ghaemiyeh.com
سرشناسه : کلینی، محمد بن یعقوب، - ۳۲۹ق.
عنوان قراردادی : الکافی .اصول . فارسی - عربی
عنوان و نام پدیدآور : ترجمه اصول کافی/ تالیف محمد کلینی؛ ترجمه صادق حسنزاده.
مشخصات نشر : تهران: قائم آلمحمد، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۴ج.
شابک : ۱۷۰۰۰۰ ریال: دوره، چاپ دوم 964-8911-10-X : ؛ ۲۱۰۰۰۰ ریال (دوره، چاپ سوم) ؛ ج.۱، چاپ دوم964-8911-06-1: ؛ ج.۲، چاپ دوم: 964-8911-07-X ؛ ج.۳، چاپ دوم964-8911-08-8: ؛ ج.۴، چاپ دوم : 964-8911-09-6
وضعیت فهرست نویسی : برونسپاری
یادداشت : فارسی- عربی.
یادداشت : کتاب حاضر در سالهای مختلف توسط مترجمین و ناشرین متفاوت ترجمه و منتشرشدهاست.
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : ج.۱ (چاپ سوم: ۱۳۸۶) (دوم ناشر).
یادداشت : ج. ۱ - ۴ (چاپ سوم: ۱۳۸۶).
یادداشت : عنوان روی جلد: ترجمه و متن کامل اصول کافی.
عنوان روی جلد : ترجمه و متن کامل اصول کافی.
موضوع : احادیث شیعه -- قرن ۴ق.
شناسه افزوده : حسنزاده، صادق، مترجم
رده بندی کنگره : BP۱۲۹ /ک۸ک۲۲۰۴۱ ۱۳۸۵ الف
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۲۱۲
شماره کتابشناسی ملی : ۱۱۶۹۹۵۳
بدزبانی ١١
کسی که از شرّش میترسند ١٧
ستمکاری ١٩
فخر و کبر ١٩
سختدلی ٢٣
بیدادگری ٢٣
پیروی هوس ٣٣
فریفتن،خیانت و نیرنگ ٣۵
دروغ ٣٧
دوزبانی ۴٧
قهر و جدائی ۴٩
گسستن پیوند خویشاوندی و قطع رحم ۵١
نافرمانی از پدر و مادر ۵٧
بیزاری جستن از نسب ۵٩
دربارۀ کسی که مسلمانان را آزار داده،خوارشان میکند ۶١
دربارۀ کسی که عیب و لغزش مؤمنان را میجوید ۶٧
سرزنش کردن ۶٩
غیبت کردن و بهتان گفتن ٧١
سخن گفتن به زیان مؤمن ٧۵
شماتت کردن(شادی بدخواهانه)٧۵
دشنام گفتن ٧٧
تهمتزدن و بدگمانی ٧٩
دربارۀ کسی که خیرخواه برادر مؤمنش نیست ٨١
انجام ندادن وعده ٨٣
ص :٣
دربارۀ کسی که از برادر مؤمنش پردهپوشی میکند ٨۵
دربارۀ کسی که برادرش از او یاری میخواهد و او یاریاش نمیکند ٨٩
دربارۀ کسی که چیزهای خودش یا دیگران را از مؤمن بازمیدارد ٨٩
دربارۀ کسی که مؤمنی را میترساند ٩٣
باب سخنچینی ٩٣
باب فاشکردن ٩۵
باب آنکس که آفریده را فرمان برد به نافرمانی آفریدگار ٩٩
باب کیفرهای شتابناک گناهان ١٠١
باب همنشینی با گنهکاران ١٠٣
باب اقسام مردم ١١٣
باب کفر ١١٧
باب اقسام کفر ١٢٧
باب ستونهای کفر و شعبههای آن ١٣١
باب صفت دورویی و دورو ١٣۵
باب شرک ١٣٩
باب تردید ١۴٣
باب گمراهی ١۴٧
باب ناتوان در دین ١۵٣
باب کسانی که کارشان موقوف به فرمان خداست ١۵٩
باب اصحاب اعراف ١۶١
باب در بیان اقسام مخالفان و قدریّه و خوارج و مرجئه و اهالی شهرها ١۶٣
باب دلجوئیشدگان ١۶۵
باب در بیان اشتراک دورویان و گمراهان و شیطان در دعوت الهی ١۶٩
باب در بیان گفتار خدای برتر«و بعضی از مردم خدا را بر یک حال میپرستند»١٧١
باب کمتر چیزی که بنده به وسیله آن مؤمن یا کافر یا گمراه شود ١٧٣
باب ١٧۵
باب پایداری ایمان و اینکه آیا رواست خدا ایمان را از کسی بگیرد؟١٧۵
باب صاحبان ایمان عاریتی ١٧٧
ص :۴
باب در نشانۀ عاریتدار ١٨١
باب فراموشی دل ١٨١
باب در تیرگی دل آدم دورو،گرچه زبانآور باشد و روشنی دل مؤمن،گرچه ١٨۵
باب در دگرگونی حالات دل ١٨٧
باب بداندیشی(وسوسه)و حدیث نفس ١٨٩
باب اعتراف به گناهان و پشیمانی از آنها ١٩١
باب نهان داشتن گناهان ١٩۵
باب کسی که آهنگ کار نیک یا کار بد کند ١٩٧
باب توبه ١٩٩
باب آمرزشخواهی از گناه ٢٠٧
باب در بیان آنچه خدای عزّتمند هنگام توبه آدم ٧ به او بخشید ٢١١
باب گناهان کوچک ٢١۵
باب در اینکه گناهان سه قسماند ٢١٩
باب شتاب در کیفر گناه ٢٢١
باب در تفسیر گناهان ٢٢٧
باب نادر ٢٢٩
باب نادر دیگر ٢٣١
خداوند به وسیلۀ عامل بلا را از غیرعامل رفع میکند ٢٣٣
ترک گناه آسانتر از جستوجوی توبه است ٢٣٣
استدراج ٢٣٣
حسابرسی عمل ٢٣۵
دربارۀ کسی که از مردم عیبجویی میکند ٢۴٩
مسلمان برای آنچه در جاهلیت کرده،گرفتار نمیشود ٢۵١
همانا کفر با توبه،عمل را باطل نمیکند ٢۵٣
معافشدگان از بلا ٢۵٣
آنچه از امّت برداشته شده است ٢۵۵
باب«همانا هیچ گناهی با وجود ایمان زیان نمیرساند و هیچ نیکیای...»٢۵٧
ص :۵
کتاب دعا
بابی دربارۀ فضیلت دعا و تشویق کردن و برانگیختن دیگران بر آن ٢۶١
بابی دربارۀ اینکه دعا،سلاح مؤمن است ٢۶۵
بابی دربارۀ اینکه دعا،بلا و قضا را باز میگرداند ٢۶٧
بابی دربارۀ اینکه دعا،درمان هر دردی است ٢٧١
بابی دربارۀ اینکه هرکه دعا کند برآورده گردد ٢٧١
بابی دربارۀ الهامشدن دعا بر دل مؤمن ٢٧١
پیشدستی کردن در دعا نمودن پیش از فرارسیدن بلا ٢٧٣
بابی دربارۀ باورداشتن برآورده شدن دعا ٢٧۵
بابی دربارۀ روی آوردن به دعا ٢٧۵
بابی دربارۀ پافشاری نمودن در دعا و انتظار کشیدن برای برآورده شدن دعا ٢٧٧
بابی دربارۀ نامبردن و برشمردن درخواست در دعا ٢٨١
بابی دربارۀ نهان داشتن دعا ٢٨١
بابی دربارۀ زمانها و حالتهایی که امید برآورده شدن دعا در آنها میرود ٢٨١
بابی دربارۀ آرزومندی،و بیمناکی،و نالهگری،و از همهگسستگی ٢٨٧
بابی دربارۀ گریه ٢٩١
بابی دربارۀ ستایش نمودن پیش از دعا ٢٩۵
بابی دربارۀ گردهمایی برای دعا کردن ٣٠١
بابی دربارۀ گسترده نمودن دعا بر همگان ٣٠٣
بابی دربارۀ آن کس که برآورده شدن دعایش واپس افتد ٣٠٣
بابی دربارۀ صلوات فرستادن بر محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و خاندانش علیهم السّلام ٣٠٩
بابی دربارۀ آنچه از ذکر و یاد خدای عزّتمند و شکوهمند در هر مجلسی ٣١٩
بابی دربارۀ بسیار یاد نمودن خدای عزّتمند و شکوهمند ٣٢٣
بابی دربارۀ اینکه صاعقه ذکرگو را درنرسد ٣٢٧
بابی دربارۀ به ذکر خدای عزّتمند و شکوهمند پرداختن ٣٢٩
بابی دربارۀ یاد نمودن پنهانی خدای عزّتمند و شکوهمند ٣٣١
بابی دربارۀ یاد نمودن خدای عزّتمند و شکوهمند در میان غفلتمندان ٣٣٣
ص :۶
بابی دربارۀ ستودن و به بزرگی یاد نمودن ٣٣٣
بابی دربارۀ آمرزشخواهی ٣٣٧
باب سبحان اللّه گفتن و لا إله إلاّ اللّه گفتن و أللّه أکبر گفتن ٣٣٩
بابی دربارۀ دعا نمودن برای برادران دینی در پشتسر آنان ٣۴١
بابی دربارۀ آنکس که دعایش پذیرفته آید ٣۴۵
بابی دربارۀ آنکس که دعایش به اجابت نرسد و پذیرفته نیاید ٣۴٩
بابی دربارۀ نفرین نمودن دشمن ٣۵١
بابی دربارۀ نفرین کردن یکدیگر ٣۵۵
بابی دربارۀ آنچه که خدای فرازمند خویشتن را به آن به بزرگی یاد کند ٣۵٩
بابی دربارۀ آنکس که«لا اله الاّ اللّه»گوید ٣۶١
بابی دربارۀ آنکس که بگوید:«لا إله إلاّ اللّه و اللّه أکبر»٣۶٣
بابی دربارۀ آنکس که بگوید:«لا إله إلاّ اللّه وحده وحده وحده»٣۶٣
بابی دربارۀ آنکس که ده بار بگوید:«لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له»٣۶٣
بابی دربارۀ آنکس که بگوید:«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له...»٣۶۵
بابی دربارۀ آنکس که هر روز ده بار بگوید:«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه...»٣۶۵
بابی دربارۀ آنکس که ده بار بگوید:«یا اللّه یا اللّه...»٣۶٧
بابی دربارۀ آنکس که بگوید:«لا إله إلاّ اللّه حقّا حقّا»٣۶٧
بابی دربارۀ آنکس که«یا ربّ یا ربّ»گوید ٣۶٧
بابی دربارۀ آنکس که پاکدلانه بگوید:«لا اله الاّ الله»٣۶٩
بابی دربارۀ آنکس که گوید:«ما شاء اللّه و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه»٣۶٩
بابی دربارۀ آنکس که بگوید:«أستغفر اللّه الّذی لا إله إلاّ هو الحیّ القیّوم...»٣٧١
باب سخن در صبحگاهان و شامگاهان ٣٧١
دعا هنگام خواب و بیداری ۴٠١
دعا هنگام بیرون رفتن از منزل ۴١١
دعا پیش از نماز ۴١٩
دعای پس از نمازها ۴٢١
دعا برای روزی ۴٣٣
ص :٧
دعا برای پرداخت بدهی ۴۴٣
دعا برای ناراحتی و نگرانی و اندوه و ترس ۴۴۵
دعا برای دردها و بیماریها ۴۶٣
حرز و تعویذ ۴٧٣
دعا هنگام خواندن قرآن ۴٨٣
دعا برای حفظ قرآن ۴٨٧
دعاهای کوتاه برای همۀ خواستههای دنیا و آخرت ۴٩١
کتاب فضیلت قرآن
فضیلت حامل قرآن ۵۴۵
دربارۀ کسی که با مشقّت قرآن میآموزد ۵۵١
دربارۀ کسی که قرآن را حفظ کرده،سپس آن را فراموش کرده است ۵۵٣
دربارۀ خواندن قرآن ۵۵٧
دربارۀ خانههایی که در آنها قرآن خوانده میشود ۵۵٩
ثواب قرآن خواندن ۵۶١
خواندن قرآن از روی مصحف ۵۶۵
دربارۀ ترتیلخوانی قرآن با صدای خوب ۵۶٧
دربارۀ کسی که هنگام تلاوت قرآن خود را به غش میزند ۵٧٣
زمانی که قرآن در آن خوانده شود و به پایان برسد ۵٧٣
قرآن چنانچه نازل شده است،بالا میرود ۵٧٧
فضل قرآن ۵٧٩
باب نوادر ۵٩۵
کتاب معاشرت[آداب اجتماعی]
باب معاشرت واجب ۶٠٩
نیکو معاشرت بودن ۶١٣
دربارۀ کسی که دوستی و همنشینی با او واجب است ۶١۵
دربارۀ کسی که همنشینی و دوستی با او ناپسند است ۶١٧
ص :٨
دوستی و مهرورزی با مردم ۶٢۵
اظهار دوستی به برادر ۶٢٧
دربارۀ سلامکردن ۶٢٧
دربارۀ کسی که واجب است آغاز به سلام کند ۶٣٣
دربارۀ اینکه وقتی یک نفر از گروه سلام میکند،کفایت میکند ۶٣۵
سلام کردن به زنها ۶٣٧
دربارۀ سلام بر اهل سایر ادیان ۶٣٧
نامهنویسی به اهل ذمّه ۶۴٣
دربارۀ چشمپوشی ۶۴٣
باب نادر ۶۴۵
عطسه و جواب آن ۶۴٧
واجب بودن بزرگداشت مسلمان سالخورده ۶۵٩
دربارۀ گرامی شمردن شخص کریم ۶۶١
دربارۀ حقّ کسی که داخل خانه میشود ۶۶٣
همنشینی به امانتداری است ۶۶٣
دربارۀ صحبت درگوشی ۶۶۵
دربارۀ نشستن ۶۶۵
دربارۀ تکیه زدن و بر دست تکیه دادن ۶۶٩
باب شوخی و خنده ۶٧١
دربارۀ حقّ همسایگی ۶٧٧
دربارۀ مرز همسایگی ۶٨۵
دربارۀ نیکو همراهی و حقّ همسفر ۶٨٧
دربارۀ نامهنگاری به همدیگر ۶٨٩
باب نوادر ۶٨٩
باب ۶٩٣
دربارۀ نهی از سوزاندن کاغذهای نوشته شده ۶٩٧
ص :٩
باب البذاء
[٢۶٠٧]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن فضّال، عن أبی المغراء،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
[إنّ]من علامات شرک الشّیطان الّذی لا یشکّ فیه أن یکون فحّاشا،لا یبالی ما قال و لا ما قیل فیه.
[٢۶٠٨]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إذا رأیتم الرّجل لا یبالی ما قال و لا ما قیل له فإنّه لغیّة أو شرک شیطان.
[٢۶٠٩]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن عمر بن أذینة،عن أبان بن أبی عیّاش،عن سلیم بن قیس،عن أمیر المؤمنین علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إنّ اللّه حرّم الجنّة علی کلّ فحّاش بذیء،قلیل الحیاء، لا یبالی ما قال و لا ما قیل له.فإنّک إن فتّشته لم تجده إلاّ لغیّة أو شرک شیطان فقیل:یا رسول اللّه و فی النّاس شرک شیطان؟فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:أما تقرأ قول اللّه عزّ و جلّ: وَ شٰارِکْهُمْ فِی الْأَمْوٰالِ وَ الْأَوْلاٰدِ. قال:و سأل رجل فقیها:
هل فی النّاس من لا یبالی ما قیل له؟قال:من تعرّض للنّاس یشتمهم و هو یعلم أنّهم لا یترکونه،فذلک الّذی لا یبالی ما قال و لا ما قیل فیه.
[٢۶١٠]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن أبی جمیلة،یرفعه عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ اللّه یبغض الفاحش المتفحّش.
ص :١٠
[ادامه کتاب ایمان و کفر]
[٢۶٠٧]١-ابو بصیر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:از نشانههای مشارکت شیطان در چیزی،که در آن تردید نمیشود این است که شخص بسیار دشنامگو باشد و به آنچه میگوید و به آنچه دربارهاش میگویند، اهمیّت ندهد.
[٢۶٠٨]٢-عبد اللّه سنان از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:وقتی مردی دیدید که به آنچه میگوید و به آنچه دربارهاش میگویند اهمیّت نمیدهد بدانید که او یا از زن گمراه است یا نتیجۀ مشارکت شیطان با پدرش.
[٢۶٠٩]٣-سلیم قیس از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:
همانا خداوند بهشت را بر بسیار دشنامگوی بدزبان اندک شرم که به آنچه میگوید و به آنچه دربارهاش میگویند اهمیّت نمیدهد حرام کرده است؛زیرا اگر او را بکاوی جز از زن گمراه یا از پدری که شریک شیطان است نخواهد بود.گفتند:ای رسول خدا مگر در میان مردم،شریکی برای شیطان است؟ رسول خدا فرمودند:آیا سخن خداوند عزّتمند را نخواندهاید که فرمود:«و با آنان در اموال و اولاد مشارکت کن.»[اسراء(١٧):۶۴]راوی گفته است:و مردی از فقیه پرسید:آیا در مردم کسی هست که به آنچه دربارهاش میگویند،اهمیّت ندهد؟فرمود:هرکس به مردم روکرده،دشنامشان بگوید و بداند که آنان او را رها نمیکنند همان کسی است که به آنچه میگوید و به آنچه دربارهاش میگویند، اهمیّت نمیدهد.
[٢۶١٠]۴-ابو جمیله حدیثی را به حضرت باقر علیه السّلام رسانده که ایشان فرمودهاند:همانا خداوند دشنامگوی دشنامپیشه را دشمن میدارد.
ص :١١
[٢۶١١]۵-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن سالم،عن أحمد بن نضر،عن عمرو بن نعمان الجعفیّ قال:
کان لأبی عبد اللّه علیه السّلام صدیق لا یکاد یفارقه إذا ذهب مکانا فبینما هو یمشی معه فی الحذّاءین و معه غلام له سندیّ یمشی خلفهما إذا التفت الرّجل یرید غلامه ثلاث مرّات فلم یره فلمّا نظر فی الرّابعة قال:یا ابن الفاعلة أین کنت؟ قال:فرفع أبو عبد اللّه علیه السّلام یده فصکّ بها جبهة نفسه،ثمّ قال:سبحان اللّه تقذف أمّه؟قد کنت أری أنّ لک ورعا فإذا لیس لک ورع،فقال:جعلت فداک إنّ أمّه سندیّة مشرکة،فقال:أما علمت أنّ لکلّ أمّة نکاحا،تنحّ عنّی،قال:فما رأیته یمشی معه حتّی فرّق الموت بینهما.
و فی روایة أخری:إنّ لکلّ أمّة نکاحا یحتجزون به من الزّنا.
[٢۶١٢]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن ابن أذینة،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إنّ الفحش لو کان مثالا لکان مثال سوء.
[٢۶١٣]٧-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب، عن عمر بن یزید،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان فی بنی إسرائیل رجل فدعا اللّه أن یرزقه غلاما ثلاث سنین فلمّا رأی أنّ اللّه لا یجیبه قال:یا ربّ أبعید أنا منک فلا تسمعنی أم قریب أنت منّی فلا تجیبنی قال:فأتاه آت فی منامه،فقال:إنّک تدعو اللّه عزّ و جلّ منذ ثلاث سنین بلسان بذیء و قلب عات غیر تقیّ و نیّة غیر صادقة،فاقلع عن بذائک و لیتّق اللّه قلبک و لتحسن نیّتک،قال:ففعل الرّجل ذلک ثمّ دعا اللّه فولد له غلام.
[٢۶١۴]٨-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن
ص :١٢
[٢۶١١]۵-عمرو بن نعمان جعفی گفته است:حضرت صادق علیه السّلام دوستی داشت که از ایشان جدا نمیشد،به هرکجا که میرفت.روزی با ایشان در میان بازار کفشدوزان راه میرفت و غلامش که سندی بود هم به دنبالش میآمد،که ناگاه به پشتسرش نگاه کرد تا غلامش را ببیند،سه بار چنین کرد و او را ندید.
چون بار چهارم برگشت و او را دید،گفت:ای پسر زن بدکار کجا بود؟راوی گفته است:در این هنگام حضرت صادق علیه السّلام دستش را بالا برده،بر پیشانیاش زد و سپس فرمود:سبحان اللّه به مادرش تهمت میزنی؟من گمان میکردم تو پرهیزگاری و اکنون میبینم که تو را هیچ پرهیزگاریای نیست.او عرض کرد:
جانم فدایت مادر او از سندیان مشرک است.حضرت فرمودند:آیا نمیدانی که برای هر امّتی،ازدواجی است.از من دورشو.راوی گفته است:از آن پس ندیدم که او به همراه آن حضرت راه برود تا مرگ میانشان جدایی انداخت.و در روایت دیگری آمده است:همانا برای هر امّتی ازدواجی است که به سبب آن خود را از زنا نگاه میدارند.
[٢۶١٢]۶-زراره از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:
همانا اگر برای دشنام چهرهای باشد چهرۀ بدی خواهد بود.
[٢۶١٣]٧-عمر یزید روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:در بنی اسرائیل مردی بود که سه سال از خدا خواست تا پسری به او بدهد و چون دید که خداوند دعایش را مستجاب نمیکند،عرض کرد:پروردگارا آیا من از تو دورم که صدایم را نمیشنوی یا به من نزدیک هستی و پاسخم نمیدهی.آنگاه کسی به خوابش آمد و به او گفت:تو از سه سال پیش با بدزبانی و دلی سرکش و ناپرهیزگار و نیّتی ناراست خدا را میخوانی.پس زبانت را پاک کرده،با دلت از خداوند پرواکن و نیّتات را نیکو نما.حضرت فرموده است:آن مرد چنین کرد و سپس به دعا پرداخت و آنگاه پسری برایش به دنیا آمد.
[٢۶١۴]٨-سماعه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:
ص :١٣
عیسی،عن سماعة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إنّ من شرّ عباد اللّه من تکره مجالسته لفحشه.
[٢۶١۵]٩-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن ابن محبوب،عن ابن رئاب،عن أبی عبیدة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
البذاء من الجفاء و الجفاء فی النّار.
[٢۶١۶]١٠-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن ابن مسکان،عن الحسن الصّیقل قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ الفحش و البذاء و السّلاطة من النّفاق.
[٢۶١٧]١١-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن النّعمان،عن عمرو بن شمر،عن جابر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إنّ اللّه یبغض الفاحش البذیء و السّائل الملحف.
[٢۶١٨]١٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن ابن أذینة،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم لعائشة:یا عائشة إنّ الفحش لو کان ممثّلا لکان مثال سوء.
[٢۶١٩]١٣-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن أحمد بن محمّد، عن بعض رجاله قال:
قال:من فحش علی أخیه المسلم نزع اللّه منه برکة رزقه و وکله إلی نفسه و أفسد علیه معیشته.
[٢۶٢٠]١۴-عنه،عن معلّی،عن أحمد بن غسّان،عن سماعة قال:
دخلت علی أبی عبد اللّه علیه السّلام فقال لی مبتدئا:یا سماعة ما هذا الّذی کان بینک
ص :١۴
همانا از بدترین بندگان خداوند کسی است که مردم به جهت دشنامگوییاش از همنشینی با او بپرهیزند.
[٢۶١۵]٩-ابو عبیده روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:بدزبانی ستم است و ستم در آتش.
[٢۶١۶]١٠-حسن صیقل روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:همانا دشنامگویی،بدزبانی و زباندرازی از نفاق است.
[٢۶١٧]١١-جابر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:
همانا خداوند دشنامگوی بدزبان و گدای سمج را دشمن میدارد.
[٢۶١٨]١٢-زراره از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا به عایشه فرمودند:ای عایشه همانا دشنامگویی اگر چهرهای داشته باشد،بد چهرهای خواهد بود.
[٢۶١٩]١٣-مردی روایت کرده که حضرت فرمودند:هرکس به برادر مسلمانش دشنام بدهد،خداوند برکت روزیاش را از او گرفته،به خودش واگذار کرده،زندگیاش را تباه میکند.
[٢۶٢٠]١۴-سماعه گفته است:به نزد حضرت صادق علیه السّلام رفتم و ایشان آغاز
ص :١۵
و بین جمّالک؟!إیّاک أن تکون فحّاشا أو صخّابا أو لعّانا،فقلت:و اللّه لقد کان ذلک،أنّه ظلمنی،فقال:إن کان ظلمک لقد أربیت علیه إنّ هذا لیس من فعالی و لا آمر به شیعتی،استغفر ربّک و لا تعد،قلت:أستغفر اللّه،و لا أعود.
باب من یتّقی شرّه
[٢۶٢١]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:بینا هو ذات یوم عند عائشة إذا استأذن علیه رجل فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:بئس أخو العشیرة،فقامت عائشة فدخلت البیت و أذن رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم للرّجل،فلمّا دخل أقبل علیه بوجهه و بشره[إلیه]یحدّثه حتّی إذا فرغ و خرج من عنده قالت عائشة:یا رسول اللّه،بینا أنت تذکر هذا الرّجل بما ذکرته به إذا أقبلت علیه بوجهک و بشرک؟فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم عند ذلک:
إنّ من شرّ عباد اللّه من تکره مجالسته لفحشه.
[٢۶٢٢]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:شرّ النّاس عند اللّه یوم القیامة الّذین یکرمون اتّقاء شرّهم.
[٢۶٢٣]٣-عنه،عن محمّد بن عیسی بن عبید،عن یونس،عن عبد اللّه بن سنان قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من خاف النّاس لسانه فهو فی النّار.
[٢۶٢۴]۴-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن ابن محبوب،عن ابن رئاب،عن أبی حمزة،عن جابر بن عبد اللّه قال:
ص :١۶
سخن کرده،فرمودند:ای سماعه این چه بود میان تو و شتربانت رخ داد؟!مبادا که تو دشنامگو یا فریادزن یا نفرینگر باشی.من عرض کردم:به خدا سوگند که چنین بود ولی او به من ستم کرد.حضرت فرمودند:اگر او به تو ستم کرده است تو بالاتر از اویی،ولی این از کردار من نیست و من شیعیانم را به آن فرمان نمیدهم.از پروردگارت آمرزش بخواه و دیگر به آن بازنگرد.من عرض کردم:
از خدا آمرزش میجویم و دیگر باز نمیگردم.
[٢۶٢١]١-ابو بصیر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:همانا در روزی که پیامبر گرامی نزد عایشه بودند ناگاه مردی از ایشان اجازۀ ورود خواست.رسول خدا فرمودند:چه برادر بدی است این مرد.آنگاه عایشه برخاسته،به اندرون رفت و رسول خدا به مرد اجازۀ وارد شدن داد.چون آن مرد وارد شد،حضرت با خوشرویی با او رفتار کرد و با او به سخن پرداخت تا کار او پایان گرفته،از نزد حضرت بیرون رفت.عایشه گفت:ای رسول خدا شما ابتدا چنان از او یاد کردی و ناگاه با خوشی به او روآوردی؟رسول خدا در پاسخ فرمودند:همانا از بدترین بندگان خدا کسی است که به جهت دشنامگوییاش از همنشینی با او بترسند.
[٢۶٢٢]٢-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:بدترین مردمان نزد خدا در روز قیامت،کسانی هستند که به جهت ترس از شرّشان بزرگ داشته شوند.
[٢۶٢٣]٣-عبد اللّه سنان روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:کسی که مردم از زبانش بترسند،در آتش دوزخ است.
[٢۶٢۴]۴-جابر عبد اللّه روایت کرده که رسول خدا فرمودند:بدترین مردمان
ص :١٧
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:شرّ النّاس یوم القیامة الّذین یکرمون اتّقاء شرّهم.
باب البغی
[٢۶٢۵]١-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن قدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إنّ أعجل الشّرّ عقوبة البغی.
[٢۶٢۶]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
یقول إبلیس لجنوده:ألقوا بینهم الحسد و البغی،فإنّهما یعدلان عند اللّه الشّرک.
[٢۶٢٧]٣-علیّ،عن أبیه،عن حمّاد،عن حریز،عن مسمع أبی سیّار أنّ أبا عبد اللّه علیه السّلام کتب إلیه فی کتاب:
انظر أن لا تکلّمنّ بکلمة بغی أبدا و إن أعجبتک نفسک و عشیرتک.
[٢۶٢٨]۴-علیّ،عن أبیه،عن ابن محبوب،عن ابن رئاب،و یعقوب السّرّاج،جمیعا عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:أیّها النّاس إنّ البغی یقود أصحابه إلی النّار و إنّ أوّل من بغی علی اللّه عناق بنت آدم،فأوّل قتیل قتله اللّه عناق و کان مجلسها جریبا فی جریب و کان لها عشرون إصبعا فی کلّ إصبع ظفران مثل المنجلین فسلّط اللّه علیها أسدا کالفیل و ذئبا کالبعیر و نسرا مثل البغل،فقتلنها و قد قتل اللّه الجبابرة علی أفضل أحوالهم و آمن ما کانوا.
باب الفخر و الکبر
[٢۶٢٩]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسن بن
ص :١٨
در روز قیامت،کسانی هستند که به جهت ترس از شرّشان بزرگ داشته میشوند.
[٢۶٢۵]١-ابن قدّاح از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:همانا شرّی که کیفرش به شتاب میآید،ستمکاری است.
[٢۶٢۶]٢-سکونی روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:ابلیس به سربازانش میگوید:میان آنان حسد و ستمکاری بیندازید؛زیرا این دو در نزد خداوند با شرک برابرند.
[٢۶٢٧]٣-مسمع ابو سیّار روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام به ایشان در نامهای نوشتند:مراقب باش که هرگز سخنی ستمکارانه به زبان نیاوری اگرچه خودت و قبیلهات را خوش آید.
[٢۶٢٨]۴-ابن رئاب و یعقوب سرّاج از حضرت صادق علیه السّلام روایت کردهاند که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:ای مردم همانا ستمکاری،صاحبانش را به سوی آتش میراند و همانا نخستین کسی که به خدا ستم کرد،عناق دختر آدم بود و نخستین کشتهای که خدا او را کشت،همین عناق بود که جایگاهش یک جریب در یک جریب بود و بیست انگشت داشت که در هر انگشت دو ناخن همانند داس بود.ولی خداوند شیری به مانند فیل،گرگی همچون شتر و کرکسی مانند استر را بر او چیره کرد تا او را کشتند.که خداوند سرکشان را در برترین احوال و ایمنترین زمانشان میکشد.
[٢۶٢٩]١-ابو حمزۀ ثمالی روایت کرده که حضرت سجّاد علیه السّلام فرمودند:شگفتا
ص :١٩
محبوب،عن هشام بن سالم،عن أبی حمزة الثّمالیّ قال:
قال علیّ بن الحسین علیهما السّلام:عجبا للمتکبّر الفخور،الّذی کان بالأمس نطفة ثمّ هو غدا جیفة.
[٢۶٣٠]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:آفة الحسب الافتخار و العجب.
[٢۶٣١]٣-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن محمّد بن إسماعیل،عن حنان،عن عقبة بن بشیر الأسدیّ قال:
قلت لأبی جعفر علیه السّلام:أنا عقبة بن بشیر الأسدیّ و أنا فی الحسب الضّخم من قومی قال فقال:ما تمنّ علینا بحسبک؟إنّ اللّه رفع بالإیمان من کان النّاس یسمّونه وضیعا إذا کان مؤمنا و وضع بالکفر من کان النّاس یسمّونه شریفا إذا کان کافرا،فلیس لأحد فضل علی أحد إلاّ بالتّقوی.
[٢۶٣٢]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن عیسی بن الضّحّاک قال:
قال أبو جعفر علیه السّلام:عجبا للمختال الفخور،و إنّما خلق من نطفة ثمّ یعود جیفة و هو فیما بین ذلک لا یدری ما یصنع به.
[٢۶٣٣]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
أتی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم رجل فقال:یا رسول اللّه أنا فلان بن فلان حتّی عدّ تسعة،فقال له رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:أما إنّک عاشرهم فی النّار.
[٢۶٣۴]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن
ص :٢٠
از متکبّر فخرفروش که دیروز نطفه بوده است و فردا مرداری خواهد شد.
[٢۶٣٠]٢-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:آفت اصالت خانوادگی،فخرفروشی و خود بزرگبینی است.
[٢۶٣١]٣-عقبة بن بشیر اسدی گفته است:به حضرت باقر علیه السّلام عرض کردم:
من عقبه پسر بشیر اسدیام و در اصل و نسب بزرگ خاندان خودم هستم.او گفته است که حضرت به من فرمودند:آیا با اصل و نسبتات بر ما منّت میگذاری؟ همانا خدا مردی را که پست نامیده میشوند،چون مؤمن شدند به سبب ایمان بالا برد و مردمی را که والا نامیده میشوند چون کافر گشتند به سبب کفر،پست کرد و هیچکسی بر کس دیگر جز به سبب پرهیزگاری برتری ندارد.
[٢۶٣٢]۴-عیسای ضحّاک روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:شگفتا از خودبین فخرفروش که از نطفه آفریده شده و سپس مردار میگردد و در میان آن دو حال نمیداند که با او چه میشود.
[٢۶٣٣]۵-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که مردی به نزد رسول خدا آمده،به ایشان عرض کرد:من فلانی پسر فلانیام.و تا هفت پشت شمرد.
رسول خدا به او فرمودند:هان که تو دهمین ایشان در آتش هستی.
[٢۶٣۴]۶-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:
ص :٢١
أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:آفة الحسب الافتخار.
باب القسوة
[٢۶٣۵]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن عمرو بن عثمان،عن علیّ بن عیسی رفعه قال:
فیما ناجی اللّه عزّ و جلّ به موسی علیه السّلام:یا موسی لا تطوّل فی الدّنیا أملک فیقسو قلبک و القاسی القلب منّی بعید
[٢۶٣۶]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن محمّد بن حفص،عن إسماعیل بن دبیس،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا خلق اللّه العبد فی أصل الخلقة کافرا لم یمت حتّی یحبّب اللّه إلیه الشّرّ فیقرب منه فابتلاه بالکبر و الجبریّة فقسا قلبه و ساء خلقه و غلظ وجهه و ظهر فحشه و قلّ حیاؤه و کشف اللّه ستره و رکب المحارم فلم ینزع عنها،ثمّ رکب معاصی اللّه و أبغض طاعته و وثب علی النّاس،لا یشبع من الخصومات، فاسألوا اللّه العافیة و اطلبوها منه.
[٢۶٣٧]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ ٧ عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:لمّتان:لمّة من الشّیطان و لمّة من الملک،فلمّة الملک:الرّقّة و الفهم و لمّة الشّیطان السّهو و القسوة.
باب الظّلم
[٢۶٣٨]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن هارون بن الجهم،عن المفضّل بن صالح،عن سعد بن طریف،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ص :٢٢
آفت اصالت خانوادگی،فخرفروشی است.
[٢۶٣۵]١-علی عیسی حدیثی را به امام علیه السّلام رسانده که فرمودهاند:در مناجات خداوند عزّتمند با موسی علیه السّلام آمده است:ای موسی در این دنیا آرزوی دراز نکن.
که دلت سخت میشود و سختدل از من دور است.
[٢۶٣۶]٢-مردی روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:وقتی خدا بنده را در آفرینش سرشتش کافر بیافریند،او نمیمیرد تا خداوند بدی را محبوب او کرده،به او نزدیک کند.آنگاه او را به کبر و سرکشی دچار میکند تا دلش سخت،اخلاقش بد،ترشرو،بدیاش آشکار،اندک حیا،پرده دریده از سوی خدا و افتاده در حرامها شده،از آنها جدا نگردد.آنگاه او در نافرمانی از خدا فرورفته،فرمانبری از او را دشمن میدارد و به مردمان هجوم میآورد و از ستیزه کردن سیر نمیشود.پس،از خدا عافیت بخواهید و آن را از او بجویید.
[٢۶٣٧]٣-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:دوگونه است در دل انداختن:انداختنیای از سوی شیطان و انداختنیای از جانب فرشته.انداختنی فرشته،نازکدلی و فهم است و انداختنی شیطان ناآگاهی و سختدلی.
[٢۶٣٨]١-سعد طریف روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:بیداد کردن
ص :٢٣
الظّلم ثلاثة:ظلم یغفره اللّه و ظلم لا یغفره اللّه و ظلم لا یدعه اللّه،فأمّا الظّلم الّذی لا یغفره فالشّرک و أمّا الظّلم الّذی یغفره فظلم الرّجل نفسه فیما بینه و بین اللّه و أمّا الظّلم الّذی لا یدعه فالمداینة بین العباد.
[٢۶٣٩]٢-عنه،عن الحجّال،عن غالب بن محمّد،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه فی قول اللّه عزّ و جلّ: إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصٰادِ قال:
قنطرة علی الصّراط لا یجوزها عبد بمظلمة.
[٢۶۴٠]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن وهب بن عبد ربّه،و عبید اللّه الطّویل،عن شیخ من النّخع قال:
قلت لأبی جعفر علیه السّلام:إنّی لم أزل والیا منذ زمن الحجّاج إلی یومی هذا فهل لی من توبة؟قال:فسکت ثمّ أعدت علیه،فقال:لا حتّی تؤدّی إلی کلّ ذی حقّ حقّه.
[٢۶۴١]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسین بن سعید،عن إبراهیم بن عبد الحمید،عن الولید بن صبیح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما من مظلمة أشدّ من مظلمة لا یجد صاحبها علیها عونا إلاّ اللّه عزّ و جلّ.
[٢۶۴٢]۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن أبی عبد اللّه،عن إسماعیل بن مهران،عن درست بن أبی منصور،عن عیسی بن بشیر،عن أبی حمزة الثّمالیّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
لمّا حضر علیّ بن الحسین علیهما السّلام الوفاة ضمّنی إلی صدره،ثمّ قال:یا بنیّ، أوصیک بما أوصانی به أبی علیه السّلام حین حضرته الوفاة و بما ذکر أنّ أباه أوصاه به، قال:یا بنیّ،إیّاک و ظلم من لا یجد علیک ناصرا إلاّ اللّه.
[٢۶۴٣]۶-عنه،عن أبیه،عن هارون بن الجهم،عن حفص بن عمر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :٢۴
سهگونه است:بیدادی که خدا آن را میآمرزد،بیدادی که خدا آن را نمیآمرزد و بیدادی که خدا آن را وانمیگذارد.بیدادی که آن را نمیآمرزد،شرک است، بیدادی که آن را میآمرزد بیداد شخص به خویش است در میان خود و خدایش و بیدادی که خدا آن را وا نمیگذارد،بدهکاری میان بندگان است.
[٢۶٣٩]٢-مردی دربارۀ آیۀ«همانا پروردگارت در کمینگاه است.»[فجر(٨٩):
١۴]روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:پلی است به روی صراط که هیچ بندهای بدهکاری از آن نمیگذرد.
[٢۶۴٠]٣-پیری نخعی گفت:به حضرت باقر علیه السّلام عرض کردم:من از روزگار حجّاج تا امروز پیوسته والی بودهام،آیا برای من توبهای مانده است؟او گفته است که حضرت خاموشی گزید.سخنم را بازگفتم.حضرت فرمودند:نه،مگر حقّ صاحبان حقّ را بازگردانی.
[٢۶۴١]۴-ولید صبیح روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هیچ بیدادی سختتر از بیدادی نیست که صاحبش در برابر آن،یاوری جز خدای عزّتمند نیابد.
[٢۶۴٢]۵-ابو حمزۀ ثمالی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمودند:
وقتی وفات حضرت سجّاد علیه السّلام رسید مرا به سینهاش چسباند و سپس فرمود:
پسر جانم تو را سفارش میکنم به چیزی که پدرم علیه السّلام وقتی وفاتش فرارسید به من سفارش کرد همان چیزی که پدر او به آن سفارش کرده بود،پسر جانم مبادا به کسی بیداد کنی که در برابر تو یاوری جز خدا نمییابد.
[٢۶۴٣]۶-حفص عمر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان-درود
ص :٢۵
قال أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه:من خاف القصاص کفّ عن ظلم النّاس.
[٢۶۴۴]٧-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،عن إسحاق بن عمّار قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من أصبح لا ینوی ظلم أحد غفر اللّه له ما أذنب ذلک الیوم ما لم یسفک دما أو یأکل مال یتیم حراما.
[٢۶۴۵]٨-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من أصبح لا یهمّ بظلم أحد غفر اللّه ما اجترم.
[٢۶۴۶]٩-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن هشام بن سالم، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من ظلم مظلمة أخذ بها فی نفسه أو فی ماله أو فی ولده.
[٢۶۴٧]١٠-ابن أبی عمیر،عن بعض أصحابه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:اتّقوا الظّلم،فإنّه ظلمات یوم القیامة.
[٢۶۴٨]١١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن عیسی،عن منصور،عن هشام بن سالم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم اتّقوا الظّلم،فإنّه ظلمات یوم القیامة.
[٢۶۴٩]١٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عمر بن أذینة، عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ما من أحد یظلم بمظلمة إلاّ أخذه اللّه بها فی نفسه و ماله و أمّا الظّلم الّذی بینه و بین اللّه فإذا تاب غفر اللّه له.
[٢۶۵٠]١٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن ابن أبی نجران،
ص :٢۶
خدا بر او-فرمودند:هرکس از قصاص بهراسد خود را از بیداد به مردم نگاه میدارد.
[٢۶۴۴]٧-اسحاق عمّار روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
هرکس صبح کند و بیداد کردن به کسی را قصد نکند،خداوند گناهان آن روزش را میآمرزد،تا وقتی که خونی نریخته و به حرام،مال یتیمی را نخورده باشد.
[٢۶۴۵]٨-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:هرکس صبح کند و بیداد کردن به کسی را قصد نکند،خداوند گناهی را که میکند،میآمرزد.
[٢۶۴۶]٩-هشام سالم روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس بیداد بکند،به سبب آن در جانش یا مال و فرزندانش گرفتار میشود.
[٢۶۴٧]١٠-یکی از اصحاب از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:از بیداد کردن بترسید؛زیرا که تاریکی روز قیامت است.
[٢۶۴٨]١١-هشام سالم از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:از بیداد کردن بترسید که آن تاریکی روز قیامت است.
[٢۶۴٩]١٢-زراره روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:هیچ کسی بیداد نمیکند مگر اینکه خدا به سبب آن جان و مالش را گرفتار میکند.امّا بیدادی که میان خود و خدایش باشد،اگر توبه کند،خدایش میآمرزد.
[٢۶۵٠]١٣-عبد الأعلی آزاد شدۀ خاندان سام گفته است:حضرت صادق علیه السّلام
ص :٢٧
عن عمّار بن حکیم،عن عبد الأعلی مولی آل سام قال:
قال أبو عبد اللّه مبتدئا:من ظلم سلّط اللّه علیه من یظلمه[أو علی عقبه]أو علی عقب عقبه قلت:هو یظلم فیسلّط اللّه علی عقبه أو علی عقب عقبه؟فقال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ یقول: وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعٰافاً خٰافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّٰهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً.
[٢۶۵١]١۴-عنه،عن ابن محبوب،عن إسحاق بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ أوحی إلی نبیّ من أنبیائه فی مملکة جبّار من الجبّارین أن ائت هذا الجبّار فقل له:إنّنی لم أستعملک علی سفک الدّماء و اتّخاذ الأموال و إنّما استعملتک لتکفّ عنّی أصوات المظلومین فإنّی لم أدع ظلامتهم و إن کانوا کفّارا.
[٢۶۵٢]١۵-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الحسن بن علیّ الوشّاء،عن علیّ بن أبی حمزة،عن أبی بصیر قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:من أکل مال أخیه ظلما و لم یردّه إلیه أکل جذوة من النّار یوم القیامة
[٢۶۵٣]١۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن طلحة بن زید،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
العامل بالظّلم و المعین له و الرّاضی به شرکاء،ثلاثتهم.
[٢۶۵۴]١٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن هشام بن سالم قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ العبد لیکون مظلوما فما یزال یدعو حتّی یکون ظالما.
ص :٢٨
آغاز سخن کرده،فرمودند:هرکس بیداد کند خداوند کسی را بر او چیره میکند که به او بیداد کند[یا بر فرزندش]یا بر فرزند فرزندش.او گفته که من عرض کردم:
او بیداد میکند و خدا بیدادگر را بر فرزندش یا بر فرزند فرزندش چیره میکند؟
حضرت فرمودند:خداوند عزّتمند میفرماید:«کسانی که وقتی پس از خودشان فرزندان ناتوان میگذارند،بر آنان میترسند،باید بترسند و از خدا پروا کرده،سخن استواری بگویند.»[نساء(۴):٩]
[٢۶۵١]١۴-اسحاق عمّار از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که همانا خداوند شکوهمند به پیامبری از پیامبرانش در سرزمین ستمگری از ستمگران وحی کرد که به نزد آن ستمگر برو و به او بگو:من تو را برای خون ریختن و مال گرفتن به کار نگماردهام.همانا تو را به کار گماردم تا فریاد ستمدیدگان را از من بازداری؛ زیرا من شکایت آنان را وانمیگذارم،اگرچه کافر باشند.
[٢۶۵٢]١۵-ابو بصیر گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:هرکس مال برادرش را به بیداد بخورد و به او بازنگرداند،در روز قیامت پارهای از آتش را میخورد.
[٢۶۵٣]١۶-طلحۀ زید روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:بیدادگر و یاریرسان و خرسند به آن شریکان همدیگرند.
[٢۶۵۴]١٧-هشام سالم گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:همانا بنده گاهی ستمدیده است آنگاه پیوسته دعا میکند تا بیدادگر میشود.
ص :٢٩
[٢۶۵۵]١٨-عدّة من أصحابنا:عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن أبی نهشل،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال:من عذر ظالما بظلمه سلّط اللّه علیه من یظلمه فإن دعا لم یستجب له و لم یأجره اللّه علی ظلامته.
[٢۶۵۶]١٩-عنه،عن محمّد بن عیسی،عن إبراهیم بن عبد الحمید،عن علیّ بن أبی حمزة،عن أبی بصیر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال:ما انتصر اللّه من ظالم إلاّ بظالم،و ذلک قوله عزّ و جلّ:و کَذٰلِکَ نُوَلِّی بَعْضَ الظّٰالِمِینَ بَعْضاً.
[٢۶۵٧]٢٠-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من ظلم أحدا ففاته فلیستغفر اللّه له فإنّه کفّاره له.
[٢۶۵٨]٢١-أحمد بن محمّد الکوفیّ،عن إبراهیم بن الحسین،عن محمّد بن خلف،عن موسی بن إبراهیم المروزیّ،عن أبی الحسن موسی علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من أصبح و هو لا یهمّ بظلم أحد غفر اللّه له ما اجترم.
[٢۶۵٩]٢٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسن بن محبوب،عن علیّ بن أبی حمزة،عن أبی بصیر قال:
دخل رجلان علی أبی عبد اللّه علیه السّلام فی مداراة بینهما و معاملة،فلمّا أن سمع کلامهما قال:أما إنّه ما ظفر أحد بخیر من ظفر بالظّلم أما إنّ المظلوم یأخذ من دین الظّالم أکثر ممّا یأخذ الظّالم من مال المظلوم،ثمّ قال:من یفعل الشّرّ بالنّاس فلا ینکر الشّرّ إذا فعل به أما إنّه إنّما یحصد ابن آدم ما یزرع و لیس یحصد أحد من المرّ حلوا و لا من الحلو مرّا فاصطلح الرّجلان قبل أن یقوما.
ص :٣٠
[٢۶۵۵]١٨-عبد اللّه سنان روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس برای بیدادگری عذر آورد خداوند کسی را بر او چیره میکند که به او بیداد کند.آنگاه اگر دعا کند مستجاب نشود و خداوند بر شکایتش او را پاداش ندهد.
[٢۶۵۶]١٩-ابو بصیر روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:خداوند جز به سبب بیدادگر از بیدادگران انتقام نمیگیرد و این سخن خداوند است که فرمود:
«و چنین برخی بیدادگران را به برخی دیگر وا میگذاریم.»[انعام(۶):١٢٩]
[٢۶۵٧]٢٠-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:هرکس به دیگری بیداد کرده و او را نیافت تا جبران کند،برایش از خدا آمرزش بخواهد تا کفّارۀ بیدادش باشد.
[٢۶۵٨]٢١-موسی بن ابراهیم مروزی از حضرت کاظم علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:هرکس صبح کند و آهنگ بیداد به کسی نکند،آنچه گناه بکند خدایش میآمرزد.
[٢۶۵٩]٢٢-ابو بصیر روایت کرده که دو مرد دربارۀ دعوایی در معاملهشان به خدمت حضرت صادق علیه السّلام آمدند و چون حضرت سخن هر دو را شنید فرمود:
هان که هیچ کسی به خیر نمیرسد چنانکه کسی به سبب ستم به آن میرسد.هان که همانا ستمدیده بسیار بیش از مالی که ستمگر از او گرفته از دین ستمگر میگیرد.سپس فرمودند:هرکس با مردم بدی کند،چون با خود او شود آن بدی، زشت نیست.هان که همانا پسر آدم آنچه بکارد،میدرود،و هیچ کسی نه از تلخی،شیرینی درویده و نه از شیرینی،تلخی میدرود.در این هنگام آن دو مرد پیش از آنکه برخیزند،باهم آشتی کردند.
ص :٣١
[٢۶۶٠]٢٣-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من خاف القصاص کفّ عن ظلم النّاس.
باب اتّباع الهوی
[٢۶۶١]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب، عن أبی محمّد الوابشیّ قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:احذروا أهواءکم کما تحذرون أعداءکم،فلیس شیء أعدی للرّجال من اتّباع أهوائهم و حصائد ألسنتهم.
[٢۶۶٢]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن عبد اللّه بن القاسم،عن أبی حمزة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:یقول اللّه عزّ و جلّ:و عزّتی و جلالی و عظمتی و کبریائی و نوری و علوّی و ارتفاع مکانی لا یؤثر عبد هواه علی هوای إلاّ شتّتّ علیه أمره و لبّست علیه دنیاه و شغلت قلبه بها و لم أوته منها إلاّ ما قدّرت له،و عزّتی و جلالی و عظمتی و نوری و علوّی و ارتفاع مکانی لا یؤثر عبد هوای علی هواه إلاّ استحفظته ملائکتی و کفّلت السّماوات و الأرضین رزقه و کنت له من وراء تجارة کلّ تاجر و أتته الدّنیا و هی راغمة.
[٢۶۶٣]٣-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الوشّاء،عن عاصم بن حمید،عن أبی حمزة،عن یحیی بن عقیل قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:إنّما أخاف علیکم اثنتین:اتّباع الهوی و طول الأمل، أمّا اتّباع الهوی،فإنّه یصدّ عن الحقّ و أمّا طول الأمل،فینسی الآخرة.
ص :٣٢
[٢۶۶٠]٢٣-مردی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:
هرکس از قصاص بهراسد از بیدادکردن به مردم دست میشوید.
[٢۶۶١]١-ابو محمّد وابشی گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:از هوسهاتان حذر کنید،چنانکه از دشمنانتان حذر میکنید؛زیرا برای مردم هیچ چیزی دشمنتر از پیروی هوسهاشان و حاصل زبانهاشان نیست.
[٢۶۶٢]٢-ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:
خداوند عزّتمند میفرماید:سوگند به عزّت و شکوه و عظمت و بزرگی و نور و بلندی و والاییام،هیچ بندهای هوسش را به هوس من پیش نمیاندازد جز اینکه کارش را آشفته،دنیایش را پریشان و دلش را مشغول میکنم و به او جز آنچه مقدّر کردهام،نمیدهم،و سوگند به عزّت و شکوه و عظمت و نور و بلندی و والاییام هیچ بندهای هوس مرا به هوس خودش پیش نمیاندازد جز اینکه فرشتگانم را نگاهبانان او قرار داده،آسمانها و زمین را برای روزیاش به کار میگمارم و در پشت دادوستدش با هر تاجری قرار میگیرم آنگاه دنیا در حالی که از او روگردان است به سویش میرود.
[٢۶۶٣]٣-یحیای عقیل روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:من بر شما از دو چیز میترسم:پیروی هوس و آرزوی دراز؛زیرا پیروی هوس از حقّ باز میدارد و آرزوی دراز آخرت را میخراموشاند.
ص :٣٣
[٢۶۶۴]۴-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن محمّد بن الحسن بن شمّون،عن عبد اللّه بن عبد الرّحمن الأصمّ،عن عبد الرّحمن بن الحجّاج قال:
قال لی أبو الحسن علیه السّلام:اتّق المرتقی السّهل إذا کان منحدره وعرا.قال:و کان أبو عبد اللّه علیه السّلام یقول:لا تدع النّفس و هواها فإنّ هواها[فی]رداها و ترک النّفس و ما تهوی أذاها،و کفّ النّفس عمّا تهوی دواها.
باب المکر و الغدر و الخدیعة
[٢۶۶۵]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن هشام بن سالم، رفعة قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:لو لا أنّ المکر و الخدیعة فی النّار لکنت أمکر النّاس.
[٢۶۶۶]٢-علیّ،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:یجیء کلّ غادر-یوم القیامة-بإمام مائل شدقه حتّی یدخل النّار و یجیء کلّ ناکث بیعة إمام أجذم حتّی یدخل النّار.
[٢۶۶٧]٣-عنه،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:لیس منّا من ماکر مسلما.
[٢۶۶٨]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن یحیی،عن طلحة بن زید،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سألته عن قریتین من أهل الحرب لکلّ واحدة منهما ملک علی حدة،اقتتلوا ثمّ اصطلحوا،ثمّ إنّ أحد الملکین غدر بصاحبه فجاء إلی المسلمین فصالحهم علی أن یغزو معهم تلک المدینة؟فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام:لا ینبغی للمسلمین أن یغدروا و لا یأمروا بالغدر و لا یقاتلوا مع الّذین غدروا و لکنّهم یقاتلون
ص :٣۴
[٢۶۶۴]۴-عبد الرّحمان حجّاج گفت:حضرت ابو الحسن علیه السّلام به من فرمودند:
از بالا رفتن آسان پروا کن اگر فرو آمدنش دشوار است.راوی گفته است که حضرت صادق علیه السّلام میفرمود:نفس را با هوسش را رها نکن؛زیرا هوس نفس، نابودی آن است و رها کردن نفس با آنچه میخواهد،آزار آن.در حالیکه بازداشتن نفس از آنچه هوس میکند،دوای آن است.
[٢۶۶۵]١-هشام سالم حدیثی را به امیر مؤمنان علیه السّلام رسانده که فرمودهاند:اگر فریب و نیرنگ در دوزخ نبودند من فریبکارترین مردم میشدم.
[٢۶۶۶]٢-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:در روز قیامت هر خیانتکاری با پیشوایی کجدهان میآید و به دوزخ میرود و هر پیمانشکنی با امامی دستبریده میآید و به دوزخ میرود.
[٢۶۶٧]٣-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:از ما نیست کسی که مسلمانی را بفریبد.
[٢۶۶٨]۴-طلحۀ زید گفت:از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ دو شهر از کافران حربی پرسیدم:هرکدام از شهر یاران آن دو شهر باهم میجنگند و سپس صلح میکنند.آنگاه یکی از آن دو دیگری را فریب داده،به نزد مسلمانان میآید و با آنان پیمان میبندد که به همراه ایشان با آن شهر بجنگد؟حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
برای مسلمانان سزاوار نیست که خیانت کنند و به خیانت فرمان دهند و همراه با
ص :٣۵
المشرکین حیث وجدوهم و لا یجوز علیهم ما عاهد علیه الکفّار.
[٢۶۶٩]۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن محمّد بن الحسن بن شمّون،عن عبد اللّه بن عمرو بن الأشعث،عن عبد اللّه بن حمّاد الأنصاریّ،عن یحیی بن عبد اللّه بن الحسن،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:یجیء کلّ غادر بإمام یوم القیامة مائلا شدقه حتّی یدخل النّار.
[٢۶٧٠]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن علیّ بن أسباط،عن عمّه یعقوب بن سالم،عن أبی الحسن العبدیّ،عن سعد بن طریف،عن الأصبغ بن نباتة قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام ذات یوم و هو یخطب علی المنبر بالکوفة:یا أیّها النّاس لو لا کراهیة الغدر کنت من أدهی النّاس،ألا إنّ لکلّ غدرة فجرة و لکلّ فجرة کفرة،ألا و إنّ الغدر و الفجور و الخیانة فی النّار.
باب الکذب
[٢۶٧١]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن إسحاق بن عمّار،عن أبی النّعمان قال:
قال أبو جعفر علیه السّلام:یا أبا النّعمان لا تکذب علینا کذبة فتسلب الحنیفیّة،و لا تطلبنّ أن تکون رأسا فتکون ذنبا،و لا تستأکل النّاس بنا فتفتقر،فإنّک موقوف لا محالة و مسئول،فإن صدقت صدّقناک و إن کذبت کذّبناک.
[٢۶٧٢]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن مهران،عن سیف بن عمیرة،عمّن حدّثه،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
کان علیّ بن الحسین صلوات اللّه علیهما یقول لولده:اتّقوا الکذب،الصّغیر
ص :٣۶
کسانی که خیانت میکنند،بجنگند.آنان با مشرکان میجنگند هرکجا که ایشان را بیابند.و برای آنان اهمّیتی ندارد آنچه کافران بر آن پیمان بستهاند.
[٢۶۶٩]۵-عبد اللّه حسن از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:در روز قیامت هر خیانتکاری با پیشوایی کجدهان میآید و به دوزخ میرود.
[٢۶٧٠]۶-اصبغ نباته روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام روزی بر منبر کوفه خطبهای خواند و فرمود ای مردم اگر خیانت زشت نبود من از زیرکترین مردمان بودم.همانا برای هر خیانتی گناهی است و برای هر گناهی،کفری است.
هان که خیانت و گناه و فریبکاری در دوزخاند.
[٢۶٧١]١-ابو نعمان گفته است:حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:ای ابو نعمان بر ما یک دروغ هم نبند.که دین از تو گرفته میشود.و هیچگاه نخواه سرباشی که دم میگردی.و به سب ما مردم را نخور که نیازمند میشوی؛زیرا روزی به ناچار تو را میایستانند و بازخواست میشوی.که اگر راست بگویی ما تو را تصدیق کنیم و اگر دروغ بگویی تکذیب میکنیم.
[٢۶٧٢]٢-مردی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که حضرت سجّاد علیه السّلام به فرزندانش میفرمود:از دروغ پروا کنید.از کوچک و بزرگ آن و در هر جدّی
ص :٣٧
منه و الکبیر فی کلّ جدّ و هزل،فإنّ الرّجل إذا کذب فی الصّغیر اجتری علی الکبیر أما علمتم أنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم قال:ما یزال العبد یصدق حتّی یکتبه اللّه صدّیقا و ما یزال العبد یکذب حتّی یکتبه اللّه کذّابا.
[٢۶٧٣]٣-عنه،عن عثمان بن عیسی،عن ابن مسکان،عن محمّد بن مسلم، عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ جعل للشّرّ أقفالا و جعل مفاتیح تلک الأقفال الشّراب،و الکذب شرّ من الشّراب.
[٢۶٧۴]۴-عنه،عن أبیه،عمّن ذکره،عن محمّد بن عبد الرّحمن بن أبی لیلی، عن أبیه،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ الکذب هو خراب الإیمان.
[٢۶٧۵]۵-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،و علیّ بن محمّد،عن صالح بن أبی حمّاد،جمیعا عن الوشّاء،عن أحمد بن عائذ،عن أبی خدیجة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
الکذب علی اللّه و علی رسوله صلّی اللّه علیه و اله و سلّم من الکبائر.
[٢۶٧۶]۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن أبان الأحمر،عن فضیل بن یسار،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ أوّل من یکذّب الکذّاب اللّه عزّ و جلّ،ثمّ الملکان اللّذان معه،ثمّ هو یعلم أنّه کاذب.
[٢۶٧٧]٧-علیّ بن الحکم،عن أبان،عن عمر بن یزید قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ الکذّاب یهلک بالبیّنات و یهلک أتباعه بالشّبهات.
ص :٣٨
و شوخیای؛زیرا شخص وقتی در موضوع کوچکی دروغ میگوید به دروغ گفتن در موضوع بزرگ گستاخ میشود.مگر نمیدانید که رسول خدا فرمودند:
وقتی بندهای هماره راست گوید خدا او را از راستگویان مینویسد و هرگاه بندهای هماره دروغ گوید خدا او را از دروغگویان مینویسد.
[٢۶٧٣]٣-محمّد مسلم روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:همانا خداوند عزّتمند برای بدی،قفلهایی نهاده که کلید آن قفلها شراب است.ولی دروغ بدتر از شراب است.
[٢۶٧۴]۴-عبد الرّحمان ابو لیلی روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:
همانا دروغ،خرابی ایمان است.
[٢۶٧۵]۵-ابو خدیجه روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:دروغ بستن به خدا و به رسولش از گناهان کبیره است.
[٢۶٧۶]۶-فضیل یسار روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:همانا نخستین کسی که دروغگو را تکذیب میکند،خداوند شکوهمند است.سپس دو فرشتهای که با او بودهاند.و سپس خودش میفهمد که او دروغگو است.
[٢۶٧٧]٧-عمر یزید گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:همانا دروغگو با برهان هلاک میشود و پیروانش با شبهات.
ص :٣٩
[٢۶٧٨]٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن أبی نجران،عن معاویة بن وهب قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ آیة الکذّاب بأن یخبرک خبر السّماء و الأرض و المشرق و المغرب فإذا سألته عن حرام اللّه و حلاله لم یکن عنده شیء.
[٢۶٧٩]٩-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن منصور بن یونس،عن أبی بصیر قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ الکذبة لتفطّر الصّائم،قلت:و أیّنا لا یکون ذلک منه؟!قال:لیس حیث ذهبت إنّما ذلک الکذب علی اللّه و علی رسوله و علی الأئمّة صلوات اللّه علیه و علیهم.
[٢۶٨٠]١٠-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن بعض أصحابه،رفعه إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ذکر الحائک لأبی عبد اللّه علیه السّلام أنّه ملعون فقال:إنّما ذاک الّذی یحوک الکذب علی اللّه و علی رسوله صلّی اللّه علیه و اله و سلّم.
[٢۶٨١]١١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن أبی عبد اللّه،عن أبیه،عن القاسم بن عروة،عن عبد الحمید الطّائیّ،عن الأصبغ بن نباتة قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:لا یجد عبد طعم الإیمان حتّی یترک الکذب هزله و جدّه.
[٢۶٨٢]١٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عبد الرّحمن بن الحجّاج قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:الکذّاب هو الّذی یکذب فی الشّیء؟قال:لا،ما من أحد إلاّ یکون ذلک منه و لکنّ المطبوع علی الکذب.
ص :۴٠
[٢۶٧٨]٨-معاویۀ وهب گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:همانا نشانۀ دروغگو این است که از اخبار آسمان و زمین و خاور و باختر سخن میگوید ولی دربارۀ حرام و حلال خدا از او بپرسی چیزی ندارد که بگوید.
[٢۶٧٩]٩-ابو بصیر گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:همانا یک دروغ روزۀ روزهدار را باطل میکند.من عرض کردم:ولی در کدام یک از ما دروغ نیست؟!فرمودند:چنان نیست که تو فکر میکنی.مقصود من دروغ بستن به خدا و فرستادهاش و به امامان-درود خدا بر او و بر آنان-است.
[٢۶٨٠]١٠-یکی از اصحاب حدیثی بریده سند روایت کرده که در نزد حضرت صادق علیه السّلام گفته شد:سخنبافت نفرین شده است.حضرت فرمودند:
همانا نفرین شده کسی است که به خدا و فرستادهاش سخن ببافد.
[٢۶٨١]١١-اصبغ نباته روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:هیچ بندهای تا دروغ را رها نکند چه به شوخی و چه به جدّ مزۀ ایمان را نمیچشد.
[٢۶٨٢]١٢-عبد الرّحمان حجّاج گفت:از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدم:
دروغگو کسی است که دربارۀ چیزی دروغ میگوید؟فرمودند:نه،کسی نیست که چیزی از دروغ در او نباشد،بلکه دروغگو کسی است که بر دروغ سرشته شده باشد.
ص :۴١
[٢۶٨٣]١٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن أبی عبد اللّه،عن الحسن بن ظریف،عن أبیه،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال عیسی ابن مریم علیهما السّلام:من کثر کذبه ذهب بهاؤه.
[٢۶٨۴]١۴-عنه،عن عمرو بن عثمان،عن محمّد بن سالم،رفعه قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:ینبغی للرّجل المسلم أن یجتنب مواخاة الکذّاب، فإنّه یکذب حتّی یجیء بالصّدق فلا یصدّق.
[٢۶٨۵]١۵-عنه،عن ابن فضّال،عن إبراهیم بن محمّد الأشعریّ،عن عبید بن زرارة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ ممّا أعان اللّه[به]علی الکذّابین النّسیان.
[٢۶٨۶]١۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن أبی یحیی الواسطیّ،عن بعض أصحابنا،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
الکلام ثلاثة:صدق و کذب و إصلاح بین النّاس قال:قیل له:جعلت فداک ما الإصلاح بین النّاس؟قال:تسمع من الرّجل کلاما یبلغه فتخبث نفسه فتلقاه فتقول:سمعت من فلان قال فیک من الخیر کذا و کذا،خلاف ما سمعت منه.
[٢۶٨٧]١٧-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر،عن حمّاد بن عثمان،عن الحسن الصّیقل قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:إنّا قد روّینا عن أبی جعفر علیه السّلام فی قول یوسف علیه السّلام:
أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسٰارِقُونَ ؟فقال:و اللّه ما سرقوا و ما کذب،و قال إبراهیم علیه السّلام: بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ ؟فقال:و اللّه ما فعلوا و ما کذب،قال:فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام:ما عندکم فیها یا صیقل؟قال:فقلت:
ما عندنا فیها إلاّ التّسلیم،قال:فقال:إنّ اللّه أحبّ اثنین و أبغض اثنین أحبّ
ص :۴٢
[٢۶٨٣]١٣-مردی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که عیسای مریم علیه السّلام فرمودند:هرکس دروغش بسیار شود،ارجش از میان میرود.
[٢۶٨۴]١۴-محمّد سالم حدیثی را به امیر مؤمنان علیه السّلام رسانده که فرمودهاند:
برای مرد مسلمان سزاوار است که از برادری با دروغگو دوری کند؛زیرا او دروغ میگوید و چون راست بگوید پذیرفته نمیشود.
[٢۶٨۵]١۵-عبید زراره گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:همانا از چیزهایی که خدا به سبب آن دروغگو را یاری میکند،فراموشی است.
[٢۶٨۶]١۶-یکی از اصحاب روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
سخن سهگونه است:راست،دروغ و آشتی دادن میان مردم.کسی به ایشان عرض کرد:جانم فدایت آشتی دادن میان مردم چیست؟فرمودند:از شخصی سخنی میشنوی که اگر به گوش او برسد،بددل میشود ولی چون تو او را ببینی، میگویی:از فلانی شنیدم که دربارۀ تو نیکیها میگفت خلاف چیزی که از آن شخص شنیده بودی.
[٢۶٨٧]١٧-حسن صیقل گفته است:به صورت صادق علیه السّلام عرض کردم:به ما روایت کردهاند که حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این گفتار یوسف علیه السّلام«ای کاروانیان همانا شما دزد هستید.»فرمودند:به خدا سوگند که آنان چیزی ندزدیدند و او هم دروغ نگفت.و دربارۀ گفتار ابراهیم علیه السّلام:«بلکه بزرگ ایشان آن کار کرده است.
خودتان از آنان بپرسید اگر به سخن درمیآیند.»[انبیا(٢١):۶٣]فرمودند:به خدا سوگند که آنان نکردند و او نیز دروغ نگفت.حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:ای صیقل نظر شما چیست؟من عرض کردم:ما تسلیم هستیم.حضرت فرمودند:
همانا خدا دو چیز را دوست دارد و دو چیز را دشمن.خرامان رفتن در برابر
ص :۴٣
الخطر فیما بین الصّفّین و أحبّ الکذب فی الإصلاح و أبغض الخطر فی الطّرقات و أبغض الکذب فی غیر الإصلاح،إنّ إبراهیم علیه السّلام إنّما قال: بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا إرادة الإصلاح و دلالة علی أنّهم لا یفعلون،و قال یوسف علیه السّلام إرادة الإصلاح.
[٢۶٨٨]١٨-عنه،عن أبیه،عن صفوان،عن أبی مخلد السّرّاج،عن عیسی بن حسّان قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:کلّ کذب مسئول عنه صاحبه یوما إلاّ[کذبا] فی ثلاثة:رجل کائد فی حربه فهو موضوع عنه،أو رجل أصلح بین اثنین یلقی هذا،بغیر ما یلقی به هذا یرید بذلک الإصلاح ما بینهما،أو رجل وعد أهله شیئا و هو لا یرید أن یتمّ لهم.
[٢۶٨٩]١٩-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن عبد اللّه بن المغیرة،عن معاویة بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
المصلح لیس بکذّاب.
[٢۶٩٠]٢٠-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن عبد اللّه بن یحیی الکاهلیّ،عن محمّد بن مالک،عن عبد الأعلی مولی آل سام قال:حدّثنی أبو عبد اللّه علیه السّلام بحدیث،فقلت له:
جعلت فداک ألیس زعمت لی السّاعة کذا و کذا؟فقال:لا،فعظم ذلک علیّ،فقلت:بلی و اللّه زعمت،فقال:لا و اللّه ما زعمته،قال:فعظم علیّ فقلت:جعلت فداک بلی و اللّه قد قلته،قال:نعم قد قلته أما علمت أنّ کلّ زعم فی القرآن کذب.
[٢۶٩١]٢١-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،
ص :۴۴
صف دشمن و دروغ در اصلاح را دوست میدارد ولی خرامان رفتن در راهها و دروغ در جز اصلاح را دشمن میدارد.همانا ابراهیم علیه السّلام به جهت اصلاح و نشان دادن عدم توانایی آنها بر سخن گفتن بود که فرمود:«بلکه آن کار را این بزرگشان انجام داد.»و یوسف علیه السّلام نیز به قصد اصلاح آن سخن را گفت.
[٢۶٨٨]١٨-عیسای حسّان گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:
روزی از صاحب هر دروغی بازخواست میشود مگر در سه مورد:مردی که در جنگ خود نیرنگ میزند که این دروغ از او برداشته شده است و مردی که میان دو نفر آشتی اندازد،با این چیزی بگوید و با دیگری چیز دیگر،و از این کار آشتی میان آن دو را قصد کند.و مردی که به خانوادهاش وعده میدهد ولی نمیخواهد آن را به انجام برساند.
[٢۶٨٩]١٩-معاویۀ عمّار روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
اصلاحگر،دروغگو نیست.
[٢۶٩٠]٢٠-عبد الأعلی همپیمان خاندان سام گفت:حضرت صادق علیه السّلام حدیثی به من فرمود و من عرض کردم:جانم فدایت آیا هماکنون دربارۀ من چنین و چنان گمان نکردی.فرمودند:نه.برای من گران آمد،پس عرض کردم:
چرا به خدا سوگند گمان کردید.فرمودند:نه به خدا سوگند من چنین گمانی نکردم.این بر من گران آمد و عرض کردم:جانم فدایت چرا به خدا سوگند چنین فرمودی.فرمودند:بله من این را گفتم مگر نمیدانی که هر گمانی در قرآن دروغ است.
[٢۶٩١]٢١-ابو اسحاق خراسانی روایت کرده که امیر مؤمنان-درود خدا بر او-
ص :۴۵
عن أبی إسحاق الخراسانیّ قال:
کان أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه یقول:إیّاکم و الکذب،فإنّ کلّ راج طالب و کلّ خائف هارب.
[٢۶٩٢]٢٢-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن الحجّال،عن ثعلبة،عن معمر بن عمرو،عن عطاء،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:لا کذب علی مصلح،ثمّ تلا: أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسٰارِقُونَ ثمّ قال:و اللّه ما سرقوا و ما کذب،ثمّ تلا: بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ ثمّ قال:و اللّه ما فعلوه و ما کذب.
باب ذی اللّسانین
[٢۶٩٣]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن سنان،عن عون القلانسیّ،عن ابن أبی یعفور،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من لقی المسلمین بوجهین و لسانین جاء یوم القیامة و له لسانان من نار.
[٢۶٩۴]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن أبی شیبة،عن الزّهریّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
بئس العبد عبد یکون ذا وجهین و ذا لسانین،یطری أخاه شاهدا و یأکله غائبا،إن أعطی حسده و إن ابتلی خذله.
[٢۶٩۵]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن علیّ بن أسباط،عن عبد الرّحمن بن حمّاد،رفعه قال:
قال اللّه تبارک و تعالی لعیسی ابن مریم علیه السّلام:یا عیسی لیکن لسانک فی السّرّ و العلانیة لسانا واحدا و کذلک قلبک،إنّی أحذّرک نفسک و کفی بی
ص :۴۶
میفرمود:از دروغ بپرهیزید؛زیرا هر امیدواری،جوینده است و هر ترسانی، گریزان.
[٢۶٩٢]٢٢-عطا از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:
بر اصلاحگر دروغی نیست.سپس این آیه را خواندند:«ای کاروانیان همانا شما دزدید.»و فرمودند:به خدا سوگند آنان چیزی ندزدیدند و او هم دروغ نگفت.
سپس این آیه را خواندند:«بلکه بزرگ ایشان این کار کرده است از آنان بپرسید اگر به سخن درمیآیند.»و فرمودند:به خدا سوگند او آن کار را نکرد و او نیز دروغ نگفت.
[٢۶٩٣]١-ابن ابو یعفور روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
هرکس مسلمانان را با دو چهره و دو زبان دیدار کند در روز قیامت در حالی وارد میشود که دو زبان آتشین دارد.
[٢۶٩۴]٢-زهری روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:چه بندۀ بدی است بندهای که دارای دو چهره و دو زبان باشد.برادر را در حضورش بستاید و در غیابش بخورد.اگر عطایی به او شود،حسد ورزد و اگر گرفتار شود، تنهایش بگذارد.
[٢۶٩۵]٣-عبد الرّحمان حمّاد حدیثی بریده سند روایت کرده که خداوند پاک و والا به عیسای مریم علیهم السّلام فرمود:ای عیسی زبانت در نهان و در آشکار یک زبان باشد و همینطور دلت.من تو را از نفس خودت برحذر میدارم و همین بس که من
ص :۴٧
خبیرا،لا یصلح لسانان فی فم واحد و لا سیفان فی غمد واحد و لا قلبان فی صدر واحد،و کذلک الأذهان.
باب الهجرة
[٢۶٩۶]١-الحسین بن محمّد،عن جعفر بن محمّد،عن القاسم بن الرّبیع،و عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،رفعه،قال فی وصیّة المفضّل:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:لا یفترق رجلان علی الهجران إلاّ استوجب أحدهما البراءة و اللّعنة و ربّما استحقّ ذلک کلاهما،فقال له معتّب:جعلنی اللّه فداک هذا الظّالم فما بال المظلوم؟قال:لأنّه لا یدعو أخاه إلی صلته و لا یتغامس له عن کلامه،سمعت أبی یقول:إذا تنازع اثنان فعازّ أحدهما الآخر فلیرجع المظلوم إلی صاحبه حتّی یقول لصاحبه:أی أخی أنا الظّالم،حتّی یقطع الهجران بینه و بین صاحبه،فإنّ اللّه تبارک و تعالی حکم عدل یأخذ للمظلوم من الظّالم.
[٢۶٩٧]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،و محمّد بن إسماعیل،عن الفضل بن شاذان،عن ابن أبی عمیر،عن هشام بن الحکم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:لا هجرة فوق ثلاث.
[٢۶٩٨]٣-حمید بن زیاد،عن الحسن بن محمّد بن سماعة،عن وهیب بن حفص،عن أبی بصیر قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الرّجل یصرم ذوی قرابته ممّن لا یعرف الحقّ؟ قال:لا ینبغی له أن یصرمه.
[٢۶٩٩]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن حدید، عن عمّه مرازم بن حکیم قال:
ص :۴٨
آگاه باشم.که نه دو زبان در یک دهان شایسته است،نه دو شمشیر در یک غلاف و نه دو قلب در یک سینه.و همینطور است چندین اندیشه که در یک سر نمیگنجد.
[٢۶٩۶]١-در وصیّت مفضّل آمده است:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:دو شخص به قصد بریدن از هم جدا نمیشوند مگر اینکه یکی از آن دو سزاوار بیزاری و نفرین میشود و چهبسا هر دو سزاوار آن گردند.
معتّب به ایشان عرض کرد:خدا مرا فدای شما کند یکی که ستمکار است.
هیچ،ولی گناه ستمدیده چیست؟فرمودند:زیرا او برادرش را به پیوستن فرا نمیخواند و سخنش را فراموش نمیکند.من شنیدم که پدرم میفرمود:وقتی دو تن باهم بستیزند و یکی از آن دو بر دیگری چیره شود باید ستمدیده به سوی رفیقش بازگشته،به او بگوید:بله برادر،من ستمکارم.تا جدایی میان او و رفیقش پایان یابد؛زیرا خداوند پاک و والا داوری عادل است که حق ستمدیده را از ستمکار میگیرد.
[٢۶٩٧]٢-هشام حکم از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:هیچ قهر و جداییای نباید بیشتر از سه روز باشد.
[٢۶٩٨]٣-ابو بصیر گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ شخصی پرسیدم که از خویشانش به جهت اینکه حقّ را نمیشناسند میبرد؟فرمودند:شایسته نیست که از آنان ببرد.
[٢۶٩٩]۴-مرازم حکیم گفته است:نزد حضرت صادق علیه السّلام مردی از اصحابمان
ص :۴٩
کان عند أبی عبد اللّه علیه السّلام رجل من أصحابنا یلقّب شلقان و کان قد صیّره فی نفقته و کان سیّی الخلق فهجره،فقال لی یوما:یا مرازم[و]تکلّم عیسی؟ فقلت:نعم،فقال:أصبت لا خیر فی المهاجرة.
[٢٧٠٠]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن أبی سعید القمّاط،عن داود بن کثیر قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:قال أبی علیه السّلام:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:أیّما مسلمین تهاجرا فمکثا ثلاثا لا یصطلحان إلاّ کانا خارجین من الإسلام و لم یکن بینهما ولایة فأیّهما سبق إلی کلام أخیه کان السّابق إلی الجنّة یوم الحساب.
[٢٧٠١]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن ابن أذینة،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ الشّیطان یغری بین المؤمنین ما لم یرجع أحدهم عن دینه،فإذا فعلوا ذلک استلقی علی قفاه و تمدّد،ثمّ قال:فزت،فرحم اللّه امرأ ألّف بین ولیّین لنا، یا معشر المؤمنین تألّفوا و تعاطفوا.
[٢٧٠٢]٧-الحسین بن محمّد،عن علیّ بن محمّد بن سعید،عن محمّد بن مسلم،عن محمّد بن محفوظ،عن علیّ بن النّعمان،عن ابن مسکان،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا یزال إبلیس فرحا ما اهتجر المسلمان،فإذا التقیا اصطکّت رکبتاه و تخلّعت أوصاله و نادی یا ویله،ما لقی من الثّبور.
باب قطیعة الرّحم
[٢٧٠٣]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عمر بن أذینة،
ص :۵٠
سکونت داشت که لقبش شلقان بود و حضرت او را مأمور هزینههای خانهاش کرده بود ولی او بداخلاق بود و من از او قهر کرده بودم.روزی حضرت به من فرمودند:ای مرازم آیا با عیسی سخن میگویی؟من عرض کردم:بله.فرمودند:
کار درستی میکنی؛زیرا خیری در جدایی نیست.
[٢٧٠٠]۵-داود کثیر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که پدرشان فرمودند:
رسول خدا فرمودند:هر دو مسلمانی که از یکدیگر جدا شوند و سه روز بر آن حال بمانند و آشتی نکنند-اگر از اسلام بیرون نروند و میانشان ولایتی نباشد- هرکدام از آن دو که به سخن گفتن با برادرش پیشی بگیرد در روز حساب به سوی بهشت پیشی میگیرد.
[٢٧٠١]۶-زراره روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:همانا شیطان میان مؤمنان برای اینکه یکی از آنان از دین بیرون برود دشمنی میاندازد.و چون آنان با همدیگر دشمنی کنند به پشت میخوابد و خمیازه کشید،میگوید:موفّق شدم.پس خدا بیامرزد مردی را که میان دو دوست ما پیوند دهد.ای گروه مؤمنان با همدیگر بپیوندید و مهربان کنید.
[٢٧٠٢]٧-ابو بصیر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هماره ابلیس شادمان است وقتی که دو مسلمان از هم قهرند.ولی چون همدیگر را دیدار کنند زانوانش میلرزد و بندهای تنش از هم جدا شده،فریاد میزند:وای بر او که چه نابودیای خواهد دید.
[٢٧٠٣]١-مسمع عبد الملک از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا
ص :۵١
عن مسمع بن عبد الملک،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فی حدیث ألا إنّ فی التّباغض الحالقة،لا أعنی حالقة الشّعر و لکن حالقة الدّین
[٢٧٠۴]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن محمّد بن علیّ،عن محمّد بن الفضیل،عن حذیفة بن منصور قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:اتّقوا الحالقة،فإنّها تمیت الرّجال،قلت:و ما الحالقة؟ قال:قطیعة الرّحم.
[٢٧٠۵]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن عثمان بن عیسی،عن بعض أصحابنا،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قلت له:إنّ إخوتی و بنی عمّی قد ضیّقوا علیّ الدّار و ألجئونی منها إلی بیت و لو تکلّمت أخذت ما فی أیدیهم،قال:فقال لی:اصبر،فإنّ اللّه سیجعل لک فرجا قال:فانصرفت و وقع الوباء فی سنة إحدی و ثلاثین و[مائة]فماتوا و اللّه کلّهم فما بقی منهم أحد،قال:فخرجت فلمّا دخلت علیه قال:ما حال أهل بیتک؟قال قلت له:قد ماتوا و اللّه کلّهم،فما بقی منهم أحد،فقال:هو بما صنعوا بک و بعقوقهم إیّاک و قطع رحمهم بتروا أتحبّ أنّهم بقوا و أنّهم ضیّقوا علیک؟ قال:قلت:إی و اللّه.
[٢٧٠۶]۴-عنه،عن أحمد،عن الحسن بن محبوب،عن مالک بن عطیّة،عن أبی عبیدة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
فی کتاب علیّ علیه السّلام ثلاث خصال لا یموت صاحبهنّ أبدا حتّی یری و بالهنّ:
البغی و قطیعة الرّحم و الیمین الکاذبة،یبارز اللّه بها و إنّ أعجل الطّاعة ثوابا لصلة الرّحم،و إنّ القوم لیکونون فجّارا فیتواصلون فتنمی أموالهم و یثرون
ص :۵٢
در حدیثی فرمودند:همانا در دشمنی با یکدیگر تراشیدنی است.مقصودم تراشیدن مو نیست بلکه تراشیدن دین است.
[٢٧٠۴]٢-حذیفۀ منصور روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:از آن تراشنده پروا کنید؛زیرا مردان را میمیراند.من عرض کردم:آن تراشنده چیست؟فرمودند:قطعرحم.
[٢٧٠۵]٣-یکی از اصحاب گفته است:به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:
برادران و پسرعموهایم خانه را بر من تنگ کرده،از آن خانه مرا به یک اتاق انداختهاند ولی من اگر به سخن درآیم آنچه در دستشان است میگیرم،او گفته است که حضرت به من فرمودند:شکیبا باش که خداوند برایت گشایشی خواهد نهاد.او گفته است:من بازگشتم آنگاه در سال[صد و]سی و یک وبا افتاد و به خدا سوگند همۀ ایشان مردند و یکیشان هم نماند.پس بیرون آمدم و چون به خدمت حضرت رفتم،فرمودند:حال خاندانت چگونه است؟من عرض کردم:
به خدا سوگند همهشان مردند و یکیشان هم نمانده است.فرمودند:این به سبب کاری است که با تو کردند.آنان به سبب بیحرمتیشان به تو و قطع رحمشان نابود شدند،آیا دوست داری که آنان میماندند و بر تو تنگ میگرفتند؟من عرض کردم:آری به خدا سوگند.
[٢٧٠۶]۴-ابو عبیده روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:در کتاب علی علیه السّلام سه خصلت آمده که تا صاحبشان پیامد تلخ آن را نبیند نمیمیرد:ستم، قطعرحم و سوگند دروغی که به سبب آن به جنگ خدا برود.و همانا شتابانترین اطاعت از جهت پاداش،صلۀ رحم است.همانا مردمی گناهکارند ولی باهم صلۀ رحم میکنند و آنگاه مالشان رشد کرده،ثروتشان بسیار میشود.
ص :۵٣
و إنّ الیمین الکاذبة و قطیعة الرّحم لتذران الدّیار بلاقع من أهلها و تنقل الرّحم و إنّ نقل الرّحم انقطاع النّسل.
[٢٧٠٧]۵-علیّ بن إبراهیم،عن صالح بن السّندیّ،عن جعفر بن بشیر،عن عنبسة العابد قال:
جاء رجل فشکا إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام أقاربه،فقال له:اکظم غیظک و افعل، فقال:إنّهم یفعلون و یفعلون،فقال:أترید أن تکون مثلهم فلا ینظر اللّه إلیکم.
[٢٧٠٨]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:لا تقطع رحمک و إن قطعتک.
[٢٧٠٩]٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن أبی عبد اللّه،عن أبیه رفعه،عن أبی حمزة الثّمالیّ قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام فی خطبته:أعوذ باللّه من الذّنوب الّتی تعجّل الفناء، فقام إلیه عبد اللّه بن الکوّاء الیشکریّ فقال:یا أمیر المؤمنین أو تکون ذنوب تعجّل الفناء؟فقال:نعم ویلک قطیعة الرّحم،إنّ أهل البیت لیجتمعون و یتواسون و هم فجرة فیرزقهم اللّه و إنّ أهل البیت لیتفرّقون و یقطع بعضهم بعضا فیحرمهم اللّه و هم أتقیاء.
[٢٧١٠]٨-عنه،عن ابن محبوب،عن مالک بن عطیّة،عن أبی حمزة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:إذا قطّعوا الأرحام جعلت الأموال فی أیدی الأشرار.
ص :۵۴
و سوگند دروغ و قطع رحم سرزمینها را از اهل آن خالی میکند و خویشاوندی را از جا برمیکند و همانا از جای برکندن خویشاوندی،بریده شدن نسل است.
[٢٧٠٧]۵-عنبسۀ عابد روایت کرده که مردی در خدمت حضرت صادق علیه السّلام از خویشانش شکایت کرد.حضرت به او فرمود:خشمت را فروخور و هر کاری خواهی بکن.او عرض کرد:آنان چنین و چنان میکنند.حضرت فرمودند:آیا میخواهی مانند آنان گردی و خداوند به شما ننگرد؟
[٢٧٠٨]۶-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:از خویشانت نبر اگرچه آنان از تو ببرند.
[٢٧٠٩]٧-ابو حمزۀ ثمالی روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام در خطبهای فرمودند:به خدا پناه میبرم از گناهانی که نابودی را به شتاب درمیآورند.
عبد اللّه بن کوّاء یشکری برخاسته،عرض کرد:ای امیر مؤمنان مگر گناهی هست که نابودی را به شتاب درآورد؟فرمودند:بله وای بر تو!آن گناه،قطع رحم است.
همانا خاندانی گرد هم میآیند و به یکدیگر یاری میرسانند و با اینکه گناهکارند خداوند روزیشان میرساند.ولی خاندانی از هم جدا میشوند و از همدیگر میبرند و با اینکه پرهیزگارند خداوند محرومشان میکند.
[٢٧١٠]٨-ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:چون خویشاوندی قطع گردید،اموال در دست اشرار قرار داده شد.
ص :۵۵
باب العقوق
[٢٧١١]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن سنان،عن حدید بن حکیم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
أدنی العقوق أفّ،و لو علم اللّه عزّ و جلّ شیئا أهون منه لنهی عنه.
[٢٧١٢]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن عبد اللّه بن المغیرة،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:کن بارّا و اقتصر علی الجنّة و إن کنت عاقّا[فظّا] فاقتصر علی النّار.
[٢٧١٣]٣-أبو علیّ الأشعریّ،عن الحسن بن علیّ الکوفیّ،عن عبیس بن هشام،عن صالح الحذّاء،عن یعقوب بن شعیب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا کان یوم القیامة کشف غطاء من أغطیة الجنّة فوجد ریحها من کانت له روح من مسیرة خمسمائة عام إلاّ صنف واحد،قلت:من هم؟قال:العاقّ لوالدیه.
[٢٧١۴]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:فوق کلّ ذی برّ برّ،حتّی یقتل الرّجل فی سبیل اللّه،فإذا قتل فی سبیل اللّه فلیس فوقه برّ،و إنّ فوق کلّ عقوق عقوقا حتّی یقتل الرّجل أحد والدیه فإذا فعل ذلک فلیس فوقه عقوق.
[٢٧١۵]۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن مهران،عن سیف بن عمیرة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من نظر إلی أبویه نظر ماقت و هما ظالمان له،لم یقبل اللّه له صلاة.
[٢٧١۶]۶-عنه،عن محمّد بن علیّ،عن محمّد بن فرات،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ص :۵۶
[٢٧١١]١-حدید حکم روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:کمترین نافرمانی از پدر و مادر،گفتن أفّ است.و اگر خداوند عزّتمند چیزی کمتر از اف گفتن میدانست از آن بازمیداشت.
[٢٧١٢]٢-عبد اللّه مغیرة از حضرت ابو الحسن علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:حرمتگزار باش و به بهشت قناعت کن و اگر بیحرمت و خشن باشی،به آتش قناعت کن.
[٢٧١٣]٣-یعقوب شعیب روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
چون روز قیامت شود پردهای از پردههای بهشت کنار میرود و هر جانداری بوی آن را از فاصلهای پانصد ساله درمییابد جز یک دسته از جانداران.من عرض کردم:چه کسانی؟فرمودند:نافرمانان از پدر و مادر.
[٢٧١۴]۴-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:فرای نیکی هر نیکوکاری،نیکیای هست.مگر وقتی که شخص در راه خدا کشته شود که چون در راه خدا کشته شود فراتر از او نیکیای نیست.و همانا فراتر از هر نافرمانی،نافرمانیای است مگر وقتی که شخصی یکی از والدیناش را بکشد که چون چنین کند فراتر از آن،نافرمانیای نیست.
[٢٧١۵]۵-سیف عمیرة روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس خشمگینانه به پدر و مادرش بنگرد-اگرچه آنان به او ستم کرده باشند-خداوند نمازش را نمیپذیرد.
[٢٧١۶]۶-محمّد فرات از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا در
ص :۵٧
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فی کلام له:إیّاکم و عقوق الوالدین،فإنّ ریح الجنّة توجد من مسیرة ألف عام و لا یجدها عاقّ و لا قاطع رحم و لا شیخ زان و لا جارّ إزاره خیلاء،إنّما الکبریاء للّه ربّ العالمین.
[٢٧١٧]٧-عنه،عن یحیی،بن إبراهیم بن أبی البلاد السّلمیّ،عن أبیه،عن جدّه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لو علم اللّه شیئا أدنی من أفّ لنهی عنه و هو من أدنی العقوق و من العقوق أن ینظر الرّجل إلی والدیه فیحدّ النّظر إلیهما.
[٢٧١٨]٨-علیّ،عن أبیه،عن هارون بن الجهم،عن عبد اللّه بن سلیمان، عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ أبی نظر إلی رجل و معه ابنه یمشی و الابن متّکی علی ذراع الأب،قال:
فما کلّمه أبی علیه السّلام مقتاله حتّی فارق الدّنیا.
[٢٧١٩]٩-أبو علیّ الأشعریّ،عن أحمد بن محمّد،عن محسّن بن أحمد،عن أبان بن عثمان،عن حدید بن حکیم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
أدنی العقوق أفّ،و لو علم اللّه أیسر منه لنهی عنه.
باب الانتفاء
[٢٧٢٠]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کفر باللّه من تبرّأ من نسب و إن دقّ.
[٢٧٢١]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عن أبی المغراء،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :۵٨
سخنی فرمودند:از نافرمانی کردن از پدر و مادر بپرهیزید.همانا بوی بهشت از فاصلهای هزار ساله دریافت میشود ولی نه نافرمان پدر و مادر و نه قطع رحم کننده و نه پیر زناکار و نه کسی که لباسش را متکبّرانه به زمین میکشد آن را درنمییابند.که همانا بزرگی فقط برای خداوند،پروردگار جهانیان است.
[٢٧١٧]٧-ابو بلاد سلمی روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:اگر خداوند چیزی پایینتر از اف گفتن میدانست،از آن بازمیداشت.افّ گفتن کمترین نافرمانی پدر و مادر است.و از نافرمانی است که مردی به پدر و مادرش تیز بنگرد.
[٢٧١٨]٨-عبد اللّه سلیمان روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:پدرم مردی را به همراه پسرش دید که باهم راه میرفتند در حالیکه پسر به بازوی پدرش تکیه کرده بود.پس پدرم علیه السّلام تا از دنیا رفت با آن پسر سخن نگفت؛چون از او بدش آمد.
[٢٧١٩]٩-حدید حکیم روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
کمترین نافرمانی اف گفتن است و اگر خداوند کمتر از آن را میدانست،از آن بازمیداشت.
[٢٧٢٠]١-ابو بصیر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس از نسبی بیزاری جوید اگرچه ناچیز باشد،به خداوند کفر ورزیده است.
[٢٧٢١]٢-ابو بصیر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس از
ص :۵٩
کفر باللّه من تبرّأ من نسب و إن دقّ.
[٢٧٢٢]٣-علیّ بن محمّد،عن صالح بن أبی حمّاد،عن ابن أبی عمیر و ابن فضّال،عن رجال شتّی،عن أبی جعفر و أبی عبد اللّه علیهما السّلام أنّهما قالا:
کفر باللّه العظیم الانتفاء من حسب و إن دقّ.
باب من آذی المسلمین و احتقرهم
[٢٧٢٣]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن محبوب،عن هشام بن سالم قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:قال اللّه عزّ و جلّ:لیأذن بحرب منّی من آذی عبدی المؤمن و لیأمن غضبی من أکرم عبدی المؤمن،و لو لم یکن من خلقی فی الأرض فیما بین المشرق و المغرب إلاّ مؤمن واحد مع إمام عادل لاستغنیت بعبادتهما عن جمیع ما خلقت فی أرضی و لقامت سبع سماوات و أرضین بهما و لجعلت لهما من إیمانهما أنسا لا یحتاجان إلی أنس سواهما.
[٢٧٢۴]٢-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن ابن سنان،عن منذر بن یزید،عن المفضّل بن عمر قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إذا کان یوم القیامة نادی مناد:أین الصّدود لأولیائی فیقوم قوم لیس علی وجوههم لحم،فیقال:هؤلاء الّذین آذوا المؤمنین و نصبوا لهم و عاندوهم و عنّفوهم فی دینهم ثمّ یؤمر بهم إلی جهنّم.
[٢٧٢۵]٣-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن ابن فضّال،عن ثعلبة بن میمون،عن حمّاد بن بشیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:قال اللّه تبارک و تعالی:من أهان لی ولیّا فقد أرصد لمحاربتی.
ص :۶٠
نسبی بیزاری جوید اگرچه ناچیز باشد به خداوند کفر ورزیده است.
[٢٧٢٢]٣-چند تن روایت کردهاند که حضرت باقر و حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:بیزاری جستن از نسب اگرچه ناچیز باشد،کفر به خدای عظیم است.
[٢٧٢٣]١-هشام سالم گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید که خداوند عزّتمند فرموده است:هرکس بندۀ مؤمن مرا آزار کند به من اعلان جنگ کرده است و هرکس بندۀ مؤمن مرا گرامی بدارد از خشم من در امان است.و اگر از آفریدگانم در زمین میان خاور و باختر آن جز یک مؤمن به همراهی امامی عادل نبود،به بندگیشان از همۀ آنچه در زمینم آفریده بودم بینیاز میشدم و هفت آسمان و زمین به سبب ایشان برپا میشدند و من از ایمانشان برای آن دو انسی قرار میدادم که به هیچ انس دیگری نیازمند نشوید.
[٢٧٢۴]٢-مفضّل عمر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:چون روز قیامت شود منادیای فریاد میزند:کجا هستند جلوگیران از دوستانم.آنگاه گروهی که بر چهرههاشان گوشتی نیست برمیخیزند پس گفته میشود:ایشاناند کسانی که مؤمنان را آزار کرده،دشمنی نشان داده،خیرهسری کردند و به خاطر دینشان آنان را سرزنش کردند،سپس فرمان میآید که آنان را به دوزخ ببرند.
[٢٧٢۵]٣-حمّاد بشیر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:خداوند پاک و والا فرموده است:هرکس دوستی از دوستان مرا خوار کند،در کمین جنگ با من نشسته است.
[٢٧٢۶]۴-مردی روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس مؤمنی
ص :۶١
[٢٧٢۶]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن الحسین بن عثمان،عن محمّد بن أبی حمزة،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من حقّر مؤمنا مسکینا أو غیر مسکین لم یزل اللّه عزّ و جلّ حاقرا له ماقتا، حتّی یرجع عن محقرته إیّاه.
[٢٧٢٧]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن النّعمان،عن ابن مسکان،عن معلّی بن خنیس قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ اللّه تبارک و تعالی یقول:من أهان لی ولیّا فقد أرصد لمحاربتی،و أنا أسرع شیء إلی نصرة أولیائی.
[٢٧٢٨]۶-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن ابن محبوب،عن هشام بن سالم،عن معلّی بن خنیس،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم قال اللّه عزّ و جلّ:قد نابذنی من أذلّ عبدی المؤمن.
[٢٧٢٩]٧-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،و أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،جمیعا عن ابن فضّال،عن علیّ بن عقبة، عن حمّاد بن بشیر قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:قال اللّه عزّ و جلّ:من أهان لی ولیّا فقد أرصد لمحاربتی و ما تقرّب إلیّ عبد بشیء أحبّ إلیّ ممّا افترضت علیه و إنّه لیتقرّب إلیّ بالنّافلة حتّی أحبّه فإذا أحببته کنت سمعه الّذی یسمع به و بصره الّذی یبصر به و لسانه الّذی ینطق به و یده الّتی یبطش بها،إن دعانی أجبته و إن سألنی أعطیته،و ما تردّدت عن شیء أنا فاعله کتردّدی عن موت المؤمن،یکره الموت و أکره مساءته.
[٢٧٣٠]٨-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن
ص :۶٢
تهیدست یا جز آن را خوار کند،خداوند عزّتمند هماره خوارگر و دشمن او میگردد تا وقتی که دیگر از خوارکردن او بازگردد.
[٢٧٢٧]۵-معلاّی خنیس گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید که خداوند پاک و والا فرموده است:هرکس دوستی از دوستان مرا خوار کند،در کمین جنگ با من نشسته است.و من به یاری کردن دوستانم شتابانترین کس هستم.
[٢٧٢٨]۶-معلاّی خنیس از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:خدای عزّتمند فرموده است:هرکس بندۀ مؤمن مرا خوار کند به ستیز با من برخاسته است.
[٢٧٢٩]٧-حمّاد بشیر گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید که رسول خدا فرموده است:خداوند عزّتمند فرمود:هرکس دوستی از دوستان مرا خوار کند،در کمین جنگ با من نشسته است.هیچ بندهای با چیز محبوبتر از آنچه من بر او واجب کردهام به من نزدیک نمیشود.همانا او با نافله به من نزدیک میشود تا من او را دوست بدارم.و چون من او را دوست بدارم گوشش میشوم تا با من بشنود و چشمش میشوم تا با من ببیند و زبانش میشوم تا با من سخن بگوید و دستش میشوم تا با من بگیرد،اگر مرا بخواند،پاسخش میدهم و اگر چیزی بخواهد،عطایش میکنم.من در چیزی که خودم انجام دهندهاش باشم تردید نمیکنم ولی در میراندن مؤمن تردید میکنم.او مرگ را نمیپسندد و من ناراحتی او را نمیپسندم.
[٢٧٣٠]٨-ابان تغلب از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که وقتی پیامبر گرامی
ص :۶٣
مهران،عن أبی سعید القمّاط،عن أبان بن تغلب،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
لمّا أسری بالنّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم قال:یا ربّ ما حال المؤمن عندک؟قال:یا محمّد من أهان لی ولیّا فقد بارزنی بالمحاربة و أنا أسرع شیء إلی نصرة أولیائی و ما تردّدت عن شیء أنا فاعله کتردّدی عن وفاة المؤمن،یکره الموت و أکره مساءته،و إنّ من عبادی المؤمنین من لا یصلحه إلاّ الغنی و لو صرفته إلی غیر ذلک لهلک،و إنّ من عبادی المؤمنین من لا یصلحه إلاّ الفقر و لو صرفته إلی غیر ذلک لهلک و ما یتقرّب إلیّ عبد من عبادی بشیء أحبّ إلیّ ممّا افترضت علیه و إنّه لیتقرّب إلیّ بالنّافلة حتّی أحبّه فإذا أحببته کنت إذا سمعه الّذی یسمع به و بصره الّذی یبصره به و لسانه الّذی ینطق به و یده الّتی یبطش بها إن دعانی أجبته و إن سألنی أعطیته.
[٢٧٣١]٩-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن بعض أصحابه، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من استذلّ مؤمنا و استحقره لقلّة ذات یده و لفقره شهره اللّه یوم القیامة علی رءوس الخلائق.
[٢٧٣٢]١٠-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن معاویة، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:لقد أسری ربّی بی فأوحی إلیّ من وراء الحجاب ما أوحی و شافهنی[إلی]أن قال لی:یا محمّد،من أذلّ لی ولیّا فقد أرصدنی بالمحاربة،و من حاربنی حاربته،قلت:یا ربّ و من ولیّک هذا؟فقد علمت أنّ من حاربک حاربته،قال لی:ذاک من أخذت میثاقه لک و لوصیّک و لذرّیّتکما بالولایة.
ص :۶۴
به معراج رفت عرض کرد:پروردگارا حال مؤمن در نزد تو چگونه است؟ خداوند فرمود:ای محمّد هرکس دوستی از دوستان مرا خوار کند به من اعلان جنگ کرده است.و من به یاری دوستانم شتابانترین کس هستم.من در چیزی که خودم کنندهاش باشم تردید نمیکنم ولی در میراندن مؤمن تردید میکنم.او مرگ را نمیپسندد و من ناراحتیاش را نمیپسندم.همانا از میان بندگان مؤمنم کسانی هستند که چیزی جز توانگری سزاوارشان نیست و اگر آنان را جز به توانگری برگردانم نابود میشوند.و از میان بندگان مؤمنم کسانی هستند که چیزی جز نیازمندی سزاوارشان نیست و اگر او را جز به نیازمندی برگردانم نابود میشوند و هیچ بندهای از بندگانم با چیزی محبوبتر از آنچه من بر او واجب کردهام به من نزدیک نمیگردد.و همانا او با نافله به من نزدیک میگردد تا او را دوست بدارم و چون من او را دوست بدارم آنگاه گوش او میشوم تا با من بشنود و چشمش میشوم تا با من ببیند و زبانش میشوم تا با من سخن بگوید و دستش میشوم تا با من بگیرد.اگر مرا بخواند جوابش میدهم و اگر چیزی بخواهد عطایش میکنم.
[٢٧٣١]٩-یکی از اصحاب روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
هرکس مؤمنی را به جهت تهیدستی و نیازمندیاش خوار و حقیر بشمارد، خداوند او را در روز قیامت در برابر آفریدگان رسوا میکند.
[٢٧٣٢]١٠-معاویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:پروردگارم مرا به معراج برد و آنگاه از پشت پردۀ حجاب چیزهایی را به من وحی کرده،با من صحبت کرد تا فرمود:ای محمّد هرکس دوستی از دوستان مرا خوار کند،در کمین جنگ با من نشسته است.و هرکس با من بجنگد من با او میجنگم.من عرض کردم:پروردگارا این دوستان تو چه کسانیاند؟من میدانم که هرکس با تو بجنگد تو با او میجنگی.به من فرمود:دوستان من کسانیاند که از آنان برای ولایت تو و جانشینات و فرزندانتان پیمان گرفتهام.
ص :۶۵
[٢٧٣٣]١١-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن ابن مسکان،عن معلّی بن خنیس،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:قال اللّه عزّ و جلّ:من استذلّ عبدی المؤمن فقد بارزنی بالمحاربة و ما تردّدت فی شیء أنا فاعله کتردّدی فی عبدی المؤمن، إنّی أحبّ لقاءه فیکره الموت فأصرفه عنه،و إنّه لیدعونی فی الأمر فأستجیب له بما هو خیر له.
باب من طلب عثرات المؤمنین و عوراتهم
[٢٧٣۴]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن سنان،عن إبراهیم،و الفضل ابنی یزید الأشعریّ،عن عبد اللّه بن بکیر،عن زرارة،عن أبی جعفر و أبی عبد اللّه علیهما السّلام قالا:
أقرب ما یکون العبد إلی الکفر أن یواخی الرّجل علی الدّین فیحصی علیه عثراته و زلاّته لیعنّفه بها یوما ما.
[٢٧٣۵]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن النّعمان،عن إسحاق بن عمّار قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:یا معشر من أسلم بلسانه و لم یخلص الإیمان إلی قلبه،لا تذمّوا المسلمین و لا تتبّعوا عوراتهم فإنّه من تتبّع عوراتهم تتبّع اللّه عورته،و من تتبّع اللّه تعالی عورته یفضحه و لو فی بیته.
عنه،عن علیّ بن النّعمان،عن أبی الجارود،عن أبی جعفر علیه السّلام مثله.
[٢٧٣۶]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن علیّ بن الحکم،عن عبد اللّه بن بکیر،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ص :۶۶
[٢٧٣٣]١١-معلاّی خنیس از حضرت صادق علیه السّلام به نقل از رسول خدا روایت کرده که خداوند عزّتمند فرمودند:هرکس بندۀ مؤمن مرا خوار کند به من اعلان جنگ کرده است.من در چیزی که خودم کنندۀ آن باشم تردید نمیکنم ولی دربارۀ بندۀ مؤمنم دودل میشوم،همانا من دوست دارم او را دیدار کنم ولی او مرگ را نمیپسندد.پس مرگ را از او بازمیدارم.و هرگاه او مرا برای کاری بخواند به آنچه خیر او باشد،پاسخش میدهم.
[٢٧٣۴]١-زراره روایت کرده که حضرت باقر و حضرت صادق علیهما السّلام فرمودند:نزدیکترین زمان بنده به کفر هنگامی است که با مردی در دیناش برادری کند تا لغزشها و گمراهیهایش را بشمارد و روزی او را با آنها سرزنش کند.
[٢٧٣۵]٢-اسحاق عمّار گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که رسول خدا فرموده است:ای گروهی که به زبان اسلام آوردهاید و ایمان به دلتان اختصاص نیافته است،مسلمانان را نکوهش نکرده،به دنبال عیبهاشان نروید؛ زیرا هرکس به دنبال عیب آنان برود خداوند به دنبال عیبهاشان میرود،و هرکس که خدا عیبهایش را دنبال کند،او را رسوا میکند اگرچه در خانۀ خودش باشد.ابو جارود نیز مانند این حدیث را از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده است.
[٢٧٣۶]٣-زراره روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:نزدیکترین زمان
ص :۶٧
إنّ أقرب ما یکون العبد إلی الکفر أن یواخی الرّجل الرّجل علی الدّین فیحصی علیه عثراته و زلاّته لیعنّفه بها یوما ما.
[٢٧٣٧]۴-عنه،عن الحجّال،عن عاصم بن حمید،عن أبی بصیر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:یا معشر من أسلم بلسانه و لم یسلم بقلبه،لا تتبّعوا عثرات المسلمین،فإنّه من تتبّع عثرات المسلمین تتبّع اللّه عثرته و من تتبّع اللّه عثرته یفضحه.
[٢٧٣٨]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن علیّ بن إسماعیل، عن ابن مسکان،عن محمّد بن مسلم أو الحلبیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:لا تطلبوا عثرات المؤمنین،فإنّ من تتبّع عثرات أخیه تتبّع اللّه عثراته و من تتبّع اللّه عثراته یفضحه و لو فی جوف بیته.
[٢٧٣٩]۶-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن ابن فضّال، عن ابن بکیر،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
أقرب ما یکون العبد إلی الکفر أن یواخی الرّجل الرّجل علی الدّین فیحصی علیه زلاّته لیعیّره بها یوما ما.
[٢٧۴٠]٧-عنه،عن ابن فضّال،عن ابن بکیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
أبعد ما یکون العبد من اللّه أن یکون الرّجل یواخی الرّجل و هو یحفظ[علیه] زلاّته لیعیّره بها یوما ما.
باب التّعییر
[٢٧۴١]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن الحسین بن
ص :۶٨
بنده به کفر هنگامی است که با مردی بر دینش برادری کند و آنگاه لغزشها و گمراهیاش را بشمارد تا روزی با آنها او را سرزنش کند.
[٢٧٣٧]۴-ابو بصیر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:
ای گروه کسانی که به زبان اسلام آورده،به دل مسلمان نشدهاند لغزشهای مسلمانان را نجویید؛زیرا هرکس لغزشهای مسلمانان را جستجو کند خداوند لغزشهای او را میجوید و هرکس که خداوند لغزشهایش را بجوید او را رسوا میکند.
[٢٧٣٨]۵-محمّد مسلم یا حلبی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کردهاند که رسول خدا فرمودند:لغزشهای مؤمنان را جستجو نکنید؛زیرا هرکس لغزشهای برادرش را بجوید خداوند لغزشهایش را میجوید و هرکس که لغزشهایش را خداوند بجوید او را رسوا میکند،اگرچه در درون خانهاش باشد.
[٢٧٣٩]۶-زراره روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:نزدیکترین زمان بنده به کفر این است که با مردی بر دینش برادری کند و آنگاه گمراهیهایش را بشمارد تا روزی او را با آنها سرزنش کند.
[٢٧۴٠]٧-ابن بکیر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:دورترین زمان بنده از خداوند هنگامی است که با مردی برادری کند و گمراهیهایش را بشمارد تا روزی او را با آنها سرزنش کند.
[٢٧۴١]١-مردی روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس مؤمنی را
ص :۶٩
عثمان،عن رجل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من أنّب مؤمنا أنّبه اللّه فی الدّنیا و الآخرة.
[٢٧۴٢]٢-عنه،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن إسماعیل بن عمّار،عن إسحاق بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من أذاع فاحشة کان کمبتدئها و من عیّر مؤمنا بشیء لم یمت حتّی یرکبه.
[٢٧۴٣]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب، عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من عیّر مؤمنا بذنب لم یمت حتّی یرکبه.
[٢٧۴۴]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن ابن فضّال، عن حسین بن عمر بن سلیمان،عن معاویة بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من لقی أخاه بما یؤنّبه أنّبه اللّه فی الدّنیا و الآخرة.
باب الغیبة و البهت
[٢٧۴۵]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:الغیبة أسرع فی دین الرّجل المسلم من الأکلة فی جوفه.قال:و قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:الجلوس فی المسجد انتظار الصّلاة عبادة ما لم یحدث،قیل:یا رسول اللّه و ما یحدث؟قال:الاغتیاب.
[٢٧۴۶]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن بعض أصحابه، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :٧٠
سرزنش کند،خداوند او را در دنیا و آخرت سرزنش میکند.
[٢٧۴٢]٢-اسحاق عمّار از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:هرکس زشتیای را فاش سازد همچون آغازگر آن است و هرکس مؤمنی را به سبب کاری سرزنش کند،تا به آن دچار نشود،نمیمیرد.
[٢٧۴٣]٣-عبد اللّه سنان روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
هرکس مؤمنی را به جهت گناه سرزنش کند تا خودش مرتکب آن نشود نمیمیرد.
[٢٧۴۴]۴-معاویۀ عمّار روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هر کس برادرش را برای سرزنش او دیدار کند،خداوند او را در دنیا و آخرت سرزنش میکند.
[٢٧۴۵]١-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:غیبت در دین مرد مسلمان شتابندهتر از خوره در تن او است.و باز رسول خدا فرمودند:نشستن در مسجد به انتظار نماز عبادت است تا آنگاه که سخن نگوید،گفتند:ای رسول خدا چگونه سخن نگوید؟فرمودند:غیبت نکند.
