ghaemiyeh.com
سرشناسه:پوریزدی، رحمت، ۱۳۶۵-، گردآورنده
عنوان و نام پديدآور:دو دوتا، چهارتا! : احادیث و مثلهای شمارشی فارسی/ گردآوری رحمت پوریزدی.
مشخصات نشر:کرمان: مهرتا، ۱۳۹۹.
مشخصات ظاهری:۸۰ ص.؛ ۱۴/۵×۲۱/۵ سم.
شابک:978-622-952299-8
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
یادداشت:کتابنامه.
موضوع:احادیث شیعه -- قرن ۱۴
موضوع:Hadith (Shiites) -- Texts -- 20th century
موضوع:ضربالمثلهای فارسی
موضوع:Proverbs, Persian
رده بندی کنگره:BP۱۳۶/۹
رده بندی دیویی:۲۹۷/۲۱۲
شماره کتابشناسی ملی:۶۲۹۸۲۷۲
وضعيت ركورد:فیپا
بسم الله الرحمن الرحیم
دو دوتا، چهارتا! : احادیث و مثلهای شمارشی فارسی
گردآوری رحمت پوریزدی
دیباچه. 7
عددهای یگانه. 8
ای فرزند آدم. 8
زبان آدمی زاد. 9
منشأ خشم. 9
آنچه را میپسندی.. 9
ضمانت میکنم تهیدست نشود!. 10
چرا مرگ را دوست ندارم؟. 10
خزانهدار دیگری.. 10
هدیه کینه را میبرد.. 11
زیباترین اخلاق.. 11
عددهای دوگانه. 11
خدایت را با چه چیزی شناختی؟. 11
دو نعمت پنهان.. 12
اگر دو گروه فاسد شوند!. 12
غم روزی که به آن نرسیدهام مرا میکشد!. 13
عجیبتر از همه. 13
زنی که دو بار شوهر کرده!. 14
دوست داشتم تکهای از گوشت دستم فدا سازم!. 14
از هفتاد مرگ بد بازمیدارد؟. 14
آنان از گوهر سرخ کمیابترند؟. 15
دو گرسنه سیر نشدنی!. 15
دو خصلت در برابر دو خصلت.. 16
من در میان شما دو چیز بهجا میگذارم؟. 16
دو چیز مردم را به نابودی کشاند؟. 16
سخن جنس نر است و پاسخش جنس ماده!. 16
آدمی زاد پیر شود و دو خصلتش جوان گردد. 17
علاقهمندی و بیعلاقگی.. 17
عددهای سهگانه. 17
مؤمن سه خصلت ندارد. 17
سه بالابرنده، سه کفاره، سه نابودکننده، سه نجاتدهنده!. 18
سه کس از سه کس حق خود را نمیگیرد. 18
سه چیز در برابر سه چیز. 19
سه چیز که دشمنی خدا در آنها است.. 19
سه چیز ریشههای کفر است.. 19
اسرافکار سه نشانه دارد. 20
همه نیکیها در سه خصلت است.. 20
سه خصلت را از كلاغ بياموزيد.. 20
سه چیز با سه چیز همراه است.. 21
كسى كه سه چيز دارد، از سه چيز محروم نگردد. 21
با ترسو و بخیل و حریص مشورت مکن.. 21
سخنچین قاتل سه نفر است.. 22
اگر چنین نبود!. 22
اگر سه چیز در فرزند آدم نبود!. 23
سه دوستی که میگویند من با تو هستم. 23
هر چیزی نشانهای دارد. 23
سه چيز كه هیچکس در آنها عذرى ندارد. 24
منظور از یاد خدا بودن.. 24
نیکی با سه شرط.. 25
اگر خانوادهات بدانند تو را خاک نمیکنند!. 25
پاداش دنبالهدار. 26
اگر سه خصلت داری همهی دنیا راداری.. 26
تقصیر من بود!. 27
مهمانی با سه شرط.. 27
عددهای چهارگانه. 27
ثروت و راحتی کجاست؟. 28
چهار چیز گوش شنوا دارند.. 28
چهار چیز در چهار چیز پنهان است.. 29
غذا با چهار صفت کامل میشود. 29
غم روزی مخور!. 30
با چهار خصلت از طبابت بینیاز میشوی.. 30
فاصله میان حق و باطل چهار انگشت است.. 31
چهار چيز كه اندکش زياد است.. 31
شتاب در چهار چیز نیکوست.. 31
دانش همه مردم در چهار کلمه. 32
به چهار کس نزدیک مشو. 32
ا ز چهار چیز میپرسند!. 33
خوابیدن چهار گونه است.. 33
عددهای پنجگانه و بیشتر. 34
اولین چیزی را که دیدی بخور!. 34
نشان دوست خوب.. 35
شيطان گفت: من در پنج دسته قدرت فریبکاری ندارم. 36
پنج کس خواب ندارند.. 36
پنج ویژگی خروس سفید.. 37
ولیمه در پنج جا. 37
پنج اثر گفتار نیک... 37
سفره غذا دوازده خصوصیت دارد. 38
دو کلمه. 38
سه کلمه. 40
چهار کلمه. 42
پنج کلمه و بیشتر. 43
مثلهای فارسی شمارشی.. 45
اول بسمالله و غلط!. 45
اول بچش، بعد بگو بینمک است.. 46
اول آب بیاور، بعد کوزه را بشکن.. 46
اول بگذار مشتم، بعداً بگذار پشتم.. 46
اول خانه، بعد همسایه. 46
اول چاه را بکن، بعد منار را بدرد.. 46
چاه مکن بهر کسی اول خودت، دوم کسی.. 47
عروسی با قرضوقوله، صبح پاتختیاش مثل شب اول قبر میماند.. 48
بگذار اول من روضه بخوانم، بعد تو پامنبری کن.. 48
خشت اول چون نهد معمار کج ؛ تا ثریا میرود دیوار کج.. 48
یکبار جستی ملخک، دو بار جستی ملخک، آخر به شستی ملخک.. 49
یک سال بخور نان و تره، هرسال بخور نان و برّه. 49
یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگران.. 49
یکی یکدانه یا خُل میشود یا دردانه (دیوانه).. 49
یکی نان نداشت بخورد، پیاز میخورد اشتهایش باز شود. 49
نازم این هوا را، یک بام و دوهوا را!. 49
مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود.. 50
آشپز که دو تا شد، آش یا شور است یا بینمک.. 50
دودو تا، چهارتا!. 50
اگر تو تا شنبه نمیمیری، من هم تا سهشنبه بیکارم.. 50
چهار اسبه میتازد. 51
چهارچشمی نگاه میکند.. 51
چهاردیواری، اختیاری.. 51
نه محقق بود، نه دانشمند
چهارپایی بر او کتابی چَند.. 51
هرکسی پنجروزه نوبت اوست.. 51
خدا پنجانگشت را یکسان نیافریده.. 51
توی هفتآسمان یک ستاره هم ندارد.. 52
حرف را باید هفت مرتبه قورت داد. 52
از هفتخوان رستم گذشتن.. 52
هَشتش گِرو نُه اش است!. 53
صدبار گَز کن، یکبار بِبَر.. 53
آنها دو نفر بودند همراه، ما صد نفر بودیم تنها. 53
چونکه صد آمد، نود هم پیش ماست.. 53
صد تا چاقو بسازد، یکیاش دسته ندارد.. 54
صد تا مثل تو را لب چشمه میبرد، تشنه برمیگرداند.. 54
صد درشود گشاده، چو بسته شود دری.. 54
صد رحمت به شمر!. 54
صد هزاران طفل سر ببریده شد
تا کلیمالله موسی دیده شد.. 54
صد رحمت به کفن دزد اولی.. 55
دِلم هزار راه رفت.. 56
کتابنامه. 56
امیرالمؤمنان(علیه السلام): الْعِلْمُ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ يُحَاطَ بِهِ فَخُذُوا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ أَحْسَنَهُ؛ دانش بیش از آن است که بتوان به همه آن دستیافت پس از هر چیزی بهترین آن را برگیرد.(1)
سخنان گهربار و پندآموز پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهلبیت (علیهم السلام) بیش از آن است که بتوان بهتمامی ابعاد آن پرداخت. لکن در این نوشتار قطرهای از دریای بیکران احادیث اخلاقی که چند ویژگی را میشمارند و نیز احادیث چندکلمهای و مثلهای شمارشی فارسی را گردآوری کردهایم. به امید آنکه مایه خیروبرکت گردد و چراغ راهی برای ره پویان راه دانش و هدایت باشد.
لازم به ذکر است که در بخش اول از کتاب «الخصال» شیخ صدوق (رحمه الله) و در بخش دوم از کتاب «حکمتهای کوتاه» (موسسه امام هادی (علیه السلام) ) و در بخش سوم از کتاب «فوت کوزهگری» مصطفی رحماندوست بهره گرفتیم.
در پایان از همه دانشوران و اندیشمندان گرامی و تیزبین خواستاریم تا کاستیها را بر ما ببخشایند و ما را از پیشنهادها و نقدهای سازنده بیبهره نفرمایند.
ryazdi۱۳۹۵@gmail.com
عید فطر/۱۳۹۹
1) . عیون الحکم و الموعظ، ح ۱۴۰۴.
رسول خدا صلی الله علیه و آله: يَا ابْنَ آدَمَ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ وَ لَا تُعَلِّمْنِي مَا يُصْلِحُكَ؛
اى فرزند آدم مرا در آنچه به تو فرمان دادم، اطاعت كن و مصلحت خویش را به من نياموز.(1)
دنبال انجاموظیفه باشیم نه دنبال تعیین وظیفه.
امام سجاد (علیه السلام): إِنَّ لِسَانَ ابْنِ آدَمَ يُشْرِفُ كُلَّ يَوْمٍ عَلَى جَوَارِحِهِ فَيَقُولُ كَيْفَ أَصْبَحْتُمْ فَيَقُولُونَ بِخَيْرٍ إِنْ تَرَكْتَنَا وَ يَقُولُونَ اللَّهَ اللَّهَ فِينَا وَ يُنَاشِدُونَهُ وَ يَقُولُونَ إِنَّمَا نُثَابُ بِكَ وَ نُعَاقَبُ بِكَ؛ همانا زبان آدمیزاد هرروز به دیگر اعضای او رو نماید و گوید: حالتان چطور است؟ آنان در پاسخگویند:
اگر ما را به حال خویش وارهانی، خوب هستیم و گویند: دربارهی ما خدا را در نظر بگیر، {دیگر اعضاء}از او کنارهجویند و او را سوگند دهند و گویند: همانا ما فقط به سبب تو پاداش میگیریم و کیفر میشویم.(2)
سعادت و شقاوت آدمی زاد بسته به یک جرم چند مثقالی دارد. آرامش و آسایش
همگان دربند زبان است. اگر بدون تفکر و تدبر رهایش کردی دیگران را میگزد و رنج و آزار بهجا میگذارد.
امام صادق (علیه السلام): قَالَ الْحَوَارِيُّونَ لِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ يَا مُعَلِّمَ الْخَيْرِ أَعْلِمْنَا أَيُّ الْأَشْيَاءِ أَشَدُّ فَقَالَ أَشَدُّ الْأَشْيَاءِ غَضَبُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالُوا فَبِمَ يُتَّقَى غَضَبُ اللَّهِ قَالَ بِأَنْ لَا تَغْضَبُوا قَالُوا وَ مَا بَدْءُ الْغَضَبِ قَالَ الْكِبْرُ وَ التَّجَبُّرُ وَ مَحْقَرَةُ النَّاسِ؛
حواریون به حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام): عرض کردند: ای آموزگار نیکی، ما را آگاه نما که سختترین چیزها چیست؟ فرمود سختترین چیزها خشم خدا شکوهمند است. عرض کردند: چگونه میتوان از خشم خدا در پناه ماند؟ فرمود به اینکه خشمگین نشوید. عرض کردند: منشأ خشم چیست؟ فرمود: تکبر؛ گردنکشی؛ کوچک شماری مردم.(1)
اگر خودخواه نبودم و اگر خود را کوچک میشماردم هرگز زبانهی خشم را به روی دیگران نمیکشیدم.
امام صادق (علیه السلام): أَحِبُّوا لِلنَّاسِ مَا تُحِبُّونَ لِأَنْفُسِكُمْ؛ آنچه برای خود میپسندید، برای مردم نیز بپسندید.(2)
بهترینها را برای دیگران برگزین. همانگونه که بهترینها را برای خود گلچین میکنی.
امام صادق (علیه السلام): ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ أَنْ لَا يَفْتَقِرَ؛ هر که میانهروی کند، ضمانت
میکنم که تهیدست نگردد.(1)
چه ضامنی مطمئنتر از امام صادق (علیه السلام) وقتی میفرماید پا را از گلیم خویش درازتر نکنید و حدومرز و دخلوخرج خود را کنترل کنید. چنین شخصی دچار تنگدستی و فقر نمیشود.
امام صادق (علیه السلام): أَتَى النَّبِيَّ (صلی الله علیه و آله) رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ مَا لِي لَا أُحِبُّ الْمَوْتَ فَقَالَ لَهُ أَ لَكَ مَالٌ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَقَدَّمْتَهُ قَالَ لَا قَالَ فَمِنْ ثَمَّ لَا تُحِبُّ الْمَوْتَ؛ مردی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: چرا من مرگ را دوست ندارم؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: آیا مالی داری؟ عرض کرد: آری. فرمود: آیا آن را از پیشاپیش به سرای آخرت فرستادهای؟ عرض کرد: نه. فرمود: به همین سبب است که مرگ را دوست نداری.(2)
همهی ثروت را ذخیره دنیای گذرا کردن نتیجهای جز ترس و واهمه ندارد. چراکه چراغی را برای خود روشن نکرده است.
قبل از اینکه دستمان در دستان پر قدرت حضرت عزرائیل قرار گیرد، دستمان را در دست یتیمی بگذاریم و دست او را نوازش دهیم.
شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): الْحَاجَةَ فَقَالَ لَهُ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْءٍ تُصِيبُهُ مِنَ الدُّنْيَا فَوْقَ قُوتِكَ فَإِنَّمَا أَنْتَ فِيهِ خَازِنٌ لِغَيْرِكَ؛
شخصى شكايت نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) برد كه نيازمندم فرمود: همینقدر بدان كه هر چه از مال دنيا زياده بر خوراك خود به دست آورى، بیگمان فقط خزانهدار کس دیگری
خواهی شد.(1)
برخی افراد نگهبان بسیار خوب و انباردار بسیار مورداطمینانی هستند. ثروتی که با دست رنج خویش با هزاران عرق جبین به دست آوردند. تقدیم وارث محترم میکنند. تا شاید فاتحهای بخوانند اما دلا کجایی که مراسم کفنودفن نیز را اجباری و بهسرعت انجام میدهند.
امام صادق (علیه السلام): نِعْمَ الشَّيْءُ الْهَدِيَّةُ أَمَامَ الْحَاجَةِ وَ قَالَ تَهَادَوْا تَحَابُّوا فَإِنَّ الْهَدِيَّةَ تَذْهَبُ بِالضَّغَائِن؛ هدیه پیش از ابراز نیاز نیکوست (پیش از آنکه طرف محتاج شود هدیه دهی) و فرمود به یکدیگر هدیه دهید تا دوستدار هم گردید؛ زیرا بهراستی هدیه کینهها را از میان میبرد.(2)
هدیه قلب انسان را تسخیر میکند و آدمی را همیشه به یاد او زنده نگه میدارد؛ و کینه و کدورت را از آینه دل میزداید.
امام حسن مجتبی (علیه السلام): إِنَّ أَحْسَنَ الْحَسَنِ الْخُلُقُ الْحَسَنُ؛ همانا نیکوترین نیکی اخلاق نیک است.(3)
اخلاق خوش سعادت و خوشبختی است چیزی است که بدون هزینه نیز قابلاجراست.
1) . همان، ح ۵۸.
2) . همان، ح ۹۷.
3) . حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ الْأَسْوَارِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو يُوسُفَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ السِّجْزِيُ الْمُذَكِّرُ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو مُحَمَّدٍ عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ عَلِيٍّ السَّرَخْسِيُّ بِمَرْوَ الرُّوذَ قَاحَدَّثَنِي أَبُو بَكْرٍ أَحْمَدُ بْنُ عِمْرَانَ الْبَغْدَادِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ عَنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحَسَن؛ شرح سند: ابوالحسن اولى محمد بن عبدالرحیم شوشترى و ابوالحسن دوم على بن احمد بصرى تمار و ابوالحسن سوم على بن محمد واقدى و حسن اولى حسن بن عرفه عبدى و حسن دوم حسن بن ابى الحسن بصرى و حسن سوم حسن بن على بن ابیطالب است. همان، ح ۱۰۲.
