علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 23

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 23

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- برادر

1- آثار برادر كشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 29

29 - جنگ هاى داخلى و برادر كشى ، از بزرگترين گناهان و موجب خوارى و ذلت در دنيا و گرفتار شدن به عذاب اخروى است .

تقتلون أنفسكم . .. فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا و يوم القي

از آن جا كه گناهان ياد شده، در پى دارنده شديدترين عذابهاست، معلوم مى شود اين گناهان از بزرگترين گناهان هستند.

2- آثار علاقه به برادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 1

1 ـ عواطف خويشاوندى ( علاقه به پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان ) و امكانات مادى ( مال ، شغل و مسكن ) زمينه هاى انحراف انسان و روى گردانى وى از فرمان خدا و رسول و ر ها كردن جهاد

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أموال اقترفتموها ... أحب إليكم من اللّه و رسوله و جهاد

3- ارث برادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 11 - 18

18 ـ برادران ميت با وجود پدر و مادر و يا فرزندان او ، ارث نمى برند .

و ورثه ابواه فلامّه الثلث فان كان له اخوة فلامّهِ السّدس

زيرا با فرض وجود برادرانى براى ميت (فان كان له اخوة)، تنها پدر و مادر او را وارث شمرده است (و ورثه ابواه).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 176 - 4

4 ـ برادر و خواهر ميت در صورتى از وى ارث خواهند برد كه وى پدر و يا فرزند ـ چه دختر و چه پسر ـ نداشته باشد .

قل اللّه يفتيكم فى الكللة ان امرؤا هلك ليس له ولد و له اخت . .. و هو

جمله «ليس له ولد» بيان شرطى براى اصل ارث برى خواهر از برادر است نه شرط براى مقدار سهم او (نصف) ; زيرا در اين صورت بايد سهم خواهر را با وجود فرزند ميت نيز ذكر مى كرد و با توجه به موضوع آيه يعنى كلاله به دست مى آيد كه نبود پدر نيز شرط است. چون كلاله در لغت به كسى گفته مى شود كه نه پدر دارد نه فرزند.

4- برادر ابوينى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 23

23 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : ان أميرالمؤمن ين ( ع ) خطب الناس . . . فقال : . . . كان هارون أخا موسى لأبيه و أُمّه ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: اميرالمؤمن ين(ع) براى مردم خطبه خواند . .. پس فرمود: ... هارون برادر موسى(ع) از يك پدر و مادر بود».

5- برادر ابوينى هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 23

23 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : ان أميرالمؤمن ين ( ع ) خطب الناس . . . فقال : . . . كان هارون أخا موسى لأبيه و أُمّه ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: اميرالمؤمن ين(ع) براى مردم خطبه خواند . .. پس فرمود: ... هارون برادر موسى(ع) از يك پدر و مادر بود».

6- برادر ابوينى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 1

1ـ از ميان برادران يوسف ، بنيامين برادر پدرى و مادرى يوسف ( ع ) و سايرين ، برادران پدرى او بودند .

إذ قالوا ليوسف و أخوه

فرزندان يعقوب، بنيامين را برادر يوسف مى خواندند، با اينكه وى نيز فرزند يعقوب(ع) و با آنان برادر بود (ليوسف و أخوه). اين تعبير مى رساند كه ارتباط اخوّت ميان يوسف(ع) و بنيامين قوى تر از ارتباط اخوّت وى با ديگر فرزندان يعقوب مى باشد ; يعنى، بنيامين برادر پدر و مادرى يوسف(ع) و با ساير برادران، برادر پدرى بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 77 - 6

6ـ بنيامين و يوسف ( ع ) دو فرزند يعقوب ( ع ) از يك مادر

إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 2

2ـ بنيامين ، برادر پدرى و مادرى يوسف ( ع ) ، همچون يوسف ( ع ) ، مورد آزار و اذيت برادرانش بود .

قال هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه

7- برادر دادخواه در دوران داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 23 - 7

7 - استمداد صاحب يك ميش ، از داوود ( ع ) در برابر طمع تجاوزكارانه برادر داراى 99 ميش

إنّ هـذا أخى . .. و عزّنى فى الخطاب

از ظاهر آيه شريفه برمى آيد كه آن برادر شاكى، از داوود(ع) يارى خواسته بود.

8- برادر مادرى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 7،22

7 - موسى و هارون ( ع ) ، برادران مادرى يكديگر بودند . *

قال يـبنؤُمّ

مخاطب قرارگرفتن موسى(ع) از سوى هارون با تعبير «ابن أُمّ» (پسرمادر)، ممكن است به اين خاطر باشد كه هارون و موسى(ع) برادران مادرى يكديگر بوده اند و نيز ممكن است يادآورى كلمه «مادر»، تنها به منظور جلب عواطف موسى(ع) صورت گرفته باشد.

22 - « على بن سالم عن أبيه قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) أخبرنى عن هارون لِمَ قال لموسى ( ع ) يابن أُمِّ . . . و لم يقل يابن أبى فقال : إنّ العداوات بين الإخوة أكثرها تكون إذا كانوا بنى علاّت و متى كانوا بنى أُمّ قلّت العداوة بينهم . . . قال : قلت له : فَلِمَ أخذ

برأسه يجرّه إليه و بلحيته و لم يكن له فى اتّخاذهم العجل و عبادتهم له ذنب ؟ فقال : إنّما فعل ذلك به لأنّه لم يفارقهم لمّا فعلوا ذلك و لم يلحق بموسى ( ع ) و كان إذا فارقهم ينزل بهم العذاب ;

على بن سالم از پدرش نقل كرده كه گفت: به امام صادق(ع) عرض كردم: مرا از سخن هارون با خبر كن كه چرا به برادرش موسى(ع) گفت: اى فرزند مادرم . .. و نگفت اى فرزند پدرم؟ امام فرمود: دشمنى بين برادران، بيشتر زمانى است كه از مادران متعدد باشند و اگر برادران از يك مادر باشند، دشمنى بين آنان كم است ... به امام گفتم: چرا موسى(ع) سر و ريش برادر را گرفته و بسوى خود مى كشيده بود، در حالى كه در گوساله پرستى آن قوم، هارون گناهى نداشت؟ امام فرمود: براى اين كه او در زمان گوساله پرستى، از آنان جدا نشد و به موسى(ع) ملحق نگرديد و اگر آنان را ترك نموده بود، عذاب بر ايشان فرود مى آمد».

9- برادر مادرى هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 7،22

7 - موسى و هارون ( ع ) ، برادران مادرى يكديگر بودند . *

قال يـبنؤُمّ

مخاطب قرارگرفتن موسى(ع) از سوى هارون با تعبير «ابن أُمّ» (پسرمادر)، ممكن است به اين خاطر باشد كه هارون و موسى(ع) برادران مادرى يكديگر بوده اند و نيز ممكن است يادآورى كلمه «مادر»، تنها به منظور جلب عواطف موسى(ع) صورت گرفته باشد.

22 - « على بن سالم عن أبيه قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) أخبرنى عن هارون لِمَ قال لموسى ( ع ) يابن أُمِّ . . . و لم يقل يابن أبى فقال : إنّ العداوات بين الإخوة أكثرها تكون إذا كانوا بنى علاّت و متى كانوا بنى أُمّ قلّت العداوة بينهم . . . قال : قلت له : فَلِمَ أخذ برأسه يجرّه إليه و بلحيته و لم يكن له فى اتّخاذهم العجل و عبادتهم له ذنب ؟ فقال : إنّما فعل ذلك به لأنّه لم يفارقهم لمّا فعلوا ذلك و لم يلحق بموسى ( ع ) و كان إذا فارقهم ينزل بهم العذاب ;

على بن سالم از پدرش نقل كرده كه گفت: به امام صادق(ع) عرض كردم: مرا از سخن هارون با خبر كن كه چرا به برادرش موسى(ع) گفت: اى فرزند مادرم . .. و نگفت اى فرزند پدرم؟ امام فرمود: دشمنى بين برادران، بيشتر زمانى است كه از مادران متعدد باشند و اگر برادران از يك مادر باشند، دشمنى بين آنان كم است ... به امام گفتم: چرا موسى(ع) سر و ريش برادر را گرفته و بسوى خود مى كشيده بود، در حالى كه در گوساله پرستى آن قوم، هارون گناهى نداشت؟ امام فرمود: براى اين كه او در زمان گوساله پرستى، از آنان جدا نشد و به موسى(ع) ملحق نگرديد و اگر آنان را ترك نموده بود، عذاب بر ايشان فرود مى آمد».

10- برادر مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 28 - 4

4- مريم ( س ) داراى برادرى پاك سيرت به نام هارون *

يـأخت هـرون

ممكن است قوم مريم به اين جهت به او «أخت هارون» گفته باشند كه وى برادرى به اين نام داشته است و چون خوش نامى او

مانند پاكدامنى پدر و مادر مريم(س) زبانزد مردم بوده است، آنان انتساب مريم را به چنين افراد شايسته، دليل نارواتر بودن گناهش دانسته اند.

11- برادر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 3

3 ـ هارون ، برادر موسى ( ع ) ، همراه و همگام وى در تبليغ رسالت و ارشاد و هدايت فرعونيان

أرجه و أخاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 8

8 ـ هارون ، برادر موسى و از پيروان وى

و قال موسى لأخيه هرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 53 - 4

4- هارون ، برادر موسى ( ع ) ، و داراى مقام رفيع نبوت

أاخاه هـرون نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 30 - 1

1 - هارون برادر موسى ( ع ) و مورد اعتماد كامل آن حضرت بود .

واجعل لى وزيرًا من أهلى . هرون أخى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 42 - 1

1 - هارون ، برادر موسى ( ع ) و شريك او در انجام رسالت الهى

هرون أخى . .. اذهب أنت و أخوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 3

3 - هارون ، برادر موسى ( ع ) بود .

موسى و أخاه هـرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 35 - 3

3 ـ هارون ، برادر حضرت موسى ( ع ) بود .

أخاه هـرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 34 - 1

1 - موسى ( ع ) ، بهره مند از برادرى شايسته به نام هارون

و أخى هـرون هو أفصح منّى لسانًا

12- برادر ميت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 176 - 3،4

3 ـ برادران و خواهران ميت از جمله وارثان وى

قل اللّه يفتيكم فى الكللة . .. و إن كانوا اخوة و رجالا و نساءً

مراد از برادران و خواهران در اين آيه ـ بنا به گفته تمامى مفسران ـ خواهر و برادر پدر و مادرى و خواهر و برادر پدرى است، و سهام خواهر و برادر مادرى در آيه 21 از همين سوره تبيين شده است.

4 ـ برادر و خواهر ميت در صورتى از وى ارث خواهند برد كه وى پدر و يا فرزند ـ چه دختر و چه پسر ـ نداشته باشد .

قل اللّه يفتيكم فى الكللة ان امرؤا هلك ليس له ولد و له اخت . .. و هو

جمله «ليس له ولد» بيان شرطى براى اصل ارث برى خواهر از برادر است نه شرط براى مقدار سهم او (نصف) ; زيرا در اين صورت بايد سهم خواهر را با وجود فرزند ميت نيز ذكر مى كرد و با توجه به موضوع آيه يعنى كلاله به دست مى آيد كه نبود پدر نيز شرط است. چون كلاله در لغت به كسى گفته مى شود كه نه پدر دارد نه فرزند.

13- برادر هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 3

3 - هارون ، برادر موسى ( ع ) بود .

موسى و أخاه هـرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 35 - 3

3 ـ هارون ، برادر حضرت موسى ( ع ) بود .

أخاه هـرون

14- تفديه برادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 12 - 2

2 - مجرمان در عرصه محشر ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن برادران خويش اند .

و أخيه

15- خوردن از خانه برادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 3،10

3 - نابينايان ، لنگ ها و مريضان ، در استفاده از خوراكى هاى منازل پدر ، مادر ، برادر ، خواهر ، عمو ، عمه ، دايى و خاله خود ، بدون هيچ اذنى ، مجازاند .

ليس على الأعمى حرج . .. أن تأكلوا من ... بيوت ءابائكم ... أو بيوت أخوتكم

10 - استفاده از خوراكى هاى منازل پدر ، مادر ، برادر ، خواهر ، عمو ، عمه ، دايى و خاله خود ، بدون اذن خواستن ، جايز است .

ليس على الأعمى حرج . .. أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أو بيوت أخوتكم .

16- دوستى با برادر كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 3

3 ـ ايجاد پيوند موالات و دوستى با خويشاوندان كافر ـ هر چند پدر يا برادر باشند ـ حرام است .

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا ءاباءكم و إخونكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

17- سهم ارث برادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 11 - 13،15

13 ـ وجود چند برادر براى ميت ، موجب تبديل سهم مادر از يك سوم به يك ششم

و ورثه ابواه فلامّه الثلث فان كان له اخوة فلامّهِ السّدس

مفسّران برآنند كه مراد از «اخوة» دو برادر و بيشتر است.

15 ـ زنده بودن پدر ميّت و ممنوع نبودن وى از ارث ، شرط حاجب شدن برادران ميّت از سهم ثلث مادر

و ورثه ابواه فلامّه الثلث فان كان له اخوة فلامّهِ السّدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 12 - 5،6،7

5 ـ ميت ( مرد يا زن ) اگر پدر ، مادر و فرزند نداشته باشد ، در صورتى كه تنها يك خواهر و يا يك برادر و يا يك خواهر و يك برادر داشته باشد ، سهم ارث هر كدام ، يك ششم است .

و ان كان رجل يورث كلالة او امرأة و له اخ او اخت فكلّ واحد منهما السّدس

«كلالة»، به معناى كسى است كه پدر و فرزند نداشته باشد; و «ورثه ابواه» در آيه قبل مى رساند كه با وجود مادر نيز برادر و خواهر ارث نمى برند. بنابراين، ارث خواهر و برادر در صورت نبود هيچ يك از وارثان طبقه اول خواهد بود. جمله «فكل واحد...» و نيز «فان كانوا اكثر ... » مى رساند كه ميت اگر داراى يك خواهر و يك برادر نيز باشد، سهم ارث هر كدام، يك ششم است.

6 ـ ميّت ( مرد يا زن ) اگر پدر ، مادر و فرزند نداشته باشد و بيش از يك خواهر و برادر داشته باشد ، سهم ارث همه آنها ، يك سوم است .

فان كانوا اكثر من ذلك فهم شركاء فى الثّلث

مراد از «اكثر» به دليل ضماير جمع «كانوا . .. فهم»، اين است كه مجموعاً سه و يا بيشتر باشند، چه همگى خواهر و يا برادر داشته باشند و يا مختلف.

7 ـ سهم ارث برادران و خواهران ميّت ، به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود .

فان كانوا اكثر من ذلك فهم شركاء فى الثّلث

سهم مساوى يك خواهر و برادر بدون تفاوت بين زن و مرد، كه در بخش پيشين آيه آمده است (اخ او اخت فلِكل واحد منها السدس) مى تواند مؤيّد اين باشد كه كلمه «شركاء» براى بيان تساوى سهم برادران و خواهران ميّت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 176 - 7،8،9،10،13،14

7 ـ ميت در صورتى كه زن باشد و وارث او تنها يك برادر باشد ، سهم الارث او تمام ماترك است .

و هو يرثها ان لم يكن لها ولد

ظاهر جمله «هو يرثها» اين است كه برادر وارث تمام دارائى خواهر خويش است علاوه بر اينكه اگر تنها كسرى از ماترك او را به ارث مى برد خداوند آن سهم را مشخص مى كرد.

8 ـ وارثان ميت در صورتى كه دو و يا چند برادر باشند ، سهم الارث ( ماترك ) را بايد بطور مساوى تقسيم كنند .

و هو يرثها ان لم يكن لها ولد

9 ـ ميت در صورتى كه مرد باشد و وارث او يك و يا چند برادر باشد ، سهم الارث آنان تمام ماترك است . *

و هو يرثها ان لم يكن لها ولد

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت شماره 6 به دست مى آيد.

10 ـ ميت در صورتى كه زن باشد و وارث او دو برادر و يا بيشتر باشد ، سهم الارث آنان تمام ماترك است . *

و هو يرثها ان لم يكن لها ولد

آنچه در توضيح برداشت شماره 6 ذكر شده راهگشاى اين برداشت است.

13 ـ در صورتى كه ميت ـ چه زن و چه مرد ـ وارثانش برادران و خواهران وى باشند ، سهم ارث آنان تمام ماترك است .

و إن كانوا اخوة و رجالا و نساءً فللذكر مثل حظ الانثيين

تعيين نكردن سهم الارث براى مجموعه خواهران و برادران، رساى اين است كه آنان تمام ماترك را به ارث خواهند برد.

14 ـ وارثان ميت در صورتى كه برادران و خواهران وى باشند ، سهم الارث هر برادر ، دو چندان سهم الارث هر خواهر مى باشد .

و إن كانوا اخوة و رجالا و نساءً فللذكر مثل حظ الانثيين

مراد از «اخوةً»، مى تواند يك خواهر و يك برادر، يك خواهر و چند برادر، چند برادر و چند خواهر و يك برادر و چند خواهر باشد.

18- علاقه به برادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 4

4 ـ روى گردانان از جهاد ، به خاطر علقه هاى عاطفى ( محبت پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان ) و دلبستگى مادى ( مال ، شغل و مسكن ) مورد تهديد خداوند

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أمول اقترفتموها و ... أحب إليكم ... و جهاد فى سبيله فتر

19- عوامل آوارگى برادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 3

3ـ حسد ، آدمى را به گناهانى همانند قتل و آواره ساختن برادر وادار مى سازد .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب . .. اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا

20- عوامل برادر كشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 22 - 6

6- جهاد ، در نگاه بيماردلانِ سست ايمان ، عامل فساد ، فتنه و برادركشى *

الذين فى قلوبهم مرض . .. إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض

برداشت بالا بدان اختمال است كه مجموع آيه، پاسخى به بهانه جويى ها و دستاويزهاى منافقان و عناصر سست ايمان باشد; زيرا از

اين پاسخ، استفاده مى شود كه بيماردلان براى توجيه فرار خويش از جهاد، آن را مايه فساد و برادركشى مى شمردند; ولى خداوند به ايشان يادآور شده كه مفسد و برادركش واقعى شماييد كه به دنيا چسبيده و براى حفظ دنيايتان هر كارى خواهيد كرد.

21- فرار از برادر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 34 - 1

1 - قيامت ، روز فرار هر انسانى از برادر خويش است .

يوم يفرّ المرء من أخيه

22- قتل برادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 12

12 ـ قتل و برادر كشى ، ظلم و موجب ورود به آتش دوزخ

قال لاقتلنك قال . .. و ذلك جزؤا الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 3

3ـ حسد ، آدمى را به گناهانى همانند قتل و آواره ساختن برادر وادار مى سازد .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب . .. اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا

23- گريه بر قتل برادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 16 - 4

4ـ جواز گريستن بر فقدان برادر و كشته شدن او

جاءو أباهم عشاءً يبكون

هر چند گفتار و افعال برادران يوسف نمى تواند دليلى بر احكام شرعى باشد ، ولى از آن جا كه اين عمل (گريه بر فقد برادر) در نزد يعقوب پيامبر انجام گرفته ، معلوم مى شود او آن عمل را نكوهيده و حرام نمى دانست.

24- گناه برادر كشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 29

29 - جنگ هاى داخلى و برادر كشى ، از بزرگترين گناهان و موجب خوارى و ذلت در دنيا و گرفتار شدن به عذاب اخروى است .

تقتلون أنفسكم . .. فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا و يوم القي

از آن جا كه گناهان ياد شده، در پى دارنده شديدترين عذابهاست، معلوم مى شود اين گناهان از بزرگترين گناهان هستند.

25- محرميت برادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 19

19 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش و مواضع آنها ( بدن ) بر پسران شوهر ، برادران ، پسران برادر و پسران خواهر خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. ؤو أبناء بعولتهنّ أو أخونهنّ أو بنى إخونهنّ أو بنى أخ

26- محرميت برادر زاده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 19،25

19 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش و مواضع آنها ( بدن ) بر پسران شوهر ، برادران ، پسران برادر و پسران خواهر خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. ؤو أبناء بعولتهنّ أو أخونهنّ أو بنى إخونهنّ أو بنى أخ

25 - پدر شوهر ، پسرهمسر ، پسر برادر ، پسر خواهر ، زنان مؤمن ، بردگان ، خدمت كاران بى ميل به زن و زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، از محارم زنان اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ . .. أو الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء

27- برادر زاده

محرميت برادر زاده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 19،25

19 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش و مواضع آنها ( بدن ) بر پسران شوهر ، برادران ، پسران برادر و پسران

خواهر خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. ؤو أبناء بعولتهنّ أو أخونهنّ أو بنى إخونهنّ أو بنى أخ

25 - پدر شوهر ، پسرهمسر ، پسر برادر ، پسر خواهر ، زنان مؤمن ، بردگان ، خدمت كاران بى ميل به زن و زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، از محارم زنان اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ . .. أو الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء

برادر كشى

28- آثار برادر كشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 29

29 - جنگ هاى داخلى و برادر كشى ، از بزرگترين گناهان و موجب خوارى و ذلت در دنيا و گرفتار شدن به عذاب اخروى است .

تقتلون أنفسكم . .. فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا و يوم القي

از آن جا كه گناهان ياد شده، در پى دارنده شديدترين عذابهاست، معلوم مى شود اين گناهان از بزرگترين گناهان هستند.

29- عوامل برادر كشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 22 - 6

6- جهاد ، در نگاه بيماردلانِ سست ايمان ، عامل فساد ، فتنه و برادركشى *

الذين فى قلوبهم مرض . .. إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض

برداشت بالا بدان اختمال است كه مجموع آيه، پاسخى به بهانه جويى ها و دستاويزهاى منافقان و عناصر سست ايمان باشد; زيرا از اين پاسخ، استفاده مى شود كه بيماردلان براى توجيه فرار خويش از جهاد، آن را مايه فساد و برادركشى مى شمردند; ولى خداوند به ايشان يادآور شده كه مفسد و برادركش واقعى شماييد كه به دنيا چسبيده و براى حفظ دنيايتان هر كارى خواهيد كرد.

30- گناه برادر كشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 29

29 - جنگ هاى داخلى و برادر كشى ، از بزرگترين گناهان و موجب خوارى و ذلت در دنيا و گرفتار شدن به عذاب اخروى است .

تقتلون أنفسكم . .. فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا و يوم القي

از آن جا كه گناهان ياد شده، در پى دارنده شديدترين عذابهاست، معلوم مى شود اين گناهان از بزرگترين گناهان هستند.

31- برادران يوسف

آثار توطئه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 5

5ـ يعقوب ( ع ) ، ماجراى گرفتارى بنيامين را نتيجه توطئه اى برخاسته از جلوه پرداز هاى نفس فرزندان خويش دانست .

قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

جمله «سوّلت لكم . ..» ; يعنى ، نفس شما امر ناپسندى را براى شما زيبا جلوه داد و ارتكاب آن را براى شما آسان ساخت. اين جمله حاكى از اطمينان يعقوب به توطئه فرزندانش است.

32- آثار جهل برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 5

5ـ يوسف ( ع ) جهل و نادانى برادرانش را منشأ ستم آنان به وى و بنيامين دانست .

هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جـهلون

33- آثار ظلم برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 11

11ـ ذلت و مسكنت برادران يوسف در برابر وى ، نتيجه و پيامد ستم هاى آنان به او بود .

تصدق علينا . .. هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه

از اينكه يوسف(ع) در پاسخ اظهارات ذلت آميز برادرانش يادآور ستمهاى آنان به وى مى شود ، مى توان دريافت كه يوسف(ع) درصدد است به اين نكته اشاره كند كه ذلت امروز برادرانش در مقابل وى ، نتيجه ستم ديروز آنان در حق اوست.

34- آمرزش برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 7

7ـ رفتار برادران يوسف عليه وى ، گناه بود و بدون آمرزش خداوند عقوبت او را در پى داشت .

يغفر الله لكم

35- اتحاد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 6

6ـ يعقوب ( ع ) پيش بينى مى كرد كه همه فرزندانش عليه يوسف ( ع ) متحد مى شوند و هيچ كدام از او حمايت نخواهند كرد .

فيكيدوا لك كيدًا

ضمير در «يكيدوا» به «إخوة» باز مى گردد و اين گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 14 - 1

1ـ برادران يوسف جماعتى متحد و نيرومند بودند .

و نحن عصبة

36- اتهام دزدى به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 70 - 5،6،10

5ـ كارگزاران يوسف ( ع ) بر اثر نيافتن آبخورى مخصوص ، فرزندان يعقوب را به دزديدن آن متهم كردند .

جعل السقاية فى رحل أخيه ثم أذّن مؤذّن أيّتها العير إنكم لسـرقون

6ـ يكى از كارگزاران يوسف با مخاطب قرار دادن قافله فرزندان يعقوب ، اتهام سرقت را به آنان اعلام كرد .

ثم أذّن مؤذّن أيّتها العير إنكم لسـرقون

«عير» به مجموعه افراد قافله و شترانى كه بار و بنه آنان را حمل مى كنند، گفته مى شود. اين كلمه مرادف كاروان و قافله در فارسى است. «اذان» به معناى اعلام كردن است و «تأذين» مصدر «أذّن» به معناى كثرت اعلام مى باشد. بنابراين «أذّن مؤذّن ...» ; يعنى، اعلام كننده اى چندين بار اعلام كرد.

10ـ « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . و ارتحل القوم ( إخوة يوسف ) مع الرفقة فمضوا ، فلحقهم يوسف و فتيته فنادوا فيهم قال : « أيّتها العير إنكم لسارقون » . . . » .

از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. برادران يوسف با كاروانيان حركت كردند و رفتند، سپس يوسف و افرادش به آنان ملحق شدند. آن گاه بين آنان ندا دادند و منادى چنين گفت: «أيّتها العير إنكم لسارقون».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 71 - 1،3

1ـ فرزندان يعقوب با شنيدن اتهام سرقت به سوى يوسف ( ع ) و كارگزاران وى بازگشتند .

قالوا و أقبلوا عليهم

ضمير در «قالوا» و «أقبلوا» به كلمه «العير» در آيه قبل باز مى گردد و جمله «و أقبلوا عليهم» حال براى ضمير در «قالوا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 6

6ـ فرزندان يعقوب با بيان حسن پيشينه خويش و منزه بودنشان از سابقه سرقت ، متهم شدنشان را به سرقت جام شاهى امرى نابجا شمردند .

لقد علمتم . .. ما كنا سـرقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 2

2ـ كارگزاران يوسف از متهمان ( فرزندان يعقوب ) خواستند ، تا خودشان كيفر سارق جام پادشاه را تعيين كنند .

قالوا فما جزؤه إن كنتم كـذبين

ضمير در «جزاؤه» به سارق جامى شاهى ، كه از جمله هاى قبل استفاده مى شود ، برمى گردد.

37- ادعاى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 17 - 6

6ـ يعقوب ( ع ) ادعاى فرزندانش درباره يوسف ( ع ) ( طعمه گرگ شدن او ) را باور نكرد و آن را نپذيرفت .

و ما أنت بمؤمن لنا

38- اذيتهاى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 2،3،8

2ـ بنيامين ، برادر پدرى و مادرى يوسف ( ع ) ، همچون يوسف ( ع ) ، مورد آزار و اذيت برادرانش بود .

قال هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه

3ـ بنيامين برخورد هاى نامناسب و آزار هاى برادرانش را براى يوسف ( ع ) شرح داده بود .

هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جـهلون

عبارت «ما فعلتم بيوسف و أخيه» گوياى اين است كه فرزندان يعقوب بنيامين را نيز آزار داده بودند و يوسف(ع) از آن مطلع بود و

ظاهر اين است كه او از طريق بنيامين با خبر شده بود.

8ـ برادران يوسف پس از سپرى كردن برهه اى از عمرشان از آزار و اذيت بنيامين دست كشيدند . *

هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جـهلون

چون «إذ أنتم جاهلون» ظرف براى «فعلتم» است، زمان آن فعل را مقيد به زمان جهل و نادانى برادران يوسف مى كند و اين مفهوم را القا مى كند كه پس از آن زمان، برخوردشان با بنيامين برخورد نامناسبى نبوده است. تناسب حكم و موضوع و طبيعت حال، اين احتمال را به ذهن مى آورد كه بگوييم آن زمان، زمان جدايى ايشان بوده است.

39- استغفار براى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 6

6ـ يوسف ( ع ) از خداوند خواستار آمرزش خطا ها و گناهان برادرانش شد .

يغفر الله لكم

جمله «يغفر. ..» مى تواند دعايى باشد و مى تواند خبرى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 97 - 4

4ـ فرزندان يعقوب با لحنى ملتمسانه از وى خواستند براى آمرزش گناهانشان از خداوند ، طلب آمرزش كند .

يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا

تصريح فرزندان يعقوب به «يا أبانا» (اى پدر ما) براى جلب مهر و محبت و برانگيختن عواطف اوست كه از آن به «لحنى ملتمسانه» تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 2،18

2ـ يعقوب ( ع ) به فرزندانش نويد داد كه به زودى آمرزش گناهانشان را از درگاه خداوند خواهد خواست و براى آنان شفاعت خواهد كرد .

قال سوف أستغفر لكم ربى

18ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) : فى قول يعقوب لبنيه « سوف أستغفر لكم ربى » قال : أخّرها إلى السحر ليلة الجمعة ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خدا از قول يعقوب كه گفت: «سوف أستغفر لكم ربى» روايت شده است كه فرمود: يعقوب استغفار را تا سحر شب جمعه به تأخير انداخت».

40- استقبال از برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 99 - 2

2ـ يوسف ( ع ) براى استقبال از پدر و مادر ، برادران و ساير بستگانش ، از شهر مصر بيرون رفت .

فلما دخلوا على يوسف . .. قال ادخلوا مصر

جمله «ادخلوا مصر» (به مصر وارد شويد) گوياى اين است كه يوسف(ع) در خارج شهر با خاندان خويش ملاقات كرد و در بيرون مصر به استقبال آنان رفت.

41- اطاعت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 2،3،13

2ـ فرزندان يعقوب براساس فرمان آن حضرت ، در آستانه ورود به مصر متفرق شدند و از دروازه هاى متعدد به آن ديار وارد گشتند .

وادخلوا من أبوب متفرقة . .. و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم

«حيث» اسم مكان و به معناى جا و محل است.

3ـ اطاعت فرزندان يعقوب از پدر خويش

و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم

13ـ اطاعت فرزندان يعقوب از او در مورد ورودشان از دروازه هاى متعدد ، به توفيق الهى بود .

و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم . .. إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيـها

از يك سو برآورده شدن خواسته يعقوب(ع) (ورود فرزندان از دربهاى متعدد) به خود آنان نسبت داده شده (و لما دخلوا من حيث أمرهم) و از سويى بيان شده كه خداوند خواسته او را برآورده ساخته است. از اين دو بيان معلوم مى شود كه توفيق خدا و اراده او موجب شد كه فرزندان يعقوب به آنچه پدرشان توصيه كرده بود، موفق شوند.

42- اطمينان برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 17 - 8

8ـ اطمينان برادران يوسف به ناموفق بودن صحنه سازيهايشان در باوراندن دروغ هاى خود به يعقوب ( ع )

و ما أنت بمؤمن لنا و لو كنا صـدقين

«ايمان» به معناى تصديق كردن شخص و باور كردن مدعاى اوست. آوردن جمله اسميه به همراه «باء» زايده ـ كه براى تأكيد است ـ حكايت از اطمينان برادران يوسف به مضمون جمله دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 4

4ـ اطمينان فرزندان يعقوب به باز گردانده شدن سرمايه خويش نه رخ دادن اشتباه و خطا از ناحيه كارگزاران يوسف

وجدوا بضـعتهم ردّت إليهم . .. هـذه بضـعتنا ردّت إلينا

جمله «رُدّت إلينا» «دلالت بر آن دارد كه فرزندان يعقوب بضاعت خويش را با اين وصف كه به آنان بازگردانده شده است ، يافتند ; يعنى ، اين گمان را نداشتند كه اشتباهى رخ داده است تا خويشتن را به ارجاع آن ملزم ببينند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 3

3ـ لاوى از برادرانش خواست ، به پدرشان تفهيم كنند كه به دزدى بنيامين اطمينان پيدا كردند و گزارش و شهادت آنان عالمانه است .

إن ابنك سرق و ما شهدنا إلاّ بما علمنا

در اينكه مراد از شهادت در «ما شهدنا» چيست، چند نظر ابراز شده است. از جمله آنهاست همين شهادت برادران يوسف نزد يعقوب به دزدى كردن فرزندش بنيامين (إن ابنك سرق). بر اين اساس مفاد جمله «ما شهدنا ...» چنين مى شود: آنچه هم اكنون در نزد تو مى گوييم (إن ابنك سرق) شهادتى است از روى علم و ما بدان اطمينان و يقين داريم.

43- اظهار خيرخواهى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 8

8ـ فرزندان يعقوب در حضور او ، بر خيرخواهى خويش نسبت به يوسف ( ع ) تأكيد كردند .

ما لك لاتأمنّا على يوسف و إنا له لنـصحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 4

4ـ برادران يوسف با اظهار علاقه به رفع نياز هاى طبيعى يوسف ( ع ) ( حضور در مرتع و گردش و بازى ) درصدد اثبات خيرخواهى خويش نسبت به او بودند .

و إنا له لنـصحون. أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

«رتع» (مصدر يرتع) استفاده فراوان از خوراكيها و نوشيدنيهاى باغستانها ، مزارع و مراتع است.

44- اظهار علاقه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 4

4ـ برادران يوسف با اظهار علاقه به رفع نياز هاى طبيعى يوسف ( ع ) ( حضور در مرتع و گردش و بازى ) درصدد اثبات خيرخواهى خويش نسبت به او بودند .

و إنا له لنـصحون. أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

«رتع» (مصدر يرتع) استفاده فراوان از خوراكيها و نوشيدنيهاى باغستانها ، مزارع و مراتع است.

45- اظهار كينه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 6

6ـ اظهار كينه برادران بنيامين به وى در گزارش سرقتش به يعقوب

إن ابنك سرق

لحن جمله «إن ابنك سرق» (به يقين پسرت دزدى كرد) گوياى كينه برادران بنيامين نسبت به اوست.

46- اظهار محبت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 9

9ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به او ، و تحريك احساسات وى درصدد فريب دادن او بودند .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف

برداشت فوق ، از خطاب «يـأبانا» (اى پدر جانمان) و نيز لحن كلام «ما لك لاتأمنّا . ..» (چه شده است كه به ما درباره يوسف بى اعتماد هستى) استفاده شده است.

47- اعتراض به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 9

9ـ يوسف ( ع ) ضمن اعتراض به عملكرد ناصواب برادرانش ، عذر تقصيرشان ( جهل و نادانى ) را به آنان القا كرد .

إذ أنتم جـهلون

يوسف(ع) با مقيد كردن عملكرد ناصواب برادرانش به زمان جهل آنان (إذ أنتم جاهلون) اشاره به اين معنا دارد كه: من شما را معذور مى شمرم چرا كه در زمانى مرتكب خلاف شديد كه نادان بوديد.

48- اعتماد به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 9

9ـ يعقوب ( ع ) در پى تعهد فرزندانش بر محافظت از يوسف ( ع ) به آنان اطمينان كرد و به حفاظت آنان دل بست .

كما أمنتكم على أخيه من قبل

49- اقرار برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 10

10ـ برادران يوسف ، كشتن يا تبعيد او را گناه مى شمردند و به ناروا بودن آن معترف بودند .

اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا . .. و تكونوا من بعده قومًا صـلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 17 - 5

5ـ برادران يوسف در داستان ساختگى خويش ( طعمه گرگ شدن يوسف ) ناخواسته به كوتاهى در حراست از يوسف ( ع ) اعتراف كردند .

إنا له لحـفظون . .. ذهبنا نستبق ... فأكله الذئب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 77 - 1

1ـ برادران يوسف با مشاهده جام شاهى در اثاثيه بنيامين ، وى را سارق آن جام شناختند و به آن اعتراف كردند .

قالوا إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 3،8،9

3ـ برادران يوسف با سوگند به خداوند به منزلت برتر او اذعان و اعتراف كردند .

تالله لقد ءاثرك الله علينا

حرف «تاء» در «تالله» حرف قسم است.

8ـ تأكيد و اقرار برادران يوسف به ارتكاب خطا در حق برادرشان يوسف ( ع )

و إن كنّا لخـطئين

«إن» در جمله فوق به اصطلاح مخفّفه از مثقّله (إنّ) است. دليل آن حرف «لام» در «لخاطئين» مى باشد.

9ـ برادران يوسف در حضور او به گناه و خطاى خويش اعتراف نموده و از رفتار گذشته خود اظهار ندامت كردند .

و إن كنّا لخـطئين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 4

4ـ يوسف ( ع ) پس از اعتراف برادرانش به خطا ، هر گونه سرزنش آنان را از ناحيه خويش و ديگران ، ناروا شمرد .

لاتثريب عليكم اليوم

كلمه «تثريب» نكره است و پس از حرف نفى (لا) قرار گرفته است. از اين رو شامل هر گونه ملامت مى شود. ياد نكردن از فاعل (سرزنش كننده) دلالت بر عموم دارد ; يعنى، هيچ كس نه من و نه ديگرى. جمله «لاتثريب عليكم اليوم» جمله اى خبرى و در مقام انشا و دستور است ; يعنى، نبايد شما ملامت شويد و يا نبايد هيچ كس شما را ملامت كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 97 - 1،2،5

1ـ فرزندان يعقوب در حضور وى خويشتن را گنهكار دانسته و به گناه خويش اقرار و اعتراف كردند .

قالوا يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا إنا كنّا خـطئين

2ـ فرزندان يعقوب على رغم گناه دانستن رفتارشان با يوسف ( ع ) و بنيامين و يعقوب ( ع ) ، آن را مرتكب مى شدند .

قالوا يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا إنا كنّا خـطئين

مراد از «ذنوبنا» به قرينه مقام رفتار فرزندان يعقوب با وى و يوسف و بنيامين مى باشد.

5ـ فرزندان يعقوب به تقرّب وى در نزد خداوند باور داشته و بدان معترف بودند .

يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا

50- انقياد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 32

32ـ « از امام هادى ( ع ) درباره سخن خداوند « وخرّوا سجّداً » سؤال شد آن حضرت پاسخ دادند : « أما سجود يعقوب و ولده ليوسف فإنه لم يكن ليوسف و إنما كان ذلك من يعقوب و ولده طاعة لله و تحية ليوسف ;

سجده يعقوب و پسرانش براى يوسف نبود ; بلكه اين سجده ها براى اطاعت از خدا و احترام به يوسف بود».

51- اولين مسافرت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 59 - 4

4ـ بنيامين در اولين سفرى كه برادرانش براى تهيه خوار و بار به حضور يوسف ( ع ) رسيدند ، همراه آنان نبود .

قال ائتونى بأخ لكم من أبيكم

52- ايثار برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 6،7

6ـ بازداشت يكى از برادران بنيامين در مقابل آزاد كردن او ، پيشنهاد برادران به يوسف

فخذ أحدنا مكانه

7ـ فداكارى و گذشت برادران بنيامين ، براى باز گرداندن او به پدرشان يعقوب

فخذ أحدنا مكانه

53- ايجاد انگيزه مسافرت برادران يوسف به مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 6

6ـ يوسف ( ع ) با باز گرداندن مال التجاره فرزندان يعقوب ، درصدد بود در آنان احساس حق شناسى و سپاس گزارى ايجاد كند و انگيزه مراجعت ايشان را قوت بخشد .

اجعلوا بضـعتهم فى رحالهم لعلهم يعرفونها . .. لعلهم يرجعون

برداشت فوق ، ناظر به دومين احتمالى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.

54- ايجاد زمينه حق شناسى در برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 6

6ـ يوسف ( ع ) با باز گرداندن مال التجاره فرزندان يعقوب ، درصدد بود در آنان احساس حق شناسى و سپاس گزارى ايجاد كند و انگيزه مراجعت ايشان را قوت بخشد .

اجعلوا بضـعتهم فى رحالهم لعلهم يعرفونها . .. لعلهم يرجعون

برداشت فوق ، ناظر به دومين احتمالى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.

55- ايجاد زمينه شكر در برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 6

6ـ يوسف ( ع ) با باز گرداندن مال التجاره فرزندان يعقوب ، درصدد بود در آنان احساس حق شناسى و سپاس گزارى ايجاد كند و انگيزه مراجعت ايشان را قوت بخشد .

اجعلوا بضـعتهم فى رحالهم لعلهم يعرفونها . .. لعلهم يرجعون

برداشت فوق ، ناظر به دومين احتمالى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.

56- ايمان برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 7

7ـ يوسف ( ع ) و برادرانش به نقش بسزاى خداوند در امور بشر و روند تاريخ ، معتقد بودند و بدان باور داشتند .

قد منّ الله علينا . .. لقد ءاثرك الله علينا

57- بازرسى مال التجاره برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 1،2

1ـ يوسف ( ع ) خود به بازرسى بار ها و اثاثيه كاروان فرزندان يعقوب اقدام كرد .

فبدأ بأوعيتهم قبل وعاء أخيه

ضمير در «بدأ» و «استخرج» به قرينه «أخيه» به يوسف باز مى گردد. اِسناد آن دو فعل به يوسف، ظاهراً حقيقى است نه مجازى (به اين معنا كه او دستور داده باشد كه چگونه بازرسى كنند در حالى كه خود مباشرت نداشته باشد). تغيير سياق ; يعنى، تبديل فعل جمع (قالوا فما جزاؤه) به فعل مفرد (بدأ) قرينه بر معناى ياد شده است. «وعاء» به معناى ظرف و «أوعية» جمع آن مى باشد.

2ـ يوسف ( ع ) پيش از بازرسى اثاثيه بنيامين ، به تفتيش دقيق بار و اثاثيه ديگر فرزندان يعقوب پرداخت .

فبدأ بأوعيتهم قبل وعاء أخيه ثم استخرجها من وعاء أخيه

كلمه «ثم» دلالت مى كند كه مدتى طول كشيد تا نوبت بازرسى بار بنيامين فرا رسيد. و اين حكايت از آن دارد كه بازرسى اثاثيه ديگر برادران به دقت انجام مى گرفته كه كار به درازا كشيده شده بود.

58- بازگشت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 1

1ـ فرزندان يعقوب از مصر بازگشتند و گزارش سفرشان را براى او شرح دادند .

فلما رجعوا إلى أبيهم قالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 71 - 1

1ـ فرزندان يعقوب با شنيدن اتهام سرقت به سوى يوسف ( ع ) و كارگزاران وى بازگشتند .

قالوا و أقبلوا عليهم

ضمير در «قالوا» و «أقبلوا» به كلمه «العير» در آيه قبل باز مى گردد و جمله «و أقبلوا عليهم» حال براى ضمير در «قالوا» است.

59- بازگشت برادران يوسف به كنعان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 4

4ـ بازگشت همگان به كنعان ، نظر و رأى اكثريت فرزندان يعقوب پس از نااميد شدن از آزادى بنيامين

قال كبيرهم ألم تعلموا . .. فلن أبرح الأرض

استفهام در «ألم تعلموا . ..» استفهام توبيخى است. از نتيحه اى كه «لاوى»، فرزند ارشد يعقوب، در سخنان خويش بيان مى دارد (فلن أبرح الأرض ; از ديار مصر نمى روم) معلوم مى شود منشأ توبيخ و سرزنش او از برادرانش اين بوده كه آنان را مصمم بر بازگشت مى ديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 1

1ـ لاوى ضمن موافقت با مراجعه برادرانش به كنعان ، نحوه گزارش سرقت بنيامين را به آنان تعليم داد .

قال كبيرهم . .. ارجعوا إلى أبيكم فقولوا يـأبانا إن ابنك سرق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 82 - 5

5ـ فرزندان يعقوب از مصر به همراه كاروانى از كنعانيان رهسپار ديار خويش شدند .

والعير التى أقبلنا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 1

1ـ فرزندان يعقوب به كنعان بازگشتند و گزارش سفرشان را همان گونه كه لاوى سفارش كرده بود ، براى پدرشان بيان كردند .

ارجعوا إلى أبيكم فقولوا يـأبانا . .. قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

از آن جا كه مطالب آيه 81 و 82 سخنان لاوى در مصر است و جمله «بل سوّلت . ..» پاسخ يعقوب در برابر آن گفته هاست، معلوم مى شود كه اولاً: بخشى از داستان به خاطر اختصار آورده نشده است و آن اينكه: «فرجعوا إلى أبيهم و قالوا كذا و كذا». ثانياً: فرزندان يعقوب همان سخنان لاوى را به همان گونه كه وى سفارش كرده بود براى پدرشان گزارش كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 93 - 1

1ـ يوسف ( ع ) ، برادرانش را با پيراهنى خاص از خويش روانه كنعان كرد .

اذهبوا بقميصى هذا

كلمه «هذا» گوياى آن است كه يوسف(ع) پيراهن خاصى را به برادرانش سپرد تا به كنعان ببرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 94 - 1

1ـ كاروان فرزندان يعقوب با سوغاتى ارزشمند و دليلى روشن بر سلامت يوسف ( ع ) ، از مصر به سوى كنعان حركت كردند .

اذهبوا بقميصى هذا . .. و لما فصلت العير

«فصلت» از مصدر «فصول» گرفته شده است و «فصول» به معناى خارج شدن و جدا گشتن مى باشد.


تفسيرعياشى، ج2، ص196، ح79; نورالثقلين، ج2، ص462، ح185.

60- بازگشت شبانه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 16 - 2

2ـ برادران يوسف براى حق جلوه دادن صحنه هاى دروغين ، حضور خويش در نزد پدر را تا شامگاهان به تأخير انداختند .

و جاءو أباهم عشاءً

«عشاء» به اول تاريكى شب گفته مى شود و برخى از اهل لغت گفته اند: «عشاء» از اول مغرب است تا سپرى شدن ثلث شب. تصريح قرآن به زمان گزارش دروغين (شامگاهان) اشاره به برداشت فوق دارد.

61- برادران يوسف در دوران قحطى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 17

62- برادران يوسف و استرداد بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 13

13ـ دريافت آذوقه در نزد فرزندان يعقوب ، داراى اهميت بيشتر از يافتن و جست و جو كردن يوسف ( ع ) و استرداد بنيامين *

يـأيها العزيز مسّنا و أهلنا الضر . .. فأوف لنا الكيل و تصدق علينا

فرزندان يعقوب به فرمان وى به مصر آمدند تا از يوسف(ع) خبر بگيرند و بنيامين را باز ستانند ، ولى پيش از آن سخن از فقر و تنگدستى و مطالبه آذوقه دارند. اين معنا مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

63- برادران يوسف و اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 20

20ـ برادران يوسف ، در خطر گرفتارى به دام دشمنى هاى شيطان در صورت شنيدن رؤياى يوسف ( ع )

فيكيدوا لك كيدًا إن الشيطـن للإنسـن عدو مبين

64- برادران يوسف و بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 6،7

6ـ همه فرزندان يعقوب محبت افزون تر او به يوسف ( ع ) و بنيامين را احساس مى كردند و بر آن رشك مى بردند .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

ضمير در «قالوا» به «إخوته» در آيه قبل برمى گردد ; يعنى ، همه آنان چنين گفتند و بر اين نظر اتفاق داشتند.

7ـ محبت و علاقه افزون تر يعقوب ( ع ) به دو فرزندش يوسف ( ع ) و بنيامين ، برانگيزنده حسادت ديگر فرزندان وى نه اطلاعشان از رؤياى يوسف ( ع )

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

چنان چه يوسف(ع) رؤياى خويش را براى برادرانش نقل كرده بود و آن باعث حسادت و توطئه عليه او شده بود ، سخن از بنيامين به ميان نمى آوردند و تنها به ذكر يوسف(ع) اكتفا مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 5

5ـ برادران يوسف در صورت نبود او ، بنيامين را رقيب خويش در جلب محبت يعقوب ( ع ) نمى ديدند .

ليوسف و أخوه أحب . .. اقتلوا يوسف ... يخل لكم وجه أبيكم

برادران يوسف از محبت افزون تر يعقوب(ع) به يوسف(ع) و نيز بنيامين در رنج بودند ; ولى با از ميان بردن يوسف(ع) مشكل را حل شده مى دانستند. بنابراين چنين مى پنداشتند كه بنيامين ، نمى تواند مانع توجه كامل يعقوب(ع) به آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 61 - 4،5

4ـ فرزندان يعقوب براى آوردن بنيامين به مصر ، راهى جز جلب رضايت يعقوب ( ع ) نداشتند .

قالوا سنرود عنه أباه و إنا لفـعلون

5ـ برادران يوسف ، با او عهد كردند كه بنيامين را در نوبت بعد به حضور وى بياورند .

سنرود عنه أباه و إنا لفـعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 16

16ـ تعريض يعقوب ( ع ) به فرزندانش مبنى بر دلسوز نبودن آنان و ترحم نداشتنشان بر يوسف ( ع ) و بنيامين

هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل فالله خير حـفظًا و هو أرحم الرحمي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 13

13ـ فرزندان يعقوب سوگند ياد كردند و با خدا پيمان بستند كه در حد استطاعت ، از بنيامين مراقبت كنند و او را به نزد پدر باز گردانند .

حتى تؤتون موثقًا . .. فلما ءاتوه موثقهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 8

8ـ برادران بنيامين مى دانستند كه وى در نزد پدرشان يعقوب ، از محبوبيت افزون ترى برخوردار است .

فخذ أحدنا مكانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 3

3ـ فرزندان يعقوب بر باز گرداندن بنيامين از سفر مصر ، با پدرشان يعقوب پيمان بسته و سوگند ياد كرده بودند .

أن أباكم قد أخذ عليكم موثقًا من الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 2،8

2ـ بنيامين ، برادر پدرى و مادرى يوسف ( ع ) ، همچون يوسف ( ع ) ، مورد آزار و اذيت برادرانش بود .

قال هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه

8ـ برادران يوسف پس از سپرى كردن برهه اى از عمرشان از آزار و اذيت بنيامين دست كشيدند . *

هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جـهلون

چون «إذ أنتم جاهلون» ظرف براى «فعلتم» است، زمان آن فعل را مقيد به زمان جهل و نادانى برادران يوسف مى كند و اين مفهوم را القا مى كند كه پس از آن زمان، برخوردشان با بنيامين برخورد نامناسبى نبوده است. تناسب حكم و موضوع و طبيعت حال، اين احتمال را به ذهن مى آورد كه بگوييم آن زمان، زمان جدايى ايشان بوده است.

65- برادران يوسف و بيمارى يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 85 - 3

3ـ فرزندان يعقوب ، نگران وضعيت رو به وخامت پدر خويش و ناراحت از قرار گرفتنش در معرض بيمارى و هلاكت

قالوا تالله تفتؤا تذكر يوسف حتى تكون حرضًا أو تكون من الهـلكين

66- برادران يوسف و پيراهن يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 1،3

1ـ برادران يوسف قبل از قرار دادن او در چاه ، پيراهن او را از بدنش خارج كردند .

و جاءو على قميصه بدم كذب

3ـ برادران يوسف با ارائه پيراهن خونين او به يعقوب ( ع ) ، درصدد اثبات ادعاى ساختگى خويش برآمدند .

و جاءو على قميصه بدم كذب

67- برادران يوسف و پيشنهاد لاوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 1

1ـ پيشنهاد لاوى ( نكشتن يوسف ( ع ) و افكندن او در چاه ) از طرف ديگر برادران پذيرفته شد و مورد تأييد قرار گرفت .

لاتقتلوا يوسف و ألقوه فى غيـبت الجب . .. قالوا يـأبانا ما لك

بيان حضور برادران در نزد يعقوب(ع) به منظور جلب رضايت او براى بردن يوسف(ع) به مراتع ، پس از بيان پيشنهاد لاوى (ألقوه فى غيـبت الجب) گوياى اين نكته است كه: آخرين پيشنهاد ـ كه همان طرح لاوى بود ـ مورد پذيرش همگان قرار گرفت.

68- برادران يوسف و تبعيد يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 10

10ـ برادران يوسف ، كشتن يا تبعيد او را گناه مى شمردند و به ناروا بودن آن معترف بودند .

اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا . .. و تكونوا من بعده قومًا صـلحين

69- برادران يوسف و درك وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 16

16ـ برادران يوسف از شنيدن و احساس كردن وحى الهى به او ، ناتوان بودند .

و أوحينا إليه . .. و هم لايشعرون

برداشت فوق ، مبتنى بر اين نكته است كه عامل حال (و هم لايشعرون) فعل «أوحينا» باشد. بر اين اساس مفاد «و هم لايشعرون» چنين مى شود: آنان وحى ما را به يوسف(ع) نمى فهميدند.

70- برادران يوسف و دريافت غله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 60 - 2،6

2ـ يوسف ( ع ) به برادرانش خاطر نشان ساخت كه تنها در صورتى غله نوبت بعد را دريافت خواهند كرد كه بنيامين را همراه خود بياورند .

فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم عندى

6ـ فرزندان يعقوب به بازگشت مجدد به مصر براى دريافت آذوقه ، مصمم بودند .

فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم عندى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 13

13ـ دريافت آذوقه در نزد فرزندان يعقوب ، داراى اهميت بيشتر از يافتن و جست و جو كردن يوسف ( ع ) و استرداد بنيامين *

يـأيها العزيز مسّنا و أهلنا الضر . .. فأوف لنا الكيل و تصدق علينا

فرزندان يعقوب به فرمان وى به مصر آمدند تا از يوسف(ع) خبر بگيرند و بنيامين را باز ستانند ، ولى پيش از آن سخن از فقر و

تنگدستى و مطالبه آذوقه دارند. اين معنا مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

71- برادران يوسف و دزدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 1

1ـ فرزندان يعقوب در حضور يوسف ( ع ) و كارگزارانش ، بر منزه بودنشان از سرقت و نداشتن قصد فسادگرى و خرابكارى در مصر ، سوگند ياد كردند .

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سـرقين

گرچه مقسم عليه (آنچه بر انجام آن سوگند ياد مى شود) در آيه شريفه «لقد علمتم» است ; ولى در حقيقت «ما جئنا . ..» مقسم عليه مى باشد. بنابراين معناى جمله چنين مى شود: به خدا سوگند كه ما براى فساد به مصر نيامده ايم و هرگز سارق نبوده ايم و شما اين حقيقت را به خوبى دانستيد.

72- برادران يوسف و دزدى بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 3،4،5،9

3ـ لاوى از برادرانش خواست ، به پدرشان تفهيم كنند كه به دزدى بنيامين اطمينان پيدا كردند و گزارش و شهادت آنان عالمانه است .

إن ابنك سرق و ما شهدنا إلاّ بما علمنا

در اينكه مراد از شهادت در «ما شهدنا» چيست، چند نظر ابراز شده است. از جمله آنهاست همين شهادت برادران يوسف نزد يعقوب به دزدى كردن فرزندش بنيامين (إن ابنك سرق). بر اين اساس مفاد جمله «ما شهدنا ...» چنين مى شود: آنچه هم اكنون در نزد تو مى گوييم (إن ابنك سرق) شهادتى است از روى علم و ما بدان اطمينان و يقين داريم.

4ـ لاوى به برادرانش سفارش كرد ، دسته جمعى به حضور پدر برسند و همگان بر دزدى بنيامين شهادت دهند .

ارجعوا إلى أبيكم فقولوا . .. ما شهدنا إلاّ بما علمنا

تصريح لاوى به صيغه هاى جمع «قولوا» و «ما شهدنا» و «علمنا» گوياى برداشت فوق است.

5ـ لاوى از برادرانش خواست ، گزارش سفر و دزدى بنيامين را با لحنى مشفقانه ، به پدر بيان كنند .

يـأبانا

تصريح لاوى به اينكه در ابتداى سخن پدر را با جمله «يـأبانا» مخاطب قرار دهيد ، رساننده اين است كه به گونه اى سخن بگوييد كه شفقت او را بر خويش جلب كنيد.

9ـ فرزندان يعقوب در صورت آگاهى به وجود جام شاهى در اثاثيه بنيامين ، كيفر سارق در آيين خويش را بيان نمى كردند .

ما شهدنا إلاّ بما علمنا و ما كنا للغيب حـفظين

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه مراد از شهادت در «ما شهدنا» بيان حكم سارق ـ كه آيه 75 (جزاؤه من وجد فى

رحله) رساننده آن است ـ باشد. بر اين اساس مفاد «ما شهدنا إلاّ بما علمنا و ما كنا للغيب حافظين» چنين مى شود: ما به آنچه مى دانستيم (كيفر سارق بردگى است) شهادت داديم ; ولى نمى دانستيم كه جام شاهى نزد بنيامين است تا از بيان آن حكم خوددارى كنيم. قابل ذكر است كه بر اين مبنا «حافظين» به معناى «عالمين» خواهد بود.

73- برادران يوسف و رضايت يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 5،6

5ـ زمينه سازى برادران يوسف جهت جلب رضايت پدر در بردن يوسف ( ع )

يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف

6ـ فرزندان يعقوب ، با دروغ و نيرنگ درصدد برآمدند تا اعتماد وى را جلب كرده و رضايت او را در سپردن يوسف ( ع ) به ايشان فراهم سازند .

و إنا له لنـصحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 61 - 4،6،7

4ـ فرزندان يعقوب براى آوردن بنيامين به مصر ، راهى جز جلب رضايت يعقوب ( ع ) نداشتند .

قالوا سنرود عنه أباه و إنا لفـعلون

6ـ برادران يوسف ، با او عهد كردند كه پدرشان يعقوب ( ع ) را براى روانه ساختن بنيامين متقاعد كنند .

قالوا سنرود عنه أباه و إنا لفـعلون

«مراوده» (مصدرنراود) به معناى درخواست با لطف و مداراست و «عنه» دلالت به مورد درخواست دارد. و مفاد «سنرود ...» چنين است، همانا با ملاطفت و مدارا از پدرش (پدر بنيامين) خواهيم خواست كه وى را در سفر آينده با ما همراه سازد.

7ـ تأكيد برادران يوسف بر توانايى خويش براى جلب رضايت پدر و آوردن بنيامين به نزد يوسف ( ع )

إنا لفـعلون

جمله «سنرود عنه أباه» اين احتمال را براى يوسف(ع) ايجاد مى كند كه شايد پدرتان راضى نشد. برادران وى با جمله «إنا لفاعلون» به وى اطمينان مى دهند كه بدون هيچ ترديد ، رضايت پدر را جلب خواهند كرد و بنيامين را خواهند آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 10،12

10ـ ضرورت تهيه طعام ، دغدغه خاطر نداشتن براى بهاى آذوقه و لطف و عنايت خاص دربار مصر به فرزندان يعقوب ، دليل هاى آنان براى لزوم سفر به مصر و اصرارشان بر جلب موافقت پدر با مسافرت بنيامين

ما نبغى هـذه بضـعتنا ردّت إلينا و نمير أهلنا

سخنان فرزندان يعقوب (يا أبانا هـذه . ..) در راستاى جلب رضايت وى براى سفر بنيامين است و هر جمله آن اشاره به دليلى بر لزوم اين مسافرت دارد. فرزندان يعقوب با جمله «ما نبغى ...» بيان مى دارند كه مورد توجه خاص عزيز مصر قرار گرفته اند و

سزاوار نيست درخواست او (آوردن بنيامين) را برآورده نسازند. آنان با عطف جمله «نمير أهلنا» بر جمله اى مقدر نظير «نستظهر بها» (از اين بضاعت باز گردانده شده براى تهيه آذوقه كمك مى گيريم) بيان مى كنند كه مشكل نداشتن بهاى آذوقه را ندارند و با جمله «نحفظ أخانا» مى رسانند كه به خاطر پاسخ مثبت به عزيز مصر و دريافت آذوقه، ملزم به حفظ برادرشان هستند و با جمله «ذلك كيل يسير» بيان مى كنند كه سخت نيازمند تهيه طعام هستند.

12ـ لغو تحريم آذوقه و اضافه شدن يك بار شتر غلّه با آمدن بنيامين به مصر ، از دليل هاى ارائه شده به يعقوب ( ع ) براى جلب موافقت آن حضرت به روانه ساختن بنيامين

و نزداد كيل بعير ذلك كيل يسير

«ازدياد» (مصدر «نزداد» از باب افتعال) به معناى درخواست زياده و اضافه است. «كيل بعير» ; يعنى، بار و محموله اى كه معمولاً بر يك شتر حمل مى كنند. گفتنى است جمله هاى «فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم ...» و «منع منا الكيل» دلالت مى كند بر اينكه يوسف(ع) اعطاى سهميه به فرزندان يعقوب را بدون همراهى بنيامين ممنوع و تحريم كرد. بنابراين مراد از «نزداد كيل بعير» اين است كه اگر بنيامين را به همراه ببريم علاوه بر لغو تحريم، يك بار اضافه نيز مطالبه مى كنيم.

74- برادران يوسف و رضايت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 1

1ـ فرزندان يعقوب به جلب رضايت يوسف موفق نشدند و از آزاد شدن بنيامين كاملاً نااميد گشتند .

فلما استيئسوا منه

«يأس» «و «استيئاس» به معناى نااميد شدن است، با اين تفاوت كه «استيئاس» حاكى از مبالغه و شدت نااميدى مى باشد. مراد از ضمير در «منه» يوسف و يا بنيامين است. بنابراين «فلما استيئسوا منه ...» ; يعنى، پس آن گاه كه فرزندان يعقوب از [جلب رضايت ]يوسف و يا [آزادى] بنيامين كاملاً نااميد شدند ... .

75- برادران يوسف و رؤياى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 20،23

20ـ برادران يوسف ، در خطر گرفتارى به دام دشمنى هاى شيطان در صورت شنيدن رؤياى يوسف ( ع )

فيكيدوا لك كيدًا إن الشيطـن للإنسـن عدو مبين

23ـ « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . فلما رأى يوسف الرؤيا و أصبح يقصّها على أبيه يعقوب . . . فقال يعقوب ليوسف : لاتقصص رؤياك هـذه على إخوتك . . . فلم يكتم يوسف رؤياه فقصّها على إخوته . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده . .. هنگامى كه يوسف آن خواب را ديد و بامداد براى پدرش يعقوب بازگو كرد ... يعقوب به يوسف گفت: اين خواب خود را براى برادرانت بازگو نكن ... يوسف خواب خود را پوشيده نداشت و براى برادرانش بازگو كرد ...».

76- برادران يوسف و سرنوشت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 4

4ـ برادران يوسف تا قبل از بردن او به صحرا ، نسبت به سرنوشت او به نظر قطعى نرسيده بودند . *

فلما ذهبوا به و أجمعوا

«اجماع» (مصدر أجمعوا) به معناى اتفاق نظر و عقيده و نيز به معناى تصميم گرفتن و مهيّاى انجام كارى شدن است. برداشت فوق ، ناظر به معناى نخست است.

77- برادران يوسف و سلامتى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 94 - 1

1ـ كاروان فرزندان يعقوب با سوغاتى ارزشمند و دليلى روشن بر سلامت يوسف ( ع ) ، از مصر به سوى كنعان حركت كردند .

اذهبوا بقميصى هذا . .. و لما فصلت العير

«فصلت» از مصدر «فصول» گرفته شده است و «فصول» به معناى خارج شدن و جدا گشتن مى باشد.


تفسيرعياشى، ج2، ص196، ح79; نورالثقلين، ج2، ص462، ح185.

78- برادران يوسف و غيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 10

10ـ بى اطلاعى برادران از امور نهانى ، اعتذار آنان در نزد يعقوب براى بيان كيفر سارق

ما شهدنا إلاّ بما علمنا و ما كنا للغيب حـفظين

79- برادران يوسف و قتل يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 10

10ـ برادران يوسف ، كشتن يا تبعيد او را گناه مى شمردند و به ناروا بودن آن معترف بودند .

اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا . .. و تكونوا من بعده قومًا صـلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 5

5ـ برادران يوسف در توطئه عليه او ، از كشتنش احتراز مى كردند و سعى در زنده ماندن وى داشتند .

و ألقوه فى غيـبت الجب . .. و أجمعوا أن يجعلوه فى غيـبت الجب

از اينكه برادران يوسف بر آن شدند كه وى را در چاه قرار دهند نه اينكه او را در چاه بيفكنند ، معلوم مى شود سعى در زنده ماندن او داشتند.

80- برادران يوسف و كارگزاران يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 1

1ـ فرزندان يعقوب در حضور يوسف ( ع ) و كارگزارانش ، بر منزه بودنشان از سرقت و نداشتن قصد فسادگرى و خرابكارى در مصر ، سوگند ياد كردند .

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سـرقين

گرچه مقسم عليه (آنچه بر انجام آن سوگند ياد مى شود) در آيه شريفه «لقد علمتم» است ; ولى در حقيقت «ما جئنا . ..» مقسم عليه مى باشد. بنابراين معناى جمله چنين مى شود: به خدا سوگند كه ما براى فساد به مصر نيامده ايم و هرگز سارق نبوده ايم و شما اين حقيقت را به خوبى دانستيد.

81- برادران يوسف و كمبود غلات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 17

17ـ فرزندان يعقوب غلّه دريافتى در سفر اول را براى قحطى پيش آمده كافى نمى دانستند و سفر به مصر را براى دريافت سهميه اى ديگر ضرورى مى شمردند .

ذلك كيل يسير

«ذلك» اشاره به متاع و آذوقه اى است كه فرزندان يعقوب در سفر نخست دريافت كرده بودند. «يسير» به معناى اندك است و روشن است كه اندك بودن به لحاظ دوره قحطى مى باشد.

82- برادران يوسف و كيفر دزد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 1،4

1ـ فرزندان يعقوب ، برده شدن را كيفر و مجازات سرقت كننده جام پادشاه دانستند .

قالوا فما جزؤه . .. قالوا جزؤه من وجد فى رحله فهو جزؤه

مفاد جمله «فهو جزؤه» اين است كه سارق ملك كسى مى شود كه از اموال او دزدى شده است. در «مجمع البيان» آمده است كه: مدت اين استرقاق و ملكيت يك سال بوده است.

4ـ فرزندان يعقوب ، ضمن تعيين مجازات سارق تصريح كردند كه خصوص سارق ( كسى كه جام شاهى در اثاثيه اش يافت شود ) مسؤول شناخته مى شود نه همه افراد كاروان

قالوا جزؤه من وجد فى رحله فهو جزؤه

فرزندان يعقوب در مقام پاسخ به اين پرسش كه «فما جزؤه» كافى بود كه بگويند: «هو جزؤه» ; ولى از آن جا كه همه كاروان به سرقت متهم شدند (أيّتها العير إنكم لسـرقون) لازم دانستند كه با جواب تفصيلى (جزؤه من وجد فى رحله فهو جزؤه) بيان كنند كه همه كاروان مسؤول نيستند ; بلكه تنها آن كس كه جام شاهى در اثاثيه اش يافت شود، مسؤول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 9،10

9ـ فرزندان يعقوب در صورت آگاهى به وجود جام شاهى در اثاثيه بنيامين ، كيفر سارق در آيين خويش را بيان نمى كردند .

ما شهدنا إلاّ بما علمنا و ما كنا للغيب حـفظين

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه مراد از شهادت در «ما شهدنا» بيان حكم سارق ـ كه آيه 75 (جزاؤه من وجد فى رحله) رساننده آن است ـ باشد. بر اين اساس مفاد «ما شهدنا إلاّ بما علمنا و ما كنا للغيب حافظين» چنين مى شود: ما به آنچه مى دانستيم (كيفر سارق بردگى است) شهادت داديم ; ولى نمى دانستيم كه جام شاهى نزد بنيامين است تا از بيان آن حكم خوددارى كنيم. قابل ذكر است كه بر اين مبنا «حافظين» به معناى «عالمين» خواهد بود.

10ـ بى اطلاعى برادران از امور نهانى ، اعتذار آنان در نزد يعقوب براى بيان كيفر سارق

ما شهدنا إلاّ بما علمنا و ما كنا للغيب حـفظين

83- برادران يوسف و محافظت ازيوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 14 - 4

4ـ تأكيد برادران يوسف بر بى لياقتى خويش در صورت ناتوانى از حراست يوسف ( ع )

لئن أكله الذئب و نحن عصبة إنا إذًا لخـسرون

84- برادران يوسف و مسافرت بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 2،3،4،5

2ـ ممنوع شدن فرزندان يعقوب از دريافت سهميه خوار و بار بدون همراهى بنيامين ، از گزارش هاى آنان به پدرشان يعقوب بود .

فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم . .. فلما رجعوا إلى أبيهم قالوا يـأبانا منع منا الكي

3ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به بنيامين از پدرشان خواستند او را به همراه آنان روانه مصر كند .

فأرسل معنا أخانا

هدف فرزندان يعقوب از نام نبردن بنيامين و ياد كردن از او به عنوان «أخانا» (برادرمان) اظهار محبت به اوست.

4ـ فرزندان يعقوب بر حفاظت از بنيامين ، در طول سفرشان به مصر متعهّد شدند و بر آن تأكيد كردند .

فأرسل معنا أخانا نكتل و إنا له لحـفظون

5ـ گزارش تحريم سهميه آذوقه بدون همراهى بنيامين ، خبر و گزارشى مهم در ديدگاه فرزندان يعقوب

يـأبانا منع منا الكيل

فرزندان يعقوب پيش از باز كردن بارها و محموله ها ـ كه معمولاً اولين اقدام مسافران و كاروانهاست ـ خبر تحريم سهميه آذوقه را براى پدرشان بيان كردند. اين تعجيل نشان دهنده اهميت اين خبر در نظر آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 7،10،11،12

7ـ فرزندان يعقوب با مشاهده سرمايه بازگردانده شده ، تلاش مجددى را براى جلب توافق پدر با مسافرت كردن بنيامين آغاز كردند .

قال هل ءامنكم . .. يـأبانا ما نبغى هـذه بضـعتنا ردّت إلينا و نمير أهلنا و نحفظ أ

سخنان فرزندان يعقوب (ما نبغى هـذه بضاعتنا. ..) به قرينه مخاطب قرار دادن يعقوب (يا أبانا)، در راستاى جلب موافقت وى براى سفر بنيامين بود.

10ـ ضرورت تهيه طعام ، دغدغه خاطر نداشتن براى بهاى آذوقه و لطف و عنايت خاص دربار مصر به فرزندان يعقوب ، دليل هاى آنان براى لزوم سفر به مصر و اصرارشان بر جلب موافقت پدر با مسافرت بنيامين

ما نبغى هـذه بضـعتنا ردّت إلينا و نمير أهلنا

سخنان فرزندان يعقوب (يا أبانا هـذه . ..) در راستاى جلب رضايت وى براى سفر بنيامين است و هر جمله آن اشاره به دليلى بر لزوم اين مسافرت دارد. فرزندان يعقوب با جمله «ما نبغى ...» بيان مى دارند كه مورد توجه خاص عزيز مصر قرار گرفته اند و سزاوار نيست درخواست او (آوردن بنيامين) را برآورده نسازند. آنان با عطف جمله «نمير أهلنا» بر جمله اى مقدر نظير «نستظهر بها» (از اين بضاعت باز گردانده شده براى تهيه آذوقه كمك مى گيريم) بيان مى كنند كه مشكل نداشتن بهاى آذوقه را ندارند و با جمله «نحفظ أخانا» مى رسانند كه به خاطر پاسخ مثبت به عزيز مصر و دريافت آذوقه، ملزم به حفظ برادرشان هستند و با جمله «ذلك كيل يسير» بيان مى كنند كه سخت نيازمند تهيه طعام هستند.

11ـ تعهد مجدد و محبت آميز فرزندان يعقوب براى حفاظت از برادرشان بنيامين در سفر به مصر

نمير أهلنا و نحفظ أخانا

12ـ لغو تحريم آذوقه و اضافه شدن يك بار شتر غلّه با آمدن بنيامين به مصر ، از دليل هاى ارائه شده به يعقوب ( ع ) براى جلب موافقت آن حضرت به روانه ساختن بنيامين

و نزداد كيل بعير ذلك كيل يسير

«ازدياد» (مصدر «نزداد» از باب افتعال) به معناى درخواست زياده و اضافه است. «كيل بعير» ; يعنى، بار و محموله اى كه

معمولاً بر يك شتر حمل مى كنند. گفتنى است جمله هاى «فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم ...» و «منع منا الكيل» دلالت مى كند بر اينكه يوسف(ع) اعطاى سهميه به فرزندان يعقوب را بدون همراهى بنيامين ممنوع و تحريم كرد. بنابراين مراد از «نزداد كيل بعير» اين است كه اگر بنيامين را به همراه ببريم علاوه بر لغو تحريم، يك بار اضافه نيز مطالبه مى كنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 1

1ـ يعقوب ( ع ) سرانجام با مسافرت بنيامين به مصر همراه ديگر فرزندانش ، موافقت نمود .

قال لن أُرسله معكم حتى تؤتون موثقًا

85- برادران يوسف و مسافرت به مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 17

17ـ فرزندان يعقوب غلّه دريافتى در سفر اول را براى قحطى پيش آمده كافى نمى دانستند و سفر به مصر را براى دريافت سهميه اى ديگر ضرورى مى شمردند .

ذلك كيل يسير

«ذلك» اشاره به متاع و آذوقه اى است كه فرزندان يعقوب در سفر نخست دريافت كرده بودند. «يسير» به معناى اندك است و روشن است كه اندك بودن به لحاظ دوره قحطى مى باشد.

86- برادران يوسف و نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 95 - 7

7ـ « نشيط . . . قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) : أكان إخوة يوسف صلوات الله عليه أنبياء قال : لا و لابررة أتقياء و كيف و هم يقولون لأبيهم يعقوب : « تالله إنك لفى ضلالك القديم » ;

نشيط گفت: به امام صادق(ع) گفتم: آيا برادران يوسف پيامبر بودند؟ حضرت فرمود: نه، از نيكان و پرهيزكاران نيز نبودند و چگونه پيامبر بودند در حالى كه به پدرشان يعقوب مى گفتند: تالله إنك لفى ضلالك القديم».

87- برادران يوسف و نجات بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 2،3،6،7،11

2ـ فرزندان يعقوب با تحريك عواطف يوسف ( ع ) درصدد جلب رضايت او براى آزادسازى بنيامين برآمدند .

قالوا يـأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا

3ـ اقتدار يوسف ( ع ) بر انجام خواسته هاى خويش ، نيكوكار بودن وى و سزاوارى يعقوب ( ع ) براى ترحم ، دليل هاى ارائه شده از سوى فرزندان يعقوب به يوسف ( ع ) براى آزادسازى بنيامين

قالوا يـأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا . .. إنا نريـك من المحسنين

هدف برادران يوسف از مخاطب ساختن يوسف(ع) با عنوان «عزيز» بيان اقتدار او بر انجام خواسته هايش است، و توصيف يعقوب به «پيرمردى سالخورده» بيان سزاوارى او براى ترحم است و مدح يوسف(ع) به نيكوكارى به منظور ترغيب او به احسان و گذشت مى باشد.

6ـ بازداشت يكى از برادران بنيامين در مقابل آزاد كردن او ، پيشنهاد برادران به يوسف

فخذ أحدنا مكانه

7ـ فداكارى و گذشت برادران بنيامين ، براى باز گرداندن او به پدرشان يعقوب

فخذ أحدنا مكانه

11ـ مشاهده نيكوكار بودن يوسف ، مايه تشجيع فرزندان يعقوب به تقاضاى آزادى بنيامين و بازداشت يكى از آنان به جاى وى

فخذ أحدنا مكانه إنا نريـك من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 79 - 1

1ـ يوسف ( ع ) پيشنهاد فرزندان يعقوب ( بازداشت يكى از آنان به جاى بنيامين ) را نپذيرفت .

فخذ أحدنا مكانه . .. قال معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا

«معاذ» مصدر ميمى و مفعول مطلق براى فعل محذوف است (نعوذ بالله معاذاً). عبارت «أن نأخذ» به تقدير «من» و متعلق به «معاذ الله» مى باشد. بنابراين جمله «معاذ الله أن نأخذ ...» ; يعنى، به خدا پناه مى بريم پناه آوردنى از اينكه بگيريم (بازداشت كنيم) مگر كسى را كه متاع خويش را نزد او يافتيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 1،2

1ـ فرزندان يعقوب به جلب رضايت يوسف موفق نشدند و از آزاد شدن بنيامين كاملاً نااميد گشتند .

فلما استيئسوا منه

«يأس» «و «استيئاس» به معناى نااميد شدن است، با اين تفاوت كه «استيئاس» حاكى از مبالغه و شدت نااميدى مى باشد. مراد از ضمير در «منه» يوسف و يا بنيامين است. بنابراين «فلما استيئسوا منه ...» ; يعنى، پس آن گاه كه فرزندان يعقوب از [جلب رضايت ]يوسف و يا [آزادى] بنيامين كاملاً نااميد شدند ... .

2ـ فرزندان يعقوب پس از نااميد شدن از آزادى بنيامين ، در كنارى به دور از يوسف و كارگزارانش براى چاره انديشى درباره مشكل پيش آمده به مشورت و گفت و گوى محرمانه پرداختند .

فلما استيئسوا منه خلصوا نجيًّا

از معانى «خلوص» اعتزال و كناره گيرى كردن است. «نجىّ» به فرد و يا افرادى اطلاق مى گردد كه در نهان با او گفت و گو شود. اين كلمه در آيه شريفه حال براى فاعل «خلصوا» مى باشد. بنابراين «خلصوا نجيّاً» ; يعنى، برادران يوسف از ديگران جدا شدند و

با يكديگر به نجوا و گفت و گوى سرّى پرداختند.

88- برادران يوسف و نيازهاى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 4

4ـ برادران يوسف با اظهار علاقه به رفع نياز هاى طبيعى يوسف ( ع ) ( حضور در مرتع و گردش و بازى ) درصدد اثبات خيرخواهى خويش نسبت به او بودند .

و إنا له لنـصحون. أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

«رتع» (مصدر يرتع) استفاده فراوان از خوراكيها و نوشيدنيهاى باغستانها ، مزارع و مراتع است.

89- برادران يوسف و هلاكت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 14 - 5

5ـ برادران يوسف در حضور پدر نابودى يوسف ( ع ) را براى خود ، امرى خسارت بار و تباه كننده قلمداد كردند .

إنا إذًا لخـسرون

90- برادران يوسف و يافتن يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 13

13ـ دريافت آذوقه در نزد فرزندان يعقوب ، داراى اهميت بيشتر از يافتن و جست و جو كردن يوسف ( ع ) و استرداد بنيامين *

يـأيها العزيز مسّنا و أهلنا الضر . .. فأوف لنا الكيل و تصدق علينا

فرزندان يعقوب به فرمان وى به مصر آمدند تا از يوسف(ع) خبر بگيرند و بنيامين را باز ستانند ، ولى پيش از آن سخن از فقر و تنگدستى و مطالبه آذوقه دارند. اين معنا مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

91- برادران يوسف و يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 7،8،9

7ـ برادران يوسف با حضور در پيشگاه يعقوب ( ع ) لب به شكايت گشوده و از بى اعتمادى او نسبت به آنان درباره يوسف ( ع )

انتقاد كردند .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا

8ـ فرزندان يعقوب در حضور او ، بر خيرخواهى خويش نسبت به يوسف ( ع ) تأكيد كردند .

ما لك لاتأمنّا على يوسف و إنا له لنـصحون

9ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به او ، و تحريك احساسات وى درصدد فريب دادن او بودند .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف

برداشت فوق ، از خطاب «يـأبانا» (اى پدر جانمان) و نيز لحن كلام «ما لك لاتأمنّا . ..» (چه شده است كه به ما درباره يوسف بى اعتماد هستى) استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 8

8ـ فرزندان يعقوب در حضور او ، با تأكيدى فراوان مراقبت از يوسف ( ع ) را برعهده گرفتند .

و إنا له لحـفظون

تأكيد فراوان ، از آوردن جمله اسميه به همراه «إنّ» و «لام» تأكيد استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 14 - 3،5

3ـ فرزندان يعقوب با يادآور شدن كثرت نيرو و توان خويش ، نگرانى او ( احساس خطر حمله گرگ ها به يوسف ) را نابه جا شمردند .

أخاف . .. قالوا لئن أكله الذئب و نحن عصبة

5ـ برادران يوسف در حضور پدر نابودى يوسف ( ع ) را براى خود ، امرى خسارت بار و تباه كننده قلمداد كردند .

إنا إذًا لخـسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 1

1ـ فرزندان يعقوب با دروغ ها و نيرنگ هاى خويش ، موافقت او را براى فرستادن يوسف ( ع ) به همراه خود جلب كردند .

إنا له لحـفظون . .. فلما ذهبوا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 16 - 1،2

1ـ فرزندان يعقوب ، پس از ر ها ساختن يوسف ( ع ) در چاه ، گريان نزد پدر آمدند .

و جاءو أباهم عشاءً يبكون


علل الشرايع، ص47، ح1، ب 41; نورالثقلين، ج2، ص413، ح17.

2ـ برادران يوسف براى حق جلوه دادن صحنه هاى دروغين ، حضور خويش در نزد پدر را تا شامگاهان به تأخير انداختند .

و جاءو أباهم عشاءً

«عشاء» به اول تاريكى شب گفته مى شود و برخى از اهل لغت گفته اند: «عشاء» از اول مغرب است تا سپرى شدن ثلث شب. تصريح قرآن به زمان گزارش دروغين (شامگاهان) اشاره به برداشت فوق دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 3

3ـ برادران يوسف با ارائه پيراهن خونين او به يعقوب ( ع ) ، درصدد اثبات ادعاى ساختگى خويش برآمدند .

و جاءو على قميصه بدم كذب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 3

3ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به بنيامين از پدرشان خواستند او را به همراه آنان روانه مصر كند .

فأرسل معنا أخانا

هدف فرزندان يعقوب از نام نبردن بنيامين و ياد كردن از او به عنوان «أخانا» (برادرمان) اظهار محبت به اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 5،6،7

5ـ فرزندان يعقوب به وى خاطرنشان كردند كه عزيز مصر ( يوسف ) بدون آگاهى ايشان و بدون كمترين امتنانى ، بضاعت آنان را بازگردانده است .

هـذه بضـعتنا ردّت إلينا

آوردن فعل «رُدّت» به صورت مجهول و ياد نكردن از فاعل آن براى رساندن اين معناست كه باز گرداننده به گونه اى عمل كرده كه ما متوجّه او نشويم و احساس كوچكى و شرمندگى نكنيم.

6ـ فرزندان يعقوب در كنار پدر و پيرامون او زندگى مى كردند .

و لما فتحوا متـعهم . .. قالوا يـأبانا ما نبغى هـذه بضـعتنا ردّت إلينا

7ـ فرزندان يعقوب با مشاهده سرمايه بازگردانده شده ، تلاش مجددى را براى جلب توافق پدر با مسافرت كردن بنيامين آغاز كردند .

قال هل ءامنكم . .. يـأبانا ما نبغى هـذه بضـعتنا ردّت إلينا و نمير أهلنا و نحفظ أ

سخنان فرزندان يعقوب (ما نبغى هـذه بضاعتنا. ..) به قرينه مخاطب قرار دادن يعقوب (يا أبانا)، در راستاى جلب موافقت وى براى سفر بنيامين بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 2،3،13

2ـ فرزندان يعقوب براساس فرمان آن حضرت ، در آستانه ورود به مصر متفرق شدند و از دروازه هاى متعدد به آن ديار وارد گشتند .

وادخلوا من أبوب متفرقة . .. و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم

«حيث» اسم مكان و به معناى جا و محل است.

3ـ اطاعت فرزندان يعقوب از پدر خويش

و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم

13ـ اطاعت فرزندان يعقوب از او در مورد ورودشان از دروازه هاى متعدد ، به توفيق الهى بود .

و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم . .. إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيـها

از يك سو برآورده شدن خواسته يعقوب(ع) (ورود فرزندان از دربهاى متعدد) به خود آنان نسبت داده شده (و لما دخلوا من حيث أمرهم) و از سويى بيان شده كه خداوند خواسته او را برآورده ساخته است. از اين دو بيان معلوم مى شود كه توفيق خدا و اراده او موجب شد كه فرزندان يعقوب به آنچه پدرشان توصيه كرده بود، موفق شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 3

3ـ فرزندان يعقوب بر باز گرداندن بنيامين از سفر مصر ، با پدرشان يعقوب پيمان بسته و سوگند ياد كرده بودند .

أن أباكم قد أخذ عليكم موثقًا من الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 8،10

8ـ دزدى مخفيانه بنيامين و ناتوانى برادران از مراقبت وى در نهان ، اعتذار آنان نزد يعقوب ( ع ) از باز نگرداندن او

ارجعوا إلى أبيكم فقولوا . .. و ما كنا للغيب حـفظين

جمله «و ما كنا . ..» در حقيقت پاسخ به پرسشى است كه لاوى انتظار آن را از يعقوب(ع) داشت و آن اينكه: گيرم بنيامين دزدى كرد ، چرا او را از دزدى كردن باز نداشتيد تا كار به آنچه مى گوييد بينجامد.

10ـ بى اطلاعى برادران از امور نهانى ، اعتذار آنان در نزد يعقوب براى بيان كيفر سارق

ما شهدنا إلاّ بما علمنا و ما كنا للغيب حـفظين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 82 - 3،4

3ـ فرزندان يعقوب ، بر اين گمان بودند كه پدرشان داستان سرقت بنيامين را تصديق نخواهد كرد .

وسئل القرية . .. والعير التى أقبلنا فيها

4ـ لاوى به برادرانش سفارش كرد از يعقوب بخواهند كه وى از اهالى مصر و نيز از همسفران ايشان ، داستان سرقت بنيامين را جويا شود .

فقولوا يـأبانا . .. وسئل القرية ... والعير التى أقبلنا فيها

«اقبال» (مصدر أقبلنا) به معناى روى آوردن است و متعلق آن «إليك» و مانند آن است كه به خاطر وضوحش در كلام نيامده و «فيها» حال براى ضمير «أقبلنا» مى باشد. بنابراين «وسئل ... العير التى ...» ; يعنى، از كاروانى بپرس كه ما در ميان آنها به سوى شما آمديم. قابل ذكر است كه آيه مورد بحث نيز مانند آيه سابق، از سفارشهاى لاوى به برادرانش مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 85 - 4،5،6

4ـ فرزندان يعقوب او را به خاطر اندوه جانكاهش در فراق يوسف ( ع ) ملامت كردند .

قالوا تالله تفتؤا تذكر يوسف

لحن و سياق جمله «قالوا تالله . ..» گوياى ملامت يعقوب(ع) و درخواست به فراموشى سپردن يوسف(ع) است.

5ـ فرزندان يعقوب از وى تقاضا كردند يوسف ( ع ) را فراموش كرده و ياد او را از خاطر بزدايد .

قالوا تالله تفتؤا تذكر يوسف

6ـ فرزندان يعقوب با سوگند به خدا ، خطر فرسوده شدن و به هلاكت رسيدنش را به او هشدار دادند .

قالوا تالله تفتؤا تذكر يوسف حتى تكون حرضًا أو تكون من الهـلكين

حرف «تاء» براى قسم است و جمله «تفتؤا تذكر يوسف» به اعتبار غايتى كه براى آن ذكر شده (حتى تكون حرضاً . ..) جواب قسم است ; يعنى ، در حقيقت جواب قسم «تكون حرضاً ...» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 95 - 7

7ـ « نشيط . . . قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) : أكان إخوة يوسف صلوات الله عليه أنبياء قال : لا و لابررة أتقياء و كيف و هم يقولون لأبيهم يعقوب : « تالله إنك لفى ضلالك القديم » ;

نشيط گفت: به امام صادق(ع) گفتم: آيا برادران يوسف پيامبر بودند؟ حضرت فرمود: نه، از نيكان و پرهيزكاران نيز نبودند و چگونه پيامبر بودند در حالى كه به پدرشان يعقوب مى گفتند: تالله إنك لفى ضلالك القديم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 97 - 2،3،4،5

2ـ فرزندان يعقوب على رغم گناه دانستن رفتارشان با يوسف ( ع ) و بنيامين و يعقوب ( ع ) ، آن را مرتكب مى شدند .

قالوا يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا إنا كنّا خـطئين

مراد از «ذنوبنا» به قرينه مقام رفتار فرزندان يعقوب با وى و يوسف و بنيامين مى باشد.

3ـ فرزندان يعقوب از رفتار هاى ناروايشان با يوسف ( ع ) ، بنيامين و يعقوب ( ع ) ، پشيمان شدند و اظهار ندامت كردند .

يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا

4ـ فرزندان يعقوب با لحنى ملتمسانه از وى خواستند براى آمرزش گناهانشان از خداوند ، طلب آمرزش كند .

يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا

تصريح فرزندان يعقوب به «يا أبانا» (اى پدر ما) براى جلب مهر و محبت و برانگيختن عواطف اوست كه از آن به «لحنى ملتمسانه» تعبير شد.

5ـ فرزندان يعقوب به تقرّب وى در نزد خداوند باور داشته و بدان معترف بودند .

يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا

92- برادران يوسف و يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 4،6

4ـ يعقوب ( ع ) مطمئن به مكر و كيد فرزندانش عليه يوسف ( ع ) در صورت آگاه شدنشان از رؤياى او

لاتقصص رءياك على إخوتك فيكيدوا لك كيدًا

چنان چه يعقوب(ع) اطمينان و يقين به كيد و مكر فرزندانش عليه يوسف(ع) نداشت ، پس از نقل رؤيا مى فرمود: «فإنى أخاف أن يكيدوا . ..» (مى ترسم نقشه اى براى تو بكشند) و جمله خويش را با مفعول مطلق (كيداً) تأكيد نمى كرد.

6ـ يعقوب ( ع ) پيش بينى مى كرد كه همه فرزندانش عليه يوسف ( ع ) متحد مى شوند و هيچ كدام از او حمايت نخواهند كرد .

فيكيدوا لك كيدًا

ضمير در «يكيدوا» به «إخوة» باز مى گردد و اين گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 6،7

6ـ همه فرزندان يعقوب محبت افزون تر او به يوسف ( ع ) و بنيامين را احساس مى كردند و بر آن رشك مى بردند .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

ضمير در «قالوا» به «إخوته» در آيه قبل برمى گردد ; يعنى ، همه آنان چنين گفتند و بر اين نظر اتفاق داشتند.

7ـ محبت و علاقه افزون تر يعقوب ( ع ) به دو فرزندش يوسف ( ع ) و بنيامين ، برانگيزنده حسادت ديگر فرزندان وى نه اطلاعشان از رؤياى يوسف ( ع )

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

چنان چه يوسف(ع) رؤياى خويش را براى برادرانش نقل كرده بود و آن باعث حسادت و توطئه عليه او شده بود ، سخن از بنيامين به ميان نمى آوردند و تنها به ذكر يوسف(ع) اكتفا مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 1،4،7

1ـ كشتن يا تبعيد يوسف ( ع ) به سرزمينى دوردست ، رأى اكثريت برادران وى در جلسه توطئه عليه او

اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا

جمله «اقتلوا يوسف. ..» را دو گونه مى توان تفسير كرد: 1ـ برخى از برادران يوسف به كشتن وى نظر داشتند و برخى ديگر به تبعيد او رأى مى دادند. 2ـاكثريت به توطئه عليه او نظر داشتند، ولى در اينكه او را بكشند و يا تبعيد كنند مردد بودند. قابل ذكر است كه جمله «إن كنتم فاعلين» در آيه بعد، مى رساند كه يكى از آنان با هر دو نظر مخالف بود ولذا در برداشت كلمه «اكثريت» آورده شد.

4ـ برادران يوسف ، نبود وى در ميان خانواده را ، مايه توجه كامل يعقوب ( ع ) به آنان مى پنداشتند .

اقتلوا يوسف . .. يخل لكم وجه أبيكم

«يخل لكم وجه أبيكم» (خالى شود صورت پدرتان براى شما) كنايه از آن است كه توجه و اقبال او از يوسف(ع) منقطع مى شود و تنها براى شما خواهد بود. فعل «يخل» جواب امر (اقتلوا) و (اطرحوه) است و با «إن» شرطيه مقدر مجزوم شده است ; يعنى: «إن تقتلوه أو تطرحوه يخل لكم ...».

7ـ برادران يوسف حضور او در نزد يعقوب را ، مايه تلخ كامى و نابسامانى خويش مى دانستند .

اقتلوا يوسف . .. تكونوا من بعده قومًا صـلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 7

7ـ برادران يوسف با حضور در پيشگاه يعقوب ( ع ) لب به شكايت گشوده و از بى اعتمادى او نسبت به آنان درباره يوسف ( ع ) انتقاد كردند .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 5،8

5ـ نياز يوسف ( ع ) به گردش و بازى و استفاده از خوراكى هاى مراتع ، بهانه برادرانش براى بردن او به صحرا و جدا ساختنش از يعقوب ( ع )

أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

8ـ فرزندان يعقوب در حضور او ، با تأكيدى فراوان مراقبت از يوسف ( ع ) را برعهده گرفتند .

و إنا له لحـفظون

تأكيد فراوان ، از آوردن جمله اسميه به همراه «إنّ» و «لام» تأكيد استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 13 - 7

7ـ غفلت برادران از حراست يوسف ( ع ) در صحرا ، دور از انتظار يعقوب ( ع ) نبود .

أخاف أن يأكله الذئب و أنتم عنه غـفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 19،20

19ـ « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « لتنبئنّهم بأمرهم هذا و هم لايشعرون » يقول : لايشعرون أنك أنت يوسف . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «لتنبئنّهم. .. و هم لايشعرون» روايت شده كه مى فرمود: [يعنى ]نمى دانند تو همان يوسفى...».

20ـ « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . فانطلقوا به مسرعين مخافة أن يأخذه منهم و لايدفعه إليهم . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. يوسف را با سرعت بردند ، مبادا يعقوب او را از دست آنان بگيرد و به آنان ندهد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 20 - 5،6

5ـ برادران يوسف ، او را به درهمهايى اندك و بهايى ناچيز ، به كاروانيان فروختند . *

و شروه بثمن بخس

برداشت فوق، براساس اين احتمال است كه مراد از ضمير فاعلى در «شروه»، برادران يوسف باشد. بر اين مبنا برادران يوسف فروشنده، و طبعاً كاروانيان خريدار او بودند. عبارت «الذى اشتراه من مصر» در آيه بعد، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد ; زيرا اين عبارت مى رساند كه پيش از فروش يوسف(ع) در مصر، يك بار ديگر نيز خريد و فروش در مورد او انجام گرفته بود.

6ـ يوسف ( ع ) در نزد برادرانش ، شخصى بى مقدار و كم ارزش بود . *

و كانوا فيه من الزهدين

در برداشت فوق ، ضمير در «كانوا» به برادران يوسف باز گردانده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 58 - 9،16

9ـ برادران يوسف بجز بنيامين ، از كنعان براى دريافت آذوقه به مصر آمدند و به حضور يوسف ( ع ) رسيدند .

و جاء إخوة يوسف فدخلوا عليه

جمله «ائتونى بأخ لكم. ..» (برادر پدرى خود را به نزد من آورديد) در آيه بعد مى رساند كه مراد از «إخوة» برادران يوسف بجز بنيامين است. جمله «و لما جهزهم ...» در آيه بعد بيانگر هدف آنان از آمدن به مصر است.

16ـ « عن أبى جعفر ( ع ) : « . . . فعرفهم يوسف و لم يعرفه إخوته لهيبة الملك و عزّته . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . .. يوسف برادران خود را شناخت و آنان يوسف را به علت هيبت و شكوه پادشاهى نشناختند ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 59 - 3

3ـ فرزندان يعقوب ، ضمن معرفى خويش و بيان تعداد نفرات ، به يوسف ( ع ) يادآور شدند كه يك برادر پدرى نيز دارند .

قال ائتونى بأخ لكم من أبيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 3،9،16

3ـ بى تعهدى برادران يوسف در حفاظت از او ، دليل يعقوب ( ع ) براى اطمينان نكردن بر تعهد آنان به حفاظت از بنيامين

هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

يعقوب(ع) اعتماد و اطمينان به فرزندانش درباره بنيامين را، به اعتماد و اطمينانش به آنان درباره يوسف(ع) تشبيه كرد. وجه شبه در اين تشبيه بى ثمرى و نتيجه بخش نبودن است. بنابراين مفاد «هل ءامنكم عليه إلاّ ...» چنين مى شود: اعتماد من به شما [اگراعتماد كنم ]در بى نتيجه ماندن و ثمر نداشتن نيست مگر همانند اعتمادم به شما درباره يوسف(ع).

9ـ يعقوب ( ع ) در پى تعهد فرزندانش بر محافظت از يوسف ( ع ) به آنان اطمينان كرد و به حفاظت آنان دل بست .

كما أمنتكم على أخيه من قبل

16ـ تعريض يعقوب ( ع ) به فرزندانش مبنى بر دلسوز نبودن آنان و ترحم نداشتنشان بر يوسف ( ع ) و بنيامين

هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل فالله خير حـفظًا و هو أرحم الرحمي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 70 - 9

9ـ « عن أبى عبدالله عليه السلام . . . قال : إنهم سرقوا يوسف من أبيه ألا ترى أنه قال لهم حين قالوا : ماذا تفقدون ؟ قالوا : نفقد صواع الملك ، و لم يقولوا : سرقتم صواع الملك ، إنما عنى أنكم سرقتم يوسف من أبيه ;

از امام صادق(ع) روايت شده است [كه در پاسخ سؤال مردى كه از «إنكم لسارقون» پرسيده بود ]فرمود: آنان يوسف را از پدرش سرقت كرده بودند. آيا توجه نمى كنى كه هنگامى كه برادران يوسف گفتند: چه چيزى گم كرده ايد؟ او و كارگزارانش به آنان گفتند: «پيمانه پادشاه را گم كرده ايم» و نگفتند: پيمانه پادشاه را دزديديد. جز اين نيست كه نظر يوسف بر اين بود كه شما يوسف را از پدرش سرقت كرديد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 71 - 1

1ـ فرزندان يعقوب با شنيدن اتهام سرقت به سوى يوسف ( ع ) و كارگزاران وى بازگشتند .

قالوا و أقبلوا عليهم

ضمير در «قالوا» و «أقبلوا» به كلمه «العير» در آيه قبل باز مى گردد و جمله «و أقبلوا عليهم» حال براى ضمير در «قالوا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 1

1ـ فرزندان يعقوب در حضور يوسف ( ع ) و كارگزارانش ، بر منزه بودنشان از سرقت و نداشتن قصد فسادگرى و خرابكارى در مصر ، سوگند ياد كردند .

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سـرقين

گرچه مقسم عليه (آنچه بر انجام آن سوگند ياد مى شود) در آيه شريفه «لقد علمتم» است ; ولى در حقيقت «ما جئنا . ..» مقسم عليه مى باشد. بنابراين معناى جمله چنين مى شود: به خدا سوگند كه ما براى فساد به مصر نيامده ايم و هرگز سارق نبوده ايم و شما اين حقيقت را به خوبى دانستيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 77 - 2،3،5

2ـ برادران يوسف در حضور او ، بنيامين را به داشتن روحيه سرقت متهم كردند .

قالوا إن يسرق

چون از نظر ظاهر بنيامين سارق شناخته شد، اقتضاى مقام آن بود كه برادران يوسف از فعل ماضى (سرق) استفاده مى كردند. آنان با آوردن فعل مضارع (يسرق) ـ كه دلالت بر استمرار و تجدد دارد ـ به جاى فعل ماضى درصدد بيان اين معنا بودند كه بنيامين داراى روحيه سرقت است.

3ـ برادران يوسف در حضور او ، از گذشته برادر بنيامين ( يوسف ) سخن گفتند و سابقه دزدى را براى او نيز امرى ثابت شده قلمداد كردند .

إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل

5ـ برادران يوسف بر اين باور بودند كه يوسف ( ع ) از ميان رفته و نابود شده است .

فقد سرق أخ له من قبل

«من قبل» مى تواند متعلق به «سرق» باشد. بر اين اساس جمله «فقد سرق ...» چنين معنا مى شود: او برادرى داشت كه پيش از اين دزدى كرده بود. همچنين مى تواند متعلق به مضمون «أخ له» باشد. بر اين مبنا جمله چنين معنا مى شود: او پيشتر برادرى داشت كه دزدى كرده بود. بر اين فرض قيد «من قبل» حاكى است كه برادران يوسف مى پنداشتند كه يوسف(ع) از ميان رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 3

3ـ اقتدار يوسف ( ع ) بر انجام خواسته هاى خويش ، نيكوكار بودن وى و سزاوارى يعقوب ( ع ) براى ترحم ، دليل هاى ارائه شده از سوى فرزندان يعقوب به يوسف ( ع ) براى آزادسازى بنيامين

قالوا يـأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا . .. إنا نريـك من المحسنين

هدف برادران يوسف از مخاطب ساختن يوسف(ع) با عنوان «عزيز» بيان اقتدار او بر انجام خواسته هايش است، و توصيف يعقوب به «پيرمردى سالخورده» بيان سزاوارى او براى ترحم است و مدح يوسف(ع) به نيكوكارى به منظور ترغيب او به احسان و گذشت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 3،8،12،14،18،19

3ـ فرزندان يعقوب سختى معيشت و نابسامان بودن وضع مادى خاندان يعقوب را به يوسف گزارش كردند .

قالوا يـأيها العزيز مسّنا و أهلنا الضر و جئنا ببضـعة مزجيـة

8ـ فرزندان يعقوب با بيان تنگدستى و نداشتن بهاى لازم براى خريد سهميه خويش ، از يوسف ( ع ) خواستند جيره آنان را به طور كامل پرداخت كند .

مسّنا و أهلنا الضر و جئنا ببضـعة مزجية فأوف لنا الكيل

12ـ فرزندان يعقوب از يوسف ( ع ) تقاضا كردند برادرشان بنيامين را به آنان باز گرداند .

و تصدق علينا

در اينكه مقصود فرزندان يعقوب از عطيه درخواستى چيست سه نظر ايراد شده است: 1ـمنظور بنيامين است كه به ظاهر ملك يوسف(ع) مى باشد. 2ـ مقصود آنان مقدارى بيش از سهميه و جيره ايشان است. 3ـمراد همان سهميه است بدون دريافت همه بهاى آن. برداشت فوق، ناظر به اولين احتمال است.

14ـ برادران يوسف به دليل سخت شدن معيشت بر خاندان يعقوب ( ع ) از او تقاضا كردند بيش از سهميه سرانه ، آذوقه و غلات به آنان ببخشد .

مسّنا و أهلنا الضر . .. فأوف لنا الكيل و تصدق علينا

18ـ عزيز مصر ( يوسف ) در ديده فرزندان يعقوب حاكمى خداشناس ، خيرخواه و اهل جود و كرم بود .

فأوف لنا الكيل و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين

19ـ اظهار مسكنت و ذلت برادران يوسف به پيشگاه او و شكايت آنان از فقر و تنگدستى ، در سومين سفر آنان به مصر

مسّنا و أهلنا الضر . .. و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 2

2ـ بنيامين ، برادر پدرى و مادرى يوسف ( ع ) ، همچون يوسف ( ع ) ، مورد آزار و اذيت برادرانش بود .

قال هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 1،2،3

1ـ فرزندان يعقوب در پى سخنان عزيز مصر ( آيا دانستيد با يوسف و برادرش چه كرديد ) دريافتند كه او برادرشان يوسف ( ع ) است .

هل علمتم ما فعلتم بيوسف . .. قالوا أءنك لأنت يوسف

جمله «أءنك . ..» حاوى چهار تأكيد است: اسمى بودن جمله ، حرف تأكيد «إنّ» ، لام تأكيد و ضمير فصل «أنت». و اينها حاكى از اين است كه برادران يوسف بر اينكه مخاطبشان همان يوسف(ع) است ، اطمينان كردند.

2ـ استبعاد و شگفتى ، فرزندان يعقوب از اينكه عزيز مصر برادرشان يوسف باشد .

قالوا أءنك لأنت يوسف

برادران يوسف على رغم اطمينانشان بر اينكه عزيز مصر همان يوسف است ، جمله خويش را با استفهام تقريرى بيان كردند و از او خواستند كه به يافته آنان اقرار كند و اين بيانگر استبعاد و شگفتى ايشان است ; يعنى ، در عين اطمينان ناباور بودند.

3ـ يوسف ( ع ) در پى پرسش برخاسته از شگفت زدگى و ناباورى برادرانش ، تصريح كرد كه او همان يوسف است .

أءنك لأنت يوسف قال أنا يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 3،6،8،9

3ـ برادران يوسف با سوگند به خداوند به منزلت برتر او اذعان و اعتراف كردند .

تالله لقد ءاثرك الله علينا

حرف «تاء» در «تالله» حرف قسم است.

6ـ اعتقاد و باور برادران يوسف به خدادادى بودن مقام و منزلت برتر او

لقد ءاثرك الله علينا

8ـ تأكيد و اقرار برادران يوسف به ارتكاب خطا در حق برادرشان يوسف ( ع )

و إن كنّا لخـطئين

«إن» در جمله فوق به اصطلاح مخفّفه از مثقّله (إنّ) است. دليل آن حرف «لام» در «لخاطئين» مى باشد.

9ـ برادران يوسف در حضور او به گناه و خطاى خويش اعتراف نموده و از رفتار گذشته خود اظهار ندامت كردند .

و إن كنّا لخـطئين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 7

7ـ رفتار برادران يوسف عليه وى ، گناه بود و بدون آمرزش خداوند عقوبت او را در پى داشت .

يغفر الله لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 97 - 2،3

2ـ فرزندان يعقوب على رغم گناه دانستن رفتارشان با يوسف ( ع ) و بنيامين و يعقوب ( ع ) ، آن را مرتكب مى شدند .

قالوا يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا إنا كنّا خـطئين

مراد از «ذنوبنا» به قرينه مقام رفتار فرزندان يعقوب با وى و يوسف و بنيامين مى باشد.

3ـ فرزندان يعقوب از رفتار هاى ناروايشان با يوسف ( ع ) ، بنيامين و يعقوب ( ع ) ، پشيمان شدند و اظهار ندامت كردند .

يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا

93- برادران يوسف وبنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 97 - 2،3

2ـ فرزندان يعقوب على رغم گناه دانستن رفتارشان با يوسف ( ع ) و بنيامين و يعقوب ( ع ) ، آن را مرتكب مى شدند .

قالوا يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا إنا كنّا خـطئين

مراد از «ذنوبنا» به قرينه مقام رفتار فرزندان يعقوب با وى و يوسف و بنيامين مى باشد.

3ـ فرزندان يعقوب از رفتار هاى ناروايشان با يوسف ( ع ) ، بنيامين و يعقوب ( ع ) ، پشيمان شدند و اظهار ندامت كردند .

يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا

94- برادران يوسف ويعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 17 - 1،2،7،8

1ـ برادران يوسف ، پيش از حضور در نزد يعقوب ( ع ) با هماهنگى كامل ، دروغهايى را براى ارائه به او ، ساخته و پرداخته كردند .

قالوا يـأبانا إنا ذهبنا . .. فأكله الذئب

روشن است كه همه فرزندان يعقوب در حضور او لب به سخن نگشودند و گزارش ندادند ; بلكه يكى از آنان سخن مى گفت. بنابراين نسبت دادن آن سخنان دروغين به همه ايشان (قالوا) گوياى اين است كه آنان از پيش دروغها را بافته و تبادل نظر كرده بودند و همگى بر آن اتفاق نظر داشتند.

2ـ طعمه گرگ شدن يوسف ( ع ) ، گزارشى دروغين برادران او به پدرشان يعقوب

قالوا . .. فأكله الذئب

7ـ فرزندان يعقوب ، او را درباره گزارشهايشان ، متهم به ناباورى كردند .

و ما أنت بمؤمن لنا و لو كنا صـدقين

معناى جمله «و لو كنا صادقين» به ضميمه «و ما أنت بمؤمن لنا» چنين مى شود: درباره يوسف حقيقت را بگوييم نمى پذيرى، دروغ هم بگوييم نمى پذيرى ; اين دو براى تو تفاوتى ندارد. اين سخن فرزندان يعقوب، متهم ساختن او به ناباورى نسبت به ايشان است.

8ـ اطمينان برادران يوسف به ناموفق بودن صحنه سازيهايشان در باوراندن دروغ هاى خود به يعقوب ( ع )

و ما أنت بمؤمن لنا و لو كنا صـدقين

«ايمان» به معناى تصديق كردن شخص و باور كردن مدعاى اوست. آوردن جمله اسميه به همراه «باء» زايده ـ كه براى تأكيد است ـ حكايت از اطمينان برادران يوسف به مضمون جمله دارد.

95- بشارت به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 13

13ـ يوسف ( ع ) برادرانش را به آمرزش خدا و شمول رحمتش بر آنان نويد داد .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يغفر الله . ..» جمله اى خبرى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 2

2ـ يعقوب ( ع ) به فرزندانش نويد داد كه به زودى آمرزش گناهانشان را از درگاه خداوند خواهد خواست و براى آنان شفاعت خواهد كرد .

قال سوف أستغفر لكم ربى

96- بنيامين و برخورد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 69 - 6

6ـ تأسّف و اندوه بنيامين از رفتار گذشته برادرانش در ماجراى ناپديد شدن يوسف ( ع )

فلاتبتئس بما كانوا يعملون

97- بى ارزشى مال التجاره برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 7

7ـ فرزندان يعقوب در نوبت سوم سفرشان به مصر ، بهاى كامل براى خريد سهميه خويش را نداشتند .

و جئنا ببضـعة مزجية فأوف لنا الكيل

«مزجاة» به معناى ناچيز و حقير است.

98- بى اعتمادى به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 7

7ـ برادران يوسف با حضور در پيشگاه يعقوب ( ع ) لب به شكايت گشوده و از بى اعتمادى او نسبت به آنان درباره يوسف ( ع ) انتقاد كردند .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 2،3

2ـ يعقوب ( ع ) به تعهد و تأكيد فرزندانش درباره حفاظت از بنيامين ، اطمينان نكرد .

قال هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

استفهام در «هل ءامنكم . ..» استفهام انكارى و به منزله نفى است. «أمن» (مصدر ءامن) به معناى اطمينان كردن و امين شمردن است. بنابراين «هل ءامنكم ...» ; يعنى ، من شما را درباره بنيامين امين نمى دانم و به قول و قرار شما اطمينانى ندارم.

