ghaemiyeh.com
مجموعه تخصصی امام حسین علیه السلام و عاشورا
سرشناسه: ملایی زهرا (کریمی) 1341 -
عنوان و نام پدیدآور: امام زمان شناسی / تالیف ز ملایی (کریمی). مشخصات نشر: مشهد: اعتقاد ما ، 1400.
مشخصات ظاهری: 8 ج.
فروست مجموعه تخصصی امام حسین علیه السلام و عاشورا.
(دوره) 3-50-6062 - 622 - 978 ISBN
(جلد هفتم) 2-57-6062 - 622 - 978 ISBN
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت: کتابنامه
یادداشت مندرجات: ج.1. شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف. ق.1.- ج.2. شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف. ق.2.- ج.3. علائم ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف- ج.4. علائم عمومی ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف- ج.5. علائم آستانه ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف- ج.6. رجعت ج.7. وظائف منتظران امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف - ج.8. سیستم حکومتی امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف.
موضوع: محمدبن حسن علیه السلام، امام دوازدهم، 255 ق.
موضوع: محمدبن حسن علیه السلام، امام دوازدهم، 255 ق- غیبت.
موضوع: محمدبن حسن علیه السلام، امام دوازدهم، 255 ق- فضائل.
موضوع: مهدویت - انتظار.
رده بندی کنگره: 1400، 8 الف 7 م / 224 BP
رده بندی دیویی: 467/792
شماره مدرک: 8754958
خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) شهرستان بروجن.
ویراستار دیجیتالی: سمانه جاوید
جلد 7
امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف وظایف منتظران.
اهداء این اثر ناچیز به عصاره ی هستی بضعة الرسول صلی الله علیه واله وسلم.
همسر بی همتای حضرت علی علیه السلام ام الائمة النجباء علیهما السلام.
بزرگ منتظر ظهور و قیام مهدی آلم محمد حضرت زهرای مرضیه ای علیهما السلام.
مجموعه تخصصی امام حسین علیه السلام و عاشورا
سرشناسه: ملایی زهرا (کریمی) 1341 -
عنوان و نام پدیدآور: امام زمان شناسی / تالیف ز ملایی (کریمی). مشخصات نشر: مشهد: اعتقاد ما ، 1400.
مشخصات ظاهری: 8 ج.
فروست مجموعه تخصصی امام حسین علیه السلام و عاشورا.
(دوره) 3-50-6062 - 622 - 978 ISBN
(جلد هفتم) 2-57-6062 - 622 - 978 ISBN
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت: کتابنامه
یادداشت مندرجات: ج.1. شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف. ق.1.- ج.2. شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف. ق.2.- ج.3. علائم ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف- ج.4. علائم عمومی ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف- ج.5. علائم آستانه ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف- ج.6. رجعت ج.7. وظائف منتظران امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف - ج.8. سیستم حکومتی امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف.
موضوع: محمدبن حسن علیه السلام، امام دوازدهم، 255 ق.
موضوع: محمدبن حسن علیه السلام، امام دوازدهم، 255 ق- غیبت.
موضوع: محمدبن حسن علیه السلام، امام دوازدهم، 255 ق- فضائل.
موضوع: مهدویت - انتظار.
رده بندی کنگره: 1400، 8 الف 7 م / 224 BP
رده بندی دیویی: 467/792
شماره مدرک: 8754958
نشر اعتقاد ما
عنوان کتاب: وظایف منتظران امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف.
تألیف: ز- ملایی (کریمی).
انتشارات: اعتقاد ما
مدیر هنری: محمد عباس زاده
تعداد صفحات: 380
نوبت چاپ: اول
سال چاپ: تابستان - 1401
شمارگان: 1000 نسخه
شابک: دوره 3-50-6062-622-978
شابک: 2-57-6062-622-978
مشهد تقاطع شهدا خیابان بهجت بین کوچه 4 و 6، نشر اعتقاد ما 09352224629-05132225610 * nashre-eteghadema@yahoo.com
قم خیابان کلهری بعد از کوچه 43 خیابان حیدریان بین ک 3 و 5 09369894472 - 09388154652 * ketabashura@hotmail.com
مرکز پخش: 09139648055
پیش گفتار ... 13
» امتیازات چیست؟ ... 14
(1) شناخت و معرفت حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 19
(2) عدم انکار و تکذیب حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 27
(3) عدم انکار غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 31
(4) شناخت علل غیبت ... 35
الف) ترس از کشته شدن ... 35
ب) نبودن بیعت طاغوت های زمان بر گردنش ... 36
ج) امتحان شیعیان ... 36
د) خارج شدن مؤمنان از صلب کافران ... 37
ه) حکمت الهی ... 37
و) اجرای سنت پیامبران گذشته برای حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 38
ز) خشم خداوند بر مخلوقاتش ... 38
ح) زشتی اعمال مردم ... 39
ط) جدایی اهل حق از باطل ... 40
(5) ثبوت قدم و پایداری در اعتقاد به حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف و ائمه اطهار علیهم السلام ... 41
(6) پرهیز از شک و تردید در امر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 47
(7) شناخت علائم ظهور ... 51
(8) تعیین نکردن زمان ظهور ... 55
(9) فریب مدعیان دروغین را نخوردن ... 63
(10) عدم تعجیل در امر زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 67
(11) انتظار ظهور ... 75
» مرگ در حال انتظار جهاد در رکاب اوست ... 83
» شهادت در زیر پرچم حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 43
» برتری از شهدای بدر و احد ... 84
» از شرایط قبولی اعمال و عبادات ... 84
» محشور شدن در زمره ی آل محمد علیهم السلام ... 85
» برترین اعمال ... 86
» محبوب ترین عمل نزد خداوند ... 86
» برترین اهل تمام زمان ها ... 86
» دوستان خدا هستند ... 87
» منتظران، مخلصان هستند ... 87
» ثواب هزار شهید ... 88
» بودن در خیمه ی حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 88
» ثواب مجاهد پیشاپیش رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم ... 89
» بهترین عبادت ... 89
» برترین جهاد ... 89
(12) اصلاح عقاید و ثبوت آن ... 91
(13) ثابت قدم بودن در محبت به اهل بیت علیهم السلام و بغض دشمنان اهل بيت علیهم السلام در زمان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 95
(14) دوست داشتن و مهر ورزیدن به حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 97
(15) دوستی با دوستان حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف و دشمنی با دشمنان آن حضرت عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 101
(16) برائت و بیزاری از دشمنان اهل بیت علیهم السلام ... 105
(17) تمسک یافتن به دوستی و محبت حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 109
(18) عمل کردن به آن چه که سبب تقرب ما در محبت و دوستی آن حضرت می شود و دوری جستن از آن چه که موجب سخط و کراهت ایشان است ... 113
(19) اقتدا و تأسی به حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف و اجداد طاهرینشان در اعمال و رفتار ... 115
(20) تسلیم در برابر اهل بیت علیهم السلام ... 119
(21) عمل کردن طبق روایات به سنت اهل بیت علیهم السلام ... 127
(22) دینداری در زمان غیبت ... 131
(23) اطاعت پذیری ... 137
(24) تقوا داشتن در زمان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 139
(25) ورع ... 143
(26) تقيه ... 149
(27) داشتن اخلاص ... 159
(28) توبه کردن ... 163
(29) پیوسته به یاد حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف بودن ... 165
(30) دعوت کردن مردم به سوی امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 167
(31) سعی در خدمتگزاری حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 175
(32) محبوب کردن حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف در نظر دیگران ... 181
(33) توسل و استغاثه در همه ی حالات به حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 185
(34) اشتیاق دیدار امام عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 193
(35) تجدید بیعت روزانه و هفتگی با حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 197
(36) حزن و اندوه در فقدان حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 199
(37) گریستن و گریاندن و تباکی در فقدان حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 207
(38) یاری کردن اهل بیت علیهم السلام و حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 211
(39) قصد یاری حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف را داشتن ... 215
(40) اتفاق و اجتماع بر نصرت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 221
(41) ذکر فضائل اهل بیت علیهم السلام ... 223
(42) یاری امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف به واسطه ی نصرت و یاری امام حسین علیه السلام ... 225
(43) برپایی و حضور در مجالس فضائل و مناقب اهل بیت علیهم السلام ... 235
(44) پرهیز از مجالسی که اهل بیت علیهم السلام و حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف در آن ها مورد تمسخر باشند ... 239
(45) سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب حضرت عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 243
(46) عمل به حسنات اخلاقی ... 245
ذوب گناهان ... 245
سنگینی نامه عمل و کفه ی حسنات ... 246
عامل ورود به بهشت ... 246
محبوبیت نزد رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم ... 247
وسعت رزق ... 247
طولانی شدن عمر ... 247
کامل شدن ایمان ... 247
کسب خیر دنیا و آخرت ... 248
صاحبان خرد ... 248
(47) حفظ زبان در زمان غیبت ... 249
(48) صبر و شکیبائی ... 255
» 1- صبر و ثبوت قدم در راه اهل بیت علیهم السلام ... 258
» 2 - صبر و پایداری در زمان نا امیدی ... 258
» 3 - صبر برفتنه ها و گرفتاری ها ... 259
» 4- صبر بر دینداری ... 261
» 5 - صبر بر آزارها و تكذيب ها ... 262
» 6- صبر بر ظلم اعداء ... 263
» 7- صبر بر طولانی شدن زمان غیبت ... 264
(49) نشستن در خانه ... 267
(50) معاشرت نکردن با مردم روزگار غیبت ... 273
(51) آمادگی برای امتحان و غربال شدن در زمان غیبت ... 275
(52) مرابطه ... 279
(53) اجتناب از ذکر نام مبارک حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 285
(54) برخاستن به جهت احترام به روی پا در هنگام شنیدن و بردن نام حضرت به اسم مخصوص «قائم» عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 291
(55) شناخت حقوقی که حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف برگردن ما دارند ... 295
حق وجود و هستی ... 295
حق بقاء در دنيا ... 296
حق قرابت و خویشاوندی با پیامبر صلی الله علیه واله وسلم ... 297
» حق مُنْعِمْ بِرمُتَنَعِم ... 298
حق وساطت نعمت ... 298
حق پدر بر فرزند ... 299
حق مولا و ارباب بر بنده ... 300
حق عالم بر مُتَعَلّم ... 301
حق امام بر رعیت ... 302
(56) ادای حقوق مالی وصله دادن برای پیامبر صلی الله علیه واله وسلم و اهل بیت علیهم السلام ... 303
(57) هدیه کردن ثواب تمام عبادات به حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 311
هدیه کردن ثواب قرائت قرآن به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 311
هدیه کردن ثواب نماز به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 312
(58) صدقه دادن و قربانی کردن به قصد سلامت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 315
(59) به جا آوردن حج و عمره و طواف برای حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 319
(60) دعا در غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 329
اول: شب قدر ... 330
دوم: روز جمعه ... 335
» زیارت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف در روز جمعه ... 339
» بهترین اعمال روز جمعه ... 341
» شعار اصحاب آن حضرت عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 348
» یکی از اعمال جلیله ی روز عاشورا ... 351
چهارم: از وقت زرد شدن آفتاب تا غروب آن در هر روز ... 351
پنجم و ششم: عصر دوشنبه و پنج شنبه ... 355
هفتم: شب و روز نیمه ی شعبان ... 361
» دعاي مهم شب نيمه شعبان ... 364
هشتم: روز نوروز ... 365
دعای غریق ... 367
(61) دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 369
در این جهان بزرگ در میان تمام موجودات خاکی تنها موجود مسئول انسان است و ابعاد مسئولیت او هم گسترده است، چنان چه آیات قرآن و کلمات معصومین علیهم السلام بر این حقیقت دلالت دارد.
از امام سجاد علیه السلام رساله و مجموعه ای به ما رسیده است بنام «رسالة الحقوق» که آن امام بزرگوار علیه السلام ابعاد گسترده ی وظایف و مسئولیت های انسان را بیان نموده اند. (مسئولیت انسان در برابر خداوند، پیامبر، امام، خانواده، معلم، شاگرد، کارفرما، کارگر، پدر و مادر، اعضاء و جوارح و...).
قرآن کریم می فرماید: تمام انبیاء و رسولان الهی و تمام امت ها مسئولند؛
«فَلَتَسْتَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْتَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ». (1)
«پس هر آینه قطعاً از امت ها و رسولان می پرسیم».
1) سوره مبارکه اعراف: آیه 6.
و نیز قرآن می فرماید:
«وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمُ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولا». (1)
«و آن چه را نمی دانی دنبال مکن ترتیب اثر نده زیرا گوش و چشم و دل مسئول است و مورد سؤال و بازخواست قرار می گیرد».
حال پرسش این است که چرا در تمام هستی فقط انسان دارای مسئولیت می باشد و این همه بار وظیفه و تکلیف بردوش انسان است؟
پاسخ: چون تمام امتیازات در این جهان مخصوص انسان است پس مسئولیت ها هم مخصوص انسان می باشد.
1- بیست ونُه مرتبه واژه ی «سَخَّرَ» با مشتقاتش درباره ی انسان در قرآن آمده است یعنی تمام هستی و آن چه در اوست، رام دست بشر است؛
«وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ». (2)
«و خورشید و ماه را که با برنامه منظمی در حرکتند به تسخیر شما درآورد و شب و روز را نیز مسخّر شما ساخت».
«سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِه». (3)
«کشتي ها را مسخّر شما ساخت تا بر صفحه ی دریا به فرمان او حرکت کنند و نهرها را [نیز] مسخّر شما نمود».
«وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طريا ...». (4)
«او کسی است که دریا را مسخّرا شما ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید...».
«... سُبْحانَ الَّذي سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ». (1)
«... پاک و منزه است کسی که این را مسخّر ما ساخت، وگرنه ما توانایی تسخیر آن را نداشتیم».
2- بیش از 260 نوبت واژه ی خَلَقَ (آفرید) با مشتقاتش درباره ی انسان در قرآن آمده است یعنی تمام آفرینش و آن چه در اوست برای بشر آفریده شده است:
«هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ...». (2)
او کسی است که همه ي آن چه را در زمین وجود دارد، برای شما آفرید...»
«وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا ...». (3)
«و از نشانه های او این که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید...».
3- بیش از 40 نوبت واژه کرامت بزرگداشت و تعظیم با مشتقاتش در مورد انسان در قرآن آمده است:
«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي ءَادَمَ وَحَمَلْنَهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَتِ ...». (4)
«و همانا فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب ها) حمل کردیم و از چیزهای پاکیزه روزیشان دادیم ...».
4- خداوند انسان کامل را خلیفه و نماینده ی خود در جهان قرار داده است و حدود 20 نوبت واژه خلیفه و مشتقاتش در قرآن درباره ی انسان آمده است: -
«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلُ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ...». (1)
«و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشینی خواهم گماشت ...».
به هر نسبت امتیازات انسان ها بیشتر باشد مسئولیت ها و وظائف آن ها سنگین تر و حسّاس تر می شود و چنان چه در آیات و روایات امتیازات بسیاری درباره ی علماء و دانشمندان دینی آمده است:
«.. يَرْفَعِ الهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ ...». (2)
«... خداوند کسانی از شما را که ایمان آورده اند و کسانی را که علم به آنان داده شده درجات عظیمی می بخشد...».
و هم چنین درباره علماء آمده است:
«نومُ العالِمِ عِبادَةٌ». (3)
«خواب دانشمندان دینی عبادت است».
«مِدادُ العُلماءِ أَفضَلُ مِن دِمَاءِ الشُّهَدَاءِ».
«نوشته ي دانشمندان الهی از خون شهیدان برتر است».
و ده ها امتیاز دیگر... لكن مسئولیت ها و وظائف آن ها هم بسیار خطیر و سنگین است تا جائی که امام صادق علیه السلام فرمودند:
«يُغفَرُ لِلجاهِل سَمِعُونَ ذَنباً قَبلَ أَن يُغفَرَ لِلعَالِمِ ذَنْبُ واحد». (4)
«هفتاد گناه جاهل بخشیده اما یک گناه و خطای عالم مورد بازخواست و محاکمه قرار می گیرد».
و نیز حضرت علی علیه السلام فرمودند: -
«ذَلَّةُ الْعالِم كَانْكِسار السَّفِينَةِ تَعْرِقُ وَيُعْرِقُ». (1)
«یک اشتباه دانشمند الهی مثل شکسته شدن کشتی است که هم کشتی غرق می شود و هم سرنشینان او».
زیرا علماء، سکانداران کشتی هدایت و تربیت جامعه هستند.
اگر انبیاء عظام و اوصیاء گرامشان آن همه مقام و رتبه دارند بنابراین مسئولیت های بزرگ و طاقت فرسا هم بر دوش آن هاست تا جائی که یک ترک اولی برای آن ها ضایعات فراوانی دارد.
قرآن کریم درباره ی پیامبراکرم صلی الله علیه واله وسلم می فرماید:
«إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً». (2)
«ما گفتار سنگین و ارزشمندی را بر تو القاء نمودیم که باید این گفتار قرآن کریم را به گوش جهانیان برسانی!».
بنابراین انسان موجودی مسئول است و مسئولیت آن به اندازه ی امتیازش سنگین تر و بیش تر می شود و چون شیعه دارای امتیازات فراوانی است مسئولیت بیش تری دارد تا جایی که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم رو کردند بر امیرالمؤمنین علی علیه السلام و فرمودند:
«يا عَلِيٌّ شِيعَتُكَ هُمُ الْفَائِزُونَ».
«علی جان! تو و پیروانت رستگارانید».
مسئولیت های فراوانی برای شیعه مخصوصاً در عصر غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف که عصر و دوران حیرت و سرگردانی است بیان شده است که آشنایی با آن ها و عمل به مضامین آن وظایف از اهم واجبات است چنان چه در دعای شریف ندبه می خوانیم:
«وَأَعِنَّا عَلَى تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إِلَيْهِ، وَالاجْتِهادِ فِي طَاعَتِهِ، وَاجْتِنابِ مَعْصِيَتِهِ...».
«خداوندا! ما (شیعیان) را مدد و یاری ده تا بتوانیم حقوق امام زمان مان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ادا نمائیم و در مسیر فرمانبرداری از او و دوری از نافرمانی اش تلاشگر باشیم!!».
مرحوم علامه مجلسی رحمه الله علیه در بحارالانوار و شهید علامه موسوی فقیه آبادی در کتاب «مکیال المکارم» و کتاب دیگرشان بنام «وظیفة الأنام في غيبة الامام» و دیگران حدود 100 وظیفه برای شیعیان در عصر غیبت امام عصر (ارواحنافداه) بیان نموده اند.
نوشتاری که پیش روی شماست در صدد برآمده است تا بخشی از این مسئولیت ها و وظائف شیعه در عصر غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را تبیین و تفسیر نماید امید است که مورد رضا و خشنودی حضرتش و راه گشایی برای پیروان مکتب انتظار باشد.
خداوند متعال به ما و همه منتظران آن امام غائب، پدر مهربانمان، حُجَّت مُنتَظَر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء توفيق آشنایی با مسئولیت ها و عمل به آن را عطا بفرماید. «آمین یا رب العالمین».
13 رجب المرجب / 1443 هجری قمری.
1400/11/26 هجری شمسی.
اساسی ترین وظیفه ی شیعیان در زمان غیبت، معرفت و شناخت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف می باشد تا جایی که در روایات معصومین علیهم السلام نشناختن آن حضرت را عامل اصلی بد عاقبتی می دانند و مرگ کسانی را که از معرفت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف به دور بوده اند مرگ جاهلیت و هم پای شرک نامیده اند. ابوعلی همام می گوید؛ شنیدم محمدبن عثمان عمروی (نائب دوم حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه الشریف) می فرمود:
شنیدم از پدرم (عثمان بن سعید عمروی، نائب حضرات امام هادی و امام عسکری علیهم السلام و نائب اول حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه الشریف) که فرمودند: من در خدمت امام حسن عسکری علیه السلام بودم که از ایشان راجع به این روایتی که از پدران گرامیشان نقل شده بود، سؤال کردند:
«زمین تا روز قیامت از حجّتی از طرف خدا بر خلقش خالی نمی شود و کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، مردن او مردن جاهلی است.
آن حضرت فرمودند: همان گونه که روز حقیقت دارد این روایت نیز حقیقت دارد.
به ایشان عرض شد: یا بن رسول الله! بنابراین چه کسی بعد از شما حجت و امام است؟
حضرت فرمودند: پسرم «م ح م د» امام و حجّت بعد از من خواهد بود. کسی که بمیرد و او را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا رفته است. آگاه باشید؛ او غیبتی خواهد داشت که جاهلان در آن سرگردان می شوند و کسانی که آن را باطل و نادرست می دانند هلاک خواهند شد و افرادی که برای مدت و انتهای آن وقت تعیین می کنند دروغگو شناخته می شوند. پس از اتمام غیبت، خارج می شود؛ گویا نشانه های سفیدی (پرچم های سفیدی) را می بینم که بالای سر او در تپه کوفه حرکت می کند». (1)
بنابراین معرفت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف در هر عصری ضروری ترین تکلیف و وظیفه بر هر مؤمن می باشد.
چنان چه امام صادق علیه السلام در ضمن حدیثی فرموده اند:
«... بعد از معرفت به رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم، شناخت امامی است که به او اقتدا می شود و این شناخت شناسایی صفت و خصوصیت و اسم او، چه درحال سختی و چه درحال راحتی است.
کم ترین حد معرفت امام آن است که ایشان را هم ردیف پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بدانیم به جز مرتبه ی نبوّت و وارث اویند؛ اطاعت از ایشان، اطاعت از خدا و اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم است و این که باید در هر مسئله ای در برابرشان تسلیم بود و رجوع آن امور را به ایشان دانست و باید به فرموده هایشان عمل کرد و باید دانست که بعد از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم، علی بن ابیطالب علیه السلام امام است و بعد از ایشان، امام حسن علیه السلام و -
1) كمال الدين و تمام النعمة: ج 2 ص 409.
سپس امام حسین علیه السلام و پس از آن علی بن الحسین علیه السلام، سپس محمدبن علی علیه السلام و بعد از آن، من و بعد از من، پسرم موسی علیه السلام و بعد از او، پسرش علی علیه السلام و بعد از او پسرش محمد علیه السلام و بعد از محمد علیه السلام، پسرش علی علیه السلام و بعد از علی علیه السلام پسرش حسن علیه السلام و حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از اولاد حسن علیه السلام است». (1)
طبق این روایت پایین ترین مرتبه ی شناخت امام، آن است که بدانیم:
اولاً: امام در همه ی مقامات به جز مقام نبوت هم طراز پیامبر صلی الله علیه واله وسلم است و در تمام صفات از پیامبر صلی الله علیه واله وسلم ارث می برد. پس همان گونه که اطاعت از خدا و رسول صلی الله علیه واله وسلم واجب است، اطاعت از امام نیز واجب است و باید در مقابل امر و نهی آن حضرت تسلیم محض باشیم.
ثانياً: بدانیم که بعد از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم، علی بن ابیطالب علیه السلام امام است و یازده فرزند معصوم ایشان یکی پس از دیگری مقام امامت را دارا می باشند.
طبق روایات متعدد، عدم شناخت و معرفت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف در هر زمان، خاصه زمان غیبت دوازدهمین حجّت بر حق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سبب انحراف بزرگی می شود. از جمله:
مرگ جاهلیت، کفر، نفاق و گمراهی ... به پاره ای از روایات در این زمینه متذکر می شویم.
حارث بن مغیره گفت: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم؛ آیا پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم فرموده اند:
«کسی که بمیرد در حالی که امامش را نشناخته باشد به مردن جاهلیت مرده است؟
1) بحار الانوار: ج 36 ص 407.
فرمودند: بلی.
عرض کردم: جاهلیت مطلق (منظور است) یا (فقط) جاهلیتی که از نظر نشناختن امامش باشد؟
فرمودند: جاهلیت کفر و نفاق و گمراهی است». (1)
از محمدبن مسلم روایت شده؛ شنیدم امام باقر علیه السلام فرمودند:
«کسی که خدا را (بپرستد و) دینداری کند به وسیله ی عبادتی که نفسش را در آن به زحمت بیندازد درحالی که برای او امامی از جانب خدا نیست پس کوشش او پذیرفته نیست چنین شخصی گمراه و سرگردان است و خدا نیز اعمالش را ناپسند می داند.
مَثَل چنین شخصی مَثَل گوسفندی است که از چوپان و گله اش گم شده است و روز را به رفت و آمد (سرگردان) گذرانده. پس چون شب فرارسد، گله ای را که از چوپان خودش نیست می بیند و به آن تمایل پیدا کرده فریبش را می خورد و شب را به همراه آن در خوابگاهش می خوابد وقتی آن چوپان می خواهد گله ی خود را حرکت دهد، چوپان و گله را ناشناس می بیند؛ پس سرگردان حرکت می کند تا چوپان و گله ی خودش را پیدا کند. در این موقع گوسفندی را با چوپانش می بیند به او تمایل پیدا می کند و فریبش را می خورد؛ اما چوپان بر او فریاد می زند برو به چوپان و گله ات ملحق شو که تو گم گشته و سرگردان آن هایی.
آن گوسفند ترسان و سرگردان حرکت می کند در حالی که چوپانی ندارد که او را به چراگاه راهنمایی کند یا او را به جایگاهش برگرداند. در این هنگام که سرگردان است گرگ بی چوپان بودن او را غنیمت می شمارد و او را می خورد.
1) اصول کافی کتاب الحجة باب «من مات وليس له امام من ائمة الهدى» ح 3.
محمد! به خدا قسم، این چنین است حال کسی از این امت که امامی آشکار و عادل از جانب خدا برای خود نداشته باشد گمراه و سرگردان می شود و اگر با این حالت از دنیا برود، به مردن کفر و نفاق مرده است.
محمد! بدان که (فقط پیشوایان حق و پیروانشان بردین خدایند و) پیشوایان ظلم و پیروان آن ها از دین خدا برکنارند؛ خودشان گمراه اند و دیگران را نیز گمراه می کنند کارهایی را انجام می دهند (عبادت هایشان) مانند خاکستری است که در روز طوفانی تندبادی به آن وزیده شود؛ چیزی از آن چه به دست آورده اند برای آن ها باقی نمی ماند. این است آن گمراهی دور». (1)
ابو حمزه ثمالی گوید؛ امام باقر علیه السلام به من فرمودند:
«فقط کسی خدا را عبادت می کند که او را بشناسد. اما کسی که خدا را نمی شناسد خدا را این چنین با حال گمراهی عبادت می کند (اشاره است به عبادت سنّی هایی که در منظر و مرای راوی بوده اند).
عرض کردم: فدای شما گردم! معرفت خدا چیست؟
فرمودند: پذیرفتن و باور کردن خدای بلندمرتبه و عزیز، پذیرفتن رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم، داشتن ولایت علی علیه السلام و اقتدا کردن به ایشان و به پیشوایان هدایت (ائمه) علیهم السلام و بیزاری نمودن از دشمنانشان به جانب خدا، خدای عزیز و بلند مرتبه این چنین شناخته می شود». (2)
در مقابل کسانی که معرفت و شناخت به امام زمان خود ندارند، در روایات معصومین علیهم السلام، فضائل زیادی برای کسانی که امام زمان خود را بشناسند بیان شده است.
از فضیل بن یسار نقل شده است از امام صادق علیه السلام راجع به این آیه سؤال کردم:
«يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أَناسِ بِإمَامِهِمْ». (1)
«روزی که هر گروهی از مردم به همراه پیشوایانشان فراخوانده می شوند».
حضرت فرمودند: «فضیل! تو امام خویش را بشناس؛ چراکه اگر امام خود را شناختی جلو افتادن یا عقب افتادن این مسأله ظهور امام دوازدهم برای اقامه حق و عدل به حال تو زیانی نمی رساند کسی که امامش را بشناسد سپس بمیرد و مردن او قبل از ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد به منزله ی کسی است که در میان لشکریان آن حضرت نشسته، نه! بلکه (بالاتر) مانند کسی است که در زیر پرچم آن حضرت نشسته است». (2)
از ابابصیر نقل شده است به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم فَرَج شما (آل محمد علیهم السلام) چه زمانی است؟
فرمودند: «ابابصیر! آیا تو نیز از کسانی هستی که دنیا پرست هستند؟! (آیا تو فرج ما را به خاطر رسیدن به خوشی های دنیوی آن زمان می خواهی؟) کسی که این امر را بشناسد (و از غیبت امام دوازدهم و قیام آن حضرت آگاهی داشته و به دنبال این آگاهی منتظر باشد)، به سبب همین انتظارش در امور او گشایش روی می دهد». (3)
در اصول کافی به سند صحیحی از زراره از حضرت امام صادق علیه السلام روایت آمده که فرمود:
«امام خودت را بشناس که اگر او را شناختی بر توزیان نرساند که این امر پیش بیفتد یا تأخیر یابد». (4)
امام باقر علیه السلام در حدیثی فرمودند:
«آگاه باشید که اگر شخصی شبش را قیام کند و روزش را روزه بگیرد و همه اموال خود را صدقه دهد و تمام عمر حج به جا آورد، ولی ولایت «وَليُّ الله» را نشناسد که ولایت او را داشته باشد و کلیه اعمالش به راهنمایی و دلالت او باشد برای او بر الله هیچ حقی در ثواب دادن به او نیست و چنین کسی از اهل ایمان نمی باشد». (1)
1) الكافي ج 2 ص 19.
به علت شدت فتنه ها و انحرافات در دوران غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، یکی از آفت هایی که مؤمنان را فرا می گیرد آن است که به انکار و تکذیب آن حضرت مبتلا گردند شیوع گناهان در میان شیعیان در زمان غیبت و غلبه ی هوای نفس و شهوت و غفلت از شناخت آن حضرت سبب می شود که عده ای به تکذیب و انکار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بپردازند. باید توجه داشت که عده ای به علت اصرار بر گناه و کثرت گناهان خود بر آن شوند که وجود ایشان را تکذیب نمایند و بگویند این که اعمال ما به محضر آن حضرت می رسد دروغ است و با این انکار و تکذیب در واقع خود را از قید حرام و حلال برهانند و توجیهی برگناهان خود داشته باشند.
در روایتی از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در باب تکذیب و انکار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبتشان آمده است که غیاث بن ابراهیم روایت می کند از حضرت صادق علیه السلام، از پدران گرامیشان علیه السلام که آن حضرت فرمودند؛ رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«کسی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرزندان مرا در زمان پنهان بودنش انکار کند، به مردن جاهلیت مرده است». (1)
از صفوان بن مهران نقل شده است؛ امام صادق علیه السلام فرمودند:
«کسی که به جمیع امامان معتقد باشد ولی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را انکار کند مانند شخصی است که به همه ی پیامبران معتقد باشد ولی نبوّت حضرت محمد صلى الله عليه واله وسلم انکار کند.
به ایشان گفته شد: یابن رسول الله! «مهدی» از فرزندان کیست؟ آیا او از فرزندان شماست؟
حضرت فرمودند: پنجمین فرزند از هفتمین امام است که جسم او از دیدگان مردم پنهان است و حلال نیست بر شما نام اصلی او را بیاورید». (2)
هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام و او از پدرش و او از جدش و او از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم روایت کند که فرمودند:
«قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرزندان من است. نامش، نام من و کنیه اش، کنیه ی من است. شمایل او شمایل من و روش او، روش من می باشد. مردم را بر آئین و دینم بدارد و آن ها را به کتاب پروردگارم فراخواند. کسی که او را اطاعت کند مرا اطاعت کرده است و کسی که او را نافرمانی کند مرا نافرمانی کرده است و کسی که او را در دوران غیبتش انکار نماید مرا -
انکار نموده است و کسی که او را تکذیب کند، مرا تکذیب کرده است و کسی که او را تصدیق نماید، مرا تصدیق نموده است. از کسانی که گفتار مرا درباره ی او انکار و تکذیب می کنند و از کسانی که در امتم مردم را از طریقه ی او گمراه می سازند به خداوند شکایت می برم.
«وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَى مُنْقَلَب يَنْقَلِبُونَ». (1)
«و کسانی که ستم کرده اند به زودی خواهند دانست که به چه بازگشت گاهی بازخواهند گشت». (2)
طبق دستور حضرات ائمه معصومین علیهم السلام یکی دیگر از وظائف ما شیعیان آن است که خبر غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف را انکار نکنیم. تفاوت این وظیفه با وظیفه ی قبل (عدم انکار و تکذیب حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف) در این است که تمام فرق مختلف مسلمین معتقدند که یک منجی الهی بنام «مهدی موعود» در آخرالزمان ظهور خواهد کرد و جهان را همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد، از عدل و داد پر خواهد نمود ولی در این که آن منجی بیش از هزار سال پیش به دنیا آمده باشد و مخفی از دیدگان زندگی کند اختلاف دارند. همه ی اهل سنّت منکر زنده بودن و غیبت آن حضرت هستند ولی منکر اصل وجود چنین شخصی نیستند.
چنان چه در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«اگر خبر غیبت امامتان به شما رسید، آن را انکار نکنید». (1)
در حدیثی دیگر از امام صادق علیه السلام نقل می شود که نظرات فرقه های مختلف عامه را باطل معرفی می نماید.
در این حدیث آن حضرت پنج نظریه از نظریه های باطل در مورد حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف را معرفی نموده اند و شیعیان را از ابتلا به آن برحذر داشته اند.
از سدیر صیرفی نقل شده است؛ من و مفضّل بن عمر و ابوبصیر و ابان بن تغلب به خدمت مولایمان امام صادق علیه السلام شرفیاب شدیم... .
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«وای بر شما! صبح امروز در کتاب جفر که کتابی است در بردارنده ی علم مرگ ها و مصیبت ها و بلاها و علم آن چه قبلاً اتفاق افتاده و در آینده تا روز قیامت اتفاق خواهد افتاد کتابی که خداوند بلند آوازه آن را به محمد صلی الله علیه واله وسلم و امامان بعد از ایشان اختصاص داده است، نگاه می کردم و درباره ی تولد قائم ما عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز در غیبت ایشان و طول کشیدن آن و مدت عمرشان امتحان مؤمنان در آن زمان و ایجاد شدن شک در دل های شان به واسطه ی طولانی شدن مدت غیبت، برگشتن بیش تر آن ها از دینشان و رها کردن رشته ی اسلام از گردن های شان، همان خدایی که یادش بلند مرتبه است درباره اش می فرماید:
«وَكُلَّ إِنسَانِ الْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَتُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابِاً يَلْقَاهُ مَنشُوراً». (2)
«رشته ی عمل هر انسان را دور گردنش قرار دادیم و روز قیامت برای او نوشته ای بیرون آوریم که آن را در برابر خود گشوده می بیند»؛.
یعنی ولایت (را از گردن بیرون می نهند) دقت می کردم، رقت و نرمی مرا در برگرفت و اندوه ها بر من چیره گشت.
عرضه داشتیم: یابن رسول الله! با شریک نمودنمان در بعضی از آن چه می دانید ما را گرامی و مشرف بدارید.
فرمودند: خداوند بلندمرتبه و عزیز سه دوره از دوره هایی را که در سه نفر از فرستادگانش قرار داده برای قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف مقدر فرموده: تولد ایشان را مانند تولد موسی علیه السلام و پنهان شدن شان را مانند پنهان شدن عیسی علیه السلام و به درازا کشیدنش و طولانی شدن مدت امتحان شیعیان را مانند به درازا کشیدن (مدت امتحان قوم) نوح علیه السلام قرار داده است. گذشته از این، مدت عمر بنده ی شایسته اش خضر علیه السلام را نیز نشانه و دلیلی بر عمر ایشان قرار داده است.
عرض کردم: یابن رسول الله! از روی حقایق این معانی پرده بردارید.
فرمودند: ... امّا تشبیه به غیبت عیسی علیه السلام از این جهت است که یهود و نصارا بر این که او کشته شده متفق شدند و خداوند عزیز و بلند مرتبه آنان را با فرموده اش تکذیب کرد:
«... وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتَّبَاعَ الظَّنَّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينا». (1)
«... و حال آن که آنان او را نکشتند و مصلوبش نکردند لیکن امر بر آنان مشتبه شد و کسانی که درباره او اختلاف کردند قطعاً در مورد آن دچار شک شده اند و هیچ علمی بدان ندارند جز آن که از گمان پیروی می کنند و یقیناً او را نکشتند».
هم چنین است غیبت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف؛ چرا که امت به خاطر طول کشیدنش آن را انکار می کنند.
پس بعضی از روی ناآگاهی خواهند گفت: او هنوز متولد نشده، -
1) سوره مبارکه نساء آیه 157.
بعضی می گویند: متولد شده ولی از دنیا رفته است، بعضی کافر می شوند و می گویند یازدهمین از ما امامان فرزندی پیدا نکرده و عقیم بوده است، گوینده ای نیز با کلامش بی دین می شود که می گوید: امر امامت به سیزده نفر یا بیش تر تجاوز نموده است و گوینده ای دیگر نیز با کلامش خدای بلند مرتبه و عزیز را معصیت می کند که می گوید: روح قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف در کالبد دیگری سخن می گوید!!». (1)
به عبارت دیگر ائمه معصومین علیهم السلام خواسته اند که بر اثر طولانی شدن زمان غیبت، منکر اصل غیبت نشویم.
از ابوعبیده حذاء نقل شده؛ از امام باقر علیه السلام در مورد زمان ظهور حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف این سؤال کردم، فرمودند:
«اگر به هر صورت آرزو دارید که این امر (قیام) به سوی شما آید (نزدیک شود)، پس انکارش نکنید». (2)
برای آن که از بلایا و فتنه های بی ایمان شدن در دوران غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف در امان بمانیم وظیفه و تکلیف داریم که علت غیبت آن جناب را بشناسیم. با توجه به روایات معصومین علیهم السلام در مورد غیبت آن حضرت علل مختلفی بیان شده است که به برخی از آن می پردازیم:
از زراره روایت شده؛ امام صادق علیه السلام فرمودند:
«زراره! برای قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف چاره ای از غیبت نیست.
عرض کردم: چرا؟
فرمودند: بر جانش می ترسد و با دست برشکم مبارک شان اشاره کردند». (1)
1) بحار الانوار ج 53 ص 96.
از علی بن حسن بن علی بن فضال، از پدرش نقل شده؛ امام رضا علیه السلام فرمودند:
«گویا می بینم شیعیان را زمانی که فرزند سومم (امام حسن عسکری علیه السلام) از دنیا می رود مانند چهارپایان به دنبال چراگاه می گردند ولی آن را نمی یابند.
عرض کردم: برای چه، یابن رسول الله؟
فرمودند به خاطر این که امامشان از دیدگان غایب می شود.
عرضه داشتم: چرا؟
فرمودند: تا کسی بر گردن آن امام، زمانی که با شمشیر قیام می کند، بیعتی نداشته باشد». (1)
از سدیر صیرفی نقل شده است؛ من و مفضّل بن عمر و ابوبصیر و ابان بن تغلب خدمت مولای مان امام صادق علیه السلام رسیدیم ... امام علیه السلام فرمودند:
«... قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز این چنین است (یعنی مانند نوح علیه السلام است)؛ چرا که دوران غیبت او طولانی می شود تا حقیقت خالص از ناخالص پاک شده و ایمان از تیرگی تصفیه گردد. این به سبب مرتد شدن شیعیانی است که ذات پلید و ناپاک دارند؛ همان کسانی که وقتی جانشینی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و چیرگی دین و امنیت گسترده ی زمان ظهور را احساس کنند، بیم نفاق آنان می رود». (2)
از ابن ابی عمیر نقل شده به امام صادق علیه السلام عرض کردم؛ چه شد که امیرمؤمنان علیه السلام با مخالفانشان در همان اول کار یعنی در مدت بیست و پنج سال بعد از شهادت رسول الله صلى الله عليه واله وسلم جنگ نکردند؟
فرمودند: «به خاطر وجود آیه ای که خدای بلند مرتبه در کتاب فرموده: «لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا». (1)
«اگر (عناصر کفر و ایمان) از یکدیگر جدا بودند همانا کسانی از آنان را که کافرند به عذاب دردناکی می رساندیم».
راوی می گوید عرض کردم: منظور از جدا شدن آن ها از یکدیگر چیست؟
فرمودند: مؤمنانی که به صورت امانت در صلب کفارند. هم چنین است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور نخواهد کرد تا این که امانت های خداوند عزیز خارج شوند. زمانی که این امانات خارج شدند، آن حضرت بر دشمنانی از خدا که زنده مانده اند آشکار می گردد و آنان را می کشد». (2)
عبدالله بن فضل هاشمی گوید شنیدم؛ امام صادق علیه السلام فرمود:
«برای صاحب الامر عجل الله تعالى فرجه الشریف غیبت ناگزیری است که هر باطل جویی در آن به شک می افتد.
گفتم: فدای شما شوم، برای چه؟
فرمودند: به خاطر امری که ما اجازه نداریم آن را هویدا کنیم.
گفتم: در آن غیبت چه حکمتی وجود دارد؟
فرمودند: حکمت غیبت او همان حکمتی است که در غیبت حجت های الهی پیش از او بوده است و وجه (علّت) حکمت غیبت او پس از ظهورش آشکار گردد هم چنان که وجه (علت) حکمت کارهای خضر علیه السلام از شکستن کشتی و کشتن پسر و به پا داشتن دیوار بر موسی علیه السلام روشن نبود تا آن که وقت جدایی آن ها فرا رسید. ای پسر فضل! این امر امری از امور الهی و سری از اسرار خدا و غیبی از غیوب پروردگار است و چون دانستیم که خدای تعالی حکیم است، تصدیق می کنیم که همه ی افعال او حکیمانه است اگرچه وجه آن آشکار نباشد». (1)
حنان بن سدیر از پدرش روایت کند؛ امام صادق علیه السلام فرمود:
«برای قائم ما عجل الله تعالى فرجه الشریف غیبتی است که مدت آن به طول می انجامد.
گفتم: ای فرزند رسول خدا! آن برای چیست؟
فرمودند: زیرا خدای تعالی می خواهد در او سنت های پیامبران علیهم السلام را در غیبت هایشان جاری کند و ای سدیر! گریزی از آن نیست که مدت غیبت های آن ها به سر آید، خدای تعالی فرمود:
«الَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ». (2)
«سنت های پیشینیان در شما جاری است». (3)
از مروان انباری نقل شده؛ از امام باقر علیه السلام چنین نوشته ای رسید: -
«هرگاه خدا هم جواری گروهی را برای ما ناپسند بداند، ما را از دید آن ها می برد!». (1)
در روایتی دیگر آمده است که محمدبن فَرَج گفت؛ امام باقر علیه السلام برای من نوشتند:
«هرگاه خدای بلند مرتبه و بزرگ بر مخلوقاتش خشمگین شود، ما را از مجاورت آن ها دور می کند». (2)
از مفضّل بن عمر روایت شده؛ امام صادق علیه السلام فرمود:
«... امیرمؤمنان علیه السلام بر منبر کوفه فرمودند ... بدانید که زمین از حجت خدا خالی نخواهد شد اما خدا خلقش را به خاطر ظلم و جور و زیاده روی شان در گناه از دیدنش کور می کند. اگر زمین یک ساعت از حجّت خدا خالی می شد اهلش را فرو می برد. او مردم را می شناسد ولی ایشان او را نمی شناسند؛ همان گونه که یوسف علیه السلام مردم را می شناخت ولی آنان منکر (شأن و مقام) او بودند.
سپس این آیه را تلاوت فرمودند:
«يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ». (3)
«دریغ و اندوه بر مردم هیچ فرستاده ای به سوی آنان نیامد مگر آن که وی را مسخره کردند». (4)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«برای صاحب این امر غیبتی است که ناچار باید واقع شود تا به شک افتد هرکس باطل است.
راوی عرض کرد: چرا فدایت شوم؟
فرمودند: به جهتی که ما مأذون نیستیم در کشف آن برای شما.
عرض کرد: وجه (علت) حکمتش چیست در غیبت او؟
فرمودند ... سببش معلوم نمی شود مگر بعد از ظهورش، چنان چه آن چه را خضر علیه السلام به جا آورد از سوراخ نمودن کشتی و کشتن کودک و ساختن دیوار برای موسی علیه السلام معلوم نشد مگر وقت جدا شدن ایشان از همدیگر». (1)
هرچند طبق روایات این علل برای غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف بیان شده است ولی در نهایت علّت اصلی، حکمت الهی است که بعد از ظهور آن حضرت آشکار می گردد. (2)
به علت طولانی شدن غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و شدت فتنه ها و امتحانات الهی در زمان غیبت ایشان احتمال آن که شیعیان در اعتقاد به وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دچار تزلزل و انحراف شوند بسیار زیاد است. لذا در روایات زیادی بر این مسأله تأکید شده است و برما تکلیف است که در اعتقاد به وجود آن حضرت ثابت قدم و پایدار باقی بمانیم.
چنان که از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«کسی از شما که با اعتقاد به مهدی ما عجل الله تعالی فرجه الشریف و غیبت ایشان از دنیا برود به مانند کسی است که با شمشیرش در راه خدا جهاد کرده باشد». (1)
1) بحار الانوار ج 52 ص 126.
در روایتی دیگر از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم آمده که کسانی را که تا ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر این اعتقاد ثابت قدم می مانند، دوستان خود و عزیزترین افراد امّت معرفی می نمایند.
رفاعة بن موسی و معاوية بن وهب نقل کردند؛ امام صادق علیه السلام فرمودند؛ رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«درخت طوبی برای کسی است یا خوشا به حال کسی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از اهل بیت مرا در حالی درک کند (و ببیند) که قبل از به پاخواستنش به او اقتدا کرده باشد...؛ این افراد رفیقان من و صاحبان دوستی و گرامی ترین امتم نزد من اند». (1)
در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام درباره ی این که «طوبی» چیست، حضرت فرمودند:
«طوبی برای کسی است که در غیبت قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف به ولایت ما چنگ زند و بعد از هدایت (به این ولایت) قلبش منحرف نگردد (و در اعتقاد به ولایت ما ثابت قدم بماند)».
به ایشان عرض کردم: فدای شما گردم! طوبی چیست؟
فرمودند: درختی است در بهشت که ریشه ی آن در خانه ی علی بن ابیطالب علیه السلام است. هیچ مؤمنی نیست مگر این که شاخه ای از شاخه های آن در خانه ی اوست و این است معنای کلام خداوند عزیز و بلند مرتبه که فرمود:
«طُوبى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبِ». (2)
«طوبی و نیکویی عاقبت برای آن ها است». (3)
در مقام استقامت در اعتقاد به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چنان فضیلتی وجود دارد که خداوند متعال این افراد را مورد خطاب قرار داده و پاداش آنان را معرفی نموده است.
جابر از امام باقر علیه السلام روایت کرده که ایشان فرمودند:
«زمانی بر مردم خواهد آمد که امام آن ها از نظرشان غائب می گردد، که خوشا به حال پایداران بر امر ما در آن زمان به درستی که کم ترین ثوابی که برای آنان خواهد بود آن است که آفریدگار عزوجل ایشان را ندا خواهد کرد بندگان من به سرمن ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید؛ پس مژده باد شما را به ثواب نیکو از سوی من، شمایید به حق بندگان و کنیزان من، از شما می پذیرم و شما را می بخشم و می آمرزم و به خاطر شما باران بر بندگانم می بارانم و بلا را از آنان دفع می نمایم، و اگر شما نبودید هر آینه عذاب برایشان فرو می فرستادم...». (1)
از عمرو بن ثابت نقل شده است؛ حضرت امام زین العابدین علیه السلام فرمودند:
«کسی که در زمان غیبت قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف بر ولایت ما امامان ثابت قدم بماند، خدا پاداش هزار شهید از شهیدان جنگ بدر و احد را به او می دهد». (2)
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«خوشا به حال شکیبایان در غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، خوشا به حال آنان که در راه اهل بیت علیهم السلام ثابت قدم می مانند». (3)
حضرت امام ابوجعفر باقر علیه السلام فرمود: -
همانا این حدیث شما شیعیان که اعتقاد به غیبت دارید به گونه ای است که دل های مردمان از آن می رمد بنابراین هرکه به آن اقرار کرد بیش تر برایش بگویید و هرکس آن را انکار نمود او را واگذارید. همانا باید که فتنه ای (آزمایشی) پیش بیاید که هر فرد آشنا و محرمی در آن سقوط نماید، تا جایی که آن کس موی را دو نیم می سازد (مو را از ماست بیرون می کشد و بسیار دقیق است) هم در آن بیفتد، تا اینکه جزما و شیعیان مان کسی باقی نماند».
شیخ صدوق قدس سره در کتاب کمال الدین به سند صحیحی از زراره آورده از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام که فرمود:
«زمانی بر مردم فرا می رسد که امامشان از آنان غایب می شود.
زراره گوید به آن حضرت عرضه داشتم: مردم در آن زمان چه کار کنند؟
فرمود: «به همان (امر و اعتقادی) که بر آن هستند، پایدار بمانند تا این که برای شان آشکار شود». (1)
در تفسیر البرهان درباره فرموده ی خدای تعالی: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا». (2)
«ای کسانی که ایمان آورده اید شکیبایی کنید و یکدیگر را به صبر و استقامت سفارش نمایید و مرابطه کنید»؛
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«بر اذیتی که در راه ما می بینید شکیبایی کنید.
راوی پرسید: و یکدیگر را به صبر و استقامت سفارش کنید؟
فرمود: بر دشمنانتان با ولی تان.
(راوی گفت): و مرابطه کنید؟
فرمود: با امامتان (پایدار) بمانید...». (1)
شیخ نعمانی قدس سره به سند خود از ابان بن تغلب از امام صادق علیه السلام آورده که فرمود:
«ای ابان! به مردم سبطه ای خواهد رسید... .
تا آن جا که گوید؛ عرضه داشتم فدایت گردم! پس در آن هنگام چگونه رفتار کنیم؟ و در آن میان چه کار کنیم؟
فرمود: به سوی آن چه بر آن هستید روی آورید تا هنگامی که خداوند صاحب آن را برایتان بیاورد». (2)
یکی از چیزهایی که در زمان غیبت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف برای مردم پیش می آید شک و تردید در امر آن حضرت است. اصل وجود شک امری طبیعی است و به اختیار انسان نمی باشد ولی ما وظیفه داریم به محض آن که تردید برایمان به وجود آمد، آن را بر طرف کنیم.
از کاهلی روایت شده که امام صادق علیه السلام فرمودند:
«با یکدیگر صله ی رحم کنید و به هم نیکی نمایید و با همدیگر مهربان باشید. به آن خدایی که دانه گندم را شکافت و انسان را آفرید، حتماً زمانی خواهد آمد که هیچ کدام از شما برای درهم و دینارش محلی پیدا نمی کند. مردم خیانتکار می شوند و نمی توان به کسی اعتماد کرد.
کاهلی می گوید؛ عرض کردم: آن زمان چه زمانی است؟
فرمودند: وقتی که امامتان غایب شود، همیشه در این حالت هستید تا این که امامتان ظاهر شود؛
همان گونه که خورشید هرجا که هستید طلوع می کند. پس بر حذر باشید از شک و تردید شک ها را از خودتان دور کنید به شما دستور داده اند که از شک دور باشید؛ پس خودتان را از آن دور کنید. من از خدا توفیق و هدایت شما را می خواهم». (1)
در روایت دیگری یکی از علل پیدایش شک را وسوسه شیطان معرفی نموده است و دستور داده اند که به شیطان اجازه ندهید در شما شک و تردید ایجاد کند ابوصلت هروی روایت کرده که امام رضا علیه السلام هم از پدران گرامیشان نقل فرمودند؛ پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«قسم به آن خدایی که مرا به حقیقت بشارت دهنده برانگیخت، قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف از فرزندان من به واسطه ی پیمانی که با او دارم حتماً غایب خواهد شد تا وقتی که بیش تر مردم بگویند خدا به خاندان پیامبر (در اجرای حکومت عدل الهی) احتیاجی ندارد و عده ی دیگری نیز در ولادتش شک کنند کسی که در آن زمان باشد باید به دینش چنگ زده آن را حفظ کند و به وسیله ی شکش برای شیطان راهی به خود قرار ندهد؛ چرا که در این صورت شیطان او را از امت من و دین من خارج می کند (همان طور که قبل از شما نیز پدر و مادرتان را از بهشت بیرون کرد خدای بلند مرتبه و بزرگ شیطان ها را سرپرست و دوست کسانی که ایمان ندارند قرار داده است». (2)
طبق این روایت اگر کسی در صدد بر طرف کردن شک و تردیدش تلاش ننماید شیطان سرپرست او خواهد بود و چنین شخصی ایمان ندارد ولی مهم ترین شکی که در انسان ایجاد شود شک در مورد امام -
عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف است.
چنان چه در روایتی از ابن عباس آمده است؛ رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«علی بن ابیطالب علیه السلام پیشوای امت من و جانشین من بر آن ها بعد از من است و از فرزندان اوست قائمی که انتظارش کشیده می شود؛ همان که خدای بلند مرتبه به وسیله اش زمین را از عدل و داد پر می کند همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد. قسم به آن خدایی که حقیقتاً مرا برای بشارت دادن برانگیخت ثابت قدمان بر اعتقاد به امامت او از گوگرد سرخ (یا یاقوت سرخ یا طلای سرخ) کمیاب ترند.
جابربن عبدالله انصاری برپا خاست و گفت: یا رسول الله! قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف از فرزندانت غیبتی دارد؟
فرمودند: بله به خدا قسم؛
«وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ». (1)
«برای این که خدا کسانی را که ایمان آوردند بیازماید و کافران را نابود کند».
جابر! این امر (غیبت) از امور خدایی و سرّی از اسرار اوست که از مخلوقاتش پنهان داشته؛ پس بر حذر باش از شک کردن در امر خدا که کفر است». (2)
و هم چنین کسانی که در زمان غیبت آن حضرت در دلشان تردید باشد سرانجام او را انکار کرده و یاد او را به استهزاء می گیرند. صقربن ابی دلف می گوید به حضرت امام جواد علیه السلام عرض کردم:
چرا فرزند امام حسن عسکری علیه السلام را «مُنتَظَر» می نامند؟
فرمودند: «زیرا او غیبتی دارد که روزهای آن زیاد و مدت آن طولانی می شود. آن کسانی که خلوص دارند انتظارش را می کشند، آن کسانی که -
در دلشان تردید است او را انکار خواهند کرد، منکران او نام آوردن و یاد او را مسخره می کنند و...». (1)
عبدالعظیم حسنی از حضرت جواد علیه السلام روایت کرده است که شنیدم آن حضرت می فرمودند:
«زمانی که پسرم علی علیه السلام از دنیا برود، چراغی بعد از او ظاهر می شود و بعد از مدتی مخفی می گردد. پس هلاک و نابود باد آن که در این امر شک کند...». (2)
از آن جا که هرچه به فرج حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک می شویم فتنه ها و امتحانات بسیاری در میان مردم ظاهر می شود به طوری که تشخیص این فتنه ها کاری بس دشوار و سخت خواهد بود. برای پیشگیری از واقع شدنمان در شک و تردید و دور شدن از حق و حقیقت، موظف هستیم علائم و نشانه های ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بشناسیم.
چنان چه در روایات حضرات معصومین علیهم السلام به این امر متذکر شده اند از زراة بن أعين نقل شده؛ شنیدم امام صادق علیه السلام فرمود:
«ندا کننده ای از سمت آسمان صدا می زند فلان شخص امیر مردم است؛ و ندا کننده ای دیگر صدا می زند فقط علی علیه السلام و پیروان او پیروزند.
به ایشان عرضه داشتم: پس بعد از چنین ندایی، چه کسی با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می جنگد؟.
فرمود: شیطان (نیز) صدا می کند فقط فلانی و پیروانش پیروزند (و نام مردی از بنی امیه) را می آورد.
عرض کردم: بنابراین چه کسی صدای راست را از دروغ تشخیص می دهد؟
فرمود: کسانی که حدیث ما را روایت می کنند و قبل از آن که این وقایع اتفاق بیفتد، می گویند: چنین حوادثی واقع خواهد شد؛ و می دانند که امامانشان برحق و راستگو هستند». (1)
حضرت صادق علیه السلام در این حدیث نجات از فتنه ها را فقط برای کسانی میسّر می دانند که قبل از وقوع آن روایات مربوط به آن را مطالعه کرده اند و از قبل می دانند چنین امتحاناتی پیش خواهد آمد. از عبدالرحمان بن مسلمه جریری روایت شده؛ به امام صادق علیه السلام عرض کردم:
«سنی ها ما را سرزنش می کنند و می گویند زمانی که (نشانه های) حق و باطل (مشابه هم) اتفاق می افتد، چگونه از یکدیگر تشخیص داده می شود؟
فرمودند: شما به آن ها چه جواب می دهید؟
عرض کردم: ما چیزی در جواب آنان نمی گوییم!
روای میگوید؛ حضرت صادق علیه السلام فرمودند: به آنان بگویید زمانی که این وقایع رخ می دهد مؤمنی که قبل از وقوع به آن ها ایمان داشته تصدیق می کند (و تشخیص می دهد).
(پس فرمودند): خداوند عزیز و جلیل می فرماید:
«قُلْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَهْدِى إِلَى الْحَقِ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَا يَهْدِى إِلَّا أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ». (2)
آیا کسی که به سوی حق هدایت می کند سزاوارتر به پیروی است، یا کسی که خود راه نبرد تا راهبری اش کشد، پس چه می شود شما را چگونه حکم می کنید؟». (1)
طبق این روایت مؤمن باید به آن چه از امامان معصوم علیهم السلام به دستش می رسد ایمان داشته باشد و آن ها را عین حق و حقیقت بداند، نه این که وقتی فهم روایتی از محدوده ی عقلی بیرون بود آن را افسانه و باطل بداند و کلام معصوم علیه السلام را سبک بشمارد.
تحقق نیافتن بعضی از علامت های ظهور هیچ گونه منافاتی با اصل ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را نخواهد داشت و هرگز در اصل ظهور «بداء» حاصل نخواهد شد زیرا امر ظهور از وعده های الهی است و تحقق پیدا خواهد کرد.
از داوود بن ابی قاسم نقل شده؛ در خدمت امام جواد علیه السلام بودیم از سفیانی و آن چه در روایت آمده که آمدن سفیانی از علامت های حتمی ظهور است، صحبت شد؛ به ایشان عرض کردم: آیا«بداء» برای خداوند در علامت های حتمی ممکن است؟
فرمودند: بلی.
به ایشان گفتم: می ترسم در خود ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز «بداء» واقع شود.
فرمود: (ظهور) حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از وعده های خداست (که بنا به آن چه در قرآن آمده خدا هیچ گاه برخلاف آن عمل نمی کند)». (2)
معین نمودن زمان برای ظهور و قیام آن حضرت، طبق روایات معصومین علیهم السلام از اعمالی است که دارای حرمت است. این به معنای آن است که روز و سال و ماه ظهور را مشخص نکنیم ولی خواندن روایات که علائم نزدیک ظهور یا علائم حتمیه ظهور را بیان می کند مانعی ندارد.
یکی از آفات تعیین نمودن وقت برای ظهور آن است که سبب سست شدن عقیده ی مردم بر ظهور آن حضرت می گردد؛ زیرا زمان تحقق علائم بیان نشده است اگر برای ظهور وقت معین گردد چه بسا از جهت زمان دچار اشتباه شده باشیم و این امر موجب شک و تردید در عقاید مردم می گردد.
ابن بصیر از امام صادق علیه السلام روایت کند که چون از قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف سؤال شد، فرمودند: -
«دروغ گفته اند وقت تعیین کنندگان ما اهل بیتی هستیم که وقت معین نمی کنیم». (1)
از محمدبن مسلم روایت شده؛ امام صادق علیه السلام فرمودند:
«محمّد! اگر کسی از طرف ما برای تو خبری از تعیین وقت (وقت ظهور) آورد از دروغگو خواندن او ترسی نداشته باش؛ چرا که ما برای هیچ کسی تعیین وقت نمی کنیم». (2)
از ابو حمزه ثمالی روایت شده به امام باقر علیه السلام عرض کردم:
«امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمودند: «تا سال 70، بلا هست»؛
و نیز می فرمودند: بعد از بلا راحتی و گشایش است»؛
درحالی که سال 70 گذشت و ما آسایشی ندیدیم؟
امام باقر علیه السلام فرمودند: ای ثابت! خدای بزرگ وقت امر فرج را در سال 70 تعیین فرموده بود.
زمانی که امام حسین علیه السلام کشته شد، غضب خدا بر اهل زمین شدت گرفت؛ از این روی آن را تا سال 140 به تأخیر انداخت. ما آن زمان را برای شما بیان کردیم و شما این کلام را فاش کردید و پرده از روی آن (سر) برداشتید. خدا نیز آن را به تأخیر انداخت و بعد از آن وقتی نزد ما تعیین نکرد؛
«يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمِّ الْكِتَابِ». (3)
«خدا آن چه را بخواهد محو می کند و آن چه را بخواهد ثابت می گذارد و ام الکتاب نزد اوست».
ابوحمزه می گوید؛ به امام صادق علیه السلام این مطلب را (که از پدرشان شنیده بودم) عرض کردم.
ایشان فرمودند: مطلب چنین است». (1)
از فضیل بن یسار نقل شده؛ به حضرت امام باقر علیه السلام عرض کردم:
«این امر (اجرای حکومت عدل الهی) وقتی دارد؟
فرمودند: تعیین کنندگان وقت دروغ می گویند. موسی علیه السلام وقتی برای مناجات با پروردگارش از میان قومش خارج شد، به آنان وعده بازگشت در 30 روز دیگر را داد.
زمانی که خدا 10 روز بر این 30 روز اضافه کرد، قومش در مورد او گفتند: موسی علیه السلام با ما خلف وعده کرد و انجام دادند هر آن چه انجام دادند (گوساله را عبادت کردند).
پس از آن فرمودند: بنابراین، زمانی که ما از چیزی به شما خبر دادیم و آن امر بر طبق خبر مادر زمان مقرر شده از طرف ما واقع شد، بگویید: خدا راست گفت اگر هم از چیزی به شما خبر دادیم و بر خلاف آن چه گفتیم واقع شد، باز بگویید: خدا راست گفت دو اجر به شما داده می شود». (2)
از مفضّل بن عمر نقل شده که از امام صادق علیه السلام سؤال کردم:
«آیا برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف وقتی تعیین شده که مردم آن را بدانند؟
فرمودند: حاشا که خداوند برای ظهور او وقتی تعیین کرده باشد که شیعیان ما آن را بدانند.
عرض کردم: آقای من چرا چنین است؟
فرمودند: زیرا وقت ظهور همان ساعتی است که خدای تعالی فرمود:
«يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ في السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ -
إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ». (1)
«(ای رسول ما) از تو در مورد ساعت سؤال می کنند که زمان آن چه وقتی است؟ به آنان بگو علم آن فقط نزد پروردگار من است کسی جز او آن ساعت را در وقت مقررش ظاهر نمی کند، آن ساعت در آسمان ها و زمین عظیم است، آن ساعت به شما نمی رسد مگر (به صورت) ناگهانی از تو می پرسند؛ گویا تو کاملاً بدان آگاهی. بگو: علم آن فقط نزد خداست؛ ولی بیش تر مردم نمی دانند».
آن همان ساعتی است که خدای بلند مرتبه فرمود:
«يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا». (2)
«(ای رسول ما) از تو درباره ساعت سؤال می کنند که چه هنگام خواهد بود؟»؛
و فرمود: «عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ». (3)
«علم زمان ساعت نزد خداست».
و نفرمود علم آن نزد کسی است و نیز فرمود:
«فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنِّي لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ». (4)
«پس آیا [کافران] امید به چیزی دارند مگر به ساعت که ناگهانی آنان را فراگیرد؟ تحقیقاً که شرط ها و علامت های آن ساعت آمده است. پس تذکر به آنان، زمانی که ساعت بیاید،
چه سودی برای ایشان خواهد داشت؟».
باز فرمود: «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ». (5)
«نزدیک شد ساعت و ماه آسمان شکافته شد».
و فرمود: «وَ مَا يُدْرِيكَ لَعَل السَّاعَةَ تَكُونُ قَريبا». (1)
«و تو چه می دانی؟ شاید ساعت نزدیک باشد».
«يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقِّ أَلَا إنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ». (2)
«آنان که به ساعت ایمان ندارند (به تمسخر) تقاضای عجله در مورد آن می کنند، اما اهل ایمان از آن روز سخت ترسانند و می دانند که آن روز حق است. (ای مردم) بدانید آنان که، در مورد ساعت جدال و بحث (انکار) می کنند در گمراهی دوری هستند».
عرضه داشتم: معنای «جدال» چیست؟
فرمودند؛ می گویند چه زمانی قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف متولد شده؟ چه کسی او را دیده؟ کجاست؟ چه زمانی ظهور می کند؟ تمام این ها عجله کردن در امر خدا و شک در تقدیر او و وارد شدن در قدرت او است. اینان هستند کسانی که در دنیا زیان کردند و کافران بد بازگشتی دارند.
عرض کردم: آیا وقتی برای آن تعیین نشده؟ فرمودند: مفضّل! من وقتی تعیین نمی کنم و وقتی هم تعیین نشده است. کسی که برای مهدی ما عجل الله تعالى فرجه الشریف وقتی تعیین کند، به تحقیق، خود را در علم خدای بزرگ شریک دانسته و ادعا کرده که بر راز او دست یافته. خدا سرّی ندارد مگر این که بر این مخلوقات برگردانده شده و گمراه از خدا و رویگردان از دوستان خدا واقع می شود و خدا خبری ندارد مگر این که اولیائش مخصوص به او هستند برای سرش و آن سرّ نزد آنهاست اما خدا این سر را در میان این خلق واقع می کند تا بر ضدشان دلیل باشد». (3)
در غیبت نعمانی به سند خود از محمدبن مسلم آورده که گفت؛ حضرت ابوعبدالله امام صادق علیه السلام فرمود: «ای محمد! هرکس تعیین وقتی را از ما به تو خبر دهد بدون تردید او را تکذیب کن؛ زیرا که البته ما برای هیچ کس وقتی را تعیین نمی کنیم». (1)
ابوبکر حضر می گفت که شنیدم حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام می فرمود:
«همانا ما برای این امر وقتی تعیین نکنیم». (2)
امام صادق علیه السلام فرمود:
«خداوند جز این نخواهد کرد که خلاف وقتی را که وقت گذاران تعیین کنند، ظاهر سازد». (3)
در کافی از احمد به سند خود آورده که گفت امام صادق علیه السلام فرمود:
«خداوند جز این نکند که برخلاف وقت وقت گذاران پیش آورد». (4)
در حدیثی در کافی و غیر آن روایت آمده از فضیل بن یسار که گفت به حضرت ابو جعفر باقر علیه السلام عرضه داشتم: آیا برای این امر وقتی هست؟
فرمود: «وقت گذاران دروغ گویند، دروغ گویند، دروغ گویند؛ همانا موسی علیه السلام وقتی که به دعوت پروردگارش رفت، قوم خود را سی روز وعده داد و چون خداوند ده روز بر آن سی روز افزود، قوم او گفتند:
وعده ای که موسی داده بود بر خلاف شد، و کردند آن چه کردند. پس اگر ما برایتان حدیث کنیم و مطابق آن چه حدیث گفته ایم پیش آید بگویید: خداوند راست فرموده است و هرگاه برایتان حدیثی بگوییم -
و برخلاف آن چه ما گفتیم پیش آمد بگویید: خداوند راست فرموده است که دو بار پاداش خواهید یافت». (1)
در احتجاج شیخ طبرسی قدس سره از محمدبن یعقوب کلینی از اسحاق بن يعقوب قدس سره آمده که گفت:
از محمّدبن عثمان عَمْری درخواست کردم نامه ای از من (به محضر حضرت صاحب الأمر عجل الله تعالى فرجه الشریف) برساند که در آن نامه از مسائلی که بر من مشکل شده بود سؤال کرده بودم پس توقیع به خط مولایمان صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشریف آمد، تا آن جا که فرموده:
«... و امّا ظهور فَرَج، پس آن به دست خدای عزوجل است و وقت گذاران دروغ می گویند...». (2)
ابوبصیر گفت: از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام درباره ی حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف پرسیدم، فرمود:
«وقت گذاران دروغ گویند ما خاندانی هستیم که وقتی را تعیین نکنیم». (3)
در غیبت شیخ طوسی قدس سره به سند خود از فضل بن شاذان به سند خود از فضیل است که گفت از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام پرسیدم: آیا این امر را وقتی هست؟ فرمود: «وقت گذاران دروغ می گویند دروغ می گویند، دروغ می گویند». (4)
حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام فرمود:
«وقت گذاران دروغ می گویند در گذشته وقتی تعیین نکردیم و در -
آینده هم تعیین نخواهیم کرد». (1)
عبدالرحمن بن کثیر گفت: در محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب بودم که مهزم اسدی بر آن جناب وارد شد و عرضه داشت: فدایت گردم! مرا خبر ده این امری که انتظارش را می کشید چه وقت خواهد بود که به طول انجامیده؟
آن حضرت علیه السلام فرمود:
«ای مهزم! وقت گذاران دروغ می گویند و شتاب زدگان به هلاکت رسند، و تسلیم شوندگان نجات یابند و به سوی ما می آیند». (2)
حضرت امام صادق علیه السلام فرمود:
«هرکس از مردم برای تو هرگونه وقتی را تعیین کرد، بدون هراس او را تکذیب کن که ما برای هیچ کس وقتی تعیین نکنیم». (3)
یکی دیگر از فتنه های زمان غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف آن است که قبل از ظهور آن حضرت، عده ی بسیاری ادعای مشاهده، ارتباط و نیابت آن حضرت را می کنند در صورتی که با پایان غیبت صغری، هیچ کس واسطه ی بین آن حضرت و شیعیان نمی باشد. در حالی که هرچه به ظهور آن حضرت نزدیک می شویم مدعیان دروغین بیش تر می شوند. بنابراین یکی از خطیرترین وظایف شیعیان و منتظران آن حضرت، شناخت فرقه های دروغین مهدویت (مانند بابیت) می باشد.