[٢٧۴۶]٢-یکی از اصحاب روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
ص :٧١
من قال فی مؤمن ما رأته عیناه و سمعته أذناه فهو من الّذین قال اللّه عزّ و جلّ: إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفٰاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ.
[٢٧۴٧]٣-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الحسن بن علیّ الوشّاء،عن داود بن سرحان قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الغیبة،قال:هو أن تقول لأخیک فی دینه ما لم یفعل و تبثّ علیه أمرا قد ستره اللّه علیه لم یقم علیه فیه حدّ.
[٢٧۴٨]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن أبی عبد اللّه،عن أبیه،عن هارون بن الجهم،عن حفص بن عمر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سئل النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ما کفّارة الاغتیاب؟قال:تستغفر اللّه لمن اغتبته کلّما ذکرته.
[٢٧۴٩]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسن بن محبوب،عن مالک بن عطیّة،عن ابن أبی یعفور،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من بهت مؤمنا أو مؤمنة بما لیس فیه بعثه اللّه فی طینة خبال حتّی یخرج ممّا قال،قلت:و ما طینة الخبال؟قال:صدید یخرج من فروج المومسات.
[٢٧۵٠]۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن العبّاس بن عامر،عن أبان،عن رجل لا نعلمه إلاّ یحیی الأزرق قال:
قال لی أبو الحسن صلوات اللّه علیه:من ذکر رجلا من خلفه بما هو فیه ممّا عرفه النّاس لم یغتبه و من ذکره من خلفه بما هو فیه ممّا لا یعرفه النّاس اغتابه و من ذکره بما لیس فیه فقد بهته.
[٢٧۵١]٧-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس بن عبد الرّحمن،عن عبد الرّحمن بن سیابة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:الغیبة أن تقول فی أخیک ما ستره اللّه علیه و أمّا
ص :٧٢
هرکس دربارۀ مؤمن آنچه را دیدگانش دیده و گوشهایش شنیده بگوید از کسانی است که خداوند عزّتمند دربارهشان فرمود:«همانا برای کسانی که دوست دارند زشتی در میان مؤمنان آشکار شود،عذابی دردناک است.»[نور(٢۴):١٩]
[٢٧۴٧]٣-داود سرحان گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ غیبت پرسیدم،فرمودند:غیبت این است که دربارۀ برادر دینیات آنچه نکرده بگویی و کاری را که خداوند بر او پوشانده و حدّ شرعی ندارد.آشکار کنی.
[٢٧۴٨]۴-حفص عمر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که از پیامبر گرامی پرسیدند:کفّارۀ غیبت کردن چیست؟فرمودند:اینکه هرگاه کسی را که غیبش را کردهای به یادمیآوری برایش از خدا آمرزش بخواهی.
[٢٧۴٩]۵-ابن ابو یعفور روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
هرکس به مرد یا زن مؤمنی بهتان بگوید خداوند او را در سرشت تباهی برمیانگیزد تا از عهدۀ آنچه گفته بیرون آید.من گفتم:سرشت تباهی چیست؟ فرمودند:چرکی است که از فرج زنان بدکاره بیرون میآید.
[٢٧۵٠]۶-به احتمال بسیار یحیی ازرق گفته است:حضرت ابو الحسن-درود خدا بر او-به من فرمود:هرکس در پشتسر مردی دربارۀ آنچه در او است و مردم میدانند سخن بگوید غیبت نکرده است و هرکس در پشتسر مردی دربارۀ آنچه در او است ولی مردم آن را نمیدانند سخن بگوید،غیبت کرده است و هرکس از چیزی بگوید که در آن شخص نیست به او بهتان زده است.
[٢٧۵١]٧-عبد الرّحمان سیابه گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:غیبت این است که دربارۀ آنچه خداوند برای برادرت پوشانده سخن
ص :٧٣
الأمر الظّاهر فیه مثل الحدّة و العجلة فلا،و البهتان أن تقول فیه ما لیس فیه.
باب الرّوایة علی المؤمن
[٢٧۵٢]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن سنان،عن مفضّل بن عمر قال:
قال لی أبو عبد اللّه علیه السّلام:من روی علی مؤمن روایة یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من أعین النّاس أخرجه اللّه من ولایته إلی ولایة الشّیطان فلا یقبله الشّیطان.
[٢٧۵٣]٢-عنه،عن أحمد،عن الحسن بن محبوب،عن عبد اللّه بن سنان قال:
قلت له:عورة المؤمن علی المؤمن حرام؟قال:نعم قلت:تعنی سفلیه قال:
لیس حیث تذهب،إنّما هی إذاعة سرّه.
[٢٧۵۴]٣-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن الحسین بن مختار،عن زید،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام فیما جاء فی الحدیث:
عورة المؤمن علی المؤمن حرام،قال:ما هو أن ینکشف فتری منه شیئا إنّما هو أن تروی علیه أو تعیبه.
باب الشّماتة
[٢٧۵۵]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن الحسن بن علیّ بن فضّال،عن إبراهیم بن محمّد الأشعریّ،عن أبان بن عبد الملک،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّه قال:
لا تبدی الشّماتة لأخیک فیرحمه اللّه و یصیّرها بک،و قال:من شمت بمصیبة نزلت بأخیه لم یخرج من الدّنیا حتّی یفتتن.
ص :٧۴
بگویی.امّا سخن گفتن دربارۀ موضوع آشکار او همانند تندی و عجله کردن، غیبت نیست.و بهتان این است که دربارۀ آنچه در او نیست سخن بگویی.
[٢٧۵٢]١-مفضّل عمر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام به من فرمودند:
هرکس به زیان مؤمنی سخن بگوید و از آن،رسوایی او و از بین بردن مردانگیاش را بخواهد تا از چشم مردمان بیفتد خداوند او را از ولایت خودش به ولایت شیطان میاندازد ولی شیطان هم او را نمیپذیرد.
[٢٧۵٣]٢-عبد اللّه سنان گفته است:به حضرت عرض کردم:آیا عورت مؤمن بر مؤمن دیگر حرام است؟فرمودند:بله.عرض کردم،مقصودتان پایینتنۀ او است؟فرمودند:نه،چنانکه تو گمان میکنی،نیست.بلکه عورت،فاش ساختن راز مؤمن است.
[٢٧۵۴]٣-زید روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ حدیث«عورت مؤمن بر مؤمن دیگر حرام است.»فرمودند:عورت آن نیست که چیزی از تن او آشکار شود و تو ببینی،بلکه عورت آن است که بر زیان او سخن بگویی یا عیبش را بنمایی.
[٢٧۵۵]١-أبان عبد الملک روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
دربارۀ گرفتاری برادرت شادی بدخواهانه نکن؛زیرا خدا به او رحم میکند و تو را به آن دچار میسازد،و فرمودند:هرکس برادرش را به سبب مصیبتی که به او رسیده،شماتت کند تا خودش گرفتار آن نشود از دنیا بیرون نمیرود.
ص :٧۵
باب السّباب
[٢٧۵۶]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:سباب المؤمن کالمشرف علی الهلکة.
[٢٧۵٧]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسین بن سعید،عن فضالة بن أیّوب،عن عبد اللّه بن بکیر،عن أبی بصیر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:سباب المؤمن فسوق،و قتاله کفر،و أکل لحمه معصیة،و حرمة ماله کحرمة دمه.
[٢٧۵٨]٣-عنه،عن الحسن بن محبوب،عن هشام بن سالم،عن أبی بصیر، عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ رجلا من بنی تمیم أتی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:أوصنی،فکان فیما أوصاه أن قال:لا تسبّوا النّاس فتکتسبوا العداوة بینهم
[٢٧۵٩]۴-ابن محبوب،عن عبد الرّحمن بن الحجّاج،عن أبی الحسن موسی علیه السّلام فی رجلین یتسابّان قال:
البادی منهما أظلم،و وزره و وزر صاحبه علیه،ما لم یعتذر إلی المظلوم.
[٢٧۶٠]۵-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن سالم،عن أحمد بن النّضر،عن عمرو بن شمر،عن جابر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ما شهد رجل علی رجل بکفر قطّ إلاّ باء به أحدهما،إن کان شهد[به]علی کافر صدق و إن کان مؤمنا رجع الکفر علیه،فإیّاکم و الطّعن علی المؤمنین.
[٢٧۶١]۶-الحسن بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الحسن بن علیّ
ص :٧۶
[٢٧۵۶]١-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:دشنام گفتن مؤمن مانند قرار گرفتن بر لبۀ نابودی است.
[٢٧۵٧]٢-ابو بصیر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:
دشنام گفتن به مؤمن،سرکشی،جنگیدن با او کفر و خوردن گوشتش،نافرمانی است و حرمت مالش همچون حرمت خون او است.
[٢٧۵٨]٣-ابو بصیر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که مردی از بنی تمیم به نزد پیامبر گرامی آمده،عرض کرد:مرا سفارشی بکن.و در میان آنچه ایشان سفارش کرده،آمده است:به مردمان دشنام نگویید که دشمنیشان را به دست میآورید.
[٢٧۵٩]۴-عبد الرّحمان حجّاج دربارۀ دو مردی که یکدیگر را دشنام میدادند از حضرت کاظم علیه السّلام روایت کرده که فرمودند:آغازگر آن دو نفر ستمگر است و گناه خود و رفیقش به گردن او است تا وقتی که از ستمدیده عذرخواهی نکند.
[٢٧۶٠]۵-جابر روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:هیچ مردی به کفر مردی دیگر گواهی نداد جز اینکه آن کفر به یکی از آن دو بازگشت؛زیرا اگر به کفر کافری گواهی داده باشد درست گفته است ولی اگر او مؤمن باشد کفر به خودش بازمیگردد.پس از طعنه زدن به مؤمنان بپرهیزید.
[٢٧۶١]۶-علی ابو حمزه گفته است:از یکی از حضرات باقر و صادق علیهما السّلام
ص :٧٧
الوشّاء،عن علیّ بن أبی حمزة،عن أحدهما علیهما السّلام قال:
سمعته یقول:إنّ اللّعنة إذا خرجت من فی صاحبها تردّدت فإن وجدت مساغا و إلاّ رجعت علی صاحبها.
[٢٧۶٢]٧-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسن بن علیّ،عن علیّ بن عقبة،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی حمزة الثّمالیّ قال:
سمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول:إنّ اللّعنة إذا خرجت من فی صاحبها تردّدت بینهما فإن وجدت مساغا و إلاّ رجعت علی صاحبها.
[٢٧۶٣]٨-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن حسّان،عن محمّد بن علیّ،عن محمّد بن الفضیل،عن أبی حمزة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إذا قال الرّجل لأخیه المؤمن:أفّ خرج من ولایته و إذا قال:أنت عدوّی کفر أحدهما،و لا یقبل اللّه من مؤمن عملا و هو مضمر علی أخیه المؤمن سوءا.
[٢٧۶۴]٩-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن سنان،عن حمّاد بن عثمان،عن ربعیّ،عن الفضیل،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ما من إنسان یطعن فی عین مؤمن إلاّ مات بشرّ میتة و کان قمنا أن لا یرجع إلی خیر.
باب التّهمة و سوء الظّنّ
[٢٧۶۵]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه عن حمّاد بن عیسی،عن إبراهیم بن عمر الیمانیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا اتّهم المؤمن أخاه انماث الإیمان من قلبه کما ینماث الملح فی الماء.
ص :٧٨
شنیدم میفرماید:همانا وقتی نفرین از دهان گویندهاش بیرون آید،میگردد،اگر جایش را بیابد میرود وگرنه به سوی گویندهاش باز میگردد.
[٢٧۶٢]٧-ابو حمزه ثمالی گفته است:از حضرت باقر علیه السّلام شنیدم میفرماید:
همانا وقتی نفرین از دهان گویندهاش بیرون میآید میان آن دو میگردد اگر جایش را بیابد میرود وگرنه به گویندهاش بازمیگردد.
[٢٧۶٣]٨-ابو حمزه گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:
وقتی مردی به برادر مؤمنش بگوید:أف.از ولایت او بیرون میرود و وقتی بگوید:تو دشمن منی یکی از آن دو کافر میشوند و خداوند از مؤمنی که نسبت به برادر مؤمنش نیّت بدی دارد هیچ عملی را نمیپذیرد.
[٢٧۶۴]٩-فضیل روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:هر انسانی که مؤمنی را روبهرو طعنه بزند به بدترین مرگ میمیرد و سزاوار است که به خیر بازنگردد.
[٢٧۶۵]١-ابراهیم بن عمر یمانی روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:وقتی مؤمن به برادر مؤمنش تهمت بزند ایمان در دلش ناپدید میشود چنانکه نمک در آب ناپدید میشود.
ص :٧٩
[٢٧۶۶]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن بعض أصحابه،عن الحسین بن حازم،عن حسین بن عمر بن یزید،عن أبیه قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:من اتّهم أخاه فی دینه فلا حرمة بینهما و من عامل أخاه بمثل ما عامل به النّاس فهو بریء ممّا ینتحل.
[٢٧۶٧]٣-عنه،عن أبیه عمّن حدّثه،عن الحسین بن المختار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام فی کلام له:ضع أمر أخیک علی أحسنه حتّی یأتیک ما یغلبک منه و لا تظنّنّ بکلمة خرجت من أخیک سوءا و أنت تجد لها فی الخیر محملا.
باب من لم یناصح أخاه المؤمن
[٢٧۶٨]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن الحسن بن علیّ بن النّعمان،عن أبی حفص الأعشی،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سمعته یقول:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من سعی فی حاجة لأخیه فلم ینصحه فقد خان اللّه و رسوله.
[٢٧۶٩]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:أیّما مؤمن مشی فی حاجة أخیه فلم یناصحه فقد خان اللّه و رسوله.
[٢٧٧٠]٣-عدّة من أصحابن،اعن أحمد بن محمّد بن خالد،و أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن حسّان،جمیعا عن إدریس بن الحسن،عن مصبّح بن
ص :٨٠
[٢٧۶۶]٢-یزید گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:هرکس به برادر دینیاش تهمت بزند حرمتی میان آن دو نمیماند.و هرکس با برادرش چنان رفتار کند که با مردم رفتار میکند از آنچه به خود نسبت میدهد[یعنی ایمان]دور افتاده است.
[٢٧۶٧]٣-حسین مختار از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام در سخنی فرمودند:کار برادرت را بهترین کار او بدان تا وقتی دلیلی بیاید که تو را بر او چیرهمیکند.و به کلمهای که از دهان برادرت بیرون میآید گمان بد نبر وقتی میتوانی برای آن جایگاه خوبی پیدا کنی.
[٢٧۶٨]١-ابو حفص اعشی گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که رسول خدا فرمودهاند:هرکس برای حاجت برادر مؤمنش بکوشد ولی خیرخواه او نباشد به خدا و فرستادهاش خیانت کرده است.
[٢٧۶٩]٢-سماعه گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:هر مؤمنی که برای حاجت برادرش گام بردارد ولی خیر او را نخواهد به خدا و فرستادهاش خیانت کرده است.
[٢٧٧٠]٣-ابو بصیر گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:هرگاه
ص :٨١
هلقام قال:أخبرنا أبو بصیر قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:أیّما رجل من أصحابنا استعان به رجل من إخوانه فی حاجة فلم یبالغ فیها بکلّ جهد فقد خان اللّه و رسوله و المؤمنین، قال أبو بصیر:قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:ما تعنی بقولک:و المؤمنین؟قال:من لدن أمیر المؤمنین إلی آخرهم.
[٢٧٧١]۴-عنهما جمیعا،عن محمّد بن علیّ،عن أبی جمیلة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:من مشی فی حاجة أخیه ثمّ لم یناصحه فیها کان کمن خان اللّه و رسوله و کان اللّه خصمه.
[٢٧٧٢]۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن بعض أصحابه،عن حسین بن حازم،عن حسین بن عمر بن یزید،عن أبیه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من استشار أخاه فلم یمحضه محض الرّأی سلبه اللّه عزّ و جلّ رأیه.
[٢٧٧٣]۶-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی بن عبید،عن یونس،عن سماعة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:أیّما مؤمن مشی مع أخیه المؤمن فی حاجة فلم یناصحه فقد خان اللّه و رسوله.
باب خلف الوعد
[٢٧٧۴]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن هشام بن سالم قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:عدة المؤمن أخاه نذر لا کفّارة له فمن أخلف
ص :٨٢
مردی از اصحاب ما از یکی از برادرانش یاری بخواهد و او همۀ کوشش خود را به انجام نرساند به خدا و فرستادهاش و مؤمنان خیانت کرده است.ابو بصیر گفته است:من به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:مقصودتان از مؤمنان چیست؟ فرمودند:از دوران امیر مؤمنان علیه السّلام تا پایان.
[٢٧٧١]۴-ابو جمیله گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:هرکس برای حاجت برادر مؤمنش گام بردارد و سپس در آن کار خیرخواهش نباشد مانند کسی میگردد که به خدا و فرستادهاش خیانت کرده است و خدا دشمن او میشود.
[٢٧٧٢]۵-یزید روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس از برادرش مشورت بخواهد و او تمام اندیشهاش را به او نگوید،خداوند اندیشهاش را از او میگیرد.
[٢٧٧٣]۶-سماعه گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:هر مؤمنی برای حاجت برادر مؤمنش به همراه او گام بردارد ولی خیرخواه او نباشد،به خدا و فرستادهاش خیانت کرده است.
[٢٧٧۴]١-هشام سالم گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:وعده دادن مؤمن به برادرش نذری است که کفّارهای ندارد.پس هرکس این وعده را انجام ندهد
ص :٨٣
فبخلف اللّه بدأ و لمقته تعرّض و ذلک قوله: یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ أَنْ تَقُولُوا مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ.
[٢٧٧۵]٢-علیّ،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن شعیب العقرقوفیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلیف إذا وعد
باب من حجب أخاه المؤمن
[٢٧٧۶]١-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن حسّان،و عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد جمیعا،عن محمّد بن علیّ،عن محمّد بن سنان،عن المفضّل بن عمر قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:أیّما مؤمن کان بینه و بین مؤمن حجاب ضرب اللّه عزّ و جلّ بینه و بین الجنّة سبعین ألف سور ما بین السّور إلی السّور مسیرة ألف عام
[٢٧٧٧]٢-علیّ بن محمّد،عن محمّد بن جمهور،عن أحمد بن الحسین،عن أبیه،عن إسماعیل بن محمّد،عن محمّد بن سنان قال:
کنت عند الرّضا صلوات اللّه علیه فقال لی:یا محمّد إنّه کان فی زمن بنی إسرائیل أربعة نفر من المؤمنین فأتی واحد منهم الثّلاثة و هم مجتمعون فی منزل أحدهم فی مناظرة بینهم فقرع الباب فخرج إلیه الغلام فقال:أین مولاک؟ فقال:لیس هو فی البیت فرجع الرّجل و دخل الغلام إلی مولاه فقال له من کان الّذی قرع الباب؟قال:کان فلان فقلت له:لست فی المنزل،فسکت و لم یکترث و لم یلم غلامه و لا اغتمّ أحد منهم لرجوعه عن الباب و أقبلوا فی حدیثهم فلمّا کان من الغد بکّر إلیهم الرّجل فأصابهم و قد خرجوا یریدون ضیعة لبعضهم فسلّم علیهم و قال:أنا معکم؟فقالوا له:نعم،و لم یعتذروا
ص :٨۴
به مخالفت با خدا آغازیده،به خشم او دچار شده است.چنانکه خداوند میفرماید:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید چرا چیزی میگویید که انجام نمیدهید نزد خداوند سخت ناخوشایند است که سخنی بگویید و به آن عمل نکنید.»[صف(۶١):٢ و ٣]
[٢٧٧۵]٢-شعیب عقر قوفی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:هرکس به خدا و روز واپسین ایمان دارد باید به آنچه وعده کرده، عمل کند.
[٢٧٧۶]١-مفضّل عمر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هر مؤمنی که میان او و مؤمن دیگر پردهای باشد خداوند عزّتمند میان او و بهشت، هفتاد هزار دژ میزند که میان هر دژ فاصلهای هزار ساله است.
[٢٧٧٧]٢-محمّد سنان گفت:من نزد حضرت رضا علیه السّلام بودم که به من فرمودند:ای محمّد در زمان بنی اسرائیل چهار مؤمن بودند.روزی یکی از آنها به نزد سه مؤمن دیگر رفت که برای مناظرهای در خانۀ یکی از ایشان گردآمده بودند.چون در زد و غلامی در را باز کرد به او گفت:سرورت کجا است؟غلام گفت:در خانه نیست.و آن مؤمن بازگشت و غلام به خانه و نزد سرورش رفت.
سرورش به او گفت:چه کسی بود که در زد؟او گفت:فلانی بود و من به او گفتم که شما در خانه نیستی.او خاموش شد و اعتنا نکرده،غلام را نکوهش نکرد و هیچکدام آن سه نفر به خاطر بازگشتن آن مؤمن از در خانه اندوهگین نشدند و به سخن خودشان بازگشتند.چون فردا شد آن مرد صبح زود به سراغ ایشان رفت در حالیکه آنان بیرون آمده،آهنگ رفتن به باغ خودشان را داشتند پس مرد به آنان سلام داد و گفت:من هم با شما بیایم؟آنان به او گفتند:آری.ولی از او
ص :٨۵
إلیه و کان الرّجل محتاجا ضعیف الحال،فلمّا کانوا فی بعض الطّریق إذا غمامة قد أظلّتهم فظنّوا أنّه مطر،فبادروا فلمّا استوت الغمامة علی رءوسهم إذا مناد ینادی من جوف الغمامة أیّتها النّار خذیهم و أنا جبرئیل رسول اللّه،فإذا نار من جوف الغمامة قد اختطفت الثّلاثة النّفر و بقی الرّجل مرعوبا یعجب ممّا نزل بالقوم و لا یدری ما السّبب؟فرجع إلی المدینة فلقی یوشع بن نون علیه السّلام فأخبره الخبر و ما رأی و ما سمع،فقال یوشع بن نون علیه السّلام:أما علمت أنّ اللّه سخط علیهم بعد أن کان عنهم راضیا و ذلک بفعلهم بک،فقال:و ما فعلهم بی؟فحدّثه یوشع فقال الرّجل:فأنا أجعلهم فی حلّ و أعفو عنهم،قال:لو کان هذا قبل لنفعهم فأمّا السّاعة فلا و عسی أن ینفعهم من بعد.
[٢٧٧٨]٣-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن بکر بن صالح،عن محمّد بن سنان،عن مفضّل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
أیّما مؤمن کان بینه و بین مؤمن حجاب ضرب اللّه بینه و بین الجنّة سبعین ألف سور،غلظ کلّ سور مسیرة ألف عام[ما بین السّور إلی السّور مسیرة ألف عام].
[٢٧٧٩]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن یحیی بن المبارک،عن عبد اللّه بن جبلة،عن عاصم بن حمید،عن أبی حمزة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قلت له:جعلت فداک ما تقول فی مسلم أتی مسلما زائرا[أو طالب حاجة]و هو فی منزله؟فاستأذن علیه فلم یأذن له و لم یخرج إلیه؟قال:یا أبا حمزة،أیّما مسلم أتی مسلما زائرا أو طالب حاجة و هو فی منزله فاستأذن له و لم یخرج إلیه لم یزل فی لعنة اللّه حتّی یلتقیا،فقلت:جعلت فداک فی لعنة اللّه حتّی یلتقیا؟ قال:نعم یا أبا حمزة.
ص :٨۶
عذرخواهی نکردند،و این مرد،نیازمند و بداحوال بود.چون به راه افتادند ناگاه ابری بر سرشان سایه انداخت.آنان پنداشتند که باران خواهد آمد،پس شتاب کردند ولی چون ابر به بالای سرشان رسید ناگاه منادیای از درون ابر فریاد زد:
ای آتش آنان را بگیر،من جبرئیل فرستادۀ خداوندم.پس آتشی از درون آن ابر آن سهنفر را در خود فروبرد و مرد دیگر ترسان و شگفت از آنچه بر آن سه فرود آمده،باقی ماند و نمیدانست که سبب آن چیست.آنگاه به شهر بازگشته،یوشع نون علیه السّلام را دیدار کرده،از آن خبر و آنچه دیده و شنیده بود آگاهش ساخت.یوشع نون علیه السّلام گفت:مگر نمیدانی که خداوند بر آنان خشمگین شده است پس از آنکه خرسند بوده است و این به جهت رفتارشان با تو بود.او عرض کرد:آنان با من چه رفتاری کرده بودند؟یوشع ماجرا را به او گفت.آن مرد گفت:من ایشان را حلال کرده،از آنان میگذرم.او فرمود:اکنون دیگر دیرشده و سودی به حال آنان ندارد.امیدوارم برای پس از این سودشان ببخشد.
[٢٧٧٨]٣-مفضّل روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هر مؤمنی که میان او و مؤمن دیگر پرده باشد خداوند میان او و بهشت هفتاد هزار دژ میزند که ضخامت هر دژی فاصلهای هزار ساله دارد[میان هر دژ تا دژ دیگر فاصلهای هزار ساله است.]
[٢٧٧٩]۴-ابو حمزه گفته است:به حضرت باقر علیه السّلام عرض کردم:جانم فدایت نظرتان چیست دربارۀ مسلمانی که به دیدار مسلمانی میرود[یا به دنبال حاجتی]و او در خانۀ خود است.ولی چون از او اجازه میخواهد او اجازه نمیدهد و برای او بیرون نمیآید؟فرمودند:ای ابو حمزه هر مسلمانی به آهنگ دیدار یا به دنبال حاجتی به نزد مسلمانی دیگر در خانهاش برود و اجازۀ ورود بخواهد و او برایش بیرون نیاید،تا همدیگر را دیدار نکنند هماره در نفرین خدا خواهد بود.من عرض کردم:جانم فدایت تا همدیگر را دیدار نکنند در نفرین خدا خواهند بود؟فرمود:آری ای ابو حمزه.
ص :٨٧
باب من استعان به أخوه فلم یعنه
[٢٧٨٠]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،و أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن حسّان،عن محمّد بن علیّ،عن سعدان،عن حسین بن أمین،عن أبی جعفر علیه السّلام قال؛
من بخل بمعونة أخیه المسلم و القیام له فی حاجته[إلاّ]ابتلی بمعونة من یأثم علیه و لا یؤجر.
[٢٧٨١]٢-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن ابن مسکان،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
أیّما رجل من شیعتنا أتی رجلا من إخوانه فاستعان به فی حاجته فلم یعنه و هو یقدر إلاّ ابتلاه اللّه بأن یقضی حوائج غیره من أعدائنا یعذّبه اللّه علیها یوم القیامة.
[٢٧٨٢]٣-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن حسّان،عن محمّد بن أسلم،عن الخطّاب بن مصعب،عن سدیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لم یدع رجل معونة أخیه المسلم حتّی یسعی فیها و یواسیه إلاّ ابتلی بمعونة من یأثم و لا یؤجر
[٢٧٨٣]۴-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن أحمد بن محمّد بن عبد اللّه،عن علیّ بن جعفر،عن[أخیه]أبی الحسن علیه السّلام قال:
سمعته یقول:من قصد إلیه رجل من إخوانه مستجیرا به فی بعض أحواله فلم یجره بعد أن یقدر علیه فقد قطع ولایة اللّه عزّ و جلّ.
باب من منع مؤمنا شیئا من عنده أو من عند غیره
[٢٧٨۴]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،و أبو علیّ الأشعریّ،
ص :٨٨
[٢٧٨٠]١-حسین امین روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:هرکس در یاری به برادر مسلمانش و قیام به حاجت او بخل ورزد به یاری کردن به کسی دچار میشود که به گناه افتد و پاداش نبرد.
[٢٧٨١]٢-ابو بصیر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هرگاه مردی از شیعیانمان به سوی مردی از برادرانش آمده،برای حاجتش از او کمک بخواهد ولی او در عین توانایی او را یاری نکند خداوند او را به انجام حاجت دشمنان ما دچار کرده،به سبب آن او را در روز قیامت عذاب میکند.
[٢٧٨٢]٣-سدیر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هرگاه مردی، یاری رساندن به برادر مسلمانش را واگذارد و در حاجت او نکوشیده،مال صرف او نکند به یاری رساندن به کسی دچار میشود که به خاطر او گناه میکند و پاداشی نمیبرد.
[٢٧٨٣]۴-علی جعفر گفته است:از برادرم حضرت کاظم علیه السّلام شنیدم میفرماید:هرکس که مردی از برادرانش در برخی احوال به او پناه ببرد و او در عین توانایی پناهش ندهد همانا ولایت خداوند عزّتمند را بریده است.
[٢٧٨۴]١-فرات احنف روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هر
ص :٨٩
عن محمّد بن حسّان،جمیعا عن محمّد بن علیّ،عن محمّد بن سنان،عن فرات بن أحنف،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
أیّما مؤمن منع مؤمنا شیئا ممّا یحتاج إلیه و هو یقدر علیه من عنده أو من عند غیره،أقامه اللّه یوم القیامة مسودّا وجهه مزرقّة عیناه مغلولة یداه إلی عنقه فیقال:هذا الخائن الّذی خان اللّه و رسوله ثمّ یؤمر به إلی النّار.
[٢٧٨۵]٢-ابن سنان،عن یونس بن ظبیان قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:یا یونس،من حبس حقّ المؤمن أقامه اللّه عزّ و جلّ یوم القیامة خمسمائة عام علی رجلیه حتّی یسیل عرقه أو دمه و ینادی مناد من عند اللّه:هذا الظّالم الّذی حبس عن اللّه حقّه قال:فیوبّخ أربعین یوما ثمّ یؤمر به إلی النّار.
[٢٧٨۶]٣-محمّد بن سنان،عن مفضّل بن عمر قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من کانت له دار فاحتاج مؤمن إلی سکناها فمنعه إیّاها قال اللّه عزّ و جلّ:یا ملائکتی،أبخل عبدی علی عبدی بسکنی الدّار الدّنیا؟و عزّتی و جلالی لا یسکن جنانی أبدا.
[٢٧٨٧]۴-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن أحمد بن محمّد بن عبد اللّه،عن علیّ بن جعفر قال:
سمعت أبا الحسن علیه السّلام یقول:من أتاه أخوه المؤمن فی حاجة فإنّما هی رحمة من اللّه عزّ و جلّ ساقها إلیه،فإن قبل ذلک فقد وصله بولایتنا و هو موصول بولایة اللّه عزّ و جلّ،و إن ردّه عن حاجته و هو یقدر علی قضائها سلّط اللّه علیه شجاعا من نار ینهشه فی قبره إلی یوم القیامة مغفور له أو معذّب،فإن عذره الطّالب کان أسوأ حالا.قال:و سمعته یقول:من قصد إلیه رجل من إخوانه
ص :٩٠
مؤمنی که مؤمن دیگر را از آنچه به آن نیازمند است بازدارد-چه از آنچه نزد خود دارد و چه از آنچه نزد دیگران است-خداوند در روز قیامت او را سیاهرو و تیرهچشم و دست به گردن بسته برمیانگیزد.و آنگاه گفته میشود:این همان خائنی است که به خدا و فرستادهاش خیانت کرده است و سپس به سوی دوزخ فرمانش میدهند.
[٢٧٨۵]٢-یونس ظبیان روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:ای یونس هرکس حقّ مؤمن را بازدارد،خداوند عزّتمند در روز قیامت او را به مدّت پانصد سال به روی پاهایش میایستاند تا عرق یا خونش سرازیر گردد و منادیای از نزد خداوند فریاد بزند:این همان ستمکاری است که حقّ خدا را از او بازداشته است.حضرت فرمودند:آنگاه چهل روز سرزنش میشود و سپس به سوی دوزخ فرمان داده میشود.
[٢٧٨۶]٣-مفضّل عمر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس خانهای داشته باشد و مؤمنی به سکونت در آن نیازمند شود و او از سکونت آن مؤمن در آن خانه جلوگیری کند خداوند عزّتمند میفرماید:ای فرشتگان من بندهام در سکونت بندۀ دیگرم در خانۀ دنیاییاش بخل ورزید؟سوگند به عزّت و شکوهم او هرگز در بهشتهای من ساکن نخواهد شد.
[٢٧٨٧]۴-علی جعفر گفت:از حضرت ابو الحسن علیه السّلام شنیدم میفرماید:
هرکس که برادر مؤمنش برای نیازی به سویش بیاید،رحمتی از سوی خداوند عزّتمند است که به سوی او پیش رانده است که اگر آن را بپذیرد او را به ولایت ما پیوند میدهد و ولایت ما با ولایت خداوند عزّتمند پیوند دارد.ولی اگر در عین توانایی نیاز او را برنیاورد خداوند ماری آتشین بر او چیره میکند تا او را در گورش تا روز قیامت بگزد،چه آمرزیده شده باشد و چه در عذاب باشد و اگر آن نیازجو عذر او را پذیرفته باشد بدحالتر خواهد بود.راوی گفته است:و از آن حضرت شنیدم میفرماید:هرکس که مردی از برادرانش در برخی احوال به او پناه ببرد و او پناهش ندهد در حالیکه تواناییاش را دارد،
ص :٩١
مستجیرا به فی بعض أحواله فلم یجره بعد أن یقدر علیه فقد قطع ولایة اللّه تبارک و تعالی.
باب من أخاف مؤمنا
[٢٧٨٨]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن محمّد بن عیسی،عن الأنصاریّ،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من نظر إلی مؤمن نظرة لیخیفه بها أخافه اللّه عزّ و جلّ یوم لا ظلّ إلاّ ظلّه.
[٢٧٨٩]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن أبی إسحاق الخفّاف،عن بعض الکوفیّین،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من روّع مؤمنا بسلطان لیصیبه منه مکروه فلم یصبه فهو فی النّار و من روّع مؤمنا بسلطان لیصیبه منه مکروه فأصابه فهو مع فرعون و آل فرعون فی النّار.
[٢٧٩٠]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن بعض أصحابه، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من أعان علی مؤمن بشطر کلمة لقی اللّه عزّ و جلّ یوم القیامة مکتوب بین عینیه:آیس من رحمتی.
باب النّمیمة
[٢٧٩١]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن الحسن بن محبوب، عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ألا أنبّئکم بشرارکم؟قالوا:بلی یا رسول اللّه،قال:
ص :٩٢
ولایت خداوند فرخنده و فرازمند را بریده است.
[٢٧٨٨]١-عبد اللّه سنان از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا فرمودند:هرکس به مؤمن بهگونهای بنگرد که او را بترساند خداوند عزّتمند او را میترساند،در روزی که هیچ سایهای جز سایۀ او نیست.
[٢٧٨٩]٢-یکی از کوفیان روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
هرکس مؤمنی را از سلطانی بترساند تا آزاری از آن سلطان به او برسد ولی چنین نشود،در دوزخ است و هرکس مؤمنی را از سلطانی بترساند تا آزاری از آن سلطان به او برسد و چنین شود او با فرعون و خاندان فرعون در دوزخ است.
[٢٧٩٠]٣-یکی از اصحاب روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
هرکس با نیم کلمه به زیان مؤمنی کار کند در روز قیامت خداوند را در حالی دیدار میکند که میان پیشانیاش نوشته است:او ناامید از رحمت من.
[٢٧٩١]١-حضرت صادق علیه السّلام فرماید که رسول خدا-درود بر خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:آیا شما را به بدترینتان آگاه نکنم؟گفتند:چرا؛ای رسول خدا!
ص :٩٣
المشّاءون بالنّمیمة،المفرّقون بین الأحبّة،الباغون للبرآء المعایب.
[٢٧٩٢]٢-محمّد بن یحیی،عن محمّد بن أحمد،عن محمّد بن عیسی،عن یوسف بن عقیل،عن محمّد بن قیس،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
محرّمة الجنّة علی القتّاتین المشّاءین بالنّمیمة.
[٢٧٩٣]٣-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن أبی الحسن الأصبهانیّ،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:شرارکم المشّاءون بالنّمیمة،المفرّقون بین الأحبّة، المبتغون للبرآء المعایب.
باب الإذاعة
[٢٧٩۴]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن محمّد بن عجلان قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ اللّه عزّ و جلّ عیّر أقواما بالإذاعة فی قوله عزّ و جلّ: وَ إِذٰا جٰاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذٰاعُوا بِهِ فإیّاکم و الإذاعة.
[٢٧٩۵]٢-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن محمّد الخزّاز،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من أذاع علینا حدیثنا فهو بمنزلة من جحدنا حقّنا.قال:و قال لمعلّی بن خنیس:المذیع حدیثنا کالجاحد له.
[٢٧٩۶]٣-یونس،عن ابن مسکان،عن ابن أبی یعفور قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من أذاع علینا حدیثنا سلبه اللّه الإیمان.
[٢٧٩٧]۴-یونس بن یعقوب،عن بعض أصحابه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :٩۴
فرمود:آنانکه به سخنچینی روند و میان دوستان جدایی افکنند و برای پاکان عیب جویند.
[٢٧٩٢]٢-حضرت باقر علیه السّلام فرمود:بهشت بر دروغپردازانی که به سخنچینی روند،حرام است.
[٢٧٩٣]٣-امام صادق علیه السّلام فرمود:امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:بدترین شما آنانند که به سخنچینی روند؛میان دوستان جدایی افکنند و برای پاکدامنان عیب جویند.
[٢٧٩۴]١-محمد عجلان گوید:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود:
همانا خدای عزّتمند مردمانی را به سبب فاش کردن اسرار در گفتارش نکوهش کرده است:«و چون خبری از ایمنی یا وحشت به آنان برسد،انتشارش دهند»[نساء(۴):
٨٣].پس،از انتشاردادن دوری کنید.
[٢٧٩۵]٢-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکس حدیث ما را به زیان ما فاش سازد،مانند کسی است که حق ما را آگاهانه انکار کند.
حضرت به معلاّی خنیس فرمود:انتشاردهنده حدیث ما،بسان انکارکننده آن است.
[٢٧٩۶]٣-امام صادق علیه السّلام فرمود:هرکه حدیث ما را به زیان ما فاش سازد، خداوند ایمانش را از بین ببرد.
[٢٧٩٧]۴-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه حدیث ما را فاش کند،ما را به
ص :٩۵
ما قتلنا من أذاع حدیثنا قتل خطإ و لکن قتلنا قتل عمد.
[٢٧٩٨]۵-یونس،عن العلاء،عن محمّد بن مسلم قال:
سمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول:یحشر العبد یوم القیامة و ما ندی دما فیدفع إلیه شبه المحجمة أو فوق ذلک فیقال له:هذا سهمک من دم فلان،فیقول:یا ربّ، إنّک لتعلم أنّک قبضتنی و ما سفکت دما،فیقول:بلی سمعت من فلان روایة کذا و کذا،فرویتها علیه فنقلت حتّی صارت إلی فلان الجبّار فقتله علیها و هذا سهمک من دمه.
[٢٧٩٩]۶-یونس،عن ابن سنان،عن إسحاق بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام و تلا هذه الآیة: ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانُوا یَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذٰلِکَ بِمٰا عَصَوْا وَ کٰانُوا یَعْتَدُونَ قال:
و اللّه ما قتلوهم بأیدیهم و لا ضربوهم بأسیافهم و لکنّهم سمعوا أحادیثهم فأذاعوها فأخذوا علیها فقتلوا فصار قتلا و اعتداء و معصیة.
[٢٨٠٠]٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن أبی عبد اللّه،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ:
وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ فقال:
أما و اللّه ما قتلوهم بأسیافهم و لکن أذاعوا سرّهم و أفشوا علیهم فقتلوا.
[٢٨٠١]٨-عنه،عن عثمان بن عیسی،عن محمّد بن عجلان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال:إنّ اللّه عزّ و جلّ عیّر قوما بالإذاعة فقال: وَ إِذٰا جٰاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذٰاعُوا بِهِ فإیّاکم و الإذاعة.
[٢٨٠٢]٩-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه عن ابن أبی عمیر،عن حسین بن عثمان،
ص :٩۶
خطا نکشته،بلکه به عمد کشته است.
[٢٧٩٨]۵-محمد مسلم گوید:شنیدم که امام باقر علیه السّلام میفرمود:بندۀ خداوند روز واپسین برانگیخته شود و در حالیکه خونی نریخته است به اندازه یک خون حجامت یا بیشتر به او داده شود و بگویند:این بهرۀ تو از خون فلان کس است.پس میگوید:پروردگارا،تو خود البته میدانی که جان مرا ستاندی و در آن حال،من خون کسی را نریخته بودم.خداوند فرماید:آری؛تو روایتی را چنین و چنان از فلانی شنیدی و به زیان او بازگفتی و نقل کردی تا به فلان ستمکار رسید و با آن روایت او را کشت و این سهم تو از خون اوست.
[٢٧٩٩]۶-اسحاق بن عمّار گوید:حضرت صادق علیه السّلام این آیه را خواند:«چرا که آنان به نشانههای خدا کفر ورزیده بودند و پیامبران را به ناحق میکشتند؛این از آن روی بود که سرکشی نموده و از حدّ درگذرانیده بودند»[بقره(٢):۶١].فرمود:به خدا سوگند،آنان را با دستانشان نکشتند و با شمشیرهایشان نزدند،بلکه احادیث آنها را شنیدند و فاش کردند و آنها به وسیله آن احادیث گرفتار و کشته شدند؛پس کشتن و تجاوز و نافرمانی انجام شد.
[٢٨٠٠]٧-ابو بصیر گوید:امام صادق علیه السّلام دربارۀ فرمایش خداوند بزرگ و گرامی که«و پیامبران را به ناحق میکشتند»[آل عمران(٣):١١٢]فرمود:به خدا سوگند،همانا آنها را با شمشیرهایشان نکشتند،بلکه رازشان را اشکار ساختند و انتشار دادند؛پس آنان کشته شدند.
[٢٨٠١]٨-امام صادق علیه السّلام فرمود:همانا خداوند بزرگ و گرامی،مردمانی را به سبب فاش کردن نکوهش کرد و فرمود:«و چون خبری از ایمنی یا وحشت به آنان برسد،انتشارش دهند».
[٢٨٠٢]٩-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه چیزی از راز ما را به زیان ما
ص :٩٧
عمّن أخبره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من أذاع علینا شیئا من أمرنا فهو کمن قتلنا عمدا و لم یقتلنا خطأ.
[٢٨٠٣]١٠-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن أحمد بن محمّد،عن نصر بن صاعد مولی أبی عبد اللّه علیه السّلام:عن أبیه قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:مذیع السّرّ شاکّ و قائله عند غیر أهله کافر،و من تمسّک بالعروة الوثقی فهو ناج،قلت:ما هو؟قال:التّسلیم.
[٢٨٠۴]١١-علیّ بن محمّد،عن صالح بن أبی حمّاد،عن رجل من الکوفیّین، عن أبی خالد الکابلیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّه قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ جعل الدّین دولتین:دولة آدم-و هی دولة اللّه-و دولة إبلیس؛فإذا أراد اللّه أن یعبد علانیة کانت دولة آدم،و إذا أراد اللّه أن یعبد فی السّرّ کانت دولة إبلیس،و المذیع لما أراد اللّه ستره مارق من الدّین.
[٢٨٠۵]١٢-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،عن عبد الرّحمن بن الحجّاج،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من استفتح نهاره بإذاعة سرّنا سلّط اللّه علیه حرّ الحدید و ضیق المحابس.
باب من أطاع المخلوق فی معصیة الخالق
[٢٨٠۶]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من طلب رضا النّاس بسخط اللّه جعل اللّه حامده من النّاس ذامّا
[٢٨٠٧]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن
ص :٩٨
فاش سازد،بسانکسی است که به عمد ما را کشته است نه به خطا.
[٢٨٠٣]١٠-نصر بن صاعد از پدرش روایت کند که گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود:افشاگر راز،تردیدگر است و گویندهاش نزد نااهل،کافر و آنکه به ریسمان محکم چنگ زند،نجات یافته است.گفتم:آن چیست؟فرمود:سرسپردگی.
[٢٨٠۴]١١-امام صادق علیه السّلام فرمود:همانا خداوند بزرگ و گرامی،برای دین دو دولت قرار داد:دولت آدم-و آن دولت خدا باشد-و دولت شیطان.هرگاه خدا خواهد آشکارا پرستش شود،دولت آدم بر سرکار آید و آنگاه که خدا خواهد در نهان پرستش شود،دولت شیطان بر سرکار باشد و هرکس فاش سازد آنچه را خداوند پوشیدنش را خواسته است،از دین بیرون رفته است.
[٢٨٠۵]١٢-امام صادق علیه السّلام فرمود:هرکس روز خود را با منتشر کردن راز ما آغاز کند،خداوند گرمای آهن و تنگنای زندانها را بر او چیره گرداند.
[٢٨٠۶]١-از امام صادق علیه السّلام روایت شده که رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:هرکس خشنودی مردم را با خشم خدا بخواهد،خداوند ستایندهاش را نکوهیدهاش سازد.
[٢٨٠٧]٢-از امام باقر علیه السّلام روایت شده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمود:هرکس
ص :٩٩
مهران،عن سیف بن عمیرة،عن عمرو بن شمر،عن جابر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من طلب مرضاة النّاس بما یسخط اللّه کان حامده من النّاس ذامّا و من آثر طاعة اللّه بغضب النّاس کفاه اللّه عداوة کلّ عدوّ و حسد کلّ حاسد و بغی کلّ باغ و کان اللّه عزّ و جلّ له ناصرا و ظهیرا.
[٢٨٠٨]٣-عنه،عن شریف بن سابق،عن الفضل بن أبی قرّة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کتب رجل إلی الحسین صلوات اللّه علیه:عظنی بحرفین،فکتب إلیه:من حاول أمرا بمعصیة اللّه کان أفوت لما یرجو و أسرع لمجیء ما یحذر.
[٢٨٠٩]۴-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،عن العلاء،عن محمّد بن مسلم قال:
قال أبو جعفر علیه السّلام:لا دین لمن دان بطاعة من عصی اللّه،و لا دین لمن دان بفریة باطل علی اللّه،و لا دین لمن دان بجحود شیء من آیات اللّه.
[٢٨١٠]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام،عن أبیه علیه السّلام:
عن جابر بن عبد اللّه[الأنصاریّ]قال:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من أرضی سلطانا بسخط اللّه خرج من دین اللّه.
باب فی عقوبات المعاصی العاجلة
[٢٨١١]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،و عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،جمیعا عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر،عن أبان،عن رجل،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ص :١٠٠
خشنودی مردم را در چیزی جوید که خدا را به خشم آورد،ستایندهاش از مردم، نکوهندهاش باشد و هرکه فرمانبری خدا را به خشم مردم پیشی دارد،خداوند او را از دشمنی کردن هر دشمنی و رشک بردن هر حسودی و ستم هر ستمکاری نگه دارد و خداوند بزرگ و گرامی یار و پشتیبان او باشد.
[٢٨٠٨]٣-امام صادق علیه السّلام فرمود:مردی به امام حسین علیه السّلام نوشت:مرا با دو حرف پند ده.حضرت به او نوشت:هرکس چیزی را با نافرمانی خداوند خواهد، به آنچه امیدوار است زودتر از بین رود و از آنچه میگریزد،زودتر بر سرش آید.
[٢٨٠٩]۴-امام باقر علیه السّلام فرمود:دین ندارد آنکس که فرمانبری کسی را دین خود سازد که خداوند را نافرمانی میکند و بیدین است هرکس که افتراء ناحق بر خدا را دین خدا گیرد و بیدین است آنکه انکار یکی از آیههای خدا را دین خود کند.
[٢٨١٠]۵-رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:هرکس پادشاهی را با به خشم آوردن خدا خشنود کند،از دین خدا بیرون رود.
[٢٨١١]١-امام باقر علیه السّلام فرمود که رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-
ص :١٠١
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:خمس إن أدرکتموهنّ فتعوّذوا باللّه منهنّ:لم تظهر الفاحشة فی قوم قطّ حتّی یعلنوها إلاّ ظهر فیهم الطّاعون و الأوجاع الّتی لم تکن فی أسلافهم الّذین مضوا؛و لم ینقصوا المکیال و المیزان إلاّ أخذوا بالسّنین و شدّة المئونة و جور السّلطان؛و لم یمنعوا الزّکاة إلاّ منعوا القطر من السّماء،و لو لا البهائم لم یمطروا؛و لم ینقضوا عهد اللّه و عهد رسوله إلاّ سلّط اللّه علیهم عدوّهم و أخذوا بعض ما فی أیدیهم؛و لم یحکموا بغیر ما أنزل اللّه [عزّ و جلّ]إلاّ جعل اللّه عزّ و جلّ بأسهم بینهم
[٢٨١٢]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،و عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،جمیعا عن ابن محبوب،عن مالک بن عطیّة،عن أبی حمزة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
وجدنا فی کتاب رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إذا ظهر الزّنا من بعدی کثر موت الفجأة، و إذا طفّف المکیال و المیزان أخذهم اللّه بالسّنین و النّقص،و إذا منعوا الزّکاة منعت الأرض برکتها من الزّرع و الثّمار و المعادن کلّها،و إذا جاروا فی الأحکام تعاونوا علی الظّلم و العدوان،و إذا نقضوا العهد سلّط اللّه علیهم عدوّهم،و إذا قطّعوا الأرحام جعلت الأموال فی أیدی الأشرار،و إذا لم یأمروا بالمعروف و لم ینهوا عن المنکر و لم یتّبعوا الأخیار من أهل بیتی سلّط اللّه علیهم شرارهم فیدعوا خیارهم فلا یستجاب لهم.
باب مجالسة أهل المعاصی
[٢٨١٣]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أبی زیاد النّهدیّ،عن عبد اللّه بن صالح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :١٠٢
فرمود:پنچچیز است که اگر به آنها برخورد کردید،از آنها به خدا پناه برید:هرگز هرزگی در میان مردمی هویدا نشود تا آن را آشکارا به جا آرند جز اینکه میان آنان طاعون و دردهایی که در گذشتگانشان نبوده است،پدیدار گردد.و از پیمانه و ترازو نکاهند جز اینکه به نایابی[نعمتها]و سختی مخارج زندگی و ستم پادشاه گرفتار آیند و از دادن زکات دریغ ندارند جز اینکه از باران آسمان دریغ شوند و اگر چهارپایان نباشد،بر آن مردم باران نبارد و خدا و فرستادهاش را پیمانشکنی نکنند جز اینکه خداوند دشمنانشان را بر آنان چیره سازد و برخی از داراییهایی که در دست دارند،بگیرند.و به جز به آنچه خدای بزرگ و گرامی فروفرستاده،حکم نکنند مگر آنکه خداوند فرازمند،ستیزه و کشمکش را میانشان قراردهد.
[٢٨١٢]٢-امام باقر علیه السّلام فرمود:در کتاب رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-یافتیم که:هرگاه پس از من،زنا شیوع یابد،مرگ ناگهانی بسیار شود و هرگاه از پیمانه و ترازو کاسته شود(کمفروشی شود)،خداوند آنان را به نایابی[در نعمتها]و کمبودی گرفتار کند و آنگاه که از دادن زکات دریغ ورزند، زمین برکتش را از تمام کشاورزی و میوهها و گنجینهها دریغ نماید و وقتی در احکام به ناحق حکم رانند،در ستم و دشمنی همکاری کنند و هرگاه پیمان شکنند،خداوند دشمنانشان را بر آنان چیره سازد و آنگاه که پیوند خویشاوندی گسلند،داراییها در دست تبهکاران افتد و هرگاه به نیکی،امر نکنند و از زشتی بازندارند و از نیکان خاندان من پیروی ننمایند،خداوند بدکارانشان را بر آنان چیره سازد؛پس نیکانشان دعا کنند و اجابت نشود.
[٢٨١٣]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:مؤمن را شایسته نیست که در مجلسی
ص :١٠٣
لا ینبغی للمؤمن أن یجلس مجلسا یعصی اللّه فیه و لا یقدر علی تغییره.
[٢٨١۴]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن بکر بن محمّد عن الجعفریّ قال:
سمعت أبا الحسن علیه السّلام یقول:ما لی رأیتک عند عبد الرّحمن بن یعقوب؟ فقال:إنّه خالی،فقال:إنّه یقول فی اللّه قولا عظیما،یصف اللّه و لا یوصف،فإمّا جلست معه و ترکتنا و إمّا جلست معنا و ترکته،فقلت:هو یقول ما شاء،أیّ شیء علیّ منه إذا لم أقل ما یقول:فقال أبو الحسن علیه السّلام:أما تخاف أن تنزل به نقمة فتصیبکم جمیعا،أما علمت بالّذی کان من أصحاب موسی علیه السّلام و کان أبوه من أصحاب فرعون فلمّا لحقت خیل فرعون موسی تخلّف عنه لیعظ أباه فیلحقه بموسی،فمضی أبوه و هو یراغمه حتّی بلغا طرفا من البحر فغرقا جمیعا،فأتی موسی علیه السّلام الخبر فقال:هو فی رحمة اللّه و لکنّ النّقمة إذا نزلت لم یکن لها عمّن قارب المذنب دفاع
[٢٨١۵]٣-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن عبد الرّحمن بن أبی نجران،عن عمر بن یزید،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّه قال:
لا تصحبوا أهل البدع و لا تجالسوهم فتصیروا عند النّاس کواحد منهم؛قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:المرء علی دین خلیله و قرینه.
[٢٨١۶]۴-محمّد بن یحیی،عن محمّد بن الحسین،عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر،عن داود بن سرحان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إذا رأیتم أهل الرّیب و البدع من بعدی فأظهروا البراءة منهم و أکثروا من سبّهم و القول فیهم و الوقیعة و باهتوهم کیلا یطمعوا فی الفساد فی الإسلام و یحذرهم النّاس و لا یتعلّموا من بدعهم یکتب اللّه لکم
ص :١٠۴
نشنید که در آن،خداوند نافرمانی میشود در حالیکه او بر دگرگونی آن نافرمانی ناتوان است.
[٢٨١۴]٢-جعفری گوید:شنیدم امام کاظم علیه السّلام میفرمود:چرا باید ببینم که نزد عبد الرحمن بن یعقوب هستی؟عرض کرد:او دایی من است.فرمود:او درباره خدا،درشتگویی میکند.خدا را(به صورت اجسام و صفات آن) توصیف مینماید در حالیکه به وصف درنیاید.پس یا با او بنشین و ما را رها کن یا با ما بنشین و او را واگذار.عرض کردم:او هرچه میخواهد بگوید.برای من چه زیانی دارد وقتی آنچه را او میگوید،من نگویم؟حضرت فرمود:آیا نمیترسی بر او عذابی فرود آید و هر دوی شما را فراگیرد؟آیا از آنکس آگاهی نداری که خود از یاران حضرت موسی و پدرش از یاران فرعون بود و زمانی که لشکر فرعون به موسی رسید،او از حضرت موسی جدا شد تا پدرش را پند دهد و او را به موسی برساند.پدرش به راه خود میرفت در حالیکه او با پدرش (درباره مذهبش)ستیزه میکرد تا اینکه هر دو به کنار دریا رسیدند و باهم غرق شدند.خبر به حضرت موسی رسید،فرمود:او در رحمت خدا است؛ولی آنگاه که عذاب فرود آید،برای کسی که نزدیک گنهکار است،دفاعی نباشد.
[٢٨١۵]٣-امام صادق علیه السّلام فرمود:با بدعتگذاران همراهی نکنید و همنشین نشوید که نزد مردم،از آنان به حساب آیید.رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:انسان بر کیش دوست و یار خود است.
[٢٨١۶]۴-از امام صادق علیه السّلام حدیث شده که رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:هرگاه پس از من تردیدگران و بدعتگزاران را دیدید، بیزاری از آنان را آشکار کنید و بسیار دشنامشان دهید و درباره آنها بیشتر سخن رانید و بد گویید و(با برهان و منطق)محکوم کرده و متحیّر سازید تا به تباهی در اسلام آزمند نشوند و مردم از آنان دوری کنند و از بدعتهایشان نیاموزند که خداوند به سبب این کار،برای شما پاداشها بنویسد و رتبههایشان را در آخرت بالا برد.
ص :١٠۵
بذلک الحسنات و یرفع لکم به الدّرجات فی الآخرة.
[٢٨١٧]۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن محمّد بن یوسف،عن میسّر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا ینبغی للمسلم أن یواخی الفاجر و لا الأحمق و لا الکذّاب
[٢٨١٨]۶-عنه،عن عمرو بن عثمان،عن محمّد بن سالم الکندیّ،عمّن حدّثه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه إذا صعد المنبر قال:ینبغی للمسلم أن یجتنب مواخاة ثلاثة:الماجن و الأحمق و الکذّاب.فأمّا الماجن فیزیّن لک فعله و یحبّ أن تکون مثله و لا یعینک علی أمر دینک و معادک،و مقارنته جفاء و قسوة،و مدخله و مخرجه علیک عار.و أمّا الأحمق فإنّه لا یشیر علیک بخیر و لا یرجی لصرف السّوء عنک و لو أجهد نفسه،و ربّما أراد منفعتک فضرّک، فموته خیر من حیاته و سکوته خیر من نطقه و بعده خیر من قربه:و أمّا الکذّاب فإنّه لا یهنئک معه عیش،ینقل حدیثک و ینقل إلیک الحدیث،کلّما أفنی أحدوثة مطّها بأخری حتّی إنّه یحدّث بالصّدق فما یصدّق،و یغری بین النّاس بالعداوة فینبت السّخائم فی الصّدور.فاتّقوا اللّه و انظروا لأنفسکم.
[٢٨١٩]٧-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن عمرو بن عثمان،عن محمّد بن عذافر،عن بعض أصحابه،عن محمّد بن مسلم،أو أبی حمزة،عن أبی عبد اللّه،عن أبیه علیهما السّلام قال:
قال لی علیّ بن الحسین صلوات اللّه علیهما:یا بنیّ انظر خمسة فلا تصاحبهم و لا تحادثهم و لا ترافقهم فی طریق،فقلت:یا أبه من هم؟قال:إیّاک و مصاحبة الکذّاب فإنّه بمنزلة السّراب یقرّب لک البعید و یباعد لک القریب،و إیّاک
ص :١٠۶
[٢٨١٧]۵-امام صادق علیه السّلام فرمود:برای مسلمان شایسته نیست که با تبهکار، نابخرد و دروغگو دوستی کند.
[٢٨١٨]۶-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرگاه امیر مؤمنان-درود خدا بر او باد- بالای منبر میرفت،میفرمود:برای مسلمان شایسته است که از دوستی و برادری با سه کس کناره گیرد:بیپروا(در گفتار و کردار)،نابخرد و دروغگو.امّا شخص بیپروا؛کار خود را برای تو بیاراید و دوست دارد بسان او باشی و در کار دین و آخرت،تو را یاری نکند و نزدیکی با او،بیمهری و سنگدلی آرد و رفت و آمدش برای تو ننگ باشد.اما نابخرد به خیر و خوبی تو پند ندهد و برای بازگرداندن بدی از تو به او امید نباشد گرچه خود را به رنج و تلاش اندازد.چه بسا بخواهد به تو سودی رساند،ولی(به جهت نابخردیاش)زیانت دهد؛پس مرگش،بهتر از زنده بودنش و خاموشیاش،بهتر از سخن گفتنش و دوریاش، بهتر از نزدیکیاش باشد.اما دروغگو؛هیچگاه زندگی با او بر تو گوارا نباشد.گفتۀ تو را نزد دیگران برد و سخن آنان را نزد تو آرد.هرگاه داستانی را به پایان برد، داستان دیگری در پی آن افزاید تا آنجا که بسا راست گوید،ولی باور نکنند و میان مردم دشمنی افکند و کینهها را در سینهها برویاند؛پس از خداوند پروا کنید و خود را بپایید.
[٢٨١٩]٧-امام صادق علیه السّلام از پدرش حدیث کرده که فرمود:پدرم علی بن حسین-درود خدا بر آن دو باد-به من فرمود:پسرم!به پنج کس توجّه کن و با آنان همراه،همسخن و رفیق راه نشو.عرض کردم:پدر جان،آنها کیستند؟ فرمود:از همراهی با دروغگو دوری کن؛زیرا او به مانند سرابی باشد که دور را به تو نزدیک و نزدیک را از تو دور سازد.از همراهی بدکار(فاسق)برکنار باش؛
ص :١٠٧
و مصاحبة الفاسق فإنّه بائعک بأکلة أو أقلّ من ذلک،و إیّاک و مصاحبة البخیل فإنّه یخذلک فی ماله أحوج ما تکون إلیه،و إیّاک و مصاحبة الأحمق فإنّه یرید أن ینفعک فیضرّک،و إیّاک و مصاحبة القاطع لرحمه فإنّی وجدته ملعونا فی کتاب اللّه عزّ و جلّ فی ثلاثة مواضع:قال اللّه عزّ و جلّ: فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمیٰ أَبْصٰارَهُمْ، و قال: اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّٰارِ، و قال فی البقرة: اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ.
[٢٨٢٠]٨-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن ابن محبوب،عن شعیب العقرقوفیّ قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتٰابِ أَنْ إِذٰا سَمِعْتُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ یُکْفَرُ بِهٰا وَ یُسْتَهْزَأُ بِهٰا إلی آخر الآیة،فقال:إنّما عنی بهذا:[إذا سمعتم]الرّجل[الّذی]یجحد الحقّ و یکذّب به و یقع فی الأئمّة،فقم من عنده و لا تقاعده،کائنا من کان.
[٢٨٢١]٩-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن علیّ بن أسباط،عن سیف بن عمیرة،عن عبد الأعلی بن أعین،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلا یجلس مجلسا ینتقص فیه إمام أو یعاب فیه مؤمن.
[٢٨٢٢]١٠-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :١٠٨
چون تو را به لقمهای خوراکی یا کمتر از آن بفروشد.از همراهی با خسیس هم برحذر باش؛چراکه تو را از یاری با داراییاش فروگذارد آنگاه که بدان سخت نیازمندی.از دوستی با نابخرد دوری کن؛زیرا میخواهد به تو سود برساند، زیانت میدهد.مبادا با کسی که قطعرحم میکند،دوستی نمایی که او را در کتاب خداوند بزرگ و گرامی،در سه جا یافتم که لعن شده است:خداوند عزّتمند فرمود:«پس[ای منافقان]آیا امید بستید که چون[از خدا]برگشتید[یا سرپرست مردم شدید]در[روی]زمین فساد کنید و خویشاوندیهای خود را از هم بگسلید؟اینان همان کسانند که خدا آنان را لعنت نموده و[گوش دل]ایشان را ناشنوا و چشمهایشان را نابینان کرده است»[محمد(۴٧):٢٢-٢٣].
و فرمود:«و کسانی که پیمان خدا را پس از بستن آن میشکنند و آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده میگسلند و در زمین فساد میکنند،برایشان لعنت است و بدفرجامی آن سرای ایشان راست»[رعد(١٣):٢۵]و در سوره بقره فرمود:«همانانی که پیمان خدا را پس از بستن آن میشکنند و آنچه را خداوند به پیوستنش امر فرموده میگسلند و در زمین به فساد میپردازند،آنانند که زیانکارانند.»[بقره(٢):٢٧]
[٢٨٢٠]٨-شعیب عقرقوفی گوید:از حضرت صادق علیه السّلام درباره فرمایش خدای فرازمند که:«و البته[خدا]در کتاب[قرآن]بر شما نازل کرده که:هرگاه شنیدند آیات خدا مورد انکار و ریشخند قرار میگیرد،با آنان منشیند...»[نساء(۴):١۴٠] پرسیدم.فرمود:مقصود از آیه این است که وقتی شنیدید مردی حق را انکار میکند و آن را دروغ میشمارد و درباره پیشوایان(معصوم)بد میگوید،از نزدش برخیز و با او ننشین که هرکه خواهد باشد.
[٢٨٢١]٩-امام صادق علیه السّلام فرمود:هرکس به خداوند و روز رستاخیز ایمان دارد در انجمنی ننشیند که امام را کمارزش دانند یا مؤمنی را عیب کنند.
[٢٨٢٢]١٠-امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:هرکس به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد،
ص :١٠٩
قال أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه:من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلا یقوم مکان ریبة.
[٢٨٢٣]١١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن سیف بن عمیرة،عن عبد الأعلی قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلا یقعدنّ فی مجلس یعاب فیه إمام أو ینتقص فیه مؤمن.
[٢٨٢۴]١٢-الحسین بن محمّد،عن علیّ بن محمّد بن سعد،عن محمّد بن مسلم،عن إسحاق بن موسی قال:حدّثنی أخی و عمّی،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ثلاثة مجالس یمقتها اللّه و یرسل نقمته علی أهلها فلا تقاعدوهم و لا تجالسوهم:مجلسا فیه من یصف لسانه کذبا فی فتیاه،و مجلسا ذکر أعدائنا فیه جدید و ذکرنا فیه رثّ،و مجلسا فیه من یصدّ عنّا و أنت تعلم.قال:ثمّ تلا أبو عبد اللّه علیه السّلام ثلاث آیات من کتاب اللّه کأنّما کنّ فی فیه-أو قال[فی]کفّه- وَ لاٰ تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ فَیَسُبُّوا اللّٰهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ إِذٰا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیٰاتِنٰا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ، وَ لاٰ تَقُولُوا لِمٰا تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هٰذٰا حَلاٰلٌ وَ هٰذٰا حَرٰامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ.
[٢٨٢۵]١٣-و بهذا الإسناد،عن محمّد بن مسلم،عن داود بن فرقد قال:حدّثنی محمّد بن سعید الجمحیّ قال:حدّثنی هشام،بن سالم عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا ابتلیت بأهل النّصب و مجالستهم،فکن کأنّک علی الرّضف حتّی تقوم فإنّ اللّه یمقتهم و یلعنهم،فإذا رأیتهم یخوضون فی ذکر إمام من الأئمّة فقم فإنّ سخط اللّه ینزل هناک علیهم.
[٢٨٢۶]١۴-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،
ص :١١٠
در جایگاه تهمت و تردید نایستد.
[٢٨٢٣]١١-عبد الاعلی گوید:از امام صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود:هرکس به خداوند و روز رستاخیز ایمان دارد،نباید در انجمنی نشیند که امامی را در آن عیب گویند یا در آن مؤمنی را بیارزش شمارند.
[٢٨٢۴]١٢-امام صادق علیه السّلام فرمود:سه انجمن باشد که خداوند آنها را دشمن دارد و عذاب خود را بر آنها فروفرستد؛پس با آنان ننشینید و همانجمن نشوید.
انجمنی که در آن،کسی در فتوای خود دروغ بافد و انجمنی که ذکر و یاد دشمنان ما در آن تازه و ذکر و یاد ما در آن کهنه باشد و انجمنی که در آن،کسی از پیروی ما بازمیدارد در حالیکه تو میدانی.راوی گوید:سپس حضرت صادق علیه السّلام سه آیه از کتاب خدا خواند؛که گویا در دهانش بود-یا گفت:گویا در مشتش بود-:«و آنهایی که جز خدا میخوانند،دشنام مدهید که آنان از روی دشمنی[و]به نادانی خدا را دشنام خواهند داد»[انعام(۶):١٠٨].«و چون بینی کسانی[به قصد تخطئه] در آیات ما فرومیروند از ایشان روی برتاب تا در سخنی غیر از آن درآیند»[انعام(۶):
۶٨].«و برای آنچه زبان شما به دروغ میپردازد،میگویید:این حلال است و آن حرام.
تا بر خدا دروغ بندید؛زیرا کسانی که بر خدا دروغ میبندند،رستگار نمیشوند» [نحل(١۶):١١۶].
[٢٨٢۵]١٣-امام صادق علیه السّلام فرمود:هرگاه به ناصبیها و همنشینی با آنها گرفتار شدی،پس آنگونه باش که بر روی سنگ سرخ شده نشستهای تا به پاخیزی؛زیرا خداوند آنان را دشمن دارد و نفرین میکند.آنگاه که دیدی درباره امامی از امامان بد میگویند،برخیز؛چراکه خشم خدا همانجا بر آنان فرودآید.
[٢٨٢۶]١۴-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکس که نزد دشنامگوی به اولیای
ص :١١١
عن عبد الرّحمن بن الحجّاج،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قعد عند سبّاب لأولیاء اللّه فقد عصی اللّه تعالی.
[٢٨٢٧]١۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن القاسم بن عروة،عن عبید بن زرارة،عن أبیه عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
من قعد فی مجلس یسبّ فیه إمام من الأئمّة،یقدر علی الانتصاب فلم یفعل ألبسه اللّه الذّلّ فی الدّنیا و عذّبه فی الآخرة و سلبه صالح ما منّ به علیه من معرفتنا.
[٢٨٢٨]١۶-الحسین بن محمّد،و محمّد بن یحیی،عن علیّ بن محمّد بن سعد،عن محمّد بن مسلم،عن الحسن بن علیّ بن النّعمان قال:حدّثنی أبی علیّ بن النّعمان،عن ابن مسکان،عن الیمان بن عبید اللّه قال:
رأیت یحیی ابن أمّ الطّویل وقف بالکناسة ثمّ نادی بأعلی صوته فیقول:
معشر أولیاء اللّه إنّا برآء ممّا تسمعون من سبّ علیّا علیه السّلام فعلیه لعنة اللّه،و نحن برآء من آل مروان و ما یعبدون من دون اللّه؛ثمّ یخفض صوته فیقول:من سبّ أولیاء اللّه فلا تقاعدوه،و من شکّ فیما نحن علیه فلا تفاتحوه،و من احتاج إلی مسألتکم من إخوانکم فقد خنتموه؛ثمّ یقرأ: إِنّٰا أَعْتَدْنٰا لِلظّٰالِمِینَ نٰاراً أَحٰاطَ بِهِمْ سُرٰادِقُهٰا وَ إِنْ یَسْتَغِیثُوا یُغٰاثُوا بِمٰاءٍ کَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرٰابُ وَ سٰاءَتْ مُرْتَفَقاً.
باب أصناف النّاس
[٢٨٢٩]١-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،عن سلیم مولی طربال قال:حدّثنی هشام،عن حمزة بن الطّیّار قال:
ص :١١٢
خدا بنشیند،از خداوند فرازمند نافرمانی کرده است.
[٢٨٢٧]١۵-امام باقر علیه السّلام فرمود:هرکس در انجمنی نشیند که به امامی از ائمه در آن دشنام گویند و میتواند برخیزد(و برود)و این کار را نکند،خداوند لباس زبونی در دنیا بر او بپوشاند و در آخرت،کیفرش دهد و شناخت نیکوی ما را که به وسیله آن بر او منّت نهاده بود،از او بازگیرد.
[٢٨٢٨]١۶-یمان عبید اللّه گوید:یحیی پسر امّ طویل را دیدم که در کناسه (میدان بزرگ کوفه)ایستاده و با صدای بلند فریاد زد و گفت:ای اولیای خدا! همانا ما از آنچه میشنوید،بیزاریم.هرکس علی را دشنام گوید،نفرین خدا بر او باد و ما از خاندان مروان بیزاریم و از آنچه به جز خدا میپرستند؛سپس صدایش را کوتاه میکرد و میگفت:هرکس به اولیای خدا دشنام گوید با او ننشینید و هرکه در عقیدۀ ما تردید کند با او هماهنگی نکنید و هرکس از برادرانتان به خواستنی از شما نیازمند شد،به او خیانت کردهاید(و پیش از خواستن،بخشش نکردید)؛ سپس میخواند:
[٢٨٢٩]١-حمزۀ طیّار گوید:امام صادق علیه السّلام به من فرمود:مردم شش قسم
ص :١١٣
قال لی أبو عبد اللّه علیه السّلام:النّاس علی ستّة أصناف،قال:قلت:أتأذن لی أن أکتبها؟قال:نعم،قلت:ما أکتب؟قال:اکتب:أهل الوعید من أهل الجنّة و أهل النّار؛و اکتب: وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صٰالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً، قال:قلت:من هؤلاء؟قال:وحشیّ منهم؛قال:و اکتب: وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللّٰهِ إِمّٰا یُعَذِّبُهُمْ وَ إِمّٰا یَتُوبُ عَلَیْهِمْ قال:و اکتب إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجٰالِ وَ النِّسٰاءِ وَ الْوِلْدٰانِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ سَبِیلاً لا یستطیعون حیلة إلی الکفر و لا یهتدون سبیلا إلی الإیمان فَأُولٰئِکَ عَسَی اللّٰهُ أَنْ یَعْفُوَ عَنْهُمْ؛ قال و اکتب:أصحاب الأعراف،قال:قلت:و ما أصحاب الأعراف؟قال:قوم استوت حسناتهم و سیّئاتهم،فإن أدخلهم النّار فبذنوبهم و إن أدخلهم الجنّة فبرحمته.
[٢٨٣٠]٢-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی بن عبید،عن یونس،عن حمّاد،عن حمزة بن الطّیّار قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:النّاس علی ستّ فرق،یئولون کلّهم إلی ثلاث فرق، الإیمان و الکفر و الضّلال،و هم أهل الوعدین الّذین وعدهم اللّه الجنّة و النّار،المؤمنون،و الکافرون،و المستضعفون،و المرجون لأمر اللّه إمّا یعذّبهم و إمّا یتوب علیهم،و المعترفون بذنوبهم خلطوا عملا صالحا و آخر سیّئا،و أهل الأعراف.
[٢٨٣١]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن هشام بن سالم، عن زرارة قال:
دخلت أنا و حمران-أو أنا و بکیر-علی أبی جعفر علیه السّلام قال:قلت له:إنّا نمدّ المطمار،قال:و ما المطمار؟قلت:التّرّ،فمن وافقنا من علویّ أو غیره تولّیناه
ص :١١۴
هستند.عرض کردم:اجازه میدهید آن را بنویسم؟فرمود:آری.گفتم:چه بنویسم؟فرمود:بنویس:مکلّفان از بهشتیان و دوزخیان و بنویس«و دیگرانی هستند که به گناهان خود اعتراف کرده و کار شایسته را با[کاری]دیگر که بد است در آمیختهاند»[توبه(٩):١٠٩].
عرض کردم:اینها چه کسانی هستند؟فرمود:وحشی از اینها است.فرمود:و بنویس«وعدهای دیگر[کارشان]موقوف به فرمان خداست:یا آنان را عذاب میکند و یا توبۀ آنها را میپذیرد»[توبه(٩):١٠۶].فرمود:و بنویس«مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستی که چارهجویی نتوانند و راهی نیابند»[نساء(۴):آیه ٩٨]به طرف کفر چارهجویی نتوانند و به سوی ایمان راهی نیابند«پس آنان[که فی الجمله عذری دارند]باشد که خدا از ایشان درگذرد»[نساء(۴):٩٩].
فرمود:و بنویس:اصحاب اعراف.عرض کردم:اصحاب اعراف چه کسانیاند؟فرمود:مردمی که کارهای نیک و کارهای بد آنها برابر است.اگر آنان را به دوزخ ببرد به سبب گناهانشان باشد و اگر به بهشت ببرد به جهت رحمت و مهربانیاش باشد.
[٢٨٣٠]٢-امام صادق علیه السّلام فرمود:مردم شش دستهاند و هرکدام به سه دسته برمیگردند:ایمان،کفر و گمراهی.ایشان(گمراهان)اهل دو وعده هستند که خداوند به آنان بهشت و دوزخ را وعده داده است:مؤمنان،کافران،ناتوانان و امیدواران به خدا(آنان که کارشان با خداست)که یا آنها را کیفر دهد یا توبهشان بپذیرد و آنانکه به گناهان خویش اقرار کنند،کردار خوب را با کردار بد آمیختهاند و دیگر از اهل اعراف هستند.
[٢٨٣١]٣-زراره گوید:من و حمران-یا من و بکیر-خدمت امام باقر علیه السّلام- مشرّف شدیم.به وی عرض کردم:ما خود را تراز میگیریم.فرمود:تراز چیست؟ عرض کردم:ریسمانکار(بنّایان)است.هرکس چه علوی و چه غیرعلوی با ما
ص :١١۵
و من خالفنا من علویّ أو غیره برئنا منه.فقال لی:یا زرارة،قول اللّه أصدق من قولک،فأین الّذین قال اللّه عزّ و جلّ: إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجٰالِ وَ النِّسٰاءِ وَ الْوِلْدٰانِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ سَبِیلاً أین المرجون لأمر اللّه؟أین الّذین خلطوا عملا صالحا و آخر سیّئا؟أین أصحاب الأعراف؟ أین المؤلّفة قلوبهم.؟!
و زاد حمّاد فی الحدیث قال:فارتفع صوت أبی جعفر علیه السّلام و صوتی حتّی کان یسمعه من علی باب الدّار.
و زاد فیه جمیل،عن زرارة:فلمّا کثر الکلام بینی و بینه قال لی:یا زرارة، حقّا علی اللّه أن[لا]یدخل الضّلاّل الجنّة.
باب الکفر
[٢٨٣٢]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن الحسن بن محبوب، عن داود بن کثیر الرّقّیّ قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:سنن رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کفرائض اللّه عزّ و جلّ؟فقال:إنّ اللّه عزّ و جلّ فرض فرائض موجبات علی العباد فمن ترک فریضة من الموجبات فلم یعمل بها و جحدها کان کافرا،و أمر[رسول اللّه]بأمور کلّها حسنة،فلیس من ترک بعض ما أمر اللّه عزّ و جلّ به عباده من الطّاعة بکافر و لکنّه تارک للفضل،منقوص من الخیر.
[٢٨٣٣]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن حریز،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
و اللّه إنّ الکفر لأقدم من الشّرک و أخبث و أعظم،قال:ثمّ ذکر کفر إبلیس
ص :١١۶
موافق باشد،او را دوست داریم و هرکس چه علوی و چه غیرعلوی با ما مخالف باشد،از او بیزاری میجوییم.فرمود:ای زراره!فرمایش خداوند از گفته تو درستتر است.پس کجایند آنانی که خدای عزّتمند(دربارهشان)فرماید:«مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستی که چارهجویی نتوانند و راهی نیابند»[نساء(۴):
٩٨].کجایند آنانکه امیدوار به کار خدایند؟کجایند آنهایی که کردار نیک را با کردار بد آمیختند؟اصحاب اعراف کجا هستند و دل به دستآوردگان کجایند؟ حمّاد در حدیث افزوده است:صدای من و امام باقر علیه السّلام بلند شد تا آنجا که هرکس بر در خانه بود،میشنید.جمیل هم از قول زراره در حدیث افزوده است:
آنگاه که سخن میان من و او بسیار شد،به من فرمود:ای زراره!بر خداوند لازم است که گمراهان را به بهشت نبرد.
[٢٨٣٢]١-داود کثیر رقّیّ گوید:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:آیا سنتهای رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-همانند واجبهای خدای فرازمند است؟فرمود:همانا خدای بزرگ و گرامی فرائضی را واجب کرده که بر بندگان لازم شده است؛پس هرکس واجب لازم شدهای را واگذارد و به آن عمل نکند و انکار نماید،کافر باشد و رسول خدا به کارهایی دستور داده که همۀ آنها خوب است؛پس هرکس برخی از آنچه را که خدای فرازمند به بندگانش از اطاعت خویش دستور داده است،واگذارد،کافر نیست،ولی فضیلت را وانهاده و از خیر کاسته است.
[٢٨٣٣]٢-امام باقر علیه السّلام فرمود:به خدا سوگند،همانا کفر پیشتر،پلیدتر و
ص :١١٧
حین قال اللّه له:اسجد لآدم،فأبی أن یسجد،فالکفر أعظم من الشّرک،فمن اختار علی اللّه عزّ و جلّ و أبی الطّاعة و أقام علی الکبائر فهو کافر،و من نصب دینا غیر دین المؤمنین فهو مشرک.
[٢٨٣۴]٣-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن عبد اللّه بن بکیر،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ذکر عنده سالم بن أبی حفصة و أصحابه فقال:إنّهم ینکرون أن یکون من حارب علیّا علیه السّلام مشرکین؟فقال أبو جعفر علیه السّلام:فإنّهم یزعمون أنّهم کفّار،ثمّ قال لی:إنّ الکفر أقدم من الشّرک،ثمّ ذکر کفر إبلیس حین قال له:اسجد،فأبی أن یسجد.و قال:الکفر أقدم من الشّرک،فمن اجتری علی اللّه فأبی الطّاعة و أقام علی الکبائر فهو کافر یعنی مستخفّ کافر.
[٢٨٣۵]۴-عنه،عن عبد اللّه بن بکیر،عن زرارة،عن حمران بن أعین قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قوله عزّ و جلّ: إِنّٰا هَدَیْنٰاهُ السَّبِیلَ إِمّٰا شٰاکِراً وَ إِمّٰا کَفُوراً قال:إمّا آخذ فهو شاکر و إمّا تارک فهو کافر.
[٢٨٣۶]۵-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الحسن بن علیّ،عن حمّاد بن عثمان،عن عبید عن زرارة قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإِیمٰانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ قال:ترک العمل الّذی أقرّ به،من ذلک أن یترک الصّلاة من غیر سقم و لا شغل.
[٢٨٣٧]۶-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،عن موسی بن بکیر قال:
سألت أبا الحسن علیه السّلام عن الکفر و الشّرک أیّهما أقدم؟قال:فقال لی:ما
ص :١١٨
بزرگتر از شرک است.زراره گوید:سپس حضرت کفر شیطان را یادآور شد آنگاه که خدا به او فرمود:برای آدم سجده کن و او از سجده خودداری کرد؛پس کفر از شرک بزرگتر باشد.بنابراین هرکس دیگری را بر خدای فرازمند برگزیند و از فرمانبری او سرباز زند و بر انجام گناهان کبیره پافشاری کند،او کافر باشد و هرکه آیینی غیر از آیین مؤمنان برپا دارد،او مشرک باشد.
[٢٨٣۴]٣-زراره گوید:نزد امام باقر علیه السّلام از سالم بن ابی حفصه و یارانش یاد شد،(زراره یا دیگری)گفت:آنان انکار میکنند که هرکس با علی جنگیده است، مشرک میباشد؟ابا جعفر علیه السّلام فرمود:پس معتقدند که آنها کافر هستند.سپس حضرت به من فرمود:کفر از شرک پیشتر است.آنگاه حضرت کفر شیطان را یادآور شد آنجا که خداوند به او فرمود:سجده کن و او از سجده خودداری کرد.
حضرت دوباره فرمود:کفر از شرک پیشتر است؛پس هرکس در برابر خدا بیباکی کند و از فرمانبری سرباز زند و بر انجام گناهان کبیره پافشارد،او کافر باشد؛یعنی او سبک شمرده و کافر است.
[٢٨٣۵]۴-حمران اعین گوید:از حضرت صادق علیه السّلام درباره فرمایش خدای فرازمند که:«ما راه را بدو نمودیم؛یا سپاسگزار خواهد بود و یا ناسپاسگزار» [دهر(٧۶):٣]پرسیدم،فرمود:یا بگیرد(و عمل کند)او سپاسگذار باشد یا واگذارد،پس او ناسپاس و کافر باشد.
[٢٨٣۶]۵-زراره گوید:از امام صادق علیه السّلام درباره فرمایش خدای بزرگ و گرامی که:«و هرکس در ایمان خود شک کند،قطعا عملش تباه شده»[مائده(۵):۵].
پرسیدم،فرمود:عملی را که بدان اعتراف کرده است،واگذارد و از آن جمله اینکه نمازش را بدون بیماری و اشتغال به کاری وانهد.
[٢٨٣٧]۶-موسای بکیر گوید:از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام پرسیدم:کدام یک
ص :١١٩
عهدی بک تخاصم النّاس،قلت:أمرنی هشام بن سالم أن أسألک عن ذلک، فقال لی:الکفر أقدم و هو الجحود،قال اللّه عزّ و جلّ: إِلاّٰ إِبْلِیسَ أَبیٰ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کٰانَ مِنَ الْکٰافِرِینَ.
[٢٨٣٨]٧-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عبد الرّحمن بن الحجّاج،عن زرارة قال:
قلت لأبی جعفر علیه السّلام:یدخل النّار مؤمن؟قال:لا و اللّه،قلت:فما یدخلها إلاّ کافر؟قال:لا إلاّ من شاء اللّه.فلمّا رددت علیه مرارا قال لی:أی زرارة إنّی أقول:لا،و أقول:إلاّ من شاء اللّه،و أنت تقول:لا،و لا تقول:إلاّ من شاء اللّه.
قال:فحدّثنی هشام بن الحکم و حمّاد،عن زرارة قال:قلت فی نفسی:شیخ لا علم له بالخصومة،قال:فقال لی:یا زرارة،ما تقول فیمن أقرّ لک بالحکم أ تقتله؟ما تقول فی خدمکم و أهلیکم أتقتلهم؟قال:فقلت:أنا-و اللّه-الّذی لا علم لی بالخصومة.
[٢٨٣٩]٨-علیّ بن إبراهیم،عن هارون بن مسلم،عن مسعدة بن صدقة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام-و سئل عن الکفر و الشّرک أیّهما أقدم؟-فقال:
الکفر أقدم و ذلک أنّ إبلیس أوّل من کفر و کان کفره غیر شرک لأنّه لم یدع إلی عبادة غیر اللّه و إنّما دعا إلی ذلک بعد فأشرک.
[٢٨۴٠]٩-هارون،عن مسعدة بن صدقة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام-و سئل ما بال الزّانی لا تسمّیه کافرا و تارک الصّلاة قد سمّیته کافرا و ما الحجّة فی ذلک؟-فقال:لأنّ الزّانی و ما أشبهه إنّما یفعل ذلک لمکان الشّهوة لأنّها تغلبه،و تارک الصّلاة لا یترکها إلاّ استخفافا بها،و ذلک لأنّک لا تجد الزّانی یأتی المرأة إلاّ و هو مستلذّ لإتیانه إیّاها قاصدا إلیها،
ص :١٢٠
از کفر و شرک جلوترند؟فرمود:من از تو سابقه نداشتم که با مردم ستیزه کنی.
عرض کردم:هشام بن سالم به من دستور داده که از شما این پرسش را بپرسم.
حضرت به من فرمود:کفر پیشتر است و آن به معنای انکار میباشد.خداوند بزرگ و گرامی فرمود:«مگر ابلیس،سرپیچی و گردنکشی نکرد و از کافران گشت» [بقره(٢):٣۴]
[٢٨٣٨]٧-زراره گوید:به امام باقر علیه السّلام عرض کردم:آیا مؤمن به دوزخ میرود؟فرمود:به خدا سوگند،نه.گفتم:پس جز کافر،کسی به دوزخ نرود؟ فرمود:نه؛آنکه را که خدا خواهد.وقتی این حرف را چند بار تکرار کردم، حضرت به من فرمود:ای زراره!من میگویم:نه و میگویم:آنکس را که خدا خواهد و تو میگویی:نه و نمیگویی:مگر آنکس را که خدا خواهد.
ابن ابی عمیر گوید:هشام بن حکم و حمّاد برایم روایت کردند که زراره گفت:
با خود گفتم:استادی است که دانش بحث و مناظره ندارد.گوید:(همینکه این مطلب به خاطرم آمد)به من فرمود:ای زراره!دربارۀ کسی که برای تو به حکم اسلام اقرار کند(و بگوید هم مذهب تو هستم)چه میگویی؟آیا او را میکشی؟ درباره خدمتکاران و خانوادهتان چه میگویی؟آیا آنها را میکشی؟گوید،گفتم:
به خدا سوگند،من هستم که دانش بحث و مناظره ندارم.
[٢٨٣٩]٨-مسعدة بن صدقه گوید:شنیدم که امام صادق علیه السّلام در پاسخ پرسش «کدام یک از کفر و شرک پیشترند؟»فرمود:کفر پیشتر است؛بدانجهت که ابلیس نخستین کسی بود که کفر ورزید و کفرش،جز شرک بود؛زیرا او به پرستش جز خدا دعوت نکرد و همانا پس از کفر به پرستش غیرخدا خواند و مشرک شد.
[٢٨۴٠]٩-مسعدة بن صدقه گوید:شنیدم امام صادق علیه السّلام در پاسخ این پرسش که«چگونه است که شما زناکار را کافر نمینامید،ولی بینماز را کافر نامیدید؟ دلیل آن چیست؟فرمود:زیرا زناکار و آنکه مانند اوست،همانا این کار را به سبب چیرگی شهوت انجام دهد؛ولی بینماز،تنها برای سبک شمردن نماز آن را واگذارد؛ چراکه هیچ زناکاری را نمیبینی که نزد زنی رود جز اینکه میخواهد با انجام آن
ص :١٢١
و کلّ من ترک الصّلاة قاصدا إلیها فلیس یکون قصده لترکها اللّذّة،فإذا نفیت اللّذّة وقع الاستخفاف و إذا وقع الاستخفاف وقع الکفر.قال:و سئل أبو عبد اللّه علیه السّلام و قیل له:ما الفرق بین من نظر إلی امرأة فزنی بها أو خمر فشربها و بین من ترک الصّلاة حتّی لا یکون الزّانی و شارب الخمر مستخفّا کما یستخفّ تارک الصّلاة؟و ما الحجّة فی ذلک و ما العلّة الّتی تفرق بینهم؟!قال:الحجّة أنّ کلّما أدخلت أنت نفسک فیه لم یدعک إلیه داع و لم یغلبک غالب شهوة مثل الزّنی و شرب الخمر و أنت دعوت نفسک إلی ترک الصّلاة و لیس ثمّ شهوة فهو الاستخفاف بعینه،و هذا فرق ما بینهما.
[٢٨۴١]١٠-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام:
قال من شکّ فی اللّه و فی رسوله صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فهو کافر.
[٢٨۴٢]١١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن صفوان،عن منصور بن حازم قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:من شکّ فی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم؟قال:کافر،قلت:فمن شکّ فی کفر الشّاکّ فهو کافر؟فأمسک عنّی فرددت علیه ثلاث مرّات فاستبنت فی وجهه الغضب.
[٢٨۴٣]١٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عن ابن بکیر،عن عبید بن زرارة قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإِیمٰانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ فقال:من ترک العمل الّذی أقرّ به،قلت:فما موضع ترک العمل؟حتّی یدعه أجمع؟قال:منه الّذی یدع الصّلاة متعمّدا لا من سکر و لا من علّة.
[٢٨۴۴]١٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن محمّد بن
ص :١٢٢
لذّت ببرد و هدفش کامیابی است،در حالیکه هرکس نماز را واگذارد و هدفش آن باشد،قصدش از ترک نماز،لذّت نیست و چون لذتی نیست،پس سبک شمردن است و هرگاه سبک شمردن به میان آید،کفر واقع شود.
گوید:و نیز از آن حضرت پرسش شد و به وی عرض شد:چه فرق است میان کسی که به زنی بنگرد و با او زنا کند یا شرابی بنوشد و میان آنکه نماز را واگذارد که زناکار و شرابخوار سبک شمارنده نباشند آنگونه که بینماز سبک میشمارد؟دلیل آن چیست و علتی که میان آن دو را جدا سازد،چیست؟فرمود:
دلیل این است که هر چیزی که تو خود را در آن وارد کنی،دعوتکنندهای تو را به آن نخوانده و چیرگی شهوت وادار نکرده است؛چنانکه در زنا و شرابخواری (چیرگی شهوت سبب ارتکاب است)و تو خودت را به بینمازی خواندی و در اینجا شهوتی نیست،بلکه عین سبکشماری و بیاعتنایی باشد و این است فرق میان آن دو.
[٢٨۴١]١٠-امام صادق علیه السّلام فرمود:هرکس در خدا و رسولش تردید کند، کافر است.
[٢٨۴٢]١١-منصور حازم گوید:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:کسی که در مورد رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-تردید کند(حکمش چیست؟)فرمود:کافر است.گفتم:پس آنکه در کفر تردیدگر شک دارد،او هم کافر است؟حضرت از پاسخ خودداری کرد و من سه بار تکرار کردم که اینکه آثار خشم را در چهرهاش دریافتم.
[٢٨۴٣]١٢-عبید زراره گوید:از حضرت صادق علیه السّلام از گفتار خدای فرازمند که:«و هرکس در ایمان خود شک کند،قطعا عملش تباه شده»[مائده(۵):۵]پرسیدم، فرمود:مقصود کسی است که عملی که به آن اعتراف کرده،واگذارد.عرض کردم:
جایگاه ترک عمل چیست؟آیا همۀ آن را وانهد؟فرمود:از آن جمله است آنکه نماز را از روی عمد واگذارد بدون اینکه مست باشد یا علّتی داشته باشد.
[٢٨۴۴]١٣-ابو مسروق گوید:امام صادق علیه السّلام از من درباره اهل بصره پرسید:
ص :١٢٣
حکیم و حمّاد،عن أبی مسروق قال:
سألنی أبو عبد اللّه علیه السّلام عن أهل البصرة فقال لی:ما هم؟قلت:مرجئة و قدریّة و حروریّة،فقال:لعن اللّه تلک الملل الکافرة المشرکة الّتی لا تعبد اللّه علی شیء.
[٢٨۴۵]١۴-عنه،عن الخطّاب بن مسلمة و أبان،عن الفضیل قال:
دخلت علی أبی جعفر علیه السّلام و عنده رجل،فلمّا قعدت قام الرّجل فخرج،فقال لی:یا فضیل،ما هذا عندک؟قلت:و ما هو؟قال:حروریّ،قلت:کافر؟قال:إی و اللّه مشرک.
[٢٨۴۶]١۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن محبوب،عن أبی أیّوب،عن محمّد بن مسلم قال:
سمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول:کلّ شیء یجرّه الإقرار و التّسلیم فهو الإیمان،و کلّ شیء یجرّه الإنکار و الجحود فهو الکفر.
[٢٨۴٧]١۶-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الوشّاء،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی حمزة قال:
سمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول:إنّ علیّا صلوات اللّه علیه باب فتحه اللّه،من دخله کان مؤمنا و من خرج منه کان کافرا.
[٢٨۴٨]١٧-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن یحیی بن المبارک، عن عبد اللّه بن جبلة،عن إسحاق بن عمّار و ابن سنان و سماعة،عن أبی بصیر، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:طاعة علیّ علیه السّلام ذلّ و معصیته کفر باللّه،قیل:یا رسول اللّه، و کیف یکون طاعة علیّ علیه السّلام ذلاّ و معصیته کفرا باللّه؟قال:إنّ علیّا علیه السّلام یحملکم
ص :١٢۴
آنها بر چه مذهبی هستند؟عرض کردم:مرجئه،قدریه و حروریّه هستند.فرمود:
خداوند این ملّتهای کافر مشرک را نفرین کند که به هیچوجه خدا را نمیپرستند.
[٢٨۴۵]١۴-فضیل گوید:نزد امام باقر علیه السّلام رفتم و مردی خدمت ایشان بود.پس وقتی من نشستم او برخاست و بیرون رفت.حضرت به من فرمود:ای فضیل! این چه کسی بود نزد تو؟عرض کردم:چه مذهبی داشت؟فرمود:حروری بود.
گفتم:او کافر است.فرمود:آری؛به خدا سوگند،شرکورز است.
[٢٨۴۶]١۵-محمد مسلم گوید:شنیدم که امام باقر علیه السّلام میفرمود:هرچه را که اعتراف و سرسپردگی به بار آورد،ایمان است و هرچه را که انکار و دروغ دانستن به بار آورد،کفر است.
[٢٨۴٧]١۶-ابو حمزه گوید:شنیدم که امام باقر علیه السّلام میفرمود:همانا علی-درود خدا بر او باد-دری است که خداوند آن را گشوده است.هرکه از آن وارد شود، مؤمن و هرکه از آن بیرون رود،کافر باشد.
[٢٨۴٨]١٧-رسول خدا-درود خداوند بر او و خاندانش باد-فرمود:فرمانبری از علی،خواری(در نظر مردم)و نافرمانیاش،کفر به خدا است.عرض شد:ای رسول خدا،چگونه فرمانبری علی،خواری و نافرمانیاش کفر به خدا باشد؟فرمود:
ص :١٢۵
علی الحقّ فإن أطعتموه ذللتم و إن عصیتموه کفرتم باللّه عزّ و جلّ.
[٢٨۴٩]١٨-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الوشّاء قال:حدّثنی إبراهیم بن أبی بکر قال:
سمعت أبا الحسن موسی علیه السّلام یقول:إنّ علیّا علیه السّلام باب من أبواب الهدی،فمن دخل من باب علیّ کان مؤمنا و من خرج منه کان کافرا،و من لم یدخل فیه و لم یخرج منه کان فی الطّبقة الّذین للّه فیهم المشیئة.
[٢٨۵٠]١٩-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن ابن بکیر،عن زرارة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لو أنّ العباد إذا جهلوا وقفوا و لم یجحدوا لم یکفروا.
[٢٨۵١]٢٠-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن فضیل بن یسار،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ نصب علیّا علیه السّلام علما بینه و بین خلقه،فمن عرفه کان مؤمنا و من أنکره کان کافرا،و من جهله کان ضالاّ،و من نصب معه شیئا کان مشرکا،و من جاء بولایته دخل الجنّة،و من جاء بعداوته دخل النّار.
[٢٨۵٢]٢١-یونس،عن موسی بن بکر،عن أبی إبراهیم علیه السّلام قال:
إنّ علیّا علیه السّلام باب من أبواب الجنّة فمن دخل بابه کان مؤمنا و من خرج من بابه کان کافرا،و من لم یدخل فیه و لم یخرج منه کان فی الطّبقة الّتی للّه فیهم المشیئة.
باب وجوه الکفر
[٢٨۵٣]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن بکر بن صالح،عن القاسم بن یزید، عن أبی عمرو الزّبیریّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :١٢۶
همانا علی شما را به حق وامیدارد؛پس اگر او را فرمان برید،خوار شدید(در نظر مردم)و اگر نافرمانیاش کنید به خدای بزرگ و گرامی کفر ورزیدید.
[٢٨۴٩]١٨-ابراهیم بن ابی بکر گوید:شنیدم که امام موسی بن جعفر علیه السّلام میفرمود:همانا علی،دری از درهای رهیافتگی است.هرکه از در علی وارد شود، مؤمن باشد و هرکه از آن بیرون رود،کافر باشد و هرکس در آن وارد نشود و از آن بیرون نرود در مرتبه آنانی باشد که کار آنها با خدا است.
[٢٨۵٠]١٩-امام صادق علیه السّلام فرمود:اگر بندگان آنگاه که نمیدانستند،درنگ مینمودند و انکار نمیکردند،کافر نمیشدند.
[٢٨۵١]٢٠-امام باقر علیه السّلام فرمود:همانا خداوند فرازمند،علی را میان خود و آفریدگانش برای رهبری برپا داشت؛پس هرکس او را بشناسد،مؤمن است و هرکس او را انکار کند،کافر است و آنکه نسبت به او نادان باشد،گمراه است و آنکه با او دیگری را همراه کند،مشرک میباشد و هرکه با دوستی او آید به بهشت رود و آنکه با دشمنیاش آید به دوزخ رود.
[٢٨۵٢]٢١-امام موسی بن جعفر علیه السّلام فرمود:همانا علی دری از درهای بهشت میباشد؛هرکه از در او درآید،مؤمن است و هرکه از آن بیرون رود،کافر است و آنکه در آن وارد نشود و از آن بیرون نرود(بیطرف باشد)در مرتبه آنانی باشد که کار[و تصمیم دربارۀ]آنها با خدا است.
[٢٨۵٣]١-ابو عمرو زبیری گوید:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:مرا از اقسام
ص :١٢٧
قلت له:أخبرنی عن وجوه الکفر فی کتاب اللّه عزّ و جلّ؟قال:الکفر فی کتاب اللّه علی خمسة أوجه:فمنها کفر الجحود،و الجحود علی وجهین؛و الکفر بترک ما أمر اللّه؛و کفر البراءة؛و کفر النّعم فأمّا کفر الجحود فهو الجحود بالرّبوبیّة و هو قول من یقول:لا ربّ و لا جنّة و لا نار،و هو قول صنفین من الزّنادقة یقال لهم:الدّهریّة و هم الّذین یقولون: وَ مٰا یُهْلِکُنٰا إِلاَّ الدَّهْرُ و هو دین وضعوه لأنفسهم بالاستحسان علی غیر تثبّت منهم و لا تحقیق لشیء ممّا یقولون،قال اللّه عزّ و جلّ: إِنْ هُمْ إِلاّٰ یَظُنُّونَ أنّ ذلک کما یقولون،و قال: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَوٰاءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ یعنی بتوحید اللّه تعالی،فهذا أحد وجوه الکفر.و أمّا الوجه الآخر من الجحود علی معرفة و هو أن یجحد الجاحد و هو یعلم أنّه حقّ قد استقرّ عنده و قد قال اللّه عزّ و جلّ: وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا و قال اللّه عزّ و جلّ: وَ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الْکٰافِرِینَ فهذا تفسیر وجهی الجحود.و الوجه الثّالث من الکفر کفر النّعم و ذلک قوله تعالی یحکی قول سلیمان علیه السّلام: (هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ، و قال: لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذٰابِی لَشَدِیدٌ، و قال: فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لِی وَ لاٰ تَکْفُرُونِ و الوجه الرّابع من الکفر ترک ما أمر اللّه عزّ و جلّ:
به و هو قول اللّه عزّ و جلّ وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ لاٰ تَسْفِکُونَ دِمٰاءَکُمْ وَ لاٰ تُخْرِجُونَ أَنْفُسَکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِیقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیٰارِهِمْ تَظٰاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ
ص :١٢٨
کفر در کتاب خدای فرازمند آگاه فرمایید. فرمود:کفر در کتاب خداوند،پنج قسم دارد:کفر انکارکننده که بر دو قسم است و کفر به وسیله واگذاردن آنچه خدا دستور داده و کفر بیزاری جستن و کفر نعمتها.اما کفر انکارکننده،همان کفر به پروردگاری خدا است و آن گفته کسی باشد که میگوید:نه پروردگاری است،نه بهشتی و نه دوزخی و اینها گفته دو دسته از زندیقان هستند که به آنها دهریّه گویند و آنان کسانیاند که میگویند:«و جز روزگار ما را نابود نکند»و آن دینی است که با سلیقه و پسند خویش برای خود ساختهاند،بدون اینکه درباره آنچه میگویند بررسی و کاوش کرده باشند.خداوند فرازمند فرماید:«و جز[طریق] گمان نمیسپرند»[جاثیه(۴۵):٢۴]مطلب همانطور است که آنان گویند و فرماید:
«در حقیقت کسانی که کفر ورزیدند؛چه بیمشان دهی چه بیمشان ندهی،برایشان یکسان است؛[آنها]نخواهند گروید»[بقره(٢):۶]؛مقصود،کفر نسبت به توحید خدای برتر است؛پس این یکی از اقسام کفر است.قسم دیگر آن،انکار با شناخت است و آن اینکه منکر در حالیکه مطلب حق میباشد و نزد او ثابت شده است.[آن را انکار کند].خداوند بزرگ و گرامی فرمود:«و با آنکه دلهایشان بدان یقین داشت،از روی ظلم و تکبّر آن را انکار کردند»[نمل(٢٧):١۴]و نیز خداوند فرازمند فرمود:
«و از دیربار[در انتظارش]بر کسانی که کافر شده بودند پیروزی میجستند؛ولی همینکه آنچه[که اوصافش]را میشناختند برایشان آمد،انکارش کردند.پس لعنت خدا بر کافران باد»[بقره(٢):٨٩].
این تفسیر و شرح دو قسم از انکار بود.
قسم سوم کفر،کفران نعمت است و این فرمایش خدای برتر است که گفته حضرت سلیمان را حکایت میکند:«این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسی کند.بیگمان پروردگارم بینیاز و کریم است» [نمل(٢٧):۴٠]و فرمود:«اگر واقعا سپاسگزاری کنید،[نعمت]شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسی نمایید،قطعا عذاب من سخت خواهد بود»[ابراهیم(١۴):٧]و فرمود:«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکرانهام را به جای آرید و با من ناسپاسی نکنید»[بقره(٢):١۵٢].
قسم چهارم کفر،ترک آن چیزی است که خدا دستور داده است و این است گفتار خدای عزّتمند:«و چون از شما پیمان محکم گرفتیم که:خون همدیگر را مریزید و یکدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید؛سپس[به این پیمان]اقرار کردید و خود آگاهید ولی باز همین شما هستید که یکدیگر را میکشید و گروهی از خودتان را از دیارشان بیرون میرانید و به گناه و تجاوز بر ضد آنان به یکدیگر کمک میکنید و اگر به اسارت پیش شما
ص :١٢٩
وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرٰاجُهُمْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ، فکفّرهم بترک ما أمر اللّه عزّ و جلّ به و نسبهم إلی الإیمان و لم یقبله منهم و لم ینفعهم عنده فقال:
فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ إِلاّٰ خِزْیٌ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یُرَدُّونَ إِلیٰ أَشَدِّ الْعَذٰابِ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ و الوجه الخامس من الکفر کفر البراءة و ذلک قوله عزّ و جلّ یحکی قول إبراهیم علیه السّلام: کَفَرْنٰا بِکُمْ وَ بَدٰا بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةُ وَ الْبَغْضٰاءُ أَبَداً حَتّٰی تُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ وَحْدَهُ یعنی تبرّأنا منکم.و قال یذکر إبلیس و تبرئته من أولیائه من الإنس یوم القیامة: إِنِّی کَفَرْتُ بِمٰا أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ و قال: إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ثُمَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً یعنی یتبرّأ بعضکم من بعض.
باب دعائم الکفر و شعبه
[٢٨۵۴]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن إبراهیم بن عمر الیمانیّ،عن عمر بن أذینة،عن أبان بن أبی عیّاش،عن سلیم بن قیس الهلالیّ،عن أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه قال:
بنی الکفر علی أربع دعائم:الفسق و الغلوّ و الشّکّ و الشّبهة.و الفسق علی أربع شعب:علی الجفاء و العمی و الغفلة و العتوّ،فمن جفا احتقر الحقّ و مقت الفقهاء و أصرّ علی الحنث العظیم؛و من عمی نسی الذّکر،و اتّبع الظّنّ،و بارز خالقه،و ألحّ علیه الشّیطان،و طلب المغفرة بلا توبة و لا استکانة و لا غفلة؛و من غفل جنی علی نفسه،و انقلب علی ظهره،و حسب غیّه رشدا،
ص :١٣٠
آیند به[دادن]فدیه،آنان را آزاد میکنید با آنکه[نه تنها کشتن،بلکه]بیرون کردن آنان بر شما حرام شده است.آیا شما به پارهای از کتاب[تورات]ایمان میآورید و به پارهای کفر میورزید؟پس جزای هرکس از شما که چنین کند،جز خواری در زندگی دنیا چیزی نخواهد بود»[بقره(٢):٨۴-٨۵].
پس خداوند عزّتمند آنان را به سبب واگذاشتن آنچه دستور داده،کافر دانسته و به آنها ایمان را نسبت داده؛ولی از آنان نپذیرفته است و آن ایمان برای آنها نزد خداوند سودی نبخشد؛همانطور که خداوند فرمود:«پس جزای هرکس از شما که چنین کند،جز خواری در زندگی دنیا چیزی نخواهد بود و روز رستاخیز ایشان را به سختترین عذابها بازبرند و خداوند از آنچه میکنید غافل نیست»[بقره(٢):٨۵].
قسم پنجم از کفر،بیزاری جستن است و این فرمایش خدای بزرگ و گرامی است که گفته حضرت ابراهیم را حکایت میکند:«به شما کفر میورزیم و میان ما و شما دشمنی و کینۀ همیشگی پدیدار شده تا وقتی که فقط به خدا ایمان آورید»[ممتحنه (۶٠):۴]؛یعنی ما از شما بیزاریم و خداوند،شیطان و بیزاری جستن او را از دوستان انسانش در روز رستاخیز یاد میکند و میفرماید:«من به آنچه پیش از این مرا[در کار خدا]شریک میدانستید،کافرم»[ابراهیم(١۴):٢٢].و[ابراهیم]گفت:
«جز خدا،فقط بتهایی را اختیار کردهاید که آن هم برای دوستی میان شما در زندگی دنیاست.آنگاه روز قیامت بعضی از شما بعضی دیگر را انکار و برخی از شما برخی دیگر را لعنت میکنند»[عنکبوت(٢٩):٢۵]؛یعنی اینکه برخی از شما از برخی دیگر بیزاری میجویند.
[٢٨۵۴]١-امیر مؤمنان-درود خدا بر او باد-فرمود:کفر بر چهار ستون استوار شده است:فسق،زیادهروی،تردید و شبهه.فسق چهار شاخه دارد:جفا،کوردلی، غفلت و سرکشی.هرکه ستم کند،حق را کوچک شمرده و فقیهان را دشمن داشته و بر گناه بزرگ پافشاری کرده است و هرکس کوردل شود،ذکر را به فراموشی سپارد و پیرو گمان گردد و با آفریدگارش بستیزد و شیطان بر او چیره گردد و بدون توبه و زاری و غفلت آمرزش خواهد و آنکه غافل شود بر خود خیانت کرده و واژگون
ص :١٣١
و غرّته الأمانیّ،و أخذته الحسرة و النّدامة إذا قضی الأمر،و انکشف عنه الغطاء و بدا له ما لم یکن یحتسب؛و من عتا عن أمر اللّه شکّ و من شکّ، تعالی اللّه علیه فأذلّه بسلطانه و صغّره بجلاله کما اغترّ بربّه الکریم و فرّط فی أمره.و الغلوّ علی أربع شعب:علی التّعمّق بالرّأی،و التّنازع فیه،و الزّیغ،و الشّقاق،فمن تعمّق لم ینب إلی الحقّ و لم یزدد إلاّ غرقا فی الغمرات و لم تنحسر عنه فتنة إلاّ غشیته أخری،و انخرق دینه فهو یهوی فی أمر مریج؛و من نازع فی الرّأی و خاصم شهر بالعثل من طول اللّجاج؛و من زاغ قبحت عنده الحسنة و حسنت عنده السّیّئة؛و من شاقّ اعورّت علیه طرقه و اعترض علیه أمره،فضاق علیه مخرجه إذا لم یتّبع سبیل المؤمنین.و الشّکّ علی أربع شعب:علی المریة،و الهوی،و التّردّد،و الاستسلام و هو قول اللّه عزّ و جلّ:
فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکَ تَتَمٰاریٰ و فی روایة أخری:علی المریة،و الهول من الحقّ، و التّردّد،و الاستسلام للجهل و أهله.فمن هاله ما بین یدیه نکص علی عقبیه؛ و من امتری فی الدّین تردّد فی الرّیب،و سبقه الأوّلون من المؤمنین،و أدرکه الآخرون،و وطئته سنابک الشّیطان؛و من استسلم لهلکة الدّنیا و الآخرة هلک فیما بینهما،و من نجا من ذلک فمن فضل الیقین،و لم یخلق اللّه خلقا أقلّ من الیقین.و الشّبهة علی أربع شعب:إعجاب بالزّینة،و تسویل النّفس،و تأوّل العوج،و لبس الحقّ بالباطل؛و ذلک بأنّ الزّینة تصدف عن البیّنة،و أنّ تسویل النّفس یقحّم علی الشّهوة،و أنّ العوج یمیل بصاحبه میلا عظیما،و أنّ اللّبس ظلمات بعضها فوق بعض.فذلک الکفر و دعائمه و شعبه.
ص :١٣٢
گشته و گمراهیاش را رهیافتگی داند. آرزوها او را بفریبد و آنگاه که کار از کار بگذرد و پرده برداشته شود،افسوس و پشیمانی او را فراگیرد و برایش آشکار گردد که آنطور که میپنداشت،نبوده است.هرکس از فرمان خدا سرپیچی کند، به تردید افتد و هرکس تردید کند،خداوند بر او برتری جوید و با سلطنت خویش او را خوارسازد و با شکوهمندیاش او را کوچک کند؛آنسان که به پروردگار کریم خود فریفته شود و در فرمان او کوتاهی کند.
زیادهروی نیز چهار شاخه دارد:موشکافی در رأی(و امور بیهوده)،کشمکش در آن،کژی از حق و دشمنی کردن.پس هرکس(در امور بیهوده)ژرفاندیشی و خردهبینی کند به حق نگراید و جز غرق شدن در امواج خروشان سودی نبرد و آشوب از او دور نشود جز اینکه آشوب دیگری او را فراگیرد و پردۀ دینش بدرد و در کار آمیخته به باطل فروافتد.هرکس در رأی کشمکش و ستیزه کند،به سبب لجبازی زیاد به کمخردی معروف گردد و هرکس کژدل شود،نیکی در نزد او زشت و زشتی در پیش او زیبا گردد و آنکه با حقپرستان دشمنی کند،راههای زندگی بر او سخت و تیره و تار شود و کارش دشوار شده و به تنگنایی افتد و راه رهایی از آن بسته شود؛زیرا در راه مؤمنان گام برنداشته است.