3ـ بى تعهدى برادران يوسف در حفاظت از او ، دليل يعقوب ( ع ) براى اطمينان نكردن بر تعهد آنان به حفاظت از بنيامين

هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

يعقوب(ع) اعتماد و اطمينان به فرزندانش درباره بنيامين را، به اعتماد و اطمينانش به آنان درباره يوسف(ع) تشبيه كرد. وجه شبه در اين تشبيه بى ثمرى و نتيجه بخش نبودن است. بنابراين مفاد «هل ءامنكم عليه إلاّ ...» چنين مى شود: اعتماد من به شما [اگراعتماد كنم ]در بى نتيجه ماندن و ثمر نداشتن نيست مگر همانند اعتمادم به شما درباره يوسف(ع).

99- بى اعتمادى يعقوب(ع) به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 13 - 4

4ـ يعقوب ( ع ) على رغم اعتماد نداشتن به فرزندانش درباره يوسف ( ع ) ، از ابراز آن خوددارى كرد .

قال إنى ليحزننى أن تذهبوا به و أخاف أن يأكله الذئب

100- بينش برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 12،13

12ـ برادران يوسف به دليل نيرومندى و كارآمد بودنشان ، خويش را به محبت پدرشان يعقوب سزاوارتر مى ديدند .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا و نحن عصبة

13ـ محبت فراوان يعقوب ( ع ) به يوسف ( ع ) و بنيامين ، خطا و لغزشى روشن از ديدگاه ديگر فرزندان او

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب . .. إن أبانا لفى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 4،5،7،8،9،10

4ـ برادران يوسف ، نبود وى در ميان خانواده را ، مايه توجه كامل يعقوب ( ع ) به آنان مى پنداشتند .

اقتلوا يوسف . .. يخل لكم وجه أبيكم

«يخل لكم وجه أبيكم» (خالى شود صورت پدرتان براى شما) كنايه از آن است كه توجه و اقبال او از يوسف(ع) منقطع مى شود و تنها براى شما خواهد بود. فعل «يخل» جواب امر (اقتلوا) و (اطرحوه) است و با «إن» شرطيه مقدر مجزوم شده است ; يعنى: «إن تقتلوه أو تطرحوه يخل لكم ...».

5ـ برادران يوسف در صورت نبود او ، بنيامين را رقيب خويش در جلب محبت يعقوب ( ع ) نمى ديدند .

ليوسف و أخوه أحب . .. اقتلوا يوسف ... يخل لكم وجه أبيكم

برادران يوسف از محبت افزون تر يعقوب(ع) به يوسف(ع) و نيز بنيامين در رنج بودند ; ولى با از ميان بردن يوسف(ع) مشكل را حل شده مى دانستند. بنابراين چنين مى پنداشتند كه بنيامين ، نمى تواند مانع توجه كامل يعقوب(ع) به آنان باشد.

7ـ برادران يوسف حضور او در نزد يعقوب را ، مايه تلخ كامى و نابسامانى خويش مى دانستند .

اقتلوا يوسف . .. تكونوا من بعده قومًا صـلحين

8ـ برادران يوسف ، صلاح امور خويش و بهبود وضعيت خود را در كشتن و يا تبعيد او مى پنداشتند .

اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا . .. و تكونوا من بعده قومًا صـلحين

مراد از صلاح در «قوماً صالحين» صلاح امور دنيوى است ; زيرا ظاهر آن است كه فعل مضارع «تكونوا» عطف بر «يخل» و جواب امر «اقتلوا» و «اطرحوه» مى باشد. بر اين اساس جمله «تكونوا ...» چنين معنا مى شود: اگر يوسف را بكشيد و يا تبعيدش كنيد، امور شما اصلاح مى شود و بدبختى از شما برطرف مى گردد.

9ـ برادران يوسف ، بر آن بودند كه پس از كشتن يا تبعيد او ، توبه كرده و درستكار شوند . *

اقتلوا يوسف . .. و تكونوا من بعده قومًا صـلحين

در برداشت فوق، صلاح در «قوماً صالحين» صلاح دينى و اخلاقى گرفته شده است. اين احتمال مبتنى بر اين است كه «واو» در «و تكونوا» به معناى مع و «تكونوا» منصوب به «أن» مقدر باشد. بر اين اساس «اقتلوا يوسف ... و تكونوا من بعده قوماً صالحين» چنين معنا مى شود: يوسف را بكشيد، ولى با اين قيد و شرط كه پس از آن با توبه به درگاه خدا، مردمى صالح و درستكار باشيد.

10ـ برادران يوسف ، كشتن يا تبعيد او را گناه مى شمردند و به ناروا بودن آن معترف بودند .

اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا . .. و تكونوا من بعده قومًا صـلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 14 - 5

5ـ برادران يوسف در حضور پدر نابودى يوسف ( ع ) را براى خود ، امرى خسارت بار و تباه كننده قلمداد كردند .

إنا إذًا لخـسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 20 - 6

6ـ يوسف ( ع ) در نزد برادرانش ، شخصى بى مقدار و كم ارزش بود . *

و كانوا فيه من الزهدين

در برداشت فوق ، ضمير در «كانوا» به برادران يوسف باز گردانده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 1،4

1ـ فرزندان يعقوب ، برده شدن را كيفر و مجازات سرقت كننده جام پادشاه دانستند .

قالوا فما جزؤه . .. قالوا جزؤه من وجد فى رحله فهو جزؤه

مفاد جمله «فهو جزؤه» اين است كه سارق ملك كسى مى شود كه از اموال او دزدى شده است. در «مجمع البيان» آمده است كه: مدت اين استرقاق و ملكيت يك سال بوده است.

4ـ فرزندان يعقوب ، ضمن تعيين مجازات سارق تصريح كردند كه خصوص سارق ( كسى كه جام شاهى در اثاثيه اش يافت شود ) مسؤول شناخته مى شود نه همه افراد كاروان

قالوا جزؤه من وجد فى رحله فهو جزؤه

فرزندان يعقوب در مقام پاسخ به اين پرسش كه «فما جزؤه» كافى بود كه بگويند: «هو جزؤه» ; ولى از آن جا كه همه كاروان به سرقت متهم شدند (أيّتها العير إنكم لسـرقون) لازم دانستند كه با جواب تفصيلى (جزؤه من وجد فى رحله فهو جزؤه) بيان كنند كه همه كاروان مسؤول نيستند ; بلكه تنها آن كس كه جام شاهى در اثاثيه اش يافت شود، مسؤول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 77 - 5،7

5ـ برادران يوسف بر اين باور بودند كه يوسف ( ع ) از ميان رفته و نابود شده است .

فقد سرق أخ له من قبل

«من قبل» مى تواند متعلق به «سرق» باشد. بر اين اساس جمله «فقد سرق ...» چنين معنا مى شود: او برادرى داشت كه پيش از اين دزدى كرده بود. همچنين مى تواند متعلق به مضمون «أخ له» باشد. بر اين مبنا جمله چنين معنا مى شود: او پيشتر برادرى داشت كه دزدى كرده بود. بر اين فرض قيد «من قبل» حاكى است كه برادران يوسف مى پنداشتند كه يوسف(ع) از ميان رفته است.

7ـ فرزندان يعقوب گرايش بنيامين به دزدى را از ناحيه مادر وى دانسته و او را منشأ پيدايش ناهنجارى فرزندانش شمردند .

إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل

جواب شرط (إن يسرق) جمله اى محذوف است و جمله «فقد سرق . ..» - از باب آمدن سبب به جاى مسبب - جانشين جواب مى باشد. بنابراين جمله «إن يسرق ...» چنين معنا مى شود: اگر او دزدى كرد خلاف انتظار نيست; زيرا برادر مادرى اش نيز دزدى

كرده بود پس دزدى آنان ريشه مادرى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 18

18ـ عزيز مصر ( يوسف ) در ديده فرزندان يعقوب حاكمى خداشناس ، خيرخواه و اهل جود و كرم بود .

فأوف لنا الكيل و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 6

6ـ اعتقاد و باور برادران يوسف به خدادادى بودن مقام و منزلت برتر او

لقد ءاثرك الله علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 97 - 5

5ـ فرزندان يعقوب به تقرّب وى در نزد خداوند باور داشته و بدان معترف بودند .

يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا

101- پرسش برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 71 - 2

2ـ فرزندان يعقوب از كارگزاران يوسف پرسيدند : كالاى مفقود شده تان چيست ؟

قالوا . .. ماذا تفقدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 3

3ـ يوسف ( ع ) در پى پرسش برخاسته از شگفت زدگى و ناباورى برادرانش ، تصريح كرد كه او همان يوسف است .

أءنك لأنت يوسف قال أنا يوسف

102- پشيمانى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 9

9ـ برادران يوسف در حضور او به گناه و خطاى خويش اعتراف نموده و از رفتار گذشته خود اظهار ندامت كردند .

و إن كنّا لخـطئين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 97 - 3

3ـ فرزندان يعقوب از رفتار هاى ناروايشان با يوسف ( ع ) ، بنيامين و يعقوب ( ع ) ، پشيمان شدند و اظهار ندامت كردند .

يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا

103- پيشنهاد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 6

6ـ بازداشت يكى از برادران بنيامين در مقابل آزاد كردن او ، پيشنهاد برادران به يوسف

فخذ أحدنا مكانه

104- تبرى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 77 - 8

8ـ فرزندان يعقوب با اين تحليل كه دزدى بنيامين ريشه مادرى دارد ، درصدد پيراستن خويش از عار و ننگ دزدى او بودند .

إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل

برادران يوسف با توصيف بنيامين به دارا بودن روحيه دزدى (إن يسرق) و اثبات آن با مطرح ساختن دزدى برادر مادرى اش، درصدد بيان اين معنا بودند كه مادر آن دو در پيدايش روحيه دزدى نقش داشته ; ولى ساير برادرانش چون از مادرانى ديگرند، از اين ناهنجارى پيراسته اند.

105- تبرئه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 1

1ـ فرزندان يعقوب در حضور يوسف ( ع ) و كارگزارانش ، بر منزه بودنشان از سرقت و نداشتن قصد فسادگرى و خرابكارى در مصر ، سوگند ياد كردند .

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سـرقين

گرچه مقسم عليه (آنچه بر انجام آن سوگند ياد مى شود) در آيه شريفه «لقد علمتم» است ; ولى در حقيقت «ما جئنا . ..» مقسم عليه مى باشد. بنابراين معناى جمله چنين مى شود: به خدا سوگند كه ما براى فساد به مصر نيامده ايم و هرگز سارق نبوده ايم و شما اين حقيقت را به خوبى دانستيد.

106- تدبر در فرجام برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 7 - 2

2ـ خداوند ، انسان ها را به تأمل در سرگذشت يوسف ( ع ) و برادرانش ترغيب كرده است .

لقد كان فى يوسف و إخوته ءايـت للسائلين

حرف لام در «لقد» نشانه قسم مقدر و «قد» نيز براى تأكيد است. هدف از تأكيد و سوگند خداوند بر اينكه در داستان يوسف و برادرانش آياتى براى پرسش كنندگان است ، ترغيب انسانها به تأمل در آن داستان مى باشد.

107- تذكر به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 1

1ـ عزيز مصر در پى مشاهده ذلت فرزندان يعقوب ، داستان ر ها كردن يوسف ( ع ) در چاه كنعان را به آنان يادآورى كرد .

قال هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه

مراد از «ما فعلتم بيوسف» و يا مصداق مورد نظر از آن، داستان رهاسازى يوسف(ع) در چاه كنعان است. گويا اين يادآورى همان است كه خداوند در آيه 15 از همين سوره بيان داشت، بدين مضمون كه همانا اين واقعه (داستان چاه) را در آينده به آنان گزارش خواهى كرد، در حالى كه متوجه نيستند (تو را نمى شناسند).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 16

16ـ يعقوب ( ع ) با توجه دادن فرزندانش به آمرزگارى و مهربانى خداوند ، آنان را به آمرزش گناهانشان اميدوار ساخت .

سوف أستغفر لكم ربى إنه هو الغفور الرحيم

108- تشويق برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 59 - 9

9ـ يوسف ( ع ) با توجه دادن برادرانش به عدالت خويش در معامله و پذيرايى نيكويش از مهمانان ، آنان را به آوردن بنيامين ترغيب كرد .

ائتونى بأخ لكم من أبيكم ألا ترون أنى أُوفى الكيل و أنا خير المنزلين

جمله «ألا ترون . ..» (آيا ملاحظه نمى كنيد كه...) پس از «ائتونى بأخ لكم» بيانگر هدف يوسف(ع) (ترغيب به آوردن بنيامين) از توجه دادن برادرانش به مهمان نوازى و عدالتش در معامله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 7

7ـ يوسف ( ع ) على رغم ترغيب و تهديد برادران و نيز آماده سازى همه زمينه هاى مراجعت آنان ، اطمينان به بازگشت آنان نداشت و عدم موافقت يعقوب را با سفر بنيامين محتمل مى دانست .

لعلهم يرجعون

109- تصميم برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 4

4ـ برادران يوسف تا قبل از بردن او به صحرا ، نسبت به سرنوشت او به نظر قطعى نرسيده بودند . *

فلما ذهبوا به و أجمعوا

«اجماع» (مصدر أجمعوا) به معناى اتفاق نظر و عقيده و نيز به معناى تصميم گرفتن و مهيّاى انجام كارى شدن است. برداشت فوق ، ناظر به معناى نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 60 - 6

6ـ فرزندان يعقوب به بازگشت مجدد به مصر براى دريافت آذوقه ، مصمم بودند .

فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم عندى

110- تعجب برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 71 - 3

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 2

2ـ استبعاد و شگفتى ، فرزندان يعقوب از اينكه عزيز مصر برادرشان يوسف باشد .

قالوا أءنك لأنت يوسف

برادران يوسف على رغم اطمينانشان بر اينكه عزيز مصر همان يوسف است ، جمله خويش را با استفهام تقريرى بيان كردند و از او خواستند كه به يافته آنان اقرار كند و اين بيانگر استبعاد و شگفتى ايشان است ; يعنى ، در عين اطمينان ناباور بودند.

111- تعداد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 3،22

3ـ يوسف ( ع ) داراى چندين برادر

لاتقصص رءياك على إخوتك

22ـ « عن أبى جعفر ( ع ) : انه كان من خبر يوسف ( ع ) انه كان أحد عشر أخاً . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: از خبر مربوط به يوسف اينكه براى او يازده برادر بود . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 14

14ـ برادران يوسف كمتر از ده نفر نبودند .

و نحن عصبة

112- تعهد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 8

8ـ فرزندان يعقوب در حضور او ، با تأكيدى فراوان مراقبت از يوسف ( ع ) را برعهده گرفتند .

و إنا له لحـفظون

تأكيد فراوان ، از آوردن جمله اسميه به همراه «إنّ» و «لام» تأكيد استفاده مى شود.

113- تقصير برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 3

3ـ يعقوب ( ع ) ، فرزندانش را در گرفتارى بنيامين و باز نگشتن وى مقصر دانست .

قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

114- تكبر برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 11

11ـ برادران يوسف ، به كثرت نيرو و نفرات خويش مغرور بودند .

و نحن عصبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 14 - 2

2ـ برادران يوسف ، به كثرت نيرو و نفرات خويش مغرور بودند .

لئن أكله الذئب و نحن عصبة

115- تلاش برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 7

7ـ فرزندان يعقوب با مشاهده سرمايه بازگردانده شده ، تلاش مجددى را براى جلب توافق پدر با مسافرت كردن بنيامين آغاز كردند .

قال هل ءامنكم . .. يـأبانا ما نبغى هـذه بضـعتنا ردّت إلينا و نمير أهلنا و نحفظ أ

سخنان فرزندان يعقوب (ما نبغى هـذه بضاعتنا. ..) به قرينه مخاطب قرار دادن يعقوب (يا أبانا)، در راستاى جلب موافقت وى براى سفر بنيامين بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 2

2ـ فرزندان يعقوب با تحريك عواطف يوسف ( ع ) درصدد جلب رضايت او براى آزادسازى بنيامين برآمدند .

قالوا يـأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا

116- توبه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 9،11

9ـ برادران يوسف ، بر آن بودند كه پس از كشتن يا تبعيد او ، توبه كرده و درستكار شوند . *

اقتلوا يوسف . .. و تكونوا من بعده قومًا صـلحين

در برداشت فوق، صلاح در «قوماً صالحين» صلاح دينى و اخلاقى گرفته شده است. اين احتمال مبتنى بر اين است كه «واو» در «و تكونوا» به معناى مع و «تكونوا» منصوب به «أن» مقدر باشد. بر اين اساس «اقتلوا يوسف ... و تكونوا من بعده قوماً صالحين» چنين معنا مى شود: يوسف را بكشيد، ولى با اين قيد و شرط كه پس از آن با توبه به درگاه خدا، مردمى صالح و درستكار باشيد.

11ـ « عن على بن الحسين ( ع ) فى قوله تعالى : « وتكونوا من بعده قوماً صالحين » أى تتوبون ;

از امام سجاد(ع) روايت شده كه درباره سخن خدا كه مى فرمايد: [برادران يوسف گفتند:] «وتكونوا من بعده قوماً صالحين» فرمود: يعنى بعد از آن توبه مى كنيد».

117- توجيه گرى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 17 - 3

3ـ غفلت از يوسف ( ع ) به خاطر سرگرمى به دويدن و مسابقه دادن ، اعتذار دروغين برادران او در توجيه طعمه گرگ شدن يوسف ( ع )

يـأبانا إنا ذهبنا نستبق و تركنا يوسف عند متـعنا

«استباق» به معناى مسابقه دادن و پيشى گرفتن است و جمله «نستبق» حال براى فاعل «ذهبنا» است. بنابراين «ذهبنا نستبق» ; يعنى، مى رفتيم در حالى كه با يكديگر مسابقه مى داديم. رفتن و مسابقه دادن با مسابقه تيراندازى يا اسب دوانى مطابقتى ندارد ; بلكه با مسابقه دويدن منطبق است.

118- توصيه به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 7

7ـ يعقوب ( ع ) در آستانه سفر دوم فرزندانش به مصر ، به آنان توصيه كرد براى ورود به آن ديار ، دروازه هاى متعددى را برگزينند و از يك دروازه وارد نشوند .

يـبنىّ لاتدخلوا من باب وحد وادخلوا من أبوب متفرقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 8،9،18

8ـ توصيه يعقوب ( ع ) به فرزندانش ( لزوم اختيار كردن دروازه هاى متعدد براى ورود به مصر ) جز تلاش براى سلامتى فرزندانش ، اثر ديگرى نداشت .

ما كان يغنى عنهم من الله من شىء إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيـها

استثنا در عبارت «إلاّ حاجة . ..» استثناى منقطع است. ظاهر آن است كه ضمير فاعلى در «قضاها» به يعقوب(ع) باز گردد. بر اين اساس معناى «ما كان يغنى ... إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضاها» چنين مى شود: تدبير يعقوب(ع) هرگز بازدارنده آنچه از ناحيه خداوند مقدر شده بود نشد ; لكن يعقوب(ع) خواسته اى داشت كه با دستور خويش (ادخلوا من أبواب متفرقة) عملى ساخت. بر اساس اين معنا مراد از خواسته او (حاجة) انجام وظيفه است و آن راهنمايى فرزندان به اسباب رهايى از خطرات احتمالى است.

9ـ يعقوب ( ع ) در فرمان خويش مبنى بر ورود فرزندانش از درب هاى متعدد ، خواسته اى جز انجام وظيفه ( پيشنهاد و راه گريز از خطر ) نداشت .

ما كان يغنى عنهم من الله من شىء إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيـها

يعقوب(ع) با اعتقاد به حاكميت اراده خداوند، مى دانست كه تأمين سلامتى فرزندانش به دست خداست و از اختيار او بيرون است ; ولى توجه او به كارآيى اسباب و علّتها در محدوده مشيّت الهى، او را به چاره انديشى واداشت ; اما نتيجه را منوط به خواست خداوند مى ديد. از اين رو حاجت و خواسته آن حضرت چيزى جز انجام وظيفه راهنمايى فرزندان نبود.

18ـ توصيه هاى يعقوب ( ع ) به فرزندان خويش ( لزوم توكل بر خدا و به كارگيرى اسباب و علل ) جلوه اى از علم ويژه او بود .

ادخلوا من أبوب متفرقة . .. و عليه فليتوكل المتوكلون ... إنه لذو علم لما علّمنـه

119- توطئه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 4،5

4ـ يعقوب ( ع ) مطمئن به مكر و كيد فرزندانش عليه يوسف ( ع ) در صورت آگاه شدنشان از رؤياى او

لاتقصص رءياك على إخوتك فيكيدوا لك كيدًا

چنان چه يعقوب(ع) اطمينان و يقين به كيد و مكر فرزندانش عليه يوسف(ع) نداشت ، پس از نقل رؤيا مى فرمود: «فإنى أخاف أن يكيدوا . ..» (مى ترسم نقشه اى براى تو بكشند) و جمله خويش را با مفعول مطلق (كيداً) تأكيد نمى كرد.

5ـ يعقوب ( ع ) ، نگران آسيب ديدن يوسف ( ع ) از ناحيه برادرانش

فيكيدوا لك كيدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 1

1ـ كشتن يا تبعيد يوسف ( ع ) به سرزمينى دوردست ، رأى اكثريت برادران وى در جلسه توطئه عليه او

اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا

جمله «اقتلوا يوسف. ..» را دو گونه مى توان تفسير كرد: 1ـ برخى از برادران يوسف به كشتن وى نظر داشتند و برخى ديگر به تبعيد او رأى مى دادند. 2ـاكثريت به توطئه عليه او نظر داشتند، ولى در اينكه او را بكشند و يا تبعيد كنند مردد بودند. قابل ذكر است كه جمله «إن كنتم فاعلين» در آيه بعد، مى رساند كه يكى از آنان با هر دو نظر مخالف بود ولذا در برداشت كلمه «اكثريت» آورده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 10 - 1،2،3،4

1ـ يكى از برادران يوسف ( لاوى ) در جلسه توطئه ، ساير برادران را از كشتن او برحذر داشت .

قال قائل منهم لاتقتلوا يوسف

مفرد بودن كلمه «قائل» گوياى اين است كه تنها يكى از برادران يوسف با كشتن وى مخالفت كرد و او بر اساس روايتى كه در پايان آيه خواهد آمد، «لاوى» بوده است.

2ـ لاوى برخلاف ديگر برادرانش ، با توطئه عليه يوسف ( ع ) و دور ساختن او از نزد پدرشان يعقوب ( ع ) موافق نبود .

لاتقتلوا يوسف و ألقوه فى غيـبت الجب . .. إن كنتم فـعلين

جمله شرطى «إن كنتم فاعلين» (اگر بر توطئه عليه يوسف(ع) مصمم هستيد) مى رساند كه لاوى با انجام توطئه موافق نبود. لازم به ذكر است كه جواب جمله شرطى (إن كنتم...) معنايى است كه از «ألقوه...» استفاده مى شود ; يعنى، «إن كنتم فاعلين فألقوه فى غيـبت الجب».

3ـ لاوى به برادرانش پيشنهاد كرد اگر مصمم بر دور ساختن يوسف هستند او را در نهانگاه چاهى در مسير كاروان ها بيفكنند .

قال قائل منهم لاتقتلوا يوسف و ألقوه فى غيـبت الجب يلتقطه بعض السيّارة

«جبّ» به معناى چاه است و برخى از اهل لغت برآنند كه «جبّ» به چاه عميق و پر آب گفته مى شود. در مجمع البيان آمده است: «غيـبت الجب» حفره و يا طاق مانندى است كه بالاى آب چاه قرار مى دهند و «سيارة» به گروهى كه مسافرت مى كنند (كاروان) اطلاق مى شود.

4ـ لاوى با پيشنهاد خود ( انداختن يوسف به چاه ) درصدد حفظ جان يوسف ( ع ) و پيشگيرى از كشته شدن او بود .

لاتقتلوا يوسف . .. و ألقوه فى غيـبت الجب يلتقطه بعض السيّارة

پيشنهاد لاوى مبنى بر اينكه يوسف را در چاهى بر سر راه كاروانها بيفكنيد، در مقابل اين نظر كه او را در بيابانى رها سازيد (أو اطرحوه أرضاً) و نيز، تصريح به اينكه كاروانى او را بيابد (يلتقطه بعض السيّارة) دلالت مى كند كه وى درصدد پيشگيرى از تلف شدن يوسف(ع) و از ميان رفتن او بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 4،5،6،9

4ـ بردن يوسف ( ع ) از نزد يعقوب ( ع ) ، مشكل اساسى برادران يوسف در اجراى توطئه عليه او

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف

5ـ زمينه سازى برادران يوسف جهت جلب رضايت پدر در بردن يوسف ( ع )

يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف

6ـ فرزندان يعقوب ، با دروغ و نيرنگ درصدد برآمدند تا اعتماد وى را جلب كرده و رضايت او را در سپردن يوسف ( ع ) به ايشان فراهم سازند .

و إنا له لنـصحون

9ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به او ، و تحريك احساسات وى درصدد فريب دادن او بودند .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف

برداشت فوق ، از خطاب «يـأبانا» (اى پدر جانمان) و نيز لحن كلام «ما لك لاتأمنّا . ..» (چه شده است كه به ما درباره يوسف بى اعتماد هستى) استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 1،3،4،6

1ـ فرزندان يعقوب ، پس از طرح توطئه عليه يوسف ( ع ) از او خواستند تا يوسف ( ع ) را همراه آنان به مرتع بفرستد .

أرسله معنا غدًا

3ـ برادران يوسف در اجراى نقشه شوم خويش عليه او ، تعجيل داشتند و درنگ را روا نمى دانستند .

أرسله معنا غدًا

برداشت فوق، از تصريح برادران او به اينكه «فردا يوسف(ع) را به همراه ما بفرست» استفاده مى شود.

4ـ برادران يوسف با اظهار علاقه به رفع نياز هاى طبيعى يوسف ( ع ) ( حضور در مرتع و گردش و بازى ) درصدد اثبات خيرخواهى خويش نسبت به او بودند .

و إنا له لنـصحون. أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

«رتع» (مصدر يرتع) استفاده فراوان از خوراكيها و نوشيدنيهاى باغستانها ، مزارع و مراتع است.

6ـ يوسف ( ع ) به هنگام اجراى توطئه برادرانش عليه او ، در سنين كودكى يا نوجوانى بوده است .

أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

برداشت فوق ، از فعل «يلعب» (بازى كند) به دست مى آيد ; زيرا معمولاً بازى كردن را در مورد كودكان و نوجوانان به كار مى برند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 5،6،20

5ـ برادران يوسف در توطئه عليه او ، از كشتنش احتراز مى كردند و سعى در زنده ماندن وى داشتند .

و ألقوه فى غيـبت الجب . .. و أجمعوا أن يجعلوه فى غيـبت الجب

از اينكه برادران يوسف بر آن شدند كه وى را در چاه قرار دهند نه اينكه او را در چاه بيفكنند ، معلوم مى شود سعى در زنده ماندن او داشتند.

6ـ برادران يوسف پس از همراه بردن او ، همگى خود را براى نهادن وى در نهانخانه چاه ، مهيّا ساختند .

فلما ذهبوا به و أجمعوا أن يجعلوه فى غيـبت الجب

در برداشت فوق «اجماع» به معناى تصميم گرفتن و مهيّاى انجام كار شدن گرفته شده است. قابل ذكر است كه آيات پيشين (9 ، 10 و 11) مؤيد اين معنا مى باشد.

20ـ « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . فانطلقوا به مسرعين مخافة أن يأخذه منهم و لايدفعه إليهم . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. يوسف را با سرعت بردند ، مبادا يعقوب او را از دست آنان بگيرد و به آنان ندهد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 16 - 2

2ـ برادران يوسف براى حق جلوه دادن صحنه هاى دروغين ، حضور خويش در نزد پدر را تا شامگاهان به تأخير انداختند .

و جاءو أباهم عشاءً

«عشاء» به اول تاريكى شب گفته مى شود و برخى از اهل لغت گفته اند: «عشاء» از اول مغرب است تا سپرى شدن ثلث شب.

تصريح قرآن به زمان گزارش دروغين (شامگاهان) اشاره به برداشت فوق دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 17 - 1،2،5،8

1ـ برادران يوسف ، پيش از حضور در نزد يعقوب ( ع ) با هماهنگى كامل ، دروغهايى را براى ارائه به او ، ساخته و پرداخته كردند .

قالوا يـأبانا إنا ذهبنا . .. فأكله الذئب

روشن است كه همه فرزندان يعقوب در حضور او لب به سخن نگشودند و گزارش ندادند ; بلكه يكى از آنان سخن مى گفت. بنابراين نسبت دادن آن سخنان دروغين به همه ايشان (قالوا) گوياى اين است كه آنان از پيش دروغها را بافته و تبادل نظر كرده بودند و همگى بر آن اتفاق نظر داشتند.

2ـ طعمه گرگ شدن يوسف ( ع ) ، گزارشى دروغين برادران او به پدرشان يعقوب

قالوا . .. فأكله الذئب

5ـ برادران يوسف در داستان ساختگى خويش ( طعمه گرگ شدن يوسف ) ناخواسته به كوتاهى در حراست از يوسف ( ع ) اعتراف كردند .

إنا له لحـفظون . .. ذهبنا نستبق ... فأكله الذئب

8ـ اطمينان برادران يوسف به ناموفق بودن صحنه سازيهايشان در باوراندن دروغ هاى خود به يعقوب ( ع )

و ما أنت بمؤمن لنا و لو كنا صـدقين

«ايمان» به معناى تصديق كردن شخص و باور كردن مدعاى اوست. آوردن جمله اسميه به همراه «باء» زايده ـ كه براى تأكيد است ـ حكايت از اطمينان برادران يوسف به مضمون جمله دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 1،2،3،5،15،20،21

1ـ برادران يوسف قبل از قرار دادن او در چاه ، پيراهن او را از بدنش خارج كردند .

و جاءو على قميصه بدم كذب

2ـ برادران يوسف ، پيراهن وى را به خونى دروغين ( خونى غير از خون او ) آغشته كردند .

و جاءو على قميصه بدم كذب

3ـ برادران يوسف با ارائه پيراهن خونين او به يعقوب ( ع ) ، درصدد اثبات ادعاى ساختگى خويش برآمدند .

و جاءو على قميصه بدم كذب

5ـ خونى كه برادران يوسف پيراهن او را با آن آغشته كردند ، به خوبى نشان مى داد كه خون يوسف نيست .

جاءو على قميصه بدم كذب

«كذب» مصدر است و در آيه شريفه به معناى اسم فاعل «كاذب» مى باشد به كارگيرى مصدر به جاى اسم فاعل حاكى از مبالغه است بنابراين «دم كذب» يعنى خون دروغين كه دروغ بودنش خيلى روشن و واضح بود.

15ـ يعقوب ( ع ) براى كشف حقيقت آنچه فرزندانش درباره يوسف ( ع ) ابراز مى كردند ، از خداوند كمك خواست .

والله المستعان على ما تصفون

«وصف» (مصدر تصفون) به معناى بيان كردن است و مراد از «ما» سخنان دروغين برادران يوسف مى باشد. كمك گرفتن از خدا بر سخنان و گزارشهاى غير واقعى ، به معناى كمك گرفتن از او در كشف حقيقت است.

20ـ « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و جاؤوا على قميصه بدم كذب » قال : إنهم ذبحوا جدياً على قميصه ;

از امام باقر(ع) روايت شده درباره سخن خدا كه فرموده: «و جاؤوا . ..» فرمود: آنان بزغاله اى بر روى پيراهن او ذبح كرده بودند».

21ـ « عن على بن الحسين ( ع ) . . . قال [ يعقوب لهم ] بل سوّلت لكم أنفسكم أمراً و ما كان الله ليطعم لحم يوسف الذئب من قبل أن أرى تأويل رؤياه الصادقة ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. يعقوب به برادران يوسف گفت: «بل سوّلت لكم أنفسكم أمراً» و چنين نيست كه خدا گوشت يوسف را به خورد گرگ بدهد، قبل از آنكه تأويل خواب راستين او را ببينم».

120- توفيق برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 13

13ـ اطاعت فرزندان يعقوب از او در مورد ورودشان از دروازه هاى متعدد ، به توفيق الهى بود .

و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم . .. إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيـها

از يك سو برآورده شدن خواسته يعقوب(ع) (ورود فرزندان از دربهاى متعدد) به خود آنان نسبت داده شده (و لما دخلوا من حيث أمرهم) و از سويى بيان شده كه خداوند خواسته او را برآورده ساخته است. از اين دو بيان معلوم مى شود كه توفيق خدا و اراده او موجب شد كه فرزندان يعقوب به آنچه پدرشان توصيه كرده بود، موفق شوند.

121- تهديد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 7

7ـ يوسف ( ع ) على رغم ترغيب و تهديد برادران و نيز آماده سازى همه زمينه هاى مراجعت آنان ، اطمينان به بازگشت آنان نداشت و عدم موافقت يعقوب را با سفر بنيامين محتمل مى دانست .

لعلهم يرجعون

122- تهمتهاى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 17 - 7

7ـ فرزندان يعقوب ، او را درباره گزارشهايشان ، متهم به ناباورى كردند .

و ما أنت بمؤمن لنا و لو كنا صـدقين

معناى جمله «و لو كنا صادقين» به ضميمه «و ما أنت بمؤمن لنا» چنين مى شود: درباره يوسف حقيقت را بگوييم نمى پذيرى،

دروغ هم بگوييم نمى پذيرى ; اين دو براى تو تفاوتى ندارد. اين سخن فرزندان يعقوب، متهم ساختن او به ناباورى نسبت به ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 77 - 2،3،7،8

2ـ برادران يوسف در حضور او ، بنيامين را به داشتن روحيه سرقت متهم كردند .

قالوا إن يسرق

چون از نظر ظاهر بنيامين سارق شناخته شد، اقتضاى مقام آن بود كه برادران يوسف از فعل ماضى (سرق) استفاده مى كردند. آنان با آوردن فعل مضارع (يسرق) ـ كه دلالت بر استمرار و تجدد دارد ـ به جاى فعل ماضى درصدد بيان اين معنا بودند كه بنيامين داراى روحيه سرقت است.

3ـ برادران يوسف در حضور او ، از گذشته برادر بنيامين ( يوسف ) سخن گفتند و سابقه دزدى را براى او نيز امرى ثابت شده قلمداد كردند .

إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل

7ـ فرزندان يعقوب گرايش بنيامين به دزدى را از ناحيه مادر وى دانسته و او را منشأ پيدايش ناهنجارى فرزندانش شمردند .

إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل

جواب شرط (إن يسرق) جمله اى محذوف است و جمله «فقد سرق . ..» - از باب آمدن سبب به جاى مسبب - جانشين جواب مى باشد. بنابراين جمله «إن يسرق ...» چنين معنا مى شود: اگر او دزدى كرد خلاف انتظار نيست; زيرا برادر مادرى اش نيز دزدى كرده بود پس دزدى آنان ريشه مادرى دارد.

8ـ فرزندان يعقوب با اين تحليل كه دزدى بنيامين ريشه مادرى دارد ، درصدد پيراستن خويش از عار و ننگ دزدى او بودند .

إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل

برادران يوسف با توصيف بنيامين به دارا بودن روحيه دزدى (إن يسرق) و اثبات آن با مطرح ساختن دزدى برادر مادرى اش، درصدد بيان اين معنا بودند كه مادر آن دو در پيدايش روحيه دزدى نقش داشته ; ولى ساير برادرانش چون از مادرانى ديگرند، از اين ناهنجارى پيراسته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 8

8ـ دزدى مخفيانه بنيامين و ناتوانى برادران از مراقبت وى در نهان ، اعتذار آنان نزد يعقوب ( ع ) از باز نگرداندن او

ارجعوا إلى أبيكم فقولوا . .. و ما كنا للغيب حـفظين

جمله «و ما كنا . ..» در حقيقت پاسخ به پرسشى است كه لاوى انتظار آن را از يعقوب(ع) داشت و آن اينكه: گيرم بنيامين دزدى كرد ، چرا او را از دزدى كردن باز نداشتيد تا كار به آنچه مى گوييد بينجامد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 95 - 7

7ـ « نشيط . . . قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) : أكان إخوة يوسف صلوات الله عليه أنبياء قال : لا و لابررة أتقياء و كيف و هم يقولون لأبيهم يعقوب : « تالله إنك لفى ضلالك القديم » ;

نشيط گفت: به امام صادق(ع) گفتم: آيا برادران يوسف پيامبر بودند؟ حضرت فرمود: نه، از نيكان و پرهيزكاران نيز نبودند و چگونه پيامبر بودند در حالى كه به پدرشان يعقوب مى گفتند: تالله إنك لفى ضلالك القديم».

123- جهل برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 19

19ـ « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « لتنبئنّهم بأمرهم هذا و هم لايشعرون » يقول : لايشعرون أنك أنت يوسف . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «لتنبئنّهم. .. و هم لايشعرون» روايت شده كه مى فرمود: [يعنى ]نمى دانند تو همان يوسفى...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 86 - 13

13ـ جهل و ناآگاهى فرزندان يعقوب به حقايقى درباره خداوند

و أعلم من الله ما لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 6،9،12

6ـ برادران يوسف هنگام افكندن او در چاه كنعان ، گرفتار جهل و بى خردى بودند .

هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جـهلون

9ـ يوسف ( ع ) ضمن اعتراض به عملكرد ناصواب برادرانش ، عذر تقصيرشان ( جهل و نادانى ) را به آنان القا كرد .

إذ أنتم جـهلون

يوسف(ع) با مقيد كردن عملكرد ناصواب برادرانش به زمان جهل آنان (إذ أنتم جاهلون) اشاره به اين معنا دارد كه: من شما را معذور مى شمرم چرا كه در زمانى مرتكب خلاف شديد كه نادان بوديد.

12ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) : . . . كل ذنب عمله العبد و إن كان به عالماً فهو جاهل حين خاطر بنفسه فى معصية ربه ، و قد قال فى ذلك تبارك و تعالى يحكى قول يوسف لإخوته : « هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جاهلون » فنسبهم إلى الجهل لمخاطرتهم بأنفسهم فى معصية الله ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. هر گناهى را كه بنده انجام دهد ـ اگر چه به گناه بودن آن آگاه باشد ـ نادان است ; زيرا خود را به وسيله معصيت خدا به خطر انداخته است. خداى تبارك و تعالى در همين مورد، قول يوسف را خطاب به برادرانش حكايت كرده كه گفت: «هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جاهلون» [امام(ع) فرمود:] يوسف به آنان نسبت نادانى داد ; چون خود را به وسيله معصيت خدا به خطر انداخته بودند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 96 - 15

15ـ جهل و ناآگاهى فرزندان يعقوب به حقايقى درباره خداوند

ألم أقل لكم إنى أعلم من الله ما لاتعلمون

124- چشم زخم به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 9

9ـ يعقوب ( ع ) نگران از چشم زخم و حسادت بر فرزندان خويش در صورت ورود جملگى آنان به مصر از يك دروازه آن

لاتدخلوا من باب وحد . .. و ما أُغنى عنكم من الله من شىء

آيه شريفه در اين باره كه يعقوب(ع) چه خطرى را براى فرزندان خويش و يا براى بنيامين احساس مى كرده، بيانى ندارد. بسيارى از مفسران گفته اند از اينكه يعقوب(ع) از آنان خواسته متفرق شوند و از دربهاى متعدد وارد گردند، مى توان حدس زد كه وى از خطر چشم زخم و مانند آن هراسان بوده است.

125- حادثه ناگوار برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 5،6

5ـ خداوند پيشامد ناگوارى را براى فرزندان يعقوب در مصر ، تقدير كرده بود .

ما كان يغنى عنهم من الله من شىء

جمله «ما كان يغنى. ..» از آنچه ذيل شماره 11 از آيه قبل آورده شد ، معلوم مى شود.

6ـ تدبير يعقوب ( ع ) ( ورود فرزندانش به مصر از دروازه هاى متعدد ) مانع پيشامدى كه خداوند براى آنان مقدر كرده بود ، نشد .

ما كان يغنى عنهم من الله من شىء

ضمير در «يغنى» به يعقوب(ع) و يا تدبير او ـ كه از «ادخلوا من أبواب متفرقة» استفاده مى شودـ برمى گردد. مآل هر دو احتمال يك معناست.

126- حسادت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 6،7،8

6ـ همه فرزندان يعقوب محبت افزون تر او به يوسف ( ع ) و بنيامين را احساس مى كردند و بر آن رشك مى بردند .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

ضمير در «قالوا» به «إخوته» در آيه قبل برمى گردد ; يعنى ، همه آنان چنين گفتند و بر اين نظر اتفاق داشتند.

7ـ محبت و علاقه افزون تر يعقوب ( ع ) به دو فرزندش يوسف ( ع ) و بنيامين ، برانگيزنده حسادت ديگر فرزندان وى نه اطلاعشان از رؤياى يوسف ( ع )

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

چنان چه يوسف(ع) رؤياى خويش را براى برادرانش نقل كرده بود و آن باعث حسادت و توطئه عليه او شده بود ، سخن از بنيامين به ميان نمى آوردند و تنها به ذكر يوسف(ع) اكتفا مى كردند.

8ـ حسادت برادران يوسف به وى ، آنان را به جلسه اى براى تصميم گيرى عليه او واداشت .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 2

2ـ حسادت برادران يوسف به وى ، منشأ تصميم آنان بر كشتن و يا تبعيد او

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب . .. اقتلوا يوسف

127- حسادت بربرادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 9

9ـ يعقوب ( ع ) نگران از چشم زخم و حسادت بر فرزندان خويش در صورت ورود جملگى آنان به مصر از يك دروازه آن

لاتدخلوا من باب وحد . .. و ما أُغنى عنكم من الله من شىء

آيه شريفه در اين باره كه يعقوب(ع) چه خطرى را براى فرزندان خويش و يا براى بنيامين احساس مى كرده، بيانى ندارد. بسيارى از مفسران گفته اند از اينكه يعقوب(ع) از آنان خواسته متفرق شوند و از دربهاى متعدد وارد گردند، مى توان حدس زد كه وى از خطر چشم زخم و مانند آن هراسان بوده است.

128- حسن پيشينه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 3،6

3ـ فرزندان يعقوب نزد كارگزاران يوسف به حسن سابقه و منزه بودن از فساد و سرقت شناخته شده بودند .

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سـرقين

6ـ فرزندان يعقوب با بيان حسن پيشينه خويش و منزه بودنشان از سابقه سرقت ، متهم شدنشان را به سرقت جام شاهى امرى نابجا شمردند .

لقد علمتم . .. ما كنا سـرقين

129- خانواده برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 6

6ـ پسران يعقوب ، داراى اهل و عيال ( زن ، فرزند و . . . )

مسّنا و أهلنا الضر

«أهل الرجل» به زن فرزند و ديگر وابستگان او گفته مى شود.

130- خداشناسى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 86 - 13

13ـ جهل و ناآگاهى فرزندان يعقوب به حقايقى درباره خداوند

و أعلم من الله ما لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 7

7ـ يوسف ( ع ) و برادرانش به نقش بسزاى خداوند در امور بشر و روند تاريخ ، معتقد بودند و بدان باور داشتند .

قد منّ الله علينا . .. لقد ءاثرك الله علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 96 - 15

15ـ جهل و ناآگاهى فرزندان يعقوب به حقايقى درباره خداوند

ألم أقل لكم إنى أعلم من الله ما لاتعلمون

131- خطاى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 8،9

8ـ تأكيد و اقرار برادران يوسف به ارتكاب خطا در حق برادرشان يوسف ( ع )

و إن كنّا لخـطئين

«إن» در جمله فوق به اصطلاح مخفّفه از مثقّله (إنّ) است. دليل آن حرف «لام» در «لخاطئين» مى باشد.

9ـ برادران يوسف در حضور او به گناه و خطاى خويش اعتراف نموده و از رفتار گذشته خود اظهار ندامت كردند .

و إن كنّا لخـطئين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 4

4ـ يوسف ( ع ) پس از اعتراف برادرانش به خطا ، هر گونه سرزنش آنان را از ناحيه خويش و ديگران ، ناروا شمرد .

لاتثريب عليكم اليوم

كلمه «تثريب» نكره است و پس از حرف نفى (لا) قرار گرفته است. از اين رو شامل هر گونه ملامت مى شود. ياد نكردن از فاعل (سرزنش كننده) دلالت بر عموم دارد ; يعنى، هيچ كس نه من و نه ديگرى. جمله «لاتثريب عليكم اليوم» جمله اى خبرى و در مقام انشا و دستور است ; يعنى، نبايد شما ملامت شويد و يا نبايد هيچ كس شما را ملامت كند.

132- خواسته هاى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 11

11ـ « عن أبى جعفر ( ع ) : . . .فقالوا كما حكى الله عزوجل « . . . أرسله معنا غداً يرتع و يلعب » أى يرعى الغنم و يلعب ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. برادران يوسف همان گونه كه خداوند حكايت فرموده، گفتند: «...أرسله معنا غداً يرتع و يلعب» ; يعنى، او را با ما بفرست تا گوسفندها را بچراند و بازى كند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 3

3ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به بنيامين از پدرشان خواستند او را به همراه آنان روانه مصر كند .

فأرسل معنا أخانا

هدف فرزندان يعقوب از نام نبردن بنيامين و ياد كردن از او به عنوان «أخانا» (برادرمان) اظهار محبت به اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 11

11ـ مشاهده نيكوكار بودن يوسف ، مايه تشجيع فرزندان يعقوب به تقاضاى آزادى بنيامين و بازداشت يكى از آنان به جاى وى

فخذ أحدنا مكانه إنا نريـك من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 82 - 4

4ـ لاوى به برادرانش سفارش كرد از يعقوب بخواهند كه وى از اهالى مصر و نيز از همسفران ايشان ، داستان سرقت بنيامين را جويا شود .

فقولوا يـأبانا . .. وسئل القرية ... والعير التى أقبلنا فيها

«اقبال» (مصدر أقبلنا) به معناى روى آوردن است و متعلق آن «إليك» و مانند آن است كه به خاطر وضوحش در كلام نيامده و «فيها» حال براى ضمير «أقبلنا» مى باشد. بنابراين «وسئل ... العير التى ...» ; يعنى، از كاروانى بپرس كه ما در ميان آنها به سوى شما آمديم. قابل ذكر است كه آيه مورد بحث نيز مانند آيه سابق، از سفارشهاى لاوى به برادرانش مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 85 - 5

5ـ فرزندان يعقوب از وى تقاضا كردند يوسف ( ع ) را فراموش كرده و ياد او را از خاطر بزدايد .

قالوا تالله تفتؤا تذكر يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 8،12،14

8ـ فرزندان يعقوب با بيان تنگدستى و نداشتن بهاى لازم براى خريد سهميه خويش ، از يوسف ( ع ) خواستند جيره آنان را به طور كامل پرداخت كند .

مسّنا و أهلنا الضر و جئنا ببضـعة مزجية فأوف لنا الكيل

12ـ فرزندان يعقوب از يوسف ( ع ) تقاضا كردند برادرشان بنيامين را به آنان باز گرداند .

و تصدق علينا

در اينكه مقصود فرزندان يعقوب از عطيه درخواستى چيست سه نظر ايراد شده است: 1ـمنظور بنيامين است كه به ظاهر ملك يوسف(ع) مى باشد. 2ـ مقصود آنان مقدارى بيش از سهميه و جيره ايشان است. 3ـمراد همان سهميه است بدون دريافت همه بهاى آن. برداشت فوق، ناظر به اولين احتمال است.

14ـ برادران يوسف به دليل سخت شدن معيشت بر خاندان يعقوب ( ع ) از او تقاضا كردند بيش از سهميه سرانه ، آذوقه و غلات به آنان ببخشد .

مسّنا و أهلنا الضر . .. فأوف لنا الكيل و تصدق علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 97 - 4،8

4ـ فرزندان يعقوب با لحنى ملتمسانه از وى خواستند براى آمرزش گناهانشان از خداوند ، طلب آمرزش كند .

يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا

تصريح فرزندان يعقوب به «يا أبانا» (اى پدر ما) براى جلب مهر و محبت و برانگيختن عواطف اوست كه از آن به «لحنى ملتمسانه» تعبير شد.

8ـ فرزندان يعقوب از او خواستند تا از آنان نزد يوسف ( ع ) شفاعت كند و گذشت از خطاهايشان را از وى بخواهد . *

يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا

نبودن «ربنا» در سخن فرزندان يعقوب (استغفر لنا ذنوبنا) در مقابل تصريح يعقوب(ع) به «ربى» در پاسخ آنان (سوف أستغفر لكم ربى) مبناى برداشت فوق است. تصريح يعقوب(ع) به اينكه تنها خداوند آمرزنده و مهربان است، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

133- دانش تعبير رؤياى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 8

8ـ يعقوب ( ع ) و فرزندانش به تعبير خواب آگاهى داشتند .

لاتقصص رءياك على إخوتك فيكيدوا لك كيدًا

134- دروغگويى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 6

6ـ فرزندان يعقوب ، با دروغ و نيرنگ درصدد برآمدند تا اعتماد وى را جلب كرده و رضايت او را در سپردن يوسف ( ع ) به ايشان فراهم سازند .

و إنا له لنـصحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 1

1ـ فرزندان يعقوب با دروغ ها و نيرنگ هاى خويش ، موافقت او را براى فرستادن يوسف ( ع ) به همراه خود جلب كردند .

إنا له لحـفظون . .. فلما ذهبوا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 17 - 1،2،3،8

1ـ برادران يوسف ، پيش از حضور در نزد يعقوب ( ع ) با هماهنگى كامل ، دروغهايى را براى ارائه به او ، ساخته و پرداخته كردند .

قالوا يـأبانا إنا ذهبنا . .. فأكله الذئب

روشن است كه همه فرزندان يعقوب در حضور او لب به سخن نگشودند و گزارش ندادند ; بلكه يكى از آنان سخن مى گفت. بنابراين نسبت دادن آن سخنان دروغين به همه ايشان (قالوا) گوياى اين است كه آنان از پيش دروغها را بافته و تبادل نظر كرده بودند و همگى بر آن اتفاق نظر داشتند.

2ـ طعمه گرگ شدن يوسف ( ع ) ، گزارشى دروغين برادران او به پدرشان يعقوب

قالوا . .. فأكله الذئب

3ـ غفلت از يوسف ( ع ) به خاطر سرگرمى به دويدن و مسابقه دادن ، اعتذار دروغين برادران او در توجيه طعمه گرگ شدن يوسف ( ع )

يـأبانا إنا ذهبنا نستبق و تركنا يوسف عند متـعنا

«استباق» به معناى مسابقه دادن و پيشى گرفتن است و جمله «نستبق» حال براى فاعل «ذهبنا» است. بنابراين «ذهبنا

نستبق» ; يعنى، مى رفتيم در حالى كه با يكديگر مسابقه مى داديم. رفتن و مسابقه دادن با مسابقه تيراندازى يا اسب دوانى مطابقتى ندارد ; بلكه با مسابقه دويدن منطبق است.

8ـ اطمينان برادران يوسف به ناموفق بودن صحنه سازيهايشان در باوراندن دروغ هاى خود به يعقوب ( ع )

و ما أنت بمؤمن لنا و لو كنا صـدقين

«ايمان» به معناى تصديق كردن شخص و باور كردن مدعاى اوست. آوردن جمله اسميه به همراه «باء» زايده ـ كه براى تأكيد است ـ حكايت از اطمينان برادران يوسف به مضمون جمله دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 7

7ـ يعقوب ( ع ) گزارش فرزندانش را نپذيرفت و به دروغ بودن آن اطمينان پيدا كرد .

فأكله الذئب . .. قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

«تسويل» (مصدر سوّلت) به معناى آسان كردن و نيز زينت دادن امرى ناپسند به صورت امرى نيكوست و مراد از «أمراً» مكر و نيرنگ عليه يوسف است. بنابراين «بل سوّلت ...» چنين معنا مى شود: آنچه گفتيد صحت ندارد ; بلكه نفس شما امر ناپسندى را براى شما زيبا جلوه داد و ارتكاب آن را براى شما آسان ساخت.

135- دزدى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 70 - 9

9ـ « عن أبى عبدالله عليه السلام . . . قال : إنهم سرقوا يوسف من أبيه ألا ترى أنه قال لهم حين قالوا : ماذا تفقدون ؟ قالوا : نفقد صواع الملك ، و لم يقولوا : سرقتم صواع الملك ، إنما عنى أنكم سرقتم يوسف من أبيه ;

از امام صادق(ع) روايت شده است [كه در پاسخ سؤال مردى كه از «إنكم لسارقون» پرسيده بود ]فرمود: آنان يوسف را از پدرش سرقت كرده بودند. آيا توجه نمى كنى كه هنگامى كه برادران يوسف گفتند: چه چيزى گم كرده ايد؟ او و كارگزارانش به آنان گفتند: «پيمانه پادشاه را گم كرده ايم» و نگفتند: پيمانه پادشاه را دزديديد. جز اين نيست كه نظر يوسف بر اين بود كه شما يوسف را از پدرش سرقت كرديد».

136- دشمنى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 6

6ـ يعقوب ( ع ) پيش بينى مى كرد كه همه فرزندانش عليه يوسف ( ع ) متحد مى شوند و هيچ كدام از او حمايت نخواهند كرد .

فيكيدوا لك كيدًا

ضمير در «يكيدوا» به «إخوة» باز مى گردد و اين گوياى برداشت فوق است.

137- دعوت از برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 16

16ـ يوسف ( ع ) برادرانش را به تقوا و صبر و درآمدن در زمره محسنان فراخواند .

إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

138- دلايل بازجويى از برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 1

1ـ گم شدن جام آبخورى پادشاه ، دليل ارائه شده به فرزندان يعقوب براى متوقف ساختن و بازجويى از آنان

ماذا تفقدون. قالوا نفقد صواع الملك

«صواع» به معناى پيمانه است.

139- دلايل دروغگويى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 4،5،6

4ـ خونين بودن روى پيراهن يوسف ، نشانه اى آشكار بر طعمه گرگ نشدن او بود .

و جاءو على قميصه بدم كذب

«بدم» مفعول براى «جاءو» است و «على قميصه» حال براى «دم» مى باشد. بنابراين «جاءو ...» ; يعنى، خون دروغينى را آوردند در حالى كه آن خون بر روى پيراهن بود و از آن جا كه معمولاً قسمت زيرين و آستر لباس مصدوم آغشته به خون مى شود، ولى روى لباس يوسف خونين بود، يعقوب(ع) دريافت كه فرزندش طعمه گرگ نشده است.

5ـ خونى كه برادران يوسف پيراهن او را با آن آغشته كردند ، به خوبى نشان مى داد كه خون يوسف نيست .

جاءو على قميصه بدم كذب

«كذب» مصدر است و در آيه شريفه به معناى اسم فاعل «كاذب» مى باشد به كارگيرى مصدر به جاى اسم فاعل حاكى از مبالغه است بنابراين «دم كذب» يعنى خون دروغين كه دروغ بودنش خيلى روشن و واضح بود.

6ـ برادران يوسف با ارائه پيراهن او ـ بدون آنكه پاره پاره و چاك چاك شده باشد ـ دروغ بودن ادعاى خويش ( طعمه گرگ شدن يوسف ) را آشكار كردند . *

و جاءو على قميصه بدم كذب

معمولاً كسى كه طعمه درندگان مى شود، لباس او سالم نمى ماند و به خاطر پارگيهاى بسيار از صورت لباس بودن خارج مى شود. بنابراين اطلاق «قميص» (پيراهن) بر آنچه برادران يوسف به يعقوب(ع) ارائه كردند، مى رساند كه پيراهن او سالم و يا نسبتاً سالم بود و اين نشانه ديگرى شد بر حقيقت نداشتن ادعاى برادران يوسف.

140- دلايل مسافرت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 10،12

10ـ ضرورت تهيه طعام ، دغدغه خاطر نداشتن براى بهاى آذوقه و لطف و عنايت خاص دربار مصر به فرزندان يعقوب ، دليل هاى آنان براى لزوم سفر به مصر و اصرارشان بر جلب موافقت پدر با مسافرت بنيامين

ما نبغى هـذه بضـعتنا ردّت إلينا و نمير أهلنا

سخنان فرزندان يعقوب (يا أبانا هـذه . ..) در راستاى جلب رضايت وى براى سفر بنيامين است و هر جمله آن اشاره به دليلى بر لزوم اين مسافرت دارد. فرزندان يعقوب با جمله «ما نبغى ...» بيان مى دارند كه مورد توجه خاص عزيز مصر قرار گرفته اند و سزاوار نيست درخواست او (آوردن بنيامين) را برآورده نسازند. آنان با عطف جمله «نمير أهلنا» بر جمله اى مقدر نظير «نستظهر بها» (از اين بضاعت باز گردانده شده براى تهيه آذوقه كمك مى گيريم) بيان مى كنند كه مشكل نداشتن بهاى آذوقه را ندارند و با جمله «نحفظ أخانا» مى رسانند كه به خاطر پاسخ مثبت به عزيز مصر و دريافت آذوقه، ملزم به حفظ برادرشان هستند و با جمله «ذلك كيل يسير» بيان مى كنند كه سخت نيازمند تهيه طعام هستند.

12ـ لغو تحريم آذوقه و اضافه شدن يك بار شتر غلّه با آمدن بنيامين به مصر ، از دليل هاى ارائه شده به يعقوب ( ع ) براى جلب موافقت آن حضرت به روانه ساختن بنيامين

و نزداد كيل بعير ذلك كيل يسير

«ازدياد» (مصدر «نزداد» از باب افتعال) به معناى درخواست زياده و اضافه است. «كيل بعير» ; يعنى، بار و محموله اى كه معمولاً بر يك شتر حمل مى كنند. گفتنى است جمله هاى «فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم ...» و «منع منا الكيل» دلالت مى كند بر اينكه يوسف(ع) اعطاى سهميه به فرزندان يعقوب را بدون همراهى بنيامين ممنوع و تحريم كرد. بنابراين مراد از «نزداد كيل بعير» اين است كه اگر بنيامين را به همراه ببريم علاوه بر لغو تحريم، يك بار اضافه نيز مطالبه مى كنيم.

141- دنياطلبى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 13

13ـ دريافت آذوقه در نزد فرزندان يعقوب ، داراى اهميت بيشتر از يافتن و جست و جو كردن يوسف ( ع ) و استرداد بنيامين *

يـأيها العزيز مسّنا و أهلنا الضر . .. فأوف لنا الكيل و تصدق علينا

فرزندان يعقوب به فرمان وى به مصر آمدند تا از يوسف(ع) خبر بگيرند و بنيامين را باز ستانند ، ولى پيش از آن سخن از فقر و تنگدستى و مطالبه آذوقه دارند. اين معنا مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

142- دومين مسافرت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 1،19

1ـ ورود فرزندان يعقوب به مصر براى دومين بار

و جاء إخوة يوسف . .. و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم

19ـ پيش بينى و احساس خطر يعقوب ( ع ) براى فرزندانش در دومين سفرشان به مصر ، جلوه اى از علم ويژه آن حضرت

لاتدخلوا من باب وحد . .. إنه لذو علم لما علّمنـه

143- دومين مسافرت برادران يوسف به مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 4،7

4ـ يعقوب ( ع ) در سفر دوم فرزندانش به مصر ، حادثه اى را در كمين آنان احساس مى كرد و نگران پيشامدى ناگوار براى آنان بود .

لاتدخلوا من باب وحد . .. ما أُغنى عنكم من الله من شىء

7ـ يعقوب ( ع ) در آستانه سفر دوم فرزندانش به مصر ، به آنان توصيه كرد براى ورود به آن ديار ، دروازه هاى متعددى را برگزينند و از يك دروازه وارد نشوند .

يـبنىّ لاتدخلوا من باب وحد وادخلوا من أبوب متفرقة

144- ذلت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 19

19ـ اظهار مسكنت و ذلت برادران يوسف به پيشگاه او و شكايت آنان از فقر و تنگدستى ، در سومين سفر آنان به مصر

مسّنا و أهلنا الضر . .. و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 11

11ـ ذلت و مسكنت برادران يوسف در برابر وى ، نتيجه و پيامد ستم هاى آنان به او بود .

تصدق علينا . .. هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه

از اينكه يوسف(ع) در پاسخ اظهارات ذلت آميز برادرانش يادآور ستمهاى آنان به وى مى شود ، مى توان دريافت كه يوسف(ع) درصدد است به اين نكته اشاره كند كه ذلت امروز برادرانش در مقابل وى ، نتيجه ستم ديروز آنان در حق اوست.

145- رد پيشنهاد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 1

1ـ يعقوب ( ع ) پيشنهاد فرزندانش را نپذيرفت و با روانه ساختن بنيامين به سفر مصر مخالفت كرد .

قال هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

146- رد مال التجاره برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 2،3،5،6

2ـ يوسف ( ع ) از كارگزارانش خواست بهاى دريافت شده از فرزندان يعقوب را در بار ها و اثاثيه آنان جاسازى كنند .

و قال لفتيـنه اجعلوا بضـعتهم فى رحالهم

3ـ يوسف ( ع ) به كارگزارانش توصيه كرد سرمايه فرزندان يعقوب را به گونه اى در اثاثيه آنان جاسازى كنند كه تا رسيدن به وطنشان متوجه آن نشوند .

اجعلوا بضـعتهم فى رحالهم لعلهم يعرفونها إذا انقلبوا إلى أهلهم

5ـ يوسف ( ع ) اميد داشت برادرانش بضاعت هاى برگردانده شده به آنان را به هنگام رسيدن به وطنشان باز شناسند .

اجعلوا بضـعتهم فى رحالهم لعلهم يعرفونها

روشن است كه فرزندان يعقوب با گشودن محموله هاى خويش بضاعتهاى خود را در آن مى يافتند. بنابراين جاى «لعل» (شايد و باشد) نبود. از اين رو در تفسير كلمه «لعل» چند وجه ذكر شده است: 1ـ اشفاق و ترجى مربوط به قيد «إذا انقلبوا» است ; يعنى، اميد است كه پس از رسيدن به اهلشان دريابند نه قبل از آن. 2ـ مقصود از شناخت بضاعت شناختن حق آن است ; يعنى، شايد حق آن را بشناسند و قدردانى كنند. 3ـ لعل به معناى «كى» (تا اينكه) است و معناى ترجى و اميد ندارد.

6ـ يوسف ( ع ) با باز گرداندن مال التجاره فرزندان يعقوب ، درصدد بود در آنان احساس حق شناسى و سپاس گزارى ايجاد كند و انگيزه مراجعت ايشان را قوت بخشد .

اجعلوا بضـعتهم فى رحالهم لعلهم يعرفونها . .. لعلهم يرجعون

برداشت فوق ، ناظر به دومين احتمالى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 2،3،4،5،7

2ـ فرزندان يعقوب با گشودن محموله هاى خويش ، بهاى غلات خريدارى شده از مصر را در ميان آنها يافتند .

و لما فتحوا متـعهم وجدوا بضـعتهم ردّت إليهم

3ـ فرزندان يعقوب با مشاهده بهاى باز گردانده شده ، شادمان شدند و آن را به يعقوب گزارش كردند .

قالوا يـأبانا ما نبغى هـذه بضـعتنا ردّت إلينا

«ما» در «ما نبغى» استفهاميه و مفعول براى نبغى است. «بغى» به معناى خواستن و طلب كردن مى باشد. جمله «ما نبغى» ; يعنى ، [بيش از اين] چه مى خواهيم؟

4ـ اطمينان فرزندان يعقوب به باز گردانده شدن سرمايه خويش نه رخ دادن اشتباه و خطا از ناحيه كارگزاران يوسف

وجدوا بضـعتهم ردّت إليهم . .. هـذه بضـعتنا ردّت إلينا

جمله «رُدّت إلينا» «دلالت بر آن دارد كه فرزندان يعقوب بضاعت خويش را با اين وصف كه به آنان بازگردانده شده است ، يافتند ; يعنى ، اين گمان را نداشتند كه اشتباهى رخ داده است تا خويشتن را به ارجاع آن ملزم ببينند.

5ـ فرزندان يعقوب به وى خاطرنشان كردند كه عزيز مصر ( يوسف ) بدون آگاهى ايشان و بدون كمترين امتنانى ، بضاعت آنان را بازگردانده است .

هـذه بضـعتنا ردّت إلينا

آوردن فعل «رُدّت» به صورت مجهول و ياد نكردن از فاعل آن براى رساندن اين معناست كه باز گرداننده به گونه اى عمل كرده كه ما متوجّه او نشويم و احساس كوچكى و شرمندگى نكنيم.

7ـ فرزندان يعقوب با مشاهده سرمايه بازگردانده شده ، تلاش مجددى را براى جلب توافق پدر با مسافرت كردن بنيامين آغاز كردند .

قال هل ءامنكم . .. يـأبانا ما نبغى هـذه بضـعتنا ردّت إلينا و نمير أهلنا و نحفظ أ

سخنان فرزندان يعقوب (ما نبغى هـذه بضاعتنا. ..) به قرينه مخاطب قرار دادن يعقوب (يا أبانا)، در راستاى جلب موافقت وى براى سفر بنيامين بود.

147- رذالت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 77 - 11،12

11ـ برادران يوسف بجز بنيامين ، داراى سيرت و منزلتى ناپسند و نكوهيده

قال أنتم شرّ مكانًا

«مكان» در آيه شريفه به معناى منزلت است و آن تمييزى مبدل از مبتدا مى باشد و كلام در اصل چنين بوده است «مكانكم شرّ».

12ـ تصريح يوسف ( ع ) به سيرت و منزلت نكوهيده برادران خويش

قال أنتم شرّ مكانًا

148- رفتار ناپسند برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 9

9ـ رفتار هاى نارواى برادران يوسف ( توطئه ، دروغ و فريب كارى ) برخاسته از نفوذ شيطان در آنان بود .

إن الشيطـن للإنسـن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

149- روش برخورد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 9

9ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به او ، و تحريك احساسات وى درصدد فريب دادن او بودند .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف

برداشت فوق ، از خطاب «يـأبانا» (اى پدر جانمان) و نيز لحن كلام «ما لك لاتأمنّا . ..» (چه شده است كه به ما درباره يوسف بى اعتماد هستى) استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 3

3ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به بنيامين از پدرشان خواستند او را به همراه آنان روانه مصر كند .

فأرسل معنا أخانا

هدف فرزندان يعقوب از نام نبردن بنيامين و ياد كردن از او به عنوان «أخانا» (برادرمان) اظهار محبت به اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 3

3ـ اقتدار يوسف ( ع ) بر انجام خواسته هاى خويش ، نيكوكار بودن وى و سزاوارى يعقوب ( ع ) براى ترحم ، دليل هاى ارائه شده از سوى فرزندان يعقوب به يوسف ( ع ) براى آزادسازى بنيامين

قالوا يـأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا . .. إنا نريـك من المحسنين

هدف برادران يوسف از مخاطب ساختن يوسف(ع) با عنوان «عزيز» بيان اقتدار او بر انجام خواسته هايش است، و توصيف يعقوب به «پيرمردى سالخورده» بيان سزاوارى او براى ترحم است و مدح يوسف(ع) به نيكوكارى به منظور ترغيب او به احسان و گذشت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 10

10ـ فرزند بزرگ يعقوب ، رفتار گذشته برادرانش با يوسف ( ع ) را رفتارى نكوهيده خواند .

قال كبيرهم . .. و من قبل ما فرّطتم فى يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 97 - 2،3

2ـ فرزندان يعقوب على رغم گناه دانستن رفتارشان با يوسف ( ع ) و بنيامين و يعقوب ( ع ) ، آن را مرتكب مى شدند .

قالوا يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا إنا كنّا خـطئين

مراد از «ذنوبنا» به قرينه مقام رفتار فرزندان يعقوب با وى و يوسف و بنيامين مى باشد.

3ـ فرزندان يعقوب از رفتار هاى ناروايشان با يوسف ( ع ) ، بنيامين و يعقوب ( ع ) ، پشيمان شدند و اظهار ندامت كردند .

يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا

150- روش تأمين معاش برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 7

7ـ فرزندان يعقوب بجز راهىِ مصر شدن و به حضور يوسف ( ع ) رسيدن ، راهى براى تأمين آذوقه در سال هاى قحطى نداشتند .

يـأبانا منع منا الكيل فأرسل معنا أخانا

چنان چه جز به مصر رفتن راهى فراروى فرزندان يعقوب بود ، او آن راه را به فرزندانش پيشنهاد مى كرد تا مجبور نباشد بنيامين را همراه آنان بفرستد.

151- زمان اتهام دزدى به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 70 - 7

7ـ اتهام سرقت به فرزندان يعقوب پس از حركت و دور شدنشان از محوطه بارگيرى ، به آنان اعلام شد . *

ثم أذّن مؤذّن أيّتها العير إنكم لسـرقون

حرف «ثم» و نيز جمله «أقبلوا عليهم» ـ در آيه بعد ـ مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

152- زمان توطئه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 2

2ـ برادران يوسف ، زمان اجراى توطئه عليه او را ، فرداى همان روزِ مشورت با يكديگر و گفت و گو با پدرشان تعيين كردند .

إذ قالوا . .. قالوا يـأبانا ... أرسله معنا غدًا

153- زمينه توطئه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 8

8ـ حسادت برادران يوسف به وى ، آنان را به جلسه اى براى تصميم گيرى عليه او واداشت .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 5

5ـ نياز يوسف ( ع ) به گردش و بازى و استفاده از خوراكى هاى مراتع ، بهانه برادرانش براى بردن او به صحرا و جدا ساختنش از يعقوب ( ع )

أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

154- زيانكارى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 14 - 5

5ـ برادران يوسف در حضور پدر نابودى يوسف ( ع ) را براى خود ، امرى خسارت بار و تباه كننده قلمداد كردند .

إنا إذًا لخـسرون

155- سرزنش برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 10

10ـ فرزند بزرگ يعقوب ، رفتار گذشته برادرانش با يوسف ( ع ) را رفتارى نكوهيده خواند .

قال كبيرهم . .. و من قبل ما فرّطتم فى يوسف

156- سرزنشهاى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 85 - 4

4ـ فرزندان يعقوب او را به خاطر اندوه جانكاهش در فراق يوسف ( ع ) ملامت كردند .

قالوا تالله تفتؤا تذكر يوسف

لحن و سياق جمله «قالوا تالله . ..» گوياى ملامت يعقوب(ع) و درخواست به فراموشى سپردن يوسف(ع) است.

157- سرور برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 3

3ـ فرزندان يعقوب با مشاهده بهاى باز گردانده شده ، شادمان شدند و آن را به يعقوب گزارش كردند .

قالوا يـأبانا ما نبغى هـذه بضـعتنا ردّت إلينا

«ما» در «ما نبغى» استفهاميه و مفعول براى نبغى است. «بغى» به معناى خواستن و طلب كردن مى باشد. جمله «ما نبغى» ; يعنى ، [بيش از اين] چه مى خواهيم؟

158- سلامتى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 8

8ـ توصيه يعقوب ( ع ) به فرزندانش ( لزوم اختيار كردن دروازه هاى متعدد براى ورود به مصر ) جز تلاش براى سلامتى فرزندانش ، اثر ديگرى نداشت .

ما كان يغنى عنهم من الله من شىء إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيـها

استثنا در عبارت «إلاّ حاجة . ..» استثناى منقطع است. ظاهر آن است كه ضمير فاعلى در «قضاها» به يعقوب(ع) باز گردد. بر اين اساس معناى «ما كان يغنى ... إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضاها» چنين مى شود: تدبير يعقوب(ع) هرگز بازدارنده آنچه از ناحيه خداوند مقدر شده بود نشد ; لكن يعقوب(ع) خواسته اى داشت كه با دستور خويش (ادخلوا من أبواب متفرقة) عملى ساخت. بر اساس اين معنا مراد از خواسته او (حاجة) انجام وظيفه است و آن راهنمايى فرزندان به اسباب رهايى از خطرات احتمالى است.

159- سوغات برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 94 - 1

1ـ كاروان فرزندان يعقوب با سوغاتى ارزشمند و دليلى روشن بر سلامت يوسف ( ع ) ، از مصر به سوى كنعان حركت كردند .

اذهبوا بقميصى هذا . .. و لما فصلت العير

«فصلت» از مصدر «فصول» گرفته شده است و «فصول» به معناى خارج شدن و جدا گشتن مى باشد.


تفسيرعياشى، ج2، ص196، ح79; نورالثقلين، ج2، ص462، ح185.

160- سوگند برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 2،13

2ـ يعقوب ( ع ) روانه ساختن بنيامين به سفر مصر را ، منوط به آن دانست كه فرزندانش وثيقه اى الهى بسپارند ( با خدا پيمان ببندند و به نام او سوگند ياد كنند ) .

لن أُرسله معكم حتى تؤتون موثقًا من الله

«موثق» به معناى عهد و پيمان است كه به دليل «لام» قسم در «لتأتنّنى» عهد و پيمانى است همراه با سوگند. «من الله» بيانگر اين است كه بايد سوگند به نام خدا و پيمان و عهد با او باشد. آوردن سوگند و پيمان (حتى تؤتون موثقًا) ; يعنى، سوگند ياد كردن و پيمان بستن.

13ـ فرزندان يعقوب سوگند ياد كردند و با خدا پيمان بستند كه در حد استطاعت ، از بنيامين مراقبت كنند و او را به نزد پدر باز گردانند .

حتى تؤتون موثقًا . .. فلما ءاتوه موثقهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 1

1ـ فرزندان يعقوب در حضور يوسف ( ع ) و كارگزارانش ، بر منزه بودنشان از سرقت و نداشتن قصد فسادگرى و خرابكارى در مصر ، سوگند ياد كردند .

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سـرقين

گرچه مقسم عليه (آنچه بر انجام آن سوگند ياد مى شود) در آيه شريفه «لقد علمتم» است ; ولى در حقيقت «ما جئنا . ..» مقسم عليه مى باشد. بنابراين معناى جمله چنين مى شود: به خدا سوگند كه ما براى فساد به مصر نيامده ايم و هرگز سارق نبوده ايم و شما اين حقيقت را به خوبى دانستيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 3

3ـ فرزندان يعقوب بر باز گرداندن بنيامين از سفر مصر ، با پدرشان يعقوب پيمان بسته و سوگند ياد كرده بودند .

أن أباكم قد أخذ عليكم موثقًا من الله

161- سومين مسافرت برادران يوسف به مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 1،7،19

1ـ فرزندان يعقوب براى مرتبه سوم در دوران قحطى ، به مصر آمدند و به حضور يوسف ( ع ) رسيدند .

فلما دخلوا عليه

7ـ فرزندان يعقوب در نوبت سوم سفرشان به مصر ، بهاى كامل براى خريد سهميه خويش را نداشتند .

و جئنا ببضـعة مزجية فأوف لنا الكيل

«مزجاة» به معناى ناچيز و حقير است.

19ـ اظهار مسكنت و ذلت برادران يوسف به پيشگاه او و شكايت آنان از فقر و تنگدستى ، در سومين سفر آنان به مصر

مسّنا و أهلنا الضر . .. و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 94 - 12

12ـ در سفر سوم فرزندان يعقوب به مصر براى جست و جو از يوسف ( ع ) و بنيامين ، تنها برخى از آنان راهى آن سفر شدند .

يـبنىّ اذهبوا . .. و لما فصلت العير قال أبوهم ... لولا أن تفنّدون

جمله «قال أبوهم . ..» گوياى اين است كه گوينده ; يعنى، يعقوب(ع) پدر مخاطبان است. براين اساس مخاطبان يعقوب(ع) در جمله «لولا أن تفنّدون» فرزندان اويند و اين مى رساند كه برخى از فرزندانش براى جست و جوى يوسف(ع) و بنيامين (يـبنىّ اذهبوا) به مصر رفتند و برخى از آنان نزد پدر ماندند.

162- سهميه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 8،14

8ـ فرزندان يعقوب با بيان تنگدستى و نداشتن بهاى لازم براى خريد سهميه خويش ، از يوسف ( ع ) خواستند جيره آنان را به طور كامل پرداخت كند .

مسّنا و أهلنا الضر و جئنا ببضـعة مزجية فأوف لنا الكيل

14ـ برادران يوسف به دليل سخت شدن معيشت بر خاندان يعقوب ( ع ) از او تقاضا كردند بيش از سهميه سرانه ، آذوقه و غلات به آنان ببخشد .

مسّنا و أهلنا الضر . .. فأوف لنا الكيل و تصدق علينا

163- سيره ناپسند برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 77 - 11،12

11ـ برادران يوسف بجز بنيامين ، داراى سيرت و منزلتى ناپسند و نكوهيده

قال أنتم شرّ مكانًا

«مكان» در آيه شريفه به معناى منزلت است و آن تمييزى مبدل از مبتدا مى باشد و كلام در اصل چنين بوده است «مكانكم شرّ».

12ـ تصريح يوسف ( ع ) به سيرت و منزلت نكوهيده برادران خويش

قال أنتم شرّ مكانًا

164- شكوه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 7

7ـ برادران يوسف با حضور در پيشگاه يعقوب ( ع ) لب به شكايت گشوده و از بى اعتمادى او نسبت به آنان درباره يوسف ( ع ) انتقاد كردند .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 19

19ـ اظهار مسكنت و ذلت برادران يوسف به پيشگاه او و شكايت آنان از فقر و تنگدستى ، در سومين سفر آنان به مصر

مسّنا و أهلنا الضر . .. و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين

165- شوراى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 9

9ـ لطف و محبت افزون تر يعقوب ( ع ) به يوسف ( ع ) و بنيامين و شايسته نبودن آن دو براى آن لطف و محبت ، از سخنان و پيش درآمد هاى جلسه مشورتى برادران يوسف عليه وى

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا و نحن عصبة إن أبانا لفى ضلـل مبين

166- صداقت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 82 - 6

6ـ لاوى از برادرانش خواست نزد پدر بر راستگويى خويش در سرقت بنيامين تأكيد كنند .

و إنا لصـدقون

167- صفات برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 10

10ـ برادران يوسف ، گروهى نيرومند ، كارآمد و عهده دار رتق و فتق امور پدرشان يعقوب بودند .

و نحن عصبة إن أبانا لفى ضلـل مبين

«عصبة» به جماعتى گفته مى شود كه تعداد آنان از ده نفر افزون تر باشد و با يكديگر پيوند داشته و هم ديگر را پشتيبانى كنند. لازمه اين معنا نيرومند و كارآمد بودن آن گروه است. رابطه جمله «و نحن عصبة» با خطا پنداشتن محبت افزون تر يعقوب به يوسف و بنيامين، گوياى اين است كه: برادران يوسف، نيرو و توان خويش را در جهت منافع يعقوب(ع) به كار مى بردند و امور او را سامان مى دادند.

168- ظلم برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 1

1ـ يعقوب ( ع ) از ستم فرزندانش در حق خويش درگذشت و آنان را بخشود .

قال سوف أستغفر لكم ربى

169- ظن برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 82 - 3

3ـ فرزندان يعقوب ، بر اين گمان بودند كه پدرشان داستان سرقت بنيامين را تصديق نخواهد كرد .

وسئل القرية . .. والعير التى أقبلنا فيها

170- عجز برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 16

16ـ برادران يوسف از شنيدن و احساس كردن وحى الهى به او ، ناتوان بودند .

و أوحينا إليه . .. و هم لايشعرون

برداشت فوق ، مبتنى بر اين نكته است كه عامل حال (و هم لايشعرون) فعل «أوحينا» باشد. بر اين اساس مفاد «و هم لايشعرون» چنين مى شود: آنان وحى ما را به يوسف(ع) نمى فهميدند.

171- عجله برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 3

3ـ برادران يوسف در اجراى نقشه شوم خويش عليه او ، تعجيل داشتند و درنگ را روا نمى دانستند .

أرسله معنا غدًا

برداشت فوق، از تصريح برادران او به اينكه «فردا يوسف(ع) را به همراه ما بفرست» استفاده مى شود.

172- عذر برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 13 - 8

8ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن بنى يعقوب لما سألوا أباهم يعقوب أن يأذن ليوسف فى الخروج معهم قال لهم « إنى أخاف أن يأكله الذئب و أنتم عنه غافلون » . . . قرّب يعقوب لهم العلّة اعتلّوا بها فى يوسف ( ع ) ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: فرزندان يعقوب هنگامى كه از پدر خواستند تا اذن دهد كه يوسف با آنان بيرون رود، پدرشان گفت: من مى ترسم كه او را گرگ بخورد و شما از او غافل باشيد . .. پس يعقوب عذرى را كه آنان براى نياوردن يوسف اظهار كردند به [ذهن آنان ]نزديك كرد».

173- عذرآورى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 17 - 3

3ـ غفلت از يوسف ( ع ) به خاطر سرگرمى به دويدن و مسابقه دادن ، اعتذار دروغين برادران او در توجيه طعمه گرگ شدن يوسف ( ع )

يـأبانا إنا ذهبنا نستبق و تركنا يوسف عند متـعنا

«استباق» به معناى مسابقه دادن و پيشى گرفتن است و جمله «نستبق» حال براى فاعل «ذهبنا» است. بنابراين «ذهبنا نستبق» ; يعنى، مى رفتيم در حالى كه با يكديگر مسابقه مى داديم. رفتن و مسابقه دادن با مسابقه تيراندازى يا اسب دوانى مطابقتى ندارد ; بلكه با مسابقه دويدن منطبق است.

174- عذرخواهى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 8،10

8ـ دزدى مخفيانه بنيامين و ناتوانى برادران از مراقبت وى در نهان ، اعتذار آنان نزد يعقوب ( ع ) از باز نگرداندن او

ارجعوا إلى أبيكم فقولوا . .. و ما كنا للغيب حـفظين

جمله «و ما كنا . ..» در حقيقت پاسخ به پرسشى است كه لاوى انتظار آن را از يعقوب(ع) داشت و آن اينكه: گيرم بنيامين دزدى كرد ، چرا او را از دزدى كردن باز نداشتيد تا كار به آنچه مى گوييد بينجامد.

10ـ بى اطلاعى برادران از امور نهانى ، اعتذار آنان در نزد يعقوب براى بيان كيفر سارق

ما شهدنا إلاّ بما علمنا و ما كنا للغيب حـفظين

175- عفو از برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 1

1ـ يوسف ( ع ) ستم هاى برادرانش را در حق خويش ناديده گرفت و آنان را بخشود .

قال لاتثريب عليكم

روا نداشتن سرزنش برادران كه جمله «لاتثريب . ..» گوياى آن است ، مى رساند كه يوسف(ع) آنان را مورد عفو خويش قرار داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 1

1ـ يعقوب ( ع ) از ستم فرزندانش در حق خويش درگذشت و آنان را بخشود .

قال سوف أستغفر لكم ربى

176- علاقه يعقوب(ع) به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 4

4ـ تعلق قلبى يعقوب ( ع ) به يوسف ( ع ) ، بسى افزون تر از تمايل او به بنيامين و ديگر برادرانش بود .

عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا . .. و قال يـأسفى على يوسف

177- علم برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 26

26ـ برادران يوسف برخوردار از علم و دانش و يوسف ( ع ) عالم تر و آگاه تر از همه آنان

و فوق كل ذى علم عليم

بر اساس اولين معنايى كه براى جمله فوق در برداشت قبل آمد ، مصداق مورد نظر براى «عليم» يوسف است و مصداق «كل ذى علم» برادران او هستند.

178- عمل ناپسند برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 12

12ـ يعقوب ( ع ) مصمم بر شكيبا بودن در فراق يوسف ( ع ) و بردبارى كردن بر رفتار ناهنجار فرزندانش

فصبر جميل

متعلق صبر ، به قرينه جمله هاى قبل ، فراق يوسف(ع) و نيز عملكرد ناصواب و صحنه سازيهاى دروغين فرزندانش مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 9

9ـ يوسف ( ع ) ضمن اعتراض به عملكرد ناصواب برادرانش ، عذر تقصيرشان ( جهل و نادانى ) را به آنان القا كرد .

إذ أنتم جـهلون

يوسف(ع) با مقيد كردن عملكرد ناصواب برادرانش به زمان جهل آنان (إذ أنتم جاهلون) اشاره به اين معنا دارد كه: من شما را معذور مى شمرم چرا كه در زمانى مرتكب خلاف شديد كه نادان بوديد.

179- عوامل توطئه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 9

9ـ يعقوب ( ع ) فريب كارى هاى نفس و جلوه پردازى هاى نفسانى را ، وادار كننده فرزندانش بر توطئه عليه يوسف ( ع ) دانست .

بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

180- عهد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 61 - 5،6

5ـ برادران يوسف ، با او عهد كردند كه بنيامين را در نوبت بعد به حضور وى بياورند .

سنرود عنه أباه و إنا لفـعلون

6ـ برادران يوسف ، با او عهد كردند كه پدرشان يعقوب ( ع ) را براى روانه ساختن بنيامين متقاعد كنند .

قالوا سنرود عنه أباه و إنا لفـعلون

«مراوده» (مصدرنراود) به معناى درخواست با لطف و مداراست و «عنه» دلالت به مورد درخواست دارد. و مفاد «سنرود ...» چنين است، همانا با ملاطفت و مدارا از پدرش (پدر بنيامين) خواهيم خواست كه وى را در سفر آينده با ما همراه سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 4

4ـ فرزندان يعقوب بر حفاظت از بنيامين ، در طول سفرشان به مصر متعهّد شدند و بر آن تأكيد كردند .

فأرسل معنا أخانا نكتل و إنا له لحـفظون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 11

11ـ تعهد مجدد و محبت آميز فرزندان يعقوب براى حفاظت از برادرشان بنيامين در سفر به مصر

نمير أهلنا و نحفظ أخانا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 2،13

2ـ يعقوب ( ع ) روانه ساختن بنيامين به سفر مصر را ، منوط به آن دانست كه فرزندانش وثيقه اى الهى بسپارند ( با خدا پيمان ببندند و به نام او سوگند ياد كنند ) .

لن أُرسله معكم حتى تؤتون موثقًا من الله

«موثق» به معناى عهد و پيمان است كه به دليل «لام» قسم در «لتأتنّنى» عهد و پيمانى است همراه با سوگند. «من الله» بيانگر اين است كه بايد سوگند به نام خدا و پيمان و عهد با او باشد. آوردن سوگند و پيمان (حتى تؤتون موثقًا) ; يعنى، سوگند ياد كردن و پيمان بستن.

13ـ فرزندان يعقوب سوگند ياد كردند و با خدا پيمان بستند كه در حد استطاعت ، از بنيامين مراقبت كنند و او را به نزد پدر باز گردانند .

حتى تؤتون موثقًا . .. فلما ءاتوه موثقهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 3

3ـ فرزندان يعقوب بر باز گرداندن بنيامين از سفر مصر ، با پدرشان يعقوب پيمان بسته و سوگند ياد كرده بودند .

أن أباكم قد أخذ عليكم موثقًا من الله

181- غفلت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 13 - 7

7ـ غفلت برادران از حراست يوسف ( ع ) در صحرا ، دور از انتظار يعقوب ( ع ) نبود .

أخاف أن يأكله الذئب و أنتم عنه غـفلون

182- فراموشى پيشينه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 69 - 7

7ـ يوسف ( ع ) از برادرش بنيامين خواست گذشته برادرانش را ناديده انگارد و از رفتار نارواى پيشين آنان اندوهى به خود راه ندهد .

فلاتبتئس بما كانوا يعملون

183- فضايل برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 26

26ـ برادران يوسف برخوردار از علم و دانش و يوسف ( ع ) عالم تر و آگاه تر از همه آنان

و فوق كل ذى علم عليم

بر اساس اولين معنايى كه براى جمله فوق در برداشت قبل آمد ، مصداق مورد نظر براى «عليم» يوسف است و مصداق «كل ذى علم» برادران او هستند.

184- فقر برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 10

10ـ يعقوب ( ع ) و فرزندانش از مال و منال كافى برخوردار نبودند و از جهت امكانات مالى در محدوديت بودند .

اجعلوا بضـعتهم فى رحالهم . .. لعلهم يرجعون

از جمله احتمالاتى كه مى توان آن را دليل يوسف در باز گرداندن سرمايه برادرانش دانست ، محدوديت مالى خاندان يعقوب است. جمله «ما نبغى هـذه بضـعتنا ... نمير أهلنا» در آيه 65 مؤيد اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 7،8،14،19

7ـ فرزندان يعقوب در نوبت سوم سفرشان به مصر ، بهاى كامل براى خريد سهميه خويش را نداشتند .

و جئنا ببضـعة مزجية فأوف لنا الكيل

«مزجاة» به معناى ناچيز و حقير است.

8ـ فرزندان يعقوب با بيان تنگدستى و نداشتن بهاى لازم براى خريد سهميه خويش ، از يوسف ( ع ) خواستند جيره آنان را به طور كامل پرداخت كند .

مسّنا و أهلنا الضر و جئنا ببضـعة مزجية فأوف لنا الكيل

14ـ برادران يوسف به دليل سخت شدن معيشت بر خاندان يعقوب ( ع ) از او تقاضا كردند بيش از سهميه سرانه ، آذوقه و غلات به آنان ببخشد .

مسّنا و أهلنا الضر . .. فأوف لنا الكيل و تصدق علينا

19ـ اظهار مسكنت و ذلت برادران يوسف به پيشگاه او و شكايت آنان از فقر و تنگدستى ، در سومين سفر آنان به مصر

مسّنا و أهلنا الضر . .. و تصدق علينا إن الله يجزى المتصدقين

185- فلسفه سجده برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 32

32ـ « از امام هادى ( ع ) درباره سخن خداوند « وخرّوا سجّداً » سؤال شد آن حضرت پاسخ دادند : « أما سجود يعقوب و ولده ليوسف فإنه لم يكن ليوسف و إنما كان ذلك من يعقوب و ولده طاعة لله و تحية ليوسف ;

سجده يعقوب و پسرانش براى يوسف نبود ; بلكه اين سجده ها براى اطاعت از خدا و احترام به يوسف بود».

186- فلسفه مسافرت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 58 - 9

9ـ برادران يوسف بجز بنيامين ، از كنعان براى دريافت آذوقه به مصر آمدند و به حضور يوسف ( ع ) رسيدند .

و جاء إخوة يوسف فدخلوا عليه

جمله «ائتونى بأخ لكم. ..» (برادر پدرى خود را به نزد من آورديد) در آيه بعد مى رساند كه مراد از «إخوة» برادران يوسف بجز بنيامين است. جمله «و لما جهزهم ...» در آيه بعد بيانگر هدف آنان از آمدن به مصر است.

187- قدرت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 10،11،12

10ـ برادران يوسف ، گروهى نيرومند ، كارآمد و عهده دار رتق و فتق امور پدرشان يعقوب بودند .

و نحن عصبة إن أبانا لفى ضلـل مبين

«عصبة» به جماعتى گفته مى شود كه تعداد آنان از ده نفر افزون تر باشد و با يكديگر پيوند داشته و هم ديگر را پشتيبانى كنند. لازمه اين معنا نيرومند و كارآمد بودن آن گروه است. رابطه جمله «و نحن عصبة» با خطا پنداشتن محبت افزون تر يعقوب به يوسف و بنيامين، گوياى اين است كه: برادران يوسف، نيرو و توان خويش را در جهت منافع يعقوب(ع) به كار مى بردند و امور او را سامان مى دادند.

11ـ برادران يوسف ، به كثرت نيرو و نفرات خويش مغرور بودند .

و نحن عصبة

12ـ برادران يوسف به دليل نيرومندى و كارآمد بودنشان ، خويش را به محبت پدرشان يعقوب سزاوارتر مى ديدند .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا و نحن عصبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 14 - 1،3

1ـ برادران يوسف جماعتى متحد و نيرومند بودند .

و نحن عصبة

3ـ فرزندان يعقوب با يادآور شدن كثرت نيرو و توان خويش ، نگرانى او ( احساس خطر حمله گرگ ها به يوسف ) را نابه جا شمردند .

أخاف . .. قالوا لئن أكله الذئب و نحن عصبة

188- كارگزاران يوسف(ع) و برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 3

3ـ فرزندان يعقوب نزد كارگزاران يوسف به حسن سابقه و منزه بودن از فساد و سرقت شناخته شده بودند .

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سـرقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 1،2

1ـ كارگزاران يوسف به فرزندان يعقوب اعلام كردند كه در صورت شناسايى سارق ، وى را مجازات خواهند كرد .

قالوا فما جزؤه إن كنتم كـذبين

2ـ كارگزاران يوسف از متهمان ( فرزندان يعقوب ) خواستند ، تا خودشان كيفر سارق جام پادشاه را تعيين كنند .

قالوا فما جزؤه إن كنتم كـذبين

ضمير در «جزاؤه» به سارق جامى شاهى ، كه از جمله هاى قبل استفاده مى شود ، برمى گردد.

189- كاروان تجارى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 70 - 6

6ـ يكى از كارگزاران يوسف با مخاطب قرار دادن قافله فرزندان يعقوب ، اتهام سرقت را به آنان اعلام كرد .

ثم أذّن مؤذّن أيّتها العير إنكم لسـرقون

«عير» به مجموعه افراد قافله و شترانى كه بار و بنه آنان را حمل مى كنند، گفته مى شود. اين كلمه مرادف كاروان و قافله در فارسى است. «اذان» به معناى اعلام كردن است و «تأذين» مصدر «أذّن» به معناى كثرت اعلام مى باشد. بنابراين «أذّن مؤذّن ...» ; يعنى، اعلام كننده اى چندين بار اعلام كرد.

190- كثرت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 14 - 2

2ـ برادران يوسف ، به كثرت نيرو و نفرات خويش مغرور بودند .

لئن أكله الذئب و نحن عصبة

191- كيفر برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 7

7ـ رفتار برادران يوسف عليه وى ، گناه بود و بدون آمرزش خداوند عقوبت او را در پى داشت .

يغفر الله لكم

192- گريه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 16 - 1

1ـ فرزندان يعقوب ، پس از ر ها ساختن يوسف ( ع ) در چاه ، گريان نزد پدر آمدند .

و جاءو أباهم عشاءً يبكون


علل الشرايع، ص47، ح1، ب 41; نورالثقلين، ج2، ص413، ح17.

193- گزارش برادران يوسف به يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 1،2

1ـ فرزندان يعقوب از مصر بازگشتند و گزارش سفرشان را براى او شرح دادند .

فلما رجعوا إلى أبيهم قالوا

2ـ ممنوع شدن فرزندان يعقوب از دريافت سهميه خوار و بار بدون همراهى بنيامين ، از گزارش هاى آنان به پدرشان يعقوب بود .

فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم . .. فلما رجعوا إلى أبيهم قالوا يـأبانا منع منا الكي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 1،4،5،6،7،8

1ـ لاوى ضمن موافقت با مراجعه برادرانش به كنعان ، نحوه گزارش سرقت بنيامين را به آنان تعليم داد .

قال كبيرهم . .. ارجعوا إلى أبيكم فقولوا يـأبانا إن ابنك سرق

4ـ لاوى به برادرانش سفارش كرد ، دسته جمعى به حضور پدر برسند و همگان بر دزدى بنيامين شهادت دهند .

ارجعوا إلى أبيكم فقولوا . .. ما شهدنا إلاّ بما علمنا

تصريح لاوى به صيغه هاى جمع «قولوا» و «ما شهدنا» و «علمنا» گوياى برداشت فوق است.

5ـ لاوى از برادرانش خواست ، گزارش سفر و دزدى بنيامين را با لحنى مشفقانه ، به پدر بيان كنند .

يـأبانا

تصريح لاوى به اينكه در ابتداى سخن پدر را با جمله «يـأبانا» مخاطب قرار دهيد ، رساننده اين است كه به گونه اى سخن بگوييد كه شفقت او را بر خويش جلب كنيد.

6ـ اظهار كينه برادران بنيامين به وى در گزارش سرقتش به يعقوب

إن ابنك سرق

لحن جمله «إن ابنك سرق» (به يقين پسرت دزدى كرد) گوياى كينه برادران بنيامين نسبت به اوست.

7ـ لاوى از برادرانش خواست براى پدرشان بيان كنند كه بنيامين در نهان و به دور از چشم آنان دزدى كرد .

و ما كنا للغيب حـفظين

در معناى جمله «و ما كنا . ..» چند نظر ابراز شده است. با توجه به اطمينان برادران يوسف به دزدى بنيامين كه جمله «إن ابنك

سرق» گوياى آن است، اين معنا به نظر روشن تر مى رسد كه: ما نمى توانستيم آنچه را در غياب و به دور از چشم انجام مى گيرد، نگهبان باشيم ; يعنى، دزدى بنيامين در نهان انجام گرفت. از اين رو نتوانستيم او را باز داريم.

8ـ دزدى مخفيانه بنيامين و ناتوانى برادران از مراقبت وى در نهان ، اعتذار آنان نزد يعقوب ( ع ) از باز نگرداندن او

ارجعوا إلى أبيكم فقولوا . .. و ما كنا للغيب حـفظين

جمله «و ما كنا . ..» در حقيقت پاسخ به پرسشى است كه لاوى انتظار آن را از يعقوب(ع) داشت و آن اينكه: گيرم بنيامين دزدى كرد ، چرا او را از دزدى كردن باز نداشتيد تا كار به آنچه مى گوييد بينجامد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 1

1ـ فرزندان يعقوب به كنعان بازگشتند و گزارش سفرشان را همان گونه كه لاوى سفارش كرده بود ، براى پدرشان بيان كردند .

ارجعوا إلى أبيكم فقولوا يـأبانا . .. قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

از آن جا كه مطالب آيه 81 و 82 سخنان لاوى در مصر است و جمله «بل سوّلت . ..» پاسخ يعقوب در برابر آن گفته هاست، معلوم مى شود كه اولاً: بخشى از داستان به خاطر اختصار آورده نشده است و آن اينكه: «فرجعوا إلى أبيهم و قالوا كذا و كذا». ثانياً: فرزندان يعقوب همان سخنان لاوى را به همان گونه كه وى سفارش كرده بود براى پدرشان گزارش كردند.

194- گزارش برادران يوسف به يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 3

3ـ فرزندان يعقوب سختى معيشت و نابسامان بودن وضع مادى خاندان يعقوب را به يوسف گزارش كردند .

قالوا يـأيها العزيز مسّنا و أهلنا الضر و جئنا ببضـعة مزجيـة

195- گناه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 9

9ـ برادران يوسف در حضور او به گناه و خطاى خويش اعتراف نموده و از رفتار گذشته خود اظهار ندامت كردند .

و إن كنّا لخـطئين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 7

7ـ رفتار برادران يوسف عليه وى ، گناه بود و بدون آمرزش خداوند عقوبت او را در پى داشت .

يغفر الله لكم

196- گواهى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 2،3،4

2ـ شهادت به دزدى بنيامين در نزد يعقوب با جمله اى متضمن تأكيد ، از سفارش هاى لاوى به برادران خويش

إن ابنك سرق

3ـ لاوى از برادرانش خواست ، به پدرشان تفهيم كنند كه به دزدى بنيامين اطمينان پيدا كردند و گزارش و شهادت آنان عالمانه است .

إن ابنك سرق و ما شهدنا إلاّ بما علمنا

در اينكه مراد از شهادت در «ما شهدنا» چيست، چند نظر ابراز شده است. از جمله آنهاست همين شهادت برادران يوسف نزد يعقوب به دزدى كردن فرزندش بنيامين (إن ابنك سرق). بر اين اساس مفاد جمله «ما شهدنا ...» چنين مى شود: آنچه هم اكنون در نزد تو مى گوييم (إن ابنك سرق) شهادتى است از روى علم و ما بدان اطمينان و يقين داريم.

4ـ لاوى به برادرانش سفارش كرد ، دسته جمعى به حضور پدر برسند و همگان بر دزدى بنيامين شهادت دهند .

ارجعوا إلى أبيكم فقولوا . .. ما شهدنا إلاّ بما علمنا

تصريح لاوى به صيغه هاى جمع «قولوا» و «ما شهدنا» و «علمنا» گوياى برداشت فوق است.

197- لاوى و برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 2،3،4،5،7

2ـ شهادت به دزدى بنيامين در نزد يعقوب با جمله اى متضمن تأكيد ، از سفارش هاى لاوى به برادران خويش

إن ابنك سرق

3ـ لاوى از برادرانش خواست ، به پدرشان تفهيم كنند كه به دزدى بنيامين اطمينان پيدا كردند و گزارش و شهادت آنان عالمانه است .

إن ابنك سرق و ما شهدنا إلاّ بما علمنا

در اينكه مراد از شهادت در «ما شهدنا» چيست، چند نظر ابراز شده است. از جمله آنهاست همين شهادت برادران يوسف نزد يعقوب به دزدى كردن فرزندش بنيامين (إن ابنك سرق). بر اين اساس مفاد جمله «ما شهدنا ...» چنين مى شود: آنچه هم اكنون در نزد تو مى گوييم (إن ابنك سرق) شهادتى است از روى علم و ما بدان اطمينان و يقين داريم.

4ـ لاوى به برادرانش سفارش كرد ، دسته جمعى به حضور پدر برسند و همگان بر دزدى بنيامين شهادت دهند .

ارجعوا إلى أبيكم فقولوا . .. ما شهدنا إلاّ بما علمنا

تصريح لاوى به صيغه هاى جمع «قولوا» و «ما شهدنا» و «علمنا» گوياى برداشت فوق است.

5ـ لاوى از برادرانش خواست ، گزارش سفر و دزدى بنيامين را با لحنى مشفقانه ، به پدر بيان كنند .

يـأبانا

تصريح لاوى به اينكه در ابتداى سخن پدر را با جمله «يـأبانا» مخاطب قرار دهيد ، رساننده اين است كه به گونه اى سخن بگوييد كه شفقت او را بر خويش جلب كنيد.

7ـ لاوى از برادرانش خواست براى پدرشان بيان كنند كه بنيامين در نهان و به دور از چشم آنان دزدى كرد .

و ما كنا للغيب حـفظين

در معناى جمله «و ما كنا . ..» چند نظر ابراز شده است. با توجه به اطمينان برادران يوسف به دزدى بنيامين كه جمله «إن ابنك سرق» گوياى آن است، اين معنا به نظر روشن تر مى رسد كه: ما نمى توانستيم آنچه را در غياب و به دور از چشم انجام مى گيرد، نگهبان باشيم ; يعنى، دزدى بنيامين در نهان انجام گرفت. از اين رو نتوانستيم او را باز داريم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 82 - 6

6ـ لاوى از برادرانش خواست نزد پدر بر راستگويى خويش در سرقت بنيامين تأكيد كنند .

و إنا لصـدقون

198- لاوى و ظلم برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 9

9ـ فرزند بزرگ يعقوب با يادآور شدن ظلم و ستم برادرانش به يوسف ، بازگشت به نزد پدر را بدون همراه داشتن بنيامين ناروا شمرد .

ألم تعلموا . .. من قبل ما فرّطتم فى يوسف

«ما» در «ما فرّطتم» مصدريه است و عبارت «من قبل ما فرّطتم . ..» عطف بر «أنّ أباكم ...» مى باشد ; يعنى: «ألم تعلموا تفريطكم فى يوسف من قبل». تفريط به معناى كوتاهى كردن و رها كردن چيزى تا نابود شدن آن است (لسان العرب).

199- مال التجاره برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 59 - 2

2ـ يوسف ( ع ) بار آذوقه و جيره غذايى برادران را ، خود آماده كرد . *

و لما جهزهم بجهازهم

«تجهيز» (مصدر جهز) به معناى مهيا ساختن و آماده كردن جهاز (زاد و توشه) است. ضمير در «جهز» به يوسف(ع) برمى گردد. بنابراين «لما جهزهم ...» ; يعنى، پس آن گاه كه يوسف(ع) بار و بنه و زاد و توشه برادرانش را آماده ساخت. البته اين احتمال كه اسناد «جهز» به يوسف(ع) مجازى باشد، بعيد به نظر نمى رسد ; زيرا بسيار متعارف است كه فعل كارگزاران به كارفرما اسناد داده

مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 1

1ـ فرزندان يعقوب پس از گزارش سفر ، به گشودن محموله هاى خريدارى شده از مصر پرداختند .

و لما فتحوا متـعهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 70 - 2،3

2ـ يوسف ( ع ) خود به تجهيز و مهيّا كردن محموله برادران خويش پرداخت .

فلما جهّزهم بجهازهم

3ـ يوسف ( ع ) به هنگام آماده كردن محموله برادرانش ، آبخورى مخصوص را در محموله بنيامين قرار داد .

فلما جهّزهم بجهازهم جعل السقاية فى رحل أخيه

«سقاية» به ظرفى گفته مى شود كه براى آب خوردن از آن استفاده مى شود. «ال» تعريف در آن مى رساند كه ظرف ويژه اى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 21

21ـ « عن احمدبن محمد عن أبى الحسن الرضا ( ع ) قال : سئلته عن قوله « و جئنا ببضاعة مزجاة » قال : المقل ;

احمد بن محمد گويد: از امام رضا(ع) درباره سخن خدا [كه از قول فرزندان يعقوب] فرموده: «و جئنا ببضاعة مزجاة» سؤال كردم. امام فرمود: [آن سرمايه] مُقل بوده است».

200- محدوده علم برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 10

10ـ بى اطلاعى برادران از امور نهانى ، اعتذار آنان در نزد يعقوب براى بيان كيفر سارق

ما شهدنا إلاّ بما علمنا و ما كنا للغيب حـفظين

201- محدوده مسؤوليت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 3،5،6

3ـ يعقوب در توصيه بر حفاظت از بنيامين به فرزندانش تأكيد كرد كه هيچ عذرى جز مغلوب شدن و ناتوان گشتن را از آنان نخواهد پذيرفت .

حتى تؤتون موثقًا من الله لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم

5ـ يعقوب ( ع ) از فرزندانش انتظار نداشت با به خطر انداختن خويش در حفظ بنيامين و باز گرداندن او تلاش كنند .

إلاّ أن يحاط بكم

احاطة كه ظاهراً مصدر «يحاط» است به معناى گرفتن پيرامون چيزى از همه جوانب آن است و در آيه شريفه كنايه از مغلوب شدن و بسته شدن همه راهها و چاره هاست.

6ـ يعقوب ( ع ) از فرزندانش خواست صورت ناتوانى و عذر را ، در سوگندشان بر محافظت از بنيامين و باز گرداندن او استثنا كنند .

لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم

ظاهر اين است كه عبارت «إلاّ أن يحاط بكم» استثنا از قسم ـ كه مفاد «لتأتنّنى به» است ـ مى باشد. بر اين اساس يعقوب(ع) به فرزندانش توصيه كرد كه در اجراى صيغه سوگند مورد عذر و ناتوانى را استثنا كنند و چنين بگويند: «والله لنأتينك به إلاّ أن يحاط بنا» (به خدا سوگند بنيامين را به تو باز مى گردانيم مگر مغلوب شويم و همه راهها و چاره ها بر ما بسته شود).

202- مخالفت يعقوب(ع) با برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 1

1ـ يعقوب ( ع ) پيشنهاد فرزندانش را نپذيرفت و با روانه ساختن بنيامين به سفر مصر مخالفت كرد .

قال هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

203- مشورت برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 2

2ـ فرزندان يعقوب پس از نااميد شدن از آزادى بنيامين ، در كنارى به دور از يوسف و كارگزارانش براى چاره انديشى درباره مشكل پيش آمده به مشورت و گفت و گوى محرمانه پرداختند .

فلما استيئسوا منه خلصوا نجيًّا

از معانى «خلوص» اعتزال و كناره گيرى كردن است. «نجىّ» به فرد و يا افرادى اطلاق مى گردد كه در نهان با او گفت و گو شود. اين كلمه در آيه شريفه حال براى فاعل «خلصوا» مى باشد. بنابراين «خلصوا نجيّاً» ; يعنى، برادران يوسف از ديگران جدا شدند و با يكديگر به نجوا و گفت و گوى سرّى پرداختند.

204- مصلحت انديشى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 8

8ـ برادران يوسف ، صلاح امور خويش و بهبود وضعيت خود را در كشتن و يا تبعيد او مى پنداشتند .

اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا . .. و تكونوا من بعده قومًا صـلحين

مراد از صلاح در «قوماً صالحين» صلاح امور دنيوى است ; زيرا ظاهر آن است كه فعل مضارع «تكونوا» عطف بر «يخل» و جواب امر «اقتلوا» و «اطرحوه» مى باشد. بر اين اساس جمله «تكونوا ...» چنين معنا مى شود: اگر يوسف را بكشيد و يا تبعيدش كنيد، امور شما اصلاح مى شود و بدبختى از شما برطرف مى گردد.

205- مكان زندگى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 6

6ـ فرزندان يعقوب در كنار پدر و پيرامون او زندگى مى كردند .

و لما فتحوا متـعهم . .. قالوا يـأبانا ما نبغى هـذه بضـعتنا ردّت إلينا

206- مكر برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 4

4ـ يعقوب ( ع ) مطمئن به مكر و كيد فرزندانش عليه يوسف ( ع ) در صورت آگاه شدنشان از رؤياى او

لاتقصص رءياك على إخوتك فيكيدوا لك كيدًا

چنان چه يعقوب(ع) اطمينان و يقين به كيد و مكر فرزندانش عليه يوسف(ع) نداشت ، پس از نقل رؤيا مى فرمود: «فإنى أخاف أن يكيدوا . ..» (مى ترسم نقشه اى براى تو بكشند) و جمله خويش را با مفعول مطلق (كيداً) تأكيد نمى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 9

9ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به او ، و تحريك احساسات وى درصدد فريب دادن او بودند .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف

برداشت فوق ، از خطاب «يـأبانا» (اى پدر جانمان) و نيز لحن كلام «ما لك لاتأمنّا . ..» (چه شده است كه به ما درباره يوسف بى اعتماد هستى) استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 1

1ـ فرزندان يعقوب با دروغ ها و نيرنگ هاى خويش ، موافقت او را براى فرستادن يوسف ( ع ) به همراه خود جلب كردند .

