بدر و خیبر تحلیل شرایط جنگ های بدر و خیبر و تطبیق آن با موقعیت کنونی نظام

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

بدر و خیبر

تحلیل شرایط جنگ های بدر و خیبر و تطبیق آن با موقعیت کنونی نظام با تکیه بر بیانات مقام معظم رهبری (دام ظله)

ناشر: معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امورخیریه

چاپ: اسوه

قطع: پالتویی

نوبت چاپ: اول- زمستان 1390

شمارگان: 5000 نسخه

آدرس: تهران، خ نوفل لوشاتو، سازمان اوقاف و امورخیریه، معاونت فرهنگی

تلفن: 64871161-021

نمابر: 64872604-021

سایت سازمان: www.awqaf.ir

سایت معاونت: www.mfso.ir

سایت مجتمع: www.mfpo.ir

آدرس مجتمع: قم، خیابان شهدا (صفاییه)، کوی ممتاز، کوچه 7 (فتحی)، پلاک 32 مجتمع فرهنگی پژوهشی معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امورخیریه

تلفن: 0251-7746431

خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان

ویراستار کتاب: حدیثه کریمی

اشاره

2

بدر و خیبر

تحلیل شرایط جنگ های بدر و خیبر و تطبیق آن با موقعیت کنونی نظام با تکیه بر بیانات مقام معظم رهبری

بدر و خیبر

تحلیل شرایط جنگ های بدر و خیبر و تطبیق آن با موقعیت کنونی نظام با تکیه بر بیانات مقام معظم رهبری (دام ظله)

ناشر: معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امورخیریه

چاپ: اسوه

قطع: پالتویی

نوبت چاپ: اول- زمستان 1390

شمارگان: 5000 نسخه

آدرس: تهران، خ نوفل لوشاتو، سازمان اوقاف و امورخیریه، معاونت فرهنگی

تلفن: 64871161-021

نمابر: 64872604-021

سایت سازمان: www.awqaf.ir

سایت معاونت: www.mfso.ir

سایت مجتمع: www.mfpo.ir

آدرس مجتمع: قم، خیابان شهدا (صفاییه)، کوی ممتاز، کوچه 7 (فتحی)، پلاک 32 مجتمع فرهنگی پژوهشی معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امورخیریه

تلفن: 0251-7746431

مقدمه

مقام معظم رهبری به عنوان دیده بان هوشیار و چشم بیدار نظام، در توصیف وضعیت کنونی نظام می فرمایند: «یک روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید که با شِعب ابی طالب و محاصره اقتصادی مسلمان ها، آن ها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاه های بدمحاسبه گر خیال می کنند ما امروز در شرائط شِعب ابی طالبیم. این جور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابی طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم. ما در شرائطی هستیم که ملت ما نشانه های پیروزی را به چشم دیده است؛ به آن ها نزدیک شده است؛ به بسیاری از مراحل پیروزی، با سرافرازی دست پیدا کرده است. امروز مردم ما را از محاصره اقتصادی می ترسانند؟ با این حرف ها، با این ترفندها می خواهند مردم را از صحنه بیرون کنند؟ مگر چنین چیزی ممکن است؟» (1)

برای تحلیل شرایط، در سه بخش و در ضمن 40 بند نگاهی داریم به «جنگ بدر در قرآن»، «حوادث جنگ بدر» و «حوادث جنگ خیبر» و در انتها هر بند، نتیجه ای مختصر بیان شده است.


1) بیانات در دیدار مردم قم، 90/10/19

بخش اول: جنگ بدر در قرآن

بخش عمده آیات سوره انفال درباره این غزوه و تحلیل آن نازل شده است. در این جا مروری بر چند آیه که درباره بدر است خواهیم داشت:

1. در آغاز آمده است که: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ اَلرَّسُولِ «تو را از انفال می پرسند بگو: انفال متعلق به خدا و رسول است». عده ای از مفسّران، انفال در این آیه را غنایم جنگ دانسته اند. از عباۀ بن صامت نقل شده است که ما درباره انفال اختلاف کردیم و رفتار زشتی از خود نشان دادیم، خداوند آن ها را از ما گرفت و به رسولش سپرد (1). خداوند در ادامه و بخاطر همین سوء رفتار آنان را به تقوای الهی فرا خوانده و از ایشان خواست تا میان خویش را اصلاح کنند.
• رقابت بر سر جمع ثروت، نقطه آغاز انحرافات و شکست ها است. جدی نگرفتن این هشدار در جنگ بدر، فاجعه اُحد را به بار آورد. مقام معظم رهبری می فرمایند: «همه دوران زندگی ما، جنگ اُحد است. اگر خوب حرکت کردیم، دشمن شکست خواهد خورد؛ ولی به مجرّد این که چشم مان به غنائم افتاد و دیدیم چهار نفر غنیمت جمع می کنند، ما هم حسودي مان شد، سنگر را رها کردیم و به سمت غنیمت رفتیم، ورق بر می گردد. دیدید که در جنگ اُحد ورق برگشت! در طول تاریخ اسلام، جنگ اُحد تکرار شده است... دیدید که با این تسلیم شدن در مقابل خواسته های حقیر بشری، چه اتفاقی افتاد!

1) مجمع البیان، ج4، ص518؛ و نک: السیره النبویه، ابن هشام، ج1، ص642

دندان پیامبر شکست؛ بدن مبارك آن حضرت مجروح شد؛ جبهه حق مغلوب شد؛ دشمن پیروز گردید و چقدر از بزرگان اسلام شهید شدند.» (1)

2. در آیه پنجم و ششم آمده است: كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَیْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِیقًا منَ الْمُؤْمِنینَ لَكارِهُونَ. یُجادِلُونَكَ فِی اَلْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَیَّنَ كَاَنَّما یُساقُونَ إِلَی اَلْمَوْتِ وَ هُمْ یَنْظُرُونَ.

«آنچنان بود که پروردگارت تو را از خانه ات بیرون آورد، حال آن که گروهی از مؤمنان ناخشنود بودند؛ با آن که حقیقت آشکار شده با تو مجادله می کنند؛ چنان قدم بر می دارند که گویی می بینند که آن ها را به سوی مرگ می برند».

واقدی می گوید: کسانی با تصمیم جنگ مخالفت کردند و گفتند: ما اندک هستیم و رفتن به جنگ روا نیست (2).

• ترس از دشمن و ترس از کمبود امکانات و نفرات، مانع پیروزی های بزرگ خواهد شد. در تمام رویارویی ها عده ای که در خود احساس حقارت می کنند، سعی در منصرف کردن مؤمنان دارند، نباید از القائات این دسته ناامید شد.
3. در ادامه خداوند در آیه هفتم از وعده خود به رسولش یاد می کند که به هر روی پیروزی بر یکی از دو گروه (کاروان یا سپاه) را به وی داده بوديم وَ اِذْ یَعِدُكُمُ اللُّه اِحْدَي الطَّائِفَتَيْنِ انّها لَكم وَ تَوَدّونَ اَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُون لكم، «و به یاد آر آن گاه را که خدا به شما وعده داد که یکی از آن دو گروه به دست شما افتد، البته مؤمنان علاقمند بودند که آن گروه که عاری از قدرت است (یعنی کاروان)

1) بیانات در دیدار خانواده های سرداران شهید استان تهران، 76/2/17

2) المغازی، ج1، ص131؛ و نک: مجمع البیان، ج4، صص 521 و 520

به دست شما افتد». خداوند در ادامه از تصمیم خویش بر قطع دست مشرکان یاد می کند؛ تصمیمی که در جای جای این سوره، از آن یاد کرده و گفته است که بدر اصولاً عذابى الهي بوده که به مشركان وعده داده می شود: وَ یُریدُ اللَّه أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرین، «حال آن که خدا می خواست با کلمات خویش (1)حق را بر جای خود نشاند و ریشه کافران را قطع کند».

• خواست و اراده خداوند بالاتر از اراده مسلمانان است و بر آن غلبه خواهد نمود. مبارزه تاریخی بين حق و باطل انجام خواهد شد و وعده های خداوند تحقق خواهد یافت و پیروزی نهایی از آن مسلمانان و انسان های حقیقت جو است، و مشركين ماجراجو و معاند، در جنگ ریشه کن خواهند شد.
4. در آیه نهم و دهم، خداوند از استغاثه مسلمانان و در رأس آن ها رسول خدا (صلي الله علیه و آله) یاد می کند و نیز استجابت دعای آنان، ِإِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ. وَ مَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

«و آن گاه که از پروردگارتان یاری خواستید و خدا بپذیرفت که من با هزار فرشته که از پی یکدیگر می آیند یاری تان می کنم؛ و آن کار را خدا جز برای شادمانی شما نکرد و تا دل هایتان بدان آرام گیرد و یاری تنها از سوی خداست که او پیروزمند حکیم است.» سپس در آیه دوازده کیفیت یاری رساندن ملائکه را بیان


1) مفهوم «كلمات» شاید به معنای وعده نصرت خدا برای انبیاء، آمده باشد که فرموده: لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين انّهم لهم منصورون؛ مجمع البیان، ج4، ص521؛ شاید هم به معنای فعل خداوند و نتیجه کار و تصمیم خدای تعالی و معجزه ای باشد که عملا به عنوان کلمه خدا شناخته شود.

