ghaemiyeh.com
سرشناسه:امینی، عبدالحسین، 1281-1349
عنوان قراردادی:الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب. فرسی. برگزیده.
عنوان و نام پدیدآور:الغدیر همراه/ مؤلف عبدالحسین امینی نجفی؛ گزینش و ترجمه سیدابراهیم سیدعلوی
مشخصات نشر:تهران: مؤسسه فرهنگی نبأ، 1393
مشخصات ظاهری:89 ص. 35000 ریال
شابک:4-031-264-600-978 ج 2.
وضعیت فهرستنویسی:فیپا
یادداشت:کتاب حاضر ترجمه، گزینش و انتخاب کتاب «الغدیر» اثر عبدالحسین امینی است.
مندرجات:واقعه غدیر
موضوع:علی بن ابی طالب علیهالسلام، امام اول، 23 سال قبل از هجرت – 40 ق – اثبات خلافت
موضوع:غدیر خم
شناسه افزوده:سید علوی، سیدابراهیم، 1318 - ، مترجم
ردهبندی کنگره:BP 54/223/الف 8 غ 4042146 1393
ردهبندی دیویی:452/297
شماره کتابشناسی ملی:2573441
الغدیر همراه (جلد 2) (غدیریه سرایان)
قرن اول تا چهارم هجری قمری
علامه عبدالحسین امینی نجفی
گزینش و ترجمه: سیدابراهیم سیدعلوی
ویراستار: عبدالحسین فخاری
حروفچینی و صفحهآرایی: چکاد
لیتوگرافی: ندا گرافیک / چاپ: دالاهو / صحافی: صالحانی
چاپ: اول 1393 / شمارگان: 2000 نسخه / قیمت: 35000 ریال
ناشر: انتشارات نبأ / تهران، خیابان شریعتی، بالاتر از خیابان بهارشیراز،
کوچه مقدم، نبش ادیبی، پلاک 26، طبقه سوم
تلفکس: 77506602 – 77504683
شابک: 4-031-264-600-978
پیشاهنگ سخن7
شعر و شاعران9
شعر و شاعران در کتاب و سنّت9
هاتفان غیبی10
کاروان شاعران10
شعر و شاعران در نزد امامان11
شعر و شاعران در نزد سرشناسان امت11
قرن اول13
اول: امیرمؤمنان علیبن ابیطالب (علیه السلام) 13
دوم: حسانبن ثابت15
سوم: قیسبن سعدبن عباده18
خاندان قیس19
شرف و سیادت او19
امارت و ریاست او19
سیاستدانی او20
شجاعت و سلحشوری او20
سخاوت و بخشندگی20
سخنوری او20
زهد قیس21
فضیلت قیس21
دینداری و التزام به مذهب21
قیس راوی حدیث و...22
قیس با معاویه22
چهارم: عمروعاص23
پنجم: محمد حمیری 25
ششم: کمیتبن زید اسدی27
قرن دوم29
هفتم: سید حمیری29
غدیریّههای سیّد:30
بائیّه:31
حائیّه:31
دالیّه:32
دالیّهای دیگر:32
رائیه:32
رائیهای دیگر:33
رائیه سوم:33
رائیة پنجم:33
عینیّه:34
قصیدة لامیّه:35
لامیهای دیگر:35
لامیّة سوم:35
لامیّة چهارم:36
قصیدة میمیّه:36
داستانی شنیدنی:37
قصیدهای دیگر:38
قصیدة سوم:38
قصیدة چهارم:38
نکتهای دربارة میمیّات سید حمیری (رضی الله عنه):39
نونیّه:39
نونیهای دیگر:39
قصیدة یائیه:39
یائیهای دیگر:40
یائیة سوم:40
هشتم: عبدی کوفی41
قرن سوم43
نهم: ابوتمام طائی43
دهم: دعبل خزاعی شهید44
ابعاد شخصیت دعبل:45
یازدهم: ابواسماعیل علوی46
دوازدهم: وامق نصرانی46
سیزدهم: ابن الرومی48
چهاردهم: حِمّانی افوَه49
امّا غدیریّة او:49
نقد و اصلاح:50
قرن چهارم53
پانزدهم: ابنطبا اصفهانی53
شانزدهم: ابن علویّه اصفهانی54
هفدهم: المفجّع، محمدبن احمد55
هجدهم: ابوالقاسم صنوبری احمدبن محمد56
نوزدهم: قاضی تنوخی57
بیستم: ابوالقاسم زاهی58
بیست و یکم: ابوفراس حمدانی60
غدیریّه حمدانی:61
بیست و دوم: ابوالفتح کشاجم62
غدیریّة کشاجم:63
بیست و سوم: ناشی صغیر64
غدیریّهها:65
بیست و چهارم: بشنوی کردی66
غدیریّههای بشنوی:67
بیست و پنجم: صاحببن عباد (326-385)68
غدیریّههای صاحب:69
بیست و ششم: گوهری گرگانی70
غدیریّههای گوهری:71
بیست و هفتم: ابن حجّاج بغدادی72
غدیریّهها:73
بیست و هشتم: ابوالعباس ضبّی (م: 398)74
غدیریّة او:74
بیست و نهم: احمدبن محمد انطاکی75
سی: ابوالعلاء سروی75
غدیریّه:76
سی و یکم: ابومحمد عونی77
غدیریّة او:77
سی و دوم: ابن حمّاد عبدی78
قصیدة لامیّه:79
قصیدة رائیّه:80
قصیدة نونیّه:80
قصیدة رائیّة دیگر:80
رائیّهای دیگر:81
نونیّهای دیگر:81
قصیدهای میمیّه:82
قصیدة عینیه:82
با قافیة قاف:83
با قافیة عین:84
قصیدة هائیّه:84
قصیدة دالیه:85
سی و سوم: ابوالفرج رازی، محمدبن هندو86
غدیریّة او:86
سی و چهارم: جعفر بن حسین86
سی و پنجم: ابونجیب طاهر جزری87
در جلد نخست، با روشنترین حقایق که معنا و مفهوم حدیث غدیر بودند، آشنا شدیم. حدیثی که بر امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، دلالت صریح دارد؛ طوری که برای هیچ گویندة جدالگری، مجال سخن باقی نگذاشته است. در جلد دوم، به حدیث غدیر در شعر شاعران که آن را ماندگارتر نمودند، میپردازیم.
بهطورکلی در تأثیر شعر بر اذهان عمومی جای تردید نیست؛ مقصود ما از شعر، تنها کلام منظوم نیست؛ بلکه مراد آن نظم و نثری است که مضامین کتاب، سنت، معارف و مطالب معقول را در برداشته باشد.
رسول خدا شعر و شاعران متعهد را استقبال میکرد، از شنیدن برخی اشعار و یاد آنها احساس خوبی داشت و گاهی آنها را مانند شعر ابیطالب، بر زبان جاری میساخت.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن شعر عمروبن سالم شاد شد و ابیاتی از آن را قرائت فرمود و گاهی با بعضی از آنها رجز میخواند.
لا همّ لو لا انت ما اهتدینا
و لا تصدقنا و لا صلینا...(1)
1) الغدیر، 1/6.
غمی نیست، اگر تو نبودی ما هدایت نشده بودیم، صدقه و زکات نداده و نمازگزار نبودیم.
(خدایا) آرامش بر ما نازل فرما و به هنگام دیدار دشمن، گامهایمان را استوار گردان. همانا اینان بر ما ستم و تجاوز کردند و اگر بهدنبال فتنه و آشوب باشند جلوی آنها را خواهیم گرفت.
در تبلیغات دینی، شعرهایی که از هاتفی شنیده میشد و گوینده آن دیده نمیشد، فراوان است. ورقه گوید در شب ولادت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در کنار بتی خوابیده بودم از جوف آن شنیدم: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) زاده شد، شاهان خوار و زبون شدند. گمراهی دور شد و شرک پشت کرد و رفت.
به یمن کتاب و سنت، تعدادی از صحابة شاعر پیرامون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گرد آمده بودند که همانند شیران قویپنجه و شاهینهای تیزچنگال، شرک و ضلالت را هدف میگرفتند. علّامه امینی بیست تن از آنان را نام میبرد(1). و حتی بانوانی از قریش و جز آنان، دربارة پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شعرها سرودهاند. از جمله شیما خواهر رضاعی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) .
1) الغدیر، 1/17.
یا ربنـا أبق لنا محمداً
حتــی اراه یا فعا و امـردا
ثم اراه سیداً مسـدداً
واکبت اعادیة معاً والحسدا
وأعطه عزاً یدوم ابداً(1)
پروردگارا محمد را برای ما نگهدار تا من او را نوجوان و شاداب ببینم و آنگاه و سرور ببینمش، دشمنان و حسودانش را خوار گردان و همواره او را عزت پایدار ببخش.
تبلیغ دین و یاری حق با زبان شعر توسط شاعران متعهد در زمان امامان معصوم نیز، همانند عصر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ، مطرح بوده است. شاعران اهل بیت با قصائد خود به حضور میرسیدند و اشعار خود را میخواندند و مورد تشویق واقع میشدند و صله و جایزه دریافت میکردند. هر چند که آنان به نیت دریافت صله، شعر نمیسرودهاند.
امام باقر (علیه السلام) به فرزندش امام صادق (علیه السلام) وصیت کرد که از اموال من موقوفهای در نظر بگیر که تا ده سال در مِنی موقع اجتماع انبوه مردم برای من نوحهسرایی کنند.
علما و سرشناسان امت به پیروی از امامان اهل بیت (علیه السلام) به شعر و شاعران ارج مینهادند. برای مثال، شیخ کلینی کتابی
1) الغدیر، /18.
دارد به عنوان «شعرهایی که دربارة اهل بیت سروده شده است» و همچنین شیخ صدوق و حتی مرحوم حاج میرزا حسن شیرازی در سامرّا مجال میداد که شاعران شعرهایشان را مطرح کنند، شیخ حیدر حلّی را تجلیل کرد و صلهای درخور داد.(1)
حمد و سپاس برای پروردگار جهانیان
آخرین دعای ما است.
1) الغدیر، 1/23.
ما برای تیمّن و تبرک با نام و یاد علی (علیه السلام) آغاز میکنیم که او جانشین بلافصل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ، درود خدا بر ایشان، فصیحترین عرب، آشناترین قوم به شیوههای سخن بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلمههای قدسیاش او را با پانزده وصف و عنوان یاد کرده است.(1)
امیرمؤمنان سرور و آقای مسلمانان، پیشوای سپیدپیشانیان، خاتم اوصیا، اولین ایمان آورندگان، باوفاترین مردمان در عهد و پیمان، دارندة بزرگترین مزیّت، استوارترین و پایدارترین در فرمان خدا، داناترین و داورترین یاران، پرچم هدایت، مشعل ایمان، باب حکمت، درک کنندة خدا با تمام وجود و خلیفة پیامبر که درود بر آنان و خاندانشان.
علیبن ابیطالب، هاشمی پاک، زادة کعبه مشرّفه،
1) ر.ک: مسند احمد، 1/331؛ 5/182-189.
پاککننده آن از لوث همة بتان، شهید در خانة خدا به سال 40 هـ. (مسجد کوفه) و در محراب آن، هنگام نماز و... .
بدین ترتیب، او زندگانی را در بزرگترین خانه خدا آغاز کرد و در خانه خدا هم شهید شد. میانه آن زاد و این شهادت، همواره رشتة حیاتش به مبدأ اعلی سبحانه پیوسته بوده است.
معاویه در نامهای به علی (علیه السلام) با طرح چند فضیلت، فخرفروشی کرده بود. علی (علیه السلام) تا آن نامه را خواند فرمود: پسر هند جگرخوار، فضیلتهایش را به رخ میکشد. ای کاتب در جواب او بنویس:
محمد، پیامبر، برادر و پسرعموی من است و حمزه سیدالشهداء، عموی من، و جعفر که هر صبح و شام همراه فرشتگان به پرواز درآید، پسر مادر من، برادرم است. دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) همسر من بوده که خون و گوشت او با خون و گوشت من درهم آمیخته است و دو سبط احمد پسران من، از اویند. پس کدامیک از شما بهرهای همانند بهرة من دارید؟ در اسلام آوردن بر همة شما پیشی جستهام، آن هم از روی فهم و دانش.(1)
فاوجب لی ولایته علیکم
رسولالله یوم غدیر خمّ
پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر خم ولایت خود را، که
1) ر.ک: تاریخ ابن عساکر، شرح ابن ابی الحدید و معجم الادباء با اندک تفاوتی در مفردات برخی ابیات.
بر شما داشت، برای من لازم دانست؛ پس- وای و باز وای- بر کسی که فردای قیامت، با ستم کردن بر من خدا را دیدار میکند.
وقتی معاویه آن نامه را خواند، گفت: آن را پنهان نمایید و به کسی نشان ندهید؛ مباد اهل شام از مضمون آن آگاه شوند و به علی (علیه السلام) تمایل پیدا کنند.