إنا له لحـفظون . .. فلما ذهبوا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 6

6ـ آگاهى يعقوب به اينكه بازداشت بنيامين بر اساس كيد و نقشه اى از طرف فرزندانش ( يوسف ، بنيامين يا برادران ديگر ) بوده است . *

قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

در اينكه چرا يعقوب(ع) گزارش فرزندانش را باور نكرد و آنان را على رغم داشتن شهود عينى ـ كه جاى شك باقى نمى گذاشت ـ به تسويل كردن متهم ساخت، پاسخهايى ذكر كرده اند. آنچه به نظر روشن تر مى رسد اين است كه: 1ـ يعقوب(ع) به فراست خاص خويش و اطمينانش به درست كارى بنيامين دريافته بود كه گزارش ياد شده واقعيت ندارد. 2ـ كيد و نقشه اى براى گرفتار شدن بنيامين در كار بوده و به اصطلاح كاسه اى زير نيم كاسه بوده است. 3ـ اين كيد و نقشه از ناحيه فرزندانش اجرا شده است. اينها واقعيتهايى بود كه يعقوب(ع) به فراست دريافت ; ولى نكته اى كه براى او ـ پس از آنكه فهميده بود نقشه گرفتارى بنيامين از ناحيه فرزندانش است ـ مجهول و مبهم مانده بود، اين بود كه متوجه نشد خود بنيامين و يوسف طرّاح و مجرى آن نقشه بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 102 - 7،8،9

7ـ تصميم و عزم برادران يوسف بر توطئه و مكر عليه وى

إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

«اجماع» (مصدر أجمعوا) به معناى تصميم گرفتن و مهيّاى انجام كارى شدن است. مراد از ضميرهاى جمع در جمله «أجمعوا ...» برادران يوسف است. گرچه اين احتمال نيز بعيد به نظر نمى رسد كه مقصود از آن ضميرها علاوه بر برادران، زليخا و هيأت حاكمه مصر نيز باشد.

8ـ جلسه توطئه و مكر برادران يوسف عليه او ، مخفى مانده ترين قسمت داستان يوسف ( ع ) تا پيش از نزول قرآن

إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

ياد كردن از اين قسمت داستان يوسف (جلسه توطئه و مكر برادران عليه وى) پس از بيان اينكه داستان يوسف از اخبار غيبى است ، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه اين قسمت داستان از مخفى مانده ترين قسمتهاى آن مى باشد.

9ـ بيان قرآن درباره مكر ها و توطئه هاى برادران يوسف ، زليخا و هيأت حاكمه مصر عليه او ، دليلى بس روشن بر وحى بودن و الهى بودن آن

ما كنت لديهم إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون

جمله «و ما كنت لديهم. ..» به منزله تعليل براى «ذلك من أنباء الغيب...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 103 - 4

4ـ خداوند با بيان مكر برادران يوسف عليه وى ، تسلّى دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مخالفت مردمان با وى

إذ أجمعوا أمرهم و هم يمكرون. و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط ميان «ما أكثر الناس . ..» با خصوص مكر برادران يوسف عليه وى (و هم يمكرون) است و به اين نكته اشاره دارد كه: اى پيامبر! آنان كه فرزندان يعقوب پيامبر بودند با پدر و برادرشان آن گونه رفتار كردند، پس مبادا از ايمان نياوردن مردم اندوهگين باشى و خود را مقصر پندارى چرا كه عموم مردم حق ناپذيرند.

207- ملاقات برادران يوسف با يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 58 - 10،13

10ـ يوسف ( ع ) به مجرّد مشاهده برادران خويش ، على رغم گذشت ساليانى دراز ، آنان را شناخت .

فدخلوا عليه فعرفهم

«فاء» در «فعرفهم» حكايت از آن دارد كه يوسف(ع) بدون پرسش و جست و جو بلكه به مجرّد مشاهده برادرانش ، آنان را شناخت.

13ـ هيچ يك از برادران يوسف در ملاقات با او ، وى را نشناختند .

فدخلوا عليه فعرفهم و هم له منكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 59 - 5

5ـ برادران يوسف به دستور وى موظف شدند بنيامين را در سفر آينده به همراه خويش بياورند .

قال ائتونى بأخ لكم من أبيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 60 - 6

6ـ فرزندان يعقوب به بازگشت مجدد به مصر براى دريافت آذوقه ، مصمم بودند .

فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم عندى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 69 - 1

1ـ فرزندان يعقوب به همراه بنيامين به جايگاه يوسف ( ع ) درآمدند و به حضور وى رسيدند .

و لما دخلوا على يوسف ءاوى إليه أخاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 4

4ـ بنيامين در سومين جلسه ملاقات فرزندان يعقوب با عزيز مصر ، حضور داشت .

و هذا أخى

208- ممنوعيت برادران يوسف از غلات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 2،5

2ـ ممنوع شدن فرزندان يعقوب از دريافت سهميه خوار و بار بدون همراهى بنيامين ، از گزارش هاى آنان به پدرشان يعقوب بود .

فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم . .. فلما رجعوا إلى أبيهم قالوا يـأبانا منع منا الكي

5ـ گزارش تحريم سهميه آذوقه بدون همراهى بنيامين ، خبر و گزارشى مهم در ديدگاه فرزندان يعقوب

يـأبانا منع منا الكيل

فرزندان يعقوب پيش از باز كردن بارها و محموله ها ـ كه معمولاً اولين اقدام مسافران و كاروانهاست ـ خبر تحريم سهميه آذوقه را براى پدرشان بيان كردند. اين تعجيل نشان دهنده اهميت اين خبر در نظر آنان است.

209- منشأ توطئه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 9

9ـ رفتار هاى نارواى برادران يوسف ( توطئه ، دروغ و فريب كارى ) برخاسته از نفوذ شيطان در آنان بود .

إن الشيطـن للإنسـن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

210- منشأ دروغگويى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 9

9ـ رفتار هاى نارواى برادران يوسف ( توطئه ، دروغ و فريب كارى ) برخاسته از نفوذ شيطان در آنان بود .

إن الشيطـن للإنسـن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

211- منشأ ظلم برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 5

5ـ يوسف ( ع ) جهل و نادانى برادرانش را منشأ ستم آنان به وى و بنيامين دانست .

هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جـهلون

212- منشأ مكر برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 9

9ـ رفتار هاى نارواى برادران يوسف ( توطئه ، دروغ و فريب كارى ) برخاسته از نفوذ شيطان در آنان بود .

إن الشيطـن للإنسـن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

213- نجواى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 2

2ـ فرزندان يعقوب پس از نااميد شدن از آزادى بنيامين ، در كنارى به دور از يوسف و كارگزارانش براى چاره انديشى درباره مشكل پيش آمده به مشورت و گفت و گوى محرمانه پرداختند .

فلما استيئسوا منه خلصوا نجيًّا

از معانى «خلوص» اعتزال و كناره گيرى كردن است. «نجىّ» به فرد و يا افرادى اطلاق مى گردد كه در نهان با او گفت و گو شود. اين كلمه در آيه شريفه حال براى فاعل «خلصوا» مى باشد. بنابراين «خلصوا نجيّاً» ; يعنى، برادران يوسف از ديگران جدا شدند و با يكديگر به نجوا و گفت و گوى سرّى پرداختند.

214- نقش برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 10

10ـ برادران يوسف ، گروهى نيرومند ، كارآمد و عهده دار رتق و فتق امور پدرشان يعقوب بودند .

و نحن عصبة إن أبانا لفى ضلـل مبين

«عصبة» به جماعتى گفته مى شود كه تعداد آنان از ده نفر افزون تر باشد و با يكديگر پيوند داشته و هم ديگر را پشتيبانى كنند. لازمه اين معنا نيرومند و كارآمد بودن آن گروه است. رابطه جمله «و نحن عصبة» با خطا پنداشتن محبت افزون تر يعقوب به يوسف و بنيامين، گوياى اين است كه: برادران يوسف، نيرو و توان خويش را در جهت منافع يعقوب(ع) به كار مى بردند و امور او را سامان مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 9

9ـ فرزندان يعقوب متكفل تهيه آذوقه براى خاندان وى ، و سفر به مصر تنها راه ايشان براى فراهم كردن طعام

و نمير أهلنا

«ميرة» به معناى طعام است و «مير» (مصدر نمير) به معناى تهيه كردن و فراهم آوردن طعام مى باشد.

215- نگرانى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 85 - 3

3ـ فرزندان يعقوب ، نگران وضعيت رو به وخامت پدر خويش و ناراحت از قرار گرفتنش در معرض بيمارى و هلاكت

قالوا تالله تفتؤا تذكر يوسف حتى تكون حرضًا أو تكون من الهـلكين

216- وثيقه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 2

2ـ يعقوب ( ع ) روانه ساختن بنيامين به سفر مصر را ، منوط به آن دانست كه فرزندانش وثيقه اى الهى بسپارند ( با خدا پيمان ببندند و به نام او سوگند ياد كنند ) .

لن أُرسله معكم حتى تؤتون موثقًا من الله

«موثق» به معناى عهد و پيمان است كه به دليل «لام» قسم در «لتأتنّنى» عهد و پيمانى است همراه با سوگند. «من الله» بيانگر اين است كه بايد سوگند به نام خدا و پيمان و عهد با او باشد. آوردن سوگند و پيمان (حتى تؤتون موثقًا) ; يعنى، سوگند ياد كردن و پيمان بستن.

217- ورود برادران يوسف به مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 5،8

5ـ يعقوب ( ع ) منشأ خطر براى فرزندانش را در آستانه ورودشان به مصر مى پنداشت .

لاتدخلوا من باب وحد . .. ما أُغنى عنكم من الله من شىء

8ـ يعقوب ( ع ) ، ورود فرزندانش را به مصر از دروازه هاى متعدد ، راهى محتمل براى جلوگيرى از خطر احساس شده مى ديد . *

وادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 1،2،6،12،13

1ـ ورود فرزندان يعقوب به مصر براى دومين بار

و جاء إخوة يوسف . .. و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم

2ـ فرزندان يعقوب براساس فرمان آن حضرت ، در آستانه ورود به مصر متفرق شدند و از دروازه هاى متعدد به آن ديار وارد گشتند .

وادخلوا من أبوب متفرقة . .. و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم

«حيث» اسم مكان و به معناى جا و محل است.

6ـ تدبير يعقوب ( ع ) ( ورود فرزندانش به مصر از دروازه هاى متعدد ) مانع پيشامدى كه خداوند براى آنان مقدر كرده بود ، نشد .

ما كان يغنى عنهم من الله من شىء

ضمير در «يغنى» به يعقوب(ع) و يا تدبير او ـ كه از «ادخلوا من أبواب متفرقة» استفاده مى شودـ برمى گردد. مآل هر دو احتمال يك معناست.

12ـ خداوند خواسته يعقوب ( ع ) ( ورود فرزندانش از درب هاى متعدد ) را برآورده ساخت . *

إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيـها

برداشت فوق ، بر اساس اين احتمال است كه ضمير فاعلى در «قضاها» به «الله» باز گردد. بر اين اساس مفاد «و لما دخلوا» تا «قضاها» چنين مى شود: هر چند توصيه يعقوب(ع) اثرى نداشت ; لكن خداوند خواسته او را عملى ساخت.

13ـ اطاعت فرزندان يعقوب از او در مورد ورودشان از دروازه هاى متعدد ، به توفيق الهى بود .

و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم . .. إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيـها

از يك سو برآورده شدن خواسته يعقوب(ع) (ورود فرزندان از دربهاى متعدد) به خود آنان نسبت داده شده (و لما دخلوا من حيث أمرهم) و از سويى بيان شده كه خداوند خواسته او را برآورده ساخته است. از اين دو بيان معلوم مى شود كه توفيق خدا و اراده او موجب شد كه فرزندان يعقوب به آنچه پدرشان توصيه كرده بود، موفق شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 99 - 18

18ـ « عن الحسن بن اسباط قال : سألت أباالحسن فى كم دخل يعقوب من ولده على يوسف ؟ قال : فى أحد عشر إبناً له . . . ;

حسن بن اسباط گويد: از امام رضا(ع) سؤال كردم: يعقوب در ميان چند نفر از فرزندانش وارد بر يوسف شد؟ حضرت فرمود: در ميان يازده پسر خود . ..».

218- وعده به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 59 - 12

12ـ يوسف ( ع ) به برادرانش وعده داد كه اگر در سفر بعد ، بنيامين را به همراه بياورند ، باز هم از آنان به خوبى پذيرايى خواهد كرد .

ألا ترون . .. أنا خير المنزلين

219- هشدار به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 15

15ـ يعقوب ( ع ) فرزندانش را به مجازات هاى الهى در صورت شكستن سوگند و پيمانشان ، هشدار داد .

قال الله على ما نقول وكيل

سياق آيه دلالت دارد كه غرض يعقوب(ع) از وكيل قرار دادن خداوند و توجه دادن فرزندانش به وكالت او ، هشدار دادن آنان به مجازات الهى است.

220- هشدارهاى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 85 - 6

6ـ فرزندان يعقوب با سوگند به خدا ، خطر فرسوده شدن و به هلاكت رسيدنش را به او هشدار دادند .

قالوا تالله تفتؤا تذكر يوسف حتى تكون حرضًا أو تكون من الهـلكين

حرف «تاء» براى قسم است و جمله «تفتؤا تذكر يوسف» به اعتبار غايتى كه براى آن ذكر شده (حتى تكون حرضاً . ..) جواب قسم است ; يعنى ، در حقيقت جواب قسم «تكون حرضاً ...» مى باشد.

221- هواپرستى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 5

5ـ يعقوب ( ع ) ، ماجراى گرفتارى بنيامين را نتيجه توطئه اى برخاسته از جلوه پرداز هاى نفس فرزندان خويش دانست .

قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

جمله «سوّلت لكم . ..» ; يعنى ، نفس شما امر ناپسندى را براى شما زيبا جلوه داد و ارتكاب آن را براى شما آسان ساخت. اين جمله حاكى از اطمينان يعقوب به توطئه فرزندانش است.

222- هوى و هوس برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 9،21

9ـ يعقوب ( ع ) فريب كارى هاى نفس و جلوه پردازى هاى نفسانى را ، وادار كننده فرزندانش بر توطئه عليه يوسف ( ع ) دانست .

بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

21ـ « عن على بن الحسين ( ع ) . . . قال [ يعقوب لهم ] بل سوّلت لكم أنفسكم أمراً و ما كان الله ليطعم لحم يوسف الذئب من قبل أن أرى تأويل رؤياه الصادقة ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. يعقوب به برادران يوسف گفت: «بل سوّلت لكم أنفسكم أمراً» و چنين نيست كه خدا گوشت يوسف را به خورد گرگ بدهد، قبل از آنكه تأويل خواب راستين او را ببينم».

223- يأس برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 2،4

2ـ فرزندان يعقوب پس از نااميد شدن از آزادى بنيامين ، در كنارى به دور از يوسف و كارگزارانش براى چاره انديشى درباره مشكل پيش آمده به مشورت و گفت و گوى محرمانه پرداختند .

فلما استيئسوا منه خلصوا نجيًّا

از معانى «خلوص» اعتزال و كناره گيرى كردن است. «نجىّ» به فرد و يا افرادى اطلاق مى گردد كه در نهان با او گفت و گو شود. اين كلمه در آيه شريفه حال براى فاعل «خلصوا» مى باشد. بنابراين «خلصوا نجيّاً» ; يعنى، برادران يوسف از ديگران جدا شدند و با يكديگر به نجوا و گفت و گوى سرّى پرداختند.

4ـ بازگشت همگان به كنعان ، نظر و رأى اكثريت فرزندان يعقوب پس از نااميد شدن از آزادى بنيامين

قال كبيرهم ألم تعلموا . .. فلن أبرح الأرض

استفهام در «ألم تعلموا . ..» استفهام توبيخى است. از نتيحه اى كه «لاوى»، فرزند ارشد يعقوب، در سخنان خويش بيان مى دارد (فلن أبرح الأرض ; از ديار مصر نمى روم) معلوم مى شود منشأ توبيخ و سرزنش او از برادرانش اين بوده كه آنان را مصمم بر بازگشت مى ديده است.

224- يعقوب(ع) و برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 7،10

7ـ يعقوب ( ع ) از روحيات فرزندان خويش مطلع بود .

لاتقصص . .. فيكيدوا لك كيدًا

10ـ تلاش يعقوب ( ع ) براى پيشگيرى از برخورد هاى نامناسب فرزندانش با يكديگر

لاتقصص رءياك على إخوتك فيكيدوا لك كيدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 3

3ـ يعقوب ( ع ) از سپردن يوسف ( ع ) به برادرانش ، همواره اجتناب مى كرد .

ما لك لاتأمنّا على يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 13 - 4،9

4ـ يعقوب ( ع ) على رغم اعتماد نداشتن به فرزندانش درباره يوسف ( ع ) ، از ابراز آن خوددارى كرد .

قال إنى ليحزننى أن تذهبوا به و أخاف أن يأكله الذئب

9ـ « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . قال يعقوب ( ع ) « إنى ليحزننى أن تذهبوا به و أخاف أن يأكله الذئب » فانتزعه حذراً عليه من أن تكون البلوى من الله عزوجل على يعقوب فى يوسف خاصّة . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. يعقوب [به فرزندان] گفت: «بردن شما يوسف را مرا غمگين مى كند و مى ترسم كه او را گرگ بخورد» ; پس يوسف را از دست آنان گرفت، چون مى ترسيد آن بلايى كه قرار بود از طرف خدا بر او وارد شود، در مورد يوسف بالخصوص باشد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 17 - 6

6ـ يعقوب ( ع ) ادعاى فرزندانش درباره يوسف ( ع ) ( طعمه گرگ شدن او ) را باور نكرد و آن را نپذيرفت .

و ما أنت بمؤمن لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 7

7ـ يعقوب ( ع ) گزارش فرزندانش را نپذيرفت و به دروغ بودن آن اطمينان پيدا كرد .

فأكله الذئب . .. قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

«تسويل» (مصدر سوّلت) به معناى آسان كردن و نيز زينت دادن امرى ناپسند به صورت امرى نيكوست و مراد از «أمراً» مكر و نيرنگ عليه يوسف است. بنابراين «بل سوّلت ...» چنين معنا مى شود: آنچه گفتيد صحت ندارد ; بلكه نفس شما امر ناپسندى را براى شما زيبا جلوه داد و ارتكاب آن را براى شما آسان ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 3،6،17

3ـ يعقوب در توصيه بر حفاظت از بنيامين به فرزندانش تأكيد كرد كه هيچ عذرى جز مغلوب شدن و ناتوان گشتن را از آنان نخواهد پذيرفت .

حتى تؤتون موثقًا من الله لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم

6ـ يعقوب ( ع ) از فرزندانش خواست صورت ناتوانى و عذر را ، در سوگندشان بر محافظت از بنيامين و باز گرداندن او استثنا كنند .

لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم

ظاهر اين است كه عبارت «إلاّ أن يحاط بكم» استثنا از قسم ـ كه مفاد «لتأتنّنى به» است ـ مى باشد. بر اين اساس يعقوب(ع) به فرزندانش توصيه كرد كه در اجراى صيغه سوگند مورد عذر و ناتوانى را استثنا كنند و چنين بگويند: «والله لنأتينك به إلاّ أن يحاط بنا» (به خدا سوگند بنيامين را به تو باز مى گردانيم مگر مغلوب شويم و همه راهها و چاره ها بر ما بسته شود).

17ـ يعقوب ( ع ) براى واداشتن فرزندانش به پايبندى به سوگند و پيمانشان ، آنان را متوجه نظارت و شهادت خدا كرد .

الله على ما نقول وكيل

از جمله «الله . ..» در صورتى كه آن را جمله اى خبرى بدانيم ، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 1،12

1ـ يعقوب ( ع ) در آستانه سفر فرزندانش به مصر ، آنان را با معارفى الهى آشنا ساخت و حقايقى از توحيد را به آنان تذكر و تعليم داد .

قال يـبنىّ لاتدخلوا . .. و عليه فليتوكل المتوكلون

12ـ حاكميت خدا بر هستى ، لزوم اتكا به خداوند و تنافى نداشتن توكل با تدارك اسباب و علتها ، از تعاليم يعقوب ( ع ) به فرزندان خويش

وادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 2،3،5

2ـ يعقوب ( ع ) داستان سرقت بنيامين را داستانى ساختگى يافت و گفته هاى فرزندانش را باور نكرد .

قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

كلمه «بل» دلالت مى كند كه يعقوب(ع) سخن فرزندانش را نپذيرفت.

3ـ يعقوب ( ع ) ، فرزندانش را در گرفتارى بنيامين و باز نگشتن وى مقصر دانست .

قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

5ـ يعقوب ( ع ) ، ماجراى گرفتارى بنيامين را نتيجه توطئه اى برخاسته از جلوه پرداز هاى نفس فرزندان خويش دانست .

قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

جمله «سوّلت لكم . ..» ; يعنى ، نفس شما امر ناپسندى را براى شما زيبا جلوه داد و ارتكاب آن را براى شما آسان ساخت. اين جمله حاكى از اطمينان يعقوب به توطئه فرزندانش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 1،13،14

1ـ يعقوب ( ع ) پس از شنيدن خبر بازداشت بنيامين و مقصر دانستن فرزندانش ، بر آنان خشم گرفت و از ايشان روى برتافت .

و تولى عنهم

«تولى» به معناى روى گردانى است. روى گردانى يعقوب(ع) از فرزندانش به قرينه «فهو كظيم» از سر خشم و غضب بر آنان بوده است.

13ـ يعقوب ( ع ) بر عملكرد فرزندانش درباره يوسف ( ع ) و بنيامين خشمگين بود و همواره خشم خود را فرو مى برد و از ابراز آن

خوددارى مى كرد .

و تولّى عنهم . .. فهو كظيم

«كظيم» مى تواند به معناى اسم فاعل كاظم باشد ; يعنى ، كسى كه غم و اندوه يا خشم و غضب خويش را فرو مى برد و از ابراز آن خوددارى مى كند.

14ـ بسنده كردن يعقوب ( ع ) به اعراض از فرزندان ، على رغم مقصر شناختن آنان در فراق يوسف ( ع ) و بنيامين ، بيانگر توان بالاى او بر نهان ساختن و پوشيده داشتن خشم و غضب خويش است .

و تولّى عنهم . .. فهو كظيم

برداشت فوق ، مقتضاى تفريع «هو كظيم» به وسيله حرف «فاء» بر «تولّى عنهم» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 1،2،16

1ـ يعقوب ( ع ) از ستم فرزندانش در حق خويش درگذشت و آنان را بخشود .

قال سوف أستغفر لكم ربى

2ـ يعقوب ( ع ) به فرزندانش نويد داد كه به زودى آمرزش گناهانشان را از درگاه خداوند خواهد خواست و براى آنان شفاعت خواهد كرد .

قال سوف أستغفر لكم ربى

16ـ يعقوب ( ع ) با توجه دادن فرزندانش به آمرزگارى و مهربانى خداوند ، آنان را به آمرزش گناهانشان اميدوار ساخت .

سوف أستغفر لكم ربى إنه هو الغفور الرحيم

225- يعقوب(ع) و بى رحمى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 16

16ـ تعريض يعقوب ( ع ) به فرزندانش مبنى بر دلسوز نبودن آنان و ترحم نداشتنشان بر يوسف ( ع ) و بنيامين

هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل فالله خير حـفظًا و هو أرحم الرحمي

226- يعقوب(ع) و توطئه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 8،11

8ـ اطمينان يعقوب ( ع ) به اجراى توطئه اى از سوى فرزندانش عليه يوسف ( ع )

بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

كلمه «بل» مى رساند كه يعقوب(ع) سخن فرزندانش را نپذيرفت و جمله «سوّلت لكم . ..» بيانگر اين نكته است كه او به توطئه

آنان عليه يوسف(ع) اطمينان پيدا كرد.

11ـ تصميم يعقوب ( ع ) بر مسكوت گذاشتن پرونده خيانت فرزندانش درباره يوسف ( ع ) و پى گيرى نكردن آن

بل سوّلت لكم . .. والله المستعان على ما تصفون

227- يعقوب(ع) و خواسته هاى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 13 - 1،5

1ـ يعقوب ( ع ) با فرستادن يوسف ( ع ) به همراه فرزندانش ، موافق نبود و از آن اعتذار مى جست .

قال إنى ليحزننى أن تذهبوا به

5ـ ترسيدن بر جان يوسف ( ع ) از حمله گرگها ، از دلايل مخالفت يعقوب ( ع ) با فرستادن يوسف به همراه فرزندانش

قال إنى . .. أخاف أن يأكله الذئب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 1

1ـ يعقوب ( ع ) سرانجام با مسافرت بنيامين به مصر همراه ديگر فرزندانش ، موافقت نمود .

قال لن أُرسله معكم حتى تؤتون موثقًا

228- يعقوب(ع) و سرزنشهاى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 86 - 6

6ـ يعقوب ( ع ) با بيان اينكه از غم و اندوهش به اطرافيان و فرزندانش شكايت نمى كند ، خويشتن را سزاوار ملامت آنان نمى ديد .

قالوا تالله تفتؤا تذكر يوسف . .. قال إنما أشكوا بثّى و حزنى إلى الله

229- يعقوب(ع) و عهد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 2

2ـ يعقوب ( ع ) به تعهد و تأكيد فرزندانش درباره حفاظت از بنيامين ، اطمينان نكرد .

قال هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

استفهام در «هل ءامنكم . ..» استفهام انكارى و به منزله نفى است. «أمن» (مصدر ءامن) به معناى اطمينان كردن و امين شمردن است. بنابراين «هل ءامنكم ...» ; يعنى ، من شما را درباره بنيامين امين نمى دانم و به قول و قرار شما اطمينانى ندارم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 14

14ـ يعقوب ( ع ) خداوند را وكيل خويش بر ميثاق و تعهد فرزندان قرار داد .

قال الله على ما نقول وكيل

برادرى

230- آثار برادرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 106 - 7

7 - دعوت به تقوا لازمه اخوت و برادرى راستين

إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه قيد «أخوّت» نه صرفاً از جهت انتساب نژادى; بلكه به منظور بيان دلسوزى و خيرخواهى نيز باشد; كه در اين صورت ذكر دعوت به تقوا پس از آن، بيانگر ارتباط حتمى ميان تقوا و اخوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 161 - 7

7 - دعوت به تقوا ، لازمه اخوت و برادرى راستين

إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه اطلاق «أخ» نه صرفاً از جهت انتساب نژادى باشد; بلكه به منظور بيان دلسوزى و خيرخواهى نيز باشد كه دعوت به تقوا لازمه حتمى آن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 10 - 7

7 - تأمين و حفظ منافع يكايك مؤمنان ، در پرتو حاكميت روح برادرى بر تمامى اعضاى جامعه *

فأصلحوا بين أخويكم

از تعبير «أخويكم»، اين نكته استفاده مى شود كه مؤمنان در يك جامعه، چونان برادران واقعى خود شماهستند كه دوستى و صلح آنان مفيد به حال شما و نزاع ايشان برهم زننده آرامش خود شما است.

231- اهميت تبليغ برادرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 10 - 8

8 - نياز هميشگى جامعه اسلامى ، به تبليغ روح برادرى و تحكيم مودت ميان اعضاى آن

إنّما المؤمنون إخوة فأصلحوا بين أخويكم

از اين كه خداوند، به گونه اى مؤكد، روح برادرى، دوستى و مسالمت را در ميان مؤمنان زنده ساخته و اين حقايق را به ايشان ياد آور شده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

232- برادرى در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 1

1 ـ خداوند از انصار و مهاجران نخستين خواست تا كسانى را كه در آينده ايمان مى آورند و هجرت مى كنند و به جهاد مى پردازند ، از خود بدانند و حقوق ولايت را درباره آنان رعايت كنند .

و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا و جهدوا معكم فأولئك منكم

مخاطبان آيه، انصار و مهاجران نخستين هستند. مضاف إليه كلمه «بعد»، كلمه «ايمانكم» و يا «الهجرة الاولى» است. جمله «فأولئك منكم» اشاره به اين دارد كه تمام قوانين و حقايقى كه درباره انصار و مهاجران نخستين بيان شده درباره آنان نيز عيناً وجود دارد.

233- برادرى دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 5 - 7،8

7 - مؤمنان ، با هم برادر دينى اند .

فإخونكم فى الدين

8 - در صورتى كه انسان ، پدر شخصى را نمى شناسد تا او را به پدرش منسوب كند ، شايسته است كه او را برادر دينى خود بنامد .

ادعوهم لأباءهم . .. فإن لم تعلموا ءاباءهم فإخونكم فى الدين

234- برادرى صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 45 - 4

4 - موضع صالح ( ع ) در ميان جامعه خود ، موضعى برادرانه و خيرخواهانه

و لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صـلحًا

واژه «أخاهم» چه دلالت بر خويشاوندى داشته باشد يا نداشته باشد، در هر صورت عطوفت و رحمت صالح پيامبر را نسبت به قومش مى رساند.

235- برادرى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 3،5

3 ـ مسلمانان ، برادران دينى يكديگر بوده و از حقوق و مزاياى اجتماعى برابر برخوردارند .

فإن تابوا . .. فإخونكم فى الدين

5 ـ كفار محارب با گرويدن به اسلام ، برادران دينى مسلمانان محسوب شده و از حقوق و مزاياى اجتماعى مساوى برخوردار مى شوند .

فإن تابوا . .. فإخونكم فى الدين

236- برادرى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 14،15

14 - اخوت و برادرى اهل ايمان با يكديگر

يايها الذين ءامنوا . .. فمن عفى له من أخيه شىء

15 - قتل موجب خروج قاتل از زمره مسلمانان نمى شود و مايه قطع رابطه اخوت ايمانى او ، حتى با بازماندگان مقتول نخواهد شد .

يايها الذين ءامنوا . .. فمن عفى له من أخيه شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 5 - 7

7 - مؤمنان ، با هم برادر دينى اند .

فإخونكم فى الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 10 - 1،2

1 - مؤمنان ، به راستى برادر يكديگراند .

إنّما المؤمنون إخوة

2 - اخوت و برادرى ، بارزترين صفت در زندگى اجتماعى مؤمنان

إنّما المؤمنون إخوة

با توجه به اين كه حصر «إنّما» ناظر به خبر است، مطلب بالا استفاده مى شود.

237- برادرى هارون(ع) با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 8

8 ـ هارون ، برادر موسى و از پيروان وى

و قال موسى لأخيه هرون

238- تشويق به برادرى دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 15

15 - جمع گرايى و پيوند روحى و عاطفى با امت اسلامى ، مورد تشويق و ترغيب وحى

يقولون ربّنا اغفر لنا و لإخوننا . .. و لاتجعل فى قلوبنا غلاّ للذينءامنوا

برداشت ياد شده با توجه به لحن تمجيدآميز آيه و نيز رهنمود نهفته در آن است; يعنى، تشويق و ترغيب قرآن نسبت به زدايش بدخواهى ها و بدبينى ها كه پايه زندگى جمعى و الفت اجتماعى است.

239- زمينه برادرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 124 - 7

7 - دعوت به تقوا ، لازمه اخوت و برادرى راستين

إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه اطلاق «أخ» نه صرفاً از جهت انتساب نژادى باشد; بلكه به منظور بيان دلسوزى و خيرخواهى نيز باشد كه دعوت به تقوا لازمه حتمى آن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 7

7 - دعوت به تقوا ، لازمه اخوت و برادرى راستين

إذ قال لهم أخوهم صـلح ألاتتّقون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه اطلاق «أخ» صرفا از جهت انتساب نژادى نباشد; بلكه به منظور بيان دلسوزى و خيرخواهى نيز باشد كه دعوت به تقوا لازمه حتمى آن خواهد بود.

240- عواطف برادرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 8

8 ـ توانايى هواى نفس در سركوبى عواطف برادرى و انسانى

فطوعت له نفسه قتل اخيه

تصريح به كلمه «اخيه» براى رساندن اين است كه حتى عواطف برادرى نيز نتوانست نفس قابيل را از خواسته خويش (كشتن هابيل) باز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 60 - 8

8ـ اشتياق وافر يوسف ( ع ) به بنيامين و ديدار او

ائتونى بأخ لكم . .. فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم عندى و لاتقربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 3

3ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به بنيامين از پدرشان خواستند او را به همراه آنان روانه مصر كند .

فأرسل معنا أخانا

هدف فرزندان يعقوب از نام نبردن بنيامين و ياد كردن از او به عنوان «أخانا» (برادرمان) اظهار محبت به اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 69 - 2

2ـ يوسف ( ع ) در پى ملاقات با برادرانش ، بنيامين را فراخواند و او را در كنار خويش جاى داد .

و لما دخلوا . .. ءاوى إليه أخاه

241- عوامل برادرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 47 - 5

5- تقوا ، زمينه زدوده شدن كينه و دشمنى از دل ها و موجب ايجاد روح برادرى در ميان انسانها

إن المتقين . .. و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ إخونًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 9

9 - ايمان ، مايه پيدايش پيوند برادرى ميان انسان ها

يقولون ربّنا اغفر لنا و لإخوننا الذين سبقونا بالإيمـن

باتوجه به كاربرد واژه «إخوان» در زمينه پيوند ايمانى مؤمنان، مطلب بالا قابل برداشت است.

242- نشانه هاى برادرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 16

16 - گذشت از قصاص ، مظهر عواطف ايمانى و اخوت اسلامى است .

فمن عفى له من أخيه شىء

2- برتري طلبي

1- آثار اجتناب از برترى طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 4

4 - لزوم پرهيز از هر نوع برترى جويى و فسادگرى براى نيل به سعادت اخروى

تلك الدار الأخرة نجعلها للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لا فسادًا

واژه «علوًّا» و نيز «فساداً» در اصطلاح نكره در سياق نفى و مفيد عموم است.

2- آثار برترى طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 2

2 - برترى جويى و فسادانگيزى در زمين ، مانع دستيابى انسان به سراى آخرت

تلك الدار الأخرة نجعلها للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لا فسادًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 23 - 4،5

4 - خوى استكبار و برترى طلبى ، عامل اصلى دين ستيزى و مخالفت وليدبن مغيره ، با آيات الهى و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و استكبر

خداوند در آيه 16، وليدبن مغيره را به عنوان مخالف و دشمن آيات قرآن معرفى كرده (إنّه كان لآياتنا عنيداً) و در آيه مورد بحث، از او به عنوان مستكبر و برترى طلب ياد نموده است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه مخالفت و دشمنى او با قرآن و پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله)، ناشى از خوى استكبار و برترى طلبى او بود.

5 - خوى استكبار و برترى طلبى ، عاملى مهم در كفر و دين گريزى

ثمّ أدبر و استكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 1 - 1

1 - تلاش براى برترى يافتن بر ديگران در ثروت و منزلت ، مردم را به خود مشغول ساخته ، از اهداف مهم تر باز داشته است .

ألهيكم التكاثر

«الهاه كذا»; يعنى، او را مشغول ساخته و از امر مهم تر باز داشت (مفردات). تكاثر، به معناى «مكاثرة» است; يعنى، افزون تر بودن را ابزار غلبه بر ديگران قرار دادن (تاج العروس) و يا رقابت با يكديگر در فراوانى مال و عزت. (مفردات)

3- آثار برترى طلبى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 75 - 8

8 - پرس و جوى خداوند از ابليس ، درباره تأثير دو عامل خودبرتربينى و عالى رتبگى وى در تمردش از سجده بر آدم ( ع )

قال يـإبليس ما منعك أن تسجد . .. أستكبرت أم كنت من العالين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 76 - 1،13

1 - ابليس در پاسخ خداوند ، مهترى و برترى خود بر آدم را ، دليل تمردش از فرمان سجده بر آدم ( ع ) بيان كرد .

قال يـإبليس ما منعك أن تسجد . .. أستكبرت أم كنت من العالين . قال أنا خير منه

13 - تكبر و خودبرتربينى ابليس ، عامل سرپيچى وى از سجده بر آدم بود ; نه مهترى و بلندمرتبگى او .

إلاّ إبليس استكبر . .. أستكبرت أم كنت من العالين . قال أنا خير منه

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه هر چند ابليس، خود را از مهتران و برتر از آدم معرفى كرد; ولى آيه شريفه در مقام محكوميت و رد اين ادعا است. از اين رو خداوند در آيه قبل، عامل تمرد ابليس را، تكبر و خودبرتربينى وى برشمرده است (إلاّ إبليس استكبر...).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 77 - 4

4 - تكبر و خودبرتربينى ابليس و تمرد او از سجده بر آدم ، عامل سقوط وى از منزلت و مقام رفيع

إلاّ إبليس استكبر . .. أستكبرت ... قال فاخرج منها

4- آثار برترى طلبى اشراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 3

3- ذلت و خوارى اشراف و سران كفر در آخرت ، نتيجه برترى جويى نارواى آنان در دنيا

ذق إنّك أنت العزيز الكريم

مخاطب قرار گرفتن اين گروه از دوزخيان بهوسيله وصف «العزيز الكريم»، مى نماياند كه مجازات آنان، پيامد روحيه تكبرمنشانه و برترى جويانه ايشان است. در حقيقت آنان، آثار رفتار شوم خويش در دنيا را مى بينند.

5- آثار برترى طلبى اشراف فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 7

7 - نژادپرستى و خوى برترى جويى فرعون و اشراف دربار او ، عامل ناديده گرفتن معجزات و دلايل روشن حضرت موسى و هارون ( ع )

ثمّ أرسلنا . .. بأيـتنا و سلطـن مبين ... فقالوا أنؤمن لبشرين ... و قومهما لنا عـ

6- آثار برترى طلبى رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 3

3- ذلت و خوارى اشراف و سران كفر در آخرت ، نتيجه برترى جويى نارواى آنان در دنيا

ذق إنّك أنت العزيز الكريم

مخاطب قرار گرفتن اين گروه از دوزخيان بهوسيله وصف «العزيز الكريم»، مى نماياند كه مجازات آنان، پيامد روحيه تكبرمنشانه و برترى جويانه ايشان است. در حقيقت آنان، آثار رفتار شوم خويش در دنيا را مى بينند.

7- آثار برترى طلبى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 7

7 - نژادپرستى و خوى برترى جويى فرعون و اشراف دربار او ، عامل ناديده گرفتن معجزات و دلايل روشن حضرت موسى و هارون ( ع )

ثمّ أرسلنا . .. بأيـتنا و سلطـن مبين ... فقالوا أنؤمن لبشرين ... و قومهما لنا عـ

8- اجتناب از برترى طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 19 - 1

1- هشدار موسى ( ع ) به فرعونيان ، در برترى نجستن بر خداوند و روى برنتافتن از فرمان هاى او

و أن لاتعلوا على اللّه

9- برترى طلبى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 76 - 12

12 - ابليس خود را از مهتران و از موجودات بلندمرتبه و برتر از آدم ( ع ) مى دانست .

أستكبرت أم كنت من العالين . قال أنا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه ابليس در پاسخ به سؤال خداوند كه: «تو متكبرى يا از مهتران و عالى رتبگانى؟» خود را از مهتران و برتر از آدم معرفى كرد.

10- برترى طلبى اشراف فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 46 - 7

7 - فرعون و اشراف حكومت او ، اشخاصى برترى جو و سلطه طلب بودند .

و كانوا قومًا عالين

11- برترى طلبى بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 19 - 1

1- هشدار موسى ( ع ) به فرعونيان ، در برترى نجستن بر خداوند و روى برنتافتن از فرمان هاى او

و أن لاتعلوا على اللّه

12- برترى طلبى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 2

2- زورمدارى ، برترى جويى و اشرافى گرى در دنيا ، از ويژگى هاى عمده گنه كاران دوزخى

ذق إنّك أنت العزيز الكريم

تحقير، تمسخر و توبيخ شدن دوزخيان، با تعابير «العزيز» و «الكريم»، اشعار به اين نكته دارد كه تحقيرشوندگان، از جمله كسانى اند كه در دنيا براى خويش عزت و جايگاهى رفيع قائل بودند.

13- برترى طلبى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 46 - 7

7 - فرعون و اشراف حكومت او ، اشخاصى برترى جو و سلطه طلب بودند .

و كانوا قومًا عالين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 1

1 - فرعون ، حاكمى خودكامه و سلطه گر

إنّ فرعون علا فى الأرض

«علوّ» به معناى برترى جويى و خودكامگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 31 - 3

3- برترى جويى و اسرافگرى ، از منفى ترين ويژگى هاى فرعون

إنّه كان عاليًا من المسرفين

چنانچه «من المسرفين» خبر دوم «كان» باشد، آيه دو وصف مستقل براى فرعون بيان كرده است.

14- برترى طلبى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 19 - 1

1- هشدار موسى ( ع ) به فرعونيان ، در برترى نجستن بر خداوند و روى برنتافتن از فرمان هاى او

و أن لاتعلوا على اللّه

15- برترى طلبى قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 3

3 - برترى جويى و فسادانگيزى ، مهم ترين و اصلى ترين صفت ناپسند قارون

تلك الدار الأخرة نجعلها للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لا فسادًا

برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه آيه مورد بحث نوعى جمع بندى از مطالبى است كه تا اين جا درباره داستان قارون و اوصاف وى ذكر شده بود. در اين جمع بندى از دو صفت قارون (كه مهم ترين و محورى ترين اوصاف او بود) ياد شده است.

16- برترى طلبى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 2

2- زورمدارى ، برترى جويى و اشرافى گرى در دنيا ، از ويژگى هاى عمده گنه كاران دوزخى

ذق إنّك أنت العزيز الكريم

تحقير، تمسخر و توبيخ شدن دوزخيان، با تعابير «العزيز» و «الكريم»، اشعار به اين نكته دارد كه تحقيرشوندگان، از جمله كسانى اند كه در دنيا براى خويش عزت و جايگاهى رفيع قائل بودند.

17- برترى طلبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 10

10- مشركان ، در برابر اسناد امور ناروا به خداوند ، براى خود برترين ها را قائل بودند .

و يجعلون لله ما يكرهون . .. أن لهم الحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 35 - 8

8 - پندار باطل مشركان ، در امتياز آنان بر ديگران و بى نيازى از هدايت و ارشاد *

أم خلقوا من غير شىء

معناى «أم خلقوا من غير شىء»، مى تواند اين باشد كه آيا مشركان مكه، خود را تافته جدابافته اى در آفرينش مى بينند كه ديگران نياز به هدايت دارند و اينان بى نيازند؟! بر اين مبنا تقدير آيه شريفه چنين مى شود: «أم خلقوا من غير شىء خلق منه

غيرهم».

18- تهمت برترى طلبى به نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 24 - 8

8 - اشراف كافر ، نوح ( ع ) را به سلطه جويى و برترى طلبى متهم كردند .

يريد أن يتفضّل عليكم

«إرادة» (مصدر «يريد») به معناى خواستن و «تفضّل» (مصدر «يتفضّل») به معناى برترى جستن است; يعنى: «مى خواهد بر شما برترى جويد».

19- سرزنش برترى طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 31 - 7

7- برترى جويى و اسراف ، از پديده هاى منفى و مورد نكوهش در زندگى انسان ها

إنّه كان عاليًا من المسرفين

20- متقين و برترى طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 6

6 - انسان هاى متقى و خدا ترس ، مبرا از خوى برترى طلبى و فسادانگيزى

للذين لايريدون علوًّا فى الأرض و لافسادًا و العـقبة للمتّقين

21- موانع برترى طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 83 - 5

5 - تقوا ، عامل محافظت انسان ها از هر نوع برترى طلبى و فسادانگيزى

تلك الدار الأخرة . .. لايريدون علوًّا فى الأرض...و العـقبة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 5 - 3

3 - شناخت حقايق در حد يقين ، مانع سرگرمى به تفاخر و برترى جويى

كلاّ لو تعلمون علم اليقين

به قرينه آغاز سوره، مى توان گفت: جواب «لو» محذوف است. در نتيجه مفاد آيه اين مى شود كه اگر به حد «علم اليقين» عالم مى شديد، آن دانش، مانع فخرفروشى و مباهات شما مى شد; بلكه اگر جمله «لترونّ الجحيم» (در آيه بعد) را جواب «لو» بدانيم، بازهم مى توانيم اين نكته را از آيه شريفه به دست آوريم.

22- نشانه هاى برترى طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 19 - 4

4- بهره كشى ظالمانه از بندگان الهى ، برترى جويى و گردنكشى در برابر خداوند است .

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه . .. و أن لاتعلوا على اللّه

بنابراين كه عطف «أن لاتعلوا. ..» بر «أن أدّوا» تفسيرى باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

3- برخورد

1- آثار برخورد با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 6 - 4

4 ـ چگونگى رفتار امتها و برخورد آنان با رسالت انبيا، پرسش خداوند از رسولان خويش در قيامت *

فلنسئلن الذين أرسل إليهم و لنسئلن المرسلين

بدان احتمال كه مورد سؤال از پيامبران، رفتار امتهايشان باشد; چه اينكه محور آيات پيشين فرمان به پذيرش آيات الهى و تهديد مخالفان انبيا بوده است.

2- آثار برخورد قوم يونس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 3

3- رفتار قوم يونس ، خشم شديد آن حضرت را برانگيخت و موجب ناخرسندى او شد .

إذ ذهب مغـضبًا

3- آداب برخورد با سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 156 - 3،6

3 - صابران كسانى هستند كه به هنگام مواجه شدن با مشكلات ، تسليم قضاى الهى بوده و همه شؤون خويش را از خدا دانسته و

آن را ابراز مى كنند .

و بشر الصبرين. الذين ... قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون

6 - استرجاع ، شعار مؤمنان صبور به هنگام مواجه شدن با مصيبت ها و سختيهاست .

و بشر الصبرين. الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون

«استرجاع» گفتنِ « إنا للّه و إنا إليه رجعون» است.

4- آداب برخورد با مصايب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 156 - 6

6 - استرجاع ، شعار مؤمنان صبور به هنگام مواجه شدن با مصيبت ها و سختيهاست .

و بشر الصبرين. الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون

«استرجاع» گفتنِ « إنا للّه و إنا إليه رجعون» است.

5- اجتناب از برخورد با اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 16

16 - ضرورت ناديده انگاشتن توطئه هاى اهل كتاب و پرهيز از درگيرى با آنان ، حكمى موقت بود .

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره

6- اعتدال در برخورد با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 14

14 - لزوم رعايت اعتدال و ميانه روى و پرهيز از هر گونه افراط و تفريط در برخورد با گنه كاران

و لايأتل أُولوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا . .. و ليعفوا و اليصفحوا

در آيات پيشين، خداوند فرمان داد كه با مرتكبين گناه «افك»، برخورد سختى شود; ولى در آيه شريفه ياد شده، همگان را به گذشت از مستمندان، خويشاوندان و. .. ـ هر چند گنه كار باشند ـ فرا خواند. از ارتباط ميان اين دو دسته از آيات، مى توان استفاده كرد كه بايد با گنه كاران واقع بينانه و به دور از افراط و تفريط برخورد كرد.

7- اعراض از برخورد ناپسند در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 6

6 - لزوم پرهيز مبلّغان ، از برخورد هاى ناهنجارى كه زمينه گريز مردم از مجلس وعظ و ارشاد گردد .

لعلّه يزّكّى . .. فأنت عنه تلهّى

8- اولين برخورد بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 5

5 - غزوه بنى نضير ، اولين برخورد گروهى يهوديان مدينه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان *

أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

از تعبير «أوّل الحشر» مى توان استفاده كرد كه «غزوه بنى نضير»، اولين دسته بندى گروهى يهوديان مدينه، عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.

9- اهميت برخورد با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 7

7 ـ نرمش نشان ندادن به كافران و قطع طمع آنان از تعرض و سلطه بر مؤمنان ، امرى لازم و ضرورى است .

قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة

10- برخورد اخروى با دروغگويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 4

4 - دروغ گويان و گنه كاران ، در آخرت با برخورد شديد مأموران الهى مواجه شده و به سوى جهنم رانده خواهند شد .

ناصية كـذبة خاطئة . .. سندع الزبانية

11- برخورد اخروى با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 4

4 - دروغ گويان و گنه كاران ، در آخرت با برخورد شديد مأموران الهى مواجه شده و به سوى جهنم رانده خواهند شد .

ناصية كـذبة خاطئة . .. سندع الزبانية

12- برخورد اخروى كارگزاران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 4

4 - دروغ گويان و گنه كاران ، در آخرت با برخورد شديد مأموران الهى مواجه شده و به سوى جهنم رانده خواهند شد .

ناصية كـذبة خاطئة . .. سندع الزبانية

13- برخورد اشراف قوم فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 9

9 ـ تحريك احساسات مذهبى و استكبارى فرعون ، از روش هاى اشرافيان براى واداشتن وى به سركوب موسى ( ع )

و يذرك و ءالهتك

گويا درباريان با ياد كردن از الهه فرعون و مخاطب قرار دادن فرعون در صدد تحريك احساسات مذهبى وى بودند.

14- برخورد اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 61 - 2

2 ـ نكوهش خداوند از اهل كتاب به خاطر برخورد منافقانه آنان با اهل ايمان

و إذا جاءوكم قالوا ءامنا و قد دخلوا بالكفر و هم قد خرجوا به

15- برخورد با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 1

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى همسان با روش فرعونيان و كافران پيش از آنها

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

16- برخورد با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 5

5- پيش داورى هاى مبتنى بر ملاك هاى غلط ، مانع برخورد صحيح با تعاليم انبياست .

و ما منع الناس . .. إذ جاءهم الهدى إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا

17- برخورد با اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 87 - 7

7 ـ لزوم طرد مرتدان و كافران آگاه از اهل كتاب ، و برخورد شديد با آنان *

اولئك جزاؤهم انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و النّاس اجمعين

بنابراينكه «ان عليهم لعنة . .. و النّاس اجمعين»، جمله انشائى به صورت خبر باشد. يعنى مردم بايد آنان را طرد كنند.

18- برخورد با توابين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 16 - 9

9 ـ لزوم ناديده انگاشتن گناه كسانى كه توبه كرده و صالح مى شوند .

فاذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما

چون «ايذاء» مى تواند شامل هر نوع اذيت و آزارى باشد، اعراض نيز بايد از هر نوع اذيت و آزارى باشد ; حتى از اينكه آنان را با چنين عملى ياد كنند و بشناسند.

19- برخورد با حسودان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 3

3 ـ لزوم تلاش در جهت آرام نمودن خشم و حسادت بر افروخته ديگران در رويارويى با آنان

لئن بسطت . .. ما إنّا بباسط يدى إليك

بيان نحوه برخورد هابيل با برادرش، مى تواند درسى آموزنده براى همگان در موارد مشابه با آن باشد.

20- برخورد با خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 8 - 2،3

2 ـ لزوم برخورد نيك با خويشاوندان ، يتيمان و مساكين به هنگام بهره مند ساختن آنان از ميراث

و اذا حضر القسمة . .. فارزقوهم منه و قولوا لهم قولاً معروفاً

3 ـ لزوم توجّه به نيازمندى هاى خويشاوندان ، يتيمان و مساكين و برخورد نيك با آنان

اولوا القربى و اليتامى و المساكين، فارزقوهم منه و قولوا لهم قولا معروفاً

21- برخورد با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 2،21

2 ـ سختى و جراحت هاى ناشى از رويارويى با دشمنان دين ، نبايد موجب حزن و يا سستى در پيكار با آنان گردد .

و لا تهنوا و لا تحزنوا . .. ان يمسسكم قرح

21 ـ بى ايمانى و سستى در رويارويى با دشمنان دين ، ظلم است .

و لاتهنوا . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا ... و اللّه لايحبّ الظّالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 14

14 ـ افشاى توطئه ها و تبليغات سوء دشمنان دين پس از نبرد احد و مقابله با آنها ، از سوى خداوند

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه فلا تخافوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 5،6،7

5 ـ ضرورت پذيرش پيمان عدم تعرض با مخالفان ، على رغم روحيه ستيزه جويى و پيمان شكنى آنان

ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم كلّما ردّوا الى الفتنة اركسوا في

6 ـ ضرورت پرهيز از تعرض به دشمنانى كه به هدف كسب امنيّت اعلام بى طرفى كرده و از تعرض به مسلمانان بر حذر باشند .

ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم كلّما ردّوا الى الفتنة اركسوا في

7 ـ لزوم تعقيب و كشتن دشمنان ، بدون مهلت و تحت هر شرايط ، در صورت توطئه گرى و عدم پيشنهاد صلح و دست بر نداشتن از اذيّت مسلمانان

فان لم يعتزلوكم و يلقوا اليكم السّلم و يكفّوا ايديهم فخذوهم و اقتلوهم حيث ثقفتمو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 59 - 5

5 ـ لزوم رويارويى و برخورد صحيح ، با تهاجم تبليغاتى دشمنان عليه اسلام و مسلمانان

قل يأهل الكتب هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه

22- برخورد با فساد جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 36

36 ـ لزوم عطوفت و چشمپوشى در برخورد با تخلّفات جنسى

ذلك لمن خشى العنت منكم . .. و اللّه غفور رحيم

يادآورى مغفرت و رحمت الهى پس از بيان احكام و مقررات ازدواج، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه متخلفان از مقررات ازدواج ممكن است مشمول مغفرت و رحمت الهى قرار گيرند و اين درسى است براى انسانها در برخورد با متخلفان.

23- برخورد با فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 263 - 13

13 ـ لزوم بُردبارى توانگرانِ انفاق كننده ، در صورت برخورد ناصواب نيازمندان با آنان *

قول معروف و مغفرة . .. و اللّه غنىّ حليم

بكارگيرى صفت «حليم» ظاهراً براى توصيه به انفاق كنندگان است كه مانند خداوند بُردبار باشند تا خطاى نيازمندان آنان را خشمگين نسازد.

24- برخورد با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 9

9 ـ عشق به خدا و محبوب وى شدن ، فروتنى در برابر اهل ايمان و سرفرازى در مقابل كافران ، از صفات مؤمنان واقعى

فسوف يأتى اللّه بقوم . .. اعزة على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 73 - 4

4 ـ لزوم برخورد شديد و بدون ترحم ، با كافران و منافقان حق ستيز

و اغلظ عليهم

25- برخورد با متخلفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 38 - 14

14 ـ قدرت و حكمت ، دو شرط لازم براى برخورد با مجرمان و متخلفان *

فاقطعوا . .. و اللّه عزيز حكيم

«عزيز» به معناى پيروزمندى است كه هيچگاه مقهور نمى شود و جمله « و اللّه عزيز حكيم» پس از بيان حد سرقت، مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها كسانى كه عزت و حكمت دارند مى توانند با مجرمان برخورد لازم و متناسب داشته باشند.

26- برخورد با متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 7

7 ـ لزوم خوددارى از پذيرش عذر متخلفان از جهاد ، قبل از بررسىِ درستى يا نادرستى ادعاى آنان

لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا و تعلم الكذبين

مقصود از اذن دادن در آيه فوق، اذن ترك جهاد براى كسانى است كه از شركت در جهاد خود را معذور دانسته اند و خداوند چنين اذنى را بدون بررسى معذور بودن يا نبودن متخلفان از جهاد، سرزنش و محكوم كرده است.

27- برخورد با متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1،4

1 ـ سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

4 ـ متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در معرض انتقاد و حمله و تعرض مؤمنان بازگشته از جهاد قرار داشتند .

سيحلفون باللّه . .. لتعرضوا

28- برخورد با مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 38 - 14

14 ـ قدرت و حكمت ، دو شرط لازم براى برخورد با مجرمان و متخلفان *

فاقطعوا . .. و اللّه عزيز حكيم

«عزيز» به معناى پيروزمندى است كه هيچگاه مقهور نمى شود و جمله « و اللّه عزيز حكيم» پس از بيان حد سرقت، مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها كسانى كه عزت و حكمت دارند مى توانند با مجرمان برخورد لازم و متناسب داشته باشند.

29- برخورد با مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 8 - 2

2 ـ لزوم برخورد نيك با خويشاوندان ، يتيمان و مساكين به هنگام بهره مند ساختن آنان از ميراث

و اذا حضر القسمة . .. فارزقوهم منه و قولوا لهم قولاً معروفاً

30- برخورد با مغالطه گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 6،16

6 ـ لزوم سوق دادن ياوه گويان و مغالطه گران درباره قرآن و آيات الهى به بحثهاى ديگر

الذين يخوضون . .. فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

16 ـ دستور بى اعتنايى به مغالطه گران درباره آيات، در معرض فراموشى از سوى مسلمانان صدر اسلام

و إما ينسينك الشيطن فلاتقعد بعد الذكرى

31- برخورد با مغالطه گران در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 4،5

4 ـ روش برخورد با مغالطه گران و مجادله كنندگان ياوه گوى در مورد دين كه در پى كشف حقيقت نيستند، بى اعتنايى است.

الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم

5 ـ ترك سخن و مجادله با مغالطه گران ياوه گو درباره قرآن، روشى در بازداشتن آنان از اين عمل ناپسند و مرتبه اى در نهى آنان از اين منكر است.

يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

32- برخورد با مغالطه گران در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 6

6 ـ لزوم سوق دادن ياوه گويان و مغالطه گران درباره قرآن و آيات الهى به بحثهاى ديگر

الذين يخوضون . .. فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

33- برخورد با مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 60 - 14

14 - تنها در صورت اقدام عملى افسادگران ، بايد با آنها برخورد عملى كرد .

لئن لم ينته المنـفقون و الذين فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدينة لنغرينّك بهم

34- برخورد با منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 63 - 11

11 ـ روش برخورد پيامبر (صلی الله علیه و آله) با منافقان ، برخاسته از تعليم خداست .

اولئك الّذين يعلم اللّه ما فى قلوبهم فاعرض عنهم و عظهم و قل لهم فى انفسهم قولا ب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 88 - 1،2

1 ـ اختلاف مسلمانان صدر اسلام ، در شيوه برخورد با منافقان

فما لكم فى المنافقين فئتين

2 ـ نكوهش مسلمانان صدر اسلام از سوى خداوند ، به جهت اختلافشان در روش برخورد با منافقان

فما لكم فى المنافقين فئتين

35- برخورد با هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 2

2 - موسى ( ع ) با گرفتن سر و ريش هارون ، او را در باره گوساله پرست شدن بنى اسرائيل در غياب خود مورد بازخواست قرار داد .

يـهـرون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى

36- برخورد با يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 8 - 2،3

2 ـ لزوم برخورد نيك با خويشاوندان ، يتيمان و مساكين به هنگام بهره مند ساختن آنان از ميراث

و اذا حضر القسمة . .. فارزقوهم منه و قولوا لهم قولاً معروفاً

3 ـ لزوم توجّه به نيازمندى هاى خويشاوندان ، يتيمان و مساكين و برخورد نيك با آنان

اولوا القربى و اليتامى و المساكين، فارزقوهم منه و قولوا لهم قولا معروفاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 11

11 ـ لزوم برخورد نيك و گفتار صواب و متين با يتيمان

و ليقولوا قولا سديداً

37- برخورد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 70 - 9

9 ـ تكذيب پيامبران الهى و كشتن آنان ، شيوه بنى اسرائيل در برخورد با انبيا

كلما جاءهم رسول . .. فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون

38- برخورد پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 55 - 3

3 - ستايش خداوند از ايمان آوردگان اهل كتاب به خاطر رفتار پسنديده آنان در برابر ياوه گويان

و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

39- برخورد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 3

3 ـ شكست در پيكار احد ، زمينه ساز هجوم تبليغاتى كافران و يا منافقان ، عليه اسلام ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و م

كشته شدن عدّه اى از مسلمانان در جنگ احد باعث شده بود كه كافران و يا منافقان، كه با حضور در صحنه احد مخالف بودند، ماجراى احد و كشته هاى فراوان آن را حربه تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دهند. آنان مى گفتند اگر نظر ما را مى پذيرفتند و همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) خارج نمى شدند، اين حوادث ناگوار پيش نمى آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 2

2 - كافران ، در طول تاريخ داراى فرجامى مشابه و خصلت ها و مواضعى همگون

و لقد أهلكنا أشياعكم

«أشياع» جمع «شيعه» است و در اين جا معادل امثال و اشباه به كار رفته است; يعنى، امثال شما در كفر و الحاد.

40- برخورد كريمانه با همسران خطاكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 3 - 6

6 - برخورد كريمانه با همسران خطاكار خويش و به رخ نكشيدن همه اشتباهات آنان ، امرى شايسته و بجا است .

عرّف بعضه و أعرض عن بعض

41- برخورد مستكبرانه با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 39 - 6

6 - قارون و فرعون و هامان ، با پيامبرى موسى ( ع ) برخوردى مستكبرانه كردند .

و قـرون و . .. و لقد جاءهم موسى ... فاستكبروا

42- برخورد مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 23

23 ـ اعتراض برخى از مسلمانان به فرمان جهاد و درخواست تأخير آن

و قالوا ربّنا لم كتبت علينا القتال لو لا اخّرتنا الى اجل قريب

43- برخورد مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 24

24 ـ ترس ، منشأ اعتراض گروهى از مسلمانان صدر اسلام به حكم جهاد

يخشون النّاس . .. و قالوا ربّنا لم كتبت علينا القتال

44- برخورد منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 3

3 ـ شكست در پيكار احد ، زمينه ساز هجوم تبليغاتى كافران و يا منافقان ، عليه اسلام ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و م

كشته شدن عدّه اى از مسلمانان در جنگ احد باعث شده بود كه كافران و يا منافقان، كه با حضور در صحنه احد مخالف بودند، ماجراى احد و كشته هاى فراوان آن را حربه تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دهند. آنان مى گفتند اگر نظر ما را مى پذيرفتند و همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) خارج نمى شدند، اين حوادث ناگوار پيش نمى آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 - 17،24

17 ـ دوگانگى گفتار منافقان با آنچه در دل و نهان خويش دارند .

يقولون بافواههم ما ليس فى قلوبهم

24 ـ برخورد نفاق آلود عبداللّه بن ابى و ياران او و سرباز زدن آنان از حضور در پيكار احد

و ليعلم الّذين نافقوا و قيل لهم تعالوا قاتلوا . .. لو نعلم قتالاً

در شأن نزول آيه آمده كه عبداللّه بن ابى و ياران او، كه حدود سيصد نفر بودند، از حضور در پيكار احد سرباز زد. (مجمع البيان، ذيل آيه.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 8،9

8 ـ تبليغات اخلالگرانه منافقان پس از نبرد احد

لو اطاعونا ما قتلوا

9 ـ اشكال تراشى و اخلال گرى ، از ترفند هاى منافقان پس از روى نمودن مشكلات و سختى ها به جامعه ايمانى براى تحكيم موقعيّت خويش

لو اطاعونا ما قتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 62 - 4

4 ـ دوگانگى برخورد منافقان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، به هنگام سختى ها و آسايشها

فكيف اذا . .. ثمّ جاؤك يحلفون باللّه ان اردنا الّا احساناً

منافقان تا قبل از گرفتارى، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) اعراض كرده و به طاغوتها مى گرايند، و آنگاه كه به مشكلات برخورند، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) عذرخواهى مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 1

1 ـ منافقان به هنگام پيروزى مسلمانان ، خود را ياور آنان و به گاه غلبه كافران ، خود را طرفدار و عامل پيروزى ايشان جلوه مى دهند .

الذين يتربّصون بكم . .. قالوا ألم نستحوذ عليكم

«الذين يتربّصون»، بدل براى «الذين يتخذون» است و توضيح دهنده ويژگيهاى منافقان.

45- برخورد منطقى با مخالفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 13

13 - برخورد منطقى و استدلالى قرآن با مخالفان

أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون

46- برخورد نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 61 - 1

1 ـ نوح با پاسخى رأفت آميز به قوم خود ، خويشتن را از هر گونه گمراهى مبرا دانست .

قال يقوم ليس بى ضللة

مخاطب قرار دادن مردم با «يا قوم» (اى مردم من) دلالت بر اظهار مهربانى نوح نسبت به قوم خود دارد. نكره بودن كلمه «ضللة» پس از نفى دلالت بر عموم دارد. بنابراين «ليس بى ضللة» يعنى حتى اندكى گمراهى در من نيست.

47- برخورد هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 11

11 ـ هود با پرخاش به قوم خويش خواهان ترك بحث و جدال آنان با وى درباره معبودان دروغين شد .

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

48- برخورد يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 181 - 8

8 ـ تبليغات سوء يهود عليه احكام و دستورات اسلام ( انفاق )

و لا يحسبنّ الّذين . .. لقد سمع اللّه قول الّذين قالوا انّ اللّه فقير و نحن اغني

49- بنيامين و برخورد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 69 - 6

6ـ تأسّف و اندوه بنيامين از رفتار گذشته برادرانش در ماجراى ناپديد شدن يوسف ( ع )

فلاتبتئس بما كانوا يعملون

50- پرسش از برخورد خدا با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 51 - 3

3 - چگونگى برخورد خداوند با اقوام غير مؤمن گذشته ، پرسش فرعون از موسى ( ع )

أنّ العذاب على من كذّب . .. فما بال القرون الأُولى

چون در آيات گذشته، موسى(ع) سخن از امنيت پيروان هدايت و عذاب تكذيب كنندگان به ميان آورد، سؤال فرعون به منظور اظهار نظر موسى(ع) در باره حال نسل هاى پيشين بوده است. انگيزه او از اين پرسش مى تواند تحريك نسل حاضر در برابر پاسخ موسى(ع) به معذَّب بودن پدرانشان باشد. طفره رفتن موسى(ع) از جواب صريح، اين احتمال را تقويت مى كند.

51- تشابه برخورد دشمنان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 7

7- دشمنان كتاب هاى آسمانى ، در برخورد با آن كتاب ها شيوه واحدى داشتند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

52- روش برخورد آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 5،6

5- آزر با حضرت ابراهيم ( ع ) و عقايد توحيدى او ، على رغم دعوت منطقى ، مستدل و عاطفى آن حضرت ، برخوردى خشن و غير منطقى داشت .

لئن لم تنته لأرجمنّك

در كلام آزر هيچ استدلال و پاسخى وجود ندارد. تنها وجهه شاخص سخن او ارعاب و تهديد است و حتى در خطاب به او هم كمترين عطوفتى نظير «يابنىّ» در پاسخ «ياأبت» به كار نبرد.

6- آزر با تهديد ابراهيم ( ع ) به سنگسار كردن و نيز دور ساختن او از خود ، در صدد تحميل عقيده خويش بر ابراهيم ( ع ) و بازداشتن او از توحيد بود .

لئن لم تنته لأرجمنّك واهجرنى مليًّا

53- روش برخورد ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 3

3- برخورد منطقى و استدلالى حضرت ابراهيم با انحراف عقيدتى و شرك آزر

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 2،12،13

2- حضرت ابراهيم ( ع ) با وجود برخورد خشن و تهديد هاى آزر ، با او گفتارى ملايم و برخوردى مهربانانه داشت .

قال سلـم عليك سأستغفر لك ربّى

12- برخورد ابراهيم ( ع ) با بت پرستان ، همراه با شكيبايى و سعه صدر بود .

سلـم عليك سأستغفر لك ربّى

13- خوش گفتارى ، برخورد نيك و سعه صدر با جاهلان ، بدگويان و مخالفان ، شيوه اى نيكو و روشى ابراهيمى است .

قال سلـم عليك سأستغفر لك ربّى

بيان عمل و گفتار حضرت ابراهيم(ع) و امر به يادآورى آن، دلالت بر نيكويى آن عمل و روش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 63 - 3

3- ابراهيم ( ع ) در يك شگرد عالمانه ، از بت پرستان خواست تا از خود بت ها در باره شكننده آنها پرسوجو كنند .

فسـلوهم إن كانوا ينطقون

ابراهيم(ع) با نسبت دادن شكستن بت ها به بت بزرگ و درخواست از بت پرستان به پرس و جو كردن از بت ها براى شناسايى بت شكن، شگردى عالمانه را در مبارزه با بت پرستى برگزيد; زيرا بت پرستان از اين طريق به آسانى به بطلان راه خويش پى بردند; چنان كه آيه بعد (فرجعوا إلى أنفسهم. ..) گوياى همين حقيقت است.

54- روش برخورد اشراف قوم سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 5

5 - مأموريت هدهد براى مشاهده بازتاب نامه سليمان در ميان درباريان سبا و شنود كردن سخنان ايشان .

ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون

55- روش برخورد اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 5

5- برخورد اقوام پيشين با انبيا ، همواره با استهزا و تمسخر همراه بود .

كانوا به يستهزءون . .. و قد خلت سنة الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 34 - 6

6 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره رويارويى مشركان با آن حضرت ، با ذكر برخورد هاى اقوام گذشته با پيامبرانشان

و ما أرسلنا فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها إنّا بما أُرسلتم به كـفرون

56- روش برخورد اكثريت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 66 - 4

4- عكس العمل نوع انسان ها در برابر وعده بهشت و نعمت هاى آن از جانب خداوند ، انكار و استبعاد معاد است .

جنّت عدن التى وعد الرحمن . .. و يقول الإنسـن أءذا ما متّ

چنانچه دو آيه قبل )« و ما نتنزّل. .. سميًّا») جملاتى معترضه و بريده از آيات قبل و بعد باشد، آيه مورد بحث در ادامه آيات قبل از اين دو آيه خواهد بود كه در مورد بهشت و نعمت هاى آن است.

57- روش برخورد انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 2

2- انبياى الهى در برخورد با مخالفان خود ، داراى سخنى واحد و روشى متحد بودند .

قالت لهم رسلهم إن نحن إلاّ بشر مثلكم

58- روش برخورد اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 14

14ـ خوبى كردن در پاسخ به بدى ها و ستم هاى ديگران ، خصلتى ارزشمند و از ويژگى هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبـب . .. الذين ... يدرءون بالحسنة السيئة

برداشت فوق بر اساس دومين احتمال است كه در توضيح برداشت شماره 12 آورده شد.

59- روش برخورد اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 4

4 ـ درخواست معجزه هاى بى مورد ، شيوه اهل كتاب در برابر دعوت پيامبران

يسئلك أهل الكتب . .. فقد سألوا موسى أكبر من ذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 6

6 ـ ترسيم چهره اى مسخره آميز براى اسلام و ابزار سرگرمى خواندن آن ، شيوه مبارزه تبليغاتى اهل كتاب عليه مسلمانان

الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً من الذين اوتوا الكتب

60- روش برخورد با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 13

13 - ايمان ، يقين و تعقّل ، عناصرى مرتبط و متكامل در مواجهه مثبت با آيات الهى

لأيـت للمؤمنين . .. ءايـت لقوم يوقنون ... ءايـت لقوم يعقلون

با توجه به اين كه در راستاى شناخت پديده هاى گوناگون هستى، تعابير متفاوتى (مؤمنين، يوقنون، يعقلون) به كار رفته است; مى توان استفاده كرد كه هر يك از آنها، در بخش هاى خاصى از جهان هستى كاربرد دارد.

61- روش برخورد با ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 3،6

3 - قوم ابراهيم ، براى رويارويى با خيرخواهى او براى آنان ، به خشونت متوسل شدند .

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. ذلكم خير لكم ... فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتل

6 - در بين قوم ابراهيم ، براى برخورد با ابراهيم ( ع ) دو ديد ( كشتن و سوزاندن ) وجود داشت .

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو حرّقوه

«أو» در «أو حرّقوه» مى تواند براى تنويع و مى تواند براى اباحه باشد. بنابر احتمال نخست، مى توان استفاده كرد كه قوم ابراهيم، براى از بين بردن او، دو ديدگاه داشته اند: عده اى، حكم به اعدام و گروهى، دستور به سوزاندن او مى دادند.

62- روش برخورد با ابن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 1،4

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به برخورد مناسب با خويشاوندان ، مسكينان و در راه ماندگان با بيانى نرم و دلپذير در صورت خوددارى از كمك به آنها به خاطر ناتوانى مالى

و ءات ذاالقربى حقّه . .. و إمّا تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها

عبارت «ابتغاء رحمة من ربّك» (جوياى رحمت پروردگارت هستى) و شواهد تاريخى حكايت از آن دارد كه: خوددارى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از كمك به افراد ياد شده، به دليل ضعف مالى بوده است.

4- لزوم برخورد مناسب با خويشاوندان ، مسكينان و در راه ماندگان با بيانى نرم و دلپذير و معذرتى شايسته ، در صورت عدم امكان اداى حق ايشان

و ءات ذاالقربى . .. و إمّا تعرضنّ عنهم ... فقل لهم قولاً ميسورًا

63- روش برخورد با اختلاف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 9

9- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در برخورد مناسب با اختلاف آراى مردم ، تعليم مى دهد .

قل ربّى أعلم بعدتهم . .. فلاتمار فيهم

64- روش برخورد با اسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 8

8- مجاهدان ، موظّف به رعايت احتياط و محكم بستن اسيران در ميدان جنگ

فشدّوا الوثاق

65- روش برخورد با امانت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 73 - 1

1 - مردم ، در برابر امانت الهى ، به سه گروهِ منافق و مشرك و مؤمن صف بندى شدند .

إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه المنـفقين و المنـفقـت و المشركين و المشركـت

66- روش برخورد با انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 14

14- برخورد هاى مشركان با انبيا و تعاليم آسمانى در طول تاريخ ، همسو و يكنواخت بوده است .

كذلك فعل الذين من قبلهم . .. و قال الذين أشركوا لو شاء الله ... كذلك فعل الذين م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 10

10 - اتهام ، و نيز ادعاى برترى در آيين و روش زندگى ، شيوه مستكبران دربرخورد با حق و آيين پيامبران

إن هذن لسحرن . .. بطريقتكم المثلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 50 - 4

4 - همسانى طرز تلقى مرفهان ناسپاس از دنيا و نعمت هاى آن ، و يگانگى موضع آنان در برابر انديشه توحيدى پيامبران

قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 1،4

1 - موضع گيرى ملحدانه مشركان در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران در برابر رسولان پيشين

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

4 - تمامى فرستادگان الهى ، با مخالفت ها و تبليغات سوء عليه ايشان ، مواجه بودند .

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 10

10 - موضع كافران در برابر پيامبران و وعده آنان به برپايى قيامت ، موضعى مستكبرانه و استهزاآميز

وإذا قيل . .. و الساعة لاريب فيها قلتم ما ندرى ... و ما نحن بمستيقنين

از سياق آيه، استفاده مى شود كه سخن كافران در «ما ندرى. ..» لحن استهزايى نيز داشته و آيه بعد مؤيد اين معنا است (كانوا به يستهزءون).

67- روش برخورد با اهل ذمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 25

25 - « عن جعفر بن محمد (صلی الله علیه و آله) : . . . قال اللّه : « و قولوا للناس حسناً » نزلت فى أهل الذمة . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند كه فرموده «و قولوا للناس حسناً» روايت شده كه درباره اهل ذمه نازل شده است . ..».

68- روش برخورد با بدگويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 9

9 - مؤمنان ، مى توانند با دو شيوه در برابر مخالفان بدگو موضع گيرى كنند : حفظ ارتباط و تحمل پيامد هاى سخت آن ; دورى كردن از آنان همراه با اقدام براى هدايت آنان .

و اصبر على ما يقولون و اهجرهم هجرًا جميلاً

توصيه به «صبر» اشاره به حفظ ارتباط با مخالفان و تحمل سختى هاى آن دارد و «دورى كردن» ناظر به قطع ارتباط با آنان در عين تلاش براى هدايت آنان است; زيرا هيچ گاه تكليف هدايت مردمان از دوش مؤمنان برداشته نخواهد شد. چنان كه آيه 63 سوره «نساء» به اين حقيقت اشاره دارد: «فأعرض عنهم و عظهم و قل لهم فى أنفسهم قولاً بليغاً».

69- روش برخورد با بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 10

10 ـ بندگان خالص خدا ، در بهشت با درود و سلام روبه رو خواهند شد .

و يلقّون فيها تحيّة و سلـمًا

70- روش برخورد با بيگانگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 4

4 ـ لزوم هشيارى در برابر ادعا هاى صلحجويانه بيگانگان

ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم كلّما ردّوا الى الفتنة اركسوا في

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 5

5ـ رهبران جامعه بايد احراز كنند كه بيگانگان وارد شده به قلمرو حكومتى آنان ، خرابكار و فسادگر نيستند .

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سـرقين

71- روش برخورد با پدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 12

12ـ گوش سپارى به فرمان ها و خواسته هاى پدران از وظايف فرزندان و از آداب معاشرت با ايشان

فأرسل معنا أخانا

72- روش برخورد با جاهلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 13

13- خوش گفتارى ، برخورد نيك و سعه صدر با جاهلان ، بدگويان و مخالفان ، شيوه اى نيكو و روشى ابراهيمى است .

قال سلـم عليك سأستغفر لك ربّى

بيان عمل و گفتار حضرت ابراهيم(ع) و امر به يادآورى آن، دلالت بر نيكويى آن عمل و روش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 9،11،13

9 ـ بندگان خالص خدا ، به هنگام روبه رو شدن با گفتار جاهلانه و به دور از ادب و منطق افراد جاهل ، با گفتار شايسته و عالمانه و به دور از بيهودگى و بى ادبى به آنان پاسخ مى گويند .

و إذا خاطبهم الجـهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين مبنا است كه «سلاماً» صفت براى مفعولٌ به مقدر باشد; يعنى، «قالوا قولاً سلاماً» در اين صورت معناى «سلاماً» ـ به قرينه جمله قبل كه سخن از گفتار جاهلانه و ناشايست افراد جاهل است ـ سخن عالمانه و شايسته و دور از بيهودگى و بى ادبى مى باشد.

11 ـ برخورد كريمانه و بزرگوارانه بندگان خالص خدا در برابر گفتار جاهلانه افراد نادان ، برخاسته از روح فروتنى و نرم خويى آنان است .

و إذا خاطبهم الجـهلون قالوا سلمًا

عطف جمله «و إذا خاطبهم الجهلون. ..» بر جمله قبل بدون تكرار شدن اسم موصول (الذين)، نشانگر وجود وحدت و ارتباط نزديك ميان اين دو صفت است. از سوى ديگر تقدم بيان صفت تواضع بر صفت برخورد كريمانه با افراد جاهل، حاكى از آن است كه اين صفت، سبب چنين برخورد پسنديده اى است.

13 ـ تشويق خداوند به فروتنى و مدارا با مردم و برخورد كريمانه و شايسته با افراد جاهل و ناسزاگو

و إذا خاطبهم الجـهلون قالوا سلمًا

از سياق و آهنگ آيه شريفه، چنين برمى آيد كه خداوند در صدد تشويق و تحريص انسان ها به آراسته شدن به چنين اوصاف و خصلت هايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 55 - 1

1 - مواجه شدن ايمان آوردگان از اهل كتاب ، با ياوه گويى مخالفان نادان

الذين ءاتينـهم الكتـب من قبله . .. و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

73- روش برخورد با حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 26

26 ـ ضرورت اكتفا كردن به ابلاغ و پرهيز از بحث و مجادله با كسانى كه روحيه عناد و لجاجت داشته و حق ناپذيرند.

قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 7

7 ـ لزوم پرهيز از بحثها و مجادله هاى بى ثمر با كسانى كه در جستجوى حقيقت نيستند.

الذين يخوضون . .. فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

74- روش برخورد با خادم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 7

7 - زنان و مردان مؤمن ، حق ندارند با وضعيت و پوشش متناسب با خواب و خلوت ، در انظار خدمت كاران خويش ظاهر شوند .

ليستئذنكم الذين ملكت أيمـنكم . .. من قبل صلوة الفجر ... و من بعد صلوة العشاء ثلث

75- روش برخورد با خطاكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 10،18

10 ـ مبارزه منفى و تحريم روابط با خطاكاران ، از روش هاى مؤثر و سازنده در برخورد با آنان

ضاقت عليهم الأرض . .. و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه

برداشت فوق با توجه به شأن نزول آيه شريفه است كه مسلمانان، با متخلفان از جنگ تبوك، قطع رابطه كردند.

18 ـ فراهم آوردن زمينه و شرايط مناسب توبه براى خطاكاران ـ پس از يك دوره مبارزه منفى ـ از روش هاى مؤثر و سازنده در اصلاح آنان

و على الثلثة الذين خلّفوا حتى إذا ضاقت عليهم الأرض . .. ثم تاب عليهم ليتوبوا إن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 13

13 - داشتن ملاطفت و برخورد محبت آميز ، روشى پسنديده و بايسته در تبليغِ دين و برخورد با افراد خاطى و گناه كار

قال يـقوم اتّبعوا المرسلين

76- روش برخورد با خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 4

4- لزوم برخورد مناسب با خويشاوندان ، مسكينان و در راه ماندگان با بيانى نرم و دلپذير و معذرتى شايسته ، در صورت عدم امكان اداى حق ايشان

و ءات ذاالقربى . .. و إمّا تعرضنّ عنهم ... فقل لهم قولاً ميسورًا

77- روش برخورد با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 18

18 - ضرورت كنترل احساسات در برخورد با دشمنان تا فراهم شدن شرايط لازم

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 34

34 ـ لزوم پاسخگويى به تبليغات و شُبهات دشمن و مقابله مناسب در برابر آنان

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير

وقوع قتل از سوى مسلمانان در ماه حرام، موجب اعتراض و تبليغات دشمنان دين گرديد. قرآن در عين تحريم قتل در ماه حرام، با

بيان اعمال خلاف مشركان، تبليغات دشمن را خنثى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 10

10 ـ لزوم توكّل به خداوند در مقابله با دشمنان مهاجم

و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل

بر شمردن صفات پسنديده مجاهدان حقيقى و تمجيد آنان از سوى خداوند، براى ترغيب ديگر مؤمنان به داشتن و تحصيل چنين حالات و صفات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 6

6 ـ لزوم پرهيز از برخوردهاى نادرستى كه سبب تحريك دشمنان عليه دين و اهانت به مقدسات مسلمين گردد.

و لاتسبوا الذين . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 6

6 ـ لزوم برخورد با دشمن ، همانند خود او

و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم على سواء

برخى مراد از «سواء» را تساوى با دشمن در برخوردها و عملكردها دانسته اند. برداشت فوق بر اساس اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 3،4

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به انتخاب و پيمودن برترين و ارزشمندترين راه ها در مسير دعوت خويش و در برخورد با دشمنان

و لئن صبرتم لهو خير للصـبرين . و اصبر

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه در آيه قبل، قصاص و نيز صبر براى مؤمنان تجويز شده; ولى در اين آيه براى شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها صبر را ـ كه برترين راه است ـ مشخص فرموده است.

4- صبر و مقاومت در برابر اذيت و آزار دشمنان دين ، مؤثرترين روش برخورد با آنان و بهترين راه تبليغ اسلام است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم ... و لئن صبرتم لهو خير للصـبرين . و اصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 1 - 7

7 - اهميت و ارزش والاى نظم ، انسجام و حركت جمعى ، در زندگى و در برابر دشمن

و الصـفّـت صفًّا

صف كشيدن هر گروهى ـ چه فرشتگان و چه مجاهدان ـ گوياى وجود نظم، انسجام و حركت جمعى در ميان آن گروه است. توصيف خداوند از گروه فرشتگان و مجاهدان به صف بستگان، بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 34 - 2

2 - برخورد نيك و شايسته در برابر رفتار هاى زشت و ناپسند دشمنان ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتستوى الحسنة و لا السيّئة ادفع بالتى هى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 10

10- عدم جواز كشتن دشمن ، پس از زمين گير شدن و قدرت نداشتن او بر دفاع *

فضرب الرقاب حتّى إذا أثخنتموهم

مفهوم «حتّى إذا أثخنتموهم»، ممكن است اين باشد كه پس از زمين گير شدن دشمن و ناتوانى وى بر دفاع از خويش، كشتن او (ضرب الرقاب) لازم نيست; بلكه موقع اسير گرفتن او «شدّوا الوثاق» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 1

1- مؤمنان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در اشتياق نزول سوره اى كه تعيين كننده تكليف آنان در قبال دشمنان باشد .

و يقول الذين ءامنوا لولا نزّلت سورة

محتواى «فإذا أنزلت سورة محكمة و ذكر فيها القتال» قرينه اى است بر اين كه سوره مورد انتظار مؤمنان، در زمينه تعيين تكليف آنان با كافران بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 9

9 - مؤمنان ، مى توانند با دو شيوه در برابر مخالفان بدگو موضع گيرى كنند : حفظ ارتباط و تحمل پيامد هاى سخت آن ; دورى كردن از آنان همراه با اقدام براى هدايت آنان .

و اصبر على ما يقولون و اهجرهم هجرًا جميلاً

توصيه به «صبر» اشاره به حفظ ارتباط با مخالفان و تحمل سختى هاى آن دارد و «دورى كردن» ناظر به قطع ارتباط با آنان در عين تلاش براى هدايت آنان است; زيرا هيچ گاه تكليف هدايت مردمان از دوش مؤمنان برداشته نخواهد شد. چنان كه آيه 63 سوره «نساء» به اين حقيقت اشاره دارد: «فأعرض عنهم و عظهم و قل لهم فى أنفسهم قولاً بليغاً».

78- روش برخورد با دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 8

8ـ ضرورت حفظ مواضع و ابراز پايبندى به عقايد دينى ، دربرخورد با مخالفان دين

إن افتريته فعلىّ إجرامى و أنا برىءٌ مما تجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 11

11ـ جواز مقابله به مثل در پاسخ گويى به دشمنان دين

إن تسخروا منا فإنا نسخر منكم كما تسخرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 96 - 3

3 - لزوم به كارگيرى بهترين شيوه هاى رفتارى ، حتى در برابر دشمنان دين

ادفع بالتى هى أحسن السيّئة

79- روش برخورد با دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 3

3- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در شيوه برخورد با دنياگرايان و رد پيشنهاد هاى نادرست آنان تعليم داد .

و لاتطع من . .. و قل الحقّ من ربّكم

80- روش برخورد با دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 14

14- برخورد هاى مشركان با انبيا و تعاليم آسمانى در طول تاريخ ، همسو و يكنواخت بوده است .

كذلك فعل الذين من قبلهم . .. و قال الذين أشركوا لو شاء الله ... كذلك فعل الذين م

81- روش برخورد با زنان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 4 - 7

7 - جواز تحقير زنانِ كافر و مؤذى و به كار بردن كلمات ناهنجار درباره آنان

حمّالة الحطب

82- روش برخورد با سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 18 - 5

5- در تنگنا ها و زمينه هاى سقوط در ورطه خلاف عفت ، بايد به خداوند پناه برد .

قالت إنّى أعوذ بالرحمـن منك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 3 - 13

13 - لازم است كه مؤمنان ، براى مواجهه با سختى هاى راه ايمان ، همواره آماده باشند .

أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا ءامنّا و هم لايفتنون. و لقد فتنّا الذين من قبلهم

83- روش برخورد با سخن لغو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 5،6

5 ـ بندگان خالص خدا ، به وقت روبه رو شدن با رفتار و گفتار لغو و بيهوده ، با بزرگوارى و متانت از آن مى گذرند .

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

6 ـ گذر از رفتار لغو و بيهوده با بزرگوارى و متانت ، امرى شايسته و مورد تشويق خداوند

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

84- روش برخورد با شبهات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 2

2 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به اجتناب از بحث و جدال و درگير شدن با مغالطه گران و شبهه افكنان در آيات قرآن و ديگر آيات الهى

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم

85- روش برخورد با ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 14

14 - ستمگران ، شايسته ترحم و يارى شدن نيستند .

فما للظـلمين من نصير

آيه بالا هرچند درباره روز قيامت است; ولى مى توان از آن اين مطلب را استنباط كرد كه يارى نشدن ظالمان در قيامت، به خاطر عدم شايستگى آنان است و اين عدم لياقت، در دنيا نيز صادق است.

86- روش برخورد با عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 12

12- جدال به باطل و استهزا و تمسخر ، از روش هاى ناپسند در برخورد با مسائل فكرى و عقيدتى است .

و يجـدل الذين كفروا بالبـطل ليدحضوا به الحقّ واتخذوا ءايـتى و ما أُنذروا هزوًا

87- روش برخورد با عمل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 54 - 6

6 - تمجيد خداوند از ايمان آوردگان از اهل كتاب به خاطر رفتار ، گفتار نيك آنان در مقابل گفتار و كردار بد ديگران

و يدروءن بالحسنة السيّئة

«حسنة» و «سيّئة» به معناى «بدى» و «نيكى» است و «ال» در آن دو براى جنس است. بنابراين مراد از «الحسنة» مطلق نيكى (رفتار و گفتار نيك) است و مراد از «السيئة» مطلق بدى (گفتار و كردار بد) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 35 - 3

3 - برخورد شايسته و نيكو در برابر رفتار ناپسند ديگران ، نشانه بهره مندى فرد از كمالات و ارزش هاى والاى انسانى است .

ادفع بالتى هى أحسن . .. و ما يلقّيـها إلاّ ذوحظّ عظيم

88- روش برخورد با عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 1

1 ـ مسلمانان موظفند در صورت ظهور نشانه اى حاكى از تصميم كافران بر پيمان شكنى ، معاهدات فيمابين را الغا كنند و آن را

بى اعتبار بشمارند .

و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم

مراد از «خيانة» به قرينه سياق پيمان شكنى است و ترس از پيمان شكنى به معناى آشكار شدن شواهد و اماراتى است بر اينكه طرف مقابل نقض پيمان را در سر مى پروراند. «نبذ» به معناى انداختن و مفعول «فانبذ» «عهدهم» است كه به خاطر وضوحش در كلام نيامده است.

89- روش برخورد با فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 44 - 11

11 - « سفيان بن سعيد قال : سمعت أباعبداللّه جعفربن محمد الصادق ( ع ) . . . يقول : يا سفيان ، عليك بالتقيّة . . . ان اللّه عزّوجلّ قال لموسى و هارون : « فقولا له قولاً ليّناً لعلّه يتذكّر أو يخشى » يقول اللّه عزّوجلّ : كنّياه و قولا له : يا أبا مصعب ;

سفيان بن سعيد گويد: از امام صادق(ع) شنيدم . .. كه مى فرمود: اى سفيان! تقيه را مراعات كن ... خداوند ـ عزّوجلّ ـ به موسى و هارون فرمود: «فقولا له قولاً ليّناً لعلّه يتذكّر أو يخشى» مراد خداوند ـ عزّوجلّ ـ اين است كه با كنيه به او خطاب كنيد و به او بگوييد: يا أبا مصعب». (خطاب كردن به اشخاص با كنيه، نشانه احترام به آنان است).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 2

2 - خداوند ، راهنماى موسى ( ع ) در شيوه برخورد با طغيان گرى فرعون

إنّه طغى . فقل

90- روش برخورد با فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 6

6 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به دلجويى از مؤمنان فقير و ضعيف با ابلاغ سلام و رحمت الهى به آنان در برابر طعنه هاى كافران

أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا . .. و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا

در آيه قبل از طعنه هاى كافران به مؤمنان تهيدست اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن به ميان آمده، و در اين آيه از آن مؤمنان با توصيف «الذين يؤمنون . .. » ياد شده است. محور ارتباط بين اين دو آيه مى تواند موضوع جبران تأثر مؤمنان باشد كه در برداشت فوق به آن اشاره شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 2،3،5

2- امتناع و اعراض از كمك و دستگيرى نيازمندان به دليل ناتوانى مالى ، بايد همراه با نرمى و عذرخواهى شايسته اى باشد .

و إمّا تعرضنّ عنهم . .. فقل لهم قولاً ميسورًا

3- كسانى كه به خاطر پرداختن به امر مهمى چون عبادت ، از كمك به نيازمندان اعراض مى كنند ، بايد با بيانى نرم و دلپذير با آنان سخن گفته و عذرخواهى كنند .

و إما تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها فقل لهم قولاً ميسورًا

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از طلب رحمت پروردگار، عبادت به درگاه او باشد. در اين صورت، معناى آيه چنين مى شود: اگر از اعانه به نيازمندان به خاطر عبادت خوددارى مى كنى، پس از آنها عذرخواهى نموده و به آنان پاسخى مناسب بده.

5- اعراض از اعانه به مستمندان همراه با پوزش از آنها ، به خاطر اشتغال به امر مهمى چون جلب رحمت خداوند ، امرى مجاز است .

إما تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها فقل لهم قولاً ميسورًا

91- روش برخورد با فكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 12

12- جدال به باطل و استهزا و تمسخر ، از روش هاى ناپسند در برخورد با مسائل فكرى و عقيدتى است .

و يجـدل الذين كفروا بالبـطل ليدحضوا به الحقّ واتخذوا ءايـتى و ما أُنذروا هزوًا

92- روش برخورد با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 11

11 ـ لزوم ژرف نگرى در آيات قرآن و پرهيز از برخورد سطحى با پيام هاى الهى ( وحى )

بأنهم قوم لا يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 54 - 9

9- ترغيب مشركان از سوى خدا ، به ر ها كردن شيوه هاى خصمانه و انتخاب بهترين سخنان در برخورد با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن . .. إن يشأ يرحمكم أو إن يشأ يعذّبكم

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «عبادى» در آيه قبل و مخاطب در اين آيه، مشركان باشند و خداوند از آنان خواسته است كه در برخورد با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان، بهترين سخنان را برگزينند و از خصومت با آنان دست بردارند.

93- روش برخورد با كارگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 14

14 - لزوم مدارا كردن با اجير و پرهيز از سخت گرفتن بر وى در كار

و ما أُريد أن أشقّ عليك

94- روش برخورد با كارگزاران حكومت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 8

8 - بازديد از نيرو هاى تحت فرمان و كارگزاران ، جستوجو از احوال آنان ، نظارت دقيق بر كارهايشان و خويشتن دارى در برخورد با آنها ، از اوصاف و وظايف فرماندهان سپاه و رهبران جامعه اسلامى .

و تفقّد الطير فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

95- روش برخورد با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 4

4 ـ دشنام به كافران و مقدسات آنها، در صورتى كه موجب عكس العمل متقابل آنان گردد، حرام است. *

و لاتسبوا . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

در صورتى كه جمله «فيسبوا . ..» علت نهى باشد، نه حكمت آن، حرمت دشنام به كافران و مقدسات آنها به مواردى محدود است كه عكس العمل متقابل مشركان را در پى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 18

18ـ خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه برخورد كردن با كافران و پاسخ گويى به آنان

قل هو ربى . .. و إليه متاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 2

2- مؤمنان ، موظف به انتخاب بهترين شيوه ها در گفتار و برخوردشان با مشركان و كافران

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

برداشت فوق، مبتنى بر شأن نزولى است كه در آن آمده است: مؤمنان در برابر اهانت و آزارهاى مشركان، تصميم به برخورد شديد گرفتند (مجمع البيان ج،6 ص 5) و خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظف فرمود كه به آنان اعلام كند: بهترين گفتار را انتخاب كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 16

16- انتخاب خوش رفتارى در مواجهه با كافران ، بهتر از به كارگيرى شدّت و خشونت است .

و إمّا أن تتّخذ فيهم حسنًا

جمله «تتّخذ فيهم حسناً» در بيان طريقه مقابل عذاب، تلقين كننده اختيار اين شيوه از بين دو نوع برخوردى است كه ذوالقرنين بين آن ها مخيّر بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 8

8- شدّت و قاطعيت ياوران پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر كافران

محمّد . .. و الذين معه أشدّاء على الكفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 1

1 - اجازه خداوند به مؤمنان ، براى رفتار نيك و عادلانه با كافران غير معاند با دين

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقـتلوكم فى الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 4

4 - همانندى منافقان با كافران ، از نظر چگونگى برخورد حكومت اسلامى و جامعه ايمانى با آنان

جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 1

1 - رد معبود هاى كافران و امتناع از عبادت آنها در تمام عمر خويش ، خط مشى ارائه شده از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گفتوگو با كافران

لا أعبد ما تعبدون

96- روش برخورد با كافران لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 8

8 - رهنمود خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونگى پاسخ به كافران و مشركان لجوج

قل ربّى أعلم من جاء بالهدى و من هو فى ضلـل مبين

97- روش برخورد با كودك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 7

7ـ لزوم گوش سپارى به سخنان كودكان و اجازه نقل رخداد ها و دريافت ها به آنان

إذ قال يوسف لأبيه يـأبت إنى رأيت

98- روش برخورد با گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 5

5 - لزوم تصفيه جامعه از عناصر گمراه كننده و قطع رابطه متقابل آنان و مردم

قال فاذهب . .. لامساس

99- روش برخورد با گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 18 - 5

5- در تنگنا ها و زمينه هاى سقوط در ورطه خلاف عفت ، بايد به خداوند پناه برد .

قالت إنّى أعوذ بالرحمـن منك

100- روش برخورد با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 12،14

12 - گذشت از لغزش هاى خويشاوندان ، بينوايان و مهاجرانِ راه خدا و برخورد كريمانه با آنان ، وظيفه اى الهى بر عهده توانگران

و لايأتل أُولوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى . .. و ليعفوا و ليصفحو

«عفو» در لغت به معناى گذشت است و «صفح» به معناى گذشت همراه با ترك ملامت نسبت به خطا كار است (فروق اللغة). چنين گذشتى، حاكى از كرامت و بزرگوارى گذشت كننده است.

14 - لزوم رعايت اعتدال و ميانه روى و پرهيز از هر گونه افراط و تفريط در برخورد با گنه كاران

و لايأتل أُولوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا . .. و ليعفوا و اليصفحوا

در آيات پيشين، خداوند فرمان داد كه با مرتكبين گناه «افك»، برخورد سختى شود; ولى در آيه شريفه ياد شده، همگان را به گذشت از مستمندان، خويشاوندان و. .. ـ هر چند گنه كار باشند ـ فرا خواند. از ارتباط ميان اين دو دسته از آيات، مى توان استفاده كرد كه بايد با گنه كاران واقع بينانه و به دور از افراط و تفريط برخورد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 9

9 - لزوم اعطاى فرصت به متخلف براى دفاع از خود

لأُعذّبنّه . .. أو ليأتينّى بسلطـن مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 13

13 - داشتن ملاطفت و برخورد محبت آميز ، روشى پسنديده و بايسته در تبليغِ دين و برخورد با افراد خاطى و گناه كار

قال يـقوم اتّبعوا المرسلين

101- روش برخورد با گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 11

11 - سخنان هارون به گوساله پرستان بنى اسرائيل ، گفتارى محبت آميز و همراه با توجيه و ارشاد بود .

يـقوم إنّما فتنتم به

انتساب بنى اسرائيل به خود، با گفتن «اى قوم من» ابراز محبت است و ريشه يابى ماجراى سامرى با فتنه خواندن آن، روشن گرى و ارشاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 8

8 - هارون ( ع ) ، براى اداى توضيح در باره علل نحوه برخورد خود با گوساله پرستان ، از موسى ( ع ) تقاضاى فرصت كرد .

لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى إنّى خشيت

102- روش برخورد با مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 18

18 - لزوم فرصت ندادن به تبه كاران و به كيفر رساندن بى درنگ آنان

و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون

از مفاد اين آيه به دست مى آيد كه بازجويى و محاكمه، به خاطر اخذ اقرار از گناه كاران و اثبات جرم، صورت مى گيرد و چون مجرمان گناهشان مشهود است، نيازى به بازجويى و پرسش نيست. از اين رو بدون فوت وقت بايد آنان را به كيفر رساند.

103- روش برخورد با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 54 - 9

9- ترغيب مشركان از سوى خدا ، به ر ها كردن شيوه هاى خصمانه و انتخاب بهترين سخنان در برخورد با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن . .. إن يشأ يرحمكم أو إن يشأ يعذّبكم

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «عبادى» در آيه قبل و مخاطب در اين آيه، مشركان باشند و خداوند از آنان خواسته است كه در برخورد با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان، بهترين سخنان را برگزينند و از خصومت با آنان دست بردارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 29 - 5

5 - همسران پيامبر ، علاوه بر دورى از متاع هاى دنيا و انتخاب زيستن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بايد كردار نيكو را نيز پيشه مى كردند .

إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله . .. فإنّ اللّه أعدّ للمحسنـت منكنّ أجرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 53 - 22

22 - مؤمنان ، با توجه به حياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) خود ، بايد به گونه اى عمل مى كردند كه موجبات آزار آن حضرت را فراهم نمى آوردند .

إنّ ذلكم كان يؤذى النبىّ فيستحيى منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 1

1 - موضع گيرى ملحدانه مشركان در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران در برابر رسولان پيشين

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

104- روش برخورد با مخالفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 13

13 - برخورد منطقى و استدلالى قرآن با مخالفان

أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 81 - 9

9 ـ اعراض و بى اعتنايى به مسلمانان توطئه گر و دو رو ، توصيه و فرمان خداوند به پيامبر خويش

و يقولون طاعة . .. فاعرض عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 15

15- شدت بردبارى حضرت ابراهيم ( ع ) در برخورد با مخالفان خويش

و من عصانى فإنك غفور رحيم

اينكه حضرت ابراهيم(ع) تكليف مخالفان خود را به خدا واگذاشته و او را با صفت غفران و رحمت ياد كرده است، بيانگر شدت بردبارى اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مبلغان الهى ، موظف به برخورد استدلالى و منطقى با مخالفان

قل هاتوا برهـنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 13 - 6

6 - از دست دادن بردبارى در برابر مخالفان ، زمينه ساز فروهشتن گفتار بايسته و مؤثر با آنان

إنّى أخاف أن يكذّبون . و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى

تقدم «أخاف أن يكذّبون» بر «يضيق صدرى» و تقدم اين بر «لاينطلق لسانى» مى تواند حاكى از تقدم عينى و تأثير تكذيب در ضيق صدر و نيز تأثير اين در عدم انطلاق زبان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 55 - 1

1 - مواجه شدن ايمان آوردگان از اهل كتاب ، با ياوه گويى مخالفان نادان

الذين ءاتينـهم الكتـب من قبله . .. و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

105- روش برخورد با مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 2 - 6

6 - « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) قال : . . .يابن مسعود : لاتكن ممّن يشدّد على الناس و يخفّف عن نفسه ، يقول اللّه تعالى « لِمَ تقولون ما لاتفعلون » ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . ..اى پسر مسعود! از كسانى مباش كه [كار را] بر مردم سخت مى گيرند و بر خود آسان. خداى تعالى مى فرمايد: لِمَ تقولون ما لاتفعلون».

106- روش برخورد با مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 28 - 4

4- لزوم برخورد مناسب با خويشاوندان ، مسكينان و در راه ماندگان با بيانى نرم و دلپذير و معذرتى شايسته ، در صورت عدم امكان اداى حق ايشان

و ءات ذاالقربى . .. و إمّا تعرضنّ عنهم ... فقل لهم قولاً ميسورًا

107- روش برخورد با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 1

1 ـ لزوم اجتناب از دشنام به بتها و ديگر مقدسات مشركان

و لاتسبوا الذين يدعون من دون الله

درباره مراد از موصول «الذين . ..» دو احتمال وجود دارد: يكى آنكه مقصود مشركان و ديگر آنكه معبودهاى آنان باشد، يعنى: «لاتسبوا الذين يدعونهم». البته عائد صله «هم» حذف گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 4

4ـ خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه پاسخ دادن به مشركان و چگونه برخورد كردن با ايشان

أم يقولون افتريـه قل إن افتريته فعلىّ إجرامى و أنا برىءٌ مما تجرمون

برداشت فوق ، از كلمه «قل» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 2

2- مؤمنان ، موظف به انتخاب بهترين شيوه ها در گفتار و برخوردشان با مشركان و كافران

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

برداشت فوق، مبتنى بر شأن نزولى است كه در آن آمده است: مؤمنان در برابر اهانت و آزارهاى مشركان، تصميم به برخورد شديد گرفتند (مجمع البيان ج،6 ص 5) و خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظف فرمود كه به آنان اعلام كند: بهترين گفتار را انتخاب كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 10

10- لزوم رعايت ادب و ملاطفت در گفتار با پدر ، اگر چه مشرك باشد . *

يـأبت . .. يـأبت إنّى أخاف أن يمسّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 68 - 4

4 - آموزش روش برخورد با مشركان ستيزه جو از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن جـدلوك فقل اللّه أعلم بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 96 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به كارگيرى بهترين و اخلاقى ترين روش ها ، در قبال بدى هاى مشركان

ادفع بالتى هى أحسن السيّئة

«التى» كنايه از شيوه و روش است. كلمه «السيّئة» مفعول مؤخر براى «ادفع» مى باشد; يعنى، بدى را به بهترين شيوه دفع كن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 4

4 - خداوند ، تعليم دهنده شيوه برخورد با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا . .. فاعمل إنّنا عـملون . قل إنّما أنا بشر مثلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 9 - 2

2 - خداوند ، آموزگار پيامبر ، در برخورد با مشركان و چگونه استدلال كردن با آنان

قل أئنّكم لتكفرون

مطلب بالا با توجه به كلمه «قل»، قابل استفاده است.

108- روش برخورد با مشركان لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 8

8 - رهنمود خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونگى پاسخ به كافران و مشركان لجوج

قل ربّى أعلم من جاء بالهدى و من هو فى ضلـل مبين

109- روش برخورد با مصيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 11 - 5

5 - خداوند ، راه علاج و نحوى تحمل مصيبت ها و تكليف انسان در برابر آنها را به مؤمنان آموخته است .

و من يؤمن باللّه يهد قلبه

طبق نظر مفسران، چون در صدر آيه شريفه سخن از مصيبت هاى وارده بر انسان ها بوده، مى توان گفت از مصداق هاى هدايت قلبى مؤمنان، راهنمايى آنان به پيدا كردن راه علاج و تحمل مصيبت ها و نشان دادن تكليف مؤمنان در اين عرصه است.

110- روش برخورد با مفاسداجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 44 - 10

10 - هماهنگى مبلغان دينى در شيوه برخورد با مفاسد جامعه ، كارسازتر و به موفقيت نزديك تر است .

اذهبا . .. فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر

موسى و هارون(ع)، هر دو به يك شيوه برخورد با فرعون مأمور شدند.

111- روش برخورد با مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 11

11 - تحدّى با منكران قرآن ، روشى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات دروغ گويى و انگيزه هاى حق ستيزانه آنان

قل فأتوا بكتـب من عند اللّه هو أهدى منهما

امر در «فأتوا» به اصطلاح براى تعجيز (نشان دادن عجز ناتوانى كافران) و تحدى است.

112- روش برخورد با مكذّبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 13

13 ـ ابلاغ رحمت خداوند به تكذيب كنندگان وحى و بيم دادن آنان از عذاب خداوند، روشهاى كلى مقابله با آنان است.

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

113- روش برخورد با منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 63 - 13

13 ـ موضعگيرى سازنده ، همراه با پند و اندرز پنهانى ، روش برخورد با منافقان

فاعرض عنهم و عظهم و قل لهم فى انفسهم قولا بليغاً

چنانچه «فى انفسهم» متعلّق به «قل» باشد، به اين معناست كه اين گفتار پندآموز تو بايد در بين خود آنان و به دور از چشم ديگران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 56 - 4

4 ـ لزوم جدا شمردن منافقان از امت اسلامى

و ما هم منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 73 - 4

4 ـ لزوم برخورد شديد و بدون ترحم ، با كافران و منافقان حق ستيز

و اغلظ عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 8،10

8 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى ، مأمور به اتخاذ مواضع صريح و قاطع در برابر عناصر نفاق و منافق و ناسالم جامعه

و لاتصل على أحد منهم مات أبداً و لاتقم على قبره

10 ـ افشاى كامل چهره منافقان و اتخاذ مواضع شديد عليه آنان ، از تبعات تخلف آنان از جنگ تبوك

و لاتصل على أحد منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 4

4 - همانندى منافقان با كافران ، از نظر چگونگى برخورد حكومت اسلامى و جامعه ايمانى با آنان

جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

114- روش برخورد با منحرفان جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 2 - 8

8- لزوم برخورد قاطع و بدون ترحم با مرتكبان فساد جنسى و شكنندگان حريم عفت و حيا

الزانية و الزانى فاجلدوا. .. و لاتأخذكم بهما رأفة فى دين اللّه

115- روش برخورد با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 11

11- برخورد دوگانه و سياستمدارانه فرعون با موسى ( ع ) و معجزات او

موسى . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يـموسى مسحورًا

فرعون، دعوت موسى(ع) و معجزات او را قاطعانه رد نكرد; بلكه با لحن دو پهلو (گمان مى كنم) خواسته تا راه توجيه انكار و مخالفت خود را باز نگهداشته باشد و در صورت مقتضى نبودن ادامه انكار و مخالفتش، بتواند بگويد كه، مخالفت گذشته اش يك حدس و گمان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 58 - 12

12 - فرعون ، ناگزير از قانع كردن افكار عمومى مردم مصر ، دربرابر دعوت و معجزات حضرت موسى ( ع )

فلنأتيّنك بسحر مثله فاجعل . .. مكانًا سوًى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 38 - 10

10 - اقدام فريبكارانه فرعون ، براى مقابله با روشنگرى هاى موسى ( ع )

فاجعل لى صرحًا لعلّى أطّلع إلى إلـه موسى

دستور ساختن برج براى تحقيق درباره خداى يگانه ـ كه موسى همگان را به پرستش او فراخوانده بود ـ مى تواند بدان منظور باشد كه افكار عمومى را از توجه به تبليغات موسى منحرف سازد. برداشت ياد شده براساس اين احتمال است.

116- روش برخورد با مؤمنان فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 4

4- تنها راه شناخت شيوه برخورد با مؤمنان تهيدست ، وحى الهى است نه آراى هواپرستان غافل از خداوند

و لاتطع من . .. و قل الحقّ من ربّكم

117- روش برخورد با نشوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 23،24،26،27،29،30،35،40،41

23 ـ پند و اندرز ، اوّلين اقدام براى جلوگيرى از نشوز زن

و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهُنّ

24 ـ پرهيز شوهر از همخوابگى با همسر ، اقدامى براى جلوگيرى از نشوز وى

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اهجروهنّ فى المضاجع

در برداشت فوق «فى المضاجع» متعلق به «اهجروهنّ» گرفته شده است.

26 ـ زدن ، آخرين اقدام براى جلوگيرى از نشوز زن

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اضربوهنّ

27 ـ بروز علائم نشوز زن ، مجوز تدابير لازم ( ترك همخوابگى ، زدن و . . . ) براى جلوگيرى از آن

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اضربوهنّ

چون موضوع حكم را خوفِ نشوز (تخافون) قرار داده است و نه تحقق نشوز. و خوف نشوز، همان بروز علائم آن است.

29 ـ لزوم به كارگيرى تدابير لازم براى جلوگيرى از رسيدن زن به مرحله نشوز

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اضربوهنّ

به نظر مى رسد راههاى پيشنهاد شده خصوصيتى نداشته باشد ; بلكه مراد، بازداشتن زن از ناشزه شدن است ; هر چند منجر به ترك برخى از حقوق وى باشد.