أَنَّ رَجُلًا قَامَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) فَقَالَ: لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بِمَا عَرَفْتَ رَبَّكَ قَالَ بِفَسْخِ الْعَزْمِ وَ نَقْضِ الْهَمِّ لَمَّا أَنْ هَمَمْتُ فَحَالَ بَيْنِي وَ بَيْنَ هَمِّي وَ عَزَمْتُ فَخَالَفَ الْقَضَاءُ عَزْمِي فَعَلِمْتُ أَنَّ الْمُدَبِّرَ غَيْرِي قَالَ فَبِمَا ذَا شَكَرْتَ نَعْمَاهُ قَالَ نَظَرْتُ إِلَى بَلَاءٍ قَدْ صَرَفَهُ عَنِّي وَ أَبْلَى بِهِ غَيْرِي فَعَلِمْتُ أَنَّهُ قَدْ أَنْعَمَ عَلَيَّ فَشَكَرْتُهُ قَالَ فَبِمَا ذَا أَحْبَبْتَ لِقَاءَهُ قَالَ لَمَّا رَأَيْتُهُ قَدِ اخْتَارَ لِي دِينَ مَلَائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ أَنْبِيَائِهِ عَلِمْتُ أَنَّ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِهَذَا لَيْسَ يَنْسَانِي فَأَحْبَبْتُ لِقَاءَهُ؛
امام صادق (علیه السلام) فرمود: از پدرم شنيدم و او از پدرش شنيد كه مردى نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) از جاى برخاست و به او گفت: يا امیرالمؤمنین! پروردگارت را با چه چيزى شناختى؟
فرمود: با به هم خوردن عزم و اراده و شكسته شدن همت، هرگاه كه چيزى را قصد كردم، خدا ميان من و قصدم حايل شد و من چيزى را اراده كردم ولى قضاى الهى با آن مخالفت نمود، پس دانستم كه سامان دهنده كارها كسى غير از من است. آن شخص گفت:
چگونه سپاس نعمتهاى خدا را بهجای آوردى؟ فرمود: به بلايى توجه كردم كه از من دور كرده و ديگرى را به آن مبتلا ساخته است، پس دانستم كه به من نعمت داده و سپاسگزارى كردم. آن شخص گفت: براى چه ملاقات او را دوست دارى؟ فرمود: وقتى
ديدم كه او دين فرشتگان و پيامبران و انبياى خود را براى من برگزيده، دانستم كه كسى كه مرا اینگونه گرامى داشته، مرا فراموش نمىكند، پس ملاقات او را دوست داشتم.(1)
چه شبها که برای فردایش برنامهها و حسابوکتابها داشتهایم؛ اما غافل از اینکه مدیر و برنامهریز اصلی خدا است.
چه بلاها و مصیبتهایی که از من دور شد و من در حال نزدیک شدن به آنها بودم؛ و چه لحظههایی که به یادم بودی و من غافل از تو ای مهربانترین مهربانان.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نِعْمَتَانِ مَكْفُورَتَانِ الْأَمْنُ وَ الْعَافِيَة؛ دو نعمت {از دیدهها} پوشیده است: امنیت و تندرستی.(2)
آدمی زاد تا زمانی که تندرست است و آرامش دارد قدر این دو را نمیداند. همینکه شبی را در تب سوزاند و یا ساعتی را بدون آرامش گذراند آنوقت ارزش این دو گنج پنهان را میداند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صِنْفَانِ مِنْ أُمَّتِي إِذَا صَلَحَا صَلَحَتْ أُمَّتِي وَ إِذَا فَسَدَا فَسَدَتْ أُمَّتِي قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ هُمَا قَالَ الْفُقَهَاءُ وَ الْأُمَرَاءُ؛ دو گروه از امتم هستند كه هرگاه صالح باشند، امتم صالح شوند و هرگاه فاسد باشند، امتم فاسد شوند. گفتهشده آن دو گروه کدامند يا رسول اللَّه؟ فرمود: دانشمندان دینی و حاكمان.(3)
دانشمندان دینی که الگو و سرمشق مردم هستند و خوب و بد را تعیین میکنند؛ و نیز فرمان روایان که قوانین را وضع میکنند. اگر این دو گروه از جاده روشن حق منحرف شوند دیگر افراد جامعه نیز به تبعیت از آنان گمراه میشوند.
اجْعَلِ الدُّنْيَا دِرْهَمَيْنِ دِرْهَماً أَنْفَقْتَهُ عَلَى عِيَالِكَ وَ دِرْهَماً قَدَّمْتَهُ لِآخِرَتِكَ وَ الثَّالِثُ يَضُرُّ وَ لَا يَنْفَعُ فَلَا تُرِدْهُ اجْعَلِ الدُّنْيَا كَلِمَتَيْنِ كَلِمَةً فِي طَلَبِ الْحَلَالِ وَ كَلِمَةً لِلْآخِرَةِ وَ الثَّالِثَةُ تَضُرُّ وَ لَا تَنْفَعُ لَا تُرِدْهَا ثُمَّ قَالَ قَتَلَنِي هَمُّ يَوْمٍ لَا أُدْرِكُهُ؛ امام صادق (علیه السلام) از پدرش نقل مىكند كه فرمود: ابوذر غفاری (رحمه الله) در کنار كعبه ايستاد و گفت: دنيا را دو درهم قرار بده، درهمى كه آن را به خانوادهات خرج مىكنى و درهمى كه به آخرت خود پيش فرستى، درهم سوم زيان مىرساند و سودى ندارد، پس آن را مخواه. دنيا را دو كلمه قرار بده، كلمهاى در طلب حلال و كلمهاى براى آخرت، كلمه سوم زيان مىرساند و سودى ندارد، پس آن را مخواه، سپس گفت: غم روزى كه به آن نرسيدهام مرا مىكشد!(1)
انسان باید برای آینده خود برنامهریزی داشته باشد لکن دلبسته بودن و حریص بودن قاتل جان آدمی زاد است. چرا باید حرص روزی را بخورم که هنوز معلوم نیست که آیا دیدگانم طلوع آفتاب روز بعد را خواهد دید یا خیر؟
امام صادق (علیه السلام): إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَهْبَطَ مَلَكاً إِلَى الْأَرْضِ فَلَبِثَ فِيهَا دَهْراً طَوِيلًا ثُمَّ عَرَجَ إِلَى السَّمَاءِ فَقِيلَ لَهُ مَا رَأَيْتَ فَقَالَ رَأَيْتُ عَجَائِبَ كَثِيرَةً وَ أَعْجَبُ مَا رَأَيْتُ أَنِّي رَأَيْتُ عَبْداً مُتَقَلِّباً فِي نِعْمَتِكَ يَأْكُلُ رِزْقَكَ وَ يَدَّعِي الرُّبُوبِيَّةَ فَعَجِبْتُ مِنْ جُرْأَتِهِ عَلَيْكَ وَ مِنْ حِلْمِكَ عَنْهُ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ فَمِنْ حِلْمِي عَجِبْتَ قَالَ نَعَمْ يَا رَبِّ قَالَ قَدْ أَمْهَلْتُهُ أَرْبَعَمِائَةِ
1) . همان، ح ۱۳۹.
سَنَةٍ لَا يَضْرِبُ عَلَيْهِ عِرْقٌ وَ لَا يُرِيدُ مِنَ الدُّنْيَا شَيْئاً إِلَّا نَالَهُ وَ لَا يَتَغَيَّرُ عَلَيْهِ فِيهَا مَطْعَمٌ وَ لَا مَشْرَبٌ؛
خداوند فرشتهاى را به زمین فرستاد و آن فرشته روزگارى طولانى در زمين ماند سپس به آسمان بالا رفت، به او گفته شد: چه چيزى ديدى؟ گفت: شگفتىهاى بسيارى ديدم و از همه شگفتآورتر اين بود كه مردى را ديدم كه غرق در نعمتهاى تو بود، روزى تو را مىخورد ولى ادعاى خدايى داشت، از جسارت او بر تو و بردباری تو بر او تعجب كردم.
خداوند فرمود: از حلم من تعجب كردى؟ گفت: آرى پروردگارا، فرمود: من به او چهارصد سال مهلت دادم، رگى از وى آسيب نديد و از دنيا چيزى را نخواست مگر اينكه به آن رسيد و خوراك و آشاميدنى او تغيير نيافت.(1)
رحمت و لطف و مهربانی خداوند کریم آنچنان شب و روز ما را فراگرفته که غافل شدهایم که همهی اینها از مهربانی خداست. گاهی اوقات آنچنان در میدان خطا و غفلت و نادانی چهارنعل میتازیم که یادمان میرود خدا روزی دهنده است و خداست که منبع آرامش است. لکن بازهم خدا خدایی میکند و آدمی را از لطفش محروم نمیکند.
أَنَّ أُمَّ سَلَمَةَ قَالَتْ لَهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي الْمَرْأَةُ يَكُونُ لَهَا زَوْجَانِ فَيَمُوتَانِ فَيَدْخُلَانِ الْجَنَّةَ لِأَيِّهِمَا تَكُونُ فَقَالَ يَا أُمَّ سَلَمَةَ تَخَيَّرُ أَحْسَنَهُمَا خُلُقاً وَ خَيْرَهُمَا لِأَهْلِهِ يَا أُمَّ سَلَمَةَ إِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ ذَهَبَ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ؛
ام سلمه به پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) گفت: پدر و مادرم فداى تو باد، زنى كه دو بار شوهر كرده و آنها از دنيا رفتهاند و به بهشت داخل شدهاند، اين زن با کدامیک از آنها خواهد بود؟ فرمود: اى ام سلمه: هرکدام كه اخلاق نيكويى داشته باشد و با خانواده خود رفتار نيكويى
1) . همان، ح ۱۴۴.
داشته باشد. اى ام سلمه! كسى كه اخلاق نيكو داشته باشد خير دنيا و آخرت را برده است.(1)
خوشاخلاقی همانند آهنربا دلربایی میکند؛ و دلها و قلبها را بهسوی خودش جذب میکند. گاهی اوقات نه پولی است و نه سخنی تا دلی را به دست آوریم. لکن ابزار خوشاخلاقی آنچنان نقش خود را ایفا میکند که جای همهچیز را پر میکند.
امام سجاد (علیه السلام): وَدِدْتُ أَنِّي افْتَدَيْتُ خَصْلَتَيْنِ فِي الشِّيعَةِ لَنَا بِبَعْضِ لَحْمِ سَاعِدِي النَّزَقَ وَ قِلَّةَ الْكِتْمَانِ؛
دوست داشتم که تکهای از گوشت دستم را برای دو خصلت شیعه فدا سازم{ تا شیعه این دو خصلت را وا رهد} سبکسری هنگام خشم، رازداری اندک.(2)
ایکاش هنگام خشم، افسار گستاخ آن را نگهداریم نگذاریم شعلهی بیرحم خشم جان و روح خود و اطرافیان را به خاکستر تبدیل کند؛ و چه زیبا است که دهانمان قفل و بند داشته باشد تا اسراری که دیگران نزد ما امانت گذاشتهاند بازگو نکنیم. این را به یاد داشته باشیم که آب سرد و خشم باهم جمع نمیشوند. هرگاه آتش خشم زبانه کشید آن را با آب سرد خاموشکنید.
امام باقر (علیه السلام): الْبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ يَنْفِيَانِ الْفَقْرَ وَ يَزِيدَانِ فِي الْعُمُرِ وَ يَدْفَعَانِ سَبْعِينَ مِيتَةَ سَوْءٍ؛ نيكوكارى و صدقه دادن تنگدستى را از میان میبرد و عمر را طولانى میکند و از هفتاد مرگ بد بازمیدارد.(3)
از مصداقهای صدقه؛ لبخند، دلشاد کردن، کمک به دیگران، سلام کردن، خوشاخلاق بودن... میتوان نام برد. پس به عمر خود برکت و خیر دهید.
امام باقر (علیه السلام): قَامَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): رَجُلٌ بِالْبَصْرَةِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنَا عَنِ الْإِخْوَانِ قَالَ الْإِخْوَانُ صِنْفَانِ إِخْوَانُ الثِّقَةِ وَ إِخْوَانُ الْمُكَاشَرَةِ فَأَمَّا إِخْوَانُ الثِّقَةِ فَهُمُ الْكَفُّ وَ الْجَنَاحُ وَ الْأَهْلُ وَ الْمَالُ فَإِذَا كُنْتَ مِنْ أَخِيكَ عَلَى حَدِّ الثِّقَةِ فَابْذُلْ لَهُ مَالَكَ وَ بَدَنَكَ وَ صَافِ مَنْ صَافَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ اكْتُمْ سِرَّهُ وَ عَيْبَهُ وَ أَظْهِرْ مِنْهُ الْحُسْنَ وَ اعْلَمْ أَيُّهَا السَّائِلُ أَنَّهُمْ أَقَلُّ مِنَ الْكِبْرِيتِ الْأَحْمَرِ وَ أَمَّا إِخْوَانُ الْمُكَاشَرَةِ فَإِنَّكَ تُصِيبُ مِنْهُمْ لَذَّتَكَ فَلَا تَقْطَعَنَّ ذَلِكَ مِنْهُمْ وَ لَا تَطْلُبَنَّ مَا وَرَاءَ ذَلِكَ مِنْ ضَمِيرِهِمْ وَ ابْذُلْ لَهُمْ مَا بَذَلُوا لَكَ مِنْ طَلَاقَةِ الْوَجْهِ وَ حَلَاوَةِ اللِّسَانِ؛
مردى در بصره نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام): به پا خاست و گفت: يا امیرالمؤمنین ما را درباره برادران آگاهی ده. فرمود:
برادران دو گونهاند: برادران مورد اعتماد و برادران خندهرو، اما برادران مورد اعتماد، آنان بهمنزله دستوبال و خانواده و مال هستند، پس اگر از برادر خود اطمينان دارى، مال و جانت را درراه او بذل كن و هر كس با او دوست باشد دوستش بدار و هر كس با او دشمن باشد دشمنش بگير و راز و عيب او را بپوشان و نيكىهاى او را آشكار كن، ولى بدان اى پرسشگر، كه آنان از گوهر سرخ كميابترند؛
و اما برادران خندهرو، پس لذت دوستى با آنها را داشته باش و آن را از آنان قطع مكن و بيش از اين از باطن آنان جويا مباش و هر چه آنان با تو خندهرويى و شیرینزبانی كنند تو هم با آنان چنين كن.(1)
1) . همان، ح ۱۶۹.
آداب دوستی بیش از آن است که در اینجا بگنجد لکن آنچه در دوستی مهم است حدومرز و گذشت است. در رفتار و گفتار حدومرز یکدیگر را نگهدارید و با چشمپوشی از خطاها دوستی را ادامهدار کنید.
امام صادق (علیه السلام): مَنْهُومَانِ لَا يَشْبَعَانِ مَنْهُومُ عِلْمٍ وَ مَنْهُومُ مَالٍ؛ دو گرسنه سير نمیشوند، گرسنه علم و گرسنه مال.(1)
هر آنچه دنبال این دو بدوی بازهم سیر نمیشوی و دوست داری بیشتر از قبل داشته باشی و بدانی. چراکه آدمی زاد تهی است و نیازمند.
امام صادق (علیه السلام): بَرُّوا آبَاءَكُمْ يَبَرَّكُمْ أَبْنَاؤُكُمْ وَ عِفُّوا عَنْ نِسَاءِ النَّاسِ تَعِفَّ نِسَاؤُكُمْ؛ به پدرانتان نيكى كنيد تا فرزندانتان شمارا نيكى كنند و درباره زنان مردم عفت نشان دهيد تا مردم درباره زنان شما عفت را رعايت كنند.(2)
از هر دست بدهی از همان دست میگیری. اگر امروز به والدین خود نیکی کردی فردا همان را در زندگی خواهی دید. اگر امروز پردهی چشمت را کشیدی فردا ناموس ات در امان خواهد بود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله:إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ أَمْرَيْنِ أَحَدُهُمَا أَطْوَلُ مِنَ الْآخَرِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَلَا وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَقُلْتُ لِأَبِي سَعِيدٍ مَنْ عِتْرَتُهُ قَالَ أَهْلُ بَيْتِهِ؛ همانان من در میان شما دو چیز بهجا میگذارم. یکی از آن
بلندپایهتر از دیگری است: یکی کتاب خدا است که ریسمانی است کشیده شده ا از آسمان تا زمین و دیگری عترت من. آگاه باشید که بهراستی آن دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا آن هنگام که بر من در حوض{کوثر} وارد شوند. راوی گوید که به ابوسعید خدری گفتم: عترت آن حضرت چه کسانی هستند؟ گفت: اهلبیت او.(1)
تنها راه حق و صحیح راه قرآن و اهلبیت (علیهم السلام) است. با عمل به فرمایشات آنان راه سعادت هموار و ساده میشود.
امام کاظم (علیه السلام): أَهْلَكَ النَّاسَ اثْنَانِ خَوْفُ الْفَقْرِ وَ طَلَبُ الْفَخْرِ؛ دو چیز مردم را به نابودی کشاند: ترس از تهیدستی؛ فخر جویی(2)
خود فقر آدمی را از پا نمیاندازد لکن ترس از فقر آدمی را هلاک و نابود میگرداند. خودبینی نیز عاملی است که سرانجام آن تباهی است.