چنان چه در توقیعات، امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف به این مسأله هشدار داده اند.
در توقیعی که به علی بن محمد سمری قدس سره از آن حضرت رسیده است، چنین فرمودند: -
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ.
به نام خدايي که بخشنده و مهربان است.
ای علی بن محمد سَمُری! خدا اجر برادرانت را در فقدان تو عظیم گرداند که تو تا شش روز دیگر از دنیا می روی. بنابراین کارهایت را جمع کن و به هیچ کس برای جانشینی خود بعد از مرگت وصیت نکن؛ زیرا غیبت دوم (غیبت کامل) واقع شد و ظهوری نیست مگر با اجازه ی خدای عزیز و آن ظهور بعد از مدتی طولانی و سخت شدن دل ها و پرشدن زمین از ستم خواهد بود.
در آینده کسی برای شیعیان من ادعای مشاهده ی مرا مطرح خواهد نمود.
آگاه باشید! کسی که ادعای مشاهده ی مرا قبل از قیام سفیانی و ظاهر شدن صیحه ی آسمانی داشته باشد، او دروغگو (یا: بسیار دروغگو) و تهمت زننده است و نیرو و توانی نیست مگر به وسیله ی خدای بلند مرتبه ی بزرگ». (1)
در رابطه با این مسأله از مفضّل بن عمر روایت شده؛ شنیدم امام صادق علیه السلام فرمودند:
«صاحب این امر دو غیبت دارد که در یکی از آن ها به سوی اهلش بر می گردد و در غیبت دیگر غیبت کبری نامیده می شود، به خاطر قطع شدن ارتباط ایشان با شیعیانشان گفته می شود هلاک شد، در کدامین بیابان زندگی می کند؟!
عرض کردم: زمانی که این چنین شد (در غیبت دوم) ما چه کنیم؟
فرمودند: اگر کسی ادعایی کرد از آن مسائل (و علائم) دشواری که مانند امام پاسخگوی آن است، از او سؤال کنید». (2)
تفاوت بین غیبت صغری و غیبت کبری آن است که:
در غیبت صغری افرادی به عنوان سفیر خاص از طرف آن حضرت انتخاب می شدند و واسطه ی بین شیعیان و آن امام غائب از نظر بودند.
اینان نامه ها و درخواست ها و خبرهای شیعیان را به آن بزرگوار می رساندند و از طرف ایشان نیز پاسخ های لازم را به مردم می دادند.
از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«خروج نکند قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف مگر بعد از این که دوازده نفر از بنی هاشم خروج کنند و همه دعوت به خود کنند (یعنی ادعای امامت داشته باشند)». (1)
1) اثبات الهداة ج 3 ص 726 و 731/ غیبت طوسی ص267.
یکی از آثار تعجیل در امر ظهور حضرت آن است که سبب قسی شدن قلب ها می گردد و الفت و مهربانی از میان مردم می رود و سبب خروج مردم از اسلام می گردد چنان چه در روایات معصومین علیهم السلام آمده است.
على بن يقطین روایت کند که امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود:
«شیعه دویست سال است به آرزو تربیت شده، یقطین به پسرش می گوید چه شده که هرچه به ما فرموده اند درست درآمده و هر چه به شما گفته اند درست در نیامده؟
علی بن یقطین در جواب پدرش فرمود: آن چه به ما و شما گفته شده همه از یک مخرج است چیزی که هست امر شما وقتش ثابت بود مثل خلافت بنی العباس و به شما خبر مطابق واقع می دادند، و امر ما وقتش حاضر نبود پس ما را به ریشخند جواب می دادند، و مشغول می ساختند، -
مثلاً اگر گفته می شد به ما این امر نخواهد شد مگر بعد از دویست سال یا سیصد سال هر آینه قلب ها قسی می شد و اکثر مردم از اسلام خارج می شدند ولی فرمودند (فرج) نزدیک است به زودی خروج خواهد کرد تا این که تألیف (الفت و مهربانی) قلوب مردم شود و فرج را نزدیک پندارند». (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در حدیث اربع مأه (حدیثی که 400 کلام در موضوعات گوناگون در آن بیان کرده اند). فرمودند:
«کوشش برای کندن کوه ها آسان تر است از کوشیدن برای براندازی حکومتی که مدت موقت و معینی دارد از خدایاری بخواهید و صبر کنید.
«إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ». (2)
«به درستی که زمین مال خداست و آن را به هرکدام از بندگانش که بخواهد، به ارث می دهد و عاقبت نیکو از آن با تقوایان است».
در اجرای این امر (حکومت عدل الهی) قبل از فرارسیدن وقت آن عجله نکنید که پشیمان خواهید شد و طولانی ندانید زمان آن را که قلب هایتان قساوت پیدا می کند». (3)
در بعضی از روایات علت عدم تعجیل را گمراهی، هلاکت و ترس بیان نموده اند.
از صقر بن ابی دلف روایت شده که گفت؛ ... به حضرت جواد علیه السلام عرضه داشتم:
برای چه (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) مُنْتَظَر نامیده شده است؟
حضرت فرمودند: «او غیبتی خواهد داشت که روزهای آن زیاد و مدت آن طولانی خواهد شد. بنابراین کسانی که اخلاص دارند منتظر قیام او -
می شوند اهل شک و تردید منکر او خواهند شد، منکران او را مسخره می کنند، تعیین کنندگان وقت ظهور دروغ می گویند، عجله کنندگان به هلاکت می رسند و تسلیم شوندگان در آن (زمان غیبت) نجات می یابند». (1)
از عبدالرحمان بن کثیر روایت شده؛ در خدمت امام صادق علیه السلام بودم که مهزم اسدی وارد شد و عرض کرد: فدای شما گردم! مرا خبر دهید این امری که انتظارش را می کشید چه زمانی واقع می شود؟ طولانی شد.
حضرت فرمودند: «کسانی که به تعیین وقت برای آن می پردازند دروغ می گویند کسانی که عجله در آن را می طلبند هلاک می شوند، اهل تسلیم نجات پیدا می کنند و به سوی ما بر می گردند». (2)
امیرمؤمنان علی علیه السلام در یکی از خطبه هایشان فرمودند:
«بدانید؛ دانستنی حتمی و یقینی که آن چه به استقبال مهدی ما عجل الله تعالی فرجه الشریف می رود جاهلیت شماست و این از آن جهت است که تمام امت قبل از ظهور او در جاهلیت به سر می برند مگر کسی که خدا به او رحم کرده باشد. بنابراین عجله نکنید (در جلو افتادن زمان ظهور) که ترس به شما رو می آورد ...». (3)
علت دیگری نیز در روایات بیان شده است و آن این است که انسان ها برای جلو افتادن زمان ظهور دست به حرکت نظامی ببرند و قبل از قیام آن حضرت برای برپایی حکومتی، قیامی را ترتیب دهند زیرا هر اقدامی قبل از ظهور آن حضرت در میان مردم بی نتیجه خواهد بود.
امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند:
«ملازم زمین باشید (ساکن باشید و حرکت نکنید) و بربلا صبر کنید و با دستان و شمشیرهایتان و به خواهش زبان هایتان حرکت نکنید و در آن چه خدا آن را برای شما جلو نینداخته، عجله نکنید؛ چرا که هرکدام از شما که در دسترسش بمیرد ولی از شناخت پروردگارش و شناخت حق رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و اهل بیت او علیهم السلام بهره مند باشد، شهید از دنیا رفته و پاداش او بر عهده خداست. این حالت او موجب می شود ثواب آن چه از عمل نیکو در نیت داشته به او داده شود و نیت او جانشین اقدام او با شمشیر خواهد شد؛ چراکه هر چیزی زمانی و اجلی دارد». (1)
جابر روایت کرده؛ امام باقر علیه السلام فرمودند:
«مَثَل قيام قائم ما خاندان عجل الله تعالی فرجه الشریف مانند قیام رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم است و مثل قیام هرکسی از ما اهل بیت علیهم السلام قبل از قیام قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف مثل جوجه ای است که پرواز کند (در حالی که هنوز بال های او قوت پرواز نگرفته) از لانه اش می افتد و بچه ها با او بازی می کنند». (2)
ابوبصیر روایت کرده؛ امام صادق علیه السلام فرمودند:
«صاحب هر پرچمی (قیامی) که قبل از قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بلند گردد طاغوتی است که غیر خدای عزیز بلند مرتبه را عبادت می کند». (3)
جابر جعفی روایت کرده؛ امام باقر علیه السلام فرمودند:
«ملازم زمین باش و دست و پا را حرکت مده (کنایه از قیام) تا این که نشانه هایی را که برایت ذکر می کنم ببینی؛ ولی می دانم که تو آن زمان را درک نمی کنی ...». (4)
در کمال الدین از صقر بن ابی دلف آورده که گفت؛ شنیدم حضرت ابو جعفر محمدبن علی الرضا علیه السلام می فرمود:
«همانا امام بعد از من پسرم علی علیه السلام است، امر او امر من و گفته اش گفته ی من و اطاعتش اطاعت از من است و امام بعد از او، پسرش حسن علیه السلام است، امر او امر پدرش و گفته ی او گفته ی پدرش و اطاعتش اطاعت از پدرش می باشد. سپس ساکت شد.
عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن علیه السلام کیست؟
پس از آن حضرت به شدّت گریست، آن گاه فرمود: البته بعد از حسن علیه السلام، پسرش آن که قائم به حق و مورد انتظار است، می باشد.
گفتم: ای فرزند رسول خدا! چرا «قائم» نامیده شده؟
فرمود: زیرا که او پس از آن که یادش مرده باشد و بیش تر معتقدان به امامتش برگشته باشند، قیام کند (و به پا خیزد).
گفتم: چرا «منتظر» نامیده شده؟
فرمود: چون که او را غیبتی است که روزهای بسیار و مدتی طولانی دارد پس مخلصان منتظر خروجش باشند و اهل تردید انکارش کنند و جاحدان یاد او را به استهزا گیرند و وقت گذاران در آن دروغگو شوند و عجله کنندگان در آن هلاک گردند و تسلیم شوندگان در آن نجات یابند». (1)
حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام فرمود:
«هَلَكَ أَصْحابُ المَحاضِيرِ وَ نَجَى الْمُقَرَّبُونَ».
«شتاب زدگان هلاک شدند و نزدیک شمارندگان نجات یافتند...». (2)
از ابراهیم بن مهزم از پدرش آمده که گفت: در محضر امام ابو عبدالله علیه السلام -
از پادشاهان آل فلان سخن به میان آوردیم، آن حضرت فرمود:
«همانا مردم به خاطر عجله کردنشان برای این امر هلاک گشتند خداوند به جهت عجله ی بندگان عجله نمی کند به درستی که برای آن امر آخری هست که به آن خواهد رسید پس هرگاه به آن رسیدند، نه ساعتی پیش و نه پس می افتند». (1)
از منصور آمده که گفت؛ حضرت ابوعبدالله امام صادق علیه السلام فرمود:
«ای منصور! این امر شما نخواهد رسید مگر بعداز نومیدی. نه، به خدا سوگند تا این که از هم جدا شوید و نه به خدا سوگند! تا این که آزمایش گردید و نه به خدا سوگند تا این که شقاوتمند شود هرکه شقاوتمند شدنی است و سعادتمند گردد هرکس اهل سعادت است». (2)
از محمدبن منصور صیقل از پدرش آمده که گفت: من و حارث بن المغیره و جمعی از اصحاب مان نشسته بودیم و حضرت امام صادق علیه السلام سخنمان را می شنید، پس به ما فرمود:
«شما در چه فکری هستید هیهات هیهات! به خدا سوگند! آن چه شما دیدگانتان را به سوی آن خیره کرده اید نخواهد شد تا این که غربال شوید. نه والله نخواهد شد آن چه دیدگانتان را به سوی آن می کشید تا این که بررسی شوید نه والله چشم به سویش می کشید، نخواهد شد تا این که (خوب از بد) جدا شود. نه، والله! آن چه چشم به سویش می کشید نخواهد شد مگر پس از نومیدی. نه، والله! نخواهد شد آن چه چشم به سویش می کشید تا آن گاه که به شقاوت رسد آن که شقاوتمند است و به سعادت رسد آن که سعادتمند می باشد». (3)
در وافی به نقل از کافی به سند خود از ابوالمرهف از حضرت امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود:
«غبار آن (فتنه و آشوب) بر کسی خواهد رسید که آن را برانگیزاند، محاضیر هلاک شوند.
روای پرسید: فدایت گردم! محاضیر چیست؟
فرمود: عجله کنندگان». (1)
چنان چه در دعای زمان غیبت آن حضرت نیز وارد شده است که از خداوند عدم تعجیل در ظهور را مسألت می نماییم.
«اللَّهُمَّ ... فَصَبِرْنِي عَلَى ذَلِكَ حَتَّى لَا أُحِبَّ تَعْجِيلَ مَا أَخَرْتَ وَلَا تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ وَ لَا أَكْشِفَ عَمَّا سَتَرْتَهُ وَلَا أَبْحَثَ عَمَّا كَتَمْتَهُ وَلَا أُنَازِعَكَ فِي تَدْبِيرِكَ وَلَا أَقُولَ لِمَ وَكَيْفَ وَمَا بَالُ وَلي أَمْرِ اللهِ لَا يَظْهَرُ وَ قَدِ امْتَلَاتِ الْأَرْضُ مِنَ الجَوْرِ وَأُفَوّضُ أُمُوري كلها إليك...». (2)
«خداوندا ... پس مرا صبر بده تا این که دوست نداشته باشم عجله در آن چه تو آن را به تأخیر انداخته ای و نه عقب افتادن آن چه تو آن را به جلو انداخته ای و نه پرده برداشتن آن چه تو آن را پوشیده داشته ای و نه کندوکا و از آن چه تو آن را مستور داشته ای و در تدبیر تو دعوا نکنم و نگویم برای چه و چگونه و چه شده است ولی امر را که ظاهر نمی شود؛ حال آن که زمین از ستم پر شده است؟ تمام کارهایم را به تو وامی گذارم ...».
انتظار امری فطری است و برای همه ی آحاد بشریت در هر قوم و هر آئینی که باشند وجود دارد.
اما انتظار در افراد مختلف به اشکال متفاوتی بروز می کند. انتظار چشم به راه بودن است و این چشم به راهی به تناسب بستر و زمینه ی آن ارزش پیدا می کند و آثار و پیامد هایی دربر دارد.
انتظار تنها یک حالت روحی و درونی نیست بلکه این حالت از درون آغاز می شود و به بیرون سرایت می کند و حرکت آفرینی می نماید. به همین دلیل در روایات، انتظار به عنوان بهترین اعمال معرفی شده است.
زیرا انتظار به شخص منتظر هدف و انگیزه ی والایی می دهد که سبب می شود کارها و تلاش های او جهت خاصی پیدا کند. بنابراین معنای «انتظار» با نشستن و دست روی دست گذاشتن و یا چشم به در دوختن و حسرت خوردن تمام نمی شود بلکه در حقیقت «انتظار» -
حرکت، نشاط و شورآفرینی می کند مانند کسی که در انتظار مهمان عزیزی است به شوق و شعف می آید و سر از پا نمی شناسد و به تلاش و تکاپو در می آید تا محیط اطراف خود را برای آمدن مهمان عزیز مهیا سازد و هم چنین موانع حضور او را برطرف نماید.
اما انتظارهای معمولی که در جریان زندگی افراد و حتی جامعه وجود دارد هر اندازه بزرگ و با اهمیت باشد در مقایسه با انتظار موعود جهانی که سرنوشت کل بشریت را زیرو رو می سازد، پوچ و بی مقدار است.
زیرا انتظار او، انتظاری است که از ابتدای عالم آغاز شده و انبیاء و اولیاء همگی ظهور او را نوید داده اند و بعد از آنان، ائمه ی معصومین علیهم السلام آرزوی درک ظهور و دولت حقه ی آن بزرگوار را نموده اند.
از حمادبن عثمان نقل شده؛ شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان به خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم ...
مشغول نماز خواندن و عبادت شدیم، تا زمانی که فجر طالع شد... بعد از آن که از نماز صبح روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان به صورت جماعت به امامت امام صادق علیه السلام و نیز از تسبیح و حمد گفتن و تقدیس و ثنای خدا نمودن و درود فرستادن بر پیامبرش صلی الله علیه واله وسلم و دعا کردن برای همه ی مردان و زنان با ایمان و همه ی مردان و زنانی که از اولین و آخرین تسلیم خدا بوده اند فارغ شدیم، حضرت صادق علیه السلام به سجده رفتند و من مدت طولانی به جز صدای نفس ایشان چیزی نمی شنیدم پس از آن شنیدم که گفتند:
«... خداوندا! از تو می خواهم به حق تمام آن چه از تو درخواسته ام و آن چه از بزرگی جلال تو نخواسته ام - و اگر [قدر] آن (بزرگی) را می دانستم، به حق آن از تو درخواست می کردم - که بر محمد صلی الله علیه واله وسلم و اهل بيت او علیهم السلام درود بفرست و اجازه ی فرج کسی را بدهی که گشایش کار همه ی -
دوستان و برگزیدگان خلقت به فرج او وابسته است و به دست او، ظالمان را هلاک و نابود خواهی ساخت ای پروردگار عالمیان در این فرج، عجله نما...».
زمانی که آن حضرت از مناجات فارغ شدند، سر مبارک را بلند نمودند. به ایشان عرض کردم: فدای شما گردم! شنیدم که شما دعا می فرمودید:
به فرج کسی که فرج تمام دوستان خدا و برگزیدگانش در فرج اوست؟ آیا شما همان شخص هستید؟
فرمودند: خیر! او قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
عرض کردم: قیام او علامتی دارد؟
فرمودند: بلی!... شب و روز منتظر امر امام خود باش، زیراکه خدا هر روز شأنی (اراده ای) دارد و یک اراده او را از اراده ی دیگرش مشغول نمی کند. او «الله» است پروردگار جهانیان که ایمنی بخش دوستان خویش است، در حالی که ایشان از او می ترسند. (1)
امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر او را درک می کردم، تمام عمر او را خدمت می کردم». (2)
انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انتظار حکومت عدل جهانی و انتظار مصلح جهانی است و در حقیقت انتظار تحقق همه ی خوبی هاست.
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تنها موعودی است که عدالت و معنویت، برادری و برابری، عمران و آبادی امنیت و آرامش صلح و صفا را با شکوفایی عقل و علم برای بشر به ارمغان خواهد آورد.
انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انتظار برچیده شدن بساط استعمار و بردگی -
استعمار و استثمار و استضعاف همه ی بشریت است. هرگونه ستم و ستمگری و فساد از روی زمین برچیده خواهد شد. انتظار چنین موعودی به انسان شوق یاریش را می دهد و به انسان هویت و حیات می بخشد و او را از پوچی و بی هدفی نجات می دهد.
از این جهت است که از دعاهای وارده از طریق ائمه ی معصومین علیهم السلام به وظیفه ی انتظار زیاد اشاره شده است.
نعمانی به سند خود از محمدبن منصور صیقل از پدرش منصور آورده که گفت؛ حضرت اباعبدالله امام صادق علیه السلام فرمود:
«هرگاه روزی صبح و شام کردی در حالی که امامی از آل محمد علیهم السلام را نبینی پس هرکه را پیش تر دوست می داشتی دوست بدار و با هرکس دشمنی داشته ای دشمن باش و از هرکس پیروی داشته ای پیروی کن و هر صبح و شام منتظر فرج باش». (1)
در کتاب کمال الدین به سند خود از بزنطی آورده که گفت؛ حضرت رضا علیه السلام فرمود:
«چه خوب است صبر کردن و انتظار فرج کشیدن، آیا نشنیده ای فرموده ی خدای عزوجل را:
«وَارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ». (2)
«و منتظر باشید که من نیز با شما منتظر هستم».
و فرموده ی خدای عزوجل را:
«فَانْتَظِرُوا إِنِّى مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ». (3)
«پس منتظر باشید که من نیز با شما از منتظرانم».
پس بر شما باد صبر که همانا گشایش و فرج بر نومیدی غالب می آید و کسانی که پیش از شما بودند از شما صبورتر بودند». (1)
از محمدبن فضیل از حضرت امام رضا علیه السلام الله روایت آورده که گفت از آن حضرت درباره ی چیزی از فرج پرسیدم، فرمود:
«آیا مگرنه انتظار فرج خود از فرج است؟
خدای عزوجل می فرماید:
«فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ». (2)
«منتظر باشید به درستی که من هم از منتظران می باشم». (3)
از حسین بن جهم آمده که گفت از حضرت ابوالحسن امام موسی کاظم علیه السلام درباره ی فرج پرسیدم، فرمود:
«آیا نمی دانی که انتظار فرج از فرج است؟
گفتم: نمی دانم مگر این که شما به من بیاموزید.
فرمود: آری، انتظار فرج بخشی از فرج است». (4)
نعمانی به سند خود از امام صادق علیه السلام آورده که فرمود:
«هرکس دوست می دارد از اصحاب حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف باشد باید که منتظر باشد و در این حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار نماید. در حالی که منتظر باشد پس چنان چه بمیرد و پس از مردنش قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف به پا خیزد پاداش او هم چون پاداش کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است پس کوشش کنید و در انتظار بمانید گوارا باد شما را ای گروه مشمول رحمت خداوند». (5)
در بحار حدیثی از مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود:
«نزدیک ترین حالت بندگان نسبت به خدای عزوجل و رضایت مندترین هنگام از آن ها زمانی است که حجت الهی را نیابند و برای آن ها آشکار نشود و جایگاهش را ندانند در حالی که در آن وضع می دانند که حجت خداوند باطل نگشته است پس در آن هنگام هر صبح و شام منتظر فرج باشید...». (1)
عبدالعظیم حسنی گفت؛ بر سرورم حضرت محمدبن علی بن موسی بن جعفربن محمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام وارد شدم و می خواستم که درباره ی قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف از آن حضرت سؤال کنم که آیا همان مهدی است یا غیر او؟
پس خود آن حضرت آغاز سخن کرد و به من فرمود:
«ای ابوالقاسم! به درستی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف از ماست و او است مهدی که واجب است در زمان غیبتش انتظار کشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد و او سومین (امام) از فرزندان من است». (2)
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
«هر آن کس که خواسته باشد از یاران قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف شود، باید منتظر باشد و باید در حال انتظار به پرهیزکاری و خوی های پسندیده عمل نماید که هرگاه بمیرد و قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف پس از مردنش به پاخیزد، پاداش او هم چون کسی خواهد بود که دوران حکومت آن حضرت را درک کرده باشد...». (3)
از امام صادق علیه السلام آمده است که درباره ی فرموده ی خدای عزوجل: «الم ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ». (4)
«الم (از رموز قرآن است)، این کتاب بدون تردید هدایت گر تقواپیشگان است، آنان که به غیب ایمان می آورند». فرمود:
«تقواپیشگان شیعیان علی علیه السلام هستند و غیب، همان حجت غایب است و گواه بر این فرموده ی خدای عزوجل است:
«وَيَقُولُونَ لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنتَظِرِينَ». (1)
«و می گویند: چرا از سوی پروردگارش آیتی بر او نیامد، پس بگو: به درستی که غیب مخصوص خدا است شما منتظر باشید من نیز با شما از منتظرانم». (2)
در کتاب کمال الدین از محمدبن نعمان، از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام روایت آمده:
«نزدیک ترین حالت بندگان نسبت به خدای عزوجل و خشنودترین هنگام از آنان زمانی است که حجت خداوند را نیابند و برایشان آشکار نشود و از آنان پوشیده بماند که جای او را ندانند و در عین حال می دانند که دلایل و نشانه های الهی از بین نرفته است، در آن هنگام باید که هر صبح و شام منتظر فَرَج باشند. و همانا شدیدترین موقع غضب خداوند بر دشمنانش زمانی است که حجتش را از آنان پوشانیده باشد که برایشان ظاهر نگردد و البته خداوند می داند که دوستانش به تردید نمی افتند و اگر چنین می دانست که آنان به تردید دچار می شوند حجّت خویش را یک چشم بر هم زدن هم از آنان مخفی نمی کرد». (3)
از علی بن مهزیار آمده که گفت به حضرت ابوالحسن -
صاحب العسکری امام هادی علیه السلام نامه ای نوشتم و درباره ی فرج از آن جناب پرسیدم به من نوشت:
«هرگاه صاحب شما از منزلگاه ستمگران غایب گشت، در انتظار فرج باشید». (1)
در تفسیر نعمانی از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده که فرمود:
«رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم: فرمود: ای ابوالحسن! بر خداوند شایسته است که اهل ضلال (گمشدگان) را به بهشت داخل کند و منظورش از این، مؤمنانی هستند که در زمان فتنه بر پیروی از امامی که جایگاهش مخفی است و از چشم مردم غایب است، به پا خیزند، پس آنان به امامت او اقرار می کنند و به دامان او چنگ می زنند و منتظر خروج او می مانند، آنان یقین دارند که هیچ تردیدی به خود راه ندهند، صبرکنندگان و تسلیم شدگان فقط از شناختن امامشان و از شناختن شخص او گم شده اند بر این دلالت می کند آن که خدای تعالی هرگاه چشمه خورشید را که نشانه برای اوقات نماز قرار داده از بندگانش بپوشاند بر آنان فرصت را توسعه داده که نماز را تأخیر بیندازند تا با آشکار شدن خورشید وقت برای آنان معلوم گردد و یقین کنند که زوال انجام شده است و همین طور است کسی که منتظر خروج امام عجل الله تعالی فرجه الشریف است که به امامتش متمایل شده، تمام فرایض خداوند که بر او واجب است با حدودشان از او قبول می شود، از معنی فریضه بودن خارج نمی باشند پس او صبرکننده ی شکیباگر است، غیبت امامش به دین او ضرری نمی رساند». (2)
چنان چه در دعای عصر غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می خوانیم: -
«اللَّهُمَّ) ... وَلاَ تُنْسِنَا ذِكْرَهُ وَانْتِظَارَهُ ...».
«خداوندا!... یاد او و انتظارش را از ما سلب مگردان ...». (1)
در مجمع البیان از حارث بن مغیره آمده که گفت در محضر ابوجعفر باقر علیه السلام بودیم فرمود:
«آن که از شما این امر را شناخته و منتظر آن باشد و خیر را در آن بداند مانند کسی است که به خدا قسم! در رکاب قائم آل محمد عجل الله تعالى فرجه الشريف با شمشیر خود جهاد کرده باشد.
سپس فرمود: «بلکه والله! مثل کسی است که در خدمت رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم با شمشیر جهاد کرده باشد. سپس بار سوم فرمود: بلکه به خدا قسم! هم چون کسی است که در خیمه ی رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم شهید شده باشد». (2)
از ابی حمزه نقل شده به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم؛ فدایت شوم، پیر و ناتوان شده ام و اجلم نزدیک است، و می ترسم پیش از وقوع امر فرج شما بميرم.
فرمودند: «ای ابا حمزه! هرکس که ایمان داشته باشد و گفتار ما را تصدیق کند، و منتظر فرج ما باشد، مانند کسی است که در زیر پرچم حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف شهید شده باشد بلکه ثواب کسی را دارد که در ركاب حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم شهید شده باشد». (3)
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:
«کسی که چشم انتظار حاکمیت ما باشد مانند مجاهدی است که در راه خدا به خون خویش غلطیده باشد». (1)
در کتاب «کمال الدین» از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام، از پدرانش علیهم السلام آمده که فرمود:
«منتظر امر (حکومت) ما بسان آن است که در راه خدا به خون غلتیده باشد». (2)
حضرت امیرالمؤمنين على علیه السلام فرمود:
«عمل کننده به امر ما فردا (ی قیامت) در حضيرة القدس (درجه ی عالیه ی بهشت) با ما خواهد بود و منتظر امر (حکومت) ما، هم چون غوطه ور شده به خونش در راه خدا می باشد». (3)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«هرکدام از شما که در حال انتظار فرج از دنیا رود، نزد حق تعالی از بسیاری از شهیدان بدر و احد افضل است». (4)
ابوبصیر می گوید؛ روزی امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:
«آیا شما را خبر ندهم به چیزی که خداوند جز به آن عملی را از بندگان قبول نمی کند؟
گفتم: بلی.
فرمودند: شهادت به وحدانیت و یکتایی خداوند و رسالت پیامبر اکرم صلى الله علیه واله وسلم و اقرار به آن چه امر فرموده و دوستی ما و بیزاری از دشمنان ما و تسلیم بودن در برابر ما و داشتن ورَعْ و اجتهاد و اطمینان و انتظار کشیدن برای قیام قائم
آن گاه فرمودند: به درستی که برای ما دولتی است که خداوند آن را هروقت که بخواهد ظاهر می گرداند.
سپس فرمودند: هرکس دوست دارد که از اصحاب قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف باشد پس هرآینه باید انتظار کشد و با ورع و محاسن اخلاق عمل کند. در حالی که انتظار دارد، پس اگر بمیرد و قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف پس از او خروج کند، از برای او اجر کسی است که آن حضرت را درک کرده است، پس کوشش کنید و انتظار بکشید، گوارا باد برای شما ای گروهی که مورد رحمت خدا هستید». (1)
مسعده گوید: در محضر مبارک حضرت صادق علیه السلام بودم که پیرمرد قد خمیده ای وارد شد در حالی که به عصای خود تکیه کرده بود، پس سلام کرد و حضرت جواب سلامش را دادند.
آن گاه عرض کرد: یا بن رسول الله! دست خود را بدهید ببوسم.
آن گاه دست حضرت را بوسید و سپس شروع کرد به گریه کردن.
حضرت فرمودند: «ای پیرمرد! چرا گریه می کنی؟
عرض کرد: فدایت شوم صد سال است که عمرم در انتظار قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف شما سپری گشته هر ماه جدیدی که می آید می گویم؛ در این ماه ظاهر می شود و هر سالی که تازه می شود می گویم در این سال واقع می شود.
1) غیبت نعمانی ص200.
اکنون پیرو ناتوان شده ام و اجلم فرا رسیده و هنوز به مراد دل خود نرسیده ام، و فَرَج شما را ندیده ام، چرا گریه نکنم و حال آن که بعضی از شما را در اطراف زمین پراکنده و بعضی را به ظلم دشمنان دین کشته می بینم.
پس حضرت صادق علیه السلام گریان شدند و فرمودند: ای پیرمرد! اگر زنده ماندی تا زمانی که ببینی قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف را، مقام رفیع و بسیار بالایی خواهی داشت، و اگر پیش از ظهور آن حضرت در انتظار او از دنیا رفتی پس در روز قیامت در زمره ی آل محمد علیهم السلام محشور خواهی شد». (1)
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«افضل اعمال امّت من انتظار فرج از ناحیه ی خدای تعالی است». (2)
در بحارالانوار از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام آمده که فرمود:
«منتظر فَرَج باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید، به درستی که خوشایندترین اعمال نزد خداوند عزوجل انتظار فرج است». (3)
از امیرالمؤمنین علیه السلام سؤال شد چه اعمالی نزد خدا محبوب تر است؟
فرمودند: «انتظار فَرَج». (4)
امام سجاد علیه السلام فرمود: «المُنتَظِرُونَ لِظُهُورِهِ أَفضَلُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ».
«منتظران ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برترین اهل هر زمان اند». (5)
از ابی حمزه از ابی خالد کابلی از علی بن الحسین علیه السلام حدیثی روایت کرده که در آن می فرماید:
«... به درستی که اهل زمان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که قائل به امامت او و منتظر ظهور او هستند؛ بهترین اهل هر زمانی می باشند. برای این که خدای تعالی از عقل و فهم و معرفت به اندازه ای به آن ها إعطاء فرموده که غیبت نزد آن ها به منزله حضور و مشاهده شده است و آنان را در این زمان به منزله مجاهدین با شمشیر در جلو رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم قرار داده است. اینان بندگان خالص خدا و به راستی شیعیان ما و دعوت کنندگان به دین خدا در نهان و آشکار هستند». (1)
علی بن الحسین علیه السلام فرمود:
«انتظار فرج از بزرگ ترین فرج ها است». (2)
امام صادق علیه السلام به ابابصیر فرمودند:
«... ابوبصیر! خوشا به حال شیعیان قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف، همان هایی که در زمان غیبتش منتظر ظاهر شدن اویند و در زمان ظهورش از او اطاعت می کنند. اینان دوستان خدایند؛ همان کسانی که هیچ ترس و نگرانی و اندوهی نخواهند داشت». (3)
از صقر بن ابی دلف روایت شده؛ شنیدم که امام جواد علیه السلام درباره ی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سخن می فرمودند؛
به ایشان عرض کردم: چرا «منتظر» نامیده شده؟
فرمودند: «او غیبتی دارد که روزهای آن زیاد و مدت آن طولانی می شود و مخلصان انتظار او را می کشند...». (1)
امام سجاد علیه السلام فرمودند: «کسی که در زمان غیبت قائم ما عجل الله تعالى فرجه الشريف بر ولایت ما استوار باشد خداوند پاداش هزار شهید از شهدای جنگ بدر و احد را به او خواهد داد». (2)
راوی می گوید: دسته جمعی خدمت حضرت امام باقر علیه السلام رسیدیم و به ایشان عرض کردیم:
یابن رسول الله! ما می خواهیم به عراق برویم، شما ما را نصیحت بفرمایید.
حضرت فرمودند: «... بدانید پاداش کسی که در انتظار این مسأله (ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف) است مانند پاداش کسی است که روزها را روزه می گیرد و شب ها را در عبادت به سر می برد. کسی که به حضور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف برسد و به همراه ایشان بجنگد و دشمن ما را بکشد، پاداش بیست شهید و کسی که در خدمت آن بزرگوار کشته شود، پاداش بیست و پنج شهید را دارد». (3)
راوی گوید؛ خدمت حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: نظرتان راجع به کسی که منتظر دولت حقه ی شما باشد، چیست؟
فرمودند: «او به مانند کسی است که در وسط خیمه ی حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف باشد.
سپس کمی صبر نمودند و فرمود: او مانند کسی است که همراه رسول -
خدا باشد». (1)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«کسی که در انتظار ظهور دولت ما بمیرد مانند کسی است که در خیمه ی حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف همراه ایشان باشد.
راوی گوید: سپس مقداری مکث کردند و فرمودند: نه، بلکه مانند کسی است که همراه ایشان شمشیر زده باشد.
بعد از آن فرمودند: به خدا قسم! فقط مانند کسی است که در کنار رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم شهید شده باشد». (2)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«کسی که منتظر امام دوازدهم عجل الله تعالى فرجه الشريف باشد، مانند کسی است که پیشاپیش رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم شمشیر کشیده و از ایشان دفاع کرده باشد». (3)
امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند؛ رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«بهترین عبادات مؤمن، انتظار فرج از خداوند داشتن است». (4)
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«برترین جهاد امّت من انتظار فَرَج است». (5)
یکی از راه هایی که دشمن بر محبّان و شیعیان می تواند نفوذ کند و آنان را به انحراف بکشاند مسأله ی انحراف عقاید و از بین بردن آن است.
طبق روایات معصومین علیهم السلام کسی در زمان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ثابت قدم نمی ماند و از هلاکت در امان نمی باشد مگر آن که یقین خود را بالا ببرد و اعتقادات خود را تصحیح نماید.
از ابوحمزه ثمالی از امام زین العابدین علیه السلام روایت شده که حضرت آیه ی شریفه را تلاوت کردند:
«النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلا أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفاً كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُوراً». (1)
1) سوره مبارکه احزاب آیه 6.
«پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است (اراده پیامبر درباره تصرف در جان و مال آن ها بر اراده خودشان مقدم است) و همسرانش (در احترام و تحریم نکاح آنان به منزله) مادران آن ها هستند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند (لوح محفوظ یا قرآن) از مؤمنان و مهاجران سزاوارترند مگر این که بخواهید نسبت به دوستانتان نیکی کنید (و سهمی از اموال خود را به آن ها بدهید) این حکم در کتاب (الهی) نوشته شده است».
سپس فرمودند: این آیه در مورد ما نازل شده.
و هم چنین آیه ی شریفه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً بِاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ». (1)
«و خداوند این کلمه توحید را در نسل او (حضرت ابراهیم علیه السلام) باقی گذاشت تا شاید برگردند».
در مورد ما نازل شده و امامت تا روز قیامت در پشت حسین بن علی علیه السلام است.
«قائم ما عجل الله تعالى فرجه الشریف دو غیبت دارد که یکی از آن ها از دیگری طولانی تر است. اولی: شش روز و شش ماه و شش سال است. (2)
1) سوره مبارکه زخرف آیه 28.
2) علامه مجلسی قدس سره در توضیح این عبارت می فرماید: شاید اشاره باشد به اختلاف احوال آن حضرت عجل الله تعالى فرجه الشریف در زمان غیبتش؛ به این ترتیب که به مدت شش روز کسی از ولادت ایشان خبر نداشت مگر خواص از نزدیکان ایشان پس از آن در مدت شش ماه دیگر از خاصان از جریان ولادت اطلاع پیدا کردند. سپس بعد از شش سال زمان شهادت پدر بزرگوارشان علیه السلام خبر ایشان به بسیاری از مردم رسید نیز شاید این عبارت اشاره باشد به این که بعد از انتصاب ایشان به امامت تا شش روز خبر به کسی نرسیده بود. پس از شش ماه خبرایشان منتشر و بعد از شش سال، مسأله ی سفیران آن حضرت عجل الله تعالى فرجه الشریف ظاهر و منتشر شد. اما ظاهرترین احتمالات این است که این کلام اشاره باشد به بعضی از مقادیر زمانی که خدا برای غیبت تقدیر فرموده بود و این که زمان غیبت تغییر پذیر است و مشمول بداء می شود. این احتمال را تأیید می کند آن چه مرحوم کلینی قدس سره به اسنادش از اصبغ در حدیثی طولانی که در اخبار امیرالمؤمنین علیه السلام گذشت، روایت کرده است راوی می گوید که ... به آن حضرت عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! زمان سرگردانی و غیبت آن حضرت چه مقدار خواهد بود؟ فرمودند: «شش روز یا شش ماه یا شش سال. عرض کردم: چنین چیزی انجام خواهد شد؟ فرمودند: بلی! همان گونه که او مخلوق است (زمان نیز مخلوق است و تغییر پذیر)؛ تو را با زمان این امر چه کار ای اصبغ!؟ بهترین گروه های این امت اند با بهترین نیکوکاران این خاندان. عرض کردم: پس از آن چه می شود؟ فرمودند: پس از آن خدا آن چه را می خواهد انجام دهد؛ چرا که او بدائی دارد و اراده ها و اندازه ها و پایان ها نیز از آن اوست این مطلب دلالت دارد بر این که امر غیبت بداء و تغییر می پذیرد و تردید موجود در روایت نیز به این مطلب اشاره دارد؛ والله اعلم».
اما مدت دومی طولانی می شود تا این که بیش تر کسانی که به امامت آن حضرت و غیبت ایشان قائل اند از آن بر می گردند و هیچ کس بر این اعتقاد ثابت نمی ماند مگر آن که یقین او محکم و قوی باشد و اعتقادش صحيح ....». (1)
از زیدبن زراد از امام صادق علیه السلام روایت شده که آن حضرت فرمودند امام باقر علیه السلام فرمودند:
«پسرم! منزلت و رتبه ی شیعیان را بنابر مقدار روایت کردن آن ها و معرفت آن ها بشناس؛ چرا که معرفت همان فهم روایت است و مؤمن به سبب فهمیدن روایات به بالاترین درجات ایمان می رسد. من در کتابی که از آن حضرت علی علیه السلام بود نگاه کردم و در آن کتاب، این مطلب را دیدم:
«ارزش و منزلت هر فردی به اندازه ی معرفت اوست ...». (2)
طبق این روایت نظر حضرات معصومین علیهم السلام آن است که روایات این خاندان را هرچه بیشتر بفهمیم و به این وسیله معرفت خویش را افزایش داده و اعتقادات خود را استحکام بخشیم.
چنان چه امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«شما به شرق عالم بروید و یا به غرب عالم، هرگز علم صحیحی را پیدا نمی کنید مگر آن چه از نزد ما اهل بیت علیهم السلام بیرون آمده باشد». (3)
در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام به یونس بن ظبیان فرمودند:
«اگر علم صحیح خواستی نزد ما اهل بیت علیهم السلام است. ما هستیم اهل ذکری که خدا فرموده: -
«وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلا رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَسْتَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ». (1)
«و ما پیش از تو جز مردانی که به آنان وحی می کردیم نفرستادیم. پس از اهل ذکر سؤال کنید اگر نمی دانید».
«وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إلا رجالاً نُوحى إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِكران كُنتُمْ لا تَعْلَمُونَ». (2)
«و ما پیش از تو کسی را به رسالت نفرستادیم جز مردانی (پاک) را که به آن ها (هم مانند تو) وحی می فرستادیم؛ شما اگر خود نمی دانید بروید و از اهل ذکر (و دانشمندان امت) سؤال کنید». (3)
از فضیل روایت شده که گفت شنیدم امام باقر علیه السلام می فرمودند:
«تمام آن چه (از علوم که) از این خانه بیرون نیامده باشد باطل است». (4)
در روایت دیگر است که امام علیه السلام می فرماید:
«کسی که دینش را از کتاب خدا و سنت پیامبرش صلى الله علیه واله وسلم بگیرد، قبل از آن که این دین بدست آمده از بین برود کوه ها از بین می روند؛ و کسی که دینش را از دهان افراد (یعنی از آن چه ساخته ی ذهن آن هاست و بر دهانشان جاری می شود) بگیرد همان افراد (یا افرادی دیگر) آن را باطل خواهند کرد». (5)
بنابراین روایات ما باید یک بازنگری بر عقاید خود بنماییم و فقط و فقط آن چه را که از کتاب و سنت پیامبر صلى الله علیه واله وسلم و اهل بيت طاهرينش علیهم السلام به دست ما رسیده است را تبعیت کنیم.
آن چه حضرات معصومین علیهم السلام در روایات بیان داشته اند آن است که کسانی را که از زمان پیامبر صلی الله علیه والهوسلم دوست می داشتید، هم چنان در زمان غیبت آن حضرت دوست داشته باشیم و محبت دیگران را به آن اضافه نکنیم زیرا در زمان آن حضرت علیه السلام، دزدان عقیده و ایمان بسیار می شوند و با عناوین مختلف با عقاید شیعیان بازی می کنند از آن جمله اشخاصی که ادعای مهدویت و یا بابیت می کنند و از این طریق مردم را فریب داده و محبّت و ولایت خودشان را در دلها می اندازند و بدین ترتیب محبّت و ولایت امامان معصوم علیهم السلام را از مردم می گیرند. لذا در روایات معصومین علیهم السلام ما را به این وظیفه بزرگ و خطیر یادآور شده اند. از محمدبن منصور صیقل از پدرش روایت شده که حضرت صادق علیه السلام فرمودند: -
«اگر روزی صبح را به شب آوردی و در آن امامی از آل محمد علیهم السلام ندیدی پس دوست بدار همان کسی را که دوست می داشتی و کینه داشته باش از همان کسی که قبلاً کینه داشتی و ولایت کسی را که قبلاً ولایتش را پذیرفته بودی داشته باش صبح و شب، منتظر فرج باش». (1)
از عمربن عبد العزیز از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«هر زمان که صبح و شبی بر تو گذشت و امامی که به او اقتدا کنی (و از او راهنمایی بخواهی) در آن (زمان) نیابی، پس هرکس را که دوست می داشتی دوست بدار و از هرکس بغض در دل داشتی بر بغض او باقی باش تا زمانی که خدای عزیز و بلند مرتبه آن امام را آشکار فرماید».
از ابوحمزه ثمالی نقل شده است که گفت شنیدم حضرت امام محمد باقر علیه السلام می فرمودند:
«نزدیک ترین مردم به خداوند بلند مرتبه و عزیز و عالم ترین آن ها به او و مهربان ترین ایشان به مردم حضرت محمد صلی الله علیهواله وسلم و ائمه علیهم السلام هستند. پس هرکجا و مسأله ای که ایشان در آن وارد شدند، شما نیز وارد شوید و از هر کسی دوری کردند شما نیز دوری کنید که حقیقت در ایشان است و فقط ایشان اوصیای پیامبر و پیشوایان هدایت علیهم السلام هستند. هر زمان که آن ها را دیدید تبعیتشان کنید و اگر روزی را آغاز کردید که هیچ کدامشان را ندیدید از خدای بلند مرتبه و عزیز طلب کمک نمایید... دوست بدارید کسی را که قبلاً دوست می داشتید و از کسی کینه داشته باشید که از قبل کینه ی او را داشتید. چقدر سریع گشایش به سوی شما می آید!». (2)
پیغمبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
«هیچ بنده ای ایمان نیاورد تا این که من نزد او از خودش محبوب تر باشم و خاندانم از خاندان خودش نزد او محبوب تر باشند، و عترت من نزد او از عترت خودش محبوب تر باشند و ذات من از ذات خودش نزد او محبوب تر باشد». (1)
از امام رضا علیه السلام، از پدرانش علیهم السلام، از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در حدیثی که در آن نام های امامان را یاد کرده، تا آن جا که فرمود:
«هرکس دوست می دارد خداوند را ملاقات کند، در حالی که ایمانش کامل و اسلامش نیکو باشد، باید که ولایت حجت صاحب الزمان منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف را دارا گردد، پس اینان چراغ هایی در تاریکی و امامان هدایت و نشانه های تقوا هستند، هرکس آنان را دوست بدارد و ولایت شان را دارا شود من برای او ضمانت می کنم که خداوند او را به -
1) مکیال المکارم ج 2 ص 297.
بهشت خواهد برد». (1)
سیّد محدّث بحرانی در کتاب «غاية المرام» به نقل از نعمانی، به سند خود، از رسول خدا صلى الله علیه واله وسلم روایت آورده که فرمود:
خداوند در شب معراج به من وحی فرمود: ای محمد! چه کسی را در زمین بر امتت جانشین کرده ای؟ - و حال آن که او بهتر می دانست -گفتم: ای پروردگار! برادرم را.
فرمود: علی بن ابیطالب علیه السلام را؟
گفتم: آری پروردگارا!
فرمود: ای محمد! من به زمین نظری افکندم، پس تو را از آن برگزیدم، پس من یاد نمی شوم تا این که تو با من یاد شوی، من محمود هستم و تو محمد صلی الله عليه واله وسلم هستی.
سپس بار دیگر بر آن نظر افکندم و از آن علی بن ابیطالب علیه السلام را برگزیدم، پس او را جانشین تو قرار دادم که تو سید پیغمبرانی و علی علیه السلام سید اوصیاء و برای او اسمی از اسم هایم را قرار دادم که من اعلی هستم و او علی علیه الاسلام است.
ای محمد! اگر بنده ای از بندگانم آن قدر مرا پرستش نماید تا این که به هلاکت رسد سپس در حالی که منکر ولایتتان باشد مرا ملاقات کند، او را به جهنم خواهم برد.
سپس فرمود: ای محمد! آیا می خواهی آنان را ببینی؟
گفتم: آری.
فرمود: در پیش رویت به پا خیز.
چون پیش رفتم، ناگاه دیدم علی بن ابیطالب علیه السلام را و حسن بن على علیه السلام و حسین بن علی علیه السلام و علی بن الحسین علیه السلام و محمدبن علی علیه السلام -
1) بحارالانوار ج 36 ص296.
و جعفربن محمد علیه السلام و موسی بن جعفر علیه السلام و علی بن موسی علیه السلام و محمدبن علی علیه السلام و علی بن محمد علیه السلام و حسن بن علی علیه السلام و حجت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف که هم چون ستاره ی درخشانی در میان آن ها بود.
گفتم: ای پروردگار! اینان کیستند؟
فرمود: اینان امامان هستند و این قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ حلالم را حلال و حرامم را حرام می نماید و از دشمنانم انتقام می گیرد. ای محمد! او را دوست بدار که من او را و دوست دارنده ی او را دوست دارم». (1)
در «مجالس» صدوق به سند خود از ابن عباس آمده که گوید؛ رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
«خداوند را دوست بدارید به جهت آن چه از نعمت های خویش به شما می دهد و مرا به جهت دوستی خدای عزوجل دوست بدارید و اهل بیتم را به خاطر دوستی من دوست بدارید». (2)
این قانون عقلی و هم چنین فطری است که اگر کسی را دوست داریم خواه ناخواه باید دوستان او را نیز دوست بداریم زیرا اقتضای محبّت به کسی، محبّت به دوستان او نیز می باشد.
ابی جعفر علیه السلام فرمودند که رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«خوشا به حال کسی که در حالی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از اهل بیت مرا درک کند که در زمان غیبتش به او اقتدا کرده و دوستانش را دوست داشته و با دشمنانش، دشمن باشد. اینان از رفیقان و دوستدارانم و گرامی ترین افراد امتم بر من در روز قیامت هستند». (1)
چنان چه خداوند متعال نیز به ملائکه اش نسبت به زائرین قبر امام حسین علیه السلام فرموده است:
«فرشتگان من، اینان زائران قبر حسین علیه السلام هستند که محبوب محمد صلى الله علیه واله وسلم رسول من اند و محمد صلى الله علیه واله وسلم خود دوست من است. کسی که -
1) بحار الانوار ج 51 ص 72.
مرا دوست می دارد دوست مرا نیز دوست می دارد و کسی که دوست مرا دوست دارد دوستدار کسی است که دوست او را دوست دارد. کسی که دوست مرا و خودم را دشمن بدارد، بر من حق است که با شدیدترین عذاب هایم او را کیفر نمایم و با گرمای آتشم او را بسوزانم و جهنم را مسکن و پناهگاه او قرار بدهم و چنان شدید او را عذاب کنم که احدی از جهانیان را چنین عذابی نکرده باشم». (1)
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«خداوند را دوست بدارید به جهت آن چه از نعمت های خویش به شما می دهد و مرا به جهت دوستی خدا، دوست بدارید و اهل بیتم علیهم السلام را نیز به خاطر دوستی من». (2)
از رفاعة بن موسی و معاوية بن وهب از امام صادق علیه السلام روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«خوشا به حال کسی که در حالی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از اهل بیت مرا ببیند که قبل از قیامش از او پیروی می کرده و دوست او را دوست داشته و از دشمنش بیزاری می جسته و ولایت امامان هدایت گر قبل از او را پذیرفته باشد. چنین افرادی رفیقان من و صاحبان دوستی و محبّت من و گرامی ترین امتم بر من (به نقل از رفاعه: گرامی ترین خلق خدا نزد من) هستند». (3)
در روضه کافی به سند خود از اسحاق بن عمار آورده که گفت: حدیث آورد مرا مردی از اصحاب مان از حکم بن عتبه که گفت: هنگامی که در محضر امام ابو جعفر باقر علیه السلام بودم، خانه پر از جمعیت -
بود، پیرمردی آمد که بر چوب دستی خود تکیه می زد تا این که بر در اتاق ایستاد و گفت: سلام بر توای فرزند رسول خدا! و رحمت و برکات خداوند بر تو باد آن گاه ساکت شد.
حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام فرمود:
«و بر تو باد سلام و رحمت و برکات خداوند!».
سپس پیرمرد رو به سوی اهل مجلس کرد و گفت: السلام علیکم! که همه ی حاضرین او را جواب دادند و سلامش را پاسخ گفتند. آن گاه رو به سوی حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام کرد و گفت: ای فرزند رسول خدا! فدایت گردم مرا نزدیک خود جای ده که به خدا سوگند من شما را دوست می دارم و دوست داران شما را دوست می دارم به خدا سوگند! دوستی شما و هوادارانتان به خاطر طمع دنیوی نیست و من با دشمن شما دشمنم و از او بیزارم و به خدا سوگند که دشمنی ام با او و بیزاری ام از او به خاطر کینه ای میان من و او نمی باشد به خدا من حلال شما را حلال و حرامتان را حرام می دارم و منتظر امر شمایم، پس ای که خداوند مرا فدایت گرداند عاقبت مرا چگونه می بینی؟
حضرت امام باقر علیه السلام فرمود: «به سوی من آی، به سوی من آی! تا این که او را کنار خود نشانید.
سپس فرمود: ای پیرمرد! بر پدرم علی بن الحسین علیه السلام نیز مردی وارد شد و مانند سؤال تو را عرضه داشت پدرم به او فرمود: اگر بمیری، بر رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و على علیه السلام و حسن علیه السلام و حسين علیه السلام و علی بن الحسين علیه السلام وارد می شوی و قلبت سرد و دلت خنک و خرّم و دیده ات روشن می گردد و راحتی و ریحان با فرشتگان کرام الکاتبین را پیش روی خود خواهی دید، همین که جانت به این جا برسد و به حلقش اشاره کرد و اگر زنده بمانی خواهی دید، آن چه را که دیده ات به آن روشن شود و همراه ما در -
رکن اعلی خواهی بود».
پیرمرد عرضه داشت: چگونه فرمودی ای ابوجعفر!؟
حضرت باقر علیه السلام دوباره سخنش را تکرار کرد، پیرمرد گفت: الله اکبر، ای ابوجعفر! اگر من بمیرم بر رسول خدا صلى الله علیه واله وسلم و على علیه السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام و علی بن الحسین علیه السلام وارد می شوم و چشمم روشن و قلبم سرد و دلم خنک و خرّم می گردد و توسط راحتی و ریحان و فرشتگان کرام الکاتبین مورد استقبال قرار می گیرم همین که جانم به این جا رسید و اگر زنده بمانم آن چه را که چشمم به آن روشن شود، خواهم دید و با شما در رکن اعلی خواهم بود! سپس پیرمرد به شدت گریست، های های های تا این که صورتش به زمین چسبید و اهل خانه چون حال پیرمرد را دیدند به گریه و ناله پرداختند و حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام اشک ها را از اطراف دیدگانش با انگشت پاک می کرد. آن گاه پیرمرد سر برداشت و به امام باقر علیه السلام عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! دستت را به من بده خداوند مرا قربان تو سازد!.
آن حضرت دست خود را به او داد پس دست حضرت را بوسید و بر دیدگان خود نهاد و بر صورتش کشید سپس جامه از شکم و سینه اش برگرفت و دست آن حضرت را بر شکم و سینه ی خود قرار داد.
پس از آن برخاست و گفت: السلام علیکم!
حضرت باقر علیه السلام در پی او می نگریست و پیرمرد می رفت، آن گاه روی به جانب حاضرین کرد و فرمود:
«هرکس دوست می دارد مردی از اهل بهشت را ببیند به این شخص نظر کند».
حکم بن عتبه گوید:«هیچ مجلس گریه و ماتمی شبیه آن مجلس ندیدم». (1)
1) روضة الکافی ص 76.
یکی دیگر از وظایف محبّان و شیعیان امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آن است که بغض نسبت به دشمنان آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف و دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام داشته باشند، زیراکه حبّ بر اهل بيت علیهم السلام اساس دین است و هر محبّتی در کنارش بغض و برائتی وجود دارد.
چنان چه در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است:
«روزی پیامبر صلی الله علیه واله وسلم به یارانش فرمودند:
محکم ترین دستاویز برای حفظ ایمان چیست؟
یکی گفت: نماز.
فرمودند: نماز خوب است ولی به نماز نیست.
گفت: زکات.
فرمودند: زکات خوب است ولی به زکات نیست.
گفت: روزه ماه مبارک رمضان.
فرمودند: روزه خوب است ولی به روزه نیست.
گفت: حج و عمره!
فرمودند: حج و عمره خوب است ولی به حج و عمره نیست.
گفت: جهاد در راه خدا.
فرمودند: جهاد در راه خدا خوب است ولی به جهاد در راه خدا نیست.
پیامبر صلی الله علیه واله وسلم فرمودند: به هیچ یک از این ها نیست.
گفتند: خدا و رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم آگاه تر هستند.
این دستاویز برای حفظ دین حبّ و بغض برای خداست». (1)
براساس این فرمایش پیامبر صلى الله عليه واله وسلم محور حبّ و بغض برای خدا چیزی جز اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نمی باشد. چنان چه در روایت دیگری وجود نازنین پیامبر فرمودند:
«لِكُلِّ شَيْءٍ أَسَاسٌ وَأَسَاسُ الْإِسْلَامِ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْت».
«برای هر چیزی اساس و پایه ای وجود دارد و اساس اسلام محبت اهل بیت علیهم السلام است». (2)
بنابراین ما منتظران دوران غیبت آن حضرت نیز باید وظیفه ی برائت و بیزاری خود را نسبت به دشمنان اهل بیت علیهم السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اظهار کنیم.
از سدیر از امام صادق علیه السلام نقل شده که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«طوبى لِمَن أدرَكَ قَائِمَ أهْلِ بَيني وَهُوَ مُعْتَدِ بِهِ قَبلَ قِيامِهِ، يَأْتُم بِهِ وَبِأَئِمَّهِ الهُدَى مِن قَبْلِهِ، ويَبرَأَ إِلَى اللهِ عَزَّوجَلَّ مِن عَدُوِّهِم، أُولئِكَ رُفَقائي وأكرَمُ أُمَّتِي عَلَيَّ». (3)
«خوشا به حال کسی که قائم ما اهل بیت عجل الله تعالی فرجه الشریف را درك كند و پیش از قیامش به او اقتدا -
نماید از او و از امامان هدایت گر پیش از او پیروی کند و از دشمنان آنان به خدای عزوجل پناه ببرد و بیزاری جوید اینان رفیقان من و گرامی ترین افراد امت من در نزد من اند».
يونس بن عبدالرحمان از امام موسی بن جعفر علیه السلام نقل کرده است که فرمودند:
«طوبى لِشيعَتِنَا المُتَمَسِكَينَ بِحَبْلِنا في غَيبَهِ قائِمِنا الثَّابِتِينَ عَلَى مُوالاتِنا وَالبَرَاءَهِ من أعدائنا. أولئكَ مِنَا وَنَحنُ مِنْهُم قَدرَضُوا بِنا اَئِمَّةً وَرَضِينَا بِهِم شِيعَةً فَطُوبِي لَهُم ثُمَّ وَاللهِ مَعَنا فِي دَرَجَاتِنا يَومَ القِيامَةِ». (1)
«خوشا به حال شیعیان ما آنان که در زمان غیبت قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف به ریسمان (ولایت) ما تمسّک نموده، بر دوستی با ما و بیزاری از دشمنان ما ثابت قدم باشند. آن ها از ما و ما از آن ها هستیم آن ها به امامت ما خشنود و ما از پیروی آن ها راضی و خشنود هستیم. پس «طوبی» متعلق به آن هاست. قسم به خدا آن ها در روز قیامت با ما در درجات ما خواهند بود».
شیخ طوسی قدس سره به سند خود از حضرت امام باقر علیه السلام آورده که فرمود:
«هرگاه نماز واجبی را به پایان بردی، جز با لعنت کردن بنی امیه از جای خود حرکت مکن». (2)
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم می فرمود:
«ای علی! بنی امیه تو را لعنت خواهند کرد و فرشته ای به شمار هر لعنت آنان هزار لعنت بر ایشان بر می گرداند. پس هرگاه قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف به پاخیزد چهل سال آن ها را لعنت خواهد کرد...». (3)
و هم چنین در دعای غیبت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف در این زمینه:
«اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْنِي مِنْ خُصَمَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَلا تَجْعَلْنِي مِنْ أَعْداءِ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام هِمْ وَلَا -
تَجْعَلْنِي مِنْ أَهْلِ الحَنْقِ وَالغَيْظِ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام، فَإِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ ذلِكَ فَأَعِذْنِي وَأَسْتَجِيرُ بِكَ فَأَجِرْنِي، اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِي بِهِمْ فَائِزَاً عِنْدَكَ في الدُّنْيا وَالآخرةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ آمِينَ رَبَّ العَالَمِينَ».
«خداوندا! مرا از اهل منازعه و مجادله ی با آل محمد علیهم السلام قرار مده و مرا از دشمنان آل محمد علیهم السلام قرار مده و مرا از اهل کینه و خشم بر آل محمّد علیهم السلام قرار مده. من از این صفات به تو پناه می برم پس مرا پناه بده؛ و از تو فریاد رسی می کنم پس به فریادم برس خدایا درود فرست بر محمد و خاندانش و مرا قرار ده به برکت آن ها رستگار در دنیا و آخرت و از مقربین قرار ده اجابت کن ای پروردگار جهانیان». (1)
1) مفاتیح الجنان.
طبق روایات معصومین علیهم السلام یکی از چیزهایی که سبب باقی ماندن بر ولایت آن حضرت می شود مسأله ی تمسک جستن به محبّت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و خاصه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد.
از یونس بن عبدالرحمان نقل شده است که گفت:
«به خدمت حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام شرفیاب شدم و به ایشان عرض کردم: یا بن رسول الله! آیا قیام کننده به حق شمائید؟
فرمودند: من قیام کننده به حق هستم؛ ولی آن قائمی که زمین را از دشمنان پاک می کند و آن را از عدل پر می نماید، همان گونه که از ستم پر شده باشد پنجمین از اولاد من است...». (1)
«اِعْتَصِمُوا بِحَبْل الله جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُوا». (2)
«و همگی به ریسمان خدا (قرآن و هرگونه وسیله ی وحدت الهی)، چنگ زنید و پراکنده نشوید.»
جابربن عبدالله انصاری به پیامبر صلی الله علیه واله وسلم عرض کرد:
«ای رسول خدا صلى الله عليه وسلم! وصی شما کیست؟»
فرمود: «همان کسی که خداوند به شما دستور داده است که دست از او برندارید و فرموده است:
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا».
عرض کرد: «ای رسول خدا صلى الله عليه وسلم! برای ما بیان فرمایید که این ریسمان چیست؟
فرمود: «همان است که خدا فرموده است: إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ؛ مگر به ریسمانی از خدا و ریسمانی از مردم ریسمانی که از طرف خداست کتاب اوست و ریسمانی که از مردم است وصی من است». (1)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً قَالَ نَحْنُ الْحَبْلُ». (2)
«ما حبل و ریسمان پیوسته به خداییم».
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«هُمْ حَبْلُ اللَّهِ الَّذِي أَمِرَ بِالِاعْتِصَامِ بِهِ». (3)
«آل محمد علیهم السلام ریسمان خدا هستند که به چنگ زدن به آن فرمان داده شده است».
از امام باقر علیه السلام روایت شده که شخصی بیابانی نزد پیامبر صلی الله علیه واله وسلم آمد و گفت:
ای رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم! معنى «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا» چیست؟
پیامبر صلی الله علیه واله وسلم به او فرمود: «من پیامبر خدا هستم و علی بن -
1) تفسير اهل بیت علیهم السلام ج 2 ص 716/ بحار الأنوار ج 36 ص112/ غیبت نعمانی ص39.
2) تفسير اهل بیت علیهم السلام، ص 716 / بحار الأنوار ج 24 ص 52/ بحار الأنوار ج 24 ص 84/ الأمالي للطوسي ص272/ فرات الكوفي ص 91/ شواهد التنزيل ج 1 ص 169 الصراط المستقيم ج1 ص 286/ المناقب ج 3 ص 75.
3) تفسير اهل بيت علیهم السلام، ج 2 ص 716 / بحار الأنوار ج 24 ص 85 / العياشي ج 1 ص194/ العياشي ج1 ص 102.
ابی طالب علیه السلام ریسمان اوست». (1)
ابوذر قدس سره از پیامبر صلی الله علیه واله وسلم در سفر معراج نقل می کند که پیامبر فرمود:
«... سپس مرا به سوی آسمان ششم بالا بردند. ملائکه به استقبالم آمدند و بر من سلام کردند و مانند سخن گفتن با دوستان نزدیکشان با من سخن گفتند.
پس من گفتم: «ای فرشتگان من! آیا ما را آن گونه که شایسته ی ماست می شناسید؟».
گفتند: «بله ای پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم! چرا شما را نشناسیم در حالی که خداوند بهشت فردوس را آفرید و بر در آن درختی است که برگی از آن نیست مگر این که با نور بر آن نوشته شده است:
«خدایی جز الله نیست و محمّد صلى الله عليه واله وسلم پیامبر خداست و علی بن ابی طالب علیه السلام دستاویز مورد اعتماد الهی و ریسمان محکم خداوند است». (2)
در نامه ای که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای شیخ مفید فرستادند، چنین فرمودند:
«... پس باید هرکدام از شما به آن چه او را به دوستی ما نزدیک می کند عمل کند و باید دوری نماید از هر آن چه او را به خشم و ناخوشایندی ما نزدیک می کند...». (1)
در ادامه ی همین نامه حضرت است که می فرمایند:
«ما در زمان غیبتمان از رسیدگی به حال شما و یاد شما را فراموش نمی کنیم پس در این زمان سخت و پرفتنه و امتحان، ما را با «تقوا» یاری کنید...».
1) كلمة الامام المهدى علیه السلام ص 192 / بحار الانوار ج 53 ص 176.
در بخش دیگری از این رقعه ی مبارک علت غیبت را عمل نکردن مردم به آن چه موجب رضایت حضرت است و عمل کردن به آن چه مورد نارضایتی ایشان است ذکر فرموده اند.
برای آن که بتوانیم به آن چه که مورد پسند ایشان است عمل نماییم باید پرده از مقابل دیدگان آلوده به معصیت مردم کنار برود و این محقق نمی گردد مگر به آن چه که آن حضرت فرموده اند عمل نماییم.
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف در نامه ای دیگر که از طرف ایشان برای شیخ مفید قدس سره صادر شده، فرمودند:
«... اگر شیعیان ما که خدا ایشان را برای انجام اطاعت از فرامینش توفیق دهد بروفا نمودن به عهد و پیمانی که با ایشان بسته شده اتفاق می کردند، میمنت دیدار ما برایشان به تأخیر نمی افتاد و حتماً سعادت مشاهده ی ما، به نحوی که کاملاً ما را بشناسند، برایشان جلو می افتاد. بنابراین، آن چه ما را از ایشان دور کرده فقط اعمال ناپسندی است که از آن ها صادر می شود و به ما می رسد باید از خدا کمک خواست...!!». (1)
1) كلمة الامام المهدی علیه السلام ص 200 / بحارالانوار ج 53 ص 177.