علامه امینی مینویسد این موضوع از مسلّمات تاریخ و حدیث است و بزرگان امامیه، بالغ بر یازده تن، و سرشناسان عامه، قریب بیست و شش تن، آن را آوردهاند.(1)
ابوالولید حسانبن ثابت از خانوادههای شعر و ادبیات، بهشمار آید. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در مسجد برای او منبری نهاد که در آن میایستاد و در فخر و منقبت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شعر میخواند و پیامبر میفرمود: خدا حسّان را مادامی که در حق ما شعر میگوید، تأیید کند.
حسّان در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مسجد شعر میخواند. اما پس از رحلت رسول خدا، عمر او را منع کرد.
اولین شعری که او دربارة غدیرخمّ و در همان روز سرود و مایة شادی پیامبر و یاران او گردید، با این بیت معروف آغاز میشود:
1) فصول مختارة، شیخ مفید 2/78؛ کنزالفوائد /122؛ روضةالواعظین /76 و جز اینها از سرشناسان اهل سنت نیز: بیهقی، محمدبن طلحه شافعی، سبط ابن جوزی و دیگران.
ینادیهم یومالغدیر نبیّهم بخمّ
و اسمع بالنبی منادیا...
یعنی روز غدیر، پیامبر مسلمین در «خمّ» آنان را ندا در داد و چه شایسته است شنیدن ندای پیامبر؛ که فرمود: چه کسی، پیامبر و مولای شماست؟ گفتند در حالی که هیچ پنهانکاری نداشتند: خدای تو مولای ماست و شما پیامبر ما هستید و در امر ولایت و سرپرستی خود ما را نافرمان نخواهی یافت. پیامبر فرمود: بایست ای علی! که من خشنودم، تو پس از من پیشوا و هادی باشی؛ پس هرکه من مولای اویم، اینک علی ولی و سرپرست اوست، پیروان راستین و اهل ولا برای او باشید. در آنجا دعا کرده و گفت: خدایا دوستدار او را دوست بدار و کسی را که با او دشمنی ورزید، دشمن باش.
این شعر حسّان، اولین شعر داستانی حدیث غدیر است که در حضور انبوه جماعت بیش از یکصدهزار نفری القا شده و در آن جمع، شعرشناس و سخنور و امثال آن کم نبوده است.
علّامه امینی (رضی الله عنه) مینویسد: حافظان حدیث که بالغ بر دوازده تناند، آن اشعار را گزارش کردهاند و از سرشناسان امامیه هم بیست و شش تن، آن بیتها را آوردهاند.
حسانبن ثابت در دیوانش و جز آن، اشعار زیادی در شأن و منقبت علی (علیه السلام) گفته است. علامه امینی تعدادی از آنها را آورده است:
اشعاری که در آنها به ماجرای درد چشم علی و
مداوای رسول خدا، حدیث پرچم، مهر و محبت علی (علیه السلام) به خدا و رسول خدا و مهر و محبت خدا و رسول خدا به علی (علیه السلام) ، نوید فتح و پیروزی خیبر به دست امام و امثال آن اشاره کرده است.(1)
اشعاری که برخی مناقب علی (علیه السلام) را یاد کرده، مانند مصداقیّت علی برای آیه شرح صدر و آزموده شدن با ایمان، و اعلمیّت او و امثال آن.(2)
در نزول قرآن در شأن علی بهعنوان مؤمن و یاد ولید بهعنوان فاسق و نابکار.(3)
(افمن کان مؤمناً کمن کان فاسقاً لا یستوون)(4)
آیا کسی که مؤمن است همانند کسی است که فاسق بوده است؟ هرگز برابر نباشند.
من ذا بخاتمة تصدق راکعاً
و اسرها فی نفسه اسراراً
کیست که در حال رکوع، انگشترش را صدقه داد و آن را پنهان داشت؟(5)
(لافتی الا علی و لاسیف الا ذوالفقار)
جوانمردی جز علی و شمشیری غیر ذوالفقار نیست.(1)
هر گاه مریم، عفت پیشه ساخت و پسری مانند ماه در خشنده در تاریکی به دنیا آورد. هر آینه فاطمه نیز عفت و پاکدامنی کرد و دو سبط پیامبر هدایت را به وجود آورد.
قلت لـمّا بغی العدو علیـنا
حسبنا ربّنا و نعم الوکیل
یوم قالالنبی من کنت مولاه
فهذا مولاه خطب جلیـل
انّ مـا قالهالنبی علـیالامه
حتـم مافیه قال و قیــل...
روزی که دشمن به ما تجاوز کرد، گفتم پروردگار ما را بس است و چه وکیل و نمایندة خوبی است.
پروردگاری که دیروز بصره را برای ما گشود و سخن طولانی است. علی، پیشوای ما و همة امت است.
قرآن بر این معنا نازل شده است. روزی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هرکه را من مولایم، این علی مولای اوست، چه امر با جلالتی. آنچه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود بر همه امت حتم و لازم بود و جای سخن و گفتوگو نیست.
این اشعار را آن صحابی بزرگ، سرور خزرج در صفّین و در حضور امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خوانده است.
قیس فرزند سعدبن عباده صحابی بزرگی است که از اشراف، امیران، سیاستدانان، سلحشوران، بخشندگان، سخنوران، زاهدان و فاضلان عرب شمرده میشود و در دینداری و التزام مذهب، مکانتی داشته است.(1)
آل قیس در طول تاریخ از خاندان اصیل و شریف و سرآمد انصار بودهاند. قیس در این میان دارای مزایای وجودی فراوان بوده است. علّامه امینی به استناد کتب معتبر تاریخ و حدیث دربارة هر یک از عناوین یاد شده، مطالبی آورده است که ما گزیدهای را میآوریم.
او پیش از اسلام و پس از آن، از سروران و رؤسای خزرج بوده است.(2)
قیس در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و پس از او بهعنوان امیر و فرمانده تعیین شده و مأموریتهای بزرگی به او واگذار شده است.(3)
میزان سیاستدانی و ذکاوت او، از تصمیمگیریهای درست و بههنگام او فهمیده میشود. او در میان خزرجیان، از صاحبان رأی و نظر بوده و در سطح بالایی قرار داشته است.(1)
کتابی نیست که به شرح حال او بپردازد و دربارة سلحشوری و شجاعت و سوارکاری او، سخن نگفته باشد. علّامه، در این مورد، شواهد فراوانی را یاد کرده است.(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این خصوص فرموده: سخاوتمندی و بخشایندگی از عادات پسندیدة این خاندان بوده است.(3)
قیس با آداب سخن، آشنا بوده و در انتخاب جملهها و کلمهها مهارت داشته است. او دلی نیرومند و زبانی گشاده و بیانی صریح داشت، سخن بلیغ و رسا میگفت و در بحث و مناظره به سبکهای فراوان همراه با منطق و برهان، چیرگی و برتری نشان میداد که او از دانش کتاب و سنت و معارف بهرهمند بوده است.(4)
در زهد و بیعلاقگی قیس به مظاهر دنیا، سخن مسعودی کافی است که گفته است: زهد و دینداری و تمایل قیس به علیبن ابیطالب (علیه السلام) جایگاه عظیمی داشته است.(1)
سخنرانیهای قیس که در کتب تاریخ و معجمهای سیره آمده شاهد فضل اوست که او در معارف الهی و کتاب و سنت(2)آگاهیها داشته و ده سال خدمتکار رسولالله (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده و پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ملازم باب مدینه علمالنبی علیبن ابیطالب (علیه السلام) بوده است و دانشها از او آموخته است.(3)
هرگاه شرایطی را که ماوردی در واگذاری مسئولیتها و امارتها از سوی خلیفه مطرح کرده است در نظر بگیریم، او همة آن شرایط را یکسان داشته است.(4)
در میزان دیانت و التزام او به دین و مذهب همین بس که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روزی دست به آسمان بالا برد و خاندان قیس را دعا کرد و فرمود: خدایا درود و رحمت خود را بر
خانوادة سعد فرو ریز یا فرمود: چه مرد خوبی است سعدبن عباده خدایا او و خانوادهاش را مورد لطف و مرحمت قرار بده.(1)
نام قیس در سلسله راویان حدیث نبوی آمده است و نیز از علیبن ابیطالب (علیه السلام) هم روایت دارد. چنان که از پدرش سعد هم حدیث گزارش کرده است.(2)
عدهای از اصحاب، از او نقل حدیث کردهاند. علّامه امینی (رضی الله عنه) به نام سیزده تن، اشاره دارد.(3)
مقام والای قیس دربارة علی (علیه السلام) در برخوردهای وی با معاویه و بعکس هویدا است. وقتی معاویه از فریب نومید شد به شایعهپراکنی و سندسازی پرداخت. اما قیس قابل نفوذ نبود و بعد از شهادت سبط اکبر، امام حسن (علیه السلام) با معاویه صلح کرد و به مدینه رفت. مورخان گفتمان او و معاویه را در مدینه یاد کردهاند که او همچنان پر صلابت باقی ماند.
علامه امینی (رضی الله عنه) در این باب، مطالب سودمندی آورده است
که باید مراجعه کرد و بالاخره قیس در مدینه به سال 59 یا 60 وفات یافته است.(1)
عمروبن عاص، یکی از پنج زیرک عرب است که فتنهها از ایشان آغاز و به آنها بر میگردد. پدرش به نص قرآن کریم «ابتر» است. [ان شانئک هو الابتر](2)و مادرش نیز بینیاز از تعریف است.
از نظر ابنابیالحدید، به نقل از ابوالقاسم بلخی، عمروعاص و معاویه همواره ملحد و زندیق بوده و به آخرت اعتقاد نداشتهاند.(3)
زیدبن ارقم، روزی معاویه و عمروعاص را با هم دید، آمد میان آن دو نشست و گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: وقتی این دو را باهم دیدید میانشان جدایی اندازید که آنها هرگز برای خیر جمع نمیشوند.(4)عمروعاص دربارة علی (علیه السلام) گفته بود: علی (علیه السلام) شوخ و مزاح است. این سخن به گوش علی رسید فرمود: شگفتا پسر نابغه میپندارد و به مردم شام وانمود میکند که در من
شوخی و بیهودهگویی هست. بازیگری میکنم و میخندانم. آگاه باشید بدترین سخن، سخن دروغ است؛ خود اوست که میگوید و به دروغ لب میگشاید. وعده میدهد و خلاف میکند، میطلبد و اصرار میورزد و اگر چیزی از او بخواهند بخل میکند و به عهد و پیمان خیانت کرده و عهد میشکند. هنگامی که جنگ آغاز شود شرمگاهش را وسیلة نجات خویش قرار میدهد.(1)
عمروعاص با بسیاری از صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) موضعگیریهای منفی و ناستودنی داشته است. علّامه امینی (رضی الله عنه) در الغدیر بزرگ به بیان آنها پرداخته است.(2)
اما قصیده غدیریه او که به نام جلجلیه نامیده میشود. شصت و شش بیت است و سبب سرودن، آن بوده که معاویه از او خراج مصر میطلبید و او اعتنا نمیکرد. آخرین بار به او نوشت: نامهها بهسوی تو میفرستم و خراج مصر میطلبم و تو خودداری میکنی و نمیفرستی در یک کلام آن را بفرست. والسلام
عمروعاص در جواب معاویه قصیده مزبور را نوشت که برخی از ابیات آن چنین است: چقدر از محمد مصطفی سفارشهای ویژه در حق علی (علیه السلام) شنیده بودیم و در روز غدیرخمّ به منبری بالا رفت و کاروان ایستاده و حرکت نکرده، پیام را رسانید.
آنگاه که تو را بالا بردیم خودمان به پایینترین درجه افتادیم. آنگاه که دست در دست او داشت و امر خدای عزیز و برتر را اعلان فرمود:
الست بکم منکم فیالنفوس
باولی فقالوا بلی فافعل
آیا من در نفوس و جانهای شما از خود شما سزاوارتر نیستم؟ گفتند هستید؛ بفرمایید.
عمروعاص با طرح واقعیت غدیرخمّ و امامت بر حق علی (علیه السلام) معاویه را وادار به سکوت کرد و از مطالبة خراج مصر منصرفش ساخت.
این قصیده به صورت خطی در دو نسخه و مجموعهای در مکتبه خدیویه مصر یافت میشود.(1)
او دوست عمروعاص و رئیس دیوان لاکمهر نامهها از سوی معاویه بوده است.(2)
علامه امینی (علیه السلام) یک قصیدة هفده بیتی، در فضیلت علی (علیه السلام) از او نقل کرده که در ضمن به حدیث غدیر نیز اشارت دارد و ترجمه چند بیت آن چنین است.
شما را به حق محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) قسم، حق بگویید که دروغ
خصلت مردمان پست و رذل است. آیا پس از محمد رسولالله (صلی الله علیه و آله و سلم) ، صاحب شرف و بزرگی- پدر و مادر فدای او- علی (علیه السلام) در میان مردم با فضیلتترین و شریفترین، خلق خدا نبوده است؟! ولایت او حقیقت ایمان است، سخنان باطل را رها کن...
تناسوا نصبه فی یوم خمّ
من الباری و من خیر الأنام
منصوب شدن او را از سوی خدای باری و از ناحیه بهترین خلق خدا، به بوته فراموشی سپردند. من از کسانی که او را، [که مقدم بود] عقب زدند، برائت میجویم.