می کند که خداوند خطاب به آنان فرمود: «و آن گاه که به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مؤمنان را به پایداری وا دارید؛ من در دل های کافران بیم خواهم افکند، بر گردن های شان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید.» (1).

• از نکاتی که در مورد جنگ بدر از آیات الهی استفاده می شود، تاثیر دعا و نیایش های صادقانه در سرنوشت انسان می باشد. مناجات و راز و نیاز پیامبر صلی الله علیه و آله در میان مسلمانان از درخشندگی خاصی برخوردار بود، آن حضرت در آن لحظات سرنوشت ساز چنین دعا می کرد: اللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِى مَا وَ عَدْتَنِي اللَّهُمَّ انَّ تَهْلِكُ هَذِهِ الْعِصَابَةِ لَا تَعْبُدُ فِى الارض؛ «پروردگارا! وعده ای را که به من داده ای محقق کن، معبودا! اگر این گروه [مسلمانان] هلاک شوند، در روی زمین عبادت نمی شوی [و عبادت تو از روی زمین برچیده می شود]» (2)
5. در آیه یازدهم از وضعیت روحی خوب مسلمانان در شب 17 رمضان، یعنی روز بدر سخن می گوید: إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدامَ

«و به یاد آر آن گاه که خدا چنان ایمنی تان داده بود که خوابی سبک شما را فرا گرفت و از آسمان برای تان باران بارید تا شست و شوی تان دهد و وسوسه شیطان را از شما دور کند و دل هایتان را قوی گرداند و قدم هایتان را استوار سازد.»


1) «فاضربوا منهم كلّ بنان» یعنی: «دست و پا ترجمه». متن از جناب دکتر آیتی است.

2) تفسیر مجمع البیان، ج4، ص525

از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که لِيُثَبَّتَ بِهِ الأقْدام اشاره به نزول باران و سخت شدن زمین رملی در زیر پای آن هاست (1).

• می دانیم که تمام موجودات زنده برای بازیابی آرامش خود و تجدید قوای مادی به خواب و استراحت نیاز دارند و اگر انسان بر اثر عواملی، مثل: تغییر و تحول در محیط اطراف خود نتواند خواب راحتی داشته باشد، مطمئناً از قوای بدنی او کاسته می شود، قدرت تفکر تضعیف می شود، نشاط درونی و طراوت برونی از دست می رود و انسان در مقابل حوادث ناتوان و شکننده می گردد. بنابراین، خداوند متعال خواب آرام بخش را در شب بدر بر مسلمانان ارزانی داشت و این در حالی بود که دشمنان اسلام در آن شب از شدت خوف، هراس، دلهره و اضطراب، خواب راحتی نداشتند. توجه به این گونه امدادهای الهی تأثیر بسیار زیادی در تقویت روحیه مؤمنان دارد.
6. خداوند در آیه هجدهم، مجددا بر نقشه خود در برپایی جنگ بدر اشاره می کند: فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّه قَتَلَهُم وَ ما رَمَيْتَ اِذْ رَمَيْتَ وَ لكنَّ اللَّه رَمی، «شما آنان را نکشتید، خدا بود که آن ها را کشت؛ و آن گاه که تیر می انداختی نیز، تو نمی انداختی، خدا بود که تیر می انداخت تا به مؤمنان کرامتی ارزانی دارد».
• تأکید مجدد بر قدرت الهی. مقام معظم رهبری با تأکید بر این فاکتور مهم می فرمایند: «شما جوانان عزیز، فرزندان عزیز من خواهش می کنم بروید شرح این عملیات [عملیات بیت المقدس] را که

1) مجمع البیان، ج4، ص525

خوشبختانه گوشه ای از آن- فقط گوشه ای از آن- نوشته شده است، با دقت بخوانید، ببینید چه اتفاق افتاد. ببینید جوان های ما مردان ما، که آوردن نام همه آن ها يك كتاب طولانی را به وجود خواهد آورد، چه کردند... [مردانی] که در این عملیات و در این رویاروئی بزرگ چه کردند؛ از چه نیروئی استفاده کردند. این جمله ای که از امام بزرگوار ما نقل شده است و شما شنیدید که فرمود «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، دقیق ترین و حکیمانه ترین سخنی است که در این باب گفته شده است؛ عیناً همان «و ما رمیت اذ رمیت و لكن اللَّه رمى». قدرت خدای متعال در دل رزمندگان، در اراده و عزم پولادین رزمندگان، در صبر رزمندگان، در بازوی توانای رزمندگان، در قدرت ابتکار رزمندگان تجلی پیدا کرد. دشمن متکی به ماده بود. معلوم است که قدرت مادی توان ایستادگی و رویاروئی با یک چنین هفت جوش معنویت و انسانیت را ندارد. همیشه همین جور است، امروز هم همین جور است عزیزان من! امروز هم قدرت های مادی با همه توان شان- با پول شان، با صنعت شان، با فناوری پیشرفته شان، با پیشرفت های علمی شان- قدرت مقابله و رویاروئی با آن مجموعه انسانی که ایمان را، عزم را، همت را، فداکاری را شاخص و معیار کار خودگرفته، ندارند.» (1)

7. خداوند در آیه بیست و ششم می فرماید: وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلُ

1) بیانات در جمع دانش آموختگان دانشگاه امام حسین (علیه السلام)، 89/3/3

مُسْتَضْعَفُونَ فِى الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَ أَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيَّباتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ «و به یاد آورید آن هنگام را که اندک بودید و در شمار مستضعفان این سرزمین، بیم آن داشتید که مردم شما را از میان بردارند و خدا پناه تان داد و یاری کرد و پیروز گردانید و از چیزهای پاکیزه روزی داد، باشد که سپاس گویید.»

• هم چنان که جنگ بدر مسلمانان را از موقعیت ضعف که احتمال از بین رفتن کامل بود، به وضعیتی ثابت رساند، اشاره مقام معظم رهبری به شرایط فعلی کشور و فرموده ایشان که: «در شرایط بدر قرار داریم» اشاره به فرصتی تاریخی است که در شرایط فعلی برای جمهوري اسلامي ایران مهیا می باشد، در شرایط فعلی اگر استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا بخواهد با فشارها و تحریم ها جمهوری اسلامی ایران را در تنگنا قرار دهد، ایران نیز مانند بدر مقابله به مثل خواهد کرد و با حربه های مختلف و اقدام به تهدید منافع اقتصادی و سیاسی آمریکا در سراسر جهان، پوزه استکبار را به خاک خواهد مالید.
8. در بدر کسان زیادی شترانشان را برای سپاه قریش ذبح می کردند و مخارج و خوراک آنان را تأمین می کردند؛ خدا در آیه سی و ششم می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ

«کافران اموالشان را خرج می کنند تا مردم را از راه خدا باز دارند. اموالشان را خرج خواهند کرد و حسرت خواهند برد. سپس شکست می خورند.»

• آنان که برای تجهیز سپاه کفر پول های فراوان خرج می کنند، بزودی حسرت خواهند برد. به فرموده مقام معظم رهبری: «امروز هم دنیای استکبار راه مواجهه با ایران اسلامی را هنوز پیدا نکرده است. تکیه به قدرت مادی، تجهیز دوستان و نزدیکان خود به سلاح- شما ببینید چقدر سلاح مدرن وارد این منطقه می شود، و چقدر پول ملت های این منطقه صرف این سلاح ها مي شود و به جیب صاحبان صنایع نظامی آمریکا و غرب مي رود- اما بی فایده است؛ این پول ها را خرج می کنند، اما این ها به دادشان نمي رسد و به مي دردشان نمي خورد.» (1)
9. خدای تعالی از یکی از امداداهای غیبی خود در بدر سخن می گوید: إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِی مَنامِكَ قَلِيلاً وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ. وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَ يُقَلَّلُكُمْ فِي أعْيُنِهِمْ لِيَقْضِىَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ

«در خواب، خدا شمارشان را به تو اندک نشان داد، اگر شمار آن ها را بسیار نشان داده بود از ترس ناتوان می شدید و در تصمیم به جنگ، به مناقشه (با یکدیگر) بر می خواستید، ولی خداوند شما را


1) بیانات در مراسم فارغ التحصیلی دانش آموختگان ارتش، 89/8/19

از دشمنان در امان داشت، که او به آن چه در دل هاست آگاه است و آن گاه که چون به هم رسیدند آنان را در چشم شما اندک نمود و شما را نیز در چشم آنان اندک، تا آن کار که مقرر داشته بود واقع گردد. و همه کارها به خدا بر می گردد.» (1)

روشن است که خداوند تمام شرایط را برای تحقق آن چه خود مقرر کرده بوده، آماده ساخته است.