تردید هم دارای چهار شاخه است:مریه(بحث و جدل و تردید)،هوس،دو دلی و گردننهادن؛و این است فرمایش خدای عزّتمند:«پس به کدام یک از نعمتهای پروردگارت تردید روا میداری؟»[نجم(۵٣):۵۵]در روایت دیگر آمده است:جدال،هراس از حق،دودلی و گردننهادن در برابر نادانی و نادانان است؛ پس هرکس از آنچه در پیش دارد بهراسد،به پشتسر برگردد و آنکه در دین ستیزه جوید در شک بچرخد و مؤمنان نخستین بر او پیشی گیرند و دیگران (بازماندگان)او را دریابند و لگدمال سمهای شیطان گردد.هرکه به نابودی دنیا و آخرت گردن نهد،میان آن دو نابود شود و آنکه از آن رهایی یابد،از فضیلت یقین است و خداوند چیزی کمتر از یقین نیافریده است.شبهه دارای چهار شاخه است:دلباختگی در برابر آرایش(دنیا)،و سویۀ نفس،توجیه کجی و درآمیختن حق با باطل.این برای آن است که آرایش از برهان باز دارد و وسوسۀ نفس مایه فروافتادن در شهوت است و کژی،صاحبش را به انحراف بزرگی کشاند و آمیختگی،تاریکیهایی است که روی هم انباشته شدهاند.این است کفر و ستونها و شاخههای آن.
ص :١٣٣
باب صفة النّفاق و المنافق
[٢٨۵۵]١-قال:و النّفاق علی أربع دعائم:علی الهوی و الهوینا و الحفیظة و الطّمع.فالهوی علی أربع شعب:علی البغی،و العدوان،و الشّهوة،و الطّغیان،فمن بغی کثرت غوائله و تخلّی منه و قصر علیه،و من اعتدی لم یؤمن بوائقه و لم یسلم قلبه و لم یملک نفسه عن الشّهوات،و من لم یعذل نفسه فی الشّهوات خاض فی الخبیثات،و من طغی ضلّ علی عمد بلا حجّة.و الهوینا علی أربع شعب:علی الغرّة و الأمل و الهیبة و المماطلة،و ذلک بأنّ الهیبة تردّ عن الحقّ،و المماطلة تفرّط فی العمل حتّی یقدم علیه الأجل؛و لو لا الأمل علم الإنسان حسب ما هو فیه،و لو علم حسب ما هو فیه مات خفاتا من الهول و الوجل.و الغرّة تقصر بالمرء عن العمل.و الحفیظة علی أربع شعب:
علی الکبر و الفخر و الحمیّة و العصبیّة،فمن استکبر أدبر عن الحقّ،و من فخر فجر،و من حمی أصرّ علی الذّنوب،و من أخذته العصبیّة جار،فبئس الأمر أمر بین إدبار و فجور و إصرار و جور علی الصّراط.و الطّمع علی أربع شعب:
الفرح و المرح و اللّجاجة و التّکاثر،فالفرح مکروه عند اللّه،و المرح خیلاء،و اللّجاجة بلاء لمن اضطرّته إلی حمل الآثام،و التّکاثر لهو و لعب و شغل و استبدال الّذی هو أدنی بالّذی هو خیر.فذلک النّفاق و دعائمه و شعبه،و اللّه قاهر فوق عباده تعالی ذکره و جلّ وجهه و أحسن کلّ شیء خلقه و انبسطت یداه و وسعت کلّ شیء رحمته و ظهر أمره و أشرق نوره و فاضت برکته و استضاءت حکمته و هیمن کتابه و فلجت حجّته و خلص دینه و استظهر سلطانه و حقّت کلمته و أقسطت موازینه و بلّغت رسله فجعل السّیّئة ذنبا
ص :١٣۴
[٢٨۵۵]١-امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:دورویی بر چهار ستون استوار است:
هوس،سهلانگاری،خشم و حرص و آز.هوس دارای چهار شاخه است:ستم، تجاوز،شهوترانی و سرکشی.پس هرکس ستم کرد،گرفتاریهایش زیاد باشد و از او کناره گیرند و از یاریش خودداری شود؛و آنکه تجاوز کند از سختیها و بدیها ایمن نماند و دلش آرام نگیرد و از شهوترانیها نتواند خودداری نماید و هرکه نفس خود را در شهوترانیها سرزنش نکند در پلیدیها فرورود و کسی که سرکشی کند،دانسته و بدون دلیل خود را به گمراهی افکند.
سهلانگاری چهار شاخه دارد:فریب،آرزو،ترس و بیم و تعلّل ورزیدن.
بدانجهت که ترس و بیم از جز خدا،از راه حق بازدارد و تعلّل ورزیدن،کوتاهی در کردار آورد تا اینکه مرگ فرارسد و اگر آرزو نباشد،انسان حساب کار و کردار خود را بداند و اگر انسان،حساب کردار و کار خود را بداند،از وحشت و ترس در جا،جان سپارد و فریب،دست انسان را از کردار کوتاه سازد.
خشم دارای چهار شاخه است:کبر،افتخار کردن،تندی و تعصّب.هرکس گردنکشی کند،به حق پشت کند و آنکه فخر فروشد،نابکار گردد و هرکه تندی نشان دهد،بر گناهان پافشارد و آنکس که تعصّب داشته باشد،ستم کند؛پس چه بدحالتی است پشت به حق کردن،بدکاری،پافشاری بر گناه و ستم در هنگامۀ گذر از صراط.
حرص و آز بر چهار شاخه است:شادی،خوشگذرانی،لجبازی و فزونخواهی.
شادی نزد خداوند بد است و خوشگذرانی،خودپسندی باشد و لجبازی بلای کسی است که او را به کشیدن بار گناهان وادارد و فزونخواهی،بازی و سرگرمی و بازداشتن دل(از یاد خدا)است و پذیرفتن فرومایگی و پستی است به جای آنچه بهتر میباشد.پس این بود دورویی و ستونها و شاخههای آن.و خداوند بر بندگانش چیرهگر است.یادش والا و ذاتش بزرگ است و آفرینش هر چیزی را که نیکو ساخته و دو دست جودش گشاده است.رحمتش همه چیز را فراگرفته و امرش آشکار و نورش تابان است.برکتش فراوان و حکمتش فروزان و کتابش پابرجا و برهانش پیروز و هویدا است.دینش پاک و سلطنتش محکم و تابناک و گفتارش
ص :١٣۵
و الذّنب فتنة و الفتنة دنسا،و جعل الحسنی عتبی و العتبی توبة و التّوبة طهورا،فمن تاب اهتدی،و من افتتن غوی ما لم یتب إلی اللّه و یعترف بذنبه، و لا یهلک علی اللّه إلاّ هالک،اللّه اللّه فما أوسع ما لدیه من التّوبة و الرّحمة و البشری و الحلم العظیم،و ما أنکل ما عنده من الأنکال و الجحیم و البطش الشّدید،فمن ظفر بطاعته اجتلب کرامته و من دخل فی معصیته ذاق و بال نقمته و عمّا قلیل لیصبحنّ نادمین.
[٢٨۵۶]٢-محمّد بن یحیی،عن الحسین بن إسحاق،عن علیّ بن مهزیار،عن محمّد بن عبد الحمید و الحسین بن سعید،جمیعا عن محمّد بن الفضیل قال:
کتبت إلی أبی الحسن علیه السّلام أسأله عن مسألة،فکتب إلیّ: إِنَّ الْمُنٰافِقِینَ یُخٰادِعُونَ اللّٰهَ وَ هُوَ خٰادِعُهُمْ وَ إِذٰا قٰامُوا إِلَی الصَّلاٰةِ قٰامُوا کُسٰالیٰ یُرٰاؤُنَ النّٰاسَ وَ لاٰ یَذْکُرُونَ اللّٰهَ إِلاّٰ قَلِیلاً مُذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذٰلِکَ لاٰ إِلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ لاٰ إِلیٰ هٰؤُلاٰءِ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللّٰهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِیلاً لیسوا من الکافرین و لیسوا من المؤمنین و لیسوا من المسلمین،یظهرون الإیمان و یصیرون إلی الکفر و التّکذیب، لعنهم اللّه.
[٢٨۵٧]٣-الحسین بن محمّد،عن محمّد بن جمهور،عن عبد اللّه بن عبد الرّحمن الأصمّ،عن الهیثم بن واقد،عن محمّد بن سلیمان،عن ابن مسکان، عن أبی حمزة،عن علیّ بن الحسین صلوات اللّه علیه قال:
قال:إنّ المنافق ینهی و لا ینتهی و یأمر بما لا یأتی؟و إذا قام إلی الصّلاة اعترض-قلت:یا ابن رسول اللّه و ما الاعتراض؟قال:الالتفات-و إذا رکع ربض،یمسی و همّه العشاء و هو مفطر و یصبح و همّه النّوم و لم یسهر،إن حدّثک کذبک و إن ائتمنته خانک و إن غبت اغتابک و إن وعدک أخلفک.
ص :١٣۶
حق و موازینش دادگرانه و فرستادگانش رساننده بودند.بدکرداری را گناه شمرده و گناه را فتنه و فتنه را چرکین دانسته است و خوشکرداری را بازگشت و بازگشت را توبه و توبه را پاککننده دانسته است؛پس هرکس توبه کند،ره یابد و آنکه فتنه انگیزد،تا هنگامی که به طرف خدا بازنگردد و به گناهش اعتراف نکند در گمراهی باشد و در برابر خدا جز نابود شونده،دلیری نکند.
از خدا بترسید؛از خدا بترسید!که چقدر در توبه و رحمت و بشارت و بردباری بزرگ در درگاهش گسترده است و چقدر سخت و جانکاه است آن شکنجهها و دوزخ و سختگیری او.پس هرکس به فرمانبریاش توفیق یابد، کرامتش را به سوی خویش کشاند و آنکه در نافرمانیاش درآید،سختی کیفرش را بچشد و چقدر زود پشیمان گردد!
[٢٨۵۶]٢-محمد فضیل گوید:به موسی بن جعفر علیه السّلام نامهای نوشتم و مسئلهای از او پرسش کردم که حضرت در پاسخ برایم نوشت:«منافقان با خدا نیرنگ میکنند و حال آنکه او با آنان نیرنگ خواهد کرد؛و چون به نماز ایستند با کسالت برخیزند.با مردم ریا میکنند و خدا را جز اندکی یاد نمیکنند.میان آن[دو گروه]دودلند؛نه با اینانند نه با آنان.و هرکه را خدا گمراه کند،هرگز راهی برای[نجات]او نخواهی یافت»[نساء(۴):
١۴٢-١۴٣].اینها از کافران و از مسلمانان نیستند.ایمان را ابراز میدارند و به طرف کفر و دروغ شمردن[خدا]میروند.خدا آنها را لعنت کند!
[٢٨۵٧]٣-ابو حمزه از علی بن حسین علیهما السّلام روایت کند که حضرت فرمود:
دورو[دیگران]از کاری بازمیدارد؛ولی خودش دست نمیکشد و دستور میدهد به آنچه خود به جا نمیآورد و هرگاه به نماز ایستد،اعتراض کند.عرض کردم:ای پسر رسول خدا،اعتراض چیست؟فرمود:به راست و چپ روی برگرداندن است.هرگاه به رکوع رود،خود را به زمین افکند(یعنی بعد از رکوع نایستد).روز را به شب رساند در حالیکه اندوهی جز خوردن شام ندارد و روزهدار هم نبوده است و چون سحر کند،اندوهی جز خواب ندارد با اینکه شب را بیدار نبوده است.اگر برای تو سخنی را بازگوید،دروغ گوید و اگر او را امانتدار بدانی،به تو خیانت کند و اگر از او پنهان باشی،از تو بدگویی نماید و اگر به تو وعده دهد،وفا نکند.
ص :١٣٧
[٢٨۵٨]۴-عنه،عن ابن جمهور،عن سلیمان بن سماعة،عن عبد الملک بن بحر،رفعه مثل ذلک-و زاد فیه-إذا رکع ربض و إذا سجد نقر و إذا جلس شغر.
[٢٨۵٩]۵-أبو علیّ الأشعریّ،عن الحسن بن علیّ الکوفیّ،عن عثمان بن عیسی عن سعید بن یسار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:مثل المنافق مثل جذع النّخل أراد صاحبه أن ینتفع به فی بعض بنائه فلم یستقم له فی الموضع الّذی أراد،فحوّله فی موضع آخر فلم یستقم له فکان آخر ذلک أن أحرقه بالنّار.
[٢٨۶٠]۶-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن محمّد بن الحسن بن شمّون،عن عبد اللّه بن عبد الرّحمن،عن مس مع بن عبد الملک،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ما زاد خشوع الجسد علی ما فی القلب فهو عندنا نفاق.
باب الشّرک
[٢٨۶١]١-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن برید العجلیّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
سألته عن أدنی ما یکون العبد به مشرکا قال:فقال:من قال للنّواة إنّها حصاة،و للحصاة إنّها نواة ثمّ دان به.
[٢٨۶٢]٢-عنه،عن عبد اللّه بن مسکان،عن أبی العبّاس قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن أدنی ما یکون به الإنسان مشرکا،قال:فقال:من ابتدع رأیا فأحبّ علیه أو أبغض علیه.
[٢٨۶٣]٣-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن یحیی بن المبارک،عن
ص :١٣٨
[٢٨۵٨]۴-عبد الملک بن بحر سند همین حدیث را تا امام رسانیده و در آن افزوده است:هرگاه به رکوع رود،بسان گوسفند به زمین افتد و هرگاه سجده کند، (همانند کلاغ)نوک به زمین زند و آنگاه که بنشیند،بسان سگ روی دم نشیند.
[٢٨۵٩]۵-رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:آدم دورو، همانند تنۀ درخت خرمایی است که صاحبش بخواهد در قسمتی از ساختمانش از آن بهره گیرد؛ولی[آن درخت]در آنجا که[صاحبش]میخواهد(به سبب کجی)قرار نمیگیرد،پس به جای دیگر برده و آنجا هم قرار نگیرد و سرانجام آن درخت این است که آن را آتش بسوزاند.
[٢٨۶٠]۶-رسول خدا فرمود:هرقدر فروتنی تن از آنچه در دل است، فزونتر باشد،[آن فزونی]در نزد ما دورویی است.
[٢٨۶١]١-برید عجلی گوید:از امام باقر علیه السّلام از کمترین چیزی که بنده با آن شرک ورزد،پرسیدم.فرمود:هرکس به هستهای بگوید:سنگریزه و به سنگریزه بگوید:هسته؛سپس آن را دین خود قرار دهد.
[٢٨۶٢]٢-ابو العباس گوید:از حضرت صادق علیه السّلام از کمترین چیزی که انسان با آن شرک ورزد،پرسیدم،فرمود:هرکس رأیی را بدعت نهد،چه به واسطۀ آن بدعت،دوست داشته شود یا با او دشمنی گردد.
[٢٨۶٣]٣-امام صادق علیه السّلام درباره فرمایش خداوند فرازمند که«و بیشترشان
ص :١٣٩
عبد اللّه بن جبلة،عن سماعة عن أبی بصیر و إسحاق بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ: وَ مٰا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّٰهِ إِلاّٰ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ قال:یطیع الشّیطان من حیث لا یعلم فیشرک.
[٢٨۶۴]۴-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن ابن بکیر، عن ضریس،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ: وَ مٰا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّٰهِ إِلاّٰ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ قال:
شرک طاعة و لیس شرک عبادة.و عن قوله عزّ و جلّ و من النّاس من یعبد اللّه علی حرف قال إنّ الآیة تنزل فی الرّجل ثمّ تکون فی أتباعه ثمّ قلت:کلّ من نصب دونکم شیئا فهو ممّن یعبد اللّه علی حرف؟فقال:نعم و قد یکون محضا.
[٢٨۶۵]۵-یونس،عن داود بن فرقد،عن حسّان الجمّال،عن عمیرة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:سمعته یقول:أمر النّاس بمعرفتنا و الرّدّ إلینا و التّسلیم لنا، ثمّ قال:و إن صاموا و صلّوا و شهدوا أن لا إله إلاّ اللّه و جعلوا فی أنفسهم أن لا یردّوا إلینا،کانوا بذلک مشرکین.
[٢٨۶۶]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر،عن عبد اللّه بن یحیی الکاهلیّ قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:لو أنّ قوما عبدوا اللّه وحده لا شریک له و أقاموا الصّلاة و آتوا الزّکاة و حجّوا البیت و صاموا شهر رمضان ثمّ قالوا لشیء صنعه اللّه أو صنعه النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ألاّ صنع خلاف الّذی صنع؟أو وجدوا ذلک فی قلوبهم لکانوا بذلک مشرکین،ثمّ تلا هذه الآیة: فَلاٰ وَ رَبِّکَ لاٰ یُؤْمِنُونَ حَتّٰی یُحَکِّمُوکَ فِیمٰا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاٰ یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّٰا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً ثمّ قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:فعلیکم بالتّسلیم.
ص :١۴٠
به خدا ایمان نمیآورند جز اینکه[با او چیزی را]شریک میگیرند»[یوسف(١٢):
١٠۶]فرمود:از شیطان ندانسته فرمانبری کند و شرک ورزد.
[٢٨۶۴]۴-ضریس روایت کند که حضرت امام صادق علیه السّلام درباره گفته خدای بزرگ و گرامی که«و بیشترشان به خدا ایمان نمیآورند جز اینکه[با او چیزی را] شریک میگیرند».فرمود:شرکورزی در فرمانبری است نه شرک در عبادت؛و درباره گفتار خدای فرازمند که«و از میان مردم کسی است که خدا را تنها بر یک حال [و بدون کردار]میپرستد»[حج(٢٢):١١].فرمود:آیه درباره مردی فرستاده شود و سپس درباره پیروان او هم باشد.پس عرض کردم:هرکس در برابر شما چیزی برپا دارد،او از کسانی است که خدا را بر یک حال میپرستد؟فرمود:آری و گاهی شرک محض باشد.
[٢٨۶۵]۵-عمیره گوید:از امام صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود:مردم به شناخت ما و بازگشت به ما و سرسپردگی در برابر ما دستور دارند.سپس فرمود:
اگرچه روزه بگیرند،نماز گذارند و گواهی دهند که شایسته پرستشی جز خداوند یگانه نیست؛ولی پیش خود بنا گذارند که به ما مراجعه نکنند،به همان سبب شرک ورزد.
[٢٨۶۶]۶-امام صادق علیه السّلام فرمود:اگر مردمی خدای یگانه و بینیاز را بپرستند و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند و خانۀ خدا را حجّ کنند و ماه رمضان را روزه بگیرند،سپس نسبت به چیزی که خدا و پیامبرش ساخته و بگویند:چرا برخلاف آن را نساخته است؟یا در دل خود چنین اعتراضی بکنند، به سبب آن مشرک شوند؛سپس حضرت این آیه را خواند:«ولی چنین نیست.به پروردگارت قسم که ایمان نمیآورند،مگر آنکه تو را در مورد آنچه میان آنان مایۀ اختلاف است داور گردانند؛سپس از حکمی که کردهای در دلهایشان احساس ناراحتی[و تردید]نکنند و کاملا سرتسلیم فرود آورند»[نساء(۴):۶۵]؛سپس حضرت فرمود:
برای شما لازم است سرتسلیم فرودآورید.
ص :١۴١
[٢٨۶٧]٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن عبد اللّه بن یحیی عن عبد اللّه بن مسکان،عن أبی بصیر قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: اِتَّخَذُوا أَحْبٰارَهُمْ وَ رُهْبٰانَهُمْ أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اللّٰهِ فقال:أما و اللّه ما دعوهم إلی عبادة أنفسهم و لو دعوهم إلی عبادة أنفسهم لما أجابوهم و لکن أحلّوا لهم حراما و حرّموا علیهم حلالا فعبدوهم من حیث لا یشعرون.
[٢٨۶٨]٨-علیّ بن محمّد،عن صالح بن أبی حمّاد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن رجل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من أطاع رجلا فی معصیة فقد عبده.
باب الشّکّ
[٢٨۶٩]١-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن الحسین بن الحکم قال:
کتبت إلی العبد الصّالح علیه السّلام أخبره أنّی شاکّ و قد قال إبراهیم علیه السّلام: رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ و أنّی أحبّ أن ترینی شیئا،فکتب علیه السّلام:إنّ إبراهیم کان مؤمنا و أحبّ أن یزداد إیمانا،و أنت شاکّ و الشّاکّ لا خیر فیه،و کتب:إنّما الشّکّ ما لم یأت الیقین،فإذا جاء الیقین لم یجز الشّکّ.و کتب:إنّ اللّه عزّ و جلّ یقول: وَ مٰا وَجَدْنٰا لِأَکْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنٰا أَکْثَرَهُمْ لَفٰاسِقِینَ قال:
نزلت:فی الشّاکّ.
[٢٨٧٠]٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،عن أبی إسحاق الخراسانیّ قال:
ص :١۴٢
[٢٨۶٧]٧-ابو بصیر گوید:از حضرت صادق علیه السّلام درباره فرمایش خدای عزّتمند که«اینان دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جای خدا به الوهیت گرفتند» [توبه(١٩):٣١]پرسیدم،فرمود:همانا به خدا سوگند،آنها ایشان را به پرستش خودشان نخواندند که اگر به پرستش خود میخواندند،هر آینه آنها نمیپذیرفتند؛ولی حرامی را برای آنها حلال و حلالی را برای آنها حرام کردند و ندانسته آنها را از همین راه پرستیدند.
[٢٨۶٨]٨-امام صادق علیه السّلام فرمود:هرکس از مردی در نافرمانی خدا فرمان برد،او را پرستیده است.
[٢٨۶٩]١-حسین حکم گوید:به بنده صالح امام کاظم علیه السّلام نوشتم که من تردیدگر شدهام و حضرت ابراهیم علیه السّلام به خدا عرض کرد:«پروردگارا،به من نشان ده،چگونه مردگان را زنده میکنی»[بقره(٢):٢۶٠]و من دوست دارم چیزی به من نشان دهید.حضرت نوشت:همانا ابراهیم علیه السّلام مؤمن بود و دوست داشت که بر ایمانش بیفزاید،در حالیکه تو تردیدگر هستی و در تردیدگر خیری نیست و نوشت:تردید تنها در جایی است که یقین نیامده و آنگاه که یقین آمد،تردید روا نباشد و نوشت:همانا خدای عزّتمند میفرماید:«و در بیشتر آنان عهدی[استوار] نیافتیم و بیشترشان را جدا نافرمان یافتیم»[اعراف(٧):١٠٢].فرمود:این آیه درباره تردید فرودآمد.
[٢٨٧٠]٢-ابو اسحاق خراسانی گوید:امیر مؤمنان علیه السّلام در خطبهاش میفرمود:
ص :١۴٣
کان أمیر المؤمنین علیه السّلام یقول فی خطبته:لا ترتابوا فتشکّوا و لا تشکّوا فتکفروا.
[٢٨٧١]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن خلف بن حمّاد،عن أبی أیّوب الخزّاز،عن محمّد بن مسلم قال:
کنت عند أبی عبد اللّه علیه السّلام جالسا عن یساره و زرارة عن یمینه فدخل علیه أبو بصیر فقال:یا أبا عبد اللّه،ما تقول فیمن شکّ فی اللّه؟فقال:کافر یا أبا محمّد،قال:فشکّ فی رسول اللّه؟فقال:کافر،قال:ثمّ التفت إلی زرارة فقال:
إنّما یکفر إذا جحد.
[٢٨٧٢]۴-عنه،عن أبیه،عن النّضر بن سوید،عن یحیی بن عمران الحلبیّ، عن هارون بن خارجة،عن أبی بصیر قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ قال:بشکّ.
[٢٨٧٣]۵-الحسین بن محمّد،عن أحمد بن إسحاق،عن بکر بن محمّد،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ الشّکّ و المعصیة فی النّار لیسا منّا و لا إلینا.
[٢٨٧۴]۶-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن أبی عبد اللّه،عن عثمان بن عیسی،عن رجل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من شکّ فی اللّه بعد مولده علی الفطرة لم یفی إلی خیر أبدا.
[٢٨٧۵]٧-عنه،عن أبیه،رفعه إلی أبی جعفر علیه السّلام قال:
لا ینفع مع الشّکّ و الجحود عمل.
[٢٨٧۶]٨-و فی وصیّة المفضّل،قال:سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:من شکّ أو ظنّ و أقام علی أحدهما أحبط اللّه عمله،إنّ حجّة اللّه هی الحجّة الواضحة.
ص :١۴۴
دودلی به خود راه ندهید که به تردید افتید و تردید نکنید که کافر میشوید.
[٢٨٧١]٣-محمد مسلم گوید:من در طرف چپ امام صادق علیه السّلام و زراره در طرف راست حضرت نشسته بودیم که ابو بصیر وارد شد و گفت:ای ابا عبد اللّه، درباره کسی که در خدا تردید کند،چه میفرمایید؟حضرت فرمود:ای ابا محمد! کافر است.عرض کرد:اگر در مورد رسول خدا تردید کند؟فرمود:کافر است.
محمد بن مسلم گوید:سپس حضرت به زراره روکرد و فرمود:همانا کافر شود آنگاه که انکار کند.
[٢٨٧٢]۴-ابو بصیر گوید:از حضرت صادق علیه السّلام درباره فرمایش خداوند بزرگ و گرامی که«کسانی که ایمان آورده و ایمان خود را به شرک نیالودهاند» [انعام(۶):٨٢]پرسیدم،فرمود:مقصود تردید است.
[٢٨٧٣]۵-امام صادق علیه السّلام فرمود:تردید و نافرمانی در آتشاند.از ما نیستند و به سوی ما توجه ندارند.
[٢٨٧۴]۶-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکس پس از به دنیا آمدنش بر فطرت توحید در خدا تردید کند،هیچگاه به خیر بازنگردد(و توبهاش پذیرفته نشود).
[٢٨٧۵]٧-امام باقر علیه السّلام فرمود:هیچ عملی با تردید و انکار سودمند نیست.
[٢٨٧۶]٨-در وصیّت مفضّل است که گوید:شنیدم امام صادق علیه السّلام میفرمود:
هرکس تردید کند یا گمان برد و بر یکی از آنها بپاید،خداوند عملش را تباه سازد.
همانا برهان خدا،برهان روشنی است.
ص :١۴۵
[٢٨٧٧]٩-عنه،عن علیّ بن أسباط،عن العلاء بن رزین،عن محمّد بن مسلم،عن أحدهما علیهما السّلام قال:
قلت:إنّا لنری الرّجل له عبادة و اجتهاد و خشوع و لا یقول بالحقّ فهل ینفعه ذلک شیئا؟فقال:یا أبا محمّد،إنّما مثل أهل البیت مثل أهل بیت کانوا فی بنی إسرائیل کان لا یجتهد أحد منهم أربعین لیلة إلاّ دعا فأجیب و إنّ رجلا منهم اجتهد أربعین لیلة ثمّ دعا فلم یستجب له فأتی عیسی ابن مریم علیه السّلام یشکوا إلیه ما هو فیه و یسأله الدّعاء،قال:فتطهّر عیسی و صلّی ثمّ دعا اللّه عزّ و جلّ،فأوحی اللّه عزّ و جلّ إلیه،یا عیسی:إنّ عبدی أتانی من غیر الباب الّذی أوتی منه،إنّه دعانی و فی قلبه شکّ منک فلو دعانی حتّی ینقطع عنقه و تنتثر أنامله ما استجبت له،قال:فالتفت إلیه عیسی علیه السّلام فقال:تدعو ربّک و أنت فی شکّ من نبیّه؟فقال:یا روح اللّه و کلمته،قد کان و اللّه ما قلت،فادع اللّه [لی]أن یذهب به عنّی،قال:فدعا له عیسی علیه السّلام فتاب اللّه علیه و قبل منه و صار فی حدّ أهل بیته.
باب الضّلال
[٢٨٧٨]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عبد الرّحمن بن الحجّاج،عن هاشم صاحب البرید قال:
کنت أنا و محمّد بن مسلم و أبو الخطّاب:مجتمعین فقال لنا أبو الخطّاب ما تقولون فیمن لم یعرف هذا الأمر؟فقلت:من لم یعرف هذا الأمر فهو کافر،فقال أبو الخطّاب:لیس بکافر حتّی تقوم علیه الحجّة فإذا قامت علیه الحجّة، فلم یعرف فهو کافر،فقال له محمّد بن مسلم:سبحان اللّه،ما له إذا لم یعرف
ص :١۴۶
[٢٨٧٧]٩-محمد مسلم از یکی از دو امام باقر یا صادق علیهما السّلام روایت کند که به وی عرض کردم:ما مردی را میبینیم که در دین،عبادت و تلاش و فروتنی دارد؛ ولی به حق(یعنی امامت)اعتقاد ندارد.آیا این اعمال برای او فایدهای دارد؟ فرمود:ای ابا محمد!به راستی که مثل ما اهل بیت،مثل آن اهل بیت در بنی اسرائیل باشد که هیچیک از آنها نبود چهل شب بکوشد جز اینکه دعا میکرد و اجابت میشد.مردی از آنها چهل شب کوشید؛سپس دعا کرد و اجابت نشد.پس نزد عیسی بن مریم علیه السّلام آمد و از حال خود به او شکوه نمود و دعا درخواست کرد.
حضرت عیسی تطهیر کرده و نماز گزارد،سپس به درگاه خدای شکوهمند دعا کرد.خدای بزرگ و گرامی به او وحی نمود:ای عیسی!بندۀ من به غیر از آن دری که باید بیاید،نزد من آمد.او مرا خواند؛ولی نسبت به تو تردید داشت؛پس اگر مرا بخواند تا اینکه گردنش ببرد و انگشتانش بریزد،اجابتش نکنم.حضرت فرمود:عیسی علیه السّلام به آن مرد روکرد و گفت:پروردگارت را میخوانی،در حالی که نسبت به پیامبرش تردید داری؟
عرض کرد:ای روح اللّه،به خدا سوگند آنچه گفتی،درست باشد.پس از خدا بخواه که آن تردید را از دل من بزداید.حضرت عیسی برای او دعا کرد و خدا توبۀ او را پذیرفت و از او قبول کرد و در شمار خاندان او گردید.
[٢٨٧٨]١-هاشم صاحب برید گوید:من و محمد بن مسلم و ابو خطّاب گرد آمده بودیم که ابو خطّاب به ما گفت:عقیدهتان درباره کسی که امر امامت را نمیشناسد،چیست؟گفتم:هرکه امر امامت را نشناسد،کافر است.ابو خطّاب گفت:
کافر نیست،مگر اینکه برهان بر او آورده شود.پس آنگاه که برهان آورده شد و نپذیرفت،کافر است.محمد بن مسلم به او گفت:پاک و منزّه است خداوند.وقتی
ص :١۴٧
و لم یجحد یکفر؟!لیس بکافر إذا لم یجحد،قال:فلمّا حججت دخلت علی أبی عبد اللّه علیه السّلام فأخبرته بذلک فقال:إنّک قد حضرت و غابا و لکن موعدکم اللّیلة، الجمرة الوسطی بمنی.فلمّا کانت اللّیلة اجتمعنا عنده و أبو الخطّاب و محمّد بن مسلم فتناول وسادة فوضعها فی صدره ثمّ قال لنا:ما تقولون فی خدمکم و نسائکم و أهلیکم؟ألیس یشهدون أن لا إله إلاّ اللّه؟قلت:بلی قال:ألیس یشهدون أنّ محمّدا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم؟قلت:بلی قال:ألیس یصلّون و یصومون و یحجّون؟قلت:بلی قال:فیعرفون ما أنتم علیه؟قلت:لا قال:فماهم عندکم؟ قلت:من لم یعرف[هذا الأمر]فهو کافر،قال:سبحان اللّه أما رأیت أهل الطّریق و أهل المیاه؟قلت:بلی،قال:ألیس یصلّون و یصومون و یحجّون؟ألیس یشهدون أن لا إله إلاّ اللّه و أنّ محمّدا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم؟قلت:بلی،قال:فیعرفون ما أنتم علیه قلت لا قال فما هم عندکم؟قلت:من لم یعرف هذا الأمر فهو کافر، قال:سبحان اللّه،أما رأیت الکعبة و الطّواف و أهل الیمن و تعلّقهم بأستار الکعبة؟ قلت:بلی قال:ألیس یشهدون أن لا إله إلاّ اللّه و أنّ محمّدا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و یصلّون و یصومون و یحجّون؟قلت:بلی قال:فیعرفون ما أنتم علیه؟قلت:
لا قال:فما تقولون فیهم؟قلت:من لم یعرف فهو کافر.قال:سبحان اللّه هذا قول الخوارج،ثمّ قال:إن شئتم أخبرتکم،فقلت أنا:لا،فقال:أما إنّه شرّ علیکم أن تقولوا بشیء ما لم تسمعوه منّا،قال:فظننت أنّه یدیرنا علی قول محمّد بن مسلم.
[٢٨٧٩]٢-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن رجل،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قلت له:فما تقول فی مناکحة النّاس فإنّی قد بلغت ما تراه و ما تزوّجت
ص :١۴٨
نپذیرد و انکار نکند،چرا کافر باشد؟اگر انکار نکند،کافر نیست.گوید:وقتی حجّ کردم،خدمت امام صادق علیه السّلام رسیدم و جریان را به حضرت اطّلاع دادم.
فرمود:تو اکنون حضور داری و آن دو نیستند؛ولی وعدگاه شما امشب نزد جمرۀ وسطی در منی باشد.
همینکه شب شد،من و محمد بن مسلم و ابو خطّاب نزدش گردآمدیم؛پس حضرت بالشی برداشت و به سینهاش نهاد،سپس به ما فرمود:درباره خدمتکاران و زنان و خاندان خود چه میگویید؟آیا اینطور نیست که به یگانگی خداوند شایسته پرستش گواهی میدهند؟عرض کردم:فرمود:آیا اینطور نیست که گواهی میدهند محمد،فرستاده خدا است؟گفتم:آری.
فرمود:آیا نماز نمیخوانند و روزه نمیگیرند و حجّ نمیروند؟عرض کردم:
چرا.فرمود:آیا آنچه شما به آن عقیده دارید،میشناسند؟گفتم:نه.فرمود:آنان نزد شما چگونهاند؟گفتم:هرکس امر امامت را نداند،کافر است.فرمود:پاک و منزّه است خداوند.آیا آنانیکه بر سر راهها و کنار آبها هستند،ندیدهای؟ عرض کردم:آری.فرمود:آیا اینطور نیست که نماز میخوانند و روزه میگیرند و حجّ میروند؟آیا اینطور نیست که به یگانگی خداوند شایستۀ پرستش گواهی میدهند و اینکه محمد،فرستادۀ خدا است؟گفتم:چرا.فرمود:آیا آنچه شما به آن عقیده دارید،میدانند؟گفتم:نه.فرمود:نظرتان درباره آنها چیست؟گفتم:
هرکس(امر امامت را)نشناسد،کافر است.فرمود:خداوند پاک و منزّه است.آیا تو خانه کعبه و طوافکنندگان و اهل یمن و آویختن آنان به پردههای کعبه را ندیدهای؟عرض کردم:آری.فرمود:آیا اینطور نیست که گواهی میدهند شایستۀ پرستشی جز خدای یگانه نیست و اینکه محمد،فرستاده خدا است و نماز میخوانند و روزه میگیرند و حجّ میروند؟گفتم:آری.فرمود:آیا آنچه شما به آن عقیده دارید،میدانند؟گفتم:نه.فرمود:درباره آنان چه میگویید؟ گفتم:هرکه نشناسد،کافر است.فرمود:خداوند پاک و منزّه است؛این گفتار خوارج باشد.سپس فرمود:اگر بخواهید،آگاهتان کنم؟عرض کردم:نه.پس فرمود:همانا برای شما بد است چیزی را تا از ما نشنیدهاید،بگویید.گفتم:من فهمیدم که حضرت ما را به گفتار محمد بن مسلم برگشت میدهد.
[٢٨٧٩]٢-زراره گوید:به امام باقر علیه السّلام عرض کردم:درباره زناشویی با این مردم (سنیها)چه میفرمایید؟زیرا من به این سن که میبینید رسیدهام و هنوز زن
ص :١۴٩
قطّ،فقال:و ما یمنعک من ذلک؟فقلت:ما یمنعنی إلاّ أنّنی أخشی أن لا تحلّ لی مناکحتهم فما تأمرنی؟فقال:فکیف تصنع و أنت شابّ،أتصبر؟قلت:أتّخذ الجواری قال:فهات الآن فبما تستحلّ الجواریأ؟قلت:إنّ الأمة لیست بمنزلة الحرّة إن رابتنی بشیء بعتها و اعتزلتها،قال:فحدّثنی بما استحللتها قال فلم یکن عندی جواب.فقلت له:فما تری أتزوّج؟فقال:ما أبالی أن تفعل، قلت:أرأیت قولک:ما أبالی أن تفعل،فإنّ ذلک علی جهتین تقول:لست أبالی أن تأثم من غیر أن آمرک،فما تأمرنی أفعل ذلک بأمرک؟فقال لی:قد کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم تزوّج و قد کان،من أمر امرأة نوح و امرأة لوط ما قد کان إنّهما قد کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین،فقلت:إنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم لیس فی ذلک بمنزلتی إنّما هی تحت یده و هی مقرّة بحکمه،مقرّة بدینه قال:فقال لی:
ما تری من الخیانة فی قول اللّه عزّ و جلّ: فَخٰانَتٰاهُمٰا ما یعنی بذلک إلاّ الفاحشة و قد زوّج رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:فلانا،قال:قلت:أصلحک اللّه ما تأمرنی أنطلق فأتزوّج بأمرک؟فقال لی:إن کنت فاعلا فعلیک بالبلهاء من النّساء،قلت:
و ما البلهاء؟قال:ذوات الخدور العفائف،فقلت:من هی علی دین سالم بن أبی حفصة؟قال:لا،فقلت:من هی علی دین ربیعة الرّأی؟فقال:لا و لکنّ العواتق اللّواتی لا ینصبن کفرا و لا یعرفن ما تعرفون،قلت:و هل تعدو أن تکون مؤمنة أو کافرة؟فقال:تصوم و تصلّی و تتّقی اللّه و لا تدری ما أمرکم؟ فقلت:قد قال اللّه عزّ و جلّ: هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ فَمِنْکُمْ کٰافِرٌ وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ لا و اللّه لا یکون أحد من النّاس لیس بمؤمن و لا کافر.قال:فقال أبو جعفر علیه السّلام:قول اللّه أصدق من قولک یا زرارة أرأیت قول اللّه عزّ و جلّ: خَلَطُوا عَمَلاً صٰالِحاً وَ
ص :١۵٠
نگرفتهام. فرمود:چهچیز مانع از ازدواجت شده است؟عرض کردم:چیزی جلوگیریم نشده مگر اینکه میترسم ازدواجشان بر من حلال نباشد؛پس چه دستور میدهید؟فرمود:پس چه میکنی با اینکه جوان هستی؟آیا بردباری میکنی؟گفتم:کنیزان را میگیرم.فرمود:اکنون(آنچه داری)بیاور.به چه دلیل کنیزان را حلال میدانی؟گفتم:کنیز که بسان زن آزاد نیست.اگر چیزی از او دیدم (که مرا به تردید اندازد)میفروشم و از او کناره میگیرم.فرمود:برایم بازگو که به چه دلیل او را حلال دانستی؟گوید:من پاسخی نداشتم(که به حضرت بگویم).
به حضرت عرض کردم:چه میفرمایید.آیا ازدواج کنم؟فرمود:باکی ندارم که ازدواج کنی.گفتم:اینکه فرمودی:من باکی ندارم که ازدواج کنی،دو معنا دارد:
یکی اینکه باک ندارم تو گناهی انجام دهی بیآنکه به تو دستور دهم.چه دستور دهی؟آیا به فرمان شما این کار را بکنم؟حضرت فرمود:رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-زن گرفت و داستان زن نوح و زن لوط میدانی که چه بوده است.آن دو زیر سرپرستی دو بنده از بندگان خوب ما بودند.عرض کردم:همانا رسول خدا همانند من نبوده است.زن زیردست او بوده و به حکمش اقرار داشته و به دینش اعتراف میکرده است.فرمود:درباره آن خیانت در فرمایش خداوند عزّتمند که«و به آنها خیانت کردند»[تحریم(۶۶):١٠]چه نظری داری؟منظور از آن جز هرزگی نیست؟و رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-به فلانی زن داد.
گفتم:خداوند کار شما را به نیک گرداند.چه دستور میدهی؟آیا بروم و به دستور شما زن بگیرم؟حضرت فرمود:اگر این کار را میکنی،بر تو لازم است که زن نابخرد و ساده بگیری.گفتم:زنان نابخرد و ساده کیانند؟فرمود:پردهنشینان پاکدامن.
عرض کردم:آن زنی که کیش سالم بن ابی حفصه را دارد؟فرمود:نه.گفتم:
آنکس که بر دین کیش ربیعة الرأی است؟سپس فرمود:نه؛ولی با دختران جوانی ازدواج کن که در سرپرستی پدرانشان هستند،اظهار کفر نمیکنند و آنچه شما میدانید(از امر امامت)،بدان آگاه نیستند.گفتم:آیا آن دختر،هم مؤمن و هم کافر به شمار میرود؟فرمود:او روزه میگیرد و نماز میخواند و از خدا میترسد؛ ولی عقیده شما را نمیداند؟عرض کردم:به تحقیق خدای عزّتمند فرموده است:
«اوست آنکس که شما را آفرید؛برخی از شما کافرند و برخی مؤمن»[تغابن(۶۴):٢].نه؛ به خدا سوگند،کسی از مردم نیست که نه مؤمن باشد و نه کافر.
گوید:امام باقر علیه السّلام فرمود:ای زراره!فرمایش خداوند از گفته تو راستتر است.
ص :١۵١
آخَرَ سَیِّئاً عَسَی اللّٰهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ فلمّا قال عسی؟فقلت:ما هم إلاّ مؤمنین أو کافرین،قال:فقال:ما تقول فی قوله عزّ و جلّ: إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجٰالِ وَ النِّسٰاءِ وَ الْوِلْدٰانِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ سَبِیلاً إلی الإیمان،فقلت:
ما هم إلاّ مؤمنین أو کافرین،فقال:و اللّه ما هم بمؤمنین و لا کافرین،ثمّ أقبل علیّ فقال:ما تقول فی أصحاب الأعراف؟فقلت:ما هم إلاّ مؤمنین أو کافرین، إن دخلوا الجنّة فهم مؤمنون و إن دخلوا النّار فهم کافرون،فقال:و اللّه ما هم بمؤمنین و لا کافرین؛و لو کانوا مؤمنین لدخلوا الجنّة کما دخلها المؤمنون و لو کانوا کافرین لدخلوا النّار کما دخلها الکافرون و لکنّهم قوم قد استوت حسناتهم و سیّئاتهم فقصرت بهم الأعمال و أنّهم لکما قال اللّه عزّ و جلّ.فقلت:
أمن أهل الجنّة هم أم من أهل النّار؟فقال:اترکهم حیث ترکهم اللّه،قلت:أ فترجئهم؟قال:نعم أرجئهم کما أرجأهم اللّه،إن شاء أدخلهم الجنّة برحمته و إن شاء ساقهم إلی النّار بذنوبهم و لم یظلمهم،فقلت:هل یدخل الجنّة کافر؟قال:
لا،قلت:[ف]هل یدخل النّار إلاّ کافر؟قال:فقال:لا إلاّ أن یشاء اللّه،یا زرارة إنّنی أقول ما شاء اللّه،و أنت لا تقول ما شاء اللّه أما إنّک إن کبرت رجعت و تحلّلت عنک عقدک.
باب المستضعف
[٢٨٨٠]١-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن بعض أصحابه،عن زرارة قال:
سألت أبا جعفر علیه السّلام عن المستضعف فقال:هو الّذی لا یهتدی حیلة إلی الکفر فیکفر و لا یهتدی سبیلا إلی الإیمان،لا یستطیع أن یؤمن و لا یستطیع
ص :١۵٢
آیا گفتار خدای بزرگ و گرامی را دیدهای که فرماید:«و کار شایسته را با[کاری] دیگر که بد است درآمیختهاند.امید است خدا توبۀ آنان را بپذیرد»[توبه(٩):١٠٢].
همینکه فرمود:«عسی؛امید است».عرض کردم:جز این است که یا مؤمن یا کافر هستند.پس فرمود:«مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستی که چارهجویی نتوانند و راهی نیابند»[نساء(۴):٩٨]یعنی راهی به ایمان نیابند.گفتم:آنها نیستند جز مؤمن یا کافر.فرمود:به خدا سوگند،آنها نه مؤمن باشند و نه کافر.سپس به من روکرد و فرمود:درباره اصحاب اعراف نظرت چیست؟عرض کردم:آنها هم مؤمن باشند یا کافر؟اگر به بهشت وارد شوند،مؤمن باشند و اگر به دوزخ روند،کافر باشند.
فرمود:به خدا سوگند،نه مؤمناند و نه کافر.اگر مؤمن بودند،هر آینه به بهشت وارد میشدند آنسان که مؤمنان به بهشت روند و اگر کافر بودند،همانا به دوزخ روند آنسان که کافران به آن روند؛ولی آنان مردمی هستند که نیکیها و بدیهایشان برابر است و کردارشان دست آنان را کوتاه کند و حال آنان چنان است که خداوند فرازمند فرموده است.عرض کردم:آیا ایشان از بهشتیانند یا از دوزخیان؟فرمود:آنان را همانجا واگذار که خداوند واگذارده است.گفتم:آیا کارشان را به تأخیر میاندازی(یعنی کارشان با خداست)؟فرمود:آری؛من هم به تأخیر میاندازم آنسانکه خداوند به تأخیر انداخته است.اگر بخواهد به سبب رحمتش به بهشت ببرد و اگر بخواهد به سبب گناهانشان آنها را به دوزخ کشد و ستم هم نکرده است.گفتم:آیا کافر به بهشت میرود؟فرمود:نه.گفتم:آیا به جز کافر،کسی به دوزخ میرود؟فرمود:نه جز اینکه خدا خواهد.ای زراره!من میگویم:آنچه خدا خواهد و تو نمیگویی:آنچه خدا خواهد.همانا اگر بزرگ شوی(از این سخن)برگردی و گرههای دلت باز شود(و نسبت به مخالفان خشمت فرونشیند).
[٢٨٨٠]١-زراره گوید:از امام باقر علیه السّلام درباره ناتوان در دین پرسیدم،فرمود:
او کسی است که با فریب به کفر ره نیابد که کافر شود و راهی به ایمان نیابد و نتواند
ص :١۵٣
أن یکفر،فهم الصّبیان،و من کان من الرّجال و النّساء علی مثل عقول الصّبیان مرفوع عنهم القلم.
[٢٨٨١]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن جمیل،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
المستضعفون الّذین لاٰ یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ سَبِیلاً قال:لا یستطیعون حیلة إلی الإیمان و لا یکفرون الصّبیان و أشباه عقول الصّبیان من الرّجال و النّساء.
[٢٨٨٢]٣-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن ابن محبوب،عن ابن رئاب،عن زرارة قال:
سألت أبا جعفر علیه السّلام عن المستضعف،فقال:هو الّذی لا یستطیع حیلة یدفع بها عنه الکفر و لا یهتدی بها إلی سبیل الإیمان،لا یستطیع أن یؤمن و لا یکفر قال:و الصّبیان و من کان من الرّجال و النّساء علی مثل عقول الصّبیان.
[٢٨٨٣]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن عبد اللّه بن جندب،عن سفیان بن السّمط البجلیّ قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:ما تقول فی المستضعفین؟فقال لی شبیها بالفزع، فترکتم أحدا یکون مستضعفا و أین المستضعفون؟فواللّه لقد مشی بأمرکم هذا العواتق إلی العواتق فی خدورهنّ و تحدّث به السّقّایات فی طریق المدینة.
[٢٨٨۴]۵-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن الحسین بن سعید،عن فضالة بن أیّوب،عن عمر بن أبان قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن المستضعفین فقال:هم أهل الولایة،فقلت:أیّ ولایة؟فقال:أما إنّها لیست بالولایة فی الدّین و لکنّها الولایة فی المناکحة
ص :١۵۴
مؤمن شود و نتواند کافر گردد.آنان کودکانند و هرکس از مردان و زنان که خردشان بسان خرد کودکان باشد،تکلیف از آنان برداشته شده است.
[٢٨٨١]٢-حضرت امام باقر علیه السّلام فرمود:ناتوانان«آنانیاند که چارهجویی نتوانند و راهی نیابند».
فرمود:نتوانند با فریب به ایمان راه یابند و کافر هم نشوند.اینها کودکاناند و خردهایشان همانند کودکان است از مردان و زنان.
[٢٨٨٢]٣-زراره گوید:از حضرت باقر علیه السّلام معنای ناتوان در دین را پرسیدم، فرمود:او کسی است که نتواند با فریب،کفر را از خود دور کند و به وسیله آن به راه ایمان هدایت نشود.نتواند که مؤمن باشد و نه کافر گردد.فرمود:کودکاناند و هرکس از مردان و زنان که خردشان بسان خرد کودکان است.
[٢٨٨٣]۴-سفیان سمط بجلی گوید:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:دربارۀ ناتوانان در دین چه میفرمایید؟حضرت بسان شخص هراسناکی به من فرمود:
مگر ناتوانی در دین گذاردید؟ناتوانان در دین کجایند؟به خدا سوگند،این دوشیزگان پشتپرده،عقیده شما را به هم رسانند و زنان سقّا در راه مدینه گفتوگو کنند.
[٢٨٨۴]۵-عمر ابان گوید:از امام صادق علیه السّلام دربارۀ ناتوانان در دین پرسیدم؛ پس فرمود:آنان اهل ولایتاند.عرض کردم:کدام ولایت؟فرمود:همانا ولایت در دین نیست؛ولی ولایت در زناشویی و ارث و معاشرت است و آنان مؤمن
ص :١۵۵
و الموارثة و المخالطة،و هم لیسوا بالمؤمنین و لا بالکفّار و منهم المرجون لأمر اللّه عزّ و جلّ.
[٢٨٨۵]۶-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد عن الوشّاء،عن مثنّی، عن إسماعیل الجعفیّ قال:
سألت أبا جعفر علیه السّلام عن الدّین الّذی لا یسع العباد جهله فقال:الدّین واسع و لکنّ الخوارج ضیّقوا علی أنفسهم من جهلهم،قلت:جعلت فداک فأحدّثک بدینی الّذی أنا علیه؟فقال:بلی،فقلت:أشهد أن لا إله إلاّ اللّه و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله و الإقرار بما جاء من عند اللّه و أتولاّکم و أبرأ من عدوّکم و من رکب رقابکم و تأمّر علیکم و ظلمکم حقّکم،فقال:ما جهلت شیئا!هو و اللّه الّذی نحن علیه؛قلت:فهل سلّم أحد لا یعرف هذا الأمر؟فقال:لا إلاّ المستضعفین،قلت:من هم؟قال:نساؤکم و أولادکم،ثمّ قال:أرأیت أمّ أیمن فإنّی أشهد أنّها من أهل الجنّة و ما کانت تعرف ما أنتم علیه.
[٢٨٨۶]٧-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن ابن مسکان،عن أبی بصیر قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من عرف اختلاف النّاس فلیس بمستضعف.
[٢٨٨٧]٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب،عن جمیل بن درّاج قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:إنّی ربّما ذکرت هؤلاء المستضعفین فأقول:نحن و هم فی منازل الجنّة؟فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام:لا یفعل اللّه ذلک بکم أبدا.
[٢٨٨٨]٩-عنه،عن علیّ بن الحسن التّیمیّ،عن أخویه محمّد و أحمد ابنی الحسن،عن علیّ بن یعقوب،عن مروان بن مسلم عن أیّوب بن الحرّ قال:
ص :١۵۶
و کافر نیستند و از آنها هستند کسانی که به خدای فرازمند امیدوارند(یعنی کارشان با خدا است).
[٢٨٨۵]۶-اسماعیل جعفی گوید:از امام باقر علیه السّلام از دینی پرسیدم که برای بندگان روانیست به آن نادان باشند.پس فرمود:دین گسترده است؛ولی خوارج از روی نادانی خویش بر خود تنگ گرفتند.عرض کردم:قربانت گردم؛آیا به دینی که معتقد هستم،برایتان بازگویم؟فرمود:آری.گفتم:گواهی میدهم که شایستۀ پرستشی جز خدای یگانه نیست و اینکه محمد،بنده و فرستاده اوست و آنچه از نزد خدا آمده است،میپذیرم و شما را دوست دارم و بیزارم از دشمنانتان و کسی که بر شما چیره گردد و خود را فرمانروای شما داند و در حق شما ستم کند.فرمود:تو به چیزی نادان نیستی.آن همان است که به خدا سوگند،ما به آن اعتقاد داریم.عرض کردم:آیا کسی که این مطلب را نداند،سالم میماند؟فرمود:
نه،مگر ناتوانان در دین.گفتم:آنان چه کسانیاند؟فرمود:زنان و فرزندانتان.
سپس فرمود:آیا امّ ایمن را دیدهای؟پس همانا من گواهی میدهم که او از بهشتیان است در حالیکه عقیده شما را نمیدانست.
[٢٨٨۶]٧-حضرت امام صادق علیه السّلام فرمود:هرکس اختلاف مردم را بفهمد، ناتوان در دین نباشد.
[٢٨٨٧]٨-جمیل درّاج گوید:به امام ششم علیه السّلام عرض کردم:همانا چه بسیار که من به یاد این ناتوانان در دین میافتم و میگویم:آیا ما و آنان در منازل بهشت همراهیم؟امام صادق علیه السّلام فرمود:هرگز خداوند با شما چنین نکند.
[٢٨٨٨]٩-ایّوب حرّ گوید:ما در خدمت حضرت امام صادق علیه السّلام بودیم که
ص :١۵٧
قال رجل لأبی عبد اللّه علیه السّلام و نحن عنده جعلت فداک،إنّا نخاف أن ننزل بذنوبنا منازل المستضعفین،قال:فقال:لا و اللّه لا یفعل اللّه ذلک بکم أبدا.
علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن رجل،عن أبی عبد اللّه مثله.
[٢٨٨٩]١٠-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أبی المغراء، عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من عرف اختلاف النّاس فلیس بمستضعف.
[٢٨٩٠]١١-عدّة من أصحابن،اعن سهل بن زیاد،عن إسماعیل بن مهران، عن محمّد بن منصور الخزاعیّ،عن علیّ بن سوید،عن أبی الحسن موسی قال:
سألته عن الضّعفاء،فکتب إلیّ:الضّعیف من لم ترفع إلیه حجّة و لم یعرف الاختلاف،فإذا عرف الاختلاف فلیس بمستضعف.
[٢٨٩١]١٢-بعض أصحابنا،عن علیّ بن الحسن،عن علیّ بن حبیب الخثعمیّ،عن أبی سارة إمام مسجد بنی هلال،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لیس الیوم مستضعف،أبلغ الرّجال الرّجال و النّساء النّساء.
باب المرجون لأمر اللّه
[٢٨٩٢]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن موسی بن بکر،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ: وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللّٰهِ قال:
قوم کانوا مشرکین فقتلوا مثل حمزة و جعفر و أشباههما من المؤمنین،ثمّ إنّهم دخلوا فی الإسلام فوحّدوا اللّه و ترکوا الشّرک و لم یعرفوا الإیمان بقلوبهم فیکونوا من المؤمنین فتجب لهم الجنّة،و لم یکونوا علی جحودهم فیکفروا
ص :١۵٨
مردی به حضرت گفت:قربانت گردم؛ما میترسیم به سبب گناهانمان به رتبههای ناتوانان در دین تنزّل کنیم.فرمود:نه،به خدا سوگند،هرگز خداوند با شما چنین نکند.
[٢٨٨٩]١٠-امام صادق علیه السّلام فرمود:هرکس اختلاف مردم را بفهمد،ناتوان در دین نباشد.
[٢٨٩٠]١١-علی بن سوید گوید:از حضرت امام موسی کاظم علیه السّلام از ناتوانان در دین پرسیدم؛پس حضرت به من نوشت:ناتوان کسی است که حجّت به او نرسیده و اختلاف را نفهمیده است.آنگاه که اختلاف را فهمید،پس ناتوان در دین نیست.
[٢٨٩١]١٢-امام صادق علیه السّلام فرمود:امروز دیگر ناتوان در دین وجود ندارد.
مردان به مردان و زنان به زنان(دین حق را)رساندهاند.
[٢٨٩٢]١-امام باقر علیه السّلام دربارۀ فرمایش خدای عزّتمند که«فرمود:مردمی مشرک بودند که همانند حمزه و جعفر و بسان آنها را از مؤمنان کشتند،سپس همانان به اسلام گرویدند و خدا را به یگانگی شناختند و شرک را واگذاردند؛ولی با دلهایشان ایمان را نپذیرفتند تا از مؤمنان باشند و بهشت بر آنان واجب گردد و بر حال انکار خود هم نماندند تا کافر باشند و آتش دوزخ بر آنان واجب شود،
ص :١۵٩
فتجب لهم النّار فهم علی تلک الحال إمّا یعذّبهم و إمّا یتوب علیهم.
[٢٨٩٣]٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن حسّان،عن موسی بن بکر الواسطیّ،عن رجل قال:
قال أبو جعفر علیه السّلام:المرجون قوم کانوا مشرکین فقتلوا مثل حمزة و جعفر و أشباههما من المؤمنین ثمّ إنّهم بعد ذلک دخلوا فی الإسلام فوحّدوا اللّه و ترکوا الشّرک،و لم یکونوا یؤمنون فیکونوا من المؤمنین،و لم یؤمنوا فتجب لهم الجنّة و لم یکفروا فتجب لهم النّار فهم علی تلک الحال مرجون لأمر اللّه.
باب أصحاب الأعراف
[٢٨٩۴]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عن ابن بکیر؛و علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن رجل،جمیعا عن زرارة قال:
قال لی أبو جعفر علیه السّلام:ما تقول فی أصحاب الأعراف؟فقلت:ما هم إلاّ مؤمنون أو کافرون،إن دخلوا الجنّة فهم مؤمنون و إن دخلوا النّار فهم کافرون، فقال:و اللّه ما هم بمؤمنین و لا کافرین،و لو کانوا مؤمنین دخلوا الجنّة کما دخلها المؤمنون و لو کانوا کافرین لدخلوا النّار کما دخلها الکافرون و لکنّهم قوم استوت حسناتهم و سیّئاتهم فقصرت بهم الأعمال و إنّهم لکما قال اللّه عزّ و جلّ،فقلت:أ من أهل الجنّة هم أو من أهل النّار؟فقال:اترکهم حیث ترکهم اللّه،قلت:أفترجئهم،قال:نعم أرجئهم کما أرجأهم اللّه،إن شاء أدخلهم الجنّة برحمته و إن شاء ساقهم إلی النّار بذنوبهم و لم یظلمهم،فقلت:هل یدخل الجنّة کافر؟قال:لا،قلت:هل یدخل النّار إلاّ کافر؟قال:فقال:لا إلاّ أن یشاء اللّه،
ص :١۶٠
پس آنان همچنان آن حالت را دارند یا خداوند کیفرشان دهد یا از آنان درگذرد.
[٢٨٩٣]٢-امام باقر علیه السّلام فرمود:موقوفشدگان به امر خدا،مردمی مشرک بودند،پس حمزه و جعفر و بسان آنها را از مؤمنان کشتند،سپس پس از این کار به اسلام گرویدند و خدا را به یگانگی شناختند و شرک را واگذاردند؛ولی(بهطور کامل)ایمان نیاوردند تا از مؤمنان باشند و(بادل)ایمان نیاوردند تا بهشت بر آنها لازم گردد و کافر هم نشدند تا آتش دوزخ بر آنها واجب شود،پس بر همان حالت به امید فرمان خدا هستند.
[٢٨٩۴]١-زراره گوید:امام باقر علیه السّلام به من فرمود:نظرت درباره اصحاب اعراف چیست؟گفتم:یا مؤمن باشند یا کافر.اگر به بهشت روند،مؤمناند و اگر به آتش دوزخ وارد شوند،کافرند.فرمود:به خدا سوگند،نه مؤمناند و نه کافر.
اگر مؤمن بودند به بهشت میروند آنسانکه مؤمنان روند و اگر کافر بودند به دوزخ روند،آنسانکه کافران وارد شوند؛ولی آنان مردمی باشند که کارهای نیک و کارهای بدشان یکسان است و کردارشان دست آنان را کوتاه کند و حال آنها چنان است که خداوند فرازمند فرموده است.عرض کردم:آیا آنان از بهشتیانند یا از دوزخیان؟فرمود:آنان را همانجا واگذار که خداوند واگذارده است.گفتم:آیا کارشان را به تأخیر میاندازی؟فرمود:آری.من به تأخیر میاندازم آنسانکه خداوند به تأخیر انداخته است.اگر بخواهد به سبب رحمتش به بهشت ببرد و اگر بخواهد به سبب گناهانشان آنها را به دوزخ کشد و ستم هم نکرده است.
عرض کردم:آیا کافر به بهشت میرود؟فرمود:نه.گفتم:آیا به جز کافر،کسی به دوزخ میرود؟نه،جز اینکه خدا خواهد.ای زراره!من میگویم:آنچه خدا خواهد و تو نمیگویی:آنچه خدا خواهد.همانا اگر بزرگ شوی(از این سخن)
ص :١۶١
یا زرارة إنّنی أقول:ما شاء اللّه،و أنت لا تقول:ما شاء اللّه،أما إنّک إن کبرت رجعت و تحلّلت[عنک]عقدک.
[٢٨٩۵]٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن حسّان،عن موسی بن بکر،عن رجل قال:
قال أبو جعفر علیه السّلام:الّذین خَلَطُوا عَمَلاً صٰالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً فأولئک قوم مؤمنون یحدثون فی إیمانهم من الذّنوب الّتی یعیبها المؤمنون و یکرهونها فأولئک عسی اللّه أن یتوب علیهم.
باب فی صنوف أهل الخلاف و ذکر القدریّة و الخوارج و المرجئة و أهل البلدان
[٢٨٩۶]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن مروک بن عبید،عن رجل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لعن اللّه القدریّة،لعن اللّه الخوارج،لعن اللّه المرجئة لعن اللّه المرجئة.
قال:قلت:لعنت هؤلاء مرّة مرّة و لعنت هؤلاء مرّتین؟!قال:إنّ هؤلاء یقولون:إنّ قتلتنا مؤمنون فدماؤنا متلطّخة بثیابهم إلی یوم القیامة،إنّ اللّه حکی عن قوم فی کتابه؛ أَلاّٰ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتّٰی یَأْتِیَنٰا بِقُرْبٰانٍ تَأْکُلُهُ النّٰارُ قُلْ قَدْ جٰاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّنٰاتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ قال:کان بین القاتلین و القائلین خمسمائة عام فألزمهم اللّه القتل برضاهم ما فعلوا.
[٢٨٩٧]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن محمّد بن حکیم، و حمّاد بن عثمان،عن أبی مسروق قال:
ص :١۶٢
برگردی و گرههای دلت باز شود(و نسبت به مخالفان خشمت فرونشیند).
[٢٨٩۵]٢-امام باقر علیه السّلام(در تفسیر این آیه):«آنانی که کار شایسته را با[کاری] دیگر که بد است درآمیختهاند».فرمود:آنان مردمی با ایمان بودند که در حال ایمان گناهانی پدیدآوردند که مؤمنان آنها را نقص میدانستند و ناخوش داشتند،پس آناناند که امید است خداوند درگذرد.
[٢٨٩۶]١-مردی از امام صادق علیه السّلام روایت میکند که حضرت فرمود:
خداوند قدریه را لعنت کند.خداوند خوارج را لعنت کند.خدا مرجئه را لعنت کند.خدا مرجئه را لعنت کند.من عرض کردم:هرکدام از قدریه و خوارج را یک بار لعنت کردی و آنان را دوبار؟فرمود:همانا آنها میگویند:کشندگان ما مؤمناناند،پس دامنشان تا روز رستاخیز به خونهای ما آلوده است.همانا خداوند در کتابش از مردمی حکایت میکند که:«همانان که گفتند:خدا با ما پیمان بسته که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا برای ما قربانیی بیاورد که آتش[آسمانی]آن را [به نشانه قبول]بسوزاند.بگو:قطعا پیش از من پیامبرانی بودند که دلایل آشکار را با آنچه گفتید برای شما آوردند.اگر راست میگویید،پس چرا آنان را کشتید» [آل عمران(٣):١٨٣].
فرمود:میان کشندگان و گویندگان(این سخن)پانصد سال فاصله بود،پس خداوند کشتن را به عهده آنان دانست؛چراکه بدانچه کردند،خرسند بودند.
[٢٨٩٧]٢-عثمان بن ابی مسروق گوید:حضرت صادق علیه السّلام از من پرسید:اهل
ص :١۶٣
سألنی أبو عبد اللّه علیه السّلام عن أهل البصرة،ما هم؟فقلت:مرجئة و قدریّة و حروریّة،فقال:لعن اللّه تلک الملل الکافرة المشرکة الّتی لا تعبد اللّه علی شیء.
[٢٨٩٨]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن منصور بن یونس،عن سلیمان بن خالد،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
أهل الشّام شرّ من أهل الرّوم،و أهل المدینة شرّ من أهل مکّة،و أهل مکّة یکفرون باللّه جهرة.
[٢٨٩٩]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة،عن أبی بصیر،عن أحدهما علیهما السّلام قال:
إنّ أهل مکّة،لیکفرون باللّه جهرة و إنّ أهل المدینة أخبث من أهل مکّة أخبث منهم سبعین ضعفا.
[٢٩٠٠]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسین بن سعید،عن فضالة بن أیّوب،عن سیف بن عمیرة،عن أبی بکر الحضرمیّ قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام أهل:الشّام شرّ أم[أهل]الرّوم؟فقال:إنّ الرّوم کفروا و لم یعادونا و إنّ أهل الشّام کفروا و عادونا.
[٢٩٠١]۶-عنه،عن محمّد بن الحسین،عن النّضر بن شعیب،عن أبان بن عثمان،عن الفضیل بن یسار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا تجالسوهم-یعنی المرجئة-لعنهم اللّه و لعن[اللّه]مللهم المشرکة الّذین لا یعبدون اللّه علی شیء من الأشیاء.
باب المؤلّفة قلوبهم
[٢٩٠٢]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن
ص :١۶۴
بصره چه عقیدهای دارند؟عرض کردم:مرجئه،قدریه و حروریّه هستند.فرمود:
خداوند ملتهای کافر مشرک را لعنت کند که به هیچوجه خدا را نمیپرستند.
[٢٨٩٨]٣-امام صادق علیه السّلام فرمود:شامیان از رومیان بدترند و مردم مدینه از مردم مکّه بدترند و مکّیان آشکارا به خدا کفر میورزند.
[٢٨٩٩]۴-ابو بصیر از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام روایت کند که فرمود:همانا مکّیان آشکارا به خدا کفر میورزند و مردم مدینه از مکّیان پلیدترند.از آنان هفتاد برابر پلیدترند.
[٢٩٠٠]۵-ابو بکر خضر میگوید:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:آیا شامیان بدترند یا رومیان؟فرمودند:همانا رومیان کفر ورزند؛ولی با ما دشمنی نکنند و به راستی که شامیان کفر ورزند و با ما دشمنی کنند.
[٢٩٠١]۶-امام صادق علیه السّلام فرمود:با آنها-یعنی مرجئه-همنشین نشوید.
خداوند آنان و ملتهای مشرک را لعنت کند که در هیچچیز خدا را نمیپرستند.
[٢٩٠٢]١-امام باقر علیه السّلام فرمود:دلجوئیشدگان مردمی بودند که خدا را یگانه
ص :١۶۵
موسی بن بکر؛و علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس عن رجل، جمیعا عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
المؤلّفة قلوبهم قوم وحّدوا اللّه و خلعوا عبادة من یعبد من دون اللّه و لم تدخل المعرفة قلوبهم أنّ محمّدا رسول،اللّه و کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یتألّفهم و یعرّفهم لکیما یعرفوا و یعلّمهم.
[٢٩٠٣]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عمر بن أذینة، عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ: وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ قال:هم قوم وحّدوا اللّه عزّ و جلّ و خلعوا عبادة من یعبد من دون اللّه و شهدوا أن لا إله إلاّ اللّه و أنّ محمّدا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و هم فی ذلک شکّاک فی بعض ما جاء به محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فأمر اللّه عزّ و جلّ نبیّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم أن یتألّفهم بالمال و العطاء لکی یحسن إسلامهم و یثبتوا علی دینهم الّذی دخلوا فیه و أقرّوا به.و إنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یوم حنین تألّف رؤساء العرب من قریش و سائر مضر،منهم أبو سفیان بن حرب و عیینة بن حصین الفزاریّ و أشباههم من النّاس فغضبت الأنصار و اجتمعت إلی سعد بن عبادة فانطلق بهم إلی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بالجعرانة فقال:یا رسول اللّه،أتأذن لی فی الکلام؟فقال:نعم فقال:إن کان هذا الأمر من هذه الأموال الّتی قسمت بین قومک شیئا أنزله اللّه رضینا،و إن کان غیر ذلک لم نرض؛قال زرارة:و سمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول:فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:یا معشر الأنصار،أکلّکم علی قول سیّدکم سعد؟فقالوا:سیّدنا اللّه و رسوله،ثمّ قالوا فی الثّالثة:نحن علی مثل قوله و رأیه؛قال زرارة:فسمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول:فحطّ اللّه نورهم.
و فرض اللّه للمؤلّفة قلوبهم سهما فی القرآن.
ص :١۶۶
دانستند و از پرستش جز خدا دست برداشته بودند؛ولی شناختن اینکه محمد -درود خدا بر او و خاندانش باد-فرستاده خداست در دلشان وارد نشده بود و رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-همواره دل آنها را به دست میآورد (و به خود نزدیک میکرد)و به آنها میفهماند تا بفهمند و به آنها[آنچه لازم بود] میآموخت.
[٢٩٠٣]٢-زراره گوید:از امام باقر علیه السّلام درباره فرمایش خدای بزرگ و گرامی که«و کسانی که دلشان به دست آورده میشود»[توبه(٩):۶٠].پرسیدم،فرمود:آنها مردمی بودند که خدای عزّتمند را یگانه دانستند و از پرستش هرکه جز خدا دست برداشتند و گواهی دادند که شایستۀ پرستشی جز خداوند نیست و محمد-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرستاده خدا است؛ولی در برخی از آنچه محمد-درود خدا بر او و خاندانش باد-آورده بود،تردید داشتند،پس خدای شکوهمند به پیامبرش دستور داد که با دارایی و بخشش،آنها را به اسلام نزدیک کند تا اسلامشان نیکو گردد و بر دینی پابرجا باشند که بدان درآمده و اعتراف کردهاند.
رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-در جنگ حنین از رؤسای عرب از قریش و دیگر قبیلههای مضرّ دلجویی کرد که ابو سفیان بن حرب و عیینة بن حصین فزاری و مردم مانندشان از آنها بودند؛پس انصار(از این کار)خشمگین شدند و در نزد سعد بن عباده گردآمدند و سعد آنها را در جعرانه(محلی میان مکه و مدینه)خدمت پیامبر آورد و گفت:ای رسول خدا،آیا اجازه میدهید سخن گویم؟فرمود:آری.گفت:اگر این اموال را که میان مردم خود تقسیم کردی،کاری بود که خدا دستور داده بود،ما خرسندیم و اگر جز این است،ما خرسند نیستیم.زراره گوید:شنیدم که امام باقر علیه السّلام فرمود:پس رسول خدا فرمود:ای گروه انصار!آیا همه شما با گفته بزرگتان سعد همآهنگ هستید؟ گفتند:خدا و رسولش،آقا و بزرگ ما است.(تا سه مرتبه این پرسش و پاسخ تکرار شد)و در مرتبه سوم گفتند:ما هم گفته و نظر او را داریم.زراره گوید:
شنیدم که امام باقر علیه السّلام فرمود:پس خداوند هم روشنایی ایمانشان را پایین آورد و برای دل به دست آوردهشدگان در قرآن سهمی مقرّر کرد.
ص :١۶٧
[٢٩٠۴]٣-علیّ،عن محمّد بن عیسی،عن یونس عن رجل،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
المؤلّفة قلوبهم لم یکونوا قطّ أکثر منهم الیوم.
[٢٩٠۵]۴-علیّ،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن إبراهیم بن عبد الحمید،عن إسحاق بن غالب قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:یا إسحاق،کم تری أهل هذه الآیة: فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهٰا رَضُوا وَ إِنْ لَمْ یُعْطَوْا مِنْهٰا إِذٰا هُمْ یَسْخَطُونَ ؟قال:ثمّ قال:هم أکثر من ثلثی النّاس.
[٢٩٠۶]۵-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن حسّان،عن موسی بن بکر،عن رجل قال:
قال أبو جعفر علیه السّلام:ما کانت المؤلّفة قلوبهم قطّ أکثر منهم الیوم،و هم قوم وحّدوا اللّه و خرجوا من الشّرک و لم تدخل معرفة محمّد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم قلوبهم، و ما جاء به فتألّفهم رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و تألّفهم المؤمنون بعد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم لکیما یعرفوا.
باب فی ذکر المنافقین و الضّلاّل و إبلیس فی الدّعوة
[٢٩٠٧]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن جمیل قال:
کان الطّیّار یقول لی:إبلیس لیس من الملائکة و إنّما أمرت الملائکة بالسّجود لآدم علیه السّلام فقال إبلیس:لا أسجد،فما لإبلیس یعصی حین لم یسجد و لیس هو من الملائکة؟قال:فدخلت أنا و هو علی أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:فأحسن و اللّه فی المسألة؛فقال:جعلت فداک،أرأیت ما ندب اللّه عزّ و جلّ إلیه
ص :١۶٨
[٢٩٠۴]٣-امام باقر علیه السّلام فرمود:هرگز دل به دست آوردهشدگان بیشتر از امروز نبودهاند.
[٢٩٠۵]۴-اسحاق بن غالب گوید:حضرت امام صادق علیه السّلام به من فرمود:ای اسحاق!به نظر تو اهل این آیه چقدر هستند:«پس اگر از آن[اموال]به ایشان داده شود،خشنود میگردند و اگر از آن به ایشان داده نشود به ناگاه به خشم میآیند».
[توبه(٩):۵٨]گوید:سپس حضرت فرمود:آنان بیشتر از دو سوم مردم هستند.
[٢٩٠۶]۵-امام باقر علیه السّلام فرمود:هرگز دل به دست آوردهشدگان از امروز بیشتر نبودند و آنان مردمی بودند که خدا را به یگانگی شناختند و از شرک بیرون آمدند و شناخت اینکه محمد-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرستاده خداست و آنچه از طرف خدا آورده است در دلهاشان جای نگرفت،پس رسول خدا- درود خدا بر او و خاندانش باد-از آنان دلجویی کرد و نیز مؤمنان پس از رسول خدا دل آنان را به دست آوردند تا شناخت بیابند.
[٢٩٠٧]١-جمیل گوید:طیّار به من میگفت:شیطان از فرشتگان نبود و جز این نیست که فرشتگان برای سجده به آدم دستور یافتند و شیطان گفت:سجده نمیکنم.پس چرا شیطان گنهکار شود آنگاه که سجده نکرد با اینکه او از فرشتگان نبود؟گوید:من و او به خدمت امام صادق علیه السّلام رسیدیم و به خدا سوگند،پرسش خود را به نیکی طرح کرد و گفت:قربانت گردم؛بفرمایید آنچه خداوند فرازمند،مؤمنان را در فرمایش خود بدان خوانده است که:«ای کسانی
ص :١۶٩
المؤمنین من قوله: یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أدخل فی ذلک المنافقون معهم؟ قال:نعم و الضّلاّل و کلّ من أقرّ بالدّعوة الظّاهرة،و کان إبلیس ممّن أقرّ بالدّعوة الظّاهرة معهم.
باب فی قوله تعالی و من النّاس من یعبد اللّه علی حرف
[٢٩٠٨]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عمر بن أذینة، عن الفضیل و زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ: وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللّٰهَ عَلیٰ حَرْفٍ فَإِنْ أَصٰابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصٰابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلیٰ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةَ قال زرارة:
سألت عنها أبا جعفر علیه السّلام فقال:هؤلاء قوم عبدوا اللّه و خلعوا عبادة من یعبد من دون اللّه و شکّوا فی محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و ما جاء به فتکلّموا بالإسلام و شهدوا أن لا إله إلاّ اللّه و أنّ محمّدا رسول اللّه و أقرّوا بالقرآن و هم فی ذلک شاکّون فی محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و ما جاء به و لیسوا شکّاکا فی اللّه،قال اللّه عزّ و جلّ: وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللّٰهَ عَلیٰ حَرْفٍ یعنی علی شکّ فی محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و ما جاء به، فَإِنْ أَصٰابَهُ خَیْرٌ یعنی عافیة فی نفسه و ماله و ولده، اِطْمَأَنَّ بِهِ و رضی به، وَ إِنْ أَصٰابَتْهُ فِتْنَةٌ یعنی بلاء فی جسده أو ماله تطیّر و کره المقام علی الإقرار بالنّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرجع إلی الوقوف و،الشّکّ فنصب العداوة للّه و لرسوله و الجحود بالنّبیّ و ما جاء به.
[٢٩٠٩]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن موسی بن بکر،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ: وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللّٰهَ عَلیٰ حَرْفٍ قال:هم
ص :١٧٠
که ایمان آوردهاید»،آیا دورویان هم با مؤمنان مورد خطاب آیه هستند؟فرمود:
آری و نیز گمراهان و هرکسی که به دعوت آشکار(اسلام)اعتراف نموده است و شیطان هم از کسانی بود که به دعوت آشکارا با فرشتگان اعتراف کرده بود.
[٢٩٠٨]١-زراره گوید:از امام باقر علیه السّلام درباره فرمایش خداوند بزرگ و گرامی که«و از میان مردم کسی است که خدا را فقط بر یک حال[و بدون عمل] میپرستد.پس اگر خیری به او رسد بدان اطمینان یابد و چون بلایی بدو رسد روی برتابد.
در دنیا و آخرت زیان دیده است».[حج(٢٢):١١]پرسیدم؛پس فرمود:آنان مردمی بودند که خدا را پرستیدند و از پرستش هرکس جز خدا کناره گرفتند؛ولی درباره محمّد-درود خدا بر او و خاندانش باد-و آنچه آورده بود،تردید کردند؛پس اسلام را با زبان پذیرفتند و گواهی دادند که شایستۀ پرستشی جز خداوند نیست و محمد-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرستاده خدا است و به قرآن نیز اعتراف کردند؛ولی با این حال درباره محمد و آنچه آورده بود،به تردید افتادند و در مورد خداوند تردید نداشتند.خدای فرازمند فرماید:«و از میان مردم،کسی است که خدا را فقط بر یک حال[و بدون عمل]میپرستد»یعنی تردید در مورد محمّد و آنچه آورده است.«پس اگر خیری به او رسد»یعنی عافیت در خود و دارایی و فرزندش.«بدان اطمینان یابد»بدان خرسند شود.«و چون بلایی بدو رسد»یعنی گرفتاری در تن یا داراییاش که آن را به فال بد گیرد و از استواری بر اعتراف به پیامبر-درود خدا بر او و خاندانش باد-بدش آید و به درنگ کردن و تردید برگشت کند و با خدا و رسولش دشمنی ورزد و پیامبر و آنچه را آورده است، انکار کند.
[٢٩٠٩]٢-زراره گوید:از امام باقر علیه السّلام،تفسیر گفتار خدای فرازمند را که«و از میان مردم کسی است که خدا را فقط بر یک حال میپرستد»پرسیدم،فرمود،آنان
ص :١٧١
قوم وحّدوا اللّه و خلعوا عبادة من یعبد من دون اللّه فخرجوا من الشّرک و لم یعرفوا أنّ محمّدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم رسول اللّه،فهم یعبدون اللّه علی شکّ فی محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و ما جاء به،فأتوا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و قالوا:ننظر فإن کثرت أموالنا و عوفینا فی أنفسنا و أولادنا علمنا أنّه صادق و أنّه رسول اللّه و إن کان غیر ذلک نظرنا قال اللّه عزّ و جلّ: فَإِنْ أَصٰابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ یعنی عافیة فی الدّنیا، وَ إِنْ أَصٰابَتْهُ فِتْنَةٌ یعنی بلاء فی نفسه[و ماله]، اِنْقَلَبَ عَلیٰ وَجْهِهِ انقلب علی شکّه إلی الشّرک، خَسِرَ الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةَ ذٰلِکَ هُوَ الْخُسْرٰانُ الْمُبِینُ یَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَضُرُّهُ وَ مٰا لاٰ یَنْفَعُهُ قال:ینقلب مشرکا یدعو غیر اللّه و یعبد غیره،فمنهم من یعرف و یدخل الإیمان قلبه فیؤمن و یصدّق و یزول عن منزلته من الشّکّ إلی الإیمان و منهم من یثبت علی شکّه و منهم من ینقلب إلی الشّرک.
علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن رجل،عن زرارة مثله.
باب أدنی ما یکون به العبد مؤمنا أو کافرا أو ضالاّ
[٢٩١٠]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن إبراهیم بن عمر الیمانیّ،عن ابن أذینة،عن أبان بن عیّاش،عن سلیم بن قیس قال:
سمعت علیّا صلوات اللّه علیه یقول و أتاه رجل فقال له:ما أدنی ما یکون به العبد مؤمنا و أدنی ما یکون به العبد کافرا و أدنی ما یکون به العبد ضالاّ؟فقال له:قد سألت فافهم الجواب:أمّا أدنی ما یکون به العبد مؤمنا أن یعرّفه اللّه تبارک و تعالی نفسه فیقرّ له بالطّاعة و یعرّفه نبیّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فیقرّ له بالطّاعة و یعرّفه إمامه و حجّته فی أرضه و شاهده علی خلقه فیقرّ له بالطّاعة،قلت له:یا أمیر المؤمنین،و إن جهل جمیع الأشیاء إلاّ ما وصفت؟قال:نعم إذا أمر أطاع
ص :١٧٢
مردمی بودند که خدا را به یگانگی شناختند و از پرستش هرکس جز خدا کناره گرفتند،پس از شرک درآمدند؛ولی نفهمیدند که محمد،فرستادۀ خدا است، بنابراین با تردید درباره محمد و آنچه آورده بود،خدا را میپرستیدند.اینان نزد رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-آمدند و گفتند:ما مینگریم که اگر داراییهایمان زیاد شد و در تنمان و فرزندانمان تندرستی یافتیم،خواهیم دانست که او راستگو و فرستاده خدا است و اگر جز این بود،درنگ میکنیم.
خداوند فرازمند فرمود:«پس اگر خیری به او رسد بدان اطمینان یابد»یعنی تندرستی در دنیا.«و چون بلایی بدو رسد»یعنی گرفتاری در تن و دارایی.«روی برتابد»یعنی با تردیدش به شرک بازگردد.«در دنیا و آخرت زیان دیده است.این است همان زیان آشکار به جای خدا چیزی را میخواند که نه زیانی به او میرساند و نه سودش میدهد»[حج(٢٢):١١-١٢]فرمود:به شرک بازگشت کند،جز خدا را بخواند و جز او را بپرستد؛پس برخی از آنان میفهمند و ایمان در دلشان وارد شود،آنگاه ایمان آورند و باور کنند و از سرمنزل تردید به ایمان درآیند و بعضی از آنان در تردیدشان پابرجا باشند و برخی به شرک برگردند.
علی بن ابراهیم نیز همانند این حدیث را از زراره روایت کند.
[٢٩١٠]١-سلیم بن قیس گوید:شنیدم مردی به علی علیه السّلام که نزد آن حضرت آمده بود،عرض کرد:کمتر چیزی که بنده به وسیله آن مؤمن میشود،چیست و کمتر چیزی که بنده به سبب آن کافر میگردد،چیست و کمتر چیزی که بنده به واسطۀ آن گمراه میشود،چیست؟حضرت به او فرمود:پرسشی کردی،پس پاسخش را درک کن.امّا کمتر چیزی که بنده به وسیله آن مؤمن میشود،این است که خداوند پرخیر و برتر خودش را به او بشناساند،پس(بنده)به فرمانبرداری او اعتراف کند و پیامبرش را به او بشناساند،پس به فرمانبرداری او نیز معترف باشد و نیز امام و حجّت خود را در زمین و گواهش را بر آفریدهاش بشناساند و او هم به فرمانبرداریش اقرار کند.من(سلیم)عرض کردم:ای امیر مؤمنان،اگرچه همهچیز را به جز آنچه بیان کردی،نداند؟فرمود:آری.هرگاه دستور یابد،فرمان برد و هرگاه بازداشته شود،بازایستد.
ص :١٧٣
و إذا نهی انتهی.و أدنی ما یکون به العبد کافرا من زعم أنّ شیئا نهی اللّه عنه أنّ اللّه أمر به و نصبه دینا یتولّی علیه و یزعم أنّه یعبد الّذی أمره به و إنّما یعبد الشّیطان.و أدنی ما یکون به العبد ضالاّ أن لا یعرف حجّة اللّه تبارک و تعالی و شاهده علی عباده الّذی أمر اللّه عزّ و جلّ بطاعته و فرض ولایته؛قلت:یا أمیر المؤمنین،صفهم لی فقال:الّذین قرنهم اللّه عزّ و جلّ بنفسه و نبیّه فقال: یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قلت:یا أمیر المؤمنین،جعلنی اللّه فداک أوضح لی؟فقال:الّذین قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فی آخر خطبته یوم قبضه اللّه عزّ و جلّ إلیه:إنّی قد ترکت فیکم أمرین لن تضلّوا بعدی ما إن تمسّکتم بهما:کتاب اللّه و عترتی أهل بیتی،فإنّ اللّطیف الخبیر قد عهد إلیّ أنّهما لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض کهاتین و جمع بین مسبّحتیه و لا أقول کهاتین و جمع بین المسبّحة و الوسطی فتسبق إحداهما الأخری، فتمسّکوا بهما لا تزلّوا و لا تضلّوا و لا تقدّموهم فتضلّوا.
باب
[٢٩١١]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن القاسم بن محمّد،عن المنقریّ،عن سفیان بن عیینة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ بنی أمیّة أطلقوا للنّاس تعلیم الإیمان و لم یطلقوا تعلیم الشّرک لکی إذا حملوهم علیه لم یعرفوه.
باب ثبوت الإیمان و هل یجوز أن ینقله اللّه
[٢٩١٢]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسن بن محبوب،عن حسین بن نعیم الصّحّاف قال:
ص :١٧۴
کمتر چیزی که بنده به سبب آن کافر میگردد،کسی است که پندارد چیزی که خدا از آن بازداشته،به آن دستور داده است و همان را دین خود سازد و در پی آن رود و گمان کند خدایی را که به آن کار دستور داده میپرستد درحالیکه تنها شیطان را میپرستد.
کمتر چیزی که بنده به واسطه آن گمراه میشود،این است که حجت خداوند پرخیر و برتر و گواهش بر بندگان را نشناسد،آنکه خداوند فرازمند به فرمان بردنش دستور داده و ولایتش را واجب کرده است.عرض کردم:ای امیر مؤمنان، آنان را برایم توصیفنما.فرمود:آنانکه خدای بزرگ و گرامی به خود و پیامبرش نزدیک کرده و فرموده است:«ای کسانی که ایمان آوردهاید!خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را[نیز]اطاعت کنید»[نساء(۴):۵٩].
عرض کردم:ای امیر مؤمنان،خدا مرا قربانت کند؛برایم شرح بده.فرمود:
آنانکه رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-در آخرین خطبهاش،روزی که خدای بزرگ و گرامی جانش را گرفت،فرمود:همانا من دو چیز در میان شما بهجا میگذارم که هرگز پس از من گمراه نشوید تا آنگاه که بدانها چنگ زدهاید:
کتاب خدا و ذرّیهام که خاندان منند؛پس همانا خدای لطیف و آگاه به من سفارش کرده که آن دو از هم جدا نگردند تا در کنار حوض بر من آیند،مانند این دو-و دو انگشت سبّابهاش را به هم چسباند-و این دو را نمیگویم-و انگشت سبّابه و میانی را به هم چسباند-که یکی از آن دو بر دیگری پیشی گیرد.پس به هر دو چنگ زنید تا بلغزید و گمراه نگردید و خود را به جلو نیندازید که گمراه میشوید.
[٢٩١١]١-امام صادق علیه السّلام فرمود:همانا بنی امیه،مردم را در آموختن ایمان رها کردند و آموختن شرک را آزاد نگذاردند؛برای اینکه هرگاه بر آن وامیداشتند،آن را نمیشناختند(و نمیپذیرفتند).
[٢٩١٢]١-حسین نعیم صحّاف گوید:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:چرا مردی
ص :١٧۵
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:لم یکون الرّجل عند اللّه مؤمنا قد ثبت له الإیمان عنده ثمّ ینقله اللّه بعد من الإیمان إلی الکفر؟قال:فقال:إنّ اللّه عزّ و جلّ هو العدل إنّما دعا العباد إلی الإیمان به لا إلی الکفر و لا یدعو أحدا إلی الکفر به، فمن آمن باللّه ثمّ ثبت له الإیمان عند اللّه لم ینقله اللّه عزّ و جلّ[بعد ذلک]من الإیمان إلی الکفر،قلت له:فیکون الرّجل کافرا قد ثبت له الکفر عند اللّه ثمّ ینقله بعد ذلک من الکفر إلی الإیمان؟قال:فقال:إنّ اللّه عزّ و جلّ خلق النّاس کلّهم علی الفطرة الّتی فطرهم علیها لا یعرفون إیمانا بشریعة و لا کفرا بجحود، ثمّ بعث اللّه الرّسل تدعوا العباد إلی الإیمان به،فمنهم من هدی اللّه و منهم من لم یهده اللّه.
باب المعارین
[٢٩١٣]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن أبی أیّوب،عن محمّد بن مسلم،عن أحدهما علیهما السّلام قال:
سمعته یقول:إنّ اللّه عزّ و جلّ خلق خلقا للإیمان لا زوال له و خلق خلقا للکفر لا زوال له و خلق خلقا بین ذلک و استودع بعضهم الإیمان،فإن یشأ أن یتمّه لهم أتمّه و إن یشأ أن یسلبهم إیّاه سلبهم و کان فلان منهم معارا.
[٢٩١۴]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن الحسین بن سعید،عن فضالة بن أیّوب و القاسم بن محمّد الجوهریّ،عن کلیب بن معاویة الأسدیّ، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ العبد یصبح مؤمنا و یمسی کافرا و یصبح کافرا و یمسی مؤمنا و قوم یعارون الإیمان ثمّ یسلبونه و یسمّون المعارین،ثمّ قال:فلان منهم.
ص :١٧۶
نزد خدا مؤمن باشد و ایمانش نزد خدا پایدار گردد،سپس خداوند پس از آن او را از ایمان به کفر ببرد؟گوید:حضرت فرمود:همانا خداوند فرازمند دادگر است و جز این نیست که بندگان را به ایمان به خود خوانده است نه به کفر و کسی را به کفر نمیخواند؛پس هرکس به خداوند ایمان آورد،سپس ایمانش نزد خداوند پایدار گردد،خداوند بزرگ و گرامی پس از آن او را از ایمان به کفر وارد نکند.
عرض کردم:گاهی مردی کافر میباشد که کفرش نزد خداوند پایدار است،سپس خداوند پس از آن او را از کفر به ایمان برد؟گوید:حضرت فرمود:به راستی خدای بزرگ و گرامی همۀ مردم را بر فطرتی ساده آفرید که ایمان به آیینی را و کفر با انکار را نمیدانند،سپس خداوند رسولانی برانگیخت که بندگانش را به طرف ایمان به او بخوانند.پس برخی از آنان را خداوند هدایت و بعضی را راهنمایی نفرمود.
[٢٩١٣]١-محمد بن مسلم از یکی از دو امام باقر و امام صادق علیهما السّلام روایت کند و گوید:شنیدم که میفرمود:همانا خداوند بزرگ و گرامی آفریدگانی برای ایمان آفرید که همیشگی است و آفریدگانی برای کفر آفرید که دایمی است و آفریدگانی هم میان این دو پدید آورد و ایمان را به برخی ودیعه داد که اگر بخواهد برای آنها به پایان رساند،میرساند و اگر بخواهد آن را از آنها بگیرد، میگیرد و فلانکس(ظاهرا ابو الخطاب محمد بن مقلاص)از آنان بود که ایمانش عاریتی بود.
[٢٩١۴]٢-امام صادق علیه السّلام فرمود:همانا بندهای در حال مؤمن بودن بامداد و در حال کفر شام کند و بامداد کند در حالیکه کافر است و به شام رسد در حالیکه مؤمن است و مردمی ایمانشان عاریتی است و سپس از آنها گرفته شود و به آنها عاریت دادهشدگان گویند.سپس فرمود:فلانی از آنان است.
ص :١٧٧
[٢٩١۵]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن حفص بن البختریّ و غیره،عن عیسی شلقان قال:
کنت قاعدا فمرّ أبو الحسن موسی علیه السّلام و معه بهمة قال:قلت:یا غلام،ما تری ما یصنع أبوک؟یأمرنا بالشّیء ثمّ ینهانا عنه،أمرنا أن نتولّی أبا الخطّاب ثمّ أمرنا أن نلعنه و نتبرّأ منه؛فقال أبو الحسن علیه السّلام و هو غلام:إنّ اللّه خلق خلقا للإیمان لا زوال له و خلق خلقا للکفر لا زوال له و خلق خلقا بین ذلک أعاره الإیمان یسمّون المعارین،إذا شاء سلبهم و کان أبو الخطّاب ممّن أعیر الإیمان،قال:فدخلت علی أبی عبد اللّه علیه السّلام فأخبرته ما قلت لأبی الحسن علیه السّلام و ما قال لی:فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّه نبعة نبوّة.
[٢٩١۶]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن إسماعیل بن مرّار،عن یونس،عن بعض أصحابنا،عن أبی الحسن صلوات اللّه علیه قال:
إنّ اللّه خلق النّبیّین علی النّبوّة فلا یکونون إلاّ أنبیاء و خلق المؤمنین علی الإیمان فلا یکونون إلاّ مؤمنین و أعار قوما إیمانا،فإن شاء تمّمه لهم و إن شاء سلبهم إیّاه،قال:و فیهم جرت: فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ؛ و قال لی:إنّ فلانا کان مستودعا إیمانه،فلمّا کذب علینا سلب إیمانه ذلک.
[٢٩١٧]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسین بن سعید،عن القاسم بن حبیب،عن إسحاق بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ اللّه جبل النّبیّین علی نبوّتهم فلا یرتدّون أبدا و جبل الأوصیاء علی وصایاهم فلا یرتدّون أبدا و جبل بعض المؤمنین علی الإیمان فلا یرتدّون أبدا؛و منهم من أعیر الإیمان عاریّة فإذا هو دعا و ألحّ فی الدّعاء مات علی الإیمان.
ص :١٧٨
[٢٩١۵]٣-عیسی شلقان گوید:نشسته بودم که حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام با برّهای گذر کرد.گوید:عرض کردم:ای پسر،میبینی پدرت چه میکند؟به چیزی دستور میدهد و سپس از آن بازمیدارد.به ما دستور داد که ابو الخطاب را دوست بداریم،سپس فرمان داد که او را نفرین کنیم و از او بیزاری جوییم.امام کاظم علیه السّلام در حالیکه پسر بچّهای بود،فرمود:همانا خداوند آفریدگانی برای ایمان آفرید که همیشگی است و آفریدگانی برای کفر آفرید که دایمی است و آفریدگانی میان آن دو پدید آورد که ایمان را به آنان عاریت داد و آنان عاریت داده شدگان نامیده شوند.هرگاه خواهد از ایشان بگیرد و ابو الخطاب از کسانی است که ایمانش عاریتی باشد.گوید:پس از آن خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسیدم و آنچه به ابو الحسن امام کاظم علیه السّلام گفته بودم و پاسخی که برایم داده بود،خبر دادم، حضرت فرمود:این کلام از جوشش نبوّت باشد.
[٢٩١۶]۴-ابو الحسن موسی بن جعفر-درود خدا بر او باد-فرمود:همانا خداوند پیامبران را به پیامبری آفرید که جز پیامبر نباشند و مؤمنان را بر ایمان آفرید که جز مؤمن نباشند و به مردمی ایمان را عاریت داد،پس اگر خواهد برای آنان تمام کند و اگر خواهد از آنان بازستاند.فرمود:و(این آیه)ایشان را شامل است:«پس[برای شما]قرارگاه و محل امانتی[مقرر کرد]»[انعام(۶):٩٨]و به من فرمود:فلانی ایمانش به عاریت داده شده بود و چون بر ما دروغ بست،آن ایمان از او ستانده شد.
[٢٩١٧]۵-امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند پیامبران را بر سرشت نبوّت آفرید، پس هیچگاه مرتد نشوند و جانشینان را بر سرشت وصیتهاشان آفرید که هرگز برنمیگردند و بعضی از مؤمنان را بر نهاد ایمان پدید آورد که آنان هم هرگز بر نمیگردند و برخی از ایشان،ایمانش عاریتی باشد؛پس هرگاه دعا کند و در دعا پافشارد با ایمان بمیرد.
ص :١٧٩
باب فی علامة المعار
[٢٩١٨]١-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن المفضّل الجعفیّ قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ الحسرة و النّدامة و الویل کلّه لمن لم ینتفع بما أبصره و لم یدر ما الأمر الّذی هو علیه مقیم،أنفع له أم ضرّ؛قلت له:فبم یعرف النّاجی من هؤلاء جعلت فداک؟قال:من کان فعله لقوله موافقا فأثبت له الشّهادة بالنّجاة و من لم یکن فعله لقوله موافقا فإنّما ذلک مستودع.
باب سهو القلب
[٢٩١٩]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن جعفر بن عثمان، عن سماعة،عن أبی بصیر و غیره قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ القلب لیکون السّاعة من اللّیل و النّهار ما فیه کفر و لا إیمان کالثّوب الخلق،قال:ثمّ قال لی:أما تجد ذلک من نفسک؟قال:ثمّ تکون النّکتة من اللّه فی القلب بما شاء من کفر و إیمان.
عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن محمّد بن الحسین،عن محمّد بن أبی عمیر مثله.
[٢٩٢٠]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن العبّاس بن معروف،عن حمّاد بن عیسی،عن الحسین بن المختار،عن أبی بصیر قال:
سمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول:یکون القلب ما فیه إیمان و لا کفر،شبه المضغة،أ ما یجد أحدکم ذلک؟
[٢٩٢١]٣-محمّد بن یحیی،عن العمرکیّ بن علیّ،عن علیّ بن جعفر،
ص :١٨٠
[٢٩١٨]١-مفضّل جعفی گوید:امام صادق علیه السّلام فرمود:حسرت،پشیمانی و وای،همه اینها برای کسانی است که بدانچه بیند،سود نبرد و نداند برچه چیزی(روش و عقیدهای)پابرجاست.آیا برایش سودمند است یا زیانمند؟ عرض کردم:قربانت گردم؛پس از میان مردم رستگارشان با چهچیزی شناخته میشود؟فرمود:هرکس که کردارش با گفتارش هماهنگ باشد،گواهی به رهایی برای او استوار شده است و هرکس کردارش با گفتارش هماهنگ نباشد،ایمانش عاریتی باشد.
[٢٩١٩]١-ابو بصیر و دیگران گویند:امام صادق علیه السّلام فرمود:همانا ساعتی از شب و روز بر دل بگذرد که بسان لباس کهنه نه کفر در آن است و نه ایمان.گوید:سپس حضرت به من فرمود:آیا تو چنین چیزی را در خودت درک نکردهای؟فرمود:سپس از طرف خدا است که هرطور بخواهد نقطهای به دل زند کفر باشد یا ایمان.
همانند این روایت از محمد بن ابی عمیر حدیث شده است.
[٢٩٢٠]٢-ابو بصیر گوید:شنیدم که امام باقر علیه السّلام میفرمود:گاهی در دل ایمان و کفر نباشد؛مانند قطعۀ گوشت.آیا یکی از شما این را در نیافته است؟
[٢٩٢١]٣-امام موسی بن جعفر علیهما السّلام فرمود:به راستی خداوند دلهای مؤمنان
ص :١٨١
عن أبی الحسن موسی علیه السّلام قال:
إنّ اللّه خلق قلوب المؤمنین مطویّة مبهمة علی الإیمان،فإذا أراد استنارة ما فیها نضحها بالحکمة و زرعها بالعلم و زارعها و القیّم علیها ربّ العالمین.
[٢٩٢٢]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن الحسین بن المختار،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ القلب لیترجّج فیما بین الصّدر و الحنجرة حتّی یعقد علی الإیمان،فإذا عقد علی الإیمان قرّ و ذلک قول اللّه عزّ و جلّ:«و من یؤمن باللّه یهد قلبه.»
[٢٩٢٣]۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن ابن فضّال، عن أبی جمیلة،عن محمّد الحلبیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ القلب لیتجلجل فی الجوف یطلب الحقّ،فإذا أصابه اطمأنّ و قرّ،ثمّ تلا أبو عبد اللّه علیه السّلام هذه الآیة: فَمَنْ یُرِدِ اللّٰهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ إلی قوله کَأَنَّمٰا یَصَّعَّدُ فِی السَّمٰاءِ.
[٢٩٢۴]۶-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن أبی المغراء،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سمعته یقول:إنّ القلب یکون فی السّاعة من اللّیل و النّهار لیس فیه إیمان و لا کفر،أما تجد ذلک؟ثمّ تکون بعد ذلک نکتة من اللّه فی قلب عبده بما شاء إن شاء بإیمان و إن شاء بکفر.
[٢٩٢۵]٧-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن محمّد بن الحسن بن شمّون،عن عبد اللّه بن عبد الرّحمن،عن عبد اللّه بن القاسم،عن یونس بن ظبیان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ اللّه خلق قلوب المؤمنین مبهمة علی الإیمان،فإذا أراد استنارة ما فیها
ص :١٨٢
را پیچیده و دربسته به ایمان آفرید،پس هرگاه بخواهد آنچه در آن است بدرخشد،با حکمت آبیارش کند و تخم دانش در آن بیفشاند و پروردگار جهانیان،کشتکار و سرپرست آن است.
[٢٩٢٢]۴-امام صادق علیه السّلام فرمود:همانا دل میان سینه و گلوگاه در نوسان است تا اینکه به ایمان بسته شود،پس هرگاه به ایمان گره خورد،قرار گیرد و این است فرمایش خداوند بزرگ و گرامی:«و کسی که به خدا بگرود،دلش را به راه آورد» [تغابن(۶۴):١١].
[٢٩٢٣]۵-امام صادق علیه السّلام فرمود:به راستی دل در درون انسان پریشان و لرزان است و حقّ را میجوید،پس هرگاه بدان رسد،آرامش یابد و قرار گیرد؛ سپس حضرت این آیه را خواند:«پس کسی را که خدا بخواهد هدایت نماید،دلش را به پذیرش اسلام میگشاید و هرکه را بخواهد گمراه کند،دلش را سخت تنگ میگرداند؛ چنانکه گویی به زحمت در آسمان بالا میرود»[انعام(۶):١٢۵].
[٢٩٢۴]۶-ابو بصیر گوید:شنیدم که حضرت صادق علیه السّلام میفرمود:همانا ساعتی از شب و روز بر دل بگذرد که نه کفر در آن است و نه ایمان.آیا چنین درنیافتهای؟سپس پس از آن از طرف خدا به آنچه خواهد نقطهای در دل بندهاش بیفتد.اگر خواهد ایمان و اگر بخواهد کفر(بیفتد).
[٢٩٢۵]٧-امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند دلهای مؤمنان را دربسته به ایمان آفرید،پس هرگاه بخواهد آنچه درون آن است بدرخشد با حکمت آنها را بگشاید و
ص :١٨٣
فتحها بالحکمة و زرعها بالعلم و زارعها و القیّم علیها ربّ العالمین
باب فی ظلمة قلب المنافق و إن أعطی اللّسان و نور قلب المؤمن و إن قصر به لسانه
[٢٩٢۶]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن فضّال،عن علیّ بن عقبة،عن عمر،و عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال لنا ذات یوم:تجد الرّجل لا یخطی بلام و لا واو خطیبا مصقعا و لقلبه أشدّ ظلمة من اللّیل المظلم و تجد الرّجل لا یستطیع یعبّر عمّا فی قلبه بلسانه و قلبه یزهر کما یزهر المصباح.
[٢٩٢٧]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن هارون بن الجهم،عن المفضّل،عن سعد،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ القلوب أربعة:قلب فیه نفاق و إیمان و قلب منکوس و قلب مطبوع و قلب أزهر أجرد فقلت:ما الأزهر؟قال:فیه کهیئة السّراج فأمّا المطبوع فقلب المنافق و أمّا الأزهر فقلب المؤمن إن أعطاه شکر و إن ابتلاه صبر و أمّا المنکوس فقلب المشرک،ثمّ قرأ هذه الآیة: أَ فَمَنْ یَمْشِی مُکِبًّا عَلیٰ وَجْهِهِ أَهْدیٰ أَمَّنْ یَمْشِی سَوِیًّا عَلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ فأمّا القلب الّذی فیه إیمان و نفاق فهم قوم کانوا بالطّائف،فإن أدرک أحدهم أجله علی نفاقه هلک و إن أدرکه علی إیمانه نجا.
[٢٩٢٨]٣-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن ابن محبوب،عن أبی حمزة الثّمالیّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
القلوب ثلاثة:قلب منکوس لا یعی شیئا من الخیر و هو قلب الکافر و قلب
ص :١٨۴
تخم دانش در آن بکارد و پروردگار جهانیان کشتکار و سرپرست آنها است.
[٢٩٢۶]١-عمرو گوید:روزی امام صادق علیه السّلام به ما فرمود:(گاهی)مردی را بینی که در سخنوری در یک لام یا واو اشتباه نکند.سخنوری زبردست و شیوا است؛ولی دلش از شب تاریک،تیرهتر است و(گاهی)مردی را بینی که نتواند آنچه در دل دارد به زبان آورد و دلش همچون چراغ فروزان است.
[٢٩٢٧]٢-سعد گوید که امام باقر علیه السّلام فرمود:دلها چهارگونهاند:دلی که در آن دورویی و ایمان است و دلی که وارونه است و دلی که چرکین میباشد و دلی که فروزان و پاکیزه است.عرض کردم:فروزان کدام است؟فرمود:بسان چراغی در آن باشد.امّا دلچرکین،همان دل دورو باشد و اما دل فروزان،دل مؤمن است که اگر خدا به او بدهد.سپاس گوید و اگر گرفتارش سازد،شکیبایی کند و امّا دل وارونه،دل شرکورز باشد؛سپس حضرت این آیه را خواند:«پس آیا آنکس که نگونسار راه میپیماید،هدایت یافتهتر است یا آنکس که ایستاده بر راه راست میرود» [ملک(۶٧):٢٢]؛اما دلی که در آن ایمان و دورویی است،دل مردمی باشد که در شهر طائف بودند،پس اگر یکی را در حال دورویی مرگش فرامیرسید،در هلاکت بود و اگر در حال ایمان مرگش فرامیرسید،رستگار بود.
[٢٩٢٨]٣-امام باقر علیه السّلام فرمود:دلها سهگونهاند:دل وارونه که هیچ خوبی در آنجا نکند و آن دل کافر است و دلی که در آن نقطۀ سیاهی باشد و خوبی و بدی
ص :١٨۵
فیه نکتة سوداء فالخیر و الشّرّ فیه یعتلجان فأیّهما کانت منه غلب علیه و قلب مفتوح فیه مصابیح تزهر و لا یطفأ نوره إلی یوم القیامة و هو قلب المؤمن
باب فی تنقّل أحوال القلب
[٢٩٢٩]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،و عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد و محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد جمیعا،عن ابن محبوب،عن محمّد بن النّعمان الأحول،عن سلاّم بن المستنیر قال:
کنت عند أبی جعفر علیه السّلام فدخل علیه حمران بن أعین و سأله عن أشیاء،فلمّا همّ حمران بالقیام قال لأبی جعفر علیه السّلام:أخبرک أطال اللّه بقاءک لنا و أمتعنا بک أنّا نأتیک فما نخرج من عندک حتّی ترقّ قلوبنا و تسلو أنفسنا عن الدّنیا و یهون علینا ما فی أیدی النّاس من هذه الأموال،ثمّ نخرج من عندک فإذا صرنا مع النّاس و التّجّار أحببنا الدّنیا،قال:فقال أبو جعفر علیه السّلام:إنّما هی القلوب مرّة تصعب و مرّة تسهل.ثمّ قال أبو جعفر علیه السّلام أما إنّ أصحاب محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم قالوا:یا رسول اللّه،نخاف علینا النّفاق،قال:فقال:و لم تخافون ذلک؟قالوا:إذا کنّا عندک فذکّرتنا و رغّبتنا و جلنا و نسینا الدّنیا و زهدنا حتّی کأنّا نعاین الآخرة و الجنّة و النّار و نحن عندک،فإذا خرجنا من عندک و دخلنا هذه البیوت و شممنا الأولاد و رأینا العیال و الأهل یکاد أن نحوّل عن الحال الّتی کنّا علیها عندک و حتّی کأنّا لم نکن علی شیء،أفتخاف علینا أن یکون ذلک نفاقا؟فقال لهم رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:کلاّ إنّ هذه خطوات الشّیطان فیرغّبکم فی الدّنیا و اللّه لو تدومون علی الحالة الّتی وصفتم أنفسکم بها لصافحتکم الملائکة و مشیتم علی الماء و لو لا أنّکم تذنبون فتستغفرون اللّه لخلق اللّه خلقا حتّی یذنبوا ثمّ
ص :١٨۶
در آن در کشمکشاند و هرکدام از آن دل باشد بر دیگری چیره گردد و دلی گشاده که چراغهایی در آن فروزان است و روشنیاش تا روز رستاخیز خاموش نشود و آن دلمؤمن میباشد.
[٢٩٢٩]١-سلام بن مستنیر گوید:من در خدمت امام باقر علیه السّلام بودم که حمران بن اعین وارد شد و چیزهایی از حضرت پرسید و وقتی خواست برخیزد به امام باقر علیه السّلام گفت:به شما خبر میدهم-خداوند عمر شما را دراز کند و ما را از وجودتان بهرهمند سازد-که ما نزد شما میآییم و از پیش شما بیرون نمیرویم تا اینکه دلهای ما نرم میشود و جانهایمان از این دنیا آرامش مییابد و آنچه از دارایی در دست مردم است بر ما پست و آسان میشود؛سپس از نزد شما بیرون میرویم و همینکه پیش مردم و بازرگانان رویم،دنیا را دوست میداریم؟ گوید:حضرت فرمود:جز این نیست که دلها گاهی سخت و گاهی نرم میشود.
سپس امام باقر علیه السّلام فرمود:همانا یاران محمد-درود خدا بر او و خاندانش باد- گفتند:ای رسول خدا،از دورویی بر خود ترسناکیم.فرمود:چرا از آن ترسناکید؟ گفتند:هرگاه نزد شماییم،شما به ما یادآوری و به آخرت تشویقمان میکنید و از خدا هراسانیم و دنیا را فراموش میکنیم و نسبت به آن بیمیل میشویم تا آنجا که گویا آخرت و بهشت و دوزخ را میبینیم و(اینهمه هنگامی است که)نزد شماییم و آنگاه که از پیش شما بیرون رویم و به خانهها درآییم و بوی فرزندان را بشنویم و زنان و خاندان را بنگریم،نزدیک است از حالتی که در نزد شما داشتیم برگردیم تا آنجا که گویا هیچ عقیدهای نداشتیم.آیا بر ما ترسانید که آن حالت،دورویی باشد؟رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-به آنان فرمود:هرگز.اینها وسوسههای شیطان است که شما را به دنیا تشویق میکند.