امام علی (علیه السلام): أَنَّهُ قَالَ لِبَنِيهِ يَا بَنِيَّ إِيَّاكُمْ وَ مُعَادَاةَ الرِّجَالِ فَإِنَّهُمْ لَا يَخْلُونَ مِنْ ضَرْبَيْنِ مِنْ عاقِلٍ يَمْكُرُ بِكُمْ أَوْ جَاهِلٍ يَعْجَلُ عَلَيْكُمْ وَ الْكَلَامُ ذَكَرٌ وَ الْجَوَابُ أُنْثَى فَإِذَا اجْتَمَعَ الزَّوْجَانِ فَلَا بُدَّ مِنَ النِّتَاجِ؛
ای فرزندان عزیزم، از دشمنی ورزیدن با مردم بپرهیزید که بهراستی مردم دو گونهاند: خردمندی که بر شما نیرنگ زند و یا بیخردی که در پاسخگویی به شما شتاب گیرد. سخن جنس نر است و پاسخش جنس ماده. پس چون این دو گرد همآیند بهناچار نتیجهای دهند.(3)
جواب سنگ کلوخ است. سخن زاد و ولد دارد؛ و هیچوقت نازا نمیشود مگر با خاموشی و لب به سخن باز نکردن.
رسول خدا صلی الله علیه و آله: يَهْرَمُ ابْنُ آدَمَ وَ يَشِبُّ مِنْهُ اثْنَانِ الْحِرْصُ عَلَى الْمَالِ وَ الْحِرْصُ عَلَى الْعُمُرِ؛ آدمیزاد پیر شود و دو خصلتش جوان گردد: آزمندی بر دارایی؛ آزمندی بر عمر.(1)
محاسن سفید و کمر خم گردد ولی حرص طول عمر و ثروت در او کمر خم نمیکند و نمی شکند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله: الرَّغْبَةُ فِي الدُّنْيَا تُكْثِرُ الْهَمَّ وَ الْحُزْنَ وَ الزُّهْدُ فِي الدُّنْيَا يُرِيحُ الْقَلْبَ وَ الْبَدَنَ؛ علاقهمندی به دنيا آشفتگى خاطر و اندوه آورد و بیعلاقگی به آن جسم و جان را راحتى مىبخشد.(2)
هراندازه آدمی به دنیای گذرا بیخیالتر باشد به همان اندازه بهراحتی و آسایش خویش کمک کرده است؛ و هراندازه دلبسته به دنیا باشد به همان اندازه افسرده و غمگین میگردد.
امام صادق (علیه السلام): لَا يُؤْمِنُ رَجُلٌ فِيهِ الشُّحُّ وَ الْحَسَدُ وَ الْجُبْنُ وَ لَا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ جَبَاناً وَ لَا حَرِيصاً وَ لَا شَحِيحاً؛ كسى كه در او حرص و ترس باشد ايمان ندارد و مؤمن، ترسو و حريص و بخيل نيست.(1)
سه عامل عقبافتادگی و روسیاهی، شقاوت؛ ترس و حرص و بخل.
امام باقر (علیه السلام): ثَلَاثٌ دَرَجَاتٌ وَ ثَلَاثٌ كَفَّارَاتٌ وَ ثَلَاثٌ مُوبِقَاتٌ وَ ثَلَاثٌ مُنْجِيَاتٌ فَأَمَّا الدَّرَجَاتُ فَإِفْشَاءُ السَّلَامِ وَ إِطْعَامُ الطَّعَامِ وَ الصَّلَاةُ بِاللَّيْلِ وَ النَّاسُ نِيَامٌ وَ الْكَفَّارَاتُ إِسْبَاغُ الْوُضُوءِ فِي السَّبَرَاتِ وَ الْمَشْيُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ إِلَى الصَّلَوَاتِ وَ الْمُحَافَظَةُ
عَلَى الْجَمَاعَاتِ وَ أَمَّا الثَّلَاثُ الْمُوبِقَاتُ فَشُحٌّ مُطَاعٌ وَ هَوًى مُتَّبَعٌ وَ إِعْجَابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ وَ أَمَّا الْمُنْجِيَاتُ فَخَوْفُ اللَّهِ فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ وَ الْقَصْدُ فِي الْغِنَى وَ الْفَقْرِ وَ كَلِمَةُ الْعَدْلِ فِي الرِّضَا وَ السَّخَط؛ سه چيز باعث بالا رفتن درجه و سه چيز كفاره گناهان و سه چيز هلاككننده و سه چيز نجاتدهنده است؛
1) . همان، ح ۲۴۹.
اما چيزهايى كه درجه را بالا مىبرد، آشكار كردن سلام و دادن طعام و نمازخواندن در شب است، درحالیکه مردم در خوابند و اما چیزهایی که كفاره گناهان است، وضو گرفتن كامل در هواى سرد و شب و روز براى خواندن نماز (به مسجد) رفتن و محافظت بر {نماز}جماعت است
و اما آن چيزهايى كه هلاككننده است: بخلى است كه صاحب آن از آن فرمان برد و هواى نفسى است كه صاحب آن از آن پيروى كند و خودخواهى انسان؛ و اما آن چيزهايى كه نجات مىدهد، ترسيدن از خدا در نهان و آشكار و ميانهروى در حال غنى بودن و فقر و گفتن سخن عادلانه در حالت خوشنودى و خشم است.(1)
چه آسان درجه میدهی و چه راحت گناهان را میبخشی و چه خوب نجات میدهی و چه نامهربانی با خودم که خویش را گرفتار و روسیاه میکنم.
امام صادق (علیه السلام): ثَلَاثا لَا يَنْتَصِفُونَ مِنْ ثَلَاثَةٍ شَرِيفٌ مِنْ وَضِيعٍ وَ حَلِيمٌ مِنْ سَفِيهٍ وَ بَرٌّ مِنْ فَاجِرٍ؛ سه كس از سه كس حق خود را دريافت نمیکنند.
شريف از پست و بردبار از کمخرد و نيكوكار از بدكار.(2)
هر آنکس قدر و منزلت خویش را شناخت. آن را به ناچیزترین چیز و ناکسترین فرد نمیفروشد.
امام صادق (علیه السلام): مَنْ صَدَقَ لِسَانُهُ زَكَا عَمَلُهُ وَ مَنْ حَسُنَتْ نِيَّتُهُ زَادَ اللَّهُ فِي رِزْقِهِ وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِهِ زَادَ اللَّهُ فِي عُمُرِهِ؛ كسى كه زبانش راست گو باشد عملش رشد مىكند و
كسى كه نيّتش خوب باشد، خداوند بر روزى او مىافزايد و كسى كه به خانوادهاش نيكى كند، خداوند بر عمر او مىافزايد.(1)
همگی درراه رشد و تکامل انسان بسیج شدهاند. زبان راست گو و نیت پاک و نیکی به خانواده همگی برای من ساختهشدهاند تا سود و منفعتش بهحساب من آید.
امام صادق (علیه السلام): ثَلَاثٌ فِيهِنَّ الْمَقْتُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ نَوْمٌ مِنْ غَيْرِ سَهَرٍ وَ ضَحِكٌ مِنْ غَيْرِ عَجَبٍ وَ أَكْلٌ عَلَى الشِّبَعِ؛
سه چيز است كه دشمنى خداوند عزوجل در آنها است. خواب بدون شبزندهداری و خنده بدون جهت و خوردن در حال سيرى.(2)
دشمن رحم و مروت ندارد. دشمن هدفش نابودی دوست است. پس دوست بدن خویش باش و قهر خدا را نپسند.
امام صادق (علیه السلام): أُصُولُ الْكُفْرِ ثَلَاثَةٌ الْحِرْصُ وَ الِاسْتِكْبَارُ وَ الْحَسَدُ فَأَمَّا الْحِرْصُ فَآدَمُ حِينَ نُهِيَ عَنِ الشَّجَرَةِ حَمَلَهُ الْحِرْصُ عَلَى أَنْ يَأْكُلَ مِنْهَا وَ أَمَّا الِاسْتِكْبَارُ فَإِبْلِيسُ حِينَ أُمِرَ بِالسُّجُودِ فَأَبَى وَ أَمَّا الْحَسَدُ فَابْنَا آدَمَ حِينَ قَتَلَ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ حَسَداً؛
سه چيز ريشههاى كفر است: حرص و خودبينى و حسد،
اما حرص هنگامیکه آدم از نزديك شدن به درخت نهى شد حرصش واداشت كه از آن بخورد و اما خودبينى هنگامیکه ابليس دستور يافت سجده كند و نكرد از خودبينى بود و اما حسد پس دو فرزند آدم كه يكى ديگرى را كشت از روى حسد بود.(3)
تبری باید ساخت از جنس ایمان تا برریشههای حرص و تکبر و حسد کوباند.
امام علی (علیه السلام): لِلْمُسْرِفِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ يَأْكُلُ مَا لَيْسَ لَهُ وَ يَلْبَسُ مَا لَيْسَ لَهُ وَ يَشْتَرِي مَا لَيْسَ لَه؛
اسرافکار را سه نشانه باشد: آنچه را كه شايسته او نيست مىخورد و لباسى را كه شايسته او نيست مىپوشد و آنچه را كه شايسته او نيست مىخرد.(1)
در خوراك و پوشاك و خريدن كالا از حدّ خود تجاوز مىكند و بيشتر ازآنچه در شأن اوست خرج مىكند.
امام باقر (علیه السلام): جُمِعَ الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي ثَلَاثِ خِصَالٍ النَّظَرِ وَ السُّكُوتِ وَ الْكَلَامِ فَكُلُّ نَظَرٍ لَيْسَ فِيهِ اعْتِبَارٌ فَهُوَ سَهْوٌ وَ كُلُّ سُكُوتٍ لَيْسَ فِيهِ فِكْرَةٌ فَهُوَ غَفْلَةٌ وَ كُلُّ كَلَامٍ لَيْسَ فِيهِ ذِكْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ فَطُوبَى لِمَنْ كَانَ نَظَرُهُ عِبْرَةً وَ سُكُوتُهُ فِكْراً وَ كَلَامُهُ ذِكْراً وَ بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ وَ أَمِنَ النَّاسُ شَرَّهُ؛ همه نيكىها در سه خصلت جمع شده است: نگريستن و سكوت و سخن گفتن، پس هر نگاهى كه همراه با عبرت گرفتن نباشد، اشتباه است و هر سكوتى كه همراه با انديشيدن نباشد، غفلت است و هر سخنى كه همراه با ذكر خدا نباشد، بيهوده و لغو است. خوشا به حال كسى كه نگاهش عبرت و سكوتش تفكر و كلامش ذكر باشد و بر گناهش گريه كند و مردم از شرّ او در امان باشند.(2)
نگاه بدون درس گرفتن، خاموشی بدون تأمل و تفکر، سخن بدون یاد خدا همگی انسان را از مسیر هدایت و رشد و خوشبختی دور میکند. سخنی که با ذکر خدا باشد گویا چنین است که آن چیزی را بگویی که خدا میپسندد نه آنکه شیطان پسندد.
امام رضا (علیه السلام): تَعَلَّمُوا مِنَ الْغُرَابِ خِصَالًا ثَلَاثاً اسْتِتَارَهُ بِالسِّفَادِ وَ بُكُورَهُ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ وَ حَذَرَهُ؛ سه خصلت را از كلاغ بياموزيد: جفت شدن با ماده بهصورت پنهانى و طلب روزى در صبح زود و احتياط كردن او.(1)
حیا و عفت، تلاش و همت، هوشیاری و هشیاری از رازهای ماندگاری و موفقیت است.
أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): يَقُولُ مَعَ التَّثَبُّتِ تَكُونُ السَّلَامَةُ وَ مَعَ الْعَجَلَةِ تَكُونُ النَّدَامَةُ وَ مَنِ ابْتَدَأَ بِعَمَلٍ فِي غَيْرِ وَقْتِهِ كَانَ بُلُوغُهُ فِي غَيْرِ حِينِهِ؛ امام صادق (علیه السلام): با پايدارى، سلامت و باعجله، پشيمانى حاصل مىشود و هر كس كه كارى را در غير وقت آن انجام دهد، در غير وقت خود به نتيجه مىرسد.(2)
صبر و حوصله باید کرد تا وقتش برسد و الا تمام زحمتها را به باد خواهی داد. زمان همیشه هست و خواهد بود آنچه مهم است انتخاب زمان است پس کوشا باش تا بهترین زمانها را بدون شتابزدگی شکار کنی.
يَا مُعَاوِيَةُ مَنْ أُعْطِيَ ثَلَاثَةً لَمْ يُحْرَمْ ثَلَاثَةً مَنْ أُعْطِيَ الدُّعَاءَ أُعْطِيَ الْإِجَابَةَ وَ مَنْ أُعْطِيَ الشُّكْرَ أُعْطِيَ الزِّيَادَةَ وَ مَنْ أُعْطِيَ التَّوَكُّلَ أُعْطِيَ الْكِفَايَةَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»(3)وَ يَقُولُ «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ»(4)وَ يَقُولُ «ادْعُونِي
أَسْتَجِبْ لَكُمْ»(1)معاویه بن وهب گوید که امام صادق (علیه السلام): فرمود: كسى كه به او سه چيز داده شود، از سه چيز محروم نگردد: كسى كه به او توفيق دعا دادهشده، اجابت دعا هم داده مىشود و كسى كه به او توفيق شكرگزارى دادهشده، به او افزونى هم داده مىشود و كسى كه به او توفيق توكل دادهشده، به او بىنيازى از ديگران هم داده مىشود (چون خدا براى او كافى است). همانا خداوند در كتاب خود مىفرمايد: هر كس بر خدا توكل كند، او را بس است و مىفرمايد: هرگاه شكر كنيد بر شما مىافزايم و مىفرمايد: مرا بخوانيد تا شمارا اجابت كنم.(2)
از تو حرکت از خدابرکت. از خدا بخواه و در همان مسیر گام بردار. اعتماد داشته باش که خدا هوایت را دارد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله:يَا عَلِيُّ لَا تُشَاوِرَنَّ جَبَاناً فَإِنَّهُ يُضَيِّقُ عَلَيْكَ الْمَخْرَجَ وَ لَا تُشَاوِرَنَّ الْبَخِيلَ فَإِنَّهُ يَقْصُرُ بِكَ عَنْ غَايَتِكَ وَ لَا تُشَاوِرَنَّ حَرِيصاً فَإِنَّهُ يُزَيِّنُ لَكَ شَرَهاً وَ اعْلَمْ يَا عَلِيُّ أَنَّ الْجُبْنَ وَ الْبُخْلَ وَ الْحِرْصَ غَرِيزَةٌ وَاحِدَةٌ يَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ؛
ای علی، با ترسو مشورت مکن که بهراستی راه رهایی از مشکل را بر تو تنگ کند، با بخیل مشورت مکن که هرآینه تو را از دستیابی بر هدفت بازدارد و با آزمند مشورت مکن که بیگمان بدترین کارها را برای تو بیآراید. بدان که همانا ترس، بخل و آز از یک سرشتند که بدگمانی به خدا سرچشمه آنها است.(3)
گاهی با یک مشورت مسیر زندگی آدمی تغیر میکند پس مراقب باشد جهتیاب زندگیات را به دست چه کسی میسپاری؟
امام صادق (علیه السلام): السَّاعِي قَاتِلُ ثَلَاثَةٍ قَاتِلُ نَفْسِهِ وَ قَاتِلُ مَنْ يَسْعَى بِهِ وَ قَاتِلُ مَنْ يَسْعَى إِلَيْهِ؛ سخن چین قاتل سه نفر باشد: قاتل خويش و قاتل آنكه از او سخنچینی نموده و قاتل كسى كه نزد او{از دیگری} سخنچینی كرده است.(1)
سخن چین شمشیر چندپهلو است از هر طرف گرفته شود ضربه خواهد زد.
خداوند متعال: إِنِّي تَطَوَّلْتُ عَلَى عِبَادِي بِثَلَاثٍ أَلْقَيْتُ عَلَيْهِمُ الرِّيحَ بَعْدَ الرُّوحِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ مَا دَفَنَ حَمِيمٌ حَمِيماً وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْهِمُ السَّلْوَةَ بَعْدَ الْمُصِيبَةِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَمْ يَتَهَنَ أَحَدٌ مِنْهُمْ بِعَيْشِهِ وَ خَلَقْتُ هَذِهِ الدَّابَّةَ وَ سَلَّطْتُهَا عَلَى الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَكَنَزَهُمَا مُلُوكُهُمْ كَمَا يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ.