مینویسند چند تن نزد معاویه جمع بودند معاویه یک کیسه پر از زر بیرون آورد و گفت ای شاعران عرب درباره علیبن ابیطالب بگویید و جز حق نگویید و من از اولاد صخر نباشم اگر آن کیسه زر را به کسی ندهم که در حق علی به جز حقیقت نگوید. هرکس چیزی گفت: عمروعاص به محمد حمیری گفت سخن بگو و جز حقیقت نگو. محمد خطاب به معاویه گفت: تو قسم خوردی که کیسه زر را به کسی دهی که دربارة علی (علیه السلام) حقیقت را بگوید؟ معاویه گفت: آری من چنان گفتم و فرزند صخر نباشم اگر چنان نکنم.
آنگاه محمد حمیری شروع کرد و آن قصیده را خواند.
معاویه گفت: تو راستگوترین بودی؛ این کیسة زر را بگیر.(1)
1) فرائدالسمطین، شیخالسلام حمویی؛ بشارة المصطفی، ابوجعفر محمدبن محمد طبری آملی؛ شیعةالمرتضی و ریاض العلماء.
کمیتبن زید، شاعری دانا به لغت عرب و آگاه از تاریخ آن و از شاعران نامآور است. او در عصر اموی (علیه السلام) زیسته و عباسیها را درک نکرده است. کمیت، بنیهاشم را دوست میداشته و به مذهب تشیّع معروف است.
اصفهانی، کمیت را شاعر اولین و آخرین شناخته است. برخی او را دارای چندین خصلت برجسته دانستهاند: فقیه شیعه، حافظ قرآن، بحثکننده در مناظره، شجاع، سخاوتمند و دیندار.(1)
کمیت در راه مکتب، بسیار فداکار بود به طوری که امام سجاد (علیه السلام) فرمود: ما از دادن پاداش درخور به تو عاجز هستیم، لکن خدا از چنان امری، ناتوان نیست و امامان شیعه در حق او دعاها کردهاند. او قصیدههای بائیّه، عینیّه، لامیّه و میمیّه دارد. قصائد هاشیمات کمیت بالغ بر پانصد و هشتاد و هفت بیت بوده(2)که دست روزگار بسیاری از آن را از بین برده است.
یکی از هاشیمات او قصیده عینیّه اوست که به ماجرای غدیرخمّ اشارتی لطیف دارد.
و یوم الدوح دوح غدیر خم
ابان له الولایۀ لو اطیعا...
و روز گرد آمدن بر پیرامون آن درختان انبوه، در غدیرخم ولایت را برای او (علی) آشکارا بیان کرد، ای کاش اطاعت میشد. لیکن آن مردمان بیعت کردند و من بیعتی به آن عظمت ندیدهام... فرمان رهبرشان را ضایع کردند و از راه راست، منحرف گشتند و حق او را به بوته فراموشی سپردند و به وی ستم کردند با این که سرورشان بود و نقطه ضعفی نداشت...(1)
1) الحدائق الوردیة.
سیّد اسماعیل ملقب به سیّد؛ امام صادق (علیه السلام) او را سیّد الشعراء خوانده است.(1)سید در سال 105 هـ در عمان به دنیا آمد و در بصره پرورش یافته و در بغداد عصر هارون عباسی وفات یافته است.
از شگفتی های روزگار آن که پدر و مادر سید، اباضی و خارجی مسلک بودهاند و میخواستند او را بکشند و او خانه را ترک کرده و در جای دیگر زیسته است. از سید پرسیدند در خانهای که به علیبن ابیطالب (علیه السلام) ناسزا میگفتهاند تو چطور شیعه و دوستدار علی (علیه السلام) و اهل بیت بار آمدی؟ گفت: رحمت الهی مرا فرا گرفت. به گفته ابنعبدرّبه، سید حمیری رأس شیعه بوده و آنان در احترام و بزرگداشت او میکوشیدند.(2)
علّامه امینی در «الغدیر بزرگ» مینویسد: نُه تن دربارة عظمت و شخصیت سید اسماعیل حمیری کتاب نوشتهاند و از آن جمله است خاورشناس فرانسوی (بربیه زی مینا).(1)
همچنان که گزارشگران شعر او بالغ بر چهارده تن هستند.(2)نیز برخی بزرگان شیعه او را بسیار ستودهاند که از آن جمله شیخ مفید(رضی الله عنه) است.(3)
در تاریخ زندگانی او، قصههای شیرین و ماجراهای شنیدنی و خواندنی آمده است.(4)
سید اسماعیل حمیری اشعار فراوانی در مدح امیرمؤمنان علی (علیه السلام) و ماجرای غدیر دارد که در الغدیر بزرگ به آنها اشاره شده است و ما از هر قافیه نمونههایی را یاد میکنیم.
ای کس که فروشنده دین به دنیا هستی. این، فرمان خدا نیست. چگونه به وصیّ کینه روا میداری در حالی که احمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از او خشنود بوده است.
منالذی احمد فی بینهم
یوم غدیرالخم ناداه
آن کسی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیرخم او را با صدای بلند خواند و در میان اصحاب و یارانش برپا داشت و فرمود: این علیبن ابیطالب مولای کسی است که من برای او مولا بودهام. ای خدای برتریها، با دوستدار او دوست و با دشمنان او دشمن باش.(1)
و بخمّ اذقال الا لا بعزمة
قم یا محمد فیالبریّة فاخطب...
در روز غدیرخمّ، آنگاه که خداوند با قاطعیت فرمود: ای محمد در میان مردم بایست و سخنرانی کن ابوالحسن را برای مردم خود رهبر منصوب بدار که اگر چنین نکنی رسالت خود را به پایان نرساندهای...
این قصیده در یکصد و دوازده بیت سروده شده و به قصیدة طلایی معروف است. عالمانی مانند شریف مرتضی نیز آن را شرح کردهاند.(2)
...اوصیالنبی له بخیر وصیّۀ
یومالغدیر بأبین الافصاح...
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به روز غدیرخم، با روشنترین بیان، برای او (علی) سفارش و وصیت کرد.(3)
اذا انا لماحفظ وصاة محمّدٍ
و لا عهده یوم الغدیر موکّدا...
اگر من سفارش محمد و پیمان مؤکّد او را که در غدیرخمّ انجام داد، حفظ نکنم مانند کسی خواهم بود که به بهای هدایت، ضلالت و گمراهی خریده باشم. این قصیده بیست و پنج بیت است.(1)
یوم قام النبی فی ظلّ دوح
و الوری فی ودیقة صیخود...
روزی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سایه درخت (غدیرخمّ) ایستاد، در حالی که مردم از شدّت گرما ایستاده بودند، دست علی (علیه السلام) را با دستانش بلند کرد و با صدای رسا فرمود: ای مسلمانان! این (علی) خلیل، وزیر وارث، بازو و یاور من و پسر عمویم است. آگاه باشید هرکه را من مولای او بودهام، این مولای اوست؛ پیمان مرا پاس بدارید...
لقد سمعوا مقالته بخمّ
غداه یضمّهم و هوالغدیر...
کلام او را در روز غدیر خمّ جماعتی انبوه و به هم پیوسته که در محل غدیر بودند شنیدید که فرمود: کیست که سزاوارتر از شما برای شماست؟ انبوه جمعیت یکصدا گفتند: شما مولا و سزاوار برای ما هستی و تو هشدار دهنده برای ما
1) الاغانی، ابوالفرج اصفهانی، 7/262.
هستی، پس آنگاه فرمود: علی پس از من، ولی، مولا، رهبر و وزیر است.
خدایا! دوستدار او را دوست بدار و به هنگام مرگ، او را با شادی و سرور روبهرو کن و دشمن و بدخواه او را دشمن بدار و در لحظة مرگش با عذاب روبهرو کن.
فقام بخمّ بحیث «الغدیر»
و حطّ الرحال و عاف المسیرا
و قمّ له الدوح ثم ارتقـی
علی منبر کان رحلاً و کورا...
در خمّـ همان جایگاه غدیرـ به پا ایستاد و بار شتران پایین آورده و از ادامه حرکت باز ایستاد و در حالی که دست حیدر را در دست داشت با صدای بلند و آشکار فرمود هر که را من مولای او هستم اینک علی مولای اوست...
و له بیوم الدوح اعظم خطبة
ادّی بها وحی الْإله جهارا...
به کسی که با وصی و جانشین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) دشمنی میورزد بگو:
پیامبر با صدای بلند و رسا فرمود این وصی و جانشین من در میان شماست، خود را به نادانی مزنید و به کفر برنگردید. برای او در روز «دوح» و غدیرخمّ، یادی است که آشکارا وحی الهی را رسانید.
و قال فی خم له معلناً
ما لم یلقوه بانکار...
در غدیرخم، آشکارا چیزی فرمود که احدی آن را انکار نکرد. گفت: هرکه را من مولای او بودم این علی (علیه السلام) مولای اوست، کافر و ناسپاس مباشید... و روز غدیر این را فرمود: این برادر من، وصیّ و جانشین در امور من است. پروردگارا هر انسانی را که او را دشمن بدارد دشمن بدار و به درون دوزخ شعلهور وارد کن.
لام عمرو باللوی مربع
طامسة اعلامها بلقع...
برای امّ عمرو در لِوی جایگاهی است با نشانههای فرسوده و بدون آب و گیاه...
آنگاه از طرف خدا فرمان رسید و گزیری از اجرای آن نبود، آن پیام را برسان که اگر چنین نکنی، رسالت او را نرساندهای و خدا نگهدارنده است. در آن هنگام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به پاخاست و همانند موارد دیگر مأموریت را به جا آورد و در حالی که فرشتگان در پیرامون حضور داشتند، فرمود: هرکه را من مولای اویم این علی مولای اوست...
این قصیده پنجاه و چهار بیت است و دانشمندانی آن را شرح کردهاند. علّامه امینی (رضی الله عنه) به نام پانزده تن از آنها اشارت دارد. عدهای هم آن را تخمیس نمودهاند.(1)
1) ر.ک: الغدیر، 1/224.
حتی اذا صار بخمّ جاءه
جبریل، بالتبلیغ فیهم فَنَزل...
آنگاه که جبرئیل در غدیرخمّ با آیة تبلیغ فرود آمد، سایة آن درخت رفت و روب شد. پیامبر روی بلندی رفت و علی را صدا کرد و او آمد. فرمود: علی در میان شما جانشین من است و در امور به او اعتماد هست. من و او همانند انگشتان یک دست هستیم. علی مانند ندارد. به جای او دیگری را برنگزینید و...
بعد ما قام خطیباً معلناً
یوم خم باجتماع المحفل...
پس از آن که در روز غدیرخمّ در آن محفل و اجتماع ایستاد، سخنرانی کرد و فرمود: خدا مرا به وحی خویش آگاه کرد و دین خود را با علی کمال بخشید، او مولای شماست و سرپرستی امت بعد از من با اوست. او شمشیر برّان من و دست و زبان من و همواره یاور من است. او وصی و پسرعموی من و نور او نور من، و نور من نور اوست و... هرگز از هم جدا نیستیم.
قدقام یوم «الدوح» خیرالوری
بوجهة للناس یستقبل
و روز «دوح» یعنی غدیرخمّ روبهروی مردم ایستاد و فرمود:
من برای هرکس مولا بودهام این علی برای او پناهگاه است.
قامالنبی یوم خمّ خاطباً
بجانب الدوحات او حیالها
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز خمّ در کنار آن درختان و در سایة آنها سخنرانی کرد و فرمود: من هرکس را مولا بودهام، این علی مولا و سرور اوست. خدایا گواه باش و این سخن را بارها گفت تا همه گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم... .
سید در برخی ابیات این قصیده به گفتمان علی (علیه السلام) در رحبه که به حدیث غدیر استناد جسته اشاره کرده و نیز به کار انسبن مالک که از شهادت و گواهی دادن دریغ ورزید و مشمول نفرین گردید، پرداخته است.(1)
و اوجب یوماً بالغدیر ولائه
علی کل برّ من فصیح و اعجم...
و روز غدیر، ولایت علی را واجب کرد و بر هر فرد عرب و غیرعرب لازم دانست و در کنار درخت خمّ، دست او را گرفت و آشکارا از علی (علیه السلام) نام برد و وصیت نمود و میراث علم دین را به او گذاشت. از این قصیده چهل و دو بیت یافت میشود و علامه امینی بیست و چهار بیت را آورده و در دیوان نیز سی و نه بیت است.
1) ر.ک: دیوان سید با شرح و توضیح حکیم، 329.
سیّد حمیری وقتی شنید رئیس اباضیه و خوارج از علی (علیه السلام) بد میگوید و از او در نزد منصور دوانیقی سعایت میکند و چیزهایی مطرح مینماید که او را بکشد این قصیده را به ابناباض فرستاد او بیشتر به خشم آمد. در نظر فقها و قاریان نیز از وی بد گفت و همگی در نزد منصور گرد آمدند. سید را هم حاضر کردند. منصور پرسید ادعای شما چیست؟ پسر اباض گفت: او (سید حمیری) سلف را ناسزا میگوید و به رجعت، عقیده دارد و خلافت شما و خاندان شما را قبول ندارد.