به خدا سوگند،اگر به همان حالتی که برای خودتان تعریف کردید،پیوسته میماندید،هرآینه فرشتگان با شما دست میدادند و روی آبرونده بودید و اگر نبود که گناه میکنید و از خداوند آمرزش میخواهید،همانا خداوند آفریدگانی میآفرید که گناه مرتکب شوند و سپس از خداوند آمرزش خواهند و
ص :١٨٧
یستغفروا اللّه فیغفر[اللّه]لهم،إنّ المؤمن مفتّن توّاب أما سمعت قول اللّه عزّ و جلّ: إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ التَّوّٰابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ و قال: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ» ؟
باب الوسوسة و حدیث النّفس
[٢٩٣٠]١-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الوشّاء،عن محمّد بن حمران قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الوسوسة و إن کثرت،فقال:لا شیء فیها،تقول:لا إله إلاّ اللّه.
[٢٩٣١]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن جمیل بن درّاج، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قلت له:إنّه یقع فی قلبی أمر عظیم،فقال:قل:لا إله إلاّ اللّه.قال جمیل:
فکلّما وقع فی قلبی شیء قلت:لا إله إلاّ اللّه فیذهب عنّی.
[٢٩٣٢]٣-ابن أبی عمیر،عن محمّد بن مسلم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
جاء رجل إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:یا رسول اللّه هلکت،فقال له صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:أتاک الخبیث فقال لک:من خلقک؟فقلت:اللّه،فقال لک:اللّه من خلقه؟فقال:إی و الّذی بعثک بالحقّ لکان کذا،فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ذاک و اللّه محض الإیمان.
قال ابن أبی عمیر،فحدّثت بذلک عبد الرّحمن بن الحجّاج فقال:حدّثنی أبی،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم إنّما عنی بقوله:«هذا و اللّه محض الإیمان»خوفه أن یکون قد هلک حیث عرض له ذلک فی قلبه.
[٢٩٣٣]۴-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد و محمّد بن یحیی،عن أحمد
ص :١٨٨
خدا آنها را ببخشد.بهراستی مؤمن(باگناه)گرفتار شود و بسیار توبه کند.آیا فرمایش خدای عزّتمند را نشنیدهای:«خداوند توبهکاران و پاکیزگان را دوست میدارد»[بقره(٢):٢٢٢]و فرمود:«و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید،سپس به درگاه او توبه کنید»[هود(١١):٣].
[٢٩٣٠]١-محمد بن حمران گوید:از امام صادق علیه السّلام درباره بداندیشی گرچه بسیار باشد،پرسیدم.حضرت فرمود:چیزی در آن نیست.میگویی:لا اله الاّ اللّه (شایسته پرستشی جز خداوند نیست).
[٢٩٣١]٢-جمیل بن درّاج گوید:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:در دلم چیز بزرگی خطور کرده است.فرمود:بگو:لا اله الاّ اللّه.جمیل گوید:هرگاه در دلم چیزی خطور میکرد،میگفتم:لا اله الاّ اللّه،پس از دلم بیرون میرفت.
[٢٩٣٢]٣-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:مردی خدمت پیامبر آمده و عرض کرد:ای رسول خدا،نابود شدم.حضرت به او فرمود:آن پلید نزد تو آمد و به تو گفت:چه کسی تو را آفرید؟تو گفتی:خدا؛پس به تو گفت:چه کسی خدا را آفریده است؟آن مرد عرض کرد:آری.سوگند به آنکه تو را به راستی برانگیخته است.چنین بوده است.رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:به خدا سوگند،این ایمان خالص باشد.ابن ابی عمیر گوید:این حدیث را به عبد الرحمن بن حجّاج روایت کردم،پس او گفت:پدرم از امام صادق علیه السّلام برایم حدیث کرد که فرمود:همانا مقصود رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد- از گفتارش که«به خدا سوگند،این ایمان خالص باشد»،همین ترس از نابودن شدن است،هنگامی که آن خاطره در دلش خطور کرده است.
[٢٩٣٣]۴-علی بن مهزیار گوید:مردی به امام باقر علیه السّلام نامهای نوشت و از گناهی
ص :١٨٩
بن محمّد جمیعا،عن علیّ بن مهزیار قال:
کتب رجل إلی أبی جعفر علیه السّلام یشکو إلیه لمما یخطر علی باله،فأجابه فی بعض کلامه:إنّ اللّه عزّ و جلّ إن شاء ثبّتک فلا یجعل لإبلیس علیک طریقا،قد شکا قوم إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم لمما یعرض لهم لأن تهوی بهم الرّیح أو یقطّعوا أحبّ إلیهم من أن یتکلّموا به،فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:أتجدون ذلک؟قالوا نعم،فقال:
و الّذی نفسی بیده إنّ ذلک لصریح الإیمان،فإذا وجدتموه فقولوا:آمنّا باللّه و رسوله و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه
[٢٩٣۴]۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن محمّد،عن محمّد بن بکر بن جناح،عن زکریّا بن محمّد،عن أبی الیسع داود الأبزاریّ،عن حمران،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ رجلا أتی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:یا رسول اللّه إنّنی نافقت،فقال:و اللّه ما نافقت و لو نافقت ما أتیتنی تعلمنی،ما الّذی رابک؟أظنّ العدوّ الحاضر أتاک فقال لک:من خلقک،فقلت:اللّه خلقنی،فقال لک:من خلق اللّه؟قال:إی و الّذی بعثک بالحقّ لکان کذا،فقال:إنّ الشّیطان أتاکم من قبل الأعمال فلم یقو علیکم فأتاکم من هذا الوجه لکی یستزلّکم،فإذا کان کذلک فلیذکر أحدکم اللّه وحده.
باب الاعتراف بالذّنوب و النّدم علیها
[٢٩٣۵]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن علیّ الأحمسیّ عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
و اللّه ما ینجو من الذّنب إلاّ من أقرّ به.
قال:و قال أبو جعفر علیه السّلام:کفی بالنّدم توبة.
ص :١٩٠
که به ذهنش خطور میکند شکوه کرد.حضرت در ضمن نامهاش چنین پاسخ داد:همانا خدای بزرگ و گرامی اگر بخواهد تو را پایدار دارد و برای شیطان بر تو راهی قرار ندهد.مردمی از خاطرههایی که در دل آنان گذرد به پیامبر شکایت کردند که اگر باد آنها را به دوردستها ببرد یا تکّهتکّه شوند برایشان دوست داشتنیتر است از آن سخن گویند.رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد- فرمود:این را دریافتید؟گفتند:آری.
حضرت فرمود:سوگند به آنکه جانم در دست اوست،این همان ایمان خالص باشد؛پس هرگاه آن خاطرهها را احساس کردید،بگویید:آمنا باللّه و رسوله و لا حول و لا قوّة الاّ باللّه(به خدا و رسولش ایمان آوردیم و جز خداوند، نیرویی نباشد).
[٢٩٣۴]۵-امام باقر علیه السّلام فرمود:مردی نزد رسول خدا آمد و عرض کرد:ای رسول خدا،من آدم دورویی شدم.فرمود:به خدا سوگند که تو دورو نشدی.اگر دورو شده بودی،نزد من نمیآمدی که مرا آگاه کنی.
چه چیزی تو را به تردید انداخته است؟میپندارم آن دشمن حاضر به خاطرات آمده و به تو گفته است:چه کسی تو را آفرید؟پس تو هم گفتی:خدا مرا آفریده است.پس به تو گفته:چه کسی خدا را آفریده است؟عرض کرد:آری.
سوگند به آنکه تو را به راستی برانگیخت.هرآینه چنین شد.فرمود:همانا شیطان از طرف کردارهای شما نزدتان آید،پس بر شما چیره نگردد،پس از این جهت سراغتان آید تا شما را بلغزاند و هرگاه چنین افتاد،هر کدامتان خداوند را به یگانگی یاد کند.
[٢٩٣۵]١-علی احمسی گوید:امام باقر علیه السّلام فرمود:به خدا سوگند از گناه رها نشود جز آنکه به آن اعتراف کند.گوید:امام باقر علیه السّلام فرمود:پشیمانی برای توبه بس است.
ص :١٩١
[٢٩٣۶]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عمّن ذکره، عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
لا و اللّه ما أراد اللّه تعالی من النّاس إلاّ خصلتین:أن یقرّوا له بالنّعم فیزیدهم و بالذّنوب فیغفرها لهم.
[٢٩٣٧]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن عمرو بن عثمان،عن بعض أصحابه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سمعته یقول:إنّ الرّجل لیذنب الذّنب فیدخله اللّه به الجنّة،قلت:یدخله اللّه بالذّنب الجنّة،قال:نعم إنّه لیذنب فلا یزال منه خائفا ماقتا لنفسه فیرحمه اللّه فیدخله الجنّة.
[٢٩٣٨]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن معاویة بن عمّار قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّه و اللّه ما خرج عبد من ذنب بإصرار و ما خرج عبد من ذنب إلاّ بإقرار.
[٢٩٣٩]۵-الحسین بن محمّد،عن محمّد بن عمران بن الحجّاج[،السّبیعیّ ]،عن محمّد بن ولید عن یونس بن یعقوب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سمعته یقول:من أذنب ذنبا فعلم أنّ اللّه مطّلع علیه إن شاء عذّبه و إن شاء غفر له،غفر له و إن لم یستغفر.
[٢٩۴٠]۶-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن محمّد بن علیّ،عن عبد الرّحمن بن محمّد بن أبی هاشم،عن عنبسة العابد،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :١٩٢
[٢٩٣۶]٢-امام باقر علیه السّلام فرمود:نه به خدا سوگند،خداوند فرازمند جز دو ویژگی از مردم نخواسته است:اینکه به نعمتهای او اعتراف کنند تا نعمتها را برایشان بیفزاید و به گناهان اقرار کنند تا آنها را ببخشد.
[٢٩٣٧]٣-برخی از یاران عمرو بن عثمان از حضرت صادق علیه السّلام روایت کند که شنیدم حضرت میفرمود:همانا مردی گناهی مرتکب شود و خداوند به وسیله آن او را به بهشت وارد کند.عرض کردم:خدا او را به وسیله گناه به بهشت برد؟فرمود:آری.همانا او گناه کند و پیوسته از آن ترسان و برای خود خشمناک باشد،پس خداوند او را رحمت کند و به بهشت برد.
[٢٩٣٨]۴-معاویة بن عمّار گوید:شنیدم که حضرت صادق علیه السّلام میفرمود:
هرآینه به خدا سوگند،بندهای از گناه با پافشاری(بر آن)بیرون نرود و هیچ بندهای جز با اعتراف از گناه رها نشود.
[٢٩٣٩]۵-یونس بن یعقوب گوید:شنیدم که امام صادق علیه السّلام میفرمود:هرکس گناهی کند و بداند که خداوند بر آن آگاه است که اگر بخواهد او را کیفر دهد و اگر بخواهد او را ببخشد،خدا او را بیامرزد اگرچه آمرزش نخواسته باشد.
[٢٩۴٠]۶-امام صادق علیه السّلام فرمود:همانا خداوند بندهای را دوست دارد که در
ص :١٩٣
إنّ اللّه یحبّ العبد أن یطلب إلیه فی الجرم العظیم و یبغض العبد أن یستخفّ بالجرم الیسیر.
[٢٩۴١]٧-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن إسماعیل بن سهل،عن حمّاد،عن ربعیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه:إنّ النّدم علی الشّرّ یدعو إلی ترکه.
[٢٩۴٢]٨-محمّد بن یحیی،عن علیّ بن الحسین الدّقّاق،عن عبد اللّه بن محمّد،عن أحمد بن عمر،عن زید القتّات،عن أبان بن تغلب قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:ما من عبد أذنب ذنبا فندم علیه إلاّ غفر اللّه له قبل أن یستغفر و ما من عبد أنعم اللّه علیه نعمة فعرف أنّها من عند اللّه إلاّ غفر اللّه له قبل أن یحمده.
باب ستر الذّنوب
[٢٩۴٣]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن محمّد بن علیّ،عن العبّاس مولی الرّضا علیه السّلام قال:
سمعته علیه السّلام یقول:المستتر بالحسنة یعدل سبعین حسنة و المذیع بالسّیّئة مخذول و المستتر بالسّیّئة مغفور له.
[٢٩۴۴]٢-محمّد بن یحیی،عن محمّد بن صندل،عن یاسر،عن الیسع بن حمزة،عن الرّضا علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:المستتر بالحسنة یعدل سبعین حسنة و المذیع بالسّیّئة مخذول و المستتر بها مغفور له.
ص :١٩۴
گناه بزرگ به او رو کند و بندهای را دشمن دارد که گناه اندک را پست و سبک شمارد.
[٢٩۴١]٧-امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:همانا پشیمانی بر بدی به رها کردن آن وامیدارد.
[٢٩۴٢]٨-ابان بن تغلب گوید:شنیدم که حضرت صادق علیه السّلام میفرمود:هیچ بندهای نیست که گناهی انجام دهد و از آن پشیمان شود جز اینکه پیش از آمرزش خواستنش،خدا گناه او را ببخشاید و هیچ بندهای نیست که خداوند به او نعمتی دهد و بداند آن نعمت از طرف خدا است جز اینکه پیش از سپاسگزاریش خدا او را ببخشاید.
[٢٩۴٣]١-عباس،غلام حضرت امام رضا علیه السّلام گوید:شنیدم که حضرت میفرمود:پنهانکننده کار نیک،برابر با هفتاد کار نیک است و فاشکننده کار بد، از یاری فروگذاری شود و پنهانکننده کار بد،آمرزیده باشد.
[٢٩۴۴]٢-امام رضا علیه السّلام فرماید که رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:پنهانکننده کار نیک،برابر با هفتاد کار نیک است و پراکننده کار بد،از یاری فروگذاری شود و پنهانکننده کار بد،آمرزیده باشد.
ص :١٩۵
باب من یهمّ بالحسنة أو السّیّئة
[٢٩۴۵]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن حدید،عن جمیل بن درّاج،عن زرارة،عن أحدهما علیهما السّلام قال:
إنّ اللّه تبارک و تعالی جعل لآدم فی ذرّیّته من همّ بحسنة و لم یعملها کتبت له حسنة و من همّ بحسنة و عملها کتبت له بها عشرا و من همّ بسیّئة و لم یعملها لم تکتب علیه[سیّئة]و من همّ بها و عملها کتبت علیه سیّئة.
[٢٩۴۶]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن أبی عبد اللّه،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة بن مهران،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ المؤمن لیهمّ بالحسنة و لا یعمل بها فتکتب له حسنة و إن هو عملها کتبت له عشر حسنات؛و إنّ المؤمن لیهمّ بالسّیّئة أن یعملها فلا یعملها فلا تکتب علیه.
[٢٩۴٧]٣-عنه،عن علیّ بن حفص العوسیّ،عن علیّ بن السّائح،عن عبد اللّه بن موسی بن جعفر،عن أبیه قال:
سألته عن الملکین هل یعلمان بالذّنب إذا أراد العبد أن یفعله أو الحسنة؟ فقال:ریح الکنیف و ریح الطّیب سواء،قلت:لا،قال:إنّ العبد إذا همّ بالحسنة خرج نفسه طیّب الرّیح فقال صاحب الیمین لصاحب الشّمال:قم فإنّه قد همّ بالحسنة،فإذا فعلها کان لسانه قلمه و ریقه مداده فأثبتها له؛و إذا همّ بالسّیّئة خرج نفسه منتن الرّیح فیقول صاحب الشّمال لصاحب الیمین:قف فإنّه قد همّ بالسّیّئة،فإذا هو فعلها کان لسانه قلمه و ریقه مداده و أثبتها علیه.
[٢٩۴٨]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن فضل بن عثمان المرادیّ قال:
ص :١٩۶
[٢٩۴۵]١-زراره از یکی از دو امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام روایت کند که فرمود:همانا خدای بزرگ و گرامی برای آدم در فرزندانش قرار داده که هرکس آهنگ کارنیک کند،ولی انجامش ندهد،برای او یک نیکی نوشته شود و هرکه آهنگ کارنیک کند و انجامش دهد،به سبب آن کردار برای او ده نیکی نوشته شود و آنکه آهنگ کاربد نماید و نکند،برای او بدی نوشته نشود و کسی که آهنگ کاربد بکند و انجامش دهد یک بدی برای او نوشته شود.
[٢٩۴۶]٢-امام صادق علیه السّلام فرمود:همانا مؤمن قصد کارنیک میکند و انجامش نمیدهد،پس برای او یک نیکی نوشته شود و اگر انجام دهد،ده نیکی برایش نوشته شود و همانا مؤمن آهنگ کاربد میکند که آن را انجام دهد،پس انجام نمیدهد،چیزی برایش نوشته نمیشود.
[٢٩۴٧]٣-عبد اللّه بن موسی بن جعفر علیهما السّلام گوید:از پدرم(موسی بن جعفر علیهما السّلام)پرسیدم:آیا دو فرشته گمارده شده بر انسان میدانند که بنده قصد گناه یا قصد کارنیک کرده است؟فرمود:بوی مستراح و بوی عطر یکسان است.
عرض کردم:نه.فرمود:همانا بندهای هرگاه آهنگ کارنیک کند،نفسش خوشبو بیرون آید؛پس فرشته دست راست به فرشته دست چپ گوید:برخیز که بنده آهنگ کارنیک کرده است.پس هرگاه انجامش دهد،زبانش قلم و آب دهانش مداد او باشد و آن(کارنیک)را برای او بنویسد و هرگاه آهنگ کاربد کند،نفسش بدبو بیرون آید؛پس فرشته دست چپ به فرشته دست راست گوید:درنگ کن که او قصد کاربد کرده است.پس هرگاه انجامش دهد،زبانش قلم و آب دهانش مرکّب او باشد و آن را برای او بنویسد.
[٢٩۴٨]۴-رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:چهار ویژگی
ص :١٩٧
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم أربع من کنّ فیه لم یهلک علی اللّه بعدهنّ إلاّ هالک:یهمّ العبد بالحسنة فیعملها،فإن هو لم یعملها کتب اللّه له حسنة بحسن نیّته و إن هو عملها کتب اللّه له عشرا؛و یهمّ بالسّیّئة أن یعملها، فإن لم یعملها لم یکتب علیه شیء و إن هو عملها أجّل سبع ساعات و قال صاحب الحسنات لصاحب السّیّئات و هو صاحب الشّمال:لا تعجل عسی أن یتبعها بحسنة تمحوها فإنّ اللّه عزّ و جلّ یقول: إِنَّ الْحَسَنٰاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئٰاتِ أو الاستغفار فإن هو قال:«أستغفر اللّه الّذی لا إله إلاّ هو،عالم الغیب و الشّهادة؛العزیز الحکیم،الغفور الرّحیم،ذا الجلال و الإکرام و أتوب إلیه»لم یکتب علیه شیء و إن مضت سبع ساعات و لم یتبعها بحسنة و استغفار قال صاحب الحسنات لصاحب السّیّئات،اکتب علی الشّقیّ المحروم.
باب التّوبة
[٢٩۴٩]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسن بن محبوب،عن معاویة بن وهب قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إذا تاب العبد توبة نصوحا أحبّه اللّه فستر علیه فی الدّنیا و الآخرة،فقلت:و کیف یستر علیه؟قال:ینسی ملکیه ما کتبا علیه من الذّنوب و یوحی إلی جوارحه:اکتمی علیه ذنوبه و یوحی إلی بقاع الأرض:اکتمی ما کان یعمل علیک من الذّنوب،فیلقی اللّه حین یلقاه و لیس شیء یشهد علیه بشیء من الذّنوب.
[٢٩۵٠]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أبی أیّوب الخزّاز،عن محمّد بن مسلم،عن أحدهما علیهما السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ: فَمَنْ جٰاءَهُ
ص :١٩٨
است که در هرکس باشد هنگام ورود به پیشگاه خدا،پس از آنها نابود نشود جز آنکه شایستۀ هلاکت باشد:بنده آهنگ کارخوب کند و انجامش دهد که اگر انجامش نمیداد،خداوند برای او به سبب نیکی قصدش،یک نیکی مینوشت و اگر آن را بهجا آورد،خداوند برای او ده نیکی بنویسد و بنده قصد کاربد کند که اگر انجامش ندهد،چیزی برایش نوشته نشود و اگر انجام دهد تا هفت ساعت فرصت دهند و فرشته کارهای نیک به فرشته کارهای بد که در دست چپ است، بگوید:شتاب نکن،امید است در پی آن،کار خوب کند که آن را از بین ببرد.همانا خداوند فرازمند میفرماید:زیرا خوبیها بدیها را از بین میبرد[هود(١١):
١١۴]یا آنکه آمرزش خواهد.پس اگر بنده گوید:«استغفر اللّه الذی لا اله الاّ هو عالم الغیب و الشهادة،العزیز الحکیم،الغفور الرحیم،ذو الجلال و الاکرام و اتوب الیه»؛ (آمرزش میخواهم از خداوندی که شایسته پرستشی جز او نیست.دانای نهان و عیان است.گرامی و حکیم است.آمرزنده و رحمتگر است.باشکوه و با کرامت است و بهسوی او برمیگردم)چیزی برای او نوشته نشود و اگر هفت ساعت بگذرد و کار نیکی در پی آن نکند و آمرزش هم نخواهد،فرشته نیکیها به فرشته بدیها بگوید:بنویس برای این بدبخت درمانده از خوبی.
[٢٩۴٩]١-معاویة بن وهب گوید:شنیدم امام صادق علیه السّلام میفرمود:هرگاه بندهای توبۀ خالص کند،خدا او را دوست بدارد و در دنیا و واپسینروز برای او پردهپوشی کند.عرض کردم:چگونه برای او پردهپوشی کند؟فرمود:دو فرشته گمارده شده هرچه از گناهان برایش نوشتهاند از یادشان ببرد و به اعضای بدنش وحی کند:گناهان او را پنهان دارید و به تکههای زمین وحی کند که آنچه از گناهان روی شما انجام داده است،پنهان دارید.پس خداوند را هنگام ملاقات دیدار کند در حالیکه چیزی نیست به ضرر او بر گناهانش گواهی دهد.
[٢٩۵٠]٢-محمد بن مسلم از یکی از دو امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام روایت کند که درباره فرمایش خداوند بزرگ و گرامی«پس هرکس اندرزی از جانب پروردگارش
ص :١٩٩
مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهیٰ فَلَهُ مٰا سَلَفَ قال:الموعظة التّوبة.
[٢٩۵١]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن محمّد بن علیّ،عن محمّد بن الفضیل،عن أبی الصّبّاح الکنانیّ قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: «یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللّٰهِ تَوْبَةً نَصُوحاً» قال:یتوب العبد من الذّنب ثمّ لا یعود فیه.
قال محمّد بن الفضیل:سألت عنها أبا الحسن علیه السّلام فقال:یتوب من الذّنب ثمّ لا یعود فیه و أحبّ العباد إلی اللّه تعالی المفتّنون التّوّابون.
[٢٩۵٢]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أبی أیّوب،عن أبی بصیر،قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام: یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللّٰهِ تَوْبَةً نَصُوحاً قال:هو الذّنب الّذی لا یعود فیه أبدا،قلت:و أیّنا لم یعد؟فقال:یا أبا محمّد،إنّ اللّه یحبّ من عباده المفتّن التّوّاب.
[٢٩۵٣]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن بعض أصحابنا رفعه قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ أعطی التّائبین ثلاث خصال لو أعطی خصلة منها جمیع أهل السّماوات و الأرض لنجوا بها قوله عزّ و جلّ: إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ التَّوّٰابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ فمن أحبّه اللّه لم یعذّبه و قوله: اَلَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ... وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنٰا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تٰابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذٰابَ الْجَحِیمِ* رَبَّنٰا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنّٰاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ أَزْوٰاجِهِمْ وَ ذُرِّیّٰاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ* وَ قِهِمُ السَّیِّئٰاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّیِّئٰاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ
ص :٢٠٠
بدو رسید و از[رباخواری]بازایستاد،آنچه گذشته از آن اوست»[بقره(٢):٢٧۵] فرمود:مقصود از اندرز،توبه باشد.
[٢٩۵١]٣-ابو الصباح کنانی گوید:از امام صادق علیه السّلام درباره فرمایش خدای فرازمند که:«ای کسانی که ایمان آوردهاید!به درگاه خدا توبهای راستین کنید.»[تحریم (۶۶):٨]،پرسیدم،فرمود:بنده از گناه توبه کند و سپس به آن بازگشت نکند.
[٢٩۵٢]۴-ابو بصیر گوید:به حضرت صادق علیه السّلام آیه«ای کسانی که ایمان آوردهاید!به درگاه خدا توبهای راستین کنید»را عرض کردم،فرمود:گناهی است که هیچگاه به آن بازنگردد.عرض کردم:کدام یک از ما است که بازگشت نمیکند؟ فرمود:ای ابا محمد،همانا خداوند بندگان گرفتار(در گناه)بسیار توبهکننده را دوست دارد.
[٢٩۵٣]۵-ابن ابی عمیر از برخی از یاران در حدیث مرفوعی(که سند آن به معصوم میرسد)روایت کند که(معصوم علیه السّلام)فرمود:به راستی خداوند فرازمند به توبهکنندگان سه ویژگی بخشیده است که اگر یکی از آنها را به همه آسمانیان و زمینیان میبخشید،به سبب آن رهایی مییافتند.گفتار خدای بزرگ و گرامی است که:«همانا خداوند توبهکاران و پاکیزگان را دوست میدارد».پس هرکس را خدا دوست بدارد،کیفرش ندهد و دیگر فرمایش اوست که:«کسانی که عرش[خدا]را حمل میکنند و آنها که پیرامون آنند،به سپاس پروردگارشان تسبیح میگویند و به او ایمان دارند و برای کسانی که گرویدهاند طلب آمرزش میکنند:پروردگارا،رحمت و دانش تو بر هرچیز احاطه دارد؛کسانی را که توبه کرده و راه تو را دنبال کردهاند،ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاهدار.پروردگارا،آنان را در باغهای جاوید که وعدهشان دادهای با هرکه از پدران و همسران و فرزندانشان که به صلاح آمدهاند،داخل کن؛زیرا تو خود ارجمند و حکیمی و آنان را از بدیها نگاهدار و هرکه را که در آن روز از بدیها حفظ کنی،البته رحمتش کردهای؛و این همان کامیابی بزرگ است».[مؤمن(۴٠):٧-٩].
ص :٢٠١
وَ ذٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ، و قوله عزّ و جلّ: وَ الَّذِینَ لاٰ یَدْعُونَ مَعَ اللّٰهِ إِلٰهاً آخَرَ وَ لاٰ یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ لاٰ یَزْنُونَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ یَلْقَ أَثٰاماً* یُضٰاعَفْ لَهُ الْعَذٰابُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ یَخْلُدْ فِیهِ مُهٰاناً* إِلاّٰ مَنْ تٰابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صٰالِحاً فَأُوْلٰئِکَ یُبَدِّلُ اللّٰهُ سَیِّئٰاتِهِمْ حَسَنٰاتٍ وَ کٰانَ اللّٰهُ غَفُوراً رَحِیماً.
[٢٩۵۴]۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن محبوب،عن العلاء،عن محمّد بن مسلم،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
یا محمّد بن مسلم،ذنوب المؤمن إذا تاب منها مغفورة له فلیعمل المؤمن لما یستأنف بعد التّوبة و المغفرة،أما و اللّه إنّها لیست إلاّ لأهل الإیمان،قلت:
فإن عاد بعد التّوبة و الاستغفار من الذّنوب و عاد فی التّوبة؟!فقال:یا محمّد بن مسلم،أتری العبد المؤمن یندم علی ذنبه و یستغفر منه و یتوب ثمّ لا یقبل اللّه توبته؟قلت؟فإنّه فعل ذلک مرارا یذنب ثمّ یتوب و یستغفر[اللّه]،فقال:
کلّما عاد المؤمن بالاستغفار و التّوبة عاد اللّه علیه بالمغفرة و إنّ اللّه غفور رحیم،یقبل التّوبة و یعفو عن السّیّئات،فإیّاک أن تقنّط المؤمنین من رحمة اللّه.
[٢٩۵۵]٧-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن ابن فضّال،عن ثعلبة بن میمون،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ: إِذٰا مَسَّهُمْ طٰائِفٌ مِنَ الشَّیْطٰانِ تَذَکَّرُوا فَإِذٰا هُمْ مُبْصِرُونَ قال:هو العبد یهمّ بالذّنب ثمّ یتذکّر فیمسک فذلک قوله:«تذکّروا فإذا هم مبصرون.»
[٢٩۵۶]٨-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عمر بن أذینة، عن أبی عبیدة الحذّاء قال:
سمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول:إنّ اللّه تعالی أشدّ فرحا بتوبة عبده من رجل أضلّ
ص :٢٠٢
و فرمایش خداوند عزّتمند که(و کسانیاند که با خدا معبودی دیگر نمیخوانند و کسی را که خدا[خونش را]حرام کرده است جز به حق نمیکشند و زنا نمیکنند و هرکس اینها را انجام دهد سزایش را دریافت خواهد کردبرای او در روز قیامت،عذاب دوچندان میشود و پیوسته در آن خوار میماندمگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند.پس خداوند بدیهایشان را به نیکیها تبدیل میکند و خدا همواره آمرزندۀ مهربان است)[فرقان(قدس سرّهم ٢):۶٨-٧٠].
[٢٩۵۴]۶-محمد بن مسلم گوید:امام باقر علیه السّلام فرمود:ای محمد بن مسلم!هر گاه مؤمن از گناهانش توبه کند،آمرزیده است و باید آنچه پس از توبه و آمرزش دوباره شروع میکند،کار نیک انجام دهد.هرآینه به خدا سوگند،این فضیلت نیست مگر برای اهل ایمان.عرض کردم:اگر پس از توبه و طلب آمرزش از گناهان،دوباره گناه کند و به توبه برگردد؟فرمود:ای محمد بن مسلم!آیا باور داری که بنده مؤمن از گناهش پشیمان گردد و از آن آمرزش خواهد و توبه کند، سپس خداوند توبهاش را نپذیرد؟گفتم:راستش چند بار اینکار را کرده است.
گناه انجام میدهد،سپس توبه میکند و از خدا آمرزش میخواهد.فرمود:هر وقت مؤمن به طلب آمرزش و توبه برگردد،خداوند نیز به آمرزش او بازگردد و همانا خداوند آمرزنده رحمتگر است.توبهپذیر و درگذرنده از بدیها است.
پس مبادا مؤمنان را از رحمت خدا ناامید سازی.
[٢٩۵۵]٧-ابو بصیر گوید:از امام صادق علیه السّلام درباره فرمایش خدای فرازمند که:
(چون وسوسهای از جانب شیطان به دینشان رسد[خدا را]به یادآورند و به ناگاه بینا شوند)[اعراف(٧):٢٠١]پرسیدم،فرمود:او بندهای است که آهنگ گناه میکند، سپس خدا را یادآور میشود و خودداری میکند و این است.گفتارش:(به یاد آورند و به ناگاه بینا شوند).
[٢٩۵۶]٨-ابو عبیده حذّاء گوید:شنیدم که امام باقر علیه السّلام میفرمود:همانا خداوند
ص :٢٠٣
راحلته و زاده فی لیلة ظلماء فوجدها،فاللّه أشدّ فرحا بتوبة عبده من ذلک الرّجل براحلته حین وجدها.
[٢٩۵٧]٩-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن إسماعیل،عن عبد اللّه بن عثمان،عن أبی جمیلة قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ اللّه یحبّ العبد المفتّن التّوّاب و من لم یکن ذلک منه کان أفضل.
[٢٩۵٨]١٠-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن النّعمان،عن محمّد بن سنان،عن یوسف[بن]أبی یعقوب بیّاع الأرزّ عن جابر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
سمعته یقول:التّائب من الذّنب کمن لا ذنب له و المقیم علی الذّنب و هو مستغفر منه کالمستهزئ.
[٢٩۵٩]١١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد جمیعا،عن ابن محبوب،عن أبی حمزة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ أوحی إلی داود علیه السّلام أن ائت عبدی دانیال فقل له:إنّک عصیتنی فغفرت لک و عصیتنی فغفرت لک و عصیتنی فغفرت لک،فإن أنت عصیتنی الرّابعة لم أغفر لک.فأتاه داود علیه السّلام فقال:یا دانیال،إنّنی رسول اللّه إلیک و هو یقول لک:إنّک عصیتنی فغفرت لک و عصیتنی فغفرت لک و عصیتنی فغفرت لک:فإن أنت عصیتنی الرّابعة لم أغفر لک،فقال له دانیال:قد أبلغت یا نبیّ اللّه.فلمّا کان فی السّحر قام دانیال فناجی ربّه فقال:یا ربّ،إنّ داود نبیّک أخبرنی عنک أنّنی قد عصیتک فغفرت لی و عصیتک فغفرت لی و عصیتک فغفرت لی و أخبرنی عنک أنّنی إن عصیتک الرّابعة لم تغفر لی،فو عزّتک لئن لم تعصمنی لأعصینّک ثمّ لأعصینّک ثمّ لأعصینّک.
ص :٢٠۴
فرازمند به توبه بندهاش شادتر است از مردی که در شب تار،شتر و توشۀ خود را گم و سپس آنها را پیدا کرده است،پس خداوند به توبه بندهاش از حالت مردی که شتر گمشدهاش را پیدا کرده،شادتر باشد.
[٢٩۵٧]٩-امام صادق علیه السّلام فرمود:همانا خداوند بندۀ گرفتار(گناه)و بسیار توبه کننده را دوست دارد و آنکه گناه نکرده،بهتر است(از کسی که گناه کند و سپس توبه نماید).
[٢٩۵٨]١٠-جابر گوید:شنیدم که امام باقر علیه السّلام میفرمود:توبهکار از گناه بسان کسی باشد که گناه ندارد و آنکه در گناه پایدار ماند با اینکه آمرزش خواهد،مانند مسخرهچی است.
[٢٩۵٩]١١-امام باقر علیه السّلام فرمود:خدای بزرگ و گرامی به حضرت داود علیه السّلام وحی کرد که نزد بندهام دانیال علیه السّلام برو و به او بگو:تو مرا نافرمانی کردی و من تو را آمرزیدم و نافرمانی کردی و آمرزیدم و(دوباره)نافرمانی کردی و من آمرزیدم، پس اگر مرتبه چهارم مرا نافرمانی کنی،نیامرزمت.حضرت داود نزد دانیال آمد و فرمود:ای دانیال!من فرستادۀ خدا به سوی تو هستم و او به تو میفرماید:تو مرا نافرمانی کردی و من تو را آمرزیدم و تو مرا نافرمانی کردی و من تو را آمرزیدم و تو مرا نافرمانی کردی و تو را آمرزیدم و اگر بار چهارم سرکشی کنی، تو را نمیبخشم.دانیال به او گفت:ای پیامبر خدا،پیام را رساندی.چون هنگامۀ سحر شد،دانیال برخاست و با پروردگارش نیایش کرد و گفت:پروردگارا،همانا پیامبرت داود از طرف تو مرا آگاهاند که من از تو نافرمانی کردم و تو مرا آمرزیدی و دوباره سرکشی کردم و تو بخشیدی و باز نافرمانی نمودم و تو از من گذشتی و از سوی تو به من خبر داد که اگر بار چهارم نافرمانیت کنم،مرا نخواهی بخشید؛پس سوگند به عزّتت که اگر مرا نگه نداری،هر آینه نافرمانیت کنم، دوباره نافرمانیت کنم و باز نافرمانی کنم.
ص :٢٠۵
[٢٩۶٠]١٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن موسی بن القاسم، عن جدّه الحسن بن راشد،عن معاویة بن وهب قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إذا تاب العبد توبة نصوحا أحبّه اللّه فستر علیه، فقلت:و کیف یستر علیه؟قال:ینسی ملکیه ما کانا یکتبان علیه و یوحی[اللّه] إلی جوارحه و إلی بقاع الأرض أن اکتمی علیه ذنوبه،فیلقی اللّه عزّ و جلّ حین یلقاه و لیس شیء یشهد علیه بشیء من الذّنوب.
[٢٩۶١]١٣-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ یفرح بتوبة عبده المؤمن إذا تاب کما یفرح أحدکم بضالّته إذا وجدها.
باب الاستغفار من الذّنب
[٢٩۶٢]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن محمّد بن حمران،عن زرارة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ العبد إذا أذنب ذنبا أجّل من غدوة إلی اللّیل، فإن استغفر اللّه لم یکتب علیه.
[٢٩۶٣]٢-عنه،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر و أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،عن أبی أیّوب،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من عمل سیّئة أجّل فیها سبع ساعات من النّهار،فإن قال:«أستغفر اللّه الّذی لا إله إلاّ هو الحیّ القیّوم»ثلاث مرّات لم تکتب علیه.
[٢٩۶۴]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،و أبو علیّ الأشعریّ و محمّد بن یحیی
ص :٢٠۶
[٢٩۶٠]١٢-معاویة بن وهب گوید:شنیدم که امام صادق علیه السّلام میفرمود:هرگاه بندهای توبه خالص کند،خداوند او را دوست بدارد و بر او پردهپوشی کند.
عرض کردم:چگونه برای او پردهپوشی کند؟فرمود:دو فرشته گمارده شده هر چه برایش نوشتهاند از یاد ببرید و خداوند به اعضای بدنش و به تکّههای زمین وحی میکند که گناهانش را پنهان دارید.پس خداوند فرازمند را هنگام ملاقات دیدار کند در حالیکه چیزی نیست به ضرر او بر گناهانش گواهی دهد.
[٢٩۶١]١٣-امام صادق علیه السّلام فرمود:همانا خداوند به توبه بنده مؤمنش آنگاه که توبه کند،شاد میشود؛همچنانکه یکی از شما شاد میگردد وقتی گمشدهاش را بیابد.
[٢٩۶٢]١-زراره گوید:شنیدم که امام صادق علیه السّلام میفرمود:بنده هرگاه گناهی کند،از بامداد تا شب فرصت دارد؛پس اگر از خدا آمرزش خواست،آن گناه بر او نوشته نشود.
[٢٩۶٣]٢-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکس کار بدی انجام دهد،هفت ساعت از روز درباره آنها فرصت داده شود،پس اگر سه بار بگوید:استغفر اللّه الذی لا اله الاّ هو الحیّ القیّوم(آمرزش خواهم از خدایی که شایسته پرستشی جز او نیست و زنده و پاینده است)[آن بدی]بر او نوشته نشود.
[٢٩۶۴]٣-نیز حضرت امام صادق علیه السّلام فرمود:هرگاه بندۀ مؤمن گناه کند،خداوند
ص :٢٠٧
جمیعا،عن الحسین بن إسحاق،عن علیّ بن مهزیار،عن فضالة بن أیّوب،عن عبد الصّمد بن بشیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
العبد المؤمن إذا أذنب ذنبا أجلّه اللّه سبع ساعات،فإن استغفر اللّه لم یکتب علیه شیء و إن مضت السّاعات و لم یستغفر کتبت علیه سیّئة؛و إنّ المؤمن لیذکّر ذنبه بعد عشرین سنة حتّی یستغفر ربّه فیغفر له و إنّ الکافر لینساه من ساعته.
[٢٩۶۵]۴-حمید بن زیاد،عن الحسن بن محمّد،عن غیر واحد،عن أبان، عن زید الشّحّام،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یتوب إلی اللّه عزّ و جلّ فی کلّ یوم سبعین مرّة،فقلت:
أکان یقول:أستغفر اللّه و أتوب إلیه؟قال:لا و لکن کان یقول:أتوب إلی اللّه،قلت:
إنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کان یتوب و لا یعود و نحن نتوب و نعود،فقال:اللّه المستعان.
[٢٩۶۶]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن أبی أیّوب،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من عمل سیّئة أجّل فیها سبع ساعات من النّهار،فإن قال:أستغفر اللّه الّذی لا إله إلاّ هو الحیّ القیّوم و أتوب إلیه»ثلاث مرّات لم تکتب علیه.
[٢٩۶٧]۶-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عن علیّ بن عقبة بیّاع الأکسیة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ المؤمن لیذنب الذّنب فیذکّر بعد عشرین سنة فیستغفر اللّه منه فیغفر له و إنّما یذکّره لیغفر له؛و إنّ الکافر لیذنب الذّنب فینساه من ساعته
[٢٩۶٨]٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن ابن محبوب، عن هشام بن سالم،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما من مؤمن یقارف فی یومه و لیلته أربعین کبیرة فیقول و هو نادم:
ص :٢٠٨
به او هفت ساعت فرصت دهد،پس اگر از خدا آمرزش خواست،چیزی برایش نوشته نشود و اگر این ساعتها گذشت و آمرزش نخواست برای او یک بدی بنویسند و همانا مؤمن پس از بیست سال گناهش را به یاد آورد تا از پروردگارش آمرزش خواهد،خدا او را ببخشد و کافر همان ساعت آن را به فراموشی سپارد.
[٢٩۶۵]۴-زید شحام از حضرت امام صادق علیه السّلام روایت کند که فرمود:رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-هر روز هفتاد مرتبه به درگاه خدای بزرگ و گرامی توبه میکرد.عرض کردم:آیا«استغفر اللّه و اتوب الیه»؛میفرمود؟فرمود:
نه؛ولی میفرمود:اتوب الی اللّه(به خدا بازمیگردم و توبه میکنم).گفتم:همانا رسول خدا توبه میکرد و(به گناه)باز نمیگشت؛ولی ما توبه میکنیم و باز میگردیم.فرمود:خدا یاریکننده است.
[٢٩۶۶]۵-امام صادق علیه السّلام فرمود:هرکس کار بدی انجام دهد،هفت ساعت از روز فرصت داده شود،پس اگر سه بار بگوید:استغفر اللّه الّذی لا اله الاّ هو الحیّ القیّوم و اتوب الیه؛(آمرزش میخواهم از خدایی که شایسته پرستشی جز او نیست و زنده و پاینده است و به او توبه میکنم)برایش گناهی نوشته نشود.
[٢٩۶٧]۶-امام ششم حضرت صادق فرمود:همانا مؤمن گناهی مرتکب شود و پس از بیست سال یادآور شود و از خدا آمرزش خواهد،خداوند او را ببخشد و جز این نیست که خدا به یادش آورد تا او را ببخشد و کافر گناهی انجام دهد و از همان ساعت آن را به فراموشی سپارد.
[٢٩۶٨]٧-امام صادق علیه السّلام فرمود:هیچ مؤمنی نباشد که در شبانهروز،چهل گناه
ص :٢٠٩
«أستغفر اللّه الّذی لا إله إلاّ هو الحیّ القیّوم بدیع السّماوات و الأرض ذو الجلال و الإکرام و أسأله أن یصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن یتوب علیّ» إلاّ غفرها اللّه عزّ و جلّ له و لا خیر فیمن یقارف فی یوم أکثر من أربعین کبیرة.
[٢٩۶٩]٨-عنه،عن عدّة من أصحابنا،رفعوه قالوا:
قال:لکلّ شیء دواء و دواء الذّنوب الاستغفار.
[٢٩٧٠]٩-أبو علیّ الأشعریّ و محمّد بن یحیی جمیعا،عن الحسین بن إسحاق و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه جمیعا،عن علیّ بن مهزیار،عن النّضر بن سوید،عن عبد اللّه بن سنان،عن حفص قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:ما من مؤمن یذنب ذنبا إلاّ أجّله اللّه عزّ و جلّ سبع ساعات من النّهار،فإن هو تاب لم یکتب علیه شیء و إن هو لم یفعل کتب [اللّه]علیه سیّئة،فأتاه عبّاد البصریّ فقال له:بلغنا أنّک قلت:ما من عبد یذنب ذنبا إلاّ أجّله اللّه عزّ و جلّ سبع ساعات من النّهار؟فقال:لیس هکذا قلت و لکنّی قلت:ما من مؤمن و کذلک کان قولی.
[٢٩٧١]١٠-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن سنان،عن عمّار بن مروان قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من قال:«أستغفر اللّه»مائة مرّة فی[کلّ]یوم غفر اللّه عزّ و جلّ له سبعمائة ذنب و لا خیر فی عبد یذنب فی[کلّ]یوم سبعمائة ذنب.
باب فیما أعطی اللّه عزّ و جلّ آدم علیه السّلام وقت التّوبة
[٢٩٧٢]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن جمیل بن درّاج، عن ابن بکیر،عن أبی عبد اللّه أو عن أبی جعفر علیهما السّلام قال:
ص :٢١٠
بزرگ انجام دهد و در حالت پشیمانی بگوید:استغفر اللّه الّذی لا اله الاّ هو الحیّ القیّوم بدیع السّماوات و الارض ذا الجلال و الاکرام و أسأله أن یصلّی علی محمد و آل محمد و ان یتوب علیّ؛(آمرزش میخواهم از خدایی که شایسته پرستشی جز او نیست و زنده و پاینده است.پدیدآورنده آسمانها و زمین و باشکوه و باکرامت است و از او میخواهم که بر محمد و خاندانش درود فرستد و توبه مرا بپذیرد)جز اینکه خدای فرازمند او را بیامرزد و کسی که روزی بیشتر از چهل گناه بزرگ انجام دهد در او چیزی نیست.
[٢٩۶٩]٨-عدهای از اصحاب در حدیث مرفوعی از معصوم علیه السّلام روایت کنند که فرمود:برای هر چیزی دارویی است و داروی گناهان،آمرزشخواهی باشد.
[٢٩٧٠]٩-حفص گوید:شنیدم که امام صادق علیه السّلام میفرمود:هیچ مؤمنی نیست که گناهی انجام دهد،مگر اینکه خدا بزرگ و گرامی هفت ساعت از روز به او فرصت دهد؛پس اگر توبه کرد،چیزی بر او نوشته نشود و اگر انجامش نداد، خداوند برای او یک بدی بنویسد.عبّاد بصری نزد حضرت آمد و گفت:به ما رسیده است که شما فرمودهاید:هیچ بندهای نیست که گناهی انجام دهد مگر اینکه خدای بزرگ و گرامی هفت ساعت از روز به او فرصت دهد؟فرمود:من چنین نگفتم،بلکه گفتم:هیچ مؤمنی نیست و گفته من چنین بوده است.
[٢٩٧١]١٠-حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود:هرکس روزی صد بار«استغفر اللّه»بگوید،خداوند فرازمند هفتصد گناهش را بیامرزد و در بندهای که روزی هفتصد گناه انجام میدهد،خیری نیست.
[٢٩٧٢]١-ابن بکیر از حضرت صادق یا حضرت باقر علیهما السّلام روایت کند که فرمود:
ص :٢١١
إنّ آدم علیه السّلام قال:یا ربّ،سلّطت علیّ الشّیطان و أجریته منّی مجری الدّم فاجعل لی شیئا،فقال:یا آدم،جعلت لک أنّ من همّ من ذرّیّتک بسیّئة لم تکتب علیه،فإن عملها کتبت علیه سیّئة؛و من همّ منهم بحسنة فإن لم یعملها کتبت له حسنة،فإن هو عملها کتبت له عشرا،قال:یا ربّ زدنی،قال:جعلت لک أنّ من عمل منهم سیّئة ثمّ استغفر غفرت له،قال:یا ربّ زدنی،قال:جعلت لهم التّوبة أو قال:بسطت لهم التّوبة حتّی تبلغ النّفس هذه،قال:یا ربّ حسبی.
[٢٩٧٣]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عمّن ذکره، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من تاب قبل موته بسنة قبل اللّه توبته؛ثمّ قال:إنّ السّنة لکثیرة،من تاب قبل موته بشهر قبل اللّه توبته؛ثمّ قال إنّ الشّهر لکثیر، من تاب قبل موته بجمعة قبل اللّه توبته؛ثمّ قال:إنّ الجمعة لکثیر،من تاب قبل موته بیوم قبل اللّه توبته،ثمّ قال:إنّ یوما لکثیر،من تاب قبل أن یعاین قبل اللّه توبته.
[٢٩٧۴]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن جمیل،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إذا بلغت النّفس هذه و أهوی بیده إلی حلقه لم یکن للعالم توبة و کانت للجاهل توبة.
[٢٩٧۵]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن سنان،عن معاویة بن وهب قال:
خرجنا إلی مکّة و معنا شیخ متألّه متعبّد لا یعرف هذا الأمر یتمّ الصّلاة فی الطّریق و معه ابن أخ له مسلم.فمرض الشّیخ فقلت لابن أخیه:لو عرضت هذا
ص :٢١٢
همانا آدم عرض کرد:پروردگارا،شیطان را بر من چیره ساختی و بسان خون در (رگهای)من روان کردی،پس برای من چیزی قرار بده.فرمود:ای آدم!برایت مقرّر کردم که هرکس از فرزندانت آهنگ کاربد کند برای نوشته نشود و اگر انجامش دهد،یک بدی برای او نوشته شود و آنکه از آنان آهنگ کارنیکی کرد، اگرچه انجامش هم نداد،برایش یک نیکی نوشته شود و اگر عمل کند،ده نیکی برایش نوشته شود.عرض کرد:پروردگارا،برایم بیفزا.فرمود:برایت مقرّر ساختم که هرکه از آنان کار بدی کند و سپس آمرزش خواهد،او را ببخشایم.
گفت:پروردگارا،برایم بیفزا.فرمود:توبه را برای آنان قرار دادم؛یا فرمود:توبه را برای ایشان گستراندم تا اینکه نفس به اینجا(گلوگاه)رسد.گفت:پروردگارا، برایم بس است.
[٢٩٧٣]٢-رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:هرکس یک سال پیش از مرگش توبه کند،خداوند توبهاش را بپذیرد؛سپس فرمود:البته یک سال زیاد باشد.هرکه یک ماه پیش از مرگش توبه کند،خدا توبهاش را پذیرا باشد؛سپس فرمود:که همانا یک ماه بیشتر است،هرکس یک هفته پیش از مرگش توبه نماید،خداوند توبهاش را بپذیرد؛سپس فرمود:البته یک هفته هم زیاد باشد.هرکه یک روز پیش از مرگش توبه کند،خدا توبهاش را پذیرا باشد، سپس فرمود:هرآینه یک روز هم زیاد است،آنکه پیش از دیدار مرگ(فرشته مرگ)توبه کند،خداوند پذیرای توبهاش است.
[٢٩٧۴]٣-امام باقر علیه السّلام فرمود:هرگاه نفس به اینجا رسید-و با دستش به گلوی خود اشاره کرد-برای دانشمند توبه نباشد و برای نادان توبه است.
[٢٩٧۵]۴-معاویة بن وهب گوید:(سالی)به طرف مکّه حرکت کردیم و همراه ما پیری خداپرست و عبادتپیشه بود که این امر(امامت)را نمیدانست(و شیعه نبود)و در راه نماز را تمام میخواند.برادرزاده مسلمانش(شیعی)هم همراه او بود،آن پیر بیمار شد و من به برادرزادهاش عرض کردم:اگر این امر(مذهب شیعه)
ص :٢١٣
الأمر علی عمّک لعلّ اللّه أن یخلّصه،فقال کلّهم:دعوا الشّیخ حتّی یموت علی حاله فإنّه حسن الهیئة.فلم یصبر ابن أخیه حتّی قال له:یا عمّ،إنّ النّاس ارتدّوا بعد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم إلاّ نفرا یسیرا و کان لعلیّ بن أبی طالب علیه السّلام من الطّاعة ما کان لرسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و کان بعد رسول اللّه الحقّ و الطّاعة له،قال:فتنفّس الشّیخ و شهق و قال:أنا علی هذا و خرجت نفسه.فدخلنا علی أبی عبد اللّه علیه السّلام فعرض علیّ بن السّریّ هذا الکلام علی أبی عبد اللّه علیه السّلام،فقال:هو رجل من أهل الجنّة،قال له علیّ بن السّریّ:إنّه لم یعرف شیئا من هذا غیر ساعته تلک!قال:
فتریدون منه ماذا؟قد دخل و اللّه الجنّة.
باب اللّمم
[٢٩٧۶]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أبی أیّوب،عن محمّد بن مسلم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قلت له:أرأیت قول اللّه عزّ و جلّ:« اَلَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبٰائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوٰاحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ »؟قال:هو الذّنب یلمّ به الرّجل فیمکث ما شاء اللّه ثمّ یلمّ به بعد.
[٢٩٧٧]٢-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،عن العلاء،عن محمّد بن مسلم،عن أحدهما علیهما السّلام قال:
قلت له: اَلَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبٰائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوٰاحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ قال:الهنة بعد الهنة،أی الذّنب بعد الذّنب یلمّ به العبد.
[٢٩٧٨]٣-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن إسحاق بن عمّار قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:ما من مؤمن إلاّ و له ذنب یهجره زمانا ثمّ یلمّ به و ذلک
ص :٢١۴
را به عمویت پیشنهاد میکردی،شاید خداوند رهاییاش دهد.همه همراهان گفتند:پیرمرد را واگذارید تا به حال خود بمیرد؛زیرا حال خوبی دارد؛ولی برادرزادهاش تاب نیاورد تا اینکه گفت:ای عمو!مردم پس از رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-(از دین)برگشتند مگر عده اندکی و حقّ علی بن ابی طالب علیه السّلام بسان رسول خدا بود که فرمانبری گردد و پس از رسول خدا،حق و پیروی از آن او بود.گوید:آن پیرمرد دمی برآورد و نالهای زد و گفت:من هم بر این عقیدهام و جانش از تن بیرون آمد.ما به خدمت امام صادق علیه السّلام وارد شدیم و علی بن سرّی،سخن پیرمرد را به حضرت عرض کرد.حضرت فرمود:او مردی از بهشتیان است.علی بن سری گفت:آن پیرمرد جز همان ساعت،چیزی از مذهب شیعه نمیدانست؟فرمود:از او چهچیز دیگر میخواهید؟به خدا سوگند که به بهشت وارد شد.
[٢٩٧۶]١-محمد مسلم گوید:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:نظر شما فرمایش خدای فرازمند که(آنان که از گناهان کبیره و اعمال زشت به جز صغیره دوری میکنند) [نجم(۵٣):٣٢]چیست؟فرمود:لمم،گناهی است که شخص به آن دست آلاید و سپس تا مدتی که خدا خواهد دست بردارد و دوباره پس از آن اقدام کند.
[٢٩٧٧]٢-محمد بن مسلم از یکی از دو امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام روایت کند که از آن حضرت(تفسیر)«کسانی که از گناهان کبیره و اعمال زشت به جز صغیره دوری میکنند».را پرسیدم،فرمود:مقصود از لمم،چیرگی پس چیرگی گناه است؛یعنی گناه پس از گناه که بنده به آن نزدیک شود.
[٢٩٧٨]٣-اسحاق عمّار گوید:امام صادق علیه السّلام فرمود:هیچ مؤمنی نیست جز اینکه گناهی دارد و برای مدتی از آن کناره میگیرد،سپس به آن دست میآلاید
ص :٢١۵
قول اللّه عزّ و جلّ:«إلاّ اللّمم»و سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ: اَلَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبٰائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوٰاحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ قال:الفواحش:الزّنی و السّرقة؛و اللّمم:
الرّجل یلمّ بالذّنب فیستغفر اللّه منه.
[٢٩٧٩]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن الحارث بن بهرام،عن عمرو بن جمیع قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من جاءنا یلتمس الفقه و القرآن و تفسیره فدعوه و من جاءنا یبدی عورة قد سترها اللّه فنحّوه؛فقال له رجل من القوم:جعلت فداک و اللّه إنّنی لمقیم علی ذنب منذ دهر أرید أن أتحوّل عنه إلی غیره فما أقدر علیه،فقال:له إن کنت صادقا فإنّ اللّه یحبّک و ما یمنعه أن ینقلک منه إلی غیره إلاّ لکی تخافه.
[٢٩٨٠]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن حریز،عن إسحاق بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما من ذنب إلاّ و قد طبع علیه عبد مؤمن یهجره الزّمان ثمّ یلمّ به و هو قول اللّه عزّ و جلّ:« اَلَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبٰائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوٰاحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ »قال:اللّمّام:
العبد الّذی یلمّ الذّنب بعد الذّنب لیس من سلیقته،أی من طبیعته.
[٢٩٨١]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد جمیعا،عن ابن محبوب،عن ابن رئاب قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ المؤمن لا یکون سجیّته الکذب و البخل و الفجور و ربّما ألمّ من ذلک شیئا لا یدوم علیه،قیل:فیزنی؟قال:نعم و لکن لا یولد له من تلک النّطفة.
ص :٢١۶
و این است گفتار خدای بزرگ و گرامی:«جز گناهان کوچک».از آن حضرت درباره فرمایش خداوند فرازمند پرسیدم که«کسانی که از گناهان کبیره و اعمال زشت به جز صغیره دوری میکنند».فرمود:فاحشهها(کارهای بسیار زشت)، زنا و دزدی است و لمم،کسی است که به گناه دست زند و سپس از آن از درگاه خداوند آمرزش خواهد.
[٢٩٧٩]۴-عمرو بن جمیع گوید:امام صادق علیه السّلام فرمود:هرکس نزد ما آید و فقه و قرآن و تفسیر آن را جویا شود،از او دست بردارید(تا فرابگیرد)و آنکه نزد ما آید تا فاش سازد عیبی را که خدا پوشانده است،پس او را دور کنید.یکی از آن مردم عرض کرد:قربانت گردم؛به خدا سوگند،همانا من دیرزمانی است که بر گناه مداومت دارم و میخواهم از آن گناه به کار دیگری روی گردانم؛ولی بر آن ناتوانم.حضرت فرمود:اگر تو راستگو هستی،پس خداوند دوستت دارد و چیزی جلوگیرش نشده که تو را از آن کار به کار دیگری ببرد جز اینکه (بخواهد)از او بترسی.
[٢٩٨٠]۵-امام صادق علیه السّلام فرمود:هیچ گناهی نیست مگر اینکه بنده مؤمنی بدان مایل شده که مدتی از آن کناره گیرد و سپس به آن دست زند و این است فرمایش خداوند فرازمند:
«کسانی که از گناهان کبیره و اعمال زشت به جز صغیره دوری میکنند».فرمود:
منظور از لمّام،بندهای است که به گناهی پس از گناهی مرتکب شود که هماهنگ با سرشت او یعنی طبیعت او نیست.
[٢٩٨١]۶-علی بن رئاب گوید:شنیدم که حضرت صادق علیه السّلام میفرمود:همانا خوی و سرشت مؤمن؛دروغ و خسّت و هرزگی نباشد و چهبسا به چیزی از آنها دست آلاید؛ولی بر آنها نپاید.عرض شد:پس زنا میکند؟فرمود:آری؛ولی از آن نطفه فرزندی زاده نشود.
ص :٢١٧
باب فی أنّ الذّنوب ثلاثة
[٢٩٨٢]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن عبد الرّحمن بن حمّاد،عن بعض أصحابه،رفعه قال:
صعد أمیر المؤمنین علیه السّلام بالکوفة المنبر فحمد اللّه و أثنی علیه ثمّ قال:أیّها النّاس،إنّ الذّنوب ثلاثة،ثمّ أمسک فقال له حبّة العرنیّ،یا أمیر المؤمنین قلت:
الذّنوب ثلاثة ثمّ أمسکت؟!فقال:ما ذکرتها إلاّ و أنا أرید أن أفسّرها و لکن عرض لی بهر حال بینی و بین الکلام،نعم الذّنوب ثلاثة:فذنب مغفور و ذنب غیر مغفور و ذنب نرجو لصاحبه و نخاف علیه،قال:یا أمیر المؤمنین،فبیّنها لنا.قال:نعم أمّا الذّنب المغفور فعبد عاقبه اللّه علی ذنبه فی الدّنیا فاللّه أحلم و أکرم من أن یعاقب عبده مرّتین.و أمّا الذّنب الّذی لا یغفر فمظالم العباد بعضهم لبعض،إنّ اللّه تبارک و تعالی إذا برز لخلقه أقسم قسما علی نفسه فقال:و عزّتی و جلالی لا یجوزنی ظلم ظالم و لو کفّ بکفّ و لو مسحة بکفّ و لو نطحة ما بین القرناء إلی الجمّاء،فیقتصّ للعباد بعضهم من بعض حتّی لا تبقی لأحد علی أحد مظلمة ثمّ یبعثهم للحساب.و أمّا الذّنب الثّالث فذنب ستره اللّه علی خلقه و رزقه التّوبة منه،فأصبح خائفا من ذنبه راجیا لربّه،فنحن له کما هو لنفسه،نرجو له الرّحمة و نخاف علیه العذاب.
[٢٩٨٣]٢-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن ابن بکیر، عن زرارة،عن حمران قال:
سألت أبا جعفر علیه السّلام عن رجل أقیم علیه الحدّ فی الرّجم أیعاقب[علیه]فی الآخرة؟قال:إنّ اللّه أکرم من ذلک.
ص :٢١٨
[٢٩٨٢]١-عبد الرحمن بن حمّاد در حدیثی مرفوع از برخی از یارانش گوید:
امیر مؤمنان علیه السّلام در کوفه بالای منبر رفت و خداوند را سپاس گفت و ستایش کرد، سپس فرمود:ای مردم!هرآینه گناهان سه قسماند.سپس حضرت دم فروبست.
حبّه عرنّی گفت:ای امیر مؤمنان،گفتی که گناهان سه قسماند و سپس دم فروبستی؟ فرمود:آنها را یاد نکردم جز اینکه میخواستم شرحشان دهم؛ولی تنگی نفسی برایم رخ داد که میان من و سخنم فاصله انداخت.آری،گناهان سه قسماند:گناهی که آمرزیده شود،گناهی که آمرزیده نشود و گناهی که بر مرتکب آن امیدوار و بیمناکم.
عرض کرد:ای امیر مؤمنان،آنها را برای ما بیان کنید.فرمود:آری؛امّا گناه آمرزیده،از آن بندهای باشد که خداوند او را به سبب گناهش در دنیا کیفر دهد و خدا بردبارتر و کریمتر از آن است که بنده خود را دو بار کیفر دهد و امّا گناه آمرزیده نشده، ستمهای بعضی از بندگان نسبت به برخی دیگر است.همانا خداوند پرخیر و برتر آنگاه که(به وسیله پیامبران)بر آفریدگانش آشکار شد،به خودش سوگند یاد کرده و فرمود:به عزّت و شوکتم سوگند که ستم هیچ ستمکاری از من نگذرد(بر من پوشیده نماند)گرچه زدن مشتی به مشتی دیگر یا مالیدن دستی به دستی باشد و گرچه شاخ زدن شاخداری به بیشاخی باشد،پس برای بندگان از یکدیگر قصاص گیرد تا آنجا که ستم کسی بر کسی(بدون کیفر)باقی نماند،سپس آنها را برای حسابرسی برانگیزد و امّا گناه سوم،گناهی است که خداوند آن را بر بندگانش نهان داشته است و توبۀ از آن را بر گناهکار روزی کرد به طوری که از گناهش ترسان و به پروردگارش امیدوار شد،پس ما برای او آنچنان هستیم که او برای خودش است.برای او امید رحمت داریم و از کیفرش ترسناکیم.
[٢٩٨٣]٢-حمران گوید:از امام باقر علیه السّلام از مردی پرسیدم که(زنای با زن شوهردار کرده است)و حدّ بر اجرا و سنگسار شده است.آیا در روز واپسین کیفر میشود؟فرمود:همانا خداوند کریمتر از آن است.
ص :٢١٩
باب تعجیل عقوبة الذّنب
[٢٩٨۴]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسن بن محبوب،عن عبد اللّه بن سنان،عن حمزة بن حمران،عن أبیه،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ إذا کان من أمره أن یکرم عبدا و له ذنب ابتلاه بالسّقم،فإن لم یفعل ذلک له ابتلاه بالحاجة،فإن لم یفعل به ذلک شدّد علیه الموت لیکافیه بذلک الذّنب،قال:و إذا کان من أمره أن یهین عبدا و له عنده حسنة صحّح بدنه،فإن لم یفعل به ذلک وسّع علیه فی رزقه،فإن هو لم یفعل ذلک به هوّن علیه الموت لیکافیه بتلک الحسنة.
[٢٩٨۵]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن إسماعیل بن إبراهیم،عن الحکم بن عتیبة قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ العبد إذا کثرت ذنوبه و لم یکن عنده من العمل ما یکفّرها ابتلاه بالحزن لیکفّرها.
[٢٩٨۶]٣-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:قال اللّه عزّ و جلّ:و عزّتی و جلالی لا أخرج عبدا من الدّنیا و أنا أرید أن أرحمه حتّی أستوفی منه کلّ خطیئة عملها،إمّا بسقم فی جسده و إمّا بضیق فی رزقه و إمّا بخوف فی دنیاه،فإن بقیت علیه بقیّة شدّدت علیه عند الموت و عزّتی و جلالی لا أخرج عبدا من الدّنیا و أنا أرید أن أعذّبه حتّی أوفّیه کلّ حسنة عملها إمّا بسعة فی رزقه و إمّا بصحّة فی جسمه و إمّا بأمن فی دنیاه،فإن بقیت علیه بقیّة هوّنت علیه بها الموت.
ص :٢٢٠
[٢٩٨۴]١-امام باقر علیه السّلام فرمود:همانا خداوند عزّتمند هرگاه بخواهد بندهای را که دارای گناهی است گرامی بدارد،به بیماری گرفتارش کند و اگر این کار را نکند،نیازمندش سازد و باز اگر این کار را نکند،مرگ را بر او سخت گیرد تا بدان سبب،گناهش را تلافی کند.فرمود:و هرگاه بخواهد بندهای را که کار نیکی در نزدش دارد،خوار سازد،تنش را تندرست گرداند و اگر این کار را برای او نکند، روزیش را فراوان گرداند و باز اگر این کار را نکند،مرگش را آسان گیرد تا به سبب آن کار نیک پاداشش دهد.
[٢٩٨۵]٢-امام صادق علیه السّلام فرمود:هرگاه گناه بندهای بسیار شود و هیچ کردار (نیک)نداشته باشد که آنها را تلافی کند،خداوند او را به اندوه گرفتار سازد تا بر آنها کفّاره باشد.
[٢٩٨۶]٣-رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:خداوند فرازمند فرمود:به عزت و شوکتم سوگند که بندهای را از دنیا بیرون نبرم در حالی که میخواهم رحمتش کنم تا هر گناه و کار اشتباهی که انجام داده،یا با بیماری تنش یا تنگی روزیاش یا ترس در دنیایش جبران کنم و اگر چیزی هم بماند، هنگامه مرگ بر او سخت گیرم؛و به عزت و شوکتم سوگند که بندهای را از دنیا بیرون نبرم در حالیکه میخواهم کیفرش دهم تا هر کار نیکی که انجام داده،یا با فراوانی روزیاش یا با تندرستی تنش یا با آسودگیخاطر در دنیایش جبران کنم و اگر چیزی باقی بماند،مرگ را برای او آسان گیرم.
ص :٢٢١
[٢٩٨٧]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن ابن محبوب، عن هشام بن سالم،عن أبان بن تغلب قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ المؤمن لیهوّل علیه فی نومه فیغفر له ذنوبه و إنّه لیمتهن فی بدنه فیغفر له ذنوبه.
[٢٩٨٨]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن السّریّ بن خالد،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا أراد اللّه عزّ و جلّ بعبد خیرا عجّل له عقوبته فی الدّنیا و إذا أراد بعبد سوءا أمسک علیه ذنوبه حتّی یوافی بها یوم القیامة.
[٢٩٨٩]۶-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن محمّد بن الحسن بن شمّون،عن عبد اللّه بن عبد الرّحمن،عن مسمع بن عبد الملک،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ: وَ مٰا أَصٰابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ :لیس من التواء عرق و لا نکبة حجر و لا عثرة قدم و لا خدش عود إلاّ بذنب و لما یعفو اللّه أکثر،فمن عجّل اللّه عقوبة ذنبه فی الدّنیا فإنّ اللّه عزّ و جلّ أجلّ و أکرم و أعظم من أن یعود فی عقوبته فی الآخرة.
[٢٩٩٠]٧-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن العبّاس بن موسی الورّاق،عن علیّ الأحمسیّ،عن رجل،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ما یزال الهمّ و الغمّ بالمؤمن حتّی ما یدع له ذنبا.
[٢٩٩١]٨-عنه،عن أحمد بن محمّد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه جمیعا،عن ابن أبی عمیر،عن الحارث بن بهرام،عن عمرو بن جمیع قال:
ص :٢٢٢
[٢٩٨٧]۴-حضرت امام صادق علیه السّلام فرمود:همانا مؤمن در خوابش(به سبب دیدن خواب هولناک)ترسانیده شود،پس گناهانش(به واسطه همان ترس) آمرزیده گردد و به راستی که تنش(با کار)به رنج و زحمت افتد،پس گناهانش بخشیده شود.
[٢٩٨٨]۵-امام ششم علیه السّلام فرمود:هرگاه خداوند فرازمند خوبی بندهای را خواهد،برای کیفر دادنش در دنیا شتاب کند و هرگاه بدی بندهای را بخواهد، گناهانش را برای او نگه دارد تا در روز رستاخیز به او بدهد.
[٢٩٨٩]۶-امام صادق علیه السّلام فرمود که حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام درباره فرمایش خدای بزرگ و گرامی که(و آنچه از رنج به شما میرسد به سبب چیزی که خودتان به دست آوردهاید در حالیکه از بسیاری هم میگذرد.)[شورا(۴٢):٣٠]فرمود:هیچ پیچش رگی و برخورد به سنگی و لغزش گامی و خراش چوبی نیست مگر به سبب گناه و البته آنچه خداوند میبخشد،بیشتر باشد؛پس آنکه را خداوند برای کیفر دادن گناهش در دنیا شتابید،آن خداوند فرازمند،والاتر و گرامیتر و بزرگوارتر از آن است که دوباره او را در روز واپسین کیفر دهد.
[٢٩٩٠]٧-رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:پیوسته غم و اندوه گریبانگیر مؤمن باشد تا برای او گناهی بهجا نگذارند.
[٢٩٩١]٨-عمر جمیع گوید:از امام صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود:همانا بندۀ
ص :٢٢٣
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ العبد المؤمن لیهتمّ فی الدّنیا حتّی یخرج منها و لا ذنب علیه.
[٢٩٩٢]٩-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن علیّ الأحمسیّ، عن رجل،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
لا یزال الهمّ و الغمّ بالمؤمن حتّی ما یدع له من ذنب.
[٢٩٩٣]١٠-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن معاویة بن وهب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:قال اللّه عزّ و جلّ:ما من عبد أرید أن أدخله الجنّة إلاّ ابتلیته فی جسده،فإن کان ذلک کفّارة لذنوبه و إلاّ شدّدت علیه عند موته حتّی یأتینی و لا ذنب له ثمّ أدخله الجنّة.و ما من عبد أرید أن أدخله النّار إلاّ صحّحت له جسمه،فإن کان ذلک تماما لطلبته عندی و إلاّ آمنت خوفه من سلطانه،فإن کان ذلک تماما لطلبته عندی و إلاّ وسّعت علیه فی رزقه،فإن کان ذلک تماما لطلبته عندی و إلاّ هوّنت علیه موته حتّی یأتینی و لا حسنة له عندی ثمّ أدخله النّار.
[٢٩٩۴]١١-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن محمّد بن أورمة،عن النّضر بن سوید،عن درست بن أبی منصور،عن ابن مسکان،عن بعض أصحابنا،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
مرّ نبیّ من أنبیاء بنی إسرائیل برجل بعضه تحت حائط و بعضه خارج منه قد شعّثته الطّیر و مزّقته الکلاب،ثمّ مضی فرفعت له مدینة فدخلها فإذا هو بعظیم من عظمائها میّت علی سریر مسجّی بالدّیباج حوله المجمر فقال:
یا ربّ،أشهد أنّک حکم عدل لا تجور،هذا عبدک لم یشرک بک طرفة عین أمتّه
ص :٢٢۴
مؤمن در دنیا اندوهگین گردد تا اینکه از دنیا رخت بربندد و گناهی برایش نباشد.
[٢٩٩٢]٩-امام باقر علیه السّلام فرمود:پیوسته غم و اندوه گریبانگیر مؤمن باشد تا گناهی برای او بهجا نگذارند.
[٢٩٩٣]١٠-رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:خداوند فرازمند فرمود:هر بندهای را که بخواهم به بهشت وارد کنم،در تنش گرفتارش نمایم،پس اگر همان پوشاننده(کفّاره)گناهانش شود(او را بس است)وگرنه هنگام مرگش بر او سخت گیرم تا اینکه بدون گناه نزدم آید،سپس او را به بهشت ببرم و هر بندهای را که بخواهم به دوزخ ببرم،تنش را تندرست سازم،پس اگر همان پایان طلبش از من باشد(او را بس است)وگرنه او را از ترس سلطانش ایمن سازم،پس اگر همان پایان طلبش از من باشد(که او را بس باشد)وگرنه روزیش فراوان کنم،پس اگر آن پایان طلبش از من باشد(بس است)وگرنه هنگام مرگ بر او آسان گیرم تا اینکه بدون داشتن نیکی در نزدم،پیش من آید و سپس او را به دوزخ ببرم.
[٢٩٩۴]١١-امام باقر علیه السّلام فرمود:یکی از پیامبران بنی اسرائیل به مردی گذر کرد که قسمتی از بدنش زیر دیوار و قسمتی دیگر بیرون از آن بود که پرندگان او را از هم پراکنده و سگان(تنش را)دریده بودند؛سپس از آنجا گذشت و شهری پدیدار گشت و وارد شهر شد و دید که یکی از بزرگان آن شهر مرده و روی تختی نهاده شده و با پارچه ابریشمین کفن شده است و دور آن منقلهای عود است،پس گفت:پروردگارا،گواهی میدهم که تو حاکم دادگری هستی و ستم نکنی.آن بنده تو است که چشم بههمزدنی به تو شرک نورزیده بود و آنگونه میراندی
ص :٢٢۵
بتلک المیتة و هذا عبدک لم یؤمن بک طرفة عین أمتّه بهذه المیتة؟!فقال:
عبدی أنا کما قلت حکم عدل لا أجور،ذلک عبدی کانت له عندی سیّئة أو ذنب أمتّه بتلک المیتة لکی یلقانی و لم یبق علیه شیء و هذا عبدی کانت له [عندی]حسنة فأمتّه بهذه المیتة لکی یلقانی و لیس له عندی حسنة.
[٢٩٩۵]١٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن ابن محبوب،عن أبی الصّبّاح الکنانیّ قال:
کنت عند أبی عبد اللّه علیه السّلام فدخل علیه شیخ فقال:یا أبا عبد اللّه،أشکو إلیک ولدی و عقوقهم و إخوانی و جفاهم عند کبر سنّی،فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام:یا هذا، إنّ للحقّ دولة و للباطل دولة و کلّ واحد منهما فی دولة صاحبه ذلیل و إنّ أدنی ما یصیب المؤمن فی دولة الباطل العقوق من ولده و الجفاء من إخوانه و ما من مؤمن یصیبه شیء من الرّفاهیة فی دولة الباطل إلاّ ابتلی قبل موته إمّا فی بدنه و إمّا فی ولده و إمّا فی ماله حتّی یخلّصه اللّه ممّا اکتسب فی دولة الباطل و یوفّر له حظّه فی دولة الحقّ،فاصبر و أبشر.
باب فی تفسیر الذّنوب
[٢٩٩۶]١-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن أحمد بن محمّد،عن العبّاس بن العلاء،عن مجاهد،عن أبیه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
الذّنوب الّتی تغیّر النّعم البغی و الذّنوب الّتی تورث النّدم القتل و الّتی تنزل النّقم الظّلم و الّتی تهتک السّتر شرب الخمر و الّتی تحبس الرّزق الزّنا و الّتی تعجّل الفناء قطیعة الرّحم و الّتی تردّ الدّعاء و تظلم الهواء عقوق الوالدین.
[٢٩٩٧]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن محبوب،عن إسحاق بن عمّار قال:
ص :٢٢۶
و اینهم بندۀ تو است که چشم بههم زدنی به تو ایمان نیاورده بود و اینگونه میراندی؟خداوند فرمود:بندهام!آنسان که تو گفتی،من حاکمی دادگر هستم و ستم نکنم.آن بندهام کردار بد یا گناهی نزد من داشت.بهآن صورت میراندمش تا در حالیکه مرا دیدار میکند،چیزی برای او به جای نماند و این بندهام کردار نیکی نزد من داشت.به این صورت میراندمش تا در حالیکه دیدارم میکند پیش من نیکی نداشته باشد.
[٢٩٩۵]١٢-ابو الصبّاح کنانی گوید:نزد امام صادق علیه السّلام بودم که پیرمردی بر آن حضرت وارد شد و عرض کرد:ای ابا عبد اللّه،از فرزندانم و سرپیچی آنها و از برادرانم و ستمکاری آنها در این سالخوردگیام به شما شکایت آوردهام.
حضرت امام صادق علیه السّلام فرمود:ای پیرمرد!همانا حق دولتی دارد و برای باطل هم دولتی است و هرکدام در دولت رفیقش خوار است و همانا کمتر چیزی که مؤمن در دولت باطل گرفتار آن میشود،سرپیچی فرزندان و ستمکاری برادران است و هیچ مؤمنی در دولت باطل آسایش نبیند جزاینکه پیش از مرگش یا درباره فرزندان یا درباره داراییاش گرفتار شود تا خداوند او را از آنچه در دولت باطل به دست آورده،رها سازد و بهرهاش را در دولت حق فراوان کند؛پس بردباری کن و مژدهگیر.
[٢٩٩۶]١-امام صادق علیه السّلام فرمود:گناهانی که نعمتها را دگرگون سازند،تجاوز و ستم(به دیگران)است و گناهانی که موجب پشیمانیاند،کشتن است و آنهایی که بلاها فرود آورد،ستم است و آنهایی که پردهدری کنند،شرابخواری است و آن گناهانی که روزی را بند آورند،زنا میباشد و آنهایی که نابودی را زود رسانند،قطعرحم است و آنهایی که دعا را برگردانند و فضا را تیرهوتار سازند، سرپیچی از پدر و مادر است.
[٢٩٩٧]٢-اسحاق عمار گوید:شنیدم که امام صادق علیه السّلام میفرمود:همواره پدرم
ص :٢٢٧
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:کان أبی علیه السّلام یقول نعوذ باللّه من الذّنوب الّتی تعجّل الفناء و تقرّب الآجال و تخلی الدّیار و هی قطیعة الرّحم و العقوق و ترک البرّ.
[٢٩٩٨]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أیّوب بن نوح أو بعض أصحابه عن أیّوب، عن صفوان بن یحیی قال:حدّثنی بعض أصحابنا،قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إذا فشا أربعة:ظهرت أربعة إذا فشا الزّنا ظهرت الزّلزلة و إذا فشا الجور فی الحکم احتبس القطر و إذا خفرت الذّمّة أدیل لأهل الشّرک من أهل الإسلام و إذا منعت الزّکاة ظهرت الحاجة.
باب نادر
[٢٩٩٩]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسن بن محبوب،عن عبد العزیز العبدیّ،عن ابن أبی یعفور قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:قال اللّه عزّ و جلّ:إنّ العبد من عبیدی المؤمنین لیذنب الذّنب العظیم ممّا یستوجب به عقوبتی فی الدّنیا و الآخرة،فأنظر له فیما فیه صلاحه فی آخرته فأعجّل له العقوبة علیه فی الدّنیا لأجازیه بذلک الذّنب و أقدّر عقوبة ذلک الذّنب و أقضیه و أترکه علیه موقوفا غیر ممضی و لی فی إمضائه المشیئة و ما یعلم عبدی به،فأتردّد فی ذلک مرارا علی إمضائه ثمّ أمسک عنه فلا أمضیه کراهة لمساءته وحیدا عن إدخال المکروه علیه،فأتطوّل علیه بالعفو عنه و الصّفح محبّة لمکافاته لکثیر نوافله الّتی یتقرّب بها إلیّ فی لیله و نهاره،فأصرف ذلک البلاء عنه و قد قدّرته و قضیته و ترکته موقوفا و لی فی إمضائه المشیئة،ثمّ أکتب له عظیم أجر نزول ذلک البلاء و أدّخره و أوفّر
ص :٢٢٨
میفرمود:از گناهانی به خداوند پناه میبریم که نابودی را زود رسانند و مرگها را نزدیک سازند و خانهها را ویران کنند و آن قطعرحم و سرپیچی فرزندان و وا گذاردن نیکی است.
[٢٩٩٨]٣-حضرت امام صادق علیه السّلام فرمود:آنگاه که چهار چیز انتشار یابد، چهار چیز دیگر پدیدار گردد:هرگاه زنا شایع شد،زلزله پیدا شود و هرگاه حکم به ناحق انتشار یابد،باران بند آید و وقتی پیمان با ذمّیها(کفاری که در ذمّه اسلاماند)شکسته شود،مشرکان بر مسلمانان حکومت کنند و آنگاه که زکات پرداخت نشود،نیازمندی پدید آید.
[٢٩٩٩]١-ابن ابو یعفور گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که خداوند عزّتمند فرموده است:همانا بندهای از بندگان مؤمنم گناهی بزرگ میکند،از آن گناهانی که سزاوار کیفر من در دنیا و آخرت است و من به صلاحش در آخرت مینگرم و کیفرش را در دنیا پیش میاندازم و برای آن گناه مجازاتش میکنم،یا کیفرش را اندازه گرفته،حکمش را میدهم و رهایش کرده،اجرایش نمیکنم و آن را به خواست خودم وامیگذارم در حالیکه بندهام آن را نمیداند.آنگاه چندین بار در اجرایش دودل میشوم و سپس از آن دست میکشم و اجرایش نمیکنم؛زیرا ناخرسندی او را دوست نمیدارم.پس از ناخرسند کردن او رو میگردانم.و با عفو بخشایش از او میگذرم؛زیرا او را به جهت نافلههای بسیارش که در شبانهروز برای من انجام میداد دوست میدارم.پس آن بلا را از او برمیگردانم.
با آنکه برایش مقدّر کرده،حکمش را دادهام،اجرایش را رها کرده،آن را به خواست خودم واگذار میکنم.سپس پاداش بزرگ فرودآمدن آن بلا بر او را برایش مینویسم و ذخیره میکنم و پاداشاش را افزون میکنم تا او بلا را نفهمد
ص :٢٢٩
له أجره و لم یشعر به و لم یصل إلیه أذاه و أنا اللّه الکریم الرّءوف الرّحیم.
باب نادر أیضا
[٣٠٠٠]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عن ابن بکیر قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ: وَ مٰا أَصٰابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ، فقال هو: وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ قال:قلت:لیس هذا أردت أرأیت ما أصاب علیّا و أشباهه من أهل بیته علیهما السّلام من ذلک؟فقال إنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کان یتوب إلی اللّه فی کلّ یوم سبعین مرّة من غیر ذنب.
[٣٠٠١]٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه جمیعا،عن ابن محبوب،عن علیّ بن رئاب قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: وَ مٰا أَصٰابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ أرأیت ما أصاب علیّا و أهل بیته من بعده هو بما کسبت أیدیهم و هم أهل بیت طهارة معصومون؟فقال:إنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کان یتوب إلی اللّه و یستغفره فی کلّ یوم و لیلة مائة مرّة من غیر ذنب،إنّ اللّه یخصّ أولیاءه بالمصائب لیأجرهم علیها من غیر ذنب.
[٣٠٠٢]٣-علیّ بن إبراهیم،رفعه قال:
لمّا حمل علیّ بن الحسین صلی اللّه علیهما إلی یزید بن معاویة فأوقف بین یدیه،قال یزید لعنه اللّه: وَ مٰا أَصٰابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ فقال علیّ بن الحسین علیهما السّلام:لیست هذه الآیة فینا إنّ فینا قول اللّه عزّ و جلّ:
مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فِی أَنْفُسِکُمْ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ
ص :٢٣٠
و آزاری به او نرسد.که منم خداوند بخششگر و دلسوز مهربان.
[٣٠٠٠]١-ابن بکیر گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه پرسیدم:
(و آنچه از رنج به شما میرسد به سبب چیزی است که خودتان به دست آوردهاید).
[شورا(۴٢):٣٠]
حضرت ادامه دادند:(در حالیکه از بسیاری درمیگذرد).[شورا(۴٢):٣٠]من عرض کردم:مقصودم این نبود.بفرمایید آیا آنچه به علی و همانندان او از خاندانش علیهم السّلام رسیده،از این مورد است؟فرمودند:همانا رسول خدا در هر روز هفتاد بار به پیشگاه خداوند توبه میکرد بیآنکه گناهی کرده باشد.
[٣٠٠١]٢-علی رئاب گفت:از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه(و آنچه از رنج به شما میرسد به سبب چیزی است که خودتان به دست آوردهاید.)پرسیدم:بفرمایید آیا آنچه به علی و پس از او به خاندانش علیهم السّلام رسیده به سبب چیزی است که خودشان کردهاند در حالیکه آنان خاندان طهارتاند و معصوماند؟حضرت فرمودند:همانا رسول خدا در هر شبانهروز صدبار به پیشگاه خداوند توبه کرده، از او آمرزش میخواست بیآنکه گناهی کرده باشد:همانا خداوند دوستانش را به مصائب،مخصوص کرده است تا بدون گناه پاداششان بدهد.
[٣٠٠٢]٣-علی ابراهیم در حدیثی بیسند گفته است:هنگامی که حضرت سجّاد علیه السّلام را به نزد یزید معاویه برده،در برابر او نگاه داشتند،یزید-خدایش لعنت کند-گفت:(و آنچه از مصیبت به شما میرسد به سبب چیزی است که خودتان به دست آوردهاید.)حضرت سجّاد علیه السّلام فرمودند:این آیه دربارۀ ما نیست.بلکه این سخن خداوند عزّتمند دربارۀ ما است:(آنچه از مصیبت به زمین و به جانهاتان میرسد در کتابی است پیش از اینکه آنها را به وجود آوریم.که این برای خدا آسان است.)[حدید(۵٧):٢٢]
ص :٢٣١
أَنْ نَبْرَأَهٰا إِنَّ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیرٌ.
باب أنّ اللّه یدفع بالعامل عن غیر العامل
[٣٠٠٣]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن علیّ بن معبد،عن عبد اللّه بن القاسم،عن یونس بن ظبیان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ اللّه لیدفع بمن یصلّی من شیعتنا عمّن لا یصلّی من شیعتنا و لو أجمعوا علی ترک الصّلاة لهلکوا؛و إنّ اللّه لیدفع بمن یزکّی من شیعتنا عمّن لا یزکّی و لو أجمعوا علی ترک الزّکاة لهلکوا و إنّ اللّه لیدفع بمن یحجّ من شیعتنا عمّن لا یحجّ و لو أجمعوا علی ترک الحجّ لهلکوا و هو قول اللّه عزّ و جلّ: وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْعٰالَمِینَ فو اللّه ما نزلت إلاّ فیکم و لا عنی بها غیرکم.
باب أنّ ترک الخطیئة أیسر من طلب التّوبة
[٣٠٠۴]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن بعض أصحابه،عن أبی العبّاس البقباق[قال:]
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:ترک الخطیئة أیسر من طلب التّوبة و کم من شهوة ساعة أورثت حزنا طویلا و الموت فضح الدّنیا فلم یترک لذی لبّ فرحا.
باب الاستدراج
[٣٠٠۵]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن عبد اللّه بن جندب،عن سفیان بن السّمط قال:
ص :٢٣٢
[٣٠٠٣]١-یونس ظبیان روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:همانا خداوند به وسیلۀ کسی از شیعیان ما که نماز میگزارد از شیعهای که نماز نمیگذارد رفع بلا میکند.ولی اگر همگی نماز را ترک کنند نابود میشوند.
و همانا خداوند به سبب شیعهای که زکات میدهد از شیعهای که زکات نمیدهد رفع بلا میکند ولی اگر همگی ترک زکات کنند،نابود میشوند.و همانا خداوند به سبب شیعهای که حجّ میگزارد از شیعهای که حجّ نمیگذارد رفع بلا میکند ولی اگر همگی حجّ را ترک کنند،نابود میشوند و این سخن خداوند عزّتمند است که فرمود:(و اگر خداوند برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر پس نمیراند، زمین تباه میگشت ولی خداوند صاحب احسان بر جهانیان است.)[بقره(٢):٢۵١]و به خدا سوگند که این جز دربارۀ شما نازل نشده و جز شما را قصد نکرده است.
[٣٠٠۴]١-ابو عبّاس بقباق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:ترکگناه آسانتر از به دنبال توبه رفتن است.و بسا ساعتی هوس که اندوهی دراز بهجا میگذارد که مرگ،دنیا را رسوا کرده،برای هیچ خردمندی،شادی نگذاشته است.
[٣٠٠۵]١-سفیان سمط روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:همانا
ص :٢٣٣
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ اللّه إذا أراد بعبد خیرا فأذنب ذنبا أتبعه بنقمة و یذکّره الاستغفار و إذا أراد بعبد شرّا فأذنب ذنبا أتبعه بنعمة لینسیه الاستغفار و یتمادی بها و هو قول اللّه عزّ و جلّ: سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَعْلَمُونَ بالنّعم عند المعاصی.
[٣٠٠۶]٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه جمیعا،عن ابن محبوب،عن ابن رئاب،عن بعض أصحابه قال:
سئل أبو عبد اللّه علیه السّلام عن الاستدراج فقال:هو العبد یذنب الذّنب فیملی له و تجدّد له عندها النّعم فتلهیه عن الاستغفار من الذّنوب فهو مستدرج من حیث لا یعلم.
[٣٠٠٧]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن سنان،عن عمّار بن مروان،عن سماعة بن مهران قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَعْلَمُونَ قال:هو العبد یذنب الذّنب فتجدّد له النّعمة معه،تلهیه تلک النّعمة عن الاستغفار من ذلک الذّنب.
[٣٠٠٨]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن القاسم بن محمّد،عن سلیمان بن داود المنقریّ،عن حفص بن غیاث،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کم من مغرور بما قد أنعم اللّه علیه و کم من مستدرج بستر اللّه علیه و کم من مفتون بثناء النّاس علیه.
باب محاسبة العمل
[٣٠٠٩]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد
ص :٢٣۴
وقتی خدا برای بندهای خیر بخواهد،چون گناه کند،او را با کیفری دنبال کرده، آمرزشخواهی را به خاطرش میاندازد و چون بدی بندهای را بخواهد و او گناه بکند،او را با نعمت دنبال میکند تا آمرزشخواهی را از خاطرش بردارد و او آن را ادامه دهد.و این سخن خداوند عزّتمند است که فرمود:(و به تدریج از راهی که نمیدانند گرفتارشان خواهیم کرد.)[اعراف(٧):١٨٢]یعنی به وسیلۀ نعمت در هنگام گناه.
[٣٠٠۶]٢-یکی از اصحاب گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ استدراج پرسیدند.حضرت فرمود:استدراج این است که بندهای گناه کند و آنگاه به او مهلت داده شود و نعمتها برایش تازه شود تا او را از آمرزشخواهی برای گناهان غافل کند.و او از جایی که نمیداند،گرفتار شود.
[٣٠٠٧]٣-سماعۀ مهران گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه پرسیدم:(و از جایی که نمیدانند گرفتارشان خواهیم کرد.)حضرت فرمودند:او بندهای است که وقتی گناه میکند،نعمتها برایش تازه میشود تا او را از آمرزش خواهی برای گناهان غافل کند.
[٣٠٠٨]۴-حفص غیاث روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:بسا کسی که به نعمتی که خداوند به او داده مغرور میشود و بسا کسی که به پردهپوشی خدا گرفتار میشود و بساکسی که با ستایشهای مردم فریب میخورد.
[٣٠٠٩]١-ابو حمزه از حضرت سجّاد علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام
ص :٢٣۵
جمیعا،عن الحسن بن محبوب،عن علیّ بن رئاب،عن أبی حمزة،عن علیّ بن الحسین علیهما السّلام قال:
کان أمیر المؤمنین علیه السّلام یقول:إنّما الدّهر ثلاثة أیّام أنت فیما بینهنّ:مضی أمس بما فیه فلا یرجع أبدا،فإن کنت عملت فیه خیرا لم تحزن لذهابه و فرحت بما استقبلته منه و إن کنت قد فرّطت فیه فحسرتک شدیدة لذهابه و تفریطک فیه و أنت فی یومک الّذی أصبحت فیه من غد فی غرّة و لا تدری لعلّک لا تبلغه و إن بلغته لعلّ حظّک فیه فی التّفریط مثل حظّک فی الأمس الماضی عنک، فیوم من الثّلاثة قد مضی أنت فیه مفرّط؛و یوم تنتظره لست أنت منه علی یقین من ترک التّفریط و إنّما هو یومک الّذی أصبحت فیه و قد ینبغی لک أن عقلت و فکّرت فیما فرّطت فی الأمس الماضی ممّا فاتک فیه من حسنات ألاّ تکون اکتسبتها و من سیّئات ألاّ تکون أقصرت عنها و أنت مع هذا مع استقبال غد علی غیر ثقة من أن تبلغه و علی غیر یقین من اکتساب حسنة أو مرتدع عن سیّئة محبطة،فأنت من یومک الّذی تستقبل علی مثل یومک الّذی استدبرت، فاعمل عمل رجل لیس یأمل من الأیّام إلاّ یومه الّذی أصبح فیه و لیلته،فاعمل أودع و اللّه المعین علی ذلک.
[٣٠١٠]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن إبراهیم بن عمر الیمانیّ،عن أبی الحسن الماضی صلوات اللّه علیه قال:
لیس منّا من لم یحاسب نفسه فی کلّ یوم،فإن عمل حسنا استزاد اللّه و إن عمل سیّئا استغفر اللّه منه و تاب إلیه.
[٣٠١١]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن النّعمان،عن إسحاق بن عمّار،عن أبی النّعمان العجلیّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ص :٢٣۶
میفرمود:همانا روزگار سه روز است که تو در میان آن سه روز هستی:دیروز که با آنچه در آن بوده،گذشته است و هرگز بازنمیگردد،که اگر در آن نیکویی کرده باشی برای رفتناش اندوه نخورده،بلکه برای آنچه از او میرسد،شاد میشوی و اگر در آن کوتاهی کردهای،برای از دست رفتن آن و کوتاهیات سخت افسوس میخوری.و تو در همین روزی که به صبحش رساندهای از فردایت آگاه نیستی و نمیدانی که به فردا میرسی و اگر هم برسی شاید بهرهات از کوتاهی در آن همانند بهرهات در روزی باشد که از تو سپری شده است.پس روزی از آن سه روز سپری شده و تو در آن کوتاهی کردهای و روزی هم هست که تو منتظرش هستی و یقین نداری که کوتاهیات را در آن کنار بگذاری.و روز تو روزی است که آن را به صبح رساندهای و برای تو سزاوار است در چیزی که در دیروز سپری شده بیندیشی،از نیکیهایی که انجامش ندادهای و از زشتیهایی که از آنها دست نکشیدهای و در اینکه رو به فردایی داری که اطمینان نداری به آن میرسی و نیز یقین نداری که نیکیای انجام میدهی یا از زشتی تباهکنندهای دست میکشی.پس تو در روزی هستی که دیروز به انتظارش نشسته بودی،پس چنان مردی عمل کن که گویا از روزگار جز به همین روز و شبی که در آن است امید ندارد.پس یا عمل کن یا ترک کن که خدا بر آن یاری کننده است.
[٣٠١٠]٢-ابراهیم بن عمر یمانی روایت کرده که حضرت کاظم علیه السّلام فرمودند:از ما نیست کسی که هر روز خودش را به حساب نکشد.تا اگر نیکی کرده، افزونیاش را از خداوند بخواهد و اگر گناهی کرده،از خدا آمرزش بخواهد و به پیشگاهش توبه کند.
[٣٠١١]٣-ابو نعمان عجلی روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:ای ابو
ص :٢٣٧
یا أبا النّعمان،لا یغرّنّک النّاس من نفسک فإنّ الأمر یصل إلیک دونهم و لا تقطع نهارک بکذا و کذا فإنّ معک من یحفظ علیک عملک و أحسن فإنّی لم أر شیئا أحسن درکا و لا أسرع طلبا من حسنة محدثة لذنب قدیم.
عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن بعض أصحابنا،عن أبی النّعمان مثله.
[٣٠١٢]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن بعض أصحابنا،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال:اصبروا علی الدّنیا فإنّما هی ساعة،فما مضی منه فلا تجد له ألما و لا سرورا و ما لم یجی فلا تدری ما هو و إنّما هی ساعتک الّتی أنت فیها فاصبر فیها علی طاعة اللّه و اصبر فیها عن معصیة اللّه.
[٣٠١٣]۵-عنه،عن بعض أصحابنا،رفعه قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:احمل نفسک لنفسک فإن لم تفعل لم یحملک غیرک.
[٣٠١۴]۶-عنه،رفعه قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام لرجل:إنّک قد جعلت طبیب نفسک و بیّن لک الدّاء و عرّفت آیة الصّحّة و دللت علی الدّواء،فانظر کیف قیامک علی نفسک.
[٣٠١۵]٧-عنه،رفعه قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام لرجل،اجعل قلبک قرینا برّا أو ولدا واصلا و اجعل عملک والدا تتّبعه و اجعل نفسک عدوّا تجاهدها و اجعل مالک عاریّة تردّها.
[٣٠١۶]٨-[و]عنه،رفعه قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:اقصر نفسک عمّا یضرّها من قبل أن تفارقک،واسع فی فکاکها کما تسعی فی طلب معیشتک،فإنّ نفسک رهینة بعملک.
ص :٢٣٨
نعمان مردم تو را دربارۀ خودت مغرور نکنند؛زیرا جزا به تو میرسد نه به آنان.
و روزت را با چنین و چنان پایان نده؛زیرا به همراهت کسی است که عملت را به زیان تو نگاه میدارد.و نیکی کن؛زیرا من چیزی جبرانکنندهتر و شتابانتر از نیکی برای گناهی کهنه ندیدهام.
این حدیث با سلسله راویان دیگری نیز روایت شده است.
[٣٠١٢]۴-یکی از اصحاب روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:در خوشیهای دنیا شکیبایی کنید؛زیرا دنیا ساعتی بیش نیست که آنچه از آن گذشته است نه دردی دارد و نه شادیای.و آنچه هنوز نیامده،تو نمیدانی چیست.
چیزی که هست همین ساعتی است که تو در آن هستی،پس در این ساعت به فرمانبری از خدا و دوری از نافرمانی خدا شکیبایی کن.
[٣٠١٣]۵-یکی از اصحاب حدیثی روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:خودت را خودت بردار که اگر چنین نکنی،دیگران تو را نخواهند برداشت.
[٣٠١۴]۶-همو حدیثی روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام به مردی فرمودند:
همانا تو را طبیب جان خودت قراردادهاند.بیماری برایت آشکار شده و نشانۀ تندرستی شناسانده شده است و تو به درمان،راهنمایی شدهای.پس بنگر که چگونه برای خودت قیام میکنی.
[٣٠١۵]٧-همو حدیثی روایت کرده که آن حضرت به مردی فرمودند:دلت را همدمی نیک یا فرزندی پیونددار کن.عملت را پدری قراربده که او را دنبال میکنی.نفست را دشمنی بدان که با او به جنگ میپردازی و مالت را امانتی بدان که آن را بازخواهی گرداند.
[٣٠١۶]٨-و همو حدیثی روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
خودت را از آنچه به تو زیان میرساند،بازبدار.پیش از آنکه از تو جدا شود.
و در نجات جانت بکوش چنانکه در جستوجوی روزی میکوشی؛زیرا جانب در گرو عمل تو است.
ص :٢٣٩
[٣٠١٧]٩-عنه،عن بعض أصحابه،رفعه قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:کم من طالب للدّنیا لم یدرکها و مدرک لها قد فارقها، فلا یشغلنّک طلبها عن عملک و التمسها من معطیها و مالکها فکم من حریص علی الدّنیا قد صرعته و اشتغل بما أدرک منها عن طلب آخرته حتّی فنی عمره و أدرکه أجله.
و قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:المسجون من سجنته دنیاه عن آخرته.
[٣٠١٨]١٠-و عنه،رفعه عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال إذا أتت علی الرّجل أربعون سنة قیل له:خذ حذرک فإنّک غیر معذور و لیس ابن الأربعین بأحقّ بالحذر من ابن العشرین فإنّ الّذی یطلبهما واحد و لیس براقد،فاعمل لما أمامک من الهول و دع عنک فضول القول.
[٣٠١٩]١١-عنه،عن علیّ بن الحکم،عن حسّان عن زید الشّحّام قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:خذ لنفسک من نفسک،خذ منها فی الصّحّة قبل السّقم و فی القوّة قبل الضّعف و فی الحیاة قبل الممات.
[٣٠٢٠]١٢-عنه،عن علیّ بن الحکم،عن هشام بن سالم،عن بعض أصحابه، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ النّهار إذا جاء قال:یا ابن آدم،اعمل فی یومک هذا خیرا أشهد لک به عند ربّک یوم القیامة،فإنّی لم آتک فیما مضی و لا آتیک فیما بقی؛و إذا جاء اللّیل قال مثل ذلک.
[٣٠٢١]١٣-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن أحمد بن محمّد، عن شعیب بن عبد اللّه،عن بعض أصحابه،رفعه قال:
جاء رجل إلی أمیر المؤمنین علیه السّلام فقال:یا أمیر المؤمنین،أوصنی بوجه من
ص :٢۴٠
[٣٠١٧]٩-یکی از اصحاب حدیثی روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
بسا دنبالکنندۀ دنیا که به آن نرسیده است و به دنیا رسیدهای که از آن جدا شده است.پس جستوجوی دنیا تو را از عملت بازندارد.و دنیا را از عطاکننده و دارندۀ آن بخواه.چهبسا آزمند دنیا که دنیا او را به خاک افکنده و با آنچه به آن رسیده،از جستوجوی آخرت بازمانده است تا عمرش تمام شود و أجلش برسد.
و حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:زندانی کسی است که دنیایش،او را از جست و جوی آخرت بازداشته است.
[٣٠١٨]١٠-همو در حدیثی روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:وقتی مردی چهل ساله شود به او میگویند:تو باید مراقب خودت باشی؛زیرا دیگر بهانهای نداری.ولی مردی چهل ساله به مراقبت کردن سزاوارتر از مردی بیست ساله نیست؛زیرا آنچه به دنبال ایشان است یک چیز است که در خواب هم نیست.پس برای آنچه در پیش داری که هراس است،عمل کرده،زیادی سخن را رها کن.
[٣٠١٩]١١-زید شحّام روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:خودت را از خودت نگاهدار:در تندرستی پیش از بیماری،در توانایی پیش از ناتوانی و در زندگی پیش از مرگ.
[٣٠٢٠]١٢-یکی از اصحاب روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:همانا وقتی روز میآید،میگوید:ای پسر آدم در این روزت نیکی انجام بده تا در روز قیامت در پیشگاه پروردگارت به سود تو گواهی بدهم؛زیرا من نه در آنچه سپری شده و نه در آنچه به آمدنش مانده است به نزدت نمیآیم.و چون شب هم بیاید مانند آن را میگوید.
[٣٠٢١]١٣-یکی از اصحاب گفته است:مردی به نزد امیر مؤمنان علیه السّلام آمده، عرض کرد:ای امیر مؤمنان مرا به صورتی از نیکی سفارش کن تا به سبب آن
ص :٢۴١
وجوه البرّ أنجو به،قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:أیّها السّائل،استمع ثمّ استفهم ثمّ استیقن ثمّ استعمل و اعلم أنّ النّاس ثلاثة:زاهد و صابر و راغب؛فأمّا الزّاهد فقد خرجت الأحزان و الأفراح من قلبه فلا یفرح بشیء من الدّنیا و لا یأسی علی شیء منها فاته،فهو مستریح و أمّا الصّابر فإنّه یتمنّاها بقلبه فإذا نال منها ألجم نفسه عنها لسوء عاقبتها و شنانها،لو اطّلعت علی قلبه عجبت من عفّته و تواضعه و حزمه و أمّا الرّاغب فلا یبالی من أین جاءته الدّنیا من حلّها أو[من] حرامها و لا یبالی ما دنّس فیها عرضه و أهلک نفسه و أذهب مروءته،فهم فی غمرة یضطربون.
[٣٠٢٢]١۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن محمّد بن حکیم،عمّن حدّثه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه:لا یصغر ما ینفع یوم القیامة،و لا یصغر ما یضرّ یوم القیامة فکونوا فیما أخبرکم اللّه عزّ و جلّ کمن عاین.
[٣٠٢٣]١۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و علیّ بن محمّد القاسانیّ جمیعا،عن القاسم بن محمّد،عن سلیمان المنقریّ،عن حفص بن غیاث قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إن قدرت أن لا تعرف فافعل و ما علیک ألاّ یثنی علیک النّاس و ما علیک أن تکون مذموما عند النّاس إذا کنت محمودا عند اللّه.
ثمّ قال:قال أبی علیّ بن أبی طالب علیه السّلام:لا خیر فی العیش إلاّ لرجلین:رجل یزداد کلّ یوم خیرا و رجل یتدارک منیّته بالتّوبة و أنّی له بالتّوبة و اللّه لو سجد حتّی ینقطع عنقه ما قبل اللّه تبارک و تعالی منه إلاّ بولایتنا أهل البیت،ألا و من عرف حقّنا و رجا الثّواب فینا[و]رضی بقوته نصف مدّ فی کلّ یوم و ما ستر عورته و ما أکنّ رأسه و هم و اللّه فی ذلک خائفون وجلون ودّوا أنّه حظّهم من
ص :٢۴٢
نجات یابم.امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:ای پرسشگر گوش بسپار،سپس بفهم و سپس یقین کرده،آنگاه به کار ببند و بدانکه مردم سه گروهاند:پارسا و شکیبا و آزمند.پارسا که اندوهها و شادمانیها از دلش بیرون رفته،نه به چیزی از دنیا شاد میشود و نه به چیزی از دنیا که از دست داده،اندوه میخورد،او آسوده است.و شکیبا که در دل آرزوی دنیا میکند و چون به آن دست یابد،به جهت سرانجام بد و زشتی آن بر نفسش لگام میزند.اگر به دل او آگاه شوی از پاکیاش و فروتنی و دوراندیشیاش شگفتزده میشوی.امّا آزمند که اهمیّت نمیدهد دنیا از کجا به سویش آمده است از حلال یا از حرام.و اهمیّت نمیدهد که آبرویش در آن آلوده شود،جانش را نابود کند و جوانمردیاش از میان برود،که آنان در گردابی سرگرداناند.
[٣٠٢٢]١۴-مردی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان-درود خدا بر او-فرمودند:آنچه در روز قیامت سودمند یا زیانمند باشد،کوچک نیست.
پس در آنچه خداوند به شما خبر داده همانند کسی باشید که به چشم دیده است.
[٣٠٢٣]١۵-حفص غیاث گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:اگر توانستی که شناخته نشوی چنان کن.چه باکی بر تو است که مردم تو را نستایند و چه باکی است که نزد مردم نکوهیده باشی وقتی نزد خداوند ستوده هستی.سپس فرمودند:پدرم علی ابو طالب علیه السّلام فرموده است:در زندگی خیری نیست مگر برای دو کس.کسی که در هر روز نیکیای میافزاید و مردی که مرگش را با توبه جبران کند،و کجا توبه تواند کند.به خدا سوگند اگر چنان سجده کند که گردنش بیفتد خداوند پاک و والا جز به سبب ولایت ما خاندان از او نمیپذیرد.آگاه باشید که هرکس حقّ ما را بشناسد و در راه ما امید پاداش داشته باشد به خوراک نیممدّ در هر روز و پوشانندۀ شرمگاهش و آنچه سرش را میپوشاند خرسند است.و آنان به خدا سوگند در این اندک نیز هراسان و لرزاناند و دوست دارند که بهرۀشان از دنیا همان باشد و خداوند عزّتمند نیز چنین آنان را وصف کرده و فرموده است:
ص :٢۴٣
الدّنیا و کذلک وصفهم اللّه عزّ و جلّ فقال: وَ الَّذِینَ یُؤْتُونَ مٰا آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلیٰ رَبِّهِمْ رٰاجِعُونَ، ثمّ قال:ما الّذی آتوا آتوا؟و اللّه مع الطّاعة المحبّة و الولایة و هم فی ذلک خائفون،لیس خوفهم خوف شکّ و لکنّهم خافوا أن یکونوا مقصّرین فی محبّتنا و طاعتنا.
[٣٠٢۴]١۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن محبوب،عن إبراهیم بن مهزم،عن الحکم بن سالم قال:
دخل قوم فوعظهم ثمّ قال:ما منکم من أحد إلاّ و قد عاین الجنّة و ما فیها و عاین النّار و ما فیها إن کنتم تصدّقون بالکتاب.
[٣٠٢۵]١٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة قال:
سمعت أبا الحسن علیه السّلام یقول:لا تستکثروا کثیر الخیر و تستقلّوا قلیل الذّنوب فإنّ قلیل الذّنوب یجتمع حتّی یصیر کثیرا و خافوا اللّه فی السّرّ حتّی تعطوا من أنفسکم النّصف و سارعوا إلی طاعة اللّه و اصدقوا الحدیث و أدّوا الأمانة فإنّما ذلک لکم و لا تدخلوا فیما لا یحلّ لکم فإنّما ذلک علیکم.
[٣٠٢۶]١٨-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن محبوب،عن أبی أیّوب،عن محمّد بن مسلم،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
سمعته یقول:ما أحسن الحسنات بعد السّیّئات و ما أقبح السّیّئات بعد الحسنات.
[٣٠٢٧]١٩-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن أبی عبد اللّه،عن ابن فضّال، عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّکم فی آجال مقبوضة و أیّام معدودة و الموت یأتی بغتة،من یزرع خیرا
ص :٢۴۴
(و از آنچه به ایشان داده شده،میدهند در حالیکه دلهاشان بیمناک است که به سوی پروردگارشان بازخواهند گشت.)[مؤمنون(٢٣):۶٠]سپس حضرت فرمود:چه چیزی به آنان داده شده است؟به خدا سوگند به آنان همراه فرمانبری،این محبّت و ولایت داده شده است و در آن هراساناند نه که هراسشان،از تردید باشد بلکه میترسند که در محبّت و فرمانبری از ما کوتاهی بکنند.
[٣٠٢۴]١۶-حکم سالم گفته است:مردمی به نزد آن حضرت آمدند و حضرت موعظهشان کرده،فرمودند:کسی از شما نیست که بهشت و آنچه را در آن است و دوزخ و آنچه را در آن است به چشم ندیده باشد اگر این کتاب[قرآن]را راست میدانید.
[٣٠٢۵]١٧-سماعه گفته است:از حضرت ابو الحسن علیه السّلام شنیدم میفرماید:نیکی زیاد را بسیار نشمارید و گناه اندک را کم نشمارید؛زیرا گناهان اندک جمع شده، بسیار میگردند.و از خدا در نهان بهراسید تا با خودتان انصاف بورزید.به اطاعت خدا شتاب کنید،راستگو باشید و امانت را ادا کنید که همانا آن به سود شما است و در آنچه برای شما حلال نیست،داخل نشوید که به زیان شما است.
[٣٠٢۶]١٨-محمّد مسلم گفته است:از حضرت باقر علیه السّلام شنیدم میفرماید:چه زیبا است نیکی پس از گناه و چه زشت است گناه پس از نیکی.
[٣٠٢٧]١٩-مردی روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:شما در مدّتهایی
ص :٢۴۵
یحصد غبطة و من یزرع شرّا یحصد ندامة و لکلّ زارع ما زرع و لا یسبق البطیء منکم حظّه و لا یدرک حریص ما لم یقدّر له،من أعطی خیرا فاللّه أعطاه و من وقی شرّا فاللّه وقاه.
[٣٠٢٨]٢٠-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن بعض أصحابه،عن الحسن بن علیّ بن أبی عثمان،عن واصل،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
جاء رجل إلی أبی ذرّ فقال:یا أبا ذرّ،ما لنا نکره الموت؟فقال:لأنّکم عمرتم الدّنیا و أخربتم الآخرة فتکرهون أن تنقلوا من عمران إلی خراب؛فقال له:فکیف تری قدومنا علی اللّه؟فقال:أمّا المحسن منکم فکالغائب یقدم علی أهله و أمّا المسیء منکم فکالآبق یردّ علی مولاه،قال:فکیف تری حالنا عند اللّه؟قال:اعرضوا أعمالکم علی الکتاب،إنّ اللّه یقول: إِنَّ الْأَبْرٰارَ لَفِی نَعِیمٍ* وَ إِنَّ الْفُجّٰارَ لَفِی جَحِیمٍ؛ قال:فقال الرّجل:فأین رحمة اللّه؟قال:رحمة اللّه قریب من المحسنین.قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:و کتب رجل إلی أبی ذرّ رضی اللّه عنه:یا أبا ذرّ،أطرفنی بشیء من العلم،فکتب إلیه أنّ العلم کثیر و لکن إن قدرت أن لا تسیء إلی من تحبّه فافعل،قال:فقال له الرّجل:و هل رأیت أحدا یسیء إلی من یحبّه؟فقال له:نعم،نفسک أحبّ الأنفس إلیک فإذا أنت عصیت اللّه فقد أسأت إلیها.
