فرهنگ قرآن کلید راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم جلد 23

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه : هاشمی رفسنجانی، اکبر، ۱۳۱۳ -

عنوان و نام پدیدآور : فرهنگ قرآن: کلید راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم / اکبر هاشمی‌رفسنجانی، محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن.

مشخصات نشر : قم: بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم)، ۱۳۸۶-

مشخصات ظاهری : ج.

فروست : بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم)؛ ۸۳۰، ۱۳۲۷، ۱۳۸۲، ۱۳۹۳، ۱۳۵۴، ۱۴۴۰، ۱۴۶۷، ۱۴۶۸، ۱۵۱۴، ۱۵۲۷، ۱۵۴۶، ۱۶۳۹، ۱۶۴۰‌٬ ۱۶۳۸، ۱۷۸۳، ۱۶۹۱. علوم قرآن؛ ۴۸، ۶۳، ۶۴، ۶۶، ۷۰، ۸۰، ۸۲، ۸۳، ۸۴، ۹۳، ۹۶، ۱۰۱، ۱۰۷، ۱۱۷، ۱۱۸، ۱۳۷، ۱۲۰‌٬ ۱۱۶. قرآن؛ ۱۰۳، ۱۴۹،۱۵۰، ۱۵۸، ۱۶۲، ۱۷۳، ۱۷۷، ۱۷۸، ۱۸۹، ۱۹۳، ۱۹۸، ۲۲۰، ۲۲۱، ۲۳۴، ۲۴۵‌٬ ۲۱۹.

آثار مرکز فرهنگ و معارف قرآن؛ ۱۹، ۴۱،۴۲، ۴۴، ۴۷، ۵۴، ۵۷، ۵۸، ۶۴، ۶۶، ۶۹، ۸۰، ۸۱، ۹۰، ۹۴‌٬ ۷۹.

شابک : دوره‌978-964-548-712-4 : ؛ ۷۰۰۰۰ ریال: ج. ۱‌978-964-548-383-6 : ؛ ۷۰۰۰۰ ریال (ج. ۱، چاپ سوم) ؛ ۷۵۰۰۰ ریال (ج. ۲، چاپ چهارم) ؛ ۷۰۰۰۰ ریال (ج.۳، چاپ چهارم) ؛ ۵۵۰۰۰ ریال (ج. ۴، چاپ چهارم) ؛ ۶۷۰۰۰ ریال (ج. ۵، چاپ دوم) ؛ ۶۷۰۰۰ ریال (ج. ۵، چاپ سوم) ؛ ۷۳۰۰۰ ریال (ج.۶، چاپ دوم) ؛ ۶۸۰۰۰ ریال (ج. ۷، چاپ دوم) ؛ ۷۰۰۰۰ ریال (ج.۸، چاپ دوم) ؛ ۶۰۰۰۰ ریال ( ج. ۹) ؛ ۷۵۰۰۰ ریال (ج.۹، چاپ دوم) ؛ ۷۵۰۰۰ ریال (ج. ۱۰) ؛ ۹۰۰۰۰ ریال (ج.۱۰، چاپ دوم) ؛ ۸۵۰۰۰ ریال: ج.۱۱: 978-964-548-839-8 ؛ ۷۲۰۰۰ ریال (ج. ۱۳) ؛ ۷۶۰۰۰ ریال(چاپ اول) : ج. ۱۴ ؛ ۹۰۰۰۰ ریال (ج.۱۶) ؛ ۷۵۰۰۰ ریال (ج. ۱۷، چاپ اول) ؛ ۷۵۰۰۰ ریال (ج.۱۸) ؛ ۹۰۰۰۰ ریال (ج.۲۰) ؛ ۱۲۵۰۰۰ریال: ج. ۲۱: 978-964-09-0279-0 ؛ ۱۲۵۰۰۰ ریال (ج. ۲۱، چاپ دوم)

وضعیت فهرست نویسی : برون‌سپاری

یادداشت : فارسی - عربی.

یادداشت : ص. ع. لاتینی شده: Akbar- e Hashemi- ye Rafsanjani. Farhang- e Ghoran: kelid- e rahyabi beh mowzu'at ....

یادداشت : ص. ع. به عربی: قاموس‌القرآن‌الکریم: مفتاح‌الوصول الی مفاهیم‌القرآن‌الکریم.

یادداشت : جلد بیست و یکم با همکاری پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شده است.

یادداشت : چاپ چهارم.

یادداشت : ج. ۱ (چاپ اول و سوم: ۱۳۸۶).

یادداشت : ج. ۲ ، ۳ و ۴ (چاپ چهارم: ۱۳۸۶).

یادداشت : ج. ۵ و ۷ (چاپ دوم و سوم: ۱۳۸۶).

یادداشت : ج. ۹ و ۱۰ (چاپ اول: ۱۳۸۵).

یادداشت : ج.۶، ۷، ۸، ۹ و ۱۰ (چاپ دوم: ۱۳۸۶).

یادداشت : ج. ۱۴(چاپ اول : ۱۳۸۶).

یادداشت : ج. ۱۱ ٬ ۱۳ ، ۱۶، ۱۷ و ۱۸ (چاپ اول: ۱۳۸۶).

یادداشت : ج.۲۰ (چاپ اول: ۱۳۸۷).

یادداشت : ج. ۲۱ (چاپ اول و دوم: ۱۳۸۸).

یادداشت : کتابنامه.

مندرجات : ج. ۱. آب - آیین.- ج. ۲. ابابیل - ارض موعود.-ج.۳.ارض مقدس - اطاعت.- ج. ۴. اطعام - انار.- ج. ۵. انبیا - ایوب علیه السلام.- ج.۶. باب حطه - بهشت شداد.- ج. ۷. بیابان - ترور.- ج.۸. تزکیه - تنبیه.- ج. ۹. تنزیه - جنود ابلیس.- ج.۱۱.حکم. - ج.۱۰. جنودالهی - حق‌الیقین.- ج. ۱۳. خضوع - دعا.- ج. ۱۴. دفاع - رضاع.- ج.۱۶. سپاس- شرع. - ج. ۱۷. شرک - شنوایی.- ج. ۱۸. شورا - ضعف.- ج.۲۰. عبادالرحمن ـ علقه.- ج. ۲۱. علم - فاطمه علیهاالسلام

موضوع : قرآن -- فهرست مطالب

شناسه افزوده : حوزه علمیه قم. دفتر تبلیغات اسلامی. بوستان کتاب قم

شناسه افزوده : حوزه علمیه قم. دفتر تبلیغات اسلامی. مرکز فرهنگ و معارف قرآن

شناسه افزوده : پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

رده بندی کنگره : BP۶۶/۶/ھ۲ف۴ ۱۳۸۶

رده بندی دیویی : ۲۹۷/۱۲

شماره کتابشناسی ملی : ۱۰۹۴۴۸۹

اشاره

پیشگفتار

اثر پربرگ«فرهنگ قرآن»کلید راهیابی آسان قرآن پژوهان به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم است. سنگ نخست این بنای رفیع به همتِ دولتمردی فرهیخته و قرآن پژوهی آشنا با زمان و مقتضیات آن نهاده شد.«آیت‌الله هاشمی رفسنجانی»- دام عزّه - در پس این اندیشه و باور که چینش آیات، در ذیل واژگان قرآنی ما را به همۀ معارف قرآن رهنمون نمی‌سازد، طرحی نو در افکندند. در این طرح، کاخی سر بر آورد که بسی بلندتر از معجمهای لفظیِ قرآن است، زیرا با نگاهی فراگیر، آیات به صورت روشمند در ذیل موضوعات طبقه‌بندی شده است.

فراهم آوردن چنین معجمی که بسیار فراتر از معجمهای لفظی است و به صورت جامع و آسان، اطلاعات و آموزه‌های قرآنی در هر موضوع را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد، کاری بس دشوار، ظریف و نیازمند تبیین قواعد و اصولی است تا انتخاب مدخل، (موضوع) برداشتها، و طبقه بندی به صورت هماهنگ انجام شود. بخشی از اصولی که در شکل‌گیری این اثر مورد توجه بوده و به تفصیل در مقدمۀ جلد اوّل آمده، بدین شرح است:

یک. اصول و ضوابط مدخل‌گزینی

1.

ملاک انتخاب در مدخلها، قرآنی بودن و داشتن اطلاعات - هر چند اندک - است، به طوری که ذیل برخی از مدخلها، یک آیه و یا حتّی بخشی کوتاه از یک آیه ذکر شده است.

2.

در فارسی و یا عربی بودن، بیشتر به شناخته بودن آنها برای مخاطبان فارسی زبان توجّه شده است.

3.

اعلام مصرّح در قرآن، و اعلام غیر مصرّح که براساس روایات و کتابهای تفسیر و اسباب نزول، مُرادِ اشاره‌های قرآن‌اند، مدخل قرار گرفته‌اند.

4.

موضوعات علوم قرآن که در قرآن کریم به آنها اشاره شده باشد و از معارف قرآنی قلمداد شود، مدخل قرار گرفته است؛ مانند محکم و متشابه و نسخ.

دو. اصول و ضوابط برداشت از آیات

1. در برداشت از آیات، چینش و نظم کنونی آیات مورد توجه بوده است، چنانکه برخی روایات،

نظم فعلی آیات را توقیفی می‌داند. (1)

2.

در برداشتها از روایات شأن نزول و روایات تفسیری نیز استفاده شده است، البته مشروط به آنکه با مبانی شناخته شدۀ دینی سازگاری داشته باشد.

3.

در برداشتها مبنا بر این بوده که ظاهر کلمات قرآن براساس فهم عرف، دارای حجیّت و قابل استناد است. دعوت قرآن از مردم برای اندیشه‌ورزی در آیه‌های خود و توصیه به آنان برای عمل به مفاد آنها، همچنین روایاتی که مسلمانان را به مراجعه به قرآن و سنجش روایات براساس آیات، (2)دعوت می‌کند، دلیل گویایی بر این مبناست.

4.

در این اثر سعی بر آن بوده است که به همه ابعاد کارکرد زبان عربی توجّه شود و براساس این قواعد، برداشتهای مختلف صورت پذیرد.

5.

به سیاق آیات در برداشتها توجّه شده است.

6 . برداشتها در این مجموعه بر اساس قرائت مشهور، یعنی روایت«حفص از عاصم»است.

7. در گزارشهای قرآنی از پیشینیان، باور و مبنا بر آن است که هر آنچه قرآن نقل کرده و آن را نقد نکرده، مورد پذیرش قرآن بوده است.

8 . برخی از دریافتها و برداشتها، با نظر به روایات، شأن نزولها، لغت، احتمالها، تقدیم و تأخیر آیه‌ها، قرار گرفتن جمله‌ای در سیاق جمله و یا جمله هایی دیگر، الغای خصوصیت و مانند آنها استفاده شده است، به همین جهت، دلیل برداشت از آیه به صراحت بیان شده تا ابهامی باقی نماند.

سه. اصول و ضوابط طبقه‌بندی اطلاعات

1.

مدخلها در این مجموعه به صورت الفبایی تنظیم شده است.

2.

در ذیل مدخلها سرفصلهای اصلی و عناوین فرعی ذیل آن نیز به روش الفبایی طبقه‌بندی شده است.

3.

در بسیاری از موارد، عناوین فرعی در ردیف سرفصلهای اصلی، در جایگاه الفبایی خود آمده و ارجاع شده است؛ مثلاً«آب و آبادانی»گرچه فرعی«نقش آب»است، ولی به دلیل اهمیت، در جایگاه الفبایی خود آمده و به«نقش آب»ارجاع شده است.

4.

در ذیل برخی از مدخلهای عام، مانند«آشامیدنیها»و«اخلاق»که خود، مشتمل بر مدخلهای متعددی است، فقط به ارائه اطلاعات کلی مدخلهای مربوط پرداخته شده و مباحث مربوط به مصادیق و مدخلهای ریز به مدخلهای مربوط ارجاع شده است، مثلاً اطلاعات آب، شراب، و... در


1) 1) . الاتقان فی علوم القرآن، ج 1، ص 126 -\153؛ القرآن و روایات المدرستین، ج 1، ص 211 -\214

2) 2) . الکافی، ج 1، ص 69

آشامیدنیها نیامده، چنانکه اطلاعات دروغ، غیبت، و... در«اخلاق»نیامده است، بلکه به جایگاه الفبایی خود ارجاع شده است.

ویژگیهای صوری

1.

پس از مشاوره با صاحب نظران و بررسی آثار مشابه، بر آن شدیم تا این اثر را جهت سهولت در استفاده، با قطع وزیری چاپ کنیم.

2.

در آغاز اغلب مدخلها در شناسه‌ای به معنای لغوی، معنای اصطلاحی، محدودۀ مدخل، کلید واژه‌های اصلی قرآنی و اهمّ مباحث آن موضوع پرداخته شده است.

3.

در مدخلهای اعلام غیر مصرّح، از فیش نگاری پرهیز شده و فقط به گزارش شأن نزولها بسنده شده است، زیرا غالب شأن نزولهای نقل شده دربارۀ اعلام غیر مصرّح، قطعی نیست.

4.

گاهی در پانوشتها، عبارات و توضیحاتی افزوده شده است. این روش گرچه خلاف شیوۀ معجم نگاری است، ولی بیشتر بدان جهت است که استفادۀ همگانی از این مجموعه ممکن گردد، همچنین عناوین و موضوعات به ابهام و اجمال نگراید.

5.

از آنجا که در تدوین و تنظیم مطالب، مدار بر مدخلها بوده، گاه نیازی به ذکر کامل یک آیه دیده نمی‌شد و تنها بخشی از آن آیه که مربوط به مدخل بوده، ذکر شده است.

6 . توضیحات مشابه دربارۀ چند آیه، تنها یک جا نوشته شده و در سایر موارد به همان مورد اول ارجاع شده است.

7. غالباً واژه‌هایی که به صورت مدخل انتخاب شده در سر فصلهای اصلی و فرعی، مورد استفاده قرار گرفته است.

همکاران

مرکز فرهنگ و معارف قرآن، سپاس و تقدیر خود را نثار قلمها و همتهای بلندی می‌کند که چون جویبارهایی زلال، به این رودخانه پیوستند و هر یک گوشه‌ای از این جمال را آراستند. بسیارند کسانی که در ظهور این معجم بزرگ ، سهم دارند و دریغا که آراستن این مقدمه به نام یکایک آنان میسور نیست، و اما عزیزانی که در آفرینش این اثر نقش جدّی‌تری بر عهده گرفتند بدین شرح است:

همکاران علمی

1.

احمدی شاهرختی - ابوالحسن - ویراستار

2.

اورعی - مرتضی - مسئول بخش گزینش مدخلها

3.

باقریان - احمد - پژوهشگر و ارزیاب علمی

4.

بهرامی - حامد - پژوهشگر و ارزیاب علمی

5.

پاینده - مصطفی - پژوهشگر و ارزیاب علمی

6 . جانپور - عبدالحسین - پژوهشگر و مقابله و بازبینی

7. حسین‌زاده - قاسم - مقابله و بازبینی

8 . حسینی - سیّد تقی - پژوهشگر و ارزیاب علمی

9.

حیدری موسوی - سیّد حسن - پژوهشگر و ارزیاب علمی و عضو کمیتۀ هماهنگ‌سازی نمایه‌ها

10.

خیرخواه - احمد - پژوهشگر و ارزیاب علمی

11.

سادات - سیّد محسن - پژوهشگر و ناظر و ارزیاب علمی و عضو شورای علمی گروه فرهنگنامه‌های قرآنی

12.

سحرخوان - محمّد - مسئول گروه مقابله و بازبینی

13.

سلیمانی - سیّد اسماعیل - پژوهشگر و ارزیاب

14.

شیرزاد کمانگر - حسن - پژوهشگر و ارزیاب علمی

15.

علی نقی پور - احمد - پژوهشگر، ارزیاب علمی و عضو کمیتۀ هماهنگ‌سازی نمایه‌ها

16.عیسی زاده - عیسی - پژوهشگر، ناظر و ارزیاب علمی، عضو کمیتۀ هماهنگ‌سازی نمایه‌ها، عضو شورای علمی و سرپرست گروه فرهنگنامه‌های قرآنی

17.

فیروزمهر - محمّد مهدی - پژوهشگر و ارزیاب علمی

18.

کریمی - علیجان - پژوهشگر، ناظر و ارزیاب علمی و عضو شورای علمی گروه فرهنگنامه‌های قرآنی

19.

کوثری - عبّاس - پژوهشگر، ناظر و ارزیاب علمی و عضو شورای علمی گروه فرهنگنامه‌های قرآنی

20.

مهدی زاده - حمزه - پژوهشگر و ارزیاب علمی

21.

میرعرب - فرج اللّٰه - پژوهشگر و ارزیاب علمی

22.

یغمایی - ابوالفضل - پژوهشگر و ارزیاب علمی

23.

یوسفی‌مقدّم - محمّدصادق - پژوهشگر،ناظر و ارزیاب علمی

سایر همکاران

1.

آزادی - باب الله - کارشناس امور نشر

2.

ابراهیمی - سیّد فتاح - حروف‌نگار

3.

ابراهیمی - سیّد هادی - حروف‌نگار

4.

حسینی‌طایقانی - منصور - حروف‌نگار

5.

محسنی‌نیا - سیّد محمدمهدی - حروف‌نگار

6. مزینانی - محمدجعفر - مدیر پژوهش

در پایان، بذل توجّه و عنایات ویژۀ«آیت‌الله هاشمی رفسنجانی»- دامت افاضاته - را عرض امتنان و سپاس می‌داریم. بی‌گمان رهنمودها و تشویقهای ایشان در به ثمر نشستن این نهال، سهمی مهم دارد و از خدای رحمان خواستاریم که آن بزرگوار را همواره در راه خدمت به قرآن و معارف اهل‌بیت علیهم السلام توفیق روز افزون عنایت فرماید.

همچنین از حمایت و اهتمام ویژۀ شخصیت فرهیخته«حجةالاسلام والمسلمین جناب حاج آقای ربّانی»- سلمه الله تعالی - رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیه قم و حجةالاسلام والمسلمین جناب حاج آقای مبلّغی - سلمه الله تعالی - ریاست محترم پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تقدیر و تشکر می‌نماییم.

آرزومندیم همۀ آنان که به خدمت‌گزاری در ساحت مقدس وحی کوشا و بی‌دریغ‌اند، از عنایات و مراحم مستمر حضرت حق برخوردار بوده، در سرای باقی از شفاعت قرآن برخوردار باشند.

محمّدصادق یوسفی‌مقدّم

مدیر مرکز فرهنگ و معارف قرآن

پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم

قرآن

اشاره

قرآن، در اصل، مصدر [به معنای خواندن] است، (1)برخی گفته‌اند: قرآن اسم عَلَمِ غیر مشتق و مختص به کلام خدا است و همزۀ آن از حروف اصلی نیست (2)و برخی آن را مشتق از«قرن الشّیء بالشّیء»[پیوند زدن و افزودن چیزی بر چیزی] دانسته‌اند، زیرا سوره‌ها و آیات و حروف آن بر هم افزوده شده و مقارنت دارند. (3)عدّه‌ای از کسانی که قرآن را مهموز دانسته‌اند آن را مصدر«قرأت»ذکر کرده‌اند که در واقع«مقرؤ» [خوانده شده] را قرآن [خواندن] نامیده‌اند و جمعی دیگر آن را وصف و از مادّۀ«قرء»به معنای جمع دانسته‌اند. (4)قرآن وحی‌نامۀ اعجازآمیز الهی است که به زبان عربی، به عین الفاظ به وسیلۀ فرشتۀ امین وحی [جبرئیل] از جانب خداوند و از لوح محفوظ، بر قلب و زبان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله هم اجمالاً یک بار و هم تفصیلاً در مدّت بیست و سه سال نازل شده و حضرت آن را بر گروهی از اصحاب خود خوانده و کاتبان وحی [از میان اصحاب] آن را با نظارت مستقیم و مستمرّ حضرت صلی الله علیه و آله نوشته‌اند و حافظان بسیار هم از میان اصحاب آن را حفظ و به تواتر نقل کرده‌اند. قرآن در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله ، مکتوب، ولی مدوّن نبوده و بعدها از سورۀ فاتحه تا ناس در 114 سوره مدوّن گردیده و متن آن مقدّس، متواتر و قطعی‌الصّدور است. (5)در این مدخل از واژه‌های«ذکر»،«کتاب»،«قرآن»و آیات مربوطه استفاده شده است.

اهمّ عناوین: آسانی قرآن، اتقان قرآن، استماع قرآن، اسما و صفات قرآن، اعراض از قرآن، افترا به قرآن، ایمان به قرآن، تبلیغ قرآن، تعالیم قرآن، تفکّر در قرآن، جاودانگی قرآن، حقّانیّت قرآن، کافران به قرآن، مصونیّت قرآن، مؤمنان به قرآن، نزول قرآن، وحیانیّت قرآن.

آسانی قرآن

1. قرآن، کتابی آسان و در دسترس فهم و درک بشر:

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا. مریم (19) 97

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ .

دخان (44) 58

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 17

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 22


1) 1) . مفردات، ص 668 ،«قرأ»

2) 2) . الاتقان، ج 1، ص 112

3) 3) . الاتقان، ج 1، ص 112

4) 4) . التبیان، ج 1، ص 18؛ الاتقان، ج 1، ص 113

5) 5) . دانشنامۀ قرآن، خرّمشاهی، ج 2، ص 1630

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 32

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 40

2. آسان‌سازی فهم معارف و مطالب متعالی قرآن برای بشر، موهبتی از جانب خداوند:

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا. مریم (19) 97

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ .

دخان (44) 58

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 17

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 22

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 32

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 40

3. ترغیب مردم از سوی خداوند، برای اندیشه در قرآن، در پی آسان سازی آن:

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 17

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 22

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 32

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 40

4. نقش اساسی زبان عربی، در آسان سازی و تسهیل بیان معارف و محتوای بلند قرآن:

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا. مریم (19) 97

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ .

دخان (44) 58

5. زبان گویای پیامبر صلی الله علیه و آله واسطۀ آسان شدن محتوای بسیار عالی قرآن برای درک همگان:

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا. (1)مریم (19) 97

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ .

دخان (44) 58

6. آسان قرار دادن قرآن از سوی خداوند، برای پندگیری:

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ .

دخان (44) 58

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 17

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 22

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 32

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 40


1) 1) . آیۀ فوق در صدد تبیین این معناست که حقایق و معارف قرآن بلندتر از آن است که دست افراد عادی به آن برسد. لکن این حقایق به زبان پیامبر صلی الله علیه و آله آسان گشته است تا دیگران از آن بهرۀ لازم را ببرند. (المیزان، ج 14، ص 116 و 117)

7. آسان شدن قرآن برای پیامبر صلی الله علیه و آله جهت انذار افراد لجوج:

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا. (1)مریم (19) 97

8. آسان شدن قرآن برای پیامبر صلی الله علیه و آله جهت بشارت به تقواپیشگان:

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا. مریم (19) 97

9. آسانی قرآن در بیان و نقل داستانها و واقعیّتهای تاریخی، دارای تأثیری فزونتر در خاطرۀ توده‌ها:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ

فَدَعٰا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ

فَفَتَحْنٰا أَبْوٰابَ السَّمٰاءِ بِمٰاءٍ مُنْهَمِرٍ

وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی الْمٰاءُ عَلیٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ

وَ حَمَلْنٰاهُ عَلیٰ ذٰاتِ أَلْوٰاحٍ وَ دُسُرٍ

تَجْرِی بِأَعْیُنِنٰا جَزٰاءً لِمَنْ کٰانَ کُفِرَ

وَ لَقَدْ تَرَکْنٰاهٰا آیَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ

فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ

کَذَّبَتْ عٰادٌ فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ رِیحاً صَرْصَراً فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ

تَنْزِعُ النّٰاسَ کَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ

فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ

کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ

فَقٰالُوا أَ بَشَراً مِنّٰا وٰاحِداً نَتَّبِعُهُ إِنّٰا إِذاً لَفِی ضَلاٰلٍ وَ سُعُرٍ

أَ أُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُوَ کَذّٰابٌ أَشِرٌ

سَیَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْکَذّٰابُ الْأَشِرُ

إِنّٰا مُرْسِلُوا النّٰاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَ اصْطَبِرْ

وَ نَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمٰاءَ قِسْمَةٌ بَیْنَهُمْ کُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ

فَنٰادَوْا صٰاحِبَهُمْ فَتَعٰاطیٰ فَعَقَرَ

فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ صَیْحَةً وٰاحِدَةً فَکٰانُوا کَهَشِیمِ الْمُحْتَظِرِ

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ حٰاصِباً إِلاّٰ آلَ لُوطٍ نَجَّیْنٰاهُمْ بِسَحَرٍ

نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنٰا کَذٰلِکَ نَجْزِی مَنْ شَکَرَ

وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنٰا فَتَمٰارَوْا بِالنُّذُرِ

وَ لَقَدْ رٰاوَدُوهُ عَنْ ضَیْفِهِ فَطَمَسْنٰا أَعْیُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذٰابِی وَ نُذُرِ

وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُکْرَةً عَذٰابٌ مُسْتَقِرٌّ

فَذُوقُوا عَذٰابِی وَ نُذُرِ

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 9 -\40

آیات‌الاحکام قرآن

==> حکم

آیات قرآن

==> آیه

ابراهیم علیه السلام در قرآن

10. لزوم یادآوری ابراهیم علیه السلام و داستان او در قرآن از ناحیۀ پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِبْرٰاهِیمَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا.

مریم (19) 41

11. صداقت همه جانبۀ ابراهیم علیه السلام موجب لزوم یادآوری وی در قرآن از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِبْرٰاهِیمَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا.

مریم (19) 41


1) 1) .«لُدّ»شدّت خصومت است. (المصباح، ص 551،«لدّ»)

12. بهره‌مندی ابراهیم علیه السلام از مقام نبوّت موجب لزوم یادآوری وی در قرآن از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِبْرٰاهِیمَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا.

مریم (19) 41

13. یادآوری ابراهیم علیه السلام از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله از روشهای تربیتی و هدایتی قرآن برای مردم:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِبْرٰاهِیمَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ یٰا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مٰا لاٰ یَسْمَعُ وَ لاٰ یُبْصِرُ وَ لاٰ یُغْنِی عَنْکَ شَیْئاً

یٰا أَبَتِ إِنِّی قَدْ جٰاءَنِی مِنَ الْعِلْمِ مٰا لَمْ یَأْتِکَ فَاتَّبِعْنِی أَهْدِکَ صِرٰاطاً سَوِیًّا

یٰا أَبَتِ لاٰ تَعْبُدِ الشَّیْطٰانَ إِنَّ الشَّیْطٰانَ کٰانَ لِلرَّحْمٰنِ عَصِیًّا

یٰا أَبَتِ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یَمَسَّکَ عَذٰابٌ مِنَ الرَّحْمٰنِ فَتَکُونَ لِلشَّیْطٰانِ وَلِیًّا

قٰالَ أَ رٰاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِی یٰا إِبْرٰاهِیمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّکَ وَ اهْجُرْنِی مَلِیًّا

قٰالَ سَلاٰمٌ عَلَیْکَ سَأَسْتَغْفِرُ لَکَ رَبِّی إِنَّهُ کٰانَ بِی حَفِیًّا

وَ أَعْتَزِلُکُمْ وَ مٰا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ أَدْعُوا رَبِّی عَسیٰ أَلاّٰ أَکُونَ بِدُعٰاءِ رَبِّی شَقِیًّا

فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ مٰا یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ کُلاًّ جَعَلْنٰا نَبِیًّا

وَ وَهَبْنٰا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنٰا وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ لِسٰانَ صِدْقٍ عَلِیًّا. مریم (19) 41 - 50

اتقان قرآن

14. قرآن، کتابی دارای شرافت، استحکام و اتقان:

ذٰلِکَ نَتْلُوهُ عَلَیْکَ مِنَ الْآیٰاتِ وَ الذِّکْرِ الْحَکِیمِ . (1)

آل‌عمران (3) 58

الر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ . یونس (10) 1

15. اتقان قرآن و روشنی آیات آن، جلوه‌ای از حکمت خداوند:

ذٰلِکَ نَتْلُوهُ عَلَیْکَ مِنَ الْآیٰاتِ وَ الذِّکْرِ الْحَکِیمِ . آل‌عمران (3) 58

الر کِتٰابٌ أُحْکِمَتْ آیٰاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ. هود (11) 1

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ . لقمان (31) 2

وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ . یس (36) 2

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

زمر (39) 1

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمّٰا جٰاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتٰابٌ عَزِیزٌ

لاٰ یَأْتِیهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ.

فصّلت (41) 41 و 42

وَ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ

وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتٰابِ لَدَیْنٰا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ . زخرف (43) 2 و 4

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

جاثیه (45) 2

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

احقاف (46) 2

نیز ==> حکمت، حکمت در قرآن و همین مدخل، اسما و صفات قرآن، حکمت.

اتمام حجّت با قرآن

16. اتمام‌حجّت خداوند بر انسانها با نازل کردن قرآن:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَکُمْ بُرْهٰانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنٰا


1) 1) . مقصود از«الذّکر الحکیم»این است که قرآن، دارای‌شرافت و استحکام و به دور از تضادّ و اختلاف در تعالیم است. (لسان‌العرب، ج 5، ص 51،«ذکر»)

إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً. نساء (4) 174

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ آیٰاتٍ مُبَیِّنٰاتٍ وَ مَثَلاً مِنَ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ .

نور (24) 34

لَقَدْ أَنْزَلْنٰا آیٰاتٍ مُبَیِّنٰاتٍ وَ اللّٰهُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . نور (24) 46

17. بیان هرگونه مثل در قرآن، اتمام‌حجّتی از سوی خداوند بر انسانها:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً

وَ مٰا مَنَعَ النّٰاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جٰاءَهُمُ الْهُدیٰ وَ یَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاّٰ أَنْ تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذٰابُ قُبُلاً. کهف (18) 54 و 55

18. اتمام‌حجّت خداوند بر کافران، به وسیلۀ قرآن:

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ

أَنْ تَقُولُوا إِنَّمٰا أُنْزِلَ الْکِتٰابُ عَلیٰ طٰائِفَتَیْنِ مِنْ قَبْلِنٰا وَ إِنْ کُنّٰا عَنْ دِرٰاسَتِهِمْ لَغٰافِلِینَ

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنّٰا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتٰابُ لَکُنّٰا أَهْدیٰ مِنْهُمْ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَّبَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ صَدَفَ عَنْهٰا سَنَجْزِی الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیٰاتِنٰا سُوءَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یَصْدِفُونَ .

انعام (6) 155 -\157

وَ نٰادیٰ أَصْحٰابُ النّٰارِ أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِیضُوا عَلَیْنٰا مِنَ الْمٰاءِ أَوْ مِمّٰا رَزَقَکُمُ اللّٰهُ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ حَرَّمَهُمٰا عَلَی الْکٰافِرِینَ

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 50 و 52

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ

بِالْبَیِّنٰاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ .

نحل (16) 43 و 44

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً

وَ مٰا مَنَعَ النّٰاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جٰاءَهُمُ الْهُدیٰ وَ یَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاّٰ أَنْ تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذٰابُ قُبُلاً. کهف (18) 54 و 55

أَ وَ لَمْ یَکْفِهِمْ أَنّٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَرَحْمَةً وَ ذِکْریٰ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

قُلْ کَفیٰ بِاللّٰهِ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ شَهِیداً یَعْلَمُ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْبٰاطِلِ وَ کَفَرُوا بِاللّٰهِ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ .

عنکبوت (29) 51 و 52

وَ مٰا عَلَّمْنٰاهُ الشِّعْرَ وَ مٰا یَنْبَغِی لَهُ إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِینٌ

لِیُنْذِرَ مَنْ کٰانَ حَیًّا وَ یَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَی الْکٰافِرِینَ . یس (36) 69 و 70

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی أُولٰئِکَ یُنٰادَوْنَ مِنْ مَکٰانٍ بَعِیدٍ. فصّلت (41) 44

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ

مُطٰاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ

وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شَیْطٰانٍ رَجِیمٍ

فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ

إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ

لِمَنْ شٰاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ

وَ مٰا تَشٰاؤُنَ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ رَبُّ الْعٰالَمِینَ .

تکویر (81) 19 - 21 و 25 - 29

19. عربی بودن قرآن، اتمام حجّتی بر مردم عرب:

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ

عَلیٰ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ

بِلِسٰانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ

وَ إِنَّهُ لَفِی زُبُرِ الْأَوَّلِینَ

أَ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ آیَةً أَنْ یَعْلَمَهُ عُلَمٰاءُ بَنِی إِسْرٰائِیلَ

وَ لَوْ نَزَّلْنٰاهُ عَلیٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ

فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ .

شعراء (26) 192 - 199

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی أُولٰئِکَ یُنٰادَوْنَ مِنْ مَکٰانٍ بَعِیدٍ. فصّلت (41) 44

20. اتمام حجت خداوند بر مشرکان، با تبیین حقایق در قرآن:

أَ فَأَصْفٰاکُمْ رَبُّکُمْ بِالْبَنِینَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ إِنٰاثاً إِنَّکُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِیماً

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِیَذَّکَّرُوا وَ مٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً

قُلْ لَوْ کٰانَ مَعَهُ آلِهَةٌ کَمٰا یَقُولُونَ إِذاً لاَبْتَغَوْا إِلیٰ ذِی الْعَرْشِ سَبِیلاً. اسراء (17) 40 - 42

وَ یَوْمَ یَقُولُ نٰادُوا شُرَکٰائِیَ الَّذِینَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ یَسْتَجِیبُوا لَهُمْ وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمْ مَوْبِقاً

وَ رَأَی الْمُجْرِمُونَ النّٰارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُوٰاقِعُوهٰا وَ لَمْ یَجِدُوا عَنْهٰا مَصْرِفاً

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً

وَ مٰا مَنَعَ النّٰاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جٰاءَهُمُ الْهُدیٰ وَ یَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاّٰ أَنْ تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذٰابُ قُبُلاً. کهف (18) 52 - 55

21. وارد ساختن قرآن در دلهای مجرمان از جانب خداوند، برای اتمام حجت بر آنان:

إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ

کَذٰلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ . (1)حجر (15) 9 و 12

احترام قرآن

22. قرآن، کتابی با عظمت و دارای احترام:

ذٰلِکَ الْکِتٰابُ لاٰ رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ . (2)

بقره (2) 2

ذٰلِکَ نَتْلُوهُ عَلَیْکَ مِنَ الْآیٰاتِ وَ الذِّکْرِ الْحَکِیمِ . (3)آل‌عمران (3) 58

... وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هٰذَا الْقُرْآنُ ... (4)انعام (6) 19

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ .

یونس (10) 37

الر کِتٰابٌ أُحْکِمَتْ آیٰاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ. هود (11) 1

الر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ

نَحْنُ نَقُصُّ


1) 1) . ضمیر«نسلکه»به«الذّکر»برمی‌گردد و معنای«کذٰلک نسلکه»بنا بر قولی این است که اعراض کفّار و مجرمان از قرآن مانع نمی‌شود که آن را در دلهای آنها نفوذ بدهیم تا بر آنان اتمام‌حجّتی باشد. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 509)

2) 2) . آوردن اسم اشارۀ«ذٰلک الکتاب»برای تعظیم و تفخیم‌است

3) 3) .«الذّکر الحکیم»بر شرافت و استحکام تعالیم قرآن دلالت دارد. (لسان‌العرب، ج 5، ص 51،«ذکر»)

4) 4) . آوردن اسم اشارۀ«هذا القرآن»برای تعظیم و تفخیم است

عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغٰافِلِینَ .

یوسف (12) 1 و 3

المر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ وَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ .

رعد (13) 1

الر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ وَ قُرْآنٍ مُبِینٍ .

حجر (15) 1

إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصّٰالِحٰاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً کَبِیراً. اسراء (17) 9

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِیَذَّکَّرُوا وَ مٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً. اسراء (17) 41

قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلیٰ أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هٰذَا الْقُرْآنِ لاٰ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کٰانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَأَبیٰ أَکْثَرُ النّٰاسِ إِلاّٰ کُفُوراً. اسراء (17) 88 و 89

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً.

کهف (18) 54

وَ قٰالَ الرَّسُولُ یٰا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً. فرقان (25) 30

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ . شعراء (26) 2

طس تِلْکَ آیٰاتُ الْقُرْآنِ وَ کِتٰابٍ مُبِینٍ .

نمل (27) 1

إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . نمل (27) 76

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ . قصص (28) 2

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ لَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآیَةٍ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ مُبْطِلُونَ . روم (30) 58

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ . لقمان (31) 2

ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ. (1)ص (38) 1

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ . زمر (39) 27

وَ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ . زخرف (43) 2

وَ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ . دخان (44) 2

ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِیدِ. (2)ق (50) 1

وَ الطُّورِ

وَ کِتٰابٍ مَسْطُورٍ

فِی رَقٍّ مَنْشُورٍ.

طور (52) 1 -\3

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . حشر (59) 21

بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ. بروج (85) 21

23. ضرورت حفظ حرمت قرآن:

وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتٰابِ أَنْ إِذٰا سَمِعْتُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ یُکْفَرُ بِهٰا وَ یُسْتَهْزَأُ بِهٰا فَلاٰ تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللّٰهَ جٰامِعُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْکٰافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعاً. (3)نساء (4) 140

وَ إِذٰا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیٰاتِنٰا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمّٰا


1) 1) .«ذی الذکر»به معنای صاحب شرافت است. (لسان العرب، ج 5، ص 51،«ذکر»)

2) 2) . قسم خداوند به قرآن، بیانگر عظمت و احترام قرآن است

3) 3) . دستور به دوری جستن از استهزا گران قرآن، از حرمت قرآن حکایت می‌کند

یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطٰانُ فَلاٰ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْریٰ مَعَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 68

إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ

فِی کِتٰابٍ مَکْنُونٍ

لاٰ یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ . واقعه (56) 77 - 79

24. قرآن، دارای حرمت و عظمت، در پیشگاه خداوند:

ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِیدِ. (1)ق (50) 1

إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ

فِی کِتٰابٍ مَکْنُونٍ

لاٰ یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ . واقعه (56) 77 - 79

کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ

فِی صُحُفٍ مُکَرَّمَةٍ

مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ

بِأَیْدِی سَفَرَةٍ

کِرٰامٍ بَرَرَةٍ . عبس (80) 11 - 16

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شَیْطٰانٍ رَجِیمٍ

فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ

إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ . تکویر (81) 19 و 25 -\27

بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ. بروج (85) 21

لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتّٰی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ

رَسُولٌ مِنَ اللّٰهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً

فِیهٰا کُتُبٌ قَیِّمَةٌ . بیّنه (98) 1 - 3

اختلاف دربارۀ قرآن

25. اختلاف کفّار، دربارۀ قرآن:

ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ نَزَّلَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِی الْکِتٰابِ لَفِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ. (2)

بقره (2) 176

26. اختلاف دربارۀ قرآن، نشانۀ ضلالت پیشگی:

ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ نَزَّلَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِی الْکِتٰابِ لَفِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ.

بقره (2) 176

ادریس علیه السلام در قرآن

27. لزوم یاد کرد ادریس علیه السلام در قرآن از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا.

مریم (19) 56

28. برخورداری ادریس علیه السلام از مقام نبوت، موجب لزوم یادآوری وی در قرآن از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا.

مریم (19) 56

29. صداقت ادریس علیه السلام از اسباب بزرگداشت وی در قرآن:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا.

مریم (19) 56

30. مقام رفیع ادریس علیه السلام در نزد پروردگار، از اسباب یادآوری وی در قرآن:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا

وَ رَفَعْنٰاهُ مَکٰاناً عَلِیًّا. مریم (19) 56 و 57

31. یادآوری ادریس علیه السلام در قرآن، از روشهای تربیتی و هدایتی قرآن:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا

وَ رَفَعْنٰاهُ مَکٰاناً عَلِیًّا ... وَ مِمَّنْ هَدَیْنٰا وَ اجْتَبَیْنٰا إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُ الرَّحْمٰنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا. مریم (19) 56 و 58


1) 1) . سوگند خداوند به قرآن، از احترام خاص آن در پیشگاه الهی حکایت دارد

2) 2) . به نظر اکثر مفسران، مقصود از«و انّ الّذین اختلفوا فی‌الکتاب...»کفّار است که عدّه‌ای از آنها قرآن را سحر و برخی از آنها آن را سخن خود پیامبر صلی الله علیه و آله دانسته‌اند. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 472)

ارزش قرآن

32. قرآن، برتر از داراییهای اهل دنیا:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ

قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ .

یونس (10) 57 و 58

33. قرآن، مصداق خیر، از نظر تقواپیشگان:

وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا خَیْراً لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا حَسَنَةٌ وَ لَدٰارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دٰارُ الْمُتَّقِینَ . نحل (16) 30

34. قرآن، دارای بهترین و زیباترین قصه‌ها، به سبب وحیانی بودن آن:

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغٰافِلِینَ . یوسف (12) 3

35. قرآن، دربردارندۀ بهترین سخن، دربارۀ دین و هدایت مردم:

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ ذٰلِکَ هُدَی اللّٰهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ هٰادٍ. زمر (39) 23

36. قرآن، نعمتی ارزشمندتر از تمام داراییها و مال و منال دیگران:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ

قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ .

یونس (10) 57 و 58

37. قرآن، بهترین کتاب آسمانی، در مقایسه با دیگر کتابهای آسمانی:

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ ذٰلِکَ هُدَی اللّٰهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ هٰادٍ. (1)زمر (39) 23

نیز ==> همین مدخل، احترام قرآن، اسما و صفات قرآن

استکبار در برابر قرآن

38. استکبار باطل گرایان، در برابر آیات قرآن:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ ... وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا وَلّٰی مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ .

لقمان (31) 6 و 7

39. استکبار در برابر قرآن، ستم و مایۀ محرومیّت از هدایت الهی:

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ وَ کَفَرْتُمْ بِهِ وَ شَهِدَ شٰاهِدٌ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ عَلیٰ مِثْلِهِ فَآمَنَ وَ اسْتَکْبَرْتُمْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ . (2)احقاف (46) 10


1) 1) . گفته شده است که عبارت«کتاباً متشابهاً»به این معنا است که قرآن کریم مشابه کتب آسمانی گذشته است. اگرچه در مقایسه با آن، اعم، اجمع و انفع می‌باشد. (مجمع البیان، ج 7 - 8، ص 772)

2) 2) . مقصود از«ان کان من عند اللّه»قرآن است. (التبیان، ج 9، ص 271)

40. استکبار در برابر آیات قرآن، در پی دارندۀ عذاب دردناک:

حَتّٰی إِذٰا أَخَذْنٰا مُتْرَفِیهِمْ بِالْعَذٰابِ إِذٰا هُمْ یَجْأَرُونَ

لاٰ تَجْأَرُوا الْیَوْمَ إِنَّکُمْ مِنّٰا لاٰ تُنْصَرُونَ

قَدْ کٰانَتْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ تَنْکِصُونَ

مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ سٰامِراً تَهْجُرُونَ . مؤمنون (23) 64 - 67

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا وَلّٰی مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ .

لقمان (31) 7

41. برخورد استکباری و ناسزاگویی اشراف مکه در برابر قرآن، بعد از تلاوت آیات آن:

حَتّٰی إِذٰا أَخَذْنٰا مُتْرَفِیهِمْ بِالْعَذٰابِ إِذٰا هُمْ یَجْأَرُونَ

لاٰ تَجْأَرُوا الْیَوْمَ إِنَّکُمْ مِنّٰا لاٰ تُنْصَرُونَ

قَدْ کٰانَتْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ تَنْکِصُونَ

مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ سٰامِراً تَهْجُرُونَ . مؤمنون (23) 64 - 67

42. محرومیّت اشراف از هر نوع نصرت و یاری شدن برای نجات از عذاب، در پی برخورد استکباری آنان در برابر قرآن:

حَتّٰی إِذٰا أَخَذْنٰا مُتْرَفِیهِمْ بِالْعَذٰابِ إِذٰا هُمْ یَجْأَرُونَ

لاٰ تَجْأَرُوا الْیَوْمَ إِنَّکُمْ مِنّٰا لاٰ تُنْصَرُونَ

قَدْ کٰانَتْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ تَنْکِصُونَ

مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ سٰامِراً تَهْجُرُونَ . مؤمنون (23) 64 - 67

43. استکبار ولید بن مغیره در برابر قرآن، با سحر خواندن و ردّ اعجاز آن:

ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً

کَلاّٰ إِنَّهُ کٰانَ لِآیٰاتِنٰا عَنِیداً

سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً

إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ

فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ

ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ

ثُمَّ نَظَرَ

ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ

ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَکْبَرَ

فَقٰالَ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ یُؤْثَرُ

إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ الْبَشَرِ. (1)مدّثر (74) 11 و 16 - 25

44. استکبار در برابر قرآن، با افسانه خواندن آن:

إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَالَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ

لاٰ جَرَمَ أَنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . نحل (16) 22 - 24

استماع قرآن

اشاره

45. مطلوب بودن گوش سپاری و سکوت، هنگام قرائت شدن قرآن:

وَ إِذٰا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ . (2)اعراف (7) 204

46. استماع آیات قرآن، از سوی بعضی از علمای اهل کتاب:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا


1) 1) . بر اساس شأن نزول، آیات مربوط به«ولید بن مغیره»است. (التبیان، ج 10، ص 176)

2) 2) . گوش‌سپاری به قرائت قرآن بر مأموم، هنگام قرائت امام در نماز، واجب است. امّا در غیر نماز واجب نیست، اگرچه مطلوب است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4 ، ص 791؛ روح‌المعانی، ج 6 ، جزء 9، ص 218)

آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 82 و 83

47. نبود هرگونه روحیۀ مستکبرانه در قسّیسین، زمینه‌ای برای استماع از آیات قرآن:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 82 و 83

48. مؤمنان، دارای گوش شنوا نسبت به شنیدن آیات قرآن:

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِی الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّٰ مَنْ یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنٰا فَهُمْ مُسْلِمُونَ . نمل (27) 81

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِ الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّٰ مَنْ یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنٰا فَهُمْ مُسْلِمُونَ . روم (30) 53

49. مطلوب بودن گریه هنگام شنیدن آیات قرآن:

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 83

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً

وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ یَبْکُونَ وَ یَزِیدُهُمْ خُشُوعاً. اسراء (17) 107 و 109

50. استماع قرآن به وسیلۀ گروهی از جنیان و رهنمون ساختن آن به حق و صراط مستقیم، عامل ایمان آنان به قرآن:

وَ إِذْ صَرَفْنٰا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمّٰا حَضَرُوهُ قٰالُوا أَنْصِتُوا فَلَمّٰا قُضِیَ وَلَّوْا إِلیٰ قَوْمِهِمْ مُنْذِرِینَ

قٰالُوا یٰا قَوْمَنٰا إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلیٰ طَرِیقٍ مُسْتَقِیمٍ

یٰا قَوْمَنٰا أَجِیبُوا دٰاعِیَ اللّٰهِ وَ آمِنُوا بِهِ یَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُجِرْکُمْ مِنْ عَذٰابٍ أَلِیمٍ .

احقاف (46) 29 - 31

51. استماع قرآن و هدایت آن به سوی رشد، عامل ایمان آوردن گروهی از جنیان به آن:

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً

یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ فَآمَنّٰا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِکَ بِرَبِّنٰا أَحَداً

وَ أَنّٰا لَمّٰا سَمِعْنَا الْهُدیٰ آمَنّٰا بِهِ فَمَنْ یُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلاٰ یَخٰافُ بَخْساً وَ لاٰ رَهَقاً. جنّ (72) 1 و 2 و 13

آثار استماع قرآن

1. اعتراف به حقّانیّت قرآن
52. اعتراف راهبان به حقّانیت قرآن (از جانب خداوند)، پس از شنیدن آیات آن:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ .

مائده (5) 82 - 84

2. خضوع
53. اظهار خضوع گروهی از اهل‌کتاب، هنگام استماع آیات قرآن:

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً. اسراء (17) 106 و 107

3. رحمت
54. استماع و سکوت، هنگام قرائت قرآن زمینۀ بهره‌مندی از رحمت الهی:

وَ إِذٰا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ . اعراف (7) 204

4. غضب
55. غضب و برافروختگی شدید کافران، هنگام استماع و شنیدن آیات قرآن:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ تَعْرِفُ فِی وُجُوهِ الَّذِینَ کَفَرُوا الْمُنْکَرَ یَکٰادُونَ یَسْطُونَ بِالَّذِینَ یَتْلُونَ عَلَیْهِمْ آیٰاتِنٰا قُلْ أَ فَأُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذٰلِکُمُ النّٰارُ وَعَدَهَا اللّٰهُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ.

حجّ (22) 72

5. گرایش به اسلام
56. گرایش رهبانان اهل‌کتاب به اسلام، پس از شنیدن آیات قرآن، برخاسته از آگاهی آنان:

... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ . مائده (5) 82 - 84

آداب استماع قرآن

1. خضوع
57. لزوم داشتن حالت خضوع و خاکساری، هنگام استماع آیات قرآن:

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً

وَ یَقُولُونَ سُبْحٰانَ رَبِّنٰا إِنْ کٰانَ وَعْدُ رَبِّنٰا لَمَفْعُولاً

وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ یَبْکُونَ وَ یَزِیدُهُمْ خُشُوعاً.

اسراء (17) 106 و 107 -\109

... وَ مِمَّنْ هَدَیْنٰا وَ اجْتَبَیْنٰا إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُ الرَّحْمٰنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا. (1)مریم (19) 58

وَ إِذٰا قُرِئَ عَلَیْهِمُ الْقُرْآنُ لاٰ یَسْجُدُونَ .

انشقاق (84) 21

2. سجده
58. به سجده افتادن، هنگام استماع آیات قرآن، امری مطلوب:

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً. اسراء (17) 106 و 107

... وَ مِمَّنْ هَدَیْنٰا وَ اجْتَبَیْنٰا إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُ الرَّحْمٰنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا. مریم (19) 58

3. سکوت
59. لزوم رعایت سکوت، هنگام شنیدن آیات قرآن:

وَ إِذٰا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا ....

اعراف (7) 204

وَ إِذْ صَرَفْنٰا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمّٰا حَضَرُوهُ قٰالُوا أَنْصِتُوا فَلَمّٰا قُضِیَ وَلَّوْا إِلیٰ قَوْمِهِمْ مُنْذِرِینَ . احقاف (46) 29


1) 1) . مقصود از«و ممّن هدینا...»جملۀ استینافیّه و مقصود از«آیات‌الرّحمٰن»قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 802)

4. گریه
60. گریستن، هنگام شنیدن آیات قرآن، امری مطلوب و دارای فضیلت:

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 83

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً

وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ یَبْکُونَ وَ یَزِیدُهُمْ خُشُوعاً. اسراء (17) 107 و 109

... وَ مِمَّنْ هَدَیْنٰا وَ اجْتَبَیْنٰا إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُ الرَّحْمٰنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا. مریم (19) 58

61. گریستن برخی اهل کتاب، هنگام شنیدن آیات قرآن:

... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 82 و 83

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً

وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ یَبْکُونَ وَ یَزِیدُهُمْ خُشُوعاً. اسراء (17)107 و 109

نیز ==> تلاوت، تلاوت قرآن

استهزای قرآن

اشاره

62. استهزای قرآن، از سوی مشرکان مکه:

مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ

لاٰهِیَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ . (1)انبیاء (21) 2 و 3

63. برخورد استهزاآمیز باطل‌گرایان با آیات قرآن:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ . (2)لقمان (31) 6

64. تشبیه خریداران سخن باطل، در رویگردانی و استهزای آیات الهی، به انسانهای ناشنوا و مبتلا به سنگینی گوش:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا وَلّٰی مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ . لقمان (31) 6 و 7

65. استهزای آیات قرآن به وسیلۀ مکذّبان گناهکار، به رغم علم و آگاهی به حقّانیّت آن:

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

وَ إِذٰا عَلِمَ مِنْ آیٰاتِنٰا شَیْئاً اتَّخَذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ .

جاثیه (45) 7 و 9

66. استهزای قرآن از جانب مجادله‌گران کفرپیشه:

وَ مٰا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلاّٰ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ یُجٰادِلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ


1) 1) .«الّا استمعوه و هم یلعبون»یعنی آنان به قرآن نه برای تدبّر و تفکّر بلکه به قصد بازی و استهزا گوش می‌دادند. قابل ذکر است که مقصود از«الّذین ظلموا»مشرکان است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 62 -\63)

2) 2) . مراد از«یتخذها»آیات قرآن می‌باشد. (همان، ص 419؛ کشف الاسرار، ج 7، ص 487)

اَلْحَقَّ وَ اتَّخَذُوا آیٰاتِی وَ مٰا أُنْذِرُوا هُزُواً. (1)

کهف (18) 56

67. استهزای قرآن، شیوۀ همیشگی کافران:

وَ مٰا تَأْتِیهِمْ مِنْ آیَةٍ مِنْ آیٰاتِ رَبِّهِمْ إِلاّٰ کٰانُوا عَنْهٰا مُعْرِضِینَ فَقَدْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَسَوْفَ یَأْتِیهِمْ أَنْبٰاءُ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ . (2)

انعام (6) 4 و 5

وَ إِذٰا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیٰاتِنٰا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمّٰا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطٰانُ فَلاٰ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْریٰ مَعَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 68

وَ مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنَ الرَّحْمٰنِ مُحْدَثٍ إِلاّٰ کٰانُوا عَنْهُ مُعْرِضِینَ

فَقَدْ کَذَّبُوا فَسَیَأْتِیهِمْ أَنْبٰؤُا مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ . شعراء (26) 5 و 6

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ .

لقمان (31) 2 و 6

وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ الْعَذٰابُ بَغْتَةً وَ أَنْتُمْ لاٰ تَشْعُرُونَ

أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یٰا حَسْرَتیٰ عَلیٰ مٰا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللّٰهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السّٰاخِرِینَ .

زمر (39) 55 و 56

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتّٰی إِذٰا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قٰالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مٰا ذٰا قٰالَ آنِفاً أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ . (3)

محمّد (47) 16

68. استهزای قرآن، از سوی مشرکان:

لاٰ تَجْأَرُوا الْیَوْمَ إِنَّکُمْ مِنّٰا لاٰ تُنْصَرُونَ

قَدْ کٰانَتْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ تَنْکِصُونَ

مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ سٰامِراً تَهْجُرُونَ . مؤمنون (23) 65 -\67

69. موضعگیری استهزاآمیز مشرکان مکّه، به بیان قرآن، دربارۀ عیسی علیه السلام :

وَ لَمّٰا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً إِذٰا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ

وَ قٰالُوا أَ آلِهَتُنٰا خَیْرٌ أَمْ هُوَ مٰا ضَرَبُوهُ لَکَ إِلاّٰ جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ .

زخرف (43) 57 و 58

70. موضع‌گیری استهزاآمیز مشرکان مکّه، به بیان قرآن ،دربارۀ تولّد و زندگی عیسی علیه السلام :

وَ لَمّٰا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً إِذٰا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ . زخرف (43) 57

71. استهزای قرآن، کاری ظالمانه و ناحق:

وَ إِذٰا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیٰاتِنٰا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمّٰا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطٰانُ فَلاٰ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْریٰ مَعَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 68

72. حرمت استهزای قرآن:

... وَ لاٰ تَتَّخِذُوا آیٰاتِ اللّٰهِ هُزُواً وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ مٰا أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنَ الْکِتٰابِ


1) 1) . مقصود از«آیاتی»قرآن است. (مجمع البیان، ج 5 - 6،ص 737)

2) 2) . مراد از«حق»چیزهایی از قبیل قرآن و سایر امور دین‌است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آورده است. (همان، ج 3 -\4، ص 426؛ التفسیر الکبیر، ج 4، جزء 12، ص 483)

3) 3) . مراد از«یستمع الیک»شنیدن قرآن از پیامبر صلی الله علیه و آله می‌باشد. (تفسیر مقاتل، ج 4، ص 47؛ المیزان، ج 17 -\18، ص 235)

وَ الْحِکْمَةِ یَعِظُکُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ . بقره (2) 231

وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتٰابِ أَنْ إِذٰا سَمِعْتُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ یُکْفَرُ بِهٰا وَ یُسْتَهْزَأُ بِهٰا فَلاٰ تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللّٰهَ جٰامِعُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْکٰافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعاً. نساء (4) 140

وَ إِذٰا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیٰاتِنٰا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمّٰا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطٰانُ فَلاٰ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْریٰ مَعَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 68

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

وَ إِذٰا عَلِمَ مِنْ آیٰاتِنٰا شَیْئاً اتَّخَذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ

مِنْ وَرٰائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لاٰ یُغْنِی عَنْهُمْ مٰا کَسَبُوا شَیْئاً وَ لاٰ مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْلِیٰاءَ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . جاثیه (45) 7 و 9 و 10

73. حرمت هم نشینی با استهزاکنندگان قرآن:

وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتٰابِ أَنْ إِذٰا سَمِعْتُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ یُکْفَرُ بِهٰا وَ یُسْتَهْزَأُ بِهٰا فَلاٰ تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللّٰهَ جٰامِعُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْکٰافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعاً. نساء (4) 140

وَ إِذٰا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیٰاتِنٰا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمّٰا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطٰانُ فَلاٰ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْریٰ مَعَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 68

74. هشدار خداوند به استهزا کنندگان قرآن:

... وَ لاٰ تَتَّخِذُوا آیٰاتِ اللّٰهِ هُزُواً وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ مٰا أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنَ الْکِتٰابِ وَ الْحِکْمَةِ یَعِظُکُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ . بقره (2) 231

وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتٰابِ أَنْ إِذٰا سَمِعْتُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ یُکْفَرُ بِهٰا وَ یُسْتَهْزَأُ بِهٰا فَلاٰ تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللّٰهَ جٰامِعُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْکٰافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعاً. نساء (4) 140

وَ مٰا تَأْتِیهِمْ مِنْ آیَةٍ مِنْ آیٰاتِ رَبِّهِمْ إِلاّٰ کٰانُوا عَنْهٰا مُعْرِضِینَ

فَقَدْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَسَوْفَ یَأْتِیهِمْ أَنْبٰاءُ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ .

انعام (6) 4 و 5

وَ مٰا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلاّٰ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ یُجٰادِلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَ اتَّخَذُوا آیٰاتِی وَ مٰا أُنْذِرُوا هُزُواً

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً

وَ رَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ یُؤٰاخِذُهُمْ بِمٰا کَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذٰابَ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ یَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلاً. کهف (18) 56 - 58

وَ مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنَ الرَّحْمٰنِ مُحْدَثٍ إِلاّٰ کٰانُوا عَنْهُ مُعْرِضِینَ

فَقَدْ کَذَّبُوا فَسَیَأْتِیهِمْ أَنْبٰؤُا مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ . شعراء (26) 5 و 6

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا وَلّٰی مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ . لقمان (31) 6 و 7

وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ الْعَذٰابُ بَغْتَةً وَ أَنْتُمْ لاٰ تَشْعُرُونَ

أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یٰا حَسْرَتیٰ عَلیٰ مٰا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللّٰهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السّٰاخِرِینَ .

زمر (39) 55 و 56

کیفر استهزای قرآن

1. جهنم
75. استهزای قرآن و آیات آن، در پی دارندۀ گرفتاری به آتش دوزخ:

وَ إِذٰا عَلِمَ مِنْ آیٰاتِنٰا شَیْئاً اتَّخَذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ

مِنْ وَرٰائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لاٰ یُغْنِی عَنْهُمْ مٰا کَسَبُوا شَیْئاً وَ لاٰ مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْلِیٰاءَ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ .

جاثیه (45) 9 و 10

2. عذاب
76. عذاب سخت و خوار کننده، کیفر استهزای آیات قرآن:

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ . (1)

لقمان (31) 2 و 6

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

وَ إِذٰا عَلِمَ مِنْ آیٰاتِنٰا شَیْئاً اتَّخَذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ .

جاثیه (45) 7 و 9

77. عذاب بزرگ، کیفر استهزای قرآن و آیات آن:

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

وَ إِذٰا عَلِمَ مِنْ آیٰاتِنٰا شَیْئاً اتَّخَذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ

مِنْ وَرٰائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لاٰ یُغْنِی عَنْهُمْ مٰا کَسَبُوا شَیْئاً وَ لاٰ مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْلِیٰاءَ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . جاثیه (45) 7 و 9 و 10

3. محرومیّت از امداد
78. استهزای قرآن از سوی مشرکان، سبب محرومیّت آنان از امدادهای الهی:

لاٰ تَجْأَرُوا الْیَوْمَ إِنَّکُمْ مِنّٰا لاٰ تُنْصَرُونَ

مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ سٰامِراً تَهْجُرُونَ .

مؤمنون (23) 65 و 67

نیز ==> استهزاء، استهزای قرآن.

اسطوره پنداری قرآن

==> اساطیر، اسطوره پنداشتن قرآن

اسماعیل علیه السلام در قرآن

79. یادآوری اسماعیل علیه السلام در قرآن، مورد توصیۀ خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِسْمٰاعِیلَ إِنَّهُ کٰانَ صٰادِقَ الْوَعْدِ وَ کٰانَ رَسُولاً نَبِیًّا. مریم (19) 54

80. صادق الوعد بودن اسماعیل علیه السلام سبب توصیۀ خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله مبنی بر یادآوری وی در قرآن:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِسْمٰاعِیلَ إِنَّهُ کٰانَ صٰادِقَ الْوَعْدِ وَ کٰانَ رَسُولاً نَبِیًّا. مریم (19) 54

81. برخورداری اسماعیل علیه السلام از مقام رسالت و نبوت، فلسفۀ یادآوری وی در قرآن:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِسْمٰاعِیلَ إِنَّهُ کٰانَ صٰادِقَ الْوَعْدِ وَ کٰانَ رَسُولاً نَبِیًّا. مریم (19) 54

82. توصیۀ خانواده به نماز و پرداخت زکات از سوی اسماعیل علیه السلام دلیل یادآوری وی در قرآن:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِسْمٰاعِیلَ إِنَّهُ کٰانَ صٰادِقَ


1) 1) . مرجع ضمیر در«یتّخذها»آیات قرآن است.(مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 491)

اَلْوَعْدِ وَ کٰانَ رَسُولاً نَبِیًّا

وَ کٰانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاٰةِ وَ الزَّکٰاةِ وَ کٰانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا.

مریم (19) 54 و 55

83. بهره‌مندی اسماعیل علیه السلام از مقام رضایت در نزد پروردگار علت یادآوری وی در قرآن:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِسْمٰاعِیلَ إِنَّهُ کٰانَ صٰادِقَ الْوَعْدِ وَ کٰانَ رَسُولاً نَبِیًّا

وَ کٰانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاٰةِ وَ الزَّکٰاةِ وَ کٰانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا.

مریم (19) 54 و 55

نیز ==> اسماعیل علیه السلام و اسماعیل صادق الوعد علیه السلام

اسما و صفات قرآن

اشاره

اسما و صفات قرآن (1)

1. آسانی

84. قرآن کتابی آسان (از نظر درک و فهم) برای همگان:

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا. مریم (19) 97

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ .

دخان (44) 58

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 17

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 22

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 32


1) 1) . دربارۀ اسما و صفات قرآن، گروهی از قرآن‌پژوهان نامهایی را برای قرآن، بدون اتّفاق بر تعداد آنها و ذکر اوصاف آن مطرح نموده‌اند. (الاتقان فی علوم القرآن، ج 1، ص 111 - 115؛ التفسیر الکبیر، ابن تیمیه، ج 1، ص 89 - 91؛ التبیان، ج 1، ص 17 - 18؛ النکت و العیون، ماوردی ج 1، ص 23 - 24؛ مجمع البیان، ج 1 - 2، ص 82 - 83؛ المحرّر الوجیز، ج 1 - 2، ص 45؛ روض الجنان، ج 1، ص 8 - 14) و گروهی دیگر اسما و صفاتی را برای قرآن و با تفکیک آن دو از یکدیگر، بدون اتفاق بر تعداد آنها ذکر کرده‌اند. (قرآن‌شناسی (مجموعۀ آموزشی از راه دور، ص 24 - 63)؛ علوم القرآن بین البرهان و الاتقان، ص 202 - 203؛ کلام ابن عربی به نقل از: علوم القرآن، عند المفسرین، ج 1، ص 31؛ مباحثی در علوم قرآن، ص 17 - 24، صبحی صالح، مترجم: فشارکی؛ کلام ابن تیمیه، از همان، ص 37 - 38). با این بیان تذکر چند نکته لازم است. الف. با توجه به دیدگاههای قرآن پژوهان این مطلب فهمیده میشود که آنها در صدد تفاوت چندانی بین اسما و صفات قرآن نبودند (ر.ک: دانشنامۀ قرآن، ج 2، ص 1631) و یا بیان تفاوت بین آن دو برای آنها چندان از اهمّیّت لازمی برخوردار نبوده است. ب. شاید از باب دشوار و مشکل بودن تشخیص اسما و صفات و تفکیک آن دو از یکدیگر بوده است. ج. ممکن است از باب تسامح در اطلاق اسما و صفات نسبت به یکدیگر در نزد آنها بوده باشد. (پژوهشی پیرامون آخرین کتاب الهی، ص 168؛ علوم القرآن عند المفسرین به نقل از نهاوندی و ابن عاشور، ج 1، ص 43 - 47). د. اگر چه امکان دارد به نحوی با توجه به وجوه مشترک در گفتار قرآن پژوهان نسبت به بعضی از اسمای قرآن مثل قرآن، اتفاق نظری را برداشت نمود، ولی مشکل، چنانکه بایسته است حل نخواهد شد. بنابراین از آنجا که تصمیم‌گیری عالمانه و قاطعانه دربارۀ اسما و صفات قرآن امری دشوار است، و از سوی دیگر بر فرض تفکیک اسما و صفات و بیان تعداد آنها این سؤال مطرح می‌شود که چنین اقدامی چه فایدۀ علمی و عملی خواهد داشت، لذا بهترین شیوه آن است که برای جلوگیری از اشکالات دربارۀ علّت تفکیک اسما و صفات قرآن و ناهماهنگی آن با اصطلاح نامۀ علوم قرآنی، مجموعۀ اسما و صفات قرآن که به هر نحوی از آیات وارده در آن قابل استفاده است مورد تحقیق و جمع‌آوری قرار گیرد و در یک جا آورده شود

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 40

نیز ==> همین مدخل، آسانی قرآن.

2. آیات

85. آیات از اسما و صفات قرآن:

وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ . بقره (2) 41

... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ .

بقره (2) 219

تِلْکَ آیٰاتُ اللّٰهِ نَتْلُوهٰا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ . بقره (2) 252

... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ .

بقره (2) 266

وَ کَیْفَ تَکْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ آیٰاتُ اللّٰهِ وَ فِیکُمْ رَسُولُهُ وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّٰهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . آل‌عمران (3) 101

... قَدْ بَیَّنّٰا لَکُمُ الْآیٰاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ .

آل‌عمران (3) 118

... فَلاٰ تَخْشَوُا النّٰاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْکٰافِرُونَ . مائده (5) 44

... اُنْظُرْ کَیْفَ نُبَیِّنُ لَهُمُ الْآیٰاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنّٰی یُؤْفَکُونَ . مائده (5) 75

... اُنْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیٰاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ .

انعام (6) 46

وَ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ .... انعام (6) 55

... اُنْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ .

انعام (6) 65

... قَدْ فَصَّلْنَا الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . انعام (6) 97

وَ کَذٰلِکَ نُصَرِّفُ الْآیٰاتِ وَ لِیَقُولُوا دَرَسْتَ وَ لِنُبَیِّنَهُ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . انعام (6) 105

... قَدْ فَصَّلْنَا الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَذَّکَّرُونَ . انعام (6) 126

... کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ .

اعراف (7) 32

... کَذٰلِکَ نُصَرِّفُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَشْکُرُونَ .

اعراف (7) 58

وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا .... اعراف (7) 147

وَ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ وَ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ .

اعراف (7) 174

... وَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . توبه (9) 11

... یُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . یونس (10) 5

... کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ .

یونس (10) 24

... یُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ بِلِقٰاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ .

رعد (13) 2

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا .... کهف (18) 57

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَیُّ الْفَرِیقَیْنِ خَیْرٌ مَقٰاماً وَ أَحْسَنُ نَدِیًّا. مریم (19) 73

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ أَنَّ اللّٰهَ یَهْدِی مَنْ یُرِیدُ. حجّ (22) 16

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ تَعْرِفُ فِی وُجُوهِ الَّذِینَ کَفَرُوا الْمُنْکَرَ یَکٰادُونَ یَسْطُونَ بِالَّذِینَ یَتْلُونَ عَلَیْهِمْ آیٰاتِنٰا قُلْ أَ فَأُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذٰلِکُمُ النّٰارُ وَعَدَهَا اللّٰهُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ.

حجّ (22) 72

وَ الَّذِینَ هُمْ بِآیٰاتِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ .

مؤمنون (23) 58

سُورَةٌ أَنْزَلْنٰاهٰا وَ فَرَضْنٰاهٰا وَ أَنْزَلْنٰا فِیهٰا آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ . نور (24) 1

وَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ .

نور (24) 18

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ آیٰاتٍ مُبَیِّنٰاتٍ وَ مَثَلاً مِنَ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ .

نور (24) 34

لَقَدْ أَنْزَلْنٰا آیٰاتٍ مُبَیِّنٰاتٍ وَ اللّٰهُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . نور (24) 46

... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . نور (24) 58

... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ .

نور (24) 61

وَ الَّذِینَ إِذٰا ذُکِّرُوا بِآیٰاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْهٰا صُمًّا وَ عُمْیٰاناً. فرقان (25) 73

وَ لاٰ یَصُدُّنَّکَ عَنْ آیٰاتِ اللّٰهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَیْکَ .... قصص (28) 87

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ فَالَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مِنْ هٰؤُلاٰءِ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مٰا یَجْحَدُ بِآیٰاتِنٰا إِلاَّ الْکٰافِرُونَ

بَلْ هُوَ آیٰاتٌ بَیِّنٰاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ مٰا یَجْحَدُ بِآیٰاتِنٰا إِلاَّ الظّٰالِمُونَ .

عنکبوت (29) 47 و 49

... کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ .

روم (30) 28

وَ اذْکُرْنَ مٰا یُتْلیٰ فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیٰاتِ اللّٰهِ وَ الْحِکْمَةِ .... احزاب (33) 34

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ رَجُلٌ یُرِیدُ أَنْ یَصُدَّکُمْ عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُکُمْ وَ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ مُفْتَریً وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ .

سبأ (34) 43

أَوْ تَقُولَ حِینَ تَرَی الْعَذٰابَ لَوْ أَنَّ لِی کَرَّةً فَأَکُونَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ . زمر (39) 58

تِلْکَ آیٰاتُ اللّٰهِ نَتْلُوهٰا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللّٰهِ وَ آیٰاتِهِ یُؤْمِنُونَ

یَسْمَعُ آیٰاتِ اللّٰهِ تُتْلیٰ عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً ....

جاثیه (45) 6 و 8

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ مٰا کٰانَ حُجَّتَهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتُوا بِآبٰائِنٰا إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

جاثیه (45) 25

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ .

احقاف (46) 7

هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلیٰ عَبْدِهِ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ إِنَّ اللّٰهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ . حدید (57) 9

إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ کُبِتُوا کَمٰا کُبِتَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ قَدْ أَنْزَلْنٰا آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ . مجادله (58) 5

رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ مُبَیِّنٰاتٍ ....

طلاق (65) 11

3. احسن التفسیر

86. احسن التفسیر، از صفات قرآن:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِیلاً

وَ لاٰ یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلاّٰ جِئْنٰاکَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِیراً. فرقان (25) 32 و 33

4. احسن الحدیث

87. احسن الحدیث، از نامهای قرآن:

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ ... وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ .... زمر (39) 23 و 55

5. احسن القصص

88. احسن القصص، از صفتهای قرآن:

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا الْقُرْآنَ .... یوسف (12) 3

6. اعتدال

89. قرآن، کتابی معتدل و به دور از هر گونه افراط و تفریط:

وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . انعام (6) 115

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلیٰ عَبْدِهِ الْکِتٰابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً

قَیِّماً لِیُنْذِرَ بَأْساً شَدِیداً مِنْ لَدُنْهُ .... کهف (18) 1 و 2

لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتّٰی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ

رَسُولٌ مِنَ اللّٰهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً

فِیهٰا کُتُبٌ قَیِّمَةٌ . بیّنه (98) 1 - 3

90. حقایق و معارف قرآن، اموری با صداقت، معتدل و به دور از زیاده و نقصان:

وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . انعام (6) 115

7. برهان

91. برهان، از صفات قرآن:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَکُمْ بُرْهٰانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً. (1)نساء (4) 174

8. بشارت

==> قرآن، بشارت‌های قرآن

9. بُشریٰ

92. بُشریٰ، از صفات قرآن:

... وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ ... وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ .

نحل (16) 89

قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ ... وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . نحل (16) 102

طس تِلْکَ آیٰاتُ الْقُرْآنِ وَ کِتٰابٍ مُبِینٍ

هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . نمل (27) 1 و 2

وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً وَ هٰذٰا کِتٰابٌ مُصَدِّقٌ لِسٰاناً عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ بُشْریٰ لِلْمُحْسِنِینَ . احقاف (46) 12

10. بشیر

93. بشیر، از اوصاف قرآن:

کِتٰابٌ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا ...

بَشِیراً .... فصّلت (41) 3 و 4

11. بصائر

94. قرآن، وسیله بینایی و بصیرت برای انسانها:

قَدْ جٰاءَکُمْ بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْهٰا وَ مٰا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ. (2)

انعام (6) 104

وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قٰالُوا لَوْ لاٰ اجْتَبَیْتَهٰا قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . (3)

اعراف (7) 203


1) 1) . بنا بر قولی، مقصود از«برهان»قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 226؛ روح‌المعانی، ج 4، جزء 6 ، ص 63)

2) 2) . مراد از«بصائر»قرآن است. (التبیان، ج 4، ص 226)

3) 3) .«هذا»اشاره به قرآن است که«ما یوحیٰ الیّ»بر آن‌دلالت دارد. (روح‌المعانی، ج 6 ، جزء 9، ص 217)

هٰذٰا بَصٰائِرُ لِلنّٰاسِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ . جاثیه (45) 20

12. بلاغ

95. قرآن، بلاغی از سوی خداوند برای مردم:

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ .... ابراهیم (14) 52

96. قرآن، پیامی رسا برای بندگان خدا:

إِنَّ فِی هٰذٰا لَبَلاٰغاً لِقَوْمٍ عٰابِدِینَ . انبیاء (21) 106

97. انذار مردم، از اهداف و فلسفۀ بلاغ بودن قرآن:

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ابراهیم (14) 52

98. آگاهی مردم به وحدانیّت خداوند، از اهداف و فلسفۀ بلاغ بودن قرآن:

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ابراهیم (14) 52

99. پند آموزی خردمندان، از اهداف و فلسفۀ بلاغ بودن قرآن:

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ابراهیم (14) 52

13. بیان

100. بیان، از اسما و صفات قرآن:

هٰذٰا بَیٰانٌ لِلنّٰاسِ وَ هُدیً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِینَ .

آل‌عمران (3) 138

101. بیان حقایق و دلایل، به اشکال و انواع مختلف در قرآن:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِیَذَّکَّرُوا وَ مٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً. اسراء (17) 41

102. به مجادله پرداختن مردم (دربارۀ حقایق)، به رغم بیان متنوع قرآن:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً.

کهف (18) 54

103. فزونی نفرت مشرکان، به رغم فزونی بیان قرآن، در تشریع حقایق:

أَ فَأَصْفٰاکُمْ رَبُّکُمْ بِالْبَنِینَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ إِنٰاثاً إِنَّکُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِیماً

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِیَذَّکَّرُوا وَ مٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً. اسراء (17) 40 و 41

14. بیّنات

104. بیّنات، از اسما و صفات قرآن:

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ مٰا یَکْفُرُ بِهٰا إِلاَّ الْفٰاسِقُونَ . (1)بقره (2) 99

شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنّٰاسِ وَ بَیِّنٰاتٍ مِنَ الْهُدیٰ وَ الْفُرْقٰانِ ....

بقره (2) 185

فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْکُمُ الْبَیِّنٰاتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . بقره (2) 209

... وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ الْبَیِّنٰاتُ وَ لٰکِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ کَفَرَ .... بقره (2) 253

کَیْفَ یَهْدِی اللّٰهُ قَوْماً کَفَرُوا بَعْدَ إِیمٰانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جٰاءَهُمُ الْبَیِّنٰاتُ ....

آل‌عمران (3) 86

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا ....

یونس (10) 15

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ


1) 1) . مقصود از«آیات بیّنات»قرآن و معجزات است. (روح‌المعانی، ج 1، جزء 1، ص 528)

کَفَرُوا ... (1)مریم (19) 73

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ أَنَّ اللّٰهَ یَهْدِی مَنْ یُرِیدُ. حجّ (22) 16

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ تَعْرِفُ فِی وُجُوهِ الَّذِینَ کَفَرُوا الْمُنْکَرَ یَکٰادُونَ یَسْطُونَ بِالَّذِینَ یَتْلُونَ عَلَیْهِمْ آیٰاتِنٰا قُلْ أَ فَأُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذٰلِکُمُ النّٰارُ وَعَدَهَا اللّٰهُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ.

حجّ (22) 72

سُورَةٌ أَنْزَلْنٰاهٰا وَ فَرَضْنٰاهٰا وَ أَنْزَلْنٰا فِیهٰا آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ . نور (24) 1

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ آیٰاتٍ مُبَیِّنٰاتٍ وَ مَثَلاً مِنَ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ .

نور (24) 34

لَقَدْ أَنْزَلْنٰا آیٰاتٍ مُبَیِّنٰاتٍ وَ اللّٰهُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . نور (24) 46

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ ... بَلْ هُوَ آیٰاتٌ بَیِّنٰاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ ....

عنکبوت (29) 47 و 49

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ رَجُلٌ .... سبأ (34) 43

قُلْ إِنِّی نُهِیتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لَمّٰا جٰاءَنِی الْبَیِّنٰاتُ مِنْ رَبِّی .... غافر (40) 66

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ ... (2)جاثیه (45) 25

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ .

احقاف (46) 7

هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلیٰ عَبْدِهِ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ إِنَّ اللّٰهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ . حدید (57) 9

إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ کُبِتُوا کَمٰا کُبِتَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ قَدْ أَنْزَلْنٰا آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ . مجادله (58) 5

وَ إِذْ قٰالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللّٰهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرٰاةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ . صفّ (61) 6

رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ مُبَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ وَ یَعْمَلْ صٰالِحاً یُدْخِلْهُ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللّٰهُ لَهُ رِزْقاً. طلاق (65) 11

15. بیّنه

105. قرآن، بیّنه و دلیل روشن پروردگار برای همۀ مردم:

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنّٰا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتٰابُ لَکُنّٰا أَهْدیٰ مِنْهُمْ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ .... انعام (6) 157

لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتّٰی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ

وَ مٰا تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ الْبَیِّنَةُ . بیّنه (98) 1 و 4

106. قرآن، بیّنۀ پروردگار برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

قُلْ إِنِّی عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی ... (3)انعام (6) 57


1) 1) . مقصود از«آیات بیّنات»قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 813)

2) 2) . منظور از«آیات بیّنات»آیات قرآن است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 12، جزء 25، ص 363)

3) 3) . بنا بر قولی، مقصود از«بیّنه»معجزۀ دالّ بر نبوّت پیامبر صلی الله علیه و آله است که همان قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 479)

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ ... (1)هود (11) 17

16. تبیان

107. تبیان، از صفات قرآن:

وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ تِبْیٰاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . نحل (16) 89

17. تذکره

108. قرآن، کتاب تذکره و یادآوری:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا وَ صَرَّفْنٰا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْراً.

طه (20) 113

وَ إِنَّهُ لَتَذْکِرَةٌ لِلْمُتَّقِینَ . حاقّه (69) 48

إِنَّ هٰذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ سَبِیلاً.

مزمّل (73) 19

کَلاّٰ إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ .

مدّثر (74) 54 و 55

إِنَّ هٰذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ سَبِیلاً.

انسان (76) 29

کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ .

عبس (80) 11 و 12

109. تذکره بودن قرآن، راهی برای پند پذیری و یادآوری انسان:

کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ .

عبس (80) 11 و 12

110. تذکره بودن قرآن، راهی برای تقرّب جستن به خدا:

إِنَّ هٰذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ سَبِیلاً.

انسان (76) 29

111. تربیت و رهنمون ساختن انسانها به خدا، به وسیلۀ تذکار و یادآوری از روشهای تربیتی قرآن:

مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقیٰ

إِلاّٰ تَذْکِرَةً لِمَنْ یَخْشیٰ . طه (20) 2 و 3

إِنَّ هٰذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ سَبِیلاً.

مزمّل (73) 19

کَلاّٰ إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ

وَ مٰا یَذْکُرُونَ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْویٰ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ .

مدّثر (74) 54 - 56

وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکّٰی

أَوْ یَذَّکَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّکْریٰ . عبس (80) 3 و 4

کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ .

عبس (80) 11 و 12

18. تفصیل

112. تفصیل آیات قرآن و پیراسته بودن آن از هر گونه ابهام و پیچیدگی:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

أَوْ تَقُولُوا إِنَّمٰا أَشْرَکَ آبٰاؤُنٰا مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا ذُرِّیَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِکُنٰا بِمٰا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ

وَ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ وَ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ .

اعراف (7) 173 و 174

الر کِتٰابٌ أُحْکِمَتْ آیٰاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ. هود (11) 1

113. تفصیل قرآن به صورت سوره‌ها و آیات، رحمتی برای اهل ایمان:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً


1) 1) . مراد از«بیّنة من ربّه»قرآن است (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 226)

وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

19. تفصیل‌الکتاب

114. تفصیل‌الکتاب، از اسما و صفات قرآن:

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ .

یونس (10) 37

20. تفصیل کلّ شیء

115. تفصیل کلّ شیء، از صفات قرآن:

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

21. تنزیل

116. تنزیل، از اسما و صفات قرآن:

تَنْزِیلاً مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّمٰاوٰاتِ الْعُلیٰ .

طه (20) 4

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . شعراء (26) 192

وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ

تَنْزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ .

یس (36) 2 و 5

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

زمر (39) 1

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ .

غافر (40) 2

تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ

لاٰ یَأْتِیهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ. فصّلت (41) 2 و 42

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

جاثیه (45) 2

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

احقاف (46) 2

تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . واقعه (56) 80

تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . حاقّه (69) 43

22. ثقیل

117. قرآن، کتابی ثقیل و گرانسنگ:

إِنّٰا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً. مزمّل (73) 5

23. حبل‌اللّه

118. قرآن، حبل‌اللّه (ریسمان الهی و وسیلۀ اتصال به خداوند):

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِیعاً ... (1)

آل‌عمران (3) 103

119. لزوم اعتصام مؤمنان به حبل‌اللّه:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ... وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِیعاً .... آل‌عمران (3) 102 و 103

24. حدیث

120. قرآن، کتاب حدیث و جدید:

... فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ . (2)اعراف (7) 185

فَلَعَلَّکَ بٰاخِعٌ نَفْسَکَ عَلیٰ آثٰارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهٰذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً. (3)کهف (18) 6

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ ذٰلِکَ هُدَی اللّٰهِ


1) 1) . طبق یک احتمال، مقصود از«حبل اللّٰه»قرآن است.(الکشاف، ج 1، ص 394)

2) 2) . مرجع ضمیر«بعده»قرآن است. (المیزان، ج 8، ص 348)

3) 3) . مقصود از«الحدیث»قرآن است. (الکشاف، ج 2، ص 704)

یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ هٰادٍ. زمر (39) 23

تِلْکَ آیٰاتُ اللّٰهِ نَتْلُوهٰا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللّٰهِ وَ آیٰاتِهِ یُؤْمِنُونَ . جاثیه (45) 6

أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لاٰ یُؤْمِنُونَ

فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کٰانُوا صٰادِقِینَ .

طور (52) 33 و 34

أَ فَمِنْ هٰذَا الْحَدِیثِ تَعْجَبُونَ . نجم (53) 59

تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَ فَبِهٰذَا الْحَدِیثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ . واقعه (56) 80 و 81

فَذَرْنِی وَ مَنْ یُکَذِّبُ بِهٰذَا الْحَدِیثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَعْلَمُونَ . (1)

قلم (68) 44

فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ . (2)مرسلات (77) 50

25. حق

121. حق، از صفات قرآن:

ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ نَزَّلَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِی الْکِتٰابِ لَفِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ.

بقره (2) 176

تِلْکَ آیٰاتُ اللّٰهِ نَتْلُوهٰا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ . بقره (2) 252

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ . آل‌عمران (3) 3

تِلْکَ آیٰاتُ اللّٰهِ نَتْلُوهٰا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَ مَا اللّٰهُ یُرِیدُ ظُلْماً لِلْعٰالَمِینَ . آل‌عمران (3) 108

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً.

نساء (4) 105

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ ... فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ .... مائده (5) 48

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ ... مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ ... وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ .... مائده (5) 83 و 84

فَقَدْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ ... (3)انعام (6) 5

... وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ .... انعام (6) 114

قُلْ یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَکُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ ....

یونس (10) 108

... فَلاٰ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ ... (4)

هود (11) 17

المر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ وَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ .... رعد (13) 1

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . رعد (13) 19

فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا لَوْ لاٰ أُوتِیَ مِثْلَ مٰا أُوتِیَ مُوسیٰ ... وَ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ قٰالُوا آمَنّٰا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنٰا إِنّٰا کُنّٰا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِینَ . قصص (28) 48 و 53

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُ .... عنکبوت (29) 68


1) 1) . مراد از«الحدیث»قرآن است. (مجمع البیان، ج 9 - 10،ص 510)

2) 2) . مقصود از«حدیث»قرآن است. (همان، ص 636)

3) 3) . منظور از«الحق»قرآن است. (همان، ج 3 -\4، ص 426)

4) 4) . احتمال دارد مرجع ضمیر«انه»قرآن باشد. (همان،ج 5 - 6 ، ص 227)

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ لِتُنْذِرَ قَوْماً مٰا أَتٰاهُمْ مِنْ نَذِیرٍ مِنْ قَبْلِکَ لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ . سجده (32) 2 و 3

وَ یَرَی الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ هُوَ الْحَقَّ وَ یَهْدِی إِلیٰ صِرٰاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. سبأ (34) 6

وَ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ مِنَ الْکِتٰابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ إِنَّ اللّٰهَ بِعِبٰادِهِ لَخَبِیرٌ بَصِیرٌ. فاطر (35) 31

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللّٰهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ . زمر (39) 1 و 2

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ لِلنّٰاسِ بِالْحَقِّ ....

زمر (39) 41

اَللّٰهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ .... شوری (42) 17

... حَتّٰی جٰاءَهُمُ الْحَقُّ وَ رَسُولٌ مُبِینٌ وَ لَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ .... زخرف (43) 29 و 30

تِلْکَ آیٰاتُ اللّٰهِ نَتْلُوهٰا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللّٰهِ وَ آیٰاتِهِ یُؤْمِنُونَ . جاثیه (45) 6

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ .

احقاف (46) 7

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ وَ آمَنُوا بِمٰا نُزِّلَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بٰالَهُمْ . محمّد (47) 2

ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِیدِ

بَلْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَهُمْ فِی أَمْرٍ مَرِیجٍ. ق (50) 1 و 5

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ .... حدید (57) 16

... وَ قَدْ کَفَرُوا بِمٰا جٰاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ ....

ممتحنه (60) 1

26. حق‌الیقین

122. حق‌الیقین، از صفات قرآن:

إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ حَقُّ الْیَقِینِ . (1)واقعه (56) 95

وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْیَقِینِ . حاقّه (69) 51

27. حکم

123. حکم، از صفات قرآن:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ حُکْماً عَرَبِیًّا .... رعد (13) 37

28. حکمت

124. حکمت از اسما و صفات قرآن:

رَبَّنٰا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ ... (2)

بقره (2) 129

کَمٰا أَرْسَلْنٰا فِیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیٰاتِنٰا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ مٰا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ . بقره (2) 151

... وَ مٰا أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنَ الْکِتٰابِ وَ الْحِکْمَةِ ....

بقره (2) 231

ذٰلِکَ نَتْلُوهُ عَلَیْکَ مِنَ الْآیٰاتِ وَ الذِّکْرِ الْحَکِیمِ .

آل‌عمران (3) 58

لَقَدْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ


1) 1) . مقصود از«حق الیقین»قرآن است. (الدر المنثور، ج 6، ص 167 - 168)

2) 2) . بنابر یک قول، حکمت از صفات قرآن است. (التبیان،ج 1، ص 467)

لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . آل‌عمران (3) 164

... وَ أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ ....

نساء (4) 113

الر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ . یونس (10) 1

الر کِتٰابٌ أُحْکِمَتْ آیٰاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ. هود (11) 1

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ حُکْماً عَرَبِیًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ بَعْدَ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مٰا لَکَ مِنَ اللّٰهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ وٰاقٍ . رعد (13) 37

اُدْعُ إِلیٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ ... (1)نحل (16) 125

ذٰلِکَ مِمّٰا أَوْحیٰ إِلَیْکَ رَبُّکَ مِنَ الْحِکْمَةِ ....

اسراء (17) 39

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ . لقمان (31) 2

وَ اذْکُرْنَ مٰا یُتْلیٰ فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیٰاتِ اللّٰهِ وَ الْحِکْمَةِ .... احزاب (33) 34

حِکْمَةٌ بٰالِغَةٌ فَمٰا تُغْنِ النُّذُرُ. قمر (54) 5

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ .... جمعه (62) 2

29. حکیم

125. قرآن، کتاب حکیم (استوار و حکمت‌آمیز):

ذٰلِکَ نَتْلُوهُ عَلَیْکَ مِنَ الْآیٰاتِ وَ الذِّکْرِ الْحَکِیمِ .

آل‌عمران (3) 58

الر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ . یونس (10) 1

الر کِتٰابٌ أُحْکِمَتْ آیٰاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ. هود (11) 1

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ . لقمان (31) 2

وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ . یس (36) 2

وَ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ

وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتٰابِ لَدَیْنٰا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ . زخرف (43) 2 و 4

30. خیر

126. خیر بودن قرآن، از منظر اهل تقوا:

وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا خَیْراً .... نحل (16) 30

127. قرآن کریم، خیر و برتر از اندوخته‌های دنیایی:

... قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ .... فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ . (2)یونس (10) 57 و 58

نیز ==> همین مدخل، برتری قرآن

31. ذکر

128. ذکر، از نامهای قرآن:

أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ ... اعراف (7) 63

أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ .... اعراف (7) 69

وَ قٰالُوا یٰا أَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ ... إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ .... حجر (15) 6 و 9

بِالْبَیِّنٰاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . نحل (16) 44

کَذٰلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ مٰا قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ آتَیْنٰاکَ مِنْ لَدُنّٰا ذِکْراً. طه (20) 99

مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ . انبیاء (21) 2

لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ کِتٰاباً فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ .

انبیاء (21) 10


1) 1) . منظور از«حکمت»قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 605)

2) 2) . مراد از«موعظه»قرآن است. (همان، ص 177)

... قُلْ هٰاتُوا بُرْهٰانَکُمْ هٰذٰا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی ... (1)انبیاء (21) 24

قُلْ مَنْ یَکْلَؤُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهٰارِ مِنَ الرَّحْمٰنِ بَلْ هُمْ عَنْ ذِکْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ . (2)انبیاء (21) 42

وَ هٰذٰا ذِکْرٌ مُبٰارَکٌ أَنْزَلْنٰاهُ أَ فَأَنْتُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ .

انبیاء (21) 50

وَ لَقَدْ کَتَبْنٰا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهٰا عِبٰادِیَ الصّٰالِحُونَ . (3)انبیاء (21) 105

وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوٰاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمٰاوٰاتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ بَلْ أَتَیْنٰاهُمْ بِذِکْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِکْرِهِمْ مُعْرِضُونَ . (4)مؤمنون (23) 71

إِنَّمٰا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ .... یس (36) 11

وَ مٰا عَلَّمْنٰاهُ الشِّعْرَ وَ مٰا یَنْبَغِی لَهُ إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِینٌ . یس (36) 69

ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ. ص (38) 1

أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی .... ص (38) 8

إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ . ص (38) 87

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمّٰا جٰاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتٰابٌ عَزِیزٌ. فصّلت (41) 41

أَ فَنَضْرِبُ عَنْکُمُ الذِّکْرَ صَفْحاً أَنْ کُنْتُمْ قَوْماً مُسْرِفِینَ . زخرف (43) 5

وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ .

زخرف (43) 44

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 17

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 22

أَ أُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُوَ کَذّٰابٌ أَشِرٌ.

قمر (54) 25

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 40

وَ إِنْ یَکٰادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصٰارِهِمْ لَمّٰا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

وَ مٰا هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ . قلم (68) 51 و 52

کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ . عبس (80) 11

إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ . تکویر (81) 27

32. ذکر الحکیم

129. ذکر الحکیم، از اسما و صفات قرآن:

ذٰلِکَ نَتْلُوهُ عَلَیْکَ مِنَ الْآیٰاتِ وَ الذِّکْرِ الْحَکِیمِ .

آل‌عمران (3) 58

33. ذکر الرحمٰن

130. ذکر الرحمٰن، از اسمای قرآن:

وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمٰنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطٰاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ . (5)زخرف (43) 36

34. ذکر مبارک

131. ذکر مبارک، از اسما و صفات قرآن:

وَ هٰذٰا ذِکْرٌ مُبٰارَکٌ أَنْزَلْنٰاهُ أَ فَأَنْتُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ .

انبیاء (21) 50

35. ذکریٰ

132. ذکریٰ از اسما و صفات قرآن:

أُولٰئِکَ الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ فَبِهُدٰاهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ


1) 1) . مراد از«ذکر من معی»قرآن است. (المیزان، ج 14، ص 273)

2) 2) . مقصود از«ذکر ربهم»قرآن است. (همان، ص 290)

3) 3) . طبق یک قول، مقصود از«الذکر»قرآن است. (همان، ص 329)

4) 4) . مراد از«ذکر»قرآن است. (همان، ج 15، ص 47)

5) 5) . منظور از«ذکر الرّحمٰن»قرآن است. (الکشاف، ج 4، ص 252)

لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْریٰ لِلْعٰالَمِینَ . انعام (6) 90

کِتٰابٌ أُنْزِلَ إِلَیْکَ فَلاٰ یَکُنْ فِی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . اعراف (7) 2

وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الرُّسُلِ مٰا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ جٰاءَکَ فِی هٰذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . هود (11) 120

36. رحمت

133. قرآن، کتاب رحمت:

... فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ ....

انعام (6) 157

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قٰالُوا لَوْ لاٰ اجْتَبَیْتَهٰا قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ

قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ .

یونس (10) 57 و 58

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ إِلاّٰ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

نحل (16) 64

وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ تِبْیٰاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . نحل (16) 89

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82

إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ

وَ إِنَّهُ لَهُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ . نمل (27) 76 و 77

أَ وَ لَمْ یَکْفِهِمْ أَنّٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَرَحْمَةً وَ ذِکْریٰ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

عنکبوت (29) 51

تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ

کِتٰابٌ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ .

فصّلت (41) 2 و 3

وَ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبٰارَکَةٍ إِنّٰا کُنّٰا مُنْذِرِینَ

فِیهٰا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ

أَمْراً مِنْ عِنْدِنٰا إِنّٰا کُنّٰا مُرْسِلِینَ

رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . دخان (44) 2 - 6

هٰذٰا بَصٰائِرُ لِلنّٰاسِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ . جاثیه (45) 20

134. قرآن کتاب رحمت برای اهل ایمان:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قٰالُوا لَوْ لاٰ اجْتَبَیْتَهٰا قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ

قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ .

یونس (10) 57 و 58

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ إِلاّٰ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

نحل (16) 64

وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ تِبْیٰاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . نحل (16) 89

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82

إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ

وَ إِنَّهُ لَهُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ . نمل (27) 76 و 77

أَ وَ لَمْ یَکْفِهِمْ أَنّٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَرَحْمَةً وَ ذِکْریٰ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

عنکبوت (29) 51

135. قرآن، کتاب رحمت برای مسلمانان:

وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ تِبْیٰاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . نحل (16) 89

136. قرآن، کتاب رحمت برای محسنان:

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ

هُدیً وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِینَ . لقمان (31) 2 و 3

137. قرآن، کتاب رحمت برای اهل یقین:

هٰذٰا بَصٰائِرُ لِلنّٰاسِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ . جاثیه (45) 20

37. روح

138. روح، از نامهای قرآن:

وَ کَذٰلِکَ أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنٰا مٰا کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتٰابُ .... شوری (42) 52

38. زبور

139. زبور، از نامهای قرآن:

وَ لَقَدْ کَتَبْنٰا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ ... (1)

انبیاء (21) 105

39. سراج منیر

140. سراج منیر، از اسما و صفات قرآن:

وَ دٰاعِیاً إِلَی اللّٰهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرٰاجاً مُنِیراً. (2)

احزاب (33) 46

وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوٰاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمٰاوٰاتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ بَلْ أَتَیْنٰاهُمْ بِذِکْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِکْرِهِمْ مُعْرِضُونَ . مؤمنون (23) 71

40. شفا

141. قرآن، کتابی شفابخش:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ


1) 1) . طبق یک قول، مقصود از«زبور»قرآن است. (المیزان،ج 14، ص 329؛ روح‌المعانی، ج 10، جزء 17، ص 153)

2) 2) . مقصود از«سراجاً منیراً»قرآن است. (التبیان، ج 8،ص 349)

وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ .... یونس (10) 57

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی أُولٰئِکَ یُنٰادَوْنَ مِنْ مَکٰانٍ بَعِیدٍ. فصّلت (41) 44

142. قرآن، کتابی شفا بخش برای اهل ایمان:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 57

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی أُولٰئِکَ یُنٰادَوْنَ مِنْ مَکٰانٍ بَعِیدٍ. فصّلت (41) 44

143. مؤمنان برخوردار و بهره‌مند از شفای قرآن:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 57

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی أُولٰئِکَ یُنٰادَوْنَ مِنْ مَکٰانٍ بَعِیدٍ. فصّلت (41) 44

41. صحف

144. صحف مطهره، از نامهای قرآن:

لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتّٰی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ

رَسُولٌ مِنَ اللّٰهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً .

بیّنه (98) 1 و 2

145. صحف مکرمه، از نام‌های قرآن:

کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ

فِی صُحُفٍ مُکَرَّمَةٍ .

عبس (80) 11 و 13

42. صدق

146. صدق، از اسما و صفات قرآن:

وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . انعام (6) 115

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللّٰهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جٰاءَهُ أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکٰافِرِینَ

وَ الَّذِی جٰاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ . زمر (39) 32 و 33

147. به تمامیّت رسیدن قرآن، با صدق و دوستی:

وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . انعام (6) 115

43. صراط مستقیم

148. قرآن، صراطی مستقیم:

وَ أَنَّ هٰذٰا صِرٰاطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ ... (1)

انعام (6) 153


1) 1) . بنا بر اینکه مقصود از صراط مستقیم، احکام مذکور درآیات قرآن باشد. (التبیان، ج 4، ص 320)

44. عجب

149. عجب، از صفات قرآن:

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً. (1)جنّ (72) 1

45. عدل

150. عدل، از صفات قرآن:

وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . انعام (6) 115

46. عذر

151. عذر، از اسما و صفات قرآن:

فَالْمُلْقِیٰاتِ ذِکْراً

عُذْراً أَوْ نُذْراً. (2)

مرسلات (77) 5 و 6

47. عربی

152. قرآن، کتابی نازل شده بر پیامبر صلی الله علیه و آله به زبان عربی:

الر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا .... یوسف (12) 1 و 2

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ حُکْماً عَرَبِیًّا .... رعد (13) 37

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمٰا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسٰانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هٰذٰا لِسٰانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ . نحل (16) 103

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا. مریم (19) 97

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا .... طه (20) 113

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ

عَلیٰ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ

بِلِسٰانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ . شعراء (26) 192 - 195

قُرْآناً عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ .

زمر (39) 28

کِتٰابٌ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . فصّلت (41) 3

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی أُولٰئِکَ یُنٰادَوْنَ مِنْ مَکٰانٍ بَعِیدٍ. فصّلت (41) 44

وَ کَذٰلِکَ أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُریٰ وَ مَنْ حَوْلَهٰا وَ تُنْذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ.

شوری (42) 7

إِنّٰا جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ .

زخرف (43) 3

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ .

دخان (44) 58

وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً وَ هٰذٰا کِتٰابٌ مُصَدِّقٌ لِسٰاناً عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ بُشْریٰ لِلْمُحْسِنِینَ . احقاف (46) 12

153. عربیّت قرآن، زمینۀ تفکّر در آن:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ .

یوسف (12) 2

إِنّٰا جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ .

زخرف (43) 3

نیز ==> همین مدخل، زبان قرآن.


1) 1) . عجب، مصدر است و به جای عجیب به کار می‌رود و استعمال این کلمه از باب مبالغه است و مقصود از آن در اینجا، بدیع بودن قرآن کریم است. (الکشاف، ج 4، ص 623)

2) 2) . مراد از«ذکر»قرآن و«عذرا»یعنی قرآن، عذر برای اهل‌ایمان است. (المیزان، ج 20، ص 146 و 147)

48. عروة الوثقی

154. عروة الوثقی و دستگیرۀ محکم، از اوصاف قرآن:

لاٰ إِکْرٰاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطّٰاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقیٰ لاَ انْفِصٰامَ لَهٰا وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . (1)بقره (2) 256

وَ مَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَی اللّٰهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقیٰ وَ إِلَی اللّٰهِ عٰاقِبَةُ الْأُمُورِ. لقمان (31) 22

49. عزیز

155. قرآن، کتابی عزیز:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمّٰا جٰاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتٰابٌ عَزِیزٌ. فصّلت (41) 41

نیز ==> همین مدخل، عزّت قرآن.

50. عظیم

156. قرآن، کتابی با عظمت:

ذٰلِکَ الْکِتٰابُ لاٰ رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ . (2)

بقره (2) 2

الر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ . یوسف (12) 1

المر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ وَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ .... رعد (13) 1

الر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ وَ قُرْآنٍ مُبِینٍ .

حجر (15) 1

وَ لَقَدْ آتَیْنٰاکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثٰانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ . حجر (15) 87

51. علم

157. علم، از اسما و صفات قرآن:

... قُلْ إِنَّ هُدَی اللّٰهِ هُوَ الْهُدیٰ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مٰا لَکَ مِنَ اللّٰهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ نَصِیرٍ. بقره (2) 120

... وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ . (3)بقره (2) 145

فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ... (4)آل‌عمران (3) 61

... فَمَا اخْتَلَفُوا حَتّٰی جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ ....

یونس (10) 93

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ حُکْماً عَرَبِیًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ بَعْدَ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مٰا لَکَ مِنَ اللّٰهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ وٰاقٍ . رعد (13) 37

158. قرآن و تعالیم آن، نشئت گرفته از علم الهی:

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یُضِلُّوکَ وَ مٰا یُضِلُّونَ إِلاّٰ أَنْفُسَهُمْ وَ مٰا یَضُرُّونَکَ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَکَ مٰا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَ کٰانَ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ عَظِیماً. نساء (4) 113

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

الر کِتٰابٌ أُحْکِمَتْ آیٰاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ. (5)هود (11) 1


1) 1) . گفته شده: مقصود از«عروة الوثقی»قرآن است. (الدر المنثور، ج 2، ص 23)

2) 2) . تعبیر به اسم اشاره، برای تعظیم است. (روح المعانی،ج 1، جزء 1، ص 174)

3) 3) . مراد از«العلم»آیات و وحی است. (مجمع البیان، ج 1 - 2، ص 422)

4) 4) . مقصود از«العلم»علم حاصل از قرآن است. (الدر المنثور، ج 2، ص 231)

5) 5) . خبیر از اسماء حسنای الهی است و بر علم او به تمام جزئیات احوال امور کائنات و مصالح آنها دلالت دارد. (المیزان، ج 10، ص 139)

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیٰاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

فَإِلَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَکُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمٰا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللّٰهِ وَ أَنْ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ . هود (11) 13 و 14

وَ إِنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ عَلِیمٍ .

نمل (27) 6

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ .

غافر (40) 2

اَلرَّحْمٰنُ

عَلَّمَ الْقُرْآنَ . الرّحمن (55) 1 و 2

52. علیّ (والا)

159. قرآن دارای مقامی علیّ (والا) در نزد پروردگار:

إِنّٰا جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ

وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتٰابِ لَدَیْنٰا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ .

زخرف (43) 3 و 4

53. فرقان

160. فرقان، از صفات قرآن:

شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنّٰاسِ وَ بَیِّنٰاتٍ مِنَ الْهُدیٰ وَ الْفُرْقٰانِ ....

بقره (2) 185

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ ... مِنْ قَبْلُ هُدیً لِلنّٰاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقٰانَ .... آل‌عمران (3) 3 و 4

تَبٰارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَلیٰ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعٰالَمِینَ نَذِیراً. فرقان (25) 1

فَالْفٰارِقٰاتِ فَرْقاً. (1)مرسلات (77) 4

54. فصل

161. فصل، از اسما و صفات قرآن:

إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ . (2)طارق (86) 13

55. قرآن

162. قرآن، از اسما و نامهای قرآن:

شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدیً ....

بقره (2) 185

نیز ==> 4) 82، 5) 101، 6) 19، 7) 204، 9) 111، 10) 15، 10) 37، 10) 61، 12) 2 و 3، 13) 31، 15) 1، 15) 87، 15) 91، 16) 98، 17) 9، 17) 41، 17) 45، 17) 46، 17) 60، 17) 78، 17) 82، 17) 88 و 89، 17) 106، 18) 54، 20) 2، 20) 113 و 114، 25) 30، 25) 32، 27) 1، 27) 6، 27) 76، 27) 92، 28) 85، 30) 58، 34) 31، 36) 2، 36) 69، 38) 1، 39) 27 و 28، 41) 3، 41) 26، 41) 44، 42) 7، 43) 3، 43) 31، 46) 29، 47) 24، 50) 1، 50) 45، 54) 17، 54) 22، 54) 32، 54) 40، 55) 2، 56) 77، 59) 21، 72) 1، 73) 4، 73) 20، 75) 17 و 18، 76) 23، 84) 21، 85) 21.

56. قول

163. قول، از اسما و صفات قرآن:

أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جٰاءَهُمْ مٰا لَمْ یَأْتِ آبٰاءَهُمُ الْأَوَّلِینَ . (3)مؤمنون (23) 68

وَ لَقَدْ وَصَّلْنٰا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ . (4)

قصص (28) 51


1) 1) . بنابر این قول که مقصود از«فارقات»آیات قرآن باشد، به دلیل فارق بودن بین هدایت و ضلالت. (التبیان، ج 10، ص 224)

2) 2) . مقصود از«انه لقول فصل»قرآن است. (مجمع البیان، ج 9 - 10، ص 716)

3) 3) . مراد از«القول»، قرآن می‌باشد. (البلاغ فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج 1 ، ص 346 ؛ کشف‌الاسرار، ج6 ، ص453 )

4) 4) . مراد از«القول»قرآن است. (المیزان، ج 16، ص 54)

اَلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ... . (1)

زمر (39) 18

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ . حاقّه (69) 40

إِنّٰا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً. مزمّل (73) 5

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ . تکویر (81) 19

إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ . طارق (86) 13

57. قیّم (قیام کننده به مصالح)

164. قرآن، کتابی قیّم و قیام کننده به مصالح انسانها:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلیٰ عَبْدِهِ الْکِتٰابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً

قَیِّماً لِیُنْذِرَ بَأْساً شَدِیداً ... (2)کهف (18) 1 و 2

لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتّٰی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ

رَسُولٌ مِنَ اللّٰهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً

فِیهٰا کُتُبٌ قَیِّمَةٌ . (3)بیّنه (98) 1 - 3

58. کتاب

165. کتاب، از نام‌های قرآن:

ذٰلِکَ الْکِتٰابُ لاٰ رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ . (4)

بقره (2) 2

نیز ==> (2) 89، (2) 129، (2) 151، (2) 159، (2) 176، (2) 177، (2) 231، (3) 3، (3) 7، (3) 23، (3) 119، (3) 164، (4) 24، (4) 105، (4) 113، (4) 127، (4) 136، (4) 140، (5) 15، (5) 48، (6) 92، (6) 114، (6) 155، (6) 156، (6) 157، (7) 2، (7) 52، (7) 196، (8) 75، (10) 1، (11) 1، (12) 1، (13) 1، (14) 1، (15) 1، (16) 64، (16) 89، (18) 1، (19) 16، (19) 41، (19) 51، (19) 54، (19) 56، (21) 10، (26) 2، (27) 1، (28) 2، (28) 86، (29) 45، (29) 47 و 48، (29) 51، (31) 2، (32) 2، (33) 6، (38) 29، (39) 1، (39) 2، (39) 23، (39) 41، (40) 2، (40) 70، (41) 3، (41) 41، (42) 17، (43) 2، (44) 2، (45) 2، (45) 29، (46) 2، (46) 12، (46) 30، (56) 78، (62) 2.

166. قرآن، کتاب پروردگار و وحی شده بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ اتْلُ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتٰابِ رَبِّکَ لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.

کهف (18) 27

167. قرآن، کتابی از جانب خداوند:

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ .... بقره (2) 89

59. کریم

168. قرآن، کتابی کریم:

إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ . واقعه (56) 77

60. کلام الله

169. کلام الله، از اسما و صفات قرآن:

وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجٰارَکَ فَأَجِرْهُ حَتّٰی یَسْمَعَ کَلاٰمَ اللّٰهِ .... توبه (9) 6

سَیَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلیٰ مَغٰانِمَ لِتَأْخُذُوهٰا ذَرُونٰا نَتَّبِعْکُمْ یُرِیدُونَ أَنْ یُبَدِّلُوا کَلاٰمَ اللّٰهِ قُلْ لَنْ تَتَّبِعُونٰا .... فتح (48) 15


1) 1) . مراد از«القول»قرآن می‌باشد. (التبیان، ج 9، ص 17؛لباب التأویل، ج 4، ص 54)

2) 2) .«قیّم»کسی است که به مصحلت چیزی [یا کسی] قیام کند و امور او را تدبیر نماید و قرآن، مشتمل بر اعتقاد حق و عمل صالح است که این همان دین قیّم است. (المیزان، ج 13، ص 238)

3) 3) . مقصود از«کُتب»أجزای قرآن یا سوره‌ای از آن است. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 15، جزء 30، ص 477) بنابراین«قیّمه»توصیف قرآن است

4) 4) . مقصود از«الکتاب»قرآن است. (مجمع البیان، ج 1 - 2،ص 118)

61. کلمات الله

170. کلمات اللّٰه، از اسما و صفات قرآن:

وَ اتْلُ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتٰابِ رَبِّکَ لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ .... کهف (18) 27

62. کوثر

171. کوثر، از نامهای قرآن:

إِنّٰا أَعْطَیْنٰاکَ الْکَوْثَرَ. (1)کوثر (108) 1

63. مبارک

172. قرآن، کتابی مبارک (پر برکت):

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ .... انعام (6) 92

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ .... انعام (6) 155

وَ هٰذٰا ذِکْرٌ مُبٰارَکٌ أَنْزَلْنٰاهُ .... انبیاء (21) 50

کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ مُبٰارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیٰاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ص (38) 29

64. مبین

173. قرآن، کتاب مبین (روشنگر):

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَکُمْ بُرْهٰانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً. نساء (4) 174

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیراً مِمّٰا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتٰابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جٰاءَکُمْ مِنَ اللّٰهِ نُورٌ وَ کِتٰابٌ مُبِینٌ .

مائده (5) 15

الر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ . یوسف (12) 1

الر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ وَ قُرْآنٍ مُبِینٍ .

حجر (15) 1

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمٰا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسٰانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هٰذٰا لِسٰانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ . نحل (16) 103

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ . شعراء (26) 2

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ

عَلیٰ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ

بِلِسٰانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ . شعراء (26) 192 - 195

طس تِلْکَ آیٰاتُ الْقُرْآنِ وَ کِتٰابٍ مُبِینٍ .

نمل (27) 1

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ . قصص (28) 2

وَ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ

إِنّٰا جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . زخرف (43) 2 و 3

وَ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ . دخان (44) 2

65. متشابه

174. متشابه، از اسما و صفات قرآن:

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ .... زمر (39) 23

66. مثانی

175. مثانی، از اسما و صفات قرآن:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰاکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثٰانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ . (2)حجر (15) 87

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ .... زمر (39) 23

نیز ==> سبع مثانی.

67. مجید

176. مجید، از اسما و صفات قرآن:

ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِیدِ. ق (50) 1


1) 1) . بنابر قولی، مراد از«کوثر»قرآن است. (مجمع البیان، 9 - 10، ص 836)

2) 2) . در اینکه چرا قرآن را«مثانی»خوانده‌اند وجوهی نقل شده است؛ از جمله: در روایتی از امام صادق علیه السلام علت را دو بار خواندن سورۀ حمد در نماز دانسته‌اند. (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 27، ح 98) و یا به اعتبار اینکه داستانهای عبرت‌آموز آن دو به دو آمده است. (مجمع البیان، ج 5 - 6، ص 530)

بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ. بروج (85) 21

68. مرفوعه

177. مرفوعه، از صفات قرآن:

کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ

فِی صُحُفٍ مُکَرَّمَةٍ

مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ . (1)عبس (80) 11 و 13 و 14

69. مصدّق

178. مصدّق، از صفات قرآن:

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ ... وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا نُؤْمِنُ بِمٰا أُنْزِلَ عَلَیْنٰا وَ یَکْفُرُونَ بِمٰا وَرٰاءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَهُمْ .... بقره (2) 89 و 91

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ . آل‌عمران (3) 3

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهٰا عَلیٰ أَدْبٰارِهٰا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمٰا لَعَنّٰا أَصْحٰابَ السَّبْتِ وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً. نساء (4) 47

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ .... مائده (5) 48

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ .... یونس (10) 37

... مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ .... یوسف (12) 111

وَ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ مِنَ الْکِتٰابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ .... فاطر (35) 31

... وَ هٰذٰا کِتٰابٌ مُصَدِّقٌ لِسٰاناً عَرَبِیًّا ....

احقاف (46) 12

قٰالُوا یٰا قَوْمَنٰا إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلیٰ طَرِیقٍ مُسْتَقِیمٍ . احقاف (46) 30

179. قرآن، تصدیق کنندۀ انجیل:

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ ... . بقره (2) 89

... وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَهُمْ ... . بقره (2) 91

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ . آل‌عمران (3) 3

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ .... نساء (4) 47

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ .... مائده (5) 48

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ .... یونس (10) 37

... وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ ....

یوسف (12) 111

وَ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ مِنَ الْکِتٰابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ .... فاطر (35) 31

... وَ هٰذٰا کِتٰابٌ مُصَدِّقٌ .... احقاف (46) 12

... إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ .... احقاف (46) 30

180. قرآن، تصدیق کننده تورات:

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ ... . بقره (2) 89

... وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَهُمْ .... بقره (2) 91

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ . آل‌عمران (3) 3


1) 1) . مقصود از«مرفوعة»رفعت آن در آسمان هفتم است و نیز گفته شده مقصود رفع قرآن کریم از پلیدی نجاسات می‌باشد. (مجمع البیان، ج 9 -\10، ص 665)

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ .... نساء (4) 47

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ .... مائده (5) 48

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ .... یونس (10) 37

... وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ ....

یوسف (12) 111

وَ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ مِنَ الْکِتٰابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ .... فاطر (35) 31

... وَ هٰذٰا کِتٰابٌ مُصَدِّقٌ .... احقاف (46) 12

... إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ .... احقاف (46) 30

نیز ==> صداقت، صداقت قرآن.

70. مطهّره

181. مطهّره، از اوصاف قرآن:

کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ

فِی صُحُفٍ مُکَرَّمَةٍ

مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ . عبس (80) 11 و 13 و 14

لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتّٰی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ

رَسُولٌ مِنَ اللّٰهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً .

بیّنه (98) 1 و 2

71. مُفَصِّل

182. قرآن، کتابی مُفَصِّل و مفصَّل:

... وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً ....

انعام (6) 114

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ ... وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ .... یونس (10) 37

... وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

یوسف (12) 111

نیز ==> همین مدخل، نزول قرآن، کیفیّت نزول قرآن

72. منادی

183. منادی، از نامهای قرآن:

رَبَّنٰا إِنَّنٰا سَمِعْنٰا مُنٰادِیاً یُنٰادِی لِلْإِیمٰانِ ... (1)

آل‌عمران (3) 193

73. مُنزَّل

184. مُنزَّل، از اسما و صفات قرآن:

... وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ ... وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ .... انعام (6) 114

74. موعظه

185. قرآن، کتاب موعظه از سوی پروردگار برای مردم:

وَ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ لاٰ تُمْسِکُوهُنَّ ضِرٰاراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَ لاٰ تَتَّخِذُوا آیٰاتِ اللّٰهِ هُزُواً وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ مٰا أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنَ الْکِتٰابِ وَ الْحِکْمَةِ یَعِظُکُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ . بقره (2) 231

اَلَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبٰا لاٰ یَقُومُونَ إِلاّٰ کَمٰا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطٰانُ مِنَ الْمَسِّ ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبٰا وَ أَحَلَّ اللّٰهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ


1) 1) . بنابر یک تفسیر، مقصود از«منادی»قرآن است. (تفسیربیضاوی، ج 1، ص 314)

اَلرِّبٰا فَمَنْ جٰاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهیٰ فَلَهُ مٰا سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَی اللّٰهِ وَ مَنْ عٰادَ فَأُولٰئِکَ أَصْحٰابُ النّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ . (1)بقره (2) 275

هٰذٰا بَیٰانٌ لِلنّٰاسِ وَ هُدیً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِینَ .

آل‌عمران (3) 138

وَ قَفَّیْنٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرٰاةِ وَ آتَیْنٰاهُ الْإِنْجِیلَ فِیهِ هُدیً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرٰاةِ وَ هُدیً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ . مائده (5) 46

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ ....

یونس (10) 57

وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الرُّسُلِ مٰا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ جٰاءَکَ فِی هٰذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . هود (11) 120

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ آیٰاتٍ مُبَیِّنٰاتٍ وَ مَثَلاً مِنَ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ . نور (24) 34

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ . زمر (39) 27

نیز ==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، تذکره

75. مهیمن

186. مهیمن و حافظ بودن قرآن، نسبت به کتب آسمانی پیشین:

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ .... مائده (5) 48

76. میزان

187. میزان، از اسما و صفات قرآن:

اَللّٰهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِیزٰانَ وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السّٰاعَةَ قَرِیبٌ . (2)شوری (42) 17

188. قرآن، معیار و میزانی برای شناخت حقّ:

اَللّٰهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِیزٰانَ وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السّٰاعَةَ قَرِیبٌ . شوری (42) 17

77. نبأ عظیم

189. نبأ عظیم، از اسما و صفات قرآن:

قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ . (3)ص (38) 67

عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ . (4)نبأ (78) 2

78. نجم

190. نجم، از اسما و صفات قرآن:

وَ النَّجْمِ إِذٰا هَویٰ . (5)نجم (53) 1

79. نُذْر

191. نُذْر، از صفات قرآن:

فَالْمُلْقِیٰاتِ ذِکْراً

عُذْراً أَوْ نُذْراً. (6)

مرسلات (77) 5 و 6

80. نذیر

192. نذیر، از نامهای قرآن:

تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ

کِتٰابٌ فُصِّلَتْ


1) 1) . مقصود از«موعظه»قرآن است. (التبیان، ج 2، ص 361)

2) 2) . برداشت یاد شده بر این پایه استوار است که«المیزان»عطف تفسیری بر«الکتاب»و تعبیر دیگری از قرآن باشد

3) 3) . گفته شده، مقصود از«نبأ عظیم»قرآن است. (التبیان، ج 8، ص 579)

4) 4) . ممکن است که منظور از«نبأ عظیم»قرآن باشد. (همان، ج 10، ص 238)

5) 5) . گفته شده: مقصود از«نجم»قرآن است. (الکشاف، ج 4، ص 417؛ التبیان، ج 9، ص 420)

6) 6) . مراد از«ذکر»قرآن و«نذر»یعنی قرآن، مایۀ تخویف وتهدید برای غیر مؤمنان است. (المیزان، ج 20، ص 146 -\147)

آیٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

بَشِیراً وَ نَذِیراً فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لاٰ یَسْمَعُونَ .

فصّلت (41) 2 - 4

هٰذٰا نَذِیرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولیٰ . (1)نجم (53) 56

81. نعمت الله

193. نعمت الله، از اسامی قرآن:

وَ أَمّٰا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ. (2)ضحی (93) 11

82. نور

194. نور، از اسما و صفات قرآن:

... وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً. نساء (4) 174

... قَدْ جٰاءَکُمْ مِنَ اللّٰهِ نُورٌ .... مائده (5) 15

... وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ .... اعراف (7) 157

وَ کَذٰلِکَ أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنٰا مٰا کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتٰابُ وَ لاَ الْإِیمٰانُ وَ لٰکِنْ جَعَلْنٰاهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِنٰا وَ إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . شوری (42) 52

فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنٰا وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ. تغابن (64) 8

195. قرآن، خارج کنندۀ مردم از تاریکیها به نور:

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیراً مِمّٰا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتٰابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جٰاءَکُمْ مِنَ اللّٰهِ نُورٌ وَ کِتٰابٌ مُبِینٌ

یَهْدِی بِهِ اللّٰهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوٰانَهُ سُبُلَ السَّلاٰمِ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدِیهِمْ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . مائده (5) 15 و 16

الر کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النّٰاسَ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلیٰ صِرٰاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. ابراهیم (14) 1

هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلیٰ عَبْدِهِ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ إِنَّ اللّٰهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ . حدید (57) 9

رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ مُبَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ وَ یَعْمَلْ صٰالِحاً یُدْخِلْهُ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللّٰهُ لَهُ رِزْقاً. طلاق (65) 11

196. نورانیّت قرآن موجب هدایت بندگان بر اساس مشیّت خداوند:

وَ کَذٰلِکَ أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنٰا مٰا کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتٰابُ وَ لاَ الْإِیمٰانُ وَ لٰکِنْ جَعَلْنٰاهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِنٰا وَ إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . شوری (42) 52

83. وحی

197. وحی، از نام‌های قرآن:

قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهٰادَةً قُلِ اللّٰهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ ....

انعام (6) 19

... قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغٰافِلِینَ . یوسف (12) 3


1) 1) . طبق یک قول، مقصود از«نذیر»قرآن است. (التبیان، ج 9، ص 440)

2) 2) . گفته شده: مقصود از«نعمة ربّک»قرآن است. (مجمع البیان، ج 9 - 10، ص 768)

ذٰلِکَ مِمّٰا أَوْحیٰ إِلَیْکَ رَبُّکَ مِنَ الْحِکْمَةِ ....

اسراء (17) 39

وَ اتْلُ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتٰابِ رَبِّکَ لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.

کهف (18) 27

قُلْ إِنَّمٰا أُنْذِرُکُمْ بِالْوَحْیِ وَ لاٰ یَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعٰاءَ إِذٰا مٰا یُنْذَرُونَ . انبیاء (21) 45

اُتْلُ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتٰابِ ....

عنکبوت (29) 45

وَ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ مِنَ الْکِتٰابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ إِنَّ اللّٰهَ بِعِبٰادِهِ لَخَبِیرٌ بَصِیرٌ. فاطر (35) 31

وَ کَذٰلِکَ أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُریٰ وَ مَنْ حَوْلَهٰا وَ تُنْذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ.

شوری (42) 7

وَ کَذٰلِکَ أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنٰا ....

شوری (42) 52

فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ إِنَّکَ عَلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . زخرف (43) 43

إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْیٌ یُوحیٰ . نجم (53) 4

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً. جنّ (72) 1

84. هُدٰی

198. هُدٰی، از اسما و صفات قرآن:

ذٰلِکَ الْکِتٰابُ لاٰ رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ .

بقره (2) 2

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ .... فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً .... انعام (6) 155 و 157

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

... قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً .... اعراف (7) 203

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ ... وَ هُدیً ....

یونس (10) 57

... مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ ... وَ هُدیً ....

یوسف (12) 111

وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ إِلاّٰ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

نحل (16) 64

وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ تِبْیٰاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . نحل (16) 89

قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ .

نحل (16) 102

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ

هُدیً وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِینَ . لقمان (31) 2 و 3

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً

وَ أَنّٰا لَمّٰا سَمِعْنَا الْهُدیٰ آمَنّٰا بِهِ فَمَنْ یُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلاٰ یَخٰافُ بَخْساً وَ لاٰ رَهَقاً. جنّ (72) 1 و 13

اطاعت از قرآن

اشاره

199. لزوم اطاعت و پیروی از احکام و معارف قرآن:

اِتَّبِعْ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ . انعام (6) 106

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ . انعام (6) 155

کِتٰابٌ أُنْزِلَ إِلَیْکَ فَلاٰ یَکُنْ فِی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ

اِتَّبِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیٰاءَ قَلِیلاً مٰا تَذَکَّرُونَ . اعراف (7) 2 و 3

وَ اتَّبِعْ مٰا یُوحیٰ إِلَیْکَ وَ اصْبِرْ حَتّٰی یَحْکُمَ اللّٰهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحٰاکِمِینَ . یونس (10) 109

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ حُکْماً عَرَبِیًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ بَعْدَ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مٰا لَکَ مِنَ اللّٰهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ وٰاقٍ . رعد (13) 37

وَ اتَّبِعْ مٰا یُوحیٰ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیراً. احزاب (33) 2

وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ الْعَذٰابُ بَغْتَةً وَ أَنْتُمْ لاٰ تَشْعُرُونَ .

زمر (39) 55

200. پیامبر صلی الله علیه و آله موظف به اطاعت از قرآن و اجتناب از پیروی هواهای نفسانی مخالفان:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ حُکْماً عَرَبِیًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ بَعْدَ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مٰا لَکَ مِنَ اللّٰهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ وٰاقٍ . رعد (13) 37

201. پیامبر صلی الله علیه و آله ، موظّف به پیروی از قرآن و وحی الهی:

اِتَّبِعْ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ . انعام (6) 106

وَ اتَّبِعْ مٰا یُوحیٰ إِلَیْکَ وَ اصْبِرْ حَتّٰی یَحْکُمَ اللّٰهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحٰاکِمِینَ . یونس (10) 109

وَ اتَّبِعْ مٰا یُوحیٰ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیراً. احزاب (33) 2

202. پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور اعلان اطاعت و پیروی حتمی خود از قرآن:

قُلْ لاٰ أَقُولُ لَکُمْ عِنْدِی خَزٰائِنُ اللّٰهِ وَ لاٰ أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَ لاٰ أَقُولُ لَکُمْ إِنِّی مَلَکٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمیٰ وَ الْبَصِیرُ أَ فَلاٰ تَتَفَکَّرُونَ . انعام (6) 50

وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قٰالُوا لَوْ لاٰ اجْتَبَیْتَهٰا قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . یونس (10) 15

قُلْ مٰا کُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ مٰا أَدْرِی مٰا یُفْعَلُ بِی وَ لاٰ بِکُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ وَ مٰا أَنَا إِلاّٰ نَذِیرٌ مُبِینٌ . احقاف (46) 9

203. مؤمنان، موظّف به اطاعت و پیروی از قرآن:

کِتٰابٌ أُنْزِلَ إِلَیْکَ فَلاٰ یَکُنْ فِی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ

اِتَّبِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیٰاءَ قَلِیلاً مٰا تَذَکَّرُونَ . اعراف (7) 2 و 3

204. اطاعت و پیروی نمودن از قرآن، نشانۀ پندپذیری:

اِتَّبِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیٰاءَ قَلِیلاً مٰا تَذَکَّرُونَ . اعراف (7) 3

205. مخالفت با قرآن و پیروی نکردن از رهنمودهای آن، ظلمی به خویشتن:

وَ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ مِنَ الْکِتٰابِ هُوَ الْحَقُّ

مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ إِنَّ اللّٰهَ بِعِبٰادِهِ لَخَبِیرٌ بَصِیرٌ

ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتٰابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنٰا مِنْ عِبٰادِنٰا فَمِنْهُمْ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سٰابِقٌ بِالْخَیْرٰاتِ بِإِذْنِ اللّٰهِ ذٰلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ. فاطر (35) 31 و 32

206. فراخوانی کافران به پیروی از قرآن، از سوی خداوند:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ ... وَ مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ .... بقره (2) 170 و 171

... وَ لٰکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ ... وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا .... مائده (5) 103 و 104

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا ... وَ مَنْ کَفَرَ فَلاٰ یَحْزُنْکَ کُفْرُهُ إِلَیْنٰا .... لقمان (31) 21 و 23

207. اطاعت نکردن کافران از قرآن، نشانۀ بی تعقلی آنان:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا أَلْفَیْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ

وَ مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِمٰا لاٰ یَسْمَعُ إِلاّٰ دُعٰاءً وَ نِدٰاءً صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ . بقره (2) 170 و 171

208. اطاعت نکردن کافران از قرآن، نشانۀ جهل آنان:

مٰا جَعَلَ اللّٰهُ مِنْ بَحِیرَةٍ وَ لاٰ سٰائِبَةٍ وَ لاٰ وَصِیلَةٍ وَ لاٰ حٰامٍ وَ لٰکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ .

مائده (5) 103 و 104

209. اطاعت نکردن کافران از قرآن، نشانۀ هرگونه محرومیّت آنان از هدایت پذیری:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا أَلْفَیْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ

وَ مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِمٰا لاٰ یَسْمَعُ إِلاّٰ دُعٰاءً وَ نِدٰاءً صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ . بقره (2) 170 و 171

مٰا جَعَلَ اللّٰهُ مِنْ بَحِیرَةٍ وَ لاٰ سٰائِبَةٍ وَ لاٰ وَصِیلَةٍ وَ لاٰ حٰامٍ وَ لٰکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ .

مائده (5) 103 و 104

210. اطاعت نکردن کافران از قرآن نشانه پیروی آنان از شیطان:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ کُلُوا مِمّٰا فِی الْأَرْضِ حَلاٰلاً طَیِّباً وَ لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا أَلْفَیْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ . بقره (2) 168 و 170

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ الشَّیْطٰانُ یَدْعُوهُمْ إِلیٰ عَذٰابِ السَّعِیرِ

وَ مَنْ کَفَرَ فَلاٰ یَحْزُنْکَ کُفْرُهُ إِلَیْنٰا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. لقمان (31) 21 و 23

211. فراخوانی مشرکان به اطاعت از قرآن:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا أَلْفَیْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ

شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ . بقره (2) 170

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ الشَّیْطٰانُ یَدْعُوهُمْ إِلیٰ عَذٰابِ السَّعِیرِ. لقمان (31) 21

212. اعراض از عمل به قرآن و روی آوردن به هوا و هوس مشرکان، سبب محرومیّت از ولایت و امداد خداوند:

وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَفْرَحُونَ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مِنَ الْأَحْزٰابِ مَنْ یُنْکِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمٰا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّٰهَ وَ لاٰ أُشْرِکَ بِهِ إِلَیْهِ أَدْعُوا وَ إِلَیْهِ مَآبِ

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ حُکْماً عَرَبِیًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ بَعْدَ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مٰا لَکَ مِنَ اللّٰهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ وٰاقٍ . رعد (13) 36 و 37

آثار اطاعت از قرآن

1. بشارت به پاداش
213. پیروی از قرآن، زمینۀ بهره‌مندی از بشارتهای پیامبر صلی الله علیه و آله به پاداش ارزشمند:

إِنَّمٰا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَ خَشِیَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ کَرِیمٍ . یس (36) 11

2. بشارت به مغفرت
214. اطاعت و پیروی از قرآن، زمینۀ بهره‌مندی از بشارتهای پیامبر صلی الله علیه و آله به آمرزش الهی:

إِنَّمٰا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ ... فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ کَرِیمٍ . یس (36) 11

3. بهره‌مندی از رحمت
215. اطاعت و پیروی کردن از قرآن، زمینه ساز بهره‌مندی از رحمت خداوند:

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ . انعام (6) 155

4. پذیرش انذار
216. اطاعت از قرآن، عامل پذیرش انذار:

إِنَّمٰا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَ خَشِیَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ کَرِیمٍ . یس (36) 11

5. رستگاری
217. اطاعت و پیروی از قرآن، سبب رستگاری:

اَلَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ ... فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . اعراف (7) 157

6. عزّت
218. پیروی از آموزه‌های قرآن، مایّۀ عزّت انسانها:

الر کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النّٰاسَ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلیٰ صِرٰاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. (1)ابراهیم (14) 1

وَ یَرَی الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ هُوَ الْحَقَّ وَ یَهْدِی إِلیٰ صِرٰاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. سبأ (34) 6

7. مانع ضلالت
219. پایبندی مسلمانان به تعالیم قرآن، مانع گمراهی آنان از ناحیۀ گمراهان:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لاٰ یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَی اللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ . مائده (5) 104 و 105


1) 1) . از آن جا که قرآن، هادی به راه عزّت است، تبعیّت از آموزه‌های آن نیز عامل عزّت خواهد بود

موانع اطاعت از قرآن

1. تقلید از نیاکان
220. تقلید کورکورانۀ مشرکان صدراسلام از نیاکان خویش، بازدارندۀ آنان از اطاعت و پیروی قرآن:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا أَلْفَیْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ

وَ مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا ....

بقره (2) 170 و 171

... وَ لٰکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ ... وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ . مائده (5) 103 و 104

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا ... وَ مَنْ کَفَرَ فَلاٰ یَحْزُنْکَ کُفْرُهُ .... لقمان (31) 21 و 23

2. شیطان
221. پیروی از شیطان، مانع آدمی‌از تبعیّت قرآن:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ کُلُوا مِمّٰا فِی الْأَرْضِ حَلاٰلاً طَیِّباً وَ لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا أَلْفَیْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ . بقره (2) 168 و 170

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ الشَّیْطٰانُ یَدْعُوهُمْ إِلیٰ عَذٰابِ السَّعِیرِ

وَ مَنْ کَفَرَ فَلاٰ یَحْزُنْکَ کُفْرُهُ إِلَیْنٰا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. لقمان (31) 21 و 23

اعتدال قرآن

==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، اعتدال

اعتصام به قرآن

222. لزوم تمسّک همۀ مؤمنان به قرآن:

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِیعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا ... . (1)

آل‌عمران (3) 103

223. اعتصام به قرآن از وظایف پیامبر صلی الله علیه و آله :

فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ إِنَّکَ عَلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . زخرف (43) 43

224. برخورداری مؤمنان از رحمت و فضل الهی در صورت تمسک به قرآن:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَکُمْ بُرْهٰانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً

فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً.

نساء (4) 174 و 175

225. تمسک و اعتصام به قرآن سبب قرار گرفتن در زمره صالحان:

وَ الَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتٰابِ وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ إِنّٰا لاٰ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ . (2)اعراف (7) 170

226. اعتصام به قرآن در پی‌دارندۀ هدایت به صراط مستقیم:

فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ


1) 1) . مقصود از«حبل اللّه»قرآن است. [التبیان، ج 2،ص 545]

2) 2) . بنابر این که مقصود از«الکتاب»قرآن باشد. (روح المعانی، ج 6، ص 144)

فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً. نساء (4) 175

اعراض از قرآن

آثار اعراض از قرآن

1. حزن پیامبر صلی الله علیه و آله
227. اعراض مشرکان از ایمان به قرآن، مایۀ حزن بسیار شدید پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً

فَلَعَلَّکَ بٰاخِعٌ نَفْسَکَ عَلیٰ آثٰارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهٰذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً. کهف (18) 4 و 6

2. زندگی سخت
228. اعراض از قرآن درپی دارندۀ زندگی سخت و ناگوار:

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَعْمیٰ . (1)طه (20) 124

3. ظلم
229. اعراض از قرآن، موجب قرار گرفتن در زمرۀ ظالم‌ترین افراد:

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنّٰا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتٰابُ لَکُنّٰا أَهْدیٰ مِنْهُمْ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَّبَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ صَدَفَ عَنْهٰا سَنَجْزِی الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیٰاتِنٰا سُوءَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یَصْدِفُونَ . (2)انعام (6) 155 و 157

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً. کهف (18) 57

کَذٰلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ مٰا قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ آتَیْنٰاکَ مِنْ لَدُنّٰا ذِکْراً

مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ یَحْمِلُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وِزْراً

وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَ قَدْ خٰابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً. (3)

طه (20) 99 و 100 و 111

وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمٰنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطٰاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ

وَ لَنْ یَنْفَعَکُمُ الْیَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّکُمْ فِی الْعَذٰابِ مُشْتَرِکُونَ . زخرف (43) 36 و 39

4. کوری در قیامت
230. اعراض از قرآن، موجب کوری (کوری چشم یا کوری باطنی) در قیامت:

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَعْمیٰ . طه (20) 124

5. محرومیّت از امداد
231. اعراض از آیات قرآن، از عوامل محرومیّت از امدادهای الهی:

لاٰ تَجْأَرُوا الْیَوْمَ إِنَّکُمْ مِنّٰا لاٰ تُنْصَرُونَ

قَدْ کٰانَتْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ تَنْکِصُونَ . مؤمنون (23) 65 و 66

6 . محرومیّت از هدایت
232. اعراض و رویگردانی از قرآن، مایۀ محرومیّت ابدی از هدایتهای الهی:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا


1) 1) . بنابر قولی مقصود از«ذکری»قرآن است. (المیزان، ج 14، ص 224)

2) 2) .«صدف»به معنای اعراض آمده است. (تفسیر شبّر، ص 242)

3) 3) . منظور از«ذکراً»قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ،ص 47)

وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً. (1)کهف (18) 57

اعراض‌کنندگان از قرآن

1. اشراف
233. اعراض و رویگردانی اشراف صدر اسلام، از قرآن و آیات آن:

حَتّٰی إِذٰا أَخَذْنٰا مُتْرَفِیهِمْ بِالْعَذٰابِ إِذٰا هُمْ یَجْأَرُونَ

قَدْ کٰانَتْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ تَنْکِصُونَ . (2)مؤمنون (23) 64 و 66

2. اکثریّت مردم
234. اعراض اکثر مردم از قرآن، به سبب جهل به حق:

أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هٰاتُوا بُرْهٰانَکُمْ هٰذٰا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ . انبیاء (21) 24

3. اهل‌کتاب
235. اعراض گروهی از اهل‌کتاب از قرآن، به رغم دعوت آنان به آن:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتٰابِ یُدْعَوْنَ إِلیٰ کِتٰابِ اللّٰهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّٰی فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ . آل‌عمران (3) 23

4. باطل‌گرایان
236. اعراض مستکبرانۀ باطل‌گرایان از آیات قرآن:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ ... وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا وَلّٰی مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ .

لقمان (31) 6 و 7

237. اعراض مستکبرانۀ باطل‌گرایان از آیات قرآن، موجب عذابی دردناک:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا وَلّٰی مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ . لقمان (31) 6 و 7

5. کافران
238. اعراض کافران از قرآن:

... وَ یُجٰادِلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَ اتَّخَذُوا آیٰاتِی وَ مٰا أُنْذِرُوا هُزُواً وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا ....

کهف (18) 56 و 57

وَ مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنَ الرَّحْمٰنِ مُحْدَثٍ إِلاّٰ کٰانُوا عَنْهُ مُعْرِضِینَ

فَقَدْ کَذَّبُوا فَسَیَأْتِیهِمْ أَنْبٰؤُا مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ . شعراء (26) 5 و 6

6 . مشرکان
239. اعراض مشرکان از قرآن:

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّٰهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصٰارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلیٰ قُلُوبِکُمْ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِهِ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیٰاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ .

انعام (6) 46

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنّٰا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتٰابُ لَکُنّٰا أَهْدیٰ مِنْهُمْ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَّبَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ صَدَفَ عَنْهٰا سَنَجْزِی الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیٰاتِنٰا سُوءَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یَصْدِفُونَ . انعام (6) 157

وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً

مٰا لَهُمْ بِهِ


1) 1) . مراد از«آیات ربه»قرآن است. (مجمع البیان، ج 5 - 6، ص 738)

2) 2) .«مترفیهم»از«ترف»به معنای فراخی و وسعت در نعمت است. (مفردات، ص 166،«ترف»)

مِنْ عِلْمٍ وَ لاٰ لِآبٰائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ إِنْ یَقُولُونَ إِلاّٰ کَذِباً

فَلَعَلَّکَ بٰاخِعٌ نَفْسَکَ عَلیٰ آثٰارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهٰذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً. (1)کهف (18) 4 - 6

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً. کهف (18) 57

قُلْ مَنْ یَکْلَؤُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهٰارِ مِنَ الرَّحْمٰنِ بَلْ هُمْ عَنْ ذِکْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ . انبیاء (21) 42

وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوٰاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمٰاوٰاتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ بَلْ أَتَیْنٰاهُمْ بِذِکْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِکْرِهِمْ مُعْرِضُونَ . مؤمنون (23) 71

کِتٰابٌ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

بَشِیراً وَ نَذِیراً فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لاٰ یَسْمَعُونَ . فصّلت (41) 3 و 4

7. منافقان
240. اعراض منافقان از قرآن:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ رَأَیْتَ الْمُنٰافِقِینَ یَصُدُّونَ عَنْکَ صُدُوداً. (2)نساء (4) 61

8 . نصارا
241. رویگردانی نصارای معتقد به تثلیث، از آیات قرآن و استدلالهای آن بر توحید:

مَا الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلاّٰ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ کٰانٰا یَأْکُلاٰنِ الطَّعٰامَ انْظُرْ کَیْفَ نُبَیِّنُ لَهُمُ الْآیٰاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنّٰی یُؤْفَکُونَ . (3)مائده (5) 75

عوامل اعراض از قرآن

1. اعتقاد نادرست
242. اعتقاد به معذّب شدن به مدت کم، عامل اعراض اهل کتاب از پذیرش داوری براساس قرآن:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتٰابِ یُدْعَوْنَ إِلیٰ کِتٰابِ اللّٰهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّٰی فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّٰارُ إِلاّٰ أَیّٰاماً مَعْدُودٰاتٍ وَ غَرَّهُمْ فِی دِینِهِمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . آل‌عمران (3) 23 و 24

2. جهل
243. جهل اکثر مردم به حق، عامل اعراض آنان از قرآن:

أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هٰاتُوا بُرْهٰانَکُمْ هٰذٰا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ . انبیاء (21) 24

3. عدم تدبّر
244. اعراض اشراف صدر اسلام از قرآن، به دلیل نیندیشیدن در آن:

حَتّٰی إِذٰا أَخَذْنٰا مُتْرَفِیهِمْ بِالْعَذٰابِ إِذٰا هُمْ یَجْأَرُونَ

لاٰ تَجْأَرُوا الْیَوْمَ إِنَّکُمْ مِنّٰا لاٰ تُنْصَرُونَ

قَدْ کٰانَتْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ تَنْکِصُونَ

مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ سٰامِراً تَهْجُرُونَ

أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جٰاءَهُمْ مٰا لَمْ یَأْتِ آبٰاءَهُمُ الْأَوَّلِینَ .

مؤمنون (23) 64 - 68


1) 1) .«علیٰ آثارهم»بر اعراض آنان [مشرکان] دلالت دارد. (المیزان، ج 13، ص 240)

2) 2) .«یصدّون»یعنی اعراض می‌کنند. (تفسیر شبّر، ص 154)

3) 3) . بنابر این که خطاب در«انظر کیف...»به پیامبر صلی الله علیه و آله باشد. (المیزان، ج 6، ص 73)

4. فریفتگی به دین
245. فریفته شدن عده‌ای از اهل کتاب به دین خویش، عامل اعراض آنان از قرآن:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتٰابِ یُدْعَوْنَ إِلیٰ کِتٰابِ اللّٰهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّٰی فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّٰارُ إِلاّٰ أَیّٰاماً مَعْدُودٰاتٍ وَ غَرَّهُمْ فِی دِینِهِمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . آل‌عمران (3) 23 و 24

4. فسق
246. فسق موجب اعراض فاسقان از ایمان به قرآن:

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ .

مائده (5) 81

6. فقدان ابزار شناخت
247. از دست دادن ابزار شناخت، سبب اعراض از قرآن:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً. کهف (18) 57

کیفر اعراض از قرآن

248. رویگردانی از قرآن، موجب بر دوش کشیدن باری سنگین و مشقت بار در قیامت:

کَذٰلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ مٰا قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ آتَیْنٰاکَ مِنْ لَدُنّٰا ذِکْراً

مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ یَحْمِلُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وِزْراً

خٰالِدِینَ فِیهِ وَ سٰاءَ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ حِمْلاً. طه (20) 99 - 101

249. عذاب شدید، کیفر اعراض از قرآن و آیات آن:

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنّٰا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتٰابُ لَکُنّٰا أَهْدیٰ مِنْهُمْ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَّبَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ صَدَفَ عَنْهٰا سَنَجْزِی الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیٰاتِنٰا سُوءَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یَصْدِفُونَ . انعام (6) 155 و 157

کَذٰلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ مٰا قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ آتَیْنٰاکَ مِنْ لَدُنّٰا ذِکْراً

مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ یَحْمِلُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وِزْراً

خٰالِدِینَ فِیهِ وَ سٰاءَ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ حِمْلاً. طه (20) 99 - 101

اعطای قرآن به محمّد صلی الله علیه و آله

250. قرآن، عطیۀ خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ لَقَدْ آتَیْنٰاکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثٰانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ . حجر (15) 87

إِنّٰا أَعْطَیْنٰاکَ الْکَوْثَرَ. (1)کوثر (108) 1

251. اعطای قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آله مقتضی چشم ندوختن حضرت به نعمتهای مادی:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰاکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثٰانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ

لاٰ تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلیٰ مٰا مَتَّعْنٰا بِهِ أَزْوٰاجاً مِنْهُمْ وَ لاٰ تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ اخْفِضْ جَنٰاحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ . حجر (15) 87 و 88

252. اعطای قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آله مقتضی تواضع حضرت در برابر مؤمنان:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰاکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثٰانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ

لاٰ تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلیٰ مٰا مَتَّعْنٰا بِهِ أَزْوٰاجاً مِنْهُمْ وَ لاٰ تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ اخْفِضْ جَنٰاحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ . حجر (15) 87 و 88


1) 1) . بنابرقولی، مقصود از«الکوثر»قرآن است. (مجمع البیان، ج 9 - 10، ص 836)

253. اعطای قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آله مقتضی محزون نشدن حضرت از کفر و ایمان نیاوردن مردم:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰاکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثٰانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ

لاٰ تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلیٰ مٰا مَتَّعْنٰا بِهِ أَزْوٰاجاً مِنْهُمْ وَ لاٰ تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ اخْفِضْ جَنٰاحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ . حجر (15) 87 و 88

افترا به قرآن

آثار افترا به قرآن

1. اضلال
254. افترا به قرآن با افسانه قلمداد کردن آن، سبب گمراه شدن ناآگاهانۀ عده‌ای از مردم:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

لِیَحْمِلُوا أَوْزٰارَهُمْ کٰامِلَةً یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ مِنْ أَوْزٰارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَزِرُونَ . نحل (16) 24 و 25

2. پشیمانی
255. اظهار پشیمانی از سوی افترا زنندگان به قرآن، هنگام مشاهدۀ عذاب الهی:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

وَ لَوْ تَریٰ إِذْ وُقِفُوا عَلَی النّٰارِ فَقٰالُوا یٰا لَیْتَنٰا نُرَدُّ وَ لاٰ نُکَذِّبَ بِآیٰاتِ رَبِّنٰا وَ نَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . انعام (6) 25 و 27

3. تقاضای بازگشت به دنیا
256. تقاضای بازگشت به دنیا هنگام مشاهدۀ عذاب از آثار افترا زنندگان به قرآن، در قیامت:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

وَ لَوْ تَریٰ إِذْ وُقِفُوا عَلَی النّٰارِ فَقٰالُوا یٰا لَیْتَنٰا نُرَدُّ وَ لاٰ نُکَذِّبَ بِآیٰاتِ رَبِّنٰا وَ نَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . انعام (6) 25 و 27

4. سرزنش
257. افترا به قرآن با افسانه خواندن آن، موجب سرزنش خداوند:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

لِیَحْمِلُوا أَوْزٰارَهُمْ کٰامِلَةً یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ مِنْ أَوْزٰارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَزِرُونَ . نحل (16) 24 و 25

5. شرکت در گناه
258. افترا به قرآن، موجب به دوش کشیدن بخشی از گناه گمراه شدگان بواسطۀ آن، علاوه بر گناه افترا:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

لِیَحْمِلُوا أَوْزٰارَهُمْ کٰامِلَةً یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ مِنْ أَوْزٰارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَزِرُونَ . نحل (16) 24 و 25

6. محرومیّت از رحمت
259. محرومیّت از رحمت پروردگار در قیامت، کیفر نسبت دهندگان اساطیر به قرآن:

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ . مطفّفین (83) 13 و 15

اهداف افترا به قرآن

1. اضلال
260. گمراه کردن مردم از مسیر حق، از اهداف افترا زنندگان به قرآن:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ

اَلْأَوَّلِینَ

لِیَحْمِلُوا أَوْزٰارَهُمْ کٰامِلَةً یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ مِنْ أَوْزٰارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَزِرُونَ . نحل (16) 24 و 25

2. مقابله با قرآن
261. مقابله کردن با قرآن، از اهداف کافران در افترا زدن به قرآن با اساطیر خواندن آن:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

وَ هُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ یَنْأَوْنَ عَنْهُ وَ إِنْ یُهْلِکُونَ إِلاّٰ أَنْفُسَهُمْ وَ مٰا یَشْعُرُونَ .

انعام (6) 25 و 26

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا قٰالُوا قَدْ سَمِعْنٰا لَوْ نَشٰاءُ لَقُلْنٰا مِثْلَ هٰذٰا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . انفال (8) 31

عوامل افترا به قرآن

1. استکبار
262. روحیۀ استکباری، عامل افترا زدن به قرآن:

إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَالَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ

لاٰ جَرَمَ أَنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . نحل (16) 22 - 24

ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَکْبَرَ

فَقٰالَ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ یُؤْثَرُ

إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ الْبَشَرِ. مدّثر (74) 23 - 25

2. اعراض از حق
263. اعراض از حق، عامل افترا بستن به قرآن:

ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَکْبَرَ

فَقٰالَ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ یُؤْثَرُ

إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ الْبَشَرِ. مدّثر (74) 23 - 25

3. امکانات مادی
264. بهره‌مندی از امکانات مادی و دنیوی، زمینه‌ای برای افترا زدن به قرآن:

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ

أَنْ کٰانَ ذٰا مٰالٍ وَ بَنِینَ

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . قلم (68) 10 و 14 و 15

ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً

وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِیداً

فَقٰالَ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ یُؤْثَرُ

إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ الْبَشَرِ. مدّثر (74) 11 و 14 و 24 و 25

4. جدال گری
265. روحیۀ جدالگری، زمینۀ افترا بستن به قرآن، مبنی بر اساطیر بودن آن:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ .

انعام (6) 25

5. حق ناپذیری
266. حق ناپذیری، سبب افترا به قرآن، با افسانه خواندن آن:

إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَالَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ

لاٰ جَرَمَ أَنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . نحل (16) 22 - 24

6. رذایل اخلاقی
267. رذایل اخلاقی در انسان، عاملی برای افترا بستن به قرآن:

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ

عُتُلٍّ بَعْدَ ذٰلِکَ

زَنِیمٍ

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . قلم (68) 10 و 13 و 15

7. کفر به آخرت
268. کفر به آخرت، عامل افترا بستن به قرآن با افسانه خواندن آن:

إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَالَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ

لاٰ جَرَمَ أَنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . نحل (16) 22 - 24

8. کینه توزی
269. روحیۀ کینه توزی و ستیزه گری با آیات الهی، عامل افترا بستن به قرآن:

کَلاّٰ إِنَّهُ کٰانَ لِآیٰاتِنٰا عَنِیداً

إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ

ثُمَّ نَظَرَ

ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ

فَقٰالَ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ یُؤْثَرُ

إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ الْبَشَرِ.

مدّثر (74) 16 و 18 و 21 و 22 و 24 و 25

9. لجاجت
270. روحیۀ لجاجت و بی تأثیری هرگونه آیه و معجزه در ایمان آوری، عامل افترا بستن به قرآن:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ .

انعام (6) 25

10. محرومیّت از درک قلبی
271. محرومیّت از درک و فهم قلبی، عامل افترا بستن به قرآن:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ .

انعام (6) 25

11. محرومیّت از قوۀ شنوایی
272. محرومیّت از شنیدن درست و مانع داشتن قوۀ شنوایی، عامل افترا بستن به قرآن:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ .

انعام (6) 25

کیفر افترا به قرآن

اشاره
273. افترا به قرآن با افسانه خواندن آن، موجب تهدید به عذاب ناگهانی از جانب خداوند:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

لِیَحْمِلُوا أَوْزٰارَهُمْ کٰامِلَةً یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ مِنْ أَوْزٰارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَزِرُونَ

قَدْ مَکَرَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَی اللّٰهُ بُنْیٰانَهُمْ مِنَ الْقَوٰاعِدِ فَخَرَّ عَلَیْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ أَتٰاهُمُ الْعَذٰابُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَشْعُرُونَ . نحل (16) 24 - 26

274. افترا به قرآن، در پی دارندۀ کیفر الهی:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

لِیَحْمِلُوا أَوْزٰارَهُمْ کٰامِلَةً یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ مِنْ أَوْزٰارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَزِرُونَ . نحل (16) 24 و 25

275. افترای افسانه بودن قرآن، از علل تحقیر شدن در قیامت، با علامت گذاشتن بر بینی افترا زننده:

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

سَنَسِمُهُ عَلَی الْخُرْطُومِ . قلم (68) 10 و 15 و 16

1. جهنّم
276. افترا زدن به قرآن، موجب دوزخ و آتش جهنم:

فَقٰالَ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ یُؤْثَرُ

إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ الْبَشَرِ

سَأُصْلِیهِ سَقَرَ

وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا سَقَرُ

لاٰ تُبْقِی وَ لاٰ تَذَرُ

لَوّٰاحَةٌ لِلْبَشَرِ.

مدّثر (74) 24 - 29

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصٰالُوا الْجَحِیمِ . مطفّفین (83) 13 و 16

2. ذلت
277. ذلت و رسوایی، کیفر افترا زنندگان به قرآن با اساطیر قلمداد کردن آن در قیامت:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یُخْزِیهِمْ وَ یَقُولُ أَیْنَ شُرَکٰائِیَ الَّذِینَ کُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِیهِمْ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْیَ الْیَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَی الْکٰافِرِینَ . نحل (16) 24 و 27

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

سَنَسِمُهُ عَلَی الْخُرْطُومِ . قلم (68) 15 و 16

3. عذاب
278. افترا دانستن قرآن، موجب گرفتاری کافران، به عذاب با زنجیر:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ افْتَرٰاهُ وَ أَعٰانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جٰاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً

وَ إِذٰا أُلْقُوا مِنْهٰا مَکٰاناً ضَیِّقاً مُقَرَّنِینَ دَعَوْا هُنٰالِکَ ثُبُوراً. فرقان (25) 4 و 13

4. لعن
279. سحر خواندن قرآن و قول بشر دانستن آن، موجب لعن خداوند:

إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ

فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ

ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ

فَقٰالَ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ یُؤْثَرُ

إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ الْبَشَرِ. مدّثر (74) 18 -\20 و 24 و 25

نیز ==> افترا، افترا به محمّد صلی الله علیه و آله

افترازنندگان به قرآن

1. اشراف

280. افسانه شمرده شدن آیات قرآن، به وسیلۀ برخی اشراف صدر اسلام:

مَنّٰاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ

أَنْ کٰانَ ذٰا مٰالٍ وَ بَنِینَ

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ .

قلم (68) 12 و 14 و 15

2. کافران

281. افترای کافران به قرآن، با قلمداد کردن آن به صورت تعلیمات بشری:

وَ کَذٰلِکَ نُصَرِّفُ الْآیٰاتِ وَ لِیَقُولُوا دَرَسْتَ وَ لِنُبَیِّنَهُ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . انعام (6) 105

وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الْمٰاکِرِینَ

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا قٰالُوا قَدْ سَمِعْنٰا لَوْ نَشٰاءُ لَقُلْنٰا مِثْلَ هٰذٰا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . انفال (8) 30 و 31

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمٰا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسٰانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هٰذٰا لِسٰانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ

إِنَّ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ لاٰ یَهْدِیهِمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ .

نحل (16) 103 و 104

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ افْتَرٰاهُ وَ أَعٰانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جٰاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً

وَ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ اکْتَتَبَهٰا فَهِیَ

تُمْلیٰ عَلَیْهِ بُکْرَةً وَ أَصِیلاً. فرقان (25) 4 و 5

کَلاّٰ إِنَّهُ کٰانَ لِآیٰاتِنٰا عَنِیداً

فَقٰالَ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ یُؤْثَرُ

إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ الْبَشَرِ.

مدّثر (74) 16 و 16 و 24 و 25

282. جادو پنداشتن قرآن، به وسیلۀ کافران:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ رَجُلٌ یُرِیدُ أَنْ یَصُدَّکُمْ عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُکُمْ وَ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ مُفْتَریً وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ .

سبأ (34) 43

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ .

احقاف (46) 7

3. مستکبران

283. افترای مستکبران به قرآن، با افسانۀ پیشینیان خواندن آن:

... إِنَّهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ .

نحل (16) 23 و 24

4. مشرکان

284. افترای مشرکان به قرآن، با دروغ خواندن آن:

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

یونس (10) 37 و 38

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیٰاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . هود (11) 13

مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ

لاٰهِیَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ

بَلْ قٰالُوا أَضْغٰاثُ أَحْلاٰمٍ بَلِ افْتَرٰاهُ بَلْ هُوَ شٰاعِرٌ فَلْیَأْتِنٰا بِآیَةٍ کَمٰا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ . انبیاء (21) 2 و 3 و 5

285. افترای مشرکان به قرآن، با سحر خواندن آن:

مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ

لاٰهِیَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ . انبیاء (21) 2 و 3

286. سحر قلمداد شدن قرآن از سوی مشرکان به بهانۀ بشر بودن پیامبر صلی الله علیه و آله :

مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ

لاٰهِیَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ . انبیاء (21) 2 و 3

287. افترای مشرکان به قرآن، با شعر قلمداد کردن آن:

مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ

لاٰهِیَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ

بَلْ قٰالُوا أَضْغٰاثُ أَحْلاٰمٍ بَلِ افْتَرٰاهُ بَلْ هُوَ شٰاعِرٌ فَلْیَأْتِنٰا بِآیَةٍ کَمٰا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ . انبیاء (21) 2 و 3 و 5

288. افترای مشرکان مکّه به قرآن، با نسبت دادن خوابهایی آشفته به آن:

مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ

وَ هُمْ یَلْعَبُونَ

لاٰهِیَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ

بَلْ قٰالُوا أَضْغٰاثُ أَحْلاٰمٍ بَلِ افْتَرٰاهُ بَلْ هُوَ شٰاعِرٌ فَلْیَأْتِنٰا بِآیَةٍ کَمٰا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ . انبیاء (21) 2 و 3 و 5

289. اساطیر خواندن قرآن، از افتراهای مشرکان به آن:

وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَکُوا أَیْنَ شُرَکٰاؤُکُمُ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ

ثُمَّ لَمْ تَکُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا وَ اللّٰهِ رَبِّنٰا مٰا کُنّٰا مُشْرِکِینَ

اُنْظُرْ کَیْفَ کَذَبُوا عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ .

انعام (6) 22 - 25

وَ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لاٰ یَخْلُقُونَ شَیْئاً وَ هُمْ یُخْلَقُونَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . نحل (16) 20 و 24

290. افترای مشرکان به قرآن، گناهی بزرگ:

لِیَحْمِلُوا أَوْزٰارَهُمْ کٰامِلَةً یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ مِنْ أَوْزٰارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَزِرُونَ .

نحل (16) 25

5. ولید بن مغیره

291. افترا زدن ولید بن مغیره به قرآن، مبنی بر قول بشر بودن آن:

ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً

فَقٰالَ ... إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ الْبَشَرِ. (1)مدّثر (74) 11 و 24 و 25

292. جادو قلمداد کردن آیات قرآن، از افتراهای ولیدبن مغیره:

ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً

کَلاّٰ إِنَّهُ کٰانَ لِآیٰاتِنٰا عَنِیداً

فَقٰالَ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ یُؤْثَرُ.

مدّثر (74) 11 و 16 و 24

293. افترا زدن ولید بن مغیره به قرآن، مبنی بر اسطوره خواندن آن:

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ

مَنّٰاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . (2)قلم (68) 10 و 12 و 15

امانت بودن قرآن

294. قرآن، امانتی الهی در دست جبرئیل هنگام نزول آن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ

عَلیٰ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ . (3)شعراء (26) 193 و 194

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

مُطٰاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ

وَ مٰا صٰاحِبُکُمْ بِمَجْنُونٍ . تکویر (81) 19 و 21 و 22

انجیل در قرآن

==> همین مدخل، قرآن و انجیل

انجیل و قرآن

==> همین مدخل، قرآن در کتب آسمانی


1) 1) . آیۀ«ذرنی و من خلقت وحیدا»دربارۀ ولید بن مغیره نازل شده است. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 14، جزء 29، ص 302)

2) 2) . گفته شده: مقصود از«منّاع للخیر»ولید بن مغیره است. (الکشاف، ج 4، ص 587)

3) 3) . مقصود از«روح الامین»جبرئیل می‌باشد. (بحرالعلوم، ج 2، ص 567؛ تفسیر ابن ابی حاتم، ج 9، ص 2817)

انحراف از قرآن

295. مشرکان مکّه، درصدد منحرف کردن پیامبر صلی الله علیه و آله از قرآن و احکام آن:

وَ إِنْ کٰادُوا لَیَفْتِنُونَکَ عَنِ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ لِتَفْتَرِیَ عَلَیْنٰا غَیْرَهُ وَ إِذاً لاَتَّخَذُوکَ خَلِیلاً

وَ لَوْ لاٰ أَنْ ثَبَّتْنٰاکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئاً قَلِیلاً. (1)اسراء (17) 73 و 74

296. عصمت پیامبر صلی الله علیه و آله مانع انحراف او از قرآن و احکام و معارف آن:

وَ إِنْ کٰادُوا لَیَفْتِنُونَکَ عَنِ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ لِتَفْتَرِیَ عَلَیْنٰا غَیْرَهُ وَ إِذاً لاَتَّخَذُوکَ خَلِیلاً

وَ لَوْ لاٰ أَنْ ثَبَّتْنٰاکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئاً قَلِیلاً. اسراء (17) 73 و 74

297. انحراف از قرآن، موجب محرومیّت از هر نوع امداد الهی:

وَ إِنْ کٰادُوا لَیَفْتِنُونَکَ عَنِ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ لِتَفْتَرِیَ عَلَیْنٰا غَیْرَهُ وَ إِذاً لاَتَّخَذُوکَ خَلِیلاً

وَ لَوْ لاٰ أَنْ ثَبَّتْنٰاکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئاً قَلِیلاً

إِذاً لَأَذَقْنٰاکَ ضِعْفَ الْحَیٰاةِ وَ ضِعْفَ الْمَمٰاتِ ثُمَّ لاٰ تَجِدُ لَکَ عَلَیْنٰا نَصِیراً.

اسراء (17) 73 - 75

298. انحراف از قرآن، در پی دارندۀ عذاب دو چندان دنیایی و آخرتی:

وَ إِنْ کٰادُوا لَیَفْتِنُونَکَ عَنِ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ لِتَفْتَرِیَ عَلَیْنٰا غَیْرَهُ وَ إِذاً لاَتَّخَذُوکَ خَلِیلاً

وَ لَوْ لاٰ أَنْ ثَبَّتْنٰاکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئاً قَلِیلاً

إِذاً لَأَذَقْنٰاکَ ضِعْفَ الْحَیٰاةِ وَ ضِعْفَ الْمَمٰاتِ ثُمَّ لاٰ تَجِدُ لَکَ عَلَیْنٰا نَصِیراً.

اسراء (17) 73 - 75

انذارهای قرآن

==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، انذار

انکار قرآن

299. انکار حقّانیّت قرآن، از سوی مردم مکّه:

وَ هٰذٰا ذِکْرٌ مُبٰارَکٌ أَنْزَلْنٰاهُ أَ فَأَنْتُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ .

انبیاء (21) 50

300. انکار حقّانیّت قرآن، از جانب مردم مکّه، مورد سرزنش خداوند:

وَ هٰذٰا ذِکْرٌ مُبٰارَکٌ أَنْزَلْنٰاهُ أَ فَأَنْتُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ .

انبیاء (21) 50

301. انکار بخشهایی از قرآن، از ناحیۀ برخی گروههای اهل کتاب:

وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَفْرَحُونَ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مِنَ الْأَحْزٰابِ مَنْ یُنْکِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمٰا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّٰهَ وَ لاٰ أُشْرِکَ بِهِ إِلَیْهِ أَدْعُوا وَ إِلَیْهِ مَآبِ . (2)رعد (13) 36

302. ردّ و انکار قرآن، موجب ضلالت و گمراهی:

قُلْ یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَکُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ


1) 1) . بنا بر شأن نزولهای متعدّدی که برای آیه نقل شده، مشرکان از پیامبر صلی الله علیه و آله درخواست کرده بودند که دربارۀ بتها و بت‌پرستی به نوعی با آنها کنار بیاید و اندکی از مبارزات خود بکاهد و یا در شکستن بتها مدّتی به آنها مهلت دهد. پیامبر صلی الله علیه و آله سکوت کرد یا احیاناً بی‌میل نبود که با برخی درخواستها موافقت کند، اما خدای متعال او را حفظ کرد. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 665)

2) 2) . مقصود از«الاحزاب»احزاب اهل کتاب است که بخشی از قرآن را که دال بر توحید و نافی تثلیث و... است، انکار می‌کردند. (المیزان، ج 11، ص 372)

فَمَنِ اهْتَدیٰ فَإِنَّمٰا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّمٰا یَضِلُّ عَلَیْهٰا وَ مٰا أَنَا عَلَیْکُمْ بِوَکِیلٍ .

یونس (10) 108

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ لِلنّٰاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدیٰ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّمٰا یَضِلُّ عَلَیْهٰا وَ مٰا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ . زمر (39) 41

303. منکران قرآن، مردمی متحیّر و گمراه شده در وادی تحیّر:

أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْ عَسیٰ أَنْ یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ

مَنْ یُضْلِلِ اللّٰهُ فَلاٰ هٰادِیَ لَهُ وَ یَذَرُهُمْ فِی طُغْیٰانِهِمْ یَعْمَهُونَ . (1)اعراف (7) 185 و 186

نیز ==> همین مدخل، کفر به قرآن

اولواالالباب و قرآن

304. قرآن، زمینۀ عبرت و پند گیری اولواالالباب:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ وَ مٰا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا وَ مٰا یَذَّکَّرُ إِلاّٰ أُولُوا الْأَلْبٰابِ .

آل‌عمران (3) 7

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . رعد (13) 19

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ابراهیم (14) 52

کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ مُبٰارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیٰاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ص (38) 29

305. تنها خردمندان، درک کنندۀ حقّانیّت قرآن:

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . رعد (13) 19

اهل کتاب و قرآن

==> اهل‌کتاب، اهل‌کتاب و قرآن.

ایمان به قرآن

اشاره

306. لزوم ایمان به قرآن:

وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ .... بقره (2) 4

وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ .... بقره (2) 41

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا نُؤْمِنُ بِمٰا أُنْزِلَ عَلَیْنٰا وَ یَکْفُرُونَ بِمٰا وَرٰاءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیٰاءَ اللّٰهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . بقره (2) 91

قُولُوا آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْنٰا .... بقره (2) 136

آمَنَ الرَّسُولُ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ مَلاٰئِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ ....

بقره (2) 285

قُلْ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ عَلَیْنٰا .... آل‌عمران (3) 84

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتٰابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ الْکِتٰابِ الَّذِی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللّٰهِ وَ مَلاٰئِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاٰلاً بَعِیداً.

نساء (4) 136


1) 1) . مقصود از ضمیر در«بعده»قرآن است. (مجمع البیان، ج 3 - 4، ص 776)

لٰکِنِ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ ....

نساء (4) 162

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْنٰا وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَ أَنَّ أَکْثَرَکُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 59

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ .

مائده (5) 81

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ ... وَ مٰا مَنَعَ النّٰاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جٰاءَهُمُ الْهُدیٰ وَ یَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاّٰ أَنْ تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذٰابُ قُبُلاً. کهف (18) 54 و 55

وَ لاٰ تُجٰادِلُوا أَهْلَ الْکِتٰابِ إِلاّٰ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَ قُولُوا آمَنّٰا بِالَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْنٰا وَ أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ إِلٰهُنٰا وَ إِلٰهُکُمْ وٰاحِدٌ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ . عنکبوت (29) 46

... وَ قُلْ آمَنْتُ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ مِنْ کِتٰابٍ ....

شوری (42) 15

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ وَ آمَنُوا بِمٰا نُزِّلَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بٰالَهُمْ . محمّد (47) 2

فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنٰا وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ. تغابن (64) 8

وَ أَنّٰا لَمّٰا سَمِعْنَا الْهُدیٰ آمَنّٰا بِهِ فَمَنْ یُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلاٰ یَخٰافُ بَخْساً وَ لاٰ رَهَقاً

وَ أَنّٰا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقٰاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولٰئِکَ تَحَرَّوْا رَشَداً. جنّ (72) 13 و 14

307. ایمان مردم به قرآن، خواستۀ مهم پیامبر صلی الله علیه و آله :

فَلَعَلَّکَ بٰاخِعٌ نَفْسَکَ عَلیٰ آثٰارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهٰذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً. (1)کهف (18) 6

308. ایمان نیاوردن عرب به قرآن، در صورت نزول آن بر شخص غیر عرب:

وَ لَوْ نَزَّلْنٰاهُ عَلیٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ

فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 198 و 199

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی أُولٰئِکَ یُنٰادَوْنَ مِنْ مَکٰانٍ بَعِیدٍ. فصّلت (41) 44

309. ایمان نیاوردن مشرکان به قرآن، مایۀ حزن بسیار شدید پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً

مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لاٰ لِآبٰائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ إِنْ یَقُولُونَ إِلاّٰ کَذِباً

فَلَعَلَّکَ بٰاخِعٌ نَفْسَکَ عَلیٰ آثٰارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهٰذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً. کهف (18) 4 - 6

310. اظهار دروغین و منافقانۀ اهل‌کتاب، در ایمان به قرآن و کتب آسمانی:

هٰا أَنْتُمْ أُولاٰءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لاٰ یُحِبُّونَکُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْکِتٰابِ کُلِّهِ وَ إِذٰا لَقُوکُمْ قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیْکُمُ الْأَنٰامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِکُمْ إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ.

آل‌عمران (3) 119

311. ایمان نیاوردن اهل‌کتاب به قرآن، زمینه‌ساز گمراهی و عدم رستگاری ابدی آنان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا


1) 1) . مراد از«الحدیث»قرآن است. (المیزان، ج 13، ص 240)

مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهٰا عَلیٰ أَدْبٰارِهٰا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمٰا لَعَنّٰا أَصْحٰابَ السَّبْتِ وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً. نساء (4) 47

312. ایمان و کفر مشرکان به قرآن، فاقد تأثیر در خضوع علمای اهل‌کتاب در برابر آن:

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً. (1)اسراء (17) 106 و 107

313. فسادگری مشرکان، مانع ایمان آنان به قرآن:

قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکٰائِکُمْ مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ ...

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ .

یونس (10) 35 و 37 و 40

314. اهل‌کتاب، وظیفه‌دار ایمان به قرآن و اقامۀ آن در تمام شئون زندگی:

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتٰابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَکَفَّرْنٰا عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْنٰاهُمْ جَنّٰاتِ النَّعِیمِ

وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقٰامُوا التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ سٰاءَ مٰا یَعْمَلُونَ .

مائده (5) 65 و 66

315. دعوت خداوند از اهل‌کتاب، برای ایمان به قرآن:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ .... نساء (4) 47

316. دعوت خداوند از بنی‌اسرائیل، برای ایمان به قرآن:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ ... وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ .... بقره (2) 40 و 41

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا نُؤْمِنُ بِمٰا أُنْزِلَ عَلَیْنٰا وَ یَکْفُرُونَ بِمٰا وَرٰاءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیٰاءَ اللّٰهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

وَ لَقَدْ جٰاءَکُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظٰالِمُونَ . بقره (2) 91 و 92

317. دعوت جنّیان استماع کنندۀ آیات قرآن، از دیگر جنّیان برای ایمان به قرآن:

وَ إِذْ صَرَفْنٰا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمّٰا حَضَرُوهُ قٰالُوا أَنْصِتُوا فَلَمّٰا قُضِیَ وَلَّوْا إِلیٰ قَوْمِهِمْ مُنْذِرِینَ

قٰالُوا یٰا قَوْمَنٰا إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلیٰ طَرِیقٍ مُسْتَقِیمٍ

یٰا قَوْمَنٰا أَجِیبُوا دٰاعِیَ اللّٰهِ وَ آمِنُوا بِهِ یَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُجِرْکُمْ مِنْ عَذٰابٍ أَلِیمٍ . احقاف (46) 29 - 31

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً

یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ فَآمَنّٰا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِکَ بِرَبِّنٰا أَحَداً

وَ أَنّٰا لَمّٰا سَمِعْنَا الْهُدیٰ آمَنّٰا بِهِ فَمَنْ یُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلاٰ یَخٰافُ بَخْساً وَ لاٰ رَهَقاً. جنّ (72) 1 و 2 و 13

آثار ایمان به قرآن

1. اباحۀ اشیا
318. مباح دانستن اشیا و چیزهای حلال شده از سوی خداوند، از آثار ایمان به قرآن و آیات آن:

وَ مٰا لَکُمْ أَلاّٰ تَأْکُلُوا مِمّٰا ذُکِرَ اسْمُ اللّٰهِ عَلَیْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَکُمْ مٰا حَرَّمَ عَلَیْکُمْ إِلاّٰ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِ


1) 1) . مقصود از«اوتوا العلم»علمای صالح از اهل‌کتاب است. (التفسیر المنیر، ج 15، ص 185)

وَ إِنَّ کَثِیراً لَیُضِلُّونَ بِأَهْوٰائِهِمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِینَ . (1)انعام (6) 119

2. اجتناب از ولایت کافران
319. ایمان به قرآن، مستلزم اجتناب از پذیرش ولایت کافران:

تَریٰ کَثِیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَبِئْسَ مٰا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذٰابِ هُمْ خٰالِدُونَ

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 80 و 81

3. استفاده از معارف قرآن
320. ایمان به قرآن، شرط استفاده از معارف آن:

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِ الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّٰ مَنْ یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنٰا فَهُمْ مُسْلِمُونَ . روم (30) 53

4. جلب رحمت
321. ایمان به آیات قرآن، زمینۀ جلب رحمت الهی:

وَ إِذٰا جٰاءَکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِنٰا فَقُلْ سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلیٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ... فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ . انعام (6) 54

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قٰالُوا لَوْ لاٰ اجْتَبَیْتَهٰا قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ

قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ .

یونس (10) 57 و 58

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82

هٰذٰا بَصٰائِرُ لِلنّٰاسِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ . جاثیه (45) 20

5. حق پذیری
322. ایمان به قرآن و آیات آن، زمینه‌ای برای تسلیم بودن و حق پذیری:

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِی الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّٰ مَنْ یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنٰا فَهُمْ مُسْلِمُونَ . (2)

نمل (27) 81

6. حق شنوی
323. ایمان به قرآن و آیات آن، زمینه‌ای برای حق شنوی:

إِنَّکَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتیٰ وَ لاٰ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعٰاءَ إِذٰا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِی الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّٰ مَنْ یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنٰا فَهُمْ مُسْلِمُونَ . نمل (27) 80 و 81

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِ الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّٰ مَنْ یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنٰا فَهُمْ مُسْلِمُونَ . روم (30) 53


1) 1) . از جملۀ آن آیات، همین آیۀ (انعام145/ و مائده3/) وارده دربارۀ حکم مربوط به اشیا است. (روح‌المعانی، ج 5، جزء 8 ، ص 20)

2) 2) . مقصود از«بآیاتنا»قرآن است و آنچه از دلایل توحید وقدرت خداوند در آن آمده است. (التفسیر المنیر، ج 21، ص 111)

7. درک صحیح
324. ایمان به آیات قرآن، زمینه ساز درک و فهم درست:

إِنَّکَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتیٰ وَ لاٰ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعٰاءَ إِذٰا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِی الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّٰ مَنْ یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنٰا فَهُمْ مُسْلِمُونَ . نمل (27) 80 و 81

8. رستگاری
325. ایمان به قرآن، زمینۀ دستیابی به رستگاری:

وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ

أُولٰئِکَ عَلیٰ هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ .

بقره (2) 4 و 5

9. رشد
326. ایمان به قرآن، مایۀ نیل به رشد و کمال، در منظر جنّیان مؤمن:

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً

وَ أَنّٰا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقٰاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولٰئِکَ تَحَرَّوْا رَشَداً. جنّ (72) 1 و 14

10. رنگ خدایی
327. ایمان به قرآن و تعالیم نازل شده بر پیامبر صلی الله علیه و آله ، نشانۀ صبغة اللّٰه و در آمدن به رنگ خدایی:

قُولُوا آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْنٰا ... صِبْغَةَ اللّٰهِ ....

بقره (2) 136 و 138

11. سبقت در خیرات
328. ایمان به قرآن و آیات آن، موجب سبقت و سرعت در خیرات:

وَ الَّذِینَ هُمْ بِآیٰاتِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ

أُولٰئِکَ یُسٰارِعُونَ فِی الْخَیْرٰاتِ وَ هُمْ لَهٰا سٰابِقُونَ .

مؤمنون (23) 58 و 61

12. سلام
329. ایمان به قرآن و آیات آن، زمینه‌ای برای برخورداری از سلام پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِذٰا جٰاءَکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِنٰا فَقُلْ سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ .... انعام (6) 54

13. فراوانی نعمت
330. ایمان به قرآن موجب بهره‌مند شدن از نعمت فراوان:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقٰامُوا التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ سٰاءَ مٰا یَعْمَلُونَ . مائده (5) 66

14. مراقبت بر نماز
331. ایمان به قرآن، زمینه ساز اهتمام به نماز و مراقبت بر آن:

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ مُصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُریٰ وَ مَنْ حَوْلَهٰا وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ یُحٰافِظُونَ . انعام (6) 92

15. وصول به مقام شاهدان
332. ایمان به قرآن، زمینۀ نیل به مقام و منزلت رفیع شاهدان:

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 83

16. وصول به مقام صابران
333. ایمان آوردندگان به قرآن از اهل کتاب در زمرۀ صابران:

وَ لَقَدْ وَصَّلْنٰا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ یُؤْمِنُونَ

وَ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ قٰالُوا آمَنّٰا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنٰا إِنّٰا کُنّٰا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِینَ

أُولٰئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ بِمٰا صَبَرُوا وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ یُنْفِقُونَ . قصص (28) 51 -\54

17. وصول به مقام صالحان
334. ایمان به قرآن، سبب رسیدن به مقام صالحان:

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ .

مائده (5) 83 و 84

18. وصول به مقام محسنان
335. ایمان به قرآن، زمینۀ قرار گرفتن در زمرۀ محسنان:

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ ... وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ ...

فَأَثٰابَهُمُ اللّٰهُ بِمٰا قٰالُوا جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ . مائده (5) 83 - 85

19. هدایت
336. ایمان به قرآن، مایۀ دستیابی به هدایت راه حق:

وَ أَنّٰا لَمّٰا سَمِعْنَا الْهُدیٰ آمَنّٰا بِهِ فَمَنْ یُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلاٰ یَخٰافُ بَخْساً وَ لاٰ رَهَقاً

وَ أَنّٰا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقٰاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولٰئِکَ تَحَرَّوْا رَشَداً. جنّ (72) 13 و 14

337. ایمان به قرآن، زمینۀ هدایت انسان:

وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ

أُولٰئِکَ عَلیٰ هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ .

بقره (2) 4 و 5

وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قٰالُوا لَوْ لاٰ اجْتَبَیْتَهٰا قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 57

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ إِلاّٰ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

نحل (16) 64

338. دستیابی اهل‌کتاب به راههای سلامت و رهایی از گمراهی و قرار گرفتن در صراط مستقیم، در گرو ایمان به قرآن:

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیراً مِمّٰا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتٰابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جٰاءَکُمْ مِنَ اللّٰهِ نُورٌ وَ کِتٰابٌ مُبِینٌ

یَهْدِی بِهِ اللّٰهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوٰانَهُ سُبُلَ السَّلاٰمِ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدِیهِمْ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . (1)مائده (5) 15 و 16


1) 1) .«من اتبع رضوانه»یعنی کسی که ایمان بیاورد. (تفسیر شبّر، ص 184)

پاداش ایمان به قرآن

339. بهره‌مندی یهودیان مؤمن به قرآن، از پاداش بزرگ الهی:

فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِینَ هٰادُوا حَرَّمْنٰا عَلَیْهِمْ طَیِّبٰاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ کَثِیراً

لٰکِنِ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ الْمُقِیمِینَ الصَّلاٰةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّکٰاةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ أُولٰئِکَ سَنُؤْتِیهِمْ أَجْراً عَظِیماً. نساء (4) 160 و 162

340. ایمان به قرآن، مایۀ برخورداری از پاداش مضاعف الهی:

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ یُؤْمِنُونَ

وَ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ قٰالُوا آمَنّٰا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنٰا إِنّٰا کُنّٰا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِینَ

أُولٰئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ بِمٰا صَبَرُوا وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ یُنْفِقُونَ . قصص (28) 52 - 54

341. ایمان به قرآن، زمینۀ بهره‌مندی از پاداش پروردگار:

وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ ... أُولٰئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ ....

آل‌عمران (3) 199

342. ایمان به قرآن، از عوامل دستیابی به بهشت:

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ

فَأَثٰابَهُمُ اللّٰهُ بِمٰا قٰالُوا جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ .

مائده (5) 84 و 85

343. خلود در بهشت، پاداش ایمان به قرآن:

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ

فَأَثٰابَهُمُ اللّٰهُ بِمٰا قٰالُوا جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ .

مائده (5) 83 - 85

عوامل ایمان به قرآن

1. آرزوی وصول به مقام صالحان
344. آرزوی وصول به مقام صالحان، زمینۀ ایمان به قرآن:

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ .

مائده (5) 83 و 84

2. اجتناب از اختلاط حق با باطل
345. اجتناب بنی‌اسرائیل از روحیّۀ اختلاط حق با باطل، عاملی برای ایمان آنان به قرآن:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ وَ لاٰ تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبٰاطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ .

بقره (2) 40 -\42

3. اجتناب از سوداگری
346. اجتناب از سوداگری با آیات الهی، عاملی برای ایمان بنی اسرائیل به قرآن:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ .

بقره (2) 40 و 41

4. اجتناب از کتمان حق
347. اجتناب از کتمان حق، عاملی برای ایمان بنی‌اسرائیل به قرآن:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ وَ لاٰ تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبٰاطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ .

بقره (2) 40 -\42

5. اجتناب از کفر
348. اجتناب از کفر، زمینه‌ای برای ایمان بنی‌اسرائیل به قرآن:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیّٰایَ فَارْهَبُونِ

وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ .

بقره (2) 40 و 41

6 . ایمان به آخرت
349. ایمان به آخرت، برانگیزانندۀ ایمان به قرآن:

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ مُصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُریٰ وَ مَنْ حَوْلَهٰا وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ یُحٰافِظُونَ . انعام (6) 92

7. بصیرت
350. بهره‌مندی از بصیرت الهی، عامل ایمان به قرآن:

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شٰاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزٰابِ فَالنّٰارُ مَوْعِدُهُ فَلاٰ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ . (1)هود (11) 17

8 . تصدیق انجیل
351. تصدیق درستی و راستی انجیل در آیات قرآن، عاملی برای ایمان و تصدیق اهل کتاب به قرآن:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ .... نساء (4) 47

9. تصدیق تورات
352. تصدیق درستی و راستی تورات در آیات قرآن، عاملی برای ایمان و تصدیق اهل کتاب به قرآن:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ .... نساء (4) 47

353. تصدیق قرآن از تورات، عاملی برای ایمان بنی‌اسرائیل به آن:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیّٰایَ فَارْهَبُونِ

وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ .

بقره (2) 40 و 41


1) 1) . بنا بر تفسیری مقصود از«بیّنه»در آیۀ یاد شده مطلق بصیرت الهی است و مقصود از«أفمن کان...»که مبتدا و خبرش محذوف است عام است، گرچه به حسب مورد بر پیامبر صلی الله علیه و آله منطبق می‌شود. (المیزان، ج 10، ص 183 -\184)

10. تقوا
354. تقواپیشگی، عامل ایمان و خیر دانستن قرآن:

وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا خَیْراً لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا حَسَنَةٌ وَ لَدٰارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دٰارُ الْمُتَّقِینَ . (1)نحل (16) 30

355. رعایت تقوای الهی، عاملی برای ایمان بنی‌اسرائیل به قرآن:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیّٰایَ فَارْهَبُونِ

وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ .

بقره (2) 40 و 41

11. تلاوت محمّد صلی الله علیه و آله
356. تأثیر تلاوت آیات قرآن از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله در ایمان قوم عرب:

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ

عَلیٰ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ

بِلِسٰانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ

وَ لَوْ نَزَّلْنٰاهُ عَلیٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ

فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ .

شعراء (26) 192 -\195 و 198 و 199

12. تواضع
357. تواضع در برابر حق و نداشتن روحیّۀ استکباری، عامل ایمان به قرآن:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 82 و 83

13. حق پذیری
358. داشتن روحیۀ حق پذیری، عامل ایمان به قرآن:

إِنَّمٰا یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنَا الَّذِینَ إِذٰا ذُکِّرُوا بِهٰا خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ . سجده (32) 15

14. خوف
359. خوف مشرکان به هنگام مرگ یا قیامت، سبب ایمان آوردن آنان به قرآن:

وَ لَوْ تَریٰ إِذْ فَزِعُوا فَلاٰ فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَکٰانٍ قَرِیبٍ

وَ قٰالُوا آمَنّٰا بِهِ ... (2)سبأ (34) 51 و 52

15. علم
360. بهره‌مندی از علم و معرفت، عامل ایمان به قرآن:

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً. اسراء (17) 106 و 107

361. آگاهی و علم به زشتیها و فرجام کتمان حق، عاملی برای ایمان به قرآن:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ وَ لاٰ تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبٰاطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ .

بقره (2) 40 - 42


1) 1) . مقصود از«خیراً»قرآن است. (المیزان، ج 12، ص 235)

2) 2) . مراد از ضمیر«به»قرآن می‌باشد. (همان، ج 16، ص 390)

16. گواهی تورات
362. گواهی کتاب موسی علیه السلام (تورات) به حقّانیّت قرآن، زمینۀ ایمان به آن:

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شٰاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزٰابِ فَالنّٰارُ مَوْعِدُهُ فَلاٰ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ . هود (11) 17

17. گواهی علی علیه السلام
363. گواهی علی علیه السلام به حقّانیّت قرآن، زمینۀ ایمان به آن:

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شٰاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزٰابِ فَالنّٰارُ مَوْعِدُهُ فَلاٰ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ . (1)هود (11) 17

18. مثل‌های گوناگون
364. ایمان آوردن اندکی از انسانها در پی بیان مثلهای گوناگون در قرآن از سوی خداوند:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَأَبیٰ أَکْثَرُ النّٰاسِ إِلاّٰ کُفُوراً. اسراء (17) 89

موانع ایمان به قرآن

1. استکبار
365. استکبار، از موانع ایمان به قرآن:

... فَالَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ ... إِنَّهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . نحل (16) 22 -\24

2. فسق
366. فسق، مانع ایمان آوری به قرآن:

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْنٰا وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَ أَنَّ أَکْثَرَکُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 59

3. نزول قرآن بر عجم
367. ایمان نیاوردن عرب به قرآن، در صورت نزول آن بر غیر عرب:

وَ لَوْ نَزَّلْنٰاهُ عَلیٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ

فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 198 و 199

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی أُولٰئِکَ یُنٰادَوْنَ مِنْ مَکٰانٍ بَعِیدٍ. فصّلت (41) 44

باز پس گیری قرآن از محمّد صلی الله علیه و آله

368. امکان بازپس‌گیری قرآن از پیامبر صلی الله علیه و آله در صورت تعلق مشیّت خداوند به آن:

وَ لَئِنْ شِئْنٰا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ ثُمَّ لاٰ تَجِدُ لَکَ بِهِ عَلَیْنٰا وَکِیلاً. اسراء (17) 86

369. پیامبر صلی الله علیه و آله فاقد هر نوع مدافع در برابر خداوند، در صورت تعلق ارادۀ او بر بازپس‌گیری قرآن از حضرت:

وَ لَئِنْ شِئْنٰا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ ثُمَّ لاٰ تَجِدُ لَکَ بِهِ عَلَیْنٰا وَکِیلاً. اسراء (17) 86


1) 1) . طبق برخی روایات شیعه و سنی، مقصود از«شاهدمنه»علی علیه السلام است. (مجمع البیان، ج 5 - 6، ص 226؛ روح المعانی، ج 7، جزء12، ص 41)

370. رحمت پروردگار نسبت به محمّد صلی الله علیه و آله مانع بازپس‌گیری قرآن از آن حضرت:

وَ لَئِنْ شِئْنٰا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ ثُمَّ لاٰ تَجِدُ لَکَ بِهِ عَلَیْنٰا وَکِیلاً

إِلاّٰ رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ إِنَّ فَضْلَهُ کٰانَ عَلَیْکَ کَبِیراً. اسراء (17) 86 و 87

371. فضل بزرگ پروردگار نسبت به محمّد صلی الله علیه و آله مانع بازپس‌گیری قرآن از آن حضرت:

وَ لَئِنْ شِئْنٰا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ ثُمَّ لاٰ تَجِدُ لَکَ بِهِ عَلَیْنٰا وَکِیلاً

إِلاّٰ رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ إِنَّ فَضْلَهُ کٰانَ عَلَیْکَ کَبِیراً. اسراء (17) 86 و 87

برتری قرآن

==> همین مدخل، ارزش قرآن

نیز ==> خیر، مصادیق خیر، آیۀ قرآن، قرآن.

برکت قرآن

==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، مبارک

برهان بودن قرآن

==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، برهان

بشارتهای قرآن

==> بشارت، بشارت‌های قرآن و همین مدخل، اسما و صفات قرآن، بشریٰ، بشیر

بنی‌امیّه در قرآن

372. بنی‌امیّه، شجرۀ لعنت شده در قرآن:

وَ إِذْ قُلْنٰا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحٰاطَ بِالنّٰاسِ وَ مٰا جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْنٰاکَ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلنّٰاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَمٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ طُغْیٰاناً کَبِیراً. (1)اسراء (17) 60

نیز ==> همین مدخل، شجرۀ ملعونه در قرآن

بی‌نیازی قرآن

373. بی‌نیاز بودن قرآن، در حقّانیّت خود از ایمان و کفر مشرکان به آن:

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً. اسراء (17) 106 و 107

پندگیری از قرآن

374. پندگیری خردمندان از قرآن:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ وَ مٰا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا وَ مٰا یَذَّکَّرُ إِلاّٰ أُولُوا الْأَلْبٰابِ .