امام صادق (علیه السلام): فرمود خدای شکوهمند میفرماید: من بر بندگانم با سه چيز منّت نهادم:
پس از بيرون شدن روح از جسد، بوى بد به او دادم كه اگر چنين نبود هيچ خويشى، خويش خود را دفن نمىكرد، به آنها پس از رسيدن مصيبت فراموشی دادم كه اگر چنين نبود، هیچیک از آنها زندگى گوارايى نداشت و اين حيوان (کِرم) را
(بهعنوان آفت) آفريدم و آن را بر گندم و جو مسلط كردم كه اگر چنين نبود، پادشاهان آن را مانند طلا و نقره رویهم انباشته میکردند.(2)
اگر نعمت فراموشی نبود الآن همگی مجنون و افسرده بودیم اگر این حیوان کوچک نبود الآن در احتکار و قحطسالی بودیم.
امام صادق (علیه السلام): لَوْ لَا ثَلَاثٌ فِي ابْنِ آدَمَ مَا طَأْطَأَ رَأْسَهُ شَيْءٌ الْمَرَضُ وَ الْفَقْرُ وَ الْمَوْتُ كُلُّهُمْ فِيهِ وَ إِنَّهُ مَعَهُنَّ لَوَثَّاب؛
اگر سه چيز در فرزند آدم نبود، هرگز چيزى سر او را خم نمىكرد: بيمارى و فقر و مرگ، همه اینها در او هست و درعینحال او همواره جستوخیز مىكند.(1)
چموشتر از انسان کجاست و کیست؟ میبیند ولی باز درس عبرت نمیگیرد.
امام علی (علیه السلام): إِنَّ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ ثَلَاثَةَ أَخِلَّاءَ فَخَلِيلٌ يَقُولُ أَنَا مَعَكَ حَيّاً وَ مَيِّتاً وَ هُوَ عَمَلُهُ وَ خَلِيلٌ يَقُولُ لَهُ أَنَا مَعَكَ إِلَى بَابِ قَبْرِكَ ثُمَّ أُخَلِّيكَ وَ هُوَ وَلَدُهُ وَ خَلِيلٌ يَقُولُ لَهُ أَنَا مَعَكَ إِلَى أَنْ تَمُوتَ وَ هُوَ مَالُهُ فَإِذَا مَاتَ صَارَ لِلْوَارِثِ؛
همانا براى مسلمان سه دوست وجود دارد: دوستى كه مىگويد من با تو هستم چه زنده باشى و چه مرده باشى و آن عمل اوست
و دوستى كه مىگويد: من تا لب گور با تو هستم و پسازآن تو را رها خواهم كرد و آن فرزند اوست
و دوستى كه مىگويد: من با تو هستم تا وقتیکه بميرى و آن مال اوست و چون بميرد، مال در اختيار وارث قرار مىگيرد.(2)
شخص دانا و زرنگ دوستی را انتخاب میکند که همواره در سختی و آسایش کنارش باشد و به او یاری رساند.
قَالَ لُقْمَانُ (علیه السلام): لِابْنِهِ يَا بُنَيَّ لِكُلِّ شَيْءٍ عَلَامَةٌ يُعْرَفُ بِهَا وَ يُشْهَدُ عَلَيْهَا لِلْمُنَافِقِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ يُخَالِفُ لِسَانُهُ قَلْبَهُ وَ قَلْبُهُ فِعْلَهُ وَ عَلَانِيَتُهُ سَرِيرَتَه وَ لِلْمُرَائِي ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ يَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ يَنْشَطُ إِذَا كَانَ النَّاسُ عِنْدَهُ وَ يَتَعَرَّضُ فِي كُلِّ أَمْرٍ لِلْمَحْمَدَةِ وَ لِلْحَاسِدِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ يَغْتَابُ إِذَا غَابَ وَ يَتَمَلَّقُ إِذَا شَهِدَ وَ يَشْمَتُ بِالْمُصِيبَة وَ لِلْكَسْلَان ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ يَتَوَانَى حَتَّى يُفَرِّطَ وَ يُفَرِّطُ حَتَّى يُضَيِّعَ وَ يُضَيِّعُ حَتَّى يَأْثَم؛ امام صادق (علیه السلام): فرمود که لقمان (علیه السلام) فرزندش را گفت: ای فرزند دلبندم، هر چیزی را نشانهای است که به آن شناخته شود و بر آن گواه باشد.
منافق سه علامت دارد: زبانش با قلبش و قلبش با عملش و آشكارش با نهانش مخالف است
و رياكار سه علامت دارد: وقتى تنهاست كسالت به خرج مىدهد و وقتى با مردم است بانشاط عمل مىكند و در هر كارى ستايش مردم را مىجويد
و حسود سه علامت دارد: وقتى كسى غايب است غيبت او را مىكند و چون حاضر باشد به او تملّق مىكند و مصیبتزده را شماتت مىكند
و تنبل سه علامت دارد: سستى مىكند تا وظيفهاى را انجام ندهد، وظيفهاش را انجام نمىدهد تا آن ضايع گردد و ضايع نمىشود مگر اینکه گناهكار باشد.(1)
این نشانهها را از خود دور کنید که نشانهی خانه شیطان و بدبختی است.
امام صادق (علیه السلام): ثَلَاثَةٌ لَا عُذْرَ لِأَحَدٍ فِيهَا أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ بَرَّيْنِ كَانَا أَوْ فَاجِرَيْنِ؛ سه چيز است كه هیچکس در آنها عذرى ندارد:
1) . همان، ح ۳۵۳.
اداى امانت به صاحبش، چه نيكوكار باشد و چه بدكار
و وفاى به عهد چه براى نيكوكار باشد و يا براى بدكار
و نيكى به پدر و مادر، چه نيكوكار باشند و چه بدكار.(1)
هر آنکس میخواهی باش، ولی بدان عذری در اینها نداری و باید به آن پایبند باشی.
امام صادق (علیه السلام): مَا ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُ بِشَيْءٍ أَشَدَّ عَلَيْهِ مِنْ خِصَالٍ ثَلَاثٍ يُحْرَمُهَا قِيلَ وَ مَا هُنَّ قَالَ الْمُوَاسَاةُ فِي ذَاتِ يَدِهِ بِاللَّهِ وَ الْإِنْصَافُ مِنْ نَفْسِهِ وَ ذِكْرُ اللَّهِ كَثِيراً أَمَا إِنِّي لَا أَقُولُ لَكُمْ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لَكِنَّ ذِكْرَ اللَّهِ عِنْدَ مَا أَحَلَّ لَهُ وَ ذِكْرَ اللَّهِ عِنْدَ مَا حَرَّمَ عَلَيْهِ؛ محروميت از سه چيز سختترین ابتلاى مؤمن است عرض شد: آن سه چيز چيست؟ فرمود:
درراه خدا با آنچه در دست دارد با ديگران همدردى كردن و درباره خويشتن انصاف دادن و زياد به یاد خداى بودن
مقصود از اين گفتار نه اين است كه شما ذکر سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر را زياد تكرار كنيد
بلكه مقصودم به ياد خدا بودن است در آنچه براى او حلال کرده و به یاد داشتن خدا در آنچه بر او حرام کرده است.(2)
یاد خدا تنها به زبان نیست. به عمل و رفتار ما نیز هست. چهبسا بر زبان ساده و سهل باشد ولی در عمل بر ما سخت آید.
ذکرگفتن آسان است و خرجی ندارد ولی کمک به دیگران، انفاق، گذشت، صله رحم، خوش رفتاری، مهمانی دادن... در عمل است.
امام صادق (علیه السلام): رَأَيْتُ الْمَعْرُوفَ لَا يَصْلُحُ إِلَّا بِثَلَاثِ خِصَالٍ تَصْغِيرِهِ وَ سَتْرِهِ وَ تَعْجِيلِهِ فَإِنَّكَ إِذَا صَغَّرْتَهُ عَظَّمْتَهُ عِنْدَ مَنْ تَصْنَعُهُ إِلَيْهِ وَ إِذَا سَتَرْتَهُ تَمَّمْتَهُ وَ إِذَا عَجَّلْتَهُ هَنَّأْتَهُ وَ إِنْ كَانَ غَيْرُ ذَلِكَ مَحَقْتَهُ وَ نَكَدْتَه؛
به نظر من كار نيك شايستگى پيدا نكند مگر با سه شرط:
كوچك شمردن آن كار و پنهان داشتن آن و هر چه زودتر انجام دادنش
كه اگر كوچكش شمردى در نظر آنكه كار نيك را براى او انجام میدهی بزرگش خواهى كرد و اگر پنهانش داشتى تكميلش خواهى نمود و اگر هر چه زودتر انجام دادى گوارايش خواهى كرد و اگر جز اين باشد احسان خود را پايمال و{ بر کام او } ناگوارش كردهاى.(1)
تونیکی کن در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز(2)
امام باقر (علیه السلام): إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ يَا ابْنَ آدَمَ تَطَوَّلْتُ عَلَيْكَ بِثَلَاثٍ سَتَرْتُ عَلَيْكَ مَا لَوْ يَعْلَمُ بِهِ أَهْلُكَ مَا وَارَوْكَ وَ أَوْسَعْتُ عَلَيْكَ فَاسْتَقْرَضْتُ مِنْكَ فَلَمْ تُقَدِّمْ خَيْراً وَ جَعَلْتُ لَكَ نَظِرَةً عِنْدَ مَوْتِكَ فِي ثُلُثِكَ فَلَمْ تُقَدِّمْ خَيْراً؛
اى فرزند آدم من به تو سه منت نهادهام:
کارهایی را بر تو پوشانيدهام آنچه را كه اگر خانواده تو آن را بدانند تو را به خاك نمىسپارند
و به تو وسعت دادم و از تو قرض خواستم پس خیری از پیش نفرستادی
و موقع مرگت يك سوم مالت را در اختيار تو قراردادم پس خیری از پیش نفرستادی.(3)
خدایا تو خیلی خوب و مهربان و بخشنده هستی و ممنونیم از اینهمه لطف و مهربانیات ولی چهکار کنیم که برخی از ما آدمها، آدم نمیشویم.
امام صادق (علیه السلام): لَيْسَ يَتْبَعُ الرَّجُلَ بَعْدَ مَوْتِهِ مِنَ الْأَجْرِ إِلَّا ثَلَاثُ خِصَالٍ صَدَقَةٌ أَجْرَاهَا فِي حَيَاتِهِ فَهِيَ تَجْرِي بَعْدَ مَوْتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ صَدَقَةٌ مَوْقُوفَةٌ لَا تُورَثُ أَوْ سُنَّةُ هُدًى سَنَّهَا فَكَانَ يَعْمَلُ بِهَا وَ عَمِلَ مِنْ بَعْدِهِ غَيْرُهُ أَوْ وَلَدٌ صَالِحٌ يَسْتَغْفِرُ لَهُ؛
پاداش هيچ عملى پس از مرگ به انسان نرسد مگر سه كار:
صدقه جاريهاى كه در زمان زندگى انجام داده كه پس از مرگش تا روز قيامت به عنوان صدقه وقف باقى مىماند و كسى آن را به ارث نمىبرد و ديگر رفتار هدايت بخشى كه از خود به يادگار گذاشته هم خود به آن عمل میکرده و هم ديگرى پس از وى، سوم فرزند شايستهاى كه برايش طلب مغفرت و آمرزش كند.(1)
اگر خواهان زندهبودن در سر دارید عمل نیکی، وقف ماندگاری و فرزند شایستهای و کتاب مفیدی و... از خود بهجا بگذارید.
رسول خدا صلی الله علیه و آله: مَنْ أَصْبَحَ مُعَافًى فِي جَسَدِهِ آمِناً فِي سَرْبِهِ عِنْدَهُ قُوتُ يَوْمِهِ فَكَأَنَّمَا حِيزَتْ لَهُ الدُّنْيَا؛
هر كس تنش سالم و جانش در امان و خوراك روزانهاش را داشته باشد گویا که همهی دنیا از آنِ او شده است.(2)
همینکه سالم هستی و دستت جلوی کسی دراز نیست شکر خدا کن و شادباش چراکه تمام دنیا را داری. نهایت و آخر دنیا مگر چیست؟ طرف میدود و میدود تا
بهسلامتی و لقمهای نان برسد. خوب همین حال نیز داری پس چرا میدوی؟ ای دوند ه به کجا چنین شتابان!
امام باقر (علیه السلام): مَا مِنْ مُؤْمِنَيْنِ اهْتَجَرَا فَوْقَ ثَلَاثٍ إِلَّا وَ بَرِئْتُ مِنْهُمَا فِي الثَّالِثَةِ فَقِيلَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هَذَا حَالُ الظَّالِمِ فَمَا بَالُ الْمَظْلُومِ فَقَالَ (علیه السلام): مَا بَالُ الْمَظْلُومِ لَا يَصِيرُ إِلَى الظَّالِمِ فَيَقُولُ أَنَا الظَّالِمُ حَتَّى يَصْطَلِحَا؛
هر دو مؤمن كه از یکدیگر بيش از سه روز قهر كنند من از آن دو در روز سوم بيزاری جویم. عرض شد: يا ابن رسول اللَّه اين سزاى ستمكار است گناه مظلوم چيست كه از او بيزار شوى؟
فرمود: چرا مظلوم به نزد ظالم نمیرود تا او را گويد: تقصیر من بود تا اینکه باهم آشتى كنند.(1)
ستمگر اینجا مؤمن است؛ و به احترام دوستی و اتحاد و تواضع این کار را میکنیم و الا در مقابل ستمگر کافر سر تسلیم فرود نمیآوریم.
امام رضا (علیه السلام): أَنَّهُ دَعَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ (علیه السلام): عَلَى أَنْ تَضْمَنَ لِي ثَلَاثَ خِصَالٍ قَالَ وَ مَا هِيَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ لَا تُدْخِلُ عَلَيْنَا شَيْئاً مِنْ خَارِجٍ وَ لَا تَدَّخِرُ عَنِّي شَيْئاً فِي الْبَيْتِ وَ لَا تُجْحِفُ بِالْعِيَالِ قَالَ ذَلِكَ لَكَ فَأَجَابَهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام):
مردى على علیه السلام را به مهمانی دعوت كرد على (علیه السلام): به او فرمود دعوتت را به سه شرط مىپذيرم،
عرض كرد: آن سه شرط چيست يا امیرالمؤمنین؟
1) . همان، ح ۴۹۱.
فرمود: از بيرون خانه هيچ براى ما تهيه نكنى و ازآنچه در خانهدارى هيچ دريغ ندارى و بر اهل خانهات سخت نگيرى، عرض كرد: پذيرفتم، آنگاه امام علی (علیه السلام) نیز دعوت او را پذیرفت.(1)
مهمانی آداب دارد. نه زحمت و خرجی به صاحبخانه میگذارد و نه مشقت و سختی بر خانواده. ساده و سالم.
1) . همان، ح ۵۰۰.
امام صادق (علیه السلام): مَطْلُوبَاتُ النَّاسِ فِي الدُّنْيَا الْفَانِيَةِ أَرْبَعَةٌ الْغِنَى وَ الدَّعَةُ وَ قِلَّةُ الِاهْتِمَامِ وَ الْعِزُّ فَأَمَّا الْغِنَى فَمَوْجُودٌ فِي الْقَنَاعَةِ فَمَنْ طَلَبَهُ فِي كَثْرَةِ الْمَالِ لَمْ يَجِدْهُ وَ أَمَّا الدَّعَةُ فَمَوْجُودَةٌ فِي خِفَّةِ الْمَحْمِلِ فَمَنْ طَلَبَهَا فِي ثِقْلِهِ لَمْ يَجِدْهَا وَ أَمَّا قِلَّةُ الِاهْتِمَامِ فَمَوْجُودَةٌ فِي قِلَّةِ الشُّغُلِ فَمَنْ طَلَبَهَا مَعَ كَثْرَتِهِ لَمْ يَجِدُهَا وَ أَمَّا الْعِزُّ فَمَوْجُودٌ فِي خِدْمَةِ الْخَالِقِ فَمَنْ طَلَبَهُ فِي خِدْمَةِ الْمَخْلُوقِ لَمْ يَجِدْهُ؛ خواستههاى مردم در دنياى زودگذر چهار چيز است:
ثروت و راحتى و كم بودن مشغله فكرى و عزت.
ثروت در قناعت است هر كس آن را در فزونى مال جستجو كند نمىيابد و راحتى در سبکباری است، هرکسی آن را در سنگينى بارش جستجو كند نمىيابد و كم بودن مشغله فكرى در كم بودن اشتغال است، هر كس آن را در اشتغال بيشتر جستجو كند، نمىيابد و عزت در اطاعت خالق است هر كس آن را در اطاعت مخلوق جستجو كند نمىيابد.(1)
برای رسیدن به هر چیز بهتر و شایسته است از در آن وارد شد نه از پنجره و دیوار آن. راه رسیدن به ثروت و آرامش و عزت مشخص است. راه را گم نکنیم که گمراه میشویم و ناپیدا.
1) . همان، ح ۵۱۸.
