ghaemiyeh.com
سرشناسه : قمی ، علی بن ابراهیم ، قرن 3ق.، قرن ، .
عنوان و نام پدیدآور : ترجمه تفسیر قمی/ مولف علی بن ابراهیم قمی ؛ مترجم جابر رضوانی.
مشخصات نشر : قم: انتشارات بنی الزهراء، 1388 -
مشخصات ظاهری : ج.
شابک : دوره978-600-5052-10-7 : ؛ 65000 ریال: ج. 1978-600-5052-36-7 : ؛ 100000 ریال (ج.1، چاپ دوم) ؛ 64000 ریال: ج.3978-600-5052-38-1 : ؛ 62000 ریال: ج.4978-600-5052-39-8 : ؛ 62000 ریال: ج.5978-600-5052-11-4 :
یادداشت : فهرست نویس بر اساس جلد چهارم، 1388.
یادداشت : ج. 1، 3 و 5 (چاپ اول: 1388).
یادداشت : ج. 1 - 5 (چاپ دوم : 1392 ).
موضوع : تفاسیر شیعه -- قرن 14
شناسه افزوده : رضوانی ، جابر، 1350 -، مترجم
رده بندی کنگره : BP98/ق8ت4 1300ی
رده بندی دیویی : 297/1726
شماره کتابشناسی ملی : 1864897
دسترسی و محل الکترونیکی : آدرس الکترونیکی منبع
خیراندیش دیجیتالی: انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان
ویراستار کتاب: خانم زهرا سوسنی
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ
ترجمه تفسير قمی ( جلد پنجم )
مؤلف : على بن ابراهيم قمی
ناشر : انتشارات بنى الزّهراء ( عليها السلام )
لیتوگرافی ، چاپ و صحافی : سبحان / جزایری
شمارگان : 2000 دوره
نوبت چاپ : اوّل 1388
قیمت : 6200 تومان
شابک : 4 - 11 - 5052 - 600 - 978
شابک دوره : 7 - 10 - 5052 - 600 - 978
بنی الزّهراء ( علیها السلام )
چاپ و نشر و توزیع
دفتر مرکزی :
قم ، میدان شهداء ، خیابان معلم ، بعد از اداره برق ، طبقه فوقانی چاپ وفا
تلفن : 7731752 - 7836300 - 7748555 - 0251
همراه : 091233514148 ( جزایری ) - 09137362153 ( معینی )
پیش گفتار...15
تفسير سورۀ نجم
53 - سورۀ نجم در مکه نازل شده و دارای 62 آیه است...17
حضرت علی علیه السلام با پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم در هفت جا بود...23
وزارت علی علیه السلام در آسمان ها نوشته شده است...25
شهر بصره...32
تفسير سورۀ قمر
54 - سورۀ قمر در مکه نازل شده و دارای 55 آیه است...35
معجزۀ شق القمر...38
تفسير سورۀ الرحمن
55 - سورۀ الرحمن در مدینه نازل شده و دارای 78 آیه است...47
تفسير سورۀ واقعه
56 - سورۀ واقعه در مکه نازل شده و دارای 96 آیه است...61
فضیلت پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم و على علیه السلام و حمزه و جعفر...64
تفسير سورۀ حديد
57 - سورۀ حدید در مدینه نازل شده و دارای 29 آیه است...75
گفتگوی بین یزید و علی بن الحسين علیه السلام...84
تفسير سورۀ مجادله
58 - سورۀ مجادله در مدینه نازل شده و دارای 22 آیه است...87
اولین ظهار در اسلام...91
تعویذی جهت خواب بد دیدن...95
آیه ای که جز علی علیه السلام کسی دیگر به آن عمل نکرد...99
تفسير سورۀ حشر
59 - سورۀ حشر در مدینه نازل شده و دارای 24 آیه است...105
کوچ دادن بنی نضیر از مدینه...110
تفسیر سورۀ ممتحنه
60 - سورۀ ممتحنه در مدینه نازل شده و دارای 13 آیه است...117
تفسير سورۀ صف
61 - سورۀ صف در مدینه نازل شده و دارای 14 آیه است...129
تفسير سورۀ جمعه
62 - سورۀ جمعه در مدینه نازل شده و دارای 11 آیه است...137
تفسير سورۀ منافقون
63 - سورۀ منافقون در مدینه نازل شده و دارای 11 آیه است...145
سخن عبد اللّه بن أبی...149
تفسير سورۀ تغابن
64 - سورۀ تغابن در مدینه نازل شده و دارای 18 آیه است...155
تفسير سورۀ طلاق
65 - سورۀ طلاق در مدینه نازل شده و دارای 12 آیه است...163
احكام طلاق...166
تفسير سورۀ تحريم
66 - سورۀ تحریم در مدینه نازل شده و دارای 12 آیه است...173
راز گفتن پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم به حفصه...176
تفسیر سورۀ ملک
67 - سورۀ ملک در مکه نازل شده و دارای 30 آیه است...185
تفسير سورۀ قلم
68 - سورۀ قلم در مکه نازل شده و دارای 52 آیه است...193
قلم چیست ؟...195
گناه از رزق محروم می کند...201
تفسير سورۀ الحاقه
69 - سورۀ الحاقه در مکه نازل شده و دارای 52 آیه است...209
تفسير سورۀ معارج
70 - سورۀ معارج در مکه نازل شده و دارای 44 آیه است است...219
تفسير سورۀ نوح
71 - سورۀ نوح در مکه نازل شده و دارای 28 آیه است...229
تفسير سورۀ جن
72 - سورۀ جن در مکه نازل شده و دارای 28 آیه است...237
تفسیر سورۀ مزمل
73 - سورۀ مزمل در مکه نازل شده و دارای 20 آیه است...249
تفسير سورۀ مدثر
74 - سورۀ مدثر در مکه نازل شده و دارای 56 آیه است...257
رنگ به رنگ شدن کافران از شنیدن آیات قرآن...263
تفسیر سورۀ قیامت
75 - سورۀ قیامت در مکه نازل شده و دارای 40 آیه است...271
تفسير سورۀ دهر (انسان)
76 - سورهٔ دهر ( انسان ) در مدینه نازل شده و دارای 31 آیه است...281
تفسير سورۀ مرسلات
77 - سورۀ مرسلات در مکه نازل شده و دارای 50 آیه است...289
تفسير سورۀ نبأ
78 - سوره نبأ در مکه نازل شده و دارای 41 آیه است...297
تفسیر سورۀ نازعات
79 - سورۀ نازعات در مکه نازل شده و دارای 46 آیه است...305
تفسير سورۀ عبس
80 - سورۀ عبس در مکه نازل شده و دارای 42 آیه است...313
تفسير سورۀ تكوير
81 - سورۀ تکویر در مکه نازل شده و دارای 27 آیه است...323
کوه قاف...331
تفسیر سورۀ انفطار
82 - سورۀ انفطار در مکه نازل شده و دارای 19 آیه است...333
تفسير سورۀ مطففين
83 - سورۀ مطففین در مکه نازل شده و دارای 36 آیه است...339
تفسير سورۀ انشقاق
84 - سورۀ انشقاق در مکه نازل شده و دارای 25 آیه است...349
تفسير سورۀ بروج
85 - سورۀ بروج در مکه نازل شده و دارای 22 آیه است..357
کشته شدن اصحاب اخدود...360
تفسير سورۀ طارق
86 - سورۀ طارق در مکه نازل شده و دارای 17 آیه است...365
تفسیر سورۀ اعلی
87 - سورۀ اعلی در مکه نازل شده و دارای 19 آیه است...371
تفسیر سورۀ غاشیه
88 - سورۀ غاشیه در مکه نازل شده و دارای 26 آیه است...377
تفسير سورۀ فجر
89 - سورۀ فجر در مکه نازل شده و دارای 30 آیه است...385
چگونگی جهنم و پل صراط...391
تفسیر سورۀ بلد
90 - سورۀ بلد در مکه نازل شده و دارای 20 آیه است...395
تفسیر سورۀ شمس
91 - سورۀ شمس در مکه نازل شده و دارای 15 آیه است...403
تفسير سورۀ ليل
92 - سورۀ لیل در مکه نازل شده و دارای 21 آیه است...409
تفسیر سورۀ ضحی
93 - سورۀ ضحی در مکه نازل شده و دارای 11 آیه است...417
تفسیر سورۀ انشراح
94 - سورۀ انشراح در مکه نازل شده و دارای 8 آیه است...423
تفسير سورۀ تین
95 - سورۀ تین در مکه نازل شده و دارای 8 آیه است...427
تفسير سورۀ علق
96 - سورۀ علق در مکه نازل شده و دارای 19 آیه است...431
تفسير سورۀ قدر
97 - سورۀ قدر در مکه نازل شده و دارای 5 آیه است...437
تفسير سورۀ بینه
98 - سورۀ بینه در مدینه نازل شده و دارای 8 آیه است...441
تفسير سورۀ زلزال
99 - سورۀ زلزال در مدینه نازل شده و دارای 8 آیه است...447
تفسیر سورۀ عادیات
100 - سورۀ عادیات در مکه نازل شده و دارای 11 آیه است...451
غزوۀ ذات السلاسل...454
تفسیر سورۀ قارعه
101 - سورۀ قارعه در مکه نازل شده و دارای 11 آیه است...463
تفسير سورۀ تکاثر
102 - سورۀ تكاثر در مکه نازل شده و دارای 8 آیه است...467
تفسیر سورۀ عصر
103 - سورۀ عصر در مکه نازل شده و دارای 3 آیه است...471
تفسیر سورۀ همزه
104 - سورۀ همزه در مکه نازل شده و دارای 9 آیه است...475
تفسیر سورۀ فیل
105 - سورۀ فیل در مکه نازل شده و دارای 5 آیه است...479
تفسير سورۀ قريش
106 - سورۀ قریش در مکه نازل شده و دارای 4 آیه است...483
تفسير سورۀ ماعون
107 - سورۀ ماعون در مکه نازل شده و دارای 7 آیه است...487
تفسير سورۀ كوثر
108 - سورۀ کوثر در مکه نازل شده و دارای 3 آیه است...491
تفسیر سورۀ کافرون
109 - سورۀ کافرون در مکه نازل شده و دارای 6 آیه است...495
تفسير سورۀ نصر
110 - سورۀ نصر در مکه ( مدینه ) نازل شده و دارای 3 آیه است...499
تاکید پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم بر ولایت حضرت علی علیه السلام...501
تفسير سورۀ لهب
111 - سورۀ لهب در مکه نازل شده و دارای 5 آیه است...503
تفسير سورۀ اخلاص
112 - سورۀ اخلاص در مکه نازل شده و دارای 5 آیه است...507
تفسير سورۀ فلق
113 - سورۀ فلق در مکه نازل شده و دارای 5 آیه است...511
تفسير سورۀ ناس
114 - سورۀ ناس در مکه (مدینه) نازل شده و دارای 6 آیه است...515
فهرست منابع...521
تفسیری را که در پیش روی دارید ترجمۀ تفسير على بن ابراهيم قمى رحمه اللّه است ؛ تفسیری که از بدو تولد تا به امروز مورد استفاده تمام مفسران شیعه شده و حتی بعضی از این بزرگواران تمام آن را در ذیل آیات تفسیری خود ذکر کرده اند و نیز علامۀ مجلسی رحمه اللّه هم در دائرة المعارف بزرگ شیعه یعنی بحار الانوار آن را در جای جای کتاب شریفش نقل کرده است.
حال که ترجمۀ این کتاب شریف با عنایت الهی و لطف آقا امام زمان روحی و ارواح المومنين لتراب مقدمه الفداء به پایان رسیده و آمادۀ چاپ در پنج جلد گردیده است ضروریست که نکاتی را دربارۀ آن توضیح دهم :
1 . نسخۀ مورد ترجمۀ ما چاپ دار الکتاب جزائری است که با تصحیح و تعليقه و مقدمۀ علامه حضرت آية اللّه سید طيّب جزائری ( حفظه اللّه ) است.
2 . با توجه به آیات و ترجمه آن و نیز تحقیقات پاورتی و منابعی که از این تفسير استفاده کرده اند ترجمه تفسیر را به پنج جلد رسانده است.
3 . عمده تحقیقات پاورقی ما از کتاب های روائی روی بحار الانوار و از کتب تفاسير روى تفسیرهای برهان ، صافى و نور الثقلین و نیز بعضی از کتاب های پراکنده بوده است که اگر تمام کتاب های تفاسیر را نقل می کردیم حجم کتاب را به بیش از این که هست می رساند.
4 . ترجمه جلد اول در دو جلد آماده شده که منابع تحقیقاتی را در پایان جلد دوم آورده ایم ؛ و ترجمه جلد دوم عربی نیز در سه جلد آماه شده که منابع
تحقیقاتی آن را نیز در پایان جلد پنجم آورده ایم.
5 . تفسیر قمی شامل تمام سوره های قرآن است امّا شامل تمام آیات نمی باشد و لذا برای سهولت فارسی زبانان، ما قبل از آیات تفسیری آیۀ مورد نظر با ترجمه اش را با قلمی مجزا از قلم متن و با فونتی نازک آورده ایم تا خوانندۀ گرامی قبل از تفسیر به آیه و ترجمۀ آن دسترسی داشته باشد و با هیچ مشکلی روبرو نگردد.
6 . چون این ترجمه اولین ترجمه ای است که از تفسیر قمی شده یقیناً خالی از اشکال نیست و لذا از خوانندگان گرامی عاجزانه درخواست می کنم که در هنگام مشاهدۀ سهو القلمی آن را با دیدۀ اغماض بنگرند و آن را بر این عاصی ببخشند.
در پایان از همۀ کسانی که ما را از پیشنهادهای خود بی بهره نگذاشتند و نیز کسانی که ما را در مقابله تایپی یاری کرده اند صمیمانه تقدير و تشكر می کنم خصوصاً از حضرت حجة الاسلام و المسلمین حاج امیر آقا جزائری ( حفظه اللّه ) که اگر پیگیری های مخلصانۀ ایشان بعد از پیشنهاد ترجمۀ این تفسیر قیم نبود شاید تا حال این ترجمه به سر انجام نرسیده بود.
و هم چنین از خداوند منّان درخواست عاجزانه دارم که ما را از قرآن جدا نکند و دست ناتوان ما را از تمسک جستن به قرآن ناتوان نگرداند چرا که اگر لطف و عنایت الهى شامل حال ما نباشد در دنیا و آخرت بدبخت و رو سیاه خواهیم بود.
خداوندا تو را سوگند می دهیم به حق قرآن آنی ما را از قرآن و تمسک جستن به آن جدا مگردان.
خداوندا تو را سوگند می دهیم به حق قرآن آنی ما را از قرآن ناطق آقا امير المومنین علیه السلام دور مگردان
انشاء اللّه
53 - سورۀ نجم در مکه نازل شده و دارای 62 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَ النَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ (1) مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَ مَا غَوَىٰ (2) وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ (3) إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ (4) عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ (5) ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ (6) وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَىٰ (7) ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ (8) فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ (9) 1 - و سوگند به ستاره هنگامی که فرود آید.
2 - که هرگز صاحب شما ( محمّد صلی اللّه علیه و آله و سلم ) در انحراف و گمراهی نبوده است.
3 - و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید.
4 - که سخن او چیزی جز وحی ای که بر او می شود نیست.
5 - کسی که قدرت عظیمی دارد بر او تعلیم می کند.
6 - همان کسی که اقتدار کاملی دارد ، پس تسلط یافت.
7 - و او در افق اعلا بود.
8 - سپس نزدیک و نزدیک تر آمد.
9 - تا آن که فاصلۀ او به اندازۀ دو کمان یا کم تر از آن شد.
وَ النَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ مراد از نجم رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم است. إِذَا هَوَىٰ هنگامی که به آسمان برده شدم که در هوا بود. و این رد بر کسانی است که معراج را منکر می شود ؛ و این آیه سوگند به رسول خداست و این فضیلتی برای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم نسبت به سائر پیامبران است ؛ و جواب قسم این آیه می باشد : مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَ مَا غَوَىٰ وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ یعنی با هوی و هوس سخن نمی گوید. إِنْ هُوَ يعنى قرآن. إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ یعنی خداوند عز و جل. ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ یعنی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم. یاسر از امام رضا علیه السلام روایت می کند که فرمود : خداوند هیچ پیامبری نفرستاد مگر با قدرت و غضب بدون این که افراط و تفریط داشته باشند. (1)
وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَىٰ يعنى رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم. ثُمَّ دَنَا یعنی سپس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به پروردگارش نزدیک شد. فَتَدَلَّىٰ فرمود : این آیه ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ نازل شده است. فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ فرمود : از جانب خدا بود هم چنان که بین دستۀ کمان تا گوشۀ برگشتۀ آن.
1) بحار الانوار ، 11 ، ص 64 ؛ قصص الانبیاء جزائری ، ص 9 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 22 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 343
أَوْ أَدْنَىٰ یعنی از نعمت و رحمتش ، فرمود : بلکه نزدیک تر از آن. فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ فرمود : وحی رو در رو بود. (1) امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَ مَا غَوَىٰ فرمود : یعنی دربارۀ علی علیه السلام گمراه نشد و به خطا هم نرفت و از روی هوی و هوس هم سخن نمی گوید و هر چه می گوید همه از جانب وحی است. (2)
سپس فرمود : عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ سپس به او اذن داد و با سرعت به آسمان رفت.
و فرمود : ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ * وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَىٰ * ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ [فتدانى] فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ بين لفظ وحی و بین شنیدن محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم فاصله ای به اندازۀ زه کمان و چوب آن بود ( یعنی این قدر نزدیک بود ).
فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ (10) مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَىٰ (11) أَفَتُمَارُونَهُ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ (12) وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ (13) عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَىٰ (14) عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ (15) إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ (16) مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَ مَا طَغَىٰ (17) لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَىٰ (18)
10 - پس ( خداوند ) به سوی بنده اش وحی فرمود آن چه را که وحی کرد.
11 - آن چه که قلب او دید آن را تکذیب نکرد.
12 - آیا با او دربارۀ آن چه را که ( در شب معراج ) دیده مجادله می کنید ؟
13 - و به تحقیق بار دیگر هم او را مشاهده کرد.
14 - نزد سدرة المنتهى.
15 - که جنت المأوى در آن جاست.
16 - هنگامی که سدره را چیزی پوشانده بود.
17 - چشم او از دیدن منحرف نشد و سرکشی نکرد ( بلکه تمام حقیقت را مشاهده کرد ).
18 - به تحقیق گوشه ای از آیات بزرگ پروردگارش را دید.
فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم دربارۀ آن وحی سوال شد ، فرمود : خداوند به من وحی نمود که علی آقای وصیین و مؤمنین و پیشوای پرهیزگاران و امام گروه مبارکی می باشد و اول خلیفه ای است که پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم او را به عنوان جانشین خویش گذاشت (1)گروهی در وسط سخن پیامبر پریده و گفتند : آیا این جانشینی از جانب خداوند است یا از سوی رسولش ، پس خداوند به رسولش فرمود : به آن ها بگو : مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَىٰ آن چه که قلب او دید آن را تکذیب نکرد.
سیس آن ها را رد کرده و فرمود :أَفَتُمَارُونَهُ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ آیا با او دربارۀ آن چه را که ( در شب معراج ) دیده مجادله می کنید ؟
سپس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به آن ها فرمود : از جانب خداوند منصوب شدم تا
1) بحار الانوار ، ج 18 ، ص 404
علی را بخلافت منصوب نمایم و به مردم بگویم که بعد از من علی ولی آن ها است و او بمنزلۀ کشتی نوح است که هر کس به آن تمسک جست نجات یافت و هر کس از آن دوری نمود غرق شد. (1)
وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ می فرمود : یعنی محمد وحی را بار دیگر دید. عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَىٰ آن درختی است که شیعیان در بهشت زیر آن به گفتگو می نشینند. سپس خداوند فرمود : به آن ها بگو : إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ وقتى حجاب از بين خدای تعالی و بین رسول گرامیش برداشته شد ، نور سدره پوشیده گشت.
مَا زَاغَ الْبَصَرُ فرمود : چشمان پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم از دیدن آن نور نابینا نگشت و به جای دیگری سوق پیدا ننمود. وَ مَا طَغَىٰ فرمود : یعنی آن چه را که باید می دید بدون هیچ کم و زیادی ديد. لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَىٰ فرمود : کلامی را شنید که آن بزرگ ترین و قوی ترین کلام بود. (2)
وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَىٰ فرمود : در آسمان هفتم. و اما رد بر کسی که آفرینش بهشت و جهنم را منکر می شود آیۀ ذیل می باشد : عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ يعنى نزد سدرة المنتهى ، پس سدرة المنتهى
در آسمان هفتم است و جنة المأوی در نزد آن می باشد. (1)
ابو بریده اسلمی گوید شنیدم که پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم به امیر المؤمنين علیه السلام می فرمود : ای علی ! خداوند تو را با من در هفت موضع حاضر نمود :
اول : شبی که مرا به آسمان بردند جبرئیل گفت : ای رسول خدا برادرت علی كجاست ؟ گفتم : او را جای خود در زمین گذاشتم. گفت : خدا را بخوان تا علی را به آسمان بالا آورد. پروردگار را خواندم در آن هنگام دیدم کنار من ایستاده ای فرشتگان صف کشیده بودند.گفتم : ای جبرئیل این ها چه کاری دارند ؟
گفت : تا روز قیامت به شما فخر و مباهات می کنند. حضور آن ها رفتم و با آن ها دربارۀ آن چه واقع شده و تا روز قیامت اتفاق می افتد سخن گفتم.
دوم : هنگامی که برای بار دوم به معراج بردند جبرئيل سؤال كرد على کجاست ؟
گفتم : او را جای خود گذاشتم.
گفت : از خدا طلب کن تا او را در این محل حاضر نماید. خدا را خواندم دیدم تمثال تو با من است حجاب ها از هفت آسمان برایم گشوده شد و عمارات و جایگاه فرشتگان را یک بیک دیدم. و به ملاء اعلی نزدیک شدم ، فاصله ای میان من و پروردگار نماند مگر قفسی از مروارید که در آن پروانه هائی از طلا تلؤلؤ می نمود صورتی مشاهده کردم خطاب رسید ای محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم آیا این صورت را می شناسی ؟
گفتم : آری این صورت علی بن ابی طالب است.
فرمود : باید دخترت فاطمه را به او تزویج کنی و او را خلیفۀ خود قرار دهی
1) تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 345
چه او ولی من است.
سوم : وقتی بود که خداوند مرا مبعوث بر طایفۀ اجنه نمود ، جبرئیل گفت : برادرت علی کجاست ؟ گفتم : او را جای خود گذاشتم. گفت : از خدا بخواه تا او را حاضر کند تقاضا نمودم از پروردگار متوجه شدم دیدم همراه من هستی هر چه با اجنه گفتگو کردم همه را شنیدی.
چهارم : شب لیلة القدر بود که غیر از ما کس دیگری آن جا نبود.
پنجم : دربارۀ تو دعا کردم و خداوند آن چه را برای تو طلب نمودم جز نبوت را به تو عطا نمود ، و بمن فرمود : ای محمد نبوت را به تو اختصاص دادم و به تو نیز آن را ختم نمودم.
ششم : چون مرا به آسمان بالا بردند خداوند تمام پیغمبران را جمع نمود من بر آن ها امام شدم و نماز بجا آوردم مثال تو نیز با من بود.
هفتم : هلاکت احزاب بدست من و تو انجام گرفت. (1)
تمام این احادیث که ذکر و بیان شد رد بر منکرین معراج جسمانی است. (2)
و هم چنین رد کسی که آفرینش بهشت و جهنم را منکر می شود روایت ذیل است.
روایت شده که کسی به خواستگاری حضرت فاطمه علیها السلام نرفت مگر آن که از نزد پیغمبر مأیوس بر می گشت ، وقتی خواست او را به امیر المؤمنین تزویج کند با دخترش مشورت نمود. فاطمه عرض کرد : ای رسول خدا شما اولی
هستید به امر من ولی زنان قریش می گویند علی شخصی فربه و فراخ چشم و دست دراز و بزرگ جثه و بشاش و کم ثروت است.
رسول اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود : ای فاطمه بدان که خداوند از میان مردان جهان من و علی را برگزید و مرا پیغمبر خاتم و علی را خلیفه و وصى من قرار داد و تو را از بین زنان عالم برگزید شبی که مرا به آسمان بالا بردند بر صخرۀ بیت المقدس دیدم نوشته شده لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ أَيَّدْتُهُ بِوَزِيرِهِ وَ نَصَرْتُهُ بِوَزِيرِهِ گفتم : ای جبرئیل وزیر من کیست ؟ گفت : علی بن ابی طالب است. چون از آن جا گذشته و به سدرة المنتهی رسیدم مشاهده کردم که بر آن نوشته شده إِنِّي أَنَا اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا وَحْدِي - مُحَمَّدٌ صَفْوَتِي مِنْ خَلْقِي أَيَّدْتُهُ بِوَزِيرِهِ وَ نَصَرْتُهُ بِوَزِيرِهِ. گفتم : ای جبرئيل وزير من كيست ؟
گفت : علی بن ابی طالب. چون از سدرة المنتهی گذشتم به عرش پروردگار رسیدم در استوانه های آن کلمات نوشته شده بود أَنَا اَللّٰهُ - لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا وَحْدِي - مُحَمَّدٌ حَبِيبِي أَيَّدْتُهُ بِوَزِيرِهِ وَ نَصَرْتُهُ بِوَزِيرِهِ. و چون داخل بهشت شدم درخت طوبی را دیدم که اصل آن در خانۀ علی است و در بهشت قصر و منزلی نبود مگر آن که شاخه ای از درخت طوبی در آن سایه افکنده بود و بالای آن شاخه صندوقی از مشک و عطریات و حله ها به رنگ های مختلف وجود داشت که لباس اهل بهشت است سایه آن درخت به اندازۀ تمام آسمان ها و زمین است و مسافت آن مقداریست که سوار تندر و صد سال راه برود و مقصود از آیه وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ (1)همین است ، پائین آن انواع میوه ها و طعام چیده شده برای اهل بهشت چیزهائی که در دنیا دیده و شنیده نشده و هر چه از آن میوه ها چیده شود فورا بجایش روئیده می شود و زیر آن درخت چهار نهر جاریست
1) واقعه ، آیۀ 30 ؛ و سایۀ کشیده و گسترده
یکی از عسل مصفا دیگری از شیر که هرگز طعمش تغییر نکند و نهری از شراب و عسل مصفی شده ، ای فاطمه خداوند به علی علیه السلام هفت خصلت عطا فرموده که به غیر او نداده اول قبری که در روز قیامت شکافته می شود قبر علی است که با من بیرون می آید و بر روی صراط می ایستیم ، به آتش دوزخ می گوید این شخص را بگیر و این را رها کن ، با من در طرف راست عرش پروردگار بایستد ، او اول کسی است که با من وارد بهشت می شود و از شراب علیین می نوشد.
ای فاطمه این ها چیزهائی است که خداوند در آخرت به علی علیه السلام عطا می فرماید و برای او در بهشت آماده می کند زمانی که برای او در دنیا هیچ مالی نبود ، اما آن که گفتی علی فربه است فربهی علی در دانشی است که خداوند مخصوص او گردانیده و از میان تمام امت گرامی داشته و او را بصورت آدم ابو البشر خلق نموده ؛ فراخی چشمش شباهت به آدم دارد طول بازوان او برای آنست که دشمنان خدا و رسولش را بکشد و دین خدا را ظاهر کند اگر چه مشركين كراهت داشته باشند ، خداوند بوجود على فتح هائى نصيب اسلام بنماید ، با مشرکین بر طبق تنزیل قرآن و با منافقین و اهل ستم و عهد شکنان بر طبق تأویل قرآن جهاد کند ، خداوند از صلب علی جوانان اهل بهشت را بیرون می آورد و به وسیلۀ آن ها عرش را زینت می بخشد.
ای فاطمه علیها السلام خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نفرمود مگر آن که برای او ذریّه ای از صلب او قرار داد و خداوند ذریه مرا از صلب علی قرار داده است ، اگر علی نبود برای من ذریه ای وجود نداشت.
حضرت فاطمه علیها السلام گفت : ای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم هرگز شوهری بجز علی را اختیار نمی کنم ، پس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم او را به ازدواج حضرت علی علیه السلام در
آورد. ابن عباس گفت : بخدا قسم برای فاطمه هم کفوى جز على وجود نداشت. (1)
إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ فرمود : هنگامی که پرده ها بین او و رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم برداشته شد نورش سدره را پوشاند. مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَ مَا طَغَىٰ یعنی منکر نمی شود. لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَىٰ فرمود : جبرئیل را دید که بر ساقش دُرّی بود همانند قطره ای بر روی برگ گیاهی که شش صد بال داشت که بین آسمان و زمین را پر کرده بود. أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّىٰ (19) وَ مَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَىٰ (20) أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثَىٰ (21) تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَىٰ (22) إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَ آبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ مَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جَاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدَىٰ (23) 19 - آیا دو بت بزرگ لات و عُزّی را دیدید.
20 - و منات که سومین بت آن هاست ( که دختران خداوند هستند ) ؟
21 - آیا فرزند پسر برای شماست و فرزند دختر از برای خداست ؟
22 - اگر چنین بود که این تقسیمی نادرست می بود.
23 - این نامه ایی است که شما و پدرانتان بر آن ها گذاشته اید چیز دیگری نیست و خدا هیچ دلیلی بر آن نازل نفرموده است ، آن ها فقط از گمان و هوای
1) بحار الانوار ، ج 43 ، ص 99 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 346
نفسشان پیروی می کنند ، با آن که از جانب پروردگارشان هدایتی برای آن ها آمده است.
أَفَرَأَيْتُمُ اللأتَ وَ الْعُزَّى فرمود : لات مرد و عزی زن است. وَ مَنَاةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرى فرمود : بتى شش میل بیرون از حرم بود که به آن منات می گفتند. أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثَى فرمود : این آیه دربارۀ آن است که قریش می گفتند ملائکه دختران خداوند رحمان هستند پس خداوند آن ها را رد کرده و فرمود : أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنثى تِلْكَ إِذا قِسْمَةٌ ضِيرى یعنی این تقسیمی ناقص است. سپس فرمود : إِنْ هِيَ يعنى لات و عزى و منات.
إِلا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَ آبَاؤُكُمْ مَا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ یعنی از حجتى. (1) الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَ اسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَىٰ (32) 32 - کسانی که از گناهان کبیره و اعمال زشت دوری می کنند جز گناهان صغیره ( که گاهی مرتکب آن می شوند ) ، همانا آمرزش پروردگارت گسترده است ، او به حال شما آگاه تر است از آن هنگام که شما را از زمین آفرید و هنگامی که در رحم مادرهایتان به صورت جنین بودید ، پس خود را به پرهیزگاری مزنید ، که او پرهیزگاران را بهتر می شناسد.
1) تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 356
الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ « لمم » آن است که بنده ای بر اثر جهالت و نادانی مرتکب گناه صغیره ای شود سپس پشیمان شده و از خداوند طلب مغفرت کند و توبه نماید و خداوند هم او را بیامرزد. وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ يعنی زمانی که در شکم مادرتان قرار داشتید. وَ إِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّىٰ (37) 37 - و ابراهیم کسی که بر ( عهداش ) وفا کرد.
وَ إِبْرَاهِيمَ الَّذِي وفى فرمود : ابراهيم علیه السلام به آن چه خداوند از امر و نهی دستور داده بود وفا کرد و فرزندش را ذبح نمود. (1) وَ أَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ الْمُنْتَهَىٰ (42) وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكَىٰ (43) 42 - و همانا همۀ امور به سوی پروردگارت منتهی می شود.
43 - و اوست که ( بندگان را ) می خنداند و می گریاند.
وَ أَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ الْمُنْتَهَىٰ فرمود : هنگامی که سخن به ذات خداوند رسید باز بایستید ، پائین تر از عرش سخن بگوئید و بالاتر از عرش سخن مگوئید زیرا گروهی بودند که بالاتر از عرش سخن گفتند و عقل هایشان از بین رفت بطوری که مردی از روبرو او را صدا می زد و او از پشت سر جوابش را می داد و شخصی از پشت سر او را صدا می زد و او از روبرو جوابش را می داد و این
1) تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 362
رد بر توصیف خداوند است. (1)
وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكَىٰ فرمود : آسمان به وسیلهٔ باران گریه می کند و زمین به وسیلهٔ رویاندن گیاهان می خندد. شاعر می گوید :
كل يوم بأقحوان جدید *** تضحك الأرض من بكاء السماء
یعنی : هر روزی با بابونه های تازه ای که گل های تازه ای دارد که زمین از گریۀ آسمان می خندد. (2)
مِنْ نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَىٰ (46) 46 - از نطفه ای هنگامی که خارج می شود.
مِنْ نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَىٰ فرمود : نطفه اول خون بود پس نطفه شد و آن در مغز در شاهرگی مستقر می شود و در ستون فقرات می آید و در آن جا از بین نمی رود و ستون به ستون می آید تا ما بین کلیه و مثانه استقرار می یابد و سفید می شود و اما نطفۀ زن از سینه های او بیرون می آید. (3) وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنَىٰ وَ أَقْنَىٰ (48) وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَىٰ (49) 48 - و اوست که ( بندگان را ) بی نیاز می کند و سرمایه می بخشد.
49 - و اوست پروردگار ستارۀ شعری.
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 170 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 363
2) تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 363 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 41 ؛ نور الثقلین ، ج 5 ، ص 171
3) وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 40 ؛ مستدرک الوسائل ، ج 13 ، ص 22 ؛ بحار الانوار ، ج 100 ، ص 6 ؛ معانی الاخبار ، ص 214 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 363 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 41
أمير المؤمنين علیه السلام در معنای آیۀ وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنَىٰ وَ أَقْنَىٰ فرمود : هر انسانی به وسیلۀ معیشت خودش بی نیاز شد و به دست رنج خود راضی گردید. (1)
وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعری فرمود : ستاره ای در آسمان است که شِعری نامیده می شود که قریش و گروهی از عرب آن را می پرستیدند و آن ستاره ای است که در آخر شب طلوع می کند. (2) وَ الْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَىٰ (53) 53 - و شهرهای ( قوم لوط را ) را زیر و رو ساخت.
وَ الْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَىٰ فرمود : مراد از الْمُؤْتَفِكَةَ شهر ویران شده شهر بصره است و دلیل بر آن روایت حضرت علی علیه السلام می باشد که فرمود : ای اهل بصره و ای اهل موتفکه ( یعنی شهرهای ویران شده ) ، ای لشگر زن ( عایشه ) و پیروان چهار پا ( شتر ) ، که چون به فریاد آمد بسویش شتافتید و هنگامی که پی شد رو به فرار نهادید ، آب هایتان شور و آرزوهایتان ( اخلاقتان ) سست و نرم است ، خیمه های نفاق در میان شماها پا برجاست ، در زبان هفتاد پیامبر مورد لعن واقع شده اید ، همانا رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به من خبر داد که جبرئیل علیه السلام زمین را از برای آن حضرت پیچید که بصره را دید که نزدیک ترین زمین به آب هاست و دورترین آن از آسمان می باشد ، نُه دهم شر و بیماری های لاعلاج
در آن است ، ساکنان آن جا گنهکار و بیرون رفته های از آن جا آماده شده برای رحمت الهی هستند ، آن شهر دوبار با اهلش ویران و زیر و رو شد و برای بار سوم بر خداوند است که آن را ویران نماید که آن روز در هنگام رجعت است. (1)
فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ (55) هَٰذَا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولَىٰ (56) أَزِفَتِ الْآزِفَةُ (57) لَيْسَ لَهَا مِنْ دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ (58) أَفَمِنْ هَٰذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ (59) وَ تَضْحَكُونَ وَ لَا تَبْكُونَ (60) وَ أَنْتُمْ سَامِدُونَ (61) 55 - پس به کدام یک از نعمت های پروردگارت تردید داری ؟
56 - این ( پیامبر ) انذار کننده ای از انذار کنندگان پیشین است.
57 - روز رستاخیز نزدیک شد.
58 - هیچ کس به غیر از خداوند نمی تواند سختی های آن را برطرف نماید.
59 - آیا از این سخن تعجب می کنید ،
60 - و می خندید و نمی گرئید ،
61 - و شما پیوسته در غفلت هستید.
بِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكَ تَتَمَاری یعنی با کدام سلطان دشمنی می کنید. (2) هذا نَذِيرٌ یعنی این رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم انذار کننده است.
مِنَ النَّذْرِ الأُولى از انذار کنندگان پیشین است. معمر گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ هذا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُر الأولى سوال کردم ، فرمود : هنگامی که خداوند انسان ها را در ذر اول آفرید و آن ها را در یک صف قرار داد و بعد محمد صلى اللّه عليه وآله و سلم را مبعوث نمود که گروهی بر او ایمان آوردند و گروهی نیز منکر او شدند ، پس خداوند فرمود : هذا نَذِيرٌ مِنَ النُّذْرِ الأُولى ، یعنی هنگامی که خداوند عز و جل در ذر اول مردم را به سوی محمد فرا خواند. (1)
أَرْفَتِ الارْفَةُ فرمود : قیامت نزدیک شد. لَيْسَ لَهَا مِنْ دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ يعنى جز خداوند آن را آشکار و نمایان نمی کند. أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ یعنی از این اخبار گذشته تعجب می کنید. وَ تَضْحَكُونَ وَ لا تَبْكُونَ وَ أَنتُمْ سَامِدُونَ یعنی به لهو و خوشگذرانی خویش مشغول هستید. (2)
54 - سورۀ قمر در مکه نازل شده و دارای 55 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ (1) وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ (2) وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ (3) وَ لَقَدْ جَاءَهُمْ مِنَ الْأَنْبَاءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ (4) 1 - قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت.
2 - و اگر آیت و نشانه ای ببینند روی بر می گردانند و می گویند : این سحری مستمر است.
3 - و آن ها ( آیات الهی را ) تکذیب کردند و از هوای نفسشان پیروی نمودند ، و هر امری جایگاهی دارد.
4 - و به تحقیق اخبار گذشتگان برای باز داشتن آن ها از بدی ها به آن ها رسیده است.
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ فرمود : قیامت نزدیک شد. و بعد از نبوّت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم قیامت است و نبوت و رسالت به پایان رسیده است.
وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ قریش از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم خواستند که معجزه ای بر آن ها نشان دهد ، پیامبر خدا را خواند و ماه دو نیم شد بطوری که قریش آن را دیدند و بعد به هم چسبید ، گفتند : این سحری صحیح و کامل است. (1) و هم چنین روایت شده که امام علیه السلام در معنای اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ فرمود : يعنی خروج حضرت قائم علیه السلام نزدیک است.
یونس گوید که امام صادق علیه السلام به من فرمودند : چهار ده نفر از اصحاب عقبه در شب چهار دهم ذی الحجه جمع شدند و به پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم عرض کردند هر پیغمبری که آمده برای او معجزه ای بود و معجزۀ شما امشب چیست ؟
حضرت فرمود : چه معجزه ای می خواهید ؟
گفتند : اگر تو را قدری و منزلتی در پیش پروردگار عالمیان باشد بفرما که این ماه دو پاره شود بعد از این گفتگو جبرئیل علیه السلام نازل شده گفت : ای محمد خداوند بر تو سلام می رساند و می فرماید که به همه چیز امر نموده ام که از تو اطاعت و فرمانبرداری کنند. پس حضرت سرش را بلند کرده و به ماه امر کرد که دو پاره شود و ماه دو پاره شد پس پیغمبر صلی اللّه علیه و آله و سلم و شیعیان ما در آن شب بعد از رؤیت این چنین معجزه به سجدۀ شکر افتادند سپس پیامبر و شیعیان سرشان را از سجده بلند کردند ، منافقان گفتند که بفرما که باز این دو قطعه بهم پیوستند حضرت چنین فرمود و چنین شد و از روی عناد گفتند بار دیگر شق القمر کن حضرت باز به گفتۀ ایشان شق القمر کرد.
ایشان گفتند که یاران ما به سفر شام و یمن رفته اند بعد از آن که برگردند از ایشان خواهیم پرسید که درین شب چه دیدید اگر آن چه ما دیدیم ایشان نیز
1) تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 368 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 47 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 175
دیده باشند می دانیم که این از جانب خدای تعالی است و اگر ندیده باشند این امری خواهد بود که بقوت سحر بما نشان داده ای از این رو است که خداوند وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ ... تا آخر سوره را نازل فرمود. (1)
وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ یعنی آن ها به رای و نظر خودشان عمل می کردند و پیامبرانشان را تکذیب می نمودند. وَ لَقَدْ جَاءَهُمْ مِنَ الْأَنْبَاءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ به معنای متعظ ، پند و اندز دهنده است. فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَىٰ شَيْءٍ نُكُرٍ (6) 6 - پس از آن ها روی بگردان ( تا ) روزی که ندا کنندۀ الهی مردم را به امر وحشت انگیزی دعوت می کند.
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَىٰ شَيْءٍ نُكُرٍ فرمود : امام علیه السلام هنگامی که خروج کرد آن ها را به سوی آن چه که منکر می شدند و از آن خوش نداشتند دعوت می نمود. مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌ (8) كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَ قَالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ (9) 8 - در آن حال دعوت کنندۀ به سوی وحشت را به سرعت اجابت می کنند ،کافران به هم می گویند : امروز همان روز وحشت و سختی است.
9 - قبل از آن ها قوم نوح تکذیب کردند ، پس بندۀ ما ( نوح را ) تکذیب کرده و
1) بحار الانوار ، ج 17 ، 352 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 368 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 175 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 47
گفتند : او مردی دیوانه است ، و ( با انواع ستم ها از ابلاغ رسالتش ) باز داشته شد.
مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ هنگامی که برگشت می گوید : برگردانید يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌ کافران به هم می گویند : امروز همان روز وحشت و سختی است. (1) سپس خداوند هلاکت امت های گذشته را حکایت کرده و فرمود : كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَ قَالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ یعنی او را اذیت کردند و خواستند که سنگسارش کنند. (2)
فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ (11) وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلَىٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ (12) وَ حَمَلْنَاهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَ دُسُرٍ (13) تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاءً لِمَنْ كَانَ كُفِرَ (14) 11 - پس ما درهای آسمان را با آبی فراوان گشودیم.
12 - و در زمین چشمه های زیادی جاری ساختیم پس این دو آب به اندازۀ مقدر با هم آمی ختند.
13 - و او ( نوح ) را بر مرکب هایی از چوب و میخ سوار نمودیم.
14 - که آن زیر نظر ما حرکت می کرد این کیفر کسی بود که کافر شده بود.
فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ فرمود : مُنْهَمِرٍ ریختن آب است بدون باراندن قطرات باران.
فوَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْمَاء فرمود : یعنی آب آسمان و آب زمین را بهم پیوستیم. عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ وَ حَمَلْنَاهُ یعنی نوح را حمل کردیم. عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَ دُسُرٍ فرمود : ذَاتِ أَلْوَاحٍ یعنی کشتی و دُسُرٍ به معنای میخ هاست ، و گفته شده که دُسُرٍ نوعی گیاه است که با آن کشتی را می بندند. تَجْرِي بِأَعْيُتِنَا یعنی کشتی با امر ما می رود و ما آن را حفظ می کنیم. وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (17) 17 - و به تحقیق ما قرآن را برای تذکر آسان کردیم ، آیا کسی هست که از آن متذکر شود ؟
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ یعنی قرآن را برای کسی که متذکر شود آسان کردیم. إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ (19) 19 - همانا ما تند بادی سرد در یک روز نحس مستمر بر آن ها فرستادیم.
إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا یعنی باد سرد. (1) إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَ اصْطَبِرْ (27) 27 - همانا ما برای آزمایش آن ها ناقه را می فرستیم ، پس تو منتظر عواقب آن ها باش و صبر نما.
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 181 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 374
إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةٌ لَهُمْ يعنى ما شتر را برای امتحان و آزمایش آن ها فرستادیم. فنادوا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَفَرَ (29) 29 - پس آن ها یکی از یاران خودشان را صدا کردند ، او آمد و ناقه را پی کرد.
فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فرمود : قدار کسی است که شتر را پی کرد. (1) إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةٌ وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشيم الْمُحْتَظِرِ (31) 31 - همانا ما یک صیحه ( عذاب آسمانی ) بر آن ها فرستادیم که همگی همانند گیاهی خشک از برای چهار پایان در آمدند.
كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ فرمود : هَشِيمِ یعنی گیاه خشک و تر. (2) أَكْفَارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولَيْكُمْ أَمْ لَكُمْ بَرَاءَةٌ فِي الزُّبُرِ (43) أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُنتصِرٌ (44) سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ (45) 43 - آیا کفار شما بهتر از آن ها ( امت های گذشتگان ) هستند یا برای شما برائت و امان نامه ای در کتب آسمانی هست ؟
44 - بلکه می گویند : ما گروهی پیروز هستیم.
45 - به زودی جمع آن ها شکست خورده و فرار می کنند.
أَكْفارُكُمْ خطاب به قریش است.
خَيْرٌ مِنْ أُولئِكُمْ یعنی این امت هلاک شده. أَمْ لَكُمْ بَرَاءَةٌ فِي الزُّبُرِ یعنی در کتاب های نازل شده امان نامه ای برای شماست همانند گذشتگان هلاک نمی شوید ، قریش گفتند : ای محمد ما با هم جمع شده ایم و هم دیگر را یاری می کنیم تا تو را بکشیم پس خداوند نازل فرمود : أَمْ يَقُولُونَ اى محمد نَحْنُ جَمِيعُ مُنتَصِرٌ سَيُهْرَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبَرَ یعنی در جنگ بدر هنگامی که شکست خوردند ، اسیر گردیده و کشته شدند.
بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَ السَّاعَةُ أَدهى وَ أَمَرُ (36) إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَ سُعْرٍ (47) يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَس سَفَرَ (48) إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ (49) 46 - بلکه قیامت وعده گاه آن هاست و قیامت روزی بسیار هولناک و ناگوار است.
47 - همانا مجرمان در گمراهی و آتش سوزان جهنم هستند.
48 - روزی که در آتش جهنم با صورت کشیده می شوند ( و به آن ها گفته شود ) بچشید آتش جهنم را !
49 - همانا ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم.
بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ یعنی قیامت. وَ السَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَ أَمَرُّ یعنی قیامت سخت تر و شدیدتر است. إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ يعنی مجرمین در عذاب هستند ، و
سُعُرٍ وادی بزرگ در جهنم است. (1) إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ فرمود : برای هر چیزی وقت ، اجل و مدت معینی است. إسماعيل بن مسلم گوید : امام صادق علیه السلام فرمود : برای اهل قدر اسمی در قرآن در آيۀ إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَ سُعُرٍ - تا - خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ دیده ام که آن ها مجرمین است. (2)
وَ مَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ (50) وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (51) وَ كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ (52) وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ (53) إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ (54) فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ (55) 50 - و فرمان ما یکی بیش نیست ، مانند یک چشم بر هم زدن.
51 - و به تحقیق ما کسانی از پیشینیان را که شبیه شما بودند را هلاک کردیم ، آیا پندگیری هست ؟
52 - و هر عملی که انجام دادند همه شان ثبت است.
53 - و هر امر کوچک و بزرگی ثبت شده است.
54 - همانا پرهیزگاران در باغ ها و کنار نهرهای بهشتی جای دارند.
55 - در جایگاه صدق نزد خداوند مالک و با اقتدار.
وَ مَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ یعنی می گوئیم باش پس ایجاد می شود. وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ یعنی پیروی کردن و پرستیدن شما بت ها. وَ كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ یعنی در قرآن آمده است. وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ یعنی از گناهان کوچک و بزرگ. مُسْتَطَرٌ یعنی نوشته شده است. سپس خداوند آن چه را که برای متقین آماده کرده را ذکر نموده و فرمود : إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ همانا پرهیزگاران در باغ ها و کنار نهرهای بهشتی جای دارند. در جایگاه صدق نزد خداوند مالک و با اقتدار. (1)
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 186 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 379
55 - سورۀ الرحمن در مدینه نازل شده و دارای 78 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ الرَّحْمَٰنُ (1) عَلَّمَ الْقُرْآنَ (2) خَلَقَ الْإِنْسَانَ (3) عَلَّمَهُ الْبَيَانَ (4) الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ (5) وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدَانِ (6) وَ السَّمَاءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ الْمِيزَانَ (7) أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ (8) وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ (9) 1 - خداوند مهربان ،
2 - قرآن را یاد داد ،
3 - انسان را آفرید ،
4 - به او بیان را آموخت.
5 - خورشید و ماه با حساب دقیقی در گردش هستند.
6 - و گیاه و درخت ( برای او ) سجده می کنند.
7 - و آسمان را بر افراشت ، و میزان ( عدل و قانون در آن ) گذاشت.
8 - تا در میزان طغیانگری نکنید.
9 - و وزن را با قسط و عدل بر پا کنید ، و در میزان کم نگذارید.
الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسَانَ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ حسين بن خالد روایت می کند که امام رضا علیه السلام در معنای آیۀ الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ فرمودند : خداوند به محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم قرآن را یاد داد.
عرض کردم : معنای خَلَقَ الْإِنْسَانَ چیست ؟
فرمود : مراد از انسان امیر المؤمنين علیه السلام است.
عرض کردم : معنای عَلَّمَهُ الْبَيَانَ چیست ؟
فرمود : تبیان هر چیزی که مردم به آن احتیاج دارند را به او یاد داد.
سوال کردم : معنای الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبَانِ چيست ؟
فرمود : یعنی آن دو در عذاب هستند.
عرض کردم : خورشید و ماه در عذاب هستند ؟
فرمود : از چیزی سوال کردی پس در جوابش دقت کن ، همانا خورشید و ماه آیاتی از آیه های خداوند هستند ، به امر خداوند در گردشند و مطیع اوامر الهی هستند ، نور آن دو از عرش و حرارتشان از جهنم است ، هنگامی که روز قیامت شود نور آن دو به عرش و حرارتشان به جهنم بر می گردد و دیگر خورشید و ماهی نمی باشد. خداوند متعال فقط آن دو را قصد کرده که لعنت خدا بر آن دو باد ، آیا چنین نیست که مردم از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم روایت کرده اند که فرمود : خورشید و ماه دو نور در آتش می باشند ؟
عرض کردم : بلی این چنین است.
فرمود : آیا قول مردم را نشنیدی که می گویند : فلانی و فلانی دو خورشید
این امّت و نور آن می باشند. پس بنابر این آن دو نفر در آتش هستند ، به خدا سوگند خدای تعالی جز آن دو را قصد نکرده است.
عرض کردم : معنی النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدَانِ چیست ؟
امام علیه السلام فرمود : نجم رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم است ، که خدای تعالی در موارد متعدّد او را به این نام نامیده است ، که فرموده است : وَ النَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ و فرموده : عَلَامَاتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ که علامت ها اوصیا علیهم السلام هستند و نجم رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم می باشد.
عرض کردم : وَ يَسْجُدَانِ به چه معناست ؟
فرمود : يَعْبُدَانِ یعنی آن دو عبادت می کنند. از قول خدا ! وَ السَّمَاءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ الْمِيزَانَ سؤال شد.
امام فرمود : مقصود از آسمان رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم است که خداوند او را به سوی آسمان بالا برد. و الْمِيزَانَ امير المؤمنين علیه السلام است که خداوند او را برای خلق خود نصب نموده است.
عرض کردم : أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ یعنی چه ؟
فرمود : یعنی نافرمانی امام علیه السلام را نکنید.
سوال کردم : وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ یعنی چه ؟
فرمود : یعنی امام را با عدل اقامه نمائید.
عرض کردم : وَ لَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ به چه معناست ؟
فرمود : یعنی حقّ امام را با عدل اقامه نمایید و بر او ظلم و ستم نکنید.
وَ الْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ (10) فِيهَا فَاكِهَةٌ وَ النَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ (11)
وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحَانُ (12) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (13) 10 - و زمین را برای مردم آفرید.
11 - در آن میوه ها و نخل خرما با شکوفه های فراوان است.
12 - و دانه هایی با ساقه و برگی است و گل های خوش بو.
13 - ( ای گروه جنّ و انس ) پس کدام یک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید ؟
وَ الْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ فرمود : منظور از انام مردم است. فِيهَا فَاكِهَةٌ وَ النَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ فرمود : میوۀ خرما اول در بُن و ریشهٔ آن بزرگ می شود و سپس از آن بیرون می آید. وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحَانُ فرمود : « حبّ » عبارت از گندم و جو و حبوبات است ، و عصف انجیر و الرَّيْحَانُ چیزی است که از آن خورده می شود. فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ فرمود : در ظاهر خطاب به جن و انس است و در باطن خطاب به فلان و فلان می باشد. (1) ابو بصیر گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ آیۀ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ سوال کردم ، فرمود : خداوند تبارک و تعالی می فرمایند به کدام یک از دو نعمت کفران می کنید به محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم يا به نعمت على علیه السلام. (2)
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ (17)
فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (18) مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ (19) بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ (20) فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ (22) 17 - ( او ) پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است.
18 - ( ای گروه جنّ و انس ) پس کدام یک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید ؟
19 - دو دریا ( ی شور و شیرین ) را در کنار هم قرار داد ، در حالی که با هم می آمیزند.
20 - و میان آن دو برزخی ( فاصله ای ) است که بر حدود هم تجاوز نمی کنند.
21 - ( ای گروه جنّ و انس ) پس کدام یک از نعمت های پروردگارتان را تکذیب می کنید ؟
22 - از آن دو دریا لؤلؤ و مرجان خارج می شود.
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ فرمود : پروردگار مشرق زمستان و مشرق تابستان و پروردگار مغرب زمستان و مغرب تابستان است. ابو بصیر گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ آيۀ رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ سوال کردم ، فرمود : مراد از الْمَشْرِقَيْنِ رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و أمير المؤمنين علیه السلام و مراد از الْمَغْرِبَيْنِ امام حسن علیه السلام و امام حسين علیه السلام و در همانند آن دو جاری می شود.
فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ فرمود : محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم و علی علیه السلام می باشند. (1)
1) بحار الانوار ، ج 24 ، ص 69 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 19 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 67 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 386
يحيى بن سعيد القطان [ العطار ] گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که دربارۀ آیۀ مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ فرمودند : علی و فاطمه علیهما السلام دو دریای عمیق هستند که هیچ یک بر دیگری ظلم و ستم نمی کند.
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ فرمود : حسن علیه السلام و حسین علیه السلام می باشد. مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ أمير المؤمنین علیه السلام و فاطمه علیها السلام می باشند. يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَانُ امام حسن و امام حسین علیهما السلام می باشند. (1) وَ لَهُ الْجَوَارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ (24) 24 - و برای اوست کشتی های بزرگ ساخته شده هم چون کوه که در دریا در حرکت می باشند.
وَ لَهُ الْجَوَارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ فرمود : هم چنان که خنساء در مرثیۀ برادرش صخر گفت : و إن صخر المولانا و سيدنا *** و إن صخرا إذا يستوقد النار
و إن صخرا لتأتم الهداة به *** كأنه علم في رأسه نار
یعنی همانا که صخر مولا و آقای ماست ، هنگامی که آتش را به گردنش می آندازد ، هدایت یافتگان به او اقتداء می کنند مانند علامتی که بالای سرش آتشی است. (2)
كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ (26) وَ يَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ (27) 26 - همۀ آن چه که در روی زمین است فانی می شوند.
27 - و فقط وجه ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می ماند.
كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ فرمود : یعنی هر چه بر روی زمین است فانی شده و از بین می رود. و يبقى وَجْهُ رَبِّكَ فرمود : یعنی دین پروردگار تو باقی می ماند. على بن الحسين علیه السلام فرمود : وجه خدا که مردم رو به سوی آن می آیند ما هستیم. (1)
يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ (29) 29 - هر کسی که در آسمان ها و زمین است همه از او ( حوائج خودشان را ) درخواست می کنند ، و او هر روز در شأن و کاری مشغول است.
يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ فرمود : زنده می کند ، می میراند ، روزی می دهد و کم و زیاد می گرداند. (2) سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلَانِ (31) 31 - ای گروه انس و جنّ به زودی به حساب شما رسیدگی می کنیم.
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلَانِ امام علیه السلام فرمود : منظور از ثقلان ما و کتاب خدا هستیم و دلیل بر آن فرمایش رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم است که فرمود : همانا دو
چیز گران بهاء در میان شما به یادگار می گذارم کتاب خدا و اهل بيتم می باشند. (1)
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ (33) 33 - ای گروه جنّ و انس ، اگر می توانید از مرزهای آسمان ها و زمین بیرون شوید ، پس بیرون شوید ، ولی هرگز نمی توانید بیرون شوید مگر با داشتن قدرتی.
