين على ها فنحن أولى به ، فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يا بنى عبدالمطلب ان الصدقة لا تحل لى و لا لكم . . . ;

جمع از بنى هاشم به خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده، از آن حضرت خواستند ايشان را بر جمع آورى صدقات چهارپايان بگمارد و گفتند: [اين درخواست را بپذيريد تا] سهمى از صدقات كه خداوند براى مأموران جمع آورى صدقات معين فرموده به ما برسد. پس ما به دريافت آن شايسته تريم. پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: اى فرزندان عبدالمطلب! صدقه بر من و بر شما حلال نيست ... ».

71- منافقان صدر اسلام و صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 5

5 - چشمداشت منافقان صدر اسلام به دريافت صدقات ، با وجود عدم استحقاق آنان

و منهم من يلمزك فى الصدقت فإن أعطوا منها رضوا . .. إنما الصدقت للفقراء ... و ابن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 76 - 7

7 - بخل ورزى منافقان صدر اسلام از پرداخت صدقات ، روى گردانى از تعهد و اعراض از قرار گرفتن در صف صالحان بود .

و منهم من عهد اللّه . ... و تولوا و هم معرضون

72- منافقان و تقسيم صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 6

6 - تصور غلط منافقان ، در مورد نبودن ملاك و معيار در تقسيم صدقات و انجام آن به دلخواه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و منهم من يلمزك فى الصدقت . .. إنما الصدقت للفقراء ... و ابن السبيل

تعيين موارد مصرف زكات از سوى خدا، به عنوان رد منافقان عيبجو، اشعار به اين دارد كه: آنان گمان مى كردند پيامبر(صلی الله علیه و آله) در كار خويش به دلخواه و بى ملاك و معيار عمل مى كند.

73- منافقان و صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 75 - 1

1 - پيمان بستن برخى از منافقان صدر اسلام با خدا مبنى بر پرداخت زكات و صدقه و قرار گرفتن در صف صالحان ، در صورت برخوردارى از مال و فضل الهى

و منهم من عهد اللّه . .. و لنكوننّ من الصلحين

15- صديقان

1- صديقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 3

3- حضرت ادريس ( ع ) ، از صدّيقان و داراى مقام نبوت بود .

إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 6

6 - كسانى كه به خدا و همه پيامبران او ايمان دارند ، در زمره صديقان و شهدا ( گواهان ) ، قرار مى گيرند .

و الذين ءامنوا باللّه و رسله أُولئك هم الصدّيقون و الشّهداء

«شهيد» (مفرد «شهداء») به معناى گواه است.

2- پاداش اخروى صديقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 9

9 - صديقان و شهدا ( گواهان ) ، در جهان آخرت برخوردار از پاداشى ويژه و مخصوص به خود

لهم أجرهم

تقديم «لهم» بر «أجرهم» افاده حصر مى كند; يعنى، پاداش آنان (صديقان و شهدا)، تنها از آنِ ايشان است و به كسى ديگر داده نمى شود.

3- تقرب صديقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 7

7 - صديقان و شهدا ( گواهان ) ، غنوده در جوار قرب الهى

هم الصدّيقون و الشّهداء عند ربّهم

4- فضايل اخروى صديقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 10

10 - صديقان و شهدا ( گواهان ) ، در جهان آخرت داراى نورانيتى ويژه و مخصوص به خود هستند .

لهم . .. و نورهم

5- فضايل صديقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 69 - 4،5،7،8،10،11

4 - پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان برخوردار از نعمت عظيم الهى

و من يطع اللّه و الرّسول فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم . .. و الصالحين

تصريح به اسم جلاله «اللّه» در جمله «انعم اللّه عليهم»، دلالت بر عظمت آن نعمت دارد.

5 - پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان ، رهروان صراط مستقيم و برخورداران از هدايت خاصّ

و لهديناهم صراطاً مستقيماً. و من يطع اللّه و الرّسول فاولئك مع الذين انعم اللّه

با توجّه به آيه قبل، كه اطاعت كنندگان را راه يافته به صراط مستقيم مى داند و در اين آيه آنان را همراهان پيامبران و . .. قلمداد مى كند معلوم مى شود پيامبران و ... رهروان صراط مستقيم هستند.

7 - پيامبرى ، صدّيق ، شاهد و صالح بودن ، مقامى رفيع و نعمتى بزرگ *

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين . .. و الصّالحين

بنابراين احتمال كه مراد از نعمت در «انعم اللّه عليهم»، همان مقام نبوّت و . .. باشد.

8 - مقام برتر پيامبران بر صدّيقان ، و صديقان بر شاهدان ، و شاهدان بر صالحان

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين . .. و الصّالحين

ترتيب درجات از ترتيب در ذكر استفاده شده است.

10 - مقام پيروان ، صديقين ، شاهدان و صالحان بالاتر از مقام اطاعت كنندگان از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

و من يطع اللّه و الرّسول فاولئك . .. الصالحين

11 - مقام والاى انبيا ، صديقان ، شاهدان ( گواهان اعمال يا عالمان يا كشته شدگان در راه خدا ) و صالحان

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين و الصديقين و الشّهداء و الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 70 - 3

3 - پيامبران ، صديقان ، شاهدان و صالحان ، بهره مند از تفضّل خاص الهى

من النبيّين و الصديقين . .. ذلك الفضل من اللّه

بنابر اينكه «ذلك» اشاره به انعام مستفاد از جمله «الذين انعم اللّه عليهم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 7،8

7 - صديقان و شهدا ( گواهان ) ، غنوده در جوار قرب الهى

هم الصدّيقون و الشّهداء عند ربّهم

8 - صديقان و شهدا ( گواهان ) ، مورد عنايت و لطف ويژه خداوند

الصدّيقون و الشّهداء عند ربّهم

اضافه «ربّ» به ضمير «هم» اضافه تشريفى و بيانگر توجه خاص و عنايت ويژه خداوند به صديقان و شهدا است.

6- نورانيت اخروى صديقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 10

10 - صديقان و شهدا ( گواهان ) ، در جهان آخرت داراى نورانيتى ويژه و مخصوص به خود هستند .