منصور گفت: مرا رها کن. شخصاً با او چه مسئلهای دارید؟ آنگاه رو به سید کرد و پرسید دربارة آنچه گفتند چه میگویی؟ سید گفت: من به کسی ناسزا نمیگویم و به همه اصحاب رسولالله (صلی الله علیه و آله و سلم) رحمت میفرستم. این پسر اباض است. شما از او بخواهید به علی، عثمان، طلحه و زبیر رحمت بفرستد. منصور گفت بر این یاد شدهها رحمت بفرست. زبان ابناباض بند آمد منصور با چوبدستیاش به او زد و فرمان داد به حبس ببرند و همراهان او را تنبیه کردند و به سید پانصدهزار درهم عطا نمودند.(1)
1) اخبار السید، مرزبانی.
... جحدوا ما قاله فی صنوه
یوم خمّ بین دوح منتظم ...
آنچه را که پیامبر مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) دربارة پسرعمویش در روز غدیرخمّ، در میان انبوه درختان قد برافراشته، بیان فرموده بود انکار کردند. او فرموده بود: ای مردم هرکه را من برای او مولا بودهام و بر او حقی دیرینه دارم این علی مولای اوست و آن قضای حتمی الهی است.
و قال محمد بغدیرخمّ
عن الرحمن ینطق باعتزام...
و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیرخمّ، با عزمی قاطع که از سوی خدای مهربان سخن میگفت، اشاره به او (علی) کرد و فرمود: آگاه باشید هرکه را من مولای او بودهام، برادرم [علی] مولای اوست. سخن مرا بشنوید.
علی آل الرسول و أَقربیه
سلام کلّما سجع الحمام...
رسولالله یوم غدیرخـمّ
اناف به و قد حضر الأنام
بر رسول خدا و خویشاوندان نزدیکتر او تا آن زمان که کبوتران بانگ برآرند، سلام باد. آیا آنان ستارگان آسمان نبودهاند و نشانههای عزت پایدار نیستند؟ ای کسی که در وادی ضلالت سرگردانی، بدان! پیشوا، همان امیرالمؤمنین علی است که رسول خدا در روز غدیرخم در حضور انبوه مردم به بلندی رفت و دست او را بالا برد.
حکایت شده که باربری را دیدند که چیز سنگینی میبرد که بر دوش او گران بود پرسیدند آن چیست گفت: قصائد میمیّه سید است!
نفسی فداء رسولالله یوم
اتی جبرئیل بأمر التبلیغ اعلانا...
جانم فدای رسولالله باد آن روزی که جبرئیل امر تبلبغ را آشکارا بر آورد، که اگر نرسانی رسالت را تبلیغ نکردهای. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) قامت برافراشت و امتثال امر نمود و به مردم گفت:
قبل از غدیرخم، مولای شما که بود؟ پاسخ دادند: شما بودید و هستید. ما گواه آنیم که تو خیرخواه ما بودی و امر خیر را برای ما بیان داشتی. فرمود: این (علی) پس از من ولی شماست من مأمور هستم این را برسانم. یاران خوبی برای او باشید...
... علی شجرات فی الغدیر تقادمت
فقام علی رحل ینادی و یعلن ...
در کنار درختان کهن در غدیرخمّ پیش آمد و بر بلندی رفت و آشکارا فرمود هرکه را من مولای او بودم پس از من این علی مولای اوست؛ باور کنید... .
... اقام بخمّ بحیث الغدیر
فقال فاسمع صوتا ندیّا ...
مهر خالص من از آنِ وصیّ است و محبّت ناب من جز
برای علی نیست. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا به چنین مهر و محبت فراخوانده و من اجابت کردهام. دوستی و دشمنی من بر محور اوست و دوستدار او را دوست میباشم. در غدیرخم به پاخاست و با صوت رسا فرمود هرگاه من از میان شما رخت بربستم، این (علی) مولای شماست و این امر بر عرب و غیرعرب تفهیم شد.
بِهِ وَصّیَ النبیُ غداة خمّ
جمیع الناس لو حفظوا النبیا ...
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در فردای خم همه مردمان را سفارش کرد اگر پیامبر و سفارش او را رعایت کرده باشند. آنها را ندا در داد و فرمود: ای بندگان خدا! آیا من برای شما مولا نیستم؟ گوش دهید. در پاسخ گفتند: تو مولای ما و بر ما از خود ما سزاوارتر هستی. پس علی (علیه السلام) را به خود پیوست و به آنها با صدای آشکار و به همه زنده دلان شنوانده و فرمود: هرکه را من مولای او بودهام، ابوالحسن علی را برای او ولی و پیشوا قرار دادم.خدا دشمن او را در میان شما دشمن و دوستدار او را دوست باشد.
و قام محمد بغدیرخمّ
فنادی معلناً صوتا ندیا...
محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیرخم ایستاد و با صدای رسا، ندا در داد و همه عرب و غیرعرب را که گرداگرد درختان، حلقه زده
بودند فراخواند و گفت: آگاه باشید هرکه من مولای او بودم، این علی مولای اوست...
او از شاعران اهلبیت پاک و از کسانی است که به ولای آنان تقرب میجست و بیشترین اشعارش را در ستایش آل علی و مناقب امیرمؤمنان سروده است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: به فرزندانتان شعر عبدی را بیاموزید که او بر دین و آیین خداست و امام به شعر او، استناد میجسته است.
علّامه امینی (رضی الله عنه)، اشعار و مطالب فراوانی از عبدی کوفی نقل کرده که همگی آموزنده و مفیدند. از جمله به قصیدهای بائیه، که دارای هشتاد و اندی بیت است، اشاره دارد. ما به ترجمه برخی از ابیات آن میپردازیم.
بلّغ سلامی قبراً بالغریّ حوی
اوفی البریة من عجم و من عرب...
سلام مرا در غریّ و نجف به قبری برسان که با وفاترین انسانها را از عرب و غیرعرب در برگرفته است، شعار خود را برای خدا و خضوع و خشوع بر آستان او و برای بهترین وصی و بهترین پیامبران قرار بده.
ای اباالحسن! بشنو، آنهایی که حکم تو را به بوته فراموشی سپردند و از راه حق عدول کردند. آنها بد راهی پیش گرفتند.
و کان عنها لهم فی «خمّ» مزدجر
لمّا رقی احمد الهادی علی قتب...
و هنگامی که احمد هادی (صلی الله علیه و آله و سلم) بر فراز جهاز شتران ایستاد و در غدیرخمّ بر ایشان هشدار داد، آنجا که فرمود: ای علی! بایست من مأموریت دارم به مردمان برسانم، تبلیغ و رساندن سزاوار من است. من علی را راهبر و پرچم و نشان هدایت برای پس از خودم نصب کردم و علی بهترین منصوب است. ابن شهرآشوب نیز سه بیت از عبدی نقل کرده است. برای علی در تمام روزگار جز برادرش محمد، مانندی نیست.
هنگامی که قریش و مشرکین مکه، در لیلةالمبیت قصد جان او کردند، علی بود که جاننثاری نمود.
و وافاه فی خم و ارتضاه
و خلیفةً بعده وزیر...
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هم در خمّ، وفا کرد و از او خشنود شد که بعد از او وزیر و جانشین شود.(1)
1) المنافب، 1/181، چاپ ایران.
ابوتمام طائی، حبیببن اوس یکی از رؤسای امامیه و بزرگان شیعه در قرنهای گذشته و از پیشوایان ادب و لغت است که در شناخت شعر و اسلوبهای نظم، مرجع بوده است.
ابوتمام در اصل شامی است. اما در مصر نشو و نما یافته و به عراق و ایران هم سفر کرده است. پانزده تن دیوان شعر او را گردآورده و مرتب کردهاند و سیزده نفر دربارة شرح احوال او کتاب نوشتهاند. سالهای ولادت و فوت او مورد اختلاف است.
قصیدة غدیریّه او یکصد و چهل و سه بیت است که علّامه امینی چهل و پنج بیت آن را آورده است. برخی از بیتهای این قصیده را که درباره غدیر سروده است، میآوریم.
فعلتم بابناء النبی و رهطة
افاعیل ادناها الخیانة و المکر...
با فرزندان پیامبر و خاندان او کارهایی کردید که کمترینش خیانت و نیرنگ بوده است، و پیشتر با وصیّ او مخالفت کردید، همان برادر او [پیامبر] اگر سخن از افتخارات به میان
آید و پسر عمو و دامادش، نه برادری مثل او و نه داماد و پسر عمویی همانند او یافت شود. بازوی محمد به واسطة او محکم شد، همانند بازوی موسی با هارون، او شمشیر خدا و شمشیر رسول خدا بود، در تمام مشاهد: بدر، احد، خیبر، نضیر، حنین و خندق پیروزی میآفرید و غم و غصه میزدود.
و یوم الغدیر استوضح الحق اهله
بضحیاء لافیها حجاب و لاستر...
در روز غدیر و در میان روز، حقیقت را برای اهل آن بدون پرده و پوشش، آشکار کرد. رسول خدا برپا ایستاد و آنان را به ولایت علی فراخواند، بازوان او را گرفت و نشان داد که ولی و سرپرست و جانشین او، علی است.
دعبلبن علی کوفی است اما بیشتر در بغداد اقامت داشته و از دست معتصم عباسی فرار کرده بود و در اطراف و اکناف میگشت. او به حجاز و مصر و ایران سفر کرده است. گاهی از شهر بیرون میرفت و از نظر مردم پنهان میشد و پس از چندین ماه برمیگشت.(1)
دعبل مدتی با شیعیان در شهر قم گذراند. آنان هر ساله پانصد هزار درهم به او صله میدادند.(2)
او فانی در ولای اهل بیت عصمت و طهارت و در شعر و ادب و تاریخ نابغه بوده است. او از روایان حدیث و از اصحاب امامان معصوم محسوب میشود.
دعبل در سال 148 هـ، متولد شد و به سال 246 هـ، به شهادت رسیده است.(1)
تائیة دعبل، قصیدهای طولانی است که بزرگانی به آن اهتمام داشتهاند. این شعر، از نیکوترین اشعار و نفیسترین آثار به حساب میآید. دعبل بخشهایی از آن را در حضور برخی امامان خوانده و مورد تشویق آنان قرار گرفته است. علّامه امینی 0، بیست و پنج بیت آن را آورده و البته آن را یکصد و بیست و یک بیت دانسته است. استاد عبدالکریم الأشتر، یکصد و هیجده بیت آن را آورده است.(2)
ما به ترجمه برخی ابیات آن میپردازیم:
... ولو قلّدوا الموصی الیه امورها
لزّمت بمأمون عن العثرات...
اگر زمام امور را به دست خلیفة سفارش شده میسپردند، امت از لغزشها در امان میماند. همان برادر خاتم رسولان، که از هر آلودگی، پاک و مبرّاست و پشت پهلوانان را در میدانهای نبرد بر زمین آورده است؛ و اگر منکر شدند روز غدیر، بدر، احد و روزهای سخت و طولانی را شاهدند که
آیههایی از قرآن در فضیلت او، تلاوت میشود از جملات ایثار و از خودگذشتگیاش در مورد طعام خود در موقع قحطی و نداری.
او از فرزندان عباسبن علیبن ابیطالب (علیه السلام) و شاخة درخت تناور امامت و از مفاخر عترت طاهره است.(1)
علامه امینی (رضی الله عنه) در اشاره به غدیرخمّ، قطعهای از او نقل کرده که چند بیت آن چنین است:
... و صاحب یوم الدوح اذ قام احمد
فنادی برفع الصوت لا بتهمهمٍ ...
او صاحب روز «غدیرخمّ» و روز آن درخت «دوح» است که احمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در سایة آن ایستاد و با صدای بلند و بدون تردید فرمود:
ای علی! من تو را در مورد خودم به منزلة هارون نسبت به موسای کلیم قرار دادم. درود خدا به او مادامی که ستارهای میدرخشد و کاروانهای احرام بسته، پیرامون بیت طواف میکنند.(2)
بقراط پسر اشوط ارمنی مسیحی، از ستایشگران اهل بیت عصمت (علیه السلام) بوده است.(3)
ألیس بخمّ قد اقام محمد
علیاً باحضار الملا فی المواسم...
آیا در غدیرخمّ، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) دست او را در حضور همه در موسم بلند نکرد و فرمود: هر که من مولای او هستم، پس از من مولا برای او علی پسر فاطمه (بنت اسد) است؟
و سپس دعا کرد و گفت: خدایا! دوستدار دوست او باش و دشمنان او را دماغ بر خاک بمال و دشمن باش.