آل‌عمران (3) 7

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . رعد (13) 19

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ابراهیم (14) 52

کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ مُبٰارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیٰاتِهِ


1) 1) . مقصود از«شجرۀ ملعونه»در قرآن بنی امیه‌اند که خداوند وضعیّت آنها را به پیامبر صلی الله علیه و آله در رؤیا نشان داده است و در روایات متعدد شیعه و سنی نیز مورد آیه به آنها تفسیر شده است. (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 179 -\181؛ التبیان، ج 6، ص 494؛ روح‌المعانی، ج 9، جزء 15، ص 155؛ الدرالمنثور، ج 5، ص 309 -\310)

وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ص (38) 29

375. خوف از وعیدهای الهی، سبب پندپذیری از قرآن:

... فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یَخٰافُ وَعِیدِ. ق (50) 45

376. خوف و خشیت از خداوند، سبب تأثّر شدید از قرآن و معارف آن:

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ ذٰلِکَ هُدَی اللّٰهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ هٰادٍ. زمر (39) 23

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . حشر (59) 21

377. موقعیّت برتر اقتصادی و اجتماعی و بهره‌مندی از مادیّات، زمینۀ تأثیرناپذیری از آیات قرآن:

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ

أَنْ کٰانَ ذٰا مٰالٍ وَ بَنِینَ

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . قلم (68) 10 و 14 و 15

ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً

وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِیداً

فَقٰالَ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ یُؤْثَرُ

إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ الْبَشَرِ. مدّثر (74) 11 و 14 و 24 و 25

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَیُّ الْفَرِیقَیْنِ خَیْرٌ مَقٰاماً وَ أَحْسَنُ نَدِیًّا. مریم (19) 73

نیز ==> همین مدخل، آسانی قرآن، استماع قرآن، اسما و صفات قرآن، ایمان به قرآن، تذکره و موعظه، عبرت‌آموزی قرآن

پیشگوییهای قرآن

==> غیب، غیب‌گویی قرآن

تأویل قرآن

==> تأویل، تأویل آیات متشابه و تأویل قرآن

تبدیل قرآن

378. قرآن، دارای کلماتی غیر قابل تبدیل و تغییر:

وَ اتْلُ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتٰابِ رَبِّکَ لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.

کهف (18) 27

379. مجاز نبودن پیامبر صلی الله علیه و آله به تبدیل قرآن از پیش خود:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . یونس (10) 15

380. تبدیل (تغییر احکام و معارف) قرآن، از خواسته‌های مشرکان از پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ .... یونس (10) 15

381. ناتوانی افراد، در تبدیل و تغییر کلمات قرآن:

وَ اتْلُ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتٰابِ رَبِّکَ لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.

کهف (18) 27

382. تهمت افترا به پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی اکثر مشرکان، بر اثر ناآگاهی از حقیقت تبدیل و نسخ آیات قرآن:

وَ إِذٰا بَدَّلْنٰا آیَةً مَکٰانَ آیَةٍ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا یُنَزِّلُ

قٰالُوا إِنَّمٰا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ .

نحل (16) 101

383. تبدیل احکام و معارف قرآن، نشانۀ نافرمانی از پروردگار و غفلت از عذاب بزرگ قیامت:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . یونس (10) 15

384. روحیۀ انقیاد و اطاعت پذیری محض پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به فرمانها و وحی خداوند، مانع هرگونه تبدیل و تفسیر قرآن، به دست آن حضرت:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . یونس (10) 15

385. ترس و خوف آگاهانۀ پیامبر صلی الله علیه و آله از عذاب بزرگ قیامت، مانع هرگونه تبدیل در قرآن از سوی آن حضرت:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . یونس (10) 15

386. تبدیل و تفسیر احکام و معارف قرآن از پیش خود، سبب قرار گرفتن در زمرۀ ستمکارترین افراد و افترا زنندۀ دروغین بر خداوند:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ .

یونس (10) 15 و 17

نیز ==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، درخواست قرآن و مصونیت قرآن

تبلیغ قرآن

387. تبلیغ معارف قرآن به مردم، از اهداف بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله :

رَبَّنٰا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . بقره (2) 129

کَمٰا أَرْسَلْنٰا فِیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیٰاتِنٰا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ مٰا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ . بقره (2) 151

لَقَدْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . آل‌عمران (3) 164

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ رَجُلٌ یُرِیدُ أَنْ یَصُدَّکُمْ عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُکُمْ وَ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ مُفْتَریً وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ .

سبأ (34) 43

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ

وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ .

جمعه (62) 2

رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ مُبَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ وَ یَعْمَلْ صٰالِحاً یُدْخِلْهُ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللّٰهُ لَهُ رِزْقاً. طلاق (65) 11

388. مجاز نبودن پیامبر صلی الله علیه و آله به ترک ابلاغ کمترین بخش از قرآن:

فَلَعَلَّکَ تٰارِکٌ بَعْضَ مٰا یُوحیٰ إِلَیْکَ وَ ضٰائِقٌ بِهِ صَدْرُکَ أَنْ یَقُولُوا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَیْهِ کَنْزٌ أَوْ جٰاءَ مَعَهُ مَلَکٌ إِنَّمٰا أَنْتَ نَذِیرٌ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ .

هود (11) 12

389. ناظر و نگهبان بودن خداوند بر همه چیز، مقتضی ابلاغ قرآن از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله حتی در صورت مخالفت با خواسته‌های دشمنان:

فَلَعَلَّکَ تٰارِکٌ بَعْضَ مٰا یُوحیٰ إِلَیْکَ وَ ضٰائِقٌ بِهِ صَدْرُکَ أَنْ یَقُولُوا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَیْهِ کَنْزٌ أَوْ جٰاءَ مَعَهُ مَلَکٌ إِنَّمٰا أَنْتَ نَذِیرٌ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ .

هود (11) 12

390. سفارش خداوند به آسان گرفتن پیامبر صلی الله علیه و آله بر خود، در ابلاغ قرآن:

طه

مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقیٰ .

طه (20) 1 و 2

391. کافران، در صدد بازداشتن پیامبر صلی الله علیه و آله از ابلاغ آیات قرآن:

وَ لاٰ یَصُدُّنَّکَ عَنْ آیٰاتِ اللّٰهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَیْکَ وَ ادْعُ إِلیٰ رَبِّکَ وَ لاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ .

قصص (28) 87

392. تبلیغ قرآن و معارف آن از سوی برخی جنّیان، برای دیگر همنوعان خود:

وَ إِذْ صَرَفْنٰا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمّٰا حَضَرُوهُ قٰالُوا أَنْصِتُوا فَلَمّٰا قُضِیَ وَلَّوْا إِلیٰ قَوْمِهِمْ مُنْذِرِینَ

قٰالُوا یٰا قَوْمَنٰا إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلیٰ طَرِیقٍ مُسْتَقِیمٍ

یٰا قَوْمَنٰا أَجِیبُوا دٰاعِیَ اللّٰهِ وَ آمِنُوا بِهِ یَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُجِرْکُمْ مِنْ عَذٰابٍ أَلِیمٍ

وَ مَنْ لاٰ یُجِبْ دٰاعِیَ اللّٰهِ فَلَیْسَ بِمُعْجِزٍ فِی الْأَرْضِ وَ لَیْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِیٰاءُ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . احقاف (46) 29 - 32

393. آمرزش گناهان از سوی خداوند، از اهداف جنّیان در تبلیغ قرآن و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله به همنوعان خود:

وَ إِذْ صَرَفْنٰا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمّٰا حَضَرُوهُ قٰالُوا أَنْصِتُوا فَلَمّٰا قُضِیَ وَلَّوْا إِلیٰ قَوْمِهِمْ مُنْذِرِینَ

قٰالُوا یٰا قَوْمَنٰا إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلیٰ طَرِیقٍ مُسْتَقِیمٍ

یٰا قَوْمَنٰا أَجِیبُوا دٰاعِیَ اللّٰهِ وَ آمِنُوا بِهِ یَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُجِرْکُمْ مِنْ عَذٰابٍ أَلِیمٍ .

احقاف (46) 29 - 31

394. نجات از عذاب دردناک، از اهداف تبلیغ جنّیان دربارۀ قرآن و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله به همنوعان خود:

وَ إِذْ صَرَفْنٰا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمّٰا حَضَرُوهُ قٰالُوا أَنْصِتُوا فَلَمّٰا قُضِیَ وَلَّوْا إِلیٰ قَوْمِهِمْ مُنْذِرِینَ

قٰالُوا یٰا قَوْمَنٰا إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلیٰ طَرِیقٍ

مُسْتَقِیمٍ

یٰا قَوْمَنٰا أَجِیبُوا دٰاعِیَ اللّٰهِ وَ آمِنُوا بِهِ یَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُجِرْکُمْ مِنْ عَذٰابٍ أَلِیمٍ .

احقاف (46) 29 - 31

395. هدایت به حق و راه مستقیم، از اهداف تبلیغ جنّیان، دربارۀ قرآن برای همنوعان خود:

وَ إِذْ صَرَفْنٰا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمّٰا حَضَرُوهُ قٰالُوا أَنْصِتُوا فَلَمّٰا قُضِیَ وَلَّوْا إِلیٰ قَوْمِهِمْ مُنْذِرِینَ

قٰالُوا یٰا قَوْمَنٰا إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلیٰ طَرِیقٍ مُسْتَقِیمٍ . احقاف (46) 29 و 30

396. مورد تصدیق بودن انجیل و تورات در آیات قرآن، در کلمات جنّیان هنگام تبلیغ قرآن برای همنوعان خود:

وَ إِذْ صَرَفْنٰا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمّٰا حَضَرُوهُ قٰالُوا أَنْصِتُوا فَلَمّٰا قُضِیَ وَلَّوْا إِلیٰ قَوْمِهِمْ مُنْذِرِینَ

قٰالُوا یٰا قَوْمَنٰا إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلیٰ طَرِیقٍ مُسْتَقِیمٍ . احقاف (46) 29 و 30

397. جهان شمولی قرآن و انذارهای آن، مورد توجه پیامبر صلی الله علیه و آله در تبلیغ آن:

قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهٰادَةً قُلِ اللّٰهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّٰهِ آلِهَةً أُخْریٰ قُلْ لاٰ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ إِنَّنِی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ . انعام (6) 19

398. انذار دشمنان متعصّب، از وظایف پیامبر صلی الله علیه و آله در تبلیغ با قرآن:

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا. مریم (19) 97

399. ساده شدن حقایق قرآن با زبان گویای پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام تبلیغ آن جهت بشارت تقواپیشگان:

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا. مریم (19) 97

400. پندپذیری مردم از اهداف آسان شدن حقایق قرآن در تبلیغ آن از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله :

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ .

دخان (44) 58

تجارت با قرآن

401. تجارت و سودا نکردن گروهی از اهل کتاب با آیات قرآن، مورد تمجید خداوند:

وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ خٰاشِعِینَ لِلّٰهِ لاٰ یَشْتَرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّٰهَ سَرِیعُ الْحِسٰابِ . آل‌عمران (3) 199

402. توبیخ الهی نسبت به برخی از عالمان اهل کتاب، به سبب تجارت و سوداگری آنان با قرآن و آیات الهی:

وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ خٰاشِعِینَ لِلّٰهِ لاٰ یَشْتَرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّٰهَ سَرِیعُ الْحِسٰابِ . آل‌عمران (3) 199

403. تجارت و سوداگری گروهی از اهل کتاب با قرآن و آیات الهی:

وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ خٰاشِعِینَ لِلّٰهِ لاٰ یَشْتَرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّٰهَ سَرِیعُ الْحِسٰابِ . آل‌عمران (3) 199

404. روحیۀ خشوع در برابر خداوند از سوی مؤمنان اهل کتاب، زمینه‌ای برای تجارت و سودانکردن آنان با قرآن و آیات الهی:

وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ خٰاشِعِینَ لِلّٰهِ لاٰ یَشْتَرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّٰهَ سَرِیعُ الْحِسٰابِ . آل‌عمران (3) 199

405. تجارت و سودا نکردن مؤمنان اهل‌کتاب از راه قرآن و آیات الهی، درپی‌دارندۀ پاداش در نزد پروردگار:

وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ خٰاشِعِینَ لِلّٰهِ لاٰ یَشْتَرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّٰهَ سَرِیعُ الْحِسٰابِ . آل‌عمران (3) 199

406. تجارت و سودا نکردن گروهی از مؤمنان اهل‌کتاب از راه قرآن و آیات الهی، موجب دلداری پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان از سوی خداوند:

وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ خٰاشِعِینَ لِلّٰهِ لاٰ یَشْتَرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّٰهَ سَرِیعُ الْحِسٰابِ . (1)آل‌عمران (3) 199

تجزیۀ قرآن

407. تجزیۀ قرآن (نامیدن هر قسمتی از آن به اوصافی ناپسند مانند سحر، شعر، اساطیر الاوّلین و...) از سوی مشرکان مکّه:

کَمٰا أَنْزَلْنٰا عَلَی الْمُقْتَسِمِینَ

اَلَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ

فَاصْدَعْ بِمٰا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ . (2)حجر (15) 90 و 91 و 94

408. تجزیه و تبعیض (ایمان به بخشی و کفر به بخش دیگر) قرآن، از سوی اهل‌کتاب:

کَمٰا أَنْزَلْنٰا عَلَی الْمُقْتَسِمِینَ

اَلَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ . (3)حجر (15) 90 و 91

409. تجزیه کنندگان قرآن، در زمرۀ استهزاگران:

کَمٰا أَنْزَلْنٰا عَلَی الْمُقْتَسِمِینَ

اَلَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ

إِنّٰا کَفَیْنٰاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ . (4)

حجر (15) 90 و 91 و 95

410. پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور اعراض از تجزیه کنندگان قرآن:

کَمٰا أَنْزَلْنٰا عَلَی الْمُقْتَسِمِینَ

اَلَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ

فَاصْدَعْ بِمٰا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ . حجر (15) 90 و 91 و 94

411. خداوند، حفظ کنندۀ پیامبر صلی الله علیه و آله از شرّ مشرکان استهزا کننده و تجزیه کنندگان قرآن:

کَمٰا أَنْزَلْنٰا عَلَی الْمُقْتَسِمِینَ

اَلَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ

فَاصْدَعْ بِمٰا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ

إِنّٰا کَفَیْنٰاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ .

حجر (15) 90 و 91 و 94 و 95


1) 1) . با توجّه به ارتباط این آیه با آیات 180 تا 187 که از کارشکنیها و آزار و اذیّتهای فراوان اهل‌کتاب سخن گفته است، چنین برداشتی می‌توان نمود

2) 2) .«عضین»متفرق قرار دادن قرآن است و بنا بر یک قول، مقصود سحر، کهانت، شعر و اساطیر است. (التبیان، ج 6 ، ص 354؛ الکشاف، ج 2، ص 589)

3) 3) . بنا بر قولی، مقصود از«المقتسمین»یهود و نصارا است که به بخشی از قرآن [که موافق خواسته‌های آنها بود] ایمان آوردند و به بخشی دیگر [که مخالف میل آنها بود] کفر ورزیدند. (المیزان، ج 12، ص 194)

4) 4) . آیۀ«انّا کفیناک المستهزءین»دلیل است که مقصود از«مقتسمین»مستهزئین هستند. (همان، ص 195 -\194)

412. رفتار استهزاآمیز تجزیه کنندگان قرآن، موجب ناراحتی پیامبر صلی الله علیه و آله :

کَمٰا أَنْزَلْنٰا عَلَی الْمُقْتَسِمِینَ

اَلَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ

إِنّٰا کَفَیْنٰاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمٰا یَقُولُونَ .

حجر (15) 90 و 91 و 95 و 97

413. خداوند، دلداری دهندۀ پیامبر صلی الله علیه و آله در برابر رفتار استهزاآمیز تجزیه کنندگان قرآن:

کَمٰا أَنْزَلْنٰا عَلَی الْمُقْتَسِمِینَ

اَلَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ

إِنّٰا کَفَیْنٰاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ .

حجر (15) 90 و 91 و 95

414. نزول عذاب بر تجزیه‌کنندگان قرآن (متّصف کردن به سحر و شعر و...):

وَ قُلْ إِنِّی أَنَا النَّذِیرُ الْمُبِینُ

کَمٰا أَنْزَلْنٰا عَلَی الْمُقْتَسِمِینَ

اَلَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ . (1)

حجر (15) 89 -\91

415. سوگند خداوند، مبنی بر حسابرسی تجزیه‌کنندگان قرآن در قیامت:

کَمٰا أَنْزَلْنٰا عَلَی الْمُقْتَسِمِینَ

اَلَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ

فَوَ رَبِّکَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ

عَمّٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ .

حجر (15) 90 -\93

تحدّی قرآن

==> تحدّی، تحدّی با قرآن و عجز، عجز مخالفان قرآن

تحریف‌ناپذیری قرآن

==> تحریف، تحریف‌ناپذیری قرآن

تدبّر دربارۀ قرآن

==> همین مدخل، تفکر در قرآن

تذکارهای قرآن

==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، تذکّر

ترتیل قرآن

416. مأموریّت پیامبر صلی الله علیه و آله برای قرائت قرآن، همراه با ترتیل:

یٰا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ

أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً. مزمّل (73) 1 و 4

417. ترتیل قرآن در نیمه شب، فراهم‌کنندۀ زمینۀ دریافت وحی الهی برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

یٰا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ

قُمِ اللَّیْلَ إِلاّٰ قَلِیلاً

نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً

أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً

إِنّٰا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً. مزمّل (73) 1 - 5

418. نیمه شب، زمانی مناسب برای ترتیل قرآن (خواندن همراه با تأنّی و تأمّل):

قُمِ اللَّیْلَ إِلاّٰ قَلِیلاً

نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً

أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً. مزمّل (73) 2 - 4

419. لزوم تلاوت قرآن با ترتیل (خواندن همراه با تأنّی و تأمّل):

... وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً. مزمّل (73) 4


1) 1) . سیاق به نوعی دلالت دارد که«کما انزلنا علی‌المقتسمین»متعلق به مقدر است و«وقل انی انا النذیر المبین»به آن اشاره دارد؛ یعنی من شما را به عذابی هشدار می‌دهم همانند عذابی که بر تقسیم‌کنندگان [قرآن] نازل شد. (المیزان، ج 12، ص 193) طبق قولی، تجزیه‌کنندگان قرآن، که عدّه‌ای از مشرکان بودند، با نزول عذاب الهی به بدترین وجه مردند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 531)

تسلیم در برابر قرآن

420. تسلیم شدن در برابر قرآن و ایمان آوردن به آن، موجب رشد و کمال در منظر جنّیان:

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً

وَ أَنّٰا لَمّٰا سَمِعْنَا الْهُدیٰ آمَنّٰا بِهِ فَمَنْ یُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلاٰ یَخٰافُ بَخْساً وَ لاٰ رَهَقاً

وَ أَنّٰا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقٰاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولٰئِکَ تَحَرَّوْا رَشَداً.

جنّ (72) 1 و 13 و 14

تشبیه قرآن

421. تشبیه قرآن به نور:

وَ کَذٰلِکَ أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنٰا مٰا کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتٰابُ وَ لاَ الْإِیمٰانُ وَ لٰکِنْ جَعَلْنٰاهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِنٰا وَ إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . شوری (42) 52

422. تشبیه نزول آیات قرآن برای منافقان به باران، همراه با رعد و برق، در شبی تاریک:

وَ إِذٰا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلَوْا إِلیٰ شَیٰاطِینِهِمْ قٰالُوا إِنّٰا مَعَکُمْ إِنَّمٰا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ

أَوْ کَصَیِّبٍ مِنَ السَّمٰاءِ فِیهِ ظُلُمٰاتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ مِنَ الصَّوٰاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللّٰهُ مُحِیطٌ بِالْکٰافِرِینَ . (1)بقره (2) 14 و 19

423. نفوذ قرآن در دل مؤمنان، مانند خشوع و متلاشی شدن کوهها، در صورت نزول قرآن بر آنها:

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . حشر (59) 21

424. حیات‌بخشی قرآن برای دین مردم، مانند روح نسبت به بدن:

وَ کَذٰلِکَ أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنٰا مٰا کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتٰابُ وَ لاَ الْإِیمٰانُ وَ لٰکِنْ جَعَلْنٰاهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِنٰا وَ إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . (2)شوری (42) 52

425. تشبیه آیات ناهیۀ قرآن به رعد:

أَوْ کَصَیِّبٍ مِنَ السَّمٰاءِ فِیهِ ظُلُمٰاتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ مِنَ الصَّوٰاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللّٰهُ مُحِیطٌ بِالْکٰافِرِینَ . (3)

بقره (2) 17 و 19

تشبیهات قرآن

==> همین مدخل، تشبیه

تصدیق قرآن

آثار تصدیق قرآن

1. از تقواپیشگان
426. تصدیق قرآن، موجب قرار گرفتن در زمرۀ تقواپیشگان:

وَ الَّذِی جٰاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ . زمر (39) 33


1) 1) . نزول آیات، به نزول باران همراه با رعد و برق تشبیه شده است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 149 -\150) و آیه در صدد تشبیه حال منافقان است. (المیزان، ج 1، ص 56)

2) 2) . مقصود از«روحاً»قرآن است، زیرا دین مردم به وسیله قرآن زنده می‌شود چنان که تن به روح زنده است. (جوامع الجامع، ج 4، ص 57)

3) 3) . از ابن عباس نقل شده است: منظور از این آیات تشبیه‌قرآن است و نهی‌های شدید قرآن و زجرهایش چون رعد است که دل‌ها را می‌لرزاند. (مجمع البیان، ج 1، ص 150)

2. از نیکوکاران
427. تصدیق قرآن، موجب قرار گرفتن در زمرۀ محسنان و نیکوکاران:

وَ الَّذِی جٰاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ . زمر (39) 33 و 34

428. تصدیق و پذیرش قرآن، از مصادیق اعمال نیک:

وَ الَّذِی جٰاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ

لِیُکَفِّرَ اللّٰهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا وَ یَجْزِیَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِی کٰانُوا یَعْمَلُونَ . زمر (39) 33 - 35

3. پاداش تصدیق قرآن
429. تصدیق قرآن، موجب بهره‌مندی از الطاف و امکانات مورد دلخواه، در نزد پروردگار:

وَ الَّذِی جٰاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ . زمر (39) 33 و 34

430. تصدیق قرآن، موجب پوشش زشت‌ترین گناهان از سوی خداوند:

وَ الَّذِی جٰاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

لِیُکَفِّرَ اللّٰهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا وَ یَجْزِیَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِی کٰانُوا یَعْمَلُونَ .

زمر (39) 33 و 35

431. تصدیق قرآن، موجب بهره‌مندی از پاداش نیکوکاران:

وَ الَّذِی جٰاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ . زمر (39) 33 و 34

432. تصدیق قرآن، موجب بهره‌مندی از پاداشی نیکوتر از اعمال خویش:

وَ الَّذِی جٰاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

لِیُکَفِّرَ اللّٰهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا وَ یَجْزِیَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِی کٰانُوا یَعْمَلُونَ .

زمر (39) 33 و 35

نیز ==> همین مدخل، ایمان به قرآن

تصدیقهای قرآن

==> همین مدخل؛ صفات قرآن، مصدّق

تعاون قرآن با تورات

433. قرآن و تورات، دو جادوی پشتیبان یکدیگر، در ادعای کافران صدر اسلام:

فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا لَوْ لاٰ أُوتِیَ مِثْلَ مٰا أُوتِیَ مُوسیٰ أَ وَ لَمْ یَکْفُرُوا بِمٰا أُوتِیَ مُوسیٰ مِنْ قَبْلُ قٰالُوا سِحْرٰانِ تَظٰاهَرٰا وَ قٰالُوا إِنّٰا بِکُلٍّ کٰافِرُونَ . (1)قصص (28) 48

434. ادعای دروغین کافران در تعاون بین قرآن و تورات نسبت به سحر بودن آن دو، موجب قرار گرفتن در زمرۀ ظالمان محروم از هرگونه هدایت:

فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا لَوْ لاٰ أُوتِیَ مِثْلَ مٰا أُوتِیَ مُوسیٰ أَ وَ لَمْ یَکْفُرُوا بِمٰا أُوتِیَ مُوسیٰ مِنْ قَبْلُ قٰالُوا سِحْرٰانِ تَظٰاهَرٰا وَ قٰالُوا إِنّٰا بِکُلٍّ کٰافِرُونَ

قُلْ فَأْتُوا بِکِتٰابٍ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ هُوَ أَهْدیٰ مِنْهُمٰا أَتَّبِعْهُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

فَإِنْ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّمٰا یَتَّبِعُونَ أَهْوٰاءَهُمْ


1) 1) . از عکرمه نقل شده مراد از«سحران»تورات و قرآن می‌باشند. (تفسیر مقاتل، ج 3، ص 348؛ الفرقان، ج 22، ص 361؛ مجمع البیان، ج 7، ص 403)

وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوٰاهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ .

قصص (28) 48 - 50

تعجّب از قرآن

435. قرآن، دارای مطالب و موضوعات شگفت‌انگیز، از نظر جنّیان:

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً. جنّ (72) 1

436. معجزه بودن قرآن سبب تعجب کفرپیشگان عصر بعثت:

أَ فَمِنْ هٰذَا الْحَدِیثِ تَعْجَبُونَ . (1)نجم (53) 59

437. نزول قرآن بر بشری مانند دیگر مردم، سبب تعجب کفر پیشگان عصر بعثت:

أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ وَ لِتَتَّقُوا وَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ .

اعراف (7) 63

أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ .... اعراف (7) 69

أَ فَمِنْ هٰذَا الْحَدِیثِ تَعْجَبُونَ . (2)نجم (53) 59

تعلیم قرآن

438. تعلیم وحی و قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آله به وسیلۀ جبرئیل:

عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُویٰ

ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَویٰ .

نجم (53) 5 و 6

439. تعلیم قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی فرشتۀ مخصوص خداوند، موجب مصونیّت قرآن از هرگونه تأثیر گذاری هواهای نفسانی:

وَ مٰا یَنْطِقُ عَنِ الْهَویٰ

إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْیٌ یُوحیٰ

عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُویٰ

ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَویٰ . نجم (53) 3 - 6

440. تعلیم قرآن، نعمت و ارزشی فراتر از اصل خلقت انسان و نعمتهای دیگر:

عَلَّمَ الْقُرْآنَ

خَلَقَ الْإِنْسٰانَ . (3)الرّحمن (55) 2 و 3

441. تعلیم حقایق و معارف قرآن، از اهداف رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله :

رَبَّنٰا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . بقره (2) 129

کَمٰا أَرْسَلْنٰا فِیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیٰاتِنٰا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ مٰا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ . بقره (2) 151

لَقَدْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . آل‌عمران (3) 164

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ .

جمعه (62) 2 (4)


1) 1) . مقصود از«حدیث»قرآن است و گفته شده معنای آیه این است که آیا از این قرآن که نزول آن از جانب خدا بر محمد صلی الله علیه و آله و معجزه بودن آن تعجب می‌کنید. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 277)

2) 2) . مقصود از«حدیث»قرآن است و گفته شده معنای آیه این است که آیا از این قرآن که نزول آن از جانب خدا بر محمد صلی الله علیه و آله و معجزه بودن آن تعجب می‌کنید. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 277)

3) 3) . از تقدّم«علم القرآن»در شمارش نعمتهای الهی، ارزش و برتری آن بر سایر نعمتها فهمیده می‌شود. (المیزان، ج 19، ص 94)

4) 1) . مقصود از«حدیث»قرآن است و گفته شده معنای آیه این است که آیا از این قرآن که نزول آن از جانب خدا بر محمد صلی الله علیه و آله و معجزه بودن آن تعجب می‌کنید. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 277)

442. فرستاده شدن پیامبر صلی الله علیه و آله برای تعلیم معارف قرآن، از سوی خداوند، مقتضی یاد و شکر او:

کَمٰا أَرْسَلْنٰا فِیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیٰاتِنٰا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ مٰا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ

فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لِی وَ لاٰ تَکْفُرُونِ .

بقره (2) 151 و 152

443. تهمت تعلیم قرآن به محمّد صلی الله علیه و آله ، از ناحیۀ کافران، عامل ضلالت آنان:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ افْتَرٰاهُ وَ أَعٰانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جٰاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً

وَ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ اکْتَتَبَهٰا فَهِیَ تُمْلیٰ عَلَیْهِ بُکْرَةً وَ أَصِیلاً

اُنْظُرْ کَیْفَ ضَرَبُوا لَکَ الْأَمْثٰالَ فَضَلُّوا فَلاٰ یَسْتَطِیعُونَ سَبِیلاً.

فرقان (25) 4 و 5 و 9

تفسیر قرآن

444. تفسیر قرآن برای مردم، مسئولیتی بر عهدۀ پیامبر صلی الله علیه و آله :

بِالْبَیِّنٰاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . نحل (16) 44

445. لزوم مراجعۀ مردم به پیامبر صلی الله علیه و آله برای فراگیری تفسیر قرآن:

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ

بِالْبَیِّنٰاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ .

نحل (16) 43 و 44

446. تفسیر و تبیین قرآن، به وسیلۀ پیامبر صلی الله علیه و آله زمینه‌ای برای تفکر:

بِالْبَیِّنٰاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . نحل (16) 44

تفصیل قرآن

==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، تفصیل

تفکّر در قرآن

447. عدم تدبر و تفکر اشراف صدر اسلام، دربارۀ قرآن و آیات آن، مورد ملامت خداوند:

حَتّٰی إِذٰا أَخَذْنٰا مُتْرَفِیهِمْ بِالْعَذٰابِ إِذٰا هُمْ یَجْأَرُونَ

لاٰ تَجْأَرُوا الْیَوْمَ إِنَّکُمْ مِنّٰا لاٰ تُنْصَرُونَ

قَدْ کٰانَتْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ تَنْکِصُونَ

مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ سٰامِراً تَهْجُرُونَ

أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جٰاءَهُمْ مٰا لَمْ یَأْتِ آبٰاءَهُمُ الْأَوَّلِینَ .

مؤمنون (23) 64 - 68

448. اعراض از تفکر دربارۀ قرآن، مورد مذمت خداوند:

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّٰهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاٰفاً کَثِیراً. نساء (4) 82

لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ کِتٰاباً فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . انبیاء (21) 10

أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جٰاءَهُمْ مٰا لَمْ یَأْتِ آبٰاءَهُمُ الْأَوَّلِینَ . (1)مؤمنون (23) 68

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلیٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا.

محمّد (47) 24


1) 1) . منظور از«القول»قرآن است. (الکشاف، ج3، ص194)

449. تفکر و تعقّل در قرآن، زمینه ساز پذیرش قرآن:

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّٰهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاٰفاً کَثِیراً. نساء (4) 82

أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْ عَسیٰ أَنْ یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 185

لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ کِتٰاباً فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ .

انبیاء (21) 10

أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جٰاءَهُمْ مٰا لَمْ یَأْتِ آبٰاءَهُمُ الْأَوَّلِینَ . مؤمنون (23) 68

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلیٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا.

محمّد (47) 24

450. تفکر و اندیشه در معارف قرآن، فلسفۀ نزول آن برای مردم:

بِالْبَیِّنٰاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . نحل (16) 44

451. استفادۀ قرآن از مثالها، برای وا داشتن مردم به تفکر:

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . حشر (59) 21

452. تدبر در قرآن، امری ارزشمند و لازم:

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّٰهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاٰفاً کَثِیراً. نساء (4) 82

453. نفی وجود هرگونه اختلاف، تضاد و تناقض در قرآن، نتیجۀ تدبر در آن:

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّٰهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاٰفاً کَثِیراً. نساء (4) 82

454. تدبر در قرآن، موجب برطرف شدن هر نوع شک و شبهه دربارۀ الهی بودن قرآن:

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّٰهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاٰفاً کَثِیراً. نساء (4) 82

455. تدبر نکردن منافقان در قرآن، مورد سرزنش خداوند:

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّٰهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاٰفاً کَثِیراً. (1)نساء (4) 82

456. تدبر نکردن یهودیان در قرآن، مورد ملامت و سرزنش خداوند:

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّٰهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاٰفاً کَثِیراً. (2)نساء (4) 82

457. تعقّل و تفکّر در قرآن، عامل پیدایش خشوع و تواضع در برابر آن:

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . حشر (59) 21

تکذیب قرآن

اشاره

458. تکذیب آیات قرآن، بدترین نوع ستم کاری:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الظّٰالِمُونَ . انعام (6) 21

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنّٰا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتٰابُ لَکُنّٰا أَهْدیٰ مِنْهُمْ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَّبَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ....

انعام (6) 157


1) 1) . مقصود از فاعل در«أفلایتدبّرون»منافقان هستند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 125)

2) 2) . بنا بر اینکه فاعل«افلایتدبّرون»یهود باشد. (همان، ص 125)

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا ... فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ .... یونس (10) 15 و 17

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُ أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکٰافِرِینَ . عنکبوت (29) 68

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللّٰهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جٰاءَهُ أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکٰافِرِینَ . زمر (39) 32

459. تکذیب قرآن، از موارد اسراف و تجاوزگری:

أَ فَنَضْرِبُ عَنْکُمُ الذِّکْرَ صَفْحاً أَنْ کُنْتُمْ قَوْماً مُسْرِفِینَ . زخرف (43) 5

460. تکذیب قرآن، از سوی مشرکان عصر بعثت:

فَقَدْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَسَوْفَ یَأْتِیهِمْ أَنْبٰاءُ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ . (1)انعام (6) 5

قُلْ إِنِّی عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ کَذَّبْتُمْ بِهِ مٰا عِنْدِی مٰا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُکْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ یَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَیْرُ الْفٰاصِلِینَ

وَ کَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ وَ هُوَ الْحَقُّ قُلْ لَسْتُ عَلَیْکُمْ بِوَکِیلٍ . (2)انعام (6) 57 و 66

461. کافران، از تکذیب کنندگان قرآن:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُ أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکٰافِرِینَ . عنکبوت (29) 68

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللّٰهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جٰاءَهُ أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکٰافِرِینَ . زمر (39) 32

فَقٰالَ الْکٰافِرُونَ ... بَلْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَهُمْ فِی أَمْرٍ مَرِیجٍ. ق (50) 2 و 5

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ

فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ . مرسلات (77) 49 و 50

آثار تکذیب قرآن

1. خسران
462. تکذیب آیات قرآن، مایۀ خسارت آدمی:

فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ ... وَ لاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَتَکُونَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . یونس (10) 94 و 95

وَ مَنْ خَفَّتْ مَوٰازِینُهُ فَأُولٰئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ ... خٰالِدُونَ أَ لَمْ تَکُنْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِهٰا تُکَذِّبُونَ .

مؤمنون (23) 103 و 105

2. ضلالت
463. تکذیب قرآن، مایۀ ضلالت و گمراهی:

اَلَّذِینَ کَذَّبُوا بِالْکِتٰابِ .... کَذٰلِکَ یُضِلُّ اللّٰهُ الْکٰافِرِینَ . (3)غافر (40) 70 و 74

3. ظلم
464. تکذیب قرآن، موجب قرار گرفتن در زمرۀ ستمگران:

قُلْ إِنِّی عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ کَذَّبْتُمْ بِهِ مٰا عِنْدِی مٰا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُکْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ یَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَیْرُ الْفٰاصِلِینَ

قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِی مٰا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الْأَمْرُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِالظّٰالِمِینَ . انعام (6) 57 و 58


1) 1) . منظور از«الحق»قرآن است. (الکشاف، ج 2، ص 5)

2) 2) . مراد از«بینة من ربّی»قرآن می‌باشد. (مجمع البیان، ج 3 -\4، ص 479؛ مقتضیات الدرر، ج 4، ص 180)

3) 3) . مقصود از«الکتاب»قرآن است. (الکشاف، ج 4، ص 178)

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ ... أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ ... بَلْ کَذَّبُوا بِمٰا لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمّٰا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ کَذٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَظْلِمُ النّٰاسَ شَیْئاً وَ لٰکِنَّ النّٰاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

یونس (10) 37 - 40 و 44

فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا لَوْ لاٰ أُوتِیَ مِثْلَ مٰا أُوتِیَ مُوسیٰ أَ وَ لَمْ یَکْفُرُوا بِمٰا أُوتِیَ مُوسیٰ مِنْ قَبْلُ قٰالُوا سِحْرٰانِ تَظٰاهَرٰا وَ قٰالُوا إِنّٰا بِکُلٍّ کٰافِرُونَ

قُلْ فَأْتُوا بِکِتٰابٍ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ هُوَ أَهْدیٰ مِنْهُمٰا أَتَّبِعْهُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

فَإِنْ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّمٰا یَتَّبِعُونَ أَهْوٰاءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوٰاهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ .

قصص (28) 48 - 50

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ فَلاٰ تَمْلِکُونَ لِی مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِمٰا تُفِیضُونَ فِیهِ کَفیٰ بِهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ وَ کَفَرْتُمْ بِهِ وَ شَهِدَ شٰاهِدٌ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ عَلیٰ مِثْلِهِ فَآمَنَ وَ اسْتَکْبَرْتُمْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ .

احقاف (46) 8 و 10

465. تکذیب قرآن، موجب قرار گرفتن در زمرۀ ستمکارترین انسانها:

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ .... فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَّبَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ....

انعام (6) 155 و 157

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ . یونس (10) 15 و 17

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللّٰهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جٰاءَهُ أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکٰافِرِینَ . زمر (39) 32

4. فرجام عبرت آمیز
466. تکذیب قرآن، موجب فرجام بد و عبرت‌آمیز برای دیگران:

بَلْ کَذَّبُوا بِمٰا لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمّٰا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ کَذٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ . یونس (10) 39

5. گناه
467. تکذیب آیات قرآن، سبب قرار گرفتن در زمرۀ گناهکاران و مجرمان:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ ... فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ .

یونس (10) 15 و 17

6. محرومیّت
468. تکذیب قرآن، سبب محرومیّت از رستگاری:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ ... قُلْ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا تَلَوْتُهُ عَلَیْکُمْ ...

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ .

یونس (10) 15 - 17

عوامل تکذیب قرآن

1. استکبار
469. روحیۀ استکباری و اصرار بر آن، عامل تکذیب قرآن و آیات آن:

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

یَسْمَعُ آیٰاتِ اللّٰهِ تُتْلیٰ عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ . جاثیه (45) 7 و 8

470. استکبار ولیدبن مغیره در برابر آیات خدا، باعث تکذیب ورد اعجاز قرآن با سحر خواندن و قول بشر دانستن آن:

ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً

کَلاّٰ إِنَّهُ کٰانَ لِآیٰاتِنٰا عَنِیداً

سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً

إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ

فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ

ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ

ثُمَّ نَظَرَ

ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ

ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَکْبَرَ

فَقٰالَ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ یُؤْثَرُ

إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ الْبَشَرِ. (1)مدّثر (74) 11 و 16 - 25

2. جهل
471. جهل منکران به تأویل قرآن عامل تکذیب آن از سوی ایشان:

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ ... بَلْ کَذَّبُوا بِمٰا لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمّٰا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ کَذٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ .

یونس (10) 37 - 39

472. جهل منکران به ابعاد مختلف قرآن، عامل تکذیب آن از سوی ایشان:

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ ... بَلْ کَذَّبُوا بِمٰا لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمّٰا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ کَذٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ .

یونس (10) 37 - 39

3. شقاوتمندی
473. شقاوتمندی از عوامل تکذیب قرآن و آیات آن:

أَ لَمْ تَکُنْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِهٰا تُکَذِّبُونَ

قٰالُوا رَبَّنٰا غَلَبَتْ عَلَیْنٰا شِقْوَتُنٰا وَ کُنّٰا قَوْماً ضٰالِّینَ . مؤمنون (23) 105 و 106

4. ضلالت
474. ضلالت و گمراهی از عوامل تکذیب قرآن و آیات آن:

أَ لَمْ تَکُنْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِهٰا تُکَذِّبُونَ

قٰالُوا رَبَّنٰا غَلَبَتْ عَلَیْنٰا شِقْوَتُنٰا وَ کُنّٰا قَوْماً ضٰالِّینَ . مؤمنون (23) 105 و 106

کیفر تکذیب قرآن

اشاره
475. علامت گذاری خداوند بر روی بینی مکذّبان قرآن، در قیامت:

فَلاٰ تُطِعِ الْمُکَذِّبِینَ

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ


1) 1) . مفسران آورده‌اند که آیه شریفه در رابطه با ولید بن مغیره است که در مجلس قریش پس از ردّ شاعریت و کهانت و جنون پیامبر صلی الله علیه و آله آن حضرت را متهم به ساحر بودن کرد و اینکه قرآن سحر است. که (به وسیله آن) میان مرد و همسرش و فرزندان او و بندگانش (به سبب ایمان) جدایی می‌اندازد. (مجمع البیان، ج 9 -\10، ص 584 -\583، تفسیر مقاتل، ج 4، ص 491)

أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

سَنَسِمُهُ عَلَی الْخُرْطُومِ . (1)

قلم (68) 8 و 15 و 16

1. دوزخ
476. تکذیب آیات قرآن و برخورد مستکبرانه و استهزاگرانه با آن، در پی دارنده آتش جهنم:

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

یَسْمَعُ آیٰاتِ اللّٰهِ تُتْلیٰ عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ

وَ إِذٰا عَلِمَ مِنْ آیٰاتِنٰا شَیْئاً اتَّخَذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ

مِنْ وَرٰائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لاٰ یُغْنِی عَنْهُمْ مٰا کَسَبُوا شَیْئاً وَ لاٰ مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْلِیٰاءَ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . جاثیه (45) 7 - 10

477. دوزخ، کیفر تکذیب کنندگان آیات قرآن:

وَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْجَحِیمِ . مائده (5) 86

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللّٰهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جٰاءَهُ أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکٰافِرِینَ . زمر (39) 32

2. عذاب
478. تکذیب آیات قرآن و برخورد استکباری با آن، موجب عذابی دردناک:

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

یَسْمَعُ آیٰاتِ اللّٰهِ تُتْلیٰ عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ . جاثیه (45) 7 و 8

479. گرفتاری به ویل و جهنم، عذاب و کیفر تکذیب کنندگان قرآن و آیات آن:

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

یَسْمَعُ آیٰاتِ اللّٰهِ تُتْلیٰ عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ . جاثیه (45) 7 و 8

480. تکذیب و استهزای آیات قرآن به رغم علم به آن، موجب عذابی خوار کننده و ذلت بار:

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

وَ إِذٰا عَلِمَ مِنْ آیٰاتِنٰا شَیْئاً اتَّخَذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ .

جاثیه (45) 7 و 9

481. نزدیک کردن تدریجی مکذبان قرآن به ورطۀ هلاکت و عذاب، از سوی خداوند:

فَذَرْنِی وَ مَنْ یُکَذِّبُ بِهٰذَا الْحَدِیثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَعْلَمُونَ

وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ . قلم (68) 44 و 45

482. عذاب سخت، کیفر تکذیب کنندگان قرآن:

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنّٰا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتٰابُ لَکُنّٰا أَهْدیٰ مِنْهُمْ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَّبَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ صَدَفَ عَنْهٰا سَنَجْزِی الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیٰاتِنٰا سُوءَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یَصْدِفُونَ . انعام (6) 155 و 157

483. تکذیب قرآن، در پی دارندۀ عذابی دردناک:

وَ إِذٰا قُرِئَ عَلَیْهِمُ الْقُرْآنُ لاٰ یَسْجُدُونَ

بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُکَذِّبُونَ

وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا یُوعُونَ

فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ .

انشقاق (84) 21 - 24

484. عذابی بزرگ، کیفر تکذیب آیات قرآن و برخورد مستکبرانه و استهزاگرانه داشتن با آن:

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

یَسْمَعُ آیٰاتِ اللّٰهِ تُتْلیٰ


1) 1) . در آیه [تهدید کردن] و ترس انداختن در دل دشمنان‌سرسخت است، در برابر خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و آنچه بر آن حضرت [قرآن] نازل شده است. (المیزان، ج 19، ص 372)

عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ

وَ إِذٰا عَلِمَ مِنْ آیٰاتِنٰا شَیْئاً اتَّخَذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ

مِنْ وَرٰائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لاٰ یُغْنِی عَنْهُمْ مٰا کَسَبُوا شَیْئاً وَ لاٰ مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْلِیٰاءَ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . جاثیه (45) 7 - 10

485. بی تأثیری هرگونه تلاش تکذیب کنندگان مستکبر و استهزاگر قرآن و آیات آن، برای رهایی خود از عذاب الهی:

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

یَسْمَعُ آیٰاتِ اللّٰهِ تُتْلیٰ عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ

وَ إِذٰا عَلِمَ مِنْ آیٰاتِنٰا شَیْئاً اتَّخَذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ

مِنْ وَرٰائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لاٰ یُغْنِی عَنْهُمْ مٰا کَسَبُوا شَیْئاً وَ لاٰ مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْلِیٰاءَ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . جاثیه (45) 7 - 10

3. محرومیّت از رستگاری
486. تکذیب قرآن، سبب محرومیّت از رستگاری:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ... قُلْ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا تَلَوْتُهُ عَلَیْکُمْ ...

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ .

یونس (10) 15 - 17

4. مکر خدا
487. تکذیب قرآن، موجب گرفتار شدن به مکر خداوند:

أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لاٰ یُؤْمِنُونَ

فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کٰانُوا صٰادِقِینَ

أَمْ یُرِیدُونَ کَیْداً فَالَّذِینَ کَفَرُوا هُمُ الْمَکِیدُونَ .

طور (52) 33 و 34 و 42

فَذَرْنِی وَ مَنْ یُکَذِّبُ بِهٰذَا الْحَدِیثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَعْلَمُونَ

وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ . قلم (68) 44 و 45

مکذبان قرآن

1. ظالمان
488. ظالمان، از جمله مکذبان قرآن:

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

بَلْ کَذَّبُوا بِمٰا لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمّٰا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ کَذٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ . یونس (10) 37 - 39

2. کافران
489. تکذیب قرآن، از سوی کافران و تکذیبگران:

إِنَّمٰا یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْکٰاذِبُونَ . نحل (16) 105

أَ لَمْ تَکُنْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِهٰا تُکَذِّبُونَ . مؤمنون (23) 105

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُ أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکٰافِرِینَ . عنکبوت (29) 68

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ رَجُلٌ یُرِیدُ أَنْ یَصُدَّکُمْ عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُکُمْ وَ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ مُفْتَریً وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ .

سبأ (34) 43

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللّٰهِ وَ کَذَّبَ

بِالصِّدْقِ إِذْ جٰاءَهُ أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکٰافِرِینَ . (1)زمر (39) 32

بَلْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَهُمْ فِی أَمْرٍ مَرِیجٍ. (2)ق (50) 5

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ

فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ . (3)مرسلات (77) 49 و 50

3. گمراهان
490. تکذیب آیات قرآن، از جانب گمراهان:

أَ لَمْ تَکُنْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِهٰا تُکَذِّبُونَ

قٰالُوا رَبَّنٰا غَلَبَتْ عَلَیْنٰا شِقْوَتُنٰا وَ کُنّٰا قَوْماً ضٰالِّینَ . مؤمنون (23) 105 و 106

4. گناهکاران
491. قرآن، مورد تکذیب افراد گناهکار و افترا زننده:

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

یَسْمَعُ آیٰاتِ اللّٰهِ تُتْلیٰ عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ

وَ إِذٰا عَلِمَ مِنْ آیٰاتِنٰا شَیْئاً اتَّخَذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ . (4)

جاثیه (45) 7 - 9

5. مشرکان
492. تکذیب آیات قرآن، از سوی مشرکان:

وَ مٰا تَأْتِیهِمْ مِنْ آیَةٍ مِنْ آیٰاتِ رَبِّهِمْ إِلاّٰ کٰانُوا عَنْهٰا مُعْرِضِینَ

فَقَدْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَسَوْفَ یَأْتِیهِمْ أَنْبٰاءُ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ

قُلْ أَ غَیْرَ اللّٰهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ یُطْعِمُ وَ لاٰ یُطْعَمُ قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ .

انعام (6) 4 و 5 و 14

قُلْ إِنِّی نُهِیتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ ... قُلْ إِنِّی عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ کَذَّبْتُمْ بِهِ مٰا عِنْدِی مٰا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُکْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ یَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَیْرُ الْفٰاصِلِینَ . (5)انعام (6) 56 و 57

وَ کَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ وَ هُوَ الْحَقُّ ... قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَنْفَعُنٰا وَ لاٰ یَضُرُّنٰا ... (6)

انعام (6) 66 و 71

قُلْ هَلُمَّ شُهَدٰاءَکُمُ الَّذِینَ یَشْهَدُونَ أَنَّ اللّٰهَ حَرَّمَ هٰذٰا فَإِنْ شَهِدُوا فَلاٰ تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ هُمْ بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ . انعام (6) 150

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنّٰا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتٰابُ لَکُنّٰا أَهْدیٰ مِنْهُمْ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَّبَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ صَدَفَ عَنْهٰا سَنَجْزِی الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیٰاتِنٰا سُوءَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یَصْدِفُونَ . انعام (6) 157

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ


1) 1) . مراد از«صدق»قرآن می‌باشد. (روض الجنان، ج 16، ص 323؛ بحرالعلوم، ج 3، ص 186)

2) 2) . مراد از«بالحق»قرآن می‌باشد. (بحرالعلوم، ج 3، ص 332؛ تفسیر الجلالین، ج 1، ص 521)

3) 3) . مرجع ضمیر«بعده»قرآن می‌باشد. (مجمع البیان، ج 10، ص 637)

4) 4) .«افّاک»یعنی بسیار تکذیب کننده و«اثیم»کسی است که‌در افترا و نسبت دادن گناه [بسیار] تلاش می‌کند. (الکشاف، ج 4، ص 285؛ جامع البیان، ج 13، جزء 25، ص 184)

5) 5) . مراد از مرجع ضمیری که در جمله«و کذبتم به»هست، قرآن می‌باشد. (المیزان، ج 7، ص 114؛ تفسیر لاهیجی، ج 1، ص 766)

6) 6) . بنابه نظر بعضی مفسرین ضمیر در«به»به قرآن برمی‌گردد. (فتح القدیر، ج 2، ص 14؛ تفسیر مقاتل، ج 1، ص 566)

قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ . یونس (10) 15 و 17

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

بَلْ کَذَّبُوا بِمٰا لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمّٰا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ کَذٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ . یونس (10) 37 - 39

وَ إِذٰا بَدَّلْنٰا آیَةً مَکٰانَ آیَةٍ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا یُنَزِّلُ قٰالُوا إِنَّمٰا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ .

نحل (16) 101

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

یَسْمَعُ آیٰاتِ اللّٰهِ تُتْلیٰ عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ

وَ إِذٰا عَلِمَ مِنْ آیٰاتِنٰا شَیْئاً اتَّخَذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ

مِنْ وَرٰائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لاٰ یُغْنِی عَنْهُمْ مٰا کَسَبُوا شَیْئاً وَ لاٰ مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْلِیٰاءَ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . (1)جاثیه (45) 7 -\10

ملامت مکذّبان قرآن

493. تکذیب‌کنندگان قرآن، مورد سرزنش و ملامت خداوند:

وَ هٰذٰا ذِکْرٌ مُبٰارَکٌ أَنْزَلْنٰاهُ أَ فَأَنْتُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ .

انبیاء (21) 50

همانندی مکذّبان قرآن

494. همانندی تکذیب‌کنندگان قرآن، با تکذیب‌کنندگان امّتهای پیشین:

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

بَلْ کَذَّبُوا بِمٰا لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمّٰا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ کَذٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ . یونس (10) 37 -\39

تلاوت قرآن

==> تلاوت، تلاوت قرآن

تمسّک به قرآن

495. شایسته بودن استمرار بر تمسّک به قرآن:

وَ الَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتٰابِ وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ إِنّٰا لاٰ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ . (2)اعراف (7) 170

496. تأکید خداوند، بر اعطای پاداش به تمسّک‌کنندگان به قرآن:

وَ الَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتٰابِ وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ إِنّٰا لاٰ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ . اعراف (7) 170

497. تشویق خداوند به تمسّک به قرآن:

وَ الَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتٰابِ وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ إِنّٰا


1) 1) . مقصود از«کل افّاک اثیم»جمیع مشرکانی هستند که دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله را تکذیب کردند و دربارۀ معجزۀ قرآن به دشمنی و معانده برخاستند. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 12، جزء 25، ص 331)

2) 2) . بنابر قولی، مقصود از«والذین یمسّکون...»مسلمانان و مقصود از«الکتاب»قرآن است. (روح المعانی، ج 6، جزء 9، ص 144)

لاٰ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ . (1)اعراف (7) 170

498. تمسک به قرآن، موجب قرار گرفتن در زمرۀ مصلحان:

وَ الَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتٰابِ وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ إِنّٰا لاٰ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ . اعراف (7) 170

نیز ==> اعتصام، اعتصام به قرآن.

تنوع بیان در قرآن

اشاره

499. آوردن آیات قرآن، در شکلهای متنوّع، شیوۀ خداوند در تبیین آن برای اهل دانش:

قَدْ جٰاءَکُمْ بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْهٰا وَ مٰا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ

وَ کَذٰلِکَ نُصَرِّفُ الْآیٰاتِ وَ لِیَقُولُوا دَرَسْتَ وَ لِنُبَیِّنَهُ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

اِتَّبِعْ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ . (2)

انعام (6) 104 - 106

فلسفۀ تنوع بیان در قرآن

1. تقوا
500. رسیدن به تقوا، از دلایل استفادۀ قرآن، از تنوع بیان، در ارائه انذارها:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا وَ صَرَّفْنٰا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْراً.

طه (20) 113

2. متنبه شدن
501. متنبه شدن مشرکان، از اهداف به کارگیری تنوع بیان، در مورد حقایق قرآن:

أَ فَأَصْفٰاکُمْ رَبُّکُمْ بِالْبَنِینَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ إِنٰاثاً إِنَّکُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِیماً

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِیَذَّکَّرُوا وَ مٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً. اسراء (17) 40 و 41

502. تذکر و پندگیری، از اهداف استفادۀ قرآن، از تنوع بیان دربارۀ و عیدها و انذارها:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا وَ صَرَّفْنٰا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْراً.

طه (20) 113

تواضع در برابر قرآن

==> همین مدخل، خشوع در برابر قرآن

توحید در قرآن

503. قرآن، سند و دلیلی گویا برای شناخت توحید:

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ابراهیم (14) 52

504. استفادۀ قرآن از تمثیل، برای بیان توحید:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهٰا ثٰابِتٌ وَ فَرْعُهٰا فِی السَّمٰاءِ

تُؤْتِی أُکُلَهٰا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهٰا وَ یَضْرِبُ اللّٰهُ الْأَمْثٰالَ لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ . (3)ابراهیم (14) 24 و 25

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبٰاباً وَ لَوِ


1) 1) . بنابر قولی، مقصود از«والذین یمسّکون...»مسلمانان و مقصود از«الکتاب»قرآن است. (روح المعانی، ج 6، جزء 9، ص 144)

2) 2) . تصریف به معنای بیان یک معنی است در صورت‌های‌گوناگون تا فایده‌اش جامع‌تر شود. (المیزان، ج 7، ص 307)

3) 3) . منظور از«شجرۀ طیّبه»بنا بر قولی، کلمۀ توحید است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 680)

اِجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبٰابُ شَیْئاً لاٰ یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطّٰالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ .

حجّ (22) 73

ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً رَجُلاً فِیهِ شُرَکٰاءُ مُتَشٰاکِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیٰانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلّٰهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ . زمر (39) 29

505. تبیین و ذکر آموزه‌های توحیدی، در قرآن:

قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهٰادَةً قُلِ اللّٰهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّٰهِ آلِهَةً أُخْریٰ قُلْ لاٰ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ إِنَّنِی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ . انعام (6) 19

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّٰهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصٰارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلیٰ قُلُوبِکُمْ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِهِ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیٰاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ .

انعام (6) 46

اِتَّبِعْ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ . انعام (6) 106

الر کِتٰابٌ أُحْکِمَتْ آیٰاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ

أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ إِنَّنِی لَکُمْ مِنْهُ نَذِیرٌ وَ بَشِیرٌ. هود (11) 1 و 2

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ابراهیم (14) 52

ذٰلِکَ مِمّٰا أَوْحیٰ إِلَیْکَ رَبُّکَ مِنَ الْحِکْمَةِ وَ لاٰ تَجْعَلْ مَعَ اللّٰهِ إِلٰهاً آخَرَ فَتُلْقیٰ فِی جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً. اسراء (17) 39

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِذٰا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلیٰ أَدْبٰارِهِمْ نُفُوراً

نَحْنُ أَعْلَمُ بِمٰا یَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْکَ وَ إِذْ هُمْ نَجْویٰ إِذْ یَقُولُ الظّٰالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاّٰ رَجُلاً مَسْحُوراً. اسراء (17) 46 و 47

ضَرَبَ لَکُمْ مَثَلاً مِنْ أَنْفُسِکُمْ هَلْ لَکُمْ مِنْ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُکُمْ مِنْ شُرَکٰاءَ فِی مٰا رَزَقْنٰاکُمْ فَأَنْتُمْ فِیهِ سَوٰاءٌ تَخٰافُونَهُمْ کَخِیفَتِکُمْ أَنْفُسَکُمْ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ . روم (30) 28

506. توحید و نفی هرگونه شرک، اصل مهم در قرآن:

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِذٰا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلیٰ أَدْبٰارِهِمْ نُفُوراً. اسراء (17) 46

507. به یگانگی یادشدن پروردگار در قرآن، موجب اعراض و نفرت مشرکان:

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِذٰا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلیٰ أَدْبٰارِهِمْ نُفُوراً. اسراء (17) 46

508. اعتراف به توحید، لازمۀ ناتوانی مخالفان، در معارضه با قرآن و اعتراف به حقانیّت آن:

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیٰاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

فَإِلَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَکُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمٰا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللّٰهِ وَ أَنْ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ . (1)هود (11) 13 و 14


1) 1) . بر«فان لم یستجیبوا لکم»دو نتیجه مترتب شده که دومی آن جملۀ«و ان لااله الا هو»است و وجه آن چنین است که هنگامی که ثابت شد قرآن از طرف خداوند نازل شده در اخبارش صادق است، از جمله خبرهایش این است که هیچ الهی با خداوند نیست، بنابراین دانسته می‌شود که جز الله خدایی وجود ندارد. (المیزان، ج 10، ص 173)

تورات در قرآن

509. تورات، مورد تأیید و تصدیق قرآن:

وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا نُؤْمِنُ بِمٰا أُنْزِلَ عَلَیْنٰا وَ یَکْفُرُونَ بِمٰا وَرٰاءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیٰاءَ اللّٰهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِیقٌ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ کِتٰابَ اللّٰهِ وَرٰاءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ .

بقره (2) 41 و 89 و 91 و 97 و 101

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ

وَ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرٰاةِ وَ لِأُحِلَّ لَکُمْ بَعْضَ الَّذِی حُرِّمَ عَلَیْکُمْ وَ جِئْتُکُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ إِذْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ النَّبِیِّینَ لَمٰا آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتٰابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جٰاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قٰالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلیٰ ذٰلِکُمْ إِصْرِی قٰالُوا أَقْرَرْنٰا قٰالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشّٰاهِدِینَ .

آل‌عمران (3) 3 و 50 و 81

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهٰا عَلیٰ أَدْبٰارِهٰا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمٰا لَعَنّٰا أَصْحٰابَ السَّبْتِ وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً. نساء (4) 47

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِیَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذٰابِ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مٰا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . مائده (5) 36

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ مُصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُریٰ وَ مَنْ حَوْلَهٰا وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ یُحٰافِظُونَ . انعام (6) 92

وَ کَذٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاٰدِهِمْ شُرَکٰاؤُهُمْ لِیُرْدُوهُمْ وَ لِیَلْبِسُوا عَلَیْهِمْ دِینَهُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مٰا یَفْتَرُونَ .

انعام (6) 137

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ .

یونس (10) 37

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

وَ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ مِنَ الْکِتٰابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ إِنَّ اللّٰهَ بِعِبٰادِهِ لَخَبِیرٌ بَصِیرٌ. فاطر (35) 31

وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً وَ هٰذٰا کِتٰابٌ مُصَدِّقٌ لِسٰاناً عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ بُشْریٰ لِلْمُحْسِنِینَ . احقاف (46) 12

وَ إِذْ قٰالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللّٰهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرٰاةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ . صفّ (61) 6

نیز ==> همین مدخل، اسماء و صفات قرآن، مصدِّق.

جامعیّت قرآن

510. قرآن، کتابی جامع همۀ احکام، حدود و معارف الهی مورد نیاز بشر:

... مٰا فَرَّطْنٰا فِی الْکِتٰابِ مِنْ شَیْءٍ ... (1)انعام (6) 38

وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ تِبْیٰاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . نحل (16) 89

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَأَبیٰ أَکْثَرُ النّٰاسِ إِلاّٰ کُفُوراً. (2)اسراء (17) 89

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً.

کهف (18) 54

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ لَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآیَةٍ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ مُبْطِلُونَ . روم (30) 58

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ . زمر (39) 27

جاودانگی قرآن

511. تأکید فراوان خداوند بر جاودانگی قرآن:

إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ .

حجر (15) 9

512. احکام و معارف قرآن، اموری جاودانه و غیر قابل نسخ:

وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . انعام (6) 115

513. قرآن، کتابی جاودانه و غیر قابل تبدیل و تحریف:

قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهٰادَةً قُلِ اللّٰهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّٰهِ آلِهَةً أُخْریٰ قُلْ لاٰ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ إِنَّنِی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ . انعام (6) 19

وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . انعام (6) 115

إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ .

حجر (15) 9

514. شنوایی و علم مطلق خداوند، پشتوانۀ جاودانگی قرآن:

وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . انعام (6) 115

جدال دربارۀ قرآن

515. جدال و مجادلۀ کافران، دربارۀ آیات قرآن:

مٰا یُجٰادِلُ فِی آیٰاتِ اللّٰهِ إِلاَّ الَّذِینَ کَفَرُوا


1) 1) . گفته شده: مقصود از«الکتاب»قرآن است. (التبیان، ج 4، ص 128) بنابر روایتی منقول از امام رضا علیه السلام مراد از«ما فرطنا فی الکتاب من شیء»بیان احکام و حدود الهی و مایحتاج بشر است. (الکافی، ج 1، ص 199، ح 1؛ البرهان، ج 2، ص 417، ح 2)

2) 2) . مراد از«کلّ مثل»کلّ نیازهای بشر از دلایل، امثال، احکام و عبرتها است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 676)

فَلاٰ یَغْرُرْکَ تَقَلُّبُهُمْ فِی الْبِلاٰدِ. (1)غافر (40) 4

516. جدال در بارۀ آیات قرآن، کاری نکوهیده:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً.

کهف (18) 54

517. مجادلۀ کافران با پیامبر صلی الله علیه و آله در بارۀ قرآن، هنگام حضور در نزد وی:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ .

انعام (6) 25

518. جدال در مورد قرآن و آیات الهی، مایۀ قرار گرفتن در زمرۀ ظالمان:

... اَلَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیٰاتِنٰا ... مَعَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 68

جنّیان و قرآن

==> جنّ، جنّیان و قرآن.

جهان شمولی قرآن

519. قرآن، پند و تذکر برای همه جهانیان:

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ . (2)تکویر (81) 19 و 27

520. قرآن، کتابی جهان شمول و انذار برای همگان:

قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهٰادَةً قُلِ اللّٰهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّٰهِ آلِهَةً أُخْریٰ قُلْ لاٰ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ إِنَّنِی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ . انعام (6) 19

حقّانیّت قرآن

1. احتجاج بر حقانیت قرآن

521. حقّانیّت نزول قرآن، از جانب خداوند:

... وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ .... بقره (2) 144

نیز ==> 2) 176، 2) 213، 2) 252، 3) 3، 4) 105، 5) 48، 5) 83و84، 6) 5، 6) 114، 10) 108، 11) 17، 13) 1، 13) 19، 28) 48و53، 29) 68، 32) 2و3، 34) 6، 35) 31، 39) 2، 39) 41، 42) 17، 43) 29و30، 45) 6، 46) 7، 47) 2، 50) 1و5، 57) 16، 60) 1.

522. احتجاج بر ضدّ مشرکان و کافران، برای اثبات حقانیّت قرآن، به تحدّی، برای آوردن همانند قرآن:

وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النّٰارَ الَّتِی وَقُودُهَا النّٰاسُ وَ الْحِجٰارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکٰافِرِینَ . بقره (2) 23 و 24

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

یونس (10) 37 و 38

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیٰاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ


1) 1) . مقصود از«آیات الله»قرآن است. (تفسیر شبّر، ص 697)

2) 2) . منظور از«ذکر»موعظه و پند است. (همان، ص 882)

کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . هود (11) 13

أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لاٰ یُؤْمِنُونَ

فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کٰانُوا صٰادِقِینَ .

طور (52) 33 و 34

523. احتجاج پیامبر صلی الله علیه و آله با مشرکان، برای حقانیّت قرآن به فرود آمدن عذاب الهی بر او، در صورت افترا بستن به خدا:

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ فَلاٰ تَمْلِکُونَ لِی مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِمٰا تُفِیضُونَ فِیهِ کَفیٰ بِهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ

قُلْ مٰا کُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ مٰا أَدْرِی مٰا یُفْعَلُ بِی وَ لاٰ بِکُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ وَ مٰا أَنَا إِلاّٰ نَذِیرٌ مُبِینٌ . (1)احقاف (46) 8 و 9

524. احتجاج پیامبر صلی الله علیه و آله در برابر کافران، برای اثبات حقانیّت قرآن به گواه بودن خداوند میان وی و آنان:

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ فَلاٰ تَمْلِکُونَ لِی مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِمٰا تُفِیضُونَ فِیهِ کَفیٰ بِهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ .

احقاف (46) 8

525. احتجاج پیامبر صلی الله علیه و آله با کافران به ناتوانی آنان از حمایت وی در برابر قدرت الهی، در صورت افترا بستن او به خدا، راهی برای اثبات حقانیّت قرآن:

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ فَلاٰ تَمْلِکُونَ لِی مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِمٰا تُفِیضُونَ فِیهِ کَفیٰ بِهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ .

احقاف (46) 8

526. احتجاج پیامبر صلی الله علیه و آله با کافران، برای آوردن کتابی هدایت کننده‌تر از قرآن و تورات، برای اثبات حقانیّت قرآن و ردّ بهانه‌های آنان:

فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا لَوْ لاٰ أُوتِیَ مِثْلَ مٰا أُوتِیَ مُوسیٰ أَ وَ لَمْ یَکْفُرُوا بِمٰا أُوتِیَ مُوسیٰ مِنْ قَبْلُ قٰالُوا سِحْرٰانِ تَظٰاهَرٰا وَ قٰالُوا إِنّٰا بِکُلٍّ کٰافِرُونَ

قُلْ فَأْتُوا بِکِتٰابٍ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ هُوَ أَهْدیٰ مِنْهُمٰا أَتَّبِعْهُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

قصص (28) 48 و 49

2. ایمان به حقانیت قرآن

527. ایمان به خداوند و حقانیّت قرآن، تنها راه درست، در دیدگاه مسیحیان عصر بعثت، پس از آشنایی با قرآن:

... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ . مائده (5) 82 - 84

528. جاری شدن اشک شوق، از دیدگاه مسیحیان پس از ایمان عارفانه به حقانیّت قرآن:

... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ... وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 82 و 83

529. ایمان اقلیتی از مردم به حقانیّت قرآن:

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شٰاهِدٌ مِنْهُ


1) 1) . مقصود از«فلاتملکون لی من اللّه شیئاً»این است که اگر پیامبر صلی الله علیه و آله به خدا نسبت دروغ دهد و خدا بخواهد او را عذاب کند کافران قدرت دفع آن را ندارند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 126)

وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزٰابِ فَالنّٰارُ مَوْعِدُهُ فَلاٰ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ . هود (11) 17

المر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ وَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ .

رعد (13) 1

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَأَبیٰ أَکْثَرُ النّٰاسِ إِلاّٰ کُفُوراً. اسراء (17) 89

530. حقانیّت آیات قرآنی تلاوت شده بر پیامبر صلی الله علیه و آله ، از سوی خدا:

تِلْکَ آیٰاتُ اللّٰهِ نَتْلُوهٰا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ ....

بقره (2) 252

تِلْکَ آیٰاتُ اللّٰهِ نَتْلُوهٰا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ ....

آل‌عمران (3) 108

تِلْکَ آیٰاتُ اللّٰهِ نَتْلُوهٰا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ ....

جاثیه (45) 6

3. تشکیک در حقانیّت قرآن

531. اهل باطل به دنبال تشکیک در حقانیّت قرآن:

وَ مٰا کُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ کِتٰابٍ وَ لاٰ تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذاً لاَرْتٰابَ الْمُبْطِلُونَ . عنکبوت (29) 48

532. امّی بودن پیامبر صلی الله علیه و آله قبل از بعثت، عامل از بین برندۀ تشکیک اهل باطل در حقانیّت قرآن:

وَ مٰا کُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ کِتٰابٍ وَ لاٰ تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذاً لاَرْتٰابَ الْمُبْطِلُونَ . عنکبوت (29) 48

533. تشکیک اهل باطل به حقانیّت قرآن، در صورت توانایی پیامبر صلی الله علیه و آله بر خواندن و نوشتن:

وَ مٰا کُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ کِتٰابٍ وَ لاٰ تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذاً لاَرْتٰابَ الْمُبْطِلُونَ . عنکبوت (29) 48

534. بی تعقلی و عدم توجه به سوابق زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی مشرکان، عامل تشکیک آنان در حقانیّت قرآن:

قُلْ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا تَلَوْتُهُ عَلَیْکُمْ وَ لاٰ أَدْرٰاکُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِیکُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ

وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَضُرُّهُمْ وَ لاٰ یَنْفَعُهُمْ وَ یَقُولُونَ هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللّٰهَ بِمٰا لاٰ یَعْلَمُ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِی الْأَرْضِ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ .

یونس (10) 16 و 18

4. تصدیق به حقانیّت قرآن

535. تصدیق حقانیّت قرآن، نشانۀ خردمندی:

لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ کِتٰاباً فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ .

انبیاء (21) 10

أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جٰاءَهُمْ مٰا لَمْ یَأْتِ آبٰاءَهُمُ الْأَوَّلِینَ . مؤمنون (23) 68

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلیٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا.

محمّد (47) 24

5. جاهلان به حقانیّت قرآن

536. جاهلان به حقانیّت قرآن، انسانهایی فاقد ارزش و اعتبار:

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . رعد (13) 19

537. جاهلان به حقانیّت قرآن، همانند انسانهای نابینا:

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . رعد (13) 19

6. درک حقایق قرآن

538. تنها خردمندان، درک کنندۀ حقانیّت قرآن:

وَ یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَ الْمَلاٰئِکَةُ مِنْ خِیفَتِهِ

وَ یُرْسِلُ الصَّوٰاعِقَ فَیُصِیبُ بِهٰا مَنْ یَشٰاءُ وَ هُمْ یُجٰادِلُونَ فِی اللّٰهِ وَ هُوَ شَدِیدُ الْمِحٰالِ .

رعد (13) 13

7. دلیل بر حقانیّت قرآن

539. قرآن، دلیل حقانیّت خود و سند صداقت و درستی نبوّت پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النّٰارَ الَّتِی وَقُودُهَا النّٰاسُ وَ الْحِجٰارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکٰافِرِینَ . بقره (2) 23 و 24

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

یونس (10) 38

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیٰاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . هود (11) 13

540. زندگی چندین سالۀ پیامبر صلی الله علیه و آله میان مردم مکّه پیش از نبوتش، دلیلی بر حقانیّت نزول قرآن از سوی خداوند:

قُلْ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا تَلَوْتُهُ عَلَیْکُمْ وَ لاٰ أَدْرٰاکُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِیکُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ .

یونس (10) 16 و 17

8. شک در حقانیّت قرآن

541. شک عدّه‌ای از مردم عصر نزول قرآن، در حقّانیّت آن:

وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . بقره (2) 23

542. شایسته نبودن شک و تردید، در حقانیّت قرآن:

ذٰلِکَ الْکِتٰابُ لاٰ رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ .

بقره (2) 2

وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النّٰارَ الَّتِی وَقُودُهَا النّٰاسُ وَ الْحِجٰارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکٰافِرِینَ . بقره (2) 23 و 24

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ .

یونس (10) 37

فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ فَسْئَلِ الَّذِینَ یَقْرَؤُنَ الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکَ لَقَدْ جٰاءَکَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِینَ . یونس (10) 94

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شٰاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزٰابِ فَالنّٰارُ مَوْعِدُهُ فَلاٰ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ . هود (11) 17

543. سؤال از عالمان اهل کتاب، راهی برای برطرف شدن شک در حقانیّت قرآن:

فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ فَسْئَلِ الَّذِینَ یَقْرَؤُنَ الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکَ لَقَدْ جٰاءَکَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِینَ . یونس (10) 94

544. ناتوانی همگان، از آوردن مانندی برای قرآن، مقتضی نفی هر گونه شک در حقانیّت آن:

وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا

بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النّٰارَ الَّتِی وَقُودُهَا النّٰاسُ وَ الْحِجٰارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکٰافِرِینَ . بقره (2) 23 و 24

545. شک باطل گرایان در حقانیّت قرآن، در صورت توانایی پیامبر صلی الله علیه و آله بر خواندن و نوشتن:

وَ مٰا کُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ کِتٰابٍ وَ لاٰ تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذاً لاَرْتٰابَ الْمُبْطِلُونَ . عنکبوت (29) 48

9. عالمان به حقانیت قرآن

546. کفر یهود به قرآن، به رغم آگاهی آنان از حقانیّت آن:

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا نُؤْمِنُ بِمٰا أُنْزِلَ عَلَیْنٰا وَ یَکْفُرُونَ بِمٰا وَرٰاءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیٰاءَ اللّٰهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ .

بقره (2) 89 و 91

547. گرایش قسیسین اهل کتاب به اسلام در عصر نزول، برخاسته از آگاهی آنان به حقانیّت قرآن:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ . مائده (5) 82 - 84

548. عالمان اهل کتاب، آگاه به حقانیّت قرآن:

فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ فَسْئَلِ الَّذِینَ یَقْرَؤُنَ الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکَ لَقَدْ جٰاءَکَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِینَ . یونس (10) 94

549. برتری عالمان به حقانیّت قرآن بر ناآگاهان از آن:

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . رعد (13) 19

550. خردمندان، عالمان به حقانیّت قرآن:

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . رعد (13) 19

551. تنها عالمان به حقانیّت قرآن، اهل تذکر و پندگیری:

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . رعد (13) 19

10. گواهی بر حقانیّت قرآن

552. گواهی تورات بر حقانیّت قرآن، حجتی علیه کافران:

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شٰاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزٰابِ فَالنّٰارُ مَوْعِدُهُ فَلاٰ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ . هود (11) 17

553. خداوند، گواه حقانیّت نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

لٰکِنِ اللّٰهُ یَشْهَدُ بِمٰا أَنْزَلَ إِلَیْکَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَ الْمَلاٰئِکَةُ یَشْهَدُونَ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً.

نساء (4) 166

554. کفایت گواهی خداوند بر حقانیّت نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

لٰکِنِ اللّٰهُ یَشْهَدُ بِمٰا أَنْزَلَ إِلَیْکَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ

وَ الْمَلاٰئِکَةُ یَشْهَدُونَ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً.

نساء (4) 166

555. گواهی و ایمان شاهدی (عبدالله بن سلام) از بنی اسرائیل به حقانیّت قرآن، احتجاج خداوند بر ضدّ مشرکان:

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ وَ کَفَرْتُمْ بِهِ وَ شَهِدَ شٰاهِدٌ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ عَلیٰ مِثْلِهِ فَآمَنَ وَ اسْتَکْبَرْتُمْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ . (1)

احقاف (46) 10

556. گواهی فرشتگان، بر حقانیّت نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

لٰکِنِ اللّٰهُ یَشْهَدُ بِمٰا أَنْزَلَ إِلَیْکَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَ الْمَلاٰئِکَةُ یَشْهَدُونَ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً.

نساء (4) 166

11. مبارزه با حقانیت قرآن

557. ستیز کافران با حقانیّت قرآن، با ایجاد اختلاف در آن:

ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ نَزَّلَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِی الْکِتٰابِ لَفِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ.

بقره (2) 176

558. حق ستیزی کافران مکّه با حقانیّت قرآن، تا مرز رضایت به نابودی خویش با عذاب الهی:

قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا إِنّٰا کُنّٰا طٰاغِینَ

وَ إِذْ قٰالُوا اللّٰهُمَّ إِنْ کٰانَ هٰذٰا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنٰا حِجٰارَةً مِنَ السَّمٰاءِ ... (2)انفال (8) 31 و 32

12. نشانه حقانیت قرآن

559. تصدیق حقایق موجود در دیگر کتب آسمانی، از سوی قرآن، از نشانه‌های حقّانیّت آن:

وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ . بقره (2) 41

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ . بقره (2) 89

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا نُؤْمِنُ بِمٰا أُنْزِلَ عَلَیْنٰا وَ یَکْفُرُونَ بِمٰا وَرٰاءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیٰاءَ اللّٰهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . بقره (2) 91

قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . بقره (2) 97

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِیقٌ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ کِتٰابَ اللّٰهِ وَرٰاءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ .

بقره (2) 101

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ . آل‌عمران (3) 3

وَ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرٰاةِ وَ لِأُحِلَّ لَکُمْ بَعْضَ الَّذِی حُرِّمَ عَلَیْکُمْ وَ جِئْتُکُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ . آل‌عمران (3) 50

وَ إِذْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ النَّبِیِّینَ لَمٰا آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتٰابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جٰاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قٰالَ أَ أَقْرَرْتُمْ


1) 1) . مقصود از«شهد شاهد...»عبداللّه بن سلام است.(الکشاف، ج 4، ص 299)

2) 2) . مراد از«من عندک»قرآن می‌باشد. (تفسیر مقاتل، ج 2، ص 112؛ بحرالعلوم، ج 2، ص 19)

وَ أَخَذْتُمْ عَلیٰ ذٰلِکُمْ إِصْرِی قٰالُوا أَقْرَرْنٰا قٰالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشّٰاهِدِینَ .

آل‌عمران (3) 81

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهٰا عَلیٰ أَدْبٰارِهٰا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمٰا لَعَنّٰا أَصْحٰابَ السَّبْتِ وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً. نساء (4) 47

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِیَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذٰابِ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مٰا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . مائده (5) 36

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ لٰکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ إِلَی اللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ .

مائده (5) 48

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ مُصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُریٰ وَ مَنْ حَوْلَهٰا وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ یُحٰافِظُونَ . انعام (6) 92

وَ کَذٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاٰدِهِمْ شُرَکٰاؤُهُمْ لِیُرْدُوهُمْ وَ لِیَلْبِسُوا عَلَیْهِمْ دِینَهُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مٰا یَفْتَرُونَ .

انعام (6) 137

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

وَ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ مِنَ الْکِتٰابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ إِنَّ اللّٰهَ بِعِبٰادِهِ لَخَبِیرٌ بَصِیرٌ. فاطر (35) 31

وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً وَ هٰذٰا کِتٰابٌ مُصَدِّقٌ لِسٰاناً عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ بُشْریٰ لِلْمُحْسِنِینَ

قٰالُوا یٰا قَوْمَنٰا إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلیٰ طَرِیقٍ مُسْتَقِیمٍ . احقاف (46) 12 و 30

وَ إِذْ قٰالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللّٰهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرٰاةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ . صفّ (61) 6

13. یقین به حقانیت قرآن

560. ذکر تعداد نگهبانان جهنم (19 نفر) در قرآن، جهت یقین اهل کتاب به حقانیّت آن:

سَأُصْلِیهِ سَقَرَ

عَلَیْهٰا تِسْعَةَ عَشَرَ

وَ مٰا جَعَلْنٰا أَصْحٰابَ النّٰارِ إِلاّٰ مَلاٰئِکَةً وَ مٰا جَعَلْنٰا عِدَّتَهُمْ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ وَ یَزْدٰادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمٰاناً وَ لاٰ یَرْتٰابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکٰافِرُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً کَذٰلِکَ یُضِلُّ اللّٰهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ وَ مٰا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاّٰ هُوَ وَ مٰا هِیَ إِلاّٰ ذِکْریٰ لِلْبَشَرِ.

مدّثر (74) 26 و 30 و 31

نیز ==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، حق.

حکم قرآن

==> حکم، حکم قرآن.

خشوع در برابر قرآن

561. خشوع در برابر خدا و قرآن، از اوصاف مؤمنان به قرآن، هنگام متذکّر شدن از آن:

إِنَّمٰا یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنَا الَّذِینَ إِذٰا ذُکِّرُوا بِهٰا خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ . سجده (32) 15

562. خضوع عالمان (علمای اهل کتاب)، در برابر قرآن، هنگام استماع آیات آن:

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً

وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ یَبْکُونَ وَ یَزِیدُهُمْ خُشُوعاً. اسراء (17) 107 و 109

563. ازدیاد خشوع عالمان حق پذیر، در برابر خدا و قرآن، هنگام تلاوت آیات قرآن بر آنان:

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً

وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ یَبْکُونَ وَ یَزِیدُهُمْ خُشُوعاً. اسراء (17) 107 و 109

564. پیدایش خشوع و تواضع در برابر قرآن، در پی تعقل و اندیشه در آن:

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . حشر (59) 21

565. خشوع و کرنش کوهها در برابر قرآن، در صورت نزول بر آنها:

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . حشر (59) 21

566. خشوع و تواضع برخی اهل کتاب، در برابر آیات قرآن:

وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ خٰاشِعِینَ لِلّٰهِ لاٰ یَشْتَرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّٰهَ سَرِیعُ الْحِسٰابِ . آل‌عمران (3) 199

نیز ==> همین مدخل، نزول قرآن، آثار نزول قرآن، خشوع.

خیر بودن قرآن

567. خداوند، آورندۀ آیۀ برتر، در صورت نسخ آیه‌ای یا به تأخیر انداختن نسخ آن:

مٰا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهٰا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهٰا أَوْ مِثْلِهٰا أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

بقره (2) 106

568. تلاوت قرآن به میزان توانایی، از مصادیق خیر:

... فَاقْرَؤُا مٰا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ... فَاقْرَؤُا مٰا تَیَسَّرَ مِنْهُ ... وَ مٰا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللّٰهِ هُوَ خَیْراً .... مزمّل (73) 20

569. تقوا پیشگان، معتقد به خیر محض بودن قرآن:

وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا خَیْراً لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا حَسَنَةٌ وَ لَدٰارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دٰارُ الْمُتَّقِینَ . نحل (16) 30

570. قرآن کریم، خیر و برتر از اندوخته‌های دنیا:

... قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ .... فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ . (1)یونس (10) 57 و 58


1) 1) . مقصود از«موعظه»قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 177)

571. عقیده به نزول قرآن از جانب خداوند و خیر محض بودن آن، عامل تعالی انسان به مقامی والا:

وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا خَیْراً لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا حَسَنَةٌ وَ لَدٰارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دٰارُ الْمُتَّقِینَ

اَلَّذِینَ تَتَوَفّٰاهُمُ الْمَلاٰئِکَةُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ .

نحل (16) 30 و 32

نیز ==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، خیر

درخواست قرآن

572. مشرکان، خواهان قرآنی غیر از قرآن موجود از پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . یونس (10) 15

573. بی تعقلی مشرکان به سوابق زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله موجب درخواست آنان از آن حضرت، در آوردن قرآنی غیر از قرآن موجود:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

قُلْ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا تَلَوْتُهُ عَلَیْکُمْ وَ لاٰ أَدْرٰاکُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِیکُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . یونس (10) 15 و 16

574. آوردن قرآنی غیر از قرآن موجود از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله در پی درخواست مشرکان، موجب نافرمانی آن حضرت از پروردگار:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . یونس (10) 15

575. ترس از نافرمانی پروردگار و عذاب بزرگ قیامت، مانع اجابت پیامبر صلی الله علیه و آله به درخواست مشرکان، درآوردن قرآنی غیر از قرآن موجود:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . یونس (10) 15

576. پیروی محض پیامبر صلی الله علیه و آله از وحی، مانع اجابت آن حضرت به درخواست مشرکان، در آوردن قرآنی غیر از قرآن موجود:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . یونس (10) 15

577. پاسخ مثبت به درخواست مشرکان، درآوردن قرآنی غیر از قرآن موجود و یا تبدیل آن، خارج از اختیارات پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ

مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . یونس (10) 15

نیز ==> همین مدخل، تبدیل قرآن

درک قرآن

اشاره

578. اولوا الالباب، درک کنندۀ حقایق قرآن و آگاه به ویژگیهای آیات محکم و متشابه آن:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ وَ مٰا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا وَ مٰا یَذَّکَّرُ إِلاّٰ أُولُوا الْأَلْبٰابِ .

آل‌عمران (3) 7

579. پاکی و منزّه بودن نفس از گناه، زمینۀ درک حقایق قرآن:

إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ

لاٰ یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ . (1)

واقعه (56) 77 و 79

580. صاحبان خرد، درک کنندۀ حقانیّت قرآن:

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . رعد (13) 19

موانع درک قرآن

1. اعراض از آیات
581. اعراض از آیات، مانع درک حقایق و معارف قرآن، با از دست دادن ابزار شناخت:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً. کهف (18) 57

2. ظلم
582. روحیۀ ستمگری، مانع درک و شناخت قرآن:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً. کهف (18) 57

3. غفلت
583. غفلت و فراموشی از عواقب اعمال بد، مانع درک قرآن:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً. کهف (18) 57

4. کفر
584. کفر به آخرت، مانع درک حقایق و معارف قرآن:

وَ إِذٰا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنٰا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجٰاباً مَسْتُوراً

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِذٰا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلیٰ أَدْبٰارِهِمْ نُفُوراً. اسراء (17) 45 و 46


1) 1) . مقصود از مسّ قرآن، علم و درک آن است و مراد از«مطهرون»کسانی است که از پلیدی گناهان از سوی خداوند پاک و منزه شده‌اند و این معنای از تطهیر با معنای مسّ که همان علم است مناسب می‌باشد، نه طهارت از خبث و حدث؛ همان طور که از ظاهر [آیه] فهمیده می‌شود. (المیزان، ج 19، ص 137)

5. محرومیّت از ابزار شناخت
585. محرومیّت از ابزار شناخت و از کار افتادن گوشها و قوۀ شنوایی در پی روحیۀ استکباری، از موانع درک آیات قرآن:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا وَلّٰی مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ .

لقمان (31) 7

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی أُولٰئِکَ یُنٰادَوْنَ مِنْ مَکٰانٍ بَعِیدٍ. فصّلت (41) 44

586. محرومیّت از ابزار شناخت و وجود پرده‌ها و حجابهای قلب، از موانع فهم آیات قرآن:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ .

انعام (6) 25

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً. کهف (18) 57

6. محرویت از هدایت
587. محرومیّت از هرگونه هدایت، مانع درک قرآن:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً. کهف (18) 57

دشمنی با قرآن

588. دشمنی با آیات قرآن، برخاسته از فکر و اندیشۀ غلط و نادرست:

کَلاّٰ إِنَّهُ کٰانَ لِآیٰاتِنٰا عَنِیداً

إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ.

مدّثر (74) 16 و 18

589. دشمنی با آیات قرآن موجب افکنده شدن در دوزخ:

کَلاّٰ إِنَّهُ کٰانَ لِآیٰاتِنٰا عَنِیداً

سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً. مدّثر (74) 16 و 17

590. دشمنی کافران با قرآن:

ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ

بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی عِزَّةٍ وَ شِقٰاقٍ . ص (38) 1 و 2

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ ثُمَّ کَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ. (1)فصّلت (41) 52

591. دشمنی با قرآن، موجب ضلالت و گمراهی:

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ ثُمَّ کَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ. فصّلت (41) 52

592. تهدید دشمنان قرآن به هلاکت و نابودی، از سوی خداوند:

ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ

بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی عِزَّةٍ وَ شِقٰاقٍ

کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنٰادَوْا وَ لاٰتَ حِینَ مَنٰاصٍ . ص (38) 1 - 3


1) 1) . ضمیر مستتر در«کان»به قرآن برمی‌گردد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 29)«شقاق»به معنای مخالفت و قرار گرفتن در طرفی مقابل طرف دیگر است. (مفردات، ص 459،«شق»)

دعوت به قرآن

593. دعوت از کافران بدعت گذار، برای پذیرش قرآن و رجوع به آن:

مٰا جَعَلَ اللّٰهُ مِنْ بَحِیرَةٍ وَ لاٰ سٰائِبَةٍ وَ لاٰ وَصِیلَةٍ وَ لاٰ حٰامٍ وَ لٰکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ .

مائده (5) 103 و 104

594. خودداری کافران، در پذیرش دعوت به قرآن، برخاسته از جهل و نادانی آنان:

مٰا جَعَلَ اللّٰهُ مِنْ بَحِیرَةٍ وَ لاٰ سٰائِبَةٍ وَ لاٰ وَصِیلَةٍ وَ لاٰ حٰامٍ وَ لٰکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ .

مائده (5) 103 و 104

595. خودداری کافران از پذیرش دعوت به قرآن، برخاسته از تعصب نادرست آنان نسبت به رسوم گذشتگان:

مٰا جَعَلَ اللّٰهُ مِنْ بَحِیرَةٍ وَ لاٰ سٰائِبَةٍ وَ لاٰ وَصِیلَةٍ وَ لاٰ حٰامٍ وَ لٰکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ .

مائده (5) 103 و 104

596. محرومیّت کافران بدعت گذار از هرگونه هدایت، عامل خودداری آنان از پذیرش دعوت به قرآن:

مٰا جَعَلَ اللّٰهُ مِنْ بَحِیرَةٍ وَ لاٰ سٰائِبَةٍ وَ لاٰ وَصِیلَةٍ وَ لاٰ حٰامٍ وَ لٰکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ .

مائده (5) 103 و 104

دفاع از قرآن

==> تحدّی.

روشنگری قرآن

==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، مبین (روشنگر)

روشهای تربیتی قرآن

==> تربیت، روش‌های تربیت.

زبان قرآن

==> زبان، زبان عربی، نزول قرآن و زبان عربی، همین مدخل، اسما و صفات قرآن، عربی.

سحر خواندن قرآن

==> همین مدخل، افترا به قرآن، سحر خواندن

سورۀ قرآن

597. قرآن، دارای سوره:

سُورَةٌ أَنْزَلْنٰاهٰا وَ فَرَضْنٰاهٰا وَ أَنْزَلْنٰا فِیهٰا آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ . نور (24) 1

598. سوره‌های قرآن، دارای آیات و احکام روشن، زمینه‌ای برای پندپذیری:

سُورَةٌ أَنْزَلْنٰاهٰا وَ فَرَضْنٰاهٰا وَ أَنْزَلْنٰا فِیهٰا آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ . نور (24) 1

نیز ==> سوره.

سؤال از قرآن

599. سؤال و بازخواست شدن پیامبر صلی الله علیه و آله و امّت وی، از نحوۀ برخورد با قرآن:

فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ إِنَّکَ عَلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ

وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ . زخرف (43) 43 و 44

سؤالهای قرآن

==> تربیت، روش‌های تربیت، طرح سؤال و سؤال.

شادمانی به قرآن

==> همین مدخل، نزول قرآن، آثار نزول قرآن، شادمانی

شجرۀ ملعونه در قرآن

600. شجرۀ ملعونه در قرآن، مایۀ آزمایش مردم:

وَ إِذْ قُلْنٰا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحٰاطَ بِالنّٰاسِ وَ مٰا جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْنٰاکَ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلنّٰاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَمٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ طُغْیٰاناً کَبِیراً. (1)اسراء (17) 60

601. ذکر شجرۀ ملعونه در قرآن، جهت انذاز و ترساندن مردم:

وَ إِذْ قُلْنٰا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحٰاطَ بِالنّٰاسِ وَ مٰا جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْنٰاکَ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلنّٰاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَمٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ طُغْیٰاناً کَبِیراً. اسراء (17) 60

602. شجرۀ ملعونه در قرآن، عاملی در زیادی طغیان عدّه‌ای از مردم:

وَ إِذْ قُلْنٰا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحٰاطَ بِالنّٰاسِ وَ مٰا جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْنٰاکَ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلنّٰاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَمٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ طُغْیٰاناً کَبِیراً. اسراء (17) 60

603. ذکر و یادآوری شجرۀ ملعونه در قرآن، امری شایسته و لازم برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِذْ قُلْنٰا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحٰاطَ بِالنّٰاسِ وَ مٰا جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْنٰاکَ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلنّٰاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَمٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ طُغْیٰاناً کَبِیراً. اسراء (17) 60

شفابخشی قرآن

==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، شفا

شک در قرآن

604. تحدّی با شک‌کنندگان در قرآن، مبنی بر آوردن یک سوره همانند (سوره‌های) قرآن:

وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . بقره (2) 23


1) 1) . دربارۀ«شجرۀ ملعونه»که در رؤیای پیامبر صلی الله علیه و آله به آن حضرت نشان داده شد احتمالاتی مطرح است که مقصود از آن بنی‌امیّه، فرزندان حَکَم، یهود، درخت زقّوم، منافقان و... است. (الکشاف، ج 2، ص 676 ؛ المیزان، ج 13، ص 139 و 143 و 148 -\150؛ التبیان، ج 6 ، ص 494؛ مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 655)

605. شک در قرآن و تکذیب آن، پس از اتمام حجت، نشانۀ کفر:

وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النّٰارَ الَّتِی وَقُودُهَا النّٰاسُ وَ الْحِجٰارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکٰافِرِینَ . بقره (2) 23 و 24

606. شک در قرآن، برخاسته از روح لجاجت:

ذٰلِکَ الْکِتٰابُ لاٰ رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ . (1)

بقره (2) 2

607. شک در قرآن و تکذیب آن بدون اقامۀ هرگونه برهان، پس از اتمام حجت، در پی دارندۀ کیفر سخت الهی:

وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النّٰارَ الَّتِی وَقُودُهَا النّٰاسُ وَ الْحِجٰارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکٰافِرِینَ . بقره (2) 23 و 24

608. تحدی با شک کنندگان در قرآن، نشانۀ حقانیّت آن:

وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . بقره (2) 23

609. شک کنندگان در قرآن، ناتوان از آوردن همانندی برای قرآن:

وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النّٰارَ الَّتِی وَقُودُهَا النّٰاسُ وَ الْحِجٰارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکٰافِرِینَ . بقره (2) 23 و 24

610. شک و انکار باطل گرایان نسبت به قرآن، در صورت توانایی پیامبر صلی الله علیه و آله بر خواندن و نوشتن، برخاسته از روحیۀ ستمگری آنان:

وَ مٰا کُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ کِتٰابٍ وَ لاٰ تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذاً لاَرْتٰابَ الْمُبْطِلُونَ

بَلْ هُوَ آیٰاتٌ بَیِّنٰاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ مٰا یَجْحَدُ بِآیٰاتِنٰا إِلاَّ الظّٰالِمُونَ . عنکبوت (29) 48 و 49

شیطان و قرآن

==> شیطان، شیطان و قرآن.

صالحان در قرآن

611. پیشگویی پیروزی و حاکمیّت صالحان بر زمین، در قرآن:

وَ لَقَدْ کَتَبْنٰا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهٰا عِبٰادِیَ الصّٰالِحُونَ . انبیاء (21) 105

نیز ==> صالحان.

صداقت قرآن

==> صداقت، صداقت قرآن

ظالمان و قرآن

612. قرآن، موجب افزایش زیان ظالمان:

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82


1) 1) .«ذلک الکتاب»اشاره به کمال قرآن است و در صورتی‌که بر«لاریب»وقف بشود این جمله تعریضی خواهد بود بر همۀ شک کنندگان در قرآن که شک‌شان برخاسته از لجاجت است. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 1، جزء 1، ص 221 - 222)

عالمان به قرآن

1. ائمه علیهم السلام

613. ائمۀ هدی علیهم السلام عالم بر حقایق و تمام علوم قرآن:

وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتٰابِ . (1)

رعد (13) 43

2. اهل‌کتاب

614. اهل‌کتاب، دارای علم و شناخت به قرآن و حقّانیّت آن، همانند شناخت فرزندان خود:

قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهٰادَةً قُلِ اللّٰهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّٰهِ آلِهَةً أُخْریٰ قُلْ لاٰ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ إِنَّنِی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْرِفُونَهُ کَمٰا یَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمُ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ . انعام (6) 19 و 20

3. علی علیه السلام

615. علی علیه السلام عالم به حقایق و تمام علوم قرآن:

وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتٰابِ . (2)

رعد (13) 43

4. محمّد صلی الله علیه و آله

616. پیامبر اسلام حضرت محمّد صلی الله علیه و آله عالم، حقایق و تمام علوم قرآن:

وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتٰابِ . (3)

رعد (13) 43

عبرت‌آموزی قرآن

617. قرآن، مایۀ پند و عبرت‌گیری برای جهانیان:

أُولٰئِکَ الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ فَبِهُدٰاهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْریٰ لِلْعٰالَمِینَ .

انعام (6) 90

وَ مٰا هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ . قلم (68) 52

618. قرآن، وسیلۀ عبرت آموزی برای خدا ترسان:

مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقیٰ

إِلاّٰ تَذْکِرَةً لِمَنْ یَخْشیٰ . طه (20) 2 و 3

619. مؤمنان، بهره‌مند از پند و عبرت قرآن:

کِتٰابٌ أُنْزِلَ إِلَیْکَ فَلاٰ یَکُنْ فِی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . اعراف (7) 2

وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الرُّسُلِ مٰا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ جٰاءَکَ فِی هٰذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . هود (11) 120

أَ وَ لَمْ یَکْفِهِمْ أَنّٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَرَحْمَةً وَ ذِکْریٰ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

عنکبوت (29) 51


1) 1) . طبق دسته‌ای از روایات، مقصود از«من عنده علم‌الکتاب»علی و ائمّۀ هدیٰ علیهم السلام هستند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 462)

2) 2) . در روایتی از سعید بن خدری آمده است که گوید: ازپیامبر صلی الله علیه و آله«و من عنده علم الکتاب»سؤال کردم، حضرت فرمودند: آن، برادرم علی ابن ابیطالب است. (شواهدالتنزیل، ج 1، ص 400)

3) 3) . از امام باقر و امام صادق علیهما السلام روایت شده که مقصود از«من عنده علم الکتاب»ما هستیم و علی اوّل، و با فضیلت و بهتر از ما بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 462)

620. پند پذیری از قرآن، بر اثر خوف از وعید خدا:

نَحْنُ أَعْلَمُ بِمٰا یَقُولُونَ وَ مٰا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِجَبّٰارٍ فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یَخٰافُ وَعِیدِ. ق (50) 45

621. قرآن، عامل عبرت برای تقوا پیشگان:

وَ إِنَّهُ لَتَذْکِرَةٌ لِلْمُتَّقِینَ . حاقّه (69) 48

622. عبرت‌آموز بودن آیات قرآن بر اولواالالباب:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ وَ مٰا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا وَ مٰا یَذَّکَّرُ إِلاّٰ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . آل‌عمران (3) 7

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ابراهیم (14) 52

کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ مُبٰارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیٰاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ص (38) 29

نیز ==> عبرت، زمینه‌های عبرت، قرآن، و همین مدخل، پندگیری از قرآن.

عبرت‌گیری از قرآن

==> همین مدخل، عبرت‌آموزی قرآن

عزّت قرآن

623. نزول قرآن، از جانب خداوند عزّتمند و شکست ناپذیر، مایۀ عزّتمندی آن:

وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ

تَنْزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ . (1)

یس (36) 2 و 5

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

زمر (39) 1

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ .

غافر (40) 2

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمّٰا جٰاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتٰابٌ عَزِیزٌ. فصّلت (41) 41

کَذٰلِکَ یُوحِی إِلَیْکَ وَ إِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ اللّٰهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . شوری (42) 3

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

جاثیه (45) 2

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

احقاف (46) 2

عقل و قرآن

624. قرآن، کتابی مطابق با عقل و در جهت رشد عقلانی:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ .

یوسف (12) 2

لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ کِتٰاباً فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ .

انبیاء (21) 10

إِنّٰا جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ .

زخرف (43) 3

علم به قرآن

625. شناخت اهل کتاب از قرآن و حقانیّت آن، همانند شناخت فرزندان خود:

قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهٰادَةً قُلِ اللّٰهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّٰهِ آلِهَةً


1) 1) . چون خداوند عزیز و شکست‌ناپذیر است، کلام او نیزکه قرآن است، در عرصۀ خاصّ خود چنین است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 11، جزء 22، ص 347)

أُخْریٰ قُلْ لاٰ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ إِنَّنِی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْرِفُونَهُ کَمٰا یَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمُ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ . (1)انعام (6) 19 و 20

626. بهره‌مندان از دانش قرآن، گواهان رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتٰابِ .

رعد (13) 43

627. قلب عالمان گنجینه آیات قرآن:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ ... بَلْ هُوَ آیٰاتٌ بَیِّنٰاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ ... .

عنکبوت (29) 47 و 49

عمل به قرآن

628. ارزش و اعتبار اهل کتاب، در گرو عمل به کتاب آسمانی خود و قرآن:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقٰامُوا التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ سٰاءَ مٰا یَعْمَلُونَ

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لَسْتُمْ عَلیٰ شَیْءٍ حَتّٰی تُقِیمُوا التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً فَلاٰ تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ . مائده (5) 66 و 68

629. عمل اهل کتاب به قرآن و کتب آسمانی، مورد ترغیب خداوند:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقٰامُوا التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ سٰاءَ مٰا یَعْمَلُونَ

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لَسْتُمْ عَلیٰ شَیْءٍ حَتّٰی تُقِیمُوا التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً فَلاٰ تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ . مائده (5) 66 و 68

630. افزایش کفر و طغیان بسیاری از اهل کتاب، به سبب بی اعتنایی و عمل نکردن به قرآن و کتب آسمانی:

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لَسْتُمْ عَلیٰ شَیْءٍ حَتّٰی تُقِیمُوا التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً فَلاٰ تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ .

مائده (5) 68

631. بی توجهی در عمل کردن به قرآن، موجب حسرت و پشیمانی در قیامت:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّٰ تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جٰاءَتْ رُسُلُ رَبِّنٰا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنٰا مِنْ شُفَعٰاءَ فَیَشْفَعُوا لَنٰا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذِی کُنّٰا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . (2)اعراف (7) 52 و 53

غفلت از قرآن

632. غفلت کافران از قرآن:

اِقْتَرَبَ لِلنّٰاسِ حِسٰابُهُمْ وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ


1) 1) . مرجع ضمیر در«یعرفونه...»به قرآن برمی‌گردد. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 4، جزء 7، ص 171)

2) 2) . مقصود از«نسوه»آنهایی است که آن را [قرآن] عمل نکردند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 657)

مُعْرِضُونَ

مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ

لاٰهِیَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ . انبیاء (21) 1 - 3

بَلْ قُلُوبُهُمْ فِی غَمْرَةٍ مِنْ هٰذٰا وَ لَهُمْ أَعْمٰالٌ مِنْ دُونِ ذٰلِکَ هُمْ لَهٰا عٰامِلُونَ . (1)مؤمنون (23) 63

قٰالُوا سُبْحٰانَکَ مٰا کٰانَ یَنْبَغِی لَنٰا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِکَ مِنْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آبٰاءَهُمْ حَتّٰی نَسُوا الذِّکْرَ وَ کٰانُوا قَوْماً بُوراً. فرقان (25) 18

633. غفلت از قرآن، مایۀ خسران و محرومیّت از هر گونه شفاعت در قیامت:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّٰ تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جٰاءَتْ رُسُلُ رَبِّنٰا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنٰا مِنْ شُفَعٰاءَ فَیَشْفَعُوا لَنٰا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذِی کُنّٰا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . اعراف (7) 52 و 53

634. سرگرمی انسان به دنیا، عامل غفلت و بی‌توجّهی به قرآن:

اِقْتَرَبَ لِلنّٰاسِ حِسٰابُهُمْ وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ

مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ

لاٰهِیَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ . (2)انبیاء (21) 1 - 3

635. رفاه و آسایش کافران، موجب غفلت آنان از قرآن:

قٰالُوا سُبْحٰانَکَ مٰا کٰانَ یَنْبَغِی لَنٰا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِکَ مِنْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آبٰاءَهُمْ حَتّٰی نَسُوا الذِّکْرَ وَ کٰانُوا قَوْماً بُوراً. فرقان (25) 18

غیب گویی قرآن

==> غیب، غیب گویی قرآن.

فراموشی قرآن

636. فراموشی کافران از قرآن، موجب حسرت آنان در قیامت:

وَ نٰادیٰ أَصْحٰابُ النّٰارِ أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِیضُوا عَلَیْنٰا مِنَ الْمٰاءِ أَوْ مِمّٰا رَزَقَکُمُ اللّٰهُ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ حَرَّمَهُمٰا عَلَی الْکٰافِرِینَ

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّٰ تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جٰاءَتْ رُسُلُ رَبِّنٰا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنٰا مِنْ شُفَعٰاءَ فَیَشْفَعُوا لَنٰا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذِی کُنّٰا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . (3)

اعراف (7) 50 و 52 و 53

637. فراموشی و عمل نکردن به قرآن، اعترافی از سوی کافران به حقانیّت رسالت انبیا در قیامت:

... إِنَّ اللّٰهَ حَرَّمَهُمٰا عَلَی الْکٰافِرِینَ وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّٰ تَأْوِیلَهُ


1) 1) .«غمرة»به معنای غفلت شدید است و«هذا»به قرآن اشاره دارد. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 178؛ التفسیر الکبیر، ج 8 ، ص 285)

2) 2) . مراد از«السحر»قرآن است. (المیزان، ج 14، ص 251)

3) 3) . مقصود از«بکتاب»قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4،ص 657) بنابراین ضمیر در«نسوه»می‌تواند به آن بازگردد

یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جٰاءَتْ رُسُلُ رَبِّنٰا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنٰا مِنْ شُفَعٰاءَ فَیَشْفَعُوا لَنٰا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذِی کُنّٰا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . اعراف (7) 50 و 52 و 53

638. فراموشی قرآن و عمل نکردن به آن، موجب خسران و زیان:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّٰ تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جٰاءَتْ رُسُلُ رَبِّنٰا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنٰا مِنْ شُفَعٰاءَ فَیَشْفَعُوا لَنٰا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذِی کُنّٰا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . اعراف (7) 52 و 53

639. فراموشی قرآن و عمل نکردن به آن، موجب درخواست بازگشت به دنیا پس از کشف حقیقت آن در قیامت:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّٰ تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جٰاءَتْ رُسُلُ رَبِّنٰا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنٰا مِنْ شُفَعٰاءَ فَیَشْفَعُوا لَنٰا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذِی کُنّٰا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . اعراف (7) 52 و 53

640. فراموشی قرآن و عمل نکردن به آن، موجب فهمیدن بی تأثیری بتها در شفاعت از آنها:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّٰ تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جٰاءَتْ رُسُلُ رَبِّنٰا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنٰا مِنْ شُفَعٰاءَ فَیَشْفَعُوا لَنٰا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذِی کُنّٰا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . (1)اعراف (7) 52 و 53

قرائت قرآن

==> تلاوت

قرآن در امّ الکتاب

==> همین مدخل، قرآن در لوح محفوظ.

قرآن در کتب آسمانی

641. کتابهای آسمانی پیشین، در بردارندۀ بشارت نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

وَ إِنَّهُ لَفِی زُبُرِ الْأَوَّلِینَ . شعراء (26) 192 و 196

642. کتابهای آسمانی پیشین، تأیید کنندۀ قرآن:

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

وَ إِنَّهُ لَفِی زُبُرِ الْأَوَّلِینَ . شعراء (26) 192 و 196

643. مطرح شدن ذکر قرآن در کتب آسمانی پیشین، زمینه‌ای برای ایمان آوردن به آن:

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

وَ إِنَّهُ لَفِی زُبُرِ الْأَوَّلِینَ

أَ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ آیَةً أَنْ یَعْلَمَهُ عُلَمٰاءُ بَنِی إِسْرٰائِیلَ . شعراء (26) 192 و 196 و 197

644. آگاهی و اطلاع علمای بنی اسرائیل، از مطرح شدن قرآن در کتب آسمانی، دلیلی بر حقانیّت قرآن و صدق پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

وَ إِنَّهُ لَفِی زُبُرِ


1) 1) .«ضلّ عنهم ما کانوا یفترون»یعنی آنچه را به بتهای خود نسبت می‌دادند و می‌گفتند که آنها الهه‌اند و می‌توانند برای ما شفاعت کنند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 658)

اَلْأَوَّلِینَ

أَ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ آیَةً أَنْ یَعْلَمَهُ عُلَمٰاءُ بَنِی إِسْرٰائِیلَ . شعراء (26) 192 و 196 و 197

645. مطرح شدن ذکر قرآن در کتب آسمانی پیشین، اتمام حجتی برای علمای بنی اسرائیل:

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

وَ إِنَّهُ لَفِی زُبُرِ الْأَوَّلِینَ

أَ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ آیَةً أَنْ یَعْلَمَهُ عُلَمٰاءُ بَنِی إِسْرٰائِیلَ . شعراء (26) 192 و 196 و 197

قرآن در لوح محفوظ

646. محتوای قرآن نازل شده از لوح محفوظ و مطابق با آن:

إِنّٰا جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ

وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتٰابِ لَدَیْنٰا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ . (1)

زخرف (43) 3 و 4

إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ

فِی کِتٰابٍ مَکْنُونٍ . (2)

واقعه (56) 77 و 78

قرآن و انجیل

647. صداقت و هماهنگی قرآن با تورات و انجیل، در بشارت به نبوّت پیامبر صلی الله علیه و آله و حقانیّت آن حضرت:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ .... بقره (2) 40 و 41

نیز ==> صداقت، صداقت قرآن و همین مدخل، اسما و صفات قرآن، مصدق و قرآن و کتاب‌های آسمانی.

قرآن و تورات

648. صداقت قرآن و هماهنگی آن با تورات، در بیان حقانیّت پیامبر صلی الله علیه و آله و قرآن:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ .... وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَهُمْ .... بقره (2) 83 و 89 و 91

649. تورات، مورد تأیید و تصدیق قرآن:

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ . آل‌عمران (3) 3

نیز ==> صداقت، صداقت قرآن و همین مدخل، اسما و صفات قرآن، مصدق و قرآن و کتاب‌های آسمانی.

قرآن و صراط مستقیم

650. بهره‌مندی و استفاده از تعالیم قرآن، حقیقت صراط مستقیم:

إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ

لِمَنْ شٰاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ . تکویر (81) 27 و 28

نیز ==> صراط مستقیم، عوامل هدایت به صراط مستقیم، قرآن.

قرآن و عبادت خدا

651. توجّه به قرآن و آموزه‌های آن، وادار کنندۀ انسان به عبادت خاضعانه برای خدا:

هٰذٰا نَذِیرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولیٰ

أَ فَمِنْ هٰذَا الْحَدِیثِ تَعْجَبُونَ

فَاسْجُدُوا لِلّٰهِ وَ اعْبُدُوا. (3)

نجم (53) 56 و 59 و 62


1) 1) . مقصود از«ام الکتاب»لوح محفوظ است. (المیزان،ج 18، ص 84)

2) 2) . مراد از«کتاب مکنون»لوح محفوظ است. (همان،ج 19، ص 137)

3) 3) . مقصود از«هذا نذیر»و«هذا حدیث»قرآن است.(الکشاف، ج 4، ص 429 و 430)

قرآن و کتابهای آسمانی

652. قرآن، مشتمل بر معارف کتابهای انبیای سابق:

وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ یَأْتِینٰا بِآیَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَیِّنَةُ مٰا فِی الصُّحُفِ الْأُولیٰ . طه (20) 133

653. قرآن، دلیلی روشن بر راستی و درستی کتابهای پیامبران پیشین:

وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ یَأْتِینٰا بِآیَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَیِّنَةُ مٰا فِی الصُّحُفِ الْأُولیٰ . طه (20) 133

654. قرآن، دلیلی برای حقّانیّت کتابهای آسمانی گذشته:

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ . آل‌عمران (3) 3

655. قرآن، نگهبان حقایق و معارف تورات و انجیل:

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ لٰکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ إِلَی اللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ .

مائده (5) 48

656. قرآن، تفصیل‌دهندۀ حقایق موجود در کتابهای آسمانی پیشین:

وَ کَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْرٰاةُ فِیهٰا حُکْمُ اللّٰهِ ثُمَّ یَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ مٰا أُولٰئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ

إِنّٰا أَنْزَلْنَا التَّوْرٰاةَ فِیهٰا هُدیً وَ نُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هٰادُوا وَ الرَّبّٰانِیُّونَ وَ الْأَحْبٰارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتٰابِ اللّٰهِ وَ کٰانُوا عَلَیْهِ شُهَدٰاءَ فَلاٰ تَخْشَوُا النّٰاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْکٰافِرُونَ

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصٰاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفّٰارَةٌ لَهُ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ

وَ قَفَّیْنٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرٰاةِ وَ آتَیْنٰاهُ الْإِنْجِیلَ فِیهِ هُدیً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرٰاةِ وَ هُدیً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ

وَ لْیَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنْجِیلِ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فِیهِ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ لٰکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ إِلَی اللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ . (1)

مائده (5) 43 -\48

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ


1) 1) .«أل»در«الکتاب»دوم برای تعریف جنس است،بنابراین شامل تمام کتب (آسمانی) می‌شود. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 6 ، جزء 11، ص 196؛ الکشاف، ج 1، ص 639)

اَلْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . (1)

یونس (10) 37

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

657. حجّیّت مطالب نقل شده از کتب آسمانی پیشین، در قرآن:

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ لٰکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ إِلَی اللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ . (2)

مائده (5) 48

658. قرآن، تصدیق‌کنندۀ دیگر کتابهای آسمانی:

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا نُؤْمِنُ بِمٰا أُنْزِلَ عَلَیْنٰا وَ یَکْفُرُونَ بِمٰا وَرٰاءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیٰاءَ اللّٰهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ .

بقره (2) 89 و 91

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ . آل‌عمران (3) 3

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهٰا عَلیٰ أَدْبٰارِهٰا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمٰا لَعَنّٰا أَصْحٰابَ السَّبْتِ وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً. نساء (4) 47

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ لٰکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ إِلَی اللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ .

مائده (5) 48

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ .

یونس (10) 37

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

وَ اللّٰهُ خَلَقَکُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَکُمْ أَزْوٰاجاً وَ مٰا تَحْمِلُ مِنْ أُنْثیٰ وَ لاٰ تَضَعُ إِلاّٰ بِعِلْمِهِ


1) 1) . معنای تفصیل بودن قرآن این است که آنچه در کتب‌گذشته مجمل بود در قرآن تبیین شده. (المیزان، ج 10، ص 64)

2) 2) . مفسران گفته‌اند:«مصدقا لمابین یدیه من الکتاب ومهیمنا علیه»دلالت دارد که آنچه خداوند حکایت کرده [که مثلاً] در تورات بر آنان [بنی‌اسرائیل] مقرّر کرده بر ما [مسلمانان] لازم است که بدان عمل کنیم، چرا که قرآن را تصدیق‌کننده و شاهد بر آن قرار داده است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 313)

وَ مٰا یُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لاٰ یُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ إِنَّ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیرٌ. فاطر (35) 11

وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً وَ هٰذٰا کِتٰابٌ مُصَدِّقٌ لِسٰاناً عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ بُشْریٰ لِلْمُحْسِنِینَ . احقاف (46) 12

قٰالُوا یٰا قَوْمَنٰا إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلیٰ طَرِیقٍ مُسْتَقِیمٍ . احقاف (46) 30

قرآن و محمّد صلی الله علیه و آله

==> محمّد صلی الله علیه و آله ، قرآن و محمّد صلی الله علیه و آله

قسم‌های قرآن

==> قسم، قسم‌های قرآن

قصّه‌گویی قرآن

659. قصّه‌های قرآن، بهترین قصّه‌ها:

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغٰافِلِینَ . یوسف (12) 3

660. قرآن، کتابی قصّه گو:

إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ مٰا مِنْ إِلٰهٍ إِلاَّ اللّٰهُ وَ إِنَّ اللّٰهَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . آل‌عمران (3) 62

فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ

فَلَنَقُصَّنَّ عَلَیْهِمْ بِعِلْمٍ وَ مٰا کُنّٰا غٰائِبِینَ . اعراف (7) 6 و 7

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنٰاهُمْ هُدیً . کهف (18) 13

إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . نمل (27) 76

661. قصه گویی قرآن، دربارۀ بسیاری از مسائل اختلافی بنی اسرائیل:

إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . نمل (27) 76

662. فزونی نفرت مشرکان از دلایل و فرجام گذشتگان در قرآن، به جای پند و عبرت گرفتن از آن:

أَ فَأَصْفٰاکُمْ رَبُّکُمْ بِالْبَنِینَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ إِنٰاثاً إِنَّکُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِیماً

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِیَذَّکَّرُوا وَ مٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً. اسراء (17) 40 و 41

663. عبرت‌گیری از قرآن با بیان دلایل و سرگذشت پیشینیان، از اهداف خداوند:

اُنْظُرْ کَیْفَ فَضَّلْنٰا بَعْضَهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ وَ لَلْآخِرَةُ أَکْبَرُ دَرَجٰاتٍ وَ أَکْبَرُ تَفْضِیلاً. اسراء (17) 21

664. قرآن، بازگو کنندۀ قصّۀ انبیا علیهم السلام برای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله :

إِنّٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ کَمٰا أَوْحَیْنٰا إِلیٰ نُوحٍ وَ النَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْمٰاعِیلَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْبٰاطِ وَ عِیسیٰ وَ أَیُّوبَ وَ یُونُسَ وَ هٰارُونَ وَ سُلَیْمٰانَ وَ آتَیْنٰا دٰاوُدَ زَبُوراً

وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْنٰاهُمْ عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْکَ وَ کَلَّمَ اللّٰهُ مُوسیٰ تَکْلِیماً.

نساء (4) 163 و 164

وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الرُّسُلِ مٰا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ جٰاءَکَ فِی هٰذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . هود (11) 120

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغٰافِلِینَ

إِذْ قٰالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یٰا أَبَتِ إِنِّی

رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سٰاجِدِینَ . یوسف (12) 3 و 4

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنٰا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ ....

غافر (40) 78

665. قرآن، بیانگر قصّۀ پیشینیان برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

تِلْکَ الْقُریٰ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰائِهٰا وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الْکٰافِرِینَ . اعراف (7) 101

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْقُریٰ نَقُصُّهُ عَلَیْکَ مِنْهٰا قٰائِمٌ وَ حَصِیدٌ. هود (11) 100

کَذٰلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ مٰا قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ آتَیْنٰاکَ مِنْ لَدُنّٰا ذِکْراً. طه (20) 99

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنٰاهُمْ هُدیً . کهف (18) 13

666. بیان سرگذشت انبیای پیشین، عامل عبرت و پندگیری برای دیگران:

وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الرُّسُلِ مٰا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ جٰاءَکَ فِی هٰذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . هود (11) 120

رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحٰادِیثِ فٰاطِرَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنِی مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصّٰالِحِینَ

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ یَمْکُرُونَ

وَ مٰا أَکْثَرُ النّٰاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِینَ

وَ مٰا تَسْئَلُهُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ

وَ کَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهٰا وَ هُمْ عَنْهٰا مُعْرِضُونَ

وَ مٰا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّٰهِ إِلاّٰ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ

أَ فَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِیَهُمْ غٰاشِیَةٌ مِنْ عَذٰابِ اللّٰهِ أَوْ تَأْتِیَهُمُ السّٰاعَةُ بَغْتَةً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ

قُلْ هٰذِهِ سَبِیلِی أَدْعُوا إِلَی اللّٰهِ عَلیٰ بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی وَ سُبْحٰانَ اللّٰهِ وَ مٰا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَدٰارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ

حَتّٰی إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جٰاءَهُمْ نَصْرُنٰا فَنُجِّیَ مَنْ نَشٰاءُ وَ لاٰ یُرَدُّ بَأْسُنٰا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِینَ

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

یوسف (12) 102 -\111

قضاوت بر اساس قرآن

667. لزوم حکم میان اهل ذمّه براساس احکام قرآن، در صورت تصمیم به داوری:

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ لٰکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ إِلَی اللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ

وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ

وَ احْذَرْهُمْ أَنْ یَفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ إِلَیْکَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُصِیبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النّٰاسِ لَفٰاسِقُونَ .

مائده (5) 48 و 49

668. پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور داوری و قضاوت میان اهل کتاب، براساس احکام قرآن:

وَ لْیَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنْجِیلِ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فِیهِ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ لٰکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ إِلَی اللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ .

مائده (5) 47 و 48

669. هواپرستی، خطر جدّی در برابر داوری و قضاوت قرآن:

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ لٰکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ إِلَی اللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ .

مائده (5) 48

کافران به قرآن

اشاره

670. تبلیغ سوء کافران، علیه نور الهی (قرآن):

یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ یَأْبَی اللّٰهُ إِلاّٰ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکٰافِرُونَ . توبه (9) 32

671. سرسختی کافران در کفر به قرآن:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهٰذَا الْقُرْآنِ ....

سبأ (34) 31

672. کافران به قرآن، مدعی برخورداری از امکانات و موقعیّت اقتصادی و اجتماعی:

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شٰاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزٰابِ فَالنّٰارُ مَوْعِدُهُ فَلاٰ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ . هود (11) 17

673. استهزای آیات قرآن، از سوی کافران به قرآن:

وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتٰابِ أَنْ إِذٰا سَمِعْتُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ یُکْفَرُ بِهٰا وَ یُسْتَهْزَأُ بِهٰا فَلاٰ تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللّٰهَ جٰامِعُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْکٰافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعاً. نساء (4) 140

وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ

وَ إِذٰا عَلِمَ مِنْ آیٰاتِنٰا شَیْئاً اتَّخَذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ .

جاثیه (45) 7 و 9

674. ادعای کافران در توانایی خود، برای آوردن آیاتی مثل آیات قرآن:

وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الْمٰاکِرِینَ

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا قٰالُوا قَدْ سَمِعْنٰا لَوْ نَشٰاءُ لَقُلْنٰا مِثْلَ هٰذٰا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . انفال (8) 30 و 31

675. برخورد مستکبرانۀ کافران با آیات قرآن:

قَدْ کٰانَتْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلیٰ

أَعْقٰابِکُمْ تَنْکِصُونَ

مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ سٰامِراً تَهْجُرُونَ . مؤمنون (23) 66 و 67

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا وَلّٰی مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ .

لقمان (31) 7

وَ أَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا أَ فَلَمْ تَکُنْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَاسْتَکْبَرْتُمْ وَ کُنْتُمْ قَوْماً مُجْرِمِینَ . جاثیه (45) 31

1. احزاب

676. کفر برخی احزاب و گروههای عصر نزول به قرآن:

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شٰاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزٰابِ فَالنّٰارُ مَوْعِدُهُ فَلاٰ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ . هود (11) 17

وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَفْرَحُونَ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مِنَ الْأَحْزٰابِ مَنْ یُنْکِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمٰا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّٰهَ وَ لاٰ أُشْرِکَ بِهِ إِلَیْهِ أَدْعُوا وَ إِلَیْهِ مَآبِ . رعد (13) 36

2. اکثریت مردم

677. کفر و عدم ایمان اکثر مردم به قرآن:

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شٰاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزٰابِ فَالنّٰارُ مَوْعِدُهُ فَلاٰ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ . هود (11) 17

المر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ وَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ .

رعد (13) 1

678. ایمان نیاوردن اکثر مردم به قرآن، به رغم حقانیّت نزول آن از جانب پروردگار:

المر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ وَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ .

رعد (13) 1

679. کفر اکثر مردم به قرآن، به رغم تنوع بیان حقایق و بهره‌گیری از مثالهای مختلف:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَأَبیٰ أَکْثَرُ النّٰاسِ إِلاّٰ کُفُوراً. اسراء (17) 89

3. اهل کتاب

680. کفر برخی از اهل کتاب به قرآن:

وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ .... آل‌عمران (3) 199

قٰاتِلُوا الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ ... مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ ... یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ یَأْبَی اللّٰهُ إِلاّٰ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکٰافِرُونَ . (1)توبه (9) 29 و 32

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شٰاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ إِمٰاماً وَ رَحْمَةً أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزٰابِ فَالنّٰارُ مَوْعِدُهُ فَلاٰ تَکُ فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ . هود (11) 17

المر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ وَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ .

رعد (13) 1

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ


1) 1) . مقصود از«نور اللّه»قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 38)

مَثَلٍ فَأَبیٰ أَکْثَرُ النّٰاسِ إِلاّٰ کُفُوراً. اسراء (17) 89

681. کفر گروهی از عالمان اهل کتاب، به آیات قرآن:

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ . آل‌عمران (3) 70

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ شَهِیدٌ عَلیٰ مٰا تَعْمَلُونَ . آل‌عمران (3) 98

682. کفر اهل کتاب به قرآن، در عین آگاهی از حقانیّت آن:

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ . آل‌عمران (3) 70

683. سرزنش خداوند از کفر اهل کتاب به قرآن، در عین آگاهی از حقانیّت آن:

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ . آل‌عمران (3) 70

4. بنی اسرائیل

684. کفرورزی و رویگردانی بسیاری از بنی اسرائیل، از ایمان به قرآن:

لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ عَلیٰ لِسٰانِ دٰاوُدَ وَ عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ ذٰلِکَ بِمٰا عَصَوْا وَ کٰانُوا یَعْتَدُونَ

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 78 و 81

685. کفر به قرآن از سوی بنی اسرائیل، مورد نهی خداوند:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیّٰایَ فَارْهَبُونِ

وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ .

بقره (2) 40 و 41

686. فسق اکثر بنی اسرائیل، مانع ایمان آوردن آنان به قرآن:

لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ عَلیٰ لِسٰانِ دٰاوُدَ وَ عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ ذٰلِکَ بِمٰا عَصَوْا وَ کٰانُوا یَعْتَدُونَ

تَریٰ کَثِیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَبِئْسَ مٰا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذٰابِ هُمْ خٰالِدُونَ

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ .

مائده (5) 78 و 80 و 81

687. ایجاد روابط دوستانۀ بنی اسرائیل عصر بعثت با کافران، بر اثر کفر به قرآن:

لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ عَلیٰ لِسٰانِ دٰاوُدَ وَ عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ ذٰلِکَ بِمٰا عَصَوْا وَ کٰانُوا یَعْتَدُونَ

تَریٰ کَثِیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَبِئْسَ مٰا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذٰابِ هُمْ خٰالِدُونَ

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ .

مائده (5) 78 و 80 و 81

688. رسیدن به منافع دنیایی، از عوامل گرایش به کفر و انکار قرآن از سوی بنی اسرائیل:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیّٰایَ فَارْهَبُونِ

وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ .

بقره (2) 40 و 41

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ قَفَّیْنٰا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَیْنٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنٰاتِ وَ أَیَّدْنٰاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَ فَکُلَّمٰا جٰاءَکُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ . بقره (2) 87 و 89 و 90

5. ظالمان

689. فرجام ظالمان مکذب قرآن، قابل تأمل و موجب عبرت:

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

بَلْ کَذَّبُوا بِمٰا لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمّٰا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ کَذٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ . یونس (10) 37 و 39

6. فاسقان

690. فاسقان در زمرۀ کافران به قرآن:

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ مٰا یَکْفُرُ بِهٰا إِلاَّ الْفٰاسِقُونَ . بقره (2) 99

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ .

مائده (5) 81

7. مجرمان

691. کفر مجرمان به قرآن، به رغم القای آن بر دلهای‌شان از سوی خداوند:

إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ

کَذٰلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ

لاٰ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ . حجر (15) 9 و 12 و 13

8. مشرکان

692. ایمان نیاوردن اکثر مشرکان به قرآن:

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شٰاعِرٍ قَلِیلاً مٰا تُؤْمِنُونَ . حاقّه (69) 40 و 41

693. نپذیرفتن و دل نسپردن مشرکان به قرآن:

کِتٰابٌ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

بَشِیراً وَ نَذِیراً فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لاٰ یَسْمَعُونَ . فصّلت (41) 3 و 4

9. مفسدان

694. مفسدان، در زمرۀ کافران به قرآن:

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 37 و 40

10. منافقان

695. کفر منافقان به آیات قرآن:

بَشِّرِ الْمُنٰافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذٰاباً أَلِیماً ... إِذٰا سَمِعْتُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ یُکْفَرُ بِهٰا ....

نساء (4) 138 و 140

11. ولید بن مغیره

696. نقشۀ خدعه‌آمیز ولید بن مغیره، برای انکار قرآن، سبب ابتلای وی به عذاب استدراج:

ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً

وَ جَعَلْتُ لَهُ مٰالاً

مَمْدُوداً

وَ بَنِینَ شُهُوداً

وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِیداً

سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً

إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ. (1)

مدّثر (74) 11 - 14 و 17 و 18

12. یهود

697. کافر بودن یهود نسبت به قرآن، برخاسته از دشمنی آنان با جبرئیل:

قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ

مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِلّٰهِ وَ مَلاٰئِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِیلَ وَ مِیکٰالَ فَإِنَّ اللّٰهَ عَدُوٌّ لِلْکٰافِرِینَ . (2)

بقره (2) 97 و 98

نیز ==> آیه، کافران و آیات.

کتابت قرآن

698. نوشتن قرآن بر روی ورق‌هایی برای قرائت آن:

وَ کِتٰابٍ مَسْطُورٍ

فِی رَقٍّ مَنْشُورٍ. (3)

طور (52) 2 و 3

کفر به قرآن

آثار کفر به قرآن

1. افترا
699. ایمان نیاوردن به قرآن با عنوان معجزۀ الهی، موجب روی آوردن به افترا زنی:

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمٰا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسٰانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هٰذٰا لِسٰانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ

إِنَّ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ لاٰ یَهْدِیهِمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

إِنَّمٰا یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْکٰاذِبُونَ . نحل (16) 103 - 105

2. تحیّر
700. بی ایمانی به قرآن، موجب تحیّر و سرگردانی در وادی طغیانگری:

أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْ عَسیٰ أَنْ یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ

مَنْ یُضْلِلِ اللّٰهُ فَلاٰ هٰادِیَ لَهُ وَ یَذَرُهُمْ فِی طُغْیٰانِهِمْ یَعْمَهُونَ . (4)اعراف (7) 185 و 186

3. تهدید
701. کفر به قرآن، در پی دارندۀ تهدید خداوند:

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ


1) 1) . آیه شریفه در رابطه با ولید بن مغیره است که پس ازشنیدن آیات قرآن و اعتراف به اینکه این کلام هیچ شباهتی به کلام کاهنان و شاعران ندارد و هیچ سابقه دروغگویی از او سراغ نداریم تا بگویم دروغ است. لذا پس از به فکر فرو رفتن اعلام کرد که او ساحر است و کلامش سحر می‌باشد. (تفسیر مقاتل، ج 4، ص 491؛ بیان المعانی، ج 1، ص 107)

2) 2) . در شأن نزول آمده که برخی یهودیان از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند: فرشته‌ای که وحی را برای تو می‌آورد کدام است؟ حضرت فرمود: جبرئیل. آنها گفتند: جبرئیل دشمن ما است. اگر میکائیل فرشتۀ وحی تو بود ما به تو ایمان می‌آوردیم. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 325)

3) 3) . مراد از کتاب مسطور قرآن کریم است. (مجمع البیان،ج 9، ص 347) و مقصود از«رق»ورق می‌باشد. (المیزان، ج 19، ص 6)

4) 4) . مقصود از در«فبایّ حدیث بعده یؤمنون»یعنی قرآن است که با وضوح و آشکار بودن دلالتش [باید] به او ایمان بیاورید. (تفسیر شبّر، ص 276)

وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 37 و 40

4. خسارت
702. کفر به قرآن، موجب خسارت:

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاٰوَتِهِ أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . بقره (2) 121

5. در زمره دروغگویان
703. کفر به قرآن و افترا زدن آن، موجب قرار گرفتن در زمرۀ دروغگویان:

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمٰا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسٰانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هٰذٰا لِسٰانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ

إِنَّ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ لاٰ یَهْدِیهِمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

إِنَّمٰا یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْکٰاذِبُونَ . نحل (16) 103 - 105

6. دروغ گویی
704. بی ایمانی به قرآن با عنوان معجزۀ الهی، سبب دروغ‌پردازی علیه آن:

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمٰا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسٰانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هٰذٰا لِسٰانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ

إِنَّ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ لاٰ یَهْدِیهِمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

إِنَّمٰا یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْکٰاذِبُونَ . نحل (16) 103 - 105

7. ضلالت
705. کفر به قرآن، موجب ضلالت و گمراهی از سوی خداوند:

أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْ عَسیٰ أَنْ یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ

مَنْ یُضْلِلِ اللّٰهُ فَلاٰ هٰادِیَ لَهُ وَ یَذَرُهُمْ فِی طُغْیٰانِهِمْ یَعْمَهُونَ . اعراف (7) 185 و 186

706. ایمان نیاوردن اهل کتاب به قرآن، زمینه‌ساز گمراهی و عدم رستگاری ابدی آنان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهٰا عَلیٰ أَدْبٰارِهٰا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمٰا لَعَنّٰا أَصْحٰابَ السَّبْتِ وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً. (1)نساء (4) 47

8. طغیان
707. کفر به قرآن، سبب طغیانگری آدمی:

أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْ عَسیٰ أَنْ یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ

مَنْ یُضْلِلِ اللّٰهُ فَلاٰ هٰادِیَ لَهُ وَ یَذَرُهُمْ فِی طُغْیٰانِهِمْ یَعْمَهُونَ . اعراف (7) 185 و 186

9. غضب خدا
708. کفر به قرآن، از روی حسادت، موجب خشم شدید خداوند:

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ . بقره (2) 90

10. محرومیّت
709. ایمان نیاوردن به قرآن با عنوان معجزۀ الهی، موجب محرومیّت از هدایت الهی:

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمٰا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسٰانُ


1) 1) . مقصود از«فنردها علی ادبارها»ضلالت و رستگار نشدن ابدی آنها است. (تفسیر شبّر، ص 150)

اَلَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هٰذٰا لِسٰانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ

إِنَّ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ لاٰ یَهْدِیهِمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ .

نحل (16) 103 و 104

حکم کفر به قرآن

710. حرمت کفر به قرآن:

وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَوٰاءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ

خَتَمَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ عَلیٰ سَمْعِهِمْ وَ عَلیٰ أَبْصٰارِهِمْ غِشٰاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . بقره (2) 4 و 6 و 7

وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ . بقره (2) 41

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ .

بقره (2) 89 و 90

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ مٰا یَکْفُرُ بِهٰا إِلاَّ الْفٰاسِقُونَ . بقره (2) 99

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاٰوَتِهِ أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . بقره (2) 121

قُلْ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ عَلَیْنٰا وَ مٰا أُنْزِلَ عَلیٰ إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْمٰاعِیلَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْبٰاطِ وَ مٰا أُوتِیَ مُوسیٰ وَ عِیسیٰ وَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لاٰ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ . آل‌عمران (3) 84

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْرِفُونَهُ کَمٰا یَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمُ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ . انعام (6) 20

الر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ

أَ کٰانَ لِلنّٰاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النّٰاسَ وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ قٰالَ الْکٰافِرُونَ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ مُبِینٌ

إِلَیْهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً وَعْدَ اللّٰهِ حَقًّا إِنَّهُ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ لِیَجْزِیَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ بِالْقِسْطِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَهُمْ شَرٰابٌ مِنْ حَمِیمٍ وَ عَذٰابٌ أَلِیمٌ بِمٰا کٰانُوا یَکْفُرُونَ .

یونس (10) 1 و 2 و 4

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ تَعْرِفُ فِی وُجُوهِ الَّذِینَ کَفَرُوا الْمُنْکَرَ یَکٰادُونَ یَسْطُونَ بِالَّذِینَ یَتْلُونَ عَلَیْهِمْ آیٰاتِنٰا قُلْ أَ فَأُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذٰلِکُمُ النّٰارُ وَعَدَهَا اللّٰهُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ.

حجّ (22) 72

تَبٰارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَلیٰ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعٰالَمِینَ نَذِیراً

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ افْتَرٰاهُ وَ أَعٰانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جٰاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً. فرقان (25) 1 و 4

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِیلاً

اَلَّذِینَ یُحْشَرُونَ عَلیٰ وُجُوهِهِمْ إِلیٰ جَهَنَّمَ أُوْلٰئِکَ شَرٌّ مَکٰاناً وَ أَضَلُّ سَبِیلاً.

فرقان (25) 32 و 34

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهٰذَا الْقُرْآنِ وَ لاٰ بِالَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لَوْ تَریٰ إِذِ الظّٰالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ یَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلیٰ بَعْضٍ الْقَوْلَ یَقُولُ الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا لَوْ لاٰ أَنْتُمْ لَکُنّٰا مُؤْمِنِینَ . سبأ (34) 31

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لاٰ تَسْمَعُوا لِهٰذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ

فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا عَذٰاباً شَدِیداً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی کٰانُوا یَعْمَلُونَ . فصّلت (41) 26 و 27

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمّٰا جٰاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتٰابٌ عَزِیزٌ

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی أُولٰئِکَ یُنٰادَوْنَ مِنْ مَکٰانٍ بَعِیدٍ. فصّلت (41) 41 و 44

عوامل کفر به قرآن

1. برتری اقتصادی
711. موقعیّت برتر اقتصادی و اجتماعی و تفاخر به آن، زمینه ساز ایمان نیاوردن و کفر به آیات قرآن:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَیُّ الْفَرِیقَیْنِ خَیْرٌ مَقٰاماً وَ أَحْسَنُ نَدِیًّا

وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثٰاثاً وَ رِءْیاً. (1)مریم (19) 73 و 74

2. حسادت
712. حسادت یهود به پیامبر صلی الله علیه و آله ، عامل کفر آنان به قرآن:

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ .

بقره (2) 89 و 90

3. دشمنی با جبرئیل
713. دشمنی با جبرئیل، عامل کفر به قرآن:

قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ

مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِلّٰهِ وَ مَلاٰئِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِیلَ وَ مِیکٰالَ فَإِنَّ اللّٰهَ عَدُوٌّ لِلْکٰافِرِینَ .

بقره (2) 97 و 98

4. دنیاطلبی
714. دلبستگی به دنیا و زینتهای آن، عامل ایمان نیاوردن به قرآن:

فَلَعَلَّکَ بٰاخِعٌ نَفْسَکَ عَلیٰ آثٰارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهٰذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً

إِنّٰا جَعَلْنٰا مٰا عَلَی الْأَرْضِ زِینَةً لَهٰا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً.

کهف (18) 6 و 7

5 . سودطلبی
715. سودطلبی و سوداگری، عامل کفر به قرآن:

وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ . بقره (2) 41

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ


1) 1) . جملۀ«ای الفریقین خیر مقاما...»بیانگر تفاخر کفرپیشگان به مال و زینتهای دنیایی است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 813)

مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ . بقره (2) 90

6. عدم تفکّر
716. بی‌تفکّری در سلامت پیامبر صلی الله علیه و آله از جنون (و هرگونه ضعف و نقصان)، موجب کفر به قرآن:

أَ وَ لَمْ یَتَفَکَّرُوا مٰا بِصٰاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاّٰ نَذِیرٌ مُبِینٌ

أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْ عَسیٰ أَنْ یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 184 و 185

717. بی‌تفکّری و غفلت از فرا رسیدن زمان مرگ و حتمیّت آن، عاملی برای کفر به قرآن:

أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی ... وَ أَنْ عَسیٰ أَنْ یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 185

718. بی‌تفکّری دربارۀ قدرت خداوند در خلقت، موجودات عاملی برای کفر به قرآن:

أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی ... وَ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ مِنْ شَیْءٍ ... فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 185

719. بی‌تأمّلی و بی‌تفکّری دربارۀ ملکوت آسمانها و زمین، موجب کفر به قرآن:

أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ...

فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 185

7. فسادگری
720. روحیّه فسادگری، عامل ایمان نیاوردن به قرآن:

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 37 و 40

8. فسق
721. فسق، موجب کفر به قرآن:

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ مٰا یَکْفُرُ بِهٰا إِلاَّ الْفٰاسِقُونَ . (1)بقره (2) 99

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ

وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 81

9. گناه
722. جرم و گناه، عامل ایمان نیاوردن به قرآن:

إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ

کَذٰلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ

لاٰ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ . حجر (15) 9 و 12 و 13

کیفر کفر به قرآن

1. جهنّم
723. کفرورزی و شک و تردید در حقّانیّت قرآن، موجب گرفتاری به آتش دوزخ:

وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتٰابِ أَنْ إِذٰا سَمِعْتُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ یُکْفَرُ بِهٰا وَ یُسْتَهْزَأُ بِهٰا فَلاٰ تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللّٰهَ جٰامِعُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْکٰافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعاً. نساء (4) 140

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ


1) 1) . مقصود از«آیات»، قرآن و دلایل روشن و واضح آن است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2 ، ص 327)

اَلْأَوَّلِینَ

وَ لَوْ تَریٰ إِذْ وُقِفُوا عَلَی النّٰارِ فَقٰالُوا یٰا لَیْتَنٰا نُرَدُّ وَ لاٰ نُکَذِّبَ بِآیٰاتِ رَبِّنٰا وَ نَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . انعام (6) 25 و 27

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شٰاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتٰابُ مُوسیٰ ... وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزٰابِ فَالنّٰارُ مَوْعِدُهُ ... (1)هود (11) 17

2. عذاب
724. انواع عذاب، کیفر کفر به قرآن:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً

وَ مٰا مَنَعَ النّٰاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جٰاءَهُمُ الْهُدیٰ وَ یَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاّٰ أَنْ تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذٰابُ قُبُلاً. (2)کهف (18) 54 و 55

725. کفر به آیات قرآن، در پی دارندۀ عذاب الهی:

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ

مِنْ قَبْلُ هُدیً لِلنّٰاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقٰانَ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیٰاتِ اللّٰهِ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ وَ اللّٰهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقٰامٍ .

آل‌عمران (3) 3 و 4

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمٰا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسٰانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هٰذٰا لِسٰانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ

إِنَّ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ لاٰ یَهْدِیهِمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ .

نحل (16) 103 و 104

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً

وَ مٰا مَنَعَ النّٰاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جٰاءَهُمُ الْهُدیٰ وَ یَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاّٰ أَنْ تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذٰابُ قُبُلاً. کهف (18) 54 و 55

هٰذٰا هُدیً وَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیٰاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذٰابٌ مِنْ رِجْزٍ أَلِیمٌ . جاثیه (45) 11

726. هشدار خداوند به اهل کتاب، مبنی بر کیفر شدن آنان چون پیشینیان خود، در صورت ایمان نیاوردن به قرآن:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهٰا عَلیٰ أَدْبٰارِهٰا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمٰا لَعَنّٰا أَصْحٰابَ السَّبْتِ وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً. نساء (4) 47

727. عذاب آشکار، کیفر کفر به آیات قرآن:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً

وَ مٰا مَنَعَ النّٰاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جٰاءَهُمُ الْهُدیٰ وَ یَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاّٰ أَنْ تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذٰابُ قُبُلاً. کهف (18) 54 و 55

728. کفر به قرآن، در پی دارندۀ عذاب استیصال:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً

وَ مٰا مَنَعَ النّٰاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جٰاءَهُمُ الْهُدیٰ وَ یَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاّٰ أَنْ تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذٰابُ قُبُلاً. کهف (18) 54 و 55

729. کفر به قرآن از روی حسادت، در پی دارندۀ عذاب خوار کننده و ذلّت آور:

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ


1) 1) . مقصود از«شاهد منه»قرآن است. (الکشاف، ج 2، ص 385)

2) 2) . مقصود از«قُبُلَا»[می‌تواند] انواع عذاب باشد. (تفسیر فی القرآن الکریم، شبّر، ص 449)

کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ .

بقره (2) 89 و 90

730. عذاب دردناک، کیفر کفر به قرآن:

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمٰا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسٰانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هٰذٰا لِسٰانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ

إِنَّ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ لاٰ یَهْدِیهِمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ .

نحل (16) 103 و 104

3. لعنت خدا
731. کفر به قرآن، در پی دارندۀ لعنت خداوند:

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ . بقره (2) 89

مثل‌های قرآن

732. مثل‌های قرآن، زمینه‌ای برای پندپذیری:

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ . زمر (39) 27

733. بیان مثالها به اشکال مختلف، در قرآن:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَأَبیٰ أَکْثَرُ النّٰاسِ إِلاّٰ کُفُوراً. اسراء (17) 89

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً.

کهف (18) 54

734. ذکر مثلها در قرآن، زمینه‌ای برای عبرت و پندگرفتن مردم:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهٰا ثٰابِتٌ وَ فَرْعُهٰا فِی السَّمٰاءِ

تُؤْتِی أُکُلَهٰا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهٰا وَ یَضْرِبُ اللّٰهُ الْأَمْثٰالَ لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ . ابراهیم (14) 24 و 25

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ . زمر (39) 27

وَ مٰا جَعَلْنٰا أَصْحٰابَ النّٰارِ إِلاّٰ مَلاٰئِکَةً وَ مٰا جَعَلْنٰا عِدَّتَهُمْ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ وَ یَزْدٰادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمٰاناً وَ لاٰ یَرْتٰابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکٰافِرُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً کَذٰلِکَ یُضِلُّ اللّٰهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ وَ مٰا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاّٰ هُوَ وَ مٰا هِیَ إِلاّٰ ذِکْریٰ لِلْبَشَرِ. مدّثر (74) 31

735. کفر اکثر مردم به قرآن، به رغم تبیین حقایق با مثالهای گوناگون:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَأَبیٰ أَکْثَرُ النّٰاسِ إِلاّٰ کُفُوراً. اسراء (17) 89

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً

وَ مٰا مَنَعَ النّٰاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جٰاءَهُمُ الْهُدیٰ وَ یَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاّٰ أَنْ تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذٰابُ قُبُلاً. کهف (18) 54 و 55

736. مثالهای قرآنی، سبب گمراهی و هدایت بسیاری افراد:

إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً مٰا بَعُوضَةً فَمٰا فَوْقَهٰا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ

مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً وَ مٰا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفٰاسِقِینَ . بقره (2) 26

وَ مٰا جَعَلْنٰا أَصْحٰابَ النّٰارِ إِلاّٰ مَلاٰئِکَةً وَ مٰا جَعَلْنٰا عِدَّتَهُمْ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ وَ یَزْدٰادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمٰاناً وَ لاٰ یَرْتٰابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکٰافِرُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً کَذٰلِکَ یُضِلُّ اللّٰهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ وَ مٰا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاّٰ هُوَ وَ مٰا هِیَ إِلاّٰ ذِکْریٰ لِلْبَشَرِ. مدّثر (74) 31

737. ناآگاهی اکثر انسانها، از حقیقت مثلهای گوناگون قرآن:

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ

ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً رَجُلاً فِیهِ شُرَکٰاءُ مُتَشٰاکِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیٰانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلّٰهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ . زمر (39) 27 و 29

738. توجه به مثالهای قرآن، زمینه‌ساز تقوا پیشگی از سوی مردم:

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ

قُرْآناً عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ . زمر (39) 27 و 28

739. ایمان، زمینۀ فهم و تصدیق حقانیّت مثلهای قرآن:

إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً مٰا بَعُوضَةً فَمٰا فَوْقَهٰا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً وَ مٰا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفٰاسِقِینَ . بقره (2) 26

740. استفاده از تمثیل، از روشهای قرآن، برای تبیین عینی آیات الهی:

أَ یَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنٰابٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ لَهُ فِیهٰا مِنْ کُلِّ الثَّمَرٰاتِ وَ أَصٰابَهُ الْکِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفٰاءُ فَأَصٰابَهٰا إِعْصٰارٌ فِیهِ نٰارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ . بقره (2) 266

ضَرَبَ لَکُمْ مَثَلاً مِنْ أَنْفُسِکُمْ هَلْ لَکُمْ مِنْ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُکُمْ مِنْ شُرَکٰاءَ فِی مٰا رَزَقْنٰاکُمْ فَأَنْتُمْ فِیهِ سَوٰاءٌ تَخٰافُونَهُمْ کَخِیفَتِکُمْ أَنْفُسَکُمْ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ . روم (30) 28

نیز ==> تربیت، روش‌های تربیت، تمثیل.

محمّد صلی الله علیه و آله و قرآن

==> محمّد صلی الله علیه و آله ، محمّد صلی الله علیه و آله و قرآن.

مخاطبان قرآن

741. همۀ مردم، مخاطب قرآن:

قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهٰادَةً قُلِ اللّٰهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّٰهِ آلِهَةً أُخْریٰ قُلْ لاٰ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ إِنَّنِی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ . انعام (6) 19

أَ فَغَیْرَ اللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ . انعام (6) 114

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنّٰا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتٰابُ لَکُنّٰا أَهْدیٰ مِنْهُمْ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ

رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَّبَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ صَدَفَ عَنْهٰا سَنَجْزِی الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیٰاتِنٰا سُوءَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یَصْدِفُونَ . انعام (6) 155 و 157

کِتٰابٌ أُنْزِلَ إِلَیْکَ فَلاٰ یَکُنْ فِی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . اعراف (7) 2

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ابراهیم (14) 52

بِالْبَیِّنٰاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . نحل (16) 44

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَأَبیٰ أَکْثَرُ النّٰاسِ إِلاّٰ کُفُوراً. اسراء (17) 89

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِی هٰذَا الْقُرْآنِ لِلنّٰاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً.

کهف (18) 54

لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ کِتٰاباً فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ .

انبیاء (21) 10

نیز ==> 2)21، 2)168، 4)1، 4)170، 4)174، 7)158، 10) 104، 10) 108، 22) 1، 22) 5، 22) 49، 22) 73، 31) 33، 35) 3، 35) 15، 49) 13، 82) 6، 84) 6 .

742. اهل ایمان از مخاطبان قرآن:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَقُولُوا .... بقره (2) 104

نیز ==> (2) 153، (2) 172، (2) 178، (2) 183، (2) 208، (2) 254، (2) 264، (2) 267، (2) 278، (2) 282، (3) 100، (3) 102، (3) 118، (3) 130، (3) 149، (3) 156، (3) 200، (4) 19، (4) 29، (4) 43، (4) 59، (4) 71، (4) 94، (4) 135، (4) 136، (4) 144، (5) 1و2، (5) 6، (5) 8، (5) 11، (5) 35، (5) 51، (5) 54، (5) 57، (5) 87، (5) 90، (5) 94، (5) 95، (5) 101، (5) 105، (5) 106، (8) 15، (8) 20، (8) 24، (8) 27، (8) 29، (8) 45، (9) 23، (9) 28، (9) 34، (9) 38، (9) 119، (9) 123، (22) 77، (24) 21، (24) 27، (24) 58، (33) 9، (33) 41، (33) 49، (33) 53، (33) 56، (33) 69، (33) 70، (47) 7، (47) 33، (49) 1، (49) 2، (49) 6، (49) 11، (49) 12، (57) 28، (58) 9، (58) 11، (58) 12، (59) 18، (60) 1، (60) 10، (60) 13، (61) 2، (61) 10، (61) 14، (62) 9، (63) 9، (64) 14، (66) 6، (66) 8 .

743. اهل کتاب، از مخاطبان قرآن:

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ تَعٰالَوْا إِلیٰ کَلِمَةٍ سَوٰاءٍ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمْ أَلاّٰ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّٰهَ وَ لاٰ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لاٰ یَتَّخِذَ بَعْضُنٰا بَعْضاً أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اللّٰهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنّٰا مُسْلِمُونَ .

آل‌عمران (3) 64

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِی إِبْرٰاهِیمَ وَ مٰا أُنْزِلَتِ التَّوْرٰاةُ وَ الْإِنْجِیلُ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . آل‌عمران (3) 65

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ . آل‌عمران (3) 70

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبٰاطِلِ وَ تَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ . آل‌عمران (3) 71

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ شَهِیدٌ عَلیٰ مٰا تَعْمَلُونَ . آل‌عمران (3) 98

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لاٰ تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَ لاٰ تَقُولُوا عَلَی اللّٰهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللّٰهِ وَ کَلِمَتُهُ أَلْقٰاهٰا إِلیٰ مَرْیَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ وَ لاٰ تَقُولُوا ثَلاٰثَةٌ انْتَهُوا خَیْراً لَکُمْ إِنَّمَا اللّٰهُ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ سُبْحٰانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ وَکِیلاً. نساء (4) 171

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیراً مِمّٰا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتٰابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جٰاءَکُمْ مِنَ اللّٰهِ نُورٌ وَ کِتٰابٌ مُبِینٌ .

مائده (5) 15

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلیٰ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مٰا جٰاءَنٰا مِنْ بَشِیرٍ وَ لاٰ نَذِیرٍ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَشِیرٌ وَ نَذِیرٌ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 19

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْنٰا وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَ أَنَّ أَکْثَرَکُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 59

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لَسْتُمْ عَلیٰ شَیْءٍ حَتّٰی تُقِیمُوا التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً فَلاٰ تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ .

مائده (5) 68

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لاٰ تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا أَهْوٰاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَوٰاءِ السَّبِیلِ . مائده (5) 77

مخالفان قرآن

==> عجز، عجز مخالفان قرآن.

مرفّهان و قرآن

==> همین مدخل، مکر در برابر قرآن.

مریم علیها السلام در قرآن

744. پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور یاد مریم علیها السلام و داستان او در قرآن:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهٰا مَکٰاناً شَرْقِیًّا. مریم (19) 16

نیز ==> مریم علیها السلام

مسّ قرآن

745. وجوب طهارت در مسّ قرآن:

لاٰ یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ . (1)واقعه (56) 79

مشرکان و قرآن

746. اعراض بیشتر مشرکان از قرآن، به بهانۀ ناتوان بودن از درک آن:

کِتٰابٌ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

بَشِیراً وَ نَذِیراً فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لاٰ یَسْمَعُونَ

وَ قٰالُوا قُلُوبُنٰا فِی أَکِنَّةٍ مِمّٰا تَدْعُونٰا إِلَیْهِ وَ فِی آذٰانِنٰا وَقْرٌ وَ مِنْ بَیْنِنٰا وَ بَیْنِکَ حِجٰابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنٰا عٰامِلُونَ . فصّلت (41) 3 -\5

747. سنگینی استماع ذکر خدا در آیات قرآن، برای مشرکان:

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِذٰا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلیٰ أَدْبٰارِهِمْ نُفُوراً. اسراء (17) 46

نیز ==> آیه، مشرکان و آیات، و همین مدخل، استهزای قرآن، اسطوره پنداری قرآن، اطاعت از قرآن، اعراض از قرآن، افترا به قرآن، انحراف از قرآن، ایمان به قرآن، تبدیل قرآن، تجزیۀ قرآن، تکذیب قرآن، حقانیّت قرآن، درخواست قرآن، دعوت به قرآن، کافران به قرآن


1) 1) . مقصود از«مطهرون»طهارت از حدث و جنابت است و از امام محمّد باقر علیه السلام روایت شده است: بر جنب، حائض و محدث مس نمودن قرآن جایز نیست. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 141)

مصونیّت قرآن

748. مصونیّت و منزّه بودن قرآن، از هر نوع کژی و انحراف:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلیٰ عَبْدِهِ الْکِتٰابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً. کهف (18) 1

749. مصونیّت و منزّه بودن قرآن، از هر نوع باطل در تنزیلش از سوی خداوند و در نزولش بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْنٰاهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ مٰا أَرْسَلْنٰاکَ إِلاّٰ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً. اسراء (17) 105

750. مصونیّت و منزّه بودن قرآن، از وجود هرگونه افترا در آن:

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ .

یونس (10) 37

751. مصونیّت قرآن از هرگونه باطل و تحریف:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمّٰا جٰاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتٰابٌ عَزِیزٌ

لاٰ یَأْتِیهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ.

فصّلت (41) 41 و 42

کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ

فِی صُحُفٍ مُکَرَّمَةٍ

مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ

بِأَیْدِی سَفَرَةٍ

کِرٰامٍ بَرَرَةٍ . عبس (80) 11 -\16

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ

مُطٰاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ

وَ مٰا صٰاحِبُکُمْ بِمَجْنُونٍ

وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِینِ

وَ مٰا هُوَ عَلَی الْغَیْبِ بِضَنِینٍ

وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شَیْطٰانٍ رَجِیمٍ

فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ

إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ . تکویر (81) 19 - 27

752. حکمت خداوند، منشأ مصون بودن قرآن، از هر گونه تحریف و باطل:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمّٰا جٰاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتٰابٌ عَزِیزٌ

لاٰ یَأْتِیهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ.

فصّلت (41) 41 و 42

753. محفوظ بودن قرآن و آیات آن، از هر گونه دخل و تصرف شیطان:

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لاٰ نَبِیٍّ إِلاّٰ إِذٰا تَمَنّٰی أَلْقَی الشَّیْطٰانُ فِی أُمْنِیَّتِهِ فَیَنْسَخُ اللّٰهُ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ ثُمَّ یُحْکِمُ اللّٰهُ آیٰاتِهِ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . حجّ (22) 52

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ

عَلیٰ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ

وَ مٰا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّیٰاطِینُ

وَ مٰا یَنْبَغِی لَهُمْ وَ مٰا یَسْتَطِیعُونَ . شعراء (26) 192 - 194 و 210 و 211

نیز ==> تحریف، تحریف ناپذیری قرآن

معارضه با قرآن

==> تحدی، تحدی با قرآن.

مکر در برابر قرآن

754. افشای تلاش مرموزانۀ منافقان برای ترک جلسۀ استماع آیات قرآن، با اشاره به یکدیگر:

وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلیٰ بَعْضٍ هَلْ یَرٰاکُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ یَفْقَهُونَ . توبه (9) 127

755. رویارویی همراه با مکر و توطئۀ مرفهان صدر اسلام، در برابر معجزۀ قرآن:

وَ إِذٰا أَذَقْنَا النّٰاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرّٰاءَ مَسَّتْهُمْ إِذٰا لَهُمْ مَکْرٌ فِی آیٰاتِنٰا .... یونس (10) 21

منافقان و قرآن

==> منافقان، منافقان و قرآن.

موسی علیه السلام در قرآن

756. لزوم یاد کرد موسی علیه السلام و داستان او در قرآن:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ مُوسیٰ إِنَّهُ کٰانَ مُخْلَصاً وَ کٰانَ رَسُولاً نَبِیًّا. مریم (19) 51

نیز ==> موسی علیه السلام

موعظه‌های قرآن

==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، موعظه، روش‌های تربیتی قرآن

مهجوریّت قرآن

757. مهجوریّت و انزوای قرآن، از سوی مسلمانان صدر اسلام:

وَ قٰالَ الرَّسُولُ یٰا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً. فرقان (25) 30

758. شِکوۀ پیامبر صلی الله علیه و آله به پیشگاه الهی در قیامت، از قوم عصر خویش به جهت متروک و مهجور ساختن قرآن:

اَلْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمٰنِ وَ کٰانَ یَوْماً عَلَی الْکٰافِرِینَ عَسِیراً

وَ قٰالَ الرَّسُولُ یٰا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً.

فرقان (25) 26 و 30

مؤمنان به قرآن

1. اقلیتی از مردم

759. ایمان آوردن اقلیتی از مردم عصر پیامبر صلی الله علیه و آله به قرآن:

المر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ وَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ .

رعد (13) 1

فَلاٰ أُقْسِمُ بِمٰا تُبْصِرُونَ

وَ مٰا لاٰ تُبْصِرُونَ

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شٰاعِرٍ قَلِیلاً مٰا تُؤْمِنُونَ . حاقّه (69) 38 - 41

2. اولوا الالباب

760. قرآن، زمینۀ عبرت و پندگیری برای اولواالالباب دارای ایمان به قرآن:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ وَ مٰا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا وَ مٰا یَذَّکَّرُ إِلاّٰ أُولُوا الْأَلْبٰابِ .

آل‌عمران (3) 7

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . رعد (13) 19

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ابراهیم (14) 52

کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ مُبٰارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیٰاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ص (38) 29

761. اولواالالباب، درک کنندۀ حقایق قرآن، و آگاه به ویژگیهای آیات محکم و متشابه آن:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ

مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ وَ مٰا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا وَ مٰا یَذَّکَّرُ إِلاّٰ أُولُوا الْأَلْبٰابِ .

آل‌عمران (3) 7

762. اولواالالباب، یگانه درک کنندگان و عالمان به حقایق قرآن و الهی بودن آن:

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . رعد (13) 19

763. اولواالالباب، دارای ایمان به قرآن:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ ... وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّٰا ... وَ مٰا یَذَّکَّرُ إِلاّٰ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . (1)آل‌عمران (3) 7

3. اهل کتاب

764. ایمان عده‌ای از اهل کتاب به حقانیّت نزول قرآن، از سوی پروردگار:

وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ خٰاشِعِینَ لِلّٰهِ لاٰ یَشْتَرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّٰهَ سَرِیعُ الْحِسٰابِ . آل‌عمران (3) 199

وَ لَقَدْ وَصَّلْنٰا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ یُؤْمِنُونَ

وَ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ قٰالُوا آمَنّٰا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنٰا إِنّٰا کُنّٰا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِینَ .

قصص (28) 51 - 53

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ فَالَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مِنْ هٰؤُلاٰءِ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مٰا یَجْحَدُ بِآیٰاتِنٰا إِلاَّ الْکٰافِرُونَ .

عنکبوت (29) 47

765. اظهار ایمان دروغین بعضی از اهل کتاب نسبت به قرآن:

هٰا أَنْتُمْ أُولاٰءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لاٰ یُحِبُّونَکُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْکِتٰابِ کُلِّهِ وَ إِذٰا لَقُوکُمْ قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیْکُمُ الْأَنٰامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِکُمْ إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ.

آل‌عمران (3) 119

4 . اهل مکّه

766. ایمان برخی از کافران عرب مکّه به قرآن:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ فَالَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مِنْ هٰؤُلاٰءِ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مٰا یَجْحَدُ بِآیٰاتِنٰا إِلاَّ الْکٰافِرُونَ . (2)

عنکبوت (29) 47

5. راسخان در علم

767. ایمان راسخان در علم به آیات محکم و متشابه قرآن:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ وَ مٰا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا وَ مٰا یَذَّکَّرُ إِلاّٰ أُولُوا الْأَلْبٰابِ .

آل‌عمران (3) 7

768. راسخان در علم، دارای ایمان به تمامی قرآن:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ


1) 1) . از تعبیر برخی مفسران می‌توان فهمید که«اولواالالباب»راسخان در علم‌اند. (المیزان، ج 3، ص 29)

2) 2) . مقصود از«من هؤلاء»کفّار مکّه است. (مجمع‌البیان،ج 7 -\8 ، ص 450)

فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ وَ مٰا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا وَ مٰا یَذَّکَّرُ إِلاّٰ أُولُوا الْأَلْبٰابِ .

آل‌عمران (3) 7

لٰکِنِ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ .... نساء (4) 162

6. عالمان

769. عالمان حقیقی، دارای ایمان کامل به قرآن:

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً. اسراء (17) 106 و 107

770. ایمان عالمان به قرآن و تأثیر پذیری آنان، درپی استماع تلاوت آن موجب دلداری پیامبر صلی الله علیه و آله در برخورد کافران نسبت به آن حضرت:

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً. اسراء (17) 106 و 107

7. عالمان یهود

771. عالمان راسخ و ثابت نظر یهود نسبت به تورات، دارای ایمان به قرآن:

فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِینَ هٰادُوا ... لٰکِنِ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ ... (1)نساء (4) 160 و 162

8. عرب

772. تأثیر تلاوت آیات قرآن از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله ، در ایمان قوم عرب:

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ

عَلیٰ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ

بِلِسٰانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ

وَ لَوْ نَزَّلْنٰاهُ عَلیٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ

فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ .

شعراء (26) 192 - 195 و 198 و 199

9. قریش

773. ایمان عدّه‌ای از قریش به قرآن:

قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکٰائِکُمْ مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ قُلِ اللّٰهُ یَهْدِی لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لاٰ یَهِدِّی إِلاّٰ أَنْ یُهْدیٰ فَمٰا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ . (2)

یونس (10) 35 و 37 و 40

10. محمّد صلی الله علیه و آله

774. محمّد صلی الله علیه و آله از ایمان آورندگان به قرآن:

آمَنَ الرَّسُولُ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ ....

بقره (2) 285

11. مسلمانان

775. ایمان مسلمانان به قرآن و تمام کتابهای آسمانی:

آمَنَ الرَّسُولُ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ مَلاٰئِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لاٰ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قٰالُوا سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا


1) 1) . مقصود از«الراسخون فی العلم»علمای دارای بصیرت و یقین و استوار در علم از آنها [یهود] است. (الکشاف، ج 1، ص 590)

2) 2) . مقصود از«منهم...»قریش هستند. (جامع البیان، ج6،جزء 11، ص 563)

غُفْرٰانَکَ رَبَّنٰا وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ. بقره (2) 285

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْنٰا وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَ أَنَّ أَکْثَرَکُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 59

12. نصارا

776. ایمان نصارای حق جو به قرآن:

... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ . مائده (5) 82 - 84

777. بهره مندی مسیحیان حق طلب از پاداش الهی، در پی ایمان به قرآن:

... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ فَأَثٰابَهُمُ اللّٰهُ بِمٰا قٰالُوا جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ . مائده (5) 82 - 85

778. آرزوی رسیدن به مقام صالحان، وا دارندۀ مسیحیان حق جو برای ایمان به قرآن:

... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ . مائده (5) 82 - 84

779. جاری شدن اشک شوق از چشمان نصارای حق طلب، هنگام شنیدن آیات قرآن:

... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 82 و 83

780. نبودن روحیۀ استکبار در نصارای حق طلب، عامل ایمان آنان به قرآن:

... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ . مائده (5) 82 - 84

781. رسیدن نصارای حق جو به مقام محسنان، در سایۀ ایمان به قرآن:

... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ

وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ

فَأَثٰابَهُمُ اللّٰهُ بِمٰا قٰالُوا جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ . مائده (5) 82 - 85

13. یهود

782. ایمان آوردن اقلّیّتی از یهود به قرآن:

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ مٰا یَکْفُرُ بِهٰا إِلاَّ الْفٰاسِقُونَ

أَ وَ کُلَّمٰا عٰاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَرِیقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ . (1)بقره (2) 99 و 100

مؤمنان و قرآن

783. مؤمنان، دارای گوشی شنوا برای شنیدن آیات قرآن:

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِی الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّٰ مَنْ یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنٰا فَهُمْ مُسْلِمُونَ . نمل (27) 81

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِ الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّٰ مَنْ یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنٰا فَهُمْ مُسْلِمُونَ . روم (30) 53

784. تلاوت آیات قرآن بر مؤمنان، سبب فزونی ایمان آنان:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذٰا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیٰاتُهُ زٰادَتْهُمْ إِیمٰاناً وَ عَلیٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ . انفال (8) 2

785. ایمان و باور مؤمنان به قرآن و کتابهای آسمانی:

آمَنَ الرَّسُولُ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ مَلاٰئِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ .... بقره (2) 285

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْنٰا وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَ أَنَّ أَکْثَرَکُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 59

786. بهره‌مندی اهل ایمان، از شفای قرآن:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 57

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی أُولٰئِکَ یُنٰادَوْنَ مِنْ مَکٰانٍ بَعِیدٍ. فصّلت (41) 44

787. مؤمنان، موظّف به اطاعت و پیروی از قرآن:

کِتٰابٌ أُنْزِلَ إِلَیْکَ فَلاٰ یَکُنْ فِی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ

اِتَّبِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیٰاءَ قَلِیلاً مٰا تَذَکَّرُونَ . اعراف (7) 2 و 3

788. تجارت و سودا نکردن مؤمنان اهل‌کتاب با آیات قرآن، مورد تمجید خداوند:

وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ خٰاشِعِینَ لِلّٰهِ لاٰ یَشْتَرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّٰهَ سَرِیعُ الْحِسٰابِ . آل‌عمران (3) 199


1) 1) . آیه شریفه در شأن یهود است که عهدهای خود را با پیامبر صلی الله علیه و آله ، شکستند. (روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج 1، ص 335)

789. مؤمنان، شایستۀ بهره‌مندی از هدایت قرآن:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قٰالُوا لَوْ لاٰ اجْتَبَیْتَهٰا قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 57

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ إِلاّٰ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

نحل (16) 64

790. بشارت مؤمنان به یکدیگر، در پی نزول سوره‌ای از قرآن:

وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زٰادَتْهُ هٰذِهِ إِیمٰاناً فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزٰادَتْهُمْ إِیمٰاناً وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ . توبه (9) 124

نیز ==> همین مدخل، مخاطبان قرآن

نامگذاری فصول قرآن

791. نامگذاری هر یک از فصول و عبارتهای مشخص قرآن به (آیه) از سوی خداوند:

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ مٰا یَکْفُرُ بِهٰا إِلاَّ الْفٰاسِقُونَ . بقره (2) 99

وَ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ لَوْ لاٰ یُکَلِّمُنَا اللّٰهُ أَوْ تَأْتِینٰا آیَةٌ کَذٰلِکَ قٰالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشٰابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَیَّنَّا الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ .

بقره (2) 118

... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ آیٰاتِهِ لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ .

بقره (2) 187

... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ . بقره (2) 219

... وَ یُبَیِّنُ آیٰاتِهِ لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ .

بقره (2) 221

کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ .

بقره (2) 242

... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ . بقره (2) 266

... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ .

آل‌عمران (3) 103

... قَدْ بَیَّنّٰا لَکُمُ الْآیٰاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ .

آل‌عمران (3) 118

... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . مائده (5) 89

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی ... .

یونس (10) 15

الر کِتٰابٌ أُحْکِمَتْ آیٰاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ. هود (11) 1

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَیُّ الْفَرِیقَیْنِ خَیْرٌ مَقٰاماً وَ أَحْسَنُ نَدِیًّا. مریم (19) 73

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ أَنَّ اللّٰهَ یَهْدِی مَنْ یُرِیدُ. حجّ (22) 16

سُورَةٌ أَنْزَلْنٰاهٰا وَ فَرَضْنٰاهٰا وَ أَنْزَلْنٰا فِیهٰا آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ . نور (24) 1

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ آیٰاتٍ مُبَیِّنٰاتٍ وَ مَثَلاً مِنَ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ .

نور (24) 34

... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . نور (24) 58

... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ .

نور (24) 59

... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ .

نور (24) 61

بَلْ هُوَ آیٰاتٌ بَیِّنٰاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ مٰا یَجْحَدُ بِآیٰاتِنٰا إِلاَّ الظّٰالِمُونَ .

عنکبوت (29) 49

کِتٰابٌ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . فصّلت (41) 3

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ مٰا کٰانَ حُجَّتَهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتُوا بِآبٰائِنٰا إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

جاثیه (45) 25

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ .

احقاف (46) 7

هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلیٰ عَبْدِهِ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ إِنَّ اللّٰهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ . حدید (57) 9

إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ کُبِتُوا کَمٰا کُبِتَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ قَدْ أَنْزَلْنٰا آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ . مجادله (58) 5

رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ مُبَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ ... . طلاق (65) 11

نزول قرآن

اشاره

792. نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . بقره (2) 97

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ .

مائده (5) 81

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 83

کِتٰابٌ أُنْزِلَ إِلَیْکَ فَلاٰ یَکُنْ فِی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . اعراف (7) 2

اَلَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرٰاةِ وَ الْإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهٰاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبٰاتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبٰائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلاٰلَ الَّتِی کٰانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . اعراف (7) 157

إِنَّ وَلِیِّیَ اللّٰهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتٰابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّی الصّٰالِحِینَ . اعراف (7) 196

لاٰ تُحَرِّکْ بِهِ لِسٰانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ

إِنَّ عَلَیْنٰا جَمْعَهُ

وَ قُرْآنَهُ

فَإِذٰا قَرَأْنٰاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ .

قیامت (75) 16 - 18

793. نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله ، در شب قدر:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبٰارَکَةٍ إِنّٰا کُنّٰا مُنْذِرِینَ . (1)

دخان (44) 3

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ. قدر (97) 1

794. نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله ، در ماه رمضان:

شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ ....

بقره (2) 185

795. تعجیل پیامبر صلی الله علیه و آله ، بر نزول سریع‌تر تمامی قرآن:

... وَ لاٰ تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضیٰ إِلَیْکَ وَحْیُهُ ... (2)طه (20) 114

796. عبودیّت محمّد صلی الله علیه و آله برای خدا، سبب کسب لیاقت، جهت نزول قرآن بر وی:

وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . بقره (2) 23

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلیٰ عَبْدِهِ الْکِتٰابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً. کهف (18) 1

تَبٰارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَلیٰ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعٰالَمِینَ نَذِیراً. فرقان (25) 1

فَأَوْحیٰ إِلیٰ عَبْدِهِ مٰا أَوْحیٰ . نجم (53) 10

هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلیٰ عَبْدِهِ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ إِنَّ اللّٰهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ . حدید (57) 9

قُمِ اللَّیْلَ إِلاّٰ قَلِیلاً

نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً

إِنّٰا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً. مزمّل (73) 2 و 3 و 5

797. نزول قرآن، آیه و نشانه‌ای از خداوند:

مِنْ قَبْلُ هُدیً لِلنّٰاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقٰانَ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیٰاتِ اللّٰهِ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ وَ اللّٰهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقٰامٍ . آل‌عمران (3) 4

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ فَالَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مِنْ هٰؤُلاٰءِ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مٰا یَجْحَدُ بِآیٰاتِنٰا إِلاَّ الْکٰافِرُونَ

بَلْ هُوَ آیٰاتٌ بَیِّنٰاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ مٰا یَجْحَدُ بِآیٰاتِنٰا إِلاَّ الظّٰالِمُونَ .

عنکبوت (29) 47 و 49

وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیٰاتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآیٰاتُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ إِنَّمٰا أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ

أَ وَ لَمْ یَکْفِهِمْ أَنّٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَرَحْمَةً وَ ذِکْریٰ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

عنکبوت (29) 50 و 51

798. از هم پاشیده شدن صخره‌های کوه از خوف خدا، در صورت نزول قرآن بر آن:

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . حشر (59) 21

799. برتر دانستن نزول قرآن نسبت به امکانات و داراییهای فراهم شده از دنیا، لازم از سوی مؤمنان:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ

قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ .

یونس (10) 57 و 58


1) 1) . مراد از«لیلة مبارکة»شب قدر است. (التبیان، ج 9،ص 224؛ الکشاف، ج 4، ص 269 -\270)

2) 2) . طبق یک شأن نزول، برای آیه است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 52)

800. سرور و شادمانی مؤمنان از نزول قرآن امری شایسته و لازم:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ

قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ .

یونس (10) 57 و 58

801. نزول قرآن در شب با برکت (شب قدر):

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبٰارَکَةٍ إِنّٰا کُنّٰا مُنْذِرِینَ .

دخان (44) 3

802. نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله نشانۀ ولایت خاصّ الهی بر آن حضرت:

إِنَّ وَلِیِّیَ اللّٰهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتٰابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّی الصّٰالِحِینَ . اعراف (7) 196

803. نزول قرآن، جلوه‌ای از رحمت خداوند:

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنّٰا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتٰابُ لَکُنّٰا أَهْدیٰ مِنْهُمْ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَّبَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ صَدَفَ عَنْهٰا سَنَجْزِی الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیٰاتِنٰا سُوءَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یَصْدِفُونَ . انعام (6) 157

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ

قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ .

یونس (10) 57 و 58

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

کَذٰلِکَ أَرْسَلْنٰاکَ فِی أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهٰا أُمَمٌ لِتَتْلُوَا عَلَیْهِمُ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ وَ هُمْ یَکْفُرُونَ بِالرَّحْمٰنِ قُلْ هُوَ رَبِّی لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ مَتٰابِ . رعد (13) 30

وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ إِلاّٰ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

نحل (16) 64

وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ تِبْیٰاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . نحل (16) 89

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82

وَ مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنَ الرَّحْمٰنِ مُحْدَثٍ إِلاّٰ کٰانُوا عَنْهُ مُعْرِضِینَ . شعراء (26) 5

إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ

وَ إِنَّهُ لَهُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ . نمل (27) 76 و 77

وَ مٰا کُنْتَ تَرْجُوا أَنْ یُلْقیٰ إِلَیْکَ الْکِتٰابُ إِلاّٰ رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ فَلاٰ تَکُونَنَّ ظَهِیراً لِلْکٰافِرِینَ .

قصص (28) 86

أَ وَ لَمْ یَکْفِهِمْ أَنّٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَرَحْمَةً وَ ذِکْریٰ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

عنکبوت (29) 51

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ

هُدیً وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِینَ . لقمان (31) 2 و 3

وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ

تَنْزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ .

یس (36) 2 و 5

تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ . فصّلت (41) 2

وَ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبٰارَکَةٍ إِنّٰا کُنّٰا مُنْذِرِینَ

رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . دخان (44) 2 و 3 و 6

هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلیٰ عَبْدِهِ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ إِنَّ اللّٰهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ . حدید (57) 9

804. نزول قرآن، جلوه‌ای از فضل خدا:

... وَ أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ ... وَ کٰانَ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ عَظِیماً. نساء (4) 113

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ

قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ .

یونس (10) 57 و 58

805. نزول قرآن، نعمت ویژۀ خداوند، و شایستۀ یاد و بزرگداشت:

... وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ مٰا أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنَ الْکِتٰابِ وَ الْحِکْمَةِ یَعِظُکُمْ .... بقره (2) 231

806. غفلت و بی خبری پیامبر صلی الله علیه و آله از قصۀ یوسف علیه السلام تا پیش از نزول قرآن بر آن حضرت:

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغٰافِلِینَ

إِذْ قٰالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یٰا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سٰاجِدِینَ . یوسف (12) 3 - 4

807. راه‌یابی جنّیان به آسمان، پیش از نزول قرآن:

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً

وَ أَنّٰا لَمَسْنَا السَّمٰاءَ فَوَجَدْنٰاهٰا مُلِئَتْ حَرَساً شَدِیداً وَ شُهُباً

وَ أَنّٰا کُنّٰا نَقْعُدُ مِنْهٰا مَقٰاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهٰاباً رَصَداً. جنّ (72) 1 و 8 و 9

808. ممنوعیّت راه‌یابی جنّیان به آسمان، پس از نزول قرآن:

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً

وَ أَنّٰا لَمَسْنَا السَّمٰاءَ فَوَجَدْنٰاهٰا مُلِئَتْ حَرَساً شَدِیداً وَ شُهُباً

وَ أَنّٰا کُنّٰا نَقْعُدُ مِنْهٰا مَقٰاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهٰاباً رَصَداً. جنّ (72) 1 و 8 و 9

809. روحیّه اشرافی‌گری، باعث حسادت و تعجب سران قریش، از نزول قرآن بر فردی مثل خودشان:

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلیٰ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَشَیْءٌ یُرٰادُ

مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هٰذٰا إِلاَّ اخْتِلاٰقٌ

أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی بَلْ لَمّٰا یَذُوقُوا عَذٰابِ . ص (38) 6 - 8

وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ هٰذَا الْقُرْآنُ عَلیٰ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ . زخرف (43) 31

810. نزول قرآن از سوی خداوند با تفصیل و تبیین حقایق، مقتضی رویگردانی از هر داوری جز او:

أَ فَغَیْرَ اللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ . انعام (6) 114

811. نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله نشئت گرفته از علم الهی:

... وَ أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَکَ مٰا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ .... نساء (4) 113

لٰکِنِ اللّٰهُ یَشْهَدُ بِمٰا أَنْزَلَ إِلَیْکَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَ الْمَلاٰئِکَةُ یَشْهَدُونَ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً.

نساء (4) 166

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ ... فَإِلَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَکُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمٰا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللّٰهِ .... هود (11) 13 و 14

وَ إِنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ عَلِیمٍ .

نمل (27) 6

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ .

غافر (40) 2

812. به تمسخر گرفتن نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی کافران:

رُبَمٰا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ کٰانُوا مُسْلِمِینَ

وَ قٰالُوا یٰا أَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ إِنَّکَ لَمَجْنُونٌ . حجر (15) 2 و 6

813. مقام پیامبری و اعطا و نزول قرآن بر آن حضرت، سبب حسادت اهل کتاب به آن حضرت:

أَمْ یَحْسُدُونَ النّٰاسَ عَلیٰ مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنٰا آلَ إِبْرٰاهِیمَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْنٰاهُمْ مُلْکاً عَظِیماً. (1)نساء (4) 54

814. جواز سؤال از احکام برخی امور و موضوعات از پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام نزول قرآن:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیٰاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْهٰا حِینَ یُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَکُمْ عَفَا اللّٰهُ عَنْهٰا وَ اللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ . (2)مائده (5) 101

815. خیر و سودمند بودن نزول قرآن، از دیدگاه اهل تقوا برای نیکوکاران:

وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا خَیْراً لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا حَسَنَةٌ وَ لَدٰارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دٰارُ الْمُتَّقِینَ . نحل (16) 30

816. عدم نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله در همۀ احوال:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیٰاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْهٰا حِینَ یُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَکُمْ عَفَا اللّٰهُ عَنْهٰا وَ اللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ .

مائده (5) 101

آثار نزول قرآن

1. افزایش ایمان
817. نزول آیات و سوره‌های قرآن، مایۀ فزونی ایمان مؤمنان:

وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زٰادَتْهُ هٰذِهِ إِیمٰاناً فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزٰادَتْهُمْ إِیمٰاناً وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ . توبه (9) 124

2. افزایش پلیدی
818. نزول قرآن، سبب افزایش پلیدی بیمار دلان:

وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زٰادَتْهُ هٰذِهِ إِیمٰاناً فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزٰادَتْهُمْ إِیمٰاناً وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ

وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ کٰافِرُونَ . توبه (9) 124 و 125

3. افزایش خسارت
819. نزول قرآن، موجب افزایش خسارت ظالمان:

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ


1) 1) . بنا بر قولی، مقصود از«النّاس»پیامبر صلی الله علیه و آله است (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 95) و از آیه استظهار می‌شود که منظور از«آل‌ابراهیم»پیامبر صلی الله علیه و آله و آل آن حضرت از اولاد اسماعیل‌اند. (المیزان، ج 4، ص 376)

2) 2) . برخی مفسران معتقدند جملۀ«وان تسئلوا عنها...»اباحه بعد از نهی است. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 4، ص جزء 7، ص 67)

لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82

4. افزایش طغیانگری
820. نزول قرآن، سبب افزایش طغیانگری اهل کتاب:

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لَسْتُمْ عَلیٰ شَیْءٍ حَتّٰی تُقِیمُوا التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً فَلاٰ تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ .

مائده (5) 68

821. نزول قرآن، مایۀ ازدیاد طغیان یهود:

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا بَلْ یَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشٰاءُ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ کُلَّمٰا أَوْقَدُوا نٰاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . مائده (5) 64

5. افزایش کفر اهل کتاب
822. نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله سبب ازدیاد کفر اهل کتاب:

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لَسْتُمْ عَلیٰ شَیْءٍ حَتّٰی تُقِیمُوا التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً فَلاٰ تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ .

مائده (5) 68

6. بشارت مؤمنان
823. بشارت مؤمنان به یکدیگر، در پی نزول سوره‌ای از قرآن:

وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زٰادَتْهُ هٰذِهِ إِیمٰاناً فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزٰادَتْهُمْ إِیمٰاناً وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ . توبه (9) 124

7. تحصیل تقوا
824. تعالیم قرآن، زمینه‌ای برای تحصیل تقوا:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا وَ صَرَّفْنٰا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْراً.

طه (20) 113

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ

قُرْآناً عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ . زمر (39) 27 و 28

8. تذکر
825. تعالیم و معارف قرآن، زمینه‌ای برای تذکر و عبرت:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا وَ صَرَّفْنٰا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْراً.

طه (20) 113

لِنَجْعَلَهٰا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَ تَعِیَهٰا أُذُنٌ وٰاعِیَةٌ . حاقّه (69) 12

إِنَّ هٰذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ سَبِیلاً.

مزمّل (73) 19

کَلاّٰ إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ .

مدّثر (74) 54 و 55

إِنَّ هٰذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ سَبِیلاً.

انسان (76) 29

کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ .

عبس (80) 11 و 12

9. حمد خدا
826. نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله مقتضی حمد خداوند:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلیٰ عَبْدِهِ الْکِتٰابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً. کهف (18) 1

10. خشوع
827. قرآن، زمینه‌ساز خشوع دلهای مؤمنان:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ ... (1)حدید (57) 16

828. نزول قرآن، زمینه‌ای برای خشوع مردم:

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . حشر (59) 21

نیز ==> همین مدخل، خشوع در برابر قرآن.

11. رحمت
829. نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله ، مایۀ رحمت برای اهل ایمان:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قٰالُوا لَوْ لاٰ اجْتَبَیْتَهٰا قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ

قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ .

یونس (10) 57 و 58

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ إِلاّٰ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

نحل (16) 64

وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ تِبْیٰاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . نحل (16) 89

أَ وَ لَمْ یَکْفِهِمْ أَنّٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَرَحْمَةً وَ ذِکْریٰ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

عنکبوت (29) 51

830. نزول قرآن، راهی برای جلب رحمت الهی:

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ . انعام (6) 155

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنّٰا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتٰابُ ... فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ .... انعام (6) 157

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82

إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ

وَ إِنَّهُ لَهُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ . نمل (27) 76 و 77

إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرٰادُّکَ إِلیٰ مَعٰادٍ قُلْ رَبِّی أَعْلَمُ مَنْ جٰاءَ بِالْهُدیٰ وَ مَنْ هُوَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ مٰا کُنْتَ تَرْجُوا أَنْ یُلْقیٰ إِلَیْکَ الْکِتٰابُ إِلاّٰ رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ فَلاٰ تَکُونَنَّ ظَهِیراً لِلْکٰافِرِینَ . قصص (28) 85 و 86


1) 1) . مقصود از«ما نزل من الحق»قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 358)

هُدیً وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِینَ . لقمان (31) 3

هٰذٰا بَصٰائِرُ لِلنّٰاسِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ . جاثیه (45) 20

نیز ==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، رحمت.

12. رفع حرج از محمّد صلی الله علیه و آله
831. نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله زمینۀ بر طرف شدن سختیها و ناراحتیها از پیامبر:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلیٰ عَبْدِهِ الْکِتٰابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً. کهف (18) 1

13. سرور
832. نزول قرآن مایه شادمانی مؤمنان:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ

قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ .

یونس (10) 57 و 58

833. شادمانی مؤمنان در نتیجه نزول قرآن بهتر از تمام امکانات و دارایی‌های دنیا:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ

قُلْ بِفَضْلِ اللّٰهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ .

یونس (10) 57 و 58

834. نزول قرآن، موجب خشنودی و شادمانی مؤمنان اهل کتاب:

وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَفْرَحُونَ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مِنَ الْأَحْزٰابِ مَنْ یُنْکِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمٰا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّٰهَ وَ لاٰ أُشْرِکَ بِهِ إِلَیْهِ أَدْعُوا وَ إِلَیْهِ مَآبِ . رعد (13) 36

14. هدایت
835. نزول قرآن، هدایت کنندۀ انسانها به صراط مستقیم:

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیراً مِمّٰا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتٰابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جٰاءَکُمْ مِنَ اللّٰهِ نُورٌ وَ کِتٰابٌ مُبِینٌ

یَهْدِی بِهِ اللّٰهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوٰانَهُ سُبُلَ السَّلاٰمِ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدِیهِمْ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . مائده (5) 15 و 16

الر کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النّٰاسَ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلیٰ صِرٰاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. ابراهیم (14) 1

إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصّٰالِحٰاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً کَبِیراً. (1)اسراء (17) 9

لَقَدْ أَنْزَلْنٰا آیٰاتٍ مُبَیِّنٰاتٍ وَ اللّٰهُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . نور (24) 46

قٰالُوا یٰا قَوْمَنٰا إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلیٰ طَرِیقٍ مُسْتَقِیمٍ . احقاف (46) 30

إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ

لِمَنْ شٰاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ . تکویر (81) 27 و 28

836. نزول قرآن، هدایت کنندۀ اهل کتاب به صراط مستقیم:

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیراً مِمّٰا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتٰابِ وَ یَعْفُوا عَنْ


1) 1) . معنای«یهدی للتی هی اقوم»این است که قرآن هدایت می‌کند به دیانت و ملت و طریقه‌ای که استقامت آن شدیدتر است. (مجمع البیان، ج 6، ص 618)

کَثِیرٍ قَدْ جٰاءَکُمْ مِنَ اللّٰهِ نُورٌ وَ کِتٰابٌ مُبِینٌ

یَهْدِی بِهِ اللّٰهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوٰانَهُ سُبُلَ السَّلاٰمِ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدِیهِمْ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . مائده (5) 15 و 16

837. نزول قرآن، هدایتگر به صراط مستقیم، از دیدگاه عالمان به خدا و آیات او:

وَ یَرَی الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ هُوَ الْحَقَّ وَ یَهْدِی إِلیٰ صِرٰاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. سبأ (34) 6

نیز ==> آیات خدا، نقش آیات خدا و همین مدخل، فلسفۀ نزول قرآن.

ترتیل در نزول قرآن

838. نزول آیات قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله به صورت ترتیل (شمرده و آهسته):

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِیلاً.

فرقان (25) 32

839. آرامی دل و اطمینان قلب پیامبر صلی الله علیه و آله فلسفۀ نزول قرآن به طور ترتیل:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِیلاً.

فرقان (25) 32

840. نزول ترتیلی قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله مورد اعتراض و بهانه‌گیری کافران:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِیلاً

وَ لاٰ یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلاّٰ جِئْنٰاکَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِیراً. فرقان (25) 32 و 33

نیز ==> ترتیل.

حقانیّت نزول قرآن

==> همین مدخل، حقانیّت قرآن.

زمینه‌های نزول قرآن

1. خلقت
841. آفرینش و خلقت زمین و آسمانها، مقتضی نزول قرآن خدا:

مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقیٰ

إِلاّٰ تَذْکِرَةً لِمَنْ یَخْشیٰ

تَنْزِیلاً مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّمٰاوٰاتِ الْعُلیٰ . طه (20) 2 - 4

2. سؤال مردم
842. نزول بخشهایی از قرآن، در پی سؤال مردم از پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً. کهف (18) 83

3. عبودیت
843. عبودیّت پیامبر صلی الله علیه و آله زمینۀ نزول قرآن بر حضرت:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلیٰ عَبْدِهِ الْکِتٰابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً. کهف (18) 1

عجم و نزول قرآن

==> عجم، عجم و نزول قرآن.

علم به نزول قرآن

844. آگاهی علمای بنی اسرائیل، از نازل شدن قرآن:

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ آیَةً أَنْ یَعْلَمَهُ عُلَمٰاءُ بَنِی إِسْرٰائِیلَ .

شعراء (26) 192 و 197

845. عالمان اهل کتاب، مطلع از وعده‌های خداوند در کتابهای آسمانی پیشین به نزول قرآن:

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً

قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاٰ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقٰانِ سُجَّداً

وَ یَقُولُونَ سُبْحٰانَ رَبِّنٰا إِنْ کٰانَ وَعْدُ رَبِّنٰا لَمَفْعُولاً.

اسراء (17) 106 - 108

846. علم و آگاهی کامل اهل کتاب به حقانیّت نزول قرآن:

فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ فَسْئَلِ الَّذِینَ یَقْرَؤُنَ الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکَ لَقَدْ جٰاءَکَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِینَ . یونس (10) 94

847. علم اهل کتاب به حقانیّت نزول قرآن از سوی پروردگار:

أَ فَغَیْرَ اللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ . انعام (6) 114

وَ لَقَدْ وَصَّلْنٰا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ یُؤْمِنُونَ

وَ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ قٰالُوا آمَنّٰا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنٰا إِنّٰا کُنّٰا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِینَ .

قصص (28) 51 - 53

848. علم علمای اهل کتاب به حقانیّت نزول قرآن، بر طرف کنندۀ هر گونه شک و شبهه دربارۀ آن:

أَ فَغَیْرَ اللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ . انعام (6) 114

فلسفه نزول قرآن

1. اتمام حجت

==> اتمام حجّت، ابزار اتمام حجّت، قرآن، اتمام حجّت خدا.

2. انذار
849. قرآن، کتابی انذار دهنده، همانند دیگر کتابهای آسمانی:

هٰذٰا نَذِیرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولیٰ . (1)نجم (53) 56

نیز ==> انذار، ابزار انذار، قرآن و انذار انسانها، انذار اهل مکه، انذار جنّیان، انذار ظالمان، انذار عاقلان، انذار مشرکان.

3. بشارت

==> بشارت، بشارت آمرزش، بشارت به مؤمنان، بشارت‌های قرآن.

4. تبیین حقایق
850. تبیین همۀ حقایق (مربوط به دین و هدایت) از فلسفه‌های نزول قرآن:

بِالْبَیِّنٰاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . نحل (16) 44

وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ تِبْیٰاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . نحل (16) 89

851. بیان حقایق برای اختلاف کنندگان در مسائل دینی، حکمت نزول قرآن:

وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ إِلاّٰ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

نحل (16) 64

5. تثبیت مؤمنان
852. ثابت قدم نگه داشتن مؤمنان، از اهداف نزول قرآن:

قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ .

نحل (16) 102

6. تدبّر
853. تدبر در قرآن، از اهداف و دلایل نزول آن:

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّٰهِ


1) 1) . طبق یک قول مقصود از«نذیر»قرآن است. (التبیان، ج 9، ص 440)

لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاٰفاً کَثِیراً. نساء (4) 82

أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جٰاءَهُمْ مٰا لَمْ یَأْتِ آبٰاءَهُمُ الْأَوَّلِینَ . مؤمنون (23) 68

کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ مُبٰارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیٰاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ص (38) 29

7. تذکّر
854. تذکر و پند پذیری خردورزان، فلسفۀ نزول قرآن:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا وَ صَرَّفْنٰا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْراً.

طه (20) 113

سُورَةٌ أَنْزَلْنٰاهٰا وَ فَرَضْنٰاهٰا وَ أَنْزَلْنٰا فِیهٰا آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ . نور (24) 1

کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ مُبٰارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیٰاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ص (38) 29

لِنَجْعَلَهٰا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَ تَعِیَهٰا أُذُنٌ وٰاعِیَةٌ . حاقّه (69) 12

8. تصدیق کتابهای آسمانی
855. تصدیق کتابهای آسمانی، از فلسفه‌های نزول قرآن:

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ . آل‌عمران (3) 3

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ .... مائده (5) 48

نیز ==> همین مدخل، اسما و صفات قرآن، مصدق.

9. تفکّر
856. تفکر و تعقل، از دلایل نزول قرآن:

الر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . یوسف (12) 1 و 2

بِالْبَیِّنٰاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . نحل (16) 44

10. تقوا
857. رعایت تقوا، فلسفه نزول قرآن:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا وَ صَرَّفْنٰا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْراً.

طه (20) 113

11. حلّ اختلافات
858. حل اختلافها، از فلسفه‌های نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ إِلاّٰ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

نحل (16) 64

12. شفا بخشی
859. شفا بخشی اهل ایمان از بیماریهای روحی و غیر آن، از دلایل نزول قرآن:

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی أُولٰئِکَ یُنٰادَوْنَ مِنْ مَکٰانٍ بَعِیدٍ. فصّلت (41) 44

13. عبرت آموزی
860. نزول قرآن به طوری پی در پی، زمینه‌ای بر عبرت‌گیری و پند:

وَ لَقَدْ وَصَّلْنٰا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ .

قصص (28) 51

861. پندگیری و عبرت آموزی، از اهداف نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

کِتٰابٌ أُنْزِلَ إِلَیْکَ فَلاٰ یَکُنْ فِی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِنْهُ

لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . اعراف (7) 2

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ابراهیم (14) 52

مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقیٰ

إِلاّٰ تَذْکِرَةً لِمَنْ یَخْشیٰ . طه (20) 2 و 3

862. تذکر و عبرت‌گیری خدا ترسان، از اهداف نزول قرآن:

مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقیٰ

إِلاّٰ تَذْکِرَةً لِمَنْ یَخْشیٰ . طه (20) 2 و 3

863. پندگیری خردمندان، از فلسفه‌های نزول قرآن:

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ابراهیم (14) 52

14. علم به توحید
864. علم به توحید، از اهداف نزول قرآن:

هٰذٰا بَلاٰغٌ لِلنّٰاسِ وَ لِیُنْذَرُوا بِهِ وَ لِیَعْلَمُوا أَنَّمٰا هُوَ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ لِیَذَّکَّرَ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . ابراهیم (14) 52

15. قضا
865. قضا و داوری پیامبر صلی الله علیه و آله بین مردم بر اساس قرآن، علّت نزول آن:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً.

نساء (4) 105

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ ... فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ .... مائده (5) 48

أَ فَغَیْرَ اللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ . انعام (6) 114

16. هدایت
866. هدایتگری، فلسفۀ نزول قرآن:

قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . بقره (2) 97

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ إِلاّٰ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

نحل (16) 64

867. خروج از تاریکیها و هدایت به سوی نور، از اهداف نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

الر کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النّٰاسَ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلیٰ صِرٰاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. ابراهیم (14) 1

لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. حدید (57) 2

کیفیّت نزول قرآن

868. نزول قرآن به صورت آیه‌های روشن و واضح، از سوی خداوند:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ أَنَّ اللّٰهَ یَهْدِی مَنْ یُرِیدُ. حجّ (22) 16

869. نزول قرآن، به صورت تفصیل سوره‌ها و آیات، از جانب خداوند:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً. (1)اسراء (17) 106


1) 1) . بنا بر قولی«فرقناه»یعنی قرآن را به صورت سوره سوره و آیات جدا کردیم. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 687)

870. نزول تدریجی قرآن به صورت سوره‌ها و آیات، جهت قرائت تدریجی آن، از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله برای مردم:

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً. اسراء (17) 106

871. نزول قرآن از سوی خداوند، با تفصیل تبیین معانی و حقایق هر چیز:

أَ فَغَیْرَ اللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ . انعام (6) 114

872. نزول تفصیلی قرآن، زمینه‌ای برای هدایت مؤمنان:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

873. توجه به نزول تفصیلی قرآن نسبت به همه چیز از سوی خداوند، مانع اتخاذ غیر خدا با عنوان حَکَم و داور:

أَ فَغَیْرَ اللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ . انعام (6) 114

874. آگاهی اهل کتاب به حقانیّت قرآن، در نزول آن و در بیان تفصیل اشیا:

أَ فَغَیْرَ اللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ . انعام (6) 114

نیز ==> همین مدخل، نزول تدریجی قرآن، نزول دفعی قرآن.

گواه بر نزول قرآن

875. خداوند، خود گواه بر نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

لٰکِنِ اللّٰهُ یَشْهَدُ بِمٰا أَنْزَلَ إِلَیْکَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَ الْمَلاٰئِکَةُ یَشْهَدُونَ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً.

نساء (4) 166

876. کفایت خداوند در شهادت و گواه بودن نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

لٰکِنِ اللّٰهُ یَشْهَدُ بِمٰا أَنْزَلَ إِلَیْکَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ ... وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً. نساء (4) 166

877. فرشتگان، گواهان نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

لٰکِنِ اللّٰهُ یَشْهَدُ بِمٰا أَنْزَلَ إِلَیْکَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَ الْمَلاٰئِکَةُ یَشْهَدُونَ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً.

نساء (4) 166

محل نزول قرآن

878. قلب پیامبر صلی الله علیه و آله محل نزول قرآن:

قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . بقره (2) 97

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِیلاً.

فرقان (25) 32

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ

عَلیٰ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ . شعراء (26) 193 و 194

منشأ نزول قرآن

اشاره
879. خداوند، منشأ نزول قرآن:

وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ وَ لاٰ تَکُونُوا أَوَّلَ کٰافِرٍ بِهِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیّٰایَ فَاتَّقُونِ . بقره (2) 41

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا

مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا نُؤْمِنُ بِمٰا أُنْزِلَ عَلَیْنٰا وَ یَکْفُرُونَ بِمٰا وَرٰاءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیٰاءَ اللّٰهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . بقره (2) 89 - 91

قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ مٰا یَکْفُرُ بِهٰا إِلاَّ الْفٰاسِقُونَ . بقره (2) 97 و 99

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتٰابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ الْکِتٰابِ الَّذِی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللّٰهِ وَ مَلاٰئِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاٰلاً بَعِیداً.

نساء (4) 136

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَکُمْ بُرْهٰانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً. نساء (4) 174

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیراً مِمّٰا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتٰابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جٰاءَکُمْ مِنَ اللّٰهِ نُورٌ وَ کِتٰابٌ مُبِینٌ . مائده (5) 15

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ لٰکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ إِلَی اللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ .

مائده (5) 48

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ .

مائده (5) 104

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ قٰالَ أُوحِیَ إِلَیَّ وَ لَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شَیْءٌ وَ مَنْ قٰالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لَوْ تَریٰ إِذِ الظّٰالِمُونَ فِی غَمَرٰاتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلاٰئِکَةُ بٰاسِطُوا أَیْدِیهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمُ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذٰابَ الْهُونِ بِمٰا کُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَی اللّٰهِ غَیْرَ الْحَقِّ وَ کُنْتُمْ عَنْ آیٰاتِهِ تَسْتَکْبِرُونَ . انعام (6) 93

أَ فَغَیْرَ اللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ . انعام (6) 114

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ . انعام (6) 155

إِنَّ وَلِیِّیَ اللّٰهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتٰابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّی الصّٰالِحِینَ . اعراف (7) 196

وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قٰالُوا لَوْ لاٰ اجْتَبَیْتَهٰا قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ

مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

قُلْ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا تَلَوْتُهُ عَلَیْکُمْ وَ لاٰ أَدْرٰاکُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِیکُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . یونس (10) 15 و 16

فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ فَسْئَلِ الَّذِینَ یَقْرَؤُنَ الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکَ لَقَدْ جٰاءَکَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِینَ . یونس (10) 94

الر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . یوسف (12) 1 و 2

المر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ وَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ حُکْماً عَرَبِیًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ بَعْدَ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مٰا لَکَ مِنَ اللّٰهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ وٰاقٍ . رعد (13) 1 و 37

الر کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النّٰاسَ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلیٰ صِرٰاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. ابراهیم (14) 1

إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ .

حجر (15) 9

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . نحل (16) 24

وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا خَیْراً لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا حَسَنَةٌ وَ لَدٰارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دٰارُ الْمُتَّقِینَ . نحل (16) 30

بِالْبَیِّنٰاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . نحل (16) 44

وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ تِبْیٰاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . نحل (16) 89

وَ إِذٰا بَدَّلْنٰا آیَةً مَکٰانَ آیَةٍ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا یُنَزِّلُ قٰالُوا إِنَّمٰا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ

قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ .

نحل (16) 101 و 102

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82

وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْنٰاهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ مٰا أَرْسَلْنٰاکَ إِلاّٰ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً. اسراء (17) 105

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً. اسراء (17) 106

مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقیٰ

تَنْزِیلاً مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّمٰاوٰاتِ الْعُلیٰ . طه (20) 2 و 4

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا وَ صَرَّفْنٰا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْراً.

طه (20) 113

لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ کِتٰاباً فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ .

انبیاء (21) 10

وَ هٰذٰا ذِکْرٌ مُبٰارَکٌ أَنْزَلْنٰاهُ أَ فَأَنْتُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ .

انبیاء (21) 50

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ أَنَّ اللّٰهَ یَهْدِی مَنْ یُرِیدُ. حجّ (22) 16

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ آیٰاتٍ مُبَیِّنٰاتٍ وَ مَثَلاً مِنَ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ .

نور (24) 34

لَقَدْ أَنْزَلْنٰا آیٰاتٍ مُبَیِّنٰاتٍ وَ اللّٰهُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ

إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . نور (24) 46

وَ لاٰ یَصُدُّنَّکَ عَنْ آیٰاتِ اللّٰهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَیْکَ وَ ادْعُ إِلیٰ رَبِّکَ وَ لاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ .

قصص (28) 87

هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلیٰ عَبْدِهِ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ إِنَّ اللّٰهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ . حدید (57) 9

إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ کُبِتُوا کَمٰا کُبِتَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ قَدْ أَنْزَلْنٰا آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ . مجادله (58) 5

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ. قدر (97) 1

1. الوهیت
880. الوهیت خداوند منشأ نزول قرآن :

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا نُؤْمِنُ بِمٰا أُنْزِلَ عَلَیْنٰا وَ یَکْفُرُونَ بِمٰا وَرٰاءَهُ وَ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیٰاءَ اللّٰهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . بقره (2) 89 - 91

2. خالقیت
881. خالقیت خداوند منشأ نزول قرآن:

مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقیٰ

تَنْزِیلاً مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّمٰاوٰاتِ الْعُلیٰ . طه (20) 2 و 4

3. حکمت خدا
882. قرآن، کتاب نشئت گرفته از حکمت خداوند:

الر کِتٰابٌ أُحْکِمَتْ آیٰاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ. هود (11) 1

4. خبیر
883. خبیر بودن خداوند، منشأ نزول قرآن:

الر کِتٰابٌ أُحْکِمَتْ آیٰاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ. هود (11) 1

5. ربوبیّت
884. ربوبیّت خداوند، منشأ نزول قرآن:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَکُمْ بُرْهٰانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً. نساء (4) 174

أَ فَغَیْرَ اللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ . انعام (6) 114

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ فَسْئَلِ الَّذِینَ یَقْرَؤُنَ الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکَ لَقَدْ جٰاءَکَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِینَ .

یونس (10) 37 و 94

المر تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ وَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ .

رعد (13) 1

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . نحل (16) 24

قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ

اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ .

نحل (16) 102

مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ . انبیاء (21) 2

6. علم خدا
885. نزول قرآن، برخاسته از علم خداوند:

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیٰاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

فَإِلَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَکُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمٰا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللّٰهِ وَ أَنْ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ . هود (11) 13 و 14

7. فضل خدا
886. نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله نشئت گرفته از فضل خداوند:

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ .

بقره (2) 89 و 90

8. مشیّت خدا
887. مشیّت خداوند، تعیین کنندۀ نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ کِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ .

بقره (2) 89 و 90

9. ولایت
888. ولایت خاص خداوند بر پیامبر صلی الله علیه و آله منشأ نزول قرآن بر ایشان:

إِنَّ وَلِیِّیَ اللّٰهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتٰابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّی الصّٰالِحِینَ . (1)اعراف (7) 196

نزول تدریجی قرآن

889. نزول قرآن به صورت تدریج و در فواصل زمانی مختلف:

وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَدٰاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . بقره (2) 23

قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . بقره (2) 97

مٰا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهٰا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهٰا أَوْ مِثْلِهٰا أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. (2)

بقره (2) 106

ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ نَزَّلَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِی الْکِتٰابِ لَفِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ.

بقره (2) 176


1) 1) .«أل»در«الکتاب»برای عهد و مقصود از آن قرآن است و وصف خداوند به تنزیل کنندۀ قرآن، دلیل ولایت وی است. (یعنی نزول قرآن بر من دلیل ولایت خداوند بر من است)

2) 2) . تبدیل و نسخ آیات قرآن و تغییر آن به وسیلۀ آیات‌دیگر، از نزول تدریجی قرآن حکایت می‌کند

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ . آل‌عمران (3) 3

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ آمِنُوا بِمٰا نَزَّلْنٰا مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهٰا عَلیٰ أَدْبٰارِهٰا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمٰا لَعَنّٰا أَصْحٰابَ السَّبْتِ وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً. نساء (4) 47

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتٰابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ الْکِتٰابِ الَّذِی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللّٰهِ وَ مَلاٰئِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاٰلاً بَعِیداً.

نساء (4) 136

یَسْئَلُکَ أَهْلُ الْکِتٰابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتٰاباً مِنَ السَّمٰاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسیٰ أَکْبَرَ مِنْ ذٰلِکَ فَقٰالُوا أَرِنَا اللّٰهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصّٰاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ الْبَیِّنٰاتُ فَعَفَوْنٰا عَنْ ذٰلِکَ وَ آتَیْنٰا مُوسیٰ سُلْطٰاناً مُبِیناً.

نساء (4) 153

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیٰاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْهٰا حِینَ یُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَکُمْ عَفَا اللّٰهُ عَنْهٰا وَ اللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ .

مائده (5) 101

أَ فَغَیْرَ اللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ . انعام (6) 114

إِنَّ وَلِیِّیَ اللّٰهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتٰابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّی الصّٰالِحِینَ . اعراف (7) 196

وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قٰالُوا لَوْ لاٰ اجْتَبَیْتَهٰا قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . (1)

اعراف (7) 203

وَ قٰالُوا یٰا أَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ إِنَّکَ لَمَجْنُونٌ . حجر (15) 6

إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ .

حجر (15) 9

بِالْبَیِّنٰاتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . نحل (16) 44

وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ تِبْیٰاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . نحل (16) 89

قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ .

نحل (16) 102

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاٰ یَزِیدُ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ خَسٰاراً.

اسراء (17) 82

أَوْ یَکُونَ لَکَ بَیْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقیٰ فِی السَّمٰاءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِیِّکَ حَتّٰی تُنَزِّلَ عَلَیْنٰا کِتٰاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحٰانَ رَبِّی هَلْ کُنْتُ إِلاّٰ بَشَراً رَسُولاً. اسراء (17) 93

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً. اسراء (17) 106

مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقیٰ

تَنْزِیلاً مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّمٰاوٰاتِ الْعُلیٰ . طه (20) 2 و 4


1) 1) . برخی مفسّران گفته‌اند: مقصود از«و اذا لم‌تأتهم بآیة»تأخیر در نزول و وحی قرآن است. (روح‌المعانی، ج 6 ، جزء 9، ص 217)

تَبٰارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَلیٰ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعٰالَمِینَ نَذِیراً. فرقان (25) 1

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِیلاً.

فرقان (25) 32

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . شعراء (26) 192

وَ لَوْ نَزَّلْنٰاهُ عَلیٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ .

شعراء (26) 198

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ .

سجده (32) 2

تَنْزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ . یس (36) 5

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

زمر (39) 1

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ ذٰلِکَ هُدَی اللّٰهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ هٰادٍ. زمر (39) 23

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ .

غافر (40) 2

تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ . فصّلت (41) 2

لاٰ یَأْتِیهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ. فصّلت (41) 42

قٰالُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ هٰذَا الْقُرْآنُ عَلیٰ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ . زخرف (43) 31

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

جاثیه (45) 2

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

احقاف (46) 2

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ وَ آمَنُوا بِمٰا نُزِّلَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بٰالَهُمْ . محمّد (47) 2

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا لِلَّذِینَ کَرِهُوا مٰا نَزَّلَ اللّٰهُ سَنُطِیعُکُمْ فِی بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ إِسْرٰارَهُمْ . محمّد (47) 26

إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ . واقعه (56) 77

تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . واقعه (56) 80

تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . حاقّه (69) 43

مٰا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ مٰا قَلیٰ . (1)ضحی (93) 3

890. نزول و بیان تدریجی، از روشهای تربیتی و ارشاد مردم:

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . یونس (10) 15

وَ إِذٰا بَدَّلْنٰا آیَةً مَکٰانَ آیَةٍ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا یُنَزِّلُ قٰالُوا إِنَّمٰا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ .

نحل (16) 101

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِیلاً.

فرقان (25) 32


1) 1) . در شأن نزول آمده است که وحی مدتی (که دارای اقوال مختلفی است 12 روز، 15 روز و 40 روز) بر پیامبر قطع شده بود، که مشرکین مکه می‌گفتند: پروردگار محمّد صلی الله علیه و آله ، او را رها کرد و مبغوض داشت و اگر او از طرف خدا بود هر آینه پی‌درپی به او وحی می‌شد که این سوره شریفه نازل شد. (مجمع البیان، ج 9 -\10، ص 764، معالم التنزیل، بغوی، ج 5، ص 266) از این شأن نزول استفاده می‌شود که نزول قرآن تدریجی و در فواصل زمانی بوده است

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . شعراء (26) 192

تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . واقعه (56) 80

هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلیٰ عَبْدِهِ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ إِنَّ اللّٰهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ . حدید (57) 9

تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . حاقّه (69) 43

891. پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور اعلان نقش نداشتن خود، در نزول تدریجی آیات قرآن:

وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قٰالُوا لَوْ لاٰ اجْتَبَیْتَهٰا قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

892. نزول تدریجی قرآن و تأخیر در وحی آن مورد اعتراض و بهانه‌جوییهای برخی منکران آن:

وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قٰالُوا لَوْ لاٰ اجْتَبَیْتَهٰا قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِیلاً.

فرقان (25) 32

893. قرائت قرآن بر مردم، همراه با تأنّی و درنگ فلسفۀ نزول تدریجی آن:

وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّٰاسِ عَلیٰ مُکْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِیلاً. (1)اسراء (17) 106

894. تثبیت قلب پیامبر صلی الله علیه و آله و راه نیافتن تزلزل در آن، با نزول تدریجی قرآن:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِیلاً.

فرقان (25) 32

نیز ==> آیه، سوره.

نزول دفعی قرآن

895. نزول دفعی و کامل قرآن از سوی خداوند:

شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنّٰاسِ وَ بَیِّنٰاتٍ مِنَ الْهُدیٰ وَ الْفُرْقٰانِ ... . (2)

بقره (2) 185

مِنْ قَبْلُ هُدیً لِلنّٰاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقٰانَ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیٰاتِ اللّٰهِ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ وَ اللّٰهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقٰامٍ . آل‌عمران (3) 4

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبٰارَکَةٍ .... (3)دخان (44) 3

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ. (4)قدر (97) 1

واسطۀ نزول قرآن

896. حقّانیّت نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی خداوند بتوسط جبرئیل:

وَ إِذٰا بَدَّلْنٰا آیَةً مَکٰانَ آیَةٍ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا یُنَزِّلُ


1) 1) .«فرقناه»یعنی قرآن را به تدریج [نه یکجا] نازل کردیم. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 687)

2) 2) . طبق یک قول و بعضی روایات، مقصود از«انزل فیه‌القرآن»نزول کامل و دفعی قرآن در شب قدر در ماه رمضان است. (التبیان، ج 2، ص 121؛ الکشاف، ج 1، ص 227؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 166، ح 564 -\565)

3) 3) . طبق یک قول مفسّران، مقصود از«انزلناه فی لیلة مبارکة»نزول کامل و دفعی قرآن در شب قدر و ماه رمضان است. (التبیان، ج 9، ص 224؛ الکشاف، ج 4، ص 270)

4) 4) . طبق یک قول مفسّران و بعضی روایات، مقصود از«انزلناه فی لیلة القدر»نزول دفعی و کامل قرآن در شب قدر ماه رمضان بر پیامبر صلی الله علیه و آله است. (التبیان، ج 10، ص 384؛ الکشاف، ج 4، ص 780)

قٰالُوا إِنَّمٰا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ

قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . (1)

نحل (16) 101 و 102

897. دشمنی یهود با جبرئیل به دلیل آوردن قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . بقره (2) 97

898. نازل شدن قرآن به فرمان خدا بر پیامبر صلی الله علیه و آله ، دلیلی بر ناروایی دشمنی یهود با جبرئیل:

قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . بقره (2) 97

899. سفیران الهی، و واسطه‌های نزول قرآن، فرشتگانی ارجمند و نیکو کردار:

کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ

فِی صُحُفٍ مُکَرَّمَةٍ

مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ

بِأَیْدِی سَفَرَةٍ

کِرٰامٍ بَرَرَةٍ . عبس (80) 11 -\16

900. نزول قرآن از سوی جبرئیل امین بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . بقره (2) 97

قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . (2)

نحل (16) 102

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ . شعراء (26) 193

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

مُطٰاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ .

تکویر (81) 19 و 21

901. مأموریّت پیامبر صلی الله علیه و آله به پیروی از جبرئیل در قرائت قرآن هنگام نزول:

فَإِذٰا قَرَأْنٰاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ . قیامت (75) 18

نیز ==> جبرئیل و روح‌القدس

نصارا و قرآن

==> نصارا، نصارا و قرآن

نعمت قرآن

902. قرآن، نعمت خاص خداوند برای مؤمنان:

وَ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ لاٰ تُمْسِکُوهُنَّ ضِرٰاراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَ لاٰ تَتَّخِذُوا آیٰاتِ اللّٰهِ هُزُواً وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ مٰا أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنَ الْکِتٰابِ وَ الْحِکْمَةِ یَعِظُکُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ . بقره (2) 231

903. قرآن، از نعمتها و عطایای خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله :

أَمْ یَحْسُدُونَ النّٰاسَ عَلیٰ مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنٰا آلَ إِبْرٰاهِیمَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْنٰاهُمْ مُلْکاً عَظِیماً. نساء (4) 54

أَ فَغَیْرَ اللّٰهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتٰابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُونَنَّ


1) 1) . مراد از«روح القدس»جبرئیل می‌باشد. (انوارالتنزیل،ج 2، ص 292؛ انوارالتنزیل، ج 3، ص 240؛ تفسیر الصافی، ج 3، ص 156)

2) 2) . بنا بر این قول که منظور از«روح‌القدس»، همان جبرئیل‌باشد. (جامع‌البیان، ج 1، جزء 1، ص 569 -\570؛ ج 8 ، جزء 14، ص 231؛ مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 307؛ الکشاف، ج 1، ص 162)

مِنَ الْمُمْتَرِینَ . انعام (6) 114

وَ لَقَدْ آتَیْنٰاکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثٰانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ . حجر (15) 87

904. بهره مندی از نعمت قرآن، مقتضی اجتناب و چشم ندوختن به نعمتهای مادی:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰاکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثٰانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ

لاٰ تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلیٰ مٰا مَتَّعْنٰا بِهِ أَزْوٰاجاً مِنْهُمْ وَ لاٰ تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ اخْفِضْ جَنٰاحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ . حجر (15) 87 و 88

905. سپاسگزاری اقلیّتی از مردم، در برابر نعمت قرآن:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَأَبیٰ أَکْثَرُ النّٰاسِ إِلاّٰ کُفُوراً. اسراء (17) 89

906. نزول قرآن از جانب خداوند، نعمتی درخور شکر و عبادت خالصانه برای او:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللّٰهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ . زمر (39) 2

نورانیّت قرآن

==> همین مدخل، صفات قرآن، نور

وحیانیّت قرآن

907. قرآن، کتابی وحی شده از جانب خدا بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهٰادَةً قُلِ اللّٰهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ .... انعام (6) 19

وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قٰالُوا لَوْ لاٰ اجْتَبَیْتَهٰا قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . یونس (10) 15

کَذٰلِکَ أَرْسَلْنٰاکَ فِی أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهٰا أُمَمٌ لِتَتْلُوَا عَلَیْهِمُ الَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ وَ هُمْ یَکْفُرُونَ بِالرَّحْمٰنِ .... رعد (13) 30

وَ لَئِنْ شِئْنٰا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ ثُمَّ لاٰ تَجِدُ لَکَ بِهِ عَلَیْنٰا وَکِیلاً. اسراء (17) 86

وَ اتْلُ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتٰابِ رَبِّکَ لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.

کهف (18) 27

فَتَعٰالَی اللّٰهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ وَ لاٰ تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضیٰ إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً. طه (20) 114

908. سابقۀ خواندن و نوشتن نداشتن پیامبر صلی الله علیه و آله ، و امّی بودنش قبل از بعثت، دلیلی بر وحیانیّت قرآن:

وَ مٰا کُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ کِتٰابٍ وَ لاٰ تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذاً لاَرْتٰابَ الْمُبْطِلُونَ

بَلْ هُوَ آیٰاتٌ بَیِّنٰاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ مٰا یَجْحَدُ بِآیٰاتِنٰا إِلاَّ الظّٰالِمُونَ . عنکبوت (29) 48 و 49

909. تنها رحمت خداوند، منشأ بهره‌مندی پیامبر صلی الله علیه و آله از وحی شدن قرآن بر آن حضرت و استمرار آن:

وَ لَئِنْ شِئْنٰا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ ثُمَّ لاٰ تَجِدُ لَکَ بِهِ عَلَیْنٰا وَکِیلاً

إِلاّٰ رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ إِنَّ فَضْلَهُ کٰانَ عَلَیْکَ کَبِیراً. اسراء (17) 86 و 87

910. وحی قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله و استمرار آن، برخاسته از فضل بزرگ خداوند، نسبت به حضرت:

وَ لَئِنْ شِئْنٰا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ ثُمَّ لاٰ

تَجِدُ لَکَ بِهِ عَلَیْنٰا وَکِیلاً

إِلاّٰ رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ إِنَّ فَضْلَهُ کٰانَ عَلَیْکَ کَبِیراً. اسراء (17) 86 و 87

911. وحی قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله برخاسته از ربوبیّت خداوند:

وَ اتْلُ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتٰابِ رَبِّکَ لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.

کهف (18) 27

نیز ==> همین مدخل، نزول قرآن.

وعدۀ خدا در قرآن

912. خریداری جانها و مالهای مؤمنان در برابر بهشت، وعدۀ قطعی خداوند در قرآن:

إِنَّ اللّٰهَ اشْتَریٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرٰاةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفیٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللّٰهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بٰایَعْتُمْ بِهِ وَ ذٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ .

توبه (9) 111

913. بهره مندی مجاهدان ایثارگر از بهشت، وعدۀ الهی در قرآن:

إِنَّ اللّٰهَ اشْتَریٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرٰاةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفیٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللّٰهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بٰایَعْتُمْ بِهِ وَ ذٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ .

توبه (9) 111

نیز ==> وعده

ولید بن مغیره و قرآن

==> همین مدخل، استکبار در برابر قرآن

هدایتگری قرآن

914. قرآن، کتابی هدایتگر:

ذٰلِکَ الْکِتٰابُ لاٰ رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ . بقره (2) 2

وَ هٰذٰا کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنّٰا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتٰابُ لَکُنّٰا أَهْدیٰ مِنْهُمْ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ .... انعام (6) 155 و 157

... قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 57

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِ الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّٰ مَنْ یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنٰا فَهُمْ مُسْلِمُونَ . روم (30) 53

915. قرآن، هدایت کنندۀ انسانها به استوارترین راهها:

إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ .... اسراء (17) 9

916. خداوند، هدایت کنندۀ انسانها به وسیله قرآن:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰاهُ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ أَنَّ اللّٰهَ یَهْدِی مَنْ یُرِیدُ. حجّ (22) 16

917. اقرار گروهی از جنّیان به هدایتگری قرآن:

وَ إِذْ صَرَفْنٰا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ ... قٰالُوا یٰا قَوْمَنٰا إِنّٰا سَمِعْنٰا کِتٰاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلیٰ طَرِیقٍ مُسْتَقِیمٍ . احقاف (46) 29 و 30

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً

یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ ...

وَ أَنّٰا لَمّٰا سَمِعْنَا الْهُدیٰ آمَنّٰا بِهِ ....

جنّ (72) 1 و 2 و 13

918. بهره‌مندی اهل تقوا از هدایت قرآن:

ذٰلِکَ الْکِتٰابُ لاٰ رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ .

بقره (2) 2

919. مؤمنان، شایستۀ بهره‌مندی از هدایت قرآن:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ عَلیٰ عِلْمٍ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 52

... قُلْ إِنَّمٰا أَتَّبِعُ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

اعراف (7) 203

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 57

... مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ إِلاّٰ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . نحل (16) 64

920. محسنان، بهره‌مند از هدایت قرآن:

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْحَکِیمِ

هُدیً وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِینَ

أُولٰئِکَ عَلیٰ هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . لقمان (31) 2 و 3 و 5

921. خداوند، هدایت کننده انسانهای خواهان رضایت خود به وسیله قرآن:

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیراً مِمّٰا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتٰابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جٰاءَکُمْ مِنَ اللّٰهِ نُورٌ وَ کِتٰابٌ مُبِینٌ

یَهْدِی بِهِ اللّٰهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوٰانَهُ سُبُلَ السَّلاٰمِ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدِیهِمْ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . مائده (5) 15 و 16

922. مسلمانان، بهره‌مند از هدایت قرآن:

وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنٰا بِکَ شَهِیداً عَلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ تِبْیٰاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ . نحل (16) 89

قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هُدیً وَ بُشْریٰ لِلْمُسْلِمِینَ .

نحل (16) 102

923. پذیرش قرآن، موجب هدایت و ردّ و انکار آن، موجب ضلالت و گمراهی:

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یُضِلُّوکَ وَ مٰا یُضِلُّونَ إِلاّٰ أَنْفُسَهُمْ وَ مٰا یَضُرُّونَکَ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَکَ مٰا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَ کٰانَ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ عَظِیماً. نساء (4) 113

قُلْ یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَکُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنِ اهْتَدیٰ فَإِنَّمٰا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّمٰا یَضِلُّ عَلَیْهٰا وَ مٰا أَنَا عَلَیْکُمْ بِوَکِیلٍ .

یونس (10) 108

وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدیٰ فَإِنَّمٰا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمٰا أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِینَ .

نمل (27) 92

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْکِتٰابَ لِلنّٰاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدیٰ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّمٰا یَضِلُّ عَلَیْهٰا وَ مٰا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ . زمر (39) 41

نیز ==> همین مدخل، آثار نزول قرآن، هدایت و فلسفه نزول قرآن، هدایت

هماوردی با قرآن

==> تحدّی، تحدّی با قرآن

یهود و قرآن

==> یهود، یهود و قرآن

نیز ==> آیات خدا، آیه

قرائت

==>تلاوت

قربانگاه

==>قربانی

نیز ==> قربانی در حج، مکان قربانی در حج و مکان قربانی در عمره

قربانی

اشاره

قربانی در عربی به معنای اضحیه است (1)و در اصطلاح فقه به معنای حیوانی است که در روز عید قربان تا روز دوازدهم یا سیزدهم به صورت مستحبّی ذبح یا نحر می‌شود. (2)برخی قید تبرّعی را در معنای اضحیه ذکر کرده‌اند برای اینکه قربانی واجب را شامل نشود. (3)قربانی در معادل«هدی»به معنای حیوانی است که جهت قربانی حج ذبح یا نحر می‌شود.

مقصود از قربانی در این مدخل گسترۀ عامّ آن نسبت به معانی گذشته است و از واژه‌های«بُدن»،«بهیمة الانعام»،«قلائد»،«منسک»،«هدی»،«نحر»و...

استفاده شده است.

اهمّ عناوین: تشریع قربانی و قربانی در حج.

اخلاص در قربانی

1. پیامبر صلی الله علیه و آله ، موظّف به اخلاص در قربانی:

إِنّٰا أَعْطَیْنٰاکَ الْکَوْثَرَ

فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ. (4)

کوثر (108) 1 و 2

2. اخلاص و یاد خدا در قربانی، هدف از تشریع آن، در میان امّتها:

وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ فَإِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا ... (5)حج (22) 34

ارزش قربانی

3. قربانی در حج، از مصادیق احسان:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ ...


1) 1) . المعجم الفارسی الکبیر، ج 3، ص 2085«قربانی»

2) 2) . الحدائق، ج 17، ص 199؛ جواهرالکلام، ج 19،ص 219

3) 3) . الموسوعة الفقهیّة المیسّره، ج 3، ص 420

4) 4) . اکثر مفسّران بر آنند که مقصود از«وانحر»نحر قربانیهااست. (روح‌المعانی، ج 16، جزء 30، ص 443)

5) 5) . مقصود از«فَله اسلموا»انقیاد کامل و اخلاص در اطاعت است. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 8، جزء 17، ص260)

لَنْ یَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰکِنْ یَنٰالُهُ التَّقْویٰ مِنْکُمْ ... وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنِینَ .

حج (22) 36 و 37

تشریع قربانی

اشاره

4. تشریعِ تنها یک نوع قربانی (قربانی برای خداوند) از جانب خدا:

وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ فَإِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا ... (1)حج (22) 34

5. تشریعِ قربانی برای همۀ امّتها، از سوی خداوند:

وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ ... . حجّ (22) 34

لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً ... (2)حج (22) 67

6. تشریعِ قربانی برای همۀ امتها، مقتضی پرستش خدای یگانه و تسلیم و انقیاد تنها در برابر او:

وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ فَإِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ . حج (22) 34

فلسفۀ تشریع قربانی

7. یاد خداوند، فلسفۀ تشریع قربانی از ناحیۀ او:

وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ .... حجّ (22) 34

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ ....

حجّ (22) 36

نیز ==> همین‌مدخل، قربانی در حج،فلسفۀ قربانی در حج

تقلید در قربانی

==> همین مدخل، قربانی در حج

ذبح قربانی

8. لزوم تعظیم خداوند، هنگام ذبح قربانی با گفتن تکبیر:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ ... لَنْ یَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰکِنْ یَنٰالُهُ التَّقْویٰ مِنْکُمْ کَذٰلِکَ سَخَّرَهٰا لَکُمْ لِتُکَبِّرُوا اللّٰهَ عَلیٰ مٰا هَدٰاکُمْ ... . حجّ (22) 36 و 37

9. بهره‌مندی از گوشت قربانی در ایّام حج، فلسفۀ تکبیر و تعظیم خداوند به هنگام ذبح قربانی:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ ... لَنْ یَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰکِنْ یَنٰالُهُ التَّقْویٰ مِنْکُمْ کَذٰلِکَ سَخَّرَهٰا لَکُمْ لِتُکَبِّرُوا اللّٰهَ عَلیٰ مٰا هَدٰاکُمْ .... حج (22) 36 و 37

10. لزوم ذکر نام خدا، هنگام ذبح قربانی:

لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ ... .

حجّ (22) 28

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ ... .

حجّ (22) 36

نیز ==> همین مدخل، قربانی در حج، آثار قربانی در حج


1) 1) . تنوین«منسکاً»برای افراد است، یعنی تنها یک قربانی [آن هم قربانی برای خدا] حلال شده است و این ردّ بر مشرکان است که برای بتها مناسک و مذابحی قرار داده بودند. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 8 ، جزء 17، ص 259)

2) 2) . طبق قولی«منسکاً»در این آیه به معنای مکان قربانی و ریختن خون [چهارپایان] به قصد عبادت است. (مجمع‌البیان، ج 7 - 8 ، ص 150؛ معالم التنزیل، بغوی، ج 3، ص 350)

ذکر خدا هنگام قربانی

11. لزوم ذکر نام خدا، هنگام ذبح یا نحر قربانی:

لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ ... .

حجّ (22) 28

12. جواز ذکر هر یک از اسمای خداوند (الله، رحمان و...)، هنگام ذبح یا نحر قربانی:

لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ ... . (1)

حج (22) 28

سوختن قربانی

13. سوخته شدن قربانی به آتش آسمانی، معجزۀ برخی انبیا و رسولان بنی اسرائیل:

اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ عَهِدَ إِلَیْنٰا أَلاّٰ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتّٰی یَأْتِیَنٰا بِقُرْبٰانٍ تَأْکُلُهُ النّٰارُ قُلْ قَدْ جٰاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّنٰاتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . (2)آل‌عمران (3) 183

14. سوختن قربانی مدعی رسالت در آتش آسمانی، نشانۀ راست‌گویی او از دیدگاه یهود:

اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ عَهِدَ إِلَیْنٰا أَلاّٰ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتّٰی یَأْتِیَنٰا بِقُرْبٰانٍ تَأْکُلُهُ النّٰارُ ... .

آل‌عمران (3) 183

15. قتل انبیای بنی‌اسرائیل به دست یهود، به رغم مشاهدۀ معجزۀ سوختن قربانی به وسیلۀ آن انبیا:

اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ عَهِدَ إِلَیْنٰا أَلاّٰ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتّٰی یَأْتِیَنٰا بِقُرْبٰانٍ تَأْکُلُهُ النّٰارُ قُلْ قَدْ جٰاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّنٰاتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . آل‌عمران (3) 183

16. در آتش سوختن قربانی پیامبر صلی الله علیه و آله ، شرط یهود، برای ایمان آوردن به آن حضرت:

اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ عَهِدَ إِلَیْنٰا أَلاّٰ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتّٰی یَأْتِیَنٰا بِقُرْبٰانٍ تَأْکُلُهُ النّٰارُ ... .

آل‌عمران (3) 183

17. عدم پذیرش معجزۀ سوختن قربانی به آتش آسمانی، از سوی یهود، در صورت ارائه از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله :

اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ عَهِدَ إِلَیْنٰا أَلاّٰ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتّٰی یَأْتِیَنٰا بِقُرْبٰانٍ تَأْکُلُهُ النّٰارُ قُلْ قَدْ جٰاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّنٰاتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . آل‌عمران (3) 183

شرک در قربانی

18. لزوم اجتناب از هر نوع شرک، در اجرای قربانی در حج:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ .... فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثٰانِ ... حُنَفٰاءَ لِلّٰهِ غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ .... حج (22) 27 و 28 و 30 و 31

19. حرمت خوردن از قربانی ذبح شده به نام بتها و برای تقرّب به آنها:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَ مٰا


1) 1) . بنا بر اینکه اضافۀ اسم به«اللّه»لامیّه باشد؛ یعنی هراسمی که برای اللّه است

2) 2) . مقصود از«الّذین»بنی‌اسرائیل (یهود) است. (الکشاف، ج 1، ص 448)

أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّٰهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ مٰا أَکَلَ السَّبُعُ إِلاّٰ مٰا ذَکَّیْتُمْ وَ مٰا ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاٰمِ ذٰلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلاٰمَ دِیناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجٰانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . مائده (5) 3

ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ حُرُمٰاتِ اللّٰهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ أُحِلَّتْ لَکُمُ الْأَنْعٰامُ إِلاّٰ مٰا یُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثٰانِ .... حج (22) 30

20. پلیدی بتها، دلیل اجتناب از هر نوع توجّه به آنها در اجرای قربانی، در حج:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ .... وَ أُحِلَّتْ لَکُمُ الْأَنْعٰامُ إِلاّٰ مٰا یُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثٰانِ ... . (1)حج (22) 27 و 28 و 30

قبولی قربانی

21. تقوا، عامل پذیرفته شدن قربانی از طرف خداوند:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ .

مائده (5) 27

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا ... لَنْ یَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰکِنْ یَنٰالُهُ التَّقْویٰ مِنْکُمْ ....

حج (22) 36 و 37

قربانی ابراهیم علیه السلام

22. مأموریّت ابراهیم علیه السلام برای قربانی کردن فرزندش:

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ . صافّات (37) 102

23. عزم ابراهیم علیه السلام بر ذبح پسرش، پس از دریافت فرمان الهی:

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ

فَلَمّٰا أَسْلَمٰا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِینِ . صافّات (37) 102 و 103

24. قربانی قوچ فرستاده شده از جانب خداوند، به وسیلۀ ابراهیم علیه السلام به جای ذبح فرزندش:

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ

وَ نٰادَیْنٰاهُ أَنْ یٰا إِبْرٰاهِیمُ

وَ فَدَیْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ . (2)

صافّات (37) 102 و 104 و 107

25. قرار داده شدن قربانی بزرگ، به جای ذبح اسماعیل علیه السلام ، پاداش احسان ابراهیم علیه السلام :

وَ نٰادَیْنٰاهُ أَنْ یٰا إِبْرٰاهِیمُ

قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیٰا إِنّٰا کَذٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ

وَ فَدَیْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ .

صافّات (37) 104 و 105 و 107


1) 1) . تعلیق حکم اجتناب به رجس و تبیین آن به«من الأوثان»علّت آن حکم را می‌فهماند. گویا این‌گونه گفته شده: از بتها اجتناب کنید چرا که آنها پلیدند. (المیزان، ج 14، ص 372)

2) 2) . مقصود از«ذبح عظیم»قوچی است که خداوند جهت‌قربانی برای ابراهیم فرستاد. (التفسیر الکبیر، ج 13، ص 138)

قربانی انعام

26. رایج بودن قربانی انعام، در میان امّتها:

وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ فَإِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ . حج (22) 34

27. قربانی کردن انعام از شرایط قربانی در حج:

لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِیرَ. حجّ (22) 28

قربانی برای انصاب

28. ذبح قربانی برای انصاب، در جاهلیّت:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ ... وَ مٰا ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ ... . مائده (5) 3

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ .... مائده (5) 90

29. حرمت قربانی، برای انصاب:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ ... وَ مٰا ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ ... . مائده (5) 3

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ .... مائده (5) 90

قربانی برای بتها

30. قربانی فرزندان برای بت، از سنّتهای ناروای عصر جاهلیّت:

وَ کَذٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاٰدِهِمْ شُرَکٰاؤُهُمْ لِیُرْدُوهُمْ وَ لِیَلْبِسُوا عَلَیْهِمْ دِینَهُمْ ... . (1)

انعام (6) 137

نیز ==> همین مدخل، قربانی برای انصاب و قربانی فرزند

قربانی برای حلق اضطراری

31. قربانی، از کفّارات تراشیدن سر، پیش از ذبح قربانی حج، بر اثر بیماری یا ناراحتی در ناحیۀ سر:

... وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتّٰی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کٰانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذیً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیٰامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ ....

بقره (2) 196

قربانی برای غیر خدا

32. حرمت خوردن گوشت حیوان قربانی شده، برای غیر خدا:

إِنَّمٰا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ مٰا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّٰهِ ... . بقره (2) 173

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَ مٰا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّٰهِ بِهِ ... . مائده (5) 3

قُلْ لاٰ أَجِدُ فِی مٰا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلیٰ طٰاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاّٰ أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً ... أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّٰهِ بِهِ ... . انعام (6) 145

إِنَّمٰا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ مٰا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّٰهِ بِهِ ... . نحل (16) 115

33. جواز خوردن از گوشت حیوان قربانی شده برای غیر خدا، در صورت اضطرار:

إِنَّمٰا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ


1) 1) . علاقه و محبّت وهمی مشرکان به بتها به گونه‌ای بود که‌کشتن فرزند جهت تقرّب به خدایان برای آنها زیبا جلوه کرده بود. (المیزان، ج 7، ص 361)

وَ مٰا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّٰهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بٰاغٍ وَ لاٰ عٰادٍ فَلاٰ إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . بقره (2) 173

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَ مٰا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّٰهِ بِهِ ... فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجٰانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . مائده (5) 3

قُلْ لاٰ أَجِدُ فِی مٰا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلیٰ طٰاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاّٰ أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّٰهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بٰاغٍ وَ لاٰ عٰادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . انعام (6) 145

إِنَّمٰا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ مٰا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّٰهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بٰاغٍ وَ لاٰ عٰادٍ فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . نحل (16) 115

قربانی بنی‌اسرائیل

34. آتش گرفتن قربانی بنی‌اسرائیل، علامت قبولی آن، در پیشگاه خداوند:

اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ عَهِدَ إِلَیْنٰا أَلاّٰ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتّٰی یَأْتِیَنٰا بِقُرْبٰانٍ تَأْکُلُهُ النّٰارُ قُلْ قَدْ جٰاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّنٰاتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . آل‌عمران (3) 183

قربانی پسران آدم

==> همین مدخل، قربانی فرزندان آدم

قربانی در تاریخ

35. قرار داده شدن قربانی، برای همۀ امّتها:

وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً ... (1)حج (22) 34

لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً هُمْ نٰاسِکُوهُ ... (2)

حج (22) 67

36. شرک‌آلود بودن قربانی، در دوران جاهلیّت:

ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ حُرُمٰاتِ اللّٰهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ أُحِلَّتْ لَکُمُ الْأَنْعٰامُ إِلاّٰ مٰا یُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثٰانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ. (3)حج (22) 30

37. ذبح قربانی، از اعمال حج، در آیین ابراهیم علیه السلام :

وَ إِذْ بَوَّأْنٰا لِإِبْرٰاهِیمَ مَکٰانَ الْبَیْتِ ... وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ ... . حج (22) 26 -\28

قربانی در حج

اشاره

38. رایج بودن تقلید (قلّاده انداختن به گردن) قربانی حج، در صدر اسلام:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ لاَ الْهَدْیَ وَ لاَ الْقَلاٰئِدَ ... .

مائده (5) 2

جَعَلَ اللّٰهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرٰامَ قِیٰاماً لِلنّٰاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ الْهَدْیَ وَ الْقَلاٰئِدَ ... . مائده (5) 97


1) 1) . بنا بر قولی«منسکاً»در آیۀ یاد شده به معنای قربانی است که ذبحش برای امّتها حلال شده است. (مجمع‌البیان، ج 7 - 8 ، ص 134؛ معالم التنزیل، بغوی، ج 3، ص 340)

2) 2) . طبق قولی«منسکاً»در این آیه به معنای مکان قربانی وریختن خون (چهارپایان) به قصد عبادت است. (مجمع‌البیان، ج 7 - 8 ، ص 150؛ معالم التنزیل، بغوی، ج 3، ص 350)

3) 3) . آیۀ یاد شده به قرینۀ سیاق دربارۀ عادات مشرکان در حج است که قربانیهای خود را به نام بتها ذبح می‌کردند. (المیزان، ج 14، ص 372)

39. قربانی تقلید شده (نشان‌دار) حج، از شعائر الهی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ لاَ الْهَدْیَ وَ لاَ الْقَلاٰئِدَ ... .

مائده (5) 2

40. قربانیهای تقلید شده، دارای نقشی ویژه، در قوام زندگی مردم:

جَعَلَ اللّٰهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرٰامَ قِیٰاماً لِلنّٰاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ الْهَدْیَ وَ الْقَلاٰئِدَ ... . مائده (5) 97

41. عدم جواز هتک حرمت نسبت به قربانی تقلید شده (نشان‌دار)، برای حج:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ لاَ الْهَدْیَ وَ لاَ الْقَلاٰئِدَ ... .

مائده (5) 2

42. وجوب قربانی در حج تمتّع:

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ ... فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ ... .

بقره (2) 196

43. سهل و میسور بودن، حدّ وجوب قربانی در حج:

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ ... فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ .... بقره (2) 196

44. قربانی، از مناسک حج:

... فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ .... بقره (2) 196

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ لاَ الْهَدْیَ وَ لاَ الْقَلاٰئِدَ ....

مائده (5) 2

جَعَلَ اللّٰهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرٰامَ قِیٰاماً لِلنّٰاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ الْهَدْیَ وَ الْقَلاٰئِدَ .... مائده (5) 97

فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ. (1)کوثر (108) 2

45. پذیرش قربانی در مراسم حج، مشروط به همراه بودن آن با تقوا:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا ... لَنْ یَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰکِنْ یَنٰالُهُ التَّقْویٰ مِنْکُمْ ... .

حجّ (22) 36 و 37

46. ذبح یک گوسفند، آسان‌ترین و کم‌ترین حدّ قربانی، در حج:

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ ... فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ ... (2)بقره (2) 196

آثار قربانی در حج

1. جواز تقصیر
47. اجرای قربانی در حج، موجب جواز حلق و تقصیر:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ ... ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ ... . حج (22) 27 - 29

2. جواز حلق
48. اجرای قربانی در حج، موجب جواز حلق و تقصیر:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا


1) 1) . برخی مفسّران گفته‌اند: مقصود از«وانحر»قربانی در منا است. (مجمع‌البیان، ج 9 - 10، ص 837؛ الکشاف، ج 4، ص 807)

2) 2) . امام رضا علیه السلام«فما استیسر من الهدی»را به یک گوسفند تفسیر فرموده است. (عیون اخبارالرّضا، ج 3، ص 120، ح 1)

رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ ... ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ ... . حج (22) 27 - 29

49. ذبح قربانی، موجب حلیّت تراشیدن سر برای محصور:

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتّٰی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ ... . (1)بقره (2) 196

3. رحمت خدا
50. قربانی در حج موجب بهره‌مندی از رحمت الهی:

جَعَلَ اللّٰهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرٰامَ قِیٰاماً لِلنّٰاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ الْهَدْیَ وَ الْقَلاٰئِدَ ... اِعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ وَ أَنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ .

مائده (5) 97 و 98

4. قرار گرفتن در زمرۀ نیکوکاران
51. ذبح قربانی در حج، سبب قرار گرفتن در زمرۀ نیکوکاران:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ ... لَنْ یَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰکِنْ یَنٰالُهُ التَّقْویٰ مِنْکُمْ ... وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنِینَ .

حجّ (22) 36 و 37

5. قوام جامعه
52. قربانیهای نشاندار و بی نشان حج، دارای نقش خاص در قوام جامعه:

جَعَلَ اللّٰهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرٰامَ قِیٰاماً لِلنّٰاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ الْهَدْیَ وَ الْقَلاٰئِدَ ... . مائده (5) 97

6 . مغفرت
53. قربانی در حج، موجب بهره مندی از مغفرت خداوند:

جَعَلَ اللّٰهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرٰامَ قِیٰاماً لِلنّٰاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ الْهَدْیَ وَ الْقَلاٰئِدَ ... اِعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ وَ أَنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ .

مائده (5) 97 و 98

احترام قربانی در حج

54. لزوم گرامیداشت و تعظیم قربانی حج:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ لاَ الْهَدْیَ وَ لاَ الْقَلاٰئِدَ ... .

مائده (5) 2

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ ... ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ حُرُمٰاتِ اللّٰهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ ... . (2)حج (22) 27 و 28 و 30

ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ . (3)حج (22) 32

55. احترام و بزرگداشت قربانی حج، نشانۀ تقوای دل:

ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ . حج (22) 32


1) 1) .«محصور»به محرمی گویند که به سبب مرض یا منع دشمن نتواند اعمال حج و عمره را به پایان برساند. (زبدةالبیان، ص 310)

2) 2) . اکثر مفسّران گفته‌اند:«حرمات»در این آیه مناسک [حج] است، زیرا آیات مرتبط با آن بر این دلالت دارد. (مجمع‌البیان، ج 7 - 8 ، ص 131) ظاهر این است که حرمات شامل هدایا و قلائد [انواع قربانیهای حج] و غیر آن می‌شود. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 8 ، جزء 17، ص 252)

3) 3) . بنا بر یک تفسیر«شعائر»جمع«شعیره»به معنای شتر علامت زده شده، با عنوان قربانی حج است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 8 ، جزء 17، ص 256)

56. احترام و تعظیم قربانی حج، امری نیکو برای افراد، در نزد پروردگار:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ ... ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ حُرُمٰاتِ اللّٰهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ ... .

حجّ (22) 27 و 28 و 30

57. تقوا و خداترسی، مستلزم حفظ حرمت قربانی حج:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ لاَ الْهَدْیَ وَ لاَ الْقَلاٰئِدَ ... وَ اتَّقُوا اللّٰهَ ... . مائده (5) 2

استفاده از قربانی در حج

58. ممنوعیّت استفاده از منافع دامهای تعیین شده برای قربانی در حج، پندار مشرکان عصر بعثت:

ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ

لَکُمْ فِیهٰا مَنٰافِعُ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ مَحِلُّهٰا إِلَی الْبَیْتِ الْعَتِیقِ . حج (22) 32 و 33

59. مجاز بودن استفاده از گوشت قربانی حج برای حج‌گزاران:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ فَکُلُوا مِنْهٰا ... (1)حج (22) 27 و 28

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا ... . حجّ (22) 36

60. مجاز بودن استفاده از شتران تعیین شده جهت قربانی در حج، برای حاجیان:

ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ

لَکُمْ فِیهٰا مَنٰافِعُ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ مَحِلُّهٰا إِلَی الْبَیْتِ الْعَتِیقِ . حج (22) 32 و 33

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ ... . حجّ (22) 36

61. جواز بهره‌برداری از منافع چهارپایان تعیین شده برای قربانی در حج، تا روز ذبح:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ ... لَکُمْ فِیهٰا مَنٰافِعُ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ مَحِلُّهٰا إِلَی الْبَیْتِ الْعَتِیقِ . حج (22) 27 و 28 و 33

اشعار قربانی در حج

62. رایج بودن اشعار (علامت زدن) شتر، به منظور قربانی در حج، در صدر اسلام:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ ... (2)

مائده (5) 2

63. جواز استفادۀ شتران اشعار شده (علامت زده شده) برای حاجیان در جهت حمل بار، سوار شدن، تغذیه از شیر آنها (تا قبل از ذبح):

ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ

لَکُمْ فِیهٰا مَنٰافِعُ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ مَحِلُّهٰا إِلَی الْبَیْتِ الْعَتِیقِ . حجّ (22) 32 و 33


1) 1) . نظر بعضی مفسّران بر آن است که چون اهل جاهلیّت از قربانیهای خود نمی‌خوردند خداوند فرمان به خوردن داد که در این صورت، امر پس از توهّم حظر است و بیش از جواز استفاده نمی‌شود. (الکشاف، ج 3، ص 153)

2) 2) . بنا بر قولی، مقصود از«شعائر»قربانیهای علامت زده‌شده است. (مجمع‌البیان، ج 3 - 4، ص 237 - 238)

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ ... . حجّ (22) 36

64. لزوم حفظ احترام حیوانات اشعار شده، جهت قربانی در حج:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ لاَ الْهَدْیَ وَ لاَ الْقَلاٰئِدَ ... .

مائده (5) 2

ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ ... . حجّ (22) 32 و 36

اطعام از قربانی در حج

65. اطعام نیازمندان از گوشت قربانی حج، از فلسفه‌های آن:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ ....

حج (22) 36

66. اطعام از گوشت قربانی حج به فقیر بینوا، از جملۀ منافع حج:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِیرَ. حجّ (22) 27 و 28

نیز ==> همین مدخل، مصرف قربانی حج

اهمّیّت قربانی در حج

67. انجام دادن مراسم قربانی، از فلسفه‌های حج:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ .... حج (22) 27 و 28

بدل قربانی در حج

68. ده روز روزه - سه روز در حج و هفت روز پس از مراجعت از حج - جانشین کامل برای قربانی در حج، در صورت نیافتن قربانی:

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ ... فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیٰامُ ثَلاٰثَةِ أَیّٰامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذٰا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کٰامِلَةٌ ذٰلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حٰاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ .... بقره (2) 196

تأخیر قربانی در حج

69. جواز تأخیر انداختن قربانی در حج، از روز دهم تا سیزدهم ذی حجه:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ ... (1)حج (22) 27 و 28

تحریم گوشت قربانی در حج

70. حرمت استفاده از گوشت قربانی حج برای حج‌گزار، در پندار عربهای جاهلی:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِیرَ. (2)حج (22) 27 و 28

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا


1) 1) . بر اساس روایت منقول از امام باقر علیه السلام مقصود از«ایّام معلومات»ایّام تشریق است. (التبیان، ج 7، ص 310) و ذبح قربانی در همین ایّام است

2) 2) . نظر بعضی مفسّران بر آن است که چون اهل جاهلیّت از قربانیهای خود نمی‌خوردند خداوند فرمان به خوردن داد که در این صورت امر پس از توهّم حظر است و بیش از جواز استفاده نمی‌شود. (الکشاف، ج 3، ص 153)

خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ ....

حج (22) 36

تخییر در قربانی در حج

71. جواز قربانی هر یک از شتر، گاو و گوسفند، در حج:

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ ... فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ ... (1)بقره (2) 196

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ ... . (2)

حج (22) 27 و 28

خون قربانی در حج

72. خون قربانی حج با رعایت تقوا، زمینۀ جلب رضایت الهی:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا ... لَنْ یَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰکِنْ یَنٰالُهُ التَّقْویٰ مِنْکُمْ ... .

حجّ (22) 36 و 37

73. خون قربانی، دارای ارزش نزد مردم جاهلیّت:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا ... لَنْ یَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰکِنْ یَنٰالُهُ التَّقْویٰ مِنْکُمْ ... .

حجّ (22) 36 و 37

زمان قربانی در حج

74. مراسم قربانی در حج، دارای زمانی معین:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ ... لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ ... . حجّ (22) 27 و 28

شرایط قربانی در حج

75. انعام بودن (گاو، گوسفند، شتر)، از شرایط قربانی در حج:

... فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ ... (3)بقره (2) 196

لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِیرَ. حجّ (22) 28

فلسفۀ قربانی در حج

1 -اطعام نیازمندان
76. اطعام نیازمندان از گوشت قربانی، از فلسفه‌های آن:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ کَذٰلِکَ سَخَّرْنٰاهٰا لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .

حجّ (22) 36

2. تقوا
77. دستیابی به تقوا، فلسفۀ ذبح قربانی در حج:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ ...


1) 1) . امام صادق علیه السلام دربارۀ«فما استیسر من الهدی»فرمود: یا شتر یا گاو و یا گوسفند [ذبح نماید]. (تفسیر عیّاشی، ج 1، ص 90، ح 233؛ البرهان، ج 1، ص 197، ح 22)

2) 2) .«انعام»جمع«نَعَم»به معنای شتر، گاو و گوسفند است و«نَعَم»فقط به شتر اطلاق می‌شود. در صورتی که به گاو و گوسفند انعام اطلاق می‌شود که میان آنها شتر هم باشد. (جامع‌البیان، ج 12، جزء 22، ص 186)

3) 3) . بر اساس روایتی از امام علی علیه السلام مقصود از«هدی»شتر، گاو و گوسفند است. (مجمع البیان، ج 1 - 2، ص 519)

لَنْ یَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰکِنْ یَنٰالُهُ التَّقْویٰ مِنْکُمْ ... . حجّ (22) 36 و 37

3. خداشناسی
78. پی بردن به علم گستردۀ خداوند (به نیازهای) آدمی، فلسفۀ تشریع قربانی در حج:

جَعَلَ اللّٰهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرٰامَ قِیٰاماً لِلنّٰاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ الْهَدْیَ وَ الْقَلاٰئِدَ ذٰلِکَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ وَ أَنَّ اللّٰهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ . مائده (5) 97

4. شکر
79. شکر در برابر بهره‌مندی از نعمت چهارپایانی مانند شتر، فلسفۀ لزوم قربانی در حج:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ ... کَذٰلِکَ سَخَّرْنٰاهٰا لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . حج (22) 36

5. یاد خدا
80. یاد خداوند، فلسفۀ ذبح قربانی در حج:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ .... وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ .... حجّ (22) 27 و 28

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ ... .

حجّ (22) 36

نیز ==> همین مدخل، قربانی در حج، آثار قربانی در حج

قربانی شتر در حج

81. شایسته بودن انتخاب شتران فربه، برای قربانی در حج:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ ... (1)حج (22) 36

مصرف قربانی در حج

82. لزوم تقسیم قربانی حج به سه قسمت (قسمتی برای حج گزار قسمتی هدیه به مؤمنان و بخشی برای فقیران):

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ .... وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِیرَ. (2)

حج (22) 27 و 28

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ ....

حج (22) 36

مکان قربانی در حج

83. منا، محل ذبح و یا نحر قربانی حج:

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتّٰی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ ... . (3)بقره (2) 196

84. لزوم اجتناب از تراشیدن سر و بیرون آمدن از احرام حج تا پیش از رسیدن قربانی به قربانگاه:

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتّٰی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ ... . بقره (2) 196


1) 1) . برخی از جملۀ«لکم فیها خیر»استفاده کرده‌اند که قربانی حج باید ناقص‌العضو و لاغر نباشد، زیرا در ناقص و لاغر خیری نیست. (کنزالعرفان، ج 1، ص 314)

2) 2) . بر اساس اینکه تقسیم یاد شده واجب باشد.(زبدةالبیان، ص 300 - 302)

3) 3) . اگر احرام برای حج باشد محلّ ذبح قربانی آن منا در عید قربان است. (مجمع‌البیان، ج 1 - 2، ص 519)

نحر قربانی در حج

85. استحباب به صف کردن شتران قربانی و نحر هم زمان آنها در حج، همراه ذکر نام خدا:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ ... .

حج (22) 36

86. استحباب بستن دستها و پاهای شتران قربانی حج، هنگام نحر کردن آنها:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ ... (1)

حج (22) 36

هتک قربانی در حج

87. جایز نبودن هتک حرمت قربانی بی‌نشان و با نشان حج:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ لاَ الْهَدْیَ وَ لاَ الْقَلاٰئِدَ ... .

مائده (5) 2

88. هتک حرمت قربانیهای حج، موجب عقاب شدید خداوند:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ لاَ الْهَدْیَ وَ لاَ الْقَلاٰئِدَ ... وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ . مائده (5) 2

نیز ==> همین مدخل، قربانی در حج، احترام قربانی در حج

قربانی در عمره

اشاره

89. به همراه داشتن تعدادی قربانی از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان در عمرۀ حدیبّیه:

هُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ الْهَدْیَ مَعْکُوفاً أَنْ یَبْلُغَ مَحِلَّهُ ... (2)فتح (48) 25

مکان قربانی در عمره

90. مکّه، محل ذبح قربانی در عمره:

هُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ الْهَدْیَ مَعْکُوفاً أَنْ یَبْلُغَ مَحِلَّهُ ... (3)فتح (48) 25

91. مکّه، مکان مجاز برای ذبح یا نحر قربانی در کفّارۀ صید (در احرام عمره):

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزٰاءٌ مِثْلُ مٰا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بٰالِغَ الْکَعْبَةِ ... (4)مائده (5) 95

قربانی شدن اسماعیل علیه السلام

92. مأموریت ابراهیم علیه السلام به قربانی کردن اسماعیل علیه السلام از جانب خدا:

فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِیمٍ

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا


1) 1) . [فقها] گفته‌اند: نحر شتران به صورت ایستاده و بابستن دستها و پاهایش مستحب است. (زبدة البیان، ص 305)

2) 2) . از اینکه«و الهدی»بر«کم»در«صدّوکم»عطف شده است معلوم می‌شود که قربانی همراه پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است. طبق شأن نزول، آیۀ یاد شده دربارۀ عمرۀ حدیبیّه نازل شده که پیامبر صلی الله علیه و آله در آن هفتاد شتر با خود برده بود تا در مکّه ذبح نماید، امّا مشرکان مانع شدند. (مجمع‌البیان، ج 9 - 10، ص 187)

3) 3) . مقصود از«محلّه»محلّ نحر یعنی مکّه است، زیرا قربانی عمره جز در مکّه ذبح نمی‌شود، همان‌گونه که قربانی حج جز در منا ذبح نمی‌گردد. (همان)

4) 4) . بر اساس روایتی از امام صادق علیه السلام و امام باقر علیه السلام محلّ ذبح کفّارۀ عمره مکّه و کفّارۀ حج منا است. (تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 677 ، ح 378 -\379)

تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ . صافّات (37) 101 و 102

93. اعلام رضایت و تسلیم اسماعیل علیه السلام در مقابل فرمان قربانی شدن:

فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِیمٍ

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ . صافّات (37) 101 و 102

94. به خاک افکندن پیشانی اسماعیل علیه السلام برای قربانی از سوی ابراهیم علیه السلام :

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ

فَلَمّٰا أَسْلَمٰا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِینِ

قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیٰا إِنّٰا کَذٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ . صافّات (37) 102 و 103 و 105

95. آشکار شدن درجۀ ایمان و خلوص ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام در جریان قربانی:

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ

قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیٰا إِنّٰا کَذٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ .

صافّات (37) 102 و 105

قربانی صید در حال احرام

96. قربانی دام اهلی (شتر، گاو و گوسفند) مشابه صید شکار شده، یکی از کفّارات کشتن عمدی شکار در حال احرام:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزٰاءٌ مِثْلُ مٰا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بٰالِغَ الْکَعْبَةِ ... . مائده (5) 95

97. ارزش والاتر قربانی بر اطعام مساکین و اطعام مساکین بر روزه، در کفّارۀ صید:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزٰاءٌ مِثْلُ مٰا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بٰالِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفّٰارَةٌ طَعٰامُ مَسٰاکِینَ أَوْ عَدْلُ ذٰلِکَ صِیٰاماً ... . مائده (5) 95

قربانی فرزند

98. قربانی فرزند برای بتها، در عصر جاهلیّت:

وَ کَذٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاٰدِهِمْ شُرَکٰاؤُهُمْ ... . انعام (6) 137

99. قربانی فرزند برای بتها، امری زینت یافته برای مشرکان:

وَ کَذٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاٰدِهِمْ شُرَکٰاؤُهُمْ لِیُرْدُوهُمْ وَ لِیَلْبِسُوا عَلَیْهِمْ دِینَهُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مٰا یَفْتَرُونَ .

انعام (6) 137

100. قربانی فرزند برای بتها از سوی مشرکان، نشانۀ مجبور نبودن آنان در افعال خویش:

وَ کَذٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاٰدِهِمْ شُرَکٰاؤُهُمْ لِیُرْدُوهُمْ وَ لِیَلْبِسُوا عَلَیْهِمْ دِینَهُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مٰا یَفْتَرُونَ .

انعام (6) 137

قربانی فرزندان آدم

101. داستان قربانی پسران آدم، پرفایده، عبرت‌آموز و شایان ذکر:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً

فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ ....

مائده (5) 27

102. ماجرای قربانی فرزندان آدم، واقعی، نه افسانه و سمبلیک:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ ....

مائده (5) 27

103. پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور نقل صحیح داستان قربانی فرزندان آدم برای اهل‌کتاب:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ ....

مائده (5) 27

نیز ==> همین مدخل، قربانی قابیل و قربانی هابیل

قربانی قابیل

104. اجرای قربانی از جانب قابیل و پذیرفته نشدن آن از سوی خداوند:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ ... (1)

مائده (5) 27

105. پیدایش نزاع میان قابیل و هابیل، پس از ردّ شدن قربانی قابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ .

مائده (5) 27

106. پذیرفته نشدن قربانی قابیل، سبب اقدام او به قتل برادرش:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . مائده (5) 27 و 30

107. بی‌تقوایی قابیل، علّت پذیرفته نشدن قربانی وی، از دیدگاه هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ .

مائده (5) 27

نیز ==> همین مدخل، قربانی فرزندان آدم

قربانی محمّد صلی الله علیه و آله

108. محمّد صلی الله علیه و آله مأمور به انجام قربانی شتر در پی اعطای کوثر به آن حضرت:

إِنّٰا أَعْطَیْنٰاکَ الْکَوْثَرَ

فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ.

کوثر (108) 1 و 2

قربانی هابیل

109. تقوای هابیل، زمینه‌ساز پذیرفته شدن قربانی او، در پیشگاه خداوند:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ .

مائده (5) 27


1) 1) . نام دو فرزند آدم [بنی‌آدم] در قرآن نیامده، لیکن‌مفسّران نام ایشان را هابیل و قابیل ذکر کرده‌اند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 283؛ روح‌المعانی، ج 4، جزء 6 ، ص 163)

مکان قربانی

110. قرار داده شدن مکان خاص، جهت اجرای قربانی، برای همۀ امّتها، از سوی خداوند:

وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً .... حج (22) 34

لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً هُمْ نٰاسِکُوهُ ... (1)

حج (22) 67

نیز ==> همین مدخل، قربانی در حج، مکان قربانی در حج

منازعه دربارۀ قربانی

111. مراسم قربانی مسلمانان، مورد اعتراض ستیزه‌جویانۀ مشرکان صدر اسلام:

لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً هُمْ نٰاسِکُوهُ فَلاٰ یُنٰازِعُنَّکَ فِی الْأَمْرِ ... (2)حج (22) 67

112. برحذر داشتن مشرکان، از منازعه با پیامبر صلی الله علیه و آله دربارۀ قربانی، از ناحیۀ خداوند:

لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً هُمْ نٰاسِکُوهُ فَلاٰ یُنٰازِعُنَّکَ فِی الْأَمْرِ وَ ادْعُ إِلیٰ رَبِّکَ إِنَّکَ لَعَلیٰ هُدیً مُسْتَقِیمٍ . حج (22) 67

قرض

==>دَین

قرض‌الحسنه

اشاره

قرض در لغت به معنای اعطای بخشی از مال است، به صورتی که قرض‌دهنده آن را باز پس گیرد (3)و در اصطلاح فقه، تملیک مال به دیگری با ضمانت است به اینکه بر عهدۀ او باز گرداندن مال باشد، اعمّ از اینکه عین یا مثل و یا قیمت آن باشد. (4)در قرآن«قرضاً حسناً»که از آن تعبیر به قرض‌الحسنه می‌شود به معنای انفاق است (5)و به نظر برخی دیگر به معنای قرض دادن به انسانهای محتاج به صورت حقیقی است (6)که اصطلاح فقهی به همین معنا است. مقصود از آن در این مدخل معنای دوم است. رابطۀ مدخل «دَیْن»با قرض‌الحسنه، رابطۀ عموم و خصوص است.

دَیْن مالی است کلّی که در ذمّۀ فرد ثابت می‌شود، چه به وسیلۀ اقتراض باشد و یا قرار گرفتن مبیع در بیع سَلَم یا ثَمَن در نسیه یا اجرت در اجاره یا صداق در نکاح و غیر آن، ولی قرض، ثابت شدن مال کلّی در ذمّه است فقط به صورت اقتراض. (7)در این مدخل از واژه‌های «دَیْن»،«ذوعسرة»،«قرضاً حسناً»و«معروف» استفاده شده است.

احکام قرض‌الحسنه

1. وجوب مهلت دادن به قرض‌گیرنده و بدهکار تنگدست تا هنگام پرداخت بدهی خویش به سهولت:

وَ إِنْ کٰانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلیٰ مَیْسَرَةٍ وَ أَنْ


1) 1) .«منسکاً»اسم مکان برای نُسک یعنی ذبح است. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 8 ، جزء 17، ص 260)

2) 2) . ضمیر [غایب]«ینازعُنّک»مربوط به مشرکان است. (روح‌المعانی، ج 10، جزء 17، ص 290؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج 8 ، جزء 17، ص 329)

3) 3) . الصحاح، ج 3، ص 1102«قرض»؛ تاج‌العروس، ج 10،ص 137،«قرض»

4) 4) . تحریرالوسیله، ح 1، ص 599

5) 5) . التبیان، ج 9، ص 529؛ مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 607و ج 9 -\10، ص 358

6) 6) . زبدةالبیان، ص 572

7) 7) . تحریرالوسیله، ج 1، ص 595

تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . بقره (2) 280

2. استحباب تنظیم سند برای قرض و بدهکاری مدّت‌دار:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا تَدٰایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کٰاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لاٰ یَأْبَ کٰاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمٰا عَلَّمَهُ اللّٰهُ فَلْیَکْتُبْ ... وَ لاٰ تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیراً أَوْ کَبِیراً إِلیٰ أَجَلِهِ ذٰلِکُمْ ... (1)بقره (2) 282

3. استحباب کتابت دَین، بر اساس املای مدیون:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا تَدٰایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کٰاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لاٰ یَأْبَ کٰاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمٰا عَلَّمَهُ اللّٰهُ فَلْیَکْتُبْ وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ ... (2)بقره (2) 282

4. وجوب رعایت تقوای الهی و کم و زیاد نکردن چیزی در کتابت و تنظیم اسناد قرض:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا تَدٰایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کٰاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لاٰ یَأْبَ کٰاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمٰا عَلَّمَهُ اللّٰهُ فَلْیَکْتُبْ ... وَ لاٰ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً ... فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ .

بقره (2) 282

5. استحباب عفو در قرض‌الحسنه، در صورت عدم تمکین مالی شخص قرض‌گیرنده:

وَ إِنْ کٰانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلیٰ مَیْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . بقره (2) 280

نیز ==> همین مدخل، کتابت در قرض‌الحسنه، گواهی در قرض‌الحسنه

اخلاص در قرض‌الحسنه

6. اخلاص در عمل، از شرایط مطلوبیّت و حسن در قرض‌الحسنه:

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً ... (3)

بقره (2) 245

... وَ أَقْرَضْتُمُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً .... مائده (5) 12

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً ....

حدید (57) 11

... وَ أَقْرِضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً .... مزمّل (73) 20

اهمّیّت قرض‌الحسنه

7. دعوت به قرض‌الحسنه از سوی خداوند، همراه با وعدۀ پاداش مضاعف، نشانۀ اهمّیّت آن:

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ أَضْعٰافاً کَثِیرَةً وَ اللّٰهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ . بقره (2) 245

8. امر مؤمنان به قرض‌الحسنه در کنار فرمان به نماز و زکات، از نمودهای اهمّیّت آن:

... وَ أَقِیمُوا الصَّلاٰةَ وَ آتُوا الزَّکٰاةَ وَ أَقْرِضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً .... مزمّل (73) 20

9. پرداخت قرض‌الحسنه، موجب جلب سپاس خداوند:

إِنْ تُقْرِضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً ... وَ اللّٰهُ


1) 1) . ظاهر آیه بر اساس نظر مفسّران و فقها شامل هرگونه دَین مدّت‌دار می‌شود، چه سَلم باشد یا غیر آن. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 681)

2) 2) . بر اساس نظریّۀ اکثریّت، امر در«فاکتبوا»برای استحباب است. (همان، ص 682)

3) 3) . اخلاص از تعبیر«یقرض اللّه»استفاده شده است.(زبدةالبیان، ص 572)

شَکُورٌ حَلِیمٌ . تغابن (64) 17

نیز ==> همین مدخل، پاداش قرض‌الحسنه

پاداش قرض‌الحسنه

10. نامحدود و غیر قابل شمارش بودن پاداش قرض‌الحسنه:

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ أَضْعٰافاً کَثِیرَةً ... (1)بقره (2) 245

11. برخورداری از پاداش عظیم و کریمانه، برای قرض‌الحسنه:

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ . حدید (57) 11

... وَ أَقْرَضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً یُضٰاعَفُ لَهُمْ وَ لَهُمْ أَجْرٌ کَرِیمٌ . حدید (57) 18

12. آمرزش گناهان، پاداش خداوند به پرداخت‌کنندگان قرض‌الحسنه:

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ . (2)حدید (57) 11

إِنْ تُقْرِضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً یُضٰاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ .... تغابن (64) 17

13. قیامت، روز پاداش قرض‌الحسنه:

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ

یَوْمَ تَرَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ یَسْعیٰ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمٰانِهِمْ بُشْرٰاکُمُ الْیَوْمَ .... حدید (57) 11 و 12

14. نادیده گرفتن گناهان و تکفیر سیّئات، پاداش قرض‌الحسنه برای بنی‌اسرائیل:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ قٰالَ اللّٰهُ إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ ... وَ أَقْرَضْتُمُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ .... مائده (5) 12

15. دستیابی به فوز عظیم و کامیابی در بهشت جاودان، از پاداشهای قرض‌الحسنه:

...لن... وَ أَقْرَضْتُمُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّکُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ .... مائده (5) 12

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ

یَوْمَ تَرَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ یَسْعیٰ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمٰانِهِمْ بُشْرٰاکُمُ الْیَوْمَ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا ذٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ . (3)حدید (57) 11 و 12

16. برتری پاداش قرض‌الحسنه از سوی خداوند، نسبت به اموال قرض داده شده:

... وَ أَقْرِضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً وَ مٰا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللّٰهِ هُوَ خَیْراً .... مزمّل (73) 20

17. مضاعف و چند برابر بودن پاداش قرض‌الحسنه در راه خدا:

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ أَضْعٰافاً کَثِیرَةً وَ اللّٰهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ . (4)بقره (2) 245

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً


1) 1) .«کثیرة»در«اضعافاً کثیرة»به معنای غیر قابل شمارش است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 607 -\608)

2) 2) . مراد از اجر کریم، آمرزش است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 13، جزء 27، ص 378)

3) 3) . ممکن است که«اجر کریم»به معنای پاداش بهشت باشد. (التفسیر المنیر، ج 27، ص 302؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ج 18، ص 158؛ مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 354)

4) 4) .«مضاعفه»[مصدر«یضاعف»] به دو چندان کردن و بالاتر از آن گفته می‌شود. (مفردات، ص 508،«ضعف»)

فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ .... حدید (57) 11

إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَ الْمُصَّدِّقٰاتِ وَ أَقْرَضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً یُضٰاعَفُ لَهُمْ .... حدید (57) 18

ترک قرض‌الحسنه

18. ترک قرض‌الحسنه از سوی بنی‌اسرائیل، از اسباب ابتلای آنان به لعنت الهی و قساوت قلب:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ أَقْرَضْتُمُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ ...

فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِیَةً .... مائده (5) 12 و 13

19. ترک قرض‌الحسنه از جانب بنی‌اسرائیل، از اسباب خروج آنان از حق و اعتدال:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ أَقْرَضْتُمُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ ...

فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذٰلِکَ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوٰاءَ السَّبِیلِ . (1)مائده (5) 12

توصیه به قرض‌الحسنه

20. گفتگوی محرمانه در مورد توصیه به قرض‌الحسنه، از کارهای پسندیده و شایسته:

لاٰ خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْوٰاهُمْ إِلاّٰ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاٰحٍ بَیْنَ النّٰاسِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ ابْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اللّٰهِ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً. (2)نساء (4) 114

عفو در قرض‌الحسنه

21. ارزش والاتر گذشت از بدهی وامداران تنگدست، در صورت توجّه و آگاهی به تنگدستی آنان:

وَ إِنْ کٰانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلیٰ مَیْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . (3)

بقره (2) 280

قرض‌الحسنه در بنی‌اسرائیل

22. عهد خدا با بنی‌اسرائیل، در پرداخت قرض‌الحسنه:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ أَقْرَضْتُمُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً .... مائده (5) 12

کتابت در قرض‌الحسنه

23. عدالت، شرط گزینش نویسنده، برای کتابت اسناد دَین:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا تَدٰایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کٰاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لاٰ یَأْبَ کٰاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمٰا عَلَّمَهُ اللّٰهُ ... (4)

بقره (2) 282

24. نهی الهی از امتناع نویسنده، از نوشتن اسناد دَین:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا تَدٰایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کٰاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لاٰ یَأْبَ کٰاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ


1) 1) . جملۀ«فقد ضلّ سواء السّبیل»دلالت و اشاره دارد که حق بین غلوّ و تفریط است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 265)

2) 2) . در روایت امام صادق علیه السلام معروف به قرض تفسیر شده است. (تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 549، ح 558)

3) 3) . در روایتی امام صادق علیه السلام در تفسیر«ان کنتم تعلمون»فرمود: اگر می‌دانید که بدهکار معسر [تنگدست] است آن را بر او صدقه دهید. (تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 295، ح 1182)

4) 4) . بر این اساس که کلمۀ«بالعدل»قید برای نویسندۀ سندباشد

کَمٰا عَلَّمَهُ اللّٰهُ فَلْیَکْتُبْ ... (1)بقره (2) 282

نیز ==> همین مدخل، احکام قرض‌الحسنه

گواهی در قرض‌الحسنه

25. دستور الهی به گواه قرار دادن دو مرد مسلمان و در صورت نبودن آنان یک مرد و دو زن مسلمان، در ثبت و تنظیم اسناد قرض:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا تَدٰایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ ... وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجٰالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونٰا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتٰانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدٰاءِ .... بقره (2) 282

26. بلوغ، شرط گواهان بر قرض‌الحسنه:

... وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجٰالِکُمْ ... (2)

بقره (2) 282

27. عدالت، از شرایط گواهان بر قرض‌الحسنه:

... وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجٰالِکُمْ ... مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدٰاءِ ... (3)بقره (2) 282

28. نهی الهی، از امتناع گواهان از گواهی در قرض‌الحسنه:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا تَدٰایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ... وَ لاٰ یَأْبَ الشُّهَدٰاءُ إِذٰا مٰا دُعُوا ....

بقره (2) 282

29. جایگزینی دو زن به جای یک مرد، در گواهی بر قرض، به منظور تذکّر یکی از آنها به دیگری، در صورت فراموشی و لغزش:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا تَدٰایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ ... وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجٰالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونٰا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتٰانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدٰاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدٰاهُمٰا فَتُذَکِّرَ إِحْدٰاهُمَا الْأُخْریٰ .... بقره (2) 282

قرعه

اشاره

قرعه در لغت به معنای آنچه به فال زنند است (4)و برای حلّ معضلات و مشکلات تشریع شده است. قرعه در موضوعی است که مقرون به علم اجمالی باشد و احتیاط در آن ممکن یا جایز نباشد. (5)

ابزار قرعه

1. تیر

1. استفادۀ سران کنیسه از تیرهای مخصوص، برای قرعه‌کشی، جهت تعیین سرپرست برای مریم علیها السلام :

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ . (6)آل‌عمران (3) 44

2. قلم

2. استفادۀ سران کنیسه از قلمهای (مخصوص برای نوشتن تورات) جهت قرعه‌کشی در مورد تعیین سرپرست مریم علیها السلام :

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ


1) 1) . در اینکه کتابت نویسنده واجب است یا نه، مورد اختلاف است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 682)

2) 2) . شرط بلوغ از کلمۀ«من رجالکم»استفاده شده است،زیرا رجل، ظهور در فرد بالغ دارد

3) 3) . کلمۀ«ممّن ترضون»بر عدالت در شهود دلالت دارد. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2 ، ص 683)

4) 4) . لغت‌نامه، ج 10، ص 15441،«قرعه»

5) 5) . القواعد الفقهیّه، بجنوردی، ج 1، ص 65 -\66

6) 6) . بنا بر قولی مقصود از«اقلٰمَهُم»تیرهایی است که آنان برای قرعه‌کشی استفاده می‌کردند. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 747)

لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ . (1)آل‌عمران (3) 44

پیشینۀ قرعه

3. رایج بودن استفاده از قرعه، برای تعیین امر نامعلوم، در عصر یونس علیه السلام :

وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ أَبَقَ إِلَی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ

فَسٰاهَمَ فَکٰانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ .

صافّات (37) 139 -\141

4. استفاده از قرعه، در زمان زکریّا و مریم علیهما السلام :

هُنٰالِکَ دَعٰا زَکَرِیّٰا رَبَّهُ قٰالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعٰاءِ

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ . آل‌عمران (3) 38 و 44

حکم قرعه

5. جواز استفاده از قرعه، برای تعیین امر مجهول و رفع اختلاف:

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ . آل‌عمران (3) 44

فَسٰاهَمَ فَکٰانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ . صافّات (37) 141

قرعه‌کشی سران کنیسه

6. استفادۀ سران کنیسه از قرعه، برای تعیین سرپرست برای مریم علیها السلام پس از درگذشت پدر وی:

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ . (2)آل‌عمران (3) 44

7. شگفتی سرگذشت نزاع میان سران کنیسه، در مورد سرپرستی مریم علیها السلام و توسّل آنان به قرعه:

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ . (3)آل‌عمران (3) 44

8. داستان استفاده سران کنیسه از قرعه، جهت تعیین سرپرست برای مریم علیها السلام از امور غیبی و وحی شده به پیامبر صلی الله علیه و آله :

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ . آل‌عمران (3) 44

9. لحظۀ قرعه‌کشی سران کنیسه، جهت تعیین سرپرست برای مریم علیها السلام زمانی شایستۀ یادآوری و به یادماندنی:

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ . آل‌عمران (3) 44


1) 1) .«اقلٰمَهُم»یعنی قلمهایی که برای نوشتن تورات استفاده می‌کردند. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 747؛ روح‌المعانی، ج 3، جزء 3، ص 253)

2) 2) . امام باقر علیه السلام : قرعه‌کشی برای تعیین سرپرست مریم علیها السلام زمانی بود که او پدرش را از دست داد و یتیم شد. (تفسیر عیّاشی، ج 1، ص 173، ح 47)

3) 3) . برخی از مفسّران گفته‌اند: مقصود از«ما کُنتَ لَدَیهِم»ایجاد شگفتی در پیامبر صلی الله علیه و آله از شدّت حرص قوم [یهود] بر کفالت و سرپرستی مریم علیها السلام است. (روح‌المعانی، ج 3، جزء 3، ص 253)

قرعه‌کشی همراهان یونس

10. متوسّل شدن یونس علیه السلام و همراهانش به قرعه، برای انداختن یک نفر از سواران کشتی به دریا:

وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ أَبَقَ إِلَی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ

فَسٰاهَمَ فَکٰانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ .

صافّات (37) 139 -\141

11. اصابت قرعه به نام یونس علیه السلام در قرعه‌کشی همراهانش، برای انداختن یک نفر به دریا:

وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ أَبَقَ إِلَی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ

فَسٰاهَمَ فَکٰانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ .

صافّات (37) 139 -\141

قریب / اسماوصفات

این اسم و صفت الهی به معنای نزدیک به بندگان سه بار در قرآن آمده است: (1)

وَ إِذٰا سَأَلَکَ عِبٰادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ....

بقره (2) 186

... إِنَّ رَبِّی قَرِیبٌ مُجِیبٌ . هود (11) 61

... إِنَّهُ سَمِیعٌ قَرِیبٌ . سبأ (34) 50

قریش

اشاره

قریش، قبیله‌ای از کنانه بود و نامگذاری آنان به این نام بر اساس نام پدرشان می‌باشد، گرچه برخی قریش را همان فِهر بن مالک دانسته‌اند. بنابراین قریش به کسانی گفته می‌شود که از فرزندان فهر باشند. (2)برخی گفته‌اند: قریش در جاهلیّت گروههای پراکنده‌ای بودند که قصی بن کلاب آنان را از نواحی مختلف جمع نمود و از همین باب قریش نام گرفتند. (3)لغت قریش فصیح‌ترین لغات و نسب آنان از بهترین نسبها است و رسول خدا صلی الله علیه و آله از همین قبیله است. (4)در صدر اسلام به قبایل مختلفی از جمله بنی‌لوی، بنی‌سهم، بنی‌زهره، بنی‌عبدالدّار، بنی‌امیّه، بنی‌هاشم و... قریش اطلاق می‌شده است. (5)در این مدخل از واژۀ«قریش» و آیاتی که با توجّه به شأن نزول دربارۀ آنان است، استفاده شده است. بدیهی است با توجّه به مدخل «جاهلیّت»و«شرک»برخی مطالب که خارج از بحث قبیلگی باشد آنجا آمده است و در این مدخل، تنها به جنبۀ قبیلگی توجّه شده است.

اهمّ عناوین: عقاید قریش، کاروان تجارتی قریش.

استکبار قریش

1. درخواست نزول ملائکه بر خویش و دیدن خداوند از سوی کافران قریش، برخاسته از روحیّۀ استکباری و خودبزرگ‌بینی آنان:

وَ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنٰا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْمَلاٰئِکَةُ أَوْ نَریٰ رَبَّنٰا لَقَدِ اسْتَکْبَرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا کَبِیراً. (6)فرقان (25) 21


1) 1) . الاسماء و الصّفات، بیهقی، ج 1، ص 80 -\81 ؛ اسما و صفات الهی فقط در قرآن، ج 2، ص 1098 -\1100

2) 2) . نهایة الاَرب، ص 356

3) 3) . المنمّق، ص 28

4) 4) . همان، ص 19

5) 5) . نهایة الاَرب، ص 356

6) 6) . از ابن‌جریج دربارۀ«قال الّذین لایرجون لقاءنا»نقل شده است که این سخن کافران قریش است که گفته‌اند:«لولا انزل علینا». (الدرالمنثور، ج 6 ، ص 244)

2. استکبار مشرکان قریش، منشأ انکار نزول و الهی بودن قرآن:

إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَالَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . (1)

نحل (16) 22 و 24

اشراف قریش

3. انکار رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله به بهانۀ غذا خوردن و راه رفتن، از سوی اشراف قریش:

وَ قٰالُوا مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ یَأْکُلُ الطَّعٰامَ وَ یَمْشِی فِی الْأَسْوٰاقِ لَوْ لاٰ أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَلَکٌ فَیَکُونَ مَعَهُ نَذِیراً. (2)فرقان (25) 7

4. تعجّب سران قریش از نزول قرآن، بر فردی یتیم و تهیدست:

وَ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ ...

أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی ... (3)ص (38) 4 و 6 و 8

5. اشراف قریش، تشویق‌کنندۀ قوم به استقامت و صبر، در آیین بت‌پرستی:

وَ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ


1) 1) . مقصود از ضمیر«لهم»در آیۀ 24 مشرکان قریش است.(مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 549)

2) 2) . آیه، دربارۀ اشراف قوم پیامبر نازل شده است. (التّفسیر المنیر، ج 19، ص 21)

3) 3) . مقصود از«الملأ»اشراف قریش است که پس از پاسخ منفی پیامبر صلی الله علیه و آله به پیشنهاد آنان از مجلس ابوطالب برخاسته و بیرون رفته بودند. (الکشّاف، ج 4، ص 73)

اِمْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلیٰ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَشَیْءٌ یُرٰادُ. ص (38) 4 و 6

6. عیب‌جویی از محمّد صلی الله علیه و آله ، از ناحیۀ سران قریش:

هَمّٰازٍ مَشّٰاءٍ بِنَمِیمٍ

عُتُلٍّ بَعْدَ ذٰلِکَ زَنِیمٍ . (1)

قلم (68) 11 و 13

7. اشراف قریش، مورد تهدید خداوند، به چشیدن عذاب الهی:

وَ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلیٰ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَشَیْءٌ یُرٰادُ

أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی بَلْ لَمّٰا یَذُوقُوا عَذٰابِ .

ص (38) 4 و 6 و 8

اطعام به قریش

8. امنیّت کعبه و کوچ زمستانی و تابستانی قریش، زمینۀ اطعام آنان از جانب خداوند و نجات آنان از گرسنگی:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ.

قریش (106) 1 -\4

9. نابودی اصحاب فیل از سوی خدا، برای اطعام به قریش و نجات آنان از گرسنگی:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ. (2)

فیل (105) 1 و قریش (106) 1 و 4

10. اطعام به قریش از جانب خداوند، مقتضی عبادت و بندگی آنان در برابر وی:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ .... قریش (106) 1 -\4

11. لزوم سپاسگزاری قریش در برابر خداوند، با عبادت به درگاه او، به سبب بهره‌مند شدن از اطعام الهی:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ .... قریش (106) 1 -\4

افتراهای قریش

12. تقسیم کردن قرآن و دسته دسته کردن آن و انکار هر دسته با تهمت و افترا، از جانب کافران قریش:

کَمٰا أَنْزَلْنٰا عَلَی الْمُقْتَسِمِینَ

اَلَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ . (3)حجر (15) 90 و 91

13. متّهم کردن پیامبر صلی الله علیه و آله به دروغگویی، از جانب سران قریش:

وَ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلیٰ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَشَیْءٌ یُرٰادُ. (4)ص (38) 4 و 6

14. ساحر خواندن پیامبر صلی الله علیه و آله از جانب اشراف قریش:

وَ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلیٰ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَشَیْءٌ یُرٰادُ. (5)ص (38) 4 و 6

اقتصاد قریش

15. شکست اصحاب فیل، مانع گرفتار شدن قریش به فقر اقتصادی و گرسنگی فراگیر و طاقت‌فرسا:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ .... فیل (105) 1 و 5 و قریش (106) 1 و 3 و 4

الفت قریش

16. شکست و نابودی اصحاب فیل به فرمان خداوند، موجب الفت و همبستگی قریش:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ


1) 1) . آنگاه که قریش مشاهده کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله علی علیه السلام رابر آنان مقدّم می‌دارد، گفتند: محمّد صلی الله علیه و آله در مورد علی دچار فتنه شده است، سپس خداوند نازل فرمود:«ن و القلم»(مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 501)

2) 2) .«لایلاف قریش»بنا بر قولی، متعلّق به ماقبلش است،یعنی«فجعلهم کعصف مأکول لایلاف قریش». (الکشاف، ج 4، ص 801)

3) 3) . از امام باقر علیه السلام دربارۀ«الّذین جعلوا القرآن عضین»نقل شده که آنان قریش بودند. (تفسیر عیّاشی، ج 2، ص 252، ح 44) مقصود از«عضین»این است که قرآن را جزء جزء کرده، یکی را سحر، دیگری را اسطوره و سومی را افترا دانستند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 531)

4) 4) . مقصود از«الملأ منهم»اشراف قریش است. (الکشاف، ج 4، ص 73)

5) 5) . مقصود از«الملأ منهم»اشراف قریش است. (الکشاف، ج 4، ص 73)

فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ .

فیل(105) 1 و 5 و قریش (106) 1

امتیازخواهی قریش

17. محکوم کردن امتیازخواهی و تک‌روی قریش، از جانب خداوند:

ثُمَّ أَفِیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفٰاضَ النّٰاسُ ... (1)

بقره (2) 199

18. استغفار از گناه امتیازطلبی، فرمان خداوند به امتیازطلبان قریش:

ثُمَّ أَفِیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفٰاضَ النّٰاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . بقره (2) 199

امکانات قریش

19. برخورداری ناچیز قریش از توانمندیها و قدرت، در مقایسه با توانمندیهای امّتهای پیشین:

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا .... روم (30) 9

وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِی الْبِلاٰدِ هَلْ مِنْ مَحِیصٍ . (2)ق (50) 36

20. توانمندی و قدرت مشرکان قریش، در محیط خویش، زمینه‌ساز شرک آنان:

وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِی الْبِلاٰدِ هَلْ مِنْ مَحِیصٍ . (3)ق (50) 36

21. توبیخ قریش از جانب خداوند به مطالعه نکردن در امکانات گستردۀ ستمگران پیشین و امکانات محدود خود:

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا وَ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

روم (30) 9

22. برخورداری مشرکان قریش، از امکانات به اندازۀ یک دهم برخورداری امّتهای پیشین از امکانات:

وَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ مٰا بَلَغُوا مِعْشٰارَ مٰا آتَیْنٰاهُمْ فَکَذَّبُوا رُسُلِی فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ. (4)

سبأ (34) 45

23. مانع نبودن قدرت و امکانات مادّی کافران قریش، از هلاکت و قهر الهی:

وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِی الْبِلاٰدِ هَلْ مِنْ مَحِیصٍ . ق (50) 36

امنیّت قریش

24. برخوردار کردن قریش از امنیّت کامل در سفر و حضر و از میان بردن هراس و خوف آنان، از جانب خداوند:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ.

قریش (106) 1 -\4


1) 1) . یکی از اقوال دربارۀ آیه این است که مراد از افاضه،افاضه از عرفات است و خداوند قریش و هم‌قسمهای آنان را که حُمْس بوده‌اند به افاضه فرمان داده است، همانند بقیّۀ مردم. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 527)

2) 2) . ضمیر«قبلهم»در آیه 36 اشاره به قوم پیامبر است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 12، جزء 26، ص 222)

3) 3) . خطاب آیه به مشرکان است. (المیزان، ج 18، ص 356)

4) 4) . مقصود از ضمیر«من قبلهم»مشرکان از قوم پیامبراست. (جامع‌البیان، ج 12، جزء 22، ص 125)

25. امنیّت بخشیدن به قریش از جانب خداوند و از میان بردن خوف آنان، مقتضی لزوم عبادت خداوند از ناحیۀ آنان:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ.

قریش (106) 1 -\4

26. شکست اصحاب فیل، موجب امنیّت قریش و از میان برندۀ زمینۀ تهاجم دیگران به مکّه:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی ... وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ.

فیل(105) 1 و قریش (106) 1 و 3 و 4

27. برخورداری قریش از امنیّت در سفرهای زمستانی و تابستانی، برای تجارت:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ. قریش (106) 1 و 2 و 4

28. امتنان خداوند بر قریش با نابودی اصحاب فیل و ایجاد امنیت اقتصادی برای سفرهای بازرگانی آنان:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

اَلَّذِی ... وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ.

فیل (105) 1 و 5 و قریش (106) 1 و 4

انفاق قریش

29. هزینه کردن اموال از جانب کافران قریش علیه مسلمانان، برای باز داشتن مردم از اسلام:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ فَسَیُنْفِقُونَهٰا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلیٰ جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ . (1)

انفال (8) 36

30. حسرت و ندامت کافران قریش بر نابودی داراییهای‌شان، بر ضدّ مسلمانان:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ فَسَیُنْفِقُونَهٰا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلیٰ جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ .

انفال (8) 36

بت‌پرستی قریش

31. قریش، مردمی بت‌پرست:

إِنْ کٰادَ لَیُضِلُّنٰا عَنْ آلِهَتِنٰا لَوْ لاٰ أَنْ صَبَرْنٰا عَلَیْهٰا ... أَ رَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ أَ فَأَنْتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکِیلاً. (2)فرقان (25) 42 و 43

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلیٰ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَشَیْءٌ یُرٰادُ

أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی بَلْ لَمّٰا یَذُوقُوا عَذٰابِ . (3)ص (38) 6 و 8

قُلْ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ

لاٰ أَعْبُدُ مٰا تَعْبُدُونَ

وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ

وَ لاٰ أَنٰا عٰابِدٌ مٰا عَبَدْتُّمْ . (4)کافرون (109) 1 -\4


1) 1) . بنا بر قولی، آیۀ مزبور، دربارۀ اطعام‌کنندگان جنگ بدرنازل شده است که دوازده نفر و همۀ آنان از قریش بوده‌اند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 832)

2) 2) . علیّ بن ابراهیم دربارۀ«ارأیت من اتّخذ الهه هواه»نقل کرده است که این آیه دربارۀ قریش نازل شده است. (تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 20، ح 66)

3) 3) . مقصود از«ملأ»اشراف قریش است. (الکشاف، ج 4، ص 73)

4) 4) . سوره، دربارۀ تعدادی از کافران قریش نازل شده است که به پیغمبر صلی الله علیه و آله پیشنهاد کرده بودند یک سال تو خدایان ما را پرستش کن و ما یک سال خدای تو را می‌پرستیم. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 840؛ الکشاف، ج 4، ص 808)

32. پیشگویی پیامبر صلی الله علیه و آله برای اعلان ادامۀ بت‌پرستی قریش و نپذیرفتن توحید از سوی آنان، در آینده:

وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ. (1)کافرون (109) 3

33. اشراف قریش، تشویق‌کنندۀ آنان (قریش) به ادامۀ بت‌پرستی:

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلیٰ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَشَیْءٌ یُرٰادُ

أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی بَلْ لَمّٰا یَذُوقُوا عَذٰابِ . ص (38) 6 و 8

نیز ==> بت‌پرستی و شرک

تجارت قریش

34. نابودی اصحاب فیل از سوی خداوند، زمینه‌ای مناسب برای تجارت تابستانی و زمستانی قریش در کمال امنیّت:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ. فیل (105) 1 و قریش (106) 1 و 2 و 4

تعجّب قریش

35. تعجّب سران قریش از نزول قرآن بر فردی یتیم و تهیدست:

وَ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنٰا ... بَلْ لَمّٰا یَذُوقُوا عَذٰابِ . (2)ص (38) 4 و 8

36. شگفتی کافران قریش از آمدن فردی (محمّد صلی الله علیه و آله ) از جنس خودشان برای انذار ایشان:

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلیٰ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَشَیْءٌ یُرٰادُ

أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی بَلْ لَمّٰا یَذُوقُوا عَذٰابِ . (3)ص (38) 6 و 8

بَلْ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا شَیْءٌ عَجِیبٌ . (4)ق (50) 2

تعصّب قریش

37. قریش، مردمی قوم‌گرا و پیرو سنّتهای نیاکان خود:

وَ قٰالُوا لَوْ شٰاءَ الرَّحْمٰنُ مٰا عَبَدْنٰاهُمْ مٰا لَهُمْ بِذٰلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاّٰ یَخْرُصُونَ

بَلْ قٰالُوا إِنّٰا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا عَلیٰ أُمَّةٍ وَ إِنّٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ مُهْتَدُونَ . (5)زخرف (43) 20 و 22

تفکّر قریش

38. اندکی از مشرکان قریش، تعقّل‌کننده در نشانه‌ها و ادلّۀ توحید:

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً فَأَحْیٰا بِهِ


1) 1) .«ولاانتم عابدون ما اعبد»یعنی پس از امروز نیز شما خدای مرا پرستش نمی‌کنید. (مجمع البیان، ج 9 -\10، ص 841)

2) 2) . مقصود از«ملأ»اشراف قریش است که پس از پاسخ منفی پیامبر صلی الله علیه و آله به پیشنهاد آنان از مجلس ابوطالب بلند شده و بیرون رفته بودند. (الکشاف، ج 4، ص 73)

3) 3) . مقصود از«ملأ»اشراف قریش است که پس از پاسخ منفی پیامبر صلی الله علیه و آله به پیشنهاد آنان از مجلس ابوطالب بلند شده و بیرون رفته بودند. (الکشاف، ج 4، ص 73)

4) 4) . مقصود از ضمیر«منهم»در آیه، قوم پیغمبر صلی الله علیه و آله است. (مجمع البیان، 9 -\10، ص 211)

5) 5) . آنچه در آیۀ 20 آمده سخن مشرکان قریش است. (جامع‌البیان، ج 13، جزء 25، ص 76)

اَلْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهٰا لَیَقُولُنَّ اللّٰهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ . (1)عنکبوت (29) 63

39. اندیشیدن اندکی از کافران قریش، دربارۀ سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله :

أَ رَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ أَ فَأَنْتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکِیلاً

أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاّٰ کَالْأَنْعٰامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلاً. (2)

فرقان (25) 43 و 44

40. نکوهش کافران قریش از سوی خداوند، به علّت نیندیشیدن در عظمت، زیبایی و اتقان نظام آفرینش، برای راهیابی به درستی اعتقاد به معاد:

بَلْ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا شَیْءٌ عَجِیبٌ

أَ إِذٰا مِتْنٰا وَ کُنّٰا تُرٰاباً ذٰلِکَ رَجْعٌ بَعِیدٌ

قَدْ عَلِمْنٰا مٰا تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنٰا کِتٰابٌ حَفِیظٌ

بَلْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَهُمْ فِی أَمْرٍ مَرِیجٍ

أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَی السَّمٰاءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنٰاهٰا وَ زَیَّنّٰاهٰا وَ مٰا لَهٰا مِنْ فُرُوجٍ ق (50) 2 -\6

تکاثر قریش

41. تفاخر و تکاثر قبایل قریش در دوران جاهلیّت، سبب دیدار آنان از قبرستان و تفاخر به مردگان:

أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ

حَتّٰی زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ. (3)

تکاثر (102) 1 و 2

42. تفاخر و تکاثر برخی قبایل قریش در عصر جاهلیّت، به فزونی تعداد خویش بر قبایل دیگر:

أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ

حَتّٰی زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ.

تکاثر (102) 1 و 2

تکذیبهای قریش

تکذیب رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله

43. بشر بودن بهانه‌ای برای انکار رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله از جانب مشرکان قریش:

وَ قٰالُوا مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ یَأْکُلُ الطَّعٰامَ وَ یَمْشِی فِی الْأَسْوٰاقِ لَوْ لاٰ أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَلَکٌ فَیَکُونَ مَعَهُ نَذِیراً. (4)فرقان (25) 7

تکذیب عذاب

44. تکذیب عذاب و باور نکردن آن از جانب قریش:

وَ کَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ وَ هُوَ الْحَقُّ ... (5)انعام (6) 66

وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحٰاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ . (6)انعام (6) 10 و 11

تکذیب قرآن

45. تکذیب قرآن از جانب قبیلۀ پیامبر (قریش) با وجود حقّانیّت آن:

قُلْ إِنِّی عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی ... وَ کَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ


1) 1) . مقصود از ضمیر جمع غایب«سألتهم»مشرکان از قوم پیغمبر صلی الله علیه و آله است. (جامع‌البیان، ج 11، جزء 21، ص 16)

2) 2) . امام صادق علیه السلام فرمود: این آیه دربارۀ قریش نازل شده‌است. (تفسیر قمی، ج 2، ص 90)

3) 3) . بنا بر قولی، سوره دربارۀ دو قبیله از قریش نازل شده‌است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 811)

4) 4) . آیه، دربارۀ اشراف قوم پیامبر نازل شده است. (التفسیر المنیر، ج 19، ص 21)

5) 5) . بنا بر قولی، مرجع ضمیر«به»عذاب است. (روح‌المعانی، ج 5، جزء 7، ص 264)

6) 6) . آیۀ 10 و 11 سورۀ انعام (6) دربارۀ تسلیت خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به تکذیب مکذّبان قومش نازل شده است. (التفسیر المنیر، ج 7، ص 147)

وَ هُوَ الْحَقُّ قُلْ لَسْتُ عَلَیْکُمْ بِوَکِیلٍ . (1)

انعام (6) 57 و 66

46. مشرکان قریش، انکار کنندۀ نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . (2)نحل (16) 24

تکذیب معاد

47. سردرگمی کافران قریش، به سبب انکار حق و معاد:

بَلْ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا شَیْءٌ عَجِیبٌ

أَ إِذٰا مِتْنٰا وَ کُنّٰا تُرٰاباً ذٰلِکَ رَجْعٌ بَعِیدٌ

قَدْ عَلِمْنٰا مٰا تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنٰا کِتٰابٌ حَفِیظٌ

بَلْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَهُمْ فِی أَمْرٍ مَرِیجٍ. ق (50) 2 -\5

48. انکار معاد از سوی کافران قریش، عامل تقاضای بی‌مورد آنان از پیامبر صلی الله علیه و آله دربارۀ نزول ملائکه و رؤیت پروردگار:

وَ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنٰا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْمَلاٰئِکَةُ أَوْ نَریٰ رَبَّنٰا لَقَدِ اسْتَکْبَرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا کَبِیراً. فرقان (25) 21

توصیه به قریش

49. پرهیز از ستیزه جویی با خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله ، توصیۀ خداوند به کافران قریش، در غزوۀ بدر:

إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جٰاءَکُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِیَ عَنْکُمْ فِئَتُکُمْ شَیْئاً وَ لَوْ کَثُرَتْ وَ أَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ . (3)

انفال (8) 19

توطئه‌های قریش

50. مکر و توطئۀ کافران قریش، علیه پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الْمٰاکِرِینَ . (4)انفال (8) 30

أَ فَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُوا السَّیِّئٰاتِ أَنْ یَخْسِفَ اللّٰهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذٰابُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَشْعُرُونَ . (5)نحل (16) 45

51. نافرجام شدن مکرو توطئۀ قریش، علیه پیامبر صلی الله علیه و آله با تدبیر خداوند:

وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الْمٰاکِرِینَ . انفال (8) 30

52. محبوس ساختن یا کشتن و یا تبعید پیامبر صلی الله علیه و آله ، از جمله توطئه‌های کافران قریش علیه آن حضرت:

وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ .... انفال (8) 30


1) 1) . در آیۀ 57 (قل انّی علیٰ بیّنة) موضوع بحث«قرآن»بود،بنابراین مرجع ضمیر«به»می‌تواند«قرآن»باشد.

2) 2) . مقصود از ضمیر«لهم»مشرکان قریش است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 549)

3) 3) . جنگ پیامبر صلی الله علیه و آله در غزوۀ بدر با قریش بوده است.(مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 810) بنا بر قولی، خطاب«ان تستفتحوا»مشرکان است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 816) و چون در جنگ بدر، جز قریش، مشرکان دیگری در مقابل پیامبر قرار نگرفته بوده‌اند، بنابراین خطاب در آیه به مشرکان قریش خواهد بود

4) 4) . از امام باقر یا امام صادق علیهما السلام نقل شد که قریش گرد هم آمدند و از هر قبیله‌ای افرادی به سوی دارالدوة رفتند تا دربارۀ برخورد خود با پیامبر صلی الله علیه و آله و کشتن او مشورت کنند، سپس حضرت این آیه را تلاوت کرد:«و اذ یمکر بک الّذین کفروا...». (تفسیر عیّاشی، ج 2، ص 53، ح 42)

5) 5) . مقصود از«مکروا السّیّئات»مشرکان قریش است و آیۀ 45 دربارۀ آنها نازل شده است. (جامع‌البیان، ج 8 ، جزء 14، ص 148)

53. شکست کافران قریش، در توطئه علیه پیامبر صلی الله علیه و آله ، عبرتی برای همۀ خائنان به خدا و رسول صلی الله علیه و آله :

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَخُونُوا اللّٰهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَمٰانٰاتِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ

وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الْمٰاکِرِینَ . انفال (8) 27 و 30

تهدید قریش

54. کافران قریش، مورد تهدید خداوند، به عذابی همچون عذاب گذشتگان:

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ .... روم (30) 9

55. تهدید شدن مشرکان قریش از جانب خداوند، به ایمن نبودن از فرورفتن در زمین، با فرود آمدن عذاب بر آنان، در حال غفلت:

أَ فَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُوا السَّیِّئٰاتِ أَنْ یَخْسِفَ اللّٰهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذٰابُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَشْعُرُونَ . نحل (16) 45

56. فرجام هلاکت‌بار امّتهای پیشین، هشداری به کافران ستیزه‌گر قریش:

وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِی الْبِلاٰدِ هَلْ مِنْ مَحِیصٍ . ق (50) 36

57. تهدید شدن مشرکان قریش، به آمدن عذاب ناگهانی بر آنان، از جانب خداوند، در برابر توطئۀ آنان علیه پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الْمٰاکِرِینَ . (1)انفال (8) 30

58. تهدید شدن کافران قریش (درخواست‌کنندگان نزول فرشتگان و رؤیت خداوند)، به عذاب قهر الهی در قیامت:

وَ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنٰا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْمَلاٰئِکَةُ أَوْ نَریٰ رَبَّنٰا ... یَوْمَ یَرَوْنَ الْمَلاٰئِکَةَ لاٰ بُشْریٰ یَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِینَ وَ یَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً وَ قَدِمْنٰا إِلیٰ مٰا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنٰاهُ هَبٰاءً مَنْثُوراً. (2)فرقان (25) 21 -\23

59. تهدید شدن اشراف قریش به عذاب الهی، به سبب شک و تردید آنان در حقّانیّت قرآن:

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ ... أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی بَلْ لَمّٰا یَذُوقُوا عَذٰابِ . (3)ص (38) 6 و 8

60. کافران شکست خوردۀ قریش در جنگ بدر، مورد تهدید خداوند به چشیدن دوبارۀ طعم شکست، در صورت باز گشت به جنگ:

إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جٰاءَکُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِیَ عَنْکُمْ فِئَتُکُمْ شَیْئاً وَ لَوْ کَثُرَتْ وَ أَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ .

انفال (8) 19


1) 1) .«یمکر اللّه»یعنی خداوند، عذابی را که برای آنان آماده کرده است پنهان نگه می‌دارد تا آنگاه که ناگهان بر آنان فرود آید. (الکشاف، ج 2، ص 216)

2) 2) . از ابن‌جریج دربارۀ«قال الّذین لایرجون لقاءنا»نقل شده است که این سخن کافران قریش است که گفته‌اند:«لولا انزل علینا». (الدرالمنثور، ج 6 ، ص 244)

3) 3) . مقصود از«ملأ»اشراف قریش و مقصود از«ذکر»قرآن است. (الکشاف، ج 4، ص 73 و 74)

جنگ قریش

61. مشرکان قریش، آغاز کنندۀ جنگ و ستیز علیه پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان:

أَ لاٰ تُقٰاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرٰاجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . (1)توبه (9) 13

جهاد علیه قریش

62. پیاده شدن حق و ریشه کن شدن بنیان کافران، هدف از فرمان خداوند به جهاد، علیه مشرکان قریش در بدر:

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّٰهُ إِحْدَی الطّٰائِفَتَیْنِ أَنَّهٰا لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذٰاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ یَقْطَعَ دٰابِرَ الْکٰافِرِینَ . (2)انفال (8) 7

63. پیمان‌شکنی کافران قریش، موجب لزوم جهاد علیه آنان:

وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقٰاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاٰ أَیْمٰانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ

أَ لاٰ تُقٰاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرٰاجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . توبه (9) 12 و 13

64. تلاش قریش برای اخراج پیامبر صلی الله علیه و آله از مکّه، زمینه‌ساز صدور فرمان جهاد به مسلمانان، علیه آنان:

وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقٰاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاٰ أَیْمٰانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ

أَ لاٰ تُقٰاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرٰاجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . (3)توبه (9) 12 و 113

65. حرکت پیامبر صلی الله علیه و آله از مدینه به سوی بدر، برای جهاد علیه مشرکان قریش با وحی الهی:

کَمٰا أَخْرَجَکَ رَبُّکَ مِنْ بَیْتِکَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ لَکٰارِهُونَ . (4)انفال (8) 5

66. اندک نشان داده شدن نیروهای قریش در رؤیا به پیامبر صلی الله علیه و آله مانع اختلاف و سستی مؤمنان در جهاد علیه آنان:

إِذْ یُرِیکَهُمُ اللّٰهُ فِی مَنٰامِکَ قَلِیلاً وَ لَوْ أَرٰاکَهُمْ کَثِیراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنٰازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. انفال (8) 43

حسرت قریش

67. انفاق کافران قریش در جنگ علیه پیامبر صلی الله علیه و آله و اسلام، موجب اندوه و حسرت آنان:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ


1) 1) . جملۀ«و هم بدءوکم اوّل مرّة»، دربارۀ جنگ قریش با همپیمانان محمّد است که به منزلۀ جنگ علیه حضرت شمرده شده است. (جامع‌البیان، ج 6 ، جزء 10، ص 116)

2) 2) . مقصود از«طائفتین»عیر [کاروان تجارتی قریش به رهبری ابوسفیان] و نفیر [سپاه مسلّح قریش] در بدر است که مسلمانان خواهان کاروان تجارتی، ولی خداوند خواهان رویارویی با سپاه مسلّح قریش بوده است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 801 -\802)

3) 3) . بنا بر قولی، مقصود از«هموا باخراج الرّسول»مشرکان قریش و اهل مکّه و مراد اخراج از مکّه است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 18؛ الکشاف، ج 2، ص 252)

4) 4) . مقصود از«بیت»در آیه، مدینه و منظور از«حق»وحی الهی است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 801)

سَبِیلِ اللّٰهِ فَسَیُنْفِقُونَهٰا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلیٰ جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ .

انفال (8) 36

حس‌گرایی قریش

68. مشرکان قریش، مردمی حس‌گرا، در عقیده و اندیشه:

وَ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنٰا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْمَلاٰئِکَةُ أَوْ نَریٰ رَبَّنٰا ... (1)فرقان (25) 21

حشر قریش

69. محشور شدن در جهنّم، کیفر کافران شکست خوردۀ قریش:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ فَسَیُنْفِقُونَهٰا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلیٰ جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ

لِیَمِیزَ اللّٰهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ ...

فَیَجْعَلَهُ فِی جَهَنَّمَ ... (2)انفال (8) 36 و 37

دشمنی قریش

70. شکست کافران قریش در غزوۀ بدر، به علّت دشمنی و مخالفت با خدا و رسول صلی الله علیه و آله :

إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَی الْمَلاٰئِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنٰاقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنٰانٍ

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ یُشٰاقِقِ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ . (3)

انفال (8) 12 و 13

دعای قریش

71. سوت کشیدن و کف زدن، شیوۀ عبادت و دعای کافران قریش، در ایّام جاهلیّت، در اطراف خانۀ خدا:

وَ مٰا کٰانَ صَلاٰتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلاّٰ مُکٰاءً وَ تَصْدِیَةً فَذُوقُوا الْعَذٰابَ بِمٰا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ . (4)

انفال (8) 35

72. دعای مشرکان قریش به درگاه خداوند، پیش از جنگ بدر برای پیروزی بر حامیان دین حق:

إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جٰاءَکُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِیَ عَنْکُمْ فِئَتُکُمْ شَیْئاً وَ لَوْ کَثُرَتْ وَ أَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ . (5)انفال (8) 19

زندگی قریش

73. خو گرفتن قریش، در ادارۀ زندگی خود، با کوچهای تابستانه و زمستانه:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ


1) 1) . از ابن‌جریج دربارۀ آیۀ«قال الّذین لایرجون لقاءنا»نقل شده است که این سخن کافران قریش است که گفته‌اند:«لولا انزل علینا». (الدرالمنثور، ج 6 ، ص 244)

2) 2) . بنا بر قولی، آیۀ مذکور دربارۀ دوازده نفر از اطعام‌کنندگان جنگ بدر نازل شده است که همۀ آنان از قریش بوده‌اند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 832)

3) 3) . آیه، دربارۀ کافران غزوۀ بدر نازل شده است که همگی‌از قریش بوده‌اند. (همان، ص 808 -\810)

4) 4) . مقصود از ضمیر«صلاتهم»کافران قریش و بنابر قولی‌مقصود از«صلاة»دعا است. (همان، ج 3 -\6، ص 831)

5) 5) . جنگ پیامبر صلی الله علیه و آله در غزوۀ بدر با قریش بوده است. (همان، 3 -\4 ، ص 808 -\810 ؛ الکشاف، ج 2، ص 208)

اَلشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ. (1)قریش (106) 1 و 2

74. از هم پاشیده شدن نظام زندگی و شیوۀ امرار معاش قریش در صورت پیروزی ابرهه و سپاه فیل:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ . فیل (105) 1 و قریش (106) 1

75. حکمفرمایی و زندگی قریش در شهر مکّه، پیش از ظهور اسلام:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ .

قریش (106) 1 -\3

76. نابودی اصحاب فیل، مایۀ استحکام پیوند قریش با شهر مکّه و ادامۀ زندگی آنان در آن شهر:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ . فیل (105) 1 و قریش (106) 1

77. استوار ماندن قریش بر نظام معیشتی و زندگی دیر پای خویش، نعمتی الهی و سزاوار سپاس:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ.

قریش (106) 1 -\4

سرمستی قریش

78. سرمستی مشرکان قریش، هنگام خروج برای جنگ بدر:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ بَطَراً وَ رِئٰاءَ النّٰاسِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ بِمٰا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ. (2)انفال (8) 47

سفرهای قریش

79. نابودی اصحاب فیل، باعث از بین رفتن ترس و وحشت قریش، در سفرهای بازرگانی خود:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ. فیل (105) 1 و قریش (106) 1 و 2 و 4

80. قریش، نیازمند امنیّت در مسافرتهای خویش:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ. قریش (106) 1 و 2 و 4

81. مسافرت قریش بر طبق عادت دیرینه، در تابستان به مناطق خوش آب و هوا، و در زمستان به مناطق گرمسیر:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ. (3)قریش (106) 1 و 2

82. فراهم آمدن زمینۀ تجارت قریش با سفرهای تابستانی و زمستانی، دلیل لزوم روی آوردن قریش به عبادت خداوند:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ


1) 1) . هماهنگی و الفت، مستلزم داشتن برنامۀ منظم است که کوچهای تابستانه و زمستانه نمودی از آن است

2) 2) . مقصود از«الّذین خرجوا»قریش‌اند که هنگام خروج از مکّه برای جنگ بدر با سرمستی و غرور خارج شدند. (التبیان، ج 5، ص 133؛ مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 842)

3) 3) . بر طبق روش بیابان نشینان سفر زمستانه (رحلة الشتاء) به سوی مناطق گرمسیری و سفر تابستانه (والصیف) به سوی مناطق سردسیر است

اَلَّذِی ... وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ. قریش (106) 1 -\4

83. امنیّت راههای کوچ زمستانی و تابستانی در مسافرتهای قریش، نعمتی الهی و سزاوار سپاس:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی ... وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ. قریش (106) 1 -\4

سلطۀ قریش

84. کفّار قریش، برخوردار از روحیّۀ زورمداری و سلطه‌گری:

وَ اذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخٰافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النّٰاسُ فَآوٰاکُمْ وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . (1)انفال (8) 26

شرک قریش

==> همین مدخل، بت‌پرستی قریش و عقاید قریش

شکست قریش

85. اخبار خداوند از شکست قریش در مصاف با حق و مؤمنان:

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّٰهُ إِحْدَی الطّٰائِفَتَیْنِ أَنَّهٰا لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذٰاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ یَقْطَعَ دٰابِرَ الْکٰافِرِینَ

لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُبْطِلَ الْبٰاطِلَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ . (2)انفال (8) 8

86. شکست ذلت‌بار قریش در غزوه بدر:

لِیَقْطَعَ طَرَفاً مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْ یَکْبِتَهُمْ فَیَنْقَلِبُوا خٰائِبِینَ . (3)آل‌عمران (3) 127

87. شکست قریش و متحدان آنان در غزوۀ احزاب:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جٰاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ رِیحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیراً

وَ رَدَّ اللّٰهُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِغَیْظِهِمْ لَمْ یَنٰالُوا خَیْراً وَ کَفَی اللّٰهُ الْمُؤْمِنِینَ الْقِتٰالَ وَ کٰانَ اللّٰهُ قَوِیًّا عَزِیزاً. (4)

احزاب (33) 9 و 25

88. شکست قریش در حدیبیه و ناکامی آنان از توطئه علیه پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان:

وَعَدَکُمُ اللّٰهُ مَغٰانِمَ کَثِیرَةً تَأْخُذُونَهٰا فَعَجَّلَ لَکُمْ هٰذِهِ وَ کَفَّ أَیْدِیَ النّٰاسِ عَنْکُمْ وَ لِتَکُونَ آیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ یَهْدِیَکُمْ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً

وَ هُوَ الَّذِی کَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَکَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَکُمْ عَلَیْهِمْ وَ کٰانَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیراً. (5)فتح (48) 20 و 24

نیز ==> احزاب / غزوه احزاب، بدر/ غزوه بدر، حدیبیه / صلح حدیبیه، شرک، مشرکان، کفر، کافران


1) 1) . بعضی از اهل تأویل گفته‌اند: مقصود از«ناس»در«یتخطّفکم النّاس»کافران قریش است. (جامع‌البیان، ج 6 ، جزء 9، ص 290)

2) 2) . شأن نزول آیات مربوط به غزوه بدر و کاروان تجاری قریش و امداد آنها با کاروان جنگی قریش و شکست آنان است. (مجمع البیان، ج 5 -\6، ص 802)

3) 3) . شأن نزول آیه و سیاق آیات مربوط به غزوه بدر و شکست قریش در این واقعه است. (المیزان، ج 4، ص11)

4) 4) . مقصود«جنود»قریش و دیگر متحدان آنان در غزوۀ‌احزاب هستند. (المیزان، ج 16، ص 285؛ مجمع البیان، ج 7 -\8، ص 533)

5) 5) . شأن نزول آیات مربوط به قصه حدیبیه و ممانعت قریش از ورود پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان به مکّه است.(مجمع البیان، ج 9 -\10، ص 177)

شک قریش

89. شک و تردید اشراف قریش نسبت به حقانیت قرآن:

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلیٰ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَشَیْءٌ یُرٰادُ

أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی بَلْ لَمّٰا یَذُوقُوا عَذٰابِ . (1)ص (38) 6 و 8

وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ هٰذَا الْقُرْآنُ عَلیٰ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ . زخرف (43) 31

90. شک و تردید اشراف قریش در حقانیت قرآن، موجب تهدید شدن آنان از جانب خداوند به عذاب:

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلیٰ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَشَیْءٌ یُرٰادُ

أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی بَلْ لَمّٰا یَذُوقُوا عَذٰابِ . ص (38) 6 و 8

عبادت قریش

91. فراهم آمدن زمینۀ مناسب از جانب خداوند، برای کوچ زمستانی و تابستانی قریش، حجّتی کامل بر لزوم روی‌آوری آنان به عبادت خداوند:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ.

قریش (106) 1 -\4

92. لزوم سپاسگزاری قریش از خداوند، در برابر نعمت برخورداری از امنیّت اقتصادی، با عبادت و بندگی در برابر او:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ.

قریش (106) 1 -\4

نیز ==> همین مدخل، دعای قریش و نماز قریش

عذاب قریش

==> عذاب، موجبات عذاب، کفر

عقاید قریش

1. تعدّد خدایان

93. اعتقاد قریش به خدایان متعدّد:

وَ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلٰهاً وٰاحِداً إِنَّ هٰذٰا لَشَیْءٌ عُجٰابٌ

وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلیٰ آلِهَتِکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَشَیْءٌ یُرٰادُ. (2)ص (38) 4 -\6

2. دختر داشتن خدا

94. دختر بودن ملائکه، برای خداوند، از اعتقادات مشرکان قریش:

وَ جَعَلُوا الْمَلاٰئِکَةَ الَّذِینَ هُمْ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ إِنٰاثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهٰادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ

وَ قٰالُوا لَوْ شٰاءَ الرَّحْمٰنُ مٰا عَبَدْنٰاهُمْ مٰا لَهُمْ بِذٰلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاّٰ یَخْرُصُونَ . زخرف (43) 19 و 20

95. اعتقاد مشرکان قریش به دختر بودن ملائکه، امری گزاف و غیر مستند به کتابهای آسمانی:

وَ جَعَلُوا الْمَلاٰئِکَةَ الَّذِینَ هُمْ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ

(3)


1) 1) . مقصود از«ملأ»اشراف قریش، و مقصود از«ذکر»قرآن است. (الکشاف، ج 4، ص 73 و 74)

2) 2) . مقصود از«ملأ»اشراف قریش، و مقصود از«ذکر»قرآن است. (الکشاف، ج 4، ص 73 و 74)

3) 1) . مقصود از«ملأ»اشراف قریش، و مقصود از«ذکر»قرآن است. (الکشاف، ج 4، ص 73 و 74)

إِنٰاثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهٰادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ

وَ قٰالُوا لَوْ شٰاءَ الرَّحْمٰنُ مٰا عَبَدْنٰاهُمْ مٰا لَهُمْ بِذٰلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاّٰ یَخْرُصُونَ

أَمْ آتَیْنٰاهُمْ کِتٰاباً مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِکُونَ . زخرف (43) 19 -\21

3. رحمانیّت خدا

96. مشرکان قریش، معتقد به خداوند رحمان و مرتبت والای او در مقایسه با دیگر خدایان:

وَ قٰالُوا لَوْ شٰاءَ الرَّحْمٰنُ مٰا عَبَدْنٰاهُمْ مٰا لَهُمْ بِذٰلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاّٰ یَخْرُصُونَ . (1)

زخرف (43) 20

4. عبادت ملائکه

97. فرشتگان، مورد پرستش و احترام مشرکان قریش، در عصر جاهلیّت:

وَ جَعَلُوا الْمَلاٰئِکَةَ الَّذِینَ هُمْ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ إِنٰاثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهٰادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ

وَ قٰالُوا لَوْ شٰاءَ الرَّحْمٰنُ مٰا عَبَدْنٰاهُمْ مٰا لَهُمْ بِذٰلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاّٰ یَخْرُصُونَ . زخرف (43) 19 و 20

5. عزّت خدا

98. اعتقاد مشرکان قریش، به عزّت و دانایی آفریدگار هستی:

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ . (2)زخرف (43) 9

6 . علم خدا

99. اعتقاد مشرکان قریش، به عزّت و دانایی آفریدگار هستی:

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ . (3)زخرف (43) 9

7. قداست کعبه

100. قریش، معتقد به تقدّس کعبه در زمان جاهلیّت:

وَ مٰا کٰانَ صَلاٰتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلاّٰ مُکٰاءً وَ تَصْدِیَةً فَذُوقُوا الْعَذٰابَ بِمٰا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ . (4)انفال (8) 35

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ .

قریش (106) 1 و 3

8 . مشیّت خدا

101. اعتقاد مشرکان قریش، به مشیّت خداوند و نقش مؤثّر آن، در عمل انسان:

وَ جَعَلُوا الْمَلاٰئِکَةَ الَّذِینَ هُمْ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ إِنٰاثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهٰادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ

وَ قٰالُوا لَوْ شٰاءَ الرَّحْمٰنُ مٰا عَبَدْنٰاهُمْ مٰا لَهُمْ بِذٰلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاّٰ یَخْرُصُونَ . زخرف (43) 19 و 20

9. وجود ملائکه

102. اعتقاد قریش، به وجود ملائکه:

وَ جَعَلُوا الْمَلاٰئِکَةَ الَّذِینَ هُمْ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ إِنٰاثاً ... وَ قٰالُوا لَوْ شٰاءَ الرَّحْمٰنُ مٰا عَبَدْنٰاهُمْ مٰا لَهُمْ بِذٰلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاّٰ یَخْرُصُونَ . (5)

زخرف (43) 19 و 20

نیز ==> همین مدخل، بت‌پرستی قریش، حس‌گرایی قریش


1) 1) . مقصود از ضمیر«قالوا»مشرکان قریش است.(جامع البیان، ج 13، جزء 25، ص 76)

2) 2) . مراد آیه، سؤال پیامبر صلی الله علیه و آله از قوم خود است. (همان)

3) 3) . مقصود آیه سؤال پیامبر صلی الله علیه و آله از قوم خود است. (همان)

4) 4) . منظور از ضمیر«صلاتهم»قریش است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 831)

5) 5) . مقصود از ضمیر«قالوا»مشرکان قریش است.(جامع البیان، ج 13، جزء 25، ص 76)

عهدشکنی قریش

103. مشرکان قریش، مردمی پیمان شکن و شکنندۀ عهد خود با پیامبر صلی الله علیه و آله :

أَ لاٰ تُقٰاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرٰاجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ... (1)توبه (9) 13

104. عهدشکنی قریش، موجب صدور حکم جهاد، علیه آنان:

أَ لاٰ تُقٰاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرٰاجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ .... توبه (9) 13

نیز ==> صلح، پیمان صلح، نقض پیمان صلح

فرجام قریش

105. کافران و مشرکان قریش در مکّه، افرادی ناسپاس و عامل اصلی سقوط و بدبختی مردم:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ کُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دٰارَ الْبَوٰارِ. (2)ابراهیم (14) 28

106. سرنوشت شوم قریش، پس از کفران نعمتهای الهی، شایستۀ تأمّل، تفکّر و درس‌آموزی:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ کُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دٰارَ الْبَوٰارِ. ابراهیم (14) 28

قریش در صلح حدیبیّه

==> صلح، پیمان صلح

قریش در غزوۀ احُد

==> احُد، کافران و غزوۀ احُد، مشرکان و غزوۀ احُد

قریش در غزوه احزاب

==> احزاب، مشرکان در غزوۀ احزاب

قریش در غزوۀ بدر

==> بدر، کاروان قریش و غزوۀ بدر، کافران در غزوۀ بدر

قریش در فتح مکّه

107. شکست مشرکان قریش و پیروزی و غلبۀ مسلمانان بر آنان، هنگام فتح مکّه:

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ . (3)نصر (110) 1

قریش در قیامت

==> کفر، کافران، کافران در قیامت و شرک، مشرکان، مشرکان در قیامت

قریش و آیات خدا

==> آیات خدا، اعراض از آیات خدا، اعراض‌کنندگان از آیات خدا، کافران، مشرکان و شرک، مشرکان، اعراض مشرکان

قریش و اسلام

==> اسلام، مبارزه با اسلام و کفر، کافران و اسلام

قریش و اصحاب فیل

108. نابودی اصحاب فیل، مقدّمه‌ای برای الفت و پیوستن قریش به یکدیگر:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ


1) 1) . قریش بودند که پیمان خود با پیامبر صلی الله علیه و آله را شکستند. (جامع‌البیان، ج 6 ، جزء 10، ص 116)

2) 2) . عبدالرّحمن بن کثیر از امام صادق علیه السلام دربارۀ آیۀ«الم‌تر الی الّذین بدّلوا...»پرسید و امام علیه السلام در پاسخ فرمود: همۀ افراد قریش در آیه قصد شده‌اند. (الکافی، ج 1، ص 217، ح 4)

3) 3) . مقصود از«نصراللّه»پیروزی و غلبه بر قریش، و مراد از«فتح»فتح مکّه است. (جامع‌البیان، ج 15، جزء 30، ص 432)

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ . فیل (105) 1 و قریش (106) 1

109. نابودی اصحاب فیل، باعث از بین رفتن ترس و وحشت قریش، در سفرهای بازرگانی:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ. فیل (105) 1 و قریش (106) 1 و 2 و 4

110. نابودی اصحاب فیل به امر خداوند، زمینه‌ای مناسب برای تجارت تابستانی و زمستانی قریش در کمال امنیّت:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ. فیل (105) 1 و قریش (106) 1 و 2

111. نابودی اصحاب فیل، زمینه‌ای برای فراهم شدن روزی قریش و نجات آنان از گرسنگی:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ. فیل (105) 1 و قریش (106) 1 -\4

قریش و قرآن

==> کفر، کافران، کافران و قرآن و همین مدخل، تردیدهای قریش، تعجّب قریش، تکذیبهای قرآن

قریش و کعبه

112. کعبه (خانۀ خدا) وسیلۀ اتحاد، امنیت، اعتبار و تحصیل مال برای قریش:

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ .

قریش (106) 1 و 3

قریش و محمّد صلی الله علیه و آله

==> کفر، کافران، کافران و محمّد صلی الله علیه و آله

کاروان تجارتی قریش

113. مواجه شدن کاروانهای تجارتی قریش با خطر جدّی، بر اثر هجوم اصحاب فیل به مکّه:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ.

فیل (105) 1 و قریش (106) 1 -\4

114. مسلمانان، مشتاق رویارویی با کاروان تجاری قریش، و ناخشنود از درگیری با سپاه مسلّح آنان:

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّٰهُ إِحْدَی الطّٰائِفَتَیْنِ أَنَّهٰا لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذٰاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ یَقْطَعَ دٰابِرَ الْکٰافِرِینَ . انفال (8) 7

115. پیروزی بر سپاه کافران قریش یا تسلّط بر کاروان تجاری آنان، وعدۀ خداوند به مسلمانان:

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّٰهُ إِحْدَی الطّٰائِفَتَیْنِ أَنَّهٰا لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذٰاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ یَقْطَعَ دٰابِرَ الْکٰافِرِینَ . (1)انفال (8) 7


1) 1) . مقصود از«طائفتین»کاروان تجاری [عیر] و سپاه مشرکان [نفیر] است. کاروان تجاری، همان کاروان قریش است که رهبری آن را ابوسفیان برعهده داشت. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 801 -\802)

116. کاروان تجاری قریش، فاقد نیروی دفاعی مقاوم:

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّٰهُ إِحْدَی الطّٰائِفَتَیْنِ أَنَّهٰا لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذٰاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ ....

انفال (8) 7

117. قریش، دارای دو کاروان تجارتی (تابستانه و زمستانه):

لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ

إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ

فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ

اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ.

قریش (106) 1 -\4

118. عبور کاروان تجارتی قریش، از مکانی پایین‌تر از سپاه مسلمانان (ساحل دریا) در غزوۀ بدر:

إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْیٰا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْویٰ وَ الرَّکْبُ أَسْفَلَ مِنْکُمْ ... (1)انفال (8) 42

نماز قریش

119. نماز خواندن مشرکان قریش، در کنار خانۀ خدا، با سوت کشیدن و کف زدن:

وَ مٰا کٰانَ صَلاٰتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلاّٰ مُکٰاءً وَ تَصْدِیَةً فَذُوقُوا الْعَذٰابَ بِمٰا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ . (2)انفال (8) 35

نیروهای نظامی قریش

==> نیروهای نظامی، نیروهای نظامی قریش

نیز ==> جاهلیّت، کفر، کافران و شرک، مشرکان

قریه

==>شهر

قساوت

اشاره

قساوت قلب، به معنای سخت‌دلی و سنگدلی است. (3)

در علم اخلاق، روحیّۀ تأثیرناپذیری از درد و رنج همنوعان را قساوت گویند. (4)در این مدخل، مطلق معنای قساوت مورد نظر است و از جمله‌ها و کلمات بیانگر قساوت، همانند«قست قلوبهم»و«اشدد علیٰ قلوبهم»و«غلیظ القلب»استفاده شده است.

اهمّ عناوین: آثار قساوت، اهل قساوت و موانع قساوت.

آثار قساوت

1. پراکندگی مردم

1. قساوت قلب و سخت‌دلی رهبران، موجب پراکنده شدن مردم از اطراف آنان:

فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ ....

آل‌عمران (3) 159

2. تحریف تورات

2. سنگدلی بنی‌اسرائیل، منشأ تحریف تورات و معارف آن از سوی آنان:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... فَبِمٰا


1) 1) .«والرکب اسفل منکم»یعنی چهل نفر سواره‌ای که کاروان تجارت را پشتیبانی می‌کردند پایین‌تر از شما در کنار ساحل دریا بودند. (الکشاف، ج 2، ص 223)

2) 2) . مقصود از ضمیر«صلاتهم»قریش است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 831)

3) 3) . مفردات، ص 671 ،«قسو»

4) 4) . جامع السعادات، ج 1، ص 404

نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ ... (1)

مائده (5) 12 و 13

3. ترک تضرّع

3. قساوت قلب، موجب ترک تضرّع و استغاثه به درگاه خداوند در هنگام سختیها و بلاها:

فَلَوْ لاٰ إِذْ جٰاءَهُمْ بَأْسُنٰا تَضَرَّعُوا وَ لٰکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطٰانُ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ .

انعام (6) 43

4. تزیین عمل

4. قساوت قلب، زمینه‌ای مناسب برای تزیین اعمال زشت در نظر انسان به وسیلۀ شیطان:

فَلَوْ لاٰ إِذْ جٰاءَهُمْ بَأْسُنٰا تَضَرَّعُوا وَ لٰکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطٰانُ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ .

انعام (6) 43

5. حق‌ناپذیری

5. قساوت قلب، مایۀ حق‌ناپذیری انسان:

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجٰارَةِ لَمٰا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهٰارُ ... (2)بقره (2) 74

فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِیَةً ... (3)مائده (5) 13

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 16

6 . شکنجه

6. شکنجۀ مؤمنان با سوزاندن در آتش از سوی اصحاب اخدود، برخاسته از سنگدلی آنان:

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

إِذْ هُمْ عَلَیْهٰا قُعُودٌ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ

إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذٰابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذٰابُ الْحَرِیقِ . (4)بروج (85) 4 -\7 و 10

7. ظلم

7. انسانهای قسیّ‌القلب، مردمانی ظالم و ستمگر:

لِیَجْعَلَ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ فِتْنَةً لِلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظّٰالِمِینَ لَفِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ. حجّ (22) 53

8. غفلت

8. قساوت قلب، موجب غفلت از یاد خدا و مواعظ او:

فَلَوْ لاٰ إِذْ جٰاءَهُمْ بَأْسُنٰا تَضَرَّعُوا وَ لٰکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطٰانُ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنٰا عَلَیْهِمْ أَبْوٰابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتّٰی إِذٰا فَرِحُوا بِمٰا أُوتُوا أَخَذْنٰاهُمْ بَغْتَةً فَإِذٰا هُمْ مُبْلِسُونَ . انعام (6) 43 و 44

... فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ ....

زمر (39) 22

9 . فسق

9. قساوت قلب، زمینۀ فسق و نافرمانی در برابر حق:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ


1) 1) . مقصود از«یحرّفون الکلم»تحریف در الفاظ، معانی ومعارف تورات است. (التفسیر المنیر، ج 6 ، ص 125 -\126)

2) 2) . تعبیر«انّ من الحجارة...»می‌فهماند که برخی انسانها در قساوت قلب تا سرحدّ رویگردانی از حق پیش رفته‌اند. (المیزان، ج 1، ص 203)

3) 3) . قساوت قلب یعنی قلبی که در برابر حق خاشع نبوده و پذیرش ندارد. (همان، ج 5، ص 240)

4) 4) . آیه«و هم علی ما یفعلون شهود»بیانگر خشونت و قساوت اصحاب اخدود در شکنجه مؤمنان می‌باشد. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 30، جزء 30، ص 243)

اَللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . (1)حدید (57) 16

10. قتل

10. کشتار بی‌رحمانۀ پسران بنی‌اسرائیل، به دست فرعون و فرعونیان، نشان قساوت قلب آنان:

وَ إِذْ نَجَّیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذٰابِ یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِسٰاءَکُمْ وَ فِی ذٰلِکُمْ بَلاٰءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ . (2)بقره (2) 49

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ أَنْجٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذٰابِ وَ یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِسٰاءَکُمْ وَ فِی ذٰلِکُمْ بَلاٰءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ . ابراهیم (14) 6

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

11. کمبود شخصیّت

11. تفاوت اساسی بین انسان مؤمن نرم‌دل با کافر قسیّ‌القلب، از نظر شخصیّت حقیقی:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . زمر (39) 22

12. گمراهی

12. قساوت قلب، مایۀ گمراهی و هدایت‌ناپذیری:

... فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . زمر (39) 22

13. مانع اجابت انبیا

13. سنگدلی، مانع اجابت دعوت انبیا:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَأَخَذْنٰاهُمْ بِالْبَأْسٰاءِ وَ الضَّرّٰاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ

فَلَوْ لاٰ إِذْ جٰاءَهُمْ بَأْسُنٰا تَضَرَّعُوا وَ لٰکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ ....

انعام (6) 42 و 43

14. مانع ایمان

14. سخت‌دلی بنی‌اسرائیل، بازدارندۀ آنان از ایمان و گرایش به اسلام:

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ... أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُمْ .... بقره (2) 74 و 75

15 . مانع تابش نور خدا

15. قساوت، مانع تابش نور الهی بر قلبها:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . زمر (39) 22

16. مانع تسلیم

16. قساوت قلب، مانع تسلیم شدن در برابر خداوند و پذیرش دین او:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . زمر (39) 22

17. مانع تعقّل

17. قساوت قلب، مانع تعقّل و اثرپذیری از آیات و معجزات الهی:

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ


1) 1) . قلب قساوتمند و حق‌ناپذیر، چه بسا از زیّ عبودیّت خارج شده و دچار فسق گردد. (المیزان، ج 19، ص 161)

2) 2) . فرعون زمان موسی خشن‌ترین و سنگدل‌ترین فراعنه بوده است. (التفسیر الکبیر، ج 2، ص 63) و انجام این عذاب‌ها توسط آل فرعون به امر و مباشرت فرعون بوده است. (جامع البیان، ج 1، جزء 1، ص 310)

وَ یُرِیکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجٰارَةِ لَمٰا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهٰارُ .... بقره (2) 73 و 74

18. قساوت قلب، مانع تعقل و تفکر نسبت به قرآن:

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . حشر (59) 21

18. مانع خشیت

19. قساوت قلب، مانع خوف و خشیت دل از خدا:

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجٰارَةِ لَمٰا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهٰارُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمٰاءُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ ... (1)بقره (2) 74

19. مانع درک معارف

20. نفوذناپذیری قلبهای بنی‌اسرائیل، مانع فهم عمیق و درک معارف الهی:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قٰالُوا أَ تَتَّخِذُنٰا هُزُواً قٰالَ أَعُوذُ بِاللّٰهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجٰاهِلِینَ

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا هِیَ قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ لاٰ فٰارِضٌ وَ لاٰ بِکْرٌ عَوٰانٌ بَیْنَ ذٰلِکَ فَافْعَلُوا مٰا تُؤْمَرُونَ

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا لَوْنُهٰا قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ صَفْرٰاءُ فٰاقِعٌ لَوْنُهٰا تَسُرُّ النّٰاظِرِینَ

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا هِیَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشٰابَهَ عَلَیْنٰا وَ إِنّٰا إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ لَمُهْتَدُونَ

قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ لاٰ ذَلُولٌ تُثِیرُ الْأَرْضَ وَ لاٰ تَسْقِی الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاٰ شِیَةَ فِیهٰا قٰالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهٰا وَ مٰا کٰادُوا یَفْعَلُونَ

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا وَ اللّٰهُ مُخْرِجٌ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ وَ یُرِیکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجٰارَةِ لَمٰا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهٰارُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمٰاءُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ .... بقره (2) 67 -\74

21. سخت‌دلی برخی انسانها، مایۀ محرومیّت آنان از دستیابی به معارف قرآن:

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . (2)حشر (59) 21

22. قساوت قلب، موجب درک نکردن معارف الهی:

... فَذَبَحُوهٰا وَ مٰا کٰادُوا یَفْعَلُونَ ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً .... بقره (2) 71 و 74

20. مانع شرح صدر

23. قساوت قلب، مانع شرح صدر و تابش نور الهی بر قلب:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . زمر (39) 22


1) 1) . جملۀ«و انّ منها لَما یهبط»بیانگر این است که سنگ از خدا خوف و خشیت دارد، ولی در دل سنگدلان خوف و خشیت خدا راه ندارد. (المیزان، ج 1، ص 203)

2) 2) . تمثیل خداوند در آیۀ یاد شده، برای بیان سنگدلی برخی انسانها است که در برابر قرآن تأثیرپذیر نیستند. (همان، ج 19، ص 221)

21. موعظه‌ناپذیری

24. قساوت قلب، موجب اثرناپذیری از تذکّرات و مواعظ:

فَلَوْ لاٰ إِذْ جٰاءَهُمْ بَأْسُنٰا تَضَرَّعُوا وَ لٰکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطٰانُ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنٰا عَلَیْهِمْ أَبْوٰابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتّٰی إِذٰا فَرِحُوا بِمٰا أُوتُوا أَخَذْنٰاهُمْ بَغْتَةً فَإِذٰا هُمْ مُبْلِسُونَ . انعام (6) 43 و 44

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . (1)حشر (59) 21

22. نفوذ شیطان

25. قساوت، زمینۀ فریبکاری و نفوذ شیطان در دلها:

فَلَوْ لاٰ إِذْ جٰاءَهُمْ بَأْسُنٰا تَضَرَّعُوا وَ لٰکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطٰانُ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ .

انعام (6) 43

لِیَجْعَلَ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ فِتْنَةً لِلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظّٰالِمِینَ لَفِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ. حجّ (22) 53

امتحان با قساوت

26. قساوت قلب و سنگدلی، زمینۀ امتحان آدمی:

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لاٰ نَبِیٍّ إِلاّٰ إِذٰا تَمَنّٰی أَلْقَی الشَّیْطٰانُ فِی أُمْنِیَّتِهِ فَیَنْسَخُ اللّٰهُ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ ثُمَّ یُحْکِمُ اللّٰهُ آیٰاتِهِ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ

لِیَجْعَلَ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ فِتْنَةً ...

وَ الْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ .... حج (22) 52 و 53

اهل قساوت

1. اصحاب اخدود

27. اصحاب اخدود، مردمانی سنگدل و بی‌رحم در سوزاندن مؤمنان:

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

إِذْ هُمْ عَلَیْهٰا قُعُودٌ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ. (2)بروج (85) 4 -\7

28. قساوت قلب اصحاب اخدود در سوزاندن مؤمنان، موجب گرفتار شدن به نفرین خداوند:

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

إِذْ هُمْ عَلَیْهٰا قُعُودٌ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ. بروج (85) 4 -\7

2. امّتها

29. قساوت قلب برخی امّتها، از عوامل ترک استغاثه و تضرّع آنان به درگاه خداوند، در هنگام سختیها:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَأَخَذْنٰاهُمْ بِالْبَأْسٰاءِ وَ الضَّرّٰاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ

فَلَوْ لاٰ إِذْ جٰاءَهُمْ بَأْسُنٰا تَضَرَّعُوا وَ لٰکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطٰانُ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ .

انعام (6) 42 و 43

3. اهل‌کتاب

30. پیدا شدن روحیّۀ قساوت قلب در اهل‌کتاب (یهود و نصارا)، پیامد دوران فترت و عدم بعثت انبیا:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ


1) 1) . مراد از این آیۀ شریفه این است که قلب کافر برای مواعظ قرآن کریم نرم نیست، آن قرآنی که اگر بر کوه نازل می‌شد قطعاً در برابرش خاشع می‌گشت. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 399)

2) 2) . حضور اصحاب اخدود در مراسم آدم‌سوزی و نظارۀ آن صحنه، نشانگر سنگدلی و قساوت قلب آنان است

اَللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 16

31. بی‌تفاوتی و رویگردانی اهل‌کتاب از تعالیم الهی، موجب قساوت قلب آنان:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 16

32. فسق اهل‌کتاب، حاصل قساوت قلب آنان:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 16

33. هشدار خداوند به مؤمنان، از شبیه شدن به اهل‌کتاب (یهود و نصارا)، در قساوت قلب:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 16

4. بنی‌اسرائیل

34. لجاجت، بهانه‌جویی و عصیانگری بنی‌اسرائیل، موجب قساوت قلب آنان:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قٰالُوا أَ تَتَّخِذُنٰا هُزُواً قٰالَ أَعُوذُ بِاللّٰهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجٰاهِلِینَ

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا هِیَ قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ لاٰ فٰارِضٌ وَ لاٰ بِکْرٌ عَوٰانٌ بَیْنَ ذٰلِکَ فَافْعَلُوا مٰا تُؤْمَرُونَ

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا لَوْنُهٰا قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ صَفْرٰاءُ فٰاقِعٌ لَوْنُهٰا تَسُرُّ النّٰاظِرِینَ

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا هِیَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشٰابَهَ عَلَیْنٰا وَ إِنّٰا إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ لَمُهْتَدُونَ

قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ لاٰ ذَلُولٌ تُثِیرُ الْأَرْضَ وَ لاٰ تَسْقِی الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاٰ شِیَةَ فِیهٰا قٰالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهٰا وَ مٰا کٰادُوا یَفْعَلُونَ

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا وَ اللّٰهُ مُخْرِجٌ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ وَ یُرِیکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجٰارَةِ لَمٰا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهٰارُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمٰاءُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ . بقره (2) 67 -\74

35. قساوت قلب بنی‌اسرائیل، به رغم دریافت آیات و معجزات فراوان:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قٰالُوا أَ تَتَّخِذُنٰا هُزُواً قٰالَ أَعُوذُ بِاللّٰهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجٰاهِلِینَ

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا هِیَ قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ لاٰ فٰارِضٌ وَ لاٰ بِکْرٌ عَوٰانٌ بَیْنَ ذٰلِکَ فَافْعَلُوا مٰا تُؤْمَرُونَ

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا لَوْنُهٰا قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ صَفْرٰاءُ فٰاقِعٌ لَوْنُهٰا تَسُرُّ النّٰاظِرِینَ

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا هِیَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشٰابَهَ عَلَیْنٰا وَ إِنّٰا إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ لَمُهْتَدُونَ

قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ لاٰ ذَلُولٌ تُثِیرُ الْأَرْضَ وَ لاٰ تَسْقِی الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاٰ شِیَةَ فِیهٰا قٰالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهٰا وَ مٰا کٰادُوا یَفْعَلُونَ

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا وَ اللّٰهُ مُخْرِجٌ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ

فَقُلْنٰا

اِضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ وَ یُرِیکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجٰارَةِ لَمٰا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهٰارُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمٰاءُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ . بقره (2) 67 -\74

36. پیمان‌شکنی بنی‌اسرائیل، موجب گرفتاری به قساوت قلب:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِیَةً .... مائده (5) 12 و 13

37. قساوت قلب بنی‌اسرائیل، سبب تحریف تورات از سوی آنان:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ .... مائده (5) 12 و 13

5. رهبران

38. قساوت قلب و سخت‌دلی رهبران، موجب پراکنده شدن مردم از اطراف آنها:

فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شٰاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ .

آل‌عمران (3) 159

6 . ظالمان

39. ظالمان، مردمی قسیّ‌القلب و سنگدل:

لِیَجْعَلَ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ فِتْنَةً لِلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظّٰالِمِینَ لَفِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ. حج (22) 53

7. فرعون

40. فرعون، حاکمی سنگدل و خونخوار:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ . (1)اعراف (7) 127

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ

وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا مِنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَحْذَرُونَ .

قصص (28) 4 و 6

8. فرعونیان

41. گرفتاری فرعونیان به قساوت قلب، از نفرینهای موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلیٰ أَمْوٰالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُوا حَتّٰی یَرَوُا الْعَذٰابَ الْأَلِیمَ .

یونس (10) 88

42. آل فرعون، مردمانی بی‌رحم و خون‌خوار:

وَ إِذْ نَجَّیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذٰابِ یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِسٰاءَکُمْ وَ فِی ذٰلِکُمْ بَلاٰءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ . بقره (2) 49

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ


1) 1) . فرعون زمان موسی خشن و سنگدل‌ترین فراعنه بوده است. (التفسیر الکبیر، ج 2، ص 63)

أَنْجٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذٰابِ وَ یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِسٰاءَکُمْ وَ فِی ذٰلِکُمْ بَلاٰءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ . ابراهیم (14) 6

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ

وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا مِنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَحْذَرُونَ .

قصص (28) 4 و 6

9 . کافران

43. قساوت قلب و سنگدلی کافران، در صدر اسلام:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . زمر (39) 22

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . حشر (59) 21

44. قساوت قلب کافران در متأثّر نشدن از قرآن، به سان سخت‌تر بودن از کوهها:

لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . حشر (59) 21

45. کافران سنگدل، مورد تهدید خداوند:

... فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . زمر (39) 22

46. جبهۀ کفر، متشکّل از انسانهایی بیماردل و قسیّ‌القلب:

لِیَجْعَلَ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ فِتْنَةً لِلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظّٰالِمِینَ لَفِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ. حج (22) 53

47. قساوت قلب کافران، سبب گمراهی آشکار آنان:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . زمر (39) 22

10. مؤمنان

48. مؤمنان، در خطر گرفتاری به قساوت قلب:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . (1)حدید (57) 16

11. نصارا

==> همین مدخل، اهل قساوت، اهل‌کتاب

12. یهود

==> همین مدخل، اهل قساوت، اهل‌کتاب و بنی‌اسرائیل

زمینه‌های قساوت

1. بی‌تفاوتی

49. بی‌تفاوتی در برابر تذکارها و رهنمودهای قرآن در مدّت طولانی، موجب قساوت قلب:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . زمر (39) 22

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ .... حدید (57) 16


1) 1) . آیۀ شریفه، عتاب به مؤمنانی است که به علّت قساوتی که دلهای‌شان را گرفته، در مقابل یاد خدا خاشع نمی‌شود. (المیزان، ج 19، ص 161)

2. عهدشکنی

50. پیمان‌شکنی، موجب گرفتاری به قساوت قلب:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِیَةً .... مائده (5) 12 و 13

3. فسق

51. خصلت فسق، سبب قساوت قلب:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 16

4. گذشت زمان

52. گذشت زمان طولانی بر دلها بدون توجه به خدا و تعالیم آسمانی، زمینۀ قساوت قلب:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 16

قساوت قلب یهود

==> همین مدخل، اهل قساوت، اهل کتاب

کیفر با قساوت

53. گرفتار شدن بنی‌اسرائیل به قساوت قلب از سوی خدا، کیفر پیمان‌شکنی آنان:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِیَةً .... مائده (5) 12 و 13

کیفر قساوت

54. قساوت قلب امّتهای گذشته، زمینۀ هلاکت آنها:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَأَخَذْنٰاهُمْ بِالْبَأْسٰاءِ وَ الضَّرّٰاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ

فَلَوْ لاٰ إِذْ جٰاءَهُمْ بَأْسُنٰا تَضَرَّعُوا وَ لٰکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطٰانُ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

فَقُطِعَ دٰابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . انعام (6) 42 و 43 و 45

55. قساوت قلب اصحاب اخدود در سوزاندن مؤمنان، موجب گرفتار شدن به نفرین خداوند:

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

إِذْ هُمْ عَلَیْهٰا قُعُودٌ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ. بروج (85) 4 -\7

56. سنگدلان غافل از خدا، گرفتار سرنوشتی شوم و دردآور:

... فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ ... (1)

زمر (39) 22

57. قساوت قلب و سخت‌دلی، مایۀ گرفتاری به وادی جهنّم:

... فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ ... (2)

زمر (39) 22

58. قساوت قلب زمینه ساز کیفر و عذاب الهی:

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ


1) 1) .«ویل»برای تحسّر است (مفردات، ص 888 ،«ویل») ودر جایی به‌کار می‌رود که حادثۀ دردآور پیش آمده یا در شرف وقوع باشد

2) 2) .«ویل»وادی خاصّی از جهنّم است. (مفردات،ص 888 ،«ویل»)

زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلیٰ أَمْوٰالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُوا حَتّٰی یَرَوُا الْعَذٰابَ الْأَلِیمَ .

یونس (10) 88

محمّد صلی الله علیه و آله و قساوت

59. شمول رحمت الهی بر پیامبر صلی الله علیه و آله ، مایۀ راه نیافتن قساوت بر قلب وی:

فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ ....

آل‌عمران (3) 159

مراتب قساوت

60. قساوت قلب و سخت‌دلی، دارای مراتب مختلف:

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً .... بقره (2) 74

موانع قساوت

1. تضرّع

61. استغاثه و تضرّع به درگاه الهی، مانع از قساوت قلب:

فَلَوْ لاٰ إِذْ جٰاءَهُمْ بَأْسُنٰا تَضَرَّعُوا وَ لٰکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطٰانُ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ .

انعام (6) 43

2. حق‌پذیری

62. روحیّۀ حق‌پذیری در برابر تعالیم الهی، مانع قساوت قلب و سنگدلی انسان:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ ذٰلِکَ هُدَی اللّٰهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ هٰادٍ. (1)

زمر (39) 22 و 23

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ .... حدید (57) 16

3. خشیت

63. خوف و خشیت از عظمت خدا، مانع از قساوت قلب و سنگدلی آدمی:

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجٰارَةِ لَمٰا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهٰارُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمٰاءُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ .... بقره (2) 74

4. ذکر خدا

64. ذکر و یاد خدا، مانع سخت‌دلی آدمی:

... فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . زمر (39) 22

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ .... حدید (57) 16


1) 1) . مقصود از شرح صدر، حق‌پذیری است. (المیزان،ج 17، ص 255)

5. رحمت خدا

65. عنایت و رحمت الهی، مانع قساوت قلب پیامبر صلی الله علیه و آله :

فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ .... آل‌عمران (3) 159

6 . شرح صدر

66. شرح صدر، از موانع قساوت قلب:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . زمر (39) 22

7. مهربانی

67. مهربانی و نرمی در رفتار با دیگران، بازدارندۀ آدمی از قساوت:

فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شٰاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ .

آل‌عمران (3) 159

8 . نورانیّت

68. بهره‌مندی از نورانیّت الهی، مانع قساوت قلب:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . (1)زمر (39) 22

نیز ==> قلب، ختم قلب

قسط

==>عدالت

قَسَم

اشاره

قسم در لغت به معنای سوگند است (2)و در اصطلاح فقها بر سه گونه است: 1. سوگندی که با هدف تأکید بر خبر از وقوع چیزی در گذشته، حال یا آینده است؛ 2.

سوگندی که به هنگام درخواست کاری از شخص به جهت ترغیب و تحریک وی بر اجرای آن آورده می‌شود، مثل اینکه بگوید: تو را به خدا کارم را انجام بده [قسم منا شده]؛ 3. قسمی که برای تثبیت التزام قلبی انشا می‌شود، مثل اینکه بگوید: به خدا قسم که فردا را روزه می‌گیرم [قسم عقد] که تنها همین مورد منعقد می‌شود و موضوع برای وجوب وفا و کفاره در صورت مخالفت قرار می‌گیرد. (3)مقصود از قسم در این مدخل معنای عام آن است و از ادات قسم و واژه‌های«قسم»،«یمین»،«حلف»و برخی از مشتقّات آنها استفاده شده است.

اهمّ عناوین: احکام قسم، حنث قسم، قسم خدا، قسم دروغ و وفا به قسم.

آثار قسم

1. زوال شک

1. سوگند، اطمینان‌بخش و زدایندۀ شک و تردید، برای آدم و حوّا علیهما السلام :

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطٰانُ لِیُبْدِیَ لَهُمٰا مٰا وُورِیَ


1) 1) . تفریع قساوت قلب بر جملۀ«فهو علیٰ نور من ربّه»بیانگر برداشت مزبور است. (المیزان، ج 17، ص 255)

2) 2) . لسان‌العرب، ج 11، ص 164،«قسم»؛ مفردات،ص 670 ،«قسم»

3) 3) . تحریرالوسیله، ج 2، ص 98

عَنْهُمٰا مِنْ سَوْآتِهِمٰا وَ قٰالَ مٰا نَهٰاکُمٰا رَبُّکُمٰا عَنْ هٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاّٰ أَنْ تَکُونٰا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونٰا مِنَ الْخٰالِدِینَ

وَ قٰاسَمَهُمٰا إِنِّی لَکُمٰا لَمِنَ النّٰاصِحِینَ

فَدَلاّٰهُمٰا بِغُرُورٍ ....

اعراف (7) 20 -\22

2. قبولی گواهی

2. سوگند غیر مسلمان، موجب پذیرش شهادت او بر وصیّت، در صورت شک در راستی و درستی گواهی وی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمٰا مِنْ بَعْدِ الصَّلاٰةِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاٰ نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ وَ لاٰ نَکْتُمُ شَهٰادَةَ اللّٰهِ إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ . (1)مائده (5) 106

احکام قسم

3. معتبر بودن نام خدا، در قسم:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمٰا مِنْ بَعْدِ الصَّلاٰةِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاٰ نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ وَ لاٰ نَکْتُمُ شَهٰادَةَ اللّٰهِ إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ

فَإِنْ عُثِرَ عَلیٰ أَنَّهُمَا اسْتَحَقّٰا إِثْماً فَآخَرٰانِ یَقُومٰانِ مَقٰامَهُمٰا مِنَ الَّذِینَ اسْتَحَقَّ عَلَیْهِمُ الْأَوْلَیٰانِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ لَشَهٰادَتُنٰا أَحَقُّ مِنْ شَهٰادَتِهِمٰا وَ مَا اعْتَدَیْنٰا إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ . مائده (5) 106 و 107

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ .

انبیاء (21) 57

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ الْخٰامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَیْهِ إِنْ کٰانَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . (2)نور (24) 6 و 7

4. حرمت دستاویز قرار دادن قسم، برای دغلکاری در بین مردم:

وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّٰهِ إِذٰا عٰاهَدْتُمْ وَ لاٰ تَنْقُضُوا الْأَیْمٰانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهٰا وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّٰهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلاً إِنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا تَفْعَلُونَ

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهٰا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکٰاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ أَنْ تَکُونَ أُمَّةٌ هِیَ أَرْبیٰ مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمٰا یَبْلُوکُمُ اللّٰهُ بِهِ وَ لَیُبَیِّنَنَّ لَکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ مٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ .

نحل (16) 91 و 92

5. جواز قسم بر ترک آمیزش جنسی (ایلاء):

لِلَّذِینَ یُؤْلُونَ مِنْ نِسٰائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فٰاؤُ فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . بقره (2) 226

6. قصد و نیّت، شرط انعقاد قسم:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ .... بقره (2) 225

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ


1) 1) .«من غیرکم»یعنی از غیر ملّت [دین] شما. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 396؛ الکشاف، ج 1، ص 687)

2) 2) . در اینکه«لعان»شهادت است یا قسم، دو قول وجود دارد: عدّه‌ای آن را شهادت و گروهی آن را قسم دانسته‌اند. (جواهرالکلام، ج 34، ص 63 -\65)

یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ .... مائده (5) 89

... وَ لاٰ تَنْقُضُوا الْأَیْمٰانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهٰا وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّٰهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلاً إِنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا تَفْعَلُونَ . (1)

نحل (16) 91

7. قسم خوردن بسیار به نام خداوند، برای هر کاری، مورد نهی الهی:

وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَةً لِأَیْمٰانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّٰاسِ وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . (2)بقره (2) 224

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ . قلم (68) 10

8. تعهّدآور نبودن قسمها، در صورت اعتقاد به صحّت موارد آنها و صحیح نبودن آنها در واقع:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ . (3)بقره (2) 225

9. تعهّدآور نبودن قسمهای واقع شده، در حالت غضب و خشم:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ . (4)بقره (2) 225

10. جواز سوگند به خدا در آیین ابراهیم علیه السلام :

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ .

انبیاء (21) 57

11. معتبر بودن سوگند به خدا، از سوی گواهان بر وصیّت:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمٰا مِنْ بَعْدِ الصَّلاٰةِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاٰ نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ وَ لاٰ نَکْتُمُ شَهٰادَةَ اللّٰهِ إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ

فَإِنْ عُثِرَ عَلیٰ أَنَّهُمَا اسْتَحَقّٰا إِثْماً فَآخَرٰانِ یَقُومٰانِ مَقٰامَهُمٰا مِنَ الَّذِینَ اسْتَحَقَّ عَلَیْهِمُ الْأَوْلَیٰانِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ لَشَهٰادَتُنٰا أَحَقُّ مِنْ شَهٰادَتِهِمٰا وَ مَا اعْتَدَیْنٰا إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ . مائده (5) 106 و 107

12. لزوم خودداری مؤمنان، از قسم خوردن، در تحریم غذاهای پاکیزه و حلال بر خویشتن:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحَرِّمُوا طَیِّبٰاتِ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَکُمْ وَ لاٰ تَعْتَدُوا إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ . (5)

مائده (5) 87

13. لزوم تعهّد و عمل، به قسمهای برخاسته از اراده و قصد قلبی:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ


1) 1) .«بعد توکیدها»بنا بر قولی: بعد از محکم کردن آن قسمهابا عزم و تصمیم بر سوگند و راجح بودن متعلّق قسم است. (المیزان، ج 12، ص 334)

2) 2) . بر اساس برخی از احتمالات«عرضة»در موردی است که یک شی، در یک معنا زیاد به کار برده شود که مقصود، کثرت قسم خوردن است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 567؛ التفسیر الکبیر، ج 2، ص 424)

3) 3) . بنا بر قولی، مقصود از آیه این است که قسم‌خورنده به صادق بودن اعتقاد داشته، ولی در واقع صادق نباشد. (الکشف و البیان، ثعلبی، ج 2، ص 165؛ مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 569)

4) 4) . بنا بر قولی، مقصود از قسم لغو، قسم انسان غضبناک است. (الکشف والبیان، ثعلبی، ج 2، ص 165؛ مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 569)

5) 5) .«لاتحرّموا»بنا بر قولی یعنی به وسیلۀ نذر یا قسم ملتزم‌به تحریم آن طیّبات نشوید. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 365؛ التفسیر الکبیر، ج 4، ص 417)

یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ .... بقره (2) 225

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ ... وَ احْفَظُوا أَیْمٰانَکُمْ .... مائده (5) 89

وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّٰهِ إِذٰا عٰاهَدْتُمْ وَ لاٰ تَنْقُضُوا الْأَیْمٰانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهٰا وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّٰهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلاً إِنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا تَفْعَلُونَ . نحل (16) 91

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهٰا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکٰاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ أَنْ تَکُونَ أُمَّةٌ هِیَ أَرْبیٰ مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمٰا یَبْلُوکُمُ اللّٰهُ بِهِ وَ لَیُبَیِّنَنَّ لَکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ مٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ .

نحل (16) 92

وَ لاٰ تَتَّخِذُوا أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهٰا وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِمٰا صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لَکُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نحل (16) 94

وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لاٰ تَحْنَثْ إِنّٰا وَجَدْنٰاهُ صٰابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوّٰابٌ . ص (38) 44

14. منعقد نشدن قسم، در صورت مرجوح بودن متعلَّق آن:

وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَةً لِأَیْمٰانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّٰاسِ وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . (1)بقره (2) 224

15. نفی کفّاره و تعزیر، از حنث سوگندهای لغو:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ ... (2)

بقره (2) 225

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ ....

مائده (5) 89

16. عدم وجوب وفا به قسمهای لغو و بیهوده:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ . بقره (2) 225

17. عدم وجوب وفا به قسم بر ترک کارهای خیر:

وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَةً لِأَیْمٰانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّٰاسِ ... (3)بقره (2) 224

18. حرمت قسم خوردن بر ترک کارهای خیر:

وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَةً لِأَیْمٰانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ .... بقره (2) 224

19. حرمت دستاویز قرار دادن نام خداوند در قسم (حتّی در قسمهای صادقانه و کارهای خیر):

وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَةً لِأَیْمٰانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّٰاسِ ... (4)بقره (2) 224

20. حرمت قسم به«لا واللّه»و«بلیٰ واللّه»در حج:

اَلْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلاٰ ... وَ لاٰ جِدٰالَ فِی الْحَجِّ ... وَ اتَّقُونِ یٰا أُولِی الْأَلْبٰابِ . (5)بقره (2) 197

21. جواز قسم به خدا، در آیین فرزندان یعقوب:

قٰالُوا تَاللّٰهِ لَقَدْ آثَرَکَ اللّٰهُ عَلَیْنٰا وَ إِنْ کُنّٰا لَخٰاطِئِینَ . یوسف (12) 91


1) 1) .«ان تبرّوا»اشاره دارد به آنچه مشهور است که متعلّق قسم اگر مرجوح باشد یا اگر راجح باشد، ولی سپس مرجوح شود منعقد نمی‌گردد. (زبدةالبیان، ص 628)

2) 2) . مراد از«لایؤاخذکم»مطلق است در دنیا به عدم کفّاره وتعزیر و در آخرت به عدم عقاب. (همان، ص 630)

3) 3) .«ان تبرّوا...»یک احتمال این است برای دفع نیکی کردن و یا برای ترک نیکی کردن است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 567؛ کشف‌الاسرار، ج 1، ص 603)

4) 4) .«ان تبرّوا...»یک احتمال این است:«لأن تبرّوا»با معنای اثباتی یعنی برای اینکه نیکی کنید. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 567)

5) 5) . اصحاب ما در«لا جدال»روایت آورده‌اند که جدال یعنی گفتن«لا واللّٰه»و«بلیٰ واللّٰه». (همان، ج 1 -\2، ص 524 )

22. نهی خداوند از قسم بر ترک انفاق به خویشاوندان، بینوایان و مهاجران، به صرف لغزش گذشتۀ آنان:

وَ لاٰ یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبیٰ وَ الْمَسٰاکِینَ وَ الْمُهٰاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لْیَعْفُوا ... وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ . (1)

نور (24) 22

23. جواز قسم به خدا برای احیای حق و هدایت دیگران:

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ .

انبیاء (21) 57

24. جواز قسم به خدا برای تبرئۀ خویش، از فسادگری و ارتکاب گناه:

قٰالُوا تَاللّٰهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مٰا جِئْنٰا لِنُفْسِدَ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کُنّٰا سٰارِقِینَ . یوسف (12) 73

25. قسم خوردن به خدا، به منزلۀ ضامن و کفیل گرفتن خدا:

وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّٰهِ إِذٰا عٰاهَدْتُمْ وَ لاٰ تَنْقُضُوا الْأَیْمٰانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهٰا وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّٰهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلاً إِنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا تَفْعَلُونَ . نحل (16) 91

26. جواز شکستن قسم، در صورت محروم ساختن خویش از مباحات و حلالها:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَکَ ... قَدْ فَرَضَ اللّٰهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمٰانِکُمْ ....

تحریم (66) 1 و 2

27. مشروعیّت قسم به خدا، برای اثبات حقایق سرنوشت‌ساز جامعه:

وَ یَسْتَنْبِئُونَکَ أَ حَقٌّ هُوَ قُلْ إِی وَ رَبِّی إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ . یونس (10) 53

نیز ==> همین مدخل، حنث قسم، (حکم حنث قسم و کفّارۀ حنث قسم)، قسم اهل‌کتاب، قسم دروغ (حکم قسم دروغ)، قسم شوهر و قسم همسر

اهمّیّت قسم

28. قسم، وسیله‌ای برای امتحان خداوند از انسان:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهٰا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکٰاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ أَنْ تَکُونَ أُمَّةٌ هِیَ أَرْبیٰ مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمٰا یَبْلُوکُمُ اللّٰهُ بِهِ ....

نحل (16) 92

29. سوگند به خدا، عهدی از جانب بندگان با او:

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ....

آل‌عمران (3) 77

وَ لاٰ تَتَّخِذُوا أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً ... وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللّٰهِ ثَمَناً قَلِیلاً .... نحل (16) 94 و 95

30. لزوم خودداری از تحت‌الشّعاع قرار دادن قسم، در معاملات مادّی:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهٰا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکٰاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ أَنْ تَکُونَ أُمَّةٌ هِیَ أَرْبیٰ مِنْ أُمَّةٍ .... نحل (16) 92

بی‌مبالاتی در قسم

31. عادت به قسم و بی مبالاتی در آن امر، عملی مذموم و ناپسند:

وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَةً لِأَیْمٰانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّٰاسِ وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . (2)بقره (2) 224


1) 1) .«و لایأتل»یعنی«قسم نخورد». (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ،ص 210؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 3، ص 395)

2) 2) . بر اساس برخی احتمالات«عرضه»در موردی است که یک شیء در یک معنا زیاد به کار برده شود که مقصود کثرت قسم است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2 ، ص 567؛ التفسیر الکبیر، ج 2، ص 424)

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ . قلم (68) 10

32. حرمت پیروی و تحت تأثیر قرار گرفتن از انسانهای بی‌مبالات و عادت‌کننده به قسم:

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ . قلم (68) 10

پیشینۀ قسم

33. قسم خوردن برخی مردم صدر اسلام، به ترک برخی از حلالها و مباحات:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِکَ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

قَدْ فَرَضَ اللّٰهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمٰانِکُمْ وَ اللّٰهُ مَوْلاٰکُمْ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ . تحریم (66) 1 و 2

34. قسم داده شدن موسی علیه السلام به منزلتش در نزد خدا، جهت رفع عذاب الهی از آنان:

وَ لَمّٰا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قٰالُوا یٰا مُوسَی ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ لَئِنْ کَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَکَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَکَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ . (1)

اعراف (7) 134

35. جواز سوگند به خدا، در آیین ابراهیم علیه السلام :

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ .

انبیاء (21) 57

36. قسم خوردن امری رایج در صدر اسلام:

وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقٰاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاٰ أَیْمٰانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ

أَ لاٰ تُقٰاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرٰاجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . توبه (9) 12 و 13

اِتَّخَذُوا أَیْمٰانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ فَلَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ . مجادله (58) 16

قَدْ فَرَضَ اللّٰهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمٰانِکُمْ وَ اللّٰهُ مَوْلاٰکُمْ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ . تحریم (66) 2

37. سنّت قسم بر ترک کارهای خیر، در عصر جاهلیّت:

وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَةً لِأَیْمٰانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّٰاسِ وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 224

38. قسم به خداوند، رایج در صدر اسلام:

وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَةً لِأَیْمٰانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّٰاسِ .... بقره (2) 224

وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا أَ هٰؤُلاٰءِ الَّذِینَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ .... مائده (5) 53

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ جٰاءَتْهُمْ آیَةٌ لَیُؤْمِنُنَّ بِهٰا .... انعام (6) 109

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لاٰ یَبْعَثُ اللّٰهُ مَنْ یَمُوتُ .... نحل (16) 38

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَیَخْرُجُنَّ قُلْ لاٰ تُقْسِمُوا طٰاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ ....

نور (24) 53

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ جٰاءَهُمْ نَذِیرٌ لَیَکُونُنَّ أَهْدیٰ مِنْ إِحْدَی الْأُمَمِ .... فاطر (35) 42

39. سوگند به نام خدا و پیمان بستن با او، دارای جایگاهی ویژه، در آیین یعقوب علیه السلام و در نزد خاندان او:

قٰالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتّٰی تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللّٰهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلاّٰ أَنْ یُحٰاطَ بِکُمْ فَلَمّٰا آتَوْهُ


1) 1) .«قالوا»یعنی فرعون و قومش، و«باء»در«بما عهد»بنا بریک احتمال به معنی قسم است. (مجمع البیان، ج 3 - 4، ص 723 - 724)

مَوْثِقَهُمْ قٰالَ اللّٰهُ عَلیٰ مٰا نَقُولُ وَکِیلٌ . (1)

یوسف (12) 66

قٰالُوا تَاللّٰهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مٰا جِئْنٰا لِنُفْسِدَ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کُنّٰا سٰارِقِینَ . یوسف (12) 73

قٰالُوا تَاللّٰهِ تَفْتَؤُا تَذْکُرُ یُوسُفَ حَتّٰی تَکُونَ حَرَضاً أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهٰالِکِینَ . یوسف (12) 85

قٰالُوا تَاللّٰهِ لَقَدْ آثَرَکَ اللّٰهُ عَلَیْنٰا وَ إِنْ کُنّٰا لَخٰاطِئِینَ . یوسف (12) 91

قٰالُوا تَاللّٰهِ إِنَّکَ لَفِی ضَلاٰلِکَ الْقَدِیمِ .

یوسف (12) 95

40. سوگند قوم ثمود به خدا، برای شبیخون زدن و قتل صالح علیه السلام :

قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مٰا شَهِدْنٰا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ .

نمل (27) 49

نیز ==> همین مدخل، قسم ابراهیم علیه السلام ، قسم ایّوب علیه السلام

ترک قسم

41. علاقه به آمرزش و مغفرت الهی، مقتضی ترک قسم بر عدم انفاق:

وَ لاٰ یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبیٰ وَ الْمَسٰاکِینَ وَ الْمُهٰاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لاٰ تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّٰهُ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ . نور (24) 22

حِنث قسم

اشاره

42. شکستن قسم برای رسیدن به اهداف دنیایی توسط اهل کتاب:

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لاٰ خَلاٰقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ ....

آل‌عمران (3) 77

43. شکستن قسم بر ترک آمیزش جنسی (ایلاء) و بازگشتن به زندگی زناشویی، سبب شمول رحمت و غفران الهی:

لِلَّذِینَ یُؤْلُونَ مِنْ نِسٰائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فٰاؤُ فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . بقره (2) 226

44. شکستن عهد و سوگند خود با خدا، به منزلۀ خیانت به ضمانت الهی:

... وَ لاٰ تَنْقُضُوا الْأَیْمٰانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهٰا وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّٰهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلاً .... نحل (16) 91

45. حنث قسم، مورد تهدید خداوند:

وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّٰهِ إِذٰا عٰاهَدْتُمْ وَ لاٰ تَنْقُضُوا الْأَیْمٰانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهٰا وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّٰهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلاً إِنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا تَفْعَلُونَ . نحل (16) 91

46. شکستن قسم، خصیصۀ بیماردلان سست‌ایمان:

اِتَّخَذُوا أَیْمٰانَهُمْ جُنَّةً ... ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا .... منافقون (63) 2 و 3

47. سوداگری با شکستن عهد الهی، و سوگندهای خویش از گناهان بزرگ:

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لاٰ خَلاٰقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لاٰ یُکَلِّمُهُمُ اللّٰهُ وَ لاٰ یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ لاٰ یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . آل‌عمران (3) 77

48. حنث قسم از سوی سران کفر:

وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقٰاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاٰ أَیْمٰانَ لَهُمْ


1) 1) . مقصود از«موثق الهی»قسم، عهد و مانند آن است.(الکشاف، ج 2، ص 487؛ المیزان، ج 11، ص 216)

لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ

أَ لاٰ تُقٰاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرٰاجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . توبه (9) 12 و 13

1. آثار حنث قسم

1. انحراف
49. شکستن قسم، باعث انحراف و لغزش:

وَ لاٰ تَتَّخِذُوا أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهٰا .... نحل (16) 94

2. گرفتاری به ناملایمات
50. شکستن قسم، موجب گرفتار شدن به ناملایمات و بدیها:

وَ لاٰ تَتَّخِذُوا أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهٰا وَ تَذُوقُوا السُّوءَ .... نحل (16) 94

2. احکام حنث قسم

51. حرمت حنث (شکستن) قسم، در صورت انعقاد آن با عزم و اراده و راجح بودن متعلق قسم:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ ... وَ احْفَظُوا أَیْمٰانَکُمْ .... مائده (5) 89

... وَ لاٰ تَنْقُضُوا الْأَیْمٰانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهٰا ... (1)

نحل (16) 91

52. جواز شکستن قسم در ایلاء، قبل از گذشتن چهار ماه:

لِلَّذِینَ یُؤْلُونَ مِنْ نِسٰائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فٰاؤُ فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . بقره (2) 226

53. جواز شکستن قسمهای مربوط به تحریم مباحات و حلالهای شرعی، همراه با پرداخت کفّاره:

قَدْ فَرَضَ اللّٰهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمٰانِکُمْ ... (2)

تحریم (66) 2

3. کفّارۀ حنث قسم

54. شکستن قسم، موجب پرداخت کفّاره با رعایت توان مکلّف:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ فَکَفّٰارَتُهُ إِطْعٰامُ عَشَرَةِ مَسٰاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مٰا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیٰامُ ثَلاٰثَةِ أَیّٰامٍ ذٰلِکَ کَفّٰارَةُ أَیْمٰانِکُمْ إِذٰا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَیْمٰانَکُمْ .... مائده (5) 89

55. بیان احکام کفّارۀ حنث قسم در قرآن، از آیات الهی:

... ذٰلِکَ کَفّٰارَةُ أَیْمٰانِکُمْ إِذٰا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَیْمٰانَکُمْ کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ ....

مائده (5) 89

56. بیان احکام کفّارۀ حنث قسم در قرآن، مقتضی شکرگزاری، در برابر خداوند:

... ذٰلِکَ کَفّٰارَةُ أَیْمٰانِکُمْ إِذٰا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَیْمٰانَکُمْ کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . مائده (5) 89

57. لزوم خودداری از شکستن قسم، به بهانۀ پرداخت کفّارۀ معیّن، در عوض آن:

... ذٰلِکَ کَفّٰارَةُ أَیْمٰانِکُمْ إِذٰا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَیْمٰانَکُمْ ... (3)مائده (5) 89


1) 1) .«بعد توکیدها»یعنی محکم کردن قسم با قصد و اراده وراجح بودن متعلّق قسم، بنابراین«توکید»در این آیه، معنای تقییدی دارد که در«بما عقدتم الایمان»آمده است. (المیزان، ج 13، ص 334)

2) 2) .«تحلّة إیمانکم»یعنی حلال کردن سوگندها به وسیلۀ‌کفّاره. (التفسیر الکبیر، ج 10، ص 568)

3) 3) . فرمان وفاداری به سوگند (واحفظوا ایمانکم) پس از بیان کفّار می‌تواند اشاره به این جهت داشته باشد که پرداخت کفاره نباید مجوّزی برای شکستن سوگند باشد

58. نوع متوسط و متعارف از خوراک خانواده، کمترین حدّ، برای نوع غذا در کفّارۀ قسم:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ فَکَفّٰارَتُهُ إِطْعٰامُ عَشَرَةِ مَسٰاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مٰا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ .... مائده (5) 89

59. اطعام ده مسکین، هر نفر به مقدار یک مد (ده سیر)، کفّارۀ تخییری کفّارۀ شکستن قسم:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ فَکَفّٰارَتُهُ إِطْعٰامُ عَشَرَةِ مَسٰاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مٰا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ ... (1)مائده (5) 89

60. نقض‌کنندۀ قسم، مخیَّر در برگزیدن هر یک از انواع سه‌گانۀ کفّارۀ قسم (تغذیۀ مساکین، تهیّۀ پوشاک برای آنان و آزاد کردن یک بنده):

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ فَکَفّٰارَتُهُ إِطْعٰامُ عَشَرَةِ مَسٰاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مٰا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ ... ذٰلِکَ کَفّٰارَةُ أَیْمٰانِکُمْ إِذٰا حَلَفْتُمْ .... مائده (5) 89

61. سه روز روزۀ کفّاره، حنث قسم برای اشخاص ناتوان از پرداخت کفّارۀ مالی تخییری سه‌گانه:

... فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیٰامُ ثَلاٰثَةِ أَیّٰامٍ ذٰلِکَ کَفّٰارَةُ أَیْمٰانِکُمْ إِذٰا حَلَفْتُمْ .... مائده (5) 89

62. حنث قسم بر محرومیّت از مباحات و حلالهای شرعی، دارای کفّاره:

1) 1) . در روایت از امام صادق علیه السلام«من اوسط...»به ده سیر طعام تفسیر شده است. (الکافی، ج 7، ص 453، ح 7؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 667 ، ح 333)

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَکَ ... قَدْ فَرَضَ اللّٰهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمٰانِکُمْ ....

تحریم (66) 1 و 2

4. کیفر حنث قسم

63. حنث قسم، موجب مؤاخذۀ الهی:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ .... مائده (5) 89

64. شکستن سوگند و پیمان، دارای بازتابهای ناگوار دنیایی و عذاب بزرگ آخرتی:

وَ لاٰ تَتَّخِذُوا أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهٰا وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِمٰا صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لَکُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نحل (16) 94

65. عقوبت نشدن انسان به علّت وفا نکردن به عهد و قسم، در صورت وجود عذر:

قٰالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتّٰی تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللّٰهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلاّٰ أَنْ یُحٰاطَ بِکُمْ ....

یوسف (12) 66

سوء استفاده از قسم

66. سوء استفاده از قسم و ارزشهای دینی، از عوامل سست شدن عقیده و ایمان دیگران:

وَ لاٰ تَتَّخِذُوا أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهٰا وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِمٰا صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ ... (1)نحل (16) 94

67. سوء استفاده از قسم، به منظور باز داشتن مردم از راه خدا، عملی نادرست و مورد توبیخ خداوند:

اِتَّخَذُوا أَیْمٰانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ إِنَّهُمْ سٰاءَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . منافقون (63) 2

68. حرمت وسیله قرار دادن قسم، در پیشبرد مقاصد فریبکارانه:

وَ لاٰ تَتَّخِذُوا أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهٰا .... نحل (16) 94

اِتَّخَذُوا أَیْمٰانَهُمْ جُنَّةً ... ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَفْقَهُونَ .

منافقون (63) 2 و 3

69. سوء استفادۀ منافقان از سوگند به خدا و مقدسات دینی، برای پوشش چهرۀ کریه و مزوّرانۀ خویش و فرار از فریضۀ جهاد:

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَیَخْرُجُنَّ قُلْ لاٰ تُقْسِمُوا طٰاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللّٰهَ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ . نور (24) 53

70. سوء استفادۀ منافقان از قسم، در پی دارندۀ عذاب:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مٰا هُمْ مِنْکُمْ وَ لاٰ مِنْهُمْ وَ یَحْلِفُونَ عَلَی الْکَذِبِ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ

أَعَدَّ اللّٰهُ لَهُمْ عَذٰاباً شَدِیداً إِنَّهُمْ سٰاءَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . مجادله (58) 14 و 15

71. سوء استفادۀ منافقان از قسم، نشانۀ عدم درک و بی‌شعوری آنان:

اِتَّخَذُوا أَیْمٰانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ إِنَّهُمْ سٰاءَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَفْقَهُونَ .

منافقون (63) 2 و 3

72. سوء استفادۀ منافقان از قسم، به هدف محفوظ نگهداشتن جان خود:

اِتَّخَذُوا أَیْمٰانَهُمْ جُنَّةً .... منافقون (63) 2

نیز ==> همین مدخل، قسم ابلیس و قسم منافقان

شرایط قسم

1. قدرت

73. قدرت و استطاعت، شرط لزوم وفای به قسم:

قٰالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتّٰی تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللّٰهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلاّٰ أَنْ یُحٰاطَ بِکُمْ ....

یوسف (12) 66

2. قسم به خدا

74. معتبر بودن نام خدا در سوگند:

... حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ ... تَحْبِسُونَهُمٰا مِنْ بَعْدِ الصَّلاٰةِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ ... فَإِنْ عُثِرَ عَلیٰ أَنَّهُمَا اسْتَحَقّٰا إِثْماً فَآخَرٰانِ یَقُومٰانِ مَقٰامَهُمٰا ... فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ .... مائده (5) 106 و 107

وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّٰهِ إِذٰا عٰاهَدْتُمْ وَ لاٰ تَنْقُضُوا الْأَیْمٰانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهٰا وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّٰهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلاً إِنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا تَفْعَلُونَ . (2)نحل (16) 91

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ .

انبیاء (21) 57

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ


1) 1) . به قرینۀ«بما صددتم عن سبیل اللّه»و بر این اساس که مراد از«قدم»ایمان و عقیدۀ مردمی باشد که به دین گرایش یافته‌اند و با دیدن سوء استفادۀ برخی از دین‌مداران، قدمهای‌شان سست گردیده، از ایمان رویگردان می‌شوند

2) 2) . یکی از معانی«قد جعلتم اللّه علیکم کفیلاً»این است که با سوگند به خداوند، گویا خدا را کفیل به وفا قرار دادید. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 590)

إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ الْخٰامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَیْهِ إِنْ کٰانَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . (1)نور (24) 6 و 7

3. قصد

75. دخالت قصد و اراده، در تحقّق و تنجیز قسم:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ .... بقره (2) 225

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ .... مائده (5) 89

... وَ لاٰ تَنْقُضُوا الْأَیْمٰانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهٰا وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّٰهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلاً إِنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا تَفْعَلُونَ . (2)

نحل (16) 91

قسم آدم علیه السلام

76. قسم آدم علیه السلام و حوا بر قرار گرفتن در شمار زیانکاران، در صورت عدم شمول غفران و رحمت خداوند نسبت به وی:

قٰالاٰ رَبَّنٰا ظَلَمْنٰا أَنْفُسَنٰا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنٰا وَ تَرْحَمْنٰا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . (3)اعراف (7) 23

قسم آزر

77. قسم آزر به سنگسار کردن ابراهیم علیه السلام در صورت ادامۀ مبارزۀ وی با بت‌پرستی:

قٰالَ أَ رٰاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِی یٰا إِبْرٰاهِیمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّکَ ... (4)مریم (19) 46

قسم آل‌فرعون

78. قسم آل‌فرعون، برای ایمان آوردن به موسی علیه السلام و همراه کردن بنی‌اسرائیل با وی، در صورت برطرف کردن عذاب از آنان:

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ

وَ لَمّٰا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قٰالُوا یٰا مُوسَی ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ لَئِنْ کَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَکَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَکَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ . (5)

اعراف (7) 130 و 134

79. عهدشکنی آل‌فرعون، به رغم قسم آنان جهت ایمان آوردن به موسی علیه السلام و همراه کردن بنی‌اسرائیل با وی:

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ

وَ لَمّٰا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قٰالُوا یٰا مُوسَی ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ لَئِنْ کَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَکَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَکَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ .

اعراف (7) 130 و 134

قسم ابراهیم علیه السلام

80. سوگند ابراهیم علیه السلام به خدا، برای شکستن بتها:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ


1) 1) . در اینکه«لعان»شهادت است یا قسم، دو قول وجود دارد: عدّه‌ای آن را شهادت و گروهی آن را قسم می‌دانند. (جواهرالکلام، ج 34، ص 63 -\65)

2) 2) .«بعد توکیدها»بنا بر قولی، بعد از محکم کردن آن قسمهابا عزم و تصمیم بر سوگند و راجح بودن متعلّق قسم است. (المیزان، ج 12، ص 334)

3) 3) . لام در«لنکوننّ»برای جواب قسم مقدّر است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج 3، ص 330)

4) 4) . لام در«لأرجمنّک»زمینه‌ساز قسم است. (همان، ج 6 ، ص 108)

5) 5) . لام در«لنؤمننّ»توطئۀ قسم و«لنرسلنّ»عطف بر«لنؤمننّ»است. (همان، ج 3، ص 421)

تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ . انبیاء (21) 51 و 57

قسم ابلیس

81. سوگند ابلیس به پروردگار، برای گمراه کردن انسانها:

... وَ إِنْ یَدْعُونَ إِلاّٰ شَیْطٰاناً مَرِیداً لَعَنَهُ اللّٰهُ وَ قٰالَ ... وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ .... نساء (4) 117 - 119

قٰالَ فَبِمٰا أَغْوَیْتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرٰاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ

ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمٰانِهِمْ وَ عَنْ شَمٰائِلِهِمْ وَ لاٰ تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شٰاکِرِینَ . (1)اعراف (7) 16 و 17

قٰالَ یٰا إِبْلِیسُ ... قٰالَ رَبِّ بِمٰا أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ .

حجر (15) 32 و 39

... فَسَجَدُوا إِلاّٰ إِبْلِیسَ ... قٰالَ أَ رَأَیْتَکَ هٰذَا الَّذِی کَرَّمْتَ عَلَیَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ لَأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إِلاّٰ قَلِیلاً. اسراء (17) 61 و 62

قٰالَ یٰا إِبْلِیسُ ... قٰالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ . ص (38) 75 و 82

82. سوگند دروغ ابلیس برای جلب نظر آدم و حوّا علیهما السلام ، برای خوردن از درخت ممنوع:

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطٰانُ ... وَ قٰالَ مٰا نَهٰاکُمٰا رَبُّکُمٰا عَنْ هٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاّٰ أَنْ تَکُونٰا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونٰا مِنَ الْخٰالِدِینَ وَ قٰاسَمَهُمٰا إِنِّی لَکُمٰا لَمِنَ النّٰاصِحِینَ فَدَلاّٰهُمٰا بِغُرُورٍ ....

اعراف (7) 20 - 22

83. قسم ابلیس به عزّت پروردگار، برای گمراه و منحرف کردن انسانها از راه درست:

قٰالَ یٰا إِبْلِیسُ ... قٰالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ . ص (38) 75 و 82

قسم انبیای انطاکیه

84. قسم پیامبران انطاکیه به خداوند، بر راستی ادعاهای خود:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحٰابَ الْقَرْیَةِ إِذْ جٰاءَهَا الْمُرْسَلُونَ

قٰالُوا رَبُّنٰا یَعْلَمُ إِنّٰا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ . (2)یس (36) 13 و 16

قسم اهل‌کتاب

85. اعتبار شهادت اهل‌کتاب بر وصیّت، منوط به سوگند آنان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمٰا مِنْ بَعْدِ الصَّلاٰةِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاٰ نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ وَ لاٰ نَکْتُمُ شَهٰادَةَ اللّٰهِ إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ . (3)مائده (5) 106


1) 1) . لام در«لأقعدنّ»برای قسم است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج 3، ص 315)

2) 2) . مقصود از«القریة»انطاکیه است. (الکشاف، ج 4، ص 7) و«... ربنا یعلم»برای قسم جهت تأکید است (الکشاف، ج 4، ص 9) و آنان علم خداوند را مورد استشهاد و گواهی خود قرار دادند (انوار التنزیل، بیضاوی، ج 3، ص 433 و 434)

3) 3) . مراد از«آخران من غیرکم»اهل ذمّه [اهل‌کتاب]اند، زیرا اجماع وجود دارد که شهادت کافر حربی بر مسلمان، حتّی مطلق کافر، علیه مسلمان صحیح نیست، جز در موضوع وصیّت. (زبدةالبیان، ص 600)

86. اعتبار سوگند اهل‌کتاب در وصیّت، مشروط به ادای آن پس از نماز:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمٰا مِنْ بَعْدِ الصَّلاٰةِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاٰ نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ وَ لاٰ نَکْتُمُ شَهٰادَةَ اللّٰهِ إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ . مائده (5) 106

87. لزوم ادای سوگند به نام خدا، در شهادت اهل‌کتاب بر وصیّت:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمٰا مِنْ بَعْدِ الصَّلاٰةِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ .... مائده (5) 106

88. اعتبار سوگند اهل‌کتاب، در وصیّت، مشروط به حاوی بودن آن سوگند بر پرهیز از منافع مادّی خود و خویشاوندان:

... حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمٰا مِنْ بَعْدِ الصَّلاٰةِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاٰ نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ .... مائده (5) 106

89. پذیرش شهادت اهل‌کتاب بر وصیّت، مشروط به سوگند آنان به عدم خیانت و کتمان نکردن محتوای وصیّت:

... حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمٰا مِنْ بَعْدِ الصَّلاٰةِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ ... وَ لاٰ نَکْتُمُ شَهٰادَةَ اللّٰهِ إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ . مائده (5) 106

قسم ایّوب علیه السلام

90. قسم ایّوب علیه السلام به خداوند، برای زدن صد تازیانه به همسرش:

وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لاٰ تَحْنَثْ إِنّٰا وَجَدْنٰاهُ صٰابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوّٰابٌ . (1)ص (38) 44

91. تنبیه همسر با دسته‌ای از خاشاک یا گُل، توصیۀ خداوند به ایّوب علیه السلام برای ادای سوگندش:

وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لاٰ تَحْنَثْ إِنّٰا وَجَدْنٰاهُ صٰابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوّٰابٌ . (2)

ص (38) 44

92. نذر ایّوب علیه السلام و وفا کردن وی به قسم، شایستۀ یادآوری:

وَ اذْکُرْ عَبْدَنٰا أَیُّوبَ ... وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لاٰ تَحْنَثْ إِنّٰا وَجَدْنٰاهُ صٰابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوّٰابٌ . ص (38) 41 و 44

قسم باغداران یمنی

93. سوگند باغداران یمنی، به چیدن تمامی میوه‌های باغ، برای خود، در صبحگاهان:

إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ . قلم (68) 17


1) 1) . در شأن نزول آیه آمده است که ایّوب علیه السلام قسم خورده بود که پس از خوب شدن صد تازیانه به همسرش بزند. (التفسیر الکبیر، ج 9، ص 399)

2) 2) .«ضغث»به دسته‌ای از گل یا خاشاک گفته می‌شود.(مفردات، ص 509،«ضغث»)

94. سوگند صاحبان باغ یمنی، مبنی بر جدا نکردن سهم مستمندان و نیازمندان، از میوه‌های چیده شده:

إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ

وَ لاٰ یَسْتَثْنُونَ . (1)

قلم (68) 17 و 18

قسم بر ترک انفاق

95. سوگند بر ترک انفاق به خویشاوندان مورد نهی خداوند:

وَ لاٰ یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبیٰ وَ الْمَسٰاکِینَ وَ الْمُهٰاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لاٰ تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّٰهُ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ . نور (24) 22

قسم بهشتیان

96. سوگند مؤکّد بهشتیان، برای دوستان دوزخی خود، مبنی بر تلاش ایشان، در جهت هلاکت مؤمنان در دنیا:

إِلاّٰ عِبٰادَ اللّٰهِ الْمُخْلَصِینَ

فِی جَنّٰاتِ النَّعِیمِ

قٰالَ قٰائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّی کٰانَ لِی قَرِینٌ

فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِی سَوٰاءِ الْجَحِیمِ

قٰالَ تَاللّٰهِ إِنْ کِدْتَ لَتُرْدِینِ .

صافّات (37) 40 و 43 و 51 و 55 و 56

قسم پیامبر صلی الله علیه و آله

==> همین مدخل، قسم محمّد صلی الله علیه و آله

قسم ثمود

97. توطئه و هم‌قسم شدن نُه گروه از قوم ثمود (مفسدان شهر حجر) برای کشتن صالح علیه السلام و خانواده‌اش، در شب هنگام:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً ...

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ

قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مٰا شَهِدْنٰا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ

وَ مَکَرُوا مَکْراً ....

نمل (27) 45 و 48 - 50

قسم جایز

==> همین مدخل، احکام قسم

قسم جهنّمیان

98. قسم به خدا و اعتراف حسرت‌بار دوزخیان، در میان شراره‌های آتش، به گمراهی آشکار خویش در دنیا:

وَ بُرِّزَتِ الْجَحِیمُ لِلْغٰاوِینَ

قٰالُوا ... تَاللّٰهِ إِنْ کُنّٰا لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . شعراء (26) 91 و 96 و 97

قسم حرام

==> همین مدخل، احکام قسم

قسم حوّا علیها السلام

==> همین مدخل، قسم آدم علیه السلام

قسم خدا

اشاره

99. قسم خداوند، جهت تأکید بر اعطای کتاب آسمانی (تورات) به موسی علیه السلام و تداوم رسالت، با فرستادن پیامبران، پس از وی:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ قَفَّیْنٰا مِنْ بَعْدِهِ


1) 1) .«لایستثنون»در احتمالی به معنای جدا نکردن سهم فقراو مستمندان است. در ضمن بر اساس روایت امام باقر علیه السلام مقصود از«الجنّه»باغی بوده که در یمن قرار داشته است. (المیزان، ج 19، ص 374؛ تفسیر قمی، ج 2، ص 369؛ البرهان، ج 4، ص 461، ح 3)

بِالرُّسُلِ وَ آتَیْنٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنٰاتِ وَ أَیَّدْنٰاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَ فَکُلَّمٰا جٰاءَکُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُکُمُ ... (1)بقره (2) 87

100. قسم خداوند، جهت تأکید بر اعطای بیّنات (دلایل و معجزات روشن) به عیسی علیه السلام و تأیید کردن وی به روح‌القدس:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ قَفَّیْنٰا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَیْنٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنٰاتِ وَ أَیَّدْنٰاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ .... بقره (2) 87

101. تأکید خداوند با قسم بر فرستادن موسی علیه السلام به سوی بنی‌اسرائیل همراه با بیّنات (دلایل و معجزات روشن):

وَ لَقَدْ جٰاءَکُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ ... (2)بقره (2) 92

102. حرص و آز شدید یهود و مشرکان، به دنیا، مورد تأکید خداوند با قسم:

وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النّٰاسِ عَلیٰ حَیٰاةٍ وَ مِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ مٰا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذٰابِ أَنْ یُعَمَّرَ ... (3)

بقره (2) 96

103.قسم خداوند، برای بیان عظمت اعطای آیات روشن به پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ ... (4)بقره (2) 99

104. بی‌بهره بودن شیاطین سحرآموز عصر سلیمان علیه السلام از آخرت و ناآگاهی آنان از این امر، مورد تأکید خداوند به وسیلۀ قسم:

وَ اتَّبَعُوا مٰا تَتْلُوا الشَّیٰاطِینُ عَلیٰ مُلْکِ سُلَیْمٰانَ وَ مٰا کَفَرَ سُلَیْمٰانُ وَ لٰکِنَّ الشَّیٰاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النّٰاسَ السِّحْرَ وَ مٰا أُنْزِلَ عَلَی الْمَلَکَیْنِ بِبٰابِلَ هٰارُوتَ وَ مٰارُوتَ وَ مٰا یُعَلِّمٰانِ مِنْ أَحَدٍ حَتّٰی یَقُولاٰ إِنَّمٰا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاٰ تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمٰا مٰا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ مٰا هُمْ بِضٰارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ مٰا یَضُرُّهُمْ وَ لاٰ یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرٰاهُ مٰا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاٰقٍ وَ لَبِئْسَ مٰا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کٰانُوا یَعْلَمُونَ . (5)بقره (2) 102

105. قسم خداوند برای اهمّیّت برگزیدن ابراهیم علیه السلام در دنیا و از صالحان بودن او در آخرت:

وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرٰاهِیمَ إِلاّٰ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَیْنٰاهُ فِی الدُّنْیٰا وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصّٰالِحِینَ . (6)بقره (2) 130

106. قسم خداوند، برای اعلام مؤکّد، بر بدترین جایگاه بودن جهنّم:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللّٰهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهٰادُ. بقره (2) 206

107. خبر دادن خداوند به آرزوی مرگ (کشته شدن در راه خدا) از سوی مسلمانان، پیش از جنگ احُد، همراه با قسم، به منظور قطع عذر هزیمت‌کنندگان جنگ احُد:

وَ لَقَدْ کُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ

(7)


1) 2) . لام در«لقد»برای جواب قسم است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج 1، ص 141)

2) 1) . لام در«لقد»برای جواب قسم است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج 1، ص 141)

3) 3) . لام در«لتجدنّهم»برای جواب قسم است. (همان،ص 151)

4) 4) . لام در«لقد»برای جواب قسم است. (همان، ص 155)

5) 5) . لام در«لقد»برای توطئۀ قسم است. (همان، ص 159)

6) 6) . لام در«لقد»برای جواب قسم محذوف است. (همان، ص 188)

7) 2) . لام در«لقد»برای جواب قسم است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج 1، ص 141)

رَأَیْتُمُوهُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ . (1)آل‌عمران (3) 143

108. قسم خداوند، جهت تأکید بر صداقت خود، در وعدۀ نصرت به مسلمانان، در جنگ احُد:

وَ لَقَدْ صَدَقَکُمُ اللّٰهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتّٰی إِذٰا فَشِلْتُمْ وَ تَنٰازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَ عَصَیْتُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا أَرٰاکُمْ مٰا تُحِبُّونَ مِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ الدُّنْیٰا وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ وَ لَقَدْ عَفٰا عَنْکُمْ وَ اللّٰهُ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ . (2)آل‌عمران (3) 152

109. قسم خداوند، برای اعلام قطعی دروغگویی منافقان در سوگندشان نزد اهل‌کتاب، برای همراهی با آنان در جنگ، علیه دشمنان‌شان (مسلمانان):

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ نٰافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوٰانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ وَ لاٰ نُطِیعُ فِیکُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّکُمْ وَ اللّٰهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ

لَئِنْ أُخْرِجُوا لاٰ یَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لاٰ یَنْصُرُونَهُمْ وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَیُوَلُّنَّ الْأَدْبٰارَ ثُمَّ لاٰ یُنْصَرُونَ . حشر (59) 11 و 12

110. قسم خداوند برای اعلام قطعیّت تسلیم نشدن اهل‌کتاب در برابر قبلۀ مسلمانان، و پیروی نکردن پیامبر صلی الله علیه و آله از قبلۀ آنان:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ ... (3)بقره (2) 145

111. قسم خداوند جهت حتمی بودن اعطای قبلۀ مورد رضایت پیامبر صلی الله علیه و آله به آن حضرت:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ ... (4)بقره (2) 144

112. قسم مؤکّد خداوند، برای الحاق انسان مسلمان به ظالمان، در صورت پیروی از قبلۀ اهل‌کتاب:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

بقره (2) 145

113. تأکید خداوند، با قسم بر امتحان کردن انسانها در اموال، جانها و خویشان‌شان:

لَتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوٰالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا أَذیً کَثِیراً وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا ... (5)

آل‌عمران (3) 186

114. قسم خداوند، جهت حتمی بودن بهره‌مند ساختن مهاجران و تبعیدشدگان از شهر و دیار خود و اذیّت‌شدگان در راه خدا، از پاداش بهشت و پوشانده شدن گناهان‌شان:

فَاسْتَجٰابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لاٰ أُضِیعُ عَمَلَ عٰامِلٍ


1) 1) . لام در«لقد»برای جواب قسم است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج 2، ص 46 )

2) 2) . لام در«لقد»برای جواب قسم محذوف است. (همان، ص 73)

3) 3) . لام در«لئن»برای توطئۀ قسم است. (همان، ج 1، ص 208)

4) 4) . لام در«لنولیّنّک»توطئۀ قسم است. (همان، ص 207)

5) 5) . لام در«لتبلونّ»برای توطئۀ قسم و«لتسمعنّ»عطف بر«لتبلونّ»است. (همان، ج 2، ص 126)

مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثیٰ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِینَ هٰاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ وَ أُوذُوا فِی سَبِیلِی وَ قٰاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ ثَوٰاباً مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ ... (1)آل‌عمران (3) 195

115. قسم خداوند، تأکیدی بر افزوده شدن طغیان و کفر یهود، پس از نزول آیات و پدید آمدن کینه و دشمنی در میان آنان:

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا بَلْ یَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشٰاءُ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ کُلَّمٰا أَوْقَدُوا نٰاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً .... مائده (5) 64

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لَسْتُمْ عَلیٰ شَیْءٍ حَتّٰی تُقِیمُوا التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً ... (2)مائده (5) 68

116. قسم مؤکّد خداوند بر امتحان با صید در حال احرام، از مؤمنان حج‌گزار:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللّٰهُ بِشَیْءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنٰالُهُ أَیْدِیکُمْ وَ رِمٰاحُکُمْ لِیَعْلَمَ اللّٰهُ مَنْ یَخٰافُهُ بِالْغَیْبِ ... (3)مائده (5) 94

117. قسم مؤکّد خداوند برای گرد آوردن انسانها در قیامت:

... قُلْ لِلّٰهِ کَتَبَ عَلیٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ ... (4)انعام (6) 12

118. قسم مؤکّد خداوند برای پرسش از امّتها در قیامت، دربارۀ تبلیغ انبیا به آنان:

فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ ... (5)اعراف (7) 6

119. قسم خداوند، برای حتمی بودن مشخص کردن صادقان و متمایز کردن آنان از کاذبان:

وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللّٰهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکٰاذِبِینَ . (6)عنکبوت (29) 3

120. قسم خداوند، برای اعلام قطعی پوشاندن کردار زشت سابق مؤمنان صالح و اعطای بهترین پاداش به آنان:

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَنُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی کٰانُوا یَعْمَلُونَ . (7)عنکبوت (29) 7

121. قسم مؤکّد خداوند، بر داخل کردن مؤمنان صالح، در زمرۀ صالحان:

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ


1) 1) . لام در«لأکفرنّ»جواب قسم و«لادخلنّهم»عطف بر«لأکفرنّ»است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج2، ص141)

2) 2) .«لیزیدنّ»جواب قسم محذوف است. (همان، ص 525 )

3) 3) . لام در«لیبلونّکم»جواب قسم محذوف است. (همان، ج 3، ص 17)

4) 4) . لام در«لیجمعنّکم»برای جواب قسم محذوف است. (همان، ص 75)

5) 5) . لام در«لنسئلنّ»برای قسم است. (همان، ص 297)

6) 6) . لام در«فلیعلمنّ»برای جواب قسم محذوف و«لیعلمنّ»عطف بر آن است. (همان، ج 7، ص 399)

7) 7) . لام در«لنکفرنّ»برای قسم و«لنجزینّهم»عطف بر آن است. (همان، ص 400)

فِی الصّٰالِحِینَ . (1)عنکبوت (29) 9

122. قسم خداوند، برای اعلام حتمی معلوم گردانیدن و متمایز ساختن مؤمنان از منافقان:

وَ لَیَعْلَمَنَّ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْمُنٰافِقِینَ . (2)عنکبوت (29) 11

123. سوگند خداوند از محاسبه کافران و افتراهای آنان:

وَ لَیَحْمِلُنَّ أَثْقٰالَهُمْ وَ أَثْقٰالاً مَعَ أَثْقٰالِهِمْ وَ لَیُسْئَلُنَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ عَمّٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . عنکبوت (29) 13

124. قسم خداوند، از به دوش گرفتن کافران بار گناهان خود و دیگران را در قیامت:

وَ لَیَحْمِلُنَّ أَثْقٰالَهُمْ وَ أَثْقٰالاً مَعَ أَثْقٰالِهِمْ وَ لَیُسْئَلُنَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ عَمّٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . (3)

عنکبوت (29) 13

125. تأکید خداوند به وسیلۀ قسم بر نجات لوط علیه السلام و خانواده‌اش (به جز همسرش) از عذاب استیصال:

قٰالَ إِنَّ فِیهٰا لُوطاً قٰالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِیهٰا لَنُنَجِّیَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ . (4)

عنکبوت (29) 32

126. قسم خداوند، جهت قطعی بودن اعطای هدایت خاص خود به مجاهدت‌کنندگان در راه او و یاری رساندن به محسنان:

وَ الَّذِینَ جٰاهَدُوا فِینٰا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنٰا وَ إِنَّ اللّٰهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ . (5)عنکبوت (29) 69

127. پر کردن جهنّم از انسانها و جنّیان، مورد تأکید خداوند به وسیلۀ قسم:

وَ لَوْ شِئْنٰا لَآتَیْنٰا کُلَّ نَفْسٍ هُدٰاهٰا وَ لٰکِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النّٰاسِ أَجْمَعِینَ . (6)سجده (32) 13

128. قسم تأکیدی خداوند برای عذاب کردن فاسقان، به عذاب دنیا، پیش از عذاب آخرت:

وَ أَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوٰاهُمُ النّٰارُ کُلَّمٰا أَرٰادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهٰا أُعِیدُوا فِیهٰا وَ قِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذٰابَ النّٰارِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ

وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذٰابِ الْأَدْنیٰ دُونَ الْعَذٰابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ . سجده (32) 20 و 21

129. قسم مؤکّد خداوند، برای پرسش از انبیا، دربارۀ تبلیغ رسالت خود:

فَلَنَسْئَلَنَّ ... وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ . اعراف (7) 6

130. قسم مؤکّد خداوند، برای بازگو کردن داستان زندگی انبیا در ابلاغ رسالت به صورت دقیق، در قیامت:

فَلَنَسْئَلَنَّ ... وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ فَلَنَقُصَّنَّ عَلَیْهِمْ بِعِلْمٍ وَ مٰا کُنّٰا غٰائِبِینَ . اعراف (7) 6 و 7

131. قسم مؤکّد خداوند، برای پر کردن جهنّم، از ابلیس و پیروانش:

قٰالَ اخْرُجْ مِنْهٰا مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَکَ


1) 1) . لام در«لندخلنّ»برای قسم است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج 7، ص 405)

2) 2) . لام در«لیعلمنّ»برای قسم است. (همان، ص 406)

3) 3) . لام در«لیحملنّ»برای قسم و«لیسئلنّ»عطف بر آن‌است. (همان، ص 409)

4) 4) . لام در«لننجّینّه»برای قسم است. (همان، ص 428)

5) 5) . لام در«لنهدینّهم»برای قسم است. (همان، ص 461)

6) 6) . لام در«لأملئنّ»برای قسم است. (همان، ص 579)

مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکُمْ أَجْمَعِینَ . (1)

اعراف (7) 18

132. خبر دادن قطعی خداوند به پیامبران، همراه با قسم، در مورد به هلاکت رساندن کافران ستم‌پیشه، و جانشینی خائفان از عظمت خدا در زمین:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنٰا فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظّٰالِمِینَ

وَ لَنُسْکِنَنَّکُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذٰلِکَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامِی وَ خٰافَ وَعِیدِ.

ابراهیم (14) 13 و 14

133. قسم خداوند، برای پناه دادن به مهاجران ستم‌دیده، در جایگاهی مناسب و پسندیده در دنیا:

وَ الَّذِینَ هٰاجَرُوا فِی اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مٰا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیٰا حَسَنَةً .... نحل (16) 41

134. قسم خداوند، برای تأکید بر وابسته بودن وحی پیامبر صلی الله علیه و آله به مشیّت خداوند:

وَ لَئِنْ شِئْنٰا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ ثُمَّ لاٰ تَجِدُ لَکَ بِهِ عَلَیْنٰا وَکِیلاً. (2)اسراء (17) 86

135. قسم تأکیدی خداوند، برای بهره‌مند ساختن مهاجران راه خدا از روزی نیکو و داخل کردن آنان در جایگاه مورد رضایت آنان، پس از شهادت و یا مرگ طبیعی آنان:

وَ الَّذِینَ هٰاجَرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مٰاتُوا لَیَرْزُقَنَّهُمُ اللّٰهُ رِزْقاً حَسَناً وَ إِنَّ اللّٰهَ لَهُوَ خَیْرُ الرّٰازِقِینَ

لَیُدْخِلَنَّهُمْ مُدْخَلاً یَرْضَوْنَهُ ... (3)

حج (22) 58 و 59

136. قسم خداوند، برای جانشین کردن مؤمنان صالح، بر روی زمین:

وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ ... (4)نور (24) 55

137. قسم خداوند، برای استوار ساختن دین مؤمنان صالح، بر روی زمین:

وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضیٰ لَهُمْ .... نور (24) 55

138. قسم خداوند، برای تبدیل خوف مؤمنان به امنیّت و حاکمیّت توحید و از میان برداشتن شرک:

وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ ... وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاٰ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . نور (24) 55

139. قسم خداوند، برای به شکست کشاندن منافقان و بیماردلان و غلبه دادن مؤمنان بر آنان، در صورت خودداری نکردن آنها از اعمال منافقانۀ خود:

لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لاٰ یُجٰاوِرُونَکَ فِیهٰا إِلاّٰ قَلِیلاً. احزاب (33) 60

140. هشدار خداوند به پیامبران، همراه با قسم، مبنی بر حبط اعمال آنها و گرفتار شدن آنان به خسران، در صورت شرک‌ورزی آنان:

وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ


1) 1) . لام در«لأملئنّ»برای قسم است. (اعراب‌القرآن،درویش، ج 3، ص 316)

2) 2) . لام در«لنذهبنّ»برای قسم است. (همان، ج 5، ص 495)

3) 3) . لام در«لیرزقنّهم»و«لیدخلنّهم»برای قسم است.(همان، ج 6 ، ص 468)

4) 4) . لام در«لیستخلفنّهم»برای جواب از قسم مقدّر است. (همان ، ص 642)

أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . (1)زمر (39) 65

141. قسم خداوند، برای به عذاب رساندن سخت کافران و به کیفر رساندن آنان به بدتر از اعمال آنان:

فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا عَذٰاباً شَدِیداً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی کٰانُوا یَعْمَلُونَ . (2)

فصّلت (41) 27

142. قسم مؤکّد خداوند، برای آگاه کردن کافران، در قیامت از اعمال‌شان و به کیفر رساندن آنان با چشاندن عذاب سخت:

... فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِمٰا عَمِلُوا وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنْ عَذٰابٍ غَلِیظٍ. (3)فصّلت (41) 50

143. قسم مؤکّد خداوند، برای امتحان از مؤمنان به هدف متمایز ساختن مجاهدان و صابران از غیر آنان:

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتّٰی نَعْلَمَ الْمُجٰاهِدِینَ مِنْکُمْ وَ الصّٰابِرِینَ وَ نَبْلُوَا أَخْبٰارَکُمْ . (4)محمّد (47) 31

144. قسم خداوند، برای صادق بودن رؤیای پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد داخل شدن در مسجدالحرام، در حال امنیّت و پس از حلق و تقصیر:

لَقَدْ صَدَقَ اللّٰهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیٰا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ آمِنِینَ مُحَلِّقِینَ رُؤُسَکُمْ وَ مُقَصِّرِینَ لاٰ تَخٰافُونَ فَعَلِمَ مٰا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذٰلِکَ فَتْحاً قَرِیباً.

فتح (48) 27

145. قسم مؤکّد خداوند، برای به ذلّت کشانیدن تکذیب‌کنندگان اعراض‌کننده از راه خدا، به سان به ذلّت کشانیدن دروغگوی خطاکار:

أَ رَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّٰی

کَلاّٰ لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنّٰاصِیَةِ

نٰاصِیَةٍ کٰاذِبَةٍ خٰاطِئَةٍ .

علق (96) 13 و 15 و 16

146. قسم مؤکّد خداوند، بر حتمی بودن مشاهدۀ جهنّم، در قیامت و پیدایش یقین برای ناظران آن:

کَلاّٰ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ

لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ

ثُمَّ لَتَرَوُنَّهٰا عَیْنَ الْیَقِینِ . (5)

تکاثر (102) 5 -\7

147. قسم خداوند، برای حتمی بودن پرسش از نعمتهای الهی، در قیامت:

ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ . تکاثر (102) 8

148. قسم خداوند، جهت تأکید بر ازدیاد نعمت، در صورت سپاسگزاری، و گرفتار شدن به عذاب، در صورت کفران نعمت:

... لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذٰابِی لَشَدِیدٌ. (6)ابراهیم (14) 7

149. سوگند خداوند نسبت به پر کردن جهنّم، از جنّیان و انسانهای کافر:

... وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النّٰاسِ أَجْمَعِینَ . هود (11) 119

وَ لَوْ شِئْنٰا لَآتَیْنٰا کُلَّ نَفْسٍ هُدٰاهٰا وَ لٰکِنْ حَقَّ


1) 1) . لام در«لئن»برای قسم است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج 8 ، ص 443)

2) 2) . لام در«فلنذیقنّ»برای قسم است. (همان ، ص 551)

3) 3) . لام در«لننبّئنّ»برای قسم است. (همان، ج 9، ص 7)

4) 4) . لام در«لنبلونّ»برای جواب قسم است. (همان، ص 225)

5) 5) . جملۀ«لترونّ»یا جواب«لو»و یا جواب قسم محذوف‌است. برداشت بر اساس احتمال دوم است

6) 6) . لام در«لئن شکرتم»مقدّمه برای قسم و در«لازیدنّکم»جواب قسم است. (همان، درویش، ج 5، ص 162)

اَلْقَوْلُ مِنِّی لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النّٰاسِ أَجْمَعِینَ . (1)سجده (32) 13

150. قسم خداوند، مبنی بر پر نمودن جهنّم، از شیطان و پیروانش:

قٰالَ اخْرُجْ مِنْهٰا مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکُمْ أَجْمَعِینَ .

اعراف (7) 18

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکَ وَ مِمَّنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ . ص (38) 85

151. قسم خداوند، جهت تأکید بر فتح مکّه و ورود مسلمانان به مسجدالحرام:

لَقَدْ صَدَقَ اللّٰهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیٰا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ آمِنِینَ مُحَلِّقِینَ رُؤُسَکُمْ وَ مُقَصِّرِینَ لاٰ تَخٰافُونَ فَعَلِمَ مٰا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذٰلِکَ فَتْحاً قَرِیباً. (2)

فتح (48) 27

152. سوگند الهی، جهت حتمیّت امتحان شدن انسانها:

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ ....

بقره (2) 155

لَتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوٰالِکُمْ .... آل‌عمران (3) 186

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللّٰهُ بِشَیْءٍ ....

مائده (5) 94

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتّٰی نَعْلَمَ .... محمّد (47) 31

153. سوگند خداوند، برای حتمیّت پاداش مهاجران در راه خدا:

وَ الَّذِینَ هٰاجَرُوا فِی اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مٰا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیٰا حَسَنَةً ... (3)نحل (16) 41

وَ الَّذِینَ هٰاجَرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مٰاتُوا لَیَرْزُقَنَّهُمُ اللّٰهُ رِزْقاً حَسَناً .... حج (22) 58

154. قسم خداوند برای تأکید، برداشتن قدرت محو و زایل نمودن تمامی معارف وحی شده به پیامبر صلی الله علیه و آله در صورت تعلّق مشیّتش:

وَ لَئِنْ شِئْنٰا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ ... (4)

اسراء (17) 86

155. سوگند الهی، مبنی بر اعطای پاداش کامل به بندگان:

وَ إِنَّ کُلاًّ لَمّٰا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ رَبُّکَ أَعْمٰالَهُمْ إِنَّهُ بِمٰا یَعْمَلُونَ خَبِیرٌ. هود (11) 111

مٰا عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ مٰا عِنْدَ اللّٰهِ بٰاقٍ وَ لَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثیٰ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیٰاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ .

نحل (16) 96 و 97

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَنُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی کٰانُوا یَعْمَلُونَ . عنکبوت (29) 7

156. قسم خداوند، جهت تهدید منافقان مدینه، به مسلّط گردانیدن پیامبر صلی الله علیه و آله بر آنان، در صورت دست برنداشتن از توطئه‌گری‌شان:

لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ


1) 1) . قول از جانب خدا به منزلۀ قسم است و«لأملأنّ»جواب قسم است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 515)

2) 2) . لام در«لقد صدق اللّٰه»برای مقدّمۀ قسم است و در«لتدخلنّ المسجد الحرام»جواب قسم محذوف است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج 9، ص 252)

3) 3) . لام در«لنبوّئنّهم»برای قسم است. (همان، ج 5 ، ص 302)

4) 4) . لام در«لئن شئنا»مقدّمۀ قسم و لام در«لنذهبنّ»جواب‌قسم است. (همان، ج 8 ، ص 495)

مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ... (1)احزاب (33) 60

موارد قسم خدا

1. آدم علیه السلام
157. قسم خداوند به آدم علیه السلام برای بیان آفریده شدن انسان، در رنج و سختی:

وَ وٰالِدٍ وَ مٰا وَلَدَ

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ. (2)

بلد (90) 3 و 4

158. قسم خداوند به آدم علیه السلام جهت تأکید بر رستگاری اهل تذکیه و زیانکاری انسانهای تبهکار:

وَ نَفْسٍ وَ مٰا سَوّٰاهٰا

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا

وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا. (3)شمس (91) 7 و 9 و 10

2. آسمان
159. قسم خداوند به آسمان تزیین یافته با ستارگان:

وَ السَّمٰاءِ ذٰاتِ الْحُبُکِ

إِنَّکُمْ لَفِی قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ. (4)ذاریات (51) 7 و 8

160. قسم خداوند به سقف برافراشته (آسمان)، جهت تأکید بر حتمیّت عذاب مکذّبان:

وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ

إِنَّ عَذٰابَ رَبِّکَ لَوٰاقِعٌ .

طور (52) 5 و 7

161. قسم خداوند به آسمان و برجهای آن، برای تأکید بر نفرین به اصحاب اخدود:

وَ السَّمٰاءِ ذٰاتِ الْبُرُوجِ

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ. بروج (85) 1 و 4

162. سوگند خداوند به آسمان، جهت تأکید بر مراقبت از انسان و اعمال او:

وَ السَّمٰاءِ وَ الطّٰارِقِ

إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمّٰا عَلَیْهٰا حٰافِظٌ. طارق (86) 1 و 4

163. قسم خداوند به آسمان و به بازگشتهای مکرّر آن «بارانهای پیاپی یا طلوع و غروبهای خورشید، ماه و ستارگان»برای بیان فارق بودن قرآن بین حق و باطل:

وَ السَّمٰاءِ ذٰاتِ الرَّجْعِ

إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ .

طارق (86) 11 و 13

164. قسم خداوند به آسمان، در مورد رستگاری اهل تزکیه:

وَ السَّمٰاءِ وَ مٰا بَنٰاهٰا

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا. (5)

شمس (91) 5 و 9

165. تأکید خداوند بر زیانکاری و تباهی گناهکاران، با قسم خوردن به آسمان:

وَ السَّمٰاءِ وَ مٰا بَنٰاهٰا

وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا.

شمس (91) 5 و 10

3. آفتاب

==> همین مدخل، قسم خدا، موارد قسم خدا، خورشید

4. ابر
166. قسم خداوند به ابرهای باران‌زا، برای حتمیّت قیامت:

فَالْحٰامِلاٰتِ وِقْراً

إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَصٰادِقٌ


1) 1) . لام در«لئن لم‌ینته»مقدّمۀ قسم و لام در«لنغرینّک»جواب قسم است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج 8 ، ص 48)

2) 2) . مقصود از«والد»آدم علیه السلام و«ما ولد»فرزند وی است.(جامع‌البیان، ج 15، جزء 30، ص 245)

3) 3) . بنا بر قولی، مقصود از«نفس»آدم علیه السلام است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 755)

4) 4) . بر اساس روایتی از امام علی علیه السلام«ذات الحبک»به صاحب حسن و زیبایی تفسیر شده است. (همان، ص 230)

5) 5) . آیه«قد افلح...»جواب قسم است. (اعراب القرآن‌درویش، ج 10، ص 496)

وَ إِنَّ الدِّینَ لَوٰاقِعٌ . ذاریات (51) 2 و 5 و 6

5. ابراهیم علیه السلام
167. قسم خداوند به ابراهیم علیه السلام برای آفریده شدن انسان در رنج و سختی:

وَ وٰالِدٍ وَ مٰا وَلَدَ

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ. (1)

بلد (90) 3 و 4

6 . اسب مجاهدان
168. قسم خداوند به اسبان تازنده و نفس‌زننده، در راه جهاد:

وَ الْعٰادِیٰاتِ ضَبْحاً. (2)عادیات (100) 1

169. قسم خداوند به اسبان هجوم‌آورنده بر دشمنان، هنگام صبحدم:

فَالْمُغِیرٰاتِ صُبْحاً. عادیات (100) 3

170. قسم خداوند به اسبان جنگی هجوم آورنده بر دشمنان دین، و پدیدآورندۀ غبار شدید:

وَ الْعٰادِیٰاتِ ضَبْحاً

فَالْمُورِیٰاتِ قَدْحاً

فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً. عادیات (100) 1 و 2 و 4

171. قسم خداوند به اسبان تیزپای مجاهدان، برای تأکید بر ناسپاسی نوع انسانها:

وَ الْعٰادِیٰاتِ ضَبْحاً

فَالْمُورِیٰاتِ قَدْحاً

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ. عادیات (100) 1 و 2 و 6

172. قسم خداوند به اسبان تیزپای مجاهدان، جهت تأکید بر آگاهی دشمنان اسلام، از خوی ناسپاسی خویش:

وَ الْعٰادِیٰاتِ ضَبْحاً

فَالْمُورِیٰاتِ قَدْحاً

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ

وَ إِنَّهُ عَلیٰ ذٰلِکَ لَشَهِیدٌ. عادیات (100) 1 و 2 و 6 و 7

173. قسم خداوند به مرکب مجاهدان برای بیان شدّت مال دوستی دشمنان دین:

وَ الْعٰادِیٰاتِ ضَبْحاً

فَالْمُورِیٰاتِ قَدْحاً

وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ. عادیات (100) 1 و 2 و 8

174. قسم خداوند به اسبهای هجوم برنده بر قلب سپاه دشمن، هنگام جهاد:

وَ الْعٰادِیٰاتِ ضَبْحاً

فَالْمُورِیٰاتِ قَدْحاً

فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً. عادیات (100) 1 و 2 و 5

7. اسماعیل علیه السلام
175. قسم خداوند به اسماعیل علیه السلام برای آفریده شدن انسان در رنج و سختی:

وَ وٰالِدٍ وَ مٰا وَلَدَ

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ.

بلد (90) 3 و 4

8 . امّتها
176. قسم خدا به امّتها، جهت تأکید بر نفرین و لعن بر اصحاب اخدود:

وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ. (3)

بروج (85) 3 و 4

9. انبیا
177. قسم خداوند به انبیا، برای نفرین و لعن بر اصحاب اخدود:

وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ. (4)

بروج (85) 3 و 4


1) 1) . بنا بر قولی، مراد از«والد»ابراهیم علیه السلام و«ما ولد»فرزندش است. (جامع‌البیان، ج 15، جزء 30، ص 246)

2) 2) . بنا بر قولی، مقصود از«عادیات»اسبانی است که در میدان جهاد نفس نفس می‌زنند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 803)

3) 3) . بنا بر قولی، مقصود از«شاهد»انبیا و مقصود از«مشهود»امّتها است. (التفسیر الکبیر، ج 11، ص 108)

4) 4) . بنا بر قولی، مقصود از«شاهد»انبیا و مقصود از«مشهود»امّتها است. (همان)

10. انجیر
178. قسم خداوند به انجیر، جهت بیان وقوع شکل وجودی انسان، در زیباترین و استوارترین ساختارها:

وَ التِّینِ ... لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ . تین (95) 1 و 4

11. انسان
179. قسم خداوند به انسان گواهی‌دهنده بر توحید، برای لعن و نفرین بر اصحاب اخدود:

وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ. (1)

بروج (85) 3 و 4

180. قسم خداوند به آفرینش متعادل و به دور از افراط و تفریط انسان:

وَ نَفْسٍ وَ مٰا سَوّٰاهٰا. (2)شمس (91) 7

181. قسم خداوند به انسان تولید مثل کننده و فرزندانش:

وَ وٰالِدٍ وَ مٰا وَلَدَ. بلد (90) 3

12. باد
182. قسم خداوند به انواع بادها، جهت تأکید بر حتمیّت معاد:

وَ الذّٰارِیٰاتِ ذَرْواً

فَالْحٰامِلاٰتِ وِقْراً

فَالْجٰارِیٰاتِ یُسْراً

فَالْمُقَسِّمٰاتِ أَمْراً

إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَصٰادِقٌ . (3)ذاریات (51) 1 -\5

وَ الْمُرْسَلاٰتِ عُرْفاً

فَالْعٰاصِفٰاتِ عَصْفاً

وَ النّٰاشِرٰاتِ نَشْراً

فَالْفٰارِقٰاتِ فَرْقاً

إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَوٰاقِعٌ . (4)مرسلات (77) 1 -\4 و 7

13. بناکننده آسمان

==> همین مدخل، قسم خدا، موارد قسم خدا، خدا

14. بنای آسمان
183. قسم خداوند به بنای آسمان، با استحکام آن:

وَ السَّمٰاءِ وَ مٰا بَنٰاهٰا. (5)شمس (91) 5

15. بیت‌المعمور
184. قسم خداوند به بیت‌المعمور:

وَ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ. طور (52) 4

16. بیت‌المقدّس
185. قسم خداوند به بیت‌المقدّس، سرزمین انجیر و زیتون:

وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ . (6)تین (95) 1

17. پدر
186. قسم خدا به پدر و مولود او:

وَ وٰالِدٍ وَ مٰا وَلَدَ. بلد (90) 3

18. تاق
187. قسم خداوند به جفت و تاق:

وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ. فجر (89) 3

19. تورات
188. قسم به تورات، کتاب نگاشته شده مبنی بر قطعی بودن عذاب پروردگار:

وَ کِتٰابٍ مَسْطُورٍ

إِنَّ عَذٰابَ رَبِّکَ لَوٰاقِعٌ . (7)

طور (52) 2 و 7


1) 1) . بنا بر قولی منظور از شاهد انسان است که به توحیدشهادت می‌دهد. (التفسیر الکبیر، ج 11، ص 108)

2) 2) . در اینکه مقصود از«نفس»آیا روح است یا مجموع جسم و جان، دو احتمال است. برداشت بر اساس احتمال دوم است

3) 3) . مراد از چهار آیۀ مذکور، بادها است. (التفسیر الکبیر، ج 10، ص 161؛ المیزان، ج 18، ص 365)

4) 4) . بنا بر قولی، مقصود از پنج آیه مذکور باد است. (التفسیر الکبیر، ج 10، ص 765)

5) 5) . در احتمالی، مراد از«ما بناها»یعنی بنای آسمان با استحکام و نظم آن. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 755)

6) 6) . در احتمالی، منظور از«زیتون»در«الزّیتون»بیت‌المقدّس است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 775)

7) 7) . بنا بر قولی، مقصود از«کتاب مسطور»، تورات است.(همان، ج 9 -\10، ص 247)

20. جفت
189. سوگند خداوند به جفت (شفع):

وَ الشَّفْعِ .... فجر (89) 3

21. جمعه
190. قسم خداوند به روز جمعه:

وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ. (1)بروج (85) 3

22. حق
191. قسم خداوند به حق، برای وارد کردن ابلیس و پیروانش در جهنّم:

قٰالَ یٰا إِبْلِیسُ مٰا مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِمٰا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعٰالِینَ

قٰالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکَ وَ مِمَّنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ . (2)

ص (38) 75 و 84 و 85

23. خدا
192. قسم خداوند به آفرینندۀ جنس مؤنّث، در مخلوقات:

وَ مٰا خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثیٰ . لیل (92) 3

193. سوگند خداوند به ربوبیّت خویش، جهت بیان بی‌ایمانی اعراض‌کنندگان از قضاوت محمّد صلی الله علیه و آله :

فَلاٰ وَ رَبِّکَ لاٰ یُؤْمِنُونَ حَتّٰی یُحَکِّمُوکَ فِیمٰا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاٰ یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّٰا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً. نساء (4) 65

194. قسم خداوند به خود، جهت تأکید بر ارسال پیامبرانی پیش از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله :

تَاللّٰهِ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ ....

نحل (16) 63

195. قسم خداوند به مقام پروردگاری خود بر آسمان و زمین، جهت تأکید بر حقّانیّت رازقیّت خویش:

فَوَ رَبِّ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مٰا أَنَّکُمْ تَنْطِقُونَ . (3)ذاریات (51) 23

196. قسم خداوند به ربوبیّت خویش بر مشرقها و مغربها، برای تأکید بر قدرت خویش:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشٰارِقِ وَ الْمَغٰارِبِ إِنّٰا لَقٰادِرُونَ . معارج (70) 40

197. قسم خدا به ربوبیّت خویش، دربارۀ آگاهی دقیق از مستحقّ عذاب بودن مجرمان:

فَوَ رَبِّکَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّیٰاطِینَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِیًّا

ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِینَ هُمْ أَوْلیٰ بِهٰا صِلِیًّا. مریم (19) 68 و 70

198. قسم خداوند به ربوبیّت خویش، دربارۀ حتمی بودن احضار منکران معاد و شیاطین و گردآوری آنان، در قیامت:

وَ یَقُولُ الْإِنْسٰانُ أَ إِذٰا مٰا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَیًّا

فَوَ رَبِّکَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّیٰاطِینَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِیًّا.

مریم (19) 66 و 68

199. قسم خدا به ربوبیّت خود، بر تحقّق حتمی طبقه‌بندی عاصیان، در قیامت:

فَوَ رَبِّکَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّیٰاطِینَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِیًّا

ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ کُلِّ شِیعَةٍ أَیُّهُمْ أَشَدُّ عَلَی الرَّحْمٰنِ عِتِیًّا.

مریم (19) 68 و 69


1) 1) . از امام علی علیه السلام روایت شده است:«شاهد»روز جمعه و«مشهود»روز قربانی [دهم ذی‌الحجّه] است. (الدرالمنثور، ج 8 ، ص 463)

2) 2) . ممکن است که«فالحقّ»مبتدا و خبر آن«قسمی»درتقدیر باشد. (الکشاف، ج 4، ص 108)

3) 3) . بر اساس یکی از احتمالات تفسیری، مرجع ضمیر«انّه»رزق و آیات الهی است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 235)

200. قسم خداوند به ربوبیّت خویش، دربارۀ بازپرسی از تمامی کافران و تجزیه‌گران دین:

اَلَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ

فَوَ رَبِّکَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ . حجر (15) 91 و 92

201. قسم خداوند به تعدیل‌کننده و سامان‌دهنده قوای روحی انسان، برای رستگاری اهل تزکیه و زیانکاری انسانهای پلید:

وَ نَفْسٍ وَ مٰا سَوّٰاهٰا.

فَأَلْهَمَهٰا فُجُورَهٰا وَ تَقْوٰاهٰا

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا

وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا. شمس (91) 7 - 10

202. قسم خداوند به (گسترانندۀ زمین) برای رستگاری اهل تزکیه و زیانکاری انسانهای پلید:

وَ الْأَرْضِ وَ مٰا طَحٰاهٰا

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا

وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا.

شمس (91) 6 و 9 و 10

203. سوگند خداوند به آفرینندۀ جنس مذکّر و مؤنّث، برای متفاوت بودن تلاشهای انسان (از جهت سودمندی و زیان):

وَ مٰا خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثیٰ

إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّٰی . (1)

لیل (92) 3 و 4

204. قسم خداوند به ذات خود، برای تهدید و مورد مؤاخذه قرار دادن مشرکان:

وَ یَجْعَلُونَ لِمٰا لاٰ یَعْلَمُونَ نَصِیباً مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ تَاللّٰهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمّٰا کُنْتُمْ تَفْتَرُونَ . نحل (16) 56

205. قسم خداوند به بناکنندۀ آسمان:

وَ السَّمٰاءِ وَ مٰا بَنٰاهٰا. شمس (91) 5

24. خورشید
206. قسم خداوند به خورشید و گسترده شدن نور آن، برای رستگاری انسانهای تزکیه‌کنندۀ نفس:

وَ الشَّمْسِ وَ ضُحٰاهٰا

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا.

شمس (91) 1 و 9

207. قسم خداوند به خورشید و گسترده شدن نور آن، برای تأکید بر زیانکاری و تباهی گناهکاران:

وَ الشَّمْسِ وَ ضُحٰاهٰا

وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا. شمس (91) 1 و 10

208. سوگند خداوند به گسترش نور خورشید، برای بیان وانگذاشتن پیامبر صلی الله علیه و آله به حال خود:

وَ الضُّحیٰ

مٰا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ مٰا قَلیٰ .

ضحی (93) 1 و 3

209. سوگند خداوند به گسترش نور خورشید، جهت تأکید بر خشم نکردن بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ الضُّحیٰ

مٰا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ مٰا قَلیٰ .

ضحی (93) 1 و 3

210. سوگند خداوند به گسترش نور خورشید، برای برتری جهان آخرت بر دنیا:

وَ الضُّحیٰ

وَ لَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولیٰ .

ضحی (93) 1 و 4

211. سوگند خداوند به گسترش نور خورشید، دربارۀ اعطا به پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرت به میزان رضایت آن حضرت:

وَ الضُّحیٰ

وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضیٰ .

ضحی (93) 1 و 5

25. دریا
212. قسم خداوند به دریای برافروخته از آتش، دربارۀ قطعی بودن عذاب پروردگار:

وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ

إِنَّ عَذٰابَ رَبِّکَ لَوٰاقِعٌ .

طور (52) 6 و 7


1) 1) . کلمۀ«ما»در«ما خلق»می‌تواند موصول و به معانی«من»باشد. در این صورت مراد از آن، ذات باری‌تعالیٰ خواهد بود

213. قسم خداوند به دریای سرشار از آب، دربارۀ قطعی بودن عذاب پروردگار:

وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ

إِنَّ عَذٰابَ رَبِّکَ لَوٰاقِعٌ . (1)

طور (52) 6 و 7

26. دیدنی‌ها
214. سوگند خداوند به حقایق دیدنی، برای نزول قرآن به وسیلۀ جبرئیل:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِمٰا تُبْصِرُونَ

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شٰاعِرٍ قَلِیلاً مٰا تُؤْمِنُونَ

تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ .

حاقّه (69) 38 و 40 و 41 و 43

27. روح
215. سوگند خداوند به نفس ملامتگر، برای اعلان احیای مردگان در قیامت:

وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّٰامَةِ

أَ یَحْسَبُ الْإِنْسٰانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظٰامَهُ

بَلیٰ قٰادِرِینَ عَلیٰ أَنْ نُسَوِّیَ بَنٰانَهُ . قیامت (75) 2 - 4

216. سوگند خداوند به روحهای سبقت‌گیرنده به سوی بهشت:

فَالسّٰابِقٰاتِ سَبْقاً. (2)نازعات (79) 4

217. سوگند خداوند به روحهای با نشاط، هنگام مرگ:

وَ النّٰاشِطٰاتِ نَشْطاً. (3)نازعات (79) 2

218. قسم خداوند به روح، برای بیان زیانکاری و تباهی گناهکاران:

وَ نَفْسٍ وَ مٰا سَوّٰاهٰا

وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا.

شمس (91) 7 و 10

219. قسم خداوند به روح، جهت تأکید بر رستگاری اهل تزکیه:

وَ نَفْسٍ وَ مٰا سَوّٰاهٰا

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا.

شمس (91) 7 و 9

28. روز
220. قسم خداوند به روز، دربارۀ تفاوت فرجام انفاقگران با تقوا و بخیلان زراندوز:

وَ النَّهٰارِ إِذٰا تَجَلّٰی

فَأَمّٰا مَنْ أَعْطیٰ وَ اتَّقیٰ

فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْریٰ

وَ أَمّٰا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنیٰ

فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْریٰ . لیل (92) 2 و 5 و 7 و 8 و 10

221. قسم خداوند به روز، بر گوناگون بودن تلاشهای انسان و شیوه‌ها و آثار آن:

وَ النَّهٰارِ إِذٰا تَجَلّٰی

إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّٰی .

لیل (92) 2 و 4

222. قسم خداوند به روز، در لحظۀ فروغ افکندن آن بر زمین:

وَ النَّهٰارِ إِذٰا جَلاّٰهٰا. شمس (91) 3

223. قسم خداوند به روز، هنگام درخشان شدن آن:

وَ النَّهٰارِ إِذٰا تَجَلّٰی . لیل (92) 2

29. روزگار
224. قسم خداوند به روزگار، جهت تأکید بر زیانکاری انسان:

وَ الْعَصْرِ

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَفِی خُسْرٍ.

عصر (103) 1 و 2


1) 1) .«البحر المسجور»یعنی دریای پر شده. (مجمع‌البیان،ج 9 -\10، ص 247)

2) 2) . از امام باقر علیه السلام دربارۀ سخن خداوند«فالسّابقات سبقاً»روایت شده: مراد ارواح مؤمنان است که به سوی بهشت [بر یکدیگر] سبقت می‌گیرند. (تفسیر قمی، ج 2، ص 396، بحارالانوار، ج 7، ص 46، ح 28)

3) 3) . در احتمالی، مقصود از«والنّاشطات»ارواح مؤمنان است که به هنگام مرگ به جهت دیدن بهشت با شادابی بدن را ترک می‌کنند. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 652)

30. زمین
225. قسم خداوند به زمین، دربارۀ فارق بودن قرآن، بین حق و باطل:

وَ الْأَرْضِ ذٰاتِ الصَّدْعِ

إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ .

طارق (86) 12 و 13

226. قسم خداوند به زمین، دربارۀ رستگاری اهل تزکیه:

وَ الْأَرْضِ وَ مٰا طَحٰاهٰا

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا.

شمس (91) 6 و 9

227. قسم خداوند به زمین و گسترانندۀ آن:

وَ الْأَرْضِ وَ مٰا طَحٰاهٰا. شمس (91) 6

228. قسم خداوند به زمین و شکاف‌پذیر بودن آن، برای رویش گیاهان، دربارۀ فارق بودن قرآن، بین حق و باطل:

وَ الْأَرْضِ ذٰاتِ الصَّدْعِ

إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ .

طارق (86) 12 و 13

229. قسم خداوند به زمین، دربارۀ زیانکاری و تباهی گناهکاران:

وَ الْأَرْضِ وَ مٰا طَحٰاهٰا

وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا. شمس (91) 6 و 10

31. زوجیّت
230. قسم خداوند به حاکمیّت قانون زوجیّت در نظام آفرینش، جهت تأکید متفاوت بودن تلاش انسانها (در سودمندی و زیان‌بخشی):

وَ مٰا خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثیٰ

إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّٰی .

لیل (92) 3 و 4

32. زیتون
231. قسم خداوند به زیتون، جهت بیان وقوع شکل وجودی انسان، در زیباترین و استوارترین ساختارها:

... وَ الزَّیْتُونِ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ . تین (95) 1 و 4

33. ستاره
232. قسم خداوند به ستارگان، برای بیان تأکیدی مراقبت از انسان و افکار و کردار او:

وَ السَّمٰاءِ وَ الطّٰارِقِ

إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمّٰا عَلَیْهٰا حٰافِظٌ. طارق (86) 1 و 4

233. قسم خداوند به ستارگان مرتفع و نمایان، جهت بیان نفرین قطعی به اصحاب اخدود:

وَ السَّمٰاءِ ذٰاتِ الْبُرُوجِ

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ. بروج (85) 1 و 4

234. قسم خداوند به ستارگان، برای تأکید بر ابلاغ قرآن، به وسیلۀ فرستاده‌ای بزرگوار (جبرئیل):

فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ

اَلْجَوٰارِ الْکُنَّسِ

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ . تکویر (81) 15 و 16 و 19

235. قسم خداوند به ستارگان متحرّک و بازگشت‌کننده به مسیر قبلی خود:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ

اَلْجَوٰارِ الْکُنَّسِ .

تکویر (81) 15 و 16

236. قسم خداوند به ستارگان ناپدیدشونده از نظرها، بر اثر نور خورشید:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ . تکویر (81) 15

237. قسم خداوند به ستارگان، هنگام غروب:

وَ النَّجْمِ إِذٰا هَویٰ . نجم (53) 1

238. قسم خداوند به محلّ طلوع و غروب ستارگان:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِمَوٰاقِعِ النُّجُومِ . (1)واقعه (56) 75

239. قسم خداوند به مرتفع‌ترین ستاره‌ها:

وَ السَّمٰاءِ وَ الطّٰارِقِ

اَلنَّجْمُ الثّٰاقِبُ .

طارق (86) 1 و 3


1) 1) .«مواقع النّجوم»بنا بر قولی، یعنی محلّ طلوع و غروب ستارگان. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 341)

240. قسم به نظام طلوع و غروب ستارگان، سوگندی بزرگ و قابل توجّه:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِمَوٰاقِعِ النُّجُومِ

وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ . واقعه (56) 75 و 76

241. قسم خداوند به ستاره‌ها، برای بیان دمیده شدن نفخۀ اوّل و دوم، در قیامت:

وَ السّٰابِحٰاتِ سَبْحاً

فَالسّٰابِقٰاتِ سَبْقاً

یَوْمَ تَرْجُفُ الرّٰاجِفَةُ

تَتْبَعُهَا الرّٰادِفَةُ .

نازعات (79) 3 و 4 و 6 و 7

34. ستارۀ ثریّا
242. قسم خداوند به ستارۀ ثریّا، هنگام غروب کردنش:

وَ النَّجْمِ إِذٰا هَویٰ . (1)نجم (53) 1

35. ستارۀ زحل
243. قسم خداوند به ستارۀ زحل، دربارۀ نازل شدن قرآن، به وسیلۀ جبرئیل:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ

اَلْجَوٰارِ الْکُنَّسِ

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ . (2)تکویر (81) 15 و 16 و 19

وَ السَّمٰاءِ وَ الطّٰارِقِ

اَلنَّجْمُ الثّٰاقِبُ . (3)

طارق (86) 1 و 3

36. ستارۀ زهره
244. قسم خداوند به ستارۀ زهره، برای نزول قرآن، به وسیلۀ جبرئیل:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ .

تکویر (81) 15 و 19

37. ستارۀ طارق
245. قسم خداوند به ستارۀ طارق، جهت تأکید بر وجود مراقبانی برای انسان:

وَ السَّمٰاءِ وَ الطّٰارِقِ

إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمّٰا عَلَیْهٰا حٰافِظٌ. طارق (86) 1 و 4

38. ستارۀ عطارد
246. قسم خداوند به ستارۀ عطارد، برای نزول قرآن، به وسیلۀ جبرئیل:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ . (4)

تکویر (81) 15 و 19

39. ستارۀ مرّیخ
247. قسم خداوند به ستارۀ مرّیخ، برای نزول قرآن، به وسیلۀ جبرئیل:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ .

تکویر (81) 15 و 19

40. ستارۀ مشتری
248. سوگند خداوند به ستارۀ مشتری:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ . تکویر (81) 15

41. سحرگاهان
249. قسم خداوند به سحرگاهان:

وَ اللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ. مدّثر (74) 33

42. شاهدان قیامت
250. قسم خداوند به شاهدان روز قیامت و حاضرشوندگان در آن، برای بیان لعن بر اصحاب اخدود به سبب کشتن مؤمنان:

وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ


1) 1) . مقصود از«نجم»بنا بر قولی، ستارۀ ثریّا است. (مجمع‌البیان، ج 9-\10، ص 260)

2) 2) . از اصبغ بن نباته از علی علیه السلام دربارۀ«فلا اقسم بالخنّس»روایت شده است که [خنس] پنج ستاره است: زحل، عطارد، مشتری، بهرام، زهره. (الدرالمنثور، ج 8 ، ص 431؛ تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 517، ح 21)

3) 3) . بنا بر قولی، مقصود، ستارۀ زحل است. (جامع‌البیان،ج 15، ص 178)

4) 4) .«خنّس»پنج ستاره است: زحل، مشتری، مرّیخ، زهره وعطارد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 677)

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ. (1)

بروج (85) 3 و 4 و 7

43. شب
251. قسم خداوند به شب، هنگام فراگیر شدن آن، برای تأکید بر گوناگون بودن تلاشهای انسانها (از نظر سودمندی و زیان):

وَ اللَّیْلِ إِذٰا یَغْشیٰ

إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّٰی .

لیل (92) 1 و 4

252. قسم خداوند به شب، دربارۀ تفاوت فرجام انفاقگران با تقوا و بخیلان زراندوز:

وَ اللَّیْلِ إِذٰا یَغْشیٰ

فَأَمّٰا مَنْ أَعْطیٰ وَ اتَّقیٰ

فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْریٰ

وَ أَمّٰا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنیٰ

فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْریٰ . لیل (92) 1 و 5 و 7 و 8 و 10

253. سوگند خداوند به شب، هنگام سیطرۀ کامل تاریکی آن بر موجودات، برای بیان تأکید بر نوید آخرتی، بهتر از دنیا برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ اللَّیْلِ إِذٰا سَجیٰ

وَ لَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولیٰ . ضحی (93) 2 و 4

254. قسم خدا به شب، برای بیان رستگاری اهل تزکیه:

وَ اللَّیْلِ إِذٰا یَغْشٰاهٰا

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا.

شمس (91) 4 و 9

255. قسم خداوند به شب، برای بیان زیانکاری گناهکاران:

وَ اللَّیْلِ إِذٰا یَغْشٰاهٰا

وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا.

شمس (91) 4 و 10

256. قسم خداوند به شب، برای تأکید بر ابلاغ قرآن به محمّد صلی الله علیه و آله به وسیلۀ فرستاده‌ای بزرگوار (جبرئیل):

وَ اللَّیْلِ إِذٰا عَسْعَسَ

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ .

تکویر (81) 17 و 19

257. قسم خداوند به گذشت شب، سوگندی شایسته و کافی و بجا در دیدگاه هر انسان عاقل:

وَ اللَّیْلِ إِذٰا یَسْرِ

هَلْ فِی ذٰلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ. فجر (89) 4 و 5

258. سوگند به شب، دربارۀ تنوّع مراحل آیندۀ انسان:

وَ اللَّیْلِ وَ مٰا وَسَقَ

لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ .

انشقاق (84) 17 و 19

259. قسم خداوند به شبهای دهگانه برای کیفر امت‌های طغیانگر و مفسد:

وَ لَیٰالٍ عَشْرٍ

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

إِرَمَ ذٰاتِ الْعِمٰادِ

اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِی الْبِلاٰدِ

وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ . فجر (89) 2 و 6 -\13

44. شتر
260. قسم خدا به شترهای به نفس نفس افتاده برای کینه توزی انسان به پروردگارش:

وَ الْعٰادِیٰاتِ ضَبْحاً

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ. (2)

عادیات (100) 1 و 6

45. شفق
261. قسم خداوند به شفق (سرخی افق) برای تنوّع مراحل آیندۀ انسان:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ

لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ .

انشقاق (84) 16 و 19


1) 1) . مقصود از«شاهد»در آیه، شاهد روز قیامت، یعنی همۀ‌خلائق است. (الکشاف، ج 4، ص 729)

2) 2) . بنا بر قولی، مقصود، شتر انتقال‌دهندۀ حجّاج از عرفه به‌مزدلفه و از مزدلفه به مِنیٰ است. (جامع‌البیان، ج 15، جزء 30، ص 347) و جواب قسم«ان الانسان لربه...»می‌باشد. (اعراب القرآن، ج 10، ص 557)

46. صبح
262. سوگند خداوند به سپیدۀ صبح، برای تأکید بر عظمت قرآن:

وَ الصُّبْحِ إِذٰا أَسْفَرَ

إِنَّهٰا لَإِحْدَی الْکُبَرِ.

مدّثر (74) 34 و 35

263. سوگند خداوند به صبح، سوگندی شایسته و کافی، در دیدگاه انسان عاقل:

وَ الْفَجْرِ

هَلْ فِی ذٰلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ.

فجر (89) 1 و 5

264. قسم خداوند به بامداد، زمان گسترده شدن سپیدۀ صبح، در آسمان:

وَ الصُّبْحِ إِذٰا تَنَفَّسَ . تکویر (81) 18

265. سوگند خداوند به صبح، برای تأکید بر ابلاغ قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آله بوسیلۀ فرستاده‌ای بزرگوار (جبرئیل):

وَ الصُّبْحِ إِذٰا تَنَفَّسَ

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ .

تکویر (81) 18 و 19

47. عرفه
266. سوگند خداوند به روز عرفه برای ملعون بودن اصحاب اخدود:

وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ. (1)

بروج (85) 3 و 4

وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ. (2)فجر (89) 3

48. عصر
267. سوگند خداوند به وقت عصر، برای زیانکاری انسان:

وَ الْعَصْرِ

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَفِی خُسْرٍ.

عصر (103) 1 و 2

49. عصر قائم
268. قسم خداوند به عصر ظهور قائم:

وَ الْعَصْرِ

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَفِی خُسْرٍ. (3)

عصر (103) 1 و 2

50. عصر محمّد صلی الله علیه و آله
269. قسم خداوند به عصر محمّد صلی الله علیه و آله جهت تأکید بر خسارت بار بودن وضع انسانها:

وَ الْعَصْرِ

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَفِی خُسْرٍ. (4)

عصر (103) 1 و 2

51. عید قربان
270. قسم خداوند به عید قربان:

وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ. (5)بروج (85) 3

وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ. (6)فجر (89) 3

52. غیب
271. سوگند خداوند به حقایق نادیدنی، برای نزول قرآن، به وسیلۀ جبرئیل:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِمٰا تُبْصِرُونَ

وَ مٰا لاٰ تُبْصِرُونَ

وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شٰاعِرٍ قَلِیلاً مٰا تُؤْمِنُونَ

تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . حاقّه (69) 38 و 40 و 41 و 43


1) 1) . در احتمالی، مراد از«مشهود»روز عرفه است.(مجمع‌البیان، ج 9-\10، ص 708) و جواب قسم محذوف است و آیه«قتل...»دلالت بر آن دارد. (اعراب القرآن، ج 10، ص 430)

2) 2) . گفته شده که«وتر»روز عرفه است و این روایت جابر از پیامبر صلی الله علیه و آله است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 736؛ تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 542، ح 17) و جواب قسم محذوف است و مقصود عذاب کردن افراد طاغی و فسادگر می‌باشد. (الکشاف، ج 4، ص 774)

3) 3) . از امام صادق علیه السلام دربارۀ سوره سؤال شد. حضرت‌فرمود: مقصود از«عصر»عصر خروج قائم علیه السلام است. (تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 666 ، ح 5)

4) 4) . بنا بر قولی، مقصود از«عصر»زمان پیامبر صلی الله علیه و آله است.(التفسیر الکبیر، ج 11، ص 279)

5) 5) . بنا بر قولی، مقصود از«شاهد»یوم‌النّحر [عید قربان] است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 708)

6) 6) . بنا بر یک قول، مقصود از«شفع»روز عید قربان است. (التفسیر الکبیر، ج 16، ص 148)

53. فجر
272. سوگند خداوند به فجر و هنگام دیدن سپیده:

وَ الْفَجْرِ. فجر (89) 1

273. سوگند به فجر، شایسته و بجا، در دیدگاه هر شخص عاقل:

وَ الْفَجْرِ

هَلْ فِی ذٰلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ.

فجر (89) 1 و 5

54. فرزند
274. سوگند خداوند به پدر و فرزند برای بیان آفریده شدن انسان در رنج:

وَ وٰالِدٍ وَ مٰا وَلَدَ

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ.

بلد (90) 3 و 4

55. قاریان قرآن
275. سوگند خداوند به تلاوتگران آیات الهی و قرآن کریم، برای یگانگی خداوند:

فَالتّٰالِیٰاتِ ذِکْراً

إِنَّ إِلٰهَکُمْ لَوٰاحِدٌ.

صافّات (37) 3 و 4

56. قرآن
276. قسم خداوند به آیات پیاپی نازل شده بر پیامبر صلی الله علیه و آله برای حتمی بودن وعدۀ خداوند:

وَ الْمُرْسَلاٰتِ عُرْفاً

إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَوٰاقِعٌ . (1)

مرسلات (77) 1 و 7

277. قسم خداوند به قرآن به سبب منتشر کردن حکمت و معارف، برای تأکید بر حتمی بودن وعدۀ خداوند:

وَ النّٰاشِرٰاتِ نَشْراً

إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَوٰاقِعٌ . (2)

مرسلات (77) 3 و 7

278. قسم خداوند به قرآن، یادآوری‌کننده و هشداردهندۀ انسانها برای بیان حتمی بودن وعدۀ خدا:

فَالْمُلْقِیٰاتِ ذِکْراً

إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَوٰاقِعٌ . (3)

مرسلات (77) 5 و 7

279. قسم خداوند به قرآن فرق‌گذارنده بین حق و باطل، برای حتمی بودن وعدۀ خدا:

فَالْفٰارِقٰاتِ فَرْقاً

إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَوٰاقِعٌ . (4)

مرسلات (77) 4 و 7

280. قسم خداوند به قرآن حکمت‌آمیز، برای تأکید بر حقّانیّت و درستی رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ

إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ .

یس (36) 2 و 3

281. سوگند خداوند به قرآن، جهت تأکید بر بودن پیامبر صلی الله علیه و آله در صراط مستقیم:

وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ

إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

عَلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . یس (36) 2 -\4

282. سوگند خداوند به قرآن، برای نزول قرآن به زبان عربی، با هدف تعقّل و تفکّر مردم در آن:

وَ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ

إِنّٰا جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا


1) 1) . بنا بر قولی، مقصود از«مرسلات»آیات پیاپی نازل شده‌به وسیلۀ جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله است. (التفسیر الکبیر، ج 10، ص 766)

2) 2) . بنا بر قولی، مقصود از«والناشرات»قرآن است که آثارحکمت و هدایت را منتشر کرده است. (همان، ص 766)

3) 3) . در احتمالی، مقصود از«ملقیات»قرآن است که دارای‌ذکر است. (همان، ص 766)

4) 4) . مقصود از«فارقات»قرآن است که متمایزکنندۀ حق ازباطل است. (همان، ص 766)

لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . زخرف (43) 2 و 3

283. سوگند خداوند به قرآن، برای تأکید بر سرکشی و دشمنی کافران:

ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ

بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی عِزَّةٍ وَ شِقٰاقٍ . ص (38) 1 و 2

284. تأکید بر حقّانیّت رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله فلسفۀ سوگند خداوند به قرآن مجید:

ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِیدِ

بَلْ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا شَیْءٌ عَجِیبٌ .

ق (50) 1 و 2

285. سوگند خداوند به قرآن، جهت تأکید بر حتمیّت عذاب الهی:

وَ کِتٰابٍ مَسْطُورٍ

إِنَّ عَذٰابَ رَبِّکَ لَوٰاقِعٌ . (1)

طور (52) 2 و 7

286. قسم خداوند به کتاب مبین (قرآن)، برای نازل کردن آن، در شب مبارک (شب قدر):

وَ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبٰارَکَةٍ ... (2)دخان (44) 2 و 3

287. سوگند خداوند به قرآن، برای تأکید بر گمراه نبودن پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ النَّجْمِ إِذٰا هَویٰ

مٰا ضَلَّ صٰاحِبُکُمْ وَ مٰا غَویٰ . (3)نجم (53) 1 و 2

57. قلم
288. قسم خداوند به قلم و ابزار نوشتن، برای تنزیه پیامبر صلی الله علیه و آله از جنون، به واسطۀ نعمت و لطف پروردگار بر آن حضرت:

وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ

مٰا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ . قلم (68) 1 و 2

58. قیامت
289. سوگند خداوند به روز قیامت، برای احیای مردگان، در آن روز:

لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیٰامَةِ

وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّٰامَةِ

أَ یَحْسَبُ الْإِنْسٰانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظٰامَهُ .

قیامت (75) 1 - 3

290. قسم خداوند به قیامت، برای تأکید بر لعن اصحاب اخدود، به سبب کشتن مؤمنان:

وَ الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ. بروج (85) 1 و 2 و 4 و 7

59. کتاب
291. سوگند خداوند به کتابها و نوشته‌ها، برای تنزیه پیامبر صلی الله علیه و آله از جنون:

... وَ مٰا یَسْطُرُونَ مٰا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ . (4)قلم (68) 1 و 2

292. قسم خداوند به کتاب نگاشته شده از سوی خداوند، برای بیان قطعی بودن عذاب پروردگار:

وَ کِتٰابٍ مَسْطُورٍ

إِنَّ عَذٰابَ رَبِّکَ لَوٰاقِعٌ .

طور (52) 2 و 7


1) 1) . بنا بر قولی، مقصود از«کتاب مسطور»قرآن است.(مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 247)

2) 2) . به یک احتمال، منظور از«کتاب»، قرآن و مقصود از«لیلۀ مبارکه»، شب قدر است. (التفسیر الکبیر، ج 9، ص 652)

3) 3) . در احتمالی، مراد از«والنّجم اذا هویٰ»قرآن است که جدا جدا [آیه به آیه] نازل شد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 260)

4) 4) . به قرینۀ سیاق، مقصود از«ما یسطرون»مطلق مکتوبات و نوشته‌ها است که از بزرگ‌ترین نعمتهای الهی است. (المیزان، ج 19، ص 367-\368)

293. سوگند خداوند به کتابها و نوشته‌ها، جهت تأکید بر پاداش بی‌پایان خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله :

ن وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ

وَ إِنَّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ . قلم (68) 1 و 3

294. سوگند خداوند به کتابها و نوشته‌ها، برای اخلاق بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله :

ن وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ

وَ إِنَّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ . قلم (68) 1 و 4

60 . کشتیها
295. سوگند الهی به کشتیهای روان بر آبهای دریا به آسانی و نرمی، برای حتمی بودن وعدۀ خدا و آمدن روز جزا:

فَالْجٰارِیٰاتِ یُسْراً

إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَصٰادِقٌ

وَ إِنَّ الدِّینَ لَوٰاقِعٌ . ذاریات (51) 3 و 5 و 6

296. سوگند خداوند به کشتی، برای تأکید بر وقوع زلزلۀ قیامت و پدید آمدن رستاخیز:

وَ السّٰابِحٰاتِ سَبْحاً

فَالسّٰابِقٰاتِ سَبْقاً

فَالْمُدَبِّرٰاتِ أَمْراً

یَوْمَ تَرْجُفُ الرّٰاجِفَةُ

تَتْبَعُهَا الرّٰادِفَةُ

قُلُوبٌ یَوْمَئِذٍ وٰاجِفَةٌ . (1)

نازعات (79) 3 -\8

61 . کعبه
297. سوگند خداوند به کعبه، برای حتمی بودن عذاب خداوند:

وَ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ

إِنَّ عَذٰابَ رَبِّکَ لَوٰاقِعٌ . (2)

طور (52) 4 و 7

62 . کوه
298. قسم خداوند به کوه، برای بیان حتمی بودن وقوع عذاب خداوند:

وَ الطُّورِ

إِنَّ عَذٰابَ رَبِّکَ لَوٰاقِعٌ . (3)

طور (52) 1 و 7

63. کوه طور
299. سوگند خداوند به کوه طور، جهت تأکید بر حتمی بودن وقوع عذاب خداوند:

وَ الطُّورِ

إِنَّ عَذٰابَ رَبِّکَ لَوٰاقِعٌ . طور (52) 1 و 7

300. قسم خداوند به کوه طور، برای خلقت نیکوی انسان:

وَ طُورِ سِینِینَ

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ . (4)تین (95) 2 و 4

64. گواهان عمل
301. قسم خداوند به گواهان اعمال انسانها در قیامت، برای تأکید بر لعن اصحاب اخدود:

وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ.

بروج (85) 3 و 4

65. لوح محفوظ
302. قسم خداوند به لوح محفوظ، برای نازل کردن قرآن در شب قدر:

وَ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبٰارَکَةٍ إِنّٰا کُنّٰا مُنْذِرِینَ . (5)دخان (44) 2 و 3

66 . ماه
303. قسم خداوند به ماه:

کَلاّٰ وَ الْقَمَرِ. مدّثر (74) 32

وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ . انشقاق (84) 18


1) 1) . در احتمالی، مراد از«سابحات»کشتیها است.(جامع‌البیان، ج 15، جزء 30، ص 39)

2) 2) . بنا بر قولی، مقصود از«البیت‌المعمور»کعبه [بیت‌اللّه‌الحرام] است. (مجمع‌البیان، ج 9 - 10، ص 247)

3) 3) . بنا بر قولی، مقصود از«طور»در آیه کوه است. (همان)

4) 4) .«طور سینین»یعنی آن کوهی که موسی علیه السلام به بالای آن رفته بود. (همان، ص 775)

5) 5) . بنا بر قولی، مقصود از«الکتاب»لوح محفوظ است. (التفسیر الکبیر، ج 9، ص 652)

وَ الْقَمَرِ إِذٰا تَلاٰهٰا. شمس (91) 2

304. سوگند خداوند به ماه، هنگام طلوع آن، پس از غروب خورشید:

وَ الشَّمْسِ وَ ضُحٰاهٰا

وَ الْقَمَرِ إِذٰا تَلاٰهٰا.

شمس (91) 1 و 2

305. قسم خداوند به ماه، دربارۀ تعدّد و تنوّع مراحل آیندۀ انسان:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ

وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ

لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ . انشقاق (84) 16 و 18 و 19

306. قسم خداوند به ماه، هنگام روشنایی کامل آن:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ

وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ .

انشقاق (84) 16 و 18

307. قسم خداوند به ماه برای رستگاری انسانهای تزکیه‌کنندۀ نفس:

وَ الْقَمَرِ إِذٰا تَلاٰهٰا

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا.

شمس (91) 2 و 9

308. قسم خداوند به ماه، برای بیان زیانکاری و تباهی گناهکاران:

وَ الْقَمَرِ إِذٰا تَلاٰهٰا

وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا.

شمس (91) 2 و 10

67 . ماهی
309. قسم خداوند به ماهی، برای تنزیه پیامبر صلی الله علیه و آله از جنون:

ن وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ

مٰا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ . (1)قلم (68) 1 و 2

68 . محمّد صلی الله علیه و آله
310. قسم خداوند به محمّد صلی الله علیه و آله در جایگاه«شاهد» (خلایق) در روز قیامت، برای تأکید بر لعن اصحاب اخدود:

وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ. (2)

بروج (85)3 و 4

311. سوگند خداوند به جان پیامبر صلی الله علیه و آله جهت تأکید بر سرمستی و تحیّر قوم لوط:

لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ .

حجر (15) 72

312. سوگند خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله جهت تأکید بر هدایت‌پیشه بودن آن حضرت:

وَ النَّجْمِ إِذٰا هَویٰ

مٰا ضَلَّ صٰاحِبُکُمْ وَ مٰا غَویٰ . (3)نجم (53) 1 و 2

69. مخلوقات
313. قسم خداوند به تمامی پدیده‌ها و حقایق دیدنی و شناختنی جهان هستی، برای بیان منتسب بودن قرآن به فرستاده‌ای بزرگوار (جبرئیل یا پیامبر صلی الله علیه و آله ) نه شاعر:

فَلاٰ أُقْسِمُ بِمٰا تُبْصِرُونَ

وَ مٰا لاٰ تُبْصِرُونَ

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شٰاعِرٍ قَلِیلاً مٰا تُؤْمِنُونَ . حاقّه (69) 38 و 39 و 40 و 41


1) 1) . در احتمالی، مقصود از«ن»ماهی، و قسم به ماهی است. (التفسیر الکبیر، ج 10، ص 598)

2) 2) . امام حسن علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل حدیث می‌فرمود.به ایشان عرض شد:«مرا از [تفسیر] شاهد و مشهود خبر ده. حضرت فرمود: شاهد محمّد صلی الله علیه و آله و مشهود روز قیامت است. آیا کلام خدای سبحان را نشنیده‌ای که می‌فرماید:«یا ایّها النّبیّ انّا ارسلناک شاهداً و مبشّراً و نذیراً»و فرموده:«ذلک یوم مجموع له النّاس و ذلک یوم مشهود». (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 807 ؛ تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 543، ح 19)

3) 3) . مراد از«نجم»رسول خدا صلی الله علیه و آله است. (تفسیر قمی، ج 2، ص 311)، از امام رضا علیه السلام روایت شده است: خداوند رسول خود را در مواردی [از قرآن] نجم نامیده و فرموده است:«والنّجم اذا هویٰ». (تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 145، ح 6)

70. مرگ
314. قسم خداوند به مرگ، برای آمدن نفخۀ اوّل و دوم در قیامت:

وَ النّٰازِعٰاتِ غَرْقاً

وَ النّٰاشِطٰاتِ نَشْطاً

وَ السّٰابِحٰاتِ سَبْحاً

یَوْمَ تَرْجُفُ الرّٰاجِفَةُ

تَتْبَعُهَا الرّٰادِفَةُ . (1)نازعات (79) 1 -\3 و 6 و 7

71. مکّه
315. سوگند خداوند به مکّه، برای آمیخته بودن زندگی انسان با رنج و سختی:

لاٰ أُقْسِمُ بِهٰذَا الْبَلَدِ

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ. بلد (90) 1 و 4

316. سوگند خداوند به شهر مکّه، جهت خلقت برتر انسان:

وَ هٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ . تین (95) 3 و 4

72. ملائکه
317. قسم خداوند به ملائکۀ بازدارندۀ از معاصی و گناهان، برای یگانه بودن معبود راستین:

فَالزّٰاجِرٰاتِ زَجْراً

إِنَّ إِلٰهَکُمْ لَوٰاحِدٌ. (2)

صافّات (37) 3 و 4

318. قسم خداوند به ملائکۀ تلاوت‌کنندۀ کتابهای خداوند، برای یگانه بودن معبود راستین:

فَالتّٰالِیٰاتِ ذِکْراً

إِنَّ إِلٰهَکُمْ لَوٰاحِدٌ. (3)

صافّات (37) 3 و 4

319. قسم خداوند به ملائکه برای بیان یگانه بودن خداوند:

وَ الصَّافّٰاتِ صَفًّا

فَالزّٰاجِرٰاتِ زَجْراً

فَالتّٰالِیٰاتِ ذِکْراً

إِنَّ إِلٰهَکُمْ لَوٰاحِدٌ. (4)

صافّات (37) 1 -\4

320. سوگند خداوند به انواع ملائکه، برای تأکید بر وجود نفخۀ اوّل و دوم در قیامت:

وَ النّٰازِعٰاتِ غَرْقاً

وَ النّٰاشِطٰاتِ نَشْطاً

وَ السّٰابِحٰاتِ سَبْحاً

فَالسّٰابِقٰاتِ سَبْقاً

فَالْمُدَبِّرٰاتِ أَمْراً

یَوْمَ تَرْجُفُ الرّٰاجِفَةُ

تَتْبَعُهَا الرّٰادِفَةُ . (5)نازعات (79) 1 -\7

321. قسم خداوند به ملائکۀ تدبیرکنندۀ امور:

فَالْمُدَبِّرٰاتِ أَمْراً. (6)نازعات (79) 5

322. قسم خداوند به ملائکۀ شتابنده، در اجرای وظایف خویش:

وَ السّٰابِحٰاتِ سَبْحاً. نازعات (79) 3

323. قسم خداوند به فرشتگان وحی، جهت تأکید بر حتمیّت وعده‌های خدا:

وَ الْمُرْسَلاٰتِ عُرْفاً

فَالْعٰاصِفٰاتِ عَصْفاً

وَ النّٰاشِرٰاتِ نَشْراً

فَالْفٰارِقٰاتِ فَرْقاً

فَالْمُلْقِیٰاتِ ذِکْراً

إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَوٰاقِعٌ . (7)

مرسلات (77) 1 -\5 و 7


1) 1) . بنا بر قولی، مقصود از سه آیۀ اوّل مرگ و مقصود از«راجفه»و«رادفه»نفخۀ اوّل و دوم است. (جامع‌البیان، ج 15، جزء 30، ص 36 -\40)

2) 2) . بنا بر یک قول«زاجرات»یعنی فرشتگان بازدارندۀ ازگناهان. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 684)

3) 3) . بنا بر یک قول«تالیات»یعنی فرشتگان تلاوت کنندۀ کتابهای خداوند. (همان)

4) 4) . بنا بر یک قول«صافات»یعنی فرشتگان صف بسته درآسمان. (همان ، ص 683)

5) 5) . بنا بر احتمالات، مقصود از«النّازعات»،«النّاشطات»،«السّابحات»،«السّابقات»و«فالمدبّرات»ملائکه است. (المیزان، ج 20، ص 281)

6) 6) . مقصود ملائکۀ تدبیرکنندۀ امور است. (جامع‌البیان، ج 15، جزء 30، ص 40)

7) 7) . بنا بر قولی، مقصود از پنج آیۀ اوّل، ملائکه است.(التفسیر الکبیر، ج 10، ص 764)

324. قسم خداوند به فرشتگان تقسیم‌کنندۀ امور، برای حتمیّت پاداش عمل:

فَالْمُقَسِّمٰاتِ أَمْراً

إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَصٰادِقٌ

وَ إِنَّ الدِّینَ لَوٰاقِعٌ . ذاریات (51) 4 -\6

73. مؤمنان
325. قسم خداوند به مؤمنان شکنجه شده، برای اعلان لعن بر اصحاب اخدود:

وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

إِذْ هُمْ عَلَیْهٰا قُعُودٌ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ. (1)

بروج (85) 3 -\7

326. سوگند خداوند به مؤمنان تلاوتگر آیات الهی و قرآن کریم، برای اثبات یگانه بودن خداوند:

فَالزّٰاجِرٰاتِ زَجْراً

فَالتّٰالِیٰاتِ ذِکْراً

إِنَّ إِلٰهَکُمْ لَوٰاحِدٌ. (2)صافّات (37) 2 -\4

327. قسم خداوند به مؤمنان صف بسته در جهاد، برای اثبات یگانه بودن خداوند:

وَ الصَّافّٰاتِ صَفًّا

إِنَّ إِلٰهَکُمْ لَوٰاحِدٌ. (3)

صافّات (37) 1 و 4

74. ناظران قیامت
328. قسم خداوند به ناظران امور مشهود در قیامت، برای اعلان لعن و نفرین بر اصحاب اخدود:

وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ.

بروج (85) 3 و 4

75. نامۀ عمل
329. قسم خداوند به نامۀ اعمال آدمیان، جهت بیان حتمیّت عذابهای خدا:

وَ کِتٰابٍ مَسْطُورٍ

إِنَّ عَذٰابَ رَبِّکَ لَوٰاقِعٌ . (4)

طور (52) 2 و 7

76. نفس

==> همین مدخل، قسم خدا، موارد قسم خدا، انسان، روح

77. نماز
330. قسم خداوند به نماز، سوگندی مهم برای خردمندان:

وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ

وَ اللَّیْلِ إِذٰا یَسْرِ

هَلْ فِی ذٰلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ. (5)فجر (89) 3 -\5

331. سوگند خداوند به نماز عصر، جهت تأکید بر خسران انسان:

وَ الْعَصْرِ

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَفِی خُسْرٍ. (6)

عصر (103) 1 و 2

332. سوگند خداوند به نماز عصر، جهت تأکید بر گرفتار نشدن مؤمنان به خسران و زیان، در صورت توصیه به حق و صبر:

وَ الْعَصْرِ

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَفِی خُسْرٍ

إِلاَّ الَّذِینَ


1) 1) .«مشهود»قابلیّت دارد که بر شکنجه شدن آن مؤمنان‌شکنجه شده از جانب کافران تطبیق گردد. (المیزان، ج 20، ص 249)

2) 2) . بنا بر یک قول«تالیات»به معنای مؤمنان تلاوت‌کنندۀ قرآن است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 684)

3) 3) . بنا بر یک قول«صافات»گروهی از مؤمنان را گویند که‌در نماز و جهاد صف بسته می‌ایستند. (همان، ص 683)

4) 4) . بنا بر قولی، مقصود از«کتاب مسطور»نامه‌های اعمال‌است. (همان، ج 9 -\10، ص 247؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 4، ص 298)

5) 5) . در احتمالی، مراد از [شفع و وتر] نماز است که هم زوج دارد و هم فرد و این روایت ابن‌حصین از پیامبر صلی الله علیه و آله است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 736؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 5، ص 247)

6) 6) . بنا بر قولی، مقصود از«عصر»در این سوره، نماز عصراست. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 815)

آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ. عصر (103) 1 - 3

333. سوگند خداوند به نماز عصر، برای تأکید بر زیانکار نبودن مؤمنان دارای عمل صالح:

وَ الْعَصْرِ

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَفِی خُسْرٍ

إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ. عصر (103) 1 - 3

78. نور خورشید

==> همین مدخل، موارد قسم خدا، خورشید

قسم خوردن زیاد

334. عادت به سوگند یاد کردن زیاد و بی مبالاتی در آن، مذموم و ناپسند:

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ . (1)قلم (68) 10

335. بی‌مبالاتی و کثرت قسم، از ویژگیهای کافران تکذیب کنندۀ آیات قرآن:

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . قلم (68) 10 و 15

336. لزوم خودداری پیامبر صلی الله علیه و آله از اطاعت انسانهای زیاد قسم خورنده و دون صفت:

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ . قلم (68) 10

قسم در ادیان

==> همین مدخل، پیشینۀ قسم

قسم در صدر اسلام

==> همین مدخل، پیشینۀ قسم

قسم در لعان

==> همین مدخل، قسم همسر

قسم دروغ

اشاره

337. قسم دروغ مشرکان در قیامت به پروردگار، بر مشرک نبودن‌شان در دنیا:

وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَکُوا أَیْنَ شُرَکٰاؤُکُمُ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ

ثُمَّ لَمْ تَکُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا وَ اللّٰهِ رَبِّنٰا مٰا کُنّٰا مُشْرِکِینَ . انعام (6) 22 و 23

338. قسم دروغ، شیوه‌ای شیطانی، در فریب دادن دیگران:

وَ قٰاسَمَهُمٰا إِنِّی لَکُمٰا لَمِنَ النّٰاصِحِینَ .

اعراف (7) 21

339. متهم کردن همسر به زنا با قسم دروغ، موجب لعن الهی:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ الْخٰامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَیْهِ إِنْ کٰانَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . (2)نور (24) 6 و 7

340. قسم دروغ، مانع پاک شدن از گناهان، به وسیلۀ آمرزش:

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لاٰ خَلاٰقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ ... وَ لاٰ یُزَکِّیهِمْ .... آل‌عمران (3) 77

341. قسم دروغ، مانع تزکیه و رشد انسان:

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً


1) 1) . بر این اساس که آیۀ شریفه، در مقام مذمّت و محکومیّت باشد

2) 2) . در اینکه«لعان»شهادت است یا قسم، دو قول وجود دارد: عدّه‌ای آن را شهادت و گروهی آن را قسم دانسته‌اند. (جواهرالکلام، ج 34، ص 63 -\65)

قَلِیلاً أُولٰئِکَ ... وَ لاٰ یُزَکِّیهِمْ .... آل‌عمران (3) 77

342. قسم دروغین منافقان صدر اسلام به خداوند، جهت اثبات آمادگی خود برای جهاد:

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَیَخْرُجُنَّ قُلْ لاٰ تُقْسِمُوا .... نور (24) 53

343. برحذر شدن منافقان صدر اسلام، از هرگونه قسم خوردن برای حسن نیّت و اعلام آمادگی خود برای جهاد:

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَیَخْرُجُنَّ قُلْ لاٰ تُقْسِمُوا ... (1)نور (24) 53

344. پذیرفته نبودن سوگند دروغ منافقان، برای اثبات حسن نیّت خود، در اعلام آمادگی برای جهاد:

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَیَخْرُجُنَّ قُلْ لاٰ تُقْسِمُوا طٰاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللّٰهَ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ . نور (24) 53

345. قسم دروغ منافقان، برای اثبات ایمان خویش و همراهی خود با مؤمنان:

وَ یَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ إِنَّهُمْ لَمِنْکُمْ وَ مٰا هُمْ مِنْکُمْ وَ لٰکِنَّهُمْ قَوْمٌ یَفْرَقُونَ . توبه (9) 56

346. هشدار خداوند به مؤمنان، از تأثیرپذیری، با سوگندهای دروغین منافقان:

یَحْلِفُونَ لَکُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَرْضیٰ عَنِ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ . توبه (9) 96

347. قسم دروغ منافقان نزد اهل‌کتاب، برای همراهی کردن با آنان، در قیام علیه مسلمانان و اطاعت نکردن از دیگران:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ نٰافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوٰانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ وَ لاٰ نُطِیعُ فِیکُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّکُمْ .... حشر (59) 11

348. قسم دروغ منافقان نزد اهل‌کتاب، برای جنگیدن در کنار آنان، علیه مسلمانان:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ نٰافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوٰانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ وَ لاٰ نُطِیعُ فِیکُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّکُمْ .... حشر (59) 11

احکام قسم دروغ

349. حرام و گناه بودن قسم دروغ:

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ ... لاٰ یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ لاٰ یُزَکِّیهِمْ .... آل‌عمران (3) 77

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمٰا مِنْ بَعْدِ الصَّلاٰةِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاٰ نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ وَ لاٰ نَکْتُمُ شَهٰادَةَ اللّٰهِ إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ . مائده (5) 106

فَإِنْ عُثِرَ عَلیٰ أَنَّهُمَا اسْتَحَقّٰا إِثْماً فَآخَرٰانِ یَقُومٰانِ مَقٰامَهُمٰا مِنَ الَّذِینَ اسْتَحَقَّ عَلَیْهِمُ الْأَوْلَیٰانِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ لَشَهٰادَتُنٰا أَحَقُّ مِنْ شَهٰادَتِهِمٰا وَ مَا اعْتَدَیْنٰا إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

مائده (5) 107

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ


1) 1) .«لاتقسموا»یعنی قسم دروغین نخورید. (الجوهرالثمین، ج 4، ص 329)

مٰا هُمْ مِنْکُمْ وَ لاٰ مِنْهُمْ وَ یَحْلِفُونَ عَلَی الْکَذِبِ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ

أَعَدَّ اللّٰهُ لَهُمْ عَذٰاباً شَدِیداً إِنَّهُمْ سٰاءَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . مجادله (58) 14 و 15

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ . (1)قلم (68) 10

کیفر قسم دروغ

350. قسم دروغ، درپی‌دارندۀ عذاب دردناک خداوند، در آخرت:

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لاٰ خَلاٰقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ ... وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . آل‌عمران (3) 77

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ ... وَ یَحْلِفُونَ عَلَی الْکَذِبِ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ أَعَدَّ اللّٰهُ لَهُمْ عَذٰاباً شَدِیداً ....

مجادله (58) 14 و 15

351. حفظ آبرو در برابر مردم، با سوگند دروغ و بی‌توجّهی به رضایت خدا و رسولش، موجب رسوایی و ذلّت انسان در آتش دوزخ:

یَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَکُمْ لِیُرْضُوکُمْ وَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ یُرْضُوهُ إِنْ کٰانُوا مُؤْمِنِینَ

أَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ یُحٰادِدِ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِداً فِیهٰا ذٰلِکَ الْخِزْیُ الْعَظِیمُ .

توبه (9) 62 و 63

352. سوگند دروغ، زمینۀ ابتلا به ذلّت و رسوایی در قیامت:

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ

سَنَسِمُهُ عَلَی الْخُرْطُومِ . قلم (68) 10 و 16

353. قسم دروغ، باعث هلاکت انسان:

... وَ سَیَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَوِ اسْتَطَعْنٰا لَخَرَجْنٰا مَعَکُمْ یُهْلِکُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ .

توبه (9) 42

354. قسم دروغ، موجب محروم شدن از بهره‌های فراوان آخرت:

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لاٰ خَلاٰقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ ....

آل‌عمران (3) 77

355. تکلّم نکردن خدا در آخرت، با یادکنندگان قسم دروغ:

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لاٰ خَلاٰقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لاٰ یُکَلِّمُهُمُ اللّٰهُ .... آل‌عمران (3) 77

356. قسم‌خورندگان به دروغ، محروم از توجّهات الهی:

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لاٰ خَلاٰقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لاٰ یُکَلِّمُهُمُ اللّٰهُ وَ لاٰ یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ....

آل‌عمران (3) 77

موانع قسم دروغ

1. توجّه به عذاب آخرتی
357. توجّه به عذاب آخرتی، مانع قسم دروغ و ترجیح و خیانت مردم بر رضایت خدا و رسول:

یَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَکُمْ لِیُرْضُوکُمْ وَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ یُرْضُوهُ إِنْ کٰانُوا مُؤْمِنِینَ

أَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ یُحٰادِدِ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِداً فِیهٰا ذٰلِکَ الْخِزْیُ الْعَظِیمُ

یَحْذَرُ الْمُنٰافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمٰا فِی قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللّٰهَ مُخْرِجٌ مٰا تَحْذَرُونَ . توبه (9) 62 -\64


1) 1) . در احتمالی«مهین»یعنی دروغگو. (المیزان، ج 19، ص 371)

2. نماز
358. نماز، دارای نقشی به سزا، در پاکسازی روحیّات آدمی، برای پرهیز از قسمهای دروغ و خیانت در شهادت:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمٰا مِنْ بَعْدِ الصَّلاٰةِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاٰ نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ وَ لاٰ نَکْتُمُ شَهٰادَةَ اللّٰهِ إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ . مائده (5) 106

نیز ==> همین مدخل، احکام قسم، قسم ابلیس، قسم متخلّفان از جنگ تبوک

قسم ساحران فرعون

359. سوگند ساحران فرعون به عزّت و قدرت فرعون، برای تأکید بر غلبۀ خود بر موسی علیه السلام :

فَأَلْقَوْا حِبٰالَهُمْ وَ عِصِیَّهُمْ وَ قٰالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنّٰا لَنَحْنُ الْغٰالِبُونَ . شعراء (26) 44

قسم سلیمان علیه السلام

360. قسم سلیمان علیه السلام برای مجازات سخت و یا ذبح کردن هدهد، در صورت ارائه نکردن دلیل روشن بر غیبت خود:

لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذٰاباً شَدِیداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَیَأْتِیَنِّی بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ . (1)نمل (27) 21

قسم شوهر

361. سوگند شوهر، جایگزین چهار شاهد، برای اثبات زناکاری همسرش:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذٰابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ . (2)

نور (24) 6 و 8

362. سوگند شوهر بر زناکاری همسرش، موجب اثبات حدّ زنا بر او:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ . (3)نور (24) 6

قسم شیطان

363. قسم شیطان در پیشگاه خداوند، برای گمراه کردن گروهی از بندگان خدا با ایجاد آرزوهای نادرست در آنان و فرمان دادن آنان به انحراف و گمراهی:

... وَ إِنْ یَدْعُونَ إِلاّٰ شَیْطٰاناً مَرِیداً لَعَنَهُ اللّٰهُ وَ قٰالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبٰادِکَ نَصِیباً مَفْرُوضاً وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ آذٰانَ الْأَنْعٰامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللّٰهِ ....

نساء (4) 117 -\119

نیز ==> همین مدخل، قسم ابلیس


1) 1) . لام در«لأعذبنّه»برای قسم و«او لأذبحنّه»عطف بر آن است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج 7، ص 191)

2) 2) . در اینکه«لعان»شهادت است یا قسم، دو قول وجوددارد: عدّه‌ای آن را شهادت و گروهی آن را قسم دانسته‌اند. (جواهرالکلام، ج 34، ص 63 -\65)

3) 3) . شهادت شوهر بر زناکاری همسر، موجب اثبات حدّ بر او می‌شود. (زبدة البیان، ج 2، ص 774)

قسم فرعون

364. قسم فرعون در مورد ساحران مؤمن، برای بریدن دستها و پاهایشان خلاف هم و به صلیب کشیدن آنان:

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . (1)اعراف (7) 124

قسم قابیل

365. قسم مؤکّد قابیل، برای کشتن برادرش هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ... (2)مائده (5) 27

قسم قوم شعیب

366. قسم تأکیدی مستکبران قوم شعیب، برای اخراج آن حضرت و مؤمنان از شهر خود، در صورت بازگشت نکردن به آیین شرک:

قٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّکَ یٰا شُعَیْبُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَکَ مِنْ قَرْیَتِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنٰا ... (3)اعراف (7) 88

قسم کافران

367. قسم کافران در خطاب به پیامبران الهی، برای اخراج آنان از شهر و دیار خود، در صورت باز نگشتن از آیین توحید و نپیوستن به آیین شرک:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنٰا ... (4)ابراهیم (14) 13

368. قسم و اقرار کافران منکر معاد در قیامت، بر حقّانیّت رستاخیز:

وَ لَوْ تَریٰ إِذْ وُقِفُوا عَلیٰ رَبِّهِمْ قٰالَ أَ لَیْسَ هٰذٰا بِالْحَقِّ قٰالُوا بَلیٰ وَ رَبِّنٰا .... انعام (6) 30

369. داخل شدن مؤمنان در بهشت، به رغم سوگند کفرپیشگان در دنیا برای محرومیّت مؤمنان از رحمت خدا:

أَ هٰؤُلاٰءِ الَّذِینَ أَقْسَمْتُمْ لاٰ یَنٰالُهُمُ اللّٰهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لاٰ خَوْفٌ عَلَیْکُمْ وَ لاٰ أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ . اعراف (7) 49

قسم گرفتاران

370. قسم انسانهای گرفتار شده در تاریکیهای خشکی و دریا، برای شکرگزاری در برابر خداوند، در صورت نجات از تاریکیها:

قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُمٰاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً لَئِنْ أَنْجٰانٰا مِنْ هٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّٰاکِرِینَ . (5)انعام (6) 63

قسم گواهان

371. قسم به خدا، تنها قسم معتبر در شهادت بر وصیّت:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ


1) 1) . لام در«لأقطعنّ»برای قسم است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج 3، ص 428)

2) 2) . لام در«لأقتلنّک»برای قسم است. (همان، ج 2، ص 451)

3) 3) . لام در«لنخرجنّک»برای قسم است، یعنی«واللّه لنخرجنّک». (همان، ج 3، ص 404)

4) 4) . لام در«لنخرجنّک»برای قسم است. (همان، ج 5 ، ص 168)

5) 5) . لام در«لنکوننّ»برای قسم است. (همان، ج 3، ص 139)

أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمٰا مِنْ بَعْدِ الصَّلاٰةِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاٰ نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ وَ لاٰ نَکْتُمُ شَهٰادَةَ اللّٰهِ إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ . مائده (5) 106

372. ارزش و اعتبار و شهادت کافران ذمّی در وصیّت، منوط به سوگند آنان بعد از نماز:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمٰا مِنْ بَعْدِ الصَّلاٰةِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاٰ نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ وَ لاٰ نَکْتُمُ شَهٰادَةَ اللّٰهِ إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ . مائده (5) 106

373. سوگند به نام خدا، موجب اعتبار و پذیرش گواهی دو شاهد جایگزین در امر وصیت:

... شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ ... اَلْآثِمِینَ فَإِنْ عُثِرَ عَلیٰ أَنَّهُمَا اسْتَحَقّٰا إِثْماً فَآخَرٰانِ یَقُومٰانِ مَقٰامَهُمٰا مِنَ الَّذِینَ اسْتَحَقَّ عَلَیْهِمُ الْأَوْلَیٰانِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ لَشَهٰادَتُنٰا أَحَقُّ مِنْ شَهٰادَتِهِمٰا ....

مائده (5) 106 و 107

374. لزوم حاوی بودن سوگند شاهدان جایگزین بر وصیّت بر حقّانیّت شهادت خویش:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ ... فَإِنْ عُثِرَ عَلیٰ أَنَّهُمَا اسْتَحَقّٰا إِثْماً فَآخَرٰانِ یَقُومٰانِ مَقٰامَهُمٰا مِنَ الَّذِینَ اسْتَحَقَّ عَلَیْهِمُ الْأَوْلَیٰانِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ لَشَهٰادَتُنٰا أَحَقُّ مِنْ شَهٰادَتِهِمٰا ....

مائده (5) 106 و 107

375. لزوم تأکید شاهدان جایگزین بر وصیّت، در سوگند خویش، بر عدم روا داشتن ستم در شهادت خود:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرٰانِ مِنْ غَیْرِکُمْ ... فَإِنْ عُثِرَ عَلیٰ أَنَّهُمَا اسْتَحَقّٰا إِثْماً فَآخَرٰانِ یَقُومٰانِ مَقٰامَهُمٰا مِنَ الَّذِینَ اسْتَحَقَّ عَلَیْهِمُ الْأَوْلَیٰانِ فَیُقْسِمٰانِ بِاللّٰهِ لَشَهٰادَتُنٰا أَحَقُّ مِنْ شَهٰادَتِهِمٰا وَ مَا اعْتَدَیْنٰا إِنّٰا إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ . مائده (5) 106 و 107

نیز ==> همین مدخل، قسم اهل‌کتاب

قسم لغو

376. تعهّدآور نبودن قسمهای لغو و بیهوده:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ ....

بقره (2) 225

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ ....

مائده (5) 89

377. مؤاخذه نشدن انسان از سوی خداوند، به علّت قسمهای لغو:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ ....

بقره (2) 225

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ ....

مائده (5) 89

378. آمرزشگری و حلم الهی، موجب عدم مؤاخذۀ انسان، به سبب قسم لغو:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ

یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ . بقره (2) 225

قسم متخلّفان از جنگ تبوک

379. قسم دروغین متخلّفان جنگ تبوک، در نداشتن استطاعت برای شرکت در جنگ:

لَوْ کٰانَ عَرَضاً قَرِیباً وَ سَفَراً قٰاصِداً لاَتَّبَعُوکَ وَ لٰکِنْ بَعُدَتْ عَلَیْهِمُ الشُّقَّةُ وَ سَیَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَوِ اسْتَطَعْنٰا لَخَرَجْنٰا مَعَکُمْ یُهْلِکُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ . (1)توبه (9) 42

380. علم خداوند، به دروغ بودن سوگند متخلّفان جنگ تبوک و گواهی او بر موجّه نبودن تخلّف‌شان:

لَوْ کٰانَ عَرَضاً قَرِیباً وَ سَفَراً قٰاصِداً لاَتَّبَعُوکَ وَ لٰکِنْ بَعُدَتْ عَلَیْهِمُ الشُّقَّةُ وَ سَیَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَوِ اسْتَطَعْنٰا لَخَرَجْنٰا مَعَکُمْ یُهْلِکُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ . توبه (9) 42

381. تخلّف متخلّفان از جنگ تبوک از جهاد و سوگند دروغ در توجیه آن، علامت نفاق و نشانۀ پلیدی آنان:

سَیَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَکُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَیْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ جَزٰاءً بِمٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ . توبه (9) 95

382. قسم دروغ متخلّفان از جنگ تبوک، به منظور جلب رضایت مؤمنان مجاهد:

یَحْلِفُونَ لَکُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ ... (2)توبه (9) 96

383. هلاکت متخلّفان از جنگ تبوک (منافقان)، جهت سوگندهای دروغین‌شان:

لَوْ کٰانَ عَرَضاً قَرِیباً وَ سَفَراً قٰاصِداً لاَتَّبَعُوکَ وَ لٰکِنْ بَعُدَتْ عَلَیْهِمُ الشُّقَّةُ وَ سَیَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَوِ اسْتَطَعْنٰا لَخَرَجْنٰا مَعَکُمْ یُهْلِکُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ . توبه (9) 42

قسم محمّد صلی الله علیه و آله

384. قسم پیامبر صلی الله علیه و آله به پروردگار، برای حتمیّت تحقّق روز قیامت:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لاٰ تَأْتِینَا السّٰاعَةُ قُلْ بَلیٰ وَ رَبِّی لَتَأْتِیَنَّکُمْ عٰالِمِ الْغَیْبِ .... سبأ (34) 3

زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنْ لَنْ یُبْعَثُوا قُلْ بَلیٰ وَ رَبِّی لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمٰا عَمِلْتُمْ وَ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیرٌ. تغابن (64) 7

385. قسم پیامبر صلی الله علیه و آله به پروردگارش برای بیان زنده شدن و بازگشت انسانها پس از مرگ و خبر داده شدن از اعمال‌شان در قیامت، فرمان خداوند به آن حضرت:

... قُلْ بَلیٰ وَ رَبِّی لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمٰا عَمِلْتُمْ وَ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیرٌ. تغابن (64) 7

قسم مشرکان

386. قسم مشرکان به خداوند، برای اعلان ایمان آوردن‌شان به آیات (معجزات)، در صورت مشاهدۀ آنها:

... وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ جٰاءَتْهُمْ آیَةٌ لَیُؤْمِنُنَّ بِهٰا ....

انعام (6) 106 و 109


1) 1) . آیه مربوط به تخلّف‌کنندگان از جنگ تبوک است. (الکشاف، ج 2، ص 273)

2) 2) . آیه دربارۀ متخلّفان از جنگ تبوک است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 93)

387. ایمان نیاوردن مشرکان به آیات (معجزات)، به رغم قسم به پذیرش آن:

... وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ جٰاءَتْهُمْ آیَةٌ لَیُؤْمِنُنَّ بِهٰا قُلْ إِنَّمَا الْآیٰاتُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ مٰا یُشْعِرُکُمْ أَنَّهٰا إِذٰا جٰاءَتْ لاٰ یُؤْمِنُونَ . انعام (6) 106 و 109

388. قسم دروغ مشرکان در قیامت به پروردگار، بر مشرک نبودن‌شان در دنیا:

وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً ... ثُمَّ لَمْ تَکُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا وَ اللّٰهِ رَبِّنٰا مٰا کُنّٰا مُشْرِکِینَ .

انعام (6) 22 و 23

389. قسم خوردن مشرکان به خدا، برای مورد انکار قرار دادن حیات اخروی انسانها:

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لاٰ یَبْعَثُ اللّٰهُ مَنْ یَمُوتُ .... نحل (16) 38

390. قسم مشرکان به خداوند، برای تأثیرپذیری کامل از هدایتگری انذارکنندۀ الهی، در صورت آمدن پیامبری برای آنان:

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ جٰاءَهُمْ نَذِیرٌ لَیَکُونُنَّ أَهْدیٰ مِنْ إِحْدَی الْأُمَمِ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ نَذِیرٌ مٰا زٰادَهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً. فاطر (35) 42

391. ازدیاد نفرت مشرکان از هدایت‌پذیری، پس از آمدن انذارکننده به سوی آنان، به رغم سوگند قبلی، برای پذیرش ایمان در صورت آمدن پیامبری برای آنان:

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ جٰاءَهُمْ نَذِیرٌ لَیَکُونُنَّ أَهْدیٰ مِنْ إِحْدَی الْأُمَمِ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ نَذِیرٌ مٰا زٰادَهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً. فاطر (35) 42

قسم مشروع

==> همین مدخل، احکام قسم

قسم مکذّبان معاد

392. سوگند مکذّبان معاد به ربوبیّت خدا بر حقّانیّت رستاخیز، هنگام مشاهدۀ آتش دوزخ:

وَ لَوْ تَریٰ إِذْ وُقِفُوا عَلیٰ رَبِّهِمْ قٰالَ أَ لَیْسَ هٰذٰا بِالْحَقِّ قٰالُوا بَلیٰ وَ رَبِّنٰا .... انعام (6) 30

393. سوگند مکذبان معاد به خداوند مبنی بر انکار بعث مردگان:

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لاٰ یَبْعَثُ اللّٰهُ مَنْ یَمُوتُ بَلیٰ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . نحل (16) 38

قسم منافقان

==> منافقان

نیز ==> همین مدخل، قسم متخلّفان از جنگ تبوک

قسم موسی علیه السلام

394. قسم موسی علیه السلام برای به آتش کشیدن خدای ساختگی (گوسالۀ) سامری و به دریا افشاندن خاکستر سوخته شدۀ آن:

قٰالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَکَ فِی الْحَیٰاةِ أَنْ تَقُولَ لاٰ مِسٰاسَ وَ إِنَّ لَکَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ وَ انْظُرْ إِلیٰ إِلٰهِکَ الَّذِی ظَلْتَ عَلَیْهِ عٰاکِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِی الْیَمِّ نَسْفاً. (1)طه (20) 97


1) 1) . لام در«لنحرّقنّه»برای قسم است. (اعراب‌القرآن، درویش، ج 5، ص 238)

قسم ناپسند

395. نکوهش خداوند، از دستاویز قرار دادن قسم به او، برای ترک نیکی به دیگران:

وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَةً لِأَیْمٰانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّٰاسِ وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . (1)بقره (2) 224

396. نکوهش خداوند از دستاویز قرار دادن قسم به وی، برای ترک تقوا و پرهیزکاری:

وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَةً لِأَیْمٰانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا ... وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 224

397. نکوهش خداوند، از دستاویز قرار دادن قسم به وی، در ترک آشتی بین مردم:

وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَةً لِأَیْمٰانِکُمْ ... وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّٰاسِ وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 224

قسم همسر

398. لزوم مشتمل بودن سوگندهای زن، در لعان بر دروغگویی شوهرش:

وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذٰابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ . نور (24) 8

399. سقوط حدّ زنا از همسر، در صورت سوگند وی بر دروغگویی شوهرش و پاکی خویش از زنا:

وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذٰابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ . (2)نور (24) 8

نهی از قسم

==> همین مدخل، احکام قسم و قسم ناپسند

وفا به قسم

400. عمل به مفاد قسم، لازم و از اصول مهم در ارتباطات اجتماعی:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهٰا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکٰاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ أَنْ تَکُونَ أُمَّةٌ هِیَ أَرْبیٰ مِنْ أُمَّةٍ .... نحل (16) 92

401. شکستن سوگند، کاری نابخردانه:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهٰا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکٰاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ ....

نحل (16) 92

402. مشروعیّت سوگند به خدا، در ادیان گذشته و لزوم پایبندی به آن در آیین یعقوب علیه السلام :

قٰالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتّٰی تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللّٰهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلاّٰ أَنْ یُحٰاطَ بِکُمْ فَلَمّٰا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قٰالَ اللّٰهُ عَلیٰ مٰا نَقُولُ وَکِیلٌ . (3)

یوسف (12) 66

403. یادآوری نظارت الهی از سوی یعقوب علیه السلام برای واداشتن فرزندانش به پایبندی به قسم و پیمان‌شان:

قٰالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتّٰی تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللّٰهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلاّٰ أَنْ یُحٰاطَ بِکُمْ فَلَمّٰا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قٰالَ اللّٰهُ عَلیٰ مٰا نَقُولُ وَکِیلٌ .

یوسف (12) 66


1) 1) .«ان تبروا»بنا بر یک احتمال، برای ترک نیکی کردن است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 567)

2) 2) . در اینکه«لعان»شهادت است یا قسم، دو قول وجود دارد: عدّه‌ای آن را شهادت و گروهی آن را قسم دانسته‌اند. (جواهرالکلام، ج 34، ص 63 -\65)

3) 3) .«موثقاً...»یعنی چیزی مانند قسم و عهد که اطمینان‌ایجاد کند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 379؛ الکشاف، ج 2، ص 487)

404. سوگندشکنان، مورد مؤاخذه و داوری خداوند، در قیامت:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهٰا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکٰاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ أَنْ تَکُونَ أُمَّةٌ هِیَ أَرْبیٰ مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمٰا یَبْلُوکُمُ اللّٰهُ بِهِ وَ لَیُبَیِّنَنَّ لَکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ مٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ .

نحل (16) 92

405. وفای ایوب علیه السلام به سوگند خود مبنی بر زدن همسرش:

وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لاٰ تَحْنَثْ إِنّٰا وَجَدْنٰاهُ صٰابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوّٰابٌ . ص (38) 44

406. عدم وجوب وفا به قسم، در موارد عذر و ناتوانی:

قٰالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتّٰی تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللّٰهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلاّٰ أَنْ یُحٰاطَ بِکُمْ ... (1)

یوسف (12) 66

407. دوری از فساد و نیرنگ، از حکمتهای وجوب وفای به قسم:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهٰا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکٰاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ أَنْ تَکُونَ أُمَّةٌ هِیَ أَرْبیٰ مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمٰا یَبْلُوکُمُ اللّٰهُ بِهِ وَ لَیُبَیِّنَنَّ لَکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ مٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ . (2)

نحل (16) 92

نیز ==> همین مدخل، قسم ایّوب علیه السلام

نیز ==> ایلاء

قِسّیس

اشاره

قسّیس از«قسّ»به معنای تتبّع و جستجو و طلب چیزی در شب است، چنانکه به راهنما و بلد شب «قَسقاس»یا«قَسْقَسْ»گویند. در اصطلاح به آن دسته از عالمان مسیحی گویند که طبق شیوۀ مرسوم در منزلتی پایین‌تر از اسقف قرار گیرند، همچنین گفته‌اند: قسّیس به کسی گویند که به زبان«رومی»دانا باشد. (3)برخی از عالمان آن را واژه‌ای عربی و به معنایی می‌دانند که در صدر این گفتار به آن اشاره شد.

کسانی دیگر نیز هستند که آن را از واژه‌های دخیل و معرّب می‌دانند. و گفته‌اند: نصارا حق انجیل را نگذاردند و چیزهایی را بر آن افزودند که از آن نبود، امّا یکی از عالمان‌شان بر انجیل راست استوار ماند که نامش«قسّیس»بود. آنگاه کسانی که از هدایت و دین او پیروی کردند به«قسّیس»شهرت یافتند (4)نیز گفته‌اند: قسّیس یعنی کشیش. (5)

ایمان قسّیسان

1. ایمان گروهی از قسّیسان و مسیحیان زمان پیامبر صلی الله علیه و آله به اسلام، در پی شنیدن آیات قرآن:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا


1) 1) .«موثقاً...»یعنی چیزی مانند قسم و عهد که اطمینان‌ایجاد کند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 379؛ الکشاف، ج 2، ص 487)

2) 2) .«دخل»به معنای مکر و خدعه و فساد آمده است.(مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 588؛ الکشاف، ج 2، ص 631)

3) 3) . دانشنامۀ قرآن، ج 2، ص 1757

4) 4) . مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 362

5) 5) . فرهنگ لاروس، ج 2، ص 1636،«قسّیس»

سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . (1)مائده (5) 82 و 83

2. ایمان به خداوند یکتا و حقانیت قرآن، تنها راه منطقی و درست در دیدگاه قسّیسان و مسیحیان عصر بعثت، پس از آشنایی با قرآن:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ . مائده (5) 82 -\84

3. قسّیسان و مسیحیان مؤمن به قرآن و پیامبر صلی الله علیه و آله ، آرزومند همنشینی و همراهی با صالحان در بهشت:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ . مائده (5) 82 -\84

4. توجّه قسّیسان و مسیحیان مؤمن به ربوبیت خداوند برای برآورده شدن آرزوی آنان، در همنشینی و همراهی با صالحان در بهشت:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ . مائده (5) 82 -\84

5. ایمان قسّیسان و مسیحیان عصر پیامبر صلی الله علیه و آله به اسلام و قرآن، موجب پیوستن آنان به محسنان:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ

فَأَثٰابَهُمُ اللّٰهُ بِمٰا قٰالُوا جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ . مائده (5) 82 -\85

نیز ==> همین مدخل، پاداش قسّیسان و قسّیسان و قرآن


1) 1) . ضمیر در«سمعوا»به قسّیسین و رهبان برمی‌گردد. (التفسیر الکبیر، ج 4، ص 414)

پاداش قسّیسان

6. ایمان قسّیسان و مسیحیان به خدا و اعتراف آنان به حقّانیّت قرآن و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله ، موجب برخورداری آنان از باغهای بهشتی با نهرهای جاری در آنها:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ

فَأَثٰابَهُمُ اللّٰهُ بِمٰا قٰالُوا جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ . مائده (5) 82 -\85

7. جاودانه ماندن قسّیسان در بهشت، پاداش ایمان آنان به خدا و قرآن و پیامبر صلی الله علیه و آله :

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ

فَأَثٰابَهُمُ اللّٰهُ بِمٰا قٰالُوا جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ . مائده (5) 82 -\85

8. ایمان قسّیسان و مسیحیان عصر پیامبر صلی الله علیه و آله به اسلام و قرآن، موجب بهره‌مند شدن آنان از پاداش محسنان و نیکوکاران در بهشت:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ

فَأَثٰابَهُمُ اللّٰهُ بِمٰا قٰالُوا جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ . مائده (5) 82 -\85

تواضع قسّیسان

==> همین مدخل، فضایل قسّیسان، تواضع

دعای قسّیسان

9. دعا و نیایش قسّیسان و مسیحیان عصر پیامبر صلی الله علیه و آله به درگاه خداوند، پس از ایمان آوردن به پیامبر صلی الله علیه و آله و اسلام:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا

آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . (1)مائده (5) 82 و 83

10. پیوستن به شاهدان و گواهان حقّانیّت قرآن، از دعاها و نیایشهای قسّیسان به درگاه خداوند:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 82 و 83

11. توجّه قسّیسان به ربوبیّت خداوند، هنگام دعا و نیایش به درگاه خداوند:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 82 و 83

12. پیوستن به امّت محمّد از دعاها و نیایشهای عصر پیامبر صلی الله علیه و آله به درگاه خداوند:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ . (2)مائده (5) 82 -\84

دوستی قسّیسان

==> همین مدخل، فضایل قسّیسان، دوستی

ستایش از قسّیسان

==> همین مدخل، فضایل قسّیسان، تواضع

فضایل قسّیسان

1. تواضع

13. تواضع و فروتنی قسّیسان:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ ... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ .

مائده (5) 82

14. تواضع و دور بودن قسّیسان از تکبّر، زمینه‌ساز مودّت و دوستی مسیحیان با مسلمانان:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ ... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ .

مائده (5) 82

15. ستایش خداوند از قسّیسان، جهت تواضع و دوری از تکبّر:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ ... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ


1) 1) . ضمیر در«سمعوا»به قسّیسین و رهبان برمی‌گردد. (التفسیر الکبیر، ج 4، ص 414)

2) 2) . مقصود از«شاهدین»در آیۀ مذکور، امّت محمّد است. (جامع‌البیان، ج 5، جزء 7، ص 10)

مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ .

مائده (5) 82

16. ایمان قسّیسان به پیامبر صلی الله علیه و آله و تأثّر شدید آنان، هنگام شنیدن قرآن، نشانۀ تواضع آنان در برابر حق:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . (1)

مائده (5) 82 و 83

2. دوری از تکبّر

==> همین مدخل، فضائل قسّیسان، تواضع

3. دوستی با مسلمانان

17. قسّیسان، نزدیک‌ترین پیروان ادیان دیگر به مسلمانان:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ ... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ . (2)

مائده (5) 82

قسّیسان حبشه

18. تواضع قسّیسان حبشه و دوری آنان از تکبّر، عامل ایمان آوردن آنان به اسلام و قرآن:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ

فَأَثٰابَهُمُ اللّٰهُ بِمٰا قٰالُوا جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ . (3)مائده (5) 82 -\85

19. تعدادی از یاران فرستاده شدۀ نجاشی از حبشه، از قسّیسان ایمان آورنده به اسلام و قرآن:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ

وَ مٰا لَنٰا لاٰ نُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِینَ

فَأَثٰابَهُمُ اللّٰهُ بِمٰا قٰالُوا جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْمُحْسِنِینَ . (4)مائده (5) 82 -\85


1) 1) . ضمیر در«سمعوا»به قسّیسین و رهبان برمی‌گردد.(التفسیر الکبیر، ج 4، ص 414)

2) 2) . از اینکه وجود قسّیسان در میان مسیحیان عامل دوستی‌مسیحیان با مسلمانان است فهمیده می‌شود که قسّیسان نیز از دوستان مسلمانان شمرده می‌شدند

3) 3) . نجاشی از حبشه عدّه‌ای قسّیس و رهبان را برای تحقیق دربارۀ پیامبر صلی الله علیه و آله نزد آن حضرت فرستاد و حضرت آیات قرآن را بر آنان تلاوت کرد و آنان گریه کردند. آیۀ مذکور دربارۀ آنان نازل شد. (جامع‌البیان، ج 5، جزء 7، ص 8 -\9)

4) 4) . نقل شده که نجاشی دوازده نفر را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله فرستاد تا دربارۀ او تحقیق نموده، خبر بیاورند. پیامبر صلی الله علیه و آله آیات قرآن را بر آنان تلاوت کرد و آنان گریه کردند. هفت تن از آنان رهبان و پنج تن قسّیس یا پنج تن رهبان و هفت تن قسّیس بودند. آنگاه خداوند نازل فرمود:«و اذا سمعوا ما انزل اللّه...». (جامع‌البیان، ج 5، جزء 7، ص 8 -\9)

قسّیسان و قرآن

20. تأثّر شدید و آشکار قسّیسان زمان پیامبر صلی الله علیه و آله از شنیدن آیات قرآن:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 82 و 83

21. تأثّر شدید قسّیسان زمان پیامبر صلی الله علیه و آله از شنیدن آیات قرآن، برخاسته از تواضع و دوری آنان از استکبار:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 82 و 83

22. سابقۀ آشنایی قسّیسان عصر پیامبر صلی الله علیه و آله به حقایق، زمینۀ تأثیرپذیری آنان از قرآن:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا

آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . (1)مائده (5) 82 و 83

23. جوشیدن اشک شوق از دیدگان قسّیسان عصر پیامبر صلی الله علیه و آله با شنیدن آیات قرآن:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّٰاسِ عَدٰاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً وَ أَنَّهُمْ لاٰ یَسْتَکْبِرُونَ

وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاکْتُبْنٰا مَعَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 82 و 83

نیز ==> همین مدخل، ایمان قسّیسان و نیایش قسّیسان

قصاص

اشاره

قصاص به معنای قطع کردن و بریدن چیزی است. (2)و نیز به معنای پیگیری و دنبال نمودن آثار شیء است. (3)

و مقصود از آن در فقه این است که مجنیٌ‌علیه یا اولیای او حق خویش را استیفا نماید. همانند جنایتی که بر او از ضرب و جرح و قتل وارد شده است، گویا قصاص‌کننده از جانی تبعیّت نموده است و اثری همانند او ایجاد می‌نماید. (4)قصاص چه در قتل و یا اعضا در صورتی است که ارتکاب این دو عمدی باشد. (5)در این مدخل از واژه‌های«قصاص»، «سلطان»،«اعتداء»و... استفاده شده است.

اهمّ عناوین: حکم قصاص، عفو از قصاص، قصاص در تورات.

آثار قصاص

1. بازداری از قتل

1. قصاص، عاملی مهم در بازداری مردم، از ارتکاب قتل:

وَ لَکُمْ فِی الْقِصٰاصِ حَیٰاةٌ یٰا أُولِی الْأَلْبٰابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ . بقره (2) 179

2. تقوا

2. تشریع قصاص، زمینۀ تقوای اولواالالباب:

وَ لَکُمْ فِی الْقِصٰاصِ حَیٰاةٌ یٰا أُولِی الْأَلْبٰابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ . بقره (2) 179

3. حیات جامعه

3. قصاص، موجب حیات جامعۀ اسلامی:

وَ لَکُمْ فِی الْقِصٰاصِ حَیٰاةٌ یٰا أُولِی الْأَلْبٰابِ ....

بقره (2) 179

اسراف در قصاص

4. نهی خداوند از زیاده‌روی و افراط، در قصاص:

وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ .... اسراء (17) 33

5. یاری خداوند به ولیّ مقتول در صورت خودداری از زیاده‌روی آن در قصاص:

... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً.

اسراء (17) 33

نیز ==> همین مدخل، عدالت در قصاص

تاریخ قصاص

6. حکم قصاص (کشتن قاتل به جرم قتل) در زمان موسی علیه السلام :

فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً.

کهف (18) 74

نیز ==> همین مدخل، قصاص در بنی اسرائیل، قصاص در تورات.

تبدیل قصاص به دیه

7. امکان تبدیل قصاص به پرداخت دیه، از سوی قاتل به اولیای مقتول:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ ... فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدٰاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسٰانٍ .... بقره (2) 178

8. تبدیل قصاص به دیه، تخفیف و رحمت از جانب خداوند:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ ... فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدٰاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسٰانٍ ذٰلِکَ تَخْفِیفٌ


1) 1) . بدان احتمال که مراد از«الحق»حقایقی غیر از قرآن و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله باشد. بر این مبنا«ما»در«مما»مصدریه، و«من»در«من الحق»تبعیضیّه است، یعنی چون آنان حقایقی از دین را می‌شناختند به رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله اعتراف کردند. ماضی بودن«عرفوا»این احتمال را تقویت می‌کند

2) 2) . لسان‌العرب، ج 11، ص 190،«قصص»

3) 3) . مفردات، ص 671،«قصص»

4) 4) . مفردات، ص 671 -\672 ،«قصیّ»؛ جواهرالکلام،ج 42، ص 7؛ ترمینولوژی حقوق، ص 545

5) 5) . تحریرالوسیله، ج 2، ص 508 و 540

مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَةٌ .... بقره (2) 178

تشریع قصاص

9. قصاص نمودن قاتل، قانونی تشریع شده، در جهت حمایت از مظلوم:

وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً ....

اسراء (17) 33

10. تشریع حکم قصاص، زمینۀ تقوای اولواالالباب:

وَ لَکُمْ فِی الْقِصٰاصِ حَیٰاةٌ یٰا أُولِی الْأَلْبٰابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ . بقره (2) 179

11. تشریع حکم قصاص، به منظور رعایت عدل، انصاف و خودداری از زیاده روی در خونخواهی:

وَ لَکُمْ فِی الْقِصٰاصِ حَیٰاةٌ یٰا أُولِی الْأَلْبٰابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ . (1)بقره (2) 179

نیز ==> همین مدخل، قصاص در تورات

تفاوت در قصاص

12. قصاص نشدن انسان آزاد، در مقابل برده:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ .... بقره (2) 178

13. عدم مساوات زن و مرد، در قصاص:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثیٰ بِالْأُنْثیٰ ... (2)بقره (2) 178

حق قصاص

14. اولیای مقتول، برخوردار از حق قصاص:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ .... بقره (2) 178

... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً .... اسراء (17) 33

نیز ==> همین مدخل، عفو از قصاص

حکم قصاص

15. قتل عمدی، موجب جواز قصاص برای اولیای دم:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثیٰ ...

وَ لَکُمْ فِی الْقِصٰاصِ حَیٰاةٌ یٰا أُولِی الْأَلْبٰابِ ....

بقره (2) 178 و 179

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ ... فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً .... مائده (5) 32

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ ... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ .

مائده (5) 45

... وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ ذٰلِکُمْ وَصّٰاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . انعام (6) 151


1) 1) .«لعلکم تتقون»یعنی برای اینکه در خونخواهی از میزان عدل و انصاف تجاوز نکنید. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 2، جزء 2، ص 145)

2) 2) . اگرچه مفهوم آیه دلالت می‌کند بر اینکه قصاص زمانی است که قاتل و مقتول هر دو مرد یا زن باشند، اما این مفهوم به اجماع و اخبار تخصیص خورده است، زیرا بر اساس اجماع و اخبار، مرد در مقابل کشتن زن نیز قصاص می‌شود، (زبدةالبیان، ص 844 -\845) چنانکه در فقه نیز آمده است مرد در مقابل زن قصاص می‌شود، ولی باید نصف دیۀ مرد به اولیای وی پرداخت شود. (تحریرالوسیله، ج 2، ص 467؛ فی الشرائط المعتبرة فی‌القصاص)

وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً ....

اسراء (17) 33

فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً.

کهف (18) 74

... وَ لاٰ یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ .... فرقان (25) 68

16. حرمت هر گونه تعدّی از قانون قصاص:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثیٰ بِالْأُنْثیٰ ... فَمَنِ اعْتَدیٰ بَعْدَ ذٰلِکَ فَلَهُ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . بقره (2) 178

اَلشَّهْرُ الْحَرٰامُ بِالشَّهْرِ الْحَرٰامِ وَ الْحُرُمٰاتُ قِصٰاصٌ فَمَنِ اعْتَدیٰ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدیٰ عَلَیْکُمْ .... بقره (2) 194

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصٰاصٌ ... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ . مائده (5) 45

وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً. اسراء (17) 33

وَ جَزٰاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُهٰا .... شوری (42) 40

17. وجوب تسلیم شدن قاتل، برای اجرای قصاص:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثیٰ بِالْأُنْثیٰ ... فَمَنِ اعْتَدیٰ بَعْدَ ذٰلِکَ فَلَهُ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . (1)بقره (2) 178

18. حکم جواز عفو از قصاص، برخاسته از آسان‌گیری و رحمت پروردگار:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثیٰ بِالْأُنْثیٰ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدٰاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسٰانٍ ذٰلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَةٌ .... بقره (2) 178

19. جواز گذشت از حق قصاص، منوط به حفظ حکمت قانون قصاص:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ ... فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ ... وَ لَکُمْ فِی الْقِصٰاصِ حَیٰاةٌ یٰا أُولِی الْأَلْبٰابِ ... (2)بقره (2) 178 و 179

20. لزوم رعایت مماثلت، در قصاص انسان آزاد و برده:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ .... بقره (2) 178

21. نهی از اسراف و زیاده روی، در قصاص:

... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً.

اسراء (17) 33

22. نادیده گرفتن احکام قصاص، عملی ظالمانه:

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصٰاصٌ ... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا


1) 1) . بر این اساس که مخاطبان واقعی جملۀ«کتب علیکم»قاتلان باشند، بنابراین بر خود قاتل است که برای اجرای قانون قصاص، خویشتن را آماده کند

2) 2) . طرح مسئلۀ عفو از قصاص و مطالبۀ دیه و سپس بیان برتری حکمتهای اجتماعی قصاص، یعنی تضمین حیات جامعه می‌تواند اشاره به نکتۀ یاد شده باشد

أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ . مائده (5) 45

23. بهتر بودن عفو، از استیفای حق قصاص:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثیٰ بِالْأُنْثیٰ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدٰاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسٰانٍ ذٰلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَةٌ .... بقره (2) 178

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصٰاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفّٰارَةٌ لَهُ .... مائده (5) 45

24. ساقط شدن حق قصاص حتی با عفو یکی از اولیای دم:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثیٰ بِالْأُنْثیٰ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدٰاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسٰانٍ ... (1)بقره (2) 178

25. عدم تساوی زن با مرد در حکم قصاص:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ ... وَ الْأُنْثیٰ بِالْأُنْثیٰ ... (2)بقره (2) 178

26. جواز تبدیل حد قصاص به پرداخت دیه:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ ... فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدٰاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسٰانٍ ذٰلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَةٌ .... بقره (2) 178

27. تقوی، مقتضی پذیرش حکم الهی قصاص:

وَ لَکُمْ فِی الْقِصٰاصِ حَیٰاةٌ یٰا أُولِی الْأَلْبٰابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ . بقره (2) 179

نیز ==> همین مدخل، عفو از قصاص، قصاص در تورات و قصاص در ماههای حرام

زیاده‌روی در قصاص

==> همین مدخل، افراط در قصاص

عدالت در قصاص

28. لزوم رعایت حق و عدل در قصاص:

وَ إِنْ عٰاقَبْتُمْ فَعٰاقِبُوا بِمِثْلِ مٰا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصّٰابِرِینَ . نحل (16) 126

وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً. اسراء (17) 33

عفو از قصاص

29. صاحبان حق قصاص، مختار در گزینش قصاص و چشم‌پوشی از آن:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ ... فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ .... بقره (2) 178

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ


1) 1) .«عفی له...شیء»می‌فهماند که اگر بخشی از حق قصاص مورد عفو قرار گرفت، مانند عفو تامّ است و قاتل قصاص نمی‌شود. (کنزالعرفان، ج 2، ص 356)

2) 2) . اگرچه مفهوم آیه دلالت می‌کند بر اینکه قصاص زمانی است که قاتل و مقتول هر دو مرد یا زن باشند، اما این مفهوم به اجماع و اخبار تخصیص خورده است، زیرا بر اساس اجماع و اخبار، مرد در مقابل کشتن زن نیز قصاص می‌شود، (زبدةالبیان، ص 844 -\845) چنان که در فقه نیز آمده است مرد در مقابل زن قصاص می‌شود ولی باید نصف دیه مرد به اولیای وی پرداخت شود. (تحریرالوسیله، ج 2، ص 467؛ فی الشرائط المعتبرة فی‌القصاص)

بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصٰاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفّٰارَةٌ لَهُ .... مائده (5) 45

30. عفو از قصاص در پیشگاه خداوند پسندیده‌تر از پافشاری بر قصاص آنان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ ... فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ .... بقره (2) 178

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ ... وَ الْجُرُوحَ قِصٰاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفّٰارَةٌ لَهُ ....

مائده (5) 45

31. عفو از قصاص، از مصادیق صدقه:

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ ... وَ الْجُرُوحَ قِصٰاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفّٰارَةٌ لَهُ ....

مائده (5) 45

32. چشم‌پوشی از قصاص در پی دارنده آمرزش گناهان صاحب حق:

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصٰاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفّٰارَةٌ لَهُ .... مائده (5) 45

33. آمرزش گناهان صاحب حق قصاص از جانب خداوند، به اندازۀ گذشت وی از گناه جانی:

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصٰاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفّٰارَةٌ لَهُ ... (1)مائده (5) 45

34. حرمت کشتن قاتل پس از گذشت اولیای دم از حق قصاص:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ ... فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدٰاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسٰانٍ ... فَمَنِ اعْتَدیٰ بَعْدَ ذٰلِکَ فَلَهُ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . بقره (2) 178

35. سقوط حق قصاص با عفو اولیای دم:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثیٰ بِالْأُنْثیٰ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدٰاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسٰانٍ .... بقره (2) 178

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصٰاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفّٰارَةٌ لَهُ .... مائده (5) 45

36. جواز عفو از ناحیۀ ولیّ دم و تعلیق حکم قصاص، تخفیف و رحمتی از جانب پروردگار:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ ... فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ ... ذٰلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَةٌ .... بقره (2) 178

فلسفۀ قصاص

37. توانایی صاحبان خرد ناب، از درک فلسفۀ قصاص:

وَ لَکُمْ فِی الْقِصٰاصِ حَیٰاةٌ یٰا أُولِی الْأَلْبٰابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ . بقره (2) 179

نیز ==> همین مدخل، آثار قصاص


1) 1) . امام صادق علیه السلام در پاسخ سؤال از«فمن تصدّق به فهو کفّارة له»فرمود: پوشانده می‌شود از گناهان او به اندازه‌ای که عفو نموده است. (الکافی، ج 7، ص 358، ح 1؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 637 ، ح 226 -\227)

قصاص انسان آزاد

38. جواز قصاص مرد آزاد، در مقابل کشتن مرد آزاد:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ .... بقره (2) 178

نیز ==> همین مدخل، حکم قصاص

قصاص برده

39. جواز قصاص برده، در مقابل برده:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ ... وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ .... بقره (2) 178

قصاص بعد از دیه

40. قصاص قاتل، بعد از گرفتن دیه از سوی اولیای دم، موجب عذاب دردناک:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ ... فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدٰاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسٰانٍ ... فَمَنِ اعْتَدیٰ بَعْدَ ذٰلِکَ فَلَهُ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . بقره (2) 178

قصاص بینی

==> همین مدخل، قصاص در تورات

قصاص جراحت

==> همین مدخل، قصاص در تورات

قصاص چشم

==> همین مدخل، قصاص در تورات

قصاص در بنی‌اسرائیل

41. حکم قصاص نفس و قانون اعدام مفسدان، از احکام الهی، در آیین بنی‌اسرائیل:

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً .... مائده (5) 32

42. وجود قانون قصاص نفس و اعضای بدن در آیین بنی‌اسرائیل:

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصٰاصٌ ... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ . مائده (5) 45

نیز ==> همین مدخل، قصاص در تورات

قصاص در تورات

43. وجود حکم قصاص نفس در مقابل نفس، در شریعت موسی علیه السلام :

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ .... مائده (5) 45

فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً.

کهف (18) 74

44. وجود قصاص دندان در برابر دندان، در تورات (شریعت موسی علیه السلام ):

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ ... وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ .... مائده (5) 45

45. وجود قصاص جراحت در تورات (در شریعت موسی علیه السلام ):

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ ... وَ الْجُرُوحَ قِصٰاصٌ .... مائده (5) 45

46. وجود قصاص چشم در برابر چشم، در تورات (شریعت موسی علیه السلام ):

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ ... وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ ...

قِصٰاصٌ .... مائده (5) 45

47. وجود قصاص بینی در برابر بینی، در تورات (در شریعت موسی علیه السلام ):

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ ... اَلْأَنْفَ بِالْأَنْفِ ...

قِصٰاصٌ .... مائده (5) 45

48. وجود قصاص گوش در برابر گوش، در تورات (در شریعت موسی علیه السلام ):

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ ... وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ ... قِصٰاصٌ .... مائده (5) 45

قصاص در شریعت موسی علیه السلام

==> همین مدخل، قصاص در تورات

قصاص در ماههای حرام

49. جواز قصاص و مقابله به مثل در ماههای حرام، با خودداری از تجاوز از حدّ:

اَلشَّهْرُ الْحَرٰامُ بِالشَّهْرِ الْحَرٰامِ وَ الْحُرُمٰاتُ قِصٰاصٌ فَمَنِ اعْتَدیٰ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدیٰ عَلَیْکُمْ ... (1)بقره (2) 194

قصاص دندان

==> همین مدخل، قصاص در تورات

قصاص زن

50. جواز قصاص زن، در برابر کشتن زن:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ ... وَ الْأُنْثیٰ بِالْأُنْثیٰ .... بقره (2) 178

51. قصاص زن، در برابر زن و مرد در برابر مرد، قانونی مقرر شده بر اهل ایمان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثیٰ بِالْأُنْثیٰ فَمَنْ عُفِیَ .... بقره (2) 178

نیز ==> همین مدخل، تفاوت در قصاص

قصاص گوش

==> همین مدخل، قصاص در تورات

قصاص مرد

==> همین مدخل، قصاص انسان آزاد، قصاص برده

مماثلث در قصاص

52. جان در برابر جان، چشم در برابر چشم، بینی در برابر بینی، گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان، قانون قصاص در تورات:

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصٰاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفّٰارَةٌ لَهُ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ . مائده (5) 45

53. مماثلث در حریّت و عبدیّت، از شرایط قصاص:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ .... بقره (2) 178

نیز ==> دیه، قتل و کفّارات

قصد قربت

==>تقرّب


1) 1) .«والحرمات قصاص»تعمیم حکم است و معنای قصاص بودن، مماثل بودن، در مجازات و کیفر است، بنابراین اگر کسی حرمت ماههای حرام را با جنایتی بشکند، در برابر جنایتش کیفر می‌شود. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 2، جزء 2، ص 211)

قصر (کاخ)

اشاره

قصر، جمع آن قصور (1)به معنای خانۀ بزرگ و مجلّل و کاخ است. (2)در این مدخل از واژه‌های«برج»، «صرح»،«غرف»،«قصر»، مشتقّات آنها و سیاق بعضی آیات استفاده شده است.

اهمّ عناوین: قصرسازی، ویرانی قصر

تشبیه به قصر

1. تشبیه بروج آسمان به قصرها:

وَ السَّمٰاءِ ذٰاتِ الْبُرُوجِ. (3)بروج (85) 1

2. تشبیه شراره‌افکنی آتش دوزخ به کاخ:

لاٰ ظَلِیلٍ وَ لاٰ یُغْنِی مِنَ اللَّهَبِ

إِنَّهٰا تَرْمِی بِشَرَرٍ کَالْقَصْرِ. مرسلات (77) 31 و 32

دلبستگی به قصر

3. دلبستگی به کاخهای برافراشته، از ویژگیهای اشخاص ظاهربین و فاقد عقل و اندیشه:

أَیْنَمٰا تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ ... فَمٰا لِهٰؤُلاٰءِ الْقَوْمِ لاٰ یَکٰادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثاً. نساء (4) 78

قصر در بهشت

4. جای گرفتن تقواپیشگان، در بنای مرتفع و چند طبقه (کاخها) در بهشت:

لٰکِنِ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِهٰا غُرَفٌ مَبْنِیَّةٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ ... (4)

زمر (39) 20

5. جای گرفتن مؤمنان دارای عمل صالح در اتاقها و قصرهای رفیع در بهشت:

إِلاّٰ مَنْ تٰابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صٰالِحاً فَأُوْلٰئِکَ یُبَدِّلُ اللّٰهُ سَیِّئٰاتِهِمْ حَسَنٰاتٍ وَ کٰانَ اللّٰهُ غَفُوراً رَحِیماً

أُوْلٰئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمٰا صَبَرُوا وَ یُلَقَّوْنَ فِیهٰا تَحِیَّةً وَ سَلاٰماً .

فرقان (25) 70 و 75

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفاً تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا ... (5)عنکبوت (29) 58

... إِلاّٰ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً فَأُولٰئِکَ ... وَ هُمْ فِی الْغُرُفٰاتِ آمِنُونَ . سبأ (34) 37

قصر زلیخا

6. قصر زلیخا، دارای دربهای متعدّد:

وَ رٰاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهٰا عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوٰابَ وَ قٰالَتْ هَیْتَ لَکَ قٰالَ مَعٰاذَ اللّٰهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوٰایَ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الظّٰالِمُونَ . (6)یوسف (12) 23


1) 1) . مفردات، ص 673 ،«قصر»

2) 2) . فرهنگ بزرگ سخن، ج 6 ، ص 5542،«قصر»

3) 3) . گفته شده است که مقصود از«بروج»ستارگان بزرگ است و در این آیه، بروج به قصرها تشبیه شده است. [تشبیه بروج به قصرها از جهت بلندی آنها]. (الکشاف، ج 4، ص 729)

4) 4) .«غرف»منازل رفیعه و قصور است. (مجمع البیان، ج 7- 8، ص 770)

5) 5) . ابن‌عبّاس در تفسیر آیه می‌گوید: یعنی آنان را در اتاقهای زبرجد و یاقوت سکونت داده و در قصرهای بهشتی جای می‌دهیم. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 455)

6) 6) . از آنجا که خانۀ زلیخا دارای دربهای متعدّد و او همسر عزیز مصر بوده است، فهمیده می‌شود که مقصود از«بیت»کاخ است. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 6، جزء 12، ص 250)

قصرسازی

7. ساختن قصرهای محکم و استوار از سوی برخی اقوام ستمگر، در گذشته:

فَکَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْنٰاهٰا وَ هِیَ ظٰالِمَةٌ فَهِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ. حج (22) 45

8. قصرسازی، در زمان سلیمان علیه السلام :

قِیلَ لَهَا ادْخُلِی الصَّرْحَ فَلَمّٰا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَ کَشَفَتْ عَنْ سٰاقَیْهٰا قٰالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوٰارِیرَ .... نمل (27) 44

9. رواج قصرسازی، از جانب فرعون و قوم وی:

... وَ دَمَّرْنٰا مٰا کٰانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مٰا کٰانُوا یَعْرِشُونَ . (1)اعراف (7) 137

10. فرمان فرعون به هامان، برای ساختن قصر:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . (2)قصص (28) 38

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا هٰامٰانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبٰابَ . غافر (40) 36

11. راه پیدا کردن به راههای آسمان، هدف قصرسازی فرعون:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا هٰامٰانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبٰابَ

أَسْبٰابَ السَّمٰاوٰاتِ فَأَطَّلِعَ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ .... غافر (40) 36 و 37

12. آگاهی پیدا کردن از خدای موسی علیه السلام ، بهانه قصرسازی فرعون:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ ....

قصص (28) 38

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا هٰامٰانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبٰابَ

أَسْبٰابَ السَّمٰاوٰاتِ فَأَطَّلِعَ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ .... غافر (40) 36 و 37

13. آگاهی قوم ثمود از شیوه‌های خانه‌سازی و قصرسازی، از نعمتهای الهی برای آنان:

وَ إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبٰالَ بُیُوتاً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ .... اعراف (7) 73 و 74

14. بنا کردن خانه‌ها و قصرها در دشتهای متعدّد، از جانب قوم ثمود:

وَ إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبٰالَ بُیُوتاً ... (3)

اعراف (7) 73 و 74


1) 1) .«ما کان یصنع»یعنی آنچه از ابنیه و قصور می‌ساختند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4 ، ص 725)

2) 2) .«صرح»به معنای قصر و ساختمان عالی است. (همان، ج 7 -\8 ، ص 398)

3) 3) .«قصور»جمع«قصر»خانه‌ای را گویند که دارای‌دیوار بوده، در میان آن محصور باشد. (همان، ج 3 -\4، ص 677)

15. ساختن قصرهای محکم از سوی قوم عاد، به منظور زندگی دراز مدّت و جاودانه در آنها:

کَذَّبَتْ عٰادٌ الْمُرْسَلِینَ

وَ تَتَّخِذُونَ مَصٰانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ . (1)شعراء (26) 123 و 129

16. ساختن قصرهای محکم از جانب قوم عاد، به منظور زندگی جاودانه در آنها مورد سرزنش هود علیه السلام :

کَذَّبَتْ عٰادٌ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

وَ تَتَّخِذُونَ مَصٰانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ . شعراء (26) 123 و 124 و 129

17. آمادگی زمین برای ساختمان‌سازی و ساختن قصرها، از نعمتهای الهی و قابل یادآوری:

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبٰالَ بُیُوتاً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . اعراف (7) 74

18. توجّه به خدادادی بودن نعمت خانه‌سازی و قصرسازی و به یاد داشتن آن، زمینه‌ساز پرهیز از فسادانگیزی:

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبٰالَ بُیُوتاً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . اعراف (7) 74

قصر سلیمان علیه السلام

==> سلیمان علیه السلام ، قصر سلیمان علیه السلام

قصر فرعون

19. ویران شدن قصر فرعون ،به فرمان خداوند:

... وَ دَمَّرْنٰا مٰا کٰانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مٰا کٰانُوا یَعْرِشُونَ . (2)اعراف (7) 137

نیز ==> همین مدخل، قصرسازی

قصر و مرگ

20. مانع نبودن هیچ چیز حتّی قصرها و حصارهای استوار و مرتفع، از مرگ انسان:

أَیْنَمٰا تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ ... (3)نساء (4) 78

21. مانع نبودن قصرهای استوار و محکم، از هلاکت اقوام ستمگر ساکن در آنها:

فَکَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْنٰاهٰا وَ هِیَ ظٰالِمَةٌ فَهِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ. حج (22) 45

22. جهل برخی انسانها و اقوام به مانع نبودن قصرهای محکم و استوار، از مرگ انسان:

أَیْنَمٰا تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ یَقُولُوا هٰذِهِ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یَقُولُوا هٰذِهِ مِنْ عِنْدِکَ قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ فَمٰا لِهٰؤُلاٰءِ الْقَوْمِ لاٰ یَکٰادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثاً. نساء (4) 78

فَکَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْنٰاهٰا وَ هِیَ ظٰالِمَةٌ فَهِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهٰا أَوْ آذٰانٌ یَسْمَعُونَ بِهٰا فَإِنَّهٰا لاٰ


1) 1) .«مصانع»یعنی حصون [دیوارهای بلند] و قصرهای محکم. (جامع‌البیان، ج 11، جزء 19، ص 117 -\118) «لعلکم تخلدون»یعنی گویا شما در آنها جاودان می‌مانید و نمی‌میرید. (مجمع البیان، ج 7 - 8، ص 310)

2) 2) .«ما کان یصنع»یعنی آنچه از ابنیه و قصور می‌ساختند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4 ، ص 725)

3) 3) .«بروج»جمع«برج»به معنای قصر است. (مفردات، ص 115«برج»)

تَعْمَی الْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ. حج (22) 45 و 46

قصرهای آسمان

==> همین مدخل، تشبیه به قصر

قصرهای اقوام پیشین

==> همین مدخل، ویرانی قصر

قصرهای قوم ثمود

==> همین مدخل، قصرسازی

قصرهای قوم عاد

==> همین مدخل، قصرسازی

قصرهای قوم فرعون

23. ویران شدن قصرهای قوم فرعون از جانب خداوند:

... وَ دَمَّرْنٰا مٰا کٰانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مٰا کٰانُوا یَعْرِشُونَ . اعراف (7) 137

محمد صلی الله علیه و آله و قصر

24. خداوند، توانا بر مهیّا ساختن قصرهایی با عظمت برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

تَبٰارَکَ الَّذِی إِنْ شٰاءَ جَعَلَ لَکَ خَیْراً مِنْ ذٰلِکَ جَنّٰاتٍ ... وَ یَجْعَلْ لَکَ قُصُوراً. (1)فرقان (25) 10

25. مهیّا ساختن قصرهایی برای پیامبر صلی الله علیه و آله در دنیا، منوط به مشیّت خداوند:

تَبٰارَکَ الَّذِی إِنْ شٰاءَ جَعَلَ لَکَ خَیْراً مِنْ ذٰلِکَ جَنّٰاتٍ ... وَ یَجْعَلْ لَکَ قُصُوراً. فرقان (25) 10

26. تعلّق نگرفتن مشیّت خداوند به برخورداری پیامبر صلی الله علیه و آله از زندگی مرفّه و کاخ‌نشینی:

وَ قٰالُوا مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ یَأْکُلُ الطَّعٰامَ وَ یَمْشِی فِی الْأَسْوٰاقِ ... أَوْ یُلْقیٰ إِلَیْهِ کَنْزٌ أَوْ تَکُونُ لَهُ جَنَّةٌ یَأْکُلُ مِنْهٰا ... اُنْظُرْ کَیْفَ ضَرَبُوا لَکَ الْأَمْثٰالَ ... تَبٰارَکَ الَّذِی إِنْ شٰاءَ جَعَلَ لَکَ خَیْراً مِنْ ذٰلِکَ جَنّٰاتٍ ... وَ یَجْعَلْ لَکَ قُصُوراً.

فرقان (25) 7 -\10

27. قصرنشینی، دور از شأن پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ قٰالُوا مٰا لِهٰذَا الرَّسُولِ یَأْکُلُ الطَّعٰامَ وَ یَمْشِی فِی الْأَسْوٰاقِ ... أَوْ یُلْقیٰ إِلَیْهِ کَنْزٌ أَوْ تَکُونُ لَهُ جَنَّةٌ یَأْکُلُ مِنْهٰا ... اُنْظُرْ کَیْفَ ضَرَبُوا لَکَ الْأَمْثٰالَ ... تَبٰارَکَ الَّذِی إِنْ شٰاءَ جَعَلَ لَکَ خَیْراً مِنْ ذٰلِکَ ... وَ یَجْعَلْ لَکَ قُصُوراً.

فرقان (25) 7 -\10

28. وعدۀ خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله مبنی بر اعطای باغهایی با نهرهای روان و قصرها در بهشت:

تَبٰارَکَ الَّذِی إِنْ شٰاءَ جَعَلَ لَکَ خَیْراً مِنْ ذٰلِکَ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ وَ یَجْعَلْ لَکَ قُصُوراً. (2)فرقان (25) 10

ویرانی قصر

29. مطالعه نکردن در هلاکت اقوام پیشین و ویرانی قصرهای آنان، نشانۀ کوردلی:

فَکَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْنٰاهٰا وَ هِیَ ظٰالِمَةٌ فَهِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهٰا أَوْ آذٰانٌ یَسْمَعُونَ بِهٰا فَإِنَّهٰا لاٰ


1) 1) . محتمل است که مقصود از جنّات و قصور، جنّات و قصور در دنیا باشد. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 9، جزء 18، ص 330؛ مجمع البیان، ج 7 و 8، ص 254)

2) 2) . بنا بر قولی، مقصود از جنّات و قصور، جنّات و قصور در بهشت جاوید است. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 9، جزء 18، ص 331)

تَعْمَی الْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ. حج (22) 45 و 46

30. مطالعه در هلاکت اقوام پیشین و ویران شدن قصرهای آنان، موجب افزایش بصیرت انسان:

فَکَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْنٰاهٰا وَ هِیَ ظٰالِمَةٌ فَهِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهٰا أَوْ آذٰانٌ یَسْمَعُونَ بِهٰا فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَی الْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ. حجّ (22) 45 و 46

31. خداوند، هلاک‌کنندۀ اقوام پیشین و ویران‌کنندۀ قصرهای آنان به جهت ظلم آنان:

فَکَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْنٰاهٰا وَ هِیَ ظٰالِمَةٌ فَهِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهٰا أَوْ آذٰانٌ یَسْمَعُونَ بِهٰا فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَی الْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ. حجّ (22) 45 و 46

32. عبرت نگرفتن از ویرانی قصرهای اقوام پیشین، در عین مسافرت و مشاهدۀ آنها صفتی شگفت‌آور:

فَکَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْنٰاهٰا وَ هِیَ ظٰالِمَةٌ فَهِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهٰا أَوْ آذٰانٌ یَسْمَعُونَ بِهٰا فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَی الْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ. (1)حج (22) 45 و 46

33. تشویق خداوند به سیر و سیاحت در زمین و مطالعه پیرامون قصرهای ویران شدۀ اقوام پیشین:

فَکَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْنٰاهٰا وَ هِیَ ظٰالِمَةٌ فَهِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهٰا أَوْ آذٰانٌ یَسْمَعُونَ بِهٰا فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَی الْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ. (2)حج (22) 45 و 46

قصر و اتمام

==>نماز

قصّه

اشاره

«قِصّه»مشتقّ از«القَصّ»و به معنای دنباله‌روی از اثری است. گفته می‌شود:«قَصَصْتُ اثره»یعنی اثر او را پیگیری کردم.«قَصَصْ»به معنای اثر و یا اخباری است که پی در پی ذکر می‌شود. (3)«قصّه»به معنای سخن، خبر، شأن، حال و داستان است. (4)در این مدخل مباحث کلی قصه آورده شده و برای موارد خاص به جایگاه خود مراجعه شود. در اینجا از واژه‌های «قصص»،«نبأ»،«حدیث»، مشتقّات آنها و سیاق بعضی آیات استفاده شده است.

اهمّ عناوین: فلسفۀ قصّه و نقل قصّه


1) 1) . احتمال داده می‌شود که آنان مسافرت می‌کردند و آن ویرانیها را مشاهده می‌کردند، ولی عبرت نمی‌گرفتند. (الکشاف، ج 3، ص 162)

2) 2) . احتمال داده می‌شود که آیه در صدد تشویق به مسافرت باشد. (الکشاف، ج 3، ص 162)

3) 3) . مفردات، ص 671 ،«قصص»

4) 4) . فرهنگ لاروس، ج 2، ص 1643،«القصّه»

بهترین قصّه

1. سرگذشت یوسف علیه السلام ، بهترین داستان:

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ ... إِذْ قٰالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ ....

یوسف (12) 3 و 4

2. عبرت‌آموز بودن، از شرایط بهترین قصّه:

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

بیان قصّه

==> همین مدخل، نقل قصّه.

فلسفۀ قصّه

آرامش

3. ذکر قصّه‌های پیامبران برای حضرت محمّد صلی الله علیه و آله ، موجب آرامش و قوّت قلب آن حضرت:

وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلیٰ مٰا کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتّٰی أَتٰاهُمْ نَصْرُنٰا وَ لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِ اللّٰهِ وَ لَقَدْ جٰاءَکَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِینَ .

انعام (6) 34

تِلْکَ الْقُریٰ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰائِهٰا وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الْکٰافِرِینَ . اعراف (7) 101

تِلْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهٰا إِلَیْکَ ... هٰذٰا فَاصْبِرْ .... هود (11) 49

وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الرُّسُلِ مٰا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤٰادَکَ .... هود (11) 120

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ یَمْکُرُونَ

وَ مٰا أَکْثَرُ النّٰاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِینَ .

یوسف (12) 102 و 103

اتمام حجت

4. بیان قصّۀ اصحاب رسّ و نابودی آنان، اتمام‌حجّت خداوند بر اهل مکّه:

وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمّٰا کَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰاهُمْ لِلنّٰاسِ آیَةً وَ أَعْتَدْنٰا لِلظّٰالِمِینَ عَذٰاباً أَلِیماً

وَ عٰاداً وَ ثَمُودَ وَ أَصْحٰابَ الرَّسِّ وَ قُرُوناً بَیْنَ ذٰلِکَ کَثِیراً. فرقان (25) 37 و 38

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحٰابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ

وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. ق (50) 12 و 14

استقامت

5. توجّه به داستان پیامبران و سرنوشت اقوام مؤمن و کافر ایشان، وادارکنندۀ به استقامت و پایداری بر توحید:

تِلْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهٰا إِلَیْکَ مٰا کُنْتَ تَعْلَمُهٰا أَنْتَ وَ لاٰ قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ . هود (11) 49

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْقُریٰ نَقُصُّهُ عَلَیْکَ مِنْهٰا قٰائِمٌ وَ حَصِیدٌ

فَاسْتَقِمْ کَمٰا أُمِرْتَ وَ مَنْ تٰابَ مَعَکَ وَ لاٰ تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

هود (11) 100 و 112

تذکر

6. نقل سرگذشت پیشینیان، سبب یادآوری و بیدارباش:

وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الرُّسُلِ مٰا نُثَبِّتُ بِهِ

فُؤٰادَکَ وَ جٰاءَکَ فِی هٰذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . هود (11) 120

کَذٰلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ مٰا قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ آتَیْنٰاکَ مِنْ لَدُنّٰا ذِکْراً. طه (20) 99

تفکر

7. پیامبر صلی الله علیه و آله موظّف به تبیین قصّۀ بلعم‌باعورا، برای برانگیختن تفکّر مردم:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا فَانْسَلَخَ مِنْهٰا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطٰانُ فَکٰانَ مِنَ الْغٰاوِینَ

وَ لَوْ شِئْنٰا لَرَفَعْنٰاهُ بِهٰا وَ لٰکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ ... مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ . (1)

اعراف (7) 175 و 176

8. ایجاد زمینه‌های تفکر و اندیشه، هدف از نقل داستان بنی‌اسرائیل:

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ وَ یُرِیکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . بقره (2) 73

9. پیدایش زمینه‌های تعقّل و اندیشه، فلسفۀ نقل قصّۀ ایّوب علیه السلام :

وَ اذْکُرْ عَبْدَنٰا أَیُّوبَ ... وَ وَهَبْنٰا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنّٰا وَ ذِکْریٰ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ .

ص (38) 41 و 43

10. تفکر فلسفه یادآوری قصه کشته شدن فردی از بنی اسرائیل و احیای دوباره او:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قٰالُوا أَ تَتَّخِذُنٰا هُزُواً قٰالَ أَعُوذُ بِاللّٰهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجٰاهِلِینَ

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ وَ یُرِیکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . بقره (2) 67 و 73

حقانیت پیامبر صلی الله علیه و آله

11. بیان داستان طالوت و هلاکت جالوت، از طرف خداوند، برای پیامبر صلی الله علیه و آله نشانه‌ای از حقانیت رسالت آن حضرت:

فَلَمّٰا فَصَلَ طٰالُوتُ بِالْجُنُودِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاّٰ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ فَلَمّٰا جٰاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قٰالُوا لاٰ طٰاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاٰقُوا اللّٰهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ مَعَ الصّٰابِرِینَ

فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ قَتَلَ دٰاوُدُ جٰالُوتَ وَ آتٰاهُ اللّٰهُ الْمُلْکَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّٰا یَشٰاءُ وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْعٰالَمِینَ

تِلْکَ آیٰاتُ اللّٰهِ نَتْلُوهٰا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ . بقره (2) 249 و 251 و 252

حقانیت معاد

12. سرگذشت اصحاب کهف، دلیل حقّانیّت معاد و از میان برندۀ زمینه‌های تردید در آن:

وَ کَذٰلِکَ أَعْثَرْنٰا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السّٰاعَةَ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا إِذْ یَتَنٰازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقٰالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیٰاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قٰالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلیٰ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً. کهف (18) 21


1) 1) . مقصود از«الّذی»بلعم باعورا از علمای یهود است.(الکشاف، ج 2، ص 178)

حکمت

13. بیان داستان موسی علیه السلام و خانوده‌اش در کوه طور، بر اساس هدف و مصلحتی حکیمانه و سازنده:

وَ إِنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ عَلِیمٍ

إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِأَهْلِهِ إِنِّی آنَسْتُ نٰاراً سَآتِیکُمْ مِنْهٰا بِخَبَرٍ أَوْ آتِیکُمْ بِشِهٰابٍ قَبَسٍ لَعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ . نمل (27) 6 و 7

خداشناسی

14. قصّۀ یوسف علیه السلام و برادرانش، دارای نشانه‌های روشن خداشناسی برای جستجوکنندگان و پرسندگان:

لَقَدْ کٰانَ فِی یُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آیٰاتٌ لِلسّٰائِلِینَ .

یوسف (12) 7

15. سرگذشت ابراهیم و لوط علیهما السلام و قوم او، سرشار از نشانه‌های خداوند:

وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَیْفِ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقٰالُوا سَلاٰماً قٰالَ إِنّٰا مِنْکُمْ وَجِلُونَ

قٰالُوا لاٰ تَوْجَلْ إِنّٰا نُبَشِّرُکَ بِغُلاٰمٍ عَلِیمٍ

قٰالَ أَ بَشَّرْتُمُونِی عَلیٰ أَنْ مَسَّنِیَ الْکِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ

قٰالُوا بَشَّرْنٰاکَ بِالْحَقِّ فَلاٰ تَکُنْ مِنَ الْقٰانِطِینَ

قٰالَ وَ مَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضّٰالُّونَ

قٰالَ فَمٰا خَطْبُکُمْ أَیُّهَا الْمُرْسَلُونَ

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

إِلاّٰ آلَ لُوطٍ إِنّٰا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِینَ

إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنٰا إِنَّهٰا لَمِنَ الْغٰابِرِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ

قٰالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ مُنْکَرُونَ

قٰالُوا بَلْ جِئْنٰاکَ ...

وَ أَتَیْنٰاکَ بِالْحَقِّ ... فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبٰارَهُمْ وَ لاٰ یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ وَ امْضُوا حَیْثُ تُؤْمَرُونَ وَ قَضَیْنٰا إِلَیْهِ ذٰلِکَ الْأَمْرَ أَنَّ دٰابِرَ هٰؤُلاٰءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِینَ وَ جٰاءَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ یَسْتَبْشِرُونَ قٰالَ إِنَّ هٰؤُلاٰءِ ضَیْفِی فَلاٰ تَفْضَحُونِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ قٰالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَکَ عَنِ الْعٰالَمِینَ قٰالَ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُشْرِقِینَ فَجَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ .

حجر (15) 51 -\75 و 77

16. قصّۀ مردم سبأ و فروپاشی کامل آنان، در پی کفران نعمتهای الهی، دربردارندۀ آیات خدا برای صابران شاکر:

لَقَدْ کٰانَ لِسَبَإٍ فِی مَسْکَنِهِمْ آیَةٌ جَنَّتٰانِ عَنْ یَمِینٍ وَ شِمٰالٍ کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ ... فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ سَیْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْنٰاهُمْ بِجَنَّتَیْهِمْ جَنَّتَیْنِ ذَوٰاتَیْ أُکُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَیْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِیلٍ ذٰلِکَ جَزَیْنٰاهُمْ بِمٰا کَفَرُوا ... وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ الْقُرَی الَّتِی بٰارَکْنٰا فِیهٰا قُریً ظٰاهِرَةً وَ قَدَّرْنٰا فِیهَا السَّیْرَ ...

فَقٰالُوا رَبَّنٰا بٰاعِدْ بَیْنَ أَسْفٰارِنٰا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنٰاهُمْ أَحٰادِیثَ وَ مَزَّقْنٰاهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِکُلِّ صَبّٰارٍ شَکُورٍ. سبأ (34) 15 -\19

دلداری

17. تسلّا بخشیدن خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله به علّت مخالفت مردمان با وی با بیان فلسفۀ بیان مکرهای برادران یوسف:

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ

لَدَیْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ یَمْکُرُونَ

وَ مٰا أَکْثَرُ النّٰاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِینَ .

یوسف (12) 102 و 103

18. تسلّا دادن خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله از طریق بیان قصه نوح علیه السلام :

قِیلَ یٰا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاٰمٍ مِنّٰا وَ بَرَکٰاتٍ عَلَیْکَ وَ عَلیٰ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَکَ وَ أُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یَمَسُّهُمْ مِنّٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ

تِلْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهٰا إِلَیْکَ مٰا کُنْتَ تَعْلَمُهٰا أَنْتَ وَ لاٰ قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ .

هود (11) 48 و 49

19. تسلّا دادن به پیامبر صلی الله علیه و آله و تسکین اندوه آن حضرت، از اهداف بیان سرگذشت اصحاب کهف:

فَلَعَلَّکَ بٰاخِعٌ نَفْسَکَ عَلیٰ آثٰارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهٰذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحٰابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کٰانُوا مِنْ آیٰاتِنٰا عَجَباً.

کهف (18) 6 و 9

فهم

20. نقش داستان و تمثیل، برای تفهیم حقایق:

فَوَ رَبِّ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مٰا أَنَّکُمْ تَنْطِقُونَ

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ ضَیْفِ إِبْرٰاهِیمَ الْمُکْرَمِینَ . ذاریات (51) 23 و 24

عبرت

21. عبرت‌آموزی فلسفه نقل قصه‌های اقوام پیشین:

وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَیْفِ إِبْرٰاهِیمَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ .

حجر (15) 51 و 57 و 77

قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لاٰ یَتَّقُونَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

کَذَّبَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ الْمُرْسَلِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 11 و 67 و 176 و 190

لَقَدْ کٰانَ لِسَبَإٍ فِی مَسْکَنِهِمْ آیَةٌ جَنَّتٰانِ عَنْ یَمِینٍ وَ شِمٰالٍ کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ

فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ سَیْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْنٰاهُمْ بِجَنَّتَیْهِمْ جَنَّتَیْنِ ذَوٰاتَیْ أُکُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَیْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِیلٍ

ذٰلِکَ جَزَیْنٰاهُمْ بِمٰا کَفَرُوا وَ هَلْ نُجٰازِی إِلاَّ الْکَفُورَ

وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ الْقُرَی الَّتِی بٰارَکْنٰا فِیهٰا قُریً ظٰاهِرَةً وَ قَدَّرْنٰا فِیهَا السَّیْرَ سِیرُوا فِیهٰا لَیٰالِیَ وَ أَیّٰاماً آمِنِینَ

فَقٰالُوا رَبَّنٰا بٰاعِدْ بَیْنَ أَسْفٰارِنٰا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنٰاهُمْ أَحٰادِیثَ وَ مَزَّقْنٰاهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِکُلِّ صَبّٰارٍ شَکُورٍ. سبأ (34) 15 -\19

وَ تَرَکْنٰا فِیهٰا آیَةً لِلَّذِینَ یَخٰافُونَ الْعَذٰابَ الْأَلِیمَ

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ

فَتَوَلّٰی بِرُکْنِهِ وَ قٰالَ سٰاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ وَ هُوَ مُلِیمٌ . ذاریات (51) 37 -\40

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

إِذْ نٰادٰاهُ رَبُّهُ بِالْوٰادِ الْمُقَدَّسِ طُویً

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلیٰ أَنْ تَزَکّٰی

وَ أَهْدِیَکَ إِلیٰ رَبِّکَ فَتَخْشیٰ

فَأَرٰاهُ الْآیَةَ الْکُبْریٰ

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ

ثُمَّ أَدْبَرَ یَسْعیٰ

فَحَشَرَ فَنٰادیٰ

فَقٰالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلیٰ

فَأَخَذَهُ اللّٰهُ نَکٰالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولیٰ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَعِبْرَةً لِمَنْ یَخْشیٰ . نازعات (79) 15 -\26

22. بیان داستان پیامبران و امّتهای ایشان، مایۀ عبرت برای خردمندان:

حَتّٰی إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا

جٰاءَهُمْ نَصْرُنٰا فَنُجِّیَ مَنْ نَشٰاءُ وَ لاٰ یُرَدُّ بَأْسُنٰا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِینَ

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ .... یوسف (12) 110 و 111

23. سرگذشت شعیب علیه السلام و مردم ایکه، شایان اندیشه و دربردارندۀ درس عبرتی بزرگ برای دیگران:

کَذَّبَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ ... أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ لاٰ تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ وَ زِنُوا بِالْقِسْطٰاسِ الْمُسْتَقِیمِ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ وَ اتَّقُوا الَّذِی خَلَقَکُمْ ...

قٰالُوا إِنَّمٰا أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ

وَ مٰا أَنْتَ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا وَ إِنْ نَظُنُّکَ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ

فَأَسْقِطْ عَلَیْنٰا کِسَفاً مِنَ السَّمٰاءِ ... قٰالَ رَبِّی أَعْلَمُ بِمٰا تَعْمَلُونَ فَکَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذٰابُ یَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ کٰانَ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً .... شعراء (26) 176 -\190

24. قصّۀ موسی علیه السلام و فرعونیان، آیتی بزرگ، شایان عبرت‌آموزی:

وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ

قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لاٰ یَتَّقُونَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ . (1)

شعراء (26) 10 و 11 و 67

نَتْلُوا عَلَیْکَ مِنْ نَبَإِ مُوسیٰ وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . قصص (28) 3

وَ تَرَکْنٰا فِیهٰا آیَةً لِلَّذِینَ یَخٰافُونَ الْعَذٰابَ الْأَلِیمَ

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ

فَتَوَلّٰی بِرُکْنِهِ وَ قٰالَ سٰاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ وَ هُوَ مُلِیمٌ . ذاریات (51) 37 -\40

25. بیان شکست نهایی فرعون در مبارزه با موسی علیه السلام درس عبرتی برای خداترسان معاد:

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

إِذْ نٰادٰاهُ رَبُّهُ بِالْوٰادِ الْمُقَدَّسِ طُویً

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلیٰ أَنْ تَزَکّٰی

وَ أَهْدِیَکَ إِلیٰ رَبِّکَ فَتَخْشیٰ

فَأَرٰاهُ الْآیَةَ الْکُبْریٰ

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ

ثُمَّ أَدْبَرَ یَسْعیٰ

فَحَشَرَ فَنٰادیٰ

فَقٰالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلیٰ

فَأَخَذَهُ اللّٰهُ نَکٰالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولیٰ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَعِبْرَةً لِمَنْ یَخْشیٰ . نازعات (79) 15 -\26

26. عبرت هوشمندان و مؤمنان هدف و فلسفۀ نقل قصّۀ لوط علیه السلام و قومش:

فَلَمّٰا جٰاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ . حجر (15) 61 و 75 و 77

27. داستان مردم و مؤمن انطاکیه (حبیب نجّار)، قصّه‌ای مثل‌زدنی و عبرت‌آموز:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحٰابَ الْقَرْیَةِ ... وَ جٰاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِینَةِ رَجُلٌ ... (2)یس (36) 13 و 20

28. نجات نوح علیه السلام و پیروانش و هلاکت کفرپیشگان قوم وی، آیتی بزرگ و عبرت‌آموز برای دیگران:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ مٰا


1) 1) . آیات در مورد قصّۀ موسی علیه السلام و فرعون است

2) 2) . مقصود از«القریة»شهر انطاکیه و«رجل»حبیب نجّار است. (الکشاف، ج 4، ص 7 و 10؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 4، ص 9 و 11)

أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ ... فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ قٰالَ وَ مٰا عِلْمِی بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ إِنْ حِسٰابُهُمْ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الْمُؤْمِنِینَ قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ فَافْتَحْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِی ... فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً .... شعراء (26) 106 -\115 و 116 -\121

فَدَعٰا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ

فَفَتَحْنٰا أَبْوٰابَ السَّمٰاءِ بِمٰاءٍ مُنْهَمِرٍ

وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی الْمٰاءُ عَلیٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ

وَ حَمَلْنٰاهُ عَلیٰ ذٰاتِ أَلْوٰاحٍ وَ دُسُرٍ

تَجْرِی بِأَعْیُنِنٰا جَزٰاءً لِمَنْ کٰانَ کُفِرَ

وَ لَقَدْ تَرَکْنٰاهٰا آیَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 10 -\15

إِنّٰا لَمّٰا طَغَی الْمٰاءُ حَمَلْنٰاکُمْ فِی الْجٰارِیَةِ

لِنَجْعَلَهٰا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَ تَعِیَهٰا أُذُنٌ وٰاعِیَةٌ . حاقّه (69) 11 و 12

29. قصّۀ هود علیه السلام و قوم عاد، دربردارندۀ آیات الهی و درسهای عبرت برای دیگران:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَکَذَّبُوهُ فَأَهْلَکْنٰاهُمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً ....

شعراء (26) 124 و 139

کَذَّبَتْ عٰادٌ فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ رِیحاً صَرْصَراً فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ

فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 18 -\20 و 21 و 22

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ. فجر (89) 6

30. نقل داستان فرعون، هامان و قارون، باعث عبرت دیگران:

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ کٰانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ ... فَأَخَذَهُمُ اللّٰهُ بِذُنُوبِهِمْ ... ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَکَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللّٰهُ إِنَّهُ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقٰابِ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 21 و 22 و 24

31. نقل داستان اصحاب فیل و کیفر دیدن آنان، برای عبرت و تدبر:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ .

فیل (105) 1

32. تبیین قصّه‌های هشدارگر و باز دارنده از هواهای نفسانی، جهت عبرت‌آموزی:

وَ کَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ وَ کُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ

وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مِنَ الْأَنْبٰاءِ مٰا فِیهِ مُزْدَجَرٌ. (1)

قمر (54) 3 و 4

عبودیت

33. عبودیت و بندگی خدا فلسفه بیان قصّۀ عیسی علیه السلام :

وَ لَمّٰا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً إِذٰا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ

وَ قٰالُوا أَ آلِهَتُنٰا خَیْرٌ أَمْ هُوَ مٰا ضَرَبُوهُ لَکَ إِلاّٰ جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ

إِنْ هُوَ إِلاّٰ عَبْدٌ أَنْعَمْنٰا عَلَیْهِ وَ جَعَلْنٰاهُ مَثَلاً لِبَنِی إِسْرٰائِیلَ

وَ لَمّٰا جٰاءَ عِیسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ قٰالَ قَدْ جِئْتُکُمْ بِالْحِکْمَةِ وَ لِأُبَیِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذِی تَخْتَلِفُونَ فِیهِ


1) 1) . مراد از«من الاَنباء»خبر بزرگ در قرآن، مربوط به کفرامّتهای گذشته و به هلاکت رسیدن آنان از سوی خداوند است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 283)

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

إِنَّ اللّٰهَ هُوَ رَبِّی وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هٰذٰا صِرٰاطٌ مُسْتَقِیمٌ .

زخرف (43) 57 -\59 و 63 و 64

علم

34. علم و زدایش ابهام از مقاطع پنهان تاریخ، فلسفۀ نقل قصّه در قرآن:

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ . آل‌عمران (3) 44

یَعْتَذِرُونَ إِلَیْکُمْ إِذٰا رَجَعْتُمْ إِلَیْهِمْ قُلْ لاٰ تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَکُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللّٰهُ مِنْ أَخْبٰارِکُمْ وَ سَیَرَی اللّٰهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ .... توبه (9) 94

تِلْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهٰا إِلَیْکَ مٰا کُنْتَ تَعْلَمُهٰا أَنْتَ وَ لاٰ قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ . هود (11) 49

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغٰافِلِینَ . یوسف (12) 3

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ یَمْکُرُونَ .

یوسف (12) 102

تِلْکَ آیٰاتُ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ

نَتْلُوا عَلَیْکَ مِنْ نَبَإِ مُوسیٰ وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

قصص (28) 2 و 3

35. علم و آگاهی پیامبر صلی الله علیه و آله فلسفۀ نقل قصّۀ نوح علیه السلام و قومش، برای آن حضرت:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... تِلْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهٰا إِلَیْکَ مٰا کُنْتَ تَعْلَمُهٰا أَنْتَ وَ لاٰ قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ . هود (11) 25 و 49

36. بیان قصّه یوسف علیه السلام برای پیامبر صلی الله علیه و آله جهت اطلاع و آگاهی ایشان:

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغٰافِلِینَ

إِذْ قٰالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ ....

یوسف (12) 3 و 4

موعظه

37. نقل سرگذشت پیامبران گذشته، موعظه‌ای برای مؤمنان:

وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الرُّسُلِ ... وَ جٰاءَکَ فِی هٰذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ .

هود (11) 120

قصّه‌های باطل

38. باطل بودن قصّه‌های منافی با توحید:

إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ مٰا مِنْ إِلٰهٍ إِلاَّ اللّٰهُ ... (1)آل‌عمران (3) 62

39. ترویج داستانهای خرافی و باطل، از سوی کافران صدر اسلام، برای مقابله با قرآن:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ ... (2)لقمان (31) 6


1) 1) . آیه شریفه با نقل قصه حضرت عیسی علیه السلام در صدد رد عقیده نصاری در مورد تثلیث است (تفسیر شبّر، ص 108)، بنابراین از حق بودن نقل قصه‌های عیسی علیه السلام براساس قرآن کریم می‌توان استفاده کرد، قصه‌های منافی با توحید باطل است (چنانکه عبارت و ما من اله الا الله) نیز به مطلب اخیر دلالت دارد

2) 2) . مقصود از لهوالحدیث در آیه، افسانه‌ها، خرافات و گفتار بی‌فایده برای مقابله با قرآن است. (الکشاف، ج 3، ص 490؛ مجمع‌البیان، ج 8 ، ص 491)

40. جهل، عامل رویکرد افراد به قبول داستانهای بی‌اساس و خرافی:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ ... (1)لقمان (31) 6

41. استهزای راه خدا، از اهداف رواج‌دهندگان افسانه‌های باطل:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ . لقمان (31) 6

42. قصّه‌های توخالی و سرگرم‌کننده، از مصادیق لهو:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ . لقمان (31) 6

قصّه‌های حقیقی

43. حقیقت داشتن قصه‌های قرآن:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ إِذْ قٰالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنٰا مَلِکاً نُقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ قٰالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتٰالُ أَلاّٰ تُقٰاتِلُوا قٰالُوا وَ مٰا لَنٰا أَلاّٰ نُقٰاتِلَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنٰا مِنْ دِیٰارِنٰا وَ أَبْنٰائِنٰا فَلَمّٰا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتٰالُ تَوَلَّوْا إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التّٰابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِمّٰا تَرَکَ آلُ مُوسیٰ وَ آلُ هٰارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلاٰئِکَةُ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

فَلَمّٰا فَصَلَ طٰالُوتُ بِالْجُنُودِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاّٰ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ فَلَمّٰا جٰاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قٰالُوا لاٰ طٰاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاٰقُوا اللّٰهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ مَعَ الصّٰابِرِینَ

وَ لَمّٰا بَرَزُوا لِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالُوا رَبَّنٰا أَفْرِغْ عَلَیْنٰا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدٰامَنٰا وَ انْصُرْنٰا عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ

فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ قَتَلَ دٰاوُدُ جٰالُوتَ وَ آتٰاهُ اللّٰهُ الْمُلْکَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّٰا یَشٰاءُ وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْعٰالَمِینَ

تِلْکَ آیٰاتُ اللّٰهِ نَتْلُوهٰا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ . بقره (2) 246 -\252

إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ .... آل‌عمران (3) 62

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ .

مائده (5) 27

وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الرُّسُلِ مٰا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ جٰاءَکَ فِی هٰذِهِ الْحَقُّ .... هود (11) 120

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا


1) 1) . مقصود از«لهو الحدیث»افسانه‌های رستم و اسفندیار و پادشاهان است. (انوارالتنزیل، بیضاوی، ج 3، ص 355)

کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . یوسف (12) 111

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنٰاهُمْ هُدیً . کهف (18) 13

کَذٰلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ مٰا قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ آتَیْنٰاکَ مِنْ لَدُنّٰا ذِکْراً. طه (20) 99

نَتْلُوا عَلَیْکَ مِنْ نَبَإِ مُوسیٰ وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . قصص (28) 3

44. حقیقی بودن قصّه‌های قرآن جلوه‌ای از عزت و حکمت خداوند:

إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ مٰا مِنْ إِلٰهٍ إِلاَّ اللّٰهُ وَ إِنَّ اللّٰهَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . آل‌عمران (3) 62

قصّۀ انبیا

45. پیامبران گذشته، دارای قصّه‌های مهم:

تِلْکَ الْقُریٰ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰائِهٰا وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ ... (1)اعراف (7) 101

وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الرُّسُلِ ....

هود (11) 120

وَ هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

کَذٰلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ مٰا قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ آتَیْنٰاکَ مِنْ لَدُنّٰا ذِکْراً. طه (20) 9 و 99

46. مخفی بودن رسالت گروهی از انبیا، دلیل ذکر نشدن نام و قصّه‌های آنان از جانب خدا:

... وَ رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْکَ ... (2)نساء (4) 164

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ .... غافر (40) 78

47. خداوند، بیانگر قصّۀ پاره‌ای از پیامبران برای نبیّ‌اکرم صلی الله علیه و آله :

وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْنٰاهُمْ عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ ....

نساء (4) 164

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغٰافِلِینَ . یوسف (12) 3

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنٰا عَلَیْکَ .... غافر (40) 78

نیز ==> انبیا، تاریخ انبیا

قصّه شهرهای ویران

==> شهر، ویرانی شهرها

قصّۀ‌گویی قرآن

==> قرآن، قصّه‌گویی قرآن

وحیانیّت قصّه

48. وحی الهی، تنها منبع قصّه‌های قرآن:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ إِذْ قٰالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنٰا مَلِکاً نُقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ قٰالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتٰالُ أَلاّٰ تُقٰاتِلُوا قٰالُوا وَ مٰا لَنٰا أَلاّٰ نُقٰاتِلَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنٰا مِنْ دِیٰارِنٰا وَ أَبْنٰائِنٰا فَلَمّٰا کُتِبَ عَلَیْهِمُ


1) 1) . نبأ: خبری را گویند که دارای فائده بزرگ باشد و علم به وقوع یا ظن غالب در آن باشد. (مفردات، ص 788،«نبأ»)

2) 2) . از امام باقر علیه السلام روایت شده است که بین آدم و نوح علیهما السلام انبیایی بوده‌اند که خود را پیامبر معرّفی نکرده و رسالت خود را مخفی نگه می‌داشتند و گروهی اعلان می‌کردند، بدین سبب، قصّه‌های گروه اوّل مخفی مانده است. (تفسیر عیّاشی، ج 1، ص 285، ح 306)

اَلْقِتٰالُ تَوَلَّوْا إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ

تِلْکَ آیٰاتُ اللّٰهِ نَتْلُوهٰا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ .... بقره (2) 246 و 252

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ . آل‌عمران (3) 44

وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْنٰاهُمْ عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْکَ .... نساء (4) 164

تِلْکَ الْقُریٰ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰائِهٰا وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ .... اعراف (7) 101

تِلْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهٰا إِلَیْکَ مٰا کُنْتَ تَعْلَمُهٰا أَنْتَ وَ لاٰ قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا ....

هود (11) 49

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْقُریٰ نَقُصُّهُ عَلَیْکَ مِنْهٰا قٰائِمٌ وَ حَصِیدٌ. هود (11) 100

وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الرُّسُلِ مٰا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤٰادَکَ وَ جٰاءَکَ فِی هٰذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِکْریٰ لِلْمُؤْمِنِینَ . هود (11) 120

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغٰافِلِینَ . یوسف (12) 3

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ یَمْکُرُونَ .

یوسف (12) 102

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنٰاهُمْ هُدیً

وَ اتْلُ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتٰابِ رَبِّکَ لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً. کهف (18) 13 و 27 و 83

کَذٰلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ مٰا قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ آتَیْنٰاکَ مِنْ لَدُنّٰا ذِکْراً. طه (20) 99

إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . نمل (27) 76

نَتْلُوا عَلَیْکَ مِنْ نَبَإِ مُوسیٰ وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . قصص (28) 3

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنٰا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ ....

غافر (40) 78

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ الْجُنُودِ

فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ.

بروج (85) 17 و 18

نیز ==> همین مدخل، نقل قصّه

نقل قصّه

اشاره

49. تبیین قصّه‌های پیشینیان و مخالفتهای آنان با پیامبران‌شان، از ناحیۀ خدا:

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْرٰاهِیمَ وَ أَصْحٰابِ مَدْیَنَ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ ....

توبه (9) 70

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لاٰ یَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّٰهُ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ .... ابراهیم (14) 9

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ فَذٰاقُوا وَبٰالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

ذٰلِکَ بِأَنَّهُ کٰانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَقٰالُوا أَ بَشَرٌ یَهْدُونَنٰا فَکَفَرُوا وَ تَوَلَّوْا .... تغابن (64) 5 و 6

50. خداوند، بیان‌کنندۀ سرگذشت امّتهای پیشین برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

تِلْکَ الْقُریٰ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰائِهٰا وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ .... اعراف (7) 101

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْقُریٰ نَقُصُّهُ عَلَیْکَ مِنْهٰا قٰائِمٌ وَ حَصِیدٌ. هود (11) 100

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا الْقُرْآنَ .... یوسف (12) 3

کَذٰلِکَ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ مٰا قَدْ سَبَقَ وَ قَدْ آتَیْنٰاکَ مِنْ لَدُنّٰا ذِکْراً. طه (20) 99

51. خداوند بیانگر قصّه پاره‌ای از پیامبران برای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله :

وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْنٰاهُمْ عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ ....

نساء (4) 164

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ هٰذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغٰافِلِینَ . یوسف (12) 3

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنٰا عَلَیْکَ .... غافر (40) 78

52. رعایت ادب، توجّه به درس‌آموزی و دوری از بدآموزی، در نقل داستانهای مربوط به امور جنسی، امری لازم و بایسته:

وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَیْفِ إِبْرٰاهِیمَ

قٰالَ إِنَّ هٰؤُلاٰءِ ضَیْفِی فَلاٰ تَفْضَحُونِ

قٰالَ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ .

حجر (15) 51 و 68 و 71 و 75

53. پیامبر صلی الله علیه و آله موظّف به تبیین قصّه‌های فرزندان آدم:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ .... مائده (5) 27

54. توصیۀ خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به نقل قصّۀ بلعم باعورا و گمراهی او:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا فَانْسَلَخَ مِنْهٰا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطٰانُ فَکٰانَ مِنَ الْغٰاوِینَ

وَ لَوْ شِئْنٰا لَرَفَعْنٰاهُ بِهٰا وَ لٰکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ ... مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ .

اعراف (7) 175 و 176

55. پیامبر صلی الله علیه و آله ، موظّف به تبیین قصّۀ ابراهیم علیه السلام برای مردم:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ . شعراء (26) 69

56. خداوند، بیانگر قصّۀ میهمانان ابراهیم برای پیامبراکرم صلی الله علیه و آله :

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ ضَیْفِ إِبْرٰاهِیمَ الْمُکْرَمِینَ .

ذاریات (51) 24

57. وظیفۀ پیامبر صلی الله علیه و آله در بیان قصّه مهمانان ابراهیم برای مردم:

وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَیْفِ إِبْرٰاهِیمَ . حجر (15) 51

58. پیامبر صلی الله علیه و آله ، موظّف به تبیین قصّۀ نوح علیه السلام :

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکٰاءَکُمْ ....

یونس (10) 71

59. خداوند، بیانگر قصّۀ موسی علیه السلام و فرعون برای مؤمنان:

نَتْلُوا عَلَیْکَ مِنْ نَبَإِ مُوسیٰ وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . قصص (28) 3

60. بیان قصّه‌های شهر ویران و نیمه ویران امت‌های گذشته از سوی خداوند:

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْقُریٰ نَقُصُّهُ عَلَیْکَ مِنْهٰا قٰائِمٌ وَ حَصِیدٌ. هود (11) 100

61. نقل قصّۀ روی آوردن دو گروه متخاصم نزد داود علیه السلام ، از سوی خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ هَلْ أَتٰاکَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرٰابَ

إِذْ دَخَلُوا عَلیٰ دٰاوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قٰالُوا لاٰ تَخَفْ خَصْمٰانِ بَغیٰ بَعْضُنٰا عَلیٰ بَعْضٍ فَاحْکُمْ بَیْنَنٰا بِالْحَقِّ وَ لاٰ تُشْطِطْ وَ اهْدِنٰا إِلیٰ سَوٰاءِ الصِّرٰاطِ. ص (38) 21 و 22

62. تبیین قصّۀ مریم علیها السلام از طرف خداوند برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ . آل‌عمران (3) 44

63. بازگو کردن قصّۀ موسی علیه السلام و وادی مقدّس، از سوی خداوند برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

إِذْ رَأیٰ نٰاراً فَقٰالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ نٰاراً لَعَلِّی آتِیکُمْ مِنْهٰا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَی النّٰارِ هُدیً

فَلَمّٰا أَتٰاهٰا نُودِیَ یٰا مُوسیٰ

إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوٰادِ الْمُقَدَّسِ طُویً . طه (20) 9 -\12

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

إِذْ نٰادٰاهُ رَبُّهُ بِالْوٰادِ الْمُقَدَّسِ طُویً

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلیٰ أَنْ تَزَکّٰی

وَ أَهْدِیَکَ إِلیٰ رَبِّکَ فَتَخْشیٰ

فَأَرٰاهُ الْآیَةَ الْکُبْریٰ.

نازعات (79) 15 -\20

64. بیان قصّۀ قوم سبأ به وسیلۀ هدهد برای سلیمان علیه السلام :

فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقٰالَ أَحَطْتُ بِمٰا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُکَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ . نمل (27) 22

65. موسی علیه السلام بیان‌کنندۀ قصّۀ خود، برای شعیب علیه السلام :

وَ جٰاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَةِ یَسْعیٰ قٰالَ یٰا مُوسیٰ إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ فَاخْرُجْ إِنِّی لَکَ مِنَ النّٰاصِحِینَ

فَخَرَجَ مِنْهٰا خٰائِفاً یَتَرَقَّبُ قٰالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ

فَجٰاءَتْهُ إِحْدٰاهُمٰا تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیٰاءٍ قٰالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مٰا سَقَیْتَ لَنٰا فَلَمّٰا جٰاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قٰالَ لاٰ تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ .

قصص (28) 20 و 21 و 25

66. نهی شدن یوسف علیه السلام از طرف یعقوب علیه السلام نسبت به بیان قصۀ رؤیای خود، برای برادرانش:

قٰالَ یٰا بُنَیَّ لاٰ تَقْصُصْ رُؤْیٰاکَ عَلیٰ إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْداً .... یوسف (12) 5

67. یوسف علیه السلام بازگوکنندۀ قصّۀ خود برای پدرش، پس از ورود خانواده‌اش به مصر:

وَ رَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلَی الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قٰالَ یٰا أَبَتِ هٰذٰا تَأْوِیلُ رُءْیٰایَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَهٰا رَبِّی حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بِی إِذْ أَخْرَجَنِی مِنَ السِّجْنِ وَ جٰاءَ بِکُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّیْطٰانُ بَیْنِی وَ بَیْنَ إِخْوَتِی إِنَّ رَبِّی لَطِیفٌ لِمٰا یَشٰاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ . یوسف (12) 100

68. بیان قصّۀ فرعون و ثمود، از سوی خداوند برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ الْجُنُودِ

فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ.

بروج (85) 17 و 18

69. بیان سرگذشت اهل مدین، از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله برای مردم، نشانۀ دیگری بر رسالت آن حضرت:

... وَ مٰا کُنْتَ ثٰاوِیاً فِی أَهْلِ مَدْیَنَ تَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِنٰا .... قصص (28) 45

70. نقل قصّۀ حضرت زکریّا علیه السلام برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیّٰا

إِذْ نٰادیٰ رَبَّهُ نِدٰاءً خَفِیًّا

قٰالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً وَ لَمْ أَکُنْ بِدُعٰائِکَ رَبِّ شَقِیًّا

وَ إِنِّی خِفْتُ الْمَوٰالِیَ مِنْ وَرٰائِی وَ کٰانَتِ امْرَأَتِی عٰاقِراً فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا

یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ ... یٰا زَکَرِیّٰا إِنّٰا نُبَشِّرُکَ بِغُلاٰمٍ اسْمُهُ یَحْییٰ ... قٰالَ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ کٰانَتِ امْرَأَتِی عٰاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْکِبَرِ عِتِیًّا قٰالَ کَذٰلِکَ قٰالَ رَبُّکَ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ ...

قٰالَ رَبِّ اجْعَلْ لِی آیَةً قٰالَ آیَتُکَ أَلاّٰ تُکَلِّمَ النّٰاسَ ثَلاٰثَ لَیٰالٍ سَوِیًّا

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرٰابِ فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ .... مریم (19) 2 -\11

71. وعدۀ پیامبر صلی الله علیه و آله برای بیان قصّۀ ذوالقرنین، در پی درخواست مردم:

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً. کهف (18) 83

72. ماجرای سجدۀ ملائکه در برابر آدم علیه السلام و نافرمانی ابلیس، شایستۀ نقل و یادآوری:

وَ إِذْ قُلْنٰا لِلْمَلاٰئِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّٰ إِبْلِیسَ أَبیٰ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کٰانَ مِنَ الْکٰافِرِینَ . بقره (2) 34

وَ إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی خٰالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصٰالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ

فَإِذٰا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سٰاجِدِینَ

فَسَجَدَ الْمَلاٰئِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ

إِلاّٰ إِبْلِیسَ أَبیٰ أَنْ یَکُونَ مَعَ السّٰاجِدِینَ . حجر (15) 28 -\31

وَ إِذْ قُلْنٰا لِلْمَلاٰئِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّٰ إِبْلِیسَ .... اسراء (17) 61

وَ إِذْ قُلْنٰا لِلْمَلاٰئِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّٰ إِبْلِیسَ کٰانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِی ....

کهف (18) 50

وَ إِذْ قُلْنٰا لِلْمَلاٰئِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّٰ إِبْلِیسَ أَبیٰ . طه (20) 116

إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی خٰالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ

فَإِذٰا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سٰاجِدِینَ

فَسَجَدَ الْمَلاٰئِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ

إِلاّٰ إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَ کٰانَ مِنَ الْکٰافِرِینَ

قٰالَ یٰا إِبْلِیسُ مٰا مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِمٰا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ ... قٰالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نٰارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ قٰالَ فَاخْرُجْ مِنْهٰا ... وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلیٰ یَوْمِ الدِّینِ . ص (38) 71 -\78

73. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وظیفه‌دار نقل کردن سرگذشت ابراهیم علیه السلام :

وَ إِذِ ابْتَلیٰ إِبْرٰاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قٰالَ إِنِّی جٰاعِلُکَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً قٰالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قٰالَ لاٰ یَنٰالُ عَهْدِی الظّٰالِمِینَ

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هٰذٰا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرٰاتِ ... وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْرٰاهِیمُ الْقَوٰاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْمٰاعِیلُ رَبَّنٰا تَقَبَّلْ مِنّٰا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . بقره (2) 124 و 126 و 127

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِی حَاجَّ إِبْرٰاهِیمَ فِی رَبِّهِ أَنْ آتٰاهُ

اَللّٰهُ الْمُلْکَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ قٰالَ أَنَا أُحْیِی وَ أُمِیتُ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ فَإِنَّ اللّٰهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهٰا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ . بقره (2) 258

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قٰالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلیٰ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیاً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ .

بقره (2) 260

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . انعام (6) 74

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنٰامَ . ابراهیم (14) 35

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِبْرٰاهِیمَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ یٰا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مٰا لاٰ یَسْمَعُ وَ لاٰ یُبْصِرُ وَ لاٰ یُغْنِی عَنْکَ شَیْئاً.

مریم (19) 41 و 42

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ .

انبیاء (21) 51 و 52

وَ إِذْ بَوَّأْنٰا لِإِبْرٰاهِیمَ مَکٰانَ الْبَیْتِ أَنْ لاٰ تُشْرِکْ بِی شَیْئاً وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطّٰائِفِینَ وَ الْقٰائِمِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ. حجّ (22) 26

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . عنکبوت (29) 16

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ. ص (38) 45

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِی بَرٰاءٌ مِمّٰا تَعْبُدُونَ . زخرف (43) 26

74. فرمان خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله برای نقل سرگذشت ادریس علیه السلام :

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا.

مریم (19) 56

... وَ إِدْرِیسَ ... کُلٌّ مِنَ الصّٰابِرِینَ . انبیاء (21) 85

75. یادآوری قصّۀ اسحاق علیه السلام توصیۀ خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا ... وَ إِسْحٰاقَ .... ص (38) 45

76. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله مأمور یادکرد سرگذشت اسماعیل صادق‌الوعد، در قرآن:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِسْمٰاعِیلَ إِنَّهُ کٰانَ صٰادِقَ الْوَعْدِ وَ کٰانَ رَسُولاً نَبِیًّا. مریم (19) 54

77. یادآوری سرگذشت اسماعیل علیه السلام توصیۀ خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِسْمٰاعِیلَ ... کُلٌّ مِنَ الصّٰابِرِینَ وَ أَدْخَلْنٰاهُمْ فِی رَحْمَتِنٰا إِنَّهُمْ مِنَ الصّٰالِحِینَ . (1)

انبیاء (21) 85 و 86

وَ اذْکُرْ إِسْمٰاعِیلَ ... وَ کُلٌّ مِنَ الْأَخْیٰارِ هٰذٰا ذِکْرٌ .... ص (38) 48 و 49

78. بیان قصّۀ انبیا و مردم انطاکیه برای مشرکان، توصیۀ خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحٰابَ الْقَرْیَةِ إِذْ جٰاءَهَا الْمُرْسَلُونَ

إِذْ أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ فَکَذَّبُوهُمٰا


1) 1) .«واسماعیل»مفعول به برای فعل محذوف (واذکر)است. (اعراب القرآن الکریم، درویش، ج 5، ص 66)

فَعَزَّزْنٰا بِثٰالِثٍ فَقٰالُوا إِنّٰا إِلَیْکُمْ مُرْسَلُونَ

قٰالُوا مٰا أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا وَ مٰا أَنْزَلَ الرَّحْمٰنُ مِنْ شَیْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ تَکْذِبُونَ

قٰالُوا رَبُّنٰا یَعْلَمُ إِنّٰا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ

وَ مٰا عَلَیْنٰا إِلاَّ الْبَلاٰغُ الْمُبِینُ

قٰالُوا إِنّٰا تَطَیَّرْنٰا بِکُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّکُمْ وَ لَیَمَسَّنَّکُمْ مِنّٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ

قٰالُوا طٰائِرُکُمْ مَعَکُمْ أَ إِنْ ذُکِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ . یس (36) 13 -\19

79. سفارش خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله برای نقل قصّۀ مؤمن انطاکیه (حبیب نجّار):

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحٰابَ الْقَرْیَةِ إِذْ جٰاءَهَا الْمُرْسَلُونَ

وَ جٰاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعیٰ قٰالَ یٰا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ .

یس (36) 13 و 20

80. سفارش خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله برای نقل قصّۀ باغدار متکبّر یمنی و دوستش:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنٰا لِأَحَدِهِمٰا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنٰابٍ وَ حَفَفْنٰاهُمٰا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمٰا زَرْعاً. کهف (18) 32

81. امر خداوند به محمّد صلی الله علیه و آله برای ذکر قصّۀ الیسع علیه السلام :

وَ اذْکُرْ ... وَ الْیَسَعَ .... ص (38) 48

82. سرگذشت ایّوب علیه السلام و نیایش او با خدا، درس‌آموز و سزاوار یاد و یادآوری:

وَ أَیُّوبَ إِذْ نٰادیٰ رَبَّهُ .... انبیاء (21) 83

وَ اذْکُرْ عَبْدَنٰا أَیُّوبَ إِذْ نٰادیٰ رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطٰانُ بِنُصْبٍ وَ عَذٰابٍ . ص (38) 41

83. یادآوری بازگشت و دو چندان شدن خانوادۀ ایّوب، مایۀ تذکّر صاحبان خرد ناب:

وَ اذْکُرْ عَبْدَنٰا أَیُّوبَ ... وَ وَهَبْنٰا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنّٰا وَ ذِکْریٰ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ .

ص (38) 41 و 43

84. داستان غیبت موسی علیه السلام از میان بنی‌اسرائیل و گرایش آنان به گوساله‌پرستی، آموزنده، شایسته و بایستۀ یادآوری:

وَ إِذْ وٰاعَدْنٰا مُوسیٰ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظٰالِمُونَ . بقره (2) 51

85. داستان توبۀ مرتدّان بنی‌اسرائیل و اجرای فرمان خدا مبنی بر کشتن یکدیگر، داستانی شایستۀ به خاطر سپردن:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخٰاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلیٰ بٰارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بٰارِئِکُمْ فَتٰابَ عَلَیْکُمْ .... بقره (2) 54

86. قصّۀ تقاضای رؤیت خدا و اظهار ناباوری بنی‌اسرائیل به سخنان موسی علیه السلام و فرود آمدن صاعقه بر آنان، شایستۀ یادآوری:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعٰالَمِینَ

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّٰی نَرَی اللّٰهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصّٰاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ .

بقره (2) 47 و 55

87. داستان ورود بنی‌اسرائیل عصر موسی علیه السلام به بیت‌المقدّس، آموزنده و شایستۀ به یاد داشتن:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعٰالَمِینَ

وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هٰذِهِ الْقَرْیَةَ فَکُلُوا مِنْهٰا حَیْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبٰابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَکُمْ خَطٰایٰاکُمْ وَ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ .

بقره (2) 47 و 58

وَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ

وَ إِذْ قِیلَ لَهُمُ اسْکُنُوا هٰذِهِ الْقَرْیَةَ وَ کُلُوا مِنْهٰا حَیْثُ شِئْتُمْ وَ قُولُوا حِطَّةٌ وَ ادْخُلُوا الْبٰابَ سُجَّداً نَغْفِرْ لَکُمْ خَطِیئٰاتِکُمْ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ . اعراف (7) 159 و 161

88. لزوم یادآوری قصّۀ استسقای موسی علیه السلام و جوشیدن چشمه‌های آب از سنگ:

وَ إِذِ اسْتَسْقیٰ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصٰاکَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتٰا عَشْرَةَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنٰاسٍ مَشْرَبَهُمْ کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . بقره (2) 60

89. بنی اسرائیل موظّف به یادآوری قصّۀ ناسپاسی‌های خود در برابر نعمت‌های الهی و برخوردهای خود نسبت به موسی علیه السلام :

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیّٰایَ فَارْهَبُونِ

وَ إِذْ نَجَّیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذٰابِ یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِسٰاءَکُمْ وَ فِی ذٰلِکُمْ بَلاٰءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ

وَ إِذْ فَرَقْنٰا بِکُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَیْنٰاکُمْ وَ أَغْرَقْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ

وَ إِذْ وٰاعَدْنٰا مُوسیٰ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظٰالِمُونَ

ثُمَّ عَفَوْنٰا عَنْکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

وَ إِذْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ الْفُرْقٰانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخٰاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلیٰ بٰارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بٰارِئِکُمْ فَتٰابَ عَلَیْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوّٰابُ الرَّحِیمُ

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّٰی نَرَی اللّٰهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصّٰاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ

ثُمَّ بَعَثْنٰاکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

وَ ظَلَّلْنٰا عَلَیْکُمُ الْغَمٰامَ وَ أَنْزَلْنٰا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْویٰ کُلُوا مِنْ طَیِّبٰاتِ مٰا رَزَقْنٰاکُمْ وَ مٰا ظَلَمُونٰا وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ

وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هٰذِهِ الْقَرْیَةَ فَکُلُوا مِنْهٰا حَیْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبٰابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَکُمْ خَطٰایٰاکُمْ وَ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ

فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنٰا عَلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ

وَ إِذِ اسْتَسْقیٰ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصٰاکَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتٰا عَشْرَةَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنٰاسٍ مَشْرَبَهُمْ کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ لَنْ نَصْبِرَ عَلیٰ طَعٰامٍ وٰاحِدٍ فَادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنٰا مِمّٰا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهٰا وَ قِثّٰائِهٰا وَ فُومِهٰا وَ عَدَسِهٰا وَ بَصَلِهٰا قٰالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنیٰ بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَکُمْ مٰا سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ وَ بٰاؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللّٰهِ ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانُوا یَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذٰلِکَ بِمٰا عَصَوْا وَ کٰانُوا یَعْتَدُونَ . بقره (2) 40 و 49 - 61

90. لزوم یادآوری قصّۀ کشته شدن فردی از بنی‌اسرائیل و احیای دوبارۀ او به منظور تعقّل و تفکّر:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قٰالُوا أَ تَتَّخِذُنٰا هُزُواً قٰالَ أَعُوذُ بِاللّٰهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجٰاهِلِینَ

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا

هِیَ قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ لاٰ فٰارِضٌ وَ لاٰ بِکْرٌ عَوٰانٌ بَیْنَ ذٰلِکَ فَافْعَلُوا مٰا تُؤْمَرُونَ

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا لَوْنُهٰا قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ صَفْرٰاءُ فٰاقِعٌ لَوْنُهٰا تَسُرُّ النّٰاظِرِینَ

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا هِیَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشٰابَهَ عَلَیْنٰا وَ إِنّٰا إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ لَمُهْتَدُونَ

قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ لاٰ ذَلُولٌ تُثِیرُ الْأَرْضَ وَ لاٰ تَسْقِی الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاٰ شِیَةَ فِیهٰا قٰالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهٰا وَ مٰا کٰادُوا یَفْعَلُونَ

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا وَ اللّٰهُ مُخْرِجٌ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ وَ یُرِیکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . بقره (2) 67 -\73

91. قصّۀ عهد خدا با بنی‌اسرائیل، داستانی شایستۀ یاد و یادآوری:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ لاٰ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّٰهَ وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً وَ ذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ قُولُوا لِلنّٰاسِ حُسْناً وَ أَقِیمُوا الصَّلاٰةَ وَ آتُوا الزَّکٰاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْکُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ . بقره (2) 83

92. توصیۀ خداوند به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مبنی بر یادآوری سرگذشت داود پیامبر علیه السلام :

وَ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ إِذْ یَحْکُمٰانِ فِی الْحَرْثِ ....

انبیاء (21) 78

اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنٰا دٰاوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوّٰابٌ . ص (38) 17

93. سرگذشت ذوالکفل علیه السلام و صبر و شکیبایی او، درس‌آموز و شایستۀ یاد و یادآوری:

... وَ ذَا الْکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصّٰابِرِینَ . انبیاء (21) 85

وَ اذْکُرْ ... وَ ذَا الْکِفْلِ ... وَ کُلٌّ مِنَ الْأَخْیٰارِ هٰذٰا ذِکْرٌ .... ص (38) 48 و 49

94. داستان زکریّا علیه السلام و فرزندخواهی او، درس‌آموز و شایستۀ یاد و یادآوری:

وَ زَکَرِیّٰا إِذْ نٰادیٰ رَبَّهُ رَبِّ لاٰ تَذَرْنِی فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوٰارِثِینَ . انبیاء (21) 89

95. قصّۀ سلیمان علیه السلام شایستۀ درس‌آموزی و یادآوری:

وَ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ إِذْ یَحْکُمٰانِ فِی الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ کُنّٰا لِحُکْمِهِمْ شٰاهِدِینَ .

انبیاء (21) 78

وَ وَهَبْنٰا لِدٰاوُدَ سُلَیْمٰانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوّٰابٌ

إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصّٰافِنٰاتُ الْجِیٰادُ.

ص (38) 30 و 31

96. فرمان خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله جهت یادآوری قصّۀ نذر مادر مریم:

إِذْ قٰالَتِ امْرَأَتُ عِمْرٰانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مٰا فِی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . آل‌عمران (3) 35

97. یادآوری سرگذشت مریم علیها السلام و تشریح داستان تولّد عیسی علیه السلام در قرآن، وظیفه‌ای بر عهدۀ پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِذْ قٰالَتِ الْمَلاٰئِکَةُ یٰا مَرْیَمُ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفٰاکِ عَلیٰ نِسٰاءِ الْعٰالَمِینَ

یٰا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرّٰاکِعِینَ

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ

إِذْ قٰالَتِ الْمَلاٰئِکَةُ یٰا مَرْیَمُ إِنَّ اللّٰهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهاً فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ

وَ یُکَلِّمُ النّٰاسَ

فِی الْمَهْدِ وَ کَهْلاً وَ مِنَ الصّٰالِحِینَ

قٰالَتْ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی وَلَدٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ قٰالَ کَذٰلِکِ اللّٰهُ یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . آل‌عمران (3) 42 - 47

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهٰا مَکٰاناً شَرْقِیًّا

فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجٰاباً فَأَرْسَلْنٰا إِلَیْهٰا رُوحَنٰا فَتَمَثَّلَ لَهٰا بَشَراً سَوِیًّا

قٰالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمٰنِ مِنْکَ إِنْ کُنْتَ تَقِیًّا

قٰالَ إِنَّمٰا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلاٰماً زَکِیًّا

قٰالَتْ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا

قٰالَ کَذٰلِکِ قٰالَ رَبُّکِ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنّٰاسِ وَ رَحْمَةً مِنّٰا وَ کٰانَ أَمْراً مَقْضِیًّا

فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکٰاناً قَصِیًّا

فَأَجٰاءَهَا الْمَخٰاضُ إِلیٰ جِذْعِ النَّخْلَةِ قٰالَتْ یٰا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هٰذٰا وَ کُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیًّا

فَنٰادٰاهٰا مِنْ تَحْتِهٰا أَلاّٰ تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا

وَ هُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسٰاقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیًّا

فَکُلِی وَ اشْرَبِی وَ قَرِّی عَیْناً فَإِمّٰا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمٰنِ صَوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیًّا

فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهٰا تَحْمِلُهُ قٰالُوا یٰا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا

یٰا أُخْتَ هٰارُونَ مٰا کٰانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ مٰا کٰانَتْ أُمُّکِ بَغِیًّا

فَأَشٰارَتْ إِلَیْهِ قٰالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَنْ کٰانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا

قٰالَ إِنِّی عَبْدُ اللّٰهِ آتٰانِیَ الْکِتٰابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا.

مریم (19) 16 -\30

وَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهٰا فَنَفَخْنٰا فِیهٰا مِنْ رُوحِنٰا وَ جَعَلْنٰاهٰا وَ ابْنَهٰا آیَةً لِلْعٰالَمِینَ . انبیاء (21) 91

98. قصّۀ عروج عیسی علیه السلام به سوی خداوند، شایستۀ یادآوری:

إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسیٰ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رٰافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ جٰاعِلُ الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فِیمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ . آل‌عمران (3) 55

99. یادآوری قصّۀ عیسی علیه السلام و نعمتها و معجزات او، فرمان خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله :

إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ وَ عَلیٰ وٰالِدَتِکَ إِذْ أَیَّدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُکَلِّمُ النّٰاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کَهْلاً وَ إِذْ عَلَّمْتُکَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنْفُخُ فِیهٰا فَتَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِی وَ تُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِی وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتیٰ بِإِذْنِی وَ إِذْ کَفَفْتُ بَنِی إِسْرٰائِیلَ عَنْکَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَقٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ . مائده (5) 110

100. یادآوری داستان رسالت عیسی علیه السلام و برخورد بنی‌اسرائیل با آن حضرت، دربردارندۀ درسهای سازنده:

وَ إِذْ قٰالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللّٰهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرٰاةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ . صفّ (61) 6

101. تذکّر قصّۀ لقمان و پندهای او، فرمان خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِذْ قٰالَ لُقْمٰانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یٰا بُنَیَّ لاٰ تُشْرِکْ

بِاللّٰهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ . لقمان (31) 13

102. سرگذشت لوط علیه السلام در مبارزه با فحشا، پندآموز و شایستۀ یاد و یادآوری:

وَ لُوطاً آتَیْنٰاهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ تَعْمَلُ الْخَبٰائِثَ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فٰاسِقِینَ . انبیاء (21) 74

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ . نمل (27) 54

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ .

عنکبوت (29) 28

103. پیامبر صلی الله علیه و آله موظّف به یادآوری سرگذشت موسی علیه السلام و قومش:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَعَلَ فِیکُمْ أَنْبِیٰاءَ وَ جَعَلَکُمْ مُلُوکاً وَ آتٰاکُمْ مٰا لَمْ یُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعٰالَمِینَ

یٰا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللّٰهُ لَکُمْ وَ لاٰ تَرْتَدُّوا عَلیٰ أَدْبٰارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خٰاسِرِینَ

قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِنَّ فِیهٰا قَوْماً جَبّٰارِینَ وَ إِنّٰا لَنْ نَدْخُلَهٰا حَتّٰی یَخْرُجُوا مِنْهٰا فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْهٰا فَإِنّٰا دٰاخِلُونَ

قٰالَ رَجُلاٰنِ مِنَ الَّذِینَ یَخٰافُونَ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبٰابَ فَإِذٰا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غٰالِبُونَ وَ عَلَی اللّٰهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِنّٰا لَنْ نَدْخُلَهٰا أَبَداً مٰا دٰامُوا فِیهٰا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقٰاتِلاٰ إِنّٰا هٰاهُنٰا قٰاعِدُونَ

قٰالَ رَبِّ إِنِّی لاٰ أَمْلِکُ إِلاّٰ نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ

قٰالَ فَإِنَّهٰا مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلاٰ تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ . مائده (5) 20 -\26

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ ... وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذٰابِی لَشَدِیدٌ وَ قٰالَ مُوسیٰ إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً فَإِنَّ اللّٰهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ.

ابراهیم (14) 6 -\8

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِی وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللّٰهِ إِلَیْکُمْ فَلَمّٰا زٰاغُوا أَزٰاغَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ .

صفّ (61) 5

104. سفر موسی علیه السلام و یوشع برای ملاقات خضر علیه السلام داستانی شایستۀ یادآوری:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِفَتٰاهُ لاٰ أَبْرَحُ حَتّٰی أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِیَ حُقُباً

قٰالَ هٰذٰا فِرٰاقُ بَیْنِی وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْوِیلِ مٰا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً. (1)کهف (18) 60 و 78

105. توصیۀ خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به یادکرد داستان نوح علیه السلام و قومش:

وَ نُوحاً إِذْ نٰادیٰ ... وَ نَصَرْنٰاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِینَ .... انبیاء (21) 76 و 77

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ ... إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ ....

شعراء (26) 105 و 106

106. قصّۀ هود پیامبر علیه السلام و انذارهای او به قومش، شایستۀ یادآوری و تذکّر:

وَ اذْکُرْ أَخٰا عٰادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقٰافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلاّٰ تَعْبُدُوا


1) 1) . مقصود از«فَتٰی»یوشع است که در سفر حضرت موسی علیه السلام برای ملاقات با خضر علیه السلام با وی همراهی کرد. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 741؛ الکشاف، ج 2، ص 731)

إِلاَّ اللّٰهَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ .

احقاف (46) 21

107. وظیفۀ پیامبر صلی الله علیه و آله در یادکرد قصّۀ یعقوب علیه السلام :

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا ... وَ یَعْقُوبَ .... ص (38) 45

108. قصّۀ یونس پیامبر علیه السلام درس‌آموز و تسلّابخش پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان:

وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغٰاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنٰادیٰ فِی الظُّلُمٰاتِ أَنْ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّٰالِمِینَ . (1)

انبیاء (21) 87

وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ . صافّات (37) 139

109. توصیۀ خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله جهت یادآوری قصّۀ توطئۀ مشرکان قریش در دارالنّدوه:

وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الْمٰاکِرِینَ . (2)انفال (8) 30

110. پیامبر صلی الله علیه و آله موظّف به یادآوری قصّۀ جنگ احُد:

وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِکَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِینَ مَقٰاعِدَ لِلْقِتٰالِ وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

إِذْ هَمَّتْ طٰائِفَتٰانِ مِنْکُمْ أَنْ تَفْشَلاٰ وَ اللّٰهُ وَلِیُّهُمٰا وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّٰهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّٰهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ أَ لَنْ یَکْفِیَکُمْ أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاٰثَةِ آلاٰفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُنْزَلِینَ

إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لاٰ تَلْوُونَ عَلیٰ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ فِی أُخْرٰاکُمْ فَأَثٰابَکُمْ غَمًّا بِغَمٍّ ... (3)

آل‌عمران (3) 121 -\124 و 153

111. مسئولیّت پیامبر صلی الله علیه و آله در یادآوری قصّۀ جنگ بدر و پیروزی مسلمانان در آن:

أَ وَ لَمّٰا أَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَیْهٰا قُلْتُمْ أَنّٰی هٰذٰا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِکُمْ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. (4)آل‌عمران (3) 165

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّٰهُ إِحْدَی الطّٰائِفَتَیْنِ أَنَّهٰا لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذٰاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ یَقْطَعَ دٰابِرَ الْکٰافِرِینَ

إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجٰابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُرْدِفِینَ . (5)

انفال (8) 7 و 9

إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعٰاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطٰانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلیٰ قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدٰامَ

إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَی الْمَلاٰئِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنٰاقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنٰانٍ . (6)انفال (8) 11 و 12

وَ اذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ


1) 1) . مقصود از«ذاالنّون»حضرت یونس(ع) است.(مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 96؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 3، ص 313)

2) 2) . آیه در مورد قصّۀ دارالنّدوه است که تعدادی از قریش در آنجا علیه پیامبر صلی الله علیه و آله توطئه کردند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 826؛ الکشاف، ج 2، ص 215)

3) 3) . آیات مزبور در رابطه با جنگ احُد است. (معالم‌التنزیل،بغوی، ج 1، ص 499)

4) 4) . مقصود از«اصبتم مثلیها»پیروزی در جنگ بدر است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 877 ؛ الکشاف، ج 1، ص 436)

5) 5) . آیات مذکور از سورۀ انفال دربارۀ جنگ بدر است.(مجمع‌البیان، ج 3 -\4 ، ص 801 و 809 ؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 2، ص 274 و 297)

6) 6) . آیات مذکور درباره جنگ بدر است. (مجمع البیان، ج 3 - 4، ص 807؛ المیزان، ج 9 -\10، ص 54)

تَخٰافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النّٰاسُ فَآوٰاکُمْ وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ ... (1)انفال (8) 26

إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْیٰا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْویٰ وَ الرَّکْبُ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ لَوْ تَوٰاعَدْتُمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِی الْمِیعٰادِ وَ لٰکِنْ لِیَقْضِیَ اللّٰهُ أَمْراً کٰانَ مَفْعُولاً لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَةٍ وَ یَحْییٰ مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَةٍ وَ إِنَّ اللّٰهَ لَسَمِیعٌ عَلِیمٌ

إِذْ یُرِیکَهُمُ اللّٰهُ فِی مَنٰامِکَ قَلِیلاً وَ لَوْ أَرٰاکَهُمْ کَثِیراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنٰازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ ... وَ إِذْ یُرِیکُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَیْتُمْ فِی أَعْیُنِکُمْ قَلِیلاً وَ یُقَلِّلُکُمْ فِی أَعْیُنِهِمْ ....

انفال (8) 42 - 44

112. مسلمانان، موظّف به یادکرد قصّۀ غزوۀ احزاب:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جٰاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ رِیحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیراً

إِذْ جٰاؤُکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ إِذْ زٰاغَتِ الْأَبْصٰارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنٰاجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللّٰهِ الظُّنُونَا

هُنٰالِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ ... وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مٰا وَعَدَنَا اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّٰ غُرُوراً وَ إِذْ قٰالَتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ یٰا أَهْلَ یَثْرِبَ لاٰ مُقٰامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا وَ یَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنٰا عَوْرَةٌ وَ مٰا هِیَ بِعَوْرَةٍ إِنْ یُرِیدُونَ إِلاّٰ فِرٰاراً. (2)احزاب (33) 9 -\13

113. یادآوری قصّۀ اصحاب سبت برای بنی‌اسرائیل صدر اسلام، از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِذْ قِیلَ لَهُمُ اسْکُنُوا هٰذِهِ الْقَرْیَةَ وَ کُلُوا مِنْهٰا حَیْثُ شِئْتُمْ وَ قُولُوا حِطَّةٌ وَ ادْخُلُوا الْبٰابَ سُجَّداً نَغْفِرْ لَکُمْ خَطِیئٰاتِکُمْ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ

فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ قَوْلاً غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَظْلِمُونَ

وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ حٰاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ یَعْدُونَ فِی السَّبْتِ إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتٰانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ یَوْمَ لاٰ یَسْبِتُونَ لاٰ تَأْتِیهِمْ کَذٰلِکَ نَبْلُوهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ

وَ إِذْ قٰالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللّٰهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذٰاباً شَدِیداً قٰالُوا مَعْذِرَةً إِلیٰ رَبِّکُمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ

فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ .

اعراف (7) 161 -\165

نیز ==> اساطیر و تاریخ

روش نقل قصّه

114. نقل سرگذشت تکذیبگران ثمود و داستان پی کردن ناقۀ صالح، به صورت گویا و رسا:

کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ

فَقٰالُوا أَ بَشَراً مِنّٰا وٰاحِداً نَتَّبِعُهُ إِنّٰا إِذاً لَفِی ضَلاٰلٍ وَ سُعُرٍ

أَ أُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُوَ کَذّٰابٌ أَشِرٌ

سَیَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْکَذّٰابُ الْأَشِرُ

إِنّٰا مُرْسِلُوا النّٰاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَ اصْطَبِرْ

وَ نَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمٰاءَ قِسْمَةٌ بَیْنَهُمْ کُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ

فَنٰادَوْا صٰاحِبَهُمْ فَتَعٰاطیٰ فَعَقَرَ

فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ صَیْحَةً وٰاحِدَةً فَکٰانُوا کَهَشِیمِ الْمُحْتَظِرِ

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ. قمر (54) 23 - 32


1) 1) . آیات مذکور دربارۀ جنگ بدر است. (مجمع البیان، ج 3 -\4، ص 807؛ المیزان، ج 3 -\4، ص 54

2) 2) . آیات مذکور دربارۀ جنگ احزاب است

115. بازگویی هلاکت قوم عاد در قرآن با بیانی رسا و روشن:

کَذَّبَتْ عٰادٌ فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ رِیحاً صَرْصَراً فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ

تَنْزِعُ النّٰاسَ کَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ

فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ

وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ.

قمر (54) 18 -\22

116. قرآن، بیانگر کیفر تکذیبگران و همجنس‌بازان قوم لوط در صبحگاهان، با روش ساده، جهت عبرت گرفتن آیندگان:

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ حٰاصِباً إِلاّٰ آلَ لُوطٍ نَجَّیْنٰاهُمْ بِسَحَرٍ

نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنٰا ... وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنٰا ... وَ لَقَدْ رٰاوَدُوهُ عَنْ ضَیْفِهِ فَطَمَسْنٰا أَعْیُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذٰابِی وَ نُذُرِ وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُکْرَةً عَذٰابٌ مُسْتَقِرٌّ فَذُوقُوا عَذٰابِی وَ نُذُرِ وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ. قمر (54) 33 -\40

117. قرآن، بیان‌کنندۀ سرگذشت قوم تکذیبگر نوح، در قالبی آسان برای پندگیری آدمیان:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ

فَدَعٰا رَبَّهُ ... فَفَتَحْنٰا أَبْوٰابَ السَّمٰاءِ بِمٰاءٍ مُنْهَمِرٍ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی الْمٰاءُ عَلیٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ وَ حَمَلْنٰاهُ عَلیٰ ذٰاتِ أَلْوٰاحٍ وَ دُسُرٍ تَجْرِی بِأَعْیُنِنٰا ... وَ لَقَدْ تَرَکْنٰاهٰا آیَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ. قمر (54) 9 - 17

قصّۀ افک

اشاره

«افک»هر چیزی را گویند که از آن حالت اصلی و طبیعی که شایستۀ آن است دگرگون شود، سپس در هرگونه تمایل و انحراف از حق به سوی باطل و به دروغ و تهمت استعمال شده است. (1)برخی گفته‌اند:

«افک»دروغ بزرگی است که مسئله‌ای را از واقعیّت اصلی خود واژگون سازد. (2)مقصود از«قصّۀ افک» افترایی است که عبداللّه بن ابیّ و حسان بن ثابت و مسطح و حمنة بنت جحش بر عایشه [همسر پیامبر] وارد کرده بودند (3)و در نقلی دیگر تهمت به ماریۀ قبطیّه همسر پیامبر و مادر فرزندش ابراهیم ذکر شده است. (4)در این مدخل از آیات 11 تا 20 سورۀ نور (24) استفاده شده است.

اهمّ عناوین: توطئه‌گران قصّۀ افک و شایعۀ قصّۀ افک.

آثار قصّۀ افک

1. بدگمانی مؤمنان

1. توطئۀ افک، زمینه‌ساز بدگمانی مؤمنان به همسر محمّد:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ


1) 1) . مفردات، ص 79،«افک»

2) 2) . مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 206

3) 3) . جامع‌البیان، ج 10، جزء 18، ص 114؛ مجمع‌البیان،ج 7 -\8 ، ص 206

4) 4) . تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 581، ح 60

شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ... لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قٰالُوا هٰذٰا إِفْکٌ مُبِینٌ . (1)نور (24) 11 و 12

2. سرزنش شدن مسلمانان از جانب خداوند به سبب بدگمانی به همسر پیامبر و موضعگیری تردیدآمیز نسبت به شایعۀ«افک»و ردّ نکردن صریح آن:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ... لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قٰالُوا هٰذٰا إِفْکٌ مُبِینٌ إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِکُمْ مٰا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیمٌ وَ لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مٰا یَکُونُ لَنٰا أَنْ نَتَکَلَّمَ بِهٰذٰا سُبْحٰانَکَ هٰذٰا بُهْتٰانٌ عَظِیمٌ . نور (24) 11 و 12 و 15 و 16

2. عذاب

3. مسلمانان صدر اسلام به علّت بی‌مبالاتی و خوش‌باوری در توطئۀ«افک»در معرض گرفتار شدن به عذابی سخت از جانب خداوند:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نور (24) 11 و 14

3. لعن در دنیا و آخرت

4. متّهم کردن خانوادۀ پیامبر در قصّۀ افک، موجب لعن و نفرین خداوند در دنیا و آخرت:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ الْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . (2)نور (24) 11 و 23

4. محرومیّت از فضل و رحمت الهی

5. دست‌اندرکاران اصلی قصّۀ افک، علیه پیامبر صلی الله علیه و آله و همسر آن حضرت، محروم از فضل و رحمت خداوند:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نور (24) 11 و 14

نیز ==> همین مدخل، توطئه‌گران قصّۀ افک، عذاب توطئه‌گران قصّۀ افک

5. هتک حرمت پیامبر صلی الله علیه و آله

6. قذفِ یکی از همسران پیامبر در قصّۀ افک، بهتانی آشکار و موجب هتک حرمت آن حضرت:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قٰالُوا هٰذٰا إِفْکٌ مُبِینٌ . نور (24) 11 و 12


1) 1) . بنا بر قولی، آیۀ شریفه خطاب برای همۀ کسانی است که قصّۀ افک را شنیدند و سکوت کردند، نه تصدیق کردند و نه تکذیب. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 207)

2) 2) . ممکن است آیۀ دوم، ناظر به قصّۀ افک باشد. (روح‌المعانی، ج 10، جزء 18، ص 186)

6. هتک حرمت همسر پیامبر

7. قصّۀ افک، بهتانی بزرگ علیه حریم پیامبر صلی الله علیه و آله و موجب هتک حرمت همسر آن حضرت:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

وَ لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مٰا یَکُونُ لَنٰا أَنْ نَتَکَلَّمَ بِهٰذٰا سُبْحٰانَکَ هٰذٰا بُهْتٰانٌ عَظِیمٌ . نور (24) 11 و 16

8. مسلمانان عصر بعثت، پذیرای شایعه‌های ناروای بدخواهان علیه همسر پیامبر و منتشرکنندۀ آنها، بدون توجّه به پیامدهای ناروا و نادرستی آنها:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ... إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِکُمْ مٰا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیمٌ .

نور (24) 11 و 15

افشای قصّۀ افک

9. افشاگری خداوند از توطئۀ عبداللّه‌بن‌اُبیّ و همدستان وی، در قصّۀ افک:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . (1)نور (24) 11

10. افشای قصّۀ افک از جانب خداوند، از آیات الهی بیان شده برای مسلمانان:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ وَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ ... (2)نور (24) 11 و 18

11. افشای قصّۀ افک، برخاسته از علم و حکمت خداوند:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... وَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . نور (24) 11 و 18

توطئه‌گران قصّۀ افک

اشاره

12. عبداللّه‌بن‌اُبیّ، طرّاح و آغازگر قصّۀ افک:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . (3)نور (24) 11

13. عبداللّه بن ابیّ سلول و مسطح بن اثاثه و حسان بن ثابت و حمنة بنت جحش، از گردانندگان توطئۀ قصّۀ افک:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ


1) 1) . مقصود از«الّذی تولّیٰ کبره»عبداللّه بن ابیّ سرکردۀ منافقان مدینه است که هنگام بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله و یارانش از غزوۀ بنی‌المصطلق، با کمک همدستانش ماجرای افک را طرّاحی کرد و خداوند از آن پرده برداشت. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 204 -\206؛ روح‌المعانی، ج 10، جزء 18، ص 171)

2) 2) .«تبیین آیات»آیاتی است که در ارتباط با عقوبت قاذف و موعظۀ غافل از محرّمات است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 9، جزء 18، ص 183)

3) 3) . مقصود از«الّذی تولّیٰ کبره»«عبداللّه بن ابیّ»است. (جامع‌البیان، ج 10، جزء 18، ص 117)

عَذٰابٌ عَظِیمٌ . (1)نور (24) 11

14. گردانندگان قصّۀ افک، همگی از مردان:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . (2)نور (24) 11

عذاب توطئه‌گران قصّۀ افک

15. سردمدار توطئه در قصۀ افک، مورد تهدید خداوند به عذاب بزرگ:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نور (24) 11

16. توطئه گران قصۀ افک، مورد تهدید خداوند:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ... إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفٰاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ .... نور (24) 11 و 19

17. شهادت دادن زبانها، دستها و پاهای توطئه‌گران قصّۀ افک در قیامت علیه خودشان و در برابر عمل نادرست آنان:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ .

نور (24) 11 و 24

18. کیفر توطئه‌گران قصّۀ افک، به میزان استحقاق آنان در برابر عمل‌شان:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ... یَوْمَئِذٍ یُوَفِّیهِمُ اللّٰهُ دِینَهُمُ الْحَقَّ وَ یَعْلَمُونَ أَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ . (3)

نور (24) 11 و 25

گناه توطئه‌گران قصّۀ افک

19. هتک حرمت پیامبر صلی الله علیه و آله و افترا به حریم آن حضرت در قصّۀ افک، گناهی بزرگ در پیشگاه خداوند:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِکُمْ مٰا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیمٌ .

نور (24) 11 و 15

نیز ==>همین مدخل، آثار قصّۀ افک

لعن توطئه‌گران قصّۀ افک

20. توطئه‌گران قصّۀ افک، گرفتار لعنت خداوند در دنیا و آخرت:

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ الْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ ... (4)

نور (24) 23


1) 1) . مقصود از«الّذین جاءو بالاِفک»عبداللّه بن ابیّ و مسطح بن اثاثه و حسان بن ثابت و حمنة بنت جحش است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 206؛ جامع‌البیان، ج 10، جزء 18، ص 114)

2) 2) .«مرء»در لغت، هم به معنای انسان آمده و هم به معنای مرد، ولی به قرینۀ شأن نزول آیۀ شریفه در اینجا به معنای مرد است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 204 -\205)

3) 3) . مقصود از«دین»در آیه، جزاء است. مقصود آیه این‌است که کیفر آنان به میزان استحقاق آنان است که همین حق است. (التفسیر الکبیر، ج 12، ص 169)

4) 4) . بنا بر قولی، مقصود از موصول«انّ الّذین...»قذف‌کنندگان عایشه است. (همان، ج 8 ، ص 353)

ناپاکی توطئه‌گران قصّۀ افک

21. سخنان ناپاک توطئه‌گران قصّۀ افک، درخور خود آنان:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

اَلْخَبِیثٰاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثٰاتِ وَ الطَّیِّبٰاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبٰاتِ أُولٰئِکَ مُبَرَّؤُنَ مِمّٰا یَقُولُونَ ... (1)نور (24) 11 و 24 و 26

22. توطئه‌گران قصّۀ افک، مردانی ناپاک:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

اَلْخَبِیثٰاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثٰاتِ وَ الطَّیِّبٰاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبٰاتِ أُولٰئِکَ مُبَرَّؤُنَ مِمّٰا یَقُولُونَ .... نور (24) 11 و 24 و 26

شایعۀ قصّۀ افک

23. انتشار قصّۀ افک، در میان مسلمانان صدر اسلام:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ ... إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفٰاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ ....

نور (24) 11 و 15 و 19

24. احساس خطر و نگرانی مسلمانان، در پی شیوع ماجرای«افک»در میان جامعه:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ .... نور (24) 11

25. اجتناب از شایع کردن قصّۀ افک و تأثیرپذیر شدن از آن و باور نکردن آن، موجب تزکیه و پاکی انسان:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ... یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ ... وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ مٰا زَکیٰ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُزَکِّی مَنْ یَشٰاءُ .... نور (24) 11 و 21

26. شیوع ماجرای افک و هتک حرمت پیامبر صلی الله علیه و آله با اتّهام بی عفتی به همسر وی، از مصادیق پیروی از گامهای شیطان:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْکَرِ .... نور (24) 11 و 21

27. رحمت و مهربانی خداوند، موجب شتاب نکردن او در عذاب اشاعه‌دهندگان قصّۀ افک:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا


1) 1) . ممکن است مقصود از«خبیثات»کلمات قذفی باشد که از اهل افک صادر شد. (التفسیر الکبیر، ج 8 ، ص 355)

أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِکُمْ مٰا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیمٌ

إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفٰاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّٰهَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ .

نور (24) 11 و 14 و 15 و 19 و 20

28. فضل خداوند، منشأ و موجب شتاب نکردن او در عذاب اشاعه‌دهندگان قصّۀ افک:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِکُمْ مٰا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیمٌ إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفٰاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّٰهَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ .

نور (24) 11 و 14 و 15 و 19 و 20

29. خداوند، آگاه و دانا به پیامدها و بازتابهای انتشار قصّۀ افک:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفٰاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ . نور (24) 11 و 14 و 19

30. حکم خداوند مبنی بر کیفر دنیایی و آخرتی اشاعه‌دهندگان ماجرای افک، برخاسته از علم و آگاهی خداوند:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ... وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفٰاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ . نور (24) 11 و 14 و 19

31. اشاعۀ ماجرای افک در میان مؤمنان، درپی‌دارندۀ عذاب دردناک دنیا و آخرت:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفٰاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ .... نور (24) 11 و 19

32. اشاعۀ قصّۀ افک و هتک حرمت پیامبر صلی الله علیه و آله از مصادیق اشاعۀ فحشا و منکر در میان مؤمنان:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفٰاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ . نور (24) 11 و 19

قصّۀ افک و مسلمانان

33. آسیب‌پذیری مسلمانان صدر اسلام و موضعگیری تردیدآمیز آنان در ماجرای افک:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قٰالُوا هٰذٰا إِفْکٌ مُبِینٌ إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِکُمْ مٰا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ ....

نور (24) 11 و 12 و 15

34. فضل و رحمت الهی و افشای چهرۀ توطئه‌گران «افک»از سوی خدا، موجب نجات مسلمانان صدر اسلام از خطر عذابی بزرگ:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ... وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نور (24) 11 و 14

منافقان در قصّۀ افک

35. هم‌دستی و تشکّل تنی چند از منافقان عصر بعثت، برای تهمت‌زنی و شایعه‌سازی علیه همسر پیامبر و حریم آن حضرت:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . (1)نور (24) 11

قضاوت

اشاره

قضا در لغت، دارای معانی مختلفی است [از قبیل خلق، حکم، امر و...] و در شریعت عبارت است از ولایت شرعی برای حکم [و داوری نمودن] بر اشخاص معیّنی از مردم از جانب کسی که شایستگی فتوا دادن در جزئیّات قوانین شرعی را دارد، جهت اثبات حقوق و استیفای آن و فصل خصومات و رفع منازعات. (2)قضاوت از مصدرهای ساختگی است که به جای«قضاء»(در عربی) استعمال می‌شود. (3)در این مدخل از واژۀ«حکم»و مشتقّات آن و سیاق آیاتی که بیان‌کنندۀ قضا هستند، استفاده شده است.

اهمّ عناوین: قضا در یهود، منابع قضا و منصب قضا.

آسیبهای قضاوت

1. پیروی از هواهای نفسانی، از آسیبهای قضا:

... فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ ... وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ .... مائده (5) 48

... اُحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ یَفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ


1) 1) . در ماجرای افک، به عایشه، همسر پیامبر افترا بسته بودند (جامع‌البیان، ج 10، جزء 18، ص 114) و این توطئه از سوی گروهی از منافقان بود. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 9، جزء 18، ص 170)

2) 2) . لسان العرب، ج 11، ص 209،«قضی»؛ جواهر الکلام،ج 40، ص 8

3) 3) . فرهنگ فارسی، ج 2، ص 2686

إِلَیْکَ .... مائده (5) 49

... فَاحْکُمْ بَیْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ وَ لاٰ تَتَّبِعِ الْهَویٰ ....

ص (38) 26

2. منصب قضا، جایگاه لغزش اشخاص:

یٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ وَ لاٰ تَتَّبِعِ الْهَویٰ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ ....

ص (38) 26

3. حمایت از خیانتکاران، موجب به انحراف کشاندن قضا:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً

وَ لاٰ تُجٰادِلْ عَنِ الَّذِینَ یَخْتٰانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ مَنْ کٰانَ خَوّٰاناً أَثِیماً

هٰا أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ جٰادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا .... لَهَمَّتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یُضِلُّوکَ ... (1)

نساء (4) 105 و 107 و 109 و 113

4. پرداخت رشوه به قاضیان، از آسیبهای قضاوت:

وَ لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ وَ تُدْلُوا بِهٰا إِلَی الْحُکّٰامِ لِتَأْکُلُوا فَرِیقاً مِنْ أَمْوٰالِ النّٰاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ . بقره (2) 188

5. حکم صادر شده بر اساس رشوه، گناه و فاقد اعتبار:

وَ لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ وَ تُدْلُوا بِهٰا إِلَی الْحُکّٰامِ لِتَأْکُلُوا فَرِیقاً مِنْ أَمْوٰالِ النّٰاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ . (2)بقره (2) 188

6. پرداخت رشوه به قاضی، کاری حرام و ناپسند:

وَ لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ وَ تُدْلُوا بِهٰا إِلَی الْحُکّٰامِ لِتَأْکُلُوا فَرِیقاً مِنْ أَمْوٰالِ النّٰاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ . بقره (2) 188

7. حرمت دریافت رشوه در قضا، از سوی قضات:

وَ لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ وَ تُدْلُوا بِهٰا إِلَی الْحُکّٰامِ لِتَأْکُلُوا فَرِیقاً مِنْ أَمْوٰالِ النّٰاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ . بقره (2) 188

نیز ==> همین مدخل، مسئولیّت قضا

اهمّیّت قضاوت

8. قضاوت، مسئولیّتی مهم و خطیر:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً.

نساء (4) 105

... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْکٰافِرُونَ . (3)مائده (5) 44


1) 1) . گروهی که در حمایت از خائنان شهادت دادندقصدشان این بود تا پیامبر صلی الله علیه و آله را از حکم حق باز دارند و خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله را از نیت آنان با خبر کرد. (جامع البیان، ج 4، جزء 5، ص 373؛ مجمع البیان، ج 3 - 4، ص 168)

2) 2) . آیۀ شریفه در تقدیر، این‌گونه است:«لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل و لا تدلوا الی الحکام؛ به آنان رشوه ندهید تا آنکه بخشی از اموال مردم را به ناحق تصرف کنید»و عبارت«و انتم تعلمون»به این معنا است که شما می‌دانید که بر باطل هستید. شکی نیست که اقدام بر قبیح با وجود علم به قباحت آن، قبیح‌تر است و انجام دهنده به توبیخ سزاوارتر است، (التفسیر الکبیر، ج 2، ص 280) لذا می‌توان نتیجه گرفت که حکم صادر شده از قاضی در پی رشوه خواری، علاوه بر گناه، فاقد اعتبار شرعی است

3) 3) . برخی از مفسّران، دربارۀ«فأولٰئک هم الکافرون»گفته‌اند: بر حسب ظاهر بر عموم دلالت می‌کند، [یعنی شامل هر کسی می‌شود که براساس«ما انزل اللّٰه»حکم نکند.] (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 306؛ تفسیر التحریر والتنویر، ج 4، جزء 6 ، ص 211)

... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ . مائده (5) 45

... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . مائده (5) 47

إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ ... وَ إِذٰا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّٰاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّٰهَ نِعِمّٰا یَعِظُکُمْ بِهِ ....

نساء (4) 58

سَمّٰاعُونَ لِلْکَذِبِ أَکّٰالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جٰاؤُکَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ یَضُرُّوکَ شَیْئاً وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ .

مائده (5) 42

رشوه در قضا

==> همین مدخل، آسیب‌های قضاوت

ظلم در قضاوت

==> همین مدخل، عدالت در قضاوت

شرایط قضاوت

1. اجتناب از هواپرستی

9. عدم پیروی از هواهای نفسانی دیگران، شرط قضا در اسلام:

... فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ .... مائده (5) 48

وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ .... مائده (5) 49

2. حکم براساس سنت

10. فصل خصومت، براساس سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله از شرایط قضا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنٰازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذٰلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً. نساء (4) 59

وَ مَنْ یُطِعِ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَخْشَ اللّٰهَ وَ یَتَّقْهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰائِزُونَ . نور (24) 52

3. حکم براساس قرآن

11. لزوم قضا، براساس احکام قرآن مجید:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً.

نساء (4) 105

4. عدالت

12. رعایت عدل و داد، از شرایط قضا:

إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ ... وَ إِذٰا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّٰاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّٰهَ نِعِمّٰا یَعِظُکُمْ بِهِ ....

نساء (4) 58

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ .... نساء (4) 105

وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذٰا جٰاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ . یونس (10) 47

نیز ==> همین مدخل، عدالت در قضا

5. علم

13. آگاهی به احکام الهی، معیار صلاحیّت قُضات:

إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمٰانٰاتِ إِلیٰ أَهْلِهٰا وَ إِذٰا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّٰاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّٰهَ نِعِمّٰا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ سَمِیعاً بَصِیراً.

نساء (4) 58

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً.

نساء (4) 105

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّٰامِینَ لِلّٰهِ شُهَدٰاءَ

بِالْقِسْطِ وَ لاٰ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلیٰ أَلاّٰ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْویٰ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ . مائده (5) 8

... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْکٰافِرُونَ وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ ... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ . (1)مائده (5) 44 و 45

وَ لْیَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنْجِیلِ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فِیهِ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ .

مائده (5) 47

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ لٰکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مٰا آتٰاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ إِلَی اللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ .

مائده (5) 48

وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ یَفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ إِلَیْکَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُصِیبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النّٰاسِ لَفٰاسِقُونَ .

مائده (5) 49

یٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ وَ لاٰ تَتَّبِعِ الْهَویٰ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ بِمٰا نَسُوا یَوْمَ الْحِسٰابِ .

ص (38) 26

14. متصدی امر قضاوت، موظف به فراگیری دانش قضا و علوم مربوط به آن:

... لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ .... (2)

نساء (4) 105

عدالت در قضاوت

15. لزوم رعایت عدالت، در قضا:

... إِذٰا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّٰاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ ....

نساء (4) 58

... فَإِنْ جٰاؤُکَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ ... وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ .

مائده (5) 42

وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذٰا جٰاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ . یونس (10) 47

إِذْ دَخَلُوا عَلیٰ دٰاوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قٰالُوا لاٰ تَخَفْ خَصْمٰانِ بَغیٰ بَعْضُنٰا عَلیٰ بَعْضٍ فَاحْکُمْ بَیْنَنٰا بِالْحَقِّ ... یٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ ... (3)

ص (38) 22 و 26

16. مراعات عدل و داد در قضا، حق تمامی انسانها:

... وَ إِذٰا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّٰاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ ....

نساء (4) 58


1) 1) . حکم«بما انزل الله»مستلزم آگاهی از آن است

2) 2) .«بما اراک الله»به معنای«داده‌های علمی خداونددر کتابش»می‌باشد. (مجمع البیان، ج 3 -\4، ص 162) و حکم براساس آن داده‌های علمی مستلزم فراگیری آن است

3) 3) . مقصود از«فاحکم بیننا بالحق»روا نداشتن جور و ستم‌در حکم و... است. (همان، ج 7 -\8، ص 734) براساس این معنا«بالحق»به معنای بالعدل است

17. قضای عادلانه، از مواعظ نیکوی الهی به مردم:

إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ ... إِذٰا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّٰاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ ... إِنَّ اللّٰهَ نِعِمّٰا یَعِظُکُمْ بِهِ ....

نساء (4) 58

18. توجّه به سمیع و بصیر بودن خداوند، زمینۀ قضای عادلانه:

إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمٰانٰاتِ إِلیٰ أَهْلِهٰا وَ إِذٰا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّٰاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ ... إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ سَمِیعاً بَصِیراً. نساء (4) 58

19. قضاوت بر اساس عدالت، مأموریت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در داوری:

... وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ ....

مائده (5) 42

20. عدالت و عدم حمایت از خائنان، اساس و مبنای قضا در اسلام:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً.

نساء (4) 105

21. لزوم رعایت عدالت در قضاوت، حتی در مورد والدین، خویشان و موارد مربوط به خود:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّٰامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدٰاءَ لِلّٰهِ وَ لَوْ عَلیٰ أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوٰالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّٰهُ أَوْلیٰ بِهِمٰا فَلاٰ تَتَّبِعُوا الْهَویٰ أَنْ تَعْدِلُوا .... نساء (4) 135

22. حق، معیار عدالت پیشگان، در قضاوت:

وَ مِمَّنْ خَلَقْنٰا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ .

اعراف (7) 181

23. لزوم رعایت قسط، در قضاوت و حکم بین یهودیان:

یٰا أَیُّهَا الرَّسُولُ لاٰ یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسٰارِعُونَ فِی الْکُفْرِ ... وَ مِنَ الَّذِینَ هٰادُوا سَمّٰاعُونَ لِلْکَذِبِ ... سَمّٰاعُونَ لِلْکَذِبِ أَکّٰالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جٰاؤُکَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ ... وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ . مائده (5) 41 و 42

قاضی

1. شرایط قاضی

24. ضرورت هشیاری قضات نسبت به تزویر دسیسه‌گران، برای انحراف از حکم و داوری، بر پایۀ تعالیم قرآن:

وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ یَفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ إِلَیْکَ .... مائده (5) 49

نیز ==> همین مدخل، شرائط قضاوت

2. لغزشگاههای قاضی

==> همین مدخل، آسیبهای قضاوت

3. نظارت بر قاضی

==> همین مدخل، نظارت بر

قضاوت

قضاوت بین اهل ذمّه

==> همین مدخل، قضاوت بین اهل‌کتاب

قضاوت بین اهل‌کتاب

25. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وظیفه‌دار قضاوت و داوری بین اهل‌کتاب، بر اساس احکام الهی:

... فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ ... (1)مائده (5) 48


1) 1) . مراد از«بینهم»بنابر ظاهر آیات گذشته، اهل کتاب است. (المیزان، ج 5 - 6، ص 349؛ روح المعانی، ج 4، جزء 6، ص 223)

قضاوت بین همسران

==> حکمیّت، حکمیّت بین زن و شوهر

قضاوت در تورات

==> همین مدخل، قضاوت در یهود

قضاوت براساس انجیل

26. مسیحیان، وظیفه‌دار حکم و داوری، بر اساس انجیل:

وَ لْیَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنْجِیلِ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فِیهِ ....

مائده (5) 47

27. احکام صادره از طرف قاضیان مسیحی، دارای اعتبار، در صورت مطابقت با انجیل:

وَ لْیَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنْجِیلِ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فِیهِ ....

مائده (5) 47

قضاوت براساس تورات

28. تورات، پاسخگوی نیاز یهود عصر پیامبر صلی الله علیه و آله به احکام قضایی و حدود الهی:

وَ کَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْرٰاةُ فِیهٰا حُکْمُ اللّٰهِ .... مائده (5) 43

29. یهودیانِ اعراض‌کننده از قضاوت پیامبر صلی الله علیه و آله مردمی بی‌ایمان:

وَ کَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْرٰاةُ فِیهٰا حُکْمُ اللّٰهِ ثُمَّ یَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ مٰا أُولٰئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ . مائده (5) 43

30. قضاوت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله بین یهود و عدم پذیرش حکم آن حضرت، از طرف آنان:

... یُدْعَوْنَ إِلیٰ کِتٰابِ اللّٰهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّٰی فَرِیقٌ مِنْهُمْ ... (1)آل‌عمران (3) 23

وَ کَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْرٰاةُ فِیهٰا حُکْمُ اللّٰهِ ثُمَّ یَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ مٰا أُولٰئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ . مائده (5) 43

31. پذیرش حکم قضایی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله از سوی برخی یهودیان:

... یُدْعَوْنَ إِلیٰ کِتٰابِ اللّٰهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّٰی فَرِیقٌ مِنْهُمْ ... (2)آل‌عمران (3) 23

32. غرور و تکبّر برخی از یهودیان، موجب عدم پذیرش حکم قضایی پیامبر صلی الله علیه و آله براساس تورات:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتٰابِ یُدْعَوْنَ إِلیٰ کِتٰابِ اللّٰهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّٰی فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّٰارُ إِلاّٰ أَیّٰاماً مَعْدُودٰاتٍ وَ غَرَّهُمْ فِی دِینِهِمْ .... آل‌عمران (3) 23 و 24

33. تورات، دارای احکام قضایی الهی:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتٰابِ یُدْعَوْنَ إِلیٰ کِتٰابِ اللّٰهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّٰی فَرِیقٌ مِنْهُمْ .... آل‌عمران (3) 23

وَ کَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْرٰاةُ فِیهٰا حُکْمُ اللّٰهِ ... إِنّٰا أَنْزَلْنَا التَّوْرٰاةَ ... یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ .... مائده (5) 43 و 44


1) 1) . شأن نزول آیه در مورد رجوع یهودیان به پیامبر صلی الله علیه و آله برای حکم در مورد زنای محصنه است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 722)

2) 2) . براساس یک احتمال، آیه مربوط به قضاوت پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد زناکار یهودی به درخواست خود آنان است. حضرت در این ماجرا حکم به رجم فرمود و آن را مستند به تورات نمود ولی عده‌ای از یهودیان آن را به دلیل مسائل قبیله‌ای نپذیرفتند. (همان، ص 722)

34. تورات، مرجع و پایۀ قضای پیامبران یهود:

إِنّٰا أَنْزَلْنَا التَّوْرٰاةَ ... یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هٰادُوا .... مائده (5) 44

35. تورات، محور قضای عالمان ربّانی و احبار یهود:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتٰابِ یُدْعَوْنَ إِلیٰ کِتٰابِ اللّٰهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّٰی فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ . آل‌عمران (3) 23

وَ کَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْرٰاةُ فِیهٰا حُکْمُ اللّٰهِ ثُمَّ یَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ مٰا أُولٰئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ

إِنّٰا أَنْزَلْنَا التَّوْرٰاةَ فِیهٰا هُدیً وَ نُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ ... لِلَّذِینَ هٰادُوا وَ الرَّبّٰانِیُّونَ وَ الْأَحْبٰارُ .... مائده (5) 43 و 44

36. قضا بر اساس تورات، بدون هیچ‌گونه ترسی از مردم، فرمان خدا به عالمان یهود:

إِنّٰا أَنْزَلْنَا التَّوْرٰاةَ فِیهٰا هُدیً وَ نُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هٰادُوا وَ الرَّبّٰانِیُّونَ وَ الْأَحْبٰارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتٰابِ اللّٰهِ ... فَلاٰ تَخْشَوُا النّٰاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لاٰ تَشْتَرُوا بِآیٰاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْکٰافِرُونَ . مائده (5) 44

37. عالمان یهود عصر بعثت، بیمناک از قضا بر اساس تورات:

... وَ الرَّبّٰانِیُّونَ وَ الْأَحْبٰارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتٰابِ اللّٰهِ ... فَلاٰ تَخْشَوُا النّٰاسَ .... مائده (5) 44

قضاوت انبیا

38. قضای پیامبران، در محدودۀ قوانین الهی:

... فَبَعَثَ اللّٰهُ النَّبِیِّینَ ... وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ .... بقره (2) 213

قضاوت اوصیای محمّد

39. جانشینان پیامبر، موظّف به قضاوت بر اساس تعالیم قرآن:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ ... (1)نساء (4) 105

مبانی قضاوت

اشاره

40. قضا و داوری بدون معیار، در راستای اهداف خائنان:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ ... بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً. نساء (4) 105

1. حق

41. حق، از مبانی قضا و داوری:

... فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ ... وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ .... مائده (5) 48

42. حق، اساس قضاوت داود علیه السلام در میان مردم:

یٰا دٰاوُدُ ... فَاحْکُمْ بَیْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ ....

ص (38) 26

2. عدالت

==> همین مدخل، عدالت در قضاوت

نیز ==> همین مدخل، منابع قضاوت

مشورت در قضاوت

43. مشورت در قضا، امری پسندیده و شایسته:

وَ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ إِذْ یَحْکُمٰانِ فِی الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ ... (2)انبیاء (21) 78


1) 1) . امام صادق علیه السلام پس از تلاوت آیۀ مذکور فرمود: این آیه در مورد اوصیا جاری است. (الکافی، ج 1، ص 268، ح 8 ؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 547، ح 547)

2) 2) . امام باقر علیه السلام«یحکمان»را به مشورت تفسیر کردند. (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 443، ح 115)

مشروعیّت قضاوت

==> همین مدخل، شرایط قضاوت، مبانی قضاوت و منابع قضاوت

منابع قضاوت

1. تورات

==> همین مدخل، قضاوت براساس تورات

2. سنت محمد صلی الله علیه و آله

44. سنت و روش رسول خدا صلی الله علیه و آله منبعی برای قضاوت:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنٰازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذٰلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً. نساء (4) 59

وَ مَنْ یُطِعِ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَخْشَ اللّٰهَ وَ یَتَّقْهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰائِزُونَ . نور (24) 52

3. قرآن

45. قرآن، پایه و اساس قضاوت و فصل خصومت بین مردم:

... یُدْعَوْنَ إِلیٰ کِتٰابِ اللّٰهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّٰی فَرِیقٌ مِنْهُمْ ... (1)آل‌عمران (3) 23

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ .... نساء (4) 105

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ ... فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ ... وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ ....

مائده (5) 48 و 49

4. قوانین خدا

46. پیامبران، احبار و یهود، الگوهای مردم برای قضاوت و داوری بر اساس قوانین الهی:

... وَ عِنْدَهُمُ التَّوْرٰاةُ فِیهٰا حُکْمُ اللّٰهِ .... یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ ... وَ الرَّبّٰانِیُّونَ وَ الْأَحْبٰارُ ....

مائده (5) 43 و 44

47. لزوم حکم و داوری بر اساس قوانین نازل شدۀ الهی:

... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْکٰافِرُونَ ... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ وَ لْیَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنْجِیلِ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ .... فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ ... وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ ....

مائده (5) 44 و 45 و 47 -\49

48. عدم قضاوت و داوری بر اساس قوانین الهی، موجب ظلم:

... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ . مائده (5) 45

49. عدم حکم بر اساس قوانین الهی، موجب فسق:

... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . مائده (5) 47

50. عدم قضا و فصل خصومت بر اساس قوانین الهی، موجب کفر:

... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْکٰافِرُونَ . مائده (5) 44

4. کتابهای آسمانی

51. کتابهای آسمانی، معیار شناخت حق از باطل و قضای صحیح:

... وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ .... بقره (2) 213


1) 1) .«کتاب‌اللّه»بنا بر یک قول به قرآن تفسیر شده است. (مجمع‌البیان، ج 1 - 2، ص 722)

52. ترس از مردم در قضا و داوری بر اساس کتابهای آسمانی، مورد نهی خداوند:

... یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ ... بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتٰابِ اللّٰهِ ... فَلاٰ تَخْشَوُا النّٰاسَ .... مائده (5) 44

53. کتابهای آسمانی، مبنای قضا بین انسانها:

... یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ ... وَ الرَّبّٰانِیُّونَ وَ الْأَحْبٰارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتٰابِ اللّٰهِ .... مائده (5) 44

54. قضا و داوری بر اساس کتابهای آسمانی، موجب احیای آنها:

... یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ ... وَ الرَّبّٰانِیُّونَ وَ الْأَحْبٰارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتٰابِ اللّٰهِ ... (1)مائده (5) 44

55. کتابهای آسمانی، مبنای داوری پیامبران:

کٰانَ النّٰاسُ أُمَّةً وٰاحِدَةً فَبَعَثَ اللّٰهُ النَّبِیِّینَ ... وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ .... بقره (2) 213

منصب قضاوت

اشاره

56. قضا و داوری، مسئولیّت عالمان به کتب آسمانی:

... یَحْکُمُ بِهَا ... وَ الرَّبّٰانِیُّونَ وَ الْأَحْبٰارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتٰابِ اللّٰهِ .... مائده (5) 44

منصب‌داران قضاوت

1. آل‌ابراهیم
57. آل‌ابراهیم، دارای منصب قضا:

... فَقَدْ آتَیْنٰا آلَ إِبْرٰاهِیمَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْنٰاهُمْ مُلْکاً عَظِیماً. (2)نساء (4) 54

2. ابراهیم علیه السلام
58. اعطای مقام قضا، از طرف خداوند به ابراهیم علیه السلام :

وَ تِلْکَ حُجَّتُنٰا آتَیْنٰاهٰا إِبْرٰاهِیمَ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ ... (3)

انعام (6) 83 و 89

3. اسحاق علیه السلام
59. اسحاق علیه السلام دارای منصب قضا، از جانب خداوند:

وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 84 و 89

4. اسماعیل علیه السلام
60. اعطای منصب قضا، از طرف خدا به اسماعیل علیه السلام :

وَ إِسْمٰاعِیلَ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 86 و 89

5. الیاس علیه السلام
61. اعطای منصب قضا، از طرف خدا به الیاس علیه السلام :

... وَ إِلْیٰاسَ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 85 و 89

6 . الیسع علیه السلام
62. اعطای منصب قضا به الیسع علیه السلام از جانب خداوند:

... وَ الْیَسَعَ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 86 و 89

7. ایّوب علیه السلام
63. اعطای مقام قضای الهی به ایّوب علیه السلام :

... وَ أَیُّوبَ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 84 و 89


1) 1) .«با»در«بما استحفظوا»سببیّه است و بیانگر این است که چون مسئولیّت حراست از کتب آسمانی برعهدۀ آنها است، باید بر اساس آن حکم کنند، یعنی حراست از کتب آسمانی در گرو این است که احکام آن در جامعه پیاده شود

2) 2) . امام صادق علیه السلام«الحکمة»را به فهم و قضا تفسیر کردند. (الکافی، ج 2، ص 206، ح 3)

3) 3) .«أولٰئک»اشاره به پیامبرانی است که در آیات قبل نام‌آنان ذکر شده است. و«الحکم»به معنای حکم و قضاوت بین مردم است. (مجمع البیان، ج 3 - 4، ص 513؛ روح المعانی، ج 5، جزء 7، ص 312)

8 . برادران انبیا
64. اعطای مقام قضا از جانب خداوند، به برخی برادران انبیا:

وَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ ذُرِّیّٰاتِهِمْ وَ إِخْوٰانِهِمْ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ ....

انعام (6) 87 و 89

9. پدران انبیا
65. اعطای مقام و منصب قضا به برخی پدران انبیا:

وَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ ذُرِّیّٰاتِهِمْ وَ إِخْوٰانِهِمْ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ ....

انعام (6) 87 و 89

10. داود علیه السلام
66. اعطای مقام قضا به داود علیه السلام از سوی خدا:

... وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ دٰاوُدَ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 84 و 89

وَ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ ... وَ کُلاًّ آتَیْنٰا حُکْماً ....

انبیاء (21) 78 و 79

وَ شَدَدْنٰا مُلْکَهُ وَ آتَیْنٰاهُ الْحِکْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطٰابِ

یٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النّٰاسِ .... ص (38) 20 و 26

67. قضا و داوری میان مردم براساس حق و عدل، از شئون خلافت الهی داود علیه السلام :

یٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ .... ص (38) 26

68. قضای داود علیه السلام فصل‌الخطاب و تشخیص‌دهندۀ حق و باطل، در کلام دو طرف دعوا:

وَ شَدَدْنٰا مُلْکَهُ وَ آتَیْنٰاهُ الْحِکْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطٰابِ . (1)ص (38) 20

69. گفتگوی داود و سلیمان علیهما السلام دربارۀ قضاوت، پیرامون مزرعۀ چریده شده به وسیلۀ گوسفندان:

وَ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ إِذْ یَحْکُمٰانِ فِی الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ کُنّٰا لِحُکْمِهِمْ شٰاهِدِینَ . (2)

انبیاء (21) 78

70. خداوند، شاهد قضاوت داود و سلیمان علیهما السلام :

وَ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ إِذْ یَحْکُمٰانِ فِی الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ کُنّٰا لِحُکْمِهِمْ شٰاهِدِینَ .

انبیاء (21) 78

71. حکم داود علیه السلام به ظالمانه بودن کار صاحب نودونه گوسفند، در طمع به تنها گوسفند برادرش:

إِنَّ هٰذٰا أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِیَ نَعْجَةٌ وٰاحِدَةٌ فَقٰالَ أَکْفِلْنِیهٰا وَ عَزَّنِی فِی الْخِطٰابِ

قٰالَ لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤٰالِ نَعْجَتِکَ إِلیٰ نِعٰاجِهِ ....

ص (38) 23 و 24

72. داود علیه السلام مأمور قضاوت میان مردم، بر پایۀ حق و عدالت:

یٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ ... (3)ص (38) 26


1) 1) . فصل‌الخطاب به معنای جدا ساختن حق از باطل در کلام دو شخص متخاصم است. (المیزان، ج 17، ص 190؛ روح المعانی، ج 13، جزء 23، ص 260)

2) 2) . امام باقر علیه السلام دربارۀ آیۀ مذکور فرمود: داود وسلیمان علیهما السلام هر دو حکم نکردند، بلکه باهم گفتگو و مشورت کردند. (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 443، ح 115؛ المیزان، ج 14، ص 311)

3) 3) . مقصود از«فاحکم بین الناس بالحق»حل و فصل کن امور مردم را به حق و قرار ده هر چیز را در جای خودش. (مجمع البیان، ج 7 -\8، ص 737)

73. داود علیه السلام مأمور قضاوت بین مردم، به دور از هوای نفس:

یٰا دٰاوُدُ ... فَاحْکُمْ بَیْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ وَ لاٰ تَتَّبِعِ الْهَویٰ .... ص (38) 26

نیز ==> همین مدخل، قضاوت سلیمان علیه السلام

11. زکریّا علیه السلام
74. زکریّا علیه السلام دارای منصب قضا، از جانب خدا:

وَ زَکَرِیّٰا ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 85 و 89

12. سلیمان علیه السلام
75. سلیمان علیه السلام صاحب منصب قضای الهی:

... وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ ... سُلَیْمٰانَ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 84 و 89

وَ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ إِذْ یَحْکُمٰانِ فِی الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ کُنّٰا لِحُکْمِهِمْ شٰاهِدِینَ

فَفَهَّمْنٰاهٰا سُلَیْمٰانَ وَ کُلاًّ آتَیْنٰا حُکْماً وَ عِلْماً ... (1)انبیاء (21) 78 و 79

76. قضاوت سلیمان علیه السلام دربارۀ مزرعۀ خسارت دیده، به وسیلۀ گوسفندان:

وَ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ إِذْ یَحْکُمٰانِ فِی الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ .... انبیاء (21) 78

77. فهماندن حکم خسارت کشتزار تلف شده، از سوی خدا به سلیمان علیه السلام :

وَ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ إِذْ یَحْکُمٰانِ فِی الْحَرْثِ ...

فَفَهَّمْنٰاهٰا سُلَیْمٰانَ .... انبیاء (21) 78 و 79

نیز ==> همین مدخل، قضای داود علیه السلام

13. عیسی علیه السلام
78. عیسی علیه السلام برخوردار از منصب قضاوت الهی:

... وَ عِیسیٰ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 85 و 89

14. فرزندان انبیا
79. اعطای مقام قضاوت به برخی فرزندان انبیا:

وَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ ذُرِّیّٰاتِهِمْ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 87 و 89

15. لوط علیه السلام
80. اعطای منصب قضاوت به لوط علیه السلام از جانب خداوند:

... وَ لُوطاً ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 86 و 89

وَ لُوطاً آتَیْنٰاهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ تَعْمَلُ الْخَبٰائِثَ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فٰاسِقِینَ . (2)انبیاء (21) 74

16. محمد صلی الله علیه و آله
81. قضاوت، از منصبهای پیامبر صلی الله علیه و آله :

فَلاٰ وَ رَبِّکَ لاٰ یُؤْمِنُونَ حَتّٰی یُحَکِّمُوکَ فِیمٰا شَجَرَ بَیْنَهُمْ .... نساء (4) 65

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ .... نساء (4) 105

... فَإِنْ جٰاؤُکَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ ... وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ .

مائده (5) 42

... فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ ... وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ ....

مائده (5) 48 و 49


1) 1) .«ففهمناها»یعنی حکومت و قضاوت را به آنها تفهیم کردیم. (المیزان، ج 14، ص 312)

2) 2) . معنای«آتیناه حکماً»بنا بر قولی، قضاوت بین متخاصمان است. (مجمع البیان، ج 7 -\8، ص 89) فخررازی، آیه را بطور مسلّم مربوط به قضاوت دانسته است. (التفسیر الکبیر، ج 22، ص 169)

إِنَّمٰا کٰانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذٰا دُعُوا إِلَی اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا .... نور (24) 51

82. لزوم رجوع به پیامبر صلی الله علیه و آله برای قضا و فصل خصومت، در اختلافات:

... فَإِنْ تَنٰازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ .... نساء (4) 59

فَلاٰ وَ رَبِّکَ لاٰ یُؤْمِنُونَ حَتّٰی یُحَکِّمُوکَ فِیمٰا شَجَرَ بَیْنَهُمْ .... (1)نساء (4) 65

83. پیامبر صلی الله علیه و آله موظّف به قضا و فصل خصومت در میان مردم، بر پایۀ تعالیم قرآن:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ .... نساء (4) 105

84. پذیرش قضا و فصل خصومت پیامبر صلی الله علیه و آله از نشانه‌های ایمان به خدا و آخرت:

... فَإِنْ تَنٰازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ....

نساء (4) 59

فَلاٰ وَ رَبِّکَ لاٰ یُؤْمِنُونَ حَتّٰی یُحَکِّمُوکَ فِیمٰا شَجَرَ بَیْنَهُمْ .... نساء (4) 65

85. پذیرش قضای پیامبراکرم صلی الله علیه و آله موجب فرجام نیک:

... فَإِنْ تَنٰازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذٰلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً. نساء (4) 59

... إِذٰا دُعُوا إِلَی اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ .

نور (24) 51

86. ارجاع داوری به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از سوی یهودیان:

وَ کَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْرٰاةُ ....

مائده (5) 43

87. پیامبر صلی الله علیه و آله موظّف به قضا و فصل خصومت عادلانه بین یهود، در صورت پذیرش داوری بین آنان:

یٰا أَیُّهَا الرَّسُولُ ... وَ مِنَ الَّذِینَ هٰادُوا .... فَإِنْ جٰاؤُکَ ... وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ .... مائده (5) 41 و 42

88. قضاوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بین یهود، بر اساس تورات و عدم پذیرش حکم آن حضرت، از طرف جمعی از آنان:

... یُدْعَوْنَ إِلیٰ کِتٰابِ اللّٰهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّٰی فَرِیقٌ مِنْهُمْ ... (2)آل‌عمران (3) 23

89. یهودیان، در اندیشۀ آسیب‌رسانی به پیامبر صلی الله علیه و آله در صورت اعراض آن حضرت از قضاوت بین آنان:

... وَ مِنَ الَّذِینَ هٰادُوا .... وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ یَضُرُّوکَ شَیْئاً .... مائده (5) 41 و 42

90. پیامبر صلی الله علیه و آله نگران آسیب رسانی یهود، در صورت اعراض از قضاوت بین آنان:

... وَ مِنَ الَّذِینَ هٰادُوا .... وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ یَضُرُّوکَ شَیْئاً .... مائده (5) 41 و 42

91. گریز از احکام تورات، انگیزۀ یهودیان، در رجوع به پیامبر صلی الله علیه و آله برای قضاوت و فصل خصومت:

وَ کَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْرٰاةُ فِیهٰا حُکْمُ اللّٰهِ .... مائده (5) 43


1) 1) . شأن نزول آیه در مورد قضاوت پیامبر صلی الله علیه و آله بین متخاصمین است. البته افراد متخاصم را مختلف نقل کرده‌اند. (مجمع البیان، ج 3 -\4، ص 106)

2) 2) . آیه دربارۀ داوری پیامبر صلی الله علیه و آله در بین برخی یهودیان نازل شده است. (جامع‌البیان، ج 3، جزء 3، ص 296؛ مجمع‌البیان، ج 1 - 2، ص 722)

92. خداوند، نهی‌کنندۀ پیامبراکرم صلی الله علیه و آله از پیروی تمایلات اهل‌کتاب، هنگام قضاوت:

وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتٰابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ ...

وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَکَ مِنَ الْحَقِّ ... وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ ....

مائده (5) 48 و 49

93. تلاش فریبکارانۀ اهل‌کتاب، برای بازداشتن پیامبر صلی الله علیه و آله از حکم و قضاوت، براساس قرآن:

وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ یَفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ إِلَیْکَ .... مائده (5) 49

94. پذیرش قضاوت پیامبر صلی الله علیه و آله در راستای اطاعت از خدا و رسول:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنٰازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ .... نساء (4) 59

إِنَّمٰا کٰانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذٰا دُعُوا إِلَی اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا ... وَ مَنْ یُطِعِ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَخْشَ اللّٰهَ وَ یَتَّقْهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰائِزُونَ . نور (24) 51 و 52

95. عدالت، مبنای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در قضاوت:

... وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ ....

مائده (5) 42

96. رویگردانی از حکم و قضاوت پیامبر صلی الله علیه و آله موجب گناه:

وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ ... فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُصِیبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ....

مائده (5) 49

97. رویگردانی از حکم و قضاوت پیامبر صلی الله علیه و آله زمینه‌ساز گرفتاری به عذاب:

وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ ... فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُصِیبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ....

مائده (5) 49

98. هشدار خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله جهت پیشگیری از قضاوت آن حضرت به نفع خائنان:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً. (1)

نساء (4) 105

99. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله تربیت‌یافتۀ خداوند، برای تصدّی مقام قضاوت:

فَلاٰ وَ رَبِّکَ لاٰ یُؤْمِنُونَ حَتّٰی یُحَکِّمُوکَ فِیمٰا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ... (2)نساء (4) 65

100. فضل و رحمت خدا بر پیامبر صلی الله علیه و آله موجب مصونیّت آن حضرت، از خطا و لغزش در قضاوت:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یُضِلُّوکَ وَ مٰا یُضِلُّونَ إِلاّٰ أَنْفُسَهُمْ وَ مٰا یَضُرُّونَکَ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَکَ مٰا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَ کٰانَ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ عَظِیماً. نساء (4) 105 و 113


1) 1) . مقصود از عبارت«و لاتکن للخائنین خصیماً»این است‌که پیامبر صلی الله علیه و آله نباید به نفع خائنان بر علیه صاحبان حق، داوری و فصل خصومت کند. (المیزان، ج 5، ص71)

2) 2) . از سوگند به اسم«ربّ»و اضافۀ آن به ضمیر مخاطب استفاده می‌شود که رسول خدا صلی الله علیه و آله تحت ربوبیت الهی به شایستگی قضاوت دست یافته است

101. تلاش خائنان (بنی‌ابیرق) برای به اشتباه انداختن پیامبر صلی الله علیه و آله در قضاوت:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ بِمٰا أَرٰاکَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً

هٰا أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ جٰادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ... لَهَمَّتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یُضِلُّوکَ ... (1)

نساء (4) 105 و 109 و 113

102. مؤمنان واقعی، پذیرای قضای پیامبراکرم صلی الله علیه و آله هرچند علیه خویش:

إِنَّمٰا کٰانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذٰا دُعُوا إِلَی اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا .... نور (24) 51

17. موسی علیه السلام
103. موسی علیه السلام دارای منصب قضا، از طرف خداوند:

... وَ مُوسیٰ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 84 و 89

18. نوح علیه السلام
104. نوح علیه السلام دارای مقام قضا، از طرف خداوند:

... وَ نُوحاً هَدَیْنٰا ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ .... انعام (6) 84 و 89

19. هارون علیه السلام
105. هارون علیه السلام دارای مقام قضای الهی:

... وَ هٰارُونَ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 84 و 89

20. یحیی علیه السلام
106. اعطای منصب قضا به یحیی علیه السلام از جانب خداوند:

... وَ یَحْییٰ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 85 و 89

21. یعقوب علیه السلام
107. یعقوب علیه السلام دارای مقام قضای الهی:

وَ وَهَبْنٰا لَهُ ... وَ یَعْقُوبَ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 84 و 89

22. یوسف علیه السلام
108. اعطای منصب قضا به یوسف علیه السلام از جانب خداوند:

... وَ یُوسُفَ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 84 و 89

وَ لَمّٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنٰاهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ . یوسف (12) 22

109. یوسف علیه السلام برخوردار از دانش قضاوت، از دوران جوانی به پاداش نیکوکاری وی:

وَ لَمّٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنٰاهُ حُکْماً .... یوسف (12) 22

110. رسیدن یوسف علیه السلام به سن رشد، زمینۀ بهره‌مندی او از دانش و توان قضایی:

وَ لَمّٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنٰاهُ حُکْماً .... یوسف (12) 22

111. قضاوت یوسف علیه السلام براساس آئین پادشاه مصر برای نگه داشتن بنیامین:

فَلَمّٰا جَهَّزَهُمْ بِجَهٰازِهِمْ جَعَلَ السِّقٰایَةَ فِی رَحْلِ أَخِیهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسٰارِقُونَ

فَبَدَأَ بِأَوْعِیَتِهِمْ قَبْلَ وِعٰاءِ أَخِیهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهٰا مِنْ وِعٰاءِ أَخِیهِ کَذٰلِکَ کِدْنٰا لِیُوسُفَ مٰا کٰانَ لِیَأْخُذَ أَخٰاهُ فِی دِینِ الْمَلِکِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ نَرْفَعُ دَرَجٰاتٍ مَنْ نَشٰاءُ وَ فَوْقَ کُلِّ ذِی عِلْمٍ عَلِیمٌ . یوسف (12) 70 و 76


1) 1) .«طائفة منهم»به بنی‌ابیرق که در شأن نزول آیۀ 105همین سوره ذکر شده، تفسیر گردیده است. (مجمع‌البیان، ج 3 - 4، ص 161؛ الکشاف، ج 1، ص 561)

23. یونس علیه السلام
112. یونس علیه السلام دارای مقام قضای الهی:

... وَ یُونُسَ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ .... انعام (6) 86 و 89

نظارت بر قضاوت

113. خداوند، ناظر بر قضا و فصل خصومت:

... وَ إِذٰا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّٰاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ ... إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ سَمِیعاً .... نساء (4) 58

وَ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ إِذْ یَحْکُمٰانِ فِی الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ کُنّٰا لِحُکْمِهِمْ شٰاهِدِینَ .

انبیاء (21) 78

نظام قضایی

114. برقراری نظام قضایی عادلانه و بر حق در جامعۀ بشری، از اهداف نزول قرآن:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّٰاسِ .... نساء (4) 105

نیز ==> حکمیّت، گواهی

قضا

قضا، در لغت به معنای حکم (1)و نیز به معنای تمام کردن کار آمده است. قضای منسوب به خداوند، اخصّ از«قدر»است. (2)و از آنجا که پدیده‌ها در وجود و تحقّق، مستند به خداوند متعال هستند، اگر خداوند، تحقّق پدیده را اراده کند و علل و شرایط آن تمام شود و راهی برای پدیده باقی نماند مگر موجود شدن به تعیین الهی و از دایرۀ تردید و ابهام خارج شود، این اراده، قضای الهی نامیده می‌شود. قضا، هم در دایرۀ تکوین است و هم در دایرۀ تشریع. از نظر فلسفی نیز قضا خروج از تردید و ابهام و ضروری شدن وجود از ناحیۀ علّت تامّه که واجب تعالیٰ است، می‌باشد؛ زیرا مقصود از قضا تمام شدن امر و تعیین و تعیّن پیدا کردن است. در روایات نیز همین معنا تأیید شده است، مانند روایت هشام بن سالم که گفته است:

امام صادق علیه السلام فرمودند:«إنّ اللّه إذا اراد شیئاً قدّره فاذا قدّره قضاه، فإذا قضاه امضاه». خلاصه اینکه: قَدَر، مقدّر را حتمی نمی‌کند و احتمال عدم وقوع دارد، امّا هنگامی که مورد قضا واقع شد، چاره‌ای جز وجود و تحقّق ندارد. (3)در این مدخل از واژه‌های«امر»، «کلمة»،«کتاب»،«قضیٰ»و مشتقّات آنها استفاده شده است.

اختصاص قضا

1. اختصاص قضا به خداوند و عدم شایستگی غیر او به داشتن حکم و قضا:

... وَ لاٰ یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَداً. (4)کهف (18) 26

اعتقاد به قضا

2. اعتقاد یعقوب علیه السلام به قضای الهی و جریان و حاکمیّت آن بر هستی:

وَ قٰالَ یٰا بَنِیَّ ... وَ مٰا أُغْنِی عَنْکُمْ مِنَ اللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ


1) 1) . ترتیب‌العین، ج 3، ص 1490،«قضی»؛ لسان‌العرب،ج 11، ص 209،«قضی»

2) 2) . مفردات، ص 674 ،«قضی»

3) 3) . المیزان، ج 13، ص 72 -\75

4) 4) . جمله«ولایشرک...»مشارکت غیر خدا را در حکم و قضا نفی می‌کند. (المیزان، ج 13، ص 277)

إِنِ الْحُکْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ ... (1)یوسف (12) 67

3. اعتقاد یوسف علیه السلام به قضای الهی و حاکمیت آن بر هستی:

مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاّٰ أَسْمٰاءً سَمَّیْتُمُوهٰا أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمْ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بِهٰا مِنْ سُلْطٰانٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ أَمَرَ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاّٰ إِیّٰاهُ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . (2)یوسف (12) 40

4. اعتقاد برادر بزرگ یوسف به قضای الهی و واگذاری امر خود به آن:

فَلَمَّا اسْتَیْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِیًّا قٰالَ کَبِیرُهُمْ ...

فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتّٰی یَأْذَنَ لِی أَبِی أَوْ یَحْکُمَ اللّٰهُ لِی وَ هُوَ خَیْرُ الْحٰاکِمِینَ . (3)یوسف (12) 80

5. ایمان به قضای الهی در حوادث، موجب آرامش و رفع نگرانی انسان:

مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فِی أَنْفُسِکُمْ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهٰا إِنَّ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیرٌ

لِکَیْلاٰ تَأْسَوْا عَلیٰ مٰا فٰاتَکُمْ وَ لاٰ تَفْرَحُوا بِمٰا آتٰاکُمْ ... (4)حدید (57) 22 و 23

حتمیّت قضا

6. واقع شدن قضای خداوند، در زمان مقرّر، بدون تأخیر:

... لِکُلِّ أَجَلٍ کِتٰابٌ یَمْحُوا اللّٰهُ مٰا یَشٰاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ إِنْ مٰا نُرِیَنَّکَ بَعْضَ الَّذِی نَعِدُهُمْ ... أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنّٰا نَأْتِی الْأَرْضَ نَنْقُصُهٰا مِنْ أَطْرٰافِهٰا وَ اللّٰهُ یَحْکُمُ لاٰ مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ ... (5)

رعد (13) 38 -\41

7. قضای خداوند، غیرقابل تغییر و تخلّف‌ناپذیر در وقوع:

بَدِیعُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . بقره (2) 117

... کَذٰلِکِ اللّٰهُ یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ إِنَّ مَثَلَ عِیسیٰ عِنْدَ اللّٰهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ قٰالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . آل‌عمران (3) 47 و 59

... یَقُولُونَ هَلْ لَنٰا مِنَ الْأَمْرِ ... قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِلّٰهِ ... قُلْ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلیٰ مَضٰاجِعِهِمْ .... آل‌عمران (3) 154

... وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً. نساء (4) 47

... وَ لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِ اللّٰهِ .... وَ یَوْمَ یَقُولُ کُنْ فَیَکُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَ لَهُ الْمُلْکُ ....

انعام (6) 34 و 73

إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْیٰا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْویٰ وَ الرَّکْبُ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ لَوْ تَوٰاعَدْتُمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِی الْمِیعٰادِ وَ لٰکِنْ لِیَقْضِیَ اللّٰهُ أَمْراً کٰانَ مَفْعُولاً ... وَ إِذْ یُرِیکُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَیْتُمْ فِی


1) 1) .«و ما اغنی عنکم...»به معنای ناتوانی از جلوگیری قضای الهی است. (مجمع البیان، ج 5 -\6، ص 381)

2) 2) .«ان الحکم الّا الله»یعنی حکم و امر مختص خداوند است. (همان، ص 358) و امر همان قضای الهی است

3) 3) .«أو یحکم الله لی»یعنی خداوند طریق نجاتی از این قضا که همۀ راه‌ها را بر من بسته است، قرار دهد. (المیزان، ج 11، ص 229)

4) 4) . مراد از«کتاب»لوح محفوظ است و«ان ذٰلک علی اللّه یسیر»اشاره به این نکته است که تقدیر و قضای حتمی حوادث پیش از وقوع آنها بر خداوند مشکل نیست. خبر دادن خداوند از این مطلب و یقین به اینکه همواره حوادث در لوح محفوظ مکتوب و منطبق بر قضای الهی است، سبب رفع حزن و موجب آرامش است. (همان، ج 19 -\20، ص 167)

5) 5) .«کتاب»در«لکلّ اجل کتاب»به معنای حکم و قضای‌مکتوب است. (همان، ج 11، ص 374)

أَعْیُنِکُمْ قَلِیلاً وَ یُقَلِّلُکُمْ فِی أَعْیُنِهِمْ لِیَقْضِیَ اللّٰهُ أَمْراً کٰانَ مَفْعُولاً وَ إِلَی اللّٰهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ.

انفال (8) 44

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنّٰا نَأْتِی الْأَرْضَ نَنْقُصُهٰا مِنْ أَطْرٰافِهٰا وَ اللّٰهُ یَحْکُمُ لاٰ مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ وَ هُوَ سَرِیعُ الْحِسٰابِ . رعد (13) 41

إِنَّمٰا قَوْلُنٰا لِشَیْءٍ إِذٰا أَرَدْنٰاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . نحل (16) 40

فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجٰاسُوا خِلاٰلَ الدِّیٰارِ وَ کٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً. (1)اسراء (17) 5

وَ یَقُولُونَ سُبْحٰانَ رَبِّنٰا إِنْ کٰانَ وَعْدُ رَبِّنٰا لَمَفْعُولاً. اسراء (17) 108

قٰالَ کَذٰلِکِ قٰالَ رَبُّکِ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنّٰاسِ وَ رَحْمَةً مِنّٰا وَ کٰانَ أَمْراً مَقْضِیًّا.

مریم (19) 21

مٰا کٰانَ لِلّٰهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحٰانَهُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . مریم (19) 35

وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ ... فَلَمّٰا قَضیٰ زَیْدٌ مِنْهٰا وَطَراً زَوَّجْنٰاکَهٰا ... وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً.

احزاب (33) 37

إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ .

یس (36) 82

هُوَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ فَإِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . غافر (40) 68

وَ مٰا أَمْرُنٰا إِلاّٰ وٰاحِدَةٌ کَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ. قمر (54) 50

8. ورود همۀ انسانهای مشرک به جهنّم، قضای قطعی خداوند:

أَ وَ لاٰ یَذْکُرُ الْإِنْسٰانُ أَنّٰا خَلَقْنٰاهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ یَکُ شَیْئاً

فَوَ رَبِّکَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّیٰاطِینَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِیًّا

ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِینَ هُمْ أَوْلیٰ بِهٰا صِلِیًّا

وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلاّٰ وٰارِدُهٰا کٰانَ عَلیٰ رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیًّا

ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظّٰالِمِینَ فِیهٰا جِثِیًّا.

مریم (19) 67 و 68 و 70 -\72

نیز ==> امر الهی، قدر، لوح محفوظ، مشیّت

رضایت به قضا

9. ذکر و تسبیح خداوند در اوقات مختلف، از زمینه‌های دستیابی به مقام رضا به قضای الهی:

وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَکٰانَ لِزٰاماً وَ أَجَلٌ مُسَمًّی

فَاصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهٰا وَ مِنْ آنٰاءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرٰافَ النَّهٰارِ لَعَلَّکَ تَرْضیٰ . طه (20) 129 و 130

10. دلداری خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله ، با بیان قضای حتمی خود، دربارۀ هلاکت امّتهای کافر پیشین:

وَ کَذٰلِکَ نَجْزِی مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ یُؤْمِنْ بِآیٰاتِ رَبِّهِ وَ لَعَذٰابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقیٰ

أَ فَلَمْ یَهْدِ لَهُمْ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ یَمْشُونَ فِی مَسٰاکِنِهِمْ ... وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَکٰانَ لِزٰاماً وَ أَجَلٌ مُسَمًّی فَاصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ ... (2)طه (20) 127 -\130


1) 1) .«و کان وعداً مفعولاً»تأکید برای حتمی و لازم بودن قضا است. (المیزان، ج 13، ص 40)

2) 2) . کلمه به معنای قضای است که مرادف قول و اراده است. (همان، ج 12، ص 248 -\249)

صبر بر قضا

11. توصیۀ خداوند به صبر پیامبر صلی الله علیه و آله بر قضا و ارادۀ او:

وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَکٰانَ لِزٰاماً وَ أَجَلٌ مُسَمًّی .

فَاصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ ....

طه (20) 129 و 130

وَ اصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ .... طور (52) 48

فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لاٰ تَکُنْ کَصٰاحِبِ الْحُوتِ .... قلم (68) 48

فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ .... انسان (76) 24

أَ لَیْسَ اللّٰهُ بِأَحْکَمِ الْحٰاکِمِینَ . تین (95) 8

قضا در تشریع

12. تشریع و تکالیف، ناشی از اراده و قضای الهی:

... إِنَّ اللّٰهَ یَحْکُمُ مٰا یُرِیدُ. (1)مائده (5) 1

قضا در عالم

13. حاکمیّت قضای الهی، در نظام عالم و جهان هستی:

... بِهِ إِنِ الْحُکْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ ... قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِی مٰا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الْأَمْرُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ ...

وَ عِنْدَهُ مَفٰاتِحُ الْغَیْبِ لاٰ یَعْلَمُهٰا إِلاّٰ هُوَ وَ یَعْلَمُ مٰا فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مٰا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاّٰ یَعْلَمُهٰا وَ لاٰ حَبَّةٍ فِی ظُلُمٰاتِ الْأَرْضِ وَ لاٰ رَطْبٍ وَ لاٰ یٰابِسٍ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ مُبِینٍ

وَ هُوَ الَّذِی یَتَوَفّٰاکُمْ بِاللَّیْلِ وَ یَعْلَمُ مٰا جَرَحْتُمْ بِالنَّهٰارِ ثُمَّ یَبْعَثُکُمْ فِیهِ لِیُقْضیٰ أَجَلٌ مُسَمًّی .... أَلاٰ لَهُ الْحُکْمُ ... لِکُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ .

انعام (6) 57 -\60 و 62 و 67

مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاّٰ أَسْمٰاءً سَمَّیْتُمُوهٰا أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمْ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بِهٰا مِنْ سُلْطٰانٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ أَمَرَ ... یٰا صٰاحِبَیِ السِّجْنِ أَمّٰا أَحَدُکُمٰا فَیَسْقِی رَبَّهُ خَمْراً وَ أَمَّا الْآخَرُ فَیُصْلَبُ فَتَأْکُلُ الطَّیْرُ مِنْ رَأْسِهِ قُضِیَ الْأَمْرُ الَّذِی فِیهِ تَسْتَفْتِیٰانِ .

یوسف (12) 40 و 41

وَ قٰالَ یٰا بَنِیَّ لاٰ تَدْخُلُوا مِنْ بٰابٍ وٰاحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوٰابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَ مٰا أُغْنِی عَنْکُمْ مِنَ اللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ .... یوسف (12) 67

وَ هُوَ اللّٰهُ ... وَ لَهُ الْحُکْمُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ .

قصص (28) 70

... لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ ... لَهُ الْحُکْمُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ . (2)

قصص (28) 88

... فَالْحُکْمُ لِلّٰهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ. غافر (40) 12

کتاب قضا

14. ثبت موارد قضای الهی، در کتابی مخصوص:

... لِکُلِّ أَجَلٍ کِتٰابٌ یَمْحُوا اللّٰهُ مٰا یَشٰاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتٰابِ . (3)رعد (13) 38 و 39


1) 1) . مقصود از«یحکم ما یرید»قضای الهی در ایجاب برخی امور و تحریم برخی دیگر و کلاً احکامی است که از ناحیۀ خداوند تشریع می‌شود. (مجمع البیان، ج 3 -\4، ص 234)

2) 2) .«و له الحکم»به معنای اختصاص قضای نافذ به خداونداست. (همان، ج 7 -\8، ص 421)

3) 3) . بنا بر یک احتمال، مقصود از«لکلّ اجل کتاب»این است که هر امر مقضیّ الهی در کتابی ثبت شده است. (همان، ج 5 -\6 ، ص 457؛ معالم التنزیل، بغوی، ج 3، ص 26)

موارد قضا

1. آوارگی بنی‌نضیر

15. آوارگی یهودیان بنی‌نضیر از دیار خود، سرنوشت مورد قضای آنان:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ... وَ لَوْ لاٰ أَنْ کَتَبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمُ الْجَلاٰءَ لَعَذَّبَهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابُ النّٰارِ. (1)حشر (59) 2 و 3

2. اجل

16.اجل همۀ انسانها، بر اساس قضای خداوند و تعیین شده از قبل:

... لِکُلِّ أَجَلٍ کِتٰابٌ . (2)رعد (13) 38

3. اختلاف امتها

17. اختلاف اقوام و ملّتها، بر پایۀ تعلّق قضای الهی:

وَ مٰا کٰانَ النّٰاسُ إِلاّٰ أُمَّةً وٰاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ فِیمٰا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . یونس (10) 19

وَ مٰا تَفَرَّقُوا إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ ... (3)شوری (42) 14

4. ازدواج با همسر پسرخوانده

18. حکم حتمی و قضای الهی، مبنی بر جواز ازدواج با همسر پسرخوانده:

مٰا کٰانَ عَلَی النَّبِیِّ مِنْ حَرَجٍ فِیمٰا فَرَضَ اللّٰهُ لَهُ سُنَّةَ اللّٰهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ قَدَراً مَقْدُوراً. (4)احزاب (33) 38

5. پیروزی

19. پیروزی جبهۀ حق و لشکریان الهی، سنّت و قضای حتمی الهی:

وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنٰا لِعِبٰادِنَا الْمُرْسَلِینَ

إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ

وَ إِنَّ جُنْدَنٰا لَهُمُ الْغٰالِبُونَ . (5)

صافّات (37) 171 -\173

20. پیروزی و شکست مسلمانان، در جنگ، قضای الهی:

قُلْ لَنْ یُصِیبَنٰا إِلاّٰ مٰا کَتَبَ اللّٰهُ لَنٰا ... (6)توبه (9) 51

6 . پیروزی انبیا

21. پیروزی پیامبران بر تکذیبگران، سرنوشت تعیین شده و قضای الهی در مورد آنان:

وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلیٰ مٰا کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتّٰی أَتٰاهُمْ نَصْرُنٰا وَ لاٰ مُبَدِّلَ لِکَلِمٰاتِ اللّٰهِ وَ لَقَدْ جٰاءَکَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِینَ . (7)انعام (6) 34


1) 1) . آیات مذکور، دربارۀ یهود بنی‌نضیر است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص389؛ الکشاف، ج 4، ص 498)

2) 2) . ممکن است معنای«لکلّ اجل کتاب...»این باشد که هر امری که مورد قضای الهی است، همانند اجل حیات، مرگ و... ثبت شده است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 457)

3) 3) . در روایتی امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند، بین خلق، اختلاف را حتمی کرد و این امری بود که در علم الهی بود، همان‌گونه که دربارۀ امّتهای پیشین بود. (تفسیر عیّاشی، ج 2، ص 307، ح 134؛ بحارالانوار، ج 28، ص 230، ح 16)

4) 4) .«و کان امر اللّه قدراً مقدوراً»یعنی اوامر مورد ارادۀ خداوند که بر انبیا نازل شده، قضای حتمی خداوند است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 566)

5) 5) . کلمۀ خدای متعال... حکم و قضای او است در حق‌آنان. (المیزان، ج 17 -\18، ص 177)

6) 6) . این آیه جزء آیاتی است که دربارۀ جنگ تبوک نازل شده است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 56)

7) 7) .«لا مبدّل لکلمات اللّه»تأکیدی است بر آنچه در کلام سابق از وعده [بر نصرت الهی] داده شده و اشاره است به این آیات: «کَتَبَ اللّٰهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِی» و «لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنٰا لِعِبٰادِنَا الْمُرْسَلِینَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ» (171/37 و 172). (المیزان، ج 7، ص 63)

کَتَبَ اللّٰهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِی ... (1)مجادله (58) 21

7. پیروزی بنی‌اسرائیل

22. پیروزی بنی‌اسرائیل بعد از شکست، بر اساس قضای خداوند:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

ثُمَّ رَدَدْنٰا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ .... اسراء (17) 4 و 6

8. پیروزی در بدر

23. پیروزی مسلمانان در جنگ بدر، سرنوشت رقم خورده از پیش:

إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْیٰا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْویٰ وَ الرَّکْبُ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ لَوْ تَوٰاعَدْتُمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِی الْمِیعٰادِ وَ لٰکِنْ لِیَقْضِیَ اللّٰهُ أَمْراً کٰانَ مَفْعُولاً ... لَوْ لاٰ کِتٰابٌ مِنَ اللّٰهِ سَبَقَ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَخَذْتُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . (2)انفال (8) 42 و 68

9. تأخیر عذاب

24. تأخیر در عذاب و مهلت دادن به اختلاف‌کنندگان بنی‌اسرائیل، ناشی از قضای الهی:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ ... وَ إِنَّ کُلاًّ لَمّٰا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ رَبُّکَ أَعْمٰالَهُمْ ....

هود (11) 110 و 111

25. تأخیر در جزا و عذاب تا روز قیامت، قضای حتمی خداوند:

... وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ ... وَ إِنَّ کُلاًّ لَمّٰا


1) 1) .«کتب اللّه»بنا بر احتمالی، به معنای قضای خداوند است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 382)

2) 2) . بنا بر قولی، مقصود از«لیقضی اللّه»پیروزی مسلمانان در جنگ بدر است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 840 ؛ الکشاف، ج 2، ص 224)

لَیُوَفِّیَنَّهُمْ رَبُّکَ أَعْمٰالَهُمْ ... (1)هود (11) 110 و 111

10. تبعید بنی‌نضیر

26. تبعید یهود بنی‌نضیر از مدینه، سرنوشتی تعیین شده برای آنان از سوی خداوند:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ... وَ لَوْ لاٰ أَنْ کَتَبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمُ الْجَلاٰءَ لَعَذَّبَهُمْ فِی الدُّنْیٰا ... (2)

حشر (59) 2 و 3

11. خلقت

27. آفرینش و خلقت موجودات، در پی امر و قضای خداوند:

بَدِیعُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . بقره (2) 117

... کَذٰلِکِ اللّٰهُ یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . آل‌عمران (3) 47

إِنَّ مَثَلَ عِیسیٰ عِنْدَ اللّٰهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ قٰالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . آل‌عمران (3) 59

إِنَّمٰا قَوْلُنٰا لِشَیْءٍ إِذٰا أَرَدْنٰاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . (3)نحل (16) 40

... سُبْحٰانَهُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . مریم (19) 35

إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ .

یس (36) 82

هُوَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ فَإِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . غافر (40) 68

12. خلقت عیسی علیه السلام

28. وجود و خلقت عیسی علیه السلام ، از موارد قضای الهی:

قٰالَتْ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی وَلَدٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ قٰالَ کَذٰلِکِ اللّٰهُ یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . آل‌عمران (3) 47

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ مَرْیَمَ .... فَأَرْسَلْنٰا إِلَیْهٰا رُوحَنٰا فَتَمَثَّلَ لَهٰا بَشَراً سَوِیًّا قٰالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمٰنِ ... قٰالَ إِنَّمٰا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلاٰماً زَکِیًّا قٰالَتْ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ ... قٰالَ کَذٰلِکِ قٰالَ رَبُّکِ ... وَ کٰانَ أَمْراً مَقْضِیًّا. مریم (19) 16 -\21

13. دشمنی ابلیس

29. دشمنی ابلیس با آدم و حوّا علیهما السلام سرنوشت مقدّر:

وَ قُلْنٰا یٰا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ ...

فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطٰانُ ... وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتٰاعٌ إِلیٰ حِینٍ . (4)بقره (2) 35 و 36

14. ذلّت مشرکان

30. ذلّت مشرکان با شکست در جنگ بدر، سرنوشت قطعی آنان:

وَ إِذْ یُرِیکُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَیْتُمْ فِی أَعْیُنِکُمْ قَلِیلاً وَ یُقَلِّلُکُمْ فِی أَعْیُنِهِمْ لِیَقْضِیَ اللّٰهُ أَمْراً کٰانَ مَفْعُولاً ... (5)انفال (8) 44

15. ذلّت یهودیان

31. قضای الهی به سرنوشت ذلّت‌بار برای یهودیان، در پی کفر آنان به آیات الهی:

ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ مٰا ثُقِفُوا ... وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْکَنَةُ ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانُوا یَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ... (6)آل‌عمران (3) 112

16. زندگی در زمین

32. زندگی انسانها در زمین، سرنوشت محتوم و قضای آنان تا مدّت معین:

فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطٰانُ عَنْهٰا فَأَخْرَجَهُمٰا مِمّٰا کٰانٰا فِیهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتٰاعٌ إِلیٰ حِینٍ . (7)بقره (2) 36

17. سرنوشت ابرار

33.سرنوشت ابرار، از موارد قضای الهی و مکتوبه‌ای تعیین شده و دارای جایگاهی رفیع:

کَلاّٰ إِنَّ کِتٰابَ الْأَبْرٰارِ لَفِی عِلِّیِّینَ


1) 1) .«و لو لا کلمة سبقت من ربّک لقضی بینهم»اشاره به این است که اختلاف مردم در کتاب مورد دو قضای الهی است که یکی مقتضی حکم بین مردم در مورد اختلافات آنها است و دیگری اقتضا دارد که خداوند مردم را تا روز قیامت از نعمت‌ها بهره‌مند نماید و بخاطر اعمالشان مجازات نکند و مقتضای همۀ اینها تأخیر انداختن عذاب تا روز قیامت است. (المیزان، ج 11، ص 45)

2) 2) . سوره دربارۀ تبعید بنی نضیر نازل شده است.(مجمع البیان، ج 3 -\4، ص 386)

3) 3) .«قول»در این آیه و آیات مشابه همان امر الهی است و این قول از نظر حکم و قضا مقصود است و اراده و قضاء الهی واحد است از طرف دیگر قول و کلمه نیز همان اراده و قضاء است و کلمه قول خاص الهی می‌باشد. (المیزان، ج 12، ص 248 -\249)

4) 4) . جملۀ«اهبطوا بعضکم...»حکایت از قضای الهی نسبت به دشمنی ابلیس با آدم علیه السلام دارد. (المیزان، ج 1، ص 132)

5) 5) . مراد از«لیقضی اللّه امراً کان مفعولاً»ذلّت مشرکان جنگ بدر است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 839 ؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 2، ص 298)

6) 6) . مراد از«ضربت علیهم المسکنة»سرنوشت ذلّت‌بار یهودیان، در پی کفر آنان است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 3، جزء 4، ص 194)

7) 7) . جملۀ«اهبطوا...»حکایت از قضای خداوند دارد، و همچنین زندگی مدّت‌دار انسانها قضای الهی است. (المیزان، ج 1، ص 132)

کِتٰابٌ مَرْقُومٌ . (1)مطفّفین (83) 18 و 20

18. سرنوشت امّتها

34. سرنوشت هلاکت‌بار امّتهای پیشین، تعیین شده در قضای الهی:

وَ إِنْ مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّٰ نَحْنُ مُهْلِکُوهٰا قَبْلَ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهٰا عَذٰاباً شَدِیداً کٰانَ ذٰلِکَ فِی الْکِتٰابِ مَسْطُوراً. اسراء (17) 58

19. سرنوشت انسان

35. سرنوشت انسان و خوبیها و بدیهای زندگی او، بر اساس قضای خداوند:

قُلْ لَنْ یُصِیبَنٰا إِلاّٰ مٰا کَتَبَ اللّٰهُ لَنٰا .... توبه (9) 51

20. سرنوشت بدکاران

36. سرنوشت بدکاران، سرانجامی شوم براساس قضای الهی:

کَلاّٰ إِنَّ کِتٰابَ الفُجّٰارِ لَفِی سِجِّینٍ

وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا سِجِّینٌ

کِتٰابٌ مَرْقُومٌ . (2)مطفّفین (83) 7 -\9

21. سرنوشت فاسقان

37. سرنوشت فاسقان، دوری از ایمان و پافشاری بر فسق در قضای الهی:

کَذٰلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ . (3)یونس (10) 33

22. شکست مسلمانان

38. شکست و پیروزی مسلمانان در برابر مشرکان و کافران مورد قضای الهی و مکتوب در لوح محفوظ:

قُلْ لَنْ یُصِیبَنٰا إِلاّٰ مٰا کَتَبَ اللّٰهُ لَنٰا هُوَ مَوْلاٰنٰا وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ . توبه (9) 51

23. شکست مشرکان

39. شکست مشرکان در جنگ بدر، سرنوشت محتوم آنان به قضای الهی:

إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْیٰا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْویٰ وَ الرَّکْبُ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ لَوْ تَوٰاعَدْتُمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِی الْمِیعٰادِ وَ لٰکِنْ لِیَقْضِیَ اللّٰهُ أَمْراً کٰانَ مَفْعُولاً ... (4)انفال (8) 42

24. شهادت

40. شهادت تعداد از رزمندگان مسلمان در جنگ ثبت شده در قضای الهی:

وَ مٰا کٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ کِتٰاباً مُؤَجَّلاً وَ مَنْ یُرِدْ ثَوٰابَ الدُّنْیٰا نُؤْتِهِ مِنْهٰا وَ مَنْ یُرِدْ ثَوٰابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهٰا وَ سَنَجْزِی الشّٰاکِرِینَ

ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعٰاساً یَغْشیٰ طٰائِفَةً مِنْکُمْ وَ طٰائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللّٰهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجٰاهِلِیَّةِ یَقُولُونَ هَلْ لَنٰا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَیْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِلّٰهِ یُخْفُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ مٰا لاٰ یُبْدُونَ لَکَ یَقُولُونَ لَوْ کٰانَ لَنٰا مِنَ الْأَمْرِ شَیْءٌ مٰا قُتِلْنٰا هٰاهُنٰا قُلْ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلیٰ مَضٰاجِعِهِمْ وَ لِیَبْتَلِیَ اللّٰهُ مٰا فِی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ مٰا فِی قُلُوبِکُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. آل‌عمران (3) 145 و 154


1) 1) .«علیّون»کتابی بلندپایه و جامع است که بسیاری سرنوشتها از جمله سرنوشت ابرار در آن نوشته شده است. (المیزان، ج 19 -\20، ص 235)

2) 2) . مراد از«کتاب فجّار»قضای الهی است که برای بدکاران تعیین شده است. (همان، ج 20، ص 231 -\232)

3) 3) . مراد از«کلمة ربّک»قضای حتمی خداوند است. (همان، ج 10، ص 54)

4) 4) . ممکن است مراد از«...لیقضی اللّه...»شکست مشرکان و پیروزی مسلمانان در جنگ بدر باشد. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 840 ؛ الکشاف، ج 2، ص 224)

25. عذاب

41. تعجیل و تأخیر در عذاب مشرکان، منوط به قضای الهی:

قُلْ إِنِّی عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ کَذَّبْتُمْ بِهِ مٰا عِنْدِی مٰا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُکْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ یَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَیْرُ الْفٰاصِلِینَ

قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِی مٰا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الْأَمْرُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِالظّٰالِمِینَ . (1)انعام (6) 57 و 58

26. عذاب پیروان شیطان

42. سرنوشت قطعی پیروان شیطان، عذاب جهنّم:

قٰالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکَ وَ مِمَّنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ . (2)ص (38) 84 و 85

43. عذاب شدن با آتش سوزان جهنّم، قضای خداوند در مورد پیروان شیطان:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یُجٰادِلُ فِی اللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطٰانٍ مَرِیدٍ

کُتِبَ عَلَیْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلاّٰهُ فَأَنَّهُ یُضِلُّهُ وَ یَهْدِیهِ إِلیٰ عَذٰابِ السَّعِیرِ. حج (22) 3 و 4

27. عذاب جهنّمیان

44. عذاب شدن جهنّمیان، قطعی و مورد قضای خداوند:

أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَیْهِ کَلِمَةُ الْعَذٰابِ أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِی النّٰارِ. زمر (39) 19

28. عذاب شیطان

45. عذاب شیطان، از موارد قضای الهی:

قٰالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکَ وَ مِمَّنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ . ص (38) 84 و 85

29. عذاب قوم لوط

46. عذاب هم‌جنس‌بازان قوم لوط، مورد قضای الهی:

فَلَمّٰا ذَهَبَ عَنْ إِبْرٰاهِیمَ الرَّوْعُ وَ جٰاءَتْهُ الْبُشْریٰ یُجٰادِلُنٰا فِی قَوْمِ لُوطٍ

یٰا إِبْرٰاهِیمُ أَعْرِضْ عَنْ هٰذٰا إِنَّهُ قَدْ جٰاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَ إِنَّهُمْ آتِیهِمْ عَذٰابٌ غَیْرُ مَرْدُودٍ. (3)هود (11) 74 و 76

30. عذاب کافران

47. عذاب شدن کافران در زمان مقرّر، بر پایۀ قضای الهی:

بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی عِزَّةٍ وَ شِقٰاقٍ

کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنٰادَوْا وَ لاٰتَ حِینَ مَنٰاصٍ . (4)ص (38) 2 و 3

31. عمر

48. مدّت حیات و زندگی انسانها، مطابق قضای الهی:

وَ مٰا کٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ کِتٰاباً مُؤَجَّلاً .... آل‌عمران (3) 145

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَضیٰ أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ ... (5)انعام (6) 2

وَ هُوَ الَّذِی یَتَوَفّٰاکُمْ بِاللَّیْلِ وَ یَعْلَمُ مٰا جَرَحْتُمْ بِالنَّهٰارِ ثُمَّ یَبْعَثُکُمْ فِیهِ لِیُقْضیٰ أَجَلٌ مُسَمًّی ....

انعام (6) 60

فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلیٰ أَجَلٍ هُمْ بٰالِغُوهُ إِذٰا هُمْ یَنْکُثُونَ . اعراف (7) 135


1) 1) . حکم در آیۀ اول مربوط به همان مورد درخواستی مشرکان است. از این رو از آیات فهمیده می‌شود

2) 2) . جملۀ«فالحق اقول...»جواب خداوند به ابلیس است که متضمن قضای الهی است. (المیزان، ج 17، ص 227)

3) 3) .«عذاب غیر مردود»همان عذاب حتمی است که مورد قضای الهی است

4) 4) .«ولات حین مناص»به معنای نبودن راه نجات در آن زمانی است که فرمان هلاک آنان برسد. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8، ص 726) این بیان نشان می‌دهد که هلاک آن مردم مورد قضای حتمی خداوند بوده است

5) 5) .«أجل»محدودۀ عمر را نشان می‌دهد

... لِکُلِّ أَجَلٍ کِتٰابٌ . (1)رعد (13) 38

وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَکٰانَ لِزٰاماً وَ أَجَلٌ مُسَمًّی . طه (20) 129

... وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ .... شوری (42) 14

32. غزوۀ بدر

49. تحقّق غزوۀ بدر و زمان و مکان آن، قضای تعیین شده از قبل:

إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْیٰا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْویٰ وَ الرَّکْبُ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ لَوْ تَوٰاعَدْتُمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِی الْمِیعٰادِ وَ لٰکِنْ لِیَقْضِیَ اللّٰهُ أَمْراً کٰانَ مَفْعُولاً ... إِذْ یُرِیکَهُمُ اللّٰهُ فِی مَنٰامِکَ قَلِیلاً ... وَ إِذْ یُرِیکُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَیْتُمْ فِی أَعْیُنِکُمْ قَلِیلاً وَ یُقَلِّلُکُمْ فِی أَعْیُنِهِمْ لِیَقْضِیَ اللّٰهُ أَمْراً کٰانَ مَفْعُولاً .... انفال (8) 42 -\44

33. فرزند

50. فرزنددار شدن، تحت تدبیر و قضای الهی:

أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیٰامِ الرَّفَثُ إِلیٰ نِسٰائِکُمْ ...

فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا مٰا کَتَبَ اللّٰهُ لَکُمْ ....

بقره (2) 187

34. کاستیها در زمین

51. کاستیهای زمین و دگرگونی‌های آن، به قضای الهی:

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنّٰا نَأْتِی الْأَرْضَ نَنْقُصُهٰا مِنْ أَطْرٰافِهٰا وَ اللّٰهُ یَحْکُمُ لاٰ مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ وَ هُوَ سَرِیعُ الْحِسٰابِ . (2)رعد (13) 41

35. گمراهی پیروان شیطان

52. گمراهی، قضای حتمی و سرنوشت پیروان شیطان:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یُجٰادِلُ فِی اللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطٰانٍ مَرِیدٍ

کُتِبَ عَلَیْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلاّٰهُ فَأَنَّهُ یُضِلُّهُ وَ یَهْدِیهِ إِلیٰ عَذٰابِ السَّعِیرِ. حج (22) 3 و 4

36. مرگ

53. مرگ انسان براساس قضای الهی:

وَ مٰا کٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ کِتٰاباً مُؤَجَّلاً .... یَقُولُونَ لَوْ کٰانَ لَنٰا مِنَ الْأَمْرِ شَیْءٌ مٰا قُتِلْنٰا هٰاهُنٰا قُلْ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلیٰ مَضٰاجِعِهِمْ ... (3)

آل‌عمران (3) 145 و 154

کُلُّ نَفْسٍ ذٰائِقَةُ الْمَوْتِ .... آل‌عمران (3) 185

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَضیٰ أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ .... انعام (6) 2

وَ هُوَ الَّذِی یَتَوَفّٰاکُمْ بِاللَّیْلِ وَ یَعْلَمُ مٰا جَرَحْتُمْ بِالنَّهٰارِ ثُمَّ یَبْعَثُکُمْ فِیهِ لِیُقْضیٰ أَجَلٌ مُسَمًّی ....

انعام (6) 60

... لِکُلِّ أَجَلٍ کِتٰابٌ . (4)رعد (13) 38

وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَکٰانَ لِزٰاماً وَ أَجَلٌ مُسَمًّی . طه (20) 129

کُلُّ نَفْسٍ ذٰائِقَةُ الْمَوْتِ .... انبیاء (21) 35


1) 1) . مراد از اجل، عمر انسان است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 457)

2) 2) . کاستیها و نقص در زمین بر اساس روایت به مرگ علما و دانشمندان (تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 520 -\521، ح 199 -\200 و 202) و به نظر مفسّران کاهش از قلمرو کفر و... است. (الکشاف، ج 2، ص 535؛ مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 461)

3) 3) . از آیه حتمیت مرگ برای همۀ خلق استفاده می‌شود و«کل نفس ذائقة الموت»یعنی موت بر نفس نازل می‌شود بطور حتم. (مجمع البیان، ج 1 -\2، ص 902) این معنا همان قضای الهی است که معنای آن گذشت

4) 4) . بنا بر یک احتمال، مراد از اجل، مرگ است. (همان، ج 5 -\6 ، ص 457)

اَللّٰهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهٰا وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنٰامِهٰا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضیٰ عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الْأُخْریٰ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ....

زمر (39) 42

... وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ .... شوری (42) 14

37. مرگ سلیمان علیه السلام

54. تعلّق قضای الهی به مرگ سلیمان علیه السلام :

وَ لِسُلَیْمٰانَ الرِّیحَ ... فَلَمّٰا قَضَیْنٰا عَلَیْهِ الْمَوْتَ .... سبأ (34) 12 و 14

38. مسئولیّت در برابر عمل

55. مسئولیّت هر انسان در برابر عمل خویش و دیدن آثار خوب و بد آن، مورد قضای خداوند:

وَ کُلَّ إِنسٰانٍ أَلْزَمْنٰاهُ طٰائِرَهُ فِی عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ کِتٰاباً یَلْقٰاهُ مَنْشُوراً

اِقْرَأْ کِتٰابَکَ کَفیٰ بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیباً. (1)

اسراء (17) 13 و 14

39. مشکلات جسمی

56. ابتلا به بیماری و نقص عضو، از موارد قضای ثبت شده:

مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فِی أَنْفُسِکُمْ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهٰا إِنَّ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیرٌ. (2)حدید (57) 22

40. مصیبت‌ها

57.حوادث و مصیبتهای زندگی انسان، مطابق قضای الهی:

مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فِی أَنْفُسِکُمْ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهٰا ....

حدید (57) 22

41. معجزات

58.تحقّق معجزات، دارای وقت معیّن و بر اساس قضای الهی:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ أَزْوٰاجاً وَ ذُرِّیَّةً وَ مٰا کٰانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ لِکُلِّ أَجَلٍ کِتٰابٌ . (3)رعد (13) 38

42. مهلت به اختلاف‌افکنان

59. مهلت به اختلاف‌افکنان در دنیا، مورد قضای خداوند:

وَ مٰا کٰانَ النّٰاسُ إِلاّٰ أُمَّةً وٰاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ فِیمٰا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . یونس (10) 19

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ ....

هود (11) 110

وَ مٰا تَفَرَّقُوا إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ .... شوری (42) 14


1) 1) . مقصود از«الزمناه»این است که خداوند قضا کرده که‌هر عاملی در قیامت با عمل خود قیام کند و خیر و شرّ آن عمل به خود او برگردد. (المیزان، ج 13، ص 54)

2) 2) . از مصادیق مصیبت در نفس، بیماری و نقص عضو می‌باشد. (همان، ج 19، ص 167)

3) 3) .«لکلّ اجل»، یعنی وقت محدود و معیّن و«کتاب»، حکم قضای مکتوب و مختصّ آن است. تقدیر آن است که خداوند سبحان کسی است که آنچه را بخواهد نازل می‌کند و در هر مورد که بخواهد اذن می‌دهد، ولی هر مععجزه‌ای را در وقت مخصوص آن می‌آورد. (همان، ج 11، ص 374)

43. نجات از عذاب

60. نجات مجاهدان بدر از عذاب، سرنوشت تعیین شده و مطابق قضای الهی:

مٰا کٰانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْریٰ حَتّٰی یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ یُرِیدُ الْآخِرَةَ وَ اللّٰهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ

لَوْ لاٰ کِتٰابٌ مِنَ اللّٰهِ سَبَقَ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَخَذْتُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ .

انفال (8) 67 و 68

وَ لَوْ لاٰ أَنْ کَتَبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمُ الْجَلاٰءَ لَعَذَّبَهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابُ النّٰارِ. (1)

حشر (59) 3

44. نعمت

61. قضای حتمی خداوند در برخورداری انسانها از نعمت، تا زمان از دست دادن شایستگی:

لَهُ مُعَقِّبٰاتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُغَیِّرُ مٰا بِقَوْمٍ حَتّٰی یُغَیِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلاٰ مَرَدَّ لَهُ وَ مٰا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وٰالٍ . (2)رعد (13) 11

45. ورود به بیت‌المقدّس

62. ورود بنی‌اسرائیل به سرزمین مقدّس، از موارد قضای الهی:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ ... یٰا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللّٰهُ لَکُمْ ... .

مائده (5) 20 و 21

46. ورود به جهنّم

63. ورود مستکبران و مستضعفان پیرو آنان به جهنّم، حکم و قضای حتمی الهی:

وَ إِذْ یَتَحٰاجُّونَ فِی النّٰارِ فَیَقُولُ الضُّعَفٰاءُ لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنّٰا کُنّٰا لَکُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنّٰا نَصِیباً مِنَ النّٰارِ

قٰالَ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنّٰا کُلٌّ فِیهٰا إِنَّ اللّٰهَ قَدْ حَکَمَ بَیْنَ الْعِبٰادِ.

غافر (40) 47 و 48

64. ورود انسانها به جهنّم، حکم و قضای الهی:

وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلاّٰ وٰارِدُهٰا کٰانَ عَلیٰ رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیًّا

ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظّٰالِمِینَ فِیهٰا جِثِیًّا. مریم (19) 71 و 72

47. ویرانی شهرها

65. ویرانی شهرهای محلّ سکونت کافران، تعیین شده در قضای الهی:

وَ إِنْ مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّٰ نَحْنُ مُهْلِکُوهٰا قَبْلَ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهٰا عَذٰاباً شَدِیداً کٰانَ ذٰلِکَ فِی الْکِتٰابِ مَسْطُوراً. (3)اسراء (17) 58

48. هلاکت

66. هلاکت اقوام کفرپیشه، از موارد قضای الهی:

وَ مٰا أَهْلَکْنٰا مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّٰ وَ لَهٰا کِتٰابٌ مَعْلُومٌ

مٰا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهٰا وَ مٰا یَسْتَأْخِرُونَ .

حجر (15) 4 و 5

وَ إِنْ مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّٰ نَحْنُ مُهْلِکُوهٰا قَبْلَ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهٰا عَذٰاباً شَدِیداً کٰانَ ذٰلِکَ فِی الْکِتٰابِ


1) 1) . مراد از«... کتب اللّه»قضای خداوند به تبعید بنی نضیراست. (المیزان، ج 19، ص 202)

2) 2) . بنا بر روایت امام صادق علیه السلام که فرمود: پدرم می‌فرمود: خداوند به قضای حتمی خود مقرّر کرده است که هر نعمتی را به بنده‌اش بدهد از او باز نگیرد، مگر اینکه آن بنده گناهی را مرتکب شود که موجب سلب آن نعمت گردد و این است سخن خدا که فرمود: انّ اللّه لا یغیّر ما بقومٍ حتّیٰ یغیّروا ما بأنفسهم. (تفسیر عیّاشی، ج 2، ص 206، ح 19؛ تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 488، ح 50)

3) 3) . آیه اشاره دارد به اینکه ویرانی شهرها با فساد ساکنان آن بر اساس قضای الهی است. (المیزان، ج 13، ص 132)

مَسْطُوراً. اسراء (17) 58

أَ فَلَمْ یَهْدِ لَهُمْ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ یَمْشُونَ فِی مَسٰاکِنِهِمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِأُولِی النُّهیٰ

وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَکٰانَ لِزٰاماً وَ أَجَلٌ مُسَمًّی . طه (20) 128 و 129

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا .... عنکبوت (29) 39 و 40

وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذٰابِ وَ لَوْ لاٰ أَجَلٌ مُسَمًّی لَجٰاءَهُمُ الْعَذٰابُ وَ لَیَأْتِیَنَّهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ

یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذٰابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْکٰافِرِینَ . عنکبوت (29) 53 و 54

بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی عِزَّةٍ وَ شِقٰاقٍ

کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنٰادَوْا وَ لاٰتَ حِینَ مَنٰاصٍ .

ص (38) 2 و 3

قطبة بن عامر

قطبة بن عامر بن حدیدة الانصاری از صحابۀ رسول خدا و شرکت‌کننده در غزوات مختلف آن حضرت و پرچم‌دار بنی‌سلمه در فتح مکّه بود. (1)برخی مفسّران، آیۀ 189 بقره (2) را دربارۀ وی دانسته‌اند که به رغم سنّت جاهلی پس از احرام از درب خانه‌ها وارد می‌شد. (2)

قطع رحم

==>خویشاوندی

قفل

==>قلب، ختم قلب

قلب

اشاره

قلب به معنای خرد و دانش و گاهی بر عقل اطلاق می‌گردد، مانند«ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب» (ق (50) 37). (3)در اصطلاح عرفانی، قلب لطیفه‌ای است ربانی که به قلب جسمانی صنوبری شکل که در طرف چپ سینه است، تعلّق دارد، این لطیفه عبارت است از حقیقت انسان که حکیم آن را نفس ناطقه می‌نامد، و روح، باطن آن است و نفس حیوانی مَرکَب آن، همین قلب است که ادراک و علم دارد، و مخاطب و معاتب است و هر کجا در قرآن و سنت از قلب نام برده شده، به همین معنا است. (4)آنچه در این مدخل مورد تحقیق قرار گرفته، همین مفهوم است و معنای عضو صنوبری مورد نظر نیست. در این مدخل واژه‌های«قلب»،«فؤاد»،«صدر»و مشتقّات آنها و


1) 1) . اسدالغابه، ج 4، ص 387؛ الاصابه، ج 5، ص 338

2) 2) . اسباب‌النّزول، واحدی، ص 51؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج 1، ص 231

3) 3) . مفردات، ص 681،«قلب»

4) 4) . کشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج 2، ص 1334 -1335،«القلب»؛ لغت‌نامه، ج 11، ص 15585 - 15586،«قلب»

بعضی آیات مورد استفاده قرار گرفته است.

اهمّ عناوین: آرامش قلب، اطمینان قلب، بیماری قلب، ختم قلب، قلب منافقان و نقش قلب.

آرامش قلب

اشاره

1. قلب، کانون و محل آرامش:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی .... بقره (2) 260

... وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً .... وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ .... آل‌عمران (3) 103 و 126

قٰالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهٰا وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنٰا ....

مائده (5) 113

وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَ ... إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعٰاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطٰانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلیٰ قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدٰامَ . انفال (8) 10 و 11

وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الرُّسُلِ مٰا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤٰادَکَ .... هود (11) 120

اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللّٰهِ أَلاٰ بِذِکْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . رعد (13) 28

مَنْ کَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِیمٰانِهِ إِلاّٰ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمٰانِ ... . نحل (16) 106

وَ رَبَطْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قٰامُوا فَقٰالُوا رَبُّنٰا رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ... . کهف (18) 14

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ ... . فرقان (25) 32

وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسیٰ فٰارِغاً إِنْ کٰادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْ لاٰ أَنْ رَبَطْنٰا عَلیٰ قَلْبِهٰا لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . قصص (28) 10

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ .... زمر (39) 23

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدٰادُوا إِیمٰاناً مَعَ إِیمٰانِهِمْ .... لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ ... فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ .... فتح (48) 4 و 18

2. آرامش قلب، پاداش وفای به عهد مؤمنان، در بیعت با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :

لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ ... . فتح (48) 18

3. نزول ملائکۀ امداد بر مجاهدان در جنگ بدر، سبب آرامش قلب آنان:

وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّٰهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ ... إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ أَ لَنْ یَکْفِیَکُمْ أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاٰثَةِ آلاٰفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُنْزَلِینَ وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ ....

آل‌عمران (3) 123 و 124 و 126

إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجٰابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُرْدِفِینَ

وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ .... انفال (8) 9 و 10

4. آرامش قلب مجاهدان در جنگ بدر، با خواب سبک و نزول باران از طرف خداوند:

إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجٰابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ

بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُرْدِفِینَ

إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعٰاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطٰانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلیٰ قُلُوبِکُمْ .... انفال (8) 9 و 11

5. تحقق پیروزی و غلبه بر دشمن، عامل آرامش قلب مجاهدان، در غزوۀ بدر:

وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّٰهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ .... أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاٰثَةِ آلاٰفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُنْزَلِینَ بَلیٰ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هٰذٰا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلاٰفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُسَوِّمِینَ وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ ....

آل‌عمران (3) 123 - 126

6. قدرت و اطمینان قلبی برای مبارزه با دشمنان، موهبتی الهی برای قیام‌کنندگان در راه خدا:

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا ... وَ رَبَطْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قٰامُوا فَقٰالُوا رَبُّنٰا رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلٰهاً لَقَدْ قُلْنٰا إِذاً شَطَطاً.

کهف (18) 13 و 14

7. قلب آرامش یافته و مطمئنّه، برخوردار از عنایتهای ویژۀ الهی:

یٰا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ

اِرْجِعِی إِلیٰ رَبِّکِ رٰاضِیَةً مَرْضِیَّةً

فَادْخُلِی فِی عِبٰادِی

وَ ادْخُلِی جَنَّتِی . فجر (89) 27 - 30

8. اطمینان قلب به ایمان، مانع پذیرش کفر، حتی در فشار و زیر شکنجۀ دشمنان:

مَنْ کَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِیمٰانِهِ إِلاّٰ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمٰانِ ... (1)نحل (16) 106

9. اطمینان قلب به ایمان، موجب رفع عذاب الهی از اظهار کنندۀ کفر، در صورت اکراه و اجبار:

مَنْ کَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِیمٰانِهِ إِلاّٰ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمٰانِ وَ لٰکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْراً فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللّٰهِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نحل (16) 106

10. اطمینان قلبی به چگونگی معاد، مرتبه‌ای از مراحل عالی ایمان:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی ... . بقره (2) 260

11. اطمینان قلب، مرتبه‌ای بالاتر از مرحلۀ ایمان:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی ... . بقره (2) 260

إِذْ قٰالَ الْحَوٰارِیُّونَ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ قٰالَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

قٰالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهٰا وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنٰا .... مائده (5) 112 و 113

12. درخواست ابراهیم علیه السلام از خداوند، برای نشان دادن چگونگی زنده کردن مردگان، به منظور اطمینان قلب خود:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ


1) 1) . در شأن نزول آمده که آیۀ شریفه دربارۀ چند نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله از جمله عمار است که در زیر شکنجه از روی تقیه به نفع مشرکان و علیه پیامبر حرفی زده بود که از این موضوع ناراحت بوده و پیامبر صلی الله علیه و آله از او سؤال فرمودند: آیا به آنچه گفتی راضی بودی؟ عرض کرد: نه، که خداوند این آیه شریفه را نازل کرد. (الدرالمنثور، ج 4، ص 132؛ معالم التنزیل، بغوی، ج 3، ص 98)

قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی .... بقره (2) 260

13. درخواست حواریون از عیسی علیه السلام برای نزول سفرۀ آسمانی، به منظور اطمینان قلب خود:

إِذْ قٰالَ الْحَوٰارِیُّونَ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ قٰالَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

قٰالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهٰا وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنٰا وَ نَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنٰا .... مائده (5) 112 و 113

14. قلب مطمئن در قیامت، مورد خطاب خداوند، برای حضور در پیشگاه او:

وَ جِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ ... یٰا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ اِرْجِعِی إِلیٰ رَبِّکِ رٰاضِیَةً مَرْضِیَّةً .

فجر (89) 23 و 27 و 28

آثار آرامش قلب

1. ازدیاد ایمان
15. آرامش و اطمینان قلب مؤمنان در فتح مکه، موجب ازدیاد ایمان و یقین آنان:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدٰادُوا إِیمٰاناً مَعَ إِیمٰانِهِمْ ... (1)فتح (48) 1 و 4

2. اقرار به توحید
16. برخورداری اصحاب کهف از اطمینان قلبی، موجب اظهار توحید و تبرّی از شرک در برابر دشمن:

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحٰابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کٰانُوا مِنْ آیٰاتِنٰا عَجَباً ء وَ رَبَطْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قٰامُوا فَقٰالُوا رَبُّنٰا رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلٰهاً لَقَدْ قُلْنٰا إِذاً شَطَطاً. (2)

کهف (18) 9 و 14

3. انابه
17. اطمینان قلب با یاد خدا، فراهم آورندۀ زمینۀ انابه:

... وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنٰابَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللّٰهِ .... رعد (13) 27 و 28

4. پیروزی
18. تأثیر قلب مطمئن در پیروزی بر دشمن، در میدان جنگ:

وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّٰهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ ... إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ أَ لَنْ یَکْفِیَکُمْ أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاٰثَةِ آلاٰفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُنْزَلِینَ بَلیٰ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هٰذٰا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلاٰفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُسَوِّمِینَ وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاّٰ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

آل‌عمران (3) 123 - 126

5. ثبات قدم
19. آرامش قلب مجاهدان در غزوۀ بدر، موجب ثبات قدم و استقامت آنان در برابر دشمن:

إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجٰابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُرْدِفِینَ

وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ


1) 1) . احتمال دارد«فتح»در آیه به فتح مکه اشاره باشد. (روح المعانی، ج 14، جزء 26، ص 130؛ التفسیر المنیر، ج 26، ص 150)، مراد از«سکینة»آرامش، سکون و اطمینان نفس به عقایدی است که به آن ایمان آورده است. (المیزان، ج 18، ص 258؛ انوار التنزیل، بیضاوی، ج 5، ص 126)

2) 2) .«ربط»به معنای محکم بستن است و«ربط بر دلها»کنایه‌از سلب اضطراب و قلق از آنها است. (المیزان، ج 13، ص 250)

بُشْریٰ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ .... وَ لِیَرْبِطَ عَلیٰ قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدٰامَ . انفال (8) 9 - 11

6. حفظ اسرار
20. اعطای اطمینان قلب به مادر موسی، عامل حفظ اسرار، به وسیلۀ او:

وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسیٰ فٰارِغاً إِنْ کٰادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْ لاٰ أَنْ رَبَطْنٰا عَلیٰ قَلْبِهٰا لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . قصص (28) 10

7. رضایت از خدا
21. قلبهای اطمینان یافته با یاد و وعده‌های خدا، خشنود و راضی از خداوند:

یٰا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ

اِرْجِعِی إِلیٰ رَبِّکِ رٰاضِیَةً مَرْضِیَّةً

فَادْخُلِی فِی عِبٰادِی

وَ ادْخُلِی جَنَّتِی . فجر (89) 27 - 30

8. رضایت خدا

22.قلبهای اطمینان یافته با یاد و وعده‌های خدا، برخوردار از رضایت او:

یٰا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ

اِرْجِعِی إِلیٰ رَبِّکِ رٰاضِیَةً مَرْضِیَّةً

فَادْخُلِی فِی عِبٰادِی

وَ ادْخُلِی جَنَّتِی . فجر (89) 27 - 30

9. عنایت خدا
23. قلبهای اطمینان یافته با یاد و وعده‌های خدا، برخوردار از عنایت ویژۀ الهی:

یٰا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ

اِرْجِعِی إِلیٰ رَبِّکِ رٰاضِیَةً مَرْضِیَّةً

فَادْخُلِی فِی عِبٰادِی

وَ ادْخُلِی جَنَّتِی . فجر (89) 27 - 30

10. قدرت
24. تنها قلبهای مطمئن، قادر بر انجام دادن کارهای سخت و مخاطره آمیز:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ أُمِّ مُوسیٰ أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذٰا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَ لاٰ تَخٰافِی وَ لاٰ تَحْزَنِی ...

وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسیٰ فٰارِغاً إِنْ کٰادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْ لاٰ أَنْ رَبَطْنٰا عَلیٰ قَلْبِهٰا لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . قصص (28) 7 و 10

11. هدایت
25. اطمینان قلب انابه کنندگان به درگاه خدا، زمینۀ برخورداری از هدایت خاص الهی:

وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّٰهَ یُضِلُّ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنٰابَ

اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللّٰهِ أَلاٰ بِذِکْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ .

رعد (13) 27 و 28

عوامل آرامش قلب

1. احیای مردگان
26. احیای مردگان به شکل اعجاز آمیز، از عوامل اطمینان و آرامش قلب:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قٰالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلیٰ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیاً .... بقره (2) 260

2. امداد خدا
27. نزول اطمینان و آرامش بر قلب مؤمنان در صلح حدیبیه، به سبب امداد الهی:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدٰادُوا إِیمٰاناً مَعَ إِیمٰانِهِمْ ... (1)فتح (48) 1 و 4


1) 1) . مراد از آیه، سکونت در قلوب مؤمنان، در صلح حدیبیه است. (جوامع الجامع، ج 4، ص 134؛ معالم التنزیل، بغوی، ج 4، ص 223)

28. امداد خداوند به مؤمنان با فرستادن فرشتگان در جنگ، به منظور آرامش یافتن قلب آنان:

وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّٰهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ .... أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاٰثَةِ آلاٰفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُنْزَلِینَ بَلیٰ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هٰذٰا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلاٰفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُسَوِّمِینَ وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ ....

آل‌عمران (3) 123 - 126

إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجٰابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُرْدِفِینَ

وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ .... انفال (8) 9 و 10

لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّٰهُ فِی مَوٰاطِنَ کَثِیرَةٍ وَ یَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ ... ثُمَّ أَنْزَلَ اللّٰهُ سَکِینَتَهُ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهٰا .... توبه (9) 25 و 26

29. اندک نشان دادن مشرکان بدر در رؤیای پیامبر صلی الله علیه و آله به منظور اطمینان بخشی قلب مسلمانان:

إِذْ یُرِیکَهُمُ اللّٰهُ فِی مَنٰامِکَ قَلِیلاً وَ لَوْ أَرٰاکَهُمْ کَثِیراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنٰازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. (1)انفال (8) 43

3. ایمان
30. ایمان به خداوند، موجب آرامش قلب:

اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللّٰهِ أَلاٰ بِذِکْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . رعد (13) 28

مَنْ کَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِیمٰانِهِ إِلاّٰ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمٰانِ .... نحل (16) 106

4. پیروزی
31. پیروزی در جنگ، سبب آرامش قلبی:

وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّٰهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ .... أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاٰثَةِ آلاٰفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُنْزَلِینَ بَلیٰ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هٰذٰا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلاٰفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُسَوِّمِینَ وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ ....

آل‌عمران (3) 123 -\126

5. ذکر خدا
32. یاد و نام خدا، مایۀ آرامش قلب:

... أَلاٰ بِذِکْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . رعد (13) 28

... ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ ....

زمر (39) 23

6. نزول مائده
33. نزول مائدۀ آسمانی به شکل خارق العاده، از اسباب اطمینان قلب:

إِذْ قٰالَ الْحَوٰارِیُّونَ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ ... قٰالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهٰا وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنٰا .... مائده (5) 112 و 113

منشأ آرامش قلب

34. آرامش قلب، تحت قدرت خداوند:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی .... بقره (2) 260

... وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً ... وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ لَکُمْ


1) 1) . آیۀ شریفه به غزوۀ بدر اشاره دارد. (التبیان، ج 5، ص 128؛ الدر المنثور، ج 3، ص 189)

وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ .... آل‌عمران (3) 103 و 126

قٰالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهٰا وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنٰا وَ ...

قٰالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ اللّٰهُمَّ رَبَّنٰا أَنْزِلْ عَلَیْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ تَکُونُ لَنٰا عِیداً لِأَوَّلِنٰا وَ آخِرِنٰا وَ آیَةً مِنْکَ وَ ارْزُقْنٰا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرّٰازِقِینَ .

مائده (5) 113 و 114

وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ ... إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعٰاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطٰانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلیٰ قُلُوبِکُمْ ... .

انفال (8) 10 و 11

ثُمَّ أَنْزَلَ اللّٰهُ سَکِینَتَهُ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ ... . توبه (9) 26

إِلاّٰ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّٰهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا ثٰانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمٰا فِی الْغٰارِ إِذْ یَقُولُ لِصٰاحِبِهِ لاٰ تَحْزَنْ إِنَّ اللّٰهَ مَعَنٰا فَأَنْزَلَ اللّٰهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ .... توبه (9) 40

وَ کُلاًّ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الرُّسُلِ مٰا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤٰادَکَ .... هود (11) 120

اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللّٰهِ أَلاٰ بِذِکْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . رعد (13) 28

وَ رَبَطْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قٰامُوا فَقٰالُوا رَبُّنٰا رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلٰهاً لَقَدْ قُلْنٰا إِذاً شَطَطاً. کهف (18) 14

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وٰاحِدَةً کَذٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَکَ ... . فرقان (25) 32

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدٰادُوا إِیمٰاناً مَعَ إِیمٰانِهِمْ ... فتح (48) 4

لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ .... فتح (48) 18

35. نزول اطمینان و آرامش بر قلب مؤمنان پس از صلح حدیبیّه، نمودی از حاکمیّت خداوند بر قوای جهان:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدٰادُوا إِیمٰاناً مَعَ إِیمٰانِهِمْ وَ لِلّٰهِ جُنُودُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلِیماً حَکِیماً. (1)فتح (48) 1 و 4

36. خداوند، منشأ اطمینان قلب و آرامش‌بخش دلها:

بَلیٰ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هٰذٰا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلاٰفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُسَوِّمِینَ

وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ ....

آل‌عمران (3) 125 و 126

إِذْ قٰالَ الْحَوٰارِیُّونَ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ ... قٰالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهٰا وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنٰا .... مائده (5) 112 و 113

إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجٰابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُرْدِفِینَ

وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ .... انفال (8) 9 و 10

نیز ==> آرامش و همین مدخل، اطمینان قلب و قلب مؤمنان، آرامش قلب مؤمنان

آگاهی از قلب

==> همین مدخل، اسرار قلب


1) 1) . مراد از فتح در آیۀ شریفه، فتح در صلح حدیبیه است. (المیزان، ج 18، ص 252؛ فتح القدیر، ج 5، ص 53)

ادراک قلب

37. قلب انسان، کانون ادراک و شناخت:

خَتَمَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ عَلیٰ سَمْعِهِمْ وَ عَلیٰ أَبْصٰارِهِمْ غِشٰاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . بقره (2) 7

وَ قٰالُوا قُلُوبُنٰا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ بِکُفْرِهِمْ فَقَلِیلاً مٰا یُؤْمِنُونَ . بقره (2) 88

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ وَ رَفَعْنٰا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اسْمَعُوا قٰالُوا سَمِعْنٰا وَ عَصَیْنٰا وَ أُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمٰا یَأْمُرُکُمْ بِهِ إِیمٰانُکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . بقره (2) 93

قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلیٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّٰهِ .... بقره (2) 97

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ یُشْهِدُ اللّٰهَ عَلیٰ مٰا فِی قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصٰامِ .

بقره (2) 204

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ ... . بقره (2) 225

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی ... . بقره (2) 260

... وَ لاٰ تَکْتُمُوا الشَّهٰادَةَ وَ مَنْ یَکْتُمْهٰا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ ... . بقره (2) 283

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ ... فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ ... رَبَّنٰا لاٰ تُزِغْ قُلُوبَنٰا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنٰا ... . آل‌عمران (3) 7 و 8

سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ بِمٰا أَشْرَکُوا بِاللّٰهِ .... آل‌عمران (3) 151

... لِیَجْعَلَ اللّٰهُ ذٰلِکَ حَسْرَةً فِی قُلُوبِهِمْ ... .

آل‌عمران (3) 156

... یَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِهِمْ مٰا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا یَکْتُمُونَ . آل‌عمران (3) 167

فَبِمٰا نَقْضِهِمْ ... وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنٰا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللّٰهُ عَلَیْهٰا بِکُفْرِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُونَ إِلاّٰ قَلِیلاً.

نساء (4) 155

فَبِمٰا نَقْضِهِمْ ... وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُکِّرُوا بِهِ ... . مائده (5) 13

یٰا أَیُّهَا الرَّسُولُ لاٰ یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسٰارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قٰالُوا آمَنّٰا بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ .... مائده (5) 41

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ .... انعام (6) 25

فَلَوْ لاٰ إِذْ جٰاءَهُمْ بَأْسُنٰا تَضَرَّعُوا وَ لٰکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ ... . انعام (6) 43

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّٰهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصٰارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلیٰ قُلُوبِکُمْ ... . انعام (6) 46

أَ وَ لَمْ یَهْدِ لِلَّذِینَ یَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِهٰا أَنْ لَوْ نَشٰاءُ ... وَ نَطْبَعُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَسْمَعُونَ . اعراف (7) 100

تِلْکَ الْقُریٰ ... وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا ... کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الْکٰافِرِینَ . اعراف (7) 101

وَ لَقَدْ ذَرَأْنٰا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ یَفْقَهُونَ بِهٰا .... اعراف (7) 179

... سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ ... .

انفال (8) 12

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذٰا دَعٰاکُمْ لِمٰا یُحْیِیکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ . انفال (8) 24

إِنَّمٰا یَسْتَأْذِنُکَ الَّذِینَ ... وَ ارْتٰابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِی رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُونَ . توبه (9) 45

رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوٰالِفِ وَ طُبِعَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَفْقَهُونَ . توبه (9) 87

... وَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ .

توبه (9) 93

لَقَدْ تٰابَ اللّٰهُ عَلَی النَّبِیِّ وَ الْمُهٰاجِرِینَ وَ الْأَنْصٰارِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ فِی سٰاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مٰا کٰادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٍ مِنْهُمْ .... توبه (9) 117

وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلیٰ بَعْضٍ هَلْ یَرٰاکُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ یَفْقَهُونَ . توبه (9) 127

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلاً إِلیٰ قَوْمِهِمْ فَجٰاؤُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ نَطْبَعُ عَلیٰ قُلُوبِ الْمُعْتَدِینَ .

یونس (10) 74

اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللّٰهِ أَلاٰ بِذِکْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . رعد (13) 28

کَذٰلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ .

حجر (15) 12

إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَالَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ . نحل (16) 22

... وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصٰارَ وَ الْأَفْئِدَةَ ... .

نحل (16) 78

أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصٰارِهِمْ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْغٰافِلُونَ .

نحل (16) 108

وَ لاٰ تَقْفُ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤٰادَ .... اسراء (17) 36

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ ....

اسراء (17) 46

... وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا ... .

کهف (18) 28

... إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ ....

کهف (18) 57

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهٰا .... حجّ (22) 46

وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَیُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ .... حجّ (22) 54

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ ... .

مؤمنون (23) 78

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ

عَلیٰ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ . شعراء (26) 193 و 194

کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ . روم (30) 59

... وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ ... . سجده (32) 9

... کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبّٰارٍ.

غافر (40) 35

وَ قٰالُوا قُلُوبُنٰا فِی أَکِنَّةٍ مِمّٰا تَدْعُونٰا إِلَیْهِ ... .

فصّلت (41) 5

... فَإِنْ یَشَإِ اللّٰهُ یَخْتِمْ عَلیٰ قَلْبِکَ ... .

شوری (42) 24

أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ ... وَ خَتَمَ عَلیٰ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ ... . جاثیه (45) 23

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاهُمْ فِیمٰا إِنْ مَکَّنّٰاکُمْ فِیهِ وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ ... وَ أَفْئِدَةً فَمٰا أَغْنیٰ عَنْهُمْ ... وَ لاٰ أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ

شَیْءٍ إِذْ کٰانُوا یَجْحَدُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ... .

احقاف (46) 26

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتّٰی إِذٰا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قٰالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مٰا ذٰا قٰالَ آنِفاً أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ ... . محمّد (47) 16

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلیٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا.

محمّد (47) 24

... وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمٰانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ .... حجرات (49) 7

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَذِکْریٰ لِمَنْ کٰانَ لَهُ قَلْبٌ ... .

ق (50) 37

مٰا کَذَبَ الْفُؤٰادُ مٰا رَأیٰ . (1)نجم (53) 11

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 16

... وَ جَعَلْنٰا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً ... . حدید (57) 27

... أُولٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمٰانَ ... .

مجادله (58) 22

... وَ لاٰ تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنٰا غِلاًّ لِلَّذِینَ آمَنُوا ... .

حشر (59) 10

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَفْقَهُونَ . منافقون (63) 3

قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ ... .

ملک (67) 23

قُلُوبٌ یَوْمَئِذٍ وٰاجِفَةٌ . نازعات (79) 8

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ .

مطفّفین (83) 14

38. محرومیت بسیاری از انسانها از فهم حقایق و معارف الهی، به رغم داشتن قلب:

وَ لَقَدْ ذَرَأْنٰا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ یَفْقَهُونَ بِهٰا ... . اعراف (7) 179

نیز ==> شناخت، ابزار شناخت و همین‌مدخل، نقش‌قلب.

اسرار قلب

39. قلب آدمی مخزن اسرار او:

قُلْ إِنْ تُخْفُوا مٰا فِی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ ....

آل‌عمران (3) 29

... وَ طٰائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللّٰهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجٰاهِلِیَّةِ یَقُولُونَ هَلْ لَنٰا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَیْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِلّٰهِ یُخْفُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ مٰا لاٰ یُبْدُونَ لَکَ ... وَ لِیَبْتَلِیَ اللّٰهُ مٰا فِی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ مٰا فِی قُلُوبِکُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. آل‌عمران (3) 154

... إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. مائده (5) 7

وَ إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنّٰاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلٰهَیْنِ مِنْ دُونِ اللّٰهِ قٰالَ سُبْحٰانَکَ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ مٰا لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِنْ کُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مٰا فِی نَفْسِی وَ لاٰ أَعْلَمُ مٰا فِی نَفْسِکَ ... . مائده (5) 116

إِذْ یُرِیکَهُمُ اللّٰهُ فِی مَنٰامِکَ قَلِیلاً وَ لَوْ أَرٰاکَهُمْ کَثِیراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنٰازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. انفال (8) 43

یَحْذَرُ الْمُنٰافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ


1) 1) . مراد از«فؤاد»، قلب است. (تفسیر مقاتل، ج 2، ص 530؛ تفسیر جلالین، ج 1، ص 287)

بِمٰا فِی قُلُوبِهِمْ .... توبه (9) 64

أَلاٰ إِنَّهُمْ یَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِیَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلاٰ حِینَ یَسْتَغْشُونَ ثِیٰابَهُمْ یَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. هود (11) 5

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَیَعْلَمُ مٰا تُکِنُّ صُدُورُهُمْ ... .

نمل (27) 74

وَ رَبُّکَ یَعْلَمُ مٰا تُکِنُّ صُدُورُهُمْ ... .

قصص (28) 69

وَ مِنَ النّٰاسِ ... أَ وَ لَیْسَ اللّٰهُ بِأَعْلَمَ بِمٰا فِی صُدُورِ الْعٰالَمِینَ . عنکبوت (29) 10

... إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. لقمان (31) 23

... وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ مٰا فِی قُلُوبِکُمْ ... . احزاب (33) 51

إِنَّ اللّٰهَ ... إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. فاطر (35) 38

إِنْ تَکْفُرُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِیٌّ عَنْکُمْ ... إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. زمر (39) 7

یَعْلَمُ ... وَ مٰا تُخْفِی الصُّدُورُ. غافر (40) 19

أَمْ یَقُولُونَ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ... إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. شوری (42) 24

أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللّٰهُ أَضْغٰانَهُمْ . محمّد (47) 29

... وَ هُوَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. حدید (57) 6

... وَ یَعْلَمُ مٰا تُسِرُّونَ ... وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ.

تغابن (64) 4

وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلیٰ بَعْضِ أَزْوٰاجِهِ حَدِیثاً فَلَمّٰا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللّٰهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمّٰا نَبَّأَهٰا بِهِ قٰالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هٰذٰا ... . تحریم (66) 3

وَ أَسِرُّوا قَوْلَکُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. ملک (67) 13

أَ فَلاٰ یَعْلَمُ إِذٰا بُعْثِرَ مٰا فِی الْقُبُورِ

وَ حُصِّلَ مٰا فِی الصُّدُورِ

إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ.

عادیات (100) 9 - 11

40. آشکار شدن اسرار قلب انسان در قیامت:

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ

أَ فَلاٰ یَعْلَمُ إِذٰا بُعْثِرَ مٰا فِی الْقُبُورِ

وَ حُصِّلَ مٰا فِی الصُّدُورِ.

عادیات (100) 6 و 9 و 10

41. فاش شدن نیّات و اسرار قلبی منافقان با وحی:

یَحْذَرُ الْمُنٰافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمٰا فِی قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللّٰهَ مُخْرِجٌ مٰا تَحْذَرُونَ

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّمٰا کُنّٰا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللّٰهِ وَ آیٰاتِهِ وَ رَسُولِهِ کُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ . توبه (9) 64 و 65

42. عمل کردن بر طبق ظواهر و مخفی کردن اسرار قلبی، در صورت مصلحت، امری پسندیده:

وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَ اتَّقِ اللّٰهَ وَ تُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللّٰهُ مُبْدِیهِ وَ تَخْشَی النّٰاسَ وَ اللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشٰاهُ فَلَمّٰا قَضیٰ زَیْدٌ مِنْهٰا وَطَراً زَوَّجْنٰاکَهٰا لِکَیْ لاٰ یَکُونَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِی أَزْوٰاجِ أَدْعِیٰائِهِمْ إِذٰا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً. احزاب (33) 37

43. امتحان الهی، آشکارکنندۀ اسرار قلبی مسلمانان:

ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعٰاساً یَغْشیٰ طٰائِفَةً مِنْکُمْ وَ طٰائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللّٰهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجٰاهِلِیَّةِ یَقُولُونَ هَلْ لَنٰا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَیْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِلّٰهِ یُخْفُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ مٰا لاٰ یُبْدُونَ لَکَ یَقُولُونَ لَوْ کٰانَ لَنٰا مِنَ الْأَمْرِ شَیْءٌ مٰا قُتِلْنٰا هٰاهُنٰا قُلْ لَوْ کُنْتُمْ

فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلیٰ مَضٰاجِعِهِمْ وَ لِیَبْتَلِیَ اللّٰهُ مٰا فِی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ مٰا فِی قُلُوبِکُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. آل‌عمران (3) 154

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتّٰی نَعْلَمَ الْمُجٰاهِدِینَ مِنْکُمْ وَ الصّٰابِرِینَ وَ نَبْلُوَا أَخْبٰارَکُمْ . محمّد (47) 31

44. خداوند، آشکارکنندۀ راز قلب، به رغم پنهان کردن آن:

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا وَ اللّٰهُ مُخْرِجٌ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ . بقره (2) 72

یَحْذَرُ الْمُنٰافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمٰا فِی قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللّٰهَ مُخْرِجٌ مٰا تَحْذَرُونَ . توبه (9) 64

أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللّٰهُ أَضْغٰانَهُمْ . محمّد (47) 29

45. امکان نمایانگر شدن اسرار و درون قلب افراد به وسیلۀ لحن آنان:

أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللّٰهُ أَضْغٰانَهُمْ

وَ لَوْ نَشٰاءُ لَأَرَیْنٰاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِیمٰاهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ .... محمّد (47) 29 و 30

46. آگاهی خداوند از اسرار قلبها:

قُلْ إِنْ تُخْفُوا مٰا فِی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اللّٰهُ ... (1)آل‌عمران (3) 29

... وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. آل‌عمران (3) 154

... إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. مائده (5) 7

... قٰالَ سُبْحٰانَکَ ... تَعْلَمُ مٰا فِی نَفْسِی وَ لاٰ أَعْلَمُ مٰا فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنْتَ عَلاّٰمُ الْغُیُوبِ . مائده (5) 116

... إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. انفال (8) 43

کَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لاٰ یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلاًّ وَ لاٰ ذِمَّةً یُرْضُونَکُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ تَأْبیٰ قُلُوبُهُمْ وَ أَکْثَرُهُمْ فٰاسِقُونَ . توبه (9) 8

یَحْذَرُ الْمُنٰافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمٰا فِی قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللّٰهَ مُخْرِجٌ مٰا تَحْذَرُونَ . توبه (9) 64

... إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. هود (11) 5

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَیَعْلَمُ مٰا تُکِنُّ صُدُورُهُمْ وَ مٰا یُعْلِنُونَ . نمل (27) 74

وَ رَبُّکَ یَعْلَمُ مٰا تُکِنُّ صُدُورُهُمْ وَ مٰا یُعْلِنُونَ .

قصص (28) 69

... أَ وَ لَیْسَ اللّٰهُ بِأَعْلَمَ بِمٰا فِی صُدُورِ الْعٰالَمِینَ .

عنکبوت (29) 10

... إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. لقمان (31) 23

... وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ مٰا فِی قُلُوبِکُمْ .... احزاب (33) 51

... إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. فاطر (35) 38

... إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. زمر (39) 7

یَعْلَمُ خٰائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ مٰا تُخْفِی الصُّدُورُ.

غافر (40) 19

... إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. شوری (42) 24

أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللّٰهُ أَضْغٰانَهُمْ ... وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ أَعْمٰالَکُمْ .

محمّد (47) 29 و 30

... وَ هُوَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. حدید (57) 6

وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِیمٰانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لاٰ یَجِدُونَ فِی


1) 1) . مراد از«صدور»، قلوب است. (زبدة التفاسیر، ج 1، ص 472؛ الکشف و البیان، ج 3، ص 49؛ روح المعانی، ج 3، جزء 3، ص 203)

صُدُورِهِمْ حٰاجَةً مِمّٰا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ .... حشر (59) 9

... وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. تغابن (64) 4

وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلیٰ بَعْضِ أَزْوٰاجِهِ حَدِیثاً فَلَمّٰا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللّٰهُ عَلَیْهِ ... قٰالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ إِنْ تَتُوبٰا إِلَی اللّٰهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمٰا وَ إِنْ تَظٰاهَرٰا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللّٰهَ هُوَ مَوْلاٰهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صٰالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلاٰئِکَةُ بَعْدَ ذٰلِکَ ظَهِیرٌ. تحریم (66) 3 و 4

... إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. ملک (67) 13

أَ فَلاٰ یَعْلَمُ إِذٰا ... وَ حُصِّلَ مٰا فِی الصُّدُورِ إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ. عادیات (100) 9 - 11

47. آگاهی خداوند از قلبهای کفران کنندۀ نعمت و یا شکرگزار:

إِنْ تَکْفُرُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِیٌّ عَنْکُمْ وَ لاٰ یَرْضیٰ لِعِبٰادِهِ الْکُفْرَ وَ إِنْ تَشْکُرُوا یَرْضَهُ لَکُمْ ... إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. زمر (39) 7

48. آگاهی خداوند از مکر و دشمنی قلبی کافران نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَیَعْلَمُ مٰا تُکِنُّ صُدُورُهُمْ وَ مٰا یُعْلِنُونَ . (1)نمل (27) 74

وَ مَنْ کَفَرَ فَلاٰ یَحْزُنْکَ کُفْرُهُ إِلَیْنٰا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. لقمان (31) 23

49. آگاهی منافقان از علم خداوند به اسرار قلب‌شان:

یَحْذَرُ الْمُنٰافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمٰا فِی قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللّٰهَ مُخْرِجٌ مٰا تَحْذَرُونَ . توبه (9) 64

50. آگاهی خداوند از کینه و دشمنی قلبی منافقان با مؤمنان:

أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللّٰهُ أَضْغٰانَهُمْ

وَ لَوْ نَشٰاءُ لَأَرَیْنٰاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِیمٰاهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ أَعْمٰالَکُمْ . (2)محمّد (47) 29 و 30

51. لحن سخن گفتن منافقان، سبب آگاهی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از کینه و دشمنی درونی و قلبی آنان:

أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللّٰهُ أَضْغٰانَهُمْ

وَ لَوْ نَشٰاءُ لَأَرَیْنٰاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِیمٰاهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ أَعْمٰالَکُمْ . محمّد (47) 29 و 30

52. آگاهی خداوند از قلوب مؤمنان، در دوستی با کافران:

لاٰ یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکٰافِرِینَ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ ... قُلْ إِنْ تُخْفُوا مٰا فِی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اللّٰهُ .... آل‌عمران (3) 28 و 29

53. چهرۀ منافقان، سبب آگاهی مؤمنان از کینه و دشمنی قلبی آنان:

أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللّٰهُ أَضْغٰانَهُمْ

وَ لَوْ نَشٰاءُ لَأَرَیْنٰاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِیمٰاهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ أَعْمٰالَکُمْ . محمّد (47) 29 و 30


1) 1) . مقصود آیه این است که خدا از دشمنی و مکر پنهان و آشکار کافران نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آگاهی دارد. (جوامع الجامع، ج 3، ص 199)

2) 2) .«اضغان»جمع«ضغن»به معنای کینۀ شدید است. (مفردات، ص 509،«ضغن») و منظور از«اضغانهم»کینۀ منافقان با مؤمنان است. (التبیان، ج 9، ص 305)

54. علم و آگاهی خداوند به خشم و کینۀ قلبی کافران از اسلام:

هٰا أَنْتُمْ أُولاٰءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لاٰ یُحِبُّونَکُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْکِتٰابِ کُلِّهِ وَ إِذٰا لَقُوکُمْ قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیْکُمُ الْأَنٰامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِکُمْ إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ.

آل‌عمران (3) 119

55. توجه به آگاهی خداوند از اسرار درونی، بازدارندۀ آدمی از خوی ناسپاسی و بخل:

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ

وَ إِنَّهُ عَلیٰ ذٰلِکَ لَشَهِیدٌ

وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ

وَ حُصِّلَ مٰا فِی الصُّدُورِ

إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ.

عادیات (100) 6 - 8 و 10 و 11

56. توجه به آگاهی خداوند از راز دلها و عملکرد آدمی، زمینه ساز پرهیز از نفاق و ارتکاب اعمال ناپسند:

وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ نٰافَقُوا وَ قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا قٰاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ أَوِ ادْفَعُوا قٰالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتٰالاً لاَتَّبَعْنٰاکُمْ هُمْ لِلْکُفْرِ یَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِیمٰانِ یَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِهِمْ مٰا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا یَکْتُمُونَ . آل‌عمران (3) 167

57. اعتقاد و توجه به آگاهی خداوند از سینه و درون انسان، مایۀ وفاداری به عهد با محمد صلی الله علیه و آله :

وَ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ مِیثٰاقَهُ الَّذِی وٰاثَقَکُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. مائده (5) 7

اضطراب قلب

58. اضطراب شدید قلبهای منکران معاد از زلزله، در آستانۀ قیامت:

یَوْمَ تَرْجُفُ الرّٰاجِفَةُ

تَتْبَعُهَا الرّٰادِفَةُ

قُلُوبٌ یَوْمَئِذٍ وٰاجِفَةٌ

یَقُولُونَ أَ إِنّٰا لَمَرْدُودُونَ فِی الْحٰافِرَةِ

أَ إِذٰا کُنّٰا عِظٰاماً نَخِرَةً .

نازعات (79) 6 - 8 و 10 و 11

59.بروز برخی حالتهای روانی و حوادث سخت، موجب تپش و اضطراب قلب:

إِذْ جٰاؤُکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ إِذْ زٰاغَتِ الْأَبْصٰارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنٰاجِرَ ... (1).

احزاب (33) 10

وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَنٰاجِرِ .... غافر (40) 18

نیز ==> همین مدخل، قلب شفاعت شوندگان و قلب شفاعت کنندگان.

اطمینان قلب

==> رک: همین مدخل، آرامش

امتحان قلب

60. امتحان قلب مؤمنان از جانب خداوند، با فرمان به کوتاه سخن گفتن و رعایت ادب نزد پیامبراکرم صلی الله علیه و آله :

إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوٰاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْویٰ ... .

حجرات (49) 3

61. امتحان قلب مؤمنان از جانب خداوند، در راستای نیل به تقوا:

إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوٰاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْویٰ ... .

حجرات (49) 3


1) 1) . این آیه می‌تواند مثالی برای اضطراب قلب باشد.(الکشاف، ج 3، ص 526)

62. آزمایش قلب مجاهدان از طرف خدا، در راستای خالص شدن انگیزه‌ها و دلهای آنان:

ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعٰاساً ... وَ لِیَبْتَلِیَ اللّٰهُ مٰا فِی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ مٰا فِی قُلُوبِکُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. آل‌عمران (3) 154

انابۀ قلب

==> همین مدخل، قلب منیب

انحراف قلب

اشاره

63. راسخان در علم، خواهان انحراف پیدا نکردن قلب خود، پس از برخورداری از هدایت:

... وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا وَ مٰا یَذَّکَّرُ إِلاّٰ أُولُوا الْأَلْبٰابِ رَبَّنٰا لاٰ تُزِغْ قُلُوبَنٰا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنٰا .... آل‌عمران (3) 7 و 8

64. انحراف و تزلزل قلب عده‌ای از مسلمانان، در تنگناهای جنگ تبوک:

لَقَدْ تٰابَ اللّٰهُ عَلَی النَّبِیِّ وَ الْمُهٰاجِرِینَ وَ الْأَنْصٰارِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ فِی سٰاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مٰا کٰادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تٰابَ عَلَیْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِیمٌ . (1)توبه (9) 117

آثار انحراف قلب

1. تفسیر به رأی
65. انحراف قلب، موجب تأویل و تفسیر قرآن، بر اساس آرا و هواهای نفسانی خود:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ ... . (2)

آل‌عمران (3) 7

2. سوء استفاده از قرآن
66. انحراف قلب، موجب سوء استفاده از قرآن:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ .... آل‌عمران (3) 7

3. فتنه
67. قلبهای کج اندیش، مایۀ فتنه و فساد:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ .... آل‌عمران (3) 7

4. ناتوانی از تفسیر
68. آگاهی به حقیقت تفسیر قرآن، خارج از قدرت قلبهای منحرف:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ وَ مٰا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ .... آل‌عمران (3) 7

عوامل انحراف قلب

69. انحراف قلب، معلول رفتار آدمی:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِی وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللّٰهِ إِلَیْکُمْ فَلَمّٰا زٰاغُوا أَزٰاغَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ .

صفّ (61) 5


1) 1) . آیۀ شریفه دربارۀ غزوۀ تبوک است. (تفسیر قمی، ج 1، ص 297)

2) 2) .«زیغ»به معنای انحراف از استقامت است. (مفردات،ص 307،«زیغ»)

وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلیٰ بَعْضِ أَزْوٰاجِهِ حَدِیثاً فَلَمّٰا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللّٰهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمّٰا نَبَّأَهٰا بِهِ قٰالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هٰذٰا قٰالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ

إِنْ تَتُوبٰا إِلَی اللّٰهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمٰا وَ إِنْ تَظٰاهَرٰا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللّٰهَ هُوَ مَوْلاٰهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صٰالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلاٰئِکَةُ بَعْدَ ذٰلِکَ ظَهِیرٌ. تحریم (66) 3 و 4

نیز ==> همین مدخل، قلب حفصه، قلب عایشه

انعطاف قلب

اشاره

70. انعطاف و تأثیرپذیری قلب، از حوادث خارجی:

وَ لَقَدْ جٰاءَکُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظٰالِمُونَ ... وَ أُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ ... . بقره (2) 92 و 93

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ ... وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ ... رَبَّنٰا لاٰ تُزِغْ قُلُوبَنٰا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنٰا .... آل‌عمران (3) 7 و 8

... وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً ... . آل‌عمران (3) 103

وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ .... آل‌عمران (3) 126

... هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ ... قٰالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهٰا وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنٰا وَ نَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنٰا وَ نَکُونَ عَلَیْهٰا مِنَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 112 و 113

فَمَنْ یُرِدِ اللّٰهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّمٰا یَصَّعَّدُ فِی السَّمٰاءِ .... انعام (6) 125

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذٰا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیٰاتُهُ زٰادَتْهُمْ إِیمٰاناً ... . انفال (8) 2

وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ ... إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعٰاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً ... وَ لِیَرْبِطَ عَلیٰ قُلُوبِکُمْ ... . انفال (8) 10 و 11

وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مٰا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ ... . انفال (8) 63

إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ ... وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ ... .

توبه (9) 60

لَقَدْ تٰابَ اللّٰهُ عَلَی النَّبِیِّ وَ الْمُهٰاجِرِینَ وَ الْأَنْصٰارِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ فِی سٰاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مٰا کٰادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٍ مِنْهُمْ ... . توبه (9) 117

اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللّٰهِ أَلاٰ بِذِکْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . رعد (13) 28

مَنْ کَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِیمٰانِهِ إِلاّٰ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمٰانِ وَ لٰکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْراً ... . نحل (16) 106

اَلَّذِینَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ ... .

حجّ (22) 35

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهٰا ... وَ لٰکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ. حجّ (22) 46

وَ الَّذِینَ یُؤْتُونَ مٰا آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلیٰ

رَبِّهِمْ رٰاجِعُونَ . مؤمنون (23) 60

رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ ... یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ .... نور (24) 37

یٰا نِسٰاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسٰاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلاٰ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ ... . احزاب (33) 32

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ ...

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ ... .

زمر (39) 22 و 23

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلیٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا.

محمّد (47) 24

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدٰادُوا إِیمٰاناً مَعَ إِیمٰانِهِمْ ... . فتح (48) 4

بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ یَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلیٰ أَهْلِیهِمْ أَبَداً وَ زُیِّنَ ذٰلِکَ فِی قُلُوبِکُمْ ... .

فتح (48) 12

... وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمٰانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ .... حجرات (49) 7

مَنْ خَشِیَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَیْبِ وَ جٰاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَذِکْریٰ لِمَنْ کٰانَ لَهُ قَلْبٌ ... . ق (50) 33 و 37

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ ... . حدید (57) 16

ثُمَّ قَفَّیْنٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ بِرُسُلِنٰا وَ قَفَّیْنٰا بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ ... وَ جَعَلْنٰا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبٰانِیَّةً ابْتَدَعُوهٰا ... . حدید (57) 27

وَ الَّذِینَ جٰاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا ...

وَ لاٰ تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنٰا غِلاًّ لِلَّذِینَ آمَنُوا ... .

حشر (59) 10

... وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ یَهْدِ قَلْبَهُ ... . تغابن (64) 11

عوامل انعطاف قلب

1. تلاوت قرآن
71. تلاوت و شنیدن آیات قرآن، اثر بخش در دلهای مؤمنان:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذٰا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیٰاتُهُ زٰادَتْهُمْ إِیمٰاناً وَ .... انفال (8) 2

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ ... تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ .... زمر (39) 23

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ .... حدید (57) 16

نیز ==> همین مدخل، تألیف قلب.

2. دعا
72. نقش دعا، در جلب تمایلات و علایق قلبی انسانها:

رَبَّنٰا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوٰادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنٰا لِیُقِیمُوا الصَّلاٰةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّٰاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ .... ابراهیم (14) 37

73. دعا و نیایش به درگاه خدا، سبب مصونیت قلب از کینه و بدخواهی:

وَ الَّذِینَ جٰاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنٰا وَ لِإِخْوٰانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونٰا بِالْإِیمٰانِ وَ لاٰ تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنٰا غِلاًّ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنٰا إِنَّکَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ .

حشر (59) 10

74. نقش دعا، در حفظ قلبها از انحرافات:

رَبَّنٰا لاٰ تُزِغْ قُلُوبَنٰا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنٰا وَ هَبْ لَنٰا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهّٰابُ . آل‌عمران (3) 8

3. ذکر خدا
75. یاد خدا، سبب تأثّر قلب و روح مؤمنان:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ .... انفال (8) 2

... اَلَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ .... زمر (39) 23

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ .... حدید (57) 16

4. عمل انسان
76. عمل انسانها، موجب اثر پذیری قلب و روح آنان:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ .... بقره (2) 225

... وَ لاٰ تَکْتُمُوا الشَّهٰادَةَ وَ مَنْ یَکْتُمْهٰا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ .... بقره (2) 283

وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلیٰ بَعْضِ أَزْوٰاجِهِ حَدِیثاً فَلَمّٰا نَبَّأَتْ بِهِ .... فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمٰا ....

تحریم (66) 3 و 4

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ .

مطفّفین (83) 13 - 15

بصیرت قلب

77. بدیهی بودن ارزش بصیرت قلب بر کوردلی:

... قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمیٰ وَ الْبَصِیرُ أَ فَلاٰ تَتَفَکَّرُونَ . انعام (6) 50

مَثَلُ الْفَرِیقَیْنِ کَالْأَعْمیٰ وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصِیرِ وَ السَّمِیعِ هَلْ یَسْتَوِیٰانِ مَثَلاً أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ .

هود (11) 24

... قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمیٰ وَ الْبَصِیرُ ....

رعد (13) 16

وَ مٰا یَسْتَوِی الْأَعْمیٰ وَ الْبَصِیرُ. فاطر (35) 19

نیز ==> بصیرت

بیماری قلب

آثار بیماری قلب

اشاره
78. بیماری قلب موجب تبلیغات منفی بیماردلان مدینه، برای ایجاد تزلزل در عقیدۀ مسلمانان:

وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مٰا وَعَدَنَا اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّٰ غُرُوراً. احزاب (33) 12

79. صاحبان قلب بیمار، مورد سرزنش خداوند، به سبب نیندیشیدن در مفاهیم قرآن:

... رَأَیْتَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ... أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلیٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا. محمّد (47) 20 و 24

80. القائات شیطانی در اهداف و برنامۀ پیامبران، امتحانی برای محک بیماردلان و سنگدلان:

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لاٰ نَبِیٍّ إِلاّٰ إِذٰا تَمَنّٰی أَلْقَی الشَّیْطٰانُ فِی أُمْنِیَّتِهِ فَیَنْسَخُ اللّٰهُ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ ثُمَّ یُحْکِمُ اللّٰهُ آیٰاتِهِ ...

لِیَجْعَلَ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ فِتْنَةً لِلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ .... حج (22) 52 و 53

1. اذیّت
81. بیماردلی برخی مسلمانان در مدینه، موجب آزاررسانی به زنان مؤمن:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوٰاجِکَ وَ بَنٰاتِکَ وَ نِسٰاءِ

اَلْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذٰلِکَ أَدْنیٰ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلاٰ یُؤْذَیْنَ وَ کٰانَ اللّٰهُ غَفُوراً رَحِیماً

لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لاٰ یُجٰاوِرُونَکَ فِیهٰا إِلاّٰ قَلِیلاً.

احزاب (33) 59 و 60

2. ارتداد
82. بیماردلی عده‌ای از مسلمانان صدر اسلام، سبب ارتداد و گرایش آنان به کفر، پذیرش ولایت و دوستی با یهود و نصارا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصٰاریٰ أَوْلِیٰاءَ ... فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ ... یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ .... مائده (5) 51 و 52 و 54

3. ازدیاد بیماری قلب
83. بیماری قلبی منافقان، موجب افزایش آن:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مٰا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَهُمُ اللّٰهُ مَرَضاً .... بقره (2) 8 و 10

4. استهزا
84. برخورد استهزاآمیز قلبهای بیمار، در خصوص ذکر تعداد نگهبانان جهنّم:

عَلَیْهٰا تِسْعَةَ عَشَرَ

وَ مٰا جَعَلْنٰا أَصْحٰابَ النّٰارِ إِلاّٰ مَلاٰئِکَةً ... وَ لِیَقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکٰافِرُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً ....

مدّثر (74) 30 و 31

85. بیماردلی، سبب استهزای مؤمنان:

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَهُمُ اللّٰهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ بِمٰا کٰانُوا یَکْذِبُونَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمٰا آمَنَ النّٰاسُ قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ کَمٰا آمَنَ السُّفَهٰاءُ أَلاٰ إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهٰاءُ وَ لٰکِنْ لاٰ یَعْلَمُونَ

وَ إِذٰا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلَوْا إِلیٰ شَیٰاطِینِهِمْ قٰالُوا إِنّٰا مَعَکُمْ إِنَّمٰا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ . بقره (2) 10 و 13 و 14

5. اعراض از قضاوت محمد صلی الله علیه و آله
86. اعراض از داوری عادلانۀ پیامبر صلی الله علیه و آله ، برخاسته از بیمار دلی:

وَ إِذٰا دُعُوا إِلَی اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ إِذٰا فَرِیقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ

أَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ... . نور (24) 48 و 50

6 . افترا
87. بیماردلی اهل نفاق، سبب متهم ساختن اهل ایمان به سفاهت و بی‌خردی، از سوی آنان:

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ... وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمٰا آمَنَ النّٰاسُ قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ کَمٰا آمَنَ السُّفَهٰاءُ ....

بقره (2) 10 و 13

88. تهمت غرور دینی، از طرف بیماردلان به مؤمنان:

إِذْ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هٰؤُلاٰءِ دِینُهُمْ .... انفال (8) 49

7. انذارناپذیری
89. انذارناپذیری، برخاسته از بیماری قلب:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَوٰاءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ

خَتَمَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ ... فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ....

بقره (2) 6 و 7 و 10

8 . پلیدی
90. بیماردلان، دارای قلب پلید:

وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً

إِلَی رِجْسِهِمْ .... توبه (9) 125

91. بیماری قلب، سبب افزایش پلیدی و خباثت انسان:

وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ کٰافِرُونَ . توبه (9) 125

92. افزایش پلیدی بیماردلان، در پی تمسخر و انکار تأثیر قرآن بر قلب آنان:

وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زٰادَتْهُ هٰذِهِ إِیمٰاناً ... وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ ....

توبه (9) 124 و 125

9. تکذیب
93. بیماری قلب، موجب تکذیب خدا و آخرت:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مٰا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَهُمُ اللّٰهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ بِمٰا کٰانُوا یَکْذِبُونَ .

بقره (2) 8 و 10

94. بیماری قلب، موجب تکذیب وعدۀ خدا، دربارۀ غلبۀ اسلام بر همۀ ادیان:

وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مٰا وَعَدَنَا اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّٰ غُرُوراً. (1)

احزاب (33) 12

10. تهدید خدا
95. بیماردلان بحران‌ساز در مدینه، مورد تهدید خداوند:

لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لاٰ یُجٰاوِرُونَکَ فِیهٰا إِلاّٰ قَلِیلاً

مَلْعُونِینَ أَیْنَمٰا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً.

احزاب (33) 60 و 61

11. حبط عمل
96. حبط عمل، از آثار بیماری قلب:

فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشیٰ أَنْ تُصِیبَنٰا دٰائِرَةٌ فَعَسَی اللّٰهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ .... حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خٰاسِرِینَ . مائده (5) 52 و 53

12. حق‌ناپذیری
97. بیماری قلب، مانع شناخت حق و پذیرش آن:

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لاٰ نَبِیٍّ إِلاّٰ إِذٰا تَمَنّٰی أَلْقَی الشَّیْطٰانُ فِی أُمْنِیَّتِهِ فَیَنْسَخُ اللّٰهُ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ ثُمَّ یُحْکِمُ اللّٰهُ آیٰاتِهِ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ

لِیَجْعَلَ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ فِتْنَةً لِلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظّٰالِمِینَ لَفِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ. حج (22) 52 و 53

وَ مٰا جَعَلْنٰا أَصْحٰابَ النّٰارِ إِلاّٰ مَلاٰئِکَةً وَ مٰا جَعَلْنٰا عِدَّتَهُمْ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ وَ یَزْدٰادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمٰاناً وَ لاٰ یَرْتٰابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ... مٰا ذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً کَذٰلِکَ یُضِلُّ اللّٰهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ .... مدّثر (74) 31

13. خدعه
98. خدعه‌گری، برخاسته از بیماری قلب:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّٰا ... یُخٰادِعُونَ اللّٰهَ وَ ... فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ .... بقره (2) 8 -\10


1) 1) . وعده‌ای که منافقان آن را فریبی از ناحیۀ خدا و رسول‌خواندند، فتح و غلبۀ اسلام بر همۀ ادیان است. (المیزان، ج 16، ص 286؛ تفسیر مقاتل، ج 3، ص 477)

14. خسران
99. زیانکاری و خسران، سرانجام بیماردلان:

فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشیٰ أَنْ تُصِیبَنٰا دٰائِرَةٌ فَعَسَی اللّٰهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلیٰ مٰا أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نٰادِمِینَ

وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا أَ هٰؤُلاٰءِ الَّذِینَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خٰاسِرِینَ . مائده (5) 52 و 53

15. خوف
100. ترس قلب بیمار، در پی نازل شدن آیات قرآن، دربارۀ حکم جهاد:

وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْکَمَةٌ وَ ذُکِرَ فِیهَا الْقِتٰالُ رَأَیْتَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ الْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلیٰ لَهُمْ . محمّد (47) 20

نیز ==> همین مدخل، بیماری قلب، آثار بیماری قلب، نگرانی از فرجام خود

16. دروغگویی
101. دروغگویی مداوم منافقان، از علایم بیماری قلب آنان:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مٰا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ... بِمٰا کٰانُوا یَکْذِبُونَ . بقره (2) 8 و 10

102. تأکید دروغین بیماردلان، نزد مؤمنان، بر ایمان داشتن به خدا:

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ... وَ إِذٰا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلَوْا إِلیٰ شَیٰاطِینِهِمْ قٰالُوا إِنّٰا مَعَکُمْ إِنَّمٰا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ . بقره (2) 10 و 14

فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ... وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا أَ هٰؤُلاٰءِ الَّذِینَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ ... . مائده (5) 52 و 53

17. دوستی با دشمنان
103. ولایت و دوستی با دشمنان اسلام، نشانۀ بیماردلی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصٰاریٰ أَوْلِیٰاءَ ... فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ .... مائده (5) 51 و 52

104. طرح دوستی بیماردلان با دشمنان اسلام، به سبب ترس از پیشامدهای ناگوار و آیندۀ خود:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصٰاریٰ أَوْلِیٰاءَ ... فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشیٰ أَنْ تُصِیبَنٰا دٰائِرَةٌ فَعَسَی اللّٰهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ .... مائده (5) 51 و 52

105. شتاب‌زدگی بیماردلان سست ایمان، در پذیرش ولایت و دوستی یهود و نصارا، موجب محرومیّت آنان از هدایت الهی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصٰاریٰ أَوْلِیٰاءَ ... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ .... مائده (5) 51 و 52

18. ذلّت
106. احساس کوچکی و ذلّت در برابر کافران، نشانۀ بیماری دل:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصٰاریٰ أَوْلِیٰاءَ ... فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشیٰ أَنْ تُصِیبَنٰا دٰائِرَةٌ

فَعَسَی اللّٰهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلیٰ مٰا أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نٰادِمِینَ .

مائده (5) 51 و 52

19. طمع به زنان
107. طمع‌ورزی به زنان نامحرم، از آثار بیماری دل:

یٰا نِسٰاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسٰاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلاٰ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ .... احزاب (33) 32

108. صدای معمولی زنان، هنگام سخن گفتن با نامحرمان، مانع از طمع قلبهای مریض به سوی آنان:

یٰا نِسٰاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسٰاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلاٰ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً. احزاب (33) 32

20. ظلم
109. بیماردلان، مردمانی ظالم و بیدادگر:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصٰاریٰ أَوْلِیٰاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ

فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشیٰ أَنْ تُصِیبَنٰا دٰائِرَةٌ فَعَسَی اللّٰهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلیٰ مٰا أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نٰادِمِینَ . مائده (5) 51 و 52

لِیَجْعَلَ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ فِتْنَةً لِلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظّٰالِمِینَ لَفِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ. حج (22) 53

21. عصیان از فرمان خدا
110. بیماری قلب، زمینۀ تخلّف از فرمانهای الهی:

... لاٰ تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصٰاریٰ أَوْلِیٰاءَ ... فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ ....

مائده (5) 51 و 52

22. فتنه‌گری
111. بیماری قلب، موجب فتنه‌گری در آیات الهی و گمراه کردن مردم:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ .... آل‌عمران (3) 7

112. بیماری قلب، زمینه‌ای مناسب برای افتادن در دام فتنه‌ها و اغواگریهای شیطان:

لِیَجْعَلَ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ فِتْنَةً لِلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ .... حجّ (22) 53

23. فساد
113. فسادگری منافقان، برخاسته از بیماری قلب آنان:

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ... وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قٰالُوا إِنَّمٰا نَحْنُ مُصْلِحُونَ .

بقره (2) 10 و 11

114. بیماری قلب، موجب قلمداد کردن افساد به صورت اصلاح:

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ... وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قٰالُوا إِنَّمٰا نَحْنُ مُصْلِحُونَ .

بقره (2) 8 و 10 و 11

24. کفر
115. بیماری قلب، زمینه‌ساز مردن بر حال کفر:

وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ کٰافِرُونَ . توبه (9) 125

116. بیماری قلب، عامل کفرورزی:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مٰا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ...

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمٰا آمَنَ النّٰاسُ قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ

کَمٰا آمَنَ السُّفَهٰاءُ أَلاٰ إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهٰاءُ وَ لٰکِنْ لاٰ یَعْلَمُونَ

وَ إِذٰا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلَوْا إِلیٰ شَیٰاطِینِهِمْ قٰالُوا إِنّٰا مَعَکُمْ إِنَّمٰا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ . بقره (2) 8 و 10 و 13 و 14

25. کینه
117. بیماری قلب منافقان، موجب کینه نسبت به مؤمنان:

أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللّٰهُ أَضْغٰانَهُمْ . محمّد (47) 29

26. مانع ایمان به قرآن
118. بیماری و پلیدی قلب، مانع ایمان به قرآن:

وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ ... وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ کٰافِرُونَ وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلیٰ بَعْضٍ هَلْ یَرٰاکُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ یَفْقَهُونَ . توبه (9) 124 و 125 و 127

27. مانع درک
119. بیماری قلب منافقان، مانع درک فسادپیشگی خویش:

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ... وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قٰالُوا إِنَّمٰا نَحْنُ مُصْلِحُونَ أَلاٰ إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لٰکِنْ لاٰ یَشْعُرُونَ .

بقره (2) 8 و 10 -\12

وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زٰادَتْهُ هٰذِهِ إِیمٰاناً فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزٰادَتْهُمْ إِیمٰاناً وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ

وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ کٰافِرُونَ

وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلیٰ بَعْضٍ هَلْ یَرٰاکُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ یَفْقَهُونَ . توبه (9) 124 و 125 و 127

28. محرومیّت از فضل خدا
120. بیماردلان سست ایمان و پذیرای ولایت و دوستی کافران، محروم از فضل خاص خداوند:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصٰاریٰ أَوْلِیٰاءَ ... فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ ... یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّٰهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ ... ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ .... مائده (5) 51 و 52 و 54

29. محرومیّت از محبّت خدا
121. تهی بودن دل از محبّت خدا، از نشانه‌های بیماری قلب:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصٰاریٰ أَوْلِیٰاءَ ... فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ ... یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّٰهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکٰافِرِینَ .... مائده (5) 51 و 52 و 54

30. محرومیّت از هدایت
122. بیماری قلب، زمینۀ محرومیّت از هدایت الهی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصٰاریٰ أَوْلِیٰاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ

فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشیٰ أَنْ تُصِیبَنٰا دٰائِرَةٌ ... .