30 ـ لزوم مراعات ترتيب در كاربرد موعظه ، ترك همخوابگى و تنبيه بدنى در مورد زنان ناشزه

و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ

35 ـ اميد به اصلاح نشوز زن ، شرط ترك همخوابگى و تنبيه بدنى او *

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. فان اطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً

چون جمله «فان اطعنكم» بر جمله هاى گذشته تفريع شده، بيانگر اين است كه هدف از روشهاى پيشنهاد شده، وادار كردن زن

به اطاعت است، نه اينكه تنبيه موضوعيت داشته باشد.

40 ـ بى اعتنايى مرد به همسر خويش در بستر ، شيوه اى براى جلوگيرى از ناسازگارى وى

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اهجروهنّ فى المضاجع

امام باقر (ع) درباره «واهجروهنّ فى المضاجع» در آيه فوق فرمود: يحوّل ظهره اليها.


مجمع البيان، ج 3، ص 69 ; نورالثقلين، ج 1، ص 478، ح 231.

41 ـ لزوم پرهيز از به كارگيرى شدّت در تنبيه بدنى زن ، جهت جلوگيرى از ناسازگارى وى

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اضربوهنّ

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق فرمود: . .. و اضربوهنّ ضرباً غير مبرّح.


تفسير طبرى، جزء 5، ص 67، 68 ; الدر المنثور، ج 2، ص 522.

118- روش برخورد با نوجوانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 8

8 - لزوم مشورت و نظرخواهى با نوجوانان ، درباره مسائل مربوط به ايشان و نيز شخصيت دادن به آنان و احترام به نظرات آنها

أنّى أذبحك فانظر ماذا ترى

119- روش برخورد با والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 151 - 31

31 ـ عن أبى ولاد الحناط قال: سألت أبا عبدالله(ع) عن قول الله عز و جل: «و بالوالدين احسانا» ما هذا الاحسان؟ فقال: الاحسان ان تحسن صحبتهما و ان لاتكلفهما ان يسألاك شيئا مما يحتاجان اليه و ان كانا مستغنيين . .. .

ابو ولاد گويد: از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداوند «و بالوالدين احسانا» سؤال كردم، فرمود: احسان آن است كه با آن دو به نيكى رفتار كنى و به دشوارىِ درخواست از تو، در مورد نيازمنديهايشان ناچار نسازى، اگر چه از نظر امكانات مالى بى نياز باشند . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 14

14- « عن أبى ولادالحناط قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن قول الله عزّوجلّ : . . . « و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة » قال : لاتملأعينيك من النظر إليهما إلاّ برحمة و رقة و لاترفع صوتك فوق أصواتهما و لايدك فوق أيديهماو لاتقدم قدامهما ;

ابى ولاد حناط گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ . .. «و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة» سؤال كردم،

حضرت فرمود: به پدر و مادر نگاه مكن مگر با رأفت و مهربانى و صدايت را بيش از صداى آنان بالا مبر و دست خودت را بالاى دست آنان قرار مده و [در راه رفتن و...]از آنان پيشى مگير».

120- روش برخورد با وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 11

11 ـ لزوم ژرف نگرى در آيات قرآن و پرهيز از برخورد سطحى با پيام هاى الهى ( وحى )

بأنهم قوم لا يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 25

25 - موضع گيرى انسان ها در برابر وحى ، تعيين كننده سرنوشت آنان در قيامت

كذلك أوحينا . .. فريق فى الجنّة و فريق فى السعير

121- روش برخورد با همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 28 - 6

6 - رفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) با همسران خود ، در صورت ادامه دنياطلبى آنان ، نه تنها بر زور و جبر مبتنى نبود ، بلكه بر آسان گيرى استوار بود .

قل لأزوجك إن كنتنّ تردن الحيوة الدنيا . .. فتعالين أمتّعكنّ و أسرّحكنّ سراحًا

122- روش برخورد با ياوه گويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 55 - 1،3،4،10

1 - مواجه شدن ايمان آوردگان از اهل كتاب ، با ياوه گويى مخالفان نادان

الذين ءاتينـهم الكتـب من قبله . .. و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

3 - ستايش خداوند از ايمان آوردگان اهل كتاب به خاطر رفتار پسنديده آنان در برابر ياوه گويان

و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

4 - سكوت در برابر ياوه گويان ، نمودى از بردبارى ايمان آوردگان از اهل كتاب

أُولـئك يؤتون أجرهم مرّتين بما صبروا . .. و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

10 - رعايت ادب و حفظ منش بزرگوارانه از سوى ايمان آوردگان از اهل كتاب به هنگام جدا شدن از ياوه گويان و وانهادن آنان به حال خويش

و قالوا . .. سلـم عليكم

123- روش برخورد با يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 44 - 12

12 ـ لزوم هشيارى جامعه ايمانى در مقابل تلاش براى گمراه ساختن مسلمانان

الم تر الى الذين . .. ان تضلوا السبيل

هدف از بيان تصميم عالمان يهود، هشيار ساختن مسلمانان نسبت به تلاش پيگير آن عالمان براى گمراه ساختن جامعه ايمانى است.

124- روش برخورد باديه نشينان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 17 - 1

1 - منّت گذارى بى جاى اعراب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به سبب اسلام آوردن خود

يمنّون عليك أن أسلموا

125- روش برخورد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 9

9ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به او ، و تحريك احساسات وى درصدد فريب دادن او بودند .

قالوا يـأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف

برداشت فوق ، از خطاب «يـأبانا» (اى پدر جانمان) و نيز لحن كلام «ما لك لاتأمنّا . ..» (چه شده است كه به ما درباره يوسف بى اعتماد هستى) استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 3

3ـ فرزندان يعقوب با اظهار محبت به بنيامين از پدرشان خواستند او را به همراه آنان روانه مصر كند .

فأرسل معنا أخانا

هدف فرزندان يعقوب از نام نبردن بنيامين و ياد كردن از او به عنوان «أخانا» (برادرمان) اظهار محبت به اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 3

3ـ اقتدار يوسف ( ع ) بر انجام خواسته هاى خويش ، نيكوكار بودن وى و سزاوارى يعقوب ( ع ) براى ترحم ، دليل هاى ارائه شده از سوى فرزندان يعقوب به يوسف ( ع ) براى آزادسازى بنيامين

قالوا يـأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا . .. إنا نريـك من المحسنين

هدف برادران يوسف از مخاطب ساختن يوسف(ع) با عنوان «عزيز» بيان اقتدار او بر انجام خواسته هايش است، و توصيف يعقوب به «پيرمردى سالخورده» بيان سزاوارى او براى ترحم است و مدح يوسف(ع) به نيكوكارى به منظور ترغيب او به احسان و گذشت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 10

10ـ فرزند بزرگ يعقوب ، رفتار گذشته برادرانش با يوسف ( ع ) را رفتارى نكوهيده خواند .

قال كبيرهم . .. و من قبل ما فرّطتم فى يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 97 - 2،3

2ـ فرزندان يعقوب على رغم گناه دانستن رفتارشان با يوسف ( ع ) و بنيامين و يعقوب ( ع ) ، آن را مرتكب مى شدند .

قالوا يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا إنا كنّا خـطئين

مراد از «ذنوبنا» به قرينه مقام رفتار فرزندان يعقوب با وى و يوسف و بنيامين مى باشد.

3ـ فرزندان يعقوب از رفتار هاى ناروايشان با يوسف ( ع ) ، بنيامين و يعقوب ( ع ) ، پشيمان شدند و اظهار ندامت كردند .

يـأبانا استغفر لنا ذنوبنا

126- روش برخورد برده داران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 5

5- برده داران ، هيچ گاه برده هاى خود را در امكانات فراوان اقتصادى و معيشتى خويش ، شريك نمى سازند و خود را با آنان مساوى و برابر نمى دانند .

فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمـنهم فهم فيه سواء

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه آيه در صدد بيان يك حكم اقتصادى درباره بردگان نباشد; بلكه براى بيان يك واقعيت

خارجى و ارتباط آن با مسأله شرك باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: شما كه بردگان را با خود برابر نمى دانيد، پس چطور برخى از بندگان خدا را با خدا برابر مى دانيد و آنها را شريك او مى پنداريد؟

127- روش برخورد بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 9،10،11

9 ـ بندگان خالص خدا ، به هنگام روبه رو شدن با گفتار جاهلانه و به دور از ادب و منطق افراد جاهل ، با گفتار شايسته و عالمانه و به دور از بيهودگى و بى ادبى به آنان پاسخ مى گويند .

و إذا خاطبهم الجـهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين مبنا است كه «سلاماً» صفت براى مفعولٌ به مقدر باشد; يعنى، «قالوا قولاً سلاماً» در اين صورت معناى «سلاماً» ـ به قرينه جمله قبل كه سخن از گفتار جاهلانه و ناشايست افراد جاهل است ـ سخن عالمانه و شايسته و دور از بيهودگى و بى ادبى مى باشد.

10 ـ بندگان خالص خداوند ، به هنگام رو به رو شدن با گفتار جاهلانه و بدور از ادب و منطق جاهلان ، از آنان خواستار سلامت و امنيت و همزيستى مسالمت آميز مى شوند .

و إذا خاطبهم الجـهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «سلاماً» مفعولٌ به براى فعل مقدر باشد; يعنى، «نتسلم منكم تسليماً». در اين صورت «سلام» به جاى «تسليم» نشسته است.

11 ـ برخورد كريمانه و بزرگوارانه بندگان خالص خدا در برابر گفتار جاهلانه افراد نادان ، برخاسته از روح فروتنى و نرم خويى آنان است .

و إذا خاطبهم الجـهلون قالوا سلمًا

عطف جمله «و إذا خاطبهم الجهلون. ..» بر جمله قبل بدون تكرار شدن اسم موصول (الذين)، نشانگر وجود وحدت و ارتباط نزديك ميان اين دو صفت است. از سوى ديگر تقدم بيان صفت تواضع بر صفت برخورد كريمانه با افراد جاهل، حاكى از آن است كه اين صفت، سبب چنين برخورد پسنديده اى است.

128- روش برخورد بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 23 - 10

10- بهشتيان در بهشت ، روابط حسنه و سرشار از محبت با يكديگر خواهند داشت .

تحيّتهم فيها سلـم

اينكه خداوند مى فرمايد «تحيت مؤمنان در بهشت سلام گفتن و يا درخواست سلامتى براى يكديگر است» حكايت از روابط خوب آنان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 11

11 ـ درود و سلام ، سخن اهل بهشت به هنگام روبه رو شدن با يكديگر

و يلقّون فيها تحيّة و سلـمًا

برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه گوينده درود و سلام به يكديگر خود خود اهل بهشت باشند.

129- روش برخورد بى عقلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 4 - 4

4 ـ فراخواندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پشت اتاق ها ، با فرياد و صداى بلند ، شيوه بى خردان

إنّ الذين ينادونك . .. أكثرهم لايعقلون

130- روش برخورد تاجران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 2 - 1

1 - برخورد دوگانه تاجران ، هنگام فروش كالا و خريد آن و به كار بردن سنجش دقيق با پيمانه كامل تنها به هنگام خريد ، مايه زيان جامعه و زمينه ساز عذاب الهى است .

ويل للمطفّفين . الذين إذا اكتالوا على الناس يستوفون

«اكتالوا»; يعنى، با پيمانه كالا را دريافت كردند. حرف «على» در آيه شريفه جايگزين حرف «من» شده است تا نشانگر متضرر شدن مردم از اين گونه تجارت باشد.

131- روش برخورد جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 65 - 4

4 - برخورد و گفت وگوى ساحران فرعون با موسى ( ع ) در ميدان مبارزه ، همراه با نزاكت و اظهار ادب نسبت به آن حضرت بود .

يـموسى إمّا أن تلقى و إمّا

احاله انتخاب آغازگر به موسى(ع) و پرهيز از تحكّم در اين زمينه، خالى از ابراز ادب و نزاكت از سوى ساحران نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 44 - 4

4 - تبليغات روانى ساحران به هنگام انجام عمليات خود

فألقوا . .. و قالوا بعزّة فرعون إنّا لنحن الغـلبون

132- روش برخورد جاهلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 9

9 ـ بندگان خالص خدا ، به هنگام روبه رو شدن با گفتار جاهلانه و به دور از ادب و منطق افراد جاهل ، با گفتار شايسته و عالمانه و به دور از بيهودگى و بى ادبى به آنان پاسخ مى گويند .

و إذا خاطبهم الجـهلون قالوا سلمًا

برداشت فوق، بر اين مبنا است كه «سلاماً» صفت براى مفعولٌ به مقدر باشد; يعنى، «قالوا قولاً سلاماً» در اين صورت معناى «سلاماً» ـ به قرينه جمله قبل كه سخن از گفتار جاهلانه و ناشايست افراد جاهل است ـ سخن عالمانه و شايسته و دور از بيهودگى و بى ادبى مى باشد.

133- روش برخورد حق ستيزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 9

9 - جنجال آفرينى و هوچى گرى ، از شيوه هاى مخالفان جبهه حق

و قال الذين كفروا . .. و الغوا فيه لعلّكم تغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 6

6 - روى آورى به اتهام و جنگ روانى تبليغى ، شيوه مخالفان پيام حق

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هـذا سحر

134- روش برخورد حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 99 - 11

11- تنها شيوه حق ناپذيران ستم پيشه در برخورد با آيات الهى ، انكار آنهاست .

فأبى الظـلمون إلاّ كفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 47 - 6

6 - جدى نگرفتن پيام حق و برخورد هوچى گرانه با آن ، شيوه مستمر اهل باطل

فلمّا جاءهم بـايـتنا إذا هم منها يضحكون

135- روش برخورد خادم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 62 - 8

8- همراه شدن با خدمت كاران در تناول غذا و مدِّ نظر داشتن تلاش و خستگى آنان ، لازم است .

قال لفتيه ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هـذا نصبًا

136- روش برخورد دروغگويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 4

4 - برخى از مردم ، به دروغ خود را از انفاق گران معرفى كرده و مدعى بذل و بخشش هاى انبوه اند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا

آيه بعد ـ كه گوينده «أهلكت مالاً لبداً» را غافل از آگاهى خداوند خوانده است ـ مى تواند نشانگر نادرست بودن ادعاى انفاق گرى او باشد.

137- روش برخورد دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 22

22 ـ صبر توأم با تقوا ، دژ مستحكم مؤمنان در برابر آزار هاى دشمنان

و لتسمعنّ . .. و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور

در برداشت فوق، «عزم» به معناى محكم گرفته شده، چنانچه مجمع البيان نقل كرده است كه: قيل من محكم الامور.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 8

8 - ترسانيدن و به هراس افكندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از ضربات دشمنان ، از روش هاى مبارزاتى مشركان و كافران

و يخوّفونك بالذين من دونه

138- روش برخورد دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 118 - 7

7 ـ ترديد افكنى درباره حليت حيوانى كه با نام خدا ذبح شده باشد، از محورهاى تبليغاتى عليه اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه بوده است.

و إن تطع أكثر من فى الأرض . .. فكلوا مما ذكر اسم الله عليه

139- روش برخورد دشمنان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 57 - 6

6 - اتهام زدن ، از ترفند هاى قدرت ها براى مقابله با پيامبران و حق گويان

أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك

140- روش برخورد دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 15

15- مشركانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند و كسانى كه عليه دين الهى توطئه مى كنند ، با علماى دين برخورد تحقيرآميز و خوار كننده دارند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

حضور عالمان در قيامت هنگام مؤاخذه مشركان و اعلام اين نكته از آنان كه: خوارى و بدى روز قيامت براى كافران است، مى تواند حكايت كننده اين نكته باشد كه: آنان در دنيا، مورد برخورد اهانت آميز افراد ياد شده قرار گرفته بوده اند. لازم به ذكر است كه مراد از «أُوتوا العلم» به تناسب موضوع (قرآن و تعاليم اديان آسمانى)، مى تواند علماى دين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 62 - 7

7 - تهمت و تحقير ، از ترفند ها و ابزار هاى طاغيان و دشمنان دين ، عليه دينداران و مؤمنان

رجالاً كنّا نعدّهم من الأشرار

141- روش برخورد دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 118 - 7

7 ـ ترديد افكنى درباره حليت حيوانى كه با نام خدا ذبح شده باشد، از محورهاى تبليغاتى عليه اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه بوده است.

و إن تطع أكثر من فى الأرض . .. فكلوا مما ذكر اسم الله عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 5

5- استهزا و تمسخر از روش هاى دشمنان و مخالفان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنا كفينـك المستهزءين

توصيف مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) به «استهزاگران» نشان دهنده اين نكته است كه آنان همواره از اين روش، براى مبارزه با آن حضرت استفاده مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 3

3- مخالفت و عنادورزى كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با تمثيل و توصيف هاى ناروا ، در پى دارنده گمراهى علاج ناپذير براى آنان

كيف ضربوا لك الأمثال فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

برداشت فوق بنابراين است كه مراد از «سبيلاً» راه هدايت باشد.

142- روش برخورد دشمنان مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 62 - 7

7 - تهمت و تحقير ، از ترفند ها و ابزار هاى طاغيان و دشمنان دين ، عليه دينداران و مؤمنان

رجالاً كنّا نعدّهم من الأشرار

143- روش برخورد دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 1

1 - استهزاى آيات الهى ، شيوه كافران مستكبر و دنيامحور

فاستكبرتم . .. اتّخذتم ءايـت اللّه هزوًا

از اين كه به جاى «استهزأتم» و يا تعابير مشابه ديگر، گفته شده «اتّخدتم آيات اللّه هزواً»، مى توان به مطلب بالا راه برد.

144- روش برخورد ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 91 - 4

4- شيوه ذوالقرنين در برخورد با مردم شرق و غرب ، يك سان بوده است . *

وجدها تطلع على قوم . .. كذلك

«كذلك» مى تواند صفت براى «قوم» در آيه قبل باشد و اشاره به «قوماً» در آيات قبل; يعنى، ذوالقرنين، همانگونه كه قوم ساكن مغرب را يافت و در باره آنان تصميم گرفت، در باره شرقى ها نيز همان سان رفتار كرد.

145- روش برخورد رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 106 - 3

3 - موضع رهبران دينى در ميان مردم ، بايد موضعى برادرانه و همراه با دلسوزى باشد و نه برترى جويانه .

إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 124 - 3

3 - موضع رهبران الهى در ميان امت ، موضعى است مشفقانه و نه همراه با برترى جويى .

إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 3

3 - موضع رهبران الهى در ميان امت ، موضعى مشفقانه و نه همراه با برترى جويى

إذ قال لهم أخوهم صـلح ألاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 161 - 3

3 - موضع رهبران الهى در ميان امت ، موضعى مشفقانه و نه همراه با برترى جويى

إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون

146- روش برخورد رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 6

6- استفاده از احساسات و عقايد دينى مردم و تحريك آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى سران شرك و كفر در برخورد با آن حضرت

أهـذا الذى يذكر ءالهتكم

از اين كه كفار مكه، مردم را مخاطب خود قرار داده و «آلهتكم» گفته اند و نه «آلهتنا» استفاده مى شود كه آنان از احساسات و عقايد مردم عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بهره مى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 2

2 - استهزا ، گفتار مغرضانه و تبليغات سوء عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كار هميشگى و روش سران كفر و شرك

اصبر على ما يقولون

آمدن فعل «يقولون» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار اين گفتار دارد.

147- روش برخورد رهبران ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 123 - 2

2 ـ مكر و فريب، شيوه سردمداران مجرمان در ميان جوامع

جعلنا فى كل قرية أكبر مجرميها ليمكروا فيها

148- روش برخورد رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 6

6- استفاده از احساسات و عقايد دينى مردم و تحريك آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى سران شرك و كفر در برخورد با آن حضرت

أهـذا الذى يذكر ءالهتكم

از اين كه كفار مكه، مردم را مخاطب خود قرار داده و «آلهتكم» گفته اند و نه «آلهتنا» استفاده مى شود كه آنان از احساسات و عقايد مردم عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بهره مى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 2

2 - استهزا ، گفتار مغرضانه و تبليغات سوء عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كار هميشگى و روش سران كفر و شرك

اصبر على ما يقولون

آمدن فعل «يقولون» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار اين گفتار دارد.

149- روش برخورد رهبران گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 12

12 - بهره گيرى از شخصيت هاى محبوب جامعه و وابسته نشان دادن افكار و رفتار خويش به آنان ، از ترفند هاى رهبران ضلالت است .

فقالوا هـذا . .. إلـه موسى فنسى

150- روش برخورد سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 20 - 6

6 - احتياط و خويشتن دارى سليمان در برخورد با نيرو هاى تحت امر خويش

فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين

سليمان، بى درنگ هدهد را متهم به تخلّف نكرد; بلكه ابتدا ناپيدا بودن هدهد را مربوط به خطاى ديد خودش دانست. اين در حالى است كه قدرتمندان قبل از هر چيز خشم گرفته و نيروى تحت فرمان خود را متهم مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 1،8

1 - تصميم سليمان ( ع ) به مجازات سخت هدهد در صورت عدم ارائه دليلى قابل قبول بر غيبت خويش

لأُعذّبنّه عذابًا شديدًا . .. أو ليأتينّى بسلطـن مبين

«سلطان» به معناى حجت و برهان است و «سلطان مبين»; يعنى، دليل روشن و قانع كننده.

8 - اعلام سليمان ( ع ) به بخشودن هدهد ، در صورت آوردن دليلى روشن و قابل قبول براى غيبت خود

لأُعذّبنّه . .. أو ليأتينّى بسلطـن مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 2

2 - برخورد سليمان ( ع ) با ملكه و درباريان سبا ، قاطع ، آمرانه و از موضع قدرت بود .

ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 5

5 - سليمان در تلاش مدام ، براى به تسليم واداشتن دربار سبا ، قبل از وقوع جنگ

فلنأتينّهم بجنود . .. و هم صـغرون

لحن شديد و تهديدآميز سليمان(ع)، نشانگر آن است كه وى تلاش مى كرده تا كار به جنگ و خونريزى نينجامد; چه اين كه اگر او صرفاً مصمم بر جنگ بود، هشدارهاى قبلى خلاف منطق جنگ به شمار مى آمد.

151- روش برخورد شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 4

4ـ شعيب ( ع ) حتى پيش از رسيدن به مقام رسالت ، فردى دلسوز و دوستدار مردم مدين بود .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 5

5ـ برخورد حضرت شعيب ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يـقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و مهربانى شعيب(ع) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 16

16 - تضمين مدارا كردن با موسى ( ع ) و سخت نگرفتن بر وى در كار ها از سوى شعيب ( ع )

و ما أُريد أن أشقّ عليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 5

5 - شعيب ( ع ) ، دل سوزِ مردم مدين بود و با آنان ، رابطه عاطفى و مهربانانه داشت .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا فقال يـقوم

احتمال دارد كه «أخاهم»، براساس روابط خويشاوندى، گفته شده باشد و احتمال دارد كه كنايه از شفقّت و برخورد برادرانه او با مردم مدين باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

152- روش برخورد شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 10،14

10 ـ وسوسه و ظاهر سازى فريبكارانه، روش شياطين است.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

14 ـ شياطين انس و جن از هنر و تبليغات فريبنده براى فريب دادن مردم و مبارزه با انبيا بهره مى برند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

«زخرف القول» به كلام آراسته شده مى گويند كه از مصاديق هنر است و مى توان گفت كه اين مورد به عنوان نمونه ذكر شده است. گفتنى است «غرورا» در برداشت فوق مفعول له واقع شده است.

153- روش برخورد شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 6

6 - رفتار شيطان با پيروانش ، همچون رفتار فرادستان با زير دستان ، دستورى و آمرانه است .

و من يتّبع خطوت الشيطـن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر

برداشت فوق به خاطر به كار رفتن ماده «أمر» مى باشد كه يكى از معانى آن فرمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 4 - 7

7 - شيطان ، فريب كارى كه پس از القاى فكر پليد در انسان ، خود را كنار كشيده و متوارى مى شود .

من شرّ الوسواس الخنّاس

براى فعل «خَنَسَ» چند معنا ذكر شده است; از جمله: عقب نشينى كرد; بازگشت، متوارى و غايب شد (لسان العرب). براساس اين معانى، آيه شريفه ترسيمى از وسوسه گرى هاى شيطان دارد كه پس از هر وسوسه، خود را عقب كشيده، مخفى مى شود; تا آن وسوسه كار خود را كرده و زمينه را براى وسوسه بعدى فراهم سازد.

154- روش برخورد صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 5

5ـ برخورد حضرت صالح ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يـقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و ترحم صالح(ع) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 45 - 4

4 - موضع صالح ( ع ) در ميان جامعه خود ، موضعى برادرانه و خيرخواهانه

و لقد أرسلنا إلى ثمود أخاهم صـلحًا

واژه «أخاهم» چه دلالت بر خويشاوندى داشته باشد يا نداشته باشد، در هر صورت عطوفت و رحمت صالح پيامبر را نسبت به قومش مى رساند.

155- روش برخورد طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 62 - 7

7 - تهمت و تحقير ، از ترفند ها و ابزار هاى طاغيان و دشمنان دين ، عليه دينداران و مؤمنان

رجالاً كنّا نعدّهم من الأشرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 63 - 1

1 - طاغيان ، مؤمنان را در دنيا به تمسخر و ريشخند مى گرفتند .

أتّخذنـهم سخريًّا

156- روش برخورد ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 11

11- وحدت مواضع ، روش و راه و رسم زندگى ستم پيشگان در طول تاريخ

و سكنتم فى مسـكن الذين ظلموا أنفسهم . .. و ضربنا لكم الأمثال

ممكن است مقصود از مسكن و سكونت در جمله «و سكنتم فى مساكن الذين ظلموا . ..» منزل و محل سكونت ستمگران گذشته نباشد; بلكه مراد همپايى و هم عقيده شدن با آنان و كنايه از پذيرش راه و رسم زندگى آنها باشد.

157- روش برخورد علماى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 3

3 - ستايش خداوند از فرزانگان بنى اسرائيل ، به خاطر برخورد سخت آنان با دل باختگان دنيا

و قال الذين أُوتوا العلم ويلكم

تعبير «الذين أُوتوا العلم» تعبيرى ستايشگرانه است كه خداوند درباره عالمان و فرزانگان بنى اسرائيل به كار برده است.

158- روش برخورد فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 6،11

6- موضع گيرى مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استمرار موضع گيرى فرعون در برابر موسى ( ع ) بود .

و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى ... فقال له فرعون إنى لأظنّك يـموسى مس

11- برخورد دوگانه و سياستمدارانه فرعون با موسى ( ع ) و معجزات او

موسى . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يـموسى مسحورًا

فرعون، دعوت موسى(ع) و معجزات او را قاطعانه رد نكرد; بلكه با لحن دو پهلو (گمان مى كنم) خواسته تا راه توجيه انكار و مخالفت خود را باز نگهداشته باشد و در صورت مقتضى نبودن ادامه انكار و مخالفتش، بتواند بگويد كه، مخالفت گذشته اش يك حدس و گمان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 57 - 5

5 - فرعون ، با اعلام خطر به قبطيان در مورد خطر اخراج از مصر ، به تحريك آنان در جهت مقابله با موسى ( ع ) پرداخت .

أجئتنا لتخرجنا من أرضنا

در كلام موسى(ع) با فرعون، هيچ نشانه اى به چشم نمى خورد كه دال بر تصميم او بر اخراج فرعونيان از مصر باشد. آنچه موسى(ع) خواهان آن بود، نجات دادن بنى اسرائيل از بردگى و بيرون بردن آنان از مصر بود. بنابراين مطرح شدن اين سخن (اخراج قبطيان) از سوى فرعون، صرفاً به جهت برانگيختن احساسات آنان عليه موسى(ع) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 18 - 1

1 - موضع گيرى فرعون ، در قبال دعوت موسى ( ع ) با به رخ كشيدن دوران سرپرستى خويش بر او

قال ألم نربّك فينا وليدًا

«تربية» (مصدر «نريّى») به معناى پروريدن است. «وليد» به نوزاد و نيز به كودكى گفته مى شود كه از وقت ولادتش زمانى زيادى نگذشته باشد; وگرنه طفل گفته مى شود. «لبث» (مصدر«لبثت») به معناى ماندن و درنگ كردن است; يعنى، فرعون گفت: آيا تو را از كودكى در ميان خود نپروريدم [مگر ]ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 23 - 1

1 - پرسش انكار آميز فرعون از موسى ( ع ) در باره حقيقتى به نام « ربّ العالمين » ( پروردگار جهانيان )

قال فرعون و ما ربّ العـلمين

واژه «ما» اسم استفهام است و غالباً با آن، از حقيقت اسم مابعدش پرسش مى شود. گفتنى است كه استفهام ياد شده براى اظهار تعجب به منظور انكار حقيقت مورد پرسش مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 25 - 2،3،4

2 - شدت انكار و شگفتى فرعون نسبت به سخنان موسى ( ع ) درباره پروردگار جهانيان

قال ربّ السمـوت و الأرض . .. قال لمن حوله ألاتستمعون

لحن استهزاآميز فرعون بيانگر مطلب ياد شده است.

3 - لحن مستكبرانه و تمسخرآميز فرعون ، در برابر منطق محكم موسى ( ع )

قال ربّ السمـوت و الأرض . .. قال لمن حوله ألاتستمعون

استفهام در جمله «ألاتستمعون» مى تواند براى استهزا باشد.

4 - فرعون ، هنگام شنيدن مواضع اعتقادى موسى ( ع ) اطرافيانش را عليه او تحريك و تهييج كرد .

قال ربّ السمـوت و الأرض . .. قال لمن حوله ألاتستمعون

برداشت ياد شده از آن جا است كه سخن فرعون مى تواند به هدف تحريك و تهييج اطرافيان ادا شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 27 - 4

4 - استهزا و تهمت ، از ابزار مقابله فرعون با رسالت موسى ( ع )

قال لِمن حوله ألا تستمعون . .. قال إنّ رسولكم... لمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 30 - 4

4 - برخورد منطقى موسى ( ع ) ، در برابر تهديد فرعون

قال . .. لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 34 - 1

1 - واكنش حق ستيزانه فرعون در قبال دو معجزه روشن موسى ( ع )

قال للملإ حوله إنّ هـذا لسـحر عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 35 - 1،3

1 ـ اقدام فرعون براى ايجاد نگرانى در اطرافيان خويش ، نسبت به اهداف نهايى موسى ( ع )

يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره

3 - فرعون با تحريك احساسات قومى و ميهنى اطرافيان خود ، درصدد تهييج آنان عليه موسى ( ع ) بود .

قال . .. يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 38 - 2،8،10

2 - فرعون ، درباره خداى مورد ادعاى موسى اظهار ترديد كرد .

و قال فرعون . .. ما علمت لكم من إلـه غيرى

8 - متهم شدن موسى ( ع ) به دروغ گويى از سوى فرعون ، به خاطر مردود دانستن الوهيت وى و فراخواندن همگان به پرستش خداى يگانه

و إنّى لأظنّه من الكـذبين

10 - اقدام فريبكارانه فرعون ، براى مقابله با روشنگرى هاى موسى ( ع )

فاجعل لى صرحًا لعلّى أطّلع إلى إلـه موسى

دستور ساختن برج براى تحقيق درباره خداى يگانه ـ كه موسى همگان را به پرستش او فراخوانده بود ـ مى تواند بدان منظور باشد كه افكار عمومى را از توجه به تبليغات موسى منحرف سازد. برداشت ياد شده براساس اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 26 - 13

13 - تظاهر به خيرخواهى و صلاح انديشى ، براى دين و دنياى مردم از سوى فرعون

إنّى أخاف أن يبدّل دينكم أو أن يظهر فى الأرض الفساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 52 - 4

4 - تلاش فرعون براى حقير نماياندن موسى ( ع ) و تحقير جايگاه و موقعيت اجتماعى او

أم أنا خير من هـذا الذى هو مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 39 - 6،7،8

6 - اتهام سحر و جنون از سوى فرعون به موسى ( ع ) ، پس از مشاهده دلايل و برهان هاى روشن رسالت آن حضرت

أرسلنـه . .. بسلطـن مبين ... و قال سـحر أو مجنون

7 - سعى فرعون ، در موجّه جلوه دادن حق ناپذيرى خود

فتولّى . .. و قال سـحر أو مجنون

نسبت دادن سحر و جنون از سوى فرعون به موسى(ع)، به رغم روشنى دلايل رسالت آن حضرت، نشانگر تلاشى است كه او براى سرپوش گذاشتن بر حق ناپذيرى خود به كار بسته است.

8 - آشفتگى و سردرگمى فرعون ، در انكار دلايل روشن موسى ( ع )

و قال سـحر أو مجنون

سحر و جنون، فاصله بسيارى از يكديگر دارند; زيرا سحر، نوعى تبّحر و جنون سراسر آشفتگى و اشمئزازآور است و ميان اين دو سنخيتى نيست. از اين رو سخن فرعون، نشانگر اضطراب شديد او در موضع گيرى عليه منطق روشن موسى(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 9

9 - فرعون ، شخصيتى منفور در نگاه همسرش آسيه و رفتار وى غير قابل تحمل براى او

و نجّنى من فرعون و عمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 23 - 2

2 - فرعون ، در جمع كسانى كه براى استماع سخن او گردآمده بودند ، با صدايى بلند سخن گفت .

فنادى

«ندا»، به معناى بلند كردن صدا و آشكار ساختن آن است. (مفردات راغب)

159- روش برخورد فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 1

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى ، همانند روش فرعونيان و كافران پيش از آنان

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

«دأب» به معناى عادت و روش است. و چون آيه به دنبال قضاياى جنگ بدر آمده، معلوم مى شود مشبه كافران مكه هستند و تقدير جمله چنين است: داب هؤلاء الكفره كدأب ءال فرعون. قابل ذكر است مراد از ضمير در «قبلهم» آل فرعون هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 1

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى همسان با روش فرعونيان و كافران پيش از آنها

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 64 - 4

4 - حضور با تمام قوا و با آرايش منظم و با هيبت ، طرح پيشنهادى فرعونيان براى قدرت نمايى در صحنه مقابله با موسى ( ع )

فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 12 - 1

1 - موسى ( ع ) نگران مواجه شدن با تكذيب فرعونيان

قال ربّ إنّى أخاف أن يكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 54 - 2

2 - تكيه فرعونيان بر عدم انسجام نيروى بنى اسرائيل ، به منظور آسان شمردن مقابله با آنان

إنّ هـؤلاء لشرذمة قليلون

«قليلون» (جمع قليل) به معناى چند دسته اندك است. آمدن تعبير «قليلون» به جاى «قليلة» مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه: گر چه بنى اسرائيل يك طايفه اند، اما همين يك طايفه با هم اتحاد ندارند; بلكه به چند دسته كوچك و غير منسجم تقسيم شده اند. بنابراين مقابله با آنان كارى بسيار ساده و بدون زحمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 13 - 1

1 - موضع گيرى خصمانه فرعونيان در برابر آيات ( معجزات ) روشن الهى

فلمّا جاءتهم ءايـتنا مبصرة قالوا هـذا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 41 - 2

2 - اظهار شگفتى مؤمن آل فرعون از فراخواندن قوم خود ، به نجات و رستگارى و دعوت آنان از او به سرنوشت هلاكت بار دوزخ

و يـقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار

استفهام در «مالى» براى تعجب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 47 - 2

2 - برخورد استهزاآميز فرعونيان با معجزات موسى ( ع )

فلمّا جاءهم بـايـتنا إذا هم منها يضحكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 20 - 7

7 - شيوه فرعونيان ، سنگسار كردن مخالفان عقيدتى و سياسى خود بوده است . *

و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون

از جمله معانى «رجم»، سنگسار كردن است. اين كه موسى(ع) مسأله «رجم» را به ميان كشيده، يا از آن جهت است كه زمزمه آن ميان فرعونيان آغاز شده بود و يا اين كه در قوانين عمومى آنان، چنين رايج بوده است. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

160- روش برخورد قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 5

5 - رفتار تحقيرآميز قاورن با مردم ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان

فخرج على قومه فى زينته

تعبير «على قومه» به جاى «على الناس» بيانگر مطلب ياد شده است.

161- روش برخورد قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 1،3،4،5،6

1 - تنها واكنش قوم ابراهيم در برابر دعوت آن حضرت به توحيد عبادى ، تصميم به قتل و يا سوزاندن وى بود !

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. اعبدوه ... فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو

3 - قوم ابراهيم ، براى رويارويى با خيرخواهى او براى آنان ، به خشونت متوسل شدند .

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. ذلكم خير لكم ... فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتل

4 - كشتن و آتش زدن ، از شيوه هاى قوم ابراهيم ، براى رويارويى با دعوت توحيدى او بود .

إبرهيم إذ قال . .. ذلكم خير لكم ... فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو حر

5 - واكنش خشونت آميز قوم ابراهيم به دعوت توحيدى او ، فراگير و عمومى بود .

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا

6 - در بين قوم ابراهيم ، براى برخورد با ابراهيم ( ع ) دو ديد ( كشتن و سوزاندن ) وجود داشت .

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو حرّقوه

«أو» در «أو حرّقوه» مى تواند براى تنويع و مى تواند براى اباحه باشد. بنابر احتمال نخست، مى توان استفاده كرد كه قوم ابراهيم، براى از بين بردن او، دو ديدگاه داشته اند: عده اى، حكم به اعدام و گروهى، دستور به سوزاندن او مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 26 - 5

5 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، در پى برخورد قهرآميز قوم اش با او ، تصميم گرفت به سرزمينى هجرت كند كه در آن ، براى انجام رسالت اش ، آزادى عمل داشته باشد .

و قال إنّى مهاجر إلى ربّى

مراد از «هجرت به سوى پرودگار» دستيابى به مكانى است كه حضرت ابراهيم(ع) بتواند آنچه را برعهده او گذاشته است، بدون مزاحمت دشمنان اش، به انجام برساند.

162- روش برخورد قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 2

2 - موضع گيرى خصمانه ثموديان در برابر نصيحت هاى صالح ( ع )

قالواإنّما أنت من المسحّرين

چنان كه گفته شد، «مسحّر» به كسى گفته مى شود كه به شدت گرفتار سحر و افسون شده است. اين تهمت سخت، بيانگر عمق دشمنى ثموديان با صالح(ع)است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 4

4 - قوم ثمود ، براى دستيابى به آب اختصاصىِ ناقه صالح ، آن را هلاك كردند .

و سقيـها . .. فعقروها

بيان هشدار به ثموديان، در مورد آب شربِ ناقه و آن گاه سخن گفتن از تكذيب و عقر، نشانگر آن است كه انگيزه قوم ثمود از پى كردن ناقه، چشم داشت آنان به آب مورد نياز آن بوده است.

163- روش برخورد قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 136 - 4

4 - تلاش قوم عاد ، به ايجاد يأس و نااميدى در حضرت هود ( ع ) نسبت به دستيابى او به اهداف رسالتش

قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين

يادآورى قوم عاد به حضرت هود(ع) مبنى بر مؤثر نبودن موعظه هايش، مى تواند به منظور ايجاد يأس در آن حضرت و نيز بازداشتن ايشان از تلاش براى ادامه رسالت و تبليغ خود باشد.

164- روش برخورد قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 167 - 1،3

1 - تهديد شدن لوط ( ع ) از سوى قوم خود ، به اخراج و تبعيد در صورت دست برنداشتن از تبليغ

قالوا لئن لم تنته . .. من المخرجين

ضمير فاعل در «قالوا» به قوم لوط باز مى گردد «إنتهاء» (مصدر تنته) يعنى دست برداشتن و پايان دادن.

3 - تبعيد مخالفان ، شيوه اى رايج در ميان قوم لوط

لتكوننّ من المخرجين

تعبير «من المخرجين» به جاى «لنخرجنّك»، مى رساند كه قبل از لوط(ع) ديگرانى نيز تبعيد و از شهر اخراج شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 56 - 2،6

2 - تصميم قوم لوط مبنى بر اخراج و تبعيد لوط ( ع ) و خانواده اش ، تنها پاسخ آنان به هشدار هاى خيرخواهانه او

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا أخرجوا ءال لوط من قريتكم

6 - گرايش به پاكى و ارزش ها ، تنها جرم لوط ( ع ) و خاندانش در نظر آن جامعه فسادزده

قالوا أخرجوا ءال لوط من قريتكم إنّهم أُناس يتطهّرون

عبارت «إنّهم أُناس» تعليل براى حكم اخراج است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 29 - 11

11 - تنها پاسخ قوم لوط به لوط ( ع ) در برابر سرزنش و وعده عذاب ، درخواست نزول عذاب بود .

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا ائتنا بعذاب اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 36 - 2

2 - روى آوردن قوم لوط ، به جدال و تشكيك نسبت به انذار ها ; بجاى حق پذيرى

و لقد أنذرهم . .. فتماروا بالنّذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 37 - 1

1 - جسارت قوم لوط تا سرحد تلاش ، براى در اختيار گرفتن و آلوده ساختن ميهمانان پيامبر خويش

و لقد رودوه عن ضيفه

165- روش برخورد قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 105 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) : فمكث نوح ( ع ) فى قومه ألف سنة إلاّ خمسين عاماً لم يشاركه فى نبوته أحد و لـكنّه قدم على قوم مكذّبين للأنبياء ( ع ) الذين كانوا بينه و بين آدم ( ع ) و ذلك قول اللّه عزّوجلّ : « كذّبت قوم نوح المرسلين » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده: . .. نوح(ع) 950 سال در ميان قومش درنگ كرد و احدى در نبوتش با او شريك نبود; لكن نوح(ع) بر قومى فرستاده شده بود كه آن قوم پيامبرانى را كه بين نوح(ع) تا آدم(ع) بودند، تكذيب مى كردند. اين سخن خداوند عزّوجلّ است كه: «كذّبت قوم نوح المرسلين»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 11

11 - طرد شدن نوح پيامبر ( ع ) ، از سوى قومش ، با دشنام و اتهام

و قالوا مجنون و ازدجر

برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه «و ازدجر» به معناى «و ازدجره قومه» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 7 - 2،7

2 - انگشت ها را در گوش ها نهادن و جامه ها را بر سر كشيدن ، واكنش معمول قوم نوح در برابر دعوت آن حضرت

و إنّى كلّما دعوتهم . .. جعلوا أصـبعهم فى ءاذانهم و استغشوا ثيابهم

7 - دعوت نوح ( ع ) ، با استكبار و گردن فرازى شديد قومش روبه رو شد .

و استكبروا استكبارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 22 - 1

1 - استفاده صاحبان زر و زور از مكر و نيرنگى بس بزرگ ، عليه دعوت نوح ( ع ) و در جهت گمراه كردن مردم

من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا . و مكروا مكرًا كبّارًا

166- روش برخورد كارگزاران نامه عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 10 - 5

5 - واگذاركنندگان نامه عمل به انسان ها در قيامت ، برخى را محترم شمرده و با گروهى ديگر برخوردى تحقيرآميز و خفّت بار خواهند داشت .

فأمّا من أُوتى كتـبه بيمينه . .. و أمّا من أُوتى كتـبه وراء ظهره

167- روش برخورد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 7

7 ـ تمسخر مؤمنان ، روش دنياپرستان و كافران

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا و يسخرون من الذين امنوا

فعل مضارع «يسخرون»، دلالت بر استمرار دارد كه از آن در برداشت فوق، به «روش» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 35

35 ـ بزرگ جلوه دادن اعمال خلاف مسلمين توسط كفار ، و ناديده گرفتن اعمال زشت خود

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به .

برخى برآنند كه سائلين، مشركان مكه بودند تا به اين وسيله خلاف برخى از مسلمين را به رُخ پيامبر (صلی الله علیه و آله) كشند و عليه او تبليغات كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 1

1 ـ محبّت برخى از مؤمنان نسبت به بيگانگان و اهل كفر ، و دغلبازى اينان با مؤمنان

يا ايها الذين امنوا . ..ها انتم اولاء تحبونهم ... و اذا خلوا عضّوا عليكم الأَنام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 9،12

9 ـ رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

12 ـ تكذيب آيات الهى با تمسخر و استهزا از شيوه هاى كافران

فقد كذبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 1

1 ـ در صورت نزول كتابى ملموس از سوى خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، كفرورزان آن را سحر خواهند دانست.

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 3

3 ـ تمسخر و استهزاى پيامبران الهى، شيوه كافران در طول تاريخ بوده است.

و لقد استهزىء برسل من قبلك . .. ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 3

3 ـ افسانه خواندن قرآن و كهنه دانستن مطالب آن، از ترفندهاى كافران براى جلوگيرى از گوش فرادادن مردم به آن

إن هذا إلا أسطير الأولين. و هم ينهون عنه

«اول» به معناى آغاز است، و مراد كافران از اين اتهام كهنه بودن مطالب قرآن مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 1،2

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى ، همانند روش فرعونيان و كافران پيش از آنان

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

«دأب» به معناى عادت و روش است. و چون آيه به دنبال قضاياى جنگ بدر آمده، معلوم مى شود مشبه كافران مكه هستند و تقدير جمله چنين است: داب هؤلاء الكفره كدأب ءال فرعون. قابل ذكر است مراد از ضمير در «قبلهم» آل فرعون هستند.

2 ـ همگونى روش كافران در طول تاريخ در برخورد با آيات الهى

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 13 - 1،2

1- اقوام كافر پيشين پس از مواجهه با برهان هاى روشن و دلايل منطقى انبيا و پافشارى آنان بر مواضع خويش ، آنان را تهديد به تبعيد و يا بازگرداندن اجبارى به كفر ( ارتداد ) مى كردند .

و ما لنا ألاّ نتوكّل . .. لنصبرنّ على ما ءاذيتمونا ... و قال الذين كفروا لرسلهم

2- تهديد و توسل به زور ، از ابزار كفار به هنگام درماندگى از پاسخ گويى به براهين منطقى انبيا

جاءتهم رسلهم بالبيّنـت . .. قالوا إنا كفرنا ... و لنصبرنّ ... و على الله فليتوكّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 97 - 3

3- تبليغات سوء و استهزاى آزار دهنده ، حربه هميشگى مشركان و كافران عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

فعل مضارع «يقولون» بر استمرار و هميشگى بودن گفتار و تبليغات مشركان و دشمنان دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 1،3

1- آگاهى كامل خداوند ، به هدف ها و انگيزه هاى كافران در گوش فرا دادن به كلمات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نحن أعلم بما يستمعون به

«با» در «بما» براى سببيت است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: ما به غرض و انگيزه اى كه كافران به خاطر آن به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) گوش فرامى دهند علم داريم.

3- كافران ، به منظور خنثى كردن سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نجوا و گفت و گوى سرّى مى پرداختند .

نحن أعلم بما يستمعون به . .. و إذ هم نحوى إذ يقول

«إذ هم نجوى» و إذ يقول الظالمون» بدل «إذ يستمعون إليك» است. با توجه به اين نكته، معناى آيه چنين مى شود: ما آگاهترين هستيم به غرض كافران در گوش فرا دادن به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه تهمت زدن [سحرزدگى] به اوست ـ و آگاه هستيم از نجوا و گفت وگوى آنان. چنين بيانى حكايت از آن دارد كه غرض آنها از گوش دادن، تمهيد و آماده شدن براى خنثى سازى سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 4

4- استهزاى آيات و پيامبران الهى ، شيوه كافران و عامل دوزخى شدن و حبط عمل آنان است .

جزاؤهم جهنّم بما كفروا واتخذوا ءايـتى و رسلى هزوًا

«هزواً» و «هزءاً» به يك معنا است و مصدرى است كه حمل آن بر «آيات» و «رسل» براى مبالغه است. راغب، آن را «شوخى ناآشكار» و ديگران، آن را «تمسخر» معنا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 7

7- پاسخ كافران عصر بعثت ، در برابر آيات روشن و دلايل كافى توحيد و اسلام ، بيان وضعيت بهتر اقتصادى و اجتماعى خود نسبت به مؤمنان بود .

قال الذين كفروا للذين ءامنوا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

لام در «للذين آمنوا» ممكن است براى تبليغ باشد. در اين صورت مؤمنان مخاطب كافران خواهند بود. همچين مى تواند براى تعليل بوده و مراد اين باشد كه كافران، به خاطر مؤمنان و در باره آنان، پرسش يادشده را مطرح كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 41 - 3

3- همسانى كافران در طول تاريخ ، در برخورد غير منطقى با رسولان الهى

و لقد استهزئَ برسل من قبلك

برخورد استهزاآميز، بيانگر نداشتن منطق در موضع گيرى ها است و چون پيامبران پيشين و پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) مورد تمسخر كافران قرار گرفته اند; به دست مى آيد كه برخورد كافران همسان بوده و مواضع مشابهى داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 1

1 - يادآورى برخورد هاى مستكبرانه كافران با مؤمنان در دنيا ، در پى نجات خواهى آنان از دوزخ و ردّ آن از سوى خداوند

ربّنا أخرجنا منها . .. قال اخسئوا ... إنّه كان فريق من عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 11

11 ـ تحقير و سرزنش ، حربه مشركان براى بازداشتن مردم از پيروى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قالوا . .. إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 11

11 - استفاده كافران از شعر ، در هجو ارزش هاى الهى و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ذكروا اللّه كثيرًا و انتصروا من بعد ما ظلموا

قيدهاى «ذكروا اللّه كثيراً» و «انتصروا من بعد ما ظلموا» مى تواند نشانگر اين باشد كه شاعران جاهلى، ارزش هاى الهى و شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان را هجو مى كردند و خداوند ضمن تشويق شاعران مسلمان به تبليغ ارزش هاى الهى (و ذكروا اللّه كثيراً)، مقابله به مثل را نيز براى آنان تجويز كرده است (وانتصروا من بعد ما ظلموا).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 10

10 - تكذيب بى دليل آيات الهى ، شيوه مستمر و عادت هميشگى كافران

أمّاذا كنتم تعملون

تعبير «كنتم تعملون» ماضى استمرارى و بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 5

5 - نزول دفعى قرآن همانند تورات ، شرط پيشنهادى كافران براى قبول رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فلمّا جاءهم الحقّ من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 5

5 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در انجام دادن رسالت خويش ، با رو در رويى كافران و منافقان مواجه بود .

يـأيّها النبىّ إنّا أرسلنـك . .. و دع أذيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 1

1 - اتهام جنون و شاعر بودن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مشركان و كافران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون

آمدن فعل «يقولون» به صيغه مضارع، حكايت از استمرار اين سخن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 4

4 - توبيخ و سرزنش به جهت اعتقادات دينى ، از روش هاى كافران در مبارزه با اسلام

يقول أءنّك لمن المصدّقين

فعل مضارع «يقول» ـ كه بر استمرار دلالت دارد ـ گوياى اين حقيقت است كه توبيخ و سرزنش كردن، كار هميشگى كافران در برخورد با مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 19

19 - باور و رفتار كافران ، براساس ظن و گمان است ; نه يقين و برهان .

و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه كافران از يك سو برپايى قيامت را مورد ترديد قرار مى دهند و از سوى ديگر فرض وجود قيامت را مطرح مى نمايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 7 - 6

6 - شناخت تاريخ و آگاهى از موضع گيرى هاى همگون كافران در برابر پيامبران ، مانع نگرانى و دلسردى رهبران دينى است .

و كم أرسلنا . .. إلاّ كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 10

10 - موضع كافران در برابر پيامبران و وعده آنان به برپايى قيامت ، موضعى مستكبرانه و استهزاآميز

وإذا قيل . .. و الساعة لاريب فيها قلتم ما ندرى ... و ما نحن بمستيقنين

از سياق آيه، استفاده مى شود كه سخن كافران در «ما ندرى. ..» لحن استهزايى نيز داشته و آيه بعد مؤيد اين معنا است (كانوا به يستهزءون).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 33 - 5

5 - شيوه كافران در انكار معاد ، استهزاگرانه و نه منطقى

كانوا به يستهزءون

شيوه بودن استهزا از «كانوا به يستهزءون» كه بر استمرار دلالت دارد استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 1

1 - استهزاى آيات الهى ، شيوه كافران مستكبر و دنيامحور

فاستكبرتم . .. اتّخذتم ءايـت اللّه هزوًا

از اين كه به جاى «استهزأتم» و يا تعابير مشابه ديگر، گفته شده «اتّخدتم آيات اللّه هزواً»، مى توان به مطلب بالا راه برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 7

7- اتهام سحر ، سپر دفاعى كافران در برابر آيات روشن وحى

إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت قال الذين كفروا . .. هـذا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 2،17

2- برخورد تحقيرآميز كافران ، با گرايش محرومان به دين ، نمودى از روحيه استكبارى آنان است .

و استكبرتم . .. و قال الذين كفروا للذين ءامنوا لو كان

17- انكار حقايق دين از سوى كافران ، در قالب روشن فكرى و ارزش گرايى

و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه ... فسيقولون هـذا إفك قديم

كافران با دعوى «لو كان خيراً» خود را ارزش خواه و با اتهام «هـذا إفك قديم» خود را روشن فكر و ضد ارتجاع معرفى مى كنند و با اين ادعاها، بدون تأمّل در حقايق قرآن (إذ لم يهتدوا به) به كفر و انكار مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 19

19- پيشينه داشتن انديشه هاى دينى ، زمينه ارتجاعى شمرده شدن آن از سوى كافران *

فيقول ما هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين

تعبير «الأولين» نشانگر پرسابقه بودن عقيده به معاد در ميان جوامع است و تعبير «أساطير»، اشاره به ارتجاعى بودن انديشه معاد دارد. قرين آمدن اين دو تعبير، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 16 - 3،4

3- استهزاى كافران نسبت به وحى و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پى خارج شدن از محضر آن حضرت

حتّى إذا خرجوا من عندك قالوا . .. ماذا قال ءانفًا

پرسش «ماذا قال آنفاً» از روى توهين و استهزا بوده است.

4- حضور كافران ، در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، حضورى صورى با اهدافى توطئه آميز *

و منهم من يستمع . .. قالوا للذين أوتوا العلم ماذا قال ءانفًا

خداوند در اين آيه، حالت پرسشگرى كافران (ماذا قال آنفاً) را مورد سرزنش و توبيخ قرار داده است. اين توبيخ، از آن جهت بوده است كه در پرسش آنان، نوعى توطئه و سعى در سست كردن ايمان ديگران، نهفته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 12 - 1

1 - سؤال تمسخرآميز كافران درباره زمان برپايى روز جزا

يسئلون أيّان يوم الدّين

از آيات قبل و بعد، تمسخرآميز بودن سؤال كافران استفاده مى شود; زيرا آنان اصولاً در مقام فهم حق نبودند و با اين پرسش، مى خواستند راهى ديگر براى انكار معاد و وسيله اى براى تمسخر آن پيدا كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 52 - 1،4

1 - تكذيب و اتهام ، شيوه هميشگى اقوام و جوامعِ كفرپيشه و شرك آلود در برابر فرستادگان الهى

كذلك ما أتى الذين من قبلهم من رسول إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

4 - اتهام سحر و جنون ، موضع هميشگى كافران در برابر رسولان الهى

ما أتى الذين . .. إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 2

2 - كافران ، در انديشه ايجاد وقفه در روند گسترش دين ، با طرح مسائل بى اساس عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم يريدون كيدًا

در آيات پيشين، سخن از اتهام هاى مشركان عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بررسى علل آن اتهام ها بود. در ادامه اين بررسى، خداوند به انديشه ناسالم و مكرآلود كافران اشاره مى كند كه آنچه آنان مى گويند، ناشى از ابهام شخصيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست; بلكه دقيقاً ترفندى خائنانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 15 - 2

2 - معرفى قرآن به عنوان افسانه كهن ، از ترفند هاى هميشگى كافران تكذيب گر

إذا تتلى عليه ءايـتنا قال أسـطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 1،7

1 - نگاه كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگاهى خشم آلود و كينه توزانه بود .

و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصـرهم

«زَلَق» (مرادف «ذلل») به معناى لغزيدن و سقوط كردن است و عبارت «ليزلقونك بأبصارهم» كنايه از اين است كه كافران، با نگاه خشم گينانه و كينه توزانه، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى نگريستند; مانند آن كه گفته مى شود: فلان كس آن چنان به من نگاه مى كند، كه گويا مى خواهد مرا با نگاهش بخورد و يا بكشد; يعنى، اگر براى او ممكن باشد كه با نگاهش مرا بخورد و يا بكشد، چنين خواهد كرد.

7 - ترور شخصيت ( همچون پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) ، از ترفند هاى كافران براى مبارزه با تعاليم اسلام و قرآن

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

اين كه كافران، به جاى مبارزه با تعاليم قرآن، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را متهم به جنون كردند; بيانگر اين نكته است كه آنان درصدد بودند با اين كار، به هدف خود (نابودى دين) نائل شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 33 - 4

4 - گنه پيشگان كافر ، در برخورد با مؤمنان ، چنان خود را در مقام قيّم و نگهبان مى نشانند كه گويا هدايت آنان را مأموريت خود مى دانند .

و ما أُرسلوا عليهم حـفظين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 1

1 - كافران ، به مجرد شنيدن آيات قرآن ، آن را تكذيب كرده و معارف آن را دروغ مى پنداشتند .

بل الذين كفروا يكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 2،5

2 - كافران ، تكذيب قرآن را ابزار رسيدن به اهدافى ساخته بودند كه آن را اظهار نمى كردند .

بل الذين كفروا يكذّبون . و اللّه أعلم بما يوعون

از مصاديق «مايوعون»، نيت ها و مقاصدى است كه كافران، تكذيب قرآن را وسيله رسيدن به آن مقاصد كرده بودند.

5 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، ظاهرى بوده و به دروغ بودن آن باور نداشتند .

و اللّه أعلم بما يوعون

تقابل اين آيه با آيه قبل، بيانگر آن است كه گرچه كافران به زبان قرآن را تكذيب مى كردند; ولى خداوند بهتر مى داند كه در درون آنان از تكذيب قرآن خبرى نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 3

3 - تصريح به آمادگى نداشتن مشركان براى پذيرش توحيد در هيچ زمان و تأكيد بر واهى بودن پيشنهاد سازش از سوى آنان ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل . .. و لا أنتم عـبدون ما أعبد

آيات آغاز سوره ـ كه تسامح طرفين را در زمان آينده منتفى دانست ـ با مفهوم خود، تكليف زمان حال را نيز روشن كرده است. در اين حال، وضعيت زمان حال به صراحت در اين آيه، بيان شد تا موضع گيرى ها شفاف باشد.

168- روش برخورد كافران دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 4

4 - همگونى برخورد هاى مشركان عصر بعثت با كافران عصر موسى ، در مورد كتاب آسمانى

و لو جعلنـه قرءانًا . .. و لقد ءاتينا ... فاختلف فيه

169- روش برخورد كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 5

5 - خشمگين شدن كافران صدراسلام و ظهور آثار كينه و نفرت در چهره آنان ، به هنگام شنيدن آيات قرآن و معارف توحيدى آن

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 4

4 - رفتار كافران با شخصيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردى تحقيرآميز و در حد شخصيتى فاقد شهرت و موقعيت

هل ندلّكم على رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق

ذكر نكردن شخصيت حقوقى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان رسول خدا و يا نگفتن نام آن حضرت و آوردن عنوانى نكره، حكايت از موضوع ياد شده دارد.

170- روش برخورد كافران مستكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 2

2 ـ اهل ايمان ، در دنيا مورد تحقير كفرپيشگان مستكبر هستند .

أهؤلاء الذين أقسمتم لاينالهم اللّه برحمة

171- روش برخورد كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 1

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى همسان با روش فرعونيان و كافران پيش از آنها

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1،3

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

3- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ادعاى نزول وحى بر خود ، فردى مجنون و ديوانه مى دانستند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

شواهد تاريخى گواهند كه قبل از ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان چنين تهمتى را به آن حضرت نسبت نمى دادند، پس اين تهمت به خاطر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2،5

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن ـ كه بر قصر دلالت مى كند ـ و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد تحقير مداوم كافران مكه قرار مى گرفت .

و إذا رءاك . .. أهـذا الذى يذكر ءالهتكم

همزه استفهاميه در «أهـذا. ..» براى تعجب است و اسم اشاره «هـذا» ـ به قرينه استهزا ـ در تحقير استعمال گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 10،11

10 - كافران مكه ، درصدد تحقير و خوار ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند .

و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

دعوت از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر در برابر كافران و نيز توصيه به مراقبت از خود كه مبادا كافران آن حضرت را خفيف و خوار كنند، مى تواند بازگو كننده وضعيّت رفتارى كافران درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

11 - كافران مكه ، درصدد بودند تا با تبليغات خود ، در مواضع عقيدتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) سستى ايجاد كنند .

إن أنتم إلاّ مبطلون. .. و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

برخى بر اين عقيده اند كه معناى «لايستخفّنّك»، «لاينفز عن دينك» (بيرون نبرند تو را از دين ات) است (لسان العرب). «و لايستخفّنّك الذين لايوقنون» مى تواند بيانِ نوعِ اثرى باشد كه مشركان، با «إن أنتم إلاّ مبطلون» درصدد ايجاد آن بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 9

9 - انكار و برخورد عنادآميز با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مستمر كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

فعل «كان» هرگاه بر مضارع داخل شود افاده استمرار مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 1

1- تلاش كافران مكه ، براى تحقير مؤمنان و بى اهميت جلوه دادن ايمان آنان

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

172- روش برخورد گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 6

6- واكنش هدايت ناپذيران مجرم در برابر انبياى الهى ، همگون و مشابه بوده است .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به و قد خلت سنة الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 33 - 4

4 - گنه پيشگان كافر ، در برخورد با مؤمنان ، چنان خود را در مقام قيّم و نگهبان مى نشانند كه گويا هدايت آنان را مأموريت خود مى دانند .

و ما أُرسلوا عليهم حـفظين

173- روش برخورد لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 78 - 12،13

12ـ لوط ( ع ) ، با تحريك عواطف مهاجمان و اظهار شفقت به ايشان ، درصدد بازدارى آنان از تعرّض به ميهمانان خويش برآمد .

قال يـقوم . .. فاتقوا الله و لاتخزون فى ضيفى أليس منكم رجل رشيد

13ـ ملاطفت لوط ( ع ) با قوم خويش ، حتى به هنگامى كه از ناحيه آنان در فشار و آزار بود .

قال هـذا يوم عصيب . .. قال يـقوم هـؤلاء بناتى

لوط با گفتن «يا قوم» (اى مردم من) و پيشنهاد ازدواج با دخترانش ، لطف و عنايت خويش را به مردمان ابراز مى دارد و اين در زمانى است كه حضرت لوط(ع) آن را روزى سخت و دشوار ارزيابى كرد.

174- روش برخورد محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 61 - 10

10 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) گر چه به همه سخنان از تمامى طيف ها ، گوش فرامى داد ; ولى در مرحله تصديق و پذيرش ، تنها سخنان خدا و مؤمنان را باور داشت .

و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم يؤمن باللّه و يؤمن للمؤمنين

برداشت فوق بر اين اساس است كه اضافه «أذن» به «خير» اضافه حقيقيه باشد ; بدين معنا كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها شنواى سخنان نيك است و به هر سخنى ترتيب اثر نمى دهد، بلكه تنها سخنان خدا (وحى) و سخنانِ مؤمنان راستين را باور مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 96 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت تعليم خداوند در كيفيت رفتار با مردم

ادفع بالتى هى أحسن السيّئة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 11

11 - تحدّى با منكران قرآن ، روشى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات دروغ گويى و انگيزه هاى حق ستيزانه آنان

قل فأتوا بكتـب من عند اللّه هو أهدى منهما

امر در «فأتوا» به اصطلاح براى تعجيز (نشان دادن عجز ناتوانى كافران) و تحدى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 3 - 4،5

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها قسمتى از ماجراى افشا شدن رازش را ، به همسر افشاگر خود فهماند و از بخشى ديگر چشم پوشيد .

عرّف بعضه و أعرض عن بعض

5 - بزرگوارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برخورد با همسران خطاكار خويش

عرّف بعضه و أعرض عن بعض

از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها قسمتى از مطلب افشا شده را به همسر افشاگرش گفت ـ نه همه آن را ـ مى توان برداشت بالا را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيمه دوم بعثت و به هنگام استقرار نظام اسلامى در مدينه ، مأمور سختگيرى و برخورد بدون مسامحه و گذشت با كافران و منافقان

جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه نزول اين دسته از آيات، در دورانى بوده است كه نيمى از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سپرى شده و نظام اجتماعى اسلام در مدينه تشكيل يافته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 4 - 3

3 - واكنش پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر تهمت ها و افترا هاى مخالفان ، با خلق و خوى والا و بزرگوارانه بود .

ما أنت بنعمة ربّك بمجنون . .. و إنّك لعلى خلق عظيم

آيه شريفه، مى تواند ناظر به كيفيت برخورد پيامبر(صلی الله علیه و آله) با افتراى جنون از سوى دشمنان آن حضرت باشد كه در دو آيه پيش ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 1

1 - رد معبود هاى كافران و امتناع از عبادت آنها در تمام عمر خويش ، خط مشى ارائه شده از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گفتوگو با كافران

لا أعبد ما تعبدون

175- روش برخورد مخالفان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 9 - 4

4 - نماز در عصر بعثت ، مورد تهاجم مخالفان اسلام

أرءيت الذى ينهى

جمله «لئن لم ينته» ـ در آيات بعد ـ قرينه بر وقوع اين مزاحمت، به هنگام نزول آيات اين سوره است كه با اوايل بعثت هم زمان بوده است.

176- روش برخورد مخالفان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 19

19- مخالفان انبيا به جاى جواب دادن به استدلال هاى منطقى و متين پيامبران به شخصيت آنان مى پرداختند .

قالت رسلهم أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض . .. قالوا إن أنتم إلاّ بشر مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 11 - 2

2- استهزا و تمسخر ، شيوه رايج و سياست واحد مخالفان انبيا در طول تاريخ

و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 83 - 8

8 - تمسخر ، از حربه هاى مخالفان قدرتمند و صاحب مال و تعاليم پيامبران ، عليه ايشان

فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنـت فرحوا . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

آمدن فعل مضارع «يستهزءون» به همراه فعل «كانوا»، مفيد استمرار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 5

5 - مبارزه تبليغاتى و گفتارى ، شيوه رايج مخالفان در برابر رسولان الهى

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 7 - 1

1 - تمامىِ پيامبران در طول تاريخ ، با استهزا و تمسخر مخالفان مواجه بوده اند .

و ما يأتيهم من نبىّ إلاّ كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 49 - 4

4 - اتهام ساحرى و جادوگرى به پيامبران ، ترفندى از سوى مخالفان ايشان

و قالوا يـأيّه الساحر

177- روش برخورد مخالفان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 9

9 - دروغ و تزوير ، وسيله اى در دست مخالفان صالح براى پيشبرد اهداف خويش

لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله

178- روش برخورد مخالفان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 5

5- استهزا و تمسخر از روش هاى دشمنان و مخالفان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنا كفينـك المستهزءين

توصيف مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) به «استهزاگران» نشان دهنده اين نكته است كه آنان همواره از اين روش، براى مبارزه با آن حضرت استفاده مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 9 - 1

1 - برخى از مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع نماز خواندن آن حضرت بودند .

أرءيت الذى ينهى

مراد از «الذى ينهى» ـ به قرينه آيه بعد و جمله «لاتطعه» در آخر سوره - كسى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از نماز خواندن نهى مى كرد. جمله «فليدع ناديه» در آيات بعد، وى را فردى داراى نفوذ كلام معرفى كرده و به گفته بسيارى از مفسران، مراد ابوجهل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 17 - 2،3

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد تهديد مخالفان به اقدامى سازمان يافته عليه او ، در صورت ادامه دادن به اداى نماز

ينهى . عبدًا إذا صلّى ... فليدع ناديه

امر در «فليدع»، تعجيزى و بيانگر آن است كه دعوت از هم نشينان، براى شخص مخالف نماز سودى ندارد. اين سخن، نشانگر وجود چنين تهديدى از سوى مخالفان است.

3 - مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آسيب رسانى به او را برخود ، دشوار و در گرو اقدام جمعى مى دانستند .

فليدع ناديه

179- روش برخورد مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 8

8- عيسى ( ع ) ، شيوه برخورد با مردم و چگونگى واكنش در برابر بهتان آنان را به مادرش مريم ( س ) آموخت .

فإمّا ترينّ من البشر أحدًا فقولى

180- روش برخورد مستبدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 54 - 6

6 - زبون ساختن انسان ها و ممانعت از رشد و تكامل انديشه آنان ، روش جباران و حكومت هاى فاسد در طول تاريخ

فاستخفّ قومه فأطاعوه

181- روش برخورد مستكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 10

10 - اتهام ، و نيز ادعاى برترى در آيين و روش زندگى ، شيوه مستكبران دربرخورد با حق و آيين پيامبران

إن هذن لسحرن . .. بطريقتكم المثلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 54 - 3

3 - حقير و ناچيز جلوه دادن قدرت و توانايى هاى جبهه مخالف و حق طلب ، از ترفند هاى قدرت هاى استكبارى و نظام هاى فرعونى

إنّ هـؤلاء لشرذمة قليلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 56 - 4

4 - قدرت نمايى و بزرگ جلوه دادن توانايى هاى خود در برابر جبهه مخالف ، از ترفند هاى قدرت هاى استكبارى و نظام هاى فرعونى است .

و إنّا لجميع حـذرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 1

1 - استهزاى آيات الهى ، شيوه كافران مستكبر و دنيامحور

فاستكبرتم . .. اتّخذتم ءايـت اللّه هزوًا

از اين كه به جاى «استهزأتم» و يا تعابير مشابه ديگر، گفته شده «اتّخدتم آيات اللّه هزواً»، مى توان به مطلب بالا راه برد.

182- روش برخورد مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 2 - 1،2

1 - مسلمانى نابينا ، پس از ورود خود به مجلس وعظ و ارشاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با ترش رويى و روى گردانى يكى از حاضران مواجه شد .

عبس و تولّى . أن جاءه الأعمى

2 - عبداللّه بن اُمّ مكتوم ، نابيناى مسلمانى كه گرفتار ترش رويى و اعراض يكى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد .

أن جاءه الأعمى

برخى از مفسّران، نام شخصى را كه «أعمى» بود و آيه شريفه درباره حضور او نازل شده، «عمرو» و اكثريت «عبداللّه» نوشته اند; ولى همگان بر اين اتفاق دارند كه او فرزند نابيناى «ام مكتوم» بود. در شأن نزول آيه شريفه آمده است كه وى در حال ورود به مجلسى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در آن حضور داشت، مورد اسائه ادب فردى از بنى اميه ـ كه گفته مى شود عثمان بن عفان بوده است ـ

قرار گرفت.

183- روش برخورد مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 10

10 ـ دروغگويى، شيوه هميشگى مشركان لجاجت پيشه است.

فقالوا . .. و إنهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 1

1 ـ مشركان براى دور ساختن برخى مؤمنان از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) آن حضرت را تحت فشار قرار مى دادند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 7

7ـ « عن أبى جعفر ( ع ) قال : أخبرنى جابر بن عبدالله أن المشركين كانوا إذا مرّوا برسول الله (صلی الله علیه و آله) حول البيت طأطأ أحدهم ظهره و رأسه هـكذا و غطّى رأسه بثوبه لايراه رسول الله (صلی الله علیه و آله) فأنزل الله عزوجل : « ألا إنّهم يثنون صدورهم ليستخفوا منه ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: جابربن عبدالله به من خبر داد كه مشركان هرگاه در اطراف كعبه از كنار رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى گذشتند، بعضى از آنان سر و پشت خود را خم مى كرد بدين گونه ـ و جابر خود خم شد ـ و سر خود را با جامه اش مى پوشانيد كه آن حضرت او را نبيند. پس خدا اين آيه را نازل كرد: «ألا إنّهم يثنون صدورهم ليستخفوا منه ألا حين يستغشون ثيابهم ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 97 - 3

3- تبليغات سوء و استهزاى آزار دهنده ، حربه هميشگى مشركان و كافران عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

فعل مضارع «يقولون» بر استمرار و هميشگى بودن گفتار و تبليغات مشركان و دشمنان دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 15

15- مشركانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند و كسانى كه عليه دين الهى توطئه مى كنند ، با علماى دين برخورد تحقيرآميز و خوار كننده دارند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

حضور عالمان در قيامت هنگام مؤاخذه مشركان و اعلام اين نكته از آنان كه: خوارى و بدى روز قيامت براى كافران است، مى تواند حكايت كننده اين نكته باشد كه: آنان در دنيا، مورد برخورد اهانت آميز افراد ياد شده قرار گرفته بوده اند. لازم به ذكر است كه مراد از «أُوتوا العلم» به تناسب موضوع (قرآن و تعاليم اديان آسمانى)، مى تواند علماى دين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 11

11- شرك در عبادت و تحريم مباح ها و اسناد آن به مشيت خداوند ، از سنت هاى رايج مشركان در طول تاريخ

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا و لاحرّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 6

6- مشركان ، به هنگام طرح وحدانيت پروردگار از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اساس آيات قرآن ، با نفرت بسيار از آن حضرت روى برمى گرداندند .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 5

5- مؤمنان از برخورد هاى ناروا و غير منطقى مشركان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بسيار خشمگين بودند .

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

در شأن نزول آيه آمده است: مؤمنان، وقتى مشاهده مى كردند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب مشركان مورد آزار و اذيت قرار مى گيرد، از آن حضرت اجازه جهاد و برخورد مى خواستند كه اين آيه نازل شد (مجمع البيان).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 2

2- برخورد ناشايست و بازى گرانه مشركان با آيات الهى ، نشانگر اوج غفلت و بى خبرى آنان است .

و هم فى غفلة معرضون . مايأتيهم من ذكر من ربّهم

جمله «مايأتيهم من ذكر. ..» يا بيان براى جمله پيشين است و يا در حكم تعليل براى آن. در هر صورت بيانگر چگونگى و چرايى غفلت و بى خبرى عميق مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 96 - 4

4 - صبر در برابر بدرفتارى هاى مشركان و وانهادن كيفر آنان به خدا ، توصيه اى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مقطع پيش از هجرت

ادفع بالتى هى أحسن السيّئة نحن أعلم بما يصفون

برداشت فوق، با توجه به مكّى بودن سوره مؤمنون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 41 - 1،2،3

1 ـ مشركان ، همواره به هنگام مشاهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) او را به مسخره مى گرفتند .

و إذا رأوك إن يتّخذونك إلاّ هزوًا

2 ـ مشركان همواره ، به هنگام مشاهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ايشان را تحقير مى كردند .

و إذا رأوك . .. أهـذا الذى بعث اللّه رسولاً

اسم اشاره «هـذا» در تحقير استعمال شده است.

3 ـ تمسخر و تحقير ، شيوه دايمى مشركان براى مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رأوك إن يتّخذونك إلاّ هزوًا أهـذا الذى بعث اللّه رسولاً

برداشت فوق، با توجه به وجود ادات حصر، استثنا، شرط و جزا در آيه شريفه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 10

10 - مشركان ، در صدد تحقير شخصيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مردم بودند .

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت قالوا ما هـذا إلاّ رجل

آوردن اسم اشاره «هـذا» و نكره بودن «رجل» ـ كه تنوين آن براى تحقير است ـ دلالت بر نكته ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 12 - 4

4 - تمسخر و استهزا ، از شيوه هاى برخورد مشركان با تعاليم قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

بل عجبت و يسخرون

از مضارع آمدن فعل «يسخرون» ـ كه دلالت بر استمرار كار تمسخر دارد ـ ، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد. گفتنى است كه تكرار اين فعل در دو آيه بعد (و إذا رأوا ءاية ... يستسخرون) مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 1

1 - اتهام جنون و شاعر بودن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مشركان و كافران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون

آمدن فعل «يقولون» به صيغه مضارع، حكايت از استمرار اين سخن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 2

2 - تلاش مشركان براى مقابله با قرآن ، از طريق جنجال آفرينى و ايجاد سر و صدا ، هنگام قرائت آيات آن به وسيله پيامبر و مؤمنان

و الغوا فيه

«لغو» (مصدر «ألغوا») در مورد كلام و سخن بى معنى اطلاق مى شود و در اين جا مراد، گفتن سخنان ياوه و ايجاد سر و صدا مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 52 - 1

1 - تكذيب و اتهام ، شيوه هميشگى اقوام و جوامعِ كفرپيشه و شرك آلود در برابر فرستادگان الهى

كذلك ما أتى الذين من قبلهم من رسول إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

184- روش برخورد مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 5

5- مشركان دوران جاهلى ، مردمانى دروغ پرداز و آرايش دهنده مطالب دروغ

و تصف ألسنتهم الكذب

«الكذب» مفعول «تصف» است. آوردن چنين وصفى براى مشركان به جاى فعل «يكذب» حاكى از اين است كه آنان، مطالب دروغ را توصيف كرده و آرايش مى دادند.

185- روش برخورد مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 11،12

11 ـ شرك پيشگان صدر اسلام تلاش مى كردند تا با ظاهر سازى و خوش زبانى ( رفتار منافقانه ) افكار عمومى مسلمانان را فريب داده و رضايت و خوشبينى آنان را نسبت به خود جلب كنند .

يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

12 ـ رفتار هاى فريبكارانه ( ظاهرسازى ها و خوش زبانى هاى ) مشركان صدر اسلام ، خوشبينى هايى را در ميان مسلمانان نسبت به آنان به وجود آورده بود .

كيف يكون للمشركين عهد . .. كيف ... يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 1

1 ـ واكنش مشركان صدر اسلام نسبت به قرآن كريم ، واكنشى تحقيرآميز بود .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه

كلمه «آية»، به قرينه مقام، به معناى معجزه است ; يعنى، مشركان مى گويند: چرا بر محمد(صلی الله علیه و آله) از سوى خدايش معجزه نازل نشده. مفهوم اين سخن آن است كه: ما قرآن را به عنوان آيت و نشانه اى الهى براى صدق ادعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قبول نداريم و اين در واقع تحقير شأن قرآن و استخفاف به امر كتاب خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 4

4 ـ مشركان با پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) برخوردى لجوجانه داشتند .

أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 9

9 - مشركان ، پيامبر اسلام را از مبارزه با معبودهايشان برحذر داشته و از قهر آنان مى ترساندند .

و يخوّفونك بالذين من دونه

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه مقصود از «الذين من دونه» معبودهاى مشركان باشد; چنان كه بسيارى مفسران گفته اند: بت پرستان مكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از خشم و غضب بت ها برحذر مى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 1

1 - موضع گيرى ملحدانه مشركان در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران در برابر رسولان پيشين

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 4،5

4 - همگونى برخورد هاى مشركان عصر بعثت با كافران عصر موسى ، در مورد كتاب آسمانى

و لو جعلنـه قرءانًا . .. و لقد ءاتينا ... فاختلف فيه

5 - تسلى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر كفرورزى هاى مشركان عصر بعثت نسبت به قرآن

و لقد ءاتينا موسى الكتـب فاختلف فيه

ذكر اختلاف قوم موسى در پذيرش تورات، به قرينه عبارت هاى قبلى (مايقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك)، مى تواند براى تسلى خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

186- روش برخورد مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 21

21 ـ اتهام بدعتگذارى و تجاوز به احكام دين الهى به اسلام و مسلمانان در تبليغات مشركان مكه

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

كاربرد فعل تفضيل «أعلم» و تأكيد و حصر آن با «إن» و ضمير فصل «هو» در مواردى است كه مدعيان و منكرانى در برابر وجود داشته باشند. بدين معنى كه چه بسا مشركان، مسلمانان را به سبب پايبندى به احكام اسلام به بدعتگذارى متهم مى ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 6

6- موضع گيرى مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استمرار موضع گيرى فرعون در برابر موسى ( ع ) بود .

و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى ... فقال له فرعون إنى لأظنّك يـموسى مس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن ـ كه بر قصر دلالت مى كند ـ و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 5

5 - اقدام مشركان مكه به جنگ تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل ناتوانى از مقابله منطقى با آن حضرت

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هـذا سحر

187- روش برخورد معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 1

1 - فرد خشمگين از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از او اعراض كرده ، خود را به گفتوگو با ديگرى سرگرم ساخت .

فأنت عنه تلهّى

«تلهّى» در اصل «تتلهّى» بوده و حذف «تاء» از باب تفعّل در اين موارد شايع است. اين كلمه از ريشه «لهو» است و راغب در مفردات «لهو» را به معناى چيزى دانسته است كه انسان را از آنچه بايد مقصد او قرار گيرد و براى او اهميت دارد، باز دارد.

188- روش برخورد مفتريان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 15

15- مشركانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند و كسانى كه عليه دين الهى توطئه مى كنند ، با علماى دين برخورد تحقيرآميز و خوار كننده دارند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

حضور عالمان در قيامت هنگام مؤاخذه مشركان و اعلام اين نكته از آنان كه: خوارى و بدى روز قيامت براى كافران است، مى تواند حكايت كننده اين نكته باشد كه: آنان در دنيا، مورد برخورد اهانت آميز افراد ياد شده قرار گرفته بوده اند. لازم به ذكر است كه مراد از «أُوتوا العلم» به تناسب موضوع (قرآن و تعاليم اديان آسمانى)، مى تواند علماى دين باشد.

189- روش برخورد مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 66 - 4

4- عكس العمل نوع انسان ها در برابر وعده بهشت و نعمت هاى آن از جانب خداوند ، انكار و استبعاد معاد است .

جنّت عدن التى وعد الرحمن . .. و يقول الإنسـن أءذا ما متّ

چنانچه دو آيه قبل )« و ما نتنزّل. .. سميًّا») جملاتى معترضه و بريده از آيات قبل و بعد باشد، آيه مورد بحث در ادامه آيات قبل از اين دو آيه خواهد بود كه در مورد بهشت و نعمت هاى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 16

16- اهانت به پدر و مادر ، در شأن منكران معاد و نه معتقدان به حقانيت وعده هاى خداوند *

الذى قال لولديه أُفّ لكما أتعداننى أن أُخرج . .. ما هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين

آيات پيشين، حاوى سفارش خداوند در زمينه احسان به والدين بود و در مقابل، در اين آيه به دو صفت ناشايست اشاره شده است: 1ـ بى احترامى به والدين، 2ـ انكار معاد. از قرين آمدن اين دو نكته مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

190- روش برخورد ملائكه ثبت عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 11 - 4

4 - مراقبان اعمال در ثبت و ضبط آن ، برخوردى كريمانه و اغماض گرانه دارند .

كرامًا كـتبين

تقارن وصف كرامت و كتابت در يك آيه، گوياى ارتباط آن دو است. بنابراين كرامت ناظران اعمال، به هنگام ثبت آن ظهور مى يابد.

191- روش برخورد ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 32 - 1،2،4،5

1 - نظرخواهى بلقيس از درباريان خود ، درباره چگونگى پاسخ به سليمان ( ع )

قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى

«إفتاء» (مصدر «أفتونى») به معناى اظهار نظر است. «أفتونى فى أمرى»; يعنى، نظرتان را در اين كه بايد چه كار انجام دهم، بيان كنيد.

2 - برخورد جدى ملكه سبا با نامه سليمان و عدم ترديد وى در صحت آن

قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى

در عبارات بلقيس، كلامى كه حاكى از ترديد باشد مشاهده نمى شود; بلكه اقدام وى به مشاوره درباره محتواى نامه، نشانگر اطمينان او است.

4 - مشورت با بزرگان دربار ، قبل از تصميم گيرى نهايى در امور كشور ، شيوه هميشگى ملكه سبا

أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون

«قطع» (مصدر «قاطعة») در اصل به معناى بريدن و در اين جا كنايه از عزم و تصميم است. «أمراً» نكره در سياق نفى و مفيد عموم مى باشد. «شهادة» (مصدر «تشهدون») معادل حضور است; يعنى، من تاكنون جز با حضور شما در هيچ كارى تصميم نگرفتم.

5 - احساس خطر جدى ملكه سبا از نامه سليمان و تلاش وى براى تحكيم روابط در درون دربار

أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون

در صورتى كه كار مشاوره براى بلقيس امرى معمولى بود، وى نيازى نداشته تا در خصوص اين موضوع، بر شيوه مشاوره خود تأكيد كند. احتمال مى رود اين تأكيد از آن جهت باشد كه موضوع را بسيار جدى و خطرناك تلقى كرده و با اين سخنان سعى داشته تا دل درباريان را به دست آورد و آنان را با خود همراه سازد.

192- روش برخورد منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 204 - 4،5،9،10

4 ـ منافقان براى فريب مردم ، هم سخن خوب مى گويند و هم خوبْ سخن مى گويند .

و من الناس من يعجبك قوله فى الحيوة الدنيا

خوب سخن گفتن از جمله «يعجبك قوله»، و سخن خوب از «فى الحيوة الدنيا» برداشت شده است. البتّه اگر «فى الحيوة الدنيا»، متعلّق به «قوله» باشد ; يعنى آنان درباره دنيا، طرحهاى زيبا و شگفت آورى داشتند.

5 ـ منافقان رياكار و متظاهرند .

و من الناس من يعجبك قوله فى الحيوة الدنيا . .. و هو الدّ الخصام

9 ـ قَسَم و شاهد گرفتن خداوند ، دستاويز منافقان براى اثبات اظهاراتِ خود

و يُشهد اللّهَ على ما فى قلبه

10 ـ بهره گيرى منافقان از باور ها و مقدّسات مؤمنان ، براى رسيدن به اغراض خويش

و يُشهد اللّهَ على ما فى قلبه

قسم به خداوند كه از مقدّسات مسلمين است، دستاويز برخى از مردم براى قبولاندن عقايد بى پايه خويش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 1،2،3،7،12

1 ـ تلاش منافقان براى فساد در زمين و نابودى حرث و نسل ، در صورت به حكومت رسيدن

و اذا تولّى سعى فى الأرض . .. الحرث و النسل

بنابراينكه «تولّى»، به معناى حكومت باشد.

2 ـ داعيه اصلاح طلبى منافقان پيش از حاكميّت ، و فساد آنان پس از رسيدن به حكومت

و من الناس من يعجبك . .. و اذا تولى سعى فى الارض ليفسد فيها

3 ـ داعيه اصلاح طلبى منافقان هنگام برخورد با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، و تلاش آنان در جهت فساد پس از بازگشت از محضر او *

و من الناس من يعجبك . .. و اذا تولى سعى فى الأرض

بنابراينكه «اذا تولّى»، به معناى بازگشت باشد.

7 ـ نفاق ، پُل به قدرت رسيدن سياست بازانِ ناصالح

و اذا تولى سعى فى الأرض

در برداشت فوق، «تولى»، رسيدن به حكومت معنا شده است.

12 ـ فساد در زمين ، پيامد حكومت منافقان

و اذا تولى سعى فى الارض ليفسد فيها

بنابراينكه «تولى»، به معنى رسيدن به حكومت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 206 - 1

1 ـ سرسختى ، تكبّر و غرور رياكارانِ مدعى اصلاح ( منافقان ) ، در مقابل دعوت به تقوا

و من الناس من يعجبك . .. و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 61 - 5،8

5 ـ تفكيك ميان قرآن و پيامبر ( كتاب و سنت ) ، از شيوه هاى منافقان

و اذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل اللّه و الى الرّسول رايت المنافقين يصدّون عنك ص

منافقان در برابر دعوت به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)، تنها اعراض از پيامبر (صلی الله علیه و آله) را عنوان كردند (يصدّون عنك)، نه اعراض از قرآن را. زيرا در آيه نيامده است: يصدّون عمّا انزل اليك.

8 ـ تلاش پيگير منافقان در مقابله با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بازداشتن مردم از مراجعه به او

رايت المنافقين يصدّون عنك صدوداً

فعل مضارع «يصدّون» دلالت بر استمرار دارد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق «يصدّون» فعل متعدّى و مفعول آن «النّاس» گرفته شده است ; در اين صورت «يصدّون» به معنى «يمنعون» خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 62 - 5،6،8،10،13

5 ـ منافقان به هنگام رسوايى و يا رنج هاى ناشى از عملكردشان ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) روى مى آوردند و عذرخواهى مى كنند .

فكيف . .. ثمّ جاؤك يحلفون باللّه ان اردنا الّا احساناً

مراد از «مصيبة»، معنايى است كه شامل رسوايى نيز مى شود ; به دليل عذرخواهى منافقان كه با جمله «ان اردنا» آن را اظهار مى داشتند.

6 ـ دروغ ، سوگند به خدا ، توجيه اعمال ناروا و عذرتراشى ، از شگرد هاى منافقان

يصدّون عنك صدودا . .. ثمّ يحلفون باللّه ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً

به دليل «يصدّون عنك» معلوم مى شود كه ادعاى اراده احسان دروغ بوده است. بنابراين ادعاى آنان تنها توجيه و عذرتراشى براى اعمال ناروايشان بوده است ; نه پى بردن به اشتباه و عذرخواهى واقعى.

8 ـ سوء استفاده منافقان از مقدّسات

يحلفون باللّه

10 ـ ادعاى نيكوكارى ، مُدارا و صلح جويى ، توجيه نارواى منافقان در مورد مراجعه به حكم طاغوتى

يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت . .. ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً

13 ـ احسان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، توجيه نارواى منافقان براى عدم ارجاع داورى به وى

ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 63 - 4

4 ـ دروغگويى منافقان ، در ادعاى خيرخواهى و صلحجويى

ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً. اولئك الّذين يعلم اللّه ما فى قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 78 - 7

7 ـ معرفى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان عامل شرور ، از روش هاى ايذايى و تبليغى منافقان و يهود عليه آن حضرت

ان تصبهم سيّئة يقولوا هذه من عندك

برخى از مفسران با توجّه به شأن نزول آيه گفته اند كه مقصود از ضمير «تصبهم»، منافقين و يهوديان هستند كه حوادثى چون قحطى و خشكسالى را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) منتسب مى كردند و از اين راه عليه او تبليغ مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 1

1 ـ خدعه و نيرنگ با خداوند ، برنامه هميشگى منافقان است .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه

فعل مضارع «يخدعون»، استمرار و اصرار منافقان بر حيله گرى را مى فهماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 5

5 ـ سوء استفاده از كمبود ها ، كاستى ها و ناهماهنگى هاى جنگ ، شيوه منافقان بى ايمان سست باور

و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 2

2 ـ بى ادبى و بى پروايى منافقان ، در سخن گفتن با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و منهم من يقول ائذن لى و لاتفتنى

اينكه منافقان پيامبر (صلی الله علیه و آله) را عامل فتنه و گناه خود معرفى كردند (و لاتفتنى)، نشانگر نهايت بى ادبى آنان نسبت به ساحت مقدس پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 3،4

3 ـ برخورد گستاخانه و بى ادبانه برخى از منافقان با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و منهم من يلمزك فى الصدقت

4 ـ رهبران جامعه اسلامى ـ هر چند عادل باشد ـ در معرض عيب جويى منافقان هستند .

و منهم من يلمزك فى الصدقت

وقتى كه پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، با همه عدالت و پاكى اش، مورد طعن و ايراد منافقان قرار گيرد، ديگران نيز بى ترديد از عيب جويى

آنان در امان نخواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 61 - 3

3 ـ معرفى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به عنوان فردى ساده و خوش باور نمونه اى از اذيت هاى منافقان نسبت به آن حضرت

الذين يؤذون النبى و يقولون هو أذن

«اُذُن» به كسى گفته مى شود كه به هر سخنى گوش فرا دهد و زود باور كند ; يعنى، ساده و خوش باور باشد. گفتنى است كه برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «يقولون هو أذن» براى بيان مورد و نمونه اى باشد كه منافقان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن متهم كرده و باعث رنجش خاطر آن حضرت مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 65 - 2،7

2 ـ توجيه گرى نسبت به مواضع و سخنان نارواى خويش ، شيوه اهل نفاق است .

ليقولن إنما كنا نخوض و نلعب

7 ـ به بازى گرفتن ارزش هاى دينى ، نشانه نفاق و از شيوه منافقان است .

يحذر المنفقون . .. ليقولن إنما كنا نخوض و نلعب ... كنتم تستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 9

9 ـ شيوه منافقان ، ترويج امور زشت و منكر و پيشگيرى از تحقق معروف ( ارزش ها و نيكى ها )

المنفقون و المنفقت . .. يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 10

10 ـ شيوه دوگانه منافقان در عيب جويى از مؤمنان توانمند و مؤمنان تهيدست

الذين يلمزون المطوّعين . .. فيسخرون منهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يلمز» درباره توانمندان و «يسخرون» درباره تهيدستان باشد و ضمير «منهم» به «الذين يجدون . ..» برگردد; يعنى، منافقان، مؤمنان توانمند و اهل انفاق را مورد طعن و مؤمنان تهيدست انفاقگر را مورد استهزا و ريشخند قرار مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 5

5 ـ روى آورى به سوگند هاى دروغ ، از روش هاى منافقان براى دستيابى به هدف هاى خويش

سيحلفون باللّه . .. يحلفون لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 101 - 2

2 ـ برخى از منافقان ، آن چنان به ديانت تظاهر و نفاق خود را پنهان مى كردند كه حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) هم ناشناخته بودند .

و ممن حولكم من الأعراب . .. لا تعلمهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 107 - 1،3

1 ـ اقدام منافقان به ساختن مسجدى براى هدف هاى زيانبار و كفرآميز و تفرقه افكن ميان مؤمنان

اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً و تفريقاً بين المؤمنين

3 ـ به كارگيرى خانه خدا عليه دين خدا ، توسط منافقان

و الذين اتخذوا مسجداً . .. إرصاداً لمن حارب اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 1،3

1 ـ نگاه مرموز منافقان به يكديگر پس از نزول هر سوره اى از قرآن

و إذا ما أنزلت سورة نظر بعضهم إلى بعض

3 ـ اشاره مرموزانه منافقان به يكديگر ، براى خروج مخفيانه از جمع شنوندگان آيات الهى

و إذا ما أنزلت سورة نظر بعضهم إلى بعض هل يريكم من أحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 10

10 - نسبت دادن جرم و گناه خويش به ديگران و چهره مظلومانه به خود گرفتن ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان

أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله بل أُولـئك هم الظـلمون

منافقان خدا و رسول او را به ستم و اجحاف كردن در داورى هايشان متهم مى كردند. در مقابل خداوند نيز با تأكيد فراوان، آنان را ظالم معرفى كرده است اين مطلب مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 53 - 5

5 - منافقان ، همواره در صدد نشان دادن حسن نيت خود و جلب نظر و اطمينان مؤمنان به خويش اند .

و أقسموا باللّه جهد أيمـنهم لئن أمرتهم ليخرجنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 5

5 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در انجام دادن رسالت خويش ، با رو در رويى كافران و منافقان مواجه بود .

يـأيّها النبىّ إنّا أرسلنـك . .. و دع أذيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 9

9- ترفند منافقان ، در حفظ چهره ايمانى خويش ، به رغم همدلى با كافران در برخى زمينه ها

قالوا . .. سنطيعكم فى بعض الأمر

تعبير «فى بعض الأمر»، مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه منافقان، در عين تمايل درونى به كفر و كافران، نمى خواستند كه در همه زمينه ها با كافران هماهنگ شده و كاملاً چهره كفر به خود بگيرند و از جرگه مؤمنان خارج شوند; زيرا مصالح آنان در حفظ چهره دينى خود بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 14 - 7

7 - استفاده ابزارى از دين عليه ديانت حق ، از ترفند هاى منافقان است .

ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

برقرارى روابط دوستانه با پيروان دين يهود از سوى منافقان، بى ترديد براى ضربه زدن به دين اسلام و پيروان آن بوده است. بنابراين منافقان با اظهار علاقه به دين يهود، درصدد نفى دين حق و اصل ديندارى بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 16 - 2

2 - استفاده ابزارى از ارزش هاى دينى عليه دين ، از شيوه هاى منافقان

اتّخذوا أيمـنهم جنّة

برداشت ياد شده به اين خاطر است كه منافقان از سوگند ـ كه در ميان همه پيروان اديان از ارزش ها به شمار مى رود ـ در جهت سد كردن پيشرفت اسلام، بهره مى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 18 - 7

7 - منافقان ، چهره نفاقشان را در ميان مسلمانان با سوگند هاى دروغشان پنهان مى كردند .

كما يحلفون لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 11 - 9

9 - چهره جدى و مصمم منافقان ، در مقام سخن و فاقد واقعيت در مرحله عمل

الذين نافقوا يقولون . .. لنخرجنّ ... و اللّه يشهد إنّهم لكـذبون

تأكيدهاى مكرر در «لنخرجنّ» و «لننصرنّكم»، چهره قاطع منافقان را در مرحله سخن مى نماياند و گواهى خداوند به سخن كذب آنان، عمل نكردن آنان را بيان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 10

10 - اظهار ايمان و خداترسى منافقان ، ابزارى در دست آنان براى توجيه پيمان شكنى خود با كافران

كمثل الشيطـن . .. قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه ربّ العـلمين

از تشبيه منافقان به شيطان ـ با توجه به ادعاى خداترسى وى ـ مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 2 - 1،2،5،6،7

1 - منافقان ، زير سپر سوگند ، نفاقشان را پنهان مى داشتند .

اتّخذوا أيمـنهم جنّة

2 - استفاده ابزارى از ارزش ها و مقدسات ، شيوه منافقان است .

اتّخذوا أيمـنهم جنّة

5 - تلاش منافقان ، براى ممانعت و بازداشتن مردم از گرويدن به راه خدا و آيين او

فصدّوا عن سبيل اللّه

«صدّ» در صورتى كه متعدى استعمال شود، به معناى «منع كردن» خواهد بود. برداشت ياد شده بر اين احتمال استوار است.

6 - كارآمد بودن استفاده ابزارى از دين عليه خود دين ، براى منافقان

اتّخذوا أيمـنهم جنّة فصدّوا عن سبيل اللّه

7 - هدف منافقان از تمسك به سوگند هاى دروغ ، اغفال كردن مردم و بازداشتن آنان از راه خداوند

اتّخذوا أيمـنهم جنّة فصدّوا عن سبيل اللّه

193- روش برخورد منافقان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 49 - 1،6

1 - منافقان صدراسلام ، تنها در صورتى كه داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نفع آنان بود ، به آن تن مى دادند .

و إن يكن لهم الحقّ يأتوا إليه مذعنين

«اذعان» به معناى «انقياد» و «مذعنين» به معناى «منقادين» (فرمان برداران و اطاعت كنندگان) است.

6 - منافقان ، تنها در چارچوب منافع خويش به دين روى مى آورند و در برابر فرمان هاى خدا و رسول او ، مطيع و منقاد مى شوند .

و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون 0 و إن يكن لهم الح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 53 - 1،2،4

1 - منافقان صدراسلام ، براى اثبات آمادگيشان جهت جهاد كردن ، با سخت ترين سوگند ها ، به خدا سوگند ياد مى كردند .

و أقسموا باللّه جهد أيمـنهم لئن أمرتهم ليخرجنّ

مقصود از خروج در جمله «ليخرجنّ» طبق نظر مفسران و شأن نزول آن، خروج از شهر و ديار خويش و حركت براى جهاد است.

2 - منافقان صدراسلام ، براى پوشش چهره كريه و مزورانه خود و فرار از فريضه جهاد ، از سوگند به خدا استفاده مى كردند .

و أقسموا باللّه جهد أيمـنهم لئن أمرتهم ليخرجنّ

4 - تلاش گسترده منافقان صدراسلام براى اثبات حسن نيت خود و جلب نظر و اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به سوى خويش

و أقسموا باللّه جهد أيمـنهم لئن أمرتهم ليخرجنّ

سوگند مؤكد، دليل بر وجود چنين تلاشى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 63 - 6

6 - برخى از منافقان صدراسلام ، براى شانه خالى كردن از مسؤوليت حل و فصل مسائل اجتماعى ، در پناه ديگران و مخفيانه از محضر پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى گريختند .

قد يعلم اللّه الذين يتسلّلون منكم لواذًا

«تسلّل» به معناى خروج پنهانى است و «لواذ» به معناى پنهان شدن در پشت سر كسى و در پناه او فرار كردن است. «لواذاً» نيز حال براى فاعل «يتسلّلون» مى باشد. گفتنى است كه آيه شريفه با توجه به مضمون آن ـ به ويژه جمله «فليحذر الذين يخالفون عن أمره» - و نيز مطابق بعضى از شأن نزول ها، درباره منافقان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 9

9 - منافقان ، اعتقاد نداشتن به رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) را در بين خودشان ، علنى اعلام مى كردند .

و يقولون فى أنفسهم لولا يعذّبنا اللّه بما نقول

مفسران عبارت «يقولون فى أنفسهم» را دو صورت معنا كرده اند: الف) در دل خودشان مى گويند; ب) در ميان خودشان (با خودشان) مى گويند. برداشت ياد شده برپايه احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 1 - 5

5 - شهادت صريح و أكيد به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در حضور آن حضرت ، از شگرد هاى منافقان براى پنهان نگه داشتن چهره نفاق خود از آن حضرت

إذا جاءك المنـفقون قالوا نشهد إنّك لرسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 3

3 - به كارگيرى تعبيرات جسارت آميز عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاورات منافقان

ليخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ

مقصود رئيس منافقان از «أعزّ» خودش و از «أذلّ» رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است. اين تعبير حكايت از آن دارد كه منافقان، در جمع خود

و در محاورات ميان خويش، نسبت به پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) تعبيرهاى گستاخانه و جسارت آميزى داشتند.

194- روش برخورد منافقان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 13

13 - منافقان مدينه ، فاقد ثبات روانى بودند و موضع گيرى شان ، تابع مساعد بودن فضا و جو بود .

و إذ قالت طائفة منهم يـأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا . .. فإذا جاء الخوف ... تدور

195- روش برخورد موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 2

2 - موسى ( ع ) با گرفتن سر و ريش هارون ، او را در باره گوساله پرست شدن بنى اسرائيل در غياب خود مورد بازخواست قرار داد .

يـهـرون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 1

1 - موسى ( ع ) ، پس از توبيخ بنى اسرائيل و برخورد شديد با هارون ( ع ) با مشاهده دخالت مستقيم سامرى در گوساله پرستى بنى اسرائيل ، به بازخواست و محاكمه او پرداخت .

قال فما خطبك يـسـمرىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 9

9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 30 - 4

4 - برخورد منطقى موسى ( ع ) ، در برابر تهديد فرعون

قال . .. لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء مبين

196- روش برخورد مؤمن آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 29 - 9

9 - اظهار محبت و دلسوزى كردن مؤمن آل فرعون نسبت به قوم خود ( قبطيان )

يـقوم

استفاده مؤمن آل فرعون از تعبير «يا قوم» (اى قوم من) و تكرار آن در چهار نوبت (آيه هاى 29، 30، 32، 38 و 41)، گوياى مطلب ياد شده است.

197- روش برخورد مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 51 - 1

1 - « حرف شنوا و مطيع هستيم » ، تنها سخن هميشگى مؤمنان راستين در برابر فرا خوانده شدن آنان به پذيرش حكم خدا و داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و

فعل مضارع «يقولوا» همراه با فعل «كان» بر استمرار و كلمه «إنّما» ـ كه اصطلاحاً آن را قصر افرادى مى گويند ـ بر حصر دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 16

16- اهانت به پدر و مادر ، در شأن منكران معاد و نه معتقدان به حقانيت وعده هاى خداوند *

الذى قال لولديه أُفّ لكما أتعداننى أن أُخرج . .. ما هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين

آيات پيشين، حاوى سفارش خداوند در زمينه احسان به والدين بود و در مقابل، در اين آيه به دو صفت ناشايست اشاره شده است: 1ـ بى احترامى به والدين، 2ـ انكار معاد. از قرين آمدن اين دو نكته مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

198- روش برخورد مؤمنان اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 55 - 1،2،3،4،10

1 - مواجه شدن ايمان آوردگان از اهل كتاب ، با ياوه گويى مخالفان نادان

الذين ءاتينـهم الكتـب من قبله . .. و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

2 - پرهيز ايمان آوردگان از اهل كتاب ، از مقابله به مثل كردن در برابر سخنان ياوه و بى ادبانه افراد نادان

و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

3 - ستايش خداوند از ايمان آوردگان اهل كتاب به خاطر رفتار پسنديده آنان در برابر ياوه گويان

و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

4 - سكوت در برابر ياوه گويان ، نمودى از بردبارى ايمان آوردگان از اهل كتاب

أُولـئك يؤتون أجرهم مرّتين بما صبروا . .. و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه

10 - رعايت ادب و حفظ منش بزرگوارانه از سوى ايمان آوردگان از اهل كتاب به هنگام جدا شدن از ياوه گويان و وانهادن آنان به حال خويش

و قالوا . .. سلـم عليكم

199- روش برخورد مؤمنان راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 62 - 4،5

4 - مؤمنان راستين ، به هنگام حضور در كنار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى ، براى حل و فصل امور مهم اجتماعى ، بدون اذن خواستن به دنبال كار ديگرى نمى رفتند .

إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر لم يذهبوا حتّ

5 - اجازه خواستن از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر امت اسلامى براى ترك حضور در امور اجتماعى و حل و فصل مسائل عمومى ، از اوصاف مؤمنان راستين است .

إنّ الذين يستئذنونك أُولـئك الذين يؤمنون باللّه و رسوله

200- روش برخورد نگهبانان جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 11،13

11 - فرشتگانِ نگهبان و گماشته بر دوزخ ، درشتخوى و سختگيراند .

عليها ملـئكة غلاظ شداد

13 - برخورد خشن و سختگيرانه نگهبانان دوزخ ، به فرمان الهى بوده و هرگز از آن نمى كاهند و يا متوقف نمى شوند .

عليها ملـئكة غلاظ شداد لايعصون اللّه ما أمرهم و يفعلون ما يؤمرون

يادآورى عصمت و فرمانبرى فرشتگان ـ پس از ذكر برخورد خشن و سختگيرانه آنان با دوزخيان ـ مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

201- روش برخورد نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 2

2 ـ برخورد حضرت نوح ( ع ) با قومش برخوردى عاطفى ، ترحم آميز و مشفقانه بود .

إذ قال لقومه يقوم

از اينكه حضرت نوح به جاى الفاظى مانند «اى مشركان»، «اى مردم» و «اى . .. » فرمود: «اى قوم من» برداشت فوق استفاده مى شود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 28 - 7

7ـ برخورد حضرت نوح ( ع ) با سران و اشراف كافر ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يـقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من!) حكايت از شفقت و ترحم دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 2 - 1

1 - برخورد حضرت نوح ( ع ) با قومش ، برخوردى مشفقانه و ترحّم آميز بود .

قال يـقوم

حضرت نوح(ع) به جاى الفاظى مانند «اى مشركان»، «اى مردم» و «اى. ..» فرمود: «اى قوم من». از اين نكته مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

202- روش برخورد وسوسه گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 5 - 1

1 - وسوسه گران ، افكار پليد را در سينه هاى مردم جاى داده ، آنان را از درون به سمت اهداف خود تحريك مى كنند .

الذى يوسوس فى صدور الناس

203- روش برخورد هدايت ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 6

6- واكنش هدايت ناپذيران مجرم در برابر انبياى الهى ، همگون و مشابه بوده است .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به و قد خلت سنة الأولين

204- روش برخورد يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 2

2ـ يعقوب ( ع ) همه فرزندان خويش را گرامى مى داشت و به همه آنان محبت مى كرد .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منّا

افعل تفضيل (أحبّ) گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 17

17ـ يعقوب ( ع ) براى واداشتن فرزندانش به پايبندى به سوگند و پيمانشان ، آنان را متوجه نظارت و شهادت خدا كرد .

الله على ما نقول وكيل

از جمله «الله . ..» در صورتى كه آن را جمله اى خبرى بدانيم ، برداشت فوق استفاده مى شود.

205- روش برخورد يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 26 - 6

6ـ طمأنينه و آرامش يوسف ( ع ) به هنگام دفاع از خويش

قال هى رودتنى عن نفسى

يوسف(ع) در بيان رفع اتهام از خويش ، در سخن خود (هى رودتنى عن نفسى) نه از ادات تأكيد استفاده كرد و نه جمله خويش را با قسم و مانند آن بيان داشت. اين كار نشان دهنده آرامش و اطمينان يوسف(ع) در آن عرصه سخت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 60 - 4

4ـ استفاده يوسف ( ع ) از روش ترغيب به همراه تهديد براى رسيدن به مقصود خويش

ألا ترون أنى أُوفى الكيل . .. فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 6

6ـ يوسف ( ع ) با باز گرداندن مال التجاره فرزندان يعقوب ، درصدد بود در آنان احساس حق شناسى و سپاس گزارى ايجاد كند و انگيزه مراجعت ايشان را قوت بخشد .

اجعلوا بضـعتهم فى رحالهم لعلهم يعرفونها . .. لعلهم يرجعون

برداشت فوق ، ناظر به دومين احتمالى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.

206- روش برخورد يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 46 - 6،7،8،14

6 ـ بى اعتنايى و پشت گوش انداختن گفته هاى يهود ، اتهام آن به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

من الذين هادوا . .. يقولون ... واسمع غير مسمع

بر اين مبنا كه «غير مسمع» اخبار باشد، نه نفرين. و جمله «اسمع غير مسمع» بدين معناست: اى پيامبر سخنان ما را بشنو، اگر چه تاكنون نسبت به گفته ها و سخنان ما ناشنوا بودى و اعتنايى بدانها نداشتى.

7 ـ درك ننمودن گفته هاى يهود ، تهمت آنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

واسمع غير مسمع

برداشت فوق بر اين مبناست كه شنيدن به معناى درك كردن باشد. يعنى درك كن و بفهم آنچه را ما مى گوييم ; اگر چه تاكنون سخنان ما را درك نكردى و نفهميدى.

8 ـ توهين و نفرين برخى از يهوديان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ضمن سخن با آن حضرت

من الذين هادوا . .. واسمع غير مسمع

«غير مسمع» در برداشت فوق به معناى انشايى آن گرفته شده است. و مفهوم آن چنين است: خدا تو را كر و ناشنوا قرار دهد. و يا: خدا تو را نفهم گرداند.

14 ـ به كارگيرى كلمات دو پهلو و چند معنى ، شيوه برخى از يهوديان براى استهزاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و طعن بر اسلام

واسمع غير مسمع . .. راعنا ليّاً بالسنتهم و طعناً فى الدين

كلمه «مسمع»، از مصدر اسماع، داراى دو معناى متضاد است: يكى شنيدن و فهميدن و ديگرى دشنام دادن و ناسزا گفتن. و جمله راعنا با اندكى انحراف زبان مى تواند معناى «چوبان ما» را به ذهن شنونده القا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 78 - 7

7 ـ معرفى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان عامل شرور ، از روش هاى ايذايى و تبليغى منافقان و يهود عليه آن حضرت

ان تصبهم سيّئة يقولوا هذه من عندك

برخى از مفسران با توجّه به شأن نزول آيه گفته اند كه مقصود از ضمير «تصبهم»، منافقين و يهوديان هستند كه حوادثى چون

قحطى و خشكسالى را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) منتسب مى كردند و از اين راه عليه او تبليغ مى كردند.