امام صادق (علیه السلام): أَرْبَعَةٌ أُوتُوا سَمْعَ الْخَلَائِقِ النَّبِيُّ ص وَ حُورُ الْعِينِ وَ الْجَنَّةُ وَ النَّارُ فَمَا مِنْ عَبْدٍ يُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) وَ يُسَلِّمُ عَلَيْهِ إِلَّا بَلَغَهُ ذَلِكَ وَ سَمِعَهُ وَ مَا مِنْ أَحَدٍ قَالَ اللَّهُمَّ زَوِّجْنِي مِنَ الْحُورِ الْعِينِ إِلَّا سَمِعْنَهُ وَ قُلْنَ يَا رَبَّنَا إِنَّ فُلَاناً قَدْ خَطَبَنَا إِلَيْكَ فَزَوِّجْنَا مِنْهُ وَ مَا مِنْ أَحَدٍ يَقُولُ اللَّهُمَّ أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ إِلَّا قَالَتِ الْجَنَّةُ اللَّهُمَّ أَسْكِنْهُ فِيَّ وَ مَا مِنْ أَحَدٍ يَسْتَجِيرُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ إِلَّا قَالَتِ النَّارُ يَا رَبِّ أَجِرْهُ مِنِّي؛ به چهار چيز گوشداده شده كه سخن همه آفریدگان را میشنوند:
پيامبر و حوريان بهشتى و بهشت و دوزخ.
هيچ بندهاى به پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) صلوات و سلام نمىفرستد مگر اينكه به او مىرسد و او آن را مىشنود و كسى نيست كه بگويد: خدايا مرا با حور العين تزويج كن، مگر اينكه آنها مىشنوند و مىگويند: پروردگارا فلانى از ما خواستگارى كرد ما را به ازدواج او درآور و كسى نيست كه بگويد: خدايا مرا به بهشت وارد كن، مگر اينكه بهشت مىگويد: خدايا او را در من ساكن گردان؛ و كسى نيست كه از آتش دوزخ به خدا پناه ببرد مگر اينكه آتش بگويد: پروردگارا او را از من دور ساز و پناه بده.(1)یکی از دعای های پس از نماز این دعا است «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أجِرنِی مِنَ النَّارِ وَ أدخِلنِی الجَنَّهَ وَ زَوِّجنِی مِنَ الحُورِالعِینِ».(2)
حالا که خدا حورالعین را آفرید پس چرا درخواست نکنیم؟! که خدایا یکچند تایی هم به ما بده. از کرم و لطف خدا که کم نمیشود پس خدای مهربان به همه بنی بشری که این دعا را میخوانند بینهایت عطا کن. ممنونم خدا.
امام علی (علیه السلام): إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَخْفَى أَرْبَعَةً فِي أَرْبَعَةٍ أَخْفَى رِضَاهُ فِي طَاعَتِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ شَيْئاً مِنْ طَاعَتِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ رِضَاهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ وَ أَخْفَى سَخَطَهُ فِي مَعْصِيَتِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ شَيْئاً مِنْ مَعْصِيَتِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ سَخَطُهُ مَعْصِيَتَهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ وَ أَخْفَى إِجَابَتَهُ فِي دَعْوَتِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَ شَيْئاً مِنْ دُعَائِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ إِجَابَتَهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ وَ أَخْفَى وَلِيَّهُ فِي عِبَادِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ عَبْداً مِنْ عَبِيدِ اللَّهِ فَرُبَّمَا يَكُونُ وَلِيَّهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ؛ خداوند چهار چيز را در چهار چيز پنهان كرده است:
خوشنودى خودش را در اطاعتش پنهان كرده، پس چيزى از اطاعت او را كوچك مشمار، چهبسا كه با رضايت او همراه شود و تو ندانى
و خشم خود را در نافرمانى خود پنهان كرده، پس چيزى از نافرمانى او را كوچك مشمار، چهبسا گناهى سبب خشم او شود و تو ندانى
و اجابت خود را در دعا كردنش پنهان كرده، پس چيزى از دعا كردن او را كوچك مشمار، چهبسا با اجابتش همراه شود و تو ندانى
و ولىّ خود را در ميان بندگانش پنهان كرده، پس هيچ بندهاى از بندگان خدا را كوچك مشمار، چهبسا او ولىّ خدا باشد و تو ندانى.(1)
بهظاهر افراد و اعمال نگاه نکنیم. چهبسا کاهی باشد ولی در درونش رشتهکوه ای سربه فلک باشد.
امام صادق (علیه السلام): إِذَا جُمِعَ لِلطَّعَامِ أَرْبَعُ خِصَالٍ فَقَدْ تَمَّ إِذَا كَانَ مِنْ حَلَالٍ وَ كَثُرَتِ الْأَيْدِي عَلَيْهِ وَ سُمِّيَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي أَوَّلِهِ وَ حُمِدَ فِي آخِرِهِ؛
اگر در خوراك چهار چيز فراهم آيد كامل خواهد بود
1) . همان، ح ۵۴۲.
از حلال باشد- دستهاى زيادى در خوردن او شركت كند- بانام خدا آغاز شود و با حمد او پايان پذيرد.(1)
زیباترین و بابرکتترین سفره، سفرهای است که غذای طیب و حلال باشد و افراد زیادی گرد آن جمع شوند و در آغاز و پایان از صاحبت نعمت غفلت نکنند.
خداوند متعال به حضرت موسی فرمود: يَا مُوسَى احْفَظْ وَصِيَّتِي لَكَ بِأَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ أَوَّلُهُنَّ مَا دُمْتَ لَا تَرَى ذُنُوبَكَ تُغْفَرُ فَلَا تَشْتَغِلْ بِعُيُوبِ غَيْرِكَ وَ الثَّانِيَةُ مَا دُمْتَ لَا تَرَى كُنُوزِي قَدْ نَفِدَتْ فَلَا تَغْتَمَّ بِسَبَبِ رِزْقِكَ وَ الثَّالِثَةُ مَا دُمْتَ لَا تَرَى زَوَالَ مُلْكِي فَلَا تَرْجُ أَحَداً غَيْرِي وَ الرَّابِعَةُ مَا دُمْتَ لَا تَرَى الشَّيْطَانَ مَيِّتاً فَلَا تَأْمَنْ مَكْرَهُ؛
اى موسى! سفارش مرا به چهار چيز درباره خود حفظ كن:
اول اينكه مادامیکه گناهان خود را آمرزيده نديدى به عيبجويى از ديگران مشغول مباش،
دوم اينكه مادامیکه خزانههاى مرا پایانیافته نديدى غم روزى مخور،
سوم اينكه مادامیکه پادشاهى مرا زوال يافته نديدى { نابودشده}به كسى جز من اميدوار مباش،
چهارم اينكه مادامیکه شيطان را مرده نيافتى از مكر او ايمن مباش.(2)
باخدا باش و پادشاهی کن. تا زمانی که خدا هست رزق و روزی و امید و زندگانی... هست.
امیرالمومنان (علیه السلام): به فرزندش امام حسن (علیه السلام): فرمود: يَا بُنَيَّ أَ لَا أُعَلِّمُكَ أَرْبَعَ خِصَالٍ تَسْتَغْنِي بِهَا عَنِ الطِّبِّ فَقَالَ بَلَى يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ لَا تَجْلِسْ عَلَى الطَّعَامِ إِلَّا وَ أَنْتَ جَائِعٌ وَ لَا تَقُمْ عَنِ الطَّعَامِ إِلَّا وَ أَنْتَ تَشْتَهِيهِ وَ جَوِّدِ الْمَضْغَ وَ إِذَا نِمْتَ فَاعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَى الْخَلَاءِ فَإِذَا اسْتَعْمَلْتَ هَذَا اسْتَغْنَيْتَ عَنِ الطِّب؛
فرزندم، آيا به تو نياموزم چهار خصلتى را كه با آن از طبابت بىنياز شوى؟ عرض كرد: آرى يا امیرالمؤمنین، فرمود:
بر سر غذا منشين مگر اينكه گرسنه باشى
و از سر غذا برنخيز مگر اينكه اشتهاى آن را داشته باشى (سير نخورى)
و غذا را خوب بجوى
و هرگاه كه خواستى بخوابى به مستراح برو. اگر اينها را به کاربردی از طبّ بىنياز خواهى شد.(1)
بهراستی اگر همگان به این دستور کاربری و جامع عمل میکردند. آیا امروزه نیازی به پزشک فراوان بود؟
امام باقر (علیه السلام) فرمود: از أَمِيرُ الْمُؤْمِنِان (علیه السلام) پرسیدند: كَمْ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ فَقَالَ أَرْبَعُ أَصَابِعَ وَ وَضَعَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَدَهُ عَلَى أُذُنِهِ وَ عَيْنَيْهِ فَقَالَ مَا رَأَتْهُ عَيْنَاكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ مَا سَمِعَتْهُ أُذُنَاكَ فَأَكْثَرُهُ بَاطِلٌ؛
فاصله ميان حق و باطل چه اندازه است فرمود: چهار انگشت و دست خود را ميان گوش و دو چشم خود گذاشت و فرمود: آنچه چشمانت ببيند حق است و آنچه گوشهایت بشنود بسیارش باطل است(2)
تا به چشم خود چیزی را ندیدی باور نکن و بر کرسی قضاوت منشین. با چشم خود ببین نه با گوش دیگران.
امام صادق (علیه السلام) أَرْبَعَةٌ الْقَلِيلُ مِنْهَا كَثِيرٌ النَّارُ الْقَلِيلُ مِنْهَا كَثِيرٌ وَ النَّوْمُ الْقَلِيلُ مِنْهُ كَثِيرٌ وَ الْمَرَضُ الْقَلِيلُ مِنْهُ كَثِيرٌ وَ الْعَدَاوَةُ الْقَلِيلُ مِنْهَا كَثِيرٌ؛ چهار چيز است كه اندکش زياد است:
آتش كه اندکش زياد است و خواب كه اندکش زياد است و بيمارى كه اندکش زياد است و دشمنى كه اندکش زياد است.(1)
هیچگاه در زندگانی فریب این اندکها را نخوری که برای همیشه خورده میشوی.
رسول خدا صلی الله علیه و آله:بَادِرْ بِأَرْبَعٍ قَبْلَ أَرْبَعٍ بِشَبَابِكَ قَبْلَ هَرَمِكَ وَ صِحَّتِكَ قَبْلَ سُقْمِكَ وَ غِنَاكَ قَبْلَ فَقْرِكَ وَ حَيَاتِكَ قَبْلَ مَمَاتِكَ؛
به چهار چيز پيش از رسيدن چهار چيز بشتاب (قدر آنها را بدان):
به جوانى خود پيش از رسيدن پيرى و بهسلامتی خود پيش از رسيدن بيمارى و توانگری خود پيش از رسيدن فقر و به زندگى خود پيش از رسيدن مرگ.(2)
قبل از اینکه حسرت و آه به دل خود بنشانی، آستین همت و امید را بالا بزن و نگذار پیری و بیماری، فقر و مرگ تو را از پا درآورد.
امام صادق (علیه السلام): وَجَدْتُ عِلْمَ النَّاسِ كُلِّهِمْ فِي أَرْبَعٍ أَوَّلُهَا أَنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ وَ الثَّانِي أَنْ
تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِكَ وَ الثَّالِثُ أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْكَ وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْرِفَ مَا يُخْرِجُكَ مِنْ دِينِكَ؛
دانش همه مردم را در چهار جمله يافتم:
اول اينكه پروردگارت را بشناسى، دوم اينكه بدانى كه تو را چگونه آفریده، سوم اينكه بدانى از تو چه میخواهد، چهارم اينكه آنچه تو را از دينت بيرون مىكند بشناسى.(1)
سرچشمه دانش مردم در این چهار علم خلاصه میشود و شایسته است دنبال این گونه علوم باشیم.
امام باقر (علیه السلام): لَا تُقَارِنْ وَ لَا تُؤَاخِ أَرْبَعَةً الْأَحْمَقَ وَ الْبَخِيلَ وَ الْجَبَانَ وَ الْكَذَّابَ أَمَّا الْأَحْمَقُ فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرُّكَ وَ أَمَّا الْبَخِيلُ فَإِنَّهُ يَأْخُذُ مِنْكَ وَ لَا يُعْطِيكَ وَ أَمَّا الْجَبَانُ فَإِنَّهُ يَهْرُبُ عَنْكَ وَ عَنْ وَالِدَيْهِ وَ أَمَّا الْكَذَّابُ فَإِنَّهُ يَصْدُقُ وَ لَا يُصَدَّقُ؛ به چهار كس نزديك مشو و با آنان برادرى مكن:
احمق و بخيل و ترسو و دروغگو.
احمق مىخواهد به تو سود برساند ولى به تو زيان مىرساند و بخيل از تو مىگيرد و به تو نمىدهد و ترسو (به هنگامیکه به وجود او نياز باشد) از تو و پدر و مادرش مىگريزد و دروغگو راست هم بگويد سخنش پذيرفته نمىشود.(2)
گاهی اوقات فرار کردن واجب است. چراکه اگر بمانی به دین و دنیا خویش لطمه میزنی. پس فرار را برقرار ترجیح بده.
امام کاظم (علیه السلام): لَا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ عَنْ عُمُرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ وَ عَنْ شَبَابِهِ فِيمَا أَبْلَاهُ وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَهُ وَ فِيمَا أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ؛
در قيامت بندهاى قدم از قدم برنمىدارد مگر اينكه از چهار چيز پرسيده شود:
از عمرش كه در چه راهی به سر برده؟
و از جوانیاش كه در چهکاری سپری کرده است؟
و از مالش كه از كجا به دست آورده؟ و در كجا خرج كرده؟
و از محبت ما اهلبیت.(1)
تا فرصت باقی است بهحساب و کتاب خویش قبل از اینکه مو را از ماست بیرون بکشند برسیم.
كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام): بِالْكُوفَةِ فِي الْجَامِعِ إِذْ قَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَسَأَلَهُ عَنْ مَسَائِلَ فَكَانَ فِيمَا سَأَلَهُ أَنْ قَالَ لَهُ أَخْبِرْنِي عَنِ النَّوْمِ عَلَى كَمْ وَجْهٍ هُوَ فَقَالَ النَّوْمُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَوْجُهٍ الْأَنْبِيَاءُ (علیهم السلام) تَنَامُ عَلَى أَقْفِيَتِهِمْ مُسْتَلْقِينَ وَ أَعْيُنُهُمْ لَا تَنَامُ مُتَوَقِّعَةً لِوَحْيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمُؤْمِنُ يَنَامُ عَلَى يَمِينِهِ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ وَ الْمُلُوكُ وَ أَبْنَاؤُهَا تَنَامُ عَلَى شَمَائِلِهَا لِيَسْتَمْرِءُوا مَا يَأْكُلُونَ وَ إِبْلِيسُ وَ إِخْوَانُهُ وَ كُلُّ مَجْنُونٍ وَ ذُو عَاهَةٍ يَنَامُ عَلَى وَجْهِهِ مُنْبَطِحاً؛ ؛
على بن ابیطالب (علیه السلام) در مسجد كوفه بود كه مردى از اهل شام به پا خاست و از او مسئلههایی پرسيد، در ميان سؤالهاى او يكى هم اين بود كه گفت: به من خبر بده كه خوابيدن چند نوع است؟ فرمود: خوابيدن بر چهار وجه است:
پيامبران بر پشت مىخوابيدند و چشمانشان نمىخوابيد و در انتظار وحى خدا بودند و مؤمن كه بر پهلوى راست و روبهقبله مىخوابد و پادشاهان و فرزندان آنها كه بر پهلوى چپ مىخوابند تا آنچه خوردهاند هضم شود و شيطان و برادرانش و هر ديوانه و بیماری به روى {دَمَر} مىخوابند.(2)انتخاب با خودمان است که اهل کدام دسته باشیم.
امام رضا (علیه السلام): أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ إِذَا أَصْبَحْتَ فَأَوَّلُ شَيْءٍ يَسْتَقْبِلُكَ فَكُلْهُ وَ الثَّانِي فَاكْتُمْهُ وَ الثَّالِثُ فَاقْبَلْهُ وَ الرَّابِعُ فَلَا تُؤْيِسْهُ وَ الْخَامِسُ فَاهْرُبْ مِنْهُ قَالَ فَلَمَّا أَصْبَحَ مَضَى فَاسْتَقْبَلَهُ جَبَلٌ أَسْوَدُ عَظِيمٌ فَوَقَفَ فَقَالَ أَمَرَنِي رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ آكُلَ هَذَا وَ بَقِيَ مُتَحَيِّراً ثُمَّ رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ فَقَالَ إِنَّ رَبِّي جَلَّ جَلَالُهُ لَا يَأْمُرُنِي إِلَّا بِمَا أُطِيقُ فَمَشَى إِلَيْهِ لِيَأْكُلَهُ فَلَمَّا دَنَا مِنْهُ صَغُرَ حَتَّى انْتَهَى إِلَيْهِ فَوَجَدَهُ لُقْمَةً فَأَكَلَهَا فَوَجَدَهَا أَطْيَبَ شَيْءٍ أَكَلَهُ ثُمَّ مَضَى فَوَجَدَ طَسْتاً مِنْ ذَهَبٍ فَقَالَ أَمَرَنِي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ أَكْتُمَ هَذَا فَحَفَرَ لَهُ وَ جَعَلَهُ فِيهِ وَ أَلْقَى عَلَيْهِ التُّرَابَ ثُمَّ مَضَى فَالْتَفَتَ فَإِذَا الطَّسْتُ قَدْ ظَهَرَ فَقَالَ قَدْ فَعَلْتُ مَا أَمَرَنِي رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ فَمَضَى فَإِذَا هُوَ بِطَيْرٍ وَ خَلْفَهُ بَازِي فَطَافَ الطَّيْرُ حَوْلَهُ فَقَالَ أَمَرَنِي رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ أَقْبَلَ هَذَا فَفَتَحَ كُمَّهُ فَدَخَلَ الطَّيْرُ فِيهِ فَقَالَ لَهُ الْبَازِي أَخَذْتَ مِنِّي صَيْدِي وَ أَنَا خَلْفَهُ مُنْذُ أَيَّامٍ فَقَالَ أَمَرَنِي رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا أُويِسَ هَذَا فَقَطَعَ مِنْ فَخِذِهِ قِطْعَةً فَأَلْقَاهَا إِلَيْهِ ثُمَّ مَضَى فَلَمَّا مَضَى فَإِذَا هُوَ بِلَحْمِ مَيْتَةٍ مُنْتِنٍ مَدُودٍ فَقَالَ أَمَرَنِي رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ أَهْرُبَ مِنْ هَذَا فَهَرَبَ مِنْهُ وَ رَجَعَ فَرَأَى فِي الْمَنَامِ كَأَنَّهُ قَدْ قِيلَ لَهُ إِنَّكَ قَدْ فَعَلْتَ مَا أُمِرْتَ بِهِ فَهَلْ تَدْرِي مَا ذَا كَانَ قَالَ لَا قِيلَ لَهُ أَمَّا الْجَبَلُ فَهُوَ الْغَضَبُ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا غَضِبَ لَمْ يَرَ نَفْسَهُ وَ جَهِلَ قَدْرَهُ مِنْ عِظَمِ الْغَضَبِ فَإِذَا حَفِظَ نَفْسَهُ وَ عَرَفَ قَدْرَهُ وَ سَكَنَ غَضَبُهُ كَانَتْ عَاقِبَتُهُ كَاللُّقْمَةِ الطَّيِّبَةِ الَّتِي أَكَلْتَهَا وَ أَمَّا الطَّسْتُ فَهُوَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ إِذَا كَتَمَهُ الْعَبْدُ وَ أَخْفَاهُ أَبَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا
أَنْ يُظْهِرَهُ لِيُزَيِّنَهُ بِهِ مَعَ مَا يَدَّخِرُ لَهُ مِنْ ثَوَابِ الْآخِرَةِ وَ أَمَّا الطَّيْرُ فَهُوَ الرَّجُلُ الَّذِي يَأْتِيكَ بِنَصِيحَةٍ فَاقْبَلْهُ وَ اقْبَلْ نَصِيحَتَهُ وَ أَمَّا الْبَازِي فَهُوَ الرَّجُلُ الَّذِي يَأْتِيكَ فِي حَاجَةٍ فَلَا تُؤْيِسْهُ وَ أَمَّا اللَّحْمُ الْمُنْتِنُ فَهِيَ الْغِيبَةُ فَاهْرُبْ مِنْهَا؛
خداوند به يكى از پيامبرانش وحى كرد كه چون صبح كردى
اولين چيزى را كه با آن برخورد نمودى بخور
و دومى را پنهان كن
و سومى را بپذير
و چهارمى را نااميد مكن
و از پنجمى فرار كن.
گفت چون صبح كرد و به راه افتاد با كوه سياه بزرگى روبهرو شد و ايستاد و گفت: پروردگارم به من دستور داده كه آن را بخورم و متحير ماند. سپس با خود گفت:
پروردگارم مرا به چيزى كه توانايى ندارم فرمان نمىدهد، پس بهسوی آن رفت تا بخورد. هر چه به آن نزديك شد آن كوچكتر شد و وقتى به آن رسيد آن را لقمهاى يافت و خورد و ديد كه آن گواراترين چيزى بود كه تابهحال خورده است.
سپس به راه افتاد. با تشتى روبهرو شد و گفت: پروردگارم به من فرمان داده كه آن را پنهانسازم پس حفرهاى كند و آن را داخل آن قرارداد و رويش خاك ريخت و به راه خود ادامه داد ولى ديد كه تشت بيرون آمد و با خود گفت: من آنچه را كه پروردگارم فرمان داده بود انجام دادم و به راه افتاد،
ناگهان پرندهاى را ديد كه بازى به دنبال آن است، پرنده در اطراف او دور زد و او گفت: كه پروردگارم فرمان داده كه آن را بپذيرم، پس آستين خود را باز كرد و پرنده وارد آن شد، باز به او گفت: شكارم را گرفتى و من چند روز است كه به دنبال آن هستم، او با خود گفت كه پروردگارم به من فرمان داده كه من اين را مأيوس نكنم پس قطعهاى از ران خود را بريد و به آن انداخت، سپس رفت و ناگهان گوشت مردار گنديده كرم افتادهاى را ديد با خود گفت: پروردگارم به من فرمان داده كه از اين بگريزم پسازآن گريخت و برگشت.
در خواب ديد كه به او گفته مىشود: تو آنچه را كه به آن مأمور بودى انجام دادى، آيا مىدانى كه اينها براى چه بود؟ گفت: نه. به او گفته شد آن كوه غضب بود، وقتى بندهاى غضب مىكند خودش را نمىبيند و از شدت غضب ارزش خود را نمىداند پس چون
خودش را حفظ كند و ارزش خود را بداند و خشم او فروكش كند، سرانجام آن همان لقمه گوارايى مىشود كه تو خوردى؛ و اما تشت، آن همان عمل صالح است كه وقتى بنده آن را پنهان كند خداوند راضى نمىشود مگر اينكه آن را آشكار سازد تا آن بنده را با آن زينت بخشد و ثواب آخرت را نيز براى او ذخيره كند؛ و اما پرنده، كسى است كه نصيحتى به تو مىگويد، پس آن را با نصيحتش بپذير؛ و اما باز، مردى است كه حاجتى به تو دارد او را نوميد مكن؛ و اما گوشت گنديده غيبت است، از آن فرار كن.(1)
در آنچه خداوند دانا و حکیم به ما دستور داده قطعاً حکمتی نهفته است که سود و منفعت آن به خودمان بازمیگردد.
امام صادق (علیه السلام): الصَّدَاقَةُ مَحْدُودَةٌ فَمَنْ لَمْ تَكُنْ فِيهِ تِلْكَ الْحُدُودُ فَلَا تَنْسُبْهُ إِلَى كَمَالِ الصَّدَاقَةِ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ شَيْءٌ مِنْ تِلْكَ الْحُدُودِ فَلَا تَنْسُبْهُ إِلَى شَيْءٍ مِنَ الصَّدَاقَةِ أَوَّلُهَا أَنْ يَكُونَ سَرِيرَتُهُ وَ عَلَانِيَتُهُ لَكَ وَاحِدَةً وَ الثَّانِيَةُ أَنْ يَرَى زَيْنَكَ زَيْنَهُ وَ شَيْنَكَ شَيْنَهُ وَ الثَّالِثَةُ أَنْ لَا يُغَيِّرَهُ مَالٌ وَ لَا وِلَايَةٌ وَ الرَّابِعَةُ أَنْ لَا يَمْنَعَكَ شَيْئاً مِمَّا تَصِلُ إِلَيْهِ مَقْدُرَتُهُ وَ الْخَامِسَةُ أَنْ لَا يُسْلِمَكَ عِنْدَ النَّكَبَاتِ؛
دوستى حدودى دارد و اين حدود در هر كس نباشد، او را دوست كامل مشمار و در هر كس نباشد او را به دوستى نسبت مده:
اول اينكه آشكار و نهانش با تو يكى باشد، دوم اينكه آراستگى تو را آراستگى خود و عيب تو را عيب خود بداند، سوم اينكه مال و مقام، حال او را تغيير ندهد و چهارم اينكه آنچه در توان دارد از تو مضايقه نكند و پنجم اينكه تو را به هنگام سختیها رها نكند.(2)
دوستان واقعی اینگونه هستند و باقی دوستان سراب هستند که خودنمائی میکنند ولی سیراب نمیکنند.
امام صادق (علیه السلام): قَالَ إِبْلِيسُ خَمْسَةُ أَشْيَاءَ لَيْسَ لِي فِيهِنَّ حِيلَةٌ وَ سَائِرُ النَّاسِ فِي قَبْضَتِي مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ عَنْ نِيَّةٍ صَادِقَةٍ وَ اتَّكَلَ عَلَيْهِ فِي جَمِيعِ أُمُورِهِ وَ مَنْ كَثُرَ تَسْبِيحُهُ فِي لَيْلِهِ وَ نَهَارِهِ وَ مَنْ رَضِيَ لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ بِمَا يَرْضَاهُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ لَمْ يَجْزَعْ عَلَى الْمُصِيبَةِ حِينَ تُصِيبُهُ وَ مَنْ رَضِيَ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ وَ لَمْ يَهْتَمَّ لِرِزْقِهِ؛
شيطان گفت: من در پنج دسته قدرت فریبکاری ندارم، ولى ديگران در چنگال من هستند:
كسى كه با صدق نيت پناهنده به خدا شود و در همه كارهايش به خدا توكل كند و كسى كه در شبانهروزش فراوان تسبيح خدا را گويد و كسى كه براى برادر مؤمنش آنچه را پسندد كه براى خود مىپسندد و كسى كه بهنگام مصيبت بىتابى نكند و كسى كه خشنود باشد به آنچه خداوند براى او قسمت فرموده و ديگر غم روزى خويش نخورد.(1)
با این امور راه شیطان را بستهاید و شیطان را دسته بسته و سرگردان میکنید. پس در این امور کوشا باش تا سعادتمند شوی.
امام صادق (علیه السلام): خَمْسَةٌ لَا يَنَامُونَ الْهَامُّ بِدَمٍ يَسْفِكُهُ وَ ذُو الْمَالِ الْكَثِيرِ لَا أَمِينَ لَهُ وَ الْقَائِلُ فِي النَّاسِ الزُّورَ وَ الْبُهْتَانَ عَنْ عَرَضٍ مِنَ الدُّنْيَا يَنَالُهُ وَ الْمَأْخُوذُ بِالْمَالِ الْكَثِيرِ وَ لَا مَالَ لَهُ وَ الْمُحِبُّ حَبِيباً يَتَوَقَّعُ فِرَاقَهُ؛
پنج كس دچار بىخوابى هستند:
كسى كه آهنگ ريختن خونى كرده است و آنكه ثروت فراوانى دارد ولى نگهبان امينى براى ثروت خود ندارد و آنكه براى به دست آوردن حيثيت اجتماعى متوسل بهدروغ و بهتان گردد و آنكه بدهى زيادى گردنگيرش شده است و مالى ندارد تا ادا كند و عاشقى كه در معرض جدائى از معشوق خويش است.(2)
خواب مایه آرامش و سکونت است چرا با اموری که ارزش چندانی ندارد و به هیچکس وفا نکرده خواب را از خود سلب کنیم.
امام رضا (علیه السلام): فِي الدِّيكِ الْأَبْيَضِ خَمْسُ خِصَالٍ مِنْ خِصَالِ الْأَنْبِيَاءِ ع مَعْرِفَتُهُ بِأَوْقَاتِ الصَّلَاةِ وَ الْغَيْرَةُ وَ السَّخَاءُ وَ الشَّجَاعَةُ وَ كَثْرَةُ الطَّرُوقَةِ؛ در خروس سفيد پنج خصلت از خصلتهاى پيامبران است:
آگاهى او از اوقات نماز و غيرت و سخاوت و شجاعت و بسيار جماع كردن(1)
شایسته است مرد در خانواده اینگونه باشد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله: لَا وَلِيمَةَ إِلَّا فِي خَمْسٍ فِي عُرْسٍ أَوْ خُرْسٍ أَوْ عِذَارٍ أَوْ وِكَارٍ أَوْ رِكَازٍ؛ وليمه (مهمانى دادن) لازم نيست مگر در پنج جا:
در عروسى و تولد نوزاد و در ختنه كردن و در خريدن خانه و در هنگام بازگشت از مكه.(2)
غذا دادن، شکرانه ی نعمتهای عروسی، تولد... است. و نیکوست در ولیمه در به روی همگان باز باشد تا به دست نیازمند واقعی برسد.
امام سجاد (علیه السلام): الْقَوْلُ الْحَسَنُ يُثْرِي الْمَالَ وَ يُنْمِي الرِّزْقَ وَ يُنْسِئُ فِي الْأَجَلِ وَ يُحَبِّبُ إِلَى الْأَهْلِ وَ يُدْخِلُ الْجَنَّةَ؛
گفتار نيك ثروت را زياد كند و روزى را افزون گرداند و مرگ را به تأخیر اندازد و صاحبش را نزد خانواده محبوب نمايد و او را داخل بهشت گرداند.(3)
بهسادگی بدون دوندگی و عرق جبین ثروت و بهشت را به دست آورید. گفتار نیک و خوشزبانی در روح و روان خود و دیگران تأثیر و انرژی مثبت بهجا میگذارد.
امام حسن مجتبی (علیه السلام): فِي الْمَائِدَةِ اثْنَتَا عَشْرَةَ خَصْلَةً يَجِبُ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَنْ يَعْرِفَهَا أَرْبَعٌ مِنْهَا فَرْضٌ وَ أَرْبَعٌ مِنْهَا سُنَّةٌ وَ أَرْبَعٌ مِنْهَا تَأْدِيبٌ فَأَمَّا الْفَرْضُ فَالْمَعْرِفَةُ وَ الرِّضَا وَ التَّسْمِيَةُ وَ الشُّكْرُ وَ أَمَّا السُّنَّةُ فَالْوُضُوءُ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ الْجُلُوسُ عَلَى الْجَانِبِ الْأَيْسَرِ وَ الْأَكْلُ بِثَلَاثِ أَصَابِعَ وَ لَعْقُ الْأَصَابِعِ وَ أَمَّا التَّأْدِيبُ فَالْأَكْلُ مِمَّا يَلِيكَ وَ تَصْغِيرُ اللُّقْمَةِ وَ الْمَضْغُ الشَّدِيدُ وَ قِلَّةُ النَّظَرِ فِي وُجُوهِ النَّاسِ؛
در سفره دوازده خصوصیت است كه بر هر فرد مسلمان لازم است كه آنها را بشناسد شناسائى چهار خصوصیت واجب است و چهار خصوصیت مستحب و چهار ديگر از ادب.
اما واجب معرفت است (كه نعمت دهنده را بشناسد) و راضى بودن به نعمتى كه عطا فرموده است و به نام خدا شروع كردن و سپاسگزارى نمودن
و اما مستحب پيش از خوراك دست شستن و به ران چپ نشستن و با سه انگشت غذا خوردن و انگشتان را ليسيدن است.
و اما ادب سفره، خوردن ازآنچه در جلو تو است (و بجاى ديگر سفره دستدرازی نكردن) و لقمه را كوچك برداشتن و لقمه را کاملاً جويدن و به چهره ديگران كمتر نگاه كردن.(1)
سفره زیبا تنها به غذای خوشمزه آن نیست. بلکه این آداب سفره هستند که به سفره زینت میدهند. زیبایی باطن سفره به آداب آن است.
1) . همان، ح ۱۰۸۵.
رسول خدا صلی الله علیه و آله: سَافِرُوا تَصِحُّوا؛ مسافرت کنید تا تندرستی یابید.(1)
درمان بسیاری از بیماری های روحی و روانی مسافرت است. هر چند کوتاه باشد.
امام صادق (علیه السلام): الِاسْتِقْصَاءُ فُرْقَة؛ همهچیز را واکاویدن مایه جدایی است.(2)
به جزئیات پرداختن و در جستجوی آن بودن سرنوشتی جز دوری و جدائی ندارد. خصوصاً در خانواده و دوستان صمیمی. چرا دیر کردی؟ چرا تلفن را جواب ندادی؟
امام علی (علیه السلام): أَعِنْ تُعَن؛ کمک کن تا کمکت کنند.(3)
اگر یاری دادی یاری میشوی. اگر دستی گرفتی دستت را میگیرند.
امام علی (علیه السلام): الْإِكْثَارُ إِضْجَار؛ پرگویی آزاردهنده است.(4)
آدم پر حرف به ناچار چیز هایی را به زبان جاری می کند که مایه رنجش و اذیت دیگران است.
امام علی (علیه السلام): الْبَشَاشَةُ إِحْسَان؛ خوشرویی کار نیک است.(5)
از بهترین کارهای نیکِ بدون هزینه و سرمایه خوشرویی است.
امام علی (علیه السلام): الْحَسُودُ مَغْمُوم؛ حسود غمزده است.(1)
ازآنجاییکه حسود نمیتواند به نعمت محسود دست یابد همیشه در حال غم و اندوه است و خودخوری میکند که چرا او دارد و من ندارم. غافل از اینکه خداوند به او نیز نعمتهایی داده است که شخص محسود ندارد. پس قدر نعمت های خود را بدان و چشمت را از نعمت دیگران بپوشان.
امام علی (علیه السلام): الطَّمَعُ مِحْنَة؛ طمع، مایه اندوه است.(2)
امام علی (علیه السلام): الْمَرْءُ بِهِمَّتِه؛{ارزش} مرد بهاندازه همت او است.(3)
امام علی (علیه السلام): الْيَأْسُ حُر؛ نومیدی (از مردم) آزادی است.(4)
امام علی (علیه السلام): الْمَعْرُوفُ رِقٌ؛ احسان، بندگی است(5)
کار نیک انسان را مطیع احسان کننده میکند.
امام علی (علیه السلام): الْعَيْشُ يَمُر؛ زندگی میگذرد.(6)
چه بخواهی یا نخواهی چه بد یا خوب زندگی توقف ندارد و در حال حرکت است.
امام علی (علیه السلام): انْسَ رِفْدَك؛ بخششت را فراموش کن.(7)
رسول خدا صلی الله علیه و آله:البَطالهُ تُقسی القَلبَ؛ بیکاری سنگدلی میآورد.(1)
بیکاری مایه بسیاری از مشکلات و آسیبهاست.
رسول خدا صلی الله علیه و آله:الْكَلِمَةُ الطَّيِّبَةُ صَدَقَةٌ؛ سخن نیک صدقه است.(2)
سخن نیک پاداش صدقه دارد.
امام علی (علیه السلام): أَحْسِنْ يُحْسَنْ إِلَيْك؛ خوبی کن تا با تو خوبی کنند.(3)
امام علی (علیه السلام): الِاقْتِصَادُ يُنْمِي الْقَلِيلَ؛ میانهروی (و بهجا هزینه کردن) کم را زیاد میکند.(4)
امام علی (علیه السلام): الْبَخِيلُ خَازِنٌ لِوَرَثَتِه؛ بخیل انباردار وارثان خویش است.(5)
امام علی (علیه السلام): الْبِطْنَةُ تَحْجُبُ الْفِطْنَة؛ پرخوری مانع فهم و زیرکی میشود.(6)
امام علی (علیه السلام): تَفَأَّلْ بِالْخَيْرِ تَنْجَح؛ فال نیک بزن تا کامیاب شوی.(7)
مثبت نگر باشید و به حوادث به دید مثبت نگاه کنید.
امام علی (علیه السلام): الشُّكْرُ حِصْنُ النِّعَمِ؛ سپاسگزاری، دژ نعمتها است.(1)
تشکر و قدردانی از صاحب نعمت باعث تداوم نعمتهاست.
امام حسین (علیه السلام): الْقُنُوعَ رَاحَةَ الْأَبْدَان؛ قناعت مایه آسودگی تنهاست.(2)
بسیاری از بیماریهای جسمی و روحی از حرص سرچشمه میگیرد.
امام صادق (علیه السلام): سُوءُ الْخُلُقِ نَكِد؛ بدخُلقی نکبت و تنگدستی آورد.(3)
همگان از فرد بد اخلاق گریزان هستند و بداخلاق همیشه تنهاست.
امام جواد (علیه السلام): الْأَخْلَاقُ تَتَصَفَّحُهَا الْمُجَالَسَةُ؛ همنشینی اخلاق را ظاهر میکند.(4)
اگر میخواهید اخلاق کسی را به دست آورید کافی است اندک زمانی با او همنشین باشید و یا مسافرت کوتاهی با او بروید.
امام جواد (علیه السلام): طُولُ التَّسْوِيفِ حَيْرَة؛ امروز و فردا کردن زیاد، باعث سرگردانی است.(5)
اگر کار به آینده موکول شد. نتیجهای جز سرگردانی و حیرانی ندارد. چراکه آینده کار مخصوص به خودش را دارد و آدمی به چه کنم چه کنم گرفتار میشود.
امام هادی (علیه السلام): اللَّجَاجَةُ مَسْلَبَةٌ لِلسَّلَامَة؛ لجبازی سلامتی را سلب میکند.(6)
لجبازی و یکدنده بودن آرامش و آسایش روحی و جسمی را از آدمی میگیرد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله: زُرْ غِبّاً تَزْدَدْ حُبّاً؛ یک روز در میان به دیدنی برو تا بر محبت بیفزایی.(1)
شایسته است در دیدوبازدید حدومرز را مشخص کرد. فاصله بین دو دیدار را رعایت کرد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله: أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ انْتِظَارُ الْفَرَجِ؛ برترین عبادت انتظار فرج است.(2)
از مصادیق آشکار فرج، فرج حضرت بقیهالله (علیه السلام) است. لکن انتظار گشایش و فَرَج در زندگی نیز عبادت است. همیشه باید به خداوند کریم امید داشت که دری از رحمت الهی به روی ما بگشاید.
رسول خدا صلی الله علیه و آله: حُسْنُ الْخُلُقِ نِصْفُ الدِّين؛ خوشخویی نیمی از دین است.(3)
اخلاق خوش داشتن یعنی نصف پیمانه دین شما پر است.
امام علی (علیه السلام): الْإِخْوَانُ جَلَاءُ الْهُمُومِ وَ الْأَحْزَان؛ برادران زداینده غم و غصهها هستند.(4)
از بهترین راهها برای برطرف کردن افسردگی و اندوه به دیدار برادران رفتن است.
امام علی (علیه السلام): الِاشْتِغَالُ بِالْفَائِتِ يُضَيِّعُ الْوَقْت؛ دلمشغولی به چیز ازدسترفته وقت را ضایع میکند.(1)
هر آنچه را که از دست دادی. دیگر به آن فکر نکن که عمر و وقت به هدر میرود. به فکر جبران و ساختن آینده باش. بهویژه «زمان و عمر» که هیچکدام قابلبرگشت نیست ولی قابل جبران هست.
امام علی (علیه السلام): الْمَرْءُ عَدُوُّ مَا جَهِل؛ آدمی دشمن چیزی است که نمیداند.(2)
بیشتر افرادی که مطلبی را انکار میکنند و آن را نمیپذیرند و در مقابل آن موضع میگیرند اینها از نادانی فرد به آن موضوع نشاءت میگیرد. کافی است هر موضوعی را که انکار میکنیم و با آن مخالف میورزیم از صاحب خُبره و دانایی بدون هیچ پیشزمینه فکری و قضاوت یکطرفه مشورت بگیریم و در مورد آن تحقیق کنم.
امام علی (علیه السلام): الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِه؛ آدمی زیر زبان خود پنهان است.(3)
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد(4)
امام حسین (علیه السلام): إِيَّاكَ وَ مَا تَعْتَذِرُ مِنْهُ؛ از هر چه پوزشخواهی را به دنبال دارد دوریکن.(5)
سعی کنید ببخشید ببخشید را از نوک زبان خویش پاککنید. کاری انجام ندهیم که مجبور به عذرخواهی شویم.
امام حسن عسکری (علیه السلام): أَقَلُ النَّاسِ رَاحَةً الْحَقُودُ؛ کم آسایش ترین مردم کینهتوز است(6)
کینهتوز، آرام و قرار ندارد. و همیشه بیمار است.
امام صادق (علیه السلام): تَصَافَحُوا فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالسَّخِيمَةِ؛ مصافحه کنید (به هم دست دهید) که کینه را میبرد.(1)
از آثار شگفت دست دادن، برطرف شدن کینه و کدورت است.
1) . الکافی، ج ۲، ص ۱۸۳.
امام صادق (علیه السلام): مَنْ سَاءَ خُلُقُهُ عَذَّبَ نَفْسَهُ؛ کسی که بداخلاق است خود را عذاب میدهد.(1)
امام علی (علیه السلام): إِعَادَةُ التَّقْرِيعِ أَشَدُّ مِنْ مَضَضِ الضَّرْب؛ سرزنش مجدد از کتک خوردن دردناکتر است.(2)
سرزنش کردن شعله دشمنی و لجبازی را برمیافروزد.
امام علی (علیه السلام): الْأَلْسُنُ تُتَرْجِمُ عَمَّا تَجُنُّهُ الضَّمَائِر؛ زبانها بیانگر چیزهایی است که در دلها پنهان است.(3)
هر آنچه انسان در ذهن و باطن خود دارد به زبان جاری میشود؛ و بیشتر در مورد آن بحث و گفتگو میکند.
امام علی (علیه السلام): الْبِشْرُ ابْتِدَاءُ صَنِيعَةٍ بِغَيْرِ مَئُونَة؛ خوشرویی سرآغاز نیکوکاری بی خرج است.(4)
احسان و نیکی بی هزینه، رایگان، مفت، مجانی، را چرا خرج نکنیم؟
امام علی (علیه السلام): السَّخَاءُ يُمَحِّصُ الذُّنُوبَ وَ يَجْلِبُ مَحَبَّةَ الْقُلُوب؛ سخاوت گناهان را میزداید و محبت دلها را جلب میکند.(1)
دست بخشش داشتن گناهان آدمی را نیست و نابود میکند و بخشش آهنربای محبت است.
امام علی (علیه السلام): الْمَالُ لَا يَنْفَعُكَ حَتَّى يُفَارِقَك؛ مال تو را سودی ندهد تا از تو جدا شود.(2)
اگر هزاران ثروت را به دست آوری و نگهداری هیچکدام به حالت سود و منفعت نمیرساند مگر اینکه آن را خرج کنی و انفاق نمایی.
امام باقر (علیه السلام): اطْلُبْ رَاحَةَ الْبَدَنِ بِإِجْمَامِ الْقَلْب؛ آسایش تن را از راه آسایش دل بجوی.(3)
اگر قلب و روح آدمی زاد پاک، زلال و صاف باشد تن او نیز سالم خواهد ماند.
امام رضا (علیه السلام): صِلْ رَحِمَكَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاء؛ با خویشاوندان خود ارتباط برقرار کن هرچند به {دادن} جرعه آبی.(4)
ا ز خویشاوندان خویش احوال بپرس حتی به مقدار دادن جرعه آبی، سلام و لبخندی.
امام صادق (علیه السلام): مَنْ حَسُنَتْ نِيَّتُهُ زَادَ اللَّهُ فِي رِزْقِه؛ هر که نیتش خوب باشد روزیاش فزونی مییابد.(5)
خوشنیتی و حسن ظن مثبت به خداوند متعال درهای رزق و روزی را میگشاید.
امام کاظم (علیه السلام):
إِنَّ الرِّفْقَ وَ الْبِرَّ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ يَعْمُرُ الدِّيَارَ وَ يَزِيدُ فِي الرِّزْق؛ همانا مدارا و نیکوکاری و خوشاخلاقی، سرزمینها را آباد و روزیها را فزونی میبخشد.(1)
در اثر نیکوکاری، تهی دستی باقی نمی ماند. در اثر مدارا، دعوا و جروبحثی باقی نمی ماند و در اثر خوش اخلاقی، حال همگان خوب است. و شهر آباد می شود زمانی که اهالی آن دلهایشان آباد باشد.
امام رضا (علیه السلام): صَاحِبُ النِّعْمَةِ يَجِبُ أَنْ يُوَسِّعَ عَلَى عِيَالِهِ؛ دارنده نعمت، باید رفاه خانواده خود را افزایش دهد.(2)
خدا اثر نعمتی را که به انسان میدهد دوست دارد ببیند. ازاینرو شایسته است به شکرانه نعمت، خانواده را دلشاد کرد.
در مکتبخانهها اولین درس، آموزش خواندن قرآن بود؛ و انتظار نمیرفت از شاگرد که این آیه معروف را غلط بخواند و اگر غلط میخواند میگفتند «اول بسمالله و غلط».
این مثل به آدمهای که در شروع کار نیرنگ و فریب میزنند گفته میشود.
اول باید کار را تجربه و امتحان کرد و درباره آن تحقیق و مشورت و اطلاعات به دست آورد. سپس در مورد آن به کرسی قضاوت نشست. کاری یا غذائی را نچشیده نمیشود قضاوت یکطرفه کرد.
اول برادریات را ثابت کن، بعد ارثومیراث بخواه.
اول دل به دست آور و محبت و دوستی خود را ثابت کن بعد اگر خواستی موجب ضرر و زیان بشو. اگر کسی بدون درخواست دیگری و یا اینکه اصلاً صلاحیت اظهارنظر ندارد ولی نظر دهند به او این مثل را می گویند «اول آب بیاور...».
نیکو است اول دستمزد کارگر پرداخت شود. سپس به او مسئولیت بدهیم. اینطوری کارگر با دلگرمی بیشتر کار را به نحو احسن به سرانجام میرساند.
امام صادق (علیه السلام): میفرماید: «أَعْطِهِمْ أُجُورَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَجِفَ عَرَقُهُم؛ پیش از آنکه عرق آنان (کارگر) خشک شود، مزدشان را بپرداز».(1)
شایسته است نخست به امور خانواده رسیدگی و نیازهای اقتصادی امنیتی و آرامشی آنان فراهم شود سپس به امور دیگران پرداخته شود.
اول چاه را بکن، بعد منار(2)را بدزد.
می گویند که در ده کیلومتری سبزوار روستایی است به نام «خسروجرد» که در آن مناری قدیمی وجود دارد که در سال ۵۰۵ ه.ق. ساختهشده است؛ و ارتفاع آن به ۳۸ متر میرسد.
در چند کیلومتری سبزوار هممحل دیگری است که در آن مناری نیست. روزی عدهای از اهالی این روستا تصمیم گرفتند که به خسروجرد بروند و منار آنجا را بدزدند و به روستا خودشان بیاورند. شب شد. صد رأس الاغ با خود بردند و آنها را در تاریکی شب کنار هم چیدند تا منار را واژگون کنند و روی الاغها بار کنند و به محل زندگی خودشان ببرند.
پیرمردی از اهالی خسروجرد متوجه کار آنها شد؛ اما دید که یکتنه نمیتواند با آنها بجنگد. این بود که رو به آنها کردوگفت: «شما که میخواهید منار بدزدید، چاهش
را کندهاید که بعد از دزدیدن آن را توی چا مخفی کنید؟» آنها گفتند: «نه». پیرمرد گفت: «اول چاه را بکنید، بعد منار را بدزدید». آنها به روستا خود برگشتند و مشغول کندن چاهی عمیق شدند چاه کنده شد و آنقدر آب از چاه بیرون آمد که دیگر اهالی فکر دزدیدن منار را فراموش کردند.
برای انجام هر کاری، باید اسباب و لوازم کار را فراهم کرد و به عاقبت آن خوب اندیشید؛ و بدون برنامه و در نظر گرفتن شرایط و لوازم لازم انجام ندهد.(1)
در زمان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) مردی زندگی میکرد که بسیار حیلهگر و سیاهدل بود. هر وقت كه میدید مسلمانان پیشرفت میكنند و كفار به پیغمبر ایمان میآورند خیلی رنج میكشید. عاقبت نقشه كشید كه پیغمبر را به خانهاش دعوت كند و به آن حضرت ویارانش آسیب برساند.
به این منظور چاهی در خانهاش كند و آن را پر از خنجر و نیزه كرد آنوقت رفت نزد پیغمبر و گفت: یا رسولالله! اگر ممكن است یکشب به خانه من تشریففرما بشوید. حضرت قبول كردند. شب میهمانی كه شد پیغمبر (صلی الله علیه و آله) با حضرت علی (علیه السلام) ویاران دیگرش رفتند خانه آن شخص. آن شخص كه روی چاه بالش و تشك انداخته بود بسیار تعارف كرد كه پیغمبر روی آن بنشیند. پیغمبر بسمالله گفت و نشست.
آن شخص دید حضرت در چاه فرونرفت خیلی ناراحت شد و تعجب كرد. بعد گفت حالا كه حضرت در چاه فرونرفت در خانه زهری دارم آن را در غذا میریزم كه پیغمبر ویارانش باهم بمیرند. زهر را در غذا ریخت آورد جلو میهمانان، اما پیغمبر فرمود: صبر كنید و دعایی خواند و فرمود: بسمالله بگویید و مشغول شوید همه از آن غذا خوردند.
1) . فوت کوزهگری، ج ۱، ص ۱۸۴.
زمانی كه پذیرایی تمام شد پیغمبر ویارانش به راه افتادند كه از خانه بیرون بروند. زن و شوهر باهم شمع برداشتند كه پیغمبر را تا درِ حیاط همراهی كنند.