[٣٠٢٩]٢١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سمعته یقول:اصبروا علی طاعة اللّه و تصبّروا عن معصیة اللّه فإنّما الدّنیا ساعة،فما مضی فلیس تجد له سرورا و لا حزنا و ما لم یأت فلیس تعرفه،
ص :٢۴۶
معلوم و روزگاری اندکشمار هستید در حالیکه مرگ ناگهانی میآید.هرکس نیکی بکارد،غبطه میدرود و هرکس بدی بکارد،پشیمانی میدرود.و برای هر کشتکاری همان چیزی است که کاشته است.آنکه کندرو است بهرهاش از او پیش نمیافتد و آزمند به آنچه برایش مقدّر نیست دست نمییابد.هرکس که به او نیکیای داده شده،خدا به او داده است و هرکس که از بدی نگاه داشته میشود خدا او را نگاه میدارد.
[٣٠٢٨]٢٠-عبد اللّه سنان روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:مردی به نزد ابو ذر آمده،گفت:ای ابو ذر چرا ما مرگ را نمیپسندیم؟او گفت:زیرا شما دنیا را آباد ساخته،آخرتتان را خراب کردهاید بنابراین نمیپسندید که از آبادی به خرابی کوچ کنید.آن مرد گفت:ورودمان به پیشگاه خدا را چگونه میبینی؟ ابو ذر گفت:نیکوکارتان همچون سفرکردهای است که به سوی خانوادهاش باز میگردد و بدکارتان همچون بندهای فراری است که به نزد سرورش بازگردانده میشود.او گفت:احوالمان را در نزد خداوند چگونه میبینی؟گفت:اعمالتان را بر این کتاب عرضه کنید که خداوند میفرماید:(همانا نیکان در نعمتها هستند.
و همانا گنهکاران در دوزخاند.)[انفطار(٨٢):١٣ و ١۴]آن مرد گفت:پس رحمت خداوند کجا قرار میگیرد؟ابو ذر گفت:رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است.حضرت صادق علیه السّلام فرمود:و مردی به ابو ذر-خدایش از او خرسند باد- نوشت:ای ابو ذر چیز تازهای از علم به من عرضه کن.ابو ذر به او نوشت که همانا علم بسیار است ولی اگر توانستی به آنکه دوستش داری بدی نکنی،چنان بکن.
آن مرد به او گفت:مگر تو کسی را دیدهای که به آنکه دوستش دارد بدی کند؟ ابو ذر گفت:بله،جان تو محبوبترین جانها در نزد تو است و وقتی تو خدا را نافرمانی کنی،به او بدی کردهای.
[٣٠٢٩]٢١-سماعه گفت:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:به فرمانبری از خدا شکیبایی کنید و به نافرمانی نکردن از خدا تاب بیاورید که دنیا ساعتی بیش نیست.آنچه سپری شده،نه شادمانی و نه اندوه دارد و آنچه نیامده آن را نمیشناسید.
ص :٢۴٧
فاصبر علی تلک السّاعة الّتی أنت فیها فکأنّک قد اغتبطت.
[٣٠٣٠]٢٢-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن رجل، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال الخضر لموسی علیهما السّلام:یا موسی،إنّ أصلح یومیک الّذی هو أمامک فانظر أیّ یوم هو و أعدّ له الجواب فإنّک موقوف و مسئول و خذ موعظتک من الدّهر فإنّ الدّهر طویل قصیر،فاعمل کأنّک تری ثواب عملک لیکون أطمع لک فی الآخرة فإنّ ما هو آت من الدّنیا کما هو قد ولّی منها.
[٣٠٣١]٢٣-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن یعقوب بن یزید،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قیل لأمیر المؤمنین علیه السّلام:عظنا و أوجز،فقال:الدّنیا حلالها حساب و حرامها عقاب و أنّی لکم بالرّوح و لمّا تأسّوا بسنّة نبیّکم تطلبون ما یطغیکم و لا ترضون ما یکفیکم.
باب من یعیب النّاس
[٣٠٣٢]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد جمیعا،عن ابن أبی نجران،عن عاصم بن حمید،عن أبی حمزة الثّمالیّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ أسرع الخیر ثوابا البرّ و إنّ أسرع الشّرّ عقوبة البغی و کفی بالمرء عیبا أن یبصر من النّاس ما یعمی عنه من نفسه أو یعیّر النّاس بما لا یستطیع ترکه أو یؤذی جلیسه بما لا یعنیه.
[٣٠٣٣]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن
ص :٢۴٨
پس بر این یک ساعتی که در آن هستید،شکیبایی کنید تا خرسند گردید.
[٣٠٣٠]٢٢-مردی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که حضرت خضر به موسی علیهما السّلام گفت:ای موسی بهترین روز تو همان است که در پیش روی تو است پس ببین که آن کدام روز است و پاسخ آن روز را آماده کن؛زیرا تو را میایستانند و میپرسند.و پند روزگار را دریاب که روزگار هم دراز و هم کوتاه است.و چنان عمل کن که گویا پاداش عملت را میبینی تا تو را به آخرت آزمندتر کند؛زیرا دنیایی که روی میآورد همان است که پشت کرده بود.
[٣٠٣١]٢٣-مردی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که به امیر مؤمنان علیه السّلام گفتند:ما را اندرز ده ولی کوتاه بگو.فرمود:حلال دنیا حساب دارد و حرامش، کیفر.شما کجا آسوده گردید وقتی به سنّت پیامبرتان اقتدا نکردهاید.به دنبال چیزی میروید که سرکشتان میکند و به آنچه شما را بس است،خرسند نیستید.
[٣٠٣٢]١-ابو حمزۀ ثمالی روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:همانا شتابانترین خیر به سوی پاداش،نیکی است و شتابانترین بدی به سوی کیفر، ستم است.و برای مرد همین عیب بس که در مردم چیزی ببیند که در خودش آن را نمیبیند یا مردم را برای آنچه خودش نمیتواند ترک کند نکوهش کند یا همنشین خود را به سبب چیزی که به او مربوط نیست،آزار کند.
[٣٠٣٣]٢-ابو حمزه از حضرت سجّاد علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا-درود
ص :٢۴٩
النّعمان،عن ابن مسکان،عن أبی حمزة قال:
سمعت علیّ بن الحسین علیهما السّلام یقول:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:کفی بالمرء عیبا أن یبصر من النّاس ما یعمی علیه من نفسه و أن یؤذی جلیسه بما لا یعنیه.
[٣٠٣۴]٣-محمّد بن یحیی،عن الحسین بن إسحاق،عن علیّ بن مهزیار،عن حمّاد بن عیسی،عن الحسین بن مختار،عن بعض أصحابه،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
کفی بالمرء عیبا أن یتعرّف من عیوب النّاس ما یعمی علیه من أمر نفسه،أو یعیب علی النّاس أمرا هو فیه لا یستطیع التّحوّل عنه إلی غیره،أو یؤذی جلیسه بما لا یعنیه.
[٣٠٣۵]۴-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن أبی عبد الرّحمن الأعرج و عمر بن أبان،عن أبی حمزة،عن أبی جعفر و علیّ بن الحسین صلوات اللّه علیه قالا:
إنّ أسرع الخیر ثوابا البرّ و أسرع الشّرّ عقوبة البغی و کفی بالمرء عیبا أن ینظر فی عیوب غیره ما یعمی علیه من عیب نفسه أو یؤذی جلیسه بما لا یعنیه أو ینهی النّاس عمّا لا یستطیع ترکه
باب أنّه لا یؤاخذ المسلم بما عمل فی الجاهلیّة
[٣٠٣۶]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب، عن جمیل بن صالح،عن أبی عبیدة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ ناسا أتوا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بعد ما أسلموا فقالوا:یا رسول اللّه،أیؤخذ الرّجل منّا بما کان عمل فی الجاهلیّة بعد إسلامه؟فقال لهم رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:
من حسن إسلامه و صحّ یقین إیمانه لم یؤاخذه اللّه تبارک و تعالی بما عمل
ص :٢۵٠
خدا بر او و خاندانش باد-فرمودند:برای مرد همین عیب بس که در مردم چیزی ببیند که همان را در خودش نمیبیند و با چیزی که به او مربوط نیست همنشیناش را آزار کند.
[٣٠٣۴]٣-یکی از اصحاب روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:برای مرد همین عیب بس که عیبهای مردم را جستوجو کند و همان را در خودش نبیند یا بر مردم چیزی را عیب بگیرد که در خود او هست و نمیتواند از آن بازگردد،یا همنشیناش را با چیزی که به او مربوط نیست آزار کند.
[٣٠٣۵]۴-ابو حمزه روایت کرده که حضرت باقر و سجّاد علیهما السّلام فرمودند:همانا شتابانترین خیر به سوی پاداش نیکی است و شتابانترین بدی به کیفر،ستم است.و برای مرد همین عیب بس که عیبهای دیگران را ببیند و عیب خودش را نبیند یا همنشیناش را با آنچه به او مربوط نیست آزار کند یا مردم را از چیزی بازدارد که خودش نمیتواند آن را ترک کند.
[٣٠٣۶]١-ابو عبیده از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که مردمی پس از اینکه اسلام آوردند به نزد رسول خدا آمده،عرض کردند:ای رسول خدا آیا کسی از ما پس از اسلام آوردنش برای آنچه در جاهلیّت انجام داده گرفتار میشود؟رسول خدا به آنان فرمود:هرکس که اسلامش نیکو باشد و یقین ایمانش درست،خداوند
ص :٢۵١
فی الجاهلیّة و من سخف إسلامه و لم یصحّ یقین إیمانه أخذه اللّه تبارک و تعالی بالأوّل و الآخر.
[٣٠٣٧]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن القاسم بن محمّد الجوهریّ،عن المنقریّ،عن فضیل بن عیاض قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الرّجل یحسن فی الإسلام أ یؤاخذ بما عمل فی الجاهلیّة؟فقال:قال النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من أحسن فی الإسلام لم یؤاخذ بما عمل فی الجاهلیّة و من أساء فی الإسلام أخذ بالأوّل و الآخر.
باب أنّ الکفر مع التّوبة لا یبطل العمل
[٣٠٣٨]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن محبوب و غیره،عن العلاء بن رزین،عن محمّد بن مسلم،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
من کان مؤمنا فعمل خیرا فی إیمانه ثمّ أصابته فتنة فکفر ثمّ تاب بعد کفره کتب له و حوسب بکلّ شیء کان عمله فی إیمانه و لا یبطله الکفر إذا تاب بعد کفره.
باب[المعافین من البلاء]
[٣٠٣٩]١-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه جمیعا،عن ابن محبوب[و غیره،]عن أبی حمزة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ ضنائن یضنّ بهم عن البلاء فیحییهم فی عافیة و یرزقهم فی عافیة و یمیتهم فی عافیة و یبعثهم فی عافیة و یسکنهم الجنّة فی عافیة.
[٣٠۴٠]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن إسحاق بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :٢۵٢
پاک و والا به سبب آنچه در جاهلیت انجام داده،او را گرفتار نمیکند.ولی هر کس که اسلامش سست و یقین ایمانش نادرست باشد،خداوند پاک و والا آغاز و پایانش را میگیرد.
[٣٠٣٧]٢-فضیل عیاض گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ مردی که در اسلامش نیکو است پرسیدم:آیا او برای آنچه در جاهلیّت کرده،گرفتار میشود؟ حضرت به نقل از پیامبر گرامی فرمودند:هرکس اسلامش نیکو باشد برای آنچه در جاهلیت انجام داده،گرفتار نمیشود ولی هرکس که بد اسلام باشد به آغاز و پایانش گرفتار میشود.
[٣٠٣٨]١-محمّد مسلم روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:هرکس مؤمن باشد و در حال ایمان عمل خیری بکند،سپس دچار فتنهای گردد و کافر شده،آنگاه پس از کفرش،توبه کند،برایش نوشته میشود و هرچیزی که در حال ایمانش کرده،حساب میشود یعنی کفر آن را باطل نمیکند،اگر پس از کفرش توبه کند.
[٣٠٣٩]١-ابو حمزه روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند:همانا برای خداوند عزّتمند خاصّگانی است که به سبب آنان بلا را بازمیدارد تا در سلامت زندگانیشان دهد،در سلامت بمیراند در سلامت روزیشان دهد در سلامت برانگیزد و در سلامت در بهشت سکنایشان دهد.
[٣٠۴٠]٢-اسحاق عمّار گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:
ص :٢۵٣
سمعته یقول:إنّ اللّه عزّ و جلّ خلق خلقا ضنّ بهم عن البلاء.خلقهم فی عافیة و أحیاهم فی عافیة و أماتهم فی عافیة و أدخلهم الجنّة فی عافیة.
[٣٠۴١]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد جمیعا،عن جعفر بن محمّد،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ للّه عزّ و جلّ ضنائن من خلقه یغذوهم بنعمته و یحبوهم بعافیته و یدخلهم الجنّة برحمته،تمرّ بهم البلایا و الفتن لا تضرّهم شیئا.
باب ما رفع عن الأمّة
[٣٠۴٢]١-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن أبی داود المسترقّ قال:حدّثنی عمرو بن مروان قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:رفع عن أمّتی أربع خصال:خطأها و نسیانها و ما أکرهوا علیه و ما لم یطیقوا و ذلک قول اللّه عزّ و جلّ:«ربّنا لا تؤاخذنا إن نسینا أو أخطأنا ربّنا و لا تحمل علینا إصرا کما حملته علی الّذین من قبلنا ربّنا و لا تحمّلنا ما لا طاقة لنا به»و قوله:«إلاّ من أکره و قلبه مطمئنّ بالإیمان.»
[٣٠۴٣]٢-الحسین بن محمّد،عن محمّد بن أحمد النّهدیّ،رفعه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:وضع عن أمّتی تسع خصال:الخطأ و النّسیان و ما لا یعلمون و ما لا یطیقون و ما اضطرّوا إلیه و ما استکرهوا علیه و الطّیرة و الوسوسة فی التّفکّر فی الخلق و الحسد ما لم یظهر بلسان أو ید.
ص :٢۵۴
همانا خداوند عزّتمند آفریدگانی آفریده است که به سبب آنان بلا را برطرف میکند که خداوند آنان را در سلامتی آفریده،در سلامتی زندگانیشان داده،در سلامتی میرانده و در سلامتی به بهشت داخلشان کرد.
[٣٠۴١]٣-ابن قدّاح روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:همانا خداوند در میان بندگانش خاصّگانی دارد که آنان را با نعمتش غذا میدهد،با عافیتاش به آنان میبخشد،با رحمتش آنان را به بهشت میبرد و بلاها و فتنهها بر آنان میگذرد و زیانشان نمیرساند.
[٣٠۴٢]١-عمرو مروان از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا -درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمودند:از امّت من چهار چیز برداشته شده است:اشتباه،فراموشی،آنچه بر آن وادار شدهاند و آنچه توانایی ندارند.
چنانکه خداوند عزّتمند فرمود:(ای پروردگار ما اگر فراموش کرده،یا اشتباه کردیم ما را سرزنش نکن،ای پروردگار ما تکلیف سنگین بر ما قرار نده چنانکه بر پیشینیان قرار دادی.پروردگارا آنچه ما تاب آن را نداریم بر ما مقرّر نکن.)[بقره(٢):
٢٨۶]و آنجا که فرمود:(مگر کسی که وادار شده است ولی دلش به ایمان آرام است.) [نحل(١۶):١٠۶].
[٣٠۴٣]٢-محمّد بن احمد نهدی در حدیثی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرموده است:از امّت من نه چیز برداشته شد:اشتباه،فراموشی،آنچه نمیدانند،آنچه تاب نمیآورند،آنچه ناچار شدهاند،آنچه وادار شدهاند،فال بد،وسوسۀ اندیشه در آفرینش و حسد،تا وقتی که به زبان یا دست آشکار نکرده باشند.
ص :٢۵۵
باب أنّ الإیمان لا یضرّ معه سیّئة و الکفر لا ینفع معه حسنة
[٣٠۴۴]١-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن یعقوب بن شعیب قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:هل لأحد علی ما عمل ثواب علی اللّه موجب إلاّ المؤمنین؟قال:لا.
[٣٠۴۵]٢-عنه،عن یونس،عن بعض أصحابه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال موسی للخضر علیهما السّلام:قد تحرّمت بصحبتک فأوصنی،قال[له]:الزم ما لا یضرّک معه شیء کما لا ینفعک مع غیره شیء.
[٣٠۴۶]٣-عنه،عن یونس،عن ابن بکیر،عن أبی أمیّة یوسف بن ثابت قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:لا یضرّ مع الإیمان عمل و لا ینفع مع الکفر عمل،ألا تری أنّه قال:«و ما منعهم أن تقبل منهم نفقاتهم إلاّ أنّهم کفروا باللّه و برسوله...و ماتوا و هم کافرون.»
[٣٠۴٧]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن فضّال، عن ثعلبة،عن أبی أمیّة یوسف بن ثابت بن أبی سعدة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام[قال]:
قال:الإیمان لا یضرّ معه عمل و کذلک الکفر لا ینفع معه عمل.
[٣٠۴٨]۵-أحمد بن محمّد،عن الحسین بن سعید،عمّن ذکره،عن عبید بن زرارة،عن محمّد بن مارد قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:حدیث روی لنا أنّک قلت:إذا عرفت فاعمل ما شئت؟فقال:قد قلت ذلک،قال:قلت:و إن زنوا أو سرقوا أو شربوا الخمر؟ فقال لی:إنّا للّه و إنّا إلیه راجعون و اللّه ما أنصفونا أن نکون أخذنا بالعمل
ص :٢۵۶
[٣٠۴۴]١-یعقوب شعیب گفت:من به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:آیا جز دربارۀ مؤمنان برای کسی که عملی میکند،پاداشی به عهدۀ خداوند است؟ فرمودند:نه.
[٣٠۴۵]٢-یکی از اصحاب روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
موسی به خضر علیهما السّلام گفت:اکنون که از همراهی با تو منع شدم به من سفارشی کن.
خضر به او گفت:همیشه با چیزی که با وجود آن هیچچیز به تو زیان نمیرساند، همراه باش،چنانکه با جز آن هیچ چیزی به تو سود نمیرساند.
[٣٠۴۶]٣-ابو امیّه یوسف ثابت گفته است:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:هیچ عملی با وجود ایمان زیان نمیرساند و هیچ عملی هم با وجود کفر سودمند نیست.آیا نمیبینی که خداوند فرموده است:(و چه چیزی آنان را باز داشت که بخششهاشان پذیرفته نشود جز اینکه به خدا و فرستادهاش کفر ورزیدند...
و مردند در حالیکه کافر بودند.)
[٣٠۴٧]۴-ابو امیّه یوسف ثابت روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
هیچ عملی با وجود ایمان زیان نمیرساند چنانکه هیچ عملی با وجود کفر سودمند نیست.
[٣٠۴٨]۵-محمّد مارد گفته است:به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:برای ما حدیثی روایت شده که شما فرمودهاید:چون معرفت یافتی،هرچه خواستی بکن؟حضرت فرمودند:آن را گفتهام.من عرض کردم:فرمودهای:و اگرچه زنا کنند یا دزدی کنند یا شراب بنوشند؟به من فرمودند:انّا للّه و انّا الیه راجعون.
به خدا سوگند انصاف نکردند،در اینکه ما به عملمان گرفتار شویم و از آنان
ص :٢۵٧
و وضع عنهم؛إنّما قلت:إذا عرفت فاعمل ما شئت من قلیل الخیر و کثیره فإنّه یقبل منک.
[٣٠۴٩]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن محمّد بن الرّیّان بن الصّلت،رفعه، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان أمیر المؤمنین علیه السّلام کثیرا ما یقول فی خطبته:یا أیّها النّاس،دینکم دینکم فإنّ السّیّئة فیه خیر من الحسنة فی غیره و السّیّئة فیه تغفر و الحسنة فی غیره لا تقبل.
هذا آخر کتاب الإیمان و الکفر و الطّاعات و المعاصی من کتاب الکافی و الحمد للّه وحده و صلّی اللّه علی محمّد و آله.
ص :٢۵٨
برطرف شود.من گفتهام:چون معرفت یافتی هرآنچه خواستی از نیکی اندک و بسیار بکن.که از تو پذیرفته میشود.
[٣٠۴٩]۶-محمّد بن ریّان صلت در حدیثی بیسند از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام بسیار در خطبههایش میفرمود:ای مردم دینتان،دینتان.که گناه در آن بهتر از نیکی در جز آن است.گناه در دین آمرزیده میشود ولی نیکی در غیر دین پذیرفته نمیشود.
این پایان کتاب ایمان و کفر و فرمانبری و نافرمانی از کتاب کافی است.
و سپاس برای خداوند یگانه است.و درود خدا بر محمّد و خاندانش.
ص :٢۵٩
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم کتاب الدّعاء باب فضل الدّعاء و الحثّ علیه
[٣٠۵٠]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن حریز،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ یقول: إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبٰادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دٰاخِرِینَ، قال:هو الدّعاء و أفضل العبادة الدّعاء،قلت: «إِنَّ إِبْرٰاهِیمَ لَأَوّٰاهٌ حَلِیمٌ» ؟قال:الأوّاه هو الدّعّاء.
[٣٠۵١]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن إسماعیل و ابن محبوب جمیعا،عن حنان بن سدیر،عن أبیه قال:
قلت لأبی جعفر علیه السّلام:أیّ العبادة أفضل؟فقال:ما من شیء أفضل عند اللّه عزّ و جلّ من أن یسئل و یطلب ممّا عنده و ما أحد أبغض إلی اللّه عزّ و جلّ ممّن یستکبر عن عبادته و لا یسأل ما عنده.
[٣٠۵٢]٣-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،عن میسّر بن عبد العزیز،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال لی:یا میسّر،ادع و لا تقل:إنّ الأمر قد فرغ منه،إنّ عند اللّه عزّ و جلّ منزلة لا تنال إلاّ بمسألة و لو أنّ عبدا سدّ فاه و لم یسأل لم یعط شیئا فسل تعط، یا میسّر إنّه لیس من باب یقرع إلاّ یوشک أن یفتح لصاحبه.
ص :٢۶٠
بهنام خداوند رحمتگر مهربان
[٣٠۵٠]١-زراره از حضرت باقر علیه السّلام روایت نموده که فرموده:خدای عزتمند و شکوهمند فرماید:«همانا آنانکه از عبادت و پرستش من سر،فراز دارند و سرکشی کنند زودا که خوار و سرافکنده به دوزخ در آیند»[غافر(۴٠):آیۀ ۶٠]حضرت فرمود:
مقصود از عبادت دعاست.و برترین عبادت دعا است.عرض کردم:مقصود از «آهکننده»در این آیه چیست که خداوند میفرماید:«همانا ابراهیم بسیار آهکنندۀ[از ترس خدا]و بردبار بود»[توبه(٩):آیۀ ١١۴]؟فرمود:آهکننده یعنی بسیار دعاکننده به درگاه پروردگار.
[٣٠۵١]٢-سدیر گوید:به امام باقر علیه السّلام عرض کردم:کدام عبادت برتر و فضیلتمندتر است؟فرمود:چیزی نزد خداوند عزتمند و شکوهمند بهتر و برتر از این نباشد که[بندگان]از او درخواست کنند و از آنچه نزد او است بخواهند،و کسی نزد خدای عزّتمند و شکوهمند دشمن رویتر از آن کسی نباشد که از عبادت او سرباز زند و روی برتابد و آنچه نزد او است درخواست نکند.
[٣٠۵٢]٣-میسر بن عبد العزیز گوید:حضرت صادق علیه السّلام به من فرمود:ای میسر!دعا کن و مگو که کار از کار گذشته است[برآورده شدنش از کف رفته است و دعا اثری ندارد].همانا نزد خدای عزّتمند و شکوهمند جایگاهی است که بندگان به آن نرسند جز به درخواست و خواهش[از خداوند].و اگر بندهای دهان خود را ببندد و درخواست نکند چیزی به او داده نشود.پس درخواست کن تا به تو داده شود،ای میسر،هیچ دری نباشد که کوبیده شود جز آنکه امید آن رود که آن در بر روی کوبنده گشوده گردد.
ص :٢۶١
[٣٠۵٣]۴-حمید بن زیاد،عن الخشّاب،عن ابن بقّاح،عن معاذ،عن عمرو بن جمیع،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من لم یسأل اللّه عزّ و جلّ من فضله[فقد]افتقر.
[٣٠۵۴]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سمعته یقول:ادع و لا تقل:قد فرغ من الأمر،فإنّ الدّعاء هو العبادة إنّ اللّه عزّ و جلّ یقول: إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبٰادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دٰاخِرِینَ و قال:«ادعونی أستجب لکم.»
[٣٠۵۵]۶-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن ابن أبی نجران، عن سیف التّمّار قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:علیکم بالدّعاء فإنّکم لا تقرّبون بمثله و لا تترکوا صغیرة لصغرها أن تدعوا بها،إنّ صاحب الصّغار هو صاحب الکبار.
[٣٠۵۶]٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسین بن سعید،عن النّضر بن سوید،عن القاسم بن سلیمان،عن عبید بن زرارة،عن أبیه،عن رجل قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:الدّعاء هو العبادة الّتی قال اللّه عزّ و جلّ: إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبٰادَتِی الآیة،ادع اللّه عزّ و جلّ و لا تقل:إنّ الأمر قد فرغ منه.قال زرارة:إنّما یعنی لا یمنعک إیمانک بالقضاء و القدر أن تبالغ بالدّعاء و تجتهد فیه أو کما قال.
[٣٠۵٧]٨-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :٢۶٢
[٣٠۵٣]۴-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه از فضل خدای عزّتمند و شکوهمند درخواست نکند به فقر و تنگدستی درافتد.
[٣٠۵۴]۵-حمّاد بن عیسی گوید:شنیدم از حضرت صادق علیه السّلام که میفرمود:
دعا کن و مگو کار از کار گذشته است؛زیرا دعا همان عبادت است و خدای عزتمند و شکوهمند فرماید:«همانا آنانکه از عبادت و پرستش من سرکشند زودا که خوار و سرافکنده به دوزخ درآیند»[غافر(۴٠):آیۀ ۶٠]و نیز فرموده است:«مرا بخوانید تا پاسخ گویم»[غافر(۴٠):آیۀ ۶٠]
[٣٠۵۵]۶-سیف تمّار گوید:شنیدم از حضرت صادق علیه السّلام که فرمود:بر شما باد به دعانمودن؛زیرا با چیزی مانند آن به خدا نزدیک نشوید.و درخواست هیچ خواستۀ خردی را به خاطر خردیاش وانرهید؛زیرا آنکس که[برآورده کرده] خواستههای کوچک به دست او است همان کس است که[برآورده کردن] خواستههای بزرگ دست او است.
[٣٠۵۶]٧-و نیز آن حضرت علیه السّلام فرمود:دعا همان عبادتی است که خدای عزتمند و شکوهمند فرموده است:«و همانا آنانکه از عبادت و پرستش من سرکشند...تا پایان آیه».خدای را بخوان[و دعا کن]و مگو که کار از کار گذشته است.زراره گوید:مقصود آن حضرت این است که عقیدۀ تو به قضاوقدر تو را از پافشاری در دعا و تلاش در[دستیابی به]آن بازندارد-و یا اینکه زراره سخنی مانند این گفت.
[٣٠۵٧]٨-و نیز امام صادق علیه السّلام فرمود:امیر مؤمنان علیه السّلام فرماید:محبوبترین
ص :٢۶٣
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:أحبّ الأعمال إلی اللّه عزّ و جلّ فی الأرض الدّعاء و أفضل العبادة العفاف،قال:و کان أمیر المؤمنین علیه السّلام رجلا دعّاء
باب أنّ الدّعاء سلاح المؤمن
[٣٠۵٨]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن فضالة بن أیّوب،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:الدّعاء سلاح المؤمن و عمود الدّین و نور السّماوات و الأرض.
[٣٠۵٩]٢-و بهذا الإسناد قال:قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:
الدّعاء مفاتیح النّجاح و مقالید الفلاح و خیر الدّعاء ما صدر عن صدر نقیّ و قلب تقیّ؛و فی المناجاة سبب النّجاة و بالإخلاص یکون الخلاص،فإذا اشتدّ الفزع فإلی اللّه المفزع.
[٣٠۶٠]٣-و بإسناده قال:قال النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:
ألا أدلّکم علی سلاح ینجیکم من أعدائکم و یدرّ أرزاقکم؟قالوا:بلی، قال:تدعون ربّکم باللّیل و النّهار فإنّ سلاح المؤمن الدّعاء.
[٣٠۶١]۴-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:
الدّعاء ترس المؤمن و متی تکثر قرع الباب یفتح لک.
[٣٠۶٢]۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عن بعض أصحابنا،عن الرّضا علیه السّلام أنّه کان یقول لأصحابه:
علیکم بسلاح الأنبیاء،فقیل:و ما سلاح الأنبیاء؟قال:الدّعاء.
ص :٢۶۴
کارها در روی زمین برای خدای عزتمند و شکوهمند دعا است،و برترین عبادت،پرهیزکاری و پارسایی است و امیر مؤمنان علیه السّلام مردی بسیار دعاکننده بود.
[٣٠۵٨]١-امام صادق علیه السّلام فرمود که پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرموده است:دعا سلاح مؤمن و ستون دین و پرتوی آسمانها و زمین است.
[٣٠۵٩]٢-و نیز فرمود:امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:دعا کلیدهای نجات و گنجینههای رستگاری است.و برترین و فضیلتمندترین دعا،دعایی است که از سینۀ پاک و دلی پرهیزکار برآید.و راه نجات در زمزمه و مناجات با خدا است.و رهایی با پاکدلی و اخلاص به دست آید و چون بیتابی و بیقراری[فزونی گیرد و]سخت شود پناهگاه،خدا است.
[٣٠۶٠]٣-و نیز فرمود:پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:آیا شما را به سلاحی راهنمایی نکنم که شما را از دشمنان رهایی دهد و روزی شما را بسیار سازد؟عرض کردند:
چرا.فرمود:پروردگارتان را در شب و روز بخوانید؛زیرا سلاح مؤمن،دعا است.
[٣٠۶١]۴-و نیز آن حضرت علیه السّلام فرمود:امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:دعا سپر مؤمن است و هرگاه دری را بسیار کوبیدی آن در به روی تو گشوده شود.
[٣٠۶٢]۵-حضرت رضا علیه السّلام همیشه به اصحاب خود میفرمود:بر شما باد به اسلحۀ پیامبران.به ایشان عرض کردند:اسلحۀ پیامبران چیست؟فرمود:دعا.
ص :٢۶۵
[٣٠۶٣]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن عبد اللّه بن المغیرة،عن أبی سعید البجلیّ قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ الدّعاء أنفذ من السّنان.
[٣٠۶۴]٧-عنه،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
الدّعاء أنفذ من السّنان الحدید.
باب أنّ الدّعاء یردّ البلاء و القضاء
[٣٠۶۵]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن حمّاد بن عثمان قال:
سمعته یقول:إنّ الدّعاء یردّ القضاء ینقضه کما ینقض السّلک و قد أبرم إبراما.
[٣٠۶۶]٢-عنه،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن هشام بن سالم،عن عمر بن یزید قال:
سمعت أبا الحسن علیه السّلام یقول:إنّ الدّعاء یردّ ما قد قدّر و ما لم یقدّر،قلت:و ما قد قدّر عرفته فما لم یقدّر؟قال:حتّی لا یکون.
[٣٠۶٧]٣-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،عن بسطام الزّیّات،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ الدّعاء یردّ القضاء و قد نزل من السّماء و قد أبرم إبراما.
[٣٠۶٨]۴-محمّد بن یحیی،عن محمّد بن عیسی،عن أبی همّام إسماعیل بن همّام،عن الرّضا علیه السّلام قال:
ص :٢۶۶
[٣٠۶٣]۶-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:دعا از سر نیزه،فروروندهتر و نافذتر است.
[٣٠۶۴]٧-و نیز آن حضرت علیه السّلام فرمود:دعا از سر نیزۀ آهنین نیز،فرو روندهتر و نافذتر است.
[٣٠۶۵]١-حمّاد بن عثمان گوید که معصوم علیه السّلام میفرمود:همانا دعا قضا را بازگرداند و آن را از هم واتابد و باز کند همانطور که رشتۀ نخ از هم باز شود اگر چه به سختی تابیده شده باشد.
[٣٠۶۶]٢-عمر بن یزید گوید:از حضرت کاظم علیه السّلام شنیدم که میفرمود:
همانا دعا آنچه را مقدّر شده و آنچه را مقدّر نشده بازمیگرداند.عرض کردم:
مقّدر شده را دریافتم.مقدّر نشده چیست؟فرمود:[مقدّر نشده آن است]که تقدیری دربارۀ آن نشود.
[٣٠۶٧]٣-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:دعا قضایی را که از آسمان فرو فرستاده شده و استوار و پایدار گردیده بازگرداند.
[٣٠۶٨]۴-حضرت رضا علیه السّلام فرمود که امام سجاد علیه السّلام فرموده است:همانا دعا
ص :٢۶٧
قال علیّ بن الحسین علیهما السّلام:إنّ الدّعاء و البلاء لیترافقان إلی یوم القیامة،إنّ الدّعاء لیردّ البلاء و قد أبرم إبراما.
[٣٠۶٩]۵-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن الحسن بن علیّ الوشّاء،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
کان علیّ بن الحسین علیهما السّلام یقول:الدّعاء یدفع البلاء النّازل و ما لم ینزل.
[٣٠٧٠]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن حریز،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال لی:ألا أدلّک علی شیء لم یستثن فیه رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم؟قلت:بلی،قال:
الدّعاء یردّ القضاء و قد أبرم إبراما و ضمّ أصابعه.
[٣٠٧١]٧-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الوشّاء،عن عبد اللّه بن سنان قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:الدّعاء یردّ القضاء بعد ما أبرم إبراما،فأکثر من الدّعاء فإنّه مفتاح کلّ رحمة و نجاح کلّ حاجة و لا ینال ما عند اللّه عزّ و جلّ إلاّ بالدّعاء و إنّه لیس باب یکثر قرعه إلاّ یوشک أن یفتح لصاحبه.
[٣٠٧٢]٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب،عن أبی ولاّد قال:
قال أبو الحسن موسی علیه السّلام:علیکم بالدّعاء فإنّ الدّعاء للّه و الطّلب إلی اللّه یردّ البلاء و قد قدّر و قضی و لم یبق إلاّ إمضاؤه،فإذا دعی اللّه عزّ و جلّ و سئل صرف البلاء صرفة.
[٣٠٧٣]٩-الحسین بن محمّد،رفعه،عن إسحاق بن عمّار قال:قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:
ص :٢۶٨
و بلا تا روز رستاخیز با یکدیگر همراه باشند و همانا دعا بلایی را که استوار و پایدار گردیده بازگرداند.
[٣٠۶٩]۵-و نیز از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده که فرمود:امام سجّاد علیه السّلام میفرمود:دعا،بلایی را که فروفرستاده شده و آنچه را که فروفرستاده نشده بازگرداند.
[٣٠٧٠]۶-زراره گوید:حضرت باقر علیه السّلام به من فرمود:آیا تو را به چیزی راهنمایی نکنم که پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم در آن استثنایی ننموده است؟عرض کردم:
چرا؟فرمود:دعا است که قضایی را که استوار و پایدار گردیده بازگرداند[و برای نمایاندن و بیاننمودن سخن خویش]انگشتانش را به هم چسبانید-(یعنی شدّت استواری قضا مانند این انگشتان بههم چسبیده باشد).
[٣٠٧١]٧-عبد اللّه بن سنان گوید:شنیدم حضرت صادق علیه السّلام میفرمود:دعا، قضای استوار شده را بازگرداند،پس بسیار دعا کن که دعا کلید هر رحمت و پیروزی در هر خواستهای است،و به آنچه نزد خدای عزّتمند و شکوهمند است جز به وسیله دعا دست نیابند و هیچ دری بسیار کوبیده نشود جز آنکه امید گشودهشدنش نزدیک شود.
[٣٠٧٢]٨-ابو ولاّد گوید:امام کاظم علیه السّلام فرمود:بر شما باد به دعانمودن؛ زیرا دعا به درگاه خداوند و خواستن از او،بلایی را که مقدّرشده و[بر انجام آن]حکم شده،و جز اجرای آن چیزی نمانده،بازگرداند؛پس چون خدای عزتمند و شکوهمند را خوانند و از او درخواست دارند،خداوند به یکباره بلا را بازگرداند.
[٣٠٧٣]٩-اسحاق عمّار گوید:حضرت صادق علیه السّلام فرموده:همانا خدای
ص :٢۶٩
إنّ اللّه عزّ و جلّ لیدفع بالدّعاء الأمر الّذی علمه أن یدعی له فیستجیب و لو لا ما وفّق العبد من ذلک الدّعاء لأصابه منه ما یجثّه من جدید الأرض.
باب أنّ الدّعاء شفاء من کلّ داء
[٣٠٧۴]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أسباط بن سالم، عن علاء بن کامل قال:
قال لی أبو عبد اللّه علیه السّلام:علیک بالدّعاء فإنّه شفاء من کلّ داء.
باب أنّ من دعا استجیب له
[٣٠٧۵]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسن بن علیّ،عن عبد اللّه بن میمون القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
الدّعاء کهف الإجابة کما أنّ السّحاب کهف المطر.
[٣٠٧۶]٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما أبرز عبد یده إلی اللّه العزیز الجبّار إلاّ استحیا اللّه عزّ و جلّ أن یردّها صفرا حتّی یجعل فیها من فضل رحمته ما یشاء،فإذا دعا أحدکم فلا یردّ یده حتّی یمسح علی وجهه و رأسه.
باب إلهام الدّعاء
[٣٠٧٧]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن هشام بن سالم قال:قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:
هل تعرفون طول البلاء من قصره؟قلنا:لا،قال:إذا ألهم أحد[کم]الدّعاء
ص :٢٧٠
عزّتمند و شکوهمند آنچه[بلا]را که میداند اگر برای آن دعا کنند اجابت خواهد کرد،به وسیلۀ دعا[آن بلا را]از روی زمین برمیداشت.
[٣٠٧۴]١-علاء بن کامل گوید:حضرت صادق علیه السّلام به من فرمود:بر تو باد به دعا نمودن؛زیرا دعا نمودن درمان هر دردی است.
[٣٠٧۵]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:دعا مخزن و گنجینۀ برآوردهشدن و اجابت است آنسان که ابر،مخزن باران است.
[٣٠٧۶]٢-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هیچ بندهای دست به درگاه خدای عزّتمند توانا نگشاید جز اینکه خدای عزتمند و شکوهمند شرم کند که آن را تهی بازگرداند تا اینکه از فزونی رحمت و بخشش خود،در آن بنهد،پس هرگاه یکی از شما دعا کرد دستش را برنگرداند تا آنگاه که آن را به سر و روی خود بکشد.
[٣٠٧٧]١-هشام بن سالم گوید:حضرت صادق علیه السّلام فرمود:آیا بلای درازناک را از بلای کوتاه[تشخیص میدهید و]میشناسید؟عرض کردیم:نه.فرمود:چون
ص :٢٧١
عند البلاء فاعلموا أنّ البلاء قصیر.
[٣٠٧٨]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب، عن أبی ولاّد قال:
قال أبو الحسن موسی علیه السّلام:ما من بلاء ینزل علی عبد مؤمن فیلهمه اللّه عزّ و جلّ الدّعاء إلاّ کان کشف ذلک البلاء و شیکا و ما من بلاء ینزل علی عبد مؤمن فیمسک عن الدّعاء إلاّ کان ذلک البلاء طویلا،فإذا نزل البلاء فعلیکم بالدّعاء و التّضرّع إلی اللّه عزّ و جلّ.
باب التّقدّم فی الدّعاء
[٣٠٧٩]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن هشام بن سالم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من تقدّم فی الدّعاء استجیب له إذا نزل به البلاء و قالت الملائکة:صوت معروف و لم یحجب عن السّماء؛و من لم یتقدّم فی الدّعاء لم یستجب له إذا نزل به البلاء و قالت الملائکة:إنّ ذا الصّوت لا نعرفه.
[٣٠٨٠]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن ابن سنان،عن عنبسة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من تخوّف[من]بلاء یصیبه فتقدّم فیه بالدّعاء،لم یره اللّه عزّ و جلّ ذلک البلاء أبدا.
[٣٠٨١]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن مهران،عن منصور بن یونس،عن هارون بن خارجة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ الدّعاء فی الرّخاء یستخرج الحوائج فی البلاء.
ص :٢٧٢
به گاه بلا به کسی(از شما)الهام شد که دعا کند بدانید که بیگمان بلا کوتاه است[و زودا که به سر آید].
[٣٠٧٨]٢-ابو ولاّد گوید:حضرت امام کاظم علیه السّلام فرمود:هیچ بلایی بر بندۀ مؤمن فرود نیاید که خدای عزّتمند و شکوهمند بدو الهام کند که دعا نماید،جز اینکه سرآمدن آن بلا نزدیک باشد و هیچ بلایی بر بندۀ مؤمن فرود نیاید که آن مؤمن از دعا کردن خودداری کند جز اینکه آن بلا درازناک باشد،پس هرگاه بلا فرودآمد بر شما باد که به درگاه خدای عزّتمند و شکوهمند دعا و زاری کنید.
[٣٠٧٩]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه در دعا نمودن پیشدستی کند[و پیوسته دعا کند و تنها به گاه بلا دعا نکند]چون بلایی بر او فرود آید دعایش [دربارۀ برطرف شدن بلا]برآورده شود،و فرشتگان گویند:صدای آشنایی است و بالا رفتن صدای دعاگر را به آسمان بازندارند،و کسی که در دعا نمودن پیشدستی نکند،چون بلایی بر او فرودآید دعایش[دربارۀ برطرف شدن بلا] برآورده نشود،و فرشتگان گویند:ما صاحب صدا را نمیشناسیم.
[٣٠٨٠]٢-و نیز آن حضرت علیه السّلام فرمود:هرکه بیم دارد که بلایی بدو رسد و پیش از در رسیدن آن بلا دربارۀ[رفع]آن بلا دعا کند خدای عزّتمند و شکوهمند هرگز آن بلا را بر او پدیدار نسازد.
[٣٠٨١]٣-و نیز آن حضرت علیه السّلام فرمود:دعا نمودن به گاه آسایش نیازها و خواستههای آدمی را در حال بلا و سختی برآورده میسازد.
ص :٢٧٣
[٣٠٨٢]۴-عنه،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من سرّه أن یستجاب له فی الشّدّة فلیکثر الدّعاء فی الرّخاء.
[٣٠٨٣]۵-عنه،عن أبیه،عن عبید اللّه بن یحیی،عن رجل،عن عبد الحمید بن غوّاص الطّائیّ،عن محمّد بن مسلم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان جدّی یقول:تقدّموا فی الدّعاء فإنّ العبد إذا کان دعّاء فنزل به البلاء فدعا،قیل صوت معروف؛و إذا لم یکن دعّاء فنزل به بلاء فدعا،قیل:أین کنت قبل الیوم.
[٣٠٨۴]۶-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الوشّاء،عمّن حدّثه، عن أبی الحسن الأوّل علیه السّلام قال:
کان علیّ بن الحسین علیهما السّلام یقول:الدّعاء بعد ما ینزل البلاء لا ینتفع[به.]
باب الیقین فی الدّعاء
[٣٠٨۵]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن سلیم الفرّاء، عمّن حدّثه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا دعوت فظنّ أنّ حاجتک بالباب.
باب الإقبال علی الدّعاء
[٣٠٨۶]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن سیف بن عمیرة، عن سلیمان بن عمرو قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ اللّه عزّ و جلّ لا یستجیب دعاء بظهر قلب ساه،فإذا دعوت فأقبل بقلبک ثمّ استیقن بالإجابة
[٣٠٨٧]٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،
ص :٢٧۴
[٣٠٨٢]۴-و نیز آن حضرت علیه السّلام فرمود:هرکه از برآورده شدن دعایش به گاه سختی شادمان میشود باید در حال راحتی و آسایش بسیار دعا کند.
[٣٠٨٣]۵-محمد مسلم گوید:حضرت صادق علیه السّلام فرمود:جدّم میفرمود:در دعانمودن پیشدستی کنید(و پیش از آنکه به بلایی گرفتار آیید دعا کنید)؛زیرا چون بندهای بسیار دعا کند و بلایی بر او فرودآید و بنده در پی بلا دعا کند،گفته شود:آواز آشنایی است،و چون بسیار دعا نکند و انسانی پیوسته دعا،نباشد و بلایی بر او فرودآید و در پیاش دعا کند به او گفته شود:تا به امروز کجا بودی؟
[٣٠٨۴]۶-امام کاظم علیه السّلام فرمود:پیوسته امام سجّاد علیه السّلام میفرمودند:دعا نمودن پس از فرودآمدن بلا سودی ندهد.
[٣٠٨۵]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرگاه دعانمودی گماندار که خواستهات بر در خانه است[و برآورده شده است].
[٣٠٨۶]١-سلیمان بن عمرو گوید:شنیدم حضرت صادق علیه السّلام میفرمود:
خدای عزتمند و شکوهمند دعایی را که از دل فراموشیزده و غفلتمند برآید برآورده نسازد؛پس هرگاه دعا کردی با دل خویش به دعا رویآر و به آن بپرداز و یقین داشته باش که[خواستهات]برآورده میشود.
[٣٠٨٧]٢-حضرت صادق علیه السّلام فرمود که امیر مؤمنان علیه السّلام فرموده است:خدای
ص :٢٧۵
عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه:لا یقبل اللّه عزّ و جلّ دعاء قلب لاه؛و کان علیّ علیه السّلام یقول:إذا دعا أحدکم للمیّت فلا یدعو له و قلبه لاه عنه و لکن لیجتهد له فی الدّعاء.
[٣٠٨٨]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن بعض أصحابه، عن سیف بن عمیرة،عن سلیم الفرّاء،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا دعوت فأقبل بقلبک و ظنّ حاجتک بالباب.
[٣٠٨٩]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن مهران،عن سیف بن عمیرة،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ لا یستجیب دعاء بظهر قلب قاس.
[٣٠٩٠]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن هشام بن الحکم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لمّا استسقی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و سقی النّاس حتّی قالوا:إنّه الغرق و قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بیده و ردّها:اللّهمّ حوالینا و لا علینا،قال:فتفرّق السّحاب فقالوا:یا رسول اللّه،استسقیت لنا فلم نسق ثمّ استسقیت لنا فسقینا؟قال:إنّی دعوت و لیس لی فی ذلک نیّة ثمّ دعوت و لی فی ذلک نیّة.
باب الإلحاح فی الدّعاء و التّلبّث
[٣٠٩١]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن حسین بن عطیّة، عن عبد العزیز الطّویل قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ العبد إذا دعا لم یزل اللّه تبارک و تعالی فی حاجته ما لم یستعجل.
ص :٢٧۶
عزتمند و شکوهمند دعای دل فراموشیزده و غفلتمند را نپذیرد و علی علیه السّلام پیوسته میفرمود:چون یکی از شما برای مردهای دعا کند در حالیکه دلش از او غافل است دعا نکند،بلکه در دعانمودن بر او[پاکدلانه و آگاهانه]تلاش کند.
[٣٠٨٨]٣-امام صادق علیه السّلام فرمود:هرگاه دعا کردی به دل توجّهنما و گماندار که خواستهات بر در خانه است[و برآورده شده است].
[٣٠٨٩]۴-حضرت امام صادق علیه السّلام فرمود:بهراستی،خدای عزّتمند و شکوهمند دعایی را که از دل سخت برآید برآورده نسازد.
[٣٠٩٠]۵-حضرت امام صادق علیه السّلام فرمود:هنگامی که پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم باران طلبید و باران بر مردم باریدن گرفت آنسان که گفتند:غرق میشویم و پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم با دست مبارک خویش[به ابرها]اشاره فرمود و آنها را بازگرداند،و فرمود:خدایا،بر پیرامون ما باران را فرودآر و باران را بر ما فرود نیاور.پس ابرها پراکنده شدند[و گرد شهر مدینه را حلقهوار گرفتند و بر پیرامون مدینه باریدند].
مسلمانان عرض کردند:ای پیامبر!یک بار دیگر نیز برای ما باران طلبیدی ولی باران بر ما باریدن نگرفت و دیگر بار که برای ما باران طلبیدی باران بر ما بارید؟(چگونه چنین است؟)فرمود:من[نخستین بار]دعا کردم ولی تصمیم نداشتم[که طلب باران کنم]،پس آنگاه که دعا کردم تصمیم داشتم که باران بطلبم.
[٣٠٩١]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:همانا چون بنده دعا کند خدای فرازمند پیوسته در پی برآوردن خواستۀ او است مادامی که آن بنده شتاب نکند.
ص :٢٧٧
محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن أبی عمیر،عن حسین بن عطیّة،عن عبد العزیز الطّویل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام مثله.
[٣٠٩٢]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی و علیّ بن إبراهیم، عن أبیه جمیعا،عن ابن أبی عمیر،عن هشام بن سالم و حفص بن البختریّ و غیرهما،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ العبد إذا عجّل فقام لحاجته یقول اللّه تبارک و تعالی:أما یعلم عبدی أنّی أنا اللّه الّذی أقضی الحوائج؟
[٣٠٩٣]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن أبی عمیر،عن سیف بن عمیرة،عن محمّد بن مروان،عن الولید بن عقبة الهجریّ قال:
سمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول:و اللّه لا یلحّ عبد مؤمن علی اللّه عزّ و جلّ فی حاجته إلاّ قضاها له.
[٣٠٩۴]۴-عنه،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحجّال،عن حسّان،عن أبی الصّبّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ کره إلحاح النّاس بعضهم علی بعض فی المسألة و أحبّ ذلک لنفسه،إنّ اللّه عزّ و جلّ یحبّ أن یسأل و یطلب ما عنده.
[٣٠٩۵]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن حسین الأحمسیّ،عن رجل،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
لا و اللّه لا یلحّ عبد علی اللّه عزّ و جلّ إلاّ استجاب اللّه له.
[٣٠٩۶]۶-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:رحم اللّه عبدا طلب من اللّه عزّ و جلّ حاجة فألحّ فی
ص :٢٧٨
[٣٠٩٢]٢-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:همانا چون بنده شتاب کند و در پی برآوردن خواستۀ خویش برخیزد خدای فرازمند فرماید:آیا بندۀ من نمیداند که به راستی منم آن خدایی که حاجتها و خواستهها را برآورده میسازم؟
[٣٠٩٣]٣-ولید بن عقبۀ هجری گوید:شنیدم حضرت باقر علیه السّلام فرمود:به خدا سوگند هیچ بندهای در دعا نمودن به درگاه خدای عزتمند و شکوهمند پافشاری نورزد جز اینکه خداوند خواستهاش را برآورد.
[٣٠٩۴]۴-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:همانا خدای عزّتمند و شکوهمند خویش ندارد که مردم در خواهشنمودن از یکدیگر پافشاری ورزند ولی آن را برای خویش دوست دارد،خدای عزّتمند و شکوهمند دوست دارد که از او درخواست کنند و از آنچه نزد او است بخواهند.
[٣٠٩۵]۵-حضرت باقر علیه السّلام فرمود:نه،به خدا سوگند که هیچ بندهای به درگاه خدای عزتمند و شکوهمند پافشاری نورزد جز اینکه خداوند خواستهاش را برآورده سازد.
[٣٠٩۶]۶-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:خدا بر بندهای رحمت آرد که از خدای عزتمند و شکوهمند درخواستی کند در دعا نمودن دربارۀ
ص :٢٧٩
الدّعاء استجیب له أو لم یستجب[له]و تلا هذه الآیة: «وَ أَدْعُوا رَبِّی عَسیٰ أَلاّٰ أَکُونَ بِدُعٰاءِ رَبِّی شَقِیًّا.»
باب تسمیة الحاجة فی الدّعاء
[٣٠٩٧]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أبی عبد اللّه الفرّاء،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ اللّه تبارک و تعالی یعلم ما یرید العبد إذا دعاه و لکنّه یحبّ أن تبثّ إلیه الحوائج فإذا دعوت فسمّ حاجتک.
و فی حدیث آخر قال:قال:إنّ اللّه عزّ و جلّ یعلم حاجتک و ما ترید و لکن یحبّ أن تبثّ إلیه الحوائج.
باب إخفاء الدّعاء
[٣٠٩٨]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن أبی همّام، إسماعیل بن همّام عن أبی الحسن الرّضا علیه السّلام قال:
دعوة العبد سرّا دعوة واحدة تعدل سبعین دعوة علانیة.
و فی روایة أخری:دعوة تخفیها أفضل عند اللّه من سبعین دعوة تظهرها.
باب الأوقات و الحالات الّتی ترجی فیها الإجابة
[٣٠٩٩]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن یحیی بن إبراهیم بن أبی البلاد،عن أبیه،عن زید الشّحّام قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:اطلبوا الدّعاء فی أربع ساعات:عند هبوب الرّیاح و زوال الأفیاء و نزول القطر و أوّل قطرة من دم القتیل المؤمن فإنّ أبواب
ص :٢٨٠
آن پافشاری ورزد،خواه برآورده شود خواه برآورده نشود.و این آیه را تلاوت فرمود:
«و پروردگارم را میخوانم،باشد که در خواندن پروردگارم سختدل نباشم»[مریم (١٩):۴٨]
[٣٠٩٧]١-ابو عبد اللّه فرّاء گوید:حضرت صادق علیه السّلام فرمود:چون بنده به درگاه خدا دعا کند خدای فرازمند میداند که بندهاش چه میخواهد.ولی دوست دارد که خواستهها را آشکار و گسترده به درگاهش بیان دارند؛پس هرگاه دعا کردی خواستهات را نامببر برشمار.و در حدیث دیگری گوید:که فرمود:خدای عزّتمند و شکوهمند از خواستۀ تو آگاه است و میداند که تو چه میخواهی ولی دوست دارد که خواستههای(خود را)به درگاه او بیان نمایی.
[٣٠٩٨]١-حضرت رضا علیه السّلام فرمود:یک دعای نهانی بنده برابر با هفتاد دعای آشکار است.و روایتی دیگر است که:یک دعای نهانی بهتر است در نزد خداوند از هفتاد دعای آشکار.
[٣٠٩٩]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:دعا را چهار هنگام[بخوانید و از خدا] بخواهید هنگام وزیدن بادها،هنگام از میان رفتن سایهها(یعنی هنگام ظهر)،هنگام
ص :٢٨١
السّماء تفتّح عند هذه الأشیاء.
[٣١٠٠]٢-عنه،عن أبیه و غیره،عن القاسم بن عروة،عن أبی العبّاس فضل البقباق قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:یستجاب الدّعاء فی أربعة مواطن فی الوتر و بعد الفجر و بعد الظّهر و بعد المغرب.
[٣١٠١]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:اغتنموا الدّعاء عند أربع:عند قراءة القرآن و عند الأذان و عند نزول الغیث و عند التقاء الصّفّین للشّهادة.
[٣١٠٢]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن جمیل بن درّاج، عن عبد اللّه بن عطاء،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
کان أبی إذا کانت له إلی اللّه حاجة طلبها فی هذه السّاعة،یعنی زوال الشّمس.
[٣١٠٣]۵-عنه،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن حسین بن المختار،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا رقّ أحدکم فلیدع،فإنّ القلب لا یرقّ حتّی یخلص.
[٣١٠۴]۶-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن شریف بن سابق،عن الفضل بن أبی قرّة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:خیر وقت دعوتم اللّه عزّ و جلّ فیه الأسحار و تلا هذه الآیة فی قول یعقوب علیه السّلام: سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی [و]قال:أخّرهم إلی السّحر.
ص :٢٨٢
فرودآمدن باران،و هنگام فروریختن نخستین قطرۀ خون مؤمن[در راه خدا]؛ زیرا به هنگام پیش آمدن این چیزها درهای آسمان گشوده شود.
[٣١٠٠]٢-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:دعا در چهار هنگام برآورده شود:
در نماز و پس از سپیدهدم و پس از ظهر و پس از مغرب.
[٣١٠١]٣-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:امیر مؤمنان علیه السّلام فرموده است:دعا را به هنگام چهار چیز غنیمت شمارید:هنگام تلاوت قرآن،و هنگام سردادن اذان، هنگام فروباریدن باران،و هنگام رویارویی دو صف[از مؤمنان و کافران برای نبرد و شهادت].
[٣١٠٢]۴-حضرت باقر علیه السّلام فرمود:هرگاه پدرم به درگاه خداوند خواستهای داشت در این ساعت آن را میخواست-یعنی به گاه زوال خورشید-
[٣١٠٣]۵-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرگاه یکی از شما نرمدل شد در آن حال دعا کند،زیرا دل تا پاک نشود نرم نگردد.
[٣١٠۴]۶-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرموده است:
نیکوترین هنگامی که در آن هنگام میتوانید خدای عزّتمند و شکوهمند را بخوانید سحرگاهان است،و این آیه را که دربارۀ سخن حضرت یعقوب علیه السّلام است تلاوت فرمود«به زودی برای شما از پروردگار خویش آمرزش خواهم خواست» [یوسف(١٢):٩٨].[و]فرمود:[دعا نمودن بر آنها را]تا سحر به تأخیر انداخت.
ص :٢٨٣
[٣١٠۵]٧-الحسین بن محمّد،عن أحمد بن إسحاق،عن سعدان بن مسلم، عن معاویة بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان أبی إذا طلب الحاجة طلبها عند زوال الشّمس،فإذا أراد ذلک قدّم شیئا فتصدّق به و شمّ شیئا من طیب و راح إلی المسجد و دعا فی حاجته بما شاء اللّه.
[٣١٠۶]٨-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن علیّ بن حدید،رفعه إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا اقشعرّ جلدک و دمعت عیناک.فدونک،دونک فقد قصد قصدک
قال:و رواه محمّد بن إسماعیل،عن أبی إسماعیل السّرّاج،عن محمّد بن أبی حمزة،عن سعید مثله.
[٣١٠٧]٩-عنه،عن الجامورانیّ،عن الحسن بن علیّ بن أبی حمزة،عن صندل،عن أبی الصّبّاح الکنانیّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ یحبّ من عباده المؤمنین کلّ[عبد]دعّاء،فعلیکم بالدّعاء فی السّحر إلی طلوع الشّمس فإنّها ساعة تفتّح فیها أبواب السّماء و تقسّم فیها الأرزاق و تقضی فیها الحوائج العظام.
[٣١٠٨]١٠-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عمر بن أذینة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ فی اللّیل لساعة ما یوافقها عبد مسلم ثمّ یصلّی و یدعو اللّه عزّ و جلّ فیها إلاّ استجاب له،فی کلّ لیلة،قلت:أصلحک اللّه و أیّ ساعة هی من اللّیل؟قال:إذا مضی نصف اللّیل و هی السّدس الأوّل من أوّل النّصف.
ص :٢٨۴
[٣١٠۵]٧-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرگاه پدرم درخواستی از خدا میطلبید آن را هنگام ظهر طلب میکرد،و چون آهنگ دعا مینمود چیزی میآورد و صدقه میداد.و اندکی عطر میزد و روانۀ مسجد میشد و برای [برآوردهشدن]خواستۀ خویش به آنچه خدا میخواست دعا میکرد.
[٣١٠۶]٨-و نیز آن حضرت علیه السّلام فرمود:هرگاه پیکرت به لرزه افتاد و دیدگانت گریان شد پس در این هنگام به خود بپرداز؛[و خواستۀ خویش را از خدا بگیر]که به خواستۀ تو توجّهی شده است.
[٣١٠٧]٩-حضرت باقر علیه السّلام فرمود:خدای عزّتمند و شکوهمند از میان بندگان مؤمنش بندهای را دوست دارد که بسیار دعا کند،پس بر شما باد که از هنگام سحر تا دمیدن آفتاب دعا کنید؛زیرا آن هنگامی است که درهای آسمان در آن هنگام گشوده میگردد و روزیها در آن هنگام تقسیم میشود،و خواستههای بزرگ برآورده میشود.
[٣١٠٨]١٠-عمر بن اذینه گوید:شنیدم از حضرت صادق علیه السّلام که میفرمود:
همانا شبهنگام را ساعتی باشد که بندۀ مسلمانی آن را درنیابد که در آن ساعت نماز گزارد و خدای عزّتمند و شکوهمند را در آن ساعت بخواند جز اینکه برآورده شود.
و این ساعت در هر شب هست.عرض کردم:خدایت خیر و نیکی دهد!آن ساعت چه هنگام از شب است؟فرمود:هنگامی که نیمی از شب بگذرد،که یک ششم نخست از آغاز نیمهشب است.
ص :٢٨۵
باب الرّغبة و الرّهبة و التّضرّع و التّبتّل و الابتهال و الاستعاذة و المسألة
[٣١٠٩]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن مهران،عن سیف بن عمیرة،عن أبی إسحاق،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
الرّغبة أن تستقبل ببطن کفّیک إلی السّماء و الرّهبة أن تجعل ظهر کفّیک إلی السّماء.و قوله: وَ تَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلاً قال:الدّعاء بإصبع واحدة تشیر بها و التّضرّع تشیر بإصبعیک و تحرّکهما و الابتهال رفع الیدین و تمدّهما و ذلک عند الدّمعة،ثمّ ادع.
[٣١١٠]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أبی أیّوب،عن محمّد بن مسلم قال:
سألت أبا جعفر علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: فَمَا اسْتَکٰانُوا لِرَبِّهِمْ وَ مٰا یَتَضَرَّعُونَ فقال:الاستکانة هو الخضوع و التّضرّع هو رفع الیدین و التّضرّع بهما.
[٣١١١]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن خالد و الحسین بن سعید جمیعا،عن النّضر بن سوید،عن یحیی الحلبیّ،عن أبی خالد،عن مروک بیّاع اللّؤلؤ،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ذکر الرّغبة و أبرز باطن راحتیه إلی السّماء و هکذا الرّهبة و جعل ظهر کفّیه إلی السّماء و هکذا التّضرّع و حرّک أصابعه یمینا و شمالا و هکذا التّبتّل و یرفع أصابعه مرّة و یضعها مرّة و هکذا الابتهال و مدّ یده تلقاء وجهه إلی القبلة و لا یبتهل حتّی تجری الدّمعة.
[٣١١٢]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن فضالة،عن العلاء،عن محمّد بن مسلم قال:
ص :٢٨۶
[٣١٠٩]١-ابو اسحاق میگوید:حضرت صادق علیه السّلام فرمود:رغبت و آرزومندی آن است که کف دو دست خویش را به سوی آسمان بداری و رهبت و بیمناکی آن است که پشت دستهایت را به سوی آسمان بداری.
و[بنابر]سخن خداوند که«از همه گسسته و به او پیوسته شو»[مزمّل(٧٣):٨]
فرمود:...و از همه گسستگی و به خدا پیوستگی،دعا کردن به یک انگشت است که بدان اشاره کنی و تضرّع و نالهگری این است که با دو انگشت اشاره کنی و آن دو را حرکت دهی،و ابتهال و زاری نمودن[به درگاه خدا]بر فرازبردن هر دو دست و کشیدن آنها است،و این،به هنگام اشکریختن است و پس آنگاه دعا کن.
[٣١١٠]٢-محمد مسلم گوید:از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ سخن خدای عزّتمند و شکوهمند پرسیدم که[فرموده است]:«در برابر پروردگارشان خاکساری و زاری نکردند»[مؤمنون(٢٣):٧۶]فرمود:استکانت همان خاکساری است و تضرّع و زاری نمودن،بر فراز بردن هر دو دست و زاری کردن با آنها است.
[٣١١١]٣-حضرت صادق علیه السّلام رغبت را بیان نمود و درون دو کف دستهایش خویش را به سوی آسمان گشود.
و رهبت و بیمناکی نیز بدینسان است.و پشت دو دست را به سوی آسمان نهاد.و تضرّع و نالهگری نیز اینگونه است:و انگشتانش را به راست و چپ گردانید.و تبتّل و از همه گسستگی و به خدا پیوستگی چنین است:
و انگشتانش را یک بار بالا میبرد و یک بار پایین میآورد،و ابتهال و زاری نمودن بدینسان است:و دست خود را تا پیش رویش به سوی قبله کشید(و فرمود:)و ابتهال نباشد تا آنگاه اشک روان شود.
[٣١١٢]۴-محمد مسلم گوید:شنیدم حضرت صادق علیه السّلام میفرمود:مردی بر
ص :٢٨٧
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:مرّ بی رجل و أنا أدعو فی صلاتی بیساری فقال:یا أبا عبد اللّه بیمینک،فقلت:یا عبد اللّه إنّ للّه تبارک و تعالی حقّا علی هذه کحقّه علی هذه.و قال:الرّغبة تبسط یدیک و تظهر باطنهما و الرّهبة تبسط یدیک و تظهر ظهرهما و التّضرّع تحرّک السّبّابة الیمنی یمینا و شمالا و التّبتّل تحرّک السّبّابة الیسری ترفعها فی السّماء رسلا و تضعها و الابتهال تبسط یدیک و ذراعیک إلی السّماء و الابتهال حین تری أسباب البکاء.
[٣١١٣]۵-عنه،عن أبیه أو غیره،عن هارون بن خارجة،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سألته عن الدّعاء و رفع الیدین فقال:علی أربعة أوجه:أمّا التّعوّذ فتستقبل القبلة بباطن کفّیک و أمّا الدّعاء فی الرّزق فتبسط کفّیک و تفضی بباطنهما إلی السّماء و أمّا التّبتّل فإیماء بإصبعک السّبّابة و أمّا الابتهال فرفع یدیک تجاوز بهما رأسک.و دعاء التّضرّع أن تحرک إصبعک السّبّابة ممّا یلی وجهک و هو دعاء الخیفة.
[٣١١۴]۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن محبوب،عن أبی أیّوب،عن محمّد بن مسلم قال:
سألت أبا جعفر علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: فَمَا اسْتَکٰانُوا لِرَبِّهِمْ وَ مٰا یَتَضَرَّعُونَ قال:الاستکانة هی الخضوع و التّضرّع رفع الیدین و التّضرّع بهما.
[٣١١۵]٧-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد،عن حریز،عن محمّد بن مسلم و زرارة قالا:
قلنا لأبی عبد اللّه علیه السّلام:کیف المسألة إلی اللّه تبارک و تعالی؟قال:تبسط کفّیک،قلنا:کیف الاستعاذة؟قال:تفضی بکفّیک و التّبتّل الإیماء بالإصبع
ص :٢٨٨
من گذرنمود و من با دست چپ در نماز دعا میکردم،پس گفت:ای ابو عبد اللّه!با دست راست خویش[دعا کن].
من گفتم:ای بندۀ خدا،همانا خدای فرازمند را بر این[دست چپ]نیز حقّی است آنسان که حقّی بر این[دست راست]دارد.
و فرمود:رغبت و آرزومندی[به خدا]این است که هر دو دست را گشوده داری و درون آنها را بنمایانی،و رهبت و بیمناکی[از خدا]این است که دو دست را گشوده داری و پشت آن دو را نمایان سازی و تضرّع و نالهگری[به درگاه خدا]،آن است که انگشت سبّابۀ راست را به سمت راست و چپ حرکت دهی و تبتّل از همه گسستگی و به خدا پیوستگی،حرکت دادن انگشت(سبّابۀ) چپ است که آن را به آرامی به سوی آسمان بالا بری و پایین آوری،و ابتهال و زاری نمودن آن است که هم دستها و هم دو آرنج را به سوی آسمان گشوده داری، و ابتهال هنگامی است که ببینی اسباب گریه فراهم آمده است.
[٣١١٣]۵-ابو بصیر گوید:از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ دعا کردن و بر فراز بردن دستها پرسیدم.فرمود:بر چهارگونه است:امّا برای پناهبردن به خدا درون دستهای خویش را به سوی قبله آوری،و امّا در دعا نمودن برای روزی دستهای خود را بگشایی و درون آن دو را به سوی آسمان بداری،و اما تبتّل و از همه گسستگی و به خدا پیوستگی،اشاره نمودن با انگشت سبّابه است،و امّا ابتهال و زاری نمودن،بر فراز داشتن دستها است آنسانکه از سرت بگذرد،و دعای با تضرّع و ناله این است که انگشت سبّابه را پیش رویت حرکت دهی و آن دعای[از روی]هراس است.
[٣١١۴]۶-محمّد بن مسلم گوید:از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ سخن خدای عزّتمند و شکوهمند پرسیدم که[فرموده است]:«در برابر پروردگارشان خاکساری و زاری نکردند»[مؤمنون(٢٣):٧۶].فرمود:استکانت همان خاکساری،و تضرّع و زاری نمودن،بر فراز بردن هر دو دست و زاری کردن با آنها است.
[٣١١۵]٧-محمد بن مسلم و زراره گویند:به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردیم:خواهش و درخواست از درگاه خداوند چگونه است؟فرمود:دو دست خود را میگشایی.عرض کردیم:پناه بردن چگونه است؟فرمود:هر دو کف دست خویش را بنمایانی و آشکار داری.و تبتّل اشاره نمودن با انگشت است،
ص :٢٨٩
و التّضرّع:تحریک الإصبع و الابتهال:أن تمدّ یدیک جمیعا.
باب البکاء
[٣١١۶]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن منصور بن یونس،عن محمّد بن مروان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما من شیء إلاّ و له کیل و وزن إلاّ الدّموع فإنّ القطرة تطفی بحارا من نار، فإذا اغرورقت العین بمائها لم یرهق وجها قتر و لا ذلّة،فإذا فاضت حرّمه اللّه علی النّار و لو أنّ باکیا بکی فی أمّة لرحموا.
[٣١١٧]٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن ابن فضّال،عن أبی جمیلة و منصور بن یونس،عن محمّد بن مروان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما من عین إلاّ و هی باکیة یوم القیامة إلاّ عینا بکت من خوف اللّه و ما اغرورقت عین بمائها من خشیة اللّه عزّ و جلّ إلاّ حرّم اللّه عزّ و جلّ سائر جسده علی النّار و لا فاضت علی خدّه فرهق ذلک الوجه قتر و لا ذلّة و ما من شیء إلاّ و له کیل و وزن إلاّ الدّمعة فإنّ اللّه عزّ و جلّ یطفی بالیسیر منها البحار من النّار،فلو أنّ عبدا بکی فی أمّة لرحم اللّه عزّ و جلّ تلک الأمّة ببکاء ذلک العبد.
[٣١١٨]٣-عنه،عن عبد الرّحمن بن أبی نجران،عن مثنّی الحنّاط،عن أبی حمزة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ما من قطرة أحبّ إلی اللّه عزّ و جلّ من قطرة دموع فی سواد اللّیل مخافة من اللّه لا یراد بها غیره.
[٣١١٩]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن منصور بن یونس، عن صالح بن رزین و محمّد بن مروان و غیرهما،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :٢٩٠
و تضرّع حرکت دادن انگشت است،و ابتهال این است که هر دو دست را با هم بکشی.
[٣١١۶]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هیچ چیزی نباشد جز اینکه پیمانه و وزنی دارد جز گریه که یک قطرهاش آتش دریاهای آتشین را فرومینشاند و چون دیده از اشک لبریز شود آن چهره گرفتگی و خواری نبیند.و چون اشک از دیده فروریزد خدا آن را بر آتش دوزخ حرام کند.و به راستی،اگر در میان امّتی یک نفر گریان باشد همۀ آن امّت مورد رحمت و بخشش خدا قرار گیرد.
[٣١١٧]٢-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هیچ دیده نباشد جز اینکه در روز رستاخیز گریان است به جز دیدهای که از ترس خدا گریسته باشد،و هیچ دیدهای نباشد که از ترس خدای عزّتمند و شکوهمند از اشک لبریز شود جز اینکه خدای عزّتمند پیکر آن شخص گریان را به آتش دوزخ حرام سازد و آن اشک بر گونهای روان نگردد جز آنکه آن رخسار گردگرفتگی و خواری نبیند،و هیچ چیزی نباشد جزاینکه پیمانه و وزنی دارد مگر اشک که همانا خدای عزّتمند و شکوهمند بااندکی اشک،آتش دریاهای آتشناک را فرومینشاند.پس اگر بندهای در میان امّتی بگرید خدای عزّتمند و شکوهمند به سبب گریۀ آن بنده، برای همۀ آن امّت رحم آورد.
[٣١١٨]٣-حضرت باقر علیه السّلام فرمود:هیچ قطرهای نزد خدا دوستداشتنیتر از قطرۀ اشکی نباشد که در تاریکی شب از ترس خدای،فروریزد و از گریستن چیزی جز خدا قصد نشود.
[٣١١٩]۴-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هر دیدهای در روز رستاخیز گریان
ص :٢٩١
کلّ عین باکیة یوم القیامة إلاّ ثلاثة:عین غضّت عن محارم اللّه و عین سهرت فی طاعة اللّه و عین بکت فی جوف اللّیل من خشیة اللّه.
[٣١٢٠]۵-ابن أبی عمیر،عن جمیل بن درّاج و درست،عن محمّد بن مروان قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:ما من شیء إلاّ و له کیل و وزن إلاّ الدّموع فإنّ القطرة منها تطفی بحارا من النّار،فإذا اغرورقت العین بمائها لم یرهق وجهه قتر و لا ذلّة،فإذا فاضت حرّمه اللّه علی النّار و لو أنّ باکیا بکی فی أمّة لرحموا.
[٣١٢١]۶-ابن أبی عمیر،عن رجل من أصحابه قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:أوحی اللّه عزّ و جلّ إلی موسی علیه السّلام:أنّ عبادی لم یتقرّبوا إلیّ بشیء أحبّ إلیّ من ثلاث خصال،قال موسی:یا ربّ و ما هنّ؟قال:یا موسی الزّهد فی الدّنیا و الورع عن المعاصی و البکاء من خشیتی،قال موسی:یا ربّ فما لمن صنع ذا؟فأوحی اللّه عزّ و جلّ إلیه:یا موسی:أمّا الزّاهدون فی الدّنیا ففی الجنّة و أمّا البکّاءون من خشیتی ففی الرّفیع الأعلی لا یشارکهم أحد و أمّا الورعون عن معاصیّ فإنّی أفتّش النّاس و لا أفتّشهم.
[٣١٢٢]٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن عثمان بن عیسی،عن إسحاق بن عمّار قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:أکون أدعو فأشتهی البکاء و لا یجیئنی و ربّما ذکرت بعض من مات من أهلی فأرقّ و أبکی فهل یجوز ذلک؟فقال:نعم فتذکّرهم فإذا رققت فابک و ادع ربّک تبارک و تعالی.
[٣١٢٣]٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسن بن محبوب،عن عنبسة العابد قال:
ص :٢٩٢
است جز سه دیده:دیدهای که از[نگریستن]به آنچه خداوند حرام کرده فرو هشته داشته شده،و دیدهای که در راه فرمانبری از خداوند بیدار مانده،و دیدهای که در دل شب از ترس خدا گریسته است.
[٣١٢٠]۵-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هیچچیزی نباشد جز اینکه پیمانه و وزنی دارد جز گریه که یک قطرهاش آتش دریاهای آتشناک را فرومینشاند و چون دیده از اشک لبریز شود آن چهره،گرفتگی و خواری نبیند.و چون از دیده اشک فروریزد خدا آن را بر آتش دوزخ حرام سازد.و به راستی،اگر در میان امّتی یک نفر گریان باشد همه آن امّت مورد رحمت و بخشش خدا قرار گیرند.
[٣١٢١]۶-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:خدای عزّتمند و شکوهمند به موسی علیه السّلام وحی فرمود که همانا بندگان من با چیزی به من نزدیکی و تقرّب نجستند که در نزد من دوستداشتنیتر از سه خصلت باشد.موسی علیه السّلام عرض کرد:پروردگارا،آن خصلتها کدامند؟فرمود:چشمپوشی از دنیا و زهدورزی، پرهیزکاری از گناهان،و گریستن از ترس من.موسی علیه السّلام عرض کرد:پروردگارا، هرکه این خصلتها را فراهم آورد چه پاداشی از آن اوست؟خدای عزّتمند و شکوهمند به موسی علیه السّلام وحی کرد:ای موسی!امّا زهدورزان و چشمپوشندگان از دنیا در بهشت باشند و امّا بسیار گریندگان از ترس در فرازترین جایگاهها باشند و هیچکس در آن جایگاهها با آنان شریک نباشد و امّا پرهیزکاران از گناهان و نافرمانیهای من[به مقامی رسند]که من همۀ مردم را[در روز رستاخیز] بازرسی کنم و آنان را بازرسی نکنم.
[٣١٢٢]٧-اسحاق عمّار گوید:به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:من دعا میکنم و مشتاق گریستنم ولی گریان نمیشوم.گاهی به یاد برخی از مردگان خانوادۀ خویش میافتم و دلم نرم میشود و میگریم.آیا این کار درست است؟ فرمود:آری،آنها را یاد کن و چون دلت نرم شد گریه کن و پروردگار فرازمند را بخوان.
[٣١٢٣]٨-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:اگر اشکی نداری که بگریی خویشتن
ص :٢٩٣
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إن لم تکن بک بکاء فتباک.
[٣١٢۴]٩-عنه،عن ابن فضّال،عن یونس بن یعقوب،عن سعید بن یسار بیّاع السّابریّ قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:إنّی أتباکی فی الدّعاء و لیس لی بکاء؟قال:نعم و لو مثل رأس الذّباب.
[٣١٢۵]١٠-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن علیّ بن أبی حمزة قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:لأبی بصیر:إن خفت أمرا یکون أو حاجة تریدها فابدأ باللّه و مجّده و أثن علیه کما هو أهله و صلّ علی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و سل حاجتک و تباک و لو مثل رأس الذّباب،إنّ أبی علیه السّلام کان یقول:إنّ أقرب ما یکون العبد من الرّبّ عزّ و جلّ و هو ساجد باک.
[٣١٢۶]١١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن عبد اللّه بن المغیرة،عن إسماعیل البجلیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إن لم یجئک البکاء فتباک،فإن خرج منک مثل رأس الذّباب فبخّ بخّ.
باب الثّناء قبل الدّعاء
[٣١٢٧]١-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان بن یحیی،عن الحارث بن المغیرة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إیّاکم إذا أراد أحدکم أن یسأل من ربّه شیئا من حوائج الدّنیا و الآخرة حتّی یبدأ بالثّناء علی اللّه عزّ و جلّ و المدح له و الصّلاة علی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم ثمّ یسأل اللّه حوائجه.
ص :٢٩۴
را[به حالت]گریان بنما.
[٣١٢۴]٩-سعید یسار گوید:به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:آیا من در حال دعا،خود را[به حالت]گریان بنمایانم هرچند اشکی ندارم؟فرمود:آری، هرچند به قدر سرمگسی باشد.
[٣١٢۵]١٠-علی بن ابی حمزه گوید:حضرت صادق علیه السّلام به ابو بصیر فرمود:
اگر از پدیدار شدن چیزی بیم داشتی یا حاجتی خواستی[دعا را]بهنام خدای آغاز نما،و خدا را بزرگدار و ستایشنما آنسانکه او را سزد،و بر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم درود بفرست و حاجت خود را بخواه و خود را به گریه وادار هرچند به قدر سر مگسی باشد،همانا پدرم همواره میفرمود:نزدیکترین حالتی که بنده به پروردگار عزّتمند و شکوهمند دارد هنگامی است که با چشمی گریان سر بر سجده نهاده باشد.
[٣١٢۶]١١-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:اگر گریهات نیاید خود را به گریه وادار[و گریان نمایان]،پس اگر از دیدهات به قدر سر مگسی اشک درآید پس به به[و خوشا بر تو]!
[٣١٢٧]١-حارث مغیره گوید:شنیدم از حضرت صادق علیه السّلام میفرمود:
چون یکی از شما بخواهد که از پروردگار خویش خواستهای از خواستههای دنیا و آخرت را درخواست نماید مبادا آن را آغاز نماید تا به ستایش او و درود بر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم سخن خود را آغاز کند،و سپس حاجتهای خود را درخواست نماید.
ص :٢٩۵
[٣١٢٨]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن فضّال، عن ابن بکیر،عن محمّد بن مسلم قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ فی کتاب أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه:إنّ المدحة قبل المسألة،فإذا دعوت اللّه عزّ و جلّ فمجّده،قلت:کیف أمجّده؟قال:تقول:
یا من هو أقرب إلیّ من حبل الورید یا فعّالا لما یرید،یا من یحول بین المرء و قلبه،یا من هو بالمنظر الأعلی،یا من هو لیس کمثله شیء.
[٣١٢٩]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن ابن سنان،عن معاویة بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّما هی المدحة،ثمّ الثّناء،ثمّ الإقرار بالذّنب،ثمّ المسألة،إنّه و اللّه ما خرج عبد من ذنب إلاّ بالإقرار.
[٣١٣٠]۴-و عنه،عن ابن فضّال،عن ثعلبة،عن معاویة بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام مثله إلاّ أنّه قال:
ثمّ الثّناء،ثمّ الاعتراف بالذّنب.
[٣١٣١]۵-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الحسن بن علیّ،عن حمّاد بن عثمان،عن الحارث بن المغیرة قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إذا أردت أن تدعو فمجّد اللّه عزّ و جلّ و احمده و سبّحه و هلّله و أثن علیه و صلّ علی محمّد النّبیّ و آله،ثمّ سل تعط.
[٣١٣٢]۶-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،عن عیص بن القاسم قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إذا طلب أحدکم الحاجة فلیثن علی ربّه و لیمدحه فإنّ الرّجل إذا طلب الحاجة من السّلطان هیّأ له من الکلام أحسن ما یقدر علیه،فإذا
ص :٢٩۶
[٣١٢٨]٢-محمد مسلم گوید:حضرت صادق علیه السّلام فرمود:همانا در کتاب امیر مؤمنان علیه السّلام است که ستایش[خدا]پیش از حاجت خواهی و درخواست است، پس هرگاه خدای عزّتمند و شکوهمند را خواندی او را ستایشنما.عرض کردم:چگونه او را بستایم؟فرمود:میگویی:ای آنکه از رگ گردن به من نزدیکتری،ای آنکه هرچه را خواهی انجامدهندۀ آنی؛و ای آنکه میان انسان و دلش حائل میشوی؛و ای آنکه در فرازترین چشماندازها هستی،و ای آنکه چیزی همانندش نیست.
[٣١٢٩]٣-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:تنها[شیوۀ دعا نمودن،در آغاز]همان مدح است،و سپس ستایش،و پس آنگاه اقرار به گناه و پس از آن درخواست است.بهراستی،به خدا سوگند که هیچ بندهای از گناه درنیامده جز با اقرار بر گناه.
[٣١٣٠]۴-از امام صادق علیه السّلام همانند روایت پیشین روایت شده است جز آنکه در این روایت فرموده است:پس آنگاه ستایش کند و پس از آن به گناه خویش اعتراف کند.
[٣١٣١]۵-حارث مغیره گوید که حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرگاه خواستی دعا کنی خدای عزّتمند و شکوهمند را بزرگدار و سپاسگزار و او را به پاکی و یگانگی یاد کن و ستایشنما و بر محمد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و خاندانش درود فرست،پس آنگاه درخواست کن تا خواستهات به تو داده شود.
[٣١٣٢]۶-و نیز آن حضرت علیه السّلام فرمود:هرگاه یکی از شما خواستهای داشته باشد پروردگارش را ثنا گوید و بستاید،زیرا آنگاه که کسی از زمامداری حاجتی خواهد نیکوترین گفتاری را که توانایی آن را دارد برای او آماده میدارد
ص :٢٩٧
طلبتم الحاجة فمجّدوا اللّه العزیز الجبّار و امدحوه و أثنوا علیه تقول:«یا أجود من أعطی و یا خیر من سئل،یا أرحم من استرحم،یا أحد یا صمد،یا من لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا أحد،یا من لم یتّخذ صاحبة و لا ولدا،یا من یفعل ما یشاء و یحکم ما یرید و یقضی ما أحبّ،یا من یحول بین المرء و قلبه،یا من هو بالمنظر الأعلی،یا من لیس کمثله شیء،یا سمیع یا بصیر»و أکثر من أسماء اللّه عزّ و جلّ فإنّ أسماء اللّه کثیرة و صلّ علی محمّد و آله و قل:«اللّهمّ أوسع علیّ من رزقک الحلال ما أکفّ به وجهی و أؤدّی به عن أمانتی و أصل به رحمی و یکون عونا لی فی الحجّ و العمرة»و قال:إنّ رجلا دخل المسجد فصلّی رکعتین ثمّ سأل اللّه عزّ و جلّ،فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:عجّل العبد ربّه؛و جاء آخر فصلّی رکعتین ثمّ أثنی علی اللّه عزّ و جلّ و صلّی علی النّبیّ و[آله] فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم سل تعط.
[٣١٣٣]٧-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن أبی کهمس قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:دخل رجل المسجد فابتدأ قبل الثّناء علی اللّه و الصّلاة علی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم،فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:عاجل العبد ربّه؛ثمّ دخل آخر فصلّی و أثنی علی اللّه عزّ و جلّ و صلّی علی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:سل تعطه:ثمّ قال:إنّ فی کتاب علیّ إنّ الثّناء علی اللّه و الصّلاة علی رسوله قبل المسألة و إنّ أحدکم لیأتی الرّجل یطلب الحاجة فیحبّ أن یقول له خیرا قبل أن یسأله حاجته.
[٣١٣۴]٨-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن عثمان بن عیسی،عمّن حدّثه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :٢٩٨
پس آن هنگام که جویای حاجتی بودید خدای بزرگ و توانا را[با این سخنان] بزرگ دارید و بستایید و ثنا گویید[و]بگویید«یا اجود من اعطی،و یا خیر من سئل،یا ارحم من استرحم،یا احد یا صمد،یا من لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد،یا من لم یتّخذ صاحبه و لا ولدا یا من یفعل ما یشاء و یحکم ما یرید و یقضی ما أحب،یا من یحول بین المرء و قلبه،یا من هو باالمنظر الاعلی،یا من لیس کمثله شئ،یا سمیع یا بصیر»و از نامهای خدای عزّتمند و شکوهمند بسیار بگو؛زیرا نامهای خدا بسیار است بر محمّد و خاندانش صلوات اللّه علیهم درود بفرست و بگو:«اللّهم اوسع علی من رزقک الحلال ما أکف به وجهی و اؤدی به عن امانتی و أصل به رحمی و یکون عونا فی الحج و العمرة»
و فرمود:مردی به مسجد درآمد و دو رکعت نماز گزارد و از خدای عزّتمند و شکوهمند درخواست نمود.پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:این بنده[در درخواست نمودن از]پروردگارش شتاب کرد.مرد دیگری آمد و دو رکعت نماز گزارد و پس آنگاه بر خدای عزّتمند و شکوهمند را ستود و بر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و خاندانش، درود فرستاد،پس پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:(اکنون)درخواست کن که خواستهات به تو داده شود.
[٣١٣٣]٧-ابو کهمس گوید:شنیدم حضرت صادق علیه السّلام میفرمود:مردی وارد مسجد شد و پیش از ستایش خدا و درود بر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم دعا کردن را آغاز نمود، پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:این بنده در[خواهش از]پروردگارش شتاب کرد.
سپس مرد دیگری به مسجد درآمد و نمازگزارد خدای عزّتمند و شکوهمند را ستود و بر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم درود فرستاد.پس پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم به او فرمود:بخواه تا خواستهات به تو داده شود.
سپس حضرت صادق علیه السّلام فرمود:بهراستی که در کتاب علی علیه السّلام است که:
ستودن خدا و درود فرستادن بر پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم پیش از درخواست نمودن است،و[چون]یکی از شما نزد مردی آید و درخواستی کند آن مرد دوست دارد که پیش از خواستن حاجتش،سخنی نیکو گوید.
[٣١٣۴]٨-عثمان بن عیسی از کسی که برای او حدیث را بازگو نموده روایت
ص :٢٩٩
قلت:آیتان فی کتاب اللّه عزّ و جلّ أطلبهما فلا أجدهما،قال:و ما هما؟ قلت:قول اللّه عزّ و جلّ: اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ فندعوه و لا نری إجابة،قال:أ فتری اللّه عزّ و جلّ أخلف وعده؟قلت:لا،قال:فممّ ذلک؟قلت:لا أدری،قال:
لکنّی أخبرک،من أطاع اللّه عزّ و جلّ فیما أمره ثمّ دعاه من جهة الدّعاء أجابه، قلت:و ما جهة الدّعاء؟قال:تبدأ فتحمد اللّه و تذکر نعمه عندک ثمّ تشکره ثمّ تصلّی علی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم ثمّ تذکر ذنوبک فتقرّ بها ثمّ تستعیذ منها،فهذا جهة الدّعاء؛ثمّ قال:و ما الآیة الأخری؟قلت:قول اللّه عزّ و جلّ: وَ مٰا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرّٰازِقِینَ و إنّی أنفق و لا أری خلفا،قال:أفتری اللّه عزّ و جلّ أخلف وعده؟قلت:لا،قال:فممّ ذلک؟قلت لا أدری،قال:لو أنّ أحدکم اکتسب المال من حلّه و أنفقه فی حلّه لم ینفق درهما إلاّ أخلف علیه.
[٣١٣۵]٩-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،عمّن ذکره عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من سرّه أن یستجاب له دعوته فلیطب مکسبه.
باب الاجتماع فی الدّعاء
[٣١٣۶]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن علیّ بن معبد،عن عبید اللّه بن عبد اللّه الواسطیّ،عن درست بن أبی منصور،عن أبی خالد قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:ما من رهط أربعین رجلا اجتمعوا فدعوا اللّه عزّ و جلّ فی أمر إلاّ استجاب اللّه لهم،فإن لم یکونوا أربعین فأربعة یدعون اللّه عزّ و جلّ عشر مرّات إلاّ استجاب اللّه لهم،فإن لم یکونوا أربعة فواحد یدعو اللّه أربعین مرّة فیستجیب اللّه العزیز الجبّار له.
ص :٣٠٠
کرده است که به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:دو آیه در کتاب خدا است که آن دو را میجویم و نمییابم.فرمود:آن دو آیه کدامند؟عرض کردم:سخن خدای عزّتمند و شکوهمند:«مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم»[غافر(۴٠):۶٠]و ما او را میخوانیم و پاسخ و اجابتی نمیبینیم؟فرمود:آیا گمان میکنی که خداوند از وعدۀ خویش سرباز زده است؟عرض کردم:نه.فرمود:پس این[برآورده نشدن خواستهها]از چه روست؟عرض کردم:نمیدانم.فرمود:ولی من تو را[از دلیل آن]آگاه میکنم.هرکه خدای عزّتمند و شکوهمند را در آنچه به او فرمان داده گردن نهد و پس آنگاه او را از جهت دعا بخواند خداوند پاسخش دهد.عرض کردم:جهت دعا چیست؟فرمود:[دعانمودن خویش را چنین]میآغازی که خدا را میستایی و نعمتهایی را که به تو ارزانی داشته بر زبان میآری،و سپس او را سپاس میگزاری،سپس بر محمد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم درود میفرستی،و سپس گناهان خویش را یادآور میشوی و[به دست آلودن]بر آنها اعتراف میکنی و از آنها به خدا پناه میبری.این است جهت دعا.
سپس فرمود:آیۀ دیگر کدام است؟عرض کردم:سخن خدای عزّتمند و شکوهمند[که میفرماید:]«هرچه انفاق کردید عوضش را او میدهد و او بهترین روزیدهندگان است»[سبأ(٣۴):٣٩]و من انفاق میکنم ولی عوضی[از سوی خدا] برای آن نمیبینم.فرمود:آیا گمان میکنی که خدای عزّتمند و شکوهمند از وعدۀ خویش سرباز زده است؟عرض کردم:نمیدانم.فرمود:بهراستی،اگر یکی از شما مالی را از راه حلال به دست آرد،و آن را در راه حلال انفاق کند هیچ درهمی از آن را انفاق نکرده است جز اینکه بر آن عوض داده میشود.
[٣١٣۵]٩-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه از برآورده شدن خواستهاش شادمان میشود باید درآمد خود را پاک و حلال گرداند.
[٣١٣۶]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هیچ چهل مردی برای دعا نمودن گردهم نیایند و خدای عزّتمند و شکوهمند را برای[برآورده شدن]کاری نخوانند جز اینکه خداوند دعای آنان را برآورده سازد.پس اگر چهل نفر نباشد و چهار نفر [گرد هم آیند و]ده بار خدای عزّتمند و شکوهمند را بخوانند بیگمان خداوند خواستۀ آنان را برآورده سازد و اگر چهار نفر نباشد و یک نفر باشد که چهل بار خدا را بخواند خدای بزرگ توانا،خواستۀ او را برآورده سازد.
ص :٣٠١
[٣١٣٧]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن محمّد بن علیّ،عن یونس بن یعقوب،عن عبد الأعلی،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما اجتمع أربعة رهط قطّ علی أمر واحد فدعوا[اللّه]إلاّ تفرّقوا عن إجابة
[٣١٣٨]٣-عنه،عن الحجّال،عن ثعلبة،عن علیّ بن عقبة،عن رجل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان أبی علیه السّلام إذا حزنه أمر جمع النّساء و الصّبیان ثمّ دعا و أمّنوا.
[٣١٣٩]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
الدّاعی و المؤمّن فی الأجر شریکان.
باب العموم فی الدّعاء
[٣١۴٠]١-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إذا دعا أحدکم فلیعمّ،فإنّه أوجب للدّعاء.
باب من أبطأت علیه الإجابة
[٣١۴١]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر قال:
قلت لأبی الحسن علیه السّلام:جعلت فداک،إنّی قد سألت اللّه حاجة منذ کذا و کذا سنة و قد دخل قلبی من إبطائها شیء،فقال:یا أحمد،إیّاک و الشّیطان أن یکون له علیک سبیل حتّی یقنّطک،إنّ أبا جعفر صلوات اللّه علیه کان یقول:إنّ المؤمن یسأل اللّه عزّ و جلّ حاجة فیؤخّر عنه تعجیل إجابته حبّا لصوته و استماع نحیبه.
ص :٣٠٢
[٣١٣٧]٢-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرگز چهار نفر گرد هم نیامدهاند که برای کاری به درگاه خدا دعا کنند جز اینکه با پذیرفتگی و برآورده شدن آن دعا،از یکدیگر جدا شدهاند و پراکنده گشتهاند.
[٣١٣٨]٣-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:چون پیشامدی پدرم را اندوهناک میکرد زنان و کودکان را گرد هم میآورد و سپس دعا مینمود و آنها آمین میگفتند.
[٣١٣٩]۴-و نیز آن حضرت علیه السّلام فرمود:دعاگو و آمینگو در پاداش شریکند.
[٣١۴٠]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:هرگاه یکی از شما دعا کند دعایش را بر همگان گسترده دارد[و همه را دعا کند]؛چراکه چنین دعایی به برآورده شدن نزدیکتر است.
[٣١۴١]١-احمد بن محمّد بن ابی نصیر گوید:به امام رضا علیه السّلام عرض کردم:
فدایت شوم!من چند سال است که حاجتی را از خدا درخواست کردهام و از کندی و واپس افتادن برآورده شدن آن دعا،در دلم شبهه و نگرانی پدید آمده است،فرمود:ای احمد!مبادا شیطان[برای راهیابی]دل تو را به راهی گشاید تا تو را ناامید سازد،بهراستی،امام باقر علیه السّلام میفرمود:همانا مؤمن حاجتی از خدا میخواهد و خداوند برآوردن خواستهاش را به خاطر دوست داشتن صدایش و شنیدن زاریاش[در درگاه خدا]به تأخیر میاندازد.سپس
ص :٣٠٣
ثمّ قال:و اللّه ما أخّر اللّه عزّ و جلّ عن المؤمنین ما یطلبون من هذه الدّنیا خیر لهم ممّا عجّل لهم فیها و أیّ شیء الدّنیا،إنّ أبا جعفر علیه السّلام کان یقول:ینبغی للمؤمن أن یکون دعاؤه فی الرّخاء نحوا من دعائه فی الشّدّة لیس إذا أعطی فتر فلا تملّ الدّعاء فإنّه من اللّه عزّ و جلّ بمکان و علیک بالصّبر و طلب الحلال و صلة الرّحم و إیّاک و مکاشفة النّاس فإنّا أهل البیت نصل من قطعنا و نحسن إلی من أساء إلینا،فنری و اللّه فی ذلک العاقبة الحسنة،إنّ صاحب النّعمة فی الدّنیا إذا سأل فأعطی،طلب غیر الّذی سأل و صغرت النّعمة فی عینه فلا یشبع من شیء و إذا کثرت النّعم کان المسلم من ذلک علی خطر للحقوق الّتی تجب علیه و ما یخاف من الفتنة فیها أخبرنی عنک لو أنّی قلت لک قولا أکنت تثق به منّی فقلت له جعلت فداک إذا لم أثق بقولک فبمن أثق و أنت حجّة اللّه علی خلقه؟قال:فکن باللّه أوثق فإنّک علی موعد من اللّه،ألیس اللّه عزّ و جلّ:«یقول و إذا سألک عبادی عنّی فإنّی قریب أجیب دعوة الدّاع إذا دعان»و قال:«لا تقنطوا من رحمة اللّه»و قال:«و اللّه یعدکم مغفرة منه و فضلا»فکن باللّه عزّ و جلّ أوثق منک بغیره و لا تجعلوا فی أنفسکم إلاّ خیرا فإنّه مغفور لکم.
[٣١۴٢]٢-عنه،عن أحمد،عن علیّ بن الحکم،عن منصور الصّیقل قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:ربّما دعا الرّجل بالدّعاء فاستجیب له ثمّ أخّر ذلک إلی حین؟قال:فقال:نعم،قلت:و لم ذاک،لیزداد من الدّعاء؟قال:نعم.
[٣١۴٣]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن إسحاق بن أبی هلال المدائنیّ،عن حدید،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ العبد لیدعو فیقول اللّه عزّ و جلّ للملکین:قد استجبت له و لکن احبسوه بحاجته فإنّی أحبّ أن أسمع صوته و إنّ العبد لیدعو فیقول اللّه تبارک و تعالی:
ص :٣٠۴
فرمود:به خدا سوگند،آنچه خدای عزّتمند و شکوهمند از خواستههای دنیوی مؤمنان واپس میاندازد برای ایشان بهتر است از آنچه که زود به آنها عطا فرماید، و دنیا چیست؟!امام باقر علیه السّلام میفرمود:مؤمن را سزد که دعایش به گاه آسایش، همانند دعا نمودن او در حال سختی باشد و چون[آنچه را که خواسته بود]به او دادند[پس از برآورده شدن دعایش]سستی نورزد.پس تو از دعا نمودن خسته مشو؛چراکه دعا در پیشگاه خدای عزّتمند و شکوهمند جایگاهی[فراز]دارد و بر تو باد به شکیبایی،جوییدن درآمد حلال و پیوند داشتن با خویشان و مبادا با مردم دشمنی ورزی؛زیرا که ما خاندانی هستیم که با هرکه از ما پیوند گسلد پیوند برقرار سازیم و هرکه به ما بدی کند نیکی کنیم،پس به خدا سوگند که در این کار فرجام نیکویی میبینم.همانا آنکس که در این دنیا دارای نعمت است چون چیزی[از خدا]خواهد به او ارزانی شود[زیاده خواهد]و جز آن را نیز بخواهد، و نعمت خدا در چشم او خرد آید و از هیچچیز سیر نشود.و چون نعمت بسیار گردد سلمان به سبب حقوقی که[از فزونی نعمت]بر او واجب گشته و[به سبب فزونی نعمت]بیم آن میرود که آزموده شود به ورطۀ خط افتد.بگو بدانم که اگر من به تو چیزی گفتم به آن اطمینان داری؟عرض کردم:قربانت گردم!اگر من به سخن شما اعتماد نکنم پس به سخن چه کسی اعتماد کنم در حالیکه شما حجّت خداوند بر بندگان او هستی؟فرمود:پس به خدا بیش از این،اعتماد کن،زیرا خداوند به تو وعدۀ برآوردن[خواستهها را]داده است آیا خدای عزّتمند و شکوهمند نمیفرماید:«و هرگاه بندگان من از تو دربارۀ من بپرسند[بگو]من نزدیکم و دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت میکنم»[بقره(٢):١٨۶].و فرموده است:«از رحمت خدا نومید مشوید»[زمر(٣٩):۵٣]و نیز فرموده است:«و خداوند از جانب خویش به شما وعدۀ آمرزش و بخشش میدهد»[بقره(٢):٢۶٨].پس اعتماد بر خدای عزّتمند و شکوهمند بیش از دیگران باشد و در جان خویش جز نیکی را جای ندهید که بهراستی خدا شما را بیامرزد.
[٣١۴٢]٢-منصور صیقل گوید:حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:گاهی مردی دعا میکند و دعایش برآورده میگردد،ولی تا مدّتی[اثر و نشانۀ برآورده شدنش پدیدار نمیگردد و]پس میافتد.فرمود:آری(چنین است).عرض کردم:این از چه روست؟آیا از آن روست که بر دعا نمودن خویش بیفزاید؟فرمود:آری.
[٣١۴٣]٣-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:همانا بندهای دعا میکند.پس خدای عزّتمند و شکوهمند به دو فرشته میفرماید:من دعا او را برآوردم ولی او را از[دستیابی به]خواستهاش نگاه دارید؛چراکه من دوست دارم صدای او را بشنوم،و به راستی بندهای نیز باشد که دعا کند خدای فرازمند فرماید:
ص :٣٠۵
عجّلوا له حاجته فإنّی أبغض صوته.
[٣١۴۴]۴-ابن أبی عمیر،عن سلیمان صاحب السّابریّ،عن إسحاق بن عمّار قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:قال یستجاب للرّجل الدّعاء ثمّ یؤخّر؟قال:نعم عشرین سنة.
[٣١۴۵]۵-ابن أبی عمیر،عن هشام بن سالم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان بین قول اللّه عزّ و جلّ:«قد أجیبت دعوتکما»و بین أخذ فرعون أربعین عاما.
[٣١۴۶]۶-ابن أبی عمیر،عن إبراهیم بن عبد الحمید،عن أبی بصیر قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ المؤمن لیدعو فیؤخّر إجابته إلی یوم الجمعة.
[٣١۴٧]٧-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عبد اللّه بن المغیرة،عن غیر واحد من أصحابنا قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ العبد الولیّ للّه یدعو اللّه عزّ و جلّ فی الأمر ینوبه.
فیقول للملک الموکّل به:اقض لعبدی حاجته و لا تعجّلها فإنّی أشتهی أن أسمع نداءه و صوته و إنّ العبد العدوّ للّه لیدعو اللّه عزّ و جلّ فی الأمر ینوبه فیقال للملک الموکّل به:اقض[لعبدی]حاجته و عجّلها فإنّی أکره أن أسمع نداءه و صوته.قال:فیقول النّاس:ما أعطی هذا إلاّ لکرامته و لا منع هذا إلاّ لهوانه.
[٣١۴٨]٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب،عن هشام بن سالم،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا یزال المؤمن بخیر و رجاء،رحمة من اللّه عزّ و جلّ ما لم یستعجل فیقنط
ص :٣٠۶
خواستهاش را زود برآورده سازید که من صدایش را دوست ندارم.
[٣١۴۴]۴-اسحاق بن عمار گوید:به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:آیا[می شود که]دعای کسی پذیرفته شده باشد ولی[اثر پذیرفتهشدن و برآوردهشدن دعا پدیدار نگردد و]به تأخیر افتد؟فرمود:آری،تا بیست سال[ممکن است که به تأخیر افتد].
[٣١۴۵]۵-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:میان فرمودۀ خدای عزّتمند و شکوهمند[که دربارۀ نابودی فرعون و همراهانش به موسی و هارون علیه السّلام فرمود:]«بیگمان دعای شما دو تن اجابت شده است»[یونس(١٠):٨٩]میان نابود نمودن فرعون چهل سال به درازا کشید.
[٣١۴۶]۶-ابو بصیر گوید:شنیدم از حضرت صادق علیه السّلام که میفرمود:همانا مؤمن دعا میکند و پذیرفته شدن و برآورده شدن دعایش تا روز جمعه به تأخیر میافتد.
[٣١۴٧]٧-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:بهراستی،بندهای که دوست خدا است در پیشامدی که برای او روی داده دعا میکند،و خدا به فرشتهای که بر او گمارده شده فرماید:درخواست بندۀ مرا برآورده نما ولی در(دادن)آن شتاب مکن که من خواهان آنم که ندا و صدای او را بشنوم.و همانا بندهای که دشمن خدا است دربارۀ پیشامدی که برای او روی داده[دعا میکند و]خدای عزّتمند و شکوهمند را میخواند،پس[خدا]به فرشتۀ گمارده شده بر او میفرماید:
خواستهاش را برآورده نما در(دادن)آن شتابگیر؛زیرا من خوش ندارم که ندا و صدایش را بشنوم.
فرمود:پس مردم گویند:به این[شخص که خواستهاش زود برآورده شد]....جز به سبب ارجمند بودن و بزرگ بودنش[در پیشگاه خدا]و[دربارۀ آنکس که اجابتش به تأخیر افتاده گویند:خواستهاش]از او بازداشته نشد جز به سبب خواری و فرومایگیاش.
[٣١۴٨]٨-ابو بصیر گوید:حضرت صادق علیه السّلام فرمود:مؤمن همواره در حال خیر و امیدواری است[که این خیر و امیدواری از]رحمت خدای عزّتمند و شکوهمند است تا که شتاب نکند[که اگر شتاب کند]ناامید گردد و دعا را وارهاند.
ص :٣٠٧
و یترک الدّعاء،قلت له:کیف یستعجل؟قال:یقول:قد دعوت منذ کذا و کذا و ما أری الإجابة.
[٣١۴٩]٩-الحسین بن محمّد،عن أحمد بن إسحاق،عن سعدان بن مسلم، عن إسحاق بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ المؤمن لیدعو اللّه عزّ و جلّ فی حاجته فیقول اللّه عزّ و جلّ:أخّروا إجابته، شوقا إلی صوته و دعائه؛فإذا کان یوم القیامة قال اللّه عزّ و جلّ:عبدی، دعوتنی فأخّرت إجابتک و ثوابک کذا و کذا و دعوتنی فی کذا و کذا فأخّرت إجابتک و ثوابک کذا و کذا؛قال:فیتمنّی المؤمن أنّه لم یستجب له دعوة فی الدّنیا ممّا یری من حسن الثّواب.
باب الصّلاة علی النّبیّ محمّد و أهل بیته علیهم السّلام
[٣١۵٠]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن هشام بن سالم، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا یزال الدّعاء محجوبا حتّی یصلّی علی محمّد و آل محمّد.
[٣١۵١]٢-عنه،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من دعا و لم یذکر النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم رفرف الدّعاء علی رأسه،فإذا ذکر النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم رفع الدّعاء.
[٣١۵٢]٣-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،عن أبی أسامة زید الشّحّام،عن محمّد بن مسلم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّ رجلا أتی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:
یا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم،إنّی أجعل لک ثلث صلواتی،لا بل أجعل لک نصف صلواتی،
ص :٣٠٨
عرض کردم:چگونه شتاب میکند؟فرمود که میگوید:از فلان هنگام و فلان هنگام دعا کردهام و پذیرفته شدن دعا و برآورده شدنش را نمیبینم؟
[٣١۴٩]٩-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:بهراستی که مؤمن خدای عزّتمند و شکوهمند را برای[برآورده شدن]خواستۀ خویش بخواند و خدای عزّتمند و شکوهمند فرماید:برآورده شدن خواستۀ او را به خاطر اشتیاقی که به صدا و دعایش دارم واپس اندازید و به تأخیر افکنید.پس چون روز رستاخیز فرارسد خدای عزّتمند و شکوهمند فرماید:ای بندۀ من!تو مرا خواندی و من اجابت و برآورده شدن[خواستۀ]تو را واپس انداختم،اکنون پاداش تو چنین و چنان است.و دیگر بار دربارۀ فلان چیز مرا خواندی و من اجابت و برآوردن [خواستۀ]تو را واپس انداختم و پاداش تو چنین و چنان است.امام صادق علیه السّلام فرمود:پس مؤمن آرزو کند که کاش هیچ دعا و خواستهاش در دنیا اجابت نمیشد به سبب پاداش نیکی که[از برآورده نشدن خواستهاش در دنیا]میبیند.
[٣١۵٠]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیوسته دعا در حجاب باشد[و میان دعا و برآورده شدنش،مانع باشد]تا آنکه بر محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و خاندانش علیهم السّلام صلوات و درود فرستاده شود[که در آن هنگام حجاب میان دعا و برآورده شدنش برداشته میشود].
[٣١۵١]٢-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه دعایی کند و نام پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم را نبرد آن دعا بر فراز سرش[بسان پرندهای]بالوپر زند و چون نام پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم را ببرد دعا[به سوی آسمان]بالا برده شود.
[٣١۵٢]٣-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:مردی نزد پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم آمد و عرض کرد:ای پیامبر خدا،من یک سوم صلوات و درودم را برای شما قرار میدهم،نه
ص :٣٠٩
لا بل أجعلها کلّها لک،فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إذا تکفی مئونة الدّنیا و الآخرة.
[٣١۵٣]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن سیف،عن أبی أسامة،عن أبی بصیر قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام:ما معنی أجعل صلواتی کلّها لک؟فقال:یقدّمه بین یدی کلّ حاجة فلا یسأل اللّه عزّ و جلّ شیئا حتّی یبدأ بالنّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فیصلّی علیه ثمّ یسأل اللّه حوائجه.
[٣١۵۴]۵-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:لا تجعلونی کقدح الرّاکب فإنّ الرّاکب یملأ قدحه فیشربه إذا شاء،اجعلونی فی أوّل الدّعاء و فی آخره و فی وسطه.
[٣١۵۵]۶-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن مهران،عن الحسن بن علیّ بن أبی حمزة،عن أبیه و حسین بن أبی العلاء،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال:إذا ذکر النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فأکثروا الصّلاة علیه فإنّه من صلّی علی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم صلاة واحدة صلّی اللّه علیه ألف صلاة فی ألف صفّ من الملائکة و لم یبق شیء ممّا خلقه اللّه إلاّ صلّی علی العبد لصلاة اللّه علیه و صلاة ملائکته،فمن لم یرغب فی هذا فهو جاهل مغرور قد برئ اللّه منه و رسوله و أهل بیته.
[٣١۵۶]٧-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من صلّی علیّ صلّی اللّه علیه و ملائکته و من شاء فلیقلّ و من شاء فلیکثر.
ص :٣١٠
بلکه نیمی از صلواتم را ویژۀ شما میدارم.نه بلکه همۀ آن را از آن شما میگردانم؟پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود،در این صورت هزینهها و بار دنیا و آخرت تو کفایت میشود.
[٣١۵٣]۴-ابو بصیر گوید:از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدم:معنای اینکه همۀ درود و صلواتم را برای شما قرار دهم چیست؟
فرمود:یعنی[نام]پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم را پیش از هر حاجتی قرار دهد و از خدای عزّتمند و شکوهمند درخواستی نکند آنگاه که[درخواست خویش را]با نام پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بیآغازد و بر او صلوات و درود فرستد و پس آنگاه خواستههای خود را از خدا بخواهد.
[٣١۵۴]۵-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:مرا چون ظرف آب سوارکار قرار ندهید که همانا سوارکار ظرف آبش را پرکند و هرگاه که خواهد بنوشد.مرا در آغاز دعا و پایان دعا و میانۀ آن قرار دهید[و یاد کنید].
[٣١۵۵]۶-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:چون نام پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم برده شد بر او بسیار صلوات فرستید؛زیرا هرکس که یک صلوات بر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرستد، خداوند هزار بار در هزار صف از فرشتهها بر او صلوات فرستد و به سبب درود فرستادن خدا و درود فرستادن فرشتگان هیچ یک از آفریدگان خدا نماند جز اینکه بر این بنده درود فرستد و هرکس آرزومند این فضیلت نباشد نادان و مغرور است و خدا و پیامبر و خاندانش از او بیزار باشند.
[٣١۵۶]٧-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:هرکه بر من صلوات فرستد،خدا و فرشتگان بر او درود فرستند و هرکه خواهد صلوات اندکی فرستد و هرکه خواهد صلوات بسیاری فرستد.