چه بسا خواننده در شگفت آید که چگونه یک نفر مسیحی، علیبن ابیطالب را ستایش میکند. اما این کار عجیب و شگفتآور نیست. اگر مؤلف، نویسندهای آگاه از تاریخ و دارای روح انصاف باشد، فضائل و بزرگواریهایی را ثبت میکند، چنان که در میان مسیحیان و کلیمیان نیز بوده و هستند افرادی که در شأن حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) کتابها نوشتهاند. چنان که علّامه امینی (رضی الله عنه)، نام و نشان و عنوان کتابهای سی تن از آنان را یاد کرده است.(1)
این شاعر مسیحی در یک قطعة شش بیتی دیگر به حدیث نبوی «من و علی از یک درخت هستیم و بقیه مردم از درختان دیگر»، به زیبایی اشاره دارد.
از دیگر مسیحیان در این اواخر، که علی (علیه السلام) را ستوده، عبدالمسیح انطاکی مصری با قصیدة طولانی علویه مبارکه که دارای پانصد و نود و پنج بیت در مدح مولاست. پولس سلامه، قاضی مسیحیان بیروت نیز پس از قرائت کتاب
1) الغدیر، 3/5 و 6.
«الغدیر» قصیدة سه هزار و هشتاد و پنج بیتی، همراه با تحلیل و دقت نظر سروده و فرستاده است.(1)
ابوالحسن علیبن عباس، مشهور به ابنالرومی از مفاخر شیعه و از نابغههای امت مسلمان است. اشعار طلایی او بر رونق بلاغت افزوده است برخی نیز به گردآوری آثار و اخبار او اهتمام ورزیدهاند.(2)
... قال النبی له مقالاً لم یکن
یوم «الغدیر» لسامعیه ممجمجا
من کنت مولاه فذا مولی له
مثلی و اصبح بالفخار متوّجاً ...
گوهر او را مانند طلای ناب میبینم. مکانتش در فضل و کمال چون خورشید و ماه شب چهارده بلند و والاست. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز «غدیر» برای شنوندگانش، با فصاحت تمام فرمود: هرکه را من برای او مولا بودهام، این علی همانند من، برای او مولاست.
بدین وسیله تاج افتخار بر سر وی نهاد، همانگونه که پیشتر نیز به افتخار همسری فاطمه نائل شد. آنگاه که او خواستگاری عدّهای را رد کرد و علی را برگزید.(3)
ابوالحسین علیبن محمد کوفی، در میان علویان به شعر و ادب و ذوق مشهور بوده است، چنان که خود میگوید: بین پدرم و نیایم تا ابوطالب همه شاعر بودهایم.(1)
حمانی، دارای دلی قوی و روحی ظلم ستیز بوده و از فرزندان زید شهید است. در تاریخ ولادت او اختلاف است و به احتمال قوی در سال 301 هـ، وفات یافته است.(2)
فرزند کسی که آفتاب پس از غروب برای او برگردانده شد و او تقسیم کنندة آتش به روز قیامت و حساب است.
مولا هم یوم الغدیر
بر غم مرتابٍ و آبی ...
مولا و سرپرست ایشان در روز غدیر، به رغم بر خاک مالی دماغ شک کننده و منکر علی بوده است.
شما خطبه خم را فراموش کردید؟ آیا میتوان بنده را به مولا تشبیه کرد؟!
علی مولا و سرور کسی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای او مولا بوده است.
علّامه امینی (رضی الله عنه) به تناسب آنکه حمّانی از نسل زید شهید بوده و قوت قلب و ابای نفس را از او به ارث برده است،
فصلی دربارة زید و شیعه امامیه اثنیعشریه گشوده و با ذکر حقایق تاریخی به روشنگری در مورد آنان پرداخته است.
علّامه امینی (رضی الله عنه)، همچنان که در بحث از دعبل برای اصلاح تاریخ، دربارة مختاربن ابی عبیدة ثقفی، بابی گشوده با نفی نسبتهای غیرواقعی، ابهام از چهرة او زدوده است.
وانگهی بههمین جهت که عدهای به نام مؤلف و نویسنده صفحات تاریخ را سیاه و کاروان بشری را دچار سردرگمی کرده حقایقی را انکار و واقعیاتی را مسخ نموده و بالاخره در ناآگاه ماندن نسل کوشیدهاند. او به افشاگری پرداخته و صفحاتی از الغدیر بزرگ را در معرفی این چهرههای نامیمون اختصاص داده است.
علّامه امینی (رضی الله عنه) تحت عنوان فوق، کتابها و نویسندگان یاد شدة ذیل را مطرح و سخنانشان را به نقد کشیده است:
عقدالفرید، ابن عبد ربه اندلسی.
الانتصار، عبدالرحیم خیاط معتزلی.
الفرق بین الفرق، عبدالقاهر بغدادی.
الفِصَل فی الملل و الأهواء والنِحَل، ابن حزم ظاهری اندلسی.
الملل و النحل، محمدبن عبدالکریم شهرستانی.
منهاج السنة، ابن تیمیّة حرّانی، حنبلی.
البدایة و النهایة، ابن کثیر دمشقی.
محاضرات، تاریخ الامم الاسلامیه، شیخ محمد خضری.
السنّة و الشیعة، رشید رضا، صاحب المنار.
الصراع بین الوثنیة والاسلام، عبدالله علی قصیمی.
فجرالاسلام، احمد امین مصری.
ضحیالاسلام، احمد امین مصری.
ظهرالاسلام، احمد امین مصری.
الجولة فی ربوع الشرق الادنی، محمد ثابت مصری.
عقیدةالشیعه، خاورشناس رونالدسن.
الوشیعة فی نقد عقائد الشیعة، موسی جارالله.
ابوالحسن محمدبن احمد از دانشمندان و ادیبان عصر خود بوده و دارای آثاری ماندگار است.(1)
نسبش با پنج واسطه به سبط اکبر امام حسن مجتبی (علیه السلام) میرسد.
علّامه، غدیریّهای چهاربیتی خطاب به ابوعلی رستمی، از او آورده است.(2)
یا من یُسرّلی العداوۀ فابدها
و اعمد لمکروهی بجهدک او ذر...
ای کسی که برای من دشمنی، پنهان میکنی، آن را آشکار کن. در بدخواهی من بکوش یا رها کن که برای خدا در نزد من عادت سپاس است، در حق کسی که با من عداوت میوزرد. پس سرگردان مباش.
انا واثق بدعاء جدی المصطفی
لأبی غداة «غدیرخمّ» فاحذر
من به دعای نیایم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) که برای پدرم در روز غدیرخمّ فرمود، اطمینان دارم. بههوش باش! و خدا در اثر آن دعا ما را در مورد دوست و دشمن خوشبخت کرده است، تو صبرکن.
اصفهانی در سال 322 هـ، وفات یافته است و او را در اصفهان نسلی پایدار است.(1)
ابوجعفر احمد ابن علویّه، از پیشوایان حدیث و استادان علمای امامیّه و مورد اعتماد بوده است. او در ادبیات و شعر نیز دستی بلند و بالا و رتبهای در اوج داشته است.(2)
او در سال 212 هـ، متولد شده و در 320 هـ، در گذشته است.(3)علّامه امینی (رضی الله عنه) ، غدیریّة او را در چهارده بیت آورده که از آن جمله است:
صلی الاله علی ابن عمّ محمد
منه صلوة تُغمَد بحنان
و له اذا اذکر الغدیر فضیلة
لم ینسها مادامت الملوان ...
خدا به پسر عموی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از سوی خود درود بفرستد، پوشیده به رأفت و رحمت و برای او بههنگام یاد از غدیرخم فضیلتی است که تا شب و روز هست فراموش
نمیشود. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به توضیح ولایت قیام کرد همان ولایتی که از سوی خداوند پاداشدهنده، نازل شد و فرمود: برسان آنچه را مأمور شدی و به خدای نگاهدارندة مهربان اطمینان داشته باش. پیامبر به نماز جماعت فراخواند و او [علی] را با سخنی نیکو و روشن معرفی کرد و فرمود آیا من ولی شما نیستم؟ گفتند: چرا، هستی. فرمود این ولیّ دوّم شماست... .(1)
او از مردان علم و حدیث و نحو بوده و در میان پیشوایان لغت و ادب، به مثابة مروارید درشت میدرخشیده است. او از اصحاب امامیه است و شعر فراوان سروده است.(2)
محمد، آثار ارزشمندی داشته که علّامه امینی به نُه عنوان از آنها اشارت دارد.(3)
قصیده غدیریه او یکصد و شصت بیت است که به قصیدة اشباه یا ذات معروف است و به حدیث نبوی در شباهتهای امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به پیامبران اشارت دارد. ابیاتی از آن به قرار زیر است:
ای آنکه مرا برای خاطر محبت علی نکوهش میکنی، با خفت و خواری گام به سوی دوزخ بردار. آیا به بهترین انسان
تعرض میکنی؟ همواره از هدایت، دور و ممنوع باشی. او در کهولت و جوانی و شیرخوارگی و در غذا خوردن شبیه پیامبران بوده و در علم و دانش آدم که اسماء به او آموخته شده و مانند نوح صاحب کشتی نجات بوده ... .
لم یکن امره بدوحات خمّ
مشکلا عن سبیله ملویاً ...
کار او در کنار درختان خمّ (غدیرخمّ) مشکلی نبود. مرتضی را برای مردم نصب کرد و فرمود: این مولای کسی است که من برای او مولا بودهام هر که او را دشمن بدارد، مهم نیست یهودی یا نصرانی بمیرد.
مفجّع در بصره متولد شده و در سال 327 هـ، وفات یافته است.
او شاعری شیعی و خوشسخن بوده و اشعار فراوان او دربارة علی (علیه السلام) نشانة تشیّع اوست. ابن شهرآشوب او را از ستایشگران اهلبیت برشمرده است.
غدیریه او قصیدهای چهلودو بیتی است که با تغزل آغاز میکند و از آن جمله است:
حبی النبی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و وصیه
مع حب فاطمه و حب ینیها
اهل الکساء الخمسۀ الغرر التی
یبنی العلا بعلاهم بانیها
من به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و جانشین مورد وصیت او، همراه فاطمه و فرزندانش مهر میورزم. پنج تن اهل کساء که بانیان،
هر بلندی را به بلندای آنان میسازند.
آخاه فی خمّ و نوّه باسمه
لم یأل فی خیر به تنویهاً...
در خمّ او را برادر خود خواند و نام او را برد و هیچ نکویی نماند که برای او یاد نکند.
فرمود با فضیلتترین شما علی است. حکم او پیش میرود و او برای من مانند هارون است برای موسی ...
ابوالقاسم علیبن محمد، نسبش به نوح پیامبر میرسد. او در کلام، دانشمندی ذوفنون و در فقه و فرائض پیشرو و ماهر و حافظ حدیث، پیشوا در شعر و ادب و دارای آگاهی در نجوم و هیئت بوده است. در انواع دانشها دارای اثر است؛ از آن جمله «الفرج بعد الشدة» و غیر آن.
تشیع او از پاسخی که به شاعر عباسی داده است هویداست. غدیریه او که علامه امینی نیز آورده هشتاد و سه بیت است.
و من قال فی یوم الغدیر محمد
و قد خاف من غدر العداة النواصب...
به بهترین انسانی که بر زمین گام نهاده و به گرامیترین کسی که در میان مردم راه رفته است و بر دو سبط مصطفی، عیب و ایراد میگیرند. (به آن شاعر) بگو در عین پستی میخواهی دست بهسوی ستارگان بیاویزی، کار قرمطیان را به دروغ به اهل بیت بزرگوار و پاک نسبت میدهی... . وزیر
پیامبر مصطفی و وصیّ و جانشین او که در خلق و طبیعت، شبیه هم بودهاند، کسی که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیرخم، با وجود بیم از دغلکاران ناصبی فرمود: بدانید هرکه را من از خود او سزاوارتر به وی هستم، این برادرم پس از من، صاحب امر و مولای اوست. همگی از او فرمان ببرید. او نسبت به من مانند هارون نسبت به موسیبن عمران است.(1)
علیبن اسحاق مشهور به زاهی از نوابغ و شاعرانی بوده که در اشعارش به نفع اهل بیت موضع گرفته و بر آیین آنان میزیسته است.
زاهی در سال 318 هـ به دنیا آمده و در سال 353 هـ از جهان رخت بربسته است.(2)در کتب معاجم بدان سبب که او به اهل بیت گرایش نشان داده و اشعارش مشحون از مهر و ولای آنان است، کمتر به وی پرداختهاند. علامه امینی (رضی الله عنه) نیز بدان جهت از نمونه اشعار او، فراوان نقل کرده است.(3)
زاهی در قصیدههایی با قافیههایی (صاد)، (را) و (ها) به مدح امام علی و یاد غدیر پرداخته است، که از آن جمله است:
من ارتقی متنالنبی صاعداً
و کسّر الاصنام فی اولی الفرص...
کسی که از دوش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بالا رفت و در اولین فرصت، بتها را شکست و کعبه را از آلودگیها پاک کرد و پایین آمد و کسی که به روز تنهایی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) جان خویش را فدای او کرد و در رختخواب او آرمید و کسی که در بدر و احد گردن گردنکشان را در برابر حق شکست و جبرئیل ندای «لافتی الّا علیّ» در داد و کسی که در روز خیبر پرچم به دست گرفت و دشمن را شکست داد و در خیبر را از جای در آورد.
