ghaemiyeh.com
فصلنامه بینالمللی
معارف حسینی
سال نهم، شماره 35، پاییز 1403
صاحب امتیاز و مدیرمسئول: دکتر محمدحسین مردانی نوکنده
سردبیر: دکتر محمدحسین مردانی نوکنده
مدیر داخلی: دکتر حسین مغیثی
مدیر اجرایی: علیرضا شابدین
ویراستار فارسی: دکتر سمانه خلیلیفر
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
مترجم و ویراستار انگلیسی: دکتر محمدرضا فخر روحانی
طراح جلد: حسن فرزانگان
صفحهآرا: علی قنبری
سایت: دکتر سمانه خلیلیفر
لیتوگرافی، چاپ و صحافی: مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی
هیئت تحریریه: دکتر نجف لکزایی استاد دانشگاه باقر العلوم (علیه السلام)
دکتر حسین خنیفر استاد دانشگاه تهران
دکتر محمدجواد رودگر استاد پژوهشگاه فرهنگ و هنر و اندیشۀ اسلامی
دکتر مجتبی رحماندوست دانشیار دانشگاه تهران
دکتر ناصر رفیعی محمدی دانشیار جامعة المصطفی العالمیه
دکتر علی بیات دانشیار دانشگاه تهران
دکتر علی حاجیخانی دانشیار دانشگاه تربیت مدرس
دکتر محمدرضا سنگری استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
دکتر محمد رنجبرحسینی استادیار دانشگاه قرآن و حدیث
دکتر محمد رضا فخر روحانی استادیار دانشگاه قم
دکتر مهدی مردانی (گلستانی) استادیار پژوهشکده علوم اسلامی
دفتر مجله: تهران، خیابان پیروزی، خیابان شهید هادی بنایی، کوچه نهم، پلاک 16، طبقه سوم، فصلنامه پژوهشنامه معارف حسینی
کدپستی: 1735813677
دفتر مجله: گرگان، صندوق پستی 853-49175
تلفن: 33328769-021 همراه: 09113701235
ایمیل فصلنامه: ayate.boostan@gmail.com http://www.maarefehosseini.ir
بها: 120/000ریال
فصلنامه بینالمللی پژوهشنامه معارف حسینی نشریهای با موضوع مطالعات امام حسین (علیه السلام) به زبان فارسی و گستره بینالملل و جهان اسلام و نوع انتشار مجلهای به شماره ثبت75858 فعالیت خویش را با رویکرد علمی _ تخصصی آغاز نموده است.
فصلنامه بینالمللی پژوهشنامه معارف حسینی در پایگاههای زیر نمایه میشود:
بانک نشریات کشور www.magiran.ir
پایگاه مجلات تخصصی نور www.noorrmags.ir
پرتال جامع علوم انسانی _ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
سامانه نشریات علمی کتابخانه ملی ایران iranjurnals.nlai.ir
کتابخوان همراهپژوهان pajoohaan.ir
سایت طاقچه taghche.com
بازار کتاب قائمیه ghbook.ir
مشاوران علمی فصلنامه:
حجتالاسلام نورالله ولینژاد
دکتر لیاقت علی تکیم (دانشگاه مک مستر کانادا)
دکتر محمد حسین علی (دانشگاه کربلا)
دکتر سید حسن عیسی الحکیم (دانشگاه کوفه)
دکتر هادی التمیمی (الجامعة الاسلامیة نجف اشرف)
دکتر سید سلمان هادی آل طعمه (پژوهشگر کربلا)
شیوهنامه نگارش و چگونگی پذیرش مقاله در پژوهشنامه معارف حسینی
_ مقاله باید حاصل پژوهش علمی در یکی از موضوعات مرتبط با معارف حسینی باشد.
_ مقالات باید از طریق سامانه فصلنامه http://www.maarefhosseini.ir ارسال شود.
_ هیئت تحریریه در رد، پذیرش و و یرایش مقالهها آزاد است.
_ تقّدم و تأخّر چاپ مقالهها با بررسی و نظر هیئت تحریریه مشخص میشود.
_ مسئولیت درستی مطالب مندرج در مقاله به عهده نویسنده است و فصلنامۀ پژوهشنامه معارف حسینی هیچگونه مسئولیتی در قبال آن ندارد.
_ در هر مقاله، فاصله خطوط 1، حاشیه از دو طرف 4 و از زیر و زبر 5 سانتی متر باشد و هر مقاله باید حداکثر 18 صفحه A4 (با قلم نازنین 12) و بر پایۀ دستور خط مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی (www.persianacademy.com) نگاشته شود.
_ مقالات باید در محیط Word حروفچینی و به دفتر فصلنامه ارسال شود.
_ در صفحۀ عنوان، به ترتیب، عنوان مقاله (نازنین 15)، زیر عنوان (نازنین 13)، نام نویسنده / نویسندگان (نازنین 13)، رتبۀ علمی و نام دانشگاه یا سازمان وابسته (همان قلم)، چکیده (در 5 تا 8 خط)، کلید واژهها (5 تا 7 واژه)، شمارۀ تماس و نشانی الکترونیکی نویسنده در پاورقی آورده شود. اطلاعات مندرج در بند پیشین به زبان انگلیسی، در صفحهای جداگانه آورده شود.
_ تصویرها، جدولها و نمودارها با مشخصات دقیق در صفحات جداگانه آورده شود.
_ هر مقاله باید شامل مقدمه، مواد و روشها و بحث و نتیجهگیری باشد.
_ توضیحات در انتهای مقاله به صورت پی نوشت ذکر شود.
_ ارجاعات تمام نقل و قولها (مستقیم و غیر مستقیم) باید به صورت زیر تنظیم شود:(نام خانوادگی نویسنده / نویسندگان، سال نشر: شمارۀ صفحه)
اگر از یک نویسنده در یک سال بیش از یک اثر منتشر شده باشد، این آثار با ذکر حروف الف، ب، و... یا a، b و... پس از سال انتشار از هم متمایز شوند.
_ اگر کتاب بیش ار سه نویسنده داشته باشد، پس از نام نخستین نویسنده عبارت «و همکاران» نوشته شود؛ اثری که نام نویسنده ندارد، به نام کتاب ارجاع داده شود؛ اثری که توسط مؤسسه یا سازمانی فراهم آمده باشد، به نام مؤسسه یا سازمان ارجاع شود.
_ فهرست منابع و مآخذ در پایان مقاله به ترتیب حروف الفبا و به صورت زیر تنظیم شود:
کتاب: نام خانوادگی، نام (نویسنده/ نویسندگان) (سال نشر)، نام کتاب، نام و نام خانوادگی افراد دخیل (مصحح، مترجم، ویراستار و...)، محل نشر، ناشر، نوبت چاپ. کتابی
که نام مؤلف ندارد: نام کتاب (سال نشر)، محل نشر، ناشر، نوبت چاپ. کتابی که تألیف یک مؤسسه است: نام مؤسسۀ مؤلّف (سال نشر)، نام کتاب، محل نشر، ناشر، نوبت چاپ.
مقاله: نام خانوادگی، نام (نویسنده/ نویسندگان) (سال نشر)، «عنوان مقاله»، نام ویراستار یا گرد آورنده.
نام مجموعه مقالات، محل نشر: نام ناشر. شماره صفحات مقاله.
_ حق چاپ مقاله، پس از پذیرش، برای پژوهشنامه معارف حسینی محفوظ است و نویسنده نمیتواند آن را به نشریه دیگر ارائه دهد.
_ مقالههای دریافت شده، بازگردانده نمیشود.
پژوهشنامه معارف حسینی
درسهای مکتب حسینی در نمایشنامه «الحسین ثائرا و شهیدا» اثر عبدالرحمن شرقاوی.......... 7
سید مهدی نوری کیذقانی
بررسی و تحلیل پایاننامههای ارائه شده با موضوع اربعین در ایران........... 25
معصومه لبافی مزرعهشاهی، علی صادقزاده وایقان
اسحاق بن حَیْوَةَ؛ از غارتگری پیراهن امام حسین (علیه السلام) تا تاختن بر بدن مطهر........... 51
علی فارسی مدان
سناریونویسی توسعه پیادهروی اربعین حسینی و آیندهپژوهی جهانیشدن فرهنگ مبتنیبر آن........... 71
امید سعیدی
نکاتی برای مترجم ادبیات انگلیسی در حوزه ادبیات حسینی........... 101
محمد رضا فخر روحانی
آثار و آرای شرقشناسان در مورد نهضت حسینی........... 107
مجتبی ارشدی بهادر، ثریا اوستادی
نکتههایی از معارف حسینی........... 123
عباس عبدالهیفر
معرفی کتاب.......... 131
محمد حسین مردانی نوکنده
سید مهدی نوری کیذقانی(1)
تاریخ دریافت: 22/01/1403 تاریخ پذیرش: 23/05/1403
چکیده
مکتب حسینی مدرسه بزرگی است که در طول تاریخ مسئلهآموز هزاران مدرس بوده است و هرکسی به اندازه ظرفیت وجودی خویش از آن درس آموخته است. عبدالرحمن شرقاوی اندیشمند و ادیب اهل سنت مصری (1920-1987م) در نمایشنامهای پرمایه و با سبکی زیبا و ادبی، زندگی و شهادت امام حسین (علیه السلام) را به تصویر کشیده است. مقاله حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی درنگی در مهمترین درسهای مدرسه حسینی در این نمایشنامه داشته است. یافتههای جستار حاکی از آن است که شرقاوی در این نمایشنامه تنها روایتگر تاریخ و درصدد مرثیه سرایی نیست بلکه سعی دارد با الگو گرفتن از مکتب سیدالشهداء برای جامعه اسلامی و بهویژه کشور خویش، درس زندگی به همراه آورد و علاج مشکلات جامعه خود را در پیروی از سیره امام حسین (علیه السلام) بیابد. آزادگی، عزت، اخلاص، جوانمردی، عدالتخواهی و ظلمستیزی
1) . دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری. سبزوار، ایران. sm.nori@hsu.ac.ir
از مهمترین درسهای مدرسه حسینی است که در نمایشنامه شرقاوی نمود بارزی دارد.
کلیدواژهها: الحسین ثائرا و شهیدا، درسهای عاشورا، مکتب حسینی، عبدالرحمن شرقاوی.
نزدیک به چهارده قرن از شهادت سبط رسول خدا در صحرای نینوا سپری شده اما آتش عشق او در دلهای عاشقانش خاموش نشده و با گذر زمان بر مریدان و ارادتمندان آن حضرت افزوده شده است. این ارادت روزافزون تفسیر سخن پیامبر است که فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا» (نوری، 1408: 10/319). بارا (1381: 238-239)؛ اندیشمند مسیحی، در شرح این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نوشته است: «این سوز و گداز ناشی از حرارت قتل بیدلیل و ظالمانه مسلمانی به دست مسلمان دیگر است، ستمی که نه در گذشته و نه در آینده نظیر آن نبوده است. این سوز و گداز ناشی از آزار مؤمن به دست غیرمؤمن است و سرمایه ابدی خود را از خشم الهی گرفته که به خاطر خشم رسولش، خشمگین شده است».
هنر و ادب از دیرباز ابزاری مهم و قدرتمند در انتقال مفاهیم و فرهنگ بوده است. قبل از ظهور اسلام نیز برتری و فخر با قبایلی بود که خطیب و شاعری زبانآور داشتند چرا که چنین شاعری «نکوییهای آنان را برای همیشه جاودان میساخت و مفاخر آنها را در سینهها حک میکرد» (زیات، 1383: 36). بنابراین هر فکر و فرهنگی که زبان شعر را به کار نگیرد در حق خود کوتاهی عظیمی کرده است. شعر از قدیمترین آفریدههای روح بشری برای نه تنها بیان بلکه القای احساس و درک و تلقی است. انسان روزی که خواست سخن را به رسالت بفرستد شعر را اختراع کرد (حکیمی، 1376: 22).
یکی از راههای نفوذ فرهنگ و پیام عاشورا در جانهای شیفتگان، ادبیات فاخر و اثرگذار است زیرا روح انسان مشتاق شنیدن و خواندن متون ناب ادبی خاصه چکامههای پر احساس و حماسی است. البته پوشیده نیست که میراث ادبی (چه شعر و چه نثر) برایانگیزش عاطفه نهفته در خودآگاه درونی انسان مسلمان همواره نیازمند
مقداری تخیل و شگردهای هنری بوده است. اما این تخیل باید در چارچوب مفاهیم بنیادین مسئله حرکت کند تا به ارائه ابعادی نامربوط و اندیشههایی متناقض با چارچوب اصلی قضیه نیانجامد (فضل الله، 1384: 38). ادب که بغض سالیان عاشورا از کنار گاهواره حماسهآفرین عاشورا آغاز شد و با خون دل داغدیدگان این ماتم -که هیچ گاه کهنه نمیشود- تداوم یافت؛ خون دلی که با اشک چشم میآمیخت و در حالی که بغض سالیان و قرنها، راه صدا را بر گلو بسته و جوهر را در قلم خشکانیده، از سینهای به سینه دیگر منقل میشد (بحرالعلوم، 1376: 38).
نمایشنامه یکی از قالبهایی است که ادیبان و شاعران معاصر برای ترسیم وقایع و رخدادهای عاشورا بسیار استفاده کردهاند. به گونهای که در سده اخیر در ادبیات فارسی و عربی نمایشنامههای عاشورایی بسیاری نگاشته شد. از مهمترین این نمایشنامهها در ادبیات عربی میتوان به آثاری چون «الحسین» از ادیب سوری ولید فاضل، «الحر الریاحی» از شاعر عراقی عبدالرزاق عبدالواحد و «الحسین ثائرا و شهیدا» از ادیب مصری عبدالرحمن شرقاوی اشاره کرد.
عبدالرحمن شرقاوی (1920-1987) یکی از ادیبان و متتفکران برجسته معاصر جهان عرب است. وی در سال 1943م از دانشکده حقوق دانشگاه الأزهر قاهره فارغ التحصیل شد. او سالها در مناصب دولتی و نیز حرفه روزنامهنگاری مشغول به کار بود و در اشعار و نمایشنامههایش به مسائل سیاسی و اجتماعی معاصر میپرداخت (الجبوری، 2003: 3/377). کوششهای ادبی و اجتماعی شرقاوی سبب شد که دبیر کل سازمان همبستگی آسیا و آفریقا و شورای عالی هنر و ادب مصر شود. زندگی روستاییاش الهام بخش بسیاری از داستانهای کوتاه و بلند او بود (شرقاوی، 1399: 9).
شرقاوی پس از نگارش رمان «الأرض» (سرزمین) جایگاه عظیمی در ادبیات عربی به دست آورد. نجیب محفوظ درباره اثر وی گفت: شرقاوی با نوشتن اینرمان پیشوای ادبیات سوسیالیستی در ادبیات معاصر عربی است (ناظمیان، 1387: 218). یکی دیگر از آثار ارزنده این متفکر اهل سنت، نمایشنامه «الحسین ثائرا و
شهیدا»(1)است که از اهمیت و جایگاه ویژهای در ادبیات معاصر عربی برخوردار است. این نمایشنامه شعری(2)در دو بخش تنظیم شده است. بخش اول آن به حوادث پیش از شهادت امام حسین (علیه السلام) اشاره دارد و با جریان مرگ معاویه آغاز میشود و قسمت دوم به حوادث مربوط به ورود امام حسین (علیه السلام) به کربلا و شهادت ایشان و اهلبیت و یارانش میپردازد.
مقاله حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی درنگی در مهمترین درسهای عاشورایی این نمایشنامه دارد؛ چرا که «یک نمایشنامه صرفا تاریخی نیست بلکه حوادث تاریخی در آن بهعنوان چارچوبی به کار رفته است که قصد دارد پیامی نو را به خواننده انتقال دهد. امام حسین (علیه السلام) در این نمایشنامه شخصیتی انقلابی دارد و برای دفاع از حق و عدالت شهادت را برمیگزیند و در پایان نمایشنامه شبح امام (علیه السلام) در گفتگویی طولانی مردم را تشویق میکند تا از ایشان یاد کنند، البته نه با انتقام و خونریزی بلکه با تداوم مبارزه برای تحقق عدالت میان مردم و دفاع از حق و فضیلت و آزادی و همه ارزشهای بزرگ زندگی» (بدوی، 2016: 417). مترجم فارسی این اثر در توصیف آن میگوید: «در این نمایشنامه شرقاوی شاهکاری ادبی آفریده و به زیبایی و شیوایی با زبانی رسا و روان قیام امام شهیدان را بیان کرده است. با خواندن این نمایشنامه پر هیجان حماسه حسینی رویاروی دل و دیده جان میگیرد. نبرد دایمی حق و باطل ترسیم میشود و این بانگ بلند از فراز تاریخ به گوش میرسد که بر زبَر این زمین سبز و زیر این آسمان آبی: هر زمینی کربلاست و هر روزی عاشورا» (شرقاوی، 1399: 14).
تاکنون پژوهشی با عنوان مقاله حاضر انجام نشده است اما در خصوص نمایشنامه شرقاوی از دیگر جنبهها پژوهشهایی صورت گرفته که مهمترین آنها عبارتند از: «اشکال
الصراع و تجلیاته فی مسرحیه الحسین ثائرا لعبد الرحمن الشرقاوی»، ایمان ابن یزه، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه قاصدی، مرباح ورقله، 2016م؛ «بررسی حقیقتمانندی در نمایشنامههای عاشورایی معاصر (مورد پژوهی: الحر الریاحی، الحسین ثائرا و الحسین)»، نرگس انصاری، صفورا فصیحی، مجله زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد، شماره 4، اسفند1401، ص48-65؛ «جلوههای پایداری در نمایشنامه الحسین ثائرا و شهیدا اثر عبدالرحمن شرقاوی»، حجتاله فسنقری و بهروز سالمی مغانلو، مجله ادب عربی، شماره 1، بهار و تابستان 1397ش.
مکتب امام حسین (علیه السلام) از چنان گستره و ژرفای معرفتی برخوردار است که در طول تاریخ، اندیشمندان، فلاسفه، ادیبان و شاعران مبهوت عظمت آن شدهاند. این مکتب تنها به شیعیان اختصاص ندارد بلکه اهل سنت و حتی غیرمسلمانان نیز آن را بسیار ستودهاند. انکری (1378: 272) در پایان کتاب خود از زبان «هیکل پاشا» مورخ مصری میگوید: «حسین فقط مورد احترام و ستایش شیعیان نیست، بلکه ما سنیها هم مانند ایشان، حسین را به عنوان یک قهرمان و یک شهید بزرگ ستایش میکنیم؛ چه او با قربانی کردن خود شهامت و عشق به ایمان و مذهب را در قلب همه مسلمانان بیدار کرده است». در ادامه به برخی از آموزههای مکتب حسینی در نمایشنامه عبدالرحمن شرقاوی اشاره می کنیم:
اخلاص از ویژگیهای بارز مکتب حسینی و نیز همه شخصیتهای عاشورایی است؛ چرا که اگر اخلاص نبود این نهضت چنین عالمگیر و جاودانه نمیشد. «آنچه مهمترین عامل ماندگاری نهضت عاشورا در طول قرون و اعصار است جوهره اخلاص درنهضت عاشورا است. خداوند وعده فرموده که عمل مخلصان و تلاش مخلصانه را تباه نکند و اجر دنیوی و اخروی آنان را کامل عطا کند» (محدثی، 1384: 169). شرقاوی (1995: 67) بارها در نمایشنامه به خلوص سیدالشهداء و یارانش اشاره میکند. برای
مثال در پرده سوم نمایشنامه، امام حسین (علیه السلام) را به تصویر میکشد که در دل شب و پنهانی به نیازمندان کمک میکند. این عمل حضرت صبغه الهی دارد و از ریا به دور است. ماجرا چنین است که «بشر» و «سعید» در دل شب امام (علیه السلام) را دنبال میکنند و راز ایشان را جویا میشوند:
بشر: أهذا أنتَ تمرُّ کدأبک قبلَ الفَجر
سعید: تُعطِی المسکینَ وأن لم یَسأل
و تُبیح طعامَک للأرمل
و تُغیثُ العائلَ و المُعترّ(1)
امام (علیه السلام) از آنان درخواست میکنند که این راز را فاش نسازند. این در حالی است که به قول «بشر» گاه دیگران برای کسب نام و نشان صدقات خود را آشکار میکنند! :
الحسین: سری قد ساقکما الله إلیه فلا تَشیا بالسرّ
بشر: غیر یفخَرُ بالصدقات لیکسبَ منها حمدَ الغیر(2)
امام (علیه السلام) فقط به دنبال رضای خداوند است و دوست دارد آبروی نیازمندان حفظ گردد:
الحسین: و بذاک یَضیعُ حسنَ الأجر خیرُ الصدقه ما لا یفضح سرّ المُحتاجین إلیها(3)
عدالت در جامعه آرمان همه پیامبران الهی در طول تاریخ بودهاست. خداوند متعال در قرآن به طور مستقیم ما را به عدالت فرمان میدهد و خود را دوستدار عدالتپیشگان معرفی میکند: «وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطین» (حجرات/9) و در آیهای دیگر ابتدا به عدل و سپس نیکی فرامیخواند: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ» (نحل/90).
1) . بشر: آیا این شمایید که مانند همیشه قبل از سپیده دم راهی میشوید. سعید: به مساکین کمک میکنید هرچند درخواست نکنند، و غذایتان را به بیوه زنان میدهید و به تهیدستان و بینوایان یاری میرسانید.
2) . حسین: این راز من بود که خداوند شما را بدان رهنمون ساخت. بشر: دیگران به صدقات خود افتخار میکنند تا ستایش مردمان را به دست آورند.
3) . حسین: و بدین گونه اجر کارشان تباه میگردد؛ بهترین صدقات آن است که راز نیازمندان فاش نگردد.
از بارزترین مفاسد حکومت اموی ظلم به مردم و نادیدهگرفتن حقوق آنان بود و از بارزترین محورهای قیام عاشورا نیز عدالتخواهی و ستمستیزی بود (محدثی، 1384: 224). در زیارت سیدالشهداء ما گواهی میدهیم که حضرت به عدالت امر کرد و بدان فراخواند «أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمَرْتَ بِالْقِسْطِ وَ الْعَدْلِ وَ دَعَوْتَ إِلَیْهِمَا» (ابن قولویه، 1356: 196). شرقاوی در نمایشنامه خویش بارها به ظلم امویان و عدالتخواهی امام حسین (علیه السلام) اشاره میکند. وی برای حکومت ستمگر اموی و امیرانش حرمتی قائل نیست، امری که باعث شد هنگام نگارش این نمایشنامه از طرف سنتگرایان مصر مورد عتاب و بیمهری قرار گیرد و نمایشنامهاش بر پرده تئاتر و سینما ظاهر نگردد!. در یکی از صحنهها وی گفتگوی حضرت با «مروان بن حکم» در قصر «ولید» را به تصویر میکشد. در آنجا امام (علیه السلام) به تندی مروان را عتاب میکند و بر رعایت عدل پای میفشارد:
إن هذا المالَ مالُ المسلمین ولکل فیه حقٌ مُستحقّ إنه دینٌ ثقیلٌ فی العُنُق و عَلَی الحاکم أن یعدلَ فی توزیعِ مال الناس فیما بینهم فإذا لم یعدلِ الحاکمُ فی التوزیع فالحاکم آثِم(1)
در بخش دیگر هنگامی که پس از مرگ معاویه نزاعی میان افراد مخالف و موافق او درمیگیرد، شرقاوی از زبان «بشر» که یکی از همراهان و طرفداران امام حسین (علیه السلام) است چنین میسراید:
بشر: و الحسین بن علی عندما یغدو إماما *** فسیغدو کأبیه کأمیرالمؤمنین
فیقیم العدلَ فی الناس و یَبغیه سلاما *** و سیَغلوا فی حساب الأثریاء الکانِزین(2)
آری امام حسین (علیه السلام) جان شریفش را بر سر آگاه ساختن جامعه و بازگرداندن عدالت
1) . این مال، مال مسلمانان است و همه در آن حق دارند. آن دینی سنگین برگردن ما است. حاکم باید در توزیع اموال مردم عدالت پیشه کند؛ اگر حاکم در توزیع اموال عادل نباشد بیشک گنهکار است.
2) . بشر: حسین بن علی چون حاکم گردد، مانند پدرش امیرالمؤمنین خواهد بود. عدالت را میان مردم برپا خواهد کرد و به دنبال صلح است و به حساب ثروتمندانِ مالاندوز خواهد رسید.
به آن نثار کرد. بنا به نوشته حکیمی (1377: 85): «مردمی که اهمیت حیاتی و دینی و انسانی عدالت را درک نکنند، جاهلند؛ و مردمی که عدالتخواه نباشند مردهاند. فریاد دفاع از حقیقت و عدالت است که از حلقوم خونین عاشورا، لحظه به لحظه چونان تندرهای ستیغ لرزان، در اعماق زندگیها و ملتها طنین میافکند و رسالت سترگ عاشوراییان را هرچه با عظمتتر منعکس میسازد».
مبارزه با ستمگران و نفی هرگونه ظلم بر بندگان از اصول مهم مکتب حسینی است. یکی از هشت ویژگیای که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای مؤمن برمیشمارد، مبرا بود از ظلم به دشمنان است: «لایظلم الأعداء» (مصطفوی، 1392: 379). امام حسین (علیه السلام) زاده پدری است که میفرمود: «خداوند از دانشمندان پیمان گرفته است که بر شکمبارگی ظالمان و گرسنگی مظلومان صبر نکنند» (شریف رضی، 1414: 50). صدر (1394: 484) درباره ماهیت ظلمستیزی نهضت حسینی میفرماید: «حسین (علیه السلام) انقلاب کرد تا برای امت، پنهان شدن حاکمان پشت اسم دین را آشکار سازد و حقیقت طاغوتهایی را رسوا کند که به اسمِ خلافت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) بر مردم حکم میراندند». شرقاوی (1995: 269) در مواضع مختلف از نمایشنامه به این ویژگی امام (علیه السلام) اشاره میکند. گویا او از جوانان مصر و آگاهان سرزمینش میخواهد که از این چنین امامی الگو بگیرند. در صحنهای که امام حسین (علیه السلام) در برابر حربن یزید ریاحی قرار میگیردخطاب به حر چنین میفرماید:
الحسین: کلُّکم یعرفُ أنی جئتُ کی أنقذکم مِن ظالمیکم
کلّکم یعرفُ أنی جئتُ کی أهدمَ ارکانَ الضلال(1)
برخی ممکن است نظر داشته باشند که این سخنان عین نص و کلام امام حسین (علیه السلام) نیست و درست نیست به ایشان انتساب یابد. در پاسخ باید گفت: 1) این نمایشنامه یک اثر ادبی است و چنین تصرفاتی در حدی که با حقایق تاریخی در تعارض نباشد،
1) . حسین: همه شما میدانید که من آمدهام تا شما را از چنگال ستمگرانتان رها سازم. همه شما میدانید که من آمدهام تا ستونهای گمراهی را درهم شکنم.
امری مقبول و مرسوم است و به اصطلاح نوعی زبان حال است؛ 2) پیامی که نویسنده درصدد بیان آن است با روح نهضت حسینی و دیگر اقوال و اراده امام و معصومین سازگار است. برای مثال شرقاوی از زبان امام (علیه السلام) میگوید: «أنی جئت کی أهدم أرکان الضلال» و هدف خویش را در هم شکستن گمراهی بیان میدارد و شبیه همین مضمون را در زیارت سیدالشهداء میخوانیم: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیكَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ الْجَهَالَةِ وَ الْعَمَى وَ الشَّكِّ وَ الِارْتِیَاب» (مفید، 1413: 108).
مروت یکی از فضائل اخلاقی است که اندیشمندان درستبین از هر مسلکی در طول تاریخ قهرمانان حقیقی را بدان ستودهاند. مطهری (1381: 1/389) درباره این فضیلت و بازتاب آن در حماسه عظیم عاشورا میگوید: «مروت آن است که انسان به دشمنان خودش هم محبت بورزد. حافظ میگوید: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدارا؛ ولی فرمان اسلام از این بالاتر است؛ اگر به اسلام نزدیکتر میشد چنین میگفت: با دوستان مروت، با دشمنان هم مروت و مردانگی. اینکه اباعبدالله در وقتی که دشمنش تشنه است به او آب میدهد معنایش مروت است». این روحیه که انسان از نامردی در برخورد و عهدشکنی در میثاق و تعدی به ضعیفان بپرهیزد، حامی ضعیفان باشد، به بیگناهان تعرض نکند، معذرت خواهی را بپذیرد، حقانسانی دیگران را (حتی اگر نامسلمان باشند) به رسمیت بشناسد، غیرت داشته باشد، هجوم بیگانه به نوامیس خود و دیگران را تحمل نکند و... همه از نشانههای فتوت است که در نهضت کربلا به وضوح متجلی شد (محدثی، 1387: 367).
مروت و فتوت در مواضع متعددی از نمایشنامه حسینی شرقاوی نمود دارد. یکی از مواضعی که شرقاوی به زیبایی جوانمردی یکی از قهرمانان عاشورا را به تصویر میکشد، در پرده هشتم بخش اول نمایشنامه خویش است. آنجا که مسلم بن عقیل به پیشنهاد شریکبن اعور قرار میشود طی نقشهای عبیدالله بن زیاد را که مهمان هانی بن عروه بود ترور کند. شرقاوی به زیبایی تمام و در داستانی خواندنی این لحظات را ترسیم میکند.
پس از آنکه مسلم از این کار امتناع میکند و با وجود داشتن مجال و فرصت عبیدالله را از پشت به قتل نمیرساند، بحثی میان مسلم بن عقیل و حاضرانی مثل شریک و هانی و... رخ میدهد که بسیار جالب و درخور تأمل است. آنجا پس از خروج عبیدالله، زید که یکی از حاضران است میگوید که فرصت برای همیشه از دست ما رفت: «زید: ضاعَت الفرصةُ منا للأبد». مسلم که از مخفیگاه خود بیرون میآید شریک از او میپرسد: تورا به خدا بگو چرا تردید کردی؟!: «شریک: (لمسلم) عَمرَک الله لماذا تتردّد؟»
پاسخی که مسلم میدهد بسیار جالب است. در واقع درسی برای بشریت تا انتهای تاریخ است. مسلم میگوید: «مَنَعَتنی منه والله تقالیدُ الفُتوّه، فلقد یُؤخذُ مَن فی البیت بی من غیر ذنبٍ یا ابن عروه».(1)در ادامه هانی میگوید: این من بودم که چنین تدبیری اندیشیدم، اما مسلم باز به جوانمردی و منش اسلام اشاره میکند: «مسلم: (مستمرا) ثم إنی مؤمنٌ بالله والإیمان قید!».(2)
سخنی که شرقاوی از زبان مسلم نقل میکند، روایتی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است که مسلم بدان استشهاد کرد: «إنّ الإیمان قید الفتک،و لا یفتک مؤمن؛ ایمان مانع ترور است و مؤمن ناغافل حمله نمیکند» (ابومخنف، 1417: 114). در ادامه شرقاوی گفتگوی حاضران با مسلم را به زیبایی به تصویر میکشد و تفاوت نگرش مسلم با آنان را بیان میدارد: «شریک: أنا قد جاهدت من خلف رسول الله فی بعض وقائع، و شهدنا و عرفنا و علمنا إنما الحرب خدع. مسلم: نَحنُ لسنا الآن فی میدان حرب!».(3)در ادامه شرقاوی به زیبایی تفاوت نگرش و سیاست اخلاقی امیرالمؤمنین (علیه السلام) بهعنوان پیشوای پارسایان با زاده ابوسفیان به عنوان حاکم ستگر را ترسیم میکند. زید که یکی از حاضران است در تعبیری بسیار زیبا میگوید امام علی (علیه السلام) به خاطر همین فضیلتها حکومت را از دست داد! و برعکس پسر ابوسفیان خود را پست کرد تا به حکومت رسید:
شریک: کنت فی الهجره فی نحو الثلاثین، فکم عمری؟ أتحسب؟ قد بلونا ما بلونا و عرکنا ما عرکنا و عرفنا من صراع الحق و الباطل ما ینزله الغدر بنا(1)
زید: الإمام المرتضی لم یخسر الإمره إلا بالفضائل(2)
ابن عروه: و أسفّ ابن ابی سفیان فیها فکسب(3)!
هرچند مسلم بر مبنای خویش پای میفشارد: مسلم: لیس بالمؤمن غدرٌ والحیاةُ الیوم لیست مصیده!(4)
در فراز و نشیبهای زندگی، گاهی صحنههایی پیش میآید که انسانها به خاطر رسیدن به دنیا؛ حفظ آنچه دارند؛ تأمین تمنیات و خواستهها و یا چند روز زنده ماندن هرگونه حقارت و اسارت را میپذیرند اما احرار و آزادگان، گاهی با ایثار جان هم بهای آزادگی رامیپردازند و تن به ذلت نمیدهند (محدثی، 1384: 56). از مهمترین درسهای مدرسه حسینی درس آزادگی است. امام حسین (علیه السلام) پیشوای آزادگان جهان است. علامه محسن امین در این باره میگوید: «امام حسین (علیه السلام) همچنان که در دوران حیات خود انوار درخشان هدایت انسانها به شمار مىرفت شهادت او نیز چنان بود که مردمان مىتوانند درس آزادگى را از او فراگیرند. آیا نمىبینى چگونه او با تمام شداید و مشکلات زندگى، مرگ را بر حیات ترجیح داد و با آغوش باز آن را پذیرا شد؟ و این در حالى بودکه در شرق و غرب جهان به عظمت و بزرگوارى او هرگز دیده نشده بود» (عاملی، 1376: 5/97).
شرقاوی پیش از این درباره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز کتابی نگاشته که آن را رسول الحریه (پیامبرآزادگی) نام نهاده است.(5)در این نمایشنامه حسینی هم امام حسین (علیه السلام) منادی
1) . من در زمان هجرت پیامبر سی ساله بودم، الان فکر میکنی چند سال دارم؟ بسیار آزمودیم و رنج و دشواری دیدیدم و شاهد بودیم که در نبرد میان حق و باطل، نیرنگ چه بر سرمان آورد!
2) . امام علی (علیه السلام) تنها به خاطر خوبیهایش حکومت را از دست داد.
3) . زاده ابوسفیان آنقدر خود را پست کرد تا حکومت را به دست آورد.
4) . مسلم: مؤمن را با خیانت، کاری نیست و زندگی این دنیا دام نیست!
5) . این کتاب توسط حسن اکبری مرزناک به فارسی ترجمه شده و با عنوان «محمد پیامآور آزادی» به چاپ رسیده است.
آزادی و آزادگی برای همگان است. در دانشنامه شعر عاشورایی آمده: «شرقاوى در این نمایشنامه به حقیقت تلاش کرده با توجه به واقعیتهاى سیاسى- اجتماعى عصر خود، آفتهاى جامعه و شیوه مقاومت و ایستادگى در برابر آن را بیان نماید و ارزش آزادگى و عزّت را به مردم تفهیم کند» (محمدزاده، 1383: 1/629). یکی از نمودهای بارز آزادگی در پرده هشتم بخش اول نمایشنامه است؛ آنجا که عبدالله بن جعفر سعی دارد هرطور شده امام (علیه السلام) را از رفتن به سوی عراق باز دارد و حضرت پاسخ زیبایی میدهد که درس آزادگی را برای آیندگان به ارمغان میآورد:
الحسین: أم تنصحنی بأن أرضی الدنیه؟
ألکی أعیشَ لبعض عام؟
فسینتهی الأجلُ المقدرُ ذاتَ یَوم فی الحیاه الدنیویه
و إذن فکیف یکون فی الأخری مَقامی(1)سپس همه بنیهاشم را به همراهی با خود فرامیخواند تا پاسبان عدالت و شریعت و سنت باشند:
(صارخا) إنی لأدعوکم جمیعا آل عبدالمطلب
سیروا معی لنقیم أمر الدین
هبوا لکی تحموا العدالةَ والشریعةَ والسنن
ولتنصروا الحقَ المهین
مَن جاء فاز و مَن تَثاقلَ
فاته النصرُ المبین(2)(شرقاوی، 1995: 136-137)
در پردهای دیگر آنگاه که امام (علیه السلام) در مقابل لشکریان عمر بن سعد قرار میگیرد آنان را
1) . حسین: آیا مرا نصیحت میکنی که به پستی راضی شوم، تا چند سال زندگی کنم. اجل مقدر ما در زندگی دنیا روزی به پایان میرسد، در آن صورت جایگاهم در آخرت چگونه خواهد بود.
2) . (با فریاد) ای خاندان عبدالمطلب همه شما را فرامیخوانم. با من بیایید تا کار دین را برپا داریم. برخیزید تا عدالت و شریعت و سنتها را حمایت کنید و حق مهجور را یاری دهید. هرکس بیاید رستگار میشود و هرکس تعلل کند پیروزی آشکار را از دست میدهد.
موعظه میکند و به رسالت اسلام که آزادسازی روح انسان از بندهای مادی و هدایت اوست اشاره میکند: أو بعد ما قد حرّر الإسلامُ روحَکم فسرتُم فی الهدایه/ تستعبد الشهواتُ قلبَکم و تدفعکم إلی طرق الغوایه؟(1)(شرقاوی، 1995: 355).
در کلام اهل بیت عصمت و طهارت محبت دنیا سررشته همه خطاها معرفی شده چنانکه از امام سجاد (علیه السلام) نقل شده است: «حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ كُلِ خَطِیئَة» (کلینی، 1407: 2/131). یکی از درسها و بلکه عبرتهای مهم عاشورا پرهیز از دنیاطلبی و رفاهزدگی است. این دنیازدگی سبب میشود انسان نتواند در موقع لازم امام حق را یاری کند چرا که آنچه انباشته چون بندی مانع پرواز و رهایی او است. «بهویژه اگر این دنیا طلبی از راه حرام باشد و هدیههای نامشروع و غذاهای حرام و شبههناک شکمها را پر کرده باشد. هم دلها از درک و دریافت هدایت حق محروم میشود هم لقمههای حرام دینداری و تعهد را کاهش میدهد و عمل به وظیفه را در بوته فراموشی قرار میدهد» (محدثی، 1384: 195). شرقاوی در چند جای نمایشنامه به این حقیقت اشاره میکند و به طور غیرمستقیم خواننده و جامعه کنونی را از آفت دنیازدگی برحذر میدارد. در پرده چهارم نمایشنامه پس از آنکه سیدالشهداء برای وداع بر سر مزار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) میرود گفتگویی بلند میان ایشان و محمد حنفیه و حضرت زینب (علیها السلام) انجام میشود که در قسمتی از آن محمد، امام (علیه السلام) را از طمعورزی و دنیاطلبی افراد برحذر میدارد: محمد: دولةٌ قامت علی الأطماع والخوف فماذا أنتَ صانع(2)؟
در ادامه حضرت زینب (علیها السلام) خطاب به برادرش میفرماید که اگر بر مسند حکومت نشینید کار شما با این زمینخواران! و سواستفادکنندگان از بیت المال سخت خواهد بود:
زینب: یا إمامَ الصالحین
ما عسی تصنعُ فی أهل القطائع؟
ما عسی تصنعُ فیمن أترفوا مِن بیت مال المسلمین
ما عَسی تصنعُ فیهم؟
فی قصور شیّدوها و جَوارٍ قد شروها و عطایا مَنَحوها!(1)
این گفتگو همچنان ادامه دارد و امام حسین (علیه السلام) بیان میدارد که او بر مسیر پدرش خواهد رفت و در ادامه حضرت زینب (علیها السلام) دشمنی مالاندوزان را به حضرت یادآور میشود: و لهذا یرهبونک، ستراهم أغلظَ الناس علیک، کلُّ مَن صار له شیء من المال هو الآن عدوُک(2)(شرقاوی، 1995: 104). نکاتی که شرقاوی از خلال این گفتگوها برای خوانندگان مطرح میکند جای بسی تأمل دارد و ناظر به کلام وجود مبارک سیدالشهداء در مذمت کوفیان است که به حرامخواری آنهااشارت فرمود: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَى قُلُوبِكُمْ » (مجلسی، 1403: 45/8).
مقام معظم رهبری در اشاره به همین دنیازدگی برخی افراد در زمان سیدالشهداء میفرمایند: «وقتی میگوییم فاسد شدن دستگاه از درون یعنی افرادی در جامعه پیدا شوند که به تدریج بیماری اخلاقی مُسری خود-دنیازدگی و شهوتزدگی- را که متأسفانه مهلک هم هست، همینطور به جامعه منتقل کنند. در چنین وضعیتی مگر کسی دل و جرأت یا حوصله پیدا میکرد که به سراغ مخالفت با دستگاه یزید بن معاویه برود؟! چه کسی به فکر این بود که با دستگاه ظلم و فساد آن روز یزیدی مبارزه کند؟ در چنین زمینهای قیام عظیم حسینی به وجود آمد» (انسان 250 ساله، 1396: 171).
در دوران معاصر آثار ارزندهای توسط متفکرین و ادیبان اهل سنت درباره قیام
1) . زینب: ای امام صالحان! با زمینداران چه خواهید کرد، با کسانی که از بیت المال مسلمانان بسیار به نفع خود بهره بردهاند چه خواهی کرد؟ با قصرهایی که ساختهاند و کنیزانی که خریدهاند و بخششهایی که کردهاند.
2) . زینب: برای همین از تو هراس دارند، خواهی دید که از همه بیشتر به تو سخت خواهند گرفت، هرکس مالی به ناحق اندوخته اکنون دشمن توست.
سیدالشهداء نگاشته شده است. یکی از این آثار ارزنده نمایشنامه «الحسین ثائرا و شهیدا» اثر اندیشمند و ادیب مصری عبدالرحمن شرقاوی است که در دو بخش و سیزده پرده به نگارش درآمده است. با توجه به اوضاع مصر در زمان نگارش این اثر، شرقاوی در این نمایشنامه سعی دارد در خلال روایت حوادث درسها و پیامهای عاشورا را برای جامعه و مردم خویش بازگو کند تا خیزشی در آنها ایجاد نماید و بر بصیرت و آگاهی سیاسی و اجتماعی آنها بیافزاید. اخلاص، عدالتخواهی، ظلمستیزی، مروت و جوانمردی، آزادگی و پرهیز از دنیاطلبی از مهترین پیامهای عاشورایی که شرقاوی به سبکی زیبا و نمایشی به خوانندگان ارائه میدهد. او جهان اسلام و مصر را نیازمند پیروی از سیره امام حسین (علیه السلام) میداند تا با اقتدا به آن امام همام به سعادت دنیا و آخرت نائل گردند.
_ قرآن کریم
ابن قولویه، جعفر بن محمد (1356ش)، کامل الزیارات، نجف،_ دارالمرتضویه.
_ انسان 250 ساله (حلقه دوم) (1396ش)، بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی- مبارزاتی ادمه معصومین، قم، مؤسسه ایمان جهادی.
_ انکری، گابریل (1378ش)، علی و حسین دو قهرمان اسلام، ترجمه فروغ شهاب، تهران، ارمغان.
_ بارا، آنتوان (1381ش)، امام حسین در اندیشه مسیحیت، ترجمه فرامرز میرزایی و علیباقر طاهرینیا، همدان، دانشگاه بوعلی سینا.
_ بحرالعلوم، سید محمد مهدی (1376ش)، ترجمه شیخ رحمه الله کرمانی، تحقیق حسین درگاهی، تهران، انتشارات اسوه.
_ بدوی، محمد مصطفی (2016م)، المسرح العربی الحدیث فی مصر، ترجمه أنوار عبدالخالق، قاهره، المرکز القومی للترجمه.
_ الجبوری، کامل سلمان (2003م)، معجم الأدباء من العصر الجاهلی حتی سنه 2002م،
بیروت، دارالکتب العلمیه.
_ حکیمی، محمد رضا (1376ش)، ادبیات و تعهد در اسلام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
_ ___________ (1377ش)، قیام جاودانه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
_ زیات، احمد حسن (1383ش)، تاریخ الأدب العربی، سنندج، تاقگه.
_ شرقاوی، عبدالرحمن (1399ش)، سفر خروج، ترجمه غلامرضا امامی، تهران، امیرکبیر.
_ ___________ (1995م)، الحسین ثائرا و شهیدا، بیروت، الدار العالمیه.
_ شریف رضی، محمد بن حسین (1414ق)، نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، قم، هجرت.
_ صدر، سید محمد باقر (1394ش)، امامان اهل بیت (علیهم السلام) مرزبانان حریم اسلام، قم، دارالصدر.
_ فضل الله، سید محمد (1384ش)، حدیث عاشورا، ترجمه فرزدق اسدی، تهران، امیر کبیر.
_ عاملی، سید محسن امین (1376ش)، سیره معصومان، ترجمه علی حجتی کرمانی، تهران، سروش.
کلینی، محمد بن یعقوب (1407ق)، الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری_ و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیه.
_ محدثی، جواد (1384ش)، پیامهای عاشورا، قم، زمزم هدایت.
_ ___________ (1387ش)، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف.
_ مجلسی، محمد باقر (1403ق)، بحارالأنوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
_ محمدزاده، مرضیه (1383ش)، دانشنامه شعر عاشورایی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
_ مصطفوی، محمد (1392ش)، اخلاق محمدی در آینه نهج الفصاحه (1200 حکمت و موعظه از پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراع فهرست موضوعی) ترجمه سید مهدی نوری کیذقانی، مشهد، امید مهر.
_ مطهری، مرتضی (1381ش)، حماسه حسینی، تهران، صدرا.
_ مفید، محمد بن محمد (1413ق)، المزار، تصحیح محمد باقر ابطحی، قمک، کنگره جهانی شیخ مفید.
_ ناظمیان، رضا (1387ش)، متون نظم و نثر معاصر 2، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور.
_ نوری، حسین بن محمد تقی (1408ق)، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسه آل البیت (علیهم السلام).
معصومه لبافی مزرعهشاهی(1)علی صادقزاده وایقان(2)
تاریخ دریافت: 27/01/1403 تاریخ پذیرش: 29/05/1403
چکیده
اربعین بهعنوان یک ابررویداد، کارکردهای متنوع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و راهبردی دارد. با واکاوی و تحلیل علمی این پدیده میتوان انگیزههای آن حرکت بزرگ را روشن کرد. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل کمی و موضوعی پایاننامههای ارائه شده با موضوع اربعین در نهادهای آموزش عالی ایران در ده سال اخیر است. پژوهش با روش کتابخانهای و به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام شده و ابزار گردآوری اطلاعات، سیاهه وارسی بوده است. برای گردآوری اطلاعات کتابشناختی پایاننامهها از پایگاههای اطلاعاتی آنلاین نیز استفاده شده است. یافتهها حاکی از آن است که تعداد 100 پایاننامه (1عنوان حوزوی و 99عنوان دانشگاهی)، 95 درصد در سطوح کارشناسی
ارشد و 5 درصد دکتری نگارش یافته است. دانشگاههای دولتی بیشتر از سایر نهادهای آموزشی به موضوع اربعین پرداختهاند و سهم مردان بیشتر از زنان است. از نظر زبانی 96 درصد پایاننامهها فارسی و 4 درصد عربی است که توسط دانشجویان غیرایرانی نگارش یافته است. مقولههای «رسانهها»، «جایهای میزبان و نقشآفرین»، «گردشگری»، «شهرسازی و معماری»، «ابعاد اجتماعی و جامعهشناختی»، «شیعیان و تشیع»، «زیرساختها» و «ابعاد فرهنگی» به ترتیب بیشتر از سایر موضوعات، بررسی و تبیین شده است. برای جلوگیری از پژوهشهای تکراری، شناسایی خلاءها و کمبودهای پژوهشی، تبادل اطلاعات، شناسایی پژوهشگران متخصص و ارائه تصویر علمی از اربعین پیشنهاد میشود تا پایگاه اطلاعات جامع اربعین سه زبانه (عربی، انگلیسی و فارسی) تحت وب برای اطلاعرسانی کلیه منابع اطلاعاتی پژوهشی (کتابها، مقالهها، پایاننامهها)، گزارشها، اتفاقات، رویدادها، اشخاص، اطلاعات دیداری شنیداری و مانند اینها راه اندازی شود.
کلیدواژهها: امام حسین (علیه السلام)، زیارت اربعین، پیادهروی اربعین، کربلا، پایاننامهها.
در بین مسلمانان و جامعه اسلامی تعداد انگشتشماری اعمال عبادی، مناسبت و آیین بینظیر وجود دارد که موجب عظمت و شکوه دین اسلام شده است. نمازهای جماعت و جمعه، نماز عیدفطر، عید قربان و راهپیمایی زیارت اربعین از زمره مهمترین آنها است. تفاوت اساسی راهپیمایی زیارت اربعین با بقیه موارد در زحمت و مشقت حضور در این مراسم است که بر عظمت و شکوه آن افزوده است. همچنین از موارد دیگری که به یک رویداد ارزش خاصی میبخشد، اصل استثنا و منحصر به فرد بودن است. اجتماع اربعین یک رویداد استثنایی نه تنها در میان مسلمانان بلکه درمیان
سایر ادیان جهان است (همایون و بد، 1395: 47-49). آنچه مراسم اربعین را از دیگر مراسمهای مذهبی متمایز میسازد، بروز حالت همبستگی و یکپارچگی اجتماعی، به شکل روشن در طول برگزاری این مراسم است که مردم به دلخواه، خانه و خوراک و پوشاک و همه امکانات خود را برای عزاداری و شرکتکنندگان در مراسم هزینه میکنند و در این راه، از کوچکترین خدمتی دریغ نمیورزند (الحطاب، 1393: 139).
قدمت پیادهروی اربعین به بلندای تاریخ شیعه است. این مراسم در طول سالیان طولانی ضمن حفظ وحدت شیعه، عامل تحولاتی در تاریخ عراق و مسلمانان نیز بوده است (بد، 1397: 40). اجتماع و راهپیمایی بزرگ و کمنظیر مردم در روز اربعین، از جهت تعداد عزاداران و نیز حضور طیفهای مختلف مردم از نژادها، رنگها، ادیان و مذاهب گوناگون، پدیدهای شگفتآور و شکوهمند را آفریده است. البته باید توجه داشت که این اجتماع و راهپیمایی، بدون هیچ دعوت و سازماندهی خاصی صورت میگیرد و مردم به خواست و رغبت خود آن را برپا میکنند (حسینی جلالی، 1393: 42). لازم به ذکر است در طول تاریخ، علمای شیعه در هدایت و ترغیب شیفتگان حسینی به این پیادهروی و زیارت اربعین، نقش اساسی داشتهاند و ضمن ارائه رهنمود، خود نیز در این مراسم شرکت کردهاند. حضور عالمان بزرگ و استادان برجسته، حتی مراجع تقلید حوزه علمیه نجف در مراسم پیادهروی اربعین، جلوهای ویژه به این مراسم بزرگ بخشیده است (اباذری، 1393: 149-150). این تظاهرات و راهپیمایی مردمی، به این شکل و روش و با این هدف والا، اهل دنیا را به حیرت و شگفتی واداشته و مردم به حقیقت تشیع و روحیه پایداری و مقاومت و محبت در آن پیبردهاند. همچنین این تجمع عظیم نشان میدهد که شیعیان در اینکه باید با مدیریتی قوی و سازماندهی تشکیلات خود، از اصول و عقاید خویش محافظت کنند، دیدگاهی واحد دارند (حسینی جلالی، 1393: 44).
پیادهروی اربعین که از حج پرجمعیتتر و از مراسم سالانه هندوها نیز باشکوهتر است؛ بزرگترین اجتماع سالانه است. اجتماع عظیم و میلیونی پیادهروی اربعین را باید بهعنوان نمادی از امتاسلام در نظر گرفت که توانسته قابلیتهای خود را در خدمت امت اسلامی قرار دهد و زمینهساز عزت مسلمانان و بهویژه شیعیان در دنیای کنونی
شود. اربعین از این منظر، صرفاً یک آیین مذهبی و درون دینی نیست؛ بلکه باید آن را مانند آیینی انسانی، فراملیتی، فرامذهبی و حتی فرادینی برشمرد که ظرفیتهای پیدا و پنهان آن میتواند در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی در برابر تمدن غرب قرار گیرد (متقی و ملاحسین اردکانی، 1399: 107). لذا اجتماع میلیونی در اربعین حسینی بهعنوان یکی از آیینهای دینی که به صورت جمعی و توأم با احساس و دارای هدف برگزار میشود، نقشها، ظرفیتها، مولفهها و کارکردهای مختلفی دارد و آن را میتوان از زوایای مختلفی بررسی کرد. یکی از این زوایا، بحث نقشها و کارکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اربعین است (سامانی، 1397: 37). علاوهبر موارد فوق، همچنین راهپیمایی اربعین دارای کارکردهای رسانهای آموزش، راهنمایی، رهبری، نظارت بر محیط، همبستگی اجتماعی، انتقال میراث فرهنگی و اجتماعی، سرگرمی، کاهش بحرانها و ایجاد جایگاه اجتماعی است. کارکردهای اطلاع رسانی، آگاهیبخشی، ایجاد همبستگی اجتماعی و آموزش دینی در ارتباط با ارتباطات میان فردی و ارتباطات جمعی رسمی و کارکردهای آگاهیبخشی انتقادی و حتی در بعضی موارد سرگرمی در ارتباط با ارتباطات رسانهای غیر رسمی وجود دارند. این سطوح ارتباطات و کارکردهای رسانهای راهپیمایی اربعین رابطه مستقیمی با ارتباطات، قدرت رسانهای و قدرت نرم جبهه مقاومت دارد (طباطبائی و همکاران، 1401: 233).
یکی از نقشها و کارکردهای مهم همه جانبه راهپیمایی اربعین قدرتنمایی نرم مسلمانان بهویژه جهان تشیع است. جنبش اجتماعی و قدرت نرم مسلمانان در راهپیمایی اربعین بر کسی پوشیده نیست و رابطه بین پیادهروی اربعین و شکلگیری عناصر قدرت نرم مسلمانان تایید شده است. در پیادهروی اربعین، جنبشی اجتماعی شکل میگیرد که منجر به پدیدآمدن عناصر قدرت نرم مسلمانان میشود که شامل همگرایی، وحدت و همبستگی بین مذاهب و ملتها، اتحاد ایران و عراق، روشنگری و بیداری اسلامی وقدرت بالای بسیج مسلمانان است (طاهرخانی و همکاران، 1400: 9). در واقع این راهپیمایی، رسانه گویای فرهنگ ضداستکباری و ظلمستیزی شیعی است و بسیاری از تحلیلگران، حضور میلیونی زائران در پیادهروی اربعین را قدرتنمایی نرم
جهان تشیع ارزیابی میکنند. تحقیقات نشان داده است قدرت، دارای ابعاد سختافزاری و نرمافزاری بههم پیوستهای است. در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیکی، کشورهایی که از ساختهای تاریخی، اعتقادی و نرمافزاری قدرت بهره میبرند، در عرصه تصویرسازی و نفوذ، از اعتبار بیشتری در صحنه نظام جهانی برخوردار میشوند (متقی و ملاحسین اردکانی، 1399: 108-109). دومین نقش و کارکرد مهم راهپیمایی اربعین، توسعه و ترویج گردشگری دینی است. زیارت اربعین بهعنوان مهمترین مصداق گردشگری دینی، عامل بسیار مهمِ توسعه فرهنگی در سطح ملی، منطقهای و بینالمللی بهشمار میآید و در ایجاد صلح و ثبات منطقه و بینالمللی و نیز افزایش ارتباطات علمی، رشد تولیدات اقتصادی و اجتماعی و همگرایی جمعآوری جوامع و تحول و تکامل ارزشها و آداب و سنن، فوقالعاده موثر است (کاظمی، 1401: 124).
پیادهروی اربعین از ظرفیتهای بالایی در تمدنسازی اسلامی برخوردار است چرا که در این گردهمایی میلیونی، ملیتها مهم نیست بلکه توجه به شعائر اسلامی مهم است. اربعین سرمایه عظیم و حماسهای جهانی است که میتوان از ظرفیتهای آن برای انتقال پیام وحدت و انسجام، عدالتخواهی و ظلم ستیزی استفاده کرد (پرویش، 1398: 45). مهمترین دستاورد این ابررویداد نگرش توحیدی، یک رنگی و وحدت زائران، روحیه همکاری و اتکا به نیروی جوانی از شاخصههای تمدن اسلامی است (خاکی و حسینی، 1399: 93-94).
این آیین نوعی مانور سیاسی _ اجتماعی است که اتحاد، امنیت، قدرت و پایبندی به آرمان شیعیان را به جهانیان اعلام میدارد و تاثیرات بیرونی آن بر دنیای خارج اثرگذار است. از طرفی دیگر سبب آرامش، هویتیابی، وحدت و الگوپذیری شیعیان از یکدیگر میشود و تاثیرات آن سبب تعالی فضای درونی و تمام جهات اسلام وتشیع میگردد (همان، 93-94). همچنین پیادهروی اربعین با ظرفیت بسیار بالا میتواند عرصه معنوی مناسبی برای تربیت و کادرسازی مسلمین جهان باشد تا برای پیشرفت جوامع اسلامی، مقاومت در مقابل بیگانگان، افزایش وحدت و همبستگی مسلمانان و اصلاح سبک زندگی به الگوی مناسبی دست پیدا کنند و رسانهای خواهد بود تا شیعیان این راهنمای
نجات بخش را به کل جهانیان معرفی نمایند (افتخاری، 1398: 54).
به طور خلاصه آیین پیادهروی زیارت اربعین، سفری به اعماق تجربههای بزرگ فردی و اجتماعی است؛ سفری برای رها شدن از بند منیتها و کشف دوباره خویشتن و محیط پیرامون، در همراهی با سیل خروشان و پیش برنده میلیونها زائر دلداده و عاشق و در یک کلام سفری برای درک دگرگونیهای مثبت، سازنده و متعالی است (الحطاب، 1393: 148). همچنین حضور در راهپیمایی اربعین، گذشته از دستاوردهای معنوی و پاداش اخروی، در آگاهیبخشی و اصلاح اخلاق فردی و اجتماعی شرکتکنندگان در این مراسم بسیار موثر است (نجفی، 1397: 65).
پژوهشگران رویدادها را با درجه پیچیدگیشان طبقهبندی میکنند که ارتباط مستقیم و محکمی با اثرات رویدادها دارد. با افزایش ابعاد و سایز رویدادها، اثرات آنها نیز بزرگتر میشود. به لحاظ وسعت و مقیاس برگزاری رویداد اربعین، میتوان آن را در زمره ابررویدادها بهشمار آورد. از نگاه جهانی و سایر ادیان نیز میتوان از آن بهعنوان یک ابررویداد در حوزه گردشگری یاد کرد. رویداد اربعین چند سالی است بسیار مورد توجه جهانیان قرار گرفته و موجب بروز پیامدهای آشکار در عرصه سیاسی و اجتماعی شده است؛ زیرا تعداد شرکتکنندگان بیش از یک میلیون نفر است و طنین آنها از طریق رسانهها در تمام جهان پخش میشود. در واقع، رویداد اربعین صلحطلبانه است که اثرهای عظیم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظایر آن را در پی دارد (بد، 1398: 12). نکته در خور توجه دیگر اینکه بر خلاف سایر ابررودادهایی که در جهان برگزار میشوند، نه تنها آسیبهای فرهنگی و اخلاقی به حداقل ممکنمیرسند، بلکه این رویداد بستری برای رشد اخلاقیات روحیه جمعی و تقارب فرهنگی را فراهم میآورد. در طول مدت این گردهمایی بزرگ، افراد مختلفی از مشترکات اعتقادی و فرهنگی در قالبی همگن به نمایش میگذراند و نهایتاً به بلوغ فکری و رشد معنوی میرسند. از موارد قابل تأمل دیگر که در ادبیات گردشگری بیان میشود، کمبود امکانات و زیرساختهای مناسب سبب
کاهش تقاضای گردشگر برای مقصد است؛ در صورتی که در این پدیده گردشگری (اربعین حسینی) به هیچ عنوان نحوه اسکان، خدمات و امکات رفاهی از اولویتهای گردشگران نیست (همان، 13).
پدیده اربعین علاوهبر اینکه از لحاظ دامنه و وسعت نرخ رشد، تعداد و تنوع مشارکتکنندگان، ملیت، قومیت، جنسیت، نوع و کیفیت رفتارهای کنشگران که در این راهپیمایی تقریبا یک هفته تا ده روزه، بروز پیدا میکند، قابل توجه و مطالعه از سوی خبرگان حوزههای دانشی مختلف است؛ به اذعان صاحبنظران، حضور میلیونها نفر در اربعین، عرصه بروز مناسبات انسانی جدیدی است که کارکردهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مهمی را در پی خواهد داشت (شراهی و ذوالفقارزاده، 1398: 116-117). نکته مهم دیگر این است که اربعین تنها یک راهپیمایی معنوی و یا زیارت جمعی نیست، بلکه ارائه مدلی متفاوت از نظام مناسبات انسانی در مقابل الگوی سکولار و دنیایی غرب است. تجربهای در حال ترقی که بر منابع دینی و سنن بومی ساخته شده و از فرهنگ غرب رنگ و بویی نگرفته است. اربعین نه تنها یک پدیده تمدنی به معنای غربی آن نیست، بلکه ظهور امت نوین اسلامی با مدل نظاممندی است که میتوان برای بشر امروز تبیین کرد و آن را در ویترین جوامع انسانی برجسته و بر آن محاجه نمود (حمیدی، 1400: 57). زیارت اربعین بهعنوان یک واقعه تاریخی و کنش معطوف به هدف الهی، بنمایه فکری جامعهشناسی سکولار را به چالش کشیده است (مریجی، 1401: 27). از دیگر موارد مورد توجه که به یک رویداد ارزش خاصی میبخشد اصل استثنا و منحصربهفرد بودن است. همانطور که گفته شد، اجتماع اربعین یک رویداد استثنایی نه تنها در میان مسلمانان بلکه در میان سایر ادیان جهان است.پرداختن به ابررویداد دینی اربعین با چنین مقیاس بزرگی چه از نظر کثرت و چه از لحاظ تبعات و پیامدهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و استراتژیک لازم و ضروری است و برای واکاوی و تحلیل این پدیده، مطالعه علمی و سیستماتیک آن ضروری مینماید تا بتوان از خلال آن انگیزههای لازم را برای این حرکت مشخص کرد و در ادامه چگونگی فرایند سفر را توضیح داد و نهایتا خروجیهای این سفر را آشکار کرد (بد، 1398: 13).
با توجه به وسعت کمی و کیفی این رویداد در ابعاد مذهبی، اجتماعی، سیاسی و اهمیت این آئین دینی در تبلیغ و ترویج فرهنگ اسلام ناب به سراسر جهانیان، همچنین بهعلت نوظهور بودن راهپیمایی اربعین حسینی در مقیاس و وسعت فعلی، مجامع علمی و نهادهای دانشگاهی به موضوع اربعینپژوهی و انجام پژوهشهای کاربردی ورود پیدا کردهاند و مطالعه علمی ابعاد گوناگون اجتماع باشکوه اربعین حسینی مورد توجه دانشجویان و اساتید حوزههای علمیه و دانشگاهها قرار گرفته است («ثبت 10 پایاننامه»، 1397). تلویزیون العراقیه نیز بر اهمیت مطالعه پیامدها و ابعاد این زیارت بهعنوان یک رویداد مهم و بزرگ منطقهای و جهانی تأکید کرده است (حسنالامیری،ص11، 1399). در همین راستا، پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل کمی و موضوعی پایاننامههای ارائه شده با موضوع اربعین امام حسین (علیه السلام) در نهادهای آموزش عالی ایران پرداخته است.
اربعین حسینی به سبب اهمیتی که در عقاید و تاریخ اسلام داشته، همواره مورد توجه محققان و پژوهشگران بوده است؛ به این سبب، هم اکنون شاهد طیف وسیعی از تولیدات علمی درباره ابعاد و ساحتهای گوناگون این موضوع هستیم. این آثار از سویی از نقطه نظر الهی و تاریخی، ویژگیها و اعمال و مسائل مربوط به آن را مورد توجه قرار داده و از سوی دیگر، با رویکردی اجتماعی و به طور عمده مردم شناختی، سعی داشته تا شناختی از مراسمی که در این روز برگزار می شود، ارائه کند (اسحاقی، 1387: 68).تاکنون پژوهشی درباره پایاننامههای نگارش شده در موضوع اربعین منتشر نشده است؛ باین حال در ذیل به برخی گزارشها و پژوهشهایی که بسترساز و مهم هستند اشاره میشود.
اسحاقی (1387) در «ماخذشناسی اربعین حسینی»، منتخبی از آثار و پژوهشها را درباره اربعین حسینی گردآوری کرده و اذعان نموده که این مأخذشناسی را هرگز نمیتوان اثری جامع در شناخت ادبیات علمی تولید شده در این مورد دانست. همین طور از اشاره به چاپهای مختلف یک اثر _ جز آنکه چاپ بعدی دارای ویژگی خاصی باشد _
صرف نظر کرده است. علاوهبر آن، ثبت اثر به صورت کتاب را نسبت به ثبت همان اثر به صورت مقاله در صورتی که پیش از چاپ به صورت کتاب، بهعنوان مقاله چاپ شده باشد، ترجیح داده است. مهمترین بررسیها و نقدها درباره برخی آثار منتشره را نیز آورده است. آثار این مأخذشناسی بیشتر به زبان فارسی و گاهی به زبان عربی است. برای سهولت کار محققان و علاقهمندان، کل آثار درباره اربعین را به دو بخش (آثار در حوزه الهیات، تاریخ و ادبیات و حوزه علوم اجتماعی) تقسیم کرده است. در این نوشتار 20 اثر معرفی شده است.
نصر (1393: 419) معتقد است اربعین سیدالشهداء از دیرباز، بستر چالشهای فراوان میان دانشمندان و پژوهشگران شیعه قرار گرفته و آثار ارزشمندی به رشته تحریر درآمده است. وی در نوشتاری اطلاعات کتابشناختی 111 اثر ارزشمند را که درباره اربعین نگاشته شده و شامل 53 کتاب، 57 مقاله و یک پایاننامه است برای استفاده پژوهشگران و عاشقان اهل بیت فهرست کرده است.
هرچند زیارت اربعین از جنبههای مختلف در کتابها و مقالات متعددی بررسی شده است (عندلیبی، 1395: 5)؛ اما بر اساس اطلاعات ارائه و ثبت شده در سامانه پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) تا سال 1396 تعداد 10 پایاننامه با محوریت موضوع مراسم اجتماع اربعین حسینی در کربلای معلی و ابعاد گوناگون این مراسم معنوی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری تالیف و تدوین شده است («ثبت 10 پایاننامه»، 1397). مرادزاده (1396: 36-42) گزارش کرده: «برخی از محققان مشهور عراق، تاریخچه زیارتی زائران کربلا را در عاشورا و اربعین در طیسالهای 1965 (Warnock-Fernea)، 1970 (Fernea)، 1985 (Jabar) و 1994 (Nakash) مورد بررسی قرار دادهاند. یکی از چندین آثار اخیر در بررسی زائران، پس از سقوط رژیم صدام حسین و تنها چیزی که ما از آن به زبان انگلیسی میشناسیم، پایاننامه کارشناسی ارشد حمدان(1)است که بر پایه مشاهدات شرکتکنندگان در مراسم سوگواری و مراسم مذهبی عزاداری شیعیان است که خود در این مراسم بهعنوان نویسنده در سال 2012 حضور داشته است.
1) . hamdan
این آیینهای مذهبی در عراق در بخش زیادی از قرن بیستم به دلیل ممنوعیتهای حکومت صدام برای بیان جملاتی از اعتقادات شیعه ممنوع بود. تا زمان تهاجم آمریکا در سال 2003 و سقوط صدام، این ممنوعیتها ادامه داشت».
مظاهری (1396) در کتابی با عنوان پیادهروی اربعین: تأملات جامعهشناختی (مجموعه مقالات)، به معرفی هشت مقاله با موضوع اربعین پرداخته است. اشرفی و شریفی (1397) نیز در کتابی با عنوان جستاری در مطالعات اربعین پژوهی، به ابعاد مختلف علمی و پدیده زیارت و راهپیمایی اربعین از نگاه متخصصان دانشگاهی پرداخته و به مقالات ارائه شده در دو همایش بینالمللی اربعین در دانشگاه کربلا (آبان 1396) و نشست تخصصی مطالعات اربعین پژوهی (1397) پرداختهاند.
مهدیه بد (1397: 39، 41-42) در مقاله خویش مطالعات انجام شده در حوزه پدیده اربعین را به سه دسته تقسیمبندی کرده است. دسته اول حول محور روایتها و تفسیرهای مرتبط با واقعه کربلا و عاشورا هستند و تأکید آنها بیشتر بر جنبههای روایی- دینی و سیاسی است. در این نوع پژوهشها به تأسی از راهپیمایی اربعین به باز تعریف ژئوپلیتیک شیعه پرداختهاند و ابعاد سیاسی آن را تشریح کردهاند. دسته دوم به موضوعات اجتماعی و فرهنگی و درسهایی که باید از عاشورا و اربعین آموخت، پرداختهاند؛ که البته مطالعات اجتماعیای از این دست میتواند بیشتر محل توجه قرار گیرد. دسته سوم از مطالعات به حوزه گردشگری مذهبی برمیگردد که جامعه ایرانی بنا به ماهیت و وجود ظرفیتهایفرهنگی- مذهبی از این مزیت برخوردار است. یافتههای بد (1397: 39) حاکی از آن است که زمینهها و عوامل بسترساز در شکلگیری رویداد اربعین چنداسلوبی بوده و حضور گسترده مردم در این راهپیماییها صرفاً به یک عنصر تقلیل پیدا نکرده است. عوامل و زمینههای فرهنگی _ اعتقادی، اجتماعی _ اقتصادی و سیاسی _ ملی از مهمترین این زمینهها هستند که تنوع آنها وجه بارز و عامل منحصر به فرد بودن این ابررویداد به حساب میآید.
موسوی و بیات (1397: 98) نیز معتقدند پژوهشهای متعدد و خاصی تا به حال درباره تجارب زیارتی اخیر در تشیع، پیادهروی اربعین حسینی، ابعاد و آثار آن صورت
گرفته است. در عرصه کتابخانهای نیز پژوهشهای زیادی در مقولههای متفاوت، از جامعهشناسی زیارت گرفته تا ارتباطات آیینی تا بررسی ابعاد پیاده روی و... مورد تحقیق واقع شده است.
شراهی و ذوالفقارزاده (1398: 120-121) معتقدند: در بررسی پیشینه مطالعات اربعین بیشتر به دو گونه مطالعه برمیخوریم؛ یا مطالعات تاریخی درباره اربعین است و یا شرح و تفسیر زیارات و ادعیه مربوط به آن. اما با اوجگیری پیادهروی اربعین بعد از سقوط صدام در عراق (2003م) و رشد آن در طی سالهای اخیر، مطالعات اربعین وارد حوزههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و راهبردی شد و توسعه پیدا کرد. حجم این مطالعات و آثار موجود درباره اربعین را میتوان به 4 دسته اصلی تقسیم کرد:
مطالعات تاریخ محور: با نگاهی تاریخی به اربعین سعی در وقایعنگاری اربعین دارند. این آثار به وقایع تاریخی که بر اهل بیت (علیهم السلام) و اُسرا بعد از شهادت امام (علیه السلام) و یارانش گذشته تا چهلم حضرت که بیستم ماه صفر سال 61 هجری قمری بوده، پرداخته است. مهمترین موضوع در این مطالعات، بحث و استدلال در خصوص وقوع و یا عدم وقوع تشرف اسراء و اهل بیت امام حسین (علیه السلام) در اولین اربعین است.2. مطالعه ادعیه محور و شرح زیارات: این دسته از مطالعات ناظر بر تحلیلهای گوناگون برخاسته از زیارت اربعین است. این قبیل آثار که عمدتاً با نگاهی عرفانی و معرفتی نسبت به اربعین و زیارات و ادعیه و روایات همراه است، به شرح و بسط محتوای زیارات به خصوص زیارت اربعین میپردازند.
مطالعات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اربعین: مطالعاتی که در سالهای اخیر و به فراخور شدت یافتن جریان اربعین، شکل گرفتهاند. این آثار، ابعاد مختلف جریان اربعین را با توجه به اجتماع و حضور زائران اربعین و نیز خادمان و موکبداران کنکاش میکنند. تحلیل شرایط فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیک، تحلیل روابط ایران و عراق، توجه به جنبههای فرهنگی مؤثر، آسیبهای احتمالی ناشی از برخی جریانات مداخلهای در جریان خودجوش اربعین (نظیر ورود دولت به عرصه
موکبگردانی)، مطالعه ابعاد مدیریتی پدیده اربعین و بهبود شرایط زوار و مانند آن، جزو این دسته از آثار قرار میگیرند.
جمعبندی پیشینه و گزارشهای ارائه شده نشان میدهد که پژوهشها بیشتر موضوعی بوده و جامعه آماری مورد مطالعه تمام انواع منابع اطلاعاتی را شامل میشود و پژوهشی مستقل از پایاننامهها گزارش نشده است. با توجه به اینکه پایاننامههای منابع اطلاعاتی دست اول و پژوهشی محسوب میشوند و تحتنظارت اعضای هیات علمی تدوین میشوند، بسیار حائر اهمیت هستند.
این پژوهش با روش کتابخانهای و به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات، سیاهه وارسی بود. برای گردآوری اطلاعات کتابشناختی پایاننامههای مرتبط با «اربعین حسینی»، از پایگاه کتابخانه جامعه المصطفی العالمیه،(1)سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران (اُپک(2))(3)، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک(4))(5)، پایگاه اطلاعرسانی حوزه استفاده شد. در تمامی
پایگاهها واژه «اربعین» و «پیادهروی اربعین» جستوجو شد. اطلاعات به دست آمده بعد از ادغام بر اساس الفبایی مرتب شد. عدم وجود بانک اطلاعات متمرکز و کامل از پایاننامههای تحصیلی حوزوی و دانشگاهی در ایران مشکل اصلی این پژوهش بود. به همین دلیل زمان زیادی برای گردآوری اطلاعات پایاننامهها صرف شد؛ البته تا جایی که مقدور بود تمام پایاننامههای مرتبط با اربعین حسینی تا پایان فصل بهار 1402، شناسایی و مطالعه شد.
در این بخش ابتدا اطلاعات توصیفی و معرفی جامعه مورد مطالعه در قالب جداول 1 تا 5 ارائه، سپس اطلاعات و پاسخ پرسش اصلی پژوهش در جدول 6 و 7 گزارش شده است.
جدول 1. فراوانی پایاننامههای مورد مطالعه به تفکیک نهاد آموزشی، مقطع تحصیلی و جنسیت
عکس
دادههای جدول شماره1 نشان میدهد: الف) دانشگاهها با 99 درصد بیشترین سهم جامعه مورد مطالعه را به خود اختصاص دادهاند؛ ب) موضوع اربعین در پایان نامههای مقطع کارشناسی ارشد با 95 درصد بیشتر از بقیه مقاطع تحصیلی بررسی و مطالعه شده است؛ ج) پژوهشگران مرد (73 درصد) بیشتر از زنان (27 درصد) به پژوهش در موضوع اربعین پرداختهاند؛ د) سهم مردان هم در مقطع کارشناسی ارشد (69 از 95 عنوان = 73 درصد) و هم در مقطع دکتری (4 از 5 عنوان = 80 درصد) بیشتر از زنان است.
جدول 2. فراوانی پایاننامههای مورد مطالعه به تفکیک نوع نهاد آموزشی
دادههای جدول شماره 2 نشان میدهد: از کل پایاننامههای مورد مطالعه، دانشگاههای دولتی با70 درصد بیشتر از سایر نهادهای آموزشی به موضوع اربعین پرداختهاند. سایر دانشگاهها (آزاد اسلامی، پیام نور و غیر دولتی) با 29 درصد در رتبه بعدی و سهم نهاد آموزشی حوزه با 1 درصد بسیار ناچیز است.
جدول 3. فراوانی پایاننامههای مورد مطالعه بر اساس تاریخ ارائه
عکس
دادههای جدول شماره3 نشان میدهد: جامعه مورد مطالعه در 10 سال اخیر شکل گرفته است. در طول این مدت نیز بیشترین پژوهش به ترتیب در سالهای 1401 (19 عنوان = 19 درصد)، 1397 (18 عنوان = 18 درصد) و 1399 (16 عنوان = 16 درصد) صورت گرفته است. کمترین پژوهش مربوط به سال 1392 است. چون بازه زمانی این مطالعه تا آخر فصل بهار 1402 است لذا آمار سال 1402 قطعی نیست.
جدول 4. ملیت پدیدآورندگان پایاننامههای مورد مطالعه
دادههای جدول شماره4 نشان میدهد: ملیت پدیدآور 4 عنوان (4 درصد) از پایاننامههای مورد مطالعه غیرایرانی (مرد) و فارغالتحصیل جامعه المصطفی هستند.
جدول 5. فراوانی پایاننامههای مورد مطالعه به تفکیک زبانی
دادههای جدول شماره 5 نشان میدهد تعداد 4 عنوان یعنی 4 درصد پایاننامهها به زبانی غیر از فارسی (زبان عربی) نگارشته یافته است. ضمنا پدیدآورندگان پایاننامههای عربی مرد هستند و در سالهای 1393، 1398، 1399 و 1400 فارغالتحصیل شدهاند.
جدول شماره 6. موضوع/ مولفههای کلی و جزئی محتوای پایاننامههای مورد مطالعه
عکس
عکس
عکس
عکس
دادههای جدول شماره 6 نشان میدهد: در پایاننامههای مورد مطالعه، موضوع پیادهروی اربعین از 20 جنبه (موضوع یا مولفه کلی) مورد بررسی قرار گرفته است. از بین این 20 جنبه (موضوع یا مولفه کلی)، «رسانهها» و «جایهای میزبان و نقشآفرین» به طور مشترک با 22 مورد بیشترین فراوانی را به خود اختصاص دادهاند؛ گردشگری با 20 مورد، شهرسازی و معماری با 16 مورد، ابعاد اجتماعی و جامعهشناختی با 15 مورد، شیعیان و تشیع با 14 مورد، زیرساختها با 13 مورد و ابعاد فرهنگی با 11 مورد به ترتیب در اولویتهای بعدی قرار دارند. ابعاد اقتصادی با 2 مورد، فرهنگ انتظار و امام عصر(عج) با 3 مورد و ابعاد تاریخی با 4 مورد بهترتیب کمترین فراوان را به خود اختصاص دادهاند.
دادههای جدول شماره 1 نشان داد که در بین دو نهاد آموزشی و پژوهشی دانشگاه و
حوزه که متولی اصلی تحصیلات تکمیلی در ایران هستند، فقط دانشگاهها به موضوع اربعین پرداختهاند و نهاد حوزه به موضوع اربعین ورود نکرده است. عدم ورود نهاد آموزشی و پژوهشی حوزه به موضوع اربعین نیازمند بررسی و تحقیق بیشتر و مصاحبه با متولیان این نهاد آموزشی و پژوهشی است. عظمت و شکوه حماسه ماندگار اربعین با پیادهروی و راهپیمایی زائران و گردشگران دینی آمیخته است. با توجه به اینکه مردان حضور چشمگیری در این آیین دارند لذا نگارش 73 درصدی پایاننامه توسط مردان در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری دور از انتظار نیست.
پایاننامه کارشناسی ارشد، برای اکثر پژوهشگران اولین اثر پژوهشی محسوب میشود و لذا ممکن است بسیار دقیق و عمیق نباشد. همچنین تعداد کمتری از استادان و اعضای هیات علمی بر آن نظارت دارند. اکثر پایاننامههای کارشناسی ارشد توسط استاد راهنما، استاد مشاور و یک یا دو نفر داور نظارت و ارزیابی میشود، در صورتی که در پایاننامههای دکتری تعداد استادان ناظر و داور به دو برابر یعنی 6 الی 8 نفر میرسد و قطعاً اولین اثر پژوهشی دانشجو نیست و لذا از عمق، گستره و دقت بالایی برخوردار است. یافتههای جدول 1 نشان میدهد فقط 5 درصد جامعه مورد مطالعه در مقطع دکتری است. انتظار میرود نهادهای متولی پژوهش در مقطع دکتری اهتمام بیشتری به موضوع اربعین داشته باشند.
دادههای جدول شماره 2 نشان داد دانشگاههای دولتی بیشتر از سایر نهادهای آموزشی و پژوهشی به موضوع اربعین پرداختهاند. اهتمام دولت و دولتمردان به مقوله اربعین و تبلیغات رسانههای دولتی و همچنین مشوقهای احتمالی ممکن است موثر باشد. البته تحلیل دقیق و مستند این مقوله نیازمند اطلاع از تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی پژوهش محور نهادهای آموزشی ایران است.
دادههای جدول شماره 3 نشان داد این پدیده در طول یک دهه گذشته از روند صعودی عجیبی برخوردار بوده است به طوری که تعداد شرکتکنندگان در اربعین از حدود 2 تا 3 میلیون زائر در سالهای اول بعد از سرنگونی رژیم بعث به حدود 27 میلیون نفر در سال 1396 رسیده است (شراهی، ذوالفقارزاده، 1398: 116-117). به موازات
استقبال از حماسه اربعین، مطالعات نیز در این حوزه توسعه و افزایش یافته است.
دادههای جدول شماره 4 نشان داد ملیت پدیدآور 4 عنوان (4 درصد) از پایاننامههای مورد مطالعه دانشجویان غیر ایرانی جامعه المصطفی هستند. انتظار میرود برای تبیین علمی اربعین حسینی در سطح جهانی به مقوله اربعین در اکثر دانشگاههای بزرگ و مهم ایران که دانشجوی غیرایرانی پذیرش دارند، اهتمام جدیتری صورت بگیرد.
دادههای جدول شماره 5 نشان داد تعداد 4 عنوان یعنی 4 درصد از پایاننامهها به زبانی غیر از فارسی (زبان عربی) نگارشته یافته است. با توجه به اینکه میزبان اصلی زائران اربعین حسینی کشور عراق است پیشنهاد میشود چکیده تمام پایاننامههای مورد مطالعه و همچنین پایاننامههایی که بعد از این در نهادهای آموزشی و پژوهشی کشور تصویب و تدوین میگردد به زبان عربی نیز منتشر شود. متقابلا چکیده پایاننامههای عربی کشور عراق نیز به زبان فارسی منتشر شود تا در مطالعات و تصمیمگیریهای پژوهشی مورد استفاده قرار گیرد.
دادههای جدول شماره 6 نشان داد موضوع پیادهروی اربعین از 20 جنبه (موضوع یا مولفه کلی) مورد بررسی قرار گرفته است. از بین این 20 جنبه (موضوع یا مولفه کلی)، «رسانهها» با 22 مورد بیشترین فراوانی را به خود اختصاص دادهاند که حاکی از اهمیت پوشش رسانهای زیارت اربعین است. شبکههای ماهوارهای تا چه حد گفتمان و اربعین حسینی را به طرق مختلف از جمله اخبار، مرثیه، تعزیه، برنامههای مذهبی، برنامههای گفتوگو، پخش زنده و... پوشش میدهند؟ طرح موضوع شده است. یافتهها نشانداده اغلب رسانهها از روی عمد گفتمان و اربعین حسینی را نادیده گرفته و اطلاعات ناقص سوگیرانه ارائه کردهاند. برکت رضایی (1396: 35-37، 41) در اهمیت رسانه بیان میکند: زیارت اربعین میتواند همچون یک رسانه و نمادی از قدرت ژئوپلیتیک، نقشآفرینی کند و بازتاب درست آن در رسانهها، فرصتی نو برای جهان اسلام است. رسانههای بیگانه ابتدا به سانسور خبری پدیده اربعین پرداختند اما در سالهای بعد، با اشاره به موضوعات حاشیهای یا قاببندی آن، تنها بُعدی کوچک از این پدیده بزرگ را
نشان دادند. در سال 1395 نیز برخی با برچسب زدن و ادعای دروغ، با اربعین مواجه شدند. آینده را نمیتوان با این خطمشی خبری طی کرد؛ چرا که از طرفی ریزش مخاطب را به دنبال دارد و از طرفی، رسانههای جایگزین با پوشش اخبار و برطرف کردن نیاز مخاطب، رسانههای اصلی را مجبور به چنین پوششی میکنند. از اکنون باید ظرفیتهای قیام امام حسین (علیه السلام) و پیادهروی اربعین را به فراخور فرهنگها بازشناسی و تدوین کرد. در این باره، ساخت مستندهای هوشمند و خلاق و برنامهسازیهای تصویری باعث پیشرفت خواهد بود. متاسفانه در سالهای گذشته، ضعف علمی فضای رسانهای کشور و برخورد منفعلانه رسانههای بینالمللی، این پدیده را از داشتن پوشش رسانهای مناسب در جهان محروم کرده است. رسانههای غربی سعی دارند با پوشاندن اخبار و تصاویر پیادهروی بزرگ اربعین، از ارزش آن بکاهند. تأثیر بیشتر اربعین در بین سایر ملل و استفاده از فرصتهای رسانههای جهانی، نیازمند راهبردهایی است: حضور خبرنگاران خارجی در این مراسم میتواند منجر به القای باورهای مذهبی و سیاسی عامیانه، به جای اصول مذهبی صحیح شود. از طرفی، استفاده از امکانات خبرنگاران خارجی، شعاع درخشنده اربعین را چند برابر میکند. یافتن نقاط مشترک با عراق در تبلیغات مانند همکاری در مستندسازی بین ایران و عراق با اهداف مختلف و محور وحدت و مودت. برداشتن شکاف فکری عرب و عجم با اتصال یا ادغام هیئتهای مردمی ایران و عراق، که امری پسندیده خواهد بود. ارتقای رادیو اربعین با بخشهای انگلیسی، عربی، پاکستانی و... برای جذب مخاطبان غیرایرانی؛ همچنین برگزاری مسابقه عکس، داستاننویسی و مستندسازی در ایران، عراق و سایر کشورها با همیاری رایزنهای فرهنگی ایران و عراق. استفاده از تکنولوژی روز و نرمافزارهای مدرن مانند اپلیکیشنهای تلفن همراه، فیلمبرداری با پهباد، بنرهای دیجیتالی، انعکاس اخبار حضور ملتهای مختلف با پرچمهای رنگارنگ نیز پیشنهاد شده است. بعد از رسانه، و نقش شهرهای بینراهی، گردشگری مذهبی با 20 مورد بیشتر از بقیه مولفههای مربوط به اربعین مورد توجه پژوهشگران بوده است. جنبه گردشگری مذهبی مورد بررسی در پژوهشهای اربعین، به اهمیت امکانات رفاهی منطقه که در طی سالهای اخیر به
تدریج رو به بهبود است و همچنین چگونگی برپایی موکبها، نقش و مشارکتهای مردمی و طراحی و معماری مراکز اقامتی میان راهی پرداخته است. جعفری (1394) معتقد است: گردشگری مذهبی به طور عام در زندگی انسانها و به طور خاص در مورد مسلمانان اهمیت ویژهای پیدا کرده است؛ زیرا هدف اصلی از آن برقراری ارتباط معنوی بین انسان و زیارت او از اماکن مقدسه است. به طور کلی گردشگری مذهبی ارتقای اندیشه و تکامل روحی انسان را به دنبال دارد و موجب غنای فکری و معنوی میشود. در اسلام بر تمامی ابعاد گردشگری خصوصاً ابعاد معنوی آن تأکید شده است (نقل شده در: استاد علیدهقی، 1395). این دیدگاه پدیده اربعین را عامل مؤثر در توسعه فرهنگی در سطح ملی، منطقهای و بینالمللی بهشمار میبرد. گردشگری از شاخصههای ویژه در ایجاد صلح و ثبات منطقهای و افزایش تعاملات علمی و تکنولوژیکی است. غایت گردشگری مذهبی تجلی وحدت جوامع و تکامل ارزشها و آداب و سنن است. شهرسازی و معماری، ابعاد اجتماعی و جامعهشناختی، شیعیان و تشیع، زیرساختها و ابعاد فرهنگی از مولفههای مهم تبیین شده در پایاننامههای مورد مطالعه است. تنوع موضوع و مولفههای تبیین شده در جامعه مورد مطالعه نشان میدهد موضوع اربعین مهم است و از جنبهها و ابعاد مختلفی میتوان به نقش آن و همچنین مشکلات و چالشها با دید علمی و پژوهشی نگریست.
موسوی و بیات (1397: 111) معتقدند برای تاثیرگذاری بهتر و بیشتر آیین پیادهروی اربعین و همچنین جهت دستیابی به وضعیت مطلوب شایسته است، اقدامات زیر صورت بگیرد:
بینالمللی و تاسیس چند شبکه ماهوارهای در این خصوص جهت جذب هرچه بیشتر زائر؛ 5. تهیه تغذیه فرهنگی توسط نخبگان و ارائه به شرکتکنندگان جهت بصیرت افزایی و الگودهی سیاسی.
در پایان تذکر دو نکته ضرورتی اجتنابناپذیر است. یکی آسیبشناسی مراسم پیادهروی اربعین است. فامیل دردشتی و فروتن (1401: 80-81) معتقدند: بدون تردید مراسم با عظمتی مثل پیادهروی اربعین، که بهصورت خودجوش و مردمی صورت گرفته، در کنار نقاط قوت و ارزشمند آن، از آسیبهایی نیز رنج میبرد که باید برای آن فکری کرد و طرح درانداخت؛ تا این هیجان مقدس و حرکت ارزشمند بتواند بیش از پیش بهرههای بسیار فراوان فرهنگی، سیاسی، امنیتی و معنوی برای شیعیان؛ بلکه جهان اسلام، را با خود به ارمغان آورد. نکته دوم این است که خوشبختانه این مراسم هر سال باشکوهتر از سال پیش برگزار میشود؛ اما افزونبر نزدیک کردن قلوب شیعیان و تجلی توجه جهانیان به مذهب تشیع، همواره با هجوم وحشیانه دشمنان متعصب فرهنگی شیعی روبهرو بوده است؛ به طوری که بارها در کربلا و دیگر نقاط جهان، مراسم اربعین سالار شهیدان را به خاک و خون کشیدهاند. حملات نیروهای حکومتی در زمان حاکمیت حزب بعث و اقدامات تروریستی تکفیری پس از آن، که به شهادت زائران بسیاری انجامید، از آن جملهاند (زارع خورمیزی، 1393: 279). یعنی امنیت مراسم و زائران باید با دقت وحساسیت تمام رصد و تأمین گردد.
بررسیها نشان میدهد که صدها کتاب، مقاله، گزارش مکتوب و همچنین آثار متنوع دیداری شنیداری در مورد اربعین در ایران منتشر شده است. قطعا منابع اطلاعاتی متعدد و متنوعی نیز در کشور عراق منتشر شده است. برای استفاده از پژوهشهای انجام یافته تهیه چکیده دو زبانه فارسی و عربی برای تمام پژوهشها انجام شده بهویژه در ساختار و قالب مقاله و پایاننامهها پیشنهاد اول پدیدآورندگان این نوشتار است. پیشنهاد دوم راهاندازی ویکی/ دانشنامه/ پایگاه اطلاعات اربعین سه زبانه (عربی، انگلیسی و فارسی) تحت وب برای اطلاعرسانی کلیه منابع اطلاعاتی پژوهشی (کتابها، مقالهها، پایاننامهها)، گزارشها، اتفاقات، رویدادها، اشخاص، اطلاعات دیداری
شنیداری و... است. جلوگیری از پژوهشهای تکراری، شناسایی خلاءها و کمبودهای پژوهشی، تبادل اطلاعات، شناسایی پژوهشگران متخصص موضوعی، نمایاندن علمی اربعین در سطح بینالمللی، ارتباطات علمی، انجام کارهای عمیق و دقیق علمی و... بخشی از مزایای متعدد عملیاتی شدن این دو پیشنهاد است.
_ اباذری، عبدالرحیم (1393)، «پیادهروی اربعین حسینی در سیره و سخن بزرگان»، زیارت، ش19 و 20، تابستان و پاییز، ص149-168.
_ استادعلیدهقی، زهرا (1395)، «بررسی عوامل موثر در توسعه گردشگری مذهبی با تأکید بر اربعین با رویکرد FCM»، پایاننامه کارشناسیارشد مدیریت جهانگردی، گرایش بازاریابی، یزد، دانشگاه علم و هنر.
_ اسحاقی، پیمان (1387)، «مأخذشناسی اربعین حسینی»، خیمه، ش49 و 50، بهمن و اسفند، ص68- 72.
_ افتخاری، لاله (1398)، «نقش پیادهروی اربعین در تحقق تمدن نوین اسلامی با تأکید بر فرمایشات مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی)»، رهیافت فرهنگ دینی، س2، ش8، زمستان، ص31-57.
بد، مهدیه (1397)، «فهم تجربهزیسته زائران در پیادهروی اربعین_ سال 1395 (بسترها و زمینههای شکلگیری ابررویداد اربعین)»، باغ نظر، س15، ش65، بهمن، ص39- 48.
_ بد، مهدیه (1398)، «ابررویداد اربعین، جلوهای از گردشگری دینی»، مجله هنر و تمدن شرق، س7، ش23، بهار، ص5- 14.
_ برکت رضایی، روزبه (1396)، «اربعین با تأکید بر راهبردهای راهپیمایی اربعین»، زیارت، ش32، پاییز، ص35- 44.
_ پرویش، محسن (1398)، «بررسی ظرفیتهای تمدنسازی در جهان اسلام با تکیهبر پیادهروی اربعین»، تمدن اسلامی و دینپژوهی، س1، ش2، زمستان، ص30- 47.
_ «ثبت 10 پایاننامه دانشجویی با موضوع اربعین حسینی» (25 مهر 1397)، بازیابی شده
در 1 مرداد 1402 در: https://www.farsnews.ir/news/...
_ حسنالامیری، حسن (1399)، «راهپیمایی اربعین الحسینی علیهالسلام و مواضع رسانههای جمعی (العراقیه- الکوثر- بی.بی.سی)، پایاننامه کارشناسی ارشد، جامعه المصطفی العالمیه، موسسه آموزش عالی علوم و معارف.
_ حسینی جلالی، سیدمحمدرضا (1393)، «نقش اربعین در احیاء و گسترش نهضت امام حسین (علیه السلام)»، زیارت، ش19 و 20، تابستان و پاییز، ص35- 46.
_ الحطاب، فرج (1393)، «آداب و رسوم عزاداری اربعین در عراق امروز»، ترجمه محمدمهدی رضایی، زیارت، ش19 و 20، تابستان و پاییز، ص137- 148.
_ حمیدی، سعید (1400)، «تجلی عناصر تمدن اسلامی در پیاده روی اربعین، قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران»، مطالعات قدرت نرم، س11، ش4 (پیاپی27)، زمستان، ص55- 83.
_ خاکی، محمد و قاسم فسید حسینی (1399)، «نقش راهپیمایی اربعین حسینی در ایجاد تمدن نوین اسلامی»، معارف حسینی، ش19، پاییز، ص93- 113.
_ زارع خورمیزی، محمدرضا (1393)، «اربعینهای خونین (نگاهی به برخی از حملات خونین به مراسم اربعین حسینی در دوره معاصر)»، زیارت، ش 19 و 20، تابستان و پاییز، ص279-298.
سامانی، سیدمحمود (1397)، «کارکردهای سیاسی _ اجتماعی و_ فرهنگی اربعین حسینی»، زیارت، ش35، تابستان، ص37- 55.
_ شراهی، اسماعیل و محمدمهدی ذوالفقارزاده کرمانی (1398)، «واکاوی ادراک زائران از رفتار خادمان در اربعین: روایتی مردمشناختی از پدیده عظیم پیادهروی اربعین»، دین و ارتباطات، س26، ش1 (پیاپی 55)، بهار و تابستان، ص115- 148.
_ طاهرخانی، عبدالله و همکاران (1400)، «جنبش اجتماعی و قدرت نرم مسلمانان در راهپیمایی اربعین (نگاهی به اثرات سیاسی و بینالمللی مراسم پیادهروی اربعین)»، مطالعات میان فرهنگی، س16، ش48، پاییز، ص9-30.
_ طباطبائی، سیدمحمد و همکاران (1401)، «قدرت نرم جبهه مقاومت: واکاوی قدرت
رسانهای راهپیمایی اربعین»، مطالعات قدرت نرم، س12، ش2 (پیاپی 29)، تابستان، ص233- 257.
_ عندلیبی، رضا (1395)، «زیارت اربعین از دیدگاه فقه»، زیارت، ش27، تابستان، ص5-32.
_ فامیل دردشتی، احمدرضا و علیاصغر فروتن (1401)، «تأملاتی درون دینی بر پیادهروی اربعین»، پاسخ، س7، ش26، تابستان، ص69-84.
_ کاظمی، سیدآصف (1401)، «گردشگری دینی و مسئله همگرایی جهان اسلام»، مطالعات تاریخی امت اسلامی، س5، ش9، بهار و تابستان، ص103-130.
_ متقی، افشین و رضا ملاحسین اردکانی (1399)، «تبیین جایگاه و نقش اربعین در ارتقای پرستیژژئوپلیتیکی تشیع»، نگرشهای نو در جغرافیای انسانی، س12، ش3، تابستان، ص93- 112.
_ مرادزاده، علی (1396)، زائران ایرانی و عراقی اربعین حسینی در سنجش آمریکاییها: نقد و بررسی گزارش نظرسنجی میدانی مشترک دانشگاه ماساچوست آمریکا و دانشگاه علوم سیاسی کوفه، تهران، ناد.
_ مریجی، شمسالله (1401)، «تبیین جامعهشناختی زیارت اربعین و کارکردهای اجتماعی آن»، اسلام و مطالعات اجتماعی، س10، ش 38، ص8-32.
موسوی، سیدمحمد و رضا بیات (1397)، «کاوشی در آیین_ پیادهروی اربعین حسینی و اثرگذاری کارکردهای اجتماعی و سیاسی آن»، نامه فرهنگ و ارتباطات، س3، ش1 (پیاپی 5)، پاییز و زمستان، ص93-116.
_ نجفی، حافظ (1397)، «دستاوردهای اخلاقی پیادهروی اربعین (با رویکرد بر اخلاق حسینی)»، زیارت، ش35، تابستان، ص65- 84.
_ نصر اصفهانی، اباذر (1393)، «مأخذشناسی اربعین»، زیارت، ش19 و 20، تابستان و پاییز، ص419- 428.
_ همایون، محمدهادی و مهدیه بد (1395)، «تبیین ابعاد معنوی اربعین بهعنوان ابررویداد گردشگری مذهبی»، مسجد و مهدویت، ش2، پاییز و زمستان، ص47-64.
علی فارسی مدان(1)
تاریخ دریافت: 27/02/1403 تاریخ پذیرش: 21/06/1403
چکیده
یکی از افراد سنگدلی که در کربلا حضور داشت، اسحاق بن حَیْوَةَ بود. او پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) پیراهن آن حضرت را از تن مبارک ایشان درآورد و به دستور عمر بن سعد، داوطلبانه به همراه نه تن دیگر بر بدن امام (علیه السلام) با اسب تاخت. این کار آنها موجب شکسته شدن استخوانهای امام حسین (علیه السلام) شد. علل انحراف ابن حیوه در دو عامل به «مولود حرام» و «لقمه حرام» برمیگردد. بنابر گزارشهای تاریخی، ایشان با پوشیدن پیراهن حضرت به بیماری برص مبتلا شد و موهای بدنش ریخت و سرانجام به دست مختار ثقفی به هلاکت رسید.
کلیدواژهها: اسحاق بن حَیْوَةَ، پیراهن امام حسین (علیه السلام)، واقعه عاشورا.
1) . استادیار گروه حقوق و فقه مقارن، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران. a.farsi@urd.ac.ir
واقعه عاشورا یکی از حوادث مهم اما تلخ و فراموشنشدنی در طول تاریخ است. حادثهای که مصیبتی بزرگ در آسمانها و درزمین و اعظم عزا در اسلام است: «أَنْ یُعْطِیَنِی بِمُصَابِی بِكُمْ أَفْضَلَ مَا یُعْطِی مُصَاباً بِمُصِیبَتِهِ مُصِیبَةٍ مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِیَّتَهَا فِی الْإِسْلَامِ وَ فِی جَمِیعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض» (طوسى، 1411: 2/775). این واقعه جانگداز دارای دو روی سکه متفاوت اما درسآموز است. براین اساس عاشوراپژوهان همواره در بررسی حادثه کربلا به تمام زوایای مختلف آن توجه میکنند. زیرا کربلا به مثابه مدرسهای است که در آن مملو از معارف، درسها و عبرتها است. برخی از عبرتها و درسها به دلیل تقابل جریان حسینی و یزیدی که نماد حق و باطل هستند، دو چهره متفاوت را به جهانیان نشان دادند. در جبهه حق که علمدار آن امام حسین (علیه السلام) است، جهان شاهد تابلویی زیبا و اثرگذار است که در آن جلوههایی از سعادت، خداخواهی، معنویت، گذشت، ایثار، آزادگی و توحیدمداری متبلور شده است. در سویی دیگر، یزید بهعنوان نماد باطل، معنای واقعی کفر، تکبر، خودخواهی، رویگردانی از حق و حقیقت و دنیاخواهی را برای همگان ترسیم کرد. بنابراین عاشوراپژوهان در کنار معرفی امام حسین (علیه السلام) و معارف عاشورا از تبیین مکتب فکری، عقائد و انحرافات یزید غفلت نکردند. حتی به جرأت میتوان گفت شناخت دشمن و مبانی فکری آنان در معرفت انسان نسبت به جریان حق کمک شایانی میکند.
پژوهش حاضر بر آن است تا با گردآوری اطلاعات و منابع کتابخانهای و به روش توصیفیتحلیلی به جنبه دیگر حادثه عاشورا یعنی دشمنشناسی بپردازد. دشمنان امام حسین (علیه السلام)؛ به نوعی میتوانند برای انسان عبرتآموز و درسآموز باشند؛ زیرا چرایی و علل انحراف آنان میتواند در جلوگیری از انحراف کمک بسزایی کند و انسان را به سعادت و خوشبختی برساند. این مقاله در میان دشمنان امام حسین (علیه السلام) درصدد است به بررسی حضور إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ در کربلا بپردازد زیرا نقش وی در کربلا مهم و در بسیاری از جنایات سهیم بود. دو جنایت وی یعنی غارتگری پیراهن امام حسین (علیه السلام) و تاختن بر بدن مطهر ایشان بسیار سهمگین و تلخ است.
بسیاری از محدثین شیعه (مفید، 1413: 2/112؛ طبرسى، 1417: 1/469؛ ابن شهر آشوب، 1379: 4/77؛ حسینى موسوى، 1418: 2/323؛ مجلسى، 1403: 44/198) و مورخین اهل سنت (ابن خلدون، 1363: 2/36؛ طبری، 1387: 5/454؛ ابن أثیر، 1385: 4/80؛ مسعودی، 1409: 3/62) قائل هستند که نام وی اسحاق بوده است.
بررسی متون روایی و تاریخی حاکی از آن است که نام پدر اسحاق با اسامی مختلفی ثبت و ضبط شده است:
حَیْوَةَ: بسیاری از محدثین شیعه (مفید، 1413: 2/112؛ طبرسى، 1417: 1/469؛ ابن شهر آشوب، 1379: 4/77؛ حسینى موسوى، 1418: 2/323؛ مجلسى، 1403: 44/198) و مورخین اهل سنت (ابن خلدون، 1363: 2/36؛ طبری، 1387: 5/454؛ ابن أثیر، 1385: 4/80؛ مسعودی، 1409: 3/62) پدر وی را حَیْوَةَ (بفتح حاء و سکون و فتح واو) ذکر کردهاند.
حُوَیَّةَ: برخی دیگر نام پدر را حُوَیَّةَ نوشتهاند (طبرسى، 1390: 250؛ ابن طاووس، 1348: 129؛ ابن نما، 1406: 76).
حُوَی: ابن شهر آشوب (1379: 4/111) نام پدر را حُوَی آورده است. به نظر میرسد، ضبط ایشان درست و دقیق نباشد زیرا در جای دیگر کتاب با بیشتر محدثین شیعه همراه است و حَیْوَةَ را ذکر کرده است (همان، 4/77).
حیاه: بلاذرى (1417: 3/204) در أنسابالأشراف نام پدر را حیاه آورده است.
حریه: در بعضی نسخهها إِسْحَاقُ بْنُ حریه آمده است (ابن طاووس، 1348: 135). به نظر میرسد حریه اشتباه باشد چنانکه در همان نسخه داخل گیومه [حُوَیَّةَ] نیز نوشته شده است (همان).
با توجه به قرائن مکتوب بیشتر نویسندگان، روشن میگردد، قول مشهور آن است که
إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ درست باشد. زیرا برخی محدثین از آنجایی که اطلاعات دقیق و درستی از پدر اسحاق در تاریخ ندارند به طُرق مختلف نوشتهاند. به طور مثال طبرسی (1417: 1/469) در إعلام الورى بأعلام الهدى در نسخه چاپ آل البیت،«حیوه» آورده و در نسخه چاپ اسلامیه، «حُوَیَّةَ» نوشته است (طبرسى، 1390: 250). بنابراین احتمال تصحیف فراوان است.
علتهای انحراف اسحاق و شرکت در کربلا را باید در مسائل اعتقادی و ویژگیهای منحصر به فرد اینگونه افراد جستجو کرد. بنابر روایات تاریخی دو عامل مهم و بنیادین در این امر قابل بررسی و تأمل است:
تربیت درست دینى و روابط مشروع خانوادگى، سهم مهمی در سلامت اجتماعی و عاقبتبخیری افراد دارد. هر چند که انتخاب راه خوب و درست، برای همه انسانها آزاد است؛ اما برخی عوامل سبب میشود که افراد، راه درست را گم کرده به سوی گمراهی، دوزخ و کفر بشتابند. مولود حرام از جمله این موارد است. چنانکه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلْیَحْمَدِ اللَّهَ تَعَالَى عَلَى أَوَّلِ النِّعَمِ قِیلَ وَ مَا أَوَّلُ النِّعَمِ قَالَ طِیبُ الْوِلَادَةِ وَ لَا یُحِبُّنَا إِلَّا مَنْ طَابَتْ وِلَادَتُهُ وَ لَا یُبْغِضُنَا إِلَّا مَنْ خَبُثَتْ وِلَادَتُهُ؛ هر کس که ما خاندان را دوست مىدارد باید خدا را بر نخستین نعمت سپاس گوید، عرض شد: اوّلین نعمت چیست؟ فرمود: حلالزاده بودن، و ما را دوست نمىدارد مگر شخصى که نطفه او پاک است، و با من کینهورزى نمىنماید مگر کسى که حرام زاده است» (صدوق، 1403: 161).
نتیجه مولود حرام را میتوان در بروز واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (علیه السلام) مشاهده کرد. چنانچه مسعودى (1426: 86) در إثبات الوصیه آورده است: «و کان الذی تولّى قتله ولد الزنا، و کذلک روی فیمن تولى قتل الحسین بن علی علیه السّلام من ابن مرجانه و غیره کانوا أولاد زنا؛ آن کسى که متولى قتل یحیی علیه السّلام شد زنا زاده بود و درباره قاتل
امام حسین علیه السّلام که از طرف ابن مرجانه بود نیز روایت شده که او و قتله دیگر (شهداى کربلا) از اولاد زنا بودهاند». در مثالی دیگر، امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا خطاب به شمر فرمود: «یَا ابْنَ رَاعِیَةِ الْمِعْزَى أَنْتَ أَوْلى بِها صِلِیًّا؛ اىپسر چوپان بُز چران! تو به آتش افروخته دوزخ سزاوارترى» (بلاذرى، 1417: 3/187؛ مجلسى، 1403: 45/5). چنانچه از خطاب حضرت سیدالشهداء به مادر شمر با عبارت «یَا ابْنَ رَاعِیَةِ الْمِعْزَى» معلوم مىشود، وی به دنائت فطرت و خبث ذات معروف بوده است (تهرانی، 1376: 1/267).
گزارش تاریخی در مورد غارتگر پیراهن امام حسین (علیه السلام) و افرادی که بر بدن مطهر ایشان با اسب تاختند، آمده است که این افراد مولود حرام و ارتباط نامشروع بودند. ابن طاووس (1348: 136) نقل میکند: ابو عمر(1)زاهد میگوید: «فَنَظَرْنَا إِلَى هَؤُلَاءِ الْعَشَرَةِ فَوَجَدْنَاهُمْ جَمِیعاً أَوْلَادَ زِنَاءٍ؛ درباره این ده نفر(2)نگریستیم و یافتیم که همگان زنازادهاند». در فرازی از زیارت امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا آمده است: «وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِی أُمَیَّةَ قَاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِك؛ خدا لعنت کند خاندان زیاد و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنى امیه را همگى و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را. خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمى را که اسبها را زین کردند و دهنه زدند و به راه افتادند براى پیکار با تو» (طوسى، 1411: 2/774). در فراز «وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ»، مراد از ابن مرجانه؛ ابن زیاد است و ذکر او بعد از آل زیاد و بنى امیه به جهت خصوصیت او در قتل سیدالشهداء است. مجلسى
1) . غُلام ثَعْلَب (261-345ق/875-957م): محمد بن عبد الواحد بن أبي هاشم، أبو عمر الزاهد المطرز الباوردي، المعروف بغلام ثعلب: أحد أئمه اللغه، المکثرين من التصنيف. کانت صناعته تطريز الثياب (زرکلى، 1989: 6/254). بنابراین او محمّد بن عبدالواحد بن أبى هاشم مطّرز باوردى معروف به غلام ثعلب بود که یکى از پیشوایان لغت است و با ثعلب نحوى مصاحبت نموده و تصنیفات زیاد دارد. وفات او در بغداد به سال 345ق بود.
2) . این ده نفر عبارتنداز: إِسْحَاقُ بْنُ حرية [حُوَيَّةَ]؛ أَخْنَسُ بْنُ مَرْثَدٍ؛ حَكِيمُ بْنُ طُفَيْلٍ السِّنْبِسِيُّ؛ عُمَرُ بْنُ صَبِيحٍ الصَّيْدَاوِيُّ؛ رَجَاءُ بْنُ مُنْقِذٍ الْعَبْدِيُّ؛ سَالِمُ بْنُ خُثَيْمَةَ الْجُعْفِيُّ؛ وَاحظُ بْنُ نَاعِمٍ؛ صَالِحُ بْنُ وَهْبٍ الْجُعْفِيُّ؛ هَانِي بْنُ شَبَثٍ الْحَضْرَمِيُّ؛ أُسَيْدُ بْنُ مَالِكٍ (ابن طاووس، 1348: 136).
احتمال داده که به جهت خبث مولد او باشد. ... بنىامیه همه حرامزاده بودهاند. و اضافه او به مرجانه به جهت مزید انتقاص و تعییر و مذمتاوست، تا حال پدر و مادر او معلوم شود. مرجانه از زوانى معروفه بوده و در شعر سراقه باهلى مىگوید:
لعن اللّه حیث حلّ زیادا *** و ابنه و العجوز ذات البعول
جماعتى گفتهاند، مراد از عجوز ذات البعول [پیرزنى که داراى شوهران متفاوت است] مرجانه است و ظاهر عبارت مروی در رجال شیخ کشى در مورد میثم تمار آمده است: «یقتله العتل الزّنیم ابن الامة الفاجره(1)مىکشد او را شکمخواره لئیم و متهم در نسب، پسر کنیز زناکار» نیز این است. در خطبه عاشورا نیز مروی است: «الا و انّ الدّعى ابن الدّعى قد رکزلنا بین اثنتین...».(2)این عبارت صریح است که ابن زیاد هم خود ولد الزناست و هم پدرش (تهرانی، 1378: 1/261-262).
گزارشها و مستندات تاریخی واقعه عاشورا بیانگر آن است که لقمه حرام تأثیر فراوانی در انحرافات اعتقادی و عدم پذیرش حق و گرویدن به باطل دارد. چنانکه امام حسین (علیه السلام) از فرصتهای مختلف برای جلوگیری از انحراف آنان استفاده کرد و خطای بزرگ آنان در مقابله به امام و امامت را متذکر شد اما این سخنان برای بسیاری از آنان قابل قبول نبود و گوشی برای را شنیدن و قلبی برای پذیرش نداشتند زیرا شکمهای آنان از مال حرام پر شده بود: «وَیْلَكُمْ مَا عَلَیْكُمْ أَنْ تُنْصِتُوا إِلَیَّ فَتَسْمَعُوا قَوْلِی وَ إِنَّمَا أَدْعُوكُمْ إِلَى سَبِیلِ الرَّشَادِ فَمَنْ أَطَاعَنِی كَانَ مِنَ الْمُرْشَدِینَ وَ مَنْ عَصَانِی كَانَ مِنَالْمُهْلَكِینَ وَ كُلُّكُمْ
1) . عبارت درست این است: «... لَيَأْخُذَنَّكَ الْعُتُلُّ الزَّنِيمُ ابْنُ الْأَمَةُ الْفَاجِرَةُ عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ زِيَادٍ ...» (کشى، 1409: 85).
2) . این عبارت با دو تعبیر مختلف آمده است: الف) ««أَلَا وَ إِنَ الدَّعِيَ ابْنَ الدَّعِيِ قَدْ رَكَزَ مِنَّا بَيْنَ اثْنَتَيْن ...»؛ (ابن شعبه، 1404: 241). ب) «أَلَا وَ إِنَ الدَّعِيَ ابْنَ الدَّعِيِ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْن...» (ابن طاووس، 1348: 97؛ ابن نما، 1406: 55). در اینجا به اختصار ترجمه عبارت امام (علیه السلام) چنین میشود: «هان! این حرامزاده پسر حرامزاده مرا میان دو چیز مخیّر کرده است: میان شمشیر و تن دادن به خوارى. و هیهات که ما تن به ذلّت و خوارى دهیم. خدا و رسول او و مؤمنان و دامنهاى پاک و مطهّر[ى که ما در آن پرورش یافته ایم] و دلهاى غیرتمند و جانهاى بزرگمنش، این را بر ما نمىپذیرند که فرمانبرى از فرومایگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجیح دهیم...».
عَاصٍ لِأَمْرِی غَیْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلِی فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَیْلَكُمْ أَ لَا تُنْصِتُون؛ واى بر شما! چه باعث شده است که ساکت نمىشوید و گوش به سخن من نمىدهید تا سخن مرا بشنوید؟ به درستى من شما را به جز راه راست و رستگارى هدایت و دعوت نمىکنم، پس هر کس مرا اطاعت کند از رستگاران و هدایت یافتهگان مىگردد و هر کس امر مرا عصیان و مخالفت نماید، از هلاک شدگان و گمراهان مىباشد، همه شما به امر من مخالفت مىکنید و قول مرا گوش نمىدهید، به تحقیق شکمها و بطون شما از غذاهاى حرام پر شده است و قلوب شما را به مهر شقاوت و ضلالت مهر زدهاند، واى بر شما! آیا هیچ انصاف نمىکنید؟ آیا به سخن من گوش نمىدهید؟» (مجلسى، 1403: 8/45).
تزریق مال حرام از زمان عبیدالله بن زیاد شروع شد. کوفیان با مال و لقمه حرام آلوده شدند. اینان در ابتدا مسلم بن عقیل را تنها گذاشتند و او را به سمت شهادت سوق دادند. ابو مخنف کوفى (1417: 124-125) در این رابطه نوشته است: «اشراف مردم نزد ابن زیاد مىآمدند، عبید الله بن زیاد، کثیر بن شهاب بن حصین حارثى را خواست، به او دستور داد با یاران مذحجى به کوفه برود و مردم را وادار به جدایى از مسلم بن عقیل کند، ... به شبث بن ربعى گفت: میان مردم بروید و افراد مطیع را به افزوده شدن [عطا و حقوق] و ارزش و احترامشان نوید بدهید، و افراد عاصى [و سرکش] را از محرومیت و مجازات بترسانید، و به آنها اعلام کنید لشکریان شام به سویشان به راه افتادهاند. کثیر بن شهاب شروع به سخن کرد گفت: اى مردم به خانوادههایتان ملحق شوید در برپایى شر شتاب نکنید و خودتان را به کشتن ندهید، هان اینها لشکریان، امیرالمؤمنین یزید هستند که به طرف [کوفه] مىآیند. امیر با خدا عهد بست چنانچه بر جنگ با او باقى ماندید و تا غروب برنگشتید، زن و بچهتان را از عطا محروم کند«.
در یک گزارش تاریخی آمده است، مجمّع بن عبد اللّه العائذی که توانست خود را از کوفه به امام حسین (علیه السلام) برساند؛ وضعیت کوفه را برای امام (علیه السلام) چنین توصیف کرد: «أمّا أشراف الناس فقد اعظمترشوتهم و ملئت غرائرهم، یستمال ودّهم و یستخلص به نصیحتهم، فهم ألب واحد علیک! و أمّا سائر الناس بعد فانّ أفئدتهم تهوی إلیک و
سیوفهم غدا مشهوره علیک!؛ به اشراف مردم رشوه کلانى داده شده و کیسههایشان پر گردیده تا دلشان بدست آید، و کاملا خیر خواه و دلداده آنها شوند، و لذا آنها بر علیه شما یکدست شدهاند أما بقیه مردم دلهایشان به سوى شما تمایل دارد ولى شمشیرهایشان فردا بر علیه شما برهنه خواهد گردید» (همان، 174).
شهادت امام حسین (علیه السلام) بیانگر یک حقیقت بزرگ است که به همگان هشدار میدهد رعایت سبک زندگی اسلامی یک ضرورت مهم و اساسی است. به عبارت دیگر اعمال و رفتار هوسآلود و شهوتآلود انسان، آثار زیانبار و مُخربی برجای میگذارد. بر این اساس رعایت برخی دستورهای دینی مانند: رعایت اصول حجاب، عفاف، عفت، حیا و مراعات روابط محرم و نامحرم و نظایر آنها باعث رونق گرفتن زندگی اسلامی شده و انسان را از خطرها و فتنهها در امان میدارد. این عبرت اخلاقی عاشورا در ماجرای شهادت امام حسین (علیه السلام) و یاران باوفایش مشهود است. به طور مثال حضرت علی اکبر (علیه السلام) در رجز خود در روز عاشورا فرمودند:
أنا علیّ بن حسین بن علی *** نحن و ربّ البیت اولى بالنّبی
تاللّه لا یحکم فینا ابن الدّعی(1)
و یا هنگامی که عبداللّه بن حسن (علیه السلام) در مقام دفاع از امام حسین (علیه السلام) ضربه شمشیر را به جان خرید، خطاب به قاتل فرمود: «وَیْلَكَ یَا ابْنَ الْخَبِیثَةِ أَ تَقْتُلُ عَمِّی؛ واى بر تو اى فرزند زن ناپاک آیا عمویم را مىکشى؟» (ابن طاووس، 1348: 122).
در عصر امام حسین (علیه السلام)، بدخواهان و دشمنان میکوشیدند از ضعف اقتصادی افراد نهایت استفاده را ببرند و با لقمه حرام آنان رابه سمت خود متمایل سازند. به طور مثال در روایات آمده است، معاویه تلاش میکرد تا نقطه ضعف اقتصادی پیدا کرده و از آن بهرهای ببرد. برای همین منظور معاویه با گماردن جاسوسان فراوانى سعی کرد تا از
1) . ترجمه: من على بن حسین بن على هستم، به پروردگار خانه کعبه قسم، که ما به [جانشینى] پیامبر از دیگران سزاوارتریم، به خدا قسم، آن زنازاده نخواهد توانست بر ما حکومت کند (ابومخنف کوفى، 1417: 242).
جزئیات زندگى خصوصى امام حسین (علیه السلام) شناخت پیدا کند. در یکی از گزارشهای جاسوسان متوجه شد، امام حسین (علیه السلام) به خاطر بخشندگى و سخاوت فراوان، زیر بار قرض رفته است (شاوی، 1386: 1/232). معاویه فرصت را غنیمت شمرد و به آن حضرت نامه نوشت که قصد دارد چاه «اَبونَیْزر» را که امیرالمؤمنین (علیه السلام) با دست خودش حفر کرده و بر مستمندان مدینه و در راه ماندگان وقف کرده بود، از او بخرد و آن نامه را با دوهزار دینار فرستاد. امام حسین (علیه السلام) از فروش آن سرباز زد و فرمود: پدرم آن را صدقه داد تا خداوند او را بهخاطر آن از آتش دوزخ حفظ کند و من بههیچ قیمتى آن را نمىفروشم (نک. ابن حجر، 1415: 7/343؛ یاقوت حموی، 1995: 4/176).
إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ یکی از افراد سنگدلی است که در کربلا حضور داشت. بنابر آیه شریفه «وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ» (مائده/2) همراهی و حضور در سپاه دشمن و مقابله با امام (علیه السلام) جرم و جنایتی بزرگ است. در گزارشهای تاریخی إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ جنایات بزرگی در کربلا انجام داد که در ذیل به آن پرداخته میشود:
یکی از جنایات إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ در کربلا؛ غارت پیراهن امام حسین (علیه السلام) بود. با بررسی و تحقیق در منابع روایی و تاریخی روشن شد، چهار قول متفاوت از اینکه چه کسی به این کار مبادرت ورزیده است، وجود دارد:
بیشتر محدثین و مورخین، اسحاق را مسئول این تجاوز و جنایت بزرگ میدانند. در مورد نام پدر ایشان اختلاف نظر وجود دارد. برخی إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ (مفید، 1413: 2/112؛ حسینى موسوى، 1418:2/323) و برخی إِسْحَاقُ بْنُ حُوَیَّةَ (ابن طاووس، 1348: 129؛ ابن نما حلى، 1406: 76) ذکر کردهاند. در کتاب إعلام الورى بأعلام الهدى در نسخه آل البیت نام إسحاق بن حیوه (طبرسى، 1417: 1/496) و در نسخه اسلامیه نام إِسْحَاقُ بْنُ حُوَیَّةَ (طبرسى، 1390: 250) آمده است. مورخین اهل سنت روی نام إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ اتفاق نظر
دارند (طبری، 1387: 5/455؛ ابن أثیر، 1385: 4/80؛ بلاذرى، 1417: 3/204). بنابراین پیراهن امام حسین (علیه السلام) را عنصر گمراهى به نام «إسحاق بن حیوه» از پیکر مبارکش بیرون آورد و به غارت برد.
ابن شهر آشوب (1379: 4/111) در مناقب آل أبی طالب علیهم السلام و حسینى موسوى (1418: 2/323) در تسلیه المُجالس و زینه المَجالس، قائل به تفصیل هستند. بدین گونه که قمیص(1)امام حسین (علیه السلام) را إِسْحَاقُ بْنُ حُوَیٍ (ابن شهر آشوب، 1379: 4/111) یا إسحاق بن حیوه (حسینى موسوى، 1418: 2/323) و ثوب(2)امام حسین (علیه السلام) را جَعُونَةُ بْنُ حُوَیَّةَ به غارت برده است. بهنظر میرسد با توجه به اینکه در گذشته پیرامون نام پدر اختلاف وجود داشت و این اسامی آنجا ذکر شده بود، احتمال تصحیف وجود دارد و هر دو نفر یکی باشند.
برخی از محدثین قائلند پیراهن مبارک امام حسین (علیه السلام) را شخصی به نام جَعُوبَةُ بْنُ حُوَیَّةَ الْحَضْرَمِیُّ غارت کرد (ابن شهر آشوب، 1379: 4/57؛ مجلسى، 1403: 45/302). به نظر میرسد تصحیفی صورتگرفته است؛ زیرا به طور مثال ابن شهر آشوب مازندرانى، در جلد چهارم، صفحه57 نام جَعُوبَةُ بْنُ حُوَیَّةَ الْحَضْرَمِیُّ را ذکر کرده و در صفحه 111 میآورد: قَمِیصَ امام حسین (علیه السلام) را إِسْحَاقُ بْنُ حُوَیٍ وَ ثَوْبَ ایشان را جَعُونَةُ بْنُ حُوَیَّةَ الْحَضْرَمِی غارت کردهاند.
1) . قَمِيصُ به معنای پیراهن است (راغب اصفهانى، 1374: 248). مؤلف التحقیق فی کلمات القرآن الکریم میگوید: «لباسی است که پوست را میپوشاند و به آن پیراهن میگویند و جامهای است که پوست انسان را میپوشاند» (مصطفوى، 1368: 9/319).
2) . ثَوْب دراصل به معنای بازگشت چیزى است به حالت اوّلیهاش، که قبلا بر آن وضع و حالت قرار داشته یا بازگشت به حالتى و مقصودى که برایش در نظر گرفته شده است (راغب اصفهانى، 1374: 1/367- 368). ثوب به معنى لباس است، لباس را بدان جهت ثوب گویند که بافته شده و به حالتی که در نظر بود، رجوع کرده است زیرا در ابتدا از بافتن پارچه، لباس در نظر بود (قرشى بنایى، 1412: 1/321).
ابن اعثم (1411: 5/119) غارتگر پیراهن امام حسین (علیه السلام) را جعفر بن الوبر الحضرمی برشمرده و مینویسد: «و تقدم إلیه رجل من بنی تمیم یقال له الأسود بن حنظلة و أخذ سیفه، و تقدم إلیه جعفر بن الوبر الحضرمی فأخذ قمیصه فلبسه؛ چون امیرالمؤمنین حسین بن على (علیه السلام) به درجه شهادت فایز شد، شخصى از بنى تمیم، به نام أسود بن حنظله شمشیر حسین (علیه السلام) برگرفت و جعفر بن الوبر الحضرمی جامه از تن مبارک آن حضرت بیرون کرد و پوشید».
به نظر میرسد، از میان اقوال چهارگانهای که مطرح شد، قول نخست یعنی غارت پیراهن امام حسین (علیه السلام) توسط إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ درستتر باشد.
یکی دیگر از جنایات بزرگ إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ، تاختن با اسب بر بدن مطهر امام حسین (علیه السلام) بود. این فاجعه یکی از مصیبتهای بزرگ عاشورا محسوب میشود. ابن طاووس (1348: 135) اسامی ده ملعونی که بر بدن مطهر حضرت تاختند چنین برمیشمرد: «اسحاق بن حوبه، اخنس بن مرثد، حکیم بن طفیل سبیعى، عمر بن صبیح صیداوى، رجاء بن منقذ عبدى، سالم بن خیثمه جعفى، صالح بن وهب جعفى، واحظ بن غانم، هانى بن شبیت حضرمى، اسید بن مالک». در این قسمت به خاطر اهمیت این فاجعه، گزارشهای تاریخی آن را ابتدا از منظر اهل سنت اشاره میکنیم:
ابن خلدون (1363: 2/36) در کتاب دیوان المبتدأ و الخبر فى تاریخ مینویسد: «عمر بن سعد اصحاب خود را فرمان داد تا اسب بر بدن او بتازند. از آن میان اسحاق بن حیوه الحضرمى و چند تن دیگر این کار به عهده گرفتند».طبری (1387: 5/454) در تاریخ الأمم و الملوک میگوید: «ان عمر بن سعد نادى فی اصحابه: من ینتدب للحسین و یوطئه فرسه؟ فانتدب عشره: منهم إسحاق بن حیوه الحضرمى، ... و احبش بن مرثد بن علقمه ابن سلامه الحضرمى، فاتوا فداسوا الحسین بخیولهم؛ عمر بن سعد میان یاران خود ندا داد: چه کسى داوطلب مىشود که با اسب بر حسین بتازد؟ ده کس داوطلب شدند از جمله اسحاق بن حیوه حضرمى... و اخنس بن
مرثد که بیامدند و با اسبان خویش حسین را لگد کوب کردند».
ابن أثیر (1385: 4/80) در کتاب الکامل فی التاریخ همچون طبری آورده است: «ثمّ نادى عمر بن سعد فی أصحابه من ینتدب إلى الحسین فیوطئه فرسه، فانتدب عشره، منهم إسحاق بن حیوه الحضرمیّ؛ عمر بن سعید ندا داد هر که بخواهد آماده شود که پیکر حسین را زیر سم ستور خرد کند بیاید. ده سوار داوطلب شدند که اسحق بن حیوه حضرمى یکى از آنها بود».
مسعودی (1409: 3/63) نیز در مروج الذهب و معادن الجوهر مینویسد: «و أمر عمرو بن سعد أصحابه أن یوطئوا خیلهم الحسین، فانتدب لذلک إسحاق بن حیوة الحضرمی فی نفر معه، فوطئوه بخیلهم؛ عمر بن سعد به یاران خود دستور داد تا با اسب بر پیکر حسین برانند. و براى این کار اسحاق بن حیوة حضرمى و چند تن دیگر مأمور شدند. پس با اسب بر پیکر او راندند».
محدثین شیعه نیز از این حادثه مهم و تلخ غفلت نکرده و بدان پرداختهاند. به طور مثال ابومخنف کوفى (1417: 258) نیز گزارش مورخین را تأیید نموده و مینویسد: «ثم إنّ عمر بن سعد نادى فی أصحابه: من ینتدب للحسین و یوطئه فرسه! فانتدب عشره، منهم: اسحاق بن حیوة الحضرمی، و احبش بن مرثد الحضرمی فأتوا فداسوا الحسین [علیه السّلام] بخیولهم؛ سپس عمر بن سعد در میان یارانش فریاد زد: چه کسى داوطلب مىشود با اسبش حسین را لگدمال کند! [بر حسین اسب بتازاند؟!] ده نفر قبول کردند. از جمله: اسحاق بن حیوه حضرمى و احبش بن مرثد حضرمی آمدند و بدن امام حسین [علیه السّلام] را با اسبهایشان لگدمال کردند». سایر محدثین شیعه نیز تاختن اسب بر بدن مطهر امام حسین (علیه السلام) توسط إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ را ذکر کردهاند که به طور نمونه میتوانبه کتابهای الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد (مفید، 1413: 2/113)؛ إعلام الورى بأعلام الهدى (طبرسی، 1390: 250)؛ اللهوف على قتلى الطفوف (ابن طاووس، 1348: 134-135)؛ تسلیه المجالس و زینه المجالس (مقتل الحسین علیه السلام) (حسینى موسوى، 1418: 2/326) و بحار الأنوار (مجلسى، 1403: 45/59) اشاره کرد. در اثر این جسارت بزرگ (تاختن با اسب بر بدن مطهر امام (علیه السلام))، استخوانهای حضرت شکسته شد. گزارشهای
تاریخی به این موضوع اشاره کردهاند:
طبری (1387: 5/455) مینویسد: «ثم ان عمر بن سعد نادى فی اصحابه: من ینتدب للحسین و یوطئه فرسه؟ فانتدب عشره: ... فداسوا الحسین بخیولهم حتى رضوا ظهره و صدره؛ آنگاه عمر بن سعد میان یاران خود ندا داد: چه کسى داوطلب مىشود که با اسب بر حسین بتازد؟ ده کس داوطلب شدند... و با اسبان خویش حسین را لگد کوب کردند چندان که پشت و سینه او را در هم شکستند». ابن أثیر (1385: 4/80) همین مضمون را آورده و میگوید: «ثمّ نادى عمر بن سعد فی أصحابه من ینتدب إلى الحسین فیوطئه فرسه، فانتدب عشره، منهم إسحاق بن حیوه الحضرمیّ، فأتوا فداسوا الحسین بخیولهم حتى رضّوا ظهره و صدره؛ عمر بن سعید ندا داد هر که بخواهد آماده شود که پیکر حسین را زیر سم ستور خرد کند بیاید. ده سوار داوطلب شدند که اسحق بن حیوه حضرمى یکى از آنها بود آن ده سوار رفتند و حسین را با سم اسبهاى خود لگد مال کردند تا سینه و پشت او را خرد کردند». بلاذرى (1417: 3/204)، نیز این واقعه تلخ را به وضوح بیان کرده و میگوید: «و نادى عمر بن سعد فی أصحابه من ینتدب للحسین فیوطئه فرسه!!! فانتدب عشره منهم إسحاق بن حیاه الحضرمی فداسوا الحسین بخیولهم حتى رضوا ظهره و صدره!!!». ابومخنف کوفى (1417: 258) مینویسد: «إنّ عمر بن سعد نادى فی أصحابه: من ینتدب للحسین و یوطئه فرسه! فانتدب عشره، منهم: اسحاق بن حیوه الحضرمی، و احبش بن مرثد الحضرمی فأتوا فداسوا الحسین [علیه السّلام] بخیولهم حتى رضّوا ظهره و صدره؛ عمر بن سعد در میان یارانش فریاد زد: چه کسى داوطلب مىشود با اسبش حسین را لگدمال کند! [بر حسین اسب بتازاند؟!] ده نفرقبول کردند. از جمله: اسحاق بن حیوه حضرمى، و احبش بن مرثد حضرمی، آنها آمدند و بدنحسین [علیه السّلام] را با اسبهایشان لگدمال کردند، به طورى که پشت و سینهاش را خرد کردند».
بنابر نقل تاریخی آن ده نفر در قبال این جسارت و مصیبت بزرگی که انجام دادند، هدیهای ناچیز از ابن زیاد دریافت کردند. چنانکه ابن طاووس (1348: 135-136) میگوید: «قَالَ الرَّاوِی: وَ جَاءَ هَؤُلَاءِ الْعَشَرَةُ حَتَّى وَقَفُوا عَلَى ابْنِ زِیَادٍ فَقَالَ أُسَیْدُ بْنُ مَالِكٍ
أَحَدُ الْعَشَرَةِ:
نَحْنُ رَضَضْنَا الصَّدْرَ بَعْدَ الظَّهْرِ *** بِكُلِ یَعْبُوبٍ شَدِیدِ الْأَسْرِ
فَقَالَ ابْنُ زِیَادٍ مَنْ أَنْتُمْ قَالُوا نَحْنُ الَّذِینَ وَطِئْنَا بِخُیُولِنَا ظَهْرَ الْحُسَیْنِ حَتَّى طَحَنَّا حَنَاجِرَ صَدْرِهِ قَالَ فَأَمَرَ لَهُمْ بِجَائِزَةٍ یَسِیرَة؛ راوى گوید: این ده نفر به نزد ابن زیاد آمده و اسید بن مالک یکى از ده نفر در شعری گفت: مائیم که با تاختن اسبان جهنده و تندرو بر پیکر، سینه را بعد از پشت خرد کردیم. ابن زیاد گفت: شما کیانید؟ گفتند: ما آنانیم که با اسبهایمان پشت و سینه حسین را در هم کوفته آسیاب کردیم. ابن زیاد به آنان جایزهاى ناچیز داد».
ابن نما حلى (1406: 76) در مثیر الأحزان و ابن طاووس (1348: 129) در اللهوف على قتلى الطفوف در مورد آثار ضرباتی که بر پیراهن امام حسین (علیه السلام) وارد شده، میگویند: «وَ رُوِیَ أَنَّهُ وَجَدَ فِی الْقَمِیصِ مِائَةً وَ بِضْعَ عَشَرَ مَا بَیْنَ رَمْیَةٍ وَ طَعْنَةٍ وَ ضَرْبَةٍ؛ وقتى پیراهن آن حضرت را برد، در آن چیزى فراتر از یک صد و ده مورد جاى تیر، نیزه و اثر شمشیر یافت». از این روایت تاریخی، اوج مصیبت امام حسین (علیه السلام) روشن میشود که آنان چه مقدار با حقد و کینه به آن حضرت ضربه زدند. البته ذکر این نکته تلخ تاریخی از لشکر دشمن بعید نیست زیرا آنان به صراحت این مطلب را به امام (علیه السلام) عرضه داشتند. آنان وقتی امام حسین (علیه السلام) تمام یاران خود را از دست داد و برای جنگ آهنگ دشمن نمود برای آخرین بار برای اتمام حجت خطاب به آنان فرمود: «یا ویلکم أ تقتلونی على سنّة بدّلتها؟ أم على شریعه غیّرتها؟ أم على جرم فعلته؟ أم على حقّ ترکته؟؛ واى بر شما! چرا بامن مىجنگید؟ آیا سنّتى را تغییر دادهام؟ یا شریعتى را دگرگون ساختهام؟ یا جرمى مرتکب شدهام؟ و یا حقّى را ترک کردهام؟». آنان با جسارت و لجاجت و کینهای که داشتند خطاب به امام (علیه السلام) فرمودند: «إنا نقتلک بغضا لأبیک؛ به خاطر کینهاى که از پدرت به دل داریم، با تو مىجنگیم و تو را مىکشیم» (قندوزی، 1422: 3/80). در اینجا ضرورت دارد برای ذکر اهمیت موضوع و نیز مظلومیت و مصیبت امام (علیه السلام) و جسارت و کینه دشمنان،
کلام مغنیه (1426: 454-455) در کتاب الحسین و بطله کربلاء را نقل کنیم که میگوید:
إنّ علیّا أکثر المسلمین شدّة على مشرکی قریش، و إفجاعا لهم فی الأبناء، و الآباء، و الأعمام، و الأخوال، و هذه الاحن على علیّ، و تلک التّرات فی نفوس قریش المشرکة ظّلت حیّة بعد أن دخلت فی الإسلام ... و بعد موت النّبیّ تناولت قریش بسیوفها شیب بنی هاشم، و شبابها، و صبیانها، و شرّدت عقائلها، و حرائرها، و کأنّما تثأر بهذا لقتلاها فی بدر و أحد، و حسبنا أن نذکر هنا مصرع الحسین و آل بیته فی کربلاء، و ما تلا ذلک من وقائع؛
على (علیه السلام)در میان همه مسلمانان نسبت به مشرکان شدیدتر و سخت گیرتر بود و جمعى از فرزندان، پدران و خویشاوندان آنان را به هلاکت رساند و همین سبب کینه آنان نسبت به وى شد. این کینه در جان مشرکان قریش، پس از آنکه مسلمان شدند نیز وجود داشت... تا آنکه پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، قریش، پیر و جوان و کودکان بنى هاشم را از دم شمشیر خود گذراندند و زنان آنان را به اسارت برده و آواره ساختند. گویا آنان با این کار خویش مىخواستند انتقام کشتههاى خود را در بدر و احد بگیرند و براى نمونه کافى است که به خاک و خون افتادن حسین و خاندانش در کربلا و حوادث (اسارت زنان اهل بیت) پس از آن را ذکر کنیم.
پیراهن به تاراج رفته که مملو از ضربات است گویای کینه آنان و مظلومیت امام حسین (علیه السلام) است. امام صادق (علیه السلام) در این باره میفرماید: «وُجِدَ بِهِ ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ و [أَوْ] أَرْبَعٌ وَ ثَلَاثُونَ ضَرْبَةً؛ در پیراهن حسین (علیه السلام) سى و سه، یا سى و چهار مورد جاى شمشیر یافتند» (ابن نما، 1406: 76؛ ابن طاووس، 1348: 129).
به گزارش مورخین و محدثین، قاتلان امام حسین (علیه السلام) و یاران ایشان پس از واقعه کربلا دچار سختترین بلاها شدند. تعدادی از آنان دچار بیماریهای سختی شدند و به هلاکت رسیدند و عدهای نیز توسط مختار ثقفی به سختی مجازات شدند و به سزای اعمال خود رسیدند. بنابر نقلهای تاریخی و روایی إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ همچون قاتلان
دیگر نیز دچار گرفتاری و مشکلاتی شد که در ذیل به بررسی آنها میپردازیم:
آنچه مسلم است، إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ پیراهن امام حسین (علیه السلام) را به غارت بُرد؛ حتی بنابر نقل تاریخی آن را پوشید و بهخاطر پوشیدن آن دچار بیماری برص(1)شد (ابن طاووس، 1348: 129؛ ابن نما حلى، 1406: 76؛ بحرانى، 1413: 77؛ مجلسى، 1403: 45/57؛ جزائرى، 1427: 1/232؛ بحرانى اصفهانى، 1413: 17/301). مورخین نامدار اهل سنت همچون طبری (1387: 5/455)، ابن أثیر (1385: 4/80) و بلاذرى (1417: 3/204) به صراحت گفتهاند که إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ به بیماری برص مبتلا شد. حتی ابن اعثم (1411: 5/119) که غارتگر پیراهن امام حسین (علیه السلام) را جعفر بن الوبر الحضرمی معرفی کرده میگوید، وی نیز جامه از تن مبارک آن حضرت بیرون کرد و پوشید و به برص مبتلا شد».
دومین بیماری إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ آن بود که موهای بدنش ریخت (ابن طاووس، 1348: 129؛ بحرانى، 1413: 77؛ بحرانى اصفهانى، 1413: 17/301). ابن شهر آشوب (1379: 4/57) و مجلسی (1403: 45/302) میگویند: «وَ أَخَذَ ثَوْبَهُ جَعُوبَةُ بْنُ حُوَیَّةَ الْحَضْرَمِیُّ وَ لَبِسَهُ فَتَغَیَّرَ وَجْهُهُ وَ حُصَّ شَعْرُهُ؛ لباس امام حسین (علیه السلام) را جعوبه بن حویه حضرمىربود. هنگامى که آن را پوشید فورا رنگ صورتش دگرگون شد و موى سرش ریخت». حتی بنابر نقل ابن اعثم (1411: 5/119) غارتگر پیراهن امام حسین (علیه السلام) یعنی جعفر بن الوبر الحضرمی موى سرش ریخت.
وقتی که مختار قیام کرد به دستور او، إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ را همچون نه سوار دیگر که بر
1) . پیسی، بَرَص، لکوپیس یا ویتیلایگو به انگلیسی( Vitiligo) :یک ناهنجاری تولید رنگدانه است که در آن ملانوسیتها (سلولهایی که رنگدانه تولید میکنند) در قسمتهایی از پوست، غشاهای مخاطی و شبکیه تخریب شدهاند. در نتیجه لکههای سفیدپوست در نواحی مختلف بدن ظاهر میشوند. مویی که در نواحی مبتلا به پیسی رشد میکند معمولاً سفید میشود (نک. ویکیپدیا، واژه پیسی).
بدن مطهر امام (علیه السلام) تاخته بودند، دست و پا بستند و برآنان اسب تاختند و بدین وسیله همگی آنان را به هلاکت رساندند. چنانکه ابو عمر زاهد میگوید: «هَؤُلَاءِ أَخَذَهُمُ الْمُخْتَارُ فَشَدَّ أَیْدِیَهُمْ وَ أَرْجُلَهُمْ بِسِكَكِ الْحَدِیدِ وَ أَوْطَأَ الْخَیْلَ ظُهُورَهُمْ حَتَّى هَلَكُوا؛ درباره [این ده نفر] ... اینان هم آنند که گرفتار مختار شده که مختار دستها و پاهاى آنان را با میخهاى آهنین به زمین کوفته و پشت آنان اسب تاخته تا هلاک گردیدند (ابن طاووس، 1348: 136؛ مجلسى، 1403: 45/60؛ جزائرى، 1427: 1/233؛ بحرانى اصفهانى، 1413: 17/304).
یکی از افراد سنگدلی که در کربلا در سپاه عمر بن سعد حضور داشت، إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ بود. در مورد ایشان اطلاعات چندانی در دسترس نیست. عموم روایات حاکی از آن است که نامش إِسْحَاق بود اما در مورد نام پدر وی اسامی مختلفی (حَیْوَةَ، حُوَیَّةَ، حُوَی، حریه و حیاه) ضبط شده است. با توجه به قرائن مکتوب بیشتر نویسندگان، روشن میشود قول مشهور آن است که إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ درست باشد. علل انحراف او و شرکت در فاجعه کربلا را باید در مسائل اعتقادی و ویژگیهای منحصر به فرد اینگونه افراد جستجو کرد. بنابر روایات تاریخی دو عامل مهم و بنیادین همچون مولود حرام و لقمه حرام در این خصوص قابل بررسی و تأمل است. براین اساس در آموزههای دینی به کسب رزق و روزی حلال تأکید و توصیه شده و بافضیلتترین عبادت است. گزارشهای تاریخی حاکی از آن است إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ جنایات بزرگی در کربلا انجام داد که میتوان به غارت پیراهن امام حسین (علیه السلام)؛ تاختن اسب بر بدنمطهر حضرت و شکسته شدن استخوانهای امام (علیه السلام) اشاره کرد. إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ پیراهن امام حسین (علیه السلام) را به غارت برد و با پوشیدن آن دچار بیماری برص شد و موهای بدنش ریخت. سرانجام وقتی که مختار قیام کرد به دستور او، إِسْحَاقُ بْنُ حَیْوَةَ را همچون نه سوار دیگر که بر بدن مطهر امام (علیه السلام) تاخته بودند، دست و پا بستند و برآنان اسب تاختند و بدین وسیله همگی آنان را به هلاکت رساندند.
_ قرآن کریم.
_ ابن أثیر، عز الدین أبو الحسن (1385)، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر.
_ ابن اعثم کوفى، أبو محمد أحمد (1411ق)، کتاب الفتوح، تحقیق على شیرى، بیروت، دارالأضواء.
_ ابن حجر عسقلانى، احمد بن على (1415)، الإصابه فى تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه.
_ ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد (1363ش)، دیوان المبتدأ و الخبر فى تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوى الشأن الأکبر، ترجمه عبد المحمد آیتى، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى.
_ ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على (1379ق)، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، قم، علامه.
_ ابن طاووس، على بن موسى (1348ش)، اللهوف على قتلى الطفوف، ترجمه احمد فهرى زنجانى، تهران، جهان.
_ ابن نما حلى، جعفر بن محمد (1406ق)، مثیر الأحزان، قم، مدرسه امام مهدى.
_ ابومخنف کوفى، لوط بن یحیى (1417ق)، وقعه الطفّ، قم، جامعه مدرسین.
_ بحرانى اصفهانى، عبدالله بن نور الله (1413ق)، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال، قم، مؤسسه الإمام المهدى(عج).
_ بحرانى، سید هاشم بن سلیمان (1413ق)، مدینة معاجز الأئمة الإثنی عشر و دلائل الحجج على البشر، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیه.
بلاذرى، أحمد بن یحیى (1417)، کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق_ سهیل زکار و ریاض زرکلى، بیروت، دار الفکر.
_ تهرانى، میرزا ابو الفضل (1376ش)، شفاء الصدور فی شرح زیاره العاشور، تهران، انتشارات مرتضوى.
_ جزائرى، نعمت الله بن عبد الله (1427ق)، ریاض الأبرار فی مناقب الأئمة الأطهار، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی.
_ حسینى موسوى، محمد بن أبی طالب (1418ق)، تسلیه المُجالس و زینة المَجالس (مقتل الحسین علیه السلام)، قم، مؤسسه المعارف الإسلامیه.
_ راغب اصفهانى، حسین بن محمد (1374)، مفردات الفاظ قرآن، ترجمه غلامرضا خسروى، تهران، مرتضوی.
_ زرکلى، خیر الدین (1989م)، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت، دار العلم للملایین.
_ شاوی، علی (1386)، با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه، قم، زمزم هدایت.
_ صدوق، محمد بن على (1403ق)، معانی الأخبار، قم، دفتر انتشارات اسلامى.
_ طبرسى، فضل بن حسن (1417)، إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - الحدیثه)، قم، آل البیت.
_ طبرسى، فضل بن حسن(1390)، إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القدیمه)، تهران، اسلامیه.
_ طبری، أبوجعفر محمد بن جریر (1387)، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث.
_ طوسى، محمد بن الحسن (1411ق)، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه.
_ قرشى بنایى، على اکبر (1412ق)، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
_ قندوزى، سلیمان بن ابراهیم (1422ق)، ینابیع الموده لذو القربى، قم، اسوه.
_ کشى، محمد بن عمر (1409ق)، رجال الکشی - إختیار معرفة الرجال، مشهد، نشر دانشگاه مشهد.
مجلسى، محمد باقر (1403ق)، بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار،_ بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
_ مسعودى، على بن حسین (1426ق)، إثبات الوصیة للإمام علیّ بن أبی طالب، قم،
انصاریان.
_ مسعودی، أبوالحسن على بن الحسین (1409ق)، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجره.
_ مصطفوى، حسن (1368ش)، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
_ مغنیه، محمدجواد (1426ق)، الحسین و بطلة کربلاء، قم، دار الکتاب الإسلامى.
_ مفید، محمد بن محمد (1413ق)، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، قم، کنگره شیخ مفید.
_ یاقوت حموى، شهاب الدین ابو عبد الله (1995)؛ معجم البلدان، بیروت، دار صادر.
و آیندهپژوهی جهانیشدن فرهنگ مبتنیبر آن
امید سعیدی(1)
تاریخ دریافت: 01/02/1403 تاریخ پذیرش: 21/05/1403
چکیده
اربعین حسینی، یادآور حماسه جاودانه ایثار و شهادت، تجلی عشق و ارادت به خاندان عصمت و طهارت و فرصتی برای تعمیق باورهای دینی و تقویت هویت شیعی است. این مراسم بزرگ، با حضور میلیونی زائران از سراسر جهان، بهعنوان یکی از بزرگترین اجتماعات مذهبی در دنیا شناخته میشود و پیام صلح، وحدت و همدلی را به گوش جهانیان میرساند. به نظر میرسد این اجتماع نیاز به برنامهریزی دقیق دارد. از اینرو هدف پژوهش حاضر سناریونویسی توسعه پیادهروی اربعین حسینی و آیندهپژوهی جهانیشدن آن است. این مقاله از نظر هدف کاربردی _ نظری و از نظر ماهیت توصیفی _ تحلیلی و روش جمعآوری اطلاعات آن مبتنیبر مطالعات کتابخانهای است. روش واکاوی این پژوهش، کیفی و از نوع سناریونویسی مبتنیبر تحلیل محتوا در غالب دستهبندی مطالب مفهومی است. نتایج
1) . دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه خوارزمی. omid.saeidi16@gmail.com
پژوهش نشان میدهد که بهمنظور رسیدن به هدف مذکور ده سناریویسازگار وجود دارد که در صورت اجراییشدن، روند توسعه اربعین حسینی سرعت خواهد گرفت.
کلیدواژهها: اربعین حسینی، فرهنگ اربعین، جهانیشدن، وحدت اسلامی.
پیادهروی اربعین حسینی از وجوه ممتاز هجرت در فرهنگ سیاسی شیعی است که بهعنوان بزرگترین اجتماع انسانی جهانی برگزار میشود. این اجتماع باشکوه مذهبی علاوهبر دارا بودن وجوه ممتاز مذهبی، واجد پیامهای عمیق سیاسی و اجتماعی است (غفاری هشجین و آقایی، 1397: 1). آیینهای حسینی در طول تاریخ نقش بسزایی در حیات شیعه داشتهاند؛ چنان که اربعین را میتوان از عوامل گسترش تشیع دانست؛ زیرا در طول تاریخ شیعه، حرمهای شریف امامان معصوم، مراکز علم، تبلیغ و ترویج دین، مبدأ قیامها و نهضتها، محل پیمان بستن و همقسم شدن برای انقلابها و جنبشهای اجتماعی بوده است. آیین بزرگداشت اربعین در حال حاضر، صفوف شیعیان را درهم تنیدهتر میکند و موجب اقتدار آنان میشود. از اینرو شناخت اربعین و پژوهش و ژرفاندیشی درباره کارکردهای آن اهمیت بسیاری دارد. اجتماع میلیونی در اربعین حسینی بهعنوان یکی از آیینهای دینی که به صورت جمعی و توأم با احساس و دارای هدف برگزار میشود، نقشها، ظرفیتها، مؤلفهها و کارکردهای مختلفی دارد و آن را میتوان از زوایای مختلفی بررسی کرد (سامانی، 1397: 37). حماسه عاشورا در تحقق ارزشهای تمدن اسلامی جایگاه بسیار مهمی دارد و قطعا راهپیمایی اربعین در احیاء، تقویت و انتقال باورها وارزشهای آن نقش ایفا میکند (خاکی و حسینی، 1399: 93). پیادهروی اربعین حسینی، فارغ از هرگونه گرایش و تمایز مذهبی، بهعنوان نمادی از ظلمستیزی و عدالتخواهی، پیامی جهانی را به گوش بشریت میرساند. این رویداد عظیم، فرصتی برای گفتگوی بین ادیان و مذاهب مختلف فراهم میکند و زمینه را برای تبادل افکار و اندیشهها مهیا میسازد. توسعه و ترویج فرهنگ شیعه از طریق پیادهروی
اربعین، نیازمند همکاری و همدلی تمامی جوامع اسلامی است. اتحاد و همبستگی مسلمانان در این مسیر،گامی مهم در راستای معرفی چهره واقعی اسلام به جهانیان و زدودن غبار اسلامهراسی و تفرقهافکنی از چهره این دین آسمانی خواهد بود.
پیادهروی اربعین حسینی، صرفاً به یک گردهمایی مذهبی محدود نمیشود، بلکه ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را نیز دربرمیگیرد. این رویداد عظیم، فرصتی برای تبادل فرهنگی بین ملل مختلف، تقویت وحدت و همدلی بین مسلمانان، ترویج صلح و دوستی، و رونق اقتصادی را در مناطق مسیر پیادهروی فراهم میکند. نهادها و سازمانهای مختلف، اعم از دولتی و مردمی، میتوانند با برنامهریزی و اجرای طرحهای مختلف، در توسعه و ترویج فرهنگ پیادهروی اربعین نقشآفرینی کنند. این امر، مستلزم همکاری و همدلی تمامی دستگاهها و نهادهای ذیربط خواهد بود. پیادهروی اربعین حسینی، بهعنوان یک رویداد فرهنگی منحصربهفرد، ظرفیتهای فراوانی برای توسعه و ترویج فرهنگ شیعه در سطح جهانی دارد. با برنامهریزی دقیق، سرمایهگذاری مناسب و مشارکت فعال نهادها و سازمانهای مختلف، میتوان این رویداد عظیم را به بستری برای ارتقای هویت شیعی، تقویت وحدت و همدلی بین مسلمانان، نشر معارف و آموزههای دینی تبدیل کرد. بنابراین هدف این مقاله سناریونویسی توسعه پیادهروی اربعین حسینی بهعنوان یک رویداد فرهنگی جوامع شیعهمذهب و جهانیشدن آن است. سناریوهای ارائه شده برای توسعه پیادهروی اربعین حسینی، با تمرکز بر ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، گامهای بلندی را برای ارتقای این رویداد عظیم بهعنوان یک رویداد فرهنگی شاخص در سطح جهانی برمیدارد.
«عطیه عوفی» - از بزرگان کوفه - به زیارت مزار حضرت سیدالشهداء در کربلا آمد. او ابتدا در آب فرات غسل زیارت کرد و بدن خود را معطر نمود. سپس با پایبرهنه و حالت
زاری و گریه،آرامآرام بهسوی مزار امام (علیه السلام) گام برداشت و قبر مطهر ایشان و دیگر شهیدان کربلا را زیارت کرد. در مورد نخستین اربعین حضرت سیدالشهداء بحث زیادی شده است. اینکه آیا اسیران کربلا در اولین اربعین سیدالشهداء توانستند بر مزار ایشان حاضر شوند یا خیر؟ دستهای از مورخین شیعه بر این باورند که آنان در اربعین اول موفق نشدهاند؛ زیرا در شام به سر میبردند و چنین فرصتی نیافتند. دستهای دیگر معتقدند که آنها موفق به زیارت در اربعین اول شدهاند. دلیل ایشان این است که با احتساب خروج ایشان در روز یازدهم از کربلا و ورود ایشان به شهر شام در روز اول صفر، جمعاً هجده روز در راه بودهاند؛ بنابراین اگر ایشان توانسته باشند این مسیر را با تمامی مشقات اعم از گردانیده شدن در شهرهای بین راه و خستگی و گرسنگی، هجدهروزه طی کنند، به طور یقین این مسیر را میتوانستهاند در همین مدت، یعنی از سوم تا بیستم صفر (اربعین) طی نمایند و حال اینکه در برگشت انگیزه بیشتری برای رسیدن به مقصد وجود داشته و از مشقات پیشگفته هم خبری نبوده است. در هر حال بحث در این باره همچنان بینتیجه مانده و هر یک از این دو دسته بر دلایل خود پای میفشارند (تهامی،1390: 1). راهپیمایی اربعین حسینی بهعنوان یکی از مناسک و آئینهای گرامیداشت قیام امام حسین (علیه السلام) در سالروز واقعه عاشورا است. قیامی که نماد مبارزه علیه ظلم ظالم است و عدم سازش و مماشات و محافظهکاری سیاسی را بهعنوان یک پیام اصلی در حفظ کیان اسلام همیشه و همواره به مسلمانان گوشزد مینماید (اکوانی، 1399: 133).
پیادهروی اربعین، ش--امل جمعیتی غیرهمگن و کاملا متفاوت اس--ت که در یک نقطه فصل مش--ترک دارند و آن، دوستداشتن جمعیتی پاک و مظلوم اس--ت. این تنوع و تفاوتهای بس--یار زی--اد بین تجربهکنندگان رویداد اربعین موجب شده تا تجربیات متفاوت در کنار احساس--ات مشترک و جمعی ش--کل بگیرد (درودیان، 1397: 57). مراسم پیادهروی کربلا در روز اربعین، از دیرباز در میان شیعیان و دوستداران اهلبیت (علیهم السلام) اهمیت بسزایی داشته و علما و مراجع نیز همگام با مردم عراق و دیگر سرزمینهای اسلامی در اینمراسم معنوی شرکت میکنند. این پیادهروی از مسیرهای گوناگون انجام
میشود که شلوغترین مسیر، راه سهروزه نجف به کربلا است (اباذری، 1399: 143). عزاداری امام حسین (علیه السلام) و پیادهروی اربعین حسینی سنتی بسیار پسندیده و ضروری است. آنچه میبایست مورد توجه قرار گیرد، این است که شیعه زمانه با ملاکهای عقلانی، دینی و سیاسی انسانی همچون آزادگی، عدالتخواهی، عامل به معروف بودن، ناهی از منکر بودن، صداقت، پایبندی به عهد و پیمان و سایر فضایل و مکارم اخلاقی و دینی، در عمل آماده ظهور امام عصر شود (درودیان، 1397: 37).
آیین پیادهروی اربعین بستر مناسبی برای رشد فضایل انسانی و اخلاقی، تعامل بین فرهنگی، انسجام اجتماعی و بازنمایی هویت شیعه ایجاد کرده است (تاجبخش، 1401: 117). جمع خودجوش و مردمی اربعین آثار فرهنگی بینظیری دارد که از آن جمله میتوان به انسجامبخشی درون دینی و برون دینی، انتقال مؤلفههای ارزشی قیام حسینی به دیگر ادیان، تغییر در سبک زندگی کنشگران، تقویت باور و یاد خداوند، ارائه نمونهای عینی از سبک زندگی مهدوی، میل به ایثار و فداکاری و ارائه چهرهای واقعی از شیعه به دنیا اشاره کرد که در آن پیروان تمام ادیان الهی از سراسر دنیا در کنار هم بیهیچ اختلافی جمع میشوند (فتحالله نژاد زنگی آبادی، 1397: 27). آیین اربعین حسینی، بهعنوان یک پدیده بزرگ دینی، در طول 14 قرن گذشته، همواره محور ماندگاری نهضت عاشورا و گفتمان امام حسین (علیه السلام) بوده است (موسوی و بیات، 1397: 23).
این مقاله از نظر هدف کاربردی _ نظری و از نظر ماهیت توصیفی و تحلیلی و روش جمعآوری اطلاعات مبتنیبر مطالعات کتابخانهای است. همچنین روش واکاوی آن کیفی از نوع سناریونویسی مبتنیبر تحلیل محتوا در غالب سناریوهای تفکیکی است که شکل (1) مدل مفهومی این پژوهش را نشان میدهد.
اربعین حسینی، یادبود چهلروزه شهادت امام حسین (علیه السلام) و یارانش در واقعه کربلا،
بزرگترین اجتماع انسانی در جهان است که هر ساله میلیونها زائر از سراسر دنیا بهسوی حرم امام حسین (علیه السلام) در کربلا رهسپار میشوند. این مراسم عظیم، فرصتی برای ترویج فرهنگ و آموزههای اسلام ناب محمدی و همچنین تجلی همبستگی و وحدت مسلمانان جهان است.
عکس
شکل 1. مدل مفهومی پژوهش
در سالهای اخیر، با گسترش رسانهها و شبکههای اجتماعی، اخبار و تصاویر مربوط به راهپیمایی اربعین به طور گستردهای درسراسر جهان منتشر میشود. این امر باعث شده است که بسیاری از مردم در سراسر دنیا با این مراسم عظیم آشنا شده و علاقهمند به شرکت در آن شوند. از طرف دیگر نهادها و سازمانهای مختلفی در ایران و سایر کشورهای جهان برای ترویج فرهنگ اربعین و تشویق مردم به شرکت در این مراسم
فعالیت میکنند. این فعالیتها شامل برگزاری همایشها، جلسات سخنرانی، انتشار کتاب و مقاله و تولید فیلم و مستند است. همچنین راهپیمایی اربعین، پیامهای مهمی از جمله ظلمستیزی، ایثار، فداکاری و همبستگی را به جهانیان منتقل میکند. این پیامها در دنیای امروز که گرفتار ظلم و ستم و تفرقه است، بسیار ارزشمند و مورد استقبال مردم قرار میگیرد.
راهپیمایی اربعین حسینی، مسلمانان را از سراسر دنیا کنار یکدیگر جمع و زمینهای برای ایجاد وحدت و همبستگی بین آنها فراهم میکند. این امر در شرایطی که جهان اسلام با چالشهای مختلفی روبهرو است، از اهمیت بالایی برخوردار است. نیز آنکه راهپیمایی اربعین، فرصتی برای ترویج فرهنگ و آموزههای اسلام ناب محمدی به جهانیان است. این مراسم، نمادی از صلح، عدالت و برابری است و میتواند تصویری مثبت از اسلام به دنیا ارائه دهد. همچنین راهپیمایی اربعین، بستری برای گفتگوی بین ادیان و مذاهب مختلف فراهم میکند. زائران غیرمسلمان نیز در این مراسم شرکت میکنند و از نزدیک با آموزههای اسلام آشنا میشوند.
باتوجه به افزایش تعداد زائران اربعین در سالهای اخیر، لازم است که زیرساختهای لازم برای ارائه خدمات به زائران در مسیر نجف به کربلا و همچنین در حرم امام حسین (علیه السلام) فراهم شود. همچنین باتوجه به جهانیشدن این فرهنگ، لازم است که هویت و اصالت این مراسم حفظ و از تحریف آن جلوگیری شود. راهپیمایی اربعین، فرصتی برای ترویج فرهنگ ایثار و فداکاری است. لازم است که این فرهنگ به نسلهای آینده نیز منتقل شود. برای تحقق این امر، بایدبرنامهریزی دقیق و جامعی انجام شود. در این راستا، میتوان از روشهای مختلف آیندهپژوهی برای ترسیم سناریوهای مختلف آینده اربعین و بررسی پیامدهای هر یک از آنها استفاده کرد. در این پژوهش، با استفاده از روشهای آیندهپژوهی، ده سناریوی مختلف برای آینده اربعین حسینی ترسیم شده
است. این سناریوها شامل موارد زیر هستند:
سناریوی خوشبینانه: در این سناریو، اربعین حسینی به یک رویداد فرهنگی شاخص در سطح بینالمللی تبدیل میشود و میلیونها زائر از سراسر جهان در آن حضور مییابند. زیرساختها و امکانات به طور کامل توسعه مییابند، برنامههای فرهنگی متنوع و با کیفیتی اجرا میشوند، از فناوری اطلاعات و ارتباطات به طور مؤثر استفاده میشود، نهادها و سازمانهای مختلف در توسعه اربعین مشارکت فعال میکنند، دیپلماسی فرهنگی به طور مؤثری اجرا میشود و آیندهپژوهی به طور مستمر برای برنامهریزی این رویداد بزرگ انجام میشود.
سناریوی بدبینانه: در این سناریو، اربعین حسینی با چالشهای مختلفی مانند کمبود زیرساختها، مشکلات امنیتی، عدم مشارکت نهادها و سازمانها و تنشهای سیاسی و مذهبی روبهرو میشود. این چالشها میتواند منجر به کاهش تعداد زائران و افت کیفیت این رویداد بزرگ شود.
سناریوی واقعبینانه: در این سناریو، اربعین حسینی به طور پیوسته در حال توسعه و پیشرفت است، اما با چالشهایی نیز روبهرو است. زیرساختها و امکانات بهتدریج توسعه مییابند، برنامههای فرهنگی باکیفیت اجرا میشوند، از فناوری اطلاعات و ارتباطات به طور فزایندهای استفاده میشود، نهادها و سازمانهای مختلف در توسعه اربعین مشارکت میکنند، دیپلماسی فرهنگی به طور مؤثری اجرا و برنامهریزی برای آینده این رویداد عظیم انجام میشود. سناریوی سازگار برای توسعه پیادهروی اربعین حسینی بهعنوان یک رویداد فرهنگی جامعه شیعه مذهب در ادامه مورد کنکاش قرار میگیرد.
در این سناریو، اربعین حسینی بهعنوان یک رویداد جهانی با حضور زائران از سراسر جهان به پدیدهای فراتر از یک مراسم مذهبی تبدیل میشود. این امر پیامهای نهضت عاشورا را به گوش مردم سراسر دنیا رسانده و زمینهساز گفتگوی بین ادیان و تمدنها میشود.
· توسعه زیرساختهای حملونقل، اقامت و پذیرایی برای میلیونها زائر بینالمللی.
· ترجمه متون و سخنرانیها به زبانهای مختلف، برگزاری برنامههای فرهنگی متنوع برای زائران از ملیتهای گوناگون.
· استفاده از فناوری اطلاعات برای ارائه خدمات به زائران، مانند اپلیکیشنهای راهنمای مسیر، خدمات ترجمه و نظایر آن.
· تأمین امنیت زائران در برابر خطرات داخلی و خارجی.
· رایزنی با کشورهای مختلف برای تسهیل حضور زائران در مراسم اربعین.
· تقویت هویت اسلامی در میان مسلمانان جهان و افزایش آگاهی از آموزههای مذهب شیعه.
· ایجاد فرصتی برای گفتگوی بین ادیان و تمدنها و ترویج صلح و تفاهم بین ملتها.
· رونق صنعت گردشگری مذهبی و ایجاد اشتغال برای مردم محلی.
· گسترش پیامهای نهضت عاشورا به گوش مردم سراسر جهان و تأثیرگذاری بر فرهنگ و سیاست بینالملل.
· مخالفت برخی کشورها و گروهها با برگزاری مراسم اربعین.
· تأمین امنیت زائران در برابر خطرات تروریستی و...
· مدیریت تردد و ارائه خدمات به میلیونها زائر از ملیتهای مختلف.· حفظ ارزشها و سنتهای مراسم اربعین در عین جهانی شدن آن.
· جلب مشارکت سازمانهای بینالمللی و کشورهای مختلف در برگزاری مراسم اربعین.
· بین زائران از ملیتهای مختلف و غنیتر شدن فرهنگ جوامع.
· ایجاد فرصتهای شغلی و رونق اقتصادی در مناطق مرتبط با مراسم اربعین.
· استفاده از اربعین بهعنوان پلی برای گفتگوی بین ادیان و تمدنها و ترویج صلح و تفاهم بین ملتها.
در این سناریو، اربعین حسینی بهعنوان فرصتی برای تقویت وحدت و همبستگی میان مسلمانان از مذاهب و اقوام مختلف تبدیل میشود. زائران در این مراسم با کنار گذاشتن اختلافات مذهبی و قومی، حول محور مشترک عشق به امام حسین (علیه السلام) گرد هم میآیند و پیام وحدت و همبستگی را به جهان مخابره میکنند.
· تمرکز بر مشترکات مذهبی و انسانی میان مسلمانان از مذاهب و اقوام مختلف.
· برگزاری برنامههای گفتگو و نشستهای مشترک میان علما و اندیشمندان از مذاهب مختلف.
· مقابله با تلاشهای دشمنان اسلام برای ایجاد تفرقه میان مسلمانان.
· میان مسلمانان و تأکید بر وحدت امت اسلامی.
· تقویت وحدت امت اسلامی و همبستگی میان مسلمانان از مذاهب و اقوام مختلف.
· ایجاد جبهه متحد در برابر دشمنان اسلام و استکبار جهانی.· ترویج صلح و ثبات در منطقه با ترویج گفتگو و تفاهم بین مسلمانان.
· ارتقای وجهه اسلام در جهان بهعنوان دینی صلحآمیز و وحدتبخش.
· تلاشهای دشمنان اسلام برای ایجاد تفرقه میان مسلمانان.
· ضعف فرهنگ گفتگو و تفاهم بین مسلمانان از مذاهب مختلف.
· محدودیتهای سیاسی برای برگزاری برنامههای وحدتآفرین.
· استفاده از ظرفیتهای عظیم مراسم اربعین برای ترویج وحدت و همبستگی.
· وجود اشتراکات مذهبی عمیق میان مسلمانان از مذاهب مختلف.
· تمایل فزاینده مسلمانان به وحدت و همبستگی در برابر چالشهای مشترک.
· نقش رهبران مذهبی در ترویج وحدت و همبستگی میان مسلمانان.
در این سناریو، اربعین حسینی بهعنوان فرصتی برای ترویج آموزههای دینی و اخلاقی اسلام، از جمله ایثار، شهادت، عدالت، ظلمستیزی، امربهمعروف و نهیازمنکر به کار گرفته میشود. زائران در این مراسم با الگوگیری از سیره و آموزههای امام حسین (علیه السلام) و یاران باوفایش، در مسیر تعالی اخلاقی و معنوی گام برمیدارند و آموزههای دینی را در زندگی خود به کار میبندند.
· برگزاری برنامههای آموزشی و تربیتی با محوریت آموزههای دینی و اخلاقی اسلام.· توزیع کتاب، جزوه و سایر محتواهای مذهبی بین زائران.
· استفاده از رسانهها برای ترویج آموزههای دینی و اخلاقی به زائران.
· ایجاد الگوهای رفتاری مناسب از طریق فعالیتهای فرهنگی و تربیتی.
· ارتقای سطح اخلاقی جامعه با ترویج آموزههای دینی و اخلاقی.
· کاهش آسیبهای اجتماعی با ترویج ارزشهای اخلاقی مانند صبر، قناعت و
· صداقت.
· تقویت بنیان خانواده با ترویج آموزههای دینی مانند احترام به والدین، صبر و گذشت و نظایر آن.
· حرکت بهسوی جامعهای آرمانی مبتنیبر آموزههای دینی و اخلاقی.
· ضعف فرهنگ دینی در برخی از اقشار جامعه.
· تهاجم فرهنگی دشمنان برای ترویج ضد ارزشها و تضعیف باورهای دینی.
· کمبود الگوهای رفتاری مناسب در جامعه.
· محدودیتهای آموزشی برای ترویج آموزههای دینی و اخلاقی به زائران.
· استفاده از ظرفیتهای عظیم مراسم اربعین برای ترویج آموزههای دینی و اخلاقی.
· آمادگی و استقبال زائران از آموزشهای دینی و اخلاقی.
· نیاز فزاینده جامعه به معنویت و آموزههای دینی.
· نقش نهادهای دینی در ترویج آموزههای دینی و اخلاقی به زائران.
در این سناریو، تمرکز بر توسعه زیرساختها و خدمات برای تسهیل حضور زائران در مراسم اربعین و تبدیل این رویداد به یکی از قطبهای مهم گردشگری مذهبی در جهان است. این امر علاوهبر رونق اقتصادی، به تبادلات فرهنگی بین زائران از ملیتهای مختلف و معرفی فرهنگ و آئینهای مذهبی ایران به جهانیان نیز کمک میکند.
· توسعه زیرساختهای حملونقل، اقامت، پذیرایی، بهداشت و درمان برای زائران.
· ارائه خدمات متنوع به زائران مانند خدمات راهنمای زائر، خدمات ترجمه، خدمات بانکی و نظایر آن.
· ترویج گردشگری اربعین در سطح ملی و بینالمللی.
· ایجاد زمینه برای سرمایهگذاری بخش خصوصی در حوزه گردشگری اربعین.
· رونق اقتصادی در مناطق مرتبط با مراسم اربعین و ایجاد اشتغال برای مردم محلی.
· توسعه زیرساختهای شهری و روستایی در مناطق مرتبط با مراسم اربعین.
· معرفی فرهنگ و آئینهای مذهبی ایران به جهانیان.
· تقویت دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.
· فشارهای سیاسی: مخالفت برخی کشورها با توسعه گردشگری اربعین.
· مسائل امنیتی: تأمین امنیت زائران در برابر خطرات تروریستی و... .
· مدیریت زائران: مدیریت تردد و ارائه خدمات به میلیونها زائر از ملیتهای مختلف.
مسائل فرهنگی: حفظ ارزشها و سنتهای مراسم اربعین در· عین توسعه گردشگری آن.
· استفاده از ظرفیتهای عظیم مراسم اربعین برای توسعه گردشگری مذهبی.
· توجه دولت جمهوری اسلامی ایران به توسعه گردشگری و حمایت از این صنعت.
· علاقهمندی زائران از ملیتهای مختلف به حضور در مراسم اربعین.
· وجود ظرفیتهای فراوان برای سرمایهگذاری در حوزه گردشگری اربعین.
در این سناریو، اربعین حسینی بهعنوان فرصتی برای ترویج فرهنگ ایثار و خدمت به خلق خدا تلقی میشود. زائران در این مراسم با الگوگیری از سیره و رفتار امام حسین (علیه السلام) و یاران باوفایش، در مسیر ایثار و خدمت به زائران دیگر و نیازمندان گام برمیدارند و فرهنگ ایثار و فداکاری را در جامعه ترویج میکنند.
· برپایی موکبهای خدماتی برای ارائه خدمات رایگان به زائران مانند غذا، آب، اسکان و خدمات درمانی.
· تشویق زائران به انجام فعالیتهای جهادی مانند کمک به ساختوساز، نظافت معابر و نظایر آن.
· ترویج فرهنگ وقف و صدقه برای کمک به نیازمندان.
· برگزاری برنامههای فرهنگی با محوریت ایثار و فداکاری.
· تقویت روحیه ایثار و فداکاری در جامعه و افزایش حس نوعدوستی و همدلی.
· کمک به نیازمندان و رفع مشکلات آنها.
· حرکت بهسوی جامعهای نوعدوست و مبتنیبر ایثار و فداکاری.· تقویت هویت دینی و انقلابی در جامعه.
· ضعف فرهنگ ایثار و خدمت در برخی از اقشار جامعه.
· محدودیتهای مالی برای ارائه خدمات رایگان به زائران.
· کمبود نیروی انسانی برای انجام فعالیتهای جهادی.
· ضعف فرهنگ وقف و صدقه در جامعه.
· استفاده از ظرفیتهای عظیم مراسم اربعین برای ترویج فرهنگ ایثار و خدمت.
· آمادگی و استقبال زائران از انجام فعالیتهای جهادی و کمک به نیازمندان.
· نیاز فزاینده جامعه به ایثار و فداکاری برای حل مشکلات و چالشها.
· نقش نهادهای مردمی در ترویج فرهنگ ایثار و خدمت به زائران.
در این سناریو، اربعین حسینی بهعنوان فرصتی برای تقویت و ارتقای هویت شیعه در سطح ملی و بینالمللی تلقی میشود. زائران در این مراسم با حضور خود در کنار مرقد امام حسین (علیه السلام) و یاران باوفایش، به هویت شیعی خود افتخار و آموزههای مذهب تشیع را به جهانیان معرفی میکنند.
· تأکید بر آموزههای اصیل مذهب تشیع مانند عدالت، آزادی، ظلمستیزی، امربهمعروف و نهیازمنکر.
· معرفی شخصیت والای امام حسین (علیه السلام) و تبیین فلسفه قیام ایشان.
· پاسخ به شبهات و شبههافکنیهای دشمنان مذهب تشیع.
· تقویت وحدت و همبستگی بین شیعیان جهان.
· افزایش آگاهی از مذهب تشیع در سطح ملی و بینالمللی.
· تقویت هویت شیعی در بین نسل جوان و نوجوان.
· جذب مخاطبان جدید به مذهب تشیع.
· تقویت جایگاه شیعه در جهان.
· ضعف در تبیین آموزههای اصیل مذهب تشیع به زائران و مخاطبان.
· تهاجم فرهنگی دشمنان برای تخریب و تحریف مذهب تشیع.
· وجود اختلافات مذهبی در برخی از جوامع.
· ضعف انسجام و وحدت بین شیعیان جهان.
· استفاده از ظرفیتهای عظیم مراسم اربعین برای ترویج و تبلیغ مذهب تشیع.
· آمادگی و استقبال زائران از آموزشهای مذهبی و معرفتی.
· نیاز فزاینده جامعه به معنویت و آموزههای دینی.
· نقش علما و نخبگان شیعی در تبیین آموزههای مذهب تشیع به زائران.
در این سناریو، تمرکز بر توسعه زیرساختهای حملونقل، اقامت، پذیرایی، بهداشت و درمان برای تسهیل حضور زائران در مراسم اربعین و ارائه خدمات مناسب به آنها است. این امر علاوهبر ارتقای کیفیت تجربه زائران، به رونق اقتصادی منطقه و ایجاد اشتغال برای مردم محلی نیز کمک میکند.
· توسعه شبکه حملونقل عمومی برای جابهجایی زائران مانند راهآهن، مترو، اتوبوس و نظایر آن.
· احداث هتل، زائرسرا و مجتمعهای اقامتی جدید برای زائران.
· ارتقای کیفیت و تنوع خدمات پذیرایی مانند غذا، آب و اسکان.· احداث و تجهیز بیمارستانها، مراکز درمانی و داروخانهها برای ارائه خدمات به زائران.
· ارتقای امنیت زائران با توسعه زیرساختهای امنیتی مانند دوربینهای مداربسته و گشتهای انتظامی.
· ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده به زائران و افزایش رضایت آنها.
· رونق اقتصادی منطقه و ایجاد اشتغال برای مردم محلی.
· جذب گردشگران بیشتر به منطقه و معرفی ظرفیتهای گردشگری آن.
· ارتقای وجهه بینالمللی جمهوری اسلامی ایران و نشان دادن توانمندیهای آن در میزبانی از زائران.
· فقدان منابع مالی کافی برای توسعه زیرساختها.
· محدودیت زمانی برای انجام پروژههای توسعهای.
· فقدان برنامهریزی جامع و هماهنگ برای توسعه زیرساختها.
· ضرورت توجه به ملاحظات زیستمحیطی در توسعه زیرساختها.
· استفاده از ظرفیتهای عظیم مراسم اربعین برای جلبتوجه و سرمایهگذاری در توسعه زیرساختها.
· توجه دولت جمهوری اسلامی ایران به توسعه زیرساختها برای تسهیل حضور زائران در مراسم اربعین.
· جلب مشارکت بخش خصوصی در توسعه زیرساختها.
· استفاده از تجربیات سایر کشورها در توسعه زیرساختهای زائران.
در این سناریو، تمرکز بر استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای ارائه خدمات بهتر و آسانتر به زائران در مراسم اربعین است. این امر شامل مواردی مانند ارائه اپلیکیشنهای راهنمای زائر،خدمات الکترونیکی، اینترنت پرسرعت و نظایر آن میشود.
· توسعه اپلیکیشنهای راهنمای زائر برای ارائه اطلاعات به زائران مانند نقشه مسیر، مکان موکبها، خدمات درمانی و مانند آن.
· ارائه خدمات الکترونیکی به زائران مانند رزرو هتل و زائرسرا، خرید بلیت و پرداخت نذورات.
· ایجاد شبکه وایفای پرسرعت در مسیرها و محلهای استقرار زائران.
· ارائه خدمات مبتنیبر مکان مانند مسیریابی، معرفی اماکن مذهبی و تاریخی.
· استفاده از سامانههای هوشمند مدیریت ترافیک.
· ارائه خدمات آسانتر و سریعتر به زائران و افزایش رضایت آنها.
· کاهش هزینههای ارائه خدمات به زائران و افزایش بهرهوری.
· ارتقاء امنیت زائران با استفاده از سامانههای پایش و مراقبت.
· مدیریت بهتر تردد و اسکان زائران با استفاده از فناوری اطلاعات.
· فقدان زیرساختهای مناسب مانند اینترنت پرسرعت و شبکههای مخابراتی در برخی از مناطق.
· فقدان دانش فنی کافی برای توسعه و استفاده از فناوری اطلاعات در بین برخی از موکبها و نهادهای مرتبط.
· محدودیتهای مالی برای سرمایهگذاری در حوزه فناوری اطلاعات.
· وجود شکاف دیجیتال بین زائران و عدم دسترسی برخی از آنها به فناوری اطلاعات.
استفاده از ظرفیتهای عظیم مراسم اربعین برای جلبتوجه· و سرمایهگذاری در
حوزه فناوری اطلاعات.
· توجه دولت جمهوری اسلامی ایران به استفاده از فناوری اطلاعات برای ارائه خدمات بهتر به زائران.
· جلب مشارکت شرکتهای دانشبنیان در توسعه و ارائه راهحلهای فناورانه برای زائران.
· استفاده از تجربیات سایر کشورها در استفاده از فناوری اطلاعات در مراسمهای مذهبی.
در این سناریو، اربعین حسینی بهعنوان فرصتی برای توسعه پژوهش و مطالعات در حوزههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تلقی میشود. این امر با توجهبه حضور میلیونی زائران از ملیتها و فرهنگهای مختلف در این مراسم، میتواند بستری مناسب برای انجام پژوهشهای میدانی و جمعآوری اطلاعات ارزشمند باشد.
· حمایت از پژوهشگران برای انجام تحقیقات در حوزههای مرتبط با اربعین.
· ایجاد مراکز پژوهشی تخصصی برای مطالعه و بررسی ابعاد مختلف مراسم اربعین.
· برگزاری همایشها و کارگاههای آموزشی برای تبادل نظر و ارائه دستاوردهای پژوهشی.
· انتشاریافتههای پژوهشی در قالب کتاب و مقاله.
· برگزاری جلسات و سخنرانیها با حضور اساتید برجسته حوزه و دانشگاه در طول مسیر پیادهروی و در موکبها.
· تولید و توزیع محتوای آموزشی در قالب کتاب، جزوه، بروشور و فیلم به زبانهای مختلف.
· استفاده از فضای مجازی برای آموزش و ترویج معارف به زائران در سراسر جهان.
· برگزاری مسابقات و جشنوارههای فرهنگی با محوریت عاشورا و سیره امام حسین (علیه السلام).
· افزایش آگاهی و معرفت زائران نسبت به معارف اسلامی، بهویژه فرهنگ عاشورا و سیره امام حسین (علیه السلام).
· تقویت باورهای دینی و تعهدات مذهبی زائران.
· ترویج سبک زندگی اسلامی و اخلاقی بر اساس آموزههای دین مبین اسلام.
· ایجاد وحدت و همدلی بین مسلمانان از سراسر جهان.
· ارائه راهکارهای مدیریتی برای تسهیل حضور زائران و ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده به آنها.
· تقویت هویت شیعی و ترویج فرهنگ عاشورایی.
· معرفی اربعین حسینی بهعنوان یک پدیده فرهنگی و مذهبی منحصربهفرد به جهانیان.
· فقدان منابع مالی کافی برای حمایت از پژوهشگران و انجام تحقیقات.
· فقدان زیرساختهای پژوهشی مناسب مانند کتابخانهها، مراکز اسناد و نظایر آن.
· فقدان هماهنگی بین دستگاههای مختلف در زمینه پژوهش و مطالعات مرتبط با اربعین.
· محدودیتهای دسترسی به اطلاعات و دادههای مربوط به مراسم اربعین.
· محدودیت زمانی زائران برای شرکت در برنامههای آموزشی.
· تنوع فرهنگی و زبانی زائران و نیاز به ارائه محتوای آموزشی به زبانهای مختلف.
· فقدان زیرساختهای آموزشی مناسب در برخی از مناطق مسیر پیادهروی اربعین.
· ضعف در جذب مخاطب و جلبتوجه زائران به برنامههای آموزشی.
· استفاده از ظرفیتهای عظیم مراسم اربعین برای جلبتوجه و حمایت از پژوهش و مطالعات.
· توجه نهادهای مختلف مانند دانشگاهها، مراکز پژوهشی و حوزههای علمیه به انجام پژوهش در حوزه اربعین.
· استفاده از نظرات و تجربیات زائران در انجام پژوهشهای مرتبط با اربعین.
· استفاده از تجربیات سایر کشورها در زمینه پژوهش و مطالعات مرتبط با رویدادهای مذهبی.
سناریوی پژوهش و مطالعات اربعین، نقشی کلیدی در افزایش دانش و آگاهی درباره این مراسم عظیم، ارائه راهکارهای مدیریتی برای تسهیل حضور زائران و معرفی اربعین به جهانیان ایفا میکند. همچنین در افزایش آگاهی و معرفت زائران، تقویت باورهای دینی و ترویج سبک زندگی اسلامی موثر است. با برنامهریزی دقیق، تولید محتوای مناسب و استفاده از روشهای نوین آموزشی، میتوان به بستری مناسب برای آموزش و ترویج معارف در این مراسم عظیم دست یافت.
در این سناریو، تمرکز بر جلب مشارکت حداکثری آحاد مردم، نهادها، سازمانها و بخشهای مختلف در برگزاری و ساماندهی مراسم اربعین حسینی است. این امر از طریق ایجاد بستر مناسب برای مشارکتهای مردمی، توانمندسازی گروههای جهادی و استفاده از ظرفیتهای بالقوه اقشار مختلف جامعه امکانپذیر خواهد بود.
· ایجاد ستاد مردمی اربعین با حضور نمایندگان از اقشار مختلف مردم، نهادها و سازمانها.
· تقسیم وظایف و مسئولیتهای مختلف مرتبط با برگزاری مراسم اربعین بین گروههای مردمی و نهادها.
· توانمندسازی گروههای جهادی با ارائه آموزش، تجهیزات و منابع لازم.
· استفاده از ظرفیتهای فضای مجازی برای اطلاعرسانی، جذب مشارکت و هماهنگی بین گروههای مختلف.
· تقویت روحیه مشارکت و همدلی بین مردم و ایجاد حس تعلق خاطر به مراسم اربعین.
· ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده به زائران با استفاده از توان و ظرفیتهای مردمی.
· کاهش تصدیگری دولت و افزایش نقش مردم در برگزاری مراسم اربعین.
· توزیع عادلانه منافع اقتصادی اربعین بین اقشار مختلف مردم و ساکنان مناطق مسیر پیادهروی.
· فقدان فرهنگ مشارکت فعال در بین برخی از اقشار جامعه.
· محدودیت منابع مالی و امکانات برای توانمندسازی گروههای مردمی.
· نبود هماهنگی کافی بین دستگاههای مختلف در زمینه مشارکت مردمی در اربعین.
· ضعف زیرساختهای مردمی در برخی از مناطق مسیر پیادهروی اربعین.
· استفاده از ظرفیتهای عظیم مراسم اربعین برای جلبتوجه و مشارکت حداکثری مردم.
· آمادگی و اشتیاق مردم برای مشارکت در برگزاری مراسم اربعین.
· حمایت دولت جمهوری اسلامی ایران از مشارکت مردمی در اربعین.
· استفاده از تجربیات سایر کشورها در زمینه مشارکت مردمی در برگزاری رویدادهای بزرگ.
باتوجه به مطالب ارائه شده، میتوان نتیجه گرفت که سناریونویسی میتواند ابزاری کارآمد برای برنامهریزی توسعه اربعین حسینی باشد. با استفاده از این روش، میتوان سناریوهای مختلفی را برای آینده این رویداد عظیم ترسیم کرد و پیامدهای هر یک از آنها را بررسی کرد. این امر میتواند به انتخاب بهترین راهبردها برای توسعه اربعین حسینی و تبدیل آن به یک رویداد فرهنگی شاخص در سطح بینالمللی کمک کند.
در سناریونویسی توسعه اربعین حسینی، باید به ابعاد مختلف این رویداد، از جمله زیرساختها، امکانات، برنامههای فرهنگی، استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات، مشارکت نهادها و سازمانها، دیپلماسی فرهنگی و آیندهپژوهی توجه شود. با ترسیم و بررسی سناریوهای مختلف، میتوان به درک عمیقتر از چالشها و فرصتهای توسعه اربعین حسینی دست یافت و بهترین راهبردها را برای تحقق اهداف این رویداد عظیم انتخاب کرد. با استفاده از سناریونویسی و سایر روشهای برنامهریزی، میتوان گامهای بلندی در راستای توسعه اربعین حسینی و تبدیل آن به یک رویداد فرهنگی شاخص در سطح بینالمللی برداشت. باتوجه به ده سناریوی ارائه شده و نتیجهگیریهای حاصل از آنها، میتوان ابعاد قابلاجرا برای پیادهسازی این سناریوها را واکاوی کرد و همچنین راهبردهای اجرایی این عوامل را مورد بررسی قرارداد که در جدول (1) مشخص شدهاند.
جدول 1. ابعاد سناریوها و شناخت الزامات و پیامدهای آنها
عکس
عکس
عکس
عکس
برای جهانیشدن اربعین حسینی و تبدیل آن به یک رویداد فرهنگی شاخص در سطح بینالمللی، میتوان با استفاده از روشهای آیندهپژوهی، سازوکاری مبتنیبر ده سناریوی ارائه شده در نظر گرفت. این سازوکار شامل مراحل زیر است:
· شناسایی روندهای کلیدی نظیر روندهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، و تکنولوژیکی که میتوانند بر آینده پیادهروی اربعین تأثیر بگذارند.
· تحلیل سناریوهای کلیدی مختلفی که میتوانند بر اساس روندهای شناسایی شده شکل بگیرند.
· ارزیابی سناریوها و احتمال وقوع هر یک از سناریوها و پیامدهای آنها برای پیادهروی اربعین.
· تعیین اهداف بلندمدت و کوتاهمدت برای جهانیشدن پیادهروی اربعین.
· تدوین راهبردها باتوجهبه سناریوهای کلیدی و اهداف تعیین شده.
· تخصیص منابع مورد نیاز برای اجرای راهبردها.
· ایجاد ساختار سازمانی لازم برای اجرای راهبردها.
· مرحله سوم: اجرا و نظارت
· اجرای راهبردهای تدوین شده.
· نظارت و ارزیابی به طور مستمر بر اجرای راهبردها.· انطباق با تغییرات در صورت نیاز.
در هر یک از مراحل بالا، میتوان از روشهای مختلف آیندهپژوهی به شرح زیر استفاده کرد:
· مرحله اول: میتوان از روش تحلیل روند برای شناسایی روندهای کلیدی و از روش دلفی برای نظرخواهی از متخصصان در مورد سناریوهای کلیدی استفاده کرد.
· مرحله دوم: میتوان از روش سناریونویسی برای تدوین راهبردها و از روش شبیهسازی برای ارزیابی پیامدهای آنها استفاده کرد.
· مرحله سوم: میتوان از روش تحلیل محتوا برای نظارت بر اجرای راهبردها و از روش مصاحبه برای جمعآوری بازخورد ذینفعان استفاده کرد.
با استفاده از این سازوکار، میتوان به طور فعالانه برای جهانیشدن اربعین حسینی برنامهریزی و اقدام کرد و از چالشها و فرصتهای این رویداد عظیم به بهترین نحو استفاده کرد. علاوهبر این، میتوان اقدامات زیر را نیز برای تقویت این سازوکار در نظر گرفت:
· استفاده از ابزارها و فناوریهای نوین: مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، و اینترنت اشیا برای جمعآوری دادهها، تحلیل اطلاعات و پیشبینی روندها.
· ظرفیتسازی: با برگزاری دورههای آموزشی و کارگاههای تخصصی، ظرفیت لازم برای استفاده از روشهای آیندهپژوهی را در میان نهادها و سازمانهای مختلف مرتبط با پیادهروی اربعین ایجاد کرد.
· جلب مشارکت ذینفعان: مانند زائران، خادمان، مسئولان و کارشناسان.
با اجرای این اقدامات، میتوان اطمینان حاصل کرد که سازوکار مبتنیبر سناریوهای دهگانه برای جهانیشدن اربعین حسینی به طور مؤثر و کارآمد اجرا میشود و به تحقق اهداف این رویداد عظیم کمک میکند.
اربعین حسینی، یادآور حماسه جاودانه ایثار و شهادت، تجلی عشق و ارادت به خاندان عصمت و طهارت و فرصتی برای تعمیق باورهای دینی و تقویت هویت شیعی است. این مراسم عظیم، با حضور میلیونی زائران از سراسر جهان، بهعنوان یکی از بزرگترین اجتماعات مذهبی در دنیا شناخته میشود و پیام صلح، وحدت و همدلی را به گوش جهانیان میرساند. اربعین حسینی، فراتر از یک مراسم مذهبی، دارای ابعاد و اثرات گستردهای در حوزههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. این رویداد بزرگ، فرصتی برای ترویج معارف اسلامی، تقویت وحدت بین مسلمانان، توسعه گردشگری مذهبی، ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی منطقه و همچنین بستری برای تبادل فرهنگی و گفتگوی بین ادیان محسوب میشود. با برنامهریزی و اجرای سناریوهای ارائه شده در این نوشتار، میتوان به ارتقای کیفیت تجربه زائران، توسعه زیرساختها و خدمات ارائه شده، ترویج فرهنگ و معارف اسلامی و تبدیل اربعین حسینی به یک رویداد بینالمللی با پیامی جهانی دستیافت. هر یک از این سناریوها، نقشی کلیدی در ارتقاء کیفیت تجربه زائران، توسعه و رونق اربعین حسینی و ترویج ارزشهای اسلامی و انسانی ایفا میکنند. با برنامهریزی دقیق، جلب منابع مالی، مشارکت نهادها و مردم و استفاده از ظرفیتهای بالقوه موجود، میتوان به اربعینی پویا، معنوی و توسعهیافته دستیافت و پیام صلح، وحدت و همدلی این حماسه عظیم را به جهانیان مخابره کرد. اربعین حسینی، نماد عشق و ارادت به خاندان عصمت و طهارت و تجلی ایثار و شهادت است. این مراسم عظیم، فرصتی برای تقویت هویت شیعی، ترویج صلح و وحدت بین مسلمانان و گفتگوی بین ادیان محسوب میشود. اربعین، سفری بهسوی معنویت، همدلی و توسعه است. سفری که میتواند در مسیر تعالی فردی و اجتماعی جامعه گام بردارد و الگویی برای سایر جوامع در برگزاری مراسمهای مذهبی و فرهنگی باشد. برای جهانیشدن اربعین حسینی و تبدیل آن به یک رویداد فرهنگی شاخص در سطح بینالمللی، میتوان با استفاده ازروشهای آیندهپژوهی، سازوکاری
مبتنیبر ده سناریوی ارائه شده در نظر گرفت. این سازوکار شامل سه مرحله اصلی تحلیل روندها، برنامهریزی راهبردی و اجرا و نظارت است. در هر یک از این مراحل، میتوان از روشهای مختلف آیندهپژوهی مانند تحلیل روند، دلفی، سناریونویسی، شبیهسازی، تحلیل محتوا و مصاحبه استفاده کرد. علاوهبر این، میتوان با استفاده از ابزارها و فناوریهای نوین، ظرفیتسازی و جلب مشارکت ذینفعان، به غنیتر شدن نتایج و اجرای مؤثرتر این سازوکار کمک کرد. جهانیشدن اربعین، فرصتی بینظیر برای ترویج فرهنگ و ارزشهای اسلامی در سطح جهانی، تقویت وحدت بین مسلمانان و ایجاد گفتگوی بین ادیان است. با استفاده از روشهای آیندهپژوهی و برنامهریزی دقیق، میتوان این رویداد عظیم را به الگویی برای سایر جوامع در برگزاری مراسمهای مذهبی و فرهنگی تبدیل کرد و پیام صلح، وحدت و همدلی را به گوش جهانیان رساند.
_ اکوانی، عباس (1399)، «بررسی تاثیر راهپیمایی اربعین حسینی درترویج فرهنگ حسینی و تمدن شیعی»، نخبگان علوم و مهندسی، دوره5، ش5، ص131-138.
_ تاجبخش، غلامرضا (1401)، «آسیبهای پیادهروی اربعین حسینی: بررسی جامعهشناختی»، شیعهپژوهی، دوره8، ش22، ص113-137.
_ تهامی، طه (1390)، «اربعین حسینی/20 صفر»، پیام زن، ش238، مقاله1، دوره1390.
_ خاکی، محمد و سیدقاسم حسینی (1399)، «نقش راهپیمایی اربعین حسینی در ایجاد تمدن نوین اسلامی»، پژوهشنامه معارف حسینی، دوره5، ش19، ص93-114.
_ درودیان، محمدجواد (1397)، «منظر معنوی رویداد پیادهروی اربعین حسینی»، دوره10، ش45، زمستان، ص56-65.
_ سامانی، سید محمود (1397)، «کارکردهای سیاسی اجتماعی و فرهنگی اربعین حسینی»، فصلنامه فرهنگ زیارت، دوره9، ش35، ص37-56.
غفاری هشجین، زاهد و محمد آقائی (1397)، «پیادهروی اربعین_ حسینی بهمثابه جنبش اجتماعی»، دانش سیاسی، دوره14، ش1، ص1-21.
_ فتحالله نژاد زنگی آبادی، هادی (1397)، «نقش فرهنگی تجمع اربعین حسینی»، فصلنامه فرهنگ زیارت، دوره9، ش37، دی، ص27-50.
_ موسوی، سید محمد و رضا بیات (1397)، «کاوشی در آیین پیادهروی اربعین حسینی و اثرگذاری کارکردهای اجتماعی و سیاسی آن»، پژوهشنامه فرهنگ و رسانه (نامه فرهنگ و ارتباطات)، ش1، پیاپی3، سال سوم، پاییز و زمستان، ص93-116.
محمد رضا فخر روحانی(1)
تاریخ دریافت: 09/02/1403 تاریخ پذیرش: 19/05/1403
چکیده
ادبیات حسینی یکی از گونههای مهم و تأثیرگذار ادبیات اسلامی است و ترجمه نمونهها و منابع آن به زبان انگلیسی یکی از ضرورتها در حوزه معرفی تشیع است. اغلب آثاری که در حوزه ادبیات حسینی به انگلیسی ترجمه میشوند از کاستیهایی برخوردار هستند. این مقاله به بررسی بعضی از این کاستیها توجه دارد.
کلیدواژهها: ادبیات حسینی، ادبیات شیعه، ترجمه زین سو.
پژوهش حاضر ناظر به انتقال بخش اندکی از تجربه چندین ساله نگارنده در حوزه ترجمه ادبیات حسینی از فارسی و عربی به انگلیسی است. نویسنده این مقاله هرگز ادعایی بر معصوم بودن از اشتباه نداشته، بلکه متواضعانه میپذیرد آنچه در این مقاله بیان میشود فقط بیان اندکی از تجربه مستمرش در این حوزه بوده، لذا ممکن است که بعضی از این یافتهها بعدها اصلاح، تعدیل و حتی حذف شوند. در این نوشتار،
1) . استادیار دانشگاه قم، قم، ایران. Abumahdi1061@gmail.com
«ترجمه» ناظر بر فرایند و محصول نهایی تلاش برای انتقال مفاهیم متنی یا حالتی از یک زبان (زبانمبدا/ اول) به زبان دیگر (زبان مقصد/ دوم/ خارجی) توسط شخصی (مترجم) است که بنا به فرض، هر دو زبان را در حد برگردان کردن متن (دست کم) از زبان مبدا به زبان مقصد میداند. برای ترجمه و انواع گوناگون آن تعاریف فراوان، متنوع و گاه غیرقابل جمع در کتابهای اصول و روش ترجمه گفته شده، فهرستی دم دستی و عمده (و نه به هیچ وجه جامع و بینقص) از آن منابع در پایان همین نوشتار میآید.
مترجم متخصص به شخصی اطلاق میشود که در حوزه مطالعاتی و ورزیدگی فکری خود به دلایل و ضرورتهای گوناگون اقدام به ترجمه متون میکند. مترجم زین سو نیز فردی است که متون را از زبان و فرهنگ خود به زبانی دیگر ترجمه میکند. قطع نظر از میزان آشنایی مترجم با متن و محتوا و پیشینه متون، فرض اولیه بر آن است که وی زبانی که به آن ترجمه میکند را در حد قابل قبولی میداند. مترجم متعهد به مترجمی اطلاق میشود که متن مورد ترجمه را، در هر سطح و ساحت مفروض، با نگاه ادای دین نسبت به متن و محتوای ارزشی آن، ارادتورزانه نسبت به شخصیتهای مورد احترام و نیز دوری گزیدن فکری و عاطفی از آنانی که شایسته ابراز تبری بوده، ترجمه کرده، آنچنان که با خوانش نخستین جملاتش موضعگیری و جهتگیری فکری وی در قبال متن بهخوبی روشن شود. بدیهی است که از این نظر ترجمه متن دینیتاریخی با ترجمه متنی در زمینه کرات و ستارگان و یا نظریه اعداد و یا اسطورههای تخیلی از فرهنگی بسیار دوردست و ناآشنا تفاوتهای بارزی دارد.
ادبیات حسینی در طراز کلی به نوشتههایی اطلاق میشود که موضوع آن به وجود مقدس امام حسین (علیه السلام)، زندگانی، شهادت و تاثیرات حرکت تاریخی آن حضرت مربوط شده، با نگاهی ارادتورزانه نسبت به آن حضرت به رشته تحریر درآمده است. باید توجه داشت مسوداتی که فاقد عنصر ارزشی ارادتورزانه باشندشایسته قرار گرفتن در طراز
ادبیات حسینی نبوده و از دایره این بحث بهکلی خارج هستند. برای نمونه، نوشتههای مستشرق اسلام گریز و کشیش معروف بلژیکی، هانری لامنس (1862-1937) در نسخه چاپ اول دائره المعارف اسلام از همین نمونه است.
انتظار میرود که مترجم، متونی را از عربی، فارسی و یا اردو به انگلیسی ترجمه کند که درباره آن بهخوبی و بر اساس منابع معتبر و فراوان مطالعات مستمر، وسیع و عمیق داشته باشد. استمرار در مطالعه بهمدت چندین سال، وسعت دانش و ژرفای تحلیل از عوامل تاثیرگذار و ایجاد موفقیت در تولید ترجمههای شاخص هستند. اگر مترجم به ایراد و یا خطایی در متن مورد ترجمه پی ببرد، میتواند آن را برای خودش مشخص کرده، بر اساس منابع معتبر صورت و یا روایت درست را دریابد.
مترجم ادبیات حسینی باید تلفظ درست اسامی خاص را بهخوبی بداند. منظور از اسامی خاص در اینجا نامهای اماکن، اشخاص، رویدادها و مانند آن است. تلفظ درست اسامی باید بر اساس عربی فصیح باشد، نه تلفظهای دیگر، مانند تلفظ فارسی، لهجات ایرانی و یا دیگر زبانها و لهجهها. همچنین مترجم باید بتواند این اسامی را بهدرستی و دقیقا طبق ضوابط و بر اساس تلفظ عربی فصیح حرف نگاری کند. اگر مترجمی تلفظ درست نام یا اصطلاحی را به زبان عربی فصیح نمیداند باید تحقیق کرده و از اهل فن و زبان بپرسد. گاه با تغییر دادن یک اعراب و یا افزودن/کاستن یک آوا (خواه مصوت یا صامت) معنای کلمه تغییر پیدا میکند. مترجم باید القاب، کنیهها و گاه نامهای کم کاربرد را به نام اصلی ترجمه کند.
در برخی موارد، برای اسامی معادلهایی وجود دارد که مترجم باید از آنها مطلع باشد. مثلا نام رودخانه دجله در انگلیسی Tigris بوده، یا نام رودخانه فرات Euphrates است (البته با احتساب درج حرف تعریف معین the پیش از نام رودخانهها)، نیازی به حرف نگاری ندارد. علاوهبر آن برخی فرهنگ لغتهای اعلام جغرافیایی، این موارد را با تطبیق دادن نقشههای جغرافیایی که توسط ناشرانمعتبر و به دو زبان مورد نظر (مثلا عربی در
مقابل انگلیسی) چاپ شدهاند، میتوان بهدست آورد.
برای فهم آسانتر مفاهیم متن مبدأ، گاه مترجم باید جزئیاتی را درج کند که در متن اصلی نیست. برای مثال، در واقعه کربلا دست کم دو نفر بهنام «مسلم» حضور داشتند: یکی، جناب مسلم بن عقیل که پیش از واقعه کربلا و در کوفه به شهادت رسید و دیگری، مسلم بن عوسجه که از شهدای روز عاشورا است. در ترجمه به انگلیسی این دقت باید مورد نظر قرار گیرد و تصور نشود که همه خوانندگان از دانش پایه لازم در این زمینه برخوردار هستند.
یکی از ویژگیهای متون اسلامی، چند نامی یا تعدد نامها برای یک شخص است. به عکس، چنین چیزی در متون انگلیسی بسیار نادر است. مثلا، در زبان فارسی، برای اشاره به حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) از اسامی و عباراتی مانند قمر بنی هاشم، سقای کربلا، علمدار کربلا و بسیاری دیگر استفاده میشود. همه اینها در متن انگلیسی باید فقط به صورت «العباس» برگردان شوند؛ زیرا نام آن حضرت در عربی به این صورت نوشته میشود (نام عباس در فارسی مصطلح است، زیرا روند غالب در زبان فارسی حذف «ال» معرفهساز عربی از اول اسامی است).
با هدف شفافسازی ترجمه انگلیسی متون ادبیات حسینی، اسامی اماکن نیز تابع قاعده بالا است، مگر آنکه اسم مکانی در گذر تاریخ به شکل خاصی در انگلیسی جا افتاده باشد. مثلا، پایتخت کشور مصر که در عربی «القاهره» است، در فارسی «قاهره» و در انگلیسی Cairo است.
در درج تاریخها، همیشه و در همه موارد، معادل درست میلادی سالهای هجری (خواه قمری و یا شمسی) باید درج شود. مترجم نباید تصور کند که خواننده متن انگلیسی تفاوت تقویمهای هجری و شمسی متداول در ایران را میداند. برای برگردان کردن تاریخهای هجری قمری به معادل میلادی آنها، باید از جدولهای درست و قابل اعتماد استفاده کرد. تجربه نشان میدهد که کاربرد فرمولهایی که در برخی کتابها درج شده از دقت لازم برخوردار نیست.
در نگارش و یا ترجمه متون به انگلیسی، باید از ابتدا به یک سبکو املا نوشت. اگر
نویسندهای مطابق با املای بریتانیایی یا آمریکایی مینویسد، از ابتدا به همان سبک باید بنویسد. البته اگر مطلبی را از جایی بهصورت نقل قول مستقیم در نوشته خود درج میکند، باید دقیقا طبق املای متن مورد نقل قول بنویسد، حتی غلط املایی در متن اصلی را هم نباید تصحیح کند.
در ترجمه متون اسلامی و ادبیات حسینی به انگلیسی، بهترین روش ترجمه مستقیم متون از عربی به انگلیسی است. چندین دهه تجربه مستمر ثابت کرده که اکثر فرهنگ لغتهای فارسی به انگلیسی فاقد کارآیی لازم برای ترجمه درست متون تخصصی اسلامی به انگلیسی هستند. این موضوع کمبودی بسیار جدی در امر ترجمههای زین سو بوده، از اینرو نیازمند بازنگری عملی است.
نوشتن، ترجمه کردن، بازآفرینی و تهیه مواد خواندنی در حوزه ادبیات اسلامی، معارف و معالم حسینی برای مخاطبان جهانی یک ضرورت انکارناپذیر تبلیغیتبیینی است. در این زمینه، ترجمه، اعم از فرایند و محصول نهایی، از اهمیت فراوانی برخوردار بوده، لزوم تربیت مترجمان آگاه، متعهد و متخصص ضرورتی است که همواره باید مورد توجه باشد. برای تولید محتواهای قابل قبول در طراز جهانی، مترجم باید از زیرکی، دانش و قدرت تصمیمگیری مناسب برخوردار باشد. انتظار میرود که مترجم دانا موارد زیر را همواره رعایت کند: در نظر گرفتن سطح دانش عمومی خوانندگان، انتظارات مشترک آنان، بازآفرینی متن مطابق با معیارهای علمی و مورد قبول در طراز جهانی و به کار بردن واژگان و اصطلاحات مناسب تا نتیجه متنی قابل قبول و تأثیرگذار باشد.
_ The Chicago Manual of Style (2017), 17th ed., The University of Chicago Press.
_ FakhrRohani, MuhammadReza (2023), Ashura Encyclopedic Dictionary, Contemporary Thoughts Press.
_ New Oxford Style Manual (2016), 3rd ed., Oxford University Press.
مجتبی ارشدی بهادر(1)ثریا اوستادی(2)
تاریخ دریافت: 16/02/1403 تاریخ پذیرش: 15/05/1403
چکیده
واقعه کربلا و نهضت حسینی، تشیع را مورد توجه مستشرقان قرار داده است. به اذعان برخی مستشرقین، این نهضت مهمترین علت برای ظهور تشیع در جهان بوده است. عدهای از آنها با استناد به منابع تاریخی صحیح السند شیعی، ترسیم درستی از نهضت امام حسین (علیه السلام) داشتهاند؛ اما برخی دیگر، به علت تحکّم و سیطره منابع اهل سنت بر اذهان عمومی و کمبود منابع مشروح و موثق شیعی در بین منابع و مآخذ غربی، نگاهی مادیگرایانه به قیام سیدالشهداء داشتهاند. شناخت مستشرقین از نهضت امام حسین (علیه السلام) ابتدا از طریق تصحیح و ترجمه متون تاریخ اسلام و تشیع صورت گرفت و در ادامه به تألیف متون مستقلِ خاص در مورد امام حسین (علیه السلام) رسید. این پژوهش با روش توصیفیتحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای، به بررسی آثار و نظرات شرقشناسان درباره نهضت امام حسین (علیه السلام) پرداخته است.
کلیدواژهها: امام حسین (علیه السلام)، مستشرقان، نهضت حسینی، تشیع، اسلام در غرب.
نهضت امام حسین (علیه السلام) از جمله موضوعات مورد توجه تاریخنگاران است. این واقعه تاریخی به قدری مهم است که به نظر برخی از پژوهشگران این عرصه، باید آن را نقطه عطفی در ظهور تشیع دانست (شیبی، 1982: 23/1؛ وائلی، 1994: 25-26؛ صبحی، 1411: 47-49). با توسعه پیدا کردن مطالعات شیعی در غرب، نهضت سیدالشهداء مورد توجه مستشرقان و محققان غربی قرار گرفت. ناگفته نماند به اذعان شیعهپژوهان معاصر، سیطره اهل سنت بر مراکز قدرت و ثروت در طول تاریخ اسلام، عاملی برای مغفول ماندن تحقیقات و بررسیها در مورد شیعه بوده است. این سیطره بر منابع و تحقیقات جامعه غربی، همواره در بردارنده ابهاماتی گسترده برای مستشرقان در شناخت تشیع است؛ زیرا تاریخنگاران اهل سنت عموما پیروان تشیع را اهل انحراف از صراط مستقیم میدانند. از اینرو بسیاری از پژوهشگران جامعه غربی با دریافت تحریفات بیان شده در مورد شیعه، اسلام شیعی را یک بدعت در دین اسلام میدانند (لالانی، 1381: 7-8). در این میان دیدگاه مستشرقان در مورد نهضت حسینی فراز و فرودهای فراوانی داشته است. برخی از این دیدگاهها، نهضت حسینی را از منظری مادیگرایانه، خالی از هرگونه نگاهی مذهبی، بهصورت مغرضانه و به دور از هرگونه انصاف، بررسی کردهاند. آنها اندیشههای دینی امام حسین (علیه السلام) را با آراء اقتصادی، سیاسی، ملی و بعضا تحت تأثیر عواطف شخصی و مذهبی خلط نموده و در نهایت به نتایج نامطلوب رسیدهاند. در مقابل برخی از مستشرقان با رهایی از تعلقات بیان شده با مطالعه علمی درباره نهضت امام حسین (علیه السلام) تمجیدات بینظیری در این زمینه بیان کردهاند. نهضت حسینی موثرترین عامل در شکلگیری فرهنگ شیعه است. این حماسه از دل یک حادثه شگرف تاریخی با رنگ و بوی مظلومیت، عامل ظلمستیزی آزادیخواهان عالم شد. واقعهای نه صرفا جنگی بلکه عاملی برای ایجاد مکتبی جدید با محوریت شخصیت و اهداف امام حسین (علیه السلام).
مستشرق در لغت، به معنای روشن و تابان (دهخدا، 1337: ذیل «مستشرق») و در
اصطلاح به فردی اطلاق میشود که برای آنچه مربوط به مشرق زمین است، تحقیقات انجام دهد. ریشه این واژه در عربی از «شرق» به معنای محل طلوع خورشید گرفته شده است. برخی آن را در اصطلاح بر اسلامشناسی توسط غیرمسلمانان، اطلاق میکنند (سباعی، 1405: 19). عدهای «استشراق» را مطالعات غربیها در مورد فرهنگ، علوم، تاریخ، زبان، هنر، عقاید، رسوم و عادات شرقیان میدانند (علی الصغیر، 1413: 11) اما برخی دیگر، «شرق شناسی» را تحقیق در تاریخ، فرهنگ، تمدن، مردم شناسی، روان شناسی اجتماعی و جامعه شناسی اقوام شرق توسط علوم انسانی جدید غرب بیان میکنند (متز، 1377: 3). در هر صورت، اسلام و تشیع بهعنوان موضوع ویژه در مطالعات خاص تاریخی با رویکرد فرهنگی، تمدنی، مردمشناختی و نظایر آن، بر اساس تفکرات انسانشناختی غربی قرار میگیرد.
نهضت در لغت، به معنای برخاستن، قصد کردن، حرکت و آمادگی برای قیام است (معلوف، 1387: 2125). منظور از نهضت حسینی؛ حرکت و قیامی است که سیدالشهداء براساس اهداف معنوی و الهی بر ضد طاغوت زمان انجام داد.
تحقیقات اسلامی شرقشناسان را در یک نگاه کلی می توان به قرون وسطی، عصر عثمانی، دوره جدید و نیمه قرن بیستم تقسیم کرد (الویری، 1381: 40). به نظر میرسد اولین توجه جدی به اسلام و تشیع در دهههای آخر قرن 13 و اوایل قرن 14 میلادی از طریق سفرنامهنویسی صورت گرفته است (مطهری نیا، 1389: 41). در ادامه، جنگهای صلیبی نقش مهمی در شناخت غرب از تشیع داشته اند که عمدتا در کلام ابن حزم و ابن قتیبه دیده میشود (احیاحسینی، 1387: 23). شکلگیری دولت صفوی در قرنهای 16 و 17 میلادی و افزایش تعاملات سیاسی و اقتصادی ایران با غربیها،موجب شناخت دقیقتری در این عرصه شد (سحاب، 1356: 72). موسسه استراسبورگ برای اولین بار در سال 1968م، تحقیقاتی اساسی در مورد مذهب اثناعشری از جهات
مختلف انجام داد (استراسبورگ، 1968: 6-8). با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357ش، امام خمینی با تاکید ویژه بر نقش نهضت حسینی در انقلاب ایران، موجب رونق بیش از پیش نهضت امام حسین (علیه السلام) در نگاه جهانی شد (عنایت، 1361: 245).
حادثه عاشورا عامل اصلی آشنایی مستشرقان با فرهنگ شیعه است. این موضوع در کلام برخی از مستشرقان به وضوح مورد تاکید قرار گرفته است. برای نمونه، لمبون (1389: 364) در این مورد می گوید: «تشیع بهعنوان یک نهضت دینی، اوج و الهام خود را از شهادت امام حسین (علیه السلام) در سال 61ق به دست آورد». برخی معتقدند اولین نطفههای عقاید و افکاری که بعدها عقاید کلامی شیعه نام گرفت، حول محور واقعه کربلا، رنگ و لعاب جدیتری به خود گرفته است (شیمل، 1375: 159). بررسیها نشان میدهد که نگاه مستشرقان به واقعه عاشورا در قالب دو نوع نگاه کلی است. گروهی مانند ویلفرد مادلونگ، نهضت حسینی را مادی و جنگطلبانه تلقی میکنند که براساس آنچه بیان شد، عامل این نگاه سیطره منابع اهل سنت بر منابع تحقیقاتی این دسته از مستشرقین است. گروهی دیگر بهسان توماس آرنولد با نگاهی منصفانه و به دور از غرضورزیها، به هدف والای این نهضت توجه کرده اند (الویری، 1381: 81). با این همه آنچه باعث شناخت مبهم از نهضت حسینی در میان برخی از مستشرقان شده، عدم وجود تالیفی مشروح، کافی و قابل وثوق از شیعه در مآخذ و منابع غربی است که باعث انتقاد برخی در این زمینه شده است (دونالدسن، 1395: 1/56). به اذعان وات (1370: 67)، در این میان چیزی که مزید بر علت شده تا شیعه اثناعشری با نهضت حسینیاش کمتر شناخته شود، تلاش اهل سنت در جهت ابهام این موضوع بوده است.
به نظر میرسد اولین آثار در مورد نهضت سیدالشهداء را باید از لابهلای ترجمه و تصحیح متون تاریخی عمومی یا متون خاص در مورد مذهب تشیع یافت. برای نمونه میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ترجمه انگلیسی کتاب الارشاد شیخ مفید (Esposito ،
1995: 2/150-151)؛ ترجمه ل.ک. هاوارد در مورد بخشی از تاریخ طبری که مربوط به خلافت یزید است؛ ترجمه و تصحیح فردریک آمدرور (1854-1917م) بر کتاب تجاربالامم ابن مسکویه (431ق) و ترجمه بخشی از کتاب انساب الاشراف بلاذری (279ق) که مربوط به علی بن ابیطالب و فرزندان اوست که از سوی مادلونگ صورت گرفته است (احیا حسینی، 1387: 97).
از دیگر آثار مستشرقان که در دهه نخستین قرن بیستم به توصیف موقعیت جغرافیایی و معنوی کربلا و فضائل مربوط به آن پرداخته است، کتاب مذهب شیعه دونالدسون (1383: 153-174) را میتوان نام برد. وی در ذیل این کتاب با پرداختن به نهضت حسینی،کربلا را بهعنوان مهمترین زیارتگاه شیعی معرفی میکند. برخی از مستشرقان نیز با مقتلنگاری درصدد شناخت نهضت حسینی برآمدند. به نظر میرسد مستشرق آلمانی، هاینرش فردینالد وستنفلد(1)(1808-1899م) اولین محققی است که به انتشار پژوهشی درباره مقتل الحسین (علیه السلام) ابی مخنف پرداخته است (سزگین، 1403: 128).
بخشی از کتاب اسلام در شرق و غرب اثر آگست مولر(2)(1848-1892م) آلمانی جزو اولین کتابهایی است که در بخشی از آن به ماجرای کربلا و نهضت امام حسین (علیه السلام) اشاره شده است (مولر، 1985: 1/85). از جمله مستشرقان آلمانی که علاقه بسیاری به تاریخ اسلام دارد، یولیوس ولهاوزن(3)(1844-1918م) است. او در کتاب معارضه جویی احزاب سیاسی دینی در اسلام در ذیل بیان اختلافات شیعه با بنیامیه، درباره امام حسین (علیه السلام) و نهضت حسینی سخن گفته است (ولهاوزن، 1375: 65-70). وی در کتاب دیگر خود، دولت عربی از ظهور اسلام تا پایان دولت اموی و سقوط آن، با نگاهی تاریخی، جامعهشناختی و کلامی به نقش و جایگاه امام حسین (علیه السلام) در حکومت بنی امیه پرداخته است. آثار برجای مانده او در این زمینه، منشا و مبنای پژوهشهای بعدی قرار گرفته است (عقیبی، بیتا: 724-725).
یکی از راهبان فرانسوی که تالیفات متعددی در مورد تاریخ اسلام دارد، هنری لامنس(1)(1862-1937م) است. شاید بتوان آثار او را از مهمترین آثار در اوایل نیمه اول قرن بیستم در مورد امام حسین (علیه السلام) در اروپا دانست. او در کتاب فاطمه و فرزندان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)(2)به امام حسین (علیه السلام)و نهضت او پرداخته است. وی در کتاب دیگر خود تحت عنوان خلافت یزید اول در ذیل مباحثی در مورد یزید بن معاویه از حسین بن علی (علیه السلام) و نهضت او نیز سخن به میان آورده است (شرقشناسان، بیتا: 7/427). دوایت دونالدسون(3)(1840-1976م؛ 1383: 153-174)، مستشرق انگلیسی نیز کتاب عقیده شیعه در امامت را درسال 1931 و کتاب مذهب شیعه را در سال 1933 منتشر کرد. وی در آثار خود به نهضت امام حسین (علیه السلام) وݤ خاطراتش در مورد شهر کربلا اشاره میکند. با ورود به نیمه دوم قرن بیستم، مستشرقان بیشتر معطوف به تدوین کتب و مقالات مستقل در این زمینه شدهاند. آنها سعی کردند تا از روش تاریخی و توصیفی پا را فراتر بگذارند و با استفاده از تحقیقات جامعهشناختی و علوم سیاسی، نهضت امام حسین (علیه السلام) را مورد توجه و مطالعه قرار دهند.
الساندر بوسانی(4)(1921م) مستشرق مشهور ایتالیایی، با تالیف کتاب ادیان سرزمین پارس به تاریخ شکلگیری و تحول مذهب تشیع در ایران اشاره میکند. وی در بخش مهمی از این اثر به نهضت سیدالشهداء و کربلا میپردازد (نیکبین،1380: 1/158-152). یکی ازمنابع پر ارجاع در دانشگاههای غرب، کتاب تاریخ اسلام کمبریج است. قسمتی از این کتاب تحت عنوان خلافت امویان نوشته مستشرق ایتالیایی، خانم لورا واکسیا واگلیری(5)(1893-1989م) است. او در این بخش به نهضت امام حسین (علیه السلام) و وقایع مربوط به آن پرداخته است (لمبون و دیگران، 1387: 365). از دیگر آثار او می توان به مقاله «حسین بن علی (علیه السلام)» در دایره المعارف اسلام لیدن اشاره کرد که علمی ترین و
بلندترین مقاله در مورد قیام امام حسین (علیه السلام) بهشمار میآید (احیا حسینی، 1387: 15).
در میان مستشرقان معاصر که درباره امام حسین7 و مباحث فرهنگیاجتماعی مرتبط با آن قلمفرسایی کردهاند، میتوان به پیتر چلکوسکی(1)اشاره کرد. از جمله آثار او میتوان «از کربلا تا نیویورک در حرکت» (Chelkowski, 2005: 12-14) و نگارش مدخلهای «عاشورا» و «محرم» در دائره المعارف معاصر جهان اسلام نام برد (شرقشناسان، بیتا: مدخل عاشورا و محرم). دیوید پینولت(2)نیز شخصیتی است که در دهههای اخیر بهعنوان برترین مستشرق در مباحث نهضت حسینی شناخته میشود. او عمده تحقیقات خود را در مورد امام حسین7، عاشورا و مباحث مرتبط با آن انجام داده است. برای نمونه، کتاب اسب کربلا: مطالعه در مورد عبادات مسلمانان جنوب آسیا،(3)تشیع: اشعار آیینی و مشهور در یک جامعه مسلمان،(4)تشیع در جنوب آسیا،(5)زینب بنت علی (علیها السلام) و جایگاه زنان خانهدار امامان نخستین در ادبیات عبادی شیعه(6)را میتوان نام برد.
چارلز جان هوفام دیکنز(7)(1812-1870م) رُماننویس مشهور انگلیسی در تحلیل عقلی از نهضت حسینی، آن را عاملی برای احیای اسلام ذکر میکند: «اگر منظور امام حسین (علیه السلام) جنگ در راه خواستههای دنیایی خود بود، من نمیفهمم چرا خواهران و کودکانش را همراه خود برد؟ پس عقل چنین حکم می کند که او به خاطر اسلام، فداکاری کرد» (مظلومی، 1362: 52).
ادوارد براون(8)(1862-1926م) در کتاب تاریخ ادبی ایران، نهضت حسینی و شهادت
1) . Peter J. Chelkowski.
2) .David Pinault.
3) . Horse of Karbala: Studies in South Asian Muslim Devotionalism.
4) ..The Shiites: Ritual and Popular Piety in a Muslim Community.
5) . "Shi'ism in South Asia" ,The Muslim World.
6) ."Zaynab bint 'Ali and the Place of the Women of the Households of the First Imams in Shiite Devotional Literature" ,In Women in the Medieval Islamic World.
7) . Charles John Huffam Dickens.
8) . Edward Browne.
امام حسین (علیه السلام) را عامل شکوفایی و پیشران فعالیتهای تشیع دانسته و بیان میدارد: «ریخته شدن خون نوه پیغمبر در شرایطی وحشیانه و بی سابقه و بعد از هزاران شکنجه، خشم و نفرت عمومی به بار آورد و از همان موقع، روح شهادت و فداکاری و بیاعتنایی به مرگ را در دلها دمید و به فعالیت و پیشرفت تشیع نیرویی بخشید که هر روز شدت می گیرد (انکری، 1378: 239).
واشتنگتن ایروئینگ(1)(1879-1927م) مورخ مشهور آمریکایی نیز نهضت امام حسین (علیه السلام) را نجات بخش اسلام معرفی میکند: «برای امامحسین (علیه السلام) ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن به اراده یزید نجات بخشد، ولی مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمیداد که او یزید را بهعنوان خلافت بشناسد. او به زودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنیامیه آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در ریگهای تفتیده، روح حسین (علیه السلام) فناناپذیر است. ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من، ای حسین علیه السلام» («امام حسین افتاب تابان ولایت»، 1341: 218).
تئودور نلدکه(2)(1836-1930م)، یکی از برجستهترین مستشرقانآلمانی و از مترجمان قرآن کریم به زبان آلمانی است. وی برای شناخت جهان اسلام سفرهای مختلفی به مناطق اسلامی داشته است. او در تبیین نهضت حسینی با مقایسه تطبیقی بین امام حسین و حضرت مسیح (علیهم السلام)، هر دو را دارای روشی مشخص و بر مدار حق دانسته است (محمدی، 1393: 7).
جان نورمن هالیستر(3)( 1907-1971م)، مستشرق انگلیسی تبار و محقق تشیع و امام حسین (علیه السلام) در منطقه آسیا، معتقد است که تنها واقعهای که عمیقا احساسات مسلمانان را جریحهدار کرده، حادثه کربلا است. این واقعه عامل پویایی و هدایت عمیقترین جریانات فکری و اجتماعی شیعی است. وی اعتقاد دارد، امام حسین (علیه السلام) راه نجات
دهنده است (هالیستر، 1373: 203).
موریس دوکبری (1885-1973م)، مورخ فرانسوی منطبق بر شعار نهضت حسینی یعنی هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه، قیام امام حسین (علیه السلام) را عصاره تعالیم اسلامی بیان میکند: «شعار امام تن ندادن به ظلم و ستم بود. حسین در راه شرف و ناموس و مردم و بزرگی مقام و مرتبه اسلام از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویی یزید نرفت... این است خلاصه تعالیم اسلامی» (ابیمخنف، 1399: 74-75).
مهانداس کارامچاند گاندی(1)(1869-1948م)،
رهبر سیاسی و معنوی هندوها، نهضت امام حسین (علیه السلام) را یک الگوی پیروزی بخش معرفی میکند: «من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خواندهام و توجه کافی به صفحات کربلا کردهام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از امام حسین پیروی کند» (سلطانی، 1375: 283).
آنتوا بارا(2)(متولد 1943م)، محقق مسیحی در کتاب حسین در اندیشه مسیحیت، نهضت امام (علیه السلام) را یک انقلاب بینظیر معرفی میکند که بر طبق فرمایش حضرت، نه از روی هوسرانی و خوشگذارانی یاافساد و ستمگری بلکه برای اصلاح امت جدش و امر به معروف و نهی از منکر و حرکت بر اساس سیره جد و پدر بزرگوارش قیام کرده است. او اعتقاد دارد این اصل در قیام امام حسین (علیه السلام) روحی انقلابی است که میتواند معجزه کند. او امام حسین (علیه السلام) را نه فقط متعلق به شیعه یا مسلمانان بلکه ایشان را گوهر ادیان می داند (بارا، 1384: 349).
ماربین از جمله کسانی است که فارغ از روش علمی تاریخ، با توجه به مفاهیم دینی، به بعد معنوی و اخلاقی قیام سیدالشهداء پرداخته است. وی در کتاب قیام حسین و یارانش، مینویسد: «رفتار امام حسین (علیه السلام) در خروج از مکه برای مقابله با یزید، رفتار مردی با عالی ترین عواطف انسانی است. حسین (علیه السلام) اعتقاد قلبی داشت که موضوع و هدفی که
به دفاع از آن می پردازد، هرگز از قلوب انسانها پاک نخواهد شد و آثار حسنه به دنبال خواهد داشت. ایثار و فداکاریاش، تنها راه جدا ساختن هادیان اسلام از دیگران خواهد بود» (انکری، 1378: 260).
دوایت دونالدسن(1)(1840-1976م؛ 1395: 1/1)، نویسنده کتاب مذهب شیعه، در سال 1933م است. اگرچه اثر وی مورد استقبال مستشرقان و حتی نویسندگان عرب که موضعی مغایر با شیعه داشتند، قرار گرفت ولی به دلیل وجود غلو و شبهات گوناگون در خصوص امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت، با واکنشهای منفی روشنفکران شیعه مواجه شد.
آنه ماری شیمل(2)(1922-2003م) صاحب کتاب از علی تا زهرا، از مستشرقان آلمانی است. او در آثار خود، در مورد واقعه کربلا، یزید را عامل و مسئول اصلی فاجعه کربلا دانسته و با انتقاد جدی، وی را لایق لعن و نفرین مسلمانان میداند (زوارق موسوی، 1392: 148).
توماس کارلایل انگلیسی با پررنگ کردن جنبه «ایمان» در امام حسین (علیه السلام) و یارانش، به بیاهمیت بودن تفوق عددی در مبارزه حق باباطل تاکید کرده و آن را باعث شگفتی بیان میکند (زوارق موسوی، 1392: 317؛ ماجراجو و همکاران، 1383: 186).
نیکلسون (1380: 212)، با طاغی خواندن بنی امیه و تمرد آنها از آرمانها و قوانین اسلام، ایشان را ستمگر معرفی میکند و امام حسین (علیه السلام) را از حق خواهانی مسلح میداند که در راه کسب اقتدار غصب شده خود قیام کردهاند و به قتل رسیدهاند.
کوک (1384: 2/839)، امر به معروف و نهی از منکر را عامل اصلی نهضت حسینی بیان میکند. او با استناد به مراجع شیعه و نگاهی به واقعه عاشورا معتقد است: «صرف ضرر شخصی، نمیتواند مانع از انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر شود. زیرا ممکن است آنچه مورد اهمیت است در اسلام از جان و مال و حیثیت انسان بالاتر باشد».
جولیوس ولهاوزن(1)(1844-1918م؛ 1375: 66-70)، با نگاهی کلامی، تاریخی و جامعهشناختی در دو اثر خود به امام حسین (علیه السلام)، واقعه کربلا و نقش و جایگاهش در خلافت اموی پرداخته است. وی پس از تنظیم اطلاعات خود در این زمینه با ترسیم موقعیتها و شخصیتهای دقیق، به انکار انگیزه الهی و دینی نهضت از سوی امام حسین (علیه السلام) اشاره کرده و سیدالشهداء را شخصیتی جاهطلب برای کسب قدرت و منصب خلافت معرفی میکند. برخی دیگر همسو با نظر ولهاوزن، امام (علیه السلام) را طاغی بر رژیم قومی- عربی دمشق میدانند. برای نمونه، جان بایرناس قائل است که امام حسین (علیه السلام) در مسیر طلب حقِ خلافت موروثی و موهوبی خود در مواجهه با یزیدبن معاویه به شهادت رسید (بایرناس، 1380: 850). برخی با مستمسک قرار دادن حادثه کربلا بهعنوان یک جنگ سیاسی صرف، که حدود 1300 سال پیش با شکست یک جناح اتفاق افتاد، آن را علتی برای شهادتطلبی و جهاد در مذهب تشیع عنوان میکنند(هارنی، 1377: 157). به عبارتی نگاه این دسته از مستشرقین به نهضت امام حسین (علیه السلام) صرفا بهعنوان یک نزاع سیاسی بوده است. در میان تاریخنویسان جدید افرادی مانند سردبلیو مایر قائل به قیام ناموفق امام حسین (علیه السلام) برای کسب تاج و تخت هستند. او معتقد است چون این عمل نافرجام، جامعه را به خطر میانداخت از اینرو باید سریعا سرکوب میشد (بروکلمان، بیتا: 3/211؛ نیکلسون، 1380: 211). عدهای از مستشرقان نیز اصل نهضت و حرکت امام حسین (علیه السلام) را نقشهای از سوی زبیریان دانسته و آنها را سردمداران واقعه کربلا میدانند. آنها قائلاند که عبدالله بن زبیر برای اینکه خود را تنها مدعی خلافت معرفی کند، چارهای نداشت تا بنی امیه و امام حسین (علیه السلام) را از بین ببرد؛ از اینرو با علنی کردن دشمنی خود با یزید، به تشویق و تحریک امام حسین (علیه السلام) برای مقابله با یزید پرداخت تا با شهادت امام حسین (علیه السلام)به هدف خود نزدیکتر شوند. عبدالله بن زبیر میدانست با زنده بودن امام حسین (علیه السلام) او به مقصد نخواهد رسید (سایکس، 1366:
1) . Julius Wellhausen.
1/749). برخی دیگر علت نهضت حسینی را نه دادخواهی و حق طلبی امام حسین (علیه السلام) بلکه دعوت کوفیان از امام (علیه السلام) می دانند.آنها قائلند که حضرت با وجود اطلاع از حکومت نظامی ایجاد شده و وضعیت سخت طرفداران خود در کوفه، به جهت حفظ شرف و با وجود پیشنهاداتی که به او شد، برای حق خویش حاضر به انصراف از جنگ نشد و در کربلا بعد از کشمکشی کوتاه کشته شد (اشپولر، 1354: 72). سایکس (1366: 1/749) نیز ارسال نامه کوفیان به امام حسین (علیه السلام) را عامل اصلی نهضت حسینی بر علیه حاکم اسلامی بیان میکند.
نیکلسون در کتاب تاریخ ادبیات عرب، با بیان فشار خون خواهی بستگان مسلم بن عقیل، آن را عامل اصلی نهضت حسینی مطرح میکند. وی عنوان میکند: «پس از شهادت مسلم بن عقیل، مسیر بازگشت برای امام حسین (علیه السلام) باز بود، اما بستگان و طرفداران او فریاد زدند که انتقام مسلم باید گرفته شود» (ولهاوزن، 1375: 65). به عبارتی دیگر، با حصول خبر شهادت مسلم به حضرت، وحشت و اضطراب و ناامیدی امام (علیه السلام) را فراگرفت. طولانی بودن مسافت طیشده نسبت به مسافت برگشت و درخواست اقاریب و ارحام مسلم به خونخواهی، او را با حادثه کربلا مواجه کرد (سایکس، 1366: 1/749). برخی با برداشت غلط از نهضت حسینی و شهادت مسلم و به دنبالش شهادت امام حسین (علیه السلام) آن را عاملی برای گرایشهای ضد عرب در تشیع معرفی میکند (بروکلمان، بیتا: 3/319-321).
در بررسی نظریات مادیانگارانه نهضت حسینی چند مطلب قابل ذکر است: اول آنکه برخی مستشرقان با عدم شناخت دقیق از امام حسین (علیه السلام) مقام شامخ امامت و عصمت و هدایتگری او را در حد یک رهبر سیاسی تنزل دادهاند. دیگر آنکه حرکت سیدالشهداء یک جهاد ابتدایی نبود بلکه آغاز حرکت نظامی از سوی بنی امیه بود و امام حسین (علیه السلام)تماماً در مقام دفاع بودند. و در نهایت آنکه سکوت در برابر طاغوت یعنی همراهی با اثم و عدوان که برخلاف خواست الهی است (مائده/2)؛ در نتیجه هدف
نهضت حسینی مناسبتی با کسب تاج و تخت ندارد. در پاسخ به مستشرقانی که عبدالله بن زبیر را پیش قراول نهضت حسینی میدانند متذکر میشویم، امام حسین (علیه السلام) از ماهیت واقعی ابن زبیر در دشمنی با اهل بیت آگاه بود. به اذعان تاریخ، پدرش آتشافروز جنگ جمل و خودش از علمداران اصلی لشکر طلحه و زبیر و عایشه بود. در اینکه آیا نامه کوفیان عامل اصلی نهضت حسینی است یا خیر؟ میتوان گفت سخنان سیدالشهداء قبل از خروج از مدینه و ارسال نامه کوفیان، خود پاسخی است که تا ابد نهضت حسینی را از هرگونه تحریف مصون میدارد. حضرت در ضمن وصیت خود به برادرش محمد حنفیه، به دو هدف ارزشمند تاکید دارد: 1- اصلاح امت جد و پدرش؛ 2- امر به معروف و نهی از منکر. خوانخواهی اقوام و ارحام مسلم بن عقیل نیز عاملی برای نهضت نمیتواند باشد. زیرا مستشرقان به این امر آگاهی ندارند که یاران سیدالشهداء، به خصوص ارحام و برادران همراه امام7، بنابر آیه «یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» (نساء/59)، تابع محض ولی امر خود هستند.
بررسی آثار مستشرقان نشان میدهد که آنها ابتدا با ترجمه و تصحیح متون تاریخی عام و یا خاص شیعه با مکتب و نهضت امام حسین (علیه السلام) آشنا شده و در ادامه برخی به نگارش کتبی مستقل در مورد تشیع و نهضت حسینی پرداختهاند. آنچه از آراء مستشرقان در مورد نهضت حسینی میتوان نتیجه گرفت این است که برخی از آنها با تاکید بر جنبه دینی، اعتقادی و معنوی نهضت حسینی همسو با منابع معتبر شیعی به تبیین و ترسیم این نهضت پرداختهاند. در مقابل برخی دیگر با نگاهی مادی انگارانه، از منظر سیاسی- اجتماعی و بدون توجه به جنبه های معنوی نهضت حسینی، سخت تحت تاثیر منابع اهل سنت قرار دارند و کمتر به منابع اصلح شیعه استناد کردهاند. آنها عمدتا اسناد را در بوته نقد قرار نمیدهند و فقط به محتوا و متون توجه دارند و صرفا به دنبال اثبات پیش فرضهای خود هستند و تلاشی برای رسیدن به حقیقت نمیکنند.
_ قرآن کریم.
_ ابی مخنف (1399)، مقتل الحسین، ترجمه حجت الله جودکی، قم، نشرخیمه.
_ احیا حسینی، غلام (1387)، شیعه پژوهی و شیعه پژوهان انگلیسی زبان، قم، شیعه شناسی.
_ اشپولر، برتولد (1354)، جهان اسلام (دوران خلافت)، ترجمه قمر آریان، تهران، امیرکبیر.
_ الویری، محسن (1381)، مطالعات اسلامی در غرب، تهران، سمت.
_ انکری، گابریل (1378)، علی و حسین، دو قهرمان اسلام، ترجمه فروغ شهاب، تهران، ارمغان.
_ بارا،آنتوان (1384)، الحسین فی الفکر المسیحی، قم، فاروس.
_ بایرناس، جان (1380)، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علیاصغر حکمت، تهران، علمی و فرهنگی.
بروکلمان،کار (بیتا)، تاریخ الادب العربی، ترجمه عبدالحلیم النجار، قم،_ دار الکتب الاسلامی.
_ دونالدسن، دوایت (1395)، مذهب شیعه، ترجمه عباس احمدوند، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
_ ___________ (1383)، «کربلا مهمترین زیارتگاه شیعی»، ترجمه عباس احمدوند، فصلنامه تاریخ اسلام، ش19، ص174-153.
_ دهخدا، علیاکبر (1377)، لغت نامه دهخدا، تهران، چاپخانه دولتی ایران.
_ زوارق موسوی، داوود (1392)، واقعه عاشورا از دیدگاه مستشرقان، تهران، مصباح الهدی.
_ سایکس، سرپرسی (1366)، تاریخ ایران، ترجمه محمد فخر داعی گیلانی، تهران، دنیای کتاب.
_ سباعی، مصطفی (1405ق)، الاستشراق والمستشرقون ما لهم وما علیهم، بیروت، المکتب الاسلامی.
_ سحاب، ابوالقاسم (1356)، فرهنگ خاورشناسان، تهران، سحاب.
_ سزگین، فواد (1403ق)، تاریخ التراث العرب: التدوین التاریخ، تعریب محمود فهمی حجاز، ریاض، بینا.
_ سلطانی، مجتبی (1375)، برشطی از حماسه و حضور، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی.
_ شرقشناسان (بیتا)، دائره المعارف الاسلامیه، بیروت، دارالفکر.
_ شیمل، آن ماری (1375)، درآمدی بر اسلام، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران، فرهنگ اسلامی.
_ شیبی، مصطفی (1982)، الصله بین التصوف و التشیع، بیروت، دارالندلس.
_ صبحی، احمد محمود (1411ق)، نظریه الامامه لدی الشیعه الاثنی عشریه، بیروت، دارالنهضه العربیه.
_ عقیبی، نجیب (بیتا)، المستشرقون، قاهره، دارالمعارف.
_ علی الصغیر، محمد حسین (1413ق)، الدراسات القرآنیه، مکتب الاعلام الاسلامی.
_ عنایت، حمید (1361)، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، تهران، خوارزمی.
_ کوک، مایکل (1384)، امربه معروف و نهی ازمنکر، ترجمه احمد نمایی، مشهد، بنیاد پژوهشهایاسلامی.
_ لالانی، ارزینه (1381)، نخستین اندیشههای شیعی تعالیم امام باقر (علیه السلام)، ترجمه_ فریدون بدرهای، تهران، فروزان.
_ ماجراجو، محسن و همکاران (1383)، نینوا و انتظارات تأملی نو، تهران، بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج).
_ متز، آدام (1377)، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری یا رنسانس اسلامی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، تهران، امیرکبیر.
_ مطهرینیا، محمود (1389)، مستشرقان و نبی اعظم، تهران، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.
_ مظلومی، رجبعلی (1362)، رهبر آزادگان، تهران، بنیاد بعثت.
_ محمدی (1393)، «دا ئره المعارف قرآن یک الگوست»، روزنامه ایران، 22 تیرماه.
_ «امام حسین افتاب تابان ولایت» (1341)، مجله نور دانش، سال سوم، ص218.
_ معلوف، لویس (1387)، المنجد، ترجمه احمد سیاح، تهران، عترت.
_ مولر،آگست (1985)، اسلام بین شرق و غرب، برلین.
_ نیک بین، نصرالله (1380)، فرهنگ جامع خاورشناسان مشهور، تهران،آرون.
_ نیکلسون، رینولد (1380)، تاریخ ادبیات عرب، ترجمه کیواندخت کیوانی، تهران، ویستار.
_ وات، مونتگمری (1370)، فلسفه و کلام اسلامی، ترجمه ابوالفضل عزتی، قم، علمی و فرهنگی.
_ وائلی، احمد (1994)، هویه التشیع، بیروت، دارالصفوه.
_ ولهاوزن، یولیوس (1375)، تاریخ سیاسی صدر اسلام، ترجمه محمود افتخارزاده، قم، معارف.
_ هارنی، دزموند (1377)، روحانی و شاه؛ گزارش شاهد عینی از انقلاب ایران، ترجمه اصغر اندرودی، بیجا، پیکان.
_ هالیستر، جان نورمن (1373)، تشیع در هند، ترجمه آزرمیدخت مشایخ فریدنی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.
_ Chelkowski, Peter J. ) 2005 (, "From Karbala to New York City:Ta'ziyeh on the Move ", TDR: The Drama Review- Volume49, Number4 (T188), Winter.
_ Esposito, John L. )1995(, The Oxford Encyclopedia of the Modern Islamic world, Oxford University Press.
عباس عبدالهیفر(1)
مرگ و حیات در مکتب حسینی(2)
بسم الله الرحمن الرحیم
الصلوه والسلام علی سیدنا و مولانا ابی القاسم مصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین
میلاد مبارک حضرت امام حسین و حضرت امام سجاد و حضرت اباالفضل العباس (علیهم السلام)را به شما بزرگواران تبریک عرض میکنم.
موضوع بحث این جلسه به مناسبت ولادت امام حسین (علیه السلام) در مورد مرگ و حیات در مکتب حسینی است. تعابیر مرگ و حیات در سخنان گهربار حضرت بهصورت مکرر و به عناوین و مناسبتهای مختلف بهکار رفته است. یکی از شخصیتهایی که بیش از دیگران به این موضوع اهتمام داشته و بدان پرداخته، مرحوم علامه محمدتقی جعفری است. ایشان در آثار مختلف به موضوع حیات به معنی عام کلمه و نیز به حیات معقول پرداختهاند. همچنین در کتاب امام حسین (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت که مجموعهای از تحقیقات و سخنرانیهای ایشان است، به موضوع حیات و مرگ در
مکتب حسینی بسیار اهتمام داشتهاند.
چنانکه اشاره شد عبارات متقابل و متناقض موت و حیات درسخنان امام حسین (علیه السلام) بسیار بهکار رفته است؛ حضرت درجایی میفرمایند: «وَ انی لا آری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برما» (حلیة الاولیاء، ج2)، «موت فی عز خیر من حیاهٍ فی ذُل، الموت اولی من رکوب العار - والعار اولی من دخول النار» (حلوانی، 1408: 88) و از این قبیل عبارت در فرمایشات ایشان بسیار است.
بررسی معنای مرگ و حیات در مکتب حسینی که برآمده از قرآن بوده و تبیینی عینی از آموزههای الهی در کتاب الهی و تعالیم حضرت نبی ختمی مرتبت صلوه الله علیه و آله الطیبین است و از طرفی خود امام (علیه السلام) که بهعنوان حامل قرآن و یکی از ثقلین هستند، ایجاب میکند در معنای مرگ و حیات بیشتر بیاندیشیم تا بتوانیم از تعالیم حضرت برای سامان دادن زندگی خود بهره بیشتری ببریم.
موضوع مرگ و حیات در دهههای اخیر مورد علاقه بسیاری از متفکران و اندیشمندان غرب نیز بوده و کتابها و مقالات بسیاری در این زمینه نوشته شده است. در اندیشه علمی و فلسفی مدرن بهصورت معمول به جنبههای ظاهری حیات نظر میشود. معمولاً حیات را بهصورت امری مادی و یکنواخت که دارای آثاری چون تغذیه، سوخت و ساز، رشد و تولید مثل است، در نظر میگیرند و از حقیقت و جنبههای متعالی آن بهویژه علم، قدرت، اراده، عشق، محبت، کمالجویی، معنویتطلبی و جاودانگی طلبی غفلت میکنند یا اینکه این موارد جدی گرفته نمیشود. لذا مبدأ و منشأ آن نیز نادیده گرفته میشود (اپارین، 1358: 347). البته نظریات مختلفی در تفسیر حیات مطرح شده که مجال پرداختن به آنها نیست. دیدگاه مکانیستی و ماشین انگاری؛ ارگانیستی و اندام وارانگاری و ویتالسیتی از نمونههای معروف تلقیهای مدرن از حیات در غرب است (باربور، 1362: 352). این تلقی در بین بعضی از مذاهب و فرق مسلمان نیز مشاهده میشود. بعضی از اهل حدیث و اشاعره متقدم، بر دیدگاه مادی حیات تأکید داشتند و نفس را مزاج بدن تفسیر میکردند.
در اندیشه اسلامی به خصوص از نظر فیلسوفان و عرفا، حیات امری وجودی و
ذومراتب و دارای درجات مختلف است که ازعالم خاک تا آخرین مراتب افلاک را در بر میگیرد. حیات حقیقی امری وجودی است که در عالم هستی پخش و پراکنده است. حیات در معنی عام آن بر شعور و هوشمندی حکایت دارد و تسبیح خداوند از آثار آن است و لذا همه موجودات از این جهت قدرت حمد و ثنای پروردگار را دارند. علاوهبر این در تعریف دیگری از فلاسفه در مورد حیات اشاره میگردد که الحی هو الدراک الفعال، یعنی موجود زنده دارای علم و ادراک و نیز فعالیت ارادی است. آگاهی و فعالیت ارادی از ویژگیهای حیات هستند؛ حیات امری نفسی و ذاتی است و این دو از لوازم آن هستند. البته این دو صفت جنبههای متعالی حیات هستند که حتی در موجودات مجرد نیز یافت میشوند. خداوند در قرآن از آن با عنوان عالم و دارای اراده یاد کرده است (ملاصدرا، 1379: 6/418).
آن گاه که حیات امری وجودی تلقی میگردد و به نحوه وجود شیء اطلاق میگردد این بدان معنا است که همه موجودات حتی جمادات هم از حیات بهره مند هستند. زیرا هر موجودی به اندازه خود صاحب حیات است و حمد و تسبیح خدای را بهجای میآورد. در این معنا حیات با ظرفیت وجودی موجودات ربط پیدا میکند. لذا زمین، کوه، دشت، درختان، پرندگان، جانوران، چهارپایان، انسان، جن و بقیه موجودات هم دارای حیات خاص خود هستند. مهمترین مشکل دیدگاههای غربی هم این بود که نمیتوانستند مراتب درجات و تنوع حیات را روشن کنند. در حالی که در اندیشه اسلامی بر این موضوع بسیار تأکید میگردد.
ملاصدرا با جمعبندی دیدگاههای فیسلوفان مسلمان و آموزههای دینی بهویژه قرآن کریم مباحث حیات را نظاممند کرد. با کمک مباحث فلسفی چون اصالت وجود و حرکت جوهری به تدوین نظریه خود در مورد حیات پرداخت. بحث حیات وقتی اهمیت پیدا میکند که به حیات انسان پرداخته میشود. انسان واقعاً موجودی پیچیده و فوق العاده است. در هیچ چیز نمیگنجد و قرار و آرام ندارد، مگر اینکه به اصل خود بازگردد و این بازگشت باید در همین دنیا و در سیر تحول وجودیاش اتفاق بیافتد.
طباطبایی (1375: 10/52) در تعریف حیات میفرماید: حیات عبارت است از «نحو
وجود شیء» که به معنای ظهور و بروز آثار مطلوب از هر چیزی است و نیز می فرماید: کون الشیء بحیث تترتب علیه آثاره المطلوب منه. در واقع آن چیزی زنده است که آثار مطلوب از خود را بروز دهد و ظهور آثار مطلوب از شیء باید طوری باشد که با ملاحظه آن بتوان گفت شیء به کمال خود رسیده است. به این معنی وقتی از وصف حیات استفاده میشود، دیگر آن معنای مورد نظردر علوم طبیعی کفایت نمیکند، بلکه در اینجا حیات هر موجود یعنی بروز درجات عالی کمال مورد انتظار در آن چیز و مرگ یک چیز به معنی عدم بروز و ظهور آن آثار مطلوب در یک شیء است. به این معنی حیات انسان به معنای آن است که کمال مطلوب و مورد انتظار انسانی را بتوان در افراد ملاحظه کرد. کمال انسان این است که فکر و اندیشه کند و بتواند مطلوب خود را اراده کند و تصمیم بر انجام آن بگیرد. از این جهت است که در قرآن از زمین زنده و مرده سخن میگوید. زمین مرده آثار حیات در آن مشاهده نمیشود، مثل زمستان که در ظاهر حیات طبیعت متوقف میگردد و زمین زنده مانند فصل بهار است که آثار مطلوب مانند روئیدنیها و سبزی بر آن نمایان است. انسان زنده و مرده نیز در اینجا معنایی متفاوت از آنچه در زندگی روزمره و یا در علوم طبیعی مطرح شد، دارد. یعنی انسان زنده علاوهبر جنب و جوش در پی تحقق حقیقت متعالی خود و دارای اخلاق، فهم، معنویت و آزادگی باشد. لذا بر عکس به کسی که به این موارد بیاعتنا است، مرده گفته میشود؛ کسانی که برای شنیدن حقیقت گوش شنوا و چشم بینایی ندارند یا این که در بعضی آیات گفته شده که قلبهای آنها مرده است (ملاصدرا، 1379: 6/418).
باتوجه به مطالب فوق و آیات قرآن، انسانها به لحاظ حیات بر چهار دسته هستند: برخی در حد گیاهان دارای حیات هستند؛ چون تنها هم و غمشان خوراک و پوشاک و مسکن و سایر نیازهای زیست حداقلی روزمره و اثرش در زندگی رشد و نمو گیاهی و فربه شدن است. گروه دوم کسانی هستند که علاوهبر نیازهای مرتبه اول دارای شهوت، غضب، تمایلات و گرایشهای حیوانی همهستند و دنبال سلطه جویی و برتری بر
دیگران میباشند و اما گروه سوم آنهایی هستند که عقل و بالاتر از آن وحی را سرلوحه زندگی خود قرار میدهند و به شکوفایی کمال نفس، مراتب عقل، روح و حقیقت وجودی خود میپردازند. اما بالاترین مراتب حیات تجلی مراتب قدسی آن در وجود آدمی است که فقط از طریق شناخت و ایمان به خداوند امکان بروز و تجلی مییابد. در واقع از نظر قرآن، اگر انسان به خداوند ایمان داشته باشد، زنده است (جوادی آملی، تسنیم، ج:9 :587). لذا در قرآن بعضی از انسانها فاقد حیات، یا دارای حیات حیوانی معرفی میشوند. این بدان معنی است که اینها فاقد حیات انسانی هستند. از نظر قرآن مایه اصلی و حقیقی حیات انسان پذیرش دعوت خداوند و رسول گرامی است لذا میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا یُحْیِیكُمْ» (انفال/24). چنانکه میبینیم مخاطب این آیه، افراد با ایمان هستند. چنین افرادی هم زندهاند و هم دارای ایمان و مراتبی از حیات ایمانی را برخوردارند؛ اما قرآن آنان را به حیاتی فراتر دعوت میکند و میفرماید با اجابت به دعوت پروردگار و رسولش به حیاتی بالاتر نائل خواهید شد. منظور از این زنده کردن چیست؟ خداوند در آیه 122 سوره انعام میفرماید: « آیا آن کس که مرده بود و زنده اش کردیم و برای او نوری قرار دادیم که به کمک آن میان مردم راه میرود با کسی که صفت وی در ظلمات بودن است و از آن بیرون شدنی نیست؛ مثل هم هستند؟». طبق این آیه، انسان در سایه ایمان به خداوند از نور الهی برخوردار میشود که این نور باعث حیات برتر شده و راهگشای او در زندگی روزمره میگردد؛ مقدمهای برای برخورداری از مقامات نزد خداوند شده و از این طریق انسان نوری از جانب خداوند فیض بخش دریافت میکند که افقهای جدید به روی او باز میکند. در نتیجه حیطه شناخت و تعلقات قلبی و روحی و نیز حیطه عملش گسترش و تعالی یافته و جنبههای بالقوه وجود او که همان دفائن وجود وی هستند به تعبیر حضرت علی (علیه السلام) اینها شکوفا شده و او را آماده ورود به آستان الهی قرار میدهد (نهج البلاغه، خطبه1). در واقع از این طریق آدمی به قرب الهی میرسد و این زمانی است که بنده دراثر عبادت، اطاعت، شناخت و دلدادگی به حیات طیبه رسیده باشد (جعفری، 1381: 187). در اینجا است که انسان به بالاترین مقامات حیات مورد نظر قرآن کریم میرسد: مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ
ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا یَعْمَلُونَ ( نحل/97). در نهایت آدمی به حیات محض میرسد: «إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ» (عنکبوت/64). سیر این حرکت به سوی حیات محض است که غایت وجودی انسان بهعنوان مغز عالم وجود است. این بدان معنی است که انسان در همین دنیا در اثر پیروی از خداوند، ممارست، استقامت و ایمان به اصول دین و عمل به اخلاقیات و فروع دین به مراتب بالاتری از حیات میرسد که حیات طیبه نامیده شده است. در آیه شریفه فرمود به او حیات طیبه میبخشیم؛ یعنی همچنانکه آدمی در بطن مادر به ترتیب به دو مرتبه از حیات مادی و روحی نائل میگردد و در طول زندگی هم مراتب این حیات را طی میکند؛ در اینجا میفرمایید در اثر ایمان و عمل صالح خداوند انسان را در همین دنیا به زندگی جدید میرساند که حیات طیبه نامیده میشود. گرچه بعضی از مفسرین در تفسیر این آیه، حیات طیبه را در زندگی برزخی یا حیات اخروی محقق دانستهاند؛ اما به نظر میآید این حیات طیبه مناسب دنیا است و البته مراتب عالیتر آن به تبع طبیعت وجود برزخی و اخروی در عوالم بعدی محقق میشود. در نتیجه حیات طیبه همان زندگی برتر است که شروع آن در این دنیا و ادامه آن در برزخ و در نهایت به قیامت منتهی میگردد. اوج این حیات مقام طوبی است که در قرآن آمده: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ» (رعد/29). در واقع این طوبی به معنای پاداش نهایی به انسانهای نیکوکار هم در این دنیا و هم بهتر از آن در آخرت است (طباطبایی، 1375: 12/341). مولوی در خصوص این تفسیر از حیات، اشعار فراوانی دارد. شعر زیر از دفتر سوم مثنوی به صورت خلاصه همه موارد فوق را به خوبی بیان میکند و سیر حیات انسان در عوالم جود را به روشنی به تصویر میکشد:
از جمادی مردم و نامی شدم *** وز نما مردم به حیوان سر زدممردم
از حیوانی و آدم شدم پس *** چه ترسم کی زمردن کم شدم
حملهای دیگر بمیرم از بشر *** تا بر آرم از ملایک پر و فر
وز ملک هم بایدم جستن زجو *** کل شیء هالک الا وجهه
بار دیگر از ملک پران شوم *** آنچه در وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون *** گویدم کانا الیه راجعون
از جمادی سوی جان جان شوید *** غلغل اجزای عالم بشنوید
اکنون با در نظر گرفتن معنای حیات در قرآن و تبیین فلاسفه و متفکران مسلمان از آن و توجه به مقام متعالی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام) به این نتیجه میرسیم که امام حسین (علیه السلام) در کربلا چه نگاهی به مرگ و حیات داشتند و برای حفظ چه معنا و تفسیری از حیات مبارزه میکردند. در واقع عاشورا نوعی صف آرایی بین دو تفسیر از مرگ و حیات دینی بود. زیرا اگرچه هر دو گروه به خدا اعتقاد داشتند و حتی نماز میخواندند و قرآن تلاوت میکردند اما تفاوت ایشان را در منش و شخصیت آنها در سبک زندگی باید ملاحظه کرد. در یک طرف کسانی بودند که فقط ظواهر را میفهمیدند و علیرغم اَدای نماز و ظواهر دستوری دین، خلق و خوی وحشیگری و دنائت پیشه کرده و هر جنایتی میکنند. خشونت و تجاوز در رفتار آنها موج میزند و بیرحم و بیمروت هستند. در طرف دیگر کسانی که در اوج عرفان، اخلاق، انسانیت، مروت، مردانگی و محبت و عشق به اخلاقیات هستند؛ انسانهایی آزاده و بیاعتنا به دنیا و متعلقات آن که در اوج آزادگی قرار دارند. هم بین خودشان محبت تام و تمام برقرار است و هم بین آنان و خداوند چنین است و حتی در مقابل دشمن هم رحم و مروت و جوانمردی دارند. در کربلا مرگ و حیات معنای متفاوتی دارد و آن را باید با این تفسیر از حیات در قرآن تطبیق داد (جعفری، 1381: 316). این تفسیر از حیات است که الهام بخش بوده و جهان جدیدی را به روی انسان باز میکند و هر کس از امام (علیه السلام) و یارانش الهام بگیرد، پر از حیات میشود و دیگر شکست در کارش نخواهد بود و نیز هرگز تسلیم مسکتبرین و جبهه باطل نخواهد شد و در هر نبردی همواره پیروز میدان است، چه کشته شود و چه زنده بماند. در کربلا انسانهای پاک سرشت ودارای حیات متعالی در مقابل انسانهای ددمنش و حیوان صفت قرار داشتند؛ در واقع جنگ بین دو گروهی بود که در یکی اخلاق در اوج قرار داشت و در دیگری اخلاق و بلکه قلب آنها مرده بود؛ لذا در نهایت از انجام هر جنایتی حتی آتش زدن حریم اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و غارت اموال و اسارت بردن خاندان او هم خوداری نکردند. نبرد بین دو تفسیر از حیات و مرگ درگرفت، تا حیات حقیقی که باعث
قوام انسانیت و رسیدن انسان به غایت خلقت میگردد، تحریف نگردد و به تعبیر دیگر، این تفسیر تداوم بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در احیای انسانیت برای طول تاریخ است و لذا کربلا مهم است و توجه به حقیقت نهفته در بطن وقایع ظاهری مهمتر است. میتوان گفت یکی از جلوهگاههای واقعی آیه معروف إِنَّا لِلهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ در واقعه کربلا تجلی یافته است و سر اسر استرجاع گفتن حضرت حسین (علیه السلام) در طول مسیر نیز همین بوده است.
_ اپارین، آ . ای (1358)، حیات: طبیعت منشأ و تکامل آن، ترجمه هاشم بنی طرفی، تهران، شرکت کتاب های جیبی.
_ باربور، ایان (1362)، علم و دین، ترجمه بهاالدین خرم شاهی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.
_ جعفری، محمد تقی (1381)، امام حسین (علیه السلام) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، تهران، موسسه ندوین و نشر آثار علامه جعفری.
_ حلوانی، حسین بن محمد (1408)، نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، قم، مدرسه الإمام المهدی.
_ ملاصدرا (صدرالدین شیرازی) (1379)، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، قم، انتشارات مصطفوی.
_ مولوی، جلال الدین محمد بن محمد بلخی (1371)، مثنوی معنوی، نسخه رینولد نیکلسون، تهران، نشر محمد.
محمد حسین مردانی نوکنده(1)
رد شبهات از تاریخ امام حسین (علیه السلام) و نهضت حسینی، هادی عبدالنبی التمیمی، ترجمه سمیه حسنعلیان، تهران، انتشارات دلیل ما، چاپ اول1401.
کتاب رد شبهات از تاریخ امام حسین (علیه السلام) و نهضت حسینی از جمله کتابهای خوبی است که به قلم هادی التمیمی به رشته تحریر درآمده است. کتاب مذکور به شبهات نادرست پیرامون واقعه عاشورا و نهضت حسینی به شکل مستدل پاسخ می دهد.
در فهرست کتاب حدود 27 شبهه نام برده شده که برخی از آنها عبارتند از:
شبهه پاکی یزید از منکرات؛
شبهه تحریف نامه امام حسین (علیه السلام) به بصریان؛
شبهه انقلاب حسینی بدون دلایل واقعی به نفع امت بود؛
عکس
1) . سردبیر فصلنامه پژوهش نامه معارف حسینی (Ayate.boostan@gmail.com).
خواندن این کتاب برای اهالی منبر، اندیشمندان و سایر علاقهمندان به واقعه سیدالشهداء و عاشورا توصیه میشود.
فراخوان نگارش مقاله برای فصلنامه پژوهشنامه معارف حسینی
با توجه به اهمیت و تأثیر عاشورا و امام حسین (علیه السلام) در جوامع بشری به ویژه جامعه امروز اسلام، جمعی از دردمندان صاحب قلم و اندیشهور که ترکیبی از اساتید حوزه و دانشگاه هستند، با نیتی الهی و به دور از نگرشهای سیاسی و زودگذر، بر آن شدند که انتشار فصلنامه پژوهشنامه معارف حسینی را با رویکردی علمی در مرحله اول برای مخاطبان داخل کشور و در گام بعدی برای دنیای اسلام آغاز نمایند.
فصلنامه علمی _ تخصصی پژوهشنامه معارف حسینی ضمن قدردانی از تلاشهای صورت گرفته در تبلیغ و ترویج فرهنگ حسینی، درصدد است در حوزههای ذیل به ترویج و گسترش فرهنگ حسینی بپردازد:
شخصیت و ویژگیهای سیدالشهداء (علیه السلام) به عنوان امام، اسوه و الگو
معارف و احادیث گزارش شده از امام حسین (علیه السلام) یا مرتبط با ایشان
تبیین تاریخی و تاریخ تحلیلی نهضت عاشورا و حماسه کربلا
سیره و سبک زندگی سیدالشهداء (علیه السلام)
تحلیل عصری و روزآمد از سیره حسینی و نهضت عاشورا
معرفی توصیفی، تحلیلی و انتقادی منابع و مصادر مرتبط با امام حسین (علیه السلام) و نهضت عاشورا
ادب و هنر عاشورایی
سایر موضوعات مرتبط با معارف حسینی
از تمامی علاقه مندان و نویسندگان محترم درخواست میشود که مقالات علمی خود را بر اساس فرمت تعریف شده نشریه، به سامانه فصلنامه ارسال نمایند.
ای که از روز ازل ما را جدا کردی حسین *** یک نگه کردی و ما را مبتلا کردی حسین
International of Husayni Research Studies
Vol.9, No.35, autumn 2024
International of Husayni Research Studies is credited with being the first Iranian quarterly journal of research papers in the realm of Husayni, particularly Ashura, studies. Although published mainly in Persian, the scope of papers published in it is by no means limited to Iran and/or the Persian language; it is international in both scope and theme.
Proprietor and founder: Dr. MuhammadHusayn Mardani Nowkandeh
EditorinChief: Dr. MuhammadHusayn Mardani Nowkandeh
Dr. Najaf Lakzayi, Baqir alUlum University, Qum
Dr. Hosein Khnifar, University of Tehran
Dr. MuhammadJawad Rodgar, Institute for Islamic Culture and Thought
Dr. Mojtaba Rahmandoust, University of Tehran
Dr. Ali Hajikhani, Tarbiat Modarres University
Dr. Ali Bayat, University of Tehran
Dr. Nasser Rafi'iMuhammadi, AlMustafa International University
Dr. MuhammadReza Sangari, Institute of Islamic Culture and Thought
Dr. Mohammad Ranjbar Hosseini, Quran and Hadith University
Dr. MuhammadReza FakhrRohani, University of Qum
Dr. Mahdi Mardani (Golestani), Quran and Hadith University
English sections: Dr. MuhammadReza FakhrRohani
Contact information
Telefax: +98-21-43855828
Mailing address: International of Hussaini Reaserch Studies, Floor 3 No 16.9th Alley, Shahid Hadi Banayist, Piruzi Ave., Tehran 1735813677
http://www.maarefehosseini.ir
Ayate.boostan@gmail.com
Lessons from Imam alHusayn in the Drama "Husayn the Martyr" of Abd alRahman alSharqawi
Sayyid Mahdi Noori Keyzeqani
The Imam Husayn movement has since inspired and taught thousands of people throughout history. The Egyptian man of letters Abd alRahman alSharqawi (1920-1987) was one of such people. He penned a compelling drama in which he portrayed certain Ashura scenes. It it, he does not intend to simply recount tragic scenes, rather he tries to extract lifestyle lessons, eg, selfesteem, sincerity, seeking justice, and opposing oppression and tyranny.
Keywords: Imam alHusayn's school, Abd alRahman alSharqawi, drama, Ashura lessons.
A Survey and Analysis of Iranian Masters theses on Arbaeen and a Proposal for an Online Handbook of Arbaeen
Masoumeh Labbafi Mazraehshahi Ali Sadeqzadeh Vaayeqaan
As a hyperevent, Arbaeen has fulfilled a multitude of functions, social, political, cultural, and strategic. Hence it deserves systematic studies to determine its multifaceted aspects and levels. In Iran, around 95% of masters theses pertain to it, mainly developed within the recent ten years. This is indicative of widespread public attention to it.
Keywords: Imam alHusayn, Arbaeen, ziarat, Arbaeen march, Karbala, theses, Iran, Iraq.
Is'haq b. Haway: From Looting Imam alHusayn's Garment to Trampling his Body
Ali Farsi Madan
Is'haq b. Haway was a notorious war criminal who committed horrible crimes on Ashura. Soon after Imam alHusayn's martyrdom, he looted the Imam's garment and, together with other criminals, he trampled the Imam's decapitated body at the instance of Umar b. Sad. His extreme deviation can be traced back to his being an illegitimate son and being raised on illegal food. According to historical records, he put on Imam alHusayn's garment in effect of which he was soon afflicted with leprosy. He was later on arrested by alMukhtar's police forces and sentenced to execution.
Keywords: Imam alHusayn's garment, Is'haq b. Hayway, Ashura, Karbala.
A Proposal for Extending the Arbaeen March and the Future of Globalization of its Culture
Omid Saeedi
Reminiscent of a great, historic sacrifice, Arbaeen manifests a global opportunity for reinforcing Islamic beliefs. With millions of participants flocking from various places in the world, it has long turned into one of the massive marches in the world. As such, it deserves detailed plans, with a view to its global implications.
Keywords: Husayni Arbaeen, the Arbaeen culture, globalization, Islamic unity.
Remarks for Translators of Husayni Literature
MuhammadReza FakhrRohani
It is a necessity to translate Husayni literature from a typical Islamicate language, eg, Arabic or Persian, into English. There are many points to bear in mind in this regard, as there has not been any specialized handbook for such purposes. Drawing on several years of experience, the paper contains some general remarks suggested to the newcomers to the field.
Keywords: Husayni literature, writing hints, translation, Ashura studies, Arbaeen commemoration, Imam alHusayn.
Orientalists' Views of Imam alHusayn
Mojtaba Arshadi Bahador Sorayya Ostadi
The event of Karbala and Ashura have been among the main elements that have inspired certain Orientalists to study them. Some of them regard Ashura as a major factor for manifestation of Shiism in the world. Some of them may come up with good understanding of Ashura based on Shii sources. Yet, those who draw upon nonShii works have made big mistakes in understanding and appreciating Ashura.
Keywords: Imam alHusayn, Orientalists, Husayni movement, Shiism, Islam, the West.
حق اشتراک سالیانه 000/800/4 ریال
هزینه اشتراک فصلنامه را به شماره کارت 8243-0016-3388-6104 بانک ملت به نام اندیشهپژوهان عاشورایی گلستان واریز نمایید.
آدرس پستی مجله: خیابان پیروزی، خیابان شهید هادی بنایی، کوچه نهم،
پلاک 16، طبقه سوم، فصلنام پژوهشنامه معارف حسینی کدپستی: 1735813677
تلفن: 33328769-021 همراه: 09113701235
حق اشتراک سالیانه 000/800/4 ریال
هزینه اشتراک فصلنامه را به شماره کارت 8243-0016-3388-6104 بانک ملت به نام اندیشهپژوهان عاشورایی گلستان واریز نمایید.
آدرس پستی مجله: خیابان پیروزی، خیابان شهید هادی بنایی، کوچه نهم،
پلاک 16، طبقه سوم، فصلنام پژوهشنامه معارف حسینی کدپستی: 1735813677
تلفن: 33328769-021 همراه: 09113701235