لهم . .. و نورهم

7- همنشينى با صديقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 69 - 1،6،9،12

1 - مصاحبت با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و گواهان اعمال و صالحان ، پاداش اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

و من يطع اللّه و الرّسول . .. و الصّالحين

«صدّيق»، يعنى بسيار راستگو و شايد مبالغه بودن آن اشاره به صداقت آنان در گفتار و عمل باشد. برخى برآنند كه مقصود از صديقين، اولين كسانى هستند كه پيامبران را تصديق كردند و شاهدان، يا به معناى كشته شدگان در راه خدا و يا گواهان بر اعمال انسانها و يا عالمان واقعى دين است.

6 - پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، از همنشينان بهشتى پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان خواهند بود .

و من يطع اللّه . .. فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين ... و الصّالحين

چون مصاحبت و همنشينى با پيامبران براى همه پيروان آنان در دنيا تحقق نمى يابد، بنابراين زمان آن، آخرت و مكانش بهشت است.

9 - همنشينى و مصاحبت با پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، از نعمت هاى الهى در بهشت

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم

از اينكه همنشينى با پيامبران و . .. پاداشى براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) شمرده شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

12 - پيامبران ، صديقين ، شاهدان و صالحان ، رفيقان و همنشينانى نيكو براى پيروان خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

و من يطع اللّه و الرّسول . .. و حسن اولئك رفيقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 70 - 1،2

1 - معاشرت و همنشينى با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان ، داراى فضيلتى كامل

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين . .. ذلك الفضل من اللّه

بنابر اينكه «ذلك»، اشاره به معيّت و رفاقت در آيه قبل باشد، و فضيلت كامل بر اين مبناست كه «الفضل» خبر براى «ذلك» باشد.

2 - معاشرت و همنشينى با پيامبران ، صديقان ، شاهدان و صالحان ، تفضّلى الهى براى اطاعت كنندگان از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

فاولئك مع الّذين . .. ذلك الفضل من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 71 - 5

5 - مجاهدان راه خدا ، همنشين با پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم . .. يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم

صديقين

8- {صديقين}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 16

16 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) الصديقون ثلاثة : حبيب النجار مؤمن آل ياسين الذى قال « يا قوم اتّبعوا المرسلين . . . » . . . ;

از رسول خدا روايت شده كه صديقين سه نفرند: [اول ]حبيب نجار همان مؤمن آل ياسين است كه گفت: «يا قوم اتّبعوا المرسلين. ..»...».

16- صراط مستقيم

1- صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 42،43

42 - هدف از بعثت انبيا و ارسال كتاب هاى آسمانى ، راهنمايى انسان ها به صراط مستقيم است .

فبعث اللّه . .. و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم

43 - خداوند هر كه را بخواهد ، به صراط مستقيم هدايت مى كند .

و اللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 8،9

8 - صراط مستقيم ، عبادت و پرستش خداوند است .

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه هذا صراط مستقيم

9 - پرستش و عبادت خدا ، راهى است مستقيم به سوى او ( كمال مطلق )

فاعبدوه هذا صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 101 - 5،8

5 - تمسك به خدا و پيروى كامل از او ، عامل حتمى هدايت آدمى به صراط مستقيم

و من يعتصم باللّه فقد هُدى الى صراط مستقيم

فعل ماضى «هُدى» با صيغه مجهول، دلالت بر تحقق حتمى هدايت در صورت اعتصام به خدا دارد.

8 - هدف و انگيزه از تلاوت آيات الهى ( انزال قرآن ) و ارسال پيامبران ، هدايت انسان ها به صراط مستقيم است .

و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله و من يعتصم باللّه فقد هُدى الى صراط مس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 68 - 1،2،3،4،6

1 - هدايت به صراط مستقيم ، نتيجه عمل به احكام و مواعظ الهى

و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به . .. و لهديناهم صراطا مستقيما

2 - ارجاع داورى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رضايت از حكم وى و تسليم او بودن ، از عوامل هدايت و دستيابى به صراط مستقيم است

.

حتى يحكّموك . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به ... و لهديناهم صراطا مستقيما

بنابر اينكه مراد از «ما يوعظون به . .. »، همان مسائلى باشد كه در آيه 65 مطرح شده است; يعنى پذيرش حاكميت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و...

3 - دستيابى به صراط مستقيم ، در سايه جانبازى ، هجرت ، فداكارى و تحمل مشكلات در راه خدا *

و لو انّا كتبنا . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به ... و لهديناهم صراطا مستقيما

بنابر اينكه مراد از «ما يوعظون به» همان هجرت و جهاد باشد كه در آيه 66 مطرح شده است.

4- هدايت به صراط مستقيم و دستيابى به آن ، نتيجه ثبات و پايدارى در ايمان

و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم و اشدّ تثبيتاً. و اذاً ... و لهدينا

در برداشت فوق، جمله «و لهديناهم»، نتيجه «اشدّ تثبيتاً» گرفته شده است.

6 - خداوند ، هادى انسان ها به صراط مستقيم

و لهديناهم صراطاً مستقيما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 69 - 5

5 - پيامبران ، صدّيقان ، شاهدان و صالحان ، رهروان صراط مستقيم و برخورداران از هدايت خاصّ

و لهديناهم صراطاً مستقيماً. و من يطع اللّه و الرّسول فاولئك مع الذين انعم اللّه

با توجّه به آيه قبل، كه اطاعت كنندگان را راه يافته به صراط مستقيم مى داند و در اين آيه آنان را همراهان پيامبران و . .. قلمداد مى كند معلوم مى شود پيامبران و ... رهروان صراط مستقيم هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 175 - 6،7،10،11

6 - خداوند ، مؤمنان متمسك به او را ، به راه مستقيم هدايت مى كند .

فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به . .. و يهديهم إليه صرطاً مستقيماً

7 - صراط مستقيم ، راه و روشى است كه آدمى را به خدا برساند و به سوى او راهنما شود .

و يهديهم إليه صرطاً مستقيماً

در برداشت فوق «صرطاً مستقيماً» عطف بيان براى «اليه» گرفته شده است، يعنى راه هايى كه به «اللّه» ختم شود، صراط مستقيم است.

10 - هدايت به راه راست و رسيدن به خدا در گرو ايمان به خداوند و تمسك به وى

فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به . .. يهديهم إليه صرطاً مستقيماً

11 - هدايت به راه راست و رسيدن به خداوند ، در گرو ايمان به وى و تمسك به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به . .. يهديهم إليه صرطاً مستقيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 33

33 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و نصرت آنان ، انفاق در راه خدا و وفادارى به پيمان هاى او ، راه ميانه است .