یکی دیگر از وظایف منتظران اقتدا نمودن به آن مقتدا می باشد. امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف، امام همه انسان ها در همه ی ابعاد زندگی است. پیروی از آن حضرت وظیفه همگانی است و هرکس که خود را صادقانه پیرو امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف می شمارد به همان اندازه وظیفه دارد که زندگی و خُلق و خوی خویش را با آن حضرت همسو نموده و اعمال و رفتار خویش را با آن حضرت همرنگ نماید. بنابراین اگر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف را به زهد و بی اعتنایی دنیا شناختیم دیگر نمی توانیم با ادعای پیروی از او حریصانه به دنبال دنیا باشیم و اگر او را به اهتمام در دعا و عبادت شناختیم دیگر نمی توانیم نسبت به دعا و عبادت، کم توجه باشیم و اگر او را به عدل و عدالت گستری شناختیم دیگر نمی توانیم با ادعای پیروی از او به بندگان خدا ظلم و ستم نماییم و یا در برابر ظلم دیگران به بندگان خدا بی تفاوت باشیم.
از سُدیر، از امام صادق علیه السلام روایت شده است که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمودند: -
«خوشا به حال کسی که در حالی قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف از اهل بیت مرا ببیند که قبل از قیامش به او اقتدا و از او و امامان هدایت قبل از او پیروی و از دشمنانشان به جانب خدا دوری و بیزاری کرده باشد اینان رفیقان من و گرامی ترین امتم نزد من اند». (1)
ولی اگر ما نمی توانیم کاملاً از ایشان پیروی کنیم، دست کم باید به اندازه ی توانمان خود را با آنان هماهنگ نماییم و از محبت ایشان دست برنداریم.
در روایتی آمده است:
«مردی همسر خود را به خدمت حضرت فاطمة الزهرا علیها السلام فرستاد تا از ایشان سؤال کند آیا من از شیعیان شما هستم یا خیر؟
حضرت فاطمه علیها السلام فرمودند: به او بگو اگر به آن چه ما خاندان به آن امر کرده ایم عمل می کنی و از آن چه از آن نهی کرده ایم پرهیز می نمایی، تو از شیعیان ما هستی؛ در غیر این صورت از شیعیان ما نیستی.
زن برگشت و کلام حضرت را به شوهرش خبر داد.
آن مرد گفت: ای داد بر من چه کسی است که از گناهان و خطاها (به طور کامل) جدا باشد؟ پس در این صورت من مخلّد در آتشم؛ چرا که کسی که از شیعیان این خانواده نباشد تا ابد در آتش خواهد بود.
زن دو مرتبه خدمت حضرت زهرا علیها السلام رسید و آن چه را شوهرش گفته بود به ایشان خبر داد.
حضرت فرمودند: به او بگو این چنین نیست که تو می گویی؛ شیعیان ما از بهترین های اهل بهشت هستند تمام کسانی که ما را دوست دارند و با دوستان ما دوست و با دشمنان ما دشمن و با قلب و زبان تسلیم ما خاندان اند، در صورتی که با امر و نهی های ما مخالفت بنمایند از -
1) بحارالانوار ج 51 ص72.
شیعیان ما نیستند؛ ولی با این حال در بهشت جای دارند، بعد از آن که به وسیله ی بلاها و گرفتاری ها در دنیا) یا به سبب انواع مصیبت ها، روز قیامت گناهانشان پاک شده یا این که در طبقه بالای جهنم (معذب به عذاب های آن قرار می گیرند تا این که به خاطر دوستی ما آنان را نجات داده به نزد خودمان انتقالشان می دهیم». (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم درباره ی این وظیفه روایت کردند که فرمودند:
«یا ابالحسن! سزاوار است بر خدا که گمراهان را داخل بهشت فرماید. پیامبر از این عبارت فقط قصدشان مؤمنینی بود که در زمان فتنه بر اقتدا به امامی که مکان او مخفی است و از دیدگان پنهان است، استوار می مانند... و اینان فقط به مکان امامشان و به شناخت شخص او راه نمی یابند». (2)
از ابو ایوب (ابولبید) مخزومی نقل شده است که گفت؛ امام باقر علیه السلام روش اوصیاء پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را بیان می نمودند، زمانی که به آخرین آنان رسیدند فرمودند:
«دوازدهمین آنان کسی است که عیسی بن مریم علیه السلام پشت سر او نماز می خواند، بر تو باد به پیروی از روش او و قرآن کریم».
در نامه ی امیرالمؤمنین علیه السلام به عثمان بن حنیف، فرماندار بصره چنین آمده:
«توجه کنید که هر مأمونی را امامی و هر رهروی را راهبری است که به او اقتدا می کند و از نور علمش برخوردار می گردد...». (3)
در روضه ی کافی از حضرت زین العابدین علیه السلام آمده که فرمود: -
«برای هیچ قرشی و عربی، حسب (و افتخاری) نیست مگر به تواضع، و هیچ کرامتی نیست جز به تقوی و عملی نیست مگر به نیت و عبادتی نیست جز به تفقُه (و درست فهمیدن). آگاه باشید! مبغوض ترین مردم نزد خداوند کسی است که به سنت و مذهب امامی بوده باشد و به اعمالش اقتدا نکند». (1)
در روضة الکافی به سند خود از امام صادق علیه السلام آورده که فرمود:
«من و حضرت ابو جعفر (امام باقر علیه السلام) بر (جمعی از) شیعیان گذشتیم که مابین قبر (پیغمبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم) و منبر بودند به حضرت ابوجعفر علیه السلام گفتم: شیعیان و موالیان تو هستند، خداوند مرا فدای تو گرداند.
فرمود: آن ها کجایند؟
گفتم: آنان را مابین قبر و منبر می بینم.
فرمود: مرا نزد آنان ببر.
پس به آنان نزدیک شد و برایشان سلام کرد، سپس فرمود:
«به خدا سوگند من بوی شما و جان هایتان را دوست می دارم با این حال به وسیله ی ورع و جدیت (در دینداری) یاری کنید که آن چه نزد خداوند هست به دست نمی آید مگر با ورع و تلاش، و چون بنده ای را امام خود دانستید به او اقتدا نمایید همانا به خدا سوگند شماها بردین من و دین پدرانم ابراهیم و اسماعیل علیهم السلام هستید، و چنان چه آنان بردین اینان بوده اند پس شما براین (دین) به وسیله ی ورع و تلاش یاری نمایید». (2)
مسأله تسلیم بودن در برابر اهل بیت علیهم السلام از چنان اهمیت ویژه ای برخوردار است که رمز ثبوت ایمان در زمان غیبت شمرده شده است و هم چنین اگر کسی در ضمیر باطنش اعتراض و یا شکی نسبت به آن چه که از اهل بیت علیهم السلام رسیده است داشته باشد آن را شرک معرفی کردند.
از ابو حمزه ثمالی روایت شده است که گفت؛ حضرت امام سجاد علیه السلامفرمودند:
«... قیام کننده ی از ما خاندان عجل الله تعالى فرجه الشریف دو غیبت دارد که یکی از آن ها از دیگری طولانی تر است:
غیبت اول: شش روز و شش ماه و شش سال است.
غیبت دوم: مدت آن طولانی خواهند بود تا این که اکثر کسانی که به امامت ایشان قائل اند از این اعتقاد دست بر می دارند و کسی بر ایمانش ثابت نمی ماند مگر آن که ... در درونش از احکام و گفته های ما ناراحت نشود و در برابر ما اهل بیت علیهم السلام تسلیم باشد». (1)
1) بحارالانوار ج 51 ص134.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«اگر مردمی خدایی را که تنهاست و شریکی ندارد عبادت کنند و نماز را به پا دارند و زکات بپردازند و حج بیت الله انجام دهند و ماه رمضان را روزه بگیرند، سپس در برابر آن چه خدا یا رسولش صلی الله علیه واله وسلم انجام داده اند بگویند چرا غیر از آن چه انجام داده اند را انجام ندادند، یا این که این مطلب را در قلب هایشان بگذرانند (ولی آن را نگویند)، به همین جهت، مشرک خواهند بود.
پس از آن ایشان این آیه را تلاوت فرمودند:
«فَلا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً». (1)
«نه، به خدایت قسم، ایمان نیاورده اند تا این که در مشاجرات خود تو را حاکم قرار دهند، سپس از آن چه تو برای آن ها قضاوت کردی در درونشان ناراحتی نیابند و تسلیم محض باشند».
«پس از آن، حضرت صادق علیه السلام فرمودند: بر شما باد به تسلیم بودن!». (2)
بنابراین یکی از مهم ترین و اصلی ترین راه های حفظ دین و تحصیل آن به ویژه در زمان غیبت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف تسلیم بودن در مقابل اهل بیت علیهم السلام است و اگر کسی این حالت تسلیم را حتی در درون خود نداشته باشد نمی تواند در زمان غیبت کبری اعتقاد به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف را حفظ کند و از دین خارج می شود».
چنان چه در روایتی از امام جواد علیه السلام آمده است فرمودند:
«امام بعد از من فرزندم علی علیه السلام است. دستور او دستور من و کلام او کلام من و اطاعت از او اطاعت از من است، بعد از او، امامت در -
فرزندش حسن علیه السلام است که دستور او نیز دستور پدرش و کلام او کلام پدرش و اطاعت از او اطاعت از پدرش است. پس از آن ساکت شدند.
به ایشان عرض کردم: یابن رسول الله! بعد از حسن علیه السلام پسرش خواهد بود که قیام کننده ی به حقیقت است و انتظارش کشیده می شود؟
عرضه داشتم: یابن رسول الله! برای چه«قائم» نامیده شده؟
فرمودند:زیرا او زمانی قیام می کند که یادش مرده است و بیش تر کسانی که به امامت او اعتقاد داشتند مرتد می شوند.
به ایشان گفتم: برای چه «منتظر» نامیده شد؟
فرمودند: به خاطر این که غیبتی دارد که مدت آن طولانی و روزهای آن زیاد است کسانی که اخلاص دارند انتظار ظاهر شدنش را می کشند و ... کسانی که اهل تسلیم اند در آن زمان نجات پیدا می کنند». (1)
در روایت دیگری آمده است که از عبدالرحمان بن کثیر نقل شده که گفت؛ زمانی که خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم که مهزم اسدی وارد شد و عرض کرد: فدای شما شوم! خبر دهید به من که چه زمانی این امر (قیام شما) که انتظار آن را می کشید واقع خواهد شد که مدت آن طولانی شد؟!
«حضرت فرمودند: ای مهزم!... کسانی که اهل تسلیم باشند نجات می یابند و به سوی ما بر می گردند». (2)
روايتي ثقة الاسلام کلینی در اصول کافی به سند خود، از اسماعیل جعفی آورده که گفت مردی بر حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام وارد شد و صفحه ای در دست داشت حضرت باقر علیه السلام به او فرمود:
«این نوشته ی مناظره کننده ای است که پرسش دارد از دینی که عمل در آن مورد قبول است.
عرض کرد: رحمت خداوند بر تو باد همین را خواسته ام.
حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام فرمود گواهی دادن به این که هیچ معبود حقی جز خداوند نیست و این که محمد صلی الله علیه واله وسلم بنده و رسول اوست و این که اقرار کنی به آن چه از سوی خداوند آمده و ولایت ما خاندان و بیزاری از دشمنمان و تسلیم به امر ما و پرهیزکاری و فروتنی و انتظار قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف که ما را دولتی است که هروقت خداوند بخواهد آن را خواهد آورد». (1)
در غیبت نعمانی به سند خود از ابوبصیر از حضرت ابوعبدالله امام صادق علیه السلام آورده که روزی آن حضرت فرمود:
«آیا شما را خبر ندهم به آن چه خدای هیچ عملی را جز به آن از بندگان نمی پذیرد؟
گفتند: بلی.
فرمود: گواهی دادن به این که هیچ شایسته ی پرستشی جز خداوند نیست و این که محمد صلی الله علیه واله وسلم بنده و فرستاده ی اوست، و اقرار کردن به آن چه به آن امر فرموده و ولایت ما و بیزاری از دشمنانمان و تسلیم شدن به آنان ، و پرهیزکاری و کوشش و اطمینان، و انتظار قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف.
سپس فرمود: به درستی که ما را دولتی است که خداوند هروقت بخواهد آن را (روی کار) می آورد.
آن گاه فرمود: هرکس دوست می دارد از جمله ی اصحاب قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف باشد باید انتظار بکشد و با پرهیزکاری و اخلاق نیک رفتار نماید. در حالی که منتظر باشد اگر از دنیا رفت و (پس از مردنش) قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف قیام کرد، برای او پاداشی خواهد بود همانند پاداش کسی که امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف را درک کرده است. پس جدیت کنید و در انتظار بمانید گوارای تان باد -
1) اصول کافی ج2 ص22.
ای گروه مشمول رحمت الهی». (1)
ابوالجارود گفت: به حضرت ابو جعفر باقر علیه السلام عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا! آیا مودت و دلباختگی و پیروی مرا نسبت به خودتان می دانید؟
فرمود: «آری!
عرضه داشتم: من از شما مطلبی را می پرسم و می خواهم به من پاسخ دهید؛ زیرا که چشم من نابینا است و کم تر راه می روم و نمی توانم هر وقت بخواهم به دیدار شما بیایم.
فرمود: خواسته ات را بازگوی.
عرض کردم: دینی که تو و خاندانت خدای عزوجل را با آن دینداری کنید برایم بیان فرمای، تا خدای عزوجل را با آن دینداری نمایم.
امام باقر علیه السلام فرمود: اگرچه مطلب را کوتاه کردی ولی سؤال مهمی آوردی. به خدا سوگند! دینی را که من و پدرانم خدای عزوجل را با آن دینداری می کنیم برایت می گویم؛ گواهی دادن به این که هیچ معبود حقی جز خداوند نیست و این که محمد صلی الله علیه واله وسلم رسول خدا است و اقرار کردن به آن چه از نزد خداوند آورده و ولایت ولی ما و بیزاری از دشمن مان و تسلیم بودن به امر ما و انتظار قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف و اهتمام ورزیدن (در امور واجب و حلال) و پرهیزکاری از کارهای حرام می باشد». (2)
حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در نامه ای به خط خود چنین بیان فرمودند:
«تقوای خدا را پیشه کنید و تسلیم ما باشید و امور را به ما واگذارید؛ چون همان گونه که ورود امر از ماست انتشار آن نیز بر عهده ی ما است (یعنی امورتان را به ما واگذارید که ما از خدا می گیریم و به شما می رسانیم).
در صدد یافتن آن چه بر شما مخفی شده نباشید و به راست و چپ گرایش پیدا نکنید و به وسیله ی دوستی بر روایات آشکاری که به شما رسیده، توجه خود را به سوی ما معطوف دارید شما را نصیحت کردم و خدا ناظر من و شماست». (1)
امام باقر علیه السلام در حدیثی فرمودند:
«همانا مردم به سه چیز تکلیف شده اند: شناخت و معرفت امامان علیهم السلام، تسلیم بودن به آن ها در آن چه به آن ها می رسد، رد کردن به سوی آن ها در آن چه اختلاف نمایند». (2)
نصر خثعمی گوید شنیدم که امام صادق علیه السلام فرمود:
«هرکس معرفت دارد که ما اهل بیت جز حق نمی گوئیم، پس به همان چیزی که از ما می داند اکتفا نماید...!». (3)
حسن بن جهم گوید به امام کاظم علیه السلام گفتم: آیا در مورد آن چه از شما به ما می رسد جز تسلیم بودن اجازه دیگری داریم؟
امام فرمودند: «به الله قسم خیر، هیچ اجازه و وسعتی جز تسلیم به ما ندارید».
گفتم: حدیثی از امام صادق علیه السلام روایت می شود و خلاف آن هم از او روایت می شود، پس به کدام یک بگیریم و عمل کنیم؟
فرمود: «به آن چه مخالف با عامه است بگیر و عمل کن و آن چه موافق با عامه است، از آن دوری کن». (4)
امام رضا علیه السلام فرمود:
«شیعیان ما کسانی هستند که تسلیم امر ما هستند و گفتار ما را -
می گیرند و عمل می کنند و با دشمنان ما مخالف هستند، پس کسی که این گونه نباشد از ما نیست». (1)
و هم چنین در بسیاری از ادعیه مخصوص غیبت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف آمده است که از خداوند تثبیت در تسلیم بودن در برابر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف را مسألت نماییم.
«اللَّهُمَّ فَتَبَتْنِي عَلَى دِينِكَ وَإِسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ وَلَئِنْ قَلْبِي لِوَلِيَ أَمْرِكَ وَعَافِنِي مِمَّا امْتَحَنْتَ بِهِ خَلْقَكَ وَثَبَتْنِي عَلَى طَاعَةِ وَلي أَمْرِكَ ...».
«بارالها! مرا بردین خود استوار بدار؛ و مرا در طاعت خود به کار گیر؛ و قلبم را برای ولی امرت نرم کن و مرا از آن چه خلق را بدان امتحان می کنی سلامت بدار؛ و مرا در اطاعت ولی امرت استوار کن...». (2)
«... واجْعَلْنَا يَا رَبِّ مِنْ أَعْوَانِهِ وَمُقَوَيَةِ سُلْطَانِهِ وَالْمُؤْتَمِرِينَ لِأَمْرِهِ وَالرَّاضِينَ بِفِعْلِهِ وَالْمُسَلِّمِينَ لِأَحْكَامِهِ..».
«... و قرار ده ما را ای پروردگار از یاران و نیرو دهندگان سلطنت و فرمانبرداران فرمان و خشنودان به عمل و تسلیم شوندگان به احکامش...».
طبق روایات معصومین علیهم السلام آن چه که باید در فاصله ی بین دو امام یعنی غیبت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف ملاک اعمال قرار گیرد عمل به سنت هایی است که توسط روایات به دست ما رسیده است و آن چه از دستورات که از قبل بر آن بوده ایم استوار باشیم.
از ابوحمزه ثمالی از امام باقر علیه السلام نقل شده است که گفت؛ شنیدم که حضرت می فرمودند:
«نزدیک ترین مردم به خدای عزیز و بلند مرتبه عالم ترین آن ها به او و مهربان ترین آنان به مردم، حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم و امامان علیهم السلام هستند. پس در هر مسأله ای که اینان داخل شدند شما نیز داخل شوید و از هرکسی دوری کردند، شما نیز دوری کنید: چرا که حقیقت در اینان است و اینان اند اوصیای پیامبر و پیشوایان هدایت علیهم السلام. هر زمانی که ایشان را دیده، از آنان تبعیت کنید و اگر روزی بر شما آمد که کسی از -
ایشان را ندیدید از خدای بلند مرتبه و عزیز طلب یاری کنید و نگاه کنید به سنتی که برای آن بودید و آن را پیروی کنید». (1)
از حارث بن مغیره نصری نقل شده است به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم:
«ما روایت می کنیم که صاحب این امر (گسترنده عدالت در پهنه ی گیتی) زمانی از دید مردم پنهان می شود. در آن موقع چه باید کرد؟
فرمودند: به آن چه از قبل بر آن بودید پا برجا باشید تا این که دستور دیگری برای شما بیان شود». (2)
در روایت دیگری از ابان بن تغلب نقل شده است که گفت به حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:
«زمانی بر مردم می آید که در آن سبطه به ایشان می رسد و همان گونه که مار در سوراخش می خزد علم نیز در آن زمان پنهان می شود. این تا زمانی که ستاره (امام علیه السلام) برایشان طلوع کند ادامه خواهد داشت.
عرض کردم: سبطه چیست؟
فرمودند: زمان بین حضور دو امام که (به حسب ظاهر) خالی از ایشان است.
عرضه داشتم: پس باید در آن زمان چه کرد؟
فرمود: بر آن چه قبلاً بر آن بودید بمانید تا این که خدا ستاره تان (امامتان) را برایتان ظاهر کند». (3)
در یکی از توقیعاتی که به خط مبارک خود حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف صادر شده به این وظیفه چنین اشاره شده است:
«... به وسیله ی دوستی (و عمل) بر سنّت واضح و آشکار (که به شما -
رسیده) توجهتان را به سوی ما معطوف دارید». (1)
شیخ صدوق قدس سره در معانی الاخبار روایت کرده، به سند خود از اسحاق بن عمار از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام فرمودند؛ رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
«هرچه را در کتاب خدای عزوجل یافتید باید به آن عمل کنید در ترک آن هیچ عذری برایتان نیست و هر آن چه در کتاب خدای عزوجل نباشد و درباره ی آن سنتی از من هست پس در ترک سنت من هیچ عذری برای شما نیست و هر چیزی که درباره ی آن سنتی از من به دستتان نرسیده پس آن چه اصحابم گفتند به کار بندید که همانا مثل اصحاب من در میان شما هم چون ستارگان است که به هرکدام گرفته شود راهنمایی گردد و هرکدام از گفته های اصحابم را که بگیرید هدایت شوید و آمد و شد نزد اصحاب من برای شما رحمت است.
عرض شد: یا رسول الله! اصحاب تو کیانند؟
فرمود: اهل بیت من». (2)
در حدیثی که رئيس المحدّثین، شیخ صدوق قدس سره در کتاب کمال الدین به سند خود از مسعدة بن صدقه از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام از امیرالمؤمنین علیه السلام آورده که آن حضرت بر فراز منبر در شهر کوفه فرمود:
«خدایا! همانا به ناچار زمین تو را حجّتی از سوی تو بر خلقت باید که آنان را به دین تو هدایت کند و علم تو را به ایشان بیاموزد، تا حجت تو باطل نشود و پیروان ایشان گمراه نگردند پس از آن که هدایت شان کرده ای (آن حجت) یا آشکار است که اطاعت نشود، یا -
مخفی و در انتظار باشد. اگر شخص او از مردم در حال صلح و متارکه با مخالفین (هدایت شدن شان) غایب ماند به درستی که علم و آداب او در دل های مؤمنین ثبت است که آنان به آن ها عمل می کنند». (1)
امام صادق علیه السلام در رساله خود به سوی اصحاب نوشتند:
«ای گروهی که الله امر آن ها را حفظ نموده است، برشما باد به آثار و احادیث رسول الله صلی الله علیه واله وسلم و سنت او و آثار و احادیث ائمه هدی از اهل بیت رسول الله صلی الله علیه واله وسلم بعد از او و سنت آن ها، زیرا کسی که آن (احادیث و آثار) را بگیرد و عمل کند، محققا که هدایت شده است و کسی که آن را ترک کند و به آن بی رغبت باشد گمراه می شود زیرا این ها کسانی هستند که الله به اطاعت و ولایت آن ها دستور داده است». (2)
ابو اسحاق سبیعی از یکی از اصحاب مورد وثوق اميرالمؤمنين علیه السلام روایت می کند که گفت؛ همانا امیرالمؤمنین علیه السلام این کلام را بر منبر کوفه بیان نمود و از او حفظ شد که فرمودند:
«یا الله همانا ناگزیر از جانب تو حجّت هایی، یکی پس از دیگری در زمین تو بر خلق تو هستند که خلق را به دین تو هدایت نمایند و علم تو را به آن ها تعلیم دهند تا پیروان اولیاء تو متفرق نشوند که این حجت، یا آشکار است و از او فرمان برده نمی شود و یا غائب و پنهان است و انتظار می کشد (مثل مولای غریب ما امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) را ولی اگر جسم او در زمان هُدنه (صلح و آرامش یا همان زمان قبل از قیام امام) از آن ها غائب است ولی علومی که در قدیم از آن ها نشر پیدا کرده است از آن ها غائب نیست و آداب آن ها در قلوب آن ها پابرجاست، پس آن ها به آن عمل می کنند». (3)
یکی دیگر از وظایف منتظران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت حفظ دین و تمسک به آن می باشد.
در این زمینه روایات بسیاری آمده است که این امر را به عنوان تکلیفی بسیار پراهمیت بیان نموده است.
در این زمینه پیامبر صلى الله علیه واله وسلم می فرمایند:
«قسم به آن خدایی که حقیقتاً مرا بشارت دهنده برانگیخت، حتماً قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرزندان من به سبب پیمانی که با او بسته ام پنهان خواهد شد، تا آن که بیش تر مردم بگویند خدا به آل محمد علیهم السلام نیازی ندارد و گروهی دیگر در ولادت او شک کنند. کسی که در آن زمان است، باید به دینش چنگ بزند...». (1)
در زمان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ابتلائات و امتحانات سختی در امر دینداری برای مردم پیش خواهد آمد به گونه ای که در روایات زیادی آمده که بیش ترین معتقدان به امامت ایشان از دین خود بر می گردند.
1) بحار الانوار ج 51 ص 69.
از صقربن ابی دلف روایت شده است که به امام جواد علیه السلام عرض کردم:
«یابن رسول الله! چرا فرزند امام حسن عسکری علیه السلام «قائم» نامیده شده؟
فرمودند: به خاطر این که زمانی قیام می کند که یاد او مرده باشد و بیش تر معتقدان به امامت او از اعتقاد خود برگشته باشند». (1)
از دست رفتن دین شیعیان در زمان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به قدری مخفی و ناپیدا است که مانند پاک شدن سرمه از چشم است.
چنان چه در روایت آمده است که امام باقر علیه السلام فرمودند:
«ای پیروان خاندان پیامبر علیهم السلام، به مانند پاک شدن سرمه از چشم، امتحان می شوید صاحب چشم می داند چه زمانی سرمه به چشمش آمده اما نمی داند چه زمانی آن سرمه پاک می شود. همین طور، کسی که به ولایت ما معتقد است صبح را آغاز می کند؛ اما تا شب از این اعتقاد خارج می شود. هم چنین، کسی که امامت ما را پذیرفته شب را شروع می کند؛ اما تا صبح از این پذیرش دست می کشد». (2)
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«زمانی بر مردم می آید که ماندن بر دین حق، مانند نگه داشتن گلوله ی آتش در دست است». (3)
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند: «... هریک از آنان (برادران آخرالزمان) بر دین خود باقی است با این که باقی ماندن بردین سخت تر از زدن تیغ درخت با دست و صاف کردن آن و نگه داشتن آتش درخت های سخت که آتش آن دوام زیاد دارد، در دست است». (4)
از علی بن جعفر از برادرشان موسی بن جعفر علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«زمانی که پنجمین از فرزندان امام هفتم از دیدگان پنهان شود، خدا را، خدا را رعایت کنید در حفظ دینتان (شما را به خدا قسم، شما را به خدا قسم مواظب حفظ دینتان باشید) که مبادا کسی آن را از شما بگیرد». (1)
در این روایت امام کاظم علیه السلام شیعیان را برای حفظ دین در زمان غیبت به خدا قسم داده اند.
از عبدالعظیم حسنی نقل شده است؛ شنیدم امام جواد علیه السلاممی فرمودند:
«زمانی که پسرم علی علیه السلام از دنیا برود، چراغی بعد از او ظاهر خواهد شد، سپس آن چراغ پنهان می گردد. پس هلاک باد (یا: وای بر) کسی که شک کند و خوشا به حال کسی که در زمانه ی خودش غریب باشد و به همراه دینش از فتنه ها فرار کند بعد از آن، اتفاقاتی رخ می دهد که موها در آن سپید می شود و اشیای سخت و استوار از آرام و قرار می افتند (کنایه از شدت سختی ها)». (2)
امیرمؤمنان علی علیه السلام پاداش کسانی که در امر دینداری به وظیفه خود عمل نمایند را در روز قیامت چنین بیان داشته اند:
«قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف غیبتی دارد که مدت آن طولانی است. گویا می بینم شیعیان را که در زمان غیبت او مانند گوسفندان گردش می کنند و به دنبال چراگاه می گردند ولی آن را پیدا نمی کنند».
توجه داشته باشید؛ هرکدام از شیعیان که بردینش ثابت قدم بماند و دلش به خاطر طولانی شدن زمان غیبت امامش قساوت -
پیدا نکند چنین کسی روز قیامت در رتبه ی من به همراه من خواهد بود...». (1)
از ابواسحاق نقل شده است که گفت بعضی از موثقین از اصحاب امیرمؤمنان علی علیه اسلام برای من گفتند که شنیده اند ایشان در خطبه ای چنین فرموده اند:
«... خوشا به حالشان که در زمان صلح (زمان غیبت) بر حفظ دینشان صبر می کنند و چه قدر به دیدارشان در زمان ظهور دولت حق اشتیاق دارم! خداوند بین ما و آنان و پداران و همسران و فرزندان نیکوکارشان در بهشت برین جمع خواهد کرد». (2)
روزی رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم در حالی که جمعی از اصحابش در خدمتش بودند، دو بار گفت:
«خدایا دیدار برادرانم را نصیبم کن.
اصحابی که اطراف ایشان بودند عرض کردند: یا رسول الله! مگر ما برادران تو نیستیم؟
فرمود: «نه، شما اصحاب من هستید و برادرانم قومی در آخرالزمان می باشند؛ در حالی به من ایمان آورند که مرا ندیده باشند، خداوند نام های آنان و نام های پدرانشان را به من شناسانده پیش از آن که از پشت پدران و رحم مادرانشان بیرون آورده باشد، هریک از آنان نگهداریش از دین خود بیش تر و شدیدتر از دست کشیدن بر بوته ی خار در شب تاریک و یا به دست گرفتن آتش فروزان می باشد آنان چراغ های تاریکی هستند خداوند ایشان را از هر فتنه و آشوب تیره ی -
ظلمانی نجات می دهد». (1)
در دعای غیبت امام عصر علیه السلام از خدا می خواهیم:
«اللهُمَّ فَثَبّتْنِي عَلَى دِينِكَ، وَاسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ...».
«خداوندا! مرا بر دینت ثابت بدار و تحت فرمانت به کار گیر...». (2)
امامت یک امام جز با اطاعت امت از او و پیشوایی یک رهبر جز در سایه ی فرمانپذیری پیروانش، تحقق نمی پذیرد.
چنان چه خداوند در قرآن کریم فرموده است:
«وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ...». (1)
«و هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آن که به توفیق خدا از او اطاعت شود...».
و هم چنین هیچ امامی را خداوند مقرر نداشت مگر آن که مردم را به اطاعت و فرمانبری از او فراخواند.
چنان چه در قرآن کریم آمده است:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ». (2)
«ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم و اولوا الامر (اوصیای پیامبر علیهم السلام) را! ...)».
امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف اگرچه در پرده غیبت هستند اما اراده و حکم و فرمانش در میان همه خلایق جاری و نافذ است. دستوراتش را باید شناخت و فرمان هایش را باید اطاعت کرد و حاکمیت او را باید گردن نهاد.
چنان چه خود حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف می فرمایند:
«اگر شیعیان ما - که خداوند آنان را به اطاعت خویش موفق گرداند - در وفای به عهد الهی همدل و هم پیمان می شدند، سعادت دیدار ما از آنان به تأخیر نمی افتاد». (1)
چنان چه امام صادق علیه السلام فرمودند:
«خوشا به حال شیعیان مهدی قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف، آنان که در دوران غیبت او چشم انتظار ظهور اویند و در دوران ظهورش سرسپردگان اوامر او». (2)
منتظرین حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف همان نیک بختانی هستند که اگر در حضور او باشند جز اطاعت نمی شناسند و جز به فرمان او کاری انجام نمی دهند.
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«اطاعت و فرمان پذیری منتظرین از امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف افزون تر از اطاعت و فرمانبری کنیزی از مالک و مولای اوست». (3)
حفظ دینداری در زمان غیبت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريان به قدری سخت می شود که هرکسی توان آن را نخواهد داشت. لذا برای موفقیت حفظ دین باید طبق کلام معصومین علیهم السلام مسلح به سلاح محکمی بنام «تقوا» شویم. اما حقیقت «تقوا» چیست؟
در آیات و روایات بسیار به تقوا سفارش شده است تا جایی که تمام خیرات و خوبی های دنیایی و آخرتی را خداوند در قرآن و روایات ائمه ی معصومین علیهم السلام در گرو تقوا دانسته اند.
در روایتی چنین آمده است پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«خصلتی است که اگر کسی آن را در وجودش داشته باشد، دنیا و آخرت مطیع او خواهد بود (آن چه در دنیا و آخرت است) و سود او رسیدن به بهشت است.
گفتند: یا رسول الله! آن چیست؟
فرمود: تقوا. کسی که می خواهد عزیزترین مردم باشد، باید تقوای خدای گرامی و بزرگ را داشته باشد.
سپس این آیه را تلاوت فرمود:
«... وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَهُ مَخْرَجاً * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ...». (1)
«... هرکه تقوای خدا را داشته باشد برایش راه برون رفت از مشکلات را باز می کند و از جایی که گمان نمی برد، روزی اش می دهد...». (2)
چنان چه در اهمیت تقوا امام صادق علیه السلام فرمودند:
«هر مؤمنی که به سوی آن چه خدا دوست دارد روی آورد، خدا نیز توجه می کند به سوی او به آن چه دوست دارد؛ و کسی که خدا به وسیله ی تقوای الهی به او پناهنده شود خدا نیز او را پناه می دهد.
کسی که خدا به او توجه کند و پناهش دهد، اگر هم آسمان بر زمین بیفتد، باکی از آن ندارد و اگر بلا و عذابی بر زمینیان نازل شود و آن ها را در بربگیرد، چنین شخصی در قلعه ی محکم خدا- که به سبب تقوا از او آن را درست کرده - از هر بلایی محفوظ خواهد بود.
مگر خدای بلند مرتبه نمی فرمايد: «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقامٍ أَمِينِ». (3)«به یقین تقوا پیشه کنندگان در محل امنی قرار دارند». (4)
از امام صادق علیه السلام در مورد حقیقت تقوا سؤال شد؛ ایشان فرمودند:
«تقوا آن است که در مواردی که خدا به انجام آن فرمان داده تو را غایب و گم نیابد (یعنی در پی آن دستور باشی) و به چیزهایی که تو را از آن بازداشته مشغول نبیند». (5)
هرچند اخلاص، آدمی را برای رشد و تعالی و رسیدن به رضای خداوند یاری می دهد تقوا نیزاموری است که انسان باید در راه رسیدن به بالاترین درجات آن تلاش کند و در بسیاری از روایات به این مطلب اشاره شده است.
هیثم بن واقد می گوید که شنیدم امام صادق علیه السلام فرمودند:
«کسی که خدا او را از ذلّت معصیت ها به عزّت تقوا برساند، بدون مال، بی نیازش می کند و بدون قبیله، عزیزش می سازد و بدون مونس با او انس می گیرد...». (1)
بنابراین خداوند تقوا را تنها به اهل ایمان می دهد یعنی مؤمنانی که در راه انجام واجبات و ترک محرمات الهی و حتی مباهات تلاش می کنند خداوند نیز آنان را رها نمی کند و تقوا را به آنان ارزانی می دارد.
در برخی از روایات داشتن تقوا را از ایمان بالاتر و ایمان را بالاتر از اسلام معرفی نموده است.
چنان چه در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده است که فرمودند:
«ایمان یک درجه بالاتر از اسلام و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان ویقین یک درجه بالاتر از تقوا است و چیزی بین بندگان کم تر از یقین تقسیم نشده است». (2)
بعد از شناخت اجمالی از حقیقت و اهمیت تقوا بر می گردیم به بحث مورد نظرمان که داشتن تقوا در دوران غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تکلیف است.
خود آن حضرت در این زمان بیش از هرکس بر حالات و امتحانات ما اشراف دارند زیرا که ایشان امام زنده و حجّت بر روی زمین هستند.
با توجه به توقیعی که برای شیخ مفید قدس سره فرستادند می خوانیم؛ امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف فرمودند:
«... ای دوست با اخلاص که در راه ما با ظالمان می ستیزی، خداوند تو را با آن یاریش که اولیای صالح گذشته را به وسیله ی آن تأیید فرمود تقویت کند، ما با تو عهد می بندیم که هرکدام از برادران دینیات که از پروردگارش تقوا داشته باشد و ... در بلای ویرانگر و گرفتاری تاریک و تیره کننده در امان باشد». (1)
طبق این بیان مبارک، آن حضرت تقوا را از وظایف شیعیان در زمان غیبت و امامتشان شمردند.
در دعای غیبت امام عصر علیه السلام از خدا می خواهیم:
«اللَّهُمَّ فَثَبِتْنِي عَلَى دِينِكَ، وَاسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ، وَلَبِنْ قَلْبِي لِوَلِيَ أَمْرِكَ ... وَقَوَنا على طاعَتِه وثبتنا على متابعتة...».
«خداوندا! مرا بر دینت ثابت بدار و به اطاعت از خودت مشغولم بدار و قلبم را برای اطاعت از ولی امرت نرم کن و مرا در راه اطاعت از ولی ات قوی بدار و به پیروی از او ثابت قدممان بدار...». (2)
قبل از آن که در باب ورع به عنوان یک تکلیف و وظیفه سخن به میان آوریم لازم است که حقیقت آن و تفاوتش با تقوا را بفهمیم و سپس به جایگاه ورع در بین وظایف غیبت بپردازیم.
«تقوا» به معنای حفظ کردن خود از عذاب الهی است و با انجام دستورات الهی و ترک محرمات به تقوا مزین شده ایم. اما «ورع» به معنی دوری جستن از گناه و خودداری کردن از معاصی است و چون ترک واجبات و انجام دادن محرمات از گناهان و معاصی می باشد، از این جهت تقوا با ورع هم معنا می شوند.
از حفص بن غیاث نقل شده که گفت: از امام صادق علیه السلام در مورد شخص پرهیزکار سؤال کردم (که چه کسی است؟).
فرمودند: «آن که از حرام های خدای بلند مرتبه و عزیز دوری نماید». (1)
از ابوبصیر نقل شده که گفت روزی امام صادق علیه السلام فرمودند:
1) اصول کافی کتاب الایمان والكفر، باب «الورع» ج 8.
«آیا اطلاع ندهم به شما از چیزی که خدای بلندمرتبه و عزیز، عمل بندگانش را فقط به سبب آن قبول می کند؟
عرض کردم: بلی.
فرمودند: شهادت به یگانگی خدا و به این که محمد صلی الله علیه واله وسلم بنده و فرستاده ی اوست و اعتراف به آن چه خدا دستور داده، و ولایت ما خاندان را داشتن و بیزاری از دشمنان ما (منظور از ما فقط امامان علیهم السلام هستند)، و تسلیم بودن در برابر آنان (امامان علیهم السلام)، و ورع و کوشش در راه رضای خدا و آرامش و انتظار قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را داشتن.
سپس فرمودند: ما خانواده دولتی داریم که خدا هر زمانی بخواهد، آن را ظاهر می کند.
پس از آن فرمودند: کسی که خشنود می شود (می خواهد) از یاوران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، باشد باید منتظر باشد و با داشتن حالت انتظار بر طبق ورع و نیکویی اخلاق عمل کند، پس اگر بمیرد و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بعداز آن قیام کند پاداش او مانند پاداش کسی است که به خدمت ایشان رسید؛ بنابراین کوشش کنید و منتظر باشید. گوارایتان باد ای کامیابان از رحمت خداوندی!!». (1)
در روایات متعددی ائمه معصومين علیهم السلام شرط اصحاب خود را داشتن ورع معرفی کرده اند.
چنان چه در روایت زیر آمده است:
از حنان بن سدیر نقل شده که گفت؛ ابو صباح کنانی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: به خاطر ارتباط با شما چه چیزهایی از مردم می بینیم؟
امام صادق علیه السلام فرمودند: «چه چیزی به سبب من از طرف مردم می بینی؟
عرض کرد: هرگاه بین من و یکی از مخالفین بحثی پیش می آید، -
1) غیبت نعمانی ص 200 / بحار الانوار ج 52 ص 140.
می گوید: جعفری خبیث!
حضرت فرمودند: مردم شما را به جهت من سرزنش می کنند؟
ابوصباح گفت: بله.
حضرت فرمودند: به خدا قسم چقدر کم است تعداد افرادی از شما که از جعفر پیروی می کنند اصحاب من فقط کسانی هستند که ورع بیش تری دارند و اعمالشان را برای آفریننده شان انجام می دهند و امید پاداش نیز از او دارند؛ اینان اصحاب من هستند». (1)
داشتن ورع فقط اختصاص به اصحاب امام صادق علیه السلام ندارد، بلکه هرکس که شیعه و پیرو ولایت اهل بیت علیهم السلام باشد، باید ورع داشته باشد.
امام صادق علیه السلام در این زمینه فرمودند:
«ما کسی را مؤمن نمی دانیم تا این که تبعیت کننده و خواستار همه ی دستورهای ما باشد. آگاه باشید نشانه پیروی فرمان ما و خواستن آن، ورع است؛ پس خود را به آن بیارایید خدا شما را رحمت کند و با دشمنان ما با سلاح ورع بجنگید (تا بر آن ها پیروز شوید، یا به خاطر این که آنان به دین شما رغبت کنند)، خدا شما را در دنیا و آخرت بلند مرتبه گرداند (یا به وسیله ی ورع با دشمنان ما بجنگید تا خدا شما را در دنیا و آخرت بلندمرتبه گرداند)». (2)
در روایت «اربع مائة» از امیرالمؤمنین علی علیه السلام رسیده است:
«کسی که ما را دوست دارد باید مطابق عمل ما رفتار نماید و باید از ورع کمک بگیرد؛ چراکه ورع بهترین چیزی است که در دنیا و آخرت از آن کمک گرفته می شود». (3)
در بعضی دیگر از روایات شرط دست یابی به ولایت اهل بیت علیهم السلام را منوط به داشتن ورع دانسته اند.
از خُثیمه جُعفی روایت شده که گفت: برای خداحافظی خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم، ایشان فرمودند:
«به دوستانمان از طرف من سلام برسان و آنان را به پرهیز از خدای بزرگ سفارش کن خثیمه به آنان بگو که ما آنان را هیچ طور از خدا بی نیاز نمی کنیم مگر به سبب عمل یعنی دوستی ما فقط در صورتی که عمل ایشان مورد پسند حق باشد به دردشان می خورد و هرگز به ولایت ما دست پیدا نمی کنند مگر به وسیله ی ورع .....». (1)
زیدبن علی از پدرش حضرت امام زین العابدین علیه السلام نقل کرده که فرمودند:
«ورع، هماهنگی عبادت است. پس هرگاه ورع قطع شود، دیانت از بین خواهد رفت؛ همان گونه که بند مهره یا تسبیح اگر پاره شود، هماهنگی از بین می رود». (2)
در برخی دیگر از روایات ورع عامل ثبوت ایمان معرفی شده است.
از ابان بن سوید نقل شده که گفت؛ به امام صادق علیه السلام عرض کردم: چه چیزی ایمان بنده را ثابت نگه می دارد؟
فرمودند: «آن چه ایمان را در بنده نگه می دارد، ورع است و آن چه ایمان را از او می گیرد، طمع است». (3)
بنابراین در زمان غیبت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز که دوران امتحان دینداری شیعیان است، باید ورع داشته باشیم.
لذا امام صادق علیه السلام فرمودند:
«از خدا بپرهیزید و دینتان را با ورع نگه دارید». (1)
حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام فرمود:
«ما کسی را مؤمن نمی شماریم تا این که نسبت به تمام امر ما پیرو و علاقمند باشد توجه کنید که البته از جمله پیروی و خواستن امرما ورع و پرهیزکاری است پس خود را به آن زینت دهید که خدای تعالی بر شما رحمت آورد و به وسیله ی ورع دشمنانمان را در رنج و فشار قرار دهید که خداوند شما را عزّت دهد و باقی بدارد». (2)
تقیه در لغت از ماده «یوقی، یقی» می باشد و با کلمه «تقوی» هم خانواده است و معنی آن «خویشتن داری» است و در جایی به کار می رود که انسان بخواهد واقعیتی یا عقیده ای را از کسی مخفی نگه دارد.
بحث تقیّه در مکتب اهل بیت علیهم السلام به قدری حائز اهمیت است که از ضروریات مذهب شمرده شده و ترک آن را «بی ایمانی» معرفی نموده اند.
بين «ورع» و «تقیّه» تقابلی بسیار جالب وجود دارد. «ورع» مربوط به دین است و کسی که ورع و پرهیزکاری نداشته باشد در روایات معصومین علیهم السلام بی دین معرفی شده است زیرا اگر پرهیز از محرمات و شبهات در انسان نباشد اصل دین او متزلزل خواهد شد و این به عنوان یک اصل مورد پذیرش و قبول همه ی مذاهب اسلامی و مذهب برحق اثنی عشری می باشد. اما در مقابل «ورع»، «تقیه» می باشد که در روایات معصومین علیهم السلام آن را مربوط به ایمان دانسته اند و کسی که تقیه را ترک کند بی ایمان معرفی کرده اند.
زیرا مؤمن با تقیّه مذهب حق را از دشمنان و نا اهلان می پوشاند و بدین وسیله خود و شیعیان را از هلاکت می رهاند.
چنان چه در روایات معصومین علیهم السلام به شیعیان و دوستان خود دستور اکید داده اند که تا می توانید جان خود و یارانتان را حفظ کنید و خودشان نیز با عمل به تقیّه محافظ جان شیعیان بودند.
از عبدالله بن زراره روایت شده؛ حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
«آن چه از من می شنوی که با نظرات عامه مردم (سنی ها) مشابه است، تقیّه در آن است و آن چه از من می شنوی که به فتوای آن ها شباهتی ندارد، تقیّه در آن نیست». (1)
از ابوعبیده روایت شده که حضرت باقر علیه السلام به من فرمودند:
«ای زیاد! اگر ما به مردی که شیعیان ماست فتوایی از روی تقیه بدهیم، تو آن را چطور می بینی؟
می گوید: به ایشان عرض کردم: شما داناترید؛ فدای شما گردم!
فرمودند: اگر آن شیعه این (فتوای مبتنی بر تقیّه) را عمل کند، برای او بهتر و پاداش او بزرگ تر خواهد بود». (2)
از معمربن خلاد نقل شده که گفت از حضرت رضا علیه السلام درباره ی کار کردن برای فرمانروایان پرسیدم حضرت پاسخ دادند که حضرت باقر علیه السلام فرمودند:
«تقیّه از دین من و دین پدران من است و کسی که تقیه را رعایت نکند ایمان ندارد». (3)
از زراره نقل شده است که گفت؛ از حضرت امام محمد باقر علیه السلام در -
مورد مسأله ای سؤال کردم و ایشان پاسخ فرمودند؛ زراره می گوید: پس از آن، مردی آمد و همان مسأله را از ایشان سؤال کرد و ایشان پاسخی فرمودند؛ غیر از آن چه به من فرموده بودند؛ سپس مرد دیگری آمد [و همان مسأله را پرسید] و حضرت پاسخی غیر از آن دو پاسخ قبلی به او دادند.
وقتی که هردو مرد (از مجلس) خارج شدند، به ایشان عرض کردم:
یابن رسول الله! دو مرد از شیعیان عراقیتان خدمت شما رسیده از یک مسأله سؤال کردند؛ شما به هرکدام جوابی غیر از دیگری دادید!
فرمودند: ای زراره! این کار برای ما بهتر است و دوام بیش تر ما و شما را در بر دارد. اگر شما بر یک نظریه هم داستان باشید مخالفان شما اذیت می کنند و بقای ما و شما کم شود.
او می گوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: اگر به شیعیانتان دستور بدهید بر سر نیزه ها بروند یا در آتش بروند، می پذیرند و انجام می دهند؛ ولی آنان از نزد شما با اختلاف (در جواب) بیرون می روند.
می گوید: ایشان ساکت شدند و من سه مرتبه صحبتم را تکرار کردم و آن حضرت نیز همان جواب پدرشان را به من فرمودند». (1)
طبق این احادیث امام علیه السلام جان خود و دوستان خود را از شر سلاطین جور حفظ نموده اند تا مبادا دوستان اندک ایشان به دست آنان کشته شوند. حتی در برخی از مجالسی که عده ای از مخالفین حضور داشتند از نزدیک ترین دوستان خود بدگویی کرده اند تا آن که، جاسوسان خبری از شیعیان نداشته باشند.
از عبدالله، پسر زراره، نقل شده است که گفت؛ امام صادق علیه السلام به من فرمودند:
1) بحارالانوار ج 2 ص 236 / الحدائق الناضرة ج1 ص 5.
«از طرف من به پدرت سلام برسان و به او بگو: من عیب گویی تو کردم، به خاطر دفاع از تو؛ چراکه مخالفان و دشمنان، هرکسی که ما او را به خود نزدیک و منزلت او را ستایش کرده باشیم، به سراغش می روند تا هرکه را ما دوست داریم و به خود نزدیک کرده ایم آزار رسانند. او را، به خاطر دوستی ما و نزدیکی اش به ما مذمّت می کنند و به آزار و قتل تو دست می زنند. آنان هرکسی را که ما از او بدگویی کرده باشیم، اگرچه در واقع مورد ستایش باشد، گرامی می دارند. من فقط به خاطر این که تو مردی هستی که به گرایش به سمت ما مشهوری، عیب جویی تو کردم. چون تو به خاطر این شهرت در پیش مخالفین سرزنش شده ای و به جهت دوستیات به ما و گرایشت به سمت ما ستایشی از تو نمی شود؛ پس دوست داشتم که تو را معیوب نشان دهم تا به خاطر این عیب و نقصت، تلاشت در دین را گرامی بدارند و این کار از طرف ما دفع شرّ آن ها از توست. خدای عزیز و بلند مرتبه می فرمایند:
«أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَآءَهُم مَّلِكُ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً». (1)
«اما آن کشتی، مال فقرایی است که به وسیله ی آن در دریا کار می کنند [و زندگی خود را می گذرانند]. من خواستم آن را معیوب کنم؛ [چرا که] پشت سرشان پادشاهی [ستمگر] بود که هر کشتی [سالمی] را به زور می گرفت».
این آیه از طرف خداوند، به صورت سفینه صالحه نازل شده به معنی این که آن پادشاه فقط کشتی های سالم را غصب می کرد، نه کشتی های معیوب را به خدا قسم حضرت خضر علیه السلام آن کشتی را فقط به خاطر آن که از دست پادشاه سالم بماند و از بین نرود معیوب کرد؛ و آن کشتی سالم بود و عیبی در آن نبود. ستایش فقط مخصوص خداست. خدا -
1) سوره مبارکه کهف آیه 79.
تو را مورد رحمت قرار دهد این مَثَل را بفهم؛ چراکه تو، به خدا قسم، محبوب ترین مردم در نزد من و محبوب ترین همراهان پدرم علیه السلام در زندگی و بعد از مرگت هستی و تو بهترین کشتی های این دریای بزرگ و پر آب و مواج هستی و در پشت دید تو پادشاه بسیار ظالم و غاصب است که منتظر عبور هر کشتی سالمی است که می خواهد از دریای هدایت بگذرد تا آن را با اهالی اش بگیرد و غصب کند. رحمت خدا در زندگی ات و رحمت رضایتش بعد از مرگ بر تو باد!...». (1)
در تحف العقول در سفارش های امام صادق علیه السلام به مؤمن الطاق آمده که فرمود:
«ای پسر نعمان! هرگاه در دولت باطل بودی با هرکس تقیّه داری با تحیّت برخورد کن؛ زیراکه هرکس متعرض دولت شود، خود را به کشتن داده و هلاک کرده است، خداوند فرماید:
«وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ». (2)
«و خود را به مهلکه و خطر در نیفکنید». (3)
در کافی به سند صحیحی از عبدالاعلی آمده که گفت؛ شنیدم حضرت ابوعبدالله امام صادق علیه السلام می فرمود: «همانا تحمّل امر ما تنها به تصدیق و قبول کردن آن نیست از جمله تحمل امر ما پوشانیدن و حفظ کردن آن از غیر اهلش می باشد. پس سلام مرا به آنان (شیعیان) برسان و به ایشان بگو خدای رحمت کند بنده ای را که مودت و دوستی مردم را به سوی خود جلب نماید، با آنان (مخالفین) به آن چه می شناسند سخن بگویید و آن چه را انکار می دارند از آن ها بپوشانید».
سپس آن حضرت علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند! آن کسی که به جنگ با ما برخاسته زحمتش بر ما بیش تر نیست از کسی که آن چه را اکراه داریم از قول ما می گوید...». (1)
هم چنین از آن حضرت علیه السلام آمده است که فرمود:
«همانا نه دهم دین در تقیّه کردن است و هرکس تقیّه ندارد دین ندارد...». (2)
در بحارالانوار به نقل از کشف الغمة از طریق عامه روایت آورده از حذیفه که گفت؛ شنیدم رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم می فرمود:
«وای بر این امت از پادشاهان ستمگر که چگونه می کشند و فرمانبرداران را می ترسانند مگر کسی که اطاعت از آن ها را اظهار کند پس مؤمن متقی با زبان با آن ها تصنع و تظاهر می کند و با دل از آن ها فرار می نماید. پس هرگاه خداوند عزوجل بخواهد اسلام را با عزّت بازگرداند هرگونه ستمگر لجوج را درهم می شکند و او بر هرچه خواهد تواناست که امتی را پس از فساد به صلاح آورد.
آن گاه آن حضرت علیه السلام: فرمود: ای حذیفه! اگر از دنیا به جز یک روز باقی نماند، خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا مردی از خاندان من حکومت یابد». (3)
در بصائر الدرجات به سند خود از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام آمده که فرمود:
«با مردم به آن چه می شناسند رفتار کنید و از آن چه منکرند واگذارید، بر خودتان و ما حمله ها را متوجه نسازید. به درستی که امر ما سخت -
دشوار است که آن را متحمل نمی شود جز فرشته ی مقرب و یا پیغمبر مرسل یا بنده ی مؤمنی که خداوند دلش را برای ایمان آزموده باشد». (1)
در کافی به سند صحیحی از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام آمده که درباره ی فرموده ی خدای عزوجل:
«أُولَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا». (2)
«آنان به خاطر صبری که کردند پاداششان دو برابر داده می شود».
فرمود: «به خاطر صبری که بر تقیه کردند»، «وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ».
«و با حسنه بدی را دفع می نمایند».
فرمود: «حسنه تقیّه است و بدی فاش ساختن». (3)
در همان کتاب در خبر صحیحی از آن حضرت علیه السلام آمده که فرمود:
«تقیّه، سپر مؤمن است تقیّه نگهدار مؤمن است. به راستی بنده ای هست که حدیثی از ما به دست او می رسد [و مأمور به کتمان است] و او میان خود و خدای عزوجل نسبت بدان دینداری می کند. پس وسیله عزّت او است در دنیا و نور است در دیگر سرای؛ و بنده ای هست که حدیثی از ما به دستش می افتد و آن را آشکار می سازد و در دنیا خوار می شود و خدای عزوجل آن نور را از او می گیرد». (4)
در خبر صحیحی از هشام کندی آمده که گفت؛ شنیدم حضرت ابوعبدالله امام صادق علیه السلام می فرمود:
«مبادا کاری کنید که ما را بدان سرزنش نمایند؛ زیراکه به خاطر کردار فرزند بد، پدرش سرزنش می گردد.
شما برای کسی که به او دل سپرده اید (امام بر حق) زینت باشید و بر او مایه ی ننگ و عیب مباشید در جماعت های آنان (عامه) نماز بخوانید و بیمارانشان را عیادت کنید و در مراسم اموات شان حضور یابید و در هیچ کار خیری بر شما پیشی نگیرند که شما به آن (خیر) از آنان سزاوارترید به خدا سوگند! که خداوند به چیزی که محبوب تر از خباء باشد عبادت نشده عرض کردم: خباء چیست؟ فرمود: تقیّه». (1)
در همان کتاب در حدیث دیگری از آن حضرت علیه السلام است که فرمود:
«نفس کشیدن کسی که به خاطر ما اندوهگین و برای ظلمی که بر ما رفته غمگین است تسبیح می باشد و اهتمام او به جهت امرما عبادت و مخفی داشتن راز ما جهاد در راه خدا است». (2)
امام صادق علیه السلام به یکی از اصحاب فرمود:
«به من خبر بده اگر من امسال حدیثی برای تو بیان کنم و سپس آینده به نزد من بیایی و من حدیثی خلاف آن (به مصلحت تقیّه یا غیره) به تو بگویم، کدام یک را می گیری و عمل می کنی؟!
او گفت: به حدیث آخری!
امام فرمودند: الله تو را رحمت کند». (3)
پس تقیه بر شیعیان واجب است.
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«تقیّه قرار داده شده برای آن که مؤمن به سبب آن خون و جانش حفظ -
شود، پس هرگاه انسان در معرض کشته شدن قرار گرفته است،(یعنی یقین دارند که او را می کشند) در این صورت تقیّه لازم نیست». (1)
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند:
«از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم شنیدم که فرمودند: کسی که از علمی سؤال شود، و آن را کتمان نماید در جایی که اظهار کردن واجب است و تقیّه لازم نیست، در روز قیامت در حالی که او را به لجامی از آتش بسته شده باشد می آورند». (2)
«اخلاص» یکی از فضائل بزرگ اخلاقی است که ضامن پذیرش همه ی اعمال در پیشگاه خداوند عزوجل است. در واقع اخلاص چیزی نیست جز پاکسازی در انجام اعمال از هر چیزی غیر از خدا می باشد.
اخلاص در عمل به قدری حائز اهمیت است که برخی علماء نیت رسیدن به ثواب و پاداش اخروی و یا دوری از آتش عذاب الهی را مخالف با اخلاص دانسته اند و گفته اند اعمالی را که با این نیت ها انجام شده باطل است ولی در مقابل این نظریه عده ای دیگر از بزرگان و علماء فرموده اند اگر اعمال به نیت پاداش اخروی و یا نجات از آتش دوزخ باشد باطل نیست و صحیح است ولی از نظر ارزش در رتبه ی پایین تری قرار می گیرد نسبت به اعمالی که صرفاً برای تقرب به سوی خدا انجام می شود. البته رسیدن به چنین رتبه و منزلتی که انسان در تمام نیاتش چیزی جز خدا را در نظر نگیرد کاری بس دشوار می باشد که آن را خود خداوند باید روزی انسان نماید.
پیامبراکرم صلى الله علیه واله وسلم از جبرئیل خبر آوردند که او از خدا عزوجل نقل کرده که فرمود:
«اخلاص سری از اسرار من است که آن را در قلب هرکدام از بندگانم که دوست دارم قرار می دهم». (1)
از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده است؛ (به امام حسین علیه السلام) فرمودند:
«حسین جان! نهمین از فرزندان تو همان قیام کننده ی به حق است که دین را ظاهر می کند و عدل را گسترش می دهد.
امام حسین علیه السلام فرمود: به پدرم عرض کردم: ای امیرمؤمنان! این مطلب واقع خواهد شد؟
ایشان فرمودند: بلی! اما قسم به خدایی که محمد صلی الله علیه واله وسلم را به نبوت برانگیخت و او را بر همه مخلوقات برگزید، بعد از پنهان شدن و سرگردانی ها برای مردم، کسی در آن بردین پایدار نمی ماند مگر افرادی که اخلاص دارند و با ملائکه ی یقین همراه اند...». (2)
از این روایت معلوم می شود که برای رسیدن به فضیلت اخلاص باید دست به دعا و توسل برداشت البته این به معنای این نیست که انسان برای زدودن غبار از قلبش تلاش ننماید، زیرا خداوند تبارک و تعالی هرگاه ببیند بنده ای در راه رسیدن به رضای حق تلاش می نماید او را دستگیری کرده و هدایت می نماید.
در روایت آمده است که مسعده گفت: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که پیرمرد قد خمیده، در حالی که تکیه بر عصایش داده بود، وارد شد و بر آن حضرت سلام کرد.
امام صادق علیه السلام نیز جواب سلام او را دادند. پس از آن پیرمرد پیرمرد گفت:
یابن رسول الله! دستتان را به من بدهید تا آن را ببوسم. حضرت نیز -
دست خود را عنایت فرمودند و او بوسید و بعد از آن گریه کرد.
حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «چه چیز تو را به گریه درآورده، پیرمرد؟
او گفت: فدای شما گردم؛ یابن رسول الله، مدت صدسال است که منتظر قائم شما عجل الله تعالى فرجه الشريف هستم.
می گویم: این ماه می آید، این سال می آید، سنم بالا رفته و استخوان هایم ساییده شده و مرگم نزدیک است و این درحالی است که آن چه را دوست می داشتم در مورد شما نمی ببینم (یا: آن چه را دوست نمی داشتم در مورد شما می بینم) شما خاندان را کشته شده و رانده شده می بینم و دشمنتان را نظاره می کنم که با بال هایش پرواز می کند. چگونه گریه نکنم؟
حضرت صادق علیه السلام گریه کردند و فرمودند: پیرمرد، اگر خدا تو را باقی نگاه داشت تا قائم ما عجل الله تعالى فرجه الشريف را ببینی در بالاترین درجات بهشت همراه ما خواهی بود. اگر هم مرگ به سراغت آمد، روز قیامت به همراه ثقل پیامبر صلی الله علیه واله وسلم خواهی بود و ماییم ثقل ایشان.
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند: «من در میان شما دو ثقل (دو چیز با ارزش) به جای می گذارم؛ چنان چه به آن دو چنگ بزنید، هرگز گمراه نمی شوید. آن دو چیز یکی کتاب خداست و دیگری عترت من که همان خاندان من هستند».
پیرمرد گفت: بعد از شنیدن این خبر دیگر ملالی ندارم.
پس از آن حضرت فرمودند: پیرمرد بدان که قائم ما عجل الله تعالى فرجه الشريف فرزند حسن علیه السلام و حسن فرزند علی علیه السلام و علی فرزند محمد علیه السلام و محمد فرزند علی علیه السلام و علی فرزند این پسرم - و به حضرت موسی بن جعفر علیه السلام اشاره فرمودند - و او نیز فرزند من است ما دوازده نفریم که همگی معصوم و پاک هستیم... .
پس از آن فرمودند: پیرمرد! به خدا قسم اگر فقط یک روز از عمر دنیا باقی باشد، خدایی که یاد او بلند مرتبه است آن قدر آن روز را طولانی می کند تا این که قائم ما خاندان عجل الله تعالى فرجه الشريف ظهور کند.
آگاه باش؛ شیعیان ما در زمان غیبت او در بلا و سرگردانی واقع می شوند خدا در آن زمان کسانی را که اخلاص دارند بر هدایت خود باقی می گذارد. خداوندا! آنان را بر این اخلاص یاری فرما». (1)
در دعای غیبت امام عصر علیه السلام از خدا می خواهیم:
«اللَّهُمَّ فَصَلَّ عَلَيْهِ وَعَلَى آبائِهِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ، وَعَلَى شِيعَتِهِ الْمُنْتَجَبِينَ، وَبَلِّغْهُمْ مِنْ آمالِهِمْ مَا يَأْمُلُونَ، وَاجْعَلْ ذَلِكَ مِنَّا خالِصاً مِنْ كُلِّ شَةٍ وَشُبْهَةٍ وَرِياءِ وَسُمْعَةٍ حَتَّى لَانُرِيدَ بِهِ غَيْرَكَ، وَلَا نَطْلُبَ بِهِ إِلَّا وَجْهَكَ ...». (2)
«خداوندا! درود بفرست بر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف و بر پدران گرامی اش، امامان پاک، نیز بر پیروان برگزیده ی او و به امید و آرزویی دارند نائلشان فرما. این دعای ما را از هر شک و تردیدی و از هر خودنمایی پاک و خالص فرما تا آن جا که در آن، جز تو را اراده نکنیم و به وسیله ی آن جز خشنودی تو را نخواهیم...».
در توقیعی از ناحیه ی مقدس به شیخ مفید قدس سره آمده:
«پس تنها چیزی که ما را از آنان پوشیده می دارد همانا چیزهای ناخوشایندی است که از ایشان به ما می رسد و از آنان نمی پسندیم و از آنان انتظار نمی رود والله المستعانُ وَهُوَ حَسْبُنَا وَنِعْمَ الوَكيلُ».
طبق این فرمایش امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، شیعیان وظیفه دارند که از اعمال ناپسند و گناهان خود توبه نمایند و خود را برای یاری آن حضرت تطهیر و پاک سازند.
یکی دیگر از وظایف منتظران امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف آن است که آن حضرت را از یاد نبرند و دائماً به یاد آن حضرت باشند. اگر کسی امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف را شناخت دیگر یادش را از خاطر نخواهد برد اگر کسی مهربانی های او را دید دیگر فراموشش نخواهد کرد و اگر کسی احساس انس با امام زمان کرد آن زمان همیشه به یادش خواهد ماند.
در حالی که خود آن حضرت خطاب به شیعیانشان می فرمایند:
«إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ لِمُراعاتِكُمْ وَلا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ». (1)
«ما در مراعات حال شما کوتاهی نمی کنیم و یادتان را از خاطر نمی بریم».
وظیفه ی ما به مراتب بیشتر می باشد که آن امام و پدر مهربان را از خاطر نبریم و به دست فراموشی بسپاریم چنان چه امام در نامه ی خود می فرمایند:
«... وَلَوْلا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمْ الْأواءُ وَاصْطَلَمَكُمُ الْأَعْداء». (2)
«... اگر یاد او نبود بلاهای سخت بر شیعیان فرود می آمد و دشمنان آنان را نابود می کردند».
چنان چه در روایتی حضرت موسی بن جعفر علیه السلام می فرماید: «یاد حضرت در دل های مؤمنین است».
از محمدبن زیاد ازدی نقل شده که گفت؛ از آقایم موسی بن جعفر علیه السلام در مورد معنای کلام خدای عزیز:
«وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً». (1)
«و نعمت های آشکار و پنهانش را بر شما تمام کرد»، سؤال کردم.
فرمودند: «نعمت آشکار امامی است که در میان مردم نمایان است و نعمت پنهان امام غائب از دیده ها است.
به ایشان عرض کردم: در میان امامان، کسی پنهان می شود؟
فرمودند: بله، وجودش از انظار مردم پنهان می شود ولی یادش از دل های مؤمنان مخفی نمی شود. او دوازدهمین نفر از ما امامان است که خدا برای او هر مشکلی را آسان می کند هر سختی ای را در برابر او نرم و راحت می گرداند، گنج های زمین را برایش آشکار می سازد و هر دوری را برایش نزدیک می نماید به وسیله ی او، هر ستمگری را که دانسته با حق مخالفت کند نابود می سازد و به دست او، هرکه را شیطنت می کند و سرکش و نافرمان است هلاک می کند. او فرزند سرور کنیزان است؛ همو که ولادتش بر مردم پنهان می شود و حلال نیست نام او را آوردن تا زمانی که خدای عزیز و جلیل ظاهرش کند و زمین را به وسیله ی او از عدل و داد پر نماید همان گونه که از ظلم و جور پر شده باشد». (2)
یکی دیگر از وظايف شيعيان بالاخص علماء آن است که مردم را به سوی آن حضرت دعوت و ترغیب نمایند اگرچه این وظیفه به حسب ظاهر از وظایف علمای شیعه می باشد ولی باید دانست که هرکس در هر رتبه ای که باشد به هر مقدار که شناخت صحیح از آن حضرت داشته باشد موظف است دیگران را به سوی آن بزرگوار هدایت و دعوت بنماید تا مردم در دین گریزان نشوند.
چنان چه در روایت آمده است:
امام حسن عسکری علیه السلام از امام هادی علیه السلام نقل کردند که فرمودند:
«اگر بعد از غائب شدن مهدی ما عجل الله تعالی فرجه الشریف علمایی نبودند که به سوی آن حضرت دعوت و مردم را به سوی ایشان راهنمایی و به وسیله ی دلائل خدا از دین آن بزرگوار دفاع کنند و بندگان ضعیف خداوند را از دام های شیطان و دستیاران او و از شبکه های ناصبی ها نجات دهند، -
هیچ کس باقی نمی ماند مگر این که از دین خدا بر می گشت، اما اینان کسانی اند که زمام قلب های شیعیان ضعیف را می گیرند، همان گونه که ناخدای کشتی سکان آن را می گیرد ایشان کسانی اند که نزد خدای بزرگ از دیگران برترند». (1)
این وظیفه بر دوش عالمان بسیار خطیر و پراهمیت است. چنانچه طبق روایات اگر به این وظیفه عمل ننمایند مورد لعنت خداوند واقع می شوند.