مائده (5) 51 و 52

31. نصیحت‌ناپذیری

123.نصیحت‌ناپذیری منافقان، از نشانه‌های بیماری دل آنان:

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ... وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قٰالُوا إِنَّمٰا نَحْنُ مُصْلِحُونَ .

بقره (2) 10 و 11

32. نفاق
124. نفاق، از عوارض جانبی قلب و نمایانگر بیماری آن:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مٰا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ....

بقره (2) 8 و 10

فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشیٰ أَنْ تُصِیبَنٰا دٰائِرَةٌ ... . مائده (5) 52

إِذْ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هٰؤُلاٰءِ دِینُهُمْ ... . انفال (8) 49

وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ... وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلیٰ بَعْضٍ هَلْ یَرٰاکُمْ مِنْ أَحَدٍ ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ یَفْقَهُونَ . توبه (9) 125 و 127

لِیَجْعَلَ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ فِتْنَةً لِلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ .... حج (22) 53

أَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتٰابُوا أَمْ یَخٰافُونَ أَنْ یَحِیفَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ . نور (24) 50

وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مٰا وَعَدَنَا اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّٰ غُرُوراً. احزاب (33) 12

لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ .... احزاب (33) 60

وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْکَمَةٌ وَ ذُکِرَ فِیهَا الْقِتٰالُ رَأَیْتَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ الْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلیٰ لَهُمْ . (1)

محمّد (47) 20

أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللّٰهُ أَضْغٰانَهُمْ . (2)محمّد (47) 29

وَ مٰا جَعَلْنٰا أَصْحٰابَ النّٰارِ إِلاّٰ مَلاٰئِکَةً وَ مٰا جَعَلْنٰا عِدَّتَهُمْ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا ... وَ لِیَقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکٰافِرُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً .... مدّثر (74) 31

33. نگرانی از فرجام اسلام
125. بیجا بودن نگرانی مسلمانان سست‌ایمان و بیماردل، از پندار بی‌ثباتی و شکست اسلام:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصٰاریٰ أَوْلِیٰاءَ ... فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشیٰ أَنْ تُصِیبَنٰا دٰائِرَةٌ فَعَسَی اللّٰهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلیٰ مٰا أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نٰادِمِینَ .

مائده (5) 51 و 52

34. نگرانی از فرجام خود
126. مسلمانان سست ایمان و بیمار دل عصر بعثت، نگران از فرجام خویش به خاطر پندار بی‌ثباتی و شکست اسلام:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصٰاریٰ أَوْلِیٰاءَ ... فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ


1) 1) . مراد آیه، منافقان است. (تفسیر قمی، ج 2، ص 307؛ فتح‌القدیر، ج 5، ص 45)

2) 2) . مقصود از«فی قلوبهم مرض»منافقان است. (فتح‌القدیر، ج 5، ص 48؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج 7، ص 297)

یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشیٰ أَنْ تُصِیبَنٰا دٰائِرَةٌ .... مائده (5) 51 و 52

35. یأس از حمایت خدا
127. ناباوری به حمایت خدا از مؤمنان و متوکّلان به خدا، از علایم بیماری قلب:

إِذْ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هٰؤُلاٰءِ دِینُهُمْ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ فَإِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . انفال (8) 49

شفای بیماری قلب

128. قرآن، شفا بخش بیماریهای قلب:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ .... یونس (10) 57

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مٰا هُوَ شِفٰاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ .... اسراء (17) 82

... ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ .... فصّلت (41) 44

عذاب بیماری قلب

129. بیماری قلب منافقان، در پی دارندۀ عذاب دردناک در قیامت:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مٰا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَهُمُ اللّٰهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . بقره (2) 8 و 10

نیز ==> ر.ک: مرض، انواع مرض، مرض قلبی

پاکی قلب

اشاره

130. پاکی قلب، در گرو ارادۀ الهی:

... وَ مَنْ یُرِدِ اللّٰهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِکَ لَهُ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللّٰهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ ....

مائده (5) 41

131. پالایش و پاکی قلب مؤمنان از ناخالصیها، با هجوم اندوهها و سختیها در صحنۀ جنگ:

ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعٰاساً یَغْشیٰ طٰائِفَةً مِنْکُمْ وَ طٰائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللّٰهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجٰاهِلِیَّةِ ... وَ لِیَبْتَلِیَ اللّٰهُ مٰا فِی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ مٰا فِی قُلُوبِکُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. آل‌عمران (3) 154

آثار پاکی قلب

132. طهارت دل، موجب پذیرش هدایت الهی:

یٰا أَیُّهَا الرَّسُولُ لاٰ یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسٰارِعُونَ فِی الْکُفْرِ ... وَ مَنْ یُرِدِ اللّٰهُ فِتْنَتَهُ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللّٰهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ .... مائده (5) 41

133. مانع نشدن از ازدواج همسران مطلّقۀ خود، پس از گذشت زمان عدّه، نشانۀ تطهیر قلب:

وَ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاٰ تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ یَنْکِحْنَ أَزْوٰاجَهُنَّ إِذٰا تَرٰاضَوْا بَیْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذٰلِکَ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کٰانَ مِنْکُمْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذٰلِکُمْ أَزْکیٰ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ ... (1)بقره (2) 232

زمینه‌های پاکی قلب

1. احترام پیامبر صلی الله علیه و آله
134. رعایت حریم محمّد صلی الله علیه و آله و اجتناب از مطالبه کردن چیزی از همسران حضرت به صورت رو در رو، باعث تزکیه و طهارت قلب:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاّٰ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ ... وَ إِذٰا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتٰاعاً فَسْئَلُوهُنَّ


1) 1) . مراد از«اطهر»تطهیر قلوب است. (روض الجنان، ج 3، ص 285؛ تفسیر مقاتل، ج 1، ص 197)

مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ ذٰلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ .... احزاب (33) 53

2. توبه
135. توبه، موجب طهارت قلب:

إِنْ تَتُوبٰا إِلَی اللّٰهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمٰا ....

تحریم (66) 4

136. عدم ارادۀ خداوند بر تطهیر قلوب شتاب‌کنندگان در کفر:

یٰا أَیُّهَا الرَّسُولُ لاٰ یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسٰارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قٰالُوا آمَنّٰا بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ ... وَ مَنْ یُرِدِ اللّٰهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِکَ لَهُ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللّٰهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ .... مائده (5) 41

3. حجاب
137. پوشش و حجاب زنان، مایۀ طهارت دلهای مردان و زنان مؤمن:

... وَ إِذٰا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتٰاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ ذٰلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ ....

احزاب (33) 53

138. سخن گفتن و درخواست متاع از زنانِ نامحرم از پس پردۀ حجاب، موجب تطهیر قلوب آنان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاّٰ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ ... وَ إِذٰا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتٰاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ ذٰلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ .... احزاب (33) 53

موانع پاکی قلب

139. پافشاری کافران در کفر خود، مانع تعلق ارادۀ الهی به پاکی قلب آنان از آلودگی:

یٰا أَیُّهَا الرَّسُولُ لاٰ یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسٰارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قٰالُوا آمَنّٰا بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ مِنَ الَّذِینَ هٰادُوا سَمّٰاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمّٰاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوٰاضِعِهِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هٰذٰا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَ مَنْ یُرِدِ اللّٰهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِکَ لَهُ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللّٰهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ ... . مائده (5) 41

پلیدی قلب

اشاره

140. لزوم مراقبت از قلب و پرهیز از چرکین ساختن آن با گناه:

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ .

مطفّفین (83) 14 و 15

141. تکذیبگران روز قیامت، گرفتار قلبی پلید:

اَلَّذِینَ یُکَذِّبُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ . مطفّفین (83) 11 و 14

142. ستمگران گناهکار، دارای قلبی پلید:

اَلَّذِینَ یُکَذِّبُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ

وَ مٰا یُکَذِّبُ بِهِ إِلاّٰ کُلُّ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ . مطفّفین (83) 11 و 12 و 14

143. محرومیت صاحبان قلب پلید از لطف و رحمت خدا در قیامت:

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ .

مطفّفین (83) 14 و 15

144. آتش جهنم، کیفر صاحبان قلب پلید:

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصٰالُوا الْجَحِیمِ . مطفّفین (83) 14 و 16

145. چرکین شدن قلب کافران به سبب تکذیب قرآن، طغیان و گناه:

وَ مٰا یُکَذِّبُ بِهِ إِلاّٰ کُلُّ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ . مطفّفین (83) 12 - 14

146. دشواری راه یافتن اسلام به قلب پلید کافران، همانند دشواری صعود به آسمان:

فَمَنْ یُرِدِ اللّٰهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّمٰا یَصَّعَّدُ فِی السَّمٰاءِ کَذٰلِکَ یَجْعَلُ اللّٰهُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ . انعام (6) 125

آثار پلیدی قلب

1. افترا به قرآن
147. پلیدی قلب موجب افترا به قرآن:

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ .

مطفّفین (83) 13 و 14

2. انکار قیامت
148. زنگار و پلیدی قلب کافران، موجب انکار قیامت:

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

ثُمَّ یُقٰالُ هٰذَا الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ .

مطفّفین (83) 14 و 17

3. ذلّت
149. آلودگی قلب به ناپاکیها، موجب ذلّت دنیا و عذاب آخرت:

... وَ مَنْ یُرِدِ اللّٰهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِکَ لَهُ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللّٰهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیٰا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . مائده (5) 41

4. کتمان شهادت
150. آلودگی و پلیدی قلب، موجب کتمان شهادت و گواهی:

وَ إِنْ کُنْتُمْ عَلیٰ سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا کٰاتِباً فَرِهٰانٌ مَقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَلْیُؤَدِّ الَّذِی اؤْتُمِنَ أَمٰانَتَهُ وَ لْیَتَّقِ اللّٰهَ رَبَّهُ وَ لاٰ تَکْتُمُوا الشَّهٰادَةَ وَ مَنْ یَکْتُمْهٰا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ . بقره (2) 283

5. مانع شناخت
151. زنگار و پلیدی قلب کافران، مانع درک مفاهیم قرآن:

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ .

مطفّفین (83) 13 و 14

پوشش قلب

==> همین مدخل، حجاب قلب.

تألیف قلب‌ها

152. خداوند، الفت دهندۀ بین قلوب مسلمانان:

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِیعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ .... آل عمران (3) 103

وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مٰا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ ... . انفال (8) 63

153. تألیف قلوب کافران، به وسیلۀ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با اعطای صدقات:

إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ ... وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ ...

فَرِیضَةً مِنَ اللّٰهِ .... توبه (9) 60

154. اختیارات حاکم اسلامی، در استفاده کردن از منابع مالی، برای تألیف قلوب کافران:

إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ ... وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ ... فَرِیضَةً مِنَ اللّٰهِ .... توبه (9) 60

155. تألیف قلوب میان مردم، از جملۀ اهداف پیامبراکرم صلی الله علیه و آله :

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِیعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً وَ کُنْتُمْ عَلیٰ شَفٰا حُفْرَةٍ مِنَ النّٰارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهٰا کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ .

آل‌عمران (3) 103

وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مٰا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . انفال (8) 63

156. ایجاد الفت بین قلبها و برادری، از مصادیق خیر و نیکی:

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِیعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً ...

وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ ....

آل‌عمران (3) 103 و 104

157. ایجاد الفت میان دلها و برادری میان افراد جامعه، از آیات خداوند:

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِیعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً ... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ ... . آل‌عمران (3) 103

158. عدم توانایی پیامبر صلی الله علیه و آله بر ایجاد الفت بین مسلمانان، حتی در صورت به کار گرفتن همۀ نیروهای خود، در صورت عدم ارادۀ خداوند بر آنان:

وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مٰا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . انفال (8) 63

159. منت الهی بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ایجاد الفت در قلب مؤمنان نسبت به یکدیگر:

وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مٰا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ ... . انفال (8) 63

160. ایجاد الفت در قلب مؤمنان نسبت به یکدیگر؛ برخاسته از عزت و حکمت خداوند:

وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مٰا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . انفال (8) 63

تشابه در قلب

161. همسانی سخنان اشخاص، برخاسته از تشابه اندیشه‌ها و عقاید قلبی آنان:

وَ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ لَوْ لاٰ یُکَلِّمُنَا اللّٰهُ أَوْ تَأْتِینٰا آیَةٌ کَذٰلِکَ قٰالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشٰابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَیَّنَّا الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ .

بقره (2) 118

تصفیۀ قلب

==> همین مدخل، پاکی قلب.

تطهیر قلب

==> همین مدخل، پاکی قلب.

تفکر با قلب

==> همین مدخل، ادراک قلب و نقش قلب.

تقوای قلب

162. تقوای قلب، مرتبۀ والای ایمان:

إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوٰاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْویٰ ....

حجرات (49) 3

163. ادای مناسک حج، نشانۀ تقوای قلب:

ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ . (1)حجّ (22) 32

164. تعظیم شعائر الهی، نشانۀ تقوای قلب:

ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ . حجّ (22) 32

165. توحید و دوری از شرک، نشانۀ تقوای قلب:

حُنَفٰاءَ لِلّٰهِ غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللّٰهِ فَکَأَنَّمٰا خَرَّ مِنَ السَّمٰاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّیْرُ أَوْ تَهْوِی بِهِ الرِّیحُ فِی مَکٰانٍ سَحِیقٍ

ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ .

حجّ (22) 31 و 32

166. رعایت ادب و آهسته سخن گفتن نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله ، نشانۀ تقوای قلب:

إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوٰاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْویٰ ....

حجرات (49) 3

167. تقوای قلب، موجب برخورداری از آمرزش و پاداش بزرگ خداوند:

إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوٰاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْویٰ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِیمٌ . حجرات (49) 3

نیز ==> همین مدخل، قلب متقین.

تنگی قلب

168. ضیق صدر و سختی دل در پذیرش حق، کیفری از جانب خداوند برای حق ناپذیران:

فَمَنْ یُرِدِ اللّٰهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّمٰا یَصَّعَّدُ فِی السَّمٰاءِ کَذٰلِکَ یَجْعَلُ اللّٰهُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ . انعام (6) 125

توجه قلب

169. ابراهیم علیه السلام خواستار توجه قلبی مردم و جلب محبت آنان به سوی ذریۀ خود، در مکه از خداوند:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً ...

رَبَّنٰا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوٰادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنٰا لِیُقِیمُوا الصَّلاٰةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّٰاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ ....

ابراهیم (14) 35 و 37

تیرگی قلب

170. زنگار و تیره شدن قلب، به سبب گناهان:

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ . (2)مطفّفین (83) 13 - 15


1) 1) . آیۀ مذکور در شمار و سیاق آیات حج و مناسک آن است. (الکشاف، ج 3، ص 153؛ مجمع البیان، ج 7 - 8، ص 133)

2) 2) .«رین»به معنای غبار و زنگ و یا تیرگی قلب است. (لسان العرب، ج 13، ص 192،«رین»)

171. تیرگی قلب، موجب انکار آیات قرآن:

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ .

مطفّفین (83) 13 و 14

172. قلب تیره و زنگارگرفته، انکارکنندۀ قیامت:

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصٰالُوا الْجَحِیمِ

ثُمَّ یُقٰالُ هٰذَا الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ . (1)مطفّفین (83) 14 و 16 و 17

173. بی‌تأثیری تلاوت قرآن، بر قلبهای زنگ آلود و تیره:

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ .

مطفّفین (83) 13 و 14

174. لزوم مراقبت و پرهیز از تیره و چرکین ساختن قلب با گناه:

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ . مطفّفین (83) 13 - 15

175. تیرگی قلب، موجب محجوب شدن از پروردگار، در قیامت:

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ . (2)


1) 1) . از امام باقر علیه السلام نقل شده است: در دل هر بندۀ مؤمن نقطۀ سفیدی است و آنگاه که گناه کند در آن، نقطۀ سیاهی آشکار می‌شود و اگر به گناه خود ادامه دهد آن سیاهی افزایش پیدا می‌کند تا آنجا که همۀ سفیدی را می‌پوشاند و صاحب آن دل هرگز به خیر و خوبی نمی‌رسد و این همان است که خداوند فرمود:«کلا بل ران علی قلوبهم»(مجمع البیان، ج 9 -\10، ص 689)

2) 2) . مراد از محجوب بودن از پروردگار در قیامت، محروم‌بودن از کرامت قرب و منزلت او است. (المیزان، ج 20، ص 234)

مطفّفین (83) 14 و 15

176. قلب زنگار گرفته و تیره، گرفتار آتش جهنم، در قیامت:

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصٰالُوا الْجَحِیمِ . مطفّفین (83) 14 و 16

جایگاه قلب

==> همین مدخل، نقش قلب.

حجاب قلب

اشاره

177. نفوذ ناپذیری و حجاب داشتن بعضی قلبها، در مقابل هدایتها و دعوتهای پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً. کهف (18) 57

178. بعضی قلبها، پوشیده در حجاب غفلت و ناآگاهی:

وَ إِذٰا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنٰا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجٰاباً مَسْتُوراً

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ ....

اسراء (17) 45 و 46

آثار حجاب قلب

1. اعراض از آیات
179. اعراض از آیات پروردگار پس از یادآوری، از آثار پوشش و حجاب قلب:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً. کهف (18) 57

تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ

کِتٰابٌ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

بَشِیراً وَ نَذِیراً فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لاٰ یَسْمَعُونَ

وَ قٰالُوا قُلُوبُنٰا فِی أَکِنَّةٍ مِمّٰا تَدْعُونٰا إِلَیْهِ وَ فِی آذٰانِنٰا وَقْرٌ وَ مِنْ بَیْنِنٰا وَ بَیْنِکَ حِجٰابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنٰا عٰامِلُونَ . فصّلت (41) 2 - 5

2. اعراض از توحید
180. اعراض منکران آخرت از توحید، هنگام خواندن آیات توحیدی قرآن بر آنان، از آثار حجاب قلب آنان:

وَ إِذٰا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنٰا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجٰاباً مَسْتُوراً

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِذٰا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلیٰ أَدْبٰارِهِمْ نُفُوراً. اسراء (17) 45 و 46

3. افترا
181. حجاب قلب، موجب افترا به قرآن و افسانه تلقی کردن آیات آن:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ .

انعام (6) 25

182. حجاب قلب کافران، موجب متهم کردن پیامبر صلی الله علیه و آله به سحر زدگی:

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً .... إِذْ یَقُولُ الظّٰالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاّٰ رَجُلاً مَسْحُوراً. اسراء (17) 46 و 47

4. تکذیب آیات خدا
183. تکذیب آیات خدا از سوی کافران، از آثار حجاب قلب آنان:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ .

انعام (6) 25

5. جدال
184. جدال در مورد آیات قرآن، از آثار و نشانه‌های پوشش و حجاب قلب:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ .

انعام (6) 25

6. ظلم
185. پوشش و حجاب قلب، موجب قرار گرفتن در شمار ظالمان:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ .... کهف (18) 57

7. کفر

186.اعتراف مشرکان به پوشش و پرده گرفته شدن قلب خود، بهانه‌ای برای ایمان نیاوردن آیات قرآن:

کِتٰابٌ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

بَشِیراً وَ نَذِیراً فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لاٰ یَسْمَعُونَ

وَ قٰالُوا قُلُوبُنٰا فِی أَکِنَّةٍ مِمّٰا تَدْعُونٰا إِلَیْهِ وَ فِی آذٰانِنٰا وَقْرٌ وَ مِنْ بَیْنِنٰا وَ بَیْنِکَ

حِجٰابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنٰا عٰامِلُونَ . فصّلت (41) 3 - 5

8. گمراهی
187. حجاب قلب، موجب تداوم گمراهی و هدایت ناپذیری انسان:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً. کهف (18) 57

9. مانع ایمان
188. حجاب قلب، مانع ایمان آوردن به خدا:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ ... وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . انعام (6) 25

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ جٰاءَتْهُمْ آیَةٌ لَیُؤْمِنُنَّ بِهٰا قُلْ إِنَّمَا الْآیٰاتُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ مٰا یُشْعِرُکُمْ أَنَّهٰا إِذٰا جٰاءَتْ لاٰ یُؤْمِنُونَ

وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصٰارَهُمْ کَمٰا لَمْ یُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِی طُغْیٰانِهِمْ یَعْمَهُونَ .

انعام (6) 109 و 110

10. مانع درک قرآن
189. پرده‌ها و حجابهای قلب، از موانع درک و فهم آیات قرآن:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا .... انعام (6) 25

وَ إِذٰا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنٰا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجٰاباً مَسْتُوراً

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ ....

اسراء (17) 45 و 46

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ ... إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ .... کهف (18) 57

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتّٰی إِذٰا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قٰالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مٰا ذٰا قٰالَ آنِفاً أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ .

محمّد (47) 16

11. مانع یاد خدا
190. حجاب قلب، مانع یاد خداوند:

اَلَّذِینَ کٰانَتْ أَعْیُنُهُمْ فِی غِطٰاءٍ عَنْ ذِکْرِی وَ کٰانُوا لاٰ یَسْتَطِیعُونَ سَمْعاً. (1)کهف (18) 101

زمینه‌های حجاب قلب

1. افترا
191. متهم کردن پیامبر صلی الله علیه و آله به سحر زدگی، سبب حجاب قلب افترا زنندگان کافر:

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً .... وَ إِذْ هُمْ نَجْویٰ إِذْ یَقُولُ الظّٰالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاّٰ رَجُلاً مَسْحُوراً.

اسراء (17) 46 و 47

2. شرک
192. شرک به خداوند و اعتقاد به خدایان دروغین، زمینه ساز حجاب قلب:

کِتٰابٌ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

بَشِیراً وَ نَذِیراً فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لاٰ یَسْمَعُونَ

وَ قٰالُوا قُلُوبُنٰا فِی أَکِنَّةٍ مِمّٰا تَدْعُونٰا إِلَیْهِ وَ فِی آذٰانِنٰا وَقْرٌ وَ مِنْ بَیْنِنٰا وَ بَیْنِکَ


1) 1) . معنای عبارت«کانت اعینهم فی غطاء»کوری چشمان و قلب است. (کتاب التسهیل، ج 1، ص 475، کشف الاسرار، ج 5، ص 748)

حِجٰابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنٰا عٰامِلُونَ

قُلْ إِنَّمٰا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحیٰ إِلَیَّ أَنَّمٰا إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ .

فصّلت (41) 3 - 6

3. کفر
193. ایمان نیاوردن به آیات خدا و کفر به آنها، موجب افکنده شدن حجاب بر دل آدمی:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُکَ یُجٰادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ .

انعام (6) 25

194. کفر به آخرت، سبب حجاب قلب عدم درک حقایق قرآن:

وَ إِذٰا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنٰا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجٰاباً مَسْتُوراً

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً .... اسراء (17) 45 و 46

195. کفرورزی و دوری یهود از رحمت خداوند، موجب حجاب قلبی آنان:

وَ قٰالُوا قُلُوبُنٰا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ بِکُفْرِهِمْ فَقَلِیلاً مٰا یُؤْمِنُونَ . (1)بقره (2) 88

4. گناه
196. گناه، موجب قرار گرفتن قلب در پوشش و هدایت ناپذیری آن:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ ... . کهف (18) 57

نیز ==> همین مدخل، ختم قلب.

حضور قلب

197. عبادت خالصانه در سپیده دم و واپسین، نشانۀ حضور قلب انسان با یاد خدا:

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ ... وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا .... کهف (18) 28

ختم قلب

اشاره

198. قفل بودن و مهر خوردن قلوب مرتدان، در مقابل قرآن:

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلیٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا

إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلیٰ أَدْبٰارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مٰا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَی الشَّیْطٰانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلیٰ لَهُمْ .

محمّد (47) 24 و 25

199. ختم قلب و از دست دادن توان درک معارف قرآن، از کیفرهای الهی:

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ لَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآیَةٍ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ مُبْطِلُونَ

کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ . روم (30) 58 و 59

آثار ختم قلب

1. افترا
200. متهم کردن پیامبر صلی الله علیه و آله به سحر زدگی، نمودی از ختم قلب کافران و ناتوانی آنان از درک حقایق:

وَ إِذٰا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنٰا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذِینَ لاٰ


1) 1) . مراد از فاعل«قالوا»یهود است. (البرهان، ج 1، ص 271، ح 1)

یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجٰاباً مَسْتُوراً

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِذٰا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلیٰ أَدْبٰارِهِمْ نُفُوراً

نَحْنُ أَعْلَمُ بِمٰا یَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْکَ وَ إِذْ هُمْ نَجْویٰ إِذْ یَقُولُ الظّٰالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاّٰ رَجُلاً مَسْحُوراً.

اسراء (17) 45 - 47

2. پندناپذیری
201. ختم قلب، مانع پندپذیری از آیات خدا:

أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ وَ أَضَلَّهُ اللّٰهُ عَلیٰ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلیٰ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلیٰ بَصَرِهِ غِشٰاوَةً فَمَنْ یَهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ .

جاثیه (45) 23

3. خسران
202. مهر قلب، موجب زیان انسان در آخرت:

أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ ... لاٰ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِی الْآخِرَةِ هُمُ الْخٰاسِرُونَ .

نحل (16) 108 و 109

4. دروغگویی
203. دروغ گویی و استفادۀ ابزاری از مقدسات، نشانۀ مهر شدن قلب:

إِذٰا جٰاءَکَ الْمُنٰافِقُونَ قٰالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللّٰهِ ... اِتَّخَذُوا أَیْمٰانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ ... ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَفْقَهُونَ . منافقون (63) 1 - 3

5. عبرت ناپذیری
204. ختم قلب، موجب عبرت نگرفتن از سرگذشت پیشینیان:

أَ وَ لَمْ یَهْدِ لِلَّذِینَ یَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِهٰا أَنْ لَوْ نَشٰاءُ أَصَبْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ نَطْبَعُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَسْمَعُونَ

تِلْکَ الْقُریٰ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰائِهٰا وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الْکٰافِرِینَ .

اعراف (7) 100 و 101

6. گمراهی
205. ختم قلب، سبب گمراهی آدمی:

أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ وَ أَضَلَّهُ اللّٰهُ عَلیٰ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلیٰ ... وَ قَلْبِهِ ... فَمَنْ یَهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ . جاثیه (45) 23

7. مانع ایمان
206. ختم قلب، مانع درک آیات الهی و ایمان به آنها:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَوٰاءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ

خَتَمَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ ... . بقره (2) 6 و 7

فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ وَ کُفْرِهِمْ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنٰا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللّٰهُ عَلَیْهٰا بِکُفْرِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُونَ إِلاّٰ قَلِیلاً.

نساء (4) 155

تِلْکَ الْقُریٰ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰائِهٰا وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الْکٰافِرِینَ . اعراف (7) 101

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلاً إِلیٰ قَوْمِهِمْ فَجٰاؤُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ نَطْبَعُ عَلیٰ قُلُوبِ الْمُعْتَدِینَ .

یونس (10) 74

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ

زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنَا ... وَ اشْدُدْ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُوا حَتّٰی یَرَوُا الْعَذٰابَ الْأَلِیمَ . یونس (10) 88

... وَ لَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآیَةٍ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ مُبْطِلُونَ کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ . روم (30) 58 و 59

وَ لَقَدْ جٰاءَکُمْ یُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا زِلْتُمْ فِی شَکٍّ مِمّٰا جٰاءَکُمْ بِهِ ... اَلَّذِینَ یُجٰادِلُونَ فِی آیٰاتِ اللّٰهِ بِغَیْرِ سُلْطٰانٍ أَتٰاهُمْ ... یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبّٰارٍ. غافر (40) 34 و 35

أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ وَ أَضَلَّهُ اللّٰهُ عَلیٰ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلیٰ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ ... وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ مٰا کٰانَ حُجَّتَهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتُوا بِآبٰائِنٰا إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

جاثیه (45) 23 و 25

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتّٰی إِذٰا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قٰالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مٰا ذٰا قٰالَ آنِفاً أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ .

محمّد (47) 16

8. محرومیت از شناخت
207. ختم قلب، سبب محرومیت از درک حقایق و معارف الهی:

أَ وَ لَمْ یَهْدِ لِلَّذِینَ یَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِهٰا أَنْ لَوْ نَشٰاءُ أَصَبْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ نَطْبَعُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَسْمَعُونَ . اعراف (7) 100

إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَی الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ وَ هُمْ أَغْنِیٰاءُ رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوٰالِفِ وَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ . توبه (9) 93

أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصٰارِهِمْ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْغٰافِلُونَ . .

نحل (16) 108

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَفْقَهُونَ . منافقون (63) 3

208. ختم قلب آدمی، موجب درک نکردن کلام پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتّٰی إِذٰا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قٰالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مٰا ذٰا قٰالَ آنِفاً أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ .... محمّد (47) 16

209. مهر شدن قلب متخلّفان از جهاد، موجب دست نیافتن آنان به درک حقایق:

وَ إِذٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ جٰاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَکَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَ قٰالُوا ذَرْنٰا نَکُنْ مَعَ الْقٰاعِدِینَ

رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوٰالِفِ وَ طُبِعَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَفْقَهُونَ . (1)

توبه (9) 86 و 87

إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَی الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ وَ هُمْ أَغْنِیٰاءُ رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوٰالِفِ وَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ . توبه (9) 93

زمینه‌های ختم قلب

1. ارتداد

210.ارتداد، زمینۀ مهر شدن قلب انسان:

مَنْ کَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِیمٰانِهِ ... ذٰلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا عَلَی الْآخِرَةِ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ ....

نحل (16) 106 -\108


1) 1) . آیۀ شریفه در بارۀ غزوۀ تبوک است. (الدرالمنثور، ج 3،ص 266)

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَفْقَهُونَ . منافقون (63) 3

2. استبداد
211. استبداد و زورگویی، زمینۀ مهر خوردن و ختم قلب:

اَلَّذِینَ یُجٰادِلُونَ فِی آیٰاتِ اللّٰهِ بِغَیْرِ سُلْطٰانٍ أَتٰاهُمْ ... کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ قَلْبِ ...

جَبّٰارٍ. غافر (40) 35

3. انکار قیامت
212. مهر نهادن خداوند بر قلب، کیفر انکار قیامت:

وَ إِذٰا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنٰا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجٰاباً مَسْتُوراً

وَ جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً .... اسراء (17) 45 و 46

وَ یَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَةُ یُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مٰا لَبِثُوا غَیْرَ سٰاعَةٍ کَذٰلِکَ کٰانُوا یُؤْفَکُونَ

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِیمٰانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِی کِتٰابِ اللّٰهِ إِلیٰ یَوْمِ الْبَعْثِ فَهٰذٰا یَوْمُ الْبَعْثِ وَ لٰکِنَّکُمْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ

فَیَوْمَئِذٍ لاٰ یَنْفَعُ الَّذِینَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَ لاٰ هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ لَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآیَةٍ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ مُبْطِلُونَ

کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ .

روم (30) 55 - 59

نیز ==> همین مدخل، حجاب قلب، غفلت قلب.

4. تجاوز

213.تجاوز پیشگی و حق ستیزی، موجب مهر شدن قلب:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلاً إِلیٰ قَوْمِهِمْ فَجٰاؤُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ نَطْبَعُ عَلیٰ قُلُوبِ الْمُعْتَدِینَ .

یونس (10) 74

5. تخلّف از جهاد

214.تخلف از شرکت در جهاد، موجب ختم قلب:

وَ إِذٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ جٰاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَکَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَ قٰالُوا ذَرْنٰا نَکُنْ مَعَ الْقٰاعِدِینَ

رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوٰالِفِ وَ طُبِعَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَفْقَهُونَ .

توبه (9) 86 و 87

إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَی الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ وَ هُمْ أَغْنِیٰاءُ رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوٰالِفِ وَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ . توبه (9) 93

6. تکبر
215. تکبر، زمینۀ ختم و مهر خوردن قلب، به فرمان خدا:

اَلَّذِینَ یُجٰادِلُونَ فِی آیٰاتِ اللّٰهِ بِغَیْرِ سُلْطٰانٍ أَتٰاهُمْ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبّٰارٍ.

غافر (40) 35

7. تکذیب انبیا
216. ختم و مهر شدن قلب به دلیل تکذیب پیامبران، به رغم وجود معجزات و براهین روشن از سوی انبیا:

... وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الْکٰافِرِینَ . اعراف (7) 101

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلاً إِلیٰ قَوْمِهِمْ فَجٰاؤُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ نَطْبَعُ عَلیٰ قُلُوبِ الْمُعْتَدِینَ .

یونس (10) 74

217. تکذیب انبیا از جانب امتهای پیشین، موجب ختم قلب و کور شدن دل آنان:

تِلْکَ الْقُریٰ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰائِهٰا وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الْکٰافِرِینَ . اعراف (7) 101

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلاً إِلیٰ قَوْمِهِمْ فَجٰاؤُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ نَطْبَعُ عَلیٰ قُلُوبِ الْمُعْتَدِینَ .

یونس (10) 74

218. تکذیب پیامبران از ناحیۀ اهل مدین، موجب ختم قلب آنان:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ ... تِلْکَ الْقُریٰ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰائِهٰا وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الْکٰافِرِینَ .

اعراف (7) 85 و 101

8. جدال
219. جدال بی دلیل در آیات الهی، زمینۀ مهر خوردن قلب آدمی:

اَلَّذِینَ یُجٰادِلُونَ فِی آیٰاتِ اللّٰهِ بِغَیْرِ سُلْطٰانٍ أَتٰاهُمْ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبّٰارٍ.

غافر (40) 35

9. جهل
220. مهر شدن قلب کافران، بر اثر جهل به حقایق قرآن:

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ لَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآیَةٍ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ مُبْطِلُونَ

کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ . روم (30) 58 و 59

10. دنیا طلبی
221. مهر شدن قلب، کیفر ترجیح دهندگان زندگی دنیا بر آخرت:

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا عَلَی الْآخِرَةِ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ .... نحل (16) 107 و 108

11. غفلت
222. غفلت از خدا، موجب مهر و ختم قلب انسان:

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا عَلَی الْآخِرَةِ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصٰارِهِمْ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْغٰافِلُونَ . نحل (16) 107 و 108

12. فساد
223. فسادگری بر روی زمین، زمینه‌ساز مهر زده شدن بر قلب انسان از سوی خداوند:

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلیٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا. محمّد (47) 22 و 24

13. قرآن ستیزی
224. انکار قرآن از طرف کافران، موجب مهر شدن قلب آنان:

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ لَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآیَةٍ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ مُبْطِلُونَ

کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ . روم (30) 58 و 59

14. قطع رحم
225. قطع رحم، زمینه ساز مهر زده شدن قلب انسان:

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ

وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلیٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا. محمّد (47) 22 و 24

15. کفر
226. کفر به آیات الهی، موجب ختم قلب آدمی:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَوٰاءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ

خَتَمَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ عَلیٰ سَمْعِهِمْ وَ عَلیٰ أَبْصٰارِهِمْ غِشٰاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . بقره (2) 6 و 7

16. گناه
227. گناه، موجب ختم قلب انسان:

... أَنْ لَوْ نَشٰاءُ أَصَبْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ نَطْبَعُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَسْمَعُونَ . اعراف (7) 100

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ . مطفّفین (83) 14

17. لجاجت
228. لجاجت، از عوامل بسته شدن قلب و درک نکردن معارف الهی:

وَ رَفَعْنٰا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِیثٰاقِهِمْ وَ قُلْنٰا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبٰابَ سُجَّداً وَ قُلْنٰا لَهُمْ لاٰ تَعْدُوا فِی السَّبْتِ وَ أَخَذْنٰا مِنْهُمْ مِیثٰاقاً غَلِیظاً

فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ وَ کُفْرِهِمْ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنٰا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللّٰهُ عَلَیْهٰا .... نساء (4) 154 و 155

اَلَّذِینَ یُجٰادِلُونَ فِی آیٰاتِ اللّٰهِ بِغَیْرِ سُلْطٰانٍ أَتٰاهُمْ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبّٰارٍ.

غافر (40) 35

18. لعنت خدا
229. لعنت خدا، باعث کوردلی و دریافت نکردن حقایق:

أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمیٰ أَبْصٰارَهُمْ

أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلیٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا. محمّد (47) 23 و 24

19. هواپرستی
230. هواپرستی، از عوامل مهر خوردن قلب انسان:

أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ وَ أَضَلَّهُ اللّٰهُ عَلیٰ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلیٰ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلیٰ بَصَرِهِ غِشٰاوَةً فَمَنْ یَهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ .

جاثیه (45) 23

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ حَتّٰی إِذٰا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِکَ قٰالُوا لِلَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مٰا ذٰا قٰالَ آنِفاً أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْوٰاءَهُمْ .

محمّد (47) 16

خشوع قلب

اشاره

231. احیای زمین به امر خداوند، تمثیلی در جهت کسب خشوع قلب:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ ... اِعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا .... حدید (57) 16 و 17

232. لزوم خشیت قلب برای مؤمنان:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ .... حدید (57) 16

عوامل خشوع قلب

1. ذکر خدا
233. ذکر خداوند و یاد عظمت و کبریایی او، کارساز در خشوع قلب آن:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ .... حدید (57) 16

2. قرآن
234. تلاوت قرآن و شنیدن آیات آن، اثربخش در خشوع دلها:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ ... وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ .... حدید (57) 16

موانع خشوع قلب

1. فسق
235. فسق، مانع خشوع قلب:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ ... فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ .

حدید (57) 16

2. قساوت
236. قساوت قلب، مانع خشوع دلها با یاد خدا:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ ... فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ .... حدید (57) 16

نیز ==> ر.ک: خشوع

خشیت قلب

اشاره

237. لزوم خشیت قلب آدمی از خداوند:

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ... وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ .... بقره (2) 74

238. خشیت قلب از خداوند، نشانۀ ایمان واقعی:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذٰا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیٰاتُهُ زٰادَتْهُمْ إِیمٰاناً وَ عَلیٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ

أُولٰئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ... . انفال (8) 2 و 4

آثار خشیت قلب

1. انفاق
239. خشیت قلب، موجب انفاق در راه خدا:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذٰا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیٰاتُهُ زٰادَتْهُمْ إِیمٰاناً وَ عَلیٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ

اَلَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاٰةَ وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ یُنْفِقُونَ . انفال (8) 2 و 3

2. پند پذیری از قرآن
240. خشیت دل، موجب پند پذیری از قرآن:

مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقیٰ

إِلاّٰ تَذْکِرَةً لِمَنْ یَخْشیٰ . طه (20) 2 و 3

241. خالی بودن قلب اهل کتاب از خشیت، به علت فسق آنان:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 16

3. نماز
242. اقامه نماز، موجب خشیت قلب مؤمنان:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ ... اَلَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاٰةَ ....

انفال (8) 2 و 3

خلقت قلب

243. خلقت قلب، به فرمان خداوند:

وَ اللّٰهُ ... وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . نحل (16) 78

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . مؤمنون (23) 78

... وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ .... سجده (32) 9

... وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ ... وَ أَفْئِدَةً .... احقاف (46) 26

قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . ملک (67) 23

244. خلقت قلب به امر خداوند برای انسان، زمینه‌ای برای شکرگزاری:

وَ اللّٰهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهٰاتِکُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .

نحل (16) 78

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . مؤمنون (23) 78

ثُمَّ سَوّٰاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ ...

وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . سجده (32) 9

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاهُمْ فِیمٰا إِنْ مَکَّنّٰاکُمْ فِیهِ وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ سَمْعاً وَ أَبْصٰاراً وَ أَفْئِدَةً فَمٰا أَغْنیٰ عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَ لاٰ أَبْصٰارُهُمْ وَ لاٰ أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَیْءٍ إِذْ کٰانُوا یَجْحَدُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ . احقاف (46) 26

قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . ملک (67) 23

245. شکرگزاری گروهی اندک از انسانها، در برابر خلقت قلب از سوی خدا:

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . مؤمنون (23) 78

... وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ .

سجده (32) 9

قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . ملک (67) 23

246. خلقت قلب از جانب خداوند، در راستای منافع انسانها:

وَ اللّٰهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهٰاتِکُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصٰارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . نحل (16) 78

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ ....

مؤمنون (23) 78

ثُمَّ سَوّٰاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ .... سجده (32) 9

قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ ....

ملک (67) 23

دگرگونی قلب

247. قیامت، روز دگرگونی دلها و جانها:

رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ إِقٰامِ الصَّلاٰةِ وَ إِیتٰاءِ الزَّکٰاةِ یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ. نور (24) 37

نیز ==> همین مدخل، انعطاف قلب.

راز قلب

==> همین مدخل، اسرار قلب.

رأفت قلب

اشاره

248. ایجاد رأفت در دل پیروان عیسی، از طرف خداوند:

ثُمَّ قَفَّیْنٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ بِرُسُلِنٰا وَ قَفَّیْنٰا بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ ... وَ جَعَلْنٰا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً ....

حدید (57) 27

آثار رأفت قلب

249. رأفت قلب پیامبر صلی الله علیه و آله موجب جلب توجه مردم به سوی او:

فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ ....

آل‌عمران (3) 159

نیز ==> ر.ک: مهربانی

رحمت قلب

250. ایجاد رحمت در قلب پیروان عیسی، از جانب خداوند:

ثُمَّ قَفَّیْنٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ بِرُسُلِنٰا وَ قَفَّیْنٰا بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ ... وَ جَعَلْنٰا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ ...

وَ رَحْمَةً ... . حدید (57) 27

نیز ==> ر.ک: مهربانی

رقّت قلب

اشاره

251. رقّت و نرمی قلب پیامبر صلی الله علیه و آله برای مؤمنان، برخاسته از رحمت الهی:

فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ .... آل‌عمران (3) 159

آثار رقّت قلب

252. نرمی و سلامت قلب، زمینه‌ای مناسب برای گرایش به حق:

لِیَجْعَلَ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ فِتْنَةً لِلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ ... وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَیُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ ... (1)حجّ (22) 53 و 54

253. رقّت قلب عدّه‌ای از مسیحیان، موجب گریستن آنان، هنگام شنیدن آیات الهی:

... وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ذٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْبٰاناً ... وَ إِذٰا سَمِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَریٰ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّٰا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ .... مائده (5) 82 و 83

254. رقّت و نرمی قلب پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به مؤمنان، موجب گرد آمدن آنان، در اطراف حضرت:

فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ .... آل‌عمران (3) 159

نیز ==> ر.ک: مهربانی

زینت قلب

255. ایمان، محبوب و زینت قلب مؤمنان:

وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللّٰهِ ... وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمٰانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ ....

حجرات (49) 7

سرور قلب

256. سرور قلب کافران و شادی آنان، هنگام شنیدن نام معبودهای باطل:

وَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذٰا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذٰا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ . زمر (39) 45

سلامت قلب

==> همین مدخل، قلب ابراهیم و قلب سلیم.

سؤال از قلب

257. پرسش خدا از قلب و شناختها و اعمال آن، در قیامت:

وَ لاٰ تَقْفُ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ ... وَ الْفُؤٰادَ کُلُّ


1) 1) .«اخبات»در معنای نرمی و تواضع به کار می‌رود و«فتخبت له قلوبهم»یعنی نرم و فروتن می‌شود. (مفردات، ص 272،«خبت»)

أُولٰئِکَ کٰانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً. اسراء (17) 36

شرح صدر

258. یاد خدا، نشانۀ شرح صدر و بردباری قلب آدمی:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ ... .

زمر (39) 22

259. بردباری قلب، زمینه‌ساز تابش نور هدایت بر آن:

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . زمر (39) 22

260.پیامبر صلی الله علیه و آله دارای شرح صدر(قلب):

أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ . انشراح (94) 1

261. خداوند، ایجادکنندۀ شرح صدر برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ . انشراح (94) 1

262. علم، و ادای رسالت و نبوّت، نشانۀ بردباری و شرح صدر پیامبر صلی الله علیه و آله :

أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ . (1)انشراح (94) 1

صفای قلب

263. عبادت در شب، مایۀ ازدیاد صفای قلب:

إِنَّ نٰاشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً ... . (2)مزمّل (73) 6

طبع قلب

==> همین مدخل، ختم قلب

طهارت قلب

==> همین مدخل، پاکی قلب

عذاب قلب

264. احاطۀ آتش جهنّم، بر قلبهای سخن‌چینان، در قیامت:

وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ

نٰارُ اللّٰهِ الْمُوقَدَةُ

اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ

إِنَّهٰا عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَةٌ . همزه (104) 1 و 6 - 8

غفلت قلب

اشاره

265. قلب، در معرض غفلت از خدا:

وَ لَقَدْ ذَرَأْنٰا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ یَفْقَهُونَ بِهٰا ... أُولٰئِکَ هُمُ الْغٰافِلُونَ .

اعراف (7) 179

أُولٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ ... وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْغٰافِلُونَ . نحل (16) 108

... وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا ....

کهف (18) 28

بَلْ قُلُوبُهُمْ فِی غَمْرَةٍ مِنْ هٰذٰا وَ لَهُمْ أَعْمٰالٌ مِنْ دُونِ ذٰلِکَ .... مؤمنون (23) 63

266. اشراف کافر، دارای قلب غفلت زده:

... وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ .... کهف (18) 28

أَ یَحْسَبُونَ أَنَّمٰا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مٰالٍ وَ بَنِینَ

بَلْ قُلُوبُهُمْ فِی غَمْرَةٍ مِنْ هٰذٰا ....

مؤمنون (23) 55 و 63

267. غفلت قلبی مشرکان سبب نهی پیامبر صلی الله علیه و آله در پیروزی از آنها:

... وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا ....

کهف (18) 28


1) 1) . معنای آیه این است: آیا ما سینه و قلبت را با نبوت و علم گشاده نکردیم؟ (مجمع البیان، ج 9 - 10، ص 770)

2) 2) .«اشدّ وطئاً»یعنی قلبش با زبانش هماهنگ است. (الکشاف، ج 4، ص 638)

268. قلب غفلت زده، غیر شایسته برای پیروی:

... وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا ....

کهف (18) 28

269. قلب غافل از خدا، همچون زمین مرده:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ ... اِعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا .... حدید (57) 16 و 17

عوامل غفلت قلب

1. اسراف
270. اسرافکاری، از عوامل غفلت قلب:

... وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً. کهف (18) 28

2. دنیاطلبی
271. توجه و دلبستگی به زر و زیور دنیا، موجب غفلت قلب از خدا:

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.

کهف (18) 28

3. هواپرستی
272. غفلت قلب از خدا، پیامد پیروی از هوای نفس:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا فَانْسَلَخَ مِنْهٰا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطٰانُ .... وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ ... وَ لَقَدْ ذَرَأْنٰا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ یَفْقَهُونَ بِهٰا ... أُولٰئِکَ هُمُ الْغٰافِلُونَ .

اعراف (7) 175 و 176 و 179

... وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً. کهف (18) 28

فواید قلب

==> همین مدخل، ادراک قلب و نقش قلب.

قساوت قلب

==> قساوت

قلب ابراهیم علیه السلام

273. ابراهیم علیه السلام ، دارای قلب سلیم:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ جٰاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ . صافّات (37) 83 و 84

274. باریافتن ابراهیم علیه السلام با قلب سلیم به درگاه خدا:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ جٰاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ .

صافّات (37) 83 و 84

275. خالی بودن قلب ابراهیم علیه السلام از هرگونه شائبۀ شرک، نشانۀ قلب سلیم او:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ جٰاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ . صافّات (37) 83 -\85

276. آرامش یافتن قلب ابراهیم علیه السلام دربارۀ کیفیت زنده شدن مرده‌ها در قیامت، با مشاهدۀ زنده شدن پرنده‌های مرده:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قٰالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلیٰ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیاً .... بقره (2) 260

قلب اصحاب اخدود

277. قساوت قلب اصحاب اخدود، در سوزاندن مردمان با ایمان:

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

إِذْ هُمْ عَلَیْهٰا قُعُودٌ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ

وَ مٰا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاّٰ أَنْ یُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. بروج (85) 4 - 8

قلب اصحاب کهف

278. اطمینان و استواری قلب اصحاب کهف از طرف خداوند، در پی قیام آنان علیه شرک:

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحٰابَ الْکَهْفِ ... وَ رَبَطْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قٰامُوا فَقٰالُوا رَبُّنٰا رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ .... کهف (18) 9 و 14

279. قدرت و اطمینان بخشیدن به قلب اصحاب کهف، در مبارزه با حاکم زمانش، موهبتی الهی به آنان:

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحٰابَ الْکَهْفِ ... وَ رَبَطْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قٰامُوا فَقٰالُوا رَبُّنٰا رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ .... کهف (18) 9 و 14

قلب انصار

280. احساس بی نیازی در دل انصار، نسبت به غنیمتهای مهاجران، علی رغم احتیاج به آن:

وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِیمٰانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لاٰ یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حٰاجَةً مِمّٰا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ ... . حشر (59) 9

281. فلاح و رستگاری انصار، به سبب مقدم داشتن قلبی مهاجران بر خود هنگام تقسیم غنایم:

وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِیمٰانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لاٰ یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حٰاجَةً مِمّٰا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . حشر (59) 9

قلب اهل کتاب

282. پیدایش هراس و وحشت در قلب برخی اهل کتاب، در پی جنگ با مسلمانان:

وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ... .

احزاب (33) 26

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ... وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ .... حشر (59) 2

283. پیدایش بیم و هراس در قلب اهل کتاب، با ارادۀ الهی:

وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقاً. احزاب (33) 26

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

284. وحشت و هراس در قلب اهل کتاب، موجب کشته شدن گروهی از آنان و اسارت گروهی دیگر به دست مسلمانان:

وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقاً. احزاب (33) 26

285. وحشت و هراس در قلب اهل کتاب، سبب اقدام آنان به تخریب خانه‌های خود در غزوۀ بنی نضیر:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

286. گرفتار شدن اهل کتاب به قساوت، بر اثر غفلت از خدا و گذشت زمان:

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 16

قلب بادیه نشینان

287. قلب بادیه نشینان، خالی از ایمان، به رغم داشتن آن:

قٰالَتِ الْأَعْرٰابُ آمَنّٰا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لٰکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا وَ لَمّٰا یَدْخُلِ الْإِیمٰانُ فِی قُلُوبِکُمْ وَ إِنْ تُطِیعُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ لاٰ یَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمٰالِکُمْ شَیْئاً إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . حجرات (49) 14

قلب بنی اسرائیل

288. انحراف قلبهای فاسق بنی اسرائیل، کیفر انحراف آنان از دین:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِی وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللّٰهِ إِلَیْکُمْ فَلَمّٰا زٰاغُوا أَزٰاغَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ .... صفّ (61) 5

289. بازداشته شدن قلبهای بنی اسرائیل از رحمت خدا، به سبب نقض پیمانهای خود با خدا:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِیَةً .... مائده (5) 12 و 13

290. بنی اسرائیل، دارای قلبهای سخت و نفوذ ناپذیر:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ ... ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ....

بقره (2) 67 و 74

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِیَةً .... مائده (5) 12 و 13

291. قساوت و نفوذ ناپذیری قلب بنی اسرائیل، همانند سختی و نفوذ ناپذیری سنگ، بلکه سخت‌تر از آن:

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجٰارَةِ لَمٰا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهٰارُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمٰاءُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ . بقره (2) 74

292. شنیدن آیات و سخنان خداوند و تحریف آنها، نشانۀ قساوت قلب بنی اسرائیل:

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجٰارَةِ لَمٰا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهٰارُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمٰاءُ وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ

أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُمْ وَ قَدْ کٰانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلاٰمَ اللّٰهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مٰا عَقَلُوهُ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ . بقره (2) 74 و 75

فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ

قٰاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُکِّرُوا بِهِ وَ لاٰ تَزٰالُ تَطَّلِعُ عَلیٰ خٰائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ . مائده (5) 13

293. پیمان شکنی بنی اسرائیل، زمینه ساز قساوت قلب آنان:

فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُکِّرُوا بِهِ وَ لاٰ تَزٰالُ تَطَّلِعُ عَلیٰ خٰائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ . مائده (5) 13

نیز ==> همین مدخل، قلب اهل کتاب، قلب یهود.

قلب بهشتیان

294. برخی از کینه‌ها در قلب بهشتیان، قبل از ورود به بهشت:

... أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ ... وَ نَزَعْنٰا مٰا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ .... اعراف (7) 42 و 43

إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ نَزَعْنٰا مٰا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ ... . حجر (15) 45 و 47

295. پاک شدن قلب بهشتیان از کینه و دشمنی، به فرمان خداوند:

... أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ وَ نَزَعْنٰا مٰا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ ....

اعراف (7) 42 و 43

إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ نَزَعْنٰا مٰا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ ... . حجر (15) 45 و 47

قلب بیمار

==> همین مدخل، بیماری قلب.

قلب پاک

==> همین مدخل، پاکی قلب.

قلب پلید

==> همین مدخل، پلیدی قلب.

قلب پیروان عیسی

296. پیروان عیسی، دارای قلبهای رئوف و مهربان:

... وَ قَفَّیْنٰا بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ ... وَ جَعَلْنٰا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً ... . حدید (57) 27

297. خداوند، قرار دهندۀ رأفت و مهربانی در دلهای پیروان عیسی:

ثُمَّ قَفَّیْنٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ بِرُسُلِنٰا وَ قَفَّیْنٰا بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ آتَیْنٰاهُ الْإِنْجِیلَ وَ جَعَلْنٰا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبٰانِیَّةً ابْتَدَعُوهٰا مٰا کَتَبْنٰاهٰا عَلَیْهِمْ إِلاَّ ابْتِغٰاءَ رِضْوٰانِ اللّٰهِ فَمٰا رَعَوْهٰا حَقَّ رِعٰایَتِهٰا فَآتَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . (1)حدید (57) 27

قلب تیره

298. تیره شدن قلب، به سبب گناهان:

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ . (2)مطفّفین (83) 13 - 15


1) 1) . خداوند با امر و تشویق آنان به رأفت و مهربانی، در دلهای آنان این دو صفت را قرار داد و بنابر قولی رأفت و رحمت را در دلهای آنان خلق کرد. (مجمع البیان، ج 9 - 10، ص 365)

2) 2) .«رین»به معنای غبار و زنگ و یا تیرگی قلب است. (لسان العرب، ج 13، ص 192،«رین»)

299. تیرگی قلب، موجب انکار آیات قرآن:

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ .

مطفّفین (83) 13 و 14

300. قلب تیره و زنگار، انکار کنندۀ قیامت:

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصٰالُوا الْجَحِیمِ

ثُمَّ یُقٰالُ هٰذَا الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ . مطفّفین (83) 14 و 16 و 17

301. بی‌تأثیری تلاوت قرآن، بر قلبهای زنگ آلود و تیره:

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ .

مطفّفین (83) 13 و 14

302. لزوم مراقبت و پرهیز از تیره و چرکین ساختن قلب باگناه:

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ . مطفّفین (83) 13 - 15

303. تیرگی قلب، موجب محجوب شدن از پروردگار در قیامت:

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ . (1)

مطفّفین (83) 14 و 15

304. قلب تیره و زنگار گرفته، گرفتار آتش جهنم در قیامت:

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصٰالُوا الْجَحِیمِ . مطفّفین (83) 14 و 16

قلب جنّیان

305. جنّیان، دارای قلب برای فهمیدن:

وَ لَقَدْ ذَرَأْنٰا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ یَفْقَهُونَ بِهٰا .... اعراف (7) 179

306. محرومیت بسیاری از جنّیان از فهم حقایق، به رغم داشتن قلب:

وَ لَقَدْ ذَرَأْنٰا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ یَفْقَهُونَ بِهٰا .... اعراف (7) 179

307. درست استفاده نکردن جنّیان از قلب، موجب ورود به جهنّم:

وَ لَقَدْ ذَرَأْنٰا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ یَفْقَهُونَ بِهٰا .... اعراف (7) 179

قلب حواریّون

308. درخواست حواریّون از عیسی علیه السلام برای نزول مائده از طرف خداوند، به منظور اطمینان قلب آنان به رسالت آن حضرت:

إِذْ قٰالَ الْحَوٰارِیُّونَ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ ... قٰالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهٰا وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنٰا وَ نَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنٰا وَ نَکُونَ عَلَیْهٰا مِنَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 112 و 113

قلب در قیامت

309. دگرگونی قلبها در قیامت:

... یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ.

نور (24) 37

310. رسیدن دل به حنجره در قیامت، از شدت مشکلات و ترس و اندوه:

وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَنٰاجِرِ


1) 1) . مراد از محجوب بودن از پروردگار در قیامت، محروم‌بودن از کرامت قرب و منزلت او است. (المیزان، ج 20، ص 234)

کٰاظِمِینَ مٰا لِلظّٰالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لاٰ شَفِیعٍ یُطٰاعُ . غافر (40) 18

311. خالی شدن قلب مضطرب از هراس قیامت، با صدور امر خداوند به شفاعت آنان:

وَ لاٰ تَنْفَعُ الشَّفٰاعَةُ عِنْدَهُ إِلاّٰ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتّٰی إِذٰا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قٰالُوا مٰا ذٰا قٰالَ رَبُّکُمْ قٰالُوا الْحَقَّ وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ. سبأ (34) 23

قلب دروغگویان

312. قلب دروغگویان، محل نزول شیاطین:

هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلیٰ مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیٰاطِینُ

تَنَزَّلُ عَلیٰ کُلِّ أَفّٰاکٍ أَثِیمٍ . شعراء (26) 221 و 222

قلب دشمنان

313. افشاگری عداوت قلبی دشمنان اسلام، از سوی خداوند:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا بِطٰانَةً مِنْ دُونِکُمْ لاٰ یَأْلُونَکُمْ خَبٰالاً وَدُّوا مٰا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضٰاءُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ وَ مٰا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنّٰا لَکُمُ الْآیٰاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ . آل‌عمران (3) 118

نیز ==> همین مدخل، قلب کافران، قلب مشرکان، قلب منافقان و قلب یهود.

قلب راسخان در علم

314. دعای راسخان در علم، برای منحرف نشدن قلب خود، پس از هدایت شدن از ناحیۀ خدا:

... وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ ... رَبَّنٰا لاٰ تُزِغْ قُلُوبَنٰا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنٰا .... آل‌عمران (3) 7 و 8

قلب زلیخا

315. قلب زلیخا، آکنده از عشق و دوستی به یوسف علیه السلام :

... وَ کَذٰلِکَ مَکَّنّٰا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ ...

وَ رٰاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهٰا عَنْ نَفْسِهِ ...

... اِمْرَأَتُ الْعَزِیزِ تُرٰاوِدُ فَتٰاهٰا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهٰا حُبًّا .... یوسف (12) 21 و 23 و 30

316. عشق و محبت یوسف علیه السلام در قلب زلیخا، موجب درخواست نامشروع از آن حضرت:

... وَ کَذٰلِکَ مَکَّنّٰا لِیُوسُفَ ... وَ رٰاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهٰا عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوٰابَ وَ قٰالَتْ هَیْتَ لَکَ .... اِمْرَأَتُ الْعَزِیزِ تُرٰاوِدُ فَتٰاهٰا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهٰا حُبًّا .... یوسف (12) 21 و 23 و 30

قلب سخن چین

317. احاطۀ آتش جهنم، بر قلبهای سخن چینان، در قیامت:

وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ

نٰارُ اللّٰهِ الْمُوقَدَةُ

اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ

إِنَّهٰا عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَةٌ . همزه (104) 1 و 6 - 8

قلب سلیم

اشاره

318. قلب سلیم، خالی از هرگونه شائبۀ شرک:

إِذْ جٰاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ . صافّات (37) 84 و 85

319. ابراهیم علیه السلام ، دارای قلب سلیم:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ جٰاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ .

صافّات (37) 83 و 84

320. مشرکان و منکران یگانگی خدا، فاقد قلب سلیم:

قٰالَ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ

أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ

إِلاّٰ مَنْ أَتَی اللّٰهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ .

شعراء (26) 75 و 76 و 89

321. متقین، دارای قلب سلیم:

إِلاّٰ مَنْ أَتَی اللّٰهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ . شعراء (26) 89 و 90

آثار قلب سلیم

1. امان از رسوایی قیامت
322. قلب سالم، شرط نجات از رسوایی و خواری قیامت:

وَ لاٰ تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ

إِلاّٰ مَنْ أَتَی اللّٰهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ . شعراء (26) 87 و 89

2. تقرّب به خدا
323. پاک سازی قلب و دل از هرگونه امراض روحی و اخلاقی، شرط تقرب به خدا و بار یافتن به درگاه او:

إِذْ جٰاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ . صافّات (37) 84

پاداش قلب سلیم

324. سلامت قلب، راز بهره‌مند شدن از بهشت:

وَ لاٰ تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ

یَوْمَ لاٰ یَنْفَعُ مٰالٌ وَ لاٰ بَنُونَ

إِلاّٰ مَنْ أَتَی اللّٰهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ . شعراء (26) 87 - 90

نشانۀ قلب سلیم

325. اعتقاد به یگانگی خدا و بیزاری از شرک و بت پرستی، نشانۀ بهره‌مندی از قلب سلیم:

إِلاّٰ مَنْ أَتَی اللّٰهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ

وَ بُرِّزَتِ الْجَحِیمُ لِلْغٰاوِینَ

وَ قِیلَ لَهُمْ أَیْنَ مٰا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ

مِنْ دُونِ اللّٰهِ هَلْ یَنْصُرُونَکُمْ أَوْ یَنْتَصِرُونَ .

شعراء (26) 89 و 91 - 93

قلب شفاعت شوندگان

326. قلب شفاعت شوندگان، در تشویش و اضطراب، نسبت به فرمان خدا به شفاعت کنندگان، در بارۀ شفاعت از آنان:

وَ لاٰ تَنْفَعُ الشَّفٰاعَةُ عِنْدَهُ إِلاّٰ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتّٰی إِذٰا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قٰالُوا مٰا ذٰا قٰالَ رَبُّکُمْ قٰالُوا الْحَقَّ وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ. (1)سبأ (34) 23

327. برطرف شدن اضطراب قلب شفاعت شوندگان، با صدور فرمان خداوند دربارۀ شفاعت:

وَ لاٰ تَنْفَعُ الشَّفٰاعَةُ عِنْدَهُ إِلاّٰ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتّٰی إِذٰا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قٰالُوا مٰا ذٰا قٰالَ رَبُّکُمْ قٰالُوا الْحَقَّ وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ. سبأ (34) 23

قلب شفاعت کنندگان

328.قلب شفاعت کنندگان، در تشویش و اضطراب، برای دریافت فرمان الهی برای شفاعت کردن:

وَ لاٰ تَنْفَعُ الشَّفٰاعَةُ عِنْدَهُ إِلاّٰ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتّٰی إِذٰا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قٰالُوا مٰا ذٰا قٰالَ رَبُّکُمْ قٰالُوا الْحَقَّ وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ. سبأ (34) 23

329. برطرف شدن اضطراب قلب شفاعت کنندگان، با صدور فرمان خداوند دربارۀ شفاعت:

وَ لاٰ تَنْفَعُ الشَّفٰاعَةُ عِنْدَهُ إِلاّٰ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتّٰی إِذٰا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قٰالُوا مٰا ذٰا قٰالَ رَبُّکُمْ قٰالُوا الْحَقَّ وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ. سبأ (34) 23


1) 1) . مرجع ضمیر«قلوبهم»شفاعت کنندگان و شفاعت شوندگان است. (الکشاف، ج 3، ص 580)

قلب ظالمان

330. دلهای ظالمان در قیامت، نگران از وحشت آن روز و تهی از تدبیر:

وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ اللّٰهَ غٰافِلاً عَمّٰا یَعْمَلُ الظّٰالِمُونَ إِنَّمٰا یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ الْأَبْصٰارُ

مُهْطِعِینَ مُقْنِعِی رُؤُسِهِمْ لاٰ یَرْتَدُّ إِلَیْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَوٰاءٌ. ابراهیم (14) 42 و 43

331. ایجاد ترس در قلب کافران ظالم، از عوامل پیروزی مسلمانان در میدان جهاد:

سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ بِمٰا أَشْرَکُوا بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطٰاناً وَ مَأْوٰاهُمُ النّٰارُ وَ بِئْسَ مَثْوَی الظّٰالِمِینَ . آل‌عمران (3) 151

332. بیمار دلان ظالم، دارای قساوت قلب:

لِیَجْعَلَ مٰا یُلْقِی الشَّیْطٰانُ فِتْنَةً لِلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظّٰالِمِینَ لَفِی شِقٰاقٍ بَعِیدٍ. حجّ (22) 53

قلب عالمان

333. دل عالمان، جایگاهی برای پذیرش قرآن:

وَ کَذٰلِکَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ الْکِتٰابَ ... بَلْ هُوَ آیٰاتٌ بَیِّنٰاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ ... .

عنکبوت (29) 47 و 49

334. قلب عالمان، خاشع در مقابل آیات الهی:

وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَیُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللّٰهَ لَهٰادِ الَّذِینَ آمَنُوا إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . حجّ (22) 54

335. صاحبان علم و دانش، برخوردار از قلبی سالم و نرم:

وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَیُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ ... (1). حجّ (22) 54

قلب عمار

336. آرامش و اطمینان قلب عمار یاسر به سبب ایمان، با وجود شکنجه‌های مشرکان:

مَنْ کَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِیمٰانِهِ إِلاّٰ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمٰانِ ... (2)نحل (16) 106

قلب عیب جویان

337. احاطۀ آتش دوزخ بر جان و قلب عیب جویان، کیفری مناسب برای گناه آنان:

وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ

کَلاّٰ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ

نٰارُ اللّٰهِ الْمُوقَدَةُ .

همزه (104) 1 و 4 و 6

قلب فاسقان

338. انسانهای فاسق، دارای قلبهای منحرف از دین:

... فَلَمّٰا زٰاغُوا أَزٰاغَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ . صفّ (61) 5

339. قلوب انحراف یافتۀ فاسقان، فاقد صلاحیت برای هدایت:

... فَلَمّٰا زٰاغُوا أَزٰاغَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ . صفّ (61) 5


1) 1) .«اخبات»به معنای نرمی و تواضع استعمال شده است. (مفردات، ص 272،«خبت»)

2) 2) . در شان نزول آمده است که آیۀ شریفه دربارۀ عمار یاسر نازل شده است، زمانی که او را شکنجه می‌کردند اجباراً به پیامبر صلی الله علیه و آله کفر ورزید. (تفسیر ابن‌کثیر، ج 4، ص 520؛ تفسیر قمی، ج 1، ص 391)

قلب فرعون

340. سخت شدن و قساوت قلب فرعون گمراهگر، در پی نفرین موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنَا ... وَ اشْدُدْ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ ... قٰالَ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُمٰا .... یونس (10) 88 و 89

341. القای محبت موسی علیه السلام در دل فرعون، از سوی خداوند:

أَنِ اقْذِفِیهِ فِی التّٰابُوتِ فَاقْذِفِیهِ فِی الْیَمِّ فَلْیُلْقِهِ الْیَمُّ بِالسّٰاحِلِ یَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِی وَ عَدُوٌّ لَهُ وَ أَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّةً مِنِّی .... طه (20) 39

قلب فرعونیان

342. سخت شدن و قساوت قلب فرعونیان اغواگر، در پی نفرین موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ ... وَ اشْدُدْ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ ... قٰالَ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُمٰا .... یونس (10) 88 و 89

343. القای محبوبیت موسی علیه السلام در دل فرعونیان، از جانب خداوند:

أَنِ اقْذِفِیهِ فِی التّٰابُوتِ فَاقْذِفِیهِ فِی الْیَمِّ فَلْیُلْقِهِ الْیَمُّ بِالسّٰاحِلِ یَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِی وَ عَدُوٌّ لَهُ وَ أَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّةً مِنِّی ... . طه (20) 39

قلب کافران

==> کفر، کافران، قلب کافران

کوری قلب

اشاره

344. ابتلای بعضی از انسانها به کوری دل:

... فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَی الْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ. حجّ (22) 46

345. کوری واقعی، منحصر به کوری قلب، نه کوری و نابینایی چشم:

... بِهٰا فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَی الْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ. حجّ (22) 46

346. بی‌ارزشی کوردلان، در مقایسه با صاحبان قلب بصیر و بیدار:

... قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمیٰ وَ الْبَصِیرُ أَ فَلاٰ تَتَفَکَّرُونَ . انعام (6) 50

مَثَلُ الْفَرِیقَیْنِ کَالْأَعْمیٰ وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصِیرِ وَ السَّمِیعِ هَلْ یَسْتَوِیٰانِ مَثَلاً أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ .

هود (11) 24

... قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمیٰ وَ الْبَصِیرُ ....

رعد (13) 16

وَ مٰا یَسْتَوِی الْأَعْمیٰ وَ الْبَصِیرُ. فاطر (35) 19

وَ مٰا یَسْتَوِی الْأَعْمیٰ وَ الْبَصِیرُ .... غافر (40) 58

347. هدایت کوردلان گمراه، خارج از حیطۀ قدرت پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِی الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ ....

نمل (27) 81

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِ الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ ....

روم (30) 53

348. کافران، گرفتار کوری قلب:

وَ إِنْ کَذَّبُوکَ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْظُرُ إِلَیْکَ أَ فَأَنْتَ تَهْدِی الْعُمْیَ وَ لَوْ کٰانُوا لاٰ یُبْصِرُونَ .

یونس (10) 41 و 43

بَلِ ادّٰارَکَ عِلْمُهُمْ فِی الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْهٰا بَلْ هُمْ مِنْهٰا عَمُونَ . نمل (27) 66

... وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی .... فصّلت (41) 44

349. مشرکان تکذیبگر عصر بعثت، مردمانی کوردل و پند ناپذیر:

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهٰا أَوْ آذٰانٌ یَسْمَعُونَ بِهٰا فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَی الْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ. حجّ (22) 46

آثار کوری قلب

1. تکذیب رسالت
350. کوری قلب قوم نوح، موجب تکذیب رسالت آن حضرت:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً ... فَکَذَّبُوهُ فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً عَمِینَ .

اعراف (7) 59 و 64

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا ... قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ آتٰانِی رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ .... هود (11) 25 و 27 و 28

2. کفر
351. کوری قلب، موجب باور نداشتن به حقانیت قرآن:

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ .... رعد (13) 19

352. ایمان نیاوردن به قرآن، موجب زیادتی کوری قلب کافران لجوج:

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفٰاءٌ وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی .... فصّلت (41) 44

3. کوری در آخرت
353. کوری قلب در دنیا، موجب کوری آن در آخرت:

وَ مَنْ کٰانَ فِی هٰذِهِ أَعْمیٰ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمیٰ وَ أَضَلُّ سَبِیلاً. اسراء (17) 72

4. مانع ایمان
354. کوری قلب، موجب نپذیرفتن آیات الهی:

قَدْ جٰاءَکُمْ بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْهٰا .... انعام (6) 104

5. مانع عبرت گیری
355. کوردلی، مانع عبرت‌گیری از سرگذشت اقوام گذشته:

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهٰا أَوْ آذٰانٌ یَسْمَعُونَ بِهٰا فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَی الْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ. حجّ (22) 46

6. مانع فهم قرآن
356. کوری قلب، مانع فهم آیات قرآن:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُونَ إِلَیْکَ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْظُرُ إِلَیْکَ أَ فَأَنْتَ تَهْدِی الْعُمْیَ وَ لَوْ کٰانُوا لاٰ یُبْصِرُونَ . یونس (10) 42 و 43

7. مانع هدایت
357. کوری قلب، مانع هدایت مردم:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْظُرُ إِلَیْکَ أَ فَأَنْتَ تَهْدِی الْعُمْیَ وَ لَوْ کٰانُوا لاٰ یُبْصِرُونَ . یونس (10) 43

8. محرومیت از شناخت
358. کوری قلب، موجب محرومیت از فهم حقایق و شناخت معارف الهی:

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ

یَعْقِلُونَ بِهٰا أَوْ آذٰانٌ یَسْمَعُونَ بِهٰا فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَی الْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ. حجّ (22) 46

إِنَّکَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتیٰ وَ لاٰ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعٰاءَ إِذٰا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِی الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّٰ مَنْ یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنٰا فَهُمْ مُسْلِمُونَ . نمل (27) 80 و 81

فَإِنَّکَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتیٰ وَ لاٰ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعٰاءَ إِذٰا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ

وَ مٰا أَنْتَ بِهٰادِ الْعُمْیِ عَنْ ضَلاٰلَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّٰ مَنْ یُؤْمِنُ بِآیٰاتِنٰا فَهُمْ مُسْلِمُونَ . روم (30) 52 و 53

وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقٰالُوا لَوْ لاٰ فُصِّلَتْ آیٰاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ ... وَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی .... فصّلت (41) 44

عوامل کوری قلب

اشرافیت

359. اشرافیت سران کافر قوم نوح، مایۀ کوری قلب آنان از درک دلایل نبوت آن حضرت:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا ... قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ آتٰانِی رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ ....

هود (11) 25 و 27 و 28

قلب گناهکاران

360. رسوخ دادن و القای قرآن در دل گناهکاران، از سوی خداوند:

وَ مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ

کَذٰلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ

لاٰ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ . (1)

حجر (15) 11 - 13

361. ایمان نیاوردن گناهکاران به قرآن، به رغم القای آن در دلهایشان:

وَ مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ

کَذٰلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ

لاٰ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ .

حجر (15) 11 - 13

362. کتمان شهادت و گواهی، موجب آلودگی قلب به گناه:

وَ إِنْ کُنْتُمْ عَلیٰ سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا کٰاتِباً فَرِهٰانٌ مَقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَلْیُؤَدِّ الَّذِی اؤْتُمِنَ أَمٰانَتَهُ وَ لْیَتَّقِ اللّٰهَ رَبَّهُ وَ لاٰ تَکْتُمُوا الشَّهٰادَةَ وَ مَنْ یَکْتُمْهٰا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ . بقره (2) 283

363. گناه و زنگار قلب، موجب انکار قرآن:

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ . مطفّفین (83) 13 - 15

نیز ==> همین مدخل، تیرگی قلب.

قلب مادر موسی

364. اطمینان بخشیدن خدا به قلب مادر موسی، جهت افکندن فرزندش به دریا:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ أُمِّ مُوسیٰ أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذٰا خِفْتِ


1) 1) . بنابر یک قول، معنای«نسلکه فی قلوب المجرمین»یعنی ذکری را که قرآن است در دل کافران با القا کردن بر دلهای آنان وارد می‌کنیم و به آنان می‌فهمانیم. (مجمع البیان، ج 5 - 6، ص 509)

عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَ لاٰ تَخٰافِی وَ لاٰ تَحْزَنِی إِنّٰا رَادُّوهُ إِلَیْکِ ... وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسیٰ فٰارِغاً إِنْ کٰادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْ لاٰ أَنْ رَبَطْنٰا عَلیٰ قَلْبِهٰا لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . قصص (28) 7 و 10

365. اطمینان بخشیدن خدا به قلب مادر موسی، در بارۀ بازگرداندن فرزندش، موجب افکنده شدن نوزاد به دریا به دست مادر:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ أُمِّ مُوسیٰ أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذٰا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَ لاٰ تَخٰافِی وَ لاٰ تَحْزَنِی إِنّٰا رَادُّوهُ إِلَیْکِ ... وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسیٰ فٰارِغاً إِنْ کٰادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْ لاٰ أَنْ رَبَطْنٰا عَلیٰ قَلْبِهٰا لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . قصص (28) 7 و 10

366. اعطای آرامش به قلب مادر موسی، عامل حفظ اسرار از سوی او:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ أُمِّ مُوسیٰ أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذٰا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَ لاٰ تَخٰافِی وَ لاٰ تَحْزَنِی إِنّٰا رَادُّوهُ إِلَیْکِ ... وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسیٰ فٰارِغاً إِنْ کٰادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْ لاٰ أَنْ رَبَطْنٰا عَلیٰ قَلْبِهٰا لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . قصص (28) 7 و 10

367. اطمینان بخشیدن به قلب مادر موسی، به منظور تصدیق وعدۀ خداوند از جانب او:

وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسیٰ فٰارِغاً إِنْ کٰادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْ لاٰ أَنْ رَبَطْنٰا عَلیٰ قَلْبِهٰا لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . قصص (28) 10

قلب متجاوزان

368. هدایت‌ناپذیری دلهای متجاوزان، سنت و قانون تغییرناپذیر خدا:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلاً إِلیٰ قَوْمِهِمْ فَجٰاؤُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ نَطْبَعُ عَلیٰ قُلُوبِ الْمُعْتَدِینَ .

یونس (10) 74

369. مهر نهادن خداوند بر هر قلب متجاوز و ستیزه جو، در برابر آیات الهی:

اَلَّذِینَ یُجٰادِلُونَ فِی آیٰاتِ اللّٰهِ بِغَیْرِ سُلْطٰانٍ أَتٰاهُمْ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبّٰارٍ. (1)

غافر (40) 35

قلب متقین

370. متقین، دارای قلب سلیم:

إِلاّٰ مَنْ أَتَی اللّٰهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ . شعراء (26) 89 و 90

371. امکان راهیابی کینه و دشمنی، در دل تقوا پیشگان:

إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ نَزَعْنٰا مٰا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوٰاناً عَلیٰ سُرُرٍ مُتَقٰابِلِینَ .

حجر (15) 45 و 47

372. قلب تقواپیشگان، ترسان و انابه کننده از مقام خداوند:

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ

مَنْ خَشِیَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَیْبِ وَ جٰاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ .

ق (50) 31 و 33

373. تقوا پیشگی، زمینۀ زدوده شدن کینه و دشمنی از دل متقین در بهشت:

إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ نَزَعْنٰا مٰا فِی


1) 1) . به هر متجاوزی که از قانون بگذرد و برای کسی حقّی‌قائل نباشد«جبار»گویند. (القاموس المحیط، ج 1، ص 514،«جبر»)

صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوٰاناً عَلیٰ سُرُرٍ مُتَقٰابِلِینَ .

حجر (15) 45 و 47

قلب متکبر

374. مهر نهادن خداوند بر قلب تکبر کننده در برابر آیات الهی:

اَلَّذِینَ یُجٰادِلُونَ فِی آیٰاتِ اللّٰهِ بِغَیْرِ سُلْطٰانٍ أَتٰاهُمْ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبّٰارٍ.

غافر (40) 35

375. قلب متکبر، ستیزه‌جو با آیات الهی بدون هیچ دلیل و حجتی:

إِنَّ الَّذِینَ یُجٰادِلُونَ فِی آیٰاتِ اللّٰهِ بِغَیْرِ سُلْطٰانٍ أَتٰاهُمْ إِنْ فِی صُدُورِهِمْ إِلاّٰ کِبْرٌ مٰا هُمْ بِبٰالِغِیهِ ... . غافر (40) 56

376. قلب بستۀ متکبّران، ناتوان از درک درست آیات الهی:

اَلَّذِینَ یُجٰادِلُونَ فِی آیٰاتِ اللّٰهِ بِغَیْرِ سُلْطٰانٍ أَتٰاهُمْ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ ....

غافر (40) 35

377. جدال متکبران در آیات الهی، نشانۀ مهر شدن قلب آنان:

اَلَّذِینَ یُجٰادِلُونَ فِی آیٰاتِ اللّٰهِ بِغَیْرِ سُلْطٰانٍ أَتٰاهُمْ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ ....

غافر (40) 35

378. قلب متکبر، مانع ایمان آوردن به عالم آخرت:

إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَالَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ . نحل (16) 22

379. قلب متکبر، مانع پذیرش توحید و یکتایی خداوند:

إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَالَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ . (1)نحل (16) 22

380. تکبر قلوب کافران،موجب انکار یگانگی خدا:

إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَالَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ . نحل (16) 22

قلب مجاهدان

381. پریشانی و اضطراب قلبهای مجاهدان بدر، پیش از بشارت پیروزی:

إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجٰابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُرْدِفِینَ

وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاّٰ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ ... (2)انفال (8) 9 و 10

382. قلوب مجاهدان در معرض آزمایش الهی، جهت خالص شدن ایمان و انگیزۀ قلبی آنان:

ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعٰاساً یَغْشیٰ طٰائِفَةً مِنْکُمْ وَ طٰائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللّٰهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجٰاهِلِیَّةِ یَقُولُونَ هَلْ لَنٰا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَیْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِلّٰهِ یُخْفُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ مٰا لاٰ یُبْدُونَ لَکَ یَقُولُونَ لَوْ کٰانَ لَنٰا مِنَ الْأَمْرِ شَیْءٌ مٰا قُتِلْنٰا هٰاهُنٰا قُلْ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلیٰ مَضٰاجِعِهِمْ وَ لِیَبْتَلِیَ اللّٰهُ مٰا فِی صُدُورِکُمْ


1) 1) .«منکرة»یعنی منکر وحدانیّت خداوند. (الکشاف، ج 2، ص 601)

2) 2) . مراد از«اذ تستغیثون»استغاثه در روز بدر است. (مجمع‌البیان، ج 3-\4، ص 807 ؛ بحرالعلوم، ج 2، ص 10)

وَ لِیُمَحِّصَ مٰا فِی قُلُوبِکُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. آل‌عمران (3) 154

383. برطرف ساختن وسوسه‌ها و پلیدیهای شیطانی از قلب مسلمانان مجاهد، از اهداف نزول باران، در آستانۀ جنگ بدر:

إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعٰاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطٰانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلیٰ قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدٰامَ . انفال (8) 11

نیز ==> همین مدخل، آرامش قلب.

قلب محمد صلی الله علیه و آله

==> محمد صلی الله علیه و آله ، قلب محمد صلی الله علیه و آله .

قلب مخبتین

384. یاد خدا، موجب خشیت قلب مخبتان(فروتنان):

وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ فَإِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ

اَلَّذِینَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصّٰابِرِینَ عَلیٰ مٰا أَصٰابَهُمْ وَ الْمُقِیمِی الصَّلاٰةِ وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ یُنْفِقُونَ .

حجّ (22) 34 و 35

قلب مسلمانان

==> همین مدخل، قلب مؤمنان، قلب و مجاهدان.

قلب مسیحیان

385. قساوت قلب و سنگدلی نصارا، نتیجۀ بی تفاوتی دراز مدت آنان در برابر تعالیم و رهنمودهای کتاب آسمانی خود:

... کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ ... (1)حدید (57) 16

قلب مشرکان

386. قلب مشرکان، مشغول به امور لهو و لعب و بی توجه به آیات پروردگار:

مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ

لاٰهِیَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ . انبیاء (21) 2 و 3

387. نفوذ آیین شرک در قلب مشرکان صدر اسلام و بیزاری آنان نسبت به آیین یکتا پرستی:

وَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذٰا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذٰا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ . زمر (39) 45

388. شادی قلوب مشرکان، هنگام یادآوری خدایان دروغین:

وَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذٰا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذٰا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ . زمر (39) 45

389. کینه و دشمنی قلبی مشرکان به رغم اظهار دوستی آنان با مسلمانان:

کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ ... کَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لاٰ یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلاًّ وَ لاٰ ذِمَّةً یُرْضُونَکُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ تَأْبیٰ قُلُوبُهُمْ ... .

توبه (9) 7 و 8


1) 1) . مراد از«اوتوا الکتاب»یهود و نصارا است. (کشف‌الاسرار، ج 9، ص 494؛ التبیان، ج 9، ص 529)

390. خدا، افشا کنندۀ نیات قلبی مشرکان و ناسازگاری آنها با ظاهر گفتارشان در رعایت حقوق خویشاوندی و پیمانهای خود با مسلمانان:

کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ ... کَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لاٰ یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلاًّ وَ لاٰ ذِمَّةً یُرْضُونَکُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ تَأْبیٰ قُلُوبُهُمْ ... .

توبه (9) 7 و 8

391. ناهماهنگی ظاهر گفتار مشرکان با اندیشه‌ها و نیّات قلبی آنان، نشانۀ فسق آنان:

کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ ... کَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لاٰ یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلاًّ وَ لاٰ ذِمَّةً یُرْضُونَکُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ تَأْبیٰ قُلُوبُهُمْ وَ أَکْثَرُهُمْ فٰاسِقُونَ . توبه (9) 7 و 8

392. قلب مشرکان، منحرف و واژگون از صراط مستقیم:

أَ فَمَنْ یَمْشِی مُکِبًّا عَلیٰ وَجْهِهِ أَهْدیٰ أَمَّنْ یَمْشِی سَوِیًّا عَلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . (1)

ملک (67) 22

393.واژگونی قلب مشرکان، موجب هدایت نشدن آنان به صراط مستقیم:

أَ فَمَنْ یَمْشِی مُکِبًّا عَلیٰ وَجْهِهِ أَهْدیٰ أَمَّنْ یَمْشِی سَوِیًّا عَلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . ملک (67) 22

قلب مطمئن

==> همین مدخل، اطمینان قلب.

قلب منافقان

==> نفاق، منافقان، قلب منافقان

قلب منحرف

==> همین مدخل، انحراف قلب.

قلب منیب

394. بهشت، جایگاه قلب منیب:

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ

هٰذٰا مٰا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوّٰابٍ حَفِیظٍ

مَنْ خَشِیَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَیْبِ وَ جٰاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ

اُدْخُلُوهٰا بِسَلاٰمٍ ذٰلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ.

ق (50) 31 - 34

395. سلام فرشتگان به صاحبان قلب منیب، هنگام وارد شدن آنان به بهشت:

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ

هٰذٰا مٰا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوّٰابٍ حَفِیظٍ ... وَ جٰاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ اُدْخُلُوهٰا بِسَلاٰمٍ ذٰلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ.

ق (50) 31 - 34

396. بهره مندی قلب منیب، از نعمتهای بی حدوحصر در بهشت:

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ

هٰذٰا مٰا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوّٰابٍ حَفِیظٍ ... وَ جٰاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ فِیهٰا وَ لَدَیْنٰا مَزِیدٌ.

ق (50) 31 - 33 و 35

397. قلب منیب، بیمناک از خدا و عالم غیب:

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ

مَنْ خَشِیَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَیْبِ وَ جٰاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ .

ق (50) 31 و 33

398. صاحبان قلب انابه گر، حافظ پیمانها و احکام الهی:

هٰذٰا مٰا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوّٰابٍ حَفِیظٍ

مَنْ خَشِیَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَیْبِ وَ جٰاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ .

ق (50) 32 و 33


1) 1) . از امام محمّدباقر علیه السلام روایت شده است: قلب بر چهاردسته است: و امّا قلب واژگون، قلب مشرک است. سپس آیۀ شریفۀ مذکور را قرائت فرمودند. (الکافی، ج 2، ص 423، ح 2؛ معانی‌الاخبار، ص 395، ح 51)

399. صاحبان قلب منیب، مورد دعوت خداوند برای ورود به بهشت:

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ

مَنْ خَشِیَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَیْبِ وَ جٰاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ

اُدْخُلُوهٰا بِسَلاٰمٍ ذٰلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ.

ق (50) 31 و 33 و 34

400. صاحبان قلب انابه گر، مورد استقبال و سلام فرشتگان، هنگام ورود به بهشت:

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ

هٰذٰا مٰا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوّٰابٍ حَفِیظٍ

مَنْ خَشِیَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَیْبِ وَ جٰاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ

اُدْخُلُوهٰا بِسَلاٰمٍ ذٰلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ.

ق (50) 31 - 34

401. تأمین خواسته‌های صاحبان قلب انابه‌گر و فزون‌تر از آن در بهشت:

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ

هٰذٰا مٰا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوّٰابٍ حَفِیظٍ

مَنْ خَشِیَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَیْبِ وَ جٰاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبٍ

اُدْخُلُوهٰا بِسَلاٰمٍ ذٰلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ

لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ فِیهٰا وَ لَدَیْنٰا مَزِیدٌ. ق (50) 31 - 35

قلب موسی علیه السلام

402. قدرت قلبی موسی علیه السلام ، در امر تبلیغ رسالت، دستور و سفارش خدا به آن حضرت:

اُسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَیْکَ جَنٰاحَکَ مِنَ الرَّهْبِ فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... . (1)

قصص (28) 32

403. نگرانی موسی علیه السلام از تنگی قلب (تمام شدن صبر و حلم) خود، در پی تکذیب رسالتش به وسیلۀ فرعون:

وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ

قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لاٰ یَتَّقُونَ

قٰالَ رَبِّ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُکَذِّبُونِ

وَ یَضِیقُ صَدْرِی وَ لاٰ یَنْطَلِقُ لِسٰانِی فَأَرْسِلْ إِلیٰ هٰارُونَ .

شعراء (26) 10 - 13

404. نگرانی موسی علیه السلام از تنگی قلب، در پی تکذیب رسالتش به وسیلۀ فرعون:

وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ

قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لاٰ یَتَّقُونَ

قٰالَ رَبِّ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُکَذِّبُونِ

وَ یَضِیقُ صَدْرِی وَ لاٰ یَنْطَلِقُ لِسٰانِی فَأَرْسِلْ إِلیٰ هٰارُونَ .

شعراء (26) 10 - 13

405. نگرانی موسی علیه السلام از تنگی قلب خود، در پی تکذیب رسالتش به وسیلۀ فرعون، موجب درخواست از خداوند، برای همراه کردن هارون علیه السلام با وی:

وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ

قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لاٰ یَتَّقُونَ

قٰالَ رَبِّ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُکَذِّبُونِ

وَ یَضِیقُ صَدْرِی وَ لاٰ یَنْطَلِقُ لِسٰانِی فَأَرْسِلْ إِلیٰ هٰارُونَ .

شعراء (26) 10 - 13

قلب مؤمنان

==> مؤمنان، قلب مؤمنان


1) 1) .«اضمم الیک جناحک»یعنی دست خود را بر سینه‌ات‌بگذار تا خوف تو هنگام دیدن مار بر طرف شود.(مجمع البیان، ج 7 - 8، ص 394) و قدرت قلبی‌ات افزایش پیدا کند

قلب ناپاک

406. قلب ناپاک، طمع کننده به زنان:

... وَ إِذٰا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتٰاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ ذٰلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ ....

احزاب (33) 53

407. آلودگی و ناپاکی قلب آدمی، موجب ذلت در دنیا و عذاب آخرت:

... أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللّٰهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیٰا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . مائده (5) 41

قلب نوزاد

408. قلب نوزاد، خالی از علم و آگاهی به هنگام تولد:

وَ اللّٰهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهٰاتِکُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ .... نحل (16) 78

409. خلقت چشم و گوش و قلب در نوزاد انسان، آغاز آگاهی و کسب معلومات برای او:

وَ اللّٰهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهٰاتِکُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ .... نحل (16) 78

قلب و ایمان

410. قلب، کانون و جایگاه ایمان و ازدیاد آن:

وَ قٰالُوا قُلُوبُنٰا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ بِکُفْرِهِمْ فَقَلِیلاً مٰا یُؤْمِنُونَ . بقره (2) 88

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی ... . بقره (2) 260

یٰا أَیُّهَا الرَّسُولُ لاٰ یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسٰارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قٰالُوا آمَنّٰا بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ .... مائده (5) 41

إِذْ قٰالَ الْحَوٰارِیُّونَ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ ... قٰالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهٰا وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنٰا ... . مائده (5) 112 و 113

إِنَّمٰا یَسْتَأْذِنُکَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ارْتٰابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِی رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُونَ . توبه (9) 45

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلیٰ أَمْوٰالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُوا حَتّٰی یَرَوُا الْعَذٰابَ الْأَلِیمَ .

یونس (10) 88

إِلٰهُکُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَالَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ . نحل (16) 22

مَنْ کَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِیمٰانِهِ إِلاّٰ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمٰانِ .... نحل (16) 106

وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسیٰ فٰارِغاً إِنْ کٰادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْ لاٰ أَنْ رَبَطْنٰا عَلیٰ قَلْبِهٰا لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . قصص (28) 10

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدٰادُوا إِیمٰاناً مَعَ إِیمٰانِهِمْ ... . فتح (48) 4

... وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمٰانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ .... حجرات (49) 7

قٰالَتِ الْأَعْرٰابُ آمَنّٰا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لٰکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا وَ لَمّٰا یَدْخُلِ الْإِیمٰانُ فِی قُلُوبِکُمْ ... .

حجرات (49) 14

لاٰ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ

یُوٰادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کٰانُوا آبٰاءَهُمْ أَوْ أَبْنٰاءَهُمْ أَوْ إِخْوٰانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمٰانَ ... . مجادله (58) 22

مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِیبَةٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ یَهْدِ قَلْبَهُ .... تغابن (64) 11

411. ایمان قلبی به خداوند، موجب جواز تقیه، در صورت شکنجه و اکراه از ناحیۀ دشمنان:

مَنْ کَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِیمٰانِهِ إِلاّٰ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمٰانِ وَ لٰکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْراً فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللّٰهِ .... نحل (16) 106

412. گرایش قلب به سوی ایمان، سبب بهره‌مندی از نعمت‌های بهشتی:

لاٰ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوٰادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کٰانُوا آبٰاءَهُمْ أَوْ أَبْنٰاءَهُمْ أَوْ إِخْوٰانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمٰانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا ... اَلْمُفْلِحُونَ . مجادله (58) 22

413. گرایش قلب به سوی ایمان، موجب جلب رضایت خداوند:

لاٰ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوٰادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کٰانُوا آبٰاءَهُمْ أَوْ أَبْنٰاءَهُمْ أَوْ إِخْوٰانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمٰانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ... رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ... . مجادله (58) 22

414. گرایش قلب به سوی ایمان، موجب قرار گرفتن در زمرۀ حزب خدا:

لاٰ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوٰادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کٰانُوا آبٰاءَهُمْ أَوْ أَبْنٰاءَهُمْ أَوْ إِخْوٰانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمٰانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ... أُولٰئِکَ حِزْبُ اللّٰهِ أَلاٰ إِنَّ حِزْبَ اللّٰهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . مجادله (58) 22

415. گرایش قلب به سوی ایمان، نشانۀ رستگاری انسان:

لاٰ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوٰادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کٰانُوا آبٰاءَهُمْ أَوْ أَبْنٰاءَهُمْ أَوْ إِخْوٰانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمٰانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ... أُولٰئِکَ حِزْبُ اللّٰهِ أَلاٰ إِنَّ حِزْبَ اللّٰهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . مجادله (58) 22

قلب و خدا

416. خداوند، حایل بین انسان و قلب او:

... وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ ....

انفال (8) 24

417. خداوند نزدیکتر از قلب انسان به وی:

... وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ ....

انفال (8) 24

قلب و زبان

418. هماهنگ نبودن زبان و قلب متخلفان از سفر حدیبیه، در آمرزش خواهی و استغفار:

سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرٰابِ شَغَلَتْنٰا أَمْوٰالُنٰا وَ أَهْلُونٰا فَاسْتَغْفِرْ لَنٰا یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مٰا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ ... (1)فتح (48) 11


1) 1) . آیۀ شریفه در بارۀ خروج پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی حدیبیه است که اعراب اطراف مدینه را به این امر دعوت کرد، ولی آنان بهانه آوردند و تخلف ورزیدند. (التبیان، ج 9، ص 321؛ فتح القدیر، ج 5، ص 57)

419. تزیین سوءظن به فرجام پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و مؤمنان در دل متخلّفان از سفر حدیبیه:

سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرٰابِ شَغَلَتْنٰا أَمْوٰالُنٰا وَ أَهْلُونٰا فَاسْتَغْفِرْ لَنٰا یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مٰا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ لَکُمْ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً إِنْ أَرٰادَ بِکُمْ ضَرًّا أَوْ أَرٰادَ بِکُمْ نَفْعاً بَلْ کٰانَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیراً

بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ یَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلیٰ أَهْلِیهِمْ أَبَداً وَ زُیِّنَ ذٰلِکَ فِی قُلُوبِکُمْ وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ کُنْتُمْ قَوْماً بُوراً. فتح (48) 11 و 12

420. لزوم هماهنگی زبان و قلب، به هنگام آمرزش خواهی از خدا:

سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرٰابِ شَغَلَتْنٰا أَمْوٰالُنٰا وَ أَهْلُونٰا فَاسْتَغْفِرْ لَنٰا یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مٰا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ .... فتح (48) 11

421. استغفار بیابان نشینان جهاد گریز از پیامبر صلی الله علیه و آله ، فاقد هماهنگی زبان با قلب:

سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرٰابِ شَغَلَتْنٰا أَمْوٰالُنٰا وَ أَهْلُونٰا فَاسْتَغْفِرْ لَنٰا یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مٰا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ لَکُمْ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً إِنْ أَرٰادَ بِکُمْ ضَرًّا أَوْ أَرٰادَ بِکُمْ نَفْعاً بَلْ کٰانَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیراً. فتح (48) 11

422. لزوم صدق و هماهنگی زبان و قلب، در آمرزش خواهی و توبه:

سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرٰابِ شَغَلَتْنٰا أَمْوٰالُنٰا وَ أَهْلُونٰا فَاسْتَغْفِرْ لَنٰا یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مٰا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ .... فتح (48) 11

نیز ==> همین مدخل، قلب منافقان.

قلب همسران محمّد

423. انحراف قلب بعضی همسران پیامبر، در بازگویی و افشای اسرار ایشان:

وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلیٰ بَعْضِ أَزْوٰاجِهِ حَدِیثاً فَلَمّٰا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللّٰهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمّٰا نَبَّأَهٰا بِهِ قٰالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هٰذٰا قٰالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ

إِنْ تَتُوبٰا إِلَی اللّٰهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمٰا وَ إِنْ تَظٰاهَرٰا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللّٰهَ هُوَ مَوْلاٰهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صٰالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلاٰئِکَةُ بَعْدَ ذٰلِکَ ظَهِیرٌ. (1)تحریم (66) 3 و 4

424. تهدید برخی از همسران پیامبر از سوی خداوند در پی انحراف قلبی وی پس از افشای اسرار آن حضرت:

وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلیٰ بَعْضِ أَزْوٰاجِهِ حَدِیثاً فَلَمّٰا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللّٰهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمّٰا نَبَّأَهٰا بِهِ قٰالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هٰذٰا قٰالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ

إِنْ تَتُوبٰا إِلَی اللّٰهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمٰا وَ إِنْ تَظٰاهَرٰا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللّٰهَ هُوَ مَوْلاٰهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صٰالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلاٰئِکَةُ بَعْدَ ذٰلِکَ ظَهِیرٌ. تحریم (66) 3 و 4


1) 1) . در شأن نزول آمده است: روزی که نوبت حفصه بود، پیامبر صلی الله علیه و آله با کنیزش ماریه در خانۀ حفصه خلوت کرد و حفصه که متوجه این امر شد دچار غیرت شد و پیامبر صلی الله علیه و آله برای به دست آوردن قلب او، ماریه را برخود حرام کرد و تعهد گرفت به کسی نگوید، ولی او به عایشه گفت و هر دو به پدران‌شان بازگو کردند، و در پی این خیانت بود که خداوند آیۀ شریفه را نازل کرد. (البرهان، ج 5، ص 419، ح 5؛ جامع البیان، ج 28 جزء 14، ص 198 - 202)

قلب یهود

==> یهود، قلب یهود

کوری قلب

اشاره

==> همین مدخل، قلب کوردلان

گرایش قلب

==> همین مدخل، قلب و ایمان

گناه قلب

==> همین مدخل، قلب گناهکاران

گواهی قلب

425. گواهی و پاسخ قلب دربارۀ اندیشه‌ها و اعمال آدمی در قیامت:

... إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤٰادَ کُلُّ أُولٰئِکَ کٰانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً. اسراء (17) 36

مسئولیّت قلب

==> همین مدخل، سؤال از قلب

مسخ قلب

426. مسخ قلب انسان، نتیجۀ کفر و لجاجت او:

وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصٰارَهُمْ کَمٰا لَمْ یُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِی طُغْیٰانِهِمْ یَعْمَهُونَ .

انعام (6) 110

427. مسخ شدن قلب و ناتوانی کافران از ادراک صحیح، سبب ایمان نیاوردن آنان، حتی با دیدن معجزات:

... قُلْ إِنَّمَا الْآیٰاتُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ مٰا یُشْعِرُکُمْ أَنَّهٰا إِذٰا جٰاءَتْ لاٰ یُؤْمِنُونَ وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصٰارَهُمْ کَمٰا لَمْ یُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِی طُغْیٰانِهِمْ یَعْمَهُونَ . انعام (6) 109 و 110

428. مسخ قلب، موجب سرگردانی کافران، در طغیان خود:

وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصٰارَهُمْ کَمٰا لَمْ یُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِی طُغْیٰانِهِمْ یَعْمَهُونَ .

انعام (6) 110

مُهر قلب

==> همین مدخل، ختم قلب

نرمی قلب

==>همین مدخل، رقّت قلب

نعمت قلب

429. قلب، از نعمات الهی:

وَ اللّٰهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهٰاتِکُمْ ... وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . نحل (16) 78

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . مؤمنون (23) 78

... وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ .

سجده (32) 9

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاهُمْ فِیمٰا إِنْ مَکَّنّٰاکُمْ فِیهِ وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ ... وَ أَفْئِدَةً .... احقاف (46) 26

... وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ .

ملک (67) 23

430.لزوم سپاسگزاری انسان از خداوند، در برابر نعمت قلب:

وَ اللّٰهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهٰاتِکُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .

نحل (16) 78

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . مؤمنون (23) 78

ثُمَّ سَوّٰاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . سجده (32) 9

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاهُمْ فِیمٰا إِنْ مَکَّنّٰاکُمْ فِیهِ وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ ... وَ أَفْئِدَةً فَمٰا أَغْنیٰ عَنْهُمْ ... وَ لاٰ أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَیْءٍ إِذْ کٰانُوا یَجْحَدُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ . احقاف (46) 26

قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . ملک (67) 23

431. سپاسگزاری اندکی از مردم از خداوند، در برابر نعمت قلب:

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . مؤمنون (23) 78

ثُمَّ سَوّٰاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . سجده (32) 9

قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ ... وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . ملک (67) 23

نفرت قلب

432. نفرت پیدا کردن قلوب کافران، هنگام شنیدن نام خدا:

وَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ .... زمر (39) 45

نقش قلب

1. ادراک

433. قلب، جایگاه ادراک حقایق نامحسوس:

فَأَوْحیٰ إِلیٰ عَبْدِهِ مٰا أَوْحیٰ

مٰا کَذَبَ الْفُؤٰادُ مٰا رَأیٰ . نجم (53) 10 و 11

2. ایمان

434. قلب، محل ثبوت ایمان:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مٰا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ

فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَهُمُ اللّٰهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ بِمٰا کٰانُوا یَکْذِبُونَ .

بقره (2) 8 و 10

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ یُشْهِدُ اللّٰهَ عَلیٰ مٰا فِی قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصٰامِ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللّٰهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهٰادُ. بقره (2) 204 و 206

وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ نٰافَقُوا وَ قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا قٰاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ أَوِ ادْفَعُوا قٰالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتٰالاً لاَتَّبَعْنٰاکُمْ هُمْ لِلْکُفْرِ یَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِیمٰانِ یَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِهِمْ مٰا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا یَکْتُمُونَ . آل‌عمران (3) 167

وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللّٰهِ لَوْ یُطِیعُکُمْ فِی کَثِیرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمٰانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیٰانَ أُولٰئِکَ هُمُ الرّٰاشِدُونَ .

حجرات (49) 7

قٰالَتِ الْأَعْرٰابُ آمَنّٰا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لٰکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا وَ لَمّٰا یَدْخُلِ الْإِیمٰانُ فِی قُلُوبِکُمْ وَ إِنْ تُطِیعُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ لاٰ یَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمٰالِکُمْ شَیْئاً إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . حجرات (49) 14

لاٰ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوٰادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ ... أُولٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمٰانَ .... مجادله (58) 22

3. ایمان و کفر

435. قلب آدمی، جایگاه ایمان و کفر:

... قٰالُوا سَمِعْنٰا وَ عَصَیْنٰا وَ أُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ

اَلْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ .... بقره (2) 93

... وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنٰا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللّٰهُ عَلَیْهٰا بِکُفْرِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُونَ إِلاّٰ قَلِیلاً. نساء (4) 155

یٰا أَیُّهَا الرَّسُولُ لاٰ یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسٰارِعُونَ فِی الْکُفْرِ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللّٰهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ .... مائده (5) 41

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلاً إِلیٰ قَوْمِهِمْ فَجٰاؤُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ کَذٰلِکَ نَطْبَعُ عَلیٰ قُلُوبِ الْمُعْتَدِینَ .

یونس (10) 74

... رَبَّنَا اطْمِسْ عَلیٰ أَمْوٰالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُوا حَتّٰی یَرَوُا الْعَذٰابَ الْأَلِیمَ .

یونس (10) 88

... فَالَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ . نحل (16) 22

مَنْ کَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِیمٰانِهِ إِلاّٰ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمٰانِ وَ لٰکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْراً فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللّٰهِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نحل (16) 106

4. ترس

436. قلب، جایگاه ترس و بیم آدمی:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ .... انفال (8) 2

... وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ اَلَّذِینَ إِذٰا ذُکِرَ اللّٰهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ .... حج (22) 34 و 35

وَ الَّذِینَ یُؤْتُونَ مٰا آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلیٰ رَبِّهِمْ رٰاجِعُونَ . مؤمنون (23) 60

وَ أَصْبَحَ فُؤٰادُ أُمِّ مُوسیٰ فٰارِغاً إِنْ کٰادَتْ لَتُبْدِی بِهِ لَوْ لاٰ أَنْ رَبَطْنٰا عَلیٰ قَلْبِهٰا لِتَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . قصص (28) 10

وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ....

احزاب (33) 26

... وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ .... حشر (59) 2

5. تصمیم‌گیری

437. نقش اساسی قلب واحد، در تصمیم‌گیری انسان:

مٰا جَعَلَ اللّٰهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ ...

... وَ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنٰاحٌ فِیمٰا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لٰکِنْ مٰا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُکُمْ .... احزاب (33) 4 و 5

6. تعقل و علم

438. قلب، جایگاهی برای تعقل و علم:

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهٰا ... فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَی الْأَبْصٰارُ وَ لٰکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ. (1)حجّ (22) 46

7. تقوا

439. قلب، مرکز تقوا و خداترسی:

ذٰلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ . حجّ (22) 32

8. حمیت

440. قلب، جایگاه تعصب و غیرت:

إِذْ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَ الْجٰاهِلِیَّةِ .... فتح (48) 26

9. حیات

441. قلب انسان، دارای نقش محوری در هستی و حیات او:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذٰا


1) 1) . آیۀ شریفه بر این دلالت دارد که عقل، همان علم است و قلب، جایگاهی برای عقل و علوم است.(التبیان، ج 7، ص 326؛ التفسیر الکبیر، ج 8، ص 234)

دَعٰاکُمْ لِمٰا یُحْیِیکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ .... انفال (8) 24

442. نقش اساسی قلب، در حیات و مرگ آدمی:

إِذْ جٰاؤُکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ إِذْ زٰاغَتِ الْأَبْصٰارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنٰاجِرَ ....

احزاب (33) 10

10. عطوفت

443. قلب، کانون عواطف آدمی:

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِیعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدٰاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً ....

آل‌عمران (3) 103

اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ ذٰلِکَ هُدَی اللّٰهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ هٰادٍ. زمر (39) 23

... وَ جَعَلْنٰا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً .... حدید (57) 27

11. علم

444. قلب آدمی، خاستگاه علم و دانش:

بَلْ هُوَ آیٰاتٌ بَیِّنٰاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ .... عنکبوت (29) 49

کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ .

روم (30) 59

12. کینه

445. قلب، محل کینه و دشمنی انسان:

وَ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ لَوْ لاٰ یُکَلِّمُنَا اللّٰهُ أَوْ تَأْتِینٰا آیَةٌ کَذٰلِکَ قٰالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشٰابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَیَّنَّا الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ .

بقره (2) 118

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا بِطٰانَةً مِنْ دُونِکُمْ لاٰ یَأْلُونَکُمْ خَبٰالاً وَدُّوا مٰا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضٰاءُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ وَ مٰا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنّٰا لَکُمُ الْآیٰاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

هٰا أَنْتُمْ أُولاٰءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لاٰ یُحِبُّونَکُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْکِتٰابِ کُلِّهِ وَ إِذٰا لَقُوکُمْ قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیْکُمُ الْأَنٰامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِکُمْ إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. آل‌عمران (3) 118 و 119

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ ...

وَ نَزَعْنٰا مٰا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ ... .

اعراف (7) 42 و 43

وَ نَزَعْنٰا مٰا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوٰاناً عَلیٰ سُرُرٍ مُتَقٰابِلِینَ . حجر (15) 47

446. به دندان گرفتن کافران سر انگشتان خود را در پنهانی از شدت خشم و دشمنی قلبی با مؤمنان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ... هٰا أَنْتُمْ أُولاٰءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لاٰ یُحِبُّونَکُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْکِتٰابِ کُلِّهِ وَ إِذٰا لَقُوکُمْ قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیْکُمُ الْأَنٰامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِکُمْ إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. آل‌عمران (3) 118 و 119

447. آگاهی خداوند از خشم و دشمنی قلبی کافران نسبت به مؤمنان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ... هٰا أَنْتُمْ أُولاٰءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لاٰ یُحِبُّونَکُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْکِتٰابِ کُلِّهِ وَ إِذٰا لَقُوکُمْ قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیْکُمُ الْأَنٰامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِکُمْ إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. آل‌عمران (3) 118 و 119

448. قلوب کافران، مملوّ از دشمنی نسبت به مسلمانان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا بِطٰانَةً مِنْ دُونِکُمْ لاٰ یَأْلُونَکُمْ خَبٰالاً وَدُّوا مٰا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضٰاءُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ وَ مٰا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ ...

هٰا أَنْتُمْ أُولاٰءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لاٰ یُحِبُّونَکُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْکِتٰابِ کُلِّهِ وَ إِذٰا لَقُوکُمْ قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیْکُمُ الْأَنٰامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِکُمْ إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ.

آل‌عمران (3) 118 و 119

449. تشابه قلوب کافران عصر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با پیشینیان، در اعتراض، عناد و دشمنی نسبت به آن حضرت:

وَ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ لَوْ لاٰ یُکَلِّمُنَا اللّٰهُ أَوْ تَأْتِینٰا آیَةٌ کَذٰلِکَ قٰالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشٰابَهَتْ قُلُوبُهُمْ ... . (1)بقره (2) 118

450. قلوب کافران، همواره در اعتراض و بهانه جویی و دشمنی نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :

وَ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ لَوْ لاٰ یُکَلِّمُنَا اللّٰهُ أَوْ تَأْتِینٰا آیَةٌ کَذٰلِکَ قٰالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشٰابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَیَّنَّا الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ . (2)

بقره (2) 118

13. گرایش

451. قلب، کانون گرایش‌های اعتقادی انسان:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ وَ رَفَعْنٰا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اسْمَعُوا قٰالُوا سَمِعْنٰا وَ عَصَیْنٰا وَ أُشْرِبُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ ....

بقره (2) 93

14. هدایت و گمراهی

452. قلب، جایگاه هدایت و گمراهی:

رَبَّنٰا لاٰ تُزِغْ قُلُوبَنٰا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنٰا ....

آل‌عمران (3) 8

مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِیبَةٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللّٰهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ .

تغابن (64) 11

15. یاد خدا

453. لزوم نگه‌داشتن یاد خدا در قلب، با تداوم عبادت و از میان بردن زمینه‌های غفلت:

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.

کهف (18) 28

نیز ==> همین مدخل، ادراک قلب

وسوسه در قلب

454. وسوسه کردن در قلب انسان، از ترفندهای شیطان:

وَ کَذٰلِکَ جَعَلْنٰا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیٰاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلیٰ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شٰاءَ رَبُّکَ مٰا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مٰا یَفْتَرُونَ

وَ لِتَصْغیٰ إِلَیْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ لِیَرْضَوْهُ وَ لِیَقْتَرِفُوا مٰا هُمْ مُقْتَرِفُونَ .

انعام (6) 112 و 113

مِنْ شَرِّ الْوَسْوٰاسِ الْخَنّٰاسِ

اَلَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النّٰاسِ . ناس (114) 4 و 5


1) 1) . مراد از«تشابهت قلوبهم»تشابه در کفر و قساوت و اعتراض و عناد نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. (مجمع‌البیان، ج 1 - 2، ص 370)

2) 2) . بنابر قولی، مراد از«الذین»مشرکان عرب است. (همان،ص 371؛ فتح القدیر، ج 1، ص 156)

هدایت قلب

455. ایمان به خداوند، موجب هدایت قلب:

... وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ یَهْدِ قَلْبَهُ .... تغابن (64) 11

قلعه

اشاره

قلعه، ساختمانی محکم و بلند، با برجهایی برای دیده‌بانی است که معمولاً به صورت جایگاه دفاعی در برابر هجوم دشمن یا زندان یا مقرّ حکّام به‌کار می‌رفته است. در زبان فارسی به آن، دژ نیز می‌گویند. (1)در این مدخل از واژه‌های«حصون»،«صیاصی»و برخی از آیات استفاده شده است.

امنیت قلعه

==> همین مدخل: نقش قلعه

تخریب قلعه

1. تخریب پذیری قلعه در برابر حوادث:

... یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

2. تخریب قلعه‌های بنی‌نضیر مایه عبرت برای اهل بصیرت:

... یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

3. ترس از تصرف قلعه‌ها از سوی دشمنان عامل تخریب آنها به دست قلعه نشینان:

... وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ .... حشر (59) 2

قلعه‌های بنی‌قریظه

4. یهود بنی‌قریظه، دارای قلعه‌های محکم در مدینه:

وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ ... (2)احزاب (33) 26

5. بیرون کشیده شدن یهود بنی‌قریظه از قلعه‌های مستحکم خود، از جانب خداوند، همراه با ایجاد ترس در دل آنان:

... وَ کٰانَ اللّٰهُ قَوِیًّا عَزِیزاً وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ....

احزاب (33) 25 و 26

6. بیرون کشیدن یهود بنی‌قریظه از قلعه‌های مستحکم خود، به منظور قرار گرفتن آنان در اختیار مسلمانان:

وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقاً. احزاب (33) 26

7. قدرت مطلق خداوند، منشأ به ارث رسیدن سرزمین و قلعۀ یهود بنی‌قریظه به مسلمانان:

وَ رَدَّ اللّٰهُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِغَیْظِهِمْ لَمْ یَنٰالُوا خَیْراً وَ کَفَی اللّٰهُ الْمُؤْمِنِینَ الْقِتٰالَ وَ کٰانَ اللّٰهُ قَوِیًّا عَزِیزاً

وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ


1) 1) . فرهنگ بزرگ سخن، ج 6 ، ص 5572،«قلعه»

2) 2) . مقصود از موصول«الّذین ظاهروهم»یهود بنی‌قریظه است که پشتیبان احزاب [قریش و غطفان] در جنگ احزاب بوده‌اند و«صیاصی»به معنای قلعه‌ها است. (جامع‌البیان، ج 11، جزء 21، ص 180)

اَلرُّعْبَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقاً

وَ أَوْرَثَکُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِیٰارَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیراً.

احزاب (33) 25 -\27

8. چیره شدن ترس از جانب خدا بر یهود بنی‌قریظه، موجب خارج شدن آنان از قلعه‌های مستحکم خود:

... وَ کٰانَ اللّٰهُ قَوِیًّا عَزِیزاً وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقاً. احزاب (33) 25 و 26

9. توانمندی و شکست‌ناپذیری خداوند، موجب بیرون کشیده شدن یهودیان بنی‌قریظه، از قلعه‌های مستحکم خویش:

... وَ کٰانَ اللّٰهُ قَوِیًّا عَزِیزاً وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقاً. احزاب (33) 25 و 26

قلعه‌های بنی‌نضیر

10. یهود بنی‌نضیر، دارای قلعه‌های محکم در مدینه:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا ... (1)حشر (59) 2

11. تبعید کافران بنی‌نضیر، نخستین اخراج دسته‌جمعی آنها از شهر مدینه و قلعه‌های محکم موجود در آن:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

12. اتّکای کافران بنی‌نضیر به امکانات مادّی و قلعه‌های محکم خود:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

13. تصوّر کافران بنی‌نضیر، نسبت به حفظ جان‌شان در قلعه‌های محکم، در برابر ارادۀ خداوند:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

14. رعب و وحشت از سوی خداوند در دلهای کافران بنی‌نضیر، زمینه‌ای برای خالی کردن قلعه‌های‌شان:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ


1) 1) . مقصود از موصول«الّذین کفروا»یهود بنی‌نضیر است. (جامع‌البیان، ج 14، جزء 28، ص 36)

اَلرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

15. مغرور شدن بنی‌نضیر به قدرت و قلعه‌های مستحکم خویش، زمینۀ غافل‌گیری آنان:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

16. ارادۀ خداوند، عامل شکست و آوارگی کافران بنی‌نضیر، از شهر و قلعه‌های‌شان:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. (1)

حشر (59) 2

17. دژهای محکم کافران (یهود بنی‌نضیر)، مایۀ اطمینان آنان به شکست‌ناپذیری خویش:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا .... حشر (59) 2

18. فتح دژهای مستحکم و استوار یهود بنی‌نضیر، بدون جنگ و درگیری:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ .... حشر (59) 2

وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حشر (59) 6

19. تسلّط و غلبۀ پیامبر صلی الله علیه و آله بر یهود بنی‌نضیر و قلعۀ آنان، معلول اراده و عنایت خداوند، نه صرفاً تلاش مسلمانان:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حشر (59) 6

20. فتح قلعه‌های مستحکم بنی‌نضیر بدون جنگ و درگیری، نمود عینی از قدرت نامحدود خداوند:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ


1) 1) . آیۀ مذکور، دربارۀ یهود بنی‌نضیر است. (مجمع‌البیان،ج 9 -\10، ص 386؛ الکشاف، ج 4، ص 498)

اَللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ .... حشر (59) 2

وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حشر (59) 6

21. تسلّط پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان بر قلعۀ یهود بنی‌نضیر، غیر قابل پیش‌بینی برای آنان:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا .... حشر (59) 2

22. تسلّط پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان بر قلعۀ بنی‌نضیر و خراب شدن خانه‌های آنان به دست خود آنان و مسلمانان، مایۀ عبرت برای بیداردلان:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

23. خبر دادن خداوند از درگیریهای کافران (یهود) با مؤمنان، از درون قلعه‌ها و از پس دیوارهای بلند:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

لاٰ یُقٰاتِلُونَکُمْ جَمِیعاً إِلاّٰ فِی قُریً مُحَصَّنَةٍ .... حشر (59) 14

24. دژهای محکم کافران بنی‌نضیر، مایۀ اطمینان آنان به شکست‌ناپذیری خویش:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

نقش قلعه

25. نقش قلعه‌ها در حفظ امنیت قلعه نشینان:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ ....

حشر (59) 2

26. امنیت قلعه‌ها مشروط به اراده خداوند:

وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ....

احزاب (33) 26

... مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ....

حشر (59) 2

27. پایان یافتن نقش امنیت بخشی قلعه‌های بنی‌نضیر در پی حمله مسلمانان:

... مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ

حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ .... حشر(59) 2

28. اطمینان به امنیت بخشی قلعه‌ها موجب غفلت از قدرت مطلقه خداوند:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

29. قدرت مطلق خداوند موجب از بین رفتن امنیت قلعه‌های بنی‌قریظه:

وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقاً. احزاب (33) 26

نیز ==> بنی‌قریظه و بنی‌نضیر

قلم

اشاره

قلم، در اصل چیده و جدا شدۀ از شیء سخت، مثل ناخن و... است. این لفظ اختصاص یافته به آنچه با آن نوشته شود، (1)آلتی نئین و چوبین و یا فلزّی است که به وسیلۀ آن با مرکب یا جوهر روی کاغذ نویسند. (2)

گفتنی است در بعضی روایات و کتب تفسیری، معنایی الهی و نوری برای قلم بیان شده (3)که در این جا مورد نظر نیست. در این مدخل مقصود از«قلم»، ابزار نوشتن است و از لفظ قلم استفاده شده است.

ارزش قلم

1. قلم، دارای نقشی مهم، در علم و معرفت انسان:

وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ . (4)قلم (68) 1

2. قلم، وسیله‌ای کارآمد در آموزش و تعلیم:

اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ

عَلَّمَ الْإِنْسٰانَ مٰا لَمْ یَعْلَمْ .

علق (96) 4 و 5

3. تعلیم مجهولات از جانب خداوند به انسانها به وسیلۀ قلم:

اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ

اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ

عَلَّمَ الْإِنْسٰانَ مٰا لَمْ یَعْلَمْ . علق (96) 3 -\5

4. توجّه به قلم و نویسندگی، مورد ترغیب، از آغاز آفرینش انسان:

خَلَقَ الْإِنْسٰانَ مِنْ عَلَقٍ

اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ .

علق (96) 2 و 4

5. توانا ساختن انسان بر خواندن و نوشتن به وسیلۀ قلم برخاسته از کرم والای خداوند:

خَلَقَ الْإِنْسٰانَ مِنْ عَلَقٍ

اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ

اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ . علق (96) 2 -\4

6. توانا ساختن انسان بر خواندن و نوشتن به وسیلۀ قلم جلوه‌ای از ربوبیّت خداوند:

اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ

اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ .

علق (96) 3 و 4


1) 1) . مفردات، ص 683 ،«قلم»

2) 2) . فرهنگ فارسی، ج 2، ص 2715«قلم»

3) 3) . مفردات، ص 683 ،«قلم»؛ المیزان، ج 19، ص 368؛تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 388، ح 6 -\11

4) 4) . سوگند خداوند به قلم، که جنبۀ تقدّس دارد، بیانگر اهمّیّت قلم و اهل قلم در پیشگاه وی است

7. قلم کتابت و اهل قلم، دارای ارزش و جایگاه ویژه، در پیشگاه خداوند:

ن وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ . (1)قلم (68) 1

8. تراوشات قلم نویسندگان و تأثیر آن در انتقال اطّلاعات به دیگران وابسته به خداوند:

اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ

اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ

عَلَّمَ الْإِنْسٰانَ مٰا لَمْ یَعْلَمْ . علق (96) 3 -\5

نیز ==> همین مدخل، قسم به قلم

اهل قلم

==> همین مدخل، ارزش قلم

پیشینۀ قلم

9. قلم، ابزاری شناخته شده، در دوران مریم علیها السلام :

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ . آل‌عمران (3) 44

10. قلم ابزاری شناخته شده در صدر اسلام:

وَ لَوْ أَنَّ مٰا فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلاٰمٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مٰا نَفِدَتْ کَلِمٰاتُ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . لقمان (31) 27

ن وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ

مٰا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ . قلم (68) 1 و 2

اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ . علق (96) 4

نیز ==> همین مدخل، قرعه با قلم

تعلیم با قلم

==> همین مدخل، ارزش قلم، نقش قلم

تهیّۀ قلم

11. درخت، وسیلۀ تهیّۀ قلم:

وَ لَوْ أَنَّ مٰا فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلاٰمٌ ....

لقمان (31) 27

قرعه با قلم

==> همین مدخل، نقش قلم

قسم به قلم

12. سوگند خداوند، به قلم و ابزار نوشتن:

ن وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ . قلم (68) 1

13. سوگند خداوند به قلم به منظور اعلام برخورداری پیامبر صلی الله علیه و آله از اخلاق (خلق و خوی) بزرگ:

ن وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ

وَ إِنَّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ

وَ إِنَّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ .

قلم (68) 1 و 3 و 4

14. سوگند خداوند به قلم، مبنی بر برخورداری پیامبر صلی الله علیه و آله از هرگونه پاداش بی‌منّت:

ن وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ

وَ إِنَّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ . قلم (68) 1 و 3

15. قسم خداوند به قلم، برای اعلام برخورداری پیامبر صلی الله علیه و آله از اجر و پاداش بی‌پایان الهی:

ن وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ

وَ إِنَّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ . (2)قلم (68) 1 و 3

16. قسم خداوند به قلم به منظور اعلام مجنون نبودن پیامبر صلی الله علیه و آله :

ن وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ

مٰا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ . (3)قلم (68) 1 و 2


1) 1) . سوگند خداوند به قلم که جنبۀ تقدّس دارد، بیانگر اهمّیّت قلم و اهل قلم در پیشگاه وی است

2) 2) . معنای«غیر ممنون»غیر مقطوع و بی‌پایان است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 500؛ الکشاف، ج 4، ص 585)

3) 3) . جملۀ«ما أنت بنعمة ربّک بمجنون»جواب قسم به قلم است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 499؛ روح‌المعانی، ج 16، جزء 29، ص 41)

قلم و کلمات خداوند

17. تمام نشدن کلمات خداوند، حتّی در صورت تبدیل شدن همۀ درختان زمین به قلم و مرکّب شدن دریاهای متعدّد (بیش از هفت دریا) جهت کتابت آنها:

وَ لَوْ أَنَّ مٰا فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلاٰمٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مٰا نَفِدَتْ کَلِمٰاتُ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . (1)لقمان (31) 27

نعمت قلم

18. قلم، نعمت الهی برای انسانها:

ن وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ . (2)قلم (68) 1

خَلَقَ الْإِنْسٰانَ مِنْ عَلَقٍ

اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ

اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ . (3)علق (96) 2 -\4

نقش قلم

19. قلم، ابزاری برای نوشتن:

وَ لَوْ أَنَّ مٰا فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلاٰمٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مٰا نَفِدَتْ کَلِمٰاتُ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . لقمان (31) 27

وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ . قلم (68) 1

اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ . علق (96) 4

20. قرعه با قلم (مورد کتابت تورات) برای کفالت مریم علیها السلام :

ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ . (4)آل‌عمران (3) 44

نیز ==> همین مدخل، ارزش قلم

قمار

اشاره

قمار (به کسر قاف) در لغت به معنای غلبۀ یکی بر دیگری در بازی قمار است، (5)نیز به معنای گرو گذاشتن در بازی با آلات معروف برد و باخت است (6)و در اصطلاح فقه به مطلق گرو گذاشتن و غیر آن در مقابل عوض، تعریف شده است. (7)در این مدخل از واژه‌های«المیسر»و«ازلام»استفاده شده است.

اهمّ عناوین: آثار قمار و احکام قمار.

آثار قمار

1. دشمنی

1. قماربازی، موجب عداوت و دشمنی، میان مردم:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ


1) 1) . مقصود از«کلمات»، چیزهایی است که خداوند توانایی آفرینش آنها را دارد و می‌تواند به آنها امر کند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 769)

2) 2) . قسم خدا به«قلم»، قسم به نعمت است. (المیزان، ج 19، ص 368)

3) 3) .«کرم»اگر وصف خدا واقع شود، مراد از آن، احسان و نعمت آشکار خدا است. (مفردات، ص 707،«کرم»)

4) 4) . بنا بر قولی، مراد از«اقلام»قلمهایی بوده که به وسیلۀ آن، تورات را می‌نوشتند و به صورت تبرّک از آن در جریان قرعه برای تعیین کفالت مریم علیها السلام استفاده کردند. (الکشّاف، ج 1، ص 362)

5) 5) . المصباح المنیر، ص 515«قمر»

6) 6) . مجمع‌البحرین، ج 2، ص 547،«ق م ر»

7) 7) . کتاب المکاسب، ج 1، ص 47 -\49

فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

إِنَّمٰا یُرِیدُ الشَّیْطٰانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةَ ... وَ الْمَیْسِرِ ....

مائده (5) 90 و 91

2. غفلت

2. قماربازی، موجب غفلت و بازماندن از یاد خدا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ .... إِنَّمٰا یُرِیدُ الشَّیْطٰانُ أَنْ ... وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ .... مائده (5) 90 و 91

3. قماربازی، موجب غفلت و بازماندن از نماز:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ .... إِنَّمٰا یُرِیدُ الشَّیْطٰانُ أَنْ ...

وَ یَصُدَّکُمْ .... مائده (5) 90 و 91

3. فسق

4. ارتکاب قماربازی، موجب فسق:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ ... وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاٰمِ ذٰلِکُمْ فِسْقٌ .... مائده (5) 3

4. کینه

5. قماربازی، موجب کینه‌توزی و بغض مردم، نسبت به یکدیگر:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ .... إِنَّمٰا یُرِیدُ الشَّیْطٰانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ ....

مائده (5) 90 و 91

5 . گناه

6. قماربازی موجب گرفتار شدن به گناه بزرگ:

یَسْئَلُونَکَ عَنِ ... وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمٰا إِثْمٌ کَبِیرٌ ....

بقره (2) 219

7. عفو و گذشت خداوند از گناه، مترتّب بر قماربازی مسلمانان، تا پیش از بیان حکم حرمت آن:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا ... وَ الْمَیْسِرُ ... وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ لَیْسَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ جُنٰاحٌ فِیمٰا طَعِمُوا إِذٰا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللّٰهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ . (1)

مائده (5) 90 و 93

8. گناهِ مترتّب بر قماربازی، بیشتر از منفعت آن:

یَسْئَلُونَکَ ... وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمٰا إِثْمٌ کَبِیرٌ ...

وَ إِثْمُهُمٰا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمٰا .... بقره (2) 219

6. محرومیّت از رستگاری

9. قماربازی، موجب محرومیّت از فلاح و رستگاری:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا ... وَ الْمَیْسِرُ ... وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . مائده (5) 90

ابزار قمار

==> همین مدخل، احکام قمار و موارد قمار

اجتناب از قمار

10. پرهیز از قماربازی، زمینه‌ساز نیل به فلاح و رستگاری:

... إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ ... وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ ...

فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . مائده (5) 90


1) 1) .«فیما طعموا»یعنی از شراب و [درآمد] قمار پیش ازنزول آیۀ تحریم خورده‌اند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 372؛ روح‌المعانی، ج 5، جزء 7، ص 25)

11. دوری جستن از پلیدیهای قمار، نشانگر اطاعت از خدا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا ... وَ الْمَیْسِرُ ... وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ ... فَاجْتَنِبُوهُ .... فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ وَ أَطِیعُوا اللّٰهَ ... (1)مائده (5) 90 -\92

12. گریز از شیطان و اجتناب از کردار شیطانی، چون قمار، وظیفۀ اهل ایمان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

إِنَّمٰا یُرِیدُ الشَّیْطٰانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ عَنِ الصَّلاٰةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ

وَ أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمٰا عَلیٰ رَسُولِنَا الْبَلاٰغُ الْمُبِینُ . مائده (5) 90 -\92

13. دوری جستن از پلیدیهای قمار، نشانگر اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله :

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

إِنَّمٰا یُرِیدُ الشَّیْطٰانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ عَنِ الصَّلاٰةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ

وَ أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمٰا عَلیٰ رَسُولِنَا الْبَلاٰغُ الْمُبِینُ . مائده (5) 90 -\92

احکام قمار

14. هر نوع قماربازی، از کارهای حرام الهی:

یَسْئَلُونَکَ عَنِ ... وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمٰا إِثْمٌ کَبِیرٌ ... (2)

بقره (2) 219

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ ... وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاٰمِ ذٰلِکُمْ فِسْقٌ .... مائده (5) 3

... إِنَّمَا ... وَ الْمَیْسِرُ ... وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ .... مائده (5) 90

إِنَّمٰا یُرِیدُ الشَّیْطٰانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةَ ... فِی ... وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ عَنِ الصَّلاٰةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ . مائده (5) 91

15. بیان احکام و مفاسد قمار، بیانی رسا در تحریم قماربازی و رفع هرگونه تردید، در لزوم اجتناب از آن:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا ... وَ الْمَیْسِرُ ... وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ ... فَاجْتَنِبُوهُ .... فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ ... وَ احْذَرُوا .... مائده (5) 90 -\92

16. حرمت تصرّف، در اموال به دست آمده از قمار:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ ... وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاٰمِ ذٰلِکُمْ فِسْقٌ ... (3)مائده (5) 3


1) 1) .«ازلام»تیرهای دهگانه‌ای بوده، هر یک به نام خاص و دارای سهم خاص، و یکی سهم نداشت. در جاهلیّت با تفأل و قرعه با آن تیرها، نوعی قماربازی می‌کردند و گوشت یک حیوانی را به قمار می‌گذاشتند و تیر بدون سهم بازنده می‌شد و قیمت حیوان را می‌پرداخت. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 244 -\245؛ روح‌المعانی، ج 4، جزء 6 ، ص 89)

2) 2) .«المیسر»به معنای قماربازی به هر نوع که باشد، و برد وباخت با آن حرام است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 557؛ ج 3 -\4، ص 369-\370)

3) 3) . هر چند میان نهی متعلّق به معاملات به معنای اعمّ و بطلان معامله و حرمت تصرّف در اموال به دست آمده از این‌گونه معاملات [که قمار نیز از آن جمله است] ملازمۀ لغوی و عرفی وجود ندارد، ولی با توجّه به کلمۀ فسق و قرار گرفتن قمار در کنار خمر، در آیۀ یاد شده برداشت مزبور از آیه انجام گرفت

17. تعیین سهام گوشت حیوان، به وسیلۀ تیرهای قمار (ازلام)، ممنوع و حرام:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ ... وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاٰمِ ....

مائده (5) 3

18. تصرّف در اموال به دست آمده از قماربازی، غیر مشروع و اکل مال به باطل:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ إِلاّٰ أَنْ تَکُونَ تِجٰارَةً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْکُمْ وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِکُمْ رَحِیماً. (1)

نساء (4) 29

19. بازی با آلات قمار بدون عوض، قمار و حرام:

یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمٰا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ إِثْمُهُمٰا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمٰا ... کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ . بقره (2) 219

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . (2)مائده (5) 90

20. جواز استفاده از گوشتهای سهمیه‌بندی شده با تیرهای قمار در حال اضطرار:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ ... وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاٰمِ ... فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجٰانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . مائده (5) 3

پرسش از قمار

21. پرسش مسلمانان صدر اسلام از پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد حکم قمار:

یَسْئَلُونَکَ عَنِ ... وَ الْمَیْسِرِ .... بقره (2) 219

22. پرسش از حکم شراب و قمار، پرسشی بسیار مهم و قابل توجّه:

یَسْئَلُونَکَ عَنِ ... وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمٰا إِثْمٌ کَبِیرٌ ... (3)

بقره (2) 219

23. بزرگ بودن گناه قمار و شراب و بیشتر بودن آن بر نفع آنها، پاسخ خداوند، به پرسش از قمار و شراب:

یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمٰا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ إِثْمُهُمٰا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمٰا وَ یَسْئَلُونَکَ مٰا ذٰا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ . بقره (2) 219

پلیدی قمار

24. پلیدی تمام برد و باختهای مالی قمار:

... إِنَّمَا ... وَ الْمَیْسِرُ ... رِجْسٌ .... مائده (5) 90

25. پلیدی برد و باخت قمار با تیرهای قرعه:

... إِنَّمَا ... وَ الْمَیْسِرُ ... وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ ....

مائده (5) 90


1) 1) . مقصود از«باطل»ممکن است پول یا مال به دست آمده‌از قماربازی باشد و با توجّه به روایتی از امام باقر علیه السلام بدون استحقاق در مقابل عوض است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 59؛ روح‌المعانی، ج 4، جزء 5، ص 22)

2) 2) . بر اساس روایت نقل شده در تفسیر قمی در ذیل آیۀ مذکور است که می‌فرماید: امّا المیسر فالنّرد و الشّطرنج و کلّ قمار میسر... . (تفسیر قمی، ج 1، ص 188) مرحوم شیخ انصاری می‌فرماید: مقصود از قمار به قرینۀ نرد و شطرنج، بیع و شراء آلات قمار است، در نتیجه هر نوع بازی با آلات قمار، اعمّ از اینکه با عوض باشد یا نه، میسر محسوب می‌شود. (مکاسب، ص 48)

3) 3) . با توجّه به اینکه از میان سؤالها، خداوند از پاسخ سؤال‌شراب و قمار آغاز کرده و به جای بیان حکم آن به طور صریح به بیان گناه کبیره بودن آن پرداخته است، برداشت مذکور استفاده شده است

26. پلیدی قمار، ملاکی برای اجتناب مؤمنان از آن:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . مائده (5) 90

27. شیطان، عامل پلیدی انسان و آلوده شدن او به قمار:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . مائده (5) 90

تاریخ قمار

28. قماربازی، امری مرسوم، در میان مسلمانان، در آغاز عصر بعثت:

یَسْئَلُونَکَ عَنِ ... وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمٰا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ إِثْمُهُمٰا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمٰا ....

بقره (2) 219

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ ... وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاٰمِ ....

مائده (5) 3

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا ... وَ الْمَیْسِرُ ... وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ .... مائده (5) 90

تحریم قمار

==> همین مدخل، احکام قمار

حقیقت قمار

29. قماربازی، از اعمال و کردار شیطان:

... إِنَّمَا ... وَ الْمَیْسِرُ ... وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ .... مائده (5) 90

30. از مقاصد شوم شیطان، ایجاد دشمنی و بغض و کینه در میان انسانهای مؤمن، به وسیلۀ قمار:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

إِنَّمٰا یُرِیدُ الشَّیْطٰانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ عَنِ الصَّلاٰةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ . مائده (5) 90 و 91

31. قمار، مصداق بارز نافرمانی خدا و رسول صلی الله علیه و آله :

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

إِنَّمٰا یُرِیدُ الشَّیْطٰانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ عَنِ الصَّلاٰةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ

وَ أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمٰا عَلیٰ رَسُولِنَا الْبَلاٰغُ الْمُبِینُ . مائده (5) 90 -\92

32. قمار، عملی پلید و ناپاک:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . مائده (5) 90

نیز ==> همین مدخل، ضرر قمار

ضرر قمار

==> همین مدخل، آثار قمار

قمار با ازلام

==> همین مدخل، احکام قمار و موارد قمار

قمار با شطرنج

==> همین مدخل، احکام قمار و موارد قمار

قمار با نرد

==> همین مدخل، احکام قمار و موارد قمار

قمار قبل از تحریم

33. استفادۀ مؤمنان نیک‌کردار از پول قمار، پیش از حکم خداوند به حرمت آن، در صورت رعایت تقوای الهی، خالی از سرزنش و گناه:

... إِنَّمَا ... وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ ...

فَاجْتَنِبُوهُ ... لَیْسَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ جُنٰاحٌ فِیمٰا طَعِمُوا إِذٰا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ... (1)مائده (5) 90 و 93

کیفر قمار

34. عقاب و کیفر گناه قماربازی، بزرگ‌تر از منفعت آن:

یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمٰا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ إِثْمُهُمٰا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمٰا ... (2)بقره (2) 219

35. تهدید خداوند در مورد قماربازان بی‌توجّه به فرمانها و نواهی خدا و رسول او:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

وَ أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمٰا عَلیٰ رَسُولِنَا الْبَلاٰغُ الْمُبِینُ . مائده (5) 90 و 92

گناه قمار

==> همین مدخل، آثار قمار، گناه

مقایسۀ فواید قمار

36. قمار، دارای منافعی اندک، در برابر کبیره بودن گناه آن:

یَسْئَلُونَکَ عَنِ ... وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمٰا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ ... وَ إِثْمُهُمٰا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمٰا ....

بقره (2) 219

موارد قمار

37. تقسیم اشیا به وسیلۀ ازلام (تیرهای قمار)، نوعی قمار در عصر جاهلیّت:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ ... وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاٰمِ ....

مائده (5) 3

... إِنَّمَا ... وَ الْمَیْسِرُ ... وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ ...

فَاجْتَنِبُوهُ .... مائده (5) 90

38. بازی با شطرنج و نرد، از موارد قمار:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصٰابُ وَ الْأَزْلاٰمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . (3)مائده (5) 90

ناپسندی قمار

==> همین مدخل، آثار قمار، پلیدی قمار و حقیقت قمار


1) 1) . در شأن نزول آیۀ 93 آمده است که بعد از تحریم شراب و قمار، صحابه از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند که در مورد برادران ایمانی ما که شراب می‌خوردند و از قمار استفاده می‌کردند و رفته‌اند، چه می‌گویی؟ این آیه نازل شد که گناهی بر آنان نیست در چشیدن شراب و استفاده از مال قمار، در صورتی که دارای ایمان و تقوا بوده باشند. (الکشاف، ج 1، ص 676 ؛ مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 372)

2) 2) .«إثمهما»یعنی عقاب گناه آن دو. (الکشاف، ج 1، ص 262)

3) 3) . مطابق حدیثی از امام باقر علیه السلام شطرنج و نرد و حتّی بازی اطفال با گردو از موارد قمار است [البتّه با شرایط وجود قمار]. (مجمع‌البیان، ج 3-\4، ص 299)

قناعت

اشاره

در لغت، بسنده کردن به اندک از امور دنیایی است که مورد نیاز انسان باشد (1)و در اصطلاح، ملکه‌ای نفسانی است که موجب بسنده کردن به میزان نیاز و ضرورت از مال می‌شود، بدون اینکه تلاش و رنج برای به دست آوردن بیش از میزان نیاز به‌کار گرفته شود. (2)

در این مدخل معنای لغوی مقصود است که اعمّ از معنای اصطلاحی است و از لفظ«قانع»و آیاتی که بر آن دلالت می‌کند مثل«فما حصدتّم فذروه فی سنبله إلّا قلیلاً ممّا تأکلون»(یوسف (12) 47) استفاده شده است.

آثار قناعت

1. کاهش مشکلات قحطی

1. هفت سال تلاش برای تولید غلّه، ذخیره‌سازی غلّه‌ها، صرفه‌جویی و قناعت در مصرف، توصیه‌های یوسف علیه السلام به مردم مصر، برای کاهش مشکلات دوران هفت سال قحطی و خشکسالی:

قٰالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَباً فَمٰا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تَأْکُلُونَ .

یوسف (12) 47

2. مصونیّت از گرسنگی

2. قناعت و صرفه‌جویی، راهی درست برای گرفتار نشدن به گرسنگی و کمبودها، هنگام پیش‌آمدهای ناگوار:

قٰالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَباً فَمٰا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تَأْکُلُونَ

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ سَبْعٌ شِدٰادٌ یَأْکُلْنَ مٰا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تُحْصِنُونَ .

یوسف (12) 47 و 48

ارزش قناعت

3. روحیّۀ قناعت، امری ارزشمند و پسندیده:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ کَذٰلِکَ سَخَّرْنٰاهٰا لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . (3)

حج (22) 36

4. داشتن قناعت، مصداق حیات طیّبه و زندگی پاکیزه:

مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثیٰ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیٰاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . (4)نحل (16) 97

نیز ==> همین مدخل، قناعت پیش از دوران قحطی، قناعت در دوران قحطی


1) 1) . مفردات، ص 685 ،«قنع»

2) 2) . جامع‌السّعادات، ج 2، ص 102

3) 3) . امام صادق علیه السلام دربارۀ«اطعموا القانع و...»فرمود: قانع‌کسی است که به آنچه به او می‌دهی راضی می‌شود و نسبت به آن ناراحتی، ترش‌رویی و دهن‌کجی نمی‌کند. (الکافی، ج 4، ص 499، ح 2؛ تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 498، ح 134) بنابراین می‌توان استفاده نمود که روحیّۀ قناعت، ارزشمند است

4) 4) . پیامبر صلی الله علیه و آله دربارۀ«فلنحییّنه حیوٰة طیّبة»فرمود: مقصود، قناعت و رضایت به تقسیم روزی از جانب خداوند است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 593)

اطعام به قانع

5. اطعام به مستمندان قانع و رهگذر، از گوشت قربانی در حج، توصیۀ خداوند:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ .... حج (22) 36

اهداف قناعت

6. ضرورت صرفه‌جویی و قناعت در مصرف، و آمادگی برای مقابله با شرایط بحرانی:

قٰالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَباً فَمٰا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تَأْکُلُونَ .

یوسف (12) 47

توصیه به قناعت

==> همین مدخل، قناعت پیش از دوران قحطی، قناعت در دوران قحطی و قناعت در مصر

زمینه‌های قناعت

1. ایمان

7. ایمان همراه عمل صالح، زمینه‌ساز قناعت‌ورزی و رضایت به روزی خداوند:

مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثیٰ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیٰاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . (1)نحل (16) 97

2. عمل صالح

8. عمل صالح مؤمنان، زمینه‌ساز قناعت‌ورزی آنان و رضایت آنان به روزی خداوند:

مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثیٰ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیٰاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . نحل (16) 97

ضرورت قناعت

==> همین مدخل، اهداف قناعت، قناعت پیش از دوران قحطی، قناعت در دوران قحطی و قناعت در مصر

قناعت اصحاب صُفّه

9. زهد اصحاب صُفّه و قناعت آنان به حداقلّ زندگی، به منظور آمادگی برای جهاد:

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . (2)بقره (2) 273

10. ارزشمندی اصحاب صُفّه در پیشگاه خداوند، به سبب زهد، قناعت و آمادگی آنان برای جهاد:

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ


1) 1) . از پیامبر صلی الله علیه و آله دربارۀ«فلنحییّنه حیوٰة طیّبة»پرسش شد، حضرت فرمود: آن قناعت و رضایت به تقسیم روزی از جانب خداوند است.(مجمع البیان، ج 5 -\6، ص 593؛ الکشاف، ج 2، ص 633)

2) 2) . آیه دربارۀ فقرای مهاجر که اصحاب صُفّه بوده‌اند نازل شد و مقصود از«سبیل‌اللّه»جهاد است. یک قول دربارۀ آیه این است که آنان به سبب ترس از دشمن، خود را از تصرّفات تجارتی کنار کشیده بودند، چون کفّار در اطراف مدینه بودند و هرگاه آنان را می‌یافتند، می‌کشتند. (التّفسیر الکبیر، ج 3، ص 67 -\68)

فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . بقره (2) 273

11. وجوب انفاق به اصحاب صُفّه، به سبب زهد و قناعت نفس آنان و اختصاص دادن خود به جهاد:

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . بقره (2) 273

قناعت پیش از دوران قحطی

12. ضرورت قناعت و صرفه‌جویی در آذوقه‌ها و محصولات کشاورزی، پیش از دوران قحطی و خشکسالی و هنگام احتمال وقوع آن:

قٰالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَباً فَمٰا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تَأْکُلُونَ

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ سَبْعٌ شِدٰادٌ یَأْکُلْنَ مٰا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تُحْصِنُونَ . یوسف (12) 47 و 48

قناعت در دوران قحطی

13. لزوم قناعت و صرفه‌جویی در آذوقه‌ها، در دوران قحطی و خشکسالی:

قٰالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَباً فَمٰا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تَأْکُلُونَ

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ سَبْعٌ شِدٰادٌ یَأْکُلْنَ مٰا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تُحْصِنُونَ . یوسف (12) 47 و 48

قناعت در مصر

14. توصیۀ یوسف علیه السلام به قناعت، در مصرف محصولات کشاورزی در مصر، به دنبال رؤیای پادشاه مصر:

قٰالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَباً فَمٰا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تَأْکُلُونَ

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ سَبْعٌ شِدٰادٌ یَأْکُلْنَ مٰا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تُحْصِنُونَ . (1)

یوسف (12) 47 و 48

15. لزوم قناعت و صرفه‌جویی در مصرف محصولات هفت سال کشاورزی در مصر، پیش از دوران قحطی، پیامی نهفته در رؤیای پادشاه مصر:

وَ قٰالَ الْمَلِکُ إِنِّی أَریٰ سَبْعَ بَقَرٰاتٍ سِمٰانٍ ...

أَفْتُونِی فِی رُءْیٰایَ إِنْ کُنْتُمْ لِلرُّءْیٰا تَعْبُرُونَ

قٰالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَباً فَمٰا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تَأْکُلُونَ

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ سَبْعٌ شِدٰادٌ یَأْکُلْنَ مٰا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تُحْصِنُونَ . یوسف (12) 43 و 47 و 48

نیز ==> اسراف، موارد اسراف، انفاق بیش از حدّ، زیاده‌روی در آشامیدنیها و خوردنیها و حرمت اسراف، اعتدال، اعتدال در انفاق، اعتدال در مصرف، حرص، حرص آدم و حوّا علیهما السلام ، حرص انسان، حرص صاحبان باغ سوخته، حرص علمای یهود، حرص مشرکان، حرص منافقان، حرص ولیدبن‌مغیره، حرص یهود، زهد، طمع

قنطار

اشاره

قِنطار، پیمانه‌ای است از پوست گاو که یک صد و بیست رطل از طلا و نقره را جا می‌دهد و از واژه‌های


1) 1) .«تزرعون»خبر به معنای امر است. (التّفسیر الکبیر،ج 6 ، ص 465)

یونانی است. (1)در این مدخل از واژه‌های«قنطار»و «قناطیر»استفاده شده است.

امانت قنطار

1. ادای امانت برخی اهل‌کتاب، حتّی در صورت امانت گذاشتن قنطاری از طلا و نقره نزد آنان:

وَ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ ... مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینٰارٍ لاٰ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ .... آل‌عمران (3) 75

2. امانتداری گروهی از اهل‌کتاب، در حدّ قنطاری از طلا و نقره، موجب ستایش خداوند از آنان:

وَ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطٰارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینٰارٍ لاٰ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلاّٰ مٰا دُمْتَ عَلَیْهِ قٰائِماً ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا لَیْسَ عَلَیْنٰا فِی الْأُمِّیِّینَ سَبِیلٌ وَ یَقُولُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ . آل‌عمران (3) 75

قنطار طلا

3. علاقۀ انسان به قنطارهایی از طلا، امری غریزی:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ ... وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ .... آل‌عمران (3) 14

4. توجّه و علاقۀ وافر به قنطارهایی از طلا، زمینۀ محرومیّت از پندگیری و بینش صحیح:

... إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصٰارِ زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ ... وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ .... آل‌عمران (3) 13 و 14

5. شیطان، عامل زینت و فریفته شدن انسان، نسبت به قنطارهایی از طلا:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ . (2)

آل‌عمران (3) 14

6. توجّه به جایگاه و فرجام نیک در نزد خداوند، عامل جلوگیری از فریفتگی انسان به قنطارهایی از طلا:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ .

آل‌عمران (3) 14

7. برخورداری از قنطارهایی از طلا و امکانات مادّی، فقط وسیله‌ای برای گذراندن زندگی دنیا و دارای ارزشی محدود و مقطعی:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ .

آل‌عمران (3) 14

8. تقوا، عامل جلوگیری‌کننده از فریفتگی به قنطارهایی از طلا:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ


1) 1) . غیاث‌اللّغات، ص 683 ،«قنطار»؛ واژه‌های دخیل،ص 352 -\353،«قنطار»؛ نثر طوبیٰ، ج 2، ص 305،«ق،ن،ط،ر»

2) 2) . بنا بر قولی، فاعل محذوف در«زیّن»شیطان است.(الکشاف، ج 1، ص 342)

اَلْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذٰلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ أَزْوٰاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ. آل‌عمران (3) 14 و 15

9. اعتقاد و توجّه به لذّتهای آخرتی (باغهای بهشتی و رضایت خداوند و زنان پاکیزه) عامل اجتناب‌ورزی انسان، از فریفتگی به قنطارهایی از طلا و امکانات مادّی:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذٰلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ أَزْوٰاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ. آل‌عمران (3) 14 و 15

10. اعتقاد و توجّه به بصیرت خداوند نسبت به احوال بندگان، مانع فریفتگی انسان به قنطارهایی از طلا و امکانات مادّی:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذٰلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ أَزْوٰاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ. آل‌عمران (3) 14 و 15

قنطار نقره

11. علاقۀ انسان به قنطارهایی از نقره، امری غریزی:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ ... وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ ... وَ الْفِضَّةِ .... آل‌عمران (3) 14

12. توجّه و علاقۀ وافر به قنطارهایی از نقره، زمینۀ محرومیّت از پندگیری و بینش صحیح:

قَدْ کٰانَ لَکُمْ آیَةٌ فِی فِئَتَیْنِ الْتَقَتٰا فِئَةٌ تُقٰاتِلُ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ أُخْریٰ کٰافِرَةٌ یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ وَ اللّٰهُ یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشٰاءُ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصٰارِ

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ . آل‌عمران (3) 13 و 14

13. شیطان، عامل زینت و فریفته شدن انسان، نسبت به قنطارهایی از نقره:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ .

آل‌عمران (3) 14

14. توجّه به جایگاه و فرجام نیک در نزد خداوند، عامل جلوگیری از فریفتگی انسان به قنطارهایی از نقره:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ .

آل‌عمران (3) 14

15. بهره‌مندی از قنطارهایی از نقره و امکانات مادّی، تنها وسیله‌ای برای گذراندن زندگی دنیا و دارای ارزشی محدود و مقطعی:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ . آل‌عمران (3) 14

16. تقوا، عامل جلوگیری‌کننده از فریفتگی به قنطارهایی از نقره:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذٰلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ أَزْوٰاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ. آل‌عمران (3) 14 و 15

17. اعتقاد و توجّه به لذّتهای آخرتی (باغهای بهشتی و رضایت خداوند و زنان پاکیزه) عامل اجتناب‌ورزی انسان، از فریفتگی به قنطارهایی از نقره و امکانات مادّی:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذٰلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ أَزْوٰاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ. آل‌عمران (3) 14 و 15

18. اعتقاد و توجّه به بصیرت خداوند نسبت به احوال بندگان، مانع فریفتگی انسان به قنطارهایی از نقره و امکانات مادّی:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذٰلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ أَزْوٰاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ. آل‌عمران (3) 14 و 15

مهریۀ قنطاری

19. جواز صداق قرار دادن مهریۀ زن به مبلغ کلان سیم و زر، در مقیاس قنطاری:

وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً ... (1)

نساء (4) 20

20. مقدار افزون بر مهرالسّنه، در مهریۀ قنطاری، در حکم هدیه و بخشش به همسر:

وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً ... (2)نساء (4) 20


1) 1) . مقصود از«فلا تأخذوا منه شیئاً»نهی از گرفتن‌مهریۀ زنان است، در صورت طلاق آنان. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 42) از این آیه می‌توان استفادۀ جواز مهریه به اندازۀ قنطاری از طلا و نقره نمود. امام باقر و صادق علیهما السلام دربارۀ«قنطار»فرمودند: آن به اندازۀ یک پوست گاو پر از طلا است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 712)

2) 2) . امام صادق علیه السلام در پاسخ به سؤال از حکم مهریه، بیش از مهرالسّنه فرمود: وقتی مبلغ مهریه از مقدار مهرالسّنه گذشت، آن مهر نیست بلکه بخشش و نحل است، زیرا که خداوند می‌فرماید:«و آتیتم إحداهنّ قنطاراً»همانا مقصود بخشش است و مهر قصد نشده است. (تفسیر عیّاشی، ج 1، ص 229، ح 67)

21. ممنوعیّت پس گرفتن مهریۀ زن، بعد از طلاق، در صورت برابر بودن با قنطاری از طلا و نقره:

وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً ....

نساء (4) 20

22. پس‌گیری اندکی از مهریۀ قنطاری، در صورت طلاق زن، گناهی آشکار:

وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً. نساء (4) 20

23. حرمت پس‌گیری از مهریۀ قنطاری همسر، در صورت طلاق:

وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً ....

نساء (4) 20

24. بازپس‌گیری مهریۀ قنطاری زنان در صورت طلاق، دور از انسانیّت و خلاف انصاف:

وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً ...

وَ کَیْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضیٰ بَعْضُکُمْ إِلیٰ بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْکُمْ مِیثٰاقاً غَلِیظاً. (1)نساء (4) 20 و 21

نیز ==> طلا، مهریه، نقره

قورباغه

اشاره


1) 1) . در آیۀ قبل، بازپس‌گیری مهریه، ظلم و گناه شمرده شد و این آیه با طرح سؤال، وجدان انسانی را به قضاوت برمی‌انگیزاند

قورباغه، جانوری از ردۀ دو زیستیهای بی‌دُم و از خزندگان است. قورباغۀ بالغ، کاملاً هوا زیست است و در خاکی زندگی می‌کند و برای تنفّس باید به سطح آب بیاید؛ امّا نوزاد آن کاملاً آب زیست است تا کامل و بالغ شود. (1)در این مدخل از واژۀ«ضفادع»استفاده شده است.

عذاب با قورباغه

اشاره

1. وارد شدن قورباغه، از عذابهای نازل شده بر فرعونیان منکر رسالت موسی علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ ... وَ قٰالُوا مَهْمٰا تَأْتِنٰا بِهِ مِنْ آیَةٍ لِتَسْحَرَنٰا بِهٰا فَمٰا نَحْنُ لَکَ بِمُؤْمِنِینَ فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ ... وَ الضَّفٰادِعَ ....

اعراف (7) 130 و 132 و133

2. قورباغه‌های عذاب وارد شده بر فرعونیان، آیت و نشانی بر حقّانیّت رسالت حضرت موسی علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ

وَ قٰالُوا مَهْمٰا تَأْتِنٰا بِهِ مِنْ آیَةٍ لِتَسْحَرَنٰا بِهٰا فَمٰا نَحْنُ لَکَ بِمُؤْمِنِینَ

فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ ... وَ الضَّفٰادِعَ ....

اعراف (7) 130 و 132 و 133

3. عذاب شدن فرعونیان، با فرستادن قورباغه بر زندگی آنان، از آیات روشن الهی:

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ

فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ ...

وَ الضَّفٰادِعَ ... آیٰاتٍ مُفَصَّلاٰتٍ ... (2)

اعراف (7) 130 و 133

4. نزول عذاب با هجوم قورباغه‌ها بر زندگی فرعونیان، پس از عذاب با توفان و ملخ و شپش:

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ

فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ الطُّوفٰانَ وَ الْجَرٰادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفٰادِعَ ... آیٰاتٍ مُفَصَّلاٰتٍ .... اعراف (7) 130 و 133

5. نزول عذاب با هجوم قورباغه‌ها، قبل از عذاب کردن فرعونیان، با آلوده شدن زندگی‌شان به خون:

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ

فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ ...

وَ الضَّفٰادِعَ وَ الدَّمَ .... اعراف (7) 130 و 133

6. فرعونیان، خواهان رفع عذاب با قورباغه از موسی علیه السلام با مناجات وی به درگاه پروردگار:

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ ... فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ ... وَ الضَّفٰادِعَ ... وَ لَمّٰا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قٰالُوا یٰا مُوسَی ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ لَئِنْ کَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَکَ ....

اعراف (7) 130 و 133 و 134

7. ایمان آوردن فرعونیان به موسی علیه السلام ، در صورت رفع عذاب با قورباغه از آنان:

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ

فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ الطُّوفٰانَ وَ الْجَرٰادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفٰادِعَ وَ الدَّمَ آیٰاتٍ مُفَصَّلاٰتٍ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

وَ لَمّٰا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قٰالُوا یٰا مُوسَی ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ لَئِنْ کَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَکَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَکَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ . اعراف (7) 130 و 133 و 134

8. آزادسازی بنی‌اسرائیل از سوی فرعونیان، از تعهدات آنان به موسی علیه السلام ، در صورت رها شدن آنان از عذاب با قورباغه:

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ

فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ الطُّوفٰانَ وَ الْجَرٰادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفٰادِعَ وَ الدَّمَ آیٰاتٍ مُفَصَّلاٰتٍ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

وَ لَمّٰا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قٰالُوا یٰا مُوسَی ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ لَئِنْ کَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَکَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَکَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ . اعراف (7) 130 و 133 و 134

9. برطرف شدن عذاب و هجوم قورباغه از فرعونیان، در پی دعای موسی علیه السلام از درگاه پروردگار:

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ

فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ الطُّوفٰانَ وَ الْجَرٰادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفٰادِعَ وَ الدَّمَ آیٰاتٍ مُفَصَّلاٰتٍ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

وَ لَمّٰا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قٰالُوا یٰا مُوسَی ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ لَئِنْ کَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَکَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَکَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ

فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلیٰ أَجَلٍ هُمْ بٰالِغُوهُ إِذٰا هُمْ یَنْکُثُونَ .

اعراف (7) 130 و 133 -\135


1) 1) . فرهنگ فارسی، ج 2، ص 2743،«قورباغه»

2) 2) .«مفصّلات»بنا بر یک احتمال، یعنی مبیّنات و ظاهرات.(التفسیر الکبیر، ج 5، ص 346)

10. بی‌تعهدی و بی‌وفایی فرعونیان، نسبت به وعده‌های خود به موسی علیه السلام پس از نجات یافتن‌شان از عذاب و هجوم قورباغه‌ها:

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ

فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ الطُّوفٰانَ وَ الْجَرٰادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفٰادِعَ وَ الدَّمَ آیٰاتٍ مُفَصَّلاٰتٍ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

وَ لَمّٰا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قٰالُوا یٰا مُوسَی ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ لَئِنْ کَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَکَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَکَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ

فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلیٰ أَجَلٍ هُمْ بٰالِغُوهُ إِذٰا هُمْ یَنْکُثُونَ .

اعراف (7) 130 و 133 -\135

عوامل عذاب با قورباغه

1. استکبار
11. استکبار فرعونیان، عامل عذاب شدن آنان با هجوم قورباغه بر زندگی آنان:

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ

فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ ... وَ الضَّفٰادِعَ ... فَاسْتَکْبَرُوا ....

اعراف (7) 130 و 133

2. کفر
12. کفر و ایمان نیاوردن فرعونیان به موسی علیه السلام ، از عوامل عذاب شدن آنان با هجوم قورباغه:

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ ... وَ قٰالُوا مَهْمٰا تَأْتِنٰا بِهِ مِنْ آیَةٍ ... فَمٰا نَحْنُ لَکَ بِمُؤْمِنِینَ فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ ... وَ الضَّفٰادِعَ ....

اعراف (7) 130 و 132 و 133

3. گناه
13. روحیّۀ جرم و گناهکاری فرعونیان، عامل عذاب شدن آنان با هجوم قورباغه بر زندگی آنان:

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ ... فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ ... وَ الضَّفٰادِعَ ... وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ .

اعراف (7) 130 و 133

قوم آزر

==>آزر

قوم ابراهیم

اشاره

قوم به معنای جماعت مردم است (1)و قوم ابراهیم افرادی مشرک و ستاره‌پرست بودند (2)و با ابراهیم علیه السلام مناظرات و مباحثات فراوانی داشتند و سرانجامِ آنان نیز هلاکت با عذاب الهی بود. در این مدخل از«قوم ابراهیم»استفاده گردیده است.

اهمّ عناوین: بتهای قوم ابراهیم، شرک قوم ابراهیم و عقاید قوم ابراهیم.

اتمام‌حجّت بر قوم ابراهیم

==> همین مدخل، هلاکت قوم ابراهیم


1) 1) . شرح و تفسیر لغات قرآن، ج 3، ص 804،«ق و م»؛مفردات، ص 693،«قوم»؛ التحقیق، ج 9، ص 344،«قوم»

2) 2) . تاریخ طبری، ج 1، ص 143 -\146

اجداد قوم ابراهیم

1. اجداد قوم ابراهیم، مردمی بت‌پرست و مشرک:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ ... إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ قٰالُوا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا لَهٰا عٰابِدِینَ .

انبیاء (21) 51 -\53

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ

قٰالُوا بَلْ وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ . شعراء (26) 69 -\71 و 74

2. گمراهی آشکار نیاکان قوم ابراهیم:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ ... إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ ... قٰالَ لَقَدْ کُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمْ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . انبیاء (21) 51 و 52 و 54

نیز ==> آزر

احتجاج با قوم ابراهیم

3. احتجاجهای ابراهیم علیه السلام با قوم مشرک خویش، در نهایت اتقان و متانت:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ کَذٰلِکَ نُرِی إِبْرٰاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ

فَلَمّٰا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأیٰ کَوْکَباً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لاٰ أُحِبُّ الْآفِلِینَ

فَلَمّٰا رَأَی الْقَمَرَ بٰازِغاً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّٰالِّینَ

فَلَمّٰا رَأَی الشَّمْسَ بٰازِغَةً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی هٰذٰا أَکْبَرُ فَلَمّٰا أَفَلَتْ قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ

إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً وَ مٰا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ

وَ کَیْفَ أَخٰافُ مٰا أَشْرَکْتُمْ وَ لاٰ تَخٰافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطٰاناً فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولٰئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ

وَ تِلْکَ حُجَّتُنٰا آتَیْنٰاهٰا إِبْرٰاهِیمَ عَلیٰ قَوْمِهِ ... (1)

انعام (6) 74 -\83

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالَ بَلْ رَبُّکُمْ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ الَّذِی فَطَرَهُنَّ وَ أَنَا عَلیٰ ذٰلِکُمْ مِنَ الشّٰاهِدِینَ

قٰالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا یٰا إِبْرٰاهِیمُ

قٰالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ

ثُمَّ نُکِسُوا عَلیٰ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا هٰؤُلاٰءِ یَنْطِقُونَ

قٰالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَنْفَعُکُمْ شَیْئاً وَ لاٰ یَضُرُّکُمْ

أُفٍّ لَکُمْ وَ لِمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ

قٰالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 56 و 62 -\68


1) 1) . اضافه شدن کلمۀ حجت به ضمیر متکلم مع الغیر«نا»بیانگر بزرگی و عظمت آن است

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

قٰالَ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ

فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلاّٰ رَبَّ الْعٰالَمِینَ

اَلَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ .

شعراء (26) 69 و 75 و 77 و 78

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّٰهِ تُرِیدُونَ

فَمٰا ظَنُّکُمْ بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ

فَقٰالَ إِنِّی سَقِیمٌ

فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِینَ

فَرٰاغَ إِلیٰ آلِهَتِهِمْ فَقٰالَ أَ لاٰ تَأْکُلُونَ

مٰا لَکُمْ لاٰ تَنْطِقُونَ

فَرٰاغَ عَلَیْهِمْ ضَرْباً بِالْیَمِینِ

فَأَقْبَلُوا إِلَیْهِ یَزِفُّونَ

قٰالَ أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ

وَ اللّٰهُ خَلَقَکُمْ وَ مٰا تَعْمَلُونَ

قٰالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیٰاناً فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ

فَأَرٰادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْنٰاهُمُ الْأَسْفَلِینَ . صافّات (37) 85 -\98

4. عدم صلاحیّت دست‌سازهای بشری، برای پرستش، از احتجاجهای ابراهیم علیه السلام بر ضدّ قومش:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا یٰا إِبْرٰاهِیمُ

قٰالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ

ثُمَّ نُکِسُوا عَلیٰ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا هٰؤُلاٰءِ یَنْطِقُونَ

قٰالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَنْفَعُکُمْ شَیْئاً وَ لاٰ یَضُرُّکُمْ

أُفٍّ لَکُمْ وَ لِمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 62 -\67

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ جٰاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّٰهِ تُرِیدُونَ

فَمٰا ظَنُّکُمْ بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ . صافّات (37) 83 -\87

نیز ==> ابراهیم علیه السلام ، احتجاجهای ابراهیم علیه السلام

احتجاج قوم ابراهیم

5. اظهار شگفتی ابراهیم علیه السلام از احتجاج قومش با وی، دربارۀ خدا:

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ .

انعام (6) 80

ارتجاع قوم ابراهیم

6. اصرار قوم ابراهیم بر عقاید شرک‌آلود و گذشتۀ خویش، به رغم قانع شدن در برابر استدلالهای محکم ابراهیم علیه السلام برای ردّ شرک:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ

ثُمَّ نُکِسُوا عَلیٰ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا هٰؤُلاٰءِ یَنْطِقُونَ . (1)

انبیاء (21) 51 و 52 و 63 -\65

7. پایبندی قوم ابراهیم به آیین کهن و نیاکان‌شان، علّت مقاومت آنان در برابر دعوت ابراهیم علیه السلام :

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ


1) 1) .«نکس»در جملۀ«ثم نکسوا علی رءوسهم»به معنای‌بازگشت به حالت اول است. (مجمع البیان، ج 7 - 8، ص 85؛ الکشاف، ج 3، ص 125)

عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا لَهٰا عٰابِدِینَ . انبیاء (21) 51 -\53

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا بَلْ وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ . شعراء (26) 69 و 70 و 74

8. ارتجاع قوم ابراهیم، مساوی با گمراهی، از دیدگاه آن حضرت:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا لَهٰا عٰابِدِینَ

قٰالَ لَقَدْ کُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمْ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . انبیاء (21) 51 -\54

افتراهای قوم ابراهیم

9. قوم ابراهیم، مردمی بت‌پرست و افتراساز:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً ....

عنکبوت (29) 16 و 17

اقرار قوم ابراهیم

10. اقرار قوم ابراهیم به ستم خود:

قٰالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا یٰا إِبْرٰاهِیمُ

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ . انبیاء (21) 62 و 64

11. اقرار قوم ابراهیم به ناتوانی بتها از سخن گفتن:

قٰالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا یٰا إِبْرٰاهِیمُ

قٰالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ

ثُمَّ نُکِسُوا عَلیٰ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا هٰؤُلاٰءِ یَنْطِقُونَ . شعراء (26) 62 -\65

اقلّیّت قوم ابراهیم

12. اندک بودن مؤمنان، در قوم ابراهیم:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 69 و 70 و 103

اکثریّت قوم ابراهیم

13. اکثریّت قوم ابراهیم، مردمی کفرپیشه:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 69 و 70 و 103

امداد به قوم ابراهیم

14. قوم ابراهیم، محروم از یاری و امداد بتها:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ

مِنْ دُونِ اللّٰهِ هَلْ یَنْصُرُونَکُمْ أَوْ یَنْتَصِرُونَ . شعراء (26) 69 -\71 و 93

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ... ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ... وَ مٰا لَکُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ .

عنکبوت (29) 16 و 25

انذار قوم ابراهیم

15. انذار ابراهیم علیه السلام به قوم خود، با ابلاغ پیامهای صحف و یادآوری نابودی اقوام ظالم و طغیانگر:

أَمْ لَمْ یُنَبَّأْ بِمٰا فِی صُحُفِ مُوسیٰ

وَ إِبْرٰاهِیمَ

اَلَّذِی وَفّٰی

وَ أَنَّهُ أَهْلَکَ عٰاداً الْأُولیٰ

وَ ثَمُودَ فَمٰا أَبْقیٰ

وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغیٰ

وَ الْمُؤْتَفِکَةَ أَهْویٰ

فَغَشّٰاهٰا مٰا غَشّٰی

فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکَ تَتَمٰاریٰ

هٰذٰا نَذِیرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولیٰ .

نجم (53) 36 و 37 و 50 -\56

16. مسئولیّت انسان در برابر گناهان خود، از اخطارهای ابراهیم علیه السلام به قوم خود و از انذارهای صحف او:

أَمْ لَمْ یُنَبَّأْ بِمٰا فِی صُحُفِ مُوسیٰ

وَ إِبْرٰاهِیمَ الَّذِی وَفّٰی

أَلاّٰ تَزِرُ وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْریٰ

هٰذٰا نَذِیرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولیٰ . نجم (53) 36 -\38 و 56

بت‌پرستان قوم ابراهیم

17. تبرّی بت‌پرستان قوم ابراهیم در قیامت از یکدیگر:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ ... وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً .... عنکبوت (29) 16 و 25

18. ارادۀ قوم ابراهیم به پرستش معبودانی جز خداوند:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّٰهِ تُرِیدُونَ .

صافّات (37) 83 و 85 و 86

19. بازجویی ابراهیم علیه السلام از سوی بت پرستان قومش:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

قٰالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا یٰا إِبْرٰاهِیمُ . انبیاء (21) 51 و 62

20. پرس و جوی بت‌پرستان قوم ابراهیم از یکدیگر، در مورد شکسته شدن بتهایشان:

قٰالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

انبیاء (21) 59

بت‌تراشی قوم ابراهیم

21. معبودهای قوم ابراهیم تراشیدۀ شده و دست ساز دست خود آنان:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

قٰالَ أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ .

صافّات (37) 83 و 85 و 95

بت‌شکنی در قوم ابراهیم

22. تعرّض به بتها، ظلمی بزرگ، در پندار قوم بت‌پرست ابراهیم:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 59

23. اقدام ابراهیم علیه السلام به شکستن بتهای قومش:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ

فَجَعَلَهُمْ جُذٰاذاً إِلاّٰ کَبِیراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَیْهِ یَرْجِعُونَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 57 و 58

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا

تَعْبُدُونَ

فَرٰاغَ إِلیٰ آلِهَتِهِمْ فَقٰالَ أَ لاٰ تَأْکُلُونَ

فَرٰاغَ عَلَیْهِمْ ضَرْباً بِالْیَمِینِ .

صافّات (37) 83 و 85 و 91 و 93

بتهای قوم ابراهیم

اشاره

24. شکستن بتهای قوم ابراهیم، به دست آن حضرت:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

فَجَعَلَهُمْ جُذٰاذاً إِلاّٰ کَبِیراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَیْهِ یَرْجِعُونَ

قٰالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 58 و 59

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّٰهِ تُرِیدُونَ

فَرٰاغَ عَلَیْهِمْ ضَرْباً بِالْیَمِینِ .

صافّات (37) 83 و 85 و 86 و 93

25. بتها، نیازمند یاری و نصرت، در دیدگاه قوم ابراهیم:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

قٰالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ . انبیاء (21) 51 و 68

بت بزرگ قوم ابراهیم

26. اقدام ابراهیم علیه السلام به شکستن بتها و سالم باقی گذاشتن بت بزرگ، تدبیری برای جلب نظر مردم و توجه آنان به بطلان بت‌پرستی:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ

فَجَعَلَهُمْ جُذٰاذاً إِلاّٰ کَبِیراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَیْهِ یَرْجِعُونَ . انبیاء (21) 51 و 57 و 58

27. نسبت دادن شکستن بتها به بت بزرگ از سوی ابراهیم علیه السلام ، در پاسخ سؤال قوم خود از شکنندۀ بتها:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

قٰالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ . انبیاء (21) 51 و 63

تحقیر بتهای قوم ابراهیم

28. تحقیر بتها از جانب ابراهیم علیه السلام برای تنبّه و آگاهی قومش :

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

أُفٍّ لَکُمْ وَ لِمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 67

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً ... (1)عنکبوت (29) 16 و 25

تعدّد بتهای قوم ابراهیم

29. قوم ابراهیم، معتقد به چند معبود و دارای بتهای متعدّد:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . انعام (6) 74

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ

قٰالُوا مَنْ


1) 1) .«اوثانا»به صورت نکره آمده و تنوین آن، برای تحقیر است

فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰالِمِینَ

قٰالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا یٰا إِبْرٰاهِیمُ

قٰالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 57 و 59 و 62 و 68

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ . شعراء (26) 69 -\71

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ...

إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً ... وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً ....

عنکبوت (29) 16 و 17 و 25

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّٰهِ تُرِیدُونَ

فَرٰاغَ إِلیٰ آلِهَتِهِمْ فَقٰالَ أَ لاٰ تَأْکُلُونَ .

صافّات (37) 83 و 85 و 86 و 91

30. بتهای قوم ابراهیم، از اشیای قابل تراش (چوب و فلز) و دست‌ساز خودشان:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

قٰالَ أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ .

صافّات (37) 83 و 85 و 95

عجز بتهای قوم ابراهیم

31. ناتوانی بتهای قوم ابراهیم از سخن گفتن:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

قٰالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ .

انبیاء (21) 51 و 63 و 64

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

فَرٰاغَ إِلیٰ آلِهَتِهِمْ فَقٰالَ ... مٰا لَکُمْ لاٰ تَنْطِقُونَ .

صافّات (37) 83 و 91 و 92

32. ناتوانی بتهای قوم ابراهیم، از خوردن:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

فَرٰاغَ إِلیٰ آلِهَتِهِمْ فَقٰالَ أَ لاٰ تَأْکُلُونَ . صافّات (37) 83 و 91

33. ناتوانی بتهای قوم ابراهیم، از شنیدن:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ

قٰالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ . شعراء (26) 69 و 71 و 72

34. ناتوانی بتهای قوم ابراهیم، از سود رسانی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ

قٰالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ

أَوْ یَنْفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ .

شعراء (26) 69 و 71 -\73

35. ناتوانی بتهای قوم ابراهیم، از ضرر رسانی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ

قٰالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ

أَوْ یَنْفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ .

شعراء (26) 69 و 71 -\73

36. ناتوانی بتهای قوم ابراهیم، از روزی دادن:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لاٰ یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللّٰهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْکُرُوا لَهُ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ . عنکبوت (29) 16 و 17

37. بروز عجز بتهای قوم ابراهیم، هنگام درخواست آن حضرت از بت‌پرستان، برای پرسش از آنها:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

قٰالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ . انبیاء (21) 51 و 63

نیز ==> همین مدخل، معبودان قوم ابراهیم

برائت از قوم ابراهیم

==> همین مدخل، تبرّی از قوم ابراهیم

بناسازی قوم ابراهیم

38. پیشنهاد دسته‌جمعی قوم ابراهیم به یکدیگر، مبنی بر ساختن بنایی برای سوزاندن آن حضرت:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیٰاناً فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ . صافّات (37) 83 و 85 و 97

پرسش از قوم ابراهیم

39. پرسش ابراهیم علیه السلام از قومش، در مورد علّت تقدیس و پرستش مجسّمه‌های بیجان:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ .

انبیاء (21) 51 و 52

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ . شعراء (26) 69 و 70 و 71

40. پرسش ابراهیم از قومش، در مورد قدرت شنوایی بتها، هنگام خواندن آنها:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ

قٰالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ .

شعراء (26) 69 -\72

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ . صافّات (37) 83 و 85

41. پرسش ابراهیم علیه السلام از قومش، در مورد پرستش معبودان دروغین:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّٰهِ تُرِیدُونَ

فَمٰا ظَنُّکُمْ بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ .

صافّات (37) 83 و 86 و 87 و 95

پرسش قوم ابراهیم

42. پرسش تقریری قوم ابراهیم از آن حضرت، دربارۀ شکنندۀ بتها:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ

قٰالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰالِمِینَ

قٰالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا یٰا إِبْرٰاهِیمُ . انبیاء (21) 51 و 57 59 و 62

تاریخ قوم ابراهیم

43. پیدایش و زندگانی قوم ابراهیم، پس از قوم نوح، عاد و ثمود:

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْرٰاهِیمَ وَ أَصْحٰابِ مَدْیَنَ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

توبه (9) 70

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ ثَمُودُ

وَ قَوْمُ إِبْرٰاهِیمَ وَ قَوْمُ لُوطٍ.

حج (22) 42 و 43

نیز ==> همین مدخل، بت‌پرستی قوم ابراهیم

تبرّی از قوم ابراهیم

44. اظهار برائت و بیزاری ابراهیم علیه السلام و همراهانش، از مظاهر شرک قوم خویش:

وَ کَذٰلِکَ نُرِی إِبْرٰاهِیمَ مَلَکُوتَ ... فَلَمّٰا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأیٰ کَوْکَباً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لاٰ أُحِبُّ الْآفِلِینَ فَلَمّٰا رَأَی الْقَمَرَ بٰازِغاً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّٰالِّینَ فَلَمّٰا رَأَی الشَّمْسَ بٰازِغَةً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی هٰذٰا أَکْبَرُ فَلَمّٰا أَفَلَتْ قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ . انعام (6) 75 -\78

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ

أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ

فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلاّٰ رَبَّ الْعٰالَمِینَ .

شعراء (26) 69 -\71 و 76 و 77

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِی بَرٰاءٌ مِمّٰا تَعْبُدُونَ . زخرف (43) 26

45. برائت ابراهیم، از مشرکان قوم خویش:

قَدْ کٰانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرٰاهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قٰالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنّٰا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمّٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ کَفَرْنٰا بِکُمْ وَ بَدٰا بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةُ وَ الْبَغْضٰاءُ أَبَداً ... (1)ممتحنه (60) 4

46. تبرّی مؤمنان همراه ابراهیم، از قوم مشرک خود و معبودهای آنان:

قَدْ کٰانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرٰاهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قٰالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنّٰا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمّٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ کَفَرْنٰا بِکُمْ وَ بَدٰا بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةُ وَ الْبَغْضٰاءُ أَبَداً حَتّٰی تُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ وَحْدَهُ .... ممتحنه (60) 4

تبرّی قوم ابراهیم

47. تبرّی قوم ابراهیم از یکدیگر در قیامت، به رغم داشتن روابط دوستانه در دنیا:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ ... وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً .... عنکبوت (29) 16 و 25

تحریک قوم ابراهیم

48. ابراهیم علیه السلام ، برانگیزانندۀ قوم خویش، به نگرش مجدّد در پرستش بتها:

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالَ لَقَدْ کُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمْ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . انبیاء (21) 52 و 54

قٰالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَنْفَعُکُمْ شَیْئاً وَ لاٰ یَضُرُّکُمْ

أُفٍّ لَکُمْ وَ لِمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . انبیاء (21) 66 و 67

قٰالَ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ . شعراء (26) 75

إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لاٰ یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللّٰهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْکُرُوا لَهُ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ . عنکبوت (29) 17

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّٰهِ تُرِیدُونَ

قٰالَ أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ

وَ اللّٰهُ


1) 1) . مقصود از«کفرنا بکم»کفر برائت است. (تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 302، ح 7 -\8)

خَلَقَکُمْ وَ مٰا تَعْمَلُونَ .

صافّات (37) 83 و 85 و 86 و 95 و 96

ترس قوم ابراهیم

49. ترس قوم ابراهیم از معبودان پنداری خویش

وَ کَذٰلِکَ نُرِی إِبْرٰاهِیمَ ... وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ ... وَ کَیْفَ أَخٰافُ مٰا أَشْرَکْتُمْ وَ لاٰ تَخٰافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطٰاناً فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . انعام (6) 75 و 80 و 81

تعصّب قوم ابراهیم

50. تعصّب و پافشاری قوم ابراهیم، بر عقیدۀ شرک‌آلود خویش:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا لَهٰا عٰابِدِینَ . انبیاء (21) 51 -\53

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا بَلْ وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ . شعراء (26) 69 و 70 و 74

تقلید قوم ابراهیم

51. تقلید کورکورانۀ قوم ابراهیم، از نیاکان، مورد سرزنش او:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا لَهٰا عٰابِدِینَ . انبیاء (21) 51 و 52 و 53

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا بَلْ وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ

قٰالَ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ

أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ .

شعراء (26) 69 و 70 و 74 و 75 و 76

52. مخالفت قاطع و صریح ابراهیم علیه السلام با تقلید قوم خویش، از آیین بت‌پرستی اجداد خود:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا لَهٰا عٰابِدِینَ

قٰالَ لَقَدْ کُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمْ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

أُفٍّ لَکُمْ وَ لِمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 53 و 54 و 67

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

قٰالُوا بَلْ وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ

قٰالَ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ

أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ

فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلاّٰ رَبَّ الْعٰالَمِینَ .

شعراء (26) 69 و 74 -\77

53. تقلید کورکورانۀ قوم ابراهیم از نیاکان خویش، عامل گمراهی آنان:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا لَهٰا عٰابِدِینَ

قٰالَ لَقَدْ کُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمْ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ .

انبیاء (21) 51 و 52 -\54

54. تقلید کورکورانۀ قوم ابراهیم از نیاکان خود، مانع شناخت معبود حقیقی:

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ

قٰالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ

أَوْ یَنْفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ

قٰالُوا بَلْ وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ

قٰالَ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ

أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ . شعراء (26) 70 -\76

تکذیبگری قوم ابراهیم

55. تکذیب رسالت ابراهیم علیه السلام از سوی قوم او:

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ ... وَ قَوْمُ إِبْرٰاهِیمَ .... حجّ (22) 42 و 43

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً ... وَ إِنْ تُکَذِّبُوا فَقَدْ کَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِکُمْ ....

عنکبوت (29) 16 -\18

56. تکذیب و انکار قوم ابراهیم، نسبت به یکدیگر، در قیامت:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً ... یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ .... عنکبوت (29) 16 و 25

تنبّه قوم ابراهیم

57. تنبّه موقّت بت‌پرستان قوم ابراهیم، پس از آگاهی از ناتوانی بتها از سخن گفتن:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

قٰالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ

ثُمَّ نُکِسُوا عَلیٰ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا هٰؤُلاٰءِ یَنْطِقُونَ . انبیاء (21) 51 و 63 -\65

58. تنبّه قوم ابراهیم با نسبت دادن ظلم به همدیگر، در پرستش بتها:

قٰالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ . انبیاء (21) 63 و 64

59. سرافکنده شدن بت‌پرستان قوم ابراهیم، پس از تنبّه و آگاهی به ناتوانی بتها از سخن گفتن:

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ

ثُمَّ نُکِسُوا عَلیٰ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا هٰؤُلاٰءِ یَنْطِقُونَ . انبیاء (21) 64 و 65

60. بیداری زودگذر وجدان قوم ابراهیم و توجّه آنان به ظالم بودن خویش:

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ

ثُمَّ نُکِسُوا عَلیٰ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا هٰؤُلاٰءِ یَنْطِقُونَ . انبیاء (21) 64 و 65

توطئۀ قوم ابراهیم

61. نیرنگ و توطئۀ قوم بت پرست ابراهیم، برای نابودی او:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ ... وَ سَلاٰماً عَلیٰ إِبْرٰاهِیمَ وَ أَرٰادُوا بِهِ کَیْداً .... انبیاء (21) 51 و 69 و 70

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجٰاهُ اللّٰهُ مِنَ النّٰارِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

عنکبوت (29) 16 و 24

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیٰاناً فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ

فَأَرٰادُوا بِهِ کَیْداً ....

صافّات (37) 83 و 85 و 97 و 98

62. نجات یافتن ابراهیم علیه السلام ، از نیرنگها و دسیسه‌های قوم خود، با ارادۀ الهی:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ ... وَ سَلاٰماً عَلیٰ إِبْرٰاهِیمَ وَ أَرٰادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْنٰاهُمُ الْأَخْسَرِینَ .

انبیاء (21) 51 و 69 و 70

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجٰاهُ اللّٰهُ مِنَ النّٰارِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . عنکبوت (29) 16 و 24

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

فَأَرٰادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْنٰاهُمُ الْأَسْفَلِینَ . صافّات (37) 83 و 98

تهدید قوم ابراهیم

63. هشدار ابراهیم به بت‌پرستان قومش، از گرفتاری به آتش دوزخ:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً وَ مَأْوٰاکُمُ النّٰارُ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ . عنکبوت (29) 16 و 25

تهدیدهای قوم ابراهیم

64. روشن شدن بی‌پایگی منطق و تهدیدهای مشرکان قوم ابراهیم، با اعلام نهراسیدن ابراهیم علیه السلام از معبودهای آنان:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

فَلَمّٰا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأیٰ کَوْکَباً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لاٰ أُحِبُّ الْآفِلِینَ

فَلَمّٰا رَأَی الْقَمَرَ بٰازِغاً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّٰالِّینَ

فَلَمّٰا رَأَی الشَّمْسَ بٰازِغَةً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی هٰذٰا أَکْبَرُ فَلَمّٰا أَفَلَتْ قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ .

انعام (6) 74 و 76 و 77 و 78 و 80

65. تهدید قوم ابراهیم به آسیب دیدن ابراهیم، از جانب معبودهای آنان:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ کَیْفَ أَخٰافُ مٰا أَشْرَکْتُمْ وَ لاٰ تَخٰافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ ....

انعام (6) 74 و 81

66. تهدید قوم ابراهیم، مبنی بر سوزاندن آن حضرت:

قٰالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ .

انبیاء (21) 68

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ...

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجٰاهُ اللّٰهُ مِنَ النّٰارِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ

لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . عنکبوت (29) 16 و 24

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

قٰالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیٰاناً فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ . صافّات (37) 83 و 97

خشونت قوم ابراهیم

67. واکنش خشونت‌آمیز قوم ابراهیم، در پاسخ به دعوت توحیدی او:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰالِمِینَ

قٰالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 59 و 68

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ...

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجٰاهُ اللّٰهُ مِنَ النّٰارِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ . عنکبوت (29) 16 و 24

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

قٰالَ أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ

وَ اللّٰهُ خَلَقَکُمْ وَ مٰا تَعْمَلُونَ

قٰالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیٰاناً فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ .

صافّات (37) 83 و 95 و 96 و 97

خورشیدپرستی قوم ابراهیم

==> همین مدخل، عقاید قوم ابراهیم

دشمنی در قوم ابراهیم

68. دشمنی قوم ابراهیم با همدیگر در قیامت، به رغم داشتن روابط دوستانه در دنیا:

وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً ....

عنکبوت (29) 25

69. دشمنی مؤمنان قوم ابراهیم، با مشرکان قوم خود:

قَدْ کٰانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرٰاهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قٰالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنّٰا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمّٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ کَفَرْنٰا بِکُمْ وَ بَدٰا بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةُ وَ الْبَغْضٰاءُ أَبَداً .... ممتحنه (60) 4

دعوت از قوم ابراهیم

70. دعوت ابراهیم علیه السلام از قومش، برای پرستش خداوند:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لاٰ یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللّٰهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْکُرُوا لَهُ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ . عنکبوت (29) 16 و 17

71. ابراهیم علیه السلام دعوت کننده قومش به رعایت تقوای الهی:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . عنکبوت (29) 16

72. دعوت ابراهیم علیه السلام از قومش، جهت سپاسگزاری خداوند، در برابر روزی رسانی به آنان:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ .... إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لاٰ یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللّٰهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْکُرُوا لَهُ ....

عنکبوت (29) 16 و 17

73. توجه به توحید ربوبی، از دعوتهای ابراهیم علیه السلام :

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ ... إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا

هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالَ بَلْ رَبُّکُمْ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ....

انبیاء (21) 51 و 52 و 56

دعوتهای قوم ابراهیم

74. دعوت قوم ابراهیم از وی، برای رفتن به مراسم، در بیرون شهر:

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ

فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِینَ . (1)

صافّات (37) 85 و 88 و 90

دوستی قوم ابراهیم

75. پرستش بتها بهانۀ دوستی با یکدیگر، در زندگی دنیا، میان قوم ابراهیم:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا .... عنکبوت (29) 16 و 25

ذلّت قوم ابراهیم

==> همین مدخل، شکست قوم ابراهیم

خسران قوم ابراهیم

76. قوم بت‌پرست ابراهیم، از زیانکارترین مردم:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

وَ أَرٰادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْنٰاهُمُ الْأَخْسَرِینَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 70

77. مکر و نیرنگ بت پرستان قوم ابراهیم علیه او، عامل خسران و ناکامی آنان:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

وَ أَرٰادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْنٰاهُمُ الْأَخْسَرِینَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 70

ستاره‌پرستی قوم ابراهیم

==> همین مدخل، عقاید قوم ابراهیم

سرافکندگی قوم ابراهیم

78. سرافکندگی قوم ابراهیم با اقرار بر ظلم خویشتن، پس از توجه به ناتوانی بتها از سخن گفتن:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

قٰالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ

ثُمَّ نُکِسُوا عَلیٰ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا هٰؤُلاٰءِ یَنْطِقُونَ . انبیاء (21) 51 و 63 -\65

79. سرافکنده شدن بت پرستان قوم ابراهیم، پس از تنبّه در برابر استدلال محکم ابراهیم علیه السلام بر بطلان شرک و بت‌پرستی:

قٰالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ


1) 1) . ابراهیم علیه السلام در جواب ردّ دعوت قوم از وی، برای‌شرکت در مراسم بیرون شهر با نگاه به ستاره‌ها اعلان کرد که مریض است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 702 -\703)

أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ

ثُمَّ نُکِسُوا عَلیٰ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا هٰؤُلاٰءِ یَنْطِقُونَ . انبیاء (21) 63 -\65

سرزنش قوم ابراهیم

80. سرزنش قوم ابراهیم از سوی یکدیگر، پس از آگاه شدن از ناتوانی بتها در سخن گفتن:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ

ثُمَّ نُکِسُوا عَلیٰ رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا هٰؤُلاٰءِ یَنْطِقُونَ .

انبیاء (21) 51 و 64 و 65

81. سرزنش ابراهیم علیه السلام از قومش، به سبب عبادت و پرستش بتها:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ ... إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ قٰالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَنْفَعُکُمْ شَیْئاً وَ لاٰ یَضُرُّکُمْ أُفٍّ لَکُمْ وَ لِمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 66 و 67

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالَ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ .

شعراء (26) 69 و 70 و 75

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّٰهِ تُرِیدُونَ

قٰالَ أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ .

صافّات (37) 83 و 85 و 86 و 95

82. سرزنش ابراهیم علیه السلام از قومش، به علّت تعقّل نکردن و توجّه نکردن در باورهای شرک‌آمیز خود:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ .

انعام (6) 74 و 80

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ ... إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ أُفٍّ لَکُمْ وَ لِمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . انبیاء (21) 51 و 52 و 67

شرک قوم ابراهیم

83. قوم ابراهیم، مردمی مشرک:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً ... وَ کَذٰلِکَ نُرِی إِبْرٰاهِیمَ ... فَلَمّٰا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأیٰ کَوْکَباً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لاٰ أُحِبُّ الْآفِلِینَ فَلَمّٰا رَأَی الْقَمَرَ بٰازِغاً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّٰالِّینَ فَلَمّٰا رَأَی الشَّمْسَ بٰازِغَةً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی هٰذٰا أَکْبَرُ فَلَمّٰا أَفَلَتْ قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ .... انعام (6) 74 -\78 و 80

84. شرک و بت‌پرستی قوم ابراهیم، عملی بدون منطق و دلیل:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ کَیْفَ أَخٰافُ مٰا أَشْرَکْتُمْ وَ لاٰ تَخٰافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطٰاناً فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . انعام (6) 74 و 81

85. شرک و بت‌پرستی قوم ابراهیم، موجب محرومیّت آنان از امنیّت:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ کَیْفَ أَخٰافُ مٰا أَشْرَکْتُمْ وَ لاٰ تَخٰافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطٰاناً فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . انعام (6) 74 و 81

86. سرزنش ابراهیم علیه السلام از قومش، به علّت عبادت غیر خدای یکتا:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ .

انعام (6) 74 و 80

87. پافشاری قوم ابراهیم بر عقیدۀ خویش، به رغم استدلالهای آن حضرت بر بطلان شرک:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ .

انعام (6) 74 و 80

88. اظهار شگفتی ابراهیم علیه السلام از لجاجت مردم بر شرک، به رغم وجود دلایل واضح بر بطلان آن:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ .

انعام (6) 74 و 80

89. ترس موهوم و خرافی قوم ابراهیم از معبودهای پنداری خویش، از عوامل پافشاری آنان بر شرک خویش:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ کَذٰلِکَ نُرِی إِبْرٰاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ . انعام (6) 74 و 75 و 80

90. نترسیدن قوم ابراهیم، از پیامدهای شرک به خدا

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ کَیْفَ أَخٰافُ مٰا أَشْرَکْتُمْ وَ لاٰ تَخٰافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطٰاناً فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . انعام (6) 74 و 81

91. بیزاری جستن ابراهیم علیه السلام از معبودان باطل قوم خویش، بعد از ابطال مستدلّ عقاید شرک‌آمیز آنان:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

فَلَمّٰا رَأَی الشَّمْسَ بٰازِغَةً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی هٰذٰا أَکْبَرُ فَلَمّٰا أَفَلَتْ قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ .

انعام (6) 74 و 78

نیز ==> همین مدخل، عقاید قوم ابراهیم، پرستش بت

شکست قوم ابراهیم

92. کید و مکر قوم ابراهیم علیه آن حضرت، باعث ذلت و شکست آنها:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا

تَعْبُدُونَ

قٰالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیٰاناً فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ

فَأَرٰادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْنٰاهُمُ الْأَسْفَلِینَ .

صافّات (37) 83 و 85 و 97 و 98

ظلم قوم ابراهیم

93. ظلم قوم ابراهیم بر خویشتن، به سبب تکذیب رسالت ابراهیم علیه السلام :

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْرٰاهِیمَ وَ أَصْحٰابِ مَدْیَنَ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

توبه (9) 70

94. ظلم قوم ابراهیم بر خویشتن با تکذیب انبیا، موجب هلاکت آنان:

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْرٰاهِیمَ وَ أَصْحٰابِ مَدْیَنَ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

توبه (9) 70

95. اقرار قوم ابراهیم به ظلم خود، پس از تنبّه و بیداری:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ ... إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 64

ظن قوم ابراهیم

96. گمان قوم ابراهیم به نقش وی، در شکستن بتها:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

فَجَعَلَهُمْ جُذٰاذاً إِلاّٰ کَبِیراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَیْهِ یَرْجِعُونَ

قٰالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰالِمِینَ

قٰالُوا سَمِعْنٰا فَتًی یَذْکُرُهُمْ یُقٰالُ لَهُ إِبْرٰاهِیمُ . انبیاء (21) 51 و 58 و 59 و 60

عبرت از قوم ابراهیم

97. تاریخ و سرگذشت هلاکت بار قوم ابراهیم، مایۀ عبرت:

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ ... إِبْرٰاهِیمَ وَ أَصْحٰابِ مَدْیَنَ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . توبه (9) 70

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ ثَمُودُ

وَ قَوْمُ إِبْرٰاهِیمَ وَ قَوْمُ لُوطٍ

وَ أَصْحٰابُ مَدْیَنَ وَ کُذِّبَ مُوسیٰ فَأَمْلَیْتُ لِلْکٰافِرِینَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ.

حجّ (22) 42 -\44

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 69 و 103

عجز قوم ابراهیم

98. درماندگی و ناتوانی قوم ابراهیم، از مقابله با منطق ابراهیم علیه السلام :

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

قٰالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَنْفَعُکُمْ شَیْئاً وَ لاٰ یَضُرُّکُمْ

قٰالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ .

انبیاء (21) 51 و 66 و 68

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ

خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لاٰ یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللّٰهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْکُرُوا لَهُ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ ....

عنکبوت (29) 16 و 17 و 24

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

قٰالَ أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ

وَ اللّٰهُ خَلَقَکُمْ وَ مٰا تَعْمَلُونَ

قٰالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیٰاناً فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ .

صافّات (37) 83 و 95 و 96 و 97

عذاب قوم ابراهیم

99. آتش جهنم، جایگاه قوم مشرک ابراهیم:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ ... وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ... وَ مَأْوٰاکُمُ النّٰارُ ....

عنکبوت (29) 16 و 17 و 25

نیز ==> همین مدخل، هلاکت قوم ابراهیم

عقاید قوم ابراهیم

اشاره

100. آسیب دیدن ابراهیم علیه السلام از ناحیۀ بتها، از پندارها و عقاید قوم ابراهیم:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ

وَ کَیْفَ أَخٰافُ مٰا أَشْرَکْتُمْ وَ لاٰ تَخٰافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطٰاناً فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ .

انعام (6) 74 و 80 و 81

101. قوم بت‌پرست ابراهیم، مردمی سطحی‌نگر و بی‌خرد، به علت بت‌پرستی:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

أُفٍّ لَکُمْ وَ لِمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 67

102. سوزاندن ابراهیم علیه السلام ، راه دفاع از عقیدۀ بت‌پرستان و معبودهای ادّعایی، در دیدگاه قوم او:

قٰالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا یٰا إِبْرٰاهِیمُ

أُفٍّ لَکُمْ وَ لِمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ

قٰالُوا حَرِّقُوهُ .... انبیاء (21) 62 و 67 و 68

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ...

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ .... عنکبوت (29) 16 و 24

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیٰاناً فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ . صافّات (37) 83 و 85 و 97

103. تقلید از نیاکان، دلیلی کافی در انتخاب دین و عقیده، در بینش قوم ابراهیم:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا لَهٰا عٰابِدِینَ . انبیاء (21) 51 -\53

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ

قٰالُوا بَلْ وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ . شعراء (26) 69 -\71 و 74

104. ابراهیم علیه السلام فاقد موقعیّت اجتماعی ممتاز، در دیدگاه قومش:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

قٰالُوا سَمِعْنٰا فَتًی یَذْکُرُهُمْ یُقٰالُ لَهُ إِبْرٰاهِیمُ . انبیاء (21) 51 و 60

105. ستمگر بودن شکنندۀ بتها، در بینش قوم ابراهیم:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 59

106. پرس و جوی بت‌پرستان قوم ابراهیم از یکدیگر، در مورد شکسته شدن بتهایشان:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ

قٰالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰالِمِینَ . انبیاء (21) 51 و 57 و 59

107. ارادۀ قوم ابراهیم، بر پرستش معبودانی جز خداوند:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّٰهِ تُرِیدُونَ .

صافّات (37) 83 و 85 و 86

108. قوم ابراهیم، مردمی بت‌پرست:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . انعام (6) 74

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ .

انبیاء (21) 51 و 52

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ . شعراء (26) 69 -\71

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً ... وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ....

عنکبوت (29) 16 و 17 و 25

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّٰهِ تُرِیدُونَ

قٰالَ أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ . صافّات (37) 83 و 85 و 86 و 95

109. ایجاد مودّت بین یکدیگر، از انگیزه‌های گرایش قوم ابراهیم به بت‌پرستی:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً وَ مَأْوٰاکُمُ النّٰارُ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ . عنکبوت (29) 16 و 25

110. سرزنش قوم ابراهیم از سوی او، به سبب پرستش بت‌های دست‌ساز:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

قٰالَ أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ . صافّات (37) 83 و 95

111. قوم ابراهیم، پرستشگر معبودهایی، ناتوان، از خوردن و گفتگو کردن:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

فَرٰاغَ إِلیٰ آلِهَتِهِمْ فَقٰالَ أَ لاٰ تَأْکُلُونَ

مٰا لَکُمْ لاٰ تَنْطِقُونَ .

صافّات (37) 83 و 91 و 92

112. اقرار قوم ابراهیم، به پرستش مجسّمه‌ها و بتهای بیجان:

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ .

شعراء (26) 71

113. پرستش بتها از جانب قوم ابراهیم، ساخته و پرداختۀ خودشان، بدون هیچ دلیل و برهانی:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً وَ مَأْوٰاکُمُ النّٰارُ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ . عنکبوت (29) 16 و 25

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

قٰالَ أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ .

صافّات (37) 83 و 95

114. بت‌پرستی قوم ابراهیم، دارای سابقۀ طولانی:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا لَهٰا عٰابِدِینَ . انبیاء (21) 51 -\53

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ

قٰالُوا بَلْ وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ . شعراء (26) 69 و 70 و 71 و 74

115. قوم ابراهیم، معتقد به چند معبود و دارای بتهای متعدّد:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ

قٰالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰالِمِینَ

قٰالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا یٰا إِبْرٰاهِیمُ

قٰالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 57 و 59 و 62 و 68

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ . شعراء (26) 69 و 71

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً ... وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً .... عنکبوت (29) 16 و 17 و 25

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّٰهِ تُرِیدُونَ .

صافّات (37) 83 و 85 و 86

116. سرزنش قوم ابراهیم از سوی ابراهیم علیه السلام به جهت بت‌پرستی آنان:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

أُفٍّ لَکُمْ وَ لِمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . انبیاء (21) 51 و 67

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

قٰالَ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ

أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ .

شعراء (26) 69 و 70 و 76

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

قٰالَ أَ تَعْبُدُونَ مٰا تَنْحِتُونَ . صافّات (37) 83 و 95

117. بت‌پرستی قوم ابراهیم، همراه با افترا بر خداوند:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ .... عنکبوت (29) 16 و 17

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّٰهِ تُرِیدُونَ . صافّات (37) 85 و 86

118. تقدیس و عبادت دایمی مجسّمه‌ها و بتهای ساخته شده، آیین قوم ابراهیم:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا لَهٰا عٰابِدِینَ . انبیاء (21) 51 -\53

119. مخالفت ابراهیم علیه السلام با بت‌پرستی قوم خویش:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ .

انبیاء (21) 51 و 52

قٰالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا یٰا إِبْرٰاهِیمُ

أُفٍّ لَکُمْ وَ لِمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالَ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ

أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ

فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلاّٰ رَبَّ الْعٰالَمِینَ . شعراء (26) 62 و67 و69 و70 و 75 -\77

عوامل بت‌پرستی قوم ابراهیم

1. بی‌عقلی
120. بی‌خردی قوم ابراهیم، عامل بت‌پرستی آنان:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ ... إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ ...

أُفٍّ لَکُمْ وَ لِمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 67

2. تقلید کور
121. تقلید از نیاکان، توجیه قوم ابراهیم در شرک و بت‌پرستی خویش:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا لَهٰا عٰابِدِینَ . انبیاء (21) 51 -\53

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا بَلْ وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ . شعراء (26) 69 و 70 و 74

3. عواطف قومی
122. عواطف قومی، موجب بت پرستی قوم ابراهیم:

وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا .... عنکبوت (29) 25

2. رازقیّت بت
123. قوم ابراهیم، معتقد به رازقیّت بتها:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لاٰ یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللّٰهِ الرِّزْقَ .... عنکبوت (29) 16 و 17

3. ربوبیّت خورشید
124. اعتقاد برخی از قوم ابراهیم مبنی بر ربوبیّت خورشید و مؤثّر دانستن آن در امور خویش:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

فَلَمّٰا رَأَی الشَّمْسَ بٰازِغَةً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی هٰذٰا أَکْبَرُ فَلَمّٰا أَفَلَتْ قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ .

انعام (6) 74 و 78

4. ربوبیّت ستاره
125. اعتقاد قوم ابراهیم به ربوبیّت ستارۀ زهره و مؤثّر بودن آن در امور خویش:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

فَلَمّٰا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأیٰ کَوْکَباً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لاٰ أُحِبُّ الْآفِلِینَ . انعام (6) 74 و 76

5. ربوبیّت ماه
126. اعتقاد قوم ابراهیم مبنی بر ربوبیّت ماه و مؤثّر بودن در امور خویش:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

فَلَمّٰا رَأَی الْقَمَرَ بٰازِغاً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّٰالِّینَ .

انعام (6) 74 و 77

6 . شریک داشتن خدا
127. قوم ابراهیم، مردمی مشرک:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً ... وَ کَذٰلِکَ نُرِی إِبْرٰاهِیمَ ... فَلَمّٰا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأیٰ کَوْکَباً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لاٰ أُحِبُّ الْآفِلِینَ فَلَمّٰا رَأَی الْقَمَرَ بٰازِغاً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّٰالِّینَ فَلَمّٰا رَأَی الشَّمْسَ بٰازِغَةً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی هٰذٰا أَکْبَرُ فَلَمّٰا أَفَلَتْ قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ .... انعام (6) 74 -\78 و 80

128. شرک و بت‌پرستی قوم ابراهیم، عملی بدون منطق و دلیل:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ کَیْفَ أَخٰافُ مٰا أَشْرَکْتُمْ وَ لاٰ تَخٰافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطٰاناً فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . انعام (6) 74 و 81

129. شرک و بت‌پرستی قوم ابراهیم، موجب محرومیّت آنان از امنیّت:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ کَیْفَ أَخٰافُ مٰا أَشْرَکْتُمْ وَ لاٰ تَخٰافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطٰاناً فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . انعام (6) 74 و 81

130. سرزنش قوم از سوی ابراهیم علیه السلام ، به سبب عبادت غیر خدای یکتا:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ .

انعام (6) 74 و 80

131. پافشاری قوم ابراهیم بر عقیدۀ خویش، به رغم استدلالهای آن حضرت بر بطلان شرک:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ .

انعام (6) 74 و 80

132. اظهار شگفتی ابراهیم علیه السلام از لجاجت مردم بر شرک، به رغم وجود دلایل واضح بر بطلان آن:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً

إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ .

انعام (6) 74 و 80

133. ترس موهوم و خرافی قوم ابراهیم از معبودهای پنداری خویش، از عوامل پافشاری آنان بر شرک خویش:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ کَذٰلِکَ نُرِی إِبْرٰاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ . انعام (6) 74 و 75 و 80

134. نترسیدن قوم ابراهیم، از پیامدهای شرک به خدا

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ کَیْفَ أَخٰافُ مٰا أَشْرَکْتُمْ وَ لاٰ تَخٰافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطٰاناً فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . انعام (6) 74 و 81

135. بیزاری جستن ابراهیم علیه السلام از معبودان باطل قوم خویش، بعد از ابطال مستدلّ عقاید شرک‌آمیز آنان:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

فَلَمّٰا رَأَی الشَّمْسَ بٰازِغَةً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی هٰذٰا أَکْبَرُ فَلَمّٰا أَفَلَتْ قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ .

انعام (6) 74 و 78

نیز ==> همین مدخل، عقاید قوم ابراهیم، پرستش بت

7. وجود خدا
136. قوم ابراهیم، معتقد به وجود خدا:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ

وَ کَیْفَ أَخٰافُ مٰا أَشْرَکْتُمْ وَ لاٰ تَخٰافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطٰاناً ....

انعام (6) 74 و 80 و 81

علایق قوم ابراهیم

137. دلبستگی عمیق قوم ابراهیم به بتها و مسلک شرک آلود خویش:

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ . شعراء (26) 52 و 69 و 70 و 71

فرجام قوم ابراهیم

==> همین مدخل، هلاکت قوم ابراهیم

قصّۀ قوم ابراهیم

==> همین مدخل، تاریخ قوم ابراهیم، عبرت از قوم ابراهیم

قوم ابراهیم در قیامت

138. برائت‌جویی قوم ابراهیم از همدیگر در قیامت، به رغم داشتن روابط دوستانه در دنیا:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ

خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً .... عنکبوت (29) 16 و 25

139. قوم ابراهیم و مورد انکار و کفر قرار دادن معبودان خویش، در قیامت:

وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ .... عنکبوت (29) 25

140. مورد لعن قرار دادن همدیگر از سوی قوم ابراهیم، در قیامت:

وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ... وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً .... عنکبوت (29) 25

141. آتش، جایگاه قوم ابراهیم، در قیامت:

وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ... وَ مَأْوٰاکُمُ النّٰارُ .... عنکبوت (29) 25

142. بی‌یاوری قوم ابراهیم، در قیامت:

وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ... وَ مَأْوٰاکُمُ النّٰارُ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ .

عنکبوت (29) 25

کفر قوم ابراهیم

143. قوم ابراهیم، مردمی کافر و تکذیبگر رسالت:

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ ثَمُودُ

وَ قَوْمُ إِبْرٰاهِیمَ وَ قَوْمُ لُوطٍ

وَ أَصْحٰابُ مَدْیَنَ وَ کُذِّبَ مُوسیٰ فَأَمْلَیْتُ لِلْکٰافِرِینَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ.

حجّ (22) 42 -\44

144. اکثریت قوم ابراهیم، مردمی کافر:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 69 و 103

145. دعای ابراهیم علیه السلام و پیروانش برای وسیلۀ آزمایش قرار نگرفتن، از سوی کافران قومش:

قَدْ کٰانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرٰاهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قٰالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنّٰا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمّٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ کَفَرْنٰا بِکُمْ وَ بَدٰا بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةُ وَ الْبَغْضٰاءُ أَبَداً حَتّٰی تُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ وَحْدَهُ ... رَبَّنٰا لاٰ تَجْعَلْنٰا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا ....

ممتحنه (60) 4 و 5

کیفر در قوم ابراهیم

146. سوزاندن مخالفان و مجرمان، از مجازاتهای قوم ابراهیم:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 68

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ...

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجٰاهُ اللّٰهُ مِنَ النّٰارِ ....

عنکبوت (29) 16 و 24

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

قٰالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیٰاناً فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ . صافّات (37) 83 و 97

147. کشتن، از شیوه‌های کیفر قوم ابراهیم:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... فَمٰا کٰانَ

جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ ....

عنکبوت (29) 16 و 24

148. قتل یا سوزاندن مخالفان و مجرمان، از مجازاتهای قوم ابراهیم:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجٰاهُ اللّٰهُ مِنَ النّٰارِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

عنکبوت (29) 16 و 24

گمراهی قوم ابراهیم

149. قوم ابراهیم، مردمی بت پرست و گمراه:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . انعام (6) 74

قٰالَ لَقَدْ کُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمْ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ .

انبیاء (21) 54

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

تَاللّٰهِ إِنْ کُنّٰا لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ مٰا أَضَلَّنٰا إِلاَّ الْمُجْرِمُونَ .

شعراء (26) 69 و 70 و 97 و 99

گواهی در قوم ابراهیم

150. گواهی دادن، وسیلۀ اثبات جرم در میان قوم ابراهیم:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ ... إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ قٰالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلیٰ أَعْیُنِ النّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَشْهَدُونَ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 61

لجاجت قوم ابراهیم

151. لجاجت قوم ابراهیم بر عقیدۀ شرک‌آمیز خویش، به رغم قانع شدن آنان از استدلال محکم ابراهیم علیه السلام بر بطلان شرک:

قٰالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰالِمِینَ

قٰالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا یٰا إِبْرٰاهِیمُ

أُفٍّ لَکُمْ وَ لِمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . انبیاء (21) 59 و 62 و 67

152. لجاجت و پافشاری قوم ابراهیم بر عقیدۀ شرک‌آمیز خویش، به رغم استدلالهای آن حضرت بر بطلان آن:

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ . انعام (6) 80

153. اظهار شگفتی ابراهیم علیه السلام از لجاجت قومش بر شرک، به رغم وجود دلایل واضح بر بطلان آن:

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ . انعام (6) 80

154. ترس موهوم قوم ابراهیم از معبودهای پنداری خویش از عوامل لجاجت و پافشاری آنان بر شرک خویش:

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ . انعام (6) 80

لعن قوم ابراهیم

155. لعن قوم ابراهیم بر یکدیگر، در قیامت:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً ... ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ... وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً .... عنکبوت (29) 16 و 25

ماه‌پرستی قوم ابراهیم

==> همین مدخل، عقاید قوم ابراهیم، ربوبیّت ماه

معبد قوم ابراهیم

156. قوم ابراهیم، دارای معبد و جایگاهی خاص، برای پرستش بتها:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ . انبیاء (21) 51 و 57

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

فَرٰاغَ إِلیٰ آلِهَتِهِمْ فَقٰالَ أَ لاٰ تَأْکُلُونَ . صافّات (37) 83 و 91

157. بتکدۀ قوم ابراهیم، محل محاکمه و بازجویی ابراهیم علیه السلام :

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

فَجَعَلَهُمْ جُذٰاذاً إِلاّٰ کَبِیراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَیْهِ یَرْجِعُونَ

قٰالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا یٰا إِبْرٰاهِیمُ . انبیاء (21) 51 و 58 و 62

158. غذا در بتکدۀ قوم، هنگام رفتن ابراهیم علیه السلام به آن معبد، برای شکستن بتها:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

فَرٰاغَ إِلیٰ آلِهَتِهِمْ فَقٰالَ أَ لاٰ تَأْکُلُونَ . (1)صافّات (37) 83 و 91

159. نگهبان نداشتن معبد قوم ابراهیم:

فَجَعَلَهُمْ جُذٰاذاً إِلاّٰ کَبِیراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَیْهِ یَرْجِعُونَ

قٰالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰالِمِینَ . انبیاء (21) 58 و 59

معبودان قوم ابراهیم

160. عجز و ناتوانی معبودان قوم ابراهیم، از تأمین روزی آنان:

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لاٰ یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللّٰهِ الرِّزْقَ .... عنکبوت (29) 16 و 17

161. ظهور عجز و ناتوانی معبودان قوم ابراهیم، با اعلام نترسیدن ابراهیم علیه السلام از آنها:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْنٰاماً آلِهَةً إِنِّی أَرٰاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

فَلَمّٰا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأیٰ کَوْکَباً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لاٰ أُحِبُّ الْآفِلِینَ

فَلَمّٰا رَأَی الْقَمَرَ بٰازِغاً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّٰالِّینَ

فَلَمّٰا رَأَی الشَّمْسَ بٰازِغَةً قٰالَ هٰذٰا رَبِّی هٰذٰا أَکْبَرُ فَلَمّٰا أَفَلَتْ قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ

وَ حٰاجَّهُ قَوْمُهُ قٰالَ أَ تُحٰاجُّونِّی فِی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانِ وَ لاٰ أَخٰافُ مٰا تُشْرِکُونَ بِهِ .... انعام (6) 74 و 76 -\78 و 80

162. عجز معبودان قوم ابراهیم از سود یا زیان رسانی، از ابلاغهای ابراهیم علیه السلام به آنان:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ


1) 1) . مشرکان، در اعیاد خود نزد بتهای شان غذا می‌گذاشتند. (المیزان، ج 17، ص 149)

عٰالِمِینَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا هٰذِهِ التَّمٰاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهٰا عٰاکِفُونَ

قٰالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَنْفَعُکُمْ شَیْئاً وَ لاٰ یَضُرُّکُمْ .

انبیاء (21) 51 و 52 و 66

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ

أَوْ یَنْفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ .

شعراء (26) 69 و 70 و 72 و 73

نیز ==> همین مدخل، بتهای قوم ابراهیم، خورشیدپرستی قوم ابراهیم، ستاره‌پرستی قوم ابراهیم و ماه‌پرستی قوم ابراهیم

مهلت به قوم ابراهیم

163. مهلت دادن خداوند به قوم ابراهیم. قبل از عذاب آنان:

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ ثَمُودُ

وَ قَوْمُ إِبْرٰاهِیمَ وَ قَوْمُ لُوطٍ

وَ أَصْحٰابُ مَدْیَنَ وَ کُذِّبَ مُوسیٰ فَأَمْلَیْتُ لِلْکٰافِرِینَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ.

حج (22) 42 -\44

مؤمنان قوم ابراهیم

164. وجود اقلّیّتی مؤمن و موحّد، در میان قوم ابراهیم:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 69 و 70 و 103

165. مؤمنان از قوم ابراهیم علیه السلام ، الگویی شایسته در برائت از شرک و معبودهای مشرکان:

قَدْ کٰانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرٰاهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قٰالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنّٰا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمّٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ کَفَرْنٰا بِکُمْ وَ بَدٰا بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةُ وَ الْبَغْضٰاءُ أَبَداً حَتّٰی تُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ وَحْدَهُ ... لَقَدْ کٰانَ لَکُمْ فِیهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کٰانَ یَرْجُوا اللّٰهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ ....

ممتحنه (60) 4 و 6

هجوم قوم ابراهیم

166. حرکت شتابان مشرکان قوم به سوی ابراهیم علیه السلام ، پس از آگاهی از شکسته شدن بتها:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا ذٰا تَعْبُدُونَ

فَرٰاغَ عَلَیْهِمْ ضَرْباً بِالْیَمِینِ

فَأَقْبَلُوا إِلَیْهِ یَزِفُّونَ . صافّات (37) 83 و 85 و 93 و 94

هشدار به قوم ابراهیم

==> همین مدخل، انذار قوم ابراهیم

هشدارهای قوم ابراهیم

==> همین مدخل، تهدیدهای قوم ابراهیم

هلاکت قوم ابراهیم

167. هلاکت قوم ابراهیم پس از تکذیب رسالت آن حضرت و اتمام‌حجّت بر آنان:

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْرٰاهِیمَ وَ أَصْحٰابِ مَدْیَنَ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

توبه (9) 70

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ ...

وَ قَوْمُ إِبْرٰاهِیمَ وَ قَوْمُ لُوطٍ ... فَأَمْلَیْتُ لِلْکٰافِرِینَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ. (1)حج (22) 42 -\44

قوم الیاس

اشاره

قوم الیاس، اهل بعلبک لبنان و پیامبرشان حضرت الیاس علیه السلام بوده است. آنان قومی بت‌پرست بودند و بتی به نام«بعل»داشتند. الیاس علیه السلام آنان را از پرستش بت نهی کرد و به عبادت خداوند فراخواند. او را مسخره و تکذیب کردند و از میان خود طرد نمودند و عدّۀ کمی به او ایمان آورده بودند. (2)در این مدخل از واژه‌های«الیاس»و«قومه»استفاده شده است.

احضار قوم الیاس

1. احضار قوم الیاس در قیامت، جهت حسابرسی و کیفر:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ . (3)

صافّات (37) 123 و 124 و 127

2. احضار نشدن بندگان خالص قوم الیاس در قیامت، برای حسابرسی و کیفر:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ

إِلاّٰ عِبٰادَ اللّٰهِ الْمُخْلَصِینَ .

صافّات (37) 123 و 124 و 127 و 128

3. تکذیب الیاس علیه السلام از سوی قوم آن حضرت، سبب احضار آنان در قیامت، برای حسابرسی و کیفر:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ .

صافّات (37) 123 و 124 و 127

4. بت‌پرستی و ترک عبادت خدا، علت احضار قوم الیاس در قیامت و سختگیری دربارۀ آنان:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخٰالِقِینَ

اَللّٰهَ رَبَّکُمْ وَ رَبَّ آبٰائِکُمُ الْأَوَّلِینَ

فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ .

صافّات (37) 123 -\127

بت‌پرستی قوم الیاس

5. پرستش بت بعل، از سوی قوم الیاس:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخٰالِقِینَ . صافّات (37) 123 -\125

6. بت‌پرستی قوم الیاس، مورد سرزنش آن حضرت:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخٰالِقِینَ . صافّات (37) 123 -\125

7. قوم الیاس، مردمی مشرک و بت‌پرست:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخٰالِقِینَ . صافّات (37) 123 -\125


1) 1) . هلاکت قوم ابراهیم به وسیلۀ سلب نعمت و هلاکت نمرود بود. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 75)

2) 2) . اعلام‌القرآن، شبستری، ص 139 -\140

3) 3) . مراد از«فانّهم لمحضرون»این است که برانگیخته‌می‌شوند تا برای عذاب حاضر شوند (التفسیر المنیر، ج 23، ص 134 و 136) و هر گاه احضار به صورت مطلق بیاید معنای«شرّ»را افاده می‌کند

8. بت‌پرستی قوم الیاس و انکار ربوبیّت الهی، مورد سرزنش و توبیخ حضرت الیاس علیه السلام :

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخٰالِقِینَ

اَللّٰهَ رَبَّکُمْ وَ رَبَّ آبٰائِکُمُ الْأَوَّلِینَ .

صافّات (37) 123 -\126

بی‌تقوایی قوم الیاس

9. قوم الیاس، مردمی بی‌تقوا:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ . صافّات (37) 123 و 124

10. بی‌تقوایی قوم الیاس، سبب بت‌پرستی آنان:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخٰالِقِینَ . صافّات (37) 123 -\125

11. بی‌تقوایی قوم الیاس، مورد سرزنش آن حضرت:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ . صافّات (37) 123 و 124

پیامبر قوم الیاس

12. الیاس علیه السلام ، پیامبر خداوند برای قوم خویش:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ . صافّات (37) 123 و 124

تکذیبگری قوم الیاس

13. تکذیب الیاس علیه السلام از سوی قوم آن حضرت، سبب احضار آنان در قیامت، برای حسابرسی و کیفر:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ .

صافّات (37) 123 و 124 و 127

دعوت از قوم الیاس

14. دعوت الیاس علیه السلام از قومش، برای رعایت تقوا:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ . صافّات (37) 123 و 124

سرزنش قوم الیاس

15. بی‌تقوایی قوم الیاس، سبب سرزنش آنان از سوی آن حضرت:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ . صافّات (37) 123 و 124

16. پرستش بت به جای عبادت نیکوترین آفریدگار، سبب سرزنش قوم الیاس از سوی آن حضرت:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخٰالِقِینَ . صافّات (37) 123 -\125

قوم الیاس و الیاس علیه السلام

17. قوم الیاس، تکذیب‌کنندۀ رسالت و تعالیم الیاس علیه السلام :

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ .

صافّات (37) 123 و 124 و 127

کیفر قوم الیاس

18. کیفر قوم الیاس، با احضار آنان در قیامت:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ .

صافّات (37) 123 و 124 و 127

مخلصان قوم الیاس

19. گروهی از بندگان مخلص و مؤمن، در میان قوم الیاس:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ

إِلاّٰ عِبٰادَ اللّٰهِ الْمُخْلَصِینَ .

صافّات (37) 123 و 124 و 127 و 128

20. نجات مخلصان قوم الیاس، از عذاب آخرتی:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ

إِلاّٰ عِبٰادَ اللّٰهِ الْمُخْلَصِینَ . صافّات (37) 123 و 124 و 127 و 128

21. مخلصان قوم الیاس، مردمی خداپرست:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

اَللّٰهَ رَبَّکُمْ وَ رَبَّ آبٰائِکُمُ الْأَوَّلِینَ

فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ

إِلاّٰ عِبٰادَ اللّٰهِ الْمُخْلَصِینَ . صافّات (37) 123 و 124 و 126 -\128

22. مخلصان قوم الیاس، به دور از بت‌پرستی:

وَ إِنَّ إِلْیٰاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخٰالِقِینَ

فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ

إِلاّٰ عِبٰادَ اللّٰهِ الْمُخْلَصِینَ .

صافّات (37) 123 و 124 و 125 و 127 و 128

مشرکان قوم الیاس

==> همین مدخل، بت‌پرستی قوم الیاس

قوم بلقیس

==>سبأ / قوم

قوم تبّع

اشاره

«تُبّع»، جمعی از حاکمان و زمامداران بوده‌اند و به این سبب نامگذاری شده که برخی از آنان از دیگری در امر حکومت و سیاست پیروی می‌کرده‌اند. (1)«تبابعة»، نام پادشاهان یمن و«تبّع»لقب شاه آن بوده، همانند خاقان که لقب پادشاه ترکان و قیصر که لقب شاه رومیان بوده است. (2)قوم تبّع، مردمی بت‌پرست بودند. (3)در این مدخل از جملۀ«قوم تبّع»استفاده شده است.

امکانات قوم تبّع

1. برخورداری قوم تبّع، از امکانات بالای مادّی:

أَ هُمْ خَیْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَکْنٰاهُمْ إِنَّهُمْ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . (4)دخان (44) 37

2. مانع نبودن امکانات قوم تبّع، از فرجام هلاکت‌بار و عذاب آنان به وسیلۀ خداوند:

أَ هُمْ خَیْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ


1) 1) . مفردات، ص 163،«تبع»

2) 2) . مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 100

3) 3) . تاریخ طبری، ج 2، ص 426

4) 4) . مقصود از ضمیر«هم»در«اهُم»مشرکان قریش است و منظور از«خیر»، نعمت ظاهرتر و اموال بیشتر و قدرت و نیروی برتر است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 100)

أَهْلَکْنٰاهُمْ إِنَّهُمْ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . دخان (44) 37

تاریخ قوم تبّع

3. قوم تبّع، از نزدیک‌ترین اقوام پیشین به مشرکان صدر اسلام و از آخرین اقوام هلاکت شدۀ پیشین:

أَ هُمْ خَیْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَکْنٰاهُمْ إِنَّهُمْ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . دخان (44) 37

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحٰابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ

وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ إِخْوٰانُ لُوطٍ

وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. ق (50) 12 -\14

تکذیبگری قوم تبّع

4. قوم تبّع، از اقوام تکذیب‌کنندۀ پیامبران:

وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. ق (50) 14

5. تکذیب انبیا از جانب قوم تبّع، عامل تهدید شدن آنان به عذاب الهی:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحٰابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ

وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ إِخْوٰانُ لُوطٍ

وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. ق (50) 12 -\14

عذاب قوم تبّع

اشاره

6. عذاب و هلاکت قوم تبّع، به وسیلۀ خداوند:

أَ هُمْ خَیْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَکْنٰاهُمْ إِنَّهُمْ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . دخان (44) 37

وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. ق (50) 14

عوامل عذاب قوم تبّع

1. تکذیب پیامبران
7. تکذیب انبیا از سوی قوم تبّع، عامل استحقاق آنان برای عذاب الهی:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحٰابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ

وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ إِخْوٰانُ لُوطٍ

وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. ق (50) 12 -\14

2. گناه
8. گناه و جرم پیشگی، از عوامل عذاب قوم تبّع و هلاکت آنان به وسیلۀ خداوند:

أَ هُمْ خَیْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَکْنٰاهُمْ إِنَّهُمْ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . دخان (44) 37

فرجام قوم تبّع

9. آگاهی مشرکان قریش، از فرجام هلاکت بار قوم تبّع:

أَ هُمْ خَیْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَکْنٰاهُمْ إِنَّهُمْ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . دخان (44) 37

10. فرجام هلاکت‌بار قوم تبّع، هشداری به مشرکان قریش:

أَ هُمْ خَیْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَکْنٰاهُمْ إِنَّهُمْ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . دخان (44) 37

11. اراده و خواست الهی، سبب فرجام هلاکت بار قوم تبّع:

أَ هُمْ خَیْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَکْنٰاهُمْ إِنَّهُمْ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . دخان (44) 37

قوم تبّع و انبیا

==> همین مدخل، تکذیبگری قوم تبّع

کیفر قوم تبّع

==> همین مدخل، عذاب قوم تبّع

گناهکاری قوم تبّع

12. قوم تبّع، مردمی جرم‌پیشه و گناهکار:

أَ هُمْ خَیْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَکْنٰاهُمْ إِنَّهُمْ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . دخان (44) 37

هلاکت قوم تبّع

==> همین مدخل، فرجام قوم تبّع

قوم ثمود

==>ثمود

قوم زکریّا

اشاره

زکریّا علیه السلام از نوادگان سلیمان علیه السلام و از پیامبران بنی‌اسرائیل است. (1)خداوند، زکریّا علیه السلام را به سوی قومش بنی‌اسرائیل فرستاد تا آنان را به خدا دعوت نماید. (2)

تسبیح قوم زکریّا

1. اشارۀ زکریّا علیه السلام به قومش، مبنی بر تسبیح خداوند، در سپیده‌دم و پسین‌گاه:

یٰا زَکَرِیّٰا ... فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرٰابِ فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُکْرَةً وَ عَشِیًّا.

مریم (19) 7 و 11

تعلیم به قوم زکریّا

2. تعلیم تسبیح خداوند به قوم زکریّا با رمز و اشاره، از سوی آن حضرت:

یٰا زَکَرِیّٰا ... فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرٰابِ فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُکْرَةً وَ عَشِیًّا.

مریم (19) 7 و 11

3. نماز، از آموزه‌های زکریّا علیه السلام برای قومش:

یٰا زَکَرِیّٰا ... فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرٰابِ فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُکْرَةً وَ عَشِیًّا. (3)

مریم (19) 7 و 11

خداپرستی قوم زکریّا

4. قوم زکریّا، مردمی خداپرست و اهل تسبیح و عبادت:

یٰا زَکَرِیّٰا إِنّٰا نُبَشِّرُکَ بِغُلاٰمٍ ... فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرٰابِ فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُکْرَةً وَ عَشِیًّا . مریم (19) 7 و 11

شکرگزاری قوم زکریّا

5. شکرگزاری قوم زکریّا، برای موهبت فرزند به آن حضرت به فرمان خداوند:

یٰا زَکَرِیّٰا ... فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرٰابِ فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُکْرَةً وَ عَشِیًّا. (4)

مریم (19) 7 و 11

عبادت قوم زکریّا

==> همین مدخل، خداپرستی قوم زکریّا


1) 1) . قصص الانبیا، ابن‌کثیر، ص 639

2) 2) . قصص الانبیا، محمد بن بکر اسماعیل، ص 372

3) 3) .«ان سبّحوا...»یعنی نماز بخوانید. (مجمع‌البیان،ج 5 -\6 ، ص 780)

4) 4) . احتمالاً مراد زکریّا علیه السلام از امر کردن قومش به تسبیح‌خداوند، شکرگزاری در برابر موهبت فرزند به پیامبرشان باشد. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 8 ، جزء 16، ص 75)

عبادتگاه قوم زکریّا

6. قوم زکریّا، دارای مکانی خاصّ (محراب)، به نام عبادتگاه:

یٰا زَکَرِیّٰا ... فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرٰابِ ... (1)مریم (19) 7 و 11

قوم زکریّا و زکریّا علیه السلام

7. قوم زکریّا، در انتظار بیرون آمدن زکریّا علیه السلام از عبادتگاه خویش:

یٰا زَکَرِیّٰا ... فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرٰابِ ....

مریم (19) 7 و 11

نیز ==> مدخل زکریّا علیه السلام

قوم سبأ

==>سبأ / قوم

قوم شعیب

==>اهل مدین

قوم صالح

==>ثمود

قوم عاد

==>عاد

قوم فرعون

==>آل‌فرعون

قوم لوط

اشاره

خداوند لوط علیه السلام را به سوی سرزمین سَدوم فرستاد.

اهل آن‌جا مردمی کفرپیشه و تبهکار بودند. آنان راه را بر مسافران بسته و با آنان عمل شنیع لواط انجام می‌دادند. لوط علیه السلام قوم خویش را به عبادت خدا فراخواند و آنان را از ارتکاب منکرات برحذر داشت، امّا آنان به سرکشی خود ادامه دادند تا اینکه با نفرین لوط علیه السلام سرزمین آنان زیر و رو گشت و با قهر الهی هلاک شدند. (2)

اهمّ عناوین: رذایل قوم لوط و عذاب قوم لوط

آثار باستانی قوم لوط

1. بقایای آثار ویران شدۀ قوم لوط، تا عصر پیامبراکرم صلی الله علیه و آله :

فَجَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا ... وَ إِنَّهٰا لَبِسَبِیلٍ مُقِیمٍ . (3)حجر (15) 74 و 76

وَ لَمّٰا أَنْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً ... إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ ...

وَ لَقَدْ تَرَکْنٰا مِنْهٰا آیَةً بَیِّنَةً لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ .

عنکبوت (29) 33 -\35


1) 1) . احتمال دارد مراد از محراب، جایگاهی باشد که هم زکریّا علیه السلام و هم دیگران با اذن وی در آن نماز می‌خواندند. (التفسیر الکبیر، ج 7، ص 515)

2) 2) . تاریخ طبری، ج 1، ص 175 -\182؛ الکامل، ابن‌اثیر، ج 1، ص 118

3) 3) .«علیها سافلها»یعنی شهر قوم لوط،«انّها»یعنی آثار آن شهر،«لسبیل مقیم»یعنی هنوز از بین نرفته است. (الکشاف، ج 2، ص 586)

2. آثار ویران شدۀ قوم لوط بر سر راه مردم عصر پیامبراکرم صلی الله علیه و آله :

فَجَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا ... وَ إِنَّهٰا لَبِسَبِیلٍ مُقِیمٍ . حجر (15) 76 و 76

3. شهر ویران شدۀ قوم لوط، بر سر راه و آشکار در مسیر مدینه به شام:

فَانْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ وَ إِنَّهُمٰا لَبِإِمٰامٍ مُبِینٍ . (1)حجر (15) 79

4. آثار به جا مانده از شهر ویران شدۀ قوم لوط، نشانه‌ای از خداوند برای اهل ایمان:

فَجَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا ... إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ . حجر (15) 74 و 77

5. عبور مردم مکّه، از آثار به جا مانده از ویرانه‌های شهر قوم لوط:

وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَی الْقَرْیَةِ الَّتِی أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ ... (2)فرقان (25) 40

6. بقایای آثاری از شهر ویران شدۀ قوم لوط، نشانه‌ای روشن برای اندیشه‌مندان:

إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ ... وَ لَقَدْ تَرَکْنٰا مِنْهٰا آیَةً بَیِّنَةً لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ . عنکبوت (29) 34 و 35

7. آثار باستانی قوم لوط، نشانه‌ای از ربوبیّت پروردگار، برای بیمناکان از عذاب دردناک:

مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُسْرِفِینَ

وَ تَرَکْنٰا فِیهٰا آیَةً لِلَّذِینَ یَخٰافُونَ الْعَذٰابَ الْأَلِیمَ . (3)

ذاریات (51) 34 و 37

اتمام‌حجّت بر قوم لوط

8. اتمام‌حجّت بر قوم لوط، به وسیلۀ لوط علیه السلام ، قبل از نزول عذاب بر آنان:

فَلَمّٰا جٰاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ

قٰالُوا بَلْ جِئْنٰاکَ بِمٰا کٰانُوا فِیهِ یَمْتَرُونَ . (4)

حجر (15) 61 و 63

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَ تَأْتُونَ الذُّکْرٰانَ مِنَ الْعٰالَمِینَ

وَ تَذَرُونَ مٰا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عٰادُونَ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا لُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ

قٰالَ إِنِّی لِعَمَلِکُمْ مِنَ الْقٰالِینَ

رَبِّ نَجِّنِی وَ أَهْلِی مِمّٰا یَعْمَلُونَ .

شعراء (26) 161 -\169

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ .

عنکبوت (29) 28 و 29


1) 1) . مقصود از«بإمام مبین»این است که مکان قوم لوط و اصحاب ایکه در راه آشکاری است که بر سر راه مدینه به شام آثار تخریب شدۀ آنها موجود است [در صدر اسلام]. (المیزان، ج 12، ص 185؛ التفسیر المنیر، ج 14، ص 61)

2) 2) . فاعل«أتوا»کفّار مکّه و مقصود از«قریة»قریۀ قوم لوط است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 267؛ الکشاف، ج 3، ص 281)

3) 3) . مقصود از«آیه»نشانه‌ای بر ربوبیت خداوند و بطلان‌شریک برای او است. (المیزان، ج 18، ص 379)

4) 4) . مراد از«کانوا فیه یمترون»عذابی است که لوط آنان رانسبت به نزول آن انذار می‌کرد، ولی آنان در آن تشکیک می‌کردند. (الکشاف، ج 2، ص 583؛ المیزان، ج 12، ص 182)

9. اتمام‌حجّت الهی بر قوم لوط، با انذارهای مکرّر:

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ

وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنٰا فَتَمٰارَوْا بِالنُّذُرِ. (1)قمر (54) 33 و 36

ازدواج در قوم لوط

10. رغبت قوم لوط به همجنس‌بازی و اجتناب از ازدواج با زنان:

وَ جٰاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کٰانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئٰاتِ قٰالَ یٰا قَوْمِ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ ... قٰالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا لَنٰا فِی بَنٰاتِکَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ مٰا نُرِیدُ. هود (11) 78 و 79

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ ... أَ تَأْتُونَ الذُّکْرٰانَ مِنَ الْعٰالَمِینَ وَ تَذَرُونَ مٰا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ .... شعراء (26) 161 و 165 و 166

استهزاهای قوم لوط

11. استهزای لوط علیه السلام از سوی قومش، پس از انذار آنان به عذاب الهی:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ . (2)

عنکبوت (29) 28 و 29

اعتراض قوم لوط

12. اعتراض قوم لوط به لوط علیه السلام ، به سبب دفاع وی از میهمانانش:

قٰالَ إِنَّ هٰؤُلاٰءِ ضَیْفِی فَلاٰ تَفْضَحُونِ

وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ

قٰالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَکَ عَنِ الْعٰالَمِینَ . حجر (15) 68 -\70

اعتراف قوم لوط

13. اعتراف قوم لوط به پاکی لوط و پیروانش:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... وَ مٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُنٰاسٌ یَتَطَهَّرُونَ . اعراف (7) 80 و 82

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُنٰاسٌ یَتَطَهَّرُونَ .

نمل (27) 56

اکثریّت قوم لوط

14. بیشتر قوم لوط، مردمی کفرپیشه:

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِینَ ... وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 160 و 174

فَمٰا وَجَدْنٰا فِیهٰا غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ .

ذاریات (51) 36

وَ جٰاءَ ... وَ الْمُؤْتَفِکٰاتُ بِالْخٰاطِئَةِ . (3)حاقّه (69) 9

انتقام از قوم لوط

15. آلودگی قوم لوط به فحشا و انحراف جنسی، موجب انتقام خداوند از آنان:

فَانْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ ... (4)حجر (15) 79


1) 1) . بنا بر احتمالی که«نذر»جمع نذیر به معنای انذاردهنده باشد. (المیزان، ج 19، ص 79)

2) 2) . جملۀ«فما کان جواب قومه...»استهزا و تمسخری است‌از سوی آنان، و از جوابشان معلوم می‌شود که لوط علیه السلام آنان را به عذاب الهی بیم داده است. (المیزان، ج 16، ص 124؛ روح‌المعانی، ج 11، جزء 20، ص 228 -\229)

3) 3) . مراد از خطاکاری، کفر و شرک آنان است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 517؛ التفسیر المنیر، ج 29، ص 85)

4) 4) . مقصود از«منهم»قوم لوط و قوم شعیب است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 528)

انذار قوم لوط

16. انذار قوم لوط قبل از نزول عذاب بر آنان، نمود رحمت الهی بر آنان:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا لُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ . شعراء (26) 161 و162 و163 و167 و172 و175

17. انذار قوم لوط نسبت به نزول عذاب الهی، از سوی لوط علیه السلام :

فَلَمّٰا جٰاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ

قٰالُوا بَلْ جِئْنٰاکَ بِمٰا کٰانُوا فِیهِ یَمْتَرُونَ . (1)

حجر (15) 61 و 63

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَ تَأْتُونَ الذُّکْرٰانَ مِنَ الْعٰالَمِینَ

وَ تَذَرُونَ مٰا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عٰادُونَ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا لُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ

قٰالَ إِنِّی لِعَمَلِکُمْ مِنَ الْقٰالِینَ

رَبِّ نَجِّنِی وَ أَهْلِی مِمّٰا یَعْمَلُونَ

وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ مَطَراً فَسٰاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِینَ .

شعراء (26) 161 -\169 و 173

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ .

عنکبوت (29) 28 و 29

18. روی آوردن قوم لوط، به جدال باطل، نسبت به انذارهای لوط علیه السلام :

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ

وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنٰا فَتَمٰارَوْا بِالنُّذُرِ. قمر (54) 33 و 36

19. تردید قوم لوط نسبت به انذارهای لوط علیه السلام دربارۀ عذاب الهی:

وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنٰا فَتَمٰارَوْا بِالنُّذُرِ.

قمر (54) 36

20. نزول عذاب بر قوم لوط، از پی انذار لوط علیه السلام به ایشان، دربارۀ عذاب سخت الهی:

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ حٰاصِباً إِلاّٰ آلَ لُوطٍ نَجَّیْنٰاهُمْ بِسَحَرٍ

وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنٰا فَتَمٰارَوْا بِالنُّذُرِ.

قمر (54) 33 و 34 و 36

بینش قوم لوط

21. خانوادۀ لوط، انسان‌هایی پاکدامن در بینش قوم لوط:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

وَ مٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُنٰاسٌ یَتَطَهَّرُونَ . اعراف (7) 80 و 82

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُنٰاسٌ یَتَطَهَّرُونَ .

نمل (27) 56


1) 1) . مراد از«ما کانوا فیه یمترون»عذابی است که قبلاًلوط علیه السلام نسبت به نزول آن انذار می‌کرد. (الکشاف، ج 2، ص 583؛ المیزان، ج 12 ص 182)

پیامبر قوم لوط

22. لوط علیه السلام پیامبر فرستاده شده به سوی قوم لوط:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ . اعراف (7) 80

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ .

شعراء (26) 160 -\162

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ .

عنکبوت (29) 28

وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ نَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ .

صافّات (37) 133 و 134 و 136

پیروزی بر قوم لوط

23. استمداد لوط از خداوند، مبنی بر پیروزی بر قوم مفسدش:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ . (1)

عنکبوت (29) 28 و 30

پیشنهاد به قوم لوط

24. پیشنهاد ازدواج با دختران لوط، از جانب لوط علیه السلام به قومش، جهت منع آنان از تعرض به میهمانانش:

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً ... وَ جٰاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کٰانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئٰاتِ قٰالَ یٰا قَوْمِ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی .... هود (11) 77 و 78

فَلَمّٰا جٰاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ

وَ جٰاءَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ یَسْتَبْشِرُونَ

قٰالَ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ . حجر (15) 61 و 67 و 71

تاریخ قوم لوط

25. قوم لوط، هم‌عصر با ابراهیم علیه السلام :

وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَیْفِ إِبْرٰاهِیمَ

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

إِلاّٰ آلَ لُوطٍ إِنّٰا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِینَ . حجر (15) 51 و 58 و 59

26. وجود قوم لوط، پیش از قوم شعیب، با فاصله زمانی اندک:

قٰالُوا یٰا شُعَیْبُ ... قٰالَ یٰا قَوْمِ .... وَ یٰا قَوْمِ ...

وَ مٰا قَوْمُ لُوطٍ مِنْکُمْ بِبَعِیدٍ. (2)

هود (11) 87 -\89

تبرّی از قوم لوط

27. اعلان برائت لوط علیه السلام از عمل قوم خود:

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا لُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ

قٰالَ إِنِّی لِعَمَلِکُمْ مِنَ الْقٰالِینَ

رَبِّ نَجِّنِی وَ أَهْلِی مِمّٰا یَعْمَلُونَ .

شعراء (26) 167 -\169


1) 1) . جملۀ«قال ربّ انصرنی...»درخواست پیروزی و فتح‌است. (المیزان، ج 16، ص 124)

2) 2) . مراد از«ما قوم لوط منکم ببعید»این است که آنان از نظرزمانی به شما نزدیک‌اند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 287؛ الکشاف، ج 2، ص 422)

تعجّب از عمل قوم لوط

28. اظهار شگفتی لوط علیه السلام ، از تمایل جنسی قومش به مردان به جای زنان:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسٰاءِ .... نمل (27) 54 و 55

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ ....

عنکبوت (29) 28 و 29

تکذیبگری قوم لوط

29. قوم لوط، تکذیبگر انذارها و هشدارهای الهی:

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ. قمر (54) 33

30. تکذیب رسولان الهی از سوی قوم لوط:

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِینَ . شعراء (26) 160

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ .... وَ إِخْوٰانُ لُوطٍ ... کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ .... ق (50) 12 -\14

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ. (1)قمر (54) 33

31. تکذیب لوط علیه السلام از جانب قومش:

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ .... وَ قَوْمُ لُوطٍ. حج (22) 42 و 43

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِینَ . شعراء (26) 160

تهدیدهای قوم لوط

32. تهدید شدن لوط علیه السلام از سوی قومش به اخراج از شهر خود در صورت خودداری نکردن از تبلیغ:

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا لُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ . شعراء (26) 167

خویشاوندی با قوم لوط

33. رابطۀ خویشاوندی، بین لوط و قومش:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ .... وَ إِخْوٰانُ لُوطٍ.

ق (50) 12 و 13

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ .... شعراء (26) 161

درخواست از قوم لوط

==> همین مدخل، دعوت از قوم لوط

دعوت از قوم لوط

34. لوط علیه السلام ، خواهان اطاعت قومش از او، به دلیل رسالت و امین بودن وی:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ .

شعراء (26) 161 -\163

35. دعوت لوط علیه السلام از قومش برای رعایت تقوای الهی:

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قٰالَ هٰذٰا یَوْمٌ عَصِیبٌ

وَ جٰاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کٰانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئٰاتِ قٰالَ یٰا قَوْمِ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ. هود (11) 77 و 78

36. تأکید لوط علیه السلام بر تقوای الهی، در دعوت از قوم خویش:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ


1) 1) . بنا بر احتمالی که«نذر»به معنای رسولان باشد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 291)

رَسُولٌ أَمِینٌ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ .

شعراء (26) 161 -\163

37. دعوت لوط علیه السلام از قوم خود به پذیرفتن رسالت وی و اعتماد کردن به او:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ . شعراء (26) 161 و 162

38. درخواست لوط علیه السلام از قومش، مبنی بر خوار نساختن وی در نزد میهمانانش:

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً .... قٰالَ یٰا قَوْمِ ...

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی ....

هود (11) 77 و 78

وَ جٰاءَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ یَسْتَبْشِرُونَ

قٰالَ إِنَّ هٰؤُلاٰءِ ضَیْفِی فَلاٰ تَفْضَحُونِ

وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ . حجر (15) 67 -\69

رذائل قوم لوط

1. ارتکاب پلیدی

39. استمرار ارتکاب پلیدیها، در میان قوم لوط:

وَ لُوطاً ... نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ تَعْمَلُ الْخَبٰائِثَ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فٰاسِقِینَ .

انبیاء (21) 74

2. اسرافگری

40. قوم لوط، مردمی اسرافکار:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ .... بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ . اعراف (7) 80 و 81

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِینٍ

مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُسْرِفِینَ . ذاریات (51) 32 -\34

41. قوم لوط به دلیل ارتکاب لواط، مردمی متجاوز و اسرافگر:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسٰاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ .

اعراف (7) 80 و 81

3. بی‌تقوایی

42. قوم لوط، مردمی بی‌تقوا:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ .

شعراء (26) 161

4 . بی‌حیایی

43. قوم لوط، مردمانی بی‌شرم و حیا (به دلیل ارتکاب علنی لواط):

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ . نمل (27) 54

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ ... وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ ... (1)

عنکبوت (29) 28 و 29

44. ضرطه‌های قوم لوط در مجالس بدون شرم و حیا:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ .... وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ ... (2)عنکبوت (29) 28 و 29

5. بی‌غیرتی

45. نبود حتّی یک انسان غیور، در قوم لوط:

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ


1) 1) .«نادی»به معنای مجلسی است که در آن جمع می‌شوندو آنان منکرات را در مجالس خود علنی انجام می‌دادند. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 439)

2) 2) . بنا بر احتمالی مراد از«تأتون فی نادیٰکم المنکر»تضارط قوم لوط (ردّ و بدل کردن ضرطه) در مجالس خود بدون شرم و حیا است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 440؛ روح‌المعانی، ج 11، جزء 20، ص 228)

ذَرْعاً وَ قٰالَ هٰذٰا یَوْمٌ عَصِیبٌ

وَ جٰاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کٰانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئٰاتِ قٰالَ یٰا قَوْمِ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ. هود (11) 77 و 78

46. رنجش لوط علیه السلام از نبودن حتی یک انسان غیور در میان قومش:

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قٰالَ هٰذٰا یَوْمٌ عَصِیبٌ

وَ جٰاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کٰانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئٰاتِ قٰالَ یٰا قَوْمِ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ. هود (11) 77 و 78

6 . پرتاب سنگریزه در مجالس

47. پرتاب سنگریزه در مجالس، از جمله رذایل قوم لوط:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ .... وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ ... (1)عنکبوت (29) 28 و 29

7. تجاوزگری

48. تجاوزگری و خروج از قانون فطری ازدواج، از ویژگیهای قوم لوط:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ ... أَ تَأْتُونَ الذُّکْرٰانَ مِنَ الْعٰالَمِینَ وَ تَذَرُونَ مٰا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عٰادُونَ .

شعراء (26) 161 و 165 و 166

لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ .... عنکبوت (29) 28 و 29

8. تعرّض به مهمان

49. نگرانی لوط علیه السلام از تعرّض قومش به میهمانان:

وَ جٰاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کٰانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئٰاتِ قٰالَ یٰا قَوْمِ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ. هود (11) 78

وَ لَمّٰا أَنْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قٰالُوا لاٰ تَخَفْ وَ لاٰ تَحْزَنْ إِنّٰا مُنَجُّوکَ وَ أَهْلَکَ إِلاَّ امْرَأَتَکَ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ .

عنکبوت (29) 33

50. قوم لوط، خواهان تسلیم میهمانان لوط، جهت تعرّض به آنان:

فَلَمّٰا جٰاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ

قٰالَ إِنَّ هٰؤُلاٰءِ ضَیْفِی فَلاٰ تَفْضَحُونِ

قٰالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَکَ عَنِ الْعٰالَمِینَ . حجر (15) 61 و 68 و 70

وَ لَقَدْ رٰاوَدُوهُ عَنْ ضَیْفِهِ ... (2)قمر (54) 37

51. آرزوی لوط علیه السلام به داشتن نیرویی برای مقابله با هجوم قومش و دفاع از میهمانان خویش، در برابر تعرّض آنان:

وَ جٰاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ ... قٰالَ یٰا قَوْمِ ... وَ لاٰ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی ... قٰالَ لَوْ أَنَّ لِی بِکُمْ قُوَّةً .... هود (11) 78 و 80

9. تهدید به لوط

52. تهدید شدن لوط علیه السلام از سوی قوم خود، به اخراج و تبعید، در صورت دست برنداشتن از تبلیغ:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ


1) 1) . از جمله منکرات قوم لوط، پرتاب سنگ‌ریزه به همدیگر در مجالس بوده است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 439)

2) 2) . جملۀ«و لقد راودوه عن ضیفه»به این معنا است که از او خواستند میهمانانش را به آنان تسلیم کند (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 291) و درخواست آنها جهت تعرض به آنان بوده است. (تفسیر شبّر، ص 530)

رَسُولٌ أَمِینٌ

وَ تَذَرُونَ مٰا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عٰادُونَ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا لُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ .

شعراء (26) 161 و 162 و 166 و 167

10. جدال باطل

53. روی آوردن قوم لوط، به جدال باطل نسبت به انذار لوط علیه السلام :

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ ... وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنٰا فَتَمٰارَوْا بِالنُّذُرِ. (1)قمر (54) 33 و 36

11. جهل

54. قوم لوط، مردمی جاهل:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ .... أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ .

نمل (27) 54 و 55

55. جهل قوم لوط، عامل خروج از قانون فطری ازدواج با زن:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسٰاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ . (2)

نمل (27) 54 و 55

12. راهزنی

56. بستن راهها بر مسافران و غارت اموال آنان، از سوی قوم لوط:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ ... (3)عنکبوت (29) 28 و 29

13. سرمستی

57. قوم لوط، قومی سرمست:

لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ .

حجر (15) 72

14. شرک

58. قوم لوط، مردمی مشرک:

وَ جٰاءَ ... اَلْمُؤْتَفِکٰاتُ بِالْخٰاطِئَةِ . (4)حاقّه (69) 9

15. ظلم

59. قوم لوط، از ظالمان:

... وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهٰا حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ وَ مٰا هِیَ مِنَ الظّٰالِمِینَ بِبَعِیدٍ.

هود (11) 82 و 83

60. آلودگی قوم لوط به همجنس‌بازی (لواط)، موجب ورود آنان در زمرۀ ستمکاران و درپی‌دارندۀ عذاب الهی:

قٰالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا لَنٰا فِی بَنٰاتِکَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ مٰا نُرِیدُ ... وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهٰا حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ وَ مٰا هِیَ مِنَ الظّٰالِمِینَ بِبَعِیدٍ. هود (11) 79 و 82 و 83

16. غفلت

61. غفلت و سرگردانی قوم لوط از رذائل آنان:

لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ . (5)

حجر (15) 72

62. غفلت، سرمستی و تحیّر در آن از سوی قوم لوط، درپی‌دارندۀ عذاب آنان:

لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ


1) 1) .«فتماروا بالنُّذُر»به معنای مقابله با انذار بر وجه جدال باطل است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 291)

2) 2) . جملۀ«بل أنتم قوم تجهلون»بدین معنا است که شما درجهل دائمی هستید و سرزنش و انکار شما هیچ فایده‌ای ندارد، زیرا شما از کردار زشت خود دست برنمی‌دارید. (المیزان، ج 15 ص 376)

3) 3) . بنا بر احتمالی که مراد از«قطع سبیل»در آیه، راهزنی باشد. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 440؛ روح‌المعانی، ج 11، جزء 20، ص 228)

4) 4) . مراد از خطاکاری، شرک و کفر آنان است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 517؛ التفسیر المنیر، ج 29، ص 85)

5) 5) . مقصود از«فی سکرتهم یعمهون»یعنی در غفلت‌شان‌سرگردان بودند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 526)

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُشْرِقِینَ . حجر (15) 72 و 73

17. فسادگری

اشاره
63. قوم لوط، مردمی مفسد:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 28 و 30

64. درخواست استمداد و یاری لوط علیه السلام از خداوند، علیه مردم مفسد:

وَ لُوطاً ... قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 28 و 30

آثار فسادگری قوم لوط
1. سرزنش
65. سرزنش لوط علیه السلام به قوم مفسدش، به سبب عمل فسادانگیز لواط:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ .

عنکبوت (29) 28 - 30

2. عذاب
66. شیوع عمل فسادانگیز لواط، عاملی برای عذاب الهی:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ . (1)

عنکبوت (29) 28 - 30

3. ظلم
67. عمل افسادانگیز قوم لوط، موجب ظلم آنان:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ إِنَّ أَهْلَهٰا کٰانُوا ظٰالِمِینَ .

عنکبوت (29) 28 - 31

زمینه‌های فسادگری قوم لوط
68. عمل فسادانگیز قوم لوط، نشئت گرفته از فسق آنان:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ

إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . عنکبوت (29) 28 - 30 و 34

کیفر فسادگری قوم لوط
69. اعمال فسادانگیز قوم لوط، درپی‌دارندۀ عذابی آسمانی و هلاکت‌بار:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا


1) 1) . وعدۀ عذاب از سوی پیامبری به قومی، به سبب اعمال‌زشت، بیانگر آن است که انجام‌دهندگان آن اعمال، مستحقّ عذابند

سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ إِنَّ أَهْلَهٰا کٰانُوا ظٰالِمِینَ .

عنکبوت (29) 28 - 31

70. زلزله، عذاب نازل شده بر قوم مفسد لوط:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ

إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . (1)عنکبوت (29) 28 - 30 و 34

موارد فسادگری قوم لوط
1. راهزنی
71. راهزنی قوم قوط از نمودهای فساد آنان در جامعه:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ .

عنکبوت (29) 28 - 30

2. گناه
72. ارتکاب علنی گناه و منکر از موارد فساد قوم لوط :

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ .

عنکبوت (29) 28 - 30

3. لوط
73. عمل لوط یکی از نمودهای فساد قوم لوط در جامعه:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ .

عنکبوت (29) 28 - 30

18. فسق

74. قوم لوط، مردمی همواره فاسق:

وَ لَمّٰا أَنْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً ... إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . عنکبوت (29) 33 و 34

75. قوم لوط دارای پیشینۀ فسق:

وَ لُوطاً ... وَ نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ تَعْمَلُ الْخَبٰائِثَ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فٰاسِقِینَ .

انبیاء (21) 74


1) 1) .«رجز»در لغت به معنای«اضطراب»است. مراد از آن در آیۀ شریفه،«زلزله»است. (مفردات، ص 341،«رجز»)

76. پیشینۀ قوم لوط در فسق و انحراف، زمینه‌ساز روآوردن آنان به کردار پلید:

وَ لُوطاً ... نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ تَعْمَلُ الْخَبٰائِثَ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فٰاسِقِینَ .

انبیاء (21) 74

19. کبوتربازی

77. کبوتربازی، از منکرات قول لوط:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ . (1)

عنکبوت (29) 28 و 29

20. گستاخی

78. گستاخی قوم لوط، نسبت به پیامبر خویش:

قٰالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَکَ عَنِ الْعٰالَمِینَ . حجر (15) 70

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قٰالَ هٰذٰا یَوْمٌ عَصِیبٌ

وَ جٰاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کٰانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئٰاتِ قٰالَ یٰا قَوْمِ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ

قٰالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا لَنٰا فِی بَنٰاتِکَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ مٰا نُرِیدُ. هود (11) 77 -\79

21. گناه

79. قوم لوط، مردمی مجرم و گناهکار:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ مَطَراً فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُجْرِمِینَ .

اعراف (7) 80 و 84

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

إِلاّٰ آلَ لُوطٍ إِنّٰا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِینَ . حجر (15) 58 و 59

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ . (2)

ذاریات (51) 32

وَ جٰاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتُ بِالْخٰاطِئَةِ . (3)حاقّه (69) 9

22. لجاجت

80. لجاجت قوم لوط، در برابر نصیحتهای وی:

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا لُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ . شعراء (26) 167

23. لواط

81. گرایش قوم لوط به همجنس‌بازی، به جای گرایش به زنان:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسٰاءِ .... نمل (27) 54 و 55

82. قوم لوط، اوّلین قوم، در ارتکاب لواط:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسٰاءِ ....

اعراف (7) 80 و 81

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ .

عنکبوت (29) 28


1) 1) . از جمله منکرات قوم لوط، کبوتربازی بوده است.(البرهان، ج 4، ص 314، ح 6)

2) 2) . مقصود از«قوم مجرمین»قوم لوط است. (المیزان،ج 18، ص 379)

3) 3) .«مؤتفکات»شهر قوم لوط را گویند. (الکشاف، ج 4، ص 600)

83. خوشحالی قوم لوط، از ارتکاب لواط:

وَ جٰاءَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ یَسْتَبْشِرُونَ . (1)حجر (15) 67

84. لواط، عملی فراگیر و شایع در میان قوم لوط:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسٰاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ . اعراف (7) 80 و 81

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قٰالَ هٰذٰا یَوْمٌ عَصِیبٌ

وَ جٰاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کٰانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئٰاتِ قٰالَ یٰا قَوْمِ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ. هود (11) 77 و 78

وَ جٰاءَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ یَسْتَبْشِرُونَ . حجر (15) 67

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

أَ تَأْتُونَ الذُّکْرٰانَ مِنَ الْعٰالَمِینَ . شعراء (26) 161 و 165

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسٰاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ .

نمل (27) 54 و 55

85. قوم لوط، فاقد هرگونه دلیل برای توجیه ارتکاب لواط:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسٰاءِ ... وَ مٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْیَتِکُمْ ....

اعراف (7) 80 -\82

86. قوم لوط، مرتکب فحشا (لواط) به گونه‌ای آشکار و در برابر دیدگان یکدیگر:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ . (2)نمل (27) 54

لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ .

عنکبوت (29) 28 و 29

24. منکرات

87. رواج ارتکاب منکرات و امور ناپسند در مجالس و باشگاه‌های قوم لوط:

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ . (3)

عنکبوت (29) 29

سرزمین قوم لوط

88. سرزمین قوم لوط، در فاصله‌ای نه چندان دور از مکه:

... وَ مٰا هِیَ مِنَ الظّٰالِمِینَ بِبَعِیدٍ. (4)هود (11) 83


1) 1) . خوشحالی آنان به سبب طمع در رسیدن به گناه و فجور بود. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 526)

2) 2) . بنا بر احتمالی مراد از«تبصرون»در برابر چشمان همدیگر است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 356؛ روح‌المعانی، ج 11، جزء 19، ص 322)

3) 3) . از امام صادق علیه السلام نقل شد که فرمود مقصود از منکر بازی‌با سنگریزه و دست زدن و کبوتر بازی و بازی با پرندگان و خروس جنگی و سگ بازی و ضرطه دادن و پوشیدن لباسهای زرد رنگ است. (البرهان، ج 4، ص 314)

4) 4) . احتمالاً معنای جملۀ«و ما هی من الظّالمین ببعید»این باشد که این قریه‌های نابود شده [قوم لوط] از ستمگران قوم تو [پیامبراکرم صلی الله علیه و آله ] دور نیست، زیرا بر سر راه آنان از مکّه به شام است. (المیزان، ج 10، ص 344؛ الکشاف، ج 2، ص 416)

فَجَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ

وَ إِنَّهٰا لَبِسَبِیلٍ مُقِیمٍ .

حجر (15) 74 و 76

وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَی الْقَرْیَةِ الَّتِی أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ .... فرقان (25) 40

وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ نَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ

إِلاّٰ عَجُوزاً فِی الْغٰابِرِینَ

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ

وَ إِنَّکُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیْهِمْ مُصْبِحِینَ

وَ بِاللَّیْلِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . صافّات (37) 133 -\138

89. دیار نابود شدۀ قوم لوط در صدر اسلام، در مسیر رفت و آمد شبانه روزی کاروانها به شام:

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ

وَ إِنَّکُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیْهِمْ مُصْبِحِینَ

وَ بِاللَّیْلِ ... (1)صافّات (37) 136 -\138

90.سرزمین قوم لوط، نزدیک سرزمین قوم ابراهیم:

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ ... (2)عنکبوت (29) 31

91. زندگی قوم لوط، در شهرهای گوناگون:

وَ جٰاءَ ... اَلْمُؤْتَفِکٰاتُ بِالْخٰاطِئَةِ . (3)حاقّه (69) 9

92. زیر و رو شدن سرزمین قوم لوط، به ارادۀ خداوند:

فَلَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا جَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهٰا حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ. هود (11) 82

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُشْرِقِینَ

فَجَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ .

حجر (15) 73 و 74

وَ أَنَّهُ أَهْلَکَ عٰاداً الْأُولیٰ

وَ الْمُؤْتَفِکَةَ أَهْویٰ . (4)

نجم (53) 50 و 53

سرزنش قوم لوط

93. سرزنش قوم لوط از سوی لوط علیه السلام ، به سبب ارتکاب فحشا:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ . اعراف (7) 80

94. قوم لوط، مورد سرزنش لوط، به علت بی‌تقوایی آنان:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ . (5)

شعراء (26) 161

95. قوم لوط، مورد سرزنش پیامبرشان به خاطر گرایش به لواط و ترک ازدواج با زنان:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ ... أَ تَأْتُونَ الذُّکْرٰانَ مِنَ الْعٰالَمِینَ وَ تَذَرُونَ مٰا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عٰادُونَ .

شعراء (26) 161 و 165 و 166

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسٰاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ .

نمل (27) 54 و 55

96. قوم لوط، مورد سرزنش لوط، به سبب کردار زشت، در حضور یکدیگر:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ


1) 1) . جملۀ«انّکم لتمرّون علیهم...»خطاب به مشرکان عرب است، یعنی شما در رفت و آمد به شام شبانه روز از دیار قوم لوط عبور می‌کنید. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 715؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج 11، جزء 23، ص 171)

2) 2) . لفظ اشارۀ«هذه»نشان‌دهندۀ نزدیکی سرزمین آنان به سرزمین قوم ابراهیم بوده است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 442؛ المیزان، ج 16، ص 124)

3) 3) . مطلب یاد شده، از جمع آمدن«المؤتفکات»به دست می‌آید

4) 4) .«مؤتفکه»به معنای زیر و رو شدن، است و مقصود از آن‌سرزمین قوم لوط است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 275 و 277؛ الکشاف، ج 4، ص 429)

5) 5) . استفهام در آیه، برای توبیخ و سرزنش است. (المیزان،ج 15 ص 295)

وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ . (1)نمل (27) 54

لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ .... عنکبوت (29) 28 و 29

سرگردانی قوم لوط

97. قوم لوط، سرگردان در غفلت خود:

لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ . (2)

حجر (15) 72

98. سوگند خداوند به جان پیامبر صلی الله علیه و آله ، مبنی بر حتمیّت سرگردانی قوم لوط، در مستی خود:

لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ . (3)

حجر (15) 72

شبهه‌افکنی قوم لوط

99. شبهه‌افکنی و القای شک نسبت به انذارهای لوط علیه السلام ، از سوی قومش:

وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنٰا فَتَمٰارَوْا بِالنُّذُرِ. (4)

قمر (54) 36

شفاعت از قوم لوط

100. شفاعت ابراهیم علیه السلام از قوم لوط، در حضور فرشتگان مأمور به عذاب قوم لوط:

فَلَمّٰا ذَهَبَ عَنْ إِبْرٰاهِیمَ الرَّوْعُ وَ جٰاءَتْهُ الْبُشْریٰ یُجٰادِلُنٰا فِی قَوْمِ لُوطٍ. (5)هود (11) 74

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ إِنَّ أَهْلَهٰا کٰانُوا ظٰالِمِینَ

قٰالَ إِنَّ فِیهٰا لُوطاً قٰالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِیهٰا لَنُنَجِّیَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ . عنکبوت (29) 31 و 32

101. بردباری ابراهیم علیه السلام و تأسفش بر مشکلات مردم و اعتقاد راسخش به خداوند، برانگیزندۀ او به شفاعت، دربارۀ قوم لوط:

فَلَمّٰا ذَهَبَ عَنْ إِبْرٰاهِیمَ الرَّوْعُ وَ جٰاءَتْهُ الْبُشْریٰ یُجٰادِلُنٰا فِی قَوْمِ لُوطٍ

إِنَّ إِبْرٰاهِیمَ لَحَلِیمٌ أَوّٰاهٌ مُنِیبٌ . (6)هود (11) 74 و 75

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ إِنَّ أَهْلَهٰا کٰانُوا ظٰالِمِینَ

قٰالَ إِنَّ فِیهٰا لُوطاً قٰالُوا نَحْنُ


1) 1) . بنا بر احتمالی مراد از«تبصرون»این است که در حالی که همدیگر را می‌دیدند، مرتکب لواط می‌شدند. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 356؛ روح‌المعانی، ج 11، جزء 19، ص 322)

2) 2) . مقصود از«انّهم لفی سکرتم یعمهون»این است که آنان‌در غفلت خود سرگردان و مردّد بودند لذا راه هدایت را نیافتند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 526)

3) 3) . خطاب در«لعمرک»به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله است.(روح‌المعانی، ج 8 ، جزء 14، ص 107؛ المیزان، ج 12، ص 184)

4) 4) .«تماری»به معنای اصرار بر جدال و القای شک است.(المیزان، ج 19، ص 81 ؛ لسان‌العرب، ج 13، ص 90 -\91،«مرا»)

5) 5) . مراد از«یجادلنا فی قوم لوط»این است که ابراهیم علیه السلام ، دربارۀ قوم لوط، شروع به مجادله با ملائکه کرد تا عذاب را از آنان برگرداند. (الکشاف، ج 2، ص 412؛ المیزان، ج 10، ص 326)

6) 6) . جملۀ«لحلیم أوّاه منیب»اشاره به مجادلۀ حضرت ابراهیم علیه السلام دارد. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 275؛ الکشاف، ج 2، ص 412) ابراهیم علیه السلام شروع به مجادله با ملائکه دربارۀ قوم لوط کرد تا عذاب را از آنان برگرداند. (المیزان، ج 10، ص 326؛ الکشاف، ج 2، ص 412)

أَعْلَمُ بِمَنْ فِیهٰا لَنُنَجِّیَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ . (1)عنکبوت (29) 31 و 32

102. وجود لوط علیه السلام در میان قومش، انگیزۀ شفاعت ابراهیم علیه السلام از آن قوم نزد فرشتگان عذاب:

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ إِنَّ أَهْلَهٰا کٰانُوا ظٰالِمِینَ

قٰالَ إِنَّ فِیهٰا لُوطاً قٰالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِیهٰا لَنُنَجِّیَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ . عنکبوت (29) 31 و 32

103. ردّ شفاعت ابراهیم علیه السلام دربارۀ قوم لوط:

... یُجٰادِلُنٰا فِی قَوْمِ لُوطٍ یٰا إِبْرٰاهِیمُ أَعْرِضْ عَنْ هٰذٰا إِنَّهُ قَدْ جٰاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَ إِنَّهُمْ آتِیهِمْ عَذٰابٌ غَیْرُ مَرْدُودٍ. هود (11) 74 و 76

104. قطعی و تغییرناپذیر بودن نزول عذاب بر قوم لوط، دلیل پذیرفته نشدن شفاعت ابراهیم علیه السلام دربارۀ آنان:

فَلَمّٰا ذَهَبَ عَنْ إِبْرٰاهِیمَ الرَّوْعُ وَ جٰاءَتْهُ الْبُشْریٰ یُجٰادِلُنٰا فِی قَوْمِ لُوطٍ

یٰا إِبْرٰاهِیمُ أَعْرِضْ عَنْ هٰذٰا إِنَّهُ قَدْ جٰاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَ إِنَّهُمْ آتِیهِمْ عَذٰابٌ غَیْرُ مَرْدُودٍ. هود (11) 74 و 76

شک قوم لوط

105. شک قوم لوط نسبت به هشدارهای حضرت لوط، دربارۀ نزول عذاب:

فَلَمّٰا جٰاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ

قٰالُوا بَلْ جِئْنٰاکَ بِمٰا کٰانُوا فِیهِ یَمْتَرُونَ . (2)

حجر (15) 61 و 63

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ

وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنٰا فَتَمٰارَوْا بِالنُّذُرِ. قمر (54) 33 و 36

شهوترانی قوم لوط

==> همین مدخل، رذایل قوم لوط، لواط

عبرت از قوم لوط

106. واژگونی شهرهای قوم لوط، فرجام و سرنوشتی قابل تأمّل و عبرت‌آموز:

فَهَلْ تَریٰ لَهُمْ مِنْ بٰاقِیَةٍ

وَ جٰاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتُ بِالْخٰاطِئَةِ . (3)حاقّه (69) 8 و 9

107. دعوت شعیب علیه السلام از قوم خویش، به عبرت‌گیری از سرنوشت و فرجام بد قوم لوط:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً ... وَ یٰا قَوْمِ لاٰ یَجْرِمَنَّکُمْ شِقٰاقِی أَنْ یُصِیبَکُمْ مِثْلُ مٰا أَصٰابَ قَوْمَ نُوحٍ ... وَ مٰا قَوْمُ لُوطٍ مِنْکُمْ بِبَعِیدٍ.

هود (11) 84 و 89

108. هشدار مؤمن آل‌فرعون به قوم خود، از دچار شدن به فرجام کیفر کردار بد قوم لوط، در صورت اقدام به قتل موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمٰانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً ... وَ قٰالَ الَّذِی آمَنَ یٰا قَوْمِ إِنِّی


1) 1) . از ظاهر سیاق آیه استفاده می‌شود که منظور از«انّ فیها لوطاً»این است که ابراهیم علیه السلام می‌خواست عذاب را از اهل قریه دفع کند. (المیزان، ج 16، ص 124)

2) 2) . مقصود از«بما کانوا فیه یمترون»عذابی است که وقتی[حضرت لوط علیه السلام ] هشدار می‌داد، تردید می‌کردند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 525؛ الکشاف، ج 2، ص 583)

3) 3) . مراد از«مؤتفکات»سرزمینهای قوم لوط است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 517؛ الکشاف، ج 4، ص 600)

أَخٰافُ عَلَیْکُمْ مِثْلَ یَوْمِ الْأَحْزٰابِ

مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ ... (1)

غافر (40) 28 و 30 و 31

109. نکوهش کافران، بر تعقل نکردن در فرجام هلاکت بار قوم لوط:

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ

وَ إِنَّکُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیْهِمْ مُصْبِحِینَ

وَ بِاللَّیْلِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ .

صافّات (37) 136 -\138

عذاب قوم لوط

اشاره

110. حضور فرشتگان به محضر ابراهیم علیه السلام قبل از ایفای مأموریّت خود در نابودی قوم لوط:

فَلَمّٰا رَأیٰ أَیْدِیَهُمْ لاٰ تَصِلُ إِلَیْهِ نَکِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِیفَةً قٰالُوا لاٰ تَخَفْ إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمِ لُوطٍ. هود (11) 70

فَلَمّٰا ذَهَبَ عَنْ إِبْرٰاهِیمَ الرَّوْعُ وَ جٰاءَتْهُ الْبُشْریٰ یُجٰادِلُنٰا فِی قَوْمِ لُوطٍ. هود (11) 74

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ إِنَّ أَهْلَهٰا کٰانُوا ظٰالِمِینَ . عنکبوت (29) 31

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ ضَیْفِ إِبْرٰاهِیمَ الْمُکْرَمِینَ

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِینٍ .

ذاریات (51) 24 و 32 و 33

111. عذاب و هلاکت قوم لوط، از سوی خداوند:

فَلَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا جَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهٰا حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ. هود (11) 82

فَنَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ

إِلاّٰ عَجُوزاً فِی الْغٰابِرِینَ

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ . (2)

شعراء (26) 170 -\172

112. هلاکت قوم لوط، نمودی از سنّت مستمرّ الهی در سرکوبی باطل:

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ

وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ مَطَراً فَسٰاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً ....

شعراء (26) 172 -\174

113. هلاکت قوم لوط نمودی از عزّت خداوند:

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ ....

شعراء (26) 172 و 175

114. فرستادگان خداوند، برای هلاکت قوم لوط، مباشر در عذاب آنان:

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ .... عنکبوت (29) 31

وَ لَمّٰا أَنْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قٰالُوا لاٰ تَخَفْ وَ لاٰ تَحْزَنْ إِنّٰا مُنَجُّوکَ وَ أَهْلَکَ إِلاَّ امْرَأَتَکَ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ

إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . عنکبوت (29) 33 و 34

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِینٍ . ذاریات (51) 32 و 33

115. آگاهی یافتن قوم لوط به هشدارهای لوط علیه السلام ، دربارۀ نزول عذاب بر آنان:

وَ لَقَدْ رٰاوَدُوهُ عَنْ ضَیْفِهِ فَطَمَسْنٰا أَعْیُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذٰابِی وَ نُذُرِ

فَذُوقُوا عَذٰابِی وَ نُذُرِ.

قمر (54) 37 و 39


1) 1) . مراد از«الّذین من بعدهم»[اقوامی] مانند قوم لوط‌است. (التفسیر المنیر، ج 24، ص 116)

2) 2) .«تدمیر»به معنای وارد کردن هلاکت بر چیزی است.(مفردات، ص 318،«دمر»)

116. عذاب و هلاکت قوم لوط، مأموریّت فرشتگان حاضر در پیشگاه ابراهیم علیه السلام :

وَ لَقَدْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ ... فَلَمّٰا رَأیٰ أَیْدِیَهُمْ لاٰ تَصِلُ إِلَیْهِ نَکِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِیفَةً قٰالُوا لاٰ تَخَفْ إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمِ لُوطٍ.

هود (11) 69 70

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ إِنَّ أَهْلَهٰا کٰانُوا ظٰالِمِینَ

قٰالَ إِنَّ فِیهٰا لُوطاً قٰالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِیهٰا لَنُنَجِّیَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ . عنکبوت (29) 31 و 32

117. هلاکت قوم لوط، با نزول عذاب بر آنان و زیر و رو کردن دیارشان به فرمان خداوند:

فَلَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا جَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهٰا حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ. هود (11) 82

ابلاغ عذاب قوم لوط

118. آگاه شدن حضرت ابراهیم علیه السلام از عذاب قوم لوط، پیش از نزول آن به وسیلۀ فرشتگان:

فَلَمّٰا ذَهَبَ عَنْ إِبْرٰاهِیمَ الرَّوْعُ وَ جٰاءَتْهُ الْبُشْریٰ یُجٰادِلُنٰا فِی قَوْمِ لُوطٍ

إِنَّ إِبْرٰاهِیمَ لَحَلِیمٌ أَوّٰاهٌ مُنِیبٌ

یٰا إِبْرٰاهِیمُ أَعْرِضْ عَنْ هٰذٰا إِنَّهُ قَدْ جٰاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَ إِنَّهُمْ آتِیهِمْ عَذٰابٌ غَیْرُ مَرْدُودٍ.

هود (11) 74 -\76

وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَیْفِ إِبْرٰاهِیمَ

قٰالَ فَمٰا خَطْبُکُمْ أَیُّهَا الْمُرْسَلُونَ

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

إِلاّٰ آلَ لُوطٍ إِنّٰا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِینَ

إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنٰا إِنَّهٰا لَمِنَ الْغٰابِرِینَ . حجر (15) 51 و 57 -\60

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ إِنَّ أَهْلَهٰا کٰانُوا ظٰالِمِینَ . عنکبوت (29) 31

قٰالَ فَمٰا خَطْبُکُمْ أَیُّهَا الْمُرْسَلُونَ

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِینٍ . ذاریات (51) 31 -\33

وَ لَمّٰا أَنْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً ... قٰالُوا ... إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ ... (1)عنکبوت (29) 33 و 34

119. ابلاغ فرا رسیدن زمان عذاب قوم لوط به لوط علیه السلام از سوی فرشتگان:

قٰالُوا یٰا لُوطُ إِنّٰا رُسُلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْکَ فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَ لاٰ یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَکَ إِنَّهُ مُصِیبُهٰا مٰا أَصٰابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ .... هود (11) 81

120. اعلام فرشتگان به لوط علیه السلام مبنی بر فرود آوردن عذابی از آسمان بر قوم لوط:

فَلَمّٰا جٰاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ

قٰالُوا بَلْ جِئْنٰاکَ بِمٰا کٰانُوا فِیهِ یَمْتَرُونَ . حجر (15) 61 و 63

انواع عذاب قوم لوط

1. بارش سنگ
121. بارش سنگ بر قوم لوط، هنگام عذاب آنان از سوی خداوند:

فَلَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا جَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهٰا حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ .... هود (11) 82

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُشْرِقِینَ

فَجَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ .

حجر (15) 73 و 74


1) 1) .«رجز»به معنای عذاب است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 442؛ روح‌المعانی، ج 11، جزء 20، ص 232)

وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَی الْقَرْیَةِ الَّتِی أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ .... فرقان (25) 40

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ

وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ مَطَراً فَسٰاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِینَ . شعراء (26) 172 و 173

وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ مَطَراً فَسٰاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِینَ .

نمل (27) 58

122. سنگهای فرو ریخته بر قوم لوط، سنگ گلهایی لایه لایه و متراکم:

فَلَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا جَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهٰا حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ. (1)هود (11) 82

123. بارش سنگهای نشانه‌دار در نزد خداوند بر قوم لوط:

... وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهٰا حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ .... هود (11) 82 و 83

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِینٍ

مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُسْرِفِینَ . ذاریات (51) 32 -\34

124. عذاب قوم لوط، به وسیلۀ سنگهایی از گل:

فَلَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا جَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهٰا حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ. هود (11) 82

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِینٍ . ذاریات (51) 32 و 33

125. سنگهای عذاب قوم لوط، در خزائن پروردگار و دور از دسترس دیگران:

... وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهٰا حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ وَ مٰا هِیَ مِنَ الظّٰالِمِینَ بِبَعِیدٍ. (2)هود (11) 82 و 83

126. فرستادگان الهی، مأمور فرو ریختن سنگ بر قوم لوط:

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِینٍ . ذاریات (51) 32 و 33

127. زیر و رو کردن دیار قوم لوط و بارش سنگ بر آنان، عذابی برخاسته از امر خداوند:

فَلَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا جَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهٰا حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ. هود (11) 82

128. پوشاندن سرزمین قوم لوط با بارش سنگ پس از زیر و رو شدن و پرتاب آن به زمین:

وَ الْمُؤْتَفِکَةَ أَهْویٰ

فَغَشّٰاهٰا مٰا غَشّٰی . (3)

نجم (53) 53 و 54

2. زلزله
129. زلزله، عذاب نازل شده بر قوم لوط:

وَ لَمّٰا أَنْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً ... إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ ... (4)

عنکبوت (29) 33 و 34

3. زیر و رو شدن
130. هلاکت قوم لوط، به وسیلۀ زیر و رو شدن سرزمین آنان:

فَلَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا جَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا ....

هود (11) 82


1) 1) .«سجیل»سنگ و گل آمیخته به هم است و آن فارسی معرّب (عربی شده) است (سنگ گل) (مفردات، ص 398،«سجل»)«منضود»یعنی بعضی بر بعضی چیده شدند تا سنگ شد. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 282)

2) 2) .«عند ربّک»یعنی در خزائن پروردگارت باشد که غیر از او کسی مالک آن نیست. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 282؛ روح‌المعانی، ج 7، جزء 12، ص 170)

3) 3) . مراد از«فغشّیٰها ما غشّیٰ»این است که آن را با عذاب[بارش سنگ] پوشاند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 277؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج 13، جزء 27، ص 155)

4) 4) .«رجز»به عذابی گفته می‌شود که همراه با تکان واضطراب باشد. (الکشاف، ج 3، ص 453)

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُشْرِقِینَ

فَجَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا .... حجر (15) 73 و 74

وَ الْمُؤْتَفِکَةَ أَهْویٰ . (1)نجم (53) 53

وَ جٰاءَ ... اَلْمُؤْتَفِکٰاتُ بِالْخٰاطِئَةِ . حاقّه (69) 9

4. صیحه
131. صیحه و صدای وحشتناک، از عذاب‌های وارد شده بر قوم لوط:

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُشْرِقِینَ . (2)حجر (15) 73

5. طوفان
132. مجازات قوم لوط، با طوفانی از شن و سنگریزه:

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ حٰاصِباً ... (3)قمر (54) 33 و 34

تأکید بر عذاب قوم لوط

133. تأکید خداوند به چشیدن عذاب، از سوی قوم لوط:

... فَذُوقُوا عَذٰابِی وَ نُذُرِ وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُکْرَةً عَذٰابٌ مُسْتَقِرٌّ فَذُوقُوا عَذٰابِی وَ نُذُرِ.

قمر (54) 37 -\39

134. تأکید فرشتگان در محضر حضرت ابراهیم علیه السلام ، مبنی بر تحقّق قطعی نزول عذاب بر قوم لوط:

... یُجٰادِلُنٰا فِی قَوْمِ لُوطٍ یٰا إِبْرٰاهِیمُ أَعْرِضْ عَنْ هٰذٰا إِنَّهُ قَدْ جٰاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَ إِنَّهُمْ آتِیهِمْ عَذٰابٌ غَیْرُ مَرْدُودٍ. هود (11) 74 و 76

فَلَمّٰا جٰاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ

قٰالُوا بَلْ جِئْنٰاکَ بِمٰا کٰانُوا فِیهِ یَمْتَرُونَ

وَ أَتَیْنٰاکَ بِالْحَقِّ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ . (4)حجر (15) 61 و 63 و 64

تعجیل در عذاب قوم لوط

135. تعجیل در عذاب قوم لوط، درخواست لوط علیه السلام از فرشتگان مأمور عذاب:

قٰالُوا یٰا لُوطُ إِنّٰا رُسُلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْکَ فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَ لاٰ یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَکَ إِنَّهُ مُصِیبُهٰا مٰا أَصٰابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ . (5)

هود (11) 81

حقّانیّت عذاب قوم لوط

136. عذاب قوم لوط، بر اساس حق:

فَلَمّٰا جٰاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ

قٰالَ إِنَّ هٰؤُلاٰءِ ضَیْفِی فَلاٰ تَفْضَحُونِ

وَ أَتَیْنٰاکَ بِالْحَقِّ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ . حجر (15) 61 و 63 و 64

زمینه‌های عذاب قوم لوط

1. ترک نهی از منکر
137. ترک نهی از منکر، زمینه‌ساز نزول عذاب و هلاکت قوم لوط:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنٰا مِنْهُمْ ... (6)هود (11) 116


1) 1) .«مؤتفکه»به معنای زیر و رو شدن و مقصود از آن سرزمین قوم لوط است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 275 و 277؛ الکشاف، ج 4، ص 429)

2) 2) . مقصود از«الصّیحة مشرقین»صدای وحشتناک در حال طلوع خورشید است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 527؛ الکشاف، ج 2، ص 586)

3) 3) .«حاصب»به معنای بادی است که سنگ و سنگریزه پرتاب می‌کند (با خود می‌آورد). (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 291؛ الکشاف، ج 4، ص 438)

4) 4) . مقصود از«آوردن حق»توسط فرشتگان، آوردن حکم قطعی عذاب قوم بود که برگشت‌ناپذیر بود. (الکشاف، ج 2، ص 583؛ المیزان، ج 12، ص 182)

5) 5) . جملۀ«انّ موعدهم الصّبح»را فرشتگان در جواب‌لوط علیه السلام گفته‌اند که خواستار تعجیل عذاب قومش بوده است. (الکشاف، ج 2، ص 416؛ المیزان، ج 10، ص 343)

6) 6) . به قرینۀ سیاق آیات مقصود از«قرون»اقوام هلاک شدۀ پیشین از جمله قوم لوط است

2. جرم
138. جرم و تبهکاری قوم لوط، زمینۀ نزول عذاب و هلاکت آنان:

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

إِلاّٰ آلَ لُوطٍ إِنّٰا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِینَ

إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنٰا إِنَّهٰا لَمِنَ الْغٰابِرِینَ . حجر (15) 58 -\60

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِینٍ . ذاریات (51) 32 و 33

3. سرمستی
139. سرمستی و غفلت قوم لوط، زمینه‌ساز عذاب آنان:

لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُشْرِقِینَ . حجر (15) 72 و 73

4. ظلم
140. ظلم قوم لوط، زمینه‌ساز نزول عذاب الهی بر آنان و موجب هلاکت‌شان:

وَ مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ...

وَ کَذٰلِکَ أَخْذُ رَبِّکَ إِذٰا أَخَذَ الْقُریٰ وَ هِیَ ظٰالِمَةٌ ... (1)هود (11) 101 و 102

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ إِنَّ أَهْلَهٰا کٰانُوا ظٰالِمِینَ

وَ لَمّٰا أَنْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قٰالُوا لاٰ تَخَفْ وَ لاٰ تَحْزَنْ إِنّٰا مُنَجُّوکَ وَ أَهْلَکَ إِلاَّ امْرَأَتَکَ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ

إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ .

عنکبوت (29) 31 و 33 و 34

5 . عصیان
141. عصیان و نافرمانی قوم لوط از فرستادۀ پروردگارشان، زمینۀ نزول عذاب الهی بر آنان:

وَ جٰاءَ ... وَ الْمُؤْتَفِکٰاتُ بِالْخٰاطِئَةِ فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رٰابِیَةً .

حاقّه (69) 9 و 10

6 . فساد
142. افساد قوم لوط، زمینۀ نزول عذاب الهی بر آنان:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنٰا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا أُتْرِفُوا فِیهِ وَ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . (2)هود (11) 116

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ .... عنکبوت (29) 30 و 31

نیز ==> همین مدخل، رذائل قوم لوط، فساد

7. فسق
143. فسق قوم لوط، زمینۀ نزول عذاب بر آنان:

وَ لَمّٰا أَنْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً ... إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . عنکبوت (29) 33 و 34

8 . گناه
144. افراط در گناه، زمینه‌ساز نزول عذاب بر قوم لوط:

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِینٍ

مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُسْرِفِینَ . ذاریات (51) 32 -\34


1) 1) . مقصود از«و کذلک أخذ ربک إذا أخذ القری...»این است که همانگونه که خداوند سبحان امّتهای ظالم [قوم نوح، هود، صالح و لوط و شعیب] را به گرفتاری سخت و شدیدی مبتلا ساخت، دیگر قریه‌های ظالم را هم گرفتار می‌کند. (المیزان، ج 11، ص 7)

2) 2) . به قرینۀ سیاق آیات مقصود از«قرون»اقوام هلاک شدۀ پیشین از جمله قوم لوط است

سختی عذاب قوم لوط

145. عذاب نازل شده بر قوم لوط، سخت و سهمگین:

فَلَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا جَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهٰا حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ. (1)هود (11) 82

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُشْرِقِینَ

فَجَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ .

حجر (15) 73 و 74

... وَ قَوْمُ لُوطٍ ... فَأَمْلَیْتُ لِلْکٰافِرِینَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ. حج (22) 43 و 44

فراگیری عذاب قوم لوط

146. عذاب قوم لوط، فراگیر نسبت به همۀ ساکنان شهر:

... قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ ... قٰالَ إِنَّ فِیهٰا لُوطاً قٰالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِیهٰا لَنُنَجِّیَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ .

عنکبوت (29) 31 و 32

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ حٰاصِباً إِلاّٰ آلَ لُوطٍ نَجَّیْنٰاهُمْ بِسَحَرٍ

وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُکْرَةً عَذٰابٌ مُسْتَقِرٌّ.

قمر (54) 34 و 38

إِذْ نَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ .

صافّات (37) 134 و 136

وَ الْمُؤْتَفِکَةَ أَهْویٰ

فَغَشّٰاهٰا مٰا غَشّٰی .

نجم (53) 53 و 54

کیفیّت عذاب قوم لوط

147. عذاب قوم لوط، غافلگیرانه و بدون آگاهی قبلی:

... فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَ لاٰ یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ .... هود (11) 81

فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبٰارَهُمْ وَ لاٰ یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ وَ امْضُوا حَیْثُ تُؤْمَرُونَ .

حجر (15) 65

نجات از عذاب قوم لوط

148. نجات لوط علیه السلام از شرّ قومش، از سوی خداوند:

وَ لُوطاً ... نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ تَعْمَلُ الْخَبٰائِثَ .... انبیاء (21) 74

149. استجابت دعای لوط علیه السلام مبنی بر نجات خود و کسانش از شرّ قوم زشتکارش از سوی پروردگار:

رَبِّ نَجِّنِی وَ أَهْلِی مِمّٰا یَعْمَلُونَ

فَنَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ

إِلاّٰ عَجُوزاً فِی الْغٰابِرِینَ .

شعراء (26) 169 -\171

150. خانوادۀ لوط بجز همسرش، نجات یافتگان قوم وی از عذاب:

قٰالُوا یٰا لُوطُ إِنّٰا رُسُلُ رَبِّکَ ... فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَ لاٰ یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَکَ إِنَّهُ مُصِیبُهٰا مٰا أَصٰابَهُمْ .... هود (11) 81

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ إِنَّ أَهْلَهٰا کٰانُوا ظٰالِمِینَ

قٰالَ إِنَّ فِیهٰا لُوطاً قٰالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِیهٰا لَنُنَجِّیَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ . عنکبوت (29) 31 و 32

إِذْ نَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ

إِلاّٰ عَجُوزاً فِی الْغٰابِرِینَ . صافّات (37) 134 و 135

وقت عذاب قوم لوط

151. وزش توفان شن بر قوم لوط، در نخستین ساعات:

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ حٰاصِباً إِلاّٰ آلَ لُوطٍ نَجَّیْنٰاهُمْ بِسَحَرٍ

وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُکْرَةً عَذٰابٌ مُسْتَقِرٌّ.

قمر (54) 33 و 34 و 38


1) 1) . معنای آیه این است که عذاب بزرگ و عظیم خود را به لوط وحی کردیم و آن قطع نسل آن قوم بود. (المیزان، ج 12، ص 184)

152. صبحگاه پس از روز ورود فرشتگان به سرزمین قوم لوط، زمان مقرّر شده برای نزول عذاب بر آن قوم:

قٰالُوا یٰا لُوطُ إِنّٰا رُسُلُ رَبِّکَ ... فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَ لاٰ یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَکَ إِنَّهُ مُصِیبُهٰا مٰا أَصٰابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ ....

هود (11) 81

علم قوم لوط

153. روی آوردن قوم لوط به کردار زشت، به رغم آگاهی‌شان از زشتی آن:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ . (1)نمل (27) 54

عمل قوم لوط

==> همین مدخل، تعجب از قوم لوط و رذایل قوم لوط، لواط

غفلت قوم لوط

==> همین مدخل، سرگردانی قوم لوط

فحشا در قوم لوط

==> همین مدخل، تعجب از قوم لوط، رذایل قوم لوط، لواط

فرجام قوم لوط

154. فرجام قوم لوط (عذاب و هلاک آنان)، دارای نشانه‌ای برای بیمناکان از عذاب آخرت:

وَ کَذٰلِکَ أَخْذُ رَبِّکَ إِذٰا أَخَذَ الْقُریٰ ... إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لِمَنْ خٰافَ عَذٰابَ الْآخِرَةِ ... (2)

هود (11) 102 و 103

155. تهدید ظالمان به دور نبودن از سرنوشت فرجام شوم قوم لوط، از آنان:

... وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهٰا حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ وَ مٰا هِیَ مِنَ الظّٰالِمِینَ بِبَعِیدٍ.

هود (11) 82 و 83

156. فرجام و هلاکت قوم زشت‌کردار لوط علیه السلام و نجات او با خانواده‌اش - به جز همسر - دارای آیتی بزرگ برای دیگران:

فَنَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ

إِلاّٰ عَجُوزاً فِی الْغٰابِرِینَ

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ

وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ مَطَراً فَسٰاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً .... شعراء (26) 170 -\174

157. فرجام و سرنوشت هلاکت‌بار قوم لوط، دارای آیاتی برای اندیشمندان عبرت‌پذیر:

فَجَعَلْنٰا عٰالِیَهٰا سٰافِلَهٰا وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ سِجِّیلٍ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ . (3)

حجر (15) 74 و 75

قطع تناسل در قوم لوط

158. قطع تناسل و زاد ولد، به وسیلۀ قوم لوط با رو آوردن به لواط:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ


1) 1) . بنابراینکه«تبصرون»به این معنا باشد:«و شما می‌دانید که آن فحشا است». (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 356؛ الکشاف، ج 3، ص 374)

2) 2) . به قرینۀ آیات پیشین مقصود از«قریٰ»شهرهای قوم‌لوط، قوم نوح و قوم صالح و... است

3) 3) .«متوسّم»نظرکنندۀ در علامت است و«متوسّمین»،اندیشه‌مندان عبرت‌پذیرند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 527 -\528؛ مفردات، ص 871 ،«وسم»)

وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ ... (1)عنکبوت (29) 28 و 29

قوم لوط و ابراهیم علیه السلام

159. اقامت ابراهیم علیه السلام در نزدیکی شهر قوم لوط، هنگام عذاب شدن آنان:

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ .... عنکبوت (29) 31

قوم لوط و لوط علیه السلام

160. خویشاوندی قوم لوط با لوط علیه السلام :

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ ... (2)شعراء (26) 161

161. ردّ پیشنهاد لوط علیه السلام مبنی بر ازدواج با دخترانش، از سوی قوم وی:

وَ جٰاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کٰانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئٰاتِ قٰالَ یٰا قَوْمِ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ ... قٰالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا لَنٰا فِی بَنٰاتِکَ مِنْ حَقٍّ .... هود (11) 78 و 79

162. اعلان بغض و تنفّر لوط علیه السلام از عمل قوم خویش، به رغم تهدید به خروج:

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا لُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ

قٰالَ إِنِّی لِعَمَلِکُمْ مِنَ الْقٰالِینَ . (3)

شعراء (26) 167 و 168

163. تصریح لوط علیه السلام به نداشتن چشمداشت مادّی از قومش، در برابر ادای رسالت خویش:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ ... إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ وَ مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ ....

شعراء (26) 161 و 162 و 164

164. تصمیم قوم لوط، مبنی بر اخراج و تبعید لوط علیه السلام و خانواده‌اش:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْیَتِکُمْ ....

نمل (27) 54 و 56

165. پاک‌زیستی لوط علیه السلام و پیروانش، موجب رنجش قوم وی و عاملی برای پیشنهاد اخراج ایشان از دیارشان:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... وَ مٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُنٰاسٌ یَتَطَهَّرُونَ . اعراف (7) 80 و 82

166. مبارزۀ لوط علیه السلام با فحشای قومش، موجب طرح پیشنهاد اخراج وی و پیروانش از دیارشان:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ ... وَ مٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُنٰاسٌ یَتَطَهَّرُونَ . اعراف (7) 80 و 82

167. دعا و التجای لوط علیه السلام به درگاه پروردگار، برای نجات خود و کسانش از پیامدهای عذاب سوء کردار قوم خود:

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا لُوطُ ... قٰالَ إِنِّی لِعَمَلِکُمْ مِنَ الْقٰالِینَ رَبِّ نَجِّنِی وَ أَهْلِی مِمّٰا یَعْمَلُونَ .

شعراء (26) 167 -\169

168. استمداد لوط علیه السلام از خداوند بر ضدّ قوم مفسدش:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی


1) 1) . از سیاق آیه استفاده می‌شود که مراد از«قطع سبیل»ترک راه تناسل [ایجاد نسل] است که همان ازدواج با زنان می‌باشد. (المیزان، ج 16، ص 123)

2) 2) . مقصود از برادری، برادری سببی است. (روح‌المعانی، ج 11، جزء 19، ص 172)

3) 3) .«قالین»از مادّۀ«قلی»به معنای بغض است.(مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 314؛ مفردات، ص 683 ،«قلی»)

اَلْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 28 و 30

169. اجابت دعای لوط علیه السلام در استمداد از خداوند بر قومش، با آمدن فرشتگان برای عذاب آنان:

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ .... عنکبوت (29) 30 و 31

170. اطمینان دادن فرشتگان به لوط علیه السلام مبنی بر نفی هرگونه خطر نسبت به وی از سوی قومش:

وَ لَمّٰا أَنْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قٰالُوا لاٰ تَخَفْ وَ لاٰ تَحْزَنْ إِنّٰا مُنَجُّوکَ وَ أَهْلَکَ إِلاَّ امْرَأَتَکَ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ .

عنکبوت (29) 33

171. اطمینان دادن فرشتگان به لوط علیه السلام ، مبنی بر عدم دسترسی قومش به وی در هجوم به خانه‌اش :

قٰالُوا یٰا لُوطُ إِنّٰا رُسُلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْکَ ....

هود (11) 81

172. ممنوع شدن لوط علیه السلام از پذیرش مهمان از سوی قومش:

قٰالَ إِنَّ هٰؤُلاٰءِ ضَیْفِی فَلاٰ تَفْضَحُونِ

قٰالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَکَ عَنِ الْعٰالَمِینَ . حجر (15) 68 و 70

قوم لوط و مسافران

173. قوم لوط، مانع سفر مسافران، به علت ارتکاب لواط با آنان:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ ... إِنَّکُمْ ... وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ ... (1)عنکبوت (29) 28 و 29

قوم لوط و مهمانان

==> همین مدخل، رذایل قوم لوط، تعرض به مهمان

قوم لوط و همسر لوط

174. همسر لوط، هم‌عقیده و همسو با قوم وی:

فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ إِلاّٰ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنٰاهٰا مِنَ الْغٰابِرِینَ .

نمل (27) 57

قٰالَ إِنَّ فِیهٰا لُوطاً قٰالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِیهٰا لَنُنَجِّیَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ

وَ لَمّٰا أَنْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قٰالُوا لاٰ تَخَفْ وَ لاٰ تَحْزَنْ إِنّٰا مُنَجُّوکَ وَ أَهْلَکَ إِلاَّ امْرَأَتَکَ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ .

عنکبوت (29) 32 و 33

إِلاّٰ عَجُوزاً فِی الْغٰابِرِینَ . صافّات (37) 135

نیز ==> لوط علیه السلام ، همسر لوط

کفر قوم لوط

==> همین مدخل، اکثریت قوم لوط

کوری قوم لوط

175. کور شدن چشمهای متجاوزان قوم لوط، پیش‌درآمد عذاب الهی برای آنان:

وَ لَقَدْ رٰاوَدُوهُ عَنْ ضَیْفِهِ فَطَمَسْنٰا أَعْیُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذٰابِی وَ نُذُرِ. قمر (54) 37

176. کوری چشم قوم لوط، با اشارۀ جبرئیل:

وَ لَقَدْ رٰاوَدُوهُ عَنْ ضَیْفِهِ فَطَمَسْنٰا أَعْیُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذٰابِی وَ نُذُرِ. (2)قمر (54) 37


1) 1) . بنا بر اینکه مقصود از«تقطعون السّبیل»منع مسافران از سفر، به علت ارتکاب عمل شنیع لواط باشد. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 440؛ روح‌المعانی، ج 11، جزء 20، ص 227)

2) 2) . از امام صادق علیه السلام روایت شده است: ...پس چون قوم لوط وارد خانۀ لوط علیه السلام شدند، جبرئیل با انگشت خود به سوی آنها نشانه گرفت که بر اثر آن، چشمهای‌شان کور شد و این سخن خداوند است:«فطمسنا أعینهم». (تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 184، ح 30)

لباس قوم لوط

177. پوشیدن لباس زرد در مجالس عمومی، از رسوم قوم لوط:

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ . (1)

عنکبوت (29) 29

مهلت به قوم لوط

178. مهلت خداوند به قوم لوط با تأخیر عقوبت آنان:

... وَ قَوْمُ لُوطٍ ... فَأَمْلَیْتُ لِلْکٰافِرِینَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ ... (2)حج (22) 43 و 44

مؤمنان قوم لوط

179. تنها یک خانوادۀ مؤمن (خانوادۀ لوط) در میان قوم لوط:

فَمٰا وَجَدْنٰا فِیهٰا غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ . (3)

ذاریات (51) 36

180. خارج گشتن مؤمنان قوم لوط به فرمان الهی از میان قوم آن حضرت، قبل از نزول عذاب:

قٰالُوا یٰا لُوطُ إِنّٰا رُسُلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْکَ فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَ لاٰ یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَکَ إِنَّهُ مُصِیبُهٰا مٰا أَصٰابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ .

هود (11) 81

إِلاّٰ آلَ لُوطٍ إِنّٰا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِینَ

إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنٰا إِنَّهٰا لَمِنَ الْغٰابِرِینَ . حجر (15) 59 و 60

فَنَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ

إِلاّٰ عَجُوزاً فِی الْغٰابِرِینَ . شعراء (26) 170 و 171

لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِینٍ

فَأَخْرَجْنٰا مَنْ کٰانَ فِیهٰا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . (4)ذاریات (51) 33 و 35

181. نجات یافتن مؤمنان قوم لوط به همراه لوط علیه السلام از عذاب الهی:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ . (5)اعراف (7) 80 و 83

لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجٰارَةً مِنْ طِینٍ

فَأَخْرَجْنٰا مَنْ کٰانَ فِیهٰا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . ذاریات (51) 33 و 35

نجات از قوم لوط

==> همین مدخل، عذاب قوم لوط، نجات از عذاب قوم لوط و مؤمنان قوم لوط


1) 1) . از امام صادق علیه السلام دربارۀ این سخن خدای متعال«وتأتون فی نادیٰکم المنکر»روایت شده که فرمود: مقصود از«منکر»پرتاب سنگریزه در مجالس و... و پوشیدن لباسهای معصفر [لباسهایی که با عصفر، به رنگ زرد درآمده] است. (البرهان، ج 4، ص 314، ح 6)

2) 2) .«فأملیت للکافرین»یعنی عقوبتشان را به تأخیر انداختم. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 140؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج 8 ، جزء 17، ص 284)

3) 3) . مراد از«بیت من المسلمین»لوط علیه السلام و دختران وی‌می‌باشند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 238)

4) 4) . جملۀ«فأخرجنا من کان فیها...»بیانِ مقدّمۀ هلاک کردن قوم لوط است. (المیزان، ج 18، ص 379)

5) 5) .«اهله»بنابر یک احتمال مؤمنان هستند. (الکشاف، ج 2، ص 126)

نسل قوم لوط

182. ریشه‌کن شدن نسل قوم لوط، با نزول عذاب الهی بر آنان:

وَ قَضَیْنٰا إِلَیْهِ ذٰلِکَ الْأَمْرَ أَنَّ دٰابِرَ هٰؤُلاٰءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِینَ . (1)حجر (15) 66

نفرت از قوم لوط

183. نفرت فرشتگان مأمور به عذاب قوم لوط، مانع از ذکر صریح نام آنان:

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

إِلاّٰ آلَ لُوطٍ إِنّٰا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِینَ . (2)حجر (15) 58 و 59

نفرین قوم لوط

184. نفرین لوط علیه السلام به قومش، با درخواست پیروزی خود بر آنان و شکست خوردن آنان:

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ . (3)

عنکبوت (29) 30

هدایت‌ناپذیری قوم لوط

185. ناامیدی لوط علیه السلام از هدایت‌پذیری قوم خویش:

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا لُوطُ ... قٰالَ إِنِّی لِعَمَلِکُمْ مِنَ الْقٰالِینَ رَبِّ نَجِّنِی وَ أَهْلِی مِمّٰا یَعْمَلُونَ .

شعراء (26) 167 -\169

هلاکت قوم لوط

==> همین مدخل، عذاب قوم لوط

قوم محمّد

==>قریش

قوم مریم

==>مریم(سلام‌اللّه‌علیها)

قوم موسی

==>بنی‌اسرائیل

قوم نوح

اشاره

قوم نوح، پس از حضرت آدم علیه السلام زندگی می‌کردند که با فقدان انسانهای صالح از بین‌شان، مجسّمه‌های آنان را بین خودشان نگهداری می‌کردند و کم کم به پرستش آنها روی آوردند. خداوند نوح علیه السلام را بر آنان مبعوث کرد. (4)قوم نوح بر اساس آیات قرآن، افرادی مشرک، (5)کافر، (6)و از همۀ اقوام گذشتۀ تاریخ ستمکارتر و طغیانگرتر بودند. (7)سرانجام این قوم


1) 1) . مراد از«مقطوع مصبحین»این است که به هنگام صبح دچار عذاب استیصال شدند به گونه‌ای که از آنان اثر و نسلی باقی نماند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 526؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج 7، جزء 14، ص 65)

2) 2) . ناشناخته آوردن و عدم ذکر نام قوم لوط از سوی فرشتگان، به علّت تنفّر از آن بوده است. (المیزان، ج 12، ص 182)

3) 3) . جملۀ«قال ربّ انصرنی...»درخواست پیروزی ودعایی از لوط بر ضدّ قومش است. (المیزان، ج 16، ص 124)

4) 4) . قصص الانبیا، ابن‌کثیر، ص 83 -\99؛ تاریخ طبری،ج 1، ص 114

5) 5) . نوح (71) 23

6) 6) . نوح (71) 26

7) 7) . نجم (53) 23

پس از فرو رفتن در گناهان با نفرین نوح علیه السلام غرق شدند. (1)در این مدخل از واژه‌های«نوح»و«قوم نوح» استفاده شده است.

اهمّ عناوین: افتراهای قوم نوح، دعوت از قوم نوح، عذاب قوم نوح و غرق قوم نوح.

آزادی در قوم نوح

1. فقدان آزادی اندیشۀ دینی، در میان قوم نوح:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ ... إِلَیْهِ مُرِیبٍ وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنٰا .... ابراهیم (14) 9 و 13

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ .

شعراء (26) 106 و 107 و 116

2. سلب شدن آزادی نوح علیه السلام از سوی قومش:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ .

شعراء (26) 106 و 107 و 116

آزادی قوم نوح

3. آزادی قوم نوح از جانب آن حضرت، در پذیرش دلیل و نبوّت وی:

قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی


1) 1) . نوح (71) 25 و 26

وَ آتٰانِی رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ أَ نُلْزِمُکُمُوهٰا وَ أَنْتُمْ لَهٰا کٰارِهُونَ . (1)هود (11) 28

اتمام‌حجّت بر قوم نوح

4. اتمام‌حجّت نوح علیه السلام ، بر قوم خود:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

أُبَلِّغُکُمْ رِسٰالاٰتِ رَبِّی وَ أَنْصَحُ لَکُمْ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ

أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ وَ لِتَتَّقُوا وَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ .

اعراف (7) 59 و 62 و 63

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ ... أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . توبه (9) 70

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکٰاءَکُمْ ثُمَّ لاٰ یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لاٰ تُنْظِرُونِ . یونس (10) 71

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ آتٰانِی رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ أَ نُلْزِمُکُمُوهٰا وَ أَنْتُمْ لَهٰا کٰارِهُونَ .

هود (11) 25 و 28

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ .... ابراهیم (14) 9

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ

قٰالَ وَ مٰا عِلْمِی بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

إِنْ حِسٰابُهُمْ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ

وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الْمُؤْمِنِینَ

إِنْ أَنَا إِلاّٰ نَذِیرٌ مُبِینٌ . شعراء (26) 106 -\115

5. ادامۀ بت‌پرستی قوم نوح، پس از اتمام‌حجّت بر آنان:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی قٰالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونٰا عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا فَأْتُونٰا بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنٰا ....

ابراهیم (14) 9 و 10 و 13

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ

قٰالَ وَ مٰا عِلْمِی بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

إِنْ حِسٰابُهُمْ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ

وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الْمُؤْمِنِینَ

إِنْ أَنَا إِلاّٰ نَذِیرٌ مُبِینٌ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ

قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ . شعراء (26) 106 -\117

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لاٰ سُوٰاعاً وَ لاٰ یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً

مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ ....

نوح (71)21 و 23 و 25

6. قوم حق‌ناپذیر نوح، در برابر اتمام‌حجّت آن حضرت، مستحقّ عذاب الهی:

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ ... أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . توبه (9) 70

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ آتٰانِی رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ أَ نُلْزِمُکُمُوهٰا وَ أَنْتُمْ لَهٰا کٰارِهُونَ وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ وَحْیِنٰا وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ . هود (11) 25 و 28 و 37

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنٰا فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظّٰالِمِینَ . ابراهیم (14) 9 و 13

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّ


1) 1) . ضمیر«ها»در«انلزمکموها»به بیّنه یا رحمت برمی‌گردد و مقصود از«رحمت»نعمت نبوّت است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 6 ، جزء 12، ص 51)

اَلْعٰالَمِینَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ

قٰالَ وَ مٰا عِلْمِی بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

إِنْ حِسٰابُهُمْ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ

وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الْمُؤْمِنِینَ

إِنْ أَنَا إِلاّٰ نَذِیرٌ مُبِینٌ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ

قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ

فَافْتَحْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِی وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ

فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ

ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ .

شعراء (26) 105 -\120

احتجاج‌های قوم نوح

7. احتجاج اشراف و کافران قوم نوح به برتر نبودن و امتیاز نداشتن وی و پیروانش، برای ردّ رسالت و دعوتش به توحید:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ ....

هود (11) 25 -\27

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ ....

مؤمنون (23) 23 و 24

8. بشر بودن نوح علیه السلام احتجاج قومش بر ضدّ او:

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا ... بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ . هود (11) 27

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . مؤمنون (23) 23 و 24

9. احتجاج اشراف قوم نوح، برای ردّ حقّانیّت رسالت وی، به پیروی طبقۀ پست از آن حضرت:

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ .... هود (11) 27

10. استدلال اشراف قوم نوح به بی‌سابقه بودن دعوت نوح علیه السلام و عدم نزول فرشته، برای اعلان پیام وحی، جهت ردّ دعوت آن حضرت:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . مؤمنون (23) 23 و 24

اذیّتهای قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، اذیت

ارتجاع قوم نوح

11. واپس‌گرایی و ارتجاع اشراف قوم نوح، در برابر هرگونه تحول و دگرگونی در وضع موجود:

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ

لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . مؤمنون (23) 24

12. ارتجاع و واپس‌گرایی، منشأ مخالفت قوم نوح با دعوت آن حضرت:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لاٰ یَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّٰهُ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ

قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی قٰالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونٰا عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا فَأْتُونٰا بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ . ابراهیم (14) 9 و 10

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . مؤمنون (23) 23 و 24

استبداد قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، استبداد

استکبار قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، استکبار

استهزاهای قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، استهزاء

اشراف قوم نوح

==> اشراف، اشراف قوم نوح

اضلال قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، اضلال

اطاعت قوم نوح

13. اطاعت و تبعیّت قوم نوح، از اشراف و سردمداران کفرپیشۀ خود:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً. نوح (71) 1 و 21

14. اطاعت‌کنندگان قوم نوح از آن حضرت و ایمان‌آورندگان به وی، از توده‌های مردم و از طبقات غیر مرفّه جامعه:

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ... وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ ....

هود (11) 27

15. اطاعت‌کنندگان از نوح علیه السلام ، مردمی فرومایه و ساده‌لوح، از دیدگاه اشراف کافر قوم آن حضرت:

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ... وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ ... (1)هود (11) 27

16. اطاعت و ایمان توده‌های مستضعف قوم نوح از آن حضرت، برخاسته از خوش‌باوری و عدم تفکّر، از دیدگاه اشراف آن قوم:

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ


1) 1) .«رذل»و«رذال»چیزی را می‌گویند که به سبب پست بودن مورد میل و رغبت نباشد. (مفردات، ص 351،«رذل»)

بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ . (1)هود (11) 27

اغواگری قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، اغواگری

افتراهای قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، افترا

اقلّیّت قوم نوح

17. ایمان تعداد بسیار اندکی از قوم نوح، به یکتایی خداوند و رسالت نوح علیه السلام :

وَ أُوحِیَ إِلیٰ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّٰ مَنْ قَدْ آمَنَ .... وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ .

هود (11) 36 و 40

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ ... وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ .

شعراء (26) 116 و 121

18. رهایی و نجات اقلّیّت مؤمن قوم نوح، از هلاکت و نابودی:

حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ .

هود (11) 40

فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ

ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 119 -\121

19. نجات اقلّیّت مؤمن قوم نوح، از حادثۀ توفان، پرتویی از مغفرت و رحمت الهی:

حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ

وَ قٰالَ ارْکَبُوا فِیهٰا بِسْمِ اللّٰهِ مَجْرٰاهٰا وَ مُرْسٰاهٰا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحِیمٌ . هود (11) 40 و 41

20. هلاکت اکثریّت کافر قوم نوح با غرق در آب، نمود عزت و رحمت خداوند بر اقلّیّت مؤمن آن قوم:

ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ . شعراء (26) 120 -\122

نیز ==> همین مدخل، نجات‌یافتگان قوم نوح

اکثریّت قوم نوح

21. کفر اکثریّت قوم نوح:

وَ أُوحِیَ إِلیٰ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّٰ مَنْ قَدْ آمَنَ .... وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ .

هود (11) 36 و 40

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ ... وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ .

شعراء (26) 105 و 120 و 121

22. نابودی اکثریّت کافر قوم نوح، با حادثۀ توفان:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً


1) 1) .«بادی»ممکن است به معنای ظاهر باشد.«بادی الرّأی»یعنی دید سطحی و اندیشۀ خالی از تفکّر که می‌تواند ظرف برای«اتّبعک»باشد. (الکشاف، ج 2، ص 388)

مِثْلَنٰا ... بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ . هود (11) 25 و 27 و 40

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ

فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ ... وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ .

شعراء (26) 105 و 117 و 119 و 121

23. منع شدن اکثریّت کفرپیشۀ قوم نوح، از سوار شدن بر کشتی آن حضرت:

حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ .

هود (11) 40

24. هلاکت اکثریت قوم نوح با غرق شدن در آب، سرنوشتی حتمی و قضای الهی برای آنان:

... وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ . هود (11) 37 و 40

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... فَأَخَذَهُمُ الطُّوفٰانُ وَ هُمْ ظٰالِمُونَ فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

عنکبوت (29) 14 و 40

نیز ==> همین مدخل، تهدید قوم نوح، عذاب قوم نوح و غرق قوم نوح

امتحان قوم نوح

25. خداوند، آزمایش‌کنندۀ قوم نوح با ارسال آن حضرت برای پند و موعظه به آنان:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ ... وَ إِنْ کُنّٰا لَمُبْتَلِینَ . (1)مؤمنون (23) 23 و 30

انتقام از قوم نوح

26. دعای نوح علیه السلام در پیشگاه خداوند، برای انتقام از قومش، در پی تکذیب و عصیان آنان:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِمٰا کَذَّبُونِ .

مؤمنون (23) 23 و 24 و 26

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ

فَدَعٰا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ. قمر (54) 9 و 10

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبّٰاراً

وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لاٰ سُوٰاعاً وَ لاٰ یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً

وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ لاٰ تَزِدِ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ ضَلاٰلاً

مِمّٰا


1) 1) .«لمبتلین»یعنی آنان - قوم نوح - را با ارسال نوح علیه السلام و پند و تذکّر به آنان امتحان می‌کنیم. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 167؛ الکشف و البیان، ثعلبی، ج 7، ص 46)

خَطِیئٰاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نٰاراً فَلَمْ یَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْصٰاراً

وَ قٰالَ نُوحٌ رَبِّ لاٰ تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکٰافِرِینَ دَیّٰاراً.

نوح (71) 21 -\26

27. اجابت دعای نوح علیه السلام به درگاه خداوند، برای انتقام از قوم حق‌ستیز خویش:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِمٰا کَذَّبُونِ

فَأَوْحَیْنٰا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ وَحْیِنٰا فَإِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ فَاسْلُکْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ .

مؤمنون (23) 23 و 26 و 27

فَدَعٰا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ

فَفَتَحْنٰا أَبْوٰابَ السَّمٰاءِ بِمٰاءٍ مُنْهَمِرٍ. قمر (54) 10 و 11

28. انتقام خداوند از قوم نوح، با ریزش بارانی شدید و سیل‌آسا از آسمان و جوشش چشمه‌های زمین:

فَدَعٰا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ

فَفَتَحْنٰا أَبْوٰابَ السَّمٰاءِ بِمٰاءٍ مُنْهَمِرٍ. قمر (54) 10 و 11

انذار قوم نوح

==> انذار، انذار قوم نوح

بت‌پرستی قوم نوح علیه السلام

29. قوم نوح، مردمی مشرک و بت‌پرست:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ .... اعراف (7) 59

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکٰاءَکُمْ ....

یونس (10) 71

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ .... هود (11) 25 و 26

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ...

قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ... قٰالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونٰا عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا ....

ابراهیم (14) 9 و 10

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ .... مؤمنون (23) 23

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ ...

وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لاٰ سُوٰاعاً وَ لاٰ یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً.

نوح (71) 1 و 23

بتهای قوم نوح

اشاره

30. تشویق قوم نوح، از سوی اشراف آنان و صاحبان زر و زور به حمایت از بتها:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لاٰ سُوٰاعاً وَ لاٰ یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً.

نوح (71) 1 و 21 و 23

31. بتها، عامل گمراهی و ضلالت بسیاری از قوم نوح:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ

خَسٰاراً

وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ لاٰ تَزِدِ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ ضَلاٰلاً. (1)نوح (71) 1 و 21 و 24

1. سواع

32. سواع، از بتهای قوم نوح ومورد حمایت اشراف آنان:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لاٰ سُوٰاعاً .... نوح (71) 1 و 21 و 23

2. نَسر

33. نسر، از بتهای قوم نوح:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا ... وَ نَسْراً. نوح (71) 1 و 21 و 23

3. ودّ

34. ودّ، از بتهای قوم نوح و مورد حمایت اشراف آنان:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا .... نوح (71) 1 و 21 و 23

4. یعوق

35. یعوق، از بتهای قوم نوح:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا ... وَ یَعُوقَ .... نوح (71) 1 و 21 و 23

5. یغوث

36. یغوث، از بتهای قوم نوح:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا ... وَ لاٰ یَغُوثَ .... نوح (71) 1 و 21 و 23

بی‌تقوایی قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، بی‌تقوایی

پیامبر قوم نوح

==> نوح علیه السلام

تاریخ قوم نوح

37. آگاهی نداشتن پیامبر صلی الله علیه و آله و مردم عصر بعثت به تاریخ قوم نوح، پیش از نزول قرآن:

قِیلَ یٰا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاٰمٍ مِنّٰا وَ بَرَکٰاتٍ عَلَیْکَ وَ عَلیٰ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَکَ ... تِلْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهٰا إِلَیْکَ مٰا کُنْتَ تَعْلَمُهٰا أَنْتَ وَ لاٰ قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا .... هود (11) 48 و 49

38. تشریح تاریخ قوم نوح برای پیامبر صلی الله علیه و آله از طریق وحی:

قِیلَ یٰا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاٰمٍ مِنّٰا وَ بَرَکٰاتٍ عَلَیْکَ وَ عَلیٰ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَکَ ... تِلْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ


1) 1) . به یک احتمال، ضمیر در«اضلّوا»به بتها برمی‌گردد، به این جهت که سبب گمراهی‌اند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 548؛ الکشف و البیان، ثعلبی، ج 10، ص 47)

نُوحِیهٰا إِلَیْکَ .... هود (11) 48 و 49

39. مأموریّت پیامبر صلی الله علیه و آله از جانب خداوند، برای بازگو کردن سرگذشت قوم نوح:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکٰاءَکُمْ ثُمَّ لاٰ یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لاٰ تُنْظِرُونِ . یونس (10) 71

40. لزوم بهره‌گیری از سرگذشت قوم نوح، برای راهنمایی و هدایت انسانها:

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ ... أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . توبه (9) 70

41. یادآوری سرگذشت و تاریخ قوم نوح و... از جانب موسی علیه السلام به مردم بنی‌اسرائیل:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ . (1)

ابراهیم (14) 9

42. داستان اقوامی چون قوم نوح و... از داستانهای مهم تاریخ بشری:

وَ یٰا قَوْمِ لاٰ یَجْرِمَنَّکُمْ شِقٰاقِی أَنْ یُصِیبَکُمْ مِثْلُ مٰا أَصٰابَ قَوْمَ نُوحٍ ... ذٰلِکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْقُریٰ نَقُصُّهُ عَلَیْکَ ... (2)هود (11) 89 و 100

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ . ابراهیم (14) 9

43. قوم نوح، پیش از عاد و ثمود:

وَ ثَمُودَ فَمٰا أَبْقیٰ

وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغیٰ

فَغَشّٰاهٰا مٰا غَشّٰی .

نجم (53) 51 و 52 و 54

44. تبیین تاریخ اقوام پیشین (عاد، ثمود، قوم نوح و...) در تورات، برای عبرت‌آموزی و پندگیری:

أَمْ لَمْ یُنَبَّأْ بِمٰا فِی صُحُفِ مُوسیٰ

وَ ثَمُودَ فَمٰا أَبْقیٰ

وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغیٰ

فَغَشّٰاهٰا مٰا غَشّٰی .

نجم (53) 36 و 51 و 52 و 54

45. آشنایی مردم عصر فرعون، از سرگذشت هلاکت بار قوم نوح و اقوام پس از آنان:

... قٰالَ فِرْعَوْنُ ... وَ قٰالَ الَّذِی آمَنَ ... مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ مَا اللّٰهُ یُرِیدُ ظُلْماً لِلْعِبٰادِ. غافر (40) 29 -\31

46. آگاهی مؤمن آل‌فرعون، از سرگذشت هلاکت بار قوم نوح:

وَ قٰالَ الَّذِی آمَنَ یٰا قَوْمِ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ مِثْلَ یَوْمِ الْأَحْزٰابِ

مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ ....

غافر (40) 30 و 31

47. سرگذشت قوم نوح، حاوی درسهای عبرت‌انگیز:

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ ... أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . توبه (9) 70

وَ قٰالَ الَّذِی آمَنَ یٰا قَوْمِ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ مِثْلَ


1) 1) . بنا بر قولی، آیه متصل به آیۀ گذشته و از سخنان‌موسی علیه السلام است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 469)

2) 2) .«نبأ»خبری را گویند که دارای فائدۀ عظیم باشد. (مفردات، ص 788،«نبأ»)

یَوْمِ الْأَحْزٰابِ

مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ ... وَ مَا اللّٰهُ یُرِیدُ ظُلْماً لِلْعِبٰادِ. غافر (40) 30 و 31

وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغیٰ

فَغَشّٰاهٰا مٰا غَشّٰی . نجم (53) 52 و 54

نیز ==> همین مدخل، فرجام قوم نوح

تبلیغات قوم نوح

48. تبلیغ سوء قوم نوح، علیه آن حضرت و برای دفاع از بت‌پرستی:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی ... وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبّٰاراً وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لاٰ سُوٰاعاً وَ لاٰ یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً.

نوح (71) 21 -\23

تبلیغ قوم نوح

==> نوح علیه السلام ، تبلیغ نوح علیه السلام و همین مدخل، دعوت از قوم نوح

تشبیه به قوم نوح

49. هشدار شعیب علیه السلام به قوم خویش، در گرفتار شدن به عذابی، همانند فرجام قوم نوح:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ ... وَ یٰا قَوْمِ لاٰ یَجْرِمَنَّکُمْ شِقٰاقِی أَنْ یُصِیبَکُمْ مِثْلُ مٰا أَصٰابَ قَوْمَ نُوحٍ .... هود (11) 84 و 89

50. هشدار مؤمن آل‌فرعون به قوم خویش، در گرفتار شدن به عذابی، همانند عذاب قوم نوح:

وَ قٰالَ الَّذِی آمَنَ یٰا قَوْمِ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ مِثْلَ یَوْمِ الْأَحْزٰابِ

مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ ... وَ مَا اللّٰهُ یُرِیدُ ظُلْماً لِلْعِبٰادِ. غافر (40) 30 و 31

تعجّب قوم نوح

51. ادّعای نبوّت از سوی نوح علیه السلام ، امر شگفت‌انگیز و باور نکردنی برای قوم آن حضرت:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ ... أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ وَ لِتَتَّقُوا وَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ .

اعراف (7) 59 و 63

تعصّب قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، تعصّب

تقلید قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، تقلید

تکبّر قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، تکبّر

تکذیبگری قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، تکذیبگری

تهدید قوم نوح

52. خداوند، تهدید کنندۀ ظالمان قوم نوح و اقوام ستمگر به هلاکت و نابودی:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ .... قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی قٰالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا .... وَ قٰالَ

اَلَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنٰا فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظّٰالِمِینَ . ابراهیم (14) 9 و 10 و 13

53. تهدید شدن قوم نوح به عذاب دردناک، از جانب آن حضرت، براساس مشیّت خداوند:

أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ أَلِیمٍ

قٰالُوا یٰا نُوحُ قَدْ جٰادَلْتَنٰا فَأَکْثَرْتَ جِدٰالَنٰا فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا یَأْتِیکُمْ بِهِ اللّٰهُ إِنْ شٰاءَ وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ . هود (11) 26 و 32 و 33

54. تهدید قوم نوح از جانب آن حضرت، به عذاب خوارکننده و هلاک‌کننده:

وَ أُوحِیَ إِلیٰ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّٰ مَنْ قَدْ آمَنَ ... فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذٰابٌ یُخْزِیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذٰابٌ مُقِیمٌ .

هود (11) 36 و 39

55. اشراف استهزاگر قوم نوح، مورد تهدید مقابله به مثل و عذاب ذلّت‌بار و دایمی:

وَ أُوحِیَ إِلیٰ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّٰ مَنْ قَدْ آمَنَ ... وَ یَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّمٰا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قٰالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنّٰا فَإِنّٰا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمٰا تَسْخَرُونَ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذٰابٌ یُخْزِیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذٰابٌ مُقِیمٌ . هود (11) 36 و 38 و 39

56. پایان دادن به بحث و مناظره و تحقّق تهدیدها، درخواست قوم نوح از وی:

قٰالُوا یٰا نُوحُ قَدْ جٰادَلْتَنٰا فَأَکْثَرْتَ جِدٰالَنٰا فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ . هود (11) 32

تهدیدهای قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، تهدید

تهمتهای قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، افترا

جدال قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، جدال

جهل قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، جهل

خسران قوم نوح

57. گرفتار شدن قوم نوح به زیان و خسران، بر اثر بهره‌مندی از مال:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً. نوح (71) 21

58. مال و سرمایه و دارایی دنیا، عامل افزایش خسران قوم نوح:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ ... وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ ... إِلاّٰ خَسٰاراً. نوح (71) 21

59. داشتن فرزند، عامل افزایش خسران قوم نوح:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ ... وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً. نوح (71) 21

خطر قوم نوح

60. نگرانی و احساس خطر نوح علیه السلام از گمراه شدن نسلهای آیندۀ جامعه، به وسیلۀ کافران حق‌ناپذیر:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ

مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبٰادَکَ وَ لاٰ یَلِدُوا إِلاّٰ فٰاجِراً کَفّٰاراً.

نوح (71) 21 و 27

درخواستهای قوم نوح

61. قوم نوح، درخواست‌کنندۀ آوردن معجزۀ آشکار، از سوی آن حضرت، برای اثبات رسالت خود:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ...

جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ ... إِلَیْهِ مُرِیبٍ قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی قٰالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونٰا عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا فَأْتُونٰا بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ .

ابراهیم (14) 9 و 10

62. درخواست قوم نوح از آن حضرت، برای آوردن عذاب موعود:

قٰالُوا یٰا نُوحُ ... فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ . هود (11) 32

63. درخواست قوم نوح از خداوند، برای شتاب در کیفر آنان، پیش از قیامت:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ ... وَ قٰالُوا رَبَّنٰا عَجِّلْ لَنٰا قِطَّنٰا قَبْلَ یَوْمِ الْحِسٰابِ . ص (38) 12 و 16

دعوت از قوم نوح

64. دعوت خداوند از قوم نوح، برای پرهیز از کفر و شرک:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لاٰ یَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّٰهُ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ

قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی قٰالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونٰا عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا فَأْتُونٰا بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ . (1)ابراهیم (14) 9 و 10

65. دعوت نوح علیه السلام از قوم خویش، برای استغفار به درگاه پروردگار آمرزنده:

فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کٰانَ غَفّٰاراً.

نوح (71) 10

66. دعوت نوح علیه السلام از قوم خویش به عبادت، تقوا و اطاعت از خود، در آشکار و پنهان:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِیعُونِ

ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهٰاراً

ثُمَّ إِنِّی أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرٰاراً.

نوح (71) 1 و 3 و 8 و 9

67. نوح علیه السلام ، دعوت‌کنندۀ قوم مشرک خود، به توحید در عبادت و اجتناب از شرک:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ .... اعراف (7) 59

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ .... هود (11) 25 و 26


1) 1) .«یدعوکم»حال از اسم جلاله است، یعنی خدا از شما دعوت می‌کند که دست از کفر بردارید تا خداوند نیز از گناه شرک شما بگذرد. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 7، جزء 13، ص 199)

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ .... مؤمنون (23) 23

شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مٰا وَصّٰی بِهِ نُوحاً ... أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لاٰ تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ مٰا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ .... شوری (42) 13

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ ...

أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ .... نوح (71) 1 و 3

68. دعوت دلسوزانۀ نوح علیه السلام از قومش، برای رعایت تقوا و پرهیز از گناه:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ .

مؤمنون (23) 23

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ .... شعراء (26) 106 و 108

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ ...

أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ .... نوح (71) 1 و 3

69. بیزاری و کراهت قوم نوح از دعوت آن حضرت، برای عبادت خدای یگانه:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ ... قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ آتٰانِی رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ أَ نُلْزِمُکُمُوهٰا وَ أَنْتُمْ لَهٰا کٰارِهُونَ . هود (11) 25 و 26 و 28

70. طرد مؤمنان تهیدست از جانب نوح علیه السلام ، پیش‌شرط قوم آن حضرت برای پذیرفتن دعوت وی، برای عبادت خدای یگانه:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ وَ یٰا قَوْمِ ... وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ .... هود (11) 25 -\27 و 29

71. انگشت به گوش کردن و جامه به سر کشیدن قوم نوح، در برابر دعوت آن حضرت به آمرزش الهی:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ إِنِّی کُلَّمٰا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیٰابَهُمْ .... نوح (71) 1 و 7

نیز ==> نوح علیه السلام ، تبلیغ نوح علیه السلام

ذلّت قوم نوح

72. گرفتار شدن قوم نوح، به عذاب خوارکننده در دنیا:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذٰابٌ یُخْزِیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذٰابٌ مُقِیمٌ . (1)

هود (11) 25 و 39

رذایل قوم نوح

1. اذیّت

73. اذیّت و آزار رساندن به نوح علیه السلام ، از جانب قوم کافر وی:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ ...


1) 1) . مقصود از«عذاب یخزیه»عذاب خوارکننده در دنیااست. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 241؛ الکشاف، ج 2، ص 393)

قٰالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ ... وَ مٰا لَنٰا أَلاّٰ نَتَوَکَّلَ عَلَی اللّٰهِ وَ قَدْ هَدٰانٰا سُبُلَنٰا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلیٰ مٰا آذَیْتُمُونٰا وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ .

ابراهیم (14) 9 و 11 و 12

2. استبداد

74. برخورد مستبدّانۀ قوم کافر نوح با وی:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنٰا فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظّٰالِمِینَ وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خٰابَ کُلُّ جَبّٰارٍ عَنِیدٍ. ابراهیم (14) 9 و 13 و 15

3. استکبار

75. استکبار قوم نوح، از پذیرش دعوت آن حضرت، برای عبادت خداوند و تقوا و اطاعت از خود:

قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِیعُونِ

وَ إِنِّی کُلَّمٰا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیٰابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبٰاراً.

نوح (71) 2 و 3 و 7

76. روحیّۀ استکباری قوم نوح، مانع استغفار آنان به درگاه خداوند:

وَ إِنِّی کُلَّمٰا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیٰابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبٰاراً

فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کٰانَ غَفّٰاراً. نوح (71) 7 و 10

4. استهزاء

77. استهزای نوح علیه السلام به وسیلۀ اشراف کافر قومش، هنگام ساختن کشتی:

وَ أُوحِیَ إِلیٰ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّٰ مَنْ قَدْ آمَنَ ... وَ یَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّمٰا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ .... هود (11) 36 و 38

78. خبر دادن نوح علیه السلام به استهزای اشراف قومش، همانند استهزاگری آنان نسبت به نوح علیه السلام :

وَ یَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّمٰا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قٰالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنّٰا فَإِنّٰا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمٰا تَسْخَرُونَ . هود (11) 38

79. استهزای نوح علیه السلام و ادلّۀ روشن وی، به وسیلۀ کافران قومش:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ ... (1)

ابراهیم (14) 9

5. اضلال

80. تلاش مستمرّ کافران قوم نوح، برای گمراه کردن بندگان خدا:

إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبٰادَکَ .... نوح (71) 27

81. تداوم حیات کافران گمراهگر قوم نوح، موجب گمراهی بندگان خدا:

إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبٰادَکَ وَ لاٰ یَلِدُوا إِلاّٰ فٰاجِراً کَفّٰاراً. نوح (71) 27


1) 1) . بهترین احتمال در معنای آیه این است که آیه، تمثیل‌برای حالت استهزا نسبت به پیامبران است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 7، جزء 13، ص 196)

6. افترا

اشاره
82. اتّهامها و نسبتهای ناروا به نوح علیه السلام از جانب قوم آن حضرت، برای بازداشته شدن وی از دعوت به توحید:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ. (1)قمر (54) 9

83. افترا بستن به نوح علیه السلام و نفی نبوّت وی، از سوی اشراف قومش:

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا ... وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ . هود (11) 27

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . مؤمنون (23) 23 و 24

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ. قمر (54) 9

84. افتراهای قوم نوح به آن حضرت، از مصادیق جرم و گناه آنان:

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ فَعَلَیَّ إِجْرٰامِی وَ أَنَا بَرِیءٌ مِمّٰا تُجْرِمُونَ . هود (11) 35

85. مبرّا بودن نوح علیه السلام از افتراهای ناروای قوم به وی:

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ فَعَلَیَّ إِجْرٰامِی وَ أَنَا بَرِیءٌ مِمّٰا تُجْرِمُونَ . هود (11) 35

موارد افترا
1. برتری‌جویی
86. برتری‌جویی و وسیله قرار دادن ادّعای رسالت، برای اعمال آن، از اتّهامات قوم نوح به آن حضرت:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ ....

مؤمنون (23) 23 و 24

2. جنون
87. نسبت ناروای جنون به نوح علیه السلام و آسیب‌دیدگی وی از جنّ، از افتراهای کافران قوم آن حضرت:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ... إِنْ هُوَ إِلاّٰ رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتّٰی حِینٍ . مؤمنون (23) 23 -\25

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ. قمر (54) 9

3. جهل
88. جاهل و نادان خواندن نوح علیه السلام از جانب قومش، افترایی بر آن حضرت:

وَ یَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّمٰا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قٰالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنّٰا فَإِنّٰا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمٰا تَسْخَرُونَ . (2)هود (11) 38

4. دروغگویی
89. دروغگو بودن نوح علیه السلام و پیروانش، از افتراهای اشراف قوم او:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا ... بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ . (3)

هود (11) 25 و 27


1) 1) .«ازدجر»با دشنام و نسبتهای زشت بازداشته شد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 284)

2) 2) .«ان تسخروا منّا»یعنی اگر ما را جاهل می‌دانید. (التفسیر الکبیر، ج 6 ، ص 346)

3) 3) . بر اساس ظاهر خطاب«نظنّکم»است که جمع است واختصاص به نوح علیه السلام ندارد

5. گمراهی
90. گمراهی آشکار نوح علیه السلام ، از اتّهامات اشراف قوم آن حضرت:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ ... قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ إِنّٰا لَنَرٰاکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . اعراف (7) 59 و 60

7. بی‌تقوایی

91. قوم نوح، مردمی بی‌تقوا و بی‌پروا از خداوند:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ .

مؤمنون (23) 23

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ . شعراء (26) 105 و 106

8. تعصّب

92. تعصّب کافران قوم نوح بر عقاید و اعمال باطل خویش و جدال آنان با آن حضرت:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ ... وَ هَمَّتْ کُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَ جٰادَلُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ ... وَ کَذٰلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا .... غافر (40) 5 و 6

93. اصرار و تعصّب قوم نوح بر شرک و بت پرستی خویش، در مقابل دعوت نوح علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ .... قٰالُوا یٰا نُوحُ قَدْ جٰادَلْتَنٰا فَأَکْثَرْتَ جِدٰالَنٰا فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ .

هود (11) 25 -\27 و 32

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . مؤمنون (23) 23 و 24

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِیعُونِ

فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعٰائِی إِلاّٰ فِرٰاراً

ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهٰاراً.

نوح (71) 1 و 3 و 6 و 8

94. تعصّب قوم نوح بر ایمان نیاوردن به آن حضرت و باقی ماندن بر آیین سابق خود:

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ .

شعراء (26) 105 و 111 و 116

95. تعصّب بر بت‌پرستی، سبب انکار نبوّت نوح علیه السلام از جانب قوم آن حضرت:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لاٰ یَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّٰهُ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ

قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی قٰالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونٰا عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا فَأْتُونٰا بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ . ابراهیم (14) 9 و 10

9. تقلید

96. تقلید قوم نوح از نیاکان خود، عامل شرک و روی گردانی آنان از توحید:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ ... قٰالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونٰا عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا فَأْتُونٰا بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ . ابراهیم (14) 9 و 10

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . مؤمنون (23) 23 و 24

97. تقلید کورکورانۀ قوم نوح از سران ثروتمند و فریبکار، مانع استغفار و آمرزش‌طلبی آنان:

وَ إِنِّی کُلَّمٰا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیٰابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبٰاراً

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ ...

وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کٰانَ غَفّٰاراً.

نوح (71) 7 و 10 و 21

10. تکبّر

98. تکبّر کافران قوم نوح در برابر آن حضرت و پیروان مؤمن وی، با انکار فضل و برتری آنان:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ .... هود (11) 25 و 27

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ ....

مؤمنون (23) 23 و 24

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ . شعراء (26) 105 و 106 و 111

11. تکذیبگری

99. تکذیب آیات خداوند، از جانب قوم نوح:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکٰاءَکُمْ ثُمَّ لاٰ یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لاٰ تُنْظِرُونِ

فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ جَعَلْنٰاهُمْ خَلاٰئِفَ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُنْذَرِینَ .

یونس (10) 71 و 73

وَ نُوحاً إِذْ نٰادیٰ مِنْ قَبْلُ ... وَ نَصَرْنٰاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا .... انبیاء (21) 76 و 77

100. یادآوری آیات خداوند بر قوم نوح از جانب آن حضرت، امری دشوار و غیر قابل تصدیق و تحمّل برای آن قوم:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ

عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

فَکَذَّبُوهُ فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً عَمِینَ . اعراف (7) 59 و 64

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ ....

یونس (10) 71

101. تکذیب آیات خدا، از جانب قوم نوح، برخاسته از کوردلی آنان:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ .... فَکَذَّبُوهُ فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً عَمِینَ .

اعراف (7) 59 و 64

102. سابقۀ زشت‌کاری قوم نوح، زمینه‌ساز تکذیب آیات خداوند از جانب آنان:

وَ نُوحاً إِذْ نٰادیٰ مِنْ قَبْلُ ... وَ نَصَرْنٰاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْمَ سَوْءٍ .... انبیاء (21) 76 و 77

103. قوم نوح تکذیب کنندۀ رسالت آن حضرت:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . اعراف (7) 59

قٰالَ یٰا قَوْمِ لَیْسَ بِی ضَلاٰلَةٌ وَ لٰکِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . اعراف (7) 61

فَکَذَّبُوهُ فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً عَمِینَ . اعراف (7) 64

عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لاٰ تُنْظِرُونِ .

یونس (10) 71

فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ جَعَلْنٰاهُمْ خَلاٰئِفَ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُنْذَرِینَ .

یونس (10) 73

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ . هود (11) 25

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ . هود (11) 27

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ ثَمُودُ. حجّ (22) 42

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ .

مؤمنون (23) 23

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . مؤمنون (23) 24

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِمٰا کَذَّبُونِ . مؤمنون (23) 26

وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمّٰا کَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰاهُمْ لِلنّٰاسِ آیَةً وَ أَعْتَدْنٰا لِلظّٰالِمِینَ عَذٰاباً أَلِیماً. فرقان (25) 37

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ . شعراء (26) 105

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ. ص (38) 12

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ کُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَ جٰادَلُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ عِقٰابِ . غافر (40) 5

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحٰابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ. ق (50) 12

وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. ق (50) 14

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ. قمر (54) 9

104. تکذیب پیامبران الهی، از جانب قوم نوح:

وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمّٰا کَذَّبُوا الرُّسُلَ .... فرقان (25) 37

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ . شعراء (26) 105

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ ... إِنْ کُلٌّ إِلاّٰ کَذَّبَ الرُّسُلَ .... ص (38) 12 و 14

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ .... کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ .... ق (50) 12 و 14

105. تکذیب نوح علیه السلام از سوی قومش، موجب به هلاکت و نابودی آنان در دنیا:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

فَکَذَّبُوهُ فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً عَمِینَ . اعراف (7) 59 و 64

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکٰاءَکُمْ ثُمَّ لاٰ یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لاٰ تُنْظِرُونِ

فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ جَعَلْنٰاهُمْ خَلاٰئِفَ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُنْذَرِینَ .

یونس (10) 71 و 73

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ ثَمُودُ

وَ أَصْحٰابُ مَدْیَنَ وَ کُذِّبَ مُوسیٰ فَأَمْلَیْتُ لِلْکٰافِرِینَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ. (22) 42 و 44

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِمٰا کَذَّبُونِ

فَأَوْحَیْنٰا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ وَحْیِنٰا فَإِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ فَاسْلُکْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ .

مؤمنون (23) 23 و 26 و 27

وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمّٰا کَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰاهُمْ لِلنّٰاسِ آیَةً وَ أَعْتَدْنٰا لِلظّٰالِمِینَ عَذٰاباً أَلِیماً. فرقان (25) 37

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ

ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ .

شعراء (26) 105 و 117 و 120

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ

وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ أُولٰئِکَ الْأَحْزٰابُ

إِنْ کُلٌّ إِلاّٰ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقٰابِ

وَ مٰا یَنْظُرُ هٰؤُلاٰءِ إِلاّٰ صَیْحَةً وٰاحِدَةً مٰا لَهٰا مِنْ فَوٰاقٍ . ص (38) 12 - 15

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ

فَفَتَحْنٰا أَبْوٰابَ السَّمٰاءِ بِمٰاءٍ مُنْهَمِرٍ

وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی الْمٰاءُ عَلیٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ. قمر (54) 9 و 11 و 12

106. تکذیب رسالت نوح علیه السلام ، موجب درخواست آن حضرت از خداوند منبی بر پیروزی خویش و انتقام از قومش:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا

اَللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِمٰا کَذَّبُونِ .

مؤمنون (23) 23 و 24 و 26

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ .

شعراء (26) 106

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ

قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ

فَافْتَحْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِی وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 116 - 118

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ

فَدَعٰا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ. (1)قمر (54) 9 و 10

107. بعثت پیامبری از نسل بشر، پدیده‌ای نو و بی‌سابقه از دیدگاه اشراف کافر قوم نوح:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ .

مؤمنون (23) 23 و 24

108. بعثت فردی از بشر برای رسالت، امری شگفت‌آور و نامعقول، در دیدگاه قوم نوح:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ .... اعراف (7) 59 و 63

109. پیامبری نوح علیه السلام ، امری دشوار و غیر قابل تحمّل، برای قوم وی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکٰاءَکُمْ ثُمَّ لاٰ یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لاٰ تُنْظِرُونِ . یونس (10) 71

12. تهدید

110. قوم نوح و اقوام هلاک شده، تهدیدکنندگان انبیای خود به تبعید از وطن در صورت پذیرا نشدن آیین شرک‌آمیز آنان:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ...

جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ ... إِلَیْهِ مُرِیبٍ قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی قٰالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونٰا عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا فَأْتُونٰا بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنٰا فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظّٰالِمِینَ . ابراهیم (14) 9 و 10 و 13

111. تهدید شدن نوح علیه السلام به آوارگی یا پذیرش آیین شرک، از سوی قوم کافر خود:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لاٰ یَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّٰهُ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ


1) 1) . منظور از«انتصار»انتقام گرفتن است (مجمع البیان، ج 9 -\10، ص 284)

فِی مِلَّتِنٰا فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظّٰالِمِینَ . ابراهیم (14) 9 و 13

112. تهدید نوح علیه السلام از جانب اشراف قوم وی، به سنگسار شدن:

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ .

شعراء (26) 105 و 116

113. تکبّر و خودبرتربینی قوم نوح، عامل تهدید آن حضرت به سنگسار شدن از سوی آنان:

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ . شعراء (26) 108 و 111 و 116

114. بی‌تقوایی و بی‌پروایی قوم نوح، عامل تهدید آن حضرت به سنگباران شدن از سوی آنان:

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ .

شعراء (26) 105 و 108 و 110 و 116

115. انذارهای نوح علیه السلام ، سبب تهدید شدن وی، از جانب کافران قوم خود:

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

إِنْ أَنَا إِلاّٰ نَذِیرٌ مُبِینٌ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ . شعراء (26) 105 و 115 و 116

13. جدال

116. جدال قوم نوح با آن حضرت، مجادله‌ای باطل، برای نابودی حق:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ ... وَ هَمَّتْ کُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَ جٰادَلُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ .... غافر (40) 5

14. جهل

117. قوم نوح، مردمی نادان و جهالت‌پیشه:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ .... وَ لٰکِنِّی أَرٰاکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ . (1)هود (11) 25 و 29

118. قوم نوح، ناآگاه به مرتبۀ والای لقاءاللّه و تقرّب به درگاه خدا:

وَ یٰا قَوْمِ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مٰالاً إِنْ أَجرِیَ إِلاّٰ عَلَی اللّٰهِ وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ وَ لٰکِنِّی أَرٰاکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ . هود (11) 29

119. قوم نوح، جاهل و ناآگاه به گرفتار شدن‌شان به عذاب رسواکننده و عذاب دایمی در آینده، در برابر بی‌ایمانی و استهزای آن حضرت:

وَ أُوحِیَ إِلیٰ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّٰ مَنْ قَدْ آمَنَ ... وَ یَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّمٰا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قٰالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنّٰا فَإِنّٰا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمٰا تَسْخَرُونَ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذٰابٌ یُخْزِیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذٰابٌ مُقِیمٌ . هود (11) 36 و 38 و 39

120. جاهل و نادان خواندن قوم نوح از جانب آن حضرت، در مقابل جاهل خوانده شدن وی از سوی آنان:

وَ یَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّمٰا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قٰالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنّٰا فَإِنّٰا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمٰا تَسْخَرُونَ . (2)هود (11) 38


1) 1) . آوردن کلمۀ«قوماً»نشانۀ این است که جهل، صفت ضروری و جدا نشدنی از آنان بوده که گویا مقوّم قومیّت آنان به شمار می‌آمده است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 6 ، جزء 12، ص 56)

2) 2) .«ان تسخروا...»یعنی اگر شما ما را جاهل می‌دانید ما نیز شما را جاهل می‌دانیم. (التفسیر الکبیر، ج 6 ، ص 346)

121. قوم نوح، پیش از رسالت آن حضرت، مردمی بی‌بهره از معرفت و ناآگاه به معارف و حقایق الهی:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... یَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرْکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ أَجَلَ اللّٰهِ إِذٰا جٰاءَ لاٰ یُؤَخَّرُ لَوْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ .

نوح (71) 1 و 4

15. زشت کاری

122. قوم نوح، مردمی زشت‌کار و ناشایست:

وَ نَصَرْنٰاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْمَ سَوْءٍ .... انبیاء (21) 77

16. سوء ظن

123. قوم نوح، بد گمان نسبت به نوح علیه السلام در ادّعای رسالت و پیامبری:

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا ... بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ . (1)هود (11) 27

124. قوم نوح، بدگمان نسبت به پیروان آن حضرت در ادعای یقین به صداقت نوح علیه السلام :

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ . هود (11) 27

17. ضلالت

125. بتها، عامل گمراهی و ضلالت بسیاری از افراد قوم نوح:

وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ ... وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً ... (2)نوح (71) 23 و 24

126. بزرگان و سردمداران قوم نوح، عامل گمراهی و ضلالت بسیاری از افراد آن قوم:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً ... (3)نوح (71) 1 و 24

127. ظلم قوم نوح، موجب افزایش گمراهی آنان با دعای نوح علیه السلام :

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ لاٰ تَزِدِ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ ضَلاٰلاً. نوح (71) 1 و 24

18. طغیان

128. قوم نوح، طغیانگرترین قوم تاریخ:

وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغیٰ . نجم (53) 52

19. ظلم

129. قوم نوح، مردمی ظالم و ستم‌پیشه:

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ ... أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . توبه (9) 70

وَ أُوحِیَ إِلیٰ نُوحٍ .... وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا .... هود (11) 36 و 37

... وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ وَ نٰادیٰ نُوحٌ ....

هود (11) 44 و 45

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ...


1) 1) .«بل نظنّکم کاذبین»قوم نوح گمان کرده بودند که آن حضرت در ادّعای رسالت و پیروانش در ادّعای حصول یقین به صداقت نوح علیه السلام دروغگو هستند. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 6 ، جزء 12، ص 49)

2) 2) .«اضلّوا کثیراً»یعنی بتها عامل گمراهی بسیاری از افراد قوم نوح بودند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 548؛ الکشف و البیان، ثعلبی، ج 10، ص 47)

3) 3) . بنا بر قولی، مقصود از ضمیر«اضلّوا»بزرگان قوم نوح است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 548)

... لَنُهْلِکَنَّ الظّٰالِمِینَ . ابراهیم (14) 9 و 13

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَأَوْحَیْنٰا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ ... وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا ... فَإِذَا اسْتَوَیْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَکَ عَلَی الْفُلْکِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی نَجّٰانٰا مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . مؤمنون (23) 23 و 27 و 28

وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمّٰا کَذَّبُوا الرُّسُلَ ... وَ أَعْتَدْنٰا لِلظّٰالِمِینَ عَذٰاباً أَلِیماً. فرقان (25) 37

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاّٰ خَمْسِینَ عٰاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفٰانُ وَ هُمْ ظٰالِمُونَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 14 و 40

وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ ....

نجم (53) 52

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ لاٰ تَزِدِ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ ضَلاٰلاً

رَبِّ اغْفِرْ لِی ... وَ لاٰ تَزِدِ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ تَبٰاراً.

نوح (71) 1 و 24 و 28

130. قوم نوح، ستمگرترین قوم تاریخ:

وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ ....

نجم (53) 52

131. ظلم و ستم قوم نوح به خویشتن، با بت‌پرستی و شرک‌ورزی:

وَ یٰا قَوْمِ لاٰ یَجْرِمَنَّکُمْ شِقٰاقِی أَنْ یُصِیبَکُمْ مِثْلُ مٰا أَصٰابَ قَوْمَ نُوحٍ ... وَ مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَمٰا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ لَمّٰا جٰاءَ أَمْرُ رَبِّکَ .... هود (11) 89 و 101

132. ظالمان قوم نوح، مورد نفرین آن حضرت:

قٰالُوا یٰا نُوحُ قَدْ جٰادَلْتَنٰا فَأَکْثَرْتَ جِدٰالَنٰا فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ قِیلَ یٰا أَرْضُ ابْلَعِی مٰاءَکِ وَ یٰا سَمٰاءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْمٰاءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . هود (11) 32 و 44

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ لاٰ تَزِدِ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ ضَلاٰلاً. نوح (71) 1 و 24

133. نوح علیه السلام ، خواهان نجات خود و پیروانش از دست ظالمان قوم خود:

فَإِذَا اسْتَوَیْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَکَ عَلَی الْفُلْکِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی نَجّٰانٰا مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ .

مؤمنون (23) 28

134. قوم نوح، خود عامل ظلم به خویشتن:

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ ... قَوْمِ نُوحٍ ... فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . توبه (9) 70

وَ مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ....

هود (11) 101

... وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 40

135. تکذیب پیامبران، از سوی قوم نوح، از موارد ظلم و ستمگری آنان:

وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمّٰا کَذَّبُوا الرُّسُلَ ... وَ أَعْتَدْنٰا لِلظّٰالِمِینَ .... فرقان (25) 37

136. گناه‌پیشگی قوم نوح، از مصادیق ظلم آنان:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... وَ هُمْ

ظٰالِمُونَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 14 و 40

137. گمراهی قوم نوح، مصداق ظلم آنان:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ لاٰ تَزِدِ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ ضَلاٰلاً. نوح (71) 1 و 24

138. ایمان نیاوردن قوم نوح به آن حضرت، از مصادیق ظلم آنان:

وَ أُوحِیَ إِلیٰ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّٰ مَنْ قَدْ آمَنَ فَلاٰ تَبْتَئِسْ بِمٰا کٰانُوا یَفْعَلُونَ

وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ وَحْیِنٰا وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ . هود (11) 36 و 37

رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِوٰالِدَیَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ وَ لاٰ تَزِدِ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ تَبٰاراً. نوح (71) 28

139. ظلم و ستمگری قوم نوح، به سبب تحقیر مؤمنان و بی‌بهره دانستن آنان از خیر خدادادی:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ ... وَ لاٰ أَقُولُ لِلَّذِینَ تَزْدَرِی أَعْیُنُکُمْ لَنْ یُؤْتِیَهُمُ اللّٰهُ خَیْراً اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا فِی أَنْفُسِهِمْ إِنِّی إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ . هود (11) 25 و 31

140. محروم شدن ظالمان قوم نوح از شفاعت آن حضرت، برای جلوگیری از غرق شدن:

وَ أُوحِیَ إِلیٰ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّٰ مَنْ قَدْ آمَنَ فَلاٰ تَبْتَئِسْ بِمٰا کٰانُوا یَفْعَلُونَ

وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ وَحْیِنٰا وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ . هود (11) 36 و 37

141. ظلم قوم نوح، موجب افزایش گمراهی آنان:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ لاٰ تَزِدِ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ ضَلاٰلاً. نوح (71) 1 و 24

20. عصیان

142. عصیان و سرپیچی قوم نوح، از فرمان آن حضرت:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ ... فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ ....

یونس (10) 71 و 72

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ . ابراهیم (14) 9

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی .... نوح (71) 21

21. فرار

143. فرار قوم نوح از دعوت مستمرّ و همیشگی آن حضرت به عبادت و رعایت تقوای الهی و اطاعت از خود:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِیعُونِ

قٰالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلاً وَ نَهٰاراً

فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعٰائِی إِلاّٰ فِرٰاراً. نوح (71) 1 -\3 و 5 و 6

22. فسق

144. قوم نوح، دارای فسق مستمرّ و فراگیر:

وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ .

ذاریات (51) 46

23. گناه

145. قوم نوح، مردمی مجرم و گناهکار:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ ....

نوح (71) 21 و 25

146. روحیّۀ عصیانگری قوم نوح، مانع استغفار آنان به درگاه پروردگار:

وَ إِنِّی کُلَّمٰا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیٰابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبٰاراً

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی ... فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کٰانَ غَفّٰاراً. نوح (71) 7 و 10 و 21

24. لجاجت

اشاره
147. لجاجت قوم نوح نپذیرفتن نبوّت نوح علیه السلام و متّهم کردن آن حضرت به دروغگویی، به رغم وجود شواهد و براهین صدق گفتار آن حضرت:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی ... فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَمٰا سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ ... فَکَذَّبُوهُ .... یونس (10) 71 -\73

148. شکوۀ نوح علیه السلام به درگاه خدا از لجاجت و تکذیبگری قومش نسبت به او:

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ

قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ .

شعراء (26) 116 و 117

149. اصرار و پافشاری قوم نوح بر مواضع کفرآمیز خویش:

وَ إِنِّی کُلَّمٰا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیٰابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبٰاراً. نوح (71) 7

150. تأثیر نداشتن انذارها و دعوتهای شبانه‌روزی و مستمرّ نوح علیه السلام بر قومش بیانگر روحیّۀ لجاجت آنها بر عقایدشان:

قٰالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلاً وَ نَهٰاراً

فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعٰائِی إِلاّٰ فِرٰاراً. نوح (71) 5 و 6

آثار لجاجت قوم نوح
1.

ظلم

2.

کفرورزی قوم نوح، به رغم مشاهدۀ دلایل روشن و نصایح نوح علیه السلام موجب ورود آنها در جرگۀ ستمگران:

قٰالُوا یٰا نُوحُ قَدْ جٰادَلْتَنٰا ... فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ قٰالَ إِنَّمٰا یَأْتِیکُمْ بِهِ اللّٰهُ إِنْ شٰاءَ وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ وَ لاٰ یَنْفَعُکُمْ نُصْحِی ...

... وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا ....

هود (11) 32 -\34 و 37

2.

ضلالت

3.

گمراهی ضلالت‌پیشگان قوم نوح از سوی خدا پیامد لجاجت و حق‌ناپذیری ایشان:

قٰالُوا یٰا نُوحُ قَدْ جٰادَلْتَنٰا فَأَکْثَرْتَ جِدٰالَنٰا فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ لاٰ یَنْفَعُکُمْ نُصْحِی إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَکُمْ إِنْ کٰانَ اللّٰهُ یُرِیدُ أَنْ یُغْوِیَکُمْ ... . هود (11) 32 و 34

153. گمراهی ضلالت‌پیشگان از سوی خدا سزا و کیفر لجاجت ایشان:

یٰا نُوحُ قَدْ جٰادَلْتَنٰا ... فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ قٰالَ إِنَّمٰا یَأْتِیکُمْ بِهِ اللّٰهُ إِنْ شٰاءَ وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ وَ لاٰ یَنْفَعُکُمْ نُصْحِی ... إِنْ کٰانَ اللّٰهُ یُرِیدُ أَنْ یُغْوِیَکُمْ هُوَ رَبُّکُمْ ... .

هود (11) 32 -\34

کیفر لجاجت قوم نوح
1.

عذاب

2.

عقوبت الهی کیفر مجادله و لجاجت بدون دلیل قوم نوح برای مبارزه با حق:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ ... وَ جٰادَلُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ عِقٰابِ . غافر (40) 5

2.

غرق

3.

غرق شدن در دریا کیفر کفر قوم نوح علیرغم شنیدن دلایل و نصایح روشنگر نوح علیه السلام :

قٰالُوا یٰا نُوحُ قَدْ جٰادَلْتَنٰا فَأَکْثَرْتَ جِدٰالَنٰا فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا یَأْتِیکُمْ بِهِ اللّٰهُ إِنْ شٰاءَ وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ

وَ لاٰ یَنْفَعُکُمْ نُصْحِی ... وَ أُوحِیَ إِلیٰ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّٰ .... وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ .

هود (11) 32 -\34 و 36 و 37

25. مکر

156. قوم نوح، مردمی بسیار مکّار و حیله‌گر:

وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبّٰاراً. نوح (71) 22

157. مکر و حیلۀ قوم نوح برای دفاع از بتها و خدایان دروغین:

وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبّٰاراً

وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لاٰ سُوٰاعاً وَ لاٰ یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً. نوح (71) 22 و 23

رسالت در قوم نوح

==> نوح علیه السلام

زشت‌کاری قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، رشت کاری

سرزنش قوم نوح

158. بی‌پروایی قوم نوح از خداوند و عظمت قائل نشدن برای وی، مورد نکوهش خدا:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... مٰا لَکُمْ لاٰ تَرْجُونَ لِلّٰهِ وَقٰاراً. (1)نوح (71) 1 و 13

سوء ظن قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، سوء ظن

شکّ قوم نوح

159. شکّ و تردید قوم نوح، در صداقت و راستگویی آن حضرت:

قٰالُوا یٰا نُوحُ قَدْ جٰادَلْتَنٰا فَأَکْثَرْتَ جِدٰالَنٰا فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ . هود (11) 32

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ ... وَ قٰالُوا ... وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ . ابراهیم (14) 9

ضلالت قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، ضلالت

طبقات قوم نوح

160. قوم نوح، متشکّل از مردم عادی و گروه اشراف:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ ... قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ .... اعراف (7) 59 و 60

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ


1) 1) .«ترجون»یعنی«تخافون»و«وقاراً»یعنی عظمت. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 543)

بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ

قٰالَ یٰا قَوْمِ ....

هود (11) 27 و 28

وَ یَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّمٰا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قٰالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنّٰا فَإِنّٰا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمٰا تَسْخَرُونَ . هود (11) 38

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ ...

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ....

مؤمنون (23) 23 و 24

طغیانگری قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، طغیان

ظلم قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، ظلم

عبرت از قوم نوح

161. بیان هلاکت و عذاب قوم نوح از جانب خداوند، به منظور عبرت‌آموزی دیگران:

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 105 و 120 و 121

وَ أَنَّهُ أَهْلَکَ عٰاداً الْأُولیٰ

وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغیٰ

وَ الْمُؤْتَفِکَةَ أَهْویٰ

فَغَشّٰاهٰا مٰا غَشّٰی .

نجم (53) 50 و 52 -\54

162. تشویق و ترغیب مردم مصر و قوم خود از سوی مؤمن آل‌فرعون به عبرت‌گیری از قوم نوح و اقوام هلاک شده:

وَ قٰالَ الَّذِی آمَنَ یٰا قَوْمِ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ مِثْلَ یَوْمِ الْأَحْزٰابِ

مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ مَا اللّٰهُ یُرِیدُ ظُلْماً لِلْعِبٰادِ. غافر (40) 30 و 31

163. تشویق مردم عصر پیامبر صلی الله علیه و آله به عبرت گرفتن از سرنوشت قوم نوح:

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْرٰاهِیمَ وَ أَصْحٰابِ مَدْیَنَ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

توبه (9) 70

164. نکوهش خداوند از منافقان و کافران، به جهت عبرت نگرفتن از فرجام شوم قوم نوح و دیگر اقوام گذشته:

وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْرٰاهِیمَ وَ أَصْحٰابِ مَدْیَنَ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . توبه (9) 68 و 70

165. غرق شدن قوم نوح در آب و هلاکت آنان به امر خداوند، عبرت‌آموز برای مردم:

وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمّٰا کَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰاهُمْ لِلنّٰاسِ آیَةً وَ أَعْتَدْنٰا لِلظّٰالِمِینَ عَذٰاباً أَلِیماً. فرقان (25) 37

166. قوم مدین ،مورد تشویق شعیب علیه السلام برای عبرت آموزی از فرجام قوم نوح:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ .... وَ یٰا قَوْمِ لاٰ یَجْرِمَنَّکُمْ شِقٰاقِی أَنْ یُصِیبَکُمْ مِثْلُ مٰا أَصٰابَ

قَوْمَ نُوحٍ .... هود (11) 84 و 89

عذاب قوم نوح

اشاره

167. بیان هلاکت و عذاب قوم نوح از جانب خداوند، به منظور عبرت‌آموزی دیگران:

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 105 و 120 و 121

وَ أَنَّهُ أَهْلَکَ عٰاداً الْأُولیٰ

وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغیٰ

وَ الْمُؤْتَفِکَةَ أَهْویٰ

فَغَشّٰاهٰا مٰا غَشّٰی .

نجم (53) 50 و 52 -\54

168. شگفت‌انگیز بودن عذاب قوم نوح، از دیدگاه خداوند:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ

فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ. (1)

قمر (54) 9 و 16

169. قوم نوح، ناتوان از دفع عذاب الهی:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

قٰالَ إِنَّمٰا یَأْتِیکُمْ بِهِ اللّٰهُ إِنْ شٰاءَ وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ . هود (11) 25 و 33

170. قوم نوح، از اقوام هلاک شده با عذاب استیصال:

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ ثَمُودُ

وَ أَصْحٰابُ مَدْیَنَ وَ کُذِّبَ مُوسیٰ فَأَمْلَیْتُ لِلْکٰافِرِینَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ. حج (22) 42 و 44

171. درخواست قوم نوح از آن حضرت برای تحقق عذاب وعده داده شده به آنان:

قٰالُوا یٰا نُوحُ قَدْ جٰادَلْتَنٰا فَأَکْثَرْتَ جِدٰالَنٰا فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ . هود (11) 32

172. تردید قوم نوح در صداقت نوح علیه السلام ، در بیم دادن آنان به عذاب دردناک:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ أَلِیمٍ

قٰالُوا یٰا نُوحُ قَدْ جٰادَلْتَنٰا فَأَکْثَرْتَ جِدٰالَنٰا فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ . هود (11) 25 و 26 و 32

173. عذاب شدن کافران قوم نوح، عاد و ثمود، پس از مهلت دادن به آنان:

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ ثَمُودُ ... فَأَمْلَیْتُ لِلْکٰافِرِینَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ. حجّ (22) 42 و 44

174. عذاب و هلاکت قوم نوح و اقوام دیگر از سوی خداوند، عادلانه و به دور از هر گونه ظلم و ستم:

وَ قٰالَ الَّذِی آمَنَ یٰا قَوْمِ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ مِثْلَ یَوْمِ الْأَحْزٰابِ

مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ مَا اللّٰهُ یُرِیدُ ظُلْماً لِلْعِبٰادِ. غافر (40) 30 و 31

175. عذاب و هلاکت قوم نوح و اقوام هلاک شده، مجازاتی سخت و شگفت آور:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ کُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَ جٰادَلُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ عِقٰابِ . (2)غافر (40) 5


1) 1) .«کیف»برای استفهام تعجبی است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 13، جزء 27، ص 187)

2) 2) .«کیف کان عقاب»برای تعجّب از حالت عقاب است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 11، جزء 24، ص 87)

176. درخواست نوح علیه السلام از خداوند، برای هلاکت ونابودی همۀ کافران قومش:

وَ قٰالَ نُوحٌ رَبِّ لاٰ تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکٰافِرِینَ دَیّٰاراً. نوح (71) 26

177. درخواست نوح علیه السلام از خداوند، برای هلاکت ستمگران قومش:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ ... وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ لاٰ تَزِدِ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ ضَلاٰلاً. (1)نوح (71) 24

نیز ==> همین مدخل، عذاب قوم نوح، غرق قوم نوح و کیفر قوم نوح

عوامل عذاب قوم نوح

1. استهزا
178. گرفتاری استهزاگران قوم نوح، به عذاب خوارکننده و پایدار:

وَ یَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّمٰا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قٰالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنّٰا فَإِنّٰا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمٰا تَسْخَرُونَ

فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذٰابٌ یُخْزِیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذٰابٌ مُقِیمٌ .

هود (11) 38 و 39

2. اقدام به قتل نوح علیه السلام
179. اقدام قوم نوح به قتل پیامبر خود، از عوامل عذاب شدن آنان:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ کُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَ جٰادَلُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ عِقٰابِ . غافر (40) 5

3. بت‌پرستی
180. بت‌پرستی قوم نوح، پس از اتمام‌حجّت بر آنان، عامل هلاکت و عذاب آنان از جانب خداوند:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ ... قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی قٰالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونٰا عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا فَأْتُونٰا بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنٰا فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظّٰالِمِینَ .

ابراهیم (14) 9 و 10 و 13

4. تکذیب نوح علیه السلام
181. تکذیب نوح علیه السلام از جانب قومش، موجب هلاکت و عذاب آنان از جانب خداوند:

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ ...

... فَأَمْلَیْتُ لِلْکٰافِرِینَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ. حج (22) 42 و 44

وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمّٰا کَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰاهُمْ لِلنّٰاسِ آیَةً وَ أَعْتَدْنٰا لِلظّٰالِمِینَ عَذٰاباً أَلِیماً. فرقان (25) 37

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ .... أُولٰئِکَ الْأَحْزٰابُ إِنْ کُلٌّ إِلاّٰ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقٰابِ وَ مٰا یَنْظُرُ هٰؤُلاٰءِ إِلاّٰ صَیْحَةً وٰاحِدَةً مٰا لَهٰا مِنْ فَوٰاقٍ . ص (38) 12 -\15

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ ... وَ هَمَّتْ کُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَ جٰادَلُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ ... وَ کَذٰلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا .... غافر (40) 5 و 6


1) 1) .«ضلالاً»یعنی هلاک. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 548)

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ .... کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. ق (50) 12 و 14

5. جدال باطل
182. جدال باطل قوم نوح برای نابودی حق، از موجبات عذاب آنان از سوی خداوند:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ کُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَ جٰادَلُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ عِقٰابِ

وَ کَذٰلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا .... غافر (40) 5 و 6

6 . طغیانگری
183. طغیانگری قوم نوح، سبب هلاکت و عذاب آنان، از جانب خداوند:

وَ أَنَّهُ أَهْلَکَ ... وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغیٰ فَغَشّٰاهٰا مٰا غَشّٰی .

نجم (53) 50 و 52 و 54

7. عصیان
184. عصیان و نافرمانی قوم نوح در برابر دعوتهای آن حضرت، موجب هلاکت و عذاب آنان:

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ ... فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظّٰالِمِینَ .

ابراهیم (14) 9 و 13

8 . ظلم
185. ظلم قوم نوح، موجب به هلاکت رسیدن و عذاب آنان از سوی خداوند:

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ ... أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . توبه (9) 70

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوٰاهِهِمْ ... وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّکُمْ مِنْ أَرْضِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنٰا فَأَوْحیٰ إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِکَنَّ الظّٰالِمِینَ .

ابراهیم (14) 9 و 13

وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمّٰا کَذَّبُوا الرُّسُلَ ... وَ أَعْتَدْنٰا لِلظّٰالِمِینَ عَذٰاباً أَلِیماً. فرقان (25) 37

وَ أَنَّهُ أَهْلَکَ عٰاداً الْأُولیٰ

وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغیٰ

فَغَشّٰاهٰا مٰا غَشّٰی . نجم (53) 50 و 52 و 54

9. فسق
186. فسق قوم نوح، عامل به هلاکت رسیدن و عذاب آنان از جانب خداوند:

وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . (1)

ذاریات (51) 46

10. کفر
187. کفر قوم نوح، موجب هلاکت و عذاب شدن آنان از سوی خداوند:

... وَ نٰادیٰ نُوحٌ ابْنَهُ ... یٰا بُنَیَّ ارْکَبْ مَعَنٰا وَ لاٰ تَکُنْ مَعَ الْکٰافِرِینَ ... وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ .

هود (11) 42 و 44

أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ ... جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ


1) 1) .«و قوم»«واو»عاطفه، و«قوم»منصوب به فعل محذوف،یعنی«أهلکنا قوم...». (اعراب‌القرآن، درویش، ج 9، ص 319)

فِی أَفْوٰاهِهِمْ وَ قٰالُوا إِنّٰا کَفَرْنٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنّٰا لَفِی شَکٍّ مِمّٰا تَدْعُونَنٰا إِلَیْهِ مُرِیبٍ

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا .... ابراهیم (14) 9 و 13

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ ...

... فَأَمْلَیْتُ لِلْکٰافِرِینَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ. حج (22) 42 و 44

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ ... وَ هَمَّتْ کُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَ جٰادَلُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ ... وَ کَذٰلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا .... غافر (40) 5 و 6

188. گرفتار شدن قوم نوح به عذاب استدراج، به سبب کفر آنان:

وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ ثَمُودُ

وَ أَصْحٰابُ مَدْیَنَ وَ کُذِّبَ مُوسیٰ فَأَمْلَیْتُ لِلْکٰافِرِینَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ. حج (22) 42 و 44

11. گمراهی
189. گمراهگری و گمراهی اکثریت قوم نوح، از موجبات به کیفر رسیدن آنان با آتش دوزخ:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ لاٰ تَزِدِ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ ضَلاٰلاً

مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نٰاراً فَلَمْ یَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْصٰاراً. نوح (71) 21 و 24 و 25

12. مکر
190. حیله و مکر سران قوم نوح برای گمراهی مردم، موجب گرفتاری به عذاب دوزخ:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ ... وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبّٰاراً وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً ... مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ ... فَأُدْخِلُوا نٰاراً ... (1)نوح (71) 21 و 22 و 24 و 25

منشأ عذاب قوم نوح

191. نزول عذاب وعده داده شده از سوی نوح علیه السلام بر قومش، منوط به مشیّت خداوند:

قٰالُوا یٰا نُوحُ قَدْ جٰادَلْتَنٰا فَأَکْثَرْتَ جِدٰالَنٰا فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا یَأْتِیکُمْ بِهِ اللّٰهُ إِنْ شٰاءَ وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ .

هود (11) 32 و 33

نیز ==> همین مدخل، تهدید قوم نوح و غرق قوم نوح

عصیان قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، عصیان

عقاید قوم نوح

1. جنّ

192. اعتقاد قوم نوح به وجود جنّ یا عوامل مرموز و مؤثّر بر روح بشر:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ... إِنْ هُوَ إِلاّٰ رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتّٰی حِینٍ . مؤمنون (23) 23 -\25

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ. قمر (54) 9

2. خدا

193. اعتقاد قوم نوح به وجود خداوند، پیش از رسالت آن حضرت:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ .... هود (11) 23 و 26


1) 1) . بنا بر قولی، مقصود از«ادخلوا ناراً»این است که به زودی در آخرت در آتش داخل می‌شوند، پس«ادخلوا»به زبان مضارع از آینده خبر می‌دهد. (التفسیر الکبیر، ج 10، ص 659)

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً .... مؤمنون (23) 23 و 24

194. عدم اعتقاد قوم نوح به بقا و ثبات خداوند:

مٰا لَکُمْ لاٰ تَرْجُونَ لِلّٰهِ وَقٰاراً. (1)نوح (71) 13

3. رسالت

195. بعثت پیامبری از نسل بشر، پدیده‌ای نو و بی‌سابقه از دیدگاه اشراف کافر قوم نوح:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ .

مؤمنون (23) 23 و 24

196. بعثت فردی از بشر برای رسالت، امری شگفت‌آور و نامعقول، در دیدگاه قوم نوح:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ .... اعراف (7) 59 و 63

197. پیامبری نوح علیه السلام ، امری دشوار و غیر قابل تحمّل، برای قوم وی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکٰاءَکُمْ ثُمَّ لاٰ یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لاٰ تُنْظِرُونِ . یونس (10) 71

4. ملائکه

198. اعتقاد قوم نوح، به وجود فرشته و لزوم انتخاب پیامبر از میان آنان نه از میان بشر:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ... وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ .

مؤمنون (23) 23 و 24

غرق قوم نوح

اشاره

199. عذاب و هلاکت قوم نوح، با غرق شدن در آب:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

فَکَذَّبُوهُ فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا ....

اعراف (7) 59 و 64

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکٰاءَکُمْ ثُمَّ لاٰ یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لاٰ تُنْظِرُونِ

فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ ... وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا ....

یونس (10) 71 و 73

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ ... وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ ... قٰالَ سَآوِی إِلیٰ جَبَلٍ یَعْصِمُنِی مِنَ الْمٰاءِ قٰالَ لاٰ عٰاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّٰهِ إِلاّٰ مَنْ رَحِمَ وَ حٰالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَکٰانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ . هود (11) 25 و 37 و 40 و 43


1) 1) .«ترجون»یعنی«تعتقدون»و«وقاراً»یعنی ثبات و بقا. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 544)

وَ نُوحاً إِذْ نٰادیٰ مِنْ قَبْلُ ... وَ نَصَرْنٰاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا ... فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ . انبیاء (21) 76 و 77

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَأَوْحَیْنٰا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ ... وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ . مؤمنون (23) 23 و 27

وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمّٰا کَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنٰاهُمْ ....

فرقان (25) 37

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ

ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ .

شعراء (26) 105 و 117 و 120

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاّٰ خَمْسِینَ عٰاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفٰانُ وَ هُمْ ظٰالِمُونَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا .... عنکبوت (29) 14 و 40

وَ نَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ

سَلاٰمٌ عَلیٰ نُوحٍ فِی الْعٰالَمِینَ

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ .

صافّات (37) 76 و 79 و 82

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ

فَفَتَحْنٰا أَبْوٰابَ السَّمٰاءِ بِمٰاءٍ مُنْهَمِرٍ

وَ حَمَلْنٰاهُ عَلیٰ ذٰاتِ أَلْوٰاحٍ وَ دُسُرٍ

تَجْرِی بِأَعْیُنِنٰا جَزٰاءً لِمَنْ کٰانَ کُفِرَ.

قمر (54) 9 و 11 و 13 و 14

إِنّٰا لَمّٰا طَغَی الْمٰاءُ حَمَلْنٰاکُمْ فِی الْجٰارِیَةِ

لِنَجْعَلَهٰا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَ تَعِیَهٰا أُذُنٌ وٰاعِیَةٌ . حاقّه (69) 11 و 12

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ أُغْرِقُوا .... نوح (71) 1 و 25

200. ظهور خشم و غضب خداوند بر قوم نوح، برای هلاکت آنان، با جوشیدن چشمه‌ها از زمین و بالا آمدن آب:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ . (1)هود (11) 25 و 40

201. پیوستن آبهای آسمان و زمین به یکدیگر، برای تحقّق ساختن ارادۀ الهی، علیه قوم نوح، به منظور هلاکت و عذاب کافران قوم نوح با غرق در آب:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ

وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی الْمٰاءُ عَلیٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ

وَ حَمَلْنٰاهُ عَلیٰ ذٰاتِ أَلْوٰاحٍ وَ دُسُرٍ

تَجْرِی بِأَعْیُنِنٰا جَزٰاءً لِمَنْ کٰانَ کُفِرَ

فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ.

قمر (54) 9 و 12 -\14 و 16

202. فرمان خدا به آسمان، برای قطع باران، پس از هلاکت و غرق قوم نوح:

وَ قِیلَ یٰا أَرْضُ ابْلَعِی مٰاءَکِ وَ یٰا سَمٰاءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْمٰاءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ

وَ نٰادیٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ الْحٰاکِمِینَ .

هود (11) 44 و 45


1) 1) .«فار التّنور»یعنی آب با جوشش شدید بالا آمد، و بنا بر یک احتمال به معنای شدّت غضب خداوند بر آنان است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 247)

203. فرمان خداوند به زمین، برای فرو بردن آب خود، در پی هلاکت قوم نوح با غرق شدن در آب:

وَ قِیلَ یٰا أَرْضُ ابْلَعِی مٰاءَکِ وَ یٰا سَمٰاءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْمٰاءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ

وَ نٰادیٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ الْحٰاکِمِینَ .

هود (11) 44 و 45

عوامل غرق قوم نوح

1. استکبار
204. استکبار قوم نوح، موجب نابودی و غرق آنان در امواج آب:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ ...

وَ إِنِّی کُلَّمٰا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیٰابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبٰاراً

مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ أُغْرِقُوا .... نوح (71) 1 و 7 و 25

2. استهزا
205. غرق شدن قوم نوح در موج و آب جوشیده از تنور، به سبب استهزا کردن آن حضرت:

وَ یَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّمٰا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قٰالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنّٰا فَإِنّٰا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمٰا تَسْخَرُونَ

حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ

قٰالَ سَآوِی إِلیٰ جَبَلٍ یَعْصِمُنِی مِنَ الْمٰاءِ قٰالَ لاٰ عٰاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّٰهِ إِلاّٰ مَنْ رَحِمَ وَ حٰالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَکٰانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ . هود (11) 38 و 40 و 43

3. بت‌پرستی
206. بت‌پرستی قوم نوح، پس از اتمام‌حجّت بر آنان، عامل غرق و هلاکت آنان:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لاٰ سُوٰاعاً وَ لاٰ یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً

مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نٰاراً فَلَمْ یَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْصٰاراً. نوح (71) 21 و 23 و 25

4. تکذیب آیات خدا
207. هلاکت قوم نوح با غرق شدن در آب، بر اثر تکذیب آیات خدا:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

فَکَذَّبُوهُ فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا ....

اعراف (7) 59 و 64

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ ... فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ جَعَلْنٰاهُمْ خَلاٰئِفَ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُنْذَرِینَ .

یونس (10) 71 و 73

وَ نُوحاً إِذْ نٰادیٰ مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ ...

وَ نَصَرْنٰاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا ... فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ . انبیاء (21) 76 و 77

5. تکذیب نوح علیه السلام
208. تکذیب نوح علیه السلام از جانب قوم وی، موجب به هلاکت رسیدن آنان با غرق شدن در آب و طوفان:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا

اَللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

فَکَذَّبُوهُ فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً عَمِینَ . اعراف (7) 59 و 64

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکٰاءَکُمْ ثُمَّ لاٰ یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لاٰ تُنْظِرُونِ

فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ جَعَلْنٰاهُمْ خَلاٰئِفَ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُنْذَرِینَ .

یونس (10) 71 و 73

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ

وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ وَحْیِنٰا وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ . هود (11) 25 و 27 و 37

وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمّٰا کَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰاهُمْ لِلنّٰاسِ آیَةً .... فرقان (25) 37

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِمٰا کَذَّبُونِ

فَأَوْحَیْنٰا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ وَحْیِنٰا فَإِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ فَاسْلُکْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ .

مؤمنون (23) 23 و 26 و 27

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ

ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ .

شعراء (26) 105 و 117 و 120

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ

فَفَتَحْنٰا أَبْوٰابَ السَّمٰاءِ بِمٰاءٍ مُنْهَمِرٍ

وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی الْمٰاءُ عَلیٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ. قمر (54) 9 و 11 و 12

6 . ظلم
209. به هلاکت رسیدن و عذاب قوم نوح با امواج آب، و غرق شدن در آن به سبب ظلم آنان:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ وَحْیِنٰا وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ .

هود (11) 25 و 37

وَ قِیلَ یٰا أَرْضُ ابْلَعِی مٰاءَکِ وَ یٰا سَمٰاءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْمٰاءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ

وَ نٰادیٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ الْحٰاکِمِینَ .

هود (11) 44 و 45

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِمٰا کَذَّبُونِ

فَأَوْحَیْنٰا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ وَحْیِنٰا فَإِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ فَاسْلُکْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ .

مؤمنون (23) 26 و 27

وَ قَوْمَ نُوحٍ لَمّٰا کَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰاهُمْ لِلنّٰاسِ آیَةً وَ أَعْتَدْنٰا لِلظّٰالِمِینَ عَذٰاباً أَلِیماً. فرقان (25) 37

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاّٰ خَمْسِینَ عٰاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفٰانُ وَ هُمْ ظٰالِمُونَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 14 و 40

7. عصیان
210. عصیان و نافرمانی قوم نوح از آن حضرت، موجب غرق آنان در امواج آب:

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبّٰاراً.

نوح (71) 1 و 21 و 22

8 . کفر
211. کفر قوم نوح، عامل به هلاکت رسیدن آنان با غرق شدن در آب:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ

وَ أُوحِیَ إِلیٰ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّٰ مَنْ قَدْ آمَنَ فَلاٰ تَبْتَئِسْ بِمٰا کٰانُوا یَفْعَلُونَ

حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ

وَ هِیَ تَجْرِی بِهِمْ فِی مَوْجٍ کَالْجِبٰالِ وَ نٰادیٰ نُوحٌ ابْنَهُ وَ کٰانَ فِی مَعْزِلٍ یٰا بُنَیَّ ارْکَبْ مَعَنٰا وَ لاٰ تَکُنْ مَعَ الْکٰافِرِینَ

قٰالَ سَآوِی إِلیٰ جَبَلٍ یَعْصِمُنِی مِنَ الْمٰاءِ قٰالَ لاٰ عٰاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّٰهِ إِلاّٰ مَنْ رَحِمَ وَ حٰالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَکٰانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ .

هود (11) 25 و 27 و 36 و 40 و 42 و 43

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِمٰا کَذَّبُونِ فَأَوْحَیْنٰا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ وَحْیِنٰا فَإِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ فَاسْلُکْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ .

مؤمنون (23) 23 و 24 و 26 و 27

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ

قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ

فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 105 و 111 و 117 و 119 و 121

سَلاٰمٌ عَلیٰ نُوحٍ فِی الْعٰالَمِینَ

إِنَّهُ مِنْ عِبٰادِنَا الْمُؤْمِنِینَ

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ .

صافّات (37) 79 و 81 و 82

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا ...

فَفَتَحْنٰا أَبْوٰابَ السَّمٰاءِ بِمٰاءٍ مُنْهَمِرٍ

وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی الْمٰاءُ عَلیٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ

تَجْرِی بِأَعْیُنِنٰا جَزٰاءً لِمَنْ کٰانَ کُفِرَ.

قمر (54) 9 و 11 و 12 و 14

مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نٰاراً فَلَمْ یَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْصٰاراً

وَ قٰالَ نُوحٌ رَبِّ لاٰ

تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکٰافِرِینَ دَیّٰاراً.

نوح (71) 25 و 26

9. کوردلی
212. کوردلی قوم نوح، موجب انکار آیات از جانب آنان و سبب غرق و هلاکت آنان در طغیان آب:

فَکَذَّبُوهُ فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً عَمِینَ . اعراف (7) 64

10. گناه
213. عذاب قوم نوح از جانب خداوند با غرق کردن آنان در آب به سبب بدکرداری و گناه:

وَ نَصَرْنٰاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ .

انبیاء (21) 77

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ أُغْرِقُوا .... نوح (71) 1 و 25

منشأ غرق قوم نوح

214. نابودی قوم نوح با طغیان آب و غرق شدن آنان در آب با فرمان خداوند:

قٰالُوا یٰا نُوحُ قَدْ جٰادَلْتَنٰا فَأَکْثَرْتَ جِدٰالَنٰا فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ

وَ قِیلَ یٰا أَرْضُ ابْلَعِی مٰاءَکِ وَ یٰا سَمٰاءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْمٰاءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ .

هود (11) 32 و 40 و 44

فَأَوْحَیْنٰا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ وَحْیِنٰا فَإِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ فَاسْلُکْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ . مؤمنون (23) 27

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ

فَفَتَحْنٰا أَبْوٰابَ السَّمٰاءِ بِمٰاءٍ مُنْهَمِرٍ

وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَی الْمٰاءُ عَلیٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ

وَ حَمَلْنٰاهُ عَلیٰ ذٰاتِ أَلْوٰاحٍ وَ دُسُرٍ

تَجْرِی بِأَعْیُنِنٰا جَزٰاءً لِمَنْ کٰانَ کُفِرَ.

قمر (54) 9 و 11 -\14

215. هلاکت کافران قوم نوح با غرق در آب، نمود عزت و قدرت خداوند:

ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ . شعراء (26) 120 و 122

غلبۀ قوم نوح

216. غلبۀ همه جانبۀ قوم نوح بر آن حضرت و بسته شدن همۀ راههای هدایت بر روی آنان:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا وَ قٰالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ

فَدَعٰا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ. قمر (54) 9 و 10

فرار قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، فرار

فرجام قوم نوح

217. دعوت خداوند به مطالعه در فرجام بسیار دشوار انذارشدگان قوم نوح:

فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ

وَ جَعَلْنٰاهُمْ خَلاٰئِفَ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُنْذَرِینَ . (1)

یونس (10) 73

نیز ==> همین مدخل، عبرت از قوم نوح، عذاب قوم نوح و غرق قوم نوح

فرزندان قوم نوح

218. نتیجه و اثر بهره‌مند شدن قوم نوح از فرزندان، تنها افزوده شدن خسارت و بدبختی خود آنان:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ ... وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً. نوح (71) 21

219. پیدایش فرزندان فاجر و ناسپاس از نسل قوم نوح، در صورت باقی ماندن و به هلاکت نرسیدن:

وَ قٰالَ نُوحٌ رَبِّ لاٰ تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکٰافِرِینَ دَیّٰاراً

إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبٰادَکَ وَ لاٰ یَلِدُوا إِلاّٰ فٰاجِراً کَفّٰاراً. نوح (71) 26 و 27

فسق قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، فسق

قوم نوح در آخرت

220. داخل شدن قوم نوح در آتش دوزخ، در آخرت:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نٰاراً فَلَمْ یَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْصٰاراً. (2)نوح (71) 21 و 25

قوم نوح در برزخ

221. ورود قوم نوح به آتش برزخی، پس از مرگ در دنیا:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نٰاراً فَلَمْ یَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْصٰاراً. (3)نوح (71) 21 و 25

222. محرومیّت قوم نوح در عالم برزخ، از هر نوع کمک و یاری، برای رفع عذاب از خود:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نٰاراً فَلَمْ یَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْصٰاراً. نوح (71) 21 و 25

223. شرک‌ورزی قوم نوح، موجب ورود آنان به آتش برزخی، بعد از مرگ در دنیا:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لاٰ سُوٰاعاً وَ لاٰ یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً

مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نٰاراً فَلَمْ یَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْصٰاراً. نوح (71) 21 و 23 و 25

224. گناهان و لغزشهای قوم نوح، موجب ورود آنان به آتش برزخی، پس از هلاکت و غرق شدن با امواج آب:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً

مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نٰاراً فَلَمْ یَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْصٰاراً. نوح (71) 21 و 25


1) 1) .«کیف»برای استفهام (اعراب‌القرآن، درویش، ج 4،ص 278) و برای تعظیم گرفتاری وارد شده بر آنان است. (الکشاف، ج 2، ص 360)

2) 2) . بنابر یک احتمال«ادخلوا ناراً»به نحو اخبار از مستقبل با لفظ ماضی است و معنای آیه این است که به زودی در آتش داخل می‌شوند. (التفسیر الکبیر، ج 10، ص 659)

3) 3) . مقصود از«ناراً»آتش برزخی است، نه آتش آخرت. (المیزان، ج 20، ص 36)

قوم نوح و معاد

225. ناباوری قوم نوح به قیامت و معاد، سبب تکذیب آن:

بَلْ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا شَیْءٌ عَجِیبٌ

أَ إِذٰا مِتْنٰا وَ کُنّٰا تُرٰاباً ذٰلِکَ رَجْعٌ بَعِیدٌ

رِزْقاً لِلْعِبٰادِ وَ أَحْیَیْنٰا بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً کَذٰلِکَ الْخُرُوجُ

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحٰابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ. ق (50) 2 و 3 و 11 و 12

کفر قوم نوح

226. کفر و عدم ایمان اکثریّت قوم نوح:

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ

فَافْتَحْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِی وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ .

شعراء (26) 116 و 118 و 121

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَکَذَّبُوا عَبْدَنٰا ...

تَجْرِی بِأَعْیُنِنٰا جَزٰاءً لِمَنْ کٰانَ کُفِرَ.

قمر (54) 9 و 14

227. خودبرتربینی و تکبّر قوم نوح، موجب کفر و مانع ایمان آنان به نوح علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ ....

هود (11) 25 و 27

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ ....

مؤمنون (23) 23 و 24

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ . شعراء (26) 105 و 111

228. نادانی و جهل اشراف قوم نوح، موجب کفر، و مانع ایمان آنان به حضرت:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ ...

وَ یٰا قَوْمِ ... وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ وَ لٰکِنِّی أَرٰاکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ .

هود (11) 25 و 27 و 29

229. نوح علیه السلام ، خواهان نابودی و هلاکت همۀ کافران قوم خود:

وَ قٰالَ نُوحٌ رَبِّ لاٰ تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکٰافِرِینَ دَیّٰاراً. نوح (71) 26

نیز ==> همین مدخل، اکثریت قوم نوح، عذاب قوم نوح، عوامل عذاب قوم نوح، کفر و غرق قوم نوح، عوامل غرق قوم نوح، کفر

کوردلی قوم نوح

230. قوم نوح، مردمی کوردل، از دیدگاه آن حضرت:

قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ آتٰانِی رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ ....

هود (11) 28

231. نپذیرفتن رسالت نوح علیه السلام از جانب قوم وی، به رغم مشاهدۀ دلایل روشن آن حضرت، نشانۀ کوردلی آن قوم:

قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی

وَ آتٰانِی رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ ....

هود (11) 28

232. کوردلی قوم نوح، موجب انکار آیات از جانب آنان و سبب غرق و هلاکت آنان در طغیان آب:

فَکَذَّبُوهُ فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً عَمِینَ . اعراف (7) 64

کیفر قوم نوح

==> همین مدخل، عذاب قوم نوح و غرق قوم نوح

گناه قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، گناه

لجاجت قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، لجاجت

مال در قوم نوح

233. نتیجه و اثر بهره‌مندی قوم نوح از اموال، افزایش زیانکاری و خسارت آنان:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً. نوح (71) 21

مکر قوم نوح

==> همین مدخل، رذایل قوم نوح، مکر

موعظۀ قوم نوح

234. بی‌اثر بودن نصیحت نوح علیه السلام به قوم خویش، در صورت تثبیت گمراهی آنان (بی‌بهره بودن آنان از رحمت الهی):

وَ لاٰ یَنْفَعُکُمْ نُصْحِی إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَکُمْ إِنْ کٰانَ اللّٰهُ یُرِیدُ أَنْ یُغْوِیَکُمْ ... (1)هود (11) 34

مؤمنان قوم نوح

235. ایمان گروهی از قوم نوح به آن حضرت:

وَ یٰا قَوْمِ ... وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ .... هود (11) 29

وَ أُوحِیَ إِلیٰ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّٰ مَنْ قَدْ آمَنَ .... هود (11) 36

236. مؤمنان قوم نوح، مردمی مقرّب درگاه خداوند و مورد عنایت خدا:

وَ یٰا قَوْمِ ... وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ .... هود (11) 29

237. سران کفرپیشۀ قوم نوح، ناآگاه به مقام بلند مؤمنان و پیروان آن حضرت:

وَ یٰا قَوْمِ ... وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ وَ لٰکِنِّی أَرٰاکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ . (2)

هود (11) 29

238. درخواست قوم نوح از وی، برای طرد مؤمنان تهیدست، ناشی از جهل آنان به معاد (لقاءاللّه):

وَ یٰا قَوْمِ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مٰالاً إِنْ أَجرِیَ إِلاّٰ عَلَی اللّٰهِ وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ وَ لٰکِنِّی أَرٰاکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ . (3)هود (11) 29


1) 1) .«ان کان اللّه یرید ان یغویکم»طبق یک احتمال، یعنی اگر خدا بخواهد شما را از رحمت خود دور گرداند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 238)

2) 2) . به قرینۀ«انّهم ملاقوا ربّهم»می‌توان گفت: مفعول«تجهلون»مقام والا و ارجمند مؤمنان به نوح علیه السلام است. بر این اساس«أراکم»یعنی می‌دانم که شما به مقام والای مؤمنان (لقای آنان با خدا) آگاهی ندارید

3) 3) . مقصود از جهل قوم نوح، جهل به معاد است. (المیزان، ج 10، ص 208)

239. لزوم توجّه قوم نوح به حمایت و پشتیبانی خدا، از مؤمنان این قوم:

وَ یٰا قَوْمِ مَنْ یَنْصُرُنِی مِنَ اللّٰهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ . هود (11) 30

240. توبیخ قوم نوح از جانب آن حضرت، به سبب توجّه نکردن به پیامدهای ناگوار طرد مؤمنان:

وَ یٰا قَوْمِ مَنْ یَنْصُرُنِی مِنَ اللّٰهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ . هود (11) 30

241. طرد مؤمنان قوم نوح، درپی‌دارندۀ بی‌بهره شدن از هرگونه یاری و نصرت:

وَ یٰا قَوْمِ مَنْ یَنْصُرُنِی مِنَ اللّٰهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ . هود (11) 30

242. مؤمنان قوم نوح، در دیدگاه آن قوم، مردمی پست و حقیر:

وَ لاٰ أَقُولُ لَکُمْ ... وَ لاٰ أَقُولُ لِلَّذِینَ تَزْدَرِی أَعْیُنُکُمْ لَنْ یُؤْتِیَهُمُ اللّٰهُ خَیْراً اللّٰهُ ... (1)هود (11) 31

243. تحقیر مؤمنان قوم نوح و بی‌بهره دانستن آنان از خیر خدادادی، از مصادیق ظلم به آنان:

وَ لاٰ أَقُولُ لَکُمْ ... وَ لاٰ أَقُولُ لِلَّذِینَ تَزْدَرِی أَعْیُنُکُمْ لَنْ یُؤْتِیَهُمُ اللّٰهُ خَیْراً ... إِنِّی إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

هود (11) 31

244. مؤمنان تحقیر شدۀ قوم نوح، برخوردار از خیر و نیکی به رغم پندار عدم برخورداری آنان از خیر:

وَ لاٰ أَقُولُ لَکُمْ ... وَ لاٰ أَقُولُ لِلَّذِینَ تَزْدَرِی أَعْیُنُکُمْ لَنْ یُؤْتِیَهُمُ اللّٰهُ خَیْراً اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا فِی أَنْفُسِهِمْ .... هود (11) 31

نیز ==> همین مدخل، اطاعت قوم نوح، اقلّیّت قوم نوح و نجات‌یافتگان قوم نوح

نجات‌یافتگان قوم نوح

245. نوح علیه السلام ، خواهان نجات خود و مؤمنان همراه خود از هلاکت و نابودی:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَافْتَحْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِی وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 106 و 118

246. سوار شدن مؤمنان قوم نوح بر کشتی آن حضرت و نجات آنان از عذاب:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ . هود (11) 25 و 40

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ .

شعراء (26) 106 و 119 و 121

247. سرنشینان کشتی نوح به همراه آن حضرت، تنها نجات‌یافتگان از حادثۀ طوفان و غرق در آب:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکٰاءَکُمْ ثُمَّ لاٰ یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لاٰ


1) 1) .«إزدراء»[مصدر«تزدری»] به معنای حقیر شمردن و ناقص و معیوب دانستن است. (لسان‌العرب، ج 6 ، ص 41،«زری») مفعول«تزدری»ضمیر محذوفی است که به«الّذین»برمی‌گردد و مراد از آن، پیروان حضرت نوح است

تُنْظِرُونِ

فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ جَعَلْنٰاهُمْ خَلاٰئِفَ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا .... یونس (10) 71 و 73

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاّٰ خَمْسِینَ عٰاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفٰانُ ...

فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ أَصْحٰابَ السَّفِینَةِ ....

عنکبوت (29) 14 و 15

فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رٰابِیَةً

إِنّٰا لَمّٰا طَغَی الْمٰاءُ حَمَلْنٰاکُمْ فِی الْجٰارِیَةِ . حاقّه (69) 10 و 11

248. نجات نوح علیه السلام و خاندان وی از اندوه بزرگ و خوف از غرق:

وَ لَقَدْ نٰادٰانٰا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِیبُونَ

وَ نَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ . (1)صافّات (37) 75 و 76

249. هلاکت قوم نوح با غرق شدن در آب و نجات یافتن مؤمنان، سرگذشتی عبرت‌آموز:

فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رٰابِیَةً

إِنّٰا لَمّٰا طَغَی الْمٰاءُ حَمَلْنٰاکُمْ فِی الْجٰارِیَةِ

لِنَجْعَلَهٰا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَ تَعِیَهٰا أُذُنٌ وٰاعِیَةٌ . حاقّه (69) 10 -\12

250. نابودی اکثریّت کافر قوم نوح با غرق شدن در طوفان آب و نجات اقلّیّت مؤمن این قوم، آیه‌ای از آیات خداوند:

فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ

ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ . شعراء (26) 119 -\121

251. خلافت و جانشینی اقلّیّت مؤمن و نجات‌یافتۀ قوم نوح از اکثریّت تکذیب‌کننده و غرق شده:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنْ کٰانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقٰامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَعَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکٰاءَکُمْ ثُمَّ لاٰ یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لاٰ تُنْظِرُونِ

فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ وَ جَعَلْنٰاهُمْ خَلاٰئِفَ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُنْذَرِینَ .

یونس (10) 71 و 73

نسل قوم نوح

252. مردم جزیرةالعرب از نسل قوم نوح و از نژاد آنان (از نسل سرنشینان کشتی نوح):

فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رٰابِیَةً

إِنّٰا لَمّٰا طَغَی الْمٰاءُ حَمَلْنٰاکُمْ فِی الْجٰارِیَةِ . (2)حاقّه (69) 10 و 11

نیز ==> همین مدخل، فرزندان قوم نوح

نفرین بر قوم نوح

253. لعن و نفرین بر ظالمان قوم نوح از جانب خداوند، هنگام فرود آمدن کشتی آن حضرت بر خاک:

وَ قِیلَ یٰا أَرْضُ ابْلَعِی مٰاءَکِ وَ یٰا سَمٰاءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْمٰاءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . (3)

هود (11) 44


1) 1) .«الکرب العظیم»بنا بر قولی، مقصود، اندوه بزرگ به سبب خوف از غرق است. (التفسیر الکبیر، ج 9، ص 339)

2) 2) .«حملناکم»یعنی پدران شما را سوار بر کشتی کردیم، در حالی که شما در صلب آنان بودید، و تردیدی نیست که مخاطبان این آیه فرزندان کسانی بوده‌اند که در کشتی نوح قرار گرفته بودند. (التفسیر الکبیر، ج 10، ص 623)

3) 3) . معنای«قیل بُعداً للقوم الظّالمین»این است که خداوندظالمان را از رحمت خود دور ساخته است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 250)

254. لعن و نفرین بر ظالمان قوم نوح از جانب آن حضرت، هنگام فرودآمدن کشتی بر خاک:

وَ قِیلَ یٰا أَرْضُ ابْلَعِی مٰاءَکِ وَ یٰا سَمٰاءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْمٰاءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . (1)

هود (11) 44

وعده به قوم نوح

==> نوح، وعده‌های نوح

هلاکت قوم نوح

==> همین مدخل، عذاب قوم نوح

قوم هود

==>عاد

قوم یونس

اشاره

قوم یونس در شهر نینوا، واقع در سرزمین موصل عراق ساکن بودند که با دعوت پیامبرشان حضرت یونس علیه السلام مخالفت و او را تکذیب کردند. آن حضرت به آنان وعدۀ نزول عذاب داد و خود از شهر بیرون رفت. آنان روز سوم نشانه‌های عذاب را دیدند و با اظهار ایمان و نیّت خالص توبه کردند. خداوند بر اینان رحم کرد و دعای‌شان را مستجاب نمود و عذاب را از آنان برداشت. خداوند یونس علیه السلام را باری دیگر به سوی قومش فرستاد و آنها به او ایمان آوردند و خدا با موهبتها و نعمتهایش آنان را تا آخر عمر بهره‌مند نمود. (2)در این مدخل از واژۀ«یونس»و بعضی کلمات دیگر که دربارۀ قوم یونس آمده، استفاده شده است.

اذیّتهای قوم یونس

1. فرار کردن یونس علیه السلام ، از اذیّت و آزار قوم خویش:

وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغٰاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنٰادیٰ فِی الظُّلُمٰاتِ أَنْ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّٰالِمِینَ . (3)

انبیاء (21) 87

انذار قوم یونس

2. انذارهای یونس علیه السلام ، اتمام‌حجّت الهی بر قوم او:

إِنّٰا أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ کَمٰا أَوْحَیْنٰا إِلیٰ نُوحٍ وَ النَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ ... وَ یُونُسَ ... رُسُلاً مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَی اللّٰهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ .... نساء (4) 163 و 165

ایمان قوم یونس

3. ایمان آوردن قوم یونس، از روی اختیار:

فَلَوْ لاٰ کٰانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهٰا إِیمٰانُهٰا إِلاّٰ قَوْمَ یُونُسَ لَمّٰا آمَنُوا کَشَفْنٰا عَنْهُمْ عَذٰابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ مَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ

وَ لَوْ شٰاءَ


1) 1) . یک احتمال در معنای آیه این است که کلام نوح علیه السلام است. (التفسیر الکبیر، ج 6 ، ص 354)

2) 2) . معجم‌البلدان، ج 5، ص 339؛ مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ،ص 204 -\205؛ المیزان، ج 17، ص 166 -\169

3) 3) . معنای«انّی کنت من الظّالمین»این است که من بر خودو قوم خویش ستم نمودم، چرا که سزاوار بود ماندن در میان آنها را می‌پذیرفتم و سختیها و گرفتاریهای بیشتر را تحمّل می‌کردم و با همۀ انواع عذابها و دردهای آنان مواجه می‌شدم تا شاید آنان هدایت می‌شدند. (الامثل فی تفسیر کتاب اللّه المنزل، ج 10، ص 231)

رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِیعاً ....

یونس (10) 98 و 99

4. ایمان قوم یونس به آن حضرت، پس از رسالت و مأموریّت مجدّد وی به سوی آنان:

وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

وَ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ

فَآمَنُوا ....

صافّات (37) 139 و 147 و 148

5. ایمان قوم یونس در آخرین لحظات، موجب رفع عذاب رسوایی از آنان در دنیا:

فَلَوْ لاٰ کٰانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهٰا إِیمٰانُهٰا إِلاّٰ قَوْمَ یُونُسَ لَمّٰا آمَنُوا کَشَفْنٰا عَنْهُمْ عَذٰابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا .... یونس (10) 98

6. برخوردار شدن قوم یونس از وسایل آسایش دنیایی بر اثر ایمان:

فَلَوْ لاٰ کٰانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهٰا إِیمٰانُهٰا إِلاّٰ قَوْمَ یُونُسَ لَمّٰا آمَنُوا کَشَفْنٰا عَنْهُمْ عَذٰابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ مَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ .

یونس (10) 98

وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

وَ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ

فَآمَنُوا فَمَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ .

صافّات (37) 139 و 147 و 148

بدا در قوم یونس

==> همین مدخل، عذاب قوم یونس

پیامبر قوم یونس

7. یونس علیه السلام ، پیامبر و فرستادۀ خدا به سوی قوم خویش، با جمعیّت بیش از صد هزار نفر:

وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

وَ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ . صافّات (37) 139 و 147

توبۀ قوم یونس

8. رفع عذاب از قوم یونس، در پی ایمان و توبۀ آنان:

فَلَوْ لاٰ کٰانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهٰا إِیمٰانُهٰا إِلاّٰ قَوْمَ یُونُسَ لَمّٰا آمَنُوا کَشَفْنٰا عَنْهُمْ عَذٰابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ مَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ . (1)

یونس (10) 98

جمعیّت قوم یونس

9. جمعیّت قوم یونس، بیش از صد هزار نفر:

وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

وَ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ . صافّات (37) 139 و 147

زندگی قوم یونس

10. توبه و ایمان قوم یونس، موجب حیات و زندگی توأم با آسایش آنان، بعد از رفع عذاب:

فَلَوْ لاٰ کٰانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهٰا إِیمٰانُهٰا إِلاّٰ قَوْمَ یُونُسَ لَمّٰا آمَنُوا کَشَفْنٰا عَنْهُمْ عَذٰابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ مَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ .

یونس (10) 98

وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

وَ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ

فَآمَنُوا فَمَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ . (2)

صافّات (37) 139 و 147 و 148


1) 1) . عذاب از قوم یونس، با استدراک توبه و ایمان به خدارفع شد. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 203)

2) 2) .«أرسلنا»یعنی خداوند یونس علیه السلام را امر نمود که باردیگر به سوی قومش برگردد. مراد از ایمان قومش در جملۀ«فامنوا...»ایمان آوردن به خدا و توبه کردن بعد از دیدن عذاب است. (المیزان، ج 17، ص 165؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج 11، جزء 23، ص 179)

شهر قوم یونس

11. شهر نینوا، محلّ سکونت قوم یونس:

فَلَوْ لاٰ کٰانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهٰا إِیمٰانُهٰا إِلاّٰ قَوْمَ یُونُسَ لَمّٰا آمَنُوا کَشَفْنٰا عَنْهُمْ عَذٰابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ مَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ . (1)

یونس (10) 98

وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

وَ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ . صافّات (37) 139 و 147

عذاب قوم یونس

12. حصول بدا در عذاب موعود قوم یونس، به دنبال ایمان آوردن آنها:

فَلَوْ لاٰ کٰانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهٰا إِیمٰانُهٰا إِلاّٰ قَوْمَ یُونُسَ لَمّٰا آمَنُوا کَشَفْنٰا عَنْهُمْ عَذٰابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ... (2)یونس (10) 98

غضب بر قوم یونس

13. خشمگین شدن یونس علیه السلام از اعمال قوم خویش:

وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغٰاضِباً ... (3)انبیاء (21) 87

وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ أَبَقَ إِلَی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ . صافّات (37) 139 و 140

... وَ لاٰ تَکُنْ کَصٰاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نٰادیٰ وَ هُوَ مَکْظُومٌ . قلم (68) 48

کفر قوم یونس

14. کفر به یونس علیه السلام و ردّ دعوت او در مرحلۀ آغازین، از سوی قومش:

فَلَوْ لاٰ کٰانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهٰا إِیمٰانُهٰا إِلاّٰ قَوْمَ یُونُسَ لَمّٰا آمَنُوا کَشَفْنٰا عَنْهُمْ عَذٰابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ مَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ .

یونس (10) 98

15. قوم یونس بر اثر کفر و تکذیب پیامبر خویش، در معرض وقوع عذاب استیصال:

فَلَوْ لاٰ کٰانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهٰا إِیمٰانُهٰا إِلاّٰ قَوْمَ یُونُسَ لَمّٰا آمَنُوا کَشَفْنٰا عَنْهُمْ عَذٰابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ مَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ .

یونس (10) 98

هدایت قوم یونس

16. یأس و ناامیدی یونس پیامبر علیه السلام ، از هدایت قوم خویش:

وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغٰاضِباً .... انبیاء (21) 87

إِذْ أَبَقَ إِلَی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ . صافّات (37) 140

... وَ لاٰ تَکُنْ کَصٰاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نٰادیٰ وَ هُوَ مَکْظُومٌ . قلم (68) 48


1) 1) .«نینوا»شهری در نزدیکی سرزمین موصل عراق بود که‌قوم یونس در آن سکونت داشتند. (معجم‌البلدان، ج 5، ص 339؛ مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 204؛ المیزان، ج 17، ص 164)

2) 2) . قوم یونس با وعدۀ عذاب از سوی یونس علیه السلام علامات آن را مشاهده کردند، ولی با توبه و ایمان آوردن آنان، خداوند عذاب را از ایشان برداشت. این موضوع را در اصطلاح علم کلام«بدا»گویند. طبق روایتی از امام صادق علیه السلام در علم خدا چنین بوده است که عذاب را از آنان، به سبب توبه و ایمان‌شان برمی‌دارد و این را به یونس علیه السلام خبر نداده بود تا اینکه در شکم ماهی، خالصاً او را عبادت کند و مستوجب ثواب و کرامت او باشد. (المیزان، ج 17، ص 170، به نقل از علل‌الشرایع، ج 1، ص 77، ح 1)

3) 3) . در روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده است که خشمگین و غضبناک شدن یونس علیه السلام از اعمال قومش بود. (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 451، ح 141)

قویّ / اسماوصفات

این اسم و صفت الهی به معنای نیرومندی و توانایی (1)9 بار در قرآن آمده است. 7 مرتبه با صفت عزیز و دو بار با صفت شدیدالعقاب. (2)

... إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقٰابِ . انفال (8) 52

فَلَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا نَجَّیْنٰا صٰالِحاً وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنّٰا وَ مِنْ خِزْیِ یَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ. هود (11) 66

اَلَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاّٰ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللّٰهُ وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوٰامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَوٰاتٌ وَ مَسٰاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللّٰهِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ. حج (22) 40

... إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ. حج (22) 74

وَ رَدَّ اللّٰهُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِغَیْظِهِمْ لَمْ یَنٰالُوا خَیْراً وَ کَفَی اللّٰهُ الْمُؤْمِنِینَ الْقِتٰالَ وَ کٰانَ اللّٰهُ قَوِیًّا عَزِیزاً. احزاب (33) 25

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَکَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللّٰهُ إِنَّهُ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقٰابِ .

غافر (40) 22

اَللّٰهُ لَطِیفٌ بِعِبٰادِهِ یَرْزُقُ مَنْ یَشٰاءُ وَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ. شوری (42) 19

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْمِیزٰانَ لِیَقُومَ النّٰاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ. حدید (57) 25

کَتَبَ اللّٰهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِی إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ. مجادله (58) 21

قهّار / اسماوصفات

این اسم و صفت الهی صیغۀ مبالغه به معنای غلبه و برتری یافتن و خوار ساختن آمده است. این وصف در قرآن 6 بار آمده و در هر 6 مورد به عنوان وصف «الواحد»آمده است: (3)

یٰا صٰاحِبَیِ السِّجْنِ أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ. یوسف (12) 39

نیز ==> رعد (13) 16؛ ابراهیم (14) 48؛ ص (38) 65؛ زمر (39) 4؛ غافر (40) 16

و«قاهر»نیز دو بار در قرآن آمده است:

وَ هُوَ الْقٰاهِرُ فَوْقَ عِبٰادِهِ .... انعام (6) 18

وَ هُوَ الْقٰاهِرُ فَوْقَ عِبٰادِهِ .... انعام (6) 61

قیامت

اشاره

قیامت، در اصل به معنای برپایی دفعی انسان، و در قرآن، زمان و روز برپایی مردم در پیشگاه خدا است. (4)

در این مدخل از واژه‌های«السّاعة»،«القیامة»،


1) 1) . شرح اسماء اللّه الحسنیٰ، للرّازی، ص 298

2) 2) . اسما و صفات الهی فقط در قرآن، ج 2، ص 1103 -\1106

3) 3) . شرح اسماء اللّه الحسنیٰ، رازی، ص 230؛ اسما و صفات الهی فقط در قرآن، ج 2، ص 1106 -\1110

4) 4) . مفردات، ص 691 ،«قوم»

«یوم...»و آیات بسیاری استفاده شده و مباحث مدخلهای مرتبط مانند آخرت، حسابرسی، حشر، معاد، میزان، بهشت، جهنّم، عذاب و... در جایگاه خود آمده است.

اهمّ عناوین: انسانها در قیامت، اوصاف قیامت، تکذیب قیامت، خوف از قیامت، علائم قیامت، کفر به قیامت و نامهای قیامت.

آبرومندان در قیامت

1. محسنان

1. محسنان، از آبرومندان قیامت:

لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا الْحُسْنیٰ وَ زِیٰادَةٌ وَ لاٰ یَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لاٰ ذِلَّةٌ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ . یونس (10) 26

2. محمّد صلی الله علیه و آله

2. پیامبر صلی الله علیه و آله ، دارای آبرو و مصون از خواری در قیامت:

... یَوْمَ لاٰ یُخْزِی اللّٰهُ النَّبِیَّ .... تحریم (66) 8

3. مؤمنان

3. مؤمنان، در شمار آبرومندان قیامت:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللّٰهِ ... یَوْمَ لاٰ یُخْزِی اللّٰهُ النَّبِیَّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعیٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمٰانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنٰا أَتْمِمْ لَنٰا نُورَنٰا .... تحریم (66) 8

آبرومندی در قیامت

4. دعای ابراهیم علیه السلام در پیشگاه خدا، برای تحصیل آبرومندی در قیامت:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ ... وَ لاٰ تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ . شعراء (26) 69 و 70 و 87

5. دعای اولواالالباب و خردمندان به درگاه پروردگار، برای دستیابی به آبرو و سربلندی در قیامت:

... لِأُولِی الْأَلْبٰابِ رَبَّنٰا إِنَّکَ مَنْ تُدْخِلِ النّٰارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ .... وَ لاٰ تُخْزِنٰا یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ....

آل‌عمران (3) 190 و 192 و 194

آرامش در قیامت

==> آرامش، آرامش در قیامت

آرزو در قیامت

6. انسانها، آرزومند دور بودن از اعمال بد خویش، در قیامت:

یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ... وَ مٰا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهٰا وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً .... آل‌عمران (3) 30

نیز ==> آرزو، آرزو کنندگان در قیامت

آستانۀ قیامت

==> همین مدخل، علائم قیامت

آسمان در قیامت

==> آسمان، آسمان در قیامت

آگاهی در قیامت

==> همین مدخل، بصیرت در قیامت

ابراهیم علیه السلام و قیامت

==> ابراهیم علیه السلام ، ابراهیم علیه السلام و قیامت

ابلیس و قیامت

7. آگاهی ابلیس به وقوع قیامت و درخواست عمر طولانی تا آن روز، از سوی وی:

... ثُمَّ قُلْنٰا لِلْمَلاٰئِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّٰ

إِبْلِیسَ لَمْ یَکُنْ مِنَ السّٰاجِدِینَ

قٰالَ أَنْظِرْنِی إِلیٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ . اعراف (7) 11 و 14

قٰالَ یٰا إِبْلِیسُ مٰا لَکَ أَلاّٰ تَکُونَ مَعَ السّٰاجِدِینَ

قٰالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلیٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ

قٰالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ

إِلیٰ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ .

حجر (15) 32 و 36 -\38

وَ إِذْ قُلْنٰا لِلْمَلاٰئِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّٰ إِبْلِیسَ قٰالَ أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِیناً

قٰالَ أَ رَأَیْتَکَ هٰذَا الَّذِی کَرَّمْتَ عَلَیَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ لَأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إِلاّٰ قَلِیلاً.

اسراء (17) 61 و 62

قٰالَ یٰا إِبْلِیسُ مٰا مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِمٰا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعٰالِینَ

قٰالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلیٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ . ص (38) 75 و 79

اجتماع در قیامت

8. گرد آوردن تمام انسانها در قیامت، وعدۀ حتمی خدا:

رَبَّنٰا إِنَّکَ جٰامِعُ النّٰاسِ لِیَوْمٍ لاٰ رَیْبَ فِیهِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُخْلِفُ الْمِیعٰادَ. آل‌عمران (3) 9

اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّٰهِ حَدِیثاً.

نساء (4) 87

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لِمَنْ خٰافَ عَذٰابَ الْآخِرَةِ ذٰلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النّٰاسُ وَ ذٰلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ.

هود (11) 103

إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ مِیقٰاتُهُمْ أَجْمَعِینَ . دخان (44) 40

قُلِ اللّٰهُ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یَجْمَعُکُمْ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . جاثیه (45) 26

یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذٰلِکَ یَوْمُ التَّغٰابُنِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ وَ یَعْمَلْ صٰالِحاً یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئٰاتِهِ وَ یُدْخِلْهُ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً ذٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ .

تغابن (64) 9

لِیَوْمِ الْفَصْلِ

أَ لَمْ نُهْلِکِ الْأَوَّلِینَ

ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِینَ . مرسلات (77) 13 و 16 و 17

هٰذٰا یَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْنٰاکُمْ وَ الْأَوَّلِینَ .

مرسلات (77) 38

نیز ==> حشر

احتجاج در قیامت

9. نگرانی علمای یهود، از احتجاج مسلمانان با آنان، در قیامت:

أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُمْ وَ قَدْ کٰانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلاٰمَ اللّٰهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مٰا عَقَلُوهُ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ

وَ إِذٰا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلاٰ بَعْضُهُمْ إِلیٰ بَعْضٍ قٰالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِمٰا فَتَحَ اللّٰهُ عَلَیْکُمْ لِیُحَاجُّوکُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّکُمْ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . (1)بقره (2) 75 و 76

وَ قٰالَتْ طٰائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهٰارِ وَ اکْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ

وَ لاٰ تُؤْمِنُوا إِلاّٰ لِمَنْ تَبِعَ دِینَکُمْ ... أَنْ یُؤْتیٰ أَحَدٌ مِثْلَ مٰا أُوتِیتُمْ أَوْ یُحٰاجُّوکُمْ عِنْدَ رَبِّکُمْ .... آل‌عمران (3) 72 و 73

نیز ==> احتجاج، احتجاج ابلیس و احتجاج در قیامت


1) 1) . بنا بر قولی، منظور از آیه، احتجاج در قیامت است. (روح‌المعانی، ج 1، جزء 1، ص 473)

احیای انسانها در قیامت

==> آخرت، حسابرسی، حشر، معاد

اختلاف در قیامت

==> اختلاف، حسابرسی اختلاف

اساطیر و قیامت

==> اساطیر، اساطیر و قیامت

استخوان در قیامت

==> استخوان، استخوان در قیامت

استهزای قیامت

10. استهزای قیامت، از ناحیۀ منکران آن:

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

یونس (10) 48

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ وَ کٰانَ عَرْشُهُ عَلَی الْمٰاءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ لَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ

وَ لَئِنْ أَخَّرْنٰا عَنْهُمُ الْعَذٰابَ إِلیٰ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَیَقُولُنَّ مٰا یَحْبِسُهُ أَلاٰ یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ . هود (11) 7 و 8

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

انبیاء (21) 38

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

نمل (27) 71

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . (1)

یس (36) 48

وَ إِذٰا قِیلَ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ السّٰاعَةُ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا قُلْتُمْ مٰا نَدْرِی مَا السّٰاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلاّٰ ظَنًّا وَ مٰا نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِینَ

وَ بَدٰا لَهُمْ سَیِّئٰاتُ مٰا عَمِلُوا وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ .

جاثیه (45) 32 و 33

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

ملک (67) 25

نیز ==> استهزا، استهزای معاد

اصحاب اعراف در قیامت

==> اصحاب اعراف

اصحاب سبت در قیامت

11. اختلاف اصحاب سبت و یهودیان، در تعطیلی روز شنبه و عصیان آنان از حکم خدا و حرمت صید در آن، مورد حسابرسی خدا در قیامت:

إِنَّمٰا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَی الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ إِنَّ رَبَّکَ لَیَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فِیمٰا کٰانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . نحل (16) 124

اصحاب شمال در قیامت

==> اصحاب شمال

اصحاب یمین در قیامت

==> اصحاب یمین

افترازنندگان در قیامت

==> افترا، افترا به خدا، کیفر افترا به خدا

اقرار در قیامت

==> اقرار، اقرار در قیامت


1) 1) . این سخن مشرکان با انگیزۀ استهزای خبر پیامبر صلی الله علیه و آله دربارۀ قیامت است. (مجمع‌البیان، ج 7 - 8 ، ص 668)

امداد در قیامت

==> امداد، محرومیّت از امداد

امنیّت در قیامت

12. احسان و اجرای کار نیک، عامل ایمنی از اهوال قیامت:

مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْهٰا وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ . نمل (27) 89

13. ایمان به آیات الهی، مایۀ برخورداری از امنیّت، در قیامت:

إِنَّ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی آیٰاتِنٰا لاٰ یَخْفَوْنَ عَلَیْنٰا أَ فَمَنْ یُلْقیٰ فِی النّٰارِ خَیْرٌ أَمْ مَنْ یَأْتِی آمِناً یَوْمَ الْقِیٰامَةِ اعْمَلُوا مٰا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. (1)فصّلت (41) 40

نیز ==> آرامش، آرامش در قیامت

انبیا در قیامت

==> انبیا، انبیا در قیامت

انتقام در قیامت

14. قیامت، روز انتقام سخت خداوند:

یَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْکُبْریٰ إِنّٰا مُنْتَقِمُونَ .

دخان (44) 16

انذار از قیامت

15. انذار شدن کافران از روز حسرت‌بار قیامت، وظیفۀ پیامبر صلی الله علیه و آله :

فَاخْتَلَفَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ

وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ وَ هُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ . مریم (19) 37 و 39

16. قیامت و سختی آن، مورد انذار خدا:

إِنّٰا أَنْذَرْنٰاکُمْ عَذٰاباً قَرِیباً یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ وَ یَقُولُ الْکٰافِرُ یٰا لَیْتَنِی کُنْتُ تُرٰاباً.

نبأ (78) 40

17. انذار مردم از روز قیامت و عذاب آن، وظیفۀ پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ أَنْذِرِ النّٰاسَ یَوْمَ یَأْتِیهِمُ الْعَذٰابُ فَیَقُولُ الَّذِینَ ظَلَمُوا رَبَّنٰا أَخِّرْنٰا إِلیٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ نُجِبْ دَعْوَتَکَ وَ نَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَ وَ لَمْ تَکُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ مٰا لَکُمْ مِنْ زَوٰالٍ . (2)ابراهیم (14) 44

رَفِیعُ الدَّرَجٰاتِ ذُو الْعَرْشِ یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ لِیُنْذِرَ یَوْمَ التَّلاٰقِ

وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَنٰاجِرِ کٰاظِمِینَ مٰا لِلظّٰالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لاٰ شَفِیعٍ یُطٰاعُ . غافر (40) 15 و 18

18. مؤمن آل‌فرعون، انذاردهنده به قوم خود، از روز قیامت:

وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمٰانَهُ ... وَ قٰالَ الَّذِی آمَنَ یٰا قَوْمِ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ مِثْلَ یَوْمِ الْأَحْزٰابِ وَ یٰا قَوْمِ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ یَوْمَ التَّنٰادِ. غافر (40) 28 و 30 و 32

نیز ==> انذار، انذار از جهنّم، انذار از حسابرسی، انذار از عذاب


1) 1) . از مقابلۀ«من یأتی آمناً یوم القیامة»با«أفمن یلقی فی‌النّار»استفاده می‌شود که در مقابل ملحدان به آیات، ایمان‌آورندگان به آیات قرار گرفته‌اند. (المیزان، ج 17، ص 397)

2) 2) . بنا بر اینکه منظور از«یوم یأتیهم العذاب»روز قیامت باشد. (مجمع‌البیان، ج 5 - 6 ، ص 494)

انسانها در قیامت

19. قیامت، روز حضور انسانها، در پیشگاه خدا:

لِیَوْمٍ عَظِیمٍ

یَوْمَ یَقُومُ النّٰاسُ لِرَبِّ الْعٰالَمِینَ .

مطفّفین (83) 5 و 6

20. تعجّب انسانها در قیامت، از لرزش شدید زمین و بیرون افکنده شدن بارهای سنگین آن:

إِذٰا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزٰالَهٰا

وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقٰالَهٰا

وَ قٰالَ الْإِنْسٰانُ مٰا لَهٰا.

زلزال (99) 1 -\3

21. پراکندگی انسانها در قیامت، همانند پروانه‌ها:

اَلْقٰارِعَةُ

یَوْمَ یَکُونُ النّٰاسُ کَالْفَرٰاشِ الْمَبْثُوثِ. قارعه (101) 1 و 4

22. قیامت، روز آشکار شدن اسرار نهان آدمیان:

یَوْمَ هُمْ بٰارِزُونَ لاٰ یَخْفیٰ عَلَی اللّٰهِ مِنْهُمْ شَیْءٌ لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ. غافر (40) 16

یَوْمَ تُبْلَی السَّرٰائِرُ. طارق (86) 9

23. قیامت، روز به خاطر آمدن تمام کوششها و تلاشها برای انسانها:

یَوْمَ یَتَذَکَّرُ الْإِنْسٰانُ مٰا سَعیٰ . نازعات (79) 35

وَ جِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الْإِنْسٰانُ وَ أَنّٰی لَهُ الذِّکْریٰ . فجر (89) 23

24. قیامت، روز دفاع هر انسانی از خویشتن:

یَوْمَ تَأْتِی کُلُّ نَفْسٍ تُجٰادِلُ عَنْ نَفْسِهٰا وَ تُوَفّٰی کُلُّ نَفْسٍ مٰا عَمِلَتْ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ .

نحل (16) 111

25. قیامت، روز نفی مبادلات اقتصادی و پیوندهای دوستی، در میان آدمیان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لاٰ بَیْعٌ فِیهِ وَ لاٰ خُلَّةٌ وَ لاٰ شَفٰاعَةٌ وَ الْکٰافِرُونَ هُمُ الظّٰالِمُونَ . بقره (2) 254

قُلْ لِعِبٰادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا یُقِیمُوا الصَّلاٰةَ وَ یُنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ سِرًّا وَ عَلاٰنِیَةً مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لاٰ بَیْعٌ فِیهِ وَ لاٰ خِلاٰلٌ . ابراهیم (14) 31

26. قیامت، روز کیفر نشدن انسانها به جای یکدیگر:

وَ اتَّقُوا یَوْماً لاٰ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً .... بقره (2) 48

وَ اتَّقُوا یَوْماً لاٰ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً .... بقره (2) 123

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ وَ اخْشَوْا یَوْماً لاٰ یَجْزِی وٰالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لاٰ مَوْلُودٌ هُوَ جٰازٍ عَنْ وٰالِدِهِ شَیْئاً .... لقمان (31) 33

27. وجود انسانهای شقی و سعادتمند، در عرصۀ قیامت:

یَوْمَ یَأْتِ لاٰ تَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعِیدٌ. هود (11) 105

28. حضور گروههای گوناگونی از انسانها، در عرصۀ قیامت:

یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوٰاجاً. نبأ (78) 18

29. قیامت، روز فقدان اختیار و مالکیّت انسانها برای انجام دادن کارهای دیگران:

یَوْمَ لاٰ تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَ الْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلّٰهِ . انفطار (82) 19

30. قیامت، روز روسفیدی بعضی انسانها و روسیاهی برخی دیگر:

یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِینَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ کَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمٰانِکُمْ فَذُوقُوا الْعَذٰابَ بِمٰا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ . آل‌عمران (3) 106

31. قیامت، روز عزّت و ذلّت انسانها:

إِذٰا وَقَعَتِ الْوٰاقِعَةُ

لَیْسَ لِوَقْعَتِهٰا کٰاذِبَةٌ

خٰافِضَةٌ رٰافِعَةٌ . واقعه (56) 1 -\3

32. قیامت، روز گشاده‌رویی و شادمانی برخی چهره‌ها و غبارآلودی و سیاهی برخی دیگر:

وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ

ضٰاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ

وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهٰا غَبَرَةٌ

تَرْهَقُهٰا قَتَرَةٌ .

عبس (80) 38 -\41

33. قیامت، روز فرار انسانها از خویشاوندانش و گرفتاری هر کس به اعمال خود:

یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ

وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ

وَ صٰاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ

لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ . عبس (80) 34 -\37

انکار قیامت

==> همین مدخل، تکذیب قیامت و کفر به قیامت

اوصاف قیامت

1. آشکاری

34. قیامت، روزی آشکار و قابل مشاهده برای همگان:

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لِمَنْ خٰافَ عَذٰابَ الْآخِرَةِ ذٰلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النّٰاسُ وَ ذٰلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ.

هود (11) 103

وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ. (1)بروج (85) 3

2. بزرگی

35. قیامت، روزی بزرگ و با عظمت:

قُلْ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . انعام (6) 15

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . اعراف (7) 59

وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هٰذٰا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . یونس (10) 15

وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتٰاعاً حَسَناً إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ یُؤْتِ کُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ کَبِیرٍ. هود (11) 3

فَاخْتَلَفَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ . مریم (19) 37

إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ .

شعراء (26) 135

قُلْ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ . زمر (39) 13

وَ اذْکُرْ أَخٰا عٰادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقٰافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ .

احقاف (46) 21

لِیَوْمٍ عَظِیمٍ

یَوْمَ یَقُومُ النّٰاسُ لِرَبِّ الْعٰالَمِینَ .

مطفّفین (83) 5 و 6

3. تلخی

36. قیامت، روزی تلخ برای کافران و مجرمان:

أَ کُفّٰارُکُمْ خَیْرٌ مِنْ أُولٰئِکُمْ أَمْ لَکُمْ بَرٰاءَةٌ فِی


1) 1) . بنا بر قولی، مقصود از«مشهود»روز قیامت است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 708؛ الکشاف، ج 4، ص 729)

اَلزُّبُرِ

بَلِ السّٰاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَ السّٰاعَةُ أَدْهیٰ وَ أَمَرُّ

إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فِی ضَلاٰلٍ وَ سُعُرٍ.

قمر (54) 43 و 46 و 47

4. سختی

37. قیامت، روزی سخت و مشقّت‌بار:

أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ أَلِیمٍ . هود (11) 26

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السّٰاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ

یَوْمَ تَرَوْنَهٰا تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمّٰا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ کُلُّ ذٰاتِ حَمْلٍ حَمْلَهٰا وَ تَرَی النّٰاسَ سُکٰاریٰ وَ مٰا هُمْ بِسُکٰاریٰ وَ لٰکِنَّ عَذٰابَ اللّٰهِ شَدِیدٌ. حج (22) 1 و 2

اَلْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمٰنِ وَ کٰانَ یَوْماً عَلَی الْکٰافِرِینَ عَسِیراً. فرقان (25) 26

فَاخْتَلَفَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ عَذٰابِ یَوْمٍ أَلِیمٍ . زخرف (43) 65

فَکَیْفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرْتُمْ یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدٰانَ شِیباً. مزمّل (73) 17

فَذٰلِکَ یَوْمَئِذٍ یَوْمٌ عَسِیرٌ

عَلَی الْکٰافِرِینَ غَیْرُ یَسِیرٍ. مدّثر (74) 9 و 10

إِنّٰا نَخٰافُ مِنْ رَبِّنٰا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً.

انسان (76) 10

إِنَّ هٰؤُلاٰءِ یُحِبُّونَ الْعٰاجِلَةَ وَ یَذَرُونَ وَرٰاءَهُمْ یَوْماً ثَقِیلاً. انسان (76) 27

5. سرعت

38. وقوع قیامت، امری سریع همانند یک چشم به هم زدن:

وَ لِلّٰهِ غَیْبُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا أَمْرُ السّٰاعَةِ إِلاّٰ کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. نحل (16) 77

6 . شرارت‌باری

39. قیامت، روز گستردگی و فراگیری شرّ و عذاب:

یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخٰافُونَ یَوْماً کٰانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً. انسان (76) 7

7. طولانی

40. قیامت، روزی به اندازۀ پنجاه هزار سال:

تَعْرُجُ الْمَلاٰئِکَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کٰانَ مِقْدٰارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ . معارج (70) 4

41. قیامت، روزی به اندازۀ هزار سال:

یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمٰاءِ إِلَی الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کٰانَ مِقْدٰارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمّٰا تَعُدُّونَ .

سجده (32) 5

8 . ناگهانی

42. وقوع قیامت، ناگهانی و غیر قابل پیش‌بینی برای انسانها:

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِلِقٰاءِ اللّٰهِ حَتّٰی إِذٰا جٰاءَتْهُمُ السّٰاعَةُ بَغْتَةً قٰالُوا یٰا حَسْرَتَنٰا عَلیٰ مٰا فَرَّطْنٰا فِیهٰا وَ هُمْ یَحْمِلُونَ أَوْزٰارَهُمْ عَلیٰ ظُهُورِهِمْ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَزِرُونَ . انعام (6) 31

أَ فَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِیَهُمْ غٰاشِیَةٌ مِنْ عَذٰابِ اللّٰهِ أَوْ تَأْتِیَهُمُ السّٰاعَةُ بَغْتَةً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ .

یوسف (12) 107

وَ لاٰ یَزٰالُ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ حَتّٰی تَأْتِیَهُمُ السّٰاعَةُ بَغْتَةً أَوْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابُ یَوْمٍ عَقِیمٍ .

حجّ (22) 55

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السّٰاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ . زخرف (43) 66

فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السّٰاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جٰاءَ

أَشْرٰاطُهٰا فَأَنّٰی لَهُمْ إِذٰا جٰاءَتْهُمْ ذِکْرٰاهُمْ .

محمّد (47) 18

9. هولناکی

43. قیامت، روزی هولناک و وحشت‌زا:

بَلِ السّٰاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَ السّٰاعَةُ أَدْهیٰ وَ أَمَرُّ.

قمر (54) 46

نیز ==> همین مدخل، نامهای قیامت

اهل‌کتاب در قیامت

==> اهل کتاب، اهل‌کتاب در قیامت

ایمان به قیامت

44. ایمان به قیامت، از صفات بارز متّقین:

ذٰلِکَ الْکِتٰابُ لاٰ رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ

اَلَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ ... (1)بقره (2) 2 و 3

45. ایمان به قیامت، سبب هدایت‌پذیری از خدا:

اَلَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ ... أُولٰئِکَ عَلیٰ هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . بقره (2) 3 و 5

46. ایمان به قیامت، از اسباب رستگاری و سعادت انسان:

اَلَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ ... أُولٰئِکَ عَلیٰ هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . بقره (2) 3 و 5

47. ایمان به قیامت، تعدیل‌کنندۀ غرایز و خصلتهای اخلاقی:

إِنَّ الْإِنْسٰانَ خُلِقَ هَلُوعاً

إِذٰا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً

وَ إِذٰا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً

إِلاَّ الْمُصَلِّینَ

وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ .

معارج (70) 19 -\22 و 26

48. ایمان به قیامت، از موجبات کرامت انسان در بهشت:

وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ

أُولٰئِکَ فِی جَنّٰاتٍ مُکْرَمُونَ . معارج (70) 26 و 35

نیز ==> آخرت، ایمان به آخرت و ایمان، ایمان به معاد

ایمان در قیامت

49. بی‌اثر بودن ایمان، در قیامت:

یَوْمَ لاٰ یَنْفَعُ مٰالٌ وَ لاٰ بَنُونَ

وَ بُرِّزَتِ الْجَحِیمُ لِلْغٰاوِینَ

فَلَوْ أَنَّ لَنٰا کَرَّةً فَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ .

شعراء (26) 88 و 91 و 102

قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لاٰ یَنْفَعُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِیمٰانُهُمْ وَ لاٰ هُمْ یُنْظَرُونَ . سجده (32) 29

وَ لَوْ تَریٰ إِذْ فَزِعُوا فَلاٰ فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَکٰانٍ قَرِیبٍ

وَ قٰالُوا آمَنّٰا بِهِ وَ أَنّٰی لَهُمُ التَّنٰاوُشُ مِنْ مَکٰانٍ بَعِیدٍ. سبأ (34) 51 و 52

فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّمٰاءُ بِدُخٰانٍ مُبِینٍ

یَغْشَی النّٰاسَ هٰذٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ

رَبَّنَا اکْشِفْ عَنَّا الْعَذٰابَ إِنّٰا مُؤْمِنُونَ . دخان (44) 10 - 12

بتها در قیامت

==> بت، بتها در قیامت

بخیلان در قیامت

==> بخل، کیفر بخل

برپایی قیامت

50. وقوع قیامت، به امر تکوینی خدا:

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ


1) 1) . بنا بر قولی، مقصود از«بالغیب»قیامت است. (مجمع‌البیان، ج 1 - 2، ص 121)

وَ یَوْمَ یَقُولُ کُنْ فَیَکُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَ لَهُ الْمُلْکُ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ عٰالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهٰادَةِ وَ هُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ. انعام (6) 73

وَ لِلّٰهِ غَیْبُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا أَمْرُ السّٰاعَةِ إِلاّٰ کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. نحل (16) 77

... فَإِذٰا جٰاءَ أَمْرُ اللّٰهِ قُضِیَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنٰالِکَ الْمُبْطِلُونَ . (1)غافر (40) 78

51. برپایی قیامت، آسان برای خداوند:

وَ لِلّٰهِ غَیْبُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا أَمْرُ السّٰاعَةِ إِلاّٰ کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. نحل (16) 77

نیز ==> معاد، آسانی معاد

نیز ==> همین مدخل، حتمیّت قیامت، وعدۀ قیامت

بشارت در قیامت

52. بشارت فرشتگان در قیامت به مردان و زنان مؤمن، مبنی بر بهره‌مند شدن از بهشت و نعمتهای آن:

یَوْمَ تَرَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ یَسْعیٰ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمٰانِهِمْ بُشْرٰاکُمُ الْیَوْمَ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا ذٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ . حدید (57) 12

بصیرت در قیامت

53. بصیرت و آگاهی کامل انسانها به احوال و اعمال خود، در قیامت:

وَ نَزَعْنٰا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً فَقُلْنٰا هٰاتُوا بُرْهٰانَکُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلّٰهِ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . قصص (28) 75

وَ لَوْ تَریٰ إِذِ الْمُجْرِمُونَ نٰاکِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنٰا أَبْصَرْنٰا وَ سَمِعْنٰا فَارْجِعْنٰا نَعْمَلْ صٰالِحاً إِنّٰا مُوقِنُونَ . سجده (32) 12

لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هٰذٰا فَکَشَفْنٰا عَنْکَ غِطٰاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ. ق (50) 22

یُنَبَّؤُا الْإِنْسٰانُ یَوْمَئِذٍ بِمٰا قَدَّمَ وَ أَخَّرَ

بَلِ الْإِنْسٰانُ عَلیٰ نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ . قیامت (75) 13 و 14

بنی‌اسرائیل در قیامت

54. داوری و حسابرسی خدا دربارۀ اختلافات بنی‌اسرائیل در عرصۀ قیامت:

وَ رَسُولاً إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ ... إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسیٰ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رٰافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ جٰاعِلُ الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فِیمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ . آل‌عمران (3) 49 و 55

وَ لَقَدْ بَوَّأْنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَ رَزَقْنٰاهُمْ مِنَ الطَّیِّبٰاتِ فَمَا اخْتَلَفُوا حَتّٰی جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فِیمٰا کٰانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . یونس (10) 93

إِنَّمٰا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَی الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ إِنَّ رَبَّکَ لَیَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فِیمٰا کٰانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . نحل (16) 124

إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ

إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ


1) 1) . منظور از«امر اللّه»قیامت است. (مجمع‌البیان، ج 7 - 8 ، ص 830 ؛ الکشاف، ج 4، ص 180)

بِحُکْمِهِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ . نمل (27) 76 و 78

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ فَلاٰ تَکُنْ فِی مِرْیَةٍ مِنْ لِقٰائِهِ وَ جَعَلْنٰاهُ هُدیً لِبَنِی إِسْرٰائِیلَ

إِنَّ رَبَّکَ هُوَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فِیمٰا کٰانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . سجده (32) 23 و 25

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ الْکِتٰابَ ... وَ آتَیْنٰاهُمْ بَیِّنٰاتٍ مِنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فِیمٰا کٰانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ .

جاثیه (45) 16 و 17

بینی در قیامت

55. داغ نهادن بر بینی صاحب رذایل و خصال ناپسند، کیفر وی در قیامت:

وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ

هَمّٰازٍ مَشّٰاءٍ بِنَمِیمٍ

مَنّٰاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ

عُتُلٍّ بَعْدَ ذٰلِکَ زَنِیمٍ

أَنْ کٰانَ ذٰا مٰالٍ وَ بَنِینَ

إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

سَنَسِمُهُ عَلَی الْخُرْطُومِ . (1)قلم (68) 10 -\16

پاداش در قیامت

==> پاداش

پا در قیامت

56. پاهای تهمت‌زنندگان، از جمله شهادت‌دهندگان بر اعمال و کردار صاحبان خود در قیامت:

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ الْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . نور (24) 23 و 24

پناهگاه در قیامت

57. نبودن هیچ راه فرار و پناهگاه در قیامت، برای مجرمان:

اِسْتَجِیبُوا لِرَبِّکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لاٰ مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللّٰهِ مٰا لَکُمْ مِنْ مَلْجَإٍ یَوْمَئِذٍ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ نَکِیرٍ. شوری (42) 47

بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ

یَسْئَلُ أَیّٰانَ یَوْمُ الْقِیٰامَةِ

یَقُولُ الْإِنْسٰانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ الْمَفَرُّ

کَلاّٰ لاٰ وَزَرَ. قیامت (75) 5 و 6 و 10 و 11

تجارت در قیامت

58. قیامت، روز نفی سوداگری و داد و ستد:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا ... مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لاٰ بَیْعٌ فِیهِ .... بقره (2) 254

قُلْ لِعِبٰادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا یُقِیمُوا الصَّلاٰةَ وَ یُنْفِقُوا ... مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لاٰ بَیْعٌ فِیهِ وَ لاٰ خِلاٰلٌ . ابراهیم (14) 31

تجسّم عمل در قیامت

==> تجسّم اعمال

تحقّق قیامت

==> همین مدخل، برپایی قیامت، حتمیت قیامت، وعدۀ قیامت

تزکیه در قیامت

59. دنیاطلبان اهل‌کتاب (یهود)، محروم از پاکی گناهان و تزکیۀ الهی در قیامت:

وَ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطٰارٍ یُؤَدِّهِ


1) 1) . منظور از داغ نهادن در آینده، روز قیامت است. (مجمع‌البیان، ج 9-\10، ص 502؛ الکشاف، ج 4، ص 588)

إِلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینٰارٍ لاٰ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلاّٰ مٰا دُمْتَ عَلَیْهِ قٰائِماً ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا لَیْسَ عَلَیْنٰا فِی الْأُمِّیِّینَ سَبِیلٌ وَ یَقُولُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لاٰ خَلاٰقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لاٰ یُکَلِّمُهُمُ اللّٰهُ وَ لاٰ یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ لاٰ یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ .

آل‌عمران (3) 75 و 77

60. کتمان‌کنندگان حق و دنیاطلبان اهل‌کتاب (یهود)، بی‌بهره از تزکیۀ الهی و پاکی گناهان، در قیامت:

إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ مِنَ الْکِتٰابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ مٰا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النّٰارَ وَ لاٰ یُکَلِّمُهُمُ اللّٰهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ لاٰ یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . بقره (2) 174

تسلیم در قیامت

61. تسلیم در برابر خدا، اعلان مشرکان در قیامت:

وَ إِذٰا رَأَی الَّذِینَ أَشْرَکُوا شُرَکٰاءَهُمْ قٰالُوا رَبَّنٰا هٰؤُلاٰءِ شُرَکٰاؤُنَا الَّذِینَ کُنّٰا نَدْعُوا مِنْ دُونِکَ فَأَلْقَوْا إِلَیْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّکُمْ لَکٰاذِبُونَ

وَ أَلْقَوْا إِلَی اللّٰهِ یَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . نحل (16) 86 و 87

62. اظهار تسلیم در برابر خدا، از سوی ظالمان و همسران‌شان در قیامت:

اُحْشُرُوا الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ مٰا کٰانُوا یَعْبُدُونَ

مِنْ دُونِ اللّٰهِ فَاهْدُوهُمْ إِلیٰ صِرٰاطِ الْجَحِیمِ

بَلْ هُمُ الْیَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ .

صافّات (37) 22 و 23 و 26

تشنگی در قیامت

63. رانده شدن مجرمان در قیامت به سوی جهنّم، در حال تشنگی:

وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِینَ إِلیٰ جَهَنَّمَ وِرْداً. (1)

مریم (19) 86

تصدیق قیامت

==> همین مدخل، ایمان به قیامت

تعجّب در قیامت

64. تعجّب و اظهار شگفتی انسان از حوادث و گزارشهای زمین، در قیامت:

إِذٰا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزٰالَهٰا

وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقٰالَهٰا

وَ قٰالَ الْإِنْسٰانُ مٰا لَهٰا.

زلزال (99) 1 -\3

65. شگفتی غافلان از یاد خدا، دربارۀ کوری چشم خود، در قیامت:

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَعْمیٰ

قٰالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمیٰ وَ قَدْ کُنْتُ بَصِیراً.

طه (20) 124 و 125

66. تعجّب کافران در قیامت، از زنده شدن و بیرون آمدن از قبرهای خود:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقَکُمُ اللّٰهُ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشٰاءُ اللّٰهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

قٰالُوا


1) 1) . از معانی«وِرْد»عطش است. (لسان‌العرب، ج 15،ص 268،«ورد»)

یٰا وَیْلَنٰا مَنْ بَعَثَنٰا مِنْ مَرْقَدِنٰا هٰذٰا مٰا وَعَدَ الرَّحْمٰنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ . (1)

یس (36) 47 و 52

67. تعجّب و نگرانی مجرمان، از جامعیّت نامۀ اعمال‌شان در قیامت:

وَ وُضِعَ الْکِتٰابُ فَتَرَی الْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمّٰا فِیهِ وَ یَقُولُونَ یٰا وَیْلَتَنٰا مٰا لِهٰذَا الْکِتٰابِ لاٰ یُغٰادِرُ صَغِیرَةً وَ لاٰ کَبِیرَةً إِلاّٰ أَحْصٰاهٰا وَ وَجَدُوا مٰا عَمِلُوا حٰاضِراً وَ لاٰ یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَداً.

کهف (18) 49

68. بهت‌زدگی مشرکان و منکران معاد، از زنده شدن در قیامت:

وَ قٰالُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ

أَ إِذٰا مِتْنٰا وَ کُنّٰا تُرٰاباً وَ عِظٰاماً أَ إِنّٰا لَمَبْعُوثُونَ

أَ وَ آبٰاؤُنَا الْأَوَّلُونَ

قُلْ نَعَمْ وَ أَنْتُمْ دٰاخِرُونَ

فَإِنَّمٰا هِیَ زَجْرَةٌ وٰاحِدَةٌ فَإِذٰا هُمْ یَنْظُرُونَ

وَ قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا هٰذٰا یَوْمُ الدِّینِ .

صافّات (37) 15 -\20

تکذیب قیامت

اشاره

69. انکار قیامت، از جانب مشرکان و کافران:

قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکٰائِکُمْ مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ ...

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . (2)

یونس (10) 35 و 48

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

انبیاء (21) 38

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

نمل (27) 71

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْفَتْحُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

سجده (32) 28

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لاٰ تَأْتِینَا السّٰاعَةُ قُلْ بَلیٰ وَ رَبِّی لَتَأْتِیَنَّکُمْ عٰالِمِ الْغَیْبِ .... سبأ (34) 3

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

سبأ (34) 29

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . یس (36) 48

وَ أَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا أَ فَلَمْ تَکُنْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَاسْتَکْبَرْتُمْ ... وَ إِذٰا قِیلَ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ السّٰاعَةُ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا قُلْتُمْ مٰا نَدْرِی مَا السّٰاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلاّٰ ظَنًّا وَ مٰا نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِینَ .

جاثیه (45) 31 و 32

یَسْئَلُونَ أَیّٰانَ یَوْمُ الدِّینِ . ذاریات (51) 12

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

ملک (67) 25

بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ

یَسْئَلُ أَیّٰانَ یَوْمُ الْقِیٰامَةِ . قیامت (75) 5 و 6

یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّٰاعَةِ أَیّٰانَ مُرْسٰاهٰا.

نازعات (79) 42

70. پرسشهای انکارآمیز اهل مکّه و اختلافات تردیدآمیز آنان، دربارۀ خبر بزرگ رستاخیز:

عَمَّ یَتَسٰاءَلُونَ

عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ

اَلَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ

کَلاّٰ سَیَعْلَمُونَ . (3)نبأ (78) 1 -\4


1) 1) .«من»در آیۀ شریفه برای تعجّب استعمال شده است.(تفسیر التحریروالتنویر، ج 11، جزء 23، ص 37)

2) 2) . بنا بر قولی، منظور از سؤال در آیه، استبعاد و انکار وعدۀ‌قیامت است (روح‌المعانی، ج 7، جزء 11، ص 189) که از سوی کافران و مشرکان اظهار می‌شده است

3) 3) . مرجع ضمیر«یتسائلون»اهل مکّه و منظور از«نبأ عظیم»قیامت است. (روح‌المعانی، ج 16، جزء 30، ص 4 و 6)

71. تکذیب قیامت، از سوی کافران و مشرکان:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ افْتَرٰاهُ ...

بَلْ کَذَّبُوا بِالسّٰاعَةِ وَ أَعْتَدْنٰا لِمَنْ کَذَّبَ بِالسّٰاعَةِ سَعِیراً. فرقان (25) 4 و 11

هٰذٰا یَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ

اُحْشُرُوا الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ مٰا کٰانُوا یَعْبُدُونَ . صافّات (37) 21 و 22

آثار تکذیب قیامت

1. ترک اطعام
72. تکذیب قیامت، زمینۀ ترک اطعام به مستمندان:

أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ

فَذٰلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . (1)

ماعون (107) 1 -\3

2. توبیخ
73. توبیخ تکذیب‌کنندۀ قیامت و روز جزا از ناحیۀ خدا:

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ

فَمٰا یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ . (2)تین (95) 4 و 7

3. طرد یتیم
74. تکذیب قیامت، زمینۀ طرد یتیم:

أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ

فَذٰلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ . ماعون (107) 1 و 2

عوامل تکذیب قیامت

1. تجاوز
75. روحیّۀ ظلم و تجاوز، از عوامل تکذیب قیامت:

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ

اَلَّذِینَ یُکَذِّبُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ

وَ مٰا یُکَذِّبُ بِهِ إِلاّٰ کُلُّ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ .

مطفّفین (83) 10 - 12

2. گناه
76. زنگار قلب به سبب گناه، عامل تکذیب قیامت:

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ

اَلَّذِینَ یُکَذِّبُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ

وَ مٰا یُکَذِّبُ بِهِ إِلاّٰ کُلُّ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ

کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ .

مطفّفین (83) 10 -\12 و 14

کیفر تکذیب قیامت

77. تکذیب قیامت، موجب عذاب آتش دوزخ:

بَلْ کَذَّبُوا بِالسّٰاعَةِ وَ أَعْتَدْنٰا لِمَنْ کَذَّبَ بِالسّٰاعَةِ سَعِیراً

وَ إِذٰا أُلْقُوا مِنْهٰا مَکٰاناً ضَیِّقاً مُقَرَّنِینَ دَعَوْا هُنٰالِکَ ثُبُوراً

لاٰ تَدْعُوا الْیَوْمَ ثُبُوراً وٰاحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً کَثِیراً.

فرقان (25) 11 و 13 و 14

هٰذٰا یَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ

اُحْشُرُوا الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ مٰا کٰانُوا یَعْبُدُونَ

مِنْ دُونِ اللّٰهِ فَاهْدُوهُمْ إِلیٰ صِرٰاطِ الْجَحِیمِ . صافّات (37) 21 -\23

عَنِ الْمُجْرِمِینَ

مٰا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ

وَ کُنّٰا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ . مدّثر (74) 41 و 42 و 46

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ

اَلَّذِینَ یُکَذِّبُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ

ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصٰالُوا الْجَحِیمِ

ثُمَّ یُقٰالُ هٰذَا الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ .

مطفّفین (83) 10 و 11 و 16 و 17

نیز ==> آخرت، تکذیب آخرت و کفر به آخرت، همین مدخل، کفر به قیامت


1) 1) . منظور از«الدّین»جزا است. (روح‌المعانی، ج 16،جزء 30، ص 435) که یکی از نامهای قیامت است

2) 2) . استفهام در آیه، برای توبیخ است. (تفسیر التحریر والتنویر، ج 30، جزء 30، ص 430)

توبه در قیامت

78. پذیرفته نشدن توبه و بازگشت به حق، در عرصۀ قیامت:

فَیَوْمَئِذٍ لاٰ یَنْفَعُ الَّذِینَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَ لاٰ هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ . روم (30) 57

توحید در قیامت

79. بروز حقّانیّت توحید، در قیامت:

وَ إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنّٰاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلٰهَیْنِ مِنْ دُونِ اللّٰهِ قٰالَ سُبْحٰانَکَ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ مٰا لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِنْ کُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مٰا فِی نَفْسِی وَ لاٰ أَعْلَمُ مٰا فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنْتَ عَلاّٰمُ الْغُیُوبِ

مٰا قُلْتُ لَهُمْ إِلاّٰ مٰا أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ رَبِّی وَ رَبَّکُمْ وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً مٰا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمّٰا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ

قٰالَ اللّٰهُ هٰذٰا یَوْمُ یَنْفَعُ الصّٰادِقِینَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ .

مائده (5) 116 و 117 و 119

وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَکُوا أَیْنَ شُرَکٰاؤُکُمُ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ

ثُمَّ لَمْ تَکُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا وَ اللّٰهِ رَبِّنٰا مٰا کُنّٰا مُشْرِکِینَ . انعام (6) 22 و 23

وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَکُوا مَکٰانَکُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَکٰاؤُکُمْ فَزَیَّلْنٰا بَیْنَهُمْ وَ قٰالَ شُرَکٰاؤُهُمْ مٰا کُنْتُمْ إِیّٰانٰا تَعْبُدُونَ

فَکَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمْ إِنْ کُنّٰا عَنْ عِبٰادَتِکُمْ لَغٰافِلِینَ

هُنٰالِکَ تَبْلُوا کُلُّ نَفْسٍ مٰا أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَی اللّٰهِ مَوْلاٰهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . یونس (10) 28 - 30

یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّمٰاوٰاتُ وَ بَرَزُوا لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ. ابراهیم (14) 48

وَ یَوْمَ یَقُولُ نٰادُوا شُرَکٰائِیَ الَّذِینَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ یَسْتَجِیبُوا لَهُمْ وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمْ مَوْبِقاً. کهف (18) 52

مٰا کٰانَ لِلّٰهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحٰانَهُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ

وَ إِنَّ اللّٰهَ رَبِّی وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هٰذٰا صِرٰاطٌ مُسْتَقِیمٌ

فَاخْتَلَفَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ

أَسْمِعْ بِهِمْ وَ أَبْصِرْ یَوْمَ یَأْتُونَنٰا لٰکِنِ الظّٰالِمُونَ الْیَوْمَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . مریم (19) 35 -\38

وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذٰا هِیَ شٰاخِصَةٌ أَبْصٰارُ الَّذِینَ کَفَرُوا یٰا وَیْلَنٰا قَدْ کُنّٰا فِی غَفْلَةٍ مِنْ هٰذٰا بَلْ کُنّٰا ظٰالِمِینَ

إِنَّکُمْ وَ مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهٰا وٰارِدُونَ

لَوْ کٰانَ هٰؤُلاٰءِ آلِهَةً مٰا وَرَدُوهٰا وَ کُلٌّ فِیهٰا خٰالِدُونَ .

انبیاء (21) 97 - 99

وَ یَوْمَ یُنٰادِیهِمْ فَیَقُولُ أَیْنَ شُرَکٰائِیَ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ

قٰالَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنٰا هٰؤُلاٰءِ الَّذِینَ أَغْوَیْنٰا أَغْوَیْنٰاهُمْ کَمٰا غَوَیْنٰا تَبَرَّأْنٰا إِلَیْکَ مٰا کٰانُوا إِیّٰانٰا یَعْبُدُونَ . قصص (28) 62 و 63

وَ یَوْمَ یُنٰادِیهِمْ فَیَقُولُ أَیْنَ شُرَکٰائِیَ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ

وَ نَزَعْنٰا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً فَقُلْنٰا هٰاتُوا بُرْهٰانَکُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلّٰهِ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ

مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . قصص (28) 74 و 75

وَ یَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَةُ یُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ

وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ مِنْ شُرَکٰائِهِمْ شُفَعٰاءُ وَ کٰانُوا بِشُرَکٰائِهِمْ کٰافِرِینَ . روم (30) 12 و 13

یَوْمَ هُمْ بٰارِزُونَ لاٰ یَخْفیٰ عَلَی اللّٰهِ مِنْهُمْ شَیْءٌ لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ. غافر (40) 16

إِلَیْهِ یُرَدُّ عِلْمُ السّٰاعَةِ وَ مٰا تَخْرُجُ مِنْ ثَمَرٰاتٍ مِنْ أَکْمٰامِهٰا وَ مٰا تَحْمِلُ مِنْ أُنْثیٰ وَ لاٰ تَضَعُ إِلاّٰ بِعِلْمِهِ وَ یَوْمَ یُنٰادِیهِمْ أَیْنَ شُرَکٰائِی قٰالُوا آذَنّٰاکَ مٰا مِنّٰا مِنْ شَهِیدٍ

وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَدْعُونَ مِنْ قَبْلُ وَ ظَنُّوا مٰا لَهُمْ مِنْ مَحِیصٍ .

فصّلت (41) 47 و 48

80. روشن شدن حقّانیّت توحید بر مشرکان، هنگام عذاب:

فَلَمّٰا رَأَوْا بَأْسَنٰا قٰالُوا آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنٰا بِمٰا کُنّٰا بِهِ مُشْرِکِینَ . غافر (40) 84

جبرئیل در قیامت

81. عروج جبرئیل به پیشگاه خدا، در قیامت:

تَعْرُجُ الْمَلاٰئِکَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کٰانَ مِقْدٰارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ . (1)معارج (70) 4

82. آمادگی و صف‌آرایی جبرئیل و دیگر فرشتگان، برای انجام دادن فرمانهای خدا، در صحنۀ قیامت:

یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلاٰئِکَةُ صَفًّا لاٰ یَتَکَلَّمُونَ إِلاّٰ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمٰنُ وَ قٰالَ صَوٰاباً. (2)

نبأ (78) 38

83. سخن گفتن جبرئیل در قیامت، منوط به اذن خدا:

یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلاٰئِکَةُ صَفًّا لاٰ یَتَکَلَّمُونَ إِلاّٰ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمٰنُ وَ قٰالَ صَوٰاباً. نبأ (78) 38

جدال در قیامت

84. جدال با خدا و دفاع از خائنان در قیامت، امکان‌ناپذیر:

وَ لاٰ تُجٰادِلْ عَنِ الَّذِینَ یَخْتٰانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ مَنْ کٰانَ خَوّٰاناً أَثِیماً

هٰا أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ جٰادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا فَمَنْ یُجٰادِلُ اللّٰهَ عَنْهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَمْ مَنْ یَکُونُ عَلَیْهِمْ وَکِیلاً. نساء (4) 107 و 109

85. قیامت، صحنۀ جدال و دفاع طرفداران حق و باطل از مواضع خود، در پیشگاه خدا:

إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ

ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ عِنْدَ رَبِّکُمْ تَخْتَصِمُونَ . زمر (39) 30 و 31

86. اهتمام انسانها در قیامت، برای جدال و دفاع از خویشتن:

یَوْمَ تَأْتِی کُلُّ نَفْسٍ تُجٰادِلُ عَنْ نَفْسِهٰا وَ تُوَفّٰی کُلُّ نَفْسٍ مٰا عَمِلَتْ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ .

نحل (16) 111

جدایی در قیامت

87. قیامت، روز جدایی خویشاوندان، از یکدیگر:

لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحٰامُکُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

ممتحنه (60) 3

یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ


1) 1) . منظور از«روح»در آیه، جبرئیل است. (مجمع‌البیان، ج 9 - 10، ص 530)

2) 2) . بنا بر یک احتمال، منظور از روح، جبرئیل است.(همان، ص 647)

یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ

وَ صٰاحِبَتِهِ وَ أَخِیهِ

وَ فَصِیلَتِهِ الَّتِی تُؤْوِیهِ

وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ یُنْجِیهِ . معارج (70) 11 -\14

فَإِذٰا جٰاءَتِ الصَّاخَّةُ

یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ

وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ

وَ صٰاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ

لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ . عبس (80) 33 -\37

88. قیامت، روز جدایی کافران و مجرمان از مؤمنان:

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ الْقَیِّمِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لاٰ مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللّٰهِ یَوْمَئِذٍ یَصَّدَّعُونَ

مَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ صٰالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ یَمْهَدُونَ . روم (30) 43 و 44

وَ امْتٰازُوا الْیَوْمَ أَیُّهَا الْمُجْرِمُونَ . یس (36) 59

نیز ==> همین مدخل، فرار در قیامت و نامهای قیامت، یوم‌الفصل

جنّیان در قیامت

==> جنّ، جنّیان در قیامت

جهل به قیامت

89. جهل مردم به حقیقت قیامت:

وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا الْحَاقَّةُ . (1)حاقّه (69) 3

وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ الْفَصْلِ . مرسلات (77) 14

وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ الدِّینِ

ثُمَّ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ الدِّینِ . انفطار (82) 17 و 18

وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا الْقٰارِعَةُ . قارعه (101) 3

90. جهل اکثر انسانها به حشر و حیات خود، در قیامت:

قُلِ اللّٰهُ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یَجْمَعُکُمْ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . جاثیه (45) 26

نیز ==> همین مدخل، زمان قیامت

چشم در قیامت

91. فرو افتادگی چشمها در قیامت، از شدّت ترس:

یَوْمَ تَرْجُفُ الرّٰاجِفَةُ

أَبْصٰارُهٰا خٰاشِعَةٌ .

نازعات (79) 6 و 9

92. گردش چشمها در قیامت از شدّت وحشت:

فَإِذٰا بَرِقَ الْبَصَرُ

یَقُولُ الْإِنْسٰانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ الْمَفَرُّ. قیامت (75) 7 و 10

93. کوری و نابینایی اعراض‌کنندگان از یاد خدا، در عرصۀ قیامت:

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَعْمیٰ

قٰالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمیٰ وَ قَدْ کُنْتُ بَصِیراً.

طه (20) 124 و 125

94. چشم انسان در قیامت، مورد بازخواست:

وَ لاٰ تَقْفُ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤٰادَ کُلُّ أُولٰئِکَ کٰانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً.

اسراء (17) 36

95. دیده شدن دوستان صمیمی در قیامت، به وسیلۀ چشم و امکان‌ناپذیری استمداد آنان از یکدیگر:

وَ لاٰ یَسْئَلُ حَمِیمٌ حَمِیماً

یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ .

معارج (70) 10 و 11


1) 1) . در مورد«الحاقّة»احتمالاتی ذکر شده: از جمله اینکه«الحاقّة»از صفات و نامهای قیامت است و از این جهت که وقوعش حتمی است به آن«حاقّه»گفته شده است. گفتنی است که خطاب«أدریٰک»متوجّه شخص خاصّی نیست. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 14، جزء 29، ص 112 -\113)

96. وارونه شدن چشمهای برخی انسانها، در قیامت:

وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصٰارَهُمْ کَمٰا لَمْ یُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِی طُغْیٰانِهِمْ یَعْمَهُونَ .

انعام (6) 110

... یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ.

نور (24) 37

97. شهادت چشم دشمنان خدا در قیامت دربارۀ اعمال خود:

وَ یَوْمَ یُحْشَرُ أَعْدٰاءُ اللّٰهِ إِلَی النّٰارِ ... حَتّٰی إِذٰا مٰا جٰاؤُهٰا شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصٰارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ وَ مٰا کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لاٰ أَبْصٰارُکُمْ وَ لاٰ جُلُودُکُمْ ....

فصّلت (41) 19 و 20 و 22

نیز ==> چشم، کوری چشم، کوری چشم در قیامت

حاکمیّت خدا در قیامت

==> خدا، حاکمیّت خدا، حاکمیّت خدا در قیامت

حتمیّت قیامت

98. قیامت، حتمی و برگشت‌ناپذیر:

رَبَّنٰا إِنَّکَ جٰامِعُ النّٰاسِ لِیَوْمٍ لاٰ رَیْبَ فِیهِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُخْلِفُ الْمِیعٰادَ. آل‌عمران (3) 9

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ الْقَیِّمِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لاٰ مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللّٰهِ یَوْمَئِذٍ یَصَّدَّعُونَ . روم (30) 43

اِسْتَجِیبُوا لِرَبِّکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لاٰ مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللّٰهِ مٰا لَکُمْ مِنْ مَلْجَإٍ یَوْمَئِذٍ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ نَکِیرٍ. شوری (42) 47

إِذٰا وَقَعَتِ الْوٰاقِعَةُ

لَیْسَ لِوَقْعَتِهٰا کٰاذِبَةٌ .

واقعه (56) 1 و 2

نیز ==> همین مدخل، برپایی قیامت و وعدۀ قیامت

حسابرسی در قیامت

==> حسابرسی

حسرت در قیامت

==> حسرت، حسرت در قیامت

حشر در قیامت

==> حشر

حقّانیّت قیامت

==> همین مدخل، وعدۀ قیامت

حکمیّت خدا در قیامت

==> خدا، حکمیّت خدا، حکمیّت خدا در قیامت

حوادث قیامت

1. احیای مردگان

==> حشر و معاد

2. بعث

==> حشر و معاد

3. پاداش

==> پاداش

4. حسابرسی

==> حسابرسی

5. حشر

==> حشر

6 . عذاب

==> عذاب

7. نفخ صور

==> نفخ صور

نیز ==> همین مدخل، علائم قیامت

خائنان در قیامت

==> خیانت، خائنان، کیفر خائنان

خسران در قیامت

99. قیامت، روز خسران اهل باطل:

... وَ یَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَةُ یَوْمَئِذٍ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ .

جاثیه (45) 27

100. از دست دادن سرمایۀ وجودی خویش و بستگان در قیامت، مصداق بارز خسران، برای زیانکاران:

فَاعْبُدُوا مٰا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخٰاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَلاٰ ذٰلِکَ هُوَ الْخُسْرٰانُ الْمُبِینُ . زمر (39) 15

... وَ قٰالَ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ الْخٰاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَلاٰ إِنَّ الظّٰالِمِینَ فِی عَذٰابٍ مُقِیمٍ . شوری (42) 45

خضوع در قیامت

101. قیامت، روز خضوع همگان، در پیشگاه خداوند:

یَوْمَئِذٍ یَتَّبِعُونَ الدّٰاعِیَ لاٰ عِوَجَ لَهُ وَ خَشَعَتِ الْأَصْوٰاتُ لِلرَّحْمٰنِ فَلاٰ تَسْمَعُ إِلاّٰ هَمْساً

وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَ قَدْ خٰابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً. طه (20) 108 و 111

وَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ اللّٰهُ وَ کُلٌّ أَتَوْهُ دٰاخِرِینَ . نمل (27) 87

خنده در قیامت

==> سرور، سرور در قیامت

خورشید در آستانۀ قیامت

==> همین مدخل، علائم قیامت، تاریکی خورشید، جمع شدن خورشید

خوف از قیامت

102. مردان الهی و عبادت‌کنندگان، بیمناک از روز قیامت:

فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهٰا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصٰالِ

رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ إِقٰامِ الصَّلاٰةِ وَ إِیتٰاءِ الزَّکٰاةِ یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ. نور (24) 36 و 37

103. اطعام خالصانۀ ابرار به مستمندان، با انگیزۀ خوف از روز سخت قیامت:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ لاٰ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزٰاءً وَ لاٰ شُکُوراً إِنّٰا نَخٰافُ مِنْ رَبِّنٰا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً. انسان (76) 5 و 8 -\10

104. خوف از قیامت و کیفر آن، ویژگی قابل ستایش ابرار:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کٰانَ مِزٰاجُهٰا کٰافُوراً

یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخٰافُونَ یَوْماً کٰانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً. انسان (76) 5 و 7

105. توجّه به سختی قیامت، سبب خوف و بیم از آن:

رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ إِقٰامِ الصَّلاٰةِ وَ إِیتٰاءِ الزَّکٰاةِ یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ. نور (24) 37

106. انذار اشخاص بیمناک از قیامت، وظیفۀ پیامبر صلی الله علیه و آله :

یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّٰاعَةِ أَیّٰانَ مُرْسٰاهٰا

إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ یَخْشٰاهٰا. نازعات (79) 42 و 45

107. ترس مؤمنان، از قیامت:

اَللّٰهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِیزٰانَ وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السّٰاعَةَ قَرِیبٌ

یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِهٰا وَ الَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهٰا وَ یَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلاٰ إِنَّ الَّذِینَ یُمٰارُونَ

فِی السّٰاعَةِ لَفِی ضَلاٰلٍ بَعِیدٍ. شوری (42) 17 و 18

108. لزوم ترس و پروای انسان از روز پر مخاطرۀ قیامت:

وَ اتَّقُوا یَوْماً لاٰ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً .... بقره (2) 48

وَ اتَّقُوا یَوْماً لاٰ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً .... بقره (2) 123

وَ اتَّقُوا یَوْماً تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَی اللّٰهِ ....

بقره (2) 281

109. خوف از روز هولناک قیامت، توصیۀ خدا به بنی‌اسرائیل:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَ إِیّٰایَ فَارْهَبُونِ

وَ اتَّقُوا یَوْماً لاٰ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً .... بقره (2) 40 و 48

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعٰالَمِینَ

وَ اتَّقُوا یَوْماً لاٰ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً ....

بقره (2) 122 و 123

110. ترس از قیامت، موعظۀ خداوند به انسانها:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ وَ اخْشَوْا یَوْماً لاٰ یَجْزِی وٰالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لاٰ مَوْلُودٌ هُوَ جٰازٍ عَنْ وٰالِدِهِ شَیْئاً إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ فَلاٰ تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا وَ لاٰ یَغُرَّنَّکُمْ بِاللّٰهِ الْغَرُورُ. لقمان (31) 33

111. متّقین ترسان از قیامت:

... وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ اَلَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ وَ هُمْ مِنَ السّٰاعَةِ مُشْفِقُونَ .

انبیاء (21) 48 و 49

نیز ==> نفخ صور

خوف در قیامت

112. قیامت، روز خوف تمام صاحبان شعور و خرد، در زمین و آسمان:

وَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ اللّٰهُ وَ کُلٌّ أَتَوْهُ دٰاخِرِینَ . نمل (27) 87

نیز ==> حزن، حزن در قیامت

خویشاوندی در قیامت

113. قیامت، روز قطع پیوندهای خویشاوندی:

فَإِذٰا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلاٰ أَنْسٰابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَ لاٰ یَتَسٰاءَلُونَ . مؤمنون (23) 101

لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحٰامُکُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

ممتحنه (60) 3

یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ

وَ صٰاحِبَتِهِ وَ أَخِیهِ

وَ فَصِیلَتِهِ الَّتِی تُؤْوِیهِ

وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ یُنْجِیهِ . معارج (70) 11 -\14

فَإِذٰا جٰاءَتِ الصَّاخَّةُ

یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ

وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ

وَ صٰاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ

لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ . عبس (80) 33 -\37

دابّةالارض در آستانۀ قیامت

==> همین مدخل، علائم قیامت، خروج دابة الارض

درخواست در قیامت

114. قیامت، روز قطع درخواست و استمداد از یکدیگر:

فَإِذٰا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلاٰ أَنْسٰابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ

وَ لاٰ یَتَسٰاءَلُونَ . مؤمنون (23) 101

فَعَمِیَتْ عَلَیْهِمُ الْأَنْبٰاءُ یَوْمَئِذٍ فَهُمْ لاٰ یَتَسٰاءَلُونَ . قصص (28) 66

دریا در آستانۀ قیامت

==> همین مدخل، علائم قیامت، دریا، دریاها در آستانۀ قیامت

دست در قیامت

115. گواهی دستهای تهمت‌زنندگان در قیامت بر اعمال صاحبان خود:

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ الْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . نور (24) 23 و 24

دشمنی در قیامت

116. تبدیل شدن دوستیهای اشخاص بی‌تقوا، به دشمنی، در قیامت:

اَلْأَخِلاّٰءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِینَ .

زخرف (43) 67

117. دشمنی مشرکان با معبودهای باطل خود در قیامت:

وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ آلِهَةً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا

کَلاّٰ سَیَکْفُرُونَ بِعِبٰادَتِهِمْ وَ یَکُونُونَ عَلَیْهِمْ ضِدًّا.

مریم (19) 81 و 82

وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ یَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ مَنْ لاٰ یَسْتَجِیبُ لَهُ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعٰائِهِمْ غٰافِلُونَ

وَ إِذٰا حُشِرَ النّٰاسُ کٰانُوا لَهُمْ أَعْدٰاءً وَ کٰانُوا بِعِبٰادَتِهِمْ کٰافِرِینَ . (1)احقاف (46) 5 و 6

118. دشمنی مشرکان در قیامت، با یکدیگر:

وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً ....

عنکبوت (29) 25

119. قیامت، روز دشمنی اهل حق و اهل باطل، در محضر خدا:

ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ عِنْدَ رَبِّکُمْ تَخْتَصِمُونَ . (2)

زمر (39) 31

دلایل قیامت

==> معاد، دلایل معاد

دود در آستانۀ قیامت

==> همین مدخل، علائم قیامت، دود غلیظ

دوستی در قیامت

==> دوستی، دوستی در قیامت

دهان در قیامت

120. مهر خوردن دهان کافران در روز قیامت، و ناتوانی آنان از سخن گفتن:

اِصْلَوْهَا الْیَوْمَ بِمٰا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ

اَلْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلیٰ أَفْوٰاهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنٰا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ . یس (36) 64 و 65


1) 1) . مرجع ضمیر«کانوا»معبودهای مشرکان است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 12، جزء 26، ص 12)

2) 2) . مراد از فاعل«تختصمون»اهل حق و باطل است.(مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 776)

دیوار در قیامت

121. وجود حصار و دیوار بین مؤمنان و منافقان، در قیامت:

یَوْمَ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا انْظُرُونٰا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرٰاءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بٰابٌ بٰاطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَةُ وَ ظٰاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذٰابُ .

حدید (57) 13

122. درون دیوار حایل بین مؤمنان و منافقان در قیامت، جایگاه رحمت و خارج آن محلّ عذاب:

یَوْمَ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا انْظُرُونٰا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرٰاءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بٰابٌ بٰاطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَةُ وَ ظٰاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذٰابُ .

حدید (57) 13

ذلّت در قیامت

==> ذلّت، ذلّت در قیامت

راستگویان در قیامت

123. اثر بخشی و سودمندی صدق و راستی صادقان، در قیامت:

قٰالَ اللّٰهُ هٰذٰا یَوْمُ یَنْفَعُ الصّٰادِقِینَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ . مائده (5) 119

راستگویی در قیامت

==> همین مدخل، راستگویان در قیامت

ربوبیّت خدا در قیامت

==> خدا، ربوبیّت خدا، ربوبیّت خدا در قیامت

رحمت در قیامت

==> رحمت، رحمت در آخرت

رستگاری در قیامت

124. قیامت، روز آشکاری رستگاری و جدایی صاحبان فرجام نیک از ظالمان بد فرجام:

قُلْ یٰا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلیٰ مَکٰانَتِکُمْ إِنِّی عٰامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَکُونُ لَهُ عٰاقِبَةُ الدّٰارِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الظّٰالِمُونَ . انعام (6) 135

زبان در قیامت

125. گواهی زبان تهمت‌زنندگان در قیامت بر اعمال صاحب خود:

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ الْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . نور (24) 23 و 24

زلزلۀ قیامت

==> همین مدخل، علائم قیامت

زمان قیامت

1. جهل به زمان قیامت

126. جهل انسان به زمان وقوع قیامت:

یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّٰاعَةِ أَیّٰانَ مُرْسٰاهٰا قُلْ إِنَّمٰا عِلْمُهٰا عِنْدَ رَبِّی لاٰ یُجَلِّیهٰا لِوَقْتِهٰا إِلاّٰ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ لاٰ تَأْتِیکُمْ إِلاّٰ بَغْتَةً

یَسْئَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْهٰا قُلْ إِنَّمٰا عِلْمُهٰا عِنْدَ اللّٰهِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ .

اعراف (7) 187

أَ فَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِیَهُمْ غٰاشِیَةٌ مِنْ عَذٰابِ اللّٰهِ أَوْ تَأْتِیَهُمُ السّٰاعَةُ بَغْتَةً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ .

یوسف (12) 107

إِنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ أَکٰادُ أُخْفِیهٰا لِتُجْزیٰ کُلُّ نَفْسٍ بِمٰا تَسْعیٰ . طه (20) 15

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنْتُکُمْ عَلیٰ سَوٰاءٍ وَ إِنْ أَدْرِی أَ قَرِیبٌ أَمْ بَعِیدٌ مٰا تُوعَدُونَ . انبیاء (21) 109

وَ لاٰ یَزٰالُ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ حَتّٰی تَأْتِیَهُمُ السّٰاعَةُ بَغْتَةً أَوْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابُ یَوْمٍ عَقِیمٍ .

حج (22) 55

قُلْ لاٰ یَعْلَمُ مَنْ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلاَّ اللّٰهُ وَ مٰا یَشْعُرُونَ أَیّٰانَ یُبْعَثُونَ . نمل (27) 65

یَسْئَلُکَ النّٰاسُ عَنِ السّٰاعَةِ قُلْ إِنَّمٰا عِلْمُهٰا عِنْدَ اللّٰهِ وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السّٰاعَةَ تَکُونُ قَرِیباً.

احزاب (33) 63

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

قُلْ لَکُمْ مِیعٰادُ یَوْمٍ لاٰ تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سٰاعَةً وَ لاٰ تَسْتَقْدِمُونَ . سبأ (34) 29 و 30

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

یس (36) 48

وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ الْعَذٰابُ بَغْتَةً وَ أَنْتُمْ لاٰ تَشْعُرُونَ .

زمر (39) 55

اَللّٰهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِیزٰانَ وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السّٰاعَةَ قَرِیبٌ . شوری (42) 17

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السّٰاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ . زخرف (43) 66

فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السّٰاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جٰاءَ أَشْرٰاطُهٰا فَأَنّٰی لَهُمْ إِذٰا جٰاءَتْهُمْ ذِکْرٰاهُمْ .

محمّد (47) 18

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ إِنَّمٰا أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ .

ملک (67) 25 و 26

قُلْ إِنْ أَدْرِی أَ قَرِیبٌ مٰا تُوعَدُونَ أَمْ یَجْعَلُ لَهُ رَبِّی أَمَداً. جنّ (72) 25

یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّٰاعَةِ أَیّٰانَ مُرْسٰاهٰا

فِیمَ أَنْتَ مِنْ ذِکْرٰاهٰا

إِلیٰ رَبِّکَ مُنْتَهٰاهٰا.

نازعات (79) 42 -\44

127. معبودان باطل، فاقد شعور و درک زمان قیامت و حشر انسانها:

وَ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لاٰ یَخْلُقُونَ شَیْئاً وَ هُمْ یُخْلَقُونَ

أَمْوٰاتٌ غَیْرُ أَحْیٰاءٍ وَ مٰا یَشْعُرُونَ أَیّٰانَ یُبْعَثُونَ . نحل (16) 20 و 21

128. پیامبر صلی الله علیه و آله ، موظّف به اعلام بی‌اطّلاعی خویش از زمان فرا رسیدن قیامت:

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ إِنَّمٰا أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ .

ملک (67) 25 و 26

قُلْ إِنْ أَدْرِی أَ قَرِیبٌ مٰا تُوعَدُونَ أَمْ یَجْعَلُ لَهُ رَبِّی أَمَداً. جنّ (72) 25

129. آگاه نبودن به زمان برپایی قیامت، دستاویز منکران معاد، برای پرسش انکارآمیز از آن:

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

مٰا یَنْظُرُونَ إِلاّٰ صَیْحَةً وٰاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ یَخِصِّمُونَ . یس (36) 48 و 49

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ إِنَّمٰا أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ .

ملک (67) 25 و 26

بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ

یَسْئَلُ أَیّٰانَ یَوْمُ الْقِیٰامَةِ . قیامت (75) 5 و 6

یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّٰاعَةِ أَیّٰانَ مُرْسٰاهٰا

فِیمَ أَنْتَ مِنْ ذِکْرٰاهٰا

إِلیٰ رَبِّکَ مُنْتَهٰاهٰا

إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ یَخْشٰاهٰا

کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَهٰا لَمْ یَلْبَثُوا إِلاّٰ عَشِیَّةً أَوْ ضُحٰاهٰا. نازعات (79) 42 - 46

2. علم به زمان قیامت

130. علم به زمان وقوع قیامت، در انحصار خدا:

إِنَّ اللّٰهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السّٰاعَةِ .... لقمان (31) 34

یَسْئَلُکَ النّٰاسُ عَنِ السّٰاعَةِ قُلْ إِنَّمٰا عِلْمُهٰا عِنْدَ اللّٰهِ وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السّٰاعَةَ تَکُونُ قَرِیباً.

احزاب (33) 63

إِلَیْهِ یُرَدُّ عِلْمُ السّٰاعَةِ .... فصّلت (41) 47

وَ تَبٰارَکَ الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ ... وَ عِنْدَهُ عِلْمُ السّٰاعَةِ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ . زخرف (43) 85

یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّٰاعَةِ أَیّٰانَ مُرْسٰاهٰا

فِیمَ أَنْتَ مِنْ ذِکْرٰاهٰا

إِلیٰ رَبِّکَ مُنْتَهٰاهٰا.

نازعات (79) 42 -\44

3. نزدیکی زمان قیامت

131. وقوع قیامت، در زمانی نزدیک:

إِنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ أَکٰادُ أُخْفِیهٰا لِتُجْزیٰ کُلُّ نَفْسٍ بِمٰا تَسْعیٰ . طه (20) 15

یَسْئَلُکَ النّٰاسُ عَنِ السّٰاعَةِ قُلْ إِنَّمٰا عِلْمُهٰا عِنْدَ اللّٰهِ وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السّٰاعَةَ تَکُونُ قَرِیباً.

احزاب (33) 63

اَللّٰهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِیزٰانَ وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السّٰاعَةَ قَرِیبٌ . شوری (42) 17

أَزِفَتِ الْآزِفَةُ

لَیْسَ لَهٰا مِنْ دُونِ اللّٰهِ کٰاشِفَةٌ .

نجم (53) 57 و 58

اِقْتَرَبَتِ السّٰاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ. قمر (54) 1

إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً. معارج (70) 6

زمین در قیامت

==> زمین، زمین در آستانۀ قیامت و زمین در قیامت

سجده در قیامت

132. ناتوانی مشرکان کافر از سجده در قیامت، پس از دعوت شدن به آن:

أَمْ لَهُمْ شُرَکٰاءُ فَلْیَأْتُوا بِشُرَکٰائِهِمْ إِنْ کٰانُوا صٰادِقِینَ

یَوْمَ یُکْشَفُ عَنْ سٰاقٍ وَ یُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ فَلاٰ یَسْتَطِیعُونَ . قلم (68) 41 و 42

سختی قیامت

==> همین مدخل، اوصاف قیامت، سختی

سخن در قیامت

133. سخن دستهای کافران در قیامت از جانب خدا، برای گواهی دربارۀ عملکرد آدمیان:

اِصْلَوْهَا الْیَوْمَ بِمٰا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ

اَلْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلیٰ أَفْوٰاهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنٰا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ . یس (36) 64 و 65

134. سخن نگفتن مکذّبان آیات و عذر نداشتن آنان، در پی محکومیّت به عذاب در قیامت:

وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیٰاتِنٰا فَهُمْ یُوزَعُونَ

حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُ قٰالَ

أَ کَذَّبْتُمْ بِآیٰاتِی وَ لَمْ تُحِیطُوا بِهٰا عِلْماً أَمّٰا ذٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ

وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ بِمٰا ظَلَمُوا فَهُمْ لاٰ یَنْطِقُونَ . نمل (27) 83 - 85

135. سخن گفتن انسانها در قیامت، منوط به اذن خدا:

یَوْمَ یَأْتِ لاٰ تَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعِیدٌ. هود (11) 105

یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلاٰئِکَةُ صَفًّا لاٰ یَتَکَلَّمُونَ إِلاّٰ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمٰنُ وَ قٰالَ صَوٰاباً. نبأ (78) 38

136. کتمان‌کنندگان حقایق آسمانی و دنیاطلبان اهل‌کتاب (یهود)، محروم از تکلّم خدا با آنان در قیامت:

إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ مِنَ الْکِتٰابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ مٰا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النّٰارَ وَ لاٰ یُکَلِّمُهُمُ اللّٰهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ لاٰ یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . بقره (2) 174

وَ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطٰارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینٰارٍ لاٰ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلاّٰ مٰا دُمْتَ عَلَیْهِ قٰائِماً ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا لَیْسَ عَلَیْنٰا فِی الْأُمِّیِّینَ سَبِیلٌ وَ یَقُولُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لاٰ خَلاٰقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لاٰ یُکَلِّمُهُمُ اللّٰهُ وَ لاٰ یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ لاٰ یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ .

آل‌عمران (3) 75 و 77

137. سخن خدا در قیامت با جهنّم، مبنی بر پر شدن آن و پاسخ آن، دایر بر فزون‌خواهی:

یَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِیدٍ. ق (50) 30

سرور در قیامت

==> سرور، سرور در قیامت

سؤال از قیامت

138. سؤال مردم از پیامبر صلی الله علیه و آله دربارۀ زمان وقوع قیامت:

یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّٰاعَةِ أَیّٰانَ مُرْسٰاهٰا ....

اعراف (7) 187

یَسْئَلُکَ النّٰاسُ عَنِ السّٰاعَةِ قُلْ إِنَّمٰا عِلْمُهٰا عِنْدَ اللّٰهِ وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السّٰاعَةَ تَکُونُ قَرِیباً.

احزاب (33) 63

یَسْئَلُونَ أَیّٰانَ یَوْمُ الدِّینِ . ذاریات (51) 12

عَمَّ یَتَسٰاءَلُونَ

عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ . نبأ (78) 1 و 2

یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّٰاعَةِ أَیّٰانَ مُرْسٰاهٰا.

نازعات (79) 42

سؤال در قیامت

139. شناخته بودن گناه کاران در قیامت و سؤال نشدن از گناه انس و جنّ در آن عرصه:

فَیَوْمَئِذٍ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لاٰ جَانٌّ .

الرّحمن (55) 39

نیز ==> سؤال، سؤال در قیامت و همین مدخل، درخواست در قیامت

شادی در قیامت

==> سرور، سرور در قیامت

شفاعت در قیامت

==> شفاعت، شفاعت در قیامت

شک به قیامت

==> شک، شک به قیامت

شکوه در قیامت

140. شک غافلان و فراموش کنندگان خدا در پیشگاه از کور محشور شدن خود در قیامت:

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَعْمیٰ

قٰالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمیٰ وَ قَدْ کُنْتُ بَصِیراً.

طه (20) 124 و 125

141. شکوه پیروان کفر در قیامت به درگاه خدا از گمراه‌گری رهبران و اشراف کافر خود:

وَ قٰالُوا رَبَّنٰا إِنّٰا أَطَعْنٰا سٰادَتَنٰا وَ کُبَرٰاءَنٰا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلاَ

رَبَّنٰا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذٰابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً کَبِیراً. احزاب (33) 67 و 68

142. بی‌جا و دروغ بودن شکوه مشرکان از معبودهای خویش در قیامت:

وَ إِذٰا رَأَی الَّذِینَ أَشْرَکُوا شُرَکٰاءَهُمْ قٰالُوا رَبَّنٰا هٰؤُلاٰءِ شُرَکٰاؤُنَا الَّذِینَ کُنّٰا نَدْعُوا مِنْ دُونِکَ فَأَلْقَوْا إِلَیْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّکُمْ لَکٰاذِبُونَ . نحل (16) 86

143. شکوه پیامبر صلی الله علیه و آله در پیشگاه خدا از کافران متعصب قوم خویش:

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللّٰهُ فَأَنّٰی یُؤْفَکُونَ

وَ قِیلِهِ یٰا رَبِّ إِنَّ هٰؤُلاٰءِ قَوْمٌ لاٰ یُؤْمِنُونَ . زخرف (43) 87 و 88

144. شکوه پیامبر صلی الله علیه و آله به پیشگاه خداوند در قیامت از کافران قوم خویش به علت مهجور ساختن قرآن کریم:

وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّٰالِمُ عَلیٰ یَدَیْهِ یَقُولُ یٰا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً

وَ قٰالَ الرَّسُولُ یٰا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً. (1)

فرقان (25) 27 و 30

145. شکوه پیامبر صلی الله علیه و آله از مردم به پیشگاه خداوند به سبب متروک و مهجور ساختن قرآن:

وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّٰالِمُ عَلیٰ یَدَیْهِ یَقُولُ یٰا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً

وَ قٰالَ الرَّسُولُ یٰا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً.

فرقان (25) 27 و 30

شیطان در قیامت

==> شیطان، شیطان در قیامت

صورت در قیامت

==> صورت، صورت در قیامت

ضرر در قیامت

146. قدرت نداشتن انسانها بر ضرر زدن به دیگران، در قیامت:

فَالْیَوْمَ لاٰ یَمْلِکُ بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ نَفْعاً وَ لاٰ ضَرًّا .... سبأ (34) 42

طیّبات در قیامت

147. روزیها و خوراکیهای طیّب و پاکیزه در قیامت، ویژه و خاصّ مؤمنان:

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّٰهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبٰادِهِ وَ الطَّیِّبٰاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا خٰالِصَةً یَوْمَ الْقِیٰامَةِ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . اعراف (7) 32

ظالمان در قیامت

==> ظلم، ظالمان، ظالمان در قیامت و کیفرهای ظالمان


1) 1) . طبق یک احتمال مقصود از«قومی»کافران وگناهکارانند. (المیزان، ج 15، ص 205)

عبرت در قیامت

148. بی‌ثمر بودن عبرت و پندپذیری انسان از مشاهدۀ عذاب جهنّم، در قیامت:

فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّمٰاءُ بِدُخٰانٍ مُبِینٍ

یَغْشَی النّٰاسَ هٰذٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ

رَبَّنَا اکْشِفْ عَنَّا الْعَذٰابَ إِنّٰا مُؤْمِنُونَ

أَنّٰی لَهُمُ الذِّکْریٰ وَ قَدْ جٰاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِینٌ . دخان (44) 10 - 13

فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السّٰاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جٰاءَ أَشْرٰاطُهٰا فَأَنّٰی لَهُمْ إِذٰا جٰاءَتْهُمْ ذِکْرٰاهُمْ .

محمّد (47) 18

وَ جِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الْإِنْسٰانُ وَ أَنّٰی لَهُ الذِّکْریٰ . فجر (89) 23

عدالت در قیامت

==> پاداش، پاداش عادلانه، عدالت، عدالت خدا، موارد عدالت خدا، پاداش و عذاب

عذاب در قیامت

==> عذاب

عذر در قیامت

149. پذیرفته نشدن هیچ عذری از سوی ظالمان، در قیامت:

فَیَوْمَئِذٍ لاٰ یَنْفَعُ الَّذِینَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَ لاٰ هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ . روم (30) 57

یَوْمَ لاٰ یَنْفَعُ الظّٰالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّٰارِ. غافر (40) 52

150. پذیرفته نشدن هیچ عذری از جانب کافران، در قیامت:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ کَفَرُوا لاٰ تَعْتَذِرُوا الْیَوْمَ إِنَّمٰا تُجْزَوْنَ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ . تحریم (66) 7

151. اجازه نیافتن مکذّبان، جهت عذرخواهی از اعمال خود:

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ

وَ لاٰ یُؤْذَنُ لَهُمْ فَیَعْتَذِرُونَ . مرسلات (77) 34 و 36

152. اقرار گرفتن خدا (در عالم ذر) از انسانها، مانع هرگونه عذر و احتجاج آنان در قیامت، مبنی بر عدم آگاهی به ربوبیّت خدا یا تقلید از پدران مشرک خود:

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قٰالُوا بَلیٰ شَهِدْنٰا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیٰامَةِ إِنّٰا کُنّٰا عَنْ هٰذٰا غٰافِلِینَ

أَوْ تَقُولُوا إِنَّمٰا أَشْرَکَ آبٰاؤُنٰا مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا ذُرِّیَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِکُنٰا بِمٰا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ . اعراف (7) 172 و 173

عقیده به قیامت

==> همین مدخل، ایمان به قیامت

علایم قیامت

اشاره

علایم قیامت (1)

153. ظهور و بروز نشانه‌های قیامت، قبل از پایان جهان و دنیا:

فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السّٰاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جٰاءَ أَشْرٰاطُهٰا فَأَنّٰی لَهُمْ إِذٰا جٰاءَتْهُمْ ذِکْرٰاهُمْ .

محمّد (47) 18

1. آمیختگی دریاها

154. راه پیدا کردن آب دریاها به یکدیگر و آمیخته شدن آبهای تلخ و شیرین و تبدیل شدن به یک دریا در آستانۀ قیامت:

وَ إِذَا الْبِحٰارُ سُجِّرَتْ . (2)تکویر (81) 6


1) 1) . علایم قیامت در سه مرحله - قبل از پایان جهان، در آستانۀ پایان دنیا و آغاز رستاخیز - رخ می‌دهد

2) 2) . بنابر اینکه«سجرت»بمعنای راه یافتن آبها به یکدیگر و پر شدن دریاها و یکی شدن آنها باشد. (مجمع البیان، ج 9 - 10، ص 674)

وَ إِذَا الْبِحٰارُ فُجِّرَتْ . (1)انفطار (82) 3

2. انفجار دریاها

155. انفجار و برافروختگی دریاها، با نزدیک شدن قیامت:

وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ. (2)طور (52) 6

وَ إِذَا الْبِحٰارُ سُجِّرَتْ . تکویر (81) 6

وَ إِذَا الْبِحٰارُ فُجِّرَتْ . انفطار (82) 3

3. پراکندگی ستارگان

156. پراکنده شدن و فرو ریختن ستارگان، در آستانۀ برپایی قیامت:

وَ إِذَا الْکَوٰاکِبُ انْتَثَرَتْ . انفطار (82) 2

4. تاریکی خورشید

157. درهم پیچیده، بی‌فروغ و تاریک شدن خورشید، در پایان دنیا و آغاز قیامت:

وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ. قیامت (75) 9

إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ . تکویر (81) 1

5. تاریکی ستارگان

158. تاریک و محو شدن ستارگان، با نزدیک شدن رستاخیز:

فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ . مرسلات (77) 8

وَ إِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ . تکویر (81) 2

6. تاریکی ماه

159. بی‌فروغ، تاریک و پیچیده شدن ماه، در آستانۀ قیامت:

1) 1) . بنابر اینکه راه یافتن آب دریا به یکدیگر و یکی شدن آنها باشد. (مجمع البیان، ج 9 - 10، ص 681)

2) 2) . بر اساس روایت، دریاها هنگام قیامت، برافروخته و آتشین می‌شود. (الکشاف، ج 4، ص 408؛ مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 248)

وَ خَسَفَ الْقَمَرُ

وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ.

قیامت (75) 8 و 9

7. جمع شدن خورشید و ماه

160. جمع شدن خورشید و ماه در آستانه قیامت:

لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیٰامَةِ

وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ. (1)قیامت (75) 1 و 9

8 . حرکت آسمان

161. حرکت شدید آسمان، با نزدیکی قیامت:

یَوْمَ تَمُورُ السَّمٰاءُ مَوْراً. طور (52) 9

9. حرکت کوهها

162. حرکت و لرزش شدید کوهها، در آستانۀ برپایی قیامت:

یَوْمَ ... وَ تَسِیرُ الْجِبٰالُ سَیْراً. طور (52) 9 و 10

یَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبٰالُ وَ کٰانَتِ الْجِبٰالُ کَثِیباً مَهِیلاً. مزمّل (73) 14

إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ ... وَ سُیِّرَتِ الْجِبٰالُ فَکٰانَتْ سَرٰاباً. نبأ (78) 17 و 20

10 . خروج دابّةالارض

163. خروج دابّةالارض، از علایم قیامت:

وَ إِذٰا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنٰا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النّٰاسَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا لاٰ یُوقِنُونَ . (2)نمل (27) 82

11. خشکی دریاها

164. خشک شدن دریاها و از بین رفتن آب آنها در آستانه قیامت:

وَ إِذَا الْبِحٰارُ سُجِّرَتْ . تکویر (81) 6

وَ إِذَا الْبِحٰارُ فُجِّرَتْ . (3)انفطار (82) 3

12. درهم پیچیدگی آسمان

165. درهم پیچیده شدن آسمان، همچون طومار، در آستانۀ قیامت:

یَوْمَ نَطْوِی السَّمٰاءَ کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمٰا بَدَأْنٰا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ وَعْداً عَلَیْنٰا إِنّٰا کُنّٰا فٰاعِلِینَ . انبیاء (21) 104

وَ إِذَا السَّمٰاءُ کُشِطَتْ . (4)تکویر (81) 11

13. دگرگونی جهان

166. دگرگونی و تبدیل زمین و آسمانها به جهانی دیگر، در آغاز قیامت:

یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّمٰاوٰاتُ وَ بَرَزُوا لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ. ابراهیم (14) 48

14. دود غلیظ

167. آکنده شدن فضای آسمان از دودهای غلیظ و نفوذ آنها به جوّ زمین، در آستانۀ قیامت:

فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّمٰاءُ بِدُخٰانٍ مُبِینٍ

یَغْشَی النّٰاسَ هٰذٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ

رَبَّنَا اکْشِفْ عَنَّا الْعَذٰابَ إِنّٰا مُؤْمِنُونَ . (5)دخان (44) 10 -\12

168. دردناک بودن و فراگیری دودهای متراکم در آستانۀ قیامت، برای کفرپیشگان:

فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّمٰاءُ بِدُخٰانٍ مُبِینٍ

یَغْشَی النّٰاسَ هٰذٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ .

دخان (44) 10 و 11

169. آشکار شدن دود غلیظی در آسمان، از نشانه‌های نزدیکی قیامت:

فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّمٰاءُ بِدُخٰانٍ مُبِینٍ . (6)

دخان (44) 10

15. زلزلۀ زمین

170. وقوع زلزلۀ بزرگ و شدید، در آستانۀ برپایی قیامت:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السّٰاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ . حجّ (22) 1

إِذٰا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا. واقعه (56) 4

یَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبٰالُ وَ کٰانَتِ الْجِبٰالُ کَثِیباً مَهِیلاً. مزمّل (73) 14

إِذٰا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزٰالَهٰا. (7)زلزال (99) 1

171. زیر و رو شدن زمین و زنده شدن مرده‌ها، در آغاز قیامت:

یَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرٰاعاً ذٰلِکَ حَشْرٌ عَلَیْنٰا یَسِیرٌ. ق (50) 44


1) 1) . جمع و چسبیدن ماه به خورشید در قیامت به سبب اختلال در جاذبه‌ای است که خدا نظام منظومه شمسی را بر اساس آن نهاده بود. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 14، جزء 29، ص 345)

2) 2) . خروج دابّةالارض، از اشراط‌السّاعه و نشانه‌های وقوع قیامت است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 10، جزء 20، ص 38 و مجمع البیان، ج 7 -\8، ص 365 -\366)

3) 3) . بنابر قولی معنای آیه این است که آب دریاها در آستانه قیامت از بین رفته و خشک می‌شود. (مجمع البیان، ج 9 و 10، ص 674 و 681)

4) 4) .«کشطت»بنا بر یک قول به معنای کنده شدن آسمانها از جایگاه‌شان (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 674) است که لازمۀ آن به هم ریختن نظام و درنوردیدن طومار آنها است

5) 5) . در روایتی از امام علی علیه السلام نقل شده است: این دود در آسمان قبل از برپایی قیامت آشکار می‌شود. (تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 626 ، ح 25)

6) 6) . بنا بر حدیثی منقول از پیامبر صلی الله علیه و آله ، دخان و دود درآسمان، از علایم نزدیکی قیامت است. (الدرالمنثور، ج 7، ص 408)

7) 7) . بنا بر یک قول، مقصود از آیه، زلزلۀ قبل از قیامت است. (التفسیر الکبیر، ج 11، ص 254)

یَوْمَ تَرْجُفُ الرّٰاجِفَةُ

تَتْبَعُهَا الرّٰادِفَةُ .

نازعات (79) 6 و 7

وَ إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ

وَ أَلْقَتْ مٰا فِیهٰا وَ تَخَلَّتْ .

انشقاق (84) 3 و 4

إِذٰا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزٰالَهٰا

وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقٰالَهٰا. (1)زلزال (99) 1 و 2

16. شعله‌وری دریاها

172. شعله‌ور شدن دریاها در آستانه قیامت:

وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ. (2)طور (52) 6

وَ إِذَا الْبِحٰارُ سُجِّرَتْ . تکویر (81) 6

وَ إِذَا الْبِحٰارُ فُجِّرَتْ . انفطار (82) 3

17. شقّ‌القمر

173. وقوع معجزۀ شقّ‌القمر در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله ، از نشانه‌های حتمیّت و نزدیک شدن قیامت:

اِقْتَرَبَتِ السّٰاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ

وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ. قمر (54) 1 و 2

18. شکاف آسمان

174. شکافته شدن آسمان (و اجرام آسمانی) در آستانۀ قیامت:

وَ یَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمٰاءُ بِالْغَمٰامِ وَ نُزِّلَ الْمَلاٰئِکَةُ تَنْزِیلاً. فرقان (25) 25

وَ انْشَقَّتِ السَّمٰاءُ فَهِیَ یَوْمَئِذٍ وٰاهِیَةٌ .

حاقّه (69) 16

اَلسَّمٰاءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ کٰانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً.

مزمّل (73) 18

وَ إِذَا السَّمٰاءُ فُرِجَتْ . مرسلات (77) 9

وَ فُتِحَتِ السَّمٰاءُ فَکٰانَتْ أَبْوٰاباً. (3)نبأ (78) 19

إِذَا السَّمٰاءُ انْفَطَرَتْ . انفطار (82) 1

175. سستی و ذوب آسمانها همچون فلز گداخته، در آستانۀ قیامت:

یَوْمَ تَکُونُ السَّمٰاءُ کَالْمُهْلِ . معارج (70) 8

19. شکاف ابرها

176. شکافته شدن آسمان با حرکت ابرها، در آستانۀ قیامت:

وَ یَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمٰاءُ بِالْغَمٰامِ وَ نُزِّلَ الْمَلاٰئِکَةُ تَنْزِیلاً. (4)فرقان (25) 25

20. شکاف دریاها

177. پیدایش شکاف وسیع در ریاها و راه رفتن آب آنها به نقاط دیگر در آستانه قیامت:

وَ إِذَا الْبِحٰارُ فُجِّرَتْ . (5)انفطار (82) 3

21. فروپاشی کوهها

178. از جا کنده شدن کوهها و در هم کوبیده شدن آنها، از نشانه‌های پایان دنیا و آغاز قیامت:

وَ بُسَّتِ الْجِبٰالُ بَسًّا

فَکٰانَتْ هَبٰاءً مُنْبَثًّا.

واقعه (56) 5 و 6

وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبٰالُ فَدُکَّتٰا دَکَّةً وٰاحِدَةً .

حاقّه (69) 14

تَعْرُجُ الْمَلاٰئِکَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کٰانَ


1) 1) . بنا بر یک قول، آیه به زلزلۀ فراگیر و دگرگون‌ساز زمین در آغاز رستاخیز اشاره دارد که با حشر و زنده شدن مرده‌ها همراه است. (التفسیر الکبیر، ج 11، ص 254)

2) 2) .«مسجور»بمعنای شعله‌ور شده نیز آمده است. (لسان العرب، ج 6، ص 177،«سجر»)

3) 3) . ممکن است منظور از«فتحت»شکافته شدن باشد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 642)

4) 4) . بر این اساس که«باء»در«بالغمام»برای سببیّت باشد. (روح‌المعانی، ج 11، جزء 19، ص 13)

5) 5) .«فجر»بمعنای شکاف وسیع آمده است (مفردات، ص 625،«فجر»)

مِقْدٰارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ

وَ تَکُونُ الْجِبٰالُ کَالْعِهْنِ . معارج (70) 4 و 9

یَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبٰالُ وَ کٰانَتِ الْجِبٰالُ کَثِیباً مَهِیلاً. مزمّل (73) 14

وَ سُیِّرَتِ الْجِبٰالُ فَکٰانَتْ سَرٰاباً. نبأ (78) 20

وَ تَکُونُ الْجِبٰالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ . قارعه (101) 5

22. لبریزی دریاها

179. لبریز شدن دریاها در آستانه قیامت:

وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ. طور (52) 6

وَ إِذَا الْبِحٰارُ سُجِّرَتْ . (1)تکویر (81) 6

نیز ==> آخرالزّمان

علم به قیامت

==> همین مدخل، زمان قیامت

عمل در قیامت

==> تجسّم اعمال

عیسی علیه السلام در قیامت

180. گواهی عیسی علیه السلام بر اهل‌کتاب و بنی‌اسرائیل، در عرصۀ قیامت:

وَ قَوْلِهِمْ إِنّٰا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللّٰهِ وَ مٰا قَتَلُوهُ وَ مٰا صَلَبُوهُ وَ لٰکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبٰاعَ الظَّنِّ وَ مٰا قَتَلُوهُ یَقِیناً

وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ إِلاّٰ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً. نساء (4) 157 و 159

181. پرسش خدا در قیامت از عیسی علیه السلام در بارۀ فراخوانی مردم به الوهیّت و پرستش خود و مادرش:

وَ إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنّٰاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلٰهَیْنِ مِنْ دُونِ اللّٰهِ قٰالَ سُبْحٰانَکَ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ مٰا لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِنْ کُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مٰا فِی نَفْسِی وَ لاٰ أَعْلَمُ مٰا فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنْتَ عَلاّٰمُ الْغُیُوبِ

مٰا قُلْتُ لَهُمْ إِلاّٰ مٰا أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ رَبِّی وَ رَبَّکُمْ وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً مٰا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمّٰا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ. مائده (5) 116 و 117

182. اقرار عیسی علیه السلام در قیامت به شایسته نبودن خود و مادرش، برای الوهیّت و گواهی خدا به صداقت وی:

وَ إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنّٰاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلٰهَیْنِ مِنْ دُونِ اللّٰهِ قٰالَ سُبْحٰانَکَ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ مٰا لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِنْ کُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مٰا فِی نَفْسِی وَ لاٰ أَعْلَمُ مٰا فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنْتَ عَلاّٰمُ الْغُیُوبِ

مٰا قُلْتُ لَهُمْ إِلاّٰ مٰا أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ رَبِّی وَ رَبَّکُمْ وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً مٰا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمّٰا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ

قٰالَ اللّٰهُ هٰذٰا یَوْمُ یَنْفَعُ الصّٰادِقِینَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ .

مائده (5) 116 و 117 و 119

183. عیسی علیه السلام ، خواستار سلامتی خود در قیامت:

قٰالَ إِنِّی عَبْدُ اللّٰهِ آتٰانِیَ الْکِتٰابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا

وَ السَّلاٰمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا. مریم (19) 30 و 33


1) 1) . یکی از معانی«سَجَرَ»و«سجّر»مَلأ (پرگردانید) است. لسان العرب، ج 6، ص 177،«سَجَر»)

غفلت از قیامت

184. غفلت از قیامت، موجب وحشت و احساس خسارت کافران، در آن روز:

وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذٰا هِیَ شٰاخِصَةٌ أَبْصٰارُ الَّذِینَ کَفَرُوا یٰا وَیْلَنٰا قَدْ کُنّٰا فِی غَفْلَةٍ مِنْ هٰذٰا بَلْ کُنّٰا ظٰالِمِینَ . انبیاء (21) 97

185. احساس ایمنی و غفلت مشرکان، از فرا رسیدن قیامت به صورت ناگهانی، خصلتی شگفت و مورد توبیخ الهی:

وَ مٰا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّٰهِ إِلاّٰ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ

أَ فَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِیَهُمْ غٰاشِیَةٌ مِنْ عَذٰابِ اللّٰهِ أَوْ تَأْتِیَهُمُ السّٰاعَةُ بَغْتَةً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ .

یوسف (12) 106 و 107

نیز ==> همین مدخل، فراموشی قیامت

فدیه در قیامت

186. پذیرفته نشدن فدیه و عوض (برای بازخرید خود در قبال عذاب)، از ویژگیهای قیامت:

وَ اتَّقُوا یَوْماً لاٰ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لاٰ یُقْبَلُ مِنْهٰا شَفٰاعَةٌ وَ لاٰ یُؤْخَذُ مِنْهٰا عَدْلٌ وَ لاٰ هُمْ یُنْصَرُونَ . بقره (2) 48

وَ اتَّقُوا یَوْماً لاٰ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لاٰ یُقْبَلُ مِنْهٰا عَدْلٌ وَ لاٰ تَنْفَعُهٰا شَفٰاعَةٌ وَ لاٰ هُمْ یُنْصَرُونَ . بقره (2) 123

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ مٰاتُوا وَ هُمْ کُفّٰارٌ فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْءُ الْأَرْضِ ذَهَباً وَ لَوِ افْتَدیٰ بِهِ أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ وَ مٰا لَهُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ .

آل‌عمران (3) 91

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِیَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذٰابِ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مٰا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . مائده (5) 36

وَ ذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا وَ ذَکِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمٰا کَسَبَتْ لَیْسَ لَهٰا مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَلِیٌّ وَ لاٰ شَفِیعٌ وَ إِنْ تَعْدِلْ کُلَّ عَدْلٍ لاٰ یُؤْخَذْ مِنْهٰا أُولٰئِکَ الَّذِینَ أُبْسِلُوا بِمٰا کَسَبُوا لَهُمْ شَرٰابٌ مِنْ حَمِیمٍ وَ عَذٰابٌ أَلِیمٌ بِمٰا کٰانُوا یَکْفُرُونَ . انعام (6) 70

وَ لَوْ أَنَّ لِکُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مٰا فِی الْأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَ أَسَرُّوا النَّدٰامَةَ لَمّٰا رَأَوُا الْعَذٰابَ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ .

یونس (10) 54

... وَ الَّذِینَ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ أُولٰئِکَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسٰابِ وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ ....

رعد (13) 18

وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذٰابِ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ بَدٰا لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ مٰا لَمْ یَکُونُوا یَحْتَسِبُونَ . زمر (39) 47

فَالْیَوْمَ لاٰ یُؤْخَذُ مِنْکُمْ فِدْیَةٌ وَ لاٰ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا .... حدید (57) 15

یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ

وَ صٰاحِبَتِهِ وَ أَخِیهِ

وَ فَصِیلَتِهِ الَّتِی تُؤْوِیهِ

وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ یُنْجِیهِ . معارج (70) 11 -\14

فرار در قیامت

187. فرار انسانها از خویشاوندان خود در عرصۀ قیامت، به دلیل گرفتاریهای‌شان:

فَإِذٰا جٰاءَتِ الصَّاخَّةُ

یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ

وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ

وَ صٰاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ

لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ . عبس (80) 33 -\37

188. گناهکاران، در آرزوی جستجوی راه نجات و فرار از صحنۀ قیامت و شداید آن:

بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ

یَسْئَلُ أَیّٰانَ یَوْمُ الْقِیٰامَةِ

فَإِذٰا بَرِقَ الْبَصَرُ

وَ خَسَفَ الْقَمَرُ

وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ

یَقُولُ الْإِنْسٰانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ الْمَفَرُّ. قیامت (75) 5 -\10

فراموشی در قیامت

189. اعراض‌کنندگان از ذکر خدا در دنیا، مورد فراموشی و بی‌توجّهی خدا در قیامت:

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَعْمیٰ

قٰالَ کَذٰلِکَ أَتَتْکَ آیٰاتُنٰا فَنَسِیتَهٰا وَ کَذٰلِکَ الْیَوْمَ تُنْسیٰ .

طه (20) 124 و 126

190. کافران غافل از دین و فراموش‌کنندۀ قیامت، مورد فراموشی و بی‌توجّهی خدا در قیامت:

... إِنَّ اللّٰهَ حَرَّمَهُمٰا عَلَی الْکٰافِرِینَ اَلَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا فَالْیَوْمَ نَنْسٰاهُمْ کَمٰا نَسُوا لِقٰاءَ یَوْمِهِمْ هٰذٰا وَ مٰا کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . اعراف (7) 50 و 51

فراموشی قیامت

191. کافران فراموش‌کنندۀ قیامت، مورد حسابرسی دقیق خدا:

... وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا أَحْصٰاهُ اللّٰهُ وَ نَسُوهُ .... مجادله (58) 5 و 6

192. کافران غافل از دین و فراموش‌کنندۀ قیامت، مورد فراموشی و بی‌توجّهی خدا در قیامت:

... إِنَّ اللّٰهَ حَرَّمَهُمٰا عَلَی الْکٰافِرِینَ اَلَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا فَالْیَوْمَ نَنْسٰاهُمْ کَمٰا نَسُوا لِقٰاءَ یَوْمِهِمْ هٰذٰا وَ مٰا کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . اعراف (7) 50 و 51

193. فراموشی قیامت، سبب خسران و زیان انسان:

... یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جٰاءَتْ رُسُلُ رَبِّنٰا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنٰا مِنْ شُفَعٰاءَ فَیَشْفَعُوا لَنٰا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَیْرَ الَّذِی کُنّٰا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ .... اعراف (7) 53

194. غفلت از قیامت و فراموشی آن، موجب گرفتاری به عذاب جهنّم:

وَ نٰادیٰ أَصْحٰابُ النّٰارِ أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِیضُوا عَلَیْنٰا مِنَ الْمٰاءِ أَوْ مِمّٰا رَزَقَکُمُ اللّٰهُ ... إِنَّ اللّٰهَ حَرَّمَهُمٰا عَلَی الْکٰافِرِینَ اَلَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا فَالْیَوْمَ نَنْسٰاهُمْ کَمٰا نَسُوا لِقٰاءَ یَوْمِهِمْ هٰذٰا وَ مٰا کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . اعراف (7) 50 و 51

... وَ لٰکِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النّٰاسِ أَجْمَعِینَ فَذُوقُوا بِمٰا نَسِیتُمْ لِقٰاءَ یَوْمِکُمْ هٰذٰا إِنّٰا نَسِینٰاکُمْ وَ ذُوقُوا عَذٰابَ

اَلْخُلْدِ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ . سجده (32) 13 و 14

وَ قِیلَ الْیَوْمَ نَنْسٰاکُمْ کَمٰا نَسِیتُمْ لِقٰاءَ یَوْمِکُمْ هٰذٰا وَ مَأْوٰاکُمُ النّٰارُ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ .

جاثیه (45) 34

فرزند در قیامت

195. اثربخش نبودن فرزند، در عرصۀ قیامت:

یَوْمَ لاٰ یَنْفَعُ مٰالٌ وَ لاٰ بَنُونَ . شعراء (26) 88

لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحٰامُکُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ .... ممتحنه (60) 3

196. فرار از فرزند، از ویژگیهای قیامت:

فَإِذٰا جٰاءَتِ الصَّاخَّةُ

یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ

وَ صٰاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ . عبس (80) 33 و 34 و 36

197. فرزندان کافران، فاقد قدرت برای نجات پدران خود از عذاب الهی در قیامت:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوٰالُهُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُهُمْ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً وَ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ النّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ . آل‌عمران (3) 116

198. انسان مجرم و گناهکار، راضی به فدا کردن فرزند خود، برای نجات از عذاب، در قیامت:

یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ

وَ صٰاحِبَتِهِ وَ أَخِیهِ

وَ فَصِیلَتِهِ الَّتِی تُؤْوِیهِ

وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ یُنْجِیهِ . معارج (70) 11 -\14

فرعون در قیامت

199. محشور شدن فرعون در قیامت، با چهره‌ای زشت و سیاه:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی ... وَ أَتْبَعْنٰاهُمْ فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ . (1)قصص (28) 38 و 42

200. فرعون، بی‌بهره از هرگونه یاری، در قیامت:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی ... وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النّٰارِ وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ لاٰ یُنْصَرُونَ . قصص (28) 38 و 41

201. پیشتازی فرعون در قیامت، برای کشاندن قوم خود به دوزخ:

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ

یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النّٰارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ.

هود (11) 97 و 98

فرعونیان در قیامت

202. فرمان خدا به فرشتگان در قیامت مبنی بر کیفر کردن سخت فرعونیان:

اَلنّٰارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهٰا غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذٰابِ .

غافر (40) 46

203. محشور شدن فرعونیان در قیامت، با چهره‌ای زشت:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ أَتْبَعْنٰاهُمْ فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ .

قصص (28) 38 و 42


1) 1) . مقصود از«مقبوحین»بد ترکیبی و سیاهی صورت است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 398)

فلسفۀ قیامت

204. برخورداری مردم از رحمت خداوند، از فلسفه‌های برپایی قیامت:

قُلْ لِمَنْ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ قُلْ لِلّٰهِ کَتَبَ عَلیٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ . انعام (6) 12

205. حسابرسی اعمال بندگان بر مبنای قسط و عدل، از فلسفه‌های برپایی قیامت:

وَ نَضَعُ الْمَوٰازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیٰامَةِ فَلاٰ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ إِنْ کٰانَ مِثْقٰالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنٰا بِهٰا وَ کَفیٰ بِنٰا حٰاسِبِینَ . انبیاء (21) 47

وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ . معارج (70) 26

206. پاداش دادن به مؤمنان دارای عمل صالح، از فلسفه‌های برپایی قیامت:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لاٰ تَأْتِینَا السّٰاعَةُ قُلْ بَلیٰ وَ رَبِّی لَتَأْتِیَنَّکُمْ ... لِیَجْزِیَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ أُولٰئِکَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ . سبأ (34) 3 و 4

207. کیفر نمودن تلاشگران علیه آیات خدا، از فلسفه‌های برپایی قیامت:

وَ الَّذِینَ سَعَوْا فِی آیٰاتِنٰا مُعٰاجِزِینَ أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مِنْ رِجْزٍ أَلِیمٌ . سبأ (34) 5

208. جدا شدن و شفاف گردیدن صفوف حق‌مداران از باطل‌گرایان، از فلسفه‌های تحقّق قیامت:

قُلْ یَجْمَعُ بَیْنَنٰا رَبُّنٰا ثُمَّ یَفْتَحُ بَیْنَنٰا بِالْحَقِّ وَ هُوَ الْفَتّٰاحُ الْعَلِیمُ . سبأ (34) 26

إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ کٰانَ مِیقٰاتاً. نبأ (78) 17

209. جزا، کیفر و پاداش بندگان، از فلسفه‌های برپایی قیامت و رستاخیز:

یٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ وَ لاٰ تَتَّبِعِ الْهَویٰ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ بِمٰا نَسُوا یَوْمَ الْحِسٰابِ

أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ کَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ کَالْفُجّٰارِ. ص (38) 26 و 28

وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ . معارج (70) 26

210. برپایی عدالت و برخورداری هر فرد از نتایج اعمال خویش، از اهداف برپایی قیامت:

وَ لِکُلٍّ دَرَجٰاتٌ مِمّٰا عَمِلُوا وَ لِیُوَفِّیَهُمْ أَعْمٰالَهُمْ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ . احقاف (46) 19

قسم به قیامت

211. سوگند خدا به روز قیامت:

لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیٰامَةِ . قیامت (75) 1

وَ الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ. بروج (85) 2

قضاوت در قیامت

==> خدا، حکمیّت خدا

قلب در قیامت

212. قیامت، روز دگرگونی دلها و قلبها:

... یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ.

نور (24) 37

قُلُوبٌ یَوْمَئِذٍ وٰاجِفَةٌ . نازعات (79) 8

213. مورد سؤال واقع شدن قلب، در قیامت:

وَ لاٰ تَقْفُ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ

وَ الْفُؤٰادَ کُلُّ أُولٰئِکَ کٰانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً.

اسراء (17) 36

214. عارض شدن آثار ترس و وحشت بر دلها، در قیامت:

وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَنٰاجِرِ کٰاظِمِینَ مٰا لِلظّٰالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لاٰ شَفِیعٍ یُطٰاعُ . غافر (40) 18

215. خالی شدن قلب مضطرب از هراس قیامت، با صدور امر خداوند به شفاعت آنان:

وَ لاٰ تَنْفَعُ الشَّفٰاعَةُ عِنْدَهُ إِلاّٰ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتّٰی إِذٰا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قٰالُوا مٰا ذٰا قٰالَ رَبُّکُمْ قٰالُوا الْحَقَّ وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ. سبأ (34) 23

قوم عاد در قیامت

216. قوم کافر عاد، مورد لعنت خدا، در قیامت:

وَ تِلْکَ عٰادٌ جَحَدُوا بِآیٰاتِ رَبِّهِمْ ... وَ أُتْبِعُوا فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَلاٰ إِنَّ عٰاداً کَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلاٰ بُعْداً لِعٰادٍ قَوْمِ هُودٍ.

هود (11) 59 و 60

کافران در قیامت

==> کفر، کافران، کافران در قیامت

کفر به قیامت

اشاره

217. کفر اکثریّت مردم به قیامت:

إِنَّ السّٰاعَةَ لَآتِیَةٌ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ . غافر (40) 59

218. کفرورزی فرعون و فرعونیان به قیامت:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ ... وَ قٰالَ مُوسیٰ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لاٰ یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسٰابِ . (1)غافر (40) 26 و 27

219. کفر رهبران متکبّر به قیامت، کاری خطرساز:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ ... وَ قٰالَ مُوسیٰ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لاٰ یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسٰابِ . غافر (40) 26 و 27

220. اقرار جنّیان و انسانها در قیامت به کفر خویش با انکار قیامت:

یٰا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیٰاتِی وَ یُنْذِرُونَکُمْ لِقٰاءَ یَوْمِکُمْ هٰذٰا قٰالُوا شَهِدْنٰا عَلیٰ أَنْفُسِنٰا ... وَ شَهِدُوا عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ کٰانُوا کٰافِرِینَ . انعام (6) 130

آثار کفر به قیامت

1. پندار جاودانگی
221. انکار قیامت از سوی باغدار متکبّر، سبب پندار جاودانگی باغ خود:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنٰا لِأَحَدِهِمٰا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنٰابٍ وَ حَفَفْنٰاهُمٰا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمٰا زَرْعاً

کِلْتَا الْجَنَّتَیْنِ آتَتْ أُکُلَهٰا وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئاً وَ فَجَّرْنٰا خِلاٰلَهُمٰا نَهَراً

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ قٰالَ مٰا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هٰذِهِ أَبَداً

وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً. کهف (18) 32 -\36

2. حبط عمل
222. انکار قیامت، زمینه‌ساز حبط اعمال نیک آدمی:

وَ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنٰا ... وَ قَدِمْنٰا إِلیٰ مٰا


1) 1) . یوم‌الحساب، از نامهای قیامت است. (التفسیر المنیر، ج 24، ص 106 و 109)

عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنٰاهُ هَبٰاءً مَنْثُوراً.

فرقان (25) 21 و 23

223. کفر به قیامت، درپی‌دارندۀ تباهی اعمال در قیامت:

اَلَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً

أُولٰئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیٰاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقٰائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فَلاٰ نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَزْناً.

کهف (18) 104 و 105

3. عذاب کفر به قیامت
224. انکار قیامت، موجب گرفتاری به آتش دوزخ:

إِنَّ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنٰا ... أُولٰئِکَ مَأْوٰاهُمُ النّٰارُ بِمٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ . یونس (10) 7 و 8

إِنَّ جَهَنَّمَ کٰانَتْ مِرْصٰاداً

لِلطّٰاغِینَ مَآباً

إِنَّهُمْ کٰانُوا لاٰ یَرْجُونَ حِسٰاباً.

نبأ (78) 21 و 22 و 27

عَمَّ یَتَسٰاءَلُونَ

عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ

اَلَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ

إِنَّ جَهَنَّمَ کٰانَتْ مِرْصٰاداً

لِلطّٰاغِینَ مَآباً

لاٰبِثِینَ فِیهٰا أَحْقٰاباً

لاٰ یَذُوقُونَ فِیهٰا بَرْداً وَ لاٰ شَرٰاباً

إِلاّٰ حَمِیماً وَ غَسّٰاقاً

جَزٰاءً وِفٰاقاً. نبأ (78) 1 -\3 و 21 -\26

نیز ==> آخرت، تکذیب آخرت، تکذیب، تکذیب جهنّم، معاد، تکذیب معاد و همین مدخل، تکذیب قیامت

عوامل کفر به قیامت

1. آزادی مطلق
225. گرایش به آزادیهای مطلق و بی‌بند و باری، زمینه‌ساز انکار قیامت:

بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ

یَسْئَلُ أَیّٰانَ یَوْمُ الْقِیٰامَةِ . قیامت (75) 5 و 6

2. خسران
226. کفر به قیامت، در پی از دست دادن سرمایۀ وجودی خویش:

... لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ . انعام (6) 12

3. رفاه
227. آسایش و رفاه، زمینۀ انکار قیامت:

وَ لَئِنْ أَذَقْنٰاهُ رَحْمَةً مِنّٰا مِنْ بَعْدِ ضَرّٰاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ هٰذٰا لِی وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلیٰ رَبِّی إِنَّ لِی عِنْدَهُ لَلْحُسْنیٰ ....

فصّلت (41) 50

4. کافران
228. کافران، از عوامل کفر به قیامت:

إِنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ أَکٰادُ أُخْفِیهٰا لِتُجْزیٰ کُلُّ نَفْسٍ بِمٰا تَسْعیٰ

فَلاٰ یَصُدَّنَّکَ عَنْهٰا مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ فَتَرْدیٰ . طه (20) 15 و 16

5. هواپرستی
229. اطاعت از هوای نفس، عامل کفر به قیامت:

إِنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ ... فَلاٰ یَصُدَّنَّکَ عَنْهٰا مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ فَتَرْدیٰ . (1)طه (20) 15 و 16

کوری در قیامت

==> همین مدخل، چشم در قیامت

کوه در قیامت

==> کوه، کوه در آستانۀ قیامت و کوه در قیامت

کیفر در قیامت

==> عذاب


1) 1) . بنا بر اینکه جملۀ«واتّبع هواه»تعلیل برای جملۀ«لایؤمن بها»باشد

گناهکاران در قیامت

==> گناه، گناهکاران، گناهکاران در قیامت

گواهی در قیامت

==> گواهی، گواهی در قیامت و گواهان در قیامت

لعنت در قیامت

230. فرعونیان، مشمول لعنت الهی، در قیامت:

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ

وَ أُتْبِعُوا فِی هٰذِهِ لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ. هود (11) 97 و 99

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی ... وَ أَتْبَعْنٰاهُمْ فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ . قصص (28) 38 و 42

231. قوم کافر عاد، مورد لعنت خدا در قیامت:

وَ تِلْکَ عٰادٌ جَحَدُوا بِآیٰاتِ رَبِّهِمْ ... وَ أُتْبِعُوا فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَلاٰ إِنَّ عٰاداً کَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلاٰ بُعْداً لِعٰادٍ قَوْمِ هُودٍ.

هود (11) 59 و 60

232. ظالمان، گرفتار لعنت خدا در قیامت:

یَوْمَ لاٰ یَنْفَعُ الظّٰالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّٰارِ. غافر (40) 52

مال در قیامت

233. اثربخش نبودن مال، در قیامت:

یَوْمَ لاٰ یَنْفَعُ مٰالٌ وَ لاٰ بَنُونَ . شعراء (26) 88

وَ لَمْ أَدْرِ مٰا حِسٰابِیَهْ

مٰا أَغْنیٰ عَنِّی مٰالِیَهْ .

حاقّه (69) 26 و 28

234. مال کافران، فاقد تأثیر، برای نجات آنان از کیفر الهی، در قیامت:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوٰالُهُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُهُمْ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً وَ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ النّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ . آل‌عمران (3) 116

مالکیّت قیامت

آثار مالکیّت قیامت

1. استعانت
235. مالکیّت خدا بر قیامت، مقتضی انحصار استمداد به او در امور:

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ

مٰالِکِ یَوْمِ الدِّینِ

إِیّٰاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّٰاکَ نَسْتَعِینُ .

حمد (1) 1 و 4 و 5

2. حمد
236. مالکیّت روز جزا و قیامت از جانب خدا، مقتضی حمد و سپاس، در برابر او:

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ

مٰالِکِ یَوْمِ الدِّینِ . (1)حمد (1) 1 و 4

3. عبادت
237. مالکیّت خدا بر قیامت، مقتضی عبادت خالصانه برای او:

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ

مٰالِکِ یَوْمِ الدِّینِ

إِیّٰاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّٰاکَ نَسْتَعِینُ .

حمد (1) 1 و 4 و 5


1) 1) .«الدّین»در آیه به معنای جزا است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 98)

4. هدایت
238. مالکیّت خدا بر قیامت، از دلایل قدرت او بر هدایت انسانها و مقتضی استمداد از او، برای راه یافتن به صراط مستقیم:

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ

مٰالِکِ یَوْمِ الدِّینِ

إِیّٰاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّٰاکَ نَسْتَعِینُ

اِهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِیمَ . حمد (1) 1 و 4 - 6

متّقین در قیامت

239. برتری اهل تقوا بر کافران، در قیامت:

زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا ... وَ الَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ .... بقره (2) 212

نیز ==> تقوا، پاداش تقوا

محرومیّت در قیامت

==> امداد، محرومیّت از امداد

مستضعفان در قیامت

==> استضعاف، مستضعفان، مستضعفان در قیامت

مستکبران در قیامت

==> استکبار، مستکبران، مستکبران در قیامت

مسیحیان در قیامت

==> نصارا، نصارا در قیامت

مشرکان در قیامت

==> شرک، مشرکان، مشرکان در قیامت

مکذّبان در قیامت

==> تکذیب، مکذّبان، کیفر مکذّبان

ملائکه در قیامت

==> ملائکه، ملائکه در قیامت

منافقان در قیامت

==> نفاق، منافقان در قیامت

مواقف قیامت

240. قیامت، دارای مواقف معیّن:

وَ لَوْ تَریٰ إِذْ وُقِفُوا عَلَی النّٰارِ فَقٰالُوا یٰا لَیْتَنٰا نُرَدُّ وَ لاٰ نُکَذِّبَ بِآیٰاتِ رَبِّنٰا وَ نَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ .

انعام (6) 27

وَ لَوْ تَریٰ إِذْ وُقِفُوا عَلیٰ رَبِّهِمْ قٰالَ أَ لَیْسَ هٰذٰا بِالْحَقِّ قٰالُوا بَلیٰ وَ رَبِّنٰا قٰالَ فَذُوقُوا الْعَذٰابَ بِمٰا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ . انعام (6) 30

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهٰذَا الْقُرْآنِ وَ لاٰ بِالَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لَوْ تَریٰ إِذِ الظّٰالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ یَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلیٰ بَعْضٍ الْقَوْلَ یَقُولُ الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا لَوْ لاٰ أَنْتُمْ لَکُنّٰا مُؤْمِنِینَ . سبأ (34) 31

وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ . صافّات (37) 24

نیز ==> حسابرسی، سؤال، سؤال در قیامت، صراط، میزان و نامۀ عمل

موعظه در قیامت

==> همین مدخل، عبرت در قیامت

مؤمنان در قیامت

==> مؤمنان، مؤمنان در قیامت

میزان در قیامت

==> حسابرسی و میزان

نامهای قیامت

1. حاقّه

241. رستاخیز، روز واقع شدنی:

اَلْحَاقَّةُ

مَا الْحَاقَّةُ

وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا الْحَاقَّةُ .

حاقّه (69) 1 -\3

2. ساعه

242. قیامت، دارای زمان معیّن شده (ساعت) نزد خداوند و از نامهای قیامت:

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِلِقٰاءِ اللّٰهِ حَتّٰی إِذٰا جٰاءَتْهُمُ السّٰاعَةُ بَغْتَةً قٰالُوا یٰا حَسْرَتَنٰا عَلیٰ مٰا فَرَّطْنٰا فِیهٰا .... انعام (6) 31

قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُ اللّٰهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السّٰاعَةُ أَ غَیْرَ اللّٰهِ تَدْعُونَ .... انعام (6) 40

یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّٰاعَةِ أَیّٰانَ مُرْسٰاهٰا قُلْ إِنَّمٰا عِلْمُهٰا عِنْدَ رَبِّی لاٰ یُجَلِّیهٰا لِوَقْتِهٰا إِلاّٰ هُوَ ... لاٰ تَأْتِیکُمْ إِلاّٰ بَغْتَةً یَسْئَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْهٰا قُلْ إِنَّمٰا عِلْمُهٰا عِنْدَ اللّٰهِ .... اعراف (7) 187

أَ فَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِیَهُمْ غٰاشِیَةٌ مِنْ عَذٰابِ اللّٰهِ أَوْ تَأْتِیَهُمُ السّٰاعَةُ بَغْتَةً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ .

یوسف (12) 107

وَ مٰا خَلَقْنَا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ السّٰاعَةَ لَآتِیَةٌ .... حجر (15) 85

وَ لِلّٰهِ غَیْبُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا أَمْرُ السّٰاعَةِ إِلاّٰ کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ .... نحل (16) 77

وَ کَذٰلِکَ أَعْثَرْنٰا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السّٰاعَةَ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا .... کهف (18) 21

وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً. کهف (18) 36

قُلْ مَنْ کٰانَ فِی الضَّلاٰلَةِ فَلْیَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمٰنُ مَدًّا حَتّٰی إِذٰا رَأَوْا مٰا یُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذٰابَ وَ إِمَّا السّٰاعَةَ .... مریم (19) 75

إِنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ أَکٰادُ أُخْفِیهٰا لِتُجْزیٰ کُلُّ نَفْسٍ بِمٰا تَسْعیٰ . طه (20) 15

اَلَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ وَ هُمْ مِنَ السّٰاعَةِ مُشْفِقُونَ . انبیاء (21) 49

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السّٰاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ

وَ أَنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا وَ أَنَّ اللّٰهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ. حج (22) 1 و 7

وَ لاٰ یَزٰالُ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی مِرْیَةٍ مِنْهُ حَتّٰی تَأْتِیَهُمُ السّٰاعَةُ بَغْتَةً أَوْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابُ یَوْمٍ عَقِیمٍ .

حج (22) 55

بَلْ کَذَّبُوا بِالسّٰاعَةِ وَ أَعْتَدْنٰا لِمَنْ کَذَّبَ بِالسّٰاعَةِ سَعِیراً. فرقان (25) 11

وَ یَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَةُ یُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ

وَ یَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَةُ یَوْمَئِذٍ یَتَفَرَّقُونَ . روم (30) 12 و 14

وَ یَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَةُ یُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مٰا لَبِثُوا غَیْرَ سٰاعَةٍ .... روم (30) 55

إِنَّ اللّٰهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السّٰاعَةِ .... لقمان (31) 34

یَسْئَلُکَ النّٰاسُ عَنِ السّٰاعَةِ قُلْ إِنَّمٰا عِلْمُهٰا عِنْدَ اللّٰهِ وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السّٰاعَةَ تَکُونُ قَرِیباً.

احزاب (33) 63

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لاٰ تَأْتِینَا السّٰاعَةُ قُلْ بَلیٰ وَ رَبِّی لَتَأْتِیَنَّکُمْ .... سبأ (34) 3

... وَ یَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذٰابِ . غافر (40) 46

إِنَّ السّٰاعَةَ لَآتِیَةٌ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا .... غافر (40) 59

إِلَیْهِ یُرَدُّ عِلْمُ السّٰاعَةِ .... وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ

قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلیٰ رَبِّی إِنَّ لِی عِنْدَهُ لَلْحُسْنیٰ .... فصّلت (41) 47 و 50

... وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّ السّٰاعَةَ قَرِیبٌ یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِهٰا وَ الَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهٰا وَ یَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلاٰ إِنَّ الَّذِینَ یُمٰارُونَ فِی السّٰاعَةِ لَفِی ضَلاٰلٍ بَعِیدٍ. شوری (42) 17 و 18

وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّٰاعَةِ فَلاٰ تَمْتَرُنَّ بِهٰا ....

زخرف (43) 61

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السّٰاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً ....

زخرف (43) 66

... وَ عِنْدَهُ عِلْمُ السّٰاعَةِ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ .

زخرف (43) 85

... وَ یَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَةُ یَوْمَئِذٍ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ وَ إِذٰا قِیلَ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ السّٰاعَةُ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا قُلْتُمْ مٰا نَدْرِی مَا السّٰاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلاّٰ ظَنًّا وَ مٰا نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِینَ .

جاثیه (45) 27 و 32

فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السّٰاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جٰاءَ أَشْرٰاطُهٰا فَأَنّٰی لَهُمْ إِذٰا جٰاءَتْهُمْ ذِکْرٰاهُمْ .

محمّد (47) 18

اِقْتَرَبَتِ السّٰاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ. قمر (54) 1

بَلِ السّٰاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَ السّٰاعَةُ أَدْهیٰ وَ أَمَرُّ.

قمر (54) 46

یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّٰاعَةِ أَیّٰانَ مُرْسٰاهٰا.

نازعات (79) 42

3. صاخّه

243. قیامت، روز فریاد و صیحه:

فَإِذٰا جٰاءَتِ الصَّاخَّةُ . عبس (80) 33

4. طامّه

244. قیامت، روز حادثۀ بزرگ:

فَإِذٰا جٰاءَتِ الطَّامَّةُ الْکُبْریٰ. نازعات (79) 34

5. غاشیه

245. قیامت، روز فراگیر و همگانی:

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ الْغٰاشِیَةِ . غاشیه (88) 1

6 . قارعه

246. قیامت، روز (عذاب) کوبنده:

کَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عٰادٌ بِالْقٰارِعَةِ

فَإِذٰا نُفِخَ فِی الصُّورِ نَفْخَةٌ وٰاحِدَةٌ

فَیَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوٰاقِعَةُ .

حاقّه (69) 4 و 13 و 15

اَلْقٰارِعَةُ

مَا الْقٰارِعَةُ

وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا الْقٰارِعَةُ . قارعه (101) 1 -\3

7. نبأ عظیم

247. رستاخیز، خبری مهم و بزرگ:

عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ . نبأ (78) 2

8 . واقعه

248. قیامت، روز واقعۀ تحقّق‌یافتنی:

إِذٰا وَقَعَتِ الْوٰاقِعَةُ

لَیْسَ لِوَقْعَتِهٰا کٰاذِبَةٌ .

واقعه (56) 1 و 2

9. یوم آخر

==> آخرت

10. یوم الآزفه

249. قیامت، روزی نزدیک و حتمی:

وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَنٰاجِرِ کٰاظِمِینَ مٰا لِلظّٰالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لاٰ شَفِیعٍ یُطٰاعُ . غافر (40) 18

أَزِفَتِ الْآزِفَةُ . نجم (53) 57

11. یوم البعث

250. قیامت، روز رستاخیز:

... لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِی کِتٰابِ اللّٰهِ إِلیٰ یَوْمِ الْبَعْثِ فَهٰذٰا یَوْمُ الْبَعْثِ .... روم (30) 56

12. یوم التغابن

251. قیامت، روز تغابن و احساس خسارت:

یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذٰلِکَ یَوْمُ التَّغٰابُنِ ....

تغابن (64) 9

13. یوم التلاق

252. قیامت، روز دیدار و ملاقات:

رَفِیعُ الدَّرَجٰاتِ ذُو الْعَرْشِ یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ لِیُنْذِرَ یَوْمَ التَّلاٰقِ . غافر (40) 15

14. یوم التناد

253. قیامت، روز فریاد (برای کمک‌خواهی):

وَ یٰا قَوْمِ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ یَوْمَ التَّنٰادِ.

غافر (40) 32

15. یوم الجمع

254. قیامت، روز گرد آمدن و اجتماع:

... وَ تُنْذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ .... شوری (42) 7

یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذٰلِکَ یَوْمُ التَّغٰابُنِ ....

تغابن (64) 9

16. یوم الحساب

255. قیامت، روز حسابرسی:

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَ لِوٰالِدَیَّ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسٰابُ . ابراهیم (14) 41

وَ قٰالُوا رَبَّنٰا عَجِّلْ لَنٰا قِطَّنٰا قَبْلَ یَوْمِ الْحِسٰابِ .

ص (38) 16

... إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ بِمٰا نَسُوا یَوْمَ الْحِسٰابِ . ص (38) 26

هٰذٰا مٰا تُوعَدُونَ لِیَوْمِ الْحِسٰابِ . ص (38) 53

وَ قٰالَ مُوسیٰ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لاٰ یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسٰابِ . غافر (40) 27

17. یوم الحسره

256. قیامت، روز افسوس:

وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ .... مریم (19) 39

18. یوم الحقّ

257. قیامت، روز استوار و حقّ:

ذٰلِکَ الْیَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ مَآباً. نبأ (78) 39

19. یوم الخروج

258. قیامت، روز بیرون آمدن (از قبر):

یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ ذٰلِکَ یَوْمُ الْخُرُوجِ. ق (50) 42

20. یوم الخلود

259. قیامت، روز جاوید:

اُدْخُلُوهٰا بِسَلاٰمٍ ذٰلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ. ق (50) 34

21. یوم الدین

260. قیامت، روز جزا و پاداش و کیفر:

مٰالِکِ یَوْمِ الدِّینِ . حمد (1) 4

وَ إِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلیٰ یَوْمِ الدِّینِ . حجر (15) 35

وَ الَّذِی أَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ .

شعراء (26) 82

وَ قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا هٰذٰا یَوْمُ الدِّینِ . صافّات (37) 20

وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلیٰ یَوْمِ الدِّینِ . ص (38) 78

یَسْئَلُونَ أَیّٰانَ یَوْمُ الدِّینِ . ذاریات (51) 12

هٰذٰا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ . واقعه (56) 56

وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ . معارج (70) 26

وَ کُنّٰا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ . مدّثر (74) 46

یَصْلَوْنَهٰا یَوْمَ الدِّینِ

وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ الدِّینِ

ثُمَّ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ الدِّینِ .

انفطار (82) 15 و 17 و 18

اَلَّذِینَ یُکَذِّبُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ . مطفّفین (83) 11

22. یوم الفتح

261. قیامت، روز پیروزی:

قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لاٰ یَنْفَعُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِیمٰانُهُمْ ....

سجده (32) 29

23. یوم الفصل

262. قیامت، روز جدایی (اهل حق از اهل باطل):

هٰذٰا یَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ .

صافّات (37) 21

إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ مِیقٰاتُهُمْ أَجْمَعِینَ . دخان (44) 40

لِیَوْمِ الْفَصْلِ

وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ الْفَصْلِ .

مرسلات (77) 13 و 14

هٰذٰا یَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْنٰاکُمْ وَ الْأَوَّلِینَ .

مرسلات (77) 38

إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ کٰانَ مِیقٰاتاً. نبأ (78) 17

24. یوم القیامه

263. قیامت، روز برپایی مردم نزد خدا:

... أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ إِلاّٰ خِزْیٌ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یُرَدُّونَ إِلیٰ أَشَدِّ الْعَذٰابِ .... بقره (2) 85

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصٰاریٰ عَلیٰ شَیْءٍ وَ قٰالَتِ النَّصٰاریٰ لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلیٰ شَیْءٍ ... کَذٰلِکَ قٰالَ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللّٰهُ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فِیمٰا کٰانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . بقره (2) 113

إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ مِنَ الْکِتٰابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ مٰا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النّٰارَ وَ لاٰ یُکَلِّمُهُمُ اللّٰهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ لاٰ یُزَکِّیهِمْ .... بقره (2) 174

... وَ الَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ....

بقره (2) 212

إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسیٰ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ ... وَ جٰاعِلُ الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فِیمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ . آل‌عمران (3) 55

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لاٰ خَلاٰقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لاٰ یُکَلِّمُهُمُ اللّٰهُ وَ لاٰ یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ لاٰ یُزَکِّیهِمْ .... آل‌عمران (3) 77

وَ مٰا کٰانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَغُلَّ وَ مَنْ یَغْلُلْ یَأْتِ بِمٰا غَلَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ثُمَّ تُوَفّٰی کُلُّ نَفْسٍ مٰا کَسَبَتْ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ . آل‌عمران (3) 161

وَ لاٰ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِمٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ مٰا بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ .... آل‌عمران (3) 180

کُلُّ نَفْسٍ ذٰائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّمٰا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ .... آل‌عمران (3) 185

رَبَّنٰا وَ آتِنٰا مٰا وَعَدْتَنٰا عَلیٰ رُسُلِکَ وَ لاٰ تُخْزِنٰا یَوْمَ الْقِیٰامَةِ إِنَّکَ لاٰ تُخْلِفُ الْمِیعٰادَ.

آل‌عمران (3) 194

اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ .... نساء (4) 87

هٰا أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ جٰادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا فَمَنْ یُجٰادِلُ اللّٰهَ عَنْهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَمْ مَنْ یَکُونُ عَلَیْهِمْ وَکِیلاً. نساء (4) 109

اَلَّذِینَ یَتَرَبَّصُونَ بِکُمْ ... وَ إِنْ کٰانَ لِلْکٰافِرِینَ نَصِیبٌ قٰالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْکُمْ وَ نَمْنَعْکُمْ مِنَ

اَلْمُؤْمِنِینَ فَاللّٰهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ....

نساء (4) 141

وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ إِلاّٰ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً. نساء (4) 159

وَ مِنَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ .... مائده (5) 14

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِیَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذٰابِ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مٰا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ .... مائده (5) 36

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ ... وَ أَلْقَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ .... مائده (5) 64

قُلْ لِمَنْ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ قُلْ لِلّٰهِ کَتَبَ عَلیٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ .... انعام (6) 12

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّٰهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبٰادِهِ وَ الطَّیِّبٰاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا خٰالِصَةً یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ....

اعراف (7) 32

وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکَ لَیَبْعَثَنَّ عَلَیْهِمْ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مَنْ یَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذٰابِ .... اعراف (7) 167

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قٰالُوا بَلیٰ شَهِدْنٰا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیٰامَةِ إِنّٰا کُنّٰا عَنْ هٰذٰا غٰافِلِینَ . اعراف (7) 172

وَ مٰا ظَنُّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ .... یونس (10) 60

... إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فِیمٰا کٰانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . یونس (10) 93

وَ أُتْبِعُوا فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ....

هود (11) 60

یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النّٰارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ

وَ أُتْبِعُوا فِی هٰذِهِ لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ. هود (11) 98 و 99

لِیَحْمِلُوا أَوْزٰارَهُمْ کٰامِلَةً یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ مِنْ أَوْزٰارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَزِرُونَ

ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یُخْزِیهِمْ وَ یَقُولُ أَیْنَ شُرَکٰائِیَ الَّذِینَ کُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِیهِمْ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْیَ الْیَوْمَ وَ السُّوءَ عَلَی الْکٰافِرِینَ .

نحل (16) 25 و 27

... وَ لَیُبَیِّنَنَّ لَکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ مٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ . نحل (16) 92

إِنَّمٰا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَی الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ إِنَّ رَبَّکَ لَیَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فِیمٰا کٰانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . نحل (16) 124

وَ کُلَّ إِنسٰانٍ أَلْزَمْنٰاهُ طٰائِرَهُ فِی عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ کِتٰاباً یَلْقٰاهُ مَنْشُوراً. اسراء (17) 13

وَ إِنْ مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّٰ نَحْنُ مُهْلِکُوهٰا قَبْلَ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهٰا عَذٰاباً شَدِیداً .... اسراء (17) 58

قٰالَ أَ رَأَیْتَکَ هٰذَا الَّذِی کَرَّمْتَ عَلَیَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ لَأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إِلاّٰ قَلِیلاً. اسراء (17) 62

... وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِهِ وَ نَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ عَلیٰ وُجُوهِهِمْ عُمْیاً وَ بُکْماً وَ صُمًّا .... اسراء (17) 97

أُولٰئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیٰاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقٰائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فَلاٰ نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَزْناً. کهف (18) 105

وَ کُلُّهُمْ آتِیهِ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فَرْداً. مریم (19) 95

مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ یَحْمِلُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وِزْراً

خٰالِدِینَ فِیهِ وَ سٰاءَ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ حِمْلاً.

طه (20) 100 و 101

... وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَعْمیٰ . طه (20) 124

وَ نَضَعُ الْمَوٰازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیٰامَةِ فَلاٰ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً .... انبیاء (21) 47

ثٰانِیَ عِطْفِهِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ لَهُ فِی الدُّنْیٰا خِزْیٌ وَ نُذِیقُهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ عَذٰابَ الْحَرِیقِ .

حج (22) 9

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هٰادُوا وَ الصّٰابِئِینَ وَ النَّصٰاریٰ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللّٰهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ .... حج (22) 17

اَللّٰهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فِیمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ . حج (22) 69

ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ تُبْعَثُونَ . مؤمنون (23) 16

یُضٰاعَفْ لَهُ الْعَذٰابُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ یَخْلُدْ فِیهِ مُهٰاناً. فرقان (25) 69

وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النّٰارِ وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ لاٰ یُنْصَرُونَ

وَ أَتْبَعْنٰاهُمْ فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ .

قصص (28) 41 و 42

... کَمَنْ مَتَّعْنٰاهُ مَتٰاعَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ هُوَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِینَ . قصص (28) 61

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللّٰهُ عَلَیْکُمُ اللَّیْلَ سَرْمَداً إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِضِیٰاءٍ ...

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللّٰهُ عَلَیْکُمُ النَّهٰارَ سَرْمَداً إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِلَیْلٍ تَسْکُنُونَ فِیهِ .... قصص (28) 71 و 72

... وَ لَیُسْئَلُنَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ عَمّٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ .

عنکبوت (29) 13

وَ قٰالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً ....

عنکبوت (29) 25

إِنَّ رَبَّکَ هُوَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فِیمٰا کٰانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . سجده (32) 25

... وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجٰابُوا لَکُمْ وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ .... فاطر (35) 14

فَاعْبُدُوا مٰا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخٰاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ أَلاٰ ذٰلِکَ هُوَ الْخُسْرٰانُ الْمُبِینُ . زمر (39) 15

أَ فَمَنْ یَتَّقِی بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذٰابِ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ....

زمر (39) 24

ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ عِنْدَ رَبِّکُمْ تَخْتَصِمُونَ .

زمر (39) 31

وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذٰابِ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ .... زمر (39) 47

وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ تَرَی الَّذِینَ کَذَبُوا عَلَی اللّٰهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ .... زمر (39) 60

وَ مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ .... زمر (39) 67

إِنَّ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی آیٰاتِنٰا لاٰ یَخْفَوْنَ عَلَیْنٰا أَ فَمَنْ یُلْقیٰ فِی النّٰارِ خَیْرٌ أَمْ مَنْ یَأْتِی آمِناً یَوْمَ الْقِیٰامَةِ اعْمَلُوا مٰا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

فصّلت (41) 40

... إِنَّ الْخٰاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ

یَوْمَ الْقِیٰامَةِ .... شوری (42) 45

... إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فِیمٰا کٰانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ . جاثیه (45) 17

قُلِ اللّٰهُ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یَجْمَعُکُمْ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ .... جاثیه (45) 26

وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ یَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ مَنْ لاٰ یَسْتَجِیبُ لَهُ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعٰائِهِمْ غٰافِلُونَ . احقاف (46) 5

... ثُمَّ یُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا یَوْمَ الْقِیٰامَةِ ....

مجادله (58) 7

لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحٰامُکُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ .... ممتحنه (60) 3

أَمْ لَکُمْ أَیْمٰانٌ عَلَیْنٰا بٰالِغَةٌ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ ....

قلم (68) 39

لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیٰامَةِ . قیامت (75) 1

25. یوم الموعود

264. قیامت، روز وعده داده شده:

وَ الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ. بروج (85) 2

26. یوم الوعید

265. قیامت، روز تحقّق وعیدهای خداوند:

فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتّٰی یُلاٰقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ . زخرف (43) 83

266. قیامت، روز وعدۀ هولناک:

وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ ذٰلِکَ یَوْمُ الْوَعِیدِ. ق (50) 20

27. یوم الوقت المعلوم

267. قیامت، روز زمان معیّن:

إِلیٰ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ . حجر (15) 38

إِلیٰ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ . ص (38) 81

نامۀ عمل در قیامت

==> نامۀ عمل

نزدیکی قیامت

==> همین مدخل، زمان قیامت، نزدیکی زمان قیامت

نشانه‌های قیامت

==> همین مدخل، علایم قیامت

نفخ صور در قیامت

==> نفخ صور

نگاه خدا در قیامت

268. دنیاطلبان اهل‌کتاب (یهود)، بی‌بهره از نگاه و توجّه خدا، در قیامت:

إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ مِنَ الْکِتٰابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ مٰا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النّٰارَ وَ لاٰ یُکَلِّمُهُمُ اللّٰهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ لاٰ یُزَکِّیهِمْ .... بقره (2) 174

وَ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطٰارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینٰارٍ لاٰ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ ... إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولٰئِکَ لاٰ خَلاٰقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لاٰ یُکَلِّمُهُمُ اللّٰهُ وَ لاٰ یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ .... آل‌عمران (3) 75 و 77

وعدۀ قیامت

269. روز قیامت، از وعده‌های الهی:

إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ مِیقٰاتُهُمْ أَجْمَعِینَ . دخان (44) 40

بَلِ السّٰاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَ السّٰاعَةُ أَدْهیٰ وَ أَمَرُّ.

قمر (54) 46

إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ کٰانَ مِیقٰاتاً. نبأ (78) 17

وَ الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ. بروج (85) 2

270. وعدۀ قیامت، حق، حتمی و تخلّف‌ناپذیر:

رَبَّنٰا إِنَّکَ جٰامِعُ النّٰاسِ لِیَوْمٍ لاٰ رَیْبَ فِیهِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُخْلِفُ الْمِیعٰادَ. آل‌عمران (3) 9

فَکَیْفَ إِذٰا جَمَعْنٰاهُمْ لِیَوْمٍ لاٰ رَیْبَ فِیهِ وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ مٰا کَسَبَتْ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ .

آل‌عمران (3) 25

إِنَّ مٰا تُوعَدُونَ لَآتٍ وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ .

انعام (6) 134

إِلَیْهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً وَعْدَ اللّٰهِ حَقًّا ....

یونس (10) 4

وَ یَسْتَنْبِئُونَکَ أَ حَقٌّ هُوَ قُلْ إِی وَ رَبِّی إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ

أَلاٰ إِنَّ لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ أَلاٰ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ ....

یونس (10) 53 و 55

وَ قٰالَ الشَّیْطٰانُ لَمّٰا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللّٰهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ .... ابراهیم (14) 22

وَ مٰا خَلَقْنَا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ السّٰاعَةَ لَآتِیَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ . حجر (15) 85

وَ یَقُولُونَ سُبْحٰانَ رَبِّنٰا إِنْ کٰانَ وَعْدُ رَبِّنٰا لَمَفْعُولاً. اسراء (17) 108

وَ کَذٰلِکَ أَعْثَرْنٰا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السّٰاعَةَ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا .... کهف (18) 21

وَ رَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ یُؤٰاخِذُهُمْ بِمٰا کَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذٰابَ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ یَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلاً. کهف (18) 58

قٰالَ هٰذٰا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّی فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکّٰاءَ وَ کٰانَ وَعْدُ رَبِّی حَقًّا. کهف (18) 98

قُلْ مَنْ کٰانَ فِی الضَّلاٰلَةِ فَلْیَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمٰنُ مَدًّا حَتّٰی إِذٰا رَأَوْا مٰا یُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذٰابَ وَ إِمَّا السّٰاعَةَ .... مریم (19) 75

إِنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ أَکٰادُ أُخْفِیهٰا لِتُجْزیٰ کُلُّ نَفْسٍ بِمٰا تَسْعیٰ . طه (20) 15

وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذٰا هِیَ شٰاخِصَةٌ أَبْصٰارُ الَّذِینَ کَفَرُوا یٰا وَیْلَنٰا قَدْ کُنّٰا فِی غَفْلَةٍ مِنْ هٰذٰا بَلْ کُنّٰا ظٰالِمِینَ . انبیاء (21) 97

وَ أَنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا وَ أَنَّ اللّٰهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ. حج (22) 7

وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذٰابِ وَ لَنْ یُخْلِفَ اللّٰهُ وَعْدَهُ وَ إِنَّ یَوْماً عِنْدَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَةٍ مِمّٰا تَعُدُّونَ .

حج (22) 47

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ لاٰ یَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذِینَ لاٰ یُوقِنُونَ . روم (30) 60

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ وَ اخْشَوْا یَوْماً لاٰ یَجْزِی وٰالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لاٰ مَوْلُودٌ هُوَ جٰازٍ عَنْ وٰالِدِهِ شَیْئاً إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ فَلاٰ تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا وَ لاٰ یَغُرَّنَّکُمْ بِاللّٰهِ الْغَرُورُ. لقمان (31) 33

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لاٰ تَأْتِینَا السّٰاعَةُ قُلْ بَلیٰ وَ رَبِّی لَتَأْتِیَنَّکُمْ .... سبأ (34) 3

قُلْ لَکُمْ مِیعٰادُ یَوْمٍ لاٰ تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سٰاعَةً وَ لاٰ تَسْتَقْدِمُونَ . سبأ (34) 30

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ فَلاٰ تَغُرَّنَّکُمُ

اَلْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا وَ لاٰ یَغُرَّنَّکُمْ بِاللّٰهِ الْغَرُورُ.

فاطر (35) 5

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ .... غافر (40) 55

إِنَّ السّٰاعَةَ لَآتِیَةٌ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یُؤْمِنُونَ . غافر (40) 59

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ فَإِمّٰا نُرِیَنَّکَ بَعْضَ الَّذِی نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّیَنَّکَ فَإِلَیْنٰا یُرْجَعُونَ . غافر (40) 77

فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتّٰی یُلاٰقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ . زخرف (43) 83

وَ إِذٰا قِیلَ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ السّٰاعَةُ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا قُلْتُمْ مٰا نَدْرِی مَا السّٰاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلاّٰ ظَنًّا وَ مٰا نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِینَ . جاثیه (45) 32

وَ الَّذِی قٰالَ لِوٰالِدَیْهِ أُفٍّ لَکُمٰا أَ تَعِدٰانِنِی أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِی وَ هُمٰا یَسْتَغِیثٰانِ اللّٰهَ وَیْلَکَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ فَیَقُولُ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . احقاف (46) 17

إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَصٰادِقٌ

وَ إِنَّ الدِّینَ لَوٰاقِعٌ .

ذاریات (51) 5 و 6

فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتّٰی یُلاٰقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ

خٰاشِعَةً أَبْصٰارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذٰلِکَ الْیَوْمُ الَّذِی کٰانُوا یُوعَدُونَ .

معارج (70) 42 و 44

فَکَیْفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرْتُمْ یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدٰانَ شِیباً

اَلسَّمٰاءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ کٰانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً.

مزمّل (73) 17 و 18

إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَوٰاقِعٌ . مرسلات (77) 7

ولایت در قیامت

==> ولادت، ولادت در قیامت

یأس در قیامت

271. قیامت، روز یأس و نومیدی مجرمان:

وَ یَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَةُ یُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ .

روم (30) 12

یحیی علیه السلام در قیامت

272. یحیی علیه السلام ، برخوردار از سلامتی در آخرت و ایمنی از اهوال قیامت:

یٰا یَحْییٰ خُذِ الْکِتٰابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْنٰاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا

وَ سَلاٰمٌ عَلَیْهِ ... وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا. مریم (19) 12 و 15

یهود در قیامت

==> یهود، یهود در قیامت

نیز ==> آخرت، بهشت، جهنم، حسابرسی،معاد، نفخ‌صور

قیس بن صرمه

==>ابوصرمه

قیس بن هلال فهری

برخی مفسّران، شأن نزول آیۀ 93 نساء (4) را دربارۀ قیس بن هلال دانسته‌اند که به وسیلۀ«مقیس بن صبابه»کشته شد. (1)اطّلاعات دیگری در مورد ایشان از منابع قرآنی یافت نشده است.


1) 1) . مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 141؛ المیزان، ج 5، ص 44؛اسباب‌النّزول، واحدی، ص 141

قیّوم / اسماوصفات

این اسم و صفت الهی، صفت مبالغه به معنای تدبیرکننده و اجراکنندۀ همۀ اموری که در عالم جاری می‌باشد، (1)پاینده و همیشگی است و سه بار در قرآن آمده که هر سه بار صفت«حیّ»قرار گرفته است: (2)

اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ .... بقره (2) 255

اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ . آل‌عمران (3) 2

وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ .... طه (20) 111


1) 1) . شرح اسماء اللّه الحسنیٰ، نیشابوری، ص 329

2) 2) . اسما و صفات الهی فقط در قرآن، ج 2، ص 1112 -\1115

فهرست منابع

1.

الاتمان فی علوم القرآن، جلال‌الدین سیوطی، الاتمان، 911 ق، دارالکتب العلمیه، بیروت.

2.

اساب النزول، علی‌ابن احمدبن محمدبن علی الواحدی، اسباب النزول، واحدی، 468 ق، دارالحدیث، قاهره.

3.

اسد الغابة فی معرفة الصّحابة، عزّالدین بن الأثیرعلی بن محمد الجزری، اسد الغابة، 630 ق، دارالکتب العلمیة، بیروت.

4.

الاسماء و الصفات، احمدبن الحسین البیهقی، الاسماء و الصفات، بیهقی، 458 ق، داراحیاء التراث العربی.

5.

الاصابة فی تمییز الصّحابة، احمدبن علی بن حجر العسقلانی، الاصابه، 852 ق، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1415 ق.

6.

اعراب القرآن، محیی‌الدین الدرویش، اعراب القرآن، درویش، دارابن کثیر، دمشق، 1408 ق.

7.

الاعلام، خیرالدین الزرکلی، الاعلام، زرکلی، دارالعلم للملایین، بیروت، 1413 ق.

8.

اعلام القرآن، عبدالحسین الشبستری، اعلام القرآن، شبستری، دفتر تبلیغات حوزه قم، 1421 ق.

9.

الامثل فی تفسیر کتاب‌اللّٰه المنزل، ناصر مکارم شیرازی، مدرسه امام علی‌بن ابی‌طالب، 1421 ق.

10.

انوار التنزیل و اسرار التأویل، عبدالله ابی عمر بن محمد الشیرازی، البیضاوی، انوارالتنزیل، بیضاوی، 791 ق، دارالفکر، بیروت، 1416 ق.

11.

بحارالانوار، محمّدباقر مجلسی، 1110 ق، دار احیاء التراث العربی، 1403 ق.

12.

بحرالعلوم (تفسیر السمرقندی)، نصر بن محمد بن احمد السمرقندی، بحرالعلوم، سمرقندی، 375 ق، دارالکتب العلمیه، بیروت.

13.

البرهان فی تفسیر القرآن، السید هاشم الحسینی البحرانی، البرهان، 1107 ق، مؤسسة البعثة، قم.

14.

البلاغ فی تفسیر القرآن بالقرآن، محمد صادقی تهرانی، البلاغ فی تفسیر القرآن بالقرآن، مؤسسه اسماعیلیان، قم، 1419 ق.

15.

بیان المعانی، سیدعبدالقادر، ملاحویش آل‌غازی، بیان المعانی، 255 ق، بیروت، دارالفکر، 1409 ق.

16.

پژوهشی پیرامون آخرین کتاب الهی، رجبعلی مظلومی، دفتر نشر کوکب، تهران، 1403 ق.

17.

تاج العروس، الزبیدی، 1205 ق، مکتبةالحیات، بیروت.

18.

تاریخ الطبری، محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، 310 ق، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1417 ق.

19.

التبیان فی تفسیر القرآن، محمّدبن الحسن الطوسی، التّبیان، 460 ق، دار احیاء التراث العربی، بیروت.

20.

تحریرالوسیله، سید روح‌اللّه موسوی، مؤسّسة النشر الاسلامی لجماعة المدرسین بقم،1404ق.

21.

التّحقیق فی کلمات القرآن الکریم، الشیخ حسن المصطفوی، التّحقیق، وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامی، تهران.

22.

ترتیب کتاب العین، خلیل بن احمد الفراهیدی، ترتیب العین، 175 ق، انتشارات اسوه، 1414 ق.

23.

ترمینولوژی حقوق، محمدجعفر جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق، گنج دانش، تهران، 1363.

24.

تفسیر التّحریر و التنویر، الطاهر بن عاشور، 1393 ق، مؤسّسة التّونسیّة.

25.

تفسیر الجلالین، جلال‌الدین محمدبن‌احمد و جلال‌الدین، تفسیر الجلالین، 864 ق، 911 ق، مؤسسۀ النور، بیروت، 1416 ق.

عبدالرحمن ابی‌بکر السیوطی

26.

تفسیر الصّافی، محمدمحسن الفیض الکاشانی، 1091 ق، مؤسسة الاعلمی، بیروت.

27.

التفسیر، محمّد بن مسعود بن عیّاش السلمی السمرقندی، تفسیر عیّاشی، 320 ق، المکتبة العلمیة الاسلامیة، تهران.

28.

تفسیر القرآن العظیم، محمدبن ادریس الرازی ابن ابی‌حاتم، تفسیر ابن ابی‌حاتم، 327 ق، المکتبه العصریة، بیروت، 1419 ق، 141 ق.

29.

تفسیر القرآن العظیم، اسماعیل بن کثیر، تفسیر ابن‌کثیر، 774 ق، دارالمعرفة، بیروت، 1409 ق.

30.

تفسیر القرآن الکریم، سیدعبداللّٰه شبر، تفسیر شبر، 1242 ق، دارالبلاغة للطباعة و النشر، بیروت، 1412 ق.

31.

تفسیر القمی، علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، 307 ق، دار الشرور، بیروت، 1415 ق.

32.

تفسیر شریف لاهیجی، محمدبن علی شریف لاهیجی، تفسیر لاهیجی، 1095 ق، دفتر نشر داد، تهران، 1373 ش.

33.

تفسیر مقاتل بن سلیمان، مقاتل بن سلیمان، 150 ق، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1423 ق.

34.

التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، وهبة الزحیلی، التفسیر المنیر، دارالفکر المعاصر، دارالفکر، 1411 ق.

35.

تفسیر نورالثقلین، عبد علی بن جمعة الحویزی، 1112 ق، اسماعیلیان، 1373 ش.

36.

جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ابوجعفر محمدبن جریر الطّبری، جامع البیان، 310 ق، دارالفکر، بیروت، 1415 ق.

37.

الجامع لأحکام القرآن، محمدبن احمد الأنصاری القرطبی، الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، 671 ق، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1417 ق.

38.

جامع السعادات، محمدمهدی النراقی، 1209 ق، مؤسسة الاعلمی، بیروت، 1408 ق.

39.

جوامع‌الجامع، فضل‌بن‌حسن‌الطبرسی، 548 ق، مؤسسة النشر الاسلامی لجماعة المدرسین بقم،1418ق.

40.

جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، محمد بن حسن النجفی، جواهرالکلام، 1266 ق، مؤسسة التاریخ العربی، بیروت.

41.

جواهر الثمین، سیدعبداللّٰه الشبر، الجواهر الثمین، 1242 ق، مکتبة الالفین، کویت.

42.

الحدائق الناضره، یوسف البحرانی، الحدائق، 1186 ق، نشر اسلامی، قم، 1363.

43.

دانشنامۀ قرآن و قرآن پژوهی، خرمشاهی، دانشنامه قرآن، خرمشاهی، دوستان، تهران، 1377 ش.

44.

الدّرّالمنثور فی التفسیر بالمأثور، جلال الدّین السّیوطی، الدّرالمنثور، 911 ق، دارالفکر، بیروت، 1403 ق.

45.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، محمود الآلوسی، روح المعانی، 70-\1263 ق، دارالفکر، بیروت، 1414 ق.

46.

روض الجنان و روح الجنان، حسین‌بن علی‌بن محمدبن‌احمد الخزاعی مشهور به ابوالفتوح‌رازی، روض الجنان، 554 ق،بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1367 ش.

47.

زبدة البیان فی براهین احکام القرآن، احمد الشّهیر بالمحقّق الاردبیلی، زبدة البیان، 993 ق، سپهر، قم، 1378 ش.

48.

زبدة التفاسیر، ملافتح‌اللّٰه کاشانی، 988 ق، بنیاد معارف اسلامی، 1423 ق.

49.

شرح اسماءاللّٰه الحسنی، فخرالدین محمدبن عمرالخطیب الرازی، 606 ق، المکتبة الازهریه، للتراث، 1410 ق.

50.

شرح اسماء الله الحسنی، عبدالکریم النیشابوری، شرح‌اسماء الله الحسنی، نیشابوری، 465 ق، دارالحرم للتراث، القاهره، 1422 ق.

51.

شرح و تفسیر لغات قرآن، جعفر شریعتمداری، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد.

52.

شواهد التنزیل، عبیداللّٰه‌ابن عبداللّٰه المعروف بالحاکم الحسکانی النیشابوری، 470 ق، وزارة الثفافة و الارشاد الاسلامی، تهران، 1411 ق.

53.

علل الشرایع، محمد بن علی بن الحسین الصّدوق، 381 ق، مکتبة الحیدریة، النجف، 1386 ق.

54.

علوم القرآن بین البرهان و الاتقان، حازم سعید حیدر، دارالزمان، مدینه منوره، 1420 ق.

55.

علوم القرآن عند المفسرین، مرکز الثقافة والمعارف القرآنیة، مکتب الاعلامی الاسلامی، قم، 1416 ق.

56.

عیون اخبار الرّضا7، محمد بن علی بن الحسین الصّدوق، 381 ق، مؤسّسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1404 ق.

57.

غیاث اللغات، محمدبن جلال‌الدین غیاث‌الدین رامپوری، غیاث اللغة،

58.

الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة، محمد صادقی تهرانی، القرقان، مؤسسۀ الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1397 ق.

59.

فتح القدیر، محمد بن علی بن محمّد الشّوکانی، 1250 ق، دارالمعرفة، بیروت.

60.

فرهنگ بزرگ سخن، حسن انوری، سخن، تهران، 1381 ش.

61.

فرهنگ فارسی، محمّد معین، انتشارات امیرکبیر، 1375 ش.

62.

فرهنگ لاروس، خلیل جُرّ، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، تهران، 1377 ش.

63.

القاموس المحیط، محمد بن یعقوب الفیروزآبادی، 817 ق، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1412 ق.

64.

قرآن‌شناسی، محمدتقی مصباح، انتشارات اسلامی، قم، 1374 ش.

65.

قصص الانبیاء، محمدبن بکر اسماعیل،

66.

القواعد الفقهیه، سیدمحمدحسن بجنوردی، هادی، 1419 ق.

67.

الکافی، محمدبن یعقوب کلینی، 329 ق، دارالکتب الاسلامیه، 1375 ش.

68.

الکامل‌فی التاریخ، علی‌بن ابی‌الکرم محمدبن المعروف بابن الاثیر، الکامل، ابن‌اثیر، 630 ق، دارالفکر، بیروت.

69.

کتاب التسهیل لعلوم التنزیل، محمدبن احمدبن جزی الفرناطی، کتاب التسهیل، 741 ق، شرکت دارالارقام‌بن ابی‌الارقم.

70.

کتاب المکاسب، مرتضی انصاری، 1281 ق، مؤسسة النور للمطبوعات، بیروت، 1410 ق.

71.

الکشّاف، محمودبن عمر الزّمخشری، 538 ق، انتشارات البلاغة.

72.

کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، محمدعلی التهانوی، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، مکتبة لبنان، بیروت، 1996 م.

73.

کشف الاسرار و عدّة الابرار، رشیدالدین میبدی، کشف‌الاسرار، 520 ق، انتشارات امیر کبیر، 1361 ش.

74.

الکشف و البیان، ابواسحاق احمد المعروف بالثعلبی، الکشف و البیان، ثعلبی، 427 ق، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1422 ق.

75.

قصص الانبیاء، اسماعیل‌بن عمر، ابن‌کثیر، قصص الانبیاء، 774 ق، المکتبة العصریه، 1418 ق.

76.

کنز العرفان فی فقه القرآن، مقدادبن عبداللّٰه السیّوری، کنزالعرفان، 826 ق، المکتبة المرتضویه، 1384 ق.

77.

لباب التاویل فی معانی التنزیل، علاءالدین علی‌بن محمدبن ابراهیم بغدادی خازن، لباب التأویل، 725 ق، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1415 ق.

78.

لسان العرب، محمد بن مکرّم المشهور بابن منظور، 711 ق، مؤسسة التاریخ العربی، بیروت، 1413 ق.

79.

لغت‌نامه، علی‌اکبر دهخدا، 1334 ق، انتشارات دانشگاه تهران، 1372 ش.

80.

مباحثی در علوم قرآن، صبحی الصالح، مترجم: فشارکی، منشورات الراضی، 1372.

81.

مجمع‌البحرین، فخرالدین الطّریحی، 1085 ق، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1408 ق.

82.

مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن الحسن الطبرسی، مجمع البیان، 548 ق، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1376 ش.

83.

المصباح المنیر، احمدبن محمد بن علیّ المقری الفیّومی، المصباح، 770 ق، دارالهجرة، 1405 ق.

84.

معالم التنزیل، الحسین بن مسعود الفرّاء البغوی، معالم التنزیل، بغوی، 516 ق، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1414 ق.

85.

معانی الاخبار، شیخ صدوق، 381 ق، انتشارات اسلامی، 1361 ش.

86.

معجم البلدان، یاقوت بن عبدالله الحموی، 626 ق، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1410 ق.

87.

المعجم الفارسی الکبیر، ابراهیم اله‌سوقی شتا، مکتبة مدبولی، قاهره، 1412 ق.

88.

مفاتیح الغیب المعروف بالتفسیر الکبیر، محمدبن عمر الرّازی الملقب بفخر الدین، التفسیر الکبیر، 606 ق، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1415 ق.

89.

مفردات الفاظ القرآن، الرّاغب الاصفهانی، مفردات، 425 ق، دارالقلم، دمشق، 1412 ق.

90.

مقتضیات الدرر و ملتقطات الثمر، حائری تهرانی میرسیدعلی، مقتضیات الدرر، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1337.

91.

المنمّق فی اخبار قریش، محمدبن حبیب بغدادی، المنمّق، 245 ق، عام المکتب، بیروت، 1405 ق.

92.

الموسوعة الفقهیة المیسّره،

93.

المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، 1402 ق، جامعه مدرّسین، قم، 1393 ق.

94.

نثر طوبی، ابوالحسن الشعرانی، 1352 ش، کتابفروشی اسلامیه، 1398 ق.

95.

النکت و العیون، علی‌بن محمدبن حبیب المارودی، النکت و العیون، 450 ق، دارالکتب العلمیة، 1412 ق.

96.

نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، احمدبن عبدالوهاب النویری، نهایة الارب، 733 ق، وزارة الثقافة و الارشاد القومی، قاهره، 1412 ق.