لئن اقمتم الصلوة . .. سواء السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 15،16،17،19

15 - قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هدايتگر انسان ها به راه مستقيم

و يهديهم إلى صرط مستقيم

بنابر اينكه فاعل «يهديهم»، قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

16 - خداوند ، هدايتگر انسان ها به راه مستقيم

و يهديهم إلى صرط مستقيم

بنابر اينكه فاعل «يهديهم» خدا باشد. نياوردن قيد «باذنه»، مؤيد اين احتمال است.

17 - هدف نهايى انبيا ، هدايت انسان ها به صراط مستقيم

يهديهم إلى صرط مستقيم

از اينكه به هنگام شمارش اهداف رسالت، هدايت به صراط مستقيم در آخر آمده است، برداشت فوق استفاده مى شود.

19 - دستيابى اهل كتاب به راه هاى سلامت و رهايى آنان از گمراهى ها و قرار گرفتن آنان در صراط مستقيم ، در گرو ايمان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ياهل الكتب قد جاءكم رسولنا . .. يهديهم إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 12

12 - ايمان به آيات الهى، صراط مستقيم است.

و الذين كذبوا . .. من يشإاللّه يضللّه و من يشأ يجعله على صرط مستقيم

برداشت فوق از قرينه مقابله استفاده شده است. يعنى وقتى تكذيب آيات خداوند گمراه ساختن باشد، نقطه مقابل آن - كه ايمان به آيات است - صراط مستقيم خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 126 - 1،2

1 - اسلام و روحيه تسليم در برابر پروردگار، صراط مستقيم اوست.

هذا صرط ربك مستقيما قد فصلنا الأيت

«هذا» مى تواند اشاره با «للاسلام» در آيه پيشين باشد.

2 - گمراه كردن حقگريزان با ضيق صدر و هدايت حقپويان با شرح صدر، صراط مستقيم پروردگار و سنت استوار اوست.

فمن يرد الله ان يهديه . .. هذا صرط ربك مستقيما

ظاهراً مشاراليه «هذا» مفاد آيه قبل است كه به منزله نتيجه اى بر آيات گذشته بود. بنابراين «هذا» اشاره به شرح صدر و ضيق صدر و ... است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 105 - 3،4

3 - توحيد در عبادت و يكتاپرستى ، دين حنيف و صراط مستقيم است .

و أن أقم وجهك للدين حنيفاً و لاتكونن من المشركين

4 - اسلام ، دين حنيف و تنها راه مستقيم و بى انحراف براى بشريت است .

أقم وجهك للدين حنيفاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 41 - 1

1- عبوديت و پاك بودن از هرگونه ناخالصى ، صراط مستقيم الهى است .

إلاّ عبادك منهم المخلصين . قال هذا صرط علىّ مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 9

9- پرستش خداى يگانه و اعتقاد به توحيد ربوبى ، صراط مستقيم است .

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 16

16- بندگى خداى يكتا ، راه راست ، معتدل و به دور از افراط و تفريط است .

أهدك صرطًا سويًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 4 - 1،2،3

1 - راه پيامبراسلام ، راهى مستقيم و به دور از كژى و انحراف

على صرط مستقيم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «على صراط. ..» خبر دوم براى «إنّ» و به تقدير «إنّك لعلى صراط المستقيم» باشد; يعنى، قطعاً تو بر راهى راست قرار دارى.

2 - راه پيامبران الهى ، راهى مستقيم و به دور از كژى و انحراف

على صرط مستقيم

برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه «على صراط. ..» متعلق به «المرسلين» و به تقدير «الذين اُرسلوا على صراط مستقيم» باشد; يعنى، قطعاً تو از جمله آن كسانى هستى كه بر صراط مستقيم فرستاده شدند.

3 - اديان الهى و شريعت اسلام ، راهنماى انسان ها به راه راستِ بى هيچ كجى و انحرافى

إنّك لمن المرسلين . على صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 61 - 2

2 - عبادت خداوند و پرهيز از اطاعت شيطان ، صراط مستقيم الهى

أن لاتعبدوا الشيطن . .. و أن اعبدونى هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 118 - 5

5 - راه پيامبران ، راه مستقيم و بى انحراف

و هدينهما الصرط المستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 10

10 - توحيد ، صراط مستقيم ، به سوى معبود هستى

أنّما إلهكم إله وحد فاستقيموا إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 7،8

7 - راه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، راهى مستقيم و به دور از هرگونه كژى و انحراف

إنّك على صرط مستقيم

8 - تمسك جويندگان به قرآن و وحى ، در صراط مستقيم الهى اند .

فاستمسك بالذى . .. إنّك على صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 11

11 - راه وحى و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها راه مستقيم و به دور از كژى و انحراف است .

و اتّبعون هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 9

9 - عبوديت و بندگى انسان به درگاه پروردگارِ يگانه ، تنها راه مستقيم و طريق رستگارى است .

فاعبدوه هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 22 - 2

2 - راه اسلام ، راهى هموار ، مستقيم و داراى مقصدى روشن

أمّن يمشى سويًّا على صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 7

7 - راه خدا ، راه راست و معتدل و به دور از افراط و تفريط و اعوجاج است .

لمن شاء منكم أن يستقيم

«استقامة» به معناى اعتدال و استواء است. (لسان العرب)

2- آثار اعراض از صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 10

10 - اعتقاد به توحيد، نتيجه حقگرايى، و شرك، گمراهى و مولود گريز از راه مستقيم است.

وجهت وجهى . .. حنيفا و ما أنا من المشركين

3- آثار سلوك صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 2

2 - تنها آن كسانى از تعاليم قرآن بهره مى برند كه خواهان حركت در راه راست باشند .

لمن شاء منكم أن يستقيم

4- ابليس و صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 16 - 5

5 - ابليس، معترف و معتقد به مستقيم بودن صراط الهى

لأقعدن لهم صرطك المستقيم

5- اختلاف در صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 8

8- اختلافات يهود درباره دين حق و صراط مستقيم ، اختلافاتى دامنه دار و بى فرجام است .

و إن ربّك ليحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «فيه» به ابراهيم(ع) و دين او برگردد.

6- ارزش صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 18

18 - صراط مستقيم ، راهى والاتر از سبل السلام و نيازمند هدايتى ويژه

يهدى به اللّه من اتبع رضونه سبل السلم . .. و يهديهم إلى صرط مستقيم

مقدم داشتن هدايت به «سبل السلام» بر هدايت به «صراط مستقيم»، گوياى اين است كه براى رسيدن به صراط مستقيم بايد از «سبل السلام» گذشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 88 - 2

2 - صراط مستقيم، ارجمند و با عظمت است.