و خدا «هل اتی» برایش نازل کرد و همان که انس از گواهی دادن دریغ ورزیدن و به مرض برص گرفتار گشت، آنگاه که علی گواهی خواست که چهکس در غدیر شاهد بود.
اذ قال من یشهد بالغدیر لی
فبادر السامع و هو قد نکص
فقال انسیت فقال کاذب
سوف تری مالا تواریة قمص
آنگاه که علی فرمود چه کسی جریان غدیر را به نفع من گواهی میدهد، شنوندهای شنید و گام عقب نهاد و گفت فراموش کردهام. فرمود دروغ گفتی سپس خواهی دید اثر نفرین را که با پیراهن و آستین نتوانی پوشیده بداری.
تا آنجا که در رائیّهای گوید:
من قال احمد فی یومالغدیر له
بالنقل فی خبر بالصدق مأثور
قم یا علی فکن بعدی لهم علماً
واسعد بمنقلب فی البعث، محبور...
آن که پیامبر، در روز غدیرخمّ به او، برابر خبر راست و درست فرمود ای علی بایست بعد از من پیشوا و رهبر باش.
مولای آنان و سرپرستشان تو هستی که خدای عرض فرمان داد برسان تا بهترین مأمور باشی و اگر نکنی فرمان مرا اجرا نکردهای.
و در هائیّهای دیگر گوید:
مَن فرض المصطفی ولاه علی
الخلق بیوم «الغدیر» اذ رفعه
علی آن کسی است که محمد مصطفی در روز غدیرخم او را بالا برد و ولایتش را فرض گردانید.
و در رائیّه دیگر:
اقیم بخمّ لِلخِلافة حیدر
و من قبل قال الطهر مالیس ینکر...
حیدر در غدیرخمّ به پا داشته شد و پیشتر نیز پیامبر پاک، چیزی گفته بود که جای انکار نبود.(1)
حارثبن ابیالعلاء حمدانی از شخصیتهای چندبعدی است. او در مسابقة آرایش سخن، مورد ستایش است، همچنان که در میدان جنگ و بسیج سپاه و لشکر، شجاع و سرآمد بوده است. معلوم نیست آیا او در سخنوری مهارت بیشتر دارد یا در امور نظامی و لشکری دلاورتر است. کوتاه سخن آنکه در هر دو باب سرشناس و سرآمد بوده است.
او در سالهای 320 و یا 321 هـ، به دنیا آمد و در سال
1) تاریخ بغداد، 11/350؛ یتیمةالدهر، 1/198؛ مرآةالجنان، 2/349؛ مجالس المؤمنین، 456؛ الکنی و الالقاب، 2/257؛ زرکلی؛ الاعلام، 2/659 و جز آنها.
357 هـ، کشته شد.(1)ابواسحاق صابی مرثیهای برای او سروده است: او به اهلبیت ارادت میورزیده و طی سرودههایی روح توسل به ساحت آنان را ابراز داشته و نکات نغز و حکمتآموزی را به نظم کشیده است:
از صبر نیکو هزینه کن. هرکس از صبر و شکیب خرج کند، بینوا نگردد. مرد تا حرکت نکند به مقامی نرسد، چنان که عقاب در آشیانه به شکار نمیپردازد، بلکه در فضا به پرواز درمیآید.
غدیریّة او میمیّهای است پنجاه و هشت بیتی که در دیوان مخطوطش محفوظ است. متأسفانه ناشر دیوان، ابیاتی را انداخته و تنها پنجاه و سه بیت آورده است. حمدانی در قصیدهای به نام «شافیه» در جواب شاعر متعصب عباسی که میخواسته از شأن آل علی بکاهد، فضائلی را برشمرده است:
الحق مهتضم و الدین مخترم
و فییء آل رسول الله مقتسم ...
حق پایمال شده و دین خلل برداشته و سهم آل رسول خدا به یغما رفته است.
فرزندان علی در شهرهایشان، به صورت رعیت میزیند در حالی که حکومت و زمام امور در دست سفلگان قرار دارد.
1) شذرات الذهب 3/24.
شما آنچنان به ایشان فخر میفروشید که گویا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جدّ و نیای شما بوده است، نه آنها. روز غدیر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با حضور فرشتگان و امت مسلمان بهپاخاست و به نفع آنها سخن گفت. اما پس از رحلت آن حضرت کار را شورایی کردند طوریکه گویا صاحب حق را نمیشناسند. چرا! به خدا سوگند شناختند؛ لیکن نقاب بر روی حقیقت کشیدند.
برخی شاعران این قصیده را تخمیس کردهاند.(1)او در مقام توسل به آلالبیت گوید:
شفیع من احمد پیامبر و مولای من علی و دختر و دو سبط او و فرزندانش: علی، باقرالعلم و صادق امین بیان، موسی و علی و محمدبن علی و علی و عسکری و امام مهدی است.(2)
محمود بن محمد معروف به کشاجم از نابغههای امت و از یکهتازان میدان ادب و بلاغت که لقب او مشعر و گویای مزایای وجودی اوست: کشاجم مخفّف کاتب، شاعر، ادیب، منشی و نگارنده و جواد، متکلم و منطقی و چون به دانش طب هم علاقهمند بود، گاهی او را «طکشاجم»میخواندهاند.
ابوالفتح معلم اخلاق بود و در این زمینه گفته است: ما با
اهل محبت، وفا و عهد و پیمان داریم. میکوشیم مراتب برادری را نگهداریم اگر کسی گرفتار شد به او یاری میرسانیم. این خلق و خوی ماست که در حفظ مکارم اخلاق اهتمام داریم.
ابوالفتح اهل سیر و سیاحت بود و به کشورهایی سفر کرده و آثاری ادبی برجای گذاشته است.
شگفت آنکه نیای او، سندیبن شاهک در دشمنی اهلبیت مشهور است. در حقیقت ابوالفتح مصداق آیة شریفه «یخرج الحی من المیت»(1)بوده است. او در سال 360 هـ وفات یافته است.(2)
فجّدهـم خاتم الانبیــاء
ویعرف ذاک جمیع الملل...
و قد علموا انّ یومالغدیر
بغدرهم جدّ یوم الجمـل...
نیای ایشان خاتم پیامبران است و همه مردم این را میدانند و پدرشان سرور اوصیاست که عطاکننده به بینوایان و هلاککننده گردنکشان است. ابر آسمان، بارش از او آموخت و کوه، حلم و پایداری از وی یاد گرفت. چه بسا خدا به واسطه او آتش ضلالت و فساد را خاموش کرد و مشعل هدایت و رستگاری را برپا داشت. آنان دانستند که با نیرنگی
که در غدیرخمّ به کار بستند، آتش جنگ جمل را برافروختند. ای گروه ستمگران که تلخی مصیبت را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چشاندید.
این قصیده در نسخة خطی، چهل و هفت بیت است که در چاپ، بیتهایی را انداختهاند.(1)
او در لابهلای نظم، برخی حدیثها را تفسیر کرده است از جمله حدیث منسوب به علی (علیه السلام) که فرموده:
(من أحَبّنا فلیستعد للفقر جلباباً...)
برخی پنداشتهاند هرکه علی را دوست بدارد باید جامة فقر بر تن کند. دروغ گفتهاند هرکه علی را دوست بدارد جامههای غنا بر تن میکند.
سخن وصی را تحریف کردند و به راهی دیگر رفتند. آن حضرت فرمود: اگر دوست ما هستید و به ما مهر میورزید، دنیا را رها کنید و وابسته و شیفتة آن مباشید.
ابوالحسن علیبن عبدالله از بزرگان علم کلام، سرآمد در فقه، نابغه در حدیث و پیشرو در ادب بوده و فضیلتهایی را در وجود خویش جمع کرده است. او کتابی دربارة امامت(2)دارد و دربارة مدایح اهلبیت اشعار زیادی سروده است، که بعضی از
آنها بالغ بر سیصد بیت است.
ناشی صغیر در 271 هـ ولادت و در 360 هـ وفات یافته است.
علّامه امینی (علیه السلام) در کتاب بزرگ الغدیر، غدیریههایی از او با قافیههای (ج، ک و ب) آورده که به برخی شاهبیتها اشاره میکنیم:
یا آل یاسین من یحبّکم
بغیر شک لنفسه نصحا
انتم رشاد من الضلال کما
کل فساد بحبکم صلحا
ای آل یاسین، هرکس شما را دوست بدارد بدون تردید، خیرخواه خویش بوده است. شما مایه رستگاری هستید و هر فساد و تباهی در پرتو وجود شما به صلاح تبدیل میشود.
پدر شما احمد و مصاحب او هست که دانشها به او عطا شده است؛ یعنی علیبن ابیطالب که در روز غدیرخم به تنهایی به امتیازی نایل آمد.
ذاک علی الذی تفرّدة
فی یوم خمّ بفضله اتّضحا
آنگاه که میان مردم ایستاد. بازوی او را گرفت و گفت هر که را من مولای او بودهام، وصی، به وحی الهی مولای اوست.و در قافیة ک میگوید:
و یوم الغدیر ما یومة
لیترک عذراً الی غادریکا
و روز غدیر: چه روزی که هرگونه عذر را برای
نیرنگبازان گرفت. قصیدة معروف بائیّه:
بآل محمد عرف الصواب
و فی ابیاتهم نزل الکتاب
که سی و دو بیت است و از اوست. در قصیدهای دیگر:
و صارمه کبیعته بخمّ
مقاصدها من الخلق الرقاب
و شمشیر او مانند بیعت او در غدیرخم برگردن مردم است. او در مدح اهلبیت نکتهای نادر سروده است:
کان رسولالله اوصی بقتلکم
و اجسامکم فی کل ارض توزّع
گویا رسول خدا سفارش کرده است که شما را بکشند که در هر سرزمینی اجساد شما، پخش شود!(1)
حسینبن داود بشنوی کردی از شاعران صریحگوی در ستایش اهلبیت و از طلایهداران پرچم بلاغت و از سرایندگان مبارز امامیه است که مذهب خود را در منظومههای خویش ابراز میدارد:
به پروردگار سوگند به دامن ولایت چنگ زنندهام و به دوازده پیشوا از نسل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) معتقد هستم.
بشنویّه، محلّی است در شرق دجله که قبایل شیعة زیادی در آن مناطق ساکنند. علّامه امینی در الغدیر طوائف بزرگی از آنان را نام برده است.
بشنوی در اشاره به مراتب ولای خود به اهل بیت
1) معجم الادبا، 5/235.
میگوید:
بهترین اوصیا از بهترین خاندان و نیکترین طوایف، آن انسانی است که از لغزش مصون است؛ وقتی به صورت آن وصی بنگری در سخن و عمل خدا را پرستیدهای.(1)
او در قصیدههای نونیه، طائیه و دالیهاش به غدیرخمّ اشارتها دارد:
لقد شهدوا عید الغدیر و اسمعوا
مقال رسول الله من غیر کتمان ...
همانا در عید غدیر حضور داشتند، دیدند و شنیدند که رسول خدا بدون پنهانکاری چه فرمود: آیا من برای شما از همه مردم، سزاوارتر نیستم؟ جواب دادند: آری هستی، ای بهترین انس و جن! آنگاه او بر روی منبری ایستاد و با صدای بلند و رسا، ولایت حیدر را اعلام کرد. بازوی او را گرفت و به همه از دور و نزدیک که میشنیدند، فرمود: علی برادر من است، همانند هارون نسبت به موسی پسر عمران، فرقی میان من و او نیست. پروردگارا، دوست علی (علیه السلام) را دوست بدار و دشمن او را دشمن و بر بدخواهش خشم گیر.
او در غدیریّة بائیهاش سروده است:
أاترک مشهور الحدیث و صدقة
غداة بخمّ قام احمد خاطباً ...
1) کفایةالطالب، /65-64.
آیا من حدیث صحیح و راست و مشهور روز غدیرخمّ را رها کنم؟ احمد (صلی الله علیه و آله و سلم) سخنرانی کرد و فرمود آیا من برای شما مولا نیستم؟ علی نیز همانند من است. ولی شما باید ولایت او را پذیرا باشید، امر واجبی را برای شما گفتم.
در غدیریّة دالیّهاش میسراید:
یومالغدیر لذی الولایة عید
و لذیالنواصب فضله مجحود...
روز غدیر برای اهل ولایت و محبت عید است، اما فضیلت آن روز برای ناصبیان مورد انکار است. آن روز در آسمانها، روز عهد و معهود نامیده شده است...(1)
بشنوی در سال 380 هـ، وفات یافته است.(2)
کافیالکفات اسماعیل وزیر، صاحب، پسر عباد، شاعر و ادیب قرن چهارم هجری قمری است. گاهی سخن گفتن دربارة برخی شخصیتها، به دلیل عظمت و گستردگی ابعاد وجودیشان دشوار مینماید. صاحببن عباد از آن اشخاص است که فضیلتها و برتریهای فراوان داشته که چون هالهای سیمای او را پوشاندهاند. علم و دانش او ستودنی است و ادب و بلاغتش قابل ستایش، کمتر کسی مثل صاحب از سوی ادبا
و شعرای عصر خویش و پس از آن مورد تعریف و تمجید قرار گرفته و بعد از فوت او بسیاری از اهل شعر و ادب برای او مرثیهسرایی کردهاند.