207- شيوه برخورد با بيگانگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 118 - 23،24

23 ـ پاسدارى جامعه ايمانى از خطر نفوذ بيگانگان و دشمنان دين ، وظيفه و مسؤوليت همه اهل ايمان

يا ايها الذين امنوا لا تتخذوا بطانة من دونكم

به نظر مى رسد هدف از دستور خداوند مبنى بر اينكه كافران را محرم اسرار قرار ندهيد، جلوگيرى از نفوذ آنان در جامعه اسلامى باشد.

24 - اتمام حجّت خداوند به مؤمنان ، درباره افشاگرى چهره حقيقى بيگانگان و دشمنان دين و ارائه روش هاى مصونيت از توطئه هاى آنان

يا ايها الذين امنوا . .. قد بيّنا لكم الايات

208- شيوه برخورد با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 111 - 11

11 ـ تحقير توان دشمن براى تقويت روحيه مؤمنان ، از روش هاى قرآن

و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ثم لا ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 16

16 ـ نفرين پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نابودى دشمنان خشمگين دين و جامعه ايمانى

قل موتوا بغيظكم

209- شيوه برخورد با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 87 - 7

7 ـ لزوم طرد مرتدان و كافران آگاه از اهل كتاب ، و برخورد شديد با آنان *

اولئك جزاؤهم انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و النّاس اجمعين

بنابراينكه «ان عليهم لعنة . .. و النّاس اجمعين»، جمله انشائى به صورت خبر باشد. يعنى مردم بايد آنان را طرد كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 4

4 ـ لزوم برخورد فكرى با انحرافات اعتقادى ، پس از تبيين حقايق

قل يا اهل الكتب لم تكفرون بايات اللّه

با توجه به مجموع آيات قبل كه نخست، خداوند حقايق مختلفى را درباره بنى اسرائيل تبيين و سپس به آنان اعتراض كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 10

10 ـ اهل ايمان ، موظّف به جلوگيرى از توسعه و رشد اقتصادى اهل كتاب ( يهود ) ، تا مرحله به مسكنت و درماندگى كشانيدن آنان

و ضربت عليهم المسكنة

بنابر اينكه جمله «ضربت . .. »، تشريعى باشد نه اِخبار از امر خارجى.

210- شيوه برخورد با مخالفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 23 - 8

8 ـ برخورد منطقى قرآن با مخالفان

يُدعون الى كتاب اللّه ليحكم بينهم

زيرا كتاب خودشان را حَكَم قرار داده است.

211- شيوه برخورد با مرتد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 87 - 2،7

2 ـ لعن و نفرين ، از شيوه هاى برخورد با مرتدان

اولئك جزاؤهم انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و النّاس اجمعين

7 ـ لزوم طرد مرتدان و كافران آگاه از اهل كتاب ، و برخورد شديد با آنان *

اولئك جزاؤهم انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و النّاس اجمعين

بنابراينكه «ان عليهم لعنة . .. و النّاس اجمعين»، جمله انشائى به صورت خبر باشد. يعنى مردم بايد آنان را طرد كنند.

212- شيوه برخورد دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 121 - 8

8 ـ لزوم ايجاد آمادگى و آرايش نظامى در برابر هجوم دشمنان

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال

خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صبحگاهان براى تعيين پايگاههاى نظامى در برابر هجومِ قريش به مدينه، بيانگر لزوم ايجاد آمادگى و آرايش نظامى در برابر دشمن مهاجم است.

213- شيوه برخورد منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 149 - 9

9 ـ شكست مسلمانان در پيكار احد ، زمينه ساز رواج تبليغات گمراه كننده كافران و منافقان

يا ايّها الّذين امنوا ان تطيعوا الّذين كفروا يردّوكم

در شأن نزول آيه آمده است كه منافقان پس از شكست نبرد احد، مسلمانان را به بازگشت و پذيرش آيين مشركان ترغيب مى كردند. (مجمع البيان، ذيل آيه).

214- عموميت برخورد با ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 5

5 - واكنش خشونت آميز قوم ابراهيم به دعوت توحيدى او ، فراگير و عمومى بود .

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا

215- عوامل برخورد غيرمنطقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 9

9 - روحيه پرخاشگرى و ستيزه جويى عامل برخورد هاى غيرمنطقى

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً بل هم قوم خصمون

جمله «بل هم قوم خصمون» نشان دهنده روحيه ستيزه جويى و به منزله تعليل براى جمله «ما ضربوه لك إلاّ جدلاً» است كه

دلالت بر رفتار غيرمنطقى مشركان دارد.

216- مراحل برخورد با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 21

21 - لزوم برخورد مرحله به مرحله با دشمنان توطئه گر

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره

217- وقت برخورد سپاه فرعون با بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 60 - 1

1 - نزديك شدن سپاه فرعون به بنى اسرائيل ، به هنگام طلوع آفتاب

فأتبعوهم مشرقين

واژه «مشرقين» از مصدر «اشراق» (داخل شدن در وقت طلوع خورشيد) مشتق شده است و حال از ضمير فاعل «أتبعوهم» مى باشد; يعنى، «فلحقوا بهم حالكونهم داخلين فى وقت طلوع الشمس». گفتنى است كه «إتباع» (مصدر «أتبعوا») در اين جا به معناى ملحق شدن است.

218- ويژگيهاى برخورد موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 102 - 10

10- مقابله به مثل و حقيقت گويى ، از ويژگى هاى برخورد موسى ( ع ) با فرعون

إنى لأظنّك يـموسى مسحورًا . .. و إنى لأظنّك يـفرعون مثبورًا

219- هماهنگى برخورد امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 60 - 6

6- اعلام يكسان بودن رفتار امت ها در برخورد با آيات الهى و تعميم عكس العمل پيشينيان به نسل هاى بعد ، برخواسته از اشراف و احاطه خداوند به همه انسانهاست .

و ما منعنا أن نرسل بالأيـت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون . .. إن ربّك أحاط بالناس

خداوند، رفتار معجزه طلبان پيشين با معجزه خواهان بعدى را يكسان تلقى كرده و برخورد خود را به همه آنها تعميم داده است و اين آيه، در مقام تعليل آن مى فرمايد: «پروردگار به مردم احاطه دارد».

220- هماهنگى برخورد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 1

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى همسان با روش فرعونيان و كافران پيش از آنها

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

4- بردگي

1- احكام بردگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 9

9ـ قوانين جزايى مصر ، استرقاق سارقان را مجاز نمى شمرد .

ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك

2- اسلام و بردگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 12

12 ـ نجات بردگان از بردگى ، مورد توجه دين اسلام

او تحرير رقبة

3- بردگى اسيران كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 50 - 14

14 - كافرانى كه به دست مسلمانان اسير مى شوند ، مملوك اند .

و ما ملكت يمينك ممّا أفاء اللّه عليك

4- بردگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 5

5 - بنى اسرائيل ، دربند اسارت و بردگى فرعون و اشراف حكومت او

و قومهما لنا عـبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 1،2

1 - انتقاد صريح موسى ( ع ) از فرعون به خاطر به بردگى كشاندن بنى اسرائيل

و تلك نعمة . .. أن عبّدتّ بنى إسرءيل

جمله «و تلك نعمة. ..» استفهامى و به تقدير «أوَتلك...» است. «أن عبّدتّ» مى تواند عطف بيان براى اسم اشاره «تلك» و يا منصوب به نزع خافض (لام تعليل) و به تقدير «لأن عبّدتّ» باشد. «تعبيد» (مصدر «عبّدتّ») به معناى برده و بنده [خود] ساختن است; يعنى، آيا اين كه فرزندان اسرائيل را بنده خود ساخته اى، اين نعمتى است كه منّت آن را بر من مى نهى.

2 - بنى اسرائيل ، تحت بردگى و استثمار شديد نظام فرعونى

أن عبّدتّ بنى إسرءيل

5- بردگى در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 6

6ـ « عن على بن موسى الرضا ( ع ) : كانت الحكومة فى بنى اسرائيل إذا سرق أحد شيئاً استرق به ، . . . فقال لهم يوسف : ما جزاء من وجد فى رحله ؟ قالوا : هو جزاؤه . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: [قانون] در حكومت بنى اسرائيل چنين بود كه اگر كسى چيزى را مى دزديد، در مقابل آن به بردگى گرفته مى شد . .. پس يوسف به كاروانيان گفت: جزاى كسى كه [آن جام] در بار او يافت شود چيست؟ گفتند: خود او جزاى آن است ... [كه بايد به بردگى گرفته شود]».

6- بردگى در دين يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 2

2ـ « استرقاق » كيفر سارقان در شريعت يعقوب

فهو جزؤه كذلك نجزى الظـلمين

جمله «كذلك نجزى الظـلمين» اشاره به اين مطلب دارد كه آنچه درباره كيفر سارق گفتيم ، مقتضاى آيين ماست.

7- بردگى دزد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 1،2

1ـ فرزندان يعقوب ، برده شدن را كيفر و مجازات سرقت كننده جام پادشاه دانستند .

قالوا فما جزؤه . .. قالوا جزؤه من وجد فى رحله فهو جزؤه

مفاد جمله «فهو جزؤه» اين است كه سارق ملك كسى مى شود كه از اموال او دزدى شده است. در «مجمع البيان» آمده است كه: مدت اين استرقاق و ملكيت يك سال بوده است.

2ـ « استرقاق » كيفر سارقان در شريعت يعقوب

فهو جزؤه كذلك نجزى الظـلمين

جمله «كذلك نجزى الظـلمين» اشاره به اين مطلب دارد كه آنچه درباره كيفر سارق گفتيم ، مقتضاى آيين ماست.

8- بردگى دزد در مصرباستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 9

9ـ قوانين جزايى مصر ، استرقاق سارقان را مجاز نمى شمرد .

ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك

9- بردگى زيد بن حارثه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 4

4 - زيدبن حارثه ، برده آزاد شده پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذ تقول للذى . .. و أنعمت عليه

اين كه «مراد از «أنعمت عليه» چيست؟»، نوع مفسران برآن اند كه مراد، آزاد شدن زيد از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

10- بردگى همبند يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 42 - 7

7ـ هم بند نجات يافته يوسف ( ع ) از زندان ، غلام و برده پادشاه مصر بود .

اذكرنى عند ربك فأنسيـه الشيطـن ذكر ربه

«رب» در «عند ربك» به معناى مالك است و مراد از آن ، به دليل آيات بعد (آيه 43 و 45) ، پادشاه مصر مى باشد.

11- بردگى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 7،10

7ـ نجات يوسف ( ع ) از چاه سرآغاز بردگى او

و أسرّوه بضـعة

بضاعت و كالاى تجارتى قرار دادن انسان ، مستلزم برده بودن و يا برده شمردن اوست.

10ـ كاروانيان بردن يوسف ( ع ) را به بردگى ، كارى نامشروع و غيرقانونى مى دانستند .

و أسرّوه بضـعة والله عليم بما يعملون

چنان چه برده قرار دادن و فروش كودكى كه پيدا شده امرى مجاز و قانونى بود ، مخفى ساختن يوسف(ع) (أسرّوه بضاعة) وجهى نداشت.

12- پادشاه مصر و بردگى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 54 - 12

12ـ الغاى حكم بردگى يوسف ( ع ) به دست پادشاه مصر *

ائتونى به أستخلصه . .. قال إنك اليوم لدينا مكين أمين

جمله «أستخلصه لنفسى» و نيز متروك شدن قصه بردگى يوسف(ع) در ادامه داستان او ، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

13- دلايل بردگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 4

4 - راه يافتن موسى ( ع ) به دستگاه فرعون حلقه اى از زنجير بردگى بنى اسرائيل

قال ألم نربّك فينا وليدًا . .. و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

مقصود موسى(ع) از بيان مطلب ياد شده اين بود كه اگر ظلم تو بر بنى اسرائيل (كشتن نوزادان) نبود، هرگز مادرم مرا به نيل رها نمى كرد تا اسير تو شوم و امروز تو بر من منّت نهى.

14- رنج از بردگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 7

7 - دلبستگى عميق موسى ( ع ) به بنى اسرائيل و رنج شديد وى از بردگى و استثمار آنان توسط فرعون

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

15- ممنوعيت بردگى دزد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 9

9ـ قوانين جزايى مصر ، استرقاق سارقان را مجاز نمى شمرد .

ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك

برده

16- آثار آزادى برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 25،26

25 ـ پرداخت خونب ها ، آزاد كردن برده مؤمن و يا گرفتن روزه ، در قتل خطائى ، زمينه پذيرش توبه قاتل از جانب خداوند

و من قتل مؤمناً خطا . .. توبة من اللّه

«توبه»، مفعول له است و بيانگر فلسفه احكام بيان شده در قتل خطائى. يعنى بنده اى را آزاد كنيد يا روزه بگيريد و خونبها هم بدهيد، تا خداوند رحمتش را شامل حال شما كند و توبه شما را بپذيرد.

26 ـ پرداخت خونب ها و آزادسازى برده مؤمن و گرفتن روزه ، برطرف كننده آثار نامطلوب قتل خطائى است .

فتحرير رقبة مؤمنة و دية مسلّمة الى اهله . .. فصيام شهرين متتابعين توبة من اللّه

17- آزادى برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 6،12،15،18

6 ـ كفّاره كشتن مؤمن از روى خطا ، آزاد كردن يك برده با ايمان است .

و من قتل مؤمنا خطاً فتحرير رقبة مؤمنة

12 ـ در قتل خطائى ، اگر مقتول ، مؤمن باشد ، ولى خانواده اش از دشمنان مسلمانان ، كفّاره اش تنها آزادسازى برده اى با ايمان است .

فان كان من قوم عدوّلكم و هو مؤمن فتحرير رقبة مؤمنة

15 ـ در قتل خطائى ، اگر مقتول ، مؤمن و خانواده اش از كافران همپيمان با مسلمانان باشند ، كفّاره آن آزادسازى يك برده با ايمان است .

و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله و تحرير رقبة مؤمنة

ظاهراً مراد از ضمير در «كان»، مقتول است، شرط ايمان در برده اى كه بايد آزاد شود، اين معنا را تقويت مى كند.

18 ـ لزوم پرداخت خونب ها و نيز آزادسازى يك برده مؤمن در صورت كشتن كافرى از كافران همپيمان *

و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله و تحرير رقبة مؤمنة

بنابر اينكه مراد از ضمير در «كان»، مقتول باشد ; بدون وصف ايمان. به قرينه فرض سابق كه در آنجا به قيد ايمان تصريح كرد و فرمود: «فان كان ... و هو مؤمن»، ولى در اين فرض «و هو مؤمن» را نياورد.

18- آزادى برده مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 32،34

32 ـ آزاد كردن بنده مؤمن در قتل خطائى ، اداى حق خداوند و پرداخت ديه آن ، اداى حقّ اولياى مقتول است .

و من قتل مؤمناً خطاً فتحرير رقبة مؤمنة و دية مسلّمة الى اهله

امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: اما تحرير رقبةً مؤمنة ففيما بينه و بين اللّه و امّا الدّية المسلّمة الى اولياء المقتول. ..


تفسير عياشى، ج 1، ص 262، ح 217 ; نورالثقلين، ج 1، ص 530، ح 473.

34 ـ امام ، عهده دار آزادسازى برده اى مؤمن به عنوان كفاره قتل خطائى مسلمانى كه در سرزمين شرك به دست مسلمين كشته شود .

فان كان من قوم عدوّلكم و هو مؤمن فتحرير رقبة مؤمنة

امام صادق (ع) در مورد وظيفه امام نسبت به مسلمانى كه در سرزمين شرك به دست مسلمين كشته شده، فرمود: يُعتق مكانه رقبة مؤمنة و ذلك قول اللّه عزّ و جل: «فان كان من قوم عدوّلكم . .. ».


من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 110، ح 1، ب 36 مسلسل 373 ; نورالثقلين، ج 1، ص 532، ح 485.

19- احكام برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 23

23 ـ زراره گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : بنده اى زنا كرده ، فرمود : « يجلد نصف الحد . . . قلت : فهل يجب عليه الرجم فى شىء من فعله فقال نعم يقتل فى الثامنة . . . ثم قال : على امام المسلمين ان يدفع ثمنه إلى مولاه من سهم الرقاب ;

فرمود: به قدر نصف حد شلاق مى خورد. گفتم: آيا سنگسار كردن در مورد برده براى چيزى از گناهان او واجب مى شود؟ فرمود: آرى، در هشتمين زنا كشته مى شود ... سپس فرمود: بر عهده امام مسلمانان است كه قيمت او را از سهم «رقاب» به مالكش بپردازد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 19،20

19- « عن أبى جعفر ( ع ) و أبى عبدالله ( ع ) قالا : المملوك لايجوز طلاقه و لا نكاحه إلاّ بإذن سيده . . . « ضرب الله مثلاً عبداً مملوكاً لايقدر على شىء » . . . ;

از امام باقر و امام صادق ـ عليهما السلام ـ روايت شده است كه فرمودند: طلاق و نكاح مملوك (برده) نافذ نيست، مگر با اذن مالكش . .. ضرب الله مثلاً عبداً مملوكاً لايقدر على شىء...».

20- « حسن العطار قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن رجل أمر مملوكه أن يتمتع بالعمرة إلى الحج أعليه أن يذبح عنه ؟ قال : لا إن الله تعالى يقول : « عبداً مملوكاً لايقدر على شىء » ;

حسن عطار گويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم: مردى برده مملوك خود را امر كرده تا حج تمتع به جا آورد، آيا بر آن مملوك واجب است از طرف مولا قربانى كند؟ حضرت فرمود: نه خداى تعالى مى فرمايد: عبداً مملوكاً لايقدر على شىء».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 16

16 - قرارداد بردگان با مالكانشان جهت بازخريد خويش ، يكى از راه هاى آزادى آنان است .

الذين يبتغون الكتـب ممّا ملكت أيمـنكم فكاتبوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 25

25 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : يا أيّها الذين آمنوا ليستئذنكم الذين ملكت أيمانكم والذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلاث مرّات » قيل : من هم ؟ فقال : هم المملوكون من الرجال و النساء و الصبيان الذين لم يبلغوا الحلم ;

امام صادق(ع) در پاسخ اين سؤال كه مراد از « الذين ملكت أيمانكم و الذين لم يبلغوا الحلم منكم» چه كسانى اند؟ فرمود: آنان بردگان اند; چه غلامان [باشند ]و چه كنيزان و كودكانى كه به سن بلوغ نرسيده اند. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 10،11،13

10 - مالكيت انسان بر بَرده ، جايز و مشروع است .

ما ملكت أيمـنكم

11 - بَردگان ، جزئى از دارايى مالكان خويش اند .

هل لكم من ما ملكت أيمـنكم من شركاء فى ما رزقنـكم فأنتم فيه سواء

13 - بردگان ، از حقِّ مالكيت و تصرف مستقل ، بى بهره و محروم اند .

هل لكم من ما ملكت أيمـنكم من شركاء فى ما رزقنـكم فأنتم فيه سواء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 50 - 11،14،29،30

11 - انسانِ برده را ، مالك شدن ، جايز و مباح است .

إنّا أحللنا لك . .. و ما ملكت يمينك ... و ما ملكت أيمـنهم

14 - كافرانى كه به دست مسلمانان اسير مى شوند ، مملوك اند .

و ما ملكت يمينك ممّا أفاء اللّه عليك

29 - كنيز گرفتن ، احكامى تعيين شده دارد .

قد علمنا ما فرضنا عليهم فى . .. و ما ملكت أيمـنهم

30 - داشتن كنيز ، امرى جايز و مباح است .

قد علمنا ما فرضنا عليهم فى . .. و ما ملكت أيمـنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 52 - 11

11 - مالكيت بر انسان برده ، جايز و روا است .

إلاّ ما ملكت يمينك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 7،20

7 - مالكِ انسانِ برده شدن ، جايز است .

و لا ما ملكت أيمـنهنّ

20 - « عن معاوية بن عمّار قال : كنّا عند أبى عبداللّه ( ع ) . . . قلت إن المرأة . . . تركب و تضع يدها على رأس الأسود و ذراعيها على عنقه . فقال أبوعبداللّه : « . . .لاجناح عليهنّ فى أبائهنّ . . . و لا ما ملكت أيمانهنّ » ;

معاوية بن عمار مى گويد: نزد امام صادق(ع) بوديم. .. (به ايشان) گفتم: زن ...(گاهى) سوار بر مركب مى شود و دست خود را بر سر غلام سياه و ساعدهاى خود را بر گردن او مى گذارد. پس امام فرمود: ...لاجناح عليهنّ فى أبائهنّ... و لا ما ملكت أيمانهنّ».

20- احكام برده مكاتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 11،12،17

11 - لزوم موافقت برده داران با تقاضاى بردگان خود در تنظيم سندِ بازخريد آنان

و الذين يبتغون الكتـب ممّا ملكت أيمـنكم فكاتبوهم

12 - صلاحيت براى آزادى ، شرط لزوم تنظيم سند آزادى با بردگان از سوى مالكان آنان

الذين يبتغون الكتـب ممّا ملكت أيمـنكم فكاتبوهم إن علمتم فيهم خيرًا

17 - برده داران ، وظيفه دار پرداخت مقدارى از مال خود به بردگان ، به هنگام آزادى آنان با قرارداد بازخريد ( مكاتبه )

فكاتبوهم . .. و ءاتوهم من مال اللّه الذى ءاتيكم

21- ارزش آزادى برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 19،20

19 ـ ارزش آزادسازى بردگان با ايمان و اهتمام اسلام به آن

فتحرير رقبة مؤمنة . .. فتحرير رقبة مؤمنة ... و تحرير رقبة مؤمنة

20 ـ آزادسازى بردگان ، همسان با زنده كردن آنان *

و من قتل . . فتحرير رقبة مؤمنة

22- ارزش برده مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 22

22 ـ تشويق بردگان به ايمان از راه وضع قوانين حقوقى و امتياز دادن به بردگان مؤمن

فتحرير رقبة مؤمنة

مقيد ساختن برده به ايمان براى آزادسازى در قتل خطائى، بيانگر اين تشويق است.

23- ارزش عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 2

2 - آزادسازى بردگان و سهيم شدن در آزادى آنان ، وظيفه اى سنگين ، پرارزش و نيازمند همتى والا است .

و ما أدريك ما العقبة . فكّ رقبة

فعل «فَكَّ»; يعنى، آزاد و رها كرد. گفته شده است: مراد از «فكّ رقبة»، كمك به پرداخت قيمت بردگان است (مصباح). بنابراين «فكّ»، شامل «عتق عبد»، «كتابة»، «تدبير» و پرداخت بخشى از قيمت عبد نيز مى شود.

24- ازدواج با برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 10

10 ـ جواز ازدواج مرد و زن آزاده ، با زن و مرد برده

و لامة مؤمنة خير من مشركة . .. و لعبد مؤمن خير من مشرك

25- استيذان برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 2،24،24،25

2 - بردگان ، بايد براى ورود به اتاق و محل استراحت صاحبان خود ، در سه وقت اذن بطلبند : 1ـ پيش از نماز بامداد ، 2ـ به وقت استراحت نيمروزى ( ظهر ) ، 3ـ پس از نماز عشا ( هنگام خواب شب ) .

ليستئذنكم الذين ملكت أيمـنكم . .. ثلث مرّت من قبل صلوة الفجر و حين تضعون ثيابكم

24 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « الذين ملكت أيمانكم » قال هى خاصة فى الرجال دون النساء ;

امام صادق(ع) در باره سخن خداوند ـ عزّوجلّ ـ «. .. ليستئذنكم الذين ملكت أيمانكم...» فرمود: اين حكم براى غلامان است نه كنيزان».

24 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « الذين ملكت أيمانكم » قال هى خاصة فى الرجال دون النساء ;

امام صادق(ع) در باره سخن خداوند ـ عزّوجلّ ـ «. .. ليستئذنكم الذين ملكت أيمانكم...» فرمود: اين حكم براى غلامان است نه كنيزان».

25 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : يا أيّها الذين آمنوا ليستئذنكم الذين ملكت أيمانكم والذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلاث مرّات » قيل : من هم ؟ فقال : هم المملوكون من الرجال و النساء و الصبيان الذين لم يبلغوا الحلم ;

امام صادق(ع) در پاسخ اين سؤال كه مراد از « الذين ملكت أيمانكم و الذين لم يبلغوا الحلم منكم» چه كسانى اند؟ فرمود: آنان بردگان اند; چه غلامان [باشند ]و چه كنيزان و كودكانى كه به سن بلوغ نرسيده اند. ..».

26- امداد به برده مكاتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 20،37،38

20 - برده دارانى كه با كمك مالى خويش ، به روند آزادگى بردگان تسريع بخشند ، مورد تشويق و تحسين خدا هستند .

فكاتبوهم . .. و ءاتوهم من مال اللّه الذى ءاتيكم

37 - « قاسم بن سليمان عن أبى عبداللّه قال و سألته عن قول اللّه عزّوجلّ « و آتوهم من مال اللّه الذى آتاكم » قال سمعت أبى عليه السلام يقول : يضع عنه ممّا نوى أن يكاتبه عليه ;

قاسم بن سليمان گويد از امام صادق(ع) درباره قول خداى ـ عزّوجل ـ «و آتوهم من مال اللّه الذى آتاكم» سؤال كردم؟ حضرت فرمود: از پدرم ـ عليه السلام ـ شنيدم كه مى فرمود:. .. از قيمتى كه قصد كرده در قبال آن با او مكاتبه كند چيزى بكاهد».

38 - « قال ابن عباس : قال على بن أبى طالب [ فى قوله اللّه « و آتوهم من مال اللّه » ] أمر اللّه السيد أن يدع للمكاتب الربع من ثمنه و هـذا تعليم من اللّه ليس بفريضة و لـكن فيه أجر ;

ابن عباس گويد: حضرت على بن أبى طالب(ع) [درباره قول خدا «وآتوهم من مال اللّه»] فرمود: خدا به مالك برده امر كرده است كه يك چهارم از «مال المكاتبه» را از مكاتب نگيرد و اين يك تعليم اخلاقى از خداوند است كه واجب نيست; ولى اجر دارد.

27- انفاق به برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 19

19 - « عن محمّد بن علىّ ( ع ) أنّه قال : « أنفقوا من مّا رزقناكم » قال : ممّا رزقكم اللّه على ما فرض اللّه عليكم فيما مَلَكَتْ أيمانُكم . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «أنفقوا من مّا رزقناكم» روايت شده كه فرمود: از آنچه خداوند به شما روزى داده، انفاق كنيد بر كسانى كه غلام يا كنيز شما هستند; همان گونه و همان مقدار كه خداوند بر شما واجب كرده است. ..».

28- اهميت عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 2،15

2 ـ وجوب صرف صدقات بر تأليف قلوب ، آزادى بردگان ، بدهكاران ، راه خدا و در راه ماندگان

إنما الصدقت . .. و المؤلفة قلوبهم و فى الرقاب و الغرمين و فى سبيل اللّه و ابن ال

15 ـ تلاش جدى و پيگير اسلام در جهت آزادى هر چه بيشتر بردگان

إنما الصدقت للفقراء . .. و فى الرقاب

تعيين بخشى از صدقات، براى آزادى بردگان، رساى به برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 13

13 - حمايت اسلام از آزادى بردگان

الذين يبتغون الكتـب ممّا ملكت أيمـنكم فكاتبوهم إن علمتم فيهم خيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 1،2،3،6

1 - آزادسازى بردگان و هزينه كردن ثروت در اين راه ، خواسته خداوند از ثروتمندان است .

فكّ رقبة

جمله «يقول أهلكت مالاً لبداً» در آيات پيشين، بيانگر اين است كه روى سخن در اين آيات با ثروتمندان است. «رقبة»; يعنى، گردن و كنايه از تمام بدن است; زيرا با به بند كشيده شدن گردن، تمام بدن اسير مى شود.

2 - آزادسازى بردگان و سهيم شدن در آزادى آنان ، وظيفه اى سنگين ، پرارزش و نيازمند همتى والا است .

و ما أدريك ما العقبة . فكّ رقبة

فعل «فَكَّ»; يعنى، آزاد و رها كرد. گفته شده است: مراد از «فكّ رقبة»، كمك به پرداخت قيمت بردگان است (مصباح). بنابراين «فكّ»، شامل «عتق عبد»، «كتابة»، «تدبير» و پرداخت بخشى از قيمت عبد نيز مى شود.

3 - مالكان برده ، در كمك هاى اقتصادى به جامعه ، بايد آزادسازى بردگان خويش را در اولويت قرار دهند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. فلااقتحم العقبة ... فكّ رقبة

مفاد اين آيه ـ با توجه به آيات پيشين ـ اين است كه مدعيان انفاق، اگر همچنان بردگان خويش را در بند نگه دارند، روشن مى شود كه آنان در ادعاى انفاق گرى، صداقت ندارند.

6 - خداوند ، حق آزاد شدن را از هيچ برده اى سلب نكرده و كسى را به بردگى هميشگى ، محكوم نكرده است .

فكّ رقبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 14 - 6

6 - « عن الرضا ( ع ) : . . . علم اللّه عزّوجلّ أنّ كلّ أحد لايقدر على فكّ رقبة فجعل إطعام اليتيم و المسكين مثل ذلك ;

از امام رضا(ع) روايت شده كه فرمود: . .. خداى عزّوجلّ مى دانست كه تمامى افراد، توانايى آزاد كردن بنده را ندارند. پس غذا دادن به يتيم و مسكين را همسان آزاد كردن بنده قرار داد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 3

3 - ايمان آوردن و تشويق يكديگر به صبر و ترحّم ، برتر از اقدام به آزادسازى بردگان و تغذيه يتيمان و مساكين است .

ثمّ كان من الذين

حرف «ثمّ» براى تراخى رتبى است و دلالت دارد كه آنچه بعد از آن آمده، در مرتبه اى والاتر از كارهاى قبل است.

29- برده آزاده ناشناخته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 5 - 9،10

9 - در صورتى كه مؤمنى ، برده آزاد شده باشد و پدرش براى ديگران ناشناخته باشد ، شايسته است كه بى جهت ، او را به فرزندى كسى نسبت ندهند .

ادعوهم لأباءهم . .. فإن لم تعلموا ءاباءهم ... و موليكم

مراد از «مولى» در آيه، احتمال دارد كه برده آزاد شده يك قومى باشد. از اين برده آزاد شده، در اصطلاح مولاى آن قوم ياد مى كنند.

10 - در صورتى كه كسى ، برده آزاد شده بود و پدرش ناشناخته ، شايسته است كه به او ، لقب « مولا » بدهند .

ادعوهم لأباءهم . .. فإن لم تعلموا ءاباءهم ... و موليكم

30- برده دارى در دوران يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 8

8ـ رواج برده دارى و خريد و فروش انسان در عصر حضرت يعقوب ( ع )

و أسرّوه بضـعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 20 - 7

7ـ برده دارى و خريد و فروش انسان ، امرى رايج در عصر يعقوب ( ع )

و شروه بثمن بخس

31- برده دارى در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 9

9 - مردم ، در صدر اسلام ، با نظام برده دارى آشنا بودند و همسان نبودن حقوق برده با مالك اش را قبول داشتند .

هل لكم من ما ملكت أيمـنكم من شركاء فى ما رزقنـكم فأنتم فيه سواء

32- برده در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 18

18 - بَردگان ، در ديد اعراب عصر بعثت ، فاقد هرگونه هويت و ارزش بودند .

هل لكم . .. تخافونهم كخيفتكم أنفسكم

از اين كه مشركان، از ناحيه بردگان خويش، يا احساس نگرانى نداشتند و يا چندان قابل توجه نبود، استفاده مى شود كه آنان را داراى قدر و منزلت نمى دانستند.

33- برده صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 32 - 4،5

4 - اولياى بردگان و كنيزان صالح و نيكو كردار ، موظف به فراهم آوردن تسهيلات ازدواج براى آنان .

و أنكحوا . .. و الصـلحين من عبادكم و إمائكم

5 - فراهم آوردن تسهيلات ازدواج براى بردگان و كنيزان شايسته اداره زندگى مشترك ، تكليفى است بر عهده اولياى آنان .

و أنكحوا. .. و الصـلحين من عبادكم و إمائكم

برداشت ياد شده، براين اساس است كه مقصود از صلاح در «الصالحين» ـ به قرينه اين كه سخن از ازدواج افراد غير متأهل است و آنان نوعاً از قشر جوان و نوجوانان اند ـ صلاحيت براى امر ازدواج باشد; يعنى، به حدى از رشد و بلوغ رسيده باشند كه شايستگى اداره زندگى مشترك را داشته باشند.

34- برده مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 7،8

7 ـ برترى بَردگان مؤمن بر آزادگان مشرك

و لامة مؤمنة خير من مشركة . .. و لعبد مؤمن خير من مشرك

8 ـ برده مؤمن براى همسرىِ زن مسلمان شايسته تر است از آزاد مرد مشرك ; هر چند ظاهرى فريبنده داشته باشد .

و لعبد مؤمن خير من مشرك و لو اعجبتكم

35- بينش برده داران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 5،6

5- برده داران ، هيچ گاه برده هاى خود را در امكانات فراوان اقتصادى و معيشتى خويش ، شريك نمى سازند و خود را با آنان مساوى و برابر نمى دانند .

فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمـنهم فهم فيه سواء

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه آيه در صدد بيان يك حكم اقتصادى درباره بردگان نباشد; بلكه براى بيان يك واقعيت خارجى و ارتباط آن با مسأله شرك باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: شما كه بردگان را با خود برابر نمى دانيد، پس چطور برخى از بندگان خدا را با خدا برابر مى دانيد و آنها را شريك او مى پنداريد؟

6- برده داران ، خود را با برده ها برابر نمى دانند و هرگز از برده دارى دست برنمى دارند .

فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمـنهم فهم فيه سواء

36- پاداش عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 8

8 - « إنّ أعرابيّاً قال لرسول اللّه (صلی الله علیه و آله) علّمنى عملاً يدخلنى الجنّة ؟ قال : أعتق النَسَمَة و فُكّ الرقبة . قال : أوَ ليستا بواحدة ؟ قال له : إنّ عتق الرقبة أن تفرّد بعتقها و فكّ الرقبة أن تُعين فى عتقها . . . ;

مردى باديه نشين به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عرض كرد: عملى را به من تعليم ده كه مرا به بهشت ببرد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «أعَتِقِ النَّسمةَ و فُكَّ الرقبةَ» آن مرد گفت: آيا «عتق نسمه و فكّ رقبه» هر دو، به يك معنا (آزاد كردن برده) نيست؟ فرمود: نه; «عتق رقبه» آن است كه به تنهايى برده را آزاد كنى و «فكّ رقبه» آن است كه در آزادىِ برده اى كمك كنى».

37- پرداخت مال به برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 17

17 - برده داران ، وظيفه دار پرداخت مقدارى از مال خود به بردگان ، به هنگام آزادى آنان با قرارداد بازخريد ( مكاتبه )

فكاتبوهم . .. و ءاتوهم من مال اللّه الذى ءاتيكم

38- تأمين نيازهاى برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 32 - 6

6 - مؤمنان ، وظيفه دار بر آوردن نياز هاى اوليه و طبيعى بردگان و خدمت گذاران خويش

و أنكحوا . .. و الصـلحين من عبادكم و إمائكم

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه از مورد آيه، الغاى خصوصيت شود; چرا كه ازدواج از مصاديق نيازهاى اساسى و طبيعى انسان است و به نظر مى رسد كه نياز به ازدواج، خصوصيتى ندارد و شامل هر نوع نيازى مى شود.

39- تاريخ برده دارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 8

8ـ رواج برده دارى و خريد و فروش انسان در عصر حضرت يعقوب ( ع )

و أسرّوه بضـعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 20 - 7

7ـ برده دارى و خريد و فروش انسان ، امرى رايج در عصر يعقوب ( ع )

و شروه بثمن بخس

40- تساوى بردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 5

5 - فضيلت آزادسازى بردگان ، ويژه نوع خاصى از آنان نيست .

فكّ رقبة

واژه «رقبة»، نكره اى است كه به هيچ خصوصيتى مقيد نشده است. بنابراين بر هر برده اى قابل تطبيق است.

41- تشبيه به برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 1

1 - معبودان باطل و جعلى ، در مقايسه با خداوند ، همانند بردگان زرخريد در برابر مالك خويش اند .

هل لكم من ما ملكت أيمـنكم من شركاء فى ما رزقنـكم فأنتم فيه سواء

مثلى كه در آيه آورده شده است، به قرينه آيات سابق ـ كه درباره اثبات خداوند و وحدانيت بود ـ براى نفى معبودانى است كه مشركان، آنان را در برابر خداوند، انتخاب كرده بودند.

42- تمثيل به برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 1

1- مخلوق در مقايسه با خدا ، همانند برده اى مملوك كه فاقد كمترين اراده و اختيار است .

ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 3

3 - مؤمنان و موحدان ، همچون بردگانى اند كه تنها يك مالك داشته و فقط از او فرمان مى برند .

ضرب اللّه مثلاً. .. و رجلاً سلمًا لرجل

43- تمثيل به برده مشترك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 1،2

1 - مثل زدن خداوند به فردى كه تحت بردگى چند مالك ناسازگار و سخت گير باشد و فردى كه تنها مملوك يك مالك باشد و تنها از او دستور گيرد .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشـكسون و رجلاً سلمًا لرجل

«متشاكسون» به معناى «مختلفون عسرون» (اختلاف كنندگان سخت گير) است (قاموس المحيط). و «سلم» (مصدر «سلم له») نيز به معناى خالص شدن است و از آن جايى كه صفت قرار گرفته بر مبالغه دلالت مى كند.

2 - مشركان ، چونان بردگانى اند كه چند مالك ناسازگار و سخت گير بر سر آنان به نزاع برخاسته و به آنها فرمان هاى متعدد مى دهند .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشـكسون

مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه چون در رديف آيات مربوط به شرك پيشگان و يكتاپرستان قرار دارد، درصدد تشريح وضعيت آنان مى باشد.

44- توصيه به عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 1

1 - آزادسازى بردگان و هزينه كردن ثروت در اين راه ، خواسته خداوند از ثروتمندان است .

فكّ رقبة

جمله «يقول أهلكت مالاً لبداً» در آيات پيشين، بيانگر اين است كه روى سخن در اين آيات با ثروتمندان است. «رقبة»; يعنى، گردن و كنايه از تمام بدن است; زيرا با به بند كشيده شدن گردن، تمام بدن اسير مى شود.

45- حج برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 20

20- « حسن العطار قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن رجل أمر مملوكه أن يتمتع بالعمرة إلى الحج أعليه أن يذبح عنه ؟ قال : لا إن الله تعالى يقول : « عبداً مملوكاً لايقدر على شىء » ;

حسن عطار گويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم: مردى برده مملوك خود را امر كرده تا حج تمتع به جا آورد، آيا بر آن مملوك واجب است از طرف مولا قربانى كند؟ حضرت فرمود: نه خداى تعالى مى فرمايد: عبداً مملوكاً لايقدر على شىء».

46- حد زناى برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 23

23 ـ زراره گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : بنده اى زنا كرده ، فرمود : « يجلد نصف الحد . . . قلت : فهل يجب عليه الرجم فى شىء من فعله فقال نعم يقتل فى الثامنة . . . ثم قال : على امام المسلمين ان يدفع ثمنه إلى مولاه من سهم الرقاب ;

فرمود: به قدر نصف حد شلاق مى خورد. گفتم: آيا سنگسار كردن در مورد برده براى چيزى از گناهان او واجب مى شود؟ فرمود: آرى، در هشتمين زنا كشته مى شود ... سپس فرمود: بر عهده امام مسلمانان است كه قيمت او را از سهم «رقاب» به مالكش بپردازد».

47- حفظ شخصيّت برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 13

13 ـ لزوم حفظ منزلت انسانى بردگان و محسوب نمودن آنان در زمره خانواده مالك

فانكحوهنّ باذن اهلهنّ

خداوند از مالك كنيز تعبير به اهل كرده تا به اين معنا اشاره كند كه برده و كنيز، جزء خانواده مالك هستند و همانند ديگر اعضاى خانواده.

48- حق عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 6

6 - خداوند ، حق آزاد شدن را از هيچ برده اى سلب نكرده و كسى را به بردگى هميشگى ، محكوم نكرده است .

فكّ رقبة

49- حقوق اجتماعى برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 16

16 ـ لزوم حفظ حقوق اقتصادى و اجتماعى بردگان

بعضكم من بعض . .. اتوهُنّ اجورهنّ

50- حقوق اقتصادى برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 16

16 ـ لزوم حفظ حقوق اقتصادى و اجتماعى بردگان

بعضكم من بعض . .. اتوهُنّ اجورهنّ

51- حقوق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 9

9 - مردم ، در صدر اسلام ، با نظام برده دارى آشنا بودند و همسان نبودن حقوق برده با مالك اش را قبول داشتند .

هل لكم من ما ملكت أيمـنكم من شركاء فى ما رزقنـكم فأنتم فيه سواء

52- رجم برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 23

23 ـ زراره گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : بنده اى زنا كرده ، فرمود : « يجلد نصف الحد . . . قلت : فهل يجب عليه الرجم فى شىء من فعله فقال نعم يقتل فى الثامنة . . . ثم قال : على امام المسلمين ان يدفع ثمنه إلى مولاه من سهم الرقاب ;

فرمود: به قدر نصف حد شلاق مى خورد. گفتم: آيا سنگسار كردن در مورد برده براى چيزى از گناهان او واجب مى شود؟ فرمود: آرى، در هشتمين زنا كشته مى شود ... سپس فرمود: بر عهده امام مسلمانان است كه قيمت او را از سهم «رقاب» به مالكش بپردازد».

53- روش برخورد برده داران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 5

5- برده داران ، هيچ گاه برده هاى خود را در امكانات فراوان اقتصادى و معيشتى خويش ، شريك نمى سازند و خود را با آنان مساوى و برابر نمى دانند .

فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمـنهم فهم فيه سواء

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه آيه در صدد بيان يك حكم اقتصادى درباره بردگان نباشد; بلكه براى بيان يك واقعيت خارجى و ارتباط آن با مسأله شرك باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: شما كه بردگان را با خود برابر نمى دانيد، پس چطور برخى از بندگان خدا را با خدا برابر مى دانيد و آنها را شريك او مى پنداريد؟

54- روش عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 12،16

12 - صلاحيت براى آزادى ، شرط لزوم تنظيم سند آزادى با بردگان از سوى مالكان آنان

الذين يبتغون الكتـب ممّا ملكت أيمـنكم فكاتبوهم إن علمتم فيهم خيرًا

16 - قرارداد بردگان با مالكانشان جهت بازخريد خويش ، يكى از راه هاى آزادى آنان است .

الذين يبتغون الكتـب ممّا ملكت أيمـنكم فكاتبوهم

55- زمينه ازدواج برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 32 - 4،5

4 - اولياى بردگان و كنيزان صالح و نيكو كردار ، موظف به فراهم آوردن تسهيلات ازدواج براى آنان .

و أنكحوا . .. و الصـلحين من عبادكم و إمائكم

5 - فراهم آوردن تسهيلات ازدواج براى بردگان و كنيزان شايسته اداره زندگى مشترك ، تكليفى است بر عهده اولياى آنان .

و أنكحوا. .. و الصـلحين من عبادكم و إمائكم

برداشت ياد شده، براين اساس است كه مقصود از صلاح در «الصالحين» ـ به قرينه اين كه سخن از ازدواج افراد غير متأهل است و آنان نوعاً از قشر جوان و نوجوانان اند ـ صلاحيت براى امر ازدواج باشد; يعنى، به حدى از رشد و بلوغ رسيده باشند كه شايستگى اداره زندگى مشترك را داشته باشند.

56- سرزنش اعراض از عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 4

4 - حذف آزادسازى بندگان از فهرست كمك هاى مالى به جامعه ، شيوه اى مطرود در نظام انفاق هاى خداپسند

يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. فلااقتحم العقبة ... فكّ رقبة

57- سرزنش علاقه به برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 30 - 8

8ـ شيفته غلام زرخريد شدن و تقاضاى كام روايى از او ، خطا و لغزشى روشن از ديدگاه زنان اشراف و همپالگى هاى زليخا

قد شغفها حبًّا إنا لنريـها فى ضلـل مبين

هدف زنان اشراف از ياد كردن يوسف(ع) به عنوان «برده و جوانك زليخا»، خرده گرفتن بر اوست كه چرا به غلام زرخريد عشق مىورزد.

58- سرزنش كامجويى از برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 30 - 7،8

7ـ زنان اشراف ، تقاضاى كام جويى زليخا از برده خويش را ، امرى نكوهيده دانسته و او را ملامت مى كردند .

و قال نسوة فى المدينة امرأت العزيز ترود فتيـها عن نفسه قد شغفها حبًّا

«فتا» به معناى برده و عبد ، و نيز به معناى جوان است. به نظر مى رسد هر دو معناى «فتا» در «تراود فتاها» لحاظ شده باشد.

8ـ شيفته غلام زرخريد شدن و تقاضاى كام روايى از او ، خطا و لغزشى روشن از ديدگاه زنان اشراف و همپالگى هاى زليخا

قد شغفها حبًّا إنا لنريـها فى ضلـل مبين

هدف زنان اشراف از ياد كردن يوسف(ع) به عنوان «برده و جوانك زليخا»، خرده گرفتن بر اوست كه چرا به غلام زرخريد عشق مىورزد.

59- شخصيت برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 10

10 ـ يكسانىِ مقامِ انسانىِ بردگان با ساير انسانها

من فتياتكم المؤمنات . .. بعضكم من بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 14،15

14 - بردگان ، هم سنگ با مالكانشان در بستن قرارداد بازخريد خويش

الذين يبتغون الكتـب ممّا ملكت أيمـنكم فكاتبوهم

برداشت ياد شده به خاطر صيغه مفاعله بودن «كاتبوا» است كه لازمه آن، مشاركت بردگان با مالكان خويش در عقد قرارداد بازخريدشان است.

15 - بردگان ، داراى شخصيت حقيقى ( اصيل در قرارداد بازخريد خويش ) در ديدگاه قرآن

الذين يبتغون الكتـب ممّا ملكت أيمـنكم فكاتبوهم

60- شرايط برده مكاتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 36

36 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله اللّه عزّوجلّ « فكاتبوهم إن علمتم فيهم خيراً » قال الخير أن يشهد أن لا إلـه إلاّ اللّه و أنّ محمداً رسول اللّه ، و يكون بيده عمل يكتسب به أو يكون له حرفة ;

از امام صادق(ع) درباره قول خداى ـ عزّوجل ـ «. ..إن علمتم فيهم خيراً» روايت شده است: خير اين است كه به وحدانيت خدا و رسالت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) شهادت دهد و در دست او كارى باشد كه با آن كسب درآمد كند، يا حرفه اى داشته باشد».

61- شرايط عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 12

12 - صلاحيت براى آزادى ، شرط لزوم تنظيم سند آزادى با بردگان از سوى مالكان آنان

الذين يبتغون الكتـب ممّا ملكت أيمـنكم فكاتبوهم إن علمتم فيهم خيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 39 - 5

5 - « دخل ابن أبى سعيد المكارى على الرضا ( ع ) . . . فقال : رجل قال عند موته : كلّ مملوك لى قديم فهو حرّ لوجه اللّه فقال ( ع ) : . . .إنّ اللّه ـ تبارك و تعالى ـ يقول فى كتابه « حتّى عاد كالعرجون القديم » فما كان من مماليكه أتى له ستة أشهر فهو قديم حرّ . . . ;

ابن أبى سعيدمكارى مى گويد: بر امام رضا(ع) وارد شدم . ..و گفتم: شخصى به هنگام مرگ خود مى گويد: تمام بندگان قديم من در راه خدا آزادند. امام فرمود: ... خداوند ـ تبارك و تعالى ـ در كتاب خود مى فرمايد: «حتّى عاد كالعرجون القديم». پس هر كدام از بندگان او كه شش ماه از مملوك بودنش گذشته باشد، قديم و آزاد است...».

62- عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 5،11

5 - ايمان به خدا ، قيامت ، فرشتگان ، كتاب هاى آسمانى و پيامبران و پرداخت مال ( انفاق ) براى رفع نياز مستمندان و آزادى بردگان از مسائل اساسى دين است .

ليس البر أن تولوا وجوهكم . .. و لكن البر من ءامن باللّه ... و ءاتى المال على حبه

11 - صرف كردن مال براى آزاد سازى بردگان وظيفه اى بر عهده اهل ايمان

و لكن البر من ءامن . .. و ءاتى المال على حبه ... فى الرقاب

«رقاب» جمع رقبة و به معناى بردگان مى باشد و «فى الرقاب» عطف بر «ذوى القربى» است. وجود حرف «فى» در عنوان بردگان - بر خلاف ديگر عناوين ياد شده - گوياى اين است كه: مقصود از «ءاتى المال على حبه ... فى الرقاب» پرداخت مال براى آزاد كردن آنان است نه پرداخت مال به خود آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 10

10 ـ استقلال قوم موسى ( ع ) و خارج شدنشان از بردگى فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند بر آنان

و جعلكم ملوكاً

چون همه قوم موسى نمى توانند ملك (پادشاه) باشند، بنابراين مراد از ملك، با توجه به سابقه بردگى آنان براى فرعونيان، اين است كه آنها به استقلال رسيدند و سرنوشتشان به دست فرعونيان رقم نمى خورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 7،8،12،14

7 ـ تغذيه ده مسكين و يا تهيه پوشاك براى آنان و يا آزاد كردن يك برده كفاره شكستن سوگند

فكفّرته اطعام عشرة مسكين . .. اهليكم او كسوتهم او تحرير رقبة

8 ـ شكننده قسم ، مخيّر در برگزيدن هر يك از انواع سه گانه كفاره قسم ( تغذيه مساكين ، تهيه پوشاك براى آنان و آزاد كردن برده )

فكفّرته اطعام عشرة مسكين . .. او كسوتهم او تحرير رقبة

تفريع جمله «فمن لم يجد» بر جملات پيشين تصريح به اين دارد كه مكلف در انتخاب هر يك از موارد سه گانه مخيّر است چنانچه فرموده بود «او صيام ثلثة ايام» احتمال لزوم مراعات ترتيب بين آن موارد وجود داشت.

12 ـ نجات بردگان از بردگى ، مورد توجه دين اسلام

او تحرير رقبة

14 ـ كفاره شكستن سوگند ـ در صورت ناتوانى از اطعام ده مسكين و يا تهيه پوشاك براى آنان و يا آزاد كردن برده ـ ، سه روز روزه گرفتن است .

فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 20

20 - برده دارانى كه با كمك مالى خويش ، به روند آزادگى بردگان تسريع بخشند ، مورد تشويق و تحسين خدا هستند .

فكاتبوهم . .. و ءاتوهم من مال اللّه الذى ءاتيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 3 - 5

5 - كفّاره ظهار ، ابتدا آزاد كردن يك بنده است .

فتحرير رقبة من قبل أن يتماسّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 4 - 1

1 - ظهاركننده ، در صورتى كه آزاد كردن بنده برايش مقدور نباشد ، بايد دو ماه روزه بگيرد .

فمن لم يجد فصيام شهرين

63- فرجام اخروى معرضان از عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 1

1 - منكران آيات الهى كه به بردگان ، يتيمان و مسكينان خدمتى نكرده و صبر و ترحّم ، را رواج ندهند ، در آخرت گرفتار فرجامى شوم و نكبت بار خواهند شد .

و الذين كفروا بـايـتنا هم أصحـب المشئمة

«مشأمة» از «شُؤم»، نقطه مقابل يُمْن (صحاح) گرفته شده است. (العين)

64- فضايل برده مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 13

13 ـ ارزش و شخصيّت بردگان با ايمان ، از ديدگاه قرآن

و لامة مؤمنة خير من مشركة . .. و لعبد مؤمن خير من مشرك

65- فضيلت عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 5

5 - فضيلت آزادسازى بردگان ، ويژه نوع خاصى از آنان نيست .

فكّ رقبة

واژه «رقبة»، نكره اى است كه به هيچ خصوصيتى مقيد نشده است. بنابراين بر هر برده اى قابل تطبيق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 14 - 5

5 - فضيلت آزادسازى بردگان ، برتر از تغذيه گرسنگان جامعه است . *

فكّ رقبة . أو إطعـم

تقديم «فكّ رقبة»، بيانگر برداشت ياد شده است.

66- قبول درخواست برده مكاتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 11

11 - لزوم موافقت برده داران با تقاضاى بردگان خود در تنظيم سندِ بازخريد آنان

و الذين يبتغون الكتـب ممّا ملكت أيمـنكم فكاتبوهم

67- قصاص برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 5،7

5 - انسان آزاد ( غير برده ) در مقابل كشتن انسان آزاد و برده در مقابل كشتن برده ، قصاص مى شوند .

الحر بالحر و العبد بالعبد

7 - عدم تساوى انسان آزاد با برده و زن با مرد در قانون قصاص

كتب عليكم القصاص فى القتلى الحر بالحر و العبد بالعبد و الأنثى بالأنثى

68- كيفر اخروى اعراض از عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 20 - 3

3 - انكار آيات الهى ، آزادنكردن بردگان و غذا ندادن به گرسنگان يتيم و مسكين و توصيه نكردن به صبر و ترحّم ، مايه گرفتارى به آتش فراگير و گريزناپذير

فكّ رقبة . .. و الذين كفروا ... عليهم نار مؤصدة

69- لجاجت برده داران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 6

6- برده داران ، خود را با برده ها برابر نمى دانند و هرگز از برده دارى دست برنمى دارند .

فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمـنهم فهم فيه سواء

70- لقب برده آزاده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 5 - 10

10 - در صورتى كه كسى ، برده آزاد شده بود و پدرش ناشناخته ، شايسته است كه به او ، لقب « مولا » بدهند .

ادعوهم لأباءهم . .. فإن لم تعلموا ءاباءهم ... و موليكم

71- مالكيت بر برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 10

10 - مالكيت انسان بر بَرده ، جايز و مشروع است .

ما ملكت أيمـنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 50 - 11

11 - انسانِ برده را ، مالك شدن ، جايز و مباح است .

إنّا أحللنا لك . .. و ما ملكت يمينك ... و ما ملكت أيمـنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 52 - 11

11 - مالكيت بر انسان برده ، جايز و روا است .

إلاّ ما ملكت يمينك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 7

7 - مالكِ انسانِ برده شدن ، جايز است .

و لا ما ملكت أيمـنهنّ

72- مالكيت برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 13

13 - بردگان ، از حقِّ مالكيت و تصرف مستقل ، بى بهره و محروم اند .

هل لكم من ما ملكت أيمـنكم من شركاء فى ما رزقنـكم فأنتم فيه سواء

73- محرميت برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 25

25 - پدر شوهر ، پسرهمسر ، پسر برادر ، پسر خواهر ، زنان مؤمن ، بردگان ، خدمت كاران بى ميل به زن و زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، از محارم زنان اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ . .. أو الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 20

20 - « عن معاوية بن عمّار قال : كنّا عند أبى عبداللّه ( ع ) . . . قلت إن المرأة . . . تركب و تضع يدها على رأس الأسود و ذراعيها على عنقه . فقال أبوعبداللّه : « . . .لاجناح عليهنّ فى أبائهنّ . . . و لا ما ملكت أيمانهنّ » ;

معاوية بن عمار مى گويد: نزد امام صادق(ع) بوديم. .. (به ايشان) گفتم: زن ...(گاهى) سوار بر مركب مى شود و دست خود را بر سر غلام سياه و ساعدهاى خود را بر گردن او مى گذارد. پس امام فرمود: ...لاجناح عليهنّ فى أبائهنّ... و لا ما ملكت أيمانهنّ».

74- محروميت اقتصادى برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 5

5- برده داران ، هيچ گاه برده هاى خود را در امكانات فراوان اقتصادى و معيشتى خويش ، شريك نمى سازند و خود را با آنان مساوى و برابر نمى دانند .

فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمـنهم فهم فيه سواء

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه آيه در صدد بيان يك حكم اقتصادى درباره بردگان نباشد; بلكه براى بيان يك واقعيت خارجى و ارتباط آن با مسأله شرك باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: شما كه بردگان را با خود برابر نمى دانيد، پس چطور برخى از بندگان خدا را با خدا برابر مى دانيد و آنها را شريك او مى پنداريد؟

75- مراد از عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 8

8 - « إنّ أعرابيّاً قال لرسول اللّه (صلی الله علیه و آله) علّمنى عملاً يدخلنى الجنّة ؟ قال : أعتق النَسَمَة و فُكّ الرقبة . قال : أوَ ليستا بواحدة ؟ قال له : إنّ عتق الرقبة أن تفرّد بعتقها و فكّ الرقبة أن تُعين فى عتقها . . . ;

مردى باديه نشين به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عرض كرد: عملى را به من تعليم ده كه مرا به بهشت ببرد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «أعَتِقِ النَّسمةَ و فُكَّ الرقبةَ» آن مرد گفت: آيا «عتق نسمه و فكّ رقبه» هر دو، به يك معنا (آزاد كردن برده) نيست؟ فرمود: نه; «عتق

رقبه» آن است كه به تنهايى برده را آزاد كنى و «فكّ رقبه» آن است كه در آزادىِ برده اى كمك كنى».

76- مسؤوليت برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 2

2 - بردگان ، بايد براى ورود به اتاق و محل استراحت صاحبان خود ، در سه وقت اذن بطلبند : 1ـ پيش از نماز بامداد ، 2ـ به وقت استراحت نيمروزى ( ظهر ) ، 3ـ پس از نماز عشا ( هنگام خواب شب ) .

ليستئذنكم الذين ملكت أيمـنكم . .. ثلث مرّت من قبل صلوة الفجر و حين تضعون ثيابكم

77- مسؤوليت برده داران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 32 - 4،5

4 - اولياى بردگان و كنيزان صالح و نيكو كردار ، موظف به فراهم آوردن تسهيلات ازدواج براى آنان .

و أنكحوا . .. و الصـلحين من عبادكم و إمائكم

5 - فراهم آوردن تسهيلات ازدواج براى بردگان و كنيزان شايسته اداره زندگى مشترك ، تكليفى است بر عهده اولياى آنان .

و أنكحوا. .. و الصـلحين من عبادكم و إمائكم

برداشت ياد شده، براين اساس است كه مقصود از صلاح در «الصالحين» ـ به قرينه اين كه سخن از ازدواج افراد غير متأهل است و آنان نوعاً از قشر جوان و نوجوانان اند ـ صلاحيت براى امر ازدواج باشد; يعنى، به حدى از رشد و بلوغ رسيده باشند كه شايستگى اداره زندگى مشترك را داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 17

17 - برده داران ، وظيفه دار پرداخت مقدارى از مال خود به بردگان ، به هنگام آزادى آنان با قرارداد بازخريد ( مكاتبه )

فكاتبوهم . .. و ءاتوهم من مال اللّه الذى ءاتيكم

78- مسؤوليت مالك برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 3

3 - مالكان برده ، در كمك هاى اقتصادى به جامعه ، بايد آزادسازى بردگان خويش را در اولويت قرار دهند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. فلااقتحم العقبة ... فكّ رقبة

مفاد اين آيه ـ با توجه به آيات پيشين ـ اين است كه مدعيان انفاق، اگر همچنان بردگان خويش را در بند نگه دارند، روشن مى شود كه آنان در ادعاى انفاق گرى، صداقت ندارند.

79- معرضان از عتق برده در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 2

2 - سمت چپ در آخرت ، جايگاه استقرار كسانى است كه به آيات الهى كفر ورزيده و از آزادسازى بردگان ، غذا دادن به يتيمان و مستمندان و توصيه يكديگر به صبر و ترحم ، امتناع كرده اند .

فكّ رقبة . .. و الذين كفروا بـايـتنا هم أصحـب المشئمة

چنانچه «مشأمة» به معناى «سمت چپ» باشد ـ كه در «صحاح» از جمله معانى آن شمرده شده است ـ برداشت ياد شده استفاده مى شود. كلمه «أصحاب»، بيانگر حضور طولانى «اصحاب المشأمة» در سمت چپ است به گونه اى كه با آن مصاحبت داشته و از آن فاصله نمى گيرند.

80- مكاتبه با برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 16

16 - قرارداد بردگان با مالكانشان جهت بازخريد خويش ، يكى از راه هاى آزادى آنان است .

الذين يبتغون الكتـب ممّا ملكت أيمـنكم فكاتبوهم

81- مملوكيت برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 11

11 - بَردگان ، جزئى از دارايى مالكان خويش اند .

هل لكم من ما ملكت أيمـنكم من شركاء فى ما رزقنـكم فأنتم فيه سواء

82- مهربانى با برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 4

4 - ايمان به آيات الهى ، سفارش يكديگر به استقامت در تكاليف دشوار و اظهار محبت به بردگان ، يتيمان و تنگدستان ، قدردانى از نعمت هاى بينايى ، گويايى و هدايت است .

ألم نجعل له عينين . و لسانًا و شفتين . و هدينـه النجدين ... ثمّ كان من الذين ءام

«الذين آمنوا» گرچه مطلق است; ولى مصداق بارز آنها ـ به قرينه «و الذين كفروا بآياتنا» در آيات بعد ـ مؤمنان به آيات الهى است و آيات پيشين ـ كه بعضى از تكاليف را «عقبة» ناميده بود ـ قرينه بر مراد از «صبر» است و سياق آيات نشان مى دهد كه مراد از «مرحمة»، ترّحم بر «رقبة»، «يتيم» و «مسكين» است. ارتباط اين آيات با آيه هاى پيشين ـ كه نعمت هاى الهى را برشمرده ـ گوياى برداشت ياد شده است; زيرا «بينايى و بصيرت»، زمينه ساز «ايمان» و «داشتن زبان و لب»، زمينه ساز توصيه است.

برده داران

83- بينش برده داران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 5،6

5- برده داران ، هيچ گاه برده هاى خود را در امكانات فراوان اقتصادى و معيشتى خويش ، شريك نمى سازند و خود را با آنان مساوى و برابر نمى دانند .

فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمـنهم فهم فيه سواء

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه آيه در صدد بيان يك حكم اقتصادى درباره بردگان نباشد; بلكه براى بيان يك واقعيت خارجى و ارتباط آن با مسأله شرك باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: شما كه بردگان را با خود برابر نمى دانيد، پس چطور برخى از بندگان خدا را با خدا برابر مى دانيد و آنها را شريك او مى پنداريد؟

6- برده داران ، خود را با برده ها برابر نمى دانند و هرگز از برده دارى دست برنمى دارند .

فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمـنهم فهم فيه سواء

84- روش برخورد برده داران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 5

5- برده داران ، هيچ گاه برده هاى خود را در امكانات فراوان اقتصادى و معيشتى خويش ، شريك نمى سازند و خود را با آنان مساوى و برابر نمى دانند .

فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمـنهم فهم فيه سواء

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه آيه در صدد بيان يك حكم اقتصادى درباره بردگان نباشد; بلكه براى بيان يك واقعيت خارجى و ارتباط آن با مسأله شرك باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: شما كه بردگان را با خود برابر نمى دانيد، پس

چطور برخى از بندگان خدا را با خدا برابر مى دانيد و آنها را شريك او مى پنداريد؟

85- لجاجت برده داران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 6

6- برده داران ، خود را با برده ها برابر نمى دانند و هرگز از برده دارى دست برنمى دارند .

فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمـنهم فهم فيه سواء

86- مسؤوليت برده داران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 32 - 4،5

4 - اولياى بردگان و كنيزان صالح و نيكو كردار ، موظف به فراهم آوردن تسهيلات ازدواج براى آنان .

و أنكحوا . .. و الصـلحين من عبادكم و إمائكم

5 - فراهم آوردن تسهيلات ازدواج براى بردگان و كنيزان شايسته اداره زندگى مشترك ، تكليفى است بر عهده اولياى آنان .

و أنكحوا. .. و الصـلحين من عبادكم و إمائكم

برداشت ياد شده، براين اساس است كه مقصود از صلاح در «الصالحين» ـ به قرينه اين كه سخن از ازدواج افراد غير متأهل است و آنان نوعاً از قشر جوان و نوجوانان اند ـ صلاحيت براى امر ازدواج باشد; يعنى، به حدى از رشد و بلوغ رسيده باشند كه شايستگى اداره زندگى مشترك را داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 17

17 - برده داران ، وظيفه دار پرداخت مقدارى از مال خود به بردگان ، به هنگام آزادى آنان با قرارداد بازخريد ( مكاتبه )

فكاتبوهم . .. و ءاتوهم من مال اللّه الذى ءاتيكم

87- برده دارى

برده دارى در دوران يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 8

8ـ رواج برده دارى و خريد و فروش انسان در عصر حضرت يعقوب ( ع )

و أسرّوه بضـعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 20 - 7

7ـ برده دارى و خريد و فروش انسان ، امرى رايج در عصر يعقوب ( ع )

و شروه بثمن بخس

88- برده دارى در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 9

9 - مردم ، در صدر اسلام ، با نظام برده دارى آشنا بودند و همسان نبودن حقوق برده با مالك اش را قبول داشتند .

هل لكم من ما ملكت أيمـنكم من شركاء فى ما رزقنـكم فأنتم فيه سواء

89- تاريخ برده دارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 8

8ـ رواج برده دارى و خريد و فروش انسان در عصر حضرت يعقوب ( ع )

و أسرّوه بضـعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 20 - 7

7ـ برده دارى و خريد و فروش انسان ، امرى رايج در عصر يعقوب ( ع )

و شروه بثمن بخس

5- برق آسماني

1- برق آسمانى اميدواركننده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 1،6

1 - نشان دادن برق هاى اميدزا و خوف آفرين ، از آيات الهى است .

و من ءايـته يريكم البرق خوفًا و طمعًا

6 - برق هايى ترس آفرين و طمع زا ، بارش باران و رويش گياهان با آن ، نشانه هاى قدرت خداوند

يريكم البرق . .. إنّ فى ذلك لأيـت

2- برق آسمانى ترسناك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 1،6

1 - نشان دادن برق هاى اميدزا و خوف آفرين ، از آيات الهى است .

و من ءايـته يريكم البرق خوفًا و طمعًا

6 - برق هايى ترس آفرين و طمع زا ، بارش باران و رويش گياهان با آن ، نشانه هاى قدرت خداوند

يريكم البرق . .. إنّ فى ذلك لأيـت

برق هاى آسمانى

3- حقيقت برق هاى آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 12 - 7

7ـ « سأل أبوبصير أباعبدالله ( ع ) : . . . ما حال البرق فقال : تلك مخاريق الملائكة تضرب السحاب فتسوقه إلى الموضع الذى قضى الله عزوجل فيه المطر ;

ابوبصير از امام صادق(ع) از چگونگى برق سؤال كرد، حضرت فرمود: آن تازيانه هاى فرشتگان است كه بر ابرها مى زنند و آنها را به مكانى كه خداى عزوجل در آن باران مقدر فرموده است، مى رانند.

4- زمينه برق هاى آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 12 - 2

2ـ هراس مردم از خشكسالى و اميد آنان به نزول باران ، زمينه ساز پديد آمدن برق هاى آسمانى و نماياندن آنها به ايشان است .

هو الذى يريكم البرق خوفًا و طمعًا

هر يك از دو كلمه «خوفاً» و «طمعاً» مى تواند مفعول له حصولى باشد و مى تواند مفعول له تحصيلى باشد. بر فرض نخست مفاد عبارت «هو الذى ...» چنين مى شود: «چون هراس داشتيد و نيز اميدوار بوديد برقهاى آسمانى را براى شما پديدار مى كنيم». و بر مبناى دوم مفاد «هو الذى ...» چنين مى شود: «براى آنكه بهراسيد و نيز اميدوار شويد، برقهاى آسمانى را به شما مى نمايانيم». برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

5- نقش برق هاى آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 12 - 3،6

3ـ برق هاى آسمانى مايه هراس مردم و نيز موجب اميد آنان است .

هو الذى يريكم البرق خوفًا و طمعًا

برداشت فوق بر اين اساس است كه هر يك از «خوفاً» و «طمعاً» مفعول له تحصيلى باشد.

6ـ « قال الرضا ( ع ) فى قول الله عزوجل : « هو الذى يريكم البرق خوفاً و طمعاً » قال : خوفاً للمسافر و طمعاً للمقيم ;

از امام رضا(ع) درباره سخن خدا: «هو الذى يريكم البرق خوفاً و طمعاً» روايت شده است كه فرمود: مايه ترس براى مسافر و مايه اميد براى مقيم در وطن مى باشد».

6- نماياننده برق هاى آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 12 - 1

1ـ خداوند ، آشكار كننده برق هاى آسمانى و نماياننده آنها به آدميان

هو الذى يريكم البرق

6- بركت

1- اقسام بركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 96 - 2

2 ـ امت هاى هلاك شده پيشين در صورت ايمان به پيامبران و پرهيز از مخالفت با ايشان ، از انواع بركت هاى خدادادى بهره مند مى شدند و هرگز به عذاب الهى مبتلا نمى گشتند .

و لو أن أهل القرى ءامنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركت

«ال» در «القرى» عهد ذكرى است و اشاره به قريه هايى دارد كه در آيه 94 آمده است.

2- بركت آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 96 - 1،4

1 ـ جوامع بشرى در صورت ايمان به رسالت انبيا و رعايت تقوا از بركت هاى فراوان و گوناگون آسمان و زمين بهره مند خواهند شد .

و لو أن أهل القرى ءامنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركت من السماء و الأرض

4 ـ جريان نعمت هاى فراوان بر امت ها با گشايش بركت هاى آسمان و زمين ، در اختيار خداوند و به اراده اوست .

لفتحنا عليهم بركت من السماء و الأرض

3- بركت اخروى اطعام به يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولـئك أصحـب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

4- بركت اخروى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولـئك أصحـب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

5- بركت اخروى ولاى عتق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولـئك أصحـب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

6- بركت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 5

5ـ اسحاق و يعقوب ، رحمت و بركتى از ناحيه خداوند براى ابراهيم ( ع ) و خانواده او

فبشّرنـها بإسحـق . .. رحمت الله و بركـته عليكم أهل البيت

7- بركت باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 7

7ـ درخت ها و كشتزار ها ، دو نمود بركت باران و بقاى رحمت آن

ماء مبـركًا فأنبتنا به جنّـت و حبّ الحصيد

8- بركت در روزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 3 - 15

15 - « و روى عن الصادق ( ع ) انّه قال : « و يرزقه من حيث لايحتسب » أى يبارك له فيما أتاه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: «و يرزقه من حيث لايحتسب»; يعنى، خداوند براى او در آنچه داده بركت مى دهد (و آن را براى او مبارك مى سازد)».

9- بركت درخت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 9

9 - زيتون ، از درختان پر بركت است .

شجرة مبـركة زيتونة

10- بركت زمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 5

5- تفاوت زمان ها ، از جهت ارزش و بركت

ليلة مبـركة

11- بركت زمينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 96 - 1،4

1 ـ جوامع بشرى در صورت ايمان به رسالت انبيا و رعايت تقوا از بركت هاى فراوان و گوناگون آسمان و زمين بهره مند خواهند شد .

و لو أن أهل القرى ءامنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركت من السماء و الأرض

4 ـ جريان نعمت هاى فراوان بر امت ها با گشايش بركت هاى آسمان و زمين ، در اختيار خداوند و به اراده اوست .

لفتحنا عليهم بركت من السماء و الأرض

12- بركت سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 27

27 - سلام گفتن مسلمانان به يكديگر ، در حقيقت درودى است مبارك و پاكيزه كه از جانب خداوند ، مقرر شده است .

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم تحيّة من عند اللّه مبـركة طيّبة

«من عند اللّه» ظرف و متعلق به عامل مقدر (مانند «ثابتة» يا «مشروعة») است و در مجموع صفت براى «تحيّة» مى باشد. «مباركة طيّبة» نيز صفت ديگر آن است.

13- بركت سلام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 30

30 - تحيت و درود خداوند ، مبارك ( بركت آفرين و داراى خير فراوان ) و پاكيزه است .

تحيّة من عند اللّه مبـركة طيّبة

«بركة» به معناى رشد و فزونى و «مبارك» به معناى چيزى است كه از آن خير و نعمت بسيار برمى خيزد (برگرفته از لسان العرب).

14- بركت شامات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 18 - 3

3 - سرزمين شامات در عصر سباييان ، آباد و بابركت بود و مراكز گوناگونى براى زيست انسان ها داشت .

و بين القرى التى بـركنا فيها

15- بركت شب قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 1،2

1- نزول قرآن از سوى خداوند ، در شبى مبارك و ارجمند ( شب قدر )

إنّا أنزلنـه فى ليلة مبـركة

2- « شب قدر » ، شبى مبارك و داراى خير پايدار

ليلة مبـركة

با توجه به اين كه مفسران «ليلة مباركة» را شب قدر دانسته اند برداشت ياد شده به دست مى آيد.

16- بركت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 1،2،13،14

1- خداوند حضرت عيسى ( ع ) را پيامبرى خجسته ، خوش قدم و مايه خير و بركت قرار داد .

و جعلنى مباركًا أين ما كنت

«بركة»، يعنى افزونى و فراوانى (مصباح) و «مبارك»، يعنى منشأ خير فراوان (لسان العرب) و تعبير «أين ما كنت» حاكى از خوش قدمى عيسى(ع) است، به گونه اى كه هر جا قرار گيرد، خير و بركت در آن نقطه افزونى خواهد يافت.

2- عيسى ( ع ) در كودكى ، فرخندگى و فزايندگى خير و خوبى را از صفات خدادادى خويش برشمرد .

و جعلنى مباركًا أين ما كنت

13- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال فى قول اللّه ـ عزّوجلّ ـ : « و جعلنى مباركاً أين ما كنت » قال : نفاعاً ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه در باره سخن خداى عزّوجلّ (از زبان عيسى(ع)) «و جعلنى مباركاً. ..» فرمود: مقصود از «مبارك» بسيار نفع رساننده است».

14- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) : « و جعلنى مباركاً أين ما كنت » قال : معلّماً و مؤدباً ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «جعلنى مباركاً. ..»، يعنى خدا مرا تعليم دهنده و ادب آموز قرار داد».

17- بركت فرزند صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 6

6ـ فرزند صالح ، رحمت و بركت خداوند است .

فبشّرنـها بإسحـق . .. رحمت الله و بركـته عليكم أهل البيت

18- بركت فلسطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 71 - 4

4- هجرتگاه ابراهيم و لوط ( ع ) ( شام ـ فلسطين ) ، براى تمام مردم جهان با بركت است .

و نجّينـه و لوطًا إلى الأرض التى بـركنا فيها للعـلمين

«عالم» به معناى همه خلق و يا دسته اى از موجودات است. جمع آمدن آن (عالمين) براى بيان استغراق و شمول تمامى اصناف موجودات است. مقصود از آن در اين آيه، همه مردم از تمامى اقوام و قبايل دور و نزديك مى باشد. گفتنى است نوع مفسران برآنند كه مقصود از سرزمين مبارك، شام (فلسطين) است.

19- بركت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 3

3 ـ قرآن كتابى گرانقدر و مبارك (فزاينده و رشد دهنده و داراى خير فراوان) است.

و هذا كتب أنزل نه مبارك

«بركة» يعنى رشد و فزونى (لسان العرب) و «مبارك» چيزى است كه در آن فزونى باشد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 155 - 2،6

2 ـ قرآن كتابى فرخنده و داراى خير و بركت فراوان

هذا كتب . .. مبارك

«مبارك» به چيزى و يا كسى كه خير بسيار از آن تراوش كند، گفته مى شود.

6 ـ الهى بودن قرآن و پر بركت بودن آن دليل لزوم پيروى از آن است.

هذا كتب أنزل نه مبارك فاتبعوه

حرف «فا» در «فاتبعوه» سببيه است. بنابراين دلالت مى كند كه حقايق بيان شده در جمله قبل علت لزوم پيروى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 4

4 ـ قرآن ، جلوه اى از بركات و خيرات خداوند

تبارك الذى نزّل الفرقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 3

3 - قرآن ، منبع خير و بركت و موجب رشد و تعالى بشر

كتـب أنزلنـه إليك مبـرك

«بركة» به معناى رشد و فزونى است و «مبارك» به چيزى گفته مى شود كه در آن رشد و فزونى باشد (مفردات راغب). مقصود از مبارك بودن قرآن اين است كه اين كتاب، منبع خير و بركت و مايه رشد و تعالى براى كسانى است كه در آن تدبر كنند و درس بياموزند.

20- بركت كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 96 - 10

10 ـ كعبه ، خانه اى مبارك ( داراى خير و بركت فراوان )

وضع للناس للذى ببكّة مباركاً

21- بركت كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 52 - 2

2- كوه طور ، مكانى مبارك و محلى كه خداوند از آن ناحيه با موسى ( ع ) سخن گفت .

و نـدينـه من جانب الطور الأيمن

«الأيمن» ـ كه دراين برداشت به معناى مبارك گرفته شده است ـ ممكن است وصف براى «الطور» باشد و ممكن است وصف براى «جانب» گرفته شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 30 - 4

4 - وادى طور ، جايگاهى مقدس و مبارك

فى البقعة المبـركة

«بقعة» به نقطه اى گفته مى شود كه هيئت آن متمايز از پيرامونش باشد. بنابراين اطلاق بقعه بر وادى طور، بدان جهت است كه آن وادى وضعيتى متفاوت با اطرافش دارد.

22- بركت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 13

13 ـ خداوند به بركت وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسلمانان را در جنگ بدر يارى كرد و آنان را به پيروزى رسانيد .

و ما أنزلنا على عبدنا

با توجه به اينكه آيات 9 تا 12 همين سوره امدادهاى الهى را شامل همه پيكارگران بدر دانست و اين آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را محط نزول امدادها شمرد، معلوم مى شود وجود پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نزول امدادها دخالت فراوانى داشته است.

23- بركت مسجدالاقصى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 12

12- مسجدالاقصى در سرزمينى ، سرشار از خير و بركت واقع شده است .

إلى المسجدالأقصا الذى بـركنا حوله

24- بركت مسلمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 27

27 ـ خداوند به بركت مسلمان صالح ، بلا را از خانه همسايگان او دفع مى كند .

و لو لا دفع اللّه النّاس

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): . .. ان اللّه ليدفع بالمسلم الصالح نحو مأة الف بيت من جيرانه البلاء


تفسير برهان، ج 1، ص 238، ح 4 ; الدر المنثور، ج 1، ص 764.

25- بركت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 8 - 6

6 - موسى ( ع ) ، مظهر خيرات و بركات الهى در پرتو راه يافتن به بارگاه قرب

نودى أن بورك . .. و من حولها

26- بركت يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 5

5ـ اسحاق و يعقوب ، رحمت و بركتى از ناحيه خداوند براى ابراهيم ( ع ) و خانواده او

فبشّرنـها بإسحـق . .. رحمت الله و بركـته عليكم أهل البيت

27- زمين با بركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 96 - 10

10 ـ كعبه ، خانه اى مبارك ( داراى خير و بركت فراوان )

وضع للناس للذى ببكّة مباركاً

28- زمين بى بركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 4

4 ـ گياهان نهفته در سرزمين هاى نامستعد ، هر چند باران رحمت بر آن ببارد ، تهى از خير و بركتند و بازدهيشان اندك است .

و الذى خبث لايخرج إلا نكداً

«نكد» به معناى چيزى است كه خير در آن نباشد و بى خير بودن گياهان به اين است كه بازدهى آن اندك باشد.

29- زمينه بركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 31

31 - سلام كردن مؤمنان به يكديگر ، مايه بركت و خير فراوان و پاكيزگى است .

فسلّموا على أنفسكم تحيّة من عند اللّه مبـركة طيّبة

30- زمينه نزول بركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 265 - 9

9 ـ انفاق كنندگان ، داراى زمينه و قابليّت والاى بهره مندى از فيوضات الهى

اصابها وابل . .. فان لم يصبها وابل فطلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 43 - 5

5 ـ خضوع در برابر خدا ، زمينه كسب فيض ربوبى او

اقنتى لربك

31- سرزمين با بركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 3

3 ـ سرزمينى كه خداوند پس از هلاكت فرعونيان در اختيار بنى اسرائيل قرار داد ، سرزمينى پربركت و بسيار حاصلخيز بود .

مشرق الأرض و مغربها التى بركنا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 71 - 2،4

2- حضرت ابراهيم و لوط ( ع ) ، از جامعه آلوده خود به سرزمينى بركت خيز هجرت كردند .

إلى الأرض التى بـركنا فيها

4- هجرتگاه ابراهيم و لوط ( ع ) ( شام ـ فلسطين ) ، براى تمام مردم جهان با بركت است .

و نجّينـه و لوطًا إلى الأرض التى بـركنا فيها للعـلمين

«عالم» به معناى همه خلق و يا دسته اى از موجودات است. جمع آمدن آن (عالمين) براى بيان استغراق و شمول تمامى اصناف موجودات است. مقصود از آن در اين آيه، همه مردم از تمامى اقوام و قبايل دور و نزديك مى باشد. گفتنى است نوع مفسران برآنند كه مقصود از سرزمين مبارك، شام (فلسطين) است.

32- سرزمين هاى با بركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 12

12- مسجدالاقصى در سرزمينى ، سرشار از خير و بركت واقع شده است .

إلى المسجدالأقصا الذى بـركنا حوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 3

3- حركت تند باد به سوى سرزمين سرشار از بركات الهى به فرمان سليمان ( ع )

تجرى بأمره إلى الأرض التى بـركنا فيها

33- عوامل بركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 39 - 9

9 - صرف مال ، براى جلب رضاى خداوند ، عامل بركت معنوى آن در پيشگاه خداوند است .

و ما ءاتيتم من ربًا . .. فلا يربوا عند اللّه و ما ءاتيتم من زكوة ... المضعفون

به قرينه مقابله با فراز نخست آيه و نيز اين كه انفاق دهندگان، از پاداش مضاعف برخوردارند، استفاده مى شود كه انفاق، بركت معنوى دارد.

34- منابع بركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 96 - 3

3 ـ آسمان و زمين منبع انواع بركت ها و دربردارنده خير هاى فراوان براى جوامع بشرى است .

لفتحنا عليهم بركت من السماء و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 3

3 - قرآن ، منبع خير و بركت و موجب رشد و تعالى بشر

كتـب أنزلنـه إليك مبـرك

«بركة» به معناى رشد و فزونى است و «مبارك» به چيزى گفته مى شود كه در آن رشد و فزونى باشد (مفردات راغب). مقصود از مبارك بودن قرآن اين است كه اين كتاب، منبع خير و بركت و مايه رشد و تعالى براى كسانى است كه در آن تدبر كنند و درس بياموزند.

35- منشأ بركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 54 - 13،14

13 ـ خداوند ، سرچشمه افاضه خير ها و بركت ها به تمام جهانيان

تبارك اللّه رب العلمين

14 ـ افاضه خير ها و بركت ها بر جهانيان ، برخاسته از ربوبيت خداوند است .

تبارك اللّه رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 2،4

2- عيسى ( ع ) در كودكى ، فرخندگى و فزايندگى خير و خوبى را از صفات خدادادى خويش برشمرد .

و جعلنى مباركًا أين ما كنت

4- اعطاى خير و بركت به موجودات ، در اختيار خداوند و به خواست او است .

و جعلنى مباركًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 50 - 1،6

1- قرآن ، منشأ بركات و خيرات فراوان و منافع بسيار و دائمى براى بشر

و هـذا ذكر مبارك أنزلنـه

مشاراليه «هـذا» قرآن است كه در اذهان حضور دارد و «البركة» به معناى خير بسيار و ثابت و سود فراوان است. توصيف قرآن به «مبارك» گوياى اين معنا است كه قرآن منشأ خيرات و منافع بسيار براى بشر است.

6- قرآن ، به عنوان كتاب بيدارگر و منشأ خير و بركت ، قابل انكار و ترديد نيست .

هـذا ذكر مبارك أنزلنـه أفأنتم له منكرون

خداوند، قرآن را به عنوان كتاب بيدارگر (ذكر) و مايه خير و بركت (مبارك) معرفى كرده و سپس انكار اين حقيقت از سوى مشركان را مورد سرزنش قرار داده است. اين سرزنش مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 1

1 - خداوند ، منشأ خيرات و بركات است .

تبارك الذى

«تبارُك» (مصدر «تبارَك») هم مى تواند از «بَرَك» (لزم و ثبت) باشد وهم از «بركة» (خير بسيار) (برگرفته از لسان العرب). برداشت ياد شده براساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 10 - 1

1 ـ خداوند ، منشأ خيرات و بركات است .

تبارك الذى

«تبارُك» (مصدر «تبارَك») مى تواند از «بَرَك» (لزوم و ثبت) باشد. و يا از «بركة» (خير بسيار) باشد (برگرفته از لسان العرب). برداشت فوق، براساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 61 - 1

1 ـ خداوند ، منشأ خيرات و بركات

تبارك الذى

«تبارُك» (مصدر «تبارَك») مى تواند از «بَرَك» (لَزَم و ثَبَت) و يا از «بركة» (خير بسيار) باشد. برداشت فوق، بر پايه احتمال دوم است (برگرفته از لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 8 - 5

5 - خداى تعالى ، منبع خيرات و بركات

أن بورك من فى النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 64 - 14،15

14 - خداوند ، منشأ خيرات و بركات براى جهانيان

فتبارك اللّه ربّ العـلمين

«تبارُك» (مصدر «تبارَك») چنانچه از بركت گرفته شده باشد، به معناى افاضه بركت ها و خيرها و اگر از بَرَكَ (لَزَمَ و ثَبَتَ) گرفته شده باشد، به معناى جاودانگى و هميشگى خواهد بود (برگرفته از لسان العرب).

15 - افاضه خير ها و بركت ها بر جهانيان ، برخاسته از ربوبيت خداوند است .

فتبارك اللّه ربّ العـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 10 - 2

2 - خداوند ، زمين را بابركت و سرشار از نعمت ها قرار داد .

خلق الأرض . .. و بـرك فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 78 - 3،5،7

3 - خداوند ، سرچشمه همه خير ها و بركت ها

تبـرك اسم ربّك

«تبارك»، چنانچه از «بَرَكَ» (لزم و ثبت) گرفته شده باشد دربردارنده معناى جاودانگى است و اگر از «بركة» گرفته شده باشد، متضمن افاضه خيرها و بركت ها است.

5 - افاضه خير ها و بركت ها ، برخاسته از ربوبيت خداوند

تبـرك اسم ربّك

7 - « الرحمان » ، اسم بركت آفرين پروردگار

تبـرك اسم ربّك

در صورتى كه عبارت «اسم ربّك» ـ در پايان سوره ـ نظر به «الرحمان» ـ در ابتداى سوره ـ داشته باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 3 - 15

15 - « و روى عن الصادق ( ع ) انّه قال : « و يرزقه من حيث لايحتسب » أى يبارك له فيما أتاه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: «و يرزقه من حيث لايحتسب»; يعنى، خداوند براى او در آنچه داده بركت مى دهد (و آن را براى او مبارك مى سازد)».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 1 - 2،4،7

2 - خداوند ، منشأ خيرات و بركات است .

تبـرك

4 - افاضه خير ها و بركت ها از سوى خداوند ، برخاسته از فرمانروايى انحصارى او بر جهان است .

تبـرك الذى بيده الملك

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «الذى بيده الملك» مى تواند در مقام توضيح و تبيين «تبارك» باشد.

7 - افاضه خير ها و بركت ها از سوى خداوند ، برخاسته از قدرت مطلق و بى پايان او است .

تبـرك الذى . .. هو على كلّ شىء قدير

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «و هو على كلّ شىء قدير» مى تواند در مقام توضيح و تبيين «تبارك» قرار داشته باشد.

36- منشأ بركت اماكن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 30 - 5

5 - گرفتن صبغه الهى ، مايه تقدس و بركت مكان ها

نودى . .. فى البقعة المبـركة

توصيف وادى طور به مكانى مبارك، از آن روى است كه خداوند در آن جا با موسى(ع) سخن گفته است. ازاين رو مى توان گفت هر

مكانى به گونه اى رنگ الهى بگيرد، تقدس مى يابد.

37- منشأ بركت زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 4

4 ـ بركت و حاصلخيزى زمين ها به دست خدا و در اختيار اوست .

مشرق الأرض و مغربها التى بركنا فيها

38- منشأ بركت سرزمين ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 5،6

5- بركت يافتن هر سرزمين ، درگرو خواست و عنايت خدا است .

إلى الأرض التى بـركنا فيها

6- تفاوت سرزمين ها از جهت ارزش ، بركت و توجهات خداوند به آن

إلى الأرض التى بـركنا فيها

39- منشأ بركت شامات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 18 - 6

6 - بركت و آبادانى سرزمين شامات ، از ناحيه خداوند بود .

القرى التى بـركنا فيها

40- موجبات بركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 96 - 1،2

1 ـ جوامع بشرى در صورت ايمان به رسالت انبيا و رعايت تقوا از بركت هاى فراوان و گوناگون آسمان و زمين بهره مند خواهند شد .

و لو أن أهل القرى ءامنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركت من السماء و الأرض

2 ـ امت هاى هلاك شده پيشين در صورت ايمان به پيامبران و پرهيز از مخالفت با ايشان ، از انواع بركت هاى خدادادى بهره مند مى شدند و هرگز به عذاب الهى مبتلا نمى گشتند .

و لو أن أهل القرى ءامنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركت

«ال» در «القرى» عهد ذكرى است و اشاره به قريه هايى دارد كه در آيه 94 آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 5

5 ـ قرآن ، مايه خير و بركت بسيار براى انسان هاى مؤمن

تبارك الذى نزّل الفرقان

برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه قرآن، براى انسان ها نازل شده است. پس بركات و خيرات اين كتاب مبارك هم به انسان ها باز خواهد گشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 16 - 3

3 - ايمان و دين دارى ، موجب وفور نعمت و بركت و رفاه عالى است .

و ألّوِاستقـموا على الطريقة لأسقينـهم ماء غدقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 2

2 - انفاق ، بركت آفرين است ; نه تباه سازنده ثروت .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. أُولـئك أصحـب الميمنة

41- موجبات بركت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولـئك أصحـب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

42- نشانه هاى بركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 61 - 9

9 ـ آفرينش ستارگان ، خورشيد و ماه تابان ، جلوه اى از بركات و خيرات خداوند .

تبارك الذى جعل فى السماء بروجًا . .. و قمرًا منيرًا

43- نشانه هاى بركت شب قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 4 - 5

5- تقدير امور هستى در شب قدر ، نمودى از بركات سرشار الهى در اين شب

إنّا أنزلنـه فى ليلة مبـركة . .. فيها يفرق كلّ أمر حكيم

44- ويژگيهاى بركت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 3

3- خير و بركت وجود عيسى ( ع ) ، به مكان و يا مردمى خاص محدود نيست .

و جعلنى مباركًا أين ما كنت

45- هجرت به سرزمين با بركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 71 - 6

6- هجرت از محيط آلوده و بلاد كفر و شرك به سرزمين پاك و بركت خيز امرى است بايسته و سزاوار .

و نجّينـه و لوطًا إلى الأرض التى بـركنا فيها

7- برگزيدگان

1- برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 8،10

8 - ابراهيم ( ع ) از برگزيدگان خدا در دنيا و از صالحان و شايستگان سراى آخرت

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

10 - اخلاص ابراهيم ( ع ) و گزينشش از سوى خداوند و نيز شايستگى او براى ملحق شدن به صالحان سراى آخرت ، دليل هاى لزوم پيروى از آيين اوست .

و من يرغب . .. لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جمله هاى «لقد اصطفيناه» و «إنه فى الأخرة . ..» به منزله دليلى براى «و من يرغب ...» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 33 - 1

1 ـ آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران ، برگزيدگان خدا بر همه جهانيان

انَّ اللّه اصطفى ادم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران على العالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 34 - 7

7 ـ خداوند ، ناظر و مراقب برگزيدگان خود در گفتار و كردار و نيّات است . *

انّ اللّه اصطفى . .. و اللّه سميع عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 1

1 ـ مريم ( س ) ، در پى نذر مادرش ، از سوى خداوند به شايستگى پذيرفته شد .

فتقبّلها ربّها بقبول حسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 42 - 1،5،6،10،15،16،18

1 ـ مژده ملائكه به مريم ( س ) در برگزيدگى او از طرف خداوند

و اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه اصطفيك

5 ـ برگزيدگى و پاكيزه گشتن مريم ( س ) از سوى خدا

يا مريم انّ اللّه اصطفيك و طهّرك

6 ـ پاكى و برگزيده شدن مريم ، زمينه برگزيده شدن خاندان عمران نزد خداوند

يا مريم انّ اللّه اصطفيك

«و اذ قالت . .. » عطف است به «اذ قالت ... » در آيه سى و پنجم و ظرف است براى «اصطفى ... ال عمران» ; يعنى آنگاه آل عمران برگزيده شدند كه مريم را خداوند برگزيد و پاك گردانيد.

10 ـ مريم ، برگزيده الهى و سرآمد زنان جهان

يا مريم انّ اللّه . .. و اصطفيك على نساء العالمين

كلمه «اصطفاء» آنگاه كه با «على» متعدّى شود به معناى مقدم بودن و سرآمد شدن است. و آنگاه كه مطلق ذكر شود به معناى انتخاب است. بنابراين «اصطفيك » در جمله «انّ اللّه اصطفيك » به معناى انتخاب و گزينش مريم است و در «اصطفيك على نساء العالمين»، به معناى مقدم داشتن او بر ديگران است.

15 ـ مريم ، برگزيده خداون از نسل انبياى الهى

يا مريم انّ اللّه اصطفيك

امام باقر (ع) در معنى آيه فوق فرمود: . .. اصطفيك من ذريّة الانبياء.


مجمع البيان، ج 2، ص 746، نورالثقلين، ج 1، ص 336، ح 130.

16 ـ مريم ، زنى كه از ميان زنان جهان ، براى زادن عيسى بدون پدر برگزيده شد .

و اصفيك على نساء العالمين

امام باقر (ع) در معنى آيه فوق فرمود: . .. اصطفيك لولادة عيسى من غير فحل.


مجمع البيان، ج 2، ص 746 ; نورالثقلين، ج 1، ص 336، ح 130.

18 ـ مريم برگزيده و سرآمد زنان عصر خويش

و اصطفيك على نساء العالمين

امام صادق (ع) فرمود: فرشتگان به حضرت فاطمه زهرا (س) گفتند: . .. انّ مريم كانت سيّدة نساء عالمها ... .


علل الشرايع، ص 182، ح 1، باب 146. و ص 337، ح 131 ; نورالثقلين، ج 1، ص 336، ح 129.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 47 - 4،6

4 ـ انتظار برگزيدگان خداوند به تحقق اراده الهى در جريان امور دنيا ، از طريق اسباب و علل طبيعى

يا مريم انّ اللّه اصطفيك . .. قالت ربّ انّى يكون لى

مسلّماً حضرت مريم (ع) منكر امور خارق العاده نبود و خداوند را قادر بر انجام هر كارى مى دانست، از اين رو چنانكه در آيات سابق آمده، به زكريا فرمود: هو من عنداللّه، بنابراين جمله «انّى . ..» مى رساند كه او و همه اولياء خدا، اصل در تحقق اراده الهى در امور جهان را، بر پايه اسباب و علل طبيعى مى دانستند، نه اينكه همواره چشم انتظار معجزه باشند.

6 ـ عدم منافات مقام بلند برگزيدگان الهى با پرسش آنان از افعال خداوند و شگفتى از آن

يا مريم انّ اللّه اصطفيك . .. قالت ربّ انّى يكون لى ولد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 1

1 ـ خداوند ، برخى از مردم را با برخوردار نمودن بيشتر از نعمت هاى خويش ، بر برخى ديگر برترى داده است .

و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 13،14،15

13 ـ سجده هاى بسيار ابراهيم ( ع ) ، موجب برگزيده شدن وى ، از سوى خداوند ، به عنوان خليل

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

امام صادق(ع) در مورد علت برگزيده شدن حضرت ابراهيم(ع) به عنوان خليل، از سوى خداوند فرمود: لكثرة سجوده على الارض.


علل الشرايع، ص 34، ح 1، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 554، ح 584.

14 ـ رد نكردن درخواست نيازمندان و نياز نبردن به درگاه غير خدا ، موجب برگزيده شدن ابراهيم ( ع ) از سوى خداوند به عنوان خليل

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

امام صادق(ع) درباره علت برگزيده شدن حضرت ابراهيم(ع) به عنوان خليل، از سوى خداوند فرمود: لانه لم يرد احداً و لم يسال احداً قط غير اللّه عز و جل.


عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 76، ح 4، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 554، ح 583.

15 ـ اطعام مردم و نماز شب ، موجب برگزيده شدن ابراهيم ( ع ) به عنوان خليل ، از سوى خداوند

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

رسول خدا(صلی الله علیه و آله): ما اتخذ اللّه ابراهيم خليلا الا لاطعامه الطعام و صلوته بالليل و الناس نيام.


علل الشرايع، ص 35، ح 4، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 555، ح 586.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 1،2،5

1 ـ خداوند به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) وحى كرد و وى را به پيامبرى برانگيخت .

إنّا أوحينا إليك

2 ـ خداوند نوح ( ع ) را به پيامبرى برانگيخت و به وى وحى كرد .

كما أوحينا إلى نوح

5 ـ خداوند ، گروهى از فرزندان يعقوب را به پيامبرى برانگيخت و به آنان وحى كرد .

أوحينا إلى . .. و الاسباط

«اسباط» جمع «سبط» در لغت به فرزندزادگان گفته مى شود، و مراد از آن در آيه فرزندزادگان حضرت يعقوب(ع) هستند و برخى از مفسران مقصود از «الاسباط» را فرزندان اسحاق دانسته اند. گفتنى است كه آمدن كلمه «الاسباط» پس از «يعقوب» نظر اول را تأييد مى كند.

2- انتظارات برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 20 - 8

8- برگزيدگان خداوند در تحقق اراده الهى در امور دنيا ، انتظار معجزه نداشته و مجراى طبيعى آن را جستجو مى كردند .

قالت أنّى يكون لى غلـم و لم يمسسنى بشر

حضرت مريم(س) با آن كه به قدرت خداوند ايمان داشت، ولى زمانى كه بشارت فرزند را شنيد، در تصور راه طبيعى آن به نتيجه نرسيد و با جمله «أنّى يكون لى غلام» از نحوه پيدايش آن پرسيد. پيدا است كه او اسباب و علل طبيعى را در اين امور نيز، از نظر دور نمى داشت.

3- برگزيدگان امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 6

6- كسانى كه در قيامت بر اعمال امت خويش گواهى مى دهند ، جزء نخبگان و بهترين هاى امت خويشند .

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا

انتخاب شاهد و گواه از ميان هر امتى، بيانگر آن است كه آنان از نخبگان و خوبان امت خويشند; زيرا اگر آنان هم از افراد گناهكار باشند و بر كار آنان نيز گروه ديگرى شاهد و گواه باشد، انتخابشان براى دادن گواهى لغو و بيهوده خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 4

4- كسانى كه در قيامت بر اعمال امت خويش گواهى مى دهند ، جزء نخبگان و بهترين هاى امت خويشند .

و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا عليهم من أنفسهم

انتخاب شاهد و گواه از ميان هر امتى، بيانگر آن است كه آنان از نخبگان و خوبان امتند; زيرا اگر آنان هم از افراد گناهكار باشند و بر كار آنان گروه ديگرى شاهد و گواه باشند، انتخاب آنان براى گواهى، لغو و بيهوده خواهد بود.

4- برگزيدگان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 2

2 ـ خداوند از ميان بنى اسرائيل دوازده سرپرست بر آنان گماشت .

و بعثنا منهم اثنى عشر نقيباً

«نقيب» به كسى گفته مى شود كه از سوى والى و حاكم، بر گروه و طائفه اى رياست و سرپرستى مى كند.

5- برگزيدگان خدا و رسالت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 20 - 9

9- مقام والاى برگزيدگان خداوند ، مانع تعجب و كنجكاوى آنان درباره رسالت هاى الهى فرشتگان و كسب اطلاعات درباره افعال خداوند نيست .

قالت أنّى يكون لى غلـم و لم يمسسنى بشر

6- برگزيدگان خدا هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و

7- برگزيدگان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 11،12

11 - حضور گروهى از انسان هاى برتر در آخرت با عنوان صالحان و شايستگان

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

12 - بندگان خالص و برگزيده خدا در قيامت به گروه صالحان ملحق خواهند شد .

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

8- برگزيدگان موسى(ع) در ميقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 3،4،5،6،7،11

3 ـ هفتاد مرد گزينش شده براى حضور در ميعادگاه مناجات ، بهترين و لايقترين مردم بنى اسرائيل در ديدگاه موسى ( ع )

و اختار موسى

«اختيار» به معناى انتخاب و گزينش خير است. بنابراين «اختار موسى» يعنى موسى بهترينها را انتخاب كرد.

4 ـ برگزيدگان موسى براى حضور در ميعادگاه مناجات ، از ميان مردان بنى اسرائيل بودند ; نه زنان ايشان

سبعين رجلا

5 ـ برگزيدگان بنى اسرائيل براى همراهى موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات ، پس از حضور در آن مقام به لرزشى شديد و كشنده گرفتار شدند .

فلما أخذتهم الرجفة

6 ـ خداوند ، بجز موسى ( ع ) ، همه حاضران در ميعادگاه مناجات را به هلاكت رسانيد .

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

7 ـ موسى ( ع ) با مشاهده هلاكت همراهان خويش در ميعادگاه مناجات ، به دعا به درگاه خداوند پرداخت .

فلما أخذتهم الرجفة قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

11 ـ كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .

أتهلكنا بما فعل السفهاء منا

گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.

9- برگزيدگى برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 88 - 4

4 ـ خداوند از ميان بندگان خود، رهنوردانى براى طى صراط مستقيم بر مى گزيند.

ذلك هدى الله يهدى به من يشاء من عباده

10- پاكى برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 42 - 13

13 ـ طهارت از هر آلودگى ، ارزشى براى برگزيدگان الهى

طهرك و اصطفيك

11- پرسش برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 8 - 5

5- پرسش از افعال خداوند و شگفتى از آن ، با مقامات بلند برگزيدگان الهى منافاتى ندارد .

قال ربّ أنّى يكون لى غلـم

12- ترفيع درجات برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 83 - 11

11 ـ گزينش و ترفيع درجات برخى انسانها و اعطاى برهانها به آنان، با دقت تمام و در پرتو علم الهى صورت مى پذيرد.

و تلك حجتنا . .. نرفع درجت ... إن ربك حكيم عليم

13- توبه برگزيدگان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 3،4

3 ـ موسى ( ع ) خود و همراهانش را مردمى بازگشته به سوى خدا و توبه كار به درگاه او دانست .

إنا هدنا إليك

«هَوْد» (مصدر هدنا) به معناى بازگشتن و توبه كردن است.

4 ـ موسى ( ع ) به دليل بازگشت خود و همراهانش به سوى خدا ، همگان را شايسته برخوردار شدن از حيات نيكوى دنيا و سعادت آخرت دانست .

و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة إنا هدنا إليك

جمله «إنا هدنا إليك» تعليل براى «و اكتب لنا . .. » است. يعنى چون به سوى تو بازگشتيم، اين تقاضا و انتظار ـ كه زمينه و مقدمه آن را فراهم كرده ايم ـ گزاف نيست.

14- تهمت به برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 156 - 6

6 ـ اتهام به برگزيدگان الهى ، گناهى بزرگ *

و بكفرهم و قولهم على مريم بهتناً عظيماً

15- حجتهاى برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 83 - 11

11 ـ گزينش و ترفيع درجات برخى انسانها و اعطاى برهانها به آنان، با دقت تمام و در پرتو علم الهى صورت مى پذيرد.

و تلك حجتنا . .. نرفع درجت ... إن ربك حكيم عليم

16- خضوع برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 19

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

17- خطاى برگزيدگان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 12

12 ـ موسى ( ع ) در پى هلاكت همراهانش در ميقات ، با پرسشى شكوه آميز ، توجيه و چرايى هلاكت همه حاضران را به خاطر گناه گروهى از آنان ، از خداوند تقاضا كرد .

أتهلكنا بما فعل السفهاء منا

18- سجده برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15،19

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

19- سلامتى عقل برگزيدگان بهترين سخن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 16

16 - تنها ، برگزيدگان و پيروى كنندگان بهترين سخن ، صاحبان عقل سليم و خرداند .

الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه . .. و أُولـئك هم أُولوا الألبـب

«لُبّ» (مفرد «ألباب») به معناى عقل سليم و خرد ناب است. گفتنى است تعريف دو جزء مبتدا (أُولـئك) و خبر (هُم) مفيد حصر است.

20- شرايط آمرزش برگزيدگان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 19

19 ـ تقواپيشگى ، پرداخت زكات و ايمان به آيات الهى ، شرط برخوردار شدن همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، از مغفرت و رحمت خاص الهى بود .

فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين . .. فسأكتبها للذين يتقون

جمله «فسأكتبها . .. » پاسخى است به درخواستهاى موسى(ع) و از جمله آنهاست تقاضاى رحمت و مغفرت براى همراهان خويش در ميعادگاه مناجات

21- عبوديت برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 126 - 6

6 ـ انسان هاى برگزيده خداوند ، با همه ارجمندى و شرافت ، بنده و مملوك اويند .

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جمله «للّه ما فى السموت . ..»، مى تواند به منظور پاسخ به سؤالى باشد كه ممكن است از گزينش ابراهيم به دوستى پيش آيد.

يعنى مپنداريد كه خداوند، ابراهيم(ع) را براى رفع نياز به دوستى برگزيد. بلكه ابراهيم(ع) و تمامى هستى ملك اوست.

22- عمل برگزيدگان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 11

11 ـ كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .

أتهلكنا بما فعل السفهاء منا

گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.

23- عوامل هلاكت برگزيدگان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 11

11 ـ كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .

أتهلكنا بما فعل السفهاء منا

گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.

24- فضايل برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 8

8 ـ تقدم برگزيدگان الهى بر ديگران ، در حكومت و زمامدارى

نحن احقّ بالملك منه . .. قال ان اللّه اصطفيه عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 9

9 ـ كسانى را كه خداوند به دوستى خويش برگزيد ، بهترين الگو براى پيروى مردم هستند .

و اتبع ملة إبرهيم حنيفاً و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

جمله «اتخذ اللّه . ..» به منزله علت براى «اتبع ملة ابراهيم»، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 156 - 6

6 ـ اتهام به برگزيدگان الهى ، گناهى بزرگ *

و بكفرهم و قولهم على مريم بهتناً عظيماً

25- فضايل برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 4 - 2

2- فلسفه ارسال انبيا به زبان مردم ، تبيين دقيق معارف الهى و تفهيم آن براى مردم است .

و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 19

19- در جهان هستى ، آيات و نشانه هاى ويژه اى وجود دارد كه خداوند آنها را تنها به برخى از افراد ارائه مى دهد .

أسرى بعبده . .. لنريه من ءايـتنا

از اينكه خداوند هدف از به معراج بردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نشان دادن برخى از آيات خود ذكر كرده است، اين حقيقت را مى رساند كه اين آيات از آيات ويژه اى است كه تنها به افرادى چون پيامبراسلام ارائه مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 12

12- خداوند به افرادى ديگر غير از پيامبران نيز ، نعمت هايى ويژه داده است .

الذين أنعم اللّه عليهم من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا

«من هدينا. ..» عطف بر «النبيّن» است و مى فهماند: كسانى كه خداوند به آنها نعمت داد عبادتند از: پيامبران و كسانى كه از افراد هدايت يافته و منتخب بودند.

26- گريه برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15،19

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

27- مسؤوليت برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 43 - 16

16 ـ لزوم حضور برگزيدگان الهى ، در متن جامعه

انّ اللّه اصطفيك . .. و اركعى مع الرّاكعين

28- مقامات برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 126 - 6

6 ـ انسان هاى برگزيده خداوند ، با همه ارجمندى و شرافت ، بنده و مملوك اويند .

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جمله «للّه ما فى السموت . ..»، مى تواند به منظور پاسخ به سؤالى باشد كه ممكن است از گزينش ابراهيم به دوستى پيش آيد. يعنى مپنداريد كه خداوند، ابراهيم(ع) را براى رفع نياز به دوستى برگزيد. بلكه ابراهيم(ع) و تمامى هستى ملك اوست.

29- مقامات برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 20 - 9

9- مقام والاى برگزيدگان خداوند ، مانع تعجب و كنجكاوى آنان درباره رسالت هاى الهى فرشتگان و كسب اطلاعات درباره افعال خداوند نيست .

قالت أنّى يكون لى غلـم و لم يمسسنى بشر

30- مهربانى برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 13 - 2

2- خداوند ، منبع مهر و شفقت و عطاكننده آن به برخى از بندگان برگزيده خود

و حنانًا من لدنّا

«من لدنّا» بيانگر اين است كه عطوفت عطا شده به يحيى برگرفته از ترحم و عطوفت ذات اقدس است.

31- نزول جبرئيل بر برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 6

6- خداوند ، ملائكه را به همراهى جبرئيل بر بندگان منتخب خود فرود مى آورد .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره

به قرينه برخى از آيات قرآن ـ كه از جبرئيل امين به عنوان «روح القدس» و «روح الأمين» ياد شده ـ ممكن است مراد از «روح» در اين آيه حضرت جبرئيل باشد. لازم به ذكر است در اين صورت «باء» در «بالروح» به معناى «مع» مى باشد.

32- نزول ملائكه بر برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 1،3،6،10،12

1- خداوند ، فرشتگان را همراه روح ( وحى الهى ) بر بندگان منتخب خود نازل مى كند .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده

مفسّران در مورد مراد از «روح» در آيه شريفه احتمالاتى را ذكر كرده اند، مانند: «جبرئيل»، وحى و چيزى كه حيات با آن تحقق مى يابد. در برداشت فوق «روح» كنايه از وحى منظور شده است.

