ghaemiyeh.com
سرشناسه:کریمیپور، امین، 1366-
عنوان و نام پديدآور:تجوید کاربردی امین: شیوهای نوین در آموزش کاربردی/ نویسنده امین کریمیپور.
مشخصات نشر:آشتیان: حماسه سخن، 1401.
مشخصات ظاهری:[73] ص.؛ 5/14 × 5/21 سم.
شابک:270000 ریال: 978-622-5654-13-6
وضعیت فهرست نویسی:فاپا
يادداشت:عنوان روی جلد: تجوید کاربردی امین: شیوهای نوین و کاربردی در آموزش تجوید قرائت قرآن کریم به ترتیب حروف الفبا.
یادداشت:کتابنامه: ص. [73].
عنوان روی جلد:تجوید کاربردی امین: شیوهای نوین و کاربردی در آموزش تجوید قرائت قرآن کریم به ترتیب حروف الفبا.
عنوان دیگر:شیوهای نوین در آموزش کاربردی.
موضوع:قرآن-- تجوید-- راهنمای آموزشی
Qur'an -- Recitation -- Study and teaching
موضوع:قرآن -- قرائت -- راهنمای آموزشی
Qur'an -- Readings -- Study and teaching
رده بندی کنگره:BP74/5
رده بندی دیویی:297/15107
شماره کتابشناسی ملی:8823315
اطلاعات رکورد کتابشناسی:فاپا
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
تجوید کاربردی امین:
شیوه ای نوین در آموزش کاربردی
نویسنده:
امین کریمی پور
1400
ویرایش اول:1401
مقدمه. 7
آشنایی با حرکات و صداها 11
همزه 15
مد. 21
باء 26
ثاء 28
جیم. 29
حاء 30
خاء 31
دال. 32
ذال. 33
راء 34
صاد 37
ضاد 40
طاء 42
ظاء 43
عین.. 45
غین.. 47
قاف.. 48
لام 50
میم. 51
نون. 54
واو. 63
یاء 64
وقف و ابتدا 66
منابع. 12
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ(1)
هنگامی كه قرآن میخوانی از شیطان رانده شده به خدا پناه ببر.
یکی از وظایف مسلمانی، ایمان و توجه به قرآن کریم میباشد. قرائت قرآن کریم یکی از مهمترین مصادیق توجه به آن کتاب بزرگ الهی میباشد. هر مسلمانی بنا به دستور خداوند در قرآن کریم، وظیفه دارد آن را قرائت کند؛ چرا که خداوند آن را برای ما آسان قرار داده است. قرائت قرآن باید به زبان عربی یعنی قرائت آن به همان صورت که خداوند آن را نازل کرده؛ سپس تلاش برای فهم و عمل به آن انجام شود. در روایات و سخنان اهل بیت (علیهم السلام) برای قرائت و خواندن قرآن،
1) . قرآن کریم، النحل98
اهتمام زیادی شده است. ایشان ما را تشویق و خواستهاند روزانه، تلاوت قرآن داشته باشیم.
بر هر مسلمانی لازم است با قرائت قرآن به خوبی آشنا شده و بتواند به زیبایی آن را تلاوت کند. برای محبین و دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) این امر، چندین برابر اهمیت دارد زیرا امامان معصوم (علیهم السلام) جزو بهترین حافظان، قاریان و عمل کنندگان به قرآن کریم بودهاند. امام حسین (علیه السلام) به عنوان نماد جهانی مکتب اهل بیت (علیهم السلام)در آخرین شب عمر خود قبل از شهادتشان فرصتی را مهیا میکنند تا در شب عاشورا به قرائت قرآن بپردازند. در سیره و سبک زندگی سایر اهلبیت (علیهم السلام) نیز این انس و همراهی با قرائت قرآن بسیار زیاد دیده میشود.
تاکنون تلاشهای زیادی برای آموزش قرائت قرآن انجام گرفته و کتاب های زیاد و مفیدی در این زمینه منتشر شده است. آنچه که پیش رو دارید تلاشی برای آموزش قرآن کریم با سَبکی نو و جدید میباشد. در این نوشته که حاصل سال ها تلاش در زمینه آموزش قرآن کریم در جامعه المصطفی العالمیه نمایندگی استان مرکزی در شهرستان آشتیان برای طلاب غیر ایرانی بوده است با روشی جدید و ابتکاری، آموزش تجوید نگاشته شده است.
در این کتاب به ترتیب حروف الفبا به آموزش قواعد تجویدی پرداخته شده است. در هر بخش، آموزش مخرج، صفات و احکام مربوط به آن حرف، همراه با مثال توضیح داده شده است. در ویرایش اول کتاب، تغییرات بسیاری اعمال شد از جمله این تغییرات، ویراستاری و اصلاح اغلاط تایپی، صفحه آرائی، افزودن مطالب مورد نیاز، مثال های فراوان و... میباشد.
امید است این اثر ناچیز در راستای گسترش آموزش قرائت قرآن و بهرهمندی از آموزشهای مفید برای همه اقشار جامعه، مفید واقع شود. این اثرناچیز تقدیم میشود به بندگان برگزیده خداوند، حضرت محمد و آل محمد (علیهم السلام) به ویژه به روح مقدسحضرتعباسبنعلیبنابیطالب، ابالفضلقمربنیهاشم (علیه السلام).
رمضان المبارک 1443
امین کریمی پور
حرکات و صداها
در ابتدا قبل از شروع آموزش قواعد تجویدی به بیان نکاتی در مورد حرکات و صداهای حروف میپردازیم؛ زیرا در قرائت قرآن کریم نقش بسیار مهمی دارند. با توجه به تاثیر بسیار زیاد تلفظ صحیح صداها در زیبایی قرائت باید همه قرآن آموزان برای تلفظ صحیح صداهای کوتاه و کشیده وقت کافی گذاشته و زیاد تمرین کنند.
صداهای کوتاه: فتحه-َ کسره-ِ ضمه-ُ
صداهای کشیده: الفمدی-َ ا یاءمدی- ِی واومدی - ُو
نکته1: صداهای کوتاه حتما باید به صورت تک ضرب و بدون هیچ کششی، تلفظ شوند. مثلا در کلمه أَحَد فتحه همزه و حاء، را نباید به گونه ای خواند که آحَد و یا أَحَاد شنیده شود.
نکته2: صداهای کشیده حتما باید با دو ضرب و دو حرکت به صورت کشیده تلفظ شوند و تلفظ بدون کشش آنها درست نیست.
نکته3: صدای فتحه با الف مدی و صدای کسره با یاء مدی و صدای ضمه با واو مدی به طور کامل شبیه هستند و از لحاظ کیفیت هیچ تفاوتی در تلفظ آنها نیست. تنها فرق صدای کوتاه و کشیده در میزان کشش میباشد یعنی صداهای کوتاه کشیده نمیشود و صداهای بلند به میزان دو حرکت کشیده میشوند. اگر بخواهیم یک مثال برای توضیح این نکته بگوییم همانند دو سیبی که از یک درخت چیدهشدهاند؛ رنگ و طعم آنها کاملا شبیه یکدیگر است و تنها فرق آنها در این است که یک سیب کوچک و سیب دیگر، بزرگ میباشد.
مثال:
بَ بَا بِ بِی بُ بُو
مَلِک مَالک مَلِک مَلِیک قُل قُولُوا
نکته4: همانگونه که صدای فتحه در کنار هشت حرف زیر با تفخیم و درشتی تلفظ میشود صدای الف مدی هم همیشه همراه این هشت حرف با تفخیم و درشتی تلفظ میشود. به عبارت دیگر صدای الف مدی بعد از این هشت حرف با تفخیم، درشتی و پرحجم تلفظ میشود.
سوال: آن هشت حرف کدامند؟
پاسخ: خ ر ص ض ط ظ غ ق
مثال:
خَالِق رَازِق صَادِق ضَامِر
طَاهِر ظَاهِر غَافِر قَابِل
بِسْمِ اللَّ-هِ الرَّحْمَ-ٰنِ الرَّحِیمِ1
اَلْحَمْدُ لِلَّ-هِ رَبِّ الْعَالَمِینَ 2 الرَّحْمَ-ٰنِ الرَّحِیمِ 3 مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ 4 إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ 5 اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ 6 صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ 7
همزه
همزه در کنار الف، اولین حرف از الفبای زبان عربی میباشد. در مورد همزه باید به چند نکته توجه کنیم.
1: نوشتن وکتابت همزه
*همزه گاهی به تنهایی نوشته میشود.
مثال:
یَشاءُ مَخبوءٌ ءَايَتِنَا بِالآخِرَةِ
ءَالآء شَطْئَهُ و فَئَازَرَهُ و
*همزه گاهی همراه با پایه و کرسی نوشته میشود.
مثال:
همراه با الف: إِطْعَٰم أَفْلَح الْمَأْوَى
همراه با واو: الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَٰتِ يُؤْثِرُون بُرَءَٰ ؤُا
همراه با یاء: یاء دَائِرَةُ السَّوْءِ خَزَائِنِ الْمَلَٰئِكَة
درهمه این موارد سه حرف ( ا و ی ) ناخوانا خواهند بود و تلفظ نمیشوند وفقط همزه قرائت خواهد شد.
نکته: باید دقت شود در صورتی الف و واو و یاء همراه همزه، ناخوانا خواهند بود که دقیقاً همزه روی آنها قرارگرفته باشد. پس اگر همزه قبل یا بعد از این حروف باشد خوانا خواهند بود. در مثالهای زیر چون همزه روی الف، واو و یاء نیست؛ هر دو خوانده میشوند.
أَزِفَتِ ألْأَزِفَةُ رَءُوفٌ بَرِىء
2: ویژگی همزه
حرف همزه دارای صفت شدت و نبر یعنی محکمی و تیزی میباشد و باید به گونهای تلفظ شود که به خوبی و با شدت و تیزی شنیده شود. همزه را نباید شُل و بدون شدت تلفظ کرد به گونه ای که
شنونده آن را به خوبی نشنود. به مثال زیر و همزه کلمه أنعمت دقت کنید.
صِرٰاطَ اَلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ
3: همزه قطع و وصل
همزه به دو نوع قطع و وصل، تقسیم میشود.
همزه وصل آن است که در وسط کلام خوانده نمیشود ولی در ابتدای کلام خوانده میشود. همزه قطع، همزهای است که هم در ابتدا و هم در وسط کلام، خوانده میشود.
مثال: همزه وصل: الشَّمْسِ وَالشَّمْس
مثال: همزه قطع: أَحمَد وَأَحمَد
سوال: سوالی که در هنگام تلاوت قرآن حتما به ذهن ما میآید این است که اگر همزه وصل در ابتدای کلام باشد با چه حرکتی قرائت میشود ؟ آن را با فتحه یا کسره یا ضمه بخوانیم؟
پاسخ: ما آسانترین و کاربردیترین روش برای خواندن همزه وصل را بیان میکنیم. آن روش این است که برای تشخیص حرکت همزه وصل در ابتدای کلام به حرف دوم بعد از همزه، نگاه میکنیم؛ اگر آن حرف، حرکت فتحه و کسره داشت همزه وصل را با کسره میخوانیم و اگرآن حرف، ضمه داشت همزه را باضمه میخوانیم.
مثال:
أصْبِرُوا ← اِصْبِرُوا
اتَّبَع ← اتَّبَع
اذْهَب ← اِذْهَب
اسْجُدُوا ← اُسْجُدُوا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ (1)
نکته: اگر کلمهای با الف و لام ( ال ) شروع شود حتماً همزه وصل آن با فتحه خوانده میشود و دیگر لازم نیست به حرف دوم بعد از همزه، توجه کنیم.
مثال:
الْحَمْد الْقُرُون الشَّيْطَن
الْعِشَاءِ النشأة الْأُخْرَى
1) . سوره انبیاء
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ(45) مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ(46) وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ(47) وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ وَأَقۡنَىٰ(48) وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ(49) وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ(50) وَثَمُودَاْ فَمَآ أَبۡقَىٰ(51)وَقَوۡمَ نُوحࣲ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ(52)وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ أَهۡوَىٰ(53)فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ(54)فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ(55)هَٰذَا نَذِيرࣱ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ(56)أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ(57)لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ(58)(1)
1) . سوره نجم
مد
با صداهای کشیده یا بلند یعنی همان حروف مدی ( َ ا _ ِ ی _ ُ و )
آشنا شدیم. ویژگی مهم صداهای بلند این بود که بر خلاف صداهای کوتاه به صورت کشیده خوانده میشوند. در برخی موارد این حروف، بیشتر از میزان طبیعی کشیده میشوند که در اصطلاح تجوید به آن مد میگویند.
مد یعنی حروف مدی به جای دو حرکت، چهار تا شش حرکت کشیده میشوند که معمولا با علامت ( ٓ ) مشخص میشود.
سوال: در چه مواردی این حرکات کشیده میشوند و مد پیدا میکنند؟
جواب: زمانی که بعد از حروف مدی، سبب مد بیاید. سبب مد، همزه یا حرف ساکن است؛ یعنی هرگاه بعد از حروف مدی، همزه یا حرف ساکن یا مشدَّد قرار بگیرد این حروف، بیشتر از میزان طبیعی کشیده میشوند.
مثال:
سَوَآء وَالسَّمَاء ءَالَاء هَبَآء
سُوء جايءَ هَنِيئَا بِمَآ
دَآبّة ءَالذَّكَرَيْن ءَاللَّهُ
انواع مد
پنج نوع مد وجود دارد با توجه به اینکه سبب مد چه چیزی و با چه ویژگیهای باشد پنج نوع مد ایجاد میشود(1)
توضیح حروف دارای صفت لین در بخشهای آینده خواهد آمد.
رعایت دو نوع از آنها لازم میباشد که آن ها را در اینجا توضیح میدهیم.مد متصل (واجب): هرگاه در یک کلمه، بعد از حروف مدی، همزه بیاید؛ مد متصل بوده و باید چهار یا پنج حرکت آن را بکشیم. در مثال عَلَیٰ أَمْوَٰالِهِمْ مد الف در کلمه عَلَی مد متصل نیست؛ زیرا الف مدی در کلمه اول و همزه به عنوان سبب مد
1) . مد لین که یکی از اقسام مد می باشد، همان کشیدن صدای لین می باشد که جزو حروف مدی نیست.
درکلمه دوم میباشد. در اصطلاح به این نوع مد منفصل گفته میشود.
مثال:
سَوَآء وَالسَّمَاء
سُوء جِاْيءَ هَنِیئَا بِمَا
مثال:
وَلاَ الضَّآلِّينَ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ الْحَاقَّةُ1 مَا الْحَاقَّةُ 2 وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ 3(1)
1) . سوره الحاقه
مدعارضی و مدلین از دیگر اقسام مد هستند که رعایت آنها لازم نیست.
نکته:علامت مد( ٓ ) فقط در مورد مد متصل، منفصل و لازم در نوشتار قرآن کریم استفاده میشود. در مد عارضی و مد لین، این علامت، نوشته نمیشود.
مِنْ وَرَائِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَىٰ مِنْ مَاءٍ صَدِيدٍ (سوره ابراهیم،16 )
فَإِذَا جَاءَتِ الصَّاخَّةُ (سوره عبس، 33 )
وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ 15 فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ 16(سوره الرحمان،15و16 )
وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنَ الْأَنْبَاءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ (سوره قمر،4 )
كُلًّا نُمِدُّ هَٰؤُلَاءِ وَهَٰؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ ۚ وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا (سوره اسرا،20 )
وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ ۚ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ ۚ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا (60) وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا(61)(سوره اسرا،60و61)
ب
حرف ب به کمک لب ها تلفظ میشود و میان تلفظ آن در فارسی و قرائت قرآن، تفاوتی نیست. نکته مهمی که در مورد حرف باء باید بدانیم این است که این حرف دارای صفت قلقله میباشد.
صفت قلقله چیست؟ ویژگی و صفتی است که باعث جنبش و حرکت مختصر حرف میباشد. فقط پنج حرف (ق ط ب ج د) که معروف به (قُطب جَد) شدهاند؛ در هنگام سکون، دارای صفت قلقله هستند.
صفت قلقله برای این است که این حروف ساکن به خوبی شنیده شوند. هنگامی که این حروف ساکن میشوند بایدآنها را کامل و بهگونهای تلفظ کنیم که مخاطب به راحتی آنها را بشنود؛ دراین صورت است که صفت قلقله را رعایت کردهایم.
نکته: این حروف چه در وسط کلمه و چه در آخر کلمه قرار بگیرند دارای صفت قلقله خواهند بود. البته قلقله در آخر کلمه وضوح بیشتری داشته و در اصطلاح قلقله کبری (بزرگ) نامیده میشود.
نکته: تلفظ قلقله به گونه ای که باعث ایجاد صدای کوتاه شود صحیح نیست.
مثال:
الْكَوَاكِب تَكْذِيب قَبْل يَقْرَءُونَ الْكِتَٰبَ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ (1) مَا أَغْنَىٰ عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ (2) سَيَصْلَىٰ نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ (3) وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ (4) فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ (5)
ث
حرف ث در فارسی مثل سین تلفظ میشود اما درتلفظ عربی متفاوت میباشد. حرف ثاء به صورت نوک زبانی ادا میشود؛ یعنیازبرخورد نوک زبان با دندانهای جلو دهان، قسمت بالا، تلفظ میشود.
تلفظ سه حرف ذال، ثاء و ظاء (ذ ث ظ) شبیه یکدیگر است. در میان حروف الفبا مخرج این سه حرف یکی میباشد. با وجود مخرج مشترک، تفاوت هایی نیز دارند.
مثال:
ثَلَاثَ ثَوَاب ثَوب مِثل مِثَال أَمثَال
أَيُّهَ الثَّقَلَانِ ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ
ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَىٰ آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا (سوره حدید، 27)
وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ (سوره حدید، 16)
ج
حرف ج در فارسی و عربی تلفظ یکسانی دارد. این حرف همانند حرف باء دارای صفت قلقله میباشد؛ یعنی وقتی که ساکن باشد با مختصری جنبش و تأکید، تلفظ خواهد شد. صفت قلقله در حرف باء توضیح داده شد.
مثال:
ذَاتِ الْبُرُوج خُرُوج يُخْرِجْ
أجْرُهُمْ النَّجْم بِمَجْنُون
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ (1) مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ (2) وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ (3) وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ (4) فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ (5) بِأَيْيِكُمُ الْمَفْتُونُ (6)
ح
تلفظ حرف ح در فارسی و عربی متفاوت خواهد بود. در تلفظ عربی این حرف، جزء حروف حلقی است که از وسط حلق میآید. اگر در یک روز سرد بخواهيم دستان خود را گرم کنیم از گرمای حلق استفاده میکنیم از همانجایی که گرمای حلق میآید؛ مخرج حرف حاء میباشد.
نکته: نباید حرف حاء را با شدت و با خشونت از حلق خارج کنیم تا شبیه حرف خاء شود.
مثال:
مُحَمَّد حَمِید مَحمُود الحَمد سُبحَان
يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ (سوره انشقاق ،6)
وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا (سوره فجر، 20 )
فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا (سوره انشقاق ،8)
خ
تلفظ حرف خ همانند تلفظ این حرف در فارسی است با این تفاوت که حرف خاء، دارای صفت استعلاء میباشد و با تفخیم، درشتی و پرحجم تلفظ میشود.
سوال: صفت استعلاء چیست؟
جواب: میل و بالا رفتن ریشه زبان به سمت سقف دهان، استعلاء نام دارد. حروفی که در هنگام تلفظ آنها ریشه زبان به سمت کام دهان، میل پیدا میکند دارای صفت استعلاء هستند که در نتیجه پرحجم و با تفخیم تلفظ میشوند. هفت حرف دارای صفت استعلاء عبارتند:
( ص ض ط ظ غ ق خ )
مثال:
خَاف خَاطِئَة خَابَ خَاسِرَةٌ
يَخشَى يَخسِفَ مُخَلَّدُون شَاءَ اتَّخَذَ
د
حرف د همانند تلفظ فارسی آن خواهد بود با این تمایز که در هنگام سکون، دارای صفت قلقله میباشد که این صفت در حرف ب کامل توضیح داده شد.
مثال:
حَمِید مَحمُود الحمد مُحَمَّد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ (1) وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ (2) وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ (3) قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ (4) النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ (5) إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ (6)(1)
1) . سوره بروج
ذ
حرف ذ همانند حرف ثاء به صورت نوک زبانی تلفظ میشود. ازبرخورد و تماس نوک زبان با دندان های جلو قسمت بالا این حرف ادا می شود. باید دقت شود این حرف هیچ گونه درشتی و تفخیمی ندارد .
مثال:
ذِي الْمَعَارِج هَٰذِهِ ی تَذْكِرَةٌ هَٰذَا
وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (سوره انسان، 31 )
وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا (سوره انسان، 14 )
فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَٰلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا (سوره انسان، 11 )
إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا ۚ لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ (سوره الرحمن، 33 )
ر
حرف ر در مخرج همانند حرف راء درفارسی میباشد با این تمایز که این حرف در عربي، دوحالت تفخیم و ترقیق دارد. حرف راء همراه
با فتحه و ضمه، با تفخیم و پر حجم و درشت تلفظ میشود. این حرف، همراه با کسره، نازک، کم حجم و با ترقيق ادا میشود. اگر حرف راء ساکن بود با توجه به حرکت حرف قبل از آن تفخیم یا ترقیق میشود.
مثال:
الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ فَالْفَٰرِقَٰتِ فَرْقًا كَالْقَصْرِ
نکته1: قاعده بالا موارد استثنا هم دارد از جمله اگر قبل از راء ساکن، همزه وصل باشد تفخیم می شود.
رَبِّ ارجِعُون
نکته2: اگر بعد از راء ساکن حرف استعلا باشد تفخیم می شود.
مِرصَاد فِرقَه
نکته3: راء ساكن بعد از یاء ساکن ترقیق می شود.
خَیر غَيْر
وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا (12) مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ ۖ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا (سوره انسان، 12و13 )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ 1 وَإِذَا الْکَوَاکِبُ انْتَثَرَتْ 2 وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ 3 وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ 4 عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا
قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ 5 یَا أَیُّهَا الإنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ 6 الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ 7 فِی أَیِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَکَّبَکَ 8 کَلا بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ 9 وَإِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ 10 کِرَامًا کَاتِبِینَ 11 یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ 12 إِنَّ الأبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ 13 وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ 14 یَصْلَوْنَهَا یَوْمَ الدِّینِ 15 وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِینَ 16 وَمَا أَدْرَاکَ مَا یَوْمُ الدِّینِ 17 ثُمَّ مَا أَدْرَاکَ مَا یَوْمُ الدِّینِ 18 یَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئًا وَالأمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ 19(1)
1) . سوره انفطار
ص
حرف ص در عربي هم مخرج با حرف سین میباشد. اگر کسی توانایی تلفظ حرف س را داشته باشد با مقداری تفاوت، میتواند به راحتی، حرف صاد را تلفظ کند. تفاوت این دو حرف در این است که حرف صاد به صورت پر حجم و درشت تلفظ میشود.
حرف صاد دارای دو صفت استعلاء و اطباق میباشد. صفت استعلاء را قبلا توضیح دادیم. صفت اطباق چیست؟
اطباق: اتصال سطح زبان به سقف دهان میباشد. حروف (ص، ض، ط، ظ) دارای این صفت میباشند. تلفظ حرف صاد از همان مخرج سين است با این تفاوت که زبان به سمت بالا رفته و به سقف دهان متصل میشود.
مثال:
صَواب صَالِح بَصِير
صَبُور صَبر صَارَت
ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ (6) صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِمۡ
لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا (سوره حجر، 15 )
إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (سوره حجر، 28 )
فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا (سوره نحل، 34 )
وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ (سوره نحل، 127 )
يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لَا تَجِدُوا لَكُمْ وَكِيلًا (سوره اسرا، 68 )
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَىٰ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا (سوره اسرا، 89 )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
ص وَالْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ 1 بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ 2 کَمْ أَهْلَکْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلاتَ حِینَ مَنَاصٍ 3 وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَقَالَ الْکَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ کَذَّابٌ 4 أَجَعَلَ الآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ عُجَابٌ 5 وَانْطَلَقَ الْمَلأ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِکُمْ إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ یُرَادُ 6 مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِی الْمِلَّةِ الآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلا اخْتِلاقٌ 7 أَؤُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنَا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی بَلْ لَمَّا یَذُوقُوا عَذَابِ 8
ض
حرف ض همانند حرف ص، دارای صفت استعلاء و اطباق میباشد و با درشتی و پرحجم، تلفظ میشود. اگر بخواهیم نوع تفخیم و درشتی
حرف ضاد را شبیه سازی کنیم شبیه به یک حرف دال میشود که با تفخیم و پر حجمی آن را تلفظ میکنیم. در تلفظ حرف ضاد سطح زبان بالا رفته و با سقف دهان برخورد کرده و کناره زبان با دندان های کنار بالا یعنی دندان های آسیاب برخورد میکند.
مثال:
اَرض مَرِيض ضَامِر مَغضُوب وَلَاالضَّالِّين
فَيُضَاعِفَهُ ضَرِيعٍ يُرْضُونَكُم رِضْوَان
ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً (سوره فجر، 28 )
وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا ۚ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ (سوره اسرا، 15 )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
یُسْقَوْنَ مِنْ رَحِیقٍ مَخْتُومٍ 25 خِتَامُهُ مِسْکٌ وَفِی ذَلِکَ فَلْیَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ 26 وَمِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِیمٍ 27 عَیْنًا یَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ 28 إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا کَانُوا مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا یَضْحَکُونَ 29 وَإِذَا مَرُّوا بِهِمْ یَتَغَامَزُونَ 30 وَإِذَا انْقَلَبُوا إِلَى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَکِهِینَ 31 وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلاءِ لَضَالُّونَ 32 وَمَا أُرْسِلُوا عَلَیْهِمْ حَافِظِینَ 33 فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْکُفَّارِ یَضْحَکُونَ 34 عَلَى الأرَائِکِ یَنْظُرُونَ 35 هَلْ ثُوِّبَ الْکُفَّارُ مَا کَانُوا یَفْعَلُونَ 36 (1)
1) . سوره مطففین
ط
مخرج حرف ط همانند حرف تاء میباشد با این تفاوت که حرف طاء دارای صفت استعلاء و اطباق میباشد و با درشتی و تفخیم تلفظ میشود. همانطور که در درس های گذشته یاد گرفتیم این حرف همچنین جزو حروف (قطب جد) هست که همراه با سکون دارای صفت قلقله میباشد.
مثال:
طَبَق طَائِف صِرَاط طَيِّب طَهُورًا بَطْشَتَنَا
فَقَالَ أَحَطْتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ ی(سوره نمل، 22 )
إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (سوره احزاب، 31 )
لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ (سوره واقعه، 65 )
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَرًا ۖ فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ (سوره شعراء، 173 )
ظ
حرف ظ هم مخرج با حرف ثاء و ذال میباشد. با این تفاوت که این حرف دارای صفت اطباق و استعلاء میباشد و با درشتی و تفخیم تلفظ میشود. در تلفط حرف ظاء اگر اندکی نوک زبان را از بین دندان های جلو عبور داده و حرف را تلفظ کنیم؛ راحتتر و دقیقتر تلفظ میشود.
مثال:
لَظَی عَظِيم ظُهر ظَاهِر
ظَہیر مَظلُوم يَظلِمون
وَأَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ (سوره واقعه، 84 )
أَيَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذَا مِتُّمْ وَكُنْتُمْ تُرَابًا وَعِظَامًا أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ (سوره مومنون، 35 )
وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا (سوره احزاب، 10 )
وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَنْ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ 87 فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ 88(1)
1) . سوره انبیاء
ع
تلفظ حرف ع در زبان عربی با فارسی متفاوت میباشد. در فارسی شبیه همزه تلفظ می شود اما در عربی از وسط حلق با تنگ شدن حلق و به شکلی خاص و متفاوت از همزه تلفظ میشود. تلفظ حرف عین هیچ گونه تفخيم و درشتی ندارد.
مثال:
عَليم عِلم عَمَلُه مَعلوم مَعنا
مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ (سوره احزاب، 23 )
يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ(سوره احزاب، 30 )
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ (سوره احقاف، 15 )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ 1 الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ 2 وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ 3 وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ 4 وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ 5 إِلا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ 6 فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ 7 وَالَّذِینَ هُمْ لأمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ 8 وَالَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ 9 أُولَئِکَ هُمُ الْوَارِثُونَ 10 الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ 11(1)
1) . سوره مؤمنون
غ
تلفظ حرف غ در عربی شبیه به تلفظ فارسی میباشد با این تفاوت که حرف غین دارای صفت استعلاء هست؛ یعنی هنگام تلفظ آن، انتها و ریشه زبان به سمت بالا رفته و با تفخیم و درشتي تلفظ میشود. علاوه بر اینکه حرف غين در عربی دارای مقداری سایش و حرکت مختصردر تلفظ بوده و به صورت انفجاری و یکباره از دهان خارج نمیشود.
غَيْرِ الْمَغْضُوبِ لَأَغْلِبَنَّ غَمْرَتِهِم
قَالَ ذَٰلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ (سوره کهف، 64 )
حَتَّىٰ أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ (سوره کهف، 60 )
فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا (سوره کهف، 61 )
حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ (سوره کهف، 86 )
ق
حرف ق شبیه ق فارسی تلفظ میشود. با این تفاوت که این حرف دارای صفت استعلاء میباشدیعنی با تفخیم و درشتی تلفظ میشود. همانطور که قبلاً گفتیم اینحرف جزو حروف ( قطب جد) میباشدکه دارای صفت قلقله میباشند یعنی همراه با سکون باید بهگونهای تلفظ شوند به راحتی برای شنونده، قابل شنیدن باشند.
مثال:
دَافِق سَنُقْرِئُكَ يَفْقَهُوه وَقْرًا
ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا (سوره عبس، 26 )
قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ ۖ قَالُوا(سوره کهف، 19 )
وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ (سوره کهف، 57 )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِیدِ 1 بَلْ عَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقَالَ الْکَافِرُونَ هَذَا شَیْءٌ عَجِیبٌ 2 أَئِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَابًا ذَلِکَ رَجْعٌ بَعِیدٌ 3 قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنْقُصُ الأرْضُ مِنْهُمْ وَعِنْدَنَا کِتَابٌ حَفِیظٌ 4 بَلْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ فَهُمْ فِی أَمْرٍ مَرِیجٍ 5 أَفَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنَاهَا وَزَیَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ 6 وَالأرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ 7 تَبْصِرَةً وَذِکْرَى لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ 8(1)
1) . سوره ق
ل
تفاوت حرف ل در عربی و فارسی در کلمهجلاله الله روشن میشود. حرف لام در لهجه عربی فقط در یک مورد به صورت تفخیم وپرحجم تلفظ میشود آن هم در لفظ جلاله الله میباشد. اگر قبل از این کلمه، حرکت فتحه و ضمه باشد حرف لام با تفخیم و درشتی خوانده میشود. در اصطلاح تجویدی به تفخیم حرف لام، تغلیظ گفته میشود.
عَبدَالله عَبدُالله عَبدِالله
حَآدَّ اللَّهَ أُوْلَئِٰكَ حِزْبُ اللَّهِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ
فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ (سوره مؤمنون، 116 )
فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ (سوره قصص، 75 )
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ (سوره عنکبوت، 10 )
م
تلفظ حرف م همانند فارسی بوده و از میان دو لب تلفظ میشود. حرف میم در هنگام سکون، همراه با غنه میباشد یعنی صدای آن از بینی خارج میشود. البته باید دقت داشت اگر این حرف تشدید داشته باشد میزان غنه آن هم افزایش مییابد؛ یعنی نباید زود آن را تلفظ و از آن عبور کرد؛ بلکه به تعداد دو حرکت، صدای غنه، امتداد دارد و کشیده میشود.
هُمْ مُّسَمًّى مِمَّن فَلَمَّا دَمَّر
حرف میم ساکن اگر به مثل خودش یعنی حرف میم دیگری برسد در آن ترکیب شده و به جای دو حرف یک حرف تلفظ میشود. این قاعده در تجوید، ادغام نام دارد.
سوال: ادغام چیست؟
پاسخ: ادغام: تلفظ دو حرف با هم به طوریکه به جای دو حرف، یک حرف با شدت تلفظ میشود. به بیان دیگر، تلفظِ یکباره و مشدّدِ
دو حرف که در کنار یکدیگر قرار داده شده اند.(1)
در ادغام، حرف اول تلفظ نمیشود و حرف دوم با شدت قرائت میشود.
یکی از موارد ادغام، زمانی است که دو حرف مثل هم در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند.
مثال :
عَم مَ خوانده میشود عمَّ
مَعَكُم مَا خوانده میشود مَعَكُمَّا
أَطعَمَهُم مِن خوانده میشود أَطعَمَهُم مِّن
عَلَيهِم مُؤصَدَة خوانده میشود عَلَيهِم مُّؤصَدَة
عَلَيكُم مِدرَارًا خوانده میشود عَلَيكُم مِّدرَارًا
چند مثال برای ادغام در سایر حروف:
قَد دَخَلوا خوانده میشود قَد دَّخلوا
1) . تعریف اصطلاحی ادغام در کتاب های تجویدی و صرفی با توضیحات کامل بیان شده است.
أقل لكم خوانده می شود أَقُل لَّكُم
رَبِحَت تِجَارَتُهُم خوانده می شود. رَبِحَت تّجِرَٰتُهُمْ
نکته: اگر حرف میم ساکن به حرف باء برسد اخفاء میشود.
اخفاء میم چیست؟
پاسخ: اخفاء، همان مخفی کردن و پنهان کردن صدای حرف است؛ به طوریکه در هنگام تلفظ، صدای آن کامل ظاهر نمیشود و حذف هم نمیشود؛ بلکه با قرار دادن لب ها روی یکدیگر، صدای غنه از بینی خارج میشود. حکم اخفاء در حرف نون هم وجود دارد که در بخش بعدی با آن بیشترآشنا خواهیم شد.
مثال:
أَيُّهُم بِذَالِک رَبُّهُم بِهِم أَلِيمُ بِمَا
فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواْ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ
ن
تلفظ حرف ن همانند تلفظ فارسی آن به کمک زبان است به چند نکته در مورد این حرف اشاره میکنیم.
غنّه
این حرف مثل حرف م دارای صفت غنّه بوده و اگر مشدد باشد این غنّه شدت پیدا کرده وبه اندازه دو حرکت، صدای غنّه کشیده میشود. غنّه چیست؟
صدایی که از بینی خارج می شود غنّه نام دارد.
مثال:
إِنَّ فَأَمَّا الَّذِينَ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَأْتِيَنَّكُم مِّنِي
وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ ۚ وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا (سوره نساء، 119)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
أَلْهَٰاکُمُ التَّکَاثُرُ 1 حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ 2 کَلا سَوْفَ تَعْلَمُونَ 3 ثُمَّ کَلا سَوْفَ تَعْلَمُونَ 4 کَلا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ 5 لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ 6 ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَیْنَ الْیَقِینِ 7 ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ 8(1)
1) . سوره تکاثر
احکام نون ساکن
حرف نون ساکن با توجه به حرف مابعدش، داری چهار حكم میباشد. یعنی با توجه به حرفی که بعد از آن قرار میگیرد ممکن است نون ساکن تغییراتی داشته باشد. تنوین ( ً__ٍ_ٌ_ ) هم به عنوان نون ساکن همه احکام نون ساکن از جمله اظهار، ادغام، اقلاب و اخفاء را دارد
اظهار:
هرگاه بعد از نون ساکن یکی از حروف حلقی باشد نون را بدون هیچ تغییری به طور کامل تلفظ کرده و صدای آن را ظاهر میکنیم.
سوال: حروف حلقی کدامند؟
جواب: حروفی که از حلق خارج میشوند حروف حلقی نام دارند. شش حرف حلقی داریم که عبارتند از( ء ه ح خ ع غ )
مثال:
عَنْها فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ مَنْ خَفَّتْ
وَمَنْ أَصْدَقُ مِنْ خَيْرِ حَدِيثٍ غَيْرِهِ ی
هر گاه بعد از ن ساکن، یکی از حروف ی ر م ل و ن (یرملون) قرار بگیرد. در تلفظ، نون کامل حذف شده و حرف بعداز آن با شدت خوانده میشود. باید دقت کرد در چهار حرف ی م و ن (يمون) تلفظ ادغام، همراه با غنه (خروج صدا از بینی، همراه با کشش) خواهد بود.
مثال:
مَن یَهدِی قُرءانٌ مَجِید راضِيَةً مَرضِیَه
خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ وَقَلِيلٌ مِّنَ الْآخِرِينَ
بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ (سوره واقعه، 18)
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ (سوره عبس، 18)
وَإِنْ يَرَوْا كِسْفًا مِنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَرْكُومٌ (سوره طور، 44)
أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ (سوره زمر، 9)
اقلاب:
هرگاه بعد از نون ساکن، حرف باء باشد؛ نون تبدیل به میم میشود. و فقط حرف م تلفظ میگردد. در حرف میم توضیح داده شد هرگاه میم ساکن به حرف باء برسد اخفاء میشود. اینجا هم میم بهصورت اخفائی تلفظ میشود.
مثال:
مُّنْبَثًّا أَلِيمٌ بِمَا کَافِر بِهِ ی
إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (سوره فاطر، 38)
اخفاء:
همان مخفی کردن و پنهان کردن صدای حرف است. به طوریکه در هنگام تلفظ، حرف کامل ظاهر نمیشود و حذف هم نمیشود. بلکه با قرار دادن آرام لبها روی یکدیگر، بدون هیچ فشاری، صدای غنه از بینی خارج میشود. هرگاه نون ساکن به حرفی برسد که از حروف حلقی و حروف یرملون و حرف باء نباشد، به صورت اخفائی تلفظ خواهد شد. مابقی حروف که نون در کنار آنها اخفاء میشود عبارتند از: (ت ث ج د ذ ز س ش ص ض ط ظ ف ق ک)
مثال:
اَنتُم أَنفُس مَن صَبَرَ أَزْوَٰجًا ثَلَٰثَةً
وَلَا يُنرِفُونَ ضُرٌّ دَعَا عَن سَبِيلِهِ أَفَمَن شَرَحَ
مِّن ذِكْرِ وَمَن ضَلَّ مِن قَبْلِ مِن طَيِّبَٰتِ
موص جَنَفًا فَمَن كَانَ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ 1 لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَةٌ 2 خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ 3 إِذَا رُجَّتِ الأرْضُ رَجًّا 4 وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا 5 فَکَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا 6 وَکُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلاثَةً 7 فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ 8 وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ 9 وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ 10 أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ 11 فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ 12 ثُلَّةٌ مِنَ الأوَّلِینَ 13 وَقَلِیلٌ مِنَ الآخِرِینَ 14 عَلَى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ 15 مُتَّکِئِینَ عَلَیْهَا مُتَقَابِلِینَ 16 یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ 17(1)
1) . سوره واقعه
رفع التقاء ساکنین در نون ساکن
هرگاه بعد از تنوین، همزه وصل قرار بگیرد باید تنوین را با کسره خواند، این قاعده مشهور به رفع التقاء ساکنین میباشد.
مثال:
نُوحٌ ابنَه خوانده میشود نوحُنِ ابنَه
عادٌ المُرسلین خوانده میشود عادُنِ المُرسَلين
مَثَلًا القَوم خوانده میشود مثلَنِ القَوم
مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ ۖ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ ۖ لَا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلَىٰ شَيْءٍ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيدُ (سوره ابراهیم، 18)
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَىٰ حَرْفٍ ۖ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ ۖ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلَىٰ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ (سوره حج، 11)
یَقُولُ الإنْسَانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ الْمَفَرُّ 10 کَلا لا وَزَرَ 11 إِلَى رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ 12 یُنَبَّأُ الإنْسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ 13 بَلِ الإنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ 14 وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِیرَهُ 15 (1)
1) سوره قیامه
و
حرف و از لب ها خارج شده و در هنگام تلفظ آن لب ها جمع شده و به شکل غنچه میشود. در تلفظ واو دندان ها هیچ دخالتی ندارند پس تلفظ آن در فارسی با عربي متفاوت خواهد بود.توجه به این نکته مهم است که این حرف هیچگونه تفخیم ندارد.
مثال:
لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ
لين:
دوحرف واو و یاء ساکن ماقبل مفتوح، دارای صفت لين ميباشند. لین بهمعنای نرمی و ضد خشونت میباشد؛ یعنی این دوحرف کاملا نرم و با اندکی کشش تلفظ میشوند.
مثال:
نَوم صَوم قَوم بَيت لَيت غَيب
أَوْلَىٰ لَكَ فَأَوْلَىٰ ثُمَّ أَولَىٰ لَكَ فَأَوْلَىٰ
ی
تلفظ حرف ی همانند تلفظ آن در فارسی میباشد. به چند نکته در مورد حرف یاء باید دقت داشته باشیم.
نکته1: حرف یاء هرگاه ساکن باشد و حرف ماقبل آن کسره باشد یکی از صداهای کشیده است که در اول کتاب با آن آشنا شدیم.
مثال:
یَٰبَنِی إِسْرَآءِیلَ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
نکته2: اگر حرف یاء ساکن نباشد یا ساکن باشد اما ماقبل آن کسره نباشد مثل بقیه حروف تلفظ شده و دیگر صدای کشیده نمیباشد.
مثال:
وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَادِرٍ عَلَىٰ أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتَىٰ ۚ بَلَىٰ إِنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (سوره احقاف، 33)
نکته3: هر گاه حرف ماقبل یاء ساکن، مفتوح باشد؛ حرف یاء دارای صفت لین میباشد که در حرف واو آن را توضیح دادیم. حرفی که دارای صفت لین باشد؛ با نرمی و مقدار کمی کشش تلفظ میشود. باید دقت کنیم فتحه ماقبل واو همانند کسره تلفظ نشود.
مثال:
وَالرَّيْحَان يَوْم عَلَيْهِمْ غَيْرِ نَجَّيْنَٰكُم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ 1 أَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ 2 وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ 3 تَرْمِیهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ 4 فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ 5
در بحث وقف به دو سوال به صورت کوتاه، پاسخ میدهیم.
آخر آیه یا در جایی که علامت وقف مناسب باشد برای وقف انتخاب شود. البته اگر آیه ای طولانی بود یا فاصله بین دو علامت وقف زیاد بود تا هر جایی که نَفَس داشتیم میخوانیم و لازم نیست با تکلف و سختی آیه را تمام کنیم.
علامت های وقف عبارتند از:
م ← وقف لازم: باید وقف کرد.
ج ← وقف جایز: وقف نمودن اشکالی ندارد.
صَلی ← جواز وقف: وقف نمودن اشکالی ندارد ولی بهتر است وصل کنید.
قَلي ← جواز وصل: وصل نمودن اشکالی ندارد. ولی بهتر است وقف کنید.
لا ← عدم وقف: نباید وقف کرد.
.: _ .: ← وقف سه نقطه که نامش وقف مراقبه میباشد. یعنی اگر قصد وقف داشتیم درهر دو مکانبا هم نباید وقف کرد. در وقف مراقبه، وقف لازم نیست و بدون وقف هم میتوان قرائت را ادامه داد.
ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ(سوره بقره، 2)
مثال:
الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ كَيْفَ خُلِقَتْ
مثال:
وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ 2 وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ (سوره بلد، 2و3)
وَألْفَجْرِ
فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَکِّرٌ 21 لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ 22(سوره غاشیه، 21 و 22)
مثال:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
وَالْمُرْسَلاتِ عُرْفًا 1 فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا 2 وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا 3 فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا 4 فَالْمُلْقِیَاتِ ذِکْرًا 5 عُذْرًا أَوْ نُذْرًا 6 (1)
1) . سوره مرسلات
مثال:
لِيَحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً (سوره نحل، 25)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
لا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیَامَةِ 1 وَلا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ 2
مثال:
فَلْيَدْعُ نَادِیَهُ و در هنگام وقف میشود فَلْيَدْع نَادِیَه
عکس
قرآن کریم
ابن جزری، التمهید فی علم التجوید،مکتبۀ المعارف،ریاض،1405 ه.ق.
ابن جزری، النشر فی قرائات العشر، نشر التجاریۀ الکبری، نسخه موجود در کتابخانه اینترنتی مدرسه فقاهت.
ابوالفضل علامی، پژوهشی در علم تجوید،نشر زمزم هدایت،تهران 1386
حسن،عالمی بکتاش،التبتیل فی التجوید و الترتیل، نشرجامعه المصطفی العالمیه،قم،1390 ه.ق.
سید محسن موسوی بلده، حلیه القرآن،نشراحیاءکتاب،تهران، 1398ه.ش.
علی قاسمی، آموزش روخوانی و روان خوانی قرآن کریم، جامعه القرآن الکریم،قم،1397 ه. ش
غانم قدوری الحمد، ابحاث فی علم التجوید،نشر دار عمار،عمان،1422 ه.ق.
محمدرضاشهیدی، علی حبیبی ،آموزش روان خوانی وتجوید قرآن کریم،نشر هاجر،قم،1395
مراد علی، تجوید فرقان،نشر زائر،قم،1392ه.ش.
مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، تجوید و علوم قرآنی، نشر مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، نسخه سایت کتابخانه مدرسه فقاهت
و...