ص :٣١١
[٣١۵٧]٨-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:الصّلاة علیّ و علی أهل بیتی تذهب بالنّفاق
[٣١۵٨]٩-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن حسّان،عن أبی عمران الأزدیّ، عن عبد اللّه بن الحکم،عن معاویة بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قال:یا ربّ صلّ علی محمّد و آل محمّد مائة مرّة قضیت له مائة حاجة ثلاثون للدّنیا[و الباقی للآخرة].
[٣١۵٩]١٠-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم و عبد الرّحمن بن أبی نجران جمیعا،عن صفوان الجمّال،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کلّ دعاء یدعی اللّه عزّ و جلّ به محجوب عن السّماء حتّی یصلّی علی محمّد و آل محمّد.
[٣١۶٠]١١-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن سیف بن عمیرة،عن أبی بکر الحضرمیّ قال:
حدّثنی من سمع أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:جاء رجل إلی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:
أجعل نصف صلواتی لک؟قال:نعم،ثمّ قال:أجعل صلواتی کلّها لک؟قال:نعم، فلمّا مضی قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:کفی همّ الدّنیا و الآخرة.
[٣١۶١]١٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن مرازم قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ رجلا أتی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:یا رسول اللّه،إنّی جعلت ثلث صلواتی لک؟فقال له خیرا.فقال:یا رسول اللّه،إنّی جعلت نصف صلواتی لک؟فقال له:ذاک أفضل،فقال:إنّی جعلت کلّ صلواتی لک،فقال:إذا یکفیک اللّه عزّ و جلّ ما أهمّک من أمر دنیاک و آخرتک،فقال له رجل:أصلحک
ص :٣١٢
[٣١۵٧]٨-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:صلوات بر من و بر خانوادهام نفاق و دورویی را از میان ببرد.
[٣١۵٨]٩-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه صد بار بگوید:«یا ربّ،صلّ علی محمّد و آل محمّد»صد خواستهاش برآورده شود که سی خواسته آنها،از خواستههای دنیا باشد[و بقیّۀ آن دربارۀ سرای واپسین باشد].
[٣١۵٩]١٠-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هر دعایی که با آن خدای عزّتمند و شکوهمند را بخوانند از رفتن به آسمان[بازداشته شود و]در پرده ماند تا آن هنگام که بر محمّد و آل محمّد صلوات و درود فرستند
[٣١۶٠]١١-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:مردی نزد پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم آمد و عرض کرد:آیا[میتوانم]نیمی از صلوات(دعاهایم)را برای شما قرار دهم؟ پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:آری.سپس عرض کرد:آیا همۀ صلواتها[و دعاهایم]را ویژۀ شما بدارم؟فرمود آری.پس چون آن مرد رفت پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:
نگرانی و اندوه دنیا و آخرتش[برطرف شد و]کفایت گردید.
[٣١۶١]١٢-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود مردی نزد پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم آمد و عرض کرد:ای پیامبر خدا،یک سوم دعاهایم را ویژۀ شما قرار دهم؟فرمود:نیکو است،عرض کرد:ای پیامبر خدا،نیمی از دعاهای خود را ویژۀ شما قرار دهم؟ فرمود:این[کار]نیکوتر است.عرض کرد:همۀ دعاهایم را از آن شما قرار دهم؟ فرمود:در این صورت،خدای عزّتمند و شکوهمند کارهای دنیا و آخرتت را که تو را دلنگران و غمناک کند کفایت میفرماید.پس مردی به حضرت صادق علیه السّلام
ص :٣١٣
اللّه کیف یجعل صلاته له؟فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام:لا یسأل اللّه عزّ و جلّ شیئا إلاّ بدأ بالصّلاة علی محمّد و آله صلّی اللّه علیه و اله و سلّم.
[٣١۶٢]١٣-ابن أبی عمیر،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سمعته یقول:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ارفعوا أصواتکم بالصّلاة علیّ فإنّها تذهب بالنّفاق.
[٣١۶٣]١۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن یعقوب بن عبد اللّه،عن إسحاق بن فرّوخ مولی آل طلحة قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:یا إسحاق بن فرّوخ،من صلّی علی محمّد و آل محمّد عشرا صلّی اللّه علیه و ملائکته مائة مرّة و من صلّی علی محمّد و آل محمّد مائة[مرّة]صلّی اللّه علیه و ملائکته ألفا،أما تسمع قول اللّه عزّ و جلّ: هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَ مَلاٰئِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ کٰانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیماً.
[٣١۶۴]١۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أبی أیّوب،عن محمّد بن مسلم،عن أحدهما علیهما السّلام قال:
ما فی المیزان شیء أثقل من الصّلاة علی محمّد و آل محمّد و إنّ الرّجل لتوضع أعماله فی المیزان فتمیل به فیخرج صلّی اللّه علیه و اله و سلّم الصّلاة علیه فیضعها فی میزانه فیرجح[به].
[٣١۶۵]١۶-علیّ بن محمّد،عن ابن جمهور،عن أبیه،عن رجاله قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من کانت له إلی اللّه عزّ و جلّ حاجة فلیبدأ بالصّلاة علی محمّد و آله،ثمّ یسأل حاجته،ثمّ یختم بالصّلاة علی محمّد و آل محمّد فإنّ اللّه عزّ و جلّ أکرم من أن یقبل الطّرفین و یدع الوسط[إذا]کانت الصّلاة علی
ص :٣١۴
عرض کرد:خدایت نیکی دهد!چگونه دعایش را از آن پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم قرار دهد؟ حضرت صادق علیه السّلام فرمود:چیزی از خدای عزّتمند و شکوهمند درخواست نکند جز اینکه با صلوات و درود بر محمد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم آغاز نماید.
[٣١۶٢]١٣-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:صداهای خویش را با صلوات بر من بلند دارید؛زیراکه این کار نفاق و دورویی را از میان برد.
[٣١۶٣]١۴-اسحاق بن فرّوخ گوید:حضرت صادق علیه السّلام فرمود:ای اسحاق بن فرّوخ!هرکه ده بار بر محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و خاندان محمد علیهم السّلام صلوات بفرستد خداوند و فرشتگان خدا صد بار بر او صلوات فرستند،و هرکه صد بار بر محمد و آل محمد علیهم السّلام صلوات فرستد خداوند و فرشتگان هزار بار بر او صلوات فرستد.
آیا سخن خدای عزّتمند و شکوهمند را نشنیدهای[که میفرماید]:«او کسی است که خود و فرشتگانش به شما درود میفرستند تا سرانجام شما را از تاریکیها به سوی روشنایی برآورد و او در حقّ مؤمنان مهربان است»[احزاب(٣٣):۴٣]
[٣١۶۴]١۵-محمد بن مسلم از یکی از دو امام باقر و صادق علیهما السّلام روایت نموده که فرمود:در ترازوی کردار[در روز رستاخیز]چیزی سنگینتر از صلوات بر محمّد و خاندان محمّد نباشد،و همانا[در روز رستاخیز]مردی باشد که کردارهایش را در ترازوی کردار نهند و سبک باشد پس آنگاه پاداش صلوات او [حساب شود و]درآید و آن را در ترازوی کردار نهد،پس به سبب صلوات، کردارش سنگین گردد.
[٣١۶۵]١۶-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه از خدای عزّتمند و شکوهمند درخواستی دارد باید[حاجتخواهی خویش را]با صلوات بر محمّد و خاندانش آغاز کند،و سپس حاجت خود را بخواهد،و در پایان نیز دعا با صلوات بر محمّد و خاندانش پایان دهد،زیراکه خدای عزّتمند و شکوهمند،بخشندهتر از آن است که دو طرف دعا را بپذیرد،و میانۀ دعا را وارهد[و برآورده نسازد]؛
ص :٣١۵
محمّد و آل محمّد لا تحجب عنه.
[٣١۶۶]١٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن محسّن بن أحمد، عن أبان الأحمر،عن عبد السّلام بن نعیم قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:إنّی دخلت البیت و لم یحضرنی شیء من الدّعاء إلاّ الصّلاة علی محمّد و آل محمّد فقال:أما إنّه لم یخرج أحد بأفضل ممّا خرجت به.
[٣١۶٧]١٨-علیّ بن محمّد،عن أحمد بن الحسین،عن علیّ بن الرّیّان،عن عبید اللّه بن عبد اللّه الدّهقان قال:
دخلت علی أبی الحسن الرّضا علیه السّلام فقال لی:ما معنی قوله: وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّٰی ؟قلت:کلّما ذکر اسم ربّه قام فصلّی،فقال لی:لقد کلّف اللّه عزّ و جلّ هذا شططا،فقلت:جعلت فداک فکیف هو؟فقال:کلّما ذکر اسم ربّه صلّی علی محمّد و آله.
[٣١۶٨]١٩-عنه،عن محمّد بن علیّ،عن مفضّل بن صالح الأسدیّ،عن محمّد بن هارون،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا صلّی أحدکم و لم یذکر النّبیّ[و آله]صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فی صلاته یسلک بصلاته غیر سبیل الجنّة.و قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من ذکرت عنده فلم یصلّ علیّ دخل النّار فأبعده اللّه و قال صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:و من ذکرت عنده فنسی الصّلاة علیّ خطی به طریق الجنّة.
[٣١۶٩]٢٠-أبو علیّ الأشعریّ،عن الحسین بن علیّ،عن عبیس بن هشام، عن ثابت،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من ذکرت عنده فنسی أن یصلّی علیّ خطأ اللّه به طریق الجنّة.
ص :٣١۶
در پرده و حجاب نیست[و فرشتگان از بالا رفتن دعا به سوی آسمان باز نمیدارند].
[٣١۶۶]١٧-عبد السلام نعیم گوید:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:من به درون خانه کعبه درآمدم و هیچ دعایی به یاد نداشتم جز صلوات بر محمد و خاندان محمّد.فرمود:آگاه باش که هیچکس بسان تو(فضیلتمندانه)از خانه کعبه بیرون نیامده است.
[٣١۶٧]١٨-عبید اللّه بن عبد اللّه دهقان گوید:نزد حضرت رضا علیه السّلام رفتم.پس آن حضرت به من فرمود:معنای این سخن خداوند چیست(که فرماید:)«نام پروردگارش را یاد کرد،پس نماز گزارد»[اعلی(٨٧):١۵]عرض کردم:یعنی هرگاه نام پروردگارش را به یاد آورد برخاست و نماز گزارد.فرمود:[پس اگر«صلّی»به معنای نمازگزاردن است]پس بیگمان خدای عزّتمند و شکوهمند تکلیفی زیاده از توان بر دوش ما نهاده است.
عرض کردم:فدایت شوم!پس معنای آن چگونه است؟فرمود:هرگاه نام پروردگارش را یاد کند بر محمّد و خاندانش صلوات فرستد.
[٣١۶٨]١٩-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:چون یکی از شما نماز گزارد و در نمازش نام پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم[و خاندانش علیهم السّلام]را نبرد،با این نماز،راهی جز راه بهشت را میپوید.و پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:هرکه نامم را در نزدش ببرند و بر من صلوات نفرستد به دوزخ درآید و خدایش از رحمت خویش دور دارد.و فرمود:هرکه نامم را در نزدش ببرند و صلوات فرستادن بر من را از یاد ببرد راه بهشت را به اشتباه پیموده است.
[٣١۶٩]٢٠-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرموده است:
هرکه نام من را در نزدش ببرند و صلوات فرستادن بر من را از یاد ببرد خداوند او را در[یافتن]راه بهشت به اشتباه افکند.
ص :٣١٧
[٣١٧٠]٢١-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سمع أبی رجلا متعلّقا بالبیت و هو یقول:اللّهمّ صلّ علی محمّد،فقال له أبی:یا عبد اللّه،لا تبترها لا تظلمنا حقّنا قل:اللّهمّ صلّ علی محمّد و أهل بیته.
باب ما یجب من ذکر اللّه عزّ و جلّ فی کلّ مجلس
[٣١٧١]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن خلف بن حمّاد،عن ربعیّ بن عبد اللّه بن الجارود الهذلیّ،عن الفضیل بن یسار قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:ما من مجلس یجتمع فیه أبرار و فجّار فیقومون علی غیر ذکر اللّه عزّ و جلّ إلاّ کان حسرة علیهم یوم القیامة.
[٣١٧٢]٢-حمید بن زیاد،عن الحسن بن محمّد بن سماعة،عن وهیب بن حفص،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما اجتمع فی مجلس قوم لم یذکروا اللّه عزّ و جلّ و لم یذکرونا إلاّ کان ذلک المجلس حسرة علیهم یوم القیامة،ثمّ قال[قال.]أبو جعفر علیه السّلام:إنّ ذکرنا من ذکر اللّه و ذکر عدوّنا من ذکر الشّیطان.
[٣١٧٣]٣-و بإسناده قال:
قال أبو جعفر علیه السّلام:من أراد أن یکتال بالمکیال الأوفی فلیقل إذا أراد أن یقوم من مجلسه:«سبحان ربّک ربّ العزّة عمّا یصفون*و سلام علی المرسلین و الحمد للّه ربّ العالمین.»
[٣١٧۴]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب، عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی حمزة الثّمالیّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ص :٣١٨
[٣١٧٠]٢١-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پدرم شنید که مردی[دست]بر پردۀ کعبه درآویخته و میگوید:«اللهم صلّ علی محمّد».پدرم به او فرمود:ای بندۀ خدا،صلوات را بریده و گسسته مدار؛دربارۀ حق ما بر ما ستم روا مدار و بگو«اللهمّ صلّ علی محمّد و اهل بیته».
[٣١٧١]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هیچ مجلسی نباشد که نیکان و بدان در آن گرد هم آیند و بییاد خدای عزّتمند و شکوهمند از آن مجلس برخیزند جز اینکه در روز رستاخیز مایۀ حسرت و افسوس آنان باشد.
[٣١٧٢]٢-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هیچ گروهی در مجلسی گرد هم نیایند که در آن یاد خدای عزّتمند و شکوهمند و یاد ما نباشد،جز اینکه آن مجلس در روز رستاخیز مایۀ حسرت و افسوس آنان باشد،سپس فرمود:امام باقر علیه السّلام فرمود:همانا یاد نمودن از ما یاد نمودن خداست و یاد نمودن از دشمن ما یادنمودن از شیطان است.
[٣١٧٣]٣-حضرت باقر علیه السّلام فرمود:هرکه خواهد پیمانهای پر و لبریز[از پاداش الهی]را گرد آورد باید آن هنگام که میخواهد از جای خویش برخیزد و بگوید:«سبحان ربّک ربّ العزّة عمّا یصفون و سلام علی المرسلین و الحمد للّه ربّ العالمین.»
[٣١٧۴]۴-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:در آن توراتی که دگرگونی نیافته
ص :٣١٩
مکتوب فی التّوراة الّتی لم تغیّر أنّ موسی علیه السّلام سأل ربّه فقال:یا ربّ،أ قریب أنت منّی فأناجیک أم بعید فأنادیک؟فأوحی اللّه عزّ و جلّ إلیه:یا موسی، أنا جلیس من ذکرنی،فقال موسی:فمن فی سترک یوم لا ستر إلاّ سترک؟فقال:
الّذین یذکروننی فأذکرهم و یتحابّون فیّ فأحبّهم فأولئک الّذین إذا أردت أن أصیب أهل الأرض بسوء ذکرتهم فدفعت عنهم بهم.
[٣١٧۵]۵-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان بن یحیی،عن حسین بن زید،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:«ما من قوم اجتمعوا فی مجلس فلم یذکروا اسم اللّه عزّ و جلّ و لم یصلّوا علی نبیّهم إلاّ کان ذلک المجلس حسرة و وبالا علیهم.
[٣١٧۶]۶-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن ابن محبوب،عن ابن رئاب،عن الحلبیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا بأس بذکر اللّه و أنت تبول فإنّ ذکر اللّه عزّ و جلّ حسن علی کلّ حال فلا تسأم من ذکر اللّه.
[٣١٧٧]٧-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
أوحی اللّه عزّ و جلّ إلی موسی علیه السّلام:یا موسی علیه السّلام،لا تفرح بکثرة المال و لا تدع ذکری علی کلّ حال،فإنّ کثرة المال تنسی الذّنوب و إنّ ترک ذکری یقسی القلوب.
[٣١٧٨]٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی حمزة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
مکتوب فی التّوراة الّتی لم تغیّر أنّ موسی سأل ربّه فقال:إلهی،إنّه
ص :٣٢٠
[و تحریف نشده]نوشته شده است که موسی علیه السّلام از خداوند پرسشی کرد و عرض کرد:پروردگارا،آیا تو به من نزدیکی تا آنکه با تو به آرامی رازونیاز کنم یا از من دوری تا بانگ برآرم؟خدای عزّتمند و شکوهمند به او وحی فرمود:ای موسی!من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند،موسی عرض کرد:کیست که در پناه تو است روزی که پناهی جز پناه تو نیست؟فرمود:آنانکه مرا یاد کنند و من نیز آنان را یاد کنم،و در راه من به یکدیگر مهر ورزند و من نیز آنان را دوست دارم،اینانند که چون خواهم به زمینیان بدی[و ناگواری]برسانم یادشان کنم و به خاطر آنان،آن بدی را از زمینیان بازدارم.
[٣١٧۵]۵-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرموده است:هیچ گروهی نباشد که در مجلسی گرد هم آیند و نام خدای عزّتمند و شکوهمند را نبرند و بر پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم صلوات نفرستند جز اینکه آن مجلس مایۀ افسوس و رنج آنان گردد.
[٣١٧۶]۶-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:یاد خدا به هنگام ادرار کردن اشکال ندارد؛زیرا یاد خدا در هر حالی نیکو است،پس،از یاد خدا خسته مشو.
[٣١٧٧]٧-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:خدای عزّتمند و شکوهمند به موسی علیه السّلام وحی کرد:ای موسی!به فزونی دارایی شادمان مشو و یاد مرا در هر حالی وانرهان؛زیرا فزونی دارایی،گناهان را از یاد برد.و وانهادن یاد من دلها را سخت کند.
[٣١٧٨]٨-امام باقر علیه السّلام فرمود:در آن توراتی که دگرگونی و تحریف نیافته نوشته شده است که همانا موسی علیه السّلام از پروردگار پرسید و عرض نمود که پروردگارا،بهراستی که گاهی مجلسهایی برای من پیش میآید که من
ص :٣٢١
یأتی علیّ مجالس أعزّک و أجلّک أن أذکرک فیها،فقال:یا موسی،إنّ ذکری حسن علی کلّ حال.
[٣١٧٩]٩-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن ابن فضّال، عن بعض أصحابه،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال اللّه عزّ و جلّ لموسی،أکثر ذکری باللّیل و النّهار و کن عند ذکری خاشعا و عند بلائی صابرا و اطمئنّ عند ذکری و اعبدنی و لا تشرک بی شیئا، إلیّ المصیر،یا موسی اجعلنی ذخرک وضع عندی کنزک من الباقیات الصّالحات.
[٣١٨٠]١٠-و بإسناده،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال اللّه عزّ و جلّ لموسی،اجعل لسانک من وراء قلبک تسلم و أکثر ذکری باللّیل و النّهار و لا تتّبع الخطیئة فی معدنها فتندم فإنّ الخطیئة موعد أهل النّار.
[٣١٨١]١١-و بإسناده قال:
فیما ناجی اللّه به موسی علیه السّلام قال:یا موسی،لا تنسنی علی کلّ حال فإنّ نسیانی یمیت القلب.
[٣١٨٢]١٢-عنه،عن ابن فضّال،عن غالب بن عثمان،عن بشیر الدّهّان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال اللّه عزّ و جلّ:یا ابن آدم:اذکرنی فی ملإ أذکرک فی ملإ خیر من ملئک.
[٣١٨٣]١٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال اللّه عزّ و جلّ:من ذکرنی فی ملإ من النّاس ذکرته فی ملإ من الملائکة.
باب ذکر اللّه عزّ و جلّ کثیرا
[٣١٨۴]١-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،
ص :٣٢٢
تو را بزرگتر و شکوهمندتر از آن میدانم که در آن مجلسها از تو یاد کنم.
خداوند فرمود:ای موسی!یاد نمودن من در هر حالی نیکو است.
[٣١٧٩]٩-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:خدای عزّتمند و شکوهمند به موسی علیه السّلام فرمود:در شب و روز مرا بسیار یاد کن و هنگام یاد نمودن من فروتن باش و به گاه بلا شکیبا باش و به هنگام یاد نمودن من دلت آرام باشد.و مرا بپرست و چیزی را شریک و انباز من قرار مده که بازگشت به سوی من است.ای موسی!مرا ذخیرۀ خویش قرار ده[تا هنگام سختی یاریت کنم]و گنجینۀ کردارهای نیک پایدار خویش را به من بسپار.
[٣١٨٠]١٠-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:خدای عزّتمند و شکوهمند به موسی علیه السّلام فرمود:زبانت را در پس دلت بنه[و دلت را مقدّم دار]تا به سلامت مانی و در شب و روز مرا بسیار بخوان و گناه را از بن و ریشۀ آن پی مگیر که شیطان شوی؛زیرا گناه وعدهگاه دوزخیان است.
[٣١٨١]١١-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:از جمله سخنانی که خدا با موسی رازگونه نجوی نمود[این بود که]فرمود:ای موسی!مرا در هیچ حالی از یاد مبر؛ زیراکه از یاد بردن من دل را بمیراند.
[٣١٨٢]١٢-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:خداوند عزّتمند و شکوهمند میفرماید:ای فرزند آدم!مرا آشکارا در میان مردم یاد کن تا من تو را در میان کسانی نیکوتر از مردمان تو یاد کنم.
[٣١٨٣]١٣-و نیز فرمود:خدای عزّتمند و شکوهمند فرموده است:هرکه مرا در میان گروهی از مردم یاد کند،من او را در میان گروهی از فرشتگان یاد میکنم.
[٣١٨۴]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:چیزی نباشد جز آنکه برای آن اندازهای
ص :٣٢٣
عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما من شیء إلاّ و له حدّ ینتهی إلیه إلاّ الذّکر فلیس له حدّ ینتهی إلیه،فرض اللّه عزّ و جلّ الفرائض فمن أدّاهنّ فهو حدّهنّ و شهر رمضان فمن صامه فهو حدّه و الحجّ فمن حجّ فهو حدّه إلاّ الذّکر فإنّ اللّه عزّ و جلّ لم یرض منه بالقلیل و لم یجعل له حدّا ینتهی إلیه،ثمّ تلا هذه الآیة: یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللّٰهَ ذِکْراً کَثِیراً* وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَ أَصِیلاً فقال:لم یجعل اللّه عزّ و جلّ له حدّا ینتهی إلیه.قال:و کان أبی علیه السّلام کثیر الذّکر،لقد کنت أمشی معه و إنّه لیذکر اللّه و آکل معه الطّعام و إنّه لیذکر اللّه و لقد کان یحدّث القوم[و]ما یشغله ذلک عن ذکر اللّه و کنت أری لسانه لازقا بحنکه یقول:لا إله إلاّ اللّه و کان یجمعنا فیأمرنا بالذّکر حتّی تطلع الشّمس و یأمر بالقراءة من کان یقرأ منّا و من کان لا یقرأ منّا أمره بالذّکر.و البیت الّذی یقرأ فیه القرآن و یذکر اللّه عزّ و جلّ فیه تکثر برکته و تحضره الملائکة و تهجره الشّیاطین و یضیء لأهل السّماء کما یضیء الکوکب الدّرّیّ لأهل الأرض و البیت الّذی لا یقرأ فیه القرآن و لا یذکر اللّه فیه تقلّ برکته و تهجره الملائکة و تحضره الشّیاطین.و قد قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:أ لا أخبرکم بخیر أعمالکم لکم أرفعها فی درجاتکم و أزکاها عند ملیککم و خیر لکم من الدّینار و الدّرهم و خیر لکم من أن تلقوا عدوّکم فتقتلوهم و یقتلوکم؟ فقالوا:بلی،فقال:ذکر اللّه عزّ و جلّ کثیرا،ثمّ قال:جاء رجل إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:من خیر أهل المسجد؟فقال:أکثرهم للّه ذکرا.و قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من أعطی لسانا ذاکرا فقد أعطی خیر الدّنیا و الآخرة.و قال فی قوله تعالی: وَ لاٰ تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ قال:لا تستکثر ما عملت من خیر للّه
ص :٣٢۴
است که به آن پایان مییابد مگر یاد[خدا]که اندازهای ندارد تا پایان یابد.
خدای عزّتمند و شکوهمند فرامین شرعی را واجب ساخت و هرکه آنها را به جای آورد آن به جایآوردن،همان حدّ و اندازۀ آنها است،و هرکه روزۀ ماه رمضان را روزه بدارد آن روزهداری همان حدّ و اندازۀ آن است،و هرکه حجّ گزارد آن حجّگزاری همان حدّ و اندازۀ حجّ است مگر یاد[خدا]که بهراستی، خدای عزّتمند و شکوهمند با اندک آن خشنود نباشد و حدّ و اندازهای برای آن ننهاده که به آن پایان یابد.سپس این آیه را تلاوت فرمود:«ای آنانکه ایمان آوردهاید خدا را بسیار یاد کنید و او را بامدادان و شبانگاهان تسبیح گویید»[احزاب (٣٣):۴١ و ۴٣]،سپس فرمود:خدای عزّتمند و شکوهمند برای ذکر و یاد خدا، حدّ و اندازهای قرار نداده که به آن پایان یابد.
فرمود:و پدرم بسیار خدا را یاد میکرد.به همراهش میرفتم و او خدا را یاد میکرد،با او غذا میخوردم و او خدا را یاد میکرد،و با مردم به گفتگو میپرداخت ولی این کار او را از یاد و ذکر خدا بازنمیداشت و من زبانش را میدیدم که به کامش چسبیده بود و میگفت:«لا اله الاّ اللّه»و همواره ما را گرد هم میآورد و تا برآمدن خورشید ما را به ذکر خدا امر میفرمود و به هرکدام از ما که میتوانست قرآن تلاوت کند امر میفرمود که قرآن بخواند و به آنکس از ما که نمیتوانست قرآن بخواند امر میفرمود که ذکر بگوید.
و در هر خانهای که قرآن تلاوت کنند و خدای عزّتمند و شکوهمند را بسیار یاد نمایند برکت آن خانه فزونی یابد و بسیار گردد و فرشتگان در آن خانه حضور یابند و شیاطین از آن خانه دوری گزینند و آن خانه برای آسمانیان بدرخشد آنسانکه ستارۀ فروزان برای زمینیان میدرخشد،ولی خانهای که در آن قرآن تلاوت نکنند و خدا را در آن خانه یاد نکنند برکتش اندک باشد و فرشتگان از آن خانه کناره گیرند و شیاطین در آن خانه حضور یابند و بهراستی،پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرموده است:آیا شما را از نیکوترین کارهایتان آگاه نسازم که فرازترین درجات شماست و نزد خداوند از همۀ کردارها پاکتر است و برای شما از دینار و درهم نیکوتر و بهتر است و از رویارویی با دشمنتان که شما آنان را بکشید و آنان شما را بکشند بهتر است.
عرض کردند:آری.فرمود:آن کار،بسیار یاد نمودن خدا است.سپس فرمود:
مردی نزد پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم آمد و عرض نمود:نیکترین اهل مسجد چه کسی است؟ فرمود:آن کسی که فزونتر از دیگران خدا را یاد کند.و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:هر آنکس که زبانی ذکرگو به او دهند بیگمان خیر دنیا و آخرت را به او دادهاند.
و پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم دربارۀ این سخن خداوند[که میفرماید:]«منّت منه که کارت را بزرگ شماری»[مدّثر(٧۴):۶]فرمود:کار نیکی که برای خدا انجام دادی بزرگ و فزون مشمار.
ص :٣٢۵
[٣١٨۵]٢-حمید بن زیاد،عن ابن سماعة،عن وهیب بن حفص،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
شیعتنا الّذین إذا خلوا ذکروا اللّه کثیرا.
[٣١٨۶]٣-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد و عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد جمیعا،عن الحسن بن علیّ الوشّاء،عن داود بن سرحان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من أکثر ذکر اللّه عزّ و جلّ أحبّه اللّه و من ذکر اللّه کثیرا کتبت له براءتان:براءة من النّار و براءة من النّفاق.
[٣١٨٧]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن سیف بن عمیرة،عن بکر بن أبی بکر،عن زرارة بن أعین،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
تسبیح فاطمة الزّهراء علیها السّلام من الذّکر الکثیر الّذی قال اللّه عزّ و جلّ: اُذْکُرُوا اللّٰهَ ذِکْراً کَثِیراً.
عنه،عن علیّ بن الحکم،عن سیف بن عمیرة،عن أبی أسامة زید الشّحّام و منصور بن حازم و سعید الأعرج،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام مثله.
[٣١٨٨]۵-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الوشّاء،عن داود الحمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من أکثر ذکر اللّه عزّ و جلّ أظلّه اللّه فی جنّته.
باب أنّ الصّاعقة لا تصیب ذاکرا
[٣١٨٩]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن
ص :٣٢۶
[٣١٨۵]٢-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:شیعیان کسانی هستند که چون تنها باشند خدا را بسیار یادکنند و بسیار ذکر گویند.
[٣١٨۶]٣-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرموده است:
هرکه خدای عزّتمند و شکوهمند را بسیار یاد کند خداوند او را دوست میدارد، و هرکه خدا را فراوان یاد کند برای او دو برات[آزادی]نگاشته شود،یک برات [رهایی و آزادی]از دوزخ،و دیگری برات[رهایی و آزادی]از نفاق و دورویی.
[٣١٨٧]۴-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:تسبیح حضرت فاطمۀ زهرا علیها السّلام در زمرۀ«ذکر بسیار»است که خدای عزّتمند و شکوهمند فرموده است:«خدای را بسیار یاد کنید»(احزاب(٣٣):۴١).و نیز مانند این حدیث را سعید أعرج از حضرت صادق علیه السّلام روایت نموده است.
[٣١٨٨]۵-و نیز امام صادق علیه السّلام فرمود:هرکه خدای عزّتمند و شکوهمند را بسیار یاد کند خداوند او را در سایهسار رحمتش در بهشت خویش جای دهد.
[٣١٨٩]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:مؤمن به هر مرگی جان سپارد جز مرگ
ص :٣٢٧
إسماعیل،عن محمّد بن الفضیل،عن أبی الصّبّاح الکنانیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
یموت المؤمن بکلّ میتة إلاّ الصّاعقة لا تأخذه و هو یذکر اللّه عزّ و جلّ.
[٣١٩٠]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن ابن أذینة،عن برید بن معاویة العجلیّ قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ الصّواعق لا تصیب ذاکرا،قال:قلت:و ما الذّاکر؟ قال:من قرأ مائة آیة.
[٣١٩١]٣-حمید بن زیاد،عن الحسن بن محمّد بن سماعة،عن وهیب بن حفص،عن أبی بصیر قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن میتة المؤمن،قال:یموت المؤمن بکلّ میتة:
یموت غرقا و یموت بالهدم و یبتلی بالسّبع و یموت بالصّاعقة و لا تصیب ذاکر اللّه عزّ و جلّ.
باب الاشتغال بذکر اللّه عزّ و جلّ
[٣١٩٢]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن هشام بن سالم، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ یقول:من شغل بذکری عن مسألتی أعطیته أفضل ما أعطی من سألنی.
[٣١٩٣]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن إسماعیل، عن منصور بن یونس،عن هارون بن خارجة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ العبد لیکون له الحاجة إلی اللّه عزّ و جلّ فیبدأ بالثّناء علی اللّه و الصّلاة علی
ص :٣٢٨
با صاعقه؛زیرا در حالیکه او خدای عزّتمند و شکوهمند را یاد میکند صاعقه او را در نرسد و به او برخورد نکند.
[٣١٩٠]٢-برید بن معاویة عجلی گوید:حضرت صادق علیه السّلام فرمود:صاعقهها به ذکرگو برخورد نکند و او را در نرسد،گوید:من عرض کردم:ذکرگو کیست؟ فرمود:آنکه صد آیه را تلاوت کند.
[٣١٩١]٣-ابو بصیر گوید:از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ مرگ مؤمن پرسیدم.
فرمود:مؤمن به هر مرگی جان سپارد:از قبیل غرق شدن و در زیر آوار ماندن و در[چنگال]درندگان گرفتار آمدن و ولی ذکرگوی خدای عزّتمند و شکوهمند را صاعقه در نرسد و به او برخورد نکند.
[٣١٩٢]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:همانا خدای عزّتمند و شکوهمند فرماید:هرکه به جای درخواست از من به ذکر من پردازد به او چیزی بهتر از آنچه که به درخواستکننده میدهم ارزانی دارم.
[٣١٩٣]٢-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:همانا بندهای از خدای عزّتمند و شکوهمند درخواستی دارد،و[دعایش را]با ستودن خدا و صلوات بر محمد و خاندان محمد میآغازد آنسانکه درخواست خویش را فراموش
ص :٣٢٩
محمّد و آل محمّد حتّی ینسی حاجته فیقضیها اللّه له من غیر أن یسأله إیّاها.
باب ذکر اللّه عزّ و جلّ فی السّرّ
[٣١٩۴]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب، عن إبراهیم بن أبی البلاد،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال اللّه عزّ و جلّ:من ذکرنی سرّا ذکرته علانیة.
[٣١٩۵]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن مهران،عن سیف بن عمیرة،عن سلیمان بن عمرو،عن أبی المغراء الخصّاف، رفعه قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:من ذکر اللّه عزّ و جلّ فی السّرّ فقد ذکر اللّه کثیرا،إنّ المنافقین کانوا یذکرون اللّه علانیة و لا یذکرونه فی السّرّ،فقال اللّه عزّ و جلّ:
یُرٰاؤُنَ النّٰاسَ وَ لاٰ یَذْکُرُونَ اللّٰهَ إِلاّٰ قَلِیلاً.
[٣١٩۶]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن ابن فضّال، رفعه قال:
قال اللّه عزّ و جلّ لعیسی علیه السّلام:یا عیسی اذکرنی فی نفسک أذکرک فی نفسی و اذکرنی فی ملئک أذکرک فی ملإ خیر من ملإ الآدمیّین یا عیسی ألن لی قلبک و أکثر ذکری فی الخلوات و اعلم أنّ سروری أن تبصبص إلیّ و کن فی ذلک حیّا و لا تکن میّتا.
[٣١٩٧]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد،عن حریز،عن زرارة،عن أحدهما علیهما السّلام قال:
لا یکتب الملک إلاّ ما سمع و قال اللّه عزّ و جلّ:« وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً
ص :٣٣٠
میکند،پس خداوند درخواست او را برآورده سازد بیآنکه او از خداوند درخواستی کرده باشد.
[٣١٩۴]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:خدای عزّتمند و شکوهمند فرموده است:هرکه مرا در نهان یاد کند من او را آشکارا یاد میکنم.
[٣١٩۵]٢-امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:هرکه خدای شکوهمند را در نهان یاد کند بیگمان[در شمار کسانی است که]خدا را بسیار یاد نموده است،زیرا منافقان همواره خدا را آشکارا یاد میکردند ولی در نهان خدا را یاد نمیکردند،پس خدای عزّتمند و شکوهمند فرمود:«خود را به مردم مینمایند[و ریا میکنند]خدا را یاد نمیکنند جز اندکی»(نساء(۴):١۴٢)
[٣١٩۶]٣-خدای عزّتمند به عیسی علیه السّلام فرمود:ای عیسی!مرا در درون خویش یاد کن تا من نیز تو را در ذات خویش یاد کنم و مرا در میان مردمان یاد کن تا من نیز تو را در میان گروهی برتر از آدمیان(فرشتگان)یاد کنم.ای عیسی! دلت را برای من نرم کن و در تنهاییها مرا بسیار یادکن و آگاه باش که شادی من با فروتنی تو در برابر من[فراهم]آید،و در اینباره زنده[دل]باش و مرده [دل]مباش.
[٣١٩٧]۴-زراره از یکی از دو امام باقر و یا امام صادق علیهما السّلام روایت نموده که فرمود:فرشته جز آنچه را بشنود ننگارد و خدای شکوهمند فرموده است:
«و پروردگارت را در درون خویش به زاری و بیم یاد کن»(اعراف(٧):٢٠۵)
ص :٣٣١
وَ خِیفَةً »فلا یعلم ثواب ذلک الذّکر فی نفس الرّجل غیر اللّه عزّ و جلّ لعظمته.
باب ذکر اللّه عزّ و جلّ فی الغافلین
[٣١٩٨]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن الحسین بن المختار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:الذّاکر للّه عزّ و جلّ فی الغافلین کالمقاتل فی المحاربین.
[٣١٩٩]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ذاکر اللّه عزّ و جلّ فی الغافلین کالمقاتل عن الفارّین و المقاتل عن الفارّین له الجنّة.
باب التّحمید و التّمجید
[٣٢٠٠]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن أبی سعید القمّاط،عن المفضّل قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:جعلت فداک علّمنی دعاء جامعا،فقال لی:احمد اللّه فإنّه لا یبقی أحد یصلّی إلاّ دعا لک،یقول:سمع اللّه لمن حمده.
[٣٢٠١]٢-عنه،عن علیّ بن الحسین،عن سیف بن عمیرة،عن محمّد بن مروان قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:أیّ الأعمال أحبّ إلی اللّه عزّ و جلّ؟فقال:أن تحمده.
[٣٢٠٢]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أبی الحسن الأنباریّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :٣٣٢
پس به سبب بزرگی و عظمت ذکر،کسی به جز خدای عزّتمند و شکوهمند پاداش این ذکر را که درون مرد است ندانند.
[٣١٩٨]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:آنکس که در میان غفلتمندان خدای عزّتمند را یاد کند بسان نبردکنندهای دشمنستیز باشد که در میان نبردکنندگان [غفلتزده]است.
[٣١٩٩]٢-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرموده است:
یادکنندۀ خدای شکوهمند در میان غفلتمندان بسان نبردکنندۀ دشمنستیزی باشد که به جای گریزندگان[از میدان نبرد]میستیزد و نبردکنندهای که به جای گریزندگان[از میدان نبرد]بستیزد بهشت از آن اوست.
[٣٢٠٠]١-مفضّل گوید به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:فدایت شوم!دعای جامعی به من بیاموز.فرمود:خدا را ستایش کن؛زیرا نمازگزاری نباشد جز این که[به سبب ستودن تو]تو را دعا کند؛[زیرا هر نمازگزاری در نماز]میگوید:
«خدایا،[سخن]آنکس که تو را میستاید بشنو».
[٣٢٠١]٢-محمد مروان گوید:به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:چه کرداری،دوست داشتنیترین کردارها در درگاه خدای عزّتمند و شکوهمند است؟فرمود:ستودن و حمد گفتن او.
[٣٢٠٢]٣-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم چنان بود که
ص :٣٣٣
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یحمد اللّه فی کلّ یوم ثلاثمائة مرّة،و ستّین مرّة عدد عروق الجسد،یقول:«الحمد للّه ربّ العالمین کثیرا علی کلّ حال.»
[٣٢٠٣]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و حمید بن زیاد،عن الحسن بن محمّد جمیعا،عن أحمد بن الحسن المیثمیّ،عن یعقوب بن شعیب قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إنّ فی ابن آدم ثلاثمائة و ستّین عرقا،منها مائة و ثمانون متحرّکة و منها مائة و ثمانون ساکنة،فلو سکن المتحرّک لم ینم و لو تحرّک السّاکن لم ینم و کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم إذا أصبح قال:الحمد للّه ربّ العالمین کثیرا علی کلّ حال ثلاثمائة و ستّین مرّة و إذا أمسی قال مثل ذلک.
[٣٢٠۴]۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن منصور بن العبّاس،عن سعید بن جناح قال:حدّثنی أبو مسعود،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قال أربع مرّات إذا أصبح:«الحمد للّه ربّ العالمین»فقد أدّی شکر یومه و من قالها إذا أمسی فقد أدّی شکر لیلته.
[٣٢٠۵]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن علیّ بن حسّان،عن بعض أصحابه، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کلّ دعاء لا یکون قبله تحمید فهو أبتر،إنّما التّحمید ثمّ الثّناء قلت:ما أدری ما یجزی من التّحمید و التّمجید،قال:یقول:«اللّهمّ أنت الأوّل فلیس قبلک شیء و أنت الآخر فلیس بعدک شیء و أنت الظّاهر فلیس فوقک شیء و أنت الباطن فلیس دونک شیء و أنت العزیز الحکیم.»
[٣٢٠۶]٧-و بهذا الإسناد قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام ما أدنی ما یجزی من التّحمید قال تقول الحمد للّه الّذی
ص :٣٣۴
روزانه،به شمارۀ رگهای بدن،سیصد و شصت بار خدا را میستود و اینگونه میفرمود:سپاس و ستایش بسیار در هرحالی ویژۀ پروردگار جهانیان است.
[٣٢٠٣]۴-یعقوب شعیب گوید:شنیدم حضرت صادق علیه السّلام میفرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرموده است:بهراستی که در پیکر آدمیزاده سیصد و شصت رگ است،که یکصد و هشتاد رگ از آنها میجنبد و یکصد و هشتاد رگ دیگر بی حرکت است.پس اگر یکی از رگهای جنبنده بیحرکت شود آدمیزاده به خواب نرود و اگر یکی از رگهای بیحرکت،به حرکت درآید آدمیزاده به خواب نرود، و پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم چنان بود که چون سحر را میآغازید سیصد و شصت بار میفرمود:سپاس و ستایش بسیار در هر حالی ویژۀ جهانیان است»و چون شام میکرد سیصد و شصت بار مانند آن جمله را میفرمود.
[٣٢٠۴]۵-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه چون سحر را آغاز کند«ألحمد للّه ربّ العالمین»گوید بیگمان سپاس آن روزش را چهار بار را بهجای آورده و هرکه آن را به هنگام آغاز شامگاه بگوید،بیگمان سپاس آن شبش را به جای آورده است.
[٣٢٠۵]۶-یکی از یاران علی بن حسّان از حضرت صادق علیه السّلام روایت نموده که فرمود:هر دعایی که پیش از آن سپاس و ستایش(خداوند)نباشد آن دعا گسسته و دمبریده است.بهراستی که سپاسگویی و پس آنگاه ستایش و ثنا گویی باشد.عرض کردم:من نمیدانم که چهقدر سپاسگویی و بزرگداری [خداوند]بسنده و کافی است؟فرمود:دعاکننده میگوید:«پروردگارا!،تو آغازی،پس چیزی پیش از تو نیست و تو پایانی،پس چیزی پس از تو نیست،و تو ظاهر و آشکاری،پس چیزی فرای تو نیست،و تو باطنی،پس چیزی پایینتر و فروتر از تو نیست و تو ارجمند حکمتپیشهای.
[٣٢٠۶]٧-و نیز همان راوی گوید:از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدم که چهقدر
ص :٣٣۵
علا فقهر و الحمد للّه الّذی ملک فقدر و الحمد للّه الّذی بطن فخبر و الحمد للّه الّذی یمیت الأحیاء و یحیی الموتی و هو علی کلّ شیء قدیر.
باب الاستغفار
[٣٢٠٧]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:خیر الدّعاء الاستغفار.
[٣٢٠٨]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن حسین بن سیف،عن أبی جمیلة،عن عبید بن زرارة قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إذا أکثر العبد من الاستغفار رفعت صحیفته و هی تتلألأ.
[٣٢٠٩]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن یاسر،عن الرّضا علیه السّلام قال:
مثل الاستغفار مثل ورق علی شجرة تحرّک فیتناثر و المستغفر من ذنب و یفعله کالمستهزئ بربّه.
[٣٢١٠]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن محمّد بن سنان،عن طلحة بن زید،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام:
أنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کان لا یقوم من مجلس و إن خفّ حتّی یستغفر اللّه عزّ و جلّ خمسا و عشرین مرّة.
[٣٢١١]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن معاویة بن عمّار،عن الحارث بن المغیرة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان رسول اللّه یستغفر اللّه عزّ و جلّ فی کلّ یوم سبعین مرّة و یتوب إلی اللّه عزّ و جلّ سبعین مرّة،قال:قلت:کان یقول:أستغفر اللّه و أتوب إلیه؟قال:کان
ص :٣٣۶
سپاس گویی خداوند بس است؟فرمود:میگویی:«سپاس خدایی را بر فراز گشت پس غالب آمد و سپاس خدایی را که مالک گشت پس اندازه نگه داشت و سپاس خدایی را که نهان گشت پس از همهچیز آگاه است و سپاس خدایی را که زندگان را میمیراند و مردگان را زنده میگرداند و او بر همهچیز تواناست».
[٣٢٠٧]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:بهترین دعا آمرزشخواهی است.
[٣٢٠٨]٢-عبید بن زراره گوید:امام صادق علیه السّلام فرمود:هرگاه بنده بسیار آمرزش خواهد نامۀ کردارش بالا رود در حالیکه میدرخشد.
[٣٢٠٩]٣-حضرت رضا علیه السّلام فرمود:مثل آمرزشخواهی[برای گناهان] بسان برگی بر درختی است که بجنبد و آن برگ فروریزد،و آنکس که از گناهی آمرزش خواهد و دیگر بار بر آن گناه دست یازد بسان کسی است که پروردگار خویش را مسخره نموده است.
[٣٢١٠]۴-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:همواره پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم چنان بود که از هیچ مجلس برنمیخاست،هرچند زمانی اندک[را در آن مجلس]بود،تا آن گاه که بیست و پنج بار از خدای عزّتمند و شکوهمند آمرزش جوید.
[٣٢١١]۵-حارث بن مغیره از حضرت صادق علیه السّلام روایت نموده که امام علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم همواره در هر روز هفتاد بار از خدای عزّتمند و شکوهمند آمرزش میجست،و هفتاد بار توبه میکرد.راوی گوید:عرض کردم:
(یعنی)پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم میفرمود:«أستغفر اللّه و أتوب إلیه»؟فرمود:هفتاد بار
ص :٣٣٧
یقول:«أستغفر اللّه أستغفر اللّه»سبعین مرّة و یقول:«و أتوب إلی اللّه و أتوب إلی اللّه»سبعین مرّة.
[٣٢١٢]۶-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان بن یحیی،عن حسین بن زید،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:الاستغفار و قول:لا إله إلاّ اللّه،خیر العبادة،قال اللّه العزیز الجبّار: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اللّٰهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ.
باب التّسبیح و التّهلیل و التّکبیر
[٣٢١٣]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر عن هشام بن سالم و أبی أیّوب الخزّاز جمیعا،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
جاء الفقراء إلی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقالوا:یا رسول اللّه،إنّ الأغنیاء لهم ما یعتقون و لیس لنا و لهم ما یحجّون و لیس لنا و لهم ما یتصدّقون و لیس لنا و لهم ما یجاهدون و لیس لنا،فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من کبّر اللّه عزّ و جلّ مائة مرّة کان أفضل من عتق مائة رقبة و من سبّح اللّه مائة مرّة کان أفضل من سیاق مائة بدنة و من حمد اللّه مائة مرّة کان أفضل من حملان مائة فرس فی سبیل اللّه بسرجها و لجمها و رکبها و من قال:لا إله إلاّ اللّه مائة مرّة کان أفضل النّاس عملا ذلک الیوم،إلاّ من زاد،قال:فبلغ ذلک الأغنیاء فصنعوه،قال:فعاد الفقراء إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقالوا:یا رسول اللّه،قد بلغ الأغنیاء ما قلت فصنعوه،فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ذلک فضل اللّه یؤتیه من یشاء.
[٣٢١۴]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن سنان،عن حمّاد،عن ربعیّ،عن فضیل،عن أحدهما علیهما السّلام قال:
ص :٣٣٨
میفرمود:«أستغفر اللّه،أستغفر اللّه»و هفتاد بار[نیز]میفرمود:«أتوب إلی اللّه،أتوب إلی اللّه».
[٣٢١٢]۶-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:آمرزش خواهی و گفتن«لا إله إلاّ اللّه»نیکوترین عبادتها است.خدای ارجمند توانا فرموده است:«پس بدان که نیست معبودی جز خدا،و[تو]آمرزش خواه برای گناه خویش»[محمّد(۴٧):١٩]
[٣٢١٣]١-هشام بن سالم و أبو ایّوب خزّار هر دو از حضرت صادق علیه السّلام روایت نمودهاند که فرمود:تهیدستان نزد پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم آمدند و عرض کردند:
ای پیامبر خدا،توانگران[ثروتی]دارند که بنده آزاد کنند و ما نداریم،و[ثروتی] دارند که حجّ گزارند و ما نداریم،و[ثروتی]دارند که صدقه دهند و ما نداریم و [ثروتی]دارند که[ابزار جهادگری را فراهم آرند و]جهاد کنند و ما نداریم[و نمیتوانیم که این کردارهای نیک را انجام دهیم].
پس پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:هرکه صد بار اللّه اکبر گوید از آزاد کردن صد بنده بهتر است و هرکه صد بار سبحان اللّه گوید از راندن صد شتر[برای قربانی کردن در حجّ]بهتر است و هرکه خدا را صد بار سپاس گوید از فرستادن صد اسب زینشده و لگام زده همراه با سوار[برای جهادگری]در راه خدا بهتر است و هرکه صد بار بگوید:«لا اله الاّ اللّه»در آن روز نیک کردارترین مردمان است مگر[از]کسی که فزونتر گفته باشد.حضرت صادق علیه السّلام فرمود:این سخن پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم به گوش توانگران رسید.آنها فرمودههای پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم را به کار بستند.امام صادق علیه السّلام[در ادامه]فرمود:پس تهیدستان دیگر بار نزد پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بازگشتند و عرض کردند:ای پیامبر خدا،آنچه فرمودید به گوش توانگران رسید و آنان آن فرمودهها را به کار بستند[و اینک از هر دو پاداش برخوردار گشتهاند].
فرمود:این فضل خدا است،به هرکه خواهد میدهد.
[٣٢١۴]٢-فضیل از یکی از دو امام باقر و یا صادق علیهما السّلام روایت نموده،آن
ص :٣٣٩
سمعته یقول:أکثروا من التّهلیل و التّکبیر فإنّه لیس شیء أحبّ إلی اللّه عزّ و جلّ من التّهلیل و التّکبیر.
[٣٢١۵]٣-علیّ،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:التّسبیح نصف المیزان و الحمد للّه یملأ المیزان و اللّه أکبر یملأ ما بین السّماء و الأرض.
[٣٢١۶]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب، عن مالک بن عطیّة،عن ضریس الکناسیّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
مرّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم برجل یغرس غرسا فی حائط له فوقف له و قال:ألا أدلّک علی غرس أثبت أصلا و أسرع إیناعا و أطیب ثمرا و أبقی؟قال:بلی فدلّنی یا رسول اللّه.فقال:إذا أصبحت و أمسیت فقل:«سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلاّ اللّه و اللّه أکبر»فإنّ لک إن قلته بکلّ تسبیحة عشر شجرات فی الجنّة من أنواع الفاکهة و هنّ من الباقیات الصّالحات:قال فقال الرّجل:فإنّی أشهدک یا رسول اللّه أنّ حائطی هذا صدقة مقبوضة علی فقراء المسلمین أهل الصّدقة،فأنزل اللّه عزّ و جلّ آیات من القرآن: «فَأَمّٰا مَنْ أَعْطیٰ وَ اتَّقیٰ* وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنیٰ* فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْریٰ.»
[٣٢١٧]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:خیر العبادة قول لا إله إلاّ اللّه.
باب الدّعاء للإخوان بظهر الغیب
[٣٢١٨]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أبی المغراء،
ص :٣۴٠
حضرت علیه السّلام میفرمود:«لا إله الاّ اللّه»و«أللّه أکبر»بسیار گویید؛زیرا چیزی نزد خدای عزّتمند و شکوهمند دوستداشتنیتر از گفتن«لا اله الاّ اللّه»و«أللّه أکبر»نیست.
[٣٢١۵]٣-حضرت صادق علیه السّلام فرمود که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:«سبحان اللّه» [سنگینی]نیمی از ترازوی کردار است و«ألحمد للّه»همۀ ترازوی کردار را پر کند و«أللّه أکبر»میان آسمان و زمین را پرنماید.
[٣٢١۶]۴-حضرت باقر علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بر مردی گذر نمود که در باغش درخت میکاشت.پس آن حضرت علیه السّلام نزدش ایستاد و فرمود:آیا تو را بر کاشتن درختی راهنمایی نکنم که ریشهاش استوارتر و میوههایش زودرستر و عطرناکتر و خوشمزهتر و پایدارتر باشد؟عرض کرد:چرا،مرا راهنمایی فرما،ای پیامبر خدا.آن حضرت فرمود:چون سحر را آغاز نمودی و[نیز]به شبانگاه درآمدی بگو:«سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إله إلاّ اللّه و اللّه أکبر»؛زیرا اگر آن را بگویی به شمارۀ هریک بار خواندن آن ذکر ده درخت که دارای میوههای گوناگون است در بهشت از آن تو شود و آنها از کردارهای پایدار شایسته است.
امام باقر علیه السّلام فرمود:پس آن مرد گفت:پس من شما را گواه گرفتم که این باغ من صدقهای قبض شده و وقف شده بر تهیدستان مسلمانی است که سزاوار صدقهاند.
پس خدای عزّتمند و شکوهمند آیههایی از قرآن را فروفرستاد:«پس هرکه [مال خویش را]بخشید و پرهیزکاری کرد،و آن وعدۀ نیکو(پاداش اخروی)را باور داشت و راست انگاشت،پس زودا که او را برای راهی آسان آماده سازم»[لیل(٩٢)تا ۵٧]
[٣٢١٧]۵-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:نیکوترین عبادت،گفتن«لا اله الاّ اللّه»است.
[٣٢١٨]١-حضرت باقر علیه السّلام فرمود:دعایی که[به برآورده شدن]نزدیکتر
ص :٣۴١
عن الفضیل بن یسار،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
أو شک دعوة و أسرع إجابة دعاء المرء لأخیه بظهر الغیب.
[٣٢١٩]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسن بن محبوب،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
دعاء المرء لأخیه بظهر الغیب یدرّ الرّزق و یدفع المکروه.
[٣٢٢٠]٣-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن سیف بن عمیرة،عن عمرو بن شمر،عن جابر،عن أبی جعفر علیه السّلام فی قوله تبارک و تعالی:
وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ قال:
هو المؤمن یدعو لأخیه بظهر الغیب فیقول له الملک:آمین و یقول اللّه العزیز الجبّار:و لک مثلا ما سألت و قد أعطیت ما سألت بحبّک إیّاه.
[٣٢٢١]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن علیّ بن معبد،عن عبید اللّه بن عبد اللّه الواسطیّ،عن درست بن أبی منصور،عن أبی خالد القمّاط قال:
قال أبو جعفر علیه السّلام:أسرع الدّعاء نجحا للإجابة دعاء الأخ لأخیه بظهر الغیب یبدأ بالدّعاء لأخیه فیقول له ملک موکّل به:آمین و لک مثلاه.
[٣٢٢٢]۵-علیّ بن محمّد،عن محمّد بن سلیمان،عن إسماعیل بن إبراهیم، عن جعفر بن محمّد التّمیمیّ،عن حسین بن علوان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ما من مؤمن دعا للمؤمنین و المؤمنات إلاّ ردّ اللّه عزّ و جلّ علیه مثل الّذی دعا لهم به من کلّ مؤمن و مؤمنة مضی من أوّل الدّهر أو هو آت إلی یوم القیامة،إنّ العبد لیؤمر به إلی النّار یوم القیامة فیسحب فیقول المؤمنون و المؤمنات:یا ربّ،هذا الّذی کان یدعو لنا فشفّعنا فیه،فیشفّعهم اللّه عزّ و جلّ فیه فینجو.
ص :٣۴٢
است و زودتر اجابت میشود دعا برای برادر دینی در پشتسر اوست.
[٣٢١٩]٢-امام صادق علیه السّلام فرمود:دعای انسان برای برادر[دینیاش]در پشت سر او روزی را بسیار کند و از ناخوشایندی باز دارد.
[٣٢٢٠]٣-حضرت باقر علیه السّلام در تفسیر سخن خداوند فرازمند[میفرماید]:
«و آنان را که ایمان آوردند و کارهای نیک و شایسته کردند پاسخ میدهد و از فزونبخشی خویش میافزایدشان»[شوری(۴٢):٢۶]
فرمود:مقصود مؤمنی است که برای برادر(دینی)خود در پشتسر او دعا کند.پس فرشته دعای او را آمین گوید،و خدای ارجمند توانا فرماید:دوبرابر آنچهکه[برای برادر خویش]خواستی از آن تو باشد و به سبب اینکه برادرت را دوست داری آنچه را که[برای او]درخواست نمودی به تو داده شد[و دعایت دربارۀ او برآورده گردید].
[٣٢٢١]۴-و نیز حضرت باقر علیه السّلام فرمود:زودترین دعایی که[از سوی خدا] پاسخ داده میشود[و برآورده میگردد]دعا برای برادر(دینی)دربارۀ برادرش در پشتسر اوست.
نخست دعا برای برادرش را آغاز کند پس فرشتهای که بر او گمارده شده گوید:آمین،و دوبرابر(آنچه که برای برادر دینیات درخواست نمودی)از آن تو شد.
[٣٢٢٢]۵-امام صادق علیه السّلام فرمود که پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرموده است:هیچ مؤمنی نباشد که برای مردان و زنان مؤمن و باورمند دعا کند جز اینکه خدای عزّتمند و شکوهمند مانند آنچه را که برای آنان درخواست نموده به شمارۀ هر مرد و زن مؤمنی که از آغاز روزگار تاکنون درگذشته و یا تا روز رستاخیز به دنیا خواهد آمد را به او بازگرداند.بهراستی،بندهای باشد که در روز رستاخیز فرمان دهد که او را به دوزخ برند و او را بر زمین کشند و ببرند.
ص :٣۴٣
[٣٢٢٣]۶-علیّ،عن أبیه قال:
رأیت عبد اللّه بن جندب فی الموقف فلم أر موقفا کان أحسن من موقفه،ما زال مادّا یدیه إلی السّماء و دموعه تسیل علی خدّیه حتّی تبلغ الأرض،فلمّا صدر النّاس قلت له:یا أبا محمّد،ما رأیت موقفا قطّ أحسن من موقفک،قال:و اللّه ما دعوت إلاّ لإخوانی و ذلک أنّ أبا الحسن موسی علیه السّلام أخبرنی أنّ من دعا لأخیه بظهر الغیب نودی من العرش:و لک مائة ألف ضعف فکرهت أن أدع مائة ألف مضمونة لواحدة لا أدری تستجاب أم لا.
[٣٢٢۴]٧-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه جمیعا،عن ابن محبوب،عن ابن رئاب،عن أبی عبیدة،عن ثویر قال:
سمعت علیّ بن الحسین علیه السّلام یقول:إنّ الملائکة إذا سمعوا المؤمن یدعو لأخیه المؤمن بظهر الغیب أو یذکره بخیر قالوا:نعم الأخ أنت لأخیک تدعو له بالخیر و هو غائب عنک و تذکره بخیر،قد أعطاک اللّه عزّ و جلّ مثلی ما سألت له و أثنی علیک مثلی ما أثنیت علیه و لک الفضل علیه؛و إذا سمعوه یذکر أخاه بسوء و یدعو علیه قالوا له:بئس الأخ أنت لأخیک کفّ أیّها المستّر علی ذنوبه و عورته و اربع علی نفسک و احمد اللّه الّذی ستر علیک و اعلم أنّ اللّه عزّ و جلّ أعلم بعبده منک.
باب من تستجاب دعوته
[٣٢٢۵]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عیسی بن عبد اللّه القمّیّ قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:ثلاثة دعوتهم مستجابة:الحاجّ فانظروا کیف
ص :٣۴۴
پس مردان و زنان مؤمن گویند:پروردگارا،این همان کسی است که برای ما دعا میکرد.پس شفاعت ما را دربارۀ او بپذیر[و او را به دوزخ میفکن]خدای عزّتمند و شکوهمند شفاعت مؤمنان را دربارۀ او بپذیرد و آن بنده،نجات یابد.
[٣٢٢٣]۶-علی بن ابراهیم از پدرش روایت نموده که عبد للّه بن جندب را در موقف[عرفات]دیدم و وقوفی بهتر از وقوف او ندیدم.پیوسته دستهایش به سوی آسمان بلند بود،و اشکهایش از گونهاش سرازیر بود آنسان که اشکهایش به زمین فرومیریخت.پس چون مردم[از عرفات]بازگشتند به او گفتم:ای ابو محمد!من وقوفی بهتر از وقوف تو ندیدم؟گفت:به خدا سوگند که من جز برای برادران(دینی)خود دعایی نکردم،و این کار،از آن روی بود که امام کاظم علیه السّلام مرا آگاه نمود که هرکه برای برادر دینی خود در پشتسرش دعا کند از عرش او را ندا دهند که صد هزار برابر[آنچه که برای برادر دینیات خواستی]از آن تو شد.
پس من دوست نداشتم که صد هزار دعایی را که[برآورده شدنش]ضمانت شده به خاطر دعا[برای خویش]واگذارم که نمیدانم آیا آن یک دعا نیز برآورده میشود یا نه؟
[٣٢٢۴]٧-ثویر گوید:شنیدم حضرت سجاد علیه السّلام میفرمود:همانا چون فرشتگان بشنوند که مؤمن برای برادر مؤمنش پشتسر او دعا میکند یا به نیکی او را یاد میکند،گویند:تو برای برادری چه نیکو برادری هستی که دربارۀ او دعای خیر میکنی و در حالیکه او از دید تو نهان است و او را به نیکی یاد میکنی.بهراستی خدای عزّتمند دوبرابر آنچه که برای او درخواست نمودی به تو ارزانی داشت.
و فرشتگان به اندازۀ دوبرابر آن ستایشی که از او نمودی تو را بستایند.و تو بر او فضل و برتری داری.ولی چون بشنوند که کسی برادر(دینی)خویش را به بدی یاد میکند و او را نفرین میکند گویند:تو برای برادر دینیات چه بد برادری هستی!
ای آنکه گناهانت در پرده مانده خویش را از بدگویی برادرت نگاهدار و به خودت بنگر و خدایی را که[گناهان]تو را در پرده نهان داشته و بدانکه خدای شکوهمند نسبت به بندهاش از تو داناتر است.
[٣٢٢۵]١-عیسی بن عبد اللّه قمی گوید:شنیدم از حضرت صادق علیه السّلام که میفرمود:آنانکه دعایشان پذیرفته آید سه دستهاند:حجّگزار،پس بنگرید که
ص :٣۴۵
تخلفونه و الغازی فی سبیل اللّه فانظروا کیف تخلفونه و المریض فلا تغیظوه و لا تضجروه.
[٣٢٢۶]٢-الحسین بن محمّد الأشعریّ،عن معلّی بن محمّد،عن الحسن بن علیّ الوشّاء،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان أبی علیه السّلام یقول:خمس دعوات لا یحجبن عن الرّبّ تبارک و تعالی:دعوة الإمام المقسط و دعوة المظلوم یقول اللّه عزّ و جلّ:لأنتقمنّ لک و لو بعد حین و دعوة الولد الصّالح لوالدیه و دعوة الوالد الصّالح لولده و دعوة المؤمن لأخیه بظهر الغیب،فیقول:و لک مثله.
[٣٢٢٧]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إیّاکم و دعوة المظلوم فإنّها ترفع فوق السّحاب حتّی ینظر اللّه عزّ و جلّ إلیها فیقول:ارفعوها حتّی أستجیب له و إیّاکم و دعوة الوالد فإنّها أحدّ من السّیف.
[٣٢٢٨]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن الحسین بن سعید،عن أخیه الحسن،عن زرعة،عن سماعة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان أبی یقول:اتّقوا الظّلم فإنّ دعوة المظلوم تصعد إلی السّماء.
[٣٢٢٩]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن هشام بن سالم، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قدّم أربعین من المؤمنین ثمّ دعا استجیب له.
[٣٢٣٠]۶-محمّد بن یحیی،عن محمّد بن الحسین،عن علیّ بن النّعمان،عن عبد اللّه بن طلحة النّهدیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:قال رسول اللّه علیه السّلام:
ص :٣۴۶
چهسان دنبالهروی راه او میشوید.و[دیگری]جهادگر در راه خدا،پس بنگرید که چهسان دنبالهروی راه او میشوید.
و بیمار،پس او را به خشم نیاورید و آزردهخاطر ننمایید[مبادا که بر شما لعنت فرستد،نفرینتان کند]
[٣٢٢۶]٢-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پدرم میفرمود:پنج دعا باشد که از[راهیابی به]درگاه پروردگار فرازمند بازداشته نگردد و در پرده نماند:دعای پیشوای دادگر.دعای ستمدیده که خدای شکوهمند دربارهاش میفرماید:بی گمان از ستمگر بر تو انتقام خواهم کشید هرچند پس از زمانی باشد.دعای فرزند شایسته و نیکوکار برای پدر و مادر.دعای پدر شایسته و نیکوکار برای فرزندش.دعای مؤمن برای برادرش در پشتسر او که خداوند دربارۀ چنین کسی فرماید:بسان همان دعا از آن توست.
[٣٢٢٧]٣-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:از دعای ستمدیده پروادارید!زیرا دعای او از ابرها[و موانع دعا]فراتر رود تا خدای عزّتمند و شکوهمند در آن بنگرد و فرماید:آن را بر فراز برید تا دعایش را پاسخ گویم و از نفرین پدر پروادارید که از شمشیر برندهتر است.
[٣٢٢٨]۴-حضرت صادق علیه السّلام فرمود که پدرم میفرمود:از ستم نمودن پرهیز نمایید و کناره بگیرید؛زیرا دعای ستمدیده به سوی آسمان بالا نمیرود.
[٣٢٢٩]۵-و نیز امام صادق علیه السّلام فرمود:هرکه چهل مؤمن را[در دعا نمودن] پیش اندازد و پس آنگاه(برای خویش)دعا کند دعایش پذیرفته آید.
[٣٢٣٠]۶-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:چهارکس باشند که دعایشان[از
ص :٣۴٧
أربعة لا تردّ لهم دعوة حتّی تفتّح لهم أبواب السّماء و تصیر إلی العرش:الوالد لولده و المظلوم علی من ظلمه و المعتمر حتّی یرجع و الصّائم حتّی یفطر.
[٣٢٣١]٧-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:لیس شیء أسرع إجابة من دعوة غائب لغائب.
[٣٢٣٢]٨-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:دعا موسی علیه السّلام و أمّن هارون علیه السّلام و أمّنت الملائکة علیه السّلام فقال اللّه تبارک و تعالی: قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُمٰا فَاسْتَقِیمٰا و من غزا فی سبیل اللّه استجیب له کما استجیب لکما یوم القیامة.
باب من لا تستجاب دعوته
[٣٢٣٣]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن حسین بن مختار،عن الولید بن صبیح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
صحبته بین مکّة و المدینة فجاء سائل فأمر أن یعطی،ثمّ جاء آخر فأمر أن یعطی،ثمّ جاء آخر فأمر أن یعطی،ثمّ جاء الرّابع فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام:یشبعک اللّه،ثمّ التفت إلینا فقال:أما إنّ عندنا ما نعطیه و لکن أخشی أن نکون کأحد الثّلاثة الّذین لا یستجاب لهم دعوة رجل أعطاه اللّه ما لا فأنفقه فی غیر حقّه ثمّ قال:«اللّهمّ ارزقنی»فلا یستجاب له؛و رجل یدعو علی امرأته أن یریحه منها و قد جعل اللّه عزّ و جلّ أمرها إلیه؛و رجل یدعو علی جاره و قد جعل اللّه عزّ و جلّ له السّبیل إلی أن یتحوّل عن جواره و یبیع داره
ص :٣۴٨
آسمان]بازنگردد تا آنگاه که درهای آسمان برای آنها گشوده گردد و دعایشان به عرش رسد:دعای پدر برای فرزندش،دعا[و نفرین]ستمدیده بر آنکس که بر او ستم رانده،دعای عمره کننده تا آن هنگام که[به وطن خویش]بازگردد،و دعای روزهدار تا آنگاه که افطار کند.
[٣٢٣١]٧-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرموده است:
هیچ دعایی شتابناکتر از دعای شخصی که در غیاب دیگری او را دعا کند نیست.
[٣٢٣٢]٨-و نیز حضرت صادق علیه السّلام فرمود که پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرموده است:
حضرت موسی علیه السّلام دعایی کرد و هارون علیه السّلام آمین گفت و فرشتگان نیز آمین گفتند.پس خدای فرازمند فرمود:«بیگمان دعای شما دو تن مستجاب شد و پذیرفته آمد،پس استوار باشید»[یونس(١٠):٨٩]و تا[فرارسیدن]روز رستاخیز هرکه در راه خدا جهاد کند دعایش مستجاب گردد و پذیرفته آید آنسانکه دعای شما دو تن پذیرفته شد.
[٣٢٣٣]١-ولید صبیح گوید:میان راه مکّه و مدینه حضرت صادق علیه السّلام را همراهی میکردم.پس گدایی آمد[و چیزی خواست.]
حضرت امر فرمود که به او چیزی بدهند.گدای دیگری آمد و آن حضرت امر فرمود که به او[نیز]چیزی بدهند.پس آنگاه[گدای]دیگری آمد و آن حضرت امر فرمود که به او نیز چیزی بدهند،تا اینکه گدای چهارمی آمد.حضرت صادق علیه السّلام فرمود:خدا سیرت کند![و امر نفرمود که چیزی به او بدهند].
سپس رو به ما کرد و فرمود:آگاه باشید که بهراستی،ما چیزی داشتیم که به او بدهیم.ولی ترسیدم که همانند یکی از آن سه کس شویم که دعایشان مستجاب نمیشود:کسی که خداوند مالی به او دهد و او آن مال را در جایی که شایستۀ آن مال نیست خرج کند و پس آنگاه بگوید:خدایا،مرا روزی ده[که چنین کسی] دعایش پذیرفته نیاید،و مردی که دربارۀ زن خویش دعا کند که خدا او را از دست آن زن رهایی بخشد با اینکه خدای عزّتمند و شکوهمند کار[طلاق]آن زن را به او واگذار نموده است،و[دیگری]کسی است که بر همسایۀ خویش[در درگاه خدا]نفرین کند با اینکه خدای عزّتمند برای او راهی نهاده و آن اینکه خانۀ خود را بفروشد و از همسایگی او به جای دیگری نقل مکان کند.
ص :٣۴٩
[٣٢٣۴]٢-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن ابن فضّال،عن عبد اللّه بن إبراهیم،عن جعفر بن إبراهیم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
أربعة لا تستجاب لهم دعوة:رجل جالس فی بیته یقول:اللّهمّ ارزقنی، فیقال له:ألم آمرک بالطّلب؟و رجل کانت له امرأة فدعا علیها،فیقال له:ألم أجعل أمرها إلیک؟و رجل کان له مال فأفسده فیقول:اللّهمّ ارزقنی،فیقال له:أ لم آمرک بالاقتصاد؟ألم آمرک بالإصلاح؟ثمّ قال: وَ الَّذِینَ إِذٰا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کٰانَ بَیْنَ ذٰلِکَ قَوٰاماً؛ و رجل کان له مال فأدانه بغیر بیّنة فیقال له:ألم آمرک بالشّهادة؟
محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن عمران بن أبی عاصم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام مثله.
[٣٢٣۵]٣-الحسین بن محمّد الأشعریّ،عن معلّی بن محمّد،عن الوشّاء، عن عبد اللّه بن سنان،عن الولید بن صبیح قال:
سمعته یقول:ثلاثة تردّ علیهم دعوتهم:رجل رزقه اللّه مالا فأنفقه فی غیر وجهه ثمّ قال:یا ربّ ارزقنی،فیقال له:ألم أرزقک؟و رجل دعا علی امرأته و هو لها ظالم،فیقال له:ألم أجعل أمرها بیدک؟و رجل جلس فی بیته و قال:یا ربّ ارزقنی،فیقال له:ألم أجعل لک السّبیل إلی طلب الرّزق؟
باب الدّعاء علی العدوّ
[٣٢٣۶]١-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن یحیی بن المبارک،عن عبد اللّه بن جبلة،عن إسحاق بن عمّار قال:
شکوت إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام جارا لی و ما ألقی منه،قال:فقال لی:ادع علیه،
ص :٣۵٠
[٣٢٣۴]٢-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:چهار کس باشند که دعایشان پذیرفته نیاید:مردی که در خانۀ خود بنشیند و گوید:خدایا،مرا روزی ده،پس به او گفته آید:آیا تو را فرمان ندادم که در پی روزی برو؟و مردی که زنی دارد و آن زن را نفرین میکند،پس به آن مرد گفته آید:آیا کار[طلاق]او را به تو واگذار ننمودم؟ و مردی که مالی دارد و آن را تباه ساخته و میگوید:خدایا،مرا روزیده،پس به وی گفته آید:آیا تو را به میانهروی در مصرف مال فرمان ندادم؟آیا تو را فرمان ندادم که مالت را بهسازی کنی[و از تباهی برکنار داری]؟
سپس فرمود:«و آنان که چون هزینه کنند نه اسراف کنند و نه تنگ گیرند و میان این دو به راه میانه باشند»[فرقان(٢۵):۶٧].
و مردی که مالی را بدون گواه به دیگری وام دهد[و سپس بدهکار،وام را انکار کند].
که به او گفته آید:آیا تو را فرمان ندادم[که هنگام وام دادن به دیگری]گواه بگیری؟
و مانند این حدیث به سند دیگر نیز از آن حضرت روایت شده است.
[٣٢٣۵]٣-ولید صبیح گوید:از آن حضرت علیه السّلام شنیدم که میفرمود:سه کس باشند که دعای آنها به خودشان بازگردانده شود و پذیرفته نیاید:مردی که خداوند به او مالی ارزانی داشته و او آن مال را بهگونهای نادرست هزینه نماید و سپس بگوید:خدایا،مرا روزی ده،که به او گفته آید:آیا به تو روزی ندادم؟و مردی که بر همسر خویش نفرین کند در حالیکه بر آن مرد که بر همسرش ستم میراند گفته آید:آیا کار[طلاق]او را به تو واگذار ننمودم؟و مردی که در خانهاش بنشیند و بگوید:پروردگارا،مرا روزی ده که به او گفته آید:آیا راه دستیابی به روزی را برای تو قرار ندادم؟
[٣٢٣۶]١-اسحاق عمار گوید:از دست همسایهای که داشتم و آزاری که از او
ص :٣۵١
قال:ففعلت فلم أر شیئا فعدت إلیه فشکوت إلیه فقال لی:ادع علیه،قال:
فقلت:جعلت فداک قد فعلت فلم أر شیئا،فقال:کیف دعوت علیه؟فقلت؟إذا لقیته دعوت علیه،قال:فقال:ادع علیه إذا أدبر و[إذا]استدبر،ففعلت فلم ألبث حتّی أراح اللّه منه.
[٣٢٣٧]٢-و روی،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
إذا دعا أحدکم علی أحد قال:«اللّهمّ اطرقه ببلیّة لا أخت لها و أبح حریمه.»
[٣٢٣٨]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن مالک بن عطیّة،عن یونس بن عمّار قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:إنّ لی جارا من قریش من آل محرز قد نوّه باسمی و شهرنی،کلّما مررت به قال:هذا الرّافضیّ یحمل الأموال إلی جعفر بن محمّد؛ قال:فقال لی:فادع اللّه علیه إذا کنت فی صلاة اللّیل و أنت ساجد فی السّجدة الأخیرة من الرّکعتین الأولیین فاحمد اللّه عزّ و جلّ و مجّده و قل:«اللّهمّ إنّ فلان بن فلان قد شهرنی و نوّه بی و غاظنی و عرضنی للمکاره،اللّهمّ اضربه بسهم عاجل تشغله به عنّی،اللّهمّ و قرّب أجله و اقطع أثره و عجّل ذلک یا ربّ السّاعة السّاعة»؛قال:فلمّا قدمنا الکوفة قدمنا لیلا فسألت أهلنا عنه قلت:ما فعل فلان؟فقالوا:هو مریض،فما انقضی آخر کلامی حتّی سمعت الصّیاح من منزله و قالوا:قد مات.
[٣٢٣٩]۴-أحمد بن محمّد الکوفیّ،عن علیّ بن الحسن التّیمیّ،عن علیّ بن أسباط،عن یعقوب بن سالم قال:
کنت عند أبی عبد اللّه علیه السّلام فقال له العلاء بن کامل:إنّ فلانا یفعل بی و یفعل فإن رأیت أن تدعو اللّه عزّ و جلّ،فقال:هذا ضعف بک قل:«اللّهمّ إنّک تکفی من
ص :٣۵٢
میدیدم به امام صادق علیه السّلام شکایت کردم،گوید:امام علیه السّلام فرمود:او را نفرین کن، پس من همسایهام را نفرین کردم ولی هیچ نتیجهای از نفرین ندیدم،پس دیگر بار نزد آن حضرت علیه السّلام رفتم و از همسایهام شکایت کردم،فرمود:او را نفرین کن.
راوی گوید:عرض کردم:فدایت شوم!من او را نفرین کردم ولی نتیجهای ندیدم.
فرمود:چگونه نفرین کردی؟عرض کردم:هرگاه او را دیدار نمودم نفرینش کردم.
راوی گوید:امام علیه السّلام فرمود:چون به تو پشت کند و روی گرداند نفرینش کن.
پس من[نیز]چنین کردم و اندکی نگذشت که خدا مرا از دست او رهایی بخشید.
[٣٢٣٧]٢-از حضرت کاظم علیه السّلام روایت شده که فرمود:هرگاه یکی از شمایان کسی را[که دشمن شماست]نفرین کند اینچنین بگوید:«پروردگارا،او را به بلای شبانه که همسانی ندارد گرفتار کن،و دشمن را بر او چیرهساز».
[٣٢٣٨]٣-یونس عمّار گوید:به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:من گرفتار همسایهای از آل محرز قریش شدهام که نام مرا برملا ساخته و[شیعه بودن]مرا شهرۀ مردم نموده است.هرگاه به او بگذرم گوید:این رافضی است و[خمس و زکات]خویش را نزد جعفر بن محمّد میبرد،راوی گوید:حضرت به من فرمود:
در نماز شب آن هنگام که در دو رکعت نخست نماز شد به سجدۀ آخر میروی او را نفرین کن.پس[پیش از نفرین نمودن]خدای عزّتمند و شکوهمند را سپاس گزار و ارجمند شمار و بگو:«خدایا،فلانی پسر فلانی مرا[در شیعه بودن]شهرۀ مردم ساخته،و نام مرا برملا و فراگیر نموده است و مرا به خشم آورده و در پیش روی سختیها و ناخوشایندیها نهاده است.
خدایا،او را با تیر شتابانی بزن که او را از من بازداری.خدایا،مرگش را نزدیک کن و اثر و نشانش بگسل،و پروردگارا در[برآوردن]این[خواستۀ من]هم اکنون،هماکنون شتاب بگیر.
گوید:همینکه به کوفه آمدیم شبانه وارد شدیم،و از خانوادۀ خود حال آن مرد را جویا شدم و گفتم:فلانی چه کرد؟گفتند:بیمار است،و هنوز سخنم را به پایان نرسانده بودم که صدای شیون از خانهاش شنیدم و گفتند:مرد.
[٣٢٣٩]۴-یعقوب بن سالم گوید:خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودم.علاء بن کامل به آن حضرت عرض کرد:بهراستی،فلانی با من چنین و چنان میکند[و مرا میآزارد].
اگر صلاح میدانید او را[در درگاه]خدای عزّتمند و شکوهمند نفرین کنید!
ص :٣۵٣
کلّ شیء و لا یکفی منک شیء فاکفنی أمر فلان بم شئت و کیف شئت و[من] حیث شئت و أنّی شئت.»
[٣٢۴٠]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن أبی نجران،عن حمّاد بن عثمان،عن المسمعیّ قال:
لمّا قتل داود بن علیّ المعلّی بن خنیس قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:لأدعونّ اللّه علی من قتل مولای و أخذ مالی،فقال له داود بن علیّ:إنّک لتهدّدنی بدعائک،قال حمّاد:قال المسمعیّ:فحدّثنی معتّب أنّ أبا عبد اللّه علیه السّلام لم یزل لیلته راکعا و ساجدا فلمّا کان فی السّحر سمعته یقول و هو ساجد:«اللّهمّ إنّی أسألک بقوّتک القویّة و بجلالک الشّدید الّذی کلّ خلقک له ذلیل أن تصلّی علی محمّد و أهل بیته و أن تأخذه السّاعة السّاعة»فما رفع رأسه حتّی سمعنا الصّیحة فی دار داود بن علیّ،فرفع أبو عبد اللّه علیه السّلام رأسه و قال:إنّی دعوت اللّه بدعوة بعث اللّه عزّ و جلّ علیه ملکا فضرب رأسه بمرزبة من حدید انشقّت منها مثانته فمات.
باب المباهلة
[٣٢۴١]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن محمّد بن حکیم، عن أبی مسروق،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قلت:إنّا نکلّم النّاس فنحتجّ علیهم بقول اللّه عزّ و جلّ: أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فیقولون:نزلت فی أمراء السّرایا،فنحتجّ علیهم بقوله عزّ و جلّ: «إِنَّمٰا وَلِیُّکُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ» إلی آخر الآیة فیقولون:نزلت فی المؤمنین و نحتجّ علیهم بقول اللّه عزّ و جلّ: «قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبیٰ» فیقولون:نزلت فی قربی المسلمین،قال:فلم أدع شیئا ممّا حضرنی
ص :٣۵۴
فرمود:این از ناتوانی توست.بگو:«خدایا،تو از هر چیز کفایت کنی و چیزی از تو کفایت نکند.کار فلانی را دربارۀ من کفایت فرما با آنچه خواهی و آنسان که خواهی و از هر راهی که خواهی و هرگونه که خواهی».
[٣٢۴٠]۵-مسمعی گوید:چون داود بن علی[که از جانب خلفای عبّاسی حاکم مدینه بود]معلّی بن خنیس را[که آزاد کردۀ امام صادق علیه السّلام و از نزدیکان آن حضرت بود]کشت،آن حضرت علیه السّلام فرمود:بهراستی،آنکس را که آزاد شدۀ من را کشته و مال مرا ستانده نفرین کنم.داود بن علی گفت:آیا مرا با نفرین خویش تهدید میکنی؟حمّاد[که یکی از راویان حدیث است]گوید که مسمعی گفت:
معتّب(خادم امام صادق علیه السّلام)برای من بازگو نمود که امام صادق علیه السّلام آن شب پیوسته در رکوع و سجود بود،پس چون سحر شد شنیدم که در سجده میفرمود:
«خدایا،از نیروی نیرومندیت و از شکوه استوارت که همۀ آفریدگانت در برابر آن خوارند خواهانم که بر محمّد و خاندانش رحمت فرستی و[جان]او را هم اکنون بستانی».[معتّب گوید:]آن حضرت سر از سجده برنداشته بود که فریاد شیون از خانۀ داود بن علی شنیدیم.پس حضرت صادق علیه السّلام سر[از سجده] برداشت و فرمود:من خدا را با دعایی خواندم و خدای عزّتمند و شکوهمند فرشتهای فرستاد که با میلهای آهنین چنان بر سر او زد که مثانهاش از آن ضربت شکافت و مرد.
[٣٢۴١]١-ابو مسروق گوید:به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم:ما با مردم [دربارۀ آیین و پیشوایی شما]گفتگو میکنیم و برای آنان سخن خدای عزّتمند و شکوهمند را دلیل میآوریم که میفرماید:«خدای را فرمان برید و پیامبر و صاحبان امر را فرمان برید»[نساء(۴):۵٩].مردم میگویند:این آیه دربارۀ فرماندهان هنگها فروفرستاده شده است.پس برای آنان سخن[دیگر]خدای عزّتمند و شکوهمند را دلیل میآوریم[که میفرماید]:«همانا سرپرست شما خداست و پیامبرش...تا پایان آیه»[مائده(۵):۵۵].
پس مردم میگویند:این آیه دربارۀ مؤمنان فروفرستاده شده است.و دلیل دیگری از سخن خدای عزّتمند و شکوهمند برای آنها میآوریم که:«بگو:برای [رساندن پیام]هیچ مزدی از شما نمیخواهم جز دوستی دربارۀ خویشاوندان[نزدیکم] [شوری(۴٢):٢٣].
نزدیکان و خویشان اسلامی فروفرستاده شده است.راوی گوید:من آنچه را
ص :٣۵۵
ذکره من هذه و شبهه إلاّ ذکرته،فقال لی:إذا کان ذلک فادعهم إلی المباهلة، قلت:و کیف أصنع؟قال:أصلح نفسک ثلاثا و أظنّه قال:و صم و اغتسل و ابرز أنت و هو إلی الجبّان فشبّک أصابعک من یدک الیمنی فی أصابعه،ثمّ أنصفه و ابدأ بنفسک و قل:«اللّهمّ ربّ السّماوات السّبع و ربّ الأرضین السّبع،عالم الغیب و الشّهادة الرّحمن الرّحیم،إن کان أبو مسروق جحد حقّا و ادّعی باطلا فأنزل علیه حسبانا من السّماء أو عذابا ألیما»ثمّ ردّ الدّعوة علیه فقل:«و إن کان فلان جحد حقّا و ادّعی باطلا فأنزل علیه حسبانا من السّماء أو عذابا ألیما» ثمّ قال لی:فإنّک لا تلبث أن تری ذلک فیه،فو اللّه ما وجدت خلقا یجیبنی إلیه.
[٣٢۴٢]٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن إسماعیل بن مهران، عن مخلد أبی الشّکر،عن أبی حمزة الثّمالیّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
السّاعة الّتی تباهل فیها ما بین طلوع الفجر إلی طلوع الشّمس.
عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن محمّد بن إسماعیل،عن مخلد أبی الشّکر،عن أبی حمزة،عن أبی جعفر علیه السّلام مثله.
[٣٢۴٣]٣-أحمد،عن بعض أصحابنا فی المباهلة قال:
تشبّک أصابعک فی أصابعه ثمّ تقول:«اللّهمّ إن کان فلان جحد حقّا و أقرّ بباطل فأصبه بحسبان من السّماء أو بعذاب من عندک»و تلاعنه سبعین مرّة.
[٣٢۴۴]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب، عن أبی العبّاس،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام فی المباهلة قال:
تشبّک أصابعک فی أصابعه ثمّ تقول:«اللّهمّ إن کان فلان جحد حقّا و أقرّ بباطل فأصبه بحسبان من السّماء أو بعذاب من عندک»و تلاعنه سبعین مرّة.
[٣٢۴۵]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن عبد الحمید،
ص :٣۵۶
که از این آیات و مانند آن[و پاسخهای مردم]به یاد داشتم وانگذاردم و بازگو نمودم.
به من فرمود:اگر اینگونه است آنان را به نفرین نمودن بر یکدیگر فراخوان.
عرض کردم:چگونه این نفرین را انجام دهم؟فرمود:سه روز خود را اصلاح نما و به گمانم فرمود:روزه بدار.و غسل کن و تو و آنکس[که میخواهید همدیگر را نفرین کنید]به بیابان درآیید و انگشتان دست راست خویش را به انگشتان او درآویز و با او انصاف ورز[و در نفرین نمودن]نخست از خویشتن آغاز نما و بگو:«خدایا،ای پروردگار آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه؛دانای نهان و نمایان؛و ای بخشایندۀ مهربان!اگر ابو مسروق حقیقتی را دروغ انگاشته و سخن نادرستی را ادّعا کرده پس عذابی از آسمان یا عذابی دردناک بر او فرودآر».
سپس نفرین را به او بازگردان و بگو:«و اگر فلانی حقیقتی را دروغ انگاشته و سخن نادرستی را ادّعا کرده پس عذابی از آسمان یا عذابی دردناک را بر او فرودآر».
سپس فرمود:پس از آن نفرین،زمانی را درنگ نکنی[جز]اینکه اثر آن نفرین را در آن شخص به چشم خویش ببینی.[ابو مسروق گوید:]پس به خدا سوگند که هیچکس را ندیدم که پیشنهاد مرا در این[همنفرینی]بپذیرد.
[٣٢۴٢]٢-حضرت باقر علیه السّلام فرمود:ساعتی که در آن همدیگر را نفرین کنند میانزدن سپیده تا برآمدن آفتاب است.و به سند دیگر نیز این حدیث را از آن حضرت علیه السّلام روایت نموده است.
[٣٢۴٣]٣-یکی از یاران ما دربارۀ چگونگی نفرین نمودن بر یکدیگر گفته است:با آنکس[که میخواهید همدیگر را نفرین کنید]انگشتانت را در انگشتان وی در میآویزی و پس آنگاه میگویی:خداوندا،اگر فلانی حقیقتی را دروغ انگاشته و سخن نادرستی را بر زبان رانده و پذیرفته پس عذابی از آسمان یا عذابی دردناک از سوی خویش بر او در رسان»و تا هفتاد بار اینگونه[و با این دعا]او را لعنت میکنی.
ص :٣۵٧
عن أبی جمیلة،عن بعض أصحابه قال:
إذا جحد الرّجل الحقّ فإن أراد أن تلاعنه قل:«اللّهمّ ربّ السّماوات السّبع و ربّ الأرضین السّبع و ربّ العرش العظیم إن کان فلان جحد الحقّ و کفر به فأنزل علیه حسبانا من السّماء أو عذابا ألیما.»
باب ما یمجّد به الرّبّ تبارک و تعالی نفسه
[٣٢۴۶]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن صفوان بن یحیی،عن إسحاق بن عمّار،عن بعض أصحابه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ للّه عزّ و جلّ ثلاث ساعات فی اللّیل و ثلاث ساعات فی النّهار یمجّد فیهنّ نفسه؛فأوّل ساعات النّهار حین تکون الشّمس هذا الجانب یعنی من المشرق مقدارها من العصر یعنی من المغرب إلی الصّلاة الأولی؛و أوّل ساعات اللّیل فی الثّلث الباقی من اللّیل إلی أن ینفجر الصّبح یقول:إنّی أنا اللّه ربّ العالمین، إنّی أنا اللّه العلیّ العظیم،إنّی أنا اللّه العزیز الحکیم،إنّی أنا اللّه الغفور الرّحیم، إنّی أنا اللّه الرّحمن الرّحیم،إنّی أنا اللّه مالک یوم الدّین،إنّی أنا اللّه لم أزل و لا أزال،إنّی أنا اللّه خالق الخیر و الشّرّ،إنّی أنا اللّه خالق الجنّة و النّار،إنّی أنا اللّه بدیء کلّ شیء و إلیّ یعود،إنّی أنا اللّه الواحد الصّمد،إنّی أنا اللّه عالم الغیب و الشّهادة،إنّی أنا اللّه الملک القدّوس السّلام المؤمن المهیمن العزیز الجبّار المتکبّر،إنّی أنا اللّه الخالق البارئ المصوّر،لی الأسماء الحسنی،إنّی أنا اللّه الکبیر المتعال.قال:ثمّ قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من عنده و الکبریاء رداؤه فمن نازعه شیئا من ذلک أکبّه اللّه فی النّار،ثمّ قال:ما من عبد مؤمن یدعو بهنّ مقبلا قلبه إلی اللّه عزّ و جلّ إلاّ قضی حاجته و لو کان شقیّا رجوت أن یحوّل سعیدا.
ص :٣۵٨
[٣٢۴۴]۴-ابو عباس روایت نموده امام صادق علیه السّلام دربارۀ مباهله و نفرین نمودن همدیگر فرمود:انگشتانت را در انگشتان آنکس[که میخواهید یکدیگر را نفرین کنید]درمیآویزی و پس آنگاه میگویی:«خداوندا،اگر فلانی حقیقتی را دروغ انگاشته و سخنی نادرست بر زبان رانده و پذیرفته پس عذابی از آسمان یا عذابی از سوی خویش به او در رسان»و او را اینگونه هفتاد بار لعنت میکنی.
[٣٢۴۵]۵-ابو جمیله از یکی از یارانش بازگو نموده که او گفته است:اگر مردی حقیقتی را دروغ انگارد و درخواست کند که همدیگر را لعنت کنید بگو:
«خداوندا؛ای پروردگار آسمانهای هفتگانه و ای پروردگار زمینهای هفتگانه و ای پروردگار عرش عظیم!اگر فلانی حقیقتی را دروغ انگاشته و از آن حقیقت روی برتافته بر او عذابی از آسمان یا عذابی دردناک فرودآر».
[٣٢۴۶]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:همانا خدای عزّتمند و شکوهمند را در شب هنگام سه ساعت باشد و در روز سه ساعت که خود را در آن ساعتها به بزرگی یاد کند؛پس نخستین آن سه ساعت در روز هنگامی است که خورشید در سمت مشرق باشد به اندازهای که تا هنگام عصر[به قدر خواندن نماز ظهر]به غروب مانده باشد و تا هنگام نماز ظهر ادامه یابد،و نخستین ساعتهای شب یک سوم پایانی شب تا هنگام سرزدن سپیده است[که در این ساعتها خداوند خود را به بزرگی یاد کند]فرماید:
«بهراستی که منم خدای پروردگار جهانیان.بهراستی که منم خدای بلندمرتبه بزرگ.بهراستی که منم خدای عزّتمند سنجیدهکار.بهراستی که منم خدای بخششگر مهربان.بهراستی که منم خدای بخشایندۀ مهربان.بهراستی که منم خدای فرمانروای روز پاداش.بهراستی که منم خدای پیوسته بوده و پیوسته خواهد بود.بهراستی که منم خدای آفریدگار نیکی و بدی.بهراستی که منم خدای آفرینندۀ بهشت و دوزخ.بهراستی که منم خدای آغازگر هر چیزی و[همه چیز دیگر بار]به سوی من بازگردد.بهراستی که منم خدای یگانۀ بینیاز.به راستی که منم خدای دانای نهان و نمایان.بهراستی که منم خدای پادشاه پاک ایمنیبخش نگاهبان،توانای بیهمتا،عزّتمند و درخور کبریا و بزرگی.به راستی که منم خدای آفریدگار هستیبخش نگارندۀ صورتها،نامهای بهین از آن من است.بهراستی که منم خدای بزرگ فرازمند».پس آنگاه امام صادق علیه السّلام فرمود:کیست که در نزد او[چنین صفاتی]باشد.و کبریاء و بزرگی درخور اوست.
پس هرکه در آن صفات با او ستیزه کند خداوند او را به رو در آتش دوزخ افکند،سپس فرمود:هیچ بندۀ مؤمنی نباشد که این نامها را بخواند و در دلش به خداوند عزّتمند و شکوهمند روی آورد جز اینکه خواستهاش برآورده شود،و اگر بدبخت باشد امید دارم که نیکبخت گردد.
ص :٣۵٩
[٣٢۴٧]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عن عبد اللّه بن بکیر،عن عبد اللّه بن أعین،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ اللّه تبارک و تعالی یمجّد نفسه فی کلّ یوم و لیلة ثلاث مرّات،فمن مجّد اللّه بما مجّد به نفسه ثمّ کان فی حال شقوة حوّله اللّه عزّ و جلّ إلی سعادة،یقول:
«أنت اللّه لا إله إلاّ أنت ربّ العالمین،أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الرّحمن الرّحیم،أنت اللّه لا إله إلاّ أنت العزیز[العلیّ]الکبیر،أنت اللّه لا إله إلاّ أنت مالک یوم الدّین، أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الغفور الرّحیم،أنت اللّه لا إله إلاّ أنت العزیز الحکیم،أنت اللّه لا إله إلاّ أنت منک بدأ الخلق و إلیک یعود،أنت اللّه[الّذی]لا إله إلاّ أنت لم تزل و لا تزال،أنت اللّه الّذی لا إله إلاّ أنت خالق الخیر و الشّرّ،أنت اللّه لا إله إلاّ أنت خالق الجنّة و النّار،أنت اللّه لا إله إلاّ أنت أحد صمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا أحد،أنت اللّه لا إله إلاّ أنت اَلْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلاٰمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبّٰارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحٰانَ اللّٰهِ عَمّٰا یُشْرِکُونَ* هُوَ اللّٰهُ الْخٰالِقُ الْبٰارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمٰاءُ الْحُسْنیٰ یُسَبِّحُ لَهُ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ إلی آخر السّورة أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الکبیر و الکبریاء رداؤک.
باب من قال:لا إله إلاّ اللّه
[٣٢۴٨]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن علیّ،عن محمّد بن الفضیل،عن أبی حمزة قال:
سمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول:ما من شیء أعظم ثوابا من شهادة أن لا إله إلاّ اللّه، إنّ اللّه عزّ و جلّ لا یعدله شیء و لا یشرکه فی الأمور أحد.
[٣٢۴٩]٢-عنه،عن الفضیل بن عبد الوهّاب،عن إسحاق بن عبید اللّه،
ص :٣۶٠
[٣٢۴٧]٢-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:خدای فرازمند در هر روز و شبی سه بار خود را به بزرگی یاد کند،پس هرکه خدا را به بزرگی یاد کند آنسان که خدا، خویشتن را به بزرگی یاد نموده اگر در حالت نگونبختی به سر برد خدای عزّتمند و شکوهمند او را به حال نیکبختی درآرد.[آن بنده باید]بگوید:«تو آن خدایی که معبودی جز تو نیست،پروردگار جهانیانی.تو آن خدایی که معبودی جز تو نیست،بخشندۀ مهربانی.تو آن خدایی که معبودی جز تو نیست،عزّتمند [فرازمند]بزرگی.تو آن خدایی که معبودی جز تو نیست،فرمانروای روز پاداشی.تو آن خدایی که معبودی جز تو نیست،بخشایشگر مهربانی.تو آن خدایی که معبودی جز تو نیست،عزّتمند حکمتمندی.تو آن خدایی که معبودی جز تو نیست،آفرینش از تو آغازید و به تو انجامد.تو آن خدایی که معبودی جز تو نیست،پیوسته بودی و پیوسته خواهی بود.تو آن خدایی که معبودی جز تو نیست.آفریدگار نیکی و بدی هستی.تو آن خدایی که معبودی جز تو نیست، آفریدگار بهشت و دوزخی.تو آن خدایی که معبودی جز تو نیست،یکتای بی نیازی،نزاییده و زاییده نشدهای،هیچکس تو را همتا و همانند نبوده[و نباشد].
تو آن خدایی که معبودی جز تو نیست،پادشاه پاک ایمنیبخش نگاهبان و توانای بیهمتای عزّتمندی و در خور کبریا و بزرگی.پاک و منزّه است خدا از آنچه با او انباز میگیرند.اوست خدای آفریدگار،هستیبخش نگارندۀ صورتها.
نامهای بهین از آن توست.آنچه در آسمانها و زمین است او را به پاکی میستایند.
اوست توانای بیهمتا و دانای حکمتمند-تا پایان سورۀ حشر-تو آن خدایی که معبودی جز تو نیست.بزرگ کبریا و بزرگی در خور توست.
[٣٢۴٨]١-ابو حمزه گوید:شنیدم حضرت باقر علیه السّلام میفرمود:هیچچیز بزرگ پاداشتر از گواهی به یگانگی خداوند[و گفتن لا اله الاّ اللّه]نیست.همانا هیچچیز خداوند عزّتمند و شکوهمند را برابری نکند،و هیچکس به او در کارها شریک نباشد.
[٣٢۴٩]٢-پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:هرکه«لا اله الاّ اللّه»گوید،درختی برای او
ص :٣۶١
عن عبید اللّه بن الولید الوصّافیّ،رفعه قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من قال:لا إله إلاّ اللّه غرست له شجرة فی الجنّة من یاقوتة حمراء منبتها فی مسک أبیض،أحلی من العسل و أشدّ بیاضا من الثّلج و أطیب ریحا من المسک،فیها أمثال ثدیّ الأبکار؛تعلو عن سبعین حلّة.و قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:خیر العبادة قول لا إله إلاّ اللّه.و قال:خیر العبادة الاستغفار و ذلک قول اللّه عزّ و جلّ فی کتابه: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اللّٰهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ.
باب من قال:لا إله إلاّ اللّه و اللّه أکبر
[٣٢۵٠]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،رفعه،عن حریز، عن یعقوب القمّیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ثمن الجنّة لا إله إلاّ اللّه و اللّه أکبر.
باب من قال:لا إله إلاّ اللّه وحده وحده وحده
[٣٢۵١]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن النّعمان،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال جبرئیل علیه السّلام لرسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:طوبی لمن قال من أمّتک:«لا إله إلاّ اللّه وحده وحده وحده.»
باب من قال:لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له،عشرا
[٣٢۵٢]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن عمرو بن عثمان و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه جمیعا،عن عبد اللّه بن المغیرة،عن ابن مسکان،عن أبی بصیر لیث المرادیّ،عن عبد الکریم بن عتبة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :٣۶٢
در بهشت بکارند که از یاقوت سرخ باشد،و ریشۀ آن درخت در مشک سپید باشد،و[میوهاش]شیرینتر از عسل و سپیدتر از برف و خوشبویتر از بوی مشک باشد.و در آن درختها بسان پستانهای دوشیزهگانی که از زیر هفتاد پیراهن برآمده[و نمایان]باشد.و پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:نیکوترین عبادت گفتن«لا اله الاّ اللّه»است.و آن حضرت فرمود:آمرزشخواهی بهترین و نیکوترین عبادت است.
و این،همان سخن خدای عزّتمند و شکوهمند در قرآن است[که میفرماید]:
«پس بدانکه همانا هیچ خدایی جز خدای یکتا نیست و برای گناه خویش آمرزشخواه» [محمّد(۴٧):١٩].
[٣٢۵٠]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:بهای بهشت،(گفتن):«لا إله إلاّ اللّه و اللّه أکبر»است.
[٣٢۵١]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:جبرئیل به پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم گفت:
خوشا بر آنکس از امّت تو که بگوید:«لا إله إلاّ اللّه وحده وحده وحده».
[٣٢۵٢]١-عبد الکریم عتبه گوید:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود:
ص :٣۶٣
سمعته یقول:من قال عشر مرّات قبل أن تطلع الشّمس و قبل غروبها:«لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له،له الملک و له الحمد،یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و هو حیّ لا یموت،بیده الخیر و هو علی کلّ شیء قدیر»کانت کفّارة لذنوبه ذلک الیوم.
[٣٢۵٣]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عمّن ذکره،عن عمر بن محمّد،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من صلّی الغداة فقال قبل أن ینفض رکبتیه عشر مرّات:
«لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له،له الملک و له الحمد،یحیی و یمیت و یمیت و یحیی[و هو حیّ لا یموت]بیده الخیر و هو علی کلّ شیء قدیر»و فی المغرب مثلها،لم یلق اللّه عزّ و جلّ عبد بعمل أفضل من عمله إلاّ من جاء بمثل عمله.
باب من قال:أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله
[٣٢۵۴]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن سعید،عن أبی عبیدة الحذّاء،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
من قال:أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله»کتب اللّه له ألف ألف حسنة.
باب من قال عشر مرّات فی کلّ یوم:أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له إلها واحدا أحدا صمدا لم یتّخذ صاحبة و لا ولدا
[٣٢۵۵]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه، عن عبد الرّحمن بن أبی نجران،عن عبد العزیز العبدیّ،عن عمر بن یزید،
ص :٣۶۴
هرکه پیش از سرزدن آفتاب و پیش از غروب آفتاب ده بار بگوید:«لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له،له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و هو حیّ لا یموت بیده الخیر و هو علی کلّ شیء قدیر»کفّارۀ گناهان آن روزش باشد.
[٣٢۵٣]٢-امام صادق علیه السّلام فرمود:پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمود:هرکه نماز صبح را به جای آرد و پیش از آنکه زانوانش را تکان دهد ده بار بگوید:«لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له،له الملک و له الحمد،یحیی و یمیت و یمیت و یحیی[و هو حیّ لا یموت]بیده الخیر و هو علی کلّ شیء قدیر»و در نماز مغرب نیز چنین کند هیچ بندهای خدای عزّتمند و شکوهمند را با کرداری برتر از کردار او دیدار نکند مگر آن کسی که کرداری بسان کردار او را پیشرو آورده باشد.
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله»
[٣٢۵۴]١-حضرت باقر علیه السّلام فرمود:هرکه بگوید:أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله»خداوند برای او هزار هزار(یک میلیون) حسنه بنویسد.
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له إلها واحدا أحدا صمدا لم یتّخذ صاحبة و لا ولدا»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له إلها واحدا أحدا صمدا لم یتّخذ صاحبة و لا ولدا»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له إلها واحدا أحدا صمدا لم یتّخذ صاحبة و لا ولدا»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له إلها واحدا أحدا صمدا لم یتّخذ صاحبة و لا ولدا»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له إلها واحدا أحدا صمدا لم یتّخذ صاحبة و لا ولدا»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له إلها واحدا أحدا صمدا لم یتّخذ صاحبة و لا ولدا»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له إلها واحدا أحدا صمدا لم یتّخذ صاحبة و لا ولدا»
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له إلها واحدا أحدا صمدا لم یتّخذ صاحبة و لا ولدا»
[٣٢۵۵]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه هر روز ده بار بگوید:«أشهد أن لا
ص :٣۶۵
عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قال فی کلّ یوم عشر مرّات:«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له، إلها واحدا،أحدا صمدا،لم یتّخذ صاحبة و لا ولدا،کتب اللّه له خمسة و أربعین ألف حسنة و محا عنه خمسة و أربعین ألف سیّئة و رفع له خمسة و أربعین ألف درجة.و فی روایة أخری:و کنّ له حرزا فی یومه من السّلطان و الشّیطان و لم تحط به کبیرة من الذّنوب.
باب من قال:یا اللّه یا اللّه،عشر مرّات
[٣٢۵۶]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن أبیه،عن أیّوب بن الحرّ أخی أدیم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
«من قال:یا اللّه یا اللّه»عشر مرّات،قیل له:لبّیک ما حاجتک؟
باب من قال:لا إله إلاّ اللّه حقّا حقّا
[٣٢۵٧]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن عیسی الأرمینیّ،عن أبی عمران الخرّاط،عن الأوزاعیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قال فی کلّ یوم:«لا إله إلاّ اللّه حقّا حقّا،لا إله إلاّ اللّه عبودیّة و رقّا، لا إله إلاّ اللّه إیمانا و صدقا»أقبل اللّه علیه بوجهه و لم یصرف وجهه عنه حتّی یدخل الجنّة.
باب من قال:یا ربّ یا ربّ
[٣٢۵٨]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن عیسی،عن أیّوب بن الحرّ أخی أدیم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :٣۶۶
إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له إلها واحدا أحدا صمدا لم یتّخذ صاحبة و لا ولدا»خداوند برای او چهل و پنج هزار حسنه بنویسد،و چهل و پنج هزار گناه از او بزداید و [جایگاه]او را چهل و پنج هزار درجه فراتر برد.
و در روایت دیگری است که:اگر این ذکر را[ده بار بگوید]آن ذکر در آن روز برای او پناهگاهی استوار در برابر[شرّ]زمامدار و شیطان باشد،و هیچ گناه کبیرهای او را در برنگیرد.
[٣٢۵۶]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه ده بار بگوید:«یا اللّه یا اللّه...»به او گفته آید:تو را پذیرفتم.خواستهات چیست؟!
[٣٢۵٧]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه هر روز بگوید:«لا إله إلاّ اللّه حقّا حقّا،لا إله إلاّ اللّه عبودیّة ورقّا،لا إله إلاّ اللّه ایمانا و صدقا»خداوند به او روی کند و از او روی برنگرداند تا به بهشت رود.
[٣٢۵٨]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه ده بار«یا ربّ یا ربّ»گوید:بدو گفته آید:تو را پذیرفتم.خواستهات چیست؟!
ص :٣۶٧
من قال عشر مرّات:«یا ربّ یا ربّ»قیل له:لبّیک ما حاجتک؟
[٣٢۵٩]٢-أحمد بن محمّد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه جمیعا،عن ابن أبی عمیر،عن محمّد بن حمران قال:
مرض إسماعیل بن أبی عبد اللّه علیه السّلام فقال له أبو عبد اللّه علیه السّلام:قل:«یا ربّ یا ربّ»عشر مرّات،فإنّ من قال ذلک نودی:لبّیک ما حاجتک؟
[٣٢۶٠]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن عیسی،عن معاویة،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قال:«یا ربّ یا اللّه یا ربّ یا اللّه»حتّی ینقطع نفسه قیل له:لبّیک ما حاجتک؟
باب من قال:لا إله إلاّ اللّه،مخلصا
[٣٢۶١]١-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد و عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد جمیعا،عن الوشّاء،عن أحمد بن عائذ،عن أبی الحسن السّوّاق،عن أبان بن تغلب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
یا أبان،إذا قدمت الکوفة فارو هذا الحدیث:من شهد أن لا إله إلاّ اللّه مخلصا وجبت له الجنّة،قال:قلت له:إنّه یأتینی من کلّ صنف من الأصناف أ فأروی لهم هذا الحدیث؟قال:نعم یا أبان إنّه إذا کان یوم القیامة و جمع اللّه الأوّلین و الآخرین فتسلب لا إله إلاّ اللّه منهم إلاّ من کان علی هذا الأمر
باب من قال:ما شاء اللّه لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه
[٣٢۶٢]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن هشام بن سالم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا دعا الرّجل فقال بعد ما دعا:«ما شاء اللّه لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه»قال اللّه
ص :٣۶٨
[٣٢۵٩]٢-محمّد حمران گوید:اسماعیل فرزند امام صادق علیه السّلام بیمار شد.
پس حضرت صادق علیه السّلام به او فرمود:بگو:«یا ربّ یا ربّ»؛زیرا هرکه آن ذکر را بگوید او را ندا دهند:تو را پذیرفتم.خواستهات چیست؟!
[٣٢۶٠]٣-ابو بصیر گوید:حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرکه[آنقدر]بگوید:
«یا ربّ یا اللّه یا ربّ یا اللّه»تا اینکه نفسش قطع شود،به او گفته آید:تو را پذیرفتم.
خواستهات چیست؟
[٣٢۶١]١-ابان تغلب گوید:حضرت صادق علیه السّلام فرمود:ای ابان!چون به کوفه رفتی این حدیث را[برای مردم]بازگو کن:هرکه پاکدلانه شهادت دهد که معبودی جز خدای یکتا نیست بهشت بر او واجب گردد.راوی گوید:عرض کردم:آیا از هر دسته و گروهی نزد من میآیند برای همۀ آنان این حدیث را بازگو کنم؟فرمود:آری،ای ابان!چون روز رستاخیز فرارسد و خداوند همۀ [آفریدگان]نخستین و پایانی را گرد آورد«لا اله الاّ اللّه»از همۀ آنان ستانده شود جز آنکس که بر این مذهب باشد[شیعه باشد].
[٣٢۶٢]١-حضرت صادق علیه السّلام فرمود:هرگاه مردی دعا کند و پس از دعا بگوید:
«ما شاء اللّه لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه»خدای عزّتمند و شکوهمند فرماید:بندۀ
ص :٣۶٩
عزّ و جلّ:استبسل عبدی و استسلم لأمری اقضوا حاجته.
[٣٢۶٣]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن بعض أصحابه،عن جمیل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سمعته یقول:من قال:«ما شاء اللّه لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه»سبعین مرّة، صرف عنه سبعین نوعا من أنواع البلاء أیسر ذلک الخنق؛قلت:جعلت فداک و ما الخنق؟قال:لا یعتلّ بالجنون فیخنق.
باب من قال:أستغفر اللّه الّذی لا إله إلاّ هو الحیّ القیّوم ذو الجلال و الإکرام و أتوب إلیه
[٣٢۶۴]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن عبد الصّمد، عن الحسین بن حمّاد،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
من قال فی دبر صلاة الفریضة قبل أن یثنی رجلیه:«أستغفر اللّه الّذی لا إله إلاّ هو الحیّ القیّوم ذو الجلال و الإکرام و أتوب إلیه»ثلاث مرّات،غفر اللّه عزّ و جلّ له ذنوبه و لو کانت مثل زبد البحر.
باب القول عند الإصباح و الإمساء
[٣٢۶۵]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن علیّ بن أسباط،عن غالب بن عبد اللّه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام فی قول اللّه تبارک و تعالی: وَ ظِلاٰلُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصٰالِ قال:
هو الدّعاء قبل طلوع الشّمس و قبل غروبها و هی ساعة إجابة.
[٣٢۶۶]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عن أبی جمیلة،عن جابر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ص :٣٧٠
من،بر[فرمان]من گردن نهاد و در برابر آن سر تسلیم فرود آورد.خواستهاش را برآورید.