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«زمانی که در امت من بدعتی ظاهر شد باید عالم علم خودش را ظاهر کند. پس اگر چنین نکرد، لعنت خدا بر او باد!». (2)
همان گونه که اگر علماء علم خود را کتمان کنند مورد لعنت واقع می شوند در صورتی که در زمان غیبت آن حضرت که شیعیان از دیدار امام شان محروم هستند از آنان دستگیری نمایند مورد مدح و ستایش قرار گرفته اند.
از امام حسن عسکری علیه السلام نقل شده که حضرت امام حسین علیه السلام فرمودند:
«کسی که به خاطر ما از یتیمی کفالت کند که دوستی ما به مخفی بودنمان (یا: بلای مستور بودنمان) او را از ما بریده و به وسیله ی علومی که از ما به او داده شده همراهی اش نماید تا این که او را ارشاد و هدایت کند، خدای عزیز می فرماید:
ای بنده ی کریم و همراهی کننده! من به کرم نمودن اولی هستم از تو ای فرشتگان من در بهشت برای این بنده ی من به عدد هر حرفی -
که آموخته، یک میلیون قصر قرار دهید و به این پاداش از بقیه ی نعمت های من که شایسته ی اوست اضافه کنید». (1)
امام صادق علیه السلام فرمود:
«خداوند رحمت کند بنده ای را که مودت مردم را به سوی ما کشاند و به آن چه می شناسند، با آنان سخن بگوید و آن چه را منکرند، واگذارد». (2)
امام رضا علیه السلام فرمودند:
«خدا رحمت کند بنده ای را که امر ما را زنده بدارد.
راوی می پرسد امر شما را چگونه زنده بدارد؟
امام فرمودند: علوم ما را بیاموزد و به مردم یاد دهد؛ زیرا مردم وقتی خوبی های کلام ما را بدانند از ما پیروی می کنند». (3)
حضرت حسن بن علی امام عسکری علیه السلام فرمود:
«علمای شیعیان ما که عهده دار امور ضعفای دوستان و اهل ولایت ما هستند، روز قیامت در حالی می آیند که نورها از تاج های شان می درخشد، بر سر هرکدام از آنان تاجی هست که از آن تاج ها آن نورها در عرصات قیامت پخش می گردد و خانه های آن به مسافت سیصدهزار سال است پس شعاع تاج های شان در تمام آن ها منتشر می شود. آن گاه هیچ یتیمی که او را تکفل کرده و از تاریکی جهل به آموزش و تعلیم بیرون برده و از حیرت گمراهی رهانیده است، در آن جا نماند مگر این که به شعبه ای از انوار آن ها دست می یابد، پس آن نورها ایشان را بالا می برند تا این که به بلندای بهشت می رسانند، سپس بر منزلگاه هایی که در جوار اساتید و معلمانشان برایشان مهیا شده و -
در محضر امامان شان که به آن ها دعوت می کرده اند قرار دارد، فرودشان می آورند و هیچ ناصبی ای از ناصبیان نماند که از شعاع آن تاج ها به او برسد مگر این که چشمش را کور و گوشش را کر و زبانش را لال می کند، و بر او از شراره ی آتش بدتر صدمه میزند پس آن ناصبیان را حمل کرده تا به مأمورین دوزخ بسپارند، آن گاه آنان را به میان جهنم فرو افکنند». (1)
حضرت محمدبن علی امام جواد علیه السلام فرمود:
«همانا کسی که متکفّل ایتام آل محمد علیهم السلام شود که از امامشان جدا شده و در جهل خود سرگردان مانده و در دست شیاطینشان و ناصبیان از دشمنانمان اسیر گشته اند، پس آنان را از چنگال شیاطین و دشمنان ما نجات داد و از حیرتشان بیرون برد و شیاطین را با ردّ وسوسه های شان سرکوب نمود و ناصبیان را با دلایل پروردگارشان و دلیل امامان شان مقهور ساخت چنین کسانی نزد خداوند به بلندترین جایگاه ها از بندگان برتری یابند بیش از فضیلت آسمان بر زمین و عرش و کرسی و حُجب و فضل آن ها بر این عابد هم چون امتیاز ماه شب چهارده بر مخفی ترین ستاره در آسمان می باشد». (2)
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرمود:
«یک فقیهی که یتیمی از یتیمان ما که از ما و دیدن ما جدا شده اند را نجات دهد به این که آن چه نیاز به آن دارد را به او بیاموزد، از هزار عابد بر ابلیس مؤثرتر است؛ زیرا عابد فقط هم خودش را دارد و آن عالم اضافه بر خودش هم بندگان خدا را نیز دارد که از چنگال ابلیس و سرکشان او برهاند، لذا او نزد خداوند از یک میلیون عابد بهتر است». (3)
حضرت علی بن محمد امام هادی علیه السلام فرمود:
«اگر نبودند کسانی از علما که بعد از غیبت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف شما، به او دعوت کنند و بر او دلالت نمایند از دین او با دلایل خداوند دفاع کنند، و بندگان ضعیف خداوند را از دام های ابلیس و سرکشان او رها سازند، و از شبکه های ناصبیان خلاص نمایند، (اگر اینان نبودند) هیچ کس نمی ماند مگر این که از دین خدا بر می گشت، ولی اینان هستند که زمام دل های شیعیان ضعیف را به دست می گیرند، هم چنان که ناخدای کشتی سکان آن را در دست دارد آنان برترین کسان نزد خدای عزوجل می باشند». (1)
حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام فرمود:
«هرکس از شیعیان ما شریعت ما را بداند و ضعفای شیعیانمان را از تاریکی جهل و نادانیشان به نور علمی که ما به او داده ایم، بیرون برد، روز قیامت در حالی خواهد آمد که بر سرش تاجی از نور باشد که بر تمام اهل آن عرصات می درخشد و زیوری بر او باشد که کم ترین تار آن از دنیا و آن چه در آن هست ارزشمندتر است. سپس از سوی خداوند منادی بانگ می زند ای بندگان خدا! این عالمی از شاگردان بعضی از آل محمد علیهم السلام است توجه کنید هرکس را در دنیا از سرگردانی جهل بیرون آورده، به نورش دست بیازد تا او را از حیرت تاریکی این عرصات به سوی منزلگاه های بلند بهشت بیرون نماید. پس هرکسی که در دنیا کار نیکی از او آموخته یا جهلی از دلش بیرون ساخته یا شبهه ای را برایش روشن کرده بود، به سوی او آیند». (2)
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود: -
«خداوند عزوجل نیکی به یتیمان را تأکید فرموده؛ چون از پدرهایشان جدا شده اند. پس هر آن که آنان را حفظ و نگهداری کند خداوند او را مصون خواهد ساخت و هرکس آنان را گرامی بدارد، خداوند او را گرامی خواهد داشت و هرکس از روی مهر دست خود را بر سر یتیمی بکشد خداوند برای او در بهشت به هر مویی که از زیر دستش گذشته کاخی قرار دهد که از دنیا و هرچه در آن است بزرگ تر باشد، و در آن است آن چه دل ها اشتها کنند و دیده ها لذت برند و آن ها در آن جاودانند». (1)
حضرت امام حسن عسکری علیه السلام به واسطه پدران گرامیشان علیهم السلام از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم نقل می کند که آن حضرت فرمود:
«بدتر از وضعیت (بی سرپرستی) یتیمی که از پدرش جدا شده، وضعیت (بی سرپرستی) یتیمی است که از امامش جدا شده است و قدرت ندارد به ایشان برسد و با این حال نمی داند حکمش در آن مسأله از مسائل دینی که به آن مبتلا شده، چیست.
آگاه باشید کسی از شیعیان ما که به علوم ما عالم باشد، چنین جاهل نسبت به دینمان که از دیدن ما جدا شده یتیمی است در پناه او.
آگاه باشید! آن عالمی که این جاهل را هدایت کند و او را رشد دهد و دین ما را به او بیاموزد همراه ما در رفیق اعلی (که برترین درجات بهشت و جایگاه معصومین علیهم السلام است) جای خواهد داشت». (2)
امام علیه السلام فرمودند:
«و یک زن به حضور صديقه ى كبرى فاطمة الزهرا علیها السلام شرفیاب شد و به آن حضرت عرضه داشت:
من مادر ناتوانی دارم که در امر نمازش مسائلی بر او مشتبه گردیده، -
مرا به خدمت شما فرستاده تا آن ها را از شما بپرسم.
پس حضرت فاطمه علیها السلام از سؤال اولش پاسخ فرمود.
سؤال دیگر مطرح کرد و آن حضرت جواب داد.
سپس سومین بار سؤال کرد و پاسخ شنید تا ده سؤال مطرح نمود و جواب گرفت. آن گاه از کثرت سؤال خجالت کشید و عرضه داشت: ای دخت رسول خدا! دیگر زحمت تان ندهم.
حضرت فاطمه علیها السلام فرمود: «بگو و از آن چه می خواهی سؤال کن، آیا اگر کسی یک روز اجیر شود که بار سنگینی را به بام ببرد و کرایه اش صدهزار دینار باشد، آیا بر او سنگینی می کند؟ دختر گفت: هرگز!
حضرت زهرا علیها السلام فرمود: من برای هر مسئله (که جواب می دهم) بیش از مقدار مرواریدی که زمین تا عرش را پر کند اجرت دارم. پس سزاوار است که بر من سنگینی نکند.
شنیدم پدرم می فرمود: همانا علمای شیعیان ما محشور می شوند پس بر آن ها از خلعت های کرامت به قدر بسیاری علومشان و کوشش ایشان در راه ارشاد بندگان خدا عنایت می شود، تا آن جا که بریکی از ایشان یک میلیون حله از نور پوشانیده می شود، سپس منادی پروردگارمان بانگ می زند: ای عهده داران یتیمان آل محمد علیهم السلام که آنان را پس از جدا شدنشان از پدرانشان که امامان آن ها بوده اند، پرورش داده اید، اینان شاگردان شمایند و یتیمانی که تحت تکفل گرفتید و فقرشان را جبران کردید، پس برایشان خلعت های علومی را که در دنیا به آنان آموخته اید بپوشانید. آن گاه بر هرکدام از آن ایتام به مقداری که از علوم آن ها را فراگرفته اند خلعت می بخشند تا جایی که در بین -
آن ها یعنی یتیمان، کسی هست که صدهزار خلعت (حله) به او داده می شود، و هم چنین این ایتام به کسانی که از آن ها چیزی آموخته اند، خلعت هایی می بخشند.
سپس خدای تعالی می فرماید:
بر این علمایی که متکفّل یتیمان بوده اند بار دیگر خلعت دهید تا خلعت های یتیمان را تمام نمایند و چند برابر کنند، پس آن چه را پیش از آن که بر یتیمان ببخشند، به آنان عطا شده بود، بار دیگر خلعت هایی عطا گردد.
حضرت فاطمه علیها السلام فرمود: ای کنیز خداوند! به درستی که یک تار از آن خلعت ها از آن چه آفتاب بر آن می تابد (دنیا) یک میلیون بار بهتر و برتر است؛ زیرا که این (امور دنیا) به کم شدن و ناراحتی آمیخته است». (1)
حضرت عسکری علیه السلام به فضیلت عجیب کفالت معنوی ایتام آل الله علیهم السلام بر کفالت مادی ایشان تاکید دارند؛ امام حسن عسکری علیه السلام از امام حسن مجتبی علیه السلام نقل کرده که فرمودند:
«فضیلت کسی که یتیمی از آل محمد علیهم السلام را که از والیانش [یعنی امامانش] دور افتاده و گرفتار حیرتِ جهل شده کفالت و سرپرستی کرده و از تاریکی جهل بیرون سازد و شبهات او را بر طرف نماید، بر کسی که کفیل یتیمی است و او را آب و غذا می دهد هم چون فضیلت خورشید بر «سُها» - كم سوترین ستاره – است». (2)
خدمت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، آن هم در حد توان، و سعی و جدیت در این راه تکلیف و وظیفه مؤمن است.
ملائکه و انبیاء خدمت به آن حضرت را افتخار خود می دانند و نیز پیامبر عظیم الشأن و بزرگی هم چون حضرت خضر علیه السلام در خدمت ایشان می باشد.
قال الصادق علیه السلام: «وَلَو اَدرَكتُهُ لَخَدَمتُهُ ايَّامَ حَياتى». (1)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«اگر او را درک می کردم [و به او می رسیدم] تمام ایام زندگی خود، به او خدمت می کردم».
خدمت به مؤمن از مستحبّات اکید اسلامی و دارای ثواب عظیم است و از صفات ممتاز و برجسته مؤمنان حقیقی و بزرگان دین می باشد -
1) بحارالانوار ج 51 ص148.
و مؤمن راستین را می توان از شدّت اهتمام او در خدمت به مخلوق خداوند متعال شناخت، پس خدمت به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف صاحب عصر و رئیس و مولای مؤمنان می باشد، برترین عبادت ها و طاعت ها است.
خدمت به حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف از راه خدمت به دوستان، پیروان و شیعیان او به دست می آید؛ به عنوان مثال: رفع حوائج و دفع مشکلات و حل و فصل امور آن ها در حقیقت خدمت به آن حضرت است. هم چنین برپایی محافل و مجالس ذکر، تألیف یا نشر کتب مربوط به آن حضرت، بنای حوزه های علمیه و ... مصادیق خدمت به امام عجل الله تعالی فرجه الشریف بسیارند که باید با قصد و نیت خدمت به آن حضرت انجام گیرند.
این توضیح لازم است که خدمت با نصرت فرق دارد؛ خدمت اخص از نصرت است و بین آن ها عموم و خصوص مطلق است، یعنی هر خدمتی نصرت است، اما هر نصرتی خدمت نیست. خدمت از راه مباشرت و به طور مستقیم به دست می آید، اما نصرت و یاری، به مباشرت و عمل مستقیم فرد نیاز ندارد و می تواند بدون مباشرت و به صورت غیر مستقیم و به واسطه فرد دیگر انجام گیرد.
به عبارت دیگر در خدمت خادم باید خود مباشرت داشته و مستقیم وارد عمل شود و به شخصه اقدام نماید، اما در نصرت، ناصر می تواند به واسطه فرد دیگر یاری و نصرت خود را انجام دهد. دیگر این که خدمت در ضمن خود، تواضع و فروتنی و اظهار کوچکی خادم برای مخدوم را در بر دارد برخلاف نصرت و یاری که این گونه نیست. لازم به ذکر است اگر نصرت به نیت خدمت بوده و در آن مباشرت باشد، خدمت به شمار می آید.
نعمانی به سند خود از مفضّل بن عمر جعفی از حضرت ابی عبدالله -
امام صادق علیه السلام آورده که فرمود:
«صاحب این امر را دو غیبت خواهد بود، یکی از آن دو آن قدر طول می کشد تا بعضی (از مردم) گویند: مرده و بعضی گویند کشته شده، و بعضی گویند: مفقود شده پس بر امر او از اصحابش باقی نماند مگر تعداد اندکی و بر جایگاهش اطلاع نیابد. از دوست و غیر دوست. مگر آن خدمت گزاری که کارش را بر عهده دارد». (1)
در حدیث ابوخالد از حضرت سیدالساجدین علیه السلام آمده که فرمود:
«ای ابوخالد! به درستی که اهل زمان غیبت او که معتقد به امامتش و منتظر ظهورش باشند برتر از اهل هر زمانند؛ زیرا خداوند تعالی ذکره به آنان از عقل ها و فهم ها و معرفت آن قدر عطا فرموده که غیبت نزد ایشان هم چون مشاهده گردیده و آنان را در آن زمان در منزلت و مرتبه ی مجاهدان شمشیر زده در پیش روی رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم قرار داده است، آنان به حق مخلصانند و شیعیان راستین ما و دعوت کنندگان به دین خداوند مخفیانه و آشکارا می باشند». (2)
در روایت عمّار از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود:
«ای عمار! صدقه در سرّ - والله - بهتر است از صدقه ی علنی. همین طور است به خدا عبادت شما با امامتان که در زمان دولت باطل مخفی باشد و ترسیدن شما از دشمنان در دولت باطل و هنگام متارکه بهتر است از کسی که خداوند عزوجل را در ظهور امام حقِ آشکار در دولت حق عبادت نماید و عبادت در حال ترس در دولت باطل مانند عبادت و امنیت در دولت حق نیست، و بدانید که هرکس از شما امروز نماز واجب خودش را جماعت بخواند در حالی که از دشمن -
مخفی باشد و با تمام شرایط آن را در وقتش ادا نماید، خداوند عزوجل ثواب پنجاه نماز فریضه به جماعت برای شما می نویسد، و هرکس از شما نماز واجبی را به تنهایی مخفیانه از دشمن در وقتش با تمام شرایط بخواند، خداوند عزوجل برای او ثواب بیست و پنج نماز فرادی می نویسد، و هریک از شما نماز نافله اش را در وقتش با شرایط به جای آورد، خداوند برای او ثواب ده نماز نافله می نویسد و هرکدام از شما حسنه ای انجام دهد خداوند برای او بیست حسنه می نویسد و خداوند عزوجل حسنات مؤمن از شما را می افزاید اگر اعمالش را نیکو گرداند و با تقیّه بر دین و امام و خودش مواظبت کند و زبانش را حفظ نماید، چندین برابر می افزاید، خداوند عزوجل کریم است ...». (1)
این حدیث در کتاب های کافی و کمال الدین و بحارالانوار و غیر آن ها از کتب اخبار روایت شده است.
در روضة الکافی به سند خود از ابوهارون آورده که گفت؛ حضرت ابوعبدالله امام صادق علیه السلام در حضور من به چند تن از حضار فرمود:
«شما را چه می شود که ما را سبک می شمارید!
گوید: در این هنگام شخصی از اهل خراسان از جای برخاست و عرضه داشت: ما به خدا پناه می بریم از این که شما را سبک بشماریم یا چیزی از اوامر و دستوراتتان را سبک گیریم.
آن حضرت فرمود: چرا، تو یکی از کسانی هستی که مرا سبک شمرده است!
عرض کرد: پناه بر خدا می برم از این که تو را سبک شمرده باشم!
فرمود: خدا بیامرز! آیا نشنیدی که فلانی در حالی که ما نزدیکی جُحفه بودیم به تو می گفت به مقدار یک میل راه (چهار کیلومتر) مرا سوار کن که -
1) بحار الانوار ج 70 ص 285.
به خدا سوگند من خسته و مانده شدم. به خدا تو سرت را هم برای او بلند نکردی و او را سبک شمردی و هرکس مؤمنی را سبک شمارد، ما را سبک شمرده و حرمت خدای عزو جل را ضایع نموده است». (1)
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود؛ رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«هر مسلمانی که قومی از مسلمین را خدمت کند، جز این نخواهد بود که خدای تعالی به تعداد شماره ی آن ها در بهشت خدمت گزارانی به او خواهد داد». (2)
حضرت علی بن الحسین علیه السلام فرموده است:
«خدای تعالی به موسی علیه السلام وحی فرمود: مرا نزد مخلوقم محبوب ساز و مخلوق مرا نزد من محبوب کن (موسی) گفت: پروردگارا! این کار را چگونه انجام دهم؟
فرمود: نعمت ها و بخشش های مرا به یادشان آور تا مرا دوست بدارند. پس اگر بنده ای را که از در خانه ام فرار کرده بازگردانی یا گمراهی که از درگاه من دور افتاده را به راه آوری برای تو از عبادت صد (هزار) سال که روزها را روزه بداری و شب ها نماز به پای داری، بهتر است.
موسی گفت: این بنده ی فرار کرده از تو کدام است؟
فرمود: گناهکار متمرد.
عرض کرد: آن دورافتاده از درگاه تو کیست؟
فرمود: کسی که نسبت به امام زمانش جاهل است که او را نمی شناسد، و غایب از او پس از آن که او را شناخته، که شریعت و آیین دینش را نمی داند او را به آیینش آشنا سازد و نحوه ی عبادت پروردگارش و وسیله ی رسیدن به خشنودی او را به وی تعلیم نماید.
سپس حضرت علی بن الحسین علیه السلام فرمود: پس ای گروه علمای شیعیان ما! مژده باد شما را به بزرگ ترین ثواب و بیش ترین پاداش». (1)
امام حسن عسکری علیه السلام از امام سجاد علیه السلام نقل فرمودند:
«خدای متعال به موسی علیه السلام وحی فرستاد مرا در نظر مخلوقاتم محبوب قرار بده و ایشان را نیز نزد من محبوب کن.
موسی عرضه داشت: پروردگارا! چگونه چنین کنم؟
خدا فرمود: آنان را به یاد نعمت هایی که به ایشان دادم بینداز تا مرا دوست بدارند. پس اگر فرار کننده ای از در خانه ی مرا برگردانی و یا گمشده ای از درگاه مرا راهنمایی کنی بهتر است برای تو از عبادت صد سال که روزهای آن را روزه بگیری و شب های آن را به تهجد بگذرانی.
موسی عرض کرد: این بنده ای که از پیش تو فرار کرده چه کسی است؟
فرمود: معصیت کار سرکش است.
عرض کرد: آن گمشده ی از درگاه تو چه کسی است؟
فرمود: آن که نسبت به امام زمانش جاهل است، آن امام را به او می شناسانی و آن کسی که بعد از آن که امامش را شناخت و آن امام از دید او پنهان شد، در این وقت نسبت به مسائل دینی اش جاهل است این مسائل را علاوه بر آن چه به وسیله ی آن پروردگارش را عبادت بکند و به سبب آن به رضای خالقش برسد، به او می آموزی».
سپس حضرت امام سجاد علیه السلام فرمودند:
1) مکیال المکارم ج 2 ص 329.
پس بشارت بدهید عالمان شیعیان ما را به پاداشی بزرگ و جزایی فراوان». (1)
از حضرت ابی عبدالله صادق علیه السلام آورده که فرمود:
«خداوند رحمت کند بنده ای که ما را نزد مردم محبوب نماید و ما را در معرض دشمنی و کینه توزی آنان قرار ندهد. همانا به خدا سوگند! اگر سخنان زیبای ما را برای مردم روایت می کردند، به سبب آن عزیزتر می شدند و هیچ کس نمی توانست بر آنان وصله ای بچسباند، ولی یکی از آنان کلمه ای را می شنود پس ده کلمه از پیش خود بر آن می افزاید». (2)
یکی دیگر از وظایف شیعیان در زمان غیبت و انتظار آن حضرت آن است که در شدائد و انحرافات برای حفظ دین خود به ائمه معصومین علیهم السلام خاصه به حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف توسل پیدا کنند و از آن برای ثابت ماندن در اعتقادات صحیح استمداد بطلبند.
هرچند که تمام این بزرگواران نور واحد می باشند ولی در دوران غیبت و امامت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف توصیه ی بزرگان به توسل و استمداد طلبیدن به خود آن حضرت می باشد. پس در این دوران که منصب امامت به وجود نازنین ایشان تعلق دارد بر شیعیان واجب است که گرفتاری ها و مشکلات خود را به محضر آن حضرت ببرند.
چنان چه مولا امیرمؤمنان علی علیه السلام مرحوم مقدس اردبیلی را که در مشکلات علمی خود به تربت شاه ولایت متوسل شده بود، به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف توجه داده و فرمودند: -
«به مسجد کوفه برو و سؤالات خویش را از امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف خود بپرس».
علّامه ی فاضل مرحوم مامقامی قدس سره می گوید:
در صحن مسجدالحرام در عالم خواب خدمت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم مشرف شدم پس از نماز به حضور ایشان شتافتم عرض ادب و اظهار حاجت کردم، فرمودند:
«ما مقامی! دوران من گذشته است امروز دوران فرزندم مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف است حاجتت را آن جا ببر».
این شواهد بیانگر آن است که در این زمان بیش ترین توسلات و عرض حاجات به محضر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف باید برده شود؛ زیرا که امور امروز دنیا به دست ایشان می باشد.
چنان چه در روایت آمده است:
از ابوحمزه ثمالی نقل شده که گفت شنیدم امام باقر علیه السلام فرمودند:
«نزدیک ترین مردم به خدای عزیز و جلیل و عالم ترین آن ها به او و مهربان ترین آنان به مردم محمد صلی الله علیه واله وسلم و امامان علیهم السلام هستند. پس آنان به هرجا وارد شدند شما نیز وارد شوید و از هرکسی دوری کردند، شما نیز دوری کنید. منظور از امامان: حسین و فرزندان ایشان علیهم السلام است چرا که حق در آن هاست و ایشان جانشینان پیامبرند و امامان هم از اینان اند. بنابراین هروقت که آنان را دیدید تبعیت شان کنید و اگر روزی را آغاز کردید که هیچ کدام از آنان را در میان خود ندیدید، از خدای عزیز طلب کمک کنید...». (1)
برای ثبوت ایمان شیعیان در آخرالزمان امام صادق علیه السلام دستور به دعا و توسل به خودشان را داده اند.
از مفضّل بن عمر نقل شده که گفت؛ امام صادق علیه السلام به من فرمودند: -
1) كمال الدين و تمام النعمة ج 1 ص 328.
«مفضّل! اگر دعای ما نبود شما ثابت نگه داشته نمی شدید». (1)
از حسین بن خالد، از امام رضا علیه السلام، از پدران گرامیشان، از امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده که (به فرزندشان امام حسین علیه السلام) فرمودند:
«نهمین از فرزندان تو ای حسین! همان قیام کننده ی به حق و آشکار کننده ی دین و گسترش دهنده ی عدل است».
امام حسین علیه السلام فرمودند به ایشان عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! چنین چیزی واقع خواهد شد؟
فرمودند: «قسم به آن خدایی که حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم را به نبوّت برگزید و او را از میان تمام خلایق انتخاب کرد بله چنین خواهد شد، اما بعد از (دوره ای) غیبت و سرگردانی در این زمان کسی بر دینش ثابت نمی ماند مگر آنان که اخلاص دارند و همراه با روح یقین اند؛ همان کسانی که خدا از آنان به ولایت ما پیمان گرفته و در قلبشان ایمان را ثبت کرده و آنان را به وسیله ی نیرویی از طرف خود تأیید فرموده است...». (2)
استمداد و استغاثه به حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف در هنگام سختی ها، امراض، شبهات فکری، غم ها و بلاها از وظایف مهم شیعیان است که از آن نباید غفلت کرد خود حضرت در نامه ای به شیخ مفید نوشتند و مرقوم داشتند:
«ما اگر منزل کردیم در مکان خودمان که دور است از مساکن ظالمین مادامی که دولت دنیا برای فاسقین است به تحقیق علم ما محيط است به خبرهای شما و غائب نمی شود از علم ما هیچ چیز از اخبار شما و معرفت ما به بلایی که به شما می رسد...». (3)
شيخ ثقة جليل محمدبن ابراهیم نعمانی قدس سره در کتاب الغیبة به سند صحیح عالی از عبدالله بن سنان آورده که گفت: من و پدرم به محضر امام ابوعبدالله صادق علیه السلام شرفیاب شدیم، آن حضرت فرمود:
«شما چگونه خواهید بود در حالی که امام هدایت کننده و نشانه ی آشکاری را نبینید؟ پس کسی از آن حیرت نجات نخواهد یافت مگر آن که به دعای غریق دعا کند».
پدرم گفت: این به خدا قسم بلا است، فدایت شوم در آن هنگام چه کار کنیم؟
فرمود: «هرگاه چنین شد که، تو آن زمان را درک نخواهی کرد پس به آن چه در دست دارید تمسک کنید تا این که امر برای تان صحیح آید». (1)
در روایات از امامان علیهم السلام آمده که درباره فرموده ی خدای تعالی: «وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنِى فَادْعُوهُ بِهَا». (2)
و برای خداوند نیک ترین نام هاست او را با آن ها بخوانید، فرمودند:
«به خدا قسم ماییم آن اسماء حسنی (نیک ترین نام ها) که خداوند بندگانش را امر فرموده به وسیله ی آن ها او را بخوانند (و دعا کنند)». (3)
در بحارالانوار از مولای مان حضرت رضا علیه السلام آمده که فرمود:
«هرگاه سختی و گرفتاری بر شما وارد شود به وسیله ی ما از خدای عزوجل کمک بخواهید و این است (معنی) فرموده ی خدای عزوجل: «وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها».». (4)
در بحارالانوار به نقل از قبس المصباح در ذکر دعاهای توسل به خدای تعالی به وسیله ی امامان علیهم السلام چنین آمده؛ توسل به مولایمان -
صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشریف:
«اللَّهُمَّ انّي أَسْتَلُكَ بِحَقِّ وَليكَ وَ حُجَّتِك صاحِبَ الزَّمَانِ إِلَّا أَعَنْتَنِي بِهِ عَلَي جَمِيعِ أُمُورِي وَكَفَيْتَني بِه مَؤونَةَ كُل مُوذٍ وَ طاغ و باغ وَأَعَنْتَنِي بِهِ فَقَدْ بَلَغَ مَجهودي وَكَفَيْتَنِي كُلَّ عَدْةٍ وهَمَ وَغَمَ وَدَيْنِ وَوُلدي وَجَميعَ أَهْلي وَإِخَوانِي وَمَنْ يَعْنِينِي أَمْرُهُ وَخاصَّتي آمِينَ رَبَّ العَالَمِينَ».
«خدایا! من از تو می خواهم به حق ولی و حجّت تو، صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشریف که مرا بر تمام امور یاری ام کنی و به خاطر او شر هرگونه موذی و سرکش و ستمگری را از من دور گردانی و به آن حضرت مرا یاری دهی که تلاشم به آخر رسیده و هرگونه دشمن و هم و غم و اندوه و قرض را از من و فرزندانم و تمام خاندانم و برادرانم و هرکس که کارش به من مربوط می شود و بستگان نزدیکم کفایت کنی اجابت فرمای ای پروردگار عالمیان».
در بحارالانوار به نقل از کتاب عدّة الداعی از سلمان فارسی آمده که گفت:
شنیدم حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم می فرمود:
«همانا خدای عزوجل می فرماید: ای بندگان من! آیا چنین نیست که هرکس حاجت های بزرگی از شما بخواهد آن ها را برای او برآورده نمی سازید مگر این که به وسیله ی محبوب ترین افراد نزد شما واسطه بیاورد که آن حاجت را به گرامی داشت شفاعت کننده برای ایشان بر می آورید؟! توجه کنید و بدانید که گرامی ترین و برترین مخلوق نزد من، محمد صلی الله علیه واله وسلم و برادر او علی علیه السلام است و بعد از او امامانی که وسائل به سوی خداوند هستند همانا هرکس حاجتی برایش اهمیت دارد که نفع آن را خواستار است یا حادثه ی بزرگی بر آن پدیدار شود که می خواهد ضرر آن از او دفع گردد باید که مرا به (وسیله ی) محمد صلی الله علیه واله وسلم و خاندان معصوم او علیهم السلام دعا کند به بهترین گونه ای که کسی عزیزترین -
1 - بحارالانوار ج 94 ص 35
کسانش را نزد او شفیع می برید آن را بر می آورد، آن حاجت را برای او خواهم برآورد». (1)
سيد اجل على بن طاووس در کتاب کشف المحجة به نقل از کتاب رسائل شیخ اقدم محمدبن یعقوب کلینی قدس سره از کسی که نامش را برده چنین آورده است به حضرت ابوالحسن (امام هادی) علیه السلام نوشتم:
شخصی مایل است حاجات خصوصی و اسراری را با امام خویش در میان گذارد همان گونه که دوست دارد با پروردگارش بازگوید.
پس آن حضرت در جواب نوشت: «اگر حاجتی داشتی، پس لب هایت را (به شکل گفتن آن) حرکت بده که همانا جواب به تو خواهد رسید». (2)
امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:
«چون حضرت صاحب الامر متولد شد خداوند دو ملک را فرستاد پس برداشتند آن جناب را بردند تا عرش، تا این که ایستاد در حضور خداوند تبارک و تعالی پس خداوند به او فرمود: مرحبا، به تو عطا می کنم، به تو می آموزم، به تو عذاب می کنم». (3)
تذکر: هرچیزی از خدا بخواهیم به نام حضرت به ما بخشیده می شود. آمرزش هر گناهی را بخواهیم به نام حضرت داده می شود.
رفع هر عذابی را بخواهیم به حضرت داده می شود؛ زیرا هر عذابی به واسطه ی عدم رضایت حضرت بر ما وارد می شود.
بنابراین روایت چاره ی همه ی دردها استمداد و استغاثه به حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف است.
یکی از راه های توسل به آن حضرت در مهمات، نوشتن عریضه می باشد که در جلد 94 صفحه 29 بحارالانوار به آن اشاره شده است. در کتاب «مفاتیح النجاة» سبزواری و هم چنین کتاب «تحفة الزائر» مجلسی آمده است:
هرکس حاجت و مهمی دارد آن را بنویسد و مهر کند و به خاک پاکی گل بگیرد و آن را در میانش بگذارد و در نهری یا چاهی عمیق بیندازد که به آن حضرت می رسد و او متولی برآورده شدن حاجت می شود و آن گاه که آن رقعه را بر بالای نهر می اندازد بایستد و یکی از وکلای آن حضرت را صدا کند و بگوید کلماتی را که وارد شده است و سپس نوشته را در نهر یا چاه آب بیندازد که حاجت او برآورده می شود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِلَى اللَّهِ سُبْحانَهُ وَتَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ، رَبِّ الْأَرْبابِ، وَقاصِمِ الْجَبَابِرَةِ الْعِظَامِ، عَالِمِ الْغَيْبِ وَكاشِفِ الضُّرِ، الَّذِي سَبَقَ فِي عِلْمِهِ ما كانَ وَما يَكُونُ.
مِنْ عَبْدِهِ الزَّليلِ الْمِسْكِينِ، الَّذِي انْقَطَعَتْ بِهِ الْأَسْبَابُ، وَطالَ عَلَيْهِ الْعَذَابُ، وَهَجَرَهُ الْأَهْلُ، وَبايَنَهُ الصَّديقُ الْحَمِيمُ فَبَقِيَ مُرْتَهِناً بِذَنْبِهِ، قَدْ أَوْبَقَهُ جُرْمُهُ، وَطَلَبَ النَّجاةَ فَلَمْ يَجِدْ مَلْجَأَ وَلا مُلْتَجَاً، غَيْرَ الْقادِرِ عَلَى حَلِ الْعَقْدِ، وَمُؤَتِدِ الْأَبَدِ، فَفَزَعِي إِلَيْهِ وَاعْتِمَادِي عَلَيْهِ، وَلَا لَجَأَ وَلا مُلْتَجَأَ إِلَّا إِلَيْهِ.
أَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعِلْمِكَ الماضي، وَبِنُورِكَ الْعَظيمِ، وَبِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ، وَبِحُجَّتِكَ الْبالِغَةِ، أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ.
وَأَنْ تَأْخُذَ بِيَدِي وَتَجْعَلَنِي مِمَّنْ تَقْبَلُ دَعْوَتَهُ، وَتُقِيلُ عَشْرَتَهُ، وَتَكْشِفُ كُرْبَتَهُ، وَتُزِيلُ تَرْحَتَهُ وَتَجْعَلُ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ فَرَجاً وَ مَخْرَجاً، وَتَرُدَّ عَنّى بَأْسَ هَذَا الظَّالِمِ الْعَاشِمِ، وَبَأْسَ النَّاسِ يا رَبَّ الْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ، حَسْبِي أَنْتَ وَكَفَى مَنْ أَنْتَحَسْبُهُ، يَا كَاشِفَ الْأُمُورِ الْعِظامِ، فَإِنَّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إلا بك.
شایسته بودن اشتیاق به آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف امر واضح و روشنی است که هیچ پوشیدگی در آن نیست؛ زیرا که این از لوازم محبت است که از دوستان جدا نمی گردد.
در بحار به نقل از کتاب «مزار کبیر» به سند خود از احمد بن ابراهیم روایت آورده که گفت: به جناب ابو جعفر محمدبن عثمان اشتیاقم را به دیدار مولای مان بیان کردم، به من فرمود:
«با وجود اشتیاق مایل هستی او را ببینی؟
گفتم: آری.
فرمود: خداوند پاداش شوق تو را عنایت فرماید و دیدن رویش را به آسانی و عافیت به تو روزی کند ای ابو عبدالله التماس مکن که او را ببینی؛ زیرا که در ایام غیبت به او اشتیاق داری و درخواست مکن که با او هم نشین گردی که این از عزائم الهی است و تسلیم بودن به آن بهتر است ولی با زیارت به سوی او توجه کن...». (1)
1) بحارالانوار ج 102 ص 97.
آن چه در بحارالانوار از اختصاص به سند خود، از محمدبن مسلم روایت آمده که گفت به سوی مدینه رهسپار شدم در حالی که دردمند و بیمار بودم به امام باقر علیه السلام عرض شد که محمدبن مسلم بیمار است، پس آن حضرت توسط غلامی، نوشیدنی ایی که با دستمال پوشانیده شده بود، برایم فرستاد.
غلام ظرف نوشیدنی را به دستم داد و به من گفت: آن را بیاشام که آن حضرت به من امر فرمود که بر جای بمانم تا آن را بنوشی پس آن گرفتم، ناگاه بوی مشک از آن برخاست، نوشابه ای خوش طعم و سرد بود و چون آن را آشامیدم، غلام به من گفت: مولایم به تو می فرماید: هرگاه آشامیدی نزد من بیا.
در اندیشه شدم که به من چه گفت و حال آن که پیش از آن نمی توانستم برپای بایستم که وقتی نوشیدنی در درونم جای گرفت، گویی که از بند رهایی یافته باشم، نشاط گرفتم. پس به در منزل آن جناب رفتم و اجازه ی ورود خواستم، بر من بانگ زد که بدنت سالم گشت، داخل شو. آن گاه در حالی که گریه می کردم داخل شدم و بر آن حضرت سلام کردم و بر دست و سرش بوسه زدم.
حضرت به من فرمود: ای محمد! چرا گریه می کنی؟
عرض کردم: فدایت شوم! بر غربتم و دوری راه و کمی توان بر ماندن نزد شما و دیدن رویتان.
فرمود: «اما کمی توان که خداوند اولیای ما و دوستانمان را این چنین قرار داده و بلا را به آنان نزدیک ساخته و اما آن چه از غربت یادآور شدی، پس تأسی جسته ای به حضرت ابی عبدالله علیه السلام که در سرزمین دور از ما کنار نهر فرات است و اما دوری راه که یاد کردی، البته مؤمن در این دنیا غریب و در میان مردم نگونسار است تا از این خانه ی -
دنیا به رحمت خداوند بیرون رود و اما آن چه متذکر شدی از دوست داشتن نزدیک بودن به ما و ملاقات با ما را و این که نمی توان این کار را انجام دهی پس خداوند می داند که در دلت چیست و پاداش توبر او است». (1)
و در دعای عمری که از حضرت صاحب عجل الله تعالی فرجه الشریف روایت شده، چنین آمده:
«اللهُم إنّى أَسْأَلُكَ أَنْ تُريَنِي وَلَى أَمْرِكَ ظَاهِراً نَافِذَ الْأَمْر». (2)
خدایا از تو مسئلت دارم که ولی امرت را به من بنمایی در حالی که فرمانش نافذ باشد؛
در دعایی که توسط عمری از آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف روایت شده چنین آمده:
«و ما را از کسانی قرار ده که دیده شان به دیدارش روشن گردد». (3)
در دعای عهدی که از امام صادق علیه السلام روایت گردیده، چنین می خوانیم:
«اللَّهُمَّ اَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَالْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ». (4)
«خدایا! آن طلعت رشید و آن چهره ی نازنین را به من بنمای؛».
«وَاكْحُلَّ ناظِرِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ». (5)
«و دیده ام را به سرمه ی یک نگاه به او روشن ساز».
و در دعای ندبه است:
«وَارِهِ سَيِّدَهُ يَا شَدِيدَ الْقُوَى». (6)
«و (ای خدا) سرور این بنده ی کوچکت را به وی بنمایان ای شدید القوی!».
و دعایی که پس از سلام بر آن حضرت در سرداب مبارک مروی است، -
آمده:
«... اللهُمَّ اَرِنا وَجْهَ».
«و چهره اش را به ما بنمای». (1)
فرموده ی امام علیه السلام در دعای عهد:
«اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرّشِيدَةَ، وَالْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ، وَاكْحُلَّ ناظِرِى بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ ...». (2)
که اطلاق آن عمومیت دارد و شامل زمان غیبت و حضور آن حضرت علیه السلام هردو می شود چنان که بر کسی که دلش به نور او روشن است پوشیده نیست.
ثقة الاسلام محمدبن یعقوب کلینی قدس سره به سند خود از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام آورده که فرمود:
«هرگاه کسی از شما تمنای (دیدن) قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را داشت، پس آرزویش چنین باشد که در عافیت آن جناب را ببیند؛ زیرا که خداوند حضرت محمد صلى الله عليه واله وسلم را رحمت فرستاد و آمدن قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نقمت خواهد بود». (3)
امام صادق علیه السلام فرمود:
«هرکس سوره ی بنی اسرائیل را هر شب جمعه بخواند، نمیرد تا این که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را دریابد و از اصحابش خواهد بود». (4)
در کافی از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام روایت آمده که فرمود:
«هرکس از جماعت مسلمانان جدا شود و صفقه (بیعت) امام را بشکند، (در قیامت) دست بریده به سوی خدا عزوجل می آید». (1)
از طریق عامه در کتاب های مسلم و بخاری و ربيع الأبرار زمخشری آمده که پیغمبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«هرکس در حالی بمیرد که نسبت به امام مسلمین بیعتی برگردن او نباشد، به مرگ جاهلیت مرده است». (2)
در بحارالانوار و مرآة الانوار از مفضّل بن عمر از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود:
«ای مفضّل! هرگونه بیعتی پیش از ظهور حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف بیعت کفر و نفاق و نیرنگ است خداوند کسی که این بیعت را انجام دهد و کسی که با او بیعت شود را لعنت کند...». (3)
اشخاص مؤمن، بعد از شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و دانستن کمالات و فضائلی که در عالم به رابطه ی حضور و ظهور ایشان به وجود می آید، دل هایشان محزون گردیده و در فقدان و هجرانش می سوزند.
چنان چه در بیانات پیامبر اکرم صلى الله علیه واله وسلم آمده است:
«اگر شیعه و اهل معرفت امام زمانت باشی باید در فراقش سینه ای سوزان از غم هجران داشته باشی زیرا این غم و اندوه سبب می شود انسان از پروردگارش ظهور آن حضرت را در خواست نماید و در غیراین صورت نمی توانیم خود را شیعه آن حضرت بنامیم». (1)
از امیرالمؤمنین علی علیه السلام، از پیامبر روایت شده که فرمودند:
«یا علی! تو از منی و من نیز از توام و تو برادر و جانشین منی. زمانی که من از دنیا بروم، کینه هایی که در سینه ی گروهی[منافق] هست نسبت به تو آشکار می شود و بعد از من بلای بزرگی خواهد بود که مردم در آن حیران گردیده و راه فراری نمی یابند در این فتنه هر دوست همدم و هر صاحب سرّی از انسان جدا می شود و آن وقتی است که شیعه -
1) بحار الانوار ج 51 ص 108.
پنجمین فرزند از هفتمین امام از نسلت را در بین خودشان نیابد. در این ،فقدان اهالی زمین و آسمان محزون گردند؛ چه مردها و زنان با ایمانی که در فراق او اندوهگین و غمناک و سرگردان اند». (1)
اگر در زمان غیبت شیعیان عشق و محبت به اهل بیت علیهم السلام را در دل هایشان حفظ کنند، قلب هایشان به قلوب ائمه طاهرين علیهم السلام متصل می گردد به گونه ای که شادی و اندوه آنان سبب شادی و اندوه اهل بیت علیهم السلام می گردد و حزن و شادی اهل بيت علیهم السلام سبب حزن و شادی آنان می شود و چون امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف را در پرده ی غیبت قلبی پر از حزن و اندوه دارند، قاعدتاً این اندوه بر دل های منتظرین و شیعیانشان تاثیر می گذارد زیرا خداوند شیعیان اهل بیت علیهم السلام را از زیادی گل آنان سرشته است.
سیدبن طاووس در سحرگاهی در سرداب مقدس صدای امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف را چنين شنیده است که فرمودند:
«اللَّهُمَّ إِنَّ شِيعَتَنَا خُلِقَتْ مِنْ شُعَاعِ انْوَارِنَا وَبَقِيةِ طِيئَتِنَا وَقَد فَعَلُوا ذُنُوبَاً كَثِيرَةً اتكالاً عَلَي حُبّنَا وَ وَلَايتِنَا فَإِنْ كانَتْ ذُنُوبُهُمْ بَينَكَ وَبَيْنَهُمْ فَاصْفَحْ عَنْهُمْ فَقَد رَضِينَا وَمَا كَانَ مِنْهَا فِيمَا بَيْنَهُمْ فَاصْلِحْ بَيْنَهُمْ وَقَاصَّ بِهَا عَنْ خُمُسِنَا وَادْخِلْهُمُ الْجَنَّةَ وَزَحْزِحْهُمْ عَنِ النَّارِ وَلَا تَجْمَعْ بَيْنَهُمْ وَبَينَ اعْدَائِنَا فِي سَخَطِكَ». (2)
«خدایا، شیعیان ما از شعاع انوار و بقیه ی سرشت ما آفریده شده اند، آن ها با تکیه بر دوستی و ولایت ما گناهان زیادی انجام داده اند (خدایا) اگر گناهانشان بین تو و آن هاست از آن ها درگذر زیرا ما از آن ها راضی هستیم و اگر بین خودشان است بین آن ها را اصلاح کن و از خمسی که حق ماست حساب کن و آن ها را داخل بهشت گردان و از آتش دور بدار و با دشمنان ما در سخط و غضب خود قرار مده».
در این زمینه ابوبصیر می گوید:
«به همراه یکی از شیعیان محضر مقدس امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم، به آن حضرت عرض کردم: فدای شما شوم، گاهی بدون هیچ علتی دچار غم و غصه می شوم و نمی دانم منشأ آن چیست؟
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«این گونه حزن و شادی از ناحیه ی ما به شما می رسد، زیرا هرگاه حزن یا سروری بر ما وارد شود بر شما نیز وارد می شود زیرا ما و شما از نور خداوند عزوجل هستیم». (1)
ابو ربیع شاهی می گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: حدیثی از عمرو بن اسحاق به من رسیده است.
امام صادق علیه السلام فرمودند: «آن را بیان کن.
عرض کردم: او بر امیرمؤمنان علی علیه السلام وارد شده است و حضرت در صورت او زردی مشاهده کرد و پرسید چرا رنگ چهره ات زرد شده و این زردی چیست؟
عرض کرد: بیمار بوده ام.
امام علیه السلام فرمودند: ما با شما شاد و با غم شما غمناک و به خاطر مریضی شما مریض می گردیم...». (2)
در کتاب «کمال الدین» به سند خود از مولای مان حضرت ابوالحسن الرّضا علیه السلام آورده که فرمود:
«چه بسیار زنان جگر سوخته ی مؤمنه و چه بسیار مردان مؤمن اسفناک جگر سوخته خواهند بود آن گاه که ماء معین (3)(آب گوارا) مفقود -
و غایب گردد». (1)
در کافی از حضرت ابو عبد الله امام صادق علیه السلام، روایت آمده که فرمود:
«شخص مهموم به خاطر ما که غم و اندوهش از جهت ظلمی است که بر ما رفته، نفس کشیدنش تسبیح گویی است و هم او به خاطر ما عبادت است و پنهان داشتن سرما بر او جهاد در راه خدا است». (2)
رئيس محدّثین، شیخ صدوق در کتاب کمال الدین به سند خود، از سدیر صیرفی روایت کرده:
من و مفضّل بن عمر و ابوبصیر و ابان بن تغلب به خدمت مولایمان امام صادق علیه السلام شرفیاب شدیم. دیدیم ایشان روی خاک نشسته اند و بر روی دوششان لباسی (عبایی) پشمین و خیبری است - که بدون یقه و دو آستینش کوتاه بود و دور گردنشان را پوشانده بود - و مانند مادر اندوهگینی که برای از دست دادن فرزندش با جگر سوخته گریه می کند اشک می ریزد؛ به طوری که آثار غم از گونه هایشان نمایان بود و دو طرف صورت مبارک دگرگون شده و طراوت و تازگی دو چشم حضرت را اشک از بین برده بود.
می فرمودند:
«آقای من! غیبت شما خواب را از چشمم ربوده و بسترم را بر من تنگ کرده و راحتی قلبم را از من گرفته است.
آقای من! غیبت تو مصیبتم را به اندوه های همیشگی پیوسته و از دست رفتن یکی بعد از دیگری جمعیت و عدد ما را از بین می برد. اشکی را که از چشمم جاری می شود و دردی را که از جهت مصیبت های گذشته و بلیات پیشین است و با سستی از سینه ام خارج می شود -
احساس نمی کنیم مگر این که مصیبت های زیادی که (در پیش است و) بزرگ تر و دردناک تر و سخت تر است (از مصیبت های گذشته که از دیر زمان به ما رسیده) و حوادث و مصیبت هایی که با خشم و غضب تو درهم آمیخته، جلوی چشمم مجسم می شود».
سدیر می گوید: به خاطر اندوه شدید از آن حال سخت و ترسناک و از آن رخداد مهلک عقل هایمان پرید و قلب هایمان به واسطه ی آن ناراحتی پاره پاره شد و گمان کردیم که این حالت علامت بلای کشنده یا سختی ای است که از روزگار بر آن حضرت وارد شده است.
از این جهت عرض کردیم: ای زاده ی بهترین خلایق! خداوند دیدگانت را گریان نگرداند، از چه حادثه ای اشکت روان و گریه ات مانند باران جاری است؟ چه حالتی سبب شده است که این چنین در سوگ بنشینی؟
راوی می گوید: حضرت نفس عمیق (یا آه بلند) کشیدند که بر اثر آن پریشانیشان بیش تر شد و فرمودند:
«وای بر شما! صبح امروز در کتاب جفر، که کتابی است در بردارنده ی علم مرگ ها و مصیبت ها و بلاها و علم آن چه قبلاً اتفاق افتاده و در آینده تا روز قیامت اتفاق خواهد افتاد، کتابی که خداوند بلند آوازه آن را به محمد صلی الله علیه واله وسلم و امامان بعد از ایشان اختصاص داده است، نگاه می کردم و درباره ی تولد قائم ما عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز در غیبت ایشان و طول کشیدن آن و مدت عمرشان، امتحان مؤمنان در آن زمان و ایجاد شدن شک در دل هایشان به واسطه ی طولانی شدن مدت غیبت، برگشتن بیش تر آن ها از دینشان و رها کردن رشته ی اسلام از گردن هایشان همان که خدایی که یادش بلندمرتبه است درباره اش می فرماید: -
«وَكُلَّ إِنسَانِ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَتُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابِاً يَلْقَاهُ مَنشُوراً». (1)
«رشته ی عمل هر انسان را دور گردنش قرار دادیم و روز قیامت برای او نوشته ای بیرون آوریم که آن را در برابر خود گشوده می بیند».
یعنی ولایت (را از گردن بیرون می نهند) دقت می کردم، رقت و نرمی مرا در برگرفت و اندوه ها بر من چیره گشت.
عرضه داشتیم: یابن رسول الله! با شریک نمودنمان در بعضی از آن چه می دانید ما را گرامی و مشرف بدارید.
فرمودند: خداوند بلندمرتبه و عزیز سه دوره از دوره هایی را که در سه نفر از فرستادگانش قرار داده برای قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف مقدر کرده، تولد ایشان را مانند تولد موسی علیه السلام و پنهان شدنشان را مانند پنهان شدن عیسی علیه السلام و به درازا کشیدنش (و طولانی شدن مدت امتحان شیعیان) را مانند به درازا کشیدن (مدت امتحان قوم) نوح علیه السلام قرار داده است. گذشته از این مدت عمر بنده شایسته اش خضر علیه السلام را نیز نشانه و دلیلی بر عمر ایشان قرار داده است.
عرض کردم: یابن رسول الله! از روی حقایق این معانی پرده بردارید.
فرمودند: ... اما تشبیه به غیبت عیسی علیه السلام از این جهت است که یهود و نصارا بر این که او کشته شده متفق شدند و خداوند عزیز و بلند مرتبه آنان را با فرموده اش تکذیب کرد.
«او را نکشتند و به دار نیاویختند؛ ولی بر آنان مشتبه شد».
هم چنین است غیبت قائم عجل الله تعالی فرجهالشریف؛ زیرا که امت به خاطر طول کشیدنش آن را انکار می کنند.
پس بعضی از روی ناآگاهی خواهند گفت او هنوز متولد نشده، بعضی می گویند متولد شده ولی از دنیا رفته است بعضی کافر می شوند و -
1) سوره مبارکه اسراء آیه 13.
می گویند: یازدهمین از ما امامان فرزندی پیدا نکرده و عقیم بوده است، گوینده ای نیز با کلامش بی دین می شود که می گوید امر امامت به سیزده نفر یا بیش تر تجاوز نموده است و گوینده ای دیگر نیز با کلامش خدای بلند مرتبه و عزیز را معصیت می کند که می گوید: روح قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در کالبد دیگری سخن می گوید!». (1)
و هم چنین در یکی از دعاهای زمان غیبت آن بزرگوار را از خدا می خوانیم که:
«اللهم... أشْفِ بِهِ الصُدُورِ الوَعِزَّة...». (2)
«خداوندا... به (ظهور) ولیات سینه های اندوهناک غم زده را شفا رحمت فرما...».
امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:
«همواره شیعیان ما در حزن و اندوه هستند تا زمانی که فرزندم ظهور کند همان کسی که پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بشارتش را داده است که زمین را پر از عدل و داد می کند همان طور که پر از ظلم و جور شده است». (3)
گریه و ناله از سوز جگر در فراق حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف سبب می شود که مؤمن از خداوند تعجیل در فرج آن حضرت را بخواهد و از خداوند تقاضای بخشیده شدن باقی مانده ی غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف را بنماید.
گریه ای که اثر آن درخواست تعجیل در فرج باشد، از مهم ترین راه حل های درمان دردهاست؛ زیرا که غصه ها و دردهای جامعه ی بشری هرگز برطرف نمی شود مگر با ظهور و برپایی حکومت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف.
در دعای ندبه آمده است:
«...فَعَلَى الْأَطَائِبِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَعَلِي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمَا وَآلِهِمَا، فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ وَإِيَّاهُمْ ، فَلْيَنْدُبِ النَّادِبُونَ وَلِمِثْلِهِمْ فَلْتَشْرَفِ فَلْتَذْرِفِ الدُّمُوعُ وَلْيَصْرُخ الصَّارِخُونَ وَيَضِحُ الضَّاحُونَ وَيَعِجَّ الْعَاجُونَ».
«پس بر پاکان از اهل بیت محمد صلی الله علیه واله وسلم و على علیه السلام تکلیف است که باید گریه کنندگان گریه کنند بر ایشان، ندبه کنندگان برایشان، ندبه سر دهند و اشک ها از دیده ها جاری شود، و کسانی که از دل ناله می کنند بر ایشان ناله کنند و کسانی که قدرت ضجه و زاری دارند برایشان ضجه و زاری کنند و کسانی که ناله ی جان سوز سر می دهند بر ایشان ناله سر دهند».
در روایتی از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
«از بلای شدیدی که مردم در آن حیران می شوند و راه خلاصی ندارند، گریزی نیست در این بلا هر دوست همدم و هر صاحب سری از انسان جدا می گردد. این در وقتی است که شیعه سومین تن از فرزندان مرا نیابد؛ اهالی آسمان و زمین و هر مرد و زن تشنه و هر اندوهناک و غمگینی بر فقدانش گریه می کنند».
سپس فرمودند:
«پدر و مادرم فدای کسی که هم نام جدم پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم و شبيه من و شبیه موسی بن عمران علیه السلام است! یقه هایی نورانی که نور آن از پرتو پاکی می درخشد بر قامت اوست. چه بسیار زنان با ایمان تشنه و چه بسیار مردان مؤمنی که در فقدان آن عزیز اندوهناک و سرگردان و غمگین اند! گویا می بینم آنان را در حالی که نا امیدتر از هر زمان دیگرند. صدایی که هم از دور و هم از نزدیک شنیده می شود آنان را می خواند. آن صدا برای اهل ایمان رحمت و براهل نفاق، عذاب خواهد بود». (1)
از آن جا که گریه ضعف و بیچارگی انسان را می رساند، سبب خواندن دعا و مسئلت از درگاه الهی می گردد و دعا موجب تغییر سرنوشت می شود.
چنان چه در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«خدا به ابراهیم علیه السلام وحی کرد که بچه دار خواهی شد. او این مطلب را به همسرش ساره فرمود.
ساره گفت: آیا با این که پیرزنی هستم بچه دار می شوم؟! (از روی استبعاد چنین کلامی را گفت).
خدا به حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: آن زن صاحب فرزند خواهد -
1) بحار الانوار ج 51 ص 152.
شد، ولی من نسل او را به خاطر این که کلام مرا بر من رد کرد (در جا نپذیرفت و بعید دانست) تا چهارصد سال عذاب خواهم کرد.
حضرت فرمودند: (بعد از گذشت حدود دویست و سی سال) چون عذاب بر بنی اسرائیل طولانی شد، چهل روز در پیشگاه خدا ناله سر دادند و گریه کردند. خدا به موسی و هارون وحی فرستاد که آن ها را از دست فرعون نجات می دهد؛ بنابراین صدوهفتاد سال از عذاب آنان تخفیف داده شد.
سپس امام صادق علیه السلام فرمودند:
«شما نیز اگر چنین می کردید حتماً خدا گشایشی برای ما پدید خواهد آورد (ظهور منتقم ما را خواهد رسانید)، اما اگر مثل آنان نبودید، امر (غیبت) تا آخرین زمان خود خواهد رسید». (1)
همان گونه که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم مزد رسالت خود را، مودت و عشق به اهل بیت علیهم السلام خود قرار دادند ما در زمان غیبت بر اساس فرمایش پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم موظفیم که عشق و محبت آن حضرت را در دل داشته باشیم و در دوری آن جناب و مظلومیت آن حضرت غمگین باشیم.
چنان چه در اصول کافی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمود:
«کسی که مهموم باشد برای ما و غمناک باشد به جهت مظلومیت ما، نفس کشیدن او ثواب تسبیح دارد و هم او به خاطر امر ما عبادت است و پنهان داشتنش سر ما را، جهاد در راه خداوند است». (2)
مفضّل بن عمر گفت شنیدم حضرت ابوعبدالله امام صادق علیه السلام می فرمود:
«مبادا دم برآورید، همانا به خدا سوگند! امامتان سالیانی از روزگار -
غایب خواهد ماند و شما در امتحان سخت واقع می شوید، تا آن جا که درباره ی او سخنان مختلف گفته می شود مرده، کشته شده، هلاک گردیده، به کدام دره رفته؟! و هر آینه دیدگان مؤمنین بر او گریان خواهد بود و در امواج حوادث واژگون خواهید شد، هم چنان که کشتی ها در امواج دریا واژگون می شوند پس نجات نخواهد یافت مگر کسی که خداوند پیمان از او گرفته و ایمان در دلش ثبت گردیده و به روحی از سوی خویش تأییدش فرموده باشد دوازده پرچم اشتباه انگیز افراشته خواهد شد که دانسته نمی شود کدام به کدام است.
راوی گوید: پس گریه کردم و گفتم: پس چه باید کرد؟
آن حضرت به خورشید که به ایوان تابیده بود، نگاهی افکند و فرمود:
«ای اباعبدالله! این آفتاب را می بینی؟
گفتم: آری.
فرمود: به خدا سوگند! امر ما از آفتاب روشن تر است». (1)
در کمال الدین به سند خود از مفضّل از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام آورده که گوید شنیدم آن حضرت علیه السلام می فرمود:
«مبادا دم بزنید همانا به خدا سوگند امام شما سالیانی از دوران تان غایب خواهد ماند و آزمایش خواهید شد تا جایی که گفته می شود مرده، یا هلاک گردیده به کدام وادی رهسپار شده؟! و به درستی که دیدگان مؤمنین بر او اشک بار خواهد گشت و (در امواج فتنه ها) واژگون خواهید شد، همان طور که کشتی ها در امواج دریا واژگون می گردند، و نجات نمی یابد مگر کسی که خداوند پیمان از او گرفته و ایمان در دلش نوشته و با روحی از جانب خویش تأییدش فرموده باشد...». (2)
یاری نمودن اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام یکی از تکالیف با اهمیت و پرفضیلت است که به عهده ی تمامی شیعیان می باشد و در این زمان که در دوران غیبت کبری آخرین حجت الهی به سر می بریم، یاری نمودن آن حضرت یکی از وظایف سنگین و مهم ما می باشد. در این زمینه روایات بسیاری به ما رسیده است که به چند نمونه از آن اشاره می کنیم:
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم به امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند:
«همانا مَثَل تو مَثَل سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ» می باشد؛ هرکس یک مرتبه آن را بخواند مانند آن است که یک سوم قرآن را خوانده است و هرکس دو مرتبه بخواند، مانند آن است که دو سوم قرآن را خوانده است و هرکس سه مرتبه آن را بخواند، مانند آن است که تمام قرآن را خوانده باشد.
هم چنین هرکس محبت تو را در دل داشته باشد، برای او مانند پاداش یک سوم اعمال همه ی مؤمنان است و هرکس در دل تو را دوست داشته باشد و به زبانش تو را یاری کند از برای او مانند پاداش دو سوم اعمال بندگان است و هرکس محبّت تو را در دل داشته و به زبان و دست تو را یاری کند از برای او مانند پاداش همه ی اعمال بندگان است». (1)
در تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام آمده که در حدیث قدسی خداوند عزوجل فرمود:
«محبوب ترین افراد نزد من کسانی هستند که حق مرا برپا دارند و افضل و گرامی ترین آن ها نزد من محمد صلی الله علیه واله وسلم است که سرور خلایق است و بعد از او افضل و گرامی ترین آن ها نزد من على مرتضى علیه السلام برادر اوست و بعد از او دیگر امامان برحق هستند که برپا دارنده ی قسط می باشند و بعد از ایشان کسانی هستند که آن ها را در مورد حقشان یاری کنند و محبوب ترین خلق نزد من بعد از این گروه، کسانی هستند که آن ها را دوست دارند و با دشمنان آن ها دشمن اند، هرچند توان یاری آن ها را ندارند». (2)
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«در بهشت سه درجه و در جهنم سه مرتبه است؛ پس اعلی درجات بهشت مخصوص کسانی است که ما را در دل دوست داشته و با دست و زبانشان یاری کنند در درجه دوم کسانی هستند که ما را در دل دوست داشته و با زبانشان یاری کنند و در درجه ی سوم کسانی هستند که فقط محبّت ما را در دل داشته باشند. در پایین ترین مرتبه ی آتش کسانی هستند که دشمنی ما را در دل داشته و با دست و -
زبان خود علیه ما فعالیت کنند در مرتبه قبل از آن کسانی هستند که دشمنی ما را در دل داشته و زبان خود را علیه ما به کار می گیرند و در مرتبه ی قبل از آن کسانی هستند که دشمنی و عداوت ما را در دل داشته باشند». (1)
پیامبر اکرم صلى الله عليه وسلم فرمودند:
«همانا در روز قیامت برای چهار طائفه شفاعت خواهم کرد، گرچه با گناهان اهل دنیا وارد محشر شوند:
کسی که ذریه ی مرا یاری نماید.
شخصی که مالش را به ذریه ی من در حال تنگدستی آن ها بذل و بخشش کند.
شخصی که با ذریه ی من با زبان و قلب دوستی نماید.
و کسی که در برطرف کردن نیاز ذریه ی من در حالت آوارگی و غربت آن ها سعی و تلاش نماید». (2)
علامه مجلسی روایت نموده که هشام بن حکم به مجلس امام صادق علیه السلام داخل شد و در مجلس بزرگان اصحاب حاضر بودند، او جوانی کم سن و سال بود که ریش او تازه روئیده بود، آن حضرت، هشام را احترام و تجلیل نمود و او را در کنار خود و بالاتر از بقیه نشانید، در حالی که دیگران از او مسن تر بودند، هنگامی که حضرت دیدند این کار بر اصحابشان سنگین آمده، فرمودند:
«او با قلب و زبان و دستش یاری کننده ی ما است». (3)
در کتاب نهج البلاغه آمده که امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند: -
ما از شجره طیبه ی نبوّت و خاندان رسالت علیهم السلام و محل رفت آمد فرشتگان و معدن های علم و چشمه های حکت هستیم. کسی که ما را دوست داشته و یاری کند، همیشه مشمول رحمت الهی است و کسی که دشمنی ما را در دل دارد همیشه در معرض عذاب شدید الهی است». (1)
1) نهج البلاغه فیض: ضمن خطبه 108.
از آن جا که هر عملی در انسان برآمده از نیت آدمی می باشد و نیت کار خوب انسان را بر انجام آن تشویق و یاری می کند و در مقابل، نیت کار بد و توجه به اعمال ناپسند انسان را ناخودآگاه به انجام آن وا می دارد از این جهت است که در درجه اول پاداش و عقاب متوجه نیت می باشد؛ زیرا که اعمال تحقق یافته ی نیت های خوب و بد آدمی است.
چنان چه در روایات معصومین علیهم السلام توجه خاصی به نیات شده است.
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ».
«کارها فقط بر اساس نیت ها استوار) است». (1)
1) تهذيب ج 1 ص 183 تهذیب ج 4 ص 186/ وسائل الشیعه ج1 ص 48/ مستدرك وسائل الشيعه ج1 ص90/ صحيح بخاري ج 1 ص 17.
سکونی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمودند؛ رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«نیت فرد با ایمان بهتر از عمل اوست و نیت شخص کافر بدتر از عملش و هر عمل کننده ای بر اساس نیتش (خوب یا بد) عمل می کند». (1)
چنان چه عملی را شخص در حال مستی و بی عقلی انجام دهد در این حالت عقلای عالم چیزی از تشویق یا سرزنش بر آن عمل بار نمی کنند. پس تمام اعمال انسان بر اساس نیات او مورد سنجش قرار می گیرد.
چنان چه در روایتی از ابو حمزه ثمالی نقل شده که امام سجاد علیه السلام فرمودند:
«عمل فقط آن است که به نیتی (از نیت های خوب یا بد وابسته) باشد». (2)
به قدری نیت در اعمال هر شخص مؤثر است که گاه آن را از خود عمل افضل و بالاتر شمرده اند.
از زید شحّام نقل شده که گفت به امام صادق علیه السلام عرضه داشتم؛ من شنیدم که شما می فرمودید:
«نیت مؤمن بهتر از عمل اوست چگونه نیت بهتر از عمل است؟
فرمودند: به خاطر این که عمل گاهی برای نشان دادن به دیگر مخلوقات خداست ولی نیتِ این عمل مخصوص پروردگار عالم است. بنابراین خدای عزیز بر اساس نیت او پاداشی می بخشد که به خود عمل (آن قدر پاداش) نمی بخشد». (3)
نیت به قدری دارای اهمیت است که هرگاه مؤمنی نیت می کند کارنیکی انجام دهد ولی موفق به انجام آن نمی شود، خداوند عالم آن -
عمل را در پرونده ی اعمال او ثبت می کند.
چنان چه در روایت آمده که امام صادق علیه السلام فرمودند:
«بنده هنگام روز نیت می کند که در شب نماز (نافله شب) بخواند ولی خواب بر چشمانش غلبه می کند و می خوابد خدا برای او نمازش را ثبت می کند و برای نفس زدن او ثواب تسبیح گفتن می نویسد و خوابش را صدقه حساب می کند». (1)
جعفربن ابراهیم از امام رضا علیه السلام روایت کرده که فرمودند:
«روز قیامت، مؤمنی که قرار است حسابرسی عملش را بکنند در برابر پروردگار می ایستد و پرونده اش به او داده می شود. به آن پرونده نگاه می کند؛ اول چیزی که در آن می بیند گناهانش است. از دیدن آن ها رنگش تغییر می کند و بندهای بدنش می لرزد و ناله می کند. پس از آن، اعمال نیکش را می بیند و چشمش روشن و نَفسش خشنود می شود و اظهار خوشحالی می کند.