بسیاری در شرح احوال او بهطور مستقل کتاب نوشتهاند.(1)
علّامه امینی (رضی الله عنه)، به آثار علمی و ادبی و تاریخی او اشارتها دارد. کتابخانه بزرگ او که توسط محمود سبکتکین سوزانده شد، برای جهان شیعه ضایعهای سنگین بوده است.
در عصر صاحب، دانشمندان نامدار و شاعران زباندار فراوانی میزیستهاند. علّامه امینی (رضی الله عنه) ، حدود چهل و دو تن ادیب و شاعر نام برده که صاحب را مدح و فضائل و کراماتش را مطرح کردهاند. اشعار صاحب در مدح اهلبیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فزون از حد است.(2)
صاحب، قصیدهها و غدیریههایی با قافیه «ل، ب» سروده است که برخی به قرار ذیل است:
قالت: فمن ساد فی «یوم الغدیر» أبن
فقلت من کان للاسلام خیر ولی ...
گفت در روز غدیر چه کسی آقا و سرور مردم شد، روشن بیان کن. گفتم آن کسی که برای اسلام بهترین ولی و امام و
پیشوا بود. گفت چه کسی در حال رکوع انگشترش را زکات داد؟ ...
صاحب بعد از یاد فضائل فراوانی برای علی (علیه السلام) در میدانهای جنگ و جهاد و در مزایایی در محراب عبادت و کارزار با نفس، چنین گفت:
قالت: فمن هو هذا الفرد سمه لنا فقلت ذاک امیرالمؤمنین علی پرسید: کیست آنکه این همه فضیلت و منقبت دارد، نام ببر گفتم: او امیرالمؤمنین علی است.
در قافیه با: ای علی، همگن دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ، اگر تو نبودی کفوی برای او نبود. ای اصل و ریشه عترت احمد، اگر تو نبودی نسل احمد دوام نمییافت. تو را ابوتراب لقب دادند، پس از آن که مردم دنیاپرست دین و شریعتشان را با مشتی خاک معامله نمودند؛ ندانستند که وصی همان است که در محراب، زکات پرداخت.
لم یعلموا انّ الوصیّ هوالذی
حکم الغدیر له علی الاصحاب
ندانستند وصیّ همان است که در روز غدیر به نفع او بر همه اصحاب و یاران محمد، حاکم و امام قرار داده شد.
أفی یوم خمّ اذ اشاد بذکره
و قد سمعالایصاء جاء و ذاهب...
در روز غدیرخمّ آنگاه که نام او را با صدای بلند خواند، موضوع وصیت را همگان دریافتند.
او از افاضل ادبای گرگان، در قرن چهارم هجرت و تربیت
شدة صاحببن عبّاده بوده است. عبّاده از وی تعریف و تمجید کرده و به عنوان سفیر در نزد امیران و کارگزارانش میفرستاده است. گرگانی در حدود سال 380 هـ، پیش از وفات صاحب، وفات یافته است.
از گوهری گرگانی غدیریّههایی با قافیة «ن، و، راء» یاد شده است.
أما اخذت علیکم اذ نزلت بکم
«غدیرخمّ» عقوداً بعد ایمان...
آیا من هنگامی که در غدیرخمّ فرود آمدم از شما عهد و پیمان نگرفتم؟ و دست بهترین انسانی که در سرزمین بطحا گام میبرداشت، از قوم مَضر و عدنان بلندمرتبه را بالا نبردم؟ که این علی مولای هرکس است که من برای او مبعوث شدهام و ظاهر و باطن من در آن خصوص یکی بود و خدا نمیخواست که کوتاهی کنم و از شرح و بیان دریغ بورزم. این پسر عمو، صاحب منبر و برادر و وراث من است، نه دیگر برادران دینی و یاران من. او در مقایسه با من مانند هارون در مقایسه با موسیبن عمران است.
و در غدیریّهای دیگر سروده است:
و غدیرخمّ لیس منکر فضله
إلّا زنیم، فاجر کفّار...
فضیلت غدیرخم را جز اشخاص بیاصل و نسب، بدکار و کافر و ناسپاس، انکار نمیکنند. آفتاب در بابِل پس از غروب
بر چه کسی برگردانده شد؟بیان کن. او دارای فضائل و مناقب فراوانی است، کجا اشعار میتواند به ستایش او احاطه یابد؟(1)
حسینبن احمد نیلی بغدادی (م: 390)، یکی از ارکان و اعیان طائفه و از نابغههای علم و دانش است که شهرت او در فن شعر، هنرهای دیگر او را تحتالشعاع قرار داده است.(2)او بارها در بغداد پست حسبه (امر به معروف و نهی از منکر) را که مقامی بزرگ بوده و در صدر اسلام پیشوایانی متصدی آن بودهاند را بر عهده داشته است.
ثعالبی مینویسد: دیوان او به کمتر از شصت دینار، یافت نمیشد؛ زیرا اهل ادب به آن و نگهداریاش علاقهمند بودهاند. سید شریف رضی در زمان حیات او آنچه را به نظرش نیکوتر آمده، برگزیده و به ترتیب حروف الفبا سامان داده است.
حسین نیلی در ستایش امامان شیعه و یاد مناقب آنان، شعر فراوان گفته او قصیدة فاییه را موقعی سرود که سلطان مسعودبن بابویه، برج و باروی مشهد علوی را ساخت و وارد آنجا شد.
سال ولادت این شاعر اهلبیت معلوم نیست، اما وفاتش در سال 391 هـ، رخ داده است و بهحسب ظاهر عمری طولانی کرده است.
یا صاحب القبّة البیضاء فی النجف
من زار قبرک و استشفی لدیک شفی...
ای صاحب گنبد و بارگاه منور در نجف، هرکس قبر تو را زیارت کرد و نزد تو شفا خواست، شفا یافت. سلام بر تو از سوی خدا و سلام بر اهل دانش و شرف؛ ای مولا، من از شهری دور آمدهام، دامن ولای شما را چنگ زدهام و امید شفاعت تو را دارم؛ زیرا تو عروةالوثقایی، هرکه به آن چنگ زد بیمی ندارد... . پاک نبودند آنانی که در برابر فضل و شرف تو به ظاهر آفرین گفتند.
و با یعوک «بخمّ» ثم اکّدها
محمد بمقال منه غیر خفی...
در غدیرخمّ با تو بیعت کردند. پس از آنکه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آشکارا و بدون پنهانکاری سخن گفت آن مردم نافرمانی کردند و سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرمود: «این برادر و جانشین من است، هرکه به دامن او چنگ زد هیچ بیم و هراسی نخواهد داشت.» به بوتة فراموشی سپردند.(1)
علّامه امینی از این قصیده، بیست و پنج بیت آورده و مینویسد
1) ر.ک: یتیمةالدهر، 3/25؛ ابن خلکان، تاریخ، 1/170؛ مخطوط، نسعةالسحر و جز اینها.
که اصل آن «بالغ بر شصت و چهار» بیت است. در قافیة «ن» در جواب ابنسکرة ناصبی که نسبتهای ناروایی به اهل بیت میدهد، سروده است، از جمله:
و قلت افضل من یوم الغدیر اذا
صحت روایته یوم الشعانین
و گفتی با فضیلتتر از روز غدیر، تازه اگر گزارش آن درست باشد، روز «شعانین» است.
و نیز در جواب میسراید: با خدایت به دشمنی برخاسته و از نعمتش بیپروا شدی، اما از قدرت الهی نتوانی جست.
از ملازمان صاحببن عباد و جزوکسانی است که پس از او زمام سیاست و رشتة ادبیات را در دست گرفته است و ادبا از اطراف و اکناف به دربارش بار سفر بسته و به آرمانهایشان میرسیدند.
شاعران نامداری، مانند مهیار دیلمی او را ستودهاند.(1)علّامه امینی اشعار فراوانی با مضامین بالا و ذوقی از او آورده است:
به فراق و جدایی راضی مباش که آن بسیار تلخ است. خورشید را نمیبینی که به هنگام غروب از ترس جدایی، رخش زرد میشود؟ ضبّی در سال 398 هـ، وفات یافته است.
لعلی الطهر الشهیر
مجد اناف علی ثبیر
1) مهیار دیلمی، دیوان، 3/344.
صنو النبی محمد
و وصیه یوم الغدیر
و حلیل فاطمه و وا
لد شبّر و ابو شبیر
برای علی (علیه السلام) آن مرد پاک و مشهور، مجد و شرفی است بلندتر از کوه «ثبیر». او داماد و پسرعموی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و روز غدیرخمّ به وصایت و جانشینی او منصوب گشت. او شوهر فاطمه و پدر حسن و حسین است.(1)
ابوحامد احمدبن محمد انطاکی معروف به ابو رقعمق، ساکن مصر بوده ولی در شام بالیده و در ادبیات به شهرت رسیده است. انطاکی در سال 399 هـ ،درگذشته است. غدیریّة او نوزده بیت است، از آن جمله:(2)
لا والذی نطق النبی
بفضله یوم الغدیر
ما للإمام ابی علی
فیالبریّة من نظیر
به خدا سوگند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به فضل و فضیلت او لب گشود، برای امام علیبن ابیطالب (علیه السلام) در میان خلق، مانندی نیست.(3)
محمدبن ابراهیم سروی، شاعر یکتای طبرستان و تنها پرچم و
نشان درخشان فضیلت در آن سامان و از سرایندگان قرن چهارم است. با ابن العمید نامهنگاریها داشته و شعرهای نمکین و دارای نکته، سروده است. او در مدح اهل بیت قصائدی ساخته که علّامه در الغدیر بزرگ به استناد منابع معتبر آورده است.
لو لم یکن لبنی الزهراء فاطمة
من شاهد غیر هذا لکفی...
اگر فرزندان فاطمه زهرا در دنیا جز این شاهدی نداشتند، بس بود. پرچم اولاد زهرا سفید و روشن و آثار حق در آن برای حقشناسان هویداست؛ ولی پرچم بنیعباس تیره و آثار گمراهی در آن پیداست.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دو سبط او و همسرش دارای مکانتی هستند که قلمها و کاغذها از شمارش آنها درمیماند و علی آن کسی است که چه بسیار غم و اندوه از چهرة رسولالله (صلی الله علیه و آله و سلم) زدود و سپس فرزندان نورانی او پیشوایانند که تاج افتخار و هدایت و امامت بر سر دارند.
علی امامی بعد الرسول
سیشفع فی عرصة الحق لی ...
علی پیشوای من پس از رسول الله است او در عرصة حق برای من شفاعت خواهد کرد و من برای علی (علیه السلام) فضیلتهایی را ادعا دارم که بر عقل مشکل نیست. نمیگویم او پیامبر مرسل است لیکن میگویم او به نصّ و بیان صریح، امام و پیشواست و سخن رسول برای او که فرمود:
الا من کنت مولاً له
فمولاه من غیر شک علی
بدانید هر که را من برای او مولا بودهام پس، مولای او بدون تردید علیبن ابیطالب است.(1)
ابومحمد طلحه غسّانی عونی از شاعران قرن چهارم هجری است. شهرت اشعار او بینیاز از تعریف است و کاروانهای ادبی آنها نقل محافل بود. تشیع و دوستی اهل بیت در آثار او ماندگار است و دربارة آنان، قصیدهها و قطعههای بلند و بالا، گاهی بالغ بر پنجاه بیت دارد.
آغاز آن چنین است.
وسائل عن العلی الشأن
هل نصّ فیه الله بالقرآن؟(2)
و پرسشگری دربارة علیبن ابیطالب آن انسان بلند مرتبت میپرسد که آیا خدا در قرآن در خصوص او بیان صریح دارد؟
امامی له یوم الغدیر اقامه
نبیّ الهدی ما بین من انکر الامرا ...(3)
پیشوای من کسی است که پیامبر هدایت در روز غدیرخمّ میان منکران و مخالفان، او را نشان داد... و ایستاد و سخن
راند و بعد از حمد و ثنای الهی، با صدای بلند و آشکار فرمود: بدانید این مرتضی، همسر فاطمه، علی مورد رضایت، داماد من – و چه داماد گرامی و بزرگواری – و وارث علم من و جانشین من در میان شماست. من از همه دشمنان و بدخواهانش به خدا برائت میجویم. آیا شنیدید، مطیع هستید و سخن مرا دریافتید؟ همگی گفتند، حکومت را از او بر نمیگردانیم...
و در لامیّهای گوید:
ألیس رسول الله یخطبهم
یوم الغدیر و جمع الناس محتفل...
آیا رسول خدا در روز غدیرخم در جمع انبوه مردم سخنرانی نکرد؟ فرمود هر که را من مولای او بودهام، این علی پس از من مولای اوست، او را برادر خود خواند و اگر امور را به دست آن پیشوای هدایتگر ابیالحسن میسپردند، برای مردم بس بود و راهها ایمن میشد... .
ابوحسین علیبن حمّاد عبدی بصری، پدرش نیز در شمار شعرای اهل بیت است و مینویسد: همانا این عبد، بندة علیبن ابیطالب است چنان که حمّاد بندة ادیب شماست. پیش از من، پدرم برای شما مرثیه سروده و مرا سفارش کرده است که از قافله عقب نمانم و گام در جای پای او بگذارم.
ابن حمّاد از سرشناسان شیعه و از عالمان یگانه و از
حافظان حدیث و از معاصران شیخ صدوق بوده است. او در شعر و ادبیات از پرچمدارانی است که نامش نیز در کتابها آمده است.
دربارة امام علی (علیه السلام) و پیشوایان معصوم شیعه، اشعار زیادی سروده است. علّامه امینی دوازده قصیدة طولانی از او آورده که ستایش علی (علیه السلام) و مضامین اخبار و احادیث و فضایل اهل بیت را در بردارد.
... و قام به الاسلام بعد اعوجاجه
و جاء به الدین الحنیف یکملّ ...
در پرتو وجود علی (علیه السلام) کژی که به اسلام راه یافته بود، راست گردید و دین و آیین حنیف به کمال رسید.
برادر مصطفی در روز «غدیر» و داماد و پسر عموی او که هنگام رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به غسل و کفن پیامبر پرداخت و آنکه خورشید برای او برگشت و آنکه احمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بر روی منبر اشاره به او کرد و فرمود: ای اصحاب من، این علی برادر من است، نه دیگری. این جبرئیل به من گفت علی (علیه السلام) پس از من جانشین و پیشواست هر طور خواست عمل میکند و هر که نافرمانی کند، گو اینکه محمد را نافرمانی کرده و نافرمانِ او، معصیت خدا کرده است. او جان من است و قرآن به این معنا ناطق است و من شهر علم هستم و علی باب آن. او سرور و سرپرست و صاحب اختیار شماست...
لعمرک یافتی یوم «الغدیر»
لانت المرء اولی بالامور...
به جانم سوگند در روز غدیر، تو ای جوانمرد! سزاوارترین فرد برای تصدی امور تعیین شدی و تو برادر بهترینِ انسانها، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) هستی و در مباهله جان او محسوب شدی. تو داماد و پسر عموی پاک او و پدر حسن و حسین هستی. به امر پروردگار عقد ازدواج فاطمة زهرا برای تو در آسمان بسته شد.
... من بلّغ الدنیا ینصب وصیّه
یوم الغدیر لیکمل الایمانا
من ذا له یوم الغدیر فضیلة
اذلا تطیق لفضله جحدانا...
علی (علیه السلام) آنکه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر با جانشینی او و رساندن آن پیام به جهانیان، ایمان را کامل ساخت. همان که برای او در روز غدیر فضیلتی است که نااهلان و منکران نمیتوانند آن را تحمل کنند. در گفتار صریح احمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مزایای وجودی او یاد شد که خدای متعال آن را به انسانی دیگر نداده است.
این قصیده بیست و هفت بیت دارد.
یا عید یوم الغدیر
عدبالهنا و السرور
فضلک اضحی علی
امیر کل امیر...
روز غدیر چه عید بزرگی است. در این روز شادی و خرّمی بازآید و علی (علیه السلام) امیر و سالار همة امیران و سالاران گردید. جبرئیل از سوی خدا پیام آورد و گفت ای احمد در کنار این «غدیر» فرود آی و برسان وگرنه اقدام به انجام مسئولیت نکردهای ... این قصیده هم بیست و یک بیت است.
ما لعلی سوی اخیه
محمد فی الوری نظیر...
در جهان خلقت برای علی (علیه السلام) جز برادرش محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مانندی نیست. آنگاه که قریش قصد جان محمد را کردند، علی در بستر پیامبر خوابید و جاننثاری کرد ...
و قال فی خمّ ان علیاً
خلیفۀ بعده امیر...
و در غدیرخمّ فرمود که پس از وی علی جانشین و امیر است.
و قال لأحمد بلغ قریشاً
اَکُن لک عاصماً ان تستکینا
فانزل بالحجیج «غدیرخمّ»
و جاء به و نادی المسلمینا
خدا به احمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود به قریش برسان، اگر بیم داری، من نگاهدارت هستم و اگر خبرها و پیامهای مرا نرسانی، مبلّغ امین نخواهی بود. پس در غدیرخمّ حاجیان را پیاده کرد و مسلمانان را مورد خطاب قرار داد و دست علی را بالا گرفت و به حاضران نشان داد. چه دست بزرگی و چه دست
بزرگواری او را بلند نمود و به مردم که همه میشنیدند فرمود: بدانید این برادر، وصیّ بر حق و جانشین، وفاکننده و پرداختکنندة دیون من است. شاهد باشید هر که را من مولای او بودهام، علی مولای اوست. خدا دوست دار او را دوست، و بدخواه او را دشمن بدارد.
یوم الغدیر لاَشرف الایام
و اجلها قدراً علی الاسلام
قال النبی بدوح خمّ رافعاً
کفّ الوصی یقول للأقوام...
روز غدیر، شریفترین روزها و با جلالترین و ارزشمندترین روز در اسلام است. روزی است که خدا امام و پیشوای ما، یعنی جانشین پیامبر، علی (علیه السلام) را تعیین کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در زیر سایة درختان خمّ، دست وصیّ را گرفت و برای ما بالا برد و نشان داد و فرمود: هر که من مولای او بودهام، به وحی و فرمان خدا، این علی مولای اوست. در زندگانی، او وزیر من است و پس از رحلت من جانشین من خواهد بود. پروردگارا، دوستدار کسی باش که به ولایت او اعتراف کند و برای دشمنش بدترین مرگ را پیش آور. پس از آن دستها برای بیعت پیش آمد و با آن کار، دین خدا به کمال و سنت الهی به اتمام رسید.
الم تسمع قوله صادقاً
غداۀ الغدیر بماذا صدع
الا ان هذا ولیٌ لکم
اطیعو فویل لمن لم یطع
و قال له انت منی اخی
کهارون من صنوه فاقتنع...
آیا سخن راست پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را در روز غدیر نشنیدی که چه فرمان و امری صادر کرد؟ فرمود: این، ولی و مولای شماست از وی اطاعت کنید وای بر کسی که پیروی از او نکند و فرمود: تو نسبت به من ای برادرم، مانند هارون هستی نسبت به برادرش، قانع شد و فرمود تو باب و در شهر علم و دانش من هستی برای کسی که بخواهد وارد شود و بهرهمند گردد و نیز فرمود او [علی] داورترین است و پیام برائت را او قرائت کرد. فریب مخور و در روز مباهله او را نفس و جان رسول خواند و در روز مؤاخات او را برادر خود خواند و مقامش بالا رفت...
شاعر یکایک فضائل علی (علیه السلام) را که در روایتها آمده به نظم کشیده و ماندگار کرده است.
یا سائلی عن «حیدر» اعییتنی
انا لست فی هذا الجواب خلیقا
اخذ الا له علی البریّة کلّها
عهداً له یوم الغدیر وثیقا ...
ای آنکه از من راجع به حیدر سوال میکنی و مرا خستی، من سزاوار جواب به چنین سوالی نیستم. خدا با نام خود «العلی» او را علی نامید و بدان وسیله مقام او بالای بالا رفت و از میان ماسوی او را برگزید و پیشوا و نشان هدایت قرار داد و خدا در روز غدیرخم
پیمان محکمی از مردم گرفت و آن روز که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) میان اصحابش طرح برادری ریخت او را برادر خود قرارداد و فرشتگان آسمان به امر الهی او را حیدر فاروق نامیدند و چون اولین اجابت کنندة دعوت توحیدی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، او را صدّیق خواند. اگر این القاب را دیگری مدعی باشد، باید شاهد و دلیل بیاورد.
ترکوا سبیل الرشد بعد نبیهم
سفهاً و تاهوا فی العمی و تسکعوا
غدروا به یوم الغدیر و لم یفوا
و لعهده المسئول منهم ضیعوا...
آن مردم، به پیمان خود در روز غدیر خیانت کردند و شکستند و عهد او را پاس نداشتند و راه رشد را رها کرده و از روی سفاهت و بیخردی خود را در ضلالت به زحمت انداختند. ای تقسیم کنندة آتش، صادقانه و همانند یک شیعة مؤمن سوگند میخورم که تو صراط مستقیم بر روی دوزخ هستی و پناه به تو باید جست. ای علی! در روز قیامت، حوض با آب سرد به دست توست، هر که را خواستی سیراب میکنی و هر که را خواستی بر میگردانی، کلیدها به دست توست. این را در آتش افکنی و آن دیگری را در بهشت اسکان می دهی. من در اعماق وجودم عشق و مهر تو را کاشتهام، هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت.
و ولّاه یوم الغدیر علی الوری
فاصبح مولاها و کان امامها
علی آن عروةالوثقی و ریسمان محکمی است که هر کس بدان آویخت، رَست. محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فقط با او عقد اخوت بست، نه با دیگران و به چه شرف بزرگی دست یافت و روز غدیرخم ولایت و سرپرستی او را بر ماسوی اعلام فرمود. پس پیشوا و امام همگان شد و در راستای همان امامت با پیمانشکنان جنگید و با قاسطان و ستمگران کارزار کرد و با شمشیر عدل، خون مارقان و بیدینان را ریخت.
و لاء المرتضی عددی
لیومی فی الوری و غدی
امیرالنحل مولی الخلق
فی خم علی الابد
ولای علی مرتضی در جهان توشه امروز و فردای من است. آن امیرمؤمنان که در غدیرخم برای همیشه منصوب شد که فردایش دستها برای بیعت دراز گردید. او در فضیلت، مانند مصطفی بود، نه کم و نه زیاد؛ در کتاب جنب الله و عین الله خوانده شد هرگز گیتی، کسی مثل او نزاد. او بود که در جنگهای بدر، احد اندوه از چهره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) زدود.
علّامه امینی میگوید، از این شاعر غدیر، غدیریّههای دیگری نیز وجود دارد که نیاوردم.
ابن حماد از شاعران قرن چهارم هجری است و ولادت و و فاتش روشن نیست؛ اما آثارش او را جاویدان کرده و اشعارش در همه جا پخش است.
آل هندو از خانوادههای امامیهاند که پرچم نشر دانش و ادب را به دوش داشتند و صاحبان فضیلت بوده، در نویسندگی و شعر نیز پیشرو بودهاند. ابن شهر آشوب، محمدبن هندو بزرگ این خاندان را از شاعران پارسای اهل بیت (علیهم السلام) برشمرده است و نیز از کسان دیگرشان که در حکمت و فلسفه و طب سررشته داشته اند، یاد شده است.(1)
تجلّی الهدی یوم «الغدیر» علی الشبه
و برّز ابریزالبیان عن الشبه ...(2)
در روز غدیرخمّ، هدایت بر همانندی تجلّی کرد و طلای ناب بیان، از ناخالصی و شبههها عاری گشت. پروردگار عرش، دین مردمان را کامل نمود، آنطور که قرآن نزول یافته آشکار ساخت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن جمع، دست علی (علیه السلام) را که از هر جهت از دیگران برتر است، بالا برد و فرمود: آگاه باشید هر که را من برای او مولی بودهام، این [علی] برای مولاست، چه منقبت بزرگی.
جعفربن حسین از شعرای پاسدار مکتب اهل بیت در قرن
چهارم است. او در جواب یکی از شعرای متملّق بنیعباس که در توصیف و ستایش آنان شعر میسرود و شیعه را مورد بیاحترامی قرار میداد، چنین سروده است.
به آن شاعر بدکار که از روی نادانی دینش را فروخت و به طمع مال دنیا گمراهان را ثنا گفت، بگو: نفرین بر تو، تو از رازهای امامت چه میدانی؟ امامت با نصّ است.
کمقاله فی یوم «خمّ»
لحیدر لمّا اقامه ...
مانند کلام او (پیامبر) برای حیدر در روز غدیرخم که او را برپا داشت و فرمود: «هر که من مولای او بوده ام، این (علی) مولای اوست و سخن خود را به گوش همگان رسانید. تو از اهل اطلاع بپرس از گفتارت پشیمان خواهی شد.»
او از شاعران اهل بیت در عصر عضدالدوله بوده(1)و غدیریّة ذیل به او منسوب است.
عیّد فی یوم «الغدیر» المسلم
و انکر العید علیه المجرم...
مسلمان روز غدیر را عید گرفت و شخص مجرم و تبهکار منکر آن شد.
ای منکران جایگاه روز (غدیر) و کلامی که رسول خدا به
1) معجم الادباء، 4/261.
آن لب گشود، مرگ بر شما باد. خداوند تعالی در آیة «الیوم اکملت لکم دینکم» نازل فرمود و آیة «الیوم اتممت علیکم نعمتی» فرو فرستاد «نصب» و «تعیین» امام، بزرگترین نعمت بوده است.
علّامه امینی مینویسد: ما برخی غدیریّهها را از شاعران قرن چهارم آوردیم. دربارة آنان تحقیق بیش از این میسر نبود و زیاد دنبال نکردیم.