3- فرود آمدن ملائكه بر بندگان منتخب خداوند ، به فرمان اوست .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره

از معانى «أمر» فرمان و دستور است و «من» مى تواند به معناى «با» باشد. در اين صورت معناى «من أمره»; يعنى، به امر و فرمان خداوند.

6- خداوند ، ملائكه را به همراهى جبرئيل بر بندگان منتخب خود فرود مى آورد .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره

به قرينه برخى از آيات قرآن ـ كه از جبرئيل امين به عنوان «روح القدس» و «روح الأمين» ياد شده ـ ممكن است مراد از «روح» در اين آيه حضرت جبرئيل باشد. لازم به ذكر است در اين صورت «باء» در «بالروح» به معناى «مع» مى باشد.

10- نزول فرشتگان براى ابلاغ وحى بر بندگان برگزيده ، نمودى از حتمى و قطعى بودن امر الهى است .

أتى أمر الله . .. ينزّل الملـئكة بالروح من أمره

12- هدف از نزول فرشتگان بر بندگان منتخب ، رساندن پيام الهى به آنان است .

ينزّل الملـئكة . .. أن أنذروا أنه لا إلـه إلاّ أنا

33- نشانه هاى برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 19

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

34- نعمتهاى برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 12

12- خداوند به افرادى ديگر غير از پيامبران نيز ، نعمت هايى ويژه داده است .

الذين أنعم اللّه عليهم من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا

«من هدينا. ..» عطف بر «النبيّن» است و مى فهماند: كسانى كه خداوند به آنها نعمت داد عبادتند از: پيامبران و كسانى كه از افراد هدايت يافته و منتخب بودند.

35- وحى بر برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 1،5

1- خداوند ، فرشتگان را همراه روح ( وحى الهى ) بر بندگان منتخب خود نازل مى كند .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده

مفسّران در مورد مراد از «روح» در آيه شريفه احتمالاتى را ذكر كرده اند، مانند: «جبرئيل»، وحى و چيزى كه حيات با آن تحقق مى يابد. در برداشت فوق «روح» كنايه از وحى منظور شده است.

5- فرشتگان ، واسطه ابلاغ وحى بر بندگان منتخب خداوند

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده

مراد از «روح» در آيه، به قرينه فرازهاى بعد (أن أنذروا . ..) ـ كه درباره ابلاغ وحى و رسالت است ـ مى تواند وحى باشد.

36- هدايت برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 87 - 1

1 ـ خداوند برخى از پدران و فرزندان و برادران انبياى گذشته را (ابراهيم، اسحاق، يعقوب(ع) و . .. ) برگزيد و به صراط مستقيم

هدايت كرد.

و من ءابائهم و ذريتهم و إخونهم و اجتبينهم و هدينهم إلى صرط مستقيم

37- هلاكت برگزيدگان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 6،7،8،9،10،12،14،17،21

6 ـ خداوند ، بجز موسى ( ع ) ، همه حاضران در ميعادگاه مناجات را به هلاكت رسانيد .

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

7 ـ موسى ( ع ) با مشاهده هلاكت همراهان خويش در ميعادگاه مناجات ، به دعا به درگاه خداوند پرداخت .

فلما أخذتهم الرجفة قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

8 ـ موسى ( ع ) اندوهناك از هلاكت برگزيدگانش در ميعادگاه مناجات به دور از چشمان بنى اسرائيل

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

جمله «لو شئت . .. » (اگر مى خواستى من و ايشان را به هلاكت رسانى، پيش از حضور در ميقات به هلاكت مى رساندى) حكايت از تحسر و اندوه موسى(ع) بر از ميان رفتن همراهانش دارد و قيد «من قبل» مى رساند كه اندوه وى برخاسته از آن است كه هلاكت آنان در ميقات و به دور از چشمان بنى اسرائيل تحقق يافته است.

9 ـ ترس موسى ( ع ) از متهم شدن به كشتن حاضران در ميقات ، مايه اندوه فراوان بر هلاكت ايشان شد .

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

برداشت فوق توجيهى است احتمالى بر اينكه چرا موسى(ع) به خاطر هلاكت همراهانش به دور از چشمان بنى اسرائيل، اندوهناك شد.

10 ـ اندوه موسى ( ع ) بر هلاكت همراهانش در ميقات ، موجب شكوه او به درگاه خدا و آرزوى مرگ خويش و همراهانش پيش از حضور در ميعادگاه مناجات

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل و إيّى

12 ـ موسى ( ع ) در پى هلاكت همراهانش در ميقات ، با پرسشى شكوه آميز ، توجيه و چرايى هلاكت همه حاضران را به خاطر گناه گروهى از آنان ، از خداوند تقاضا كرد .

أتهلكنا بما فعل السفهاء منا

14 ـ آزمون بنى اسرائيل از جانب خدا ، توجيه و برداشت موسى ( ع ) از مشيت الهى بر هلاك سازى همراهان او

إن هى إلا فتنتك

17 ـ موسى ( ع ) هلاكت همراهان خويش را زمينه ساز تحقق مشيت الهى در گمراه سازى گروهى از بنى اسرائيل و به هدايت رساندن گروهى ديگر از آنان دانست .

إن هى إلا فتنتك تضل بها من تشاء و تهدى من تشاء

21 ـ موسى ( ع ) در مناجات خويش با خداوند ، در پى هلاكت همراهانش در ميعادگاه مناجات ، از خداوند خواست تا وى و همراهانش را ببخشايد و بر آنان ترحم كند .

فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين

38- برگزيدگان خدا

{برگزيدگان خدا}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 1،2،6

1ـ رؤياى يوسف ( ع ) حاكى از برگزيده شدنش از ناحيه خدا و خالص شدن او براى خداوند بود .

و كذلك يجتبيك ربك

«اجتباء» به معناى گزينش كردن و براى خود خالص ساختن است. بنابراين «يجتبيك ربك» ; يعنى ، پروردگارت تو را برمى گزيند و براى خويش خالص مى گرداند ، به طورى كه نصيبى در تو براى غير او نخواهد بود.

2ـ برگزيده شدن يوسف ( ع ) از جانب خداوند ، بشارت يعقوب ( ع ) به يوسف

و كذلك يجتبيك ربك

6ـ گزينش انسان هاى لايق از ناحيه خداوند ، پرتوى از ربوبيت اوست .

كذلك يجتبيك ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 7 - 5

5ـ سرگذشت يوسف ( ع ) بيانگر دليل و علت برگزيده شدنش از ناحيه خدا ، ياد دادن تعبير رؤيا و تحليل حوادث به او و اعطاى نعمت كامل به وى است .

يجتبيك ربك و يعلمك . .. لقد كان فى يوسف و إخوته ءايـت للسائلين

برداشت فوق ، ناظر به اين مطلب است كه متعلق كلمه «آيات»، «اجتبا و گزينش يوسف(ع) و. ..» باشد كه از جمله هاى «كذلك يجتبيك ربك و ...» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 16

16- صبرپيشگى و شكرگزارى ، داراى ارزشى والا و صبرپيشگان و شكرگزاران ، مردمانى برجسته و نخبه

إن فى ذلك لأيـت لكلّ صبّار شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 9

9- پيامبران ، بندگان منتخب الهى اند .

من يشاء من عباده أن أنذروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 121 - 2

2- حضرت ابراهيم ( ع ) برگزيده خدا بود .

إن إبرهيم . .. اجتبـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 55 - 8،10

8- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از زمره انبياى برتر و برگزيده خداوند است .

و لقد فضّلنا بعض النبيّن على بعض

ذكر «و لقد فضّلنا بعض . ..» پس از ذكر برخوردهاى مشركان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و سؤالهاى آنان احتمال دارد پاسخ سؤال مقدرى باشد و يا جواب اشكالى باشد كه مشركان درباره شخصيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح مى كرده اند.

10- حضرت داوود ( ع ) ، از زمره انبياى برتر و برگزيده خداوند

و لقد فضّلنا بعض النبيّن على بعض و ءاتينا داود زبورًا

از اينكه خداوند، پس از ذكر برترى برخى از انبيا بر بعضى ديگر، از حضرت داوود(ع) سخن به ميان آورده است، مى تواند از باب ذكر خاص پس از عام، مشعر به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 51 - 6

6- حضرت موسى ( ع ) برگزيده خداوند و داراى مقام رسالت و نبوت بود .

إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا

فرق «رسول» و «نبىّ» اين است كه هر كس رسالت الهى دارد «نبىّ» نيز مى باشد، زيرا «نبىّ» يعنى داراى خبر، ولى ممكن است كسى نبىّ باشد، اما به سوى شخصى يا قومى ارسال نشده و حامل رسالت الهى نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 52 - 3

3- خداوند ، موسى ( ع ) را براى نجوا و گفتوگوى با خود برگزيد .

و قرّبنـه نجيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 13 - 3

3 - پيامبران ، برگزيدگان خداوند هستند .

و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 2،6

2- امامت و رهبرى حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، به انتخاب و انتصاب خداوند بود .

و جعلنـهم أئمة

6- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، از سوى خداوند به عنوان هادى و راهنماى مردم برگزيده شدند .

و جعلنـهم أئمة يهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 75 - 1

1 - پيامبران ، انسان هايى برگزيده از جانب خداوند

اللّه يصطفى . .. و من الناس

«إصطفأ» (مصدر «يصطفى») به معناى انتخاب كردن و برگزيدن و «ملائكة» (جمع «ملك» يا «ملئك») به معناى فرشتگان است. مقصود اين كه خداوند براى هدايت و راهنمايى انسان ها، از ميان آنان و فرشتگان افرادى را انتخاب مى كند تا فرشتگان، وحى را از خدا دريافت كنند و به پيامبران برسانند و پيامبران نيز آن را از فرشتگان بگيرند و به مردم ابلاغ كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 3

3 - امت اسلام ، امتى برگزيده

هو اجتبيكم

«إجتباء» به معناى برگزيدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 7

7 - پيامبران ، بندگان خدا و برگزيدگان از جانب او

و سلـم على عباده الذين اصطفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 2

2 - پيامبران ، شخصيت هاى برگزيده خداوندند .

و لقد أرسلنا من قبلك رسلاً

از فرستاده شدن پيامبران از جانب خداوند، استفاده مى شود كه آنان، انسان هايى برگزيده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 32 - 1

1 - مسلمانان ، ملتى ممتاز و برگزيده الهى

ثمّ أورثنا الكتـب الذين اصطفينا

طبق نظر بيشتر مفسران، مقصود از «الكتاب» قرآن و مراد از «الذين اصطفينا» مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 47 - 1

1 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از برگزيدگان خداوند از ميان انسان ها

و إنّهم عندنا لمن المصطفين

«مصطفى» (مفرد «مصطفين») به معناى شخص برگزيده و انتخاب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 50 - 1

1 - يونس ( ع ) ، از برگزيدگان و پيامبران الهى بود .

فاجتبـيه ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 27 - 4

4 - پيامبران ، انسان هاى منتخب و مورد رضاى خداوند

إلاّ من ارتضى من رسول

39- انتظارات برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 20 - 8

8- برگزيدگان خداوند در تحقق اراده الهى در امور دنيا ، انتظار معجزه نداشته و مجراى طبيعى آن را جستجو مى كردند .

قالت أنّى يكون لى غلـم و لم يمسسنى بشر

حضرت مريم(س) با آن كه به قدرت خداوند ايمان داشت، ولى زمانى كه بشارت فرزند را شنيد، در تصور راه طبيعى آن به نتيجه نرسيد و با جمله «أنّى يكون لى غلام» از نحوه پيدايش آن پرسيد. پيدا است كه او اسباب و علل طبيعى را در اين امور نيز، از نظر دور نمى داشت.

40- برگزيدگان خدا و رسالت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 20 - 9

9- مقام والاى برگزيدگان خداوند ، مانع تعجب و كنجكاوى آنان درباره رسالت هاى الهى فرشتگان و كسب اطلاعات درباره افعال خداوند نيست .

قالت أنّى يكون لى غلـم و لم يمسسنى بشر

41- برگزيدگان خدا هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و

42- پرسش برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 8 - 5

5- پرسش از افعال خداوند و شگفتى از آن ، با مقامات بلند برگزيدگان الهى منافاتى ندارد .

قال ربّ أنّى يكون لى غلـم

43- خضوع برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 19

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

44- سجده برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15،19

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

45- فضايل برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 4 - 2

2- فلسفه ارسال انبيا به زبان مردم ، تبيين دقيق معارف الهى و تفهيم آن براى مردم است .

و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 19

19- در جهان هستى ، آيات و نشانه هاى ويژه اى وجود دارد كه خداوند آنها را تنها به برخى از افراد ارائه مى دهد .

أسرى بعبده . .. لنريه من ءايـتنا

از اينكه خداوند هدف از به معراج بردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نشان دادن برخى از آيات خود ذكر كرده است، اين حقيقت را مى رساند كه اين آيات از آيات ويژه اى است كه تنها به افرادى چون پيامبراسلام ارائه مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 12

12- خداوند به افرادى ديگر غير از پيامبران نيز ، نعمت هايى ويژه داده است .

الذين أنعم اللّه عليهم من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا

«من هدينا. ..» عطف بر «النبيّن» است و مى فهماند: كسانى كه خداوند به آنها نعمت داد عبادتند از: پيامبران و كسانى كه از افراد هدايت يافته و منتخب بودند.

46- گريه برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15،19

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

47- مقامات برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 20 - 9

9- مقام والاى برگزيدگان خداوند ، مانع تعجب و كنجكاوى آنان درباره رسالت هاى الهى فرشتگان و كسب اطلاعات درباره افعال خداوند نيست .

قالت أنّى يكون لى غلـم و لم يمسسنى بشر

48- مهربانى برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 13 - 2

2- خداوند ، منبع مهر و شفقت و عطاكننده آن به برخى از بندگان برگزيده خود

و حنانًا من لدنّا

«من لدنّا» بيانگر اين است كه عطوفت عطا شده به يحيى برگرفته از ترحم و عطوفت ذات اقدس است.

49- نزول جبرئيل بر برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 6

6- خداوند ، ملائكه را به همراهى جبرئيل بر بندگان منتخب خود فرود مى آورد .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره

به قرينه برخى از آيات قرآن ـ كه از جبرئيل امين به عنوان «روح القدس» و «روح الأمين» ياد شده ـ ممكن است مراد از «روح» در اين آيه حضرت جبرئيل باشد. لازم به ذكر است در اين صورت «باء» در «بالروح» به معناى «مع» مى باشد.

50- نزول ملائكه بر برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 1،3،6،10،12

1- خداوند ، فرشتگان را همراه روح ( وحى الهى ) بر بندگان منتخب خود نازل مى كند .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده

مفسّران در مورد مراد از «روح» در آيه شريفه احتمالاتى را ذكر كرده اند، مانند: «جبرئيل»، وحى و چيزى كه حيات با آن تحقق مى يابد. در برداشت فوق «روح» كنايه از وحى منظور شده است.

3- فرود آمدن ملائكه بر بندگان منتخب خداوند ، به فرمان اوست .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره

از معانى «أمر» فرمان و دستور است و «من» مى تواند به معناى «با» باشد. در اين صورت معناى «من أمره»; يعنى، به امر و

فرمان خداوند.

6- خداوند ، ملائكه را به همراهى جبرئيل بر بندگان منتخب خود فرود مى آورد .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره

به قرينه برخى از آيات قرآن ـ كه از جبرئيل امين به عنوان «روح القدس» و «روح الأمين» ياد شده ـ ممكن است مراد از «روح» در اين آيه حضرت جبرئيل باشد. لازم به ذكر است در اين صورت «باء» در «بالروح» به معناى «مع» مى باشد.

10- نزول فرشتگان براى ابلاغ وحى بر بندگان برگزيده ، نمودى از حتمى و قطعى بودن امر الهى است .

أتى أمر الله . .. ينزّل الملـئكة بالروح من أمره

12- هدف از نزول فرشتگان بر بندگان منتخب ، رساندن پيام الهى به آنان است .

ينزّل الملـئكة . .. أن أنذروا أنه لا إلـه إلاّ أنا

51- نشانه هاى برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 19

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

52- نعمتهاى برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 12

12- خداوند به افرادى ديگر غير از پيامبران نيز ، نعمت هايى ويژه داده است .

الذين أنعم اللّه عليهم من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا

«من هدينا. ..» عطف بر «النبيّن» است و مى فهماند: كسانى كه خداوند به آنها نعمت داد عبادتند از: پيامبران و كسانى كه از افراد هدايت يافته و منتخب بودند.

53- وحى بر برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 1،5

1- خداوند ، فرشتگان را همراه روح ( وحى الهى ) بر بندگان منتخب خود نازل مى كند .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده

مفسّران در مورد مراد از «روح» در آيه شريفه احتمالاتى را ذكر كرده اند، مانند: «جبرئيل»، وحى و چيزى كه حيات با آن تحقق مى يابد. در برداشت فوق «روح» كنايه از وحى منظور شده است.

5- فرشتگان ، واسطه ابلاغ وحى بر بندگان منتخب خداوند

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده

مراد از «روح» در آيه، به قرينه فرازهاى بعد (أن أنذروا . ..) ـ كه درباره ابلاغ وحى و رسالت است ـ مى تواند وحى باشد.

54- برگزيدگان موسى(ع)

{برگزيدگان موسى(ع)}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 1،2

1 ـ موسى ( ع ) برگزيده خدا و برتر از همه مردم عصر خويش

قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس

«اصطفا» به معناى به دست آوردن خالص هر چيزى است. (مفردات راغب). و چون «اصطفيتك» به «على» متعدى شده، معناى برترى نيز در آن تضمين شده است.

2 ـ خداوند به دليل خلوص موسى ( ع ) ، وى را برگزيد و بر همگان برترى داد .

قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس

چون «اصطفا» به معناى گزينش خالص يك چيز است، جمله «اصطفيتك» مى رساند كه موسى انسانى خالص بوده و همين خلوص وى دليل اختيار و انتخاب وى شده است.

55- برگزيدگان موسى(ع) در ميقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 3،4،5،6،7،11

3 ـ هفتاد مرد گزينش شده براى حضور در ميعادگاه مناجات ، بهترين و لايقترين مردم بنى اسرائيل در ديدگاه موسى ( ع )

و اختار موسى

«اختيار» به معناى انتخاب و گزينش خير است. بنابراين «اختار موسى» يعنى موسى بهترينها را انتخاب كرد.

4 ـ برگزيدگان موسى براى حضور در ميعادگاه مناجات ، از ميان مردان بنى اسرائيل بودند ; نه زنان ايشان

سبعين رجلا

5 ـ برگزيدگان بنى اسرائيل براى همراهى موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات ، پس از حضور در آن مقام به لرزشى شديد و كشنده گرفتار شدند .

فلما أخذتهم الرجفة

6 ـ خداوند ، بجز موسى ( ع ) ، همه حاضران در ميعادگاه مناجات را به هلاكت رسانيد .

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

7 ـ موسى ( ع ) با مشاهده هلاكت همراهان خويش در ميعادگاه مناجات ، به دعا به درگاه خداوند پرداخت .

فلما أخذتهم الرجفة قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

11 ـ كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .

أتهلكنا بما فعل السفهاء منا

گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.

56- توبه برگزيدگان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 3،4

3 ـ موسى ( ع ) خود و همراهانش را مردمى بازگشته به سوى خدا و توبه كار به درگاه او دانست .

إنا هدنا إليك

«هَوْد» (مصدر هدنا) به معناى بازگشتن و توبه كردن است.

4 ـ موسى ( ع ) به دليل بازگشت خود و همراهانش به سوى خدا ، همگان را شايسته برخوردار شدن از حيات نيكوى دنيا و سعادت آخرت دانست .

و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة إنا هدنا إليك

جمله «إنا هدنا إليك» تعليل براى «و اكتب لنا . .. » است. يعنى چون به سوى تو بازگشتيم، اين تقاضا و انتظار ـ كه زمينه و مقدمه آن را فراهم كرده ايم ـ گزاف نيست.

57- خطاى برگزيدگان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 12

12 ـ موسى ( ع ) در پى هلاكت همراهانش در ميقات ، با پرسشى شكوه آميز ، توجيه و چرايى هلاكت همه حاضران را به خاطر گناه گروهى از آنان ، از خداوند تقاضا كرد .

أتهلكنا بما فعل السفهاء منا

58- شرايط آمرزش برگزيدگان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 19

19 ـ تقواپيشگى ، پرداخت زكات و ايمان به آيات الهى ، شرط برخوردار شدن همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، از مغفرت و رحمت خاص الهى بود .

فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين . .. فسأكتبها للذين يتقون

جمله «فسأكتبها . .. » پاسخى است به درخواستهاى موسى(ع) و از جمله آنهاست تقاضاى رحمت و مغفرت براى همراهان خويش در ميعادگاه مناجات

59- عمل برگزيدگان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 11

11 ـ كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .

أتهلكنا بما فعل السفهاء منا

گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.

60- عوامل هلاكت برگزيدگان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 11

11 ـ كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .

أتهلكنا بما فعل السفهاء منا

گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.

61- هلاكت برگزيدگان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 6،7،8،9،10،12،14،17،21

6 ـ خداوند ، بجز موسى ( ع ) ، همه حاضران در ميعادگاه مناجات را به هلاكت رسانيد .

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

7 ـ موسى ( ع ) با مشاهده هلاكت همراهان خويش در ميعادگاه مناجات ، به دعا به درگاه خداوند پرداخت .

فلما أخذتهم الرجفة قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

8 ـ موسى ( ع ) اندوهناك از هلاكت برگزيدگانش در ميعادگاه مناجات به دور از چشمان بنى اسرائيل

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

جمله «لو شئت . .. » (اگر مى خواستى من و ايشان را به هلاكت رسانى، پيش از حضور در ميقات به هلاكت مى رساندى) حكايت از تحسر و اندوه موسى(ع) بر از ميان رفتن همراهانش دارد و قيد «من قبل» مى رساند كه اندوه وى برخاسته از آن است كه هلاكت آنان در ميقات و به دور از چشمان بنى اسرائيل تحقق يافته است.

9 ـ ترس موسى ( ع ) از متهم شدن به كشتن حاضران در ميقات ، مايه اندوه فراوان بر هلاكت ايشان شد .

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

برداشت فوق توجيهى است احتمالى بر اينكه چرا موسى(ع) به خاطر هلاكت همراهانش به دور از چشمان بنى اسرائيل، اندوهناك شد.

10 ـ اندوه موسى ( ع ) بر هلاكت همراهانش در ميقات ، موجب شكوه او به درگاه خدا و آرزوى مرگ خويش و همراهانش پيش از حضور در ميعادگاه مناجات

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل و إيّى

12 ـ موسى ( ع ) در پى هلاكت همراهانش در ميقات ، با پرسشى شكوه آميز ، توجيه و چرايى هلاكت همه حاضران را به خاطر گناه گروهى از آنان ، از خداوند تقاضا كرد .

أتهلكنا بما فعل السفهاء منا

14 ـ آزمون بنى اسرائيل از جانب خدا ، توجيه و برداشت موسى ( ع ) از مشيت الهى بر هلاك سازى همراهان او

إن هى إلا فتنتك

17 ـ موسى ( ع ) هلاكت همراهان خويش را زمينه ساز تحقق مشيت الهى در گمراه سازى گروهى از بنى اسرائيل و به هدايت رساندن گروهى ديگر از آنان دانست .

إن هى إلا فتنتك تضل بها من تشاء و تهدى من تشاء

21 ـ موسى ( ع ) در مناجات خويش با خداوند ، در پى هلاكت همراهانش در ميعادگاه مناجات ، از خداوند خواست تا وى و همراهانش را ببخشايد و بر آنان ترحم كند .

فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين

62- برگزيدگى

{برگزيدگى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 13،16،19

13 ـ برگزيدن زبدگان امت از سوى خداوند ، از اهداف رخداد هاى رنج آور تاريخى در مبارزه حق و باطل

و تلك الايّام نداولها . .. و يتّخد منكم شهدآء

«شهداء» به معنى گواهان است و گواهان هر امت، زبدگان آنان هستند.

16 ـ شكست مسلمانان در برخى از برهه ها براى آزمودن مدعيان ايمان و تمييز مؤمنان واقعى از مؤمنان دروغين

ان يمسسكم قرح . .. و تلك الايام نداولها بين النّاس و ليعلم اللّه الّذين امنوا

بنابر اينكه «تلك» اشاره باشد به معنايى كه از «ان يمسسكم قرح» استفاده مى شود يعنى شكست مسلمانان.

19 ـ مؤمنان استوار در نبرد اُحُد و ديگر هنگامه هاى پيكار با كافران ، برگزيدگان خداوند براى گواهى بر اعمال مردم

و تلك الايّام . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا و يتّخذ منكم شهداء

ترك لام در «و يتّخذ»، اشاره به اين معنا دارد كه برگزيدن، در پى مشخّص شدن مؤمنان واقعى است. يعنى مؤمنان واقعى براى گواه بودن برگزيده مى شوند. گفتنى است كه در برداشت فوق، متعلق حذف شده «شهدآء»، اعمال مردم، گرفته شده است.

63- آثار برگزيدگى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 51 - 9

9- پاكى و برگزيدگى موسى و مقام رسالت و نبوت او ، موجب شرافت و بزرگداشت ياد او در قرآن

واذكر فى الكتـب موسى إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا

جمله «إنّه كان . ..» تعليل براى «اذكر» است.

64- برگزيدگى آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 33 - 1،7

1 ـ آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران ، برگزيدگان خدا بر همه جهانيان

انَّ اللّه اصطفى ادم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران على العالمين

7 ـ عصمت آدم ( ع ) پس از هبوط به زمين و برگزيده شدن به نبوّت

انّ اللّه اصطفى ادم

امام رضا(ع): . .. و كانت المعصية من ادم (ع) فى الجنّة لا فى الارض ... فلمّا اهبط الى الأرض و جعل حجة و خليفة عصم بقوله عزّ و جلّ: «انّ اللّه اصطفى ادم ... ».


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 1، ص 193، ح 1، ب 14 ; نورالثقلين، ج 1، ص 328، ح 98.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 122 - 2،3،4،7

2 - خداوند ، براى تربيت و رشد آدم ، علاقه هاى غير الهى را از او دور ساخت و وى را براى خود خالص گردانيد .

ثمّ اجتبـه ربّه فتاب عليه

3 - پذيرش دوباره آدم ( ع ) و برگزيدن او از سوى خداوند ، پس از گذشت مدتى از خطاى تناول از درخت ممنوع صورت گرفت .

ثمّ اجتبـه ربّه فتاب عليه

«ثمّ» براى تراخى است و مى رساند كه اجتباى الهى ـ كه همان موفق ساختن آدم(ع) به توبه و انقطاع از غير خدا بود ـ با تأخير انجام پذيرفت.

4 - برگزيدن آدم از سوى خداوند ، پرتويى از ربوبيت او است .

ثمّ اجتبـه ربّه

7 - آدم ( ع ) ، درپى برگزيدگى و آمرزيده شدن ، از هدايت الهى نيز برخوردار گرديد .

ثمّ اجتبـه ربّه فتاب عليه و هدى

65- برگزيدگى آل ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 33 - 1

1 ـ آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران ، برگزيدگان خدا بر همه جهانيان

انَّ اللّه اصطفى ادم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران على العالمين

66- برگزيدگى آل عمران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 33 - 1

1 ـ آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران ، برگزيدگان خدا بر همه جهانيان

انَّ اللّه اصطفى ادم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران على العالمين

67- برگزيدگى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 8،10

8 - ابراهيم ( ع ) از برگزيدگان خدا در دنيا و از صالحان و شايستگان سراى آخرت

و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

10 - اخلاص ابراهيم ( ع ) و گزينشش از سوى خداوند و نيز شايستگى او براى ملحق شدن به صالحان سراى آخرت ، دليل هاى لزوم پيروى از آيين اوست .

و من يرغب . .. لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جمله هاى «لقد اصطفيناه» و «إنه فى الأخرة . ..» به منزله دليلى براى «و من يرغب ...» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 7،10،14،15

7 ـ حضرت ابراهيم ( ع ) ، برگزيده شده از سوى خداوند به عنوان دوست

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

10 ـ پرهيز ابراهيم ( ع ) از انحراف و گرايش به باطل ، دليل گزينش وى به دوستى خداوند

ملة إبرهيم حنيفاً و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

بنابراين كه وصف «حنيفاً» زمينه چينى باشد براى «و اتخذ اللّه . ..» ; يعنى چون ابراهيم پيراسته از كجى و انحراف بود، خداوند او را به دوستى خويش برگزيد.

14 ـ رد نكردن درخواست نيازمندان و نياز نبردن به درگاه غير خدا ، موجب برگزيده شدن ابراهيم ( ع ) از سوى خداوند به عنوان خليل

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

امام صادق(ع) درباره علت برگزيده شدن حضرت ابراهيم(ع) به عنوان خليل، از سوى خداوند فرمود: لانه لم يرد احداً و لم يسال احداً قط غير اللّه عز و جل.


عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 76، ح 4، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 554، ح 583.

15 ـ اطعام مردم و نماز شب ، موجب برگزيده شدن ابراهيم ( ع ) به عنوان خليل ، از سوى خداوند

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

رسول خدا(صلی الله علیه و آله): ما اتخذ اللّه ابراهيم خليلا الا لاطعامه الطعام و صلوته بالليل و الناس نيام.


علل الشرايع، ص 35، ح 4، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 555، ح 586.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 121 - 2

2- حضرت ابراهيم ( ع ) برگزيده خدا بود .

إن إبرهيم . .. اجتبـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 2،6

2- امامت و رهبرى حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، به انتخاب و انتصاب خداوند بود .

و جعلنـهم أئمة

6- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، از سوى خداوند به عنوان هادى و راهنماى مردم برگزيده شدند .

و جعلنـهم أئمة يهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 47 - 1

1 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از برگزيدگان خداوند از ميان انسان ها

و إنّهم عندنا لمن المصطفين

«مصطفى» (مفرد «مصطفين») به معناى شخص برگزيده و انتخاب شده است.

68- برگزيدگى احياگران دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 3 - 3

3 - برانگيختن هاديان خلق و احياگران دين ، نمودى از عزّت و حكمت خداوند

بعث فى الأُمّيّن رسولاً . .. و ءاخرين منهم لمّا يلحقوا بهم و هو العزيز الحكيم

69- برگزيدگى اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 2،6

2- امامت و رهبرى حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، به انتخاب و انتصاب خداوند بود .

و جعلنـهم أئمة

6- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، از سوى خداوند به عنوان هادى و راهنماى مردم برگزيده شدند .

و جعلنـهم أئمة يهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 47 - 1

1 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از برگزيدگان خداوند از ميان انسان ها

و إنّهم عندنا لمن المصطفين

«مصطفى» (مفرد «مصطفين») به معناى شخص برگزيده و انتخاب شده است.

70- برگزيدگى امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 14

14 ـ از على ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « صعد رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) المنبر فقال : ان اللّه نظر إلى أهل الأرض . . . فاختارنى منهم ثم نظر ثانية فاختار علياً . . . و هو نور الأرض بعدى . . . ثم تلا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : يريدون ليطفئوا نور اللّه بأفواههم . . . ;

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بالاى منبر رفته و فرمودند: خدا به اهل زمين توجه كرد پس مرا از بين آنان انتخاب فرمود، سپس توجه ديگرى كرد و على (ع) را انتخاب نمود . .. و او بعد از من، نور زمين است ... آن گاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اين آيه را تلاوت فرمود: مى خواهند نور خدا را با دهانهاى خويش خاموش كنند ... ».

71- برگزيدگى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 33 - 5،8

5 ـ انبيا ، انسانهايى ممتاز و برتر از همگان حتى فرشتگان و . . . .

انّ اللّه اصطفى . .. على العالمين

8 ـ خداوند با اعطاى علم ، ايمان ، اسم اكبر ، ميراث علم و آثار علم نبوّت به انبيا ، آنان را برگزيده است .

انّ اللّه اصطفى ادم و نوحاً

امام باقر (ع): . .. يا محمّد ... فانّى لم اقطع العلم و الايمان و الاسم الاكبر و ميراث العلم و آثار علم النّبوة ... من بيوتات الانبياء الذين كانوا بينك و بين ابيك آدم و ذلك قول اللّه تبارك و تعالى: «انّ اللّه اصطفى ادم و ... ».


كافى، ج 8، ص 117، ح 92 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 168، ح 31.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 16

16 ـ خداوند برخى رسولان را براى آگاه ساختنشان از غيب ، برمى گزيند .

و ما كان اللّه ليطلعكم على الغيب و لكنّ اللّه يجتبى من رسله من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 87 - 4

4 ـ پيامبران، برگزيدگان خداوند و رهيافتگان به صراط مستقيم هستند.

و اجتبينهم و هدينهم إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 35 - 1

1 ـ انبيا و فرستادگان الهى به سوى بشر، برگزيده از ميان خود آنان

يبنى ءادم إما يأتينكم رسل منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 4

4ـ خداوند ، پيامبران را از ميان انسانهايى كه خوش نام و به نيكى معروفند ، انتخاب مى كند .

قد كنت فينا مرجوًّا قبل هـذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 16

16ـ خداوند ، پيامبران را از ميان انسانهايى كه به نيكى معروفند ، انتخاب مى كند .

إنك لأنت الحليم الرشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 2

2ـ رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و ساير پيامبران ، از ناحيه خداوند به رسالت برانگيخته شدند .

و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 5

5- انبياى الهى ، برگزيدگى خويش را از سوى خداوند به مقام پيامبرى ، نعمتى بزرگ از سوى او بر خود مى دانستند .

و لـكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 8،9

8- گزينش پيامبران براى دريافت وحى به مشيت الهى است .

ينزّل الملـئكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده

9- پيامبران ، بندگان منتخب الهى اند .

من يشاء من عباده أن أنذروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 13 - 3

3 - پيامبران ، برگزيدگان خداوند هستند .

و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 75 - 1

1 - پيامبران ، انسان هايى برگزيده از جانب خداوند

اللّه يصطفى . .. و من الناس

«إصطفأ» (مصدر «يصطفى») به معناى انتخاب كردن و برگزيدن و «ملائكة» (جمع «ملك» يا «ملئك») به معناى فرشتگان است. مقصود اين كه خداوند براى هدايت و راهنمايى انسان ها، از ميان آنان و فرشتگان افرادى را انتخاب مى كند تا فرشتگان، وحى را از خدا دريافت كنند و به پيامبران برسانند و پيامبران نيز آن را از فرشتگان بگيرند و به مردم ابلاغ كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 7

7 - پيامبران ، بندگان خدا و برگزيدگان از جانب او

و سلـم على عباده الذين اصطفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 2

2 - پيامبران ، شخصيت هاى برگزيده خداوندند .

و لقد أرسلنا من قبلك رسلاً

از فرستاده شدن پيامبران از جانب خداوند، استفاده مى شود كه آنان، انسان هايى برگزيده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 10 - 8

8 - بشر ، ناتوان از دستيابى به حقايق مربوط به گزينش پيامبران و برگزيدن رسولان الهى به انتخاب خود

فليرتقوا فى الأسبـب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه امر «فليرتقوا» مربوط به انتخاب پيامبران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 26

26 - پيامبران ، انسان هاى برگزيده جهان هستى

اللّه يجتبى إليه من يشاء

مراد از «من» در «من يشاء» به قرينه عبارت اول آيه و به كارگيرى ماده «اجتبا»، مى تواند پيامبران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 27 - 4

4 - پيامبران ، انسان هاى منتخب و مورد رضاى خداوند

إلاّ من ارتضى من رسول

72- برگزيدگى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 6

6ـ گزينش انسان هاى لايق از ناحيه خداوند ، پرتوى از ربوبيت اوست .

كذلك يجتبيك ربك

73- برگزيدگى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 4 - 6

6 - فروزان نگه داشتن هميشگى مشعل هدايت و برانگيختن مردان الهى براى هدايت خلق ، نمود فضل و فزون بخشى مستمر خداوند

و ءاخرين منهم لمّا يلحقوا بهم . .. ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «ذلك فضل اللّه» اشاره به «آخرين» داشته باشد.

74- برگزيدگى برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 88 - 4

4 ـ خداوند از ميان بندگان خود، رهنوردانى براى طى صراط مستقيم بر مى گزيند.

ذلك هدى الله يهدى به من يشاء من عباده

75- برگزيدگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 2

2 - بنى اسرائيل ، قومى برگزيده و مورد عنايات الهى در گذشته تاريخ

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل

76- برگزيدگى خانواده نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 6

6 - نوح ( ع ) و خاندانش ، از بندگان مخلَص و برگزيده خدا بودند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح... و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم

ذكر داستان نوح(ع) و خاندانش پس از ياد كردن از بندگان خالص خدا در طول تاريخ، مى تواند به منظور بيان الگو و نمونه اى از آن بندگان مخلص باشد.

77- برگزيدگى داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 55 - 10

10- حضرت داوود ( ع ) ، از زمره انبياى برتر و برگزيده خداوند

و لقد فضّلنا بعض النبيّن على بعض و ءاتينا داود زبورًا

از اينكه خداوند، پس از ذكر برترى برخى از انبيا بر بعضى ديگر، از حضرت داوود(ع) سخن به ميان آورده است، مى تواند از باب ذكر خاص پس از عام، مشعر به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 1

1 - خداوند ، داوود ( ع ) را جانشين خود در تدبير امور مردم قرار داد .

يـداود إنّا جعلنـك خليفة فى الأرض

«خليفة» به معناى كسى است كه از ناحيه ديگرى و به جاى وى به تدبير امور مى پردازد و وقتى گفته شود: فلانى خليفه خدا در زمين است; يعنى، خداوند تدبير امور بندگانش را در زمين به او سپرده است (مجمع البيان، ذيل آيه).

78- برگزيدگى دين ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 132 - 6،7

6 - آيين ابراهيم ( تسليم خدا بودن ) ، آيين برگزيده خداوند

إن اللّه اصطفى لكم الدين

7 - منزه بودن آيين ابراهيم از هرگونه باطلى و گزينش آن از سوى خدا دليل توصيه ابراهيم و يعقوب به پذيرش آن

و وصى بها إبرهيم . ... يبنى إن اللّه اصطفى لكم الدين فلاتموتن

تفريع جمله «لاتموتن . ..» بر «إن اللّه ...» به وسيله حرف «فاء» گوياى برداشت فوق است.

79- برگزيدگى رهبران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 24 - 6

6 - صبر و يقين برخى از پيروان موسى ( ع ) به آيات الهى ، زمينه ساز گزينش آنان از سوى خدا براى پيشوايى بنى اسراييل بود .

و جعلنا منهم أئمّة . .. لمّا صبروا و كانوا بأيـتنا يوقنون

بنابراين احتمال كه در «لمّا» معناى جزا باشد; يعنى، آنان به رهبرى انتخاب شدند، به پاداش صبرى كه پيشه كردند و يقينى كه به آيات الهى پيدا كردند.

80- برگزيدگى شاكران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 16

16- صبرپيشگى و شكرگزارى ، داراى ارزشى والا و صبرپيشگان و شكرگزاران ، مردمانى برجسته و نخبه

إن فى ذلك لأيـت لكلّ صبّار شكور

81- برگزيدگى شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 14

14 ـ شهيدان و قربانيان راه اسلام ، برگزيدگان خداوند

و يتّخذ منكم شهداء

بنابر اينكه مراد از «شهداء»، كشته شدگان در جنگ باشد ; چنانچه برخى از مفسران بر اين عقيده هستند.

82- برگزيدگى صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 16

16- صبرپيشگى و شكرگزارى ، داراى ارزشى والا و صبرپيشگان و شكرگزاران ، مردمانى برجسته و نخبه

إن فى ذلك لأيـت لكلّ صبّار شكور

83- برگزيدگى صادقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 11

11 ـ « صادقين » گروهى برگزيده و داراى مقام عصمت *

و كونوا مع الصدقين

از اينكه خداوند به طور مطلق به همراه و همگام بودن با«صادقين» فرمان داده است، احتمال مى رود كه «صادقين» گروهى

خاصِ باشند كه در همه اعمال و افكار خويش به مقام عصمت رسيده اند و فرمان به تبعيت مطلق از آنان، بدين جهت صورت گرفته است.

84- برگزيدگى طالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 1،2،3،11،16،19،22

1 ـ برگزيدگى طالوت براى زمامدارى بنى اسرائيل ، به نفع و سعادت آنان

ان اللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً

«لام» در «لكم» تصريح است به اينكه فرماندهى و زمامدارى طالوت در جهت نفع و سعادت آنان بوده است.

2 ـ طالوت ، برانگيخته خداوند براى زمامدارى بنى اسرائيل

ان اللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً

3 ـ شگفتى سردمداران بنى اسرائيل ، از برگزيدگى طالوت به دليل سرشناس نبودن و نداشتن ثروت

قالوا انى يكون له الملك . .. و لم يؤت سعة من المال

ظاهراً اعتراض كنندگان، همان پيشنهاددهندگان بودند كه خداوند از قول آنان مى فرمايد: «قال الملأ . .. نحن احق». بنابراين اعتراض آنان به دو جهت بوده است: يكى نبودن طالوت از طبقه ملأ و اشراف كه مى گفتند: «نحن احق». و دوّم نداشتن مال و ثروت كه با «و لم يؤت سعة من المال» به آن اشاره شده است.

11 ـ گستردگى توانايى هاى علمى و جسمى طالوت ، ملاك برگزيدگى وى از جانب خداوند براى زمامدارى

ان اللّه اصطفيه عليكم و زاده بسطة فى العلم و الجسم

16 ـ مشيّت الهى ، منشأ برگزيدگى طالوت ( زمامداران الهى )

و اللّه يؤتى ملكه من يشاء

19 ـ بينش محدود بنى اسرائيل نسبت به ملاك هاى حقيقى گزينش ، منشأ اعتراض آنان به برگزيدن طالوت

قالوا انى يكون له الملك علينا . .. و اللّه واسع عليم

جمله «و اللّه واسع عليم» تعريضى به بنى اسرائيل است كه بينش شما محدود و در نتيجه مُعترض به گزينش طالوت شده ايد.

22 ـ نبودن طالوت از خاندان نبوت و پادشاهى ، منشأ اعتراض بزرگان ( ملأ ) بنى اسرائيل به برگزيدگى وى از جانب خداوند

قالوا انى يكون له الملك علينا

امام باقر (ع) درباره آيه «انّ اللّه قد بعث . .. » فرمود: لم يكن من سبط النبوة و لا من سبط المملكة ...


كافى، ج 8، ص 316، ح 498 ; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 2

2 ـ عدم اطمينان بنى اسرائيل به مأموريت طالوت از جانب خداوند و درخواست نشانه و دليلى از پيامبرشان بر زمامدارى وى

قد بعث لكم طالوت . .. انّ اية ملكه ان ياتيكم

جمله «ان اية . .. » مى نماياند كه آنان براى حقانيّت زمامدارى طالوت، درخواست نشانه و معجزه كرده بودند ; و نشانه خواستن، حاكى از ترديد ايشان است.

85- برگزيدگى فرزندان يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 5

5 ـ خداوند ، گروهى از فرزندان يعقوب را به پيامبرى برانگيخت و به آنان وحى كرد .

أوحينا إلى . .. و الاسباط

«اسباط» جمع «سبط» در لغت به فرزندزادگان گفته مى شود، و مراد از آن در آيه فرزندزادگان حضرت يعقوب(ع) هستند و برخى از مفسران مقصود از «الاسباط» را فرزندان اسحاق دانسته اند. گفتنى است كه آمدن كلمه «الاسباط» پس از «يعقوب» نظر اول را تأييد مى كند.

86- برگزيدگى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 12

12 ـ انتخاب قرآن از ميان كتب آسمانى ، براى داورى بين اهل كتاب ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و انزلنا اليك الكتب . .. مهيمناً عليه فاحكم بينهم بما أنزل اللّه

«فاء» در «فاحكم» پس از ذكر مهيمن بودن قرآن، بيانگر اين است كه مراد از «ما انزل اللّه» قرآن است.

87- برگزيدگى گواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 17،19

17 ـ برگرفتن ناظران و گواهانى نخبه از ميان مردم ، بر شكست ها و پيروزى ها بر اساس مشيّت خداوند است .

و يتّخذ منكم شهداء

19 ـ مؤمنان استوار در نبرد اُحُد و ديگر هنگامه هاى پيكار با كافران ، برگزيدگان خداوند براى گواهى بر اعمال مردم

و تلك الايّام . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا و يتّخذ منكم شهداء

ترك لام در «و يتّخذ»، اشاره به اين معنا دارد كه برگزيدن، در پى مشخّص شدن مؤمنان واقعى است. يعنى مؤمنان واقعى براى گواه بودن برگزيده مى شوند. گفتنى است كه در برداشت فوق، متعلق حذف شده «شهدآء»، اعمال مردم، گرفته شده است.

88- برگزيدگى گواهان عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 6

6- كسانى كه در قيامت بر اعمال امت خويش گواهى مى دهند ، جزء نخبگان و بهترين هاى امت خويشند .

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا

انتخاب شاهد و گواه از ميان هر امتى، بيانگر آن است كه آنان از نخبگان و خوبان امت خويشند; زيرا اگر آنان هم از افراد گناهكار باشند و بر كار آنان نيز گروه ديگرى شاهد و گواه باشد، انتخابشان براى دادن گواهى لغو و بيهوده خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 4

4- كسانى كه در قيامت بر اعمال امت خويش گواهى مى دهند ، جزء نخبگان و بهترين هاى امت خويشند .

و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا عليهم من أنفسهم

انتخاب شاهد و گواه از ميان هر امتى، بيانگر آن است كه آنان از نخبگان و خوبان امتند; زيرا اگر آنان هم از افراد گناهكار باشند و بر كار آنان گروه ديگرى شاهد و گواه باشند، انتخاب آنان براى گواهى، لغو و بيهوده خواهد بود.

89- برگزيدگى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 1

1 ـ خداوند به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) وحى كرد و وى را به پيامبرى برانگيخت .

إنّا أوحينا إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 2

2ـ رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و ساير پيامبران ، از ناحيه خداوند به رسالت برانگيخته شدند .

و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 55 - 8

8- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از زمره انبياى برتر و برگزيده خداوند است .

و لقد فضّلنا بعض النبيّن على بعض

ذكر «و لقد فضّلنا بعض . ..» پس از ذكر برخوردهاى مشركان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و سؤالهاى آنان احتمال دارد پاسخ سؤال مقدرى باشد

و يا جواب اشكالى باشد كه مشركان درباره شخصيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح مى كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بنده برگزيده خدا و بهره مند از هدايت ويژه قرآن

و لـكن جعلنـه نورًا نهدى به من نشاء من عبادنا

با توجه به لفظ «لـكن» ـ كه براى استدراك جمله قبل (ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الإيمان) است ـ مى توان گفت كه عبارت «من نشاء من عبادنا» گر چه عام است; ولى پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) از مصاديق بارز آن مى باشد. به ويژه كه در قسمت پايانى آيه شريفه آن حضرت را هدايتگر ديگر مردمان به راه حقيقت معرفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 5

5 - برانگيخته شدن رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) از ميان غير اهل كتاب ، براى هدايت خلق از سوى خداوند ، جلوه اى از عزّت و حكمت خداوند

العزيز الحكيم . هو الذى بعث فى الأُمّيّن رسولاً منهم

كلمه «اُمّيين» در قرآن، در مقابل اهل كتاب نيز به كار رفته است. برداشت بالا بر پايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 4 - 1،3

1 - بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و برگزيده شدن آن حضرت از جانب خداوند به نبوت و رسالت ، فضل الهى به ايشان

ذلك فضل اللّه

در مشاراليه «ذلك» چند احتمال وجود دارد برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «ذلك» اشاره به بعثت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) داشته باشد.

3 - امتنان و فضل الهى به امت محمد (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر برگزيدن آن حضرت از ميان آنها و قرار دادن ايشان به عنوان راهنما و نجات بخش آنان از ضلالت و گمراهى

هو الذى بعث . .. و إن كانوا ... فى ضلـل مبين ... ذلك فضل اللّه

90- برگزيدگى مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 1

1 ـ مريم ( س ) ، در پى نذر مادرش ، از سوى خداوند به شايستگى پذيرفته شد .

فتقبّلها ربّها بقبول حسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 42 - 1،5،6،10،11،15،16،18

1 ـ مژده ملائكه به مريم ( س ) در برگزيدگى او از طرف خداوند

و اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه اصطفيك

5 ـ برگزيدگى و پاكيزه گشتن مريم ( س ) از سوى خدا

يا مريم انّ اللّه اصطفيك و طهّرك

6 ـ پاكى و برگزيده شدن مريم ، زمينه برگزيده شدن خاندان عمران نزد خداوند

يا مريم انّ اللّه اصطفيك

«و اذ قالت . .. » عطف است به «اذ قالت ... » در آيه سى و پنجم و ظرف است براى «اصطفى ... ال عمران» ; يعنى آنگاه آل عمران برگزيده شدند كه مريم را خداوند برگزيد و پاك گردانيد.

10 ـ مريم ، برگزيده الهى و سرآمد زنان جهان

يا مريم انّ اللّه . .. و اصطفيك على نساء العالمين

كلمه «اصطفاء» آنگاه كه با «على» متعدّى شود به معناى مقدم بودن و سرآمد شدن است. و آنگاه كه مطلق ذكر شود به معناى انتخاب است. بنابراين «اصطفيك » در جمله «انّ اللّه اصطفيك » به معناى انتخاب و گزينش مريم است و در «اصطفيك على نساء العالمين»، به معناى مقدم داشتن او بر ديگران است.

11 ـ خلوص و پاكى مريم و برگزيدگى او ، زمينه سرآمد شدن او بر زنان جهان

انّ اللّه اصطفيك و طهّرك و اصطفيك على نساء العالمين

به نظر مى رسد تقديم جمله «اصطفيك و طهّرك» بر «اصطفيك على نساء العالمين»، دلالت داشته باشد بر دخالت برگزيدگى و طهارت مريم براى سرآمد شدن او.

15 ـ مريم ، برگزيده خداون از نسل انبياى الهى

يا مريم انّ اللّه اصطفيك

امام باقر (ع) در معنى آيه فوق فرمود: . .. اصطفيك من ذريّة الانبياء.


مجمع البيان، ج 2، ص 746، نورالثقلين، ج 1، ص 336، ح 130.

16 ـ مريم ، زنى كه از ميان زنان جهان ، براى زادن عيسى بدون پدر برگزيده شد .

و اصفيك على نساء العالمين

امام باقر (ع) در معنى آيه فوق فرمود: . .. اصطفيك لولادة عيسى من غير فحل.


مجمع البيان، ج 2، ص 746 ; نورالثقلين، ج 1، ص 336، ح 130.

18 ـ مريم برگزيده و سرآمد زنان عصر خويش

و اصطفيك على نساء العالمين

امام صادق (ع) فرمود: فرشتگان به حضرت فاطمه زهرا (س) گفتند: . .. انّ مريم كانت سيّدة نساء عالمها ... .


علل الشرايع، ص 182، ح 1، باب 146. و ص 337، ح 131 ; نورالثقلين، ج 1، ص 336، ح 129.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 14

14- حضرت مريم ( س ) ، برخوردار از هدايت ويژه الهى و انسانى برگزيده در پيشگاه خداوند

و ممّن هدينا واجتبينا

91- برگزيدگى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 3

3 - امت اسلام ، امتى برگزيده

هو اجتبيكم

«إجتباء» به معناى برگزيدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 32 - 1

1 - مسلمانان ، ملتى ممتاز و برگزيده الهى

ثمّ أورثنا الكتـب الذين اصطفينا

طبق نظر بيشتر مفسران، مقصود از «الكتاب» قرآن و مراد از «الذين اصطفينا» مسلمانان است.

92- برگزيدگى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 1،2،3،5،12

1 ـ موسى ( ع ) برگزيده خدا و برتر از همه مردم عصر خويش

قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس

«اصطفا» به معناى به دست آوردن خالص هر چيزى است. (مفردات راغب). و چون «اصطفيتك» به «على» متعدى شده، معناى برترى نيز در آن تضمين شده است.

2 ـ خداوند به دليل خلوص موسى ( ع ) ، وى را برگزيد و بر همگان برترى داد .

قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس

چون «اصطفا» به معناى گزينش خالص يك چيز است، جمله «اصطفيتك» مى رساند كه موسى انسانى خالص بوده و همين خلوص وى دليل اختيار و انتخاب وى شده است.

3 ـ اعلام گزينش موسى و برترى او بر همگان ، از سخنان خداوند با موسى در ميعادگاه مناجات

قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس

5 ـ خداوند با اعطاى پيام هاى خويش به موسى ( ع ) و سخن گفتن با وى ، او را بر همه مردم عصرش برترى داد .

اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى

حرف «باء» در «برسالتى» و «بكلامى»، «باء» استعانت است.

12 ـ سخن گفتن خدا با موسى ( ع ) و گزينش وى به پيامبرى ، از نعمت هاى بزرگ خداوند به وى

اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 51 - 5،6

5- خداوند موسى ( ع ) را از هرگونه آلودگى مبرّا و او را براى خود خالص گردانيد .

إنّه كان مخلصًا

«مخلَص» به فتح لام، يعنى خالص شده و كسى كه خداوند او را براى خود خالص كرده و از آلودگى مصون داشته است (لسان العرب). تفاوت آن با مخلِص (به كسره) اين است كه «مخلِص» عبادتش را براى خدا خالص مى كند، ولى «مخلَص» كسى است كه خداوند او را براى خود برگزيده و خالص كرده باشد.

6- حضرت موسى ( ع ) برگزيده خداوند و داراى مقام رسالت و نبوت بود .

إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا

فرق «رسول» و «نبىّ» اين است كه هر كس رسالت الهى دارد «نبىّ» نيز مى باشد، زيرا «نبىّ» يعنى داراى خبر، ولى ممكن است كسى نبىّ باشد، اما به سوى شخصى يا قومى ارسال نشده و حامل رسالت الهى نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 52 - 3،5

3- خداوند ، موسى ( ع ) را براى نجوا و گفتوگوى با خود برگزيد .

و قرّبنـه نجيًّا

5- برگزيدگى موسى ( ع ) و انقطاع او از غير خدا ، زمينه ساز سخن گفتن خداوند با او و نزديك ساختن او به خود

إنّه كان مخلصًا . .. و نـدينـه من جانب الطور الأيمن و قرّبنـه نجيًّا

توصيف موسى(ع) ـ در آيه قبل ـ به «مخلَص» (كسى كه خداوند او را براى خود خالص گردانده است)، گوياى شايستگى او براى شنيدن نداى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 13 - 1،2،4

1 - خداوند ، موسى ( ع ) را به پيامبرى برگزيد و در وادى طوى او را از انتخاب شدن به رسالت ، آگاه ساخت .

و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى

به قرينه «لما يوحى»، اختيار شدن موسى(ع) به معناى گزينش او براى پيامبرى و تحمل وحى الهى است.

2 - موسى ( ع ) برگزيده خداوند و بهترين فرد زمان خويش براى دريافت وحى و ابلاغ پيام الهى بود .

و أنا اخترتك

«اختيار» از ماده خير و به معناى «اصطفاء» (برگرفتن خالص هرچيز) است (لسان العرب).

4 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از برگزيدن به پيامبرى ، به گوش فرادادن و دريافت وحى فرمان داد .

و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى

93- برگزيدگى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 19

19 ـ مؤمنان استوار در نبرد اُحُد و ديگر هنگامه هاى پيكار با كافران ، برگزيدگان خداوند براى گواهى بر اعمال مردم

و تلك الايّام . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا و يتّخذ منكم شهداء

ترك لام در «و يتّخذ»، اشاره به اين معنا دارد كه برگزيدن، در پى مشخّص شدن مؤمنان واقعى است. يعنى مؤمنان واقعى براى گواه بودن برگزيده مى شوند. گفتنى است كه در برداشت فوق، متعلق حذف شده «شهدآء»، اعمال مردم، گرفته شده است.

94- برگزيدگى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 33 - 1

1 ـ آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران ، برگزيدگان خدا بر همه جهانيان

انَّ اللّه اصطفى ادم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران على العالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 2

2 ـ خداوند نوح ( ع ) را به پيامبرى برانگيخت و به وى وحى كرد .

كما أوحينا إلى نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 25 - 3

3ـ نوح ( ع ) پس از انتخابش به رسالت ، پيامبرى خويش را به مردم اعلام كرد .

إنى لكم نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 6

6 - نوح ( ع ) و خاندانش ، از بندگان مخلَص و برگزيده خدا بودند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح... و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم

ذكر داستان نوح(ع) و خاندانش پس از ياد كردن از بندگان خالص خدا در طول تاريخ، مى تواند به منظور بيان الگو و نمونه اى از

آن بندگان مخلص باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 79 - 2

2 - نوح ( ع ) ، پيامبرى برجسته در سلسله پيامبران الهى و داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند

سلـم على نوح فى العـلمين

برداشت ياد شده از قيد «فى العالمين» براى سلام به دست مى آيد; زيرا در اين سوره خداوند سلام و تحيت خود را نسبت به چند پيامبر بزرگ (همچون ابراهيم، موسى و هارون عليهم السلام) نقل فرموده، ولى بدون اين قيد آورده است; مانند: آيه 109 (سلام على ابراهيم) و آيه 120 (سلام على موسى و هارون).

95- برگزيدگى هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 35 - 2

2 ـ هارون ، برگزيده خداوند براى معاونت و يارى حضرت موسى ( ع ) در امر خطير رسالت

و لقد ءاتينا موسى الكتـب و جعلنا معه أخاه هـرون وزيرًا

«وزير» ـ كه از واژه «وزر» (به معناى ثقل) گرفته شده است ـ اسم براى شخصى است كه بارسنگين مسؤوليت پادشاهى را بر دوش گيرد و نقش مشاور او را داشته باشد و با رأى خود او را كمك كند (قاموس المحيط).

96- برگزيدگى هدايتگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 3 - 3

3 - برانگيختن هاديان خلق و احياگران دين ، نمودى از عزّت و حكمت خداوند

بعث فى الأُمّيّن رسولاً . .. و ءاخرين منهم لمّا يلحقوا بهم و هو العزيز الحكيم

97- برگزيدگى يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 2،6

2- امامت و رهبرى حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، به انتخاب و انتصاب خداوند بود .

و جعلنـهم أئمة

6- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، از سوى خداوند به عنوان هادى و راهنماى مردم برگزيده شدند .

و جعلنـهم أئمة يهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 47 - 1

1 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از برگزيدگان خداوند از ميان انسان ها

و إنّهم عندنا لمن المصطفين

«مصطفى» (مفرد «مصطفين») به معناى شخص برگزيده و انتخاب شده است.

98- برگزيدگى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 1،2،5

1ـ رؤياى يوسف ( ع ) حاكى از برگزيده شدنش از ناحيه خدا و خالص شدن او براى خداوند بود .

و كذلك يجتبيك ربك

«اجتباء» به معناى گزينش كردن و براى خود خالص ساختن است. بنابراين «يجتبيك ربك» ; يعنى ، پروردگارت تو را برمى گزيند و براى خويش خالص مى گرداند ، به طورى كه نصيبى در تو براى غير او نخواهد بود.

2ـ برگزيده شدن يوسف ( ع ) از جانب خداوند ، بشارت يعقوب ( ع ) به يوسف

و كذلك يجتبيك ربك

5ـ آينده يوسف ( ع ) و برگزيده شدنش ، بر آن منوالى بود كه در خواب ديده بود .

كذلك يجتبيك ربك

99- برگزيدگى يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 50 - 1،5

1 - يونس ( ع ) ، از برگزيدگان و پيامبران الهى بود .

فاجتبـيه ربّه

5 - برگزيدگى يونس ( ع ) به رسالت و از صالحان شدن او ، جلوه عنايت و لطف ويژه خداوند به ايشان

لولا أن تدركه نعمة . .. فجعله من الصـلحين

100- زمينه برگزيدگى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 8

8 - عبوديت و بندگى خدا ، نردبان عروج پيامبران به مقام « برگزيدگى »

و سلـم على عباده الذين اصطفى

توصيف پيامبران به «عباد» پيش از توصيف ايشان به «إصطفاء» بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 31

31 - روحيه انابه و توجه مدام پيامبران به خداوند ، موجب برگزيدگى و انتخاب ايشان

يجتبى إليه من يشاء و يهدى إليه من ينيب

101- زمينه برگزيدگى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 21 - 14

14ـ ورود يوسف به خانه عزيز مصر ، زمينه ساز تحقق يافتن وعده هاى الهى درباره او بود .

و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض و لنعلّمه من تأويل الأحاديث

عبارت «لنعلّمه» عطف بر عبارتى مقدر است ; يعنى: مكّنّا ليوسف لنفعل كذا و لنعلّمه . .. ; مراد از لنفعل كذا ، امورى است كه خداوند در ابتداى داستان يوسف بيان كرد مانند «رأيتهم لى ساجدين» و «كذلك يجتبيك ربك ...».

102- عوامل برگزيدگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 11،16

11 ـ گستردگى توانايى هاى علمى و جسمى طالوت ، ملاك برگزيدگى وى از جانب خداوند براى زمامدارى

ان اللّه اصطفيه عليكم و زاده بسطة فى العلم و الجسم

16 ـ مشيّت الهى ، منشأ برگزيدگى طالوت ( زمامداران الهى )

و اللّه يؤتى ملكه من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 253 - 8

8 ـ امتياز حضرت عيسى ( ع ) در ميان انبيا ، به دليل برخوردارى از بيّنات فراوان و تأييدش به روح القدس

تلك الرّسل فضلنا . .. و اتينا عيسى ابن مريم البيّنات و ايّدناه بروح القدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 8

8 ـ نذر مخلصانه همسر عمران ، زمينه برگزيدن آل عمران براى نبوّت از سوى خداوند

انّ اللّه اصطفى . .. ال عمران ... اذ قالت امرات عمران ربّ انّى نذرت لك

«اذ» متعلّق به «اصطفى» است; يعنى آنگاه خداوند آل عمران را برگزيد كه همسر عمران، نذرى مخلصانه كرد. و اخلاص، از «لك» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 43 - 9

9 ـ رابطه ركوع با سرآمد شدن انسان از سوى خداوند *

و اصطفيك على نساء العالمين . .. و اركعى مع الرّاكعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 13

13 ـ برگزيدن زبدگان امت از سوى خداوند ، از اهداف رخداد هاى رنج آور تاريخى در مبارزه حق و باطل

و تلك الايّام نداولها . .. و يتّخد منكم شهدآء

«شهداء» به معنى گواهان است و گواهان هر امت، زبدگان آنان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 13،14،15

13 ـ سجده هاى بسيار ابراهيم ( ع ) ، موجب برگزيده شدن وى ، از سوى خداوند ، به عنوان خليل

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

امام صادق(ع) در مورد علت برگزيده شدن حضرت ابراهيم(ع) به عنوان خليل، از سوى خداوند فرمود: لكثرة سجوده على الارض.


علل الشرايع، ص 34، ح 1، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 554، ح 584.

14 ـ رد نكردن درخواست نيازمندان و نياز نبردن به درگاه غير خدا ، موجب برگزيده شدن ابراهيم ( ع ) از سوى خداوند به عنوان خليل

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

امام صادق(ع) درباره علت برگزيده شدن حضرت ابراهيم(ع) به عنوان خليل، از سوى خداوند فرمود: لانه لم يرد احداً و لم يسال احداً قط غير اللّه عز و جل.


عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 76، ح 4، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 554، ح 583.

15 ـ اطعام مردم و نماز شب ، موجب برگزيده شدن ابراهيم ( ع ) به عنوان خليل ، از سوى خداوند

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

رسول خدا(صلی الله علیه و آله): ما اتخذ اللّه ابراهيم خليلا الا لاطعامه الطعام و صلوته بالليل و الناس نيام.


علل الشرايع، ص 35، ح 4، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 555، ح 586.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 2،7

2 ـ خداوند به دليل خلوص موسى ( ع ) ، وى را برگزيد و بر همگان برترى داد .

قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس

چون «اصطفا» به معناى گزينش خالص يك چيز است، جمله «اصطفيتك» مى رساند كه موسى انسانى خالص بوده و همين خلوص وى دليل اختيار و انتخاب وى شده است.

7 ـ لياقت و شايستگى برخى انسان ها ، موجب گزينش آنان به رسالت و پيامبرى از سوى خدا

قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس برسلتى

103- عوامل برگزيدگى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 9

9 - تسليم بودن ابراهيم ( ع ) در برابر خدا ، دليل گزينش وى و شايستگى او براى ملحق شدن به صالحان سراى آخرت

لمن الصلحين. إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت

«إذ» در جمله «إذ قال . ..» حرف تعليل است، بيانگر علت گزينش ابراهيم و شايستگى او براى وارد شدن به جرگه صالحان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 121 - 3

3- نقش عمده روحيه گوش به فرمان خدا بودن ، حق گرايى ، دورى از شرك و شكرگزارى حضرت ابراهيم ( ع ) ، در گزينش وى از سوى خدا

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله حنيفًا و لم يك من المشركين . شاكرًا لأنعمه اجتبـه

خداوند، پس از بيان چهار صفت اكتسابى براى حضرت ابراهيم(ع)، مسأله انتخاب و برگزيده بودن او را مطرح ساخت. از ارتباط ميان اين دو كلام، استفاده مى شود كه كسب اوصاف معنوى و فضايل اخلاقى، در گزينش حضرت ابراهيم(ع) تأثير مهمى داشته است.

104- عوامل برگزيدگى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 7 - 5

5ـ سرگذشت يوسف ( ع ) بيانگر دليل و علت برگزيده شدنش از ناحيه خدا ، ياد دادن تعبير رؤيا و تحليل حوادث به او و اعطاى نعمت كامل به وى است .

يجتبيك ربك و يعلمك . .. لقد كان فى يوسف و إخوته ءايـت للسائلين

برداشت فوق ، ناظر به اين مطلب است كه متعلق كلمه «آيات»، «اجتبا و گزينش يوسف(ع) و. ..» باشد كه از جمله هاى «كذلك يجتبيك ربك و ...» به دست مى آيد.

105- فلسفه برگزيدگى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 5

5 ـ گزينش پيامبران از ميان انسان ها و با ويژگى هاى انسانى ، وسيله آزمايش و امتحان مردمان

و ما أرسلنا قبلك من المرسلين إلاّإنّهم ليأكلون الطعام و يمشون فى الأسواق و جعلنا

جمله «و ما أرسلنا قبلك من المرسلين إلاّ إنّهم ليأكلون. ..» رد اعتراض مشركان است كه چرا پيامبر(صلی الله علیه و آله) مانند ديگر مردمان غذا تناول مى كند و در بازار به داد و ستد مشغول مى شود. بنابراين جمله «و جعلنا بعضكم لبعض فتنة» مى تواند ناظر به همين مطلب باشد كه خدا، با فرستادن پيامبران از ميان خود مردم، آنان را مورد آزمون قرار داده است.

106- فلسفه برگزيدگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 2،3

2- انتخاب بنى اسرائيل از ميان ملت هاى عصر خويش ، براى دريافت آيات الهى و زمينه آزمون بود .

و لقد اخترنـهم . ..و ءاتينـهم من الأيـت

از ارتباط «و آتيناهم» با «اخترناهم»، مى توان استفاده كرد كه «آتيناهم» تفسير و توضيح و تبيين «اخترناهم» است; يعنى، اين اختيار و انتخاب، ريشه نژادى و نسلى ندارد; بلكه فلسفه فرهنگى و علمى دارد.

3- گزينش بنى اسرائيل از سوى خداوند ، گزينشى براى آزمايش

و لقد اخترنـهم . ..و ءاتينـهم ... ما فيه بلـؤا

«و آتيناهم» تفسير و تبيين حقيقت «اخترناهم» است; يعنى، گزينش بنى اسرائيل همين بود كه خداوند، آنان را از نظر شرايط فكرى و اجتماعى مستحق آزمايش دانست و زمينه آن را براى آنان فراهم ساخت.

107- فلسفه برگزيدگى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 21

21- انتخاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى بردن به معراج ، بر اساس علم و آگاهى گسترده خداوند به خواسته ها و شايستگى او بود .

سبحـن الذى أسرى . .. إنه هو السميع البصير

جمله «إنه هو السميع البصير» به منزله تعليل براى جملات پيشين است كه در آنها انتخاب پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى معراج مطرح شده بود; يعنى، چون خداوند سميع و بصير (شنوا به گفته ها و آگاه به شايستگيها) است، پيامبرش را براى معراج انتخاب كرد.

108- مكان برگزيدگى هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 36 - 6

6 - هارون ( ع ) در وادى طوى به مقام نبوت و رسالت برگزيده شد .

هرون أخى . .. و أشركه فى أمرى ... قد أُتيت سؤلك

چنانچه مراد از «أشركه فى أمرى» درخواست نبوت و رسالت براى هارون(ع) باشد، اجابت آن در وادى طوى انجام پذيرفت.

109- ملاك برگزيدگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 121 - 7

7- شخصيت معنوى و فضايل شخصى انسان ها ، ملاك گزينش آنان از سوى خدا

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله حنيفًا و لم يك من المشركين . شاكرًا لأنعمه اجتبـه

110- منشأ برگزيدگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 83 - 11

11 ـ گزينش و ترفيع درجات برخى انسانها و اعطاى برهانها به آنان، با دقت تمام و در پرتو علم الهى صورت مى پذيرد.

و تلك حجتنا . .. نرفع درجت ... إن ربك حكيم عليم

111- منشأ برگزيدگى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 13

13 ـ انتخاب پيامبران از ميان انسان ها و با ويژگى هاى انسانى ، برخاسته از بصيرت و بينايى همه جانبه خداوند بر احوال و نياز هاى انسان ها

و ما أرسلنا قبلك من المرسلين إلاّإنّهم ليأكلون الطعام . .. و كان ربّك بصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 3 - 9

9 - انتخاب پيامبران از ميان مردم ، براساس حكمت الهى است . *

كذلك يوحى إليك . .. الحكيم

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر وصف حكمت براى خداوند در مقام بيان اين نكته باشد كه خداوند بر اساس حكمت خويش، پيامبران را بر مى گزيند و به آنان وحى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 27

27 - مشيت و اراده الهى ، مبناى گزينش و انتخاب پيامبران

شرع لكم . .. اللّه يجتبى إليه من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 32 - 1

1 - انتخاب پيامبر و تعيين جايگاه رسالت و وحى ، تنها در حوزه اراده و انتخاب الهى است .

أهم يقسمون رحمت ربّك

مراد از «رحمت ربـّك» ـ با توجه به آيه قبل ـ نبوت است.

112- منشأ برگزيدگى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 32 - 3

3- انتخاب بنى اسرائيل و بعثت موسى ( ع ) در ميان آنان ، انتخابى عالمانه و آگاهانه از سوى خداوند

و لقد اخترنـهم على علم

متعلق «علم»، استحقاق و شايستگى بنى اسرائيل براى برگزيدن است.

113- منشأ برگزيدگى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 32 - 3

3- انتخاب بنى اسرائيل و بعثت موسى ( ع ) در ميان آنان ، انتخابى عالمانه و آگاهانه از سوى خداوند

و لقد اخترنـهم على علم

متعلق «علم»، استحقاق و شايستگى بنى اسرائيل براى برگزيدن است.

114- منشأ برگزيدگى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - في÷ ش

8 - يوسف - 12 - 6 - 22

22ـ حكيمانه بودن افعال خدا و آگاهى او به ويژگى هاى يوسف ( ع ) ، موجب شد تا او را برگزيند و تعبير رؤيا و تحليل حوادث را به آن حضرت بياموزد .

يجتبيك ربك . .. إن ربك عليم حكيم

115- نشانه هاى برگزيدگى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 9

9ـ خضوع و سجود ستارگان ، ماه و خورشيد براى انسان در رؤيا ، نشان برگزيده شدن و دستيابى او به علم و دانش است .

إنى رأيت أحد عشر كوكبًا . .. كذلك يجتبيك ربك و يعلمك

116- وعده برگزيدگى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 7 - 11

11 - برگزيدن موسى ( ع ) براى مقام رسالت ، وعده الهى به مادرش جهت آرام بخشيدن خاطر وى

و لاتخافى و لاتحزنى . .. و جاعلوه من المرسلين

117- يعقوب(ع) و برگزيدگى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 8

8ـ رؤياى يوسف ، موجب آگاهى يعقوب ( ع ) به برگزيده شدن يوسف ( ع ) و دستيابى او به دانش تعبير خواب و تحليل صحيح حوادث شد .

إنى رأيت أحد عشر . .. كذلك يجتبيك ربك و يعلمك من تأويل الأحاديث

8- برنامه ريزي

1- اهميت برنامه ريزى در اقتصاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 47 - 20

20ـ لزوم اهتمام حاكمان جامعه به برنامه ريزى ، محاسبه و پيش بينى شرايط اقتصادى

تزرعون سبع سنين . .. مما تأكلون

2- اهميت برنامه ريزى در زندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 18 - 3

3 - اهميت تقدير و حساب گرى در تنظيم بهينه حيات

و أنزلنا من السماء ماء بقدر

3- برنامه ريزى بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 62 - 5

5- بهشتيان ، داراى روزى ويژه ، منظم و تضمين شده در هر صبح و عصر

و لهم رزقهم فيها بكرة و عشيًّا

از آن جايى كه در بهشت هر آنچه كه خواسته شود مهيا است، روشن مى گردد كه آنچه در اين آيه در مورد رزق صبح و عصر آمده،

تفضلى ويژه است. البته برخى اين جمله را كنايه از دائمى بودن رزق بهشتى دانسته اند. درباره معناى «عشىّ» نظريات گوناگونى ابراز شده است; از جمله: «بين ظهر تا غروب» و «آخر روز» (مصباح).

4- برنامه ريزى در بحران اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 47 - 17،18

17ـ ضرورت صرفه جويى در مصرف و آمادگى براى مقابله با شرايط بحرانى

فذروه فى سنبله إلاّ قليلاً مما تأكلون

18ـ ضرورت بهره گيرى از شرايط شكوفايى اقتصاد جامعه براى مقابله با موقعيت هاى بحرانى

تزرعون سبع سنين دأبًا . .. إلاّ قليلاً مما تأكلون

5- برنامه ريزى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 44 - 9

9 - لزوم مرحله بندى در كار تبليغ و توجه به شرايط و زمينه ها در انتخاب شيوه هدايت مردم

فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر أو يخشى

6- برنامه ريزى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 18

18 ـ ضرورت برنامه ريزى در جنگ ، با در نظر گرفتن همه شرايط

فلتقم طائفة . .. و ليأخذوا اسلحتهم ... فيميلون عليكم ميلة واحدة

آيه شريفه علاوه بر بيان نحوه نماز و نظم و ترتيب خاص آن، به مسلمانان مى آموزد كه بايد در رويارويى با دشمنان همواره برنامه هايى منظم و دقيق را پى ريزى كنند تا از هجوم آنان در امان باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 1،14،16،18

1 ـ يورش به سرزمين مقدس از دروازه آن ، پيشنهاد دو نفر از ياران موسى ( ع )

قال رجلان . .. ادخلوا عليهم الباب

14 ـ تاختن بر جباران سرزمين مقدس و گشودن دروازه آن ، طرح پيشنهادى يوشع و كالب براى فتح بى درنگ آن سرزمين

قال رجلان . .. ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غلبون

16 ـ پيروزى حتمى بنى اسرائيل بر جباران ، در صورت يورش بر آنان از دروازه سرزمين مقدس

ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غلبون

18 ـ اهل ايمان ، وظيفه دار شناسايى ، طراحى و به كارگيرى شيوه هاى مناسب براى دستيابى به پيروزى بر دشمنان

ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غلبون

7- برنامه ريزى هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 17

17 - هارون ( ع ) ، داراى برنامه اى مشخص براى مقابله با گوساله پرستى و احياى توحيد در بنى اسرائيل بود .

أطيعوا أمرى

دعوت هارون(ع) از بنى اسرائيل به اطاعت فرمان هاى او، پس از فرمان «اتّبعونى»، حاكى از آن است كه وى براى بنى اسرائيل در صورت پيروى آنان از او، دستور العمل هايى را تدارك ديده بود.

8- برنامه ريزى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 60 - 1

1ـ يوسف ( ع ) در سال هاى قحطى ، سهميه و جيره افراد را طبق برنامه اى زمانبندى شده در دفعات متعدد تحويل مى داد .

و لما جهزهم بجهازهم . .. فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم

«كيل» به معناى اسم مفعول (مكيل) مى باشد و مراد از آن طعام و غلات است. ناميدن غله به «كيل» بدان جهت است كه براى تحويل، آنها را پيمانه مى كردند و اين بر سهميه بندى دلالت دارد. از جمله «فإن لم تأتونى به ...» (اگر در سفر آينده و نوبت بعد بنيامين را نزد من نياوريد ...) معلوم مى شود غله در دفعات متعدد و طبعاً زمان بندى شده پرداخت مى گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 9

9ـ طرح و نقشه يوسف ( ع ) براى مسافرت بنيامين از كنعان به مصر

فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم . .. اجعلوا بضـعتهم فى رحالهم ... لعلهم يرجعون

9- شرايط برنامه ريزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 8

8 ـ قدرت و علم شرط لازم براى برنامه ريزى و موفقيت در اجراى آن است.

ذلك تقدير العزيز العليم

10- علم در برنامه ريزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 8

8 ـ قدرت و علم شرط لازم براى برنامه ريزى و موفقيت در اجراى آن است.

ذلك تقدير العزيز العليم

11- قدرت در برنامه ريزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 8

8 ـ قدرت و علم شرط لازم براى برنامه ريزى و موفقيت در اجراى آن است.

ذلك تقدير العزيز العليم

9- برنج

1- رويش برنج از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 2

2 - رويش انواع دانه ها ( چون گندم ، جو ، برنج و . . . ) از زمين ، نشانه اى بزرگ از قدرت خدا است .

و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينـها و أخرجنا منها حبًّا

مقصود از «حَبّ» در آيه شريفه، جنسِ «حَبّ» و به معناى انواع دانه ها (چون گندم، جو، برنج و. ..) است و نكره آمدن آن ـ با توجه به اين كه آيه شريفه در مقام برشمردن نعمت هاى الهى و امتنان است ـ گوياى همين نكته است.

2- فوايد برنج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 6

6 - خداوند ، حبوبات ( گندم ، جو ، برنج و . . . ) را به منظور تغذيه انسان ها آفريده است .

و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون

3- نعمت برنج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 7

7 - دانه هايى چون گندم ، جو ، برنج و . . . ، از مهم ترين خوردنى ها و نعمت هاى الهى براى بشر است .

و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون

تقديم جار و مجرور (فمنه) بر متعلق خود (يأكلون)، مى تواند براى اهتمام و نيز توجه دادن انسان ها به اين نعمت ارزشمند الهى باشد.

10- برهان

1- برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 5

5 ـ مباهله ، راهى نتيجه بخش براى اثبات حقّ ، پس از اقامه برهان

انّ مَثَل عيسى . .. فمن حاجّك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا

در برداشت فوق، ضمير «فيه»، به كلمه «الحق» برگردانده شده است.

2- آثار برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 6 - 7

7 - ادعا هاى بى دليل ، شايسته پذيرش نيست .

إن زعمتم أنّكم أولياء . .. فتمنّوا الموت

3- ادعاى بى برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 13،14

13 - اهل بهشت دانستن فرد يا طايفه اى خاص بدون داشتن برهان ، باورى است باطل .

فتمنوا الموت إن كنتم صدقين

14 - ادعاى بدون دليل ، شايسته پذيرش نيست .

فتمنوا الموت إن كنتم صدقين

خداوند، در پى ادعاى يهوديان با جمله «فتمنوا الموت» از آنان مطالبه دليل مى كند و اين درسى است به انسانها كه ادعاهاى بدون دليل مناسب را نپذيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 111 - 9

9 - ادعا هاى بدون برهان ، فاقد ارزش و اعتبار است .

قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين

مفهوم جمله شرطيه «إن كنتم صادقين» (اگر در ادعاى خويش صادق هستيد) اين است كه: نبود برهان، حاكى از بى ارزشى ادعاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 6

6 - نسبت دادن جنسيتى خاص به فرشتگان ، ادعايى بى دليل و غيرقابل اثبات

و جعلوا الملـئكة . .. إنـثًا أشهدوا خلقهم

4- ارزش برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 14

14 - ارزش عقل و برهان در بينش دين و قرآن

قل هاتوا برهـنكم إن كنتم صـدقين

برهان خواستن خداوند از انسان، نشانگر ارزش برهان و دليل عقلى قانع كننده است.

5- ارزش برهان در ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 13 - 2

2- ايمان آوردن به حق از روى منطق و دليل ، داراى ارزش و اعتبار است ; نه اظهار ايمان از روى ناگزيرى و مشاهده عذاب .

ربّنا اكشف عنّا العذاب إنّا مؤمنون . أنّى لهم الذكرى و قد جاءهم رسول مبين

لحن توبيخى آيه شريفه مى رساند كه ايمان انتخابى براساس دلايل روشن، سزاوار مقام انسانى است; نه اقرار به ايمان از روى ناگزيرى و مشاهده عذاب.

6- اعراض از قبول برهان آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 6

6 - اهل كتاب و مشركانى كه اسلام را نپذيرفتند ، كسانى بودند كه از پذيرش هر برهان روشنى سرباز مى زدند .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

در برداشت ياد شده، «منفكّين» به معناى «منفكّين عن الكفر» دانسته شده است. «تأتيهم البيّنة» ـ به تقدير «أن» مصدريه ـ با «اتيان البيّنة» مرادف است و عبارت «حتّى اتيان البيّنة» را مى توان به معناى «حتّى وقت اتيان البيّنة» يا «حتّى باتيان البيّنة» دانست. در اين صورت، تقدير كلام چنين مى شود: «لم يكن ... منفكّين فى وقت من الأوقات حتّى وقت اتيان البيّنة» يا «لم يكن ... منفكّين بأىّ طريق حتّى باتيان البيّنة».

7- اقسام برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 190 - 6

6 ـ استدلال بر شناخت صفات خداوند از طريق برهان « انّى »

انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار لايات

برهان «انّ» يا «انّى»، پى بردن از معلول به علت است و در آيه شريفه، پديده ها و چگونگى آنها، كه معلول خدا و صفات او هستند، نشانه و دليل خداوند و صفات او معرّفى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 13

13 ـ برهان « انّى » ( از معلول به علّت پى بردن ) از روش هاى قرآن براى استدلال بر هدفدارى جهان آفرينش

الّذين . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلا

8- انبيا و برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 14

14 ـ افكار و عقايد ارائه شده از سوى انبيا ، متكى بر حجت و برهان است .

ما نزل اللّه بها من سلطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 1

1- انبياى الهى هنگامى كه با اظهار ترديد اقوام خود به محتواى دعوتشان مواجه شدند ، درصدد اقناع آنان با برهانى خلل ناپذير برآمدند .

إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا إليه مريب . قالت رسلهم أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض

9- انتظار برهان آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 9،11

9 - اهل كتاب و مشركان ، خود را در انتظارِ رسيدن برهانى مشخص و داراى نشانه ، قلمداد مى كردند .

حتّى تأتيهم البيّنة

حرف «ال» در «البيّنة»، عهد ذهنى و اشاره به معروف بودن بينه نزد كسانى است كه ادعاى انتظار آن را دارند.

11 - اهل كتاب در عصر جاهليت ، بيش از مشركان خود را در انتظار آمدن « بينه » جلوه مى دادند .

من أهل الكتـب و المشركين

تقديم اهل كتاب بر مشركان ـ با اين كه كفر آنها در مرتبه اى ضعيف تر از كفر مشركان مى باشد ـ ممكن است به اين جهت باشد كه ادعاى «انفكاك ناپذيرى از كفر تا مشاهده بيّنه» نخست از آنان سرزده و چه بسا مشركان تحت تأثير آنها، چنين انتظارى از خود نشان مى دادند.

10- اهميت برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 111 - 9،11

9 - ادعا هاى بدون برهان ، فاقد ارزش و اعتبار است .

قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين

مفهوم جمله شرطيه «إن كنتم صادقين» (اگر در ادعاى خويش صادق هستيد) اين است كه: نبود برهان، حاكى از بى ارزشى ادعاست.

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ايجاد جو منطق و استدلال بر باور هاى دينى

قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 14،15

14 ـ دلهره و تزلزل روحى ، پيامد انديشه هاى دينى عارى از منطق و برهان *

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرعب بما اشركوا باللّه ما لم ينزّل به سلطاناً

به نظر مى رسد شرك از آن نظر كه پندارى بدون برهان است ـ به دليل توصيف آن به «ما لم ينزّل به سلطاناً» ـ سبب رعب و دلهره شده است.

15 ـ ضرورت شكل دهى انديشه ها و عقايد دينى ، بر پايه استدلال و برهان

بما اشركوا باللّه ما لم ينزّل به سلطاناً

از اشكالاتى كه قرآن بر پندارهاى شرك آميز دارد، بى برهانى آنهاست. بنابراين هر نوع عقيده دينى كه نتوان بر آن برهان آورد، فاقد ارزش خواهد بود ; لذا هر انسانى موظّف است عقايد دينى خويش را با برهان و استدلال شكل دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 13

13 ـ استدلالها و براهين، افاضاتى است از ناحيه خداوند بر قلب و انديشه انسانها

ما لم ينزل به سلطنا

مراد از تنزيل مى تواند ايجاد كردن باشد. يعنى خداوند هيچ دليل و برهانى براى شرك نيافريده است. در اين صورت مقصود از «سلطانا» اعم از براهين عقلى و نقلى خواهد بود. و نيز مى تواند مراد از تنزيل، نازل كردن معارف و احكام الهى باشد. در اين صورت مقصود از «سلطانا» برهان نقلى خواهد بود. برداشت فوق مبتنى بر معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 31 - 17

17ـ سخن نابحق گفتن درباره مردم و نالايق شمردن آنان بدون هيچ دليل و برهان ، ظلم به آنان است .

لا أقول . .. الله أعلم بما فى أنفسهم إنى إذًا لمن الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 79 - 2

2 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به شبهات كافران و منكران معاد با استدلال و برهان

قال من يحىِ العظـم و هى رميم . قل يحييها الذى أنشأها أوّل مرّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 3

3- خداوند ، خواهان پيروى انسان از دليل روشن و منطقى

أفمن كان على بيّنة من ربّه كمن زيّن

تمجيد خداوند از متكى بودن انديشه و ايمان بر دليل و برهان، مى نماياند كه اين امر از نظر خداوند ارزش است و با اين تمجيد، مؤمنان را به سوى اين ارزش رهنمون ساخته است.

11- اهميت برهان در ادعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 9

9ـ اثبات راستى و درستى ادعاها ، منوط به ارائه دليل و برهان است .

قل فأتوا بعشر سور مثله . .. إن كنتم صـدقين

«فأتوا بعشر سور» در حقيقت جواب شرط (إن كنتم . ..) است; يعنى ، اگر در ادعاى خويش راستگو هستيد ، آن را با آوردن ده سوره همانند آن ثابت كنيد.

12- اهميت برهان در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 17

17ـ تنها اديانى كه قرين برهان باشند ، از كجى و انحراف مبرّا هستند .

ما أنزل الله بها من سلطـن . .. أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه ذلك الدين القيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 9

9 - مبانى دينى و اصول اعتقادى و نيز هرگونه بحث و گفتوگو درباره آنها ، بايد مبتنى بر دليل و برهان باشد .

الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه بغير سلطـن أتيـهم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، كسانى را كه بدون دليل و برهان درباره دين مجادله مى كنند، محكوم كرده است.

13- اهميت برهان در عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 111 - 12

12 - ضرورت پايه گذارى عقايد و باور هاى دينى بر دليل و برهان

قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 148 - 14،16

14 ـ لزوم استوار بودن عقايد و باورهاى انسان بر علم

قل هل عندكم من علم فتخرجوه لنا

16 ـ گمان در حيطه مسائل عقيدتى و بنيادى فاقد ارزش و اعتبار است.

إن تتبعون إلا الظن و إن أنتم إلا تخرصون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 149 - 7

7 ـ لزوم ارائه دليل و برهان براى هدايت و تصحيح انديشه ديگران

قل فلله الحجة البلغة فلو شاء لهديكم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 68 - 11،13

11 ـ نسبت دادن هر وصف و فعلى به خداوند و اعتقاد به آن ، بايد برپايه علم و برهان باشد .

قالوا اتخذ اللّه ولداً . .. إن عندكم من سلطن بهذا أتقولون على اللّه ما لا تعلمون

13 ـ معارف و عقايد ، بايد بر پايه استدلال و برهان استوار باشد .

إن عندكم من سلطن بهذا أتقولون على اللّه ما لا تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 6

6ـ محدود كردن آزادى انسان ها و فروپاشاندن عقايد و رسوم آنان ، بايد متكى به دليل و برهانى روشن باشد .

أصلوتك تأمرك . .. قال يـقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 10

10ـ عقايد آدمى ، بايد متكى بر دليل و برهان عقلى يا نقلى باشد .

ما أنزل الله بها من سلطـن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 10

10ـ لزوم مبتنى كردن عقايد دينى بر حجّت و دليل روشن

على بصيرة أنا و من اتبعنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 6،9

6- بى منطقى در عقيده و سستى انديشه ، بزرگ ترين مشكل جامعه اصحاب كهف از ديدگاه خود آنان

اتخذوا من دونه ءالهة لولا يأتون عليهم بسلطـن بيّن

9- لازم است كه عقايد بر دلايلى روشن و محكم استوار باشد .

لولا يأتون عليهم بسلطـن بيّن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 8

8- لزوم مبتنى بودن عقايد و باور ها بر برهان و دليل قاطع

قل هاتوا برهـنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 53 - 4

4- لزوم متكى ساختن مبانى دينى و اصول اعتقادى خود ، بر دليل و برهان قانع كننده

قالوا وجدنا ءاباءنا لها عـبدين

برداشت ياد شده از آن جا به دست مى آيد كه آيه شريفه، در مقام محكوم كردن كسانى است كه پايه و اساس اعتقادهاى خود را بر تقليد كوركورانه از نياكان خويش قرار دادند و در برابر سؤال از علت پذيرش شرك، هيچ دليلى نياوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 4

4 - ضرورت استوار بودن عملكرد و باور هاى دينى انسان بر پايه دليل و برهان

و من يدع مع اللّه إلـهًا ءاخر لابرهـن له به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 13

13 - لزوم استوار بودن عقيده و ايمان انسان بر پايه هاى محكم دليل و برهان

قل هاتوا برهـنكم إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 7

7 - لزوم مبتنى بودن عقايد و بينش هاى انسان بر دلايل متقن علمى

أكذّبتم بـايـتى و لم تحيطوا بها علمًا

از اين كه خداوند كافران را به خاطر عقايد پوچ و بى اساس توبيخ كرده و انكار بدون دليل آنان را نسبت به آيات خويش، مورد مذمت قرار داده است; استفاده مى شود كه انسان در پايبندى به هر عقيده نخست، بايد در فكر دست يافتن به دلايل علمى آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 7

7 - لزوم استوار ساختن اصول عقايد دينى ، بر برهان عقلى و دليل نقلى روشن و گويا

أرءيتم . .. أرونى ماذا خلقوا من الأرض ...أم ءاتينهم كتـبًا فهم على بيّنت منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 150 - 6

6 - ادعاى بدون دليل و شاهد در مسائل اعتقادى و معارف الهى ، مردود و محكوم است .

أم خلقنا الملـئكة إنـثًا و هم شـهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 154 - 3

3 - داورى درباره خداوند و عقايد دينى ، بدون علم و دليل و شاهد ، قضاوتى ناشايست و شگفت آور است .

أصطفى البنات على البنين . ما لكم كيف تحكمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 156 - 3،4

3 - لزوم متكى ساختن عقايد دينى و معارف الهى ، بر دليل روشن و حجت قاطع

فاستفتهم ألربّك البنات . .. أم لكم سلطـن مبين

4 - باور هاى دينىِ غير متكى بر دليل و حجت روشن ، مردود و محكوم است .

أم لكم سلطـن مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 2

2 - لزوم مطالبه دليل و شاهد صدق در ادعا هاى مربوط به عقايد دينى و معارف الهى

فأتوا بكتـبكم إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 9

9 - مبانى دينى و اصول اعتقادى و نيز هرگونه بحث و گفتوگو درباره آنها ، بايد مبتنى بر دليل و برهان باشد .

الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه بغير سلطـن أتيـهم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، كسانى را كه بدون دليل و برهان درباره دين مجادله مى كنند، محكوم كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 4

4 - مبانى دينى و اصول اعتقادى و نيز بحث و گفتوگو درباره آنها ، بايد مبتنى بر دليل و برهان باشد .

الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه بغير سلطـن أتيـهم

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، كسانى را كه بدون دليل و برهان درباره دين مجادله مى كنند، محكوم كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 16

16 - لزوم برخوردارى انسان از دليل ، در باور ها و عقايد خويش

ءاذنّـك ما منّا من شهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 13

13- لزوم مستند بودن هر عقيده دينى ، به منبع وحى و يا دليل قطعى علمى

ائتونى بكتـب من قبل هـذا أو أثـرة من علم إن كنتم صـدقين

صداقت و درستى هر عقيده دينى، از دو راه قابل اثبات است: 1ـ ارائه دليل متكى به وحى و كتاب هاى آسمانى; 2ـ ارائه گواهى از دريافت هاى علمى و عقلى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 28 - 6

6 - لزوم اتكاى معارف و عقايد ، بر شالوده يقين و برهان ; و نه حدس و گمان

و إنّ الظن لايغنى من الحقّ شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 37 - 6

6 - لزوم مطالبه دليل و شاهد صدق در ادعا هاى مربوط به عقايد و مسائل دينى

أم لكم كتـب فيه تدرسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 40 - 5

5 - لزوم متكى ساختن عقايد و معارف دينى خويش ، بر دليل و حجت اطمينان بخش

سلهم أيّهم بذلك زعيم

14- اهميت برهان عقلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 9

9- انسان براى گرايش به راه خدا ، نيازمند موعظه نيك در كنار دلايل متقن عقلى

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «الموعظة» عطف بر «بالحكمة» است و با يك سياق ذكر شده، در حالى كه «و جادلهم» با بيان ديگر و امرى مجزّا آمده است.

15- برهان ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 13

13- ابراهيم ( ع ) از برهان روشن و حجت قاطع بر اثبات عقيده توحيدى خويش برخوردار بود .

و أناْعلى ذلكم من الشـهدين

طبق گفته برخى از مفسران ممكن است مقصود از شهادت دادن حضرت ابراهيم(ع) اين باشد كه آن حضرت، از برهان و حجت كافى و روشن برخوردار بود. از اين رو به طور قاطع خود را به عنوان شاهد معرفى كرد.

16- برهان ان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 6

6- پى بردن از طريق پديده ها به پديد آورنده ( برهان إنّْ ) ، از برهان هاى رسولان الهى براى اثبات وجود خداوند

أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض

نفى ترديد از خالقيت خداوند نسبت به آسمانها و زمين، در حقيقت بدين جهت است كه با توجه دادن مردم به پديده بودن آسمانها و زمين، آنان واقف به نيازشان به پديد آورنده خواهند شد و اين، عين استفاده از برهان إنّْ است.

17- برهان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 3

3 - رسولان الهى ، متكى به برهان هاى آشكار و روشن بودند .

و لقد أرسلنا من قبلك رسلاً إلى قومهم فجاءوهم بالبيّنـت

«بيّنة» در لغت به معناى «دليل روشن اعم از عقلى و حسى» آمده است (مفردات راغب).

18- برهان انّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 190 - 6

6 ـ استدلال بر شناخت صفات خداوند از طريق برهان « انّى »

انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار لايات

برهان «انّ» يا «انّى»، پى بردن از معلول به علت است و در آيه شريفه، پديده ها و چگونگى آنها، كه معلول خدا و صفات او هستند، نشانه و دليل خداوند و صفات او معرّفى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 13

13 ـ برهان « انّى » ( از معلول به علّت پى بردن ) از روش هاى قرآن براى استدلال بر هدفدارى جهان آفرينش

الّذين . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلا

19- برهان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 209 - 4

4 ـ خداوند براى هدايت و ايجاد وحدت ميان مؤمنين ، ادلّه روشنى اِرائه كرده است .

ادخلوا فى السلم كافة . .. و لا تتبعوا ... فان زللتم من بعد ما جاءتكم البيّنات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 253 - 11

11 ـ براهين الهى بر صدق رسالت انبيا ، روشن و قابل فهم براى همگان

من بعد ما جاءتهم البيّنات

با توجه به اينكه خداوند از براهين، تعبير به «بيّنات» نموده است.

20- برهان در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 8

8 - معارف دينى و آيات الهى ، مبتنى بر دليل و برهان

الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه بغير سلطـن أتيـهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 3

3 - آيات الهى و معارف قرآنى ، مبتنى بر دليل و برهان است .

الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه بغير سلطـن أتيـهم

21- برهان در ادعاى وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 38 - 3

3 - ادعاى دريافت وحى و ارتباط با عالم غيب ، نيازمند دليل قاطع و روشن

فليأت مستمعهم بسلطـن مبين

22- برهان در اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 14

14 ـ اديان الهى و پيام رسولان خدا ، متكى بر برهان و دلايل روشن است .

أتتهم رسلهم بالبيّنت

23- برهان در ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 2

2- راه ايمان ، متكى به دليل و منطق روشن

أفمن كان على بيّنة من ربّه

24- برهان در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 10

10- لزوم توجه به جنبه هاى عقلى ، برهانى ، عاطفى و احساسى انسان در امر تبليغ دين

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به معناى لغوى «حكمت» و «موعظة» است: حكمت; يعنى، دستيابى به حق در پرتو علم و عقل و موعظة; يعنى، تذكر به خير آن گونه كه باعث رقّت قلب شود (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 11

11- لزوم بهره گيرى از برهان و استدلال در مقام دعوت به دين

ما هـذه التماثيل . .. قال بل ربّكم ... الذى فطرهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 15

15 - تكيه بر براهين آشكار و قابل فهم و پرهيز از گفتار ابهام آميز ، شيوه اى پسنديده در تبليغ معارف دين است .

و جاءتهم رسلهم بالبيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 5

5 - مبلّغان ، در تبليغ دين ، بايد با برهانى روشن و مستدل عمل كنند .

و لقد أرسلنا. .. رسلاً ... بالبيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 4،5

4 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، در فراخواندن مردم به دين و اقتدا به رسولان الهى ، از استدلال و برهان بهره مى گرفت .

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

آيه شريفه و چند آيه بعدى، بيانگر مجموعه استدلال ها و برهان هاى مؤمن انطاكيه است كه در اثبات ادعاى خويش، براى مردم مطرح كرده بود.

5 - مبلغان دينى ، بايد در فراخواندن مردم به دين و اقتدا به رسولان الهى ، از استدلال و برهان بهره گيرند .

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 38 - 9

9 - لزوم مجهز بودن به امكانات نيرومند و دلايل متقن ، در تبليغ دين

أرسلنـه . .. بسلطـن مبين

فعل الهى، خود رهنمودى به هدايتگران است كه آنان براى پيشبرد هدف، بايد در كار خويش ابزار و امكانات بايسته را نيز، در نظر داشته باشند.

25- برهان در تصحيح عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 6

6ـ محدود كردن آزادى انسان ها و فروپاشاندن عقايد و رسوم آنان ، بايد متكى به دليل و برهانى روشن باشد .

أصلوتك تأمرك . .. قال يـقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى

26- برهان در تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 3

3 - آيات الهى و معارف قرآنى ، مبتنى بر دليل و برهان است .

الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه بغير سلطـن أتيـهم

27- برهان در توحيد عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 18

18ـ توحيد و يكتاپرستى ، آيينى استوار و متكى بر برهان ، و شركْ پندارى سست و بى بنياد است .

ما تعبدون من دونه إلاّ أسماءً . .. أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه ذلك الدين القيم

از معانى «قيّم» مستقيم و استوار است و از آن جا كه يوسف(ع) پس از اقامه برهان بر توحيد و لزوم يكتاپرستى و يادآورى نبود دليل بر شرك و پرستش غير خدا، فرمود: «ذلك الدين القيم» معلوم مى شود: ثبات و استوارى توحيد به خاطر برهانى بودن آن، و سستى شرك ناشى از نبود دليل بر آن است.

28- برهان در دعوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 1،9

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور دعوت مردم به راه پروردگار در پرتو حكمت ( برهان هاى عقلى و علمى ) و موعظه نيك

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

«حكمت» به معناى دستيابى به حق در پرتو علم و عقل است (مفردات راغب). بنابراين «بالحكمة»; يعنى، به وسيله براهين عقلى و علمى به حق رسيدن.

9- انسان براى گرايش به راه خدا ، نيازمند موعظه نيك در كنار دلايل متقن عقلى

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «الموعظة» عطف بر «بالحكمة» است و با يك سياق ذكر شده، در حالى كه «و جادلهم» با بيان ديگر و امرى مجزّا آمده است.

29- برهان در دعوت به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 7

7 - قانع كردن فكر مخاطب ، با برهانى محكم ، هنگام دعوت به توحيد ، از روش هاى هدايتى قرآن كريم

لاتشرك . .. إنّ الشرك لظلم

30- برهان در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 8

8 - معارف دينى و آيات الهى ، مبتنى بر دليل و برهان

الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه بغير سلطـن أتيـهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 33 - 6

6- اصول و معارف دين ، مبتنى بر دليل و برهان عقلى

أوَلم يروا أنّ اللّه . .. بقـدر على أن يحيى الموتى

خداوند در اين آيه، براى اثبات امكان زنده شدن دو باره مردگان، دليل عقلى آورده است و آن نمود مظاهر قدرت و حكمت در پيكره آفرينش است.

31- برهان در سخن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 79 - 9

9- ادعا و سخن در باره معارف دينى و آثار مثبت و منفى آن ، بايد مستند به علم و حجت باشد .

كفر بأيـتنا و قال . .. سنكتب ما يقول و نمدّ له من العذاب مدًّا

32- برهان در عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 111 - 11،15

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ايجاد جو منطق و استدلال بر باور هاى دينى

قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين

15 - محك زدن باور ها با دليل و برهان ، راه شناسايى حقايق دينى از خيالات و آرزو هاى وارده شده در حوزه عقايد دينى

تلك أمانيّهم قل هاتوا برهنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 8

8 ـ عقايد دينى بايد بر برهان و دليل استوار باشد.

ما لم ينزل به عليكم سلطنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 100 - 7

7 ـ عقايد انسان درباره خداوند و اوصاف او بايد مبتنى بر علم باشد.

و خرقوا له بنين و بنت بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 15

15 ـ لزوم استوارى عقايد بر اساس برهان و حجت

ما نزل اللّه بها من سلطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 8

8- شناخت توحيدى اصحاب كهف ، شناختى عميق و استوار بر دلايلى قطعى و روشن

اتّخذوا من دونه ءالهة لولا يأتون عليهم بسلطـن بيّن

از اين كه اصحاب كهف، مردم خود را به خاطر سطحى نگرى و بى منطقى سرزنش كرده اند، استفاده مى شود كه آنان، عقايد خويش را براساس برهان استوار كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 16

16 - لزوم مبتنى ساختن عقايد و باور هاى دينى خويش بر دليل و برهان

أوَلم تأتهم بيّنة ما فى الصحف الأُولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 22 - 5

5- اصول و مبانى تعاليم اسلامى ، متكى بر برهان و استدلال است .

لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا

آيه شريفه ـ كه در مقام وحدانيت خدا و ربوبيت انحصارى او است ـ از مهم ترين استدلال ها و براهين عقلى استفاده كرده است. برخى از دانشمندان كلام، از آن به عنوان «برهان تمانع» ياد كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 6

6- دليل و برهان ، ملاك صحت انديشه و اعتقاد

قل هاتوا برهـنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 13

13- ابراهيم ( ع ) از برهان روشن و حجت قاطع بر اثبات عقيده توحيدى خويش برخوردار بود .

و أناْعلى ذلكم من الشـهدين

طبق گفته برخى از مفسران ممكن است مقصود از شهادت دادن حضرت ابراهيم(ع) اين باشد كه آن حضرت، از برهان و حجت كافى و روشن برخوردار بود. از اين رو به طور قاطع خود را به عنوان شاهد معرفى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 6

6 - معارف متكى بر برهان هاى عقلى ، الهامات ربانى و كتاب هاى آسمانى ، تنها معارف شايسته اعتقاد و ارزشمند در بينش قرآنى

و من الناس من يجـدل فى اللّه بغير علم و لا هدًى و لا كتـب منير

در آيه ياد شده معرفت هاى قابل اعتماد و شايسته دفاع معارفى است كه از يكى از سه راه ذيل به دست بيايد: «علم» «هدايت» و «كتاب». به نظر مى رسد كه مراد از «علم» معرفت هايى است كه از راه براهين عقلى و مقصود از «هدايت» دريافت هايى است كه از طريق رؤيت قلبى و الهامات درونى و منظور از «كتاب منير» حقايقى است كه به وسيله شنيدن از رسولان الهى و مراجعه به كتاب هاى آسمانى به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 75 - 3

3 - لزوم استوار بودن باور هاى دينى بر دلايل عقلى و نه بر تقليد و سنّت ملّى ، در بينش ابراهيم ( ع )

قال أفرءيتم ما كنتم تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 76 - 2

2 - سابقه دار بودن يك باور ، در صورت متكى نبودن به عقل و برهان ، فاقد ارزش و اعتبار است .

أفرءيتم . .. أنتم و ءاباؤكم الأقدمون

برداشت ياد شده از آن جا است كه قوم ابراهيم، بت پرستى را ميراث نياكان خود مى دانستند، ولى آن حضرت ايشان را به تعقل و انديشه دعوت نمود و تقليد صرف از نياكان را مردود اعلام كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 36 - 8

8 - پيشينه نداشتن يك تفكر و عقيده ، نشانه نادرستى آن نيست ; بلكه درستى ونادرستى هر تفكر و عقيده اى ، بسته به وجود و يا نبود برهان براى آن است .

فلمّا جاءهم موسى بـئايـتنا بيّنـت قالوا . .. و ما سمعنا بهـذا فى ءابائنا الأوّلي

برداشت ياد شده از آن جا است كه حضرت موسى(ع)، فرعونيان را با دلايل و برهان هاى گوناگون به سوى خدا فراخواند; ولى آنان به جاى توجه به آن دلايل و براهين، اين دعوت را به صرف پيشينه نداشتن رد كردند و خداوند اين عمل را به شدت محكوم نمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 7

7 - پذيرش هر عقيده و تفكّرى در باب دين ، بايد بر پايه دليل و برهان استوار باشد .

فقلنا هاتوا برهـنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 8 - 9

9 - شايسته است كه عقيده ، مبناى علمى و برهانى داشته باشد .

و إن جـهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 35 - 2

2 - عقايد بنيادين ، بايد بر دليل و برهان استوار باشند .

أم أنزلنا عليهم سلطـنًا فهو يتكلّم بما كانوا به يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 17 - 4

4 - استبعاد و بعيد شمردن ، در برابر برهان و دليل روشن در امور علمى و اعتقادى ، امرى ناپسند و مردود است .

فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا . .. أوَ ءاباؤنا الأوّلون

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند در آيات پيشين، دلايل اثبات معاد را بيان فرمود و آيه و معجزه اى انكارناپذير

و قاطع براى آن ارائه كرد; ولى مشركان به صرف استبعادِ مسأله برپايى قيامت، از عقيده به آن امتناع ورزيدند. خداوند در اين آيه به شدت درصدد محكوم كردن مشركان به سبب اتخاذ اين مواضع غير اصولى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 96 - 6

6 - لزوم همراه كردن منطق و دليل ، با مبارزه عملى براى نابودى عقايد باطل و خرافى

فراغ عليهم ضربًا باليمين . .. قال أتعبدون

برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه ابراهيم(ع) به دو نوع مبارزه عليه شرك دست زد: 1ـ شكستن بت ها، 2ـ گفتوگوى خردبرانگيز با مشركان درباره آيين شرك.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 8

8 - باور ها و اعتقادات ، بايد از علم و يقين سرچشمه گرفته و متكى بر دليل وبرهان باشد .

و جعلوا الملـئكة . .. أشهدوا خلقهم

عبارت «أشهدوا خلقهم» نشانگر آن است كه هرگونه باور و اعتقادى، بايستى برخاسته از علم و يقين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 81 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در عقيده توحيدى خويش تنها متكى به دليل و برهان قاطع بود .

قل إن كان للرحمـن ولد فأنا أوّل العـبدين

پيام آيه شريفه به مشركان اين است كه اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، سخن از توحيد به ميان مى آورد، هيچ دليلى جز واقع گرايى ندارد; زيرا آن حضرت در عمل نشان داده است كه در ميدان عبادت و پرستش، سخت كوش و بى نظير است و شخصى مانند ايشان نمى تواند از عبادت حق روى برتابد. بنابراين اگر شرك را نمى پذيرد، تنها دليلش اين است كه واقعيتى براى آن نمى بيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 38 - 5

5 - ارزش و اعتبار هر عقيده و ادعا ، مبتنى بر ارائه دليل و اقامه برهان

فليأت . .. بسلطـن مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 41 - 3

3 - هر برنامه و عقيده اى ، بدون اتكا به برهانى عقلى يا منبعى غيبى ، فاقد اعتبار است .

أم عندهم الغيب فهم يكتبون

در آيات پيشين، اثبات شد كه كافران در انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، هيچ برهان عقلى و علمى ندارند. در اين آيه مطرح شده است كه آنان در گفتار خود، به منبع غيبى هم متكى نيستند; پس چنين انديشه اى قابل پذيرش نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 7،10

7 - يقين و برهان ، تنها شالوده مطمئن براى دستيابى به عقايد و باورها

ما أنزل اللّه بها من سلطـن إن يتّبعون إلاّ الظنّ

از تخطئه مشركان در مبتنى ساختن عقايد و باورهايشان بر حدس و گمان ـ و نه يقين و برهان ـ مطلب بالا استفاده مى شود.

10 - هواپرستى ، انگيزه اصلى بى توجهى انسان به دليل و برهان ، در تحصيل معارف

ما أنزل اللّه بها من سلطـن إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس

با توجه به ارتباط بين صدر آيه شريفه با «و ما تهوى الأنفس» ـ كه علت بى توجهى مشركان به يقين و برهان را بازگو مى كند ـ مطلب ياد شده استفاده مى شود.