و هدينهم إلى صرط مستقيم. ذلك هدى الله

7- استقامت در صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 74 - 3

3 - ايمان به آخرت ، اهرم پايبندى انسان به ارزش هاى الهى و صراط مستقيم

و إنّك لتدعوهم إلى صرط مستقيم . و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة عن الصرط لنكبون

8- اقرار ابليس به صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 16 - 5

5 - ابليس، معترف و معتقد به مستقيم بودن صراط الهى

لأقعدن لهم صرطك المستقيم

9- انحراف از صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 105 - 6

6 - شرك ، انحراف از دين حنيف و صراط مستقيم است .

و أن أقم وجهك للدين حنيفاً و لاتكونن من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 6

6 - پيروى از دعوت هاى شيطان ، انحراف از راه مستقيم است .

و ما هو بقول شيطن . .. لمن شاء منكم أن يستقيم

10- اهميت صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 87 - 6

6 - صراط مستقيم، مرتبه اى عالى در مسير هدايت است.

و هدينهم إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 120 - 5

5- اطاعت و تسليم هر چه بيشتر در برابر خدا و بر راه مستقيم و معتدل بودن ، عامل ارجمندى فزون تر انسان نزد او

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله حنيفًا

11- بازگشت به صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 13،16

13 - فلسفه از دست رفتن امكانات دنيوى ، در پى گناه ، تنبيه گناهكاران جهت بازگشت از خطا به صراط مستقيم است .

ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا

«لام» در «ليذيقهم» لام عاقبت است و «لعلّ» معناى تعليل دارد و مراد از «فساد» براساس ريشه لغوى آن، يعنى خروج شىء از اعتدال (تباه شدن)، قابل بهره بردارى نبودن امكانات و يا از دست دادن آنها است. بنابراين، خداوند، در پى آلوده شدن انسان ها، به گناه، آنان را مبتلا مى كند تا به اين صورت، بيدارشان سازد.

16 - بازگشت انسان هاى گناهكار ، به صراط مستقيم ، حتى پس از تنبّه دادن شان قطعى نيست .

ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلّهم يرجعون

«لعلّ» از حروف شبيه به فعل و براى انشا و توقع است; يعنى مى خواهد بگويد: «اميد است كه بازگردند. ».

12- ثابت قدمان در صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 10

10- تنها انسان درست كردار و ايستاده بر صراط مستقيم ، شايستگى دعوت ديگران به عدل را دارد .

و من يأمر بالعدل و هو على صرط مستقيم

توصيف امر كننده به عدل به اينكه خود در صراط مستقيم باشد، در حقيقت بيان شرط شايستگى براى چنين مسؤوليت است.

13- حقيقت صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 53 - 2

2 - « صراط مستقيم » همان راه خداوند است .

صرط مستقيم . صرط اللّه

14- دعوت به صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 12

12- دعوت به عدالت و بر صراط مستقيم بودن ، منشأ قدرت ، استقلال و خيرات براى جامعه است .

أحدهما أبكم لايقدر على شىء . .. هل يستوى هو و من يأمر بالعدل و هو على صرط مستقيم

برداشت فوق، از تقابل «من يأمر بالعدل. ..» و «أحدهما أبكم ... لايأت بخير» به دست آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 11

11- عيسى ( ع ) ، دعوت كننده مردم به صراط مستقيم

هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 73 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت كننده راستين مردم ، به راه مستقيم

و إنّك لتدعوهم إلى صرط مستقيم

15- دورى از صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 11

11- كفر به ربوبيت خداوند ، گمراهى است و از صراط مستقيم فاصله بسيارى دارد .

الذين كفروا بربّهم . .. ذلك هو الضلل البعيد

16- زمينه سلوك صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 118 - 3

3 - پيمودن صراط مستقيم ، نيازمند هدايت الهى است .

و هدينهما الصرط المستقيم

از اين كه خداوند به عنوان امتنان بر موسى و هارون (عليهماالسلام) مسأله اعطاى صراط مستقيم را مطرح فرمود، مى توان برداشت بالا را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 17

17 - مؤمنان ، نيازمند امداد هاى مادى و معنوى خداوند ، براى حركت مداوم در طريق دين و ارزش ها

لتكون ءاية للمؤمنين و يهديكم صرطًا مستقيمًا

تعبير «لتكون. ..» اخبارى است كه حكايت از واقعيت نياز انسان به آيات و رهنمودهاى خداوند دارد. تداوم اين نياز از «يهديكم» - كه به صورت فعل مضارع آمده - استفاده مى شود.

17- زمينه هدايت به صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 8 - 8

8 - بشارت و انذار ، دو نياز ضرورى بشر ، براى ره يابى به هدايت و انتخاب راه صحيح

إنّا أرسلنك . .. و مبشّرًا و نذيرًا

برداشت ياد شده بااستفاده از اين نكته است كه حقايق كتاب تشريع و محتواى رسالت پيامبران، منطبق بر نيازهاى واقعى بشر است و خداوند در اين آيه به دو عنصر بشارت و انذار، به عنوان اصول رسالت پيامبر اشاره فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 16

16 - تحقق پيشگويى اعجازآميز خداوند ، از پيروزى هاى آينده مؤمنان ، زمينه ساز هدايت ايشان به صراط مستقيم

وعدكم . .. و لتكون ءاية للمؤمنين و يهديكم صرطًا مستقيمًا

«آية» به معناى معجزه است; زيرا در پيشگويى قطعى از آينده، اعجاز نهفته است. مقدمه قرار گرفتن اين معجزه براى هدايت مؤمنان را، مى توان از تقدم «آية» بر «يهديكم» استفاده كرد.

18- سالكان صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 16 - 10

10 - انسانها بر اساس طينت اولى خويش سالكان صراط مستقيم الهى هستند.

لأقعدن لهم صرطك المستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 17 - 11

11 - شكرگزاران، رهپويان صراط مستقيم الهى هستند.

لأقعدن لهم صرطك المستقيم . .. لاتجد أكثرهم شكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 9

9 - برخى انسان ها ، پس از رهايى از مشكلات و سختى هاى شديد ، در صراط مستقيم الهى باقى مى مانند .