[٣٢۶٣]٢-جمیل گوید:از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که میفرمود:هرکه هفتاد بار بگوید:«ما شاء اللّه و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه»هفتادگونه بلاهای گوناگون از او بازگردانده شود که آسانترین آنها،حناق است.عرض کردم:فدایت شوم! حنّاق چیست؟فرمود:به دیوانگی گرفتار نیاید بلکه خفه گردد.
[٣٢۶۴]١-حضرت باقر علیه السّلام فرمود:هرکه پس از گزاردن نماز واجب و پیش از آنکه پاهای خود را تا کند[تا از حالت نماز خارج شود]سه بار بگوید:«أستغفر اللّه الّذی لا إله إلاّ هو الحیّ القیّوم ذو الجلال و الإکرام و أتوب إلیه»خدای عزتمند و شکوهمند گناهانش را بیامرزد هرچند[در فزونی]بسان کف دریا باشد.
[٣٢۶۵]١-غالب عبد اللّه روایت کرده که امام صادق علیه السّلام دربارۀ سخن این خداوند([آنچه در آسمانها و زمین است،خواه و ناخواه]و سایههایشان در بامداد و شبانگاهان[برای خدا سجده میکنند]).[رعد(١٣):١۵]فرمود:مقصود دعای پیش از طلوع و پیش از غروب خورشید است که ساعت برآورده شدن خواستهها است.
[٣٢۶۶]٢-جابر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:همانا ابلیس-که نفرینهای
ص :٣٧١
إنّ إبلیس علیه لعائن اللّه یبثّ جنود اللّیل من حیث تغیب الشّمس و تطلع فأکثروا ذکر اللّه عزّ و جلّ فی هاتین السّاعتین و تعوّذوا باللّه من شرّ إبلیس و جنوده و عوّذوا صغارکم فی تلک السّاعتین فإنّهما ساعتا غفلة.
[٣٢۶٧]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه جمیعا،عن ابن أبی عمیر،عن الحسن بن عطیّة،عن رزین صاحب الأنماط،عن أحدهما علیهما السّلام قال:
من قال:«اللّهمّ إنّی أشهدک و أشهد ملائکتک المقرّبین و حملة عرشک المصطفین أنّک أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الرّحمن الرّحیم و أنّ محمّدا عبدک و رسولک و أنّ فلان بن فلان إمامی و ولیّی و أنّ أباه رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و علیّا و الحسن و الحسین و فلانا و فلانا حتّی ینتهی إلیه أئمّتی و أولیائی،علی ذلک أحیا و علیه أموت و علیه أبعث یوم القیامة و أبرأ من فلان و فلان و فلان»فإن مات فی لیلته دخل الجنّة.
[٣٢۶٨]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن الحجّال و بکر بن محمّد،عن أبی إسحاق الشّعیریّ،عن یزید بن کلثمة،عن أبی عبد اللّه أو عن أبی جعفر علیهما السّلام قال:
تقول إذا أصبحت:«أصبحت باللّه مؤمنا علی دین محمّد و سنّته و دین علیّ و سنّته و دین الأوصیاء و سنّتهم،آمنت بسرّهم و علانیتهم و شاهدهم و غائبهم و أعوذ باللّه ممّا استعاذ منه رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و علیّ علیه السّلام و الأوصیاء و أرغب إلی اللّه فیما رغبوا إلیه و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه.»
[٣٢۶٩]۵-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن أبی أیّوب إبراهیم بن عثمان الخزّاز،عن محمّد بن مسلم قال:
ص :٣٧٢
خدا بر او باد-سپاهیان شبانۀ خود را در زمان غروب و طلوع خورشید در همه جا میپراکند پس در این دو زمان فراوان به یاد خدا باشید و از شرّ ابلیس و سپاهیانش به خدا پناه برید و از کودکان خود در این دو زمان محافظت نمایید.
زیرا این دو زمان،زمان غفلت و بیخبری است.
[٣٢۶٧]٣-رزین صاحب الأنماط روایت کرده که امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام فرمودند:هرکس بگوید:(پروردگارا،من تو را و فرشتگان بارگاه تو را و حمل کنندگان برگزیدۀ عرشت را گواه میگیرم که تو خدای منی و هیچ معبودی جز تو نیست و تو رحمتگر و مهربانی و محمد بنده و فرستادۀ تو است و فلانی فرزند فلانی(مهدی فرزند امام حسن عسگری علیهما السّلام)امام و سرپرست من است و پدرش فرستادۀ خدا است و علی و حسن و حسین و فلان و فلان-تا به حضرت مهدی علیهم السّلام برسد-امامان و سرپرستان من هستند.
براساس این عقیده زندگی میکنم و بنا بر آن از دنیا میروم و در روز قیامت برانگیخته میگردم و از فلانی و فلانی و فلانی(ابو بکر و عمر و عثمان)بیزاری میجویم پس اگر همان شب بمیرد،وارد بهشت میگردد.
[٣٢۶٨]۴-یزید کلثمه روایت کرده که امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام فرمودند:
هنگامی که صبح از خواب برخاستی بگو:به یاری خدا شب را به صبح رساندم در حالیکه به آیین محمد و روش او و آیین علی و روشاش و آیین جانشینان او و روششان مؤمن هستم.
من به پنهان و آشکارشان و به حاضر و غایبشان ایمان دارم و به خدا پناه میبرم.از هرچه پیامبر و علی و جانشینانش به او پناه بردهاند و از خدا میخواهم آنچه را آنان از او میخواستند.که هیچ توانایی و قدرتی جز به سبب او نیست.
[٣٢۶٩]۵-محمّد مسلم روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:امام سجاد علیه السّلام
ص :٣٧٣
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ علیّ بن الحسین صلوات اللّه علیهما کان إذا أصبح قال:«أبتدئ یومی هذا بین یدی نسیانی و عجلتی بسم اللّه و ما شاء اللّه»،فإذا فعل ذلک العبد أجزأه ممّا نسی فی یومه.
[٣٢٧٠]۶-عنه،عن أحمد بن محمّد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه جمیعا،عن ابن أبی عمیر،عن عمر بن شهاب و سلیم الفرّاء،عن رجل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قال هذا حین یمسی حفّ بجناح من أجنحة جبرئیل علیه السّلام حتّی یصبح:
«أستودع اللّه العلیّ الأعلی الجلیل العظیم نفسی و من یعنینی أمره،أستودع اللّه نفسی المرهوب المخوف المتضعضع لعظمته کلّ شیء»ثلاث مرّات.
[٣٢٧١]٧-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد و أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن الحجّال،عن علیّ بن عقبة و غالب بن عثمان،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا أمسیت قل:«اللّهمّ إنّی أسألک عند إقبال لیلک و إدبار نهارک و حضور صلواتک و أصوات دعائک أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد»و ادع بما أحببت.
[٣٢٧٢]٨-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما من یوم یأتی علی ابن آدم إلاّ قال له ذلک الیوم:یا ابن آدم،أنا یوم جدید و أنا علیک شهید،فقل فیّ خیرا و اعمل فیّ خیرا أشهد لک به یوم القیامة فإنّک لن ترانی بعدها أبدا؛قال:و کان علیّ علیه السّلام إذا أمسی یقول:مرحبا باللّیل الجدید و الکاتب الشّهید اکتبا علی اسم اللّه،ثمّ یذکر اللّه عزّ و جلّ.
[٣٢٧٣]٩-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن صالح بن السّندیّ،عن جعفر بن بشیر،عن عبد اللّه بن بکیر،عن شهاب بن عبد ربّه قال:
ص :٣٧۴
هنگامی که صبح از خواب برمیخاست میفرمود:«روزم را پیش از آنکه فراموش کنم و به شتاب افتم با نام خدا و آنچه او بخواهد آغاز میکنم».و چون بنده چنین بگوید،همین سخن فراموشیهای آن روزش را جبران میکند.
[٣٢٧٠]۶-مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس هنگامی که شب فرامیرسد سه بار بگوید:«خودم و کسانی را که به من مربوط هستند به خداوند والا و بلندمرتبه و باعظمت و شکوهمند میسپارم.خود را به خدایی میسپارم که هرچیزی از او ترسان و گریزان است.و در برابر عظمتش خوار و کوچک».تا صبح در پناه بالی از بالهای جبرئیل خواهد بود.
[٣٢٧١]٧-مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هنگامی که شب فرا رسید بگو:«خداوندا!من هنگام روآوردن شبت و پشت کردن روزت و هنگام درودها و آواز دعایت از تو میخواهم که بر محمد و خاندان او درود بفرستی» آنگاه هرچه دوست داری بخواه.
[٣٢٧٢]٨-ابن قدّاح روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هیچ روزی بر انسان نمیگذرد مگر آنکه آن روز به او میگوید:ای فرزند آدم!من روزی جدیدم که به زیان تو گواه خواهم بود پس در من سخن نیک بر زبان بران و کارهای نیک انجام بده تا در روز قیامت با آنها به سودت گواهی دهم زیرا پس از این هرگز مرا نخواهی دید.و همچنین فرمودند:علی علیه السّلام هنگامی که شب فرامیرسید میفرمود:خوش آمدی ای شب تازه و نویسندۀ گواه.هر دو با نام خدا بنویسید.
سپس نام خدا را بر زبان جاری میساخت.
[٣٢٧٣]٩-شهاب بن عبد ربّه گفته است:شنیدم که امام صادق علیه السّلام میفرمود:
ص :٣٧۵
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إذا تغیّرت الشّمس فاذکر اللّه عزّ و جلّ و إن کنت مع قوم یشغلونک فقم و ادع.
[٣٢٧۴]١٠-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن شریف بن سابق،عن الفضل بن أبی قرّة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ثلاث تناسخها الأنبیاء من آدم علیه السّلام حتّی وصلن إلی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:کان إذا أصبح یقول:«اللّهمّ إنّی أسألک إیمانا تباشر به قلبی و یقینا حتّی أعلم أنّه لا یصیبنی إلاّ ما کتبت لی و رضّنی بما قسمت لی.»
و رواه بعض أصحابنا و زاد فیه:«حتّی لا أحبّ تعجیل ما أخّرت و لا تأخیر ما عجّلت،یا حیّ یا قیّوم برحمتک أستغیث،أصلح لی شأنی کلّه و لا تکلنی إلی نفسی طرفة عین أبدا و صلّی اللّه علی محمّد و آله.»
[٣٢٧۵]١١-و[روی]عن أبی عبد اللّه علیه السّلام:
«الحمد للّه الّذی أصبحنا و الملک له و أصبحت عبدک و ابن عبدک و ابن أمتک فی قبضتک،اللّهمّ ارزقنی من فضلک رزقا من حیث أحتسب و من حیث لا أحتسب و احفظنی من حیث أحتفظ و من حیث لا أحتفظ،اللّهمّ ارزقنی من فضلک و لا تجعل لی حاجة إلی أحد من خلقک،اللّهمّ ألبسنی العافیة و ارزقنی علیها الشّکر،یا واحد یا أحد یا صمد یا اللّه الّذی لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا أحد،یا اللّه یا رحمان یا رحیم یا مالک الملک و ربّ الأرباب و سیّد السّادات و یا اللّه[یا]لا إله إلاّ أنت اشفنی بشفائک من کلّ داء و سقم فإنّی عبدک و ابن عبدک أتقلّب فی قبضتک».
[٣٢٧۶]١٢-عنه،عن محمّد بن علیّ،رفعه إلی أمیر المؤمنین علیه السّلام أنّه کان یقول:
«اللّهمّ إنّی و هذا النّهار خلقان من خلقک،اللّهمّ لا تبتلنی به و لا تبتله بی،
ص :٣٧۶
هنگامی که غروب آفتاب فرارسید خدا را یاد کن و اگر با گروهی هستی که تو را از یاد خدا بازمیدارند برخیز و خدا را بخوان.
[٣٢٧۴]١٠-فضل ابو قرّة روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:پیامبران سه چیز را از حضرت آدم علیه السّلام گرفتند تا هر سه به رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-رسیدند.آن حضرت هنگام صبح فرمود:خداوندا!از تو ایمانی میخواهم که به سبب آن همراه قلبم باشی و یقینی که بدانم آنچه به من میرسد چیزی جز آنکه برایم نوشتهای نیست و مرا به قسمت خودم خشنود گردان،یکی از اصحاب این حدیث را روایت کرده و افزوده است:تا سریع انجامیافتن آنچه را تو به عقب انداختهای و عقب افتادن آنچه تو آن را پیش انداختهای از تو نخواهم.ای زندۀ پاینده به رحمت تو پناه میبرم تمام امور را اصلاح بگردان و مرا چشم برهم زدنی به خودم وامگذار و درود خدا بر محمد و خاندان او باد.
[٣٢٧۵]١١-و روایت شده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:ستایش مخصوص خدایی است که ما را به صبح رساند و پادشاهی از آن اوست تو بندهات و پسر بنده و کنیزت را در چیرگیات به صبح رساندی.خداوندا!از احسانت به من روزی بده از جایی که گمان میبرم و گمان نمیبرم.و مرا نگاه دار از جایی که مراقبت میکنم و نمیکنم.خداوندا!از احسانت به من روزی بده و مرا نیازمند هیچ یک از بندگانت نگردان.خدایا!جامۀ تندرستی به من بپوشان و شکرش را روزیام کن.ای یگانه،ای یکتا،ای بینیاز.ای خدایی که نه میزاید و نه زاده میشود و هیچ همتایی ندارد.ای خدا،ای رحمتگر،ای مهربان.ای فرمانروای جهان و پروردگار پروردگاران و آقای آقایان،ای خدا،ای آنکه معبودی جز تو نیست مرا با درمان خودت از هر بیماری و ناخوشی در امان بدار.که من بنده و فرزند بندۀ توام و در تحت فرمان و ارادۀ تو بهرهمندم.
[٣٢٧۶]١٢-محمّد علی در حدیثی بیسند روایت کرده که امیر مؤمنان علی علیه السّلام میفرمود:خداوندا!من و این روز هر دو آفریدۀ تو هستیم خدایا مرا با او و او را
ص :٣٧٧
اللّهمّ و لا تره منّی جرأة علی معاصیک و لا رکوبا لمحارمک،اللّهمّ اصرف عنّی الأزل و اللإواء و البلوی و سوء القضاء و شماتة الأعداء و منظر السّوء فی نفسی و مالی».قال:و ما من عبد یقول حین یمسی و یصبح:«رضیت باللّه ربّا و بالإسلام دینا و بمحمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم نبیّا و بالقرآن بلاغا و بعلیّ إماما»ثلاثا إلاّ کان حقّا علی اللّه العزیز الجبّار أن یرضیه یوم القیامة.قال:و کان یقول علیه السّلام إذا أمسی:«أصبحنا للّه شاکرین و أمسینا للّه حامدین فلک الحمد کما أمسینا لک مسلمین سالمین».قال:و إذا أصبح قال:«أمسینا للّه شاکرین و أصبحنا للّه حامدین و الحمد للّه کما أصبحنا لک مسلمین سالمین».
[٣٢٧٧]١٣-عنه،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان أبی علیه السّلام یقول إذا أصبح:«بسم اللّه و باللّه و إلی اللّه و فی سبیل اللّه و علی ملّة رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم،اللّهمّ إلیک أسلمت نفسی و إلیک فوّضت أمری و علیک توکّلت یا ربّ العالمین،اللّهمّ احفظنی بحفظ الإیمان من بین یدیّ و من خلفی و عن یمینی و عن شمالی و من فوقی و من تحتی و من قبلی،لا إله إلاّ أنت،لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه،نسألک العفو و العافیة من کلّ سوء و شرّ فی الدّنیا و الآخرة،اللّهمّ إنّی أعوذ بک من عذاب القبر و من ضغطة القبر و من ضیق القبر و أعوذ بک من سطوات اللّیل و النّهار،اللّهمّ ربّ المشعر الحرام و ربّ البلد الحرام و ربّ الحلّ و الحرام أبلغ محمّدا و آل محمّد عنّی السّلام،اللّهمّ إنّی أعوذ بدرعک الحصینة و أعوذ بجمعک أن تمیتنی غرقا أو حرقا أو شرقا أو قودا أو صبرا أو مسمّا أو تردّیا فی بئر أو أکیل السّبع أو موت الفجأة أو بشیء من
ص :٣٧٨
با من نیازما.خدایا گستاخیام در نافرمانیات و انجام گناه از سوی مرا به او نشان نده.خداوندا سختی و ناگواری و مشقّت و بدعاقبتی و شماتت دشمنان و چشم بد در جان و مالم را از من دور کن.آن حضرت فرمودند:هر بندهای که هنگام صبح و شب سه بار بگوید:خشنودم که خداوند پروردگارم،اسلام دینم و محمد -درود خدا بر او و خاندانش باد-پیامبرم،قرآن رسانندهام و علی علیه السّلام امام من است.بر خداوند شکستناپذیر قدرتمند سزا است که او را در روز قیامت خشنود سازد.
و آن حضرت در هنگام شب میفرمود:صبحدم شکرگذار تو از خواب برخاستیم و شب هنگام سپاس تو را به جای میآوریم پس سپاس برای تو باد، همانگونه که تندرست و مسلمان روز را به شب آوردیم.و هنگام صبح میفرمود:شب هنگام شکرگذار تو هستیم و صبحدم سپاس تو را به جای میآوریم و سپاس،مخصوص توست.همانگونه که تندرست و مسلمان شب را به روز آوردیم.
[٣٢٧٧]١٣-ابو بصیر روایت کرده که امام صادق علیه السّلام میفرمود:پدرم امام باقر علیه السّلام در هنگام صبح میگفت:بهنام خدا و به یاری او،در راه خدا و به سوی او آغاز میکنم و بر آیین رسول خدایم.خدایا خود را تسلیم تو ساخته،کارهایم را به تو سپرده و ای پروردگار جهانیان بر تو توکل کردم.خداوندا با حفظ ایمان مرا از هر جهت پیشرو و پشتسر،راست و چپ،بالا سر و پایین پا حفظ فرما.هیچ معبودی جز تو نیست و هیچ نیرو و توانایی جز به سبب تو نیست.ما از تو گذشت و سلامت از هر بدی در دنیا و آخرت را میخواهیم.خدایا من از عذاب قبر و فشار و تنگی آن به تو پناه میبرم و از بلاهای شب و روز به بارگاه تو پناه میآورم.خدایا!ای پروردگار مشعر الحرام،ای پروردگار شهر حرام(مکّه) ای خدای حلّ و حرم(مکه و شهرهای اطراف آن)از جانب من بر محمد و خاندان او درود فرست.خدایا من به ذرۀ نگهدارندۀ تو و به همۀ صفات جلال و جمالت پناه میبرم از اینکه مرا به وسیلۀ غرق شدن یا آتش گرفتن یا گیرکردن چیزی در گلو یا قصاص شدن یا کشته شدن در دست دشمن یا زهر خوردن یا افتادن در چاه یا خورده شدن توسط درندگان یا مرگهای ناگهانی یا مرگهای بد
ص :٣٧٩
میتات السّوء و لکن أمتنی علی فراشی فی طاعتک و طاعة رسولک صلّی اللّه علیه و اله و سلّم مصیبا للحقّ غیر مخطی،أو فی الصّفّ الّذی نعتّهم فی کتابک: کَأَنَّهُمْ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ أعیذ نفسی و ولدی و ما رزقنی ربّی بقل أعوذ بربّ الفلق»حتّی یختم السّورة و یقول:«و أعیذ نفسی و ولدی و ما رزقنی ربّی بقل أعوذ بربّ النّاس»حتّی یختم السّورة و یقول:«الحمد للّه عدد ما خلق[اللّه]و الحمد للّه مثل ما خلق اللّه و الحمد للّه ملء ما خلق اللّه و الحمد للّه مداد کلماته و الحمد للّه زنة عرشه و الحمد للّه رضا نفسه و لا إله إلاّ اللّه الحلیم الکریم و لا إله إلاّ اللّه العلیّ العظیم،سبحان اللّه ربّ السّماوات و الأرضین و ما بینهما و ربّ العرش العظیم،اللّهمّ إنّی أعوذ بک من درک الشّقاء و من شماتة الأعداء و أعوذ بک من الفقر و الوقر و أعوذ بک من سوء المنظر فی الأهل و المال و الولد»و یصلّی علی محمّد و آل محمّد عشر مرّات.
[٣٢٧٨]١۴-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد و أحمد بن محمّد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه جمیعا،عن الحسن بن محبوب،عن مالک بن عطیّة،عن أبی حمزة الثّمالیّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ما من عبد یقول إذا أصبح قبل طلوع الشّمس:«اللّه أکبر اللّه أکبر کبیرا و سبحان اللّه بکرة و أصیلا و الحمد للّه ربّ العالمین کثیرا،لا شریک له و صلّی اللّه علی محمّد و آله»إلاّ ابتدرهنّ ملک و جعلهنّ فی جوف جناحه و صعدبهنّ إلی السّماء الدّنیا،فتقول الملائکة:ما معک؟فیقول:معی کلمات قالهنّ رجل من المؤمنین و هی کذا و کذا،فیقولون:رحم اللّه من قال هؤلاء الکلمات و غفر له؛قال:و کلّما مرّ بسماء قال لأهلها مثل ذلک،فیقولون:رحم اللّه من قال هؤلاء
ص :٣٨٠
بمیرانی بلکه از تو میخواهم که مرا در بسترم در فرمانبری خودت و فرستادهات و بر راه درست رسیده و دور از خطا و انحراف یا در صف کسانی که در کتابت وصفشان کردهای:«گویی آنان ستونهایی آهنین هستند»بمیرانی و من خودم و فرزندانم و آنچه را خدا روزیم ساخته است بهوسیلۀ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ... پناه میدهم.من خودم و فرزندانم و آنچه را خدا روزیم ساخته است به وسیلۀ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّٰاسِ... پناه میدهم.و میفرمود:و سپاس مخصوص خداست به شمار آنچه آفریده است.و سپاس مخصوص خدا است به اندازۀ آنچه آفریده است و سپاس مخصوص خدا است به وسعت آنچه آفریده است و سپاس مخصوص خدا است به امتداد کلماتش.و سپاس مخصوص خدا است به وزن عرشاش،و سپاس مخصوص خداست تا زمانی که خشنود گردد هیچ معبودی جز او نیست و او بردبار بخشنده است.و هیچ معبودی جز او نیست و او بلند مرتبه و بزرگ است.منزّه است خداوند پروردگار آسمانها و زمین و هرچه میان آنها است و پروردگار عرش بزرگ.خدایا من از دچار شدن به بدبختی و از شماتت دشمنان به تو پناه میبرم.خدایا من از فقر و گودال دوزخ به تو پناه میبرم.خدایا من از نظر بد دربارۀ خانواده و اموال و فرزندانم به تو پناه میبرم و ده بار بر محمّد و خاندان او درود میفرستاد.
[٣٢٧٨]١۴-ابو حمزۀ ثمالی روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هر بندهای که صبح قبل از طلوع آفتاب بگوید:«خدا بزرگتر از آن است که به وصف درآید،خدا بزرگتر از آن است که وصف شود او بزرگ است.و پاک و منزّه است در بامداد و شبانگاه و سپاس فراوان مخصوص خدا است که شریکی ندارد و خداوند بر محمد و خاندان او درود میفرستد»فرشتهای آنها را به شتاب میگیرد و درون بال خود قرار داده،با خود به آسمان دنیا بالا میبرد.
آنگاه فرشتگان میگویند:چه چیزی به همراه داری؟او میگوید:به همراه من کلماتی است که یکی از مؤمنان به زبان آورده است و چنین و چنان است.
آنها میگویند:خداوند گویندۀ این کلمات را بیامرزد و او را رحمت کند.
حضرت فرمود:و آن فرشته از هر آسمانی که میگذرد به ساکنان آنجا مانند آن سخنان را میگوید و ایشان پاسخ میدهند که خداوند گویندۀ این کلمات را
ص :٣٨١
الکلمات و غفر له،حتّی ینتهی بهنّ إلی حملة العرش فیقول لهم:إنّ معی کلمات تکلّم بهنّ رجل من المؤمنین و هی کذا و کذا،فیقولون:رحم اللّه هذا العبد و غفر له انطلق بهنّ إلی حفظة کنوز مقالة المؤمنین فإنّ هؤلاء کلمات الکنوز حتّی تکتبهنّ فی دیوان الکنوز.
[٣٢٧٩]١۵-حمید بن زیاد،عن الحسن بن محمّد بن سماعة،عن غیر واحد من أصحابه،عن أبان بن عثمان،عن عیسی بن عبد اللّه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا أصبحت فقل:«اللّهمّ إنّی أعوذ بک من شرّ ما خلقت و ذرأت و برأت فی بلادک و عبادک،اللّهمّ إنّی أسألک بجلالک و جمالک و حلمک و کرمک کذا و کذا».
[٣٢٨٠]١۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن عبد اللّه بن میمون،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام:
أنّ علیّا صلوات اللّه علیه و آله کان یقول إذا أصبح:«سبحان اللّه الملک القدّوس ثلاثا اللّهمّ إنّی أعوذ بک من زوال نعمتک و من تحویل عافیتک و من فجأة نقمتک و من درک الشّقاء و من شرّ ما سبق فی اللّیل،اللّهمّ إنّی أسألک بعزّة ملکک و شدّة قوّتک و بعظیم سلطانک و بقدرتک علی خلقک»ثمّ سل حاجتک.
[٣٢٨١]١٧-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد،عن الحسین بن المختار، عن العلاء بن کامل قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول: وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ عند المساء:لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له،له الملک و له الحمد،یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و هو علی کلّ شیء قدیر.قال:قلت:
بیده الخیر؟قال:إنّ بیده الخیر و لکن قل کما أقول[لک]عشر مرّات و أعوذ باللّه السّمیع العلیم حین تطلع الشّمس و حین تغرب عشر مرّات.
ص :٣٨٢
رحمت کند و او را ببخشاید تا او آنها را به حملکنندگان عرش خدا میرساند و به آبها میگوید:همراه من کلماتی است که شخصی از مؤمنان آنها را به زبان آورده است و چنینوچنان است.آنها میگویند خداوند این بنده را رحمت کند و گناهانش را بیامرزد.این کلمات را نزد نگهبان گنجینههای سخنان مؤمنان ببر؛ زیرا این کلمات گنجاند تا او آنها را در دفتر گنجینهها بنویسد.
[٣٢٧٩]١۵-عیسای عبد اللّه روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:در هنگام صبح بگو خدایا من از شر هرآنچه در میان سرزمینها و بندگانات آفریدی و برآوردی و جان بخشیدی به تو پناه میبرم.خداوندا به حقّ والایی و زیبایی و بردباری و بزرگواریت از تو چنین و چنان میخواهم[و خواستههای خود را ذکر کند].
[٣٢٨٠]١۶-عبد اللّه میمون از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که حضرت علی-درود خدا بر او و بر خاندانش-هنگام هر صبح سه بار میفرمود:منزّه است خداوند، فرمانروای پاک.خداوندا،من از دگرگونی سلامت و از دست رفتن نعمتها و ناگهان رسیدن بلاهای تو و دچارشدن به بدبختی و از بدی هرآنچه در شب گذشته است به تو پناه میبرم.خدایا من به حقّ شکستناپذیری فرمانرواییات و استواری نیرویت و بزرگی چیرگیات و توانایی بر آفریدگانت از تو میخواهم.سپس حاجتت را بخواه.
[٣٢٨١]١٧-علاء بن کامل میگوید:شنیدم امام صادق علیه السّلام دربارۀ آیه(پروردگارت را در وجودت با زاری و هراس و نه بلند یاد کن.)[اعراف(٧):٢٠۵]فرمودند:یعنی شب هنگام بگو:هیچ معبودی جز خدا نیست او یگانه است و هیچ شریکی ندارد.فرمانروایی از آن اوست و سپاس مخصوص او است که زنده میکند و میمیراند و میمیراند و زنده میکند و او بر هر کاری توانا است.راوی میگوید:من عرض کردم:و بگویم(و نیکی در دست او است)؟امام فرمودند:به درستی که نیکی در دست او است ولی تو همانگونه که من گفتم ده بار آن را بگو و در هنگام طلوع و غروب آفتاب ده بار بگو به خداوند شنوا و دانا پناه میبرم.
ص :٣٨٣
[٣٢٨٢]١٨-علیّ،عن أبیه،عن حمّاد،عن حریز،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
یقول بعد الصّبح:«الحمد للّه ربّ الصّباح،الحمد للّه فالق الإصباح(ثلاث مرّات)اللّهمّ افتح لی باب الأمر الّذی فیه الیسر و العافیة،اللّهمّ هیّی لی سبیله و بصّرنی مخرجه،اللّهمّ إن کنت قضیت لأحد من خلقک علیّ مقدرة بالشّرّ فخذه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله و من تحت قدمیه و من فوق رأسه و اکفنیه بما شئت و من حیث شئت و کیف شئت».
[٣٢٨٣]١٩-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن محمّد بن إسماعیل،عن أبی إسماعیل السّرّاج،عن الحسین بن المختار،عن رجل،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
من قال إذا أصبح:«اللّهمّ إنّی أصبحت فی ذمّتک و جوارک،اللّهمّ إنّی أستودعک دینی و نفسی و دنیای و آخرتی و أهلی و مالی و أعوذ بک یا عظیم من شرّ خلقک جمیعا و أعوذ بک من شرّ ما یبلس به إبلیس و جنوده».إذا قال هذا الکلام لم یضرّه یومه ذلک شیء و إذا أمسی فقاله لم یضرّه تلک اللّیلة شیء إن شاء اللّه تعالی.
[٣٢٨۴]٢٠-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسین بن سعید،عن عثمان بن عیسی،عن علیّ بن أبی حمزة،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا صلّیت المغرب و الغداة فقل:«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه العلیّ العظیم»سبع مرّات فإنّه من قالها لم یصبه جذام و لا برص و لا جنون و لا سبعون نوعا من أنواع البلاء،قال:و تقول إذا أصبحت و أمسیت:
ص :٣٨۴
[٣٢٨٢]١٨-زراره روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:پس از برآمدن آفتاب سه بار میگویی:و سپاس مخصوص خدایی است که پروردگار صبحدم است، سپاس مخصوص خدایی است که شکافندۀ صبح است[و آن را از دل شب خارج میسازد].خدایا در امری را بر من بگشا که در آن آسایش و سلامتی است.بار خدایا راهش را برایم فراهم ساز و مرا به خروج از آن آگاه گردان.خدایا اگر به یکی از آفریدگانت توانایی بدی به من دادهای راه او را از پیش و پس و راست و چپ و زیرپا و بالای سر بگیر و به هروسیله که خواهی و از هر راهی که خواهی و هرگونه که خواهی او را از من دور کن.
[٣٢٨٣]١٩-مردی روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هرکس در هنگام صبح بگوید:«خدایا من در پناه و کنار تو به صبح رسیدم خداوندا من دین و جان و دنیا و آخرت و خانواده و اموالم را به تو میسپارم.ای بزرگ از بدی همۀ آفریدگانت به تو پناه میبرم و از بدیای که ابلیس و سپاهیانش آن را وارونه میکنند به تو پناه میبرم».وقتی این کلمات را بگوید در آن روز چیزی به او زیان نرساند و اگر هنگام شب بگوید در آن شب چیزی به او زیان نخواهد رساند-اگر خداوند والا اراده نماید-.
[٣٢٨۴]٢٠-ابو بصیر روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هنگامی که نماز مغرب و نماز صبح را خواندی هفت بار بگو:«بهنام خداوند رحمتگر مهربان هیچ نیرو و توانایی جز به سبب خداوند بلندمرتبه و بزرگ نیست»زیرا هرکس آن را بگوید جذام و برص و دیوانگی و هفتاد گونه بلای دیگر به او نمیرسد.حضرت
ص :٣٨۵
«الحمد لربّ الصّباح»الحمد لفالق الإصباح مرّتین الحمد للّه الّذی أذهب اللّیل بقدرته و جاء بالنّهار برحمته و نحن فی عافیة».و یقرأ آیة الکرسیّ و آخر الحشر و عشر آیات من الصّافّات و سُبْحٰانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّٰا یَصِفُونَ * وَ سَلاٰمٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ* وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِینَ فَسُبْحٰانَ اللّٰهِ حِینَ تُمْسُونَ وَ حِینَ تُصْبِحُونَ* وَ لَهُ الْحَمْدُ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِیًّا وَ حِینَ تُظْهِرُونَ* یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا وَ کَذٰلِکَ تُخْرَجُونَ «سبّوح قدّوس ربّ الملائکة و الرّوح،سبقت رحمتک غضبک لا إله إلاّ أنت سبحانک إنّی عملت سوءا و ظلمت نفسی فاغفر لی و ارحمنی و تب علیّ إنّک أنت التّوّاب الرّحیم».
[٣٢٨۵]٢١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن معاویة بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام:
«اللّهمّ لک الحمد أحمدک و أستعینک و أنت ربّی و أنا عبدک،أصبحت علی عهدک و وعدک و أومن بوعدک و أوفی بعهدک ما استطعت و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه وحده لا شریک له و أشهد أن محمّدا عبده و رسوله،أصبحت علی فطرة الإسلام و کلمة الإخلاص و ملّة إبراهیم و دین محمّد،علی ذلک أحیا و أموت إن شاء اللّه،اللّهمّ أحیینی ما أحییتنی به و أمتنی إذا أمتّنی علی ذلک و ابعثنی إذا بعثتنی علی ذلک،أبتغی بذلک رضوانک و اتّباع سبیلک،إلیک ألجأت ظهری و إلیک فوّضت أمری،آل محمّد أئمّتی لیس لی أئمّة غیرهم،بهم أئتمّ و إیّاهم أتولّی و بهم أقتدی،اللّهمّ اجعلهم أولیائی فی الدّنیا و الآخرة و اجعلنی أوالی أولیاءهم و أعادی أعداءهم فی الدّنیا و الآخرة و ألحقنی بالصّالحین و آبائی معهم».
ص :٣٨۶
فرمودند:و هنگام صبح و شب دو بار بگو:سپاس مخصوص پروردگار صبحدم است.سپاس مخصوص شکافندۀ صبحدم است.سپاس مخصوص خداوندی است که با قدرتش شب را برد و با رحمتش روز را آورد در حالیکه ما در سلامت هستیم.و آیة الکرسی و آخر سورۀ حشر و ده آیه از سورۀ مبارکۀ صافّات را بخوان و نیز این آیات را:(منزّه است پروردگار تو پروردگار شکستناپذیر که در وصف نمیگنجد و درود بر آن فرستادگان و سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است و خدا منزه است هنگامی که وارد شب میشوید و هنگامی که شب را به روز میرسانید و سپاس در آسمانها و زمین و شب و روز مخصوص اوست.او زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج میسازد و زمین را پس از مرگش زنده میکند و شما نیز چنین از قبرها بیرون میآیید.پاک و بزرگ است پروردگار روح و فرشتگان که رحمت او بر خشمش پیشی گرفته است،هیچ معبودی جز تو نیست و تو منزّهی.من بد کردم و به خودم ستم کردم پس مرا بیامرز و به من رحم کن و توبۀ مرا بپذیر که تو بسیار توبهپذیر و مهربانی).
[٣٢٨۵]٢١-معاویۀ عمّار روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:خداوندا سپاس مخصوص تو است.من تو را سپاس میگویم و از تو یاری میجویم.تو پروردگار منی و من بندۀ توام.شب را بر پیمان و وعدۀ تو به صبح رساندم و به وعدۀ تو ایمان دارم و تا جایی که بتوانم به عهدت وفا دارم.هیچ نیرو و توانایی جز به سبب تو نیست تو یگانهای و بیشریکی.و گواهی میدهم که محمد بنده و فرستادۀ او است.من شب را با فطرت اسلام و کلمۀ اخلاص و دین ابراهیم و محمّد به صبح رساندم و اگر خدا بخواهد بر این اساس زندگی میکنم و خواهم مرد.خداوندا تا زنده هستم مرا بر آن زنده بدار،چون میراندی بر آن بمیران و چون برانگیختی بر آن برانگیز.من به این سبب رضای تو و پیروی از راه تو را میجویم.من تو را پشتیبان خود قرار داده،کارم را به تو واگذار کردم.خاندان محمّد[درود خدا بر او و بر خاندانش]پیشوایان مناند و من امامی غیر از ایشان ندارم.از آنان پیروی میکنم و آنان را دوست گرفته،به آنان اقتدا میکنم.خدایا در دنیا و آخرت آنان را دوستان من قرار بده و مرا چنان قرار ده که در دنیا و آخرت با دوستان آنان دوستی و با دشمنانشان دشمنی کنم.مرا با نیکوکاران پیوند ده و پدرانم را در گروه آنان قرار ده.
ص :٣٨٧
[٣٢٨۶]٢٢-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قلت له علّمنی شیئا أقوله إذا أصبحت و إذا أمسیت فقال:قل:«الحمد للّه الّذی یفعل ما یشاء و لا یفعل ما یشاء غیره،الحمد للّه کما یحبّ اللّه أن یحمد، الحمد للّه کما هو أهله،اللّهمّ أدخلنی فی کلّ خیر أدخلت فیه محمّدا و آل محمّد و أخرجنی من کلّ سوء أخرجت منه محمّدا و آل محمّد و صلّی اللّه علی محمّد و آل محمّد».
[٣٢٨٧]٢٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عبد الرّحمن بن حمّاد الکوفیّ،عن عمرو بن مصعب،عن فرات بن الأحنف،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
مهما ترکت من شیء فلا تترک أن تقول فی کلّ صباح و مساء:«اللّهمّ إنّی أصبحت أستغفرک فی هذا الصّباح و فی هذا الیوم لأهل رحمتک و أبرأ إلیک من أهل لعنتک،اللّهمّ إنّی أصبحت أبرأ إلیک فی هذا الیوم و فی هذا الصّباح ممّن نحن بین ظهرانیهم من المشرکین و ممّا کانوا یعبدون،إنّهم کانوا قوم سوء فاسقین،اللّهمّ اجعل ما أنزلت من السّماء إلی الأرض فی هذا الصّباح و فی هذا الیوم برکة علی أولیائک و عقابا علی أعدائک،اللّهمّ وال من والاک و عاد من عاداک،اللّهمّ اختم لی بالأمن و الإیمان کلّما طلعت شمس أو غربت،اللّهمّ اغفر لی و لوالدیّ و ارحمهما کما ربّیانی صغیرا،اللّهمّ اغفر للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات الأحیاء منهم و الأموات،اللّهمّ إنّک تعلم منقلبهم و مثواهم،اللّهمّ احفظ إمام المسلمین بحفظ الإیمان و انصره نصرا عزیزا و افتح له فتحا یسیرا و اجعل له و لنا من لدنک سلطانا نصیرا،اللّهمّ العن
ص :٣٨٨
[٣٢٨۶]٢٢-مردی گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:چیزی به من بیاموز تا هنگام صبح و شب آن را بخوانم.
حضرت فرمودند:بگو:سپاس مخصوص خدایی است که آنچه بخواهد انجام میدهد و غیر از او کسی این توانایی را ندارد سپاس مخصوص او است.
همانگونه که خود دوست دارد ستوده شود.سپاس مخصوص خدا است همان گونه که او سزاوار آن است.خدایا مرا در هر خیری که محمد و خاندان او را در آن داخل ساختی داخل کن و از هر بدیای که محمّد و خاندان او را خارج کردهای، خارج کن و بر محمّد و خاندان او درود فرست.
[٣٢٨٧]٢٣-فرات احنف روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرچه را ترک میکنی بکن ولی این سخن را در هنگام صبح و شب ترک مکن:«خدایا شب را به صبح رساندم تا در این صبح و در این روز برای هرکس که سزاوار رحمت تو است آمرزش بخواهم و از هرکس که سزاوار لعنت تو است دوری بجویم.
خدایا من شب را به صبح رساندم،تا در این روز و در این صبح از مشرکین که در میان آنان زندگی میکنم بیزاری بجویم؛زیرا آنان بد مردمانی نابکارند.خدایا هر آنچه در این روز و در این صبح از آسمان به زمین فرومیفرستی برای دوستانت برکت و برای دشمنانت عذاب قرار ده.خدایا با دوستانت دوستی و با دشمنانت دشمنی کن.خدایا در هر طلوع یا غروب خورشید سرانجامم را ایمنی و ایمان قرار بده.خداوندا مرا و پدر و مادرم را بیامرز و به آنان رحم کن همانگونه که آنان مرا در کودکی پروردند.خدایا مردان و زنان مؤمن و مسلمان،زنده و مردۀشان را بیامرز.
خدایا تو جایگاه و بازگشتگاه آنان را میدانی.خدایا امام و پیشوای مسلمانان را با نگاهداری ایمان حفظ کن و به او پیروزیای بدون شکست و فتحی آسان عطاق فرما و برای او و ما از نزد خود سلطنتی یاری شده قرار ده.خداوندا فلانی و فلانی
ص :٣٨٩
فلانا و فلانا و الفرق المختلفة علی رسولک و ولاة الأمر بعد رسولک و الأئمّة من بعده و شیعتهم و أسألک الزّیادة من فضلک و الإقرار بما جاء من عندک و التّسلیم لأمرک و المحافظة علی ما أمرت به لا أبتغی به بدلا و لا أشتری به ثمنا قلیلا،اللّهمّ اهدنی فیمن هدیت و قنی شرّ ما قضیت،إنّک تقضی و لا یقضی علیک و لا یذلّ من والیت،تبارکت و تعالیت،سبحانک ربّ البیت تقبّل منّی دعائی و ما تقرّبت به إلیک من خیر فضاعفه لی أضعافا[مضاعفة]کثیرة و آتنا من لدنک[رحمة و]أجرا عظیما،ربّ ما أحسن ما ابتلیتنی و أعظم ما أعطیتنی و أطول ما عافیتنی و أکثر ما سترت علیّ،فلک الحمد یا إلهی کثیرا طیّبا مبارکا علیه،ملء السّماوات و ملء الأرض و ملء ما شاء ربّی کما یحبّ و یرضی و کما ینبغی لوجه ربّی ذی الجلال و الإکرام».
[٣٢٨٨]٢۴-عنه،عن إسماعیل بن مهران،عن حمّاد بن عثمان قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:من قال:«ما شاء اللّه کان،لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه العلیّ العظیم»مائة مرّة حین یصلّی الفجر لم یر یومه ذلک شیئا یکرهه.
[٣٢٨٩]٢۵-عنه،عن إسماعیل بن مهران،عن علیّ بن أبی حمزة،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قال فی دبر صلاة الفجر و دبر صلاة المغرب سبع مرّات:«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه العلیّ العظیم»دفع اللّه عزّ و جلّ عنه سبعین نوعا من أنواع البلاء أهونها الرّیح و البرص و الجنون و إن کان شقیّا محی من الشّقاء و کتب فی السّعداء.
[٣٢٩٠]٢۶-و فی روایة سعدان،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام مثله إلاّ أنّه قال:
ص :٣٩٠
(عمر و ابو بکر)و گروههای مختلفی را که با فرستادۀ تو و صاحبان امر و امامان پس از فرستادهات و شیعیانشان مخالفت کردند،لعنت کن.من از تو،فزونی، پذیرفتن آنچه از جانب تو آمده،گردن نهادن به فرمانت و مواظبت بر آنچه به آن امر کردهای میخواهم تا جایگزینی برای آن نجویم و آن را به بهای اندک نفروشم.خدایا مرا در میان کسانی که هدایت کردهای هدایت فرما و از بدی آنچه حکم کردهای حفظ کن؛زیرا تویی که حکم میکنی و بر تو حکمی نمیشود و هر کس تو را دوست بدارد خوار نمیشود.تویی پاک و والا.تو پاکی ای پروردگار خانۀ کعبه.دعایم را از من بپذیر و هر نیکیای را که به وسیلۀ آن به تو نزدیکی جستم دوچندان کن و از نزد خود به ما رحمت و پاداشی بزرگ عطا فرما.
پروردگارا!چه زیبا مرا دچار کردی و چه بزرگ بخشیدی،چه طولانی سلامتی دادی و چه فراوان بر من پوشاندی.پس ای معبود من سپاس فراوان و نیکو و مبارک برای تو است.به اندازۀ آسمانها و زمین و به مقدار آنچه پروردگارم بخواهد.همانگونه که دوست دارد و راضی میشود و همانگونه که شایستۀ ذات پروردگار صاحب عظمت و کرامت است.
[٣٢٨٨]٢۴-حمّاد عثمان گوید:امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس وقتی نماز صبح میگذارد صد مرتبه بگوید:«هرآنچه خدا بخواهد همان میشود و هیچ نیرویی جز به سبب خداوند بلند مرتبۀ بزرگ نیست»در آن روز،چیزی که موجب آزار او شود نمیبیند.
[٣٢٨٩]٢۵-ابو بصیر روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس پس از نماز صبح و نماز مغرب هفت بار بگوید:«بهنام خداوند رحمتگر مهربان،هیچ نیرو و توانایی جز سبب خداوند بلندمرتبۀ بزرگ نیست»خداوند عزّتمند هفتاد نوع بلا را از او دور میسازد که آسانترین آنها باد[یعنی بادهای متعفن در اثر بیماری و یا طوفانهای هلاککننده است]،پیسی و دیوانگی است و اگر کسی شقی باشد شقاوتش محو شده،در گروه سعادتمندان نوشته میشود.
[٣٢٩٠]٢۶-در روایت سعدان از ابی بصیر همین حدیث آمده است جز اینکه گفته
ص :٣٩١
أهونه الجنون و الجذام و البرص و إن کان شقیّا رجوت أن یحوّله اللّه عزّ و جلّ إلی السّعادة.
[٣٢٩١]٢٧-عنه،عن ابن فضّال،عن الحسن بن الجهم،عن أبی الحسن علیه السّلام مثله إلاّ أنّه قال:
یقولها ثلاث مرّات حین یصبح و ثلاث مرّات حین یمسی لم یخف شیطانا و لا سلطانا و لا برصا و لا جذاما و لم یقل سبع مرّات.قال أبو الحسن علیه السّلام:و أنا أقولها مائة مرّة
[٣٢٩٢]٢٨-عنه،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا صلّیت الغداة و المغرب فقل:«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه العلیّ العظیم»سبع مرّات،فإنّه من قالها لم یصبه جنون و لا جذام و لا برص و لا سبعون نوعا من أنواع البلاء.
[٣٢٩٣]٢٩-عنه،عن محمّد بن عبد الحمید،عن سعد بن زید قال:
قال أبو الحسن علیه السّلام:إذا صلّیت المغرب فلا تبسط رجلک و لا تکلّم أحدا حتّی تقول مائة مرّة:«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه العلیّ العظیم» و مائة مرّة فی الغداة،فمن قالها دفع اللّه عنه مائة نوع من أنواع البلاء أدنی نوع منها البرص و الجذام و الشّیطان و السّلطان
[٣٢٩۴]٣٠-عنه،عن عبد الرّحمن بن حمّاد،عن عبد اللّه بن إبراهیم الجعفریّ قال:
سمعت أبا الحسن علیه السّلام یقول:إذا أمسیت فنظرت إلی الشّمس فی غروب و إدبار فقل:«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم الحمد للّه الّذی لم یتّخذ ولدا و لم یکن له شریک فی الملک،الحمد للّه الّذی یصف و لا یوصف و یعلم و لا یعلم،یعلم
ص :٣٩٢
است:آسانترین آن بلاها دیوانگی و جذام و پیسی است و اگر کسی شقی باشد امید است که خدا او را به گروه سعادتمندان منتقل کند.
[٣٢٩١]٢٧-حسن جهم از حضرت ابو الحسن علیه السّلام نیز مانند این حدیث را روایت کرده جز اینکه آورده است:این ذکر را سه بار در صبحدم و سه بار در شبانگاه بگوید تا نه از هیچ شیطان و پادشاهی و نه از پیسی و جذام نهراسد.در اینجا هفت بار ذکر نشده است.و امام علیه السّلام فرمودهاند:من آن ذکر را صد بار میگویم.
[٣٢٩٢]٢٨-سماعه روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرگاه نماز صبح و مغرب را بهجا آوردی هفت بار بگو:«بهنام خداوند رحمتگر مهربان،هیچ نیرو و توانایی جز به سبب خداوند بلند مرتبۀ بزرگ نیست»که هرکس این ذکر را بگوید به دیوانگی و جذام و پیسی و هفتاد نوع گرفتاری دیگر دچار نمیشود.
[٣٢٩٣]٢٩-سعد زید روایت کرده که حضرت ابو الحسن علیه السّلام فرمودند:هنگامی که نماز مغرب را گذاردی پایت را دراز نکن و با کسی سخن نگو تا صد بار بگویی:«بهنام خداوند رحمتگر مهربان،هیچ نیرو و توانایی جز به سبب خداوند بلندمرتبۀ بزرگ نیست»و صد بار هم پس از نماز صبح بگو که هرکس چنین بگوید خداوند صد نوع بلا و گرفتاری را از او دور میسازد که پایینترین آنها پیسی و جذام و شیطان و پادشاه[ستمگر]است.
[٣٢٩۴]٣٠-عبد اللّه بن ابراهیم جعفری گفته است:از حضرت ابو الحسن علیه السّلام شنیدم فرمودند:شب هنگام زمانی که به غروب و ناپدید شدن خورشید مینگری بگو:«بنام خداوند رحمتگر مهربان،سپاس مخصوص خدایی است که فرزندی ندارد و در پادشاهی و فرمانرواییاش بیانباز است.سپاس مخصوص خدایی است که وصف میکند و خود به وصف نمیآید.میداند و دانسته نمیشود.
ص :٣٩٣
خائنة الأعین و ما تخفی الصّدور؛أعوذ بوجه اللّه الکریم و باسم اللّه العظیم من شرّ ما ذرأ و ما برأ و من شرّ ما تحت الثّری و من شرّ ما ظهر و ما بطن و من شرّ ما کان فی اللّیل و النّهار و من شرّ أبی مرّة و ما ولد و من شرّ الرّسیس و من شرّ ما وصفت و ما لم أصف،فالحمد للّه ربّ العالمین»ذکر أنّها أمان من السّبع و من الشّیطان الرّجیم و من ذرّیّته.قال:و کان أمیر المؤمنین علیه السّلام یقول إذا أصبح:
«سبحان اللّه الملک القدّوس ثلاثا اللّهمّ إنّی أعوذ بک من زوال نعمتک و من تحویل عافیتک و من فجأة نقمتک و من درک الشّقاء و من شرّ ما سبق فی الکتاب،اللّهمّ إنّی أسألک بعزّة ملکک و شدّة قوّتک و بعظیم سلطانک و بقدرتک علی خلقک».
[٣٢٩۵]٣١-عنه،عن محمّد بن علیّ،عن عبد الرّحمن بن أبی هاشم،عن أبی خدیجة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ الدّعاء قبل طلوع الشّمس و قبل غروبها سنّة واجبة مع طلوع الفجر و المغرب تقول:«لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له،له الملک و له الحمد،یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و هو حیّ لا یموت،بیده الخیر و هو علی کلّ شیء قدیر،عشر مرّات.و تقول:«أعوذ باللّه السّمیع العلیم من همزات الشّیاطین و أعوذ بک ربّ أن یحضرون،إنّ اللّه هو السّمیع العلیم»عشر مرّات قبل طلوع الشّمس و قبل الغروب،فإن نسیت قضیت کما تقضی الصّلاة إذا نسیتها.
[٣٢٩۶]٣٢-عنه،عن محمّد بن علیّ،عن أبی جمیلة،عن محمّد بن مروان، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قل:«أستعیذ باللّه من الشّیطان الرّجیم و أعوذ باللّه أن یحضرون،إنّ اللّه هو السّمیع العلیم»و قل:«لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له،یحیی و یمیت و هو
ص :٣٩۴
چشمهای خائن و هرآنچه را سینهها در خود پنهان دارد میشناسد.من از بدی هرآنچه که آفریده است و از بدی آنچه در زیر آسمان است و از بدی آنچه آشکار و نهان است و از بدی آنچه در شب و روز است و از بدی شیطان و فرزندانش و از بدی تباهی و هوسرانی و از بدی آنچه گفتم و نگفتم به ذات باکرامت و نام بزرگ خداوند پناه میبرم.پس سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است.» حضرت فرمودند که این دعا موجب ایمنی از درندگان و شیطان رانده شده و فرزندان او است و آن حضرت فرمود که امیر مؤمنان علی علیه السّلام در هنگام صبح سه بار میفرمود:پاک است خداوند فرمانروای جهان و پاک است.خداوندا من از نابودی نعمتهای تو و تغییر یافتن سلامت و راحتی تو و ناگهان رسیدن بدبختیها و سختیها و از دچار شدن به شقاوت و از بدی هرآنچه در کتابت آمده است به تو پناه میبرم.خداوندا من به شکستناپذیری فرمانروائیت و استواری قدرتت و بزرگی سلطنتات و تواناییات بر بندگانت از تو میخواهم.
[٣٢٩۵]٣١-ابو خدیجه روایت کرده که امام صادق ٧ فرمودند:دعا کردن پیش از دمیدن خورشید و پیش از غروب آن سنّتی واجب است چون هنگام طلوع و غروب آفتاب ده بار بگو:هیچ معبودی جز خدا نیست یگانه است و هیچ شریکی ندارد فرمانروایی از آن اوست و سپاس مخصوص او است او زنده میکند و میمیراند و میمیراند و زنده میکند.او است زندهای که نمیمیرد.همۀ نیکیها در دست او است و او است که بر هر کاری توانا است.و پیش از طلوع آفتاب و پیش از غروب آن ده بار بگو:«از وسوسههای شیاطین به خداوند شنوا و دانا پناه میبرم،پروردگارا از اینکه وسوسههای شیطان مرا فراگیرند به تو پناه میبرم که همانا خداوند شنوا و دانا است»و اگر فراموش کردی قضای آن را به جا آور همانگونه که وقتی نماز را فراموش میکنی قضایش را بهجا میآوری.
[٣٢٩۶]٣٢-محمّد مروان روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:بگو:«از شیطان رانده شده به خدا پناه میبرم و از اینکه او به نزد من آید به خدا پناه میبرم.که همانا خداوند شنوا و دانا است»و بگو:«هیچ معبودی جز خدا نیست.او یگانهای است که هیچ شریکی ندارد.زنده میکند و میمیراند
ص :٣٩۵
علی کلّ شیء قدیر»قال:فقال له رجل:مفروض هو؟قال:نعم مفروض محدود تقوله قبل طلوع الشّمس و قبل الغروب عشر مرّات،فإن فاتک شیء فاقضه من اللّیل و النّهار.
[٣٢٩٧]٣٣-عنه،عن إسماعیل بن مهران،عن رجل،عن إسحاق بن عمّار، عن العلاء بن کامل قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ من الدّعاء ما ینبغی لصاحبه إذا نسیه أن یقضیه یقول بعد الغداة:«لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له،له الملک و له الحمد،یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و هو حیّ لا یموت،بیده الخیر[کلّه]و هو علی کلّ شیء قدیر»عشر مرّات و یقول:«أعوذ باللّه السّمیع العلیم»عشر مرّات:فإذا نسی من ذلک شیئا کان علیه قضاؤه.
[٣٢٩٨]٣۴-عنه،عن ابن محبوب،عن العلاء بن رزین،عن محمّد بن مسلم قال:
سألت أبا جعفر علیه السّلام عن التّسبیح،فقال:ما علمت شیئا موظّفا غیر تسبیح فاطمة علیه السّلام و عشر مرّات بعد الفجر تقول:«لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد[یحیی و یمیت]و هو علی کلّ شیء قدیر»و یسبّح ما شاء تطوّعا.
[٣٢٩٩]٣۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن سنان،عن إسماعیل بن جابر،عن أبی عبیدة الحذّاء قال:
قال أبو جعفر علیه السّلام:من قال حین یطلع الفجر:«لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد،یحیی و یمیت[و یمیت و یحیی]و هو حیّ لا یموت،بیده الخیر و هو علی کلّ شیء قدیر،عشر مرّات«و صلّی علی محمّد و آل محمّد»
ص :٣٩۶
و بر هر کاری توانا است».مردی به ایشان عرض کرد:آیا این ذکر واجب است؟ امام علیه السّلام فرمود:بله.واجبی محدود است که ده بار قبل از برآمدن آفتاب و ده بار پیش از غروب آن میگویی که اگر از دستت رفت در شب یا روز قضای آن را به جا میآوری.
[٣٢٩٧]٣٣-علاء کامل روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:برخی دعاها هست که سزاوار است پس از فراموشی،قضای آن بهجا آورده شود و از جملۀ آنها این است که پس از بامداد ده بار بگویی:«هیچ معبودی جز خدا نیست که یگانه و بیشریک است.فرمانروایی مخصوص او است و سپاس مخصوص او است.او زنده میکند و میمیراند و میمیراند و زنده میکند و او زندهای است که نمیمیرد.همۀ نیکیها به دست او است و بر هر کاری توانا است.و ده بار بگویی:
به خداوند شنوا و دانا پناه میبرم.و هرگاه چیزی از آن را فراموش کردی باید قضای آن را بهجا آوری.
[٣٢٩٨]٣۴-محمد مسلم میگوید از امام باقر علیه السّلام دربارۀ تسبیح پرسیدم.امام علیه السّلام فرمودند:من جز تسبیح فاطمه علیها السّلام تسبیح واجب دیگری نمیشناسم و تو پس از طلوع آفتاب ده بار بگو:«هیچ معبودی جز خدا نیست،او یگانه است و بیشریک، فرمانروایی جهان و سپاس از آن او است،[او زنده میکند و میمیراند]و بر هر کاری توانا است»و هرچه میخواهی تسبیح مستحبّ خدا را بگو.
[٣٢٩٩]٣۵-ابو عبیدۀ حذّاء روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هرکس در هنگام طلوع خورشید ده بار بگوید:«هیچ معبودی جز خدا نیست او یگانه است و شریکی ندارد.فرمانروایی جهان و سپاس از آن او است.او زنده میکند و میمیراند و میمیراند و زنده میکند و زندهای است که نمیمیرد.همۀ نیکیها به دست او است و بر هر کاری توانا است و ده بار بر محمّد و خاندان او درود بفرستد
ص :٣٩٧
عشر مرّات و سبّح خمسا و ثلاثین مرّة و هلّل خمسا و ثلاثین مرّة و حمد اللّه خمسا و ثلاثین مرّة لم یکتب فی ذلک الصّباح من الغافلین و إذا قالها فی المساء لم یکتب فی تلک اللّیلة من الغافلین.
[٣٣٠٠]٣۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسین بن سعید،عن محمّد بن الفضیل قال:
کتبت إلی أبی جعفر الثّانی علیه السّلام أسأله أن یعلّمنی دعاء،فکتب إلیّ:تقول إذا أصبحت و أمسیت:«اللّه اللّه اللّه ربّی الرّحمن الرّحیم لا أشرک به شیئا»و إن زدت علی ذلک فهو خیر،ثمّ تدعو بما بدا لک فی حاجتک فهو لکلّ شیء بإذن اللّه تعالی یفعل اللّه ما یشاء.
[٣٣٠١]٣٧-الحسین بن محمّد،عن أحمد بن إسحاق،عن سعدان،عن داود الرّقّیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا تدع أن تدعو بهذا الدّعاء ثلاث مرّات إذا أصبحت و ثلاث مرّات إذا أمسیت:«اللّهمّ اجعلنی فی درعک الحصینة الّتی تجعل فیها من ترید»فإنّ أبی علیه السّلام کان یقول:هذا من الدّعاء المخزون.
[٣٣٠٢]٣٨-علیّ بن محمّد،عن بعض أصحابه،عن محمّد بن سنان،عن أبی سعید المکاری،عن أبی حمزة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قلت له:ما عنی بقوله: وَ إِبْرٰاهِیمَ الَّذِی وَفّٰی ؟قال:کلمات بالغ فیهنّ، قلت:و ما هنّ؟قال:کان إذا أصبح قال:أصبحت و ربّی محمود،أصبحت لا أشرک باللّه شیئا و لا أدعو معه إلها و لا أتّخذ من دونه ولیّا ثلاثا و إذا أمسی قالها ثلاثا،قال:فأنزل اللّه عزّ و جلّ فی کتابه: وَ إِبْرٰاهِیمَ الَّذِی وَفّٰی. قلت:
فما عنی بقوله فی نوح: إِنَّهُ کٰانَ عَبْداً شَکُوراً؟ قال:کلمات بالغ فیهنّ
ص :٣٩٨
و سی و پنج بار سبحان اللّه،و سی و پنج بار لا إله إلاّ اللّه و سی و پنج بار الحمد للّه بگوید،در آن صبح از غافلان نوشته نخواهد شد و اگر در هنگام شب بگوید در آن شب از غافلان نوشته نخواهد شد.
[٣٣٠٠]٣۶-محمد فضیل میگوید:به امام جواد علیه السّلام نامه نوشتم و از ایشان خواستم که دعایی به من بیاموزد.امام علیه السّلام به من نوشتند:هنگام صبح و شام بگو:
(اللّه،اللّه،اللّه،پروردگار رحمتگر و مهربان من که کسی را شریک او قرار نمیدهم)و اگر چیزی بر آن بیافزایی بهتر است سپس برای هر حاجتی که برایت پیش میآید دعا کن که این دعا برای هر چیزی به اذن خدا مفید است و خدا هر چه بخواهد انجام میدهد.
[٣٣٠١]٣٧-داود رقّی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:فراموش نکن که بامداد و شامگاه سه بار بگویی:خداوندا مرا در زرۀ نفوذناپذیر خود قرارده که تو هرکه را بخواهی در آن قرار میدهی؛زیرا پدرم میفرمود،این از دعاهای گنجینه است.
[٣٣٠٢]٣٨-ابو حمزه میگوید:به امام باقر علیه السّلام عرض کردم:معنای این سخن خداوند چیست که فرمود:(و ابراهیم که وفاداری کرد)[نجم(۵٣):٣٧]؟امام علیه السّلام فرمودند:کلماتی است که ابراهیم فراوان آنها را به زبان میآورد.من عرض کردم:
آنها چه کلماتی بودند؟امام علیه السّلام فرمودند:هنگام صبح سه بار میگفت:«شب را به صبح رساندم و پروردگارم ستوده است،شب را به صبح رساندم و به خدا شرک نمیورزم و همراه او معبود دیگری را نمیخوانم و جز او سرپرستی برای خود نمیگیرم.و شب هنگام نیز سه بار آن را باز میگفت.پس خداوند در کتابش چنین نازل کرد:(و ابراهیم که وفاداری کرد.)ابو حمزه میگوید:من عرض کردم:و مقصودش از آنچه دربارۀ حضرت نوح فرمود چیست؟(او بندهای بسیار شکرگزار
ص :٣٩٩
قلت:و ما هنّ؟!قال:کان إذا أصبح قال:أصبحت أشهدک ما أصبحت بی من نعمة أو عافیة فی دین أو دنیا فإنّها منک وحدک لا شریک لک،فلک الحمد علی ذلک و لک الشّکر کثیرا؛کان یقولها إذا أصبح ثلاثا و إذا أمسی ثلاثا.قلت:فما عنی بقوله فی یحیی: وَ حَنٰاناً مِنْ لَدُنّٰا وَ زَکٰاةً ؟قال:
تحنّن اللّه،قال:قلت:فما بلغ من تحنّن اللّه علیه؟قال:کان إذا قال:یا ربّ،قال اللّه عزّ و جلّ:لبّیک یا یحیی.
باب الدّعاء عند النّوم و الانتباه
[٣٣٠٣]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و الحسین بن محمّد،عن أحمد بن إسحاق جمیعا،عن بکر بن محمّد،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قال حین یأخذ مضجعه ثلاث مرّات:«الحمد للّه الّذی علا فقهر و الحمد للّه الّذی بطن فخبر و الحمد للّه الّذی ملک فقدر و الحمد للّه الّذی یحیی الموتی و یمیت الأحیاء و هو علی کلّ شیء قدیر»خرج من الذّنوب کهیئة یوم ولدته أمّه.
[٣٣٠۴]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،رفعه إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا أوی أحدکم إلی فراشه فلیقل:اللّهمّ إنّی احتبست نفسی عندک فاحتبسها فی محلّ رضوانک و مغفرتک و إن رددتها[إلی بدنی]فارددها مؤمنة عارفة بحقّ أولیائک حتّی تتوفّاها علی ذلک.
[٣٣٠۵]٣-حمید بن زیاد،عن الحسین بن محمّد،عن غیر واحد،عن أبان بن عثمان،عن یحیی بن أبی العلاء،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّه کان یقول عند منامه:
ص :۴٠٠
بود)امام علیه السّلام فرمودند:کلماتی بود که نوح آنها را بسیار به زبان میآورد.من عرض کردم:آنها چه کلماتی هستند؟امام علیه السّلام فرمودند:صبحدم میگفت:«شب را به صبح رساندم و تو را گواه میگیرم بر نعمتها و سلامتی در دین و دنیا که در این صبح به من دادهای که همۀ آنها از جانب تو است و تو یگانهای هستی که هیچ شریکی نداری،پس سپاس مخصوص تو است و شکر فراوان از آن تو است»و این ذکر را صبحدم و شامگاه سه بار بر زبان میآورد.او میگوید:من عرض کردم:و مقصود خدا از سخنی که دربارۀ حضرت یحیی فرمود چیست؟:
(شفقت و پاکیزگی به او عطا کردیم)[مریم(١٩):١٣]امام علیه السّلام فرمودند:مهر و لطفی از جانب خدا بود.من عرض کردم:چه چیزی از مهربانی خدا به او رسید؟ امام علیه السّلام فرمودند:وقتی او میگفت:پروردگارا خداوند عزّتمند میفرمود:لبیک ای یحیی.
[٣٣٠٣]١-بکر محمّد روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس هنگامی که به بستر خواب میرود سه بار بگوید:«سپاس مخصوص خدایی است که فرازمند و مسلّط است و سپاس مخصوص خدایی است که نهان و آگاه است و سپاس مخصوص خدایی است که مالک و توانمند است و سپاس مخصوص خدایی است که مردگان را زنده میکند و زندگان را میمیراند و او بر هر کاری توانا است»مانند روزی که از مادر زاده شده است از گناهان بیرون میآید.
[٣٣٠۴]٢-احمد محمّد در حدیثی بیسند روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس از شما که به بسترش پناه میبرد باید بگوید:«خدایا من جان خودم را نزد تو بازداشتم پس آن را در جایگاه رضایت و آمرزش خود بازدار و اگر آن را به بدنم بازگرداندی مؤمن و آشنا به حق دوستانت بازگردان تا آن را به این اساس بمیرانی».
[٣٣٠۵]٣-یحیای ابو علاء روایت کرده که امام صادق علیه السّلام در هنگام خواب
ص :۴٠١
آمنت باللّه و کفرت بالطّاغوت،اللّهمّ احفظنی فی منامی و فی یقظتی.
[٣٣٠۶]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن جمیل بن درّاج، عن محمّد بن مروان قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:ألا أخبرکم بما کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یقول إذا أوی إلی فراشه؟قلت:بلی،قال:کان یقرأ آیة الکرسیّ و یقول:«بسم اللّه آمنت باللّه و کفرت بالطّاغوت اللّهمّ احفظنی فی منامی و فی یقظتی».
[٣٣٠٧]۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن أبیه،عن عبد اللّه بن میمون،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه یقول:اللّهمّ إنّی أعوذ بک من الاحتلام و من سوء الأحلام و أن یلعب بی الشّیطان فی الیقظة و المنام.
[٣٣٠٨]۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن خالد و الحسین بن سعید،جمیعا عن القاسم بن عروة،عن هشام بن سالم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
تسبیح فاطمة الزّهراء علیهما السّلام إذا أخذت مضجعک فکبّر اللّه أربعا و ثلاثین و احمده ثلاثا و ثلاثین و سبّحه ثلاثا و ثلاثین و تقرأ آیة الکرسیّ و المعوّذتین و عشر آیات من أوّل الصّافّات و عشرا من آخرها.
[٣٣٠٩]٧-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن الحسین بن سعید،عن فضالة بن أیّوب،عن داود بن فرقد،عن أخیه أنّ شهاب بن عبد ربّه سأله أن یسأل أبا عبد اللّه علیه السّلام و قال:
قل له:إنّ امرأة تفزعنی فی المنام باللّیل؛فقال:قل له:اجعل مسباحا و کبّر اللّه أربعا و ثلاثین تکبیرة و سبّح اللّه ثلاثا و ثلاثین تسبیحة و احمد اللّه ثلاثا و
ص :۴٠٢
میفرمود:به خدا ایمان آوردم،به طاغوت کفر ورزیدم.خدایا مرا در خواب و بیداریم نگاهدار.
[٣٣٠۶]۴-محمّد مروان روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:آیا به شما بگویم پیامبر خدا هنگامی که به بستر میرفت چه میگفت؟من عرض کردم:بله.
امام علیه السّلام فرمودند:ایشان آیة الکرسی میخواند و میفرمودند:بهنام خدا به خدا ایمان آورده،به طاغوت کفر ورزیدم.پروردگارا مرا در خواب و بیداریم نگاه بدار.
[٣٣٠٧]۵-عبد اللّه میمون روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:امیر مؤمنان- درود خدا بر او-میفرمود:خدایا من از احتلام و خوابهای بد و از اینکه شیطان در بیداری و خواب با من بازی کند به تو پناه میبرم.
[٣٣٠٨]۶-هشام سالم روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:تسبیح حضرت زهرا علیها السّلام این است که وقتی به بستر رفتی سی و چهار بار اللّه اکبر، سی و سه بار الحمد للّه و ٣٣ بار سبحان اللّه بگویی و آیة الکرسی و دو سورۀ (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّٰاسِ) و (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ) و ده آیۀ آغاز و ده آیۀ پایانی سورۀ صافات را بخوانی.
[٣٣٠٩]٧-برادر داود مزقد روایت کرده که شهاب عبد ربّه از او خواسته تا از امام صادق علیه السّلام بپرسد:زنی است که در خواب شبانه مرا به وحشت میاندازد.امام علیه السّلام فرمودند:تسبیحی درست کند و سی و چهار بار اللّه اکبر،سی و سه بار سبحان اللّه
ص :۴٠٣
ثلاثین و قل:لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له،له الملک و له الحمد،یحیی و یمیت و یمیت و یحیی،بیده الخیر و له اختلاف اللّیل و النّهار و هو علی کلّ شیء قدیر عشر مرّات.
[٣٣١٠]٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن معاویة بن وهب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّه أتاه ابن له لیلة فقال له:
یا أبه أرید أن أنام،فقال:یا بنیّ قل:«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه و أنّ محمّدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم عبده و رسوله،أعوذ بعظمة اللّه و أعوذ بعزّة اللّه و أعوذ بقدرة اللّه و أعوذ بجلال اللّه و أعوذ بسلطان اللّه،إنّ اللّه علی کلّ شیء قدیر و أعوذ بعفو اللّه و أعوذ بغفران اللّه و أعوذ برحمة اللّه من شرّ السّامّة و الهامّة و من شرّ کلّ دابّة صغیرة أو کبیرة بلیل أو نهار و من شرّ فسقة الجنّ و الإنس و من شرّ فسقة العرب و العجم و من شرّ الصّواعق و البرد،اللّهمّ صلّ علی محمّد عبدک و رسولک».
قال معاویة:فیقول الصّبیّ:الطّیّب،عند ذکر النّبیّ،المبارک،قال:نعم یا بنیّ الطّیّب المبارک.
[٣٣١١]٩-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن بعض أصحابه،عن مفضّل بن عمر قال:
قال لی أبو عبد اللّه علیه السّلام:إن استطعت أن لا تبیت لیلة حتّی تعوّذ بأحد عشر حرفا؟قلت:أخبرنی بها؟قال:قل:«أعوذ بعزّة اللّه و أعوذ بقدرة اللّه و أعوذ بجلال اللّه و أعوذ بسلطان اللّه و أعوذ بجمال اللّه و أعوذ بدفع اللّه و أعوذ بمنع اللّه و أعوذ بجمع اللّه و أعوذ بملک اللّه و أعوذ بوجه اللّه و أعوذ برسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم من شرّ ما خلق و برأ و ذرأ»و تعوّذ به کلّما شئت.
[٣٣١٢]١٠-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن عثمان بن عیسی،
ص :۴٠۴
و سی و سه بار الحمد للّه بگوید.و ده بار بگوید:هیچ معبودی جز خدا نیست.او یگانه است و همتایی ندارد.فرمانروایی جهان و ستایش از آن اوست او زنده میکند و میمیراند و میمیراند و زنده میکند.همۀ نیکیها و رفتوآمد شب و روز به دست او است و بر هر کاری توانا است.
[٣٣١٠]٨-معاویۀ وهب از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که شبی یکی از پسرانشان به نزد ایشان آمد و عرض کرد:پدر جان میخواهم بخوابم.امام علیه السّلام فرمود:فرزندم بگو:«گواهی میدهم که هیچ معبودی جز خدا نیست و محمّد [درود خدا بر او و خاندانش]فرستاده و بندۀ اوست،به عظمت خدا پناه میبرم به شکستناپذیری او پناه میبرم.به قدرتش پناه میبرم به شکوهش پناه میبرم به چیرگیاش پناه میبرم.که خداوند بر هر کاری توانا است و از بدی هر گزنده و خزنده و از بدی هر جانور کوچک و بزرگ در شب یا روز و از بدی بدکاران جنّ و انس و بدکاران عرب و عجم و از شرّ آذرخش و سرما به گذشت و آمرزش و رحمت او پناه میبرم.خدایا بر محمّد بنده و فرستادهات درود فرست».معاویه میگوید:آن کودک هنگامی که نام پیامبر آورده شد گفت:الطیّب المبارک(نیکوی مبارک)امام علیه السّلام فرمود:بله فرزندم نیکوی مبارک.
[٣٣١١]٩-مفضّل عمر گفت:امام صادق علیه السّلام به من فرمود:اگر توانستی هیچ شبی به خواب نرو تا با یازده جمله خود را در پناه خدا قرار دهی مفضّل میگوید:
به امام علیه السّلام عرض کردم:مرا به آنها آگاه کنید.امام علیه السّلام فرمود:«به شکستناپذیری خدا پناه میبرم.به قدرت خدا پناه میبرم.به بزرگی خدا پناه میبرم.به چیرگی خدا پناه میبرم.به زیبائیش پناه میبرم.به پس راندن او پناه میبرم.به بازداریاش پناه میبرم.به گردآوردنش پناه میبرم.به فرمانروائیش،به ذات مقدّسش و به فرستادهاش پناه میبرم از بدی هرآنچه آفریده است»و هر زمان که خواستی به این کلمات پناه ببر.
[٣٣١٢]١٠-خالد نجیح روایت کرده که امام صادق علیه السّلام میفرمود:هرگاه به بستر
ص :۴٠۵
عن خالد بن نجیح قال:
کان أبو عبد اللّه علیه السّلام یقول:إذا أویت إلی فراشک فقل:«بسم اللّه وضعت جنبی الأیمن[للّه]علی ملّة إبراهیم حنیفا للّه مسلما و ما أنا من المشرکین».
[٣٣١٣]١١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن حسین بن سعید،عن النّضر بن سوید،عن القاسم بن سلیمان،عن جرّاح المدائنیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
«إذا قام أحدکم من اللّیل فلیقل:سبحان ربّ النّبیّین و إله المرسلین و ربّ المستضعفین و الحمد للّه الّذی یحیی الموتی و هو علی کلّ شیء قدیر»یقول اللّه عزّ و جلّ:صدق عبدی و شکر.
[٣٣١۴]١٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن حریز،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إذا قمت باللّیل من منامک فقل:«الحمد للّه الّذی ردّ علیّ روحی لأحمده و أعبده»فإذا سمعت صوت الدّیک فقل:«سبّوح قدّوس ربّ الملائکة و الرّوح، سبقت رحمتک غضبک،لا إله إلاّ أنت وحدک،عملت سوءا و ظلمت نفسی فاغفرلی فإنّه لا یغفر الذّنوب إلاّ أنت»،فإذا قمت فانظر فی آفاق السّماء و قل:
«اللّهمّ لا یواری منک لیل داج و لا سماء ذات أبراج و لا أرض ذات مهاد و لا ظلمات بعضها فوق بعض و لا بحر لجّیّ تدلج بین یدی المدلج من خلقک،تعلم خائنة الأعین و ما تخفی الصّدور،غارت النّجوم و نامت العیون و أنت الحیّ القیّوم لا تأخذک سنة و لا نوم،سبحان ربّی ربّ العالمین و إله المرسلین و الحمد للّه ربّ العالمین».
[٣٣١۵]١٣-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار و محمّد بن
ص :۴٠۶
رفتی بگو:«بهنام خدا پهلوی راستم را برای خدا و بر آیین ابراهیم با اخلاص و در حالیکه مسلمان هستم و از گروه مشرکان نیستم بر بستر نهادم».
[٣٣١٣]١١-جرّاح مداینی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس از شما هنگام شب از خواب برخاست و گفت:«پاک است پروردگار پیامبران و معبود فرستادگان و پروردگار بیچارگان»و ستایش مخصوص خدایی است که مردگان را زنده میکند و بر هر کاری توانا است.خداوند عزّتمند میفرماید:بندۀ من راست گفت و سپاسگزاری کرد.
[٣٣١۴]١٢-زراره روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هنگامی که شب از خواب برخاستی بگو:«ستایش مخصوص خدایی است که روح را به بدنم بازگرداند تا سپاس او را گویم و بندگیاش کنم.»و هنگامی که صدای خروس را شنیدی بگو:«پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح.خدایا رحمت تو بر خشمت پیشی گرفت.هیچ معبودی جز تو نیست و تو یگانهای.من بد کردم و به خودم ستم کردم.پس مرا بیامرز؛زیرا هیچکس جز تو،گناهان را نمیآمرزد.
و چون برخاستی به کرانههای آسمان بنگر و بگو:خدایا نه شب تار و نه آسمان دارای باروها و نه زمین دارای بستر و نه تاریکیهایی که بعضی بالای دیگری است و نه دریاهای ژرف چیزی را از تو مخفی نمیسازد.در نزد مخلوقان شب روت،شبروی میکنی.چشمان خیانتکار و آنچه را سینهها مخفی میسازد میشناسی.ستارگان غروب کرده،چشمها میخوابند ولی تو زندۀ پایندهای هستی که هیچ خواب و چرتی تو را فرانمیگیرد.پاک است پروردگار من که پروردگار جهانیان و معبود فرستادگان است و ستایش مخصوص او است که پروردگار جهانیان است.
[٣٣١۵]١٣-عبد الرحمن حجّاج گفته است:هنگامی که امام صادق علیه السّلام در آخر شب
ص :۴٠٧
إسماعیل،عن الفضل بن شاذان،جمیعا عن صفوان بن یحیی،عن عبد الرّحمن بن الحجّاج قال:
کان أبو عبد اللّه علیه السّلام إذا قام آخر اللّیل یرفع صوته حتّی یسمع أهل الدّار و یقول:«اللّهمّ أعنّی علی هول المطّلع و وسّع علیّ ضیق المضجع و ارزقنی خیر ما قبل الموت و ارزقنی خیر ما بعد الموت».
[٣٣١۶]١۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن بعض أصحابه، رفعه قال:
تقول إذا أردت النّوم:«اللّهمّ إن أمسکت نفسی فارحمها و إن أرسلتها فاحفظها».
[٣٣١٧]١۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن خالد و الحسین بن سعید،جمیعا عن النّضر بن سوید،عن یحیی الحلبیّ،عن أبی أسامة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:من قرأ قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ مائة مرّة حین یأخذ مضجعه غفر له ما عمل قبل ذلک خمسین عاما و قال یحیی:فسألت سماعة عن ذلک فقال:حدّثنی أبو بصیر قال:سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول ذلک و قال:یا أبا محمّد أما إنّک إن جرّبته وجدته سدیدا
[٣٣١٨]١۶-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد و أحمد بن محمّد،جمیعا عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم إذا أوی إلی فراشه قال:«اللّهمّ باسمک أحیا و باسمک أموت»فإذا قام من نومه قال:«الحمد للّه الّذی أحیانی بعد ما أماتنی و إلیه النّشور.»و قال:قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من قرأ عند منامه آیة الکرسیّ ثلاث
ص :۴٠٨
برمیخاست صدای خود را بلند میکرد تا همه اهل خانه بشنوند و میفرمود:
«خداوندا!مرا در وحشت قیامت یاری کن،به من در تنگی قبرم گشایشی ببخش و خیر پیش از مرگ و پس از آن را به من روزی کن».
[٣٣١۶]١۴-یکی از اصحاب در حدیثی بیسند از ایشان روایت کرده که فرمودند:وقتی خواستی بخوابی،میگویی:خدایا!اگر جانم را گرفتی،آن را بیامرز و اگر رهایش کردی،حفظش کن.
[٣٣١٧]١۵-ابو اسامه گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:هرکس هنگام رفتن به بستر صد بار سورۀ قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ را بخواند گناهان پنجاه سالۀ پیش از آن آمرزیده میشود.یحیی گفته است:من دربارۀ این سخن از سماعه پرسیدم.گفت:
ابو بصیر به من گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم این کلام را فرمود و گفت:ای ابا محمّد،اگر آن را بیازمایی خواهی دید که درست است.
[٣٣١٨]١۶-ابن قدّاح از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-وقتی به بستر میرفت میفرمود:«خدایا!با نام تو زندهام و با نام تو میمیرم.»و چون از خواب برمیخاست میفرمود:«ستایش مخصوص خدایی است که پس از آنکه مرا میراند زنده ساخت و رستاخیز جانها به سوی او است» و امام صادق علیه السّلام فرمود:هرکس هنگام خواب سه بار آیة الکرسی و این آیۀ سورۀ
ص :۴٠٩
مرّات و الآیة الّتی فی آل عمران: شَهِدَ اللّٰهُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ وَ الْمَلاٰئِکَةُ و آیة السّخرة و آیة السّجدة و کلّ به شیطانان یحفظانه من مردة الشّیاطین،شاءوا أو أبوا و معهما من اللّه ثلاثون ملکا یحمدون اللّه عزّ و جلّ و یسبّحونه و یهلّلونه و یکبّرونه و یستغفرون له إلی أن ینتبه ذلک العبد من نومه و ثواب ذلک له.
[٣٣١٩]١٧-أحمد بن محمّد الکوفیّ،عن حمدان القلانسیّ،عن محمّد بن الولید،عن أبان،عن عامر بن عبد اللّه بن جذاعة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما من أحد یقرأ آخر الکهف عند النّوم إلاّ تیقّظ فی السّاعة الّتی یرید.
[٣٣٢٠]١٨-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من أراد شیئا من قیام اللّیل و أخذ مضجعه فلیقل:[«بسم اللّه]اللّهمّ لا تؤمنّی مکرک و لا تنسنی ذکرک و لا تجعلنی من الغافلین،أقوم ساعة کذا و کذا»إلاّ وکّل اللّه عزّ و جلّ به ملکا ینبّهه تلک السّاعة.
باب الدّعاء إذا خرج الإنسان من منزله
[٣٣٢١]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أبی أیّوب الخزّاز،عن أبی حمزة قال:
رأیت أبا عبد اللّه علیه السّلام یحرّک شفتیه حین أراد أن یخرج و هو قائم علی الباب، فقلت:[إنّی]رأیتک تحرّک شفتیک حین خرجت فهل قلت شیئا؟قال:نعم إنّ الإنسان إذا خرج من منزله قال حین یرید أن یخرج:«اللّه أکبر اللّه أکبر»ثلاثا، «باللّه أخرج و باللّه أدخل و علی اللّه أتوکّل»ثلاث مرّات،«اللّهمّ افتح لی فی وجهی هذا بخیر و اختم لی بخیر و قنی شرّ کلّ دابّة أنت آخذ بناصیتها إنّ ربّی
ص :۴١٠
آل عمران: «شَهِدَ اللّٰهُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ وَ الْمَلاٰئِکَةُ» و آیۀ سخره و آیۀ سجده را بخواند [آیۀ سخره آیۀ ۵۴ سوره اعراف: إِنَّ رَبَّکُمُ اللّٰهُ الَّذِی خَلَقَ تا رَبُّ الْعٰالَمِینَ و آیۀ سجده دو آیۀ آخر سورۀ حم سجده است.]دو شیطان بر او گمارده میشود تا او را از شیاطین گردنکش نگاه دارند چه بخواهند و چه نخواهند و همراه آن دو سی فرشته هستند که خدا را سپاس گفته،تسبیح و تهلیل و تکبیر کرده،برای او آمرزشخواهی میکنند تا آن بنده از خواب بیدار شود.در حالیکه ثواب همۀ آنها برای او است.
[٣٣١٩]١٧-عامر بن عبد اللّه جذاعه روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هر کس آیۀ آخر سورۀ کهف را در هنگام خواب بخواند در هر ساعتی بخواهد از خواب بیدار میشود.
[٣٣٢٠]١٨-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که پیامبر گرامی فرمودند:«هرکس بخواهد شب به عبادت برخیزد هنگامی که به بستر میرود بگوید:[بهنام خدا]خداوندا مرا از مکر خودت ایمن نکن،یادت را از خاطرم نبر و از غافلان قرارم نده تا در فلان ساعت از خواب برخیزم»تا خداوند عزّتمند فرشتهای را بر او بگمارد که در همان ساعت بیدارش کند.
[٣٣٢١]١-ابو حمزه گفته است:امام صادق علیه السّلام را دیدم که وقتی میخواست از خانه بیرون رود در آستانۀ در لبانش تکان میخورد.عرض کردم:من شما را دیدم که وقتی بیرون میآمدید لبانتان تکان میخورد.آیا چیزی میفرمودید؟
امام علیه السّلام فرمود:بله.انسان هنگامی که از خانهاش بیرون میآید،وقتی میخواهد از در بیرون آید سه بار بگوید:«اللّه اکبر به یاری خدا بیرون میروم و به یاری او بازمیگردم و بر او توکّل میکنم».
«خدایا!به روی من دری از خیر بگشا و سرانجامم را خیر بگردان و از بدی هر جنبندهای که اختیارش در دست توست نگاهدار.که پروردگار من بر راه راست
ص :۴١١
علی صراط مستقیم»لم یزل فی ضمان اللّه عزّ و جلّ حتّی یردّه اللّه إلی المکان الّذی کان فیه.
محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن أبی أیّوب،عن أبی حمزة مثله.
[٣٣٢٢]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن مالک بن عطیّة،عن أبی حمزة الثّمالیّ قال:
أتیت باب علیّ بن الحسین علیه السّلام فوافقته حین خرج من الباب فقال:بسم اللّه آمنت باللّه و توکّلت علی اللّه.ثمّ قال:یا أبا حمزة،إنّ العبد إذا خرج من منزله عرض له الشّیطان،فإذا قال:بسم اللّه،قال الملکان:کفیت؛فإذا قال:آمنت باللّه، قالا:هدیت؛فإذا قال:توکّلت علی اللّه،قالا:وقیت،فیتنحّی الشّیطان فیقول بعضهم لبعض:کیف لنا بمن هدی و کفی و وقی؟قال:ثمّ قال:اللّهمّ إنّ عرضی لک الیوم.ثمّ قال:یا أبا حمزة،إن ترکت النّاس لم یترکوک و إن رفضتهم لم یرفضوک،قلت:فما أصنع؟قال:أعطهم[من]عرضک لیوم فقرک و فاقتک.
[٣٣٢٣]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن عثمان بن عیسی،عن أبی حمزة قال:
استأذنت علی أبی جعفر علیه السّلام،فخرج إلیّ و شفتاه تتحرّکان،فقلت له:فقال:أ فطنت لذلک یا ثمالیّ؟قلت:نعم جعلت فداک،قال:إنّی و اللّه تکلّمت بکلام ما تکلّم به أحد قطّ إلاّ کفاه اللّه ما أهمّه من أمر دنیاه و آخرته.قال:قلت له:أخبرنی به،قال:نعم من قال حین یخرج من منزله:«بسم اللّه حسبی اللّه توکّلت علی اللّه،اللّهمّ إنّی أسألک خیر أموری کلّها و أعوذ بک من خزی الدّنیا و عذاب الآخرة»کفاه اللّه ما أهمّه من أمر دنیاه و آخرته.
ص :۴١٢
قرار دارد.تا پیوسته در ضمانت و حفاظت خداوند باشد و خدا او را به جایی که در آن بود،بازگرداند.
این حدیث با سلسله راویان دیگری نیز روایت شده است.
[٣٣٢٢]٢-ابو حمزۀ ثمالی گفته است،به در خانۀ امام سجاد علیه السّلام آمدم و هنگامی که آن حضرت از خانه بیرون آمد با ایشان روبهرو شدم.حضرت فرمود:بهنام خدا،به خدا ایمان آوردم و بر خدا توکل کردم.سپس فرمود:ای ابو حمزه.بنده هنگامی که از خانه بیرون میآید شیطان بر او آشکار میشود که چون بگوید به نام خدا.دو فرشتۀ مأمور او میگویند:کفایت شدی و هنگامی که بگوید:به خدا ایمان آوردم.میگویند:هدایت شدی و هنگامی که بگوید:بر خدا توکل کردم.آن دو میگویند:تو حفظ شدی.آنگاه شیطان از او دور میشود.و یکی به دیگری میگوید:ما به کسی که کفایت شده و هدایت گردیده و در امان است چه راهی داریم؟راوی گوید:سپس امام علیه السّلام فرمود:خدایا!امروز آبروی من برای تو است.
سپس فرمودند:ای ابا حمزه اگر مردم را رها کنی تو را رها نخواهند کرد و اگر دست از آنان برداری آنان دست از تو برنخواهند داشت.گفتم پس من چهکار کنم؟امام علیه السّلام فرمود:از آبروی خود به آنها بده و آن را ذخیرۀ روز فقر و نیازمندی خود ساز.
[٣٣٢٣]٣-ابو حمزه گفته است:از امام باقر علیه السّلام اجازه ورود خواستم امام علیه السّلام دم در آمد در حالیکه دو لبش حرکت میکرد در اینباره از ایشان پرسیدم، فرمودند:آیا آن را فهمیدی ثمالی؟من عرض کردم:بله فدایت شوم.امام علیه السّلام فرمودند:به خدا سوگند من کلماتی را به زبان آوردم که هیچکس هرگز آنها را نگفته جز آنکه خداوند امور مهم دنیا و آخرت او را کفایت کرده است.من عرض کردم:آن کلمات را به من بگویید.امام علیه السّلام فرمود:بله.هرکس در هنگام بیرون آمدن از خانه بگوید:«بهنام خدا!خدا مرا بس است من بر او توکّل کردم.خداوندا من برای همه کارهایم خیر را از تو میخواهم و از خواری دنیا و کیفر آخرت به تو پناه میبرم»خداوند امور مهم دنیا و آخرت او را کفایت میکند.
ص :۴١٣
[٣٣٢۴]۴-عنه،عن علیّ بن الحکم،عن عاصم بن حمید،عن أبی بصیر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
من قال حین یخرج من باب داره:«أعوذ بما عاذت به ملائکة اللّه من شرّ هذا الیوم الجدید الّذی إذا غابت شمسه لم تعد من شرّ نفسی و من شرّ غیری و من شرّ الشّیاطین و من شرّ من نصب لأولیاء اللّه و من شرّ الجنّ و الإنس و من شرّ السّباع و الهوامّ و من شرّ رکوب المحارم کلّها،أجیر نفسی باللّه من کلّ شرّ»غفر اللّه له و تاب علیه و کفاه الهمّ و حجزه عن السّوء و عصمه من الشّرّ.
[٣٣٢۵]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن محبوب،عن معاویة بن عمّار، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا خرجت من منزلک فقل:«بسم اللّه توکّلت علی اللّه،لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه،اللّهمّ إنّی أسألک خیر ما خرجت له،و أعوذ بک من شرّ ما خرجت له اللّهمّ أوسع علیّ من فضلک و أتمم علیّ نعمتک و استعملنی فی طاعتک و اجعل رغبتی فیما عندک و توفّنی علی ملّتک و ملّة رسولک صلّی اللّه علیه و اله و سلّم.
[٣٣٢۶]۶-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن علیّ،عن عبد الرّحمن بن أبی هاشم،عن أبی خدیجة قال:
کان أبو عبد اللّه علیه السّلام إذا خرج یقول:«اللّهمّ بک خرجت و لک أسلمت و بک آمنت و علیک توکّلت،اللّهمّ بارک لی فی یومی هذا و ارزقنی فوزه و فتحه و نصره و طهوره و هداه و برکته و اصرف عنّی شرّه و شرّ ما فیه،بسم اللّه و باللّه و اللّه أکبر و الحمد للّه ربّ العالمین،اللّهمّ إنّی قد خرجت فبارک لی فی خروجی و انفعنی به»قال:و إذا دخل فی منزله قال ذلک.
ص :۴١۴
[٣٣٢۴]۴-ابو بصیر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هرکس هنگامی که از خانهاش بیرون میآید بگوید:«از شرّ این روز جدید که هرگاه خورشیدش پنهان شود بازنگردد و از شرّ و بدی خودم و غیر خودم و شیاطین و هرکس که به جنگ دوستان خدا برخاسته است و از شرّ جنّ و انس و درنده و خزنده و از شرّ انجام هر حرامی پناه میبرم به آنچه فرشتگان خدا به آن پناه بردهاند و جانم را از هر بدی در پناه خدا قرار میدهم».خداوند او را میبخشد و توبهاش را میپذیرد و امور مهم او را کفایت کرده،از بدی بازمیدارد و از شرّ نگاه میدارد.
[٣٣٢۵]۵-معاویۀ عمّار روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هنگامی که از خانهات بیرون میآیی بگو:«بهنام خدا،بر خدا توکل کردم که هیچ نیرو و توانایی جز به سبب او نیست.خدایا!من از تو میخواهم که آنچه را برای آن خانه بیرون آمدهام نیک گردانی و از بدی آنچه برای آن از خانه بیرون آمدهام به تو پناه میبرم.خداوندا از فضل خود بر من گشایش عطا فرما و نعمت خود را بر من کامل بگردان و مرا در راه بندگی خود بگمار و خواستهام را چیزی قراربده که در نزد تو است و مرا بر آیین خودت و آیین فرستادهات بمیران.
[٣٣٢۶]۶-ابو خدیجه گفته است:امام صادق علیه السّلام هنگامی که از خانه بیرون میآمد میفرمود:خدایا به یاری تو بیرون آمدم و برای تو اسلام آورده،به یاری تو ایمان آورده بر تو توکّل کردم،خدایا!امروزم را برای من پربرکت قرارده و پیروزی و گشایش و یاری و پاکی و هدایت و برکت آن را روزیام کن و بدی این روز و هر آنچه را در آن است از من برگردان.بهنام خدا و به یاری او.خدا بزرگتر از آن است که وصف شود و ستایش مخصوص او است که پروردگار جهانیان است.خدایا من از خانه بیرون آمدم پس بیرون آمدنم را پربرکت قرارده و مرا از آن بهرهمندساز راوی گفته است:و هنگامی که به منزل میرفت نیز همین کلمات را بر زبان جاری میکرد.
ص :۴١۵
[٣٣٢۴]۴-ابو بصیر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هرکس هنگامی که از خانهاش بیرون میآید بگوید:«از شرّ این روز جدید که هرگاه خورشیدش پنهان شود بازنگردد و از شرّ و بدی خودم و غیر خودم و شیاطین و هرکس که به جنگ دوستان خدا برخاسته است و از شرّ جنّ و انس و درنده و خزنده و از شرّ انجام هر حرامی پناه میبرم به آنچه فرشتگان خدا به آن پناه بردهاند و جانم را از هر بدی در پناه خدا قرار میدهم».خداوند او را میبخشد و توبهاش را میپذیرد و امور مهم او را کفایت کرده،از بدی بازمیدارد و از شرّ نگاه میدارد.
[٣٣٢۵]۵-معاویۀ عمّار روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هنگامی که از خانهات بیرون میآیی بگو:«بهنام خدا،بر خدا توکل کردم که هیچ نیرو و توانایی جز به سبب او نیست.خدایا!من از تو میخواهم که آنچه را برای آن خانه بیرون آمدهام نیک گردانی و از بدی آنچه برای آن از خانه بیرون آمدهام به تو پناه میبرم.خداوندا از فضل خود بر من گشایش عطا فرما و نعمت خود را بر من کامل بگردان و مرا در راه بندگی خود بگمار و خواستهام را چیزی قراربده که در نزد تو است و مرا بر آیین خودت و آیین فرستادهات بمیران.
[٣٣٢۶]۶-ابو خدیجه گفته است:امام صادق علیه السّلام هنگامی که از خانه بیرون میآمد میفرمود:خدایا به یاری تو بیرون آمدم و برای تو اسلام آورده،به یاری تو ایمان آورده بر تو توکّل کردم،خدایا!امروزم را برای من پربرکت قرارده و پیروزی و گشایش و یاری و پاکی و هدایت و برکت آن را روزیام کن و بدی این روز و هر آنچه را در آن است از من برگردان.بهنام خدا و به یاری او.خدا بزرگتر از آن است که وصف شود و ستایش مخصوص او است که پروردگار جهانیان است.خدایا من از خانه بیرون آمدم پس بیرون آمدنم را پربرکت قرارده و مرا از آن بهرهمندساز راوی گفته است:و هنگامی که به منزل میرفت نیز همین کلمات را بر زبان جاری میکرد.
ص :۴١۵
[٣٣٢۴]۴-ابو بصیر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هرکس هنگامی که از خانهاش بیرون میآید بگوید:«از شرّ این روز جدید که هرگاه خورشیدش پنهان شود بازنگردد و از شرّ و بدی خودم و غیر خودم و شیاطین و هرکس که به جنگ دوستان خدا برخاسته است و از شرّ جنّ و انس و درنده و خزنده و از شرّ انجام هر حرامی پناه میبرم به آنچه فرشتگان خدا به آن پناه بردهاند و جانم را از هر بدی در پناه خدا قرار میدهم».خداوند او را میبخشد و توبهاش را میپذیرد و امور مهم او را کفایت کرده،از بدی بازمیدارد و از شرّ نگاه میدارد.
[٣٣٢۵]۵-معاویۀ عمّار روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هنگامی که از خانهات بیرون میآیی بگو:«بهنام خدا،بر خدا توکل کردم که هیچ نیرو و توانایی جز به سبب او نیست.خدایا!من از تو میخواهم که آنچه را برای آن خانه بیرون آمدهام نیک گردانی و از بدی آنچه برای آن از خانه بیرون آمدهام به تو پناه میبرم.خداوندا از فضل خود بر من گشایش عطا فرما و نعمت خود را بر من کامل بگردان و مرا در راه بندگی خود بگمار و خواستهام را چیزی قراربده که در نزد تو است و مرا بر آیین خودت و آیین فرستادهات بمیران.
[٣٣٢۶]۶-ابو خدیجه گفته است:امام صادق علیه السّلام هنگامی که از خانه بیرون میآمد میفرمود:خدایا به یاری تو بیرون آمدم و برای تو اسلام آورده،به یاری تو ایمان آورده بر تو توکّل کردم،خدایا!امروزم را برای من پربرکت قرارده و پیروزی و گشایش و یاری و پاکی و هدایت و برکت آن را روزیام کن و بدی این روز و هر آنچه را در آن است از من برگردان.بهنام خدا و به یاری او.خدا بزرگتر از آن است که وصف شود و ستایش مخصوص او است که پروردگار جهانیان است.خدایا من از خانه بیرون آمدم پس بیرون آمدنم را پربرکت قرارده و مرا از آن بهرهمندساز راوی گفته است:و هنگامی که به منزل میرفت نیز همین کلمات را بر زبان جاری میکرد.
ص :۴١۵
[٣٣٢۴]۴-ابو بصیر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هرکس هنگامی که از خانهاش بیرون میآید بگوید:«از شرّ این روز جدید که هرگاه خورشیدش پنهان شود بازنگردد و از شرّ و بدی خودم و غیر خودم و شیاطین و هرکس که به جنگ دوستان خدا برخاسته است و از شرّ جنّ و انس و درنده و خزنده و از شرّ انجام هر حرامی پناه میبرم به آنچه فرشتگان خدا به آن پناه بردهاند و جانم را از هر بدی در پناه خدا قرار میدهم».خداوند او را میبخشد و توبهاش را میپذیرد و امور مهم او را کفایت کرده،از بدی بازمیدارد و از شرّ نگاه میدارد.
[٣٣٢۵]۵-معاویۀ عمّار روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هنگامی که از خانهات بیرون میآیی بگو:«بهنام خدا،بر خدا توکل کردم که هیچ نیرو و توانایی جز به سبب او نیست.خدایا!من از تو میخواهم که آنچه را برای آن خانه بیرون آمدهام نیک گردانی و از بدی آنچه برای آن از خانه بیرون آمدهام به تو پناه میبرم.خداوندا از فضل خود بر من گشایش عطا فرما و نعمت خود را بر من کامل بگردان و مرا در راه بندگی خود بگمار و خواستهام را چیزی قراربده که در نزد تو است و مرا بر آیین خودت و آیین فرستادهات بمیران.
[٣٣٢۶]۶-ابو خدیجه گفته است:امام صادق علیه السّلام هنگامی که از خانه بیرون میآمد میفرمود:خدایا به یاری تو بیرون آمدم و برای تو اسلام آورده،به یاری تو ایمان آورده بر تو توکّل کردم،خدایا!امروزم را برای من پربرکت قرارده و پیروزی و گشایش و یاری و پاکی و هدایت و برکت آن را روزیام کن و بدی این روز و هر آنچه را در آن است از من برگردان.بهنام خدا و به یاری او.خدا بزرگتر از آن است که وصف شود و ستایش مخصوص او است که پروردگار جهانیان است.خدایا من از خانه بیرون آمدم پس بیرون آمدنم را پربرکت قرارده و مرا از آن بهرهمندساز راوی گفته است:و هنگامی که به منزل میرفت نیز همین کلمات را بر زبان جاری میکرد.
ص :۴١۵
صبّاح الحذّاء،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
یا صبّاح،لو کان الرّجل منکم إذا أراد سفرا قام علی باب داره تلقاء وجهه الّذی یتوجّه له فقرأ الحمد أمامه و عن یمینه و عن شماله و المعوّذتین أمامه و عن یمینه و عن شماله و قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ أمامه و عن یمینه و عن شماله و آیة الکرسیّ أمامه و عن یمینه و عن شماله ثمّ قال:«اللّهمّ احفظنی و احفظ ما معی و سلّمنی و سلّم ما معی و بلّغنی و بلّغ ما معی ببلاغک الحسن الجمیل»لحفظه اللّه و حفظ ما معه و سلّمه و سلّم ما معه و بلّغه و بلّغ ما معه،أما رأیت الرّجل یحفظ و لا یحفظ ما معه و یبلغ و لا یبلغ ما معه و یسلم و لا یسلم ما معه.
[٣٣٣٢]١٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عن الحسن بن الجهم،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
إذا خرجت من منزلک فی سفر أو حضر فقل:«بسم اللّه آمنت باللّه،توکّلت علی اللّه ما شاء اللّه لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه»فتلقّاه الشّیاطین فتنصرف و تضرب الملائکة وجوهها و تقول:ما سبیلکم علیه و قد سمّی اللّه و آمن به و توکّل علیه و قال:ما شاء اللّه لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه.
باب الدّعاء قبل الصّلاة
[٣٣٣٣]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن النّعمان،عن بعض أصحابه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان أمیر المؤمنین علیه السّلام یقول:من قال هذا القول کان مع محمّد و آل محمّد إذا قام قبل أن یستفتح الصّلاة:«اللّهمّ إنّی أتوجّه إلیک بمحمّد و آل محمّد و أقدّمهم بین یدی صلاتی و أتقرّب بهم إلیک فاجعلنی بهم وجیها فی الدّنیا
ص :۴١٨
و الآخرة و من المقرّبین؛مننت علیّ بمعرفتهم فاختم لی بطاعتهم و معرفتهم و ولایتهم فإنّها السّعادة و اختم لی بها فإنّک علی کلّ شیء قدیر»ثمّ تصلّی،فإذا انصرفت قلت:«اللّهمّ اجعلنی مع محمّد و آل محمّد فی کلّ عافیة و بلاء و اجعلنی مع محمّد و آل محمّد فی کلّ مثوی و منقلب،اللّهمّ اجعل محیای محیاهم و مماتی مماتهم و اجعلنی معهم فی المواطن کلّها و لا تفرّق بینی و بینهم إنّک علی کلّ شیء قدیر».
[٣٣٣۴]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن بعض أصحابنا،رفعه قال:
تقول قبل دخولک فی الصّلاة:«اللّهمّ إنّی أقدّم محمّدا نبیّک صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بین یدی حاجتی و أتوجّه به[إلیک]فی طلبتی فاجعلنی بهم وجیها فی الدّنیا و الآخرة و من المقرّبین،اللّهمّ اجعل صلاتی بهم متقبّلة و ذنبی بهم مغفورا و دعائی بهم مستجابا یا أرحم الرّاحمین».
[٣٣٣۵]٣-عنه،عن أبیه،عن عبد اللّه بن القاسم،عن صفوان الجمّال قال:
شهدت أبا عبد اللّه علیه السّلام و استقبل القبلة قبل التّکبیر و قال:اللّهمّ لا تؤیسنی من روحک و لا تقنّطنی من رحمتک و لا تؤمنّی مکرک فإنّه لا یأمن مکر اللّه إلاّ القوم الخاسرون.قلت:جعلت فداک ما سمعت بهذا من أحد قبلک،فقال:إنّ من أکبر الکبائر عند اللّه الیأس من روح اللّه و القنوط من رحمة اللّه و الأمن من مکر اللّه.
باب الدّعاء فی أدبار الصّلوات
[٣٣٣۶]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن أبی عبد اللّه البرقیّ،عن عیسی بن عبد اللّه القمّیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :۴٢٠
و از نزدیکان بارگاهت قرارده.که تو با دادن شناخت آنان،بر من منّت نهادی پس سرانجامم را بندگی و شناخت و ولایتشان قرارده که سعادت حقیقی آن است و مرا اینگونه به سرانجام برسان؛زیرا تو بر هرکاری توانایی.
سپس نماز میخوانی و هنگامی که نمازت به پایان رسید میگویی:«خداوندا! در هر سلامت و گرفتاری و در هر اقامت و دگرگونیای مرا با محمّد و خاندان او قرار بده.خدایا زندگی مرا زندگی ایشان و مرگ مرا مرگ آنان قرارده.مرا در همه جا با آنان قرار بده و میان من و ایشان جدایی نیافکن.که تو بر هر کاری توانایی.
[٣٣٣۴]٢-یکی از اصحاب حدیثی روایت کرده که امام معصوم علیه السّلام فرمودند:
پیش از وارد شدن به نماز بگو:خداوندا!من محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-پیامبرت را پیشاپیش حاجتم قرار داده،برای خواستهام به وسیلۀ او به تو رو آوردم پس مرا به وسیلۀ آنان در دنیا و آخرت آبرومند ساخته،از نزدیکان درگاهت قرارده.خداوندا نمازم را به خاطر آنان بپذیر و گناهم را بیامرز و خواستهام را برآور ای مهربانترین مهربانان.
[٣٣٣۵]٣-صفوان جمّال گفته است:در محضر امام صادق علیه السّلام بودم و ایشان پیش از تکبیرة الاحرام رو به قبله ایستاد و گفت:«خدایا مرا از رحمت خودت ناامید نکن و از مکرت آسودهخاطر مکن؛زیرا هیچکس جز گروه زیانکاران از مکر خدا آسودهخاطر نمیگردند.من عرض کردم:فدایت شوم.چنین سخنانی را پیش از شما از کسی نشنیده بودم.امام علیه السّلام فرمودند:یکی از بزرگترین گناهان کبیره در نزد خدا ناامیدی از رحمت و بخشایش خدا و آسودهخاطر بودن از مکر او است.
[٣٣٣۶]١-عیسی بن عبد اللّه قمی از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان
ص :۴٢١
کان أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه یقول إذا فرغ من الزّوال:«اللّهمّ إنّی أتقرّب إلیک بجودک و کرمک و أتقرّب إلیک بمحمّد عبدک و رسولک و أتقرّب إلیک بملائکتک المقرّبین و أنبیائک المرسلین و بک،اللّهمّ أنت الغنیّ عنّی و بی الفاقة إلیک،أنت الغنیّ و أنا الفقیر إلیک،أقلتنی عثرتی و سترت علیّ ذنوبی فاقض لی الیوم حاجتی و لا تعذّبنی بقبیح ما تعلم منّی،بل عفوک و جودک یسعنی»قال:ثمّ یخرّ ساجدا و یقول:«یا أهل التّقوی و یا أهل المغفرة یا برّ یا رحیم،أنت أبرّ بی من أبی و أمّی و من جمیع الخلائق اقبلنی بقضاء حاجتی مجابا دعائی مرحوما صوتی قد کشفت أنواع البلایا عنّی».
[٣٣٣٧]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و محمّد بن إسماعیل،عن الفضل بن شاذان،جمیعا عن ابن أبی عمیر،عن إبراهیم بن عبد الحمید،عن الصّبّاح بن سیابة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قال إذا صلّی المغرب ثلاث مرّات:«الحمد للّه الّذی یفعل ما یشاء و لا یفعل ما یشاء غیره»أعطی خیرا کثیرا.
[٣٣٣٨]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،رفعه قال:
یقول بعد العشاءین:«اللّهمّ بیدک مقادیر اللّیل و النّهار و مقادیر الدّنیا و الآخرة و مقادیر الموت و الحیاة و مقادیر الشّمس و القمر و مقادیر النّصر و الخذلان و مقادیر الغنی و الفقر،اللّهمّ بارک لی فی دینی و دنیای و فی جسدی و أهلی و ولدی،اللّهمّ ادرأ عنّی شرّ فسقة العرب و العجم و الجنّ و الإنس و اجعل منقلبی إلی خیر دائم و نعیم لا یزول».
[٣٣٣٩]۴-عنه،عن بعض أصحابه،رفعه قال:
من قال بعد کلّ صلاة و هو آخذ بلحیته بیده الیمنی:«یا ذا الجلال و الإکرام
ص :۴٢٢
-درود خدا بر او-هنگامی که از نماز ظهر فارغ میشد میفرمود:«خداوندا من به وسیلۀ بخشش و بزرگواریات به تو نزدیکی میجویم و به واسطۀ محمّد،بنده و فرستادهات[درود خدا بر او و بر خاندانش]و به وسیلۀ فرشتگان مخصوص درگاه و پیامبران فرستادهات و به واسطۀ خودت به تو نزدیکی میجویم.
خداوندا تو به من نیازی نداری و من به تو نیازمندم.تو بینیازی و من به تو نیازمندم.خدایا تو از لغزشهای من درگذشتی و گناهانم را پوشاندی پس امروز خواستۀ مرا برآور و برای زشتیهایی که از من میدانی مرا کیفر نده بلکه با گذشت و بخششات مرا فراگیر»و سپس به سجده میافتاد و میفرمود:ای اهل تقوا و ای اهل آمرزش.ای نیکو و ای مهربان.تو از پدر و مادر و همۀ افراد به من نیکتری.با برآورده ساختن خواستهام و اجابت دعایم و مورد پذیرش قرار گرفتن ندایم به من روکن.که تو انواع بلاها را از من برطرف ساختهای.
[٣٣٣٧]٢-صبّاح سیابه روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس وقتی نماز مغرب را گذارد،سه بار بگوید:«سپاس مخصوص خدایی است که هرچه بخواهد انجام میدهد و غیر او هرچه بخواهد نمیتواند انجام دهد».خیر فراوانی به او عطا میشود.
[٣٣٣٨]٣-محمّد خالد در حدیثی بیسند روایت کرده که معصوم علیه السّلام فرمودند:
پس از نماز مغرب و عشاء بگویید:«خداوندا اندازۀ شب و روز و اندازۀ دنیا و آخرت و اندازۀ مرگ و زندگی و اندازۀ خورشید و ماه و اندازۀ پیروزی و شکست و اندازۀ توانگری و فقر به دست تو است.خداوندا به دین و دنیایم و به تن و خانواده و فرزندانم برکت ده.خدایا بدی بدکاران عرب و عجم و جنّ و انس را از من دور گردان و بازگشت مرا به خیری همیشگی و نعمتهایی فناناپذیر قرارده.