• کفار و مشرکین کوچک تر و ضعیف تر از آن چه هستند که در ظاهر می بینیم. این نیز نمونه ای از امدادهای غیبی الهی است که در لحظات حساس به کمک مؤمنین می آید و توجه به آن باعث افزایش روحیه سپاه اسلام خواهد شد. شهید مطهری در تفسیر این آیه می فرماید: «قرآن تصریح می کند که در جنگ بدر خدا وسیله ای فراهم کرد که هر دو طرف تشجیع بشوند بر یکدیگر که این جنگ که جنگ سرنوشت بود صورت بگیرد تا در آن، بر ایمان اهل ایمان افزوده شود. از جمله هنگامی که دو لشکر به یکدیگر برخورد می کنند طوری اسباب فراهم شد که کفار به نظر مسلمین اندک آمدند. آن ها در حدود هزار نفر بودند ولی به چشم این ها کم تر آمدند. گفتند: این ها که عددشان خیلی کم است. آن ها هم که مسلمین را دیدند، کم تر از آن چه بودند به چشمشان آمدند. مسلمین با خود گفتند: این ها که چیزی نیستند، شکستشان می دهیم. آن ها هم گفتند: این ها چیزی نیستند، یک لقمه ما هستند. این خودش یک حالت روحی است. آن ها قوّت قلب پیدا کردند برای این که بجنگند؛

1) سوره مبارکه انفال آیه 43 و 44

این ها هم قوّت قلب پیدا کردند. و عجیب تر این است که پس از آن که جنگ مغلوبه شد، ناگهان تصور کفار درست در جهت عکس شد. دیدند آن جمعیت، آن طور اندک نیستند، خیلی بیش ترند. بعد از آن، مسلمین را دو برابر تصور می کردند و همین، سبب شد که روحیه کفار شکست بخورد. خدا می گوید این یک سرّ الهی داشت، می خواستیم که این حقیقت ظهور کند و این درس برای همیشه در میان مردم بماند.» (1)


1) آشنائی با قرآن، جلد سوم

بخش دوم: جنگ بدر

10. جنگ بدر در دومین سال هجرت اولین تقابل جدی بین مسلمانان و قریش بود، حادثه ای که بی تردید از بزرگ ترین رویدادهای صدر اسلام است.
• تشبیه شرایط کنونی نظام به شرایط زمان جنگ بدر در صدر اسلام خبر از لزوم آمادگی برای رویارویی های بزرگ می دهد، و این که بعد از تشکیل نظام و دفع تهاجم دشمنان، و سپری شدن ایام تثبیت نظام اسلامی، اکنون در شرایط تهاجمی قرار گرفته ایم.
11. کاروان قریش با سرمایه بسیار بزرگی که همه زن و مرد قریش در آن سهیم بودند عازم شام شده بود. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) اخبار آن کاروان را داشت و در بازگشت مترصد بود تا در سر راه آن قرار گیرد. (1)لذا زمانی که خبر نزدیک شدن آنان را شنید، اعلام حرکت داد.

ابوسفیان که خطر را درک می کرد شخصی را به مکه فرستاد تا قریش را به حمایت از اموالش فرا خواند. گفته شده که ابوسفیان، زمانی که در شام بود، خبر آمادگی مسلمانان را برای حمله به کاروان شنیده بود(2)، اما محتمل آن است که خبر دقیقی نداشته و لذا، در بازگشت تا نزدیکی های چاه های بدر نیز آمد. با رسیدن خبر به مکه، مکیان برای دفاع از اموال خویش ناچار به رفتن بودند و هر کس که خود نمی رفت، دیگری را به جای خود و با مخارجش می فرستاد.

• حفظ اسرار نظامی و دقت در انتخاب

1) المغازي، ج1، ص28

2) طبقات الکبری، ج2، صص 12 و 13

استراتژی ها و تاکتیک های علمی و پیشرفته هیچ منافاتی با معنویت و توکل بر خداوند ندارد، و معنای توکل بر خدا به هیچ وجه عدم برنامه ریزی های سیاسی و نظامی و بی توجهی به این فاکتورها نیست، هم چنان که لازمه وجود عشق به شهادت در یک فرمانده نظامی، بی توجهی به حفظ جان خود و سربازانش و به اصطلاح «بی گدار به آب زدن» نیست.

12. علاوه بر مسأله مالی، حمله مسلمانان به کاروان و تصاحب آن، جنبه حیثیتی برای قریش داشت؛ زیرا چنین تلقی می شد که محمد همراه عده ای جوان بر قریش غلبه کرده است (1)، بویژه که چندی قبل نیز اموالی از قریش به دست آن حضرت افتاد و این بار قریش نمی خواست اتفاقی نظیر آن بیفتد (2)، اما به تعبیر واقدی اهل رأی قریش نگران رفتن بودند؛ گو این که چاره ای جز قبول این کار نداشتند؛ بویژه که دائماً متهم به ترس شده (3)و این برای روحیه عربی قبیله ای آنان قابل تحمل نبود. در نهایت سپاه قریش با قریب نهصد و پنجاه جنگجو، با همه امکانات، به راه افتاد.
• امروزه هر موفقیت نظام اسلامی، حتى موفقیت های علمی، و الگوگیری دیگر کشورها از ایران یک ضربه حیثیتی برای ابر قدرت های عالم، آمریکا، اروپا و به طور خاص صهیونیزم جهانی است، و آن ها را وادار به موضع گیری و مقابله خواهد کرد. البته نباید از قدرت نمایی های

1) المغازي، ج1، ص32؛ سبل الهدى و الرشاد، ج3، ص35

2) السیرة النبویه، ابن هشام، ج1، ص609؛ سبل الهدى و الرشاد، ج2، ص35

3) انساب الاشراف، ج1، ص292، ش655؛ امیۀ بن خلف که سنگین وزن بود و قصد رفتن نداشت چون متهم شد که همچون زنان است اجبارا راهی شد؛ نک: السیره النبویه، ابن هشام، ج1، ص610

ظاهری این ابر قدرت ها ترسی به دل راه داد، چرا که در ورای این قدرت نمایی ها و ژست های تبلیغاتی، ترسی عمیق از نظام اسلامی در دل های آن ها وجود دارد. به قول مقام معظم رهبری، امام خامنه ای: «آن کشور و آن ملتی که بتواند ثابت کند که آماده است برای استقلال خود، برای حفظ هویت خود، برای آرمان های خود، برای موجودیت خود، ایستادگی کند و مردانه دفاع کند، عزیز است. عزت آن ملت را حتّی دشمنان در اعماق وجود خودشان تصدیق می کنند؛ اگر چه از روی عناد حاضر نباشند بر زبان بیاورند.» (1)

13. رسول خدا (صلى الله علیه و آله) روز 12 رمضان از مدینه حرکت کرد اما عده ای از مسلمانان با رسول خدا (صلى الله عليه و آله) همراهی نکردند. واقدی می گوید: عده زیادی از اصحاب از آمدن خودداری ورزیدند و کراهت از بیرون شدن همراه وی داشتند و در آن جا سخن زیاد و اختلاف فراوان بود. گرچه کسانی که نیامدند سرزنش نشدند! زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نه برای جنگ بلکه به قصد کاروان می رفت (2)با این حال، آن چنان که از قرآن به دست می آید، کسانی به دلایل دیگری حاضر به همراهی نشده اند:

«آن چنان بود که پروردگارت، تو را از خانه ات به حق بیرون آورد، حال آن که گروهی از مؤمنان ناخشنود بودند. با آن که حقیقت بر آنان آشکار شده، با تو مجادله می کنند. چنان قدم بر می دارند که گویی می بینند که آن ها را به سوی مرگ می برند.» (3)این تمثیل برای نشان دادن اوج کراهت برخی از مؤمنان است که به کندی قدم بر می داشتند.


1) بیانات در دانشگاه افسری امام علی علیه السلام، 90/8/19

2) المغازي، ج1، ص21؛ الطبقات الکبری، ج2، ص12 (أبطأ عنه بشرُ كثير)

3) سوره مبارکه انفال آیه 4و5

• کوتاهی ها، حرف ناشنوی ها، و همراهی نکردن ها نکته جدیدی نیست و در طول تاریخ سابقه داشته است. باید برای چنین حوادثی آماده باشیم. اما این حوادث خللی در صفوف مؤمنان راستین ایجاد نخواهد کرد و در نهایت پیروزی برای مؤمنین و روسیاهی برای قاعدین خواهد بود.
14. مسلمانان با کم ترین امکانات به راه افتادند، به طوری که بر هر شتر سه نفر نشسته بودند (1)و در تمام سپاه، تنها دو اسب بود.
• کمبود امکانات نباید باعث ترس ما باشد. مسلمانان در اکثر جنگ هایی که به پیروزی نظام اسلامی انجامید از لحاظ امکانات دچار نقص بوده و دشمن مقابل تا دندان مسلح بوده است. تجربه موفق هشت سال دفاع مقدس در زمینه جنگ سخت و جنگ نرم 23 ساله شاهد خوبی بر این مطلب است. لذا در عرصه های پیش رو نباید از کمبودها دچار هر اس شد.
15. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز 14 ماه رمضان به منطقه عرق الظبيه رسید؛ در آن هنگام دو نفر را نزدیک چاه های بدر فرستاد تا آگاهی هایی به دست آورند. آن دو متوجه حضور کاروان قریش شده و به سرعت باز گشتند. ابوسفیان نیز که کاملا در حالت ترس بود، خبر از سپاه پیامبر (صلى الله علیه و آله) می گرفت. او از روی نشانه هایی حدس زد که عوامل سپاه رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در آن نزدیکی بوده، اند لذا به سرعت نزد

1) المغازی، ج1، ص24؛ انساب الأشراف، ج1، ص289؛ السيرة النبویه، ابن هشام، ج1، ص613؛ سبل الهدى و الرشاد، ج4، ص39

کاروان بازگشت و آن را از منطقه بدر به سوی ساحل دریا حرکت داد و بدین ترتیب کاملا از تیررس مسلمانان دور شد (1).

• نقش اطلاعات و اهمیت جنگ اطلاعاتی در مبارزه بسیار مؤثر و جدی است. مقام معظم رهبری در این مورد نیز می فرمایند: «استحکام و انسجام و روزآمد بودن دستگاه اطلاعاتی کشور یکی از پایه های مهم اقتدار نظام اسلامی است» (2)، «در قضیه ی جنگ هم اگر ما بیش تر می زدیم و کم تر می خوردیم، به خاطر این بود که کار اطلاعاتی شایسته و ممتازی انجام می دادیم. با چشم بسته که نمی شود به جنگ رفت؛ باید با چشم باز دشمن را دید و محل پرتاب ضربه اش را برآورد، کرد تا متقابلاً پاسخ کوبنده تری به او داد.» (3)
16. در پی رهایی کاروان، ابوسفیان کسی را به سراغ سپاه قریش فرستاد تا به آنان پیغام دهد: کاروان نجات یافته و آنان خود را در معرض کشته شدن به دست اهل یثرب قرار ندهند. ابوجهل حاضر به بازگشت نشد و با اصرار او همه چیز برای وقوع یک جنگ تمام عیار میان مردم مکه و مسلمانان مدینه، آماده شد. ابوجهل اصرار داشت که سپاه تا بدر برود؛ او گفت که در بدر توقف کرده، شتران را ذبح کنیم، دیگران را اطعام دهیم، شراب می نوشیم و پس از آن است که همه عرب از ما حساب خواهند برد (4).
• بسیاری از رفتارهای دشمن در راستای حفظ

1) سبل الهدى و الرشاد، ج4، ص46

2) نامه رهبر انقلاب خطاب به حجه الاسلام مصلحی وزیر اطلاعات، 90/1/31

3) بیانات در مراسم بیعت مسئولین و کارکنان دستگاه اطلاعاتی کشور، 68/4/18

4) المغازی، ج1، ص44؛ السيرة النبويه، ابن هشام، ج1، صص 618 و 619

هیمنه و اقتدار ظاهری، قابل تحلیل است. تکبر، خود برتربینی و غرور کاذب دشمن، سلاح بسیار کارآمدی است که می توان از آن بهره گرفت و در مواقع حساس با تحریک آن می توان دشمن را به واکنش های نسنجیده وادار کرد.

17. در حال رفتن به سوی بدر رسول خدا (صلى الله عليه و آله) دو نفر از اهل مدینه مشرک را دید که وی را همراهی می کنند. حضرت سؤال کردند که برای چه آنان را همراهی می کنند؟ آنان گفتند: تو فرزند خواهر ما (که از بنی النجار بود) و در جوار ما هستی و ما همراه قوم خویش به قصد غنیمت می آییم. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: لا يَخْرُجْنّ مَعَنَا رَجُلٍ لَيْسَ عَلَى دِينِنَا «کسی که بر دین ما نیست نباید ما را همراهی کند.» آنان از شجاعت خود سخن گفتند اما رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نپذیرفت تا در نهایت یکی از آن ها اسلام آورد و دیگری بازگشت (1).
• نباید از افراد ناخالص انتظار همراهی داشت، بلکه حتی ضرورت دارد از همراه شدن این افراد با نظام جلوگیری کرد، چون ضرر همراهی این افراد بیش از نفع آن است. تزلزل این گونه افراد در روزهای سخت و طاقت فرسا باعث تضعیف جبهه حق خواهد شد. تنها کساني تا آخر با انقلاب خواهند ماند که اسلام ناب را با تمام وجود پذیرفته باشند، هر کسی که انقلاب را عمیقاً باور نکرده و در جايي به تجمل گرایی آلوده شده باشد قطعاً تا آخر مسير نمي تواند همراه انقلاب باشد. ریزش بعضي از قديمي هايي که از ابتدا هم باور عميقي به انقلاب نداشتند و در ادامه مسیر آلودگي هايي را با

1) المغازی، ج1، ص47؛ انساب الاشراف، ج1، ص288؛ سبل الهدى و الرشاد، ج4، ص38

خود همراه کردند نمونه بسیار روشنی برای اثبات صحت این نظریه است. البته راه برای همه باز است و هر کس که اصول نظام اسلامی را بپذیرد می تواند همراه شود.

18. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روزه خویش را افطار کرد اما عده ای نپذیرفتند تا آن که منادی آن حضرت اعلام کرد: ای سرپیچی کنندگان (العصاۀ) افطار کنید. گفته شده که این تعبیر بدان دلیل بود که پیش از آن نیز از آنان خواسته بود اما افطار نکرده بودند! (1)این نقل برای شناخت روحیات اصحاب رسول خدا (صلی الله عليه و آله) حکایت جالبی است.
• تندروی و به اصطلاح کاسه داغ تر از آش بودن، سم مهلکی در مسیر حوادث آینده است. باید گوش به فرمان ولیّ و رهبر بود و اجتهاد در برابر نص را وانهاد.
19. در حال حرکت به سمت بدر، خبر رسید که سپاه قریش عازم آن منطقه است؛ مسلمانان هنوز خبر دور شدن کاروان را نداشتند با این حال با رسیدن این خبر، اوضاع به کلی دگرگون شد. سپاه مسلمانان خود را برای حمله به کاروان آماده کرده بود؛ آیا اکنون می توانست در برابر یک لشکر مسلح که بیش از سه برابر آن هاست بایستد؟ پیامبر با دیدن هراس برخی از یاران، آنان را به مشاوره خواست و فرمود: آیا با این سپاه بجنگیم؟ ابوبکر برخواست و گفت: اینان قریش و متکبران آنانند، کفرشان را ایمانی نبوده است و عزّتشان را ذلتی نیامده است. ما نیز به هیئت جنگ بیرون نیامده ایم. حضرت فرمود: بنشین. عمر برخواست و سخنان ابوبکر را تکرار کرد. حضرت او را هم امر به نشستن کرد. (2)سپس مقداد

1) المغازي، ج1، صص 47-48؛ انساب الأشراف، ج1، صص 292 و 293

2) در صحیح مسلم آمده که ابوبکر سخن گفت و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از او اعراض کرد و عمر سخن گفت و رسول از او اعراض کرد، نک: سبل الهدی و الرشاد، ج4، ص121؛ صحیح مسلم، ج2، ص84

برخواست و گفت: یا رسول الله اینان قریش و متکبران شان هستند. و ما به تو ایمان آورده و تصدیقت کرده ایم و شهادت می دهیم آن چه از جانب خدا آورده ای حق است. اگر امر کنی که این صخره سخت را بشکافیم، می شکافیم و آن سخن بنی اسرائیل به موسی را به تو نخواهیم گفت که گفتند:

إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هاهُنَا قَاعِدُونَ؛ (1) «و گفتند: ای موسی، تا وقتی که جباران در آنجایند، هرگز بدان شهر داخل نخواهیم شد. ما این جا می نشینم، تو و پروردگارت بروید و نبرد کنید.»

بلکه ما می گوییم: «تو و پرودگارت بجنگید و ما نیز همراه شما خواهیم جنگید»، صورت پیامبر از این سخنان روشن شد و او را دعا کرد (2). سپس حضرت رو به انصار کردند و از آنان مشورت خواستند. سعد بن معاذ برخواست و به نمایندگی از انصار سخنان حماسی در جنگ با مشرکان و تأیید سخنان مقداد گفت (3).

پس از سخنان سعد، رسول خدا (صلى الله علیه و آله) اعلام حرکت داده و فرمود که خداوند و عده نصرت بر یکی از دو گروه (کاروان و یا سپاه) را به وی داده است (4).

• ترسوها و ضعیف الایمان ها که همیشه به دنبال سازش کاری و تسلیم در برابر دشمن هستند، نباید در رأس امور باشند و نباید به مشورت های

1) مائده، آیه 24

2) المغازي، ج1، ص48؛ تاریخ الخميس، ج1، ص373.

3) سيوطى، الدر المنثور، ج3، ص163

4) المغازي، ج1، ص49؛ السیرة النبويه، ابن هشام، ج1، ص615

به اصطلاح خیر خواهانه آنان وقعی نهاد. چنان که پیامبر اکرم صلوات الله علیه در ضمن سفارشات خود به امیر المؤمنين عليه السلام فرمودند که: يا عَلىُّ لاتُشَاوِر جَباناً فَإِنَّهُ يُضَيَّقُ عَلَيكَ المَخرَجَ، «أي علی با ترسو مشورت مکن، زیرا او راه بیرون آمدن از مشکل را بر تو تنگ می کند». (1)و خود امیرالمؤمنین نیز در ضمن فرمانِ خود به مالک اشتر فرمودند که: وَ لا تُدْخِلَنَّ فى مَشْوَرَتِكَ... جَباناً يُضْعِفُكَ عَنِ اْلاُمُورِ، با افراد ترسو مشروت نکن، زیرا آن ها تو را از انجام کارهای مهم باز می دارند». (2)

20. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) شب جمعه، 17 رمضان به منطقه بدر رسید. فاصله میان مسلمانان و مشرکان یک سری تپه های شنی بود و آنان از حضور یکدیگر در منطقه ای واحد بی خبر بودند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در راه با سفیان ضمری برخورد کرد. در آن جا بدون معرفی خود از سپاه قریش و سپاه محمد (صلی الله علیه و آله) پرسید. او گفت: شنیده است که قریش فلان روز از مکه حرکت کرده و اگر چنین باشد اکنون در نزدیکی این وادی هستند. و نیز شنیده است که سپاه محمد نیز فلان روز از مدینه حرکت کرده؛ اگر چنین باشد اکنون در نزدیکی این وادی هستند. جالب این که رسول خدا به سفیان ضمری تعهد کرده بود که در برابر پاسخ به سؤالاتش، جواب سؤال او را نیز بدهد. سفیان پرسید: شما از کجا هستید. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) بطور مبهم پاسخ داد: ما از آب... هستیم و به سوی عراق (یعنی شمال که مدینه نیز در همان مسیر بود) اشاره کرد! (3)

1) علل الشرايع، ج2، ص559، ح1

2) نهج البلاغه، فرمان امام به مالک اشتر

3) المغازی، ج1، ص50؛ السیرۀ النبويه، ابن هشام، ج1، ص616؛ سبل الهدى و الرشاد، ج4، ص44

• اهمیت جنگ اطلاعاتی؛ امروزه با توجه به پیشرفت های تکنولوژیکی اهمیت جنگ اطلاعاتی بسیار بیش تر از گذشته های دور است.
21. على (عليه السلام) زبیر و سعد وقاص در پی آب به نزدیکی چاهی که در کوهک ظریب بود رفتند. در آن جا دو تن از سقاهای قریش را اسیر کردند. یک نفر گریخت و خبر حضور سپاه اسلام را برای نخستین بار به قریش رساند. اسارت سقایان قریش علاوه بر این که نخستین ضربه بر قریش بود، آگاهی هایی از چند و چونی دشمن در اختیار سپاه اسلام قرار داد. به گزارش واقدی در آن شبِ بارانی، دلهره سختی بر لشکر قریش حاکم بود و تنها ابوجهل بود که می کوشید تا وضع را طبیعی جلوه داده، پیروزی بر مسلمانان را آسان تصویر کند.
• تأکید مجدد بر اهمیت جنگ اطلاعاتی و کسب اطلاعات برای مبارزه، و مؤثر بودن ضربه روانی حاصل از پیروزی در این جنگ.
22. حُباب بن منذر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید: آیا در جایی که توقف کرده اند، به دستور خدا منزل کرده اند یا آن که در این جا «رأی، جنگ و حیله» نقش دارد؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله» فرمود: رأی، جنگ و حیله، آن گاه حباب گفت: بنابراین بهتر است نزدیک چاهی که آب گوارایی داشته توقف کرده، حوضچه ای بر پا کنند؛ و در حال جنگ به راحتی با ظروف خود از آن بهره برند (1)، رأی حباب پذیرفته شد و در نزدیکی چاه توقف کردند. این در حالی بود که میان دو سپاه تنها یک تپه شنی فاصله انداخته بود (2).

1) المغازی، ج1، صص 53 و 54؛ الطبقات الکبری، ج1، ص15؛ السيرة النبويه، ابن هشام، ج1، ص620؛ سبل الهدى و الرشاد، ج2، صص 48 و 49

2) الطبقات الکبری، ج1، ص15) (و انما بينهم قَوْز من الرمل)

• مشورت با کارشناسان خبره اهمیت به سزایی دارد؛ همان قدر که مشورت با افراد ضعیف و ترسو مضر است در طرف مقابل مشورت با اهل فن زمینه را برای موفقیت آماده می کند. به فرموده مقام معظم رهبری: «پیامبر گرامی اسلام به فرمان الهى «و شاورهم فى الامر» در مهمات حکومتی اسلام مشورت می فرمودند و حتی در صورت غلبه رأی جمع بر نظر مبارک ایشان، در مواردی به نظر اصحاب عمل می کردند. شاید بتوان گفت که این امر یکی از رموز پیشرفت سریع و بی سابقه مسلمین در آغاز تاریخ اسلام بوده است.» (1)
23. صبح زود، رسول خدا (صلى الله علیه و آله) صفوف سپاه را منظم کرد تا آن که قریش ظاهر گشتند. سپاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پشت به آفتاب و در برابر مغرب بودند و قریش ناچار در برابر، رو در روی آفتاب و مشرق. پیامبر ضمن خطابه ای، مسلمانان را به «پیروی از حق» دعوت کردند و «صبر» را در این قبیل دشواری ها، کلید نجات و وسیله ای شناساندند که خداوند به کمک آن غم و اندوه را از انسان دور می کند. پس از آن نیز با دیدن طلیعه سپاه دشمن، از خداوند خواستند تا نصرتی را که وعده کرده بود، فرود آورد (2).
• نقش کلیدی صفات «بصیرت» و «صبر» در این راه غیر قابل انکار است. کلید پیروزی های نظام در موقعیت های حساس پیش رو، بصيرت و صبر مؤمنين است. به فرموده مقام معظم رهبری: «ما بارها عرض کرده ایم که

1) پیام به کنفرانس بین المجالس اسلامی، 7873/25

2) المغازی، ج1، ص59

امیرالمؤمنین در جنگ صفین مکرر این جمله را می فرمود: وَ لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ الَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ (1)چه عبارت زیبایی هم هست؛ حروف بصر و صبر یکی است، ترکیبش دوتاست؛ و چه زیبا فقط اهل بصیرت و پایداری می توانند این پرچم را بردارند.» (2)

24. شماری از مشرکان به سراغ حوضچه آب آمدند. عده ای از مسلمانان قصد طرد آنان را داشتند اما رسول خدا (صلى الله عليه و آله) اجازه داد تا آب بنوشند.
• هرگز هدف وسیله را توجیه نمی کند. داشتن اهداف مقدس، مجوزی برای استفاده از راه های غیر انسانی و غیر اسلامی نیست، و باید از این راه ها اجتناب کرد.
25. عُمَير بن وهب از مشرکان، در اطراف گشتی زد تا ببیند آیا غیر از سیصد و اندی مسلمان، عده دیگری در آن نواحی پنهان شده اند. اما کسی را نیافت، وقتی بازگشت، به قریش اطمینان داد که هیچ کمین و کمکی در کار نیست. با این همه، این قوم هیچ پناهگاهی جز سلاح های خود ندارند. تصور من آن است که کشته نشوند مگر آن که مردی از ما را بکشند؛ او درباره جنگ با چنین مردانی، از قریش خواست تا تأمل بیش تری کنند (3). ابوسلمه جشمی برای جستجو رفت و سخن اصلی او نیز این بود که گرچه مسلمانان سلاحی ندارند، اما گویی هیچ یک از آنان قصد بازگشت به خانه هایشان را ندارند، گروهی که تنها در انتظار مرگ بوده

1) نهج البلاغه، خطبه 173

2) بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی، 84/3/8

3) الطبقات الكبرى، ج2، ص16؛ السیرۀ النبویه، ابن هشام، ج1، ص622؛ سبل الهدی و الرشاد، ج4، ص51

اعتمادشان به شمشیرهای شان است.

• «ایمان راسخ» و «شهادت طلبی» دو سلاح کارآمد در جبهه حق است که باید در تقویت آن دو کوشید. همچنان که فرانسیس فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شيعه» مي گويد:

شیعه، پرنده ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرنده ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ، فوکویاما بال سبز این پرنده را مهدویّت و عدالت خواهی و بال سرخ را شهادت طلبی که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است، معرفی می کند.

26. عامر حضرمی نخستین حمله را به صفوف مسلمانان کرد و بدین ترتیب قریش آغازگر جنگ شد. او در جنگ با یکی از مسلمانان به نام مِهْجَعْ وی را به شهادت رساند. بنابراین تردیدی نیست که قریش بر این جنگ اصرار داشته و جنگ را شروع کرده است. مسبّب و باعث آتش افروزی نیز ابوجهل بوده. عُتْبۀ بن ربیعه به میدان آمده مبارز خواست. مسلمانان وظیفه داشتند تا زمانی که دشمن آنان را محاصره نکرده، شمشیر نکشند و تنها با کمان های خود، آماده تیراندازی باشند (1).
• نظام اسلامی تهدیدی برای همسایگان خود و سایر ملت ها نیست، و علاقه ای به جنگ افروزی و تجاوز به حقوق دیگران ندارد، اما در مقابل هر تهدیدی خواهد ایستاد و هیچ تجاوزی را بی پاسخ نخواهد گذاشت. هم چنان که مقام معظم

1) المغازی، ج1، ص67 و 68

رهبری، در این زمینه می فرمایند: «آمادگی شما، دشمن را بیمناک می کند؛ نه بیمناک از تجاوز شما- که شما اهل تجاوز نیستید- بیمناک از ایستادگی شما، بیمناک از فکر حمله به شما. در دنیائی که هنوز متأسفانه تکیه به قدرت سرنیزه و اسلحه مي تواند در ارتباط میان ملت ها و کشورها تعیین کننده باشد، در دنیائی که قلدرانی با داشتن مشت های پولادین بخواهند سرنوشت ملت ها را در دست بگیرند- در دنیای مادی- آن ملتی از آسیب محفوظ می ماند که ثابت کند آماده دفاع است... ما اهل تجاوز به هیچ ملتی و هیچ کشوری نیستیم؛ ما هرگز اقدام به جنگ خونين نمي کنیم- ملت ایران این را به اثبات رسانده است- اما ما ملتی هستیم که هر گونه تجاوز را، بلکه هر گونه تهدید را، با استواری و با قدرت کامل پاسخ خواهیم داد. ما ملتی نیستیم که بنشینیم تماشا کنیم قدرت های پوشالیِ مادی که از درون کرم خورده و موریانه خورده اند، ملت استوار و پولادین ایران را تهدید کنند. ما در مقابل تهدید، تهدید می کنیم. هر کسی فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران در مخیله اش خطور کند، باید خود را آماده دریافت سیلی های محکم و مشت های پولادین کند؛ از سوی ملت مقتدر ایران، از سوی نیروهای مسلح؛ ارتش جمهوریاسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج مردمی، و پشت سر همه، ملت بزرگ ایران. و بدانند؛ هم آمریکا بداند، هم دست نشاندگانش بدانند، هم سگ نگهبانش رژیم صهیونیستی در این منطقه

بداند؛ پاسخ ملت ایران به هر گونه تعرضی، هر گونه تجاوزی، بلکه هر گونه تهدیدی، پاسخی خواهد بود که از درون، آن ها را از هم خواهد پاشید و متلاشی خواهد کرد.» (1)

27. مبارزه فردی آغاز شد. سه تن از قریش: شیبه، عتبه، و فرزند وی ولید، در برابر سه تن از بنی هاشم: حمزه علی (علیه السلام) و عبیدۀ بن حارث؛ حمزه و على (عليه السلام) عُتبه و ولید فرزند عتبه را کشتند، شیبه ضربتی بر پای عبیده زد و آن را قطع کرد. آن گاه علی و حمزه به یاری عبیده شتافتند و شیبه را کشتند. این رخداد برای قریش سنگین بود. اما ابوجهل گفت که نباید از کشته شدن آنان هراسی داشته باشیم؛ آنان در جنگ عجله کردند. او شعار داد: اِنّ لنا الْعُزَّىْ و لا عُزّى لكم، و مسلمانان گفتند: اللّه مَوْلانا و لا مَوْلى لكم (2). سپس جنگ عمومی آغاز شد. ابوجهل توصیه می کرد که بیش تر اسیر بگیرند تا بعد از آن، به آنان نشان دهند که بخاطر جدا شدن از دین پدران خویش و خدایان آن ها چه بر سرشان آمده است (3)، اما مسلمانان مکلف بودند تا در حین جنگ کسی را به اسارت نگیرند گرچه چنین نکردند و مورد سرزنش قرآن قرار گرفتند.
• «اطاعت» از ارکان پیروزی امت اسلامی و از سفارشات نبی مکرم اسلام است. مقام معظم رهبری در شرح حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در این زمینه می فرمایند: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: أُوصِی أُمَّتِی بِخَمْسٍ،... وَ اَلطَّاعَهِ...؛ «امتم را به پنج چیز وصیت می کنم: اطاعت. اطاعت از چه کسی؟ از «من له

1) بیانات در دانشگاه افسری امام علی علیه السلام، 90/8/19

2) سبل الهدى و الرشاد، ج4، ص59

3) المغازی، ج1، ص71

الطاعة»، «من حقّه الطاعة». هر کس در هر میدان و در هر مقام، باید از آن که شایسته اطاعت است، اطاعت کند. سرپیچی و نافرمانی و «به ما ربطی ندارد» و این حرف ها، نیست. امّت اسلام، وقتی به وصیت پیغمبر عمل کرده که آن جا که اطاعت کردن، شرعاً بر گردن او گذاشته شده است، دیگر اطاعت کند. در مقابل «اطاعت»، «عصیان» است که در آیه شریفه هشدار دهنده ای که بنده بارها به مناسبت های مختلف آن را بیان کرده ام، به آن اشاره شده است.

آل عمران/ 152: وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اَللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي اَلْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَرائكُمْ ما تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ اَلدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ اَلْآخِرَةَ...، [همانا خدا راستی و درستی و عده خود را در مورد پیروزی شما به ثبوت رسانید، آن گاه که در ساعات نخستین نبرد، به اذن او کافران را می کشتید و ریشه کن می کردید و هم چنان پیش می رفتید، تا وقتی که در پاسداری از گذرگاه احد سستی کردید و در آن کار کشمکش نمودید و سرانجام دستور پیامبر را نافرمانی کردید و گذرگاه را رها ساختید، و این بعد از آن بود که خداوند آن چه را دوست می داشتید (غنیمت های جنگی) به شما نشان داده بود، آری، از میان شما کسانی اند که دنیا را می خواهند و از میان شما کسانی اند که سرای آخرت را می طلبند...] یکی از عواملی که موجب شکست شد- در جنگ اُحد- قضیه عصیان، یعنی اطاعت نکردن بود. یک کلمه پیغمبر را اطاعت نکردند؛ یک فاجعه به وجود آمد. در دوران جمهوری اسلامی، هر جا عدم اطاعت مشاهده شد، فاجعه به وجود آمد. هر جا اطاعت بود، کار به رشد و صلاح و خیر انجامید.» (1)


1) بیانات در شروع درس خارج فقه، 73/6/20

28. علاوه بر قرآن، اخبار بی شمار حکایت از همراهی ملائکه با مسلمانان در جنگ بر ضد مشرکان دارد. بعدها، بسیاری از مسلمانان تأیید کردند که در جریان نبرد شاهد نبرد ملائکه با مشرکان بوده اند. واقدی از خطبه ای از امام علی (علیه السلام) در کوفه یاد کرده که حضور ملائکه را در بدر تشریح کرده است (1).
• در کنار اسباب مادی، اعتقاد به اسباب معنوی و امدادهای غیبی الهی نقش تعیین کننده ای در پیروزی های سپاه حق دارد. مقام معظم رهبری در ضمن بیاناتی در مراسم مشترک نیروهای مسلح کرمانشاه در محل پادگان لشکر 18 زرهی کرمانشاه فرمودند: «این پادگان و این منطقه، یادآور خاطرات بسیار شکوهمندی است. دلاور مردان، فداکاران، کسانی که دل هاشان لبالب از عشق به اسلام و ایران عزیز بود، در این منطقه فداکاری ها کردند. همت آنان بر کوه های استوار این منطقه فائق آمد. دشمن مسلحِ مؤیدِ از سوی شیاطین را به مدد الطاف الهی و نزول ملائکه الهی توانستند شکست بدهند و برای کشورشان آبرو، حیثیت، عزت و مصونیت به وجود بیاورند. یاد آن روزها را فراموش نخواهیم کرد.» (2)
29. رسول خدا (صلى الله علیه و آله) خود نیز شرکت فعّالی در جنگ بدر داشت. از امام علی (علیه السلام) نقل شده که فرمود: در روز بدر، و آن گاه که کارزار سخت می شد، ما به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پناه می آوردیم و آن حضرت خود سخت در کارزار شرکت داشته و کسی نزدیک تر از او به مشرکان نبود (3).

1) المغازی، ج1، ص57

2) به تاریخ: 90/7/21

3) الطبقات الكبرى، ج1، ص23 (و كان من أشد النّاس بأساً يومئذٍ و ما كان أحد أقرب الى المشركين منه)؛ سبل الهدى و الرشاد، ج4، ص71؛ مسند احمد، حدیث شماره 1042 (طبع دارالمعارف)

• در سختی ها و مشکلات تکیه گاه مطمئن بعد از خداوند رهبری است. مقام معظم رهبری در توصیف ایام حیات حضرت امام (رحمة الله) می فرمایند: «ما آن خانواده بزرگ و فعّالی هستیم که امید و اتکاء و قوّت قلبش، به پدر این خانواده بود. با بودنش، همه تکیه ها- بعد از خدا- به او بود. هر مشکلی برای کشور و مسؤولان پیش می آمد، سرانگشت هنرمند و کارآمد او بود که گره را باز می کرد. در جنگ و سیاست خارجی و مسایل داخلی و مسایل اقتصادی و اجتماعی، ملت و دولت و مسؤولان، حقیقتاً پشتشان به امام بزرگوارمان گرم بود. این، واقعیتی است که ماده سال این طور حرکت و سیر کردیم و این کشور را اداره نمودیم.

در دوران مسؤولیت ممتدی که از روزهای اول انقلاب داشتم، بارها به یاد این جمله امیرالمؤمنين عليه الصّلاة و السلام می افتادم که می فرماید: إِذَا اشْتَدَّ الْبَأْسُ وَ حَمِیَ الْوَطِیسُ اتَّقَیْنَا بِرَسُولِ اللَّهِ (1)، وقتی در جنگ ها کار بر ما سخت می شد و احساس می کردیم که در مقابل حادثه ضعیفیم، به رسول خدا پناه می بردیم. وقتی این جمله امیرالمؤمنین صلوات اللَّه علیه به یادم می آمد، می دیدم بر وضع ما نیز صادق است.

مکرّر اتفاق افتاد که سر قضایای مختلف، با برادران مسؤول می نشستیم و فکرهای مان را تبادل می کردیم و مشکل را در مجموعه ای می گذاشتیم و خدمت امام (رحمة الله) می بردیم و او بود که


1) شرح نهج البلاغة ج13 ص279

با نظر صایب و اراده قوی و ایمان و توکل بی نظیر خود، مشکل را حل می کرد. خدا شاهد است که در مدت عمر خود، کسی را در این حد از توکل و حسن ظن به خدا ندیده و نشنیده ام. او مشکل را حل و گره را باز می کرد.» (1)

30. رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در انتظار خبر قتل ابوجهل بود. زمانی که خبر قتل وی را آوردند، فرمود: این خبر از داشتن شتران سرخ موی برای او نیکوتر است. کشته شدن ابوجهل که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را «فرعون امت» و «رأس ائمۀ الکفر» نامیده بود، آن مقدار اهمیت داشت که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفت: خدایا وعده خود را محقق ساختی (2). با کشته شدن سران قریش، و سر جمع هفتاد کشته و همین تعداد اسیر، سپاه مکه روی به شکست نهاده و متفرق گردید. در واقع، تا نیمروز جنگ به سود مسلمانان خاتمه یافته و دشمن منهزم شده بود. به این ترتیب یکی از تاریخی ترین روزهای صدر اسلام با پیروزی شگفت آور و تعیین کننده مسلمانان خاتمه یافت. این در حالی بود که تنها چهارده تن از مسلمانان در این جنگ به شهادت رسیدند (3). پیروزی اسلام در بدر، مشرکین و منافقان مدینه را گرفتار بهت کرد؛ واقدی می گوید: هیچ منافق و یهودی در مدینه نبود، جز آن که در برابر حادثه بدر سر فرود آورد، و یهودیان گفتند که از این پس هیچ پرچمی را بر افراشته نمی کند جز آن که پیروزی از آن اوست.
• در صورت رعایت دستورات الهی توسط مسلمین، پاسخ نظام اسلامی مبهوت کننده خواهد بود.

1) بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری، 68/5/12

2) المغازي، ج1، ص91

3) الطبقات الکبری، ج1، ص17-18؛ شش نفر از مهاجران و هشت نفر از انصار. در این جنگ اندکی بیش از شصت مهاجر و نیز اندکی بیش از دویست و چهل انصاری شرکت داشتند؛ نک: همان، ص19-20

بخش سوم: جنگ خیبر

31. خَیبر منطقه ای حاصل خیز و از بهترین مناطق حجاز است. زمانی که یهودیان به جزیرۀ العرب آمدند، بخشی نیز در خیبر سکونت گزیدند و به دلیل امکانات اقتصادی آن، به صورت یک قدرت بسیار قوی در آمدند. آنان قلعه های مستحکمی ساخته و با حفظ ذخیره های خوراکی و سلاح فراوان، خود را به صورت قدرتی شکست ناپذیر و مقاوم در آورده بودند.
• از هیبت ظاهری و امکانات دشمن نباید هراس به دل راه داد. در طول تاریخ، ظالمان از نظر قدرت ظاهری در موقعیت برتر بوده اند، اما این برتری ظاهری تضمینی برای پیروزی نیست.
32. این منطقه، بازار سالیانه ای داشت که در روزهای نخست ربیع الاول برپا می شد. در نزدیکی آن ها قبیله غطفان زندگی می کردند که از حامیان این بازار بوده و وسائل امنیت کسانی که به بازار می آمدند را فراهم می کردند. طبیعی بود که میان آنان و یهودیان مدینه ارتباطاتی وجود داشته باشد. چنان که داشته باشد. چنان که پس از بیرون راندن بني النضير، شماری از آنان، و در رأس شان، حُیی بن اخطب در میان خیبریان باقی ماند. وی در جریان احزاب، به مدینه به میان قریظیان ماند و همراه آن ها اسیر شده و به هلاکت رسید. کسان دیگری از بنی النضیر در ماجرای احزاب دست داشتند که به خیبر بازگشتند. یکی از آنان سلاّم بن ابی الحقیق بود، کسی که در داخل خیبر به دست چند نفر از مسلمانان خزرجی کشته شد (1). بنابراین درگیری مسلمانان مدینه با خیبریان پس از جنگ احزاب آغاز شده و آنان در اندیشه یک رویارویی با مسلمانان بودند.

1) رک: السیرۀ النبویه، ابن هشام، ج3، ص273؛ سبل الهدى و الرشاد، ج6، صص 162-164

• آن چه از تشبیه مقام معظم رهبری از وضعیت حاکم بر کشور به «خیبر» برداشت می شود، پیغام روشن رهبری برای عوامل داخلی دشمن و یا اطرافیان ایران است که در لحظه آغاز جنگ علیه ایران، به کمک دشمن خواهند آمد و قطعاً صهیونیست ها به عنوان میراث داران همان یهودیان نیز از این قشر خواهند بود و عملا چنین پیامی را دارد که با گروه های داخلی یا همسایه هایی که با دشمن ایران برای ضربه به ایران همراه شوند، برخوردی بهتر از دشمن نخواهد شد و با این حساب شاهد تغییر جدی رویکرد دفاعی و نظامی ایران در کلام رهبر انقلاب هستیم که البته با مانورهایی که توسط سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران برگزار شد، نشانه این تغییر رویکرد کاملا شفاف بود تا غربی ها دریابند که هر اشتباهی در این زمینه چه هزینه سنگینی می تواند برای شان به همراه داشته باشد.
33. پس از صلح حدیبیه، یهودیان در وضع دشوارتری قرار گرفتند، زیرا امکان استفاده از نیروی قریش و یا هم پیمانان آن را نداشتند. با این حال، برخی قبایل عرب که در اطراف خیبر بودند، در دشمنی با اسلام با آنان هم داستان بودند، و در این وقت مذاکراتی میان آنان و خیبریان در جریان بود. از آن جمله قبیله بنی سعد بود که در اطراف خیبر سکونت داشت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از همراهی آنان با اهل خیبر آگاهی یافت و شنید که آنان قصد کمک به یهودیان را دارند.
• در جریان غزوه خیبر، کفار پایگاه بزرگی برای مقابله با اسلام تشکیل داده بودند و خیبر موقعیتی

است که اسلام با کفر مقابله کرده و با یک اقدام حساب شده و سریع و غافلگیر کننده ریشه فتنه و توطئه را خنثی می کند.

یهودیانی که به خیبر رفتند، پایگاه کفر را مقابل اسلام تشکیل دادند، اما پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیش از آن که آن پیمان شکنان، توطئه های خبیثانه خود را به مرحله اجرا بگذارند، بر آن ها یورش برده و دژهای آنان را با رشادت های مولای متقیان امیرمؤمنان (علیه السلام) در هم کوبید و عظمت اسلام را به رخ کشید.

در شرایط کنونی نیز اگر صهیونیست ها با حمایت آمریکا و به امید پشتیبانی آن ها، برای نظام اسلامی خط و نشان کشیده و بخواهند با همراهی بعضی همسایگان مزدور، برای ایران مشکلاتی ایجاد کنند، همان طور که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به صهیونیست های پلید در خیبر مهلت نداد که بخواهند توطئه های خود را عملی کنند، نظام مقدس جمهوری اسلامی هم در برابر صهیونیسم به همان صورت برخورد خواهد کرد!

34. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در سال هفتم هجری با سپاهی عازم خیبر گردید. یهودیان خیبر به پشتوانه نیروهای نظامی فراوان خود و نیز قلعه های مستحکم، انتظار حمله رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را نداشتند.
• اصل «غافلگیری» و حمله «پیشدستانه» به عنوان دو تاکتیک مؤثر باید در نظر گرفته شوند.
35. مسلمانان 1400 نفر بودند که 200 اسب سوار میانشان بود (1)و از آن جا که خیبر از نظر اقتصادی و داشتن غنایم بی شمار وضع مطلوبی داشت، کسانی به قصد غنیمت قصد همراهی رسول خدا

1) المغازی، ج2، ص689

(صلى الله عليه و آله) را داشتند، اما حضرت فرمود: از شما تنها کسانی که نیتشان جهاد است با ما همراهی کنند (1).

• نمونه همین سخت گیری را در ضمن حوادث جنگ بدر و تحت بند 8 خواندیم. «خلوصِ» جبهه حق از عناصر فرصت طلب و صاحبان نیت های ناخالص ضروری است.
36. مسلمانان در طی مسیر، به یکی از عوامل جاسوسی یهود برخوردند. او در ابتدا گفت: یهودیان خیبر همه آماده و مسلحند و ذخیره غذایی چند سال را در داخل قلعه ها آماده کرده و کسانی را در پی غطفان فرستاده و آن ها نیز به خیبر آمده اند. اما پس از بازجویی بیش تر اعتراف کرد که این اخبار را مخصوصا به دستور یهودیان این گونه بازگو کرده تا مسلمانان را به هراس اندازد. برعکس، اهل خیبر از آمدن سپاه اسلام سخت وحشت کرده اند (2).
• نباید فریب تبلیغات دروغین دشمن و قدرت پوشالی آن را خورد. پروپاگاندا به معنای تبلیغات منفی و وارونه جلوه دادن حقیت به نفع خود از سلاح های مؤثر دشمن است.
37. وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به خیبر رسید یهود برای کار از قلعه ها خارج می شدند که یک باره چشم شان به سپاه اسلام افتاد (3). این نشان می دهد که آن ها آگاهی از آمدن سپاه نداشته و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به دقت خبر حرکت سپاه را پنهان نگاه داشته است.

1) طبقات الکبری، ج2، ص104؛ المغازی، ج2، ص634. لا یخرجنّ معى الا راغبين في الجهاد؛ سبل الهدى و الرشاد، ج5، ص180

2) المغازي، ج2، صص 640-641

3) طبقات الکبری، ج2، ص106؛ السیرۀ النبویه، ابن هشام، ج2، ص329؛ سبل الهدى و الرشاد، ج5، ص185

• تأکید مجدد بر اصل «غافلگیری» و حمله «پیشدستانه».
38. خیبر منطقه وسیعی بود که نخلستان های بی شماری داشت. در آن منطقه وسیع قلعه های چندی با فاصله از یکدیگر بود که آن ها را حصن می نامیدند (1). برخی از آن ها به اندازهای وسیع بودند که چند قلعه کوچک تر را در خود جای داده بود و گاه مجموعه چند حصن یک حصن بزرگ را تشکیل می داد. «نطات» نامی است که قلعه شامل قلعه ناعم، حصن صعب بن معاذ و قلعۀ الزبير اطلاق می شد (2). گفته شده که حصن مرحب در داخل نطات بوده است. منطقه نطات مورد حمله مسلمانان قرار گرفت. دومین منطقه که مورد حمله قرار گرفت، منطقه شقّ بود که شامل حصن اُبَیّ و نزار بود. در جریان فتح نطات، حصن صعب بن معاذ از قلعه های بسیار مستحکم بوده که پس از سه روز بر روی مسلمانان گشوده شده است (3). خود این قلعه چند اُطُم یعنی قلعه های کوچک داشته است (4). اطم به خانه بزرگ با دیوارهای بلند قلعه مانند گفته می شود. پس از گشوده شدن حصون نطات (که شامل حصن ناعم و حصن صعب بن معاذ بوده) یهودیان به قلعۀ الزبیر رفتند. این قلعه نیز سه روز در محاصره بوده و به کمک یکی از یهودیان فتح شد. با فتح قلعۀ الزبیر، تمامی حصون نطات فتح شد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دستور داد تا محل لشکرگاه را عوض کنند (5). پس از تغییر محل لشکرگاه، مسلمانان به سوي «شقّ» رفتند که خود حصون چندی داشت. اولین آن ها حصن اُبیّ بود. در آن جا چند نفر از یهودیان مبارز خواستند، که حباب بن منذر و ابودجانه به جنگ آنان رفته به هلاکتشان رساندند. پس از آن سپاه اسلام بر قلعه

1) اسامی حصون یهودیان به این ترتیب است: القموص، اُبَیّ، الاخبيه، البُزاۀ، الزبير، السلالم، الصعف، الظهار، الكتيبه، المنزال، ناعم، النزار، النطاۀ، وجدۀ و وطيح

2) المغازي، ج2، صص 648، 658

3) المغازی، ج2، ص660

4) المغازی، ج2، ص664

5) المغازی، ج2، ص667؛ سبل الهدى و الرشاد، ج5، ص191-193

مزبور هجوم برد و یهودیان به سمت حصن نزار که در ناحیه دیگر از «شق» بود گریخته و در را محکم بستند (1). اینان نیز پس از نبردی سخت شکست خوردند. این آخرین حصنی بود که با جنگ به دست مسلمانان افتاد. پس از سقوط نزار، سپاه اسلام به سراغ کتیبه، وطیح و سلالم رفتند. دو قلعه اخیر از آن بنی الحقیق و به همراه قلعه قموص در شمار قلعه های کتیبه بوده است (2). زمانی که سپاه اسلام آماده حمله به قلعه های مزبور شد و ساکنان مطمئن به شکست شدند، درخواست صلح کردند. آنان همه چیز خویش را تسلیم کرده و امنیت یافتند.

• سپاه پیامبر اسلام با «صبر و پایداری» بود که سنگرهای دشمن را یکی پس از دیگری فتح کرد و با وجود قلّت نفرات و ابزار پشت دشمنِ به ظاهر شکست ناپذیر را خرد کرد.
39. غزوه خیبر صحنه ای دیگر از دلیری های امام علی (علیه السلام) است. در فتح یکی از قلعه ها که احتمالا باید قلعه نزار باشد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صبح گاه فرماندهی را به ابوبکر سپرد. اما حصن مزبور تا شب گشوده نشد. فردای آن روز، رایت در دستان عمر قرار گرفت و باز گشوده نشد. شب روز سوم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: لَاُ عْطِيَنَّ الرايةَ غداً رَجُلاً يُحبُّ اللَّهَ و رَسُولَهُ و يُحِبُّه اللّه و رَسُوله (3). صبح روز سوم امام علی (علیه السلام) با سپاه حرکت کرده و قلعه یهودیان گشوده شد (4).

1) المغازی، ج2، ص668

2) طبقات الکبری، ج2، ص106، (و حصون الكتيبه منها: القموص و الوطيح و السلالم.)

3) این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره آن حضرت حتی مورد انکار ناصبی ترین افراد قرار نگرفته و از صدها طریق روایی، گزارش شده است. در نقل ابن ابی شبیه آمده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی را خواهم فرستاد که: حتی یفتح الله له، ليس بفرّار؛ نک: المصنف، ج7، ص396؛ که شاید کنایه از فرار دیگران باشد.

4) المصنف، ابن ابی شیبه، ج7، صص 393-394؛ سبل الهدى و الرشاد، ج5، صص 193-194؛ السیرة الحلبیه، ج3 ص43؛ السيرة النبویه، ابن هشام، ج3، ص334؛ این خبر به همین کیفیت در مآخذ متعددی آمده است.

• پیروزی فوق العاده مسلمانان در این نبرد، در گرو سه عامل بود: الف. نقشه و تاکتیک نظامی، ب. کسب اطلاعات و تحصیل اسرار داخلی دشمن، ج جانبازی و فداکاری همه جانبه امیر مؤمنان علیه السلام.
40. در جریان حمله به قلعه ناعم که در حصن نطات بود، رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: تا پیش از دستور او کسی جنگ را آغاز نکند. علی رغم این دستور، مردی از قبیله اشجع بر یک یهودی حمله کرد و در نهایت به دست مرحب یهودی کشته شد. به رسول خدا (صلى الله علیه و آله) خبر دادند که فلان شخص شهید شد. حضرت فرمود: آیا پس از آن که من از جنگ نهی کردم؟ گفتند: آری، فرمود: بهشت بر گناهکار روا نیست (1).
• تأکید مجدد بر ضرورت گوش به فرمان بودن سپاه اسلام و نفی خودسری.

1) المغازی، ج2، ص649