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ هنگامی که روز قیامت شود آسمان دنیا بر زمین احاطه می کند و آسمان دوم بر آسمان دنیا ، و آسمان سوم بر آسمان دوم ، و هر آسمانی بر آسمان زیرین خود احاطه می کند سپس منادی ندا می کند : يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ- تا - بِسُلْطَانٍ یعنی با حجت و دلیل. (2) فَيَوْمَئِذٍ لَا يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لَا جَانٌّ (39) 39 - پس در آن روز هیچ از گناه انس و جنّ سؤال نمی شود.
فَيَوْمَئِذٍ لَا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ فرمود : از شما یعنی از شیعه إِنْسٌ وَ لَا جَانٌّ فرمود : معنای آیه این است که هر کس امیر المؤمنین علیه السلام را دوست داشته باشد و از دشمنانش - که لعنت خداوند بر آن ها باد - بیزاری بجوید ، و حلالش را حلال و حرامش را حرام بداند سپس گناهی را مرتکب شود و توبه نکرده از
دنیا برود خداوند او را در برزخ عذاب می کند و روز قیامت بیرون می آید گناهی ندارد که مورد باز خواست واقع شود. (1)
هَٰذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ (43) يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ (44) 43 - این همان جهنمی است که مجرمان آن را تکذیب می کردند.
44 - که آن ها در میان آن و آب سوزان در رفت و آمد هستند.
امام صادق علیه السلام آيۀ هَٰذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ را این طوری قرائت کردند : هَذِهِ جَهَنَّمُ اَلَّتِي كُنْتُمَا بِهَا تُكَذِّبَانِ، تَصْلَيَانِهَا لاَ تَمُوتَانِ فِيهَا وَ لاَ تَحْيَيَانِ ؛ این آن دوزخیست که شما در دار دنیا تکذیب آن می کردید در آن دوزخ وارد شوید پس در آن جا نه مرده خواهید بود و نه زنده » یعنی زریق و حبتر. (2)
يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ فرمود : یعنی آن آب از شدت حرارت می جوشد و به صدا در می آید. (3) فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لَا جَانٌّ (56) 56 - در آن باغ های بهشتی ، زنان زیبائی هستند که جز به همسران خود عشق نمی ورزند ، و قبل از همسرانشان دست هیچ انس و جنّی آن ها را لمس نکرده است.
فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ فرمود : حور العین آن قدر نورش روشن است که چشم را می زند ، و نمی شود به او خیره شد. لَمْ يَطْمِثْهُنَّ يعنى احدی آن ها را مس نکرده است. (1) هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ (60) 60 - آیا پاداش نیکی جز نیکی است ؟
هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ امام علیه السلام فرمود : جزای کسی که من او را از نعمت معرفت برخوردار کرده ام چه چیزی جز بهشت می تواند باشد. (2) وَ مِنْ دُونِهِمَا جَنَّتَانِ (62) 62 - و پایین تر از آن دو ( بهشت ) ، دو بهشت دیگری است.
عثمان بن محمد بن عمران گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ آیۀ وَ مِنْ دُونِهِمَا جَنَّتَانِ سوال کردم ، فرمود : دو سبزینه در دنیا است که مومنون از آن می خورند تا از حساب فارغ شوند. (3)
مُدْهَامَّتَانِ (64) 64 - که ( درختان آن دو بهشت ) سرسبز و خرَم می باشند.
یونس بن ظبیان گوید امام صادق علیه السلام دربارۀ آیۀ مُدْهَامَّتَانِ فرمود : مابین مکه و مدینه با درختان خرما به هم متصل می شود. (4)
فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ (66) 66 - در آن دو ( بهشت ) چشمۀ گوارا می جوشد.
فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ يعنی دو چشمه فوار و جوشان. فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ (70) 70 - در آن بهشت ها زنانی در کمال نیکی و زیبائی هستند.
فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ فرمود : منظور دخترانی است که چون گیاه بر لب شط کوثر می رویند ، هر قدر از آن ها گرفته شود دوباره به جایش می روید. حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ (72) 72 - حوریانی که در خیمه های بهشتی مستور می باشند.
حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ یعنی چشم به خاطر شعاع نورشان از نگاه کردن به آن ها عاجز است. (1) تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ (78) 78 - پر خیر و برکت است اسم پروردگارت که صاحب جلال و بزرگواری است.
امام باقر علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ فرمود : ما جلال و کرامت خداوند هستیم که خداوند بندگان را به وسیلۀ ما گرامی داشت. (2)
56 - سورۀ واقعه در مکه نازل شده و دارای 96 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ (1) لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ (2) خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ (3) إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا (4) وَ بُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا (5) فَكَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا (6) وَ كُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً (7) فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ (8) 1 - هنگامی که واقعۀ بزرگ ( قیامت ) واقع گردد.
2 - که کسی نمی تواند وقوع آن را تکذیب کند.
3 - آن روز گروهی خوار و ذلیل می شود و گروهی سر بلند می گردد.
4 - هنگامی که زمین لرزۀ شدیدی می کند.
5 - و کوه ها متلاشی می شود.
6 - پس چون غباری پراکنده در می آید.
7 - و شما سه گروه خواهید بود.
8 - پس اصحاب یمین ( گروه رستگاران ) ، چه گروه رستگارانی.
إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ فرمود : قیامت حق است. خَافِضَةٌ فرمود : خوار و ذلیل کنندۀ دشمنان خدا. رَافِعَةٌ رفعت دهندۀ اولیاء الهی می باشد. إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا فرمود : بعضی از اعضاء زمین با بعض دیگرش کوفته و در هم شود. وَ بُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا فرمود : کوه ها از جای خود کنده شوند کنده شدنی. فَكَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا فرمود : هَبَاءً گرد و غباری بر اثر نور خورشیدی که از پنجره یا سوراخی درون اتاقی می تابد در هوا پراکنده بوده و دیده می شود. وَ كُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً فرمود : در روز قیامت شما سه گروه می باشید. فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ آن ها مومنانی هستند که دارای گناهی بوده و برای حساب می ایستند. وَ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ (9) وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ (10) 9 - و اصحاب مشئمه ( گروه بدبختان ) ، چه گروه بدبختانی !
10 - و ( گروه سوم ) پیش گیرندگان که پیش گیرندگانند.
وَ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ آن هائى
که بدون حساب به سوی بهشت سبقت گرفتند. (1)
حذیفه یمانی روایت می کند در روز سیزدهم ماه رجب پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم به بلال امر فرمود قبل از رسیدن وقت نماز مردم را ندا کند. چون صدای بلال بلند شد اهل مدینه ضجّه و فرياد شدیدی نمودند ؟ گفتند هنوز رسول اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم وفات نکرده و از میان ما غایب نشده این چه وقت نماز است ؟
رسول خدا به درب مسجد به نام سده تشریف آورد و حلقۀ در را گرفت و فرمود : ای مردم آیا می شنوید ؟
عرض کردند : بلی ای رسول خدا مطیع و فرمان بردار هستیم.
فرمود : آیا به مردم می رسانید ؟
گفتند : آن را برای شما ضمانت می کنیم.
فرمود : خبر می دهم بشما که خداوند مردم را دو صنف آفريد أَصْحابُ الْيَمِينِ و أَصْحَابُ الشِّمَالِ اصحاب راست و اصحاب چپ ، مرا از اصحاب راست قرار داد و من بهترین اصحاب راست هستم ، و اصحاب راست را سه طایفه نمود اصحاب میمنه و مشئمه و سابقون ، من از سابقون و بهترین آن ها می باشم و آن ها را قبیله های متعددی قرار داد چنان که فرمود : يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثَىٰ وَ جَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ (2)و قبیله من بهترین قبیله ها است و من بزرگ ترین فرزندان آدم و گرامی ترین شما نزد خدای تعالی هستم و فخری برای من نیست و قبیله را خانه هایی قرار داد و مرا از بهترین خانواده برگزید و فرمود : إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ
لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (1)آگاه باشید مرا خداوند از میان سه نفر اهل بیت خود انتخاب نمود و من بهترین آن سه نفر هستم از خداوند پروا می کنم و فخری نمی نمایم ، من و علی و جعفر دو فرزند ابی طالب و حمزة بن عبدالمطلب را برگزید که ما در زمین ابطح خوابیده بودیم و هر یک پیراهن خود را بصورت خود کشیده بودیم ، علی طرف راست من و جعفر طرف چپ و حمزه پائین با قرار گرفته بودند ، از خواب بیدار شدم جبرئیل را با سه فرشته دیگر مشاهده نمودم یکی از آن فرشته ها به جبرئیل گفت : به سوی کدام یک از این چهار نفر فرستاده شده ای ؟ جبرئیل با پایش به من زد و گفت : به سوی این ، و او بزرگ پیغمبران و علی بزرگ اوصیاء و جعفر از برای او دو بال سبز است که در بهشت پرواز می کند و حمزه سید شهدا است. (2)
ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ (13) وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ (14) عَلَىٰ سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ (15) 13 - گروه زیادی از پیشینیان.
14 - و عدۀ کمی از متأخّران.
15 - آن ها بر تخت های آراسته و زینت داده شده تکیه می زنند.
سالم بیاع زطی گوید از ابو سعید مدائنی شنیدم که از امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ * وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ سوال می کرد.
امام علیه السلام فرمود : ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ حزقيل مؤمن آل فرعون و ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ على بن أبی طالب علیه السلام می باشد. (1)
ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ آن ها پیروان پیامبران هستند. وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ و این ها پیروان حضرت محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم می باشند. عَلَىٰ سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ یعنی بر تخت هائی آماده و نصب شده. يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ (17) 17 - و نوجوانانی زیبا که حُسن شان همیشگی است در اطراف آن ها می گردند.
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ یعنی جوانانی که مسرور و شاد هستند. (2) لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَ لَا تَأْثِيمًا (25) 25 - در آن جا نه سخنان لغو و بیهوده ای می شنوند و نه سخنان گناه آلودی.
لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَ لَا تَأْثِيمًا فرمود : یعنی فحش و دروغ و غناء در آن جا نمی شنوند. وَ أَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ (27) فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ (28) 27 - و اصحاب یمین ( گروه رستگاران ) ، چه گروه رستگارانی.
28 - در سایۀ درختان سدر بی خار می آرامند.
وَ أَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ فرمود : يَمِينِ حضرت امير المؤمنين على علیه السلام و أَصْحَابُ شیعیان آن حضرت می باشند. فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ فرمود : این سدر درختی است که نه برگ دارد و نه خار ، و وقتی امام صادق علیه السلام آیه وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ را تلاوت کرد ، در معنایش فرمود یعنی روی هم چیده شده. (1) وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ (30) وَ مَاءٍ مَسْكُوبٍ (31) 30 - و در سایۀ گسترده درختان.
31 - و در کنار نهرهای روان و زلال.
وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ فرمود : درختان سایه دار در وسط بهشت و در عرض آن است مانند عرض آسمان و زمین که شخص سواره در آن سایه صد سال راه می رود باز به پایان نمی رسد. (2) وَ مَاءٍ مَسْكُوبٍ یعنی آبی که دائماً در جریان است. لَا مَقْطُوعَةٍ وَ لَا مَمْنُوعَةٍ (33) 33 - که نه قطع می شود و نه کسی از خوردن و برداشتن آن مانع می گردد.
لَا مَقْطُوعَةٍ وَ لَا مَمْنُوعَةٍ یعنی نه قطع می شود و نه کسی از خوردن و برداشتن آن مانع می گردد. (3)
إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً (35) فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا (36) عُرُبًا أَتْرَابًا (37) 35 - همانا ما آن ها را در آفرینشی تازه آفریدیم.
36 - و آن ها را باکره و دوشیزه قرار دادیم.
37 - زنانی که فقط به همسرانشان عشق می ورزند و برای آن ها ناز و عشوه و کرشمه کرده و هم سن و سال آن ها می باشند.
إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً منظور حور العین در بهشت است. فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا عُرُباً فرمود : با زبان عربی سخن می گویند. أَتْرَابًا يعنى هم سن و سال با شوهرانشان هستند. لِأَصْحَابِ الْيَمِينِ (38) ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ (39) وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ (40) 38 - ( این نعمت ها ) همه برای اصحاب یمین است.
39 - گروه زیادی از پیشینیان ،
40 - و گروه کمی از امت های آخرین.
لِأَصْحَابِ الْيَمِينِ اصحاب امير المؤمنين على علیه السلام. (1) ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ فرمود : طبقۀ اولی که با پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم بودند. وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ فرمود : طبقه ای از این امت که بعد از پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم هستند.
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 91 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 418
وَ أَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ (41) فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ (42) وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ (43) لَا بَارِدٍ وَ لَا كَرِيمٍ (44) 41 - و اصحاب شمال ( گروه بدبختان ) ، چه گروه بدبختانی.
42 - آن ها در عذاب باد کُشنده و آب سوزان می باشند.
43 - و در زیر سایه ای از دود آتش جهنم.
44 - ( سایه ای ) که نه خنک کننده است و نه آرام بخش.
وَ أَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ فرمود : مراد از أَصْحَابُ الشِّمَالِ دشمنان محمد و اصحابشان که آن ها را دوست داشتند. فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ فرمود : سموم نام آتش است و حمیم آبی است که می جوشد. وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ فرمود : یعنی ظلمت و تاریکی که به شدت گرم است. لَا بَارِدٍ وَ لَا كَرِيمٍ فرمود : طیب و پاکیزه نیست. فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ (55) هَٰذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ (56) 55 - پس هم چون شتران تشنه از آن آب می آشامند.
56 - این است وسیلۀ پذیرائی آن ها در روز قیامت
فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ فرمود : از آب زقوم می آشامند ، و الْهِيمِ یعنی شتر : ( یعنی از شدت تشنگی از آب زقوم به یک باره می آشامند ). (1)
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 217 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 93 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 424
هَٰذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ فرمود : این ثواب آن ها در روز مجازات است. أَفَرَأَيْتُمْ مَا تُمْنُونَ (58) 58 - آیا نطفه ای را که در رحم می ریزید را دیده اید ؟
أَفَرَأَيْتُمْ مَا تُمْنُونَ یعنی آیا در نیافتید که نطفه ای بیش نبودید. أَفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ (71) أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِئُونَ (72) نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً وَ مَتَاعًا لِلْمُقْوِينَ (73) 71 - آیا آتشی را که روشن می کنید دیده اید ؟
72 - آیا شما درخت آن را آفریدید یا ما آفریدیم ؟
73 - ما آن را وسیلۀ تذکر و توشۀ مسافران قرار داده ایم.
أَفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ یعنی آیا آن آتشی را که برافروخته می کنید و از آن بهرمند می گردید بر آن دقت کردید. أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِئُونَ * نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً و ما آن را برای یادآوری آتش روز قیامت قرار داده ایم. وَ مَتَاعًا لِلْمُقْوِينَ فرمود : یعنی وسیله زندگی محتاجان. (1) فَلا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ (75) 75 - سوگند به منزلگاه نزول ستارگان.
فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ فرمود : لَا أُقْسِمُ به معنای أُقْسِمُ یعنی
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 223 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 96 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 426
سوگند به جایگاه ستارگان. (1)
وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ (82) 82 - و بجای شکر روزیتان آن را تکذیب می کنید ؟
ابو عبد الرحمن سلمی از حضرت امیر المؤمنین علیه السلام روایت کرده که آن حضرت در حین قراءت سوره واقعه این آیه را چنین می خواند که وَ تَجْعَلُونَ شُكْرَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ و بعد از آن فرمود : متوجه شدم که کسی می گوید برای چه این چنین آن را قرائت کردم زیرا از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم شنیدم که او نیز همین طور آن را قرائت می کردند ، و هر وقت که باران می بارید می گفتند : باران ستارۀ ( نوء ) (2)فلان و فلان بر ما بارید ، پس خدا آيۀ تجعلون شكركم أنكم تکذبون را فرو فرستاد. (3)
ابو بصیر روایت می کند که امام صادق علیه السلام دربارۀ آیۀ وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ فرمودند : آیه این طوری وَ تَجْعَلُونَ شُكْرَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ نازل شده است. (4)
فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (83) 83 - پس چرا هنگامی که جان به گلو می رسد.
فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ یعنی نفس هنگامی که به حلقوم برسد.
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 99 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 225
2) نوء نام ستاره ای است که مردم گمان می کردند باران از آن می بارد
3) مستدرک الوسائل ، ج 6 ، ص 195 و ج 8 ، ص 122 و ج 55 ، ص 313 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 428 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 101 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 227
4) بحار الأنوار ، ج 9 ، ص 341 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 101 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 429
فَلَوْلَا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (86) تَرْجِعُونَهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (87) 86 - پس اگر روز قیامت و مجازاتی برای شما نیست.
87 - روح را دوباره به بدن مُرده برگردانید اگر راست می گویید ؟
فَلَوْلَا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ فرمود : اگر شما در برابر اعمالتان جزا داده نمی شوید. تَرْجِعُونَهَا یعنی روحی را که تا حلقوم آمده به بدن برگردانید إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ اگر در عقیدهٔ خود راستگو هستید. (1) فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ (88) فَرَوْحٌ وَ رَيْحَانٌ وَ جَنَّتُ نَعِيمٍ (89) وَ أَمَّا إِنْ كَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ (90) فَسَلَامٌ لَكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ (91) وَ أَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ (92) فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ (93) وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ (94) إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ (95) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ (96) 88 - پس اگر از مقربان باشد.
89 - پس در روح و ریحان و بهشت پر نعمت است.
90 - و اگر از اصحاب یمین باشد.
1) تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 430 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، 227
91 - ( به او گفته می شود ) پس سلام بر تو که از اصحاب یمین هستی.
92 - و اما اگر از تکذیب کنندگان گمراه باشد.
93 - به وسیلۀ آب جوشان مورد پذیرائی واقع می شود.
94 - و جایگاهش در آتش جهنم است.
95 - همانا این حق و یقین است.
96 - پس به نام پروردگار عظیم تسبیح گو.
وَ أَمَّا إِنْ كَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ یعنی کسی که از أصحاب امیر المؤمنین علی علیه السلام باشد. فَسَلَامٌ لَكَ اى محمد مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ که عذاب نمی شوند. (1) وَ أَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ * فَنَزَلُ مِنْ حَمِيمٍ * وَ تَصْلِيَةً جَحِيمٍ دربارهٔ دشمنان آل محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم می باشد. (2) إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقَّ الْيَقِينِ * فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ همانا این حق و یقین است. پس به نام پروردگار عظیم تسبیح گو. ابو بصیر گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که دربارۀ آیۀ فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ * فَرَوْحٌ وَ رَيْحَانُ می فرمود : روح و ریحان در قبر است و وَ جَنَّةٌ نعیم فرمود در آخرت می باشد وَ أَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ فَنُزُلُ مِنْ حَمِيمٍ که آن در قبر بوده وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ که در آخرت می باشد. (3)
57 - سورۀ حدید در مدینه نازل شده و دارای 29 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (1) لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (2) هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (3) هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ مَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَ مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَ مَا يَعْرُجُ فِيهَا وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (4) لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (5) يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَ يُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (6) آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ (7) 1 - آن چه در آسمان ها و زمین است تسبیح گوی خدا هستند ، و او عزیز و حکیم است.
2 - حاکمیت آسمان ها و زمین برای اوست ، او زنده می کند و می میراند ، و او بر هر چیزی تواناست.
3 - اوّل و آخر و ظاهر و باطن اوست ، و او به هر چیزی داناست.
4 - او آن کسی است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید. سپس بر عرش قرار گرفت ، آن چه که در زمین فرو می رود و آن چه که از زمین بیرون می آید را می داند و نیز آن چه که از آسمان نازل می شود و آن چه که در آن بالا می رود ( را نیز می داند ) هر کجا که باشید او با شماست ، و خداوند به آن چه که انجام می دهید بیناست.
5 - حاکمیت آسمان ها و زمین از برای اوست ، و همۀ امور به سوی او بازگردانده می شود.
6 - شب را در روز و روز را در شب پنهان می سازد ، و او بدان چه که در سینه هاست آگاه است.
7 - به خدا و رسولش ایمان بیاورید ، و از آن چه شما را جانشین در آن قرار داده انفاق کنید ، پس کسانی که از شما ایمان بیاورند و انفاق کنند برای آن ها پاداش بزرگی است.
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ فرمود : این همان است که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم در باره اش فرمود : که جامع ترین کلمات به من داده اند. (1) هُوَ الْأَوَّلُ فرمود : قبل از هر چیزی. وَ الْآخِرُ فرمود : بعد از هر چیزی باقی می ماند. وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ یعنی از ضمائر و باطن ها آگاه است. (2) هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ یعنی در شش وقت. (3) ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ ... سپس بر عرش قرار
گرفت ، آن چه که در زمین فرو می رود و آن چه که از زمین بیرون می آید را می داند و نیز آن چه که از آسمان نازل می شود و آن چه که در آن بالا می رود ( را نیز می داند ) ، هر کجا که باشید او با شماست ، و خداوند به آن چه که انجام می دهید بیناست.
از آیۀ دوم تا آیۀ هفتم أَجْرٌ كَرِيمٌ از محکمات است.
امام صادق علیه السلام فرمود : بر در بهشت نوشته شده که قرض دادن هیجده حسنه دارد و صدقه دادن ده حسنه ، چون قرض به شخص محتاج می رسد ولی صدقه چه بسا به دست کسی برسد که هیچ احتیاجی نداشته باشد. (1)
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ (11) 11 - کیست که به خداوند قرض نیکو بدهد ( از مالی که خداوند به او عنایت فرموده به مستحقان قرض الحسنه و صدقه بدهد ) تا خداوند برای او چندین برابر کند ؟ و برای او پاداش با ارزشی است.
إسحاق بن عمار گوید از امام موسی کاظم علیه السلام دربارۀ آیۀ مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ سوال کردم ، فرمود : دربارهٔ صلۀ ارحام با [ امام ] نازل شده است. (2)
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَىٰ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَانِهِمْ بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (12)
يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَ الْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَ رَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ (13) يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَىٰ وَ لَٰكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّىٰ جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَ غَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ (14) 12 - روزی که مردان و زنان مؤمن را می بینی که نورشان پیش رو و سمت راستشان با سرعت حرکت می کند ( و به آن ها مژده داده می شود ) بشارت باد بر شما امروز به بهشتی که نهرها از زیر درختانش جاری است ، و در آن همیشگی خواهید بود ، این همان رستگاری بزرگ است.
13 - و روزی که مردان و زنان منافق به مومنین می گویند : به ما نگاه کنید تا از نور شما بگیریم ، به آن ها گفته می شود به پشت سرتان برگردید و از آن جا نور بگیرید ؛ پس در این هنگام میان آن ها دیواری زده می شود که دری دارد ، که در باطن آن رحمت و در ظاهرش عذاب است.
14 - ( منافقین ) آن ها را صدا می زنند : آیا ما با شما نبودیم ؟ می گویند : بلی ، ولكن خودتان را به فتنه افکندید و انتظار ( هلاکت مؤمنان و مُردن پیامبر را ) می کشیدید ، و ( در امور دین ) شک و تردید داشتید ، و آرزوهایتان شما را فریب داد تا این که فرمان الهی فرا رسید ، و شیطان فریبنده شما را در برابر فرمان الهی فریب داد.
يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَىٰ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَانِهِمْ فرمود : در روز قیامت نور در بین مردم طبق درجات ایمانشان تقسیم می شود ، و نوری که به منافق می رسد تنها بین انگشت ابهام پای چپش را فرا می گیرد ، منافق به نور خود می نگرد ، و سپس به مؤمنین می گوید : بایستید تا
من از نور شما اقتباس کنم.
مؤمنین به ایشان می گویند : ارْجِعُوا وَ رَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا به عقب برگردید و در آن جا برای خود کسب نور کنید ، در این هنگام است که بین این دو طایفه دیواری زده می شود ، دیواری که دارای دری است ، از پشت دیوار مؤمنین را صدا می زنند أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَىٰ وَ لَٰكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ كه مگر ما در دنیا با شما نبودیم ؟ می گویند : بله بودید ، ولیکن شما خود را مفتون
و هلاک کردید ، امام فرمود : یعنی با نافرمانی خدا ، خود را هلاک کردید.
وَ ارْتَبْتُمْ یعنی همواره در انتظار بودید و شک داشتید وَ تَرَبَّصْتُمْ (1) فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَ لَا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ (15) 15 - پس امروز نه از شما فدیه گرفته می شود و نه از کافران ، جایگاهتان آتش جهنم است ، و آن سرپرستان می باشد ، و چه بد جایگاهی است.
فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ فرمود : به خدا سوگند منظور یهود و نصاری نیست ، بلکه منظور همین مسلمان اهل قبله است ؛ سپس فرمود : مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ يعنى آتش اولی و سزاوارتر برای شما است. أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ (16) 16 - آیا وقت آن نرسیده کسانی که ایمان آورده اند دل هایشان در برابر ذکر
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 113 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 442
خداوند و آن چه که از حق نازل می شود خاشع گردد ، و مانند کسانی که قبل از این ها کتاب داده شده نباشند که چون زمانی طولانی بر آن ها گذاشت قلب هایشان را قساوت گرفت ، و بسیاری از آن ها فاسق هستند.
أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا یعنی آیا وقت آن نرسیده که ایمان آورندگان ظاهرى دعوت حق را اجابت کنند. أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ یعنی قلب هایشان ترسان شود. لِذِكْرِ اللّه در برابر ذکر الهی. (1) مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ (22) لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَ لَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَ اللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (23) 22 - هیچ رنج و مصیبتی در زمین و نه در وجود شما بوجود نمی آید مگر آن که قبل از این که زمین را بیافرینیم همه ( در لوح محفوظ ) ثبت شده است ، همانا که آن بر خداوند آسان است.
23 - این بدین خاطر است که نسبت به آن چه که از دست داده اید تاسف نخورید ، و نسبت به آن چه که به شما داده شده خوشحال مباشید ، و خداوند هیچ متکبر خودستایی را دوست نمی دارد.
حسن بن عباس بن حریش گوید امام جواد علیه السلام دربارۀ آيۀ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فَاتَكُمْ فرمودند که امام صادق علیه السلام فرمودند : مردی از پدرم دربارۀ
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 113 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 241 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 445
همین آیه سوال کرد که فرمود : نازل شده دربارۀ ... که به زودی می آید. (1)
عبد الرحمن بن كثير روایت می کند که امام صادق علیه السلام دربارۀ آیۀ مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ فرمودند : خداوند راست فرمود و رسولش نیز آن را رساند ، کتاب خدا در آسمان علم خدا به آن است و کتاب خدا در زمین علوم ما در شب قدر و غیر آن می باشد. (2)
امام جواد علیه السلام دربارۀ آيۀ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ فرمودند : که امام صادق علیه السلام فرمود : مردی از پدرم از معنای این آیه سوال کرد که حضرت فرمود : این آیه دربارۀ زریق و اصحاب او می باشد که یکی از این دو مقدم است و یکى مؤخر لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ چیزی است که اختصاص به على بن أبی طالب علیه السلام دارد وَ لَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ یعنی از فتنه ای که بعد از رسول خدا برای اهل بیت علیهم السلام اتفاق می افتد خوشحال نگردید. آن مرد گفت : شهادت می دهم که شما اهل بيت صاحبان حكم و موالیان هستید که هیچ خلافی در آن نیست ، سپس آن مرد بلند شد و رفت و کسی او را ندید. (3)
1) صاحب تفسير نور الثقلين اين حدیث را از تفسیر قمی این طور نقل می کند : قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : لِكَيْلاٰ تَأْسَوْا عَلىٰ مٰا فٰاتَكُمْ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : سَأَلَ رَجُلٌ أَبِي عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ: نَزَلَتْ فِي أَبِي بَكْرٍ وَ أَصْحَابِهِ، وَاحِدَةٌ مُقَدَّمَةٌ، وَ وَاحِدَةٌ مُؤَخَّرَةٌ، «لاَ تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ» مِمَّا خُصَّ بِهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ «وَ لاَ تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ» مِنَ اَلْفِتْنَةِ اَلَّتِي عَرَضَتْ لَكُمْ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، فَقَالَ اَلرَّجُلُ: أَشْهَدُ أَنَّكُمْ أَصْحَابُ اَلْحُكْمِ اَلَّذِي لاَ خِلاَفَ فِيهِ، ثُمَّ قَامَ اَلرَّجُلُ فَذَهَبَ فَلَمْ أَرَهُ. تفسیر نور الثقلين ، ج 5 ، ص 248
2) بحار الانوار ، ج 24 ، ص 223 و ج 94 ، ص 13 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 119 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 248 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 457
3) کافی ، ج 1 ، ص 246 ، بحار الانوار ، ج 24 ، ص 223 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 119 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 248 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 457
مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ ... امام صادق علیه السلام فرمود : هنگامی که سر مبارک حسین بن علی علیه السلام را نزد يزيد بن معاويه لعنه اللّه آوردند علی بن الحسین و دختران امیر المؤمنين علیه السلام را نیز وارد بارگاه یزید نمودند و دست و كتف على بن الحسین در این هنگام به غل و زنجیر بسته شده بود. یزید بعنوان شماتت به علی بن الحسين رو كرد و گفت : ای على بن الحسين شكر و سپاس مر خدائی را که پدر ترا بقتل رسانید.
زين العابدین در پاسخ او فرمود : لعنت خدا بر کسی باد که پدرم را کشت. یزید از جواب علی بن الحسین در خشم شد دستور داد گردن او را بزنند ، علی بن الحسین فرمود : ای یزید اگر تو مرا بکشی چه کسی این دختران رسول خدا را به منازل ایشان در مدینه خواهد رسانید در حالتی که آنان سرپرست و محرمی جز من ندارند.
در این جا خشم یزید فرو نشست و گفت : ای علی بن الحسين جز تو دیگری آنان را به منازل خویش نخواهد رسانید سپس دستور داد سوهانی حاضر کردند و خود با دست خویش به وسیلۀ سوهان زنجیر گردن علی بن الحسین را برید و از گردن او بیرون آورد ، سپس گفت : ای علی بن الحسین آیا می دانی چرا زنجیر را از گردن تو باز کردم ؟
فرمود : بلی ، خواستی بدین وسیله منّتی بر ما گذاشته باشی.
یزید گفت : آری بخدا قسم جز این قصد دیگری نداشتم سپس این آیه را خواند وَ مَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ (1)یعنی آن چه رنج و
1) شوری ، آیۀ 30
مصيبت بشما رسید بر اثر اعمالی است که انجام داده اید.
علی بن الحسین فرمود : ای یزید این آیه دربارۀ ما نازل نشده است بلکه این آيه مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ - تا - لَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ دربارۀ ما نازل شده است و فرمود : زیرا ما از آن کسانی هستیم که اگر چیزی از ما در این دنیا فوت شده و از دست برود دلتنگ و آزرده خاطر نمی شویم و نیز اگر اقبال و خوبی بما برسد به خاطر آن شاد و مغرور نمی گردیم. (1)
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ (25) 25 - به تحقیق ما رسولانی را با دلائلی روشن فرستادیم و با آن ها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به عدالت قیام کنند ، و آهن را نازل کردیم که در آن قدرتی قوی و منافعی برای مردم است ، تا خداوند بداند که چه کسی او و رسولش را یاری می کند ، بدون آن که او را ببینند ، همانا خداوند قوی و عزیز است.
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَ الْمِيزَانَ فرمود : مراد از الْمِيزَانَ امام علیه السلام است. (2) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (28)
لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (29) 28 - ای کسانی که ایمان آورده اید از خداوند بپرهیزید ، و به رسولش ایمان بیاورید تا خداوند دو بهره از رحمتش به شما عنایت کند و برای شما نوری قرار دهد که به وسیلۀ آن راه بروید و گناهانتان را بیامرزد ، و خداوند آمرزنده و مهربان است.
29 - تا اهل کتاب بدانند که چیزی از فضل خداوند را قادر نیستند ، و همانا فضل به دست خداوند است که به هر کسی که بخواهد می دهد ، و خداوند دارای فضل بزرگ است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ فرمود : دو بهره از رحمت الهی می برنند یکی این که خداوند آن ها را داخل آتش جهنم نمی کند و دیگر این که آن ها را وارد در بهشت می کند.
وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ یعنی ایمان. سماعة بن مهران گوید امام صادق علیه السلام در معنای آیۀ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ فرمود : امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام و وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ فرمود : امامی که به آن اقتداء می کنید و از او پیروی می نمائید. (1)
لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ تا اهل کتاب بدانند که چیزی از فضل خداوند را قادر نیستند ، و همانا فضل به دست خداوند است که به هر کسی که بخواهد می دهد ، و خداوند دارای فضل بزرگ است.
1) تاويل الآيات الظاهره ، ص 642 ؛ شواهد التنزيل ، ج 2 ، ص 309 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 252 ؛ بحار الانوار ، ج 9 ، ص 242 و ج 23 ، ص 319 ؛ کافى ، ج 1 ، ص 430 ؛ تفسير صافی ، ج 7 ، ص 123 ؛ تفسير برهان ، ج 7 ، ص 465
58 - سورۀ مجادله در مدینه نازل شده و دارای 22 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ (1) الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَ لَدْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَرًا مِنَ الْقَوْلِ وَ زُورًا وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ (2) وَ الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا ذَٰلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (3) فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَٰلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ لِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ (4) 1 - به تحقیق خداوند سخن زنی را که دربارۀ شوهرش به تو مراجعه کرده و به خداوند شکایت می کرد را شنید ، و خداوند گفتگوهای شما دو نفر را می شنید ، همانا که خداوند شنوا و بیناست.
2 - کسانی از شما که با زنانشان ظهار می کنند ( می گویند نسبت تو به من مانند مادرم به من است ) ، آن ها مادر حقیقی شوهران نیستند ، مادران حقیقی آن ها همان هایی هستند که آن ها را به دنیا آورده اند ، همانا که آن ها سخنان
زشت و باطل می گویند ، و همانا که خداوند بخشنده و آمرزنده است.
3 - و کسانی که با زنان خود ظهار می کنند و بعد از گفتۀ خود بر می گردند. قبل از این که با آن ها تماس بگیرند برده ای را آزاد کنند. این کلامی است که به آن پند و اندرز داده می شوید ، و خداوند بدان چه که انجام می دهید آگاه است.
4 - پس کسی که برده ای نیافت قبل از تماس ( با همسرش ) دو ماه پی در پی روزه بگیرد ، و کسی که استطاعت آن را هم ندارد پس شصت مسکین را طعام دهد ، این ( حکم کفّاره ) برای آن است که به خداوند و رسولش ایمان بیاورید ، که این حدود الهی است ، و برای کافران عذابی دردناک است.
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ سبب نزول سوره به خاطر اول ظهاری بود که در اسلام اتفاق افتاد و علتش این بود که مردی به نام اوس بن صامت از انصار که پیرمردی بود ، روزی از زنش عصبانی شد و به او گفت : تو به من مانند پشت مادرم هستی ، پس از مدتی اوس از گفتۀ خود پشیمان شد. در زمان جاهلیت هرگاه کسی این جمله را به همسرش می گفت تا آخر بر او حرام می شد ، اوس به همسرش گفت : ای خوله ما در زمان جاهلیت با این جمله به هم حرام می شدیم ، حال که خداوند اسلام را برای ما آورده به نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم برو و در این باره از آن حضرت سوال کن. خوله نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آمد و عرض کرد : ای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم که پدر و مادرم فدای تو باد ، اوس بن صامت شوهرم و پدر بچه هایم و پسر عمویم است که به من گفت : که تو به من مانند پشت مادرم به من هستی و ما در زمان جاهلیت با این جمله به هم دیگر حرام می شدیم و حال خداوند به
وسیلۀ شما اسلام را برای ما فرستاد ، حکم چیست ؟ (1)
حمران روایت می کند که امام باقرعلیه السلام فرمود : زنی از مسلمانان نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم رفت و عرضه داشت : یا رسول اللّه ! فلانی همسر من است که عمری رحم خود را در اختیارش گذاشتم ، و در امور دنيا و آخرت ياريش کردم ، و هیچ ناملایمی از من ندیده ، می خواهم از او شکایت کنم.
فرمود : از چه شکایت کنی ؟
عرضه داشت : به من گفته تو بر من حرامی ، همان طور که پشت مادرم حرام است ، و مرا از خانه ام بیرون کرده ، حال در کار من چاره ای بیندیش. حضرت فرمود : خدای تعالی درباره این مساله آیه ای نازل نفرموده تا طبق آن میان تو و شوهرت حکم کنم ، و من نمی خواهم از کسانی باشم که پاسخ روشن نمی دهند. زن شروع کرد به گریه کردن ، و شکوه نمودن به درگاه خدای عز و جل ، و از نزد رسول خدا بیرون رفت.
راوی می گوید : خدای تعالی گفتگوی او با رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و شکایتش در امر شوهرش را شنید ، و این آیات را نازل کرد : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا - تا - إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ
پس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم کسی را به دنبال آن زن فرستاد ، و به وی فرمود : برو شوهرت را بیاور. زن شوهرش را آورد. حضرت به او فرمود : آیا تو به همسرت گفته ای که تو بر من حرام هستی مانند پشت مادرم ؟
1) بحار الانوار ، ج 22 ، ص 71 و ج 101 ، ص 165 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 470 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 129
عرض کرد : بله آن را گفته ام.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به او فرمود : خدای تعالی درباره کار تو و همسرت ، قرآنی ( آیاتی ) نازل کرده ، و آیات را برایش خواند : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا - تا - إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ. بنابر این همسرت را به خانه ببر ، زیرا تو سخنی منکر و نامشروع گفته ای ، و خدا از جرمت گذشت ، و دیگر چنین کاری را تکرار مکن.
راوی می گوید : مرد برگشت ، در حالی که از آن چه به همسرش گفته بود پشیمان بود ، و خدای تعالی برای این که مؤمنین دچار چنین ندامتی نشوند ، این آیه را فرستاد : الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا کسانی که همسر خود را ظهار می کنند ، و پشیمان می شوند یعنی آن مرد که به زنش گفت تو بر من هم چون پشت مادرم حرام هستی ، و بعد از آن که این مرد چنین
کرد و خدا او را عفو فرمود ، اگر کسی چنین کند ، بر او واجب می شود قبل از هم خوابگی با همسرش برده ای آزاد کند ذَٰلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ و اگر کسی نمی تواند برده آزاد کند ، قبل از تماس دو ماه پی در پی روزه بگیرد ،فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا و کسی که استطاعت این را هم ندارد شصت مسکین را طعام دهد. آن گاه فرمود : خدای تعالی عقوبت کسی را که بعد از این نهی ظهار کند این قرار داده و فرموده : ذَٰلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ یعنی این است حد ظهار. (1)
امام باقر علیه السلام فرمود : ظهار بر اثر سوگند ، و برای زیان رساندن ( اضرار ) ، و در حال خشم واقع نمی شود ، و جز در زمان پاکیزگی زن بدون هم آغوشی و
1) وسائل الشيعه ، ج 22 ، ص 304 ؛ بحار الانوار ، ج 101 ، ص 166 ؛ کافی ، ج 6 ، ص 152
نیز گواهی دو گواه مسلمان صورت نمی گیرد. (1)
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ مَا يَكُونُ مِنْ نَجْوَىٰ ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَ لَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَ لَا أَدْنَىٰ مِنْ ذَٰلِكَ وَ لَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (7) أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَىٰ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَ يَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ وَ مَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَ إِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَ يَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمَصِيرُ (8) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ وَ مَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَ تَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَ التَّقْوَىٰ وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (9) إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (10) 7 - آیا نمی دانی که خداوند آن چه در آسمان ها و زمین است را می داند ، هیچ سه نفری با هم دیگر نجوا نمی کنند مگر آن که چهارمین آن ها خداوند است ، و پنج نفری با هم نجوا نمی کنند مگر آن که ششمین آن ها خداوند است ، و هیچ تعداد کم تر از این ها یا بیش تر از این ها نیست مگر آن که خداوند با آن هاست هر کجا که باشند ، سپس روز قیامت آن ها را به آن چه که انجام داده اند آگاه می کند ، همانا که خداوند به همه چیز داناست.
8 - آیا ندیدی کسانی را که از نجوا کردن نهی شده بودند سپس از آن چه که
1) کافی ، ج 6 ، ص 153 ؛ وسائل الشيعه ، ج 22 ، ص 307 ؛ بحار الانوار ، ج 101 ، ص 167
نهی شده بودند به آن برگشتند و برای گناه و دشمنی و نا فرمانی رسول با هم به نجوا می پردازند و چون به نزد تو می آیند تحیّتی به تو می گویند که خداوند تو را با آن تحیّت نگفته است و در دل می گویند : چرا خداوند ما را به آن چه که می گوئیم عذاب نمی کند ؟! جهنّم برای آن ها کفایت می کند ، وارد آن می شوند ، پس چه جایگاه بدی است.
9 - ای کسانی که ایمان آورده اید ، هنگامی که به نجوا پرداختید دربارۀ گناه و دشمنی و نافرمانی رسول نجوا نکنید بلکه دربارۀ نیکی و پرهیزگاری نجوا کنید ، و از خداوندی بپرهیزید که به سوی او محشور می شوید.
10 - همانا که نجوا از شیطان است که می خواهد به وسیلۀ آن مؤمنان را اندوهگین کند ، ولی نمی تواند ضرری به آن ها بزنند مگر به اذن الهی ، پس مومنین فقط بر خداوند توکل می کنند.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَىٰ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ فرمود : اصحاب رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به نزد آن حضرت می آمدند و از آن حضرت سوال می کردند که از خداوند سوال نماید ، و گاهی از مساله ای سوال می کردند که برای آن ها حلال و جائز نبود ، پس خداوند این آیه را نازل فرمود : وَ يَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ وَ مَعْصِيَتِ الرَّسُولِ و برای گناه و دشمنی و نا فرمانی رسول با هم به نجوا می پردازند.
و هر وقت نزد پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم می آمدند می گفتند: أَنْعِمْ صَبَاحاً وَ أَنْعِمْ مَسَاءً كه این تحیت اهل جاهلیت پس خداوند این آیه را نازل فرمود : وَ إِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به آن ها فرمود : به تحقیق خداوند تحیتی بهتر از آن را که تحیت اهل بهشت السلام علیکم را به ما عنایت فرموده است سپس خداوند عز و جل فرمود : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا
تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ وَ مَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَ تَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَ التَّقْوَىٰ وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ای کسانی که ایمان آورده اید ، هنگامی که به نجوا پرداختید دربارۀ گناه و دشمنی و نافرمانی رسول نجوا نکنید بلكه دربارۀ نیکی و پرهیزگاری نجوا کنید ، و از خداوندی بپرهیزید که به سوی محشور می شوید. (1)
إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ابو بصیر روایت می کند که امام صادق علیه السلام فرمودند : سبب نزول آیه این بود که حضرت فاطمه علیها السلام در خواب دید که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم قصد دارد ، با فاطمه ، علی ، حسن و حسین علیهم السلام از مدینه خارج شوند ، پس بیرون آمدند و از دیوارهای مدینه گذشته و به دو راهی رسیدند که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم از دست راست رفتند تا به جایی رسیدند که در آن جا درخت خرما و آب بود.
پس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و گوسفندی را خرید که در یکی از دو گوشش نقطه های سفیدی بود و دستور ذبح آن را داد ، وقتی آن را خوردند در همان جا از دنیا رفتند.
فاطمه علیها السلام در حالی که گریه می کرد و ناراحت بود بیدار شد و این خواب را به رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم نگفت ، صبح که شد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم با الاغی آمد و فاطمه علیها السلام را بر آن سوار نمود و دستور داد که امير المؤمنين ، حسن و حسين علیهم السلام از مدینه بیرون روند همان طور که فاطمه علیها السلام در خواب دیده
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 133 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 472
بود ، وقتی دیوارهای مدینه را پشت سر گذاشتند به یک دو راهی رسیدند ،رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم از طرف راست حرکت کرد همان طور که فاطمه علیها السلام در خواب دیده بود تا رسیدند به جایی که در آن جا نخل و آب بود ، رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم گوسفندی را با همان اوصافی که فاطمه علیها السلام در خواب دیده بود خرید و دستور ذبح آن را داد ، بعد از ذبح آن را بریان نمودند.
تا خواستند از گوشت آن بخورند فاطمه علیها السلام بلند شد و از آنان دور شد در حالی که گریه می کرد و می ترسید که آنان از دنیا بروند.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فاطمه علیها السلام را خواست و با گریه او روبرو شد و فرمود : دخترم چه شده که گریه می کنی ؟
فاطمه عرض کرد : یا رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله و سلم دیشب در خواب چنین و چنان دیدم ، رفتار شما همان طور بود که من در خواب دیده بودم و لذا از شما دور شدم تا مرگ شماها را نبینم.
پس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم بلند شد و دو رکعت نماز خواند ، سپس با پروردگارش مناجات نمود و جبرئیل بر او نازل شد ، گفت : یا محمّد صلی اللّه علیه و آله و سلم کسی که به فاطمه علیها السلام این خواب را پیش آورده شیطان است که به او « زها » گفته می شود و مؤمنین را در خوابشان اذیّت می کند و چیزهایی به آنان نشان می دهد که موجب اندوه شان می گردد.
پس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به جبرئیل امر نمود که آن شیطان را بیاورد ، وقتی که شيطان خدمت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم رسید ، رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به او فرمود : تو این خواب را برای فاطمه علیها السلام پیش آوردی ؟
شیطان گفت : بلی یا محمّد صلی اللّه علیه و آله و سلم
پس رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم سه مرتبه در سه جا بر او تف کرد و آب دهان انداخت.
سپس جبرئیل به محمّد صلی اللّه علیه و آله و سلم عرض کرد : ای محمّد صلی اللّه علیه و آله و سلم هرگاه تو یا هر یک از مؤمنین در خواب چیز ناخوشایندی را دید بگوید : أعوذ بما عاذت به ملائكة اللَّه المقرّبون، و أنبياء اللَّه المرسلون، و عباد اللَّه الصّالحون، من شرّ ما رأيت، و من شرّ الشّيطان الرّجيم و سورۀ حمد و معوّذتين و قل هو اللّه احد را بخواند و سه مرتبه آب دهان به طرف چپ بیاندازد. دیگر آن چه که در خواب دیده به او ضرری نمی رساند.
پس خدای تعالی بر رسولش این آیه را نازل نمود : إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّيْطَانِ ... (1)
سليمان بن خالد گوید از امام باقر علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّيْطَانِ سوال کردم ، فرمود : فلانی است.
مَا يَكُونُ مِنْ نَجْوَىٰ ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ فلانی و فلانی و فرزند فلانی که امین مردم بودند جمع شده و وارد کعبه شدند و بین خودشان کاغذی نوشتند که اگر محمد مُرد هرگز نگذارند که خلافت به بنی هاشم برگردد. (2) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَ إِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (11) 11 - ای کسانی که ایمان آورده اید ، هنگامی که به شما گفته شود در مجالس به دیگران جای دهید ، جای دهید ، که خداوند نیز ( در بهشت )
جایتان را وسعت می بخشد ؛ و هنگامی که گفته شود : بر خیزید ، پس
برخیزید ، که خداوند کسانی از شما که ایمان آورده اند و کسانی را که علوم و دانش داده شده را درجات رفیع می دهد ، و خداوند بدان چه که انجام می دهید آگاه است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ فرمود : هر وقت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم وارد مسجد می شد مردم برای آن حضرت بلند می شدند ، پس خداوند آن ها را از بلند شدن نهی کرده و فرمود : تفسحوا در مجلس به آن حضرت جا بدهید وَ إِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُرُوا یعنی هنگامی که به شما گفت برخیزید پس از جایتان برخیزید. (1) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَٰلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (12) أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّكَاةَ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (13) 12 - ای کسانی که ایمان آورده اید ، هنگامی که می خواهید با رسول خدا نجوا کنید قبل از آن صدقه ای بدهید ، که آن برای شما بهتر و پاکیزه تر است ، و اگر چیزی ( برای صدقه دادن ) نیافتید که خداوند آمرزنده و مهربان است.
13 - آیا ترسیدید از این که قبل از نجوا صدقه دهید فقیر شوید و لذا خودداری کردید ؟ پس حال که این کار را نکردید و خداوند توبۀ شما را پذیرفت پس نماز به پا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و رسولش اطاعت کنید ، که خداوند بدان چه که انجام می دهید آگاه است.
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 263 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 137 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 476
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً هنگامی که از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم درخواستی داشتید همان هنگام صدقه بدهید که حاجتتان برآورده می شود ، کسی جز امیر المومنين على علیه السلام به آن عمل نکرد که آن حضرت یک دینار صدقه می داد و ده سخن با رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم گفتگو می کرد. (1)
ابو بصیر روایت می کند که از امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً سوال کردم ، فرمود : علی بن ابی طالب علیه السلام در هنگام سخن گفتن با پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم صدقه می داد سپس خداوند آن را با این آیۀ أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ منسوخ نمود. (2)
مجاهد گوید حضرت علی علیه السلام فرمود : همانا در قرآن آیه ای است که کسی قبل از من به آن عمل نکرد و بعد از من نیز کسی به آن عمل نمی کند و آن آیۀ نجوی است ، یک دینار داشتم و آن را به ده درهم خُرد نمودم ، و هر سخنی که با پیامبر می نمودم یک درهم صدقه می دادم. که خداوند آن را با آیۀ أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّكَاةَ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ منسوخ نمود. (3)
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُمْ مِنْكُمْ وَ لَا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (14)
أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (15) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ (16) لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَ لَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (17) يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْكَاذِبُونَ (18) 14 - آیا ندیدی کسانی را که با قومی دوست شدند که مورد غضب خداوند بودند ؟ که آن ها نه با شما بودند و نه از آن ها ، و سوگند دروغ می خورند در حالی که می دانند ( دروغ است ).
15 - خداوند برای آن ها عذابی شدید آماده کرده است ، چرا که آن ها اعمال بدی انجام می دادند.
16 - آن ها سوگندهای خود را سپری قرار دادند ، و مردم را از راه خدا باز داشتند ، پس برای آن ها عذابی ذلّت بار است.
17 - و هرگز اموال و فرزندانشان آن ها را از عذاب خداوند نمی رهاند ، آن ها اهل آتش جهنم هستند ، و در آن جا همیشگی خواهند بود.
18 - روزی که خداوند همۀ آن ها را بر می انگیزد ، پس آن ها برای خداوند هم سوگند ( دروغ ) می خورند هم چنان که برای شما یاد می کنند ، گمان می کنند که برای آن ها اثری خواهد داشت ؛ آگاه باشید که آن ها دروغگویان هستند.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ فرمود : این آیه دربارۀ دومی نازل شده است رسول خدا بر او گذشت دید نزد مرد یهودی نشسته و خبر پیامبر صلى اللّه عليه وآله و سلم را می نویسد پس خداوند نازل فرمود : أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُمْ مِنْكُمْ وَ لَا مِنْهُمْ پس حضور پیغمبر صلى اللّه عليه وآله و سلم
آمد آن حضرت به او فرمود : چه چیز از یهودی ها می نوشتی و حال آن که خداوند شما را از نوشتن آن نهی فرموده است ؟
گفت : ای رسول خدا اوصاف شما را از روی تورات آن ها می نوشتم و آن را برای پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم خواند که پیغمبر در خشم و غضب شد.
مردی از اصحاب به او گفت : وای بر تو آیا نمی بینی که پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم از تو خشمگین است ؟
گفت : من از غضب خداوند و رسولش به خداوند پناه می برم من اوصاف تو را آن چه در تورات دیده ام نوشته ام.
پیغمبر به او فرمود : اگر موسی بن عمران میان آن ها بود و نزد ایشان می رفتی برای آن چیزی که میل داری همانا تو کافر بودی (1)و آن قول خداوند است که فرمود : اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً یعنی ایمانشان پرده ای در میان آن ها و كفار است و ایمان آوردن آن ها اقرار زبانی و به خاطر ترس از شمشیر و ندادن جزیه است. (2)
و فرمود : يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ يعنى هنگامی که روز قیامت شود خداوند آن هائی را که حق آل محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم را غصب نموده اند را جمع می کند و اعمال آن ها را به ایشان عرضه می دارد ، آن ها سوگند می خورند این کارها را انجام نداده اند ، هم چنان که در دنیا قسم خورده بودند که نگذارند ولایت به بنی هاشم برسد و بعد برای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به دروغ سوگند خوردند که آن را نگفته اند ، و در عقبه تصمیم گرفتند که پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم را بقتل برسانند وقتی خداوند خبر داد و رسولش را از تصمیم
عهد بستن ایشان آگاه گردانید ، حضور پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم می آمدند به دروغ سوگند یاد کردند که ما چنین تصمیمی نداشتیم و عهد و پیمانی نبستیم آن وقت این آیه را نازل فرمود : يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَ لَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَ هَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا وَ مَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْرًا لَهُمْ ( منافقان ) به خدا سوگند می خورند که ( سخنانی نادرست ) نگفته اند ، و به تحقیق سخنانی کفر آمیز گفته اند و بعد از اسلام آوردن کافر شدند ، و تصمیم گرفتند ، ولی دست بدان نیافتند ، آن ها در پی انتقام هستند که خداوند و رسولش آن ها را از فضل خود بی نیاز ساختند ، اگر توبه کنند برای آن ها بهتر است. (1)
لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (22) 22 - هیچ قومی را نمی یابید که به خداوند و روز رستاخیز ایمان آورده باشد و با دشمنان خداوند و رسولش دوستی کرده باشد ، هر چند که ( آن دشمنان ) پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشان آن ها باشند. این ها کسانی هستند که خداوند بر دل هایشان ایمان را نوشته و با روحی از جانب خودش آن ها را تقویت نموده است ، و آن ها را به باغ های بهشتی وارد می کند که از زیر درختانش نهرها جاری است و در آن همیشگی خواهند بود ، خداوند از
1) تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 485 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 266 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 141
آن ها خشنود است ، و آن ها نیز از خداوند خشنود می باشند ، این ها حزب الهی هستند ، آگاه باشید که حزب اللّه رستگاران هستند.
لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ - تا - أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ... يعنى هر كس به خداوند و روز آخرت ایمان دارد کسی را که از خداوند و رسولش روی بر گردانده با او دوستی و برادری نکند ، تا این که فرمود : أُولَٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ که آن ها ائمه علیهم السلام هستند. وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ فرمود : روح فرشته ای بزرگ تر از جبرئیل و میکائیل بود که با رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم بود و با ائمه علیهم السلام نیز می باشد. (1) أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ یعنی ائمة علیهم السلام ياوران خدا هستند. أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ آگاه باشید که حزب اللّه رستگاران هستند. (2)
59 - سورۀ حشر در مدینه نازل شده و دارای 24 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (1) هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مَا نِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ (2) وَ لَوْلَا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلَاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ (3) ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (4) مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَىٰ أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ (5) وَ مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لَا رِكَابٍ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَىٰ مَنْ يَشَاءُ وَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (6) مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَىٰ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبَىٰ وَ الْيَتَامَىٰ وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَ مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (7)
لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَ أَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانًا وَ يَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (8) وَ الَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَ الْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَ لَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (9) وَ الَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَ لَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ (10) أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَ لَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (11) لَئِنْ أُخْرِجُوا لَا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لَا يَنْصُرُونَهُمْ وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنْصَرُونَ (12) 1 -آن چه که در آسمان ها و زمین است همه تسبیح خداوند را می گویند ، که او عزیز و حکیم است.
2 - اوست کسی که کافران از اهل کتاب را برای نخستین بار از خانه هایشان بیرون راند ، و هرگز شما گمان نمی کردید که آن ها از دیارشان بیرون روند ، و آن ها نیز می پنداشتند که حصارهای محکمشان آن ها را از عذاب الهی مانع می گردد ، امّا خداوند از آن جایی که گمان نمی کردند آمد ، و در دل هایشان ترس و وحشت فرا گرفت ، به طوری که خانه هایشان را با دست خودشان و
دست مومنین خراب کردند ، پس ای اهل بصیرت عبرت بگیرید.
3 - و اگر خداوند برای آن ها ترک وطن را مقرر نفرموده بود در همین دنیا عذابشان می کرد ، و برای آن ها در آخرت عذاب آتش جهنم است.
4 - این همه گرفتاری به خاطر آن است که آن ها با خدا و رسولش دشمنی کردند ، و هر کس با خداوند دشمنی کند همانا که خداوند عقابش سخت و شدید است.
5 - آن چه از درختان خرما را قطع کردید و یا آن ها را سالم نگه داشتید همه به فرمان خداوند بود تا فاسقین خوار و رسوا شوند.