[٣٣٣٩]۴-یکی از اصحاب حدیثی روایت کرده که معصوم علیه السّلام فرمودند:هر
ص :۴٢٣
ارحمنی من النّار»ثلاث مرّات و یده الیسری مرفوعة و بطنها إلی ما یلی السّماء ثمّ یقول:«أجرنی من العذاب الألیم»[ثلاث مرّات]ثمّ یؤخّر یده عن لحیته ثمّ یرفع یده و یجعل بطنها ممّا یلی السّماء ثمّ یقول:«یا عزیز یا کریم یا رحمان یا رحیم»و یقلب یدیه و یجعل بطونهما ممّا یلی السّماء ثمّ یقول «أجرنی من العذاب[الألیم]ثلاث مرّات صلّ علی محمّد و آل محمّد و الملائکة و الرّوح»غفر له و رضی عنه و وصل بالاستغفار له حتّی یموت جمیع الخلائق إلاّ الثّقلین الجنّ و الإنس.و قال:إذا فرغت من تشهّدک فارفع یدیک و قل:«اللّهمّ اغفر لی مغفرة عزما جزما لا تغادر ذنبا و لا أرتکب بعدها محرّما أبدا و عافنی معافاة لا بلوی بعدها أبدا و اهدنی هدی لا أضلّ بعده أبدا و انفعنی یا ربّ بما علّمتنی و اجعله لی و لا تجعله علیّ و ارزقنی کفافا و رضّنی به یا ربّاه و تب علیّ یا اللّه یا اللّه یا اللّه یا رحمان یا رحمان یا رحمان یا رحیم یا رحیم یا رحیم،ارحمنی من النّار ذات السّعیر و ابسط علیّ من سعة رزقک و اهدنی لما اختلف فیه من الحقّ بإذنک و اعصمنی من الشّیطان الرّجیم و أبلغ محمّدا صلّی اللّه علیه و آله عنّی تحیّة کثیرة و سلاما و اهدنی بهداک و أغننی بغناک و اجعلنی من أولیائک المخلصین و صلّی اللّه علی محمّد و آل محمّد آمین»،قال:من قال هذا بعد کلّ صلاة ردّ اللّه علیه روحه فی قبره و کان حیّا مرزوقا ناعما مسرورا إلی یوم القیامة.
[٣٣۴٠]۵-عنه عن بعض أصحابه،رفعه قال:
تقول بعد الفجر«اللّهمّ لک الحمد حمدا خالدا مع خلودک و لک الحمد حمدا لا منتهی له دون رضاک و لک الحمد حمدا لا أمد له دون مشیّتک و لک الحمد حمدا لا جزاء لقائله إلاّ رضاک،اللّهمّ لک الحمد و إلیک المشتکی و أنت
ص :۴٢۴
کس پس از هرنمازی در حالیکه دست چپ خود را بلند کرده و کف دستش را به سوی آسمان گرفته است ریش خود را در دست راست گیرد و سه بار بگوید:
«ای صاحب شکوه و کرامتگری مرا از آتش نجات بده»و سه بار بگوید:«مرا از عذاب دردناک پناه ده».سپس دستش را از ریشش بردارد و به سوی آسمان بلند کند و کف آن را به سوی آسمان قرار داده،بگوید:«ای شکستناپذیر،ای بخشنده،ای رحمتگر،ای مهربان»و هر دو دست را برگرداند و آنگاه کف آنها را بهسوی آسمان بلند کرده،سه بار بگوید:«مرا از عذاب دردناک پناه بده،و بر محمّد و خاندان او و فرشتگان و روح درود فرست»آمرزیده میشود و مورد رضایت قرار میگیرد.و تا زمانی که همۀ آفریدگان از جن و انس بمیرند برای او آمرزشخواهی میشود و فرمودند:هنگامی که تشهّدت به پایان رسید دو دست خود را بلند کن و بگو:«خداوندا!مرا بهطور حتم بیامرز تا گناهی نماند و من پس از آن هرگز به حرام نیفتم و سلامت و عافیتی به من عطا فرما که هرگز پس از آن بلاء و مصیبتی نباشد و هدایتی را شامل حال من کن که پس از آن هرگز گمراه نگردم.پروردگارا مرا به سبب آنچه آموختی سود بخش و آن را به نفع من و نه به زیانم قرارده و به اندازۀ کفاف روزیام کن و به آن خرسندم گردان ای پروردگار من و توبه مرا بپذیر ای خدا ای خدا ای خدا ای رحمتگر،ای رحمتگر،ای رحمتگر،ای مهربان،ای مهربان،ای مهربان مرا از آتش شعلهور نجاتده و از گستردگی روزیات به من ارزانی کن.و دربارۀ آنچه به اذن تو مورد اختلاف است مرا هدایت کن و از شیطان رانده شده نگاهدار و از من به محمد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم درود و سلام فراوان بفرست.مرا به هدایتات،هدایت کن،با بینیازیات بینیاز ساز و از دوستان خالص شدهات قرارده و بر محمد و خاندان او درود فرست آمین».
امام علیه السّلام فرمودند:هرکس پس از هر نمازی چنین بگوید خداوند روحش را در قبر به وی برگرداند و تا روز قیامت زنده و روزیخور و در نعمت و شادی باشد.
[٣٣۴٠]۵-یکی از اصحاب حدیثی روایت کرده که معصوم علیه السّلام فرمودند:پس از سپیدۀ صبح بگو:«خداوندا!سپاس برای تو است،سپاسی جاودان با جاودانگی تو و سپاس برای تو است سپاسی که بیرضای تو پایانی ندارد و سپاس برای تو است،سپاس که بیخواست تو تمامی نمیپذیرد و سپاس برای تو است سپاسی که گویندهاش پاداشی جز رضای تو ندارد خداوندا سپاس مخصوص
ص :۴٢۵
المستعان؛اللّهمّ لک الحمد کما أنت أهله،الحمد للّه بمحامده کلّها علی نعمائه کلّها حتّی ینتهی الحمد إلی حیث ما یحبّ ربّی و یرضی».و تقول بعد الفجر قبل أن تتکلّم:«الحمد للّه ملء المیزان و منتهی الرّضا و زنة العرش»و سبحان اللّه ملء المیزان و منتهی الرّضا و زنة العرش و اللّه أکبر ملء المیزان و منتهی الرّضا و زنة العرش و لا إله إلاّ اللّه ملء المیزان و منتهی الرّضا و زنة العرش تعید ذلک أربع مرّات ثمّ تقول:«[اللّهمّ]أسألک مسألة العبد الذّلیل أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن تغفر لنا ذنوبنا و تقضی لنا حوائجنا فی الدّنیا و الآخرة فی یسر منک و عافیة».
[٣٣۴١]۶-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن بعض أصحابه،عن محمّد بن الفرج قال:
کتب إلیّ أبو جعفر ابن الرّضا علیه السّلام بهذا الدّعاء و علّمنیه و قال:من قال فی دبر صلاة الفجر لم یلتمس حاجة إلاّ تیسّرت له و کفاه اللّه ما أهمّه:«بسم اللّه و باللّه و صلّی اللّه علی محمّد و آله وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ* فَوَقٰاهُ اللّٰهُ سَیِّئٰاتِ مٰا مَکَرُوا لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّٰالِمِینَ* فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ وَ نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذٰلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ حَسْبُنَا اللّٰهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ* فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ ما شاء اللّه لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه[العلیّ العظیم]ما شاء اللّه لا ما شاء النّاس،ما شاء اللّه و إن کره النّاس،حسبی الرّبّ من المربوبین،حسبی الخالق من المخلوقین،حسبی الرّازق من المرزوقین،حسبی الّذی لم یزل حسبی منذ قطّ حسبی اللّه الّذی لا إله إلاّ هو علیه توکّلت و هو ربّ العرش العظیم.و قال:إذا انصرفت من صلاة مکتوبة فقل:«رضیت باللّه ربّا و بمحمّد نبیّا و بالإسلام دینا و بالقرآن کتابا
ص :۴٢۶
تو است،شکایت به بارگاه تو آورده میشود و تویی یاور ما.خدایا سپاس مخصوص تو است چنانکه تو سزاوار آن هستی.
سپاس با همۀ گونههای سپاسش در برابر همۀ نعمتهایش از آن خداست تا بدانجا که پروردگارم دوست میدارد و راضی میشود»و پس از سپیدۀ صبح پیش از آنکه سخن بگویی بگو:«سپاس مخصوص خداست به مقدار میزان و پایان رضایت و سنگینی عرش و خدا پاک است به اندازۀ میزان و پایان رضایت و سنگینی عرش و خدا بزرگتر از آن است که وصف شود به اندازۀ میزان و پایان رضایت و سنگینی عرش و هیچ معبودی جز خدا نیست به اندازۀ میزان و پایان رضایت و سنگینی عرش»و چهار بار باز گفته،سپس میگویی:[خداوندا]از تو چون بندهای خوار،میخواهم که بر محمد و خاندان او درود فرستی و گناهان ما را بیامرزی و خواستههای ما در دنیا و آخرت را در آسانی و سلامتی برآورده سازی».
[٣٣۴١]۶-محمّد فرج گفته است:امام جواد علیه السّلام این دعا را برای من نوشت و آن را به من آموخته،فرمود:هرکس به دنبال نماز صبح این دعا را بخواند چیزی از خدا نمیطلبد جز آنکه برایش میسّر میگردد و خداوند امور مهم او را کفایت میکند:«بهنام خدا و به یاری او و درود خداوند بر محمد و خاندان او.و من امورم را به خدا واگذار میکنم که خداوند بر بندگانش بینا است.و خداوند او را از بدکرداریهای نیرنگبازان حفظ کرد که هیچ معبودی جز تو نیست ای خدای پاک و من از ستمکاران بودم.
پس ما او را پاسخ گفتیم و از اندوه نجات بخشیدیم و ما اینگونۀ مؤمنان را رهایی میبخشیم.خداوند برای ما کافی است و او بهترین کارگزار است.
پس با نعمت و احسان خدا بازگشتند و هیچ بدی به آنها نرسید که هرچه، خدا بخواهد.و هیچ نیرو و تواناییای جز به سبب خداوند[بلند مرتبه و بزرگ]نیست.هرچه خدا بخواهد نه آنچه مردم میخواهند.هرچه خدا بخواهد اگرچه مردم دوست نداشته باشند.پروردگار،مرا از پرورشیافتگان کفایت میکند.آفریننده مرا از آفریدگان کفایت میکند.روزیدهنده مرا از روزیخواران کفایت میکند.مرا بس است آنکه پیوسته مرا بس خواهد بود.
مرا بس است.خداوندی که هیچ معبودی جز او نیست.بر او توکل کردم و او پروردگار عرش بزرگ است».و فرمودند:هنگامی که نماز واجبت را به پایان بردی بگو:«خشنود گشتم که خدا پروردگارم باشد و محمد پیامبرم و اسلام دینم
ص :۴٢٧
و بفلان و فلان أئمّة،اللّهمّ ولیّک فلان فاحفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله و من فوقه و من تحته و امدد له فی عمره و اجعله القائم بأمرک و المنتصر لدینک و أره ما یحبّ و ما تقرّ به عینه فی نفسه و ذرّیّته و فی أهله و ماله و فی شیعته و فی عدوّه و أرهم منه ما یحذرون و أره فیهم ما یحبّ و تقرّ به عینه و اشف صدرونا و صدور قوم مؤمنین».
قال:و کان النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یقول إذا فرغ من صلاته:«اللّهمّ اغفر لی ما قدّمت و ما أخّرت و ما أسررت و ما أعلنت و إسرافی علی نفسی و ما أنت أعلم به منّی.اللّهمّ أنت المقدّم و أنت المؤخّر لا إله إلاّ أنت بعلمک الغیب و بقدرتک علی الخلق أجمعین ما علمت الحیاة خیرا لی فأحینی و توفّنی إذا علمت الوفاة خیرا لی،اللّهمّ إنّی أسألک خشیتک فی السّرّ و العلانیة و کلمة الحقّ فی الغضب و الرّضا و القصد فی الفقر و الغنی و أسألک نعیما لا ینفد و قرّة عین لا ینقطع و أسألک الرّضا بالقضاء و برکة الموت بعد العیش و برد العیش بعد الموت و لذّة المنظر إلی وجهک و شوقا إلی رؤیتک و لقائک من غیر ضرّاء مضرّة و لا فتنة مضلّة.اللّهمّ زیّنّا بزینة الإیمان و اجعلنا هداة مهدیّین،اللّهمّ اهدنا فیمن هدیت،اللّهمّ إنّی أسألک عزیمة الرّشاد و الثّبات فی الأمر و الرّشد و أسألک شکر نعمتک و حسن عافیتک و أداء حقّک و أسألک یا ربّ قلبا سلیما و لسانا صادقا و أستغفرک لما تعلم و أسألک خیر ما تعلم و أعوذ بک من شرّ ما تعلم فإنّک تعلم و لا نعلم و أنت علاّم الغیوب».
[٣٣۴٢]٧-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن حمّاد بن عثمان، عن سیف بن عمیرة قال:
ص :۴٢٨
و قرآن کتابم و فلان و فلان و...امامانم.خداوندا فلانی دوست تو است[و نام امام زمان را ببر]پس او را از مقابل و پشتسر و راست و چپ و از بالای سر و زیر پایش نگاه دار و عمرش را طولانی کرده،او را قیامکننده به فرمان خود و یاریکنندۀ دینت قرارده.و آنچه را که دوست دارد و روشنی چشم او است درباره خودش و فرزندانش و خانوادهاش و اموالش و شیعیانش و دشمنانش به او بنما.و از او به دشمنانش چیزی بنما که بترسند و دربارۀ آنان به او چیزی را بنما که دوست دارد و روشنی چشم او است و سینههای ما و مردم با ایمان را شفا بده».
امام علیه السّلام فرمود:پیامبر هرگاه نمازش به پایان میرسید میفرمود:«خداوندا!آنچه کردهام و آنچه را عقب انداختهام و آنچه نهان یا آشکار کردهام و زیادهروی بر نفسم و آنچه را تو بر آن از من آگاهتری بیامرز.خداوندا پیشین تویی و پسین هم، هیچ معبودی جز تو نیست،به حقّ علم پنهان و تواناییات بر همۀ آفریدگان تا هر گاه که زندگی را برای من خیر دانستی مرا زنده بدار و چون دانستی مرگ برای من بهتر است مرا از دنیا ببر.خدایا از تو ترس تو در پنهان و آشکار،سخن حقّ در خشم و خشنودی و میانهروی در نیازمندی و بینیازی میخواهم.از تو نعمتی میخواهم که پایان نپذیرد،روشنی چشمی که قطع نشود.از تو خرسندی به حکمت،برکت مرگ پس از زندگی،آرامش زندگی پس از مرگ و لذّت نگاه به رویت و شیفتگی دیدن و دیدارت بدون زیان و فتنهای گمراهکننده میخواهم.
خدایا ما را به زینت ایمان آراسته کن،ما را هدایتگرانی هدایت شده قرارده.
خدایا ما را در گروه کسانی که هدایت کردهای هدایت کن.خدایا نیکمنشی قطعی در کارها و پایداری قطعی در هدایت را از تو میخواهم.شکرگذاری نعمتها و سلامتی نیکو و ادای حقّت را از تو میخواهم.پروردگارا از تو قلبی سالم و زبانی راستگو میخواهم و برای چیزهایی که میدانی آمرزش میخواهم.از تو بهترین چیزی را که میدانی میخواهم و از بدی آنچه میدانی به تو پناه میبرم که تو میدانی و ما نمیدانیم و تو به راستی دانندۀ پنهانها هستی.
[٣٣۴٢]٧-سیف عمیره از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که جبرئیل علیه السّلام نزد
ص :۴٢٩
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:جاء جبرئیل علیه السّلام إلی یوسف و هو فی السّجن فقال له:یا یوسف،قل فی دبر کلّ صلاة:«اللّهمّ اجعل لی فرجا و مخرجا و ارزقنی من حیث أحتسب و من حیث لا أحتسب».
[٣٣۴٣]٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن عبد العزیز،عن بکر بن محمّد،عمّن رواه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قال هذه الکلمات عند کلّ صلاة مکتوبة حفظ فی نفسه و داره و ماله و ولده:أجیر نفسی و مالی و ولدی و أهلی و داری و کلّ ما هو منّی باللّه الواحد الأحد الصّمد الّذی لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا أحد و أجیر نفسی و مالی و ولدی و کلّ ما هو منّی بربّ الفلق من شرّ ما خلق إلی آخرها و بربّ النّاس إلی آخرها و آیة الکرسیّ إلی آخرها.
[٣٣۴۴]٩-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن معاویة بن عمّار قال:
من قال فی دبر الفریضة:«یا من یفعل ما یشاء و لا یفعل ما یشاء أحد غیره» ثلاثا،ثمّ سأل أعطی ما سأل.
[٣٣۴۵]١٠-الحسین بن محمّد،عن أحمد بن إسحاق،عن سعدان،عن سعید بن یسار قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إذا صلّیت المغرب فأمرّ یدک علی جبهتک و قل:«بسم اللّه الّذی لا إله إلاّ هو عالم الغیب و الشّهادة الرّحمن الرّحیم،اللّهمّ أذهب عنّی الهمّ و[الغمّ]و الحزن»ثلاث مرّات.
[٣٣۴۶]١١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن محمّد الجعفیّ، عن أبیه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :۴٣٠
یوسف علیه السّلام که در زندان بود آمد و به او گفت:ای یوسف پس از هر نمازی بگو:
خداوندا!برای من گشایش و تدبیری قرار بده و از آنجا که گمان میبرم و گمان نمیبرم به من روزی بخش.
[٣٣۴٣]٨-مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس این کلمات را هنگام هر نماز واجبی بخواند جان و خانهاش و مال و فرزندانش محفوظ میماند:«جان و مالم و فرزندان و خانواده و خانهام و هرآنچه را از آن من است به خداوند یگانۀ یکتای بینیازی که نه میزاید و نه زاییده میشود و هیچ همتایی ندارد میسپارم و جان و مالم و فرزندان و هرچه را از آن من است از شرّ آنچه آفریده است به پروردگار سپیدهدم و(تا آخر سوره فلق)پناه میدهم و به پروردگارم مردم...(تا آخر سورۀ ناس)و به آیة الکرسی(تا آخر آیات).
[٣٣۴۴]٩-از معاویۀ عمار روایت شده که هرکس پس از نماز واجب سه بار بگوید:«ای کسی که هرچه بخواهد انجام میدهد و غیر او هرچه بخواهد نمیتواند انجام دهد»و سپس بخواهد به او عطا میشود.
[٣٣۴۵]١٠-سعید یسار روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هنگامی که نماز مغرب را گذاردی دست بر پیشانیات بکش و سه بار بگو:«بهنام خدایی که هیچ معبودی جز او نیست،دانای پنهان و آشکار است و رحمتگر و مهربان است.
خدایا غم و اندوه را از من دور گردان.
[٣٣۴۶]١١-پدر محمد جعفی گفته است:من بسیار از چشم درد رنج میبردم پس
ص :۴٣١
کنت کثیرا ما أشتکی عینی،فشکوت ذلک إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام فقال:ألا أعلّمک دعاء لدنیاک و آخرتک و بلاغا لوجع عینیک؟قلت:بلی،قال:تقول فی دبر الفجر و دبر المغرب:«اللّهمّ إنّی أسألک بحقّ محمّد و آل محمّد علیک،صلّ علی محمّد و آل محمّد و اجعل النّور فی بصری و البصیرة فی دینی و الیقین فی قلبی و الإخلاص فی عملی و السّلامة فی نفسی و السّعة فی رزقی و الشّکر لک أبدا ما أبقیتنی».
[٣٣۴٧]١٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر قال:حدّثنی أبو جعفر الشّامیّ قال حدّثنی رجل بالشّام یقال له هلقام بن أبی هلقام قال:
أتیت أبا إبراهیم علیه السّلام فقلت له:جعلت فداک علّمنی دعاء جامعا للدّنیا و الآخرة و أوجز،فقال:قل فی دبر الفجر إلی أن تطلع الشّمس:«سبحان اللّه العظیم و بحمده أستغفر اللّه و أسأله من فضله».قال هلقام:لقد کنت من أسوإ أهل بیتی حالا فما علمت حتّی أتانی میراث من قبل رجل ما ظننت أنّ بینی و بینه قرابة و إنّی الیوم لمن أیسر أهل بیتی و ما ذلک إلاّ بما علّمنی مولای العبد الصّالح علیه السّلام.
باب الدّعاء للرّزق
[٣٣۴٨]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن خالد و الحسین بن سعید،جمیعا عن القاسم بن عروة،عن أبی جمیلة،عن معاویة بن عمّار قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام أن یعلّمنی دعاء للرّزق،فعلّمنی دعاء ما رأیت أجلب منه للرّزق قال:قل:«اللّهمّ ارزقنی من فضلک الواسع الحلال الطّیّب،رزقا
ص :۴٣٢
شکایتش را نزد امام صادق علیه السّلام بردم.امام علیه السّلام فرمودند:آیا دعایی به تو نیاموزم که به درد دنیا و آخرتت بخورد و برای درد چشمت سودمند باشد؟من عرض کردم:چرا البتّه امام علیه السّلام فرمودند:پس از نماز صبح و نماز مغرب بگو:خداوندا! به حقّی که محمّد و خاندان او[علیهم السلام]بر تو دارند از تو میخواهم که به ایشان درود فرستی و در دیدگانم نور،در دینم فهم و بینایی،در قلبم یقین،در کارهایم اخلاص،در جانم سلامت،در روزیام گشایش قرار دهی و سپاسی جاودانه برای تو وقتی مرا نگاه میداری.
[٣٣۴٧]١٢-مردی شامی که هلقام ابو هلقام نام داشت گفت:نزد امام کاظم علیه السّلام رفتم و به او عرض کردم:فدایت شوم!دعایی به من بیاموز که جامع خواستههای دنیا و آخرت باشد و کوتاه باشد.امام علیه السّلام فرمودند:پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب بگو:پاک است خداوند بزرگ و سپاس بر او.از او آمرزش میخواهیم و از احسانش حاجات خود را میطلبم.هلقام گفت:من بد حالترین مرد خاندانم بودم.آنگاه چیزی نگذشت که از مردی که گمان نمیکردم میان من و او خویشاوندیای باشد ارثی به من رسید و امروز در میان خاندانم از همه توانگرترم و این جز به سبب دعایی که آقای من عبد صالح به من آموخت،نبود.
[٣٣۴٨]١-معاویۀ عمّار گفته است:از امام صادق علیه السّلام خواستم دعایی برای روزی به من بیاموزد.پس دعایی به من آموخت که دعایی روزی رسانتر از آن ندیده بودم.فرمود بگو:«خداوندا از احسان گسترده و حلال و پاکت روزیای گسترده
ص :۴٣٣
واسعا حلالا طیّبا بلاغا للدّنیا و الآخرة،صبّا صبّا،هنیئا مریئا،من غیر کدّ و لا منّ من أحد خلقک إلاّ سعة من فضلک الواسع فإنّک قلت: وَ سْئَلُوا اللّٰهَ مِنْ فَضْلِهِ فمن فضلک أسأل و من عطیّتک أسأل و من یدک الملأی أسأل».
[٣٣۴٩]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عن یونس، عن أبی بصیر قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:لقد استبطأت الرّزق،فغضب ثمّ قال لی:قل:«اللّهمّ إنّک تکفّلت برزقی و رزق کلّ دابّة،یا خیر مدعوّ و یا خیر من أعطی و یا خیر من سئل و یا أفضل مرتجی افعل بی کذا و کذا».
[٣٣۵٠]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن إسماعیل بن عبد الخالق قال:
أبطأ رجل من أصحاب النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم عنه ثمّ أتاه فقال له رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ما أبطأ بک عنّا؟فقال:السّقم و الفقر،فقال له:أفلا أعلّمک دعاء یذهب اللّه عنک بالسّقم و الفقر؟قال:بلی یا رسول اللّه،فقال:قل:«لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه [العلیّ العظیم]توکّلت علی الحیّ الّذی لا یموت و الحمد للّه الّذی لم یتّخذ [صاحبة و لا]ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولیّ من الذّلّ و کبّره تکبیرا،قال:فما لبث أن عاد إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:یا رسول اللّه قد أذهب اللّه عنّی السّقم و الفقر.
[٣٣۵١]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن إبراهیم بن عمر الیمانیّ،عن زید الشّحّام عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ادع فی طلب الرّزق فی المکتوبة و أنت ساجد:«یا خیر المسئولین و یا خیر المعطین ارزقنی و ارزق عیالی من فضلک الواسع فإنّک ذو الفضل العظیم».
ص :۴٣۴
و حلال و پاک به من روزی کن که در دنیا و آخرت مرا کفایت کند،برای من روزی بریز،برای من روزی بریز.گوارا و دلپذیر بدون عرق و بدون منّت هیچ یک از آفریدگانت.نعمتی از احسان گستردهات؛زیرا تو گفتی:«و از احسان خدا درخواست کنید».پس من از احسان تو درخواست میکنم و از هدایای تو میخواهم و از دست لبریز تو میخواهم.
[٣٣۴٩]٢-ابو بصیر گفته است:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:روزیام به کندی و دیر میرسد.امام علیه السّلام برآشفت و فرمود:بگو:«خداوندا تو روزی من و روزی هر جنبندهای را برعهده گرفتهای،ای بهترین خوانده شده،ای بهترین بخشنده، ای بهترین کسی که از او درخواست میشود و ای برترین کسی که به او امید میرود با من چنین و چنان کن[و خواستههایت را بگو].
[٣٣۵٠]٣-اسماعیل عبد الخالق گفته است:مردی از یاران پیامبر گرامی مدّتی دیر به نزد ایشان آمد و آنگاه که به نزد حضرت رفت.رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله به او فرمود:
چه چیز سبب شده که دیر به نزد ما بیایی؟آن مرد عرض کرد:بیماری و نیازمندی!رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-به او فرمود:آیا دعایی به تو نیاموزم که خدا بیماری و فقر را از تو دور سازد؟مرد گفت:چرا،ای رسول خدا.حضرت فرمود:بگو:«هیچ نیرو و توانایی جز به سبب خداوند بلندمرتبۀ بزرگ نیست،من بر زندهای که نمیمیرد،توکّل کردم و سپاس بر خدایی که نه همسر و نه فرزندی گرفته است و نه در فرمانروایی جهان شریکی دارد و خوار نمیشود تا سرپرستی داشته باشد.پس او را بزرگدار».راوی گوید:آن مرد پس از اندکی به نزد پیامبر گرامی بازگشت و عرض کرد:ای رسول خدا،خداوند بیماری و فقر را از من دور ساخت.
[٣٣۵١]۴-زید شحّام روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:در طلب روزی در سجدۀ نماز واجب بگو:«ای بهترین خوانده شده،ای بهترین بخشنده به من و خانوادۀ من از احسان خود روزی بده که تویی صاحب احسان بزرگ».
ص :۴٣۵
[٣٣۵٢]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسین بن سعید،عن محمّد بن خالد،عن القاسم بن عروة،عن أبی جمیلة،عن أبی بصیر قال:
شکوت إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام الحاجة و سألته أن یعلّمنی دعاء فی طلب الرّزق، فعلّمنی دعاء ما احتجت منذ دعوت به،قال:قل فی[دبر]صلاة اللّیل و أنت ساجد:
«یا خیر مدعوّ و یا خیر مسئول و یا أوسع من أعطی و یا خیر مرتجی ارزقنی و أوسع علیّ من رزقک و سبّب لی رزقا من قبلک إنّک علی کلّ شیء قدیر».
[٣٣۵٣]۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن أحمد بن محمّد بن أبی داود،عن أبی حمزة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
جاء رجل إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:یا رسول اللّه،إنّی ذو عیال و علیّ دین و قد اشتدّت حالی فعلّمنی دعاء أدعو اللّه عزّ و جلّ به لیرزقنی ما أقضی به دینی و أستعین به علی عیالی،فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:یا عبد اللّه،توضّأ و أسبغ وضوءک ثمّ صلّ رکعتین تتمّ الرّکوع و السّجود ثمّ قل:«یا ماجد یا واحد یا کریم یا [دائم]أتوجّه إلیک بمحمّد نبیّک نبیّ الرّحمة صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یا محمّد یا رسول اللّه إنّی أتوجّه بک إلی اللّه ربّک و ربّی و ربّ کلّ شیء أن تصلّی علی محمّد و أهل بیته و أسألک نفحة کریمة من نفحاتک و فتحا یسیرا و رزقا واسعا ألمّ به شعثی و أقضی به دینی و أستعین به علی عیالی».
[٣٣۵۴]٧-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن أبی عمیر،عن أبان، عن أبی سعید المکاری و غیره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
علّم رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم هذا الدّعاء:یا رازق المقلّین،یا راحم المساکین، یا ولیّ المؤمنین،یا ذا القوّة المتین صلّی علی محمّد و أهل بیته و ارزقنی و عافنی و اکفنی ما أهمّنی».
ص :۴٣۶
[٣٣۵٢]۵-ابو بصیر گفته است:به امام صادق علیه السّلام از نیازمندیام شکایت کردم و از او خواستم دعایی در طلب روزی به من بیاموزد.دعایی به من آموخت که از وقتی آن را خواندم نیازمند نگشتم.حضرت فرمود:پس از نماز شب در حال سجده بگو:«ای بهترین خوانده شده،ای بهترین درخواست شده،ای بزرگترین عطاکننده و ای بهترین کسی که به او امید میرود.مرا روزی ده و روزیات را بر من گسترده کن و از جانب خودت برای روزیام سبب سازی کن که تو بر هر کاری توانایی».
[٣٣۵٣]۶-ابو حمزه از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که مردی به نزد پیامبر گرامی آمده،گفت:ای رسول خدا من عیالمند و بدهکار و بسیار بدحالم دعایی به من بیاموز تا خدا را با آن بخوانم و روزیام دهد چنانکه قرضم را بپردازم و خانوادهام را یاری کنم.رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:ای بندۀ خدا،وضویی بگیر و آن را کامل کن سپس دو رکعت نماز با رکوع و سجود کامل بگذار و آنگاه بگو:«ای ارجمند،ای یگانه،ای بخشنده،[ای جاودان]به محمد-درود خدا بر او و بر خاندانش-پیامبرت که پیامبر رحمت است به تو رو میآورم-ای محمد ای رسول خدا من به وسیلۀ تو به خدا پروردگارت و پروردگارم و پروردگار همه چیز رو میآورم-تا بر محمد و خاندانش درود فرستی و از تو گرانبها نفسی از نفسهایت و گشایشی آسان و روزیای گسترده میخواهم تا آشفتگیام را درست کنم و بدهکاریم را بپردازم و به وسیلۀ آن به خانوادهام یاری برسانم».
[٣٣۵۴]٧-ابو سعید مکاری و جز او از امام صادق علیه السّلام روایت کردهاند که رسول خدا این دعا را آموختهاند:«ای روزیدهندۀ بینوایان،ای دلسوز بیچارگان،ای دوستدار مؤمنان،ای صاحب توانایی پایدار،بر محمد و خاندان او درود فرست و مرا روزی ده و سلامت بدار و امور مهم زندگیام را کفایت کن».
ص :۴٣٧
[٣٣۵۵]٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن معمّر بن خلاّد،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
سمعته یقول:نظر أبو جعفر علیه السّلام إلی رجل و هو یقول:«اللّهمّ إنّی أسألک من رزقک الحلال»فقال أبو جعفر علیه السّلام:سألت قوت النّبیّین قل:«اللّهمّ إنّی أسألک رزقا[حلالا]واسعا طیّبا من رزقک».
[٣٣۵۶]٩-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر قال:
قلت للرّضا علیه السّلام:جعلت فداک ادع اللّه عزّ و جلّ أن یرزقنی الحلال،فقال:أ تدری ما الحلال؟قلت:الّذی عندنا الکسب الطّیّب،فقال:کان علیّ بن الحسین علیه السّلام یقول:الحلال هو قوت المصطفین،ثمّ قال:قل:«أسألک من رزقک الواسع».
[٣٣۵٧]١٠-عنه،عن بعض أصحابه،عن مفضّل بن مزید،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قل:«اللّهمّ أوسع علیّ فی رزقی و امدد لی فی عمری و اجعل لی ممّن ینتصر به لدینک و لا تستبدل بی غیری».
[٣٣۵٨]١١-عنه،عن أبی إبراهیم علیه السّلام دعاء فی الرّزق:
یا اللّه یا اللّه یا اللّه أسألک بحقّ من حقّه علیک عظیم أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن ترزقنی العمل بما علّمتنی من معرفة حقّک و أن تبسط علیّ ما حظرت من رزقک».
[٣٣۵٩]١٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن محمّد بن عبد الحمید العطّار،عن یونس بن یعقوب،عن أبی بصیر قال:
ص :۴٣٨
[٣٣۵۵]٨-مغمّر خلاّد گفته است:از حضرت ابو الحسن علیه السّلام شنیدم میفرماید:
امام باقر علیه السّلام مردی را دید که میگفت:خداوندا من روزی حلال تو را خواستارم.
امام باقر علیه السّلام به او فرمودند:تو غذای پیامبران را خواستی تو باید بگویی:
«خداوندا!من از تو روزی[حلال]گسترده و پاک میخواهم».
[٣٣۵۶]٩-احمد بن محمد ابو نصر گفته است به امام رضا علیه السّلام عرض کردم:
جانم فدایت از خداوند عزّتمند بخواه که روزی حلال به من بدهد.امام علیه السّلام فرمودند:آیا میدانی حلال چیست؟عرض کردم:آنچه نزد ما است کسب پاک است.امام علیه السّلام فرمودند:امام سجاد علیه السّلام میفرمود:حلال غذای برگذیدگان است.
سپس فرمود:بگو از روزی گستردۀ تو میخواهم.
[٣٣۵٧]١٠-مفضّل مزید روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:بگو:«خداوندا روزیام را گسترده و عمرم را طولانی کن و مرا از کسانی قرار بده که به سبب آنان دینت را یاری میکنی و دیگری را جایگزین من نکن».
[٣٣۵٨]١١-از امام کاظم علیه السّلام دعایی در خصوص روزی روایت شده که:«ای خدا، ای خدا،ای خدا به حقّ کسی که حقّ بزرگی بر تو دارد از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان او درود فرستی و عمل به آنچه را به من آموختهای که همان شناخت حق تو است روزیام کنی و آنچه از روزی خود از من دریغ کردهای بر من گسترده کنی».
[٣٣۵٩]١٢-ابو بصیر گفته است:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:روزی ما دیر و
ص :۴٣٩
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:إنّا قد استبطأنا الرّزق،فغضب ثمّ قال:قل:«اللّهمّ إنّک تکفّلت برزقی و رزق کلّ دابّة،فیا خیر من دعی و یا خیر من سئل و یا خیر من أعطی و یا أفضل مرتجی افعل بی کذا و کذا».
[٣٣۶٠]١٣-أبو بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان علیّ بن الحسین علیهما السّلام یدعو بهذا الدّعاء:«اللّهمّ إنّی أسألک حسن المعیشة معیشة أتقوّی بها علی جمیع حوائجی و أتوصّل بها فی الحیاة إلی آخرتی من غیر أن تترفنی فیها فأطغی أو تقتر بها علیّ فأشقی،أوسع علیّ من حلال رزقک و أفض علیّ من سیب فضلک نعمة منک سابغة و عطاء غیر ممنون ثمّ لا تشغلنی عن شکر نعمتک بإکثار منها تلهینی بهجته و تفتنّی زهرات زهوته و لا بإقلال علیّ منها یقصر بعملی کدّه و یملأ صدری همّه،أعطنی من ذلک یا إلهی غنی عن شرار خلقک و بلاغا أنال به رضوانک و أعوذ بک یا إلهی من شرّ الدّنیا و شرّ ما فیها،لا تجعل الدّنیا علیّ سجنا و لا فراقها علیّ حزنا، أخرجنی من فتنتها مرضیّا عنّی مقبولا فیها عملی إلی دار الحیوان و مساکن الأخیار و أبدلنی بالدّنیا الفانیة نعیم الدّار الباقیة.اللّهمّ إنّی أعوذ بک من أزلها و زلزالها و سطوات شیاطینها و سلاطینها و نکالها و من بغی من بغی علیّ فیها،اللّهمّ من کادنی فکده و من أرادنی فأرده و فلّ عنّی حدّ من نصب لی حدّه و أطف عنّی نار من شبّ لی و قوده و اکفنی مکر المکرة وافقأ عنّی عیون الکفرة و اکفنی همّ من أدخل علیّ همّه و ادفع عنّی شرّ الحسدة و اعصمنی من ذلک بالسّکینة و ألبسنی درعک الحصینة و اخبأنی فی سترک الواقی و أصلح لی حالی و صدّق قولی بفعالی و بارک لی فی أهلی و مالی».
ص :۴۴٠
کند به دستمان میرسد.امام علیه السّلام خشمگین شد و فرمود:بگو:«خدایا همانا تو روزی من و روزی هر جنبندهای را به عهده گرفتهای پس ای بهترین خوانده شده و ای بهترین کسی که از او چیزی خواسته میشود و ای بهترین بخشنده و ای برترین کسی که به او امید میرود برای من چنین و چنان کن[و خواستۀ خود را بگو].
[٣٣۶٠]١٣-ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که امام سجاد علیه السّلام این دعا را میخواند:«خدایا من از تو زندگی نیکو میخواهم زندگیای که به وسیلۀ آن از عهدۀ همۀ خواستههایم برآیم و با آن در زندگیام به آخرت برسم بیآنکه مرا رفاهزده کنی تا سرکشی نمایم یا آنقدر بر من سخت بگیری که بیچاره شوم از روزی حلال خود بر من بگستر و از جاری احسانت بر من نعمتی فراوان و بخششی بیمنت سرازیر کن و سپس مرا با فراوان کردن آن و سرگرمی به شادمانیاش و فریب خوردن به شکوفههایش و یا کاستن از آنکه رنج به دست آوردنش عملم را کم کند و اندیشهاش سینهام را پر کند،از شکرش بازندار.ای معبود من از نعمتهایت به اندازهای به من بده که از بدان آفریدگانت بینیاز شوم،به اندازهای که خرسندیات را به دست آورم.ای معبود من از بدی دنیا و از بدی آنچه در آن است به تو پناه میبرم.دنیا را زندانی من و دوری از آن را اندوهم قرار نده.مرا از امتحانهای آن مورد خرسندی قرار گرفته و عمل پذیرفته به منزل زندگی و جایگاه نیکان بیرون ببر.و به جای دنیای ناپایدار نعمتهای منزل پایدار را به من عطا فرما.خداوندا من از تنگدستی و پریشانی دنیا و از هجوم شیاطین و فرمانروایان آن و عبرت آن و از ستم هرکه به من ستم روامیدارد به تو پناه میبرم.خداوندا هرکس با من نیرنگ میکند تو با او نیرنگ کن و هرکس قصد آسیب من میکند تو قصد آسیب او کن.و شمشیر هرکس را که بر من شمشیر کشیده است کند کن و آتش هرکس را که بر من آتش افروخته،خاموش گردان.مرا از نیرنگ نیرنگبازان نگاهدار و چشمان کافران را از جا درآور مرا از اندیشۀ هرکس که اندوهی بر من وارد کرده،نگاهدار و شرّ حاسدان را از من دور کرده،و مرا از آن پناه ده.زره نفوذناپذیر خود را بر من بپوشان و مرا در حفاظ نگهدارندۀ خود پنهان کن.احوالم را درست کرده،سخنم را با کردارم تصدیق کن و به خانواده و اموالم برکت ببخش.
ص :۴۴١
کند به دستمان میرسد.امام علیه السّلام خشمگین شد و فرمود:بگو:«خدایا همانا تو روزی من و روزی هر جنبندهای را به عهده گرفتهای پس ای بهترین خوانده شده و ای بهترین کسی که از او چیزی خواسته میشود و ای بهترین بخشنده و ای برترین کسی که به او امید میرود برای من چنین و چنان کن[و خواستۀ خود را بگو].
[٣٣۶٠]١٣-ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که امام سجاد علیه السّلام این دعا را میخواند:«خدایا من از تو زندگی نیکو میخواهم زندگیای که به وسیلۀ آن از عهدۀ همۀ خواستههایم برآیم و با آن در زندگیام به آخرت برسم بیآنکه مرا رفاهزده کنی تا سرکشی نمایم یا آنقدر بر من سخت بگیری که بیچاره شوم از روزی حلال خود بر من بگستر و از جاری احسانت بر من نعمتی فراوان و بخششی بیمنت سرازیر کن و سپس مرا با فراوان کردن آن و سرگرمی به شادمانیاش و فریب خوردن به شکوفههایش و یا کاستن از آنکه رنج به دست آوردنش عملم را کم کند و اندیشهاش سینهام را پر کند،از شکرش بازندار.ای معبود من از نعمتهایت به اندازهای به من بده که از بدان آفریدگانت بینیاز شوم،به اندازهای که خرسندیات را به دست آورم.ای معبود من از بدی دنیا و از بدی آنچه در آن است به تو پناه میبرم.دنیا را زندانی من و دوری از آن را اندوهم قرار نده.مرا از امتحانهای آن مورد خرسندی قرار گرفته و عمل پذیرفته به منزل زندگی و جایگاه نیکان بیرون ببر.و به جای دنیای ناپایدار نعمتهای منزل پایدار را به من عطا فرما.خداوندا من از تنگدستی و پریشانی دنیا و از هجوم شیاطین و فرمانروایان آن و عبرت آن و از ستم هرکه به من ستم روامیدارد به تو پناه میبرم.خداوندا هرکس با من نیرنگ میکند تو با او نیرنگ کن و هرکس قصد آسیب من میکند تو قصد آسیب او کن.و شمشیر هرکس را که بر من شمشیر کشیده است کند کن و آتش هرکس را که بر من آتش افروخته،خاموش گردان.مرا از نیرنگ نیرنگبازان نگاهدار و چشمان کافران را از جا درآور مرا از اندیشۀ هرکس که اندوهی بر من وارد کرده،نگاهدار و شرّ حاسدان را از من دور کرده،و مرا از آن پناه ده.زره نفوذناپذیر خود را بر من بپوشان و مرا در حفاظ نگهدارندۀ خود پنهان کن.احوالم را درست کرده،سخنم را با کردارم تصدیق کن و به خانواده و اموالم برکت ببخش.
ص :۴۴١
کند به دستمان میرسد.امام علیه السّلام خشمگین شد و فرمود:بگو:«خدایا همانا تو روزی من و روزی هر جنبندهای را به عهده گرفتهای پس ای بهترین خوانده شده و ای بهترین کسی که از او چیزی خواسته میشود و ای بهترین بخشنده و ای برترین کسی که به او امید میرود برای من چنین و چنان کن[و خواستۀ خود را بگو].
[٣٣۶٠]١٣-ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که امام سجاد علیه السّلام این دعا را میخواند:«خدایا من از تو زندگی نیکو میخواهم زندگیای که به وسیلۀ آن از عهدۀ همۀ خواستههایم برآیم و با آن در زندگیام به آخرت برسم بیآنکه مرا رفاهزده کنی تا سرکشی نمایم یا آنقدر بر من سخت بگیری که بیچاره شوم از روزی حلال خود بر من بگستر و از جاری احسانت بر من نعمتی فراوان و بخششی بیمنت سرازیر کن و سپس مرا با فراوان کردن آن و سرگرمی به شادمانیاش و فریب خوردن به شکوفههایش و یا کاستن از آنکه رنج به دست آوردنش عملم را کم کند و اندیشهاش سینهام را پر کند،از شکرش بازندار.ای معبود من از نعمتهایت به اندازهای به من بده که از بدان آفریدگانت بینیاز شوم،به اندازهای که خرسندیات را به دست آورم.ای معبود من از بدی دنیا و از بدی آنچه در آن است به تو پناه میبرم.دنیا را زندانی من و دوری از آن را اندوهم قرار نده.مرا از امتحانهای آن مورد خرسندی قرار گرفته و عمل پذیرفته به منزل زندگی و جایگاه نیکان بیرون ببر.و به جای دنیای ناپایدار نعمتهای منزل پایدار را به من عطا فرما.خداوندا من از تنگدستی و پریشانی دنیا و از هجوم شیاطین و فرمانروایان آن و عبرت آن و از ستم هرکه به من ستم روامیدارد به تو پناه میبرم.خداوندا هرکس با من نیرنگ میکند تو با او نیرنگ کن و هرکس قصد آسیب من میکند تو قصد آسیب او کن.و شمشیر هرکس را که بر من شمشیر کشیده است کند کن و آتش هرکس را که بر من آتش افروخته،خاموش گردان.مرا از نیرنگ نیرنگبازان نگاهدار و چشمان کافران را از جا درآور مرا از اندیشۀ هرکس که اندوهی بر من وارد کرده،نگاهدار و شرّ حاسدان را از من دور کرده،و مرا از آن پناه ده.زره نفوذناپذیر خود را بر من بپوشان و مرا در حفاظ نگهدارندۀ خود پنهان کن.احوالم را درست کرده،سخنم را با کردارم تصدیق کن و به خانواده و اموالم برکت ببخش.
ص :۴۴١
[٣٣۶۴]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن عبد اللّه بن المغیرة،عن موسی بن بکر،عن أبی إبراهیم علیه السّلام کان کتبه لی فی قرطاس:
«اللّهمّ اردد إلی جمیع خلقک مظالمهم الّتی قبلی،صغیرها و کبیرها فی یسر منک و عافیة و ما لم تبلغه قوّتی و لم تسعه ذات یدی و لم یقو علیه بدنی و یقینی و نفسی فأدّه عنّی من جزیل ما عندک من فضلک ثمّ لا تخلف علیّ منه شیئا تقضیه من حسناتی،یا أرحم الرّاحمین أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله و أنّ الدّین کما شرع و أنّ الإسلام کما وصف و أنّ الکتاب کما أنزل و أنّ القول کما حدّث و أنّ اللّه هو الحقّ المبین ذکر اللّه محمّدا و أهل بیته بخیر و حیّا محمّدا و أهل بیته بالسّلام».
باب الدّعاء للکرب و الهمّ و الحزن و الخوف
[٣٣۶۵]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن إسماعیل بن بزیع،عن أبی إسماعیل السّرّاج،عن ابن مسکان،عن أبی حمزة قال:
قال محمّد بن علیّ علیه السّلام:یا أبا حمزة،ما لک إذا أتی بک أمر تخافه أن لا تتوجّه إلی بعض زوایا بیتک یعنی القبلة فتصلّی رکعتین ثمّ تقول:«یا أبصر النّاظرین و یا أسمع السّامعین و یا أسرع الحاسبین و یا أرحم الرّاحمین»سبعین مرّة؛ کلّما دعوت بهذه الکلمات[مرّة]سألت حاجة.
[٣٣۶۶]٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن عبد الرّحمن بن أبی نجران،عن عاصم بن حمید،عن ثابت عن أسماء قالت:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من أصابه همّ أو غمّ أو کرب أو بلاء أو لاواء فلیقل:
«اللّه ربّی و لا أشرک به شیئا،توکّلت علی الحیّ الّذی لا یموت».
ص :۴۴۴
[٣٣۶۴]۴-موسی بن بکر گفته است:امام کاظم علیه السّلام در کاغذی،چنین برایم نوشت:خداوندا!هر حقی که از آفریدگانت بر عهدۀ من است چه کوچک باشد چه بزرگ در آسانی و آسایشی از جانب خودت به آنان بازگردان.و آنچه را تواناییام به آن نرسیده و دستم به آن گشاده نبود و بدن و جان و یقینم بر آن قدرت نداشته است از جانب من و از احسان خودت پرداخت کن و سپس چیزی از آن را به جا مگذار که بخواهی از کارهای نیک من ادا کنی.ای مهربانترین مهربانان،گواهی میدهم که هیچ معبودی جز خداوند یگانۀ بیشریک نیست.و گواهی میدهم که محمّد[درود خدا بر او و بر خاندانش] بنده و فرستادۀ او است و دین همانی است که مقرّر شده و اسلام همان است که وصف شده و قرآن چنان است که نازل شده و این سخن چنان است که بیان شده و خدا همان حق آشکار است که محمّد و خانوادهاش را به نیکی یاد کرد و ایشان را با درود،تهنیت گفت.
[٣٣۶۵]١-ابو حمزه روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:ای ابو حمزه.چرا هنگامی که پیشآمدی ناگوار برای تو رخمیدهد و تو را میترساند به گوشهای از خانهات رونمیکنی-و مقصودش قبله بود-تا دو رکعت نماز بگزاری و سپس هفتاد بار بگویی:«ای بیناترین بینندگان و ای شنواترین شنوندگان و ای سریع ترین حسابگران و ای مهربانترین مهربانان»و هرگاه[یک بار]این کلمات را گفتی حاجتی بخواهی.
[٣٣۶۶]٢-اسماء روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:هرکس به نگرانی یا غم یا ناراحتی یا بلاء یا سختی طاقتفرسایی دچار شد باید بگوید:
خدا پروردگار من است و من به او شرک نمیورزم من بر زندهای توکل کردهام که نمیمیرد.
ص :۴۴۵
[٣٣۶٧]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن هشام بن سالم، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا نزلت برجل نازلة أو شدیدة أو کربه أمر فلیکشف عن رکبتیه و ذراعیه و لیلصقهما بالأرض و لیلزق جؤجؤه بالأرض ثمّ لیدع بحاجته و هو ساجد.
[٣٣۶٨]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن محبوب،عن الحسن بن عمّار الدّهّان،عن مسمع،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لمّا طرح إخوة یوسف یوسف فی الجبّ أتاه جبرئیل علیه السّلام فدخل علیه فقال:
یا غلام ما تصنع هاهنا؟فقال:إنّ إخوتی ألقونی فی الجبّ،قال:فتحبّ أن تخرج منه؟قال:ذاک إلی اللّه عزّ و جلّ إن شاء أخرجنی،قال:فقال له،إنّ اللّه تعالی یقول لک:ادعنی بهذا الدّعاء حتّی أخرجک من الجبّ،فقال له:و ما الدّعاء؟فقال:قل:«اللّهمّ إنّی أسألک بأنّ لک الحمد،لا إله إلاّ أنت المنّان بدیع السّماوات و الأرض ذو الجلال و الإکرام أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن تجعل لی ممّا أنا فیه فرجا و مخرجا»قال:ثمّ کان من قصّته ما ذکر اللّه فی کتابه.
[٣٣۶٩]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن إسماعیل، عن أبی إسماعیل السّرّاج،عن معاویة بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّ الّذی دعا به أبو عبد اللّه علیه السّلام علی داود بن علیّ حین قتل المعلّی بن خنیس و أخذ مال أبی عبد اللّه علیه السّلام:
«اللّهمّ إنّی أسألک بنورک الّذی لا یطفی و بعزائمک الّتی لا تخفی و بعزّک الّذی لا ینقضی و بنعمتک الّتی لا تحصی و بسلطانک الّذی کففت به فرعون عن موسی علیه السّلام».
ص :۴۴۶
[٣٣۶٧]٣-هشام سالم روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هنگامی که به کسی سختی یا بلایی رسید یا مسألهای سبب ناراحتی او شد،زانوها و آرنجهایش را برهنه کرده،با سینهاش به زمین بچسباند و سپس در حال سجده حاجتش را بخواهد.
[٣٣۶٨]۴-مسمع روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هنگامی که برادران یوسف علیه السّلام او را در چاه انداختند جبرئیل به نزد او آمد و گفت:ای پسرک.اینجا چه میکنی؟او پاسخ داد:برادرانم مرا در چاه انداختهاند.جبرئیل علیه السّلام گفت:
دوست داری از اینجا بیرون آیی؟یوسف علیه السّلام پاسخ داد:این با خداوند عزتمند است که اگر خواست مرا بیرون میآورد.جبرئیل علیه السّلام گفت:همانا خدای والا به تو میفرماید:مرا با این دعا بخوان تا تو را از این چاه بیرون آورم.یوسف علیه السّلام پرسید:چه دعایی؟جبرئیل علیه السّلام گفت:بگو:«خدایا!من از تو میخواهم؛چون سپاس مخصوص تو است و هیچ معبودی جز تو که بخشنده و پدیدآورندۀ آسمانها و زمین و صاحب شکوه و بزرگواری هستی نیست.که بر محمّد و خاندان او درود فرستی و برای من از مشکلی که در آن قرار گرفتهام گریزگاه و گشایشی قراردهی.»سپس داستانش همان شد که خداوند در کتابش بیان فرموده است.
[٣٣۶٩]۵-معاویۀ عمّار روایت کرده است:آن نفرینی که امام صادق علیه السّلام بر داود علی پس از کشتن معلیّ بن خنیس و گرفتن اموال امام نمود این بود:«خداوندا! من به حق آن نورت که خاموش نمیگردد و به حقّ ارادههای بزرگت که نهان نیست و شکست ناپذیریات که پایان نمیپذیرد و نعمتهایت که به شماره در نیاید و به چیرگیات که با آن فرعون را از موسی علیه السّلام بازداشتی[از تو میخواهم...]
ص :۴۴٧
[٣٣٧٠]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن بعض أصحابه،عن إسماعیل بن جابر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام فی الهمّ قال:
تغتسل و تصلّی رکعتین و تقول:«یا فارج الهمّ و یا کاشف الغمّ یا رحمان الدّنیا و الآخرة و رحیمهما فرّج همّی و اکشف غمّی یا اللّه الواحد الأحد الصّمد الّذی لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا أحد،اعصمنی و طهّرنی و اذهب ببلیّتی»و اقرأ آیة الکرسیّ و المعوّذتین.
[٣٣٧١]٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا خفت أمرا فقل:«اللّهمّ إنّک لا یکفی منک أحد و أنت تکفی من کلّ أحد من خلقک فاکفنی کذا و کذا».و فی حدیث آخر قال:تقول:«یا کافیا من کلّ شیء و لا یکفی منک شیء فی السّماوات و الأرض،اکفنی ما أهمّنی من أمر الدّنیا و الآخرة و صلّی اللّه علی محمّد و آله»و قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من دخل علی سلطان یهابه فلیقل:«باللّه أستفتح و باللّه أستنجح و بمحمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم أتوجّه، اللّهمّ ذلّل لی صعوبته و سهّل لی حزونته فإنّک تمحو ما تشاء و تثبت و عندک أمّ الکتاب»و تقول أیضا«حسبی اللّه لا إله إلاّ هو علیه توکّلت و هو ربّ العرش العظیم و أمتنع بحول اللّه و قوّته من حولهم و قوّتهم و أمتنع بربّ الفلق من شرّ ما خلق و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه».
[٣٣٧٢]٨-عنه،عن عدّة من أصحابنا،رفعوه إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان من دعاء أبی علیه السّلام فی الأمر یحدث:«اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و اغفر لی و ارحمنی و زکّ عملی و یسّر منقلبی و اهد قلبی و آمن خوفی و عافنی فی عمری کلّه و ثبّت حجّتی و اغفر خطایای و بیّض وجهی و اعصمنی
ص :۴۴٨
[٣٣٧٠]۶-اسماعیل جابر روایت کرده که امام صادق علیه السّلام برای برطرف شدن اندوه فرمودند:غسل کرده،دو رکعت نماز میخوانی و میگویی:«ای برطرف کنندۀ نگرانی و ای از بینبرندۀ اندوه،ای رحمتگر دنیا و آخرت و مهربان هر دو جهان،نگرانیام را برطرف کن و اندوهم را از بین ببر ای خداوند یگانۀ یکتا و بینیاز که نه میزاید و نه زاده میشود و هیچ همتایی ندارد مرا نگاهدار و پاک کن و مصیبتم را برطرف کن»و سپس آیة الکرسی و(قل اعوذ بربّ الفلق)و(قل اعوذ بربّ الناس)را میخوانی.
[٣٣٧١]٧-سماعه روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرگاه از موضوعی ترسیدی بگو:«خداوندا!بهدرستی که هیچکس تو را بسنده نیست ولی تو هر کسی از آفریدگانت را بسندهای پس مرا چنین و چنان کفایت کن»و در حدیث دیگری آمده است که حضرت فرمودند:بگو:«ای کفایتکننده از هرچیز،که چیزی در آسمانها و زمین از تو کفایت نمیکند و جانشین تو نمیگردد.کارهای مهم دنیا و آخرت مرا کفایت کن و بر محمّد و خاندان او درود فرست.»و امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس به نزد فرمانروایی که از او میترسد رفت،باید بگوید:«از خدا یاری میخواهم و از خدا کامیابی میجویم و به محمّد-درود خدا بر او و خاندانش باد-رو میآورم.خدایا مرا بر سختی این دیدار چیرهکن و ناهمواریهایش را برایم هموار کن؛زیرا تو هرآنچه را که بخواهی نابود میکنی یا استوار میکنی و آن کتاب بزرگ در نزد تو است»و همچنین بگوید:
«خدا برای من کافی است که هیچ معبودی جز او نیست.بر او توکّل کردم که او پروردگار عرش بزرگ است و من از نیرو و توانایی دیگران به نیرو و توانایی خداوند پناه میبرم.از بدی هرآنچه آفریده است به پروردگار سپیدهدم پناه میبرم که هیچ نیرو و توانایی جز به سبب خدا نیست.
[٣٣٧٢]٨-گروهی از اصحاب در حدیثی بیسند روایت کردهاند که امام صادق علیه السّلام فرمودند:یکی از دعاهای پدرم هنگامی که موضوعی رخ میداد این بود:«خدایا! بر محمّد و خاندان او درود فرست و مرا بیامرز.بر من رحم کرده،و عملم را پاکیزه کن،بازگشتم را آسان و دلم را آرام گردان.مرا از ترس ایمن کرده،همۀ عمرم را همراه سلامتی قرارده و برهانم را استوار کن.اشتباهاتم را ببخش و روسپیدم کن.در
ص :۴۴٩
فی دینی و سهّل مطلبی و وسّع علیّ فی رزقی فإنّی ضعیف و تجاوز عن سیّی ما عندی بحسن ما عندک و لا تفجعنی بنفسی و لا تفجع لی حمیما وهب لی یا إلهی لحظة من لحظاتک تکشف بها عنّی جمیع ما به ابتلیتنی و تردّ بها علیّ ما هو أحسن عاداتک عندی،فقد ضعفت قوّتی و قلّت حیلتی و انقطع من خلقک رجائی و لم یبق إلاّ رجاؤک و توکّلی علیک و قدرتک علیّ یا ربّ أن ترحمنی و تعافینی کقدرتک علیّ أن تعذّبنی و تبتلینی،إلهی ذکر عوائدک یؤنسنی و الرّجاء لإنعامک یقوّینی و لم أخل من نعمک منذ خلقتنی و أنت ربّی و سیّدی و مفزعی و ملجئی و الحافظ لی و الذّابّ عنّی و الرّحیم بی و المتکفّل برزقی و فی قضائک و قدرتک کلّ ما أنا فیه،فلیکن یا سیّدی و مولای فیما قضیت و قدّرت و حتمت تعجیل خلاصی ممّا أنا فیه جمیعه و العافیة لی فإنّی لا أجد لدفع ذلک أحدا غیرک و لا أعتمد فیه إلاّ علیک،فکن یا ذا الجلال[و الإکرام]عند أحسن ظنّی بک و رجائی لک و ارحم تضرّعی و استکانتی و ضعف رکنی و امنن بذلک علیّ و علی کلّ داع دعاک یا أرحم الرّاحمین و صلّی اللّه علی محمّد و آله».
[٣٣٧٣]٩-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،عن إسماعیل بن یسار،عن بعض من رواه قال:
قال:إذا أحزنک أمر فقل فی آخر سجودک:«یا جبرئیل یا محمّد،یا جبرئیل یا محمّد تکرّر ذلک اکفیانی ما أنا فیه فإنّکما کافیان و احفظانی بإذن اللّه فإنّکما حافظان».
[٣٣٧۴]١٠-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن محمّد بن أعین، عن بشر بن مسلمة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :۴۵٠
دینم[ثابتقدم]نگاهدار و خواستهام را آسان گردان و روزیام را گسترده کن که من ناتوان هستم.و از بدیهای من به خوبیهای خودت درگذر.مرا داغدار خودم نساز و خانوادهام را نیز داغدار من نکن.ای معبود من یک نظر از نظرهای خودت را به من ببخش تا به وسیلۀ آن همۀ گرفتاریهایم را برطرف کنی و بهترین عادتهایت در نزد خودم را به من بازگردانی که همانا توانایی من کاهش یافته و چارهای برایم نمانده است.امیدم از آفریدگانت بریده و جز امید به تو و توکّلم بر تو چیزی نمانده است.پروردگارا!توانایی تو بر بخشش من و گذشتات از من همچون تواناییات بر کیفر و گرفتار ساختن من است.معبود من یاد بخششهای تو آرامشبخش من است و امید به نیکی کردنت نیرومندم میسازد.از وقتی مرا آفریدی بدون نعمتم نگذاشتهای.تو پروردگار و آقا و پناه و دادرس و نگاهبان و دفاعکنندۀ از من و مهربان بر من و روزیبخش من هستی و هرآنچه برای من پیش میآید از حکم و قدرت تو است.پس ای آقا و سرور من در آنچه برای من حکم کرده،مقرّر ساختی شتاب در رهاییام از تمام گرفتاریها و آسایش قرارده؛زیرا من برای برطرف ساختن آن کسی جز تو را نمییابم.و به کسی جز تو اعتماد ندارم.پس ای صاحب شکوه و بزرگواری با خوشبینی و امید من یار باش و بر زاری و بیچارگی و ناتوانی بدنم رحم کن و با این کار بر من و هرکس که تو را میخواند منتگذار.ای مهربانترین مهربانان و بر محمّد و خاندان او درود فرست.
[٣٣٧٣]٩-مردی روایت کرده که حضرت فرمود:هرگاه مسألهای تو را اندوهگین ساخت در پایان سجدههایت بگو:«ای جبرئیل ای محمد ای جبرئیل ای محمد-و آن را تکرار کن-مرا از آنچه هستم رهایی دهید که همانا شما مرا کافی هستید و مرا به اذن خدا حفظ کنید که همانا شما حفظکنندۀ من هستید.
[٣٣٧۴]١٠-بشر مسلمة از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که امام سجاد علیه السّلام
ص :۴۵١
کان علیّ بن الحسین علیهما السّلام یقول:ما أبالی إذا قلت هذه الکلمات لو اجتمع علیّ الإنس و الجنّ:«بسم اللّه و باللّه و من اللّه و إلی اللّه و فی سبیل اللّه و علی ملّة رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:اللّهمّ إلیک أسلمت نفسی و إلیک وجّهت وجهی و إلیک ألجأت ظهری و إلیک فوّضت أمری،اللّهمّ احفظنی بحفظ الإیمان من بین یدیّ و من خلفی و عن یمینی و عن شمالی و من فوقی و من تحتی و من قبلی و ادفع عنّی بحولک و قوّتک فإنّه لا حول و لا قوّة إلاّ بک».
محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن أبی عمیر مثله.
[٣٣٧۵]١١-عنه،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن بعض أصحابنا قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:قال لی رجل:أیّ شیء قلت حین دخلت علی أبی جعفر بالرّبذة؟قال:قلت:«اللّهمّ إنّک تکفی من کلّ شیء و لا یکفی منک شیء فاکفنی بما شئت و کیف شئت و من حیث شئت و أنّی شئت».
[٣٣٧۶]١٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن الحسن بن علیّ،عن علیّ بن میسّر قال:
لمّا قدم أبو عبد اللّه علیه السّلام علی أبی جعفر أقام أبو جعفر مولی له علی رأسه و قال له:إذا دخل علیّ فاضرب عنقه،فلمّا دخل أبو عبد اللّه علیه السّلام نظر إلی أبی جعفر و أسرّ شیئا فیما بینه و بین نفسه لا یدری ما هو ثمّ أظهر:«یا من یکفی خلقه کلّهم و لا یکفیه أحد اکفنی شرّ عبد اللّه بن علیّ،قال:فصار أبو جعفر لا یبصر مولاه و صار مولاه لا یبصره،فقال أبو جعفر:یا جعفر بن محمّد،لقد عیّیتک فی هذا الحرّ فانصرف،فخرج أبو عبد اللّه علیه السّلام من عنده،فقال أبو جعفر لمولاه:ما منعک أن تفعل ما أمرتک به؟فقال:لا و اللّه ما أبصرته و لقد جاء شیء فحال بینی و بینه،فقال له أبو جعفر:و اللّه لئن حدّثت بهذا الحدیث أحدا لأقتلنّک.
ص :۴۵٢
میفرمودند:هنگامی که این کلمات را میگویم اگر جن و انس بر ضد من گرد آیند هیچ باکی نخواهم داشت:«بهنام خدا،به یاری او از جانب او،به سوی او،در راه او و بر آیین رسول خدا آغاز میکنم.خدایا جانم را به تو سپردم و به تو رو کردم،تو را پشتیبان خود کرده،و کارهایم را به تو واگذاردم.خدایا!مرا با حفظ ایمانم از پیشرو و پشتسر و راست و چپم و از بالای سر و پایین پا و از هر سو که هستم حفظ کن و با قدرت و توانایی خود از من دفاع کن که هیچ نیرو و توانایی جز به سبب تو نیست.
[٣٣٧۵]١١-یکی از اصحاب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:مردی به من گفت:هنگامی که در ربذه به نزد منصور عباسی رفتی چه ذکری به زبان آوردی؟حضرت فرموده است که من گفتم:خدایا!همانا تو از هر چیز کفایت میکنی و چیزی تو را کفایت نمیکند پس مرا بهوسیلۀ هرچه میخواهی و هرگونه که میخواهی و از هرسو و هرجا که خواهی کفایت کن.
[٣٣٧۶]١٢-علی میسر گفته است:هنگامی که امام صادق علیه السّلام نزد منصور عباسی رفت،منصور غلام ویژهاش را مأمور کرده،به او گفت:هنگامی که امام وارد شد گردنش را بزن.و چون امام صادق علیه السّلام داخل شد به منصور نگاهی کرد و زیرلب سخنی برزبان آورد که کسی ندانست چه فرمود.سپس آشکارا فرمود:ای کسی که همۀ آفریدگانت را کفایت میکنی و کسی تو را کفایت نمیکند مرا از بدی عبد اللّه علی[منصور]حفظ کن.و آنگاه چنان شد که نه منصور غلامش را دید و نه غلام منصور را.پس منصور گفت:ای جعفر محمّد در این گرما شما را به زحمت انداختم،برگردید و امام صادق علیه السّلام از نزدش بیرون آمد.آنگاه منصور به غلامش گفت:چه شد که فرمان مرا بهجا نیاوردی؟غلامش گفت:به خدا سوگند او را ندیدم.چیزی آمد و بین من و او قرار گرفت.منصور گفت:به خدا سوگند اگر این داستان را برای کسی بیان کنی تو را خواهم کشت.
ص :۴۵٣
[٣٣٧٧]١٣-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن عمر بن عبد العزیز،عن أحمد بن أبی داود،عن عبد اللّه بن عبد الرّحمن،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال لی:ألا أعلّمک دعاء تدعو به،إنّا أهل البیت إذا کربنا أمر و تخوّفنا من السّلطان أمرا لا قبل لنا به ندعو به،قلت:بلی بأبی أنت و أمّی یا ابن رسول،اللّه قال:قل:یا کائنا قبل کلّ شیء و یا مکوّن کلّ شیء و یا باقی بعد کلّ شیء صلّ علی محمّد و آل محمّد و افعل بی کذا و کذا».
[٣٣٧٨]١۴-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،و محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،جمیعا عن علیّ بن مهزیار قال:
کتب محمّد بن حمزة الغنویّ إلیّ یسألنی أن أکتب إلی أبی جعفر علیه السّلام فی دعاء یعلّمه یرجو به الفرج،فکتب إلیّ:أمّا ما سأل محمّد بن حمزة من تعلیمه دعاء یرجو به الفرج فقل له:یلزم«یا من یکفی من کلّ شیء و لا یکفی منه شیء اکفنی ما أهمّنی ممّا أنا فیه»فإنّی أرجو أن یکفی ما هو فیه من الغمّ إن شاء اللّه تعالی،فأعلمته ذلک فما أتی علیه إلاّ قلیل حتّی خرج من الحبس.
[٣٣٧٩]١۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن بعض أصحابه،عن ابن أبی حمزة قال:
سمعت علیّ بن الحسین علیهما السّلام یقول لابنه:یا بنیّ،من أصابه منکم مصیبة أو نزلت به نازلة فلیتوضّأ و لیسبغ الوضوء ثمّ یصلّی رکعتین أو أربع رکعات ثمّ یقول فی آخرهنّ:«یا موضع کلّ شکوی و یا سامع کلّ نجوی و شاهد کلّ ملإ و عالم کلّ خفیّة و یا دافع ما یشاء من بلیّة و یا خلیل إبراهیم و یا نجیّ موسی و یا مصطفی محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم أدعوک دعاء من اشتدّت فاقته و قلّت حیلته و ضعفت قوّته،دعاء الغریق الغریب المضطرّ الّذی لا یجد لکشف ما هو فیه إلاّ أنت
ص :۴۵۴
[٣٣٧٧]١٣-عبد اللّه عبد الرحمن گفته است:امام باقر علیه السّلام به من فرمودند:آیا دعایی به تو نیاموزم که وقتی موضوعی ما اهل بیت را ناراحت میکند یا از سلطان دربارۀ موضوعی که ما را توانی بر آن نیست میهراسیم با آن خدا را میخوانیم؟من عرض کردم:چرا پدر و مادرم فدایت.ای فرزند رسول خدا.
امام علیه السّلام فرمودند:بگو:«ای آنکه پیش از هرچیزی بودهای،ای پدیدآورندۀ هر چیز،ای پایندۀ پس از هرچیز،بر محمّد و خاندان او درود فرست و برای من چنین و چنان کن.»
[٣٣٧٨]١۴-علی مهزیار گفته است:محمّد بن حمزۀ غنوی بر من نامهای نوشت و از من خواست به امام جواد علیه السّلام بنویسم تا دعایی به او بیاموزد که به گشایش کارش امیدوار باشد.امام علیه السّلام برای من نوشت:امّا آنچه محمد حمزه دربارۀ دعای امیدواری به گشایش خواسته است به او بگو:همواره این دعا را بخواند:«ای کسی که از هر چیزی بینیازی و چیزی تو را کفایت نمیکند مسائل مهم مرا کفایت کن».که امیدوارم از اندوهی که در آن است رهایی یابد اگر خدا بخواهد.[راوی گفته است:]من این دعا را به او آموختم و اندکی نگذشت که از زندان بیرون آمد.
[٣٣٧٩]١۵-ابو حمزه گفته است:از امام سجاد علیه السّلام شنیدم به فرزندش میفرماید:
فرزندم!هرکس از شما که گرفتار مصیبتی شد و یا بلایی بر او فرود آمد وضو بگیرد و آن را کامل سازد و سپس دو یا چهار رکعت نماز گزارده،در پایان نماز بگوید:
«ای محلّ عرضۀ هر شکایتی و ای شنوندۀ هر نجوایی ای بینندۀ هر آشکار،ای دانای هر پنهانی،ای دفعکنندۀ هر بلایی که بخواهی،ای دوست ابراهیم و همراز موسی و برگزینندۀ محمّد صلّی اللّه علیه و اله.تو را میخوانم همچون کسی که سختیهایش شدّت یافته و چارهای ندارد و تواناییاش رو به ضعف رفته است.تو را همچون غریقی غریب و آشفته میخوانم که برای برطرف ساختن مشکلش کسی را جز تو نمییابد،ای مهربانترین مهربانان».بهدرستی که کسی خدا را اینگونه نمیخواند مگر اینکه
ص :۴۵۵
یا أرحم الرّاحمین»فإنّه لا یدعو به أحد إلاّ کشف اللّه عنه إن شاء اللّه.
[٣٣٨٠]١۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن ابن أخی سعید، عن سعید بن یسار قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:یدخلنی الغمّ،فقال:أکثر من[أن]تقول:«اللّه اللّه ربّی لا أشرک به شیئا»فإذا خفت وسوسة أو حدیث نفس فقل:«اللّهمّ إنّی عبدک و ابن عبدک و ابن أمتک،ناصیتی بیدک،عدل فیّ حکمک،ماض فیّ قضاؤک، اللّهمّ إنّی أسألک بکلّ اسم هو لک أنزلته فی کتابک أو علّمته أحدا من خلقک أو استأثرت به فی علم الغیب عندک أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن تجعل القرآن نور بصری و ربیع قلبی و جلاء حزنی و ذهاب همّی،اللّه اللّه ربّی لا أشرک به شیئا».
[٣٣٨١]١٧-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،عن العلاء بن رزین،عن محمّد بن مسلم،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
کان دعاء النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم لیلة الأحزاب:یا صریخ المکروبین و یا مجیب دعوة المضطرّین و یا کاشف غمّی اکشف عنّی غمّی و همّی و کربی فإنّک تعلم حالی و حال أصحابی و اکفنی هول عدوّی.
[٣٣٨٢]١٨-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،عن إبراهیم بن أبی إسرائیل،عن الرّضا علیه السّلام قال:
خرج بجاریة لنا خنازیر فی عنقها فأتانی آت فقال:یا علیّ قل لها:فلتقل:
«یا رءوف یا رحیم یا ربّ یا سیّدی»تکرّره قال:فقالته فأذهب اللّه عزّ و جلّ عنها،قال:و قال:هذا الدّعاء الّذی دعا به جعفر بن سلیمان.
[٣٣٨٣]١٩-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن الحسین قال:
ص :۴۵۶
خداوند مشکلاتش را برطرف میسازد.ان شاء اللّه.
[٣٣٨٠]١۶-سعید یسار گفته است:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:من همواره اندوهگین میشوم.امام علیه السّلام فرمودند:فراوان بگو:«خدا،خدا پروردگار من است و من به او شرک نمیورزم»و هنگامی که از دلنگرانی و اندیشههای بیهوده ترسیدی،بگو:«خداوندا من بندۀ تو و فرزند بنده و کنیز توام.اختیارم به دست تو است حکم تو دربارۀ من عادلانه و فرمان تو دربارۀ من جاری است.خدایا من به حق هر نامت که در کتابت فروفرستادهای یا به یکی از بندگانت آموختهای یا در علم غیب نزدت به خود اختصاص دادهای از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان او درود فرستی و قرآن را نور دیدگانم و بهار قلبم و برطرفکنندۀ اندوهم و از بینبرندۀ ناراحتیام قراردهی.خدا،خدا پروردگار من است و من به او شرک نمیورزم».
[٣٣٨١]١٧-امام باقر علیه السّلام فرمود:دعای پیامبر در شب جنگ احزاب این بود:«ای فریادرس بیچارگان،و ای پاسخگوی دعای درماندگان و ای برطرفکنندۀ ناراحتیام.ناراحتی و اندوه و گرفتاری مرا برطرف کن.بهدرستی که تو حال من و یارانم را میدانی و مرا از ترس دشمنانم کفایت کن».
[٣٣٨٢]١٨-ابراهیم ابو اسرائیل روایت کرده که امام رضا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:یکی از کنیزان ما به بیماری خنازیر گردن دچار شد.رهگذری نزد من آمد و گفت:ای علی به او بگو که بگوید:«ای مهربان،ای دلسوز،ای پروردگار و ای آقای من» و آن را تکرار کند.حضرت فرمود:او این ذکر را گفت و خدا بیماریاش را از میان برد.و فرمود:این دعا همان است که جعفر سلیمان آن را خوانده است.
[٣٣٨٣]١٩-حسین گفته است:از حضرت ابا الحسن علیه السّلام دعایی خواستم در حالی
ص :۴۵٧
سألت أبا الحسن علیه السّلام دعاء و أنا خلفه فقال:«اللّهمّ إنّی أسألک بوجهک الکریم و اسمک العظیم و بعزّتک الّتی لا ترام و بقدرتک الّتی لا یمتنع منها شیء أن تفعل بی کذا و کذا»،قال:و کتب إلیّ رقعة بخطّه:قل:«یا من علا فقهر و بطن فخبر،یا من ملک فقدر و یا من یحیی الموتی و هو علی کلّ شیء قدیر صلّ علی محمّد و آل محمّد و افعل بی کذا و کذا»ثمّ قل:«یا لا إله إلاّ اللّه ارحمنی».بحقّ لا إله إلاّ اللّه ارحمنی و کتب إلیّ فی رقعة أخری یأمرنی أن أقول:«اللّهمّ ادفع عنّی بحولک و قوّتک،اللّهمّ إنّی أسألک فی یومی هذا و شهری هذا و عامی هذا برکاتک فیها و ما ینزل فیها من عقوبة أو مکروه أو بلاء فاصرفه عنّی و عن ولدی بحولک و قوّتک إنّک علی کلّ شیء قدیر،اللّهمّ إنّی أعوذ بک من زوال نعمتک و تحویل عافیتک و من فجأة نقمتک و من شرّ کتاب قد سبق،اللّهمّ إنّی أعوذ بک من شرّ نفسی و من شرّ کلّ دابّة أنت آخذ بناصیتها إنّک علی کلّ شیء قدیر و إنّ اللّه قد أحاط بکلّ شیء علما و أحصی کلّ شیء عددا».
[٣٣٨۴]٢٠-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عمر بن یزید:
«یا حیّ یا قیّوم،یا لا إله إلاّ أنت،برحمتک أستغیث فاکفنی ما أهمّنی و لا تکلنی إلی نفسی»تقوله مائة مرّة و أنت ساجد.
[٣٣٨۵]٢١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن بعض أصحابه،عن إبراهیم بن حنان،عن علیّ بن سورة،عن سماعة قال:
قال لی أبو الحسن علیه السّلام إذا کان لک یا سماعة إلی اللّه عزّ و جلّ حاجة فقل:
«اللّهمّ إنّی أسألک بحقّ محمّد و علیّ فإنّ لهما عندک شأنا من الشّأن و قدرا من القدر،فبحقّ ذلک الشّأن و بحقّ ذلک القدر أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد
ص :۴۵٨
که پشتسرشان بودم.حضرت فرمودند:«خداوندا!من به حق وجود بخشندهات و نام بزرگت و شکستناپذیریات که هماره است و قدرتت که بازدارندهای ندارد از تو میخواهم که برایم چنین و چنان کنی»همو گفته است:
و حضرت در نامهای به خط خودشان برایم نوشتند:بگو:«ای کسی که برتری یافت و پیروز شد و ای کسی که نهان ولی آگاه است و ای کسی که مالک و توانا است و ای کسی که مردگان را زنده میکند و بر هر کاری توانا است.بر محمّد و خاندان او درود فرست و برایم چنین و چنان کن»سپس بگو:«ای کسی که معبودی جز او نیست به من رحم کن به حق لا إله إلاّ اللّه به من رحم کن».و نامۀ دیگری به من نوشته دستور دادند که بگویم:خداوندا!با نیرو و توانایی خود از من حمایت کن.خداوندا من در این روز و این ماه و این سال از تو میخواهم که برکتهایت را بر من نازل کنی و عقوبت و بدی و بلایی که در آن فرود میآید به نیرو و توانایی خودت از من و فرزندانم دور کنی.که تو بر هر کاری توانایی.
خدایا!من از نابودی نعمتهایت و دگرگونی عافیتات و از بلاهای ناگهانیات و سرنوشت بد به تو پناه میبرم.خدایا من از بدی خودم و از بدی هر جنبندهای که اختیارش به دست تو است به تو پناه میبرم.که تو بر هر کاری توانایی و علم خداوند همه چیز را فراگرفته و هرچیزی را به شماره میداند.»
[٣٣٨۴]٢٠-از عمر یزید روایت شده که:صد بار در سجده بگو:«ای زندۀ پایندهای کسی که معبودی جز تو نیست،به رحمت تو پناه میآورم کارهای مهم مرا کفایت کن و مرا به خودم وانگذار».
[٣٣٨۵]٢١-سماعه گفته است:ابو الحسن علیه السّلام به من فرمودند:ای سماعه.هرگاه خواستهای از درگاه خدا داشتی بگو:خدایا!به حق محمّد و علی که در نزد تو مقام و منزلتی دارند و به حق آن مقام و منزلت از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان او
ص :۴۵٩
و أن تفعل بی کذا و کذا»فإنّه إذا کان یوم القیامة لم یبق ملک مقرّب و لا نبیّ مرسل و لا مؤمن ممتحن إلاّ و هو یحتاج إلیهما فی ذلک الیوم.
[٣٣٨۶]٢٢-علیّ بن محمّد،عن إبراهیم بن إسحاق الأحمر،عن أبی القاسم الکوفیّ،عن محمّد بن إسماعیل،عن معاویة بن عمّار و العلاء بن سیابة و ظریف بن ناصح قال:
لمّا بعث أبو الدّوانیق إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام رفع یده إلی السّماء ثمّ قال:
«اللّهمّ إنّک حفظت الغلامین بصلاح أبویهما فاحفظنی بصلاح آبائی محمّد و علیّ و الحسن و الحسین و علیّ بن الحسین و محمّد بن علیّ؛اللّهمّ إنّی أدرأ بک فی نحره و أعوذ بک من شرّه»ثمّ قال للجمّال:سر،فلمّا استقبله الرّبیع بباب أبی الدّوانیق قال له:یا أبا عبد اللّه،ما أشدّ باطنه علیک لقد سمعته یقول:و اللّه لا ترکت لهم نخلا إلاّ عقرته و لا مالا إلاّ نهبته و لا ذرّیّة إلاّ سبیتها،قال:فهمس بشیء خفیّ و حرّک شفتیه،فلمّا دخل سلّم و قعد فردّ علیه السّلام ثمّ قال:أما و اللّه لقد هممت أن لا أترک لک نخلا إلاّ عقرته و لا مالا إلاّ أخذته،فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام:یا أمیر المؤمنین،إنّ اللّه ابتلی أیّوب فصبر و أعطی داود فشکر و قدّر یوسف فغفر و أنت من ذلک النّسل و لا یأتی ذلک النّسل إلاّ بما یشبهه،فقال:صدقت قد عفوت عنکم،فقال له:یا أمیر المؤمنین،إنّه لم ینل منّا أهل البیت أحد دما إلاّ سلبه اللّه ملکه:فغضب لذلک و استشاط فقال:علی رسلک یا أمیر المؤمنین إنّ هذا الملک کان فی آل أبی سفیان فلمّا قتل یزید حسینا سلبه اللّه ملکه فورّثه آل مروان،فلمّا قتل هشام زیدا سلبه اللّه ملکه فورّثه مروان بن محمّد،فلمّا قتل مروان إبراهیم سلبه اللّه ملکه فأعطاکموه،فقال:صدقت هات أرفع حوائجک،فقال:الإذن،فقال:هو فی یدک متی شئت،فخرج فقال له الرّبیع:
ص :۴۶٠
درود فرستی و برای من چنین و چنان کنی»؛زیرا هنگامی که قیامت برپا شود هیچ فرشتۀ مقرّبی و پیامبر فرستاده شدهای و مؤمن آزمودهای نمیماند که در آن روز به این دو نیازمند نباشد.
[٣٣٨۶]٢٢-ظریف ناصح گفته است:هنگامی که منصور عباسی به دنبال امام صادق علیه السّلام فرستاد امام علیه السّلام دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود:خداوندا! همانا تو آن دو پسر را برای نیکی پدر و مادرشان حفظ کردی پس مرا نیز برای نیکی پدرانم محمد و علی و حسن و حسین و علی حسین و محمد علی علیهم السّلام حفظ فرما.خدایا من به سبب تو از کشتار او دور میشوم و از بدیاش به تو پناه میبرم»پس به ساربان فرمود:حرکت کن.هنگامی که ربیع[حاجب]بر در قصر منصور به پیشواز امام علیه السّلام رفت،به ایشان عرض کرد:ای ابو عبد اللّه چقدر او بر شما سختدل است،شنیدم که میگوید:به خدا سوگند همۀ نخلهایش را بیثمر میکنم و همۀ اموالش را چپاول میکنم و تمام فرزندانش را به اسیری میگیرم.راوی گفته است:پس امام زیرلب چیزی فرموده،لبانشان را تکان دادند و چون داخل شدند سلام کرده،نشستند.منصور سلام ایشان را پاسخ داده، سپس گفت:هان به خدا سوگند تصمیم گرفتهام که همۀ نخلهایت را بیثمر کرده،همۀ داراییات را بگیرم.امام صادق علیه السّلام فرمودند:ای امیر مؤمنان!خداوند ایوب علیه السّلام را گرفتار ساخت و او شکیبایی کرد به داود علیه السّلام نعمت داد و او سپاس گذارد.و به یوسف علیه السّلام قدرت بخشید و او بخشید و تو از این نژادی و این نژادکاری جز آنچه به کار او شبیه باشد انجام نمیدهند.منصور گفت:راست گفتی و من از تو گذشتم.امام علیه السّلام فرمودند:ای امیر مؤمنان!هیچکس به خون یکی از خاندان ما دست نیالود جز آنکه خداوند حکومت را از او گرفت.منصور از این سخن برآشفته گشته،برافروخت.امام علیه السّلام فرمود:آرام باش ای امیر مؤمنان! همانا این فرمانروایی در خاندان ابو سفیان بود پس هنگامی که یزید،حسین علیه السّلام را کشت خداوند حکومت را از او گرفت و آن را به خاندان مروان داد.و چون هشام زید را کشت خداوند حکومت را از او گرفت و به مروان محمد داد.و چون مروان ابراهیم را کشت خداوند حکومت را از او گرفت و به شما داد.
منصور گفت:راست گفتی.بزرگترین حاجت خود را بخواه.امام علیه السّلام فرمود:
اجازۀ بازگشت میخواهم.منصور گفت:اختیار با شما است،هرزمان که بخواهی.
امام علیه السّلام بیرون آمد و ربیع به ایشان عرض کرد:منصور دستور داده است که
ص :۴۶١
قد أمر لک بعشرة آلاف درهم،قال:لا حاجة لی فیها:قال:إذن تغضبه فخذها ثمّ تصدّق بها.
[٣٣٨٧]٢٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن محمّد بن أعین،عن قیس بن سلمة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان علیّ بن الحسین صلوات اللّه علیهما یقول:ما أبالی إذا قلت هذه الکلمات لو اجتمع علیّ الجنّ و الإنس:«بسم اللّه و باللّه و من اللّه و إلی اللّه و فی سبیل اللّه و علی ملّة رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله،اللّهمّ إلیک أسلمت نفسی و إلیک وجّهت وجهی و إلیک ألجأت ظهری و إلیک فوّضت أمری،اللّهمّ احفظنی بحفظ الإیمان من بین یدیّ و من خلفی و عن یمینی و عن شمالی و من فوقی و من تحتی و من قبلی؛و ادفع عنّی بحولک و قوّتک فإنّه لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه».
باب الدّعاء للعلل و الأمراض
[٣٣٨٨]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن عبد الرّحمن بن أبی نجران و ابن فضّال،عن بعض أصحابنا،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان یقول عند العلّة:«اللّهمّ إنّک عیّرت أقواما فقلت: قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلاٰ یَمْلِکُونَ کَشْفَ الضُّرِّ عَنْکُمْ وَ لاٰ تَحْوِیلاً فیا من لا یملک کشف ضرّی و لا تحویله عنّی أحد غیره صلّ علی محمّد و آل محمّد و اکشف ضرّی و حوّله إلی من یدعو معک إلها آخر لا إله غیرک».
[٣٣٨٩]٢-أحمد بن محمّد،عن عبد العزیز بن المهتدی،عن یونس بن عبد الرّحمن،عن داود بن زربیّ قال:
مرضت بالمدینة مرضا شدیدا فبلغ ذلک أبا عبد اللّه علیه السّلام فکتب إلیّ:قد بلغنی
ص :۴۶٢
ده هزار درهم به شما بدهیم.امام علیه السّلام فرمود:به آن نیازی ندارم.ربیع گفت:در این صورت او را خشمگین میسازید.آنها را بگیر و صدقه بده.
[٣٣٨٧]٢٣-قیس سلمه از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که امام سجاد علیه السّلام فرمودند:
هنگامی که این کلمات را بر زبان میآورم اگر جن و انس علیه من همدست شوند از چیزی هراس ندارم...[که ترجمۀ آن عینا در حدیث شمارۀ ١٠ گذشت.]
[٣٣٨٨]١-یکی از اصحاب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام در هنگام بیماری فرمودند:خدایا!تو مردمی را سرزنش کرده فرمودی:«بگو غیر از خدا هرکه را معتقدید بخوانید که آنها نمیتوانند زیانی را از شما برطرف سازند یا برگردانند.»پس ای کسی که جز او نمیتواند زیان را از من برطرف کند و آن را برگرداند.بر محمّد و خاندان او درود فرست و زیان را از من برطرف کن، و آن را به سوی کسی برگردان که با تو معبود دیگری را میخواند که هیچ معبودی جز تو نیست.
[٣٣٨٩]٢-داود زربی گفته است:در مدینه سخت بیمار شدم.این خبر به امام صادق علیه السّلام رسید پس به من نوشتند:خبر بیماریات را شنیدم.یک صاع(حدود
ص :۴۶٣
علّتک فاشتر صاعا من برّ ثمّ استلق علی قفاک و انثره علی صدرک کیفما انتثر و قل:«اللّهمّ إنّی أسألک باسمک الّذی إذا سألک به المضطرّ کشفت ما به من ضرّ و مکّنت له فی الأرض و جعلته خلیفتک علی خلقک أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن تعافینی من علّتی»ثمّ استو جالسا و اجمع البرّ من حولک و قل مثل ذلک و اقسمه مدّا مدّا لکلّ مسکین و قل مثل ذلک،قال داود:ففعلت ذلک فکأنّما نشطت من عقال و قد فعله غیر واحد فانتفع به.
[٣٣٩٠]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن الحسین بن نعیم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
اشتکی بعض ولده،فقال:یا بنیّ قل:«اللّهمّ اشفنی بشفائک و داونی بدوائک و عافنی من بلائک فإنّی عبدک و ابن عبدک».
[٣٣٩١]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن مالک بن عطیّة،عن یونس بن عمّار قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:جعلت فداک هذا الّذی قد ظهر بوجهی یزعم النّاس أنّ اللّه عزّ و جلّ لم یبتل به عبدا له فیه حاجة،فقال لی:لا،لقد کان مؤمن آل فرعون مکنّع الأصابع فکان یقول هکذا و یمدّ یده و یقول: یٰا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ قال:ثمّ قال:إذا کان الثّلث الأخیر من اللّیل فی أوّله فتوضّأ و قم إلی صلاتک الّتی تصلّیها،فإذا کنت فی السّجدة الأخیرة من الرّکعتین الأولیین فقل و أنت ساجد:«یا علیّ یا عظیم یا رحمان یا رحیم یا سامع الدّعوات و یا معطی الخیرات صلّ علی محمّد و آل محمّد و أعطنی من خیر الدّنیا و الآخرة ما أنت أهله و اصرف عنّی من شرّ الدّنیا و الآخرة ما أنت أهله و أذهب عنّی هذا الوجع(و سمّه)فإنّه قد غاظنی و أحزننی»و ألحّ فی الدّعاء.قال:فما وصلت
ص :۴۶۴
چهل سیر)گندم بخر،سپس به پشت بخواب و آن را روی سینهات پخشکن هر گونه که پخش شود.و بگو:خداوندا به حق آن نامت که وقتی درمانده تو را به آن نام میخواند درماندگیاش را برطرف میسازی و او را از نعمتهای زمین بهرهمند کرده،جانشین خود در میان آفریدگانت میکنی(مراد امام زمان علیه السّلام است)از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان او درود فرستی و بیماری مرا درمان کنی.»سپس راست بنشین و گندمها را از اطرافت جمع کن و آن کلمات را بگو و گندمها را به چند مد(حدود ده سیر)برای بینوایان بخششکن و همان دعا را بخوان.داود گفته است:من آن را انجام دادم و آنگاه گویا از بند رها شدم.
و چندین نفر این را انجام دادند و بهرهمند شدند.
[٣٣٩٠]٣-حسین نعیم گفته است:یکی از فرزندان امام علیه السّلام بیمار شد.امام علیه السّلام به او فرمود:فرزندم بگو:خداوندا،مرا با شفای خود بهبودیده،با داروی خود درمان کن و از بلای خود سلامتیبخش.که من بندۀ تو و فرزند بندۀ توام.
[٣٣٩١]۴-یونس عمّار گفته است:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:جانم فدایت این چیزی که در چهرهام پدیدآمده بهگونهای است که مردم گمان میکنند کسی که خدا به او میلی دارد به آن دچار نمیگردد.امام علیه السّلام به من فرمود:نه،چنین نیست که انگشتان مؤمن خاندان فرعون فلج بود،و در این حال دستش را دراز میکرد و میگفت:«ای مردم از این فرستادگان پیروی کنید.»سپس فرمودند:
وقتی یک سوم آخر آغاز شب فرارسید وضو بگیر و برای نمازی که میگزاری، قیام کن و در سجدۀ آخر دو رکعت نخست بگو:«ای بلندمرتبه و ای بزرگ،ای رحمتگر و ای مهربان ای شنوندۀ دعاها و ای عطاگر خوبیها،بر محمّد و خاندان او درود فرست و از خیر دنیا و آخرت آنچه تو سزاوار آن هستی به من ده و شرّ دنیا و آخرت را چنانکه تو سزاوار آن هستی از من دور کن و این درد را از من دورساز-و نامش را بیاور-که مرا به خشم آورده و اندوهناکم کرده است.»و در دعا پافشاری کن.راوی گفته است:هنوز به کوفه نرسیده بودم که خداوند همۀ آن را از من دور کرد.
ص :۴۶۵
إلی الکوفة حتّی أذهب اللّه به عنّی کلّه.
[٣٣٩٢]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن إسماعیل،جمیعا عن حنان بن سدیر،عن أبیه،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إذا رأیت الرّجل مرّ به البلاء فقل:«الحمد للّه الّذی عافانی ممّا ابتلاک به و فضّلنی علیک و علی کثیر ممّن خلق»و لا تسمعه.
[٣٣٩٣]۶-محمّد بن یحیی،عن بعض أصحابه،عن محمّد بن عیسی،عن داود بن زربیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
تضع یدک علی الموضع الّذی فیه الوجع و تقول ثلاث مرّات:«اللّه اللّه ربّی حقّا لا أشرک به شیئا؛اللّهمّ أنت لها و لکلّ عظیمة ففرّجها عنّی».
[٣٣٩۴]٧-عنه،عن محمّد بن عیسی،عن داود،عن مفضّل،عن أبی عبد اللّه للأوجاع تقول:
«بسم اللّه و باللّه کم من نعمة للّه فی عرق ساکن و غیرساکن علی عبد شاکر و غیر شاکر»و تأخذ لحیتک بیدک الیمنی بعد صلاة مفروضة و تقول:«اللّهمّ فرّج عنّی کربتی و عجّل عافیتی و اکشف ضرّی»ثلاث مرّات و احرص أن یکون ذلک مع دموع و بکاء.
[٣٣٩۵]٨-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن إبراهیم بن عبد الحمید،عن رجل قال:
دخلت علی أبی عبد اللّه علیه السّلام فشکوت إلیه وجعا بی،فقال:قل:«بسم اللّه ثمّ امسح یدک علیه و قل أعوذ بعزّة اللّه و أعوذ بقدرة اللّه و أعوذ بجلال اللّه و أعوذ بعظمة اللّه و أعوذ بجمع اللّه و أعوذ برسول اللّه و أعوذ بأسماء اللّه من شرّ
ص :۴۶۶
[٣٣٩٢]۵-سدیر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هنگامی که انسان بلا زدهای را دیدی بگو:«سپاس مخصوص خدایی است که مرا از آنچه تو را به آن دچار کرده،سلامت داشته و بر تو و بسیاری از آفریدگانش برتریام داده است.»و چنان بگو که او نشنود.
[٣٣٩٣]۶-داود زربی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:دست خود را بر جایی که درد دارد بگذار و سه بار بگو:«خدا،بهراستی خدا پروردگار من است و من به او شرک نمیورزم.خداوندا تویی نجاتبخش از این درد و هر حادثهای پس مرا از آن رها کن».
[٣٣٩۴]٧-مفضّل روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هنگام هردردی بگو:«بهنام خدا و به یاری او.چه بسیار نعمتهایی خداوند در رگهایی آرام و ناآرام که برای بندۀ سپاسگذار و ناسپاس است.»و ریش خود را پس از نماز واجب به دست راست بگیر و سه بار بگو:«خداوندا مرا از نگرانیام برهان در سلامتیام شتاب کن و زیان را از من دور ساز.»و تقلاّ کن که این دعا با اشک و گریه همراه باشد.
[٣٣٩۵]٨-مردی گفته است:نزد امام صادق علیه السّلام رفتم و از دردی که داشتم به ایشان شکایت کردم.امام علیه السّلام فرمودند:بگو:«بهنام خدا،-سپس دستت را بر جای درد بکش و هفتبار بگو:-به شکستناپذیری خدا پناه میبرم و به قدرت خدا پناه میبرم و به شکوه و بزرگی خدا پناه میبرم و به حزب و فرستادۀ خدا پناه میبرم
ص :۴۶٧
ما أحذر و من شرّ ما أخاف علی نفسی»تقولها سبع مرّات،قال:ففعلت فأذهب اللّه عزّ و جلّ[بها]الوجع عنّی.
[٣٣٩۶]٩-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الوشّاء،عن عبد اللّه بن سنان،عن عون قال:
أمرّ یدک علی موضع الوجع ثمّ قل:«بسم اللّه و باللّه و محمّد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه العلیّ العظیم؛اللّهمّ امسح عنّی ما أجد»ثمّ تمرّ یدک الیمنی و تمسح موضع الوجع ثلاث مرّات.
[٣٣٩٧]١٠-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر،عن محمّد بن أخی غرام،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
تضع یدک علی موضع الوجع ثمّ تقول:«بسم اللّه و باللّه[و]محمّد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه،اللّهمّ امسح عنّی ما أجد»و تمسح الوجع ثلاث مرّات.
[٣٣٩٨]١١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن عمرو بن عثمان،عن علیّ بن عیسی،عن عمّه قال:
قلت له:علّمنی دعاء أدعو به لوجع أصابنی،قال:قل و أنت ساجد:«یا اللّه یا رحمان[یا رحیم]یا ربّ الأرباب و إله الآلهة و یا ملک الملوک و یا سیّد السّادة اشفنی بشفائک من کلّ داء و سقم فإنّی عبدک أتقلّب فی قبضتک».
[٣٣٩٩]١٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن أبی نجران،عن حمّاد بن عیسی،عن حریز،عن زرارة،عن أحدهما علیه السّلام قال:
إذا دخلت علی مریض فقل:«أعیذک باللّه العظیم ربّ العرش العظیم من شرّ کلّ عرق نفّار و من شرّ حرّ النّار»سبع مرّات.
ص :۴۶٨
و به نامهای خداوند پناه میبرم از بدی هرآنچه بر خودم میترسم و بیمناکم.»او گفته است:من چنین کردم و خداوند عزّتمند آن درد را از بدن من دور ساخت.
[٣٣٩۶]٩-عون روایت کرده که حضرت فرمودند:دستت را بر جای درد بکش و سپس بگو:«بهنام خدا و به یاری او و محمّد که فرستادۀ او است و هیچ نیرو و توانایی جز به سبب خداوند بلندمرتبۀ بزرگ نیست.خدایا!آنچه را از آن درد میکشم از من محو کن،سپس سهبار دست راست خود را بر جای درد بکش».
[٣٣٩٧]١٠-عبد اللّه سنان روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:دستت را بر جای درد میگذاری و سپس میگویی:«بهنام خدا و به یاری او،محمّد[درود خدا بر او و خاندانش]فرستادۀ خدا است و هیچ نیرو و توانایی جز به سبب خداوند نیست.خدایا،آنچه را موجب ناراحتی من شده است از جان من محو کن.»و سه بار بر جای درد دست میکشی.
[٣٣٩٨]١١-علی عیسی از عمویش روایت کرده که به امام علیه السّلام گفته است:دعایی به من بیاموز که در هنگام درد بخوانم.امام علیه السّلام فرمودند:در حال سجده بگو:«ای خدا!ای رحمتگر[ای مهربان]،ای پروردگار پروردگاران و معبود عبادت شدگان و ای فرمانروای فرمانروایان و ای آقای بزرگان با شفای خود مرا از هر بیماری و مرض بهبودیبخش که من بندۀ تو هستم و در تحت قدرت تو به این سو و آنسو میروم».
[٣٣٩٩]١٢-زراره روایت کرده که امام صادق یا امام باقر علیهما السّلام فرمودند:هنگامی که به عیادت مریضی رفتی،هفتبار بگو:«تو را از شرّ هر رگ گریزان و بیمار و از شرّ گرمای دوزخ به خداوند بزرگ که پروردگار عرش بزرگ است پناه میدهم».
ص :۴۶٩
[٣۴٠٠]١٣-عنه،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر،عن أبان بن عثمان،عن الثّمالیّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إذا اشتکی الإنسان فلیقل،«بسم اللّه و باللّه و محمّد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم أعوذ بعزّة اللّه و أعوذ بقدرة اللّه علی ما یشاء من شرّ ما أجد».
[٣۴٠١]١۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسن بن علیّ،عن هشام الجوالیقیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام:
«یا منزل الشّفاء و مذهب الدّاء أنزل علی ما بی من داء شفاء».
[٣۴٠٢]١۵-محمّد بن یحیی،عن موسی بن الحسن،عن محمّد بن عیسی، عن أبی إسحاق صاحب الشّعیر،عن حسین الخراسانیّ و کان خبّازا قال:
شکوت إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام وجعا بی،فقال:إذا صلّیت فضع یدک موضع سجودک ثمّ قل:«بسم اللّه محمّد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم اشفنی یا شافی لا شفاء إلاّ شفاؤک،شفاء لا یغادر سقما،شفاء من کلّ داء و سقم».
[٣۴٠٣]١۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن بعض أصحابه،عن أبی حمزة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
مرض علیّ صلوات اللّه علیه فأتاه رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال له:قل:«اللّهمّ إنّی أسألک تعجیل عافیتک و صبرا علی بلیّتک و خروجا إلی رحمتک».
[٣۴٠۴]١٧-علیّ بن إبراهیم،عن هارون بن مسلم،عن مسعدة بن صدقة، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّ النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کان ینشّر بهذا الدّعاء:
تضع یدک علی موضع الوجع و تقول:«أیّها الوجع اسکن بسکینة اللّه و قر بوقار اللّه و انحجز بحاجز اللّه و اهدأ بهدء اللّه،أعیذک أیّها الإنسان بما أعاذ اللّه عزّ و جلّ به عرشه و ملائکته یوم الرّجفة و الزّلازل»تقول ذلک
ص :۴٧٠
[٣۴٠٠]١٣-ثمالی روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هنگامی که انسان بیمار شد باید بگوید:«بهنام خدا و به یاری او و محمّد که فرستادۀ او است،من از شرّ آنچه احساس میکنم به شکستناپذیری خدا پناه میبرم و به قدرت او بر هر چیزی که میخواهد پناه میبرم.»
[٣۴٠١]١۴-هشام جوالیقی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:«ای فرو فرستندۀ شفاء و از بینبرندۀ بیماری،بر بیماری من شفایی فروفرست.»
[٣۴٠٢]١۵-حسین خراسانی که نانوا بود گفته است:از بیماریای که داشتم به امام صادق علیه السّلام شکایت کردم.فرمودند:هنگامی که نمازگزاردی دستت را بر جای سجدهات بگذار و بگو:«بهنام خدا،محمّد فرستادۀ خداوند است،ای شفا دهنده مرا شفا ده که هیچ شفایی جز شفای تو نیست.شفایی که هیچ بیماریای فرونگذارد.شفایی از هر درد و بیماری».
[٣۴٠٣]١۶-ابو حمزه روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:علی-درود خدا بر او-بیمار شد.رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-به نزد او آمد و فرمود:بگو:«خداوندا!من شتاب در عافیت،شکیبایی بر سختی و خارجشدن به سوی رحمتت را از تو میخواهم».
[٣۴٠۴]١٧-مسعدۀ صدقه روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:پیامبر گرامی این دعا را منتشر میکرد:دستت را بر جای درد میگذاری و میگویی:ای درد به آرامشی از سوی خدا،آرام شو و به وقاری از سوی خداوند باوقار شو و با مانع از سوی خداوند،عقب رو و با آسایشی از سوی خدا فروبنشین.ای انسان تو را به آنچه خداوند بلندمرتبه،عرش و فرشتگانش را در روز زلزلهها و لرزش به آن
ص :۴٧١
سبع مرّات و لا أقلّ من الثّلاث.
[٣۴٠۵]١٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن عمّار بن المبارک،عن عون بن سعد مولی الجعفریّ،عن معاویة بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
تضع یدک علی موضع الوجع و تقول:«اللّهمّ إنّی أسألک بحقّ القرآن العظیم الّذی نزل به الرّوح الأمین و هو عندک فی أمّ الکتاب علیّ حکیم أن تشفینی بشفائک و تداوینی بدوائک و تعافینی من بلائک»ثلاث مرّات و تصلّی علی محمّد و آله.
[٣۴٠۶]١٩-أحمد بن محمّد،عن العوفیّ،عن علیّ بن الحسین،عن محمّد بن عبد اللّه بن زرارة،عن محمّد بن الفضیل،عن أبی حمزة قال:
عرض بی وجع فی رکبتی،فشکوت ذلک إلی أبی جعفر علیه السّلام فقال:إذا أنت صلّیت فقل:«یا أجود من أعطی و یا خیر من سئل و یا أرحم من استرحم،ارحم ضعفی و قلّة حیلتی و عافنی من وجعی»قال:ففعلته فعوفیت.
باب الحرز و العوذة
[٣۴٠٧]١-حمید بن زیاد،عن الحسن بن محمّد،عن غیر واحد،عن أبان، عن ابن المنذر قال:
ذکرت عند أبی عبد اللّه علیه السّلام الوحشة فقال:ألا أخبرکم بشیء إذا قلتموه لم تستوحشوا بلیل و لا نهار:«بسم اللّه و باللّه و توکّلت علی اللّه و أنّه من یتوکّل علی اللّه فهو حسبه إنّ اللّه بالغ أمره قد جعل اللّه لکلّ شیء قدرا،اللّهمّ اجعلنی فی کنفک و فی جوارک و اجعلنی فی أمانک و فی منعک»فقال:بلغنا أنّ رجلا
ص :۴٧٢
پناه داد پناه میدهم و این ذکر را هفتبار و دستکم سه بار میگویی.
[٣۴٠۵]١٨-معاویۀ عمّار روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:دستت را بر جای درد میگذاری و سه بار میگویی:«خداوندا!من به حقّ قرآن بزرگ که روح امین آن را فرود آورد و آن در نزد تو در امّ الکتاب،بلندمرتبه و دارای حکمت است از تو میخواهم که با شفای خود مرا شفا دهی و با داروی خود مداوایم کنی و از بلای خود سلامتم گردانی»و بر محمّد و خاندان او درود میفرستی.
[٣۴٠۶]١٩-ابو حمزه گفته است:دردی در زانوهایم پیدا شد،از آن به امام باقر علیه السّلام شکایت کردم.امام علیه السّلام فرمودند:هنگامی که نمازگزاردی بگو:«ای بهترین عطا کننده و ای بهترین کسی که از او درخواست میشود و ای مهربانترین کسی که از او طلب مهرورزی میشود بر ناتوانی و بیچارگی من رحم کن و مرا از بیماریام سلامتی ده».
[٣۴٠٧]١-ابن منذر گفته است:نزد امام صادق علیه السّلام از وحشت سخن به میان آمد.
امام علیه السّلام فرمودند:آیا شما را به چیزی آگاه نکنم که وقتی آن را بگویید در شب و روز از چیزی نهراسید؟«بهنام خدا و به یاری او بر خدا توکّل کردم؛زیرا هر کس بر خدا توکل کند او کفایتش میکند.و به کارش رسیدگی میکند.و خدا برای هرچیز اندازهای نهاده است.خداوندا مرا در پناه و در همسایگی و در امان و حفظ خود قرار بده»سپس فرمودند:به ما خبر رسیده که مردی سی سال این دعا را میخواند و یک شب که آن را ترک کرد عقربی او را گزید.
[٣۴٠٨]٢-ابو بصیر روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:بگو:«از هر ستمگر
ص :۴٧٣
قالها ثلاثین سنة و ترکها لیلة فلسعته عقرب.
[٣۴٠٨]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن محسّن بن أحمد،عن یونس بن یعقوب،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قل:«أعوذ بعزّة اللّه و أعوذ بقدرة اللّه و أعوذ بجلال اللّه و أعوذ بعظمة اللّه و أعوذ بعفو اللّه و أعوذ بمغفرة اللّه و أعوذ برحمة اللّه و أعوذ بسلطان اللّه الّذی هو علی کلّ شیء قدیر و أعوذ بکرم اللّه و أعوذ بجمع اللّه من شرّ کلّ جبّار عنید و کلّ شیطان مرید و شرّ کلّ قریب أو بعید أو ضعیف أو شدید و من شرّ السّامّة و الهامّة و العامّة و من شرّ کلّ دابّة صغیرة أو کبیرة بلیل أو نهار و من شرّ فسّاق العرب و العجم و من شرّ فسقة الجنّ و الإنس».
[٣۴٠٩]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن بعض أصحابه،عن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:رقی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم حسنا و حسینا فقال:«أعیذکما بکلمات اللّه التّامّات و أسمائه الحسنی کلّها عامّة من شرّ السّامّة و الهامّة و من شرّ کلّ عین لامّة و من شرّ حاسد إذا حسد»ثمّ التفت النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم إلینا فقال علیهم السّلام هکذا کان یعوّذ إبراهیم إسماعیل و إسحاق علیه السّلام.
[٣۴١٠]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن بکیر،عن سلیمان الجعفریّ قال:
سمعت أبا الحسن علیه السّلام یقول:إذا أمسیت فنظرت إلی الشّمس فی غروب و إدبار فقل:«بسم اللّه و باللّه و الحمد للّه الّذی لم یتّخذ صاحبة و لا ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولیّ من الذّلّ و کبّره تکبیرا و الحمد للّه الّذی یصف و لا یوصف و یعلم و لا یعلم،یعلم خائنة الأعین و ما تخفی الصّدور و
ص :۴٧۴
خیرهسر و هر شیطان فریبکاری و از شرّ هر نزدیک یا دور و ناتوان یا توانا و از شرّ گزنده و درنده و العامّة و از شرّ هر جنبدۀ کوچک یا بزرگ در شب یا روز و از شرّ بدکاران عرب و عجم و از شرّ بدکاران انس و جن به شکستناپذیری خدا پناه میبرم و به قدرت و عظمت و شکوه خدا پناه میبرم و به آمرزش و گذشت و رحمت خدا پناه میبرم و به غلبۀ خدایی که بر هرکاری توانا است پناه میبرم و به بخشش و حزب خدا پناه میبرم».
[٣۴٠٩]٣-قدّاح از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:
پیامبر گرامی برای حسن و حسین علیهما السّلام دعا خواند و فرمود:«شما را از شر گزنده و درنده و از شرّ هر چشم بد و هر حسودی هنگامی که به کلمات کامل خداوند و همه نامهای نیکوی او حسد میورزد پناه میدهم.»سپس به ما روکرد و فرمود:ابراهیم،اسحاق و اسماعیل را چنین تعویذ میکرد.
[٣۴١٠]۴-سلیمان جعفری گفته است:از ابو الحسن علیه السّلام شنیدم میفرمود:شب هنگام زمانی که دیدی خورشید در حال غروب و ناپدید شدن است بگو:«بهنام خدا و به یاری او و سپاس مخصوص خدایی است که هیچ همسر و فرزندی نگرفته و در فرمانرواییاش شریکی ندارد و خوار نمیگردد تا سرپرستی داشته باشد و او را بسیار بزرگ شمار و سپاس مخصوص خدایی است که وصف میکند و خود در وصف نمیگنجد و میداند و دانسته نمیشود و چشمهای خیانتکار و آنچه را
ص :۴٧۵
أعوذ بوجه اللّه الکریم و باسم اللّه العظیم من شرّ ما برأ و ذرأ و من شرّ ما تحت الثّری و من شرّ ما بطن و ظهر و من شرّ ما وصفت و ما لم أصف و الحمد للّه ربّ العالمین»ذکر أنّها أمان من کلّ سبع و من الشّیطان الرّجیم و ذرّیّته و کلّ ما عضّ أو لسع و لا یخاف صاحبها إذا تکلّم بها لصّا و لا غولا.قال:قلت له:
إنّی صاحب صید السّبع و أنا أبیت فی اللّیل فی الخرابات و أتوحّش،فقال لی:
قل إذا دخلت:«بسم اللّه أدخل»و أدخل رجلک الیمنی و إذا خرجت فأخرج رجلک الیسری و سمّ اللّه فإنّک لا تری مکروها.
[٣۴١١]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم،عن قