خورشید مغرب

ghaemiyeh.com

مشخصات كتاب

سرشناسه : حکیمی، محمدرضا، 1314-1400.

عنوان و نام پدیدآور : خورشید مغرب/ محمدرضا حکیمی.

مشخصات نشر : تهران: غدیر، 1350.

مشخصات ظاهری : 51ص.

فروست : انتشارات غدیر؛ 1

شابک : 20 ریال(ج.2)

وضعیت فهرست نویسی : برون‌سپاری.

یادداشت : شماره 2 در صفحه عنوان ذکر شده است.

یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.

موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، 255ق. - -- سرگذشتنامه

موضوع : مهدویت

رده بندی کنگره : BP51/ح8خ9 1300ی

رده بندی دیویی : 297/959

شماره کتابشناسی ملی : 2‌0‌4‌4‌7‌0‌6

اطلاعات رکورد کتابشناسی : ركورد كامل

اشاره

خورشید مغرب

بنام خدانزدیك به این نام، كه به این مقاله داده ییم، و در راه و كار همین موضوع، پیشترها نیز، رساله یی نوشته شده است. و در اینجا نیز نام آن را گفته ییم. اما سخن دوتاست و دریافت و درك دو. هیچ مانعی در كار نیست اگر راجع به مقصد این مقاله، از جنبه های روحی و ماورای طبیعی بحث شود، اما چرا سخن را بدان انحصار دهیم؟ و چرا در نشناختن حقیقتها و اصالتهای اسلام، تا

این اندازه اصرار می شود؟ عجب است، آنان كه می خواهند حقایق اسلام، صریح، و دور از همه ی این خام نظریها و عوام - مایگیها درك نشود، و جامعه به خود نیاید، بسیارند. لیكن دردناكتر آن كه ما خود چنین باشیم و بدین غرض، كمك كنیم، حتی با زحمت و مال و صرف وقت همین مردم. من در اینجا به تحصیل كرده های ژرف اندیش و آزادنگر (1)پیشنهاد می كنم، و صمیمانه می خواهم، كه هیچ گاه راجع به واقعیت عزیز اسلام، و عناصر تربیتی، و نیروهای آفرینشی آن در مورد دید و درك و تپش و حركت و عصیان و... به كارهای عوام مایه، استناد نكنند، و خود یافته های


1) 1. كه از مرحله ی بر طبق مدروز حرف زدن، و به میل و به دلخواه دوستان معاشر اظهار نظر كردن گذشته اند و به سوی یافتن واقعیتها كشیده اند.

گروهی تخصص نادیده را برنامه ی اسلام نشناسند، چون این كار هم ستم به اسلام است كه واقعیتش مجهور مانده است، و هم ستم به خود آنان، كه به سوی آن فروغ كه می بایست مشعل كاروان زندگیشان باشد، دست نیازیده اند. چه كنیم، كاری كه سالها در راه عملی شدنش به طراری كوشش شده است به این سرعت كه ما می خواهیم نمی توان بی اثر كرد. اما از آن طرف نیز باید اعتراف كرد كه روزگار ما، روزگار طفره است نه تدریج. آن روز را كه می شد با تدریج به مقصود رسید، پیشینیان ما در خواب به سر آوردند. و شگفتا! مگر اكنون كسانی بیدارند؟ بگذریم...

این مقاله را كه در زمستان 1340 نوشته بودم به خواست برخی از دوستان، باز به خوانندگانی كه بیابد عرضه می كنم. آن را خورشید مغرب گفتم، نامی بود و كلمه یی، تا از آن، چه به ذهنها آید. مردم، مغرب را چاهساری می شناسند كه همه ی غوغاها و جوششها و روشناییهای روز و زندگی را در كام خود فرو می برد. البته چنین هم هست. و بگذار باشد، و جوششها و روشناییهای كاذب، در همان چاهسار سرد خاموش غرق گردند. شاید همین خود عكس العملی داشته باشد... و اكنون كه برای دومین بار، این نوشته آسانتر در دسترس قرار می گیرد، ناگزیر آنان كه بخوانند، به اندیشه یی در این مقصود می رسند، چه كمك اندیشه ی خودشان باشد، یا آغاز اندیشه یی، یا

امثال آن. هر چه هست این نویسنده را - در اینجا نیز - جز راندن توده به سوی چكاد آفتاب، منظوری نیست. و اكنون كه اندك اندك، درماندگی مكاتب و سیستمها را از دریافت حقوق انسان - با كمال تاسف - مشاهده می كنیم، می توانیم از معنویتها مدد بخواهیم، و روح پنهان گیتی را، و سنگر دفاع وسیعترین حقهای انسانها را بجوییم. ولی امید كه شیعه هیچ گاه در مفاهیم مذهب و مكتب خویش اشتباه نكند و به یاد آرد كه او هر روزش باید روز باشد. درست است كه ما در انتظار خورشیدیم، اما ذاتیت تعلیمات ما و عینیت رفتار بزرگان پیشین ما - كه

شاید امروز یكی نظیر داشته باشد - ما را از نفس در تاریكی به سر بردن، بیم داده و منع كرده است. و آن خورشید.... نیز، همین گونه می خواهد كه ما با تاریكیها و سردیها در افتیم، تا با ایجاد سنخیت در خود، آماده ی آن همه فروغ و گرمی بیكران شویم. مشهد، حكیمی - محمد رضا نیمه ی آذر 1344

میلاد

اشاره

مورخان ولادت امام حجت بن الحسن المهدی را به سال 255 یا 256 هجری دانسته اند، كه در شب جمعه ی نیمه ی شعبان این سال پای بدین گیتی نهاد. و همواره كوشش می شد تا تولدش از مردم و بویژه دربار عباسی پنهان ماند. زیرا بر مبنای بشارات كتب پیشینیان و روایات اسلامی، اشتهار یافته بود كه از حضرت امام حسن عسكری، فرزندی به وجود می آید كه برهم زننده ی اساس حكومتها است. از این رو، زندگانی امام حسن عسكری از مدتها پیش، مورد مراقبت كامل بود. و از طرف عباسیان كوشش

می شد تا از به وجود آمدن و پرورش این كودك جلوگیری شود. با این وصف، بارها افرادی وی را دیدند. هنگام درگذشت حضرت عسكری نیز مردم مشاهده كردند كه از اندرون سرا به در آمد، و عموی خود جعفر را به یك سوزد، و بر پیكر پدر خویش نماز گزارد. در این موقع تقریبا پنج سال از عمرش گذشته بود.

عیسی مسیح و یحیی بن زكریا

محدثان كمال معنوی و ولایت امام را در سن كودكی با سرگذشت عیسی مسیح و یحیی بن زكریا همانند دانسته اند و در توصیف امام گفته اند: چهره اش گندم گون، ابروانش پیوسته، چشمانش سیاه و جذاب، شانه اش وسیع، دندان - هایش گشاده، بینیش كشیده و زیبا، گونه هایش كم گوشت و اندكی متمایل به زردی، كه از بیداری شب عارض شده، بر گونه ی راستش خالی مشكین، عضلاتش محكم، هیئتش خوش منظر و رباینده، و در میان شانه اش اثری است چون اثر نبوت، و او شبیه ترین مردمان است به حضرت محمد ص.

نماز بر پیكر پیشوا

چنانكه یاد كردیم، از جاهایی كه امام خود را نمود در مراسم فوت پدر گرامیش بود. و این تجلی همایون كه كودكی خردسال بزرگانه گام پیش نهاد، و بر خلق امامت كرد، و بر پیكر پیشوای فقید نماز خواند، خود سبب گشت تا اخبار داخله ی حضرت امام حسن عسكری بزودی پهن شود و به گوش مراقبان رسد. از این رو، بدون فاصله، از سوی المعتمد عباسی، دستور هجوم و تفتیش و جلب و احیانا قتل مهدی صادر شد. و اینجا بود كه ضمن مقارناتی علل ناپدیدی امام فراهم آمد، و دوازدهمین پیشوای شیعه، به فرمان الهی، از نظرها پنهان گشت...

غیبت كوتاه

نخست تا 69 سال، امام از دیدگان عموم پنهان بود، اما كسانی (1)با وی در تماس بودند، كارهای مردم را می گذراندند،


1) 2. این كسان چهار تنند و از علما و زهاد و بزرگان شیعه محسوبند و به نواب اربعه معروف، بدین قرار: 1. عثمان بن سعید اسدی عمروی (در گذشته حدود 257 ه. ق) مدفون در بغداد. 2. محمد بن عثمان بن سعید، پسر عثمان بن سعید مذكور (در گذشته 304 یا 305 ه. ق) مدفون در بغداد.

و گاهی گروهی به وسیله ی آنان به دیدار امام بار می یافتند. بعدها دوره ی غیبت طولانی آغاز گردید كه تا كنون نیز ادامه یافته است.

غیبت طولانی

و در این مدت طولانی است كه بزرگترین مرحله ی اختبار و امتحان در دار طبیعت و آزمایش ایمان خلق وجود دارد، تا معلوم شود در خلال این روزگاران كه هر بامداد خورشید از كرانه ی افق شرقی سر بر می آورد، و بر سراسر صحنه های زندگی مردمان می تابد، اهل قرون و اعصار، در هر نقطه یی از جهان چگونه عمر خویش را سپری می كنند و از هستی و نیروهای خویش چه نتیجه ای می گیرند، و هر فرد یا گروه، در برابر احساس وظیفه، چه می كند، نویسندگان،

دانشمندان، مصلحین، دعات، روحانیان، مربیان نوباوگان، زمامداران، جنگاوران و سایر توده های انسانی كه در این پهنه ی بیكران قرار می گیرند، چگونه برنامه ی زیست خود را تنظیم می كنند و علت به وجود آمدن چه اعمال و حوادثی می شوند. خداوند برای امتحان، این فرصت را به آنان داد و كاملا به اختیار خویشتنشان گذارد و ایام را همچنان میان آنان برگزار كرد و می كند (تلك الایام نداولها بین الناس). از طرفی نیز، دوری آن پیشوای دلسوز و مربی محبوب، هجرانی سوزان و فراقی غمبار بود كه انسانهای كامل، و بشر دوستان معتقد، و مردم با ایمان را بسی سوخت و گداخت، و داستان این مشتاقی و مهجوری پایاب شكیبایی از دستشان ربود، و اشكشان را بر این چمن و گل كه بی رخ ساقی رنگی نداشت پاشید. اكنون مردم ما، معتقدند كه مهدی ع در نهان

جهان زندگی می كند، تا روزی، هنگام حصول اقتضای تام، پا در میان اجتماعات نهد، و پرچم عدالت و توحید را برفراز بلندترین آبادیهای گیتی به اهتزاز در آورد.

اعتقاد و اصول علمی

اشاره

ممكن است مسئله ی طول عمر امام در نظر برخی نیاز به توضیح داشته باشد، پس باید دید از نظر قوانین زیست شناسی و نوامیس طبیعی، طول عمر انسان چگونه است؟ و آیا برهانی علمی و قانونی آزمایشی وجود دارد كه به اثبات محال بودن طول عمر منتهی شود یا نه؟ در اینجا باید پیرامون تحقیقات زیست شناسی و چگونگی نوامیس طبیعت و واقعیات تاریخ كمی بررسی كرد.

زیست شناسی

زیست شناسان می گویند، عمر بشر اندازه و حد ثابتی ندارد و در طبیعت همه گونه عمر بوده است و ممكن

است باشد. وایزمن عالم آلمانی می گوید: مرگ لازمه ی قوانین طبیعی نیست و در عالم طبیعت از عمر ابد گرفته تا عمر یك لحظه ای همه نوعش هست. آنچه طبیعی و فطری است عمر جاودانی و ابدی است. بنابر این افسانه ی عمر نهصد و شصت و نه ساله متوشلح (متوشالح) (1)نه مردود عقل است و نه مردود علم. در همین دوره خود ما میزان طول عمر بالا رفته است و دلیلی ندارد كه ازین بالاتر هم نرود و یك روز نیاید كه بشر به عمر نهصد ساله برسد (2)

3.

methuselah.

4.

به نقل برناردشا در كتاب kca ot methuselahی. رجوع شود، به پانزده گفتار نگارش استاد مجتبی مینوی.

... پس به نظر متخصصین، طول عمر انسان به هر اندازه هم باشد بر خلاف اصول علمی نیست، بلكه علم، آن را تایید می كند، بطوری كه اخیار در صدد بر آمده اند تا حد و مرز را از زندگی انسان بردارند، و با پیدا كردن راه سالم نگاهداشتن سلولهای بدن، بر طول عمر انسان سالهایی مدید بیفزایند. عده یی پا فراتر نهاده اند و در راه

1) 3. شیخ ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی (در گذشته 326 ه. ق) مدفون در بغداد.

2) 4. ابوالحسن علی بن محمد سمری (در گذشته 329 ه. ق) مدفون در بغداد، نزدیك آرامگاه محمد بن یعقوب كلینی. محمد بن یعقوب كلینی، معروف به ثقه الاسلام كلینی، مولف كتاب كافی (چاپ اخیر آن در 8 جلد) نیز به سال 329 ه. ق. در گذشته است. بنابر این، وی معاصر نواب اربعه بوده و در كنار آنان می زیسته است و چه بسا در تالیف كافی به واسطه آنان، از سوی امام راهنمایی می شده است.

تحصیل عمر جاودانی برای بشر (با پیدا كردن هورمانهای (1)مخصوص و استعمال آنها در انسان) به كوشش افتاده اند، و حتی می توانند تا حدودی جوانی را به پیران فرتوت بازگردانند.

نوامیس طبیعت

عوامل و نوامیس طبیعت نیز، بطلان طول عمر زیاد را به ثبوت نمی رسانند. اصولا حكمهایی كه راجع به قوانین طبیعت داده می شود، اغلب منشا آنها استقرائهای ناقصی است كه محدود است به حدود دید و درك اشخاص. علمای منطق می گویند، استقرای ناقص نمی تواند دلیل حكم كلی گردد، یعنی مثلا اگر ما در محیط زندگی خود درختانی را كه دیده ییم، تلقیح و بارور شدن آنها در اثر عوامل خارجی (از قبیل دخالت اشخاص) نبوده است، به صرف این، نمی توانیم بگوییم همه ی درختان اینسان است، چه ما


1) 5. Hormone.

یك یك درختان همه ی جهان را ندیده ییم، و ممكن است در آنچه ماندیده ییم درختانی باشد كه عمل تلقیح در آنها نیاز به پرورشكاران داشته باشد. پس درباره ی امری نمی توان حكم كلی كرد مگر هنگامی كه همه ی موارد آن بدقت رسیدگی شده باشد.

قوانین طبیعی

اشاره

در طبیعت قوانین دو نوع است:1 - قوانین عام و ظاهر2 - قوانین خاص و مخفیقسمت اول: قوانینی است كه در همه یا بیشتر افراد دسته یا صنفی كه قانون در آن یافت می شود، جاری است، و با مطالعه و آزمایش مختصری استنباط می شود. قسمت دوم: قوانینی است كه در بعضی افراد، در بعضی شرایط یافت می شود. و اگر بخواهیم نسبت به دسته یا صنفی از موجودات، در مورد این گونه قوانین، حكمی كلی به دست آوریم، باید در تمام حالات و شرایط تمام آن دسته یا صنف در زمانها و موقعیتهای مختلف دقت كرده معدل گیری كنیم،

و سپس با قاطعیت كامل حكم دهیم. برای این گفته، مثالهای بسیاری می توان دید، در انواع علوم طبیعی، روان شناسی، ستاره شناسی و... و در اختلافات گوناگونی كه حتی در افراد انسان - كه از یك جنسند - از نظر قوه ی بینایی، حافظه، جای قلب، ریه، كبد، طحال و جز آن دیده می شود، كه همه ثابت می كنند كه ممكن است در طبیعت بر خلاف آنچه ما دیده ییم حقایقی به وقوع برسد. پس به همین اندازه كه در محیطهای متعارف خود می بینیم مدت عمر دارای حدود نسبتا معینی است كه از آن تجاوز نمی كند (البته در بیشتر افراد نه همه، آن هم با این همه آسیبهای روحی و جسمی، و بی مبالاتی اشخاص در بهداشت خود از آغاز سن، و بلكه مراعات نكردن دستورات بهداشتی نسبت به جنین و در دوران شیر خوارگی و طفولیت) نمی توان عمر از این مقدار بیشتر را خلاف نوامیس طبیعت پهناور و شگفت انگیز تصور كرد.

واقعیات تاریخ

3 - واقعیات تاریخ و سرگذشت معمرین (1)نیز دلیل دیگری است برای امكان این موضوع. فلاسفه می گویند: بهترین دلیل برای امكان چیزی، واقع شدن آن چیز است. و واضح است كه قضایا و اخباری كه تاریخ نقل می كند تا حدی سبب یقین و باور می گردد. مثلا ما به استناد تاریخ، باور می كنیم كه در سرزمین میهن عزیز ما سالیانی پیش، خاندانی به نام ساسانی، یا هخامنشی، وجود داشته است. نیز اطمینان داریم كه شخصیتهایی به نام كوروش و بزرگمهر و انوشیروان داشته ییم، در صورتی كه ما آنان را ندیده ییم و آشنایی ما با آنان فقط از راه تاریخ است. درباره ی كسانی كه عمرشان بسی به درازا كشیده است نیز در كتابهای تاریخ و زندگینامه ها و سیره نامه ها صفحاتی


1) 6. در اصطلاح تاریخ و سیره به كسی معمر (بر وزن مكرر) می گویند كه سالیانی دراز بیش از دیگران زندگی كرده باشد.

فراوان نوشته اند (1)و حتی كتبی ویژه ی احوال آنان نیز تدوین كرده اند. (2)با این حساب می توانیم بپذیریم كه افرادی بوده اند كه سالهایی فراوان عمر كرده اند، و بهارها و پاییزهایی بسیار دیده اند.

در همین روزگار

از تاریخ بگذریم، در حال حاضر و در همین روزگار نیز، در روزنامه ها و مجلات داخلی و خارجی فراوان دیده شده است كه شرح زندگی اشخاص كهنسال كه در همین نزدیكی زنده بوده اند یا اكنون زنده اند درج گشته است. پس با توجه به گفتار فوق، روشن می شود كه طول عمر،


1) 7. رجوع شود به كتاب المعمرون و الوصایا - تالیف ابوحاتم سهل بن محمد بن عثمان سجستانی، تحقیق عبدالمنعم عامر، چاپ قاهره. تاریخ - تالیف محمد بن سائب كلبی اكمال الدین - تالیف شیخ صدوق. بحارالانوار، ج 13 كفایه الموحدین، ج 2 البرهان علی وود صاحب الزمان - تالیف علامه سید محسن عاملی و...

2) 8. رجوع شود به كتاب المعمرون و الوصایا - تالیف ابوحاتم سهل بن محمد بن عثمان سجستانی، تحقیق عبدالمنعم عامر، چاپ قاهره. تاریخ - تالیف محمد بن سائب كلبی اكمال الدین - تالیف شیخ صدوق. بحارالانوار، ج 13 كفایه الموحدین، ج 2 البرهان علی وود صاحب الزمان - تالیف علامه سید محسن عاملی و...

با قطع نظر از تجویز علمی، در خارج نیز واقع شده است و دارای شواهد بسیار است. بنابر این، با چشم پوشی از جنبه ی الهی و قدرت ماورای محسوس، از نظر ظاهر نیز این ادعا را كه فردی از انسانها از دیر زمانی باقی است و روزی به حكم جبر تاریخ قیام می كند و در اعماق اجتماعات فرو می رود و اساس فضیلت روحی را استوار می سازد، نمی توان مردود دانست، نه به - دلیل عقل، و نه با قیاس بر واقعیات تاریخ، و نه با قوانین زیست و حیات. و بی انصافی و پشت گردن به تجویزات علمی و تجربه ی تاریخی است اگر چنین فكری به استهزا گرفته شود.

سخن شیخ مجتبی قزوینی

در اینجا برای امكان موضوع، بیان دیگری در خور تقریر است كه اینك از آموزگار بزرگ معارف، متاله اخیر خراسان، حضرت شیخ مجتبی قزوینی، نقل می كنیم. وی

می گوید: مطابق قواعد فلسفه و حكمت، هر طبیعتی كه در عالم موجود شود و قابل زیاده و نقص باشد، به مقتضای اینكه طبیعت، كمال اقصای خود را طالب است، باید فرد كامل از آن طبیعت در عالم موجود شود. بر این قاعده و اساس، مسائل فلسفی چندی مترتب گردیده، كه از آن جمله وجود فرد كامل در بشر است كه از چنین فردی تعبیر به - نبی یا حكیم شده است. مطابق این قانون مبرهن فلسفی، مزاج و استعداد عمر و زندگانی بشر مراتبی دارد. و زندگانی یك هزار سال یا دو هزار سال، یقینا اقصی مراتب امكان زندگانی بشر نیست، بلكه بیش از اینها هم ممكن است... قطع نظر از این قانون فلسفی، طول عمر بعضی از افراد بشر، خلاف طبیعت نیست، زیرا واضح است كه زندگانی هر فرد بستگی به صحت قوای مزاجی او دارد: هر مقدار مزاج صحیح و قویتر

باشد بقاء زندگانی بیشتر خواهد بود. و تولید مزاج قوی در انسان و صحت آن به واسطه ی موجوداتی از قبیل نور و آب و هوا و خاك و اغذیه و ادویه و غیر اینهاست. و بقاء و صلاح مزاج در هر آنی محتاج به بدل ما یتحلل و حفظ اعتدال است. پس چه مانعی دارد اگر كسی در قوای روحی و علمی چنان قوی باشد كه به كیفیت تولید مزاج صحیح و قوی و حفظ آن، و خصوصیات نافع و مضر مزاج و بدل ما یتحلل، علم داشته باشد كه بتواند مزاج خود را به حد اعتدال نگاه دارد و به زندگانی خود مدتی بیشتر ادامه دهد. و امروز نیز بسیاری از دانشمندان برای حصول این مقصود در سعی و كوشش می باشند. (1).


1) 9. بیان الفرقان، ج 5، ص 12 - 11.

سخنی از عقیده شناسان

اشاره

متكلمین و علمای علوم اعتقادی، از روی روایات زیادی كه فرق اسلام، از نبی اكرم، درباره ی مهدی نقل كرده اند، اعتقاد به وی را اصلی اسلامی شناخته اند و ناگزیر در كتب عقاید در آن باره به بحثهایی پرداخته اند، كه از جله تفسیر غیبت و فواید وجود امام است در حال غیبت. ما در این رساله - كه با اختصار همگام هستیم - سخن را در این موضوعات گسترش نمی دهیم. فقط در اینجا فشرده ای از گفتار دو دانشمند فنی، مولف كفایه الموحدین (سید اسماعیل طبرسی) (1)و مولف بیان الفرقان (شیخ مجتبی قزوینی) (2)را ذكر می كنیم، و سپس یاد آوری نكته ای را بدان پیوست می دهیم.


1) 10. در گذشته به سال 1321 ه. ق.

2) 11. در گذشته به سال 1386 ه. ق.

خلاصه ی گفتار نامبردگان این است: چون مهدی علیه السلام آخرین خلیفه و حجت خدایی است، لازم بود كه خود را از گزند حوادثی و دستهایی كه او را می جستند مصون بدارد و در كنف غیبت الهی مستور گردد. و چون موقعیت امام به منزله ی موقعیت پیامبر است پس از تبلیغ (یعنی حافظ احكام تبلیغ شده است)، پس با پنهان بودن او، مردم اگر چه، از دیدارش محرومند، اما عبث و رها نخواهند بود. و باید به احكامی كه در دست است عمل كنند. و البته اگر روزی تمام نوامیس دین ضایع گشت آنا ظهور خواهد كرد. (1).

نوامیس الهی تاریخ

اصل غیبت نیز از سنن الهیه است كه به تصریح قرآن در انبیاء و مصلحین سلف نیز بوده است (2).


1) 12. رجوع كنید به كفایه الموحدین (ج 2) و بیان الفرقان (ج 5).

2) 13. اكمال الدین صدوق و سایر تفاسیر و تواریخ انبیا.

و امام در حال غیبتی كه در اثر عصیان خود مردم به وجود آمده است باز حجت است. و در صورتی كه مردم به اخلاص وی را بخواهند آشكار خواهد گشت. در همان حال غیبت نیز حوائج و مقاصد متوجهین و متوسلین را بر می آورد و در مشكلات و معارف جویندگان را امداد می كند. دعای وی و اراده اش نیز در انقلاب نیات سركشان و متنفذین عالم موثر است. و با توجه به اینكه او ناظر كردارهاست، عقیده داران از گناه و تجاوز چشم می پوشند. نیز تربیت و ایصال نفوس مستعد، به عهده ی اوست. پس بدین وسیله، طالبان بصیر از اینكه به دام هوسبازان و دین سازان و مدعیان و اقطاب بیفتند - و دوباره تشتتهای ناروا در كنگره ی اجتماع بس - آزرده ی شیعه به وجود آورند - آسوده می مانند. (1).

قیام

باید افزود كه آمادگی افراد در هر آن، برای قیام


1) 14. نیز كفایه الموحدین (ج 2) و بیان الفرقان (ج 5).

و مبارزه و جهاد در راه تحكیم عدالت جهانی و حفظ حقوق انسانها نیز واجد اهمیتی بسزاست، زیرا شیعه (بلكه هر مسلمان) در زمان غیبت باید همواره دارای چنین هدفی باشد و در راه تحقق آن به وسایل گوناگون بكوشد. بلكه قیام و به پا خاستنی كه هنگام ذكر نام قائم لازم است، برای این است، كه شیعه كه صاحب تاریخی درخشان و مجاهداتی خستگی ناپذیر است، همواره برای نهضتهای پاك، آمادگی خود را تجدید كند و به یاد تاریخ خون آلود پیشین و آرمانهای مقدس سربازان فداكار تشیع، برای ایجاد یك همبستگی اخلاقی و تحول حقوقی آماده باشد. به گفته ی آیت الله طالقانی: این دستور قیام شاید برای احترام نباشد و الا باید برای خدا و رسول و اولیای دیگر هم به قیام احترام كرد، بلكه دستور آمادگی و فراهم كردن مقدمات نهضت جهانی و در صف ایستادن برای پشتیبانی این حقیقت است.

وی نیز می گوید: كوچكترین اثر بد بینی، بی رغبتی به خدمات اجتماعی و دلسردی از اقدام به كارهای عام المنفعه و نیكوست. پس توجه دادن مردم به آینده ی درخشان و دولت حق و نوید دادن به اجرای كامل عدالت اجتماعی و تاسیس حكومت اسلام و ظهور یك شخصیت خدا ساخته و بارز كه موسس و سر - پرست آن حكومت و دولت است، از تعالیم موسسین ادیان است، و در مكتب تشیع كه مكتب حق اسلام و حافظ اصلی معنویات آن است، جزء عقیده قرار داده شده و درباره ی خصوصیات چنین دولتی توضیحات بیشتری داده اند. و پیروان خود را به انتظار چنین روزی ترغیب نموده و حتی انتظار ظهور را از عبادات دانسته اند، تا مسلمانان حق پرست، در اثر ظلم و تعدی زمامداران خود پرست، و تسلط دولتهای باطل و تحولات اجتماعی بزرگ و حكومت ملل ماده پرست، اعم از شرقی و غربی، خود را نبازند و دل قوی دارند و جمعیت

را آماده كنند. و همین عقیده است كه هنوز مسلمانان را امیدوار و فعال نگاه داشته است. این همه فشار و مصیبت از آغاز حكومت دودمان دنائت و رذالت اموی تا جنگهای صلیبی و حمله ی مغول و اختناق و تعدیهای دولتهای استعماری، به سر هر ملتی وارد می آمد خاكسترش هم به باد فنا رفته بود. لیكن دینی كه پیشوایان حق آن دستور می دهند كه چون اسم صریح قائم موسس دولت حقه ی اسلام، برده می شود، به پا بایستید و آمادگی خود را برای انجام تمام دستورات اعلام كنید و خود را همیشه نیرومند و مقتدر نشان دهید، هیچ وقت نخواهد مرد... (1).

واسطه وجود

نكته ای كه در پایان این بخش باید یاد آوری شود این است كه آثار وجود امام را تنها نباید از جهت


1) 15. مجله ی مجموعه حكمت، شماره ی 1 و 2، سال 3.

تربیت اجتماعات مورد لحاظ قرار داد. حجت و ولی، از نظر ناموس تكوین و پیوستهای درونی آفرینش نیز لازم است كه وجود داشته باشد، زیرا خداوند مبنای عالم هستی را بر اسباب و وسایط قرار داده است، حتی فیض وجود و اصول نعمتها باید به وسیله ای قابل، از مبدا عالم كسب شود و به كاینات برسد. بنابر این، تربیت مردم یكی از چندین اثر وجود حجت است، و در صورتی كه روی موانعی عملی نگشت، باز سایر آثار بر وجود او مترتب است. و خود فیض پیاپی و تحقق مراحل اضافات اشرافیه وابسته به وجود اوست، كه چون آینه ای تابان، در برابر مطلع انوار بیكران ازلیت قرار گیرد و فروغ حیات بخش هستی را بر جان كاینات منعكس سازد.

سخن ابن سینا

ابن سینا در فصلی كه، راجع به امام و خلیفه گفتگو می كند و درجات اخلاقی و علمی انسان را گزارش می دهد، می گوید:

و من فاز مع ذلك بالخواص النبویه كاد ان یصیر ربا انسانیا... و هو سلطان العالم الارضی و خلیفه الله فیه. (1)یعنی: و هر كس علاوه بر آنچه گفته شد (درباره ی امام و پیشوا) دارای خواص پیامبری باشد، چنین كسی رب النوع انسان تواند بود و او فرمانروای جهان خاكی است و خلیفه الله است در زمین. و روشن است كه مراد از العالم الارضی، جمیع كاینات ارضی است كه تحت استیلای ولایتی امام است. چنانكه از ربا انسانیا نیز استفاده می شود كه مقصود، صاحب تاثیر بودن است در ترتیب صورت نوعیه.

خلیفه خدا

در قرآن كریم نیز، این موضوع تایید می شود


1) 16. شفا، پایان الهیات.

كه نسبت به آدم اول می گوید: و اذ قال ربك للملائكه انی جاعل فی الارض خلیفه... (1)یعنی: و گوش فرا دار ای محمد، آن گاه كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من اندر زمین خلیفه قرار دهم. كه روی فی الارض تكیه شده است.

سخن امام علی بن ابی طالب

امام علی بن ابی طالب نیز گفته است: اللهم بلی لا تخلو الارض من قائم لله بحجه، اما ظاهرا مشهورا، او خائفا معمورا... (2).


1) 17. از سوره ی 2، آیه 30.

2) 18. نهج البلاغه، از كلام 129.

یعنی: آری، زمین از حجتی قائم، خالی نتواند بود. چه این حجت، آشكار باشد و شناخته، و چه نگران و پنهان.

سخنان خواجه نصیرالدین طوسی

«فیلسوف و ریاضیدان بزرگ مشرق، خواجه نصیرالدین طوسی نیز، در جمله ی معروف خود: وجوده لطف، و تصرفه لطف آخر، و عدمه منا یعنی: بودن امام لطف خدایی است و دخالتش در امور لطفی دیگر، و غیبتش، از خود ماست. به همین حقیقتها نظر داشته است. این متفكر بزرگ در كتابی دیگر می گوید:

فایده: حرمان خلق از امام و علت غیبت او، چون معلوم است كه از جهت خدای سبحانه نباشد، و از جهت امام نبود، پس لابد از جهت رعیت بود. و تا علت آن زایل نشود، ظاهر نگردد، چه بعد از ازاحت علت و كشف حقیقت، حجت خدای را باشد بر خلق نه خلق را بر وی. و استبعاد از درازی عمر حضرت مهدی - علیه السلام - نمودن، چون امكانش معلوم است، و از غیر او متفق، جهل محض بود. (1).


1) 19. فصول خواجه طوسی، ص 38 - به بعد - انتشارات دانشگاه تهران. این سخن را بدان رو نقل كردم تا متخصصین رشته های علوم و ریاضیات عالیه بدانند كه مغزهای جبار و فكرهای پر هیمنه ی بزرگ نیز، بدین حقیقت این گونه نگریسته اند، و بلكه در صدد بر آمده اند تا آن را به افق تفاهم خلقها نیز بكشند.

بشارات پیشینیان

اشاره

پس از آنچه گذشت می گوییم، از روزگاران كهن، داستان ظهور مصلح، در اواخر تاریخ زندگی بشر، اصلی اساسی بوده است كه پیوسته پیشینیان آن را به یادها می - آورده اند. اكنون نیز پس از گذشتن قرنها، در خلال یادگار - های انسانهای قدیم آثاری وجود دارد كه ما را به گفته ی بالا رهنمونی می كند: اصولا فتوریسم (fotorism) یعنی اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی، عقیده ای است كه در كیشهای آسمانی یهودیت (جودائیسم) و زردشتی (زورواستریانیسم) و مسیحیت (در سه مذهب عمده آن: كاتولیك، پروتستان، ارتدوكس)،

و مدعیان نبوت عموما، و دین مقدس اسلام خصوصا، به مثابه ی یك اصل مسلم قبول شده است. و درباره ی آن، در مباحث تئولوژیك مذاهب آسمانی، رشته تئولوژی بیبلیكال، كاملا شرح و بسط داده شده است بشاراتی كه در این باره در كتب آسمانی مقدسه و كتب مدعیان نبوت وارد شده فراوان است كه از كتب غیر اسلامی، زبور، زند، حكی، صفنیا، اشعیا، شاكمونی، دید، پاتكیل (هند)، انجیل متی، انجیل یوحنا، كتاب دانیال، جاماسب - نامه و... را می توان نام برد. و از جمله در جاماسب نامه شاگرد زردشت می گوید: مردی بیرون آید از زمین تازیان، از فرزندان هاشم، مردی بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق، و به دین جد خویش بود، و زمین را پر داد كند. (1).

اعتقاد به مهدی اسلامی است نه مذهبی

با این مقدمات می بینیم كه اعتقاد به مهدی، اسلامی


1) 20. رجوع شود به كتاب بشارات عهدین، نیز مقاله ی سید هادی خسرو شاهی، مجموعه ی حكمت، شماره ی، 1 و 2، سال سوم.

است نه مذهبی، یعنی مربوط به همه ی فرق اسلام است نه تنها شیعه. بلكه باید گفت اعتقاد به ظهور مصلح، ملی است، یعنی اهل ادیان بدان اعتراف داشته اند. اما اسلامی بودن آن، اصلی است روشن. احادیث این موضوع در كتب علمای اسلام به اندازه ای فراوان است كه كمتر به آن اندازه در مورد دیگری حدیث رسیده است. دانشمندان فن حدیث می گویند، احادیث نبوی راجع به مهدی بیش از حد تواتر (ثبوت قطعی) است. این احادیث در بابهای مختلف كتب حدیث ضبط است. و اصل موضوع - چنانكه گفتیم - اختصاص به شیعه ندارد (1)، بلكه هر مسلمانی كه به پیغمبر اسلام گرویده است باید به آن اعتقاد داشته باشد، چنانكه اكثر علمای اهل سنت مطلب را همین گونه تلقی كرده اند و آنان بیش از 500 حدیث در این باره نقل كرده اند و در بیشتر از 60 كتاب از كتبشان مباحث و روایاتی راجع به امام قائم


1) 21. رجوع شود به كتاب المهدی - تالیف مرحوم آیت الله سید صدرالدین صدر. منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر - از شیخ لطف الله گلپایگانی. المنتظر علی ضوء حقائق العامه - از نویسنده ی عراقی محمد حسین الادیب.

آورده اند، كه در اینجا پاره ای از آنها نام برده می شود:

مهدی در كتب معتبر عالمان سنی

مسند تالیف احمد بن حنبل شیبانی م 241 صحیح تالیف محمد بن اسماعیل بخاری م 256 صحیح تالیف مسلم بن حجاج نیشابوری م 261 سنن تالیف ابوعبدالله ابن ماجه قزوینی م 273 سنن تالیف ابوداود سجستانی م 275 صحیح تالیف ابوعیسی ترمذی م 279 سنن تالیف احمد بن شعیب نسایی م 303 حدیث الولایه محمد بن جریر طبری م 310 شرح السنه تالیف حافظ ابومحمد فراء بغوی م 516 المصابیح تالیف حافظ ابومحمد فراء بغوی م 516 موالید اهل البیت تالیف ابن الخشاب م 567 جامع الاصول تالیف مجدالدین ابن اثیر م 606 فتوحات مكیه تالیف محیی الدین ابن عربی م 638 عنقاء مغرب تالیف محیی الدین ابن عربی م 638 مطالب السوول تالیف ابن طلحه شافی م 652 تذكره خواص الامه تالیف سبط ابن جوزی م 654 فرائد السمطین تالیف شیخ الاسلام حمویئی م 722

مقدمه تالیف ابن خلدون م 808 جواهر العقدین تالیف نورالدین سمهودی م 911 الصواعق تالیف ابن حجر هیتمی م 974 كنوز الحقایق تالیف زین الدین مناوی م 1031 اسعاف الراغبین تالیف ابوالعرفان صبان م 1206 ینابیع الموده تالیف خواجه كلان قندوزی م 1293 الفتوحات الاسلامیه تالیف احمد زینی دحلان م 1304

كتب عالمان سنی درباره مهدی

نیز عده ای از علمای اهل سنت درباره ی صاحب امر كتابهای ویژه نگارش داده اند، چون: الاربعین حافظ ابونعیم اصفهانی مناقب المهدی حافظ ابونعیم اصفهانی نعت المهدی حافظ ابونعیم اصفهانی البیان فی اخبار صاحب الزمان: حافظ گنجی شافعی البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان: متقی هندی مولف كنز - العمال. اخبار المهدی: حماد بن یعقوب. العرف الوردی فی اخبار المهدی: حافظ سیوطی علامات المهدی حافظ سیوطی

القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر: جمال الدین مقدسی. التوضیح، فی تواتر ما جاء فی المهدی المنتظر و الدجال و المسیح: قاضی محمد شوكانی. ابراز الوهم المكنون من كلام ابن خلدون: استاد احمد محمد صدیق مغربی. الاذاعه لما كان و ما یكون بین یدی الساعه: ابو طیب محمد صدیق - خان قنوجی بخاری هندی. و گروهی از دانشمندان اهل سنت به وقوع ولادت مهدی، تصریح كرده اند، چون: ابن طلحه شافعی در مطالب السوول محمد بن یوسف گنجی در البیان و كفایه الطالب ابن صباغ مالكی در الفصول المهمه سبط ابن جوزی در تذكره خواص الامه محیی الدین ابن عربی در الفتوحات المكیه عبدالوهاب شعرانی در الیواقیت و الجواهر عبدالرحمن دشتی در عقائد الاكابر عطاء الله غیاث الدین در روضه الاحباب محمد بن محمد بخاری (خواجه پارسا) فصل الخطاب عبدالرحمن عارف دهلوی مرآه الاسرار احمد بن ابراهیم بلاذری الحدیث المتسلسل

عبدالله ابن الخشاب تواریخ موالید الائمه و وفیاتهم (1).

آیات قرآن درباره مهدی بنا به تفاسیر اهل سنت

1 - و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین (2)یعنی: ما می خواهیم سپاس و منت نهیم بر آن كسان كه ناتوان گرفته شدند در زمین، و ایشان را پیشوایان كنیم و میراث بران زمین 2. - و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون. (3).


1) 22. در اعیان الشیعه، وثاقت و اعتبار حال این عالمان كه به ولادت مهدی تصریح كرده اند، از كتب معتبر رجال و احوال خود اهل سنت ذكر شده است، نیز نوع این شخصیتها در عبقات الانوار تالیف علامه ی كبیر مجاهد، حضرت میر حامد حسین هندی نیشابوری، ودر كار نامه ی عظیم الغدیر معرفی شده اند.

2) 23. سوره ی قصص، آیه ی 5.

3) 24. سوره ی انبیاء، آیه ی 105.

یعنی: ما در زبور، از پس ذكر (قرآن)، نوشته ایم كه سرانجام، زمین را بندگان نیك ما میراث برند و صاحب شوند... - 3. فسوق یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه، اذله علی المومنین، اعزه علی الكافرین، یجاهدون فی سبیل الله... (1)یعنی:... آری خداوند قومی آرد كه ایشان را دوست دارد و ایشان او را دوست دارند، اینان با مومنان خوشند و نرم جانب و بر كافران سختند و نابخشاینده، و همواره می كوشند و جهاد می كنند در راه خدا. آیات بالا از جمله آیاتی است كه به تصدیق مفسرین سنی و شیعه، راجع به قضایای امام است. و می توان تفصیل آن را در تفاسیر اهل سنت از قبیل: مفاتیح الغیب فخر رازی و غرائب القرآن نیشابوری دید.


1) 25. سوره ی مائده، آیه ی 54.

اجماع درباره مهدی

برای این ابن خلدون، مورخ و جامعه شناس معروف اسلامی، می گوید: آن چه در میان تمام مسلمانان و در تمام قرون معروف بوده است این است كه ناچار باید در آخر الزمان مردی از خاندان پیغمبر ظهور كند و دین را تایید بخشد و عدل و داد را آشكار سازد و مسلمانان از او پیروی خواهند كرد و او را مهدی می نامند... (1).

اشتباهات

با این تفصیل، اگر بعضی از مستشرقین در این مسئله اشتباه كنند به جای خود، نسبت به برخی از نویسندگان


1) 26. مقدمه ابن خلدون، چاپ مصر، ص 311، و از ترجمه ی فارسی به قلم محمد پروین گنابادی، ج 1، ص 635.

اسلامی، امثال احمد امین و محمد حسن سعد، چه باید گفت؟ این آقایان كه به قول خود مصریها بحاثه و محققند، چرا موضوعی را كه جزو متن اعتقادات اسلامی است و از پیغمبر اكرم در مورد آن، حدیثها رسیده است اصلا ندانند، ندانند و قلم بردارند و هر چه می خواهند بنویسند، یا بدانند و فقط برای ایجاد سوء تفاهم بین مذاهب اسلامی نادیده انگارند؟ (1)به یقین خواننده ی كتب این آقایان به گمان می افتد كه آیا اینان واقعا محققند، یا جیره خوار استعمار شومی كه حتی با نوامیس روحانی ملل و اقوام نیز بازی می كند؟ خوب بود اینان اول چند كتاب معروف و معتبر از علمای اسلام می خواندند، بعد درباره ی اسلام و مهدویت در اسلام كتاب می نوشتند. و اگر وقت مطالعه ی این كتب را نداشتند سزاوار بود دست كم كتاب كشف الظنون و ایضاح المكنون و دوره ی فهرست كتابخانه ی جامع الازهر را


1) 27. رجوع كنید به كتاب الی مشیخه الازهر - از استاد شیخ عبدالله سبیتی حدیث المهدی و الدكتور احمد امین - از نویسنده ی نجفی زهیری. نیز مقدمه ی این كتاب به قلم علامه و مصلح بزرگ، مرحوم كاشف الغطا را بنگرید تا ببینید كه به صرف اینكه نویسنده ای از سرزمینی علمی و كهنسال برخاست، مانند احمد امین مصری، نمی توان او را جانبدار علم و تحقیق دانست.

می دیدند، یا لااقل به شاگردان خود دستور می دادند كه ببینند و به آنان اطلاع دهند؟! مقصود این است كه ماخذ سرشار و منابع عظیمی در كتابها و تالیفهای بزرگان اهل سنت درباره ی مهدی وجود دارد كه حتی مراجعه به فهرست كتابها و تالیفات آنان، این حقیقت را روشن می كند.

اعترافات

و البته همین صحت ناگزیر و مستند بودن و بیكرانگی این واقعیت است كه، در هر صورت، احمد امین را به اعترافاتی نیز واداشته است، اعترافاتی كه استاد شیخ محمد جواد مغنیه در كتاب المهدی المنتظر و العقل (1)از وی نقل می كند. از جمله احمد امین می گوید (2): اما اهل السنه فقد آمنوا بها ایضا.


1) 28. ص 59.

2) 29. المهدی و المهدویه، ص 41.

یعنی: اهل سنت نیز به موضوع مهدی ایمان آورده اند. نیز می گوید: و قد احصی ابن حجر الاحادیث المرویه فی المهدی فوجدها نحو الخمسین یعنی: تنها ابن حجر در احصای احادیث مهدی به 50 حدیث دست یافته است نیز می گوید استاد احمد محمد صدیق، صحت احادیث راجع به مهدی را اثبات كرده و گفته است: این احادیث به حد تواتر رسیده است.

موعود

آری انقلاب خورشید مغرب، با این شعار سلم و صفای جهانی، كه حاكی از صمیمی ترین پیوند رهبر - مردم است (1)می آغازد: السلام علی المهدی، الذی وعد الله... به الامم، ان یجمع به الكلم، و یلم به الشعث، و یملا به الارض قسطا و عدلا... و ینجز به وعد المومنین. بر مهدی درود باد، كه خدای به ملتها رسیدنش را نوید داده است. تا مكتبها را به وسیله ی او یكی


1) 30. و همین اصلی ترین عامل پیشروی و خوشبختی هر اجتماع است.

كند، و نیروهای پراكنده ی خلقها را به كمك او درهم فشارد، و با رهبری او یك جهان حقوقی، كه كران تا كران داد و دادگری باشد، پدید سازد. و بدین گونه خداوند وعده ای را كه به مومنان داده است عمل كند. پس معلوم شد كه اصل عقیده به انقلاب آخرالزمان و خروج مهدی آل محمد ص موضوعی است اسلامی و اختصاص به شیعه ندارد. (1)آری شیعه اختصاص به آن دارد، چه اینكه شیعه به این امر اختصاص دارد كه به تمام گفتار پیغمبر گردن نهد و از خاندان وحی علوم اسلام را فراگیرد،


1) 31. برای اطلاعات بیشتر درباره ی امام عصر ع می توانید این كتابها را نیز ببینید: اصول كافی، كتاب الحجه. غیبت شیخ طوسی. غیبت نعمانی. الامام الثانی عشر - از علامه سید محمد سعید موسوی، آل عبقات. نجم الثاقب تالیف حاجی میرزا حسین نوری. المصلح المنتظر - از محمد رضا شمس الدین. منتخب الاثر. بیان الفرقان، ج. 5 راجع به اخبار علامات ظهور، و اخبار اشراط ساعت و قیامت و خلطی كه بین آنها شده است در كتاب اخیر تحقیقاتی نگارش یافته است.

و از پیش خود فقها و عقیده تراشانی به عالم اسلام تقدیم نكند. پس ازین باید دید پیشگوییهایی كه راجع به زمان ظهور و كیفیت زندگی در آن روزگار و طرز رفتار امام شده است چگونه است، البته در آن موضوعات با این همه اكتشافات علمی اخیر نمی توان به آسانی تردید كرد. امروز ما از وسایلی استفاده می كنیم كه نیم قرن پیش جزو محالات به نظر می رسید. پس با دیدن این پیشرفت سریع و وسیع علم، اموری دیگر را بطور حتم نمی توان نادرست پنداشت. با اینكه بر هوشمندان روشن است كه این همه پیشرفتها خود نتیجه ی سحر علم و اكتشاف است، و هنوز پیروزیهای ارزنده و فراوانی در انتظار آزمایش و علم است. و روزی موفقیت كامل نصیب می گردد كه صبح دولت علم طلوع كند، و بشر ربط مسائل علوم مختلف را بفهمد، و عقل فعال متفكران پرده از روی قوانین مجهول بردارد، و علامتهای سوال از اطراف امثال آناتول فرانس برچیده شود، و نسبت معلومات مثل اینشتین به مجهولاتش، نسبت روزنه ای به كتابخانه اش نباشد، و علم بتواند از دل هر موجود قوانین

آن را بر آورد و با مدارهای هندسی خود بر صحنه ی بیكران هستی نظارت كند... امید كه كم كم شرق عزیز نیز بتواند محیطهای استعداد كش خود را محكوم به زوال سازد، و از قدرتهای عظیم نوابغ خود بهره مند گردد، و باز مشرق - زمین را كه به گفته ی مرحوم فروغی جای آغاز كردن دانش و تمدن بوده است، به همان مجد باستانی خود برساند... تا اینجا، رسیدگیهای فنی این موضوع با اختصاری كه منظور بود انجام یافت. اینك به تذكر یك مسئله ی اجتماعی كه به اعتقاد نویسنده ی این سطور، روح این گونه مباحث است پرداخته می شود، تا این گفتار را هم به پایان برساند.

شیعه و دو حد تاریخ

اشاره

جرج جرداق، ادیب لبنانی معاصر، (1)می گوید: روزی محمد بن ابراهیم بن اسماعیل... ابن علی، هنگام عبور از خیابانی (در كوفه)، پیره زنی را دید كه دنبال بار خرمایی می دود و هر چه از آن می ریزد بر می دارد و در دامن پیراهن كهنه اش جمع می كند. پیش رفت و از حال او پرسید. گفت: من كسی ندارم جز چند دختر كوچك كه نمی توانند پی كار روند و روزی تحصیل كنند. این قوت من و آنها خواهد بود!


1) 32. نویسنده كتاب معروف الامام علی صوت العداله الانسانیه، در 5 جلد.

محمد بشدت گریست و ناله كرد و گفت: انت و الله و اشباهك تخرجونی غدا حتی یسفك دمی یعنی: همین تو و امثال تو به خدا قسم سبب می شوید كه فردا در آیم تا كشته شوم! و چنین هم شد... جرج جرداق، در این فصل (1)مقداری دیگری از فعالیتهای مجاهدین تاریخ شیعه را بیان می كند، بعد این گونه نتیجه می گیرد: لمثل هذه المبادی كانت الجماهیر تتشیع... یعنی: این مجاهدات پیگیر و اعتقادات جاندار بود كه موجب می شد تا توده های انبوه پیاپی شیعه شوند...


1) 33. صوت العداله، ج 5، ص 1185 - 1165: فصل مع الثائرین.

كاش آنان كه به گمان خود درباره ی پیشرفت تشیع تحقیق می كنند، به اندازه ی این نویسنده ی مسیحی دید و انسانیت می داشتند، تا درك می كردند (1)كه مبادی انسانی و ایده های اجتماعی مقدسسی كه در مذهب شیعه بود، اینسان شیعه را پیش انداخت و دل و جان اجتماعات حساس را فریفته ی پیشوایان این مذهب كرد. اصولا طرز فكر شیعه راجع به پیشوای مردم، آن است كه باید در كردار معصوم باشد و از همگان افضل، تا جهل و نادانی به ظلم و تضییع نفوس وادارش نكند.

سخن سقراط

چنانكه سقراط می گوید بهترین نوع حكومت، حكومت حكما و فلاسفه است (2).


1) 34. ممكن است خود آنان درك كرده باشند و لیكن نخواهند دیگران درك كنند.

2) 35. تفسیر طنطاوی، ج 14، ص 18.

سخن شیخ اشراق

نیز شیخ اشراق می گوید: بهترین رهبر كسی است كه در حكمت و علم و توجه به خدا و عمل، نمونه ی كامل باشد. و این گونه شخصی در هر عصر لازم است، اگر چه پنهان باشد. (1)سرچشمه ی این فكر در شیعه، بجز مبانی عقلی و حقوقی و علم الاجتماع، روح تعلیمات اسلامی است كه پیامبر در احادیث فراوانین بدان تصریح كرده است و مكرر، هنگامی كه درباره ی امامت حضرت علی گفتگو می كرده چنین فرموده است. او از همه داناتر است. در قضاوت عادل تر و در تقسیم مساوات جوتر است. او شما را به روشنترین


1) 36. شرح حكمه الاشراق ص 24 - 23.

راه رهبری می كند (1).

آرمانهای مصلحان شیعه

پس این است مبنای فكری شیعه. از این رو كوششهایی هم كه متفكرین بزرگ و اصلاح طلب شیعه كرده اند و می كنند و آنچه را در طول چهارده قرن از دست نهشته اند برای همین است. در اینجا، از میان این مجاهدان تاریخ انسانی، من چند چهره ی مشهور و بزرگ شیعی قرن چهاردهم اسلامی را نام می برم. باشد تا یاد آنان زنده شود. اینان هر كدام در جهتی از جهات دین و فرهنگ و جامعه و معرفت و انسان، جهاد كرده اند: میر حامد حسین هندی نیشابوری م 1306 ه. ق مولف عبقات الانوار میرزا محمد حسن شیرازی م 1312 ه. ق صاحب فتوای مشهور


1) 37. الغدیر، ج 1، ص 12 و 13 و ج 3، ص 96 و 97.

سید جمال الدین اسد آبادی م 1315 ه بیدارگر اقالیم قبله حاج میرزا حسین نوری م 1320 ه مولف مستدرك الوسائل سید اسماعیل عقیلی طبرسی م 1321 ه مولف كفایه الموحدین میرزا محمد تقی شیرازی م 1338 ه صاحب فتوای مشهور شیخ محمد خیابانی م 1388 ه متفكر اجتماعی معروف شیخ محمد جواد بلاغی م 1352 ه مولف الهدی الی دین المصطفی سید حسن مدرس م 1357 ه مجتهد سیاسی مشهور

سید محسن امین عاملی م 1371 ه مولف اعیان الشیعه (56 جلد) شیخ محمد حسین كاشف الغطا م 1373 ه مولف اصل الشیعه و اصولها سید عبدالحسین شرف الدین عاملی م 1377 ه مولف المراجعات شیخ مجتبی قزوینی خراسانی م 1386 ه مولف بیان الفرقان شیخ آقا بزرگ تهرانی م 1389 ه مولف الذریعه الی تصانیف الشیعه شیخ عبدالحسین امینی م 1390 ه مولف الغدیر و شهداء الفضیله (1)و....


1) 38. این دانشمندان مجاهد، تالیفات ارجمند دیگر نیز دارند.

آری كوشش این رادمردان و همانند ایشان در سطوح مختلف مسائل انسان و معرفت و جامعه، همواره برای شناساندن تفكر و اقدام اسلامی شیعه است كه ضمنا معرفی اصل اسلام است و طرز برخورد اسلام با جامعه ی انسان.

امروز

امروز سطح بحث راجع به تشیع بالاتر از آن است كه بعضی مردم یكسو بین خیال می كنند و می پندارند كه منجر به شتم می گردد و اختلاف به بار می آورد.امروزنه، امروز دنیا از ما می پرسد كه پیش از طلوع نیز - اسلام، انبیاء و مصلحین بزرگی برای نجات بشر قیام كرده بودند و در میان آنان مردانی بودند كه در راه این هدف مقدس همراه تنه ی درخت دو نیم شدند، یا جام شوكران را بیدرنگ نوشیدند، آیا پیغمبر اسلام كه می گوید:

من مبعوث شده ام تا فضایل اخلاقی بشر را تكمیل كنم. اگر نتایج تمام انقلابات و تعلیمات اخلاقی او همین بود كه خلفای عیاش و بیباك و سفاك اموی و عباسی بر مردم حكومت كنند، چه اخلاقی و چه مكتبی؟! و اگر این است كه رهبر مردم، بهترین استراحت و آرامش وجدانش در آن باشد كه شب، مهتاب صفت پا در خرابه ها نهد، و بربالین زاغه نشینان بنشیند و به دلجوئی آنان بپردازد، و روز با ابهت بیكران خود، كه از تقوای حقیقی برخاسته است، پا در - میان میدانها نهد و بر سراسر صحنه ی زندگی نظارت كند و به اجتماع فضایل بیاموزد، كه این جز در نزد علی و آل علی نیست.امروزصرف نظر از اینكه ما وظیفه داریم این حقیقت را به جهان اعلام كنیم و علی ع را بعنوان نمونه ی قطعی فكر و عمل اسلامی نشان دهیم، بیشتر نیازمندیم كه با جوانان

تحصیل كرده و با احساسات خود نیز این موضوعها را در میان نهیم، تا با دیدن این اوضاع نگرانی بار به انحراف ملی و دینی دچار نگردند و خالیگاههای ذهن خود را با تعلیمات بیگانگان پر نكنند. و بدانند كه رهبران حقیقی دین افرادی هستند كه تاریخ بشر از به وجود آوردن كسانی كه حتی با آنان طرف مقایسه قرار بگیرند عقیم است، نهایت باید كوشید تا این تعالیم عملی گردد. استاد محمد عبدالله عنان مصری، در كتاب تاریخ - الجمعیات السریه و الحركات الهدامه (1)در بیان اسرار نهضتهای شیعه مطلبی می گوید بدین حاصل: شیعه این همه تعقیب كه از هدف خود داشته به این ملاحظه است كه معتقد است باید همیشه در راس، شخصی قرار گیرد كه معصوم باشد و تعلیماتش در هر وقت عملی گردد، تا بر مردم هیچ گونه ظلمی نرود.


1) 39. ص 26 به بعد.

اینك توجه كنید! ملتی كه در دو حد تاریخی عدالت قرار گرفته است، یكی درگذشته كه تحت رهبری علی بوده و آن گونه حقوق رعایت می شده است، و یكی در آینده كه معتقد است رهبریش با فرزند همان علی خواهد بود و دولت عدالت گستر مهدی بر پهنه ی زندگی حكومت خواهد كرد، آیا سزاوار است اینسان ملتی، این اندازه از حقایق اخلاقی و رشد اجتماعی محروم باشد، و انواع ستمها و تعدیها در بین آن رواج یابد؟ و هیچ به خود نیاید كه دینی را كه عقیده دارد آغازش عدل است و انجامش عدل، در میان، این همه ظلم و جنایت چیست؟ آیا پیشوای گذشته ی این ملت بر این همه ظلم و ستم صحه گذارده است، یا پیشوای آینده شان صحه خواهد گذارد؟

ای توانگران

در اینجا باید سخن را به هم فشرد و فقط به ثروتمندان شیعه بلكه مسلمان گفت: باید بدانید این كردار ستمزا و این رفتار متكبرانه، و این بی خبری از حال درماندگان و زاغه نشینان و رنجبران و ستمكشان (همانان كه از خون دل روزی می خورند، و در زوایای دور دست شهرها زندگی

می كنند و در شبان سرد تیره، اتاقهای گلین نیمه گرم كوره ها را حافظ جان خود قرار می دهند)، عاقبت خوبی برای شما نخواهد داشت، نه در دنیا و نه در آخرت. و بجز مسوولیت وجدان، در پیشگاه خدا و علی و مهدی نیز مسوول و مواخذ هستید. از همه بدتر شما به چنین مردان عدالت گستر منتسبید و این همه ستم و بی رحمی؟! مگر كودكان معصوم، و زنان تیره - بخت، و سالخوردگان از كار افتاده انسان نیستند؟ علی به - مالك اشتر می گوید: با مصریان مدارا كن! كه اگر مسلمان نباشند همنوع تواند، ای انسان آنها هم انسانند!. امام صادق فرمان می دهد كه به كارگر، پیش از خشكیدن عرقش مزد دهید، زیادتر هم بدهید! آیا این تعلیمات از كیست؟ و برای كیست؟

واقعیت نه پندار

پاره ای می پندارند این برنامه ها جزو پندارهای

فلاسفه و نظامهای خیالی است و قابل اجرا نیست. آیا بزرگترین پاسخ به این پندار این نیست كه ما شاهدی عملی همچون رفتار علی داریم؟ در این صورت آیا ما شیعه، رفتار علی را با این شكاف عمیق و امتیازات شوم طبقاتی معرفی می كنیم؟ آیا ما نسبت به شهدای فضیلت و انسانیت كه برای ایجاد مرا منامه ی قرآن و نهج البلاغه با جامه ی گلگون شهادت و خون گرم خود به دل تیره ی خاكهای سرد رفتند وفا داریم؟

آیا ما واقعا منتظر دولت عدل مهدی هستیم

گروهی می پندارند در زمان غیبت از انجام هر تكلیف اجتماعی معاف هستند. اسلام كه اساسش تحكیم روابط انسانها و ایجاد صفا و محبت عمومی است، اسلام كه اجتماع را محل نزول بركات می داند، اسلام كه خیلی از احكام عبادیش بر مبنای فلسفه های اجتماعی مقرر شده است، چگونه مكلفین را از تكالیف اجتماعی معاف می گذارد؟ زمان غیبت زمان امتحان عظیم است، آیا این همه انسانها كه در این هزار سال آمده اند و تكالیفی نسبت به مفاسد عصر خود و افراد همعصر خود داشته اند و همه در گذشته اند، این تكالیف باقی است كه امام بیاید و انجام دهد؟...

امید است دانشمندان و عالمان بینا و دلسوز كه خود را برای دین می خواهند، نه دین را برای خود، افكار مردم را - كه فطرتشان پاك است و بیشتر شرایط سوء در آنان سوء اثر گذاشته است - به این حقایق توجه دهند، و به تاثیر آن امید بندند. و بدانند كه روشن كردن افكار اصلی مهم است. آناتول فرانس می گوید: اگر پندارهای فلاسفه ی گذشته نبود مردم هم اكنون نیز برهنه و بدبخت در غارها به سر می - بردند. همانا نخستین فروغ تمدن از مغز متفكرین جهید، و از خلال این افكار بهره بخش است كه حقایق نافع آشكار می گردد (1)... بار خدایا! توفیق همه را برای ایجاد یك زندگی سعادتمند اخلاقی و محیط نورانی انسانی آرزومندیم، و هم مسئلت داریم كه خروج قائم آل محمد را نزدیك گردانی،


1) 40. احلام الفلاسفه - تالیف سلامه موسی، ص 12.

و او را از نهانگاه تقدیر بر آوری تا بر كهنترین معبد توحید تكیه دهد، و آهنگ دلربای خود را به گوش توده های سرگردان بشری برساند و ستم و بیدادگری را پایان بخشد.اللهم انا نرغب الیك فی دوله كریمه تعز بها الاسلام و اهله.