و إذا غشيهم موج . .. دعوا اللّه ... فلمّا نجّيهم إلى البرّ فمنهم مقتصد

«قصد» ريشه «مقتصد» به معناى «راه راست و ميانه» است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 118 - 1،2،4

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) بر صراط مستقيم در پرتو هدايت خداوند

و هدينهما الصرط المستقيم

2 - هدايت به صراط مستقيم ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام )

و لقد مننّا على موسى و هرون . .. و هدينهما الصرط المستقيم

4 - در صراط مستقيم بودن ، از ويژگى هاى رسولان الهى

و هدينهما الصرط المستقيم

19- سلوك در صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 7،14

7 - وجوب پيروى از قوانين دين و حركت در صراط مستقيم الهى

و أن هذا صرطى مستقيماً فاتبعوه

14 - سلوك در صراط مستقيم (عمل به قوانين دين) و پرهيز از حركت در راههاى غير الهى، توصيه خدا به انسانهاست.

ذلكم وصيكم به

20- سلوك صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 61 - 3

3 - بودن در صراط مستقيم ، خواسته و آرمان انسان ها است .

21- و أن اعبدونى هذا صرط مستقيم

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه جمله «هذا صراط مستقيم»، تعليل براى امر به عبادت (أن اعبدونى) باشد و چون تعليل بايد به امرى مسلّم و روشن انجام گيرد. پس بودن در صراط مستقيم براى آدمى، امرى مسلّم و پذيرفته شده است.

22- سهولت صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 46 - 4

4 - صراط مستقيم الهى ، راهى آسان و هموار و بدون پيچيدگى و دشوارى است .

و اللّه يهدى من يشاء إلى صرط مستقيم

برخى از اهل لغت در فرق «سبيل» و «طريق» با «صراط» آورده اند كه: «صراط» تنها به راهى گفته مى شود كه آسان و هموار باشد و از هر گونه پيچيدگى و دشوارى منزه باشد (فروق اللغة).

23- عوامل استقامت در صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 4

4 - راه يابى انسان به راه راست و پايدارى بر پيمودن آن ، در گرو تصميم و خواست خود او است .

لمن شاء منكم أن يستقيم

واژه استقامت، در معناى مداومت و ثابت قدم بودن نيز به كار مى رود. (نهايه ابن اثير)

24- عوامل هدايت به صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 121 - 5

5- نقش عمده روحيه تسليم در برابر خدا ، حق گرايى ، دورى از شرك و شكرگزارى حضرت ابراهيم ( ع ) در هدايت شدنش به « صراط مستقيم »

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله حنيفًا و لم يك من المشركين . شاكرًا لأنعمه اجتبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 4

4 - راه يابى انسان به راه راست و پايدارى بر پيمودن آن ، در گرو تصميم و خواست خود او است .

لمن شاء منكم أن يستقيم

واژه استقامت، در معناى مداومت و ثابت قدم بودن نيز به كار مى رود. (نهايه ابن اثير)

25- فرجام صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 53 - 12

12 - « اللّه » ، هدف نهايى « صراط مستقيم »

إلى صرط مستقيم . .. ألا إلى اللّه تصير الأُمور

26- فطريت صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 12

12 - انسان به سرشت خويش جستجوگر راه راست است . *

و اتّبعون هذا صرط مستقيم

برداشت بالا بدين احتمال است كه تعبير «هذا صراط مستقيم» پاسخى به روح جستجوگر آدمى باشد.

27- گرايش به صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 8

8 - اعتقاد به توحيد و روى دل و جان به خداى يگانه كردن، مقتضاى گرايش به حق و راه مستقيم است.

وجهت وجهى للذى . .. حنيفا و ما أنا من المشركين

راغب در معناى حنيف مى گويد: «حنف» تمايل به استقامت و دورى از گمراهى است. و چون «حنيفا» در آيه شريفه وصف براى فاعل «وجهت» است، تعليلى براى مضمون «وجهت ... » محسوب مى شود.

28- گمراهى از صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 16 - 2

2 - ابليس به تلافى گمراه شدن خويش، با كمين كردن در صراط مستقيم، بر گمراه كردن مردم مصمم شد.

فبما أغويتنى لأقعدن لهم صرطك المستقيم

كلمه «باء» در «فبما أغويتنى» سببيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 5

5- پرستش شيطان ، انحراف از راه راست و متعادل است .

فاتّبعنى أهدك صرطًا سويًّا . .. لاتعبد الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 8

8 - شرك و بت پرستى ، گمراهى و انحراف از صراط مستقيم است .

فلاينزعنّك فى الأمر و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم

29- مراد از صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 6 - 7،8،13،14،15،16

7 - يكتاپرستى و تنها از خدا يارى جستن ، « صراط مستقيم » است .

إياك نعبد و إياك نستعين. إهدنا الصرط المستقيم

«ال» در «الصراط» مى تواند عهد ذكرى بوده و اشاره به حقايقى باشد كه در آيات پيشين مطرح شده، و از آنهاست يكتاپرستى و تنها از خدا استعانت جستن.

8 - ايمان به خدا و صفاتش ، « صراط مستقيم » است .

الحمد للّه رب العلمين . .. إهدنا الصرط المستقيم

از حقايقى كه «الصراط المستقيم» مى تواند به آنهااشاره داشته باشد، ايمان به خدا و ربوبيت او و . .. است كه از «الحمد للّه» تا «مالك يوم الدين» به دست مى آيد.

13 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . « . . . الصراط المستقيم » صراط الأنبياء و هم الذين أنعم اللّه عليهم ;

. .. «صراط المستقيم» راه انبياست و آنانند كه خداوند به آنها نعمت بخشيده است».

14 - « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) أنه قال : ] فى قول اللّه عز و جل [ « إهدنا الصراط المستقيم » دين اللّه الذى نزل به جبرئيل ( ع ) على محمد (صلی الله علیه و آله) . . . ;

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه ]درباره سخن خداى عز و جل[ «إهدنا الصراط المستقيم» فرمود: ]مراد از صراط مستقيم [ دين خداست كه جبرئيل آن را برمحمد (صلی الله علیه و آله) نازل كرده است. ..».

15 - « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) و عن على ( ع ) فى معنى « صراط المستقيم » انه كتاب اللّه ;

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و على (ع) روايت شده كه مراد از «صراط المستقيم» كتاب خداست».

16 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه : « الصراط المستقيم » أميرالمؤمنين على ( ع ) ;

«صراط مستقيم» (راه) امير المؤمنين على (ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 7 - 10

10 - « عن جعفر بن محمد ( ع ) قال : قول اللّه عز و جل فى الحمد « صراط الذين أنعمت عليهم » ; يعنى ، محمداً و ذريته صلوات اللّه عليهم ;

از امام صادق (ع) درباره «صراط الذين أنعمت عليهم» در سوره حمد روايت شده كه مراد از «الذين أنعمت عليهم» حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و ذريه او مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 16

16 - حمران: سمعت أبا جعفر(ع) يقول: فى قول الله تعالى: «و أن هذا صراطى مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل» قال: على (بن ابى طالب) و الائمة من ولد فاطمة، هم صراط الله فمن أباهم سلك السبل.

امام باقر(ع) درباره صراط در آيه فوق «و أن هذا ص--راطى . .. » فرمود: مراد، على بن ابى طالب(ع) و امامان از نسل فاطمه(س) هستند، هر كس از آنان دورى كند به راههاى غير الهى رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 25 - 6

6 - « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) « الصراط المستقيم » الاسلام ;

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه «صراط مستقيم» اسلام است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 14

14- « عن على ابن أبى طالب ( ع ) فى قوله « إن ربى على صراط مستقيم » يعنى انه على حق يجزى بالإحسان إحساناً و بالسّىء سيّئاً و يعفو عمن يشاء و يغفر سبحانه و تعالى ;

از على(ع) درباره قول خداى تعالى «إن ربى على صراط مستقيم» روايت شده كه معناى آيه اين است: پروردگار بر طريق حق است، نيكى را به نيكى و بدى را به بدى پاداش مى دهد و او - كه منزه و بلند مرتبه است - از هر كس بخواهد مى گذرد و او را مى آمرزد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 41 - 4

4- « عن سلام بن المستنيرالجعفى قال : دخلت على أبى جعفر ( ع ) . . . قال : قلت : ما قول الله عزّوحلّ فى كتابه : « قال هذا صراط علىّ مستقيم » قال : صراط على بن أبى طالب ( ع ) . . . ;

از سلام بن مستنير جعفى روايت شده است كه گفت: وارد بر امام باقر(ع) شدم و گفتم: مقصود از سخن خداوند عزّوحلّ در كتابش چيست كه مى فرمايد: «قال هذا صراط علىّ مستقيم»؟ فرمود: [اين راه]، راه على بن ابى طالب(ع) است. ..».

30- منشأ سلوك صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 29 - 1

1 - تصميم انسان به آموختن و پيمودن راه راست ، در گرو اراده و خواست خداوند است .

و ما تشاءون إلاّ أن يشاء اللّه

مفعول محذوف «و ما تشاءون» - به قرينه آيه قبل - تعبيرى نظير «أن تستقيموا» است.

31- منشأ سهولت سلوك صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 20 - 1

1 - خداوند ، پيمودن راه طاعت و حركت در راه راست را ، براى انسان ها آسان ساخته است .

ثمّ السبيل يسّره

«ال» در «السبيل» بيانگر ماهيت است. كلمه «السبيل» گرچه مطلق است، ولى به قرينه سياق آيه - كه در مقام بيان معذور نبودن كافران است - مراد راه طاعت خداوند است.

32- منشأ هدايت به صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 46 - 5

5 - هدايت شدن هر كسى به صراط مستقيم الهى ، به مشيت و خواست خداوند بستگى دارد .

و اللّه يهدى من يشاء إلى صرط مستقيم

33- موارد صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 1،2،3،17

1 - پرهيز از شرك، فرزندكشى، كردارهاى شنيع، كشتن بيگناهان، تجاوز به دارايى يتيمان، راهى است راست براى حركت به سوى خدا.

ألا تشركوا به شيئاً . .. و أن هذا صرطى مستقيماً

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از ضمير متكلم در «صراطى» خداوند باشد. صراط خداوند يعنى راهى كه به سوى اوست.

2 - نيكى به پدر و مادر، عدالت در داد و ستد، پايبند بودن به پيمانهاى الهى و به عدل سخن گفتن، راهى است راست براى حركت به سوى خدا.

و بالولدين إحسناً . .. و أن هذا صرطى مستقيماً

3 - احكام و قوانين الهى، صراط مستقيم است.

و أن هذا صرطى مستقيماً

17 - عن رسول الله(صلی الله علیه و آله): . .. معاشر الناس أنا صراط الله المستقيم الذى أمركم باتباعه ثم على من بعدى ثم ولدى من صلبه ائمة يهدون إلى الحق ... .

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: . .. اى مردم! من راه مستقيم خداوند هستم كه (خداوند)، به پيروى از آن دستور داده و

بعد از من، على و فرزندان من از نسل وى امامانى هستند كه مردم را به سوى حق دعوت و هدايت مى كنند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 161 - 7

7 - دين اسلام، راهى است مستقيم، بدون كجى و انحراف

هدينى ربى إلى صرط مستقيم دينا قيما

«دينا» عطف بيان و يا بدل براى «إلى صراط» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 54 - 12

12 - توحيد و يكتاپرستى ، راه هدايت و صراط مستقيم

أنّه الحقّ من ربّك . .. و إنّ اللّه ... إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 9

9 - توحيد و يكتاپرستى ، راه هدايت و صراط مستقيم است .

و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم

34- موانع صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 68 - 5

5 - وابستگى به دنيا و بى اعتنايى به مواعظ الهى و پيروى نكردن از احكام پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانعى براى نيل به صراط مستقيم

فلا و ربّك . .. و لو انّا كتبنا ... و لو انّهم فعلوا ... و لهديناهم صراطا مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 62 - 3

3 - پيروى از شيطان ، عامل انحراف و بازماندن از صراط مستقيم

و اتّبعون هذا صرط مستقيم . و لايصدّنّكم الشيطن

35- وحدت صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 13

13 - صراط مستقيم و راه راست ، تنها يك راه است .

هذا صرط مستقيم

36- ويژگيهاى صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 7 - 7

7 - « صراط مستقيم » راهى است به سوى خدا كه هرگز به انحراف و كجى نمى گرايد .

إهدنا الصرط المستقيم. صرط الذين انعمت عليهم

از توصيف «الذين . ..» به وسيله «غير المغضوب ...» معلوم مى شود كه مراد از «صراط الذين ...» راهى است كه هرگز به انحراف و كجى نمى گرايد و همين راه به صراط مستقيم ناميده شده است ; زيرا «صراط الذين» عطف بيان براى «الصراط المستقيم» است.

37- هدايت به صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 25 - 4

4 - خدا ، رهنمون انسان ها به راه راست و معتدل و به دور از افراط و تفريط است .

و يهدى من يشاء إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 121 - 4،6،8

4- خداوند ، حضرت ابراهيم ( ع ) را به « صراط مستقيم » هدايت كرد .

هده إلى صرط مستقيم

6- انسان ، نيازمند به هدايت الهى در راهيابى به « صراط مستقيم »

هده إلى صرط مستقيم

8- كسب فضايل معنوى و كوشش خودِ انسان ، مؤثر در توفيق يافتن او بر بودن در « صراط مستقيم »

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله حنيفًا . .. هده إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 9 - 3

3- قرآن ، هدايتگر مردمان به خلل ناپذيرترين و استوارترين راهها

إن هذا القرءان يهدى للّتى هى أقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 10

10- راه يابى به صراط مستقيم ، هدف اصلى از عبادت خداوند است .

فاعبدوه هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 14،15

14- آگاهى هاى ويژه حضرت ابراهيم ( ع ) ، هدايت گر انسان ها به راه راست و به دور از افراط و تفريط

إنّى قد جاءنى من العلم ما لم يأتك فاتّبعنى أهدك صرطًا سويًّا

«سوىّ» به چيزى گفته مى شود كه از افراط و تفريط مصون باشد(مفردات راغب). و « صراطاً سويّاً»، يعنى راهى كه از تعادل كامل برخوردار و از افراط و تفريط به دور باشد.

15- پيامبران ، انسان ها را به راه تام و كامل و به دور از افراط و تفريط هدايت مى كنند .

فاتّبعنى أهدك صرطًا سويًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 10،11

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شخصيتى ره يافته به صراط مستقيم

إنّك لعلى هدًى مستقيم

11 - دعوت گمراهان به راه هدايت و صراط مستقيم ، وظيفه الهى تمامى ره يافتگان به آن

و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم

جمله «إنّك لعلى هدًى مستقيم» تعليل براى «و ادع إلى ربّك» است; يعنى، چون تو برطريق هدايت و در صراط مستقيم هستى، آن گمراهان شرك پيشه را به سوى پروردگارت دعوت كن، تا شايد از ضلالت و گمراهى نجات يابند و به راه تو باز گردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 78 - 6

6 - ابزار حسى و تعقلى انسان ، وسيله راه يابى او به شناخت حق و صراط مستقيم

و إنّك لتدعوهم إلى صرط مستقيم . .. أنشأ لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 46 - 3،6

3 - خداوند ، هدايت گر انسان ها به صراط مستقيم ( راه معتدل ، ميانه و متناسب )

و اللّه يهدى من يشاء إلى صرط مستقيم

«استقامت» (مصدر «مستقيم») به معناى «اعتدال» و «استواء» است. به متوسط بين دو حال از نظر كمى و كيفى، بلندى و كوتاهى، سردى و گرمى و... «اعتدال» گويند و نيز هر شىء متناسب را، معتدل خوانند (لسان العرب).

6 - آيات الهى ( قرآن ) ، بيانگر صراط مستقيم الهى و رهنمون كننده به اين راه است .

لقد أنزلنا ءايت مبيّنت و اللّه يهدى من يشاء إلى صرط مستقيم

خداوند متعال، در توصيف آياتش فرمود: «آيات روشنگر»; ولى متعلق روشنگرى را (اين كه چه چيز را روشن مى سازد) بيان نفرمود; ولى ذيل آيه (و اللّه يهدى. ..) مى تواند قرينه باشد كه متعلق آن، صراط مستقيم الهى و هدايت به اين راه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 4 - 19

19 - خداوند ، هدايت كننده انسان ها به راه درست است .

و هو يهدى السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 118 - 1،2،3

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) بر صراط مستقيم در پرتو هدايت خداوند

و هدينهما الصرط المستقيم

2 - هدايت به صراط مستقيم ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به موسى و هارون ( عليهماالسلام )

و لقد مننّا على موسى و هرون . .. و هدينهما الصرط المستقيم

3 - پيمودن صراط مستقيم ، نيازمند هدايت الهى است .

و هدينهما الصرط المستقيم

از اين كه خداوند به عنوان امتنان بر موسى و هارون (عليهماالسلام) مسأله اعطاى صراط مستقيم را مطرح فرمود، مى توان برداشت بالا را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 22 - 11

11 - نزاع كنندگان و شاكيان ، از داوود ( ع ) خواستند كه براى حل مشكلات و اختلافات اقتصادى آنها ، راه درست و ميانه را به آنان بياموزد .

و اهدنا إلى سواء الصرط

برداشت ياد شده براساس اين ديدگاه است كه درخواست هدايت به راه درست، ممكن است به موضوع مورد اختلافشان مربوط باشد كه از موضوعات اقتصادى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 12،14

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هدايت كننده انسان ها به صراط مستقيم

و إنّك لتهدى إلى صرط مستقيم

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشان دهنده صراط مستقيم به انسان ها و خداوند توفيق دهنده آنان به حركت در مسير آن

نهدى به من نشاء من عبادنا و إنّك لتهدى إلى صرط مستقيم

تأمل در تفاوت دو هدايت، بيانگر معناى ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 53 - 1،6،7

1 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، هادى و رهنماى انسان ها به راه خداوند است .

و إنّك لتهدى إلى صرط مستقيم . صرط اللّه

«صراط اللّه» بدل از «صراط مستقيم» در آيه قبل است; يعنى، «و إنّك لتهدى إلى صراط اللّه».

6 - تنها خداوند ( مالك تمام هستى ) ، مى تواند راه راست و به دور از انحراف و گمراهى را ترسيم كند .

صرط اللّه الذى له ما فى السموت و ما فى الأرض

7 - مكاتب غير الهى ، عاجز و ناتوان در تعيين راه صحيح و درست براى جوامع انسانى

صرط مستقيم . صرط اللّه الذى

از اين كه «صراط مستقيم» به صراط خداوند، تعبير شده است، مى توان استفاده كرد كه انديشه شرك و ديگر مكاتب غير الهى، نمى تواند راه صحيح را به انسان ارائه دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 10،11

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مراحل مختلف زندگى خويش ، بهره مند از هدايت هاى الهى به سوى راستى و درستى

و يهديك صراطًا مستقيمًا

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نيازمند هدايت الهى ، براى رهنمون شدن به راه راست و صلاح

و يهديك صرطًا مستقيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 20 - 3

3 - هدايت انسان به راه راست و آسان ساختن سلوك آن ، مهم تر از آفرينش اندام او است .

ثمّ السبيل

حرف «ثمّ» براى تراخى است و چنانچه جمله «ثمّ السبيل يسّره»، تفسير جمله «قدّره» و بيان گوشه اى از تقديرات الهى درباره انسان باشد; مراد تراخى رتبى خواهد بود; يعنى، آنچه بعد از ثمّ ذكر شده است، والاتر و ارجمندتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 3

3 - قرآن ، هدايت گر مردم به راه راست

لمن شاء منكم أن يستقيم

«استقامة» در مورد انسان به معناى ملازمت او با راه راست است. (مفردات راغب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 6 - 1،2،5،6،9

1 - درخواست هدايت به صراط مستقيم ، مهمترين خواسته انسان عارف به مقام الهى است .

الحمد للّه . .. إياك نستعين. إهدنا الصرط المستقيم

چنانچه «اهدنا الصراط المستقيم» در ارتباط با «الحمد للّه رب العالمين . ..» ملاحظه شود، حاوى اين پيام است كه انسان پس از شناخت خدا هدفش سلوك در صراط مستقيم خواهد بود; يعنى، همان راهى كه خداوند منتهى اليه آن است.

2 - لزوم دعا به درگاه الهى براى دستيابى به صراط مستقيم

إهدنا الصرط المستقيم

5 - درخواست هدايت به « صراط مستقيم » شايسته ترين مورد براى استعانت از خدا

إياك نستعين. إهدنا الصرط المستقيم

اگر «اهدنا. ..» در ارتباط با «إياك نستعين» در نظر گرفته شود، بيانگر اين معناست كه هدايت به صراط مستقيم بالاترين

موردى است كه آدمى در نايل شدن به آن، نيازمند يارى خداوند مى باشد.

6 - انسان بدون يارى شدن از جانب خدا ، از راهيابى به صراط مستقيم ناتوان است .

إهدنا الصرط المستقيم

9 - هدايت همگان به صراط مستقيم ، آرمان انسان موحد است .

إهدنا الصرط المستقيم

به كارگيرى «اهدنا» (ما را هدايت كن) به جاى «اهدنى» (مرا هدايت كن) حاوى نكته اى است كه در برداشت فوق آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 7 - 3،8

3 - هدايت به صراط مستقيم ، از نعمت هاى بزرگ خداوند است .

صرط الذين انعمت عليهم

اطلاق نعمت و اراده كردن نعمت هدايت، بيانگر اين است كه گوينده، نعمتهاى ديگر را در مقابل نعمت هدايت، نعمت به حساب نمى آورد، و اين، حكايت از والايى نعمت هدايت دارد.

8 - الگوهاو نمونه هاى عينى راه يافتگان ، داراى نقشى مهم در نيل به صراط مستقيم و سلوك در آن است .

إهدنا الصرط المستقيم. صرط الذين انعمت عليهم

از اينكه «صراط مستقيم» به راه انسانهاى هدايت يافته تفسير شده، مى توان به اين نكته رسيد كه انسان در نيل به صراط مستقيم نيازمند الگوها و نمونه هاى عينى راه يافتگان است و بايد سالكان اين طريق را بيابد و به ايشان اقتدا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 12،14،15

12 - قبله شدن كعبه ، زمينه ساز هدايت انسان ها به صراط مستقيم است .

ما وليهم عن قبلتهم . .. يهدى من يشاء إلى صرط مستقيم

جمله «للّه المشرق . ..» بيانگر اين است كه: كعبه و بيت المقدس هر دو ملك خداست و از اين جهت تفاوتى ندارند و جمله «يهدى ...» اشاره به اين دارد كه انتخاب كعبه به عنوان قبله، زمينه ساز هدايت انسانهاست و لذا آن را قبله همگان قرار داد.

14 - خداوند ، هدايت كننده انسان ها به صراط مستقيم است .

يهدى من يشاء إلى صرط مستقيم

15 - هدايت انسان ها به صراط مستقيم ، هدف از تشريع دين و جعل احكام از سوى خداوند است .

ما وليهم عن قبلتهم . .. يهدى من يشاء إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 8،9

8 - پذيرش آيات خداوند، زمينه تعلق مشيت وى بر هدايت انسان به راه مستقيم

و الذين كذبوا بأيتنا . .. يجعله على صرط مستقيم

9 - عنايت ويژه الهى به برخى هدايت يافتگان يا مستقر ساختن آنان بر راه مستقيم

يجعله على صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 87 - 1،4

1 - خداوند برخى از پدران و فرزندان و برادران انبياى گذشته را (ابراهيم، اسحاق، يعقوب(ع) و . .. ) برگزيد و به صراط مستقيم هدايت كرد.

و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم و اجتبينهم و هدينهم إلى صرط مستقيم

4 - پيامبران، برگزيدگان خداوند و رهيافتگان به صراط مستقيم هستند.

و اجتبينهم و هدينهم إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 88 - 1،3،4،5

1 - دست يافتن به صراط مستقيم، هدايت ويژه خداوند است.

و هدينهم إلى صرط مستقيم. ذلك هدى الله

3 - راه يافتن به صراط مستقيم منوط به مشيت خداوند است.

ذلك هدى الله يهدى به من يشاء من عباده

4 - خداوند از ميان بندگان خود، رهنوردانى براى طى صراط مستقيم بر مى گزيند.

ذلك هدى الله يهدى به من يشاء من عباده

5 - عبوديت به درگاه خداوند، زمينه و شرط رهيابى به صراط مستقيم است.

ذلك هدى الله يهدى به من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 7

7 - نيكوكارى، صلاح پيشگى و راه يافتن به صراط مستقيم، از ملاكهاى گزينش انبيا

كذلك نجزى المحسنين . .. كل من الصلحين ... هدينه إلى صرط مستقيم ... ءاتينهم الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 126 - 8

8 - توجه به آيات و سنتهاى خداوند و به ياد آوردن پيوسته آنها زمينه دستيابى به صراط مستقيم است.

و هذا صرط ربك مستقيما قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 161 - 1

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) هدايت يافته به صراط مستقيم

إننى هدينى ربى إلى صرط مستقيم