بچههای آن شخص كه منتظر بودند میهمانان بروند بعد غذا بخورند، وقتی دیدند پدر و مادرشان نیستند دویدند توی اتاق و شروع كردند به خوردن باقیمانده غذا در ته بشقابها. پیغمبر كه برای آنها دعا نخوانده بود همهشان مردند. وقتیکه زن و شوهر از مشایعت پیغمبر ویارانش برگشتند دیدند بچههایشان مردهاند. آن شخص ناراحت شد دوید سر چاه و به تشكی كه بر سر چاه انداخته بود لگدی زد و گفت: زهرها كه پیغمبر را نكشتند، تو چرا فرونرفتی؟ ناگهان در چاه فرورفت و تكهتكه شد. زن که از کار خود پشیمان بود، شیونکنان روی زمین کنار چاه نشست و گفت: «چاه مكن بهر كسی اول خودت، دوم كسی».
هنگامیکه کسی بهمنظور گرفتار کردن یا به دردسر انداختن دیگران، نقشهای بکشد یا برنامهریزی بکند؛ ولی در آخر کار خود دچار همان گرفتاری و مشکل بشود، از این مثل استفاده میکنند.(1)
تا آنجایی که ممکن است نباید قرض کرد. و اگر بهناچار قرض کردیم شایسته است بهاندازه نیاز و رفع مشکل قرض کرد و اگر برای خودنمائی و فخرفروشی قرض کردی دچار بدبختی و فقر و بیاعتباری میشوی.
اجازه بده من اول حرفم را بزنم یا کارم را انجام بدهم، بعد تو اعتراض کن و بگو خوب است یا بد.
1) . فوت کوزهگری، ج ۱، ص ۳۸۶. با اندکی تصرف.
تا ثریا میرود دیوار کج
چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج
گر رساند بر فلک، باشد همان دیوار کج(1)
تربیت فرزند در آینده او و بزرگسالی او نقش بسزایی دارد. اگر از همان دوران کودکی از تربیت سالم و صحیح برخوردار باشد در بزرگسالی نیز همانگونه خواهد بود نیز اگر در آغاز کار اساس و پایهی کار خوب و استوار بنا نشود. همینطور انحراف و کجی تا آخر ادامه خواهد داشت.
آدمی زاد باید از اشتباهات خود درس عبرت بگیرد و دیگر اطراف آن نرود؛ که روزگار در حال چرخش است و همیشه به همین منوال نیست. بالاخره روزی گرفتار میشود.
یک سال بخور نان و تره، هرسال بخور نان و برّه.
اگر مدتی دندان به جگر بگذاری و صبر و قناعتپیشه کنی و با سختیها کنار بیایی و اندکی از خواستههایت بکاهی. پس از چند صباح به آرامش و رفاه خواهی رسی.
یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز(2)به دیگران
بهتر است اول خودمان را نصیحتکنیم و سپس دیگران را؛ و نیز در هر انتقادی اول خودمان را بهجای آن شخص بگذاریم و سپس قضاوت کنیم.
این مثل از آسیبهای تکفرزندی است. چراکه والدین تمام سعیشان در تأمین خواستهها و نیازهای فرزند به کار میبرند و درنتیجه سرنوشت تکفرزند به پانوشت تبدیل میشود.
کسانی که در تهیدستی و فقر زندگی میکنند و بهجایی اینکه به نیازهای ضروری خود برسند به نیازهای فرعی میپردازند.
اگر کسی در یک موقعیت یکسان دو حرف متضاد بزند و یا دو قضاوت متفاوت بکند و حق خودش را در نظر بگیرد نه حق و انصاف را از این مثل استفاده میکنند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله: میفرماید: «لَا يُلْسَعُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَيْن؛ مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود».(1)
از صفات مؤمن هوشیار و هشیار بودن است. مؤمنی که زیرک باشد از یکجا دو بار ضربه نمیخورد. اگر از یکراه شکست خورد دیگر به همان راه بازنمیگردد.
مسئولیت کار را باید یک نفر به عهده بگیرد و آن کار را هدایت و مدیریت کند. اگر به عهده دو نفر گذاشته شود. هرکس به امید دیگری کار را رها خواهد کرد و نیز هرکسی طبق سلیقه خودش عمل میکند درنتیجه آن کار به ثمر نمینشیند.
1) . کتاب مَن لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۸۷.
حاصلضربهای جدولضرب غیرقابل تغییر و قطعی است. زمانی که بخواهند از امر قطعی و آشکار و روشنی صحبت کنند و تأکید کنند که این امر قابلتغییر نیست از این مثل استفاده میکنند.
روزی خری پیر و ناتوان در بیابان افتاده بود. سگی گرسنه از راه رسید. وقتی خر را در حال مرگ دید، کنارش نشت تا خر بمیرد و او شکمی سیر از گوشت خر بخورد. خر سگ را دید و مقصودش را فهمید. پس از مدتی خر نالهکنان گفت: «برادر بیهوده انتظار میکشی، من تا شنبه نمیمیریم!»
سگ گفت: «عیبی ندارد، اگر تو تا شنبه نمیمیری، من هم تا سهشنبه بیکارم!».
وقتی کسی دررسیدن به هدفی اصرار و پافشاری داشته باشد، تأخیر در زمان رسیدن به هدف، او را سست نمیکند؛ بلکه با صبوری، منتظر میماند و به مقصود میرسد!(1)
چهارنعل میتازد.
برای رسیدن به هدف، بسیار عجله دارد. پلههای ترقی را با شتاب طی میکند و برای به دست آوردن مقام و موقعیت بالاتر، حرص میزند؛ و نیز برای کسانی که سریع و پشت سر هم حرف میزنند به کار میرود.(2)
کنایه از اینکه طرف تمام حواسش را جمع کرده؛ و مراقب است؛ و نیز از شنیدن یا دیدن چیزی بسیار شگفتزده شده است.
هر کس اختیار خانه خویش را دارد. ولی در شرایط امروزی چنین مثلی کاربرد ندارد چرا که باعث رنجش همسایهها میگردد.
برخی انسانها برخلاف ظاهرشان که ادعای سواد و دانش دارند. باطنی تهی و خالی از دانش هستند. تنها در قفسه کتاب نگه میدارند و به آن افتخار میکنند. این مثل به آیه چهار سوره جمعه اشاره دارد.
اشاره به گذرا بودن عمر و زندگانی است؛ و اینکه دلبسته دنیا نشویم و باید در این مدت کوتاه به دنبال کارهای مفید و خیر باشیم؛ و این مثل، مصرعی از شعر حافظ (غزل، ۵۶) است.
دور مجنون گذشت و نوبت ماست
هرکسی پنجروزه نوبت اوست
ده انگشت را خدا برابر خلق نکرده!
اگر خوب به انگشتان دست و چگونگی کار آنها دقت کنیم، میبینیم که هرکدام دارای قد و اندازه و شکل خاصی هستند آنها در عین تفاوت، هم لازم هستند و هم به کمک هر پنج تای آنهاست که انسان قادر به انجام کارهای مختلف است. انگشتان
دست، نمونه خوبی برای تفاوت آفرینش و درعینحال، نیاز آدمها به یکدیگر است؛ و هرکس دارای استعدادها و تواناییهای گوناگونی هست.(1)
وقتی بخواهند فقر و تنهایی کسی را بگویند از این مثل استفاده میکنند. آسمان به این وسعت حتی یک ستاره هم چشمک به این فرد نمیزد. البته ناگفته پیداست که تمام ستارگان به آدمیزاده چشمک میزنند تنها این آدم است که باید همت و امید داشته باشد تا به آن دست یابد.
شایسته است قبل از اینکه حرفی به زبان آورده شود. خوب فکر کرد و اندیشید و به آثار و عواقب آن نگاه کرد سپس لب به سخن گشود. هفت مرتبه قورت دادن یعنی؛ زمان، مکان، مخاطب و... را سنجید.
در شاهنامه فردوسی نوشتهشده است، هنگامیکه رستم برای نجات کیکاووس به مازندران میرفت، هفت گرفتاری سخت و خطرناک را پشت سرد گذاشت.
این هفت مرحله را هفتخوان گفتهاند که عبارتاند از:
۲. تشنگی شدید رستم و رفع آن.
۳. کشته شدن اژدها به دست رستم.
۴. کشته شدن زن جادوگر به دست رستم.
۵. گرفتار شدن اولاد به دست رستم.
۶. جنگ با ارژنگ دیو و پیروزی بر او.
۷. کشته شدن دیو سفید به دست رستم.
1) . فوت کوزه گری، ج ۱، ص ۴۶۱.
هنگامی استفاده میشود که کسی از مراحل سخت و دشوار را پشت سر گذاشته و پیروز و موفق از آن بیرون آمده باشد و نیز وقتی کسی بخواهد از سختی کاری حرف بزند این مثل را میگوید.(1)
برخی افراد همیشه بدهکار هستند؛ یعنی باید ۹ را ودیعه نزد طلبکار بگذارند تا بتوانند ۸ را به دست آورند. کنایه از اینکه چیزی برای خودش ندارد و اوضاع اقتصادی مناسبی ندارد.
صدبار گَز(2)کن، یکبار بِبَر.
شایسته است همیشه قبل از عمل به شروع کاری. تفکر و مشورت کرد و چند بار آسیبها و فواید آن را مرور کرد. وقتیکه تمام جوانب کار سنجیده شده بااحتیاط و دوراندیشی آن را انجام بده. چراکه برخی کارها در زندگی تکرار ندارند. ازاینرو باید با دقت به کارها نگریست.
میگویند روزی یک گروه که تعداد آنها زیاد بود، به سفر رفتند. در میان راه به دو راهزن برخورد کردند. راهزنها به آن گروه حمله کردند. هر کس به فکر نجات جان و مال خودش بود. بعد از کمی زدوخورد، آنها از پس آن دو راهزن برنیامدند؛ دزدها آنها را کتک زدند و اموالشان را به سرقت بردند. آن گروه، نزد حاکم رفتند و شکایت کردند. حاکم وقتی شنید تعداد آنها زیاد بوده، اما از دو تا راهزن شکستخوردهاند، با تعجب گفت: «خیلی تعجب دارد! مایه شرمساری است؛ چگونه از آن دو نفر شکست
خوردید؟» یکی از میان آنها جواب داد: «برای اینکه ما گروهی بودیم تنها؛ اما آنها دو نفر بودند همراه!»
در سفارش به اتحاد و یکپارچگی و جلوگیری از تفرقه و پراکندگی به کار میرود و اینکه در سایه اتحاد و همبستگی، انسان میتواند کارهای بزرگی انجام دهد.(1)
نام احمد، نام جمله انبیاست
چونکه صد آمد، نود هم پیش ماست.(2)
وقتیکه داشتن نعمت بزرگ، خودبهخود نعمتهای دیگری را هم به همراه داشته باشد. یا پیش آمدن ماجرایی خوشایند، ماجراهای خوشایند دیگری را نیز به همراه داشته باشد، این مثل مصداق پیدا میکند(3)
یک روده راست توی شکمش نیست.
در مورد کسی که بسیار دروغگو است و حرفهای بیاساس میزند. چنین شخصی قابلاعتماد نیست چراکه اگر صد تا حرف بزند حتی یکیاش هم درست نیست.
اینقدر کارکشته و حرفهای است که بهراحتی سر دیگران کلاه میگذارد. به تمام جیکوپیک کار آشنا است.
خدا گر ز حکمت ببندد دری
ز رحمت گشاید در دیگری
هیچگاه تمام درها به روی کسی بسته نمیشود. خدای ارحمالراحمین همیشه راهی را برای سعادت و آرامش قرار داده. کافی است امید داشته باشیم و آستین همت را بالا بزنیم و به سعی و کوشش خود ادامه دهیم. گاهی اوقات بهترین راهحلها در
جلوی ماست و در نزدیکترین حالت قرار دارد؛ اما از آن غفلت داریم. پس خوب به اطرافت نگاه کن و با افراد دانا و دلسوز مشورت بگیر؛ که در نومیدی بسی امید است.
به کسی که بسیار بیایمان و سنگدل است. گفته میشود.
تا کلیمالله موسی دیده شد(1)
میگویند سالها پیش در سرزمین مصر پادشاهانی حکومت میکردند که به آنها فرعون میگفتند. فرعونی که در زمان حضرت موسی (علیه السلام) زندگی میکرد، بسیار خودخواه و ظالم بود و خود را خدا مینامید و از همین راه تا جایی که میتوانست به مردم ظلم و ستم میکرد. یکشب فرعون خواب بدی دید. از خواب بیدار شد و از اطرافیان خود خواست تا خواب را تعبیر کنند. آنان نیز گفتند: «بهزودی در میان قوم بنیاسرائیل پسری به دنیا میآید؛ به دشمنی با برمیخیزد و تخت پادشاهی تو را واژگون میکند». فرعون از ترس دستور داد تا همه فرزندان پسر قوم بنیاسرائیل را از بین ببرند. وقتی موسی (علیه السلام) به دنیا آمد مادرش بهفرمان خدا او را در سبدی گذاشت و به رودخانه انداخت تا به دست مأموران فرعون نیفتد. به خواست خداوند، کنیزان فرعون سبد را از آب گرفتند و نزد «آسیه» همسر فرعون بردند. آسیه که فرزندی نداشت، فرعون را راضی کرد تا موسی (علیه السلام) را به فرزندی قبول کند بدین ترتیب، موسی (علیه السلام) زنده ماند و در چهلسالگی از سوی پروردگار، به پیامبری برگزیده شد.
1) . عطار، منطقالطیر.
به دست آوردن هر چیز باارزش، با سختیها و رنجهای بسیار همراه است ولی وقتی هدف ارزشمند باشد، از دست دادن هر چیز، حتی جان درراه آن امکانپذیر خواهد بود؛ و هزاران ضرر و سختی و مشکل را باید تحملکنی تا بتوانی به نتیجه دلخواه برسی.(1)
می گویند مردی از راه دزدیدن کفن مردهها روزگار میگذراند؛ ازقضای روزگار، او در بستر بیماری افتاد و روبهمرگ بود. در این هنگام، پسرش را صدا کرد و گفت: «من گناهان بسیاری کردهام؛ اما توکاری بکن که مردم به جای لعن و نفرین، بر من رحمت بفرستند»
پس از مرگ پدر، پسر نیز، کار پدر را ادامه داد و به کفن دزدی مشغول شد؛ اما او علاوه بر کفن، دارایی و مال مردم یا دندانطلای مردهها را هم میدزدید. وقتی مردم از کار پسر باخبر شدند، گفتند: «صد رحمت به کفن دزد اولی...»
هنگامیکه بخواهیم دو نفر آدم بد را با یکدیگر مقایسه کنیم و بدتر بودن یکی از آنها را نشان بدهیم و یا هنگامیکه با از بین رفتن آدمی ستمکار و بد، منتظر باشیم آدم بهتری جایش را بگیرد؛ اما کسی بدتر از او جانشین شود، میگویی: «صد رحمت به ...».(2)
وقتی کسی نگران یا منتظر کسی باشد از این مثل استفاده میکنند؛ یعنی از شدت پریشانی و نگرانی، هزار جور فکر ناگوار در خیالم نفوذ کرد و هزار دلیل بد، برای دیر آمدن او در خیالم شکل گرفت.(3)
الحمد لله ربالعالمین
ابنبابویه، محمد بن على، الخصال، جامعه مدرسين، قم، ۱۳۶۲ ش.
ابنبابویه، محمد بن على، الأمالي (شیخ صدوق)، کتابچى، تهران، ۱۳۷۶ ه.ش.
ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۴. ه.ق.
برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، دار الكتب الإسلامية، قم، ۱۳۷۱ ه.ق.
تمیمی آمدی، عبدالواحد، تصنیف غررالحکم و درر الکلم، مصحح: درایتی، مصطفی، دفتر تبلیغات، قم، ۱۳۶۶. ش.
حلوانى، حسين بن محمد بن حسن بن نصر، نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، مدرسة الإمام المهدي، قم، ۱۴۰۸. ه.ق.
طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق، الشریف الرضی، قم، ۱۴۱۲. ه.ق.
طبرسى، على بن حسن، مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، المكتبة الحيدرية، نجف، ۱۳۸۵. ه.ق.
علی بن حسامالدین المتقی الهندی، کنزالعمال، موسسه الرساله، بیروت، بیتا.
كلينى، محمد بن يعقوب، الکافی، دار الكتب الإسلامية، تهران، ۱۴۰۷. ه.ق.
ليثى واسطى، على بن محمد، عيون الحكم و المواعظ (ليثي)، دارالحدیث، قم، ۱۳۷۶. ش.
مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (علیهم السلام)، دار إحياء التراث العربي، بیروت، ۱۴۰۳. ه.ق.
مصطفی، رحماندوست، فوت کوزهگری، انتشارات مدرسه، تهران، ۱۳۸۹ ش.
موسسه امام هادی (علیه السلام)، حکمتهای کوتاه (قصارالحکم)، انتشارات پیام امام هادی (علیه السلام)، قم، ۱۳۹۵.