بعد از آن به ثواب هایی که خدا به او بخشیده نگاه می کند و خوشحالی اش زیادتر می شود. سپس خدا به ملائکه می فرماید: پرونده هایی را که کارهای انجام نداده اش در آن ثبت شده، حاضر کنید.
حضرت فرمودند: مؤمنان آن ها را می خوانند و می گویند: خدایا! قسم به عزّت تو می دانی که ما هیچ کدام از این ها را انجام نداده ایم.
خدا می فرماید: راست گفتید. اما نیت آن ها را داشتید، پس ما آن ها را برای شما ثبت کردیم و برای آن پاداش داده می شود». (2)
با توجه به این روایات یکی دیگر از وظایف ما، نیت و قصد یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را داشتن است و داشتن این قصد انسان را جزء یاران -
حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار می دهد.
از عبدالحمید واسطی روایت شده که گفت به امام باقر علیه السلام عرض کردم ... اگر قبل از این که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببینم از دنیا بروم حالم چگونه خواهد بود؟
فرمودند: «هرکدام از شما که چنین بگوید و معتقد باشد: اگر حضرت قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببینم یاری اش می کنم، این شخص مانند کسی است که همراه آن بزرگوار با شمشیر بجنگد ...». (1)
امام صادق علیه السلام فرمود:
«من خودم را از شهدای کربلا بیرون نمی دانم و ثوابم را کم تر از آنان نمی شمارم؛ زیرا که در نیت من یاری (دین و کمک به جدم حسین علیه السلام) هست اگر آن روز را درک می کردم و هم چنین شیعیان ما شهیدانند هرچند که در رختخواب های شان بمیرند.
و آن حضرت شیعیان را از الحاح کردن بر ظهور صاحب الزمان و کشف احوال او نهی می نمود و می فرمود:
به خاطر نیت های تان ثواب کسی را دارید که در خدمت آن حضرت شهید شوید هرچند که بر خوابگاه های تان بمیرید». (2)
ثقة الاسلام کلینی در کتاب اصول کافی به سند صحیحی از امام صادق علیه السلام آورده که فرمود:
«همانا بنده ی مؤمن فقیر می گوید: پروردگارا! به من روزی ده تا از کارهای نیک و هرگونه خیر چنین و چنان کنم، پس اگر خدای عزوجل این را از روی نیت درست او بداند برای او پاداشی می نویسد، چنان که اگر آن -
کارها را انجام می داد. خداوند کریم رحمتش نامتناهی است». (1)
چنان چه در دعای زمان غیبت می خوانیم:
«خدا ما را در زمره ی کسانی قرار دهد که قصد یاری و خدمتگزاری حضرت را داشته باشیم».
«وَأَقِمْنَا بِخِدْمَتِهِ... وَاجْعَلْنَا فِي حِزْبِهِ وَأَعْوَانِهِ وَأَنْصَارِهِ وَالرَّاضِينَ بِفِعْلِهِ وَلَا تَسْلُبْنَا ذَلِكَ فِي حَيَاتِنَا وَلا عِنْدَ وَفَاتِنَا حَتَّى تَتَوَفَّانَا وَنَحْنُ عَلَى ذَلِكَ لا شَاكِينَ وَ لا نَاكِثِينَ وَلا مُرْتَابِينَ وَلا مُكَذِّبِينَ... وَاجْعَلْنَا يَا رَبِّ مِنْ أَعْوَانِهِ وَمُقَوَيَةِ سُلْطَانِهِ وَالْمُؤْتَمِرِينَ لِأَمْرِهِ وَالرَّاضِينَ بِفِعْلِهِ وَالْمُسَلِّمِينَ لِأَحْكَامِهِ...». (2)
«... ما را در خدمت گزاری او استوار دار ... و ما را در گروهش و یاران و کمک کنندگانش و کسانی که به کارهایش راضی اند قرار بده این نیت را در زمان حیات ما و بعد از مرگمان از ما نگیر تا این که مردنمان بر این(نیت) باشد و اهل شک و بیعت شکن و مردد و تکذیب کننده نباشیم. پروردگارا! ما را از کمک کنندگان او و تقویت کنندگان حکومتش و فرمان بران دستورش و خشنودان به کارش و تسلیمان در برابر حکم هایش قرار بده ...».
زیرا که در اجتماع کردن تأثیری هست که در انفراد نیست. هرچند که نصرت کردن وظیفه ی همه افراد است، خداوند فرمود:
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْل اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا». (1)
«و همگی به ریسمان خداوند چنگ زنید و پراکنده نشوید.»
چون امام علیه السلام در تمام زمان ها رشته ی محکم خداوند در میان بندگانش می باشد و متمایل شدن به او جز با پیروی و نصرت او حاصل نمی گردد.
امیرالمؤمنین علیه السلام در یکی از خطبه هایش فرموده:
«ای مردم! اگر شما از نصرت حق از پای نمی نشستید و از کنار زدن باطل سستی نمی کردید، کسی که مثل شما نیست بر شما طمع نمی نمود و آنان که بر شما نیرو یافتند قوت نمی گرفتند، ولی شما هم چون گم گشتگی بنی اسرائیل راه را گم کردید و به جانم سوگند که بعد از من گمگشتگی تان چند برابر خواهد شد، از جهت این که حق را پشت سرافکندید...». (2)
در توقیع رفیعی که از سوی ناحیه ی مقدس به شیخ مفید صادر گشت، آمده است:
«و اگر شیعیان ما که خداوند آنان را در اطاعتش یاری دهد، در وفای پیمانی که از ایشان گرفته شده یک دل و مصمم باشند، نعمت لقای ما از آنان به تأخیر نمی افتد و سعادت دیدار ما برای آنان با معرفت کامل و راستین نسبت به ما تعجیل می گردد». (1)
1) بحار الانوار ج 53 ص 177.
در اصول کافی از حضرت ابی عبدالله صادق علیه الاسلام روایت شده که فرمود:
«همانا وظیفه ی جمعی از فرشتگان آسمان این است که نگاه می کنند بر یک و دو و سه نفری در حالی که آنان درباره ی فضیلت آل محمد علیهم السلام به گفتگو نشسته اند پس فرشته ای به فرشتگان دیگر می گوید آیا نمی بینید اینان را با همه ی کمی تعدادشان و بسیاری دشمنانشان فضایل آل محمد علیهم السلام را بیان می کنند؟! آن گاه گروه دیگری از فرشتگان می گویند:
«ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ». (1)
«این فضل خداوند است که به هرکس بخواهد می دهد و خداوند دارای فضل عظیم است». (2)
میسر، از حضرت ابی جعفر باقر علیه السلام آورده که گفت؛ امام باقر علیه السلام فرمود:
«آیا با هم خلوت می کنید (و دور از چشم دشمنان می نشینید) و برای هم حدیث می گویید و آن چه معتقد هستید برای هم بازگو می نمایید؟».
عرضه داشتم:آری، به خدا سوگند! ما با هم در خلوت می نشینیم و برای هم حدیث می گوییم و آن چه معتقدیم، برای هم باز می گوییم.
امام باقر علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند! من دوست داشتم در بعضی از آن جاها با شما می بودم. به خدا سوگند! من بوی شما و جان های شما را دوست می دارم و البته شما بر دین خداوند و دین فرشتگان او هستید، پس با پرهیز از گناه و جدیت در امر دین (ما را) یاری کنید». (1)
حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام فرمود:
«هیچ چیز بر ابلیس و لشگریانش دشوارتر از این نیست که برادران ایمانی با یکدیگر دیدار کنند و همانا دو مؤمن با یکدیگر دیدار می نمایند که به یاد خدا باشند آن گاه فضایل ما را یادآوری کنند، در این حال گوشت سالمی بر صورت ابلیس باقی نمی ماند، تا جایی که روح پلیدش به التماس می افتد از فرط آن که درد می کشد پس فرشتگان آسمان و گنجوران بهشت متوجه می شوند و او را لعنت می کنند تا این که هیچ فرشته ی مقربی باقی نمی ماند مگر این که بر او لعنت فرستد که زبون و با حسرت و مردود می افتد». (2)
این وظیفه یکی از بزرگ ترین و ارزشمندترین وظایف ما در زمان غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد لذا لازم است در درجه ی اول چگونگی یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را از طریق یاری و نصرت امام حسین علیه السلام متذکر شویم.
در این زمینه دلایل نقلی بسیاری وارد شده است از جمله:
شیخ جعفر شوشتری قدس سره در کتاب «فواید المشاهده» روایت کرده که حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام هم در کربلا به اصحاب خود چنین فرمودند:
«وَمَن نَصَرَنا بِنَفْسِهِ فَيَكُونُ مَعَنا فِي الدَّرَجاتِ العَالِيَةِ مِنَ الجَنانِ فَقَد أَخْبَرَنِي جَدِّي إِنَّ وَلَدِيَ الحُسَينَ علیه السلام يُقتَلُ بِطَفْ كَرَبَلاءِ غَرِيباً وَحيداً عَطشاناً، فَمَن نَصَرَهُ فَقَد نَصَرَني وَنَصَرَ وَلَدَهُ القَائِمَ (عَلَيْهِ السَّلامُ)، وَمَن نَصَرَنا بِلِسَانِهِ فَإِنَّهُ فِي حِزبِنَا فِي القِيامَةِ». (1)
1) نجم الثاقب.
«هرکس ما را به جان خودش یاری نماید پس با ما در درجات عالیه بهشت خواهد بود پس به تحقیق جد بزرگوارم صلی الله علیه واله وسلم به من خبر دادند که فرزندم حسین علیه السلام در زمین کربلا، در حالتی که بی کس و تنها و تشنه باشد شهید خواهد شد پس هرکس او را یاری کند؛ به تحقیق چنین است که مرا یاری کرده است و فرزند او حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را یاری کرده است و هرکس ما را به زبان خود یاری نماید پس به درستي که او در روز قیامت در زمره ما خواهد بود».
از این بیان حضرت سیدالشهدا علیه السلام آشکار می گردد که نصرت و یاری اباعبدالله الحسین علیه السلام یاری حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است. اگرچه جد بزرگوار اباعبدالله الحسین علیه السلام و پدر والامقامشان امیرالمؤمنین علی علیه السلام و نیز عصمت کبری فاطمه زهرا علیها السلام و حضرت امام مجتبی علیه السلام و همه ی اولاد طاهرینشان از ائمه معصومین علیهم السلام تا به وجود مبارک حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف از نظر کمالِ معرفت و خلوص در محبّت الهی به همان درجه ی اباعبدالله الحسین علیه السلام و یا کامل تر از آن حضرت می باشند لکن در مقام ظهور و بروز درجات محبّت از جهاتی حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام از همه ممتاز شده اند و خداوند متعال در مقام عطایای خاص خود نسبت به آن حضرت، قلوب تمام بندگان حتی اولیاء و انبیاء مرسل خود را از اولین تا آخرین مجذوب ایشان گردیده است و محبت و دوستی اباعبدالله الحسین علیه السلام را بنا بر سخن پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم در دل های مؤمنین قرار داده است.
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«اِنَّ لِلحُسَينِ اللهِ مَحَبَّةً مَكْتُومَةً فِي بَواطِنِ الْمُؤْمِنِينَ». (1)
«همانا برای حسین علیه السلام محبتی است که خداوند در دلها و سرشت مؤمنین قرار داده است».
1) سفينة البحارج1 ص 257 / بحارالانوار ج 43 ص 274.
و چنان چه همه ی انبیاء اولیاء و مؤمنین عاشقانه به آن جناب اشتیاق پیدا نموده اند.
چنان چه در روایت آمده است:
«ما من نبي إلا وقد زار كربلا بَينَ قَبرِهِ وَبَينَ السَّمَاءِ مُختَلَفَةُ المَلائِكَةِ فَوجُ يَعْرُجُ وَفَوجُ يَنزِلُ». (1)
«تمام پیامبران الهی دائماً کربلا را زیارت می کنند آن جایی که محل رفت و آمد فرشتگان الهی است که گروهی از آنان در حال بالا رفتن به آسمان و گروهی درحال فرود آمدن هستند».
و به نوعي اهل زمین و آسمان محو او گردیدند که با ذکر مصیبت آن مظلوم قبل از وقوع آن مصیبت و بعد از آن، همگي محزون و افسرده شدند، و در هر گوشه اي از اطراف عالم مجالس عزاي ايشان را برقرار و لوا و پرچم مصیبت شان را پیوسته برپا داشتند.
بنابراین به واسطه ی آن جذبه و آن محبّت باطنی که خداوند از اباعبدالله الحسین علیه السلام در دلها قرار داده است، توجه به سوي ايشان از وظایف مؤمنین می باشد که با برپایی محافل و مجالس به یاد آن حضرت ذکر خدا و امر دین را رواج دهند و به این وسیله مردم را نسبت به خدا و پیامبر صلی الله علیه واله وسلم و فضائل و مناقب ائمه طاهرین علیهم السلام آشنا سازند، تشکیل مجالس و محافل به حبّ اباعبدالله الحسین علیه السلام در هر زمان سبب تحکیم ارکان توحید و امر رسالت می گردد و موجب آشکار شدن امر امامت و ولایت می گردد.
به همین دلیل است که محبّت به اباعبدالله الحسین علیه السلام منزله ی محبّت به همه ی اهل بیت علیهم السلام است.
1) بحارالانوارج 98 ص 59 ح 7 با اندکی تفاوت.
در زمان غیبت کبری حضرت صاحب الامر عجل الله تعالى فرجه الشریف، یکی از بهترین راه های یاری آن حضرت و ایجاد معرفت و محبّت به ایشان به واسطه ی برپایی مجالس جدشان می باشد بر این اساس زنده نگه داشتن ذکر و یاد جد بزرگوارشان ابا عبد الله الحسین علیه السلام، یکی از مهم ترین راه های یاری و نصرت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف می باشد.
چنان چه در روایات متعدد آمده است که یکی از حقوقی که اهل بیت علیهم السلام بر گردن ما دارند حق مودت و دوستی ایشان است و حق دیگریاری و نصرت آنان می باشد.
چنان چه در «کامل الزیارات» از زراره از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که در ضمن فرمایشاتي فرمودند:
«ما من باكٍ يَبكيه إلا وَقَد وَصَلَ فَاطِمَة الله وَ أسعَدَها عَلَيْهِ وَوَصَلَ رَسُولَ الله الله وأدّي حقنا». (1)
«هیچ گریه کننده اي نيست که بر امام حسین علیه السلام گریه نماید، مگر آن که به حضرت فاطمه زهرا علیها السلام تقرب جسته است و ایشان را با این گریه اش ياري کرده و نیز به حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم تقرب پیدا نموده و حق همه ی ما را اداء کرده است».
چنان چه در «بحارالانوار» از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«هرکس بخواهد بداند که او از اهل بهشت است، محبّت ما را بر دل خود عرضه کند اگر قلب او محبّت ما را قبول کند، مؤمن است و هرکس دوست ما است باید در زیارت قبر امام حسین علیه السلام میل و رغبت کند زیرا هر که زیارت کننده ی آن حضرت است، ما او را اهل محبت و دوستي خود می دانیم و از اهل بهشت است و هرکه زیارت -
1) كامل الزيارات ص 681.
کننده آن حضرت نیست ایمانش ناقص است». (1)
یاری امام حسین علیه السلام به سه صورت وظیفه و تکلیف ما می باشد:
اول: در مقام جنگ با دشمنان آن حضرت است تا آن که دشمن او خوار و ذلیل شود و رفع شر و ظلم از ایشان شود که این مقام را اصحاب حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام دارا بودند.
دوم:در مقام تقاص و خونخواهی از دشمن حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، بعد از کشته شدنشان می باشد که این امر به طور کامل در زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صورت می گیرد.
سوم: زیارت حضرت سید الشهداء علیه السلام که فضائل زیارت آن حضرت طبق اخبار وارد شده بسیار زیاد می باشد که به بیان برخی از آن ها در ابعاد مختلف می پردازیم. بُعد اول: فضائل زائرامام حسین علیه السلام از مرگ تا هنگام خروج از قبر.
اول: سعادتمند بمیرد و جان کندن بر او آسان شود.
دوم: حنوط و کفن بهشتي براي او آورند و بر روي کفنش بپوشانند.
سوم: حضرت جبرئیل و عزرائیل و میکائیل علیهم السلام با عده ی زيادي از فرشتگان بر او نماز خوانند.
چهارم: فرشتگان جنازه ی او را مشایعت نمایند.
پنجم: فرشتگان بعد از مردن او، تا روز قیامت برایش استغفار کنند.
ششم: قبر او را به اندازه اي که چشم ببیند، وسعت دهند.
هفتم: قبر او را به چراغ هايي روشن کنند.
هشتم: قبر او را با ریحان بهشتی فرش نمایند.
1) بحار الانوار ج 98 ص 4.
نهم: براي او هول و هراس و وحشت قبر نباشد.
دهم: براي او فشار قبر نباشد.
یازدهم: سؤال منکر و نکیر بر او آسان گردد.
دوازدهم: از بهشت دري براي او گشوده شود، که تا روز قیامت رائحة و بوي بهشتي به او برسد ولکن از براي بعضي تا هیجده روز چنین باشد و سپس او را بالا و در حظيرة القدس برده و در آن جا در جوار اولیاء الهي ساکن گردانند.
سیزدهم: فرشتگان در کنار قبر او بمانند و تا روز قیامت به عبادت پروردگار مشغول باشند.
چهاردهم: حضرت ابي عبد الله علیه السلام در قبر به زیارت او آید.
پانزدهم: در هنگام ظهور حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به دنیا برگردد و از اهل سعادت در آن دوران باشد.
شانزدهم: هنگام رجعت که حضرت ابي عبدالله علیه السلام به دنيا برگردد و تختي از نور براي آن حضرت گذارند و اطراف آن نود هزار قبه ی سبز برپا کنند و مؤمنان به زیارت آن حضرت آیند، زائر آن حضرت از این مؤمنان باشد.
بُعد دوم: فضائل زائر امام حسین علیه السلام بعد از مرگ، از هنگام خروج از قبر تا ورود به بهشت:
اول: هنگام بیرون آمدن از قبر اول کسی که با او مصافحه می کند حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم مي باشد.
دوم: نوري که ما بین مشرق و مغرب را روشن نماید به او عطا مي شود و بر چهره اش از نور عرش علامت گذارند و بنویسند: «هذا زائِرُ قَبرِ ابنِ بِنتِ خَاتَمِ الأَنبِيَاء سَيّدِ الشُّهداء علیه السلام».
«این زائر قبر پسر دختر خاتم پیامبران حضرت سیدالشهداء علیه السلام است».
که به این علامت شناخته شود.
سوم: نامه ی عملش را به دست راست او دهند.
چهارم: از ترس و وحشت عظیم روز قیامت ایمن باشد.
پنجم: از گناهانی که در دنیا مرتکب شده پرسش نکنند، گرچه گناهانش به تعداد ریگ بیابان ها و کوه هاي بزرگ و کف دریاها بوده باشد.
ششم: در قیامت خداوند مقامي به او عطا فرماید که همه حتي شهدائي که در خون خود غلطیده باشند، بر حال او غبطه خورند و آرزو کنند که ای کاش ما هم از زائرین آن حضرت بودیم.
هفتم: بر سفره ی غذای بهشتی که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم و امیرالمؤمنین علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام نشسته اند، او را بنشانند و با ایشان غذا بخورد، درحالی که مردم مشغول حسابند.
هشتم: او را برکنار حوض کوثر ببرند و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام با او در آن جا مصافحه فرماید، و از آب حوض او را سیراب نمایند.
نهم: آن که آن حضرت کسی را فرستد تا او را از منازل وحشتناك قیامت به راحتي عبور دهد.
دهم: حضرت امر فرماید که صراط براي او رام گردد تا به راحتي عبور کند.
یازدهم: از آتش جهنم سالم بماند، و آن را هرگز دیدار نکند.
دوازدهم: در آن روز در زیر پرچم حضرت سیدالشهداء علیه السلام قرار گیرد و تا هنگام وارد شدن به بهشت با ایشان هم صحبت شود.
سیزدهم: چهل سال قبل از همه داخل بهشت شود.
چهاردهم: در درجه ی آن حضرت ساکن گردد.
بُعد سوم: فضائل اخروی زائر امام حسین علیه السلام:
اول: مصافحه ی فرشتگان با او.
دوم:دعاء فرشتگان و همه ی پیغمبران و رسولان و ائمة اطهار علیهم السلام در حق او.
سوم: بشارت غيبي حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم به همنشيني با او در بهشت و بشارت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به برآمدن حوائج او در دنیا و آخرت.
چهارم: آفریده شدن هفتاد هزار فرشته به هر قطره عرقي که از او بریزد و تسبیح و استغفار کردن آنان براي او تا قیامت.
پنجم: همه ی گناهانش آمرزیده شود به طوري که گویا تازه از مادر متولد شده است.
ششم: هنگامی که آماده ی رفتن به زيارت مي شود، اهل آسمان ها به خاطر اشتیاق فراوان و دوست داشتن کار او یکدیگر را به او بشارت دهند.
هفتم: براي او ثواب هزار روزه دار نوشته شود.
هشتم: ثواب هزار صدقه ی قبول شده برایش نوشته شود.
نهم: ثواب هزار شهید از شهداي بدر برایش نوشته شود.
دهم: ثواب کسي که در راه خدا هزار بنده آزاد کرده باشد برایش مي نويسند.
یازدهم: ثواب کسي که هزار اسب در راه خدا به جهاد فرستاده باشد برایش نوشته می شود.
دوازدهم: ثواب يك يا ده یا هفتاد تا صدهزار حج و به هر قدم، صد حج مقبول و صد عمره مبرور برایش نوشته شود که در بعضی ثواب حج مقبول با حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم در بعضي ثواب حج خود -
آن حضرت و عمره ی ایشان باشد و هرکدام از این مراتب مختلفه به خاطر تفاوت اشخاص در مراتب ایمان و معرفت و خلوص و محبّت، یا به جهت دوري و نزديکي راه يا جهات دیگر است.
سیزدهم: در بعضی از زیارت ها چون زیارت روز عرفه تکمیل عقائد حقه و رفع شبهات شيطاني و نفساني از او مي شود.
چهاردهم: به این اسماء مبارکه مانند کروبین و مفلحین و فائزین و صالحین و زکویین نامیده شود و به درجات عالية آن ها نائل گردد.
پانزدهم: خداوند متعال نزد اهل عرش و فرشتگان مقرب به او مباهات فرماید.
شانزدهم: اسم او در علیین نوشته شود.
هفدهم: به ثواب زیارت خداوند - جل شأنه - و زیارت حضرت رسول و امير المؤمنين علیهما السلام و فاطمة الزهرا علیها السلام فائز شود.
هجدهم: آن که در جملة ودیعه ی حضرت صادق علیه السلام واقع شود.
نوزدهم: به هر قدم که بر مي دارد و مي گذارد، براي او هزار حسنه نوشته شود، و از او هزار سیئه و گناه محو شود، و مقام او هزار درجه بالا رود.
بیستم: هنگام برگشتن از زیارت جمعي از فرشتگان و شهداء با او همراهی کنند.
بُعد چهارم فضائل دنیوی زائر امام حسین علیه السلام:
اول: وسعت روزي.
دوم: حفظ جان او از انواع آفات مانند فرود آمدن سقف خانه، و غرق شدن و سوختن و گرفتار درندگان شدن.
سوم: طول عمر.
چهارم: فَرَج و گشایش فوري در هر سختي و شدتي که براي او پیش آید و برگشتن با خشنودي و برطرف شدن غم ها و بر آمدن حوائج.
پنجم: سعادتمند شدن در تمام عمرش و در جمیع امورش.
ششم: برکت در اهل بیت و اولادش.
هفتم: محفوظ ماندن از شر شیاطین
هشتم: سالم ماندن از شر دشمنان.
نهم: برکت در مال.
دهم: برکت در عمر.
در امالی شیخ صدوق و مجلّد دهم بحارالانوار از حضرت امام رضا علیه السلام آمده که فرمودند:
«هرکس در مجلسی بنشیند که امر ما در آن زنده می گردد، روزی که دلها می میرند دل او نخواهد مرد». (1)
از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود:
«یکدیگر را دیدار کنید که در دیدارتان زنده شدن دلهایتان و یادآوری احادیث ما هست و احادیث ما شما را نسبت به یکدیگر مهربان می سازد که اگر آن ها را بگیرید رستگار شده و نجات یافته اید و هرگاه آن ها را ترک گویید، گمراه شده و هلاک می گردید. پس به آن ها عمل کنید که من نجات شما را ضمانت می کنم». (2)
امام صادق علیه السلام به فضیل فرمودند:
«می نشینید و حدیث می گویید؟
فضیل عرضه داشت: آری، فدایت شوم!
امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا من آن مجلس را دوست می دارم، پس امر ما را احیا کنید. ای فضیل! خدا رحمت کند کسی که امر ما را احیا نماید». (1)
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«در باغ های بهشت بگردید.
عرضه داشتند: ای رسول خدا! باغ های بهشت چیست؟
فرمود: مجالس ذکر.
و در حدیث دیگر فرمودند: همانا خداوند کسی را که در مجلس اهل ذکر می نشیند می آمرزد و او را از آن چه می ترسد ایمن می دارد.
پس فرشتگان گویند: (پروردگارا!) فلانی در میان آنان است و او تو را یاد نکرد؛
خداوند می فرماید: او را به خاطر هم نشینی با آنان آمرزیدم، زیرا که یاد کنندگان حق چنین هستند که هم نشین ایشان از جهت آنان بدبخت نگردد». (2)
عبادبن کثیر می گوید به امام صادق علیه السلام عرضه داشتم: داستان سرائی را دیدم که در حال قصه گفتن چنین می گفت: این مجلسی است که هرکس در آن بنشیند، بدبخت نمی شود.
امام صادق علیه السلام فرمودند: «به هیچ وجه نشیمنگاه هایشان خطا کرده، خداوند را فرشتگانی است که گشت می زنند، به غیر از کرام الکاتبین (که -
آن چه از انسان سر می زند می نویسد) پس هرگاه بر جمعی بگذرند که محمد و آل محمد علیهم السلام را یاد می کنند به یکدیگر گویند توقف کنید. پس می نشینند و بهره مند می شوند و چون از آنان جدا گردند بیماران شان را عیادت کنند و در مراسم مردگانشان شرکت نمایند و از غائبین آن ها تفقد کنند پس آن مجلس است که هرکس در آن بنشیند، بدبخت نمی شود». (1)
1) وسائل الشیعه ج 11 ص 566.
در اصول کافی به سند صحیحی از شعیب عقرقوفی آمده که گفت از حضرت ابوعبدالله امام صادق علیه السلام درباره ی فرموده ی خدای تعالی:
«وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللهِ يُكْفَرُبِها وَيُسْتَهْزَأُ بِها...».
پرسیدم، فرمود: «منظور آن است که چنان چه شنیدی کسی حق را انکار می دارد و آن را دروغ می شمارد و نسبت به امامان ناروا می گوید از کنارش برخیز و با او هم نشینی مکن، هرکس که باشد». (1)
در همان کتاب در خبر صحیح از آن حضرت آمده که فرمود:
«هرکس به خدا و روز بازپسین ایمان دارد در جایی ننشیند که امامی در آن مذمت شود یا مؤمنی اهانت گردد». (2)
در همان کتاب از آن جناب روایت آمده که فرمود:
«سه مجلس است که خداوند آن ها را دشمن می دارد و نقمتش را بر اهل آن می فرستد، پس با آن ها (اهل آن مجلس) هم نشینی و مجالست مکنید:
یکی آن مجلس است که کسی در آن قرار دارد که در فتوای خود دروغ می گوید.
و دیگر مجلسی که یاد دشمنانمان در آن تازه می شود و یاد ما در آن کهنه (و فراموش شده) است.
و مجلسی که در آن از (پیروی) ما جلوگیری می شود درحالی که تو می دانی (که در آن مجلس چنین چیزی هست)».
راوی گوید: سپس امام صادق علیه السلام سه آیه از کتاب خداوند را تلاوت کرد که گویی در دهانش بود.
(یا گفت: گویا در مشتش بود).
«وَلَا تَسُبُوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُوا اللهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ». (1)
«و به آنان که جز خداوند را می خوانند دشنام ندهید که (آنان نیز) خداوند را ستمگرانه از روی نادانی دشنام می دهند».
«وَإِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ». (2)
«و هرگاه کسانی را می بینی که (برای خرده گیری و طعنه زدن) در آیات ما گفتگو می کنند، پس از آنان اعراض کن تا در سخنی دیگر وارد شوند».
«وَلا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالَ وَ هَذا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ». (3)
«و مگویید به سبب آن چه زبان هایتان به دروغ توصیف کند که این حلال است و آن حرام تا بر خداوند دروغ بندید». (1)
از آن حضرت علیه السلام آمده که فرمود:
«هرگاه به ناصبیان و مجالست با آنان دچار گشتی، مانند کسی باش که بر روی سنگ سرخ شده ای باشد تا از آن جا برخیزی؛ زیرا که خداوند آن ها را دشمن می دارد و لعنت شان می کند پس اگر دیدی که درباره ی یکی از امامان گفتگو می کنند برخیز؛ زیرا که خشم (و کیفر) خداوند در آن جا بر آن ها فرود خواهد آمد». (2)
در خبر صحیحی از آن حضرت علیه السلام است که فرمود:
«هرکس نزد دشنام دهنده ی اولیای خدا بنشیند به تحقیق خدا تعالی را معصیت کرده است». (3)
نیز از آن حضرت علیه السلام آمده که فرمود:
«هرکس در مجلسی بنشیند که در آن به یکی از امامان علیه السلام دشنام داده می شود و می تواند برخیزد و این کار را نکند، خداوند در دنیا لباس ذلت بر اندامش بپوشاند و در آخرت عذابش کند و آن چه از نیکی از جهت معرفت ما بر او منت نهاده از وی سلب فرماید». (4)
حضرت امام صادق علیه السلام فرمود:
«هرکس درباره ی ما یک بیت شعر بگوید خداوند برای او خانه ای در بهشت خواهد ساخت». (1)
و از آن حضرت است که فرمود:
«هیچ کس درباره ی ما بیت شعری نگوید، مگر این که به روح القدس تأیید و یاری شده باشد». (2)
از حضرت رضا علیه السلام روایت است که فرمود:
«هر فرد مؤمنی که درباره ی ما شعری بسراید که ما را به آن مدح گوید، خداوند برای او در بهشت منزلگاهی خواهد ساخت که هفت برابر وسعت دنیا باشد، که هر فرشته مقرب و هر پیغمبر فرستاده شده ای او را در آن جا دیدار خواهد کرد». (3)
شاید اختلاف ثواب ها از جهت متفاوت بودن شاعران در شناخت امامان و مراتب ایمان آنان باشد.
از زراره روایت آمده که گفت؛ کمیت بن زید بر حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام وارد شد من نیز در آن محضر شرفیاب بودم.
کمیت قصیده ی «مَنْ لِقَلْبٍ مُتَيَّمٍ مُسْتَهامٍ...» را بر آن جناب خواند. هنگامی که قصیده را به پایان رسانید امام باقر علیه السلام به کمیت فرمود:
«تا وقتی که درباره ی ما شعر می گویی، پیوسته به روح القدس تأیید می شوی». (1)
1) وسائل الشیعه ج 10 ص 467.
چنان چه در روایات معصومین علیهم السلام آمده است؛ کسی که انتظار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را می کشد وظیفه دارد که رفتار خود را با نیکی های اخلاقی آراسته گرداند و سبب زینت و آبروی آن حضرت گردد زیرا رفتار یک منتظر رابطه مستقیم با آن حضرت دارد. بدین جهت تکلیف هر منتظری آراستن و نیکوکردن رفتار و خُلق و خویش در برخورد با مردم می باشد.
چنان چه از ابوبصیر روایت شده روزی امام صادق علیه السلام فرمودند:
«... کسی که خشنود می شود از همراهان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد (آن که آرزو دارد از اصحاب آن حضرت باشد) باید در انتظار باشد و باید در حالی که منتظر است بر طبق ورع رفتار کند و نیکی های اخلاقی را انجام دهد. پس چنان چه بمیرد و بعداً آن بزرگوار قیام فرماید، پاداشی مانند پاداش کسانی که به خدمت ایشان می رسند خواهد داشت.
بنابراین، کوشش نمایید و منتظر باشید؛ گوارایتان باد ای خوشه چینان رحمت الهی!!». (1)
علی احمسی روایت کرده؛ امام صادق علیه السلام فرمودند:
«حُسن خُلق گناه را ذوب می کند؛ همان گونه که خورشید یخ را ذوب می کند. بدی خُلق هم عمل را فاسد می کند؛ همان گونه که سرکه عسل را فاسد می کند». (2)
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«لطیف ترین چیز در دین که سنگین ترین وزنه در ترازوی سنجش عمل بنده است خوش اخلاقی است...». (3)
سکونی از امام صادق علیه السلام و ایشان از پیامبر صلی الله علیه واله وسلم روایت کردند که فرمودند:
«بیش ترین چیزی که امّت مرا داخل بهشت می کند تقوای الهی و حُسن خُلق است». (4)
از امام رضا علیه السلام از پدران گرامیشان روایت شده که فرمودند؛ رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«بر شما باد به حُسن خُلق؛ زیرا که شخص خوش اخلاق ناگزیر وارد -
بهشت می شود (در نهایت جایگاهش بهشت است) و برحذر باشید از بدی خُلق؛ زیرا که گریزی از داخل شدن انسان بدخُلق به آتش نیست». (1)
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«محبوب ترین شما نزد من و صاحب نزدیک ترین جایگاه به من در روز قیامت خوش خُلق ترین و متواضع ترین شماست. دورترین شما از من در روز قیامت زیاده گویان اند و آنان همان کسانی اند که بزرگی و تکبّر می کنند». (2)
از ابراهیم بن أبی رجا نقل شده؛ امام صادق علیه السلام فرمود:
«حُسن خُلق روزی را زیاد می کند». (3)
از عبدالله بن سنان روایت شده که امام صادق علیه السلام فرمود:
«... نیکی کردن و حُسن خُلق سرزمین ها را آباد و عمرها را طولانی می کند». (4)
از محمدبن مسلم روایت شده امام باقر علیه السلام فرمود: -
«کامل ترین مؤمنان از نظر ایمان خوش خُلق ترین آن هاست». (1)
امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند که رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«نیکوترین مردم از جهت ایمان خوش اخلاق ترین آن هاست و آن که نسبت به خانواده ی خود بیش تر مهربانی و مدارا می نماید و من مهربان ترین شما نسبت به خانواده ی خویشم». (2)
امام رضا علیه السلام از پدران گرامیشان از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم روایت فرموده اند که ایشان فرمود:
«... روح الامین جبرئیل از طرف پروردگار عالمیان بر من نازل شد و گفت محمد صلی الله علیه واله وسلم بر تو باد حُسن خُلق؛ زیراکه خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد. آگاه باشید! شبیه ترین شما به من خُوش خُلق ترین شماست». (3)
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
«بهترین شما صاحبان خرد هستند.
به ایشان گفته شد: یا رسول الله! صاحبان خرد چه کسانی اند؟
فرمود: آنان صاحبان اخلاق نیکویند ...». (4)
با توجه به این که در زمان غیبت فتنه ها و بلاها بسیار بالا می گیرد و شدید می شود، آن چنان که انسان با یک کلمه، در حالی که خودش هم نمی داند از دین خارج می شود، محافظت از زبان و حساسیت حفظ آن بیش تر از هر زمانی تکلیف و وظیفه می گردد.
چنان چه در روایت آمده است که شخص صبح از منزل دیندار خارج می شود ولی دین خود را شب از دست می دهد و برخی دیگر شب را با داشتن دین آغاز می کنند ولی آن را تا صبح از دست داده اند.
چنان چه امام باقر علیه السلام فرمودند:
«باید امتحان شوید ای شیعه ی آل محمد! مثل سرمه در چشم؛ چون صاحب چشم می داند کی سرمه به چشم کشیده ولی نمی داند کی سرمه از چشمش رفته هم چنین صبح می کند مردی بر شریعت و دین ما و شب می کند حال آن که از دین خارج شده و شب می شود بر شریعت ماست، صبح می کند از دین خارج گشته است». (1)
1) غیبت نعمانی ص 206.
طبق روایات معصومین علیهم السلام با حفظ دین در دوران پربلای غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از مهم ترین تکالیف شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام و منتظران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد.
شیخ صدوق قدس سره در کتاب کمال الدین در خبر صحیحی از جابر از مولای مان حضرت ابو جعفر باقر علیه السلام روایت آورده که فرمود:
«زمانی بر مردم فرا می رسد که امام آن ها از نظرشان غایب می شود خوشا به حال آن کسانی که در آن زمان بر امر ما ثابت بمانند، کم ترین چیزی که از ثواب به آن ها می رسد این است که خداوند عزوجل آنان را ندا می کند و می فرماید: ای بندگان و کنیزان من! به سر من ایمان آوردید و غیب مرا باور داشتید؛ پس بشارت باد شما را به نیکی و ثواب از من که شما به حق بندگان و کنیزان من هستید از شما می پذیرم و شما را عفو می کنم و گناهانتان را می آمرزم و به سبب شما باران به بندگانم می رسانم و بلا را از آن ها دفع می کنم اگر شما نبودید عذاب خود را بر آن ها نازل می کردم.
جابر گوید: عرضه داشتم ای زاده رسول خدا! بهترین کاری که مؤمن در آن زمان باید انجام دهد چیست؟
فرمود: حفظ زبان و خانه نشینی!». (1)
مسأله ی خاموشی و حفظ زبان آن قدر مهم است که گاه حفظ دین به آن وابسته است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم در این زمینه فرموده اند:
«بر تو باد به خاموشی طولانی؛ چراکه آن رم دهنده ی شیطان و کمک تو در مورد دینت است». (2)
و هم چنین یکی دیگر از علل سکوت و حفظ زبان در زمان غیبت آن حضرت برای مؤمن آن است که سخن گفتن در باب دین در میان مردم اثری ندارد جز این که مؤمنین مورد آزار و اذیت واقع می شوند.
چنان چه از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم آمده است که به سائلی فرمودند:
«زبانت را نگه دار و در خانه بنشین و بگیر آن چه را می شناسی، و واگذار آن چه را نمی دانی و منکر می پنداری، و تو خودت را مواظب باش مردم را کاری نداشته باش (مردم به حرف خدا و پیامبر صلی الله علیه واله وسلم گوش نمی دهند چه رسد به حرف تو)». (1)
و در حدیث دیگری آمده است که می فرمایند:
«بیاید بر مردم زمانی که عافیت ده جزء باشد؛ نه جزء آن در کناره گیری از مردم است و یک جزء در سکوت». (2)
از پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم آمده که (به خداوند متعال) عرضه داشت: پروردگارا! اوّل عبادات چیست؟
خداوند فرمود: «خاموشی و روزه». (3)
و در خبر دیگر آمده:
«چهار چیز است که جز مؤمن به آن دست نمی یابد: خاموشی؛ و آن اوّل عبادت است...».
و (خداوند عزوجل فرموده): «ای احمد! هیچ عبادتی نزد من محبوب تر از خاموشی و روزه نیست».
و فرمود: «نشانه های فقه (و فهم درست) علم و حلم و خاموشی است، همانا خاموشی یکی از درهای حکمت است؛ پس زبانت را جز از خیر -
نگاه دار که تو را به بهشت می کشاند». (1)
پیغمبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمود:
«مدارا و میانه روی و خاموشی یک بخش از بیست و شش بخش پیغمبری است».
و به ابوذر فرمود:
«آیا کاری به تو نیاموزم که در ترازو (ی قیامت) سنگین و بر زبان سبک باشد؟
عرضه داشت: بلی! یا رسول الله!
پیغمبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند: خاموشی و حسن خلق و واگذاردن آن چه به تو مربوط نمی باشد». (2)
پیغمبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«هرکس زبانش را نگهدارد خداوند زشتی هایش را بپوشاند». (3)
امام رضا علیه السلام فرمودند:
«از نشانه های فقه حلم و علم و خاموشی است. همانا خاموشی یکی از درهای حکمت است همانا خاموشی محبّت می آورد، به درستی که آن راهنمای هر خیری است». (4)
در خبر صحیحی از امام صادق علیه السلام آمده که فرمودند: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به شخصی که به محضر آن جناب مشرف شده بود، فرمودند:
«آیا تو را راهنمایی کنم به چیزی که خداوند به سبب آن تو را به بهشت برد؟
عرضه داشت: آری یا رسول الله!
فرمود: از آن چه خداوند به تو داده دیگران را دستگیری کن.
عرض کردم: اگر خودم به آن چه می خواهم ببخشم، نیازمند باشم چطور؟
فرمود: پس مظلوم را یاری کن.
عرضه داشت: اگر از کسی که می خواهم یاری اش کنم، ناتوان تر بودم چه؟
فرمود: پس کاری برای نادان کن (یعنی او را راهنمایی کن).
گفت: چنان چه خودم از کسی که می خواهم راهنمایی اش کنم، نادان تر بودم؟
فرمود: پس زبانت را بربند جز از خیر؛ آیا شادمان نیستی که یکی از این صفات در تو باشد که تو را به بهشت بکشاند؟!». (1)
در کافی از امام صادق علیه السلام آمده که فرمودند:
«برای بنده پیوسته نیکوکار نوشته می شود مادام که ساکت باشد، و هنگامی که سخن بگوید نیکوکار یا بدکار نوشته شود». (2)
در اصول کافی در خبر صحیحی از امام ابوجعفر باقر علیه السلام آمده که فرمود:
«همانا شیعیان ما لال ها هستند». (3)
در همان کتاب به سند موثقی از امام کاظم علیه السلام آمده که شخصی به آن حضرت عرضه داشت: مرا سفارشی بنمای، فرمود:
«زبانت را حفظ کن که عزیز شوی، و زمام امورت را به دست مردم مده که خوار و زبون گردی». (4)
حضرت عیسی علیه السلام فرمود:
«عبادت ده جزء است نه جزء آن در خاموشی است و یک جزء در -
فرار کردن از مردم می باشد».
بنابراین حفظ زبان در زمان غیبت یکی از تکالیف پراهمیت است که در دعای غیبت امام زمان نیز از آن یاد شده و در آن دعا از خداوند تقاضای حفظ زبان برد و آفت چون و چرا نمودن در زمان ظهور و بحث و جدل در امر آن حضرت شده است:
«الهم... وَصَبَرْنِي عَلَى ذَلِكَ حَتَّى لَا أُحِبُّ تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ وَلَا تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ... و لَا أَبْحَثَ عَمَّا كَتَمْتَهُ وَلَا أُنَازِعَكَ فِي تَدْبِيرِكَ وَلَا أَقُولَ لِمَ وَكَيْفَ وَمَا بَالُ وَلِيِّ أَمْرِ اللَّهِ لَا يَظْهَرُ وَقَدِ امْتَلَاتِ الْأَرْضُ مِنَ الْجَوْرِ؟ ...». (1)
«خدوندا!... پس مرا صبر بده تا آن که دوست نداشته باشم عجله کردن در آن چه تو تأخیر انداختی و تأخیر در آن چه را که تو در آن عجله کردی... و در مورد آن چه تو آن را پوشیده داشتی، بحث نکنم و در تدبیر امور عالم با تو نزاع نکنم و نگویم: چرا و چگونه و چه شده است ولی امر را که ظاهر نمی شود حال آن که زمین از ستم پر شده است؟....».
1) مفاتیح الجنان.
صبر کردن و منتظر امر ظهور از طرف خداوند بودن از بهترین اعمال و مهم ترین وظیفه ما در زمان غیبت است ولی این با دعا و درخواست تعجیل در فرج آن حضرت منافاتی ندارد، زیرا همان گونه که صبر وظیفه ایست که بر عهده ی ما قرار گرفته دعا کردن در تعجیل فرج نیز برای منتظران دستور و وظیفه است ولی از عجله کردن برای ظهور در روایات معصومین نهی شده است. صبر و پایداری مؤمن در انتظار فَرَج امر مهمی است و به همین علت است که سبب برخورداری مؤمن از ثواب ها و فضیلت های انتظار می گردد. چنان چه در روایت از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند:
«از دین ائمه معصومین علیهم السلام داشتن ورع و عفت و صلاح... و انتظار فَرَج به صبر نمودن است». (1)
و در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام سؤال شد: آیا عبادت با امام مستتر در دولت باطل افضل است یا عبادت در ظهور و دولت حق همراه با امام ظاهر؟
1) بحارالانوار ج 10ص353.
فرمودند: ای عمار! به خدا سوگند صدقه پنهانی از صدقه آشکارا بهتر است و عبادت شما در نهانی به همراه امام مستتر در دولت باطل بهتر است زیرا در دولت باطل از دشمنان خود می ترسید و در حالت قبل از جنگ به سر می برید نسبت به کسی که خدای تعالی را در ظهور حق دولت آن به همراه امام ظاهر می پرستید و عبادت به همراه خوف و در دولت باطل به مانند عبادت در امن و دولت حق نیست.
بدانید هریک از شما که نماز فریضه را فرادا و نهانی از دشمن و در وقت آن بخواند، خدای تعالی برای او ثواب ده نماز نافله را بنویسد و هریک از شما حسنه ای انجام دهد خدای تعالی برای او ثواب بیست حسنه بنویسد و خداوند حسنات مؤمنان شما را که اعمال را نیکو انجام دهند و برای حفظ دین و امام و جان خود تقیه کنند و زبانشان را نگاه دارند چندین برابر کند که خدای تعالی کریم است.
راوی گوید :گفتم: فدای شما شوم مرا بر کار خیر راغب کردی و بر انجام آن واداشتی، اما می خواهم بدانم چگونه اعمال امروز ما افضل از اعمال اصحاب امام ظاهر در دولت حق است در حالی که ما و ایشان بردین واحدی هستیم و آن دین خدای تعالی است؟
فرمودند: شما در دخول در دین حق نماز و روزه و حج و سایر احکام و خیرات بر آن ها پیشی گرفتید و خدا را در نهانی به همراه امام مستتر عبادت کردید مطیع او و صابر و منتظر دولت حق هستید. بر امام و نفوس خود از شرّ ملوک می هراسید حق شما در دست ظالمان است و شما را از آن منع می کنند و شما را به تنگی و طلب معاش مضطر کرده اند، درحالی که بردین و عبادت و طاعت از امام و خوف از دشمن خود صابر هستید از این رو خداوند اعمال شما را چندین برابر می کند و -
آن بر شما گوارا باد...». (1)
از مولای متقیان امیرالمؤمنین علی علیه السلام در نهج البلاغه روایت آمده:
«در جای خود قرار گیرید و بربلا و سختی صبر کنید، و دست ها و شمشیرهای خود را در پی هوس هایی که بر زبان می رانید به حرکت نیاورید و در آن چه خداوند آن را زود برایتان نیاورده شتاب زدگی مکنید که هریک از شما هرگاه حق پروردگار و حق رسول خدا و خاندان او را شناخته باشد چنان چه بر رختخواب بمیرد، شهید مرده است و پاداش او با خدا است و شایستگی ثواب عمل صالحی را که در نیتش بوده، خواهد یافت و این نیت به جای شمشیر کشیدن او خواهد بود و به درستی که هر چیزی را مدت و زمان معینی هست». (2)
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
«خوشا به حال صبرکنندگان در زمان غیبت و خوشا به حال کسانی که بر شیوه ی آنان پایدار مانند آن هایند که خداوند در کتابش آنان را وصف نموده و فرموده:
«الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ». (3)
«آنان که به غیب ایمان دارند».
«أُولَئِكَ ُجبُ اللهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». (4)
«آن ها حزب خدایند، آگاه باشید که البته حزب خداوند رستگارانند».
از جابربن عبدالله انصاری، از پیامبر صلی الله علیه واله وسلم روایت شده است که فرمودند:
«حجت خدا از بین آن ها غایب می شود تا وقتی خدا او را ظاهر کند، اسمش را نمی آورند، هرگاه خدا ظهورش را جلو انداخت، زمین را از داد و عدل پر می کند همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد».
سپس فرمودند: «خوشا به حال کسانی که در زمان غیبت او صبر کنند! خوشا به حال کسانی که در راه خاندان من ثابت قدم باشند! اینان همان کسانی اند که خدا در کتابش فرمود:
«الَّذِينَ يُؤْمِنونَ بِالغَيبِ وَيُقيمونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُم يُنفِقُونَ». (1)
«کسانی که به غیب ایمان دارند و نماز به پا دارند و از هرچه روزیشان کردیم به فقیران انفاق کنند».
و فرمود: «أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». (2)
«ایشان حزب خدایند آگاه باشید که فقط حزب خدا رستگارانند». (3)
از بزنطی روایت شده که گفت؛ به امام رضا علیه السلام عرض کردم:
«فدای شما گردم! اصحاب ما از شهاب روایت می کنند که او از جد شما (حضرت صادق علیه السلام) نقل کرده که فرمودند:
«خدا دوری می کند از این که کسی را به مدتی که رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم حکومت کردند. یعنی به مدت 23 سال حکومت دهد.
امام رضا علیه السلام فرمودند: اگر امام صادق علیه السلام این چنین فرموده بودند، -
مطابق آن واقع می شد.
به ایشان عرض کردم: فدای شما گردم! پس شما چه می فرمایید؟
فرمودند: چه نیکوست صبر و چه نیکوست منتظر گشایش بودن! ... پس برشما باد به صبر کردن؛ چرا که گشایش در زمان ناامیدی می آید. کسانی که قبل از شما بودند صابرتر از شما بودند... شما را چه شده که به خودتان تسلط ندارید و صبر نمی کنید تا خدا آن چه را که می خواهید برای شما بیاورد؟
این مسأله (ظهور امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف) مطابق آن چه مردم می خواهند نمی آید؛ بلکه امری است مربوط به خدای بلند مرتبه و بزرگ، حکم او صبر است. فقط کسی عجله می کند که می ترسد فرصت از دست برود...». (1)
امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند:
«رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند: ابوالحسن! بر خدا سزاوار است که گمراهان را وارد بهشت کند؟
منظورشان مؤمنانی هستند که در زمان فتنه بر پیروی از امامی که محل او مخفی و پنهان از دیدگاه است استوارند. اینان... اهل صبر و تسلیم اند...». (2)
از این روایت به دست می آید که صبر و شکیبایی در برابر بلاها و امتحان های طاقت فرسای آن دوران پرالتهاب است.
امیرمؤمنان علی علیه السلام در نهج البلاغه فرمودند:
«ملازم زمین باشید (یعنی سرجای خود بنشینید و حرکتی به قصد جلو افتادن -
زمان ظهور انجام ندهید) و بر گرفتاری ها صبر کنید». (1)
ابو صلاح کنانی روایت کرده که گفت خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم پیرمردی وارد شد عرض کرد: یا اباعبدالله! نزد شما از ظلم فرزندانم و اذیت برادرانم به من در این سن پیری شکایت دارم.
امام علیه السلام فرمودند: «ای فلان! به درستی که از برای حق دولتی، و از برای باطل نیز دولتی است و اهل هریک در دولت دیگری در ذلّت و خواری به سر می برند و کم تر چیزی که به مؤمن در دولت باطل می رسد ظلم اولادش و جفای برادرانش می باشد و هیچ مؤمنی نیست که به او راحتی و آسودگی در دولت باطل برسد، مگر آن که در مقابل آن قبل از مردن در بدن او یا در اولادش یا در مالش بلائی خواهد رسید، تا آن که خداوند او را از آلودگی هایی که پیدا کرده خلاص کند و بهره ی او را در دولت حق کامل گرداند پس صبر کنید و شاد باشید». (2)
در خرایج آمده است که رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
«پس از شما قومی خواهند آمد که یک تن از آن ها اجر پنجاه تن از شما را خواهند داشت!»
عرض کردند: ای رسول خدا! ما در بدر و احد و حنین با تو بودیم و قرآن در میان ما فرود آمد!
فرمود: «آن چه بر آن ها فرود آید، شما تحمل نمی کنید و مانند آن ها صبر ندارید». (3)
در تحف العقول در سفارشهای امام صادق علیه السلام به مؤمن الطاق آمده است:-
«ای پسر نعمان! هیچ بنده ای مؤمن نخواهد بود تا این که در او سه سنّت باشد: سنتی از خداوند، سنتی از رسول و سنتی از امام. اما سنتی که از خدای عزوجل باید داشته باشد؛ این که باید اسرار را کتمان نماید. خداوند عزوجل می فرماید:
«عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا». (1)
«اوست دانای غیب، پس احدی را برغیب خویش آگاه نسازد».
و اما سنتی که از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم باید دارا باشد؛ این که با مردم به رفتار و اخلاق اسلامی مدارا کند و اما سنتی که از امام علیه السلام لازم است در او باشد؛ صبر در سختی ها و ناراحتی ها است، تا این که خداوند برای او فرج برساند...». (2)
از ابواسحاق روایت شده که گفت حضرت علی علیه السلام در خطبه ای فرمودند:
«خدایا، من می دانم که علم به کلی جمع نخواهد شد و مایه هایش از بین نخواهد رفت و تو زمین را از حجتت بر بندگان خالی نمی گذاری - چه آن حجت آشکار باشد و از او اطاعت نکنند و چه پنهان و ترسان باشد - تا این که دلیلت باطل نگردد و دوستان تو، بعد از این که هدایتشان کردی به گمراهی نیفتند ولی این دوستانت کجایند و چند نفرند؟
اینان از نظر تعداد کم و از نظر ارزش در نزد خدایی که یاد او بلند است بزرگ اند ایشان همان کسانی اند که پیشوایان دین و امامان هدایتگر را پیروی کرده و عادات و روش های آنان تأسی جسته و رهرو آن ها هستند. این گونه است که علم با وجود ایمان حقیقی به آنان -
افاضه می شود و روان هایشان ندای پیشوایان دانش را اجابت می کند و کلامشان را که دیگران سخت می شمارند، نرم می دانند و به آن چه تکذیب کنندگان از آن وحشت دارند و اسراف کنندگان از آن دوری می کنند الفت می گیرند اینان پیروان علمایند و به جهت اطاعت خدای بلند مرتبه بزرگ و جانشینانش با اهل دنیا معاشرت می کنند و به خاطر حفظ دینشان و ترس از دشمنانشان، تقیّه را آیین خود ساخته اند. روح ایشان مربوط به مقام بالاست. علما و پیروانشان در زمان حکومت باطل کر و لال اند (چیزی نمی شنوند و خاموشی اختیار می کنند) و حکومت حق را انتظار می کشند خدا نیز با کلمات خود حق را ثابت و باطل را مضمحل خواهد فرمود.
های، های! خوشا به حال آنان به خاطر صبری که بر حفظ دینشان در زمان آرامش و سازش قبل از ظهور دارند چقدر مشتاقم به دیدارشان، در زمان آشکار شدن حکومتشان! خداوند ما و ایشان و پدران و همسران و فرزندان نیکوکارشان را در بهشت برین جمع خواهد فرمود». (1)
از عبدالرحمان بن سلیط روایت شده است که حضرت امام حسین علیه السلام فرمودند:
«از بین ما خاندان دوازده هدایت گر است؛ اولین آنان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام و آخرین آن ها نهمین از فرزندان من است. او همان کسی است که مطابق با حقیقت قیام می کند خدا به وسیله او زمین را بعد از مردنش زنده می کند و دین واقعی را بر همه ی ادیان چیره می کند؛ اگر چه مشرکان آن را ناپسند بدانند.
1) اصول کافی کتاب الحجّه، باب نادر في حال الغيبه ح3.
او غیبتی دارد که گروهی در آن از دین بر می گردند و عده ای نیز به اعتقادات خود پایبند می مانند. پس اینان مورد اذیت واقع می شوند و به آن گفته می شود اگر شما راست می گویید این وعده چه زمانی است؟
آگاه باشید؛ کسی که در زمان غیبت او بر آزارها و تکذیب ها صبر نماید به مانند کسی است که با شمشیر پیشاپیش رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم مجاهده کرده باشد». (1)
یعنی صبر کردن بر آن چه از دشمنان در دولت باطل و در حال غیبت امام عجل الله تعالی فرجه الشریف بر او وارد می شود و این فضیلت بسیار دارد که امام صادق علیه السلام در حدیث عمار فرمودند:
«هرکدام از شماها در حال انتظار و صبر نمودن بر این ظلم ها بمیرد نزد خدا از بسیاری از شهدای بدر و احد افضل است».
و در حدیث دیگری امام صادق علیه السلام به بعضی از موالیان خود فرمودند:
«آیا نمی دانی که هرکس انتظار امر ما را داشته باشد، و بر اذیت و آزار و ترسی که از دشمنان می بیند صبر نماید در روز قیامت در زمره ی ما خواهد بود». (2)
حمران از امام صادق علیه السلام پرسیده بود: اینان (بنی العباس) تا کی سلطنت می کنند؟ یا چه وقت از آن ها راحت می شویم؟
(امام صادق علیه السلام فرماید:) بدو گفتم: «آیا نمی دانی که هر چیزی را مدتی هست؟
گفت: بلی!
فرمودند: آیا تو را سود می بخشد که بدانی این امر هرگاه فرا رسد از یک چشم برهم زدن زودتر آید همانا اگر حال و وضع آن ها را نزد خدای عزوجل بدانی که چگونه است خشم تو نسبت به آنان بیش تر می شد و اگر توبا تمامی اهل زمین کوشش نمایند که آنان را به وضعی بدتر از آن چه در آنند (از جرم و گناه) درآورند نخواهند توانست پس شیطان تو را نلغزاند و پریشان ننماید؛ زیرا که به راستی عزّت از آن خدا و رسول صلی الله علیه واله وسلم و مؤمنين است ولی منافقان نمی دانند آیا نمی دانی که هرکس منتظر امر ما باشد و بر آن چه از اذیت و ترس می بیند صبر کند، فردا (قیامت) در گروه ما خواهد بود...». (1)
در روضة الکافی به سند خود از حسن بن شاذان واسطی آورده که گفت به حضرت ابوالحسن امام رضا علیه السلام نامه ای نوشتم که در آن از جفای اهالی واسط گلایه کردم چون در این شهر گروهی از عثمانی ها بودند که مرا اذیت می کردند جواب به خط آن حضرت علیه السلام چنین آمد:
«خداوند تبارک و تعالی از دوستان ما پیمان گرفته بر صبر کردن در دولت باطل پس به حکم پروردگارت صبر کن که هرگاه سرور خلق به پا خیزد خواهند گفت: «ای وای بر ما! چه کسی ما را از آرامگاه مان برانگیخت؟ این است آن چه خداوند رحمان وعده داده و فرستادگان راست گفتند»». (2)
مؤمن نباید هیچگاه با قلب یا زبانش بر خداوند یا بر امام علیه السلام اعتراض کند که چرا غیبت ایشان را طولانی فرموده است؟ یا چرا با وجود این همه فساد و غلبه ی آن بر تمام زمین ایشان ظاهر نمی شوند؟
زیرا بعد از آن که یقین دارد که تمام امور زمینی و آسمانی بر وفق اراده و مشیّت حضرت احدیت جلّ شانه می باشد، و بدون آن هیچ امری تحقق پیدا نمی کند، به خصوص امر امام علیه السلام که او در هیچ امری بدون اذن و رضای الهی تصرف نمی فرماید و بعد از آن که یقین دارد مشیّت الهی در هر امری که تعلق گرفت حتماً خیر و صلاح است، بلکه مقرون به حکمت های بسیار است.
لازمه ی این یقین و اعتقاد آن است که هرچند غیبت امام علیه السلام طولانی شود، و فتنه ها و بلاهای زیادی از هر نوع آن ها روی دهد، بنده از جهت ظاهری و قلبی تسلیم خداوند و راضی به آن باشد، و صبر نماید، و چون و چرا نکند و شک در دلش پیدا نشود و وسوسه به قلب خود راه ندهد، که اگر چنین کرد از فضیلت و مقام والایی برخوردار می گردد.
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند:
«از برای قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف غیبتی خواهد بود که زمان آن طولانی می شود، گویا می بینم شیعیان او در حال غیبت او مانند جولان کردن گوسفندان برای پیدا کردن چراگاه جولان می کنند یعنی به دنبال مکان آن حضرت هستند و آن را نمی یابند. آگاه باشید هریک از آن ها بر دینش ثابت بماند به گونه ای که دلش قساوت پیدا نکند یعنی شکی در او به سبب طولانی شدن غیبت آن حضرت عارض نشود پس او در قیامت با من و در درجه ی من خواهد بود». (1)
امام سجاد علیه السلام فرمودند:
«هرکس بر ولایت ما در زمان غیبت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ثابت بماند، خداوند او را اجر هزار شهید بدر و احد عطا فرماید». (2)
در دعای شریفی به سند معتبر از شیخ ابوعمرو، نائب اول امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، این دعا را به ابوعلی محمد همام، املا فرمود و امر نمود که آن را بخواند:
«اللَّهُمَّ ... وَ صَبَرْنِي عَلَى ذَلِكَ حَتَّى لَا أُحِبَّ تَعْجِيلَ مَا أَخَرْتَ وَلَا تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ وَ ...». (1)
«خداوندا... پس مرا بر این (استواری در دینت و اطاعت از ولیت و بر امتحان های زمان غیبت) خویشتن داری عطا فرما تا این که جلو افتادن آن چه را تو به تأخیرش می اندازی و عقب افتادن آن چه را تو شتاب می دهی دوست نداشته باشم...».
دعای شریفی که از شیخ جلیل عثمان بن سعید قدس سره نائب دوم از نوائب چهارگانه روایت شده و اشاره شده که شیعیان آن را در زمان غیبت بخوانند.
«اللَّهُمَّ فَثَبِتْنِي عَلَى دِينِكَ وَاسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ وَلَيْنْ قَلْبِي لِوَلِي أَمْرِكَ وَعَافِنِي مِمَّا امْتَحَنْتَ بِهِ خَلْقَكَ وَثَبَتْنِي عَلَى طَاعَةِ وَلِيَ أَمْرِكَ». (2)
«الهی مرا بردین خود ثابت ،بدار و برای عمل به طاعت خود توفیق بده، دلم را بر فرمان بردن از ولي امرت نرم گردان و مرا معاف دار از آن چه خلقت را به آن آزمودي، و مرا بر طاعت ولي امرت ثابت دار».
آن چه که باید در زمان غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هم و غم اصلی شیعیان باشد، حفظ دین است که آن را از طریق راهی که صاحبان دین معرفی می نمایند، باید حفظ کنند.
یکی از راه هایی که ائمه معصومین علیهم السلام سفارش نموده اند نشستن در خانه می باشد که در روایات مختلف به آن دستور داده شده است.
از جمله ی این روایات از ابوبکر حضرمی نقل شده که گفت؛ من و اوان در زمانی که پرچم های سیاه در خراسان ظاهر شده بود به خدمت امام صادق علیه السلام رسیدیم و به ایشان عرض کردیم: نظر شما درباره ی این پرچم ها چیست؟
فرمودند: «در خانه هایتان بنشینید و زمانی که دیدید ما به دور مردی جمع شدیم با سلاح به طرف ما حرکت کنید». (1)
1) بحار الانوار ج 52 ص 138 ح 44.
طبق این روایت، خانه نشینی یکی از وظایفی است که شیعیان باید در طول زمان غیبت خود را به آن موظف بدانند و تا قبل از تحقق قطعی مقدمات ظهور نیز باید مراعات نمایند.
در بعضی دیگر از روایات از این وظیفه با نام «همراهی زمین» تعبیر شده است.
از ابوجارود نقل شده است که گفت؛ به امام باقر علیه السلام عرض کردم: مرا نصیحت کنید.
فرمودند: «تو را به تقوای خدا و همراهی خانه ات (در خانه نشستن) و ننشستن (همراهی نکردن) در شلوغی های این مردم سفارش می کنم بپرهیز از آن کسانی از ما که قبل از قیام مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف قیام می کنند؛ که آنان نه بر چیزی هستند و نه به سوی چیزی می روند. (یعنی نه برحق اند و نه به سوی حق می روند)...». (1)
در روایتی دیگر از عمار بن یاسر آمده که گفت:
«حکومت خاندان پیامبرتان در آخرالزمان است و نشانه هایی دارد. بنابراین هرگاه آن زمان را درک کردید، ملازم زمین باشید و دست نگه دارید (از حرکت و قیام) تا این که آن نشانه ها برای تان ظاهر شود...». (2)
در این روایت به این وظیفه با عنوان «ملازم زمین بودن» یاد شده است.
در روایت دیگر از امام صادق علیه السلام به این وظیفه با تعبیر «گلیم پاره های منزلتان باشید» یاد شده است.
از ابوبصیر روایت شده که امام صادق علیه السلام از پدر گرامی شان علیه السلام نقل فرمودند:
«ناچار آتشی از (طرف) آذربایجان برپا می شود که نتیجه ای از آن حاضر نمی شود. زمانی که این آتش برپا شد گلیم پاره های منزلتان باشید و تا وقتی ما نشسته ایم شما نیز بنشینید اما زمانی که حرکت کننده ی ما (قیام کننده ی ما) حرکت کند به سوی او بشتابید؛ ولو به روی دست و پا. به خدا قسم گویا او را می بینم بین رکن و مقام (در مسجدالحرام) که مردم با او بیعت می کنند براساس کتابی جدید که می آورد و با عرب ها شدیداً برخورد می کند». (1)
از سدیر نقل شده؛ امام صادق علیه السلام فرمودند:
«سدیر! ملازم خانه ات باش و گلیم پاره ای از گلیم پاره های آن باش و تا زمانی که شب و روز ساکن است تو نیز ساکن باش (تا زمانی که اتفاقی بزرگ نیفتاده که باعث تکان خوردن شب و روز شود تو نیز حرکتی نکن). اما زمانی که به تو خبر رسید که سفیانی قیام کرده، به سوی ما کوچ کن؛ ولو بر روی پاهایت حرکت کنی (مانند کودکان که چهار دست و پا حرکت می کنند)». (2)
تشبیه وظیفه ی خانه نشینی به گلیم پاره ی منزل بودن از آن جهت است که معمولاً گلیم های فرسوده در خانه را کسی مورد توجه قرار نمی دهد و اهل خانه هم برای آن ارزشی قائل نیستند و اگر از آن ها هم استفاده شود در مکان های دور از توجه خواهد بود و از این جا معلوم می شود که این وظیفه به معنای آن است که در میان اجتماع به گونه ای رفت و آمد داشته باشید که در معرض توجه قرار نگیرید تا کم تر در معرض آسیب واقع شوید.
در روایتی دیگر از این وظیفه با عنوان «ملازم زمین بودن» یاد شده است.
جابر جعفی از حضرت باقر علیه الاسلام روایت کند که فرمودند:
«ملازم زمین باش و دست و پا حرکت مده تا علاماتی را که برای تو ذکر می کنم درک کنی و نمی بینم که درک کنی؛ اختلاف بنی فلان (عباس) و ندا کننده ای ندا کند از آسمان و صدایی از طرف دمشق می آید که فتح شده و دهی از دهات شام که آن را جابیه گویند، به زمین فرو رود و زود است که پیش بیایند برادران ترک تا وارد جزیره شوند...». (1)
عبدالله بن عمر روایت کند که نزد پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم نشسته بودم که یادی از فتنه ها شد - تا آن جا که - عرض می کند در آن زمان چه کنیم؟
فرمودند: «زبان خود را نگاه دار و در خانه ات بنشین و آن چه را که راجع به دین است و نزد تو معروف است بگیر و آن چه را که نزد تو منکر است واگذار و بر تو باد به شخص خودت و امور عامه را رها کن». (2)
در برخی از روایات دیگر با عنوان «پلاس خانه بودن» یاد شده است.
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«فتنه هایی در پیش دارید که مثل پاره شب تاریک است».
راوی عرض کرد: چه کنیم یا رسول الله؟
فرمودند: «پلاس خانه باشید». (3)
در ذیل حدیثی دارد که دجال از یهودیه اصفهان خروج می کند فرمودند:
«امرشان کن که پلاسی باشند از پلاس های خانه خود». (4)
حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
«چون سلمان داخل کوفه شد و نظر به آن کرد یاد بلاها و حکومت بنی امیه و بنی العباس شد.
پس از آن فرمود: چون آن وقت رسد ملازم پلاس خانه ی خود باشید تا حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور فرماید». (1)
1) بحارالانوار ج 52 ص 126.
چون مجالست و رفت و آمد با مردم یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در ایمان و اعتقادات و اخلاقیات آدمی می باشد، در زمان غیبت توجه به این مسأله بسیار سفارش شده است و از آن جا که اکثریت مردم در آخرالزمان از جهت ایمانی و اعتقادی دچار تزلزل می گردند، برای حفظ ایمان، از رفت و آمد و معاشرت با آنان نهی کرده شده است.
چنان چه از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«می آید بر مردم زمانی که امام آن ها غائب می شود، خوشا به حال آن ها که ثابت قدم باشند بر امر ما در آن زمان کم تر چیزی که برای آن ها است از ثواب این است که خداوند آن ها را ندا می فرماید که: ای بندگان من و کنیزان من! ایمان آوردید به سرمن و تصدیق نمودید حجت غائب مرا می آمرزم گناهان شما را و به برکات شما باران می بارانم بر بندگانم و دفع بلا از آن ها می کنم اگر شما نبودید برایشان عذاب می فرستادم.
راوی پرسید: کدام عمل است افضل اعمال مؤمن در آن زمان؟
فرمودند: نگاه داشتن زبان و ماندن در خانه ی خود». (1)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«بدان که مردم در سخط (غضب) خدای عزوجل هستند و به درستی که مهلت داده ایشان را برای کاری که اراده کرده به ایشان. پس اگر برخلاف مردم عمل کردی و بلا نازل شد و تو در بین ایشان باشی، زودتر به رحمت خدا پیوسته ای و اگر در بین ایشان نباشی، بلا ایشان را می گیرد و تو نجات یافته ای و بدان که خدا اجر و مزد نیکوکاران را ضایع نخواهد کرد و رحمت خدا نزدیک به نیکوکاران است». (2)
بنابراین یکی از وظایف در دوران غیبت آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف عدم معاشرت با مردم در غیر ضرورت می باشد وگرنه سبب دوری شخص از امام زمانش می گردد.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«یکی از قوانین ثابت الهی امتحان مؤمنان در همه ی زمان ها بر ایمان شان می باشد؛ زیرا که به وسیله ی امتحان، صدق و کذب ایمان انسان ها معلوم می شود».
در این زمینه امام باقر علیه السلام فرمودند:
«به خدا سوگند امتحان خواهید شد و خوب و بد شما از هم جدا می شود مانند گندمی که غربال می شود و دانه های اضافه از آن جدا می گردد و افراد ناخالص شما جدا خواهند شد».
در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«(در امتحان و فتنه ی آخرالزمان) از شما به مقدار اندکی نخواهد ماند سپس دست مبارکش را به نشانه کم بودن عدد نشان دادند.
سؤال شد: چند نفر از اعراب در کنار حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف خواهند بود؟
گفته شد: در جایی که ارادتمندان او فراوان هستند.
امام علیه السلام فرمودند: چاره ای جز امتحان و غربال شدن نیست و بسیاری از مردم در غربال خارج خواهند شد و همراه حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از عرب ها جز تعداد اندکی باقی نمی ماند». (1)
در امتحانات آخرالزمان کار به جایی می رسد که شیعیان از یکدیگر تبری می جویند.
چنان چه امام علیه السلام فرمودند:
«این امری که شما انتظارش را دارید نخواهد شد تا این که بعضی از شما از بعضی دیگر تبری می جویند و در صورت هم تف و آب دهان اندازند و بعضی از شماها در حق بعضی دیگر شهادت به کفر دهند و همدیگر را لعن کنند».
راوی عرض کرد: خیری در آن زمان نیست؟
حضرت امام حسین علیه السلام فرمودند: «همه ی خیرها در آن زمان است، قائم ما عجل الله تعالى فرجه الشریف برخیزد و همه ی اختلافات را برطرف سازد». (2)
امام صادق علیه السلام به اصحاب خود فرمودند:
«هيهات هيهات، یعنی دور است دور است، نه به خدا آن چه را چشم به او دوخته اید نخواهد شد مگر وقتی که غربال شوید، نه به خدا مگر وقتی که امتحان شوید نه به خدا مگر وقتی که تمیز داده شوید، نه به خدا مگر وقتی که ناامید باشید، نه به خدا مگر وقتی که شقی و بدبخت بشود کسی که بدبخت است و سعید و رستگار گردد کسی که خوشبخت است». (3)
حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
«البته البته باید شکسته شوید، شکستن شیشه ولی شیشه ی شکسته ممکن است آبش کنند و به حالت خود برگردد ولی شما شکسته شوید مثل شکستن کوزه که به حالت خود بر نمی گردد. والله باید غربال شوید والله باید تمیز داده شوید والله باید امتحان شوید و خالص گردید، حتی نماند از شما در (دین) مگر خیلی کم و حضرت دستش را وارد نمود (کنایه از این که چیزی نمی ماند نعوذ بالله از امتحانات آخر الزمان)». (1)
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«باید امتحان شوید ای شیعه ی آل محمد! مثل سرمه در چشم؛ چون صاحب چشم می داند کی سرمه به چشم کشیده ولی نمی داند کی سرمه از چشمش رفته و هم چنین صبح کند مردی بر شریعت و دین ما و شب می کند حال آن که از دین خارج شده و شب می شود بر شریعت ماست، صبح می کند از دین خارج گشته است». (2)
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«مَثَل شيعيان ما مَثَل خرمن طعام است که حیوان خورنده ای در آن بیفتد، پس پاک کنند دوباره بیفتد، باز پاک کنند تا این که بماند در آن چیزی که دیگر حیوان خورنده ضرر به آن نرساند. هم چنین شیعیان ما باید تمیز داده شوند، باید امتحان کرده شوند تا باقی نماند از ایشان مگر کسی که فتنه به او ضرر نرساند». (3)
امام باقر علیه السلام فرمودند: -
«کسی که می خواهد بداند دوست دار ماست یا نه، باید دلش را امتحان کند؛ اگر در دوستی ما دوستی دشمنان ما را نیز همراه کرده است نه او از ماست و نه ما از اوییم خدا و جبرئیل و میکائیل دشمن او خواهند بود و خدا دشمن کافران است». (1)
1) بحار الانوار ج 27 ص 51.
یکی دیگر از وظایف شیعیان در غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف مرابطه می باشد.
چنان چه دستور آن در آیه ی مبارکه:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ». (1)
«ای اهل ایمان (در کار دین) صبور باشید و یکدیگر را به صبر و مقاومت سفارش کنید و مهیا و مراقب کار دشمن بوده و خداترس باشید باشد که فیروز و رستگار گردید».
امام صادق علیه السلام در ذیل این آیه فرمودند:
«بر سختی انجام واجبات صبر کنید و یکدیگر را به صبر بر مصائب امر کنید و برای ائمه علیهم السلام مرابطه نمایید. (در مقام نصرت و موالات آن ها باشید)». (2)
در حدیث نبوی است:
«هر میّتی نامه ی عملش پیچیده و پرونده اش مهر (و بسته) می شود مگر مرابطه کننده در راه خدا که عملش تا روز قیامت زیاد می گردد و از فرشته ی بازجوی قبر ایمن خواهد ماند». (1)
مرابطه در لغت به معنای پیوند زدن است ولی در روایات به سه معنا به کار رفته است؛
معنای اول: این که شخص اسب و سلاح جنگی خود را در مرزها و مراکز نفوذ دشمن نگاه دارد تا کشور اسلام از گزند دشمن در امان بماند. این معنای مرابطه در کتب فقهی در باب جهاد مطرح شده است که به عنوان واجب کفائی بر عهده ی همه ی مسلمانان است و دارای شرایط خاصی می باشد و مدت آن از سه روز تا حداکثر چهل روز می باشد.
در حدیث نبوی دیگری آمده است:
«دو چشم است که آتش به آن ها نرسد: چشمی که از خوف خدا گریسته و چشمی که شب را برای حراست و پاسداری در راه خدا بیدار مانده باشد». (2)
معنای دوم: مرابطه در زبان روایات تهیه ی اسب و سلاح جنگی به قصد یاری کردن امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف در مقابله با دشمنان است.
در فروع کافی، در کتاب الدواجن به سند خود از ابن طیفور متطبّب آورده که گفت:
حضرت ابوالحسن علیه السلام هم به من فرمود:
«بر چه مرکبی سوار می شوی؟
عرضه داشتم: بر الاغ.
آن حضرت علیه السلام فرمود: آن را چند خریده ای؟
عرض کردم: سیزده دینار.
فرمود: این همان اسراف است؛ این که الاغی را به سیزده دینار خریداری کنی و اسب تاتاری را واگذاری.
عرضه داشتم: ای سرور من! به درستی که هزینه ی اسب تاتاری از هزینه ی الاغ بیش تر است.
فرمود: البته کسی که هزینه ی الاغ را می دهد، او نیز هزینه ی اسب را هم می دهد. آیا ندانسته ای که هرکس اسبی را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنمان را خشمگین سازد، و او به ما منسوب باشد، خداوند روزیش را فراخ گرداند و شرح صدر به او عطا کند و به آرزویش برساند و علاوه بر این آن مركب كمك خوبي براي حوايج او خواهد بود». (1)
از ابوعبدالله جعفی نقل شده؛ امام باقر علیه السلام به من فرمود:
«زمان مرابطه نزد شما چند روز است؟
عرضه داشتم: چهل روز.
فرمود: ولی مرابطه ی ما مرابطه ای است که همیشه هست و هرکس در راه ما اسبی مهیا کند به مقدار دو برابر وزن اسب - تا مادامی که آن را نگه داشته - (پاداش) خواهد داشت و هرکسی سلاحی در راه (یاری) ما مهیا - سازد تا وقتی که نزد او هست - به مقدار وزن آن (ثواب) خواهد داشت.
از یک بار و دوبار و سه بار و چهار بار جزع نکنید (یعنی اگر مکرر دیدید که امامان بر حق شما مظلوم و مقهور شدند ناامید نشوید) - مثل ما و شما مانند پیامبری است که در بنی اسرائیل - بود خداوند عزیز و بلند مرتبه به او وحی نمود: «قوم خود را به جهاد فراخوان که من تو را یاری خواهم کرد».
پس آن ها را از سر کوه ها و جاهای دیگر جمع کردم و با هم به سوی -
1) فروع کافی ج 6 ص 535.
دشمن روی نهادند هنوز شمشیر و نیزه ای به کار نبرده بودند که دشمنان بر آن ها غلبه کردند و ایشان پا به فرار گذاشتند.
بار دیگر خداوند متعال به او وحی فرستاد که قوم خویش را به جهاد دعوت کن که من شما را یاری خواهم کرد پس آن پیامبر ایشان را گردهم آورد و همگی را به سوی دشمن بسیج کرد؛ هنوز شمشیر و نیزه ای به کار نبرده بودند که شکست خوردند و گریختند.
سپس (برای سومین بار) خداوند متعال به او وحی فرستاد که قوم خویش را به جهاد دعوت کن که من شما را یاری خواهم کرد. چون قوم خویش را به جهاد فراخواند عرضه داشتند:
تو وعده ی نصرت به ما دادی و ما یاری نشدیم.
پس خدای عزوجل به او وحی فرمود یا باید جنگ و جهاد را بپذیرید یا آتش عذاب را!.
عرض کرد: پروردگارا! جهاد با کفار در نزد من از آتش عذاب محبوب تر است.
پس آن پیامبر قوم خود را به جهاد دعوت کرد.
سیصد و سیزده تن از آنان به عدد اهل بدر، او را اجابت کردند با آن ها به سوی دشمن روی نهاد و هنوز شمشیری و نیزه ای به کار نبرده بودند که خدای مفتح و پیروزی را نصیب آنان ساخت». (1)
معنای سوم: پیوند قلبی و مرتبط بودن شخص با امام زمانش عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد به طوری که به پیروی و یاری آن حضرت علیه السلام خود را موظف بداند.
امام کاظم علیه السلام فرمود:
«بر مصائب صبر کنید، و یکدیگر را به تقیه کردن وادارید و با کسی که -
1) جامع احادیث الشیعه ج 13 ص 28 / روضة الکافی ص 381.
به او اقتدا دارید مرابطه نمایید و خداترسی را پیشه سازید؛ باشد که پیروز و رستگار شوید». (1)
از یعقوب سراج از حضرت امام صادق علیه السلام در معنی آیه ی شریفه ی چنین آمده:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ». (2)
«بر اذیت در راه ما صبر کنید».
راوی گوید: عرضه داشتم: «فَصابِروا»؟
فرمود: «(یکدیگر را) بر دشمنتان با ولی تان به صبر وادارید».
عرض کردم: «وَ رابطوا»؟
فرمود: «ایستادگی با امامتان (پایداری در اعتقاد به او) و از خدا پرهیز داشته باشید شاید رستگار شوید».
عرضه داشتم: این تنزیل است؟
فرمود: «آری». (3)
در حدیث دیگری آمده که فرمود:
«با امامتان در آن چه به شما امر فرموده و بر شما فرض کرده، مرابطه نمایید». (4)
از ابن بصیر روایت شده؛ امام صادق علیه السلام فرمود:
«حتما باید هرکدام از شماها برای قیام «مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف» آماده باشد (از نظر تهیه سلاح جنگی و اسب برای یاری رساندن به آن حضرت) ولو این آمادگی به اندازه ی تهیه ی تیری باشد؛ زیرا وقتی خدای بزرگ دانست او عزم این کار را دارد امیدوارم که عمر طولانی کند تا به زمان ظهور آن حضرت -
برسد و از یاوران و اصحاب او باشد». (1)
در برهان و غیر آن به نقل از تفسیر عیاشی، به سند خود از امام صادق علیه السلام در معنی آیه ی مرابطه آمده:
«صبر کنید»، می فرماید:
«از گناهان و یکدیگر را به صبر وادارید بر انجام فرایض و واجبات، و خداترسی را پیشه کنید خداوند فرماید: امر به معروف و نهی از منکر نمایید.
سپس فرمود: و کدام منکر از این زشت تر که این امت بر ما ظلم کردند و ما را کشتند؟
و مرابطه کنید؛ (خداوند) فرماید در راه خدا (مرابطه کنید) و ماییم راه بین خدا و خلق او و ماییم رشته ارتباط توجه کنید هرکس در دفاع از ما جهاد کند به راستی که از پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم و آن چه از سوی خداوند آورده، جهاد کرده است...». (2)
طبق روایات متعدد از ائمه معصومین علیهم السلام، یکی دیگر از وظایف ما منتظران، دوری نمودن از به زبان آوردن نام مبارک آن حضرت است البته این نهی و حرمت از نامیدن آن حضرت به اسم اصلی ایشان است ولی به کار بردن تعبیراتی مانند این که بگوییم: ایشان هم نام پیامبر صلی الله علیه واله وسلم هستند جایز می باشد چنان چه خود حضرات معصومین علیهم السلام نیز چنین عمل نموده اند.
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم در وصف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
«... و اوست که به طور آشکارا پیش از قیامش کسی نامش را نبرد مگر کافر به او». (1)
علی بن رئاب از امام صادق علیه السلام روایت کند که فرمودند:
«صاحب این امر مردی است که جز کافر نام او را نبرد». (2)
ریان بن صلت گوید از امام رضا علیه السلام از قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف پرسیدند؛ فرمودند:
«پیکرش دیده نمی گردد و نامش برده نمی شود». (1)
جابربن یزید گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمودند:
«عُمر از امیرالمؤمنین علیه السلام درباره ی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پرسش کرد و گفت: ای فرزند ابوطالب! مرا از مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خبر ده و بگو نام او چیست؟
فرمودند: اما اسمش را نمی گویم؛ زیرا حبيب و خليل من سفارش کرده است که نام او را بازگو نکنم تا خدای تعالی او را مبعوث کند و آن از چیزهایی است که خدای تعالی نزد رسولش به ودیعه نهاده است ...». (2)
ابو هاشم جعفری گوید از امام هادی علیه السلام شنیدم که می فرمود:
«جانشین پس از من فرزندم حسن علیه السلام است و با جانشین او چگونه اید؟
گفتم: فدای شما شوم! برای چه؟
فرمودند: زیرا شخص او را نمی بینید و یاد کردنش به نام روا نیست.
گفتم: پس چگونه او را یاد کنیم؟
فرمودند: بگویید «اَلْحُجَّةِ مِنْ آلِ مُحَمّد» سلام و درود خدا بر او باد». (3)
از عبدالعظیم حسنی از امام جواد علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف همان کسی است که ولادت او بر مردم پوشیده داشته و بدن او از دید مردم پنهان می شود و بر آنان حرام است نام آوردن از او (اسم اصلی) و او هم نام رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و هم کنیه ی ایشان است....». (4)
از محمدبن زیاد ازدی روایت شده که گفت امام کاظم علیه السلام زمانی که -
از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف صحبت می کردند فرمودند:
«ولادت او بر مردم پوشیده می شود و نامیدن او به اسم برایشان حلال نیست تا زمانی که خداوند بلند مرتبه و جلیل او را ظاهر کند و زمین را به وسیله ی او از عدل و داد پر کند؛ همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد». (1)
ابوهاشم داودبن قاسم جعفری از امام جواد علیه السلام نقل کرده است که فرمودند:
«امیرمؤمنان علیه السلام در حالی که بر دست سلمان تکیه داده بودند و امام حسن مجتبی علیه السلام نیز همراه ایشان بودند وارد مسجدالحرام شدند و نشستند. در این هنگام مردی که ظاهر و لباسی زیبا داشت، جلو آمد و بر آقا سلام کرد. آقا جواب سلامش را دادند و او نشست.
پس از آن، گفت: ... شهادت می دهم بر این که مردی از نسل امام حسن عسکری علیه السلام خواهد بود که کنیه و نام ایشان آورده نمی شود، تا این که ظهور کند و زمین را از عدل پر کند؛ همان گونه که از ستم پر شده باشد و سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد یا امیرالمؤمنین!.
سپس بلند شد و رفت.
امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: ... او خضر علیه السلام بود». (2)
از محمدبن زیاد ازدی نقل شده که گفت راجع به کلام خدای عزیز و جليل:
«وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً». (3)
«خدا نعمت های آشکار و نهانش را بر شما تمام کرد».
از مولایم موسی بن جعفر علیه السلام سؤال کردم فرمودند:
«نعمت ظاهری امام آشکار است و نعمت باطنی، امام غایب است.
به ایشان عرض کردم: از امامان کسی غایب می شود؟
فرمودند: بله، ... او فرزند سرور کنیزان است؛ همان که تولدش از مردم مخفی است و برایشان حلال نیست نام آن حضرت را بیاورند تا این که خدای عزیز و جلیل ظاهرش کند و زمین را به وسیله ی او از عدل و داد پر کند؛ همان گونه که از ظلم و جور پر شده باشد». (1)
از علی بن عاصم کوفی روایت شده که گفت در نامه هایی که از طرف حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صادر شده، آمده است:
«ملعون است، ملعون کسی که نام مرا در حضور مردم ذکر کند». (2)
از ابوعلی محمدبن حمّام نقل شده که می گفت؛ شنیدم محمدبن عثمان عمروی رحمه الله علیه (دومین سفیر حضرت) می فرمود: این نامه از طرف ناحیه ی مقدسه به خطی که من آن را می شناختم، صادر شد:
«کسی که مرا به اسم در حضور مردم یاد کند پس لعنت خدا بر او باد!». (3)
...حضرت ابو محمد علیه السلام فرمود:
«او پسرم و جانشین بعد از من است و هم اوست، آن که غایب می شود غیبتی طولانی و پس از پر شدن زمین از جور و ظلم، آشکار می گردد و آن را آکنده از قسط و عدل می سازد».
پس درباره ی اسم او پرسیدم:
فرمود: «او هم نام و هم کنیه ی رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم است و برای احدی روا نیست که او را به نام و یا کنیه اش بخواند، تا این که خداوند دولت و -
حکومتش را ظاهر گرداند. پس ای ابراهیم! آن چه امروز از ما دیدی و شنیدی جز از اهلش پنهان بدار».
امام صادق علیه السلام در شماره ی امامان فرمود:
«آنان دوازده تن از آل محمد علیهم السلام می باشند؛ علی، حسن، حسین، علی بن الحسين و محمدبن علی علیهم السلام و هرکس که خدا خواسته».
راوی عرضه داشت: فدایت شوم! همانا من از تو سؤال می کنم تا به حق، مرا فتوا دهى.
فرمود: «من و این پسرم - و به فرزندش موسی علیه السلام - اشاره کرد و پنجمین از فرزندان او شخص او غایب می شود و یاد کردنش با اسمش روا نباشد». (1)
شیخ صدوق از عبدالعظیم حسنی در حدیث عرضه کردن دینش بر حضرت ابوالحسن علی بن محمد عسکری امام هادی علیه السلام آورده:
... پس امامان را برشمرد تا حضرت ابوالحسن امام هادی علیه السلام.
آن گاه حضرت هادی علیه السلام فرمودند:
«و پس از من فرزندم حسن علیه السلام (امام می باشد)، پس چگونه است حال مردم با جانشین بعد از او!
عبدالعظیم حسنی گوید؛ عرضه داشتم و چرا این گونه است ای مولای من!؟
فرمود: «زیرا که شخص او دیده نمی شود و یاد کردن نامش حلال نمی باشد، تا هنگامی که خروج کند پس زمین را آکنده از قسط و عدل سازد...». (2)
محمدبن عبد الجبار گفت به سرورم حضرت حسن بن علی امام عسکری علیه السلام عرضه داشتم:
ای فرزند رسول خدا فدایت شوم! دوست می دارم که بدانم چه کسی امام و حجّت خداوند بر بندگانش بعد از تو است؟
فرمود: «امام و حجت بعد از من پسرم هم نام رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم و هم کنیه ی او است، آن که خاتم حجّت های الهی و خلفای او می باشد... .
تا این که فرمود: پس برای احدی روا نیست که پیش از خروجش او را به نام یا کنیه اش بخواند». (1)
1) مستدرك الوسائل ج 2 ص 379.
«قائم» از اسامی آن حضرت است که بیانگر آن است که ایشان در هنگام ظهور، قیام خواهند کرد.
لذا هرکس که اراده ی یاری حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف را دارد لازم است در هنگام بردن نام ایشان قیام کند و آمادگی خود را از جهت یاری آن حضرت عملاً نمایش دهد.
این عمل تجسم ظاهری اعتقاد هر منتظر می باشد که اثر این تجسم ظاهری در روح و جسم منتظر اثر به سزایی دارد و هم چنین دیگران را نسبت به این اعتقاد آگاه می سازد.
ذیل حدیثی از احمد بن فارس ادیب نقل شده است:-
«هرگاه نام آن حضرت به کلمه ی «قائم» برده شود، بر شیعیان واجب است که برپا ایستند و اعلام آمادگی عملی دریاری حضرت بنمایند».
در روایات اسلامی وارد شده است که هرگاه نام امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف مخصوصاً لقب «قائم» برده شود از جا برخیزید، چنان که به پا خاستن هنگام یاد شدن نام و یا القاب خاصه امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف خود، سیره و شیوه ی ائمه اطهار علیهم السلام بوده است و شیعیان نیز به تبعیت از آنان و جهت احترام باید برخیزند و اگر در مجلسی که اسم حضرت و یا لقب شریف آن بزرگوار برده می شود و آن گاه که همه ی مردم و اهل مجلس به احترام آن به پا خیزند و اگر در این حال کسی از اهل مجلس بدون هیچ عذر و بهانه ای از جای برنخیزد، این عمل او توهین و هتک حرمت به آن حضرت خواهد بود که تردیدی در حرام بودن آن نیست؛ زیرا توهین به خداوند می باشد. (1)
لذا همان طوری که گفته شد این عمل جزء سیره ی عملی ائمه اطهار علیهم السلام بوده است که آنان نیز هنگام ذکر شدن نام آن بزرگوار و یا القاب شریفه ی ایشان از جا بلند می شدند به عنوان نمونه روزی حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشریف در مجلس امام جعفر صادق علیه السلام یاد شد، پس امام صادق علیه السلام به خاطر تعظیم و احترام اسم آن بزرگوار به پا ایستادند.
روایت شده است که دعبل خزاعی (شاعر معروف ائمه) وقتی این دو بیت معروف را برای امام رضا علیه السلام خواند:
خروجُ إمام لامحالة خارج *** يَقومُ عَلَى اسْمِ اللهِ وَالبَرَكَاتِ.
حضرت رضا علیه السلام از جای خود بلند شده و بر روی پاهای مبارک خود -
1) مكيیال المکارم ج 2 ص 245.
ایستادند و سر نازنین و مبارک خویش را به سوی زمین خم نموده، پس از آن کف دست راست خود را بر سر مبارک خویش گذاشته بودند، فرمودند:
«اللّهم عَجَل فَرَجَهُ وَسَهَل مَحْرَجَهُ». (1)
فلسفه این کار را برخی این گونه بیان کرده اند که هرکس در هرجایی از کره ی زمین نام مبارک و یا لقب شریف امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف را ببرد، در این موقع آقا ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف هم زمان متوجه شده و به آن مکان و آن شخص توجه می فرمایند. لذا به جاست که هنگام نظر لطف امام عالم این شخص ایستاده باشد. شاید این ایستادن به این معناست که این شیعه و شیفته ی امام زمان علیه السلام می خواهد با ایستادن به هنگام ذکر نام و یا القاب ایشان به حضرت بگوید که ما شیعیان آماده ی قیام هستیم. ولى عمدتاً این حرکت برای احترام به حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف می باشد. این کار در بین تمام شیعیان و منتظران ماقبل نیز معمول بوده و هست.
امام جعفر صادق علیه السلام در مورد قیام به هنگام ذکر نام امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف فرمودند:
«صاحب الامر عجل الله تعالى فرجه الشریف غیبتی دارد بسیار طولانی و از کثرت لطف و محبِّتی که به دوستانش دارد هرکس وی را به لقب «قائم» که مشعر است، به دولت او و اظهار تأثر از غربت او یاد کند، آن جناب هم نظر لطفی به او خواهد نمود چون در این حال مورد توجه و عنایت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف قرار می گیرد سزاوار است از باب احترام به آن عزیز به پا خیزد و تعجیل فرج او را از خداوند متعال بخواهد». (2)
گفته شده این احترام و بلند شدن و دستور قیام، شاید (فقط) برای -
احترام نباشد وگرنه برای خداوند متعال و رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم و اولیای مکرم دیگر هم به جهت احترام باید قیام کرد، بلکه دستور آمادگی و فراهم نمودن مقدمات نهضت جهانی و در صف ایستادن برای پشتیبانی این حقیقت است. این همه فشار و مصیبت از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی تا جنگ های صلیبی و حمله های مغول و تعدی های دولت های استعماری بر سر هر ملتی وارد می آمد، خاکسترش هم به باد فنا رفته بود. لکن دینی که پیشوایان آن دستور می دهند که چون اسم صریح «قائم» مؤسس دولت حقه ی اسلام برده می شود، به پا بایستید و آمادگی خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنید و خود را همیشه نیرومند و مقتدر نشان دهید، هیچ وقت نخواهد مرد. (1)
کسی که به هنگام نام بردن از امام مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف دستش را روی سرش می گذارد با این عمل خود می خواهد بیان کند که: ای مولای من! مهدی جان! بیا من تسلیمم. کسی که می خواهد تسلیم شود، دستش را روی سرش می گذارد. از طرفی دیگر عرب وقتی به اضطرار می رسد همه ی چاره ها بریده می شود و راه چاره ندارد دستش را روی سرش می گذارد (مانند حضرت زینب علیها السلام که هنگام دیدن شمر ملعون برسینه ی امام حسین علیه السلام دست را بر روی سر گذاشتند؛ یعنی همه ی امیدها و چاره های من بریده و نابود شد). این جا هم همین طور است؛ وقتی نام امام عصر علیه السلام برده می شود، شیعه ی منتظر از جای بر می خیزد و با این عمل خویش اعلام می دارد که ای صاحب العصر عجل الله تعالى فرجه الشریف! به داد و فریاد ما هم برس که ما نیز مضطریم و جز تو کسی را نداریم.
1) خورشید مغرب ص 264.
در حدیث لولاک آمده:
«يا أَحمدُ! لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاكَ، وَ لَوْلا عَلِيُّ لَما خَلَقْتُكَ، وَلَوْلا فَاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما». (1)
«هان ای احمد! اگر تو نبودی جهان را نمی آفریدم و اگر علی علیه السلام نبود، تو را، و اگر فاطمه علیها السلام نبود، من شما دو نفر را نمی آفریدم».
در حدیث قدسی آمده است که خداوند می فرماید:
«ای محمّد! به عزت و جلالم سوگند اگر تو نبودی، آدم را نمی آفریدم و اگر علی علیه السلام نبود بهشت را خلق نمی کردم». (2)
و در حدیث دیگر آمده:
«(ای محمد!) تو بهترین خلق من هستی به عزت و جلالم قسم، اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی کردم و نه دنیا و نه زمین را...». (1)
ما مخلوق خدا هستیم و خداوند به سبب وجود آنان ما را خلق کرده است. خالق خداوند است اما آنان سبب خلقت ما شده اند آنان اولین مخلوق خدا هستند که علت و سبب آفرینش همه موجودات می باشند یعنی اگر نبود وجود نازنین امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خدا به ما رخت وجود و هستی نمی پوشاند ما را خداوند برای آنان خلق کرده است که به واسطه ی آنان بشناسیم تعالی پیدا کنیم تکامل و رشد پیدا کنیم و به تقرب الهی برسیم؛ چون آنان ابواب الهی هستند. هیچ کس تکامل و تعالی و تقرب الهی پیدا نمی کند مگر به واسطه ی آنان. پس کسی که سبب وجود و خلقت من است، حق برگردن من دارد.
از امام رضا علیه السلام سؤال کردند آیا زمین به غیر از امام باقی می ماند؟
فرمودند: خیر.
راوی می گوید گفتم:این طور روایت کردند که در حالی زمین بدون امام باقی می ماند که خدا بر بندگانش خشم کرده باشد.
فرمودند: «خیر باقی نمی ماند در آن صورت هم درهم فرو می ریزد و نابود می شود (یعنی زمین بدون حجت باقی نمی ماند و کسی بقاء پیدا نمی کند مگر به وجود حجت)».
در دعای عدیله آمده است:
«.. وَأَشْهَدُ أَنَّ الْأَيْمَةَ الْأَبْرَارَ وَالخلفاء الأخيار بَعْدَ الرَّسُولِ الْمُخْتار عَلى قَامِعُ الْكُفَارِ -
1) الانوار في مولد النبى ص 5/ بحار الانوار ج 15 ص 28.
وَمِنْ بَعْدِهِ سَيِّدُ أَوْلادِهِ الْحَسَنُ بْنُ عَلِي ثُمَّ أَخُوهُ السَبْطُ التَّابِعُ لِمَرْضاةِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ. الْعابِدُ عَلِيُّ، ثُمَّ الْباقِرُ مُحَمَّدُ، ثُمَّ الصَّادِقُ جَعْفَرُ، ثُمَّ الْكَاظِمُ مُوسَى، ثُمَّ الرّضا عَلِيُّ، ثُمَّ التَّقِيُّ مُحَمَّدُ، ثُمَّ النَّقِيُّ عَلِيُّ، ثُمَّ الزَّكِيُّ الْعَسْكَرِيُّ الْحَسَنُ، ثُمَّ الْحُجَّةُ الْخَلَفُ الْقائِمُ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِيُّ الْمُرْجَى الَّذِي بِبَقائِهِ بَقِيَتِ الدُّنْيَا، وَبِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرى، وَبِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَالسَّماءُ، وَبِهِ يَمْلَأُ اللهُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً بَعْدَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً». (1)
«... و گواهی می دهم که امامان نیکو کردار و جانشینان نیکوکار پس از رسول برگزیده خدايند، علی علیه السلام سرکوب گر کافران است و پس از او سرور فرزندانش حسن بن علیه السلام سپس برادر حضرت حسن علیه السلام نواده پیامبر صلی الله علیه واله وسلم، پیرو رضای خدا حسین علیه السلام، سپس عبادت کننده علی علیه السلام، سپس محمّد باقر علیه السلام، سپس جعفر صادق علیه السلام؛ سپس موسی کاظم علیه السلام، سپس على رضا علیه السلام، سپس محمد تقی علیه السلام، سپس على نقی علیه السلام، سپس زکی عسکری حسن علیه السلام، سپس حجّت جانشین برحق، قائم منتظر مهدی عجل الله تعالی ف6رجه الشریف، آن امید بخشی که به بقایش دنیا باقیست و از برکتش بندگان روزی یافته اند و به وجودش زمین و آسمان استوار گشته است و خدا به وسیله او زمین را از عدل و داد پر می کند، پس از آن که از ستم و بیداد پرشده».
یابن الحسن! زمین و آسمان بقاء دارد و اهل زمین و آسمان به تصدق وجودت رزق و روزی مادی و معنوی می برند.
بقاء حیات در زمین و مخصوصاً انسان به دست اوست. تکامل و بقاء همه ی موجودات، انس، جن، پرندگان، حیوانات و ... به دست اوست.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از سلاله حضرت زهرا علیها السلام و پیامبر است و برگردن ما حق دارند.
1) زادالمعاد مجلسی ص422/ مفاتیح الجنان.
خداوند در قرآن کریم فرموده است:
«قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي». (1)
«ای پیامبر! بگو من مزد رسالت نمی خواهم اما مودت و عشق به خویشانم را می خواهم».
پس طبق آیات قرآن اولاد پیامبر علیهم السلام برگردن ما حق دارند.
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور ندا می دهند: از شما می خواهم و شما را به حق خدا و به حق رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و حق خودم بر شما که مرا بر شما حق قرابت و خویشی پیامبر صلی الله علیه واله وسلم است، اجابت کنید». (2)
مُتَنَعم: کسی که نعمت به او می رسد.
مُنْعِم: کسی که نعمت می خشد.
خدا عقل داده که ما چیزها را درک کنیم؛ هرکه منعم شد بر متنعم حق دارد.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«اگر ما نمی بودیم نه نهرها جاری می شد و نه میوه ها می رسید و نه درخت ها سبز می گشت».
(یعنی تمام نعمت ها به علت وجود ماست و به واسطه ی وجود امامان است).
اگر وساطت وجود امام زمان علیه السلام نبود، هیچ نعمتی بر هیچ متنعمی نمی رسید، یعنی نزول نعمت ها دارای واسطه است؛ هر نعمتی را خداوند به واسطه به متنعم خود داده است.
امام سجاد علیه السلام خطاب به ابو حمزه فرمودند:
«ای ابوحمزه! پیش از طلوع آفتاب هرگز نخواب که برایت خوش ندارم؛ زیرا که خداوند در آن وقت روزی بندگان را تقسیم می کند و بر دست ما آن را جاری می سازد». (1)
وجود حق پدر بر فرزند یک حق عقلی است. عقل می گوید که پدر بر فرزند صاحب حق است و وجود او از وجود پدر نشأت گرفته است.
حق والد ایجاب می کند که در هر شرایطی خود را مدیون او بداند.
شیعیان طبق روایات معصومین علیهم السلام از باقی مانده ی گل خاندان وحی و عصمت و طهارت آفریده شده اند؛ همان گونه که فرزند از پدر به وجود می آید و چون ما از اضافه ی گل آن ها سرشته شده ایم، حق آب و گل پدر، احسان به او را بر ما واجب می کند.
وقتی خداوند آب و گل اهل بیت علیهم السلام را آفرید، از گلی جداگانه بود و یک گلی دیگر را خدا آفرید و تمام مردم را از آن گل بدنشان را خلقت بخشید.
گلی را به طور اختصاصی خداوند برای سرشت وجود نازنین محمد صلی الله علیه واله وسلم آفرید. وقتی آب و گل اهل بیت علیهم السلام را خلق کرد، از گل آن ها اضافه آمد و خداوند از مازاد و اضافه گِل اهل بیت علیهم السلام دست به خلقت شیعیان محمّد و آل محمد علیهم السلام زد.
حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند:
«امام همدم و همراه انسان و پدر مهربان اوست». (2)
(پس حق پدری برگردن ما دارند).
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«من و علی دو پدر این امت هستیم». (1)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«خداوند ما را از علیین آفرید و ارواح ما را از بلندای آن خلق کرد و ارواح شیعیان ما را از آن علیین گرفت و بدن هایشان را از پایین آن آفرید و از این جهت بین ما و آنان نزدیکی برقرار شد و دل های ایشان به سوی ما راغب است». (2)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«از اضافه ی گِل ما، شیعیان ما سرشته شده، برای همین رغبت به ما دارند».
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«من درختی هستم که فاطمه علیها السلام شاخه و علی علیه السلام پیوند و حسن و حسین علیهما السلام میوه و دوستانشان از این امت من، برگ های آن درخت می باشند». (3)
بین ما و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حق اربابی است. چنان چه در زیارت جامعه آمده است:
«السَّادَةِ الْوُلاةِ».
«سروران و آقایانی که بر ما ولایت دارند».
طبق روايات معصومين علیهم السلام حق اربابی و سرپرستی را خداوند به آنان داده است.
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«ما فرزندان عبدالمطلب سروران و اربابان اهل بهشت هستیم؛ یعنی من و علی و جعفر و حسن و حسین ... مهدی علیهم السلام». (1)
سوره احزاب آیه 6 می فرماید:
«النَّبِيُّ أَوْلِى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ».
«پیامبر نسبت به مؤمنان از خود آنان سزاوارتر است و بر آنان حق ولایت دارد».
امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند:
«مردم در اطاعت کردن هم چون بردگان و بندگان ما هستند». (2)
از حقوق عقلیه است که هر عقل ایجاب می کند که کسی که مرا چیزی بیاموزد بر من حقی دارد و این حق باقی می ماند تا روز قیامت.
«وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ».
«و (ای پیامبر! به آنان بگو:) ما (هیچ پیامبری را) پیش از تو نفرستادیم مگر این که (آن ها نیز) مردانی بودند که ما به ایشان وحی می کردیم، پس اگر نمی دانید از اهل اطلاع (و اهل کتب آسمانی) بپرسید».
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«خداوند در قیامت می فرماید: مردم هرچه بخواهند از خاندان وحی که ما هستیم بپرسند که ایشان (اهل الذکر) اند». (3)
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«هرکس مسأله ای را به کسی یاد دهد پس محققاً مالک او شده است.
سوال کردند: آیا این استاد می تواند شاگردش را به (عنوان بنده) بفروشد؟
ایشان پاسخ دادند: «نه، اما حق امرو نهی به او را دارد». (1)
هم چنین از پیامبر علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
«از هرکس گفته ای آموختی، بنده اش شده ای». (2)
ما دو نوع امامت و پیشوایی داریم:
1- امامان و ائمه نار.
2- امامان و ائمه نور.
هر پیشوایی بر افرادی که پشت سرش هستند حق پیدا می کند بر اطاعت؛ چون او را پیشوا و جلودار خود قرار دادند.
امام نور سعادت است همان طور که امام نار، اطاعتش حرام می باشد.
امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف می فرمایند:
«بر رعیت واجب است که امام نور را اطاعت کند».
ابوحمزه می گوید؛ از امام باقر علیه السلام پرسیدم: حق امام بر رعیت مردم چیست؟
فرمودند: «حق امام بر آنان (رعیت) این است که آن چه می گوید بشنوند و او را مطلقاً اطاعت کنند». (3)
حق امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف بر همه ي بندگان به ویژه شیعیان، حق حیات است، حق هدایت است حقی نیست که بتوان آن را با معیاری سنجید و ارزش گذاری کرد حقی نیست که بتوان آن را با دنیا و اموال آن مقایسه کرد.
با این همه در برخی از توقیعات مبارکه و دعاها و زیارت های شریفه، سخن از حقوق امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف به میان آمده است. این حقوق بدون تردید ابعاد مختلفی دارد که بخشی از آن شامل حال رعایت حق امامت او، مواظبت بر اطاعت او، نرنجانیدن قلب مبارک او، پاسداری از آرمان های او و مجاهدت در راه دفاع آن حضرت است.
و علاوه بر آن سخن از پرداخت حقوق شرعیه ی امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف و وجوهات مادی نیز به میان می آید که باید آن را در راستای ادای حقوقش بررسی کرد.
چنان چه در دعای ندبه آمده است:
«وَأَعِنَا عَلَى تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إِلَيْهِ».
«خداوندا! ما را در ادای حقوق او یاری فرما».
و نیز در توقیعی از خود آن حضرت آمده است که فرمودند:
«همانا هرکس تقوای پروردگارش را پیشه کند و از آن چه که به عنوان حقوق شرعیه خمس و زکات برعهده دارد به مستحقانش بپردازد از فتنه های باطل کننده ی دین و دنیا در امان خواهد بود». (1)
در توقیع دومی که از طرف حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف برای شیخ مفید ارسال شده، آمده است:
«ای دوست با اخلاص و کسی که در راه ما با ستمگران مبارزه می کنی! خدا تو را با آن یاری اش که اولیای گذشته را تأیید می فرمود، تأیید کند. ما با تو هم پیمان می شویم که هرکدام از برادران دینیات تقوای پروردگارش را داشته باشد و از آن چه (از حقوق مالیه) بر ذمه ی اوست به مستحقان پرداخت کند در آن بلای ویرانگر و گرفتاری تاریک و تیره کننده در امان باشد و اگر کسی از ایشان بخل بورزد در پرداخت آن نعمت هایی که امانت خدا در نزد اوست، به آنان که فرمان دارد این حقوق را به ایشان برساند در دنیا و آخرتش به واسطه ی این بخل ورزیدن زیانکار خواهد بود...». (2)
حقوق مالی را که برعهده ی هر شخص مکلف است به دو دسته می توان تقسیم کرد:
دسته ی اول: حقوق واجبی است که با شرایط خاص برذمه ی هر مکلّف قرار داده شده مانند: خمس، زکات، ... .
دسته ی دوم: حقوقی است که شرایط خاص برای هر شخص مكلّف ندارد و به این قسم از حقوق در فقه «مستجلات» گفته می شود که در روایات از آن بنام «فریضه» تعبیر شده است. بنابراین علاوه بر حقوق واجب مادی و معنوی، هم چنین از وظایف شیعیان در برابر حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ادای حقوق مالی مستحبی می باشد که باید هر مؤمن بخشی از دارایی خود را برای امام زمانش هدیه کند و هر سال به این وظیفه مداومت ورزد و در ادای این حق غنی و فقیر حقیر و شریف، مرد و زن یکسان می باشند و هرکس به مقدار تواناییش تکلیف دارد که این وظیفه را به جا آورد چنان چه خداوند عزوجل می فرماید:
«لا يُكَلِّفُ اللهُ نَفْساً إلا ما آتاها». (1)
«خداوند هیچ کس را جز آن چه توانایی داده تکلیف نمی کند».
از مفضّل بن عمر نقل شده که گفت: روزی خدمت امام صادق علیه السلامرسیدم. چیزی به همراه داشتم که آن را در مقابل ایشان نهادم.
آن بزرگوار فرمودند: «این چیست؟
عرض کردم: این تعارفی دوستان و خدمتگزاران شماست.
مفضّل می گوید به من فرمودند:
مفضّل! این را قبول می کنم اما نه به خاطر احتیاجی که به آن داشته باشم. پذیرفتن من فقط به جهت پاک شدن ایشان (هدیه آورندگان) به این وسیله است.
پس از آن فرمودند؛ شنیدم پدرم می فرمودند: کسی که یک سال بر او بگذرد و از مالش (کم باشد یا زیاد) به ما صله (هدیه) ندهد، خدا روز قیامت به او نگاه نمی کند؛ مگر این که او را ببخشاید.
1) سوره مبارکه طلاق آیه 7.
سپس فرمودند: مفضّل! این صله دادن (هدیه دادن) فریضه ای است که خدا آن را در کتابش بر شیعیان فرض (و لازم) کرده، آن جا که می فرماید: هرگز به مقام نیکوکاری نمی رسید، مگر آن که از آن چه دوست می دارید انفاق کنید، پس ماییم نیکوکاری و تقوا و راه هدایت و در تقوا، خواسته ها و دعاهای ما از خدا محجوب و بی اجابت نمی ماند». (1)
پرداخت این حقوق طبق روایات به نفع خود شیعیان می باشد و منفعتش به آنان بازگشت می نماید و سبب پاک شدن انسان می شود. چنان چه در روایات آمده است:
از حسین بن محمدبن عامر نقل شده که گفت امام صادق علیه السلام فرمودند:
«کسی که خیال کند امام علیه السلام به اموال مردم محتاج است، کافر است. فقط مردم اند که محتاج اند امام اموال ایشان را قبول کند؛ همان گونه که خداوند عزیز و بلند مرتبه فرمود:
«خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلَّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنْ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ». (2)
«پیامبر! از اموال مردم آن چه را صدقه می دهند قبول کن؛ به خاطر پاک شدن و تزکیه ی ایشان به این وسیله». (3)
هم چنین خداوند در قرآن کریم فرموده است:
«قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْر فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرَى إِلا عَلَى اللهِ». (4)
«ای پیامبر! به مردم بگو آن پاداشی که در مقابل رسالتم از شما خواستم نفعش برای خودتان است؛ (چراکه) مزد من فقط برخداست».
از ابن بکیر نقل شده که گفت؛ شنیدم امام صادق علیه السلام فرمودند:
«من اموال شما را قبول می کنم؛ در حالی که از متمول ترین اهالی مدینه ام این کار را فقط به خاطر پاک شدن خودتان می کنم». (1)
چنان چه در روایت از امام صادق علیه السلام آمده است:
«رها نکنید صله دادن (هدیه دادن) به خاندان پیامبر علیهم السلام را به وسیله ی اموال تان؛ کسی که وضع مالی خوبی دارد به مقدار وسعت مالیاش و کسی که فقیر است به اندازه ی فقرش چنین کند.
کسی که می خواهد خدا مهم ترین حوائجش را برایش برآورده کند باید به خاندان پیامبر و شیعیان ایشان به وسیله ی آن چه از مالش که بیش از همه به آن احتیاج دارد، صله بدهد». (2)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«یک درهم که هدیه کنی برای امام، خود افضل است از هزار هزار در هم که در امور خیریه ی دیگر صرف کنی». (3)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«هیچ چیز پیش خدا محبوب تر از بردن هدیه ی مالی برای امام نیست و خدا هر درهمی را برای آن شخص در بهشت مانند کوه احد (با ارزش و سنگین) قرار می دهد».
سپس فرمودند؛ خدا در کتابش می فرماید:
«مِّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً». (4)
«چه کسی به خدا قرض الحسنه می دهد تا برای او چندین برابر افزایش دهد».
فرمودند: این قرض به خدا قسم فقط در مورد صله ی امام است». (1)
امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف در نامه ی شریفی که به خط مبارک شان مرقوم فرمودند و توسط سفیر دوم شان محمدبن عثمان عمروی برای اسحاق بن یعقوب در جواب سؤالات فرستادند، فرمودند:
«... اما اموال شما را قبول نمی کنیم مگر به خاطر پاک شدنتان.
بنابراین هرکسی می خواهد (پاک شود) صله بدهد(هدیه برای ما بفرستد) و هرکسی نمی خواهد، قطع صله کند.
آن چه خدا به ما داده بهتر از چیزی است که شما می دهید ... اما آن مالی را که تو به ما صله دادی ما فقط پاک و پاکیزه های آن را می پذیریم...». (2)
امام صادق علیه السلام نقل فرمودند؛ حضرت امام موسی علیه السلام فرمودند:
«هرکس نتواند ما را صله نماید، باید صله کند دوستان (شیعیان) صالح ما را که ثواب صله ی ما برای او نوشته می شود و هرکس نتواند ما را زیارت کند صالحین از دوستانمان را دیدار نماید که ثواب زیارت ما برایش نوشته می شود». (3)
در کتاب «من لا یحضره الفقیه» در باب فضایل حج روایت آمده:
«یک درهم خرج کردن در راه حج از یک میلیون درهم در غیر آن بهتر است، و یک درهم که به امام برسد مانند خرج کردن یک میلیون درهم در حج است». (4)
در امالی شیخ صدوق قدس سره به سند خود از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام روایت است که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: -
«هرکس یکی از اهل بیت مرا علیهم السلام در این سرای دنیا با یک قیراط (1)صله نماید، روز قیامت با یک قنطار (2)او را پاداش خواهم داد». (3)
حسن بن موسی گفت اصحاب ما روایت کرده اند از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام راجع به فرموده ی خدای تعالی:
«وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ ...». (4)
«و هم به آن چه خدا امر به پیوند آن کرده (مانند صله رحم و محبت اهل ایمان و علم) می پیوندند...».
آن حضرت علیه السلام فرمود:
«این صله ی امام است در هر سال به کم یا زیاد.
سپس امام صادق علیه السلام فرمود: و منظورم از این کار جز تزکیه ی شما چیزی نیست». (5)
حسن بن میاح از پدرش آورده که گفت حضرت ابو عبدالله امام صادق علیه السلام به من فرمود:
«ای میاح! با یک درهم که امام به آن صله شود، از کوه احد سنگین تر است». (6)
در «من لایحضره الفقیه» آمده که امام صادق علیه السلام فرمود:
«هرکس نتواند ما را صله نماید، باید دوستان (شیعیان) صالح ما را -
1) در مجمع البحرین گوید: قیراط نیم دانگ است و از بعضی نقل شده که قیراط در لغت یونان دانه ی خرخوب است و اصل آن قراط به تشدید است. چون جمع آن قراریط می باشد در قاموس آمده قیراط و قرات وزنش در بلاد مختلف است. در مکه یک چهارم از یک ششم دینار است و در عراق نصف یک دهم دینار.
2) در قاموس آمده قنطار وزن چهل اوقیه از طلا یا هزار و دویست دینار یا هزار و دویست اوقیه، یا هفتاد هزار دینار یا هشتاد هزار درهم یا صد رطل از طلا و نقره یا یک پوست گاو پر از طلا و نقره می باشد.
3) امالی شیخ صدوق ص240.
4) سوره مبارکه رعد آیه 21.
5) بحار الانوار ج 96 ص 216.
6) اصول کافی ج 1 ص 538.
صله کند که ثواب صله ی ما برای او نوشته می شود و هرکس نتواند ما را زیارت کند صالحین از دوستانمان را دیدار نماید ثواب زیارت ما برایش نوشته می شود». (1)
در کتاب کامل الزیارات به سند خود از حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام آمده که فرموده است:
«هرکس نتواند ما را زیارت کند پس صالحین از دوستانمان را دیدار نماید ثواب زیارت ما برایش نوشته می شود و هرکس نتواند ما را صله نماید، افراد صالح از دوستان ما را صله کند، ثواب صله ی ما برای او نوشته می شود». (2)
صله ی امام عجل الله تعالى فرجه الشریف در زمان غیبت با مصرف کردن مال در مصارف و مخارجی که می داند آن حضرت عجل الله تعالى فرجه الشریف را به آن ها رضایت دارد و محبوب اوست، انجام می گیرد با قصد صله ی او، مانند چاپ کردن کتاب هایی که مربوط به آن حضرت است برپا کردن مجالس یادآوری آن جناب و دعوت به او، صله ی شیعیان و دوستانش به خصوص سادات علوی و علمای ترویج کننده ی شرع مقدس و راویان احادیث ائمه طاهرين علیهم السلام، و مانند این ها... از گونه های صله که بر اهل آن پوشیده نیست از خدای تعالی برای سایر مؤمنین توفیق می خواهم.
یکی از وظایف منتظران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف هدیه دادن به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف است. منظور از هدیه دادن فقط هدیه ی مادی و دنیوی نیست، بلکه منظور هدیه معنوی است بدین معنا که عاشقان امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف برخی از اعمال را انجام داده و ثواب آن را هدیه به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف نمایند و یا برخی از اعمال را به نیابت از ایشان انجام دهند که این عمل نه تنها موجب رضایت و خشنودی خداوند متعال و حضرت حجت علیه السلام خواهد بود، بلکه ثواب کامل برای خود او نیز خواهد داشت.
در فضیلت این عمل روایتی را محمّدبن یعقوب کلینی که در کافی از علی بن مغیره آورده نقل می کنیم که می گوید به حضرت ابوالحسن امام کاظم علیه السلام عرض کردم: -
«پدرم از جد تو راجع به ختم کردن قرآن در هر شب پرسیده بود، جد بزرگوار شما فرموده بود: در هر شب.
به آن جناب عرضه داشته بود: در ماه رمضان نیز؟
جد شما فرموده بود: بلی، ماه رمضان نیز.
پدرم به ایشان عرضه داشته بود: آری، تا هرقدر که بتوانم.
پس از آن پدرم قرآن را چهل بار در ماه رمضان ختم می کرد. سپس من بعد از پدرم آن را ختم می کردم گاهی بر آن می افزودم و گاهی کم تر از آن را ختم می کردم به مقدار فراغت و اشتغال و نشاط و بی حالیم، پس هرگاه روز فطر شود برای رسول اکرم صلى الله علیه واله وسلم یک ختم، برای حضرت علی علیه السلام یک ختم و برای حضرت زهرا علیها السلام ختمی دیگر، سپس برای تک تک ائمه تا به شما برسد، قرار می دهم که از آن هنگام که در این حال بوده ام یک ختم قرآن برای شما قرار داده ام، به خاطر این عمل چه پاداشی برایم هست؟
امام کاظم علیه السلام فرمودند: پاداش تو آن است که روز قیامت با آنان باشی.
عرض کردم: الله اکبر! چنین پاداشی برای من است؟
امام کاظم علیه السلام سه مرتبه فرمودند: آری». (1)
پس چه خوب است شیعیان و منتظران حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف قرائت قرآن را به آن بزرگوار هدیه نمایند و با این عمل خود را بیش تر به حضرت نزدیک سازند تا از الطاف بیکران آن عزیز بهره مند گردند.
این که شخص مؤمن و منتظر نماز بخواند و ثواب آن را به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هدیه کند و به جای آورد که برای این کار هیچ حدّی و وقت معینی تعیین -
1) مكيال المكارم ج 2 ص 382.
نشده است و مقدار آن به میزان محبّت و توانایی فرد و میزان علاقه ی او به محبوب و مولایش بستگی دارد در مورد فضیلت این عمل به روایتی که سیدبن طاووس در کتاب «جمال الاسبوع» آورده اشاره می کنیم:
ابو محمد صمیری حدیث آورد و گفت حدیث کرد ما را ابوعبدالله احمدبن عبد الله بجلی به سندی که به امامان بوده که فرمودند:
«هرکس ثواب نماز خود را برای رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و امیرالمؤمنین علیه السلام و اوصیای بعد از آن حضرت قرار دهد خداوند متعال ثواب نمازش را آن قدر افزایش می دهد که از شمارش آن نفس قطع می گردد و پیش از آن که روحش از بدنش بیرون بیاید به او گفته می شود ای فلان! هدیه ی تو به ما رسید پس امروز روز پاداش و تلافی کردن نیکی های توست دلت خوش و چشمت روشن باد به آن چه خداوند برایت مهیا و آماده ساخته و گوارایت باد آن چه را به آن رسیدی.
راوی گوید به امام عرض کردم چگونه نمازش را هدیه نماید و چه بگوید؟
فرمودند: نیت می کند ثواب نمازش را برای رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و ...». (1)
1) مکیال المکارم ج 2 ص 376.
شیعیان و منتظران واقعی امام زمان علیه السلام در همه ی اعمال و کارهای خود، حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف را بر خود مقدم می دارند و این یکی از نشانه های مودت و دوستی امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف می باشد. آن ها در هر کاری ابتدا به یاد امام و مولای خودشان هستند و بعد در فکر خویش. اگر صدقه ای بخواهند بدهند آن را به نیابت از امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف و برای سلامتی آن بزرگوار می دهند.
سیدبن طاووس در کتاب «کشف المحجة» در ضمن سفارش هایی به فرزندان خود چنین می نویسد:
«در پیروی و وفاداری و دلبستگی به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف آن گونه باش که خدا و رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و پدران آن حضرت و خود او از تو می خواهند. هنگامی که نمازهای حاجت را به جای می آوری، حوائج آن بزرگوار را بر خواسته های خود مقدم بدار صدقه دادن از سوی آن جناب را بیش از -
صدقه دادن از سوی خودت و عزیزانت قرار بده. دعا برای آن حضرت را بر دعا برای خودت مقدم بدار خلاصه در هر کار خیری که مایه ی وفای به حق آن حضرت است آن بزرگوار را مقدم بدار؛ زیرا این کار احسان و توجه بیش تر آن بزرگوار بر تو می شود». (1)
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«هیچ بنده ای ایمان نیاورد تا این که من نزد او از خودش محبوب تر باشم و خاندانم از خاندانش نزد او محبوب تر و گرامی تر باشد و عترت من نزد او از عترت خویش محبوب تر باشد و ذات من از ذات خودش نزد او محبوب تر باشد». (2)
در روایتی دیگر منصور برزج از امام جعفر صادق علیه السلام چنین نقل می کند به حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام عرضه داشتم:
«ای آقای من! چرا از شما یاد سلمان فارسی را زیاد می شنوم؟
امام صادق علیه السلام فرمودند: نگو سلمان فارسی، بلکه بگو سلمان محمدی صلی الله علیه واله وسلم، آیا می دانی چرا بسیار از او یاد می کنیم؟
عرض کردم: نه ای مولای من!.
حضرت فرمودند: به خاطر سه صفت است که از او بیش تر یاد می کنیم: یکی مقدم داشتن خواسته امیر مؤمنان علی علیه السلام بر خواسته خودش، دوم دوست داشتن فقرا و برگزیدن آن ها بر اهل ثروت و مکنت، سوم دوست داشتن علم و علما. همانا سلمان بنده ی صالح درست کار مسلمانی بود و از مشرکین نبود». (3)
در کتاب «امان الاخطار» در ضمن دعایی که برای صدقه دادن وقت -
سفر کردن ذکر کرده چنین فرمود:
«اَللهُمَ إِنَّ هَذِهِ لَكَ وَ مِنكَ وَهِيَ صَدَقَةٌ عَن مَولانا محمد عجل الله تعالى فرجه الشریف، وَصَلَّ عَلَيْهِ بَينَ آسفارِهِ و حرکاتِه و سَكَناتِه في ساعاتِ لَيلِهِ وَ نَهارِهِ وَ صَدقَهُ عَمَّا يَعنِيهِ أَمَرَهُ وَ مَالا يَعنيهِ وَمَا يُضمِنه وما يُخلِفُه». (1)
«خدایا! این (صدقه) از آن تو و برای توست و صدقه ای برای سلامتی مولایمان مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف می باشد، و بر او درود بفرست آن هنگام که در سفر است و در تمام حرکت ها و استراحت هایش، در تمامی اوقات شب و روزش و صدقه ای است برای هرچه که متعلق به اوست».
البته توهم نرود که حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه الشريف مستغنی و بی نیاز، بلکه منزه و مبرا است از صدقه ی رعایا، چه این تکلیف از شئون بندگی و ادای حق بزرگی و تربیت آن جناب است؛ پس هرچه مقام ولی منعم بالاتر و مرتبه ی رعیت پست تر اهتمام این تکلیف و سایر آداب و عبودیت بیش تر خواهد بود.
«وقتی مولای ما حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشريف به دنیا آمدند، ابلیس فریاد بلندی به آسمان کشید که تا آن زمان این طور فریاد نزده بود!
همه ی فرماندهان ابلیس جمع شدند و جویای علت شدند.
ابلیس گفت: آخرین حجت خدا به دنیا آمد، با ظهور او مرگ ما می رسد. هرکدام از شیاطین پیشنهادی داد؛ یکی گفت در کودکی او را بکشیم.
ابلیس گفت: اگر او را بکشیم خود ما هم نابود می شویم... و به نتیجه نرسیدند تصمیم گرفتند که سلامتی حضرت را به خطر بیندازند.
همه روزه نه تنها ما باعث آزردگی قلب نازنینش می شویم که شیاطین هم دست به دست هم داده اند تا سلامتی آن مهر عالم آرا را به -
1) الامان من اخطار الاسفار و الازمان ص 39.
خطر بیندازند. بیایید برایش صدقه بدهیم». (1)
سید اجل على بن طاووس در کتاب کشف المحجة فرزندش را سفارش و امر کرده به انجام اموری که مربوط به آداب و وظایف او نسبت به مولای مان صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشريف است، تا آن جا که گفته:
«... پس در پیروی و وفاداری و تعلق خاطر و دلبستگی نسبت به آن حضرت به گونه ای باش که خداوند و رسول او صلی الله علیه واله وسلم و پدران آن حضرت و خود او از تو می خواهند و حوائج آن بزرگوار را بر خواسته های خود مقدم بدار هنگامی که نمازهای حاجت را به جای می آوری و صدقه دادن از سوی آن جناب را پیش از صدقه دادن از سوی خودت و عزیزانت قرار ده، و دعا برای آن حضرت را مقدم بدار بر دعا کردن برای خودت، و نیز در هرکار خیری که مایه ی وفای به حق آن حضرت است آن بزرگوار را مقدم بدار که سبب می شود به سوی تو توجه فرماید و به تو احسان نماید...». (2)
این عمل از قدیم الایام در میان بزرگان شیعه مرسوم بوده است که به نیابت آن حضرت، حج و عمره به جا می آوردند و در تشرفاتی که به محضر ایشان صورت گرفته این عمل را تأیید نموده اند.
«در کتاب خرائج راوندی روایت کرده که ابو محمد دعلجی دو پسر داشت که یکی از آن دو صالح بود و او را ابوالحسن می گفتند. او مردگان را غسل می داد ولی پسر دیگر او اهل محرمات بود و نامش ابومحمد بود. یکی از شیعیان از ری به ابو محمد چنان چه مرسوم شیعیان بود، نیابت داد که برای حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف حج به جا آورد و طلا داد. ابومحمد مقداری از آن زر را با خود به حج برد و مقداری از آن را برای امور حرام گذاشت.
بعد از پایان مراسم حج گوید در موقف ایستاده بودم جوانی گندمگون را در عرفات دیدم که مشغول تضرع و دعا بود چون بیرون رفتن مردم (از عرفات) نزدیک شد رو به سوی من کرد و فرمود:
ای شیخ! آیا حیا نمی کنی؟
گفتم: سرور من! از چه چیز حیا کنم؟
فرمود: به تو حج نیابتی برای من می دهند تو مقداری از آن طلا را برای امور حرام چون خمر به کار می بری؟ به زودی چشم تو کور شود (حضرت اشاره به یک چشم او کردند).
بعد از برگشت از سفر همان چشمی که حضرت به آن اشاره کرده بودند چرک و خون آمد و کور شد». (1)
هم چنین در روایت دیگری آمده است که موسی بن قاسم گوید به ابی جعفر ثانی امام جواد علیه السلام گفتم:
«خواستم عوض شما و پدرانتان طواف کنم ولی می گویند از طرف اوصياء طواف صحیح نیست.
امام فرمودند: نه، هرقدر بتوانی طواف کن، این کار جایز است.
بعد از سه سال مجدداً خدمت حضرت رسیدم و به آن حضرت گفتم:
چندی قبل از شما اجازه خواستم که از جانب شما و پدرانتان طواف کنم. شما اجازه فرمودید به کمک خدا از طرف شما طواف کردم، بعد چیز دیگری به نظرم آمد و به آن عمل کردم.
امام فرمودند: آن چیست؟
گفتم: یک روز از طرف رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم طواف کردم.
آن حضرت سه مرتبه فرمودند: درود خدا بر رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم!
گفتم: در روز دوم از طرف امیرالمؤمنین علیه السلام به جای آوردم، در روز سوم -
1) الخرائج والجرائح قطب راوندی ص 73.
از جانب امام حسن علیه السلام و در روز چهارم از جانب امام حسین علیه السلام روز پنجم از جانب علی بن الحسین علیه السلام، روز ششم از ابی جعفر محمدبن على علیه السلام، روز هفتم از جعفربن محمد علیه السلام، روز هشتم از جانب پدرتان موسی بن جعفر علیه السلام، روز نهم از جانب پدرت علی بن موسی علیه السلام، روز دهم از جانب شما ای آقای من! این ها کسانی هستند که به ولایت شان عقیده دارم.
حضرت جواد علیه السلام فرمودند: به خدا قسم به دینی اعتقاد داری که خداوند از بندگان غیر آن را قبول ندارد.
گفتم: گاهی هم از جانب مادرتان حضرت فاطمه علیها السلام طواف کردم و گاهی نکردم.
حضرت علیه السلام فرمودند: این کار را زیاد کن، این ان شاء الله افضل اعمالی است که می کنی». (1)
امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:
«هرکس پدر یا خویشاوندی را صله کند پس از طرف او طواف نماید، اجر آن به طور کامل برای او خواهد بود و برای کسی که از سوی او طواف کرده مانند پاداش او خواهد بود و او به خاطر گرامی داشتن پیوند آن شخص با ثواب طواف دیگری فزونی خواهد یافت». (2)
فرستادن نائب به منظور زیارت از سوی حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف از وظایف مستحبى مؤمنان و شیعیان و منتظران آن حضرت می باشد -
و این کار در بین شیعیان در روزگاران قدیم نیز متداول بوده است و بر خوبی و برتری این عمل علاوه براین که خود موجب صله نیکی و مودت و دوستی از طرف مؤمن و منتظر واقعی به امام زمانش می باشد، روایت های متعددی در کتب علمای ما ذکر گردیده است که نشان دهنده ی ارجحیت این کار می باشد. هم چنان که بر طبق این روایات ائمه اطهار علیهم السلام خود نیز به این عمل اشاره داشته و بدان سفارش مؤکد نموده اند.
علی بن ابراهیم حضرمی از پدرش از امام ابوالحسن موسى بن جعفر علیه السلام روایت کرده که فرمودند:
«پس هرگاه به نزد قبر پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم رفتی و آن چه بر تو لازم است به جا آوردی، دو رکعت نماز بگذار، سپس بالای سر پیغمبر صلى الله عليه واله وسلم بایست و بگو: سلام بر توای پیغمبر خدا! از طرف پدر و مادر و همسرم و فرزندانم و تمام بستگانم و از سوی تمام اهل شهرم، آزاد و برده، سفید و سیاه آنان، پس اگر به کسی بخواهی بگویی من از سوی تو بر رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم سلام کردم، راست گفته باشی». (1)
لذا جایی که زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از عموم مؤمنین بدین صورت مورد سفارش ائمه معصومین علیهم السلام قرار گرفته، پس زیارت این اماکن مقدسه به نیابت از امام معصوم علیهم السلام از ثواب و اهمیت و جایگاه بالایی برخوردار است و این عمل نه تنها موجب برخورداری از اجر و ثواب بیش تری برای کسی که به نیابت از امام علیه السلام به جای می آورد، می شود بلکه موجبات خرسندی و خشنودی قلب نازنین حضرت ولى عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و سایر امامان نیز می گردد.
1) مکیال المکارم ج 2 ص 316.
علامه مجلسی حکایت می کند امام ابوالحسن عسکری علیه السلام زیارت کننده ای را از سوی خویش به مشهد حضرت ابی عبدالله علیه السلام فرستاد پس فرمود: «برای خداوند جاهایی است که دوست می دارد در آن ها دعا شود که اجابت فرماید و البته حائر امام حسین علیه السلام از آن مکان ها است». (1)
عالم محدث عاملی در کتاب وسائل الشیعه، روایت داود صرمی را از حضرت ابوالحسن امام هادی عسکری علیه السلام آورده که گفت به آن حضرت عرض کردم: من پدر شما را زیارت کردم و آن را برای شما قرار دادم.
فرمود: «به سبب آن برای تو از سوی خداوند پاداش و اجر بزرگی است و ما از تو سپاسگزاریم». (2)
سید ابن طاووس فرموده است چون خواستی از حرم مطهر آن حضرت بیرون بروی، به سوی سرداب شریف برگرد و در آن جا هرچه می خواهی نماز بخوان آن گاه رو به قبله بایست و بگو:
«اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِيَك...».
و این دعا را تا پایان آن ذکر کرده این دعا در ادامه می آید و سپس فرموده: خدا را بسیار بخوان و با خوشبختی بازگرد ان شاء الله تعالی.
نویسنده گوید: شیخ در کتاب «مصباح» این دعا را در اعمال روز جمعه از حضرت امام رضا علیه السلام نقل کرده و ما هم این دعا را به صورتی که شیخ از آن حضرت نقل نموده، در این جا می آوریم.
شیخ فرموده است یونس بن عبدالرحمن روایت کرده: حضرت امام رضا علیه السلام امر می فرمودند به دعا نمودن، برای حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف به این دعا -
«اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَن وَلِيِّكَ وَخَلِيفَتِكَ وَحُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِكَ، وَلِسانِكَ الْمُعَتِرِ عَنْكَ، النَّاطِقِ بِحِكْمَتِكَ، وَعَيْنِكَ النَّاظِرَةِ بِإِذْنِكَ، وَشاهِدِكَ عَلَى عِبادِكَ، الْجَحْجاج الْمُجَاهِدِ الْعائِذِ بِكَ الْعابِدِ عِنْدَكَ، وَأَعِذْهُ مِنْ شَرِ جَمِيعِ مَا خَلَقْتَ وَبَرَأْتَ وَأَنْشَأْتَ وَصَوَّرْتَ، وَاحْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ، وَمِنْ خَلْفِهِ، وَعَنْ يَمِينِهِ، وَعَنْ شِمَالِهِ، وَمِنْ فَوْقِهِ، وَمِنْ تَحْتِهِ بِحِفْظِكَ الَّذِي لَا يَضِيعُ مَنْ حَفِظْتَهُ بِهِ».
«خدایا! دفاع کن از ولیات و خلیفه ات و حجّت بر آفریدگانت و زبان سخنگوی از سویت و گویای به حکمتت و دیده نگرنده به اجازه ات و گواه بر بندگانت آن سرور بزرگوار مجاهد پناهنده به تو عبادت کننده نزد تو و پناهش ده از شر همه آن چه آفریدی و پدید کردی و پروردی و صورت دادی و او را نگهدار از پیش رویش و پشت سرش و از طرف راست و چپش و بالای سر و زیر پایش به نگهداری ات که هرکه را به آن نگهداری تباه نشود.
«وَاحْفَظْ فِيهِ رَسُولَكَ وَآبَاءَهُ أَيْمَتَكَ وَدَعائِمَ دِينِكَ، وَاجْعَلْهُ فِي وَدِيعَتِكَ الَّتِي لَا تَضِيعُ وَفِي جِوارِكَ الَّذِي لَا يُغْفَرُ، وَفِي مَنْعِكَ وَعِزَكَ الَّذِي لَا يُقْهَرُ، وَآمِنْهُ بِأَمَانِكَ الْوَثِيقِ الَّذِي لَا يُحْذَلُ مَنْ آمَنْتَهُ بِهِ، وَاجْعَلْهُ فِي كَنَفِكَ الَّذِي لاَ يُرامُ مَنْ كَانَ فِيهِ، وَانْصُرْهُ بِنَصْرِكَ الْعَزِيزِ، وَأَيَّدَهُ بِجُنْدِكَ الْغالِبِ، وَقَوِهِ بِقُوَّتِكَ، وَأَرْدِفَهُ بِمَلائِكَتِكَ، وَوَالِ مَنْ والاهُ، وَعادِ مَنْ عاداهُ، وَأَلْبِسْهُ دِرْعَكَ الْحَصِينَةَ، وَحُقَّهُ بِالْمَلائِكَةِ حَفَاً».
و حفظ کن در وجود او پیامبرت و پدرانش آن امامان از سوی تو و پایه های دینت و او را قرار ده در سپرده خود که تباه نمی شود و در جوارت که امنیتش از بین نمی رود و در بازدارندگی و نیرومندی ات که شکست نخورد و او را ایمن دار و به امان استوارت که هرکه را به آن ایمن نمودی، هرگز خوار نمی شود و قرارش ده در حمایتت که هرکه در آن باشد، مورد دستبرد واقع نگردد و یاری اش ده به یاری نیرومندت و کمکش کن، با لشگر چیره ات و نیرومندش ساز به نیرویت و پشت سر او قرار بده فرشتگانت را و دوست بدار کسی را که دوستش دارد و دشمن بدار کسی را که دشمنش دارد و زره محکمت را به او بپوشان و او را به احاطه فرشتگان در آور، احاطه ای سامان یافته -
اللهُمَّ اشْعَب بِهِ الصَّدْعَ وَارْتُقَ بِهِ الْفَتْقَ، وَأمِتْ بِهِ الْجَوْرَ وَأَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلِ وَزَيَّنَ بِطُولِ بَقائِهِ الْأَرْضَ وَأَيَّدَهُ بِالنَّصْرِ وَانْصُرْهُ بِالرُّعْبِ، وَقَوَ ناصِرِيهِ، وَاخْذُلْ خَاذِلِيهِ، وَدَمْدِمْ مَنْ نَصَبَ لَهُ، وَدَمِرٌ مَنْ غَشَهُ، وَاقْتُلْ بِهِ جَبَابِرَةَ الْكُفْرِ وَعُمُدَهَ وَدَعائمه، وَاقْصِمْ بِهِ رُؤُوسَ الضَّلالَةِ، وَشارِعَةَ الْبِدَعِ، وَمُمِيتَةَ السُّنَّةِ، وَمُقَوِيَةَ الْبَاطِلِ، وَذَلَّلَ بِهِ الْجَبَّارِينَ، وَأَبِرْ بِهِ الْكَافِرِينَ وَجَمِيعَ الْمُلْحِدِينَ فِي مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِهَا، وَبَرِهَا وَتَحْرِها، وَسَهْلِها وَجَبَلِها، حَتَّى لَاتَدَعَ مِنْهُمْ دَيَّاراً، وَلَا تُبْقِيَ لَهُمْ آثاراً.
خدایا شکاف در همه امور را به او اصلاح کن و گسیختگی را به او پیوند ده و ستم را به دستش نابود گردان و عدالت را به او بنمایان و زمین را با طولانی ماندش بیارای و او را به پیروزی کمک کن و به وسیله انداختن ترس در دل دشمنان یاری اش ده و یاورانش را نیرومند ساز و واگذارنده اش را خوار کن و کسی که نسبت به او دشمنی ورزد هلاک ساز و هرکه به او خیانت کند نابود گردان و به دست او گردنکشان کفر و تکیه گاه ها و ستون های آن را به قتل برسان و به وسیله او سران گمراهی و پدیدآورندگان بدعت و میرانندگان سنت و تقویت کنندگان باطل را درهم شکن و به دست او گردنکشان را خوار کن و کافران و تمام بی دینان را نابود ساز در مشرق های زمین و مغرب هایش و خشکی ها و دریاهایش و هموارها و کوه هایش تا دیاری از آنان و آثاری از ایشان را باقی نگذاری.
اللَّهُمَّ طَهِّرْ مِنْهُمْ بِلادَكَ، وَاشْفِ مِنْهُمْ عِبادَكَ، وَأَعِزَّ بِهِ الْمُؤْمِنِينَ، وَأَحْيِ بِهِ سُنَنَ الْمُرْسَلِينَ، وَدارِسَ حُكْمِ النَّبِيِّينَ، وَجَدِدْ بِهِ مَا امْتَحَى مِنْ دِينِكَ، وَبُدِّلَ مِنْ حُكْمِكَ، حَتَّى تُعِيدَ دِينَكَ بِهِ وَعَلَى يَدَيْهِ جَدِيداً غَضَاً مَحْضَاً صَحِيحاً لَاعِوَجَ فِيهِ وَلَا بِدْعَةَ مَعَهُ، وَحَتَّى تُنِيرَ بِعَدْلِهِ ظُلَمَ الْجَوْرِ وَتُطْفَئَ بِهِ نِيرَانَ الْكُفْرِ وَتُوضِحَ بِهِ مَعَاقِدَ الْحَقِ وَمَجْهُولَ الْعَدْلِ فَإِنَّهُ عَبْدُكَ الَّذِي اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِكَ، وَاصْطَفَيْتَهُ عَلَى غَيْبِكَ، وَعَصَمْتَهُ مِنَ الذُّنُوبِ وَبَرَأَتُهُ مِنَ الْعُيُوبِ، وَطَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ، وَسَلَّمْتَهُ مِنَ الدَّنَسِ.
خدایا کشورهایت را از وجود آلوده ی آنان پاک کن و با محوایشان بندگانت را شفاده و مؤمنان را به وجود آن حضرت عزیز گردان و روش های رسولان و احکام کهنه پیامبران را به او زنده کن و به وسیله او آن چه را از دینت محو شده و از قانونت تغییر یافته، تجدید -
فرما تا دینت را به وجود او بازگردانی و بر دو دست او جدید و تازه و خالص و صحیح کنی که کجی در آن دیده نشود و بدعت و پیرایه ای همراهش نباشد تا این که با عدالتش تاریکی های نابرابری را روشن کنی؛ و به وسیله او آتش های کفر را خاموش نمایی و گره بندهای حق و ناشناخته عدالت را به او روشن سازی زیرا او بنده توست، بنده ای که او را برای خود برگزیدی و او را برای غیب خود انتخاب کردی و از گناهان بازش داشتی و از عیب ها پاکیزه اش کردی و از آلودگی پاکش فرمودی و از چرکینی سالمش نمودی.
اللهُمَّ فَإِنَّا نَشْهَدُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَيَوْمَ حُلُولِ الطَّامَّةِ أَنَّهُ لَمْ يُذْنِبْ ذَنْباً، وَلَا أَتَى حُوباً، وَلَمْ يَرْتَكِبْ مَعْصِيَةً، وَلَمْ يُضَيّعْ لَكَ طَاعَةً، وَلَمْ يَهْتِكْ لَكَ حُرْمَةً، وَلَمْ يُبَدِّلَ لَكَ فَرِيضَةً وَلَمْ يُغَيّرْ لَكَ شَرِيعَةً، وَأَنَّهُ الْهَادِي الْمُهْتَدِي الطَّاهِرُ التَّقِيُّ النَّقِيُّ الرَّضِيُّ الزَّكِيُّ.
خدایا! ما در روز قیامت و روز فرا رسیدن حادثه بزرگ، برای او گواهی می دهیم که گناهی انجام نداد و بزهی نیاورد و مرتکب معصیتی نشد و طاعتی را در پیشگاه تو تباه نکرد و حرمتی را از تو هتک نکرد و فریضه ای را دگرگون نساخت و آیینی را تغییر نداد و به درستی که اوست راهنمای راه یافته پاک، پرهیزگار، بی عیب، دوستدار، پاکیزه؛
اللهُمَّ أَعْطِهِ فِي نَفْسِهِ وَأَهْلِهِ وَوَلَدِهِ وَذُرِّيَّتِهِ وَأُمَّتِهِ وَجَمِيعِ رَعِيَّتِهِ مَا تُقِرُّبِهِ عَيْنَهُ، وَتَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ، وَتَجْمَعُ لَهُ مُلْكَ الْمُمْلَكَاتِ كُلّها قَرِيبِها وَبَعِيدِهَا، وَعَزِيزِهَا وَذَلِيلِها، حَتَّى تُجْرِيَ حُكْمَهُ عَلَى كُلِ حُكْمٍ، وَتَغْلِبَ بِحَقِّهِ كُلَّ بَاطِلٍ.
خدایا! به او عطا کن در وجودش و اهلش و فرزندان و نژادش و امت و همه رعیتش چیزی که چشمش را به آن روشن کنی و وجودش را به آن خوشحال نمایی و برای او گردآوری، فرمانروایی، همه مملکت ها را نزدیک و دورش را و نیرومند و خوارش را تا فرمانش را بر فراز هر فرمانی جاری سازی و حق او را بر هر باطلی چیره گردانی.
اللهُمَّ اسْلُكْ بِنا عَلَى يَدَيْهِ مِنْهَاجَ الْهُدَى، وَالْمَحَجَّةَ الْعُظْمَى، وَالطَّرِيقَةَ الْوُسْطَى الَّتِي يَرْجِعُ إِلَيْهَا الْغالِي، وَيَلْحَقُ بِها التَّالِي، وَقَوّنا عَلَى طَاعَتِهِ، وَثَبِّتْنَا عَلَى مُشَايَعَتِهِ، وَامْنُنْ عَلَيْنَا بِمُتابَعَتِهِ، وَاجْعَلْنا فِي حِزْبِهِ الْقَوَّامِينَ بِأَمْرِهِ الصَّابِرِينَ مَعَهُ، الظَّالِبِينَ رِضَاكَ بِمُناصَحَتِهِ، حَتَّى تَحْشُرَنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي أَنْصَارِهِ وَأَعْوانِهِ وَمُقَوِيَةِ سُلْطَانِهِ، -
خدایا! ما را به دو دست آن بزرگوار به راه هدایت و جاده بزرگ تر و روش معتدل بدار که گمراه تندرو به آن بازگردد و عقب مانده خود را به آن برساند و بر طاعتش نیرویمان بخش و بر پیروی اش پا برجایمان کن و به متابعتش بر ما منّت بنه و ما را در گروه او قرار بده آن گروهی که به شدّت قیام کننده به دستورش هستند و همراه او شکیبا می باشند و با خیرخواهی اش جویندگان خشنودی تواند تا ما را در روز قیامت در شمار یاران و مددکاران و تقویت کنندگان حکومتش محشور نمایی.
اللهُمَّ وَاجْعَل ذلِكَ لَنا خالِصاً مِنْ كُلِّ شَةٍ وَشُبْهَةٍ وَرِياءٍ وَسُمْعَةٍ، حَتَّى لَا نَعْتَمِدَ بِهِ غَيْرَكَ، وَلَا نَطْلُبَ بِهِ إِلا وَجْهَكَ وَحَتَّى تُحِلَّنا مَحَلَّهُ، وَتَجَعَلَنا فِي الْجَنَّةِ مَعَهُ، وَأَعِذْنا مِنَ السَّامَةِ وَالْكَسَل وَالْفَتْرَةِ، وَاجْعَلْنا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ، وَتُعِزُّ بِهِ نَصْرَ وَلِيِّكَ، وَلَا تَسْتَبْدِلْ بِنا غَيْرَنَا، فَإِنَّ اسْتِبْدالَكَ بِنا غَيْرَنَا عَلَيْكَ يَسِيرُ وَهُوَ عَلَيْنَا كَثِيرُ.
خدایا! این واقعیت را برای ما خالص از هر شک و شبهه و خودنمایی و شهرت طلبی قرار بده تا در این کار به غیر تو اعتماد نکنیم و به آن جز خشنودی تو را نخواهیم و تا ما را به جایگاه او وارد کنی و در بهشت با او قرار دهی؛ و از خستگی و کسالت و سستی پناهمان ده و ما را از کسانی قرار ده که به دست آن ها برای دینت پیروزی آوری و یاری ولی ات را به آنان نیرومند سازی و ما را در این زمینه با دیگران عوض مکن، زیرا عوض کردن ما با دیگران بر تو آسان، ولی برما کاری بسیار دشوار است.
اللَّهُمَّ صَلَّ عَلَى وُلاةِ عَهْدِهِ، وَالأَيْمَةِ مِنْ بَعْدِهِ، وَبَلَّغْهُمْ أَمَالَهُمْ، وَزِدْ فِي أَجَالِهِمْ، وَأَعِزَّ نَصْرَهُمْ، وَتَقِمْ لَهُمْ مَا أَسْنَدْتَ إِلَيْهِمْ مِنْ أَمْرِكَ لَهُمْ، وَثَبَتْ دَعَائِمَهُمْ، وَاجْعَلْنَا لَهُمْ أَعْواناً، وَعَلَى دِينِكَ أَنْصاراً، فَإِنَّهُمْ مَعادِنُ كَلِماتِكَ، وَخُزَانُ عِلْمِكَ، وَأَرْكَانُ تَوْحِيدِكَ، وَدَعَائِمُ دِينِكَ، وَوُلاةُ أَمْرِكَ، وَخالِصَتُكَ مِنْ عِبادِكَ، وَصَفْوَتُكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَأَوْلِياؤُكَ وَسَلائِلُ أَولِيائِكَ، وَصَفْوَةُ أَوْلادِ نَبِيِّكَ، وَالسَّلامُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ».
خدایا! بر متولیان عهدش و پیشوایان پس از او درود فرست و آنان را به آرزوهایشان برسان و در عمرشان بیفزا و پیروزی شان را نیرومند ساز و برای آنان کامل کن آن چه از دستوراتت به آنان مستند کردی و پایه های حکومتشان را ثابت بدار و ما را از مددکاران آنان و -
نسبت به دینت از یاوران قرار ده به درستی که آنان اند معادن کلماتت و خزانه داران دانشت و پایه های توحیدت و استوانه های دینت و کارگزاران فرمانت و زبده های از بندگانت و برگزیدگان از آفریدگانت و اولیایت و گزیده های دوستانت و انتخاب شده فرزندان پیامبرت و سلام و رحمت و برکات خدا بر او و بر آنان باد».
در ذکر پاره ای از ازمنه و اوقات که اختصاص دارد به امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف و تکلیف رعایا در آن ها بالنسبه به آن جناب و عدد آن ها هشت است.
اول: شب قدر بلکه هر سه شب مردد.
دوم: روز جمعه.
سوم: روز عاشورا.
چهارم: از وقت زرد شدن آفتاب تا غروب آن در هر روز.
پنجم: عصر دوشنبه.
ششم: عصر پنج شنبه.
هفتم: شب و روز نیمه ی شعبان.
هشتم: روز نوروز.
شب قدر بروز و ظهور قدر و منزلت و میمنت و عظمت و جلالت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است به سبب نزول روح و آن قدر ملائکه بر آن جناب فرود آیند که بر زمین جای تنگ شود، برای تقدیر امور سال بندگان.
چنان چه در اخبار بسیار رسیده:
در تفسیر علی بن ابراهیم به چند سند معتبر از حضرت باقر و صادق و كاظم علیهم السلام روایت کرده که فرمودند:
«در تفسیر آیه ی مبارکه «فيها يُفْرَقُ كُلِّ أَمْرٍ حَكِيمٍ» (1)که خداوند تقدیر می کند هر امری را از حق و باطل و آن چه می شود در این سال و از برای خداوند است در آن بداء و مشیّت که پیش اندازد آن چه را بخواهد و تأخیر نماید آن چه را بخواهد از آجال و ارزاق و بلایا و اعراض و امراض و زیاد کند در آن ها آن چه را که بخواهد و کم کند آن چه را که بخواهد و می دهد آن را رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم به امیرالمؤمنین علیه السلام و می دهد آن را امیرالمؤمنین به ائمه علیهم السلام تا آن که میرسد به صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شرط می کند در آن بداء و مشیت را و تقدیر و تأخیر را». (2)
نیز روایت کرده:
«خداوند تقدیر می کند در آن شب قدر آجال و ارزاق را و هر امری که حادث می شود از موت و حیات یا ارزانی و گرانی یا خیر و شر».
تا آن که گفته:
«نازل می شود ملائکه و روح القدس بر امام زمان و می دهند به او، آن چه را که نوشتند از این امور». (3)
امام باقر علیه السلام به ابوالمهاجر فرمود:
«مخفی نمی شود بر ما شب قدر زیرا که ملائکه طواف می کنند به ما در آن شب». (1)
شیخ صفار در بصائر الدرجات روایت کرده از داود بن فرقد که گفت سؤال نمودم از امام صادق علیه السلام از قول خداوند عزوجل:
«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَهُ الْقَدْرِ». (2)
حضرت فرمود: «نازل می شود در او، آن چه می شود از این سال از موت یا مولود».
گفتم به او: به سوی چه کسی نازل می شود؟
فرمود: «به سوی که شاید باشد به درستی که مردم این شب را در نماز و دعا و مسألت اند و صاحب این امر (امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در شغلی است، نازل می شود ملائکه به سوی او به جهت امور سال از غروب آفتاب تا طلوع». (3)
نیز روایت کرده از عبدالله بن سنان که گفت سؤال کردم از آن جناب از نیمه شعبان:
پس فرمود: «در نزد من از آن چیزی نیست ولکن هرگاه شب نوزدهم از ماه رمضان شد تقسیم می شود در آن ارزاق و نوشته می شود در آن آجال و بیرون می آید در آن برات و منشور حاج و خداوند نظر لطف میفرماید به سوی عباد خود پس می آمرزد ایشان را مگر شارب خمر. پس هرگاه شب بیست و سوم شد، جدا می شود در آن هر امر محکمی. آن گاه به پایان می رسد و امضا کرده می شود.
گفتم: به کی می رسد؟
فرمود: «به سوی صاحب شما یعنی امام شما.
در خبر دیگر فرمود: نوشته می شود در آن قافله ی حاج و آن چه می شود در آن سال از طاعتی یا معصیتی یا مردنی یا حیاتی و خدای تعالی پدیدار می کند در شب و روز آن چه را که می خواهد آن گاه می افکند آن را به سوی صاحب زمین.
حارث بن مغیره سؤال کرد: صاحب ارض کیست؟
فرمود: صاحب شما.
در خبر دیگر فرمود: به درستی که خداوند تقدیر می فرماید در آن مقادیر آن سال را. آن گاه انفاذا (1)می فرماید آن را به سوی زمین.
معلی بن خنیس پرسید: به سوی چه کسی؟
فرمود: به سوی چه کسی می بینی ای عاجز؟
یا فرمود: ای ضعیف؟
و در خبر دیگر فرمود:
«چون شب قدر می شود خداوند می نویسد در آن، آن چه می شود آن گاه می اندازد آن را.
راوی پرسید:به سوی چه کسی؟
فرمود: به سوی چه کسی می دانی نادان؟».
علامه مجلسی در زادالمعاد فرموده از بعضی احادیث ظاهر می شود که هر سه شب قدرند و در شب اول تقدیر امور می شود و در شب دوم به کثرت دعا و عبادت ممکن است بعضی تغییر بیابد و در شب سوم حتم می شود و تغییر نمی یابد یا بسیار کم تغییر می یابد، بلاتشبیه مانند ارقام پادشاهان که اول تعلیقه می شود و تغییرش آسان است، بعد از آن ثبت دفاتر می شود و تغییرش دشوارتر است، اما تا به مهر آثار، -
1) اجرا کردن فرمان.
مزین نگردیده باز ممکن است تغییر بیابد و چون به مهر اشرف رسید به منزله ی حتم است و تغییرش در نهایت صعوبت است.
نیز در مقام ذکر عبادت در شب قدر فرموده: چون حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف در تمام این شب با ملائکه ی مقربین محشور است و فوج فوج به خدمت او می آیند و بر او سلام می کنند و تقدیراتی که برای او و سایر خلق شده است بر او عرض می کنند سزاوار نیست در چنین شبی تأسی به امام خود نکنند و به غفلت به سر آورند.
نیز از فواید عبادت آن شب شمرده که چون تقدیرات جمیع امور از عمرو مال و فرزند و عزّت و صحت و توفیق اعمال خیر و سایر امور در این شب می شود، اصلاح تمام احوال سال خود را در این شب کرده خواهد بود و ممکن است که نام کسی در دیوان اشقیا نوشته باشد و در این شب تغییر یابد و از زمره ی سعادتمندان نوشته شود، چنان چه این مضمون در اکثر دعاها و احادیث معتبره وارد شده است.
دعای برای آن جناب را باید مقدم داشت بر دعای بر نفس خود و در این شب مشغول است به آن امر عظیم الهی که در اخبار گذشته و غیر آن اشاره شد به آن پس بهترین دعاها طلب نصرت و اعانت و حفظ الهی است برای آن جناب چنان چه گذشت که در شب بیست و سوم در جمیع حالات چه در ،رکوع چه در سجود و چه نشسته یا ایستاده بلکه در سایر اوقات باید خواند آن دعا را که مضمونش پس از حمد خداوند و صلوات بر رسول و آلش علیهم السلام این بود:
«اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُكَ علَيهِ وعَلى آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَنَاصِراً وَ دَلِيلاً وَقَائِداً وَعَوْنَا وَعَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتعَهُ فِيهَا طويلا».
«بارخدایا! بوده باش از برای حجة بن الحسن المهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف در این ساعت و در هر ساعتی، -
ولی و حافظ و قائد و ناصر و راهنما و معین ...» (1)تا آخر که به همین نحو بود.
پس از آن توسل و استغاثه به آن جناب وطلب اعانت و شفاعت در انجام آن چه می خواهد و باید به دست مبارک او جاری شود و به نظر انور او بگذرد، و تضرع و انابه که نظر لطف و رأفت خود را از او برندارد، و به وسیله ای خود را به نیکی در نزد آن جناب مذکور نماید که او آن چه سزاوار بزرگی او است در این شب که زمام امور به دست قدرت الهیه ی او است، او رفتار نماید.
در خبر معتبر آمده است:
«هرکه در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان هزار مرتبه سوره ی «انّا أَنْزَلْناه» را بخواند، هرآینه صبح کند با یقین شدید به اعتراف به آن چه مخصوص ماست از کرامت ها در این شب به سبب آن چه در خواب ببیند». (2)
عالم ربانى سیّد علی بن عبدالحمید نیلی در شرح مصباح شیخ طوسی بعد از نقل این خبر فرموده در شب پنج شنبه بیست و سوم ماه رمضان سنه هفتصدو هشتادو هشت در مسجد کوفه معتکف بودیم با جماعتی. پس از نماز شروع کردیم در خواندن سوره ی «إِنَّا أَنْزَلْناهُ» هزار مرتبه؛ پس چون فارغ شدیم هریک از ما در جای خود خوابید.
پس من در خواب دیدم و خواب غالب نبود، بلکه شبیه بود به پینکی (3)که گویا درهایی باز شده که نمی دانم آن ها در آسمان است یا در زمین و بیرون آمد از او جماعتی بر هیأت های نیکو و رو کردند به من -
و می گفتند: «ملازم شو ائمه معصومین خود را پس ایشانند: «اعلام هداة، اكارم ثقات سادات برره اتقیاء، سفرة انجم زهر و اوابین غرر» و غیر از این از مکارم ... و این مقام را گنجایش زیاده از این نیست».
جمعه از چند جهت اختصاص و تعلق دارد به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف:
یکی آن که ولادت باسعادت آن جناب در آن روز بوده؛ دیگر آن که ظهور موفور السرور آن حضرت در آن روز خواهد بود و ترقب و انتظار فَرَج در آن روز بیش تر از روزهای دیگر است؛ چنان چه در جمله ای از اخبار، تصریح به آن شده و در زیارت مختص به آن جناب است در روز جمعه که:
«يَا مَوْلايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ، هَذَا يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَهُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فِيهِ ظُهُورُكَ وَالْفَرْجُ فِيهِ لِلْمُؤْمِنِينَ عَلَى يَدَيْكَ...».
«ای آقای من! ای صاحب الزمان! که درود خداوندی برتو و برآل بیت تو، این روز جمعه است و آن روز تو است که انتظار کشیده می شود در آن ظهور تو و فرج مؤمنین بر دست جناب تو و من ای آقای من در آن مهمان توأم و پناه آورده به تو و توای آقای من! کریمی و از اولاد و بزرگواران و مأموری به پناه دادن؛ پس مرا مهمانی کن و پناه ده ...».
بلکه عید بودن روز جمعه و شمردن آن را یکی از عیدهای چهارگانه حقیقتاً به جهت آن روز شریف است و برای آن مؤمنینی که چشم و دل ایشان به جهت دیدن زمین پاک و پاکیزه از لوث شرک و کفر و پلیدی های معاصی و از وجود جبارین و ملحدین و کافرین و منافقین و ظهور کلمه ی حق و اعلای دین و شرایع ایمان و شعائر مسلمین، بی مزاحمت و ممانعت احدی از اعدای خداوند و اولیای او در آن روز روشن و منوّر و مسرور و خرسند خواهد شد.
در دعای بعد از طلوع آفتاب روز جمعه اشاره به این مطلب فرمودند.
چنان چه سیدبن طاووس در جمال الاسبوع از حضرت کاظم علیه السلام روایت کرده که به محمدبن سنان در روز جمعه فرمودند:
«آیا خواندی در این روز واجب از دعا را؟
پرسید: کدام است؟
فرموده بگو:
«السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْيَوْمُ الْجَدِيدُ الْمُبَارَكَ الَّذِي جَعَلَهُ اللَّهُ عِيداً لِأَوْلِيَائِهِ الْمُطَهَّرِينَ مِنَ الدَّنَسِ الْخَارِجِينَ مِنَ الْبَلْوَى الْمَكْرُورِينَ مَعَ أَوْلِيَائِهِ الْمُصَفَّيْنَ مِنَ الْعَكَرِ الْبَاذِلِينَ أَنْفُسَهُمْ فِي مَحَبَّةِ أَوْلِيَاءِ الرَّحْمَن تَسْلِيماً».
«سلام بر تو باد! ای روز تازه ی مبارکی که گردانده او را خداوند، عید از برای دوستان خود که پاک شدگانند از پلیدی ها و بیرون شدگانند از فتنه و رجعت کنندگانند با اولیای او علیهم السلام و تصفیه شدگانند از درد و انحرافات عقاید و اعمال قبیحه که جان های خود را بذل کنندگانند در محبت اولیای خداوند».
آن گاه ملتفت شوبه آفتاب و بگو:
«السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الشَّمْسُ الطَّالِعَةُ وَالنُّورُ الْفَاضِلُ الْبَغِيُّ، أُشْهِدُكِ بِتَوْحِيدِي لِلهِ لِتَكُونِي شَاهِدَتِي إِذَا ظَهَرَ الرَّبُّ لِفَصْلِ الْقَضَاءِ وَفِي الْعَالَمِ الْجَدِيدِ.
اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ أَنْ تُشَوَهَ خَلْقِي، وَأَنْ تُرَدِّدَ رُوحِي فِي الْعَذَابِ بِنُورِكَ الْمَحْجُوبِ عَنْ كُلِ نَاظِرٍ، نَوَرْ قَلْبِي فَإِنِّي أَنَا عَبْدُكَ وَفِي قَبْضَتِكَ وَ لَا رَبَّ لِي سِوَاكَ.
اللَّهُمَّ إنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِقَلْبٍ خَاضِعِ، وَإِلَى وَلِيكَ بِبَدَنِ خَاشِعِ، وَإِلَى الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِينَ بِفُؤَادٍ مُتَوَاضِعِ، وَإِلَى النُّقَبَاءِ الْكِرَامِ وَالنُّجَبَاءِ الْأَعِزَّةِ بِالذُّلِ، وَأَرْغُمُ أَنْفِي لِمَنْ وَحَدَكَ وَلَا إِلَهَ غَيْرُكَ، وَلَا خَالِقَ سِوَاكَ، وَأَصَعِرُ خَدِي لِأَوْلِيَائِكَ الْمُقَرَّبِينَ، وَأَنْفِي عَنْكَ كُلَّ ضِةٍ وَنِةٍ، فَإِنِّي أَنَا عَبْدُكَ الدَّلِيلُ الْمُعْتَرِفُ بِذُنُوبِي، وَأَسْأَلُكَ يَا سَيِّدِي حَطَهَا عَنِّي، وَ تَخْلِيصِي مِنَ الْأَدْنَاسِ وَالْأَرْجَاسِ، -
إِلَهِي وَسَيِّدِي، قَدِ انْقَطَعْتُ عَنْ ذَوِي الْقُرْبَى وَاسْتَغْنَيْتُ بِكَ عَنْ أَهْلِ الدُّنْيَا مُتَعَرِضاً لِمَعْرُوفِكَ، أَعْطِنِي مِنْ مَعْرُوفِكَ مَعْرُوفاً تُغْنِينِي بِهِ عَمَّنْ سِوَاكَ». (1)
بلکه جمعه از اسامی مبارکه حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف است یا کنایه است از آن شخص شریف یا سبب نامیده شدن جمعه است به جمعه. چنان چه صدوق در خصال از صقر بن ابی دلف روایت کرده:
حضرت امام علی النقی علیه السلام در شرح حدیث رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم که فرمود:
«دشمنی نکنید با روزها که آن ها با شما دشمنی خواهند کرد.
سپس فرمود: روزها ماییم... .
تا آن که فرمود ... و جمعه پسر پسر من است و به سوی او جمع می شوند اهل حق.
صدوق فرمود: ایام ائمه علیهم السلام نیست، ولکن کنایه است از ایشان تا آن که نفهمد معنی آن را غیر از اهل حق.
چنان چه خدای عزوجل کنایه فرمود به:
«وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ وَطُورِ سِينِينَ وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ». (2)
«از پیغمبر و علی و حسن و حسین علیهم السلام» و بعضی امثله ی دیگر از این رقم ذکر کرده است. (3)
حسین بن حمدان در کتاب خود روایت کرده از حسن بن مسعود و محمدبن خلیل که گفتند؛ داخل شدیم ما بر سید خود، ابوالحسن علی بن محمد علیه السلام در سامراء و در نزد آن جناب جماعتی از شیعیان بودند.
پس سؤال کردیم از آن جناب از سعد و نحس ایام.
فرمود: دشمنی مکنید با ایام که با شما دشمنی می کنند.
پرسیدم: از آن جناب از معنی حدیث.
فرمود: از برای آن دو معنی است؛ ظاهری و باطنی.
ظاهر: این است که شنبه برای ماست و یک شنبه برای شیعیان ما و دوشنبه برای بنی امیه و سه شنبه برای شیعیان ایشان و چهارشنبه برای بنی عباس و پنج شنبه برای شیعیان ایشان و جمعه عید است برای مسلمین.
و باطن: پس شنبه جدّ من رسول خدا صلى الله علیه واله وسلم و یک شنبه امیرالمؤمنین علیه السلام و دوشنبه حسن و حسین علیهما السلام و سه شنبه على بن الحسين علیه السلام و محمدبن علی علیه السلام و جعفربن محمد علیه السلام و چهارشنبه موسی بن جعفر علیه السلام و علی بن موسی علیه السلام و محمدبن على علیه السلام و من و پنج شنبه پسر من حسن علیه السلام است و جمعه پسر او است؛ آن که به او جمع می کند کلمه ها را یعنی دین ها همه، یک دین می شود و تمام می کند به او نعمت را و خداوند حق را ثابت و ظاهر می کند و باطل را محو می کند و او مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
آن گاه خواندند:
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ».
سپس فرمود: «او است والله! بقية الله». (1)
صدوق در خصال روایت کرده از حضرت صادق علیه السلام فرمود:
«شنبه برای ماست و یکشنبه برای شیعیان ما و دوشنبه برای اعدای ما و سه شنبه برای بنی امیه و چهارشنبه روز خوردن دوا است و پنج شنبه حاجت ها در او برآورده می شود و جمعه از برای تنظیف و استعمال بوی خوش است و آن عید مسلمین است و آن افضل است از فطر و اضحی.
1) الهداية الكبرى ص 363.
روز غدیر، بهترین عیدها است و آن هجدهم ذی الحجه است و در روز جمعه بود و خروج می کند قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف اهل بیت روز جمعه و بر پا می شود قیامت روز جمعه و هیچ عملی بهتر نیست روز جمعه از صلوات بر محمد و آل او». (1)
و علّامه مجلسی در بحار نقل کرده از اصلی قدیم از مؤلفات قدمای علمای ما:
چون نماز صبح را کردی در روز جمعه پس ابتدا کن به این شهادت آن گاه به صلوات بر محمد و آل او و آن دعایی است طولانی و بعضی از فقرات آن که متعلّق است به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف این است:
«اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ فِي خَلْقِكَ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَقَائِداً وَ نَاصِراً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ مِنْهَا طَوْلًا وَتَجَعَلَهُ وَذُرِّيَّتَهُ فِيهَا الْأَئِمَّةِ الْوَارِثِينَ وَاجْمَعَ لَهُ شَمْلَهُ وَأَحْمِلْ لَهُ أَمْرَهُ وَأَصْلِحْ لَهُ رَعِيَّتَهُ وَثَبِّتْ رُكْنَهُ وَأَفْرِعْ الصَّبْرَ مِنْكَ عَلَيْهِ حَتَّى يَنْتَقِمَ فَيَشْتَفِيَ وَيَشْفِيَ حَزَازَاتِ قُلُوبِ نَغِلَهِ وَحَرَارَاتِ صُدُورٍ وَغِرَهِ وَحَسَرَاتِ أَنْفُسٍ تَرِحَهِ مِنْ دِمَاءٍ مَسْفُوكَهِ وَأَرْحَامٍ مَقْطُوعَهِ وَ طَاعَهِ مَجْهُولَهِ قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَيْهِ الْبَلَاءَ وَوَسَعْتَ عَلَيْهِ الأَلَاءَ وَأَتْمَمْتَ عَلَيْهِ النَّعْمَاءَ فِي حُسْنِ الْحِفْظِ مِنْكَ لَهُ اللَّهُمَّ اكْفِهِ هَوْلَ عَدُوِّهِ وَ أَنْسِهِمْ ذِكْرَهُ وَأَرِدْ مَنْ أَرَادَهُ وَكِدْ مَنْ كَادَهُ وَامْكُرْ بِمَنْ مَكَرَ بِهِ وَاجْعَلْ دَائِرَة السَّوْءِ عَلَيْهِمْ اللَّهُمَّ فَضَّ جَمعَهُمْ وَفُلَ حَدَّهُمْ وَأَرْعِبْ قُلُوبَهُمْ وَزَلْزِلْ أَقْدَامَهُمْ وَاصْدَعْ شَعْبَهُمْ وَشَيِّتْ أَمْرَهُمْ فَإِنَّهُمْ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَواتِ وَعَمِلُوا السَّيِّئَاتِ وَ اجْتَنَبُوا الْحَسَنَاتِ فَخُذْهُمْ بِالْمَثْلَاتِ وَأَرِهِمُ الْحَسَرَاتِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرُ». (2)
سيد جليل علی بن طاووس در جمال الاسبوع این زیارت را برای حجت عجل الله تعالى فرجه الشریف در روز جمعه نقل فرموده: -
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي يَهْتَدِي بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَيُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخَائِفُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَلِيُّ النَّاصِحُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سَفِينَة النَّجَاءِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ عَجَلَ اللَّهُ لَكَ مَا وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الْأَمْرِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ أَنَا مَوْلَاكَ عَارِفُ بِأُولَاكَ وَأُخْرَاكَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ وَ أَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِ عَلَى يَدِكَ وَأَسْأَلُ اللهَ أَنْ يُصَلِّي عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ يَجْعَلَنِي مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ لَكَ وَالتَّابِعِينَ وَالنَّاصِرِينَ لَكَ عَلَى أَعْدَائِكَ وَالْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْكَ فِي جُمْلَهِ أَوْلِيَائِكَ يَا مَوْلَايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ بَيْتِكَ هَذَا يَوْمُ الْجُمُعَهِ وَهُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فِيهِ ظُهُورُكَ وَالْفَرَجُ فِيهِ لِلْمُؤْمِنِينَ عَلَى يَدِكَ وَقَتْلُ الْک كَافِرِينَ بِسَيْفِكَ وَأَنَا يَا مَوْلَايَ فِيهِ ضَيْفُكَ وَ جَارُكَ وَأَنْتَ يَا مَوْلَايَ كَرِيمٌ مِنْ أَوْلَادِ الْكِرَامِ وَ مَأْمُورُ بِالْإِجَارَهِ فَأَضِفْنِي وَأَجِرْنِي صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَعَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الظَّاهِرِينَ». (1)
سیّدبن طاووس بعد از نقل این زیارت می فرماید: و من این بیت را می خوانم بعد از این زیارت و می گویم به اشاره:
نَزِيلُكَ حَيْثُ مَا الْجَهَتْ رِكَابِي *** وَ ضَيْفُكَ حَيْثُ كُنْتُ مِنَ الْبِلادِ.
من به در خانه ی احسان و نعمت تو فرود آمدم، به هرجا که شترم متوجه شد و مرا برد و فرود آورد و میهمان خوان جود و کرم جناب توأم در هر شهر و دهکده که باشم.
و سیّد معظم صلوات کبیر مروی از آن جناب را که برای آن جناب است با دعای دیگر که آن نیز متعلّق به آن جناب علیه السلام است، در تعقیب -
1) جمال الاسبوع ص 41 و 42.
نماز عصر روز جمعه ذکر نموده و اصرار بلیغ در خواندن آن کرده است.
و مستحب است دعای ندبه ی معروفه را که متعلق است به آن حضرت و في الحقيقه مضامین آن سوزنده ی دل ها و شکافنده ی جگرها و ریزنده ی خون از دیدگان آنان است که اندکی از شربت محبّت آن جناب نوشیده و تلخی زهر فراق او به کامش رسیده در روز جمعه، بلکه در شب آن نیز چنان چه در یکی از مزارات قدیمه که مؤلف آن معاصر شیخ طبرسی صاحب احتجاج است، مروی است که باید خوانده شود و چون دعا طولانی و نسخه ی آن شایع بود، ذکر نکردیم.
فرمودند که بهترین اعمال در روز جمعه، گفتن:
«اللهم صل على محمّد وآل محمّد و عجل فرجهم» است صد مرتبه بعد از نماز عصر روز جمعه و در بسیاری از ادعیه ی روز جمعه، طلب نصرت و تعجيل فَرَج و ظهور شده در اول دعای تعقیب ظهر روز جمعه است:
«بارخدایا! بخر از من جان مرا که وقف شده است برتو و حبس شده برای فرمان تو به بهشت با معصومی از عترت پیغمبر خدا صلی الله علیه واله وسلم که محزون است به جهت مظلومی او نسبت داده شده به ولایت او که پرنمایی به او زمین را از عدل چنان چه پر شده از ظلم و جور، اللهم عجل فَرَجه».
شیخ در کتاب «مصباح» این دعا را در اعمال روز جمعه از حضرت امام رضا علیه السلام نقل کرده و ما هم این دعا را به صورتی که شیخ از آن حضرت نقل نموده، در این جا می آوریم.
شیخ فرموده است یونس بن عبدالرحمن روایت کرده حضرت امام رضا علیه السلام امر می فرمودند به دعا نمودن، برای حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف به این دعا: -
«اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَن وَلِيِّكَ وَخَلِيفَتِكَ وَحُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِكَ، وَلِسانِكَ الْمُعَتِرِ عَنْكَ، النَّاطِقِ بِحِكْمَتِكَ، وَعَيْنِكَ النَّاظِرَةِ بِإِذْنِكَ، وَشاهِدِكَ عَلَى عِبادِكَ، الْجَحَجاحِ الْمُجَاهِدِ الْعائِذِ بِكَ الْعابِدِ عِنْدَكَ، وَأَعِذْهُ مِنْ شَرِ جَمِيعِ مَا خَلَقْتَ وَبَرَأْتَ وَأَنْشَأْتَ وَصَوَّرْتَ، وَاحْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ، وَمِنْ خَلْفِهِ، وَعَنْ يَمِينِهِ، وَعَنْ شِمَالِهِ، وَمِنْ فَوْقِهِ، وَمِنْ تَحْتِهِ بِحِفْظِكَ الَّذِي لَا يَضِيعُ مَنْ حَفِظْتَهُ بِهِ.
«خدایا! دفاع کن از وليّات و خلیفه ات و حجّت بر آفریدگانت و زبان سخنگوی از سویت و گویای به حکمتت و دیده نگرنده به اجازه ات و گواه بر بندگانت، آن سرور بزرگوار مجاهد پناهنده به تو عبادت کننده نزد تو و پناهش ده از شر همه آن چه آفریدی و پدید کردی و پروردی و صورت دادی و او را نگهدار از پیش رویش و پشت سرش و از طرف راست و چپش و بالای سرو زیر پایش به نگهداری ات که هرکه را به آن نگهداری تباه نشود؛
وَاحْفَظُ فِيهِ رَسُولَكَ وَآبَاءَهُ أَيْمَتَكَ وَدَعائِمَ دِينِكَ، وَاجْعَلْهُ فِي وَدِيعَتِكَ الَّتِي لَا تَضِيعُ وَفِي جِوارِكَ الَّذِي لَا يُغْفَرُ، وَفِي مَنْعِكَ وَعِزَكَ الَّذِي لَا يُقْهَرُ، وَآمِنْهُ بِأَمَانِكَ الْوَثِيقِ الَّذِي لَا يُخْذَلُ مَنْ آمَنْتَهُ بِهِ وَاجْعَلْهُ فِي كَنَفِكَ الَّذِي لاَ يُرامُ مَنْ كَانَ فِيهِ، وَانْصُرْهُ بِنَصْرِكَ الْعَزِيزِ، وَأَيّدَهُ بِجُنْدِكَ الْغَالِبِ، وَقَوِهِ بِقُوَّتِكَ، وَأَرْدِفَهُ بِمَلائِكَتِكَ، وَوَالِ مَنْ والاهُ، وَعَادِ مَنْ عاداهُ، وَأَلْبِسْهُ دِرْعَكَ الْحَصِينَةَ، وَحُقَّهُ بِالْمَلَائِكَةِ حَفَاً.
و حفظ کن در وجود او پیامبرت و پدرانش علیهم السلام، آن امامان از سوی تو و پایه های دینت و او را قرار ده در سپرده خود که تباه نمی شود و در جوارت که امنیتش از بین نمی رود و در بازدارندگی و نیرومندی ات که شکست نخورد و او را ایمن دار و به امان استوارت که هرکه را به آن ایمن نمودی، هرگز خوار نمی شود و قرارش ده در حمایتت که هرکه در آن باشد، مورد دستبرد واقع نگردد و یاری اش ده به یاری نیرومندت و کمکش کن با لشکر چیره ات و نیرومندش ساز به نیرویت و پشت سر او قرار بده فرشتگانت را و دوست بدار کسی را که دوستش دارد و دشمن بدار کسی را که دشمنش دارد و زره محکمت را به او بپوشان و او را به احاطه فرشتگان در آور احاطه ای سامان یافته؛
اللهُمَّ اشْعَب بِهِ الصَّدْعَ وَارْتُقَ بِهِ الْفَتْقَ، وَأَمِتْ بِهِ الْجَوْرَ، وَأَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ، وَزَيَّنَ بِطُولِ بَقائِهِ الْأَرْضَ وَأَيَّدَهُ بِالنَّصْرِ وَانْصُرْهُ بِالرُّعْبِ وَقَوَ ناصِرِيهِ، وَاخْذُلْ خَاذِلِيهِ، وَدَمْدِمْ مَنْ نَصَبَ لَهُ، وَدَمِرٌ مَنْ غَشَهُ، وَاقْتُلْ بِهِ جَبابِرَةَ الْكُفْرِ وَعُمُدَهَ وَدَعَائِمَهُ، وَاقْصِمْ بِهِ رُؤُوسَ الضَّلالَةِ، وَشارِعَةَ الْبِدَعِ، وَمُمِيتَةَ السُّنَّةِ، وَمُقَوِيَةَ الْبَاطِلِ، وَذَلَّلٌ بِهِ الْجَبَّارِينَ وَأَبِرْ بِهِ الْكَافِرِينَ وَجَمِيعَ الْمُلْحِدِينَ فِي مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِهَا، وَبَرِهَا وَبَحْرِهَا، وَسَهْلِها وَجَبَلِها، حَتَّى لَاتَدَعَ مِنْهُمْ دَيَّاراً، وَلَا تُبقي لَهُمْ آثاراً.
خدایا! شکاف در همه امور را به او اصلاح کن و گسیختگی را به او پیوند ده و ستم را به دستش نابود گردان و عدالت را به او بنمایان و زمین را با طول ماندش بیارای و او را به پیروزی کمک کن و به وسیله در انداختن ترس در دل دشمنان یاری اش ده و یاورانش را نیرومند ساز و واگذارنده اش را خوار کن و کسی که نسبت به او دشمنی ورزد هلاک ساز و هرکه به او خیانت کند نابود گردان و به دست او گردنکشان کفر و تکیه گاه ها و ستون های آن را به قتل برسان و به وسیله او سران گمراهی و پدیدآورندگان بدعت و میرانندگان سنت و تقویت کنندگان باطل را درهم شکن و به دست او گردنکشان را خوار کن و کافران و تمام بی دینان را نابود ساز در مشرق های زمین و مغرب هایش و خشکی ها و دریاهایش و هموارها و کوه هایش تا دیاری از آنان و آثاری از ایشان را باقی نگذاری.
اللَّهُمَّ طَهِرْ مِنْهُمْ بِلادَكَ، وَاشْفِ مِنْهُمْ عِبادَكَ، وَأَعِزَّ بِهِ الْمُؤْمِنِينَ، وَأَحْيِ بِهِ سُنَنَ الْمُرْسَلِينَ، وَدارِسَ حُكْمِ النَّبِيِّينَ، وَجَدِدْ بِهِ مَا امْتَحَى مِنْ دِينِكَ، وَبُدِّلَ مِنْ حُكْمِكَ، حَتَّى تُعِيدَ دِينَكَ بِهِ وَعَلَى يَدَيْهِ جَدِيداً غَضَاً مَحْضَاً صَحِيحاً لَاعِوَجَ فِيهِ وَلَا بِدْعَةَ مَعَهُ، وَحَتَّى تُنِيرَ بِعَدْلِهِ ظُلَمَ الْجَوْرِ وَتُطْفِئَ بِهِ نِيرانَ الْكُفْرِ وَتُوضِحَ بِهِ مَعَاقِدَ الْحَقِ وَمَجْهُولَ الْعَدْلِ، فَإِنَّهُ عَبْدُكَ الَّذِي اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِكَ، وَاصْطَفَيْتَهُ عَلَى غَيْبِكَ، وَعَصَمْتَهُ مِنَ الذُّنُوبِ، وَبَرَّأَتَهُ مِنَ الْعُيُوبِ، وَطَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ، وَسَلَّمْتَهُ مِنَ الدَّنَسِ.
خدایا! کشورهایت را از وجود آلوده ی آنان پاک کن و با محوایشان بندگانت را شفا ده و مؤمنان را به وجود آن حضرت عزیز گردان و روش های رسولان و احکام کهنه پیامبران را به او زنده کن و به وسیله ی او آن چه را از دینت محو شده و از قانونت تغییر یافته، تجدید -
فرما تا دینت را به وجود او بازگردانی و بر دو دست او جدید و تازه و خالص و صحیح کنی که کجی در آن دیده نشود و بدعت و پیرایه ای همراهش نباشد تا این که با عدالتش تاریکی های نابرابری را روشن کنی و به وسیله او آتش های کفر را خاموش نمایی و گره بندهای حق و ناشناخته عدالت را به او روشن سازی زیرا او بنده توست، بنده ای که او را برای خود برگزیدی و او را برای غیب خود انتخاب کردی و از گناهان بازش داشتی و از عیب ها پاکیزه اش کردی و از آلودگی پاکش فرمودی و از ناپاکی سالمش نمودی.
اللهُمَّ فَإِنَّا نَشْهَدُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَيَوْمَ حُلُولِ الطَّامَّةِ أَنَّهُ لَمْ يُذْنِبُ ذَنْباً، وَلَا أَتَى حُوباً وَلَمْ يَرْتَكِبْ مَعْصِيَةً، وَلَمْ يُضَيّعْ لَكَ طَاعَةً، وَلَمْ يَهْتِكَ لَكَ حُرْمَةً، وَلَمْ يُبَدِّلَ لَكَ فَرِيضَةً، وَلَمْ يُغَيّرْ لَكَ شَرِيعَةً وَأَنَّهُ الْهَادِي الْمُهْتَدِي الطَّاهِرُ التَّقِيُّ النَّقِيُّ الرَّضِيُّ الزَّكِيُّ؛
خدایا! ما در روز قیامت و روز فرارسیدن حادثه بزرگ برای او گواهی می دهیم که گناهی انجام نداد و بزمی نیاورد و مرتکب معصیتی نشد و طاعتی را در پیشگاه تو تباه نکرد و حرمتی را از تو هتک نکرد و فریضه ای را دگرگون نساخت و آیینی را تغییر نداد و به درستی که اوست راهنمای راه یافته پاک، پرهیزگار، بی عیب، دوستدار، پاکیزه؛
اللَّهُمَّ أَعْطِهِ فِي نَفْسِهِ وَأَهْلِهِ وَوَلَدِهِ وَذُرِّيَّتِهِ وَأُمَّتِهِ وَجَمِيعِ رَعِيَّتِهِ مَا تُقِرُّ بِهِ عَيْنَهُ، وَتَسُرُّ نَفْسَهُ، وَتَجْمَعُ لَهُ مُلْكَ الْمُمْلَكَاتِ كُلّها، قَرِيبِها وَبَعِيدِهَا، وَعَزِيزِهَا وَذَلِيلِها، حَتَّى تَجْرِيَ حُكْمَهُ عَلَى كُلِّ حُكْمٍ، وَتَغْلِبَ بِحَقِهِ كُلَّ بَاطِلِ.
خدایا! به او عطا کن در وجودش و اهلش و فرزندان و نژادش و امّت و همه رعیتش چیزی که چشمش را به آن روشن کنی و وجودش را به آن خوشحال نمایی و برای او گردآوری، فرمانروایی همه مملکت ها را نزدیک و دورش را و نیرومند و خوارش را تا فرمانش را بر فراز هر فرمانی جاری سازی و حق او را بر هر باطلی چیره گردانی.
اللهُمَّ اسْلُكْ بِنا عَلَى يَدَيْهِ مِنْهَاجَ الْهُدَى، وَالْمَحَجَّةَ الْعُظْمَى، وَالطَّرِيقَةَ الْوُسْطَى الَّتِي يَرْجِعُ إِلَيْهَا الْغالِي، وَيَلْحَقُ بِهَا التَّالِي، وَقَوْنَا عَلَى طَاعَتِهِ، وَثَبِّتْنَا عَلَى مُشَايَعَتِهِ، وَامْنُنْ عَلَيْنا بِمُتابَعَتِهِ، وَاجْعَلْنا فِي حِزْبِهِ الْقَوَّامِينَ بِأَمْرِهِ الصَّابِرِينَ مَعَهُ، الظَّالِبِينَ رِضَاكَ بِمُناصَحَتِهِ، حَتَّى تَحْشُرَنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي أَنْصارِهِ وَأَعْوانِهِ وَمُقَوَيَةِ سُلْطَانِهِ، -
خدایا! ما را به دو دست آن بزرگوار به راه هدایت و جاده بزرگ تر و روش معتدل بدار که گمراه تندرو به آن بازگردد و عقب مانده خود را به آن برساند و بر طاعتش نیرویمان بخش و بر پیروی اش پا برجایمان کن و به متابعتش بر ما منت گذار و ما را در گروه او قرار بده، آن گروهی که به شدت قیام کننده به دستورش هستند و همراه او شکیبا می باشند و با خیر خواهی اش جویندگان خشنودی تو هستند تا ما را در روز قیامت، در شمار یاران و مددکاران و تقویت کنندگان حکومتش محشور نمایی.
اللهُمَّ وَاجْعَلْ ذلِكَ لَنا خالِصاً مِنْ كُلِّ شَةٍ وَشُبْهَةٍ وَرِياءٍ وَسُمْعَةٍ، حَتَّى لَا نَعْتَمِدَ بِهِ غَيْرَكَ، وَلَا نَطْلُبَ بِهِ إِلا وَجْهَكَ وَحَتَّى تُحِلَّنَا مَحَلَّهُ، وَتَجْعَلَنَا فِي الْجَنَّةِ مَعَهُ، وَأَعِذْنَا مِنَ السَّامَةِ وَالْكَسَل وَالْفَتْرَةِ، وَاجْعَلْنَا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ، وَتُعِزُّ بِهِ نَصْرَ وَلِيِّكَ، وَلَا تَسْتَبْدِلْ بِنا غَيْرَنَا فَإِنَّ اسْتِبْدالَكَ بِنا غَيْرَنَا عَلَيْكَ يَسِيرُ، وَهُوَ عَلَيْنَا كَثِيرُ.
خدایا! این واقعیت را برای ما خالص از هر شک و شبهه و خودنمایی و شهرت طلبی قرار بده تا در این کار به غیر تو اعتماد نکنیم و به آن جز خشنودی تو را نخواهیم و تا ما را به جایگاه او وارد کنی و در بهشت با او قرار دهی؛ و از خستگی و کسالت و سستی پناهمان ده و ما را از کسانی قرار ده که به دست آنها برای دینت پیروزی آوری و یاری ولی ات را به آنان نیرومند سازی و ما را در این زمینه با دیگران عوض مکن، زیرا عوض کردن ما با دیگران برتو آسان ولی بر ما کاری بسیار دشوار است.
اللَّهُمَّ صَلَّ عَلَى وُلاةِ عَهْدِهِ، وَالْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ، وَبَلَّغْهُمْ آمَالَهُمْ، وَزِدْ فِي آجَالِهِمْ، وَأَعِزَّ نَصْرَهُمْ، وَتَمَمْ لَهُمْ مَا أَسْنَدْتَ إِلَيْهِمْ مِنْ أَمْرِكَ لَهُمْ، وَثَبَتْ دَعَائِمَهُمْ، وَاجْعَلْنا لَهُمْ أَعْواناً، وَعَلَى دِينِكَ أَنْصاراً، فَإِنَّهُمْ مَعادِنُ كَلِماتِكَ، وَخُزَانُ عِلْمِكَ، وَأَرْكَانُ تَوْحِيدِكَ، وَدَعَائِمُ دِينِكَ، وَوُلاةُ أَمْرِكَ، وَخالِصَتُكَ مِنْ عِبادِكَ، وَصَفْوَتُكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَأَوْلِياؤُكَ
وَسَلائِلُ أَوْلِيائِكَ، وَصَفْوَةُ أَوْلادِ نَبِيِّكَ، وَالسَّلامُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ.
خدایا! بر متولیان عهدش و پیشوایان پس از او درود فرست و آنان را به آرزوهایشان برسان و در عمرشان بیفزا و پیروزی شان را نیرومند ساز و برای آنان کامل کن آن چه از دستوراتت به آنان مستند کردی و پایه های حکومتشان را ثابت بدار و ما را از مددکاران آنان و -
نسبت به دینت از یاوران او قرار ده به درستی که آنان اند معادن کلماتت و خزانه داران دانشت و پایه های توحیدت و استوانه های دینت و کارگزاران فرمانت و زبده های از بندگانت و برگزیدگان از آفریدگانت و اولیایت و گزیده های دوستانت و انتخاب شده فرزندان پیامبرت و سلام و رحمت و برکات خدا بر او و بر آنان باد».
عاشورا روز سرافراز شدن حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف است از جانب خداوند عزوجل به لقب «قائم».
چنان چه شیخ جعفربن محمدبن قولویه در کامل الزیارات روایت کرده از محمدبن حمران که گفت حضرت صادق علیه السلام فرمود:
«چون شد از امر حسین بن علی علیه السلام آن چه شد، ناله و فریاد کردند ملائکه به سوی خداوند عزوجل و گفتند: ای پروردگار ما! چنین می کنند با حسین برگزیده ی تو و پسر پیغمبر تو.
فرمود: پس واداشت خداوند برای ایشان ظل قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را و فرمود: به این انتقام می کشم برای حسین علیه السلام از آن ها که بر او ظلم کردند». (1)
شیخ صدوق در علل الشرایع روایت کرده از ابو حمزه ثمالی که گفت به امام باقر علیه السلام: یابن رسول الله! آیا همه ی شما قائم به حق نیستید؟
فرمود: «بلی!
گفتم: پس چرا قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را "قائم" گویند؟
فرمود: چون جدم حسین علیه السلام کشته شد، ناله کردند ملائکه به سوی خدای تعالی و گریه و زاری نمودند و گفتند: الهنا و سیّدنا! آیا اعراض خواهی فرمود از کسی که بکشد برگزیده ی تو و پسر برگزیده و -
1) الکافی ج 1 ص 456 / الامالی شیخ طوسی ص418 / بحار الانوار ج 45 ص 221 / اللهوف في قتلى الطفوف ص 74.
مختار از خلق تو را؟
پس خداوند وحی فرستاد به سوی ایشان قرار گیرید ای ملائکه ی من پس قسم به عزّت و جلال خود که هرآینه البته انتقام می کشم از ایشان، هرچند بعد از زمانی باشد.
آن گاه خدای تعالی ظاهر نمود ائمه از فرزندان حسین علیه السلام را برای ملائکه، پس ملائکه به این مسرور شدند.
ناگاه دیدند که یکی از ایشان ایستاده و نماز می کند. پس خدای عزوجل فرمود: به این ایستاده انتقام می کشم از ایشان». (1)
و نیز روز خروج و ظهور آن حضرت است.
چنان چه شیخ مفید در ارشاد روایت کرده از ابی بصیر که گفت حضرت صادق علیه السلام فرمود:
«منادی ندا میکند به اسم حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف شب بیست و سوم یعنی از ماه رمضان و خروج می کند در روز عاشورا و آن روزی است که کشته شد در آن روز حسین بن علی علیه السلام». (2)
از جمله ی اخبار مستفاد می شود که از مقاصد عظیمه و فواید جلیله ی ظهور آن جناب خون خواهی و انتقام از قاتلین جد بزرگوارش بلکه از ذریه های ایشان و شفا دادن قلوب مؤمنین است، بلکه حزن ملائکه منتهی نمی شود مگر در آن روز:
شیخ عیاشی روایت کرده از امام باقر علیه السلام که فرمود این آیه درباره امام حسین علیه السلام نازل شد:
«وَمَن قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيهِ سُلْطَنا». (3)
«هرکسی که مظلوم کشته شد پس به تحقیق ما برای ولی او سلطه (قدرتی) قرار دادیم».
«فَلَا يُسْرِف فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُوراً». (1)
«پس اسراف نکند در قتل، پس به درستی که آن ولی منصور است».
فرمود: او حسین بن علی علیه السلام است که مظلوم کشته شد و ماییم اولیای او و قائم از ما عجل الله تعالی فرجه الشریف چون خروج کند و طلب نماید خون حسین علیه السلام را، پس می کشد تا آن که می گویند اسراف کرده در کشتن.
و فرمود: مقتول، حسین علیه السلام و ولی او قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است و اسراف در قتل آن است که بکشد غیر قاتل او را.
«إِنَّهُ كَانَ مَنْصُوراً». (2)
«پس به درستی که دنیا تمام نمی شود تا این که انتصار کرده شود به مردی از آل رسول خدا علیهم السلام که پر کند زمین را از عدل و داد چنان چه پر شده از ظلم و جور». (3)
علی بن ابراهیم روایت کرده است در تفسیر آیه ی شریفه ی:
«أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرُ». (4)
«به کسانی که مورد ستم واقع شده اند و با ایشان کارزار شده، اجازه دفاع و جهاد داده شده است و البته خداوند بریاری آنان قادر است».
که این آیه در شأن قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نازل شده، به درستی که آن حضرت چون خروج نماید مطالبه می کند خون حسین علیه السلام را. (5)
در غیبت فضل بن شاذان مروی است که شعار اصحاب حضرت -
مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف این است:
«يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ».
در یکی از زیارات جامعه در سلام بر آن حضرت مذکور است:
«السَّلَامُ عَلَى الْإِمَامِ الْعَالِمِ الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ وَالْحَاضِرِ فِي الْأَمْصَارِ وَالْغَائِبِ عَنِ الْعُيُونِ الْحَاضِرِ فِي الْأَفْكَارِ بَقِيَّةِ الْأَخْيَارِ الْوَارِثِ ذَا الْفَقَارِ الَّذِي يَظْهَرُ فِي بَيْت اللَّهِ ذِي الْأَسْتَارِ، وَيُنَادِي بِشِعَارِ يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ، أَنَا الطَّالِبُ بِالْأَوْتَارِ أَنَا قَاصِمُ كُلِ جَبَّارٍ».
شیخ برقی در کتاب محاسن و ابن قولویه در کامل الزیارات روایت کرده اند که امام صادق علیه السلام فرمود:
«خداوند موکل کرده به حسین بن علی علیه السلام هفتاد هزار ملک که صلوات می فرستند بر او هر روز و ایشان ژولیده موی، غبارآلودند از آن روز که آن حضرت کشته شده تا آن وقت که خدای خواسته.
راوی گفت: قصد کرد حضرت از این خروج قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف را.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
«ضربت خورد حسین بن علی علیه السلام به شمشیر، آن گاه پیش رفت قاتل آن حضرت که سرش را جدا کند ندا کرد منادی از جانب رب العزة تبارک و تعالی از وسط عرش.
پس گفت: آگاه باشید ای امت سرگردان ظالم بعد از پیغمبر خود! خداوند موفّق نکند شما را نه از برای قربانی و نه فطر.
آن گاه حضرت صادق علیه السلام فرمود: لاجرم والله! موفق نمی شوند و موفق نخواهند شد هرگز، تا آن که برخیزد خون خواه حسین علیه السلام؛ یعنی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف». (1)
و نیز روایت کرده از ابوالصلت هروی که گفت به خدمت حضرت -
1) الامالي ص 232.
رضا علیه السلام عرض کردم: یابن رسول الله! چه می فرمایی در حدیثی که روایت شد از حضرت صادق علیه السلام که فرمود:
«وقتی که حضرت عجل الله تعالى فرجه الشریف خروج کند ذریه ی قاتلان حضرت امام حسین علیه السلام را به قتل آورد به سبب کردار پدرهای ایشان؟
حضرت امام رضا علیه السلام فرمود: چنین است؛
من عرض کردم که خدای عزوجل فرموده:
«وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ...». (1)
«هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را بردوش نمی کشد...».
معنی این چیست؟
فرمود: «خداوند صادق است در جمیع اقوال خود ولكن ذریه ی کشندگان حضرت امام حسین علیه السلام راضی بودند به کارهای پدران خود و به آن فخر می کردند و هرکسی که راضی به کاری باشد گویا خود، آن کار را کرده است و اگر مردی در مشرق کشته شود و مردی در مغرب از کشته شدن او راضی باشد هرآینه این رضا شونده در نزد خدای عزّوجل
شریک آن کشنده باشد به درستی که حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف وقتی که بیرون آید ایشان را می کشد به سبب راضی بودن ایشان به فعل پدران خود». (2)
در زیارت عاشورا مکرّر خواسته شده که خداوند روزی فرماید طلب خون سيد الشهدا علیه السلام را با امام ظاهر ناطق، مهدی منصور از آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف و مکرر خود ائمه علیهم السلام و اصحاب ایشان در نثر و نظم، خود را تسلّی می دادند از آن مصیبت عظیمه و رزیه ی جلیله به ظهور قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف.
پس روز عاشورا که هم روز ظهور آن جناب است و هم مقصد برداشتن -
کرب و اندوهی است که آن روز آورده و اختصاصی تمام به آن جناب دارد، باید اهتمام نمود در آن بعد از ادای مراسم تعزیت و تأسی به آن حضرت در گریه و زاری در آن روز در لعن و نفرین و طلب هلاک اعداء آل محمّد وطلب نصرت و ظفر و ظهور و تعجیل برای آن جناب چنان چه در اعمال و آداب آن روز اشاره فرمودند.
چنان چه در یکی از اعمال جلیله ی آن روز که مشتمل است بر هزار لعن بر قاتل سيّدالشهدا علیه السلام و طلب عذاب و هلاک برای محاربین حجج و طلب فَرَج از آل محمد عجل الله تعالى فرجه الشریف از فقرات دعایی که باید در قنوت خواند این است:
«اللَّهُمَّ إِنَّ سُبُلَكَ ضَائِعَهُ وَ أَحْكَامَكَ مُعَطَّلَهُ وَ أَهْلَ نَبِيِّكَ فِي الْأَرْضِ هَائِمَهُ كَالْوَحْشِ السَّائِمَةِ اللَّهُمَّ أَعْلِ الْحَقَّ وَاسْتَنْقِذِ الْخَلْقَ وَامْنُنْ عَلَيْنَا بِالنَّجَاءِ وَاهْدِنَا لِلْإِيمَانِ وَعَجَلْ فَرَجَنَا بِالْقَائِمِ علیه السلام وَاجْعَلْهُ لَنَا رِدْءاً وَاجْعَلْنَا لَهُ رِفْداً».
تا این که می فرماید:
«اللَّهُمَّ ارْحَمِ الْعِتْرَةَ الضَّائِعَة الْمَقْتُولَة الدَّلِيلَة مِنَ الشَّجَرَةِ الطَّيِّبَهِ الْمُبَارَكَهِ اللَّهُمَّ أَعْلِ كَلِمَتَهُمْ وَأَفْلِجُ حُجَّتَهُمْ وَثَبِّتْ قُلُوبَهُمْ وَقُلُوبَ شِيعَتِهِمْ عَلَى مُوَالَاتِهِمْ وَانْصُرْهُمْ وَأَعِنْهُمْ وَصَبَرْهُمْ عَلَى الْأَذَي فِي جَنْبِكَ وَاجْعَلْ لَهُمْ أَيَّامًا مَشْهُورَةً وَأَيَّامًا مَعْلُومَةً كَمَا ضَمِنْتَ لِأَوْلِيَائِكَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ الآيه».
از هر روز، بنا بر تقسیمی که علما کرده اند هر روز را از مطلع فجر تا غروب آفتاب به دوازده بخش به نحوي که به حسب فصول فرقی نکند و هر -
قسمتی منسوب است به امامی.
تقسیم ساعات شبانه روز و اختصاص آن به یکی از ائمه علیهم السلام.
سيد جليل على بن طاوس در کتاب امان الاخطار (1)فرموده: ما ذكر کردیم در کتاب مودعة في ساعات الليل والنهار این که هر ساعتی از روز مختص است به یکی از ائمه علیهم السلام و از براي او دو دعاست؛ یکی از آن دو را نقل کردیم از خط جدم ابی جعفر طوسی و ديگري را از خط ابن مقله.
هریک از آن امامان مثل نگاهبان و حامی است از براي ساعت خود به مقتضاي روايات.
پس ساعت اولی از برای مولای ما علی علیه السلام است و شمردند تا دوازدهم که برای مولای ما مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و دعا کند انسان در هر ساعتی از آن ساعات به آن چه مخصوص اوست از دعوات، چه این که روز کامل تابستان باشد یا روز زمستان کوتاه ترین اوقات؛ زیرا که دعاها تقسیم می شود دوازده قسمت، هرچه باشد مقدار روز به مقتضای اخبار.
پس اگر اتفاق افتاد بیرون رفتن تو برای سفر در ساعتی که مختص است به او یکی از ائمه علیهم السلام که حمایت کننده اند و خداوند قرار داده ایشان را سبب برای نجات، پس بگو این مضمون را:
«خداوندا! برسان مولای من فلان را علیه السلام، اسم آن امام را ببرد، که ما سلام می فرستیم بر او و این که ما توجه می کنیم به سبب اقبال جناب تو بر او در این که بوده باشد نگاهبانی ما و حمایت ما و سلامتی ما و کمال سعادت ما ضمان آن به امر تو بر او باشد به هر طرف که توجه کنیم در آن ساعت که گرداندی او را مثل نگاهبان در آن ساعت».
پس هرگاه فرود آمدی در منزلی در ساعتی که مختص است به یکی -
1) الامان من اخطار الاسفار ص 101 و 102.
از ایشان یا کوچ کردی از آن منزل، پس سلام کن بر آن امام به آن چه تو را نزدیک کند به او و به او خطاب کن در ضمانت آن چه حادث می شود در ساعت او. پس اگر نه آن بود که خداوند می خواست این را از تو، دلالت نمی کرد تو را بر آن و چون به این عمل کردی هدایت می کند تو را خداوند عزوجل به سوی خود و می شود حرکات و سکنات تو در سفر تو عبادت و سعادت از برای خانه ی آخرت تو.
اختصاص ساعات دوازدهم به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و دعای مختص آن و اما دو دعای مختص به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف که باید در ساعت دوازدهم روز خوانده شود.
اول آن، این است:
«يا مَنْ تَوَجَّدَ بِنَفْسِهِ عَنْ خَلْقِهِ يا مَنْ غَنِيَ عَنْ خَلْقِهِ بِصُنْعِهِ يا مَنْ عَرَّفَ نَفْسَهُ خَلْقَهُ بِلُطْفِهِ يا مَنْ سَلَكَ بِأَهْلِ طَاعَتِهِ مَرْضَاتَهُ يا مَنْ أَعَانَ أَهْلَ مَحَبَّتِهِ عَلَى شُكْرِهِمْ يا مَنْ مَنَّ عَلَيْهِمْ بِدينِهِ وَلَطْفَ لَهُمْ بِنائِلِهِ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ الْخَلَفِ الصَّالِحِ بَقِيَّتِكَ فِي أَرْضِكَ الْمُنْتَقِمِ لَكَ مِنْ أَعْدَائِكَ وَأَعْدَاءِ رَسُولِكَ وَبَقِيَّهِ آبَائِهِ الصَّالِحِينَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ وَأَتَضَرَّعُ إِلَيْكَ بِهِ وَأُقَدِّمُهُ بَيْنَ يَدَيْ حَوَائِجِي أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَفْعَلَ فِي كَذَا وَكَذَا السَّيِّدُ وَالْكَفْعَمِيُّ بَيْنَ يَدَيْ حَوَائِجِي وَرَغْبَتِي إِلَيْكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَكَذَا وَأَنْ تَدَارَكَنِي بِهِ وَتُنَجِّيَنِي مِمَّا أَخَافُ وَأَحْذَرُ وَالْبِسْنِي بِهِ عَافِيَتَكَ وَعَفْوَكَ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَكُنْ لَهُ وَلِيّاً وَحَافِظاً وَ نَاصِراً وَقَائِداً وَكَالِنَا وَسَاتِراً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ آمَرْتَ بِطَاعَتِهِمْ وَ أُولِي الْأَرْحَامِ الَّذِينَ آمَرْتَ بِصِلَتِهِمْ وَذَوِي الْقُرْبَى الَّذِينَ آمَرْتَ بِمَودَّتِهِمْ وَالْمَوَالِي الَّذِينَ آمَرْتَ بِعِرْفَانِ حَقِّهِمْ وَأَهْلِ الْبَيْتِ الَّذِينَ اذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرْتَهُمْ تَطْهِيرًا أَسْأَلُكَ بِهِمْ أَنْ -
تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَفْعَلَ فِي كَذَا وَكَذا». (1)
و اما دعای دوم، پس این است:
«اللَّهُمَّ يَا خَالِقَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ وَ الْمِهَادِ الْمَوْضُوعِ وَرَازِقَ الْعَاصِي وَالْمُطِيعِ الَّذِي لَيْسَ مِنْ دُونِهِ وَلِيُّ وَلَا شَفِيعٌ أَسْأَلُكَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي إِذَا سُمِّيَتْ عَلَى طَوَارِقِ الْعُسْرِ عَادَتْ يُسْراً وَإِذَا وُضِعَتْ عَلَى الْجِبَالِ كَانَتْ هَبَاءً مَنْشُوراً وَإِذَا رُفِعَتْ إِلَى السَّمَاءِ تَفَتَّحَتْ لَهَا الْمَغَالِقُ وَإِذَا هَبَطَتْ إِلَى ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ اتَّسَعَتْ لَهَا الْمَضَايِقُ وَإِذَا دُعِيَتْ بِهَا الْمَوْتَى نُشِرَتْ مِنَ اللُّحُودِ وَإِذَا نُودِيَتْ بِهَا الْمَعْدُومَاتُ خَرَجَتْ إِلَى الْوُجُودِ وَإِذَا ذُكِرَتْ عَلَى الْقُلُوبِ وَجِلَتْ خُشُوعاً وَإِذَا قَرَعَتِ الْأَسْمَاعَ فَاضَتِ الْعُيُونُ دُمُوعاً أَسْأَلُكَ بِمُحَمَّدٍ رَسُولِكَ الْمُؤَيَّدِ بِالْمُعْجِزَاتِ الْمَبْعُوثِ بِمُحْكَمِ الآيَاتِ وَ بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبِ اللهِ الَّذِي اخْتَرْتَهُ لِمُوَاخَاتِهِ وَوَصِيَّتِهِ وَاصْطَفَيْتَهُ لِمُصَافَاتِهِ وَ مُصَاهَرَتِهِ وَ بِصَاحِبِ الزَّمَانِ الْمَهْدِيَ الَّذِي تَجْمَعُ عَلَى طَاعَتِهِ الأَرَاءَ الْمُتَفَرِّقَهَ وَتُؤَلّفُ لَهُ الْأَهْوَاءَ الْمُخْتَلِفَة وَتَسْتَخْلِصُ بِهِ حُقُوقَ أَوْلِيَائِكَ وَتَنْتَقِمُ بِهِ مِنْ شِرَارِ أَعْدَائِكَ وَتَمْلَأُ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً وَإِحْسَاناً وَتُوَسِعُ عَلَى الْعِبَادِ بِظُهُورِهِ فَضْلاً وَامْتِنَاناً وَتُعِيدُ الْحَقَّ مِنْ مَكَانِهِ عَزِيزاً حَمِيداً وَ تُرْجِعُ الَّذِينَ عَلَى يَدَيْهِ غَضَاً جَدِيداً أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ فَقَدِ اسْتَشْفَعْتُ بِهِمْ إِلَيْكَ وَقَدَّمْتُهُمْ أَمَامِي وَبَيْنَ يَدَيْ حَوَائِجِي وَأَنْ تُوزِعَنِي شُكْرَ نِعْمَتِكَ فِي التَّوْفِيقِ لِمَعْرِفَتِهِ وَالْهِدَايَهِ إِلَى طَاعَتِهِ وَأَنْ تَزِيدَنِي قُوَّةَ فِي التَّمَسُّكِ بِعِصْمَتِهِ وَالِاقْتِدَاءِ بِسُنَّتِهِ وَالْكَوْنِ فِي زُمْرَتِهِ وَشِيعَتِهِ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».
شیخ ابراهیم کفعمی بعد از نقل این ادعیه گفته این ادعیه در متهجد شیخ طوسی نیست، ولكن من دیدم آن ها را در بعضی از کتب اصحاب خودمان که نوشته شده بود به آب طلا.
پوشیده و مخفی نماند که دعای اول را به نحوی که نقل نمودیم، مطابق است با آن چه سید بن باقی در اختیار خود و علامه در منهاج الاصلاح -
1) مصباح المتهجد ص 517 حينة الواقيه.
نقل کردند ولکن شیخ طوسی در مصباح تا آن جا نقل کرده که:
«اَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَفْعَلَ فِي كَذَا وَكَذَا».
و آن زیاده که در دعای هر امامی موجود است، در آن جا نیست.
کفعمی استظهار کرده که این زیاده از سیدبن الباقی باشد که برداشته آن را از خبر ابوالوفای شیرازی ولهذا در دعای هر امامی خواسته آن چه را که در آن خبر امر فرمودند که بخواهیم و به آن امام در آن مطلب متوسل شویم و این را تحسین فرمود و نیز پوشیده نماند که با شیوع و تکرار این دو رقم ادعیه از برای ساعات تاکنون معلوم نشده که سند آن ها به کدام معصوم منتهی می شود؟
جناب فاضل المعی میرزا عبدالله اصفهانی در صحیفه ی ثالثه ی سجادیه چنین فهمیده که هر دعایی از آن امام است که آن دعا منسوب است به او و ما در صحیفه ی رابعه ی سجادیه و صحیفه ی ثانیه ی علویه او را متابعت کردیم ولکن با عدم وثوق و اطمینان به این اعتقاد که مستندی ندارد بلکه از سبک و سیاق آن ادعیه خصوص اخیره چنان معلوم می شود که از یک امام باشد و نهایت شباهت به کلمات امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد. «والله العالم».
که در آن دو وقت اعمال عبّاد عرض می شود بر امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشريف.
چنان چه در عصر هر امامی بر آن جناب عرض می شد و در زمان حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم بر آن جناب و اخبار در این باب بسیار است و در غالب آن تصریح به عصر نشده ولکن در بعضی دیگر اشاره شده و موافق است با اعتبار شیخ طوسی در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه ی شریفه بیان شده است:-
«وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ». (1)
«اصحاب ما روایت کردند که اعمال امت عرض می شود بر پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم در هر دوشنبه و پنج شنبه پس می شناسد آن ها را و هم چنین عرضه می شود بر ائمه هدی علیهم السلام پس می شناسند آن ها را و ایشانند مقصود از قول خداوند والمؤمنون». (2)
از غرایب آن که شیخ ابوالفتح رازی در تفسیر خود فرموده که در اخبار آمده است:
«اعمال امت را در هر شب دوشنبه و پنج شنبه به رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم عرضه کنند و بر ائمه و مراد به مؤمنان امامان معصوم باشند». (3)
و در امالی شیخ طوسی و بصائر مروی است از داوود رقی که گفت: نشسته بودم در نزد حضرت صادق علیه السلام که ناگاه ابتدا از پیش خود فرمود به من: «ای داوود! به تحقیق که عرض شد بر من اعمال شما روز پنج شنبه پس دیدم در آن چه عرضه شد بر من از عمل توصله ی فلان پسر عمویت را پس این مرا مسرور کرد به درستی که می دانم که صله ی تو زودتر عمر او را فانی می کند و اجل او را قطع می کند». (4)
داوود گفت: مرا پسر عمویی بود خبیث و معاند؛ رسید به من بدی حال او و عیالش. پس پیش از بیرون آمدن من به سمت مکه، براتی نوشتم برای مخارج او چون به مدینه رسیدم حضرت صادق علیه السلام مرا به این خبر داد.
نیز در بصائر الدرجات صفار مروی است از آن جناب که فرمود: -
«اعمال عرضه میشود روز پنج شنبه به رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و برائمه علیهم السلام». (1)
در خبر دیگر فرمود:
«اعمال عباد عرض می شود بر پیغمبر شما، هر شامگاه روز پنج شنبه. پس حیا کند یکی از شماها که عرض شود بر پیغمبر او عمل قبیح».
نیز از یونس روایت کرده که گفت؛ شنیدم از حضرت امام رضا علیه السلام که می فرمود در ذکر ایام؛ چون ذکر فرمود پنج شنبه را، پس فرمودند:
«آن روزی است که عرضه می شود در آن اعمال بر خداوند و به رسولش و برائمه علیهم السلام». (2)
نیز از عبدالله بن ابان روایت کرده که گفت: گفتم به جناب رضا علیه السلام و میان من و آن جناب چیزی بود که بخوان خدای را برای من و برای موالیان خود.
پس فرمود: «والله که اعمال شما عرض می شود بر من در هر پنج شنبه». (3)
سيّد جليل على بن طاووس در رساله ی محاسبة النفس می گوید: من دیدم و روایت کردم در روایات متفقه از ثقات که روز دوشنبه و روز پنج شنبه عرضه می شود در آن دو اعمال بر خداوند عزوجل و روایت شده از اهل بیت علیهم السلام که در روز دوشنبه و پنج شنبه عرضه می شود اعمال بر خداوند عزوجل و به رسول او و برائمه علیهم السلام.
آن گاه که از جد خود شیخ طوسی نقل کرد در تفسیر تبیان خود فرمود: روایت شده که اعمال عرض می شود بر پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم در هر دوشنبه و پنج شنبه. پس عالم می شود به آن و هم چنین عرض می شود بر ائمه علیهم السلام پس می شناسند آن را -
پس از نقل جمله از اخبار بر این مضمون، از طریق اهل سنت نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
«عرض می شود اعمال امّت من در هر هفته دو مرتبه روز دوشنبه و روز پنج شنبه پس می آمرزد از برای هریک از بندگان خود، مگر برای بنده ای که میان او و برادرش عداوتی باشد پس می فرماید: بگذارید این دو را».
نیز روایت کرده که آن حضرت روز دوشنبه و پنج شنبه را روزه می گرفتند. پس سبب آن را کسی از آن جناب پرسید.
پس فرمود: «اعمال بالا می رود در هر دوشنبه و پنج شنبه و دوست دارم که عمل من بالا رود و در حالتی که من صائم باشم».
پس سید فرمود: سزاوار است که انسان در هر دوشنبه و پنج شنبه محافظت کند به هر طریقی در طلب توفیق و مبادا که در این دو روز خود را مهمل بگذارد در استظهار در طاعت و این که کوشش کند در سلامتی از اضاعت (1)به قدر امکان زیرا که عقل و نقل هردو اقتضا می کند که وقت عرض عبد بر سلطان مستعد و مستحفظ باشد به خلاف غیر آن از اوقات.
و نیز در فصل هفتم کتاب جمال الاسبوع فرموده:
«از مهمات روز دوشنبه این که آن روز عرضه اعمال است بر خدا و رسول و خاصان او علیهم السلام». (2)
آن گاه جمله ای از اخبار خاصه و عامه را نقل نمود و فرمود: روایت شده از طريق خاصه وقت عرض اعمال در این دو روز وقت انقضای این دو روز است. پس سزاوار است از برای بنده ای که عارف است به حرمت -
کسی که عرض می شود اعمال بر او این که تفقد کند اعمال خود را و اصلاح کند آن را به غایت آن چه طاقت او می رسد به آن و متذکر شود که آن اعمال عرض می شود بر خداوند عزوجل که او داناست به سرائر، آن گاه بر خواص او اهل مقام، باهر و حاضر می کند این صحیفه ها در پیش روی خداوند و پیش روی ایشان فضایح گناهان صغیره و کبیره را.
پس چگونه سهل است این مطلب در نزد بنده ای که تصدیق کرده به خداوند ملک اعظم عزیز قاهر و به روز باز پسین و در هر دو کتاب شرحی از تحریض و ترغیب به محاسبه ی اعمال و کیفیت آن کرده که مقام ذکر آن نیست.
در کشف المحجة به فرزندش وصیت کرده:
«عرض كن حاجات خود را بر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در هر روز دوشنبه و هر روز پنج شنبه از هر هفته به آن قسمی که واجب است مراعات آن از برای آن جناب از ادب و خضوع و بگو در وقت خطاب با آن جناب، بعد از سلام بر او به آن زیارت که اولش این است «سلام الله الكامل التام ...». (1)
و بگو:
«يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّوَ جِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُرْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقَ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ». (2)
«پس هنگامی که بر یوسف وارد شدند گفتند: ای عزیز! از سختی [قحطی و خشکسالی] به ما و خانواده ما گزند و آسیب رسیده و [برای دریافت آذوقه] مال ناچیزی آورده ایم، پس پیمانه ما را کامل بده و بر ما صدقه بخش؛ زیرا خدا صدقه دهندگان را پاداش می دهد».
تا آخر کلمات شریفه که چون منقول نبود و اختصاص داشت به -
سادات، نقل نکردیم.
در آخر آن فرمود: ذکر کن برای آن جناب که پدر تو ذکر کرده برای تو که تو را سپرده و وصیت نموده به آن جناب و گردانده تو را به اذن خداوند عزوجل بنده ی او و این که تو را واگذاشته به او پس به درستی که جواب آن جناب علیه السلام خواهد رسید به تو.
بالجمله آخر این دو روز که به مقتضای اخبار مستفیضه روز عرض اعمال است و بنا به روایت شیخ طوسی در غیبت: (1)
اولاً: برحضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف.
آن گاه: بر هریک از ائمه علیهم السلام.
آن گاه: بر رسول خدا صلی الله عليه واله وسلم.
آن گاه: عرض شود بر خدای تعالی و هم به حسب تقسیم ساعات روز مختص است به آن جناب و نیز وقت تبدیل ملائکه ی حفظه است که موکلین روز بالا روند و موکلین شب فرود آیند باید نهایت مراقبت و مواظبت نمود در اصلاح اعمال و تدارک آن چه فوت شده و رفع مشغله ها و موانع از توجه و تضرّع و انابه و برخاستن از مجالس اهل غفلت و توسل و استغاثه به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، به نحوی که سابقاً اشاره کردیم و خواستن از آن جناب شفاعت در اصلاح صحايف اعمال و تبدیل سيئات به حسنات و تمام و با قدر و منزلت کردن حسنات آن به فاضل حسنات خود؛ حسب دعای مشهور از آن جناب که برای شیعیان خود کردند و از خداوند خواستند که چنین کند.
نیز در شب و روز دوشنبه و پنج شنبه سعی کند در کردن عملی خالص که شاید به برکت آن از مفاسد باقی درگذرند و اختصاص دهد این -
1) الغيبة ص 387.
دو روز را به بعضی اعمال چنان چه در اخبار رسیده مثل استحباب خواندن هزار مرتبه «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ» در هریک از آن ها و خواندن سوره ی«هَل اتی» (1)در نماز صبح هردو روز که هر دو سوره حال مختص است به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، جاروب کردن مسجد در هر دو خواندن استغفار مأثور در آخر روز پنج شنبه و غیر این ها از اعمال که در محلش مذکور است.
ولادت باسعادت آن جناب علیه السلام در آن بوده و این نعمت عظیمه را خداوند در آن به بندگانش عطا فرموده و کافی است در مقام بیان تعظیم و احترام این وقت شریف آن چه لسان اهل البيت علیهم السلام عالم ربّانی، سیّد علی بن طاوس در اقبال (2)گفت:
بدان که مولای ما مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف کسی است که اطباق کردند اهل صدق از کسانی که اعتماد برایشان هست به این که پیغمبر خدا صلی الله علیه واله وسلم بشارت داده امت را به ولادت آن جناب و بزرگی انتفاع مسلمین به ریاست او و دولت او و ذکر نمود شرح کمال او را و آن چه خواهد رسید به آن حال جلالت او به مقامی که ظفر نیافته بر آن پیغمبری گذشته و نه وصى لاحقی و نرسیده به آن ملک سلیمانی که حکم کرد در ملک خود برجنّ و انس.
زیرا که سلیمان چون که گفت: «هَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي» (3)
«خداوندا! عطا کن به من ملکی که سزاوار نباشد برای احدی بعد از من».
در جوابش نفرمودند: سؤال تو را اجابت کردیم در این که عطا نکنیم -
احدی را بعد از تو بیش تر از آن و جزاین نیست که خداوند عزوجل فرمود:
«فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءٌ حَيْثُ أَصَابَ وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصِ وَ آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ». (1)
«پس باد را در اختیار او قرار دادیم که هر جا تصمیم می گرفت به فرمان او نرم روان می شد و شیطان ها را (از) بنا و غوّاص تا (وحشیان) دیگر را که جفت جفت با زنجیرها به هم بسته بودند (تحت فرمانش درآوردیم)».
«باد و شیاطینی را ذلیل و مسخر امر و نهی او کردیم و مسلمین اجماع کردند بر این که به محمد سید المرسلين و خاتم النبيين صلی الله علیه واله وسلم داده شده از فضل عظیم و مکان جسیم چیزی که داده نشده به احدی از پیغمبران در هیچ زمان و نه سلیمان و این که مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد آمد در آخرالزمان، در حالتی که منهدم شده ارکان دین انبیاء و مندرس شده آثار مراسم اوصیاء و منطمس شده آثار انوار اولیاء؛ پس پر می کند زمین را از عدل و داد و حکمت چنان چه پر شده از جور و جهل و ظلم.
خداي تعالی پیغمبر خود محمد صلی الله علیه واله وسلم را فرستاد که تجدید نماید سایر مراسم انبیاء و مرسلین را و زنده کند معالم صادقین از اولین و آخرین را و نرسید احدی از ایشان علیه السلام که برخاسته باشد براي جمع کار ایشان، بعد از مندرس شدن آن و رسیده باشد به آن چه می رسد به آن مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف».
ذکر نموده ابونعیم حافظ و غیر او از رجال مخالفین و ذکر کرده ابن المنادي در کتاب ملاحم و او در نزد ایشان ثقه و امین است و ذکر کرده ابوالعلاي همدانی که برای او است مقام عالی و ذکر نموده شیعه ی آن جناب علیه السلام از آیات ظهورش و انتظام امورش از سیدالمرسلین صلی الله علیه واله وسلم که آن چه که نمی رسد به آن احدی از عالمیان و این از جمله آیات -
1) سوره مبارکه ص آیات 38-36.
خاتم النبيين صلی الله علیه واله وسلم است و تصدیق آن چه مخصوص فرمود خداي تعالى آن جناب را به آن که آن از فضایل او است در کلام خود:
«لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ». (1)
«دین (نبی خود) را غالب خواهد فرمود بر جمیع دین ها».
پس سزاوار است که بوده باشد تعظیم این شب به جهت ولادت آن حضرت در نزد مسلمین که معترفند به حقوق امامت او به اندازه ی آن چه ذکر فرمود جد او محمد صلی الله علیه واله وسلم و بشارت داده به او اهل سعادت از امت خود را چنان چه اگر ظلمت فرو می گرفت مسلمانان را و مشرف می شد برایشان لشکر دشمنان ایشان یا احاطه می کرد به ایشان نحوست گناهان ایشان؛ پس خدای تعالی پدیدار می کرد مولودي را که جدا می کرد ایشان را از ذلّ عبودیت و متمكّن می کرد هر دست بسته را از حق خود و عطا می کرد هر نفسی را آن چه مستحق بود به جهت سابقه ی اعمال خود و می گسترانید از براي خلایق در مغارب و مشارق، بساطی که اطراف آن یکسان و اکناف آن بی پایان و اوصاف آن نیک و پسندیده؛ می نشاند جمیع را بر آن نشاندن والد مهربان، اولاد عزیز خود را یا نشاندن پادشاه کریم رحیم، زیر دستان خود را و بنمایاند به ایشان از مقدمات آیات مسرت و بشارت نیکی ها در دار سعادت بی زوال، چيزي را که شهادت دهد حاضران براي غايب از آن و بکشاند گردن ها و دل ها را به سوي طاعت بخشنده ی آن ها.
پس هر آینه باید برخیزد هر انسان در این شب به قدر شکر آن چه خداوند جل جلاله منت گذاشته بر او به این سلطان و این که قرار داده او را از رعاياي آن جناب و ذکر شدگان در دیوان عسکر او و نامیده شدگان از اعوان بر استحکام اسلام و ایمان و استیصال کفر و طغیان و عدوان و -
1) سوره مبارکه توبه آیه 33.
کشاندن سرادقات سعادات را در تمام جهات، از آن جا که آفتاب طلوع نماید تا به آن جا که غروب کند.
قرار دهد از خدمت خود براي خداوند عزوجل که اجساد وفا نکند براي اقامه ی آن و خدمت براي رسولش که سبب این ولادت و سعادت و شرف این ریاست بود و خدمت براي آباي طاهرینش که اصل و اعوان او بودند بر اقامت حرمت آن و خدمت براي آن جناب به آن چه واجب است بر رعيت از براي مالک زمام امور او و آن که قیم است بر کارهایش که آن را مستقیم کند و به سعادتش رساند.
و نمی یابم که قوه ی بشریه قادر باشد بر قیام به این حقوق معظمه ی مرضیه، مگر به قوتی از قدرت ربّانیه، پس به پا دارد هر بنده ی نیکبخت به قدر طاقت خود، آن چه را که خداوند به او انعام فرموده از قوت و اجتهاد.
آن گاه فرمود این دعا را که قسم است بر خداوند به حق این مولود عظیم الشّأن، بخواند در شب نیمه شعبان:
«اللَّهُمَّ بِحَقِّ لَيْلَتِنا هذِهِ وَ مَوْلُودِها وَ حُجَّتِكَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتِي قَرَنْتَ إِلى فَضْلِها فَضْلاً فَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِكَ وَلَا مُعَقِّبَ لايَاتِكَ نُورُكَ الْمُتَالِقُ وَ ضِيَاؤُكَ الْمُشْرِقُ وَالْعَلَمُ النُّورُ فى طَخْياءِ الدَّيْجُورِ الْغَائِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ كَرُمَ مَحْتِدُهُ وَالْمَلائِكَةُ شُهَدُهُ وَاللهُ ناصِرُهُ وَ مُؤَيّدُهُ إِذَا آنَ ميعادُهُ وَ الْمَلَائِكَةُ أَمْدادُهُ سَيْفُ اللَّهِ الَّذِى لا يَنْبُو وَنُورُهُ الَّذى لا يَخْبُووَدْوُالْحِلْمِ الَّذِى لا يَصْبوا مَدارُ الدَهْرِ وَ نَوامِيسُ الْعَصْرِ وَ وُلاةُ الأَمْرِ وَ الْمُنَزَّلُ عَلَيْهِمْ مَا يَتَنَزَّلُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ اَصْحابُ الْحَشْرِوَ النَّشْرِ تَراجِمَةُ وَحْيِهِ وَوُلاةُ أَمْرِهِ وَنَهْيِهِ.
اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى خاتِمِهُم وَقائِمِهِمُ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوالِمِهِمْ وَاَدْرِكَ بِنَا اءَيَامَهُ وَظُهُورَهُ وَ قِيامَهُ وَاجْعَلْنا مِنْ أَنْصارِهِ وَاقْرِنْ ثارَنا بِثَارِهِ وَاكْتُبْنَا فِي أَعْوانِهِ وَخُلَصَائِهِ وَأَحْيِنَا فِي دَولَتِهِ نَاعِمِينَ وَبِصُحْبَتِهِ عَانِمِينَ وَبِحَقِّهِ قَائِمينَ وَمِنَ السُّوَّءِ سالِمِينَ يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
وَالْحَمْدُلِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَصَلَواتُهُ عَلى سَيّدِنا مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلِينَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الصَّادِقِينَ وَعِتْرَتِهَ النَّاطِقِينَ وَالْعَنْ جَميعَ الظَّالِمِينَ وَاحْكُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ يَا أَحْكَمَ الْحَاكِمِينَ».
«خدایا! به حق این شب و مولود در آن و به حق حجّت تو و موعود او که به فضیلتش فضیلت دیگری را قرین کردی، پس کامل شد کلمه ات به راستی و عدالت برای کلماتت دگرگون سازی نیست و برای آیاتت پس زننده ای نمی باشد نور درخشانت و پرتو فروزانت و نشانه روشنت در شب تاریک آن غایب پوشیده از نظر که عظیم بوده ولادتش و شریف است اصل و نسبش فرشتگان گواه اویند و خدا یاور و تأییدکننده اش، آن گاه که وعده ظهورش در رسد و فرشتگان مددکاران اویند شمشیر خداست که کند نشود و نور حق است که خاموش نگردد و با بردباری است که کاری بی منطق انجام ندهد مدار روزگار است [پدرانش] نوامیس عصر و متولیان حکومت حق اند نازل شده بر آنان آن چه در شب قدر نازل می شود اصحاب حشر و نشرند و مفسران وحی خدا و والیان امر و نهی حق؛
خدایا! برخاتم و قائمشان که پوشیده از عوالم ایشان است درود فرست. خدایا! ما را به درک ايام او و ظهور و قیامش نائل فرما و از یارانش قرارمان ده و خون خواهی ما را به خون خواهی او قرین کن و ما را در شمار یاران و دلدادگانش ثبت فرما و در دولتش شاد و خرم زنده بدار و از هم نشینی اش بهره مند ساز و برپادارنده حقش قرارمان ده و از بدی ها به سلامت بدار، ای مهربان ترین مهربانان و سپاس خدای را پروردگار عالمیان و درودهای بی پایان خدا بر آقایمان محمد صلی الله علیه واله وسلم خاتم پیامبران و رسولان و بر اهل بیت راستگو و خاندان حق گویش علیهم السلام باد و خدايا، لعنت فرست بر همه ستمکاران و بین ما و بین آنان داوری کن ای داورترین داوران».
روز ظهور و ظفر امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف بر دجال است؛ چنان چه جمال السالکین احمدبن فهد حلی در مهذب البارع فرموده، خبر داده المولى السيد المرتضى العلّامه بهاء الدين على بن عبدالحمید نسابه -
دامت فضایله به اسناد خود از معلی بن خنیس از حضرت صادق علیه السلام فرمود:
«روز نوروز، روزي است که عهد گرفت پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم براي اميرالمؤمنين علیه السلام در غدیر خم، پس اقرار نمودند به ولایت او. پس خوشا به حال آن که ثابت بماند بر آن و واي بر آن که بشکند آن عهد را و آن روزي است که فرستاد در آن روز رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم حضرت علی علیه السلام را به وادي جن، پس عهد و مواثيق از ایشان گرفت.
و آن روزي است که ظفر یافت در آن روز به اهل نهروان و کشت ذوالثديه را.
و آن روزي است که ظاهر می شود در آن روز قائم ما اهل بيت عجل الله تعالی فرجه الشریف و ولادت امر و ظفر می دهد او را خداوند بر دجّال. پس بردار می کشد او را بر کناسه ی کوفه.
و هیچ روز نوروزي نيست مگر آن که ما انتظار می کشیم در آن فرج را؛ زیرا که آن روز از ایام ماست که فارس ها آن را محافظت نمودند و شما یعنی عرب آن را ضایع نمودید».
علامه مجلسی در بحار (1)این خبر را مشروحاً از سید فضل الله راوندي نقل نموده که محل ذکر آن و ذکر اشکالات در آن خبر و جواب از آن و تحقیق روز نوروز نیست ولکن مخفی نماند که بودن روز خروج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، روز جمعه و نوروز و عاشورا نه به نحوي است که در سال هاي بسيار که توافق نکنند منتظر فَرَج نتوان شدن، چه غیر ظهور و خروج حضرت حجّة بن الحسن بن على المهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف که حال از عمر شریفش هزار و چهل سال و اندی می گذرد که خواهد شد و تبدیل و خلفی در آن نخواهد شد مابقی آن چه رسیده از آیات و علامات -
1) بحارالانوار ج 56 ص 119.
پیش از ظهور و مقارن آن، همه قابل تغییر و تبدیل و تقدیم و وتأخير و تأویل به چیز دیگر که از اهل بیت عصمت علیهم السلام رسیده باشد، هست؛ حتی آن ها که در شمار محتوم ذکر شده است.
چه ظاهراً مراد از محتوم در آن اخبار نه آن است که هیچ قابل تغییر نباشد و و ظاهر همانی را که فرمودند به همان نحو بیاید؛ بلکه مراد - والله يعلم - مرتبه اي است از تأکید در آن که منافاتی با تغییر در مرحله از انحاي وجود آن نداشته باشد.
مؤید این مقال است آن چه شیخ نعمانی در غیبت (1)خود از ابی هاشم داودبن قاسم جعفری روایت کرده که گفت: بودیم در نزد ابی جعفر محمدبن علی الرضا علیه السلام، پس جاري شد ذکر سفیانی و آن چه رسیده بود در روایت که امر او از محتوم است.
پس گفتم به ابو جعفر علیه السلام: آیا خداوند بداء خواهد فرمود در محتوم؟
فرمود: «آري.
پس گفتم: به آن جناب پس می ترسم که خداوند بداء فرماید در قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف.
فرمودند: به درستی که قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف از میعاد است و خداوند خلف نمی فرماید میعاد خود را».
محتمل است که هرکدام از آن روز، روز یکی از حالات آن جناب باشد.
چون خروج از قریه کرعه یا ظهور در مکه معظمه یا زمان غلبه و قهر بر اعداء و قتل گردن کشان یا استقرار در کوفه که مقر سلطنت است.
حضرت ابوعبدالله امام صادق علیه السلام فرمود: -
1) الغيبة ص 302 و 303.
«... پس از این شبه های به شما خواهد رسید که بدون نشانه ی دیده شدنی و امام هدایت کننده ای خواهید ماند و از آن نجات نمی یابد مگر کسی که دعای غریق را بخواند».
راوی گوید: عرضه داشتم: دعای غریق چگونه است؟
فرمود: «چنین بگوید: «يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ»؛
«ای خداوند! ای رحمان! ای مهربان! ای دگرگون کننده ی دل ها! دل مرا بر دینت پایدار کن».
راوی گوید؛ من گفتم:
«يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِبَ الْقُلُوبِ والأبصار ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ».
فرمود: «البته خداوند دگرگون کننده ی دل ها و دیده هاست، ولی همین طور که من می گویم تو نیز بگو:
«يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِك».
شیخ نعمانی در کتاب «الغیبة» به سند خود، از حمادبن عیسی، از عبدالله بن سنان روایت آورده که گفت: من با پدرم به محضر امام ابوعبدالله صادق علیه السلام شرفیاب شدیم، پس آن حضرت فرمود:
«چگونه خواهید بود اگر در حالی واقع شدید که امام هدایت گر و نشانه ی آشکاری نباشد (دیده نشود)؟ که از آن حیرت و سرگردانی نجات نیابد، مگر کسی که به دعای غریق (یا حریق) دعا کند».
پدرم گفت: به خدا سوگند این بلا است. پس فدایت شوم! در آن هنگام چگونه رفتار کنیم؟
فرمود: «هرگاه چنان شد و تو آن زمان را درک نخواهی کرد. به آن چه در دست دارید (از عقیده ی راستین) متمسک شوید تا آن که امر برای تان به خوبی روشن شود».
طبق احادیث و اخبار معتبر یکی دیگر از وظایف شیعیان، دعا برای تعجیل در فرج حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف می باشد.
براساس بسیاری از اخبار و ادعیه و زیارات امر ظهور آن حضرت، اصل وقوعش یک وعده ی تخلف ناپذیر الهی است ولی زمان وقوع آن از اموری است که قابل تعجیل و تأخیر می باشد. از جمله عواملی که در تعجیل فرج آن حضرت مؤثر است دعای مؤمنین می باشد که این موضوع به صراحت در روایات معصومین علیهم السلام به آن دستور داده شده است.
از اسحاق بن یعقوب نقل شده که برای او از طرف وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف به دست محمدبن عثمان (دومین نائب خاص) نامه ای رسیده که مضمون آن چنین است:
«... برای تعجیل در فرج (به جلو افتادن آن) زیاد دعا کنید؛ چرا که همان موجب گشایش کار شماست ...». (1)
1) بحارالانوار ج 52 ص 92.
از احمدبن اسحاق بن سعد اشعری روایت شده که گفت: به خدمت امام حسن عسکری علیه السلام رسیدم و عرض کردم: یابن رسول الله! پس امام و جانشین بعد از شما کیست؟
ایشان فرمودند: «... به خدا قسم (فرزندم) غیبتی خواهد داشت که در آن زمان کسی از نابودی نجات پیدا نمی کند مگر آن که خدا او را بر اعتقاد به امامت فرزندم ثابت قدم بدارد و توفیقش بدهد که در آن زمان برای تعجیل در فرج فرزندم دعا کند». (1)
روایت داریم که چون عذاب بنی اسرائیل به طول انجامید، چهل روز ضجه زدند و گریه کردند و به سوی خدا زاری نمودند.
خداوند به موسی و هارون علیهما السلام وحی فرمود که صدوهفتاد سال از عذاب ایشان کم شد و ایشان را از فرعون خلاص کن.
و هم چنین ترک دعا برای فرج موجب تأخیر در آن می شود.
چنان چه حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
«خداوند به حضرت ابراهیم علیه السلام وحی فرمود: به زودی پسری برای تو از ساره متولد می شود.
ساره گفت: من پیرزن و عجوزه ام.
خداوند فرمود: به زودی فرزندی آورد و فرزندان آن پسر تا چهارصد سال در دست دشمن گرفتار عذاب شوند به سبب آن که کلام مرا رد نمود.
پس چون قوم بنی اسرائیل در دست فرعون مبتلا شدند تا چهل روز در درگاه خداوند ناله و گریه نمودند حق تعالی به حضرت موسی و هارون علیهما السلام وحی فرستاد که ایشان را از چنگال فرعون نجات دهند و صدو هفتاد سال از آن چهارصد سال باقی مانده بود که آن را بخشید».
آن گاه حضرت صادق علیه السلام فرمودند: -
1) کمال الدین و تمام النعمة ج 2 ص 384.
«اگر شما هم این گونه تضرع و زاری می کردید، حق تعالی فرج ما را مقدر می فرمود و چون چنین نکنید این امر به نهایت خود خواهد رسید». (1)
دعا جلوه گاه نیاز آدمی است و دری است که به سوی رحمت پروردگار گشوده می شود و کلید آن اجابت است و بدون دعا بندگان از عنایت خداوند محروم می مانند.
چنان چه در سوره ی مبارکه فرقان آیه 77 آمده است:
«قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعاؤُكُمْ».
«بگو که اگر دعای شما (و ناله و زاری و توبه شما) نبود خدا به شما چه توجه و اعتنایی داشت؟».
اما در دوران غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیاز به دعا در میان مردم، به علت غیبت آن حضرت بیش از هر زمانی احساس می شود؛ زیرا که مردم در این زمان از رحمت حضور خلیفه ی خداوند رحمان محروم مانده اند و درماندگی و اضطرار را با تمام وجود خود درک کرده اند.
چنان چه در سوره ی مبارکه نمل آیه 62 می فرماید:
«أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ».
«کیست غیر خدا آن کس را که درمانده وقتی دعا می کند و او را می خواند اجابت کند و گرفتاری او را برطرف نماید و شما را جانشینان زمین قرار دهد».
این آیه به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف و منتظران او تأویل شده است. پس باید برای حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف و سلامتی ایشان و ایمنی حضرت و عزت و نصرت او دعا کرد.
چنان چه ائمه معصومین علیهم السلام به آن دستور داده اند.
يونس بن عبدالرحمان گوید: امام رضا علیه السلام همواره به دعا برای -
1) تفسیر عیاشی ج 2 ص 154 / بحارالانوار ج 52 ص132.
صاحب الامر عجل الله تعالى فرجه الشریف امر می فرمودند:
«إنّ الرضا علیه السلام كان يأمر بالدعا لصاحب الأمر».
«امام رضا علیه السلام همواره به دعا برای صاحب الامر عجل الله تعالى فرجه الشریف امر می فرمودند». (1)
در این زمینه ادعیه ی مختلفی از ناحیه معصومین علیهم السلام وارد شده است.
«اللَّهُمَّ عَرِفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَكَ اللَّهُمَّ عَرِفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِفْنِي حُجَّتَكَ ضَلِلْتُ عَنْ دِينِي اللَّهُمَّ لَا تُمِثْنِي مَيْتَةً جَاهِلِيَّةً وَلَا تُزِغْ قَلْبِي بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِي اللَّهُمَّ فَكَمَا هَدَيْتَنِي لِوَلَايَةِ مَنْ فَرَضْتَ عَلَيَّ طَاعَتَهُ مِنْ وَلَايَةِ وَلَاةِ أَمْرِكَ بَعْدَ رَسُولِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ حَتَّى وَالَيْتَ وُلاَةَ أَمْرِكَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ وَعَلِيّاً وَ مُحَمَّداً وَ جَعْفَراً وَمُوسَى وَعَلِيّاً وَمُحَمَّداً وَ عَلِيّاً وَالْحَسَنَ وَالْحُجَّةَ الْقَائِمَ الْمَهْدِيَّ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ.
اللَّهُمَّ فَثَبِتْنِي عَلَى دِينِكَ وَاسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ وَلَيْنْ قَلْبِي لِوَلِيَ أَمْرِكَ وَعَافِنِي مِمَّا امْتَحَنْتَ بِهِ خَلْقَكَ وَثَبَتْنِي عَلَى طَاعَةِ وَلِي أَمْرِكَ الَّذِي سَتَرْتَهُ عَنْ خَلْقِكَ فَبِإِذْنِكَ غَابَ عَنْ بَرِيَّتِكَ وَأَمْرَكَ يَنْتَظِرُ وَ أَنْتَ الْعَالِمُ غَيْرُ الْمُعَلَّمِ بِالْوَقْتِ الَّذِي فِيهِ صَلَاحُ أَمْرِ وَلِيكَ فِي الْإِذْنِ لَهُ بِإِظْهَارِ أَمْرِهِ وَكَشْفِ سِرِهِ فَصَبِرْنِي عَلَى ذَلِكَ حَتَّى لَا أُحِبَّ تَعْجِيلَ مَا أَخَرْتَ وَلَا تَأْخِيرَ مَا عَجَلَتَ وَلَا أَكْشِفَ مَا سَتَرْتَ وَلَا أَبْحَثَ عَمَّا كَتَمْتَ وَلَا أُنَازِعَكَ في تَدْبِيرِكَ وَلا أَقُول لِمَ وَكَيْفَ وَ مَا بَالُ وَلِي الْأَمْرِ لَا يَظْهَرُ وَ قَدِ امْتَلَاتِ الْأَرْضُ مِنَ الْجَوْرِ وَ أُفَوِّضُ أُمُورِي كُلَّهَا إِلَيْكَ.
اللَّهُمَّ إنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تُرِيَنِي وَلِي الْأَمْرِ ظَاهِراً نَافِذَ الْأَمْرِ مَعَ عِلْمِي بِأَنَّ لَكَ السُّلْطَانَ وَ الْقُدْرَةِ وَالْبُرْهَانَ وَالْحُجَّةَ وَالْمَشِيَّةَ وَالْحَوْلَ وَالْقُوَّةَ فَافْعَلْ ذَلِكَ بِي وَبِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ حَتَّى نَنْظُرَ إِلَى وَلِمَكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ ظَاهِرَ الْمَقَالَةِ وَاضِحَ الدَّلَالَةِ هَادِياً مِنَ الضَّلَالَةِ شَافِياً مِنَ الْجَهَالَةِ أَبْرِزْيَا رَبِّ مُشَاهَدَتَهُ وَثَبِتْ قَوَاعِدَهُ وَاجْعَلْنَا مِمَّنْ تُقِرُّعَيْنَهُ بِرُؤْيَتِهِ وَأَقِمْنَا بِخِدْمَتِهِ وَتَوَفَّنَا عَلَى مِلَّتِهِ وَاُحْشُرْنَا فِي زُمْرَتِهِ -
1) بحار الانوار ج 92 ص330.
اللَّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِجَمِيعِ مَا خَلَقْتَ وَذَرَأْتَ وَبَرَأَتْ وَأَنْشَأْتَ وَصَوَّرْتَ وَاحْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ يَمِينِهِ وَعَنْ شِمَالِهِ وَ مِنْ فَوْقِهِ وَ مِنْ تَحْتِهِ بِحِفْظِكَ الَّذِي لا يُضَيَّعُ مَنْ حَفِظْتَهُ بِهِ وَاحْفَظْ فِيهِ رَسُولَكَ وَوَصِيَّ رَسُولِكَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ.
اَللَّهُمَّ وَمُدَّ فِي عُمُرِهِ وَزِدْ فِي أَجَلِهِ وَأَعِنْهُ عَلَى مَا وَلَّيْتَهُ وَاسْتَرْعَيْتَهُ وَزِدْ فِي كَرَامَتِكَ لَهُ فَإِنَّهُ الْهَادِي الْمَهْدِيُّ وَالْقَائِمُ الْمُهْتَدِي وَالطَّاهِرُ التَّقِيُّ الزَكِيُّ النَّقِيُّ الرَّضِيُّ الْمَرْضِيُّ الصَّابِرُ الشَّكُورُ الْمُجْتَهِدُ.
اللَّهُمَّ وَلاَ تَسْلُبْنَا الْيَقِينَ لِطُولِ الْأَمَدِ فِي غَيْبَتِهِ وَانْقِطَاعِ خَبَرِهِ عَنَّا وَلَا تُنْسِنَا ذِكْرَهُ وَ اِنْتِظَارَهُ وَالْإِيمَانَ بِهِ وَقُوَّةَ الْيَقِينِ فِي ظُهُورِهِ وَالدُّعَاءَ لَهُ وَالصَّلَاةَ عَلَيْهِ حَتَّى لَا يُقَنِّطَنَا طُولَ غَيْبَتِهِ مِنْ قِيَامِهِ وَيَكُونَ يَقِينُنَا فِي ذَلِكَ كَيَقِينِنَا فِي قِيَامِ رَسُولِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَمَا جَاءَ بِهِ مِنْ وَحْيِكَ وَتَنْزِيلِكَ.
اَللَّهُمَّ وَقَةٍ قُلُوبَنَا عَلَى الْإِيمَانِ بِهِ حَتَّى تَسْلُكَ بِنَا عَلَى يَدِهِ مِنْهَاجَ الْهُدَى وَالْمَحَجَّةَ الْعُظْمَى وَالطَّرِيقَةَ الْوُسْطَى وَقَوْنَا عَلَى طَاعَتِهِ وَثَبَتْنَا عَلَى مُشَايَعَتِهِ وَاجْعَلْنَا فِي حِزْبِهِ وَأَعْوَانِهِ وَأَنْصَارِهِ وَالرَّاضِينَ بِفِعْلِهِ وَلاَ تَسْلُبْنَا ذَلِكَ فِي حَيَاتِنَا وَلَا عِنْدَ وَفَاتِنَا حَتَّى تَتَوَفَّانَا وَنَحْنُ عَلَى ذَلِكَ لَا شَاكِينَ وَلَا نَاكِثِينَ وَلَا مُرْتَابِينَ وَلَا مُكَذِّبِينَ.
اللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَأَيَّدَهُ بِالنَّصْرِ وَ أَنْصُرْ نَاصِرِيهِ وَأُخْذُلْ خَاذِلِيهِ وَدَمْدِمْ عَلَى مَنْ نَصَبَ لَهُ وَكَذَّبْ بِهِ وَأَظْهِرْ بِهِ الْحَقَّ وَأَمِتْ بِهِ الْجَوْرَ وَاسْتَنْقِذْ بِهِ عِبَادَكَ الْمُؤْمِنِينَ مِنَ الدُّلِ وَاِنْعَشْ بِهِ الْبِلادَ وَأَقْتُلَ بِهِ جَبَابِرَةَ الْكُفْرِ وَاقْصِمْ بِهِ رُءُوسَ الضَّلَالَةِ وَذَلِلْ بِهِ الْجَبَّارِينَ وَالْكَافِرِينَ وَأَبِرْبِهِ الْمُنَافِقِينَ وَالنَّاكِثِينَ وَجَمِيعَ الْمُخَالِفِينَ وَالْمُلْحَدِينِ فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَمَغَارِبِهَا وَبَرِهَا وَبَحْرِهَا وَ سَهْلِهَا وَجَبَلِهَا حَتَّى لَا تَدَعَ مِنْهُمْ دَيَّاراً وَلا تُبْقِيَ لَهُمْ آثَاراً طَهِرْ مِنْهُمْ بِلاَدَكَ وَاِشْفِ مِنْهُمْ صُدُورَ عِبَادِكَ وَجَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحَى مِنْ دِينِكَ وَأَصْلِحْ بِهِ مَا بُدِلَ مِنْ حُكْمِكَ وَغُتِرَ مِنْ سُنَّتِكَ حَتَّى يَعُودَ دِينُكَ بِهِ وَ عَلَى يَدَيْهِ غَضَاً جَدِيداً صَحِيحاً لاَ عِوَجَ فِيهِ وَلَا بِدْعَةَ مَعَهُ حَتَّى تُطْفِئَ بِعَدْلِهِ نِيرَانَ الْكَافِرِينَ فَإِنَّهُ عَبْدُكَ الَّذِي اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِكَ وَارْتَضَيْتَهُ لِنُصْرَةِ دِينِكَ وَاصْطَفَيْتَهُ بِعِلْمِكَ وَعَصَمْتَهُ مِنَ الذُّنُوبِ وَبَرَأَتُهُ مِنَ الْعُيُوبِ وَأَطْلَعْتَهُ عَلَى الْغُيُوبِ وَأَنْعَمْتَ -
عَلَيْهِ وَطَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَنَقَّيْتَهُ مِنَ الدَّنَسِ.
اَللَّهُمَّ فَصَلَّ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الْأَيْمَةِ الطَّاهِرِينَ وَ عَلَى شِيعَتِهِ الْمُنْتَجَبِينَ وَبَلِّغْهُمْ مِنْ آمَالِهِمْ مَا يَأْمُلُونَ وَاجْعَلْ ذَلِكَ مِنَّا خَالِصاً مِنْ كُلِّ شَةٍ وَشُبْهَةٍ وَرِيَاءِ وَسُمْعَةٍ حَتَّى لَا نُرِيدَ بِهِ غَيْرَكَ وَلَا نَطْلُبَ بِهِ إِلَّا وَجْهَكَ اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنَا وَشِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا وَوُقُوعَ الْفِتَنِ وَتَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ وَكَثْرَةَ عَدُونَا وَقِلَّةَ عَدَدِنَا.
اللَّهُمَّ فَافْرُجْ ذَلِكَ عَنَّا بِفَتْح مِنْكَ تُعَجِلُهُ وَنَصْرِ مِنْكَ تُعِزُّهُ وَ إِمَامٍ عَدْلٍ تُظهِرُهُ إِلَهَ اَلْحَقِّ آمِينَ اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ أَنْ تَأْذَنَ لِوَلِيَكَ فِي إِظْهَارِ عَدْلِكَ فِي بِلَادِكَ وَقَتْلِ أَعْدَائِكَ في بلادِكَ حَتَّى لا تَدَعَ لِلْجَوْرِ يَا رَبِّ دِعامَةُ إِلا قَصَمَتْهَا وَلا بَقِيَّةً إِلا أَفْنَيْتَهَا وَلَا قُوَّةً إِلا أَوْهَنْتَهَا وَلَا رَكْنَا إِلا هَدَمْتَهُ وَلَا حَداً إِلَّا فَلَلْتَهُ وَلَا سِلاحا إِلَّا أَكْلَلْتَهُ وَلَا رَايَةً إِلَّا نَكَّسْتَهَا وَلَا شُجاعاً إِلَّا قَتَلْتَهُ وَلَا جَيْساً إِلَّا خَذَلْتَهُ وَإِرْمِهِمْ يَا رَبِّ بِحَجَرِكَ الدَّامِعَ وَ اضْرِبْهُمْ بِسَيْفِكَ الْقَاطِعِ وَبَأْسِكَ الَّذِي لَا تَرُدُّهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ وَعَذِّبْ أَعْدَاءَكَ وَ أَعْدَاءَ وَلِيِّكَ وَأَعْدَاءَ رَسُولِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِيَدِ وَلِيِّكَ وَأَيْدِي عِبَادِكَ الْمُؤْمِنِينَ اللَّهُمَّ اِكْفِ وَلِيَّكَ وَحُجَّتَكَ فِي أَرْضِكَ هَوْلَ عَدُوِّهِ وَكِدْ مَنْ كَادَهُ وَأُمْكُرْ بِمَنْ مَكَرَ بِهِ وَاجْعَلْ دَائِرَةَ السُّوءِ عَلَى مَنْ أَرَادَ بِهِ سُوءاً وَاقْطَعْ عَنْهُ مَادَّتَهُمْ وَأَرْعِبْ لَهُ قُلُوبَهُمْ وَزَلْزِل أَقْدَامَهُمْ وَخُذْهُمْ جَهْرَةً وَ بَغْتَةً وَشَدِدْ عَلَيْهِمْ عَذَابَكَ وَأَخْزِهِمْ فِي عِبَادِكَ وَالْعَنْهُمْ فِي بِلادِكَ وَأَسْكِنَهُمْ أَسْفَلَ نَارِكَ وَأَحِطْ بِهِمْ أَشَدَّ عَذَابِكَ وَأَصْلِهِمْ نَاراً وَ أحْشُ قُبُورَ مَوْتَاهُمْ نَاراً وَأَصْلِهِمْ حَرَّ نَاكَ فَإِنَّهُمْ أَضَاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ وَأَضَلُّوا عِبَادَكَ.
اللَّهُمَّ فَأَحْيِ بِوَلِيَكَ الْقُرْآنَ وَأَرِنَا نُورَهُ سَرْمَداً لَا لَيْلَ فِيهِ وَأَحْيِ بِهِ الْقُلُوبَ الْمَيِّتَةَ وَاشْفِ بِهِ الصُّدُورَ الوَغِرَةَ واجمع بِهِ الْأَهْوَاءَ الْمُخْتَلِفَةَ عَلَى الْحَقِّ وَأَقِمْ بِهِ الْحُدُودَ الْمُعَطَّلَةَ وَالْأَحْكَامَ الْمُهْمَلَةَ حَتَّى لَا يَبْقَى حَقُّ إِلا ظَهَرَ وَ لَا عَدْلُ إِلَّا زَهَرَ وَ اجْعَلْنَا يَا رَبِّ مِنْ أَعْوَانِهِ وَ مُقَوِيَةِ سُلْطَانِهِ وَالْمُؤْتَمِرِينَ لِأَمْرِهِ وَالرَّاضِينَ بِفِعْلِهِ وَالْمُسَلِّمِينَ لِأَحْكَامِهِ وَمِمَّنْ لاَ حَاجَةَ بِهِ إِلَى التَّقِيَّةِ مِنْ خَلْقِكَ أَنْتَ يَا رَبِّ الَّذِي تَكْشِفُ الضُّرَّ -
وَتُحِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاكَ وَتُنَحِي مِنَ الْكَرْبِ العَظِيمِ فَاكْشِفِ الضُّرَّ عَنْ وَلِيكَ وَ اِجْعَلْهُ خَلِيفَةً فِي أَرْضِكَ كَمَا ضَمِنْتَ لَهُ.
اللَّهُمَّ وَلا تَجْعَلْنِي مِنْ خُصَمَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ وَلا تَجْعَلْنِي مِنْ أَعْدَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ وَلَا تَجْعَلْنِي مِنْ أَهْلِ الْحَنَقِ وَالْغَيْظِ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ فَإِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ ذَلِكَ فَأَعِذْنِي وَأَسْتَجِيرُ بِكَ فَأَجِرْنِي اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ اِجْعَلْنِي بِهِمْ فَائِزَاً عِنْدَكَ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ».
«خدایا! خود را به من بشناسان اگر خود را به من نشناسانی، پیامبرت را نشناسم خدایا پیامبرت را به من بشناسان اگر پیامبرت را به من نشناسانی، حجتت را نشناسم !خدایا حجّتت را به من بشناسان اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دینم گمراه شوم. خدایا مرا به مرگ جاهلیت نمیران، و دلم را پس از این که هدایت نمودی منحرف مكن. خدایا! چنان که به ولایت کسی که طاعتش را بر من واجب کردی از ولایت والیان امر خود پس از پیامبرت (درود تو بر او و خاندانش) تا زمامداری والیان امرت امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام و على علیه السلام و محمد علیه السلام و جعفر علیه السلام و موسى علیه الاسلام و على علیه السلام و محمد علیه السلام و على علیه السلام و حسن علیه السلام و حجت قائم مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف (درود تو بر همه ایشان) قبول کردم. خدایا! پس مرا بردینت ثابت بدار، و تحت فرمانم بکار گیر و دلم را برای ولی امرت نرم کن.
و در سلامت کاملم بدار، از آن چه بندگانت را به آن آزمودی، و بر طاعت ولی امرت استوارم کن آن که او را از دیده بندگانت پوشیده داشتی و به اذن تو از آفریدگانت پنهان شد، و فرمان تو را انتظار می کشد و تو دانای بدون تعلیمی به آن هنگامی که صلاح کار ولی امرت در آن است در اجازه دادن به او برای آشکار ساختن حکومتش، و برطرف نمودن پرده غیبتش پس مرا بر این حقیقت شکیبا گردان تا دوست نداشته باشم پیش افتادن چیزی که به تأخیر انداختی، و به تأخیر انداختن چیزی که پیش انداختی، و نه آشکار نمودن چیزی که پنهان ساختی و نه کنجکاوی در آن چه کتمان کردی، و نه با تو نزاع کنم در تدبیرت و نه بگویم برای چه و چگونه و چه شده ولی امر ظهور نمی کند، و حال -
آن که زمین از ستم پر شده، و من واگذار می کنم همه امورم را به تو، خدایا از تو می خواهم ولی امرت را آشکار و نافذ الامرت به من بنمایانی با این که می دانم تنها برای توست سلطنت و قدرت و برهان و حجت و مشیّت و حول و قوت این خواهش را نسبت به من و همه اهل ایمان انجام ده تا ولی امرت درود تو بر او را ببینم نمایان گفتار، روشن دلالت، هدایتگر از گمراهی شفابخش از نادانی آشکار فرما ای پروردگارم دیدارش را، و استوار کن پایه های کارش را و ما را از آنانی قرار ده که چشمش به دیدار حضرتش روشن شود، و ما را به خدمتش بگمار و بر آیینش بمیران و در گروهش محشور گردان، خدایا! پناهش ده از شر همه آن چه خلق کردی و آفریدی و پدید آوردی و پروریدی و صورت دادی، و او را نگاه دار از پیش رویش و از پشت سرش و از طرف راست و چپش و بالای سرو زیر پایش به نگاهداری خویش که تباه نمی گردد هرکه را به آن نگاه داری و حفظ کن در وجود او رسول صلی الله علیه واله وسلم و جانشین رسولت را بر او و خاندانش درود باد، خدایا عمرش را طولانی کن و بر زندگی اش بیفزای و بر آن چه سرپرستی اش دادی و رعایتش را از او خواستی یاری اش ده و در کرامتت بر او بیفزای و به درستی که او هدایتگر و هدایت شده و پاینده و ره یافته و پاک و پرهیزگار و پاکیزه و بی عیب و خشنود و پسندیده و شکیبا و سپاسگزار و کوشاست.
خدايا! یقین را از ما مگیر به خاطر طول زمان غیبتش و قطع شدن خبرش، و یادش را به فراموشی مسپار و هم چنین کشیدن انتظارش و ایمان به حضرتش و نیرومندی یقین در ظهورش و دعا به وجودش و درود بر او را از یاد ما مبرتا جایی که طول غیبت او از قیامش ناامیدمان نکند و یقینمان در این موضوع همانند یقین مان در قیامت پیامبرت (درود تو بر او و خاندانش) و آن چه از وحی و قرآنت آورده باشد، پس دل های ما را برایمان به او نیرومند ساز تا ببری ما را به دست او در مسیر هدایت و بزرگراه بزرگ تر، و راه میانه تر و ما را بر طاعت او نیرومند کن و بر پیروی اش استوار فرما، و قرارمان ده در گروه و یاوران و یاران او و کسانی که به کار حضرتش خشنودند، و این حقایق را نه در زندگی و نه در هنگام مرگ از ما مگیر، تا ما را بمیرانی و ما براین حقایق باشیم و از شک کنندگان و پیمان شکنان و تردید داران و تکذیب گران نباشیم.
خدایا! در گشایش امرش شتاب کن و به یاری خود تأییدش کن، و یارش را یاری ده، و واگذار کننده اش را خوار نما و هلاک کن هرکه را که با او طرح دشمنی اندازد، و او را تکذیب کند، و حق را بر او آشکار کن و ستم را به وسیله او میران، و بندگان مؤمنت را به وسیله او از خواری رهایی ده و کشورهایت را به او زنده و سرسبز کن و گردن کشان کفر را به دست او به قتل برسان و سرکرده های گمراهی را به او درهم شکن، و جبّاران و کافران را به وسیله او خوار کن و به قدرت او نابود کن منافقان، و پیمان شکنان و همه مخالفان و بی دینان را در مشرق های زمین و مغرب هایش در خشکی ها و دریاهایش و همواری ها و کوه هایش تا نگذاری از آنان احدی را و باقی نگذاری برای آنان آثاری را کشورهایت را از این ناپاکان پاک کن و با انتقام گرفتن از آنان سینه های بندگانت را شفا بخش و به وسیله او تازه کن آنچه از دینت کهنه شده است.
و به او اصلاح کن آن چه از قانونت به قانون دیگر تبدیل شده و از آیینت دگرگون گشته تا دین تو به وجود او و به دست او بازگردد با طراوت و تازه و بی عیب که نباشد در آن هیچ کجی و نه همراه آن هیچ بدعت، تا به دادگری اش خاموش کنی، آتش کافران را چه او بنده ی توست بنده ای که برای خود برگزیدی و او را برای دینت پسندیدی و با دانشت اختیارش نمودی و از گناهان نگاهش داشتی و از عیوب مبّرایش کردی، و بر نهان ها آگاهش فرمودی، و به او نعمت دادی و از پلیدی پاکش ساختی و از ناپاکی نظیفش فرمودی خدایا درود فرست بر او و بر پدرانش آن امامان پاک، و بر شیعیان نجیبش و آنان را به آرزوهایشان هر آن چه آرزو می کنند برسان، و این خواسته ها را از ما خالص گردان از هر شک و شبهه و خودنمایی و شهرت طلبی تا با آن غیر تو را نخواهیم و جز خاطر تو را نجوییم.
خدایا! به تو شکایت می کنیم از فقدان پیامبران، و غیبت اماممان، و سختی زمانه عليه وجودمان و فرود آمدن فتنه ها بر سرمان و پشت به پشت هم دادن دشمنان به زیانمان و بسیاری دشمنانمان و کمی نفراتمان خدایا این گرفتاری ها را از ما بگشا، به گشایشی از جانب خویش که آن را زود برسانی و نصرتی از سوی خود که با -
عزت توأمش فرمایی، و پیشوای عدالتی که آشکارش سازی، ای پرستیده حق آمین، خدایا! از تو می خواهیم به ولی ات برای آشکار کردن دادگری در میان بندگانت و کشتن دشمنان در کشورهایت اجازه دهی ای پروردگارم تا ستونی برای ستم باقی نگذاری مگر آن که درهم شکنی و نه باقی مانده ای جز آن که نابود گردانی، و نه نیرویی مگر ضعیفش نمایی و نه پایه ای جز آن که در هم فرو ریزی و نه برنده ای جز آن که گند کنی، و نه اسلحه ای جز آنکه از کار اندازی و نه پرچمی جز آن که سرنگون سازی، و نه پهلوانی جز آن که به قتل رسانی و نه لشکری جز آن که شکست دهی و سنگ باران شان کن، به سنگ درهم کوبنده ات و بزن آنان را به شمشیر برنده ات و انتقامت که آن را از مردمان بدکار باز نمی گردانی و عذاب کن دشمنانت و دشمنان ولیات و دشمنان رسولت (درود توبر او و خاندانش) به دست ولیات و دست بندگانت با ایمانت.
خدایا! کفایت کن ولیّات و حجّتت را در زمین از هراس دشمنش و از نیرنگ هرکه قصد او کند و حیله کن با هرکه به او حیله ورزد و بگردان گردش های بد روزگار را علیه هرکس که به او قصد بد کند، و و ریشه آن ها را از او قطع کن و رعب او را در دل های آنان درانداز، و قدم هایشان را بلغزان و آن ها را آشکارا و ناگهان بگیر، و عذابت را بر آنان، سخت کن و در میان بندگانت رسوایشان ساز و در شهر و دیار عالم به لعنت گرفتارشان گردان، و در قعر آتش جایشان ده و شدیدترین عذابت را بر آنان فرو انداز و با آتش دوزخ ملازم شان نما و گورهای مردگانشان را از آتش پرکن، و در سوز آتشت واردشان ساز که اینان نماز را تباه کردند و از شهوات پیروی نمودند و بندگانت را به گمراهی کشیدند و دیارت را ویران کردند. خدایا! به دست ولیات قرآن را زنده کن و همیشه نورش را به ما بنمایان که شبی در آن نباشد و دل های مرده را به وسیله او زنده کن و سینه های آکنده از کینه را به او بهبودی بخش، و آرای پراکنده را به دست او بر پایه ی حق گرد آور و حدود معطل شده و احکام فرو گذاشته را به او بر پا بدار تا حق بجا نماند جز آن که آشکار گردد و نه عدالتی جز آن که شکوفا شود، و قرار ده ما را ای پروردگار از یاران و نیرو دهندگان سلطنت و فرمان برداران فرمان و خشنودان به -
عمل و تسلیم شوندگان به احکامش و از آنانی که نیاز به پنهان کاری از بیم مردم نداشته باشند و توای پروردگارم که گرفتاری را بر طرف می کنی و بیچاره را اگر خواندت اجابت می کنی و نجات می دهی از اندوه بزرگ پس گرفتاری را از ولی ات برطرف کن، و او را خلیفه خود در زمینت قرار ده چنان که برای او تعهد نموده ای خدایا ما را قرار مده از رو در روشدگان با خاندان محمّد (درود برایشان) و از دشمنان خاندان محمّد (درود برایشان)، و از کینه توزان بر خاندان محمّد درود برایشان که من از این امور به تو پناه می آورم، پس پناهم بده و از تو پناه می خواهم پس در پناهم بگیر خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از جانب خود به وسیله ی ایشان رستگار کن در دنیا و آخرت، و از مقربان درگاهت قرار ده، آمین ای پروردگار جهانیان». (1)
1) كمال الدين و تمام النعمة ج 2 ص 287.