6 - و آن چه خداوند از آن ها ( غنائم ) به رسول خود باز گردانده از آن چیزهائی است که نه شما برای بدست آوردنش اسبی تاخته اید و نه شتری را ، ولكن خداوند رسولانش را بر هر کسی که بخواهد مسلّط می گرداند ، و خداوند بر هر چیزی تواناست.
7 - آن چه را که خداوند از اموال اهل این سرزمین ها به رسول خودش بازگرداند پس از آن خدا و رسول و خویشاوندان او و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است ؛ تا این ( اموال ) به دست ثروتمندان شما نرسد ، و آن چه که رسول برای شما آورده را بگیرید و از آن چه که شما را نهی کرده خودداری نمائید ، و از خداوند بپرهیزید ، همانا که خداوند عقابش سخت و شدید است.
8 - این اموال برای فقراء مهاجرینی است که از سرزمین و اموال خودشان رانده شدند به خاطر این که فضل و رضایت الهی را بدست بیاورند ، و خدا و رسولش را یاری کنند ، این ها همان راستگویان هستند.
9 - و نیز برای کسانی است که در این سرزمین ( مدینه ) و خانۀ ایمان قبل از آن ها ( مهاجران ) مسکن گزیدند و کسانی که به سویشان هجرت می کنند را دوست می دارند ، و در دل خودشان هیچ حاجتی ( کینه و حسدی ) نسبت به آن چه ( از غنائم ) به مهاجرین داده می شود نمی یابند هر چند که به آن
نیازمند باشند ، و هر کسی که خودش را از حرص و بخل باز دارد همین این ها رستگاران هستند.
10 - و کسانی که بعد از آن ها آمده و می گویند : پروردگارا ، بر ما و بر برادران ما که در ایمان آوردن بر ما سبقت گرفته اند را بیامرز ، و در دل های ما حسد و کینه ای نسبت به کسانی که ایمان آورده اند قرار مده ، پروردگارا که تو رؤوف و مهربان هستی.
11 - آیا ندیدی که منافقین به برادران کافرشان از اهل کتاب می گفتند : اگر شما را از خانه هایتان بیرون کنند ما نیز با شما بیرون می آئیم و از هیچ کس دربارۀ شما پیروی نمی کنیم ، و اگر با شما جنگ کنند ما شما را یاری می کنیم ، و خداوند شهادت می دهد که آن ها دروغ می گویند.
12 - اگر آن ها ( کفار ) را بیرون کنند ( منافقین ) با آن ها بیرون نمی روند ، و اگر ( مسلمانان ) با آن ها ( کفار ) جنگ کنند ( منافقین ) یاریشان نمی کنند ، و اگر هم یاریشان کنند در میدان جنگ پشت کرده فرار می کنند سپس کسی آن ها را یاری نمی کند.
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ * هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا سبب نزول آیه این بود که در مدینه سه طایفه و دودمان از یهودیان زندگی می کردند ، یکی بنی النضیر بود ، و یکی بنی قریظه ، و دیگری بنی قینقاع. و این سه طایفه با رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم عهدی داشتند که تا مدتی مورد احترام بود ، و بعداً يهودیان آن عهد را شکستند.
و سبب این عهد شکنی در بنی النضیر این بود که مردی از اصحاب آن جناب دو نفر را ترور کرده بود ، و قرار شد که به صاحبان خون ، دیه و خون بها بپردازند ، رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به میان بنی النضیر آمد تا از آنان مقداری پول برای این منظور قرض کند. در بین افراد بنی النضير كعب بن اشرف بود که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم بر وی وارد شد. کعب گفت : مرحبا ای ابو القاسم ، خوش آمدی. و برخاست و چنین وانمود کرد که می خواهد طعامی درست کند ، ولی در دل نقشه کشتن آن جناب را می ریخت ، و در سر می پروراند که بعد از کشتن آن
جناب بر سر اصحابش بتازد. در همین حال جبرئیل نازل و جریان را به آن جناب اطلاع داد. حضرت برخاست و به مدینه برگشت ، و به محمد بن مسلمه انصاری فرمود : برو در قبیله بنی النضیر ، و به مردم آن جا بگو که خدای عز و جل توطئه شما را به من خبر داد ، یا از سرزمین ما بیرون شوید ، و یا آماده جنگ باشید. آنان گفتند از بلاد تو بیرون می رویم.
از سوی دیگر عبد اللّه بن ابی شخصی را نزد ایشان فرستاد که بیرون نروید ، و هم چنان در محل خود بمانید ، و با محمد جنگ کنید که اگر چنین کنید من با قوم خود و هم سوگندانم شما را یاری خواهم کرد ، و اگر هم بیرون برويد من نيز با شما بیرون می آیم ، و اگر قتال کنید با شما در قتال هم دست می شوم. قبیله بنی النضیر چون این وعده را شنیدند دلگرم شده ، تصمیم گرفتند بمانند ، و به اصلاح قلعه ها پرداخته آماده جنگ شدند ، و شخصی را نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرستادند که ما از دیار خود بیرون نمی رویم ، هر کاری که می خواهی بکن. رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم برخاست و تکبیر گفت ، اصحابش یک صدا تكبير گفتند. به امیر المؤمنین فرمود : تو پیشاپیش لشکر به قبیله بنی النضير برو. امیر المؤمنین پرچم جنگ را برداشت و به راه افتاد ، و رسول
خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم قلعه آنان را محاصره کرد ، و عبد اللّه بن ابی به کمک آنان نیامد ، و بدین سان ایشان را فریب داد.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به هر یک از قلعه های ایشان که نزدیک می شد آن قلعه را خراب می کردند ، و به قلعه بعدی منتقل می شدند. و با این که بعضی از یهودیان خانه های گران بها داشتند ، رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم دستور داد درختان خرمای آنان را قطع کنند. یهودیان به جزع در آمدند ، و گفتند : ای محمد ! مگر خدای تعالی تو را امر به فساد کرده ، اگر این درختان از تو شد بگذار سالم از آن تو باشد ، و اگر از ما است چرا قطع می کنی.
يهوديان وقتی چنین دیدند گفتند : ای محمد ! ما حاضریم از سرزمین تو بيرون شويم ، به شرطی که اموال ما را به ما بدهی. حضرت فرمود : این کار را نمی کنم ، ولیکن به شما اجازه می دهم از اموالتان آن مقدار را که شتران شما حمل کند با خود ببرید. یهودیان قبول نکردند ، و چند روزی هم ماندند ، آن گاه گفتند می رویم ، و به مقدار بار شتران از اموال خود می بریم. فرمود : نه باید بروید و هیچ چیز با خود نبرید ، هر کس از شما را ببینیم که با خود چیزی می برد او را خواهیم کشت.
یهودیان از قلعه های خود بیرون شده ، جمعی از ایشان به فدک ، و جمعی به وادی القری ، و گروهی به شام رفتند. در این باره بود که آیات زیر نازل شد :
هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا - تا - فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ و درباره اعتراضی که یهودیان به آن جناب در مورد قطع درختان خرما کرده بودند ، فرمود : مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَىٰ أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ
اللَّهِ وَ لِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ - تا - رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ و درباره عبد اللّه بن ابی و هم فکرانش این آیه نازل شد : أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ - تا - ثُمَّ لَا يُنْصَرُونَ آیا ندیدی که منافقین به برادران کافرشان از اهل کتاب می گفتند : اگر شما از خانه هایتان بیرون کنند ما نیز با شما بیرون می آئیم و از هیچ کس دربارۀ شما پیروی نمی کنیم ، و اگر با شما جنگ کنند ما شما را یاری می کنیم ، و خداوند شهادت می دهد که آن ها دروغ می گویند. اگر آن ها ( کفار ) را بیرون کنند ( منافقین ) با آن ها بیرون نمی روند ، و اگر ( مسلمانان ) با آن ها ( کفار ) جنگ کنند ( منافقین ) یاریشان نمی کنند ، و اگر هم یاریشان کنند در میدان جنگ پشت کرده فرار می کنند سپس کسی آن ها را یاری نمی کند.
كَمَثَلِ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَرِيبًا ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (15) كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ (16) فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَ ذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ (17) 15 - ( کار این گروه از یهود ) مانند کسانی هست که کمی قبل از این ها بودند که وبال کار خودشان را چشیدند و برای آن ها عذابی دردناک است.
16 - ( کار آن ها ) مانند شیطان است که به انسان گفت : کافر شو ؛ پس هنگامی که کافر شد گفت : من از تو برائت می جویم همانا من از خدای پروردگار عالمیان می ترسم.
17 - پس عاقبت کار هر دو آن ها ( شیطان و انسان ) این شد که در آتش جهنم همیشگی خواهند بود ، که آن کیفر ستم کاران است.
كَمَثَلِ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ يعنى بنی قينقاع قَرِيبًا ذَاقُوا وَ بَالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ
عَذَابٌ أَلِيمٌ سپس مثلی برای عبد اللّه بن ابى و بنی النضير زده و فرمود : كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَ ذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ در آن حرف زیادی است که در روایت علی بن ابرهیم نیامده است.
أبان بن عثمان از ابی بصیر در غزوۀ بنی النضیر که در آن اضافه نموده که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به انصار فرمود : اگر بخواهید فیء ( درآمد حاصل از تسلیم کافران ) مهاجران را از آن به شما می دهم و اگر بخواهید میان شما و آنان قسمت می کنم ، و شما را همراه آنان می گذارم. گفتند : ما می خواهیم که آن را میان آنان تقسیم کنی ، پس پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آن را میان مهاجران تقسیم کرد و از انصار باز داشت و جز به دو نفر از انصار سهل بن حنیف و ابا دجانه نداد که این دو نیاز خود را بدان مال یادآور شدند. (1)
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (23) هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (24) 23 - اوست خداوندی که غیر او هیچ معبودی نیست ، مالک اصلی اوست ، از هر عیب و نقص پاک است ، ستم کننده نیست ، ایمنی بخش است ، از همه چیز مراقبت می کند ، قدرتمندی بی همتاست ، هر امری را با اراده اش اصلاح می کند ، سزاوار عظمت و بزرگواری است ، پاک و منزه است
1) بحار الانوار ، ج 20 ، ص 168 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 148 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 272 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 492
خداوند از هر آن چه که برای او شریک قرار می دهند.
24 - اوست خداوندی که خالق ، آفریننده و صورتگر است ، برای او نام های نیکوئی است ، آن چه در آسمان ها و زمین است تسبیح گوی او هستند. و او عزیز و حکیم است.
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ فرمود : الْقُدُّوسُ یعنی این که از آفاتی که موجبات جهل و نادانی است به دور است. السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ فرمود : اولیائش را از عذاب در امان می دارد. الْمُهَيْمِنُ یعنی شاهد. هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ كه الْبَارِئُ یعنی او شی را از چیزی که نیست خلق می کند لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ برای او نام های نیکوئی است ، آن چه در آسمان ها و زمین است تسبیح گوی او هستند ، و او عزیز و حکیم است. (1) یعقوب بن جعفر گوید از امام موسی بن جعفر علیه السلام شنیدم که می فرمود : خداوند متعال بر پیغمبرش محمّد صلى اللّه عليه وآله و سلم نازل فرمود لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ اَلْحَيُّ اَلْقَيُّومُ را ، و به این اسماء اَلرَّحْمَنِ اَلرَّحِيمِ اَلْعَزِيزِ اَلْجَبَّارِ اَلْعَلِيِّ اَلْعَظِيمِ ناميده شد که عقل های آن ها درباره خدای تعالی بحیرت افتاد و هوش ها از دست داده شده لذا برای خدا مثل ها زده اند و او را به اشیائی تشبیه کردند و اشباهی برای او قرار دادند و گفتند خدا در اشیاء حلول می کند و از اشیائی زایل می شود این قبیل از مردم در دریای بی پایانی فرو رفتند که انتهای آن را نمی دانند و اندازه دوری آن را درک نمی کنند. (2)
60 - سورۀ ممتحنه در مدینه نازل شده و دارای 13 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَ مَا أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ (1) إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاءً وَ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ (2) لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَ لَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (3) 1 - ای کسانی که ایمان آورده اید ، دشمن من و دشمن خودتان را دوست مگیرید ، شما با آن ها با دوستی و محبت برخورد می کنید در حالی که آن ها نسبت به آن چه که از سوی حق به سوی شما آمده کافر شده اند ، آن ها رسول و شما را به خاطر این که به خداوندی که پروردگار شماست ایمان آورده اید از سرزمین تان بیرون می رانند ، اگر شما به خاطر جهاد در راه من و بدست آوردن رضایتم از وطن تان بیرون شده اید ، در پنهانی با آن ها دوست
می شوید ، و من آن چه را که پنهان می دارید و آن چه را که آشکار می کنید را می دانم ، و هر کس از شما چنین کاری را انجام بدهد به تحقیق از راه راست گمراه شده است.
2 - اگر آن ها بر شما تسلط یابند دشمنانتان می شوند ، و دست و زبانشان را به بدی به سوی شما باز می کنند ، و دوست می دارند که شما باز کافر شوید.
3 - هرگز روز قیامت خویشان و فرزندان شما نفعی به حالتان نخواهد داشت ، میان شما جدایی می افتد ، و خداوند به آن چه که انجام می دهید بیناست.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ این آیه در شان حاطب ابن ابی بلتعه نازل شده ، هر چند لفظ آیه عام است ، وليكن معنايش مخصوص به این شخص است ، و داستانش بدین قرار بود که :حاطب ابن ابی بلتعه در مکه مسلمان شد ، و به مدینه هجرت کرد ، در حالی که عیالش در مکه مانده بودند. از سوی دیگر کفار قریش ترس آن را داشتند که لشگر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم بر سر آنان بتازد ، ناچار نزد عیال حاطب رفته ، از این خانواده خواستند تا نامه ای به حاطب بنویسند ، و از وی خبر محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم را بپرسند که آیا تصمیم دارد با مردم مکه جنگ کند یا نه ؟ خانواده حاطب نامه ای به او نوشته ، جویای وضع شدند. او در پاسخ نوشت : آری رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم چنین قصدی دارد ، و نامه را به دست زنی به نام صفیه داد ، و او نامه را در لای گیسوان خود پنهان نموده به راه افتاد. در همین میان جبرئیل نازل شد ، و رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم را از ماجرا خبر داد.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم امير المؤمنين على علیه السلام و زبير بن عوام را به طلب آن زن فرستاد ، این دو نفر خود را به او رساندند. امیر المؤمنین پرسید : نامه کجاست ؟
صفیه گفت : نزد من چیزی نیست.
حضرت علی و زبیر زن را تفتیش کردند ، و چیزی همراه او نیافتند. زبیر گفت : حال که چیزی نیافتیم برگردیم.
امیر المؤمنین فرمود : به خدا سوگند رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به ما دروغ نگفته ، و جبرئیل هم به آن جناب دروغ نگفته ، و او هم به جبرئیل دروغ نمی بندد ، و جبرئیل هم به خدا دروغ نمی بندد ، و به خدا سوگندای زن یا نامه را در می آوری و می دهی ، و یا سر بریده ات را نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم می برم.
صفیه گفت : پس از من دور شوید تا در آورم. آن گاه نامه را از لای گیسوانش در آورد. امیر المؤمنین نامه را گرفت و نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آورد.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم از حاطب پرسید : این چکاری است که کردی ؟
حاطب عرض کرد : یا رسول اللّه ! به خدا سوگند این کار را از روی نفاق نکردم ، و چیزی تغییر و تبدیل ندادم ، و من شهادت می دهم به این که جز خدا معبودی نیست ، و این که تو رسول بر حق اويى، وليكن اهل و عیال من از مکه به من نوشتند که قریش با ما خوش رفتاری می کنند ، من خواستم در حقیقت حسن معاشرت آنان را با خدمتی تلافی کرده باشم. بعد از سخنان حاطب خدای تعالی این آیه را فرستاد : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ - تا - لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَ لَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ (1)
قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ
1) بحار الانوار ، ج 21 ، ص 112 و ج 72 ، ص 388 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 165 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 299 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 514
وَ الْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ مَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنَا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ (4) رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (5) لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ (6) عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللَّهُ قَدِيرٌ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (7) لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ (8) 4 - به تحقیق برای شما در ابراهیم و کسانی که با او بوده اند الگوی خوبی است ، هنگامی که به قوم ( مشرک ) خود گفتند : ما از شما و از آن چه غیر از خدا را می پرستید بیزاری می جوئیم ، ما به شما کافریم ، و میان ما و شما دشمنی و کدورت آغاز شده تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان بیاورید ، مگر سخن ابراهیم که به پدرش ( عمویش ) گفت : ( اگر ایمان بیاوری ) برای تو از ( خداوند ) طلب مغفرت می کنم ، و ( اگر ایمان نیاوری ) و من در برابر خداوند برای تو مالک چیزی نیستم ، پروردگارا ما بر تو توکل نمودیم و به سوی تو باز گشتیم ، که بازگشت همۀ امور به سوی توست.
5 - پروردگارا ، ما را مایۀ فتنه و امتحان کافران قرار مده ، پروردگارا ما را بیامرز ، همانا که تو عزیز و حکیم هستی.
6 - به تحقیق برای شما در زندگی آن ها الگوی نیکویی بود ، برای کسانی که امید به خدا و روز آخرت دارند ؛ و هر کس روی بگرداند ( به خود زیان
رسانده ) همانا که خداوند بی نیاز و ستوده است.
7 - امید است که خداوند میان شما و دشمنانتان دوستی برقرار کند ، و خدا تواناست ، و خداوند آمرزنده و مهربان است.
8 - خداوند شما را نسبت به کسانی که در امر دین با شما جنگ نکردند و از سرزمین تان بیرون نراندند از نیکی کردن به آن ها و رعایت نمودن عدالت نهی نمی کند ، همانا که خداوند عدالت پیشگان را دوست می دارد.
ابی الجارود گوید ، امام باقر علیه السلام در معناى آيۀ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللَّهُ قَدِيرٌ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ فرمود : همانا خداوند به پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم و مومنین امر نموده تا از گروهی که کافر هستند برائت بجویند.
قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ - تا - وَ اللَّهُ قَدِيرٌ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ خداوند عز و جل ولایت مؤمنین را از آن ها قطع نموده و آن ها نیز دشمنی شان را بر آن ها ظاهر کردند ، پس فرمود : عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً امید است که خداوند میان شما و دشمنانتان دوستی برقرار کند. هنگامی که اهل مکه اسلام آوردند ، اصحاب رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم با آن ها روابط بر قرار نمودند و از آن ها زن گرفتند و رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم با أم حبیب دختر ابی سفیان بن حرب ازدواج نمود سپس فرمود : لايَنْهاكُمُ اللهُ تا آخر دو آیه. (1)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ
1) تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 515 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 169 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 302
بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا وَ لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَ اسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَ لْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَٰلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (10) وَ إِنْ فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُمْ مِثْلَ مَا أَنْفَقُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ (11) 10 - ای کسانی که ایمان آورده اید ، هنگامی که زنان با ایمان به عنوان مهاجر به نزد شما آمدند آن ها را امتحان کنید ، خداوند به ایمان آن ها آگاه تر است. پس اگر علم یافتید که با ایمان هستند آن ها را به کفار تحویل ندهید ، که نه این ها برای کفار حلال هستند و به کفار برای آن ها حلال می باشند ، و آن چه که همسران کافر آن ها به ایشان پرداخته اند به آن ها بپردازید ، و هیچ گناهی برای شما نیست که با آن ها ازدواج کنید در صورتی که مَهرشان را بپردازید ، و هرگز زنان کافر را در همسری خود نگه مدارید ( اگر زنانتان کافر شده و به نزد کفار رفتند ) مَهر و نفقه را از کفار بگیرید هم چنان که آن ها می توانند مَهر و نفقۀ ( زنی که مسلمان شده را از شما ) بگیرند ، این حکم خداوند است که بینتان حکم می کند ، و خداوند دانا و حکیم است.
11 - و اگر بعضی از همسران شما از دستتان رفته و به کفار ملحق شدند ، و شما در جنگی بر آن ها پیروز شدید و غنائمی بدست آوردید به کسانی که همسرانشان به کفار ملحق شده اند مَهر و نفقه اش را ( از غنائم ) بپردازید ، و ( از مخالفت ) خداوندی که به او ایمان آورده اید بپرهیزید.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ فرمود : هنگامی که
زنی از مشرکین به مسلمین پیوست مورد امتحان قرار بگیرد به این که سوگند به خدا بخورد که به خاطر بغض از شوهر کافرش و نیز به خاطر دوستی یکی از مسلمانان به آن ها ملحق نشده است همانا فقط به خاطر اسلام به مسلمانان ملحق شده است و هنگامی که بر آن سوگند خورد اسلامش مورد قبول واقع می شود ؛ سپس خداوند عز و جل فرمود : فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا یعنی شخص مسلمان مهریۀ آن زن را به شوهر کافرش بپردازد و سپس با او ازدواج نماید و این قول الهی است که می فرماید : وَ لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ و هیچ گناهی برای شما نیست که با آن ها ازدواج کنید در صورتی که مَهرشان را بپردازید. (1)
ابی الجارود گوید امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ وَ لَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ فرمود : هر مسلمانی که در نزد او زن کافری باشد یعنی به غیر مسلمان باشد ، پس اسلام را بر او عرضه کند ، اگر قبول کرد پس زن او می شود و الا از او دوری نماید و خداوند نهی نموده است که به آن زن دست درازی کند. (2)
وَ سْئلُوا مَا أَنفَقْتُمْ یعنی هنگامی که زن مسلمانی به کفار ملحق شود بر شخص کافر است که مهریۀ او را بر مسلمان برگرداند ، و اگر کافر مهریۀ او را نپرداخت و مسلمانان غلبه پیدا کردند و از آن ها غنیمت گرفتند قبل از تقسیم غنيمت مهریۀ زن ملحق شده به کافر را برداشته و به مسلمان می دهند. ابی الجارود گوید که امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ وَ إِنْ فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ
أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فرمود : یعنی اگر زن مسلمانی به کفار ملحق شود مهریۀ او را از کفار طلب کنید و اگر زن کافری بر شما ملحق شد مهریه اش را به آن ها اعطا کنید. (1) وَ إِنْ فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ می فرماید : اگر زن مسلمان ملحق به کافرانی شود که میان شما و میان ایشان عهدی و پیمانی نبوده و شما از آن کافران غنیمت بدست آورده باشید باید که شما از آن غنیمت مهر آن زن را بشوهر مسلمان او بدهید. فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُمْ مِثْلَ مَا أَنْفَقُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ سبب نزول آیه این است که فاطمه دختر ابى امية بن المغيره زن عمر خطاب بوده و آن زن هجرت با او را مکروه داشته در مکه با مشرکین اقامت نمود پس معاوية بن ابی سفيان او را خواستگاری کرد بعد از این خدای تعالی به پیغمبر خود را امر کرد که مثل مهر آن زن را به عمر بن خطاب بدهد. (2) ابی الجارود گوید امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ وَ إِنْ فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ فرمود : اگر زنی از شما به کفاری که میانتان عهد و پیمان نوشته شده است ملحق شد مهریه اش را از آن ها بخواهید و اگر زنی از آن ها به شما ملحق شد مهریۀ او را به آن ها بپردازید ذَٰلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ اين حكم خداوند است که بینتان حکم می کند. (3)
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَىٰ أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَ لَا يَسْرِقْنَ وَ لَا يَزْنِينَ وَ لَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَ لَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ
وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (12) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَمَا يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ (13) 12 - ای پیامبر ! هنگامی که زنان مؤمن نزد تو بیایند که با تو بیعت کنند که دیگر هرگز برای خداوند شریک قرار ندهند ، دزدی نکنند ، زنا ندهند ، و
فرزندانشان را نکشند ، تهمت و افترایی بین دست و پای خود نیاورند ( یعنی فرزندی را که خود از راه نامشروع بدنیا آورده اند و علم به انعقاد نطفۀ او دارند به دروغ به کسی دیگر نسبت ندهند ) ، و در هیچ امر معروفی نافرمانی تو را نکنند ، پس ( با این شرائط ) با آن ها بیعت کن ، و از خداوند برای آن ها طلب مغفرت نما ، همانا که خداوند آمرزنده و مهربان است.
13 - ای کسانی که ایمان آورده اید ، با قومی که خداوند بر آن ها غضب کرده دوستی مکنید که آن ها از آخرت مأیوس هستند هم چنان که کفار مدفون در قبرها ( از دوباره برگشتن خود ) مأیوس هستند.
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَىٰ أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَ لَا يَسْرِقْنَ وَ لَا يَزْنِينَ وَ لَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَ لَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ این آیه روز فتح مکه نازل شد پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم میان نماز ظهر و عصر در مسجد الحرام نشست و مردها با حضرتش بیعت کردند و پس از نماز عصر امر فرمود ظرفی را پر از آب کردند ، آن حضرت دست مبارک خود را در آن آب گذاشت و به زن ها فرمود : هر کس می خواهد بیعت کند دست خود را داخل آب کند و من با زنان مصافحه نمی کنم و آیۀ عَلَىٰ أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ
شَيْئًا وَ لَا يَسْرِقْنَ وَ لَا يَزْنِينَ وَ لَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَ لَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ را قرائت کرد. ام حكيم دختر حارث بن عبد المطلب عرض کرد : ای رسول خدا معروف چیست که ما زن ها باید در آن نافرمانی شما نکنیم و خداوند ما را امر به آن نموده است ؟
فرمود : معروف عبارت از آن است که صورت های خود را نخراشید و سیلی بصورت خود نزنید و موهای خود را نکنید و گریبان چاک نزنید و لباس سیاه نپوشید و صدا را به واویلا بلند نکنید و کنار قبرها توقف ننمائید. آن زنان با شروط در آیه بکیفیت مزبور به امر پیغمبر خدا بیعت کردند. (1)
عبد اللّه بن سنان گوید از امام صادق علیه السلام از معنای جمله شریفه وَ لَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ سؤال کردم ، فرمود : معروف همان اموری است که خدای تعالی بر زنان واجب کرده ، مانند نماز و زکات و هر عمل خیر دیگری که به ایشان دستور داده است. (2)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ عطف بر آیۀ 1 همین سوره يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ می باشد. (3)
61 - سورۀ صف در مدینه نازل شده و دارای 14 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (1) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ (2) كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ (3) 1 - هر آن چه در آسمان ها است هر آن چه در زمین همه تسبیح گوی خداوند هستند ، و او عزیز و حکیم است.
2 - ای کسانی که ایمان آورده اید ، چرا چیزی را می گویید که عمل نمی کنید ؟
3 - موجب خشم خداوند می شود این که سخنی را بگویید و خود عمل نکنید.
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ خطاب به اصحاب رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم است که به آن حضرت وعده دادند که او را یاری کنند و از دستوراتش مخالفت نورزند ، و عهد و پیمانشان را دربارۀ امير المؤمنين علیه السلام نقض نکنند ، پس خداوند دانست که آن ها به عهد و پیمانشان وفا نمی کنند پس فرمود : لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ ... به تحقیق خداوند به خاطر اقرارشان آن ها را مومنین نامیده است اگر
چه آن ها را تصدیق نمی کند.
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (4) وَ إِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (5) 4 - خداوند کسانی را دوست می دارد که در راه او جهاد می کنند ، که گویی هم چون سدّی آهنین هستند.
5 - ( بیاد بیاور ) هنگامی که موسی به قوم خود گفت : ای قوم من ، چرا مرا رنج و آزار می دهید در حالی که می دانید من فرستادۀ خداوند به سوی شما هستم ؟ پس هنگامی که منحرف شدند خداوند هم قلب هایشان را منحرف نمود ، و خداوند گروه فاسقان را هدایت نمی کند.
خداوند مومنینی را که مجاهده نمودند و در راه خداوند جنگ کردند را ذکر نموده و فرمود : إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ یعنی چنان صف می بندند که گویی بنیانی استوار و انهدام ناپذیرند. (1)
فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ یعنی خداوند قلب های آن ها را به شک و تردید انداخت. وَ إِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ مُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَٰذَا سِحْرٌ مُبِينٌ (6)
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 310 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 524
6 - و هنگامی که عیسی بن مریم گفت : ای بنی اسرائيل من فرستادۀ خداوند به سوی شما هستم ، و من تصديق کنندۀ تورات که قبل از من
آمده هستم و به فرستاده ای بشارت می دهم که بعد از من می آید و اسمش احمد است ، پس هنگامی که ( احمد ) با دلائلی روشن به نزد آن ها آمد گفتند : این سحری روشن و آشکار است.
خداوند قول عیسی علیه السلام به بنی اسرائیل را حکایت می کند إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ مُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَٰذَا سِحْرٌ مُبِينٌ
فرمود : بعضی از یهودیان از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم پرسیدند : چرا به نام احمد و محمد و بشیر و نذیر نامیده شدی ؟
فرمود : اما محمد نامیده شدم ، بدین جهت که من در زمین محمود هستم. و اما أحمد ناميده شدم بدين جهت که من در آسمان احمد و ستوده تر از ستودگیم در زمین می باشم. و اما بشیر خوانده شدم به خاطر این که هر کس مرا اطاعت کند او را به بهشت بشارت می دهم. و نذیر خوانده شدم چون هر کسی را که نافرمانی خدا را بکند او را با آتش جهنم انذارش می کنم. (1)
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (8) 8 - آن ها می خواهند نور خدا را با دهانشان (سخنان باطل و بیهوده) خاموش کنند ، و خداوند نور خود را کامل می کند و اگر چه کافران از آن کراهت داشته باشند.
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ فرمود : به وسیلهٔ
1) بحار الانوار ،16 ، ص 96 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 312 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 526
حضرت قائم از آل محمد علیهم السلام تا این که قیام می کند و خداوند به وسیلۀ او دینش را ظاهر می گرداند بطوری که غیر از خداوند چیزی مورد پرستش واقع نمی شود و آن فرمایش پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم است که می فرماید : زمین را پر از عدل و داد می کند هم چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد. (1)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ (10) تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُون (11) يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ يُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَ مَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (12) وَ أُخْرَىٰ تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ (13) 10 - ای کسانی که ایمان آورده اید ، آیا شما را به تجارتی راهنمائی نکنم که از عذاب دردناک نجاتتان دهد ؟
11 - به خدا و رسولش ایمان بیاورید ، و در راه خدا با اموال و جانتان جهاد کنید ، که این عمل برای شما بهتر است اگر بدانید.
12 - ( اگر این عمل را انجام دهید خداوند ) گناهان شما را می آمرزد ، و شما را وارد باغ های بهشتی می کند که از زیر درختانش نهرها جاریست ، و در مساکینی پاکیزه در بهشت عدن جای
می دهد و این رستگاری بزرگ است.
13 - و ( باز نعمت ) دیگری که آن را دوست دارید یاری خداوند و پیروزی نزدیک است و مومنان را ( به این نعمت بزرگ ) بشارت ده.
ابی الجارود از امام باقر علیه السلام در تفسیر آیۀ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ
1) بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 49 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 317 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 529
﴿ عَلَىٰ تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ نقل کرده که فرمود : اصحاب گفتند : چه خوب بود می فهمیدیم این تجارت چیست که اگر بفهمیم جان و مال و حتی اولادمان را هم در به دست آوردن آن می دادیم. خدای تعالی فرمود : تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ - تا - ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ای کسانی که ایمان آمرده اید ، آیا شما را به تجارتی راهنمایی نکنم که از عذاب دردناک نجاتتان دهد ؟ به خدا و رسولش ایمان بیاورید ، و در راه خدا با اموال و جانتان جهاد کنید ، که این عمل برای شما بهتر است اگر بدانید.
وَ أُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرُ مِنَ اللهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ یعنی در دنیا فتح امام قائم علیه السلام و در روایتی دیگر فرموده : یعنی فتح مکه. (1) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ فَآمَنَتْ طَائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ كَفَرَتْ طَائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَىٰ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ (14) 14 - ای کسانی که ایمان آورده اید ، از یاران الهی باشید ، هم چنان که عیسی بن مریم به حواریین گفت : چه کسی مرا به سوی خداوند یاری می کند ؟ حواریون گفتند : ما یاوران خدائیم. پس گروهی از بنی اسرائیل ایمان آوردند و گروهی نیز کافر شدند ، پس ما نیز کسانی که ایمان آورده بودند را در برابر دشمنانشان تایید کردیم تا بر آن ها پیروز شدند.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ - تا - فَآمَنَتْ طَائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ كَفَرَتْ طَائِفَةٌ فرمود : آن هائی که کافر شدند آن هائی بودند که شبیه
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 318 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 529
عیسی علیه السلام به عنوان عیسی گرفته و او را کشتند و به صلیب کشیدند و آن هائی که ایمان آوردند آن هائی بودند که شبیه عیسی علیه السلام را نکشتند ، پس گروهی که او را گرفته و به صلیب کشیدند خود نیز کشته شدند و آن قول خداوند است که فرمود : فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَىٰ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ پس ما نیز کسانی که ایمان آورده بودند را در برابر دشمنانشان تایید کردیم تا بر آن ها پیروز شدند. (1)
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 319 ؛ تفسیر برهان ، ج 7 ، ص 531
62 - سورۀ جمعه در مدینه نازل شده و دارای 11 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (1) هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (2) وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (3) 1 - آن چه در آسمان ها است و آن چه در زمین همه تسبیح گوی خداوند هستند ، خداوندی که حاکم و از هر عیب و نقصی به دور و عزیز و حکیم است.
2 - اوست کسی که در میان امت بی سواد ، رسولی مثل خودشان را فرستاد که آیاتش را بر آن ها می خواند ، و آن ها را تزکیه می کند ، و به آن ها کتاب و حکمت تعلیم می دهد ، و اگر چه قبل از آن در گمراهی آشکاری بودند.
3 - و نیز رسول قوم دیگریست که هنوز به آن ها ( عرب ) ملحق نشده اند. و او عزیز و حکیم است.
يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ كه قُدُّوسِ یعنی از آفاتی که موجب جهل و نادانی است بری می باشد. (1)
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 321 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 6
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ فرمود : امیون کسانی هستند که کتابی با آن ها نباشد. معاوية بن عمار روایت می کند که امام صادق علیه السلام در معنای آیۀ هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ فرمود : آن ها می نوشتند ولکن از جانب خداوند کتابی با آن ها نبود ، و رسولی به سوی آن ها فرستاده نشده بود پس خداوند نسبت « امیین » به آن ها داد. (1)
وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ فرمود : بعد از آن ها داخل در اسلام شدند. (2) مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (5) قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (6) 5 - مثل کسانی که تورات به آن ها داده شده ولی به آن عمل نمی کردند همانند خری است که کتاب هایی را حمل می کند (و نمی داند که بارش چیست) قومی که آیات خداوند را تکذیب کردند چه بد مثلی دارند ، و خداوند قوم ستم کاران را هدایت نمی کند.
6 - بگو : ای قوم یهود ، اگر می پندارید که شما دوستان خدائید نه مردم دیگر ، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می گوئید.
خداوند دربارۀ بنی اسرائیل مثالی زده و فرمود : مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا خر کتاب را حمل می کند و نمی داند.
که در آن چه است و به آن عمل نمی کند هم چنین بنی اسرائیل همانند خر کتاب را حمل می کنند و نمی دانند که در آن چه است و به آن عمل هم نمی کنند.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ فرمود : همانا در تورات نوشته شده که اولیاء خداوند آرزوی مرگ می کنند. (1) قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (8) 8 - بگو : مرگی که از آن فرار می کنید سرانجام شما را ملاقات خواهد کرد ، سپس به سوی کسی که دانا به پنهان و آشکار است باز گردانیده می شوید ، و او شما را به آن چه که انجام می دادید آگاه می سازد.
قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ امير المومنين علیه السلام فرمود : ای مردم هر کس آن چه را از آن می گریزد در خواهد یافت ، و اجل خود را به او می رساند ، و گریز از آن همان رسیدن و دریافتن آن است. (2) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (9) فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (10) 9 - ای کسانی که ایمان آورده اید ، هنگامی که روز جمعه برای نماز دعوت
می شوید به سوی ذکر خداوند بشتابید ، و خرید و فروش را رها کنید ، که این عمل برای شما بهتر است اگر بدانید.
10 - پس هنگامی که نماز پایان یافت در روی زمین پراکنده شوید ، و از فضل خداوند ( روزی ) بطلبید ، و خداوند را زیاد یاد کنید شاید که رستگار شوید.
فَاسْعَوْا إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ كه سعی به معنای سرعت در راه رفتن است. (1) ابی الجارود گوید امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ فرمودند : وقتی گفته می شود فاسعوا معنایش این است که بروید و چون گفته می شود اسعوا معنایش این است که برای فلان هدف عمل کنید و معنای آیه این است که برای نماز جمعه شارب ( سبیل ) خود را کوتاه کنید ، و موی زیر بغل را زائل سازید ، ناخن بگیرید ، غسل کنید ، بهترین و نظیف ترین جامه را بپوشید ، و خود را معطر سازید ، این ها سعی برای نماز جمعه است. و سعی برای روز قیامت هم این است که آدمی خود را برای آن روز مهیا کند ، هم چنان که فرموده : وَ مَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَسَعَىٰ لَهَا سَعْيَهَا وَ هُوَ مُؤْمِنٌ (2)و هر كس طالب آخرت باشد و برای رسیدن به آن نهایت تلاش و کوشش را بکند او مومن است. (3)
فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ فرمود : یعنی روز شنبه در
زمین پراکنده شوید.
وَ إِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَ تَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ (11) 11 - و هنگامی که آن ها تجارت یا لهوی را می بینند به سوی آن می روند و تو را در حالی که ایستاده هستی ترک می کنند ، بگو : آن چه نزد خداوند است از لهو و تجارت بهتر است ، و خداوند بهترین روزی دهنده است.
وَ إِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا رسول خدا صلى اللّه عليه وآله و سلم در روز جمعه با مردم نماز می خواند که کاروان تجاری وارد مدینه شد که در جلوی آن کاروان گروهی دف و طنبور می زدند ، مردم از شنیدن آن نماز را ترک کرده رفتند تا به آن کاروان تماشا کنند که چه آورده است که خداوند این آیه را نازل فرمود : وَ إِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَ تَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ (1) ابن مسکان گوید از ابی بصیر سوال شد که امام چگونه خطبه می خواند ، گفت : ایستاده خطبه می خواند زیرا خداوند می فرماید : وَ تَرَكُوكَ قَائِمًا و تو را ایستاده ترک کردند. (2)
ابن أبی يعفور گويد امام صادق علیه السلام فرمود آیه این چنین نازل شده است : وَ إِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَ تَرَكُوكَ قَائِمًا
قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَارَةِ یعنی برای کسانی که تقوی دارند وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ و خداوند بهترین روزی دهنده است. (3)
63 - سورۀ منافقون در مدینه نازل شده و دارای 11 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2) ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ (3) وَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ (4) وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ (5) سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (6) سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (7) يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ (8)
1 - هنگامی که منافقین به نزد تو می آیند می گویند : ما شهادت می دهیم که تو رسول خداوند هستی ، و خداوند می داند که تو رسول او هستی ، و خداوند می داند که منافقین به دروغ شهادت می دهند ( و آن را قبول ندارند ).
2 - آن ها سوگندهایشان را سپری قرار داده اند تا به وسیلۀ آن مردم را از راه خداوند باز دارند ، و آن ها چه بد عمل می کنند.
3 - این به خاطر آن است که آن ها اول ایمان آوردند سپس کافر شدند ، پس خداوند بر دل های آن ها مُهر زده و آن ها واقعیت را درک نمی کنند.
4 - و هنگامی که آن ها را می بینی جسمشان تو را به تعجب می آورد ، و اگر سخنی بگویند ، به سخنانشان گوش می دهی ، مانند این که چوب خشکی هستند که بر دیوار تکیه کرده اند ، هر صدایی که می شنوند گمان می کنند که بر علیه خودشان است ، آن ها دشمنان تو هستند پس از آن ها دروی کن ، خداوند آن ها را بکشد که از حق منحرف شدند.
5 - و هنگامی که به آن ها گفته شود : بیائید تا رسول خدا برای شما طلب مغفرت بکند ، سرهایشان را تکان می دهند و آن ها را می بینی که ( از تو ) اعراض کرده و تکبر می ورزند.
6 - برای آن ها فرقی نمی کند که برایشان طلب مغفرت کنی یا طلب مغفرت نکنی ، خداوند آن ها را هرگز نمی آمرزد ، همانا خداوند قوم فاسقین را هدایت نمی کند.
7 - آن ها کسانی هستند که می گویند بر کسانی که اطراف رسول خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند ، خزینه های آسمان ها و زمین برای خداوند است ولكن منافقین نمی فهمند.
8 - می گویند : اگر به مدینه برگشتیم عزیزان ذلیل شدگان را بیرون می کنند ، در حالی که عزّت برای خداوند و برای رسولش و برای مومنین است و منافقین نمی دانند.
إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ فرمود : این آیه در جنگ مریسع که جنگ با بنی المصطلق که و در سال پنجم هجرت اتفاق افتاد نازل شده است. رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم خودش در این جنگ شرکت کرد و در مراجعت کنار چاهی کم آب فرود آمد. انس بن سیار ، هم پیمان انصار و جهجاه بن سعيد غفارى اجير عمر بن خطاب در کنار چاه به هم برخوردند ، و هر دو سطل در چاه انداختند تا آب بکشند ، سطل در چاه به هم پیچید. ابن سیار گفت : سطل من ، جهجاه هم گفت سطل من. و همین باعث درگیری بین آن دو شد ، جهجاه به صورت ابن سیار سیلی زد ، و خون از روی او جاری شد. ابن سیار قبیله خزرج را و جهجاه قریش را به کمک طلبید ، هر دو گروه سلاح برگرفتند ، و چیزی نمانده بود که فتنه ای به پا شود.
عبد اللّه بن أبى سر و صدا را شنید پرسید چه خبر شده ؟ جریان را برایش گفتند و او سخت در خشم شد و گفت : من از اول نمی خواستم این مسیر را بروم ، و من امروز خوارترین مردم عرب هستم ، و من هیچ پیش بینی نمی کردم که زنده بمانم و چنین سخنانی بشنوم ، و نتوانم کاری بکنم ، و وضع را به دلخواه خود تغییر دهم.
آن گاه رو کرد به اطرافیان خود و گفت این کاری است که شما گردید این ها
را در منازل خود جای دادید ، و مال خود را با آنان تقسیم نمودید ، و با جان خود جانشان را از خطر حفظ کردید ، و گردن های خود را آماده شمشیر ساخته ، زنان خود را بیوه و فرزندان را یتیم کردید ، آن هم از مردمی که اگر شما بیرونشان کرده بودید وبال گردن مردمی دیگر می شدند. آن گاه گفت : لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ اگر به مدینه برگردیم ، آن
کس که عزیزتر است ذلیل تر را بیرون خواهد کرد.
یکی از حضار در آن مجلس زید بن ارقم بود که تازه داشت به حد بلوغ می رسید ، و آن روز رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم در هنگام گرمای ظهر در سایه درختی با جمعی از اصحاب مهاجر و انصارش نشسته بود ، زید از راه رسید ، و سخنان عبد اللّه بن ابی را به رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم گزارش داد. حضرت فرمود : ای پسر ! شاید اشتباه شنیده باشی.
عرض کرد : به خدا سوگند اشتباه نکرده ام.
فرمود : شاید از او خشمگین باشی.
عرض کرد : به خدا قسم هیچ دشمنی با او ندارم.
فرمود : ممکن است خواسته سر بسرت بگذارد ؟
عرض کرد : نه به خدا سوگند.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به غلامش شقران فرمود : مرکب را زین کرده و آماده حرکت کن ، و فوراً سوار شد. مردم به یک دیگر خبر دادند ولی کسی باور نمی کرد که در آن گرمای ظهر حرکت کرده باشد ، ولی بالأخره سوار شدند ، و سعد بن عباده خود را به آن جناب رسانیده ، عرض کرد : السلام علیک یا رسول اللّه و رحمة اللّه و بركاته.
حضرت فرمود : و علیک السلام
عرض کرد : شما هیچ وقت در گرمای ظهر حرکت نمی کردید.
فرمود : مگر سخنان رفیقتان را نشنیده ای ؟
پرسید : کدام رفیق یا رسول اللّه ؟ ما به غیر تو رفیقی نداریم ؟
فرمود : عبد اللّه بن ابی ، او پیش بینی کرده که اگر به مدینه برگردد آن کس که عزیزتر است ذلیل تر را از شهر بیرون کند.
سعد عرض کرد : یا رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله و سلم تو و اصحابت عزیزتر و او و اصحابش ذلیل ترند.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آن روز را تا به آخر به حرکت ادامه داد ، و با احدی سخن نگفت ، قبیله خزرج نزد عبد اللّه بن ابی آمدند ، و او را ملامت کردند. عبد اللّه قسم خورد که من هیچ یک از این حرف ها را نزده ام. گفتند : اگر چنین حرفی نزده ای برخیز تا نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم برویم تا از آن جناب عذر خواهی کنی ، عبد اللّه سر و کله اش را تکان داد که نه.
چون شب شد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آن شب را هم تا به صبح حرکت کرد ، و اجازه استراحت نداد ، مگر به مقدار نماز صبح. فردای آن روز رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم پیاده شد ، اصحاب هم پیاده شدند ، در حالی که آن قدر خسته بودند که خاک زمین برایشان بهترین رختخواب شد. عبد اللّه بن ابی نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آمد ، و سوگند یاد کرد که من این حرف ها را نزده ام ، و به وحدانیت خدا و رسالت آن حضرت شهادت داد ، و گفت : زید بن ارقم به من دروغ بسته است.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم عذرش را پذیرفت ، آن وقت قبیله خزرج نزد زید بن ارقم رفته شماتتش کردند که تو چرا به بزرگ قبیله ما تهمت زدی.
هنگامی که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم از آن منزل حرکت کرد زید با آن جناب بود ، و می گفت : بار الها ! تو می دانی که من دروغ نگفته ام ، و به عبد اللّه بن ابی تهمت
نزده ام. چیزی از راه را نرفته بودند که حالت وحی و شبیه بیهوشی به رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم دست داد و آن قدر سنگین شد که نزدیک بود شترش زانو بزند و بخوابد ، و خود او عرق از پیشانی مبارکش می چکید ، و بعد از آن که به حالت عادی برگشت ، گوش زید بن ارقم را گرفته ، او را از جایش بلند کرد و فرمود : ای پسر سخنت راست و دلت فراگیر است ، و خدای تعالی قرآنی در باره ات نازل کرده است. و چون به منزل رسیدند و پیاده شدند ، سوره منافقین را از اول تا جمله وَلَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ بر آنان خواند ، و خدای تعالی عبد اللّه بن ابی را رسوا ساخت. (1)
أبان بن عثمان گوید : رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم روز و شب و فردایش نیز حرکت کرد تا این که خورشید بالا آمده و هوا روشن شد و حضرت توقف فرمودند و مردم نیز به استراحت پرداختند ، رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم قصد داشتند که با مردم سخن نگویند که پسر عبد اللّه بن أبی نزد آن حضرت آمده و عرض کرد : ای رسول خدا ! اگر قصد کشتن پدرم را داری به من امر کن که سرش را در نزد شما حاضر کنم ، به خدا سوگند که من نیکوترین فرزند نسبت به پدرم هستم ، و اوس و خزرج این را می دانند ، می ترسم که شما به غیر از من دستور بدهید که او را بکشد و من خوش ندارم که به قاتل عبد اللّه نگاه کنم ، و شخص مومنی را به خاطر پدر کافرم بکشم و داخل در آتش جهنم شوم. رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمودند : مادامی که با ما هستی با پدرت مدارا کن و با او رفتاری نیکو داشته باش. (2)
ابی الجارود گوید که امام باقر علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ
مُسَنَّدَةٌ می فرمودند : نه می شنوند و نه اندیشه می کنند. يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ يعنى هر صدائی را دشمن خود می دانند. هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ هنگامی که خداوند خبر منافقین را برای رسولش بیان کرد و پیامبر زشتی های آن ها را برای آن ها و اهل قبیله و نزدیکانشان فرمود ، آن ها به نزد منافقین رفته و گفتند : وای بر شما که رسوا شدید ، به نزد پیامبر خدا بروید تا برای شما طلب مغفرت بکند ، آن ها از روى كبر و غرور سرهایشان را برگرداندند و هیچ رغبتی به استغفار آن حضرت نشان ندادند لذا خداوند می فرماید : وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُو سَهُمْ و هنگامی که به آن ها گفته شود : بیائید تا رسول خدا برای شما طلب مغفرت بکند ، سرهایشان را تکان می دهند. (1) وَ أَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ (10) وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون (11) 10 - و از آن چه به شما روزی کرده ایم انفاق کنید ، قبل از این که مرگ یکی از شما فرا برسد و بگوید : پروردگارا ، چرا مرگ مرا اندکی به تأخیر نینداختی تا صدقه دهم و از نیکوکاران باشم ؟
11 - و خداوند هرگز مرگ کسی را به تاخیر نمی اندازد وقتی که اجلش رسیده باشد ، و خداوند بدان چه که می کنید آگاه است.
وَ أَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ يعنى أَصَّدَّق یعنی حج بجا بیاورم وَ
1) بحار الأنوار ، ج 20 ، ص 288 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 335 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 19
أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ یعنی در هنگام مرگ از صالحین خواهم بود. پس خداوند آن ها را رد کرده و فرمود : وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون و خداوند هرگز مرگ کسی را به تاخیر نمی اندازد وقتی که اجلش رسیده باشد ، و خداوند بدان چه که می کنید آگاه است. (1)
ابو بصیر از امام باقر علیه السلام روایت کرده که در ذیل کلام خدا که فرموده : وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا فرموده : نزد خدا کتاب ها و مقدراتی موقوف و غیر حتمی است ، هر کدام را بخواهد عملی می کند ، تا شب قدر برسد ، در آن شب همه چیزهایی را که تا سال بعد باید رخ دهد نازل می کند ، این است معنای آیه وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا یعنی وقتی که خدا آن مقدر را در شب قدر نازل کرده باشد ، و نویسندگان آسمان ها آن را نوشته باشند ، و این همان مقدری است که دیگر تاخیر داده نمی شود. (2)
64 - سورۀ تغابن در مدینه نازل شده و دارای 18 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (1) هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كَافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (2) 1 - آن چه که در آسمان ها است و آن چه که در زمین همه تسبیح گوی خداوند هستند ، مالکیت و حکومت از برای اوست ، حمد و سپاس نیز از برای اوست ، و او بر هر چیزی تواناست.
2 - اوست که شما را آفریده که گروهی از شما کافر و گروهی مومن هستید ، و خداوند به آن چه که انجام می دهید بیناست.
يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كَافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ فرمود : این آیه مخصوص دربارهٔ مؤمنین و کافرین نازل شده است. حسين بن نعيم صحاف گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ فَمِنْكُمْ كَافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ سوال کردم ، فرمود : خداوند هنگامی که در عالم ذر و در صلب آدم از آن ها عهد و پیمان گرفت به آن ها شناساند که ایمان ولایت
ماست و کفرشان ترک و قبول نکردن ولایت ما می باشد. (1)
ذَٰلِكَ بِأَنَّهُ كَانَتْ تَأْتِيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالُوا أَبَشَرٌ يَهْدُونَنَا فَكَفَرُوا وَ تَوَلَّوْا وَ اسْتَغْنَى اللَّهُ وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَمِيدٌ (6) 6 - این به خاطر آن است که رسولانشان با دلائلی روشن به نزدشان می آمدند پس گفتند : آیا بشرهایی ما را هدایت می کنند ؟ پس کافر شدند و روی گرداندند ، و خداوند ( از آن ها بی نیاز بود ) ، و خداوند بی نیاز و ستوده است.
على بن سوید شیبانی گوید از امام کاظم علیه السلام دربارۀ آيۀ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُ كَانَتْ تَأْتِيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ سوال کردم ، فرمود : مراد از بسينات ائمه علیهم السلام می باشد. (2)
زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلَىٰ وَ رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ (7) فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (8) 7 - کافران گمان کردند که هرگز برانگیخته نمی شوند. بگو : چرا ، به پروردگارم سوگند که همۀ شما برانگیخته می شوید و سپس به آن چه که عمل می کردید آگاهتان می گردانند ، و این کار بر خداوند آسان است.
8 - پس به خداوند و رسولش و نوری که نازل کرده ایم ایمان بیاورید ، و خداوند بدان چه که عمل می کنید آگاه است.
خداوند گفتار مادیون را حکایت کرده و فرمود : زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلَىٰ وَ رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا که مراد از « نور » امیر المؤمنین علی علیه السلام است. (1)
ابو خالد کابلی گوید از امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنَا سوال کردم ، فرمود : ای ابو خالد نور به خدا سوگند ائمه علیهم السلام از آل محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم تا روز قیامت هستند ، به خدا سوگند ائمه آن نور الهی هستند که خداوند نازل فرموده است ، به خدا سوگند ائمه نور الهی در آسمان ها و زمین هستند.
ای ابا خالد نور امام در دل های مؤمنین از نور آفتاب که می تابد روشن تر است ، سوگند بخدا امامان قلوب مؤمنین را نور افشانی می کنند و خداوند می پوشاند نور امامان را از هر کس که بخواهد پس دل آن ها تاریک و ظلمانی شود ، بخدا قسم ای ابا خالد دوست نمی دارد ما را کسی مگر آن که خداوند قلب او را پاکیزه گرداند و خداوند دل کسی را پاکیزه نگرداند تا آن که تسلیم ما ائمه
شود و چون تسلیم ما شد خداوند او را از سختی حساب سالم گرداند و از ترس و هول روز قیامت و عذاب جهنم در امان باشد. (2)
مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (11) 11 - هیچ مصیبتی ( به کسی ) نمی رسد مگر به فرمان خدا ، و هر کس به
خداوند ایمان بیاورد قلبش را هدایت می کند ، و خداوند به هر چیزی داناست.
وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ یعنی خداوند در قلبش تصدیق می کند ، پس هنگامی که خداوند برای او روشن نمود و هدایت را اختیار کرد بر هدایتش می افزاید هم چنان که فرمود : وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى (1)و کسانی که هدایت یافته اند بر هدایتشان افزوده می شود. (2) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَ أَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (14) إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَ أَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ (15) 14 - ای کسانی که ایمان آورده اید همانا بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند ، پس از آن ها حذر کنید ، و اگر عفو کنید و چشم پوشی نمائید و ببخشید (خداوند نیز شما را می آمرزد) که خداوند آمرزنده و مهربان است.
15 - همانا اموالتان و فرزندانتان وسیلۀ آزمایش شما هستند و نزد خداوند اجری بزرگ است.
إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَ أَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ يعنى دوست داشتن اموال و اولاد فتنه است. ابی الجارود از امام باقر علیه السلام روایت کرده که آن حضرت در ذیل آیۀ إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَ أَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ فرموده : این آیه راجع به
مسلمانانی است که وقتی می خواستند از وطن کافر نشین خود به دار هجرت مهاجرت کنند ، زن و فرزندشان دست به دامنشان انداخته ، از رفتن بازشان می داشتند ، و می گفتند : تو را به خدا سوگند می دهیم که از ما دست بر مدار که بعد از رفتنت از بین خواهیم رفت ، بعضی از مسلمانان تسلیم خواسته زن و فرزند خود می شدند ، و در دار الکفر می ماندند ، و آیه شریفه آنان را از چنین زن و فرزندانی بر حذر داشته ، از اطاعت آنان نهی می فرماید ، بعضی دیگر از مسلمانان تسلیم نمی شدند ، و راه خدا را پیش گرفته از زن و فرزند دست بر می داشتند ، و می گفتند : به خدا سوگند اگر شما با من هجرت نکنید ، و خدای تعالی روزی بین من و شما در دار الهجرة جمع خواهد کرد تا ابد سودی به شما نخواهم رساند و دیگر کاری به کارتان نخواهم داشت ، هنگامی که خداوند بین او و آن ها جمع کرد و خداوند امر نمود که به آن ها وفا و نیکی کند و فرمود : وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ و اگر عفو کنید و چشم پوشی نمائید و ببخشید ( خداوند نیز شما را می آورزد ) که خداوند آمرزنده و مهربان است. (1)
فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا وَ أَنْفِقُوا خَيْرًا لِأَنْفُسِكُمْ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (16) 16 - پس تا می توانید از خداوند بپرهیزید ، بشنوید و اطاعت کنید و انفاق نمائید که برای خود شما بهتر است و کسانی که از بخل و حرص خودشان را نگه بدارند همان ها رستگاران هستند.
1) بحار الانوار ، ج 19 ، ص 89 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 29 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 211 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 342
فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ با آیۀ اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ (1)نسخ شده است. (2) وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فرمود : يُوقَ شُحَّ یعنی هنگامی که انفاق در اطاعت خداوند را اختیار کند. فضل بن أبی قرة [ مرة ] گوید : امام صادق علیه السلام را دیدم که از اول شب تا صبح طواف می کرد و می گفت : بار الها مرا از شر بخل نفسم نگه بدار.
عرض کردم : فدایت شوم من امشب از شما به غیر از این دعا را نشنیدم.
فرمود : چه بلایی بالاتر از بخل نفس سراغ داری ؟ خدای تعالی می فرماید : وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ و کسانی که از بخل و حرص خودشان را نگه بدارند همان ها رستگاران هستند. (3)
65 - سورۀ طلاق در مدینه نازل شده و دارای 12 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًا (1) فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَ أَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (2) وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا (3) وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَ اللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ وَ أُولَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا (4) 1 - ای پیامبر هنگامی که خواستید زن را طلاق دهید ، پس در زمان عدّه آن ها را طلاق دهید ( یعنی در زمان پاکی از حیض و در آن پاکی هم نزدیکی نکرده باشند ) ، و زمان عدّه را نگه دارید ، و از خداوندی که پروردگار
شماست بپرهیزید ، و نه شما آن زنان را ( تا در عدّه اند ) از خانه هایشان بیرون کنید و نه آن ها از خانه بیرون بروند مگر آن که کار زشت آشکاری مرتكب شوند ، که این احکام حدود خداست ، و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به تحقیق به خودش ستم کرده است ، نمی دانی شاید خداوند بعد از این امر تازه ای بوجود بیاورد ( میانشان را اصلاح کند ).
2 - پس هنگامی که عدّۀ آن ها تمام شد ، آن ها را به شایستگی نگه دارید و یا به شایستگی از آن ها جدا شوید ، و دو مرد را بعنوان شاهد عادل از خودتان گواه بگیرید که برای خداوند شهادت بدهند ، به این پند و اندرز ایمان آورندگان به خداوند و آخرت پند و اندرز داده می شوند ، و هر کس از خداوند بپرهیزد خداوند برای او راه خروجی ( از مشکلات ) قرار می دهد.
3 - و او را از جایی که گمان نمی کند روزی می دهد ، و هر کس به خداوند توکل کند همان کفایتش می کند ، همانا خداوند فرمانش را انجام می دهد ، به تحقیق خداوند برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.
4 - و از زنانتان آن هایی که از حیض دیدن مایوس هستند ، اگر دربارۀ آن ها شک کنید پس عدّه شان سه ماه است ، و نیز زنانی که حیض ندیده اند ، و عدّۀ زنان باردار هنگامی است که بارشان را به زمین بگذارند ، و هر کس از خداوند بپرهیزد ، خداوند کار او را برایش آسان می سازد.
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ فرمود : خطاب به پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم است ولی معنایش مردم می باشد. و آن فرمایش امام صادق علیه السلام است که فرمود : همانا خداوند پیامبرش را
برای تو مبعوث نمود به این عنوان که « دخترم به تو می گویم ، عروسم تو بشنو ». (1)
ابى الجارود از امام باقر علیه السلام روایت می کند که در معنای آیۀ ذیل فرمودند : فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ که مراد از عده پاکی از حیض است.
وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ و آن این است که او را به حال خود وا بگذارد تا حیض ببیند ، پس هنگامی که حیض دید و سپس پاک شد و غسل نمود بدون این که با او نزدیکی نماید طلاقش دهد و شاهدی نیز بر طلاق بگیرد سپس اگر خواست رجوع کند و بر رجوعش نیز شاهد بگیرد ، هنگامی که خواست برای بار دوم طلاق دهد پس زمانی که حیض دید و از آن پاک شد و غسل کرد برای بار دوم بدون این که مجامعت نماید طلاقش دهد ، و شاهد نیز بر آن بگیرد ، سپس اگر خواست رجوع کند و بر رجوعش نیز شاهد بگیرد ، سپس او را به حال خود وا می گذارد تا حیض ببیند و پاک گردد پس هنگامی که غسل کرد برای بار سوم او را طلاق می دهد و او قبل از طلاق سوم مالک زن است اگر خواست رجوع می کند و اگر خواست رجوع نمی کند ؛ و هم چنین است طلاق سنت که طلاق جاری نمی شود مگر بعد از پاک شدن از سه حیض و بدون نزديكی کردن با زن ، که در هر طلاق دادن و رجوع نمودن شاهد بر آن می گیرد ، که طلاق دوم و سوم نیز چنین است و اگر حامله باشد همان وضع حمل او عده اش تمام می شود و آن قول الهی است که می فرماید : وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَ اللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ كه عدّۀ آن ها هم چنین سه ماه است. وَ أُولَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ و عدّۀ زنان باردار هنگامی
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 217 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 35
است که بارشان را به زمین بگذارند. (1)
وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فرمود : این عمل برای مرد حلال نیست ، که زنش را بعد از آن که طلاق داد - و در مدتی که می تواند به او رجوع کند - از خانه خود خارج سازد ، و بر خود زن نیز حلال نیست که از خانه شوهرش بیرون رود ، مگر آن که زن گناهی آشکار مرتکب شود که در آن صورت مرد می تواند او را)بیرون کند.و كلمه ﴿ فاحشة به معنای آن است که زن نام برده یا زناکار باشد و یا از خانه شوهر سرقت کند ، و یکی هم از مصادیق فاحشه زبان درازی زن بر شوهر است ، که اگر زن طلاقی یکی از این اعمال را مرتکب شود ، مرد می تواند او را از خانه خود بیرون کند. (2) لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًا فرمود : شاید شوهر آن زن او را طلاق دهد و بعد از طلاق به او رجوع نماید. (3) فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ یعنی هنگامی که عدۀ زن تمام شد یا بر او رجوع می کند و یا از او جدا می شود و طلاقش می دهد و بنا بر حال خویش او را از مالش بهرمند می سازد. (4) وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ عطف بر آيۀ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ است. (5)
وَ أُولَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فرمود : زن حامله اگر مطلقه شد ، اتمام عده اش همان وقتی است که بچه را به دنیا بیاورد ، و آن چه در شکم دارد بگذارد ، حتی اگر بین طلاق و زائیدنش یک روز فاصله شود ، پس بعد از زائیدن و پاک شدن می تواند شوهر کند ، و هم چنین به عکس ، اگر بین طلاق و زائیدن نه ماه طول بکشد ، عده اش نه ماه است ، و نمی تواند شوهر کند ، مگر بعد از وضع حمل. (1) محمد بن مسلم گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ سوال کردم ، فرمود: در دنیا. (2)
أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ وَ لَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَ إِنْ كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّىٰ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَىٰ (6) لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا (7) 6 - آن ها را در همان جایی که خودتان سکونت دارید و در توانایی شماست ساکن کنید ، و بر آن ها ضرر نرسانید ( تا زندگی را ) بر آن ها سخت بگیرید ، و اگر حامله باشند بر آن ها نفقه بدهید تا وضع حمل کنند ، و اگر فرزند شما را شیر می دهند اجرت آن ها را بپردازید ، و ( دربارۀ امور فرزند ) در میان خودتان به نیکی مشورت کنید ، و اگر با هم به توافق نرسیدید زن دیگری را
برای شیر دادن بچه انتخاب کنید.
7 - کسی که دارای وسعت و فراوانی مال است باید از آن ها انفاق کند ( نفقۀ زن شیرده را بدهد ) ، و کسی که رزقش تنگ باشد از آن چه که خداوند به او داده انفاق کند ، خداوند هیچ کسی را جز به مقداری که به او داده تکلیف نمی کند خداوند بزودی بعد از سختی آسانی قرار می دهد.
إِنْ كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّىٰ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَىٰ می فرماید : اگر زن راضی بود بچه را شیر می دهد ، و اگر مرد راضی نبود که بچه در نزد زن بماند می گوید : فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَىٰ لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ زن دیگری را برای شیر دادن بچه انتخاب کنید. کسی که دارای وسعت و فراوانی مال است باید از آن ها انفاق کند ( نفقۀ زن شیرده بدهد ) ، و کسی که رزقش تنگ باشد از آن چه که خداوند به آن ها داده انفاق کنند. (1) أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ فرمود : زنی که طلاق رجعی گرفته و شوهر حق رجوع داشته باشد مادامی که در عده است حق سکونت و نفقۀ او با شوهر است و اگر حامله باشد آن قدر نفقۀ او را می دهد تا حملش را به دنیا بیاورد. ابو بصیر گوید امام صادق علیه السلام در معنای آیۀ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ فرمود : مرد باید بر زنش آن قدر نفقه بدهد که تا او بتواند آبرومندانه زندگی کند و الا بین آن دو جدائی می افتد. (2)
وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَ رُسُلِهِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابًا شَدِيدًا وَ عَذَّبْنَاهَا عَذَابًا نُكْرًا (8) 8 - و چه بسیار شهرها و سرزمین هایی که مردمان آن ها از امر پروردگار و رسولانش سرپیچی کردند و ما شدیداً به حساب آن ها رسیدگی کردیم ، و آن ها را با عذابی بسیار سخت کیفر نمودیم.
وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ فرمود : منظور از قریه اهل قریه است. عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا از امر پروردگار سر پیچی کردند. أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا (10) رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ يَعْمَلْ صَالِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقًا (11) اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا (12) 10 - خداوند برای آن ها عذاب سخت آماده ساخت ، پس ای صاحبان خرد که ایمان آورده اید از خدا بپرهیزید ، به تحقیق خداوند برای ( هدایت ) شما ذکر ( قرآن ) نازل فرمود.
11 - و رسولی به سوی شما فرستاد که آیات روشن الهی را برای شما تلاوت می کند ، تا کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند را از ظلمات و تاریکی ها به سوی نور بیرون کنند ، و هر کس به خداوند ایمان
بیاورد و عمل صالح انجام دهد وارد باغ های بهشتی می شود که از زیر درختانش نهرها جاری است و در آن همیشگی خواهد بود ، به تحقیق خداوند روزی نیکویی برای او آماده کرده است.
12 - خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید و همانند آن زمین را ، فرمان او مُدام میان آن ها نازل می شود تا بدانید که خداوند بر هر چیزی تواناست ، و همانا علم خداوند به هر چیزی احاطه دارد.
قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا رَسُولًا فرمود : ذكر اسم رسول خدا صلى اللّه عليه وآله و سلم می باشد ؛ که فرمودند : ما اهل ذکر هستیم. (1) اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ دليل است بر این که زیر هر آسمانی زمینی می باشد. لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا تا بدانید که خداوند بر هر چیزی تواناست ، و همانا علم خداوند به هر چیزی احاطه دارد. (2)
66 - سورۀ تحریم در مدینه نازل شده و دارای 12 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (1) قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَ اللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ (2) وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَٰذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ (3) إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَ إِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ (4) عَسَىٰ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَ أَبْكَارًا (5) 1 - ای پیامبر چرا چیزهایی که خداوند بر تو حلال کرده برای خشنودی همسرانت بر خود حرام می کنی ؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است.
2 - به تحقیق خداوند راه گشایش سوگندهایتان را برای شما روشن نموده ، و خداوند مولای شماست ، و او دانا و حکیم است.
3 - و هنگامی که پیامبر بعضی از اسرار خود را به بعضی از زنان خود
فرمود ، پس هنگامی که آن را فاش نمود ، خداوند پیامبرش را از آن آگاه کرد ، گوشه ای از آن را به او ( همسرش ) گفت و از گفتن قسمتی دیگر خودداری نمود ، پس هنگامی که همسرش را از آن آگاه ساخت او گفت : چه کسی این را به تو خبر داده است ؟ ( پیامبر ) فرمود : خداوند دانا و آگاه مرا به آن خبر داد.
4 - اگر (شما همسران پیامبر) توبه کنید ( به نفع شماست ، چون ) دل های شما از حق منحرف گشته ، و اگر بر علیه او اقدام کنید همانا خداوند باور اوست و هم چنین جبرئیل و مومنان صالح ، و فرشتگان بعد از آن ها مددکار او هستند.
5 - امید است که اگر پیامبر شما را طلاق داد ، خداوند همسرانی بهتر از شما به او قسمت کند ، همسرانی که مسلمان ، مومن ، متواضع ، توبه کننده ، عابد ، هجرت کننده ، غیر باکره و باکره هستند.
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ * قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَ اللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ابن سیار گوید که امام علیه السلام در تفسیر آيۀ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ ... فرمودند : عایشه و حفصه روزی که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم در خانه ماریه قبطیه بودند از آن مطلع شده و به آن جناب اعتراض کردند ، حضرت سوگند خورد که و اللّه دیگر نزدیک او نمی شوم ، خدای تعالی در این آیه به آن حضرت امر کرد که کفاره سوگندت را بده. (1)
1) بحار الانوار ، ج 22 ، ص 239
سبب نزول این آیات آن بود چون پیغمبر در خانه هر یک از زنان تشریف می برد ماریه قبطیه کنیز آن حضرت خدمتش را می نمود روزی پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم در خانه حفصه دختر عمر تشریف داشت ، حفصه برای حاجتی از منزل بیرون رفته بود ، پیغمبر به ماریه میل نمود ، وقتی حفصه بازگشت و از آن آگاهی یافت خشمگین شد و رو به پیامبر کرد و گفت : ای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم امروز نوبت من است و این خانه و فراش به من تعلق دارد. رسول خدا حیا کرد و فرمود : بس است بیش از این مرا آزرده نکن من دیگر به ماریه نزدیک نمی شوم و او را بر خود حرام کردم ، سری بتو می گویم آن را بکسی اظهار نکن و اگر این سرّ را اظهار و افشا نمودی لعنت خداوند و فرشتگان و مردم بر تو باد.
عرض کرد : البته آن را اظهار نخواهم کرد آن سر چیست ؟
حضرت فرمود : بدان ابو بکر بعد از من بجور و ستم متصدی خلافت می شود و بعد از او پدرت عمر به ظلم و جور خلافت را غصب می کند.
حفصه سؤال کرد : این را چه کسی به شما گفته است ؟
فرمود : خداوند مرا آگاه فرموده است.
حفصه همان روز این را به عایشه دختر ابو بکر خبر داد و عایشه فوراً به پدرش ابو بکر گفت.
ابو بكر نزد عمر رفت و گفت : عایشه از قول حفصه چنین خبری بمن داده ولى من بقول عایشه اطمینان ندارم ای عمر برو از دخترت این خبر را سؤال کن.
عمر به نزد حفصه آمد گفت : این چه خبری است که به عایشه گفته ای.
حفصه اول انکار کرد ولی پس از اصرار گفت : بلی پیغمبر این سخن را
فرمود.
عمر به او گفت : اگر این خبری که به ما گفتی درست باشد ما بر آن پیشی می گیریم.
حفصه گفت : بله ! رسول خدا آن را فرمود. پس چهار نفری جمع شدند تا رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم را مسموم کنند ، که جبرئیل با این سوره نازل شد : يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ - تا - تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ یعنی خداوند برای تو مباح نمود که از سوگندت کفاره بدهی.
وَ اللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ * وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ یعنی چه کسی آن را به تو خبر داد. وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ یعنی خداوند برای پیامبرش اظهار نمود که حفصه آن راز را آشکار و از آن چه که ناراحت و غمگین بود را برای عایشه گفته است. عَرَّفَ بَعْضَهُ یعنی پیامبر آن را به حفصه گفته و فرمود : چرا رازی را که برای تو گفتم آن را برای عایشه گفتی ؟ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فرمود : پیامبر قسمتی از آن راز افشاء شده را برای حفصه گفت و قسمت دیگرش را که از شنیدن آن ناراحت و غمگین می شد به او نگفت. قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَٰذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ * إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَ إِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ يعنى أمير المؤمنين علیه السلام. وَ الْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ یعنی فرشتگان نیز بعد از آن پشتیبان امير المؤمنین علی علیه السلام خواهند بود. سپس خداوند او را مورد خطاب قرار داده و فرمود : عَسَىٰ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ
أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَ أَبْكَارًا این آیه تعرض به عایشه است که پیامبر با زن باکره ای به غیر از عایشه ازدواج نکرده بود. (1) ابو بصیر گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که در معنای آیۀ إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا - تا - وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ فرمود : که صَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ علی بن ابی طالب علیه السلام است. (2)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ نَارًا وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ (6) 6 - ای کسانی که ایمان آورده اید ، خود و خانوادۀ خویش را از آتشی که هیزمش انسان ها و سنگ هاست نگاه دارید ، که بر آن دوزخ فرشتگانی خشن و سخت گیر مأمور هستند که از فرمان الهی سرپیچی نمی کنند ، و آن چه که به آن امر شده اند را انجام می دهند.
ابو بصیر گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ نَارًا وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ سوال کردم که من خودم را از آتش نگه می دارم چگونه خانواده ام را از آن نگه دارم ؟
فرمود : به آن چه خداوند بدان امر نموده امرشان کن و از آن چه خداوند نهی کرده نهی شان نما ، اگر از تو اطاعت کردند تو آن ها را از آتش جهنم نگه داشته ای و اگر نافرمانی کردند تو آن چه را که بر عهدۀ تو بود را بجا آورده ای. (3)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَىٰ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَ اغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (8) 8 - ای کسانی که ایمان آورده اید به سوی خداوند توبه کنید ، توبه ای خالصانه ، امید است که پروردگارتان گناهانتان را ببخشد ، و شما را وارد باغ های بهشتی کند که از زیر درختانش نهرها جاری است. روزی که خداوند پیامبر و کسانی که به او ایمان آورده اند را خوار و ذلیل نمی کند و نورشان در روبروی آن ها و از سمت راستشان در حرکت است و می گویند : پروردگارا نور ما را کامل کن و ما را بیامرز که تو بر هر چیزی قادر و توانا هستی.
ابو الحسن علیه السلام در معنای آیۀ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا فرمود : بنده توبه می کند و دیگر به سوی آن گناه بر نمی گردد و همان دوست داشتنی ترین بندۀ خدا در نزد پروردگار ، شخص پرهیزگار توبه کننده است. (1)
ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَىٰ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَانِهِمْ فرمود : هر کس در آن روز نور داشته باشد نجات می یابد و هر مومنی دارای نور است. (2)
صالح بن سهل گوید امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ نُورُهُمْ يَسْعَىٰ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَانِهِمْ فرمود : ائمۀ مؤمنین نور آن هاست که در روز قیامت از
پیش رو و سمت راست آن ها حرکت می کنند تا به منزل هایشان وارد شوند. (1)
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ (9) 9 - ای پیامبر ، با کفار و منافقین جهاد کن و بر آن ها سخت بگیر ، که جایگاه آن ها جهنم است و چه جایگاه بدی است.
امام صادق علیه السلام در معنای آیۀ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنَافِقِينَ فرمود : آیه این طور نازل شده است فَجَاهَدَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلْكُفَّارَ وَ جَاهَدَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلْمُنَافِقِينَ فَجَاهَدَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ جِهَادَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ یعنی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم با کفار جهاد کرد و علی علیه السلام با منافقین جهاد کرد پس جهاد علی علیه السلام همان جهاد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم می باشد. (2)
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَ قِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ (10) 10 - خداوند برای کسانی که کافر شده اند زن نوح و زن لوط را مَثل می زند که آن دو تحت سرپرستی دو بندۀ صالح ما بودند پس به آن دو ( بندۀ صالح ) خیانت کردند ، و این دو بنده نتوانستند آن دو را از عذاب الهی رهائی بخشند و به آن دو گفته شد : با جهنّمیان وارد آتش جهنم شوید.
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا سپس خداوند دربارۀ آن دو مثلی زده و فرمود :
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا به خدا سوگند معنای فَخَانَتَاهُمَا جز فاحشه نیست ، و حد بر فلان زن اقامه می شود به خاطر این که در راهی ( بصره ) می آمد و فلانی ( طلحه ) او را دوست می داشت ، هنگامی که خواست که به سوی فلان شهر ( بصره ) برود ( طلحه ) به آن زن گفت : فلانی جایز نمی داند که با غیر محرم بیرون بروی ، پس خودش را به ازدواج فلانی ( طلحه ) در آورد. (1) وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (11) وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ كُتُبِهِ وَ كَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ (12) 11 - و نیز خداوند برای کسانی که ایمان آورده اند زن فرعون را مَثل می زند هنگامی که گفت : پروردگارا برای من در نزد خودت ( بهشت ) خانه ای بنا کن و مرا از شرّ فرعون و عملش نجات ده و مرا از گروه ستم کاران نجات بده.
12 - و نیز مریم دختر عمران که دامانش را ( از آلودگی به گناه ) پاک نگه داشت پس ما از روح خویش بر او دمیدیم ، و او کلمات پروردگارش و کتاب او را تصدیق کرد ، و از بندگان مطیع خداوند بود.
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ - تا - وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي
1) كلمات داخل پرانتز از کتاب نور الثقلين ج 5 ، ص 375 است که از تفسیر قمی نقل کرده است ولی در نسخۀ تفسیر قمی دار الکتاب نیامده است
أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فرمود : به سوی او نگاه نمی کند. فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا یعنی روح مخلوق است. وَ كَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ یعنی از دعوت کنندگان به سوی خداوند بود. (1)
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 375 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 62
67 - سورۀ ملک در مکه نازل شده و دارای 30 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (1) الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ (2) الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍ (3) 1 - پر برکت است خداوندی که حاکمیت ملک هستی به دست قدرت اوست ، و او بر هر چیزی تواناست.
2 - خداوندی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک عمل نیکوی انجام می دهد ، و او عزیز و آمرزنده است.
3 - خداوندی که هفت آسمان را در طبقاتی منظم آفرید ، در آفرینش خداوند رحمان هیچ عیب و نقصی نمی بینی ، بار دیگر بنگر آیا هیچ نقص و خللی در آن می بینی ؟
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَاةَ فرمود : يعنى حیات و مرگ را مقدر کرد و معنای قدر حیات و سپس مرگ است.
لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا یعنی شما را با امر و نهی امتحان می کند تا مشخص شود که کدام از شماها عمل نیکوئی دارد. وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ * الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا یعنی بعضی ها روی بعضی قرار گرفتند. مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِنْ تَفَاوُتٍ یعنی از فساد. فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍ یعنی آیا هیچ عیبی می بینی ؟ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَ هُوَ حَسِيرٌ (4) وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَ جَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاطِينِ وَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ (5) 4 - سپس بار دیگر بنگر که چشمانت خسته و ناتوان به سوی تو باز می گردد.
5 - و به تحقیق آسمان دنیا را با چراغ هایی درخشان زینت داده ایم ، و آن ها را تیرهایی برای شیاطین قرار داده ایم ، و برای آن ها عذاب آتش فروزان آماده کرده ایم.
ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ فرمود : در ملکوت آسمان ها و زمین نگاه کن. يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَ هُوَ حَسِيرٌ یعنی کم می شود و « هو حسیر» یعنی منقطع می شود. وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ فرمود : مراد از « مصابیح » ستارگان است. یعنی آسمان دنیا را با ستارگان زینت داده ایم. إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَ هِيَ تَفُورُ (7)
تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ (8) 7 - و هنگامی که در آن ( جهنم ) انداخته می شوند صدای دهشت ناکی از آن می شنوند در حالی که می جوشد.
8 - نزدیک است که جهنم از شدّت خشم قطعه قطعه شود ، هر گروهی که در آن انداخته می شوند نگهبانان جهنم از آن ها سؤال می کنند : آیا انذار کننده ای برای شما نیامد ؟
إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا يعنی صدای افتادن در آتش را می شنوند. وَ هِيَ تَفُورُ یعنی می جوشد و بالا می آید. تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ یعنی غیظ بر دشمنان خدا. كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ و آن ها ملائكه عذاب هستند که کافران را در آتش جهنم عذاب می کنند. (1) وَ قَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ (10) فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقًا لِأَصْحَابِ السَّعِيرِ (11) 10 - و می گویند : اگر ما گوش شنوا داشتیم یا اندیشه می کردیم ( امروز ) در میان دوزخیان نبودیم.
11 - پس به گناهانشان اعتراف می کنند پس اهل آتش جهنم ( از رحمت الهی ) دور باد.
لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ فرمود : به تحقیق می شنیدند و اندیشه هم می کردند ولکن اطاعت نمی کردند و قبول نمی نمودند و دلیل بر این که می شنیدند و اندیشه هم می کردند ولی قبول نمی کردند آیۀ
1) تفسير برهان ، ج 8 ، ص 71
فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقًا لِأَصْحَابِ السَّعِيرِ می باشد. (1) هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ (15) 15 - اوست خدایی که زمین را برای شما نرم کرد ، پس شما در شانه های آن راه بروید و از رزقش بخورید و بازگشت شما به سوی اوست.
هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا « ذلول » به معنای فراش است. فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا يعنى در اطراف آن. (2) فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ قِيلَ هَٰذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ (27) 27 - پس هنگامی که ( عذاب الهی را ) از نزدیک می بینند صورت کافران زشت و سیاه می شود و به آن ها گفته می شود : این است همان عذابی که آن را درخواست می کردید.
فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا فرمود : هنگامی که روز قیامت شود و دشمنان نگاه می کنند که خداوند چه منزلت شریف و بزرگی به امیر المومنین علیه السلام عنایت کرده است و در دست او پرچم حمد بوده و در کنار حوض دوستان را سیراب می کند و دشمنان را از آشامیدن آن منع می نماید صورت دشمنان امیر المومنین علیه السلام سیاه می شود ، پس به آن ها گفته می شود : هَٰذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ یعنی این است آن شخصی که شماها آرزوی
منزلت و جایگاه و اسمش را که امیر المومنین است را می کردید. (1)
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ (30) 30 - بگو : اگر آب های شما در زمین فرو رود چه کسی می تواند دوباره آبی روان و گوارا برای شما پدید آورد ؟
أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ فرمود : آیا هنگامی که صبح کنید و ببینید که امامتان غائب شده پس چه کسی امامی مانند آن را برای شما می آورد. (2) فضالة بن أيوب گوید از امام رضا علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ سوال کردم ، امام علیه السلام فرمود : مراد از ماؤكم ابوابكم يعنی ائمه علیهم السلام هستند و ائمه ابواب خداوند بین او و آفریده هایش هستند فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ یعنی به علم امام علیه السلام. (3)
68 - سورۀ قلم در مکه نازل شده و دارای 52 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ن وَ الْقَلَمِ وَ مَا يَسْطُرُونَ (1) مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ (2) وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ (3) 1 - ن و سوگند به قلم و آن چه می نویسند.
2 - که تو به نعمت ( لطف و رحمت ) پروردگارت دیوانه نیستی.
3 - و همانا برای تو پاداشی همیشگی است.
ن وَ الْقَلَمِ وَ مَا يَسْطُرُونَ مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ عبد الرحمن [ عبد الرحیم ] قصیر گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای ن وَ الْقَلَمِ سوال کردم ، فرمود : خداوند قلم را از درختی در بهشت به نام خلد آفرید سپس به نهری در بهشت فرمود مرکب شو پس آن نهر منجمد شد که از برف سفیدتر و از شهد شیرین تر بود سپس به قلم فرمود : بنویس.
قلم گفت : پروردگارا چه بنویسم.
خداوند فرمود : آن چه که هست و آن چه که تا روز قیامت خواهد بود را بنویس.
پس آن را در پوستی نوشت که سفیدتر از نقره و صاف تر از یاقوت بود سپس آن را پیچید و در رکن عرش گذاشت و سپس بر دهان قلم مهر زد و دیگر سخن نگفت و هرگز نیز سخن نخواهد گفت ، و آن کتاب مکنون است که ملائکه از همان جا امورات عالم را استنساخ می کنند ، آیا شما عرب نیستید چگونه معنی کلام را نمی دانید ، یکی از شما به دیگری می گوید از آن کتاب استنساخ کن آیا او از کتابی که اصل نداشته باشد استنساخ می کند ، پس اصلی هست که از روی آن استنساخ می شود و این است معنای قول خداوند که فرمود : إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ هر آن چه را انجام می دادید همه را نوشته ایم. (1)
وَ مَا يَسْطُرُونَ یعنی آن چه نوشته می شود ، که این آیه قسم و جوابش مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ می باشد. وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ یعنی آن ثواب عظیمی را که به تو عطا کردیم بر تو منت نمی گذاریم. (2) ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ وَ إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ فرمود : یعنی « علی دین عظیم » تو بر دین بزرگی هستی.
فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ (5) بِأَيْيِكُمُ الْمَفْتُونُ (6) 5 - پس به زودی تو می بینی و آن ها نیز می بینند.
6 - که کدام یک از شما مجنون است.
فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ * بِأَيْيِكُمُ الْمَفْتُونُ يعنى بِأَيْيِكُمُ الْمَفْتُونُ هم چنین دربارۀ بنی أمیه نازل شده است. بِأَيْيِكُمُ یعنی حبتر و زفر و على علیه السلام. امام صادق علیه السلام فرمود : روزی فلانی ( عمر ) امیر المؤمنين على علیه السلام را ملاقات کرد و عرض نمود : ای علی آیا شما اين آيه فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ بِأَيْكُمُ الْمَفْتُونُ را دربارۀ من و رفقیم تلاوت می کنی ؟
حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمود : ای ابا فلان آیا به تو خبر ندهم آن چه را که دربارۀ بنی امیه نازل شده که این آیه وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ (1)است.
گفت : ای علی دروغ می گوئی بنی امیه از تو بهتر هستند و صلۀ رحم را بجا می آورند. (2)
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ (8) وَ دُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ (9) وَ لَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ (10) هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ (11) مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ (12) عُتُلٍّ بَعْدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ (13) 8 - پس از تکذیب کنندگان پیروی مکن.
9 - آن ها دوست دارند که تو ( با آن ها ) مدارا کنی تا آن ها نیز با تو مدارا کنند.
10 - و تو هرگز از کسی که بسیار سوگند می خورد و پست است پیروی مکن.
11 - کسی که اهل عیب جویی است و پیوسته سخن چینی می کند.
12 - بسیار مانع خیر می گردد و متجاوز و گناهکار است.
13 - گذشته از آن ها کینه توز و بی اصل و نسب است.
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ فرمود : از کسانی که علی علیه السلام را تکذیب می کنند پیروی مکن. وَ دُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ یعنی منافقین دوست دارند که دربارۀ علی علیه السلام غش کنند و با نفاق و پرده پوشی با تو مدارا کنند. وَ لَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ فرمود : مراد از « حلاف » فلانی است که برای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم سوگند خورد که آن عهد و پیمانی را که با رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم بسته است را نقض نکند. هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ فرمود : یعنی بین رسول خدا صلى اللّه عليه وآله و سلم و میان اصحاب آن حضرت سخن چینی می کردند. مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ فرمود : مراد از « خیر » امیر المؤمنین علیه السلام است و مراد از مُعْتَدِ یعنی بر آن ظلم و ستم شده است. عُتُلٍّ بَعْدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ فرمود : مراد از « عتل » یعنی کسی که کفرش بزرگ است و مراد از « زنیم » یعنی زنازاده. شاعر گوید :
زَنِيمٌ تَدَاعَاهُ اَلرِّجَالُ تَدَاعِياً *** كَمَا زِيدَ فِي عَرْضِ اَلْأَدِيمِ اَلْأَكَارِعُ
یعنی : حرام زاده این است که مردان زیادی ادعای فرزندی او را می کنند و زیادی مدعیان به اندازۀ بیابان کراع است. (1)
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 260 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 91 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 393
إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ (15) سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ (16) 15 - هنگامی که آیات ما بر او خوانده می شود می گوید : این سخنان افسانۀ پیشینیان است.
16 - به زودی بر بینی او داغ می نهیم.
إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا فرمود : کنایه از فلانی است. قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ یعنی تکذیب کنندگان اولین. سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ فرمود : در زمان رجعت هنگامی که امير المومنین علیه السلام و دشمنان آن حضرت رجعت می کنند آن ها را داغ می کنند هم چنان که بر بینی و لب های چهارپایان داغ می زنند. (1) إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ (17) وَ لَا يَسْتَثْنُونَ (18) فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَ هُمْ نَائِمُونَ (19) فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ (20) فَتَنَادَوْا مُصْبِحِينَ (21) أَنِ اغْدُوا عَلَىٰ حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَارِمِينَ (22) فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ يَتَخَافَتُونَ (23) أَنْ لَا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ (24) وَ غَدَوْا عَلَىٰ حَرْدٍ قَادِرِينَ (25) فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ (26)
1) بحار الانوار ، ج 30 ، ص 165 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص262 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 394
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ (27) قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ (28) قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ (29) فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ (30) قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ (31) عَسَىٰ رَبُّنَا أَنْ يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِنْهَا إِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا رَاغِبُونَ (32) كَذَٰلِكَ الْعَذَابُ وَ لَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (33) 17 - ما آن ها را آزمودیم هم چنان که صاحبان باغ را آزمودیم ، هنگامی که سوگند خوردند که میوه های باغ را صبح زود بچینند ( تا فقیران با خبر نگردند ).
18 - و هیچ استثناء نکنند.
19 - پس هنگام شب که همگی در خواب بودند عذاب ( آتش ) باغ آن ها را فرا گرفت.
20 - پس هنگام صبح آن باغ به خاکستری مبدل گشت.
21 - صبحگاه هم دیگر را صدا زدند.
22 - به سوی باغ حرکت کنید اگر می خواهید میوه ها را بچینید
23 - پس به سوی باغ حرکت کردند و آرام با هم دیگر حرف می زدند.
24 - مواظب باشید که امروز حتی یک فقیر بر شما وارد نشود.
25 - و بامدادان به قصد این که تهیدستان را محروم کنند به سوی باغ رفتند.
26 - پس هنگامی که باغ را دیدند گفتند : ( این نه باغ ما است ) راه را گم کرده ایم.
27 - یا بلکه ( باغ ماست و ) ما از آن محروم شده ایم ؟
28 - عاقل ترین آن ها گفت : آیا به شما نگفتم که چرا تسبیح خداوند را نمی گوئید ؟
29 - گفتند : پاک و منزّه است پروردگار ما ، که ما از ستم کاران بودیم.
30 - پس رو به هم دیگر کرده و به ملامت و سرزنش یک دیگر پرداختند.
31 - گفتند : ای وای بر ما که از طغیانگران بودیم.
32 - امیدواریم که پروردگار ما به جای آن ، بهتر از آن را به ما عطا کند ، چرا که ما به پروردگارمان علاقه مند هستیم.
33 - این چنین است عذاب ( الهی در دنیا ) ، و عذاب آخرت از آن بزرگ تر است ، اگر می دانستند.
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا یعنی سوگند خوردند. لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ * وَ لَا يَسْتَثْنُونَ * فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ و سبب آن این بود که روایت شده که شخصی به ابن عباس گفت : جمعی از همین امت معتقدند اگر بنده خدا گناه کند از رزق محروم می شود. ابن عباس گفت : سوگند به آن خدایی که غیر از او معبودی نیست ، این مطلب در کتاب خدا از آفتاب نیم روز روشن تر است ، و خدا آن را در ضمن قصه صاحبان باغ در سوره ن وَ الْقَلَمِ آورده است ؛ که پیر مردی باغی داشت ، و هیچ میوه ای از آن باغ به خانه اش برده نمی شد ، مگر آن که حق هر صاحب حقی را از آن می داد ، بعد از آن که از دنیا رفت ، فرزندانش آن باغ را به ارث بردند ، و آنان پنج پسر بودند ، در همان سالی که پدرشان از دنیا رفت آن باغ آن قدر حاصل آورد که در هیچ سالی آن طور نیاورده بود ، جوانان بعد از
نماز عصر به طرف باغ رفتند ، میوه و رزقی بسیار زیاد دیدند که تا آن روز و در حیات پدرشان چنان حاصلی در آن باغ ندیده بودند.
وقتى حاصل بسیار را دیدند طاغی و یاغی شده به یک دیگر گفتند : پدر ما پیر و خرفت شده و عقلش را از دست داده بود ، بیایید با هم قرار بگذاریم امسال به احدی از فقرای مسلمین چیزی از این میوه ها ندهیم ، تا اموالمان زیاد شود ، آن گاه سال های بعد روش پدر را دنبال کنیم ، چهار نفر از برادران قبول کردند ، و پنجمی ایشان در خشم شد و او همان بود که بعد از سوخته شدن باغ گفت : أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ ؛ آیا به شما نگفتم چرا خدای را تسبیح نمی گویید ؟
شخص سوال کننده گفت : ای فرزند عباس ! آیا نفر پنجمی از برادران وسطی آن ها بود ؟
ابن عباس گفت : نه اتفاقا از حیث سن و سال از همه کوچک تر بود ، بلکه منظور از کلمه « أوسط » این است که از همه بهتر و عاقل تر بود ، به دلیل این که قرآن کریم درباره امت محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم که از همه امت ها کوچک تر است به خاطر همین که از همه امت ها بهتر است فرموده : وَ كَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا (1)و این چنین شما را امت وسط قرار دادیم.
آن برادر به سایر برادران گفت : از خدا بترسید ، و طریقه پدر را پیش بگیرید تا سالم باشید و سود ببرید ، برادران بر او خشم کردند ، و او را به شدت کتک زدند ، وقتی آن برادر یقین کرد که برادران قصد کشتن او را دارند ، تسلیم گفتارشان شد ، و به اکراه و بدون رضایت درونی رأی آنان را تصویب کرد.
از آن جا به خانه های خود برگشته ، هم سوگند شدند که هر وقت خواستند
1) بقره ، آیۀ 143
میوه بچینند صبح خیلی زود بچینند ، و در این سوگند خود ان شاء اللّه هم نگفتند ، خدای تعالی به خاطر این جرمشان مبتلاشان نمود و بین آنان و آن رزق حائل شد ، رزقی که ایام چیدنش بسیار نزدیک بود ، مع ذلک حتی یک دانه هم عایدشان نشد ، و این داستان را در قرآن کریم آورده فرمود : إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ وَ لَا يَسْتَثْنُونَ فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ یعنی مثل باغی که درختانش آتش گرفته باشد.
سائل پرسید : ای ابن عباس صَّرِيمِ چیست ؟
گفت « صریم » به معنای شب بسیار تاریک است ، آن گاه گفت شبی که هیچ نور و روشنائی در آن نباشد.
برادران وقتی صبح برخاستند : فَتَنَادَوْا مُصْبِحِينَ * أَنِ اغْدُوا عَلَىٰ حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَارِمِينَ یک دیگر را صدا زدند که زودتر به باغتان بروید ، اگر می خواهید بچینید تا کسی با خبر نشده بچینید. فرمود : فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ يَتَخَافَتُونَ به برادران به طرف باغ روانه شدند ، وَ هُمْ يَتَخَافَتُونَ و آرام با هم دیگر حرف می زدند.
سائل پرسید : ای ابن عباس تُخٰافِتْ به چه معنا است ؟
گفت : آهسته و آرام با یک دیگر سخن می گفتند که کسی صدایشان را نشنود ، و سخن آهسته شان این بود که لَا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ وَ غَدَوْا عَلَىٰ حَرْدٍ قَادِرِينَ احدی از فقرا نباید داخل باغتان شود ، همه فکرشان در پیاده کردن این نقشه بود که چگونه میوه ها را بچینند که هیچ یک از فقرا خبردار نشود ، « قادرین » و خاطر جمع بودند که میوه را خواهند چید ، و هیچ احتمال نمی دادند که میوه و باغی در کار نباشد ، و عذاب خدا و خشم او ایشان
را گرفته باشد.
فَلَمَّا رَأَوْهَا وقتی دیدند که چه بلایی بر آنان نازل شده. قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ آری خدای تعالی از آن رزق محرومشان کرد ، و این به خاطر گناهی بود که مرتکب شدند و خدا به ایشان ظلم نکرد. پس برادر کوچک به آن ها گفت : أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ * قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ * فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ ابن عباس گفت : یعنی خود را ملامت می کردند که این چه تصمیمی بود که ما گرفتیم. قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ عَسَىٰ رَبُّنَا أَنْ يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِنْهَا إِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا رَاغِبُونَ و خداوند فرمود : كَذَٰلِكَ الْعَذَابُ وَ لَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (1)
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ همانا اهل مکه به گرسنگی مبتلا شدند هم چنان که اهل آن باغ مبتلا شده بودند آن باغی که در ناحیۀ یمن بود ، در نُه میلی صنعاء قرار داشت که به آن رضوان می گفتند. فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ پس در حالی که صاحبان باغ در خواب بودند ، عذاب بلایی فراگیر از سوی پروردگارت آن باغ را فرا گرفت. إِنَّا لَضَالُّونَ فرمود : یعنی ما راه را اشتباه آمده ایم. لَوْلَا تُسَبِّحُونَ چرا استغفار نمی کنید. (2) سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ (40) 40 - از آن ها بپرس کدام یک از آن ها چنین چیزی را ضمانت می کند ؟
سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ « زعیم » به معنای کفیل است. يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ (42) خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سَالِمُونَ (43) فَذَرْنِي وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهَٰذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ (44) 42 - روزی که ساق پایشان نمایان گردد و به سجود فراخوانده شوند امّا نمی توانند.
43 - چشمانشان به زیر افتاده ، ذلّت و خواری آن ها را فرا گرفته و آن ها پیش از این در حالی که سالم بودند به سجود دعوت می شدند.
44 - پس مرا با کسانی که این سخنان را تکذیب می کنند واگذار ، که ما آن ها را از آن جا که نمی دانند به سوی عذاب سخت می بریم.
يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فرمود : روزی که کشف می شود از اموری که پنهان و مخفی است و کشف می شود از آن چه که از حق آل محمّد صلی اللّه علیه و آله و سلم غصب کرده اند و دعوت به سجود می شوند. فرمود : برای امیر المؤمنین کشف می شود و گردن های آنان مانند شاخ های گاو می شود و فَلَا يَسْتَطِيعُونَ دیگر نمی توانند سجده نمایند و این عقوبتی است برای آنان ، چون اینان در دنیا اطاعت امر خدا را دربارۀ علی علیه السلام نکردند.
وَ قَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سَالِمُونَ فرمود : آن ها در دنیا دعوت به ولایت علی علیه السلام می شدند در حالی که توانائی پذیرش ولایت را داشتند. (1)
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 268 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 396 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 94
سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ یعنی هنگامی که بنده ای گناهی را مرتکب می شود خداوند نعمتش را بر او زیاد می کند تا بیش تر در دنیا غرق باشد و خداوند را فراموش نماید این در صورتی است که خداوند برای بنده اش شرّی را بخواهد. اگر خداوند برای بنده اش خیری را بخواهد با گناه کردن او بر او سخت می گیرد و او را در سختی و گرفتاری می اندازد تا به خود آمده و از گناهش توبه نماید. فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَ هُوَ مَكْظُومٌ (48) لَوْلَا أَنْ تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ (49) 48 - پس به حکم پروردگارت صبر پروردگارت صبر نما و مانند صاحب ماهی ( یونس ) مباش که خداوند را با غم و اندوه خواند.
49 - که اگر رحمت پروردگارش شامل حال او نمی شد از شکم ماهی بیرون انداخته می شد در حالی که از سرزنش شدگان می بود.
خداوند به پیامبرش صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود : فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ يعنى يونس علیه السلام هنگامی که بر امتش نفرین کرد و نفرین او مورد قبول واقع نشد پس او خشمگین بر خدا از میان امتش بیرون رفت.
ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ ذیل فرمود : إِذْ نَادَىٰ وَ هُوَ مَكْظُومٌ که « مکظوم » به معنای مغموم یعنی اندوهناک است. (1)
لَوْلَا أَنْ تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ فرمود : که مراد از نعمت رحمت خداوند است.
1) تفسير صافی ، ج 7 ، ص 269 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 96
لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ فرمود : عَرَاءِ جایی است که سقف نداشته باشد. (1) وَ إِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ (51) وَ مَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ (52) 51 - و نزدیک است کسانی که کافران شده اند هنگامی که ذکر ( قرآن ) را می شنوند با چشم زخم خود تو را از بین ببرند ، و می گویند : او دیوانه است.
52 - در حالی که آن جز ذکری برای عالمیان نیست.
وَ إِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ فرمود : هنگامی که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به مردم از فضائل امير المؤمنين علیه السلام خبر داد ، آن ها گفتند : او دیوانه شده است پس خداوند سبحان فرمود : وَ ما هُوَ یعنی أمير المؤمنين علیه السلام إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ مگر تذکری برای جهانیان. (2)
69 - سورۀ الحاقه در مکه نازل شده و دارای 52 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ الْحَاقَّةُ (1) مَا الْحَاقَّةُ (2) وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ (3) كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عَادٌ بِالْقَارِعَةِ (4) فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ (5) وَ أَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ (6) 1 - روز قیامت مسلماً واقع خواهد شد.
2 - چه واقع شدنی.
3 - و تو چه می دانی که آن روز چه روزی است ؟
4 - قوم ثمود و عاد عذاب آن روز را تکذیب کردند.
5 - پس اما قوم ثمود با عذابی سرکش هلاک شدند.
6 - و اما قوم عاد به وسیلۀ باد سرد و سرکش به هلاکت رسیدند.
الْحَاقَّةُ * مَا الْحَاقَّةُ * وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ فرمود : هشداری به نازل شدن عذاب است و دلیل بر آن آیۀ وَ حَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ (1)
1) غافر ، آیۀ 45 ؛ و عذاب سخت بر آل فرعون وارد شد
می باشد.
كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عَادٌ بِالْقَارِعَةِ فرمود : به وسیلۀ عذاب آن ها را در هم کوبید. فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ * وَ أَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ يعنى باد سرد. غاتية فرمود : یعنی باد بیش تر از آن چه که به آن امر شده بود از خزینۀ خود بیرون آمد. (1) سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَ ثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَىٰ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ (7) 7 - خداوند این باد را بر آن ها ( قوم عاد ) هفت شب و هشت روز پی در پی مسلط کرد ، آن قوم را می دیدی هم چون تنه هایی خشک و پوسیده درختان نخل بر روی افتاده و هلاک شده بودند.
سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَ ثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فرمود : ماه به سبب زحل هفت شب و هشت روز حبس شده بود تا این که همگی هلاک شدند. (2) وَ جَاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ وَ الْمُؤْتَفِكَاتُ بِالْخَاطِئَةِ (9) 9 - و فرعون و کسانی که قبل از او بودند و نیز مردم شهرهای زیر و رو شده ( قوم لوط ) گناهان بزرگی را مرتکب شدند.
وَ جَاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ وَ الْمُؤْتَفِكَاتُ بِالْخَاطِئَةِ که مراد از الْمُؤْتَفِكَاتُ یعنی بصره و مراد از الْخَاطِئَةِ فلان زن است. (3)
فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَابِيَةً (10) 10 - پس فرستادۀ پروردگارشان را نافرمانی کردند ، پس خداوند نیز آن ها به عذابی سخت گرفتار ساخت.
ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَابِيَةً فرمود : مراد از « الرابية » یعنی این که آن کارهای زشتی که انجام دادند خداوند به عذاب سختی گرفتارشان نمود. (1)
إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاءُ حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَةِ (11) 11 - هنگامی که آب طغیان کرد ما شما را بر کشتی حمل نمودیم.
إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاءُ حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَةِ يعنى امير المؤمنين علیه السلام و اصحاب آن حضرت. (2) وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً (14) 14 - و زمین و کوه ها از جا برداشته شوند و یک باره از هم متلاشی گردند. وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبَالُ فرمود : آن روز اتفاق افتاده و زمین و کوه ها بر روی هم می ریزند.
وَ انْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَ اهِيَةٌ (16) وَ الْمَلَكُ عَلَىٰ أَرْجَائِهَا وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ (17) 16 - و آسمان از هم می شکافد و در آن روز سست شده و فرو ریزد.
17 - و فرشتگان بر اطراف آسمان می باشند و عرش پروردگارت را در آن روز هشت ملک بر بالای سرشان بر می دارند.
فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَ اهِيَةٌ كه « واهية » يعنى باطل. (1) وَ الْمَلَكُ عَلَىٰ أَرْجَائِهَا وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ فرمود : حاملان عرش هشت نفر هستند چهار نفر از اولین و چهار نفر هم از آخرین که چهار نفر از اولین نوح و إبراهيم و موسى و عيسى است و چهار نفر از آخرین محمد و علی و حسن و حسین علیهم السلام می باشند. (2) معنى يَحْمِلُونَ اَلْعَرْشَ یعنی علم را حمل می کنند که « عرش » به معنای علم است.
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ (19) إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلَاقٍ حِسَابِيَهْ (20) فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ (21) 19 - پس اما کسی که نامۀ اعمالش را به دست راستش دهند می گوید : ( ای اهل محشر ) بیائید نامۀ اعمال مرا بخوانید.
20 - من یقین داشتم که هم چون روزی نامۀ اعمال را خواهم دید.
21 - پس او در زندگانی رضایت مند خواهد بود.
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ امام صادق علیه السلام فرمود : هر امّتی را که در زمان امام زمان خود از دنیا رفته باشد با آن امام محاسبه می کنند و ائمّه علیهم السلام دوستان و دشمنانشان را از
سیما و قیافه می شناسند و این است معنای قول خدا : وَ عَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ (1)و اینان ائمّه علیهم السلام می باشند يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ (2)که سیمای مردم را می شناسند ، نامۀ دوست دارانشان را به دست راستشان می دهند بدون حساب به بهشت می روند و نامۀ دشمنانشان را به دست چپ آن ها می دهند که بی حساب به سوی آتش می روند ، دوستان ائمّه هرگاه به نامۀ اعمال خویش نظر کنند به برادرانشان می گویند : هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلَاقٍ حِسَابِيَهْ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ كه رَاضِيَةٍ به معنای مَرْضِيَّةً است که فاعل در مکان مفعول قرار گرفته است. (3)
قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ (23) 23 - که میوه های آن همیشه در دسترس است.
قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ فرمود : میوه هایش آویزان است بطوری که نشسته و ایستاده از میوه های آن می توانند بخورند. (4) وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ (25) وَ لَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ (26) يَا لَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَةَ (27) مَا أَغْنَىٰ عَنِّي مَالِيَهْ (28) 25 - و اما آن کس که نامۀ عملش را به دست چپ او دهند ( با شرمندگی )
می گوید : ای کاش نامۀ اعمالم را به من نمی دادند.
26 - و من نمی دانستم که حساب اعمالم چیست ؟
27 - ای کاش می مُردم ( و چنین روزی را نمی دیدم ).
28 - اموالم مرا بی نیاز نکرد.
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فرمود : دربارۀ معاویه نازل شده است. فَيَقُولُ يَا لَيَتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيَة * وَ لَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ * يَا لَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَةَ که « قاضیه » یعنی مرگ. مَا أَغْنَىٰ عَنِّي مَالِيَهْ یعنی مالی که جمع کرده است. هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيَهْ (29) خُذُوهُ فَغُلُّوهُ (30) ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ (31) ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ (32) إِنَّهُ كَانَ لَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ (33) وَ لَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ (34) فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَاهُنَا حَمِيمٌ (35) وَ لَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ (36) 29 - قدرت و حشمتم همه از دست رفت.
30 - ( و گفته شود : ) او را بگیرید و در غل و زنجیر کشید.
31 - سپس او را در دوزخ بیافکنید.
32 - سپس او را در زنجیری که هفتاد ذراع است ببندید.
33 - چرا که او به خداوند بزرگ ایمان نیاورد.
34 - و مردم را به اطعام مستمندان تشویق نمی کرد.
35 - پس امروز برای او در این جا هیچ یاوری نیست.
36 - و نیز هیچ غذایی جز چرک و خون ندارد.
هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيَهْ یعنی حجت من از دست رفت پس گفته می شود : خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ یعنی در جهنم ساکن شوید. ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ فرمود : معنى « سلسلة السبعين ذراع » در باطن همان هفتاد ستم کار می باشند. (1) إِنَّهُ كَانَ لَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ * وَ لَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ حقوق آل محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم را که غصب کردند ، خداوند فرمود : فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَاهُنَا حَمِيمٌ یعنی امروز دیگر خویشی و قرابتی نیست.
وَ لَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ فرمود : که عرق کافران است. (2) وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ (44) لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ (45) ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ (46) فَمَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ (47) 44 - و اگر او ( پیامبر ) بر ما سخنان دروغی می بست ،
45 - او را با قدرت کامل می گرفتیم ،
46 - سپس رگ قلبش را قطع می کردیم ،
47 - پس هیچ کدام شما نمی توانست مانع ( آن مجازات ) از او شود.
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ یعنی اگر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم بر ما دروغ می بست. لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ فرمود : با تمام قدرت از او انتقام می گرفتیم. ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ فرمود : رگی در پشت که بچه از آن بوجود می آید. فَمَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ يعنى احدی نمی تواند مانع مجازات خداوند شود و نیز نمی تواند آن را از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم دفع نماید. وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكَافِرِينَ (50) وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ (51) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ (52) 50 - و آن باعث حسرت کافران است.
51 - و این یقین محض است.
52 - پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.
وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكَافِرِينَ * وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ يعنى امير المؤمنين علیه السلام فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی. (1) عبد الكريم بن عبد الرحيم گوید : من می شناسم که چه در کتاب اصحاب یمین است و کتاب اصحاب شمال ، و اما در اول کتاب اصحاب يمين بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ است. (2)
70 - سوره معارج در مکه نازل شده و دارای 44 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (1) لِلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ (2) مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ (3) تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ (4) فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا (5) 1 - سؤال کننده ای از واقع شدن عذابی پرسید ( که وقوعش حتمی است) ؟
2 - این عذاب برای کافران است ، و کسی قادر به دفع آن نیست.
3 - ( آن عذاب ) از سوی خداوند ذی المعارج است.
4 - فرشتگان و روح در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است به سویش عروج می کنند.
5 - پس صبر كن صبرى نيكو.
سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ راوی گوید از امام باقر علیه السلام از معنای این آیه سوال شد ، فرمود : آتشی است که از جانب مغرب بیرون می آید و آن را ملکی از پشت سر خویش می کشد تا این که به خانه های بنی سعد بن همام که در مسجد هستند می رسد ، خانه های
بنی امیه و کسانی را که عرصه را بر آل محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم تنگ نمودند را با اهلش می سوزاند ، و آن حضرت مهدی علیه السلام است. (1)
و در حدیث دیگری آمده است هنگامی که دو لشگر در جنگ بدر مقابل هم صف کشیدند ابو جهل دست هایش را بلند کرده و گفت : خداوندا ! او رحم ما را قطع کرد و چیزی آورد که نمی شناسیم پس او را به عذاب گرفتار کن ، پس خداوند آیۀ سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ را نازل فرمود. (2)
عبد الرحمن بن کثیر از ابو الحسن علیه السلام روایت می کند که در معنای آیۀ سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ فرمود : مردی از اوصیا از شأن و منزلت شب قدر سؤال کرد این که چه چیز در آن شب الهام می شود ، فرمود : از پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم از عذاب واقع شده سؤال شد و سپس کافر شد که آن عذاب اتفاق نمی افتد ، پس هنگامی که اتفاق افتاد لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ این عذاب برای کافران است ، و کسی قادر به دفع آن نیستند. ( آن عذاب ) از سوی خداوند ذی المعارج است.
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ یعنی در صبح شب قدر ملائکه و روح از نزد پیامبر صلى اللّه عليه وآله و سلم و وصی آن حضرت به سوی خداوند بر می گردند. (3) فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا یعنی در تکذیب کسی می گوید آن اتفاق نمی افتد صبر جمیل داشته باش. (4) فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ فرمود : در روز قیامت پنجاه
موقف است که هر موقف هزار سال طول می کشد. (1)
يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ (8) 8 - روزی که آسمان چون فلز گداخته می شود.
يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ فرمود : « مهل » به معنای قلع و مس آب شده است ، آن روز آسمان نیز این طور ذوب می شود. وَ لَا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا (10) يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ (11) وَ صَاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ (12) وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ (13) 10 - و هیچ دوستی از دو از دوست خودش ( حالی ) نمی پرسد.
11 - آن ها را نشانشان می دهند ، مجرم دوست دارد که اگر امکان داشت فرزندان خودش را در برابر عذاب او عذاب می کردند ( و او از عذاب رهائی می یافت ).
13 - و همسرش را و برادرش را ،
13 - و قبیله اش را که همیشه از او حمایت می کردند.
وَ لَا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا یعنی نفع نمی رساند. (2) ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در جملۀ آيۀ يُبَصَّرُونَهُمْ فرمود : یعنی با این که دوستان ایشان را معرفی می کنند که این فلان رفیق تو
تفسير برهان ، ج 8 ، ص 118
است با این حال احوال یک دیگر را نمی پرسند. (1)
يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ * وَ صَاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ * وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ و آن مادری است که از آن به دنیا آمده است. (2) كَلَّا إِنَّهَا لَظَىٰ (15) نَزَّاعَةً لِلشَّوَىٰ (16) تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّىٰ (17) وَ جَمَعَ فَأَوْعَىٰ (18) إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا (19) إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا (20) وَ إِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا (21) وَ إِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا (22) الَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ (23) 15 - هرگز ( چنین اتفاقی نخواهد افتاد و کسی بجای دیگری عذاب نمی شود ) ، همانا شعله های آتش دوزخ شعله ور است ،
16 - دست و پا و سر و صورت و پوست را می سوزد.
17 - و کسانی که به خداوند پشت کرده را می خواند ،
18 - و ( نیز ) کسانی که مال جمع کرده اند ،
19 - همانا انسان حریص و بی صبر آفریده شده است.
20 - هنگامی که شری به او می رسد بی تابی می کند.
21 - و هنگامی که خیری به او می رسد احسان نمی کند.
22 - مگر نماز خوانان.
23 - کسانی که بر نمازشان مداومت می کنند.
كَلَّا إِنَّهَا لَظَىٰ فرمود : آتش جعنم به سوی آن ها شعله می کشد. نَزَّاعَةً لِلشَّوَىٰ فرمود : چشم گناه کاران و کافران او را می کَند و رویشان را سیاه می کند. تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّىٰ یعنی او را به سوی آتش می کشد. وَ جَمَعَ فَأَوْعَىٰ یعنی مالی را جمع کرده و دفن نمود و آن را در راه خداوند انفاق نکرد. إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا يعنی انسان حریص آفریده شده است. إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا فرمود : مراد از « شر » فقر و تنگ دستی است. وَ إِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا فرمود : مراد از « خیر » بی نیازی و وسعت است. (1) ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام فرمود : سپس نمازگزاران را با جمله إِلَّا الْمُصَلِّينَ استثناء کرد و آنان را به بهترین اعمالشان که همان مداومت در نماز است ستود و فرمود : الَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ می فرماید : وقتی نمازی مستحبی را بر خود واجب می کنند ، بر آن مداومت دارند. (2)
لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ (25) 25 - برای سؤال کننده و محروم.
لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ فرمود : سائل کسی است که درخواست می کند و محروم کسی است که از کار کردن منع شده است. فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ (36) عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ (37) أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ (38) كَلَّا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ (39) فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَ الْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ (40) عَلَىٰ أَنْ نُبَدِّلَ خَيْرًا مِنْهُمْ وَ مَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ (41) 36 - این کافران را چه شده است که با عجله به سوی تو می آیند ؟!
37 - از راست و چپ ، گروه گروه ،
38 - آیا هر یک از آن ها طمع دارد که به بهشت پر نعمت وارد شوند ؟!
39 - هرگز ( چنین نمی شود ) ما آن ها را از آن چه که می دانند آفریده ایم.
40 - سوگند به پروردگار مشرق ها و مغرب ها که ما قادریم.
21 - این که بجای آن ها افراد بهتری قرار می دهیم و ما هرگز مغلوب نمی شویم.
مُهْطِعِينَ یعنی ذلیل و فرمانبردار هستند. عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ یعنی در اطراف تو نشسته گانند. كَلَّا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ فرمود : از نطفه سپس از علقه. فَلَا أُقْسِمُ يعنی أقسم ، سوگند می خورم. بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَ الْمَغَارِبِ يعنى مشرق های زمستانی ، و مشرق های تابستانی ، مغرب های زمستانی و مغرب های تابستانی این آیه قسم است و
جوابش إِنَّا لَقَادِرُونَ * عَلَىٰ أَنْ نُبَدِّلَ خَيْرًا مِنْهُمْ می باشد. (1)
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍ يُوفِضُونَ (43) خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَٰلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ (44) 43 - روزی که به سرعت از قبرها بیرون آورده می شوند که گویی به سوی بت ها می شتابند.
44 - در حالی که چشم هایشان از هول و وحشت قیامت به زیر افتاده و ذلّت و خواری آن ها را پوشانده است. آن همان روزی است که به آن ها وعده داده می شدند.
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا یعنی از قبر. كَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍ يُوفِضُونَ یعنی به طرف دعوت کنندگان می روند و صدا می زنند. تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ یعنی دچار ذلت می شوند. ذَٰلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ آن همان روزی است که به آن ها وعده داده می شدند. (2)
71 - سورۀ نوح در مکه نازل شده و دارای 28 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (1) 1 - همانا ما نوح را به سوی قومش فرستادیم ( و به او گفتیم : ) قومت را قبل از این که عذاب دردناک به سراغشان بیاید بترسان.
إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ داستان نوح را قبلا نوشته ایم.
وَ إِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا (7) 7 - و من هر وقت که آن ها را دعوت کردم و این که تو آن ها را بیامرزی ، انگشتانشان را بر گوش شان می گذاشتند و لباس شان را بر خود می پیچیدند و لجاجت و مخالفت می کردند و تا می توانستند تکبر می ورزیدند.
وَ إِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ یعنی به وسیلۀ آن خودشان را می پوشاندند و پنهان می کردند.
وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا یعنی تصمیم گرفته بودند که چیزی را نشنوند.
ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا (9) 9 - سپس ( آن ها را به سوی تو آشکارا خواندم و در پنهانی نیز خواندم ( ولی هیچ اثری نکرد ).
ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا یعنی در پنهان و آشکار آن ها را دعوت کردم. (1) مَا لَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَ قَارًا (13) وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا (14) 13 - شما را چه شده که برای خداوند عظمت و وقاری قائل نیستید ؟
14 - و به تحقیق شما را به انواع گوناگون بیافرید.
ابی الجارود گوید که امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَ قَارًا فرمود : برای خداوند عظمتی که از آن بترسید قائل نیستید. (2)
وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا یعنی با گوناگونی خواسته ها و اراده ها و رفتارها. وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا (17) 17 - و خداوند شما را مانند گیاه از زمین رویانید.
وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا يعنى على الأرض نباتا - خداوند شما را بر روی زمین هم چون گیاه رویانید - که « من » به معنای « عَلی » است. قَالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مَالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا
خَسَارًا (21) وَ مَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا (22) وَ قَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لَا سُوَاعًا وَ لَا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْرًا (23) وَ قَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا وَ لَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا (24) 21 - نوح گفت : پروردگارا این ها مرا نافرمانی کردند و از چیزی پیروی کردند که بر مال و فرزند آن ها چیزی جز زیان و خسران نیافزود.
22 - و مکر و حیله بزرگی به کار بردند.
23 - و گفتند : دست از خدایان خودتان برندارید ، خصوصاً دست از بت های « وَدّ » و « سُواع » و « يَغُوثَ » و « يَعُوقَ » و « نَسْرً» برندارید.
24 - و به تحقیق بسیاری را گمراه کردند ، و ( خداوندا ) بر ستم کاران جزءگمراهیشان می فزای.
رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مَالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا یعنی از اغنيا پیروی می کردند. وَ مَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا به معنای کبیراً یعنی بزرگ است. (1) وَ قَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لَا سُوَاعًا وَ لَا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْرًا فرمود : قبل از حضرت نوح علیه السلام این گروهی مومن بودند که مردند ، مردم از مردن آن ها محزون و غمگین شدند ، ابلیس نزد آن ها آمده و صورت های آن ها را برای مردم درست کرد تا با آن صورت ها انس بگیرند ، و مردم نیز با آن صورت ها انس و الفت گرفتند تا این که زمستان شد آن صورت ها ( مجسمه ها ) را داخل خانه هایشان کردند ، بعد از یک قرن ابلیس به نزد مردم آمده و گفت : این ها
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 303 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 128
خدایانی هستند که پدران شما آن ها را می پرستیدند ، پس آن ها نیز این صورت ها را پرستیدند و مردمان زیادی به خاطر آن صورت ها گمراه شدند تا این که نوح علیه السلام بر آن ها نفرین کرد و خداوند هلاکشان نمود. (1)
ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا فرمود : بعضی از آن ها فوق بعض دیگر است.
وَ لَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لَا سُوَاعًا وَ لَا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْرًا فرمود : وَدًّا بتى برای کلب و سُوَاعً برای هذیل و يَغُوثَ برای مراد و يَعُوقَ برای همدان و نَسْرً برای حصین بود. (2) وَ لَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا يعنی بر ستم کاران عذاب و عقاب را زياد كن. إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَ لَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا (27) 27 - اگر تو آن ها را به حال خودشان باقی گذاری ، بندگانت را گمراه می کنند ، و فرزندی جز فاجر و کافر از آن ها به وجود نمی آید.
إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَ لَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا پس خداوند آن ها را هلاک نمود. (3) صالح بن میثم گوید به امام باقر علیه السلام عرض کردم : نوح علیه السلام از کجا متوجه شد که از آن قوم بچه های فاجر و کافر بدنیا می آیند ؟
امام علیه السلام فرمود : آیا قول خداوند را نشنیده ای که به نوح علیه السلام فرمود : أَنَّهُ
لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ (1)جز آن ها که ایمان آورده اند دیگر هیچ کسی از قوم تو ایمان نمی آورد. (2) رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ لَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا (28) 28 - پروردگارا من و پدر و مادرم و کسی که با ایمان به خانه ام وارد می شود و همۀ مردان و زنان با ایمان را بیامرز و برای ستم کاران جز هلاکت میفزا.
محمد بن علی حلبی گوید که امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا فرمود : ولایت که هر کس بر آن وارد شد در خانه های پیامبران داخل شده است.
ابی الجارود گوید که امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ وَ لَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا فرمود : بر ستم کاران خسران و زیان را زیاد کن. (3)
72 - سورۀ جن در مکه نازل شده و دارای 28 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا (1) يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا (2) وَ أَنَّهُ تَعَالَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَدًا (3) وَ أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا (4) 1 - بگو : به من وحی شده است که گروهی از جنّیان به سخنانم گوش داده اند و پس گفته اند : ما قرآن عجیبی شنیدیم.
2 - که به سوی رشد هدایت می کرد ، پس به آن ایمان آوردیم و هرگز به پروردگارمان احدی را شریک قرار نمی دهیم.
3 - و همانا بسیار بلند مرتبه است شان و عظمت پروردگار ما ، و او برای خودش همسر و فرزندی نگرفته است.
4 - و البته سفيه ما به خداوند سخنان ناروا نسبت می داد.
ای محمد به قريش بگو : أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ که داستان آن را در سورۀ احقاف نوشته ایم.
أَنَّهُ تَعَالَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَدًا فرمود : آن چیزی بود که جن گفته بود و خداوند از آن ها راضی نمی شود و جَدُّ به معنای بخت است.
وَ أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا که « شطط » به معنای ظلم و ستم است. (1) امام صادق علیه السلام در معنای آیۀ أَنَّهُ تَعَالَىٰ جَدُّ رَبِّنَا فرمود : چیز دروغی را جن گفته و خداوند همان گفته آن ها را نقل فرموده است. (2)
وَ أَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا (6) 6 - و همانا مردانی از بشر به مردانی از گروه جنّ پناه می بردند ، و آن ها سبب گمراهی طغیانگری آن ها می افزودند.
زراره گوید از امام باقر علیه السلام از معنای آيۀ وَ أَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا سوال کردم ، فرمود : رسم دوره جاهلیت این بود که مردی راه می افتاد تا به نزد کاهن برود ، و معتقد بود شيطان به کاهن وحی می کند ، و از کاهن می خواست تا به شیطان بگوید فلان شخص به تو پناه برده است. (3)
وَ أَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ ... فرمود : جنيان به نزد گروهی از مردم می آمدند و آن ها را از اخباری که در آسمان شنیده بودند قبل از تولد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به مردم می گفتند ، و آن مردم نیز به آن چه جنیان گفته بودند کهانت می کردند. فَزَادُوهُمْ رَهَقًا که « رهق » به معنای خسران است. (4)
وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذَٰلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا (11) وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَبًا (12) وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَىٰ آمَنَّا بِهِ فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَ لَا رَهَقًا (13) وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَٰئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا (14) وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا (15) وَ أَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا (16) لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا (17) وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا (18) وَ أَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا (19) قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَ لَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا (20) قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لَا رَشَدًا (21) قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا (22) إِلَّا بَلَاغًا مِنَ اللَّهِ وَ رِسَالَاتِهِ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا (23) حَتَّىٰ إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَ أَقَلُّ عَدَدًا (24) قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا (25) عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا (26) إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا (27) لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَ أَحْصَىٰ كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا (28) 11 - و همانا در میان ما افرادی صالح و افرادی غیر صالح هستند ، و ما
گروه های گوناگونی هستیم.
12 - و همانا ما یقین داریم که در روی زمین هرگز نمی توانیم بر قدرت خداوند غالب شویم و از زیر قدرت او فرار کنیم.
13 - و همانا ما چون سخنان هدایت گر ( آیات قرآن ) را شنیدیم به آن ایمان آوردیم ، پس هر کس به پروردگارش ایمان بیاورد پس از هیچ نقصان و ستمی نمی ترسد.
14 - و این که گروهی از ما مسلمان و گروهی ستم کارند ، پس کسی که اسلام بیاورد راه راست را انتخاب کرده است.
15 - و اما ستم کاران هیزم آتش جهنّم هستند.
16 - و اگر آن ها بر راه ( اسلام و ایمان ) استقامت بورزند با آب ( نعمت ) فراوان سیرابشان می کنیم.
17 - تا به وسیلۀ آن امتحانشان کنیم ، و هر کس از یاد پروردگارش اعراض کند ، او را به عذابی بسیار سخت مبتلا می سازد.
18 - و همانا مساجد مخصوص خداست ، پس هیچ کسی را با خداوند نخوانید.
19 - و این که هنگامی که بندۀ خدا ( محمّد صلی اللّه علیه و آله و سلم ) برای عبادت قیام می کرد و او را می خواند گروهی ( طایفهٔ جنّیان برای شنیدن آیات قرآن ) در اطراف او به شدّت ازدحام می کردند.
20 - بگو : همانا من فقط خدای خودم را می خوانم و هرگز احدی را با او شریک نمی کنم.
21 - و بگو : من مالک زبان و هدایت شما نیستم.
22 - بگو : ( اگر من نیز بر خلاف فرمان الهی رفتار کنم ) هرگز کسی نمی تواند
مرا ( در برابر غضب الهی ) پناه دهد ، و هرگز پناهگاهی به غیر از او نمی یابم.
23 - تنها وظيفۀ من ابلاغ کردن و رساندن پیام اوست ، و هر کس خداوند و رسولش را نافرمانی کند همانا برای او آتش جهنم است که همیشگی و ابدی در آن می ماند.
24 - ( آن ها را رها کن ) تا آن چه را که به آن ها وعده داده شده را ببینند ، و به زودی می دانند که چه کسی باورش ضعیف تر و تعدادش کم تر است.
25 - بگو : من نمی دانم آن چه که به شما وعده داده شده ( عذاب الهی ) نزدیک است یا پروردگارم مدتی برای آن قرار می دهد.
26 - او دانای غیب است و کسی را بر غیب خود آگاه نمی کند.
27 - مگر کسی را که به رسالت برگزیده است و نگهبانانی از پیش رو و پشت سر برای آن ها قرار می دهد.
28 - تا بداند فرستادگانش پیام های پروردگارشان را ابلاغ کرده اند ، و او به آن چه که نزد اوست احاطه دارد ، و شمار و تعداد همه چیز را می داند.
فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَ لَا رَهَقًا فرمود : بَخْسً به معنای نقصان و رَهَقً به معنای عذاب است. (1) كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا یعنی بر مذاهب گوناگون. (2) امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش روایت می کند که در معنای آیۀ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَٰئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا فرمود : آن هائی که به ولایت ما اقرار نمودند پس آن ها به راه رشد و صواب رو نهادند. (3)
وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا که مراد معاویه و یارانش است. وَ أَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا كه مراد از الطَّرِيقَةِ ولایت علی علیه السلام است. لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ تا با شهادت حسین علیه السلام آن ها را امتحان و آزمایش کنیم. فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا یعنی با آل محمد احدی را نخوانید ؛ و غیر از آل محمد را ولی خود نگیرید. وَ أَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ یعنی محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم آن ها را به ولایت علی علیه السلام دعوت می کرد. كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا یعنی بر سر او ریختند و اطرافش را گرفتند. قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي فرمود : همانا پروردگارم مرا به آن امر نموده است. لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لَا رَشَدًا اگر از ولایت علی علیه السلام روی برگردانید. قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ اگر به آن چه که خداوند امر نموده آن را کتمان کنم. وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا یعنی هرگز جایگاهی غیر از او ندارم. إِلَّا بَلَاغًا مِنَ اللَّهِ خداوند به آن چه از ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام به من امر نموده بود را به شما ابلاغ نمودم. وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ در ولایت علی علیه السلام فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا همانا برای او آتش جهنم است که همیشگی او ابدی در آن می ماند. پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود : یا علی تو تقسیم کنندۀ آتش هستی ، به آتش می گوئی : این برای من و این برای تو قریش گفتند : ای محمد ! آن چه را که برای ما از امر علی و آتش آماده کرده ای چه وقت اتفاق می افتد پس خداوند این آیه
را نازل فرمود : حَتَّىٰ إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ یعنی مرگ و روز قیامت.
فَسَيَعْلَمُونَ یعنی فلانی و فلانی و فلانی و معاویه و عمرو بن العاص و ياران كينه جو و بدخواه آن ها از قریش مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَ أَقَلُّ عَدَدًا (1)گفتند ای محمد این چه وقت اتفاق می افتد ، خداوند به محمد صلى اللّه عليه وآله و سلم فرمود : قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا « امد » يعنى اجل ، مدت. عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِنْ رَسُولٍ يعنى على مرتضی از رسول صلی اللّه علیه و آله و سلم است و رسول خدا صلى اللّه عليه وآله و سلم از اوست. فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا فرمود : در قلب او علم و در پشت سرش نگهبانی است ، که به علی علم را تعلیم می کند و علم را به او می چشاند و خداوند هم به او الهام را تعلیم می کند. و رَصَدً تعلیم از پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم است. لِيَعْلَمَ پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحَاطَ على علیه السلام به آن چه از علم در نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم بود آگاه بود. وَ أَحْصَىٰ كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا از آن چه که بود و از آن چه که خواهد بود ، از زمانی که خداوند آدم را خلق نمود تا روز قیامت از فتنه ها یا زلزله یا در زمین فرو رفتن یا قذف یا امتی که در گذشته هلاک شدند و یا در آینده هلاک خواهند شد ، چه تعداد از پیشوایان جائر و ستم کار و یا عادل که به اسم و نسب می شناسد ، و چه کسانی به وسیلهٔ مرگ های طبیعی از دنیا می روند و یا کشته می شوند ، چه تعداد پیشوایان شکست خورده که شکستشان هیچ ضرری به او نمی رساند و چه تعداد امام یاری شده ای که یاری کردنشان هیچ نفعی برای
1) بحار الانوار ، ج 33 ، ص 162
او در پی نداشت. (1)
ابن عباس در معنای آیۀ وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ فرمود : مراد از ذِكْرِ رَبِّهِ ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام است. (2)
فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَٰئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا یعنی کسی که حق را طلب کند. وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ ... قاسط کسی است که مانع از رفتن شود. (3) وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا مساجد هفتگانه که بر آن ها سجده می شود عبارتند از : دو کف دست ، دو زانو ، دو انگشت بزرگ پا و پیشانی. (4) امام رضا علیه السلام فرمود : مساجد همان ائمه علیهم السلام هستند. (5)
وَ أَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ یعنی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم. يَدْعُوهُ کنایه از خداوند است. كَادُوا یعنی قریش. يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا یعنی بر او قوی شدند. حَتَّىٰ إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فرمود : قائم و امیر المؤمنین علیه السلام در رجعت. فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَ أَقَلُّ عَدَدًا فرمود : آن فرمایش أمير المؤمنين على علیه السلام به زفر است که فرمود : ای فرزند صهاک به خدا سوگند اگر آن عهد و پیمانی که با رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم بستم
1) بحار الانوار ، ج 36 ، ص 89 ؛ تفسیر فرات کوفی ، ص 511 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 438 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 140
2) بحار الانوار ، ج 35 ، ص 395 و ج 36 ، ص 90 ؛ شواهد التنزيل ، ج 2 ، ص 386
3) تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 141
4) بحار الانوار ، ج 23 ، ص 331 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 143
5) بحار الانوار ، ج 23 ، ص 331 ؛ تفسير صافى ، ج 7 ، ص 314 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 143 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 440
نبود و در علم الهی رقم نخورده بود که من در دنیا طلب خلافت نکنم می دانستی که کدام یک از ما یارانی ضعیف و تعداد کمی دارد.
فرمود : هنگامی که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آن چه که در هنگام رجعت واقع خواهد شد را به آن ها خبر داد ، گفتند : این در چه وقت است ؛ خداوند فرمود : ای محمد به آن ها بگو : إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا من نمی دانم آن چه که به شما وعده داده شده ( عذاب الهی ) نزدیک است یا پروردگارم مدتی برای آن قرار می دهد.
عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا ... فرمود : خداوند به رسولش خبر می دهد از آن چه که از اخبار گذشته و از آن چه که از اخبار آیندۀ حضرت قائم علیه السلام و رجعت و قیامت را برای او می پسندد. (1) حسین بن زیاد گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که در معنای آیۀ وَ أَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا فرمود : به خدا سوگند خداوند شر را برای مردم اراده نکرد مگر زمانی که با معاویه بیعت کردند و حضرت حسن بن علی علیهما السلام را رها کردند. (2)
جابر گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که در معنای آیۀ وَ أَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا فرمودند : یعنی کسی که چیزی از شرک شیطان از منکرین ولایت در آن جاری شود عَلَى الطَّرِيقَةِ یعنی بر ولایت استقامت بورزند ؛ نسبت به آن عهد و میثاقی که خداوند از فرزندان آدم گرفت ( در عالم ذر ) به آن ها آب خوشگواری می آشامانیم. (3)
73 - سورۀ مزمل در مکه نازل شده و دارای 20 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ (1) قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا(2) نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا (3) أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا (4) إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا (5) إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَ طْئًا وَ أَقْوَمُ قِيلًا (6) 1 - ای جامه به خود پیچیده ،
2 - شب را به پاخیز جز کمی.
3 - نیمی از شب یا کمی از آن را کم کن ،
4 - یا بر آن نصف بیفزا و قرآن را با تدبّر تلاوت کن.
5 - همانا بزودی سخنی سنگین بر تو القا خواهیم کرد.
6 - همانا نماز شب مستحکم ترین عبادت است.
يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ فرمود : او پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم بود که خودش را با لباسی پوشانده و خوابیده بود ، پس خداوند فرمود : يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا يعنى
اندکی از نصف.
أَوْ زِدْ عَلَيْهِ یعنی مقداری بر آن قلیل بیفزا. (1) وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا فرمود : قرآن را با حروفی روشن بیان کن ، و آن را مانند ریگ پراکنده مکن ، و هم چون موی سر به هم نزدیک مگردان و حروف آن را چنان ادا کن که در دل های سخت جا گیرد. (2) إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا یعنی قیام شب و آن قول الهی است که فرمود : إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَ طْئًا وَ أَقْوَمُ قِيلًا یعنی راست ترین قول است. (3) إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا (7) وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا (8) 7 - همانا برای تو در روز وقت کافی و طولانی است.
8 - و اسم پروردگارت را یاد کن و فقط به او علاقه مند شو.
وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا فرمود : بلند کردن دو دست و حرکت نمودن انگشتان سبابه است. (4) ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا فرمود : وقت زیادی برای خواب و برآوردن حاجتت است.
وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا يعنى عملت را برای او خالص کن. (5)
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 446 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 321
2) تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 147
3) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 322 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 148
4) مستدرك الوسائل ، ج 5 ، ص 185 ؛ بحار الانوار ، ج 90 ، ص 337 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 324 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 148
5) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 449 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 149
وَ طَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَ عَذَابًا أَلِيمًا (13) يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبَالُ وَ كَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَهِيلًا (14) 13 - و طعامی گلوگیر ، و عذابی دردناک.
14 - روزی که زمین و کوه ها به لرزه در می آید ، و کوه ها به صورت تپه ای شنی در می آید.
وَ طَعَامًا ذَا غُصَّةٍ يعنی قادر نیست که آن را ببلعد. يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبَالُ یعنی فرو روند. وَ كَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَهِيلًا یعنی مانند ریگ پراکنده می شود. (1) فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْمًا يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيبًا (17) 17 - پس اگر کافر شوید چگونه خود را ( از عذاب الهی ) نجات می دهید ؟ آن روزی که کودکان را ( از هول و سختی ) پیر می کند.
فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْمًا يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيبًا یعنی این که امروز کافر می شوید چگونه از عذاب روزی که بچه ها را پیر می کند خودتان را نگه می دارید. فَكَيْفَ تَتَّقُونَ ... یعنی کودکان از هول ناله ای که می شنوند پیر می شوند. (2) إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طَائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ
فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضَىٰ وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّكَاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَ مَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَ أَعْظَمَ أَجْرًا وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (20) 20 - همانا پروردگارت می داند که تو و کسانی که با تو هستند دو سوم شب یا نصف شب و یا یک سوم شب را به پا می خیزید ، و خداوند شب و روز را اندازه گیری می کند ، او دانست که شما نمی توانید آن را اندازه گیری کنید پس از شما در گذشت پس تا حدّ توان قرآن بخوانید ، او دانست که بزودی گروهی از شما مریض می شوند و گروهی دیگر برای به دست آوردن فضل الهی به سفر می روند و گروهی دیگر نیز در راه خداوند به جهاد می پردازند پس باز در حدّ توان قرآن بخوانید ، نماز به پا دارید ، و زکات بپردازید. و به خداوند قرض نیکو بدهید ، و آن چه از کارهای خیر برای خودتان پیش می فرستید آن را نزد خداوند به بهترین وجه و بزرگ ترین پاداش خواهید یافت ، و از خداوند طلب مغفرت کنید ، همانا که خداوند آمرزنده و مهربان است.
ابی الجارود از امام باقر علیه السلام روایت می کند که در تفسیر آیۀ إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ فرمود : رسول خدا صلى اللّه عليه وآله و سلم این عمل را انجام داد ، و مردم را به آن بشارت داد ، ولی بر آنان دشوار آمد.
عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ و خداى تعالى دانست که ضبط یک سوم و نصف ، و دو سوم برای مردم دشوار است ، یک مسلمان نیمه شب از خواب بر می خیزد ، در حالی که نمی داند چه ساعتی نصف یا دو سوم می شود ، و چه بسا برای
درک آن ساعت های معین تا به صبح بیدار بماند. لذا خدای تعالی این آیه را نازل کرد : إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ - تا - عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ و فرمود : خدا می داند که شما نمی توانید نصف و ثلث را به دست بیاورید. و لذا این آیه شریفه آن حکم را نسخ کرد.
فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ و بدانید که هیچ پیغمبری نیامده مگر این که نماز شب را در خلوت می خواند ، و هیچ پیغمبری این نماز شب را در اول شب بجا نمی آورد. (1) سماعه گوید از امام علیه السلام در معنای آیۀ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا سوال کردم ، فرمود : آن به غیر از زکات است. (2)
74 - سورۀ مدثر در مکه نازل شده و دارای 56 آیه است
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ (1) قُمْ فَأَنْذِرْ (2) وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ (3) وَ ثِيَابَكَ فَطَهِّرْ (4) وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ (5) وَ لَا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ (6) 1 - ای جامۀ خواب بر خود پیچیده ،
2 - برخیز و انذار کن.
3 - و پروردگارت را به بزرگی یاد کن.
4 - و لباست را پاک گردان.
5 - و از ناپاکی دوری کن.
6 - و منّت مگذار و زیاده طلب مباش.
يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنْذِرْ * وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ * وَ ثِيَابَكَ فَطَهِّرْ یعنی ای رسول بیم بده ، « مدثر » یعنی لباس به خود پیچیده. قُمْ فَأَنْذِرْ آن قیام حضرت در هنگام رجعت است که در آن زمان مردم
را انذار می کند.
وَ ثِيَابَكَ فَطَهِّرْ که تطهیر لباس کوتاه کردن آن است و فرمود : شیعیان ما پاک هستند. (1) وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ كه رُّجْزَ یعنی خباثت و کثیفی. (2) وَ لَا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ ابى الجارود روایت می کند : هیچ وقت چیزی عطا مکن که چشم داشت بیش تر از آن را داشته باشی. (3)
فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ (8) فَذَٰلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ (9) فَذَٰلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ (10) ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا (11) وَ جَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا (12) وَ بَنِينَ شُهُودًا (13) وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا (14) ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ (15) كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا (16) سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا (17) إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ (18)
فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ (19) ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ (20) ثُمَّ نَظَرَ (21) ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ (22) ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ (23) فَقَالَ إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ (24) إِنْ هَٰذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ (25) سَأُصْلِيهِ سَقَرَ (26) وَ مَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ (27) لَا تُبْقِي وَ لَا تَذَرُ (28) لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ (29) عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ (30) وَ مَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَ مَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَ يَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَ لَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًا كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَ مَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَ مَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ (31) 8 - پس هنگامی که در صور دمیده می شود ،
9 - پس آن روز روز بسیار سختی است ،
10 - و برای کافران آسایشی نیست ،
11 - کسی را که خود او را به تنهایی آفریده ام به من واگذار ،
12 - و برای او مال فراوانی قرار دادم ،
13 - و فرزندانی که در نزد او هستند ،
14 - و تمام وسائل زندگی را برای او مهیّا نمودم.
15 - سپس طمع دارد که آن را زیاد کنم.
16 - هرگز ( چنین نمی شود ) چرا که او به آیات ما دشمنی می ورزد.
17 - به زودی او را به بالا رفتن از گردنۀ عذابی بسیار سخت مجبور می کنم.
18 - همانا او اندیشه کرد و آماده نمود.
19 - پس مرگ بر او باد چگونه اندیشۀ غلطی کرد.
20 - باز هم مرگ بر او باد که چگونه اندیشۀ ( شیطانی ) کرد.
21 - سپس نگاه کرد.
22 - سپس چهره در هم کرد و با عجله آماده شد.
23 - سپس پشت کرد و تکبر ورزید.
24 - پس گفت : این ( قرآن ) سحر و بیان سحر انگیزی هم چون سحرهای گذشتگان است.
25 - این ( آیات قرآن ) گفتار بشری بیش نیست.
26 - بزودی او را وارد آتش دوزخ می کنم.
27 - و تو چه می دانی که سفر چیست ؟
28- نه چیزی را باقی می گذارد و نه چیزی را رها می سازد.
29 - از بین برندۀ پوست بدن هاست.
30 - بر آن آتش نوزده ( فرشتۀ عذاب ) گمارده شده اند.
31 - و ما ماموران دوزخ را فرشتگان ( عذاب ) قرار دادیم و تعداد آن ها را جز برای فتنه و آزمایش کافران قرار ندادیم تا کسانی که به آن ها کتاب داده
شده یقین کنند و بر ایمان مومنان بیفزاید ، کسانی که به آن ها کتاب داده شده و ایمان آوردند شک نکنند ، و کسانی که در قلب هایشان مرضی هست و کافران بگویند : خداوند از این توصیف کردن چه منظوری دارد ؟ این چنین خداوند کسی را که بخواهد گمراه می کند و کسی را که می خواهد هدایت می کند ، و لشگریان پروردگارت را جز خداوند نمی داند ، و این تذکری جز
برای بشر نیست.
فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ - تا - ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا این آیات دربارهٔ ولید بن مغیرة که پیر مردی مجرب از هوشمندان زیرکان عرب بود نازل شد ، وی یکی از کسانی بود که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم را استهزاء می کرد.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم که در حجر اسماعیل می نشست و قرآن می خواند ، روزی قریش که دور ولید بن مغیره جمع شده بودند از او پرسیدند : ای ابو عبد الشمس این چیست که محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم می گوید ؟ آیا شعر است یا کهانت ، و یا خطابه ؟
گفت : بگذارید نزدیکش شوم و کلامش را بشنوم پس نزد آن جناب رفت و گفت : ای محمد از اشعاری که سروده ای برایم بخوان.
حضرت صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود : آن چه می خوانم شعر نیست ، بلکه کلامی از خداوند متعال است ، که آن را برای ملائکه و انبیا و رسولان خود پسندیده است.
ولید گفت : مقداری از آن را برایم تلاوت کن.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم سوره حم سجده را خواند ، وقتی رسید به آیه شریفه
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صَاعِقَةً مِثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَ ثَمُودَ (1)لرزه بر اندام ولید افتاد و مو و موی بدنش راست شد ، و بدون این که برای قریش خبر ببرد که چه شد ، مستقیما به خانه خود رفت. قریش نزد ابو جهل رفته گفتند : ای ابو حکم ، ابو عبد الشمس از دین خود بیرون شد و به دین محمد گروید مگر نمی بینی که از آن زمان که به نزد محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم رفت دیگر نزد ما برنگشت. وزی صبح ابو جهل نزد ولید رفت و گفت : ای عمو تو ما را سرافکنده و رسوا کردی ، و زبان شماتت دشمن را بر سر ما دراز کردی ، و به دین محمد گرویدی.
ولید گفت : من به دین او نگرویده ام ولیکن از او کلامی شنیدم که از سنگینی و دشواری پوست بر بدن جمع می شود.
ابو جهل گفت : حال بگو ببینم آیا کلام او خطابه نبود ؟
گفت : نه برای این که خطابه کلامی متصل و پیوسته است و کلام او بند بند است ، آن هم بند بندی که بندهایش شباهتی به هم ندارند.
ابو جهل پرسید : آیا شعر است ؟
گفت : نه ، شعر هم نیست ، برای این که تو خود آگاهی که من همه اقسام اشعار عرب را شنیده ام ، بسیطش و مدیدش و رجزش را ، و کلام محمد به هیچ وجه نمی تواند شعر باشد.
ابو جهل پرسید : پس چیست ؟
ولید گفت : باید به من مهلت بدهی درباره اش فکر کنم.
فردای آن روز قریش به ولید گفتند : ای ابو عبد الشمس ، نظرت درباره
1) فصلت ، آیۀ 13 ؛ پس اگر اعراض کنند به آن ها بگو : من شما را از صاعقه ای مانند صاعقۀ عاد و ثمود ترسانیدم
سؤال ما چه شد ؟
گفت : شما بگویید کلام محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم سحر است ، برای این که دل انسان را مسخر می کند ، لذا خدای تعالی درباره وی فرمود : ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا و اگر او را وحید خواند ، برای آن بود که او به قریش گفته بود پوشش خانه کعبه یک سال به عهده من به تنهایی است ، و یک سال به عهده همه شما ، چون او مال بسيار و باغ های زیادی داشت ، و دوازده پسر در مکه داشت ، و دارای ده برده بود ، که نزد هر یک از آن ها هزار دینار مال التجاره بود ، و قنطار آن روز هم همین هزار دینار بود. می گویند « قنطار » عبارت بود از پوست گاوی که مملو از طلا باشد.
پس خداوند نازل فرمود : ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ - تا - صَعُودًا در جهنم کوهی است که آن را صعود می گویند. (1)
ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ « عبس » یعنی رویش را ترش کرد و « بسر » یعنی اخم کرد. ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ فَقَالَ إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هَٰذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ - تا - مَا سَقَرُ که « سقر » وادی در آتش جهنم است. لَا تُبْقِي وَ لَا تَذَرُ یعنی آتشی است که نه چیزی را باقی می گذارد و نه از چیزی می گذرد. لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ بر او گرم شده و او را می سوزاند. عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ملائکه آن ها را عذاب می کنند و آن قول الهی است که فرمود : وَ مَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً و آن ها ملائکه در آتش هستند که گناهکاران را عذاب می کنند.
1) بحار الانوار ، ج 9 ، ص 244
وَ مَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا برای هر مردی نوزده ملائکه است که او را عذاب می کنند. (1) امام صادق علیه السلام در معنای آیۀ ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً فرمود : وحيد یعنی ولد الزنا است که منظور زفر باشد. (2)
وَ جَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا یعنی اجلی را تا مدت مشخص شده برای او قرار دادم. وَ بَنِينَ شُهُودًا اصحابی که شهادت دادند ارث نمی گذارد. وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا آن چه را که برای او آماده کرده بودم ملک او قرار دادم. ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ * كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا يعنى ولايت امير المؤمنین علیه السلام را منکر می شدند به خاطر این که با رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم دربارۀ ولایت آن حضرت دشمنی می کردند. سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا * إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ که « فکّر » یعنی دربارۀ ولایت امیر المؤمنین علیه السلام که به آن امر شده بود فکر کرد ، و « قدّر » یعنی اگر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم از این عالم رحلت کرد تسلیم آن بیعتی که با امیر المؤمنین علیه السلام زمان رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم کردن بود نشود. فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ عذاب بر روی عذاب ، حضرت قائم علیه السلام او را عذاب می کند. ثُمَّ نَظَرَ به سوی پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم و امير المؤمنین علیه السلام. عَبَسَ وَ بَسَرَ از آن چه به آن امر شده بود. (3)
ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ فَقَالَ إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ زفر گفت که پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم مردم را به وسیلهٔ على علیه السلام سحر کرده است. إِنْ هَٰذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ يعنى آن وحی از جانب خداوند نیست. سَأُصْلِيهِ سَقَرَ تا آخر دربارۀ زفر نازل شده است. (1) إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ (35) نَذِيرًا لِلْبَشَرِ (36) 35 - که این یکی از بزرگ ترین آیات خداست.
36 - پند و اندرزی برای انسان هاست.
امام باقر علیه السلام در معناى آيۀ إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ * نَذِيرًا لِلْبَشَرِ فرمود : یعنی فاطمه علیها السلام. (2)
كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ (38) إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ (39) فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ (40) عَنِ الْمُجْرِمِينَ (41) مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ (42) قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ (43) وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ (44) وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ (45)
وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ (46) حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ (47) فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ (48) فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ (49) كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ (50) فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ (51) 38 - هر نفسی در گرو عمل خود است.
39 - مگر اصحاب یمین.
40 - در باغ های بهشت ، سؤال می کنند.
41 - از مجرمان.
42 - چه چیز شما را در دوزخ افکند ؟
43 - می گویند : از نمازگزاران نبودیم.
44 - و مستمندان را اطعام نمی کردیم.
45 - و با اهل باطل رفت و آمد داشتیم.
46 - و ما روز قیامت را تکذیب می کردیم.
47 - تا این که مرگ ما فرا رسید
48 - پس شفاعت شفاعت کنندگان به حال آن ها نفعی نمی رساند.
49 - پس چرا از متذکر شدن آن روز اعراض می کنند ؟
50 - گویی گورخران رمیده ای هستند.
51 - که از شیر درنده می گریزند.
كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ * إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ مراد از يمين امیر المؤمنین علیه السلام و مراد از اصحاب شیعیان آن حضرت می باشند که به
دشمنان آل محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم می گویند : مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ چه چیز شما را در دوزخ افکند ؟
آن ها می گویند : لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ یعنی از پیروان ائمه علیهم السلام نبودیم.
وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ حقوق آل محمد علیهم السلام از خمس برای ذوی قربی و يتامى و مساكين و ابن السبیل که آن ها از آل محمد علیهم السلام هستند. وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ * وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ یعنی روز مجازات. حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ كه يقين يعنى مرگ. فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ اگر هر ملک مقربی و نبی مرسلی دربارهٔ ناصب آل محمد علیهم السلام شفاعت کنند شفاعتشان مورد قبول واقع نمی شود ، سپس فرمود : فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ از آن چه از موالات و دوستی امیر المؤمنين علیه السلام برای آن ها گفته می شود. كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ * فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ كه « قسوره » یعنی شیر. (1) بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتَىٰ صُحُفًا مُنَشَّرَةً (52) 52 - بلکه هر یک از آن ها می خواهند که نامه ای جداگانه برایش فرستاده شود.
ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در تفسير جمله بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتَىٰ صُحُفًا مُنَشَّرَةً فرمود : شان نزول این آیه آن بود که مردم به رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم گفته بودند : ای محمد به ما چنین رسیده که در بنی اسرائیل هر کس مرتکب گناهی می شد صبح ، گناه و کفاره گناه خود را در نوشته ای
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 340 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 459 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 163
پهلوی سرش می دید.
جبرئیل به رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم نازل شد ، و گفت : قوم تو سنت جاریه در بنی اسرائیل درباره گناهان را خواستند ، اگر بخواهند ما با ایشان نیز همان رفتار را می کنیم ، و آنان را به همان عذاب هایی که بنی اسرائیل را گرفتیم می گیریم ، و مردم حس کردند رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم دوست ندارد که چنین سنتی در میان امتش جریان یابد. (1)
وَ مَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَىٰ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ (56) 56 - و هیچ کسی پند نمی گیرد مگر آن که خداوند بخواهد او اهل تقوا و اهل آمرزش است.
هُوَ أَهْلُ التَّقْوَىٰ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ يعنى خدا اهلیت آن را دارد که از او پروا کنند و اهلیت آن را دارد که بیامرزد. (2)
75 - سوره قیامت در مکه نازل شده و دارای 40 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ (1) وَ لَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ (2) أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ (3) بَلَىٰ قَادِرِينَ عَلَىٰ أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ (4) بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ (5) يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ (6) فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ (7) 1 - سوگند به روز قیامت.
2 - سوگند به نفس ملامتگر.
3 - آیا انسان می پندارد که ما هرگز استخوان های او را جمع نمی کنیم ؟
4 - آرى ما قادریم که حتی سر انگشتان او را نیز منظم و موزون درست کنیم.
5 - بلکه انسان می خواهد تمام عمرش را به فجور بگذراند.
6 - ( لذا ) می پرسد قیامت چه وقت خواهد بود ؟
7 - ( بگو : ) هنگامی که برق چشم ها ( از شدت وحشت و هول ) خیره بماند.
لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ یعنی به روز قیامت سوگند می خورم.
وَ لَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ نفس لوامه ، نفس آدمی است که نافرمانی کرده و خدای عز و جل ملامتش فرموده است. أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ * بَلَىٰ قَادِرِينَ عَلَىٰ أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ اگر خداوند می خواست اطراف انگشتان را موزون و منظم درست می کرد. بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ گناه را جلو می اندازد و توبه را به تاخیر و می گوید : به زودی توبه می کنم. (1) يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ یعنی چه وقت می باشد. فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ چشم برقی می زند و دیگر نمی تواند در حدقه بگردد. كَلَّا لَا وَزَرَ (11) 11 - هرگز ( چنین نیست ) فرار و پناهگاهی ندارد.
كَلَّا لَا وَزَرَ یعنی پناهگاهی ندارد. يُنَبَّأُ الْإِنْسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَ أَخَّرَ (13) بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ (14) وَ لَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُ (15) 13 - آن روز انسان را به اعمالی که پیش و پس فرستاده آگاه می کنند.
14 - بلکه انسان بر خویشتن آگاه است.
15 - اگر چه ( برای رهایی ) عذرهایی بیاورد.
يُنَبَّأُ الْإِنْسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَ أَخَّرَ آن چه از گذشته و آینده است خبر می دهد.
1) نور الثقلین ، ج 5 ، ص 461
بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ * وَ لَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُ یعنی می داند که چه کار کرده است اگر چه عذر و بهانه بیاورد. (1) ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معناى آيۀ يُنَبَّأُ الْإِنْسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَ أَخَّرَ فرمود : به آن چه از خیر و شرّ که مقدم داشت ، و به آن چه سنت قرار داد که پس از او جریان پیدا کند که اگر بد و شرّ باشد هم چون دیگران گرفتار وزر آن خواهد شد و از وزر دیگران چیزی کاسته نمی شود ، و اگر خیر و نیک باشد ، او را هم چون دیگران پاداشی است و از پاداش های دیگران چیزی نمی کاهد. (2)
إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ (17) فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (18) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (19) كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ (20) وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ (21) وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ (22) إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ (23) وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ (24) 17 - همانا جمع کردن و خواندنش بر عهدۀ ماست.
18 - پس هنگامی که آن را خواندیم ، از خواندن آن پیروی کن.
19 - سپس بیان کردن آن بر عهدۀ ماست.
20 - هرگز ( چنین نیست ) ، بلکه شما دنیای زود گذر را دوست دارید.
21 - و آخرت را وا می گذارید.
22 - در آن روز صورت هایی مسرور و نورانی است.
23 - و ( با چشم دل ) به سوی پروردگارش می نگرد.
24 - و در آن صورت هایی عبوس و غمگین است.
إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ یعنی جمع کردن قرآن و خواندن آن بر عهدۀ آل محمد علیهم السلام است. فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ هنگامی که از آیات قرآن می خوانید از آن پیروی کنید. ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ يعنی تفسير قرآن. كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ که مراد از « عاجله » همین دنیای حاضر است. وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ یعنی آخرت را رها می کنید. وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ یعنی نورانی. إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ به وجه الهی نظاره می کنند یعنی به رحمت و نعمت های الهی نظاره می کنند. (1) وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ یعنی خوار ذليل. كَلَّا إِذَا بَلَغَتِ التَّرَاقِيَ (26) وَ قِيلَ مَنْ رَاقٍ (27) وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ (28) وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ (29)
1) تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 168
إِلَىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ (30) 26 - هرگز ( چنین نیست ) هنگامی که جانشان به گلوگاه برسد.
27 - و گفته شود : آیا کسی هست که این بیمار را نجات دهد ؟
28 - و یقین به جدایی از دنیا می کند.
29 - و ( هنگام جان دادن ) ساق های پا به هم بپیچد.
30 - در آن روز مسیر همه به سوی پروردگارت خواهد بود.
كَلَّا إِذَا بَلَغَتِ التَّرَاقِيَ به هنگامی که جان به ترقوه برسد. وَ قِيلَ مَنْ رَاقٍ به او گفته می شود چه کسی می تواند تو را با افسون نجات دهد. وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ یعنی یقین می کند که زمان فراق و جدائی از دنیا رسیده است. وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ یعنی دنیا با آخرت در هم می پیچد. إِلَىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ به سوی خدا رانده می شوند. (1) فَلَا صَدَّقَ وَ لَا صَلَّىٰ (31) وَلَٰكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّىٰ (32) ثُمَّ ذَهَبَ إِلَى أَهْلِهِ يَتَمَعَلَّى (33) أَوْلَىٰ لَكَ فَأَوْلَىٰ (34) 31 - ( آن روز گفته شود : ) او نه تصدیق کرد و نه نماز خواند.
32 - ولكن تكذيب کرد و اعراض نمود.
33 - سپس متکبرانه به سوی خانواده اش رفت.
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 350
34 - ( به گفته شود : عذاب الهی ) برای تو سزاوارتر است ، سزاوارتر.
فَلَا صَدَّقَ وَ لَا صَلَّىٰ سبب نزول آیه این بود که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم در روز غدیر خم مردم را به بیعت با علی علیه السلام فرا خواند چون به مردم رسانید آن چه را که از جانب پروردگار درباره آن حضرت مأمور بود و مردم از امر پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم برگشتند معاویه ملعون بر مغيرة بن شعبه و ابی موسى اشعری تکیه کرده بود متوجه عشیره خود شد و گفت بخدا قسم من هرگز ایمان و اقرار به ولایت علی علیه السلام نخواهم آورد و گفتار محمّد صلی اللّه علیه و آله و سلم را درباره علی علیه السلام تصدیق نمی کنم خداوند این آیات را نازل فرمود : فَلَا صَدَّقَ وَ لَا صَلَّىٰ وَلَٰكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّىٰ ثُمَّ ذَهَبَ إِلَىٰ أَهْلِهِ يَتَمَطَّىٰ أَوْلَىٰ لَكَ فَأَوْلَىٰ وای بر او که امر ما را تکذیب می کند و از حکم ما بر می گردد و به سوی اهلش با تکبر و نخوت روی آورد وای بر چنین شخصی که به عذاب و مرگ سزاوارتر است.
بعد از نازل شدن این آیات ، آن فاسق از پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم دور شده و فرار نمود پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم بالای منبر تشریف برد خواست از معاویه بیزاری بجوید خداوند این آیه را نازل فرمود : لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ پیغمبر اکرم به امر خداوند سکوت اختیار کرد. (1)
أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدًى (36) أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنَىٰ (37) ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّىٰ (38)
1) بحار الانوار ، ج 33 ، ص 163 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 351 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 465 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 172
فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثَىٰ (39) أَلَيْسَ ذَٰلِكَ بِقَادِرٍ عَلَىٰ أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتَىٰ (40) 36 - آیا انسان می پندارد که او را بدون هدفی رها می کنند ؟
37 - آیا او نطفه ای از مَنی نبود که بر رحم ریخته می شود ؟
38 - سپس به صورت علقه ( خون بسته ) شد ، پس خداوند او را آفرید و آراسته اش نمود.
39 - پس از او زوج مرد و زن قرار داد.
40 - آیا چنین کسی قادر نخواهد بود که مُردگان را زنده کند ؟
أَيَحْسَبُ الْإِنْسَانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدًى یعنی آیا انسان گمان می کند به حسابش نمی رسند و عذاب نمی شود و از او باز خواست نمی کنند ؟ سپس فرمود : أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنَىٰ بعد از این که ازدواج کرد.
ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى منه الزوجين الذَّكَرَ وَ الْأُنْثَى - تا - أَلَيْسَ ذَٰلِكَ بِقَادِرٍ عَلَىٰ أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتَىٰ رد کسانی است که بعث و نشور را منکر می شوند. (1)
1) تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 172
76 - سورۀ دهر ( انسان ) در مدینه نازل شده و دارای 31 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ هَلْ أَتَىٰ عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا (1) إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا (2) إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا (3) 1 - آیا روزگارانی بر انسان نگذشت که چیزی قابل ذکر نبود ؟
2 - ما انسان را از نطفۀ مختلط آفریدیم و او را می آزماییم ، و او را شنوا و بینا قرار دادیم.
3 - همانا ما او را به راه راست هدایت کردیم خواه شاکر باشد و یا کفران کند.
هَلْ أَتَىٰ عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا فرمود : لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا یعنی نه در علم بود و نه در ذکر ، و در حدیث دیگری فرمود : در علم بود و در ذکر نبود. إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ یعنی او را امتحان می کنیم. فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا و او را شنوا و بینا قرار دادیم. إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ یعنی برای او راه خیر و شر را روشن کردیم. إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا و اين رد بر جبریون است که گمان می کنند هیچ
فعل و عملی در اختیار آن ها نیست. (1)
ابن أبی عمیر گوید از امام باقر علیه السلام در معناى آيۀ إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا سوال کردم ، فرمود : یا آن را قبول می کند که در این صورت شاکر است و یا آن را ترک می کند که کافر است. (2)
ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فرمود : نطفۀ مرد با نطفۀ زن با هم مخلوط می گردد. (3)
إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا (5) عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا (6) يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا (7) 5 - همانا نیکوکاران از جامی می نوشند که با کافور آمیخته است.
6 - از سرچشمه ای که بندگان خاص خداوند از آن می نوشند ، و به هر کجا که خواستند جاریش می سازند.
7 - به نذر خود وفا می کنند ، و از روزی که شرّش همه گیر است می ترسند.
إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا یعنی در خنکی و پاکیزگی زیرا کافور در آن است. عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا يعنى يَشْرَبُ بِهَا از آن می نوشند. يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا مراد از « مستطیر » یعنی عظیم و بزرگ. (4)
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا (8) 8 - و در حالی که غذایشان را دوست دارند به مسکین و یتیم و اسیر می دهند.
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا عبد اللّه بن ميمون قداح از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود : نزد فاطمه زهرا علیها السلام مقداری جو بود ، با آن عصیده ای ( غذایی است که جو را با روغن آغشته نموده و سپس می پزند ) درست کرد ، همین که آن را پختند و پیش روی خود نهادند تا میل کنند ، مسکینی آمد و گفت خدا رحمتتان کند مسکینی هستم ، علی علیه السلام برخاست و یک سوم آن غذا را به سائل داد. چیزی نگذشت که یتیمی آمد و گفت : خدا رحمتتان کند ، باز علی علیه السلام برخاست و یک سوم دیگر را به یتیم داد. پس از لحظه ای اسیری آمد و گفت خدا رحمتتان کند باز على علیه السلام ثلث آخر را هم به او داد ، و آن شب حتی طعم آن غذا را نچشیدند ، و خدای تعالی این آیات را تا آیۀ 22 وَ كَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورًا را در شان امير المؤمنين علیه السلام نازل کرد و این آیات در مورد هر مؤمنی که در راه خدا چنین کند جاری است. (1)
قمطرير یعنی شدید ، سخت.
مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَ لَا زَمْهَرِيرًا (13) وَ دَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا (14) وَ يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا (15) قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا (16)
1) مستدرک الوسائل ، ج 7 ، ص 268 ؛ بحار الانوار ، ج 35 ، ص 243
13 - در بهشت بر تخت های زیبا تکیه زده اند ، و آن جا نه آفتابی سوزان می بینند و نه سرما را.
14 - و سایۀ درختان بهشتی بر سر آن ها سایه افکنده و چیدن میوه هایش برای آن ها بسیار آسان است.
15 - و در اطراف آن ها ظرف هایی سیمین و کوزه های بلورین می گردانند.
16 - که آن ظرف های بلورین از نقره را به اندازه مناسب مهیّا نموده اند.
مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ یعنی در حجله هایشان بر سریر تکیه داده اند. وَ دَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا سایه های درختان بر آن ها نزدیک است. وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا میوه های آن درختان بر آن ها نزدیک است بطوری که ایستاده و نشسته از آن می خورند. أَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا * قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ یعنی کوزه هائی بزرگ که نه دسته دارد و نه لوله ، و جام هائی از نقره در بهشت است که به وسیلۀ آن می نوشند. قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا یعنی آن کوزه ها به قدر مقامشان درست کرده ایم. مِنْ سُنْدُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ (1)استبرق يعنى ابريشم. (2) وَ يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا چشم از پشت آن می بیند هم چنان که از پشت آینه می بیند. وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا (19)
وَ إِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَ مُلْكًا كَبِيرًا (20) عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَ سَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا (21) 19 - و در اطراف آن ها نوجوانانی زیبا تا ابد می گردند هنگامی که آن ها را ببینی می پنداری که مرواریدی پراکنده هستند.
20 - و هنگامی که ببینی ، ( مانند این است که ) نعمت ها و مُلک عظیمی را می بینی.
21 - بر اندام بهشتیان لباس هایی از دیبای سبز و حریر ضخیم و بر دست هایشان دستبندهایی از نقره است ، و پروردگارشان نوشیدنی پاک و طهور به آن ها می نوشاند.
وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ یعنی خدمتگزارانی که دستبند به دست دارند. وَ مُلْكًا كَبِيرًا یعنی نه زوال می پذیرد و نه فانی می گردد. عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ یعنی لباس هائی از حریر سبز و ابریشم بر آن ها می پوشاند. (1) إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا (23) فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا (24) وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا (25) وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا (26) 23 - همانا ما بر تو قرآن را نازل کردیم.
24 - پس به حکم پروردگارت صبر کن ، و از هیچ گناهکار و کافری از آن ها
1) بحار الانوار ، ج 8 ، ص 135
بیروی مکن.
25 - و نام پروردگارت را هر صبح و شام یاد کن.
26 - و شب برای او سجده کن ، و شب هنگام مقداری طولانی او را تسبیح گوی.
خداوند پیامبرش را مورد خطاب قرار داده و فرمود : إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا - تا - بُكْرَةً وَ أَصِيلًا یعنی صبح و نیم روز.
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا یعنی نماز شب بخوان. نَحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَ شَدَدْنَا أَسْرَهُمْ وَ إِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلًا (28) 28 - ما آن ها را آفریدیم و بنیانشان را محکم ساختیم ، و هرگاه بخواهیم بجای آن ها گروه دیگری قرار می دهیم.
نَحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَ شَدَدْنَا أَسْرَهُمْ يعنی خلقت ایشان را محکم کردیم. شاعر می گوید :
وَ ضَامِرَةٍ شَدَّ اَلْمَلِيكُ أَسْرَهَا *** أَسْفَلَهَا وَ ظَهْرَهَا وَ بَطْنَهَا
گفت : ضامره یعنی : اسب او که ملیک آن را محکم کرد ؛
اسرها یعنی : خلق کرد به وجود آورد ؛
يكاد ماذنها یعنی : گردنش را
يكون شطرها یعنی : نصف آن. (1)
1) بحار الانوار ، ج 9 ، ص 246 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 178
77 - سورۀ مرسلات در مکه نازل شده و دارای 50 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً (1) فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفاً (2) وَ النَّاشِرَاتِ نَشْراً (3) فَالْفَارقَاتِ فَرْقاً (4) فَالْمُلْقِيَاتٍ ذِكْراً (5) عذراً أَوْ نُذراً (6) إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ (7) فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ (8) 1 - سوگند به فرستادگان پی در پی.
2 - سوگند به آن ها که هم چون تند باد در شتابند.
3 - سوگند به آن ها که گسترانده اند.
4 - سوگند به آن ها که جدا کننده هستند.
5 - سوگند به آن ها که القا کنندۀ ذکر ( به انبیاء ) هستند.
6 - برای اتمام حجت یا انذار کننده.
7 - همانا آن چه که به شما وعده داده می شود واقع خواهد شد.
8 - پس هنگامی که ستارگان بی نور و محو می شوند.
وَ الْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا فرمود : این آیات تابع یک دیگر و مترتب بر هم هستند. فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا يعنى قبر. وَ النَّاشِرَاتِ نَشْرًا یعنی مرگ را نشر می دهند. فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا یعنی چهارپا. فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا يعنى ملائكه. عُذْرًا أَوْ نُذْرًا یعنی شما را می ترسانم و حجت را بر شما تمام می کنم ،که این آیه قسم است و جوابش إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ می باشد. فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ یعنی نور ستارگان از بین می رود و سقوط می کنند. (1) وَ إِذَا السَّمَاءُ فُرِجَتْ (9) وَ إِذَا الْجِبَالُ نُسِفَتْ (10) وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ (11) لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ (12) لِيَوْمِ الْفَصْلِ (13) 9 - و هنگامی که آسمان شکافته می شود.
10 - و هنگامی که کوه ها از جا کنده می شوند.
11 - و هنگامی که برای رسولان ، وقت ( گواهی بر امتان ) معین کنند.
12 - برای چه روزی تعیین وقت شده ؟
13 - برای روز جدایی.
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 369 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 487 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 189
وَ إِذَا السَّمَاءُ فُرِجَتْ یعنی هنگامی که آسمان منفجر شده و منشق می گردد. وَ إِذَا الْجِبَالُ نُسِفَتْ یعنی هنگامی که کوه ها از جا کنده می شود. وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقتَتْ یعنی رسولان در اوقاتی مختلف مبعوث می شوند. (1) لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ یعنی تاخیر انداخته شده است. لِيَوْمِ الْفَصْلِ برای روز جدایی. ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ فرمود : یعنی نورش از بین می رود. (2)
أَلَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ (20) فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَكِينٍ (21) إِلَىٰ قَدَرٍ مَعْلُومٍ (22) 20 - آیا ما شما را از آب بی مقدار نیافریدیم ؟
21 - پس آن را در قرارگاهی محفوظ قرار دادیم.
22 - تا مدتی معین و معلوم
أَلَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ یعنی آب گندیده. فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَكِينٍ یعنی در رحم. إِلَىٰ قَدَرٍ مَعْلُومٍ یعنی تا انتهای اجل. (3) أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفَاتًا (25)
أَحْيَاءً وَ أَمْوَاتًا (26) وَ جَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ شَامِخَاتٍ وَ أَسْقَيْنَاكُمْ مَاءً فُرَاتًا (27) 25 - آیا ما زمین را محل اجتماع قرار ندادیم ؟
26 - هم برای مردگان و هم برای زندگان ؟
27 - و در آن کوه های بلندی قرار دادیم و شما را آب گوارانی نوشاندیم.
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفَاتًا أَحْيَاءً وَ أَمْوَاتًا فرمود : « كفات » يعنى مسكن ها. در روایت آمده است که امیر المؤمنین علی علیه السلام در هنگام برگشتن از صفین گذرش از گورستان افتاد و فرمود : این جا محل سکونت مرده هاست ، سپس به خانه های کوفه نظری انداخت و فرمود : آن ها هم محل سکونت زنده ها است و سپس این آیه را تلاوت نمود : أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفَاتًا أَحْيَاءً وَ أَمْوَاتًا
وَ جَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ شَامِخَاتٍ کوه های بلند. وَ أَسْقَيْنَاكُمْ مَاءً فُرَاتًا یعنی آب خنک و گوارا و هر آب گوارا از فرات است. (1) انْطَلِقُوا إِلَىٰ ظِلٍّ ذِي ثَلَاثِ شُعَبٍ (30) 30 - بروید به سوی سایۀ دودهای سه شاخه.
انْطَلِقُوا إِلَىٰ ظِلٍّ ذِي ثَلَاثِ شُعَبٍ در آن سه شعبه از آتش است. إِنَّهَا تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ (32) كَأَنَّهُ جِمَالَتٌ صُفْرٌ (33) 32 - همانا آن شعله هایی هم چون قصر از خود پرتاب می کند.
1) بحار الانوار ، ج 9 ، ص 246
33 - گویی ( آن شراره ها ) هم چون شتران زرد رنگی هستند.
إِنَّهَا تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ شراره هائی هم چون کاخ ها و کوه ها پرتاب می کنند. كَأَنَّهُ جِمَالَتٌ صُفْرٌ یعنی سياه. (1) إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ وَ عُيُونٍ (41) 41 - همانا پرهیزگاران ( در بهشت ) در زیر سایۀ ( درختان و در کنار ) چشمه ها قرار دارند.
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ وَ عُيُونٍ همانا متقین در سایه ای از نور که روشن تر از نور خورشید است ، می باشند. وَ إِذَا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لَا يَرْكَعُونَ (48) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (49) فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ (50) 48 - و هنگامی که به آن ها ( کافران ) گفته شود که رکوع کنید رکوع نمی کنند.
49 - در آن روز وای بر تکذیب کنندگان.
50 - پس به کدامین سخن بعد از آن ( قرآن ) ایمان می آورند.
وَ إِذَا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لَا يَرْكَعُونَ یعنی وقتی به ایشان گفته می شود : امام را دوست بدارید و ولایتش را بپذیرید ، نمی پذیرند. سپس خداوند به پیامبرش صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود : فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بعد از این که آن را برای تو بیان کردم ایمان می آورند. (2)
78 - سورۀ نبأ در مکه نازل شده و دارای 41 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ (1) عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ (2) الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ (3) 1 - از چه چیزی سؤال می کنند ؟
2 - از خبر بزرگ ( قیامت )
3 - خبری که در آن اختلاف دارند.
عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ * الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ حسین بن خالد گوید امام رضا علیه السلام در معنای آیۀ عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ ... فرمود : امير المؤمنين علیه السلام فرمود : برای خداوند نبأ بزرگ تری از من نیست ، و برای خداوند آیه ای بزرگ تر از من نیست ، و به تحقیق فضیلت من بر امت های گذشته عرضه شد با اختلاف زبان هائی که داشتند به فضیلت من اقرار نکردند. (1)
1) بحار الانوار ، ج 36 ، ص 1 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 194 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 491 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 380
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا (6) وَ الْجِبَالَ أَوْتَادًا (7) 6 - آیا ما زمین را محل آسایش قرار ندادیم ؟
7 - و کوه ها را میخ های زمین ؟
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا زمين گهواره ای است که بشریت در آن پرورش می یابد. وَ الْجِبَالَ أَوْتَادًا یعنی کوه ها میخ های زمین هستند. وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا (10) 10 - و شب را پوشش قرار دادیم.
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا یعنی شب روز را می پوشاند. (1) وَ جَعَلْنَا سِرَاجًا وَ هَّاجًا (13) وَ أَنْزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجًا (14) 13 - و در آن چراغی نور افشان قرار دادیم.
14 - و از ابرها آب فراوان نازل کردیم.
وَ جَعَلْنَا سِرَاجًا وَ هَّاجًا منظور خورشید نورانی است. وَ أَنْزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ از ابرها. مَاءً ثَجَّاجًا یعنی با ریزش پی در پی. وَ جَنَّاتٍ أَلْفَافًا (16)
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 492 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 196
16 - و باغ هایی پر درخت.
وَ جَنَّاتٍ أَلْفَافًا باغ هائی که با درختانی در هم پیچیده است. (1) وَ فُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا (19) وَ سُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا (20) إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا (21) لِلطَّاغِينَ مَآبًا (22) لَا بِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا (23) لَا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَ لَا شَرَابًا (24) إِلَّا حَمِيمًا وَ غَسَّاقًا (25) 19 - و آسمان باز شده و به صورت درهای گوناگون در می آید.
20 - و کوه ها به حرکت در آمده و به صورت سراب می گردند.
21 - همانا جهنم کمینگاه ( کافران و گنهکاران ) است.
22 - و جایگاهی برای طغیانگران.
23 - مدت های بسیار طولانی در آن می مانند.
24 - در آن جا نه چیز خنکی می آشامند و نه نوشیدنی ( گوارائی ).
25 - مگر آبی سوزان از چرک و خون.
وَ فُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا یعنی درهای بهشت باز می شود. وَ سُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا یعنی کوه ها چون سراب می شود ، که در بیابان از دور برق می زند. إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا که « مرصاد » به معنای قائم است یعنی بدرستی
1) بحار الانوار ، ج 9 ، ص 247 ؛ نور الثقلين ، ج 247 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 492 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 197
که جهنم قائم و ثابت باشد.
لِلطَّاغِينَ مَآبًا یعنی منزلگاه سرکشان است. لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا احقاب به معنای سال ها و حقب به معنای هشتاد سال است ، و هر سال سی صد و شصت روز است ، و یک روز قیامت برابر هزار سال از سال های دنیا است که شما می شمارید. (1) حمران بن أعین گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ آيۀ لَا بِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا * لَا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَ لَا شَرَابًا * إِلَّا حَمِيمًا وَ غَسَّاقًا سوال کردم ، فرمود : این دربارۀ کسانی است که از آتش بیرون نمی آیند. (2)
لَا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا مراد از « برد » خواب است. إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا (31) 31 - همانا برای پرهیزگاران پیروزی و کامیابی است.
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا متقيان در آن روز رستگار می شوند. در روایت ابی الجارود از امام باقر علیه السلام در معنای جمله إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا آمده که امام فرمود : متقین کراماتی دارند. (3)
وَ كَوَاعِبَ أَتْرَابًا (33) وَ كَأْسًا دِهَاقًا (34) 33 - و دخترانی جوان و همسن و سال که شبیه هم هستند.
34 - و جام هایی پر از نوشیدنی ( پاکیزه )
وَ كَوَاعِبَ أَتْرَابًا یعنی کنیزانی شبیه به هم ، که در خدمت اهل بهشت هستند. (1) وَ كَوَاعِبَ أَتْرَابًا یعنی دختر نورس. وَ كَأْسًا دِهَاقًا یعنی کاسه هائی پر. يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ وَ قَالَ صَوَابًا (38) 38 - روزی که روح و فرشتگان در یک صف می ایستند ، و هیچ یک سخنی نمی گویند مگر به اذن خداوند رحمان (که در این صورت) سخن درست و صواب می گوید.
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ روح ملکی بزرگ تر از جبرئیل و میکائیل است که با رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم بود و او با ائمه علیهم السلام نیز هست. (2) إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَ يَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا (40) 40 - همانا ما شما را از عذاب نزدیکی ترساندیم ، ( عذاب ) روزی که انسان هر چه از قبل فرستاده را در مقابل خود می بیند ، و کافر (با دیدن اعمال خود) می گوید : ای کاش خاک بودم ( و نتیجۀ اعمالم را نمی دیدم ).
إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا یعنی در آتش. يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَ يَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا يعنى اى کاش علوی بودم. فرمود : همانا رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم كنيۀ ابو تراب را به أمير المؤمنين على علیه السلام داد. (1)
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 496 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 201
79 - سورۀ نازعات در مکه نازل شده و دارای 46 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَ النَّازِعَاتِ غَرْقًا (1) وَ النَّاشِطَاتِ نَشْطًا (2) وَ السَّابِحَاتِ سَبْحًا (3) فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا (4) 1 - سوگند به فرشتگانی که ( به سختی ) جان ( کافران ) را می گیرند.
2 - سوگند به فرشتگانی که ( به راحتی ) جان ( مومنان ) را می گیرند.
3 - سوگند به فرشتگانی که برای اجرای فرمان الهی به سرعت عمل می کنند.
4 - سوگند به فرشتگانی که بر هم سبقت می گیرند
وَ النَّازِعَاتِ غَرْقًا یعنی فرشتگانی که روح را می گیرند. وَ النَّاشِطَاتِ نَشْطًا یعنی کفار در دنیا در فرح و شادی هستند وَ السَّابِحَاتِ سَبْحًا مؤمنینی که تسبیح الهی را می گویند. (1) ابى الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا فرمود : ارواح مؤمنین همانند دنیا به سوی بهشت سبقت می گیرند و
1) بحار الانوار ، ج 7 ، ص 46
ارواح کافرین نیز به سوی آتش جهنم سبقت می گیرند. (1)
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ (6) تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ (7) قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ (8) أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ (9) يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ (10) أَ إِذَا كُنَّا عِظَامًا نَخِرَةً (11) قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ (12) فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ (13) فَإِذَا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ (14) 6 - روزی که زلزله های وحشتناک عالم را بلرزاند.
7 - و به دنبال آن صيحۀ ( آسمانی ) بیاید.
8 - در آن روز دل هایی به شدّت در اضطراب باشد.
9 - چشم هایشان از شدّت ترس به زیر افکنده باشند.
10 - ولی باز می گویند : آیا ما دوباره زنده خواهیم شد ؟
11 - هنگامی که استخوان های ما پوسیده شد ؟
12 - می گویند : اگر زنده شدیم ، در این صورت زیان کار خواهیم بود.
13 - زنده شدن دوباره فقط با یک صیحه ( صور دوم ) است.
14 - پس هنگامی که همه در یک جا گرد هم می آیند.
1) بحار الانوار ، ج 6، ص 228 و ج 7 ، ص 46 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 497 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 304
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ * تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ یعنی زمین زیر پای اهلش شکافته می شود ، و « رادفه » به معنای صیحه است. (1) قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ يعنى قلب ها در آن روز ترسان است. أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ * يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ قريش گفتند آیا بعد از مرگ دوباره زنده شده و بر می گردیم. أَ إِذَا كُنَّا عِظَامًا نَخِرَةً يعنی پوسیده و از هم پاشیده شده. تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ كفار این سخن را از روی استهزاء گفتند. فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ * فَإِذَا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ منظور از « زجرة » نفخۀ دوم در صور است و « ساهره » محلی در شام در نزدیکی بیت المقدس می باشد. (2) ابی الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَة فرمود : یعنی در خلقتی جدید.
فَإِذَا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ « ساهره » یعنی زمین ، چون کفار در قبرها قرار دارند ، همین که زجره و صیحه را می شنوند از قبرشان بیرون می آیند ، و با خلقتی تمام عیار روی زمین قرار می گیرند. (3) إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى (16) 16 - هنگامی که پروردگارش او را در وادی مقدس طوی ندا داد.
بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ یعنی پاک و مطهر. طُوًى اسم بیابانی است. (4)
فَحَشَرَ فَنَادَىٰ (23) فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ (24) فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولَىٰ (25) 23 - پس ( فرعون ساحران را ) جمع کرد و ( مردم را ) دعوت کرد.
24 - پس گفت : منم پروردگار بزرگ شما.
25 - پس خداوند او را به عذاب دنیا و آخرت گرفتار کرد.
فَحَشَرَ یعنی فرعون. فَنَادَىٰ * فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ * فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولَىٰ و « نکال » یعنی عقوبت ، و عقوبت آخرتش به خاطر این بود که گفت : أنا رَبُّكُمُ الأعلى و کلمۀ اولی که گفت این بود : مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَيْرِي پس خداوند او را به خاطر همین دو گفتار هلاک کرد. (1) وَ أَغْطَشَ لَيْلَهَا وَ أَخْرَجَ ضُحَاهَا (29) وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا (30) 29 - و شبش را تیره و روزش را روشن گردانید.
30 - و زمین را بعد از آن گسترش داد.
وَ أَغْطَشَ لَيْلَهَا یعنی شبش را تاریک کرد. اعشی گوید :
و بهماء بالليل غطش الغداة *** موتسي فنون فناداها
یعنی : به وسیلۀ آن دو شب صبح را تیره و تار کرد که در این تاریکی شب مونس من داد و فریاد بود.
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 394 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 500 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 207
وَ أَخْرَجَ ضُحَاهَا یعنی خورشید. وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا یعنی گستراند. وَ الْجِبَالَ أَرْسَاهَا (32) 32 - و کوه ها را ثابت نمود.
وَ الْجِبَالَ أَرْسَاهَا یعنی ثابت داشت. يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ مَا سَعَىٰ (35) وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَىٰ (36) 35 - روزی که انسان آن چه را که عمل کرده متذکر می شود.
36 - و جهنم برای هر بیننده ای آشکار شود.
يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ مَا سَعَىٰ تمام اعمالش را که مرتکب شده همه را به یاد بیاورد. وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَىٰ فرمود : حاضر می شود. وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ (40) فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَىٰ (41) 40 - و اما کسی که از مقام پروردگارش بترسد و نفسش را از هوا باز دارد.
41 - پس همانا بهشت منزلگاه اوست.
وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَىٰ که این درباره بنده خدا است ، که وقتی در برابر معصیت خدا قرار می گیرد با این که می تواند مرتکب شود. از ترس خدا مرتکب نمی شود و به خاطر نهی خدا
نفس خود را از ارتکاب آن نهی می کند ، و تلافی این عملش همان بهشت است. (1)
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا (42) فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْرَاهَا (43) إِلَىٰ رَبِّكَ مُنْتَهَاهَا (44) 42 - از تو دربارۀ قیامت سؤال می کنند که چه وقت بر پا می شود ؟
43 - تو را دیگر با این یادآوری چه کار است ؟
44 - نهایت کار آن به سوی پروردگارت است.
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا یعنی چه وقت بپا می شود ؟ و خداوند متعال در پاسخش فرمود : إِلَىٰ رَبِّكَ مُنْتَهَاهَا یعنی علم آن نزد پروردگار تو است.
كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا (46) 46 - آن ها چون روز قیامت را ببینند گویی همۀ عمر دنیا شامگاهی یا چاشتگاهی بیش نبوده است.
إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا یعنی قسمتی از یک روز. (2)
80 - سورۀ عبس در مکه نازل شده و دارای 42 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ عَبَسَ وَ تَوَلَّىٰ (1) أَنْ جَاءَهُ الْأَعْمَىٰ (2) وَ مَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّىٰ (3) أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرَىٰ (4) أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَىٰ (5) فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّىٰ (6) وَ مَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّىٰ (7) وَ أَمَّا مَنْ جَاءَكَ يَسْعَىٰ (8) وَ هُوَ يَخْشَىٰ (9) فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّىٰ (10) كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ (11) 1 - چهره در هم کشید و اعراض نمود.
2 - هنگامی که آن مرد نابینا به نزدش آمد.
3 - و تو چه می دانی شاید که او مردی با تقوا و پاکیزه باشد.
4 - یا متذکر گردد پس ذکرش به حال او سودمند باشد.
5 - اما آن کسی که ثروتمند است.
6 - پس تو به او روی می آوری.
7 - و اگر او خود را پاکیزه نسازد چیزی بر تو نیست.
8 - و اما کسی که به نزد تو می آید و کوشش می کند.
9 - و او می ترسد.
10 - تو از او غافل می شوی.
11 - هرگز ( چنین نیست ) ، همانا این ( آیات قرآن ) برای پند و تذکر است.
عَبَسَ وَ تَوَلَّىٰ * أَنْ جَاءَهُ الْأَعْمَىٰ در شأن عثمان و عبد اللّه بن ام مکتوم که موذن رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و نابینا بود نازل شده بدین سبب که روزی ابن ام مکتوم بخدمت حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلم آمد و در مجلس آن سرور عالمیان صلی اللّه علیه و آله و سلم اصحاب نشسته بودند ، حضرت ابن ام مکتوم را مقدم بر عثمان نشانید. عثمان از توجه حضرت به ابن ام مکتوم عبوس کرده از او اعراض نمود پس این آیه نازل شد عَبَسَ وَ تَوَلَّىٰ یعنی عثمان أَنْ جَاءَهُ الْأَعْمَىٰ وَ مَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّىٰ و چه چیز تو را به حال شخص کور دانا گردانید یعنی ابن ام مکتوم که او پاکیزه و مطهر از گناهان می باشد أَوْ يَذَّكَّرُ یعنی رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم او را پند و اندرز داد و سپس عثمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود : أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَىٰ فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّىٰ اما آن
کس که مستغنی است بمال خود و ریاستی نظر به اقوام و عشایر خود دارد پس توای عثمان به سوی او روی می آری و متوجه به او می شوی و اگر مقدم بر تو نشیند آن را مکروه نمی داری وَ مَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّىٰ یعنی باکی نداری تو که آیا آن مستغنی خوب است یا نه و آراسته به ایمان است یا در کفر خود غوطه ور می باشد.
وَ أَمَّا مَنْ جَاءَكَ يَسْعَىٰ و اما آن کسی که آمد بتو یعنی ابن ام مکتوم در حالتی که سعی می نمود و شتاب می کرد. وَ هُوَ يَخْشَىٰ فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّىٰ یعنی پس تو از او رو می گردانی و ملتفت به او نمی شوی. (1) كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ يعنى قرآن. فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ (13) مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ (14) بِأَيْدِي سَفَرَةٍ (15) كِرَامٍ بَرَرَةٍ (16) قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ (17) مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ (18) مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ (19) ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ (20) ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ (21) ثُمَّ إِذَا شَاءَ أَنْشَرَهُ (22) كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ (23) 13 - در صحیفه هایی با ارزش محفوظ است.
14 - صحیفه هایی بلند مرتبه و پاکیزه.
15 - به دست سفیران حق است.
1) بحار الانوار ، ج 17 ، ص 85 و ج 30 ، ص 174 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 399 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 508 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 212
16 - که عالی مقام و نیکوکارند.
17 - مرگ بر انسان باد که چقدر نا سپاس است.
18 - ( نگاه نمی کند که خداوند ) او را از چه چیز خلق کرده است ؟
19 - او را از نطفۀ بی مقداری آفرید پس او را آراست.
20 - سپس راه را بر او آسان نمود.
21 - سپس او را میراند و در قبر گذاشت.
22 - سپس هر وقت که خواست او را زنده می کند.
23 - چنین نیست ( که او می پندارند ) ، او هنوز آن چه خداوند امر کرده را به جا نیاورده است.
صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ * مَرْفُوعَةٍ يعنی نزد خدا. مُطَهَّرَةٍ * بِأَيْدِي سَفَرَةٍ یعنی در دست ائمه علیهم السلام كِرَامٍ بَرَرَةٍ (1) قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مراد از انسان امیر المؤمنین علیه السلام است. مَا أَكْفَرَهُ یعنی آن حضرت چه عمل و گناهی کرده بود که کشته شد ؟ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ * مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ * ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ يعنى خداوند مسیر خیر را برای انسان آسان کرده است. ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ * ثُمَّ إِذَا شَاءَ أَنْشَرَهُ در رجعت. كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ یعنی دربارۀ امير المؤمنین علیه السلام هر چه به او امر کرده بودیم را بجا نیاورده است و بزودی بر می گردد تا آن چه بدان امر شده را بجا بیاورد. (2) أبی أسامه گوید از امام باقر علیه السلام دربارۀ آيۀ قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ سوال
کردم ، فرمود : بله دربارۀ امیر المؤمنین علی علیه السلام نازل شده است.
مَا أَكْفَرَهُ یعنی ای منافقین چقدر کفران و عناد به کشتن امیر المومنین علیه السلام می ورزید. سپس کرامت و نسبت امير المؤمنين علیه السلام و آن چه که خداوند به آن حضرت گرامی داشته را بیان کرده و می فرماید :مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ یعنی او را از طینت پیامبران آفرید. فَقَدَّرَهُ و آن حضرت را برای خیر و نیکوئی معین نمود. ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ یعنی آن حضرت مسیر هدایت و حق است. ثُمَّ أَمَاتَهُ آن گاه مانند پیامبران مرد. ثُمَّ إِذَا شَاءَ أَنْشَرَهُ روای گوید : عرض کردم معنای ثُمَّ إِذَا شَاءَ أَنْشَرَهُ چیست ؟ امام علیه السلام فرمود : یعنی او را در زمان رجعت زنده کند و دربارۀ دشمنان آن چه خداوند به او امر فرموده بود حکم فرماید. (1)
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ (24) أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا (25) ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا (26) فَأَنْبَتْنَا فِيهَا حَبًّا (27) وَ عِنَبًا وَ قَضْبًا (28) وَ زَيْتُونًا وَ نَخْلًا (29) وَ حَدَائِقَ غُلْبًا (30) وَ فَاكِهَةً وَ أَبًّا (31)
1) بحار الانوار ، ج 53 ، ص 99 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 510 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 213
مَتَاعًا لَكُمْ وَ لِأَ نْعَامِكُمْ (32) فَإِذَا جَاءَتِ الصَّاخَّةُ (33) 24 - پس انسان به طعامش بنگرد.
25 - همانا ما آب فراوان از آسمان فرو ریختیم.
26 - سپس زمین را از هم شکافتیم.
27 - پس در آن دانه ها رویانیدیم.
28 - و انگور و نباتاتی بسیار.
29 - و درخت زیتون و نخل خرما.
30 - و باغ های پر از درختان.
31 - و میوه ها و چراگاه
32 - تا شما و چهارپایانتان از آن بهره مند شوید.
33 - پس هنگامی که صدای مهیب آن فرا رسد.
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا - تا - وَ قَضْبًا فرمود : ضب به معنای قت است یعنی سبزی های خوردنی است. وَ حَدَائِقَ غُلْبًا یعنی باغ هائی با درختان گوناگون است. وَ فَاكِهَةً وَ أَبًّا فرمود : اب گیاه چهارپایان است. مَتَاعًا لَكُمْ وَ لِأَنْعَامِكُمْ * فَإِذَا جَاءَتِ الصَّاخَّةُ که مراد از « صاخه » یعنی قیامت است. (1) ابن عباس دربارۀ معنای آیۀ مَتَاعًا لَكُمْ وَ لِأَنْعَامِكُمْ گويد : منظور منافع شما و چهارپایانتان است.
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 511 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 215
لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ (37) وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ (38) ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ (39) وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ (40) تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ (41) أُولَٰئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ (42) 37 - در آن روز هر کدام از آن ها چنان گرفتار امور خود می باشد که از پرداختن به امور دیگر بی نیاز است.
38 - در آن روز چهره هایشان نورانی است.
39 - خندان و شاد مانند.
40 - و صورت هایی در آن روز غبار آلود.
41 - و تاریکی آن ها را در برگرفته است.
42 - آن ها همان کافران و فاجران هستند.
لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ یعنی شغلی است که او را از هر شغل دیگری بازش می دارد. (1) سپس خداوند عز و جل آن هائی را که امیر المؤمنين على علیه السلام را دوست داشته و از دشمنانش بیزاری می جویند را ذکر کرده و فرمود : وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ در آن روز چهره هایشان نورانی است. خندان و شاد مانند.
سپس دشمنان آل محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم را ذکر کرده و فرمود : وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ * تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ یعنی از خیر و ثواب دستش خالی است.
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 202 ؛ نورالثقلین ، ج 5 ، ص 512 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 216
أُولَٰئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ آن ها همان کافران و فاجران هستند. (1) وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ که « غبره » یعنی سیاهی. تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ یعنی دود و بخار جهنم. أُولَٰئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ یعنی کافرانی که منکر هستند. (2)
81 - سورۀ تکویر در مکه نازل شده و دارای 27 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ (1) وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ (2) وَ إِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ (3) وَ إِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ (4) 1 - هنگامی که خورشید در هم پیچیده شود.
2 - و هنگامی که ستارگان تیره گردند.
3 - و هنگامی که کوه ها به حرکت در آیند.
4 - و هنگامی که شتران آبستن رها گردند.
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ هنگامی که خورشید تاریک و ظلمانی شود. وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ هنگامی که نور ستارگان از بین برود. وَ إِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ کوه ها چنان گردند که فرمود : تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ (1)یعنی تو خیال می کنی که کوه ها جامد و در یک جا ساکن هستند ولی آن ها مانند ابرها در حرکتند. وَ إِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ وقتی که همه خلق مُردند شتران بی صاحب
1) نمل ، آیۀ 88
می مانند ، کسی نیست شیر آن ها را بدوشد.
وَ إِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ (6) وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ (7) 6 - و هنگامی که دریاها بجوشند.
7 - و هنگامی که جان ها جفت گردند.
وَ إِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ دریاهایی که پیرامون کره زمین هستند همه آتش می شوند. وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ یعنی با حور العین ازدواج می کنند. (1) ابي الجارود روایت می کند که امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ فرمود : اما اهل بهشت با خیرات حسان (حور العین) ازدواج می کنند ، و اما اهل دوزخ ، باید دانست که با هر انسانی از دوزخیان شیطانی است ، یعنی هر یک از آن کفار و منافقین با شیطان خود که قرین اوست ازدواج می کنند. (2)
وَ إِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ (8) بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ (9) وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ (10) وَ إِذَا السَّمَاءُ كُشِطَتْ (11) 8 - و هنگامی که از دختران زنده به گور شده سؤال شود.
9 - به چه گناهی کشته شدند ؟
10 - و هنگامی که نامۀ اعمال گشوده شود.
11 - و هنگامی که آسمان از جای کَنده شود.
وَ إِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ عرب به خاطر غیرت دخترانشان را می کشتند ، چون روز قیامت شود از دختران زنده به گور سوال می شود به کدامین گناه کشته و قطعه قطعه شده اند. (1) جابر گوید امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ وَ إِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ فرمود : کسی که در دوستی ما کشته شود و دلیل بر آن قول خداوند به رسولش است که فرمود : قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ (2)بگو : من بر رسالت خود از شما هیچ اجری نمی خواهم جز مودت و دوستی با اهل بیت خود. (3)
وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ یعنی نامۀ اعمال. وَ إِذَا السَّمَاءُ كُشِطَتْ یعنی باطل می شود. وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ (12) وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ (13) 12 - و هنگامی که آتش دوزخ شعله ور گردد.
13 - و هنگامی که بهشت نزدیک شود.
ابن عباس در معنای آیۀ وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ گفت : اراده می کند که برای کافرین آتش را شعله ور نماید. جحیم آتشی بالاتر و شدیدتر از جهنم است ؛ و جحیم در کلام عرب چیزی است که عظیم تر از آتش می باشد مانند قول
خداوند که فرمود :ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ (1)که اراده از آتش عظيم و بزرگ را می کند. (2)
وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ یعنی بهشت به اولیاء خدا از متقین نزدیک می شود. (3) فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ (15) الْجَوَارِ الْكُنَّسِ (16) وَ اللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ (17) وَ الصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ (18) إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ (19) ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ (20) مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ (21) وَ مَا صَاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ (22) وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ (23) وَ مَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ (24) وَ مَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ (25) فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ (26) إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ (27) لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ (28) وَ مَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (29) 15 - سوگند به ستارگانی باز گردانده شوند.
16 - حرکت کرده و از دیده ها دور گردند.
17 - و سوگند به شب هنگامی که به انتهی می رسد.
18 - و سوگند به صبح هنگامی که نفس زند.
19 - که همانا قرآن کلام رسول بزرگواری است.
20 - که صاحب قدرت است و نزد صاحب عرش دارای جاه و منزلت است.
21 - (در آسمان ها) مورد اطاعت و امین است.
22 - و همنشین شما دیوانه نیست.
23 - و به تحقیق او را در افق روشن دیده است.
24 - و او بر غیب ( وحی که می گیرید ) بخل نمی ورزد.
25 - و این ( قرآن ) سخن شیطان رانده شده نیست.
26 - پس به کجا می روید ؟
27 - این ( قرآن ) چیزی جز تذکری برای عالمیان نیست.
28 - برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم برود.
29 - و شما نمی خواهید ، مگر آن که خداوند پروردگار عالمیان بخواهد.
فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ یعنی قسم به خنّس می خورم که « خنس » اسم ستاره هائی است. الْجَوَارِ الْكُنَّسِ فرمود : ستارگانی که در روز پنهان می شوند و دیده نمی شوند. (1) وَ اللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ يعنی شب هنگامی که تاریک شود. وَ الصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ صبح هنگامی که بالا آید. این آیات همه اش قسم و
1) تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 224 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 411 ؛ نور الثقلین ، ج 5 ، ص 516
جوابش إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ * ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ می باشد یعنی دارای منزلت عظیم در نزد خداوند است.
مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ این آن چیزی است که خداوند به وسیلۀ آن پیامبرش را فضیلت داده و مانند آن را به احدی از انبیاء اعطا نکرده است. (1) ابو بصیر گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ معناى آيۀ ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ سوال کردم.
فرمود : یعنی جبرئیل.
عرض کردم : معنای آیۀ مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ چیست ؟
فرمود : یعنی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم در نزد پروردگار مورد اطاعت است ؛ و روز قیامت امین است.
سوال کردم : معنای آیۀ وَ مَا صَاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ چیست ؟
فرمود : یعنی پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم هنگامی که علی علیه السلام را برای مردم نصب کرد مجنون نبود.
عرض کردم : معنای آیۀ وَ مَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ چیست ؟
فرمود : خداوند تبارک و تعالی از این که غیبش را بر پیامبرش بگوید بخیل نیست.
عرض کردم : معنای آیۀ وَ مَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ چیست ؟
فرمود : منظور از آن ، کاهنانی هستند که در قریش بودند ، و سخنان خود را به سخنان شیطان هایی نسبت می دادند که به اصطلاح خود ، آنان همزاد آنان بودند ، و ایشان به زبان آن همزادها سخن می گفتند ، و این آیه شریفه می فرماید : وَ مَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ قرآن مانند سخنان کاهنان از
1) بحار الانوار ، ج 9 ، ص 247 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 411 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 225
سخنان شیطان های رانده شده نیست.
عرض کردم : معنای آیۀ فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ * إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ چیست ؟
فرمود : یعنی دربارۀ ولایت علی علیه السلام به کجا می روید ، إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ یعنی برای کسی که خداوند از او عهد و پیمان بر ولایت علی علیه السلام را گرفت.
عرض کردم : معنای آیۀ لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ چيست ؟
فرمود : در طاعت علی علیه السلام و ائمه بعد از آن حضرت.
عرض کردم : معنای آیۀ وَ مَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ چیست ؟
فرمود : همانا طی مسیر به سوی خداوند تبارک و تعالی است نه به سوی مردم. (1)
ابو الحسن علیه السلام فرمود : خداوند قلوب ائمه را محل اراده خود قرار داده و هر وقت خداوند چیزی را بخواهد و اراده فرماید ائمه نیز می خواهند و آن است معنی آيۀ وَ مَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ که مشیت به سوی خدا است نه به سوی مردم. (2)
ابن عباس در معنای جملۀ رَبُّ الْعَالَمِينَ گفت : خداوند سی صد و هفده عالم پشت کوه قاف و پشت هفت دریا خلق نموده و آن ها اطلاعی از خلقت آدم
و فرزندان او ندارند و هر عالمی سی صد و سیزده برابر عالمی است که آدم و فرزندان او را در آن خلق نموده است اهل آن عوالم به مقدار چشم به هم زدن معصیت خداوند را بجا نیاورده اند و آن است معنای آیۀ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ مگر آن که خداوند پروردگار عالمیان بخواهد. (1)
1) بحار الانوار ، ج 54 ، ص 322 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 227
82 - سورۀ انفطار در مکه نازل شده و دارای 19 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ (1) وَ إِذَا الْكَوَاكِبُ انْتَثَرَتْ (2) وَ إِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ (3) وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ (4) عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ (5) يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ (6) الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ (7) فِي أَيِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَكَّبَكَ (8) 1 - هنگامی که آسمان شکافته شود.
2 - و هنگامی که ستارگان فرو ریزند.
3 - و هنگامی که آب دریاها به هم بپیوندند.
4 - و هنگامی که قبرها زیر و رو گردد.
5 - هر کسی می داند آن چه که از پیش فرستاده و آن چه که برای بعد گذاشته است.
6 - ای انسان چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور کرده است ؟
7 - همان خدایی که تو را آفرید ، صورتی کامل داد و موزونت نمود.
8 - در هر صورتی که خواست تو را بیاراست و ترکیب نمود.
إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ * وَ إِذَا الْكَوَاكِبُ انْتَثَرَتْ * وَ إِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ يعنى وقتی که دریاها آتش سوزنده شوند. وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ يعنى قبرها شکافته می شود ، و مردگان بیرون می آیند. (1) عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ یعنی آن چه از خیر و شر پیش فرستاده را می داند. سپس مردم را مورد خطاب قرار داده و فرمود : يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ * الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ یعنی هیچ کجی و ناموزنی در تو نیست.
فِي أَيِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَكَّبَكَ اگر می خواست ، به صورتی غیر این صورت تو را ترکیب می کرد. (2) كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ (9) وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ (10) كِرَامًا كَاتِبِينَ (11) 9 - هرگز ( چنین نیست ) بلکه شما روز جزا را تکذیب می کنید.
10 - و همانا برای شما نگهبانانی گذاشته شده
11 - گرامی هستند و نویسندۀ ( اعمال شما )
كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ بلكه رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و امیر المؤمنین عایه السلام را تکذیب کردند. وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ همان دو فرشته ای که موکل بر انسان هستند. كِرَامًا كَاتِبِينَ يعنى نيکی ها و زشتی ها را می نویسند. إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ (13) وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ (14) يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ (15) وَ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ (17) ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ (18) يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئًا وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ (19) 13 - همانا نیکوکاران در نعمت های فراوان هستند.
14 - و همانا فاجران در آتش دوزخند.
15 - روز جزا به آن دوزخ وارد می شوند.
17 - و تو چه می دانی که روز جزا چیست ؟
18 - سپس باز چه می دانی که روز جزا چیست ؟
19 - آن روزی است که هیچ کس قادر نیست برای کسی دیگر کاری انجام دهد ، و همۀ امور در آن روز برای خداوند است.
إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ- تا - يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ « یوم الدین » یعنی روز مجازات و سپس برای تعظیم روز قیامت فرمود : وَ مَا أَدْرَاكَ اى محمد مَا يَوْمُ الدِّينِ ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ يَوْمَ لَا تَمْلِكُ
نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئًا وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ (1) ابن عباس در معنای آیۀ وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ گوید : مُلک و قدرت و سلطنت و عزت و جبروت و جمال و بهاء و هیبت و الهیّت برای خداوندی است که شریکی ندارد. (2)
83 - سورۀ مطففین در مکه نازل شده و دارای 36 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ (1) الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ (2) وَ إِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَ زَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ (3) أَلَا يَظُنُّ أُولَٰئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ (4) 2 - وای بر کم فروشان
2 - و هنگامی که از مردم پیمانه می گیرند کامل می گیرند.
3 - و هنگامی که می خواهند برای مردم پیمانه یا وزن کنند کم می گذارند.
4 - آیا آن ها گمان نمی کنند که بر انگیخته می شوند.
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ آن هائی که از پیمانه و وزن کم می کنند. (1) ابى الجارود از امام باقر علیه السلام روایت می کند که آن حضرت فرمود : سوره مطففين وقتی نازل شد که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم وارد مدینه شده بود ، و مردم مدینه در آن روز از حيث ترازو داری بدترین مردم بودند ، و در نتیجه آمدن این سوره ترازو داریشان خوب شد.
1) مستدرک الوسائل ، ج 13 ، ص 232 ؛ بحار الانوار ، ج 100 ، ص 106
و أما وَيْلٌ خدا عالم است بدرستی که آن چاهی در جهنم است. (1)
ابن عباس در معنای آیه الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ وَ إِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَ زَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ فرمود : آن ها هنگامی که می خواستند جنسی را بخرند با پیمانه ای پر می خریدند و وقتی که می خواستند بفروشند از پیمانه و وزن کم می کردند و عملشان این طور بود. (2)
الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا آن ها که از مردم کالائی را برای خود می خریدند. عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ وَ إِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَ زَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ و از مردم می گیرند کامل می گیرند و هنگامی که می خواهند برای مردم پیمانه یا وزن کنند کم می گذارند. خداوند فرمود : أَلَا يَظُنُّ أُولَٰئِكَ یعنی آیا نمی دانند که در روز قیامت به خاطر آن عملشان مورد حساب رسی واقع می شوند. (3)
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ (7) وَ مَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ (8) كِتَابٌ مَرْقُومٌ (9) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (10) الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (11) وَ مَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ (12) إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ (13)
كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (14) كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ (15) ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ (16) ثُمَّ يُقَالُ هَٰذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ (17) 7 - هرگز ( چنین نیست ) همانا نامۀ عمل فاجران در سجّین است.
8 - و تو چه می دانی که سجّین چیست ؟
9 - کتابی است نوشته شده.
10 - آن روز وای به حال تکذیب کنندگان.
11 - آن هائی که روز جزا را تکذیب می کنند.
12 - و کسی آن روز را تکذیب می کند که متجاوز و گنهکار است.
13 - هنگامی که آیات ما بر او خوانده می شود می گوید : این از افسانه های پیشینیان است.
14 - هرگز ( چنین نیست ) ، بلکه آن چه را که انجام داده اند قلب هایشان را تیره و تار کرده است.
15 - هرگز ( چنین نیست که می پندارند ) ، آن ها در آن روز از پروردگارشان در محجوب هستند.
16 - سپس آن ها وارد آتش دوزخ می شوند.
17 - سپس به آن ها گفته می شود : این همان چیزی است که آن را تکذیب می کردید.
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ آن چه از عذاب که خدا برای فجار نوشته در سجین است. وَ مَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ كِتَابٌ مَرْقُومٌ یعنی نوشته شده است.
ابی الجارود از امام باقر علیه السلام روایت می کند که فرمود : سِجِّينٍ عبارت است از طبقه هفتم زمین ، و علیون عبارت از آسمان هفتم است. (1)
امام صادق علیه السلام در معنای آیۀ كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ فرمود : مراد از فجار فلانی و فلانی است.
وَ مَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ - تا - الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ که مراد زريق و حبتر است. وَ مَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ و آن دو زریق و حبتر بودند که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم را تکذیب می کردند ؛ تا آیۀ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ که باز مراد آن دو نفر است. ثُمَّ يُقَالُ هَٰذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ یعنی آن دو و پیروانشان. كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ (18) وَ مَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ (19) كِتَابٌ مَرْقُومٌ (20) يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ (21) إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ (22) عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ (23) تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ (24) يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ (25) خِتَامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ (26)
1) بحار الانوار ، ج 55 ، ص 51 ؛ تفسیر صافی ، ج 51 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 425 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 530 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 234
وَ مِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ (27) عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ (28) إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ (29) وَ إِذَا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ (30) وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلَىٰ أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ (31) 18 - هرگز ( چنین نیست ) همانا نامۀ اعمال نیکان در علّیّین است.
19 - و تو چه می دانی که علّیین چیست ؟
20 - کتابی است نوشته شده.
21 - که مقربان بر آن شهادت می دهند.
22 - همانا نیکوکاران در نعمت های فراوان هستند.
23 - بر تخت ها ( ی بهشتی ) تکیه زده و نگاه می کنند.
24 - در رخسارشان نشاط و شادمانی نعمت ها را می شناسی.
25 - آن ها از شراب ناب گوارا و سر بسته سیراب می گردند.
26 - مُهر آن از مشک است ، و در این نعمت های الهی باید راغبان بر هم دیگر پیشی بگیرند.
27 - و طبع آن شراب آمیخته با تسنیم است.
28 - چشمه ای که مقربان از آن می آشامند.
29 - همانا مجرمان بر مومنان می خندیدند.
30 - و هنگامی که بر آن ها می گذشتند با اشاره مسخرشان می کردند.
31 - و هنگامی که به سوی خانواده شان می رفتند خندان و شادان بودند.
كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَ مَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ- تا - عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ که مراد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسین
و ائمه علیهم السلام می باشند.
يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ ملائکه ای اعمالشان را نوشته اند. إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كه مراد زريق و حبتر و پیروان آن دو می باشند. كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ * وَ إِذَا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ كه مراد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم است و تا آخر سوره دربارۀ آن دو می باشد. (1) كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ یعنی آن چه از ثواب برای آن ها نوشته شده است. امام باقرعلیه السلام فرمود : بدرستی که خداوند ما را از أعلى عليين آفرید و قلب های شیعیان ما را نیز از آن چه ما را خلق کرده آفرید و بدن هایشان را پائین تر از آن خلق نمود پس قلب های شیعیانمان به سوی ما متمایل است زیرا آن ها از چیزی خلق شده اند که ما از آن خلق شده ایم سپس این آیه را تلاوت نمود : كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ - تا - يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ
يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ خِتَامُهُ مِسْكٌ (2)آبی که هر وقت مومن آن را بیاشامد بوی مشک از آن استشمام می کند. (3) امام صادق علیه السلام فرمود : هر کس خمر را به خاطر غیر خداوند ترک کند خداوند او را از شراب خالص مُهر شده بنوشاند ، سوال شد : یا ابن رسول اللّه کسی که خمر را به خاطر غیر خدا ترک کند ؟ فرمود : بله ! به خدا سوگند آن صیانت و نگه داشتن نفس است. (4)
وَ فِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ فرمود : تنافس و مسابقه در آن
ثواب هایی که ما وعده دادیم و مؤمنین در طلب آن است.
وَ مِزَاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ تسنیم مصدر سنمه به معنای رفعه است ، چون او از بلندترین چشمه های بهشت است ، یا شراب آن از بهترین اقسام شراب بهشت است و یا از بالای اهل بهشت می آید و روی همین جهت تسنیم نامیده شده است ، آن چشمه ای است که مقربون از آن می آشامند و مقربون آل محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم هستند ؛ خداوند می فرماید : السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولَٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و خديجه و على بن ابی طالب و ذریۀ آن ها ملحق به مقربون می شوند ، خداوند می فرماید : ذریّۀ شان را ملحق به آن ها کردیم ، مقربون از چشمۀ تسنیم خالص صرف می آشامند ولی سائر مؤمنین آمیخته و مخلوط شدۀ آن را می آشامند. (1) سپس مجرمینی را که مومنین را مسخره کرده و با چشم و ابرو بر آن ها اشاره نموده و می خندیدند را توصیف نموده و فرمود : إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ - تا - فَكِهِينَ یعنی مسخره می کردند.
وَ إِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَضَالُّونَ (32) وَ مَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ (33) فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ (34) عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ (35) هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (36) 32 - و هنگامی که آن ها ( مؤمنان ) را می دیدند می گفتند : این ها از گمراهان هستند.
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 534 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 238
33 - در حالی که نگهبان و موکل اعمال مؤمنان فرستاده نشده بودند.
34 - پس امروز مومنان بر کفار می خندند.
35 - در حالی که بر تخت ها ( ی عزت بهشتی ) تکیه زده اند و نگاه می کنند.
36 - آیا کافران به نتیجۀ اعمالی که انجام می داده اند رسیدند ؟
وَ إِذَا رَأَوْهُمْ يعنی مؤمنين. قَالُوا إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَضَالُّونَ می گفتند : این ها از گمراهان هستند. پس خداوند فرمود : وَ مَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ در حالی که نگهبان و موکل اعمال مؤمنان فرستاده نشده بودند.
سپس خداوند فرمود : فَالْيَوْمَ یعنی روز قیامت الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ * عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ * هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ يعنى كفار عين همان کاری که می کردند مجازات می شوند مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (1)
1) بحار الانوار ، ج 24 ، ص 6 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 242
84 - سورۀ انشقاق در مکه نازل شده و دارای 25 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا السَّمَاءُ انْشَقَّتْ (1) وَ أَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَ حُقَّتْ (2) وَ إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ (3) وَ أَلْقَتْ مَا فِيهَا وَ تَخَلَّتْ (4) 1 - هنگامی که آسمان شکافته شود.
2 - و به فرمان پروردگارش است و سزاوار است که چنین باشد.
3 - و هنگامی که گسترده شود.
4 - و آن چه که در درون دارد بیرون انداخته و خالی گردد.
إِذَا السَّمَاءُ انْشَقَّتْ یعنی در روز قیامت. وَ أَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَ حُقَّتْ که أَذِنَتْ لِرَبِّهَا یعنی از پروردگارش اطاعت می کند. حقت یعنی برای او حق است که از پروردگارش اطاعت کند. وَ إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ * وَ أَلْقَتْ مَا فِيهَا وَ تَخَلَّتْ زمین کشیده می شود ، سپس می شکافد و انسان ها از شکمش بیرون می آیند. وَ تَخَلَّتْ یعنی از انسان ها خالی شود.
يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ (6) فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ (7) فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا (8) وَ يَنْقَلِبُ إِلَىٰ أَهْلِهِ مَسْرُورًا (9) وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ (10) فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا (11) 6 - ای انسان تو با زحمت و رنج فراوان به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد.
7 - پس اما کسی که نامۀ اعمالش به دست راست او دهند.
8 - پس به زودی حساب آسانی دارد.
9 - و با سرور و خوشحالی به سوی خانواده اش باز می گردد.
10 - و اما کسی که نامۀ اعمالش را از پشت سر به او بدهند.
11 - پس بزودی فریاد می زند ای وای بر من که هلاک شدم.
يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا یعنی هر کدام را می خواهی خیر یا شر را پیش بفرست. فَمُلَاقِيهِ یعنی آن چه را که از خیر و یا شر را پیش فرستاده ای آن را ملاقات کن و ببین. (1) ابی الجارود از امام باقر علیه السلام روایت می کند که آن حضرت در تفسیر آیه فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فرمود : این آیه راجع به ابو سلمه عبد اللّه بن عبد الأسود بن هلال مخزومی نازل شده ، که مردی از قبیله بنی مخزوم بود و
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 536
اما آيه وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ درباره برادرش أسود بن عبد الأسود مخزومی نازل شده که حضرت حمزه او را در جنگ بدر به قتل رسانید. (1)
فَسَوْفَ يَدْعُوا تُبُوراً که « ثبور » به معنای واویلا گفتن و فریاد زدن است یعنی بزودی آن ها با دیدن نامۀ اعمالشان فریادشان بلند می شود. إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ (14) بَلَىٰ إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا (15) فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ (16) وَ اللَّيْلِ وَ مَا وَسَقَ (17) وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ (18) لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ (19) 14 - و او گمان می کرد که هرگز باز نخواهد گشت.
15 - آری پروردگارش به حال او بینا بود.
16 - سوگند به شفق
17 - و سوگند به شب و آن چه که جمع کرده ( در دل شب آرام گرفته ) است.
18 - و سوگند به ماه هنگامی که کامل گردد.
19 - که شما از حالی به حالی دیگر دگرگون می شوید.
إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ گمان می کند که بعد از مردن هرگز بر نمی گردد. فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ و مراد از « شفق » سرخی بعد از غروب خورشید
1) بحار الانوار ، ج 19، ص 310
می باشد.
وَ اللَّيْلِ وَ مَا وَسَقَ هنگامی که تمام آفریده ها را جمع می کند تا به وسیلهٔ آن هلاک می شوند. وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ هنگامی که جمع می شود. لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ حالی بعد از حالی. رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود : طریقه ای را که پیشینیان شما مرتكب شدند از معصیت و نافرمانی بعینه آن را می پیمائید بدون کم و زیاد ، حتی اگر سابقین داخل در سوراخ جانوران می شدند شما هم می شوید.
اصحاب حضورش عرض کردند : ای رسول خدا یعنی یهود و نصاری ؟
فرمودند : پس چه کسی را می گویم ! یکی پس از دیگری عهد و پیمان با اسلام را می شکنید و اول عهدی که از دینتان را می شکنید امامت [ امانت ] و دیگری نماز است. (1)
زرارة گوید امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ فرمودند : ای زراره آیا مرتکب نشدند این امت بعد از پیغمبر خود طریقه ای بعد از طریقه ای و عداوت اهل بیت بعد از عداوتی در باب استحکام حکومت اولی و دومی و سومی. (2)
إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ * بَلَىٰ یعنی بعد از مرگ بر می گردد. فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ و آن چیزی است که بعد از غروب خورشید می آید و این آیه قسم و جوابش لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ می باشد یعنی مذهب بعد از
مذهبی.
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ (23) 23 - و خداوند آن چه را که در دل پنهان دارند را می داند.
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ یعنی خداوند به آن چه در سینه هایشان دارند دانا و آگاه است. إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ (25) 25 - مگر کسانی که ایمان می آورند و عمل صالح انجام می دهند برای آن ها اجری قطع نشدنی و بی نهایت است.
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ یعنی منت بر آن ها نمی گذارد. (1)
1) بحار الانوار ، ج 9 ، ص 248 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 246
85 - سورۀ بروج در مکه نازل شده و دارای 22 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ (1) وَ الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ (2) وَ شَاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ (3) 1 - سوگند به آسمان بلند که دارای برج های با عظمت است.
2 - و سوگند به روز موعود.
3 - و سوگند به شاهد و مشهود.
وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ * وَ الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ یعنی روز قیامت وَ شَاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ شاهد روز جمعه است و مشهود روز قیامت می باشد. (1) قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ (4) النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ (5) إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ (6) وَ هُمْ عَلَىٰ مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ (7)
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 541 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 441
وَ مَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (8) الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (9) إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ (10) 4 - مرگ بر آدم سوزان خندق.
5 - آتشی عظیم و شعله ور شده.
6 - هنگامی که در کنار آن نشسته بودند.
7 - و آن ها آن چه را که بر مؤمنان انجام می دادند را تماشا می کردند.
8 - و آن ها هیچ عیبی بر مؤمنان نداشتند مگر این که مومنان به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند.
9 - آن خدایی که حاکمیت آسمان ها و زمین از برای اوست ، و خداوند بر هر چیزی گواه است.
10 - همانا کسانی که مردان و زنان مومن به فتنه انداختند و سپس توبه هم نکردند پس برای آن ها عذاب جهنم و عذاب سوزاننده است.
قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ علت نزول این آیه چنین بود ، « ذونواس » مردم حبشه را برای جنگ با یمن به هیجان آورد ، و او آخرین پادشاه از دودمان « حمیر» و از یهودیان بود ، و به همین جهت همه مردم ، دین او را گرفتند و یهودی شدند ، او خود را یوسف نام نهاده بود و سال ها سلطنت کرده بود تا در آخر شنید که در نجران بقایایی از مسيحيان باقی مانده اند که بر دین عیسى و حكم انجیل هستند ، و بزرگ
دينشان عبد اللّه بن بريا است ، اطرافیانش او را تحریک کردند که به سوی قوم نجران لشكر بکشد و آنان را به قبول دین یهود وادار سازد ، ذونواس با لشکرش حرکت کرده به نجران آمد و همه مسیحی مذهبان را جمع کرده پیشنهاد کرد تا به دین یهود در آیند ، مردم نپذیرفتند ، با آنان مجادله کرد و باز پیشنهاد خود را تکرار و مردم را به قبول آن تحریک نمود ، و تا جایی که توانست بر این کار حرص ورزید ، اما نپذیرفتند ، حاضر شدند کشته بشوند ولی به دین یهود در نیایند ، پس ذونواس برای از بین بردنشان گودالی پر از هیزم درست کرد ، و آتشی عظیم بر افروخت ، بعضی را زنده در آتش انداخت و بعضی را با شمشیر کشت و مثله کرد ، تا جایی که عدد کشتگان و سوختگان به بیست هزار نفر رسید ، یک نفر از آنان به نام « دوس ذو ثعلبان » بر اسب تيز تكى سوار شد و گریخت ، هر چه دنبالش رفتند نتوانستند او را بیابند ، چون او راه رمل را پیش گرفت که افراد نا آشنا در آن جا گم می شوند ، ذونواس با لشکر خود برگشت و هم چنان به کشتن آن مردم پرداخت و خداوند فرمود : قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ - تا - الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (1)
إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ یعنی آن ها را سوزاند. ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ و سپس توبه هم نکردند پس برای آن ها عذاب جهنم و عذاب سوزاننده است. (2) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ (11)
إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ (12) إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعِيدُ (13) وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ (14) ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ (15) 11 - کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند برای آن ها باغ های بهشتی است که از زیر درختانش نهرها جاری است ، این رستگاری بزرگ است.
12 - همانا انتقام پروردگارت بسیار سخت و شدید است.
13 - همانا اوست که آغاز می کند و باز می گرداند.
14 - و او آمرزنده و دوستدار مؤمنان است.
15 - صاحب عرش عظیم و با اقتدار است.
ابن عباس در معنای آیۀ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا می گوید : یعنی راست گفتند و به خداوند عز و جل ایمان آوردند و او را به یگانگی خواندند.
وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یعنی نه چشمی دارد ببیند و نه گوشی دارد بشنود. ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ یعنی آن ها به وسیلهٔ بهشت رستگار می شوند و از عقاب در امان می مانند. إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ اى محمد. لَشَدِيدٌ یعنی هنگامی که ستم کاران و جباران کافر را بگیرد که خداوند در سورۀ هود می فرماید : إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ (1)همانا گرفتن او شدید و دردناک است.
1) هود ، آيۀ 102
إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعِيدُ یعنی آفرید و سپس آن ها را میراند و بعد از مرگ آن ها را زنده می کند وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ یعنی برای اولیا و اهل اطاعت خودش مهربان بوده و با محبت برخورد می کند هم چنان که یکی از شما برادرش را دوست می دارد و با بشاشت و محبت با او برخورد می کند. (1) ابی الجارود از امام باقر علیه السلام روایت می کند که در تفسیر آیۀ ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ که او خداوند کریم و مجید است.
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ (21) فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ (22) 21 - بلکه این قرآن بزرگوار و با عظمت است.
22 - در لوح محفوظ نگاشته است.
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ * فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ لوح محفوظ دو طرف دارد ، یک طرفش بر سمت راست عرش بر پیشانی اسرافیل است که هر وقت خدای تعالی سخن از وحی می کند لوح به پیشانی اسرافیل می زند و اسرافیل در لوح نظر می کند ، و آن چه را در لوح می بیند به جبرئیل وحی می کند. (2)
86 - سورۀ طارق در مکه نازل شده و دارای 17 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ السَّمَاءِ وَ الطَّارِقِ (1) وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ (2) النَّجْمُ الثَّاقِبُ (3) إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ (4) 1 - سوگند به آسمان و سوگند به طارق
2 - و تو چه می دانی که طارق چیست ؟
3 - طارق همان ستارۀ درخشان و از بین برندۀ تاریکی هاست.
4 - ( سوگند به این ها ) که برای هر نفسی نگهبانی است.
وَ السَّمَاءِ وَ الطَّارِقِ طارق ستارۀ درخشانی است و آن ستارۀ عذاب و ستارۀ قیامت است و آن « زُحَل » در بالاترین جایگاه قرار دارد. إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ مراد از حافظ ملائکه هستند. (1) ابو بصیر روایت می کند که امام صادق علیه السلام در معنای آیۀ وَ السَّمَاءِ وَ الطَّارِقِ فرمودند : مراد از السَّمَاءِ در این جا امیرالمؤمنین علیه السلام و مراد از
1) بحار الانوار ، ج 7 ، ص 108 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 550 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 452 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 258
« طارق » روحی است که با ائمه می باشد و راست می دارد ایشان را بر اعمال صالحه و هر شب از نزد پروردگار خود پیش ائمه علیهم السلام می آید و ایشان را از آن چه در شب و روز بوقوع خواهد آمد خبر می دهد.
ابو بصیر گوید ، گفتم معنای النَّجْمُ الثَّاقِبُ چیست ؟
فرمود : مراد از آن رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم می باشد. (1)
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ (5) خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ (6) يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرَائِبِ (7) إِنَّهُ عَلَىٰ رَجْعِهِ لَقَادِرٌ (8) يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (9) 5 - پس انسان بنگرد که از چه آفریده شده است ؟
6 - از آب جهنده آفریده شده است ،
7 - آبی که از میان پشت و سینه ها بیرون می آید.
8 - همانا او قادر است که او را برگرداند.
9 - روزی که اسرار انسان آشکار می شود.
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ منظور نطفه است ، که با قوت خارج می شود. يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرَائِبِ یعنی صلب مرد ، و ترائب زن که همان سینه او است. إِنَّهُ عَلَىٰ رَجْعِهِ لَقَادِرٌ هم چنان که او را از نطفه آفرید قادر است که او را به
1) بحار الانوار ، ج 24 ، ص 70 و ج 25 ، ص 48 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 258
دوباره به دنیا و به سوی قیامت برگرداند.
يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ یعنی روزی که سریره ها و پنهانی ها آشکار می شود. فَمَا لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لَا نَاصِرٍ (10) وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ (11) وَ الْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ (12) إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ (13) وَ مَا هُوَ بِالْهَزْلِ (14) إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا (15) وَ أَكِيدُ كَيْدًا (16) فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا (17) 10 - پس برای او هیچ نیرو و یاوری نیست.
11 - و سوگند به آسمان باران زا.
12 - و سوگند به زمین گیاه رو.
13 - همانا که قرآن جدا کنندۀ حق از باطل است.
14 - و آن سخن بیهوده ای نیست.
15 - همانا که آن ها حیله های گوناگونی می کنند.
16 - و من هم در مقابل مکرشان چاره ای خواهم کرد.
17 - پس کافران را مهلت کمی بده.
وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ یعنی آسمان دارای باران است. وَ الْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ یعنی زمین دارای گیاهان است و آن قسم و جوابش آیۀ إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ است یعنی قرآن کلامی قاطع و جدا کننده میان
حق و باطل است.
وَ مَا هُوَ بِالْهَزْلِ یعنی قرآن سخن هزل و مسخره نیست. إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا یعنی حیله ها به کار می برند. وَ أَكِيدُ كَيْدًا و آن از جانب خداوند عذاب است. فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا يعنى مدت کمی آن ها را به حال خودشان واگذار. (1) ابی بصیر دربارۀ معنای آیۀ فَمَا لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لَا نَاصِرٍ می گوید : یعنی هیچ نیرویی ندارد که با آن به سوی خالقش نزدیک شود ، و هیچ ناصری ندارد که اگر خدا عذاب او را بخواهد او را یاری کند.
عرض کردم : معنای آیۀ إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا چیست ؟
فرمود : با رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم مکر کردند ، با علی علیه السلام مکر کردند ، با فاطمه علیها السلام مکر کردند پس خداوند به محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود : اى محمد ! إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا وَ أَكِيدُ كَيْدًا فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ اى محمد أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا وقتی که حضرت قائم علیه السلام قیام نماید و انتقام مرا از ستم کاران و طاغوتیان از قریش و بنی امیه و سائر مردم بگیرد. (2)
87 - سورۀ اعلی در مکه نازل شده و دارای 19 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى (1) الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ (2) وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ (3) وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَىٰ (4) فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَىٰ (5) سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَىٰ (6) إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ مَا يَخْفَىٰ (7) وَ نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَىٰ (8) فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَىٰ (9) سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَىٰ (10) وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى (11) الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَىٰ (12) ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَ لَا يَحْيَىٰ (13) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّىٰ (14) وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىٰ (15)
1 - پروردگار بلند مرتبه ات را تسبیح کن.
2 - همان خدایی که ( عالم را ) آفرید و منظمش نمود.
3 - و همان خدایی که اندازه گیری کرد و هدایت نمود.
4 - و همان خدایی که چراگاه را بیرون آورد.
5 - پس آن را خشک و تیره گردانید.
6 - بزودی ( آیات قرآن را ) بر تو بخوانیم ، پس فراموش نمی کنی.
7 - مگر آن چه که خداوند بخواهد ، همانا که او آشکار و پنهان را می داند.
8 - و تو را برای آسان ترین کار آماده می کنیم.
9 - پس متذکر نما اگر تذکر سودمند باشد.
10 - بزودی کسی که از خداوند می ترسد متذکر می شود.
11 - و شقی ترین انسان از آن دوری می گزیند.
12 - همان کسی بر آتش بزرگ وارد می شود.
13 - سپس نه در آن می میرد و نه زنده می شود.
14 - به تحقیق کسی که تزکیه نمود رستگار شد.
15 - و اسم پروردگارش را یاد نموده پس نماز خواند.
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى يعنى بگو : سُبْحَانَ رَبِّيَ اَلْأَعْلَى الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ * وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ مقدر فرموده اشیاء را با تقدیر اول ، سپس به سویش هدایت کرده هر که را می خواهد. وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَىٰ يعنى گياهان. فَجَعَلَهُ یعنی بعد از بیرون آمدن. غُثَاءً أَحْوَىٰ این است که همان نبات و گیاه بعد از رسیدن به حد بلوغش خشک و سیاه می شود.
سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَىٰ یعنی به تو یاد می دهیم پس آن را فراموش مکن استثنا قائل شده و فرمود : إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ زیرا کسی از نسیان لغوی که همان ترک کردن است در امان نیست زیرا آن کسی که فراموش نمی کند او خداوند عز و جل است. اصبغ گوید از امیر المؤمنین علی علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى سوال کردم ، فرمود : بر ستون عرش دو هزار سال قبل از این که خداوند آسمان ها و زمین ها را بیافریند نوشته شده بود : لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ فَاشْهَدُوا بِهِمَا وَ أَنَّ عَلِيّاً وَصِيُّ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ؛ خدایی جز معبود یگانه نیست ، یکتایی است که شریکی ندارد ، و این که محمد بنده و فرستاده اوست پس شهادت به آن دو دهید و این که علی علیه السلام وصی محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم است » (1)
وَ نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَىٰ * فَذَكِّرْ یعنی ای محمد إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَىٰ سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَىٰ يعنى آن را به تو متذکر شدیم. سپس فرمود : وَ يَتَجَنَّبُهَا یعنی آن چه ما تذکر دادیم شقی ترین افراد از آن دوری می گزینند.
الْأَشْقَى * الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَىٰ آتش روز قيامت. ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَ لَا يَحْيَىٰ یعنی در آتش می باشند هم چنان که خداوند فرمود : وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَ مَا هُوَ بِمَيِّتٍ (2)مرگ از هر طرف بر او رو می کند ولی او مُردنی نیست. قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّىٰ يعنى زكات فطره که قبل از نماز عید فطر
می پردازند. (1)
وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّىٰ نماز عید فطر و عید قربان. ابن عباس در معنای آیۀ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ مَا يَخْفی گوید : یعنی آن چه تا روز قیامت در قلب و نفس تو می گذرد خداوند به آن عالم و آگاه است.
وَ نُيَسِّرُكَ ای محمد در همۀ امورت لِلْيُسْرَىٰ (2) إِنَّ هَٰذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ (18) صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسَىٰ (19) 18 - این سخنان در کتاب های گذشتگان نیز آمده است.
19 - در کتاب ابراهیم و موسی.
إِنَّ هَٰذَا یعنی آن چه از قرآن تلاوت کرده ای. لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ * صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسَىٰ در کتاب های گذشتگان خصوصاً در کتاب ابراهیم و موسی نیز آمده است. (3)
88 - سورۀ غاشیه در مکه نازل شده و دارای 26 آیه است
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ (1) وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ (2) عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ (3) تَصْلَىٰ نَارًا حَامِيَةً (4) تُسْقَىٰ مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ (5) لَيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ (6) لَا يُسْمِنُ وَ لَا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ (7) وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاعِمَةٌ (8) لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ (9) فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ (10) لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً (11) 1 - آیا داستان غاشیه بر تو رسیده است ؟
2 - صورت هایی در آن روز ترسان و ذلیل است.
3 - که همۀ آن ها کار کرده و خسته شده اند.
4 - در آتش فروزان وارد می شوند.
5 - از چشمۀ آب داغ به آن ها بنوشانند.
6 - برای آن ها غذایی جز خار و علف خشک و تلخ و بد بو نیست.
7 - غذایی که نه آن ها را چاق می کند و نه از گرسنگی بی نیازشان می گرداند.
8 - صورت هایی در آن روز مسرور و خندان است.
9 - از سعی و کوشش خود راضی هستند.
10 - در بهشت بلند مرتبه جای دارند.
11 - در آن جا هیچ سخن لغو و بیهوده نمی شنوند.
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ یعنی ای محمد به تحقیق خبر قیامت برای تو بیان شد و معنى الْغَاشِيَةِ یعنی این که مردم را در بر می گیرد. وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ * عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ آن ها کسانی بوده اند که با دین خدا مخالفت ورزیده اند ، نماز خوانده اند ، روزه گرفته اند و با امیر المومنین علی علیه السلام دشمنی نموده اند و آن قول الهی است که فرمود : عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ يعنى خداوند آن اعمال و افعالشان را قبول نمی کند. تَصْلَىٰ یعنی صورت هایشان. نَارًا حَامِيَةً * تُسْقَىٰ مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ يعنی از شدت گرما ناله و فریاد می کند. لَيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ يعنی غذایشان عرق اهل آتش جهنم و آن چه از آلت های زناکاران بیرون می آید ، می باشد لَا يُسْمِنُ وَ لَا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ که نه چاق کننده هستند و نه از گرسنگی نجاتشان می دهد. سپس پیروان امیر المؤمنین علی علیه السلام را ذکر کرده و فرمود : وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاعِمَةٌ * لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ یعنی خداوند به آن چه آن ها تلاش و کوشش کرده اند راضی می کند.
فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً یعنی در آن جا شوخی و دروغ نمی شنوند. (1) ابی حمزه گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود : هر کس که با شما مخالفت کند اگر چه متعبّد باشد و در عمل کوشش کرده باشد منسوب به این آیه است : وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ تَصْلَىٰ نَارًا حَامِيَةً
صورت هایی در آن روز ترسان و ذلیل است. که همۀ آن ها کار کرده و خسته شده اند. در آتش فروزان وارد می شوند. (2)
فِيهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ (13) وَ أَكْوَابٌ مَوْضُوعَةٌ (14) وَ نَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ (15) وَ زَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ (16) أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ (17) 13 - در آن تخت های بلند پایه ای است.
14 - و قد های بزرگ گذاشته اند.
15 - و بالش ها و پشتی های مرتب شده.
16 - و فرش های عالی گسترده.
17 - آیا به شتر نمی نگرند که چگونه آفریده شده است ؟
ابن عباس در معنای آیۀ فِيهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ گوید : تخت هائی که الواحی از طلا که آراسته به زبرجد و دُرّ و یاقوت است که از زیر آن ها چشمه ها جاری می شود.
وَ أَكْوَابٌ مَوْضُوعَةٌ یعنی کوزه هایی که برای آن ها گوشی نیست ( دسته و لوله ندارند ). وَ نَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ یعنی فرش ها و بالش ها. وَ زَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ هر چیزی که خداوند در بهشت آفریده نمونه ای در دنیا دارد مگر زرابی درک نمی شود که آن چیست. (1) ابن عباس در معنای آيۀ أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ گويد : منظور چهارپایان است.
وَ إِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ (18) وَ إِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ (19) وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ (20) فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ (21) لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ (22) 18 - و به آسمان نگاه نمی کنند که چگونه بر افراشته شده است ؟
19 - و به کوه ها نمی نگرند که چگونه بر جای خود نصب شده اند ؟
20 - و به زمین که چگونه گسترده شده است ؟
21 - پس تذکر بده همانا که تو تذکر دهنده هستی.
22 - تو مسلط بر آن ها نیستی که بر ایمان مجبورشان کنی.
وَ إِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ * وَ إِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ * وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ خداوند عز و جل می فرماید : آیا کسی به غیر از من قادر است که همانند شتر را خلق کند ، و یا آسمان را بالا ببرد و کوه ها را نصب نماید و زمین را مسطح کند ؟ یا غیر از من افعالی همانند این را انجام دهند ؟
1) بحار الانوار ، ج 8 ، ص 136
فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ يعنى اى محمد موعظه کن که همانا تو پند دهنده هستی. لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ یعنی تو نه حافظ ایشانی ، و نه نویسنده اعمالشان می باشی. (1) إِلَّا مَنْ تَوَلَّىٰ وَ كَفَرَ (23) فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ (24) إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ (25) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ (26) 23 - مگر کسی که پشت کند و کافر شود.
24 - پس خداوند او را به عذابی بزرگ معذب می کند.
25 - همانا باز گشت آن ها به سوی ماست.
26 - سپس همانا حساب آن ها بر ماست.
ابی الجارود از امام باقر علیه السلام روایت می کند که در تفسیر آیۀ إِلَّا مَنْ تَوَلَّىٰ وَ كَفَرَ فرمودند : منظور کسی است که از تذکر تو متعظ نشود و تو را تصدیق نکند و ربوبیت مرا انکار کند و نعمت مرا کفران نماید.
فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ منظور عذاب غلیظ و شدید و دائمی است. إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ يعنى عاقبت کارشان به سوی ما است. ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ یعنی جزایشان با ما است. (2) إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ یعنی برگشتشان به سوى ماست ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ سپس همانا حساب آن ها بر ماست
89 - سورۀ فجر در مکه نازل شده و دارای 30 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَ الْفَجْرِ (1) وَ لَيَالٍ عَشْرٍ (2) وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ (3) وَ اللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ (4) هَلْ فِي ذَٰلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ (5) أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ (6) إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ (7) الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ (8) وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ (9) وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ (10) 1 - و سوگند به صبح
2 - و سوگند به شب های ده گانه.
3 - و سوگند به زوج و فرد.
4 - و سوگند به شب هنگامی که برود.
5 - آیا در این امور که بیان شد سوگندی برای صاحبان اندیشه نیست ؟
6 - آیا ندیدی که پروردگارت با قوم عاد چه کرد ؟
7 - و نیز با اهل شهر ارم با عظمت ،
8 - آن چنان شهری که مانندش در شهرها آفریده ( ساخته ) نشده بود.
9 - و قوم ثمود که داخل سنگ های بزرگ را می شکافتند و کاخ ها برای خودشان می ساختند.
10 - و نیز فرعون که دارای قدرت و ستمگر بود
وَ الْفَجْرِ در این آیه و او نازل نشده است و واو زیاده است بلکه آن بدون واو است. وَ لَيَالٍ عَشْرٍ ده روز ذی الحجه است. وَ الشَّفْعِ منظور از شفع دو رکعت است. وَ الْوَتْرِ و منظور از وتر یک رکعت است که در آخر شب خوانده می شود. در روایتی دیگر می فرماید : منظور از شَّفْعِ امام حسن علیه السلام و امام حسين علیه السلام و منظور از وَتْرِ امیر المؤمنین علیه السلام می باشد. (1)
هَلْ فِي ذَٰلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ يعنى صاحب عقل. وَ اللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ منظور شب جمع است ( یعنی شب عید قربان که از عرفات به مشعر کوچ می کنند و در آن جا اجتماع می کنند ). سپس خداوند به پیامبرش صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود : أَلَمْ تَرَ یعنی آیا می دانی ؟
كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ * إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ * الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ سپس عاد مُرد و خداوند او و قومش را با باد صرصر هلاک کرد.
1) بحار الانوار ، ج 24 ، ص 349 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 276 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 473 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 571
وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّحْرَ بِالْوَادِ یعنی دل کوه ها را کنده بودند. وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْثَادِ استوانه هایی را ساخت و خواست که به وسیلهٔ آن ها به آسمان برود. (1) إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ (14) أَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ (15) وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ (16) كَلَّا بَلْ لَا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ (17) وَ لَا تَحَاضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ (18) وَ تَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَمًّا (19) وَ تُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا (20) كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا (21) 14 - همانا پروردگارت در کمینگاه ( ستم کاران ) است.
15 - پس اما انسان هنگامی که پروردگارش او را برای آزمایش و امتحان اکرامش می کند و نعمتی به او می بخشد ( با تکبر ) می گوید : پروردگارم مرا گرامی داشته است.
16 - و اما هنگامی که او را مبتلا می کند و روزیش را تنگ می گرداند ( با یاس و نامیدی ) می گوید : پروردگارم مرا خوار کرده است.
17 - هرگز ( چنین نیست ) بلکه شما یتیمان را گرامی نمی دارید.
18 - و مساکین را بر سر سفرۀ خود اطعام نمی کنید.
19 - و مال ارث را جمع کرده و می خورید.
1) بحار الانوار ، ج 13 ، ص 109 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 571 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 277
20 - و مال دنیا را به شدّت دوست می دارید.
21 - هرگز ( چنین نیست که می پندارند ) هنگامی که زمین به کلی در هم کوبیده شده و متلاشی می شود.
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ یعنی قائم و نگهبان بر هر ظالمی است و اعمال آن ها را زیر نظر دارد. فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ یعنی او را با نعمت امتحان نمود. فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ * وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ یعنی او را امتحان کرد. فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ یعنی به فقر مبتلایش کرد فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ پس می گوید که پروردگارم مرا خوار کرده است. خداوند فرمود : كَلَّا بَلْ لَا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ * وَ لَا تَحَاضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ يعنی یتیم را پیش خود نمی خوانید و مراد از آن جماعتی هستند که غاصبين حق آل محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم می باشند و آن هائی هستند که مال یتیم ها و مال فقراء و محتاجين ایشان را و ابناء سبیل ایشان را می خورد.
وَ تَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَمًّا يعنى همۀ آن ها را به تنهایی می خورید. وَ تُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا یعنی مال را ذخیره می کنید و در راه خداوند انفاق نمی کنید. (1) أبی الجارود از امام باقر علیه السلام روایت می کند که در تفسیر آیۀ كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا یعنی وقتی که زمین می لرزد. (2)
ابن عباس گوید : هنگامی که زمین شکسته و از هم پاشیده شود. (3)
وَ جَاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا (22) وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ وَ أَنَّىٰ لَهُ الذِّكْرَىٰ (23) 22 - و فرمان پروردگارت فرا برسد و فرشتگان صف در صف به عرصۀ محشر حاضر شوند.
23 - و آن روز جهنم را می آورند ، در آن روز آدمی متذکر می شود ، و این تذکر چه سودی به حال او دارد ؟
وَجَاءَ رَبُّک وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا ملک اسم یک فرشته است ولی معنایش جمع است. (1) وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ وَ أَنَّىٰ لَهُ الذِّكْرَىٰ امام باقر علیه السلام فرمودند : هنگامی که این آیه نازل شد دربارۀ آن از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم سوال کردند ، و او فرمود : روح الامین به من خبر داد خداوند که خدائی به غیر از او نیست چون آفریدگان را آفرید و اولین و آخرین را گرد هم در آورد ، جهنم را آورد که با هزار مهار کشیده می شد و صد هزار از فرشتگان غلاظ و شداد آن را می کشیدند ، و آن را بانگ و خشم و شهیق و زفیر بود ، و چون نفس بیرون می داد ، اگر خدا حساب مردمان را برای بعد نگذاشته بود همگان هلاک می شدند ، سپس از آن گردنی بیرون آمد که بر آفریدگان محیط شد و نیکوکار و فاجر را در میان خود گرفت ، و هیچ بنده ای از بندگان خدا و فرشته و پیامبر نبود مگر آن که بانگ برداشت که : پروردگارا ، جانم جانم ، و توای پیامبر خدا فریاد می کردی : امتم ، امتم ، سپس بر آن صراط نهاده شد که
1) تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 282
باریک تر از لبۀ شمشیر بود و بر آن سه پل قرار داشت : یکی پل امانت و رحم ، دومی پل نماز ، و سومی پل عدل رب العالمین که خدائی جز او نیست ، مردمان را به عبور از آن ها مکلف می کردند : پل رحم و امانت نگاهشان می داشت ، و اگر از آن رد می شدند نماز نگاهشان می داشت ، و اگر از آن هم می گذشتند پایان به رب العالمین می رسید ، بنا بر گفته اش : إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ. و مردمان بر صراط آویختۀ به دست و پا از جای کنده شده ، و چسبیدۀ به پا قرار داشتند و فرشتگان بانگ بر می داشتند که : ای بردبار ، ببخش و چشم بپوش و به فضلت
باز گرد و سلامت بدار ، و مردمان هم چون پروانه در آتش می افتادند ، و چون کسی به رحمت خدا نجات می یافت و می گذشت ، می گفت : شکر خدای را که به نعمت او صالحات تمام می شود ، و حسنات پاکیزگی پیدا می کند ، و شکر خدا را که بعد از نومیدی ها مرا از تو به منت و فضل خود نجات داد و پروردگار ما آمرزنده و پاداش دهنده است. (1)
فَيَوْمَئِذٍ لَا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ (25) وَ لَا يُوثِقُ وَ ثَاقَهُ أَحَدٌ (26) يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (27) ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً (28) فَادْخُلِي فِي عِبَادِي (29) وَ ادْخُلِي جَنَّتِي (30) 25 - پس آن روز خداوند کسی را مانند او عذاب نمی کند.
1) بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 293 ؛ امالی شیخ صدوق ، ص 176 ؛ کافی ، ج 8 ، ص 312 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 574 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 476
26 - و هیچ کس همانند او کسی را به بند نمی کشد.
27 - ای نفس مطمئن و آرام یافته.
28 - به سوی پروردگارت باز گرد که هم تو از او خشنود هستی و هم او از تو راضی.
29 - پس در گروه بندگانم وارد شو.
30 - و در بهشت من داخل شو.
فَيَوْمَئِذٍ لَا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ * وَ لَا يُوثِقُ وَ ثَاقَهُ أَحَدٌ او فلانی است. (1) يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً هنگامی که موقع وفات مؤمن فرا می رسد ندا کننده ای از جانب پروردگار ندا می دهد ای نفس مطمئن و دل آرام به سوی ولایت علی علیه السلام در آی که تو را با ثواب راضی و خشنود کرده است. فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي پس برای او هیچ همّ و غمی نیست مگر این که به آن صدا ملحق شود. (2) ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت می کند که در تفسیر آیات يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي فرمودند : منظور حسين بن على علیه السلام است. (3)
90 - سورۀ بلد در مکه نازل شده و دارای 20 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ لَا أُقْسِمُ بِهَٰذَا الْبَلَدِ (1) وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهَٰذَا الْبَلَدِ (2) وَ وَالِدٍ وَ مَا وَلَدَ (3) لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ (4) أَيَحْسَبُ أَنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ (5) يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُبَدًا (6) أَيَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ (7) أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ (8) وَ لِسَانًا وَ شَفَتَيْنِ (9) وَ هَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ (10) فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ (11) وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ (12) فَكُّ رَقَبَةٍ (13) أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ (14) يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ (15)
أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ (16) ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ(17) أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ (18) وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ (19) عَلَيْهِمْ نَارٌ مُؤْصَدَةٌ (20) 1 - سوگند به این شهر ( مکّه ).
2 - و تو در این شهر ساکن هستی.
3 - و سوگند به پدر و فرزند.
4 - به تحقیق ما انسان را در رنج و مشقّت آفریدیم.
5 - آیا او می پندارد که هیچ کس نمی تواند بر او دست پیدا کند ؟
6 - می گوید : مال بسیاری را از بین بردم.
7 - آیا می پندارد که کسی او را ندیده است ؟
8 - آیا برای او دو چشم قرار ندادیم ؟
9 - و زبان و دو لب ؟
10 - و او را به راه خیر و شر هدایتش ننمودیم ؟
11 - پس از گردنه نگذشت.
12 - و تو چه می دانی که عقبه چیست ؟
13 - آزاد کردن برده ای.
14 - یا غذا دادن در روز گرسنگی.
15 - يتيمی از خویشاوندان.
16 - یا مسکین خاک نشین.
17 - سپس از کسانی بود که ایمان آورده و یک دیگر را به صبر و رحمت
سفارش می کنند.
18 - آن ها اصحاب یمین هستند.
19 - و کسانی که به آیات ما کافر شدند آن ها از اصحاب مشئمه ( افراد شوم ) هستند.
20 - بر آن ها آتشی سر پوشیده است ( که راه فراری از آن نیست ).
لَا أُقْسِمُ بِهَٰذَا الْبَلَدِ مراد از بلد مكه است. وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهَٰذَا الْبَلَدِ قریش حلال نمی دانستند که در مکه به کسی ظلم و ستم کنند ولی ظلم و ستم به تو را حلال کردند. وَ وَالِدٍ وَ مَا وَلَدَ آدم و آن چه از پیامبران و اوصیا به دنیا می آیند. لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ یعنی خداوند انسان را راست قامت آفرید و موجودات دیگر را چنین استوار نیافریده است. (پس معنای کبد یعنی راست قامت. يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُبَدًا فرمود : لبد به معنای مجتمع است. (1) ابی الجارود از امام باقر علیه السلام روایت می کند که در تفسیر آیۀ يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُبَدًا فرمود : او عمرو بن عبدود است هنگامی که علی بن ابی طالب علیه السلام اسلام را در روز جنگ خندق بر او عرضه کرد ، گفت : پس کجاست آن همه مالی را که برای از بین بردن شما خرج کردم ؟ او مالی را برای بستن راه خدا خرج کرده بود ، پس حضرت علی علیه السلام او را کشت. (2)
وَ هَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ یعنی برای او راه خیر و شر را نشان دادیم. (3)
فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَ ما أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ مراد از عقبه ائمه علیهم السلام هستند پس هر کسی از آن بگذرد از آتش جهنم خودش را رهانیده است. أَوْ مِسْكِيناً ذَا مَتْرَبَةٍ یعنی مسکینی که جامه خوابی ندارد که او را از آلودگی به خاک نگه بدارد. أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ اصحاب امیر المؤمنین علی علیه السلام هستند. وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا آن هائی که با امیر المؤمنین علیه السلام مخالفت کردند. هُمْ أَصْحَابُ المَشْأَمَةِ مراد از المشأمة دشمنان آل محمد علیهم السلام هستند. عَلَيْهِمْ نَارٌ مُؤصَدَةٌ یعنی آتشی که رویش پوشیده شده است. (1) امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ أ يَحْسَبُ أنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ فرمودند : او را به خاطر کشتن دختر پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم می کشد.
يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالاً لبدا یعنی آن مالی که پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم در تجهیز لشگر عشيره ( غزوۀ تبوک ) صرف نمود. أَيَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ فساد در وجود خود او بود. أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ یعنی رسول خدا صلى اللّه عليه وآله و سلم. وَ لِسَاناً یعنی امیر المؤمنين علیه السلام. وَ شَفَتَيْنِ یعنی امام حسن علیه السلام و امام حسين علیه السلام. وَ هَدَيْنَاهُ النَّجْدَین به سوی ولایت آن دو. فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَ ما أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ تو چه می دانی ؟ هر چیزی در قرآن است ؛ ما أدراك يعنى ما أعلمك ، تو چه می دانی.
1) بحار الانوار ، ج 24 ، ص 282 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 282 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 582 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 294 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 485
و يَتِيماً ذَا مَقْرَبَةٍ يعنى رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و مراد از مقربه یعنی خویشان. أَوْ مِسْكِيناً ذَا مَتْرَبَةٍ يعنى امير المؤمنین علیه السلام از علم و دانش بی نیاز است. (1) ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت می کند که در معنای آیۀ فَتْ رَقَبَةٍ فرمود : به وسیلهٔ معرفت ما مردم از آتش جهنم رهائی می یابند و ما هستیم که در روز گرسنگی و قحطی مردم را اطعام می کنیم. (2)
ابن عباس در معنای آیۀ گوید : وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ یعنی کسانی که بر واجبات خداوند عز و جل صبر می کنند و تواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ یعنی در آن چیزی که در بین آن هاست و این قبول نمی شود مگر از مؤمن. (3)
91 - سورۀ شمس در مکه نازل شده و دارای 15 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَ الشَّمْسِ وَ ضُحَاهَا (1) وَ الْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا (2) وَ النَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا (3) وَ اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا (4) 1 - و سوگند به خورشید و نور آن ،
2 - و سوگند به ماه هنگامی که ( بعد از خورشید ) می تابد ،
3 - و سوگند به روز هنگامی که عالم را روشن سازد.
4 - و سوگند به شب هنگامی که پردۀ سیاهی می کشد
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحَاهَا ابو بصیر گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ آیۀ وَ الشَّمْسِ وَ ضُحَاهَا سوال کردم.
فرمودند : مراد از الشَّمْسِ رسول خدا است که به وسیلۀ آن حضرت دین را برای مردم واضح و روشن نمود.
عرض کردم : معنای آیۀ وَ الْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا چیست ؟
فرمود : آن امیر المؤمنين علیه السلام است.
سوال کردم : معنای آیۀ وَ اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا چیست ؟
فرمود : مراد پیشوایان ستم کاری هستند که امر آل رسول علیهم السلام را تغيير دادند ، و در مسندی نشستند که آل رسول علیهم السلام اُولی به آن مسند از آن ها بودند ، و دین رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم را با ظلم و جور پوشاندند و آن قول خداوند است که فرمود : وَ اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا يعنى تاريكى ظلم و ستم آن ها روشنائی روز آل محمد علیهم السلام را پوشاند.
عرض کردم : معنای آیۀ وَ النَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا چیست ؟
فرمود : مراد از آن امام از ذریّۀ فاطمه علیها السلام می باشد که مردم از دین رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم از او سوال می کنند و او نیز دین را برای مردم آشکار و روشن می کند. (1)
وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا (7) فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا (8) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا (9) وَ قَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا (10) كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا (11) إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا (12) فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَ سُقْيَاهَا (13) فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا (14) وَ لَا يَخَافُ عُقْبَاهَا (15)
1) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 283 ؛ کافی ، ج 8 ، ص 50 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 297 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 489
7 - و سوگند به نفس آدمی و آن کس که آن را موزون نمود.
8 - پس فجور و تقوا ( شر و خیر ) را به او الهام کرد.
9 - به تحقیق رستگار شد کسی که تزکیه نمود.
10 - و به تحقیق کسی که خودش را به گناه آلوده نموده زیان کار و محروم گشته است.
11 - قوم ثمود بر اثر سرکشی و طغیانگری تکذیب کردند.
12 - هنگامی که شقی ترین آن ها بر انگیخته شد.
13 - پس رسول خدا ( صالح ) به آن ها گفت : این ناقۀ خدا ( معجزۀ الهی است ) ، سیرابش کنید.
14 - پس آن ها او را تکذیب و ناقه را پی کردند ، پس پروردگارشان آن ها را به خاطر گناهشان گرفتار ساخت و ( شهرشان ) را با خاک یکسان و صاف کرد.
15 - و از عاقبت این کار هیچ نمی ترسد.
وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا یعنی آن را بیافرید و صورت گری کرد. فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا یعنی نیکی و زشتی را به او شناساند و الهام نمود سپس او را مخیر کرد که اختیار کند. قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا یعنی نفسش را طاهر کرد. وَ قَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا یعنی اغوا نمود. (1) امام صادق علیه السلام در معنای آیۀ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا فرمود : يعنى امير المؤمنین علیه السلام که نفسش را تزکیه نمود وَ قَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا يعنى زريق و حبتر که نفس خودشان را بر اثر دسیسه و نیرنگ در بیعت کردن با
1) بحار الانوار ، ج 24 ، ص 70 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، 586 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 300 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 490
آن حضرت از ثواب در آخرت بی بهره ماندند.
امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا فرمودند : طغیان او را بر آن داشت که تکذیب کند. (1)
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا * إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا هنگامی که شتر را پی کردند. فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ عذاب خداوند غفلتاً و در شب آن ها را در بر گرفت. وَ لَا يَخَافُ عُقْبَاهَا بعد از این آن هائی را که هلاک نمودیم نمی ترسند. (2)
92 - سورۀ لیل در مکه نازل شده و دارای 21 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَ اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَىٰ (1) وَ النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ (2) وَ مَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثَىٰ (3) إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّىٰ (4) 1 - سوگند به شب هنگامی که ( روز را ) بپوشاند ،
2 - و سوگند به روز هنگامی که روشنی می بخشد ،
3 - و سوگند به کسی که مذکر و مونث را آفرید ،
4 - همانا که سعی و کوشش شما مختلف است.
وَ اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَىٰ یعنی سوگند به شب هنگامی که روز را می پوشاند و آن قسم است. وَ النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ روز هنگامی که روشن شود و برق دهد. وَ مَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثَىٰ یعنی این که نر و ماده را آفرید که جواب قسم است. إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّىٰ کسی از شماها در خیر و نیکی تلاش و کوشش می کند و کسانی نیز در شر و بدی.
محمد بن مسلم گوید از امام باقر علیه السلام در معنای آیۀ وَ اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَىٰ سوال کردم ، فرمود : مراد از « لیل » در این آیه فلانی است که امیر المومنین علیه السلام را در دولت خودش آن چه بر سرش آورد پوشاند و أمير المؤمنين علیه السلام در دولت آن ها صبر کرد تا این که مدت عمر دولتشان به پایان رسید ؛ و فرمود : و النَّهَارِ إِذا تَجَلَّی که مراد از « نهار » یعنی قائم علیه السلام که از ما اهل بیت علیهم السلام است ، هنگامی که قیام نماید دولتش بر باطل غلبه پیدا می کند و قرآن مثال هائی برای مردم زد و خداوند پیامبر و ما را به وسیلۀ آن مورد خطاب قرار داد پس کسی
غیر از ما آن را نمی داند. (1)
فَأَمَّا مَنْ أَعْطَىٰ وَ اتَّقَىٰ (5) وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ (6) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَىٰ (7) وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنَىٰ (8) وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنَىٰ (9) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَىٰ (10) وَ مَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّىٰ (11) إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَىٰ (12) وَ إِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولَىٰ (13) فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّىٰ (14) لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى (15)
1) وسائل الشيعه ، ج 27 ، ص 205 ؛ بحار الانوار ، ج 24 ، ص 71 و ج 51 ، ص 49 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 588 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ،ص 303
الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّىٰ (16) وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى (17) الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّىٰ (18) وَ مَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَىٰ (19) إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَىٰ (20) وَ لَسَوْفَ يَرْضَىٰ (21) 5 - پس اما کسی که عطا می کند و پرهیزگار می شود.
6 - و به نیکویی تصدیق کرد.
7 - پس بزودی او را در سهل و آسان قرار می دهیم
8 - و اما کسی که بخل بورزد و خود را بی نیاز بداند.
9 - و نیکویی را تکذیب کند.
10 - پس به زودی او را در دشواری و سختی می اندازیم.
11 - و هنگامی که ( در هلاکت و جهنم ) سقوط می کند مالش هیچ سودی به حالش نخواهد داشت.
12 - همانا هدایت بر عهده ماست.
13 - و همانا آخرت و دنیا از برای ماست.
14 - پس شما را از آتشی که شعله ور است می ترسانم.
15 - که جز بدبخت ترین افراد بر آن وارد نمی شوند.
16 - همان کسی که ( آیات حق را ) تکذیب کرد و از آن روی گردانید.
17 - و بزودی پرهیزگارترین افراد از آن دور می شوند.
18 - همان کسی که مالش را اتفاق می کند و تزکیه می شود.
19 - و هیچ کس نزد او بر وی حق نعمت ندارد تا به او پاداش بدهد.
20 - مگر برای بدست آوردن جلب رضای پروردگارش که برتر و بالاترین است.
21 - و به زودی راضی می شود.
فَأَمَّا مَنْ أَعْطَىٰ وَ اتَّقَىٰ * وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ * فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَىٰ این آیه دربارۀ مردی نازل شده که در حیاط خانۀ مسلمانی درخت خرمایی داشت ، و به همین بهانه بدون اجازه وارد خانۀ مسلمان می شد ، صاحب خانه نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم شکایت کرد ، حضرت ، صاحب درخت را خواست وقتی آمد ، فرمود : درخت خرمایت را به درخت خرمایی در بهشت به من بفروش ؟
آن مرد گفت : نه !
فرمود :آن را در مقابل باغی در بهشت به من بفروش ؟
آن مرد گفت : نه !
نفروخت و رفت. مردی از انصار که کنیه اش ابی دحداح بود از این معامله خبر دار شد نزد صاحب نخل رفت و گفت درخت خرمایت را من بفروش ، آن مرد پذیرفت ، ابو دحداح نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آمد و عرضه داشت : ای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم این درخت خرما را بردار و در عوض باغی در بهشت به من بده که آن مرد قبول نکرد.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود : برای تو در بهشت باغ هائی است پس این آیه نازل شد : فَأَمَّا مَنْ أَعْطَىٰ وَ اتَّقَىٰ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ يعنی ابن الدحداح.
وَ مَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّىٰ یعنی هنگامی که بمیرد. إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَىٰ بر ماست که آن را برای آن ها آشکار و روشن کنیم. فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّىٰ یعنی آتشی که بر آن ها زبانه می کشد.
لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى * الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّىٰ یعنی این آن کسی بود که بر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم بخل ورزيد. وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى الَّذِي مراد از اتقی ابو دحداح است. وَ مَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَىٰ یعنی کسی که برای نفس خودش اعمالی را انجام داده است نمی تواند از پروردگارش چیزی را طلب کند و اگر چه خداوند به فضل و کرمش آن را اجازه داده است ، آن جا که می فرماید : إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَىٰ وَ لَسَوْفَ يَرْضَىٰ از امیر المؤمنین علیه السلام که از او راضی می باشد. (1) امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ فَأَنذَرْتُكُمْ نَاراً تَلَقَّى * لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى * الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّىٰ فرمود : در جهنم وادی از آتش است که به جز اشقیا ( یعنی فلانی ) را نمی سوزاند که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم را دربارۀ على علیه السلام تکذیب کرد و از ولایتش روی گرداند ؛ سپس امام علیه السلام فرمود : آتش در جهنم شعله ور شده و در هم می پیچد و آتش این وادی برای ناصبین است. (2)
امام صادق علیه السلام در معنای آیۀ فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى * وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى فرمود : منظور ولایت است. فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَىٰ وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنی فرمود : مراد ولایت است. فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَىٰ پس به زودی او را در دشواری و سختی می اندازیم. (3)
93 - سورۀ ضحی در مکه نازل شده و دارای 11 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَ الضُّحَىٰ (1) وَ اللَّيْلِ إِذَا سَجَىٰ (2) مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ مَا قَلَىٰ (3) وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولَىٰ (4) وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰ (5) أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَىٰ (6) وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ (7) وَ وَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ (8) فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ (9) وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ (10) وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ (11) 1 - سوگند به روز وقتی که آفتاب بالا آید.
2 - و سوگند به شب هنگامی که آرام گیرد.
3 - پروردگارت تو را به خودت وا نگذاشته و بر تو نیز خشم نگرفته است.
4 - و آخرت برای تو از دنیا بهتر است.
5 - و به زودی پروردگارت به تو ( آن قدر ) عطا می کند که تو راضی شوی.
6 - آیا تو را یتیم نیافت و پناهت نداد ؟
7 - و تو را گمشده یافت و هدایتت کرد.
8 - و تو را فقیر یافت و بی نیازت کرد.
9 - پس تو نیز یتیم را تحقیر مکن.
10 - وسائل را از خود مران.
11 -و اما نعمت های پروردگارت را بازگو.
وَ الضُّحَىٰ یعنی هنگامی که خورشید بالا بیاید. وَ اللَّيْلِ إِذَا سَجَىٰ شب هنگامی که همه جا تاریک می شود. مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ مَا قَلَىٰ یعنی تو را دشمن نمی دارد. و فضلش را برای او وصف می کند. وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولَىٰ * وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰ ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت می کند که در معنای آیۀ وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولَىٰ فرمود : مراد از آخرت زمان رجعت است که برای پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم می باشد. عرض کردم : معنای آیۀ وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰ چیست ؟ فرمود : از بهشت آن قدر به تو اعطا می کند تا خوشنود و راضی شوی. (1)
زراره از امام ( باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام ) در معنای آیۀ أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَىٰ روایت می کند که فرمودند : یعنی مردم به تو پناه می آورند وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ یعنی در میان قومی بودی که قدر و منزلت تو را نمی شناختند و آن ها را به سوی تو هدایت کرد وَ وَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ یعنی تو قومی را به
1) بحار الانوار ، ج 53 ، ص 59 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 594 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 310
وسیلۀ علم اداره می کردی و سرپرستی می نمودی پس آنان را به وسیله تو بی نیاز ساخت. (1)
أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَىٰ مراد از یتیم در این جا بی مثل و نظیر است و برای همین دُرّی را که بی نظیر باشد و همانندی نداشته باشد به آن یتیم گویند. وَ وَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ یعنی به وسیلۀ وحی تو را بی نیاز گردانید تا از کسی سوالی نکنی. وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ یعنی تو را در میان گروهی یافت که فضیلت نبوتت را نمی شناختند پس خداوند آن ها را به سوی تو هدایت نمود. (2) فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ یعنی ظلم مكن كه خطاب به پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم است ولی معنایش برای مردم می باشد. وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ يعنى سائل را از خود دور مگردان. وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدَّتْ به آن چه که خداوند بر تو نازل فرمود از نماز ، زكات ، روزه ، حج ، ولایت و به آن چه خداوند به وسیله آن بر تو فضیلت بخشید. (3) ابی الجارود از امام باقر علیه السلام روایت می کند که در معنای آیۀ مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ مَا قَلَىٰ فرمودند : بعد از آن که اولین سوره ( اقرء ) بر رسول خدا نازل شد چند روزی وحی بر پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم نشد ، خدیجه گفت : شاید پروردگارت تو را ترک کرده است که بر تو وحی نمی کند پس خداوند تبارک و تعالی این آیۀ مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ مَا قَلَىٰ را نازل فرمود. (4)
94 - سورۀ انشراح در مکه نازل شده و دارای 8 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ (1) وَ وَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ (2) الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ (3) وَ رَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ (4) فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (5) إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (6) فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ (7) وَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَارْغَبْ (8) 1 - آیا سینه تو را گشاده نکردیم ؟
2 - و بار سنگین تو را از دوشت بر نداشتیم.
3 - همان باری که بر پشت تو سنگینی می کرد.
4 - و نام تو را بلند ساختیم.
5 - پس همانا با هر سختی آسانی هست.
6 - همانا با هر سختی آسانی هست.
7 - پس هنگامی که از کاری فارغ شدی به کاری دیگر مشغول باش.
8 - و به سوی پروردگارت مشتاق باش.
أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ یعنی به وسیلۀ علی علیه السلام سینه ات را گشاده نمودیم و او را وصی تو قرار دادیم. و دیگری هنگام فتح مکه و اسلام آوردن قریش که خداوند سینه اش را گشاده نمود و امر را بر آن حضرت آسان کرد. وَ وَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ یعنی به وسیلۀ علی علیه السلام در جنگ. الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ یعنی آن باری که بر پشت تو سنگینی می کرد. وَ رَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ و نامت را در عالم بلند نمودیم ، هنگامی که مردم می گویند : أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ سپس خداوند فرمود : فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا یعنی بعد از هر سختی که در آن بودی آسایش به تو می رسد.
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ یعنی هنگامی که از حجة الوداع فارغ شدی امير المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام را به ولایت منصوب کن. (1) وَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَارْغَبْ امام صادق علیه السلام در معنای آیۀ ذیل فرمودند : فَإِذَا فَرَغْتَ هنگامی که از در نبوتت فارغ شدی فَانْصَب على علیه السلام را به ولايت منصوب كن وَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَارْغَبْ و در آن به سوی پروردگارت مشتاق باش. (2)
95 - سورۀ تین در مکه نازل شده و دارای 8 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ (1) وَ طُورِ سِينِينَ (2) وَ هَٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ (3) لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ (4) ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ (5) إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ (6) فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ (7) أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ (8) 1 - سوگند به انجیر و زیتون.
2 - و سوگند به طور سینا.
3 - و سوگند به این شهر امن ( مکّه ).
4 - به تحقیق ما انسان را در نیکوترین صورت آفریدیم.
5 - سپس او را به اسفل سافلین ( پایین ترین مرحله ) برگردانیدیم.
6 - مگر کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند پس برای آن ها اجری بی نهایت است.
7 - پس چه چیز تو را باعث شد که روز جزا را تکذیب کنی ؟
8 - آیا خداوند حاکم ترین حاکمان نیست ؟
وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ * وَ طُورِ سِينِينَ * وَ هَٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ مراد از « تین » رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و مراد از « زیتون » امیر المؤمنین علیه السلام و مراد از طور سینین امام حسن و امام حسین علیه السلام و مراد از « بلد الأمین » ائمه علیهم السلام می باشند. لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ دربارۀ رزیق نازل شده است. ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ منظور امیر المؤمنين علیه السلام است. فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ يعنى به وسیلۀ آن بر آن ها منت نمی گذارد. سپس به پیامبرش صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود : فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ که مراد از « دین » امیر المؤمنین علیه السلام است أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ آيا خداوند حاکم ترین حاکمان نیست ؟ (1)
1) بحار الانوار ، ج 24 ، ص 105 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 512 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 606 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 321
96 - سورۀ علق در مکه نازل شده و دارای 19 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ (1) خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ (2) اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ (3) الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (4) عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ (5) كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَىٰ (6) أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰ (7) إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ الرُّجْعَىٰ (8) 1 - بخوان به نام پروردگارت که ( عالم را ) آفرید.
2 - انسان را از علق ( خون بسته ) آفرید.
3 - بخوان که پروردگارت کریم ترین کریمان است.
4 - همان خدایی که به وسیلۀ قلم نوشتن تعلیم نمود.
5 - به انسان آن چه را که نمی دانست یاد داد.
6 - هرگز ( چنین نیست ) ، همانا انسان طغیان گری می کند.
7 - چون که خود را بی نیاز ببیند.
8 - همانا بازگشت همه به سوی پروردگارت است.
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ عبد اللّه بن کیسان از امام باقر علیه السلام روایت کرد که فرمود : جبرئیل بر محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم نازل شد و گفت : ای محمد بخوان ! فرمود : چه بخوانم ؟ جبرئیل گفت : اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ یعنی نورت را قبل از هر چیزی آفرید ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ یعنی تو را از نطفه [ علقه ] آفرید و علی را از تو جدا نمود ، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَم یعنی علی بن ابی طالب علیه السلام را آموخت عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ يعنى على علیه السلام چیزی هائی آموخت که قبل از آن نمی دانست. (1)
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ بخوان به اسم رحمن و رحیم. الَّذِي خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ که انسان را از خون آفرید. اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ نوشتن را به انسان آموخت که به وسیلۀ آن امور دنیا در مشرق های زمین و مغرب های آن به اتمام می رسد. كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَىٰ * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰ همانا انسان هنگامی که بی نیاز شود کفر می ورزد ، طغیان و سرکشی کرده و انکار می کند. إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ الرُّجْعَىٰ همانا باز گشت همه به سوی پروردگارت است. أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَىٰ (9) عَبْدًا إِذَا صَلَّىٰ (10) أَرَأَيْتَ إِنْ كَانَ عَلَى الْهُدَىٰ (11)
1) بحار الانوار ، ج 36 ، ص 176 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 515 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 609 ؛ تفسير برهان ، ج 8 ، ص 323
أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَىٰ (12) أَرَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّىٰ (13) أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَىٰ (14) كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ (15) نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ (16) فَلْيَدْعُ نَادِيَهُ (17) سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَ (18) كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ (19) 9 - آیا دیدی کسی که نهی ( مسخره ) می کند ؟
10 - بنده ای را که وقتی نماز می خواند ؟
11 - آیا می بینی که این بنده ( مسخره گر ) به راه هدایت باشد.
12 - یا مردم را به تقوا و پرهیزگاری امر کند.
13 - آیا دیدی که تکذیب می کند و رو می گرداند ؟
14 - آیا نمی داند که خداوند او را می بیند ؟
15 - هرگز ( چنین نیست ) ، اگر او دست از کارش نکشد ، موی سرش ( به قهر و انتقام ) بگیریم.
16 - همان موی سر خطا کار را ،
17 - پس هر کسی را که بخواهد صدا بزند.
18 - ما هم بزودی ماموران دوزخ را صدا می زنیم.
19 - هرگز ( چنین نیست که می پندارند ) از او پیروی مکن ، سجده کن و تقرب بجوى.
أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَىٰ * عَبْدًا إِذَا صَلَّىٰ ولید بن مغیره مردم را نهی می کرد
که نماز بخوانند و این که از خدا و رسولش اطاعت کنند پس خداوند درباره اش فرمود : أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَىٰ * عَبْدًا إِذَا صَلَّىٰ آیا نمی بینی آن کس را که باز می دارد آن بنده را که نماز می خواند. خداوند تبارک و تعالی فرمود : أَرَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّىٰ أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَىٰ آیا دیدی که تکذیب می کند و رو می گرداند ؟ آیا نمی داند که خداوند او را می بیند ؟
سپس فرمود : كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ یعنی از موی پیشانی او می گیریم و او را در آتش جهنم می اندازیم.
فَلْيَدْعُ نَادِيَهُ هنگامی که ابو طالب علیه السلام وفات کرد ابو جهل و ولید که لعنت خداوند بر آن دو باد با صدای بلند گفتند : بیائید محمد را بکشید که تنها یاور او مرد ، پس خداوند فرمود : فَلْيَدْعُ نَادِيَهُ سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَ يعنى هم چنان که آن دو قریش را برای کشتن محمد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرا خواندند ما نیز هم چنین دعوت می کنیم که فرشتگان عذاب آن ها را به سوی زبانۀ آتش جهنم بکشند ، سپس فرمود : كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ یعنی هنگامی که به سوى او فرا خوانده می شدند اطاعت نمی کردند هنگامی که مطعم بن عدی بن نوفل بن عبد مناف رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم را پناه داد کسی جرات گستاخی بر او را نداشت. (1)
1) بحار الانوار ، ج 9 ، ص 252 ؛ نور الثقلين ، ج 252 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 609 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 324
97 - سورۀ قدر در مکه نازل شده و دارای 5 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (1) وَ مَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ (2) لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3) تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ (4) سَلَامٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ (5) 1 - همانا ما این قرآن را در شب قدر نازل کردیم.
2 - و تو چه می دانی که شب قدر چیست ؟
3 - شب قدر بهتر از هزار شب است.
4 - در آن شب فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان برای تقدیر هر امری نازل می شوند.
5 - این شب سلامت و تهنیت و برکت تا سپیده دم است.
إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ منظور قرآن است که خداوند آن را در شب قدر به یک باره به بیت المعمور نازل فرمود و از آن جا در طول بیست و سه سال بر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم نازل کرد. وَ مَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ يعنى معنى شب قدر را درک نمی کنی که همانا
خداوند در آن شب اجل ها ، ارزاق و هر امری که حادث می شود از مرگ یا زندگی یا فراخ سالی یا خشک سالی یا خیر و یا شر را مقدر می کند ؛ هم چنان که خداوند فرمود : فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ یعنی تا یک سال.
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ در آن شب ملائکه و روح القدس بر امام زمان نازل می شوند و آن چه از این امور را نوشته اند بر آن حضرت عرضه می دارند. لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ رسول خدا صلى اللّه عليه وآله و سلم در خواب دید که میمون ها از منبرش بالا می روند ، غمگین و ناراحت شد پس خداوند نازل فرمود : إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ مَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ يعنى شب قدر از هزار ماه بدون شب قدر که بنی امیه در آن حکومت کنند بهتر است. مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ تحیتی است که به وسیلۀ آن به امام علیه السلام تحیت گفته می شود تا فجر طلوع کند. به امام باقر علیه السلام گفته شد : آیا شب قدر را می شناسید ؟
امام علیه السلام فرمودند : چگونه شب قدر را نشناسیم که ملائکه در آن شب در اطراف ما طواف می کنند. (1)
1) بحار الانوار ، ج 94 ، ص 14 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 521 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 344 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 632
98 - سورهٔ بینه در مدینه نازل شده و دارای 8 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّىٰ تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ (1) رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً (2) فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ (3) وَ مَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ (4) وَ مَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَ يُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَ ذَٰلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ (5) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ (6) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ (7) جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ (8) 1 - کافران از اهل کتاب و مشرکان دست از آئین خود برنمی دارند تا این که دلیل روشن و واضحی برای آن ها بیاید.
2 - فرستاده ای از جانب خداوند که کتب آسمانی پاک و منزه را بر آن ها
بخواند.
3 - که در آن نوشته های حق و راستین است.
4 - و اهل کتاب اختلاف نکردند مگر بعد از آن که دلیل روشنی برای آن ها آمد.
5 - و به آن ها دستوری داده نشده بود مگر این که خداوند را با دینی خالص عبادت کنند ، و نماز را به پا دارند و زکات بپردازند و این است دین راستین و پایدار.
6 - همانا کافران از اهل کتاب و مشرکین در آتش جهنم همیشگی هستند ، این ها بدترین مردمان می باشند.
7 - کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام می دهند این ها بهترین مردمان هستند.
8 - پاداش آن ها نزد پروردگارشان باغ های بهشت جاویدان است که نهرها از زیر درختانش جاری است ، و همیشگی در آن می مانند ، خداوند از آن ها راضی و خشنود است و آن ها نیز از خداوند خشنود هستند ، این مقام برای کسی است که از پروردگارش بترسد.
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَ الْمُشْرِكِينَ يعنى قريش. مُنْفَكِّينَ آن ها در کفرشان هستند. حَتَّىٰ تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ (1) ابى الجارود از امام باقر علیه السلام روایت می کند که فرمودند : مراد از البینة محمد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم می باشد.
وَ مَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ هنگامی که
1) بحار الانوار ، ج 9 ، ص 253
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم با قرآن به نزد آن ها آمد با آن حضرت مخالفت کرده و بعد از اطراف آن حضرت پراکنده شدند.
حُنَفَاءَ یعنی پاکیزگان. وَ ذَٰلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ یعنی دین استوار و ثابت. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ خداوند بر آن ها قرآن را نازل فرمود پس آن ها مرتد شده و کفر ورزیدند و از امير المؤمنین علیه السلام نافرمانی کردند أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ اين ها بدترين مخلوقات هستند. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ دربارۀ آل محمد علیهم السلام نازل شده است. (1) ابن عباس در معنای آیۀ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ گوید : از آن بهترین خلق را اراده کرده است.
جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وصف کنندگان نمی توانند آن را توصیف کنند.
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ یعنی خداوند از اعمال آن ها راضی است. وَ رَضُوا عَنْهُ و آن ها نیز از ثوابی که خداوند به آن ها داده راضی هستند. ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ و آن برای کسی است که از پروردگارش بترسد و از نافرمانی خداوند پرهیز نماید. (2)
99 - سورۀ زلزال در مدینه نازل شده و دارای 8 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا (1) وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا (2) وَ قَالَ الْإِنْسَانُ مَا لَهَا (3) يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا (4) بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَىٰ لَهَا (5) يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ (6) فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ (7) وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ (8) 1 - هنگامی که زمین به سختی به لرزه در آید.
2 - و زمین بارهای سنگین خود را بیرون بریزد.
3 - و انسان می گوید : زمین را چه شده است ؟
4 - در آن روز زمین اخبارش را می گوید.
5 - همانا که پروردگارت به آن وحی می کند.
6 - در آن روز مردم از قبرها پراکنده بیرون می آیند تا اعمالشان را به آن ها نشان بدهند.
7 - پس هر کس به قدر ذره ای کار خیر انجام داده باشد آن را می بیند.
8 - و هر کس به قدر ذره ای کار زشتی مرتکب شده باشد آن را می بیند.
إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا * وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا منظور از اثقال زمین انسان ها هستند. وَ قَالَ الْإِنْسَانُ مَا لَهَا مراد از انسان امیر المؤمنین علیه السلام است. يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا - تا - أَشْتَاتًا یعنی مردم از جهت ایمان و کفر و نفاق متفرق و پراکنده می آیند ، بعضی مؤمنند و برخی کافر و جمعی منافق. لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ هر کس بالای سر اعمال خود می ایستد ، و اعمال خود را این طور فاش و هویدا می بیند. فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ اين آيات رد جبریون است که گمان می کنند هیچ اعمالی را بر اختیار خودشان انجام نمی دهند. ابى الجارود از امام باقر علیه السلام روایت می کند که در تفسیر آیۀ فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ فرمودند : اگر از اهل آتش باشد ، و در دنیا ذره ای عمل خیر کرده باشد ، اگر برای غیر انجام داده باشد ، همان عمل خيرش هم مایه حسرتش می شود ، و در ذیل جمله وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ فرمود : اگر از اهل بهشت باشد در روز قیامت آن شر را می بیند و سپس خدای تعالی
او را می آمرزد. (1)
1) بحار الانوار ، ج 27 ، ص 169 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 648 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 529 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 359
100 - سورۀ عادیات در مکه نازل شده و دارای 11 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا (1) فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا (2) فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا (3) فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا (4) فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا (5) إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ (6) وَ إِنَّهُ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٌ (7) وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ (8) أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ (9) وَ حُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ (10) إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ (11) 1 - سوگند به اسبان دونده که نفس زنان پیش می روند.
2 - و سوگند به اسبانی که با کوبیدن سُمشان از سنگ ها جرقه بر می افروزند.
3 - پس سوگند به حمله کنندگان سپیده دم.
4 - که گرد و غبار به پا کردند.
5 - و در دل دشمن به جنگ پرداختند.
6 - همانا انسان در برابر ( نعمت های ) پروردگارش ناسپاس است.
7 - و همانا او خود گواه این ناسپاسی خویش است.
8 - و همانا او علاقه شدیدی بر مال دنیا دارد.
9 - آیا نمی داند که روزی آن چه در دل قبرهاست همه برانگیخته می شوند ؟
10 - و آن چه در سینه هایشان است آشکار می گردد.
11 - همانا پروردگارشان در آن روز به حالشان آگاه است.
وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا * فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا * فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت می کند که در شان نزول آیات وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا * فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا فرمودند : این سوره درباره اهالی وادى يابس نازل شده است.
عرض کردم : حال و داستان آن ها چه بود ؟
امام علیه السلام فرمود : دوازده هزار نفر مرد جنگجو از اهالی یابس اجتماع نموده و با هم سوگند یاد نمودند که از یک دیگر تخلف نکنند و خوار و ذلیل نکند یکی از آن ها دیگری را و فرار نکنند تا آن که محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم و علی بن ابی طالب علیه السلام را بقتل برسانند و یا خودشان تماماً کشته شوند. جبرئيل بر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم نازل شد و آن حضرت را از تصمیم و عهد و پیمانشان با خبر نمود و دستور داد فلانی ( ابو بکر ) را با چهار هزار نفر از مهاجر و انصار به سوی آن ها روانه کند پیغمبر به منبر تشریف برد بعد از حمد و ثنای پروردگار فرمود : ای گروه مهاجر و انصار الان جبرئيل بر من نازل شد و خبر داد که اهل وادی یابس با
دوازده هزار جنگجوی سواره اجتماع کرده و با هم عهد بستند که هیچ یک از آن ها به دیگری مکر و حیله نزند و فرار ننماید تا آن که من و برادرم علی بن ابی طالب را بقتل برسانند و به من دستور داد که فلانی ( ابو بکر ) را با چهار هزار نفر به سوی آن ها بفرستم مهیا شوید و با نام خداوند در روز دو شنبه حرکت نمائید انشاء اللّه.
مسلمانان برای حرکت مجهز شدند ، پیغمبر به فلانی ( ابو بکر ) فرمود : چون به مکان یابس رسيديد نخست اسلام را بر آن ها عرضه بدارید اگر پذیرفتند جنگ نکنید و چنان چه امتناع کردند با ایشان جهاد کنید و اموالشان را بتصرف در آورید و استحکامات آن ها را خراب کنید. فلانی ( ابو بکر ) با لشگری آراسته با تأنی و آرام به سوی ایشان حرکت نمود چون به آن وادی رسیدند ، چون به اهل يابس خبر رسید که فلانی و لشگرش در نزدیکی آن ها چادر زده اند دویست نفر سوار مسلح از اهل وادی آمده و چون به آن ها رسیدند گفتند : شماها چه کسی هستید ؟ از کجا می آئید و قصد کجا را دارید ؟ به رئیس و سر کرده خود بگوئید نزد ما بیاید تا با او گفتگو کنیم.
ابو بکر با جمعی از مسلمین نزد آن ها رفت گفت : من فلانی فرستاده پیغمبر خدا هستم.
گفتند : چه چیز باعث شده که به سوی ما بیائید ؟
گفت : رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به من امر فرموده تا شما را به اسلام دعوت کنم تا همان مزيتی که برای مسلمانان هست برای شما نیز باشد و چنان چه اسلام قبول نکنید با شما جنگ خواهیم کرد.
گفتند : ای ابو بکر به لات و عزی سوگند اگر نبود قرابتی میان ما و شما ، البته خود و اصحابت را بقتل می رسانیدیم بطوری که یادگار و مثل شود برای
کسانی که بعد از شما به دنیا می آیند ، با اصحابت برگرد و بخود و ایشان رحم کن ما جز پیغمبر و علی قصد کشتن کس دیگری را نداریم.
ابو بکر به مسلمانان گفت : ای قوم ! ایشان چندین برابر شما هستند شما دیگر کمکی ندارید خانه هایشان خالی است بر گردید تا صورت حال را به عرض پیغمبر برسانیم.
مسلمین همگی گفتند : ای فلانی ( ابو بکر ) مخالفت فرمان خدا و رسولش مکن آن چه به تو امر شده آن را انجام ده و از خدا بترس و با این قوم جهاد کن و خلاف دستور رسول خدا ننما.
گفت : من چیزی را می دانم که شما نمی دانید و شخص حاضر مشاهده می کند چیزی را که غایب آن را نمی بیند. عاقبت از جهاد با آن ها منصرف شد و بازگشت.
مسلمانان به پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم خبر دادند آن چه را کفار به ابو بکر گفتند ، رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود : ای فلانی ( ابو بکر ) مخالفت امر من کردی و آن چه به تو امر کرده بودم را انجام ندادی و سوگند بخدا تو معصیت کاری ، پس از آن پیغمبر به منبر تشریف برد بعد از حمد و ثنای پروردگار فرمود : ای مسلمین به فلانی ( ابو بکر ) دستور دادم که به جانب اهل یابس برود و اسلام را بر آن ها عرضه کند و آن ها را به سوی خداوند دعوت نماید که اگر اجابت نمودند که هیچ و الا با آن ها جنگ نماید و او به سوی آن ها رفت و از اهل یابس دویست سوار جنگی به نزد این ها آمده و هنگامی که سخنان آن ها را شنیده سینه اش بتنگ آمد و ترس آن ها در دلش جای گرفته و دستور مرا ترک نموده و از امرم اطاعت نکرده است و اینک جبرئیل آمد و به من امر نمود که فلانی ( عمر ) را با چهار هزار سوار جنگی بجای ابو بکر به سوی آن ها بفرستم آن گاه متوجه عمر
شد و به او فرمود : ای فلانی ( عمر ) با نام خدا برو و مانند برادرت ابو بکر که معصیت خدا و رسولش را بجا آورد عمل نکنی ، آن چه به ابو بکر دستور داده بود به عمر نیز فرمود.
عمر با همان لشکر به سوی کفار حرکت کرد چون به وادی یابس رسید و مشرف به آن ها شد باز دویست نفر سوار مسلح جلوی آن ها را گرفتند و آن چه به اولی گفته بودند به او نیز گفتند ، نزدیک بود روح از تن عمر پرواز کند از شدت ترس بخود می لرزید و فرار را بر قرار و جهاد اختیار کرد و بازگشت.
پس جبرئیل نازل شده و خبر برگشت عمر را به پیغمبر صلی اللّه علیه و آله و سلم رسانید چون عمر بازگشت پیغمبر به او فرمود تو هم مانند ابو بکر معصیت خدا و رسولش را بجا آوردی فرشتگان عرش از نافرمانی تو با خبر شدند چرا خلاف امر مرا نمودی و عمل به رأی خودت کردی قبیح باد رأی تو ، همانا جبرئيل به من دستور داد که علی بن ابی طالب را با این افراد بفرستم و به من خبر داد که خداوند به وسیلۀ او و اصحابش گشایشی می کند. امیر المؤمنين علیه السلام را خواست و آن چه را که به اولی و دومی فرموده بود به علی علیه السلام نیز فرمود و به او فرمود که خداوند خواسته این فتح و پیروزی نصیب تو شود بزودی بخواست خدا فتح می کنی و باز می گردی.
حضرت علی علیه السلام با مهاجرین و انصار به سوی وادی یابس حرکت کردند. امیر المؤمنین علیه السلام از راهی به غیر از راه ابو بکر و عمر رفتند و چنان بسرعت و شتاب حرکت می کردند که مسلمانان خسته شدند و از تلف شدن حیوانات سواری خود می ترسیدند. امیر المؤمنین علیه السلام به آن ها فرمود : نترسید رسول خدا به این طریق امر و دستور فرموده و خبر داد که خداوند فتح و پیروزی را نصيب ما خواهد نمود بشارت باد شما را بخیر و خوشی و پاکیزه باد نفس و
دل های شما.
با عجله حرکت کردند تا نزدیک وادی یابس رسیدند و حضرت امر فرمودند که چادر بزنند. اهالی از آمدن امیر المؤمنین و اصحابش با خبر شدند دویست نفر مرد جنگجو جلوی مسلمین را گرفته و گفتند : شما چه اشخاصی هستید ؟ و از کجا می آئید ؟ و قصد کجا را دارید ؟
امير المؤمنين علیه السلام فرمودند : من علی بن ابی طالب فرستاده ، پسر عمو و برادر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به سوی شما هستم ، آمده ام تا شما را دعوت کنم به شهادت لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ تا آن چه را که برای مسلمین هست شما هم از آن برخوردار باشید.
گفتند : ما قصد کشتن تو را داریم هرگز اسلام قبول نمی کنیم و به آن چه تو و پیغمبر عمل می نمائید مخالف هستیم آماده جنگ باش و اصحاب خود را برای مبارزه آماده کن ، و بدان که کشنده تو و اصحابت ما هستیم ، وعده ما و شما صبح فردا.
امیر المؤمنين علیه السلام به آن ها فرمود : وای بر شما مرا به زیادتی جمعیت خود می ترسانید ؟! من از خدا و فرشتگان و مؤمنین بر جنگ با شما یاری می جویم وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ اَلْعَلِيِّ اَلْعَظِيمِ.
آن ها به مرکز خود برگشتند. امير المؤمنين و اصحابش نیز به چادرهای خود مراجعت نمودند چون تاریکی شب فرا گرفت امیر المؤمنین علیه السلام به اصحاب خود امر فرمود حیوانات و اسب های خود را زین کنند و آماده نمایند. صبح که خواست آشکار شود نماز را با اصحاب بجا آورد و در تاریکی دستور داد یک دفعه حمله کنند و آن ها را بقتل برسانند در میان اصحاب کسی نبود مگر آن که هر یک از آن ها چند نفر از کفار را بقتل رسانیدند و جمعی را
اسیر کردند و خانه ها و استحکامات ایشان را ویران و خراب نمودند و اموالشان را با خود حرکت داده و به سوی مدینه حرکت کردند. جبرئیل نازل شد و خبر فتح و پیروزی را که خداوند نصیب امیر المؤمنین علیه السلام فرموده بود را به پیغمبر داد.
پیغمبر اکرم بالای منبر رفت پس از حمد و ثنای پروردگار فرمود : خداوند بدست على فتح و پیروزی به مسلمانان عطا فرموده و جز دو نفر از مسلمین بیش تر کشته نشدند و از منبر پائین آمد با تمام اهالی مدینه تا سه میلی شهر به استقبال امير المؤمنين على علیه السلام تشریف بردند. آن حضرت چون نظرش به پیغمبر افتاد به احترام رسول خدا از اسب پائین آمد ، پیغمبر او را در آغوش گرفت و میان دیدگانش را بوسید غنیمت هائی که خداوند نصیب و روزی مسلمانان نموده بود از اهل یابس حضور پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم تقدیم داشت حضرتش آن ها را میان جهاد کنندگان و جنگجویان وادی یابس قسمت نمود.
حضرت صادق علیه السلام فرمود : غنیمت هائی که از وادی يابس نصيب مسلمين شد بجز در جنگ خیبر از هیچ جنگی آن مقدار نصیب ایشان نشد. پس خداوند در آن روز این سوره وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا را نازل فرمود ، « بالعادیات » یعنی اسبان دونده که از عنان ها و لجام های ایشان در وقت دویدن صدا بر آرند.
فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا * فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا به تحقیق به تو خبر ندادیم که صبح هنگام دشمنان را غارت می کنند. روای گوید عرض کردم : معنای آیۀ فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا چیست ؟ فرمود : یعنی اسبان بر اثر دویدن در آن بیابان خشک گرد و غباری به پا کردند فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در دل دشمن به جنگ پرداختند.
عرض کردم : معنای آیۀ إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ چیست ؟
فرمود : ناسپاس است وَ إِنَّهُ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٌ یعنی آن دو نفر و وادی يابس شهادت می دهند که آن دو برای دوستی زنده ماندن حریص تر بودند تا جنگیدن از برای خداوند.
عرض کردم : معنای آیۀ أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ * وَ حُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ * إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ چیست ؟
فرمود : این آیات فقط برای آن دو نفر نازل شده است ، که باطنشان بد بود و بر حسب آن نیز عمل می کردند پس خداوند خبر و اعمال آن دو را در این قصۀ وادى يابس (1)و تفسير عادیات بیان نموده است.
وَ الْعَادِيَاتِ ضَبْحًا یعنی اسب ها بر اثر دویدن زیاد به نفس نفس زدن افتاده بودند. ضباح الکلاب یعنی صدای سگ. فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا وادی یابس سنگلاخی بود و وقتی سم های اسبان بر آن سنگ ها می خوردند آتش از آن ها جرقه می زند. فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا يعنى صبح هنگام آن ها را به غارت بردند. فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا بر خواستن گرد و غبار به وسیلۀ پاهای اسبان. فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا مشرکین را احاطه کردند. إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ « لكنود » یعنی کفر ورزیدن. آن دو اصرار داشتند و می خواستند امیر المؤمنین علیه السلام را از آن راهی که سیر می نمود به خاطر بخل و حسد و کینه ای که نسبت بحضرتش داشتند ، باز دارند. چون علی علیه السلام غیر از آن راهی رفت که آن دو رفته بودند و یقین پیدا کردند راهی که امیر المؤمنین علیه السلام سیر می نماید عاقبت فتح و پیروز خواهد بود. عمرو بن عاص به فلانی گفت علی جوان است و کم تجربه و راه را
1) تفسیر فرات کوفی ، ص 599
نمی داند این راهی که می رود خوفناک است و درندگان بسیاری دارد. پس آن دو به نزد امیر المؤمنین علیه السلام آمده و عرض کردند : یا ابو الحسن این راهی که اختیار فرمودید درندگان بسیاری دارد اگر بر گردید و راه دیگری بروید بهتر است.
امیر المومنین علیه السلام به آن ها فرمود : دنبال کار خود بروید و مهار اسب ها را نگاه دارید ، از برای شما کافی است ، اطاعت من کنید و سخنان مرا بشنوید من داناترم به آن چه که انجام می دهم ، آن ها به ناچار سکوت اختیار کردند.
وَ إِنَّهُ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٌ یعنی بر دشمنی. وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ یعنی دوست داشتن زندگانی و زنده ماندن آن دو نفر باعث شده بود که همانند درندگان بر جان خودشان بترسند ؛ پس خداوند متعال فرمود : أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ وَ حُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ يعنى جمع می کند و آشکار می نماید إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ همانا پروردگارشان در آن روز به حالشان آگاه است. (1)
1) بحار الانوار ، ج 21 ، ص 67 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 652 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 361
101 - سورۀ قارعه در مکه نازل شده و دارای 11 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ الْقَارِعَةُ (1) مَا الْقَارِعَةُ (2) وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ (3) يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ (4) وَ تَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ (5) فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ (6) فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ (7) وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ (8) فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ (9) وَ مَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ (10) نَارٌ حَامِيَةٌ (11) 1 - آن واقعۀ کوبنده.
2 - چه واقعۀ کوبنده ای ؟
3 - و تو چه می دانی که آن حادثۀ کوبنده چیست ؟
4 - روزی که مردم مانند پروانه پراکنده می شوند.
5 - و کوه ها هم چون پشم رنگ شده حلاجی می گردد.
6 - اما کسی که میزان عملش سنگین باشد.
7 - پس او در زندگی خوشی خواهد بود.
8 - و اما کسی که میزان عملش سبک باشد.
9 - پس جایگاهش در هاویه است.
10 - و تو چه می دانی که هاویه چیست ؟
11 - هاویه آتشی سوزنده و گدازنده است.
الْقَارِعَةُ * مَا الْقَارِعَةُ * وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ خداوند قارعه را به خاطر هول و هراسش تکرار کرده تا مردم با شنیدن آن فزع و ناله کنند. يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ * وَ تَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ. فرمود : عِهْنِ به معنای پشم است.
فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ یعنی از حسنات سنگین باشد. فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ * وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ از حسنات سبک باشد. فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ فرمود : از فرق سرش به سوی آتش پرتاب می شود. سپس فرمود : وَ مَا أَدْرَاكَ اى محمد مَا هِيَهْ يعنى هاويه ( آتش ) چیست ؟ سپس فرمود : نَارٌ حَامِيَةٌ هاویه آتشی سوزاننده و گدازنده است. (1)
1) تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 541 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 369
102 - سورۀ تکاثر در مکه نازل شده و دارای 8 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ (1) حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ (2) كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ (3) ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ (4) كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ (5) لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ (6) ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ (7) ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ (8) 1 - تفاخر و افزون طلبی شما را به خود مشغول ساخت.
2 - تا آن جا که به ملاقات قبرها رفتید.
3 - چنین نیست ، به زودی می دانید.
4 - سپس چنین نیست ، به زودی می دانید.
5 - چنین نیست ، اگر به طور یقین می دانستید.
6 - حتماً شما جهنم را خواهید دید.
7 - سپس با چشم یقین آن را خواهید دید.
8 - سپس در آن روز از نعمت هایی که داشتید مورد سؤال واقع خواهید شد.
أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ یعنی زیادی شما ، شماها را به غفلت انداخته است. حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ برای چه مردگان را نیز می شمارید و بر تعداد آن ها فخر می کنید. لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ یعنی به ناچار باید دوزخ را ببینید. ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ یعنی از ولایت ؛ و دلیل بر آن این آیه است : وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ یعنی از ولایت. جمیل از امام صادق علیه السلام روایت کرده که گفت : به آن حضرت عرضه داشتم معنای آیه لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ چیست ؟ فرمود : این امت از نعمت رسول خدا ، و سپس از نعمت ائمه اهل بیت معصومینش باز خواست می شوند. (1)
1) بحار الانوار ، ج 7 ، ص 272 و ج 24 ، ص 52 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 547
103 - سورۀ عصر در مکه نازل شده و دارای 3 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَ الْعَصْرِ (1) إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ (2) إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ (3) 1 - سوگند به عصر ،
2 - همانا که انسان در خسران و زبان است.
3 - مگر کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و یک دیگر را به حق و صبر و شکیبایی سفارش کردند.
وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ و العصر قسم است و جوابش إِنَّ الْإِنْسَانَ می باشد. امام صادق علیه السلام این سوره را این طور قرائت می کردند : وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ وَ إِنَّهُ فِيهِ إِلَى آخِرِ اَلدَّهْرِ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ. (1)
عبد الرحمن بن کثیر از امام صادق علیه السلام روایت می کند که در معنای آیۀ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ فرمود :
1) تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 381
خداوند متعال در این جمله اهل صفوت و خالص از خلق خود را استثناء کرده است ؛ هنگامی که فرمود : إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا مگر آن هائی که به ولایت امیر المؤمنین علی علیه السلام ایمان بیاورند وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ و بر ذريۀ و بر فرزندانشان آن ولایت را توصیه نموده و به صبر و بردباری دستور دهند. (1)
1) بحار الانوار ، ج 24 ، ص 214 و ج 36 ، ص 183 و ج 4 ، ص 59 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 550 ؛ نور الثقلین ، ج 5 ، ص 666
104 - سورۀ همزه در مکه نازل شده و دارای 9 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ (1) الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَ عَدَّدَهُ (2) يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ (3) كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ (4) وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ (5) نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ (6) الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ (7) إِنَّهَا عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ (8) فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ (9) 1 - وای بر هر عیب جوی مسخره گر.
2 - همان کس که مال زیادی جمع کرده و می شمارد.
3 - آیا می پندارد که مالش همیشگی و ابدی است ؟
4 - چنین نیست ، به زودی در حطمه انداخته شود.
5 - و تو چه می دانی که حطمه چیست ؟
6 - آتش بر افروختۀ الهی است.
7 - آتشی که شراره اش از دل ها شعله ور می شود.
8 - همانا که این آتش آن ها را احاطه کرده است.
9 - در ستون هایی بلند و طولانی.
وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ کسی که بر مردم عیب و ایراد گرفته و فقراء را تحقیر می کند. لُمَزَةٍ این کلمه به کسی اطلاق می شود که با سر و گردن خود ژست می گیرد ، و چون فقیری و یا سائلی را ببیند ناراحت می شود. الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَ عَدَّدَهُ یعنی می شمارد و سر جایش می گذارد. يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ خیال می کند که مالش دائمی بوده و باقی خواهد بود. كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ منظور از الْحُطَمَةِ آتشی است که هر چیزی را می سوزاند. وَ مَا أَدْرَاكَ اى محمد مَا الْحُطَمَةُ * نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ بر دل ها شعله می زند. ابوذر غفاری رحمه اللّه فرموده : به متکبرین دو چیز را بشارت دهید ، یکی این که به سینه هایشان داغ بگذارند و دیگر این که پشتشان را بر زمین بکشند.
إِنَّهَا عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ آتش دوزخ همۀ اهل دوزخ را فرا می گیرد. فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ یعنی وقتی کُنده و زنجیرها بر آنان استوار می گردد به خدا سوگند که پوستشان را می خورد [ به خدا سوگند که آن دائمی و ابدی است ] (1)
1) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 667 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 383 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 551
105 - سورۀ فیل در مکه نازل شده و دارای 5 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ (1) أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ (2) وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ (3) تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ (4) فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ (5) 1 - آیا ندیدی که پروردگارت با اصحاب فیل ( سپاه ابرهه ) چه کرد ؟
2 - آیا مکر و حیله آن ها را در گمراهی قرار نداد ؟
3 - و برای هلاکت آن ها پرندگانی گروه گروه فرستاد.
4 - که با سنگ های سجّیل ( دوزخی ) آن ها را سنگباران می کردند.
5 - پس آن ها را هم چون علفی خرد شده و متلاشی قرار داد.
أَلَمْ تَرَ ای محمد آیا می دانی ؟ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ دربارۀ پادشاه حبشه نازل شده هنگامی که با فیل آمد تا کعبه را خراب کنند ، چون به نزدیکی در مسجد رسید ، عبد المطلب به فیل فرمود : آیا می دانی به کجا می روی ؟
فیل با سرش گفت : نه !
عبد المطلب گفت : تو را آورده اند تا کعبه خانۀ خدا را خراب کنی ، آیا این کار را می کنی ؟
فیل با سرش گفت : نه !
پادشاه حبشه تلاش و کوشش نمود تا فیل داخل مسجد شود ، فیل از داخل شدن بر مسجد خودداری کرد ، پس با شمشیر بر او حمله کردند و آن را تکه تکه نمودند پس خداوند بر آن ها نازل فرمود : طَيْرًا أَبَابِيلَ گروهی بعد از گروهی می آمدند.
تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ با هر پرنده ای سه سنگ بود که یکی در منقار و دو تا نیز در چنگال هایشان بود و آن ها بر بالا سر حبشیان می آمدند و سنگ را رها می کردند و بر سرشان اصابت کرده و از پائینشان در می آمد و بدن هایشان از هم می پاشید. و حالشان چنان بود که خداوند می فرماید : فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ هم چو کاهی که چهار پایان آن را خورده و فضله انداخته باشند. امام صادق علیه السلام فرمود : آن هایی که از اصحاب فیل گرفتار مرض جُدری (1)شدند اولین کسانی بودند که به این مرض مبتلا گردیدند. (2)
106 - سورۀ قریش در مکه نازل شده و دارای 4 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ (1) إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَ الصَّيْفِ (2) فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ (3) الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ (4) 1 - ( کیفر اصحاب فیل ) به خاطر این بود که قریش با هم الفت بگیرند.
2 - الفتشان در سفرهای زمستان و تابستان باشد.
3 - پس ( به شکرانۀ این دوستی ) باید پروردگار این خانه را عبادت کنند.
4 - همان کسی که آن ها را از گرسنگی طعام داد و از ترس و خطرات ایمن ساخت.
لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ * إِيلَافِهِمْ این سوره درباره قریش نازل شده است ، چون قریش معاششان از دو سفر تابستانی و زمستانی به یمن و شام تامین می شد ، از مکه پوست و محصولات دریایی و کالاهایی که در ساحل دریا پیاده می شده از قبیل فلفل و امثال آن را بار می کردند و به شام می بردند ، و در شام جامه و آرد خالص و حبوبات ، خریداری می کردند ، و همین مسافرت باعث می شد وحدت و الفتی در بینشان بر قرار گردد ، هر وقت به یکی از این دو
سفر می رفتند یکی از بزرگان قریش را رئیس خود می کردند ، و زندگیشان از این راه تامین می شد. بعد از آن که خدای تعالی رسول گرامیش را مبعوث فرمود مردم قریش بی نیاز از سفر شدند ، چون از اطراف حجاز مردم رو به آن جناب نهاده ، هم آن حضرت را زیارت می کردند ، و هم خانه خدا را ، و لذا خداوند در این سوره می فرماید : فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ پس رب این خانه را بپرستند ، که ایشان را از گرسنگی نجات داد ، و دیگر احتیاج ندارند به شام بروند ، وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ یعنی از ترس راهزنان در امان هستند. (1)
1) تفسير برهان ، ج 8 ، ص 393 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 559 ؛ نور الثقلین ، ج 5 ، ص 676
107- سورۀ ماعون در مکه نازل شده و دارای 7 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ (1) فَذَٰلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ (2) وَ لَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ (3) فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ (4) الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ (5) الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ (6) وَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ (7) 1 - آیا دیدی کسی که روز جزا را تکذیب می کرد ؟
2 - این همان کسی است که یتیم را با خشم می راند.
3 - و ( دیگران را ) بر اطعام مسکین ترغیب نمی کند.
4 - پس وای بر حال نماز گزاران.
5 - کسانی که در نمازشان سهل انگاری می کنند.
6 - همان کسانی که ریا می کنند.
7 - و دیگران را از احسان و اتفاق منع می کنند.
أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ این آیه در باره ابو جهل و کفار قریش نازل
شده است.
فَذَٰلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ یعنی او را از حقش مانع می شود. وَ لَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ يعنى هیچ رغبتی به اطعام مسكين ندارد. (1) فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ یعنی کسانی که به طور کلی نماز را ترک کرده اند زیرا هر انسانی در نمازش سهو می کند و آن را بعضی اوقات به جا نمی آورد. امام صادق علیه السلام فرمود : منظور تاخیر نماز از اول وقت و بدون عذر است. (2)
الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ آن چه که انجام می دهند. وَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ مانند چراغ و آتش و خمیر و شبیه آن که مردم بدان احتیاج دارند. و در روایتی دیگر آمده است یعنی خمس و زکات. (3)
108 - سورۀ کوثر در مکه نازل شده و دارای 3 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ (2) إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ (3) 1 - همانا ما بر تو کوثر را عطا کردیم.
2 - پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی نما.
3 - همانا دشمن تو مقطوع النسل و ابتر است.
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ کوثر نهری در بهشت است که خداوند عوض از پسرش ابراهیم به پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم داده است. در روایت است که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم وارد مسجد شد که عمرو بن العاص و حكم بن ابی العاص در آن جا بودند ، عمرو گفت : ای ابا ابتر ؛ در زمان جاهلیت مردی که فرزند نداشت به او ابتر ( نسلش بریده شده و منقطع ) می گفتند ، سپس عمرو گفت : من محمد را ناراحت کردم پس خداوند بر رسولش نازل فرمود : إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ إِنَّ شَانِئَكَ یعنی عمرو که تو را ناراحت کرد.
هُوَ الْأَبْتَرُ یعنی نه دینی برای او است و نه نسبی. (1)
1) بحار الانوار ، ج 17 ، ص 209 و ج 33 ، ص 163 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 405 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 565 ؛ نور الثقلين. ج 5 ، ص 683
109 - سورۀ کافرون در مکه نازل شده و دارای 6 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ (1) لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ (2) وَ لَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (3) وَ لَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدتُّم (4) وَ لَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (5) لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (6) 1 - بگو : ای کافران.
2 - من نمی پرستم آن چه را که شما می پرستید.
3 - و شما نیز عبادت نکنید آن چه را که من عبادت می کنم.
4 - و من آن چه را که شما عبادت می کنید هرگز عبادت نمی کنم.
5 - و شما نیز آن چه را که من عبادت می کنم عبادت نخواهید کرد.
6 - دین ( آئین ) شما برای شما و دین ( آئین ) من برای من.
قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ابن ابی عمیر روایت کرده که ابو شاکر از ابی جعفر احول از قول خداوند قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ * لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ * وَ لَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * وَ لَا أَنَا
عَابِدٌ مَا عَبَدتُّمۡ * وَ لَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ سؤال کرد ، که مگر یک سخنگوی حکیم این طور حرف می زند که در یک سطر مطلبی را دوبار بگوید و تکرار کند ؟ ابى جعفر احول جوابی از این اشکال نداشت. پس به ناچار به مدینه رفت و از امام صادق علیه السلام پرسید ، حضرت فرمود : سبب نزول این سوره و تکرار مطلبش این بود که قریش به رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم گفتند : یک سال تو خدایان ما را عبادت کن و یک سال ما خدای تو را ، باز یک سال تو خدایان ما را عبادت کن و یک سال ما خدای تو را ، خدای تعالی در پاسخشان عین سخن آنان را یعنی تكرار مطلب را بکار برد ، آن ها گفته بودند یک سال تو خدایان ما را عبادت کن در پاسخ فرمود :قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ آن ها گفته بودند و یک سال ما خدای تو را عبادت می کنیم در پاسخ فرمود : وَ لَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ، آن ها گفته بودند باز یک سال تو خدایان ما را عبادت کن ، در پاسخ فرمود : وَ لَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدتُّم ، آن ها گفته بودند و یک سال ما خدای تو را در پاسخشان فرمود : وَ لَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ
ابو جعفر احول وقتی این پاسخ را شنید نزد ابو شاکر رفت ، و جواب را به او گفت ، ابو شاکر گفت : این جواب را شتر از حجاز بدین جا حمل کرده است. (1)
امام صادق علیه السلام هر وقت این سوره را قرائت می کردند سه بار می فرمودند : دین من اسلام است. (2)
110 - سورۀ نصر در مکه ( مدینه ) نازل شده و دارای 3 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ (1) وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا (2) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا (3) 1 - هنگامی که یاری خداوند و پیروزی فرا رسد.
2 - و مردم را ببینی که گروه گروه وارد در دین الهی می شوند.
3 - پس پروردگارت را تسبیح و حمد کن و از او طلب آمرزش کن که او توبه پذیر است.
إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ فرمود : این سوره در حجة الوداع در منی نازل شده است. هنگامی که این سوره نازل شد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمودند : در این سوره خبر مرگ من است پس به مسجد خیف با جميع مردم رفتند و فرمودند : خداوند یاری کند کسی را که گفتار مرا بشنود و آن را در دل جای دهد و نگه دارد و به کسی که نشنیده برساند چه بسا کسی که پیام رسان است خود به آن چه که ابلاغ می کند دانا
نیست و چه بسا کسی که پیام را می رساند از خود او داناتر است یعنی ممکن است کسانی باشند که از پیام رسان مطلب را بهتر درک کنند. کسی که چنین دستوری را به با فهم تر از خود منتقل می کند سه چیز است که دل مرد مسلمان در آن ها دغلی روا نمی دارد و کینه ورزی نمی کند. اول کار خالص برای خداوند است بدون ریا می باشد ، دوم خیر اندیشی برای پیشوایان و رهبران مسلمین ، سوم همراه با جماعت مسلمانان ، زیرا دعوت جامعۀ مسلمانان فرا گیرنده است هر آن که را در دنبال آنان باشد ؛ ای مردم دو چیز را در میان شما بجا می گذارم چیزی را که اگر چنگ به آن زنید هرگز گمراه نشوید و هرگز نلغزید و آن چیز یکی کتاب خداوند متعال است و دیگری عترت من كه اهل بيت من هستند پس بدرستی که خبر داده مرا خدای لطیف دانا که آن دو چیز هرگز از يك ديگر جدا نخواهند شد تا آن که بر من بر لب حوض کوثر وارد شوند مانند این دو انگشت من - و بعد ازین میان دو انگشت سبابۀ خود جمع کردند پس فرمودند که - من نمی گویم که آن ها مانند این دو انگشت من هستند - و جمع کردند میان سبابۀ خود و وسطی - تا آن که فضیلت داشته باشد یکی بر دیگری چنان چه انگشت وسطی در طول بر انگشت سبابه زیادتی دارد. (1)
1) بحار الانوار ، ج 27 ، ص 68 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 690 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 412
111 - سورۀ لهب در مکه نازل شده و دارای 5 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ (1) مَا أَغْنَىٰ عَنْهُ مَالُهُ وَ مَا كَسَبَ (2) سَيَصْلَىٰ نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ (3) وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ (4) فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ (5) 1 - بریده باد دو دست ابو لهب.
2 - نه مال و ثروتش به حالش نفعی بخشید و نه آن چه که بدست آورده بود.
3 - به زودی وارد آتشی شعله ور می شود.
4 - و نیز همسرش که هیزم کش ( آتش دوزخ ) است.
5 - در گردنش طنابی از لیف خرما است.
تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ يعنى ابو لهب زيان دید ، هنگامی که قریش را در دارالندوه جمع کرد و با آن ها بر کشتن محمد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم بیعت بست ، او مردی ثروتمند بود. پس خداوند فرمود : مَا أَغْنَىٰ عَنْهُ مَالُهُ وَ مَا كَسَبَ سَيَصْلَىٰ نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ یعنی آتش او را در بر می گیرد و می سوزاند.
وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ام جميل دختر صخر بود ، و عليه رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم سخن چینی می کرد و احادیث و سخنان رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم را برای کفار می برد. حَمَّالَةَ الْحَطَبِ یعنی آتش عناد و دشمنی کفار را بر علیه رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم شعله ور می کرد. في جيدها یعنی در گردن او. حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ یعنی ریسمانی از آتش است. اسم ابو لهب عبد مناف بود پس خداوند او را « مناف » کنیه داد زیرا « مناف » بتی بود که آن را عبادت می کردند. (1)
1) تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 415 ؛ تفسیر صافی ، ج 7 ، ص 576 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 698
112 - سورۀ اخلاص در مکه نازل شده و دارای 5 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ (4) 1 - بگو : اوست خداوندی یگانه و یکتا.
2 - خداوندی که ( از همه ) بی نیاز است ( و همۀ عالم به او نیازمند ).
3 - نزاده و زاده هم نشده است.
4 - و برای او شبیه و همانندی نیست.
قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ یعنی او خداوند یگانه است. سبب نزول این سوره این بود که یهود نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آمده و گفتند نسبت پروردگارت را برای ما بگو ، خداوند این سوره را نازل فرمود : قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ
و معنى كلمۀ أَحَدٌ یکی از صفات خداوند است.
هم چنان که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود : اللّه نوری است که تاریکی ندارد و علمی است که جهل و نادانی در آن راه ندارد.
الصَّمَدُ يعنی مدخلی در آن نیست. لَمْ يَلِدْ یعنی حادث نشده است. وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ براى او کفر و شبیه و شریک و یار و یاوری نیست. ابن عباس گوید که قریش در مکه به پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم گفتند : پروردگارت را برای ما توصيف كن تا او را شناخته و عبادتش کنیم. پس خداوند تبارک و تعالی بر پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم این سوره را نازل فرمود : قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ يعنى غير تقسميم است ، تجزیه پذیر نیست ، کُنه ش قابل توصیف نمی باشد ، تعدد نمی پذیرد ، کم و زیاد نمی شود.
اللَّهُ الصَّمَدُ سیادت و شرافت به او ختم می شود ، اهل آسمان ها و زمین برای برآورده شدن حوائجشان به او نیازمند هستند. لَمْ يَلِدْ از او به دنیا نیامده است نه عُزیر هم چنان که یهود می گویند که لعن و غضب الهی بر آن ها باد ، نه مسیح هم چنان که نصاری می گویند که خشم و غضب الهی بر آن ها باد ، نه خورشید و ماه و ستاره ها هم چنان که مجوس می گویند که لعن و غضب الهی بر آن ها باد ، و نه ملائکه هم چنان که کفار قریش كه لعنت الهی بر آن ها باد می گویند. وَ لَمْ يُولَدْ نه در صلب جا داشته و نه در ارحام بوده و نه از چیزی بود و نه از چیزی که بوده آفریده شده است. وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ شبيه و مانند و همتائی برای او نیست و به کنه ش احدی از مخلوقاتش نمی رسد و اگر چه از فضیلت الهی برخوردار و مقام خیلی عالی داشته باشد. (1)
1) تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 434
113 - سورۀ فلق در مکه نازل شده و دارای 5 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (1) مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ (2) وَ مِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ (3) وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ (4) وَ مِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (5) 1 - بگو : پناه می برم به پروردگار فروزندۀ صبح.
2 - از شرّ آن چه که آفریده است.
3 - و از شرّ شب تار هنگامی که هجوم بیاورد.
4 - و از شرّ افسونگران که با سحر و افسون در گره ها بدمند.
5 - و از شرّ حسود بد خواه هنگامی که حسد بورزد.
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ فلق چاهی در جهنم است که اهل جهنم از شدت حرارت آن به دنبال پناهگاهی می گردند ، از خداوند می خواهد که نفس بکشد ، چون نفس می کشد از شدت حرارت آن جهنم می سوزد ؛ و در آن چاه صندوقی از آتش است که اهل آن چاه از شدت حرارت آن صندوق به خدا پناه
می برند و در آن جا شش نفر از مردم اولین و شش نفر از آخرین است ؛ اما شش نفر از اولین عبارتند از :
1 - قابیل پسر آدم که برادرش را کشت ؛
2 - نمرود که حضرت ابراهیم را در آتش افکند ؛
3 - فرعون است ؛
4 - سامری است که گوساله را ساخت ؛
5 - کسی است که بنی اسرائیل را از دین موسی بر گردانید ؛
6 - همان شخص است که نصاری را از دین و طریقه حضرت عیسی باز داشت.
و شش نفر آخرین عبارتند از : اولی و دومی و سومی و معاویه و ذوالثديين رئيس خوارج نهروان و ابن ملجم قاتل امیر المؤمنین علیه السلام می باشند.
وَ مِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ فرمود : در چاه می افتد و قابل رویت نمی باشد. (1)
1) بحار الانوار ، ج 8 ، ص 296 و ج 30 ، ص 406 ؛ نور الثقلين ، ج 5 ، ص 721 ؛ تفسیر برهان ، ج 8 ، ص 438
114 - سورۀ ناس در مکه ( مدینه ) نازل شده و دارای 6 آیه است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (1) مَلِكِ النَّاسِ (2) إِلَٰهِ النَّاسِ (3) مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (4) الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ (5) مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ (6) 1 - بگو پناه می برم به پروردگار مردم ،
2 - به مالک مردم ،
3 - به معبود مردم ،
4 - از شر وسوسه گر پنهانی.
5 - همانی که در سینه های مردم به وسوسه گری می پردازد.
6 - که چه از جن باشد و یا از انسان.
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ و همانا آن پناه بردن به پروردگار مردم است.
مَلِكِ النَّاسِ * إِلَٰهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ خناس اسم شیطانی است که در سینه های مردم می باشد و در آن وسوسه می کند و آن ها را از کارهای خیر مایوس می کند و وعدۀ فقر به آن ها می دهد و آن ها را بر معاصی و کارهای زشت وا می دارد و آن قول خداوند است که فرمود : الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ (1) شیطان فقر را برای شما آماده می کند و شماها را به سوی فحشا امر می کند. (2) امام صادق علیه السلام فرمود : هیچ قلبی نیست مگر این که دو گوش دارد که در يكی ملکی مرشد و در دیگری شیطانی فریب دهنده قرار دارد ، فرشته بر کارهای نیک و خیر امر می کند و شیطان از آن باز می دارد و هم چنین از انسان ها نیز شیطانی است که مردم را بر انجام معاصی وا می دارند و نیز شیطان از جن هم چنین می کند. (3)
امام صادق علیه السلام فرمود : سبب نزول معوذتین این بود که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم ترسید ( بیمار شد ) پس جبرئیل با این دو سوره نازل شده و آن حضرت را تعویذ نمود. (4)
ابن عباس در معنای آیۀ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ گوید : یعنی شیطان ملعون که در قلب آدمی است ، برای او بینی مانند بینی خنزیر است ، هنگامی که آدمی رو به دنیا و بر چیزهائی بیاورد که خداوند آن را دوست ندارد
وسوسه اش می کند که بطرف آن برود و زمانی که ذکر خدا را می گوید تحریکش می کند که برگردد و ذکر خدا را نگوید. (1)
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ سپس خبر می دهد که آن شیطان از جن و انس است. خداوند عز و جل فرمود : مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ یعنی از جن و انس است. (2) ابو بکر حضر می گوید به امام باقر علیه السلام عرض کردم : ابن مسعود معوذتین را از قرآن پاک می کرده است ؟ فرمود : پدرم در این باره می فرمود : این کار را به رأی خود می کرده وگرنه آن دو از قرآن است. (3)
ابو بکر حضر می گوید امام صادق علیه السلام فرمودند : همانا رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به على علیه السلام فرمودند : ای علی قرآن در فلان جا است آن را بردار و منظمش
بگردان و ضایع مگردان هم چنان که یهود تورات را ضایع کردند ، علی علیه السلام آن را در پارچه ای زرد رنگ جمع کرد و به خانه اش برد و فرمود : عبا بر دوشم نمی اندازم تا این که قرآن را جمع کنم ، و کسی به دیدن آن حضرت می آمد و على علیه السلام بدون عبا به پیشوازش می رفت تا این که قرآن را جمع کرد.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود : اگر مردم قرآن را هم چنان که نازل شده می خواندند دو نفر با هم اختلافی پیدا نمی کرد. (4)
امام باقر علیه السلام فرمود : احدی از این امت قرآن را جمع نکرد مگر وصی
محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم. (1)
ابو بصیر گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود : همانا قرآن بازدارنده است و امر کننده ، به بهشت امر می کند و از آتش جهنم باز می دارد ، (2)در آن محکم و متشابه است ، بر محکمات قرآن ایمان آورده و بدان عمل می شود و اما به متشابه قرآن ایمان آورده ولی بدان عمل نمی شود و آن قول خداوند است که فرمود : فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ، و آل محمد علیهم السلام راسخون در علم هستند. (3)
امام صادق علیه السلام فرمود : همانا قرآن روشن گر هر چیزی است و به خدا سوگند چیزی از نیاز بندگان فرو گذار نکرده که بندگان بدان نیازمند باشند و تا آن جا که هیچ بنده ای نمی تواند بگوید کاش این هم در قرآن آمده بود مگر این که آن را هم خدا در قرآن آورده است. (4)
تمام شد ترجمۀ تفسیر قمی قرآن کریم در شب دو شنبه ساعت یک نیمۀ شب مورخۀ 5/1/ 1386 مطابق با 8 / رجب المرجب / 1428 از خداوند منان عاجزانه درخواست می کنم که آنی ما را از قرآن جدا نکند و همواره با قرآن بودن و با قرآن زندگی کردن را نصیب ما بگرداند ، به حق قرآن ناطق آقا امير المومنين على بن ابی طالب علیه السلام انشاء اللّه تعالى.
1 . علامه مجلسى ، بحار الأنوار ، 110 جلد ، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان ، 1404 هجری قمری
2 . ثقة الاسلام كلينی ، الكافی ( اصول ، فروع ، روضة ) ، 8 جلد ، دار الكتب الإسلامية تهران ، 1365 هجری شمسی
3 . شيخ صدوق ، من لا يحضره الفقيه ، 4 جلد ، انتشارات جامعه مدرسين قم ، 1413 هجرى قمرى
4 . شیخ طوسى ، التهذيب ، 10 جلد ، دار الكتب الإسلامیه تهران ، 1365 هجری شمسی
5 . شیخ حر عاملی ، وسائل الشيعة ، 29 جلد ، مؤسسه آل البيت عليهم السلام قم ، 1409 هجری قمری
6 . ابو منصور احمد بن على طبرسی ، الإحتجاج ، یک جلد ، نشر مرتضی مشهد مقدس ، 1403 هجری قمری
7 . شيخ مفيد ، الإختصاص ، یک جلد ، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم ، 1413 هجری قمری
8 . حسن بن ابى الحسن ديلمی ، إرشاد القلوب ، دو جلد در یک مجلد ، انتشارات شريف رضی ، 1412 هجری قمری
9 . شيخ صدوق ، الأمالی ، يك جلد ، انتشارات کتابخانه اسلامیه ، 1362 هجری شمسی
10 . شيخ صدوق ، التوحيد ، یک جلد ، انتشارات جامعه مدرسين قم ، 1398 هجری قمری ( 1357 شمسی )
11 . شيخ صدوق ، الخصال ، دو جلد در یک مجلد ، انتشارات جامعه مدرسین قم ، 1403 هجری قمری
12 . محمد بن حسن فتال نیشابورى ، روضة الواعظین ، یک جلد انتشارات رضی قم
13 . حاکم حسکانی ، شواهد التنزيل ، 2 جلد ، مؤسسه چاپ و نشر ، 1411 هجری قمری
14 . ابن فهد حلی ، عدة الداعی ، یک جلد ، دار الكتاب الاسلامی ، 1407 هجری قمری
15 . شيخ صدوق ، علل الشرائع ، یک جلد ، انتشارات مكتبة الداورى قم
16 . فرات بن ابراهيم کوفی ، تفسیر فرات ، یک جلد ، مؤسسه چاپ و نشر ، 1410 هجری قمری
17 . سيد شرف الدین حسینی استرآبادی ، تأويل الآيات الظاهرة ، یک جلد ، انتشارات جامعه مدرسين قم ، 1409 هجری قمری
18 . محدث نوری ، مستدرک الوسائل ، 18 جلد ، مؤسسه آل البيت عليهم السلام قم ، 1408 هجرى قمرى
19 . شيخ طوسى ، الأمالی ، یک جلد ، انتشارات دار الثقافة قم ، 1414 هجرى قمری
20 . سید نعمت اللّه جزائری ، قصص الأنبياء علیهم السلام ، یک جلد ، انتشارات کتاب خانه آیت اللّه مرعشی قم ، 1404 هجری قمری
21 . قطب الدین راوندی ، قصص الأنبياء علیهم السلام ، یک جلد ، چاپ بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی ، 1409 هجری قمری
22 . شيخ صدوق ، كمال الدين ، 2 جلد در یک مجلد ، دار الكتب الإسلاميه قم ، 1395 هجری قمری
23 . حسين بن سعيد اهوازى ، المؤمن ، یک جلد ، انتشارات مدرسه امام مهدى ( عجل اللّه تعالی فرجه الشریف ) قم ، 1404 هجری قمری
24 . ابن شهر آشوب مازندرانی ، مناقب آل أبی طالب علیه السلام ، 4 جلد ، مؤسسه انتشارات علامه قم ، 1379 هجری قمری
25 . امام على بن ابى طالب عليه السلام ، نهج البلاغه ، 1 جلد ، انتشارات دار الهجره قم
26 . محمد بن حسن بن فروخ صفار ، بصائر الدرجات ، یک جلد ، انتشارات کتاب خانه آیت اللّه مرعشی قم ، 1404 هجری قمری
27 . احمد بن محمد بن خالد برقی ، المحاسن ، یک جلد ، دار الكتب الإسلامية
قم ، 1371 هجری قمری
28 . شيخ صدوق ، معانی الأخبار ، يك جلد ، انتشارات جامعه مدرسین قم ، 1361 هجری شمسی
29 . ابو الفضل على بن حسن طبرسی ، مشكاة الأنوار ، یک جلد ، کتابخانه حيدريه نجف اشرف ، 1385 هجری قمری
30 . رضى الدين على بن يوسف حلى ، العدد القوية ، یک جلد ، انتشارات کتابخانه آیت اللّه مرعشی قم ، 1408 هجری قمری
31 . بحرانى سيد هاشم ، البرهان فى تفسير القرآن ، تحقيق : قسم الدراسات الاسلامية موسسة البعثة - قم ، بنياد بعثت تهران ، سال چاپ : 1416 ق
32 . عروسی حويزی عبد على بن جمعه ، تفسير نور الثقلين ، تحقيق : سيد هاشم رسولی محلاتی ، انتشارات اسماعیلیان قم ، سال چاپ : 1415 ق
33 . فيض کاشانی ملا محسن ، تفسير الصافی ، تحقيق : حسين اعلمی ، انتشارات الصدر تهران ، 1415 ق
34 . محمد بن مسعود عياشی ، تفسير العياشی ، 2 جلد ، چاپ خانه علميه تهران ، 1380 هجری قمری
35 . عماد الدين طبرى ، بشارة المصطفی ، یک جلد ، چاپ کتابخانه حیدریه نجف ، 1383 هجری قمری
36 . حسین بن سعيد اهوازى ، الزهد ، یک جلد ، چاپ سید ابو الفضل حسینیان ، 1402 هجری قمری
37 . محمد بن عمر کشی ، رجال الكشی ، 1 جلد ، انتشارات دانشگاه مشهد ، 1348 هجری شمسی
38 . ابراهيم بن على عاملى كفعمی ، البلد الأمین ، یک جلد ، چاپ سنگی
39 . قطب الدین راوندى ، الدعوات ، یک جلد ، انتشارات مدرسه امام مهدی ( عجل اللّه تعالی فرجه الشریف ) قم ، 1407 هجری قمری
40 . سید على بن موسى بن طاوس ، فلاح السائل ، یک جلد ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم
41 . شیخ طوسی ، مصباح المتهجد ، یک جلد ، مؤسسه فقه الشيعه بيروت ، 1411 هجری قمری
42 . ابراهيم بن على عاملى كفعمی ، المصباح ، یک جلد ، انتشارات رضی قم ، 1405 هجری قمری
43 . ابن شهر آشوب مازندرانی ، متشابه القرآن ، 2 جلد در یک مجلد ، انتشارات بیدار ، 1328 هجری شمسی
44 . تاج الدین شعیری ، جامع الأخبار ، یک جلد ، انتشارات رضی قم ، 1363 هجری شمسی
45 . شيخ مفيد ، الأمالی ، یک جلد ، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم ،1413 هجری قمری
46 . علی بن عيسى إربلى ، كشف الغمة ، 2 جلد ، چاپ مكتبة بنى هاشمى تبریز ، 1381 هجری قمری
47 . شهید ثانى ، كشف الريبة ، يك جلد ، انتشارات مرتضوی ، 1390 هجری قمری
48 . قطب الدین راوندى ، فقه القرآن ، 2 جلد ، انتشارات کتابخانه آیت اللّه مرعشی قم ، 1405 هجری قمری
49 . سید رضی ، خصائص الأئمة علیهم السلام ، یک جلد ، مجمع البحوث آستان قدس رضوی ، 1406 هجری قمری
50 . ابن ابى الحديد معتزلى ، شرح نهج البلاغة ، 20 جلد در 10 مجلد ، انتشارات کتابخانه آیت اللّه مرعشی قم ، 1404 هجری قمری
51 . حسن بن ابى الحسن ديلمی ، أعلام الدین ، یک جلد ، مؤسسه آل البيت علیهم السلام قم ، 1408 هجری قمری
52 . شيخ صدوق ، ثواب الأعمال ، یک جلد ، انتشارات شریف رضی قم ، 1364 هجری شمسی
53 . رضى الدين حسن بن فضل طبرسی ، مكارم الأخلاق ، یک جلد ، انتشارات شريف رضى قم ، 1412 هجری قمری
54 . على بن جعفر علیه السلام ، مسائل على بن جعفر علیه السلام ، یک جلد ، مؤسسه آل البيت علیهم السلام قم ، 1409 هجری قمری
55 . سید علی بن موسی بن طاوس ، الأمان ، یک جلد ، مؤسسه آل البيت علیهم السلام قم ، 1409 هجری قمری
56 . ابن قولويه قمى ، كامل الزيارات ، یک جلد ، انتشارات مرتضويه نجف
اشرف ، 1356 هجری قمری
57 . ابن نما حلى ، مثير الأحزان ، یک جلد ، انتشارات مدرسه امام مهدی ( عجل اللّه تعالی فرجه الشریف ) قم ، 1406 هجری قمری
58 . سيد على بن موسى بن طاوس ، اللهوف ، یک جلد ، انتشارات جهان تهران ، 1348 هجری شمسی
59 . ابن طيفور احمد بن ابی طاهر ، بلاغات النساء ، یک جلد ، انتشارات شریف رضی قم
60 . طباطبایی سید محمد حسین ، الميزان فی تفسير القرآن ، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، 1417 ق