33- برهان در عقيده دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 17

17 ـ اهل ايمان بايد عقايد و باور هاى دينى خويش را بر دليل و برهان روشن استوار سازند .

و يحيى من حى عن بينة

34- برهان در مبارزه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 5

5- برخورد و مبارزه ابراهيم ( ع ) با بت پرستان و مشركان ، متكى بر استدلال و برهان بود .

قال ما هـذه التماثيل . .. قال بل ربّكم ... فطرهنّ

35- برهان در مجادله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 5

5- بحث و جدل ، در صورت مبتنى بودن بر پايه هاى دانش و برهان ، جايز و بلامانع است .

و من الناس من يجـدل فى اللّه بغير علم

قيد «بغير علم» بيانگر اين نكته است كه اگر جدل و پافشارى روى يك عقيده و ابطال رأى و عقيده ديگران برپايه علم و استدلال باشد، جايز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 4

4 - بحث و جدل ، آن گاه كه متكى بر پايه هاى دانش و برهان باشد ، جايز و بلامانع است .

و من الناس من يجـدل فى اللّه بغير علم

قيد «بغير علم» مى رساند كه اگر جدل و پافشارى روى يك عقيده و ابطال آرا و عقايد ديگران، برپايه علم و استدلال استوار باشد، جايز است.

36- برهان در موعظه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 9

9 - موعظه انسان ها با منطق و برهانى محكم ، براى توجه دادن آنان به توحيد عملى حكيمانه است .

و لقد ءاتينا لقمـن الحكمة . .. إذ قال لقمـن لإبنه... لاتشرك باللّه إنّ الشرك لظل

37- برهان در هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 14

14 ـ ارائه دليل براى هدايت مردم ، پرتوى از ربوبيت خداوند بر آنان

بينة من ربكم

38- برهان نظم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 22 - 3

3- نظم و هماهنگى در جهان آفرينش ، دليلى است بر وحدانيت خداوند .

لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «إلاّ» به معناى «غير» باشد; يعنى، اگر غير خداوند، خدايان ديگرى در جهان بود، نظم كنونى جهان متلاشى مى شد. مفهوم و پيام اين سخن اين است كه نظم كنونى جهان، تنها به اراده خدا و دليل بر وحدانيت او

است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 7

7 - چرخه منظم حيات و ارتباط و هماهنگى كامل ميان عوامل جوى و زمينى ، نشانه يكتايى مدبر هستى

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده و من يرزقكم من السماء و الأرض

عبارت «من السماء و الأرض» مى تواند اشاره به وجود هماهنگى عوامل زمينى و آسمانى، در تدارك نيازمندى هاى انسان داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 82 - 2

2 - عظمت و هماهنگى تدبير آسمان ها و زمين و عرش ، نشان دهنده حاكميت خداى يگانه بر هستى است .

سبحـن ربّ السمـوت و الأرض

39- تبعيت از برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 5

5 ـ لزوم پذيرش مفاد و نتيجه دلايل روشن و پيروى كردن از آن

قل إنى على بينة من ربى و كذبتم به

40- درخواست برهان از مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 111 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به مطالبه برهان از يهود و نصارا بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت

قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين

41- درخواست برهان از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به مطالبه برهان و دليل روشن از مشركان در زمينه شرك آنان

قل هاتوا برهـنكم

«برهان» به معناى حجّت و دليل روشن و فيصله دهنده ميان حق و باطل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 6

6 - فراخوانى خبرگان جوامع شرك پيشه از سوى خدا در قيامت ، براى اقامه برهان و ارائه دليل روشن بر شركورزى خويش

فقلنا هاتوا برهـنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در بحث و گفت وگو با مشركان ، از آنان خواستار ارائه دليل عقلى و نقلى روشن بر اثبات درستى عقايد خويش

قل أرءيتم شركاءكم الذين تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا من الأرض . .. أم ءات

«أرءيتم» به معناى «أخبرونى» (به من خبر دهيد) است و «ماذا» اسم استفهام مى باشد و اين سؤال عقلى درباره نقش معبودها در جهان است «أم» نيز براى استفهام بوده و در آن از مشركان خواسته شده كه نوشته اى از سوى خداوند ـ كه حاكى از حقانيت عقايد آنان باشد ـ ارائه دهند.

42- درخواست برهان از يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 111 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به مطالبه برهان از يهود و نصارا بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت

قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين

43- زمينه قبول برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 20 - 4

4 - تحريك انگيزه تزكيه خواهى و هدايت طلبى در افراد ، زمينه ساز پذيرش برهان ها است .

فقل هل لك إلى أن تزكّى . و أهديك إلى ربّك فتخشى . فأريه الأية الكبرى

برداشت ياد شده، از حرف «فاء» در «فأراه» استفاده شده است كه ارائه دليل پس از ترغيب فرعون به تزكيه خواهى و هدايت طلبى، مطرح كرده است.

44- سرزنش مجادله بى برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 5

5 - مباحثات و مجادلات بى پايه و بى مبنا ، امرى ناشايست و نكوهيده

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً

لحن نكوهش آميز آيه شريفه، بيانگر مطلب بالا است.

45- شرايط تأثير برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 13

13- دلايل هر چند روشن و واضح باشد ، به تنهايى و بدون وجود زمينه لازم در انسان ها ، اثربخش نيستند .

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايـت بيّنـت فسئل بنى إسرءيل إذ جاءهم فقال له فرعون إنى لأ

46- مجادله بى برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 18

18 - برخى انسان ها ، بدون داشتن علم و منبع هدايت و كتاب روشن كننده ، درباره خداوند ، به مجادله مى پردازند .

و من الناس من يجـدل فى اللّه بغير علم و لا هدًى و لا كتـب منير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 1،3،4،13

1 - كسانى كه بى هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) برخيزند ، مبغوض خدا و مؤمنان هستند .

الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه بغير سلطـن أتيـهم كبر مقتًا عنداللّه و عند الذين ءا

«سلطان» به معناى حجت و برهان و «مقت» به معناى بغض شديد است.

3 - جدال بدون دليل و برهان در آيات الهى ( دين ) ، موجب گمراهى و محروميت ابدى از هدايت الهى است .

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب . الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه بغير سلطـن أتيـه

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين ديدگاه است كه «الذين يجادلون . ..» بدل براى «من» در آيه پيش باشد.

4 - جدال در آيات الهى ( تعاليم دين ) ، بدون دليل و برهان و از سر جهل و بى فكرى ، موجب ترديد و شكاك بودن انسان در معارف الهى و زياده روى در مخالفت با آن

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب . الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه بغير سلطـن أتيـه

جمله «الذين يجادلون. ..» در واقع بيانگر علت مسرف و مرتاب (شكاك) بودن برخى از انسان ها است; يعنى، چون برخى به جاى فكر كردن در آيات الهى، از سر جهل و يا تقليد به مجادله با آن بر مى خيزند. از اين رو نسبت به تعاليم الهى همواره در شك و ترديد به سر مى برند و در مخالفت با تعاليم آسمانى اسراف مى كنند.

13 - پافشارى بر راه باطل ، ترديد در حق و جدال در آيات الهى ـ باوجود دلايل روشن ـ نشانه مهر شدن قلب و وجود روح تكبر و تجاوزگرى در آدمى

من هو مسرف مرتاب . الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه ... كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب

47- منشأ برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 16

16 ـ استدلال ها و براهين ، افاضاتى از ناحيه خدا بر قلب و انديشه انسانها

ما نزل اللّه بها من سلطن

مراد از «تنزيل» مى تواند «ايجاد كردن» باشد. بنابراين «ما نزل ... » يعنى خداوند هيچ دليل و برهانى براى شرك نيافريده است. در اين صورت مقصود از «سلطن» اعم از براهين عقلى و نقلى خواهد بود. و نيز مى تواند مراد از «تنزيل» نازل كردن معارف دين و احكام الهى باشد. بر اين مبنا مقصود از «سلطن» برهان نقلى خواهد بود. برداشت فوق مبتنى بر معناى اول است.

48- مؤاخذه ادعاى بى برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 12

12 - ادعا ها و گواهى هاى بدون پشتوانه علمى ، داراى مسؤوليت و مورد بازخواست

ستكتب شهـدتهم و يسئلون

49- مؤاخذه گواهى بى برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 12

12 - ادعا ها و گواهى هاى بدون پشتوانه علمى ، داراى مسؤوليت و مورد بازخواست

ستكتب شهـدتهم و يسئلون

50- نقش برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 174 - 4

4 ـ دليل و برهان داراى نقشى مؤثر در رشد و تربيت انسانها

يأيها الناس قد جاءكم برهن من ربكم

استناد برهان به «رب» مى رساند كه آمدن برهان در راستاى ربوبيت خدا بر انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 11

11ـ شناخت حقيقت موجودات و شؤون آنها ، تنها از طريق برهان دست يافتنى است .

ما أنزل الله بها من سلطـن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 9

9- با داشتن دلايل روشن ، مجالى براى نگرانى در مسير حق نيست ; هر چند دشوارى ها و موانع آن فراوان باشد .

أفمن كان على بيّنة

آيه قبل، در مقام دلجويى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) در قبال ستم مشركان بود. اين آيه نيز در ادامه آن دلجويى مى تواند بيانگر اين پيام باشدكه: اى پيامبر! چون دليل روشن حق به همراه دارى، از كردار زشت و نارواى كفر پيشگان نگران مباش; زيرا حق و پيروزى و منطق با تو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 9

9 - رهايى از عذاب و كيفر الهى در روز قيامت ، جز با در دست داشتن دليل و حجت شرعى براى هيچ كس ميسر نيست .

فانفذوا لاتنفذون إلاّ بسلطـن

يكى از كاربردهاى «سلطان»، حجت و برهان است (لسان العرب ). برداشت ياد شده مبتنى بر اين كار برد و نيز مرتبط بودن آيه شريفه با مسأله قيامت است.

51- وضوح برهان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 9

9 - موسى ( ع ) ، در راستاى اثبات توحيد ربوبى و ابطال شرك ، منطقى قوى و كوبنده و برهانى روشن و غير قابل ترديد داشت .

ثمّ أرسلنا موسى . .. و سلطـن مبين

كلمه «سلطان» به معناى قهر و غلبه است. حجت و برهان را نيز بدان اعتبار كه صاحب آن، بر قلوب مخاطبان هجوم مى برد و آنها را فتح مى كند، سلطان گفته مى شود.

52- برهان امكان فقرى

{برهان امكان فقرى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 29 - 2

2 - خلق در بقاى خويش همانند اصل پيدايش ، همواره نيازمند و متكى به خالق خويش

يسـله من فى السمـوت و الأرض

فعل مضارع «يسئله»، مى نماياند كه خلق پس از تكوّن، بى نياز از خالق نمى باشند; بلكه همچنان در تمناى كسب فيض از مبدأ فياض اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 30 - 3

3 - توجه به نياز و فقر ذاتى ممكنات ، زمينه خداشناسى و پرهيز از كفر و تكذيب

يسـله من فى السمـوت و . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند براى دورساختن آدميان و جن از كفر و تكذيب حق، نياز و فقر ذاتى عالم ممكنات را به آنان يادآور شده است.

53- برهان تمانع

{برهان تمانع}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 4

4- وجود خدايان متعدد ، مستلزم رقابت و درگيرى حتمى براى تصاحب قدرت و حاكميت جهان

قل لو كان . .. إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

خدايى، مظهر قدرت و حاكميت بر جهان است و وجود چند خدا، به معناى وجود چند قدرت و حاكميت مى باشد و اين مستلزم رقابت و برخورد بر سر تصاحب قدرت و حاكميت بر جهان (عرش) است.

54- برهان تمانع

{برهان تمانع}

55- برهان عليت

{برهان عليت}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 35 - 2

2 - پيدايش انسان ، بدون هيچ علت و مبدأ پديدآورنده ، امرى محال و نامعقول است .

أم خلقوا من غير شىء

«شىء» مى تواند كنايه از علت فاعلى باشد. بنابراين «من غير شىء»; يعنى، بدون علت و عامل پديدآورنده.

56- برهان نظم

{برهان نظم}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 18

18 - چگونگى جهان آفرينش ( پيوند و ارتباط اجزاى آن با يكديگر و هماهنگى و هدفدارى آنها ) حكايت از آفريننده اى واحد دارد .

إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون

از آنجا كه آيه شريفه در مقام استدلال بر مسأله توحيد است، به نظر مى رسد: متعلق «يعقلون»; يعنى، آنچه محط انديشه است، پيوند اجزاى يك مجموعه از جهان با يكديگر و ارتباط مجموعه ها با همديگر و هدفدارى آنهاست; زيرا پيوند، ارتباط و هدفدارى جهان مى تواند از خالقى يگانه و مدبرى واحد حكايت كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 4

4 ـ حركت منظم ماه در مدار خود و منازل آن ( هلال ، تربيع ، بدر و . . . ) آيت و نشانه ربوبيت خداست .

و القمر نوراً و قدره منازل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 6

6- نظم و نظام جهان هستى و حاكميت قدرت واحدى بر آن ، نشان يگانگى خداوند است .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

اين برداشت، از برهان خلفى كه در آيه به آن اشاره شده، استفاده مى شود. توضيح اينكه اگر خدايان متعددى وجود داشت، بايد

براى تصاحب قدرت تنازع مى كردند و آثار آن معلوم مى گرديد و چون آثار و نتايج آن معلوم نشده، پس تنازعى رخ نداده است و چون تنازع رخ نداده معلوم مى شود خداوند، واحد و يگانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 4

4 - ارتباط و هماهنگى مظاهر و پديده هاى هستى ، نشان دهنده يگانگى مدبر آن

خلق السمـوت و الأرض و أنزل لكم من السماء. .. ذات بهجة

ذكر آفرينش آسمان ها و زمين و اشاره به ارتباط، هماهنگى و پيوستگى عناصر آن (بدين صورت كه باران از آسمان ببارد، گياهان از زمين برويد، طراوت و زيبايى از آن پديد آيد و انسان با ديدن آن شادمان گردد) نشانه اى از يگانگى خالق و مدبر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 6

6 - ارتباط ، هماهنگى و همسويى مظاهر و پديد هاى طبيعت ، نشانى گويا بر وحدت تدبير و يگانگى مدبر آن

أمّن جعل الأرض قرارًا و جعل . .. و جعل ... أءلـه مع اللّه

واژه «جعل» ـ كه به صورت مكرر در آيه به كار رفته است ـ اشاره به جلوه اى از مظاهر مفيد طبيعت دارد. اين امور در مجموع، محيطى مساعد براى حيات بشر پديد آورده است. بنابراين تعبير «أءلـه مع اللّه» بيانگر اين مطلب است كه ميان هماهنگى نظام طبيعت و يگانگى مدبر آن، ارتباطى روشن و تنگاتنگ هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 8

8 - توجه به جريان منظم و سامان مند شب و روز ، زمينه ساز شكل گيرى بينش توحيدى در انسان

قل أرءيتم إن جعل اللّه . .. من إلـه غير اللّه يأتيكم بضياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 11

11 - توجه به جريان منظم و سامان مند شب و روز ، زمينه ساز شكل گيرى بينش توحيدى در انسان

قل أرءيتم إن جعل اللّه . .. من إلـه غير اللّه يأتيكم بليل تسكنون فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 10

10 - نظم حاكم بر پديده هاى طبيعت ، چون حركت باد ها ، تشكيل ابر ها و نزول باران حيات آفرين ، دليل بر قدرت خداوند و يكتايى او

و اللّه الذى أرسل الريـح فتثير سحابًا . .. فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 17 - 3

3 - وجود نظم و برنامه در طلوع و غروب خورشيد ، نشانى از پروردگار جهان

ربّ المشرقين و ربّ المغربين

57- برهان نظم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 22 - 3

3- نظم و هماهنگى در جهان آفرينش ، دليلى است بر وحدانيت خداوند .

لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «إلاّ» به معناى «غير» باشد; يعنى، اگر غير خداوند، خدايان ديگرى در جهان بود، نظم كنونى جهان متلاشى مى شد. مفهوم و پيام اين سخن اين است كه نظم كنونى جهان، تنها به اراده خدا و دليل بر وحدانيت او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 7

7 - چرخه منظم حيات و ارتباط و هماهنگى كامل ميان عوامل جوى و زمينى ، نشانه يكتايى مدبر هستى

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده و من يرزقكم من السماء و الأرض

عبارت «من السماء و الأرض» مى تواند اشاره به وجود هماهنگى عوامل زمينى و آسمانى، در تدارك نيازمندى هاى انسان داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 82 - 2

2 - عظمت و هماهنگى تدبير آسمان ها و زمين و عرش ، نشان دهنده حاكميت خداى يگانه بر هستى است .

سبحـن ربّ السمـوت و الأرض

11- برهنگي

1- برهنگى آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 19

19 ـ عن أبى عبدالله(ع): . .. فلما أكلا (آدم و حوا) من الشجرة طار الحلى و الحلل عن اجسادهما و بقيا عريانين ... .

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. چون آدم و حوا از آن درخت ممنوعه خوردند، زيور و پوشش آنها از بدنشان جدا شد و برهنه ماندند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 10

10 ـ شيطان، حتى به هنگام خروج آدم و حوا از بهشت، در صدد برهنه ساختن آنان بود. *

أخرج أبويكم من الجنة ينزع عنهما لباسهما

جمله «ينزع . .. » حال براى فاعل «أخرج» است. يعنى شيطان به هنگام خروج آدم و حوا نيز براى بيرون آوردن لباس آنان در تلاش بود.

2- برهنگى حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 19

19 ـ عن أبى عبدالله(ع): . .. فلما أكلا (آدم و حوا) من الشجرة طار الحلى و الحلل عن اجسادهما و بقيا عريانين ... .

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. چون آدم و حوا از آن درخت ممنوعه خوردند، زيور و پوشش آنها از بدنشان جدا شد و برهنه ماندند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 10

10 ـ شيطان، حتى به هنگام خروج آدم و حوا از بهشت، در صدد برهنه ساختن آنان بود. *

أخرج أبويكم من الجنة ينزع عنهما لباسهما

جمله «ينزع . .. » حال براى فاعل «أخرج» است. يعنى شيطان به هنگام خروج آدم و حوا نيز براى بيرون آوردن لباس آنان در تلاش بود.

3- برهنگى در جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 12

12 ـ برهنگى و بى حيايى جوامع بشرى نشانه نفوذ شيطان و سلطه وى بر آنان است.

لا يفتننكم الشيطن . .. ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما

4- برهنگى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 12

12- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : أيّها الناس إنّكم تحشرون إلى اللّه كما خلقتم حفاة عراة ، . . . ثمّ قرأ « كما بدأنا أوّل خلق نعيده وعداً علينا إنّا كنّا فاعلين » ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: اى مردم! شما همان گونه كه آفريده شده ايد پا برهنه و عريان به سوى خدا محشور خواهيد شد . .. سپس [اين آيه را ]قرائت فرمود: «كما بدأنا أوّل خلق نعيده ...»».

5- برهنگى مردم مشرق سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 90 - 2

2- ساكنان شرق سرزمين ذى القرنين ، مردمى فاقد تن پوش و سرپناه بودند .

وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا

6- تاريخ برهنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 90 - 2

2- ساكنان شرق سرزمين ذى القرنين ، مردمى فاقد تن پوش و سرپناه بودند .

وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا

7- عوامل برهنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 12

12 ـ برهنگى و بى حيايى جوامع بشرى نشانه نفوذ شيطان و سلطه وى بر آنان است.

لا يفتننكم الشيطن . .. ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما

8- عوامل برهنگى آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 7

7 ـ شيطان عامل برهنگى آدم و حوا و برملا سازنده زشتيهاى آنان در بهشت

ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما

9- عوامل برهنگى حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 7

7 ـ شيطان عامل برهنگى آدم و حوا و برملا سازنده زشتيهاى آنان در بهشت

ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما

12- بز

1- حليت جنين بز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 143 - 2

2 ـ حليت خوردن از بز و گوسفند نر و ماده و جنين آنها

من الضأن . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين

2- حليت گوشت بز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 143 - 2

2 ـ حليت خوردن از بز و گوسفند نر و ماده و جنين آنها

من الضأن . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين

3- زوجيت بز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 143 - 1

1 ـ خداوند، آفريننده هشت نر و ماده از گوسفند و بز و شتر و گاو براى بهره بردارى آدميان

ثمنية ازوج من الضأن اثنين

«ثمانية أزواج» مى تواند بدل براى «حمولة و فرشا» باشد كه خود مفعول «أنشأ» مى باشند. در اين صورت معناى آيه چنين مى

شود: «أنشأ من الأنعام ثمانية أزواج».

4- فوايد بز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 8،9

8 - بهره مندى انسان ها ، فلسفه آفرينش دام ها ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز )

و أنزل لكم من الأنعـم

9 - دام ها ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) داراى اهميت و نقش ويژه در تغذيه و بهرهورى انسان ها

و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج

از اختصاص به ذكر يافتن دام ها از ميان ديگر حيوانات و نعمت هاى خدادادى، به وقت سخن گفتن از آفرينش انسان ها، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

5- منشأ پيدايش بز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 143 - 1

1 ـ خداوند، آفريننده هشت نر و ماده از گوسفند و بز و شتر و گاو براى بهره بردارى آدميان

ثمنية ازوج من الضأن اثنين

«ثمانية أزواج» مى تواند بدل براى «حمولة و فرشا» باشد كه خود مفعول «أنشأ» مى باشند. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: «أنشأ من الأنعام ثمانية أزواج».

6- نعمت زوجيت بز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 7

7 - آفرينش انعام ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) به صورت نر و ماده ، جلوه قدرت خدا و از نعمت هاى الهى

و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج

«أنعام» در اصل به شتر، گاو و گوسفند گفته مى شود و گاهى شامل بز هم مى شود; چنان كه در اين آيه چنين است. «أزواج» به معناى انواع و صنف ها است و اطلاق هشت صنف بر چهار نوع از حيوان، به اعتبار نر و ماده بودن هر يك از آنها است.

13- بسمله

1- آثار بسمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 2

2ـ كشتى نوح ، با نام خدا حركت مى كرد و با نام خدا از حركت باز مى ايستاد .

بسم الله مجريها و مرسيها

«مجرى» و «مرسى» مصدرهاى ميمى هستند و در كلام مبتدا واقع شده اند و به ترتيب به معناى «جرى» (حركت كردن) و «إرساء» (از حركت بازداشتن) مى باشد. حرف «باء» براى استعانت و «بسم الله» خبر براى «مجريها ...» است. بنابراين جمله «بسم الله مجريها ...» چنين معنا مى شود: [نوح گفت: ]حركت اين كشتى و نيز بازداشتن آن از حركت، با نام خدا تحقق مى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 11

11- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . فإذا قرأت : بسم الله الرحمن الرحيم فلاتبالى إلاّ تستعيذ . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. هر گاه «بسم الله الرحمن الرحيم» را قراءت كردى باكى بر تو نيست كه استعاذه (أعوذ بالله من الشيطان الرجيم) نگويى ...».

2- آثار بسمله در كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 8

8 - انجام كار ها با نام خدا ، مايه جلب رحمت اوست .

بسم اللّه الرحمن الرحيم

توصيه به انجام دادن كارها با نام خدا و تذكر به رحمانيت و رحيميت او به عنوان حكمت اين توصيه، گوياى اين است كه نام خدا در كارها، موجب جلب رحمت الهى و در نتيجه به كمال رسيدن آن كارهاست.

3- آثار تلاوت بسمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 11

11- « عن زرارة عن أحدهما قال : فى بسم الله الرحمن الرحيم قال : . . . و هى الأية التى قال الله « و إذا ذكرت ربك فى القرآن وحده » . . . « ولّوا على أدبارهم نفوراً » كان المشركون يستمعون إلى قراءة النبى عليه و آله السلام فإذا قرأ بسم الله الرحمن الرحيم نفروا و ذهبوا . . . ;

زراره از امام باقر(ع) و يا امام صادق(ع) روايت كرده است كه در باره «بسم الله الرحمن الرحيم» فرمودند: اين همان آيه اى است كه خدا مى فرمايد: «و إذا ذكرت ربك فى القرآن وحده» . .. مشركان به قراءت پيامبر(صلی الله علیه و آله) گوش فرا مى دادند، پس هر گاه «بسم الله الرحمن الرحيم» را قراءت مى فرمود: پراكنده شده و مى رفتند...».

4- احكام ذبيحه بى بسمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 6

6 ـ خوردن گوشت مردار، خوك، خون و حيوانى كه هنگام ذبح نام خدا بر آن برده نشده، حرام است.

إلا أن يكون ميتة أو دما مسفوحا أو لحم خنزير فإنه رجس أو فسقا أهل لغير اللّه به

5- اهميت بسمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 3

3 - لزوم آغاز كردن كار ها با نام خدا و گفتن « بسم اللّه »

بسم اللّه

از آنجا كه قرآن كتاب هدايت است و سخن خويش را با «بسم اللّه» آغاز كرده اين نكته را به مخاطبانش القا مى كند كه كارهاى خود را با «بسم اللّه» شروع كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 5

5 - نام خداوند ، بهترين سرآغاز هر سخن و نامه و هر كار و برنامه

إنّى أُلقى إلىّ كتـب كريم. .. و إنّه بسم اللّه الرحمـن الرحيم

با توجه به اين كه سليمان(ع) به عنوان پيامبر، نامه اش را با نام خدا آغاز كرده و خداوند آن را به عنوان يك ارزش ياد نموده است، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

6- اهميت بسمله در تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 8

8 - قرائت قرآن ، بدون كمك گرفتن از نام خداوند ، كامل نيست و تنها با ذكر نام او ، قرائتى مطلوب خواهد بود .

اقرأ باسم ربّك

چنانچه حرف «باء» در «باسم ربّك» براى استعانت باشد; اسم خداوند، وسيله كامل بودن قرائت خواهد بود و با اكتفا به ابزار قرائت (زبان، ذهن و. ..) و كمك نگرفتن از نام خداوند، گرچه قرائت انجام مى پذيرد; ولى از كمال برخوردار نيست.

7- باى بسمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 10

10 - عبداللّه بن سنان مى گويد از امام صادق ( ع ) از معناى « بسم اللّه الرحمن الرحيم » سؤال كردم ، آن حضرت فرمود : « الباء بهاء اللّه و السين سناء اللّه و الميم مجد اللّه ـ و روى بعضهم ملك اللّه ـ واللّه إله كل شىء ] و [ الرحمن لجميع العالم و الرحيم بالمؤمنين خاصة ;

«باى» بسم اللّه، نشانگر خوبى و حسن خداوند و «سين» اشاره به رفعت او و «ميم» اشاره به مجد و عظمت اوست. و بعضى روايت كرده اند كه: ]ميم[ اشاره به ملك و سلطنت خداوند است و «اللّه» معبود همه چيز است ]و[ «رحمان» نظر به رحمت او در باره همه عالم و «رحيم» نظر به رحمت او فقط درباره مؤمنان دارد.

8- بسمله در تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 3،4

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور آغاز قرائت قرآن ، با نام خداوند

اقرأ باسم ربّك

حرف «باء» در «باسم»، به حال محذوفى نظير «مبتدءاً» يا «مفتتحاً» تعلق دارد.

4 - ذكر نام خداوند ، از آداب شروع تلاوت قرآن

اقرأ باسم ربّك

9- بسمله در ذبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 25

25 - امام رضا ( ع ) در جواب مسائل محمد بن سنان ( در بيان فلسفه احكام ) نوشته است : « . . . و حرم ما اهل لغير اللّه به . . . و لئلا يسوى بين ما تقرب به اليه و بين ما جعل عبادة للشياطين و الأوثان ، لأن فى تسمية اللّه عز و جل الأقرار بربوبيته و توحيده و ما فى الاهلال لغير اللّه من الشرك به و التقرب به إلى غيره . . . ;

. .. خداوند، ذبيحه اى را كه هنگام ذبح، نام غير خدا بر آن برده شده، حرام كرده است تا اينكه يكسان نباشد آنچه براى خدا قربانى مى كنند و آنچه عبادت شياطين و بتها قرار مى گيرد; چون در نام بردن خداوند عز و جل در موقع ذبح، اعتراف به ربوبيت خدا و توحيد اوست و در نام بردن غير خدا شرك به خدا و نزديك شدن به غير اوست ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 2،56

2 ـ حرمت استفاده از حيوانى كه به نام غير خدا ذبح شود .

حرمت . .. و ما أهل لغير اللّه به

56 ـ بهره گيرى مضطر از مردار ، خون ، گوشت خوك و حيوان ذبح شده به نام غير خدا و . . . ، مشروط به آن است كه از روى عمد و قصد گناه نباشد .

فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم

از امام باقر(ع) در توضيح «غير متجانف» در آيه فوق روايت شده: غير متعمد لاثم.


تفسير قمى، ج 1، ص 162; تفسير برهان، ج 1، ص 447، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 118 - 1،2،7،10،11

1 ـ بردن نام خدا به هنگام ذبح حيوان، شرط حليت خوردن آن است.

فكلوا مما ذكر اسم الله عليه

جمله «مما ذكر اسم . ..» گرچه بيان اباحه خوردن از گوشتى است كه نام خدا به هنگام ذبح آن برده شده، در عين حال مى تواند ارشاد به شرط بودن «تسمية» هنگام ذبح باشد.

2 ـ خوردن ذبيحه اى كه هنگام ذبح نام خدا بر آن برده شده، مجاز است.

فكلوا مما ذكر اسم الله عليه إن كنتم بأيته مؤمنين

7 ـ ترديد افكنى درباره حليت حيوانى كه با نام خدا ذبح شده باشد، از محورهاى تبليغاتى عليه اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه بوده

است.

و إن تطع أكثر من فى الأرض . .. فكلوا مما ذكر اسم الله عليه

10 ـ عن أبى جعفر محمد بن على(ع) إنه سئل عن ذبيحة اليهودى و النصرانى و المجوسى . .. فتلا قول الله عز و جل: «فكلوا مما ذكر اسم الله عليه» قال: إذاسمعتموهم يذكرون اسم الله عليه فكلوه ... .

امام باقر(ع) در پاسخ سؤال از ذبيحه يهودى، نصرانى و مجوس . . پس از تلاوت آيه «فكلوا مما ذكر اسم الله عليه» فرمود: اگر شنيديد كه آنان به هنگام ذبح، نام خدا را مى برند، از آن بخوريد ... .

11 ـ سأل محمّد بن مسلم أبا جعفر(ع) عن رجل ذبح فسبح او كبر او هلل او حمد الله عز و جل قال: هذا كله من اسماء الله لابأس به.

محمّدبن مسلم از امام باقر(ع) درباره كسى كه به هنگام ذبح «سبحان الله» يا «الله أكبر» يا «لا إله إلا الله» يا «الحمد لله» بگويد پرسيد، امام فرمود: تمام اينها از نامهاى خدا هستند و اشكالى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 1،4

1 ـ برخى از مردم عصر جاهليت خوردن گوشت حيوانى را كه با نام خدا ذبح شده باشد حرام مى دانستند.

و ما لكم ألا تأكلوا مما ذكر اسم الله عليه

4 ـ نكوهش خداوند از برخى مسلمانان صدر اسلام به سبب تحريم خوردن گوشت حيوانى كه با نام خدا ذبح شده است.

و ما لكم ألا تأكلوا مما ذكر اسم الله عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 1،2

1 ـ خوردن ذبيحه اى كه نام خدا بر آن برده نشده، حرام است.

و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه

2 ـ خوردن از ذبيحه اى كه نام خدا بر آن برده نشده، فسق (خروج از طاعت خداوند) است.

و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه و إنه لفسق

مرجع ضمير «إنه»، «أكل» مى تواند باشد كه از جمله «لا تأكلوا» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 28 - 7،8،10

7 - لزوم ذكر نام خدا ، به هنگام ذبح و نحر قربانى

و يذكروا اسم اللّه . .. على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم

8 - آموزش كيفيت ذبح كردن ( بردن نام خدا به هنگام سربريدن يا نحر كردن حيوان ) به مردم ، يكى از فلسفه هاى حج

ليشهدوا منـفع لهم و يذكروا اسم اللّه فى أيّام معلومـت

«يذكروا» عطف بر «يشهدوا» است و با توجه به اين كه لام «ليشهدوا» براى تعليل است و بيانگر فلسفه تشريع حج مى باشد، عطف «يذكروا» بر «يشهدوا» بيان يكى ديگر از حكمت هاى تشريع حج خواهد بود.

10 - جواز ذكر هر يك از اسماى خداوند ( اللّه ، رحمان و . . . ) به هنگام ذبح يا نحر قربانى

و يذكروا اسم اللّه

اضافه «اسم» به «اللّه» مى تواند اضافه بيانيه باشد. در اين صورت «اسم اللّه»;يعنى، اسمى كه عبارت است از «اللّه». هم چنين مى تواند اضافه لاميه باشد. در اين صورت «اسم اللّه»; يعنى، هر اسمى كه براى خدا است. بر پايه احتمال اول، بردن نامى غير از لفظ «اللّه» به هنگام ذبح قربانى، جايز نيست; به خلاف احتمال دوم. برداشت ياد شده، بر پايه احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 4،5،7

4 - لزوم به زبان آوردن نام خدا ، به هنگام ذبح يا نحر قربانى

ليذكروا اسم اللّه على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم

5 - ذكر نام خدا به هنگام ذبح يا نحر حيوان ، فلسفه تشريع قربانى براى امت ها

و لكلّ أُمّة جعلنا منسكًا ليذكروا اسم اللّه . .. الأنعـم

7 - جواز ذكر هريك از نام هاى خداوند ( اللّه ، رحمان و . . . ) به هنگام ذبح و يا نحر قربانى

ليذكروا اسم اللّه على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم

اضافه «اسم» به «اللّه»، مى تواند اضافه بيانيه باشد. در اين صورت «اسم اللّه»;يعنى، اسمى كه عبارت از «اللّه» است. هم چنين مى تواند اضافيه لاميه باشد. بنابراين «اسم اللّه»; يعنى، هر اسمى كه براى خدا هست. برپايه احتمال، اول ذكر هر نامى به جز «اللّه» در ذبح قربانى كافى نيست. برداشت فوق، برپايه احتمال دوم است.

10- بسمله در سوره توبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 9

9 ـ از على ( ع ) روايت شده است : « انه لم ينزل بسم اللّه الرحمن الرحيم على رأس سورة برائة لأن بسم اللّه للأمان و الرحمة و نزلت برائة لرفع الأمان بالسيف ;

«بسم اللّه الرحمن الرحيم» در اول سوره براءت نازل نشده ; زيرا بسم اللّه براى امان و رحمت است و سوره براءت براى برداشتن امان به وسيله شمشير نازل شده است».

11- بسمله در صلح نامه حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 10

10 - اصرار تعصب آميز مشركان مكه ، بر نيامدن « بسمله » و عنوان « رسول اللّه » در متن صلحنامه حديبيه *

إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجـهليّة

با توجّه به شأن نزول آيه شريفه، استفاده مى شود كه خشم و عصبيت مشركان در زمينه يادشده بود.

12- بسمله در صيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 24،25،38

24 ـ وجوب تسميه ( بردن نام خدا ) به هنگام فرستادن سگ تعليم ديده براى شكار

فكلوا مما امسكن عليكم و اذكروا اسم اللّه عليه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «عليه» به «ما علمتم من الجوارح» برگردد بر اين مبنا معناى آيه چنين مى شود: بر حيوان شكارى تعليم ديده نام خدا را ببريد و مقصود، بردن نام خدا به هنگام فرستادن آن به سوى شكار است.

25 ـ نبردن نام خدا به هنگام فرستادن سگ براى شكار ، موجب حرمت حيوان صيد شده خواهد شد .

و اذكروا اسم اللّه عليه

بنابر اينكه دستور تسميه (بردن نام خدا)، بيان شرط حليت باشد نه يك حكم تكليفى. برداشت فوق را روايت منقول از امام صادق(ع) تأييد مى كند: ... اذا صاد و قد سمى فليأكل و ان صاد و لم يسم فلايأكل و هذا «مما علمتم من الجوارح مكلبين».


كافى، ج 6، ص 206، ح 16; نورالثقلين، ج 1، ص 592، ح 44; تهذيب، ج 9، ص 25، ح 100.

38 ـ بردن نام خدا به هنگام صيد به وسيله سگ شكارى ، شرط حليت شكار وى

فكلوا مما امسكن عليكم و اذكروا اسم اللّه عليه

از امام صادق(ع) روايت شده: . .. اذا صاد و قد سمّى فليأكل و ان صاد و لم يسم فلايأكل و هذا «ممّا علّمتم من الجوارح مكلبين».


كافى، ج 6، ص 206، ح 16; نورالثقلين، ج 1، ص 592، ح 44.

13- بسمله در كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 3

3 - لزوم آغاز كردن كار ها با نام خدا و گفتن « بسم اللّه »

بسم اللّه

از آنجا كه قرآن كتاب هدايت است و سخن خويش را با «بسم اللّه» آغاز كرده اين نكته را به مخاطبانش القا مى كند كه كارهاى خود را با «بسم اللّه» شروع كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 78 - 2

2 - تبرك جستن به نام خداوند در همه امور ، امرى شايسته و پسنديده

تبـرك اسم ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 5

5 - آغاز كار ها با نام خدا ، شايسته و مطلوب است .

اقرأ باسم ربّك

توصيه به آغاز قرائت قرآن با نام خدا و مطرح شدن ذكر نام او در اولين خطاب الهى به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نشانگر اهميت آن است و اين نكته را به مخاطب القا مى كند كه نام خداوند، بايد سرآغاز هر كارى قرار گيرد.

14- بسمله در نحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 4

4 - لزوم به زبان آوردن نام خدا ، به هنگام ذبح يا نحر قربانى

ليذكروا اسم اللّه على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم

15- بسمله در نحر شتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 6،7

6 - وجوب ذكر نام خدا ، به هنگام نحر كردن شترانى قربانى

فاذكروا اسم اللّه عليها

7 - جواز ذكر هر يك از اسماى خداوند ( اللّه ، رحمان و . . . ) به هنگام نحر شتر

فاذكروا اسم اللّه عليها

اضافه در «اسم اللّه» مى تواند بيانيه و يا لاميه باشد. ازاين رو «اسم اللّه» بنابر احتمال اول، به معناى «اسمى كه عبارت از اللّه است» و بنابر احتمال دوم «هر اسمى كه براى خدا هست» مى باشد. برپايه احتمال اول، ذكر نامى غير از «اللّه» به هنگام ذبح يا نحر حيوان، كافى نيست; به خلاف احتمال دوم. برداشت ياد شده بر اساس احتمال دوم است.

16- بسمله نامه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 3،4،6

3 - « بسم اللّه الرحمن الرحيم » سرآغاز نامه سليمان به ملكه سبا

و إنّه بسم اللّه الرحمـن الرحيم

4 - آغاز نامه سليمان با نام و ياد خدا ، سبب شكوه و عظمت آن نزد بلقيس

إنّى أُلقى إلىّ كتـب كريم . .. و إنّه بسم اللّه الرحمـن الرحيم

جمله «و إنّه بسم اللّه. ..» تعليل ديگرى براى بيان گرانمايه بودن مكتوب سليمان است; يعنى، نامه اى كه براى من آورده شده، از دو جهت كريم و گران سنگ است: يكى اين كه از شخصيتى مانند سليمان است و ديگر آن كه با نام خداى رحمان و رحيم آغاز شده است.

6 - اعلام موضع توحيدى و هدف الهى سليمان ( ع ) ، با آغاز نامه خود به نام و ياد خدا

و إنّه بسم اللّه الرحمـن الرحيم

17- ترك بسمله در ذبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 3،5،6،17

3 ـ ياد نكردن عمدى نام خداوند در هنگام ذبح حيوان، فسق است.

و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه و إنه لفسق

مرجع ضمير «إنه»، «ترك التسمية» مى تواند باشد كه از مضمون جمله «مما لم يذكر» انتزاع شده و نتيجه آن برداشت فوق است.

5 ـ حيوانى كه با نام خدا ذبح نشود، مظهر فسق است.

و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه و إنه لفسق

مرجع ضمير «إنه» مى تواند «ما» در «مما لم يذكر» باشد در نتيجه حيوان ذبح شده بدون نام خدا، خود فسق است.

6 ـ خوردن از حيوانى كه با نام خدا ذبح نشده باشد، عصيانى است كه شناعت آن پنهان است. *

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم

تأكيد بر «فسق» بودن خوردن از حيوانى كه نام خدا بر آن برده نشده، پس از تقسيم گناهان به «ظاهر الإثم و باطنه» در آيه قبل، حكايت از آن دارد كه اين گناه از نوع «باطن الإثم» است.

17 ـ محمّد بن مسلم قال: سألت أبا جعفر(ع) عن الرجل يذبح و لا يسمى؟ قـــال: ان كان ناسيا فلا بأس إذا كان مسلما . .. .

محمّد بن مسلم گويد: از امام باقر(ع) درباره كسى كه هنگام ذبح، نام خدا را نمى برد پرسيدم، فرمود: اگر مسلمان باشد و نام خدا را از روى فراموشى ذكر نكند، مانعى ندارد . .. . مفاد روايت تخصيص از حكم در آيه شريفه «و لاتأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه»، مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 5،7

5 ـ تعمد مشركان عصر جاهلى به نبردن نام خدا بر بعضى از چهارپايان به هنگام ذبح

و أنعم لايذكرون اسم الله عليها

7 ـ وعده الهى به كيفر مشركان به سبب افتراهاى آنان به خدا (ممنوعيت خوردن برخى از چهارپايان و محصولات، سوار نشدن بر

برخى از چهارپايان، نبردن نام خدا به هنگام ذبح)

سيجزيهم بما كانوا يفترون

18- حرمت ذبيحه بى بسمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 1

1 - خوردن مردار ، خون ، گوشت خوك و حيوانى كه به نام غير خدا ذبح شده ، حرام است .

إنما حرم عليكم الميتة و الدم و لحم الخنزير و ما أهل به لغير اللّه

«اهلال» (مصدر (أهلّ) به معناى بلند كردن صداست و مقصود از آن در آيه - چنانچه اهل تفسير برآنند - نام بردن است و لام در «لغير اللّه» براى تعديه مى باشد. بنابراين «ما أهل به لغير اللّه»; يعنى، حيوانى كه ]به هنگام ذبح[ نام غير خدا بر او برده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 115 - 2

2- خوردن گوشت حيوانى كه به هنگام ذبح ، نام غير خدا بر آن برده شود ، حرام است .

حرّم عليكم . .. ما أهلّ لغير الله به

برداشت فوق، بنابراين مبناست كه مراد از «ما أهلّ . ..» بر زبان آوردن نام غير خدا ـ مانند بت ـ، به هنگام ذبح حيوانات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 11

11 - استفاده از گوشت حيوانى كه با نام غير خدا ذبح شده باشد حرام است .

و أُحلّت لكم الأنعـم إلاّ ما يتلى عليكم

كلمه «ما» در «إلاّ ما يتلى عليكم» هر چند كه عام است و شامل همه مواردى مى شود كه در آيات «محرمات أكل» بيان شده است; لكن به قرينه جمله «و يذكروا اسم اللّه. .. على ما رزقهم من بهيمة الأنعام» در دو آيه پيشين، و نيز تفريع جمله «فاجتنبوا الرجس من الأوثان...» (ذيل آيه) بر جمله «أحلت لكم الأنعام إلاّ ما يتلى عليكم»، مى توان گفت كه مراد از «ما» خصوص موردى است كه حيوانى با نام غير خدا (بت ها)، ذبح شده باشد.

19- خباثت ذبيحه بى بسمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 3

3 - مردار ، خون ، گوشت خوك و حيوانى كه براى بت ها ذبح شود ، يا به نام غير خدا سر بريده شود ، از خوراكى هاى خبيث و پليد هستند .

كلوا من طيبت . .. إنما حرم عليكم الميتة ... و ما أهل به لغير اللّه

20- ذبح بى بسمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 12

12 ـ بردن نامى جز نام خدا بر حيوان به هنگام ذبح، فسق و خروج از طاعت خداست.

أو فسقا أهل لغير الله به

21- ذبيحه بى بسمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 2،25

2 - به هنگام اضطرار بهره بردارى از مردار ، خون ، گوشت خوك و ذبيحه اى كه نام غير خدا بر او برده شده ، حلال است .

فمن اضطر . .. فلا إثم عليه

25 - امام رضا ( ع ) در جواب مسائل محمد بن سنان ( در بيان فلسفه احكام ) نوشته است : « . . . و حرم ما اهل لغير اللّه به . . . و لئلا يسوى بين ما تقرب به اليه و بين ما جعل عبادة للشياطين و الأوثان ، لأن فى تسمية اللّه عز و جل الأقرار بربوبيته و توحيده و ما فى الاهلال لغير اللّه من الشرك به و التقرب به إلى غيره . . . ;

. .. خداوند، ذبيحه اى را كه هنگام ذبح، نام غير خدا بر آن برده شده، حرام كرده است تا اينكه يكسان نباشد آنچه براى خدا قربانى مى كنند و آنچه عبادت شياطين و بتها قرار مى گيرد; چون در نام بردن خداوند عز و جل در موقع ذبح، اعتراف به ربوبيت خدا و توحيد اوست و در نام بردن غير خدا شرك به خدا و نزديك شدن به غير اوست ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 13

13 ـ حيوان ذبح شده با نام غير خدا، فسق است، گر چه ذاتاً پليد نباشد.

أو فسقا أهل لغير الله به

خداوند از چنين حيوانى تفسير به رجس نكرده بلكه فقط بر او اطلاق فسق كرده است.

22- زمينه ذكر بسمله در كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 14

14 - توجّه به خالقيت خداوند و ربوبيت او ، برانگيزاننده انسان به همراه ساختن كار ها با ذكر نام او است .

اقرأ باسم ربّك الذى خلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 2 - 4

4 - آگاهى از قدرت خداوند بر آفرينش انسان از خون لخته ، زمينه ساز توجه به او در آغاز هر كار است .

اقرأ باسم ربّك . .. خلق الإنسـن من علق

23- سين بسمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 10

10 - عبداللّه بن سنان مى گويد از امام صادق ( ع ) از معناى « بسم اللّه الرحمن الرحيم » سؤال كردم ، آن حضرت فرمود : « الباء بهاء اللّه و السين سناء اللّه و الميم مجد اللّه ـ و روى بعضهم ملك اللّه ـ واللّه إله كل شىء ] و [ الرحمن لجميع العالم و الرحيم بالمؤمنين خاصة ;

«باى» بسم اللّه، نشانگر خوبى و حسن خداوند و «سين» اشاره به رفعت او و «ميم» اشاره به مجد و عظمت اوست. و بعضى روايت كرده اند كه: ]ميم[ اشاره به ملك و سلطنت خداوند است و «اللّه» معبود همه چيز است ]و[ «رحمان» نظر به رحمت او در باره همه عالم و «رحيم» نظر به رحمت او فقط درباره مؤمنان دارد.

24- فضيلت بسمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 11،12

11 - اسماعيل بن مهران گويد : امام رضا ( ع ) فرمود : « ان بسم اللّه الرحمن الرحيم أقرب إلى إسم اللّه الأعظم من سواد العين إلى بياضها ;

12 ـ حسن بن فضال گويد : « سألت الرضا ( ع ) على بن موسى ( ع ) عن « بسم اللّه » ، فقال : معنى قول القائل « بسم اللّه » اسم على نفسى سمة من سمات اللّه عز و جل و هى العبادة . . . ;

امام رضا(ع) در پاسخ سؤال از معناى «بسم اللّه» فرمود: معناى سخن كسى كه مى گويد «بسم اللّه» اين است كه يكى از نشانه هاى بندگى خداى عز و جل را بر خود مى نهم . ..».

25- فلسفه بسمله در كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 7

7 - رحمت گسترده خداوند و مهربانى او به بندگان ، دليل لزوم انجام كار ها با نام او

بسم اللّه الرحمن الرحيم

توصيف «اللّه» به رحمان و رحيم پس از اشاره به لزوم انجام كارها با نام خدا، گوياى حكمت اين دستور است ; يعنى، چون خدا رحمان و رحيم است، كارها را با نام او آغاز كنيد.

26- ميم بسمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 10

10 - عبداللّه بن سنان مى گويد از امام صادق ( ع ) از معناى « بسم اللّه الرحمن الرحيم » سؤال كردم ، آن حضرت فرمود : « الباء بهاء اللّه و السين سناء اللّه و الميم مجد اللّه ـ و روى بعضهم ملك اللّه ـ واللّه إله كل شىء ] و [ الرحمن لجميع العالم و الرحيم بالمؤمنين خاصة ;

«باى» بسم اللّه، نشانگر خوبى و حسن خداوند و «سين» اشاره به رفعت او و «ميم» اشاره به مجد و عظمت اوست. و بعضى روايت كرده اند كه: ]ميم[ اشاره به ملك و سلطنت خداوند است و «اللّه» معبود همه چيز است ]و[ «رحمان» نظر به رحمت او در باره همه عالم و «رحيم» نظر به رحمت او فقط درباره مؤمنان دارد.

27- نقش بسمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 30 - 4

4 - آغاز نامه سليمان با نام و ياد خدا ، سبب شكوه و عظمت آن نزد بلقيس

إنّى أُلقى إلىّ كتـب كريم . .. و إنّه بسم اللّه الرحمـن الرحيم

جمله «و إنّه بسم اللّه. ..» تعليل ديگرى براى بيان گرانمايه بودن مكتوب سليمان است; يعنى، نامه اى كه براى من آورده شده، از دو جهت كريم و گران سنگ است: يكى اين كه از شخصيتى مانند سليمان است و ديگر آن كه با نام خداى رحمان و رحيم آغاز شده است.

14- بسيج

1- اولين بسيج عمومى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 6

6 - نخستين بسيج دفاعى مسلمانان در برابر يهوديان ، منتهى به شكست و تبعيد يهود بنى نضير شد .

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

«حشر»، به معناى بيرون آوردن جماعت از مقر و گسيل داشتن آنان به جنگ نيز مى باشد. بنابراين معنا «الحشر» در آيه شريفه، نظر به تجمع مسلمانان در برابر توطئه هاى بنى نضير دارد.

2- اهميت بسيج براى جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 1

1 ـ مؤمنان ، موظف به بسيج شدن براى نبرد در راه خدا ، به هنگام صدور فرمان جنگ

يأيها الذين ءامنوا ما لكم إذا قيل لكم انفروا فى سبيل اللّه اثّاقلتم

3- بسيج امكانات فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 36 - 2

2 - فرعونيان ، نيارمند زمان و فرصتى براى گردآورى امكانات خود عليه موسى ( ع )

قالوا أرجه و أخاه و ابعث فى المدائن حـشرين

4- بسيج بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 1،5

1 ـ عذر خواستن موسى ( ع ) در پيشگاه پروردگار ، از ناتوانى خويش در بسيج بنى اسرائيل براى مبارزه با جباران

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

5 ـ هارون ، همانند موسى ( ع ) ، مأمور بسيج بنى اسرائيل براى فتح سرزمين مقدس

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

آيه بيست و سوم (و قال رجلان . ..) بيانگر آن است كه آن دو مرد نيز همانند هارون مطيع موسى(ع) بودند و اين حقيقت با تفسير جمله «لااملك الا نفسى و اخى» به اينكه تنها اختياردار خود و برادرم هستم و در ميان بنى اسرائيل تنها هارون فرمانبردار من است، سازگار نيست. بنابراين بايد گفت «اخى» مبتدايى است با حذف خبر (و اخى لايملك الانفسه) و نام بردن از خود و برادرش به اين دليل است كه بسيج بنى اسرائيل بر عهده هارون نيز بوده است.

5- بسيج جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 5،6

5 ـ سران دربار فرعون از وى خواستند با تأخير مجازات موسى و هارون موافقت كرده و ساحران زبردست و كاردان را از اطراف و اكناف احضار كند .

و أرسل فى المدائن حشرين

«حشرين» به معناى جمع كنندگان و كوچ دهندگان است و مفعول آن به قرينه آيه قبل و بعد «ساحرين» مى باشد و خود «حشرين» مفعول براى «أرسل» است. بنابراين جمله «أرسل ... » يعنى: نيروهايى را براى جمع آورى و گسيل ساحران بسيج كن.

6 ـ بسيج نيرو هاى حكومتى به تمامى شهر هاى تحت نفوذ فرعون ، طرح كارگزاران دربار براى گردآورى و احضار ساحران زبردست

و أرسل فى المدائن حشرين

«ال» در «المدائن» عهد ذهنى است و اشاره به شهرهاى تحت نفوذ حكومت فرعون دارد. زيرا معهود بين فرعون و اشراف دربار همان شهرهاى كشور خودشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 112 - 3

3 ـ احضار همه ساحران زبردست براى مبارزه با موسى ( ع ) ، درخواست اشرافيان دربار فرعون از فرعون

يأتوك بكل سحر عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 113 - 1

1 ـ ساحرانى زبردست و كارآمد پس از فراخوانى آنان براى مبارزه با موسى ، به درگاه فرعون حاضر شدند .

و جاء السحرة فرعون

«ال» در «السحرة» عهد ذكرى است و اشاره به «كل سحر عليم» دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 36 - 5

5 - تدبير مشاوران فرعون ، مبنى بر اعزام اشخاصى به تمام شهر ها و گردآورى نيروى لازم جهت مبارزه با موسى ( ع ) و برادرش

قالوا . .. و ابعث فى المدائن حـشرين

«المدائن» جمع محلّى به «ال» و مفيد عموم است; يعنى، همه شهرها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 37 - 1

1 - گردآورى تمامى ساحران كارآزموده و ماهر براى مقابله با معجزات موسى ، طرح مشاوران فرعون بود .

و ابعث فى المدائن حـشرين . يأتوك بكلّ سحّار عليم

6- بسيج در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 - 7

7 ـ ضرورت بسيج تمامى نيرو هاى مؤمن و غير مؤمن از سوى رهبرى جامعه دينى براى رويارويى با هجوم كافران

و قيل لهم تعالوا قاتلوا فى سبيل اللّه او ادفعوا

بنابر اينكه دعوت مطرح شده در آيه، يك دعوت موردى و خاص باشد، نه بيانگر اصل وجوب جهاد و دفاع، الزاماً مخاطبان در آيه دو گروه خواهند بود: گروهى كه «للّه» و «فى سبيل اللّه» در صحنه پيكار حاضر مى شوند و گروهى كه براى دفاع از كيان و مليّت خود و . .. نبرد مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 41 - 1

1 ـ فرمان خداوند به بسيج همه مسلمانان صدر اسلام براى جهاد در راه خدا ، هر چند فاقد تجهيزات كافى نظامى باشند .

انفروا خفافاً و ثقالا

7- بسيج عمومى در غزوه بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 6

6 - نخستين بسيج دفاعى مسلمانان در برابر يهوديان ، منتهى به شكست و تبعيد يهود بنى نضير شد .

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

«حشر»، به معناى بيرون آوردن جماعت از مقر و گسيل داشتن آنان به جنگ نيز مى باشد. بنابراين معنا «الحشر» در آيه شريفه، نظر به تجمع مسلمانان در برابر توطئه هاى بنى نضير دارد.

8- بسيج عمومى در غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 2

2 ـ بسيج عمومى همه مسلمان ها براى شركت در جنگ تبوك

و جاء المعذّرون من الأعراب

از آن جايى كه حتى باديه نشينان براى عذرخواهى نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) آمدند، بسيج عمومى و وجوب جهاد بر همگان استفاده مى شود. گفتنى است كه اين بخش از آيات ـ چنانكه مفسران گفته اند ـ درباره جنگ تبوك است.

9- بسيج فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 6

6 ـ بسيج نيرو هاى حكومتى به تمامى شهر هاى تحت نفوذ فرعون ، طرح كارگزاران دربار براى گردآورى و احضار ساحران زبردست

و أرسل فى المدائن حشرين

«ال» در «المدائن» عهد ذهنى است و اشاره به شهرهاى تحت نفوذ حكومت فرعون دارد. زيرا معهود بين فرعون و اشراف دربار همان شهرهاى كشور خودشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 113 - 2

2 ـ مأموران بسيج شده براى جلب ساحران با موفقيت كامل مأموريت خويش را به انجام رساندند .

يأتوك بكل سحر عليم. و جاء السحرة فرعون

با توجه به اينكه ال در «السحرة» عهد ذكرى است و مراد از آن همان «كل سحر عليم» است كه در فرمان فرعون آمده بود، معلوم مى شود مأموران بدون هيچ كم و كاستى موفق به اجراى فرمان فرعون شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 53 - 2،3،4

2 - اقدام فرعون به اعزام مأموران ، جهت گردآورى نيرو از شهر هاى مختلف براى تعقيب بنى اسرائيل

فأرسل فرعون فى المدائن حـشرين

كلمه «حاشرين» (گردآورندگان) مفعول براى «أرسل» مى باشد; يعنى، فرعون مأموران گردآورنده نيرو را به شهرها فرستاد.

3 - بنى اسرائيل ، مجموعه اى نيرومند بودند و فرعون براى مقابله با آنان نيازمند قوايى گسترده بود .

فأرسل فرعون فى المدائن حـشرين

4 - نياز فرعون به استفاده از نيروى مردمى قبطيان ، براى سركوب بنى اسرائيل

فأرسل فرعون فى المدائن حـشرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از اين آيه، گردآورى مردم از شهرها باشد و نه سربازان مستقر در آنها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 56 - 2

2 - تشويق مردم از سوى مأموران فرعون ، به تسريع در پيوستن به سپاه وى

و إنّا لجميع حـذرون

10- بسيج مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 17

17 ـ نويد الهى به اعتلاى دين خويش با بسيج مردمانى مجاهد و نستوه ، با صلابت و بى باك از ملامت دشمنان دين

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم . .. لايخافون لومة لائم

11- بسيج نيروها در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 15

15 ـ ارزيابى درست و جمع آورى قوا و تصميم گيرى قاطع و به موقع ، از اصول مبارزه است .

فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إلىّ و لا تنظرون

12- فرعون و بسيج جادوگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 79 - 1

1 ـ فرعون ، براى مبارزه با حضرت موسى ( ع ) و مقابله با معجزه بزرگ او ، دستور داد تا تمام جادوگران كاردان و ماهر را به پايتختش احضار كنند .

و قال فرعون ائتونى بكل سحر عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 80 - 1

1 ـ مأموران حكومت ، پس از دستور فرعون ، تمام ساحران چيره دست و ماهر را از اطراف و اكناف كشور فراخوانده و در پايتخت گرد آوردند .

و قال فرعون ائتونى بكل سحر عليم. فلما جاء السحرة

13- فلسفه بسيج فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 54 - 1

1 - دستور فرعون به مأموران جمع آورى سپاه ، مبنى بر اندك جلوه دادن نيروى بنى اسرائيل به منظور تقويت روحيه مردم و تشويق آنان به پيوستن به سپاه وى

إنّ هـؤلاء لشرذمة قليلون

جمله «إنّ هـؤلاء. ..» دستور فرعون به مأموران خويش است كه به مردم بگويند: گريزندگان، تعدادى اندك و ضعيف اند. گفتنى است كه كلمه «شرذمة» به عده اى از مردم گفته مى شود و «قليلون» صفت «شرذمة» است; يعنى، عده اى اندك.

15- بشارت

1- آثار بشارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 7

7 ـ انذار و تبشير از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به اجراى احكام الهى

اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 11

11 ـ بشارت در ايجاد روحيه و اميد به پيروزى ، نقشى مؤثر دارد .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و بشّر المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 30 - 10

10- به كارگيرى اِنذار و تبشير در كنار هم براى دعوت به دين و تبليغ آن ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .

إنّا أعتدنا للظـلمين نارًا . .. إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 4

4- بشارت و انذار و ايجاد بيم و اميد ، دو وسيله مهّمِ تبليغ و دو عنصر ضرورى در هدايت انسان ها است .

و ما نرسل المرسلين إلاّ مبشّرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 107 - 5

5- مژده و بشارت در كنار هشدار و تهديد ، روش به كار گرفته شده در قرآن براى تبليغ و هدايت است .

جزاؤهم جهنّم بما كفروا . .. إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت كانت لهم جنّت الفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 13

13- نقش كارساز بشارت و انذار در تبليغ

لتبشّر . .. و تنذر به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 8 - 6

6 - استفاده از وعده و وعيد و هشدار و تشويق ، روش قرآن براى هدايت مردم است .

هدًى . .. فبشّره بعذاب ... لهم جنـّـت النعيم

گوشزد كردن فرجام مؤمنان، پس از يادآورى عذاب معرضان از آيات خدا، شيوه اى است كه در آن، براى شنونده اميد و ترس ايجاد مى شود و چنين حالتى شخص را در حالت اعتدال نگه مى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 8 - 8،10

8 - بشارت و انذار ، دو نياز ضرورى بشر ، براى ره يابى به هدايت و انتخاب راه صحيح

إنّا أرسلنـك . .. و مبشّرًا و نذيرًا

برداشت ياد شده بااستفاده از اين نكته است كه حقايق كتاب تشريع و محتواى رسالت پيامبران، منطبق بر نيازهاى واقعى بشر است و خداوند در اين آيه به دو عنصر بشارت و انذار، به عنوان اصول رسالت پيامبر اشاره فرموده است.

10 - قرار دادن نيروى ناظر و بهره گيرى از بشارت و انذار ، عناصر و مراحل ضرورى هدايت و تربيت

إنّا أرسلنـك شـهدًا و مبشّرًا

بنابراين كه منظور از «شاهداً» نظارت براى حسن اجرا و گواهى نهايى باشد; برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 4

4 - اخطار و بشارت و ايجاد خوف و رجا ، روش تربيتى و هدايتى قرآن كريم

و للذين كفروا بربّهم عذاب جهنّم . .. إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أج

2- ابراهيم(ع) هنگام بشارت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 72 - 1

1ـ ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، هنگام بشارت فرشتگان به تولد اسحاق و يعقوب ، پير و كهنسال بودند .

قالت يـويلتى ءألد و أنا عجوز و هـذا بعلى شيخًا

3- ابزار بشارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 1

1 - آيات روشن قرآن ، بشارت دهنده و انذاركننده مردمان

كتـب فصّلت ءايـته . .. بشيرًا و نذيرًا

4- اعلام بشارت ولادت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 8

8- زكريا ( ع ) پس از خروج از عبادتگاه ، فرا رسيدن زمان تحقق بشارت فرزند را به قوم خويش فهماند .

أن سبّحوا

ظاهر اين است كه آنچه زكريا(ع) از قوم خود خواسته است، با حادثه پيش آمده در ارتباط باشد; يعنى، زكريا(ع)، قضيه را به آنان تفهيم كرده و ضرورت تسبيح و تنزيه خداوند را در چنين مواردى يادآور شده است.

5- اهميت بشارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 8

8- انسان ها ، نيازمند انذار و تبشير ، براى پايدارى بر ارزش ها و پرهيز از انحرافات اند .

لم يجعل له عوجًا قيّمًا لينذر بأسًا شديدًا. .. و يبشّر

خداوند قرآن را به عنوان تضمين كننده قِوام جامعه بشرى با دو ويژگى «انذار و تبشير» معرفى كرده است و اين مى رساند كه قوامْ بخشى، در پرتوِ اين دو عامل ميسّر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 14

14- انذار و تبشير ، دو محور اصلى پيام هاى هدايتى قرآن

و هـذا كتـب . .. لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

اصلى بودن دو محور بالا، از اختصاص به ذكر يافتن استفاده مى شود.

6- باد بشارت دهنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 1،2

1 ـ باد ها ، پيام آورانى نويدبخشِ نزول باران

و هو الذى يرسل الريح بشراً بين يدى رحمته

«بُشر» مخفف «بُشُر»، جمع بشير و يا بَشُور، است و حال براى «الرياح» مى باشد.

2 ـ خداوند باد هاى نويددهنده باران را به حركت مى آورد و ابر ها را به سرزمين هاى خشك گسيل مى دارد .

و هو الذى يرسل الريح بشراً بين يدى رحمته . .. سقنه لبلد ميت

7- بشارت آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 12

12- خداوند نويدبخش انسان هاى صالح ، به غفران لغزش هاى ناخواسته آنان در حقوق والدين

ربّكم أعلم بما فى نفوسكم إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 7

7 - تشويق شدن گنه كاران به آمرزش خواهى از ساحت پروردگار و نويد غفران و رحمت به آنان

إنّه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور بشارت دادن پيروان قرآن و خداترسان به مغفرت و اجر ارزشمند و پرب هاى الهى

من اتّبع الذكر و خشى الرحمـن بالغيب فبشّره بمغفرة و أجر كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 10

10 - نويد الهى ، به آمرزش گناهان و لغزش هاى مؤمنان

و يكفّر عنهم سيّئاتهم

8- بشارت آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 13

13ـ يوسف ( ع ) برادرانش را به آمرزش خدا و شمول رحمتش بر آنان نويد داد .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يغفر الله . ..» جمله اى خبرى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 5

5- مبلغان مؤمن جن ، نويد دهنده قوم خويش به غفران الهى و رهايى از عذاب ، در پرتو ايمان

يـقومنا . .. و ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم

9- بشارت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 54 - 2

2- ابراهيم ( ع ) آن گاه خبر فرزنددار شدنش را از فرشتگان دريافت كرد كه كاملاً پير و از فرزنددار شدن مأيوس بود .

قال أبشّرتمونى على أن مسّنى الكبر فبم تبشّرون

10- بشارت اتمام نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 10

10ـ كامل شدن نعمت الهى بر يوسف و خاندان يعقوب ، از بشارت هاى يعقوب ( ع ) به فرزندش يوسف ( ع ) .

و يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب

11- بشارت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 8

8 ـ دستيابى به مقام « ولىّ اللّهى » و دريافت بشارت هاى ويژه در دنيا و آخرت ، براى اولياى خداوند كاميابى بسيار بزرگى است .

ألا إن أولياء اللّه . .. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة ... ذلك هو الفو

12- بشارت اخروى به اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 1

1 ـ به اولياى خدا ، هم در دنيا و هم در آخرت ، بشارت ويژه اى داده خواهد شد كه ديگر مؤمنان از آن بى نصيب خواهند بود .

ألا إن أولياء اللّه . .. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة

تقديم «لهم» بر «البشرى» مفيد حصر است و «ال» در «البشرى» مى تواند براى عهد ذهنى و اشاره به فرد خاصى از بشارت باشد. يعنى آن بشارت ويژه تنها از آن اولياى خداست.

13- بشارت اخروى به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 4 - 2

2 - خداوند ، با نويد آخرتى بهتر از دنيا براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را به تداوم عنايت هاى خويش و نبود هيچ بغض و نفرتى نسبت به او ، مطمئن ساخت .

ما ودّعك . .. و للأخرة خير لك من الأُولى

14- بشارت ازدياد قدرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 13

13ـ هود ( ع ) مردم خويش را در صورت استغفار از گناهان ، گرايش به توحيد و پرستش خدا ، به افزايش نيرو و توانشان بشارت داد .

و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه . .. يزدكم قوّة إلى قوّتكم

«يزدكم» عطف بر «يرسل» و جواب براى شرط مقدر مى باشد; يعنى: «إن تستغفروا . .. يزدكم; اگر استغفار كنيد و ... خداوند نيروى شما را افزايش مى دهد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 21 - 3

3 - نويد الهى ، به فزونى مداوم قدرت مسلمانان و دستيابى ايشان به فتوحاتى برتر از تصور آنان

و أخرى لم تقدروا عليها قد أحاط اللّه بها

برداشت ياد شده در صورتى است كه مراد از «لم تقدروا. ..» اين باشد كه شما الان قادر به پيش بينى آن نيستيد; چون نه توان آن را در خود سراغ داريد و نه زمينه آن را فراهم مى بينيد; ولى خداوند براساس احاطه علمى خود، اين هر دو را مى داند و به شما نويد مى دهد.

15- بشارت استقبال از اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 2 - 1

1 - وارد شدن فوج فوج مردم به دين اسلام ، نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا

16- بشارت اسلام قبايل عرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 2 - 2

2 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بشارت داد كه فتح مكه را درك خواهد كرد و استقبال قبايل عرب را از اسلام ، به چشم خود خواهد ديد .

و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا

17- بشارت اصحاب اعراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 46 - 8

8 ـ اصحاب اعراف با فريادى رسا سلامت و امنيت كامل را به مؤمنان راهى بهشت مژده مى دهند .

و نادوا اصحب الجنة أن سلم عليكم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «سلم عليكم» جمله اى اخبارى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 5

5 ـ اصحاب اعراف در صحنه قيامت بشارت دهنده راهيان بهشت به زندگانى آكنده از امنيت و به دور از حزن

ادخلوا الجنة لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون

18- بشارت امنيت به بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 10

10 - بشارت دربانان بهشت به تقواپيشگان ، مبنى بر در امنيت و سلامت بودن آنان در بهشت جاويدان

و قال لهم خزنتها سلـم عليكم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه عبارت «قال لهم خزنتها سلام»، جمله اخبارى باشد; يعنى، درصدد اخبار از آينده تقواپيشگان در بهشت و در واقع بشارت به ايشان باشد.

19- بشارت امنيت در مصر باستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 99 - 11

11ـ يوسف ( ع ) به پدر و مادر و بستگانش نويد داد كه به خواست خدا در مصر ، از امنيت برخوردار بوده و از عواقب قحطى درامان خواهند بود .

قال ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين

«اَمن» (مصدر آمنين) به معناى هراس نداشتن و برخوردار بودن از اطمينان خاطر است ـ كه به مناسبت زمان (دوران قحطى) و مكان (ورود به مملكت ديگران) ـ مصداق بارز از امنيت ، دغدغه معاش نداشتن و درامان بودن از ناحيه حكومت است.

20- بشارت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 9،12

9 ـ بشارت و انذار ، از مسؤوليّت هاى مهمّ پيامبران

فبعث اللّه النبيّن مبشّرين و منذرين

12 ـ بشارت و انذار ، از روش هاى كاربردى پيامبران براى تبليغ و هدايت انسانها

فبعث اللّه النبيّن مبشّرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 81 - 21

21 ـ بشارت پيامبران گذشته ، نسبت به پيامبران آينده

و اخذتم على ذلكم اصرى

«اصر»، به معناى عهد است و گرفتن عهد الهى از مردم براى ايمان و يارى پيامبران آينده، خود بشارت به آمدن آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 3،7

3 ـ پيامبران ، واسطه خداوند در نويد پاداش به خردمندان

اتنا ما وعدتنا على رسلك

7 ـ بشارت و نويد ، از روش هاى رسولان الهى براى تربيت انسانها

ما وعدتنا على رسلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 165 - 1

1 ـ بشارت دهى و انذار از روش هاى پيامبران براى تبليغ رسالت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

21- بشارت انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 8

8 ـ تورات و انجيل ، حاوى بشارت به آمدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

نزّلنا مصدقاً لما معكم

22- بشارت باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 8

8ـ نزول باران هاى فراوان ، در صورت پرهيز از شرك و گرايش به توحيد و پرستش خدا ، از نويد هاى هود ( ع ) به قوم خويش

و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

فعل مضارع «يرسل» به اصطلاح در جواب فعل امر (استغفروا ربكم ثم توبوا إليه) قرار گرفته و با «إنْ» شرطيه مقدر مجزوم شده است; يعنى: «إنْ تستغفروا و تتوبوا يرسل . ..; اگر استغفار كنيد و به سوى خدا حركت كنيد، او ابرهاى پر باران را براى شما خواهد فرستاد».

23- بشارت بازگشت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 5

5 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دگرگون ساختن وضع مكه و غلبه دادن توحيد و ايمان بر شرك و كفر ( به هنگام بازگرداندن مجدد وى به آن شهر )

لرادّك إلى معاد

«معاد» در آيه، نكره موصوفه است كه صفت آن حذف شده و تقدير آن چنين است: «لرادُّك إلى معاد غير ما هو الآن; ترا به شهرى بازمى گرداند كه وضع آن غير از وضعى باشد كه الآن دارد». بنابراين تعبير ياد شده به بازگشت فاتحانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه و دگرگون شدن اوضاع آن شهر با ورود آن حضرت اشاره دارد.

24- بشارت بعثت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 101 - 4،6

4 - تورات در بردارنده بشارت به بعثت محمد (صلی الله علیه و آله)

و لما جاءهم رسول . .. نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب كتب اللّه وراء ظهورهم

جمله «نبذ فريق» جواب شرط (لما جاءهم) است. ترتب دور افكندن تورات بر آمدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) اشاره به اين حقيقت دارد كه: اين كتاب، بشارت به آمدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشته و ويژگيهاى آن حضرت را بر شمرده است.

6 - عالمان اهل كتاب ، پس از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بشارت هاى تورات را درباره پيامبر موعود نديده انگاشته و بدان ها اعتنايى نكردند .

و لما جاءهم رسول . .. نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب كتب اللّه وراء ظهورهم

به نظر مى رسد مراد از «فريق» در جمله فوق، عالمان يهود باشد; زيرا آنان متصدى بيان معارف و احكام تورات بودند. جمله «كأنهم لايعلمون» (گويا ]بدانها [عالم نبودند) مؤيد اين معناست.

25- بشارت به آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 11

11 - بهره مند ساختن بشر از رهنمود هاى هدايت آفرين ، بشارت خداوند به نخستين افراد بشر بود .

اهبطا . .. فإمّا يأتينّكم منّى هدًى

«إمّا يأتينّكم» حاوى دو تأكيد است: 1ـ «ما»ى زايد در «إمّا» (إنْ ما) 2ـ نون تأكيد. از اين رو معناى عبارت چنين است: اگر هدايتى از سوى من براى شما آمد ـ كه البته خواهد آمد ـ....

26- بشارت به آل يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 99 - 11

11ـ يوسف ( ع ) به پدر و مادر و بستگانش نويد داد كه به خواست خدا در مصر ، از امنيت برخوردار بوده و از عواقب قحطى درامان خواهند بود .

قال ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين

«اَمن» (مصدر آمنين) به معناى هراس نداشتن و برخوردار بودن از اطمينان خاطر است ـ كه به مناسبت زمان (دوران قحطى) و مكان (ورود به مملكت ديگران) ـ مصداق بارز از امنيت ، دغدغه معاش نداشتن و درامان بودن از ناحيه حكومت است.

27- بشارت به آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 7

7 ـ نويد خداوند به آمرزش حتمى گنهكاران در صورت توبه و استغفار

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 14

14ـ نويد به مغفرت گناه بندگان و تهديد آنان به عذاب شديد ، مقتضاى ربوبيت خداوند است .

و إن ربك لذو مغفرة . .. و إن ربك لشديد العقاب

28- بشارت به آمرزش گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 8

8 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ نويد خداوند به اسيران جنگ بدر ( آمرزش گناهان ايشان و . . . ) در صورت گرايش به اسلام

قل لمن فى أيديكم من الأسرى

29- بشارت به ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 1،17

1ـ خداوند ، فرشتگانى چند براى بشارت دادن به حضرت ابراهيم ( ع ) به سوى او گسيل داشت .

و لقد جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى

آيه 70 و نظاير آن، حاكى است كه فرستادگان الهى فرشته بودند و بشارت مورد نظر به قرينه آيه 71، بشارت ميلاد اسحاق و يعقوب بوده است.

17ـ « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . قدم الله تعالى رسلاً إلى ابراهيم يبشرونه باسحاق . . . و ذلك قوله : « و لقد جاءت رسلنا ابراهيم بالبشرى » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: خداوند به سوى ابراهيم مأمورانى فرستاد كه او را به [تولد ]اسحاق مژده دهند و اين است سخن خداوند كه فرمود: و لقد جاءت . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 11

11ـ نويد تولد اسحاق و يعقوب به ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، در جلسه پذيرايى ابراهيم از فرشتگان بيان شد .

فبشّرنـها بإسحـق و من ورآء إسحـق يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 2،5،6

2ـ فرشتگان مهمان بر ابراهيم ( ع ) ، او را به دارا شدن فرزندى پسر ، بشارت دادند .

و جاءته البشرى

«ال» در «البشرى» عهد ذكرى است و اشاره به بشارتى دارد كه آيه 71 (فبشرناها) متضمن آن بود.

5ـ جدال و چون و چراى ابراهيم ( ع ) درباره قوم لوط ، پس از برطرف شدن ترس او و دريافت بشارت ( فرزنددار شدن ) بود .

فلما ذهب عن إبرهيم الروع و جاءته البشرى يجـدلنا فى قوم لوط

6ـ بشارت يافتن ابراهيم ( ع ) به فرزنددار شدن در سن كهولت ، او را به پذيرش شفاعتش درباره قوم لوط ( برطرف شدن عذاب از آنان ) اميدوار ساخت .

فلما . .. جاءته البشرى يجـدلنا فى قوم لوط

برداشت فوق، مقتضاى ترتب «يجادلنا . ..» بر «جاءته البشرى» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 2،3،9

2- بشارت پسرى دانا و دانشمند به ابراهيم ( ع ) از سوى فرشتگان

إنا نبشّرك بغلـم عليم

3- پسر بشارت داده شده به ابراهيم ( ع ) داراى عظمت و مقامى والا

نبشّرك بغلـم عليم

تنوين تنكير در «بغلام» براى تفخيم و تعظيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 55 - 1

1- تأكيد فرشتگان بر تحقق و عينيت يافتن بشارت پسردار شدن ابراهيم ( ع ) در دوران پيرى

قالوا بشرنـك بالحقّ

مقصود از «بالحق» در آيه فوق يا خبر مطابق با واقع است و يا به معناى اين است كه بشارت ما حقيقت دار است (مجمع البيان). در هر صورت گوياى اين نكته است كه: آنچه بشارت داده شد، تحقق يافتنى است و به وقوع خواهد پيوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 57 - 2

2- بشارت به فرزنددار شدن ابراهيم ( ع ) كار فرعى و عذاب قوم لوط مأموريت اصلى و مهم فرشتگان بود .

إنا نبشّرك بغلـم . .. قال فما خطبكم أيّها المرسلون

از اينكه حضرت ابراهيم(ع) پس از شناخت فرشتگان و دريافت بشارت فرزنددار شدن از مأموريت اصلى و مهم آنان سؤال كرد (فما خطبكم . ..) و اين مأموريت طبق آيه بعد عذاب قوم لوط بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 31 - 4

4 - فرستادگان خداوند براى عذاب قوم لوط ، مژده و بشارتى را ( تولد اسحاق ( ع ) ) ، نيز به ابراهيم ( ع ) دادند .

و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى

اين آيه، با آيات پنجاه و يك تا شصت و دو سوره حجر يك سياق دارند، كه در آن آيات به ابراهيم(ع) بشارت فرزنددار شدن داده شده است. آن آيات، قرينه است كه «البشرى» در اين آيه نيز همان بشارت را همراه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 101 - 4،5

4 - بشارت خداوند به ابراهيم ( ع ) ، به پسر بودن فرزند مورد درخواست او

ربّ هب لى من الصـلحين . فبشّرنـه بغلـم حليم

5 - بشارت خداوند به ابراهيم ( ع ) ، به مشاهده دوران نوجوانى فرزندش ( اسماعيل )

فبشّرنـه بغلـم

بشارت خداوند به فرزندى در سنين نوجوانى، گوياى اين حقيقت است كه حضرت ابراهيم(ع) اين فرزند را در چنين سنى مشاهده خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 112 - 1

1 - بشارت خداوند به ابراهيم ( ع ) ، به تولد فرزندى به نام اسحاق براى او

و بشّرنـه بإسحـق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 7،10

7 - بشارت ميهمانان ابراهيم ( ع ) ، به آن حضرت در مورد اعطاى پسرى دانا به ايشان

و بشّروه بغلـم عليم

10 - پسر بشارت داده شده به ابراهيم ( ع ) ، داراى عظمت و مقامى والا

و بشّروه بغلـم عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 29 - 2،4

2 - فرياد همسر ابراهيم ( ع ) و سيلى زدن وى به صورت خويش ، با شنيدن بشارت اعطاى فرزند به ايشان

فأقبلت امرأته فى صرّة

«صرّة» به معناى فرياد و «صكّ» به معناى ضربه شديد است. «صكّت وجهها»; يعنى، سيلى سختى به صورت خويش نواخت.

4 - همسر ابراهيم ، فردى كهنسال و نازا به هنگام بشارت فرزنددار شدنش

فأقبلت امرأته . .. و قالت عجوز عقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 31 - 2

2 - پى بردن حضرت ابراهيم ( ع ) به منحصر نبودن مأموريت فرشتگان در بشارت اعطاى فرزند به ايشان

و بشّروه بغلـم . .. قال فما خطبكم أيّها المرسلون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه در آيه شريفه سخنى از وجود رسالتى افزون بر بشارت فرزند به ميان نيامده است و فرشتگان خود آن را آشكار نكرده اند; اما ابراهيم(ع) به اين نكته پى برده و رسالت اصلى فرشتگان را جويا شده است.

30- بشارت به اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 101 - 1

1 - تولّد نوجوانى بردبار ( اسماعيل ) ، بشارت خداوند به ابراهيم ( ع )

فبشّرنـه بغلـم حليم

«غلام» به پسرى مى گويند كه تازه سبيل درآورده باشد و در اصطلاح فارسى به او نوجوان مى گويند. گفتنى است مقصود از اين نوجوان در اين آيه ـ به قرينه آيات بعد ـ اسماعيل(ع) است.

31- بشارت به اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 3،8

3 ـ به اسيران جنگ بدر نويد داده شد كه در صورت پذيرش اسلام و توحيد خداوند گناهان گذشته آنها را خواهد بخشيد .

إن يعلم اللّه فى قلوبكم خيرا . .. يغفر لكم و اللّه غفور رحيم

8 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ نويد خداوند به اسيران جنگ بدر ( آمرزش گناهان ايشان و . . . ) در صورت گرايش به اسلام

قل لمن فى أيديكم من الأسرى

32- بشارت به امداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 7

7 ـ نويد خداوند به يارى پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در صورت پايدارى و مقاومت

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

33- بشارت به انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 2

2 - خداوند ، تنها پناهگاه انسان و نويددهنده او در مشكلات و نااميدى ها است .

و هو الذى ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا

آيه شريفه با طرح نزول باران در شرايط نااميدى، ضمن اشاره به رحمت گسترده الهى، ناظر به اين نكته است كه در بدترين شرايط هم نبايد نااميد شد و بايد به خدا پناه برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 8 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فرستاده الهى براى گواهى بر خلق و بشارت و انذار آنان

إنّا أرسلنـك شـهدًا و مبشّرًا و نذيرًا

34- بشارت به انصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 7

7 ـ خداوند ، مهاجران و انصار را به مغفرت و روزى با كرامت نويد داد .

لهم مغفرة و رزق كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 11

11 ـ بشارت خداوند به مهاجران و انصار و تابعان نيك كردار ، به مهيّا بودن بهشت براى آنان

أعد لهم جنت تجرى تحتها الأنهر

35- بشارت به انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 12

12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى ( بهشت برين ) از ناحيه خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل

«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).

36- بشارت به اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 20

20 - بشارت خداوند به حق پذيران و صاحبان عقل و خردناب ، به داشتن آينده سعادتمندانه

فبشّر عباد . الذين يستمعون القول ... و أُولـئك هم أُولوا الألبـب

37- بشارت به اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 5،7،11

5 ـ ترس و اندوه نداشتن اولياى خدا ، بشارتى است از سوى خدا به آنان .

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون . .. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ال» در «البشرى» براى عهد ذكرى و اشاره به جمله «لا خوف عليهم و لا هم يحزنون» باشد.

7 ـ بشارت هاى ويژه به اولياى خدا در دنيا و آخرت ، وعده تخلف ناپذير الهى

لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة لا تبديل لكلمت اللّه

11 ـ « أتى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) رجل . . . فقال : يا رسول اللّه أخبرنى عن قول اللّه عز و جل : « الذين آمنوا و كانوا يتقون لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة » فقال : اما قوله تعالى « لهم البشرى فى الحيوة الدنيا » فهى الرؤيا الحسنة يراها المؤمن فيبشر بها فى دنياه و اما قول اللّه عز و جل : « و فى الأخرة » فان ها بشارة المؤمن عند الموت يبشر بها عند موته ان اللّه قد غفر لك و لمن يحملك إلى قبرك ;

مردى خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسيد . .. و عرض كرد: اى رسول خدا! مرا آگاه كن از معناى سخن خدا كه مى فرمايد: «كسانى كه ايمان آورده و پرهيزكارى مى كردند، براى آنها بشارتى است در زندگى دنيا و در آخرت». حضرت فرمود: اما بشارت در دنيا، خواب خوبى است كه مؤمن مى بيند و به وسيله آن در دنيا بشارت داده مى شود و اما بشارت آخرت، بشارتى است كه هنگام مرگ به مؤمن مى رسد كه به او گفته مى شود: خداوند تو را و كسانى كه جنازه تو را به سوى قبرت حمل مى كنند آمرزيد».

38- بشارت به اهل خشيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور بشارت دادن پيروان قرآن و خداترسان به مغفرت و اجر ارزشمند و پرب هاى الهى

من اتّبع الذكر و خشى الرحمـن بالغيب فبشّره بمغفرة و أجر كريم

39- بشارت به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 13

13ـ يوسف ( ع ) برادرانش را به آمرزش خدا و شمول رحمتش بر آنان نويد داد .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يغفر الله . ..» جمله اى خبرى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 2

2ـ يعقوب ( ع ) به فرزندانش نويد داد كه به زودى آمرزش گناهانشان را از درگاه خداوند خواهد خواست و براى آنان شفاعت

خواهد كرد .

قال سوف أستغفر لكم ربى

40- بشارت به برپاكنندگان نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 12

12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى ( بهشت برين ) از ناحيه خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل

«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).

41- بشارت به بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ بشارت خداوند به بندگان خالص او است .

فبشّر عباد

كلمه «عباد» به ضمير متكلم اضافه شده است; ولى در كلام حذف گرديده و تقدير آن «عبادى» است.

42- بشارت به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 9

9 - خداوند به قوم موسى - در صورت ورود به بيت المقدس با رعايت آداب آن - نويد آمرزش گناهانشان را داد .

ادخلوا هذه القرية . .. و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم

ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه امرهايى است كه در آيه شريفه مطرح شده بود. بنابراين تقدير چنين است: «ان تدخلوا و تأكلوا و تدخلوا الباب سجداً و تقولوا حطة نغفر لكم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 13

13 ـ تضمين پاداش عظيم در برابر حفظ جان هر انسان ، نويدى از جانب خداوند بر بنى اسرائيل

كتبنا على بنى اسرءيل . .. من احياها فكانما احيا الناس جميعاً

همسنگى حفظ حيات يك انسان با تمامى انسانها، مى تواند كنايه از پاداش عظيم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 6

6 ـ موسى ( ع ) ، نابودى حكومت فرعونى و تسلط مردمش بر سرزمين مصر را به آنان بشارت داد .

قال موسى لقومه . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده

چون موسى(ع) در پى تهديدهاى فرعون با جمله «إن الأرض . .. » در صدد تسلى بخشيدن به بنى اسرائيل بود، اين جمله متضمن إخبار به نابودى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 5

5 ـ نويد هاى خداوند به قوم موسى با هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل به سرزمين آنان ، بى كم و كاست ، تحقق يافت .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل

«كلمه» به معناى سخن است و مراد از آن به قرينه صدر آيه و نيز آيات 128 و 129 نويد هلاك سازى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل از آنان است. «تمت» يعنى به طور كامل و تمام تحقق يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 9،14

9 ـ خداوند نويد بخش آمرزش گناهان بنى اسرائيل در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود و سكونتشان در بيت المقدس

اسكنوا . .. و ادخلوا الباب سجداً نغفر لكم خطيئتكم

ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه اوامرى است كه در آيه مطرح شده. بنابراين تقدير چنين است: «إن تسكنوا و تأكلوا و تقولوا و تدخلوا الباب سجداً نغفر لكم».

14 ـ خداوند محسنان بنى اسرائيل را در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود به بيت المقدس ، به پاداشى افزونتر از احسانشان نويد داد .

سنزيد المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 10

10 ـ خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد تا رهايى بنى اسرائيل از چنگال فرعون را به آنان بشارت دهد .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و بشّر المؤمنين

43- بشارت به بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 11

11 ـ بشارت خداوند به مهاجران و انصار و تابعان نيك كردار ، به مهيّا بودن بهشت براى آنان

أعد لهم جنت تجرى تحتها الأنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 23

23 ـ مژده خداوند به مجاهدان و معامله گران جان و مال خويش در قبال بهشت

فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به

44- بشارت به بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 5

5 ـ اصحاب اعراف در صحنه قيامت بشارت دهنده راهيان بهشت به زندگانى آكنده از امنيت و به دور از حزن

ادخلوا الجنة لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 3

3ـ فرشتگان ، نويد دهنده سلامت به بهشتيان و دورى هر گزند از ايشان

سلـم عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 5

5- بشارت فرشتگان به مؤمنان راستين و بهشتيان در قيامت ، به فرا رسيدن روز موعود ( قيامت )

هـذا يومكم الذى كنتم توعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 34 - 6

6 - جاودانگى در بهشت و لذت هاى آن ، مهم ترين نويد به بهشتيان ، در آغاز ورود

ادخلوها بسلـم ذلك يوم الخلود

45- بشارت به بى فرزندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 55 - 5

5- بشارت دادن و اميدوار ساختن افراد بى فرزند به فرزنددار شدن در پرتو لطف و عنايت خداوند ، كارى پسنديده و ارزشمند

إنا نبشّرك بغلـم . .. فلاتكن من القـنطين ... من رحمة ربّه

46- بشارت به بيعت كنندگان با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 19 - 1

1 - نويد الهى به بيعت كنندگان در حديبيه ، در زمينه دستيابى آنان به غنايمى فراوان

يبايعونك . .. و مغانم كثيرة يأخذونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 1

1 - بشارت خدا به مسلمانان حاضر در حديبيه ، مبنى بر برخوردارى آنان از غنايم فراوان در آينده

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها

47- بشارت به پاداش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 9 - 6

6 ـ نويد به پاداش نيك ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان ها و ترغيب آنان به اعمال صالح

وعد اللّه . .. اجر عظيم

48- بشارت به پيروان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور بشارت دادن پيروان قرآن و خداترسان به مغفرت و اجر ارزشمند و پرب هاى الهى

من اتّبع الذكر و خشى الرحمـن بالغيب فبشّره بمغفرة و أجر كريم

49- بشارت به پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 2،3،4

2ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به تأمين سلامتى و نزول نعمت هاى پرخير و بركت نويد داد .

قيل يـنوح اهبط بسلـم منا و بركـت عليك

هر چند نوح(ع) مورد خطاب است و فرمان و اجازه فرود متوجه اوست، ولى به قرينه مقام مى توان گفت: خطاب «اهبط . ..» متوجه همراهان آن حضرت نيز مى باشد و «باء» در «بسلام» براى مصاحبت است. بنابراين آيه شريفه چنين معنا مى شود: «يا نوح اهبط أنت و من معك ...; تو و پيروانت فرود آييد در حالى كه همراه و قرين سلامت، امنيت و بركت خواهيد بود».

3ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به مصونيت از عذاب هاى دنيوى و اخروى و بهره مند شدن از نعمتهايى سعادت آفرين نويد داد .

اهبط بسلـم منا . .. و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم

مقابله «سلام» با «عذاب أليم» حكايت از آن دارد كه مراد از «سلام» مصونيت از عذابهاى دنيوى و اخروى است. تعبيركردن از نعمت و موهبتهاى دنيوى به «بركت» در جانب اهل ايمان و تبديل آن به «متاع» در جانب كفر پيشگان، اشاره به اين نكته دارد كه: نعمتهاى ارزانى شده به مؤمنان، براى آنان سعادت آفرين است و موهبتهاى عطاشده به كفرپيشگان، فاقد اين خصيصه است.

4ـ به وجود آمدن امتهايى مؤمن و موحد از نسل نوح و يارانش ، نويد خداوند به آن حضرت

على أمم ممن معك

«من» در «ممن» ابتدائيه است. بنابراين «أمم ممن معك»; يعنى ، امتهايى كه از همراهان تو نشأت خواهند گرفت و از آن جا كه برخى از همراهان نوح ، فرزندان او بودند ، در برداشت «نسل نوح» نيز آورده شد.

50- بشارت به پيروزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 9

9 ـ شعيب ( ع ) ، مؤمنان به رسالت خويش را به داورى خداوند و پيروزى بر كافران نويد داد .

فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 10 - 1،2

1 ـ نقش ملائكه در جنگ بدر ، تنها بشارت به پيروزى و اطمينان دادن به مؤمنان بود ، و نه اقدامى عملى در قتل مشركان .

و ما جعله اللّه إلا بشرى و لتطمئن به قلوبكم

ضمير در «جعله» و «به» به امداد كه از «أنى ممدكم» استفاده مى شود، برمى گردد و كلمه «بشرى» مفعولٌ له براى «جعل» است.

2 ـ قلب هاى مجاهدان بدر تا پيش از بشارت پيروزى ، آكنده از اضطراب و پريشانى بود .

لتطمئن به قلوبكم

واژه اطمينان به معناى آرامش خاطر پس از اضطراب و پريشانى خاطر است. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 5

5 ـ پيروزى بيست مؤمن مقاوم بر دويست دشمن و صد مؤمن مقاوم بر هزار دشمن نويدى تضمين شده از جانب خداوند

إن يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين و إن يكن منكم مائة يغلبوا ألفا

بيان دستور به پايدارى و پيروزى بر دشمن در قالب جمله خبرى مى تواند نوميدى به تحقق آن دستور در خارج باشد. بنابراين جمله «يغلبوا»، يعنى بايد پيروز شويد كه خواهيد شد.

51- بشارت به پيروزى اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 11

11 ـ نويد خداوند به ظهور و پيشرفت و پيروزى قريب الوقوع اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، علم رغم استهزاى كافران صدر اسلام

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مراد از «يأتيهم أنباؤا ما كانوا»، مى تواند تحقق امورى مانند پيروزى اسلام باشد كه كفار آن را به مسخره گرفته و تكذيب مى كردند.

52- بشارت به تابعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 11

11 ـ بشارت خداوند به مهاجران و انصار و تابعان نيك كردار ، به مهيّا بودن بهشت براى آنان

أعد لهم جنت تجرى تحتها الأنهر

53- بشارت به تلاوت كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 12

12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى (

بهشت برين ) از ناحيه خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل

«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).

54- بشارت به جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 114 - 2

2 ـ فرعون به ساحران بشارت داد كه در صورت پيروزى علاوه بر دريافت پاداشى گران ، از مقرّبان درگاهش خواهند شد .

قال نعم و إنكم لمن المقربين

55- بشارت به حسن فرجام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 2 - 6

6ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار مژده دادن به موحدان و بشارت دادن آنان به عاقبتى خوش

ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه . .. بشير

56- بشارت به حق پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 20

20 - بشارت خداوند به حق پذيران و صاحبان عقل و خردناب ، به داشتن آينده سعادتمندانه

فبشّر عباد . الذين يستمعون القول ... و أُولـئك هم أُولوا الألبـب

57- بشارت به داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 11 - 9

9 - بشارت خداوند به داوود ( ع ) و قومش ، مبنى بر اعطاى پاداش عمل صالح به آنان

اعملوا صـلحًا إنّى بما تعملون بصير

يادآورى آگاه بودن خدا از عمل داوود(ع) و قومش، پس از سفارش آنان به انجام عمل صالح، مى تواند به منظور اين حقيقت باشد كه عمل صالح آنان ناديده گرفته نشده و پاداش خواهد داشت.

58- بشارت به رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 14

14 - رهبران دينى بايد صبرپيشگان را به بهره مند شدن از رحمت هاى الهى بشارت دهند .

و بشر الصبرين

59- بشارت به زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 1،4،5

1 ـ فرشتگان متعددى ، رساننده پيام بشارت الهى به زكريّا

فنادته الملئكة . .. يبشرك

4 ـ بشارت اعطاى يحيى به زكريا ، در اجابت درخواست ذريّه پاك از خداوند

فنادته الملئكة . .. انّ اللّه يبشرك بيحيى

5 ـ زكريا به هنگام نماز در محراب ، بشارت اعطاى يحيى را دريافت .

و هو قائم يصلّى فى المحراب انّ اللّه يبشرك بيحيى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 1،4،6،8،16

1 ـ زكريا از پروردگار ، نشانه تحقق بشارت اعطاى ذريّه را درخواست كرد .

قال ربّ اجعل لى اية

4 ـ ناتوانى زكريا بر تكلّم تا سه روز ، نشانه الهى بودن بشارت اعطاى فرزند به وى

قال ربّ اجعل لى اية قال ايتك الاّ تكلّم الناس ثلثة ايام

درخواست آيه و نشانه (اجعل لى اية) از سوى زكريا، براى تشخيص الهى بودن بشارت بوده است.

6 ـ قدرت زكريّا تنها بر ذكر و تسبيح خداوند ، نشانه الهى بودن بشارتى كه دريافت كرده بود . *

قال ايتك الاّ تكلّم النّاس . .. و اذكر ربّك كثيراً و سبّح

بنابراينكه «اذكر» به معناى ذكر لسانى باشد.

8 ـ اشتياق زكريا به دانستن زمان تحقق بشارت الهى و درخواست نشانه اى براى آن *

قال ربّ اجعل لى اية

به نظر مى رسد كه نسبت به اصل بشارت (فرزنددار شدن) اطمينان داشته است، چون ملائكه به آن تصريح كرده اند، بنابراين، تنها نشانه اى را براى زمان تحقق آن بشارت از خداوند درخواست كرده بود.

16 ـ زكريّا ، با توجه به امكان غير الهى بودن بشارت اعطاى يحيى به وى ، از خداوند درخواست نشانه كرد .

انّ اللّه يبشّرك بيحيى . .. قال ربّ اجعل لى اية

امام صادق (ع): ان زكريّا لمّا دعا ربّه ان يهب له ذكراً فنادته الملائكة بما نادته به احبّ ان يعلم ان ذلك الصوت من اللّه . .. و ذلك قول اللّه: «ربّ اجعل لى آية ...».


تفسير عياشى، ج 1، ص 172، ح 43 ; تفسير برهان، ج 1، ص 283، ح 11.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 7 - 2

2- خداوند زكريا را بشارت داد كه به او پسرى عطا خواهد كرد .

يـزكريا إنّا نبشّرك بغلـم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 8 - 1

1- بشارت فرزند به زكريا ( ع ) در روزگار پيرى و فرتوتى وى و نازايى همسر ، براى او نويدى شگفت آور بود .

أنّى يكون لى غلـم و كانت امرأتى عاقرًا و قد بلغت من الكبر عتيًّا

«أنّى»، يعنى چگونه و از چه راهى؟ (مصباح). «عتيّاً» جمع «عات» از ماده «عتوّ» (از حد گذشتن) است و مفاد جمله «قد بلغت...» اين است كه من از نظر پيرى به افرادى رسيده ام كه در كهن سالى از حدّ گذشته اند. برخى اهل لغت «عتيّاً» را مصدر و به معناى خشك و انعطاف ناپذير شدن مفاصل و استخوان ها دانسته اند (الكشاف). مفاد جمله دراين صورت اين است كه من از اثر پيرى به خشكيده شدن اعضاى بدنم رسيده ام.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 9 - 1

1- خداوند ، زكريا ( ع ) را بر فراهم آوردن زمينه تولد يحيى ( ع ) ـ به رغم سال خوردگى وى و نازايى همسرش ـ مطمئن ساخت .

قال كذلك

جمله «قال كذلك»; يعنى، «قال اللّه الأمر كما وعدتك» يا «قال اللّه الأمر كما قلت»; در صورت اول، ـ خداوند بر وعده سابقش تأكيد مىورزد كه «اى زكريا همان گونه كه گفته ام تو ـ به هر كيفيت ـ داراى پسر خواهى شد و در صورت دوم، خداوند موانع تولد يحيى را تصديق كرده است; يعنى، «واقعيت همان است كه تو گفتى و اسباب عادى براى تولد يحيى فراهم نيست، ـ ولى خداى تو گفته است: اين كار بر من آسان است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 5

5- ناتوانى زكريا ( ع ) از سخن گفتن با مردم به مدت سه شبانه روز كامل ، نشانه اى الهى بر زمان تحقق يافتن بشارت فرزند بود .

قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس ثلـث ليال سويًّا

«سويّاً» يا صفت براى «ثلاث ليال» است و يا حال براى فاعل «ألاّ تكلّم» و در هر دو صورت مراد از «سه شب» سه شبانه روز است. آيه چهل و يكم سوره آل عمران شاهد اين معنا است. فعل «ألاّ تكلّم» فعل نفى است و مراد از آن، تكليف زكريا به سكوت نيست، بلكه از صادر نشدن سخنى از زكرياخبر مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 1

1- بشارت و وعده خداوند به زكريا ، با تولد اعجاز گونه يحيى تحقق يافت .

نبشّرك بغلـم اسمه يحيى . .. يـيحيى خذ الكتـب

60- بشارت به ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 7،9،11

7ـ خداوند ، همسر ابراهيم را به دارا شدن فرزند پسرى بشارت داد .

فبشّرنـها بإسحـق

9ـ خداوند ، به ساره بشارت داد كه اسحاق ، داراى فرزند پسرى خواهد شد .

فبشّرنـها بإسحـق و من ورآء إسحـق يعقوب

كلمه «يعقوب» عطف بر «اسحاق» است و عبارت «من وراء إسحاق» توصيفى براى «يعقوب» مى باشد; يعنى: فبشرناها بيعقوب كائناً من وراء اسحاق.

11ـ نويد تولد اسحاق و يعقوب به ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، در جلسه پذيرايى ابراهيم از فرشتگان بيان شد .

فبشّرنـها بإسحـق و من ورآء إسحـق يعقوب

61- بشارت به شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 7 - 10

10 - نويد خداوند به امكان رفع مشكل زنان مطلّقه و همسرانشان ، در صورت رعايت تعاليم و رهنمود هاى الهى

لينفق ذو سعة من سعته . .. سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا

62- بشارت به صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 13،14

13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار اعلام بشارت هاى الهى به صبر پيشگان

و بشر الصبرين

14 - رهبران دينى بايد صبرپيشگان را به بهره مند شدن از رحمت هاى الهى بشارت دهند .

و بشر الصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 157 - 7

7 - نيل به هدايت و دستيابى به رحمت و الطاف الهى ، بشارت و مژده خداوند به صبرپيشگان راه ايمان

و بشر الصبرين . .. أولئك ... هم المهتدون

جمله «أولئك عليهم . ..» مى تواند بيانگر بشارت و مژده اى باشد كه «و بشر الصابرين» بدان اشاره داشت; يعنى: بشرهم بأن عليهم صلوات و ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 10

10- هجرت كنندگان مجاهد و صابر ، بشارت داده شده به مغفرت و رحمت گسترده الهى

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا . .. إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 11

11 - فرشتگان ، بشارت دهنده موحدان پايدار بر حق ، به بهشت موعود

و أبشروا بالجنّة الّتى كنتم توعدون

«الإبشار» (مصدر «أبشروا») به معناى مسرور بودن است. بنابراين «أبشروا بالجنّة»; يعنى، به بهشت مسرور و خوشنود باشيد.

63- بشارت به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 40 - 2

2 - نزديك بودن زمان نزول عذاب ، نويد خداوند به نخستين پيامبرِ پس از نوح

قال عمّا قليل ليصبحنّ نـدمين

64- بشارت به صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 12

12- خداوند نويدبخش انسان هاى صالح ، به غفران لغزش هاى ناخواسته آنان در حقوق والدين

ربّكم أعلم بما فى نفوسكم إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 1

1 - فضل و بخشش بى كران الهى در بهشت ، بشارت خداوند به مؤمنان نيك كردار

و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. ذلك الذى يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و ع

«ذلك» اشاره به بهشت و تفضل الهى دارد كه در آيه قبل ذكر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 15 - 12

12 - معاد ، نويدى به مؤمنان صالح و هشدارى به كافران بدكردار

من عمل صـلحًا فلنفسه و من أساء فعليها ثمّ إلى ربّكم ترجعون

پيام آيه شريفه، نويد به نيكوكاران و هشدار به بدكاران است. تعبير «ثمّ إلى ربّكم...» نيز ـ كه اشاره به معاد دارد ـ در راستاى همين معنا آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 13

13- قرآن ، بيم دهنده به ستمكاران و بشارت دهنده به نيك كرداران

لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 1

1- نويد الهى به ورود مؤمنان نيك كردار ، به باغ هاى بهشت با تكريم و اجلال

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت

واژه «يدخل» و اسناد فعل به خداوند، مى رساند كه مؤمنان با تكريم و اجلال و در سايه لطف و اراده الهى، گام در بهشت مى نهند.

65- بشارت به عاقلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 11،20،22

11 ـ نويد الهى به سرافرازى خردمندان مؤمن و پيروزى آنان بر دشمنان دين

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

«يوم القيمة»، ظرف براى «لا تخزنا» است. بنابراين مراد از «ما وعدتنا»، نويدهاى دنيوى خواهد بود كه از مصاديق روشن آن به قرينه «لا تخزنا»، خوار نگشتن در دنياست ; و اين نويد براى مؤمنان تنها با پيروزى بر دشمنان دين تحقق مى يابد.

20 ـ ايمان ، زمينه تحقق نويد هاى الهى به خردمندان و رهايى از خوارى و خذلان اخروى

فامنّا ربّنا . .. ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

با توجّه به اينكه «اتنا» عطف است بر «اغفر لنا»، در جمله «فامنّا ربّنا فاغفرلنا»، معلوم مى شود كه خردمندان انتظار برآورده شدن دعا و خواست خويش را، بر ايمانشان به ربوبيّت خداوند مترتب ساختند.

22 ـ خوار نگشتن و رسوا نشدن در قيامت ، با ارزشترين نويد الهى به خردمندان مؤمن

اتنا ما وعدتنا . .. فلا تخزنا ... انّك لا تخلف الميعاد

جمله «انّك . . » پس از جمله «و لا تخزنا»، دلالت مى كند كه عدم خوارى، از وعده هاى الهى به خردمندان مؤمن است. بنابراين عطف «لا تخزنا» بر «اتنا ما وعدتنا»، عطف خاص بر عام است و دلالت بر اهميّت برتر معطوف (لا تخزنا) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 6

6 ـ تضمين تحقق وعده هاى الهى به خردمندان مؤمن و تضمين رهايى آنان از خوارى در قيامت

ربّنا اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة . .. فاستجاب لهم ربّهم

66- بشارت به علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 12

12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى ( بهشت برين ) از ناحيه خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل

«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).

67- بشارت به قوم داود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 11 - 9

9 - بشارت خداوند به داوود ( ع ) و قومش ، مبنى بر اعطاى پاداش عمل صالح به آنان

اعملوا صـلحًا إنّى بما تعملون بصير

يادآورى آگاه بودن خدا از عمل داوود(ع) و قومش، پس از سفارش آنان به انجام عمل صالح، مى تواند به منظور اين حقيقت باشد كه عمل صالح آنان ناديده گرفته نشده و پاداش خواهد داشت.

68- بشارت به قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 8،13

8ـ نزول باران هاى فراوان ، در صورت پرهيز از شرك و گرايش به توحيد و پرستش خدا ، از نويد هاى هود ( ع ) به قوم خويش

و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

فعل مضارع «يرسل» به اصطلاح در جواب فعل امر (استغفروا ربكم ثم توبوا إليه) قرار گرفته و با «إنْ» شرطيه مقدر مجزوم شده است; يعنى: «إنْ تستغفروا و تتوبوا يرسل . ..; اگر استغفار كنيد و به سوى خدا حركت كنيد، او ابرهاى پر باران را براى شما خواهد فرستاد».

13ـ هود ( ع ) مردم خويش را در صورت استغفار از گناهان ، گرايش به توحيد و پرستش خدا ، به افزايش نيرو و توانشان بشارت داد .

و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه . .. يزدكم قوّة إلى قوّتكم

«يزدكم» عطف بر «يرسل» و جواب براى شرط مقدر مى باشد; يعنى: «إن تستغفروا . .. يزدكم; اگر استغفار كنيد و ... خداوند نيروى شما را افزايش مى دهد».

69- بشارت به كاروان يابنده يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 4

4ـ آب آور كاروان ، از يافتن يوسف ( ع ) شادمان و شگفت زده شد و آن را به همسفران خويش بشارت داد .

قال يـبشرى هذا غلـم

70- بشارت به مادر يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 99 - 11

11ـ يوسف ( ع ) به پدر و مادر و بستگانش نويد داد كه به خواست خدا در مصر ، از امنيت برخوردار بوده و از عواقب قحطى درامان

خواهند بود .

قال ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين

«اَمن» (مصدر آمنين) به معناى هراس نداشتن و برخوردار بودن از اطمينان خاطر است ـ كه به مناسبت زمان (دوران قحطى) و مكان (ورود به مملكت ديگران) ـ مصداق بارز از امنيت ، دغدغه معاش نداشتن و درامان بودن از ناحيه حكومت است.

71- بشارت به متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 10

10 - نويد الهى به اعطاى پاداشى نيك به اعراب متخلّف از حديبيه ، در صورت نبرد صادقانه با دشمنان نيرومند اسلام

فإن تطيعوا يؤتكم اللّه أجرًا حسنًا

72- بشارت به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 12

12 ـ بهشت و بشارت خلود در آن ، تنها بخشى از ضيافت الهى براى تقواپيشگان است .

نزلا من عند اللّه

كلمه «نزل»، به چيزهايى گفته مى شود كه در آغاز ورود ميهمان براى پذيرايى از وى فراهم مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 4

4 ـ بشارت هاى خداوند به مؤمنان متقى ، موجب رفع ترس و اندوه آنان است .

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون. الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم

جمله «لهم البشرى» مى تواند تعليل براى جمله «لا خوف عليهم و لا هم يحزنون» باشد ; يعنى، چون اولياى خدا در دنيا دريافت بشارت مى كنند، خوف و حزن از آنان رخت برمى بندد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 35 - 1

1ـ بهشت ، وعده و نويد خداوند به تقواپيشگان

مثل الجنة التى وعد المتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 10

10- فرشتگان ، به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، حامل پيام سلامتى و خوشحالى براى آنانند .

المتّقين . الذين تتوفّـهم الملـئكة طيّبين يقولون سلـم عليكم ادخلوا الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 6

6- بشارت به پرهيزگاران و انذار دشمنان متعصب و سرسخت دين ، از اهداف قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لتبشّر به المتّقين و تنذر به قومًا لدًّا

«لدّ» جمع «ألدّ» است و «قوماً لدّاً»; يعنى، مردمى در اوج سرسختى و لجاجت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 10

10 - بشارت دربانان بهشت به تقواپيشگان ، مبنى بر در امنيت و سلامت بودن آنان در بهشت جاويدان

و قال لهم خزنتها سلـم عليكم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه عبارت «قال لهم خزنتها سلام»، جمله اخبارى باشد; يعنى، درصدد اخبار از آينده تقواپيشگان در بهشت و در واقع بشارت به ايشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 4

4 - بشارت خداوند به تقواپيشگان ، مبنى بر مصونيت آنان از هرگونه خوف و اندوه در قيامت

يـعباد لا خوف عليكم اليوم و لا أنتم تحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 21 - 1

1 - نويد الهى به ملحق گشتن نسل مؤمن تقواپيشگان ، به ايشان در بهشت

و الذين ءامنوا و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمـن ألحقنا بهم ذرّيّتهم

73- بشارت به مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 7

7 ـ نزول پنجهزار فرشته امدادگر ، مژده اى به مؤمنان پيكارگرِ صابر و تقواپيشه در جنگ بدر

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 126 - 2

2 ـ نياز پيكارگران به بشارت و تقويت روحيه و آرامش دل ، براى پيروزى بر دشمنان

و ما جعله اللّه الّا بشرى لكم و لتطمئنّ قلوبكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 8

8 ـ خداوند نويد بخش ظهور مجاهدانى نستوه ، محبوب خدا و دوستدار وى ، متواضع در برابر مؤمنان و سرافراز بر كافران

فسوف يأتى اللّه بقوم . .. و لايخافون لومة لائم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 23

23 ـ مژده خداوند به مجاهدان و معامله گران جان و مال خويش در قبال بهشت

فاستبشروا ببيعكم الذى بايعتم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 10

10- هجرت كنندگان مجاهد و صابر ، بشارت داده شده به مغفرت و رحمت گسترده الهى

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا . .. إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 8 - 3

3- ذلت و ناكامى نهايى كافران ، نويدى به مؤمنان مجاهد

و الذين كفروا فتعسًا لهم و أضلّ أعمـلهم

با توجه به ارتباط آيات ـ كه جهت گيرى اصلى آن، دعوت از مؤمنان به جهاد در راه خدا عليه كافران است ـ از جمله «فتعساً. ..» مطلب بالا استفاده مى شود.

74- بشارت به محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 17

17- انذار هاى الهى ، متوجه كمترين گناه و ظلم و بشارت هاى او مخصوص پايداران بر طريق ارزش ها *

لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

خداوند، براى انذارْ صرف ظلم را كافى شمرده است; زيرا با يك ظلم عنوان «الذين ظلموا» صدق مى كند. ولى در زمينه بشارت،

واژه «محسنين» را به كار برده است و اين عنوان بر كسانى صدق مى كند كه متخلق به ارزش ها باشند. آيه بعد (ثمّ استقاموا) مؤيد اين معنا است).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 6

6- يكتاپرستان استوار بر طريق حق ، همان محسنان مورد بشارت قرآن اند .

و بشرى للمحسنين . إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقـموا

از ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

75- بشارت به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 137 - 5

5 - دفع شر يهوديان و نصرانيان از جامعه اسلامى ، وعده و نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإنما هم فى شقاق فسيكفيكهم اللّه و هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 6

6 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به تغيير قبله و جايگزينى آن با قبله اى كه فراهم كننده خشنودى او بود ، نويد داد .

فلنولينك قبلة ترضيها

«نولية» (مصدر نولى) به معناى گردانيدن است. بنابراين «فلنولينك ...»; يعنى، تو را به قبله اى كه مايه خشنوديت است، مى گردانيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 11

11 ـ خداوند تسلى دهنده پيامبر(صلی الله علیه و آله) با بشارت به پديدار شدن مؤمنانى پايدار، على رغم كفر مشركان مكه

فإن يكفر بها هؤلاء فقد و كلنا بها قوما ليسوا بها بكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 10

10 ـ شكست كافران عصر بعثت و حاكميت دين اسلام بر سرزمين آنان ، نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و تمت كلمت ربك

هدف از مخاطب قرار دادن پيامبر (ربك) در بيان پيروزى مستضعفان بنى اسرائيل و نابودى مستكبران، مژده پيروزى اسلام و مسلمانان و نابودى كفر و كفرپيشگان مستكبر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 3

3 ـ خداوند پيش از وقوع نبرد ، تسلط مسلمانان بر يهوديان را بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بشارت داد .

فإما تثقفنهم فى الحرب

برداشت فوق مبتنى بر مطالبى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 4،10

4ـ بيان سرگذشت هاى مهم تاريخ بشر براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نويد هاى خداوند به آن حضرت

تلك من أنباء الغيب نوحيها إليك

برداشت فوق ، مبتنى براين احتمال است كه ضمير در «نوحيها» به «أنباء الغيب» برگردد. فعل «نوحى» به صورت مضارع مؤيد اين احتمال است.

10ـ غلبه ايمان بر كفر و موفقيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت ، از نويد ها و بشارت هاى خداوند به آن حضرت

فاصبر إن العـقبة للمتقين

بيان پيروزى اهل ايمان و از ميان رفتن كفرپيشگان در شرح داستان نوح(ع) مى رساند كه مصداق مورد نظر براى «العاقبة» (فرجام نيك ) پيروزى ايمان بر كفر است و از آن جا كه خطاب متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، جمله فوق ناظر به پيروزى اسلام بر كفر و موفقيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 122 - 3

3ـ خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را به فرجامى نيكو بشارت داد .

و قل . .. إنا منتظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 2

2- نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دفع شرّ استهزا كنندگان آن حضرت و قرآن

إنا كفينـك المستهزءين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 96 - 5

5- نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيشبرد اهداف و موفقيت آن حضرت در رسالت خويش به گونه اى كه مشركان و دشمنان آن را لمس كرده و نظاره كنند .

إنا كفينـك المستهزءين . الذين يجعلون مع الله إلـهًا ءاخر فسوف يعلمون

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مفعول «يعلمون» موفقيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در رسالت خويش باشد كه با بطلان و شكست

راه مشركان و دشمنان همراه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 7

7- بشارت خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رسيدن به مقامى پسنديده و ارجمند در پرتو تهجّد و شب زنده دارى

فتهجّد . .. عسى أن يبعثك ربّك مقامًا محمودًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 5

5 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دگرگون ساختن وضع مكه و غلبه دادن توحيد و ايمان بر شرك و كفر ( به هنگام بازگرداندن مجدد وى به آن شهر )

لرادّك إلى معاد

«معاد» در آيه، نكره موصوفه است كه صفت آن حذف شده و تقدير آن چنين است: «لرادُّك إلى معاد غير ما هو الآن; ترا به شهرى بازمى گرداند كه وضع آن غير از وضعى باشد كه الآن دارد». بنابراين تعبير ياد شده به بازگشت فاتحانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه و دگرگون شدن اوضاع آن شهر با ورود آن حضرت اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 7

7- بيان هلاكت فرعونيان و نجات بنى اسرائيل از سوى خداوند ، پيامدار تهديد براى مشركان و نويدى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و لقد نجّينا بنى إسرءيل . .. بلـؤا مبين

با توجه به اين كه آيات گذشته، در زمينه رويارويى مشركان و مؤمنان بود; طرح سرگذشت فرعونيان و بنى اسرائيل، پيامدار مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 28 - 10

10- نويد الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در شرايط سخت رسالت ، درباره جهانى شدن پيام و قوانين مكتب آن حضرت

هو الذى أرسل رسوله بالهدى . .. ليظهره

با توجه به اين كه آيه شريفه در شرايطى بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شده كه مشركان مكه، مانع ورود مسلمانان به مسجد الحرام بودند; برداشت بالا قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 11 - 7

7 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شكست قريب الوقوع تكذيب كنندگان و بدگويان

و مهّلهم قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 6 - 5

5 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به حافظ قرآن شدن بشارت داده و به آن حضرت اطمينان داد كه هرگز آن را فراموش نخواهد كرد .

فلاتنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 2 - 1،2

1 - وارد شدن فوج فوج مردم به دين اسلام ، نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا

2 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بشارت داد كه فتح مكه را درك خواهد كرد و استقبال قبايل عرب را از اسلام ، به چشم خود خواهد ديد .

و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا

76- بشارت به مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 42 - 1

1 ـ مژده ملائكه به مريم ( س ) در برگزيدگى او از طرف خداوند

و اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه اصطفيك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 1،3،4

1 ـ سخن گفتن ملائكه با مريم و بشارت به او ، درباره عيسى ( ع )

اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح عيسى ابن مريم

3 ـ بشارت تولد عيسى ( ع ) به مريم ( س ) از جانب خداوند ، توسط فرشتگان

اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه يبشرك بكلمة . .. عيسى ابن مريم

4 ـ عظمت و اهميّت بشارت اعطاى عيسى به مريم

اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه يبشرك

چون جمعى از فرشتگان اين بشارت را آوردند و نه يك فرشته، عظمت و اهميّت آن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 46 - 2،6

2 ـ بشارت خدا به مريم ، در مورد زنده ماندن عيسى ( ع ) تا ميانسالى

يبشرك . .. و يكلم الناس ... و كهلا

«كهل» به معناى ميانسالى است. (مجمع البيان)

6 ـ صلاح و شايستگى عيسى ( ع ) ، مژده خداوند به مريم

يبشرك بكلمة منه . .. و من الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 47 - 1

1 ـ شگفتى مريم از بشارت اعطاى عيسى ( ع ) ، به او به اينكه مردى با او تماس نداشته است .

قالت ربّ انّى يكون لى ولد و لم يمسسنى بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 17 - 14

14- « قال الباقر ( ع ) : إنّها ( مريم ) بشرت بعيسى فبينا هى فى المحراب إذ تمثّل لها الروح الأمين بشراً سويّاً ;

امام باقر(ع) فرمود: همانا او (مريم) به ولادت عيسى(ع) بشارت داده شد، پس در حالى كه در محراب بود، ناگهان روح الامين به شكل انسانى كامل اندام بر او ظاهر گشت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 20 - 1

1- حضرت مريم ( س ) از دريافت خبرِ داشتن پسر ، بدون تماس با هيچ بشرى شگفت زده شد .

قالت أنّى يكون لى غلـم و لم يمسسنى بشر

«أنّى» ادات استفهام و به معناى «كيف» (چگونه؟) و يا «من أين» (از كجا؟) است و در هر صورت، حاوى تعجب نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 5

5- عيسى ( ع ) در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به روان شدن جويبارى در پايين دست او بشارت داد .

فناديـها . .. قد جعل ربّك تحتك سريًّا

77- بشارت به مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 17

17 - خداوند ، مسلمانان را به آمدن حكمى جديد درباره توطئه گران اهل كتاب ( مبارزه با آنان ) نويد داد .

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره

مراد از «حتى يأتى اللّه بأمره» (تا آن گاه كه خدا فرمان خويش را صادر كند)، به قرينه مقابله آن با عفو و گذشت، فرمان جهاد و مبارزه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 19

19 - سركوبى كفرپيشگان مسلط بر مساجد عصر بعثت و گرفتار شدنشان به خوارى و ذلت ، از اخبار غيبى قرآن و از نويد هاى خدا به مسلمانان

لهم فى الدنيا خزى

چنانچه گذشت، آيه شريفه اشاره به قضاياى صدر اسلام و بازدارى مسلمانان از ورود به مسجد الحرام و مانند آن دارد . با توجه به اين حقيقت، جمله «لهم فى الدنيا خزى» نويدى است به مسلمانان كه كفرپيشگان مانع از ورود به مساجد، به خوارى و ذلت گرفتار خواهند شد، كه به مناسبت مورد، مقصود از خوارى و ذلت، كوتاه شدن دست آنان از مساجد اسلامى و سيطره مسلمانان بر آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 - 13

13 ـ محبّت و غفران الهى ، بشارتى به پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاتّبعونى يحببكم اللّه و يغفر لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 17

17 ـ نويد خداوند به حمايت از مسلمانان در برابر دشمنان دين با فراهم آوردن پيروزى با امداد هاى غيبى براى آنان

فعسى اللّه ان يأتى بالفتح او امر من عنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 6،7

6 ـ خداوند بى ثمر ماندن تلاش هاى حق ستيزانه كافران قريش را به مسلمانان صدر اسلام بشارت داد .

ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

7 ـ خداوند با خبرى غيبى ، شكست كفار قريش را به مسلمانان صدر اسلام بشارت داد .

ثم يغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 19

19- علم ، مقدمه هدايت و هدايت ، زمينه ساز جلب رحمت الهى و رحمت ، موجب بشارت و سرور مسلمانان حقيقى است .

و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء و هدًى و رحمة و بشرى للمسلمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه ترتيب در آيه، ترتيب رتبى باشد; يعنى، هر يك از آنها مقدمه ديگرى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 9،10

9- قرآن و آيات آن ، دربردارنده هدايت و بشارت براى مسلمانان

و هدًى و بشرى للمسلمين

10- تثبيت ايمان مؤمنان و هدايت و بشارت به مسلمانان ، از اهداف نسخ و تغيير پيام هاى الهى و نزول تدريجى آيات قرآن

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قل نزّله ... ليثبّت الذين ءامنوا و هدًى و بشرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 18 - 4

4 - نويد خداوند به امت اسلامى در برخوردارى از حكومت ، اقتصاد شكوفا و شرافت ، در پرتو تعاليم قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل . .. ثمّ جعلنـك على شريعة من الأمر

واژه «الأمر» در اين آيه همانند واژه «الأمر» در آيه قبل مى تواند نظر به كتاب، حكومت، نبوت، رزق پاكيزه و فضيلت اجتماعى داشته باشد. در اين صورت تعبير «جعلناك على شريعة من الأمر»، نويد به بهره مندى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و امتش از آن مواهب خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 21 - 3

3 - نويد الهى ، به فزونى مداوم قدرت مسلمانان و دستيابى ايشان به فتوحاتى برتر از تصور آنان

و أخرى لم تقدروا عليها قد أحاط اللّه بها

برداشت ياد شده در صورتى است كه مراد از «لم تقدروا. ..» اين باشد كه شما الان قادر به پيش بينى آن نيستيد; چون نه توان آن را در خود سراغ داريد و نه زمينه آن را فراهم مى بينيد; ولى خداوند براساس احاطه علمى خود، اين هر دو را مى داند و به شما نويد مى دهد.

78- بشارت به مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 12

12 ـ نويد خدا به مسلمانان صدر اسلام به امداد هاى غيبى و شكست ذلت بار شرك پيشگان پيمان شكن

و اعلموا . .. أن اللّه مخزى الكفرين

تهديد مشركان پيمان شكن صدر اسلام به شكست و خوارى در واقع نويدى بود به مسلمانان به اينكه در صورت شروع جنگ، خداوند آنان را با امدادهاى غيبى خود كمك فرموده و پيروز خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 41

41- نويد الهى به مؤمنان صدراسلام ، نسبت به پيروزى شگفت آور و روزافزون آنان

كزرع أخرج شطـه فـازره . .. ليغيظ بهم الكفّار

اين آيات، در طليعه پيروزى هاى مسلمانان نازل شده و بشارت پيروزى هاى فزون تر را به مسلمانان داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ بشارت خداوند ( قريب الوقوع بودن فتح مكه ) ، به مسلمانان مشتاق و منتظر

و أُخرى تحبّونها . .. و بشّر المؤمنين

79- بشارت به مسلمانان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 12 - 7

7 - ترسيم شرايط اميدبخش آينده ، براى مسلمانان مدينه از سوى خداوند

و اللّه يشهد إنّهم لكـذبون . .. ليولّنّ الأدبـر ثمّ لاينصرون

لحن آيه شريفه، نويدبخش مؤمنان، در مقابله با توطئه هاى يهود و منافقان است.

80- بشارت به مصريان باستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 49 - 1

1ـ يوسف ( ع ) فرا رسيدن سالى پر باران و سرشار از نعمت را در پى سپرى شدن هفت سال قحطى ، به مردم و حكومت مصر بشارت داد .

ثم يأتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس

فعل «يغاث» ممكن است از غيث (باران) مشتق شده و محتمل است از غوث (يارى كردن) گرفته شده باشد. در صورت اول «يغاث الناس» ; يعنى، بر مردم باران نازل مى شود و در صورت دوم ; يعنى، مردم يارى مى شوند. بر هر مبنا بشارت به پايان قحطى و شروع آبادانى است.

81- بشارت به مصلحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 220 - 14،15

14 ـ تشويق اصلاحگران امور ايتام و تضمين اجر آنان ، از جانب خداوند

قل اصلاح لهم خير . .. و اللّه يعلم المفسد من المصلح

15 ـ تهديد مصلح نما هاى مفسد و بشارت به مصلحان واقعى ، از جانب خدا

و اللّه يعلم المفسد من المصلح

82- بشارت به مطيعان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 11

11 ـ بشارت ( مژده به مطيعان ) و انذار ( ترساندن گناهكاران ) ، روح رسالت پيامبران الهى ( ع ) و شيوه تبليغ آنان

فقد جاءكم بشير و نذير

83- بشارت به موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 2 - 6

6ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار مژده دادن به موحدان و بشارت دادن آنان به عاقبتى خوش

ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه . .. بشير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 11

11 - فرشتگان ، بشارت دهنده موحدان پايدار بر حق ، به بهشت موعود

و أبشروا بالجنّة الّتى كنتم توعدون

«الإبشار» (مصدر «أبشروا») به معناى مسرور بودن است. بنابراين «أبشروا بالجنّة»; يعنى، به بهشت مسرور و خوشنود باشيد.

84- بشارت به موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 117 - 4

4 ـ خداوند به موسى ( ع ) بشارت داد كه عصاى وى پس از ر ها شدن ، تمام ساخته هاى دروغين ساحران را خواهد بلعيد .

أن ألق عصاك فإذا هى تلقف ما يأفكون

در برداشت فوق جمله «فإذا هى . .. »، همانند «أن ألق عصاك»، تفسير «أوحينا» گرفته شده است. بر اين مبنا تقدير جمله

بدين صورت خواهد شد: ألق عصاك فإذا القيتها إذا هى تلقف ما يأفكون.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 15

15 ـ خداوند نويدبخش موسى ( ع ) به استجابت دعايش براى سعادت بنى اسرائيل در دنيا و آخرت ، به شرط رعايت تقوا ، پرداخت زكات و ايمان به همه آيات الهى

فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكوة و الذين هم بايتنا يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 13

13 ـ نزول انجيل از نويد ها و خبر هاى غيبى خدا به موسى ( ع )

يجدونه مكتوبا عندهم فى التورية و الإنجيل

ظاهر اين است كه آيه مورد بحث حقايقى است كه خداوند براى حضرت موسى(ع) بيان داشته است. بنابراين ياد كردن از انجيل خبرى است غيبى كه خداوند آمدن آن كتاب را به حضرت موسى(ع) نويد داده است.

85- بشارت به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 25 - 1

1 - بشارت اهل ايمان به بهشت با توصيف و بيان نعمت هاى آن از وظايف تبليغى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و بشر الذين ءامنوا . .. و هم فيها خلدون

«أنّ لهم . ..» به تقدير حرف «باء»، متعلق به «بشّر» است; يعنى: «بشّر الذين آمنوا بأنّ لهم ...»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 10

10 - قرآن ، بشارت دهنده اهل ايمان به سعادتمندى آنان در دنيا و آخرت

و بشرى للمؤمنين

«بشرى» به خبرى گفته مى شود كه در آن سرور و فرح باشد و در آيه شريفه به معناى بشير (بشارت دهنده)، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 156 - 7

7 - بشارت الهى از آنِ مؤمنانى است كه در برخورد با مشكلات و ناملايمات ، تسليم قضاى الهى باشند .

و بشر الصبرين. الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 223 - 16

16 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بشارت به مؤمنانى كه تقوا و حدود الهى را در زندگى زناشويى و محيط خانواده مراعات مى كنند و با يكديگر رفتارى پسنديده دارند .

نساؤكم حرث لكم . .. و اعلموا انّكم ملاقوه و بشّر المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 1

1 ـ خداوند ، تسلى بخش مؤمنان ، با نويد جايگزينى مؤمنانى حقيقى به جاى مرتدان

يا ايها الذين ءامنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه بقوم يحبهم و يحبونه

بنابر اينكه جواب شرط «من يرتد . ..»، جمله اى محذوف همانند «فلا تحزنوا بارتداد» باشد، تسلى بخش استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 10

10 ـ نويد الهى به نصرت مؤمنان در سايه صبر و مقاومت

و لقد كذبت . .. فصبروا على ما كذبوا و أوذوا حتى أتهم نصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 24

24 ـ عزت و حكمت الهى ، تضمين كننده تحقق وعده ها و بشارت هاى او به مؤمنان

أولئك سيرحمهم اللّه إن اللّه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 18

18 ـ مؤمنان راستين ، شايسته دريافت بشارت خدا و رسولش

التّئبون العبدون . .. و بشّر المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 6،14

6 ـ بيم دادن به عامه مردمان ( انذار ) و مژده دادن به اهل ايمان ( بشارت ) رسالتى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

14 ـ برخوردارى از جايگاه بلند و حسن سابقه در پيشگاه پروردگار ، بشارت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مؤمنان

و بشّر الذين ءامنوا أن لهم قدم صدق عند ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 4

4 ـ بشارت هاى خداوند به مؤمنان متقى ، موجب رفع ترس و اندوه آنان است .

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون. الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم

جمله «لهم البشرى» مى تواند تعليل براى جمله «لا خوف عليهم و لا هم يحزنون» باشد ; يعنى، چون اولياى خدا در دنيا دريافت بشارت مى كنند، خوف و حزن از آنان رخت برمى بندد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 122 - 3،5

3ـ خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را به فرجامى نيكو بشارت داد .

و قل . .. إنا منتظرون

5ـ ابلاغ تهديد هاى خداوند به كفرپيشگان و رساندن بشارت هاى او به مؤمنان ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و قل . .. وانتظروا إنا منتظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 10 - 4

4- تهديد كافران به عذاب دوزخ ، بشارتى به مؤمنان است .

و يبشّر المؤمنين . .. و أن الذين لايؤمنون بالأخرة أعتدنا لهم عذابًا أليمًا

جمله «و أن الذين لايؤمنون بالأخرة» عطف بر جمله «أن لهم أجراً كبيراً» است; يعنى، خدا دو بشارت به مؤمنان مى دهد: 1- اجر بزرگ براى آنان، 2- آماده كردن عذاب براى كافران.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 5

5- بشارت فرشتگان به مؤمنان راستين و بهشتيان در قيامت ، به فرا رسيدن روز موعود ( قيامت )

هـذا يومكم الذى كنتم توعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 11

11 - نويد عزت و پيروزى به اهل ايمان و شكست و خوارى كافران و مشركان صدراسلام

و من الناس من يجـدل. .. ثانى عطفه... له فى الدنيا خزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 1 - 4

4 - سعادت اخروى ، بشارت أكيد خدا به مؤمنان

قد أفلح المؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 2 - 2،4

2 - تنها مؤمنان ، از هدايت ها و بشارت هاى قرآن بهره مندند .

هدًى و بشرى للمؤمنين

4 - پيام هدايت قرآن ، عام و براى همگان است و بشارت هاى آن ، خاص و ويژه مؤمنان .

هدًى و بشرى للمؤمنين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «للمؤمنين» قيد براى «بشرى» باشد. بنابراين «هدًى» از آن جهت كه فاقد قيد است، افاده عموم مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 47 - 1،4

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف بود كه مؤمنان را بشارت دهد به اين كه آنها از فضل بزرگ خدا ، برخوردار خواهند بود .

و بشّر المؤمنين بأنّ لهم من اللّه فضلاً كبيرًا

4 - ايمان ، موجب دريافت مژده اى ويژه براى برخوردارى از تفضل خداوندى است .

و بشّر المؤمنين بأنّ لهم من اللّه فضلاً كبيرًا

چون بشارت دهى طبق آيه چهل و پنج از نقش ها و مسؤوليت هاى عمومى پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اين بشارت، مژده خاص و ويژه اى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 1

1 - فضل و بخشش بى كران الهى در بهشت ، بشارت خداوند به مؤمنان نيك كردار

و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. ذلك الذى يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و ع

«ذلك» اشاره به بهشت و تفضل الهى دارد كه در آيه قبل ذكر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 7

7- بيان هلاكت فرعونيان و نجات بنى اسرائيل از سوى خداوند ، پيامدار تهديد براى مشركان و نويدى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و لقد نجّينا بنى إسرءيل . .. بلـؤا مبين

با توجه به اين كه آيات گذشته، در زمينه رويارويى مشركان و مؤمنان بود; طرح سرگذشت فرعونيان و بنى اسرائيل، پيامدار مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 15 - 12

12 - معاد ، نويدى به مؤمنان صالح و هشدارى به كافران بدكردار

من عمل صـلحًا فلنفسه و من أساء فعليها ثمّ إلى ربّكم ترجعون

پيام آيه شريفه، نويد به نيكوكاران و هشدار به بدكاران است. تعبير «ثمّ إلى ربّكم...» نيز ـ كه اشاره به معاد دارد ـ در راستاى همين معنا آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 7

7 - مؤمنان در شرايط دشوار مكه ، مورد نويد خداوند به برخوردارى از اقتدار و حكومت *

و لقد ءاتينا . .. الحكم

برداشت بالا با توجه به دو نكته زير به دست مى آيد: الف) «الحكم» ممكن است به معناى حكومت و اقتدار باشد; ب) در آيات پيشين خداوند از مؤمنان مكه خواست تا در برابر مشكل آفرينى هاى مشركان صبر پيشه كنند و در پى آن، سرگذشت بنى اسرائيل و برخوردارى آنان از حكومت الهى را ياد آور شده است تا مؤمنان را اميدوار سازد كه پس از تحمل مشكلات، نوبت حكومت فرا مى رسد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 13

13- عدل الهى ، در محاسبه اعمال ، بشارتى به مؤمنان و هشدارى به كافران

و لكلّ درجـت ممّا عملوا . .. و هم لايظلمون

«لكلّ» مى تواند اشاره به هر گروه از مؤمن و كافر داشته باشد. براين اساس تعبير «هم لايظلمون» براى مؤمنان نيك كردار، نويدى است كه اعمالشان ضايع نخواهد شد و براى منكران معاد، هشدارى است كه ستمهايشان بى پاسخ نخواهد ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 8 - 3

3- ذلت و ناكامى نهايى كافران ، نويدى به مؤمنان مجاهد

و الذين كفروا فتعسًا لهم و أضلّ أعمـلهم

با توجه به ارتباط آيات ـ كه جهت گيرى اصلى آن، دعوت از مؤمنان به جهاد در راه خدا عليه كافران است ـ از جمله «فتعساً. ..» مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 1

1- نويد الهى به ورود مؤمنان نيك كردار ، به باغ هاى بهشت با تكريم و اجلال

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت

واژه «يدخل» و اسناد فعل به خداوند، مى رساند كه مؤمنان با تكريم و اجلال و در سايه لطف و اراده الهى، گام در بهشت مى نهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 30 - 10

10- علم الهى به تمامى اعمال خلق ، هشدارى به بيماردلان منافق و نويدى به اهل ايمان

و اللّه يعلم أعمـلكم

يادآورى علم فراگير الهى بر تمامى اعمال خلق ـ چه مؤمن و چه منافق ـ در حقيقت هشدارى است به منافقان كه سرانجام، كيفر اعمال خود را خواهند ديد و نويدى است به مؤمنان كه صبر و مقاومت شان بر طريق ايمان، از ديد خداوند مخفى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 10

10 - نويد الهى ، به آمرزش گناهان و لغزش هاى مؤمنان

و يكفّر عنهم سيّئاتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 7 - 8

8 - حاكميت مطلق خداوند بر قواى هستى ، نويدى به مؤمنان و هشدارى به منافقان و مشركان

و للّه جنود السمـوت و الأرض

يادآورى قدرت، پس از وعده و وعيد، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 5،13

5 - خداوند ، مؤمنان را به فتوحات و غنايمى علاوه بر فتح خيبر و غنايم آن ، نويد داد .

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم هـذه

در صورتى كه «هـذه» به فتح خيبر اشاره داشته باشد; واژه «عجّل» مى رساند كه فتح خيبر، پيش درآمد فتح هاى ديگر و غنايم فزون ترى است.

13 - تحقق نويد الهى به فتح خيبر ، معجزه اى هدايتگر براى مؤمنان

فعجّل لكم هـذه . .. و لتكون ءاية للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 5

5 - قوت كاستى ناپذير خداوند ، نويدى به مؤمنان و تهديدى براى كافران است .

ذوالقوّة المتين . فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب

تأكيد بر قدرت الهى (ذوالقوّة المتين) از يك سو نويد به عبادت گران و از سوى ديگر تهديد براى ظالمانى است كه در كيفر الهى استعجال دارند و مهلت الهى را به معناى ضعف او مى پندارند.

86- بشارت به مؤمنان صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 9 - 4

4- قرآن ، بشارت دهنده به مؤمنان نيك كردار است .

و يبشّر المؤمنين الذين يعملون الصـلحـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 5

5- قرآن ، بشارت دهنده مؤمنانِ نيك كردار ، به پاداشى شايسته و عظيم

و يبشّر المؤمنين الذين يعملون الصـلحـت أنّ لهم أجرًا حسنًا

نكره آوردن «أجراً» براى بيان عظمت آن است.

87- بشارت به مؤمنان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 7

7 ـ خداوند مؤمنان صدر اسلام را به پيروزى قطعى بر مشركان ، در صورت درگير شدن با آنان ، نويد داد .

قتلوهم يعذبهم اللّه بأيديكم . .. و ينصركم عليهم

88- بشارت به مؤمنان مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 9

9 ـ شعيب ( ع ) ، مؤمنان به رسالت خويش را به داورى خداوند و پيروزى بر كافران نويد داد .

فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

89- بشارت به مهاجران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 7

7 ـ خداوند ، مهاجران و انصار را به مغفرت و روزى با كرامت نويد داد .

لهم مغفرة و رزق كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 100 - 11

11 ـ بشارت خداوند به مهاجران و انصار و تابعان نيك كردار ، به مهيّا بودن بهشت براى آنان

أعد لهم جنت تجرى تحتها الأنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 10

10- هجرت كنندگان مجاهد و صابر ، بشارت داده شده به مغفرت و رحمت گسترده الهى

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا . .. إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

90- بشارت به مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 7

7 ـ قرآن ، كتاب مژده و بشارت براى ره يافتگان مؤمن و هشدار و انذار براى گم گشتگان غافل است .

تلك ءايت الكتب . .. أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

91- بشارت به نسل آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 38 - 4

4 - خداوند ، به هنگام خروج آدم ( ع ) و حوا از بهشت ، آنان و نسلشان را به بهره مند ساختن از هدايت ها و رهنمودهايى از جانب خودش ، بشارت داد .

فإما يأتينكم منى هدًى

«إما» مركب از «إن» شرطيه و «ما»ى زايده است. شرطيه بودن جمله از يكسو و تأكيد آن با «ما»ى زايده و نون تأكيد در «يأتينّ» از سوى ديگر، اقتضا مى كند كه جمله چنين معنا شود: اگر هدايتى از جانب من آمد كه البته خواهد آمد ... .

92- بشارت به نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 45 - 3

3ـ خداوند ، نوح ( ع ) را به نجات افراد خانواده اش نويد داده بود .

إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق

مصداق مورد نظر براى «وعدك» نجات خانواده نوح از حادثه طوفان است كه جمله «قلنا احمل . .. و أهلك» بيانگر نويد به آن بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 2،3،4،5

2ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به تأمين سلامتى و نزول نعمت هاى پرخير و بركت نويد داد .

قيل يـنوح اهبط بسلـم منا و بركـت عليك

هر چند نوح(ع) مورد خطاب است و فرمان و اجازه فرود متوجه اوست، ولى به قرينه مقام مى توان گفت: خطاب «اهبط . ..» متوجه همراهان آن حضرت نيز مى باشد و «باء» در «بسلام» براى مصاحبت است. بنابراين آيه شريفه چنين معنا مى شود: «يا نوح اهبط أنت و من معك ...; تو و پيروانت فرود آييد در حالى كه همراه و قرين سلامت، امنيت و بركت خواهيد بود».

3ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به مصونيت از عذاب هاى دنيوى و اخروى و بهره مند شدن از نعمتهايى سعادت آفرين نويد داد .

اهبط بسلـم منا . .. و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم

مقابله «سلام» با «عذاب أليم» حكايت از آن دارد كه مراد از «سلام» مصونيت از عذابهاى دنيوى و اخروى است. تعبيركردن از نعمت و موهبتهاى دنيوى به «بركت» در جانب اهل ايمان و تبديل آن به «متاع» در جانب كفر پيشگان، اشاره به اين نكته دارد كه: نعمتهاى ارزانى شده به مؤمنان، براى آنان سعادت آفرين است و موهبتهاى عطاشده به كفرپيشگان، فاقد اين خصيصه است.

4ـ به وجود آمدن امتهايى مؤمن و موحد از نسل نوح و يارانش ، نويد خداوند به آن حضرت

على أمم ممن معك

«من» در «ممن» ابتدائيه است. بنابراين «أمم ممن معك»; يعنى ، امتهايى كه از همراهان تو نشأت خواهند گرفت و از آن جا كه برخى از همراهان نوح ، فرزندان او بودند ، در برداشت «نسل نوح» نيز آورده شد.

5ـ برخوردارى جامعه هاى مؤمن و موحد از سلامتى و نعمت هاى فراوان ، بشارت خداوند به حضرت نوح ( ع )

اهبط بسلـم منا و بركـت عليك و على أمم ممن معك

«على أمم» عطف بر «عليك» است; يعنى: سلام و بركات منا على أمم. مراد از «أمم ممن معك» به قرينه مقابله آن با «أمم سنمتعهم» امتها و جامعه هاى موحد و مؤمن هستند.

93- بشارت به نيكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 26

26 ـ بشارت خداوند به برخوردارى نيكوكاران از پاداش

و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً

بيان آگاهى خداوند به اعمال نيك، كنايه از پاداش دهى در برابر آنهاست.

94- بشارت به همسر مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 1 - 20

20 - بشارت و اميد دادن خداوند به همسران مؤمن ، مبنى بر پايان يافتن مناقشات آنان و پديد آمدن زمينه هاى رجوع و بازگشت آنها به زندگى مشترك خويش در ايّام عدّه

فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. لاتدرى لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك أمرًا

برداشت ياد شده، از آن جا است كه ذيل آيه شريفه، درصدد دلدارى به همسران و ايجاد اميد در جان و روح آنان است.

95- بشارت به هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 40 - 2

2 - نزديك بودن زمان نزول عذاب ، نويد خداوند به نخستين پيامبرِ پس از نوح

قال عمّا قليل ليصبحنّ نـدمين

96- بشارت به يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 96 - 1،2،3

1ـ حامل پيراهن يوسف ( ع ) به عنوان پيكى مژده رسان پيش از ديگر افراد كاروان به حضور يعقوب ( ع ) رسيد .

فلما أن جاء البشير

«بشير» به معناى اسم فاعل (مبشّر) به كسى گفته مى شود كه پيامى مسرّت بخش را ابلاغ مى كند. گفتنى است چنان چه «بشير» همراه ديگر فرزندان به حضور يعقوب(ع) رسيده بود، مناسب تر آن بود كه جمله به اين صورت بيان مى شد: «فلما أن جاءوا ألقاه البشير على وجهه». بنابراين جمله «فلما أن جاء البشير» ظهور در اين دارد كه مژده رسان پيش از ديگران آمده بود.

2ـ پيك فرزندان يعقوب زنده بودن يوسف ( ع ) و همراه داشتن پيراهن وى را به يعقوب ( ع ) بشارت داد .

فلما أن جاء البشير

مصداق مورد نظر براى بشارت و خبرت مسرّت بخش ـ به مناسبت مورد ـ خبر از حيات يوسف(ع)، سلطنت او و نيز به همراه داشتن پيراهن معجزه آساى وى است. قابل ذكر است كه جمله «اذهبوا بقميصى» در آيه 93 مى رساند كه «بشير» يكى از همان برادران يوسف بوده نه شخصى ديگر.

3ـ افكندن پيراهن يوسف ( ع ) بر چهره يعقوب ( ع ) نخستين اقدام مژده رسان در برخورد با يعقوب ( ع )

فلما أن جاء البشير ألقيه على وجهه

جمله «ألقاه . ..» جواب براى «فلما أن جاء البشير» است و لذا دلالت مى كند به اينكه افكندن پيراهن به مجرد آمدن و بشارت دادن تحقق يافته بود. حرف «أن» زايده است و فاصله نبودن ميان آمدن و افكندن را تأكيد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 99 - 11

11ـ يوسف ( ع ) به پدر و مادر و بستگانش نويد داد كه به خواست خدا در مصر ، از امنيت برخوردار بوده و از عواقب قحطى درامان خواهند بود .

قال ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين

«اَمن» (مصدر آمنين) به معناى هراس نداشتن و برخوردار بودن از اطمينان خاطر است ـ كه به مناسبت زمان (دوران قحطى) و مكان (ورود به مملكت ديگران) ـ مصداق بارز از امنيت ، دغدغه معاش نداشتن و درامان بودن از ناحيه حكومت است.

97- بشارت به يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 2،7،10

2ـ برگزيده شدن يوسف ( ع ) از جانب خداوند ، بشارت يعقوب ( ع ) به يوسف

و كذلك يجتبيك ربك

7ـ دستيابى به دانش تعبير رؤيا و تحليل صحيح رخدادها ، از بشارت هاى يعقوب ( ع ) به فرزندش يوسف

و كذلك . .. يعلمك من تأويل الأحاديث

«احاديث» جمع حديث است. راغب در مفردات در معناى كلمه حديث گفته است: هر كلامى كه با شنيدن و يا از طريق وحى ـ چه در بيدارى و چه در خواب ـ به انسان برسد، به آن حديث گفته مى شود. بنابراين مراد از «الأحاديث» هم مى تواند رؤياها باشد و هم اخبارِ حوادث و رويدادها. «تأويل رؤيا» ; يعنى، آن واقعيت خارجى كه در خواب به نحوى جلوه گر مى شود و خواب گوياى آن است. «تأويل اخبار» ; يعنى، علل تحقق حوادث و فرجام آنها.

10ـ كامل شدن نعمت الهى بر يوسف و خاندان يعقوب ، از بشارت هاى يعقوب ( ع ) به فرزندش يوسف ( ع ) .

و يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب

98- بشارت بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 12

12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى ( بهشت برين ) از ناحيه خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل

«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 11

11 - فرشتگان ، بشارت دهنده موحدان پايدار بر حق ، به بهشت موعود

و أبشروا بالجنّة الّتى كنتم توعدون

«الإبشار» (مصدر «أبشروا») به معناى مسرور بودن است. بنابراين «أبشروا بالجنّة»; يعنى، به بهشت مسرور و خوشنود باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 1

1 - فضل و بخشش بى كران الهى در بهشت ، بشارت خداوند به مؤمنان نيك كردار

و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. ذلك الذى يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و ع

«ذلك» اشاره به بهشت و تفضل الهى دارد كه در آيه قبل ذكر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 1

1- نويد الهى به ورود مؤمنان نيك كردار ، به باغ هاى بهشت با تكريم و اجلال

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت

واژه «يدخل» و اسناد فعل به خداوند، مى رساند كه مؤمنان با تكريم و اجلال و در سايه لطف و اراده الهى، گام در بهشت مى نهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 25 - 1

1 - بشارت اهل ايمان به بهشت با توصيف و بيان نعمت هاى آن از وظايف تبليغى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و بشر الذين ءامنوا . .. و هم فيها خلدون

«أنّ لهم . ..» به تقدير حرف «باء»، متعلق به «بشّر» است; يعنى: «بشّر الذين آمنوا بأنّ لهم ...»

99- بشارت بهشت به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 19

19 ـ بهشت ، مژدگانى مؤمنان راستين

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. بأن لهم الجنة ... و بشّر المؤمنين

100- بشارت بهشت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 12 - 9

9 - قيامت ، روز دريافت بشارت بهشت براى مردان و زنان مؤمن

يوم ترى المؤمنين و المؤمنـت . .. بشريكم اليوم جنّـت

101- بشارت پاداش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 8

8- نويد اعطاى پاداش براى عمل پسنديده و تهديد به كيفر براى اعمال ناپسند ، از شيوه هاى تربيتى قرآن

لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 5

5- قرآن ، بشارت دهنده مؤمنانِ نيك كردار ، به پاداشى شايسته و عظيم

و يبشّر المؤمنين الذين يعملون الصـلحـت أنّ لهم أجرًا حسنًا

نكره آوردن «أجراً» براى بيان عظمت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور بشارت دادن پيروان قرآن و خداترسان به مغفرت و اجر ارزشمند و پرب هاى الهى

من اتّبع الذكر و خشى الرحمـن بالغيب فبشّره بمغفرة و أجر كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 4 - 17

17 - تشويق انسان ها ، به انجام كار هاى شايسته و نويد پاداش به آنان از سوى خداوند

و اللّه بما تعملون بصير

102- بشارت پاداش نيكو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 10

10 - نويد الهى به اعطاى پاداشى نيك به اعراب متخلّف از حديبيه ، در صورت نبرد صادقانه با دشمنان نيرومند اسلام

فإن تطيعوا يؤتكم اللّه أجرًا حسنًا

103- بشارت پسر عالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 7،11

7 - بشارت ميهمانان ابراهيم ( ع ) ، به آن حضرت در مورد اعطاى پسرى دانا به ايشان

و بشّروه بغلـم عليم

11 - داشتن فرزند دانا و دانشمند ، از نعمت هاى الهى و شايسته بشارت و شادمانى

و بشّروه بغلـم عليم

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه واژه «بشارت» در جايى به كار مى رود كه خير و نعمت باشد.

104- بشارت پيروزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 10

10ـ غلبه ايمان بر كفر و موفقيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت ، از نويد ها و بشارت هاى خداوند به آن حضرت

فاصبر إن العـقبة للمتقين

بيان پيروزى اهل ايمان و از ميان رفتن كفرپيشگان در شرح داستان نوح(ع) مى رساند كه مصداق مورد نظر براى «العاقبة» (فرجام نيك ) پيروزى ايمان بر كفر است و از آن جا كه خطاب متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، جمله فوق ناظر به پيروزى اسلام بر كفر و موفقيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 11

11 - نويد عزت و پيروزى به اهل ايمان و شكست و خوارى كافران و مشركان صدراسلام

و من الناس من يجـدل. .. ثانى عطفه... له فى الدنيا خزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 5

5 - خداوند ، مؤمنان را به فتوحات و غنايمى علاوه بر فتح خيبر و غنايم آن ، نويد داد .

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم هـذه

در صورتى كه «هـذه» به فتح خيبر اشاره داشته باشد; واژه «عجّل» مى رساند كه فتح خيبر، پيش درآمد فتح هاى ديگر و غنايم فزون ترى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 41

41- نويد الهى به مؤمنان صدراسلام ، نسبت به پيروزى شگفت آور و روزافزون آنان

كزرع أخرج شطـه فـازره . .. ليغيظ بهم الكفّار

اين آيات، در طليعه پيروزى هاى مسلمانان نازل شده و بشارت پيروزى هاى فزون تر را به مسلمانان داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 7

7 ـ خداوند مؤمنان صدر اسلام را به پيروزى قطعى بر مشركان ، در صورت درگير شدن با آنان ، نويد داد .

قتلوهم يعذبهم اللّه بأيديكم . .. و ينصركم عليهم

105- بشارت پيروزى اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 14

14- نويد خداوند به نابودى جوامع كفرپيشه و شركورز و پيروزى اسلام و توسعه قلمرو سرزمين هاى اسلامى

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

برخى از مفسران برآنند كه مقصود از كاستن زمين و اهل آن ـ به قرينه اين كه اين آيات در باره كافران و منكران قرآن است ـ كاستن از تعداد كافران و افزايش نفرات مسلمانان است. ضمير غايب در «أفلايرون» و همزه استفهامى انكارى در «أفهم الغالبون» مى تواند مؤيد همين برداشت باشد.

106- بشارت پيروزى بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 173 - 5

5 - بشارت و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در خصوص پيروزى نهايى آنان بر كافران و مشركان

و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين . .. و إنّ جندنا لهم الغـلبون

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيات شريفه ـ كه در شرايط دوران مكه نازل شده است ـ در صدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و

ايمان آورندگان به آن حضرت و نيز بشارت پيروزى به آنان است.

107- بشارت پيروزى حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 17

17ـ نويد خداوند به پيروزى حق و استقرار آن در زمين و شكست باطل و رخت بر بستن آن

فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس فيمكث فى الأرض

108- بشارت پيروزى غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 13

13 - تحقق نويد الهى به فتح خيبر ، معجزه اى هدايتگر براى مؤمنان

فعجّل لكم هـذه . .. و لتكون ءاية للمؤمنين

109- بشارت پيروزى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 18 - 11

11- نويد فتح و پيروزى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و تهديد مشركان ، به شكست و نابودى از جانب خداوند

بل نقذف بالحقّ. .. و لكم الويل ممّا تصفون

از لحن و آهنگ آيه شريفه ـ با توجه به اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل حق درگير با مشركان حق ستيز بوده اند ـ استفاده مى شود كه اين آيه در صدد دادن بشارت پيروزى، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است. هم چنين تهديد و اخطار به مشركان به شكست و نابودى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 173 - 5

5 - بشارت و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در خصوص پيروزى نهايى آنان بر كافران و مشركان

و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين . .. و إنّ جندنا لهم الغـلبون

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيات شريفه ـ كه در شرايط دوران مكه نازل شده است ـ در صدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت و نيز بشارت پيروزى به آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 5 - 1

1 - بشارت به پيروزى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) بر كافران

فستبصر

آيه شريفه، بشارت و تهديد است; بشارت پيروزى پيامبراسلام (فستبصر) و تهديد كافران به شكست و نابودى (و يبصرون).

110- بشارت پيروزى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 3

3 ـ خداوند پيش از وقوع نبرد ، تسلط مسلمانان بر يهوديان را بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بشارت داد .

فإما تثقفنهم فى الحرب

برداشت فوق مبتنى بر مطالبى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.

111- بشارت پيروزى مسلمانان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 4

4 - بشارت و نويد خداوند به شكست سران كفر و شرك و پيروزى مسلمانان در دوران بعثت

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 21 - 4

4 - خداوند ، مسلمانان صدراسلام را به پيروزى حتمى و شكست جبهه دشمن ، نويد داد .

كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى

112- بشارت پيروزى موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 5

5 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دگرگون ساختن وضع مكه و غلبه دادن توحيد و ايمان بر شرك و كفر ( به هنگام

بازگرداندن مجدد وى به آن شهر )

لرادّك إلى معاد

«معاد» در آيه، نكره موصوفه است كه صفت آن حذف شده و تقدير آن چنين است: «لرادُّك إلى معاد غير ما هو الآن; ترا به شهرى بازمى گرداند كه وضع آن غير از وضعى باشد كه الآن دارد». بنابراين تعبير ياد شده به بازگشت فاتحانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه و دگرگون شدن اوضاع آن شهر با ورود آن حضرت اشاره دارد.

113- بشارت پيروزى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 18 - 11

11- نويد فتح و پيروزى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و تهديد مشركان ، به شكست و نابودى از جانب خداوند

بل نقذف بالحقّ. .. و لكم الويل ممّا تصفون

از لحن و آهنگ آيه شريفه ـ با توجه به اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل حق درگير با مشركان حق ستيز بوده اند ـ استفاده مى شود كه اين آيه در صدد دادن بشارت پيروزى، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است. هم چنين تهديد و اخطار به مشركان به شكست و نابودى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 173 - 5

5 - بشارت و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در خصوص پيروزى نهايى آنان بر كافران و مشركان

و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين . .. و إنّ جندنا لهم الغـلبون

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيات شريفه ـ كه در شرايط دوران مكه نازل شده است ـ در صدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت و نيز بشارت پيروزى به آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 7 - 5

5 - بشارت خداوند به پيروزى و سعادتمندى مؤمنان و تهديد او نسبت به شكست و بدبختى كافران

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين

بنابر گفته مفسران، اين آيه متضمن وعد و وعيد است.

114- بشارت پيروزيهاى بزرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 21 - 3

3 - نويد الهى ، به فزونى مداوم قدرت مسلمانان و دستيابى ايشان به فتوحاتى برتر از تصور آنان

و أخرى لم تقدروا عليها قد أحاط اللّه بها

برداشت ياد شده در صورتى است كه مراد از «لم تقدروا. ..» اين باشد كه شما الان قادر به پيش بينى آن نيستيد; چون نه توان آن را در خود سراغ داريد و نه زمينه آن را فراهم مى بينيد; ولى خداوند براساس احاطه علمى خود، اين هر دو را مى داند و به شما نويد مى دهد.

115- بشارت تجارت بى زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 12

12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى ( بهشت برين ) از ناحيه خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمـؤا . .. إنّ الذين يتلون كتـب اللّه و أقاموا الصل

«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).

116- بشارت تحليل حوادث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 7

7ـ دستيابى به دانش تعبير رؤيا و تحليل صحيح رخدادها ، از بشارت هاى يعقوب ( ع ) به فرزندش يوسف

و كذلك . .. يعلمك من تأويل الأحاديث

«احاديث» جمع حديث است. راغب در مفردات در معناى كلمه حديث گفته است: هر كلامى كه با شنيدن و يا از طريق وحى ـ چه در بيدارى و چه در خواب ـ به انسان برسد، به آن حديث گفته مى شود. بنابراين مراد از «الأحاديث» هم مى تواند رؤياها باشد و هم اخبارِ حوادث و رويدادها. «تأويل رؤيا» ; يعنى، آن واقعيت خارجى كه در خواب به نحوى جلوه گر مى شود و خواب گوياى آن است. «تأويل اخبار» ; يعنى، علل تحقق حوادث و فرجام آنها.

117- بشارت تغيير قبله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 6

6 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به تغيير قبله و جايگزينى آن با قبله اى كه فراهم كننده خشنودى او بود ، نويد داد .

فلنولينك قبلة ترضيها

«نولية» (مصدر نولى) به معناى گردانيدن است. بنابراين «فلنولينك ...»; يعنى، تو را به قبله اى كه مايه خشنوديت است، مى گردانيم.

118- بشارت تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 8

8 ـ تورات و انجيل ، حاوى بشارت به آمدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

نزّلنا مصدقاً لما معكم

119- بشارت تولد اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 17

17ـ « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . قدم الله تعالى رسلاً إلى ابراهيم يبشرونه باسحاق . . . و ذلك قوله : « و لقد جاءت رسلنا ابراهيم بالبشرى » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: خداوند به سوى ابراهيم مأمورانى فرستاد كه او را به [تولد ]اسحاق مژده دهند و اين است سخن خداوند كه فرمود: و لقد جاءت . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 7

7ـ خداوند ، همسر ابراهيم را به دارا شدن فرزند پسرى بشارت داد .

فبشّرنـها بإسحـق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 2

2ـ فرشتگان مهمان بر ابراهيم ( ع ) ، او را به دارا شدن فرزندى پسر ، بشارت دادند .

و جاءته البشرى

«ال» در «البشرى» عهد ذكرى است و اشاره به بشارتى دارد كه آيه 71 (فبشرناها) متضمن آن بود.

120- بشارت تولد فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 58 - 4

4- رسم مژده دهى به هنگام تولد فرزند در ميان عرب هاى جاهلى

و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى

121- بشارت حاكميت اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 18 - 4

4 - نويد خداوند به امت اسلامى در برخوردارى از حكومت ، اقتصاد شكوفا و شرافت ، در پرتو تعاليم قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل . .. ثمّ جعلنـك على شريعة من الأمر

واژه «الأمر» در اين آيه همانند واژه «الأمر» در آيه قبل مى تواند نظر به كتاب، حكومت، نبوت، رزق پاكيزه و فضيلت اجتماعى داشته باشد. در اين صورت تعبير «جعلناك على شريعة من الأمر»، نويد به بهره مندى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و امتش از آن مواهب خواهد بود.

122- بشارت حاكميت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 6

6- بشارت الهى ، نسبت به حاكميت صالحان بر زمين

أنّ الأرض يرثها عبادى الصـلحون

123- بشارت حسن فرجام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 122 - 3

3ـ خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را به فرجامى نيكو بشارت داد .

و قل . .. إنا منتظرون

124- بشارت حفظ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 6 - 5

5 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به حافظ قرآن شدن بشارت داده و به آن حضرت اطمينان داد كه هرگز آن را فراموش نخواهد كرد .

فلاتنسى

125- بشارت حكومت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 7

7 - مؤمنان در شرايط دشوار مكه ، مورد نويد خداوند به برخوردارى از اقتدار و حكومت *

و لقد ءاتينا . .. الحكم

برداشت بالا با توجه به دو نكته زير به دست مى آيد: الف) «الحكم» ممكن است به معناى حكومت و اقتدار باشد; ب) در آيات پيشين خداوند از مؤمنان مكه خواست تا در برابر مشكل آفرينى هاى مشركان صبر پيشه كنند و در پى آن، سرگذشت بنى اسرائيل و برخوردارى آنان از حكومت الهى را ياد آور شده است تا مؤمنان را اميدوار سازد كه پس از تحمل مشكلات، نوبت حكومت فرا مى رسد.

126- بشارت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 220 - 15

15 ـ تهديد مصلح نما هاى مفسد و بشارت به مصلحان واقعى ، از جانب خدا

و اللّه يعلم المفسد من المصلح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 8

8 ـ اميدبخشى خداوند به مادر مريم ( س ) ، نسبت به آينده درخشان فرزندش

و ليس الذكر كالاُنثى

بنابراينكه «و ليس الذكر كالاُنثى»، كلام خدا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 1،4،5

1 ـ فرشتگان متعددى ، رساننده پيام بشارت الهى به زكريّا

فنادته الملئكة . .. يبشرك

4 ـ بشارت اعطاى يحيى به زكريا ، در اجابت درخواست ذريّه پاك از خداوند

فنادته الملئكة . .. انّ اللّه يبشرك بيحيى

5 ـ زكريا به هنگام نماز در محراب ، بشارت اعطاى يحيى را دريافت .

و هو قائم يصلّى فى المحراب انّ اللّه يبشرك بيحيى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 8

8 ـ اشتياق زكريا به دانستن زمان تحقق بشارت الهى و درخواست نشانه اى براى آن *

قال ربّ اجعل لى اية

به نظر مى رسد كه نسبت به اصل بشارت (فرزنددار شدن) اطمينان داشته است، چون ملائكه به آن تصريح كرده اند، بنابراين، تنها نشانه اى را براى زمان تحقق آن بشارت از خداوند درخواست كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 45 - 3

3 ـ بشارت تولد عيسى ( ع ) به مريم ( س ) از جانب خداوند ، توسط فرشتگان

اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه يبشرك بكلمة . .. عيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 46 - 2،6

2 ـ بشارت خدا به مريم ، در مورد زنده ماندن عيسى ( ع ) تا ميانسالى

يبشرك . .. و يكلم الناس ... و كهلا

«كهل» به معناى ميانسالى است. (مجمع البيان)

6 ـ صلاح و شايستگى عيسى ( ع ) ، مژده خداوند به مريم

يبشرك بكلمة منه . .. و من الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 47 - 1

1 ـ شگفتى مريم از بشارت اعطاى عيسى ( ع ) ، به او به اينكه مردى با او تماس نداشته است .

قالت ربّ انّى يكون لى ولد و لم يمسسنى بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 8

8 ـ بشارت الهى در مورد ناكامى يهود و كافران در مبارزه مشترك عليه مسلمانان

الم تر الى الذين اوتوا الكتب . .. و من يلعن اللّه فلن تجد له نصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 9

9 ـ نويد الهى به پاداش نيك براى مجاهدان و نيز مؤمنان بازنشسته از جنگ

فضّل اللّه . .. على القاعدين درجة وكلاّ وعد الله الحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 26

26 ـ بشارت خداوند به برخوردارى نيكوكاران از پاداش

و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً

بيان آگاهى خداوند به اعمال نيك، كنايه از پاداش دهى در برابر آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 15

15 ـ قدرت خداوند بر انجام وعده ها و وعيد هاى خويش

فقد جاءكم بشير و نذير و اللّه على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 14

14 ـ نويد خداوند به مصونيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از توطئه هاى يهوديان به خاطر ترك داورى بين آنان

و إن تعرض عنهم فلن يضروك شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 17

17 ـ نويد خداوند به حمايت از مسلمانان در برابر دشمنان دين با فراهم آوردن پيروزى با امداد هاى غيبى براى آنان

فعسى اللّه ان يأتى بالفتح او امر من عنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 17

17 ـ نويد الهى به اعتلاى دين خويش با بسيج مردمانى مجاهد و نستوه ، با صلابت و بى باك از ملامت دشمنان دين

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم . .. لايخافون لومة لائم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 11

11 ـ نويد خداوند به ظهور و پيشرفت و پيروزى قريب الوقوع اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، علم رغم استهزاى كافران صدر اسلام

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مراد از «يأتيهم أنباؤا ما كانوا»، مى تواند تحقق امورى مانند پيروزى اسلام باشد كه كفار آن را به مسخره گرفته و تكذيب مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 7،10

7 ـ نويد خداوند به يارى پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در صورت پايدارى و مقاومت

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

10 ـ نويد الهى به نصرت مؤمنان در سايه صبر و مقاومت

و لقد كذبت . .. فصبروا على ما كذبوا و أوذوا حتى أتهم نصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 11

11 ـ خداوند تسلى دهنده پيامبر(صلی الله علیه و آله) با بشارت به پديدار شدن مؤمنانى پايدار، على رغم كفر مشركان مكه

فإن يكفر بها هؤلاء فقد و كلنا بها قوما ليسوا بها بكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 117 - 4

4 ـ خداوند به موسى ( ع ) بشارت داد كه عصاى وى پس از ر ها شدن ، تمام ساخته هاى دروغين ساحران را خواهد بلعيد .

أن ألق عصاك فإذا هى تلقف ما يأفكون

در برداشت فوق جمله «فإذا هى . .. »، همانند «أن ألق عصاك»، تفسير «أوحينا» گرفته شده است. بر اين مبنا تقدير جمله بدين صورت خواهد شد: ألق عصاك فإذا القيتها إذا هى تلقف ما يأفكون.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 5،8،10

5 ـ نويد هاى خداوند به قوم موسى با هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل به سرزمين آنان ، بى كم و كاست ، تحقق يافت .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل

«كلمه» به معناى سخن است و مراد از آن به قرينه صدر آيه و نيز آيات 128 و 129 نويد هلاك سازى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل از آنان است. «تمت» يعنى به طور كامل و تمام تحقق يافت.

8 ـ مژده هلاكت مستكبران و حاكميت يافتن مستضعفان ، از سخنان زيباى خداوند براى بشريت .

و أورثنا القوم . .. و تمت كلمت ربك الحسنى

10 ـ شكست كافران عصر بعثت و حاكميت دين اسلام بر سرزمين آنان ، نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و تمت كلمت ربك

هدف از مخاطب قرار دادن پيامبر (ربك) در بيان پيروزى مستضعفان بنى اسرائيل و نابودى مستكبران، مژده پيروزى اسلام و

مسلمانان و نابودى كفر و كفرپيشگان مستكبر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 15

15 ـ خداوند نويدبخش موسى ( ع ) به استجابت دعايش براى سعادت بنى اسرائيل در دنيا و آخرت ، به شرط رعايت تقوا ، پرداخت زكات و ايمان به همه آيات الهى

فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكوة و الذين هم بايتنا يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 9،14

9 ـ خداوند نويد بخش آمرزش گناهان بنى اسرائيل در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود و سكونتشان در بيت المقدس

اسكنوا . .. و ادخلوا الباب سجداً نغفر لكم خطيئتكم

ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه اوامرى است كه در آيه مطرح شده. بنابراين تقدير چنين است: «إن تسكنوا و تأكلوا و تقولوا و تدخلوا الباب سجداً نغفر لكم».

14 ـ خداوند محسنان بنى اسرائيل را در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود به بيت المقدس ، به پاداشى افزونتر از احسانشان نويد داد .

سنزيد المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 6،7

6 ـ خداوند بى ثمر ماندن تلاش هاى حق ستيزانه كافران قريش را به مسلمانان صدر اسلام بشارت داد .

ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

7 ـ خداوند با خبرى غيبى ، شكست كفار قريش را به مسلمانان صدر اسلام بشارت داد .

ثم يغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 3

3 ـ خداوند پيش از وقوع نبرد ، تسلط مسلمانان بر يهوديان را بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بشارت داد .

فإما تثقفنهم فى الحرب

برداشت فوق مبتنى بر مطالبى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 5

5 ـ پيروزى بيست مؤمن مقاوم بر دويست دشمن و صد مؤمن مقاوم بر هزار دشمن نويدى تضمين شده از جانب خداوند

إن يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين و إن يكن منكم مائة يغلبوا ألفا

بيان دستور به پايدارى و پيروزى بر دشمن در قالب جمله خبرى مى تواند نوميدى به تحقق آن دستور در خارج باشد. بنابراين جمله «يغلبوا»، يعنى بايد پيروز شويد كه خواهيد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 8

8 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ نويد خداوند به اسيران جنگ بدر ( آمرزش گناهان ايشان و . . . ) در صورت گرايش به اسلام

قل لمن فى أيديكم من الأسرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 7

7 ـ خداوند ، مهاجران و انصار را به مغفرت و روزى با كرامت نويد داد .

لهم مغفرة و رزق كريم

127- بشارت دانش تعبير رؤيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 7

7ـ دستيابى به دانش تعبير رؤيا و تحليل صحيح رخدادها ، از بشارت هاى يعقوب ( ع ) به فرزندش يوسف

و كذلك . .. يعلمك من تأويل الأحاديث

«احاديث» جمع حديث است. راغب در مفردات در معناى كلمه حديث گفته است: هر كلامى كه با شنيدن و يا از طريق وحى ـ چه در بيدارى و چه در خواب ـ به انسان برسد، به آن حديث گفته مى شود. بنابراين مراد از «الأحاديث» هم مى تواند رؤياها باشد و هم اخبارِ حوادث و رويدادها. «تأويل رؤيا» ; يعنى، آن واقعيت خارجى كه در خواب به نحوى جلوه گر مى شود و خواب گوياى آن است. «تأويل اخبار» ; يعنى، علل تحقق حوادث و فرجام آنها.

128- بشارت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 1

1 ـ مسؤوليت تبليغ و دعوت انبياى الهى، تنها در محدوده بشارت و انذار

و ما نرسل المرسلين إلا مبشرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 14

14 ـ لزوم به كارگيرى بشارت و انذار در تبليغ و دعوت مردم به دين

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 30 - 10

10- به كارگيرى اِنذار و تبشير در كنار هم براى دعوت به دين و تبليغ آن ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .

إنّا أعتدنا للظـلمين نارًا . .. إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 4

4- بشارت و انذار و ايجاد بيم و اميد ، دو وسيله مهّمِ تبليغ و دو عنصر ضرورى در هدايت انسان ها است .

و ما نرسل المرسلين إلاّ مبشّرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 107 - 5

5- مژده و بشارت در كنار هشدار و تهديد ، روش به كار گرفته شده در قرآن براى تبليغ و هدايت است .

جزاؤهم جهنّم بما كفروا . .. إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت كانت لهم جنّت الفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 13

13- نقش كارساز بشارت و انذار در تبليغ

لتبشّر . .. و تنذر به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 56 - 2

2 ـ بشارت و اخطار ، دو روش تربيتى ـ هدايتى و تبليغى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و ما أرسلنـك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 45 - 6

6 - پيش انداختن بشارت بر هشدار ، امرى شايسته و بايسته در امر تبليغ است .

مبشّرًا و نذيرًا

احتمال دارد كه تقديم «مبشّراً» با توجه به واقعيت خارجى تأثير تقديم بشارت بر انذار و بيم دهى باشد. بنابراين، نكته فوق قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 4

4 - بشارت و انذار ، دو ابزار كارآمد براى مبلغان دينى در هدايت و تربيت مردم

كتـب . .. بشيرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 6

6 - بشارت و انذار در كنار يكديگر ، از شيوه هاى قرآن در دعوت به تقوا و مبارزه با كفر

إنّ للمتّقين مفازًا . .. إنّا أنذرنـكم عذابًا قريبًا

129- بشارت در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 57 - 9

9 ـ وعد و وعيد از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به ايمان ، عمل صالح و پرهيز از كفر

انّ الّذين كفروا باياتنا سوف . .. و الّذين امنوا و عملوا الصّالحات سندخلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 165 - 3

3 ـ بشارت روشى مؤثرتر از انذار براى هدايت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

تقديم بشارت بر انذار مى رساند كه بشارت نقش مؤثرترى را در هدايت انسانها ايفا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 7

7 ـ انذار و تبشير از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به اجراى احكام الهى

اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 8

8 ـ بشارت و انذار ، دو شيوه كارآمد در تربيت و هدايت انسان

أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 6

6 ـ انذار و اخطار ، بشارت و نويد ، از روش هاى تربيتى ـ هدايتى قرآن

فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من قبلهم . .. ثم ننجى رسلنا ... كذلك حقاً عل

برداشت فوق از ارتباط ميان آيه قبل، كه در آن مشركان و كافران لجوج تهديد به عذاب شدند و اين آيه كه به مؤمنان حق جو، بشارت نجات و نويد يارى، داده شده است، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 9

9 - بشارت و انذار ، مكمل يكديگر در روش تربيتى اديان آسمانى

و لاتطغوا فيه فيحلّ عليكم غضبى . .. و إنّى لغفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 56 - 2،3

2 ـ بشارت و اخطار ، دو روش تربيتى ـ هدايتى و تبليغى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و ما أرسلنـك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

3 ـ لزوم توأم كردن بشارت و اخطار به هنگام تربيت و هدايت كردن مردمان

و ما أرسلنـك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 13

13 - « بيم و اميد » ، « بشارت و انذار » و « تهديد و تشويق » ، از روش هاى تربيتى قرآن

إنّ الخـسرين . .. لهم من فوقهم ظلل من النار ... لـكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 4

4 - بشارت و انذار ، دو ابزار كارآمد براى مبلغان دينى در هدايت و تربيت مردم

كتـب . .. بشيرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 17

17 - بشارت و انذار ، روش هدايتى و تربيتى قرآن

إنّ ربّك لذو مغفرة و ذو عقاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 6

6 - تشويق و بشارت ، شيوه اى كار آمد در زمينه هدايت و تربيت انسان

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 8 - 10،11

10 - قرار دادن نيروى ناظر و بهره گيرى از بشارت و انذار ، عناصر و مراحل ضرورى هدايت و تربيت

إنّا أرسلنـك شـهدًا و مبشّرًا

بنابراين كه منظور از «شاهداً» نظارت براى حسن اجرا و گواهى نهايى باشد; برداشت بالا استفاده مى شود.

11 - ارائه الگوى كامل و استفاده از بشارت و تهديد ، مراحل ضرورى هدايت و تربيت *

إنّا أرسلنـك شـهدًا و مبشّرًا و نذيرًا

برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «شاهداً» ارائه الگوى كامل و ملاك واقعى ارزش ها باشد و نيز تقدم «شاهداً» و «مبشّراً» بر «نذيراً»، اشاره به ترتب واقعى و عملى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 28

28 - بشارت و انذار و ايجاد اميد از سويى و خوف از سوى ديگر ، از روش هاى قرآن براى تربيت مؤمنان

و كلاًّ وعد اللّه الحسنى و اللّه بما تعملون خبير

وعده پاداش هاى برتر اخروى به مؤمنان از يك سو و هشدار به اين كه مواظب اعمال خود باشند از سوى ديگر، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 4

4 - اخطار و بشارت و ايجاد خوف و رجا ، روش تربيتى و هدايتى قرآن كريم

و للذين كفروا بربّهم عذاب جهنّم . .. إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أج

130- بشارت در هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 105 - 8

8- لزوم توأم بودن بشارت و انذار در هدايت انسانها

و ما أرسلنـك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 119 - 8

8 - بشارت و انذار شيوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در هدايت مردم

إنا أرسلنك بالحق بشيراً و نذيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 8

8 ـ بشارت و انذار ، دو شيوه كارآمد در تربيت و هدايت انسان

أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 8 - 6

6 - استفاده از وعده و وعيد و هشدار و تشويق ، روش قرآن براى هدايت مردم است .

هدًى . .. فبشّره بعذاب ... لهم جنـّـت النعيم

گوشزد كردن فرجام مؤمنان، پس از يادآورى عذاب معرضان از آيات خدا، شيوه اى است كه در آن، براى شنونده اميد و ترس ايجاد مى شود و چنين حالتى شخص را در حالت اعتدال نگه مى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 24 - 5

5 - بشارت و انذار ، شيوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در هدايت مردم

إنّا أرسلنـك بالحقّ بشيرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 6

6 - تشويق و بشارت ، شيوه اى كار آمد در زمينه هدايت و تربيت انسان

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا

131- بشارت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 8

8 ـ دستيابى به مقام « ولىّ اللّهى » و دريافت بشارت هاى ويژه در دنيا و آخرت ، براى اولياى خداوند كاميابى بسيار بزرگى است .

ألا إن أولياء اللّه . .. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة ... ذلك هو الفو

132- بشارت دنيوى به اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 1

1 ـ به اولياى خدا ، هم در دنيا و هم در آخرت ، بشارت ويژه اى داده خواهد شد كه ديگر مؤمنان از آن بى نصيب خواهند بود .

ألا إن أولياء اللّه . .. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة

تقديم «لهم» بر «البشرى» مفيد حصر است و «ال» در «البشرى» مى تواند براى عهد ذهنى و اشاره به فرد خاصى از بشارت باشد. يعنى آن بشارت ويژه تنها از آن اولياى خداست.

133- بشارت دهنده قصه يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 96 - 16

16ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . « فلما أن جاء البشير » و هو يهودا إبنه . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. «فلما أن جاء البشير» و آن بشير ، يهودا فرزند يعقوب بود ...».

134- بشارت دهنده يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 96 - 1،2،3

1ـ حامل پيراهن يوسف ( ع ) به عنوان پيكى مژده رسان پيش از ديگر افراد كاروان به حضور يعقوب ( ع ) رسيد .

فلما أن جاء البشير

«بشير» به معناى اسم فاعل (مبشّر) به كسى گفته مى شود كه پيامى مسرّت بخش را ابلاغ مى كند. گفتنى است چنان چه «بشير» همراه ديگر فرزندان به حضور يعقوب(ع) رسيده بود، مناسب تر آن بود كه جمله به اين صورت بيان مى شد: «فلما أن جاءوا ألقاه البشير على وجهه». بنابراين جمله «فلما أن جاء البشير» ظهور در اين دارد كه مژده رسان پيش از ديگران آمده بود.

2ـ پيك فرزندان يعقوب زنده بودن يوسف ( ع ) و همراه داشتن پيراهن وى را به يعقوب ( ع ) بشارت داد .

فلما أن جاء البشير

مصداق مورد نظر براى بشارت و خبرت مسرّت بخش ـ به مناسبت مورد ـ خبر از حيات يوسف(ع)، سلطنت او و نيز به همراه داشتن پيراهن معجزه آساى وى است. قابل ذكر است كه جمله «اذهبوا بقميصى» در آيه 93 مى رساند كه «بشير» يكى از همان برادران يوسف بوده نه شخصى ديگر.

3ـ افكندن پيراهن يوسف ( ع ) بر چهره يعقوب ( ع ) نخستين اقدام مژده رسان در برخورد با يعقوب ( ع )

فلما أن جاء البشير ألقيه على وجهه

جمله «ألقاه . ..» جواب براى «فلما أن جاء البشير» است و لذا دلالت مى كند به اينكه افكندن پيراهن به مجرد آمدن و بشارت دادن تحقق يافته بود. حرف «أن» زايده است و فاصله نبودن ميان آمدن و افكندن را تأكيد مى كند.

135- بشارت ذلت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 8 - 3

3- ذلت و ناكامى نهايى كافران ، نويدى به مؤمنان مجاهد

و الذين كفروا فتعسًا لهم و أضلّ أعمـلهم

با توجه به ارتباط آيات ـ كه جهت گيرى اصلى آن، دعوت از مؤمنان به جهاد در راه خدا عليه كافران است ـ از جمله «فتعساً. ..» مطلب بالا استفاده مى شود.

136- بشارت رحمت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 13

13ـ يوسف ( ع ) برادرانش را به آمرزش خدا و شمول رحمتش بر آنان نويد داد .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يغفر الله . ..» جمله اى خبرى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 7

7 - تشويق شدن گنه كاران به آمرزش خواهى از ساحت پروردگار و نويد غفران و رحمت به آنان

إنّه هو الغفور الرحيم

137- بشارت رستگارى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 1 - 4

4 - سعادت اخروى ، بشارت أكيد خدا به مؤمنان

قد أفلح المؤمنون

138- بشارت ساقى كاروان يابنده يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 4

4ـ آب آور كاروان ، از يافتن يوسف ( ع ) شادمان و شگفت زده شد و آن را به همسفران خويش بشارت داد .

قال يـبشرى هذا غلـم

139- بشارت سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 10

10- فرشتگان ، به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، حامل پيام سلامتى و خوشحالى براى آنانند .

المتّقين . الذين تتوفّـهم الملـئكة طيّبين يقولون سلـم عليكم ادخلوا الجنّة

140- بشارت سعادت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 7 - 5

5 - بشارت خداوند به پيروزى و سعادتمندى مؤمنان و تهديد او نسبت به شكست و بدبختى كافران

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين

بنابر گفته مفسران، اين آيه متضمن وعد و وعيد است.

141- بشارت سعادتمندى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 3

3ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به مصونيت از عذاب هاى دنيوى و اخروى و بهره مند شدن از نعمتهايى سعادت آفرين نويد داد .

اهبط بسلـم منا . .. و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم

مقابله «سلام» با «عذاب أليم» حكايت از آن دارد كه مراد از «سلام» مصونيت از عذابهاى دنيوى و اخروى است. تعبيركردن از نعمت و موهبتهاى دنيوى به «بركت» در جانب اهل ايمان و تبديل آن به «متاع» در جانب كفر پيشگان، اشاره به اين نكته دارد كه: نعمتهاى ارزانى شده به مؤمنان، براى آنان سعادت آفرين است و موهبتهاى عطاشده به كفرپيشگان، فاقد اين خصيصه است.

142- بشارت سلامتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 24 - 3

3ـ فرشتگان ، نويد دهنده سلامت به بهشتيان و دورى هر گزند از ايشان

سلـم عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 10

10- فرشتگان ، به هنگام قبض روح تقواپيشگان ، حامل پيام سلامتى و خوشحالى براى آنانند .

المتّقين . الذين تتوفّـهم الملـئكة طيّبين يقولون سلـم عليكم ادخلوا الجنّة

143- بشارت شكست باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 17

17ـ نويد خداوند به پيروزى حق و استقرار آن در زمين و شكست باطل و رخت بر بستن آن

فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس فيمكث فى الأرض

144- بشارت شكست بدگويان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 11 - 7

7 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شكست قريب الوقوع تكذيب كنندگان و بدگويان

و مهّلهم قليلاً

145- بشارت شكست دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 21 - 4

4 - خداوند ، مسلمانان صدراسلام را به پيروزى حتمى و شكست جبهه دشمن ، نويد داد .

كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى

146- بشارت شكست رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 4

4 - بشارت و نويد خداوند به شكست سران كفر و شرك و پيروزى مسلمانان در دوران بعثت

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

147- بشارت شكست رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 4

4 - بشارت و نويد خداوند به شكست سران كفر و شرك و پيروزى مسلمانان در دوران بعثت

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

148- بشارت شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 5

5 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دگرگون ساختن وضع مكه و غلبه دادن توحيد و ايمان بر شرك و كفر ( به هنگام بازگرداندن مجدد وى به آن شهر )

لرادّك إلى معاد

«معاد» در آيه، نكره موصوفه است كه صفت آن حذف شده و تقدير آن چنين است: «لرادُّك إلى معاد غير ما هو الآن; ترا به شهرى بازمى گرداند كه وضع آن غير از وضعى باشد كه الآن دارد». بنابراين تعبير ياد شده به بازگشت فاتحانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه و دگرگون شدن اوضاع آن شهر با ورود آن حضرت اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 5 - 1

1 - بشارت به پيروزى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) بر كافران

فستبصر

آيه شريفه، بشارت و تهديد است; بشارت پيروزى پيامبراسلام (فستبصر) و تهديد كافران به شكست و نابودى (و يبصرون).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 2

2 - پيشگويى قرآن و بشارت خداوند به شكست خفّت بار كافران تكذيب گر

سنسمه على الخرطوم

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه آيه شريفه درصدد پيشگويى و بشارت به شكست ذلّت بار كافران در جنگ هاى آتى است.

149- بشارت شكست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 5

5 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دگرگون ساختن وضع مكه و غلبه دادن توحيد و ايمان بر شرك و كفر ( به هنگام بازگرداندن مجدد وى به آن شهر )

لرادّك إلى معاد

«معاد» در آيه، نكره موصوفه است كه صفت آن حذف شده و تقدير آن چنين است: «لرادُّك إلى معاد غير ما هو الآن; ترا به شهرى بازمى گرداند كه وضع آن غير از وضعى باشد كه الآن دارد». بنابراين تعبير ياد شده به بازگشت فاتحانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه و دگرگون شدن اوضاع آن شهر با ورود آن حضرت اشاره دارد.

150- بشارت شكست مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 2

2 - پيشگويى قرآن و بشارت خداوند به شكست خفّت بار كافران تكذيب گر

سنسمه على الخرطوم

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه آيه شريفه درصدد پيشگويى و بشارت به شكست ذلّت بار كافران در جنگ هاى آتى است.

151- بشارت شكست مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 11 - 7

7 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شكست قريب الوقوع تكذيب كنندگان و بدگويان

و مهّلهم قليلاً

152-

153- بشارت ظهور آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 4

4 - نويد خداوند به ظهور همواره و تدريجى اسرار نوين علمى و آيات الهى براى نسل هاى بشر

سنريهم ءايـتنا فى الأفاق . .. أنّه الحقّ

برداشت ياد شده در صورتى است كه آيات قرآن را در زمينه مسائل اعتقادى و ايمانى، محدود به زمان عصر نزول ندانيم. در اين صورت آيه شريفه در هر زمان، به مخاطبان عصر خويش نويد بروز آيات جديدى را مى دهد.

154- بشارت غنيمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 4،5

4 - غنايم خيبر ، نزديك ترين بخش از غنايم موعود الهى به مؤمنان ، پس از حديبيه

وعدكم اللّه . .. فعجّل لكم هـذه

آيه شريفه پس از صلح حديبيه نازل شده و «هـذه» اشاره به غنايم خيبر دارد.

5 - خداوند ، مؤمنان را به فتوحات و غنايمى علاوه بر فتح خيبر و غنايم آن ، نويد داد .

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم هـذه

در صورتى كه «هـذه» به فتح خيبر اشاره داشته باشد; واژه «عجّل» مى رساند كه فتح خيبر، پيش درآمد فتح هاى ديگر و غنايم فزون ترى است.

155- بشارت غنيمت زياد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 19 - 1

1 - نويد الهى به بيعت كنندگان در حديبيه ، در زمينه دستيابى آنان به غنايمى فراوان

يبايعونك . .. و مغانم كثيرة يأخذونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 1

1 - بشارت خدا به مسلمانان حاضر در حديبيه ، مبنى بر برخوردارى آنان از غنايم فراوان در آينده

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها

156- بشارت فاطمه(س) به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 1 - 4

4 - خداوند ، بشارت دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كوثر بودن فاطمه ( س ) و فراوانى نسل آن حضرت از طريق او

إنّا أعطينـك الكوثر

تاريخ قطعى زندگانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه از او پسرى نماند ـ گواه بر آن است كه تنها مصداق كوثر، فاطمه(س) است.

157- بشارت فتح مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 7

7 - نويد الهى ، به تحقق نعمت كامل فتح مكه ، در پى صلح حديبيه

إنّا فتحنا لك . .. و يتمّ نعمته عليك

«يتمّ نعمته» بيانگر نتيجه اى است كه خداوند نويد تحقق آن را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داد; يعنى، صلح حديبيه راه را با مسالمت بر روى مسلمانان باز كرد و اين نعمت بزرگى بود; اما اتمام اين نعمت در آن روز صورت مى گرفت كه مسلمانان فاتح مكه و صاحب اختيار آن باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ بشارت خداوند ( قريب الوقوع بودن فتح مكه ) ، به مسلمانان مشتاق و منتظر

و أُخرى تحبّونها . .. و بشّر المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 1 - 4

4 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را از پيش به فتح مكه و امداد هاى خود بشارت داد .

إذا جاء نصر اللّه و الفتح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 2 - 2

2 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بشارت داد كه فتح مكه را درك خواهد كرد و استقبال قبايل عرب را از اسلام ، به چشم خود خواهد ديد .

و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا

158- بشارت فرجام ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 1

1- تنها وظيفه رسولان الهى ، بشارت و انذار مردمان و آگاه ساختن آنان از فرجام كفر و ايمان است .

و ما نرسل المرسلين إلاّ مبشّرين و منذرين

159- بشارت فرزند اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 9

9ـ خداوند ، به ساره بشارت داد كه اسحاق ، داراى فرزند پسرى خواهد شد .

فبشّرنـها بإسحـق و من ورآء إسحـق يعقوب

كلمه «يعقوب» عطف بر «اسحاق» است و عبارت «من وراء إسحاق» توصيفى براى «يعقوب» مى باشد; يعنى: فبشرناها بيعقوب كائناً من وراء اسحاق.

160- بشارت فرزند عالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 2،5

2- بشارت پسرى دانا و دانشمند به ابراهيم ( ع ) از سوى فرشتگان

إنا نبشّرك بغلـم عليم

5- داشتن فرزندى دانا و دانشمند ، از نعمت ها و شايسته بشارت و مژده دادن

نبشّرك بغلـم عليم

واژه «بشارت» در جايى به كار مى رود كه خير و نعمت باشد. گفتنى است: از اينكه فرشتگان به فرزند دانا بشارت داده اند، برداشت مى شود كه فرزنددار شدن امرى است شايسته براى بشارت و تبريك گفتن.

161- بشارت فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 114 - 2

2 ـ فرعون به ساحران بشارت داد كه در صورت پيروزى علاوه بر دريافت پاداشى گران ، از مقرّبان درگاهش خواهند شد .

قال نعم و إنكم لمن المقربين

162- بشارت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 196 - 1

1 - كتاب هاى آسمانى پيشين ، دربردارنده بشارت نزول قرآن

و إنّه لفى زبر الأوّلين

«زبور» (مفرد «زُبُر») به معناى كتاب است; يعنى، «و إنّ خبرالقرآن، أو خبر نزول القرآن عليك مذكور فى كتب الماضين من الأنبياء; بشارت قرآن يا بشارت نزول آن بر تو، در كتاب هاى پيامبران پيشين مذكور بوده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 97 - 10،15

10 - قرآن ، بشارت دهنده اهل ايمان به سعادتمندى آنان در دنيا و آخرت

و بشرى للمؤمنين

«بشرى» به خبرى گفته مى شود كه در آن سرور و فرح باشد و در آيه شريفه به معناى بشير (بشارت دهنده)، است.

15 - هدايتگرى و بشارت دهندگى قرآن ، دليلى بر نابه جابودن عداوت يهود با نازل كننده آن ( جبرئيل ) است .

فإنه نزله على قلبك . .. هدىً و بشرى للمؤمنين

عبارت «هدىً و بشرى» نيز همانند «مصدقاً» حاوى اين نكته است كه جبرئيل معارفى را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) القا كرد كه بشارت دهنده و هدايتگر است و لذا دشمنى كردن با او، نمى تواند توجيه معقولى داشته باشد.

163- بشارت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 98 - 20

20- نويد برپايى قيامت ، زمينه ساز تربيت هاى الهى است .

و كان وعد ربّى حقًّا

توجه به كلمه «ربّ» يادآور گفته بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 5

5- بشارت فرشتگان به مؤمنان راستين و بهشتيان در قيامت ، به فرا رسيدن روز موعود ( قيامت )

هـذا يومكم الذى كنتم توعدون

164- بشارت كثرت نسل به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 1 - 2

2 - برخوردارى از نسلى گسترده ، بشارت خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا أعطينـك الكوثر

براساس شأن نزول اين سوره، سخن از عطاى كوثر به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در پاسخ كسى است كه آن حضرت را از تداوم نسل محروم دانسته بود. بنابراين جمله «إنّا أعطيناك الكوثر»، بشارتى است كه لفظ ماضى در آن، بر تحقق حتمى كوثر در آينده و عطاى نسلى فراوان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دلالت دارد.

165- بشارت گسترش اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 14

14- نويد خداوند به نابودى جوامع كفرپيشه و شركورز و پيروزى اسلام و توسعه قلمرو سرزمين هاى اسلامى

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

برخى از مفسران برآنند كه مقصود از كاستن زمين و اهل آن ـ به قرينه اين كه اين آيات در باره كافران و منكران قرآن است ـ كاستن از تعداد كافران و افزايش نفرات مسلمانان است. ضمير غايب در «أفلايرون» و همزه استفهامى انكارى در «أفهم الغالبون» مى تواند مؤيد همين برداشت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 28 - 10

10- نويد الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در شرايط سخت رسالت ، درباره جهانى شدن پيام و قوانين مكتب آن حضرت

هو الذى أرسل رسوله بالهدى . .. ليظهره

با توجه به اين كه آيه شريفه در شرايطى بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شده كه مشركان مكه، مانع ورود مسلمانان به مسجد الحرام بودند; برداشت بالا قابل استفاده است.

166- بشارت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 6

6 ـ موسى ( ع ) ، نابودى حكومت فرعونى و تسلط مردمش بر سرزمين مصر را به آنان بشارت داد .

قال موسى لقومه . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده

چون موسى(ع) در پى تهديدهاى فرعون با جمله «إن الأرض . .. » در صدد تسلى بخشيدن به بنى اسرائيل بود، اين جمله متضمن إخبار به نابودى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 4

4 ـ موسى ( ع ) ، قوم خويش را به هلاكت فرعونيان و حاكميت بنى اسرائيل بر سرزمين مصر اميدوار ساخت .

عسى ربكم أن يهلك عدوكم و يستخلفكم فى الأرض

167- بشارت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 46 - 8

8 ـ اصحاب اعراف با فريادى رسا سلامت و امنيت كامل را به مؤمنان راهى بهشت مژده مى دهند .

و نادوا اصحب الجنة أن سلم عليكم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «سلم عليكم» جمله اى اخبارى باشد.

168- بشارت نابودى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 14

14- نويد خداوند به نابودى جوامع كفرپيشه و شركورز و پيروزى اسلام و توسعه قلمرو سرزمين هاى اسلامى

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

برخى از مفسران برآنند كه مقصود از كاستن زمين و اهل آن ـ به قرينه اين كه اين آيات در باره كافران و منكران قرآن است ـ كاستن از تعداد كافران و افزايش نفرات مسلمانان است. ضمير غايب در «أفلايرون» و همزه استفهامى انكارى در «أفهم الغالبون» مى تواند مؤيد همين برداشت باشد.

169- بشارت نابودى كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 14

14- نويد خداوند به نابودى جوامع كفرپيشه و شركورز و پيروزى اسلام و توسعه قلمرو سرزمين هاى اسلامى

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

برخى از مفسران برآنند كه مقصود از كاستن زمين و اهل آن ـ به قرينه اين كه اين آيات در باره كافران و منكران قرآن است ـ كاستن از تعداد كافران و افزايش نفرات مسلمانان است. ضمير غايب در «أفلايرون» و همزه استفهامى انكارى در «أفهم الغالبون» مى تواند مؤيد همين برداشت باشد.

170- بشارت نبوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 6،13

6 - بشارت مردم به بعثت پيامبراسلام در آينده ، از سرفصل هاى مهم پيام و دعوت عيسى ( ع )

و مبشّرًا برسول يأتى من بعدى اسمه أحمد

ذكر موضوع بشارت به رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) در دعوت عيسى(ع)، نشان از جايگاه مهم آن در برنامه حضرت عيسى(ع) دارد.

13 - بنى اسرائيل ، به رغم در دست داشتن بشارت عيسى ( ع ) ، در برابر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) موضع گيرى كرده و رسالت آن حضرت را نپذيرفتند .

و مبشّرًا برسول يأتى من بعدى اسمه . .. فلمّا جاءهم بالبيّنـت قالوا هـذا سحر مبين

171- بشارت نجات از ظلم فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 10

10 ـ خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد تا رهايى بنى اسرائيل از چنگال فرعون را به آنان بشارت دهد .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و بشّر المؤمنين

172- بشارت نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 5

5- مبلغان مؤمن جن ، نويد دهنده قوم خويش به غفران الهى و رهايى از عذاب ، در پرتو ايمان

يـقومنا . .. و ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم

173- بشارت نجات به يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 8

8ـ خداوند يوسف ( ع ) را از طريق وحى به نجات يافتن از چاه كنعان و ديدارى مجدد با برادرانش ، نويد داد .

و أوحينا إليه لتنبئنّهم بأمرهم هذا

جمله «لتنبئنّهم» (همانا اين واقعه را در آينده به برادرانت يادآورى خواهى كرد) دلالت بر نجات يوسف از چاه دارد و نيز حاكى از اين است كه او برادرانش را در آينده ملاقات خواهد كرد.

174- بشارت نجات خانواده نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 45 - 3

3ـ خداوند ، نوح ( ع ) را به نجات افراد خانواده اش نويد داده بود .

إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق

مصداق مورد نظر براى «وعدك» نجات خانواده نوح از حادثه طوفان است كه جمله «قلنا احمل . .. و أهلك» بيانگر نويد به آن بود.

175- بشارت نزول انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 13

13 ـ نزول انجيل از نويد ها و خبر هاى غيبى خدا به موسى ( ع )

يجدونه مكتوبا عندهم فى التورية و الإنجيل

ظاهر اين است كه آيه مورد بحث حقايقى است كه خداوند براى حضرت موسى(ع) بيان داشته است. بنابراين ياد كردن از انجيل خبرى است غيبى كه خداوند آمدن آن كتاب را به حضرت موسى(ع) نويد داده است.

176- بشارت نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 6

6ـ تورات ، حاوى بشارت به نزول قرآن

و من قبله كتـب موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 53 - 8

8 - وجود وعده و بشارت آمدن كتاب آسمانى به نام « قرآن » ، پيش از نزول آن در مدارك دينى اهل كتاب

إنّا كنّا من قبله مسلمين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته روشن است كه اهل كتاب آگاهى خود از آمدن قرآن را، تنها از راه مدارك دينى خود به دست آورده بودند.

177- بشارت نسل موحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 4

4ـ به وجود آمدن امتهايى مؤمن و موحد از نسل نوح و يارانش ، نويد خداوند به آن حضرت

على أمم ممن معك

«من» در «ممن» ابتدائيه است. بنابراين «أمم ممن معك»; يعنى ، امتهايى كه از همراهان تو نشأت خواهند گرفت و از آن جا كه برخى از همراهان نوح ، فرزندان او بودند ، در برداشت «نسل نوح» نيز آورده شد.

178- بشارت نسل مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 4

4ـ به وجود آمدن امتهايى مؤمن و موحد از نسل نوح و يارانش ، نويد خداوند به آن حضرت

على أمم ممن معك

«من» در «ممن» ابتدائيه است. بنابراين «أمم ممن معك»; يعنى ، امتهايى كه از همراهان تو نشأت خواهند گرفت و از آن جا كه برخى از همراهان نوح ، فرزندان او بودند ، در برداشت «نسل نوح» نيز آورده شد.

179- بشارت نصرت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 3 - 2

2 - نويد الهى ، به يارى دادن پيامبر خويش ، به گونه اى شگرف و شكست ناپذير

و ينصرك اللّه نصرًا عزيزًا

«ينصر» چنان كه از عطف آن بر «يغفر» برمى آيد ممكن است نتيجه اى باشد كه خداوند، به تحقّق آن در آينده نويد داده است; يعنى، صلح حديبيه خود گامى است در جهت پيروزى; ولى فتح نهايى و بدون شكست (فتح مكه) در پيش است و در آينده تحقق خواهد يافت.

180- بشارت نصرتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 1 - 4

4 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را از پيش به فتح مكه و امداد هاى خود بشارت داد .

إذا جاء نصر اللّه و الفتح

181- بشارت نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 2،3،5

2ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به تأمين سلامتى و نزول نعمت هاى پرخير و بركت نويد داد .

قيل يـنوح اهبط بسلـم منا و بركـت عليك

هر چند نوح(ع) مورد خطاب است و فرمان و اجازه فرود متوجه اوست، ولى به قرينه مقام مى توان گفت: خطاب «اهبط . ..» متوجه همراهان آن حضرت نيز مى باشد و «باء» در «بسلام» براى مصاحبت است. بنابراين آيه شريفه چنين معنا مى شود: «يا نوح اهبط أنت و من معك ...; تو و پيروانت فرود آييد در حالى كه همراه و قرين سلامت، امنيت و بركت خواهيد بود».

3ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را ، به مصونيت از عذاب هاى دنيوى و اخروى و بهره مند شدن از نعمتهايى سعادت آفرين نويد داد .

اهبط بسلـم منا . .. و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم

مقابله «سلام» با «عذاب أليم» حكايت از آن دارد كه مراد از «سلام» مصونيت از عذابهاى دنيوى و اخروى است. تعبيركردن از نعمت و موهبتهاى دنيوى به «بركت» در جانب اهل ايمان و تبديل آن به «متاع» در جانب كفر پيشگان، اشاره به اين نكته دارد كه: نعمتهاى ارزانى شده به مؤمنان، براى آنان سعادت آفرين است و موهبتهاى عطاشده به كفرپيشگان، فاقد اين خصيصه است.

5ـ برخوردارى جامعه هاى مؤمن و موحد از سلامتى و نعمت هاى فراوان ، بشارت خداوند به حضرت نوح ( ع )

اهبط بسلـم منا و بركـت عليك و على أمم ممن معك

«على أمم» عطف بر «عليك» است; يعنى: سلام و بركات منا على أمم. مراد از «أمم ممن معك» به قرينه مقابله آن با «أمم سنمتعهم» امتها و جامعه هاى موحد و مؤمن هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 49 - 1

1ـ يوسف ( ع ) فرا رسيدن سالى پر باران و سرشار از نعمت را در پى سپرى شدن هفت سال قحطى ، به مردم و حكومت مصر بشارت داد .

ثم يأتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس

فعل «يغاث» ممكن است از غيث (باران) مشتق شده و محتمل است از غوث (يارى كردن) گرفته شده باشد. در صورت اول «يغاث الناس» ; يعنى، بر مردم باران نازل مى شود و در صورت دوم ; يعنى، مردم يارى مى شوند. بر هر مبنا بشارت به پايان قحطى و شروع آبادانى است.

182- بشارت و انذار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 12

12 ـ بيان فرجام اعمال و وعد و وعيد ، از شيوه هاى قرآن براى اصلاح انسان ها و برحذر داشتن آنها از كفر

و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه . .. و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون

183- بشارت ولادت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 31 - 4

4 - فرستادگان خداوند براى عذاب قوم لوط ، مژده و بشارتى را ( تولد اسحاق ( ع ) ) ، نيز به ابراهيم ( ع ) دادند .

و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى

اين آيه، با آيات پنجاه و يك تا شصت و دو سوره حجر يك سياق دارند، كه در آن آيات به ابراهيم(ع) بشارت فرزنددار شدن داده شده است. آن آيات، قرينه است كه «البشرى» در اين آيه نيز همان بشارت را همراه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 101 - 11

11 - « بريدة بن معاوية العجلى قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) كم كان بين بشارة ابراهيم باسماعيل و بين بشارته بإسحاق قال كان بين البشارتين خمس سنين قال اللّه سبحانه فبشّرناه بغلام حليم يعنى اسماعيل . . . فلمّا كان فى الليل أتى ابراهيم آت من ربّه فأراه الرؤيا فى ذبح ابنه اسماعيل بموسم مكة . . . ثمّ انطلقا إلى السعى فلمّا صارا فى المسعى قال ابراهيم ( ع ) لاسماعيل يابنىّ إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك فى موسم عامى هـذا فماذا ترى قال يا أبت افعل ما تؤمر . . . و فدى اسماعيل بكبش عظيم فذبحه و تصدق بلحمه على المساكين ;

بريد عجلى گويد: به امام صادق(ع) گفتم: بين بشارت ابراهيم به اسماعيل و بشارت او به اسحاق، چه مقدار فاصله بود؟ حضرت فرمود: فاصله دو بشارت پنج سال بود خدا مى فرمايد: «فبشّرناه بغلام حليم; يعنى، . ..چون شب شد فرستاده اى از سوى خدا نزد ابراهيم آمد و در خواب ذبح فرزندش اسماعيل را در زمان حج در مكه به او نشان داد... آن گاه هر دو براى سعى به راه افتادند و چون به محل سعى رسيدند، ابراهيم به اسماعيل گفت: پسرم! من در خواب ديدم كه تو را امسال در زمان حج ذبح مى كنم، تو چه نظرى دارى؟ اسماعيل گفت: اى پدر! آنچه را مأمور شدى انجام ده ... و قوچ بزرگى به جاى اسماعيل فديه شد. پس ابراهيم(ع) آن را ذبح كرد و گوشت آن را به مساكين صدقه داد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 112 - 1

1 - بشارت خداوند به ابراهيم ( ع ) ، به تولد فرزندى به نام اسحاق براى او

و بشّرنـه بإسحـق

184- بشارت ولادت اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 9

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 101 - 1،11

1 - تولّد نوجوانى بردبار ( اسماعيل ) ، بشارت خداوند به ابراهيم ( ع )

فبشّرنـه بغلـم حليم

«غلام» به پسرى مى گويند كه تازه سبيل درآورده باشد و در اصطلاح فارسى به او نوجوان مى گويند. گفتنى است مقصود از اين نوجوان در اين آيه ـ به قرينه آيات بعد ـ اسماعيل(ع) است.

11 - « بريدة بن معاوية العجلى قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) كم كان بين بشارة ابراهيم باسماعيل و بين بشارته بإسحاق قال كان بين البشارتين خمس سنين قال اللّه سبحانه فبشّرناه بغلام حليم يعنى اسماعيل . . . فلمّا كان فى الليل أتى ابراهيم آت من ربّه فأراه الرؤيا فى ذبح ابنه اسماعيل بموسم مكة . . . ثمّ انطلقا إلى السعى فلمّا صارا فى المسعى قال ابراهيم ( ع ) لاسماعيل يابنىّ إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك فى موسم عامى هـذا فماذا ترى قال يا أبت افعل ما تؤمر . . . و فدى اسماعيل بكبش عظيم فذبحه و تصدق بلحمه على المساكين ;

بريد عجلى گويد: به امام صادق(ع) گفتم: بين بشارت ابراهيم به اسماعيل و بشارت او به اسحاق، چه مقدار فاصله بود؟ حضرت فرمود: فاصله دو بشارت پنج سال بود خدا مى فرمايد: «فبشّرناه بغلام حليم; يعنى، . ..چون شب شد فرستاده اى از سوى خدا نزد ابراهيم آمد و در خواب ذبح فرزندش اسماعيل را در زمان حج در مكه به او نشان داد... آن گاه هر دو براى سعى به راه افتادند و چون به محل سعى رسيدند، ابراهيم به اسماعيل گفت: پسرم! من در خواب ديدم كه تو را امسال در زمان حج ذبح مى كنم، تو چه نظرى دارى؟ اسماعيل گفت: اى پدر! آنچه را مأمور شدى انجام ده ... و قوچ بزرگى به جاى اسماعيل فديه شد. پس ابراهيم(ع) آن را ذبح كرد و گوشت آن را به مساكين صدقه داد».

185- بشارت ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 17 - 14

14- « قال الباقر ( ع ) : إنّها ( مريم ) بشرت بعيسى فبينا هى فى المحراب إذ تمثّل لها الروح الأمين بشراً سويّاً ;

امام باقر(ع) فرمود: همانا او (مريم) به ولادت عيسى(ع) بشارت داده شد، پس در حالى كه در محراب بود، ناگهان روح الامين به شكل انسانى كامل اندام بر او ظاهر گشت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 19 - 2

2- مأمور ويژه الهى با بشارت فرزند به مريم ( س ) ، خود را مأمور بخشيدن پسرى پاك نهاد به وى معرفى كرد .

قال إنّما أنا رسول ربّك لأهب لك غلـمًا زكيًّا

اسناد «هبه فرزند» به جبرئيل به خاطر وساطت او در بخشش الهى است. «زكىّ» از ريشه «زكاء» به معناى صلاح گرفته شده است (مصباح). «تزكية» و «زكاة» در معانى «طهارت» و «نموّ» و «بركت» و «مدح» استعمال دارد و در هر مورد، معناى مناسب آن مورد نظر است. طهارت و صلاح كودك به شايستگى هاى ذاتى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 2

2- جبرئيل در پاسخ به سؤال و نگرانى مريم بر حتمى بودن وعده الهى و حامله شدن او به عيسى ( ع ) تأكيد كرد .

قال كذلك

چنان چه مشاراليه «ذلك» مضمون رسالت جبرئيل باشد، در اين صورت تأكيدى بر تحقق حتمى بشارت است; يعنى «موضوع همان گونه است كه گفتم».

186- بشارت ولادت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 9 - 1

1- خداوند ، زكريا ( ع ) را بر فراهم آوردن زمينه تولد يحيى ( ع ) ـ به رغم سال خوردگى وى و نازايى همسرش ـ مطمئن ساخت .

قال كذلك

جمله «قال كذلك»; يعنى، «قال اللّه الأمر كما وعدتك» يا «قال اللّه الأمر كما قلت»; در صورت اول، ـ خداوند بر وعده سابقش تأكيد مىورزد كه «اى زكريا همان گونه كه گفته ام تو ـ به هر كيفيت ـ داراى پسر خواهى شد و در صورت دوم، خداوند موانع

تولد يحيى را تصديق كرده است; يعنى، «واقعيت همان است كه تو گفتى و اسباب عادى براى تولد يحيى فراهم نيست، ـ ولى خداى تو گفته است: اين كار بر من آسان است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 2

2- زكريا ( ع ) ، خواهان علامت و نشانه اى بر الهى بودن بشارت تولد يحيى به وى *

قال ربّ اجعل لى ءاية

علامت خواهى زكريا ممكن است از آن جهت باشد كه وى اطمينان يابد آنچه او دريافت داشته، وحى الهى بوده است و نه القاآت شيطانى; امكان ترديد در اين امور براى پيامبران با توجه به اين نكته است كه آنان تنها با امدادهاى خداوند از آزار شياطين و القاآت آنها مصون مى ماندند و خداوند گاه با ارائه نشانه و گاه با وسيله ديگر آنان را مطمئن مى ساخت.

187- بشارت هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 11

11 - بهره مند ساختن بشر از رهنمود هاى هدايت آفرين ، بشارت خداوند به نخستين افراد بشر بود .

اهبطا . .. فإمّا يأتينّكم منّى هدًى

«إمّا يأتينّكم» حاوى دو تأكيد است: 1ـ «ما»ى زايد در «إمّا» (إنْ ما) 2ـ نون تأكيد. از اين رو معناى عبارت چنين است: اگر هدايتى از سوى من براى شما آمد ـ كه البته خواهد آمد ـ....

188- تحقق بشارت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 1

1- بشارت و وعده خداوند به زكريا ، با تولد اعجاز گونه يحيى تحقق يافت .

نبشّرك بغلـم اسمه يحيى . .. يـيحيى خذ الكتـب

189- روش بشارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 11

11- بهره گيرى قرآن از شيوايى سخن و رسايى آن در بشارت و بيم دهى

فإنّما يسّرنـه . .. لتبشّر ... و تنذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 86 - 5

5 - تأثير بهينه تبليغات دينى و بشارت و اخطار به مردم ، در گرو خلوص و اظهار بى نيازى و درخواست نكردن مزد از مردم

قل ما أسئلكم عليه من أجر

190- زكريا(ع) هنگام بشارت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 8 - 8

8- زكريا ( ع ) در زمان دريافت بشارت تولد يحيى ( ع ) ، در نهايت پيرى و از كف دادن قواى جنسى و شهوانى قرار داشت .

و قد بلغت من الكبر عتيًّا

191- زمان بشارت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 12

12ـ زمان آگاهى ابراهيم ( ع ) به دارا شدن فرزند و نوه ( اسحاق و يعقوب ) اندكى پيش از به هلاكت رسيدن قوم لوط بود .

إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت فبشّرنـها بإسحـق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 72 - 1

1ـ ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، هنگام بشارت فرشتگان به تولد اسحاق و يعقوب ، پير و كهنسال بودند .

قالت يـويلتى ءألد و أنا عجوز و هـذا بعلى شيخًا

192- زمان بشارت يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 12

12ـ زمان آگاهى ابراهيم ( ع ) به دارا شدن فرزند و نوه ( اسحاق و يعقوب ) اندكى پيش از به هلاكت رسيدن قوم لوط بود .

إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت فبشّرنـها بإسحـق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 72 - 1

1ـ ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، هنگام بشارت فرشتگان به تولد اسحاق و يعقوب ، پير و كهنسال بودند .

قالت يـويلتى ءألد و أنا عجوز و هـذا بعلى شيخًا

193- زمينه بشارت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 3

3 ـ ايمان و تقواپيشگى ، زمينه ساز برخوردارى از بشارت هاى دنيوى و اخروى خداوند است .

الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة

194- زمينه بشارت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 3

3 ـ ايمان و تقواپيشگى ، زمينه ساز برخوردارى از بشارت هاى دنيوى و اخروى خداوند است .

الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة

195- ساره هنگام بشارت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 72 - 1

1ـ ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، هنگام بشارت فرشتگان به تولد اسحاق و يعقوب ، پير و كهنسال بودند .

قالت يـويلتى ءألد و أنا عجوز و هـذا بعلى شيخًا

196- شرايط تأثير بشارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 188 - 18

18 ـ تنها مؤمنان و دارندگان روحيه باور و تصديق ، تأثيرپذير از انذار و بشارت انبيا و بهره مند از پيام هاى ايشان خواهند بود .

إن أنا إلا نذير و بشير لقوم يؤمنون

197- عوامل بشارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 19

19- علم ، مقدمه هدايت و هدايت ، زمينه ساز جلب رحمت الهى و رحمت ، موجب بشارت و سرور مسلمانان حقيقى است .

و نزّلنا عليك الكتـب تبيـنًا لكلّ شىء و هدًى و رحمة و بشرى للمسلمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه ترتيب در آيه، ترتيب رتبى باشد; يعنى، هر يك از آنها مقدمه ديگرى باشد.

198- عوامل بشارت به حق پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 89 - 17

17- قرآن ، مايه هدايت ، رحمت و بشارت براى تسليم شوندگان در برابر حق است .

و نزّلنا عليك الكتـب . .. و هدًى و رحمة و بشرى للمسلمين

199- مستحقان بشارت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 2

2 ـ بشارت ها در دنيا و آخرت ، ويژه مؤمنانى است كه با رعايت تقواى مستمر الهى ، به مقام « ولىّ اللّهى » رسيدند .

ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ال» در «البشرى» براى استغراق باشد.

200- مستحقان بشارت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 2

2 ـ بشارت ها در دنيا و آخرت ، ويژه مؤمنانى است كه با رعايت تقواى مستمر الهى ، به مقام « ولىّ اللّهى » رسيدند .

ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ال» در «البشرى» براى استغراق باشد.

201- مكان بشارت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 11

11ـ نويد تولد اسحاق و يعقوب به ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، در جلسه پذيرايى ابراهيم از فرشتگان بيان شد .

فبشّرنـها بإسحـق و من ورآء إسحـق يعقوب

202- مكان بشارت يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 11

11ـ نويد تولد اسحاق و يعقوب به ابراهيم ( ع ) و همسرش ساره ، در جلسه پذيرايى ابراهيم از فرشتگان بيان شد .

فبشّرنـها بإسحـق و من ورآء إسحـق يعقوب

203- منشأ بشارت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 30 - 1

1 - اطمينان بخشى فرشتگان به همسر ابراهيم ( ع ) ، در مورد خدايى بودن پيام و بشارتشان ( فرزنددار شدن او )

قالوا كذلك قال ربّك

204- موارد بشارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 2

2 ـ بشارت خداوند به عيسى ( ع ) بر نجات آن حضرت از مكر كافران

فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر . .. و مكروا و مكر اللّه ... اذ قال اللّه يا عيسى انّ

205- نقش بشارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 17

17 ـ تشويق و تهديد ، از روش هاى قرآن براى هدايت انسان ها به عبادت و بندگى خدا

فاما الذين ءامنوا . .. و اما الذين استنكفوا و استكبروا فيعذبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 10 - 5

5- بشارت و انذار ، دو عنصر اصلى در هدايت قرآن است .

إن هـذا القرءان يهدى . .. و يبشّر ... أن الذين لايؤمنون بالأخرة أعتدنا لهم عذابً

نكته فوق از بشارت دادن خداوند به مؤمنان و از انذار كافران در كنار هم استفاده شده است.

206- نياز به بشارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 8 - 8

8 - بشارت و انذار ، دو نياز ضرورى بشر ، براى ره يابى به هدايت و انتخاب راه صحيح

إنّا أرسلنـك . .. و مبشّرًا و نذيرًا

برداشت ياد شده بااستفاده از اين نكته است كه حقايق كتاب تشريع و محتواى رسالت پيامبران، منطبق بر نيازهاى واقعى بشر است و خداوند در اين آيه به دو عنصر بشارت و انذار، به عنوان اصول رسالت پيامبر اشاره فرموده است.

بشارت و انذار

207- بشارت و انذار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 12

12 ـ بيان فرجام اعمال و وعد و وعيد ، از شيوه هاى قرآن براى اصلاح انسان ها و برحذر داشتن آنها از كفر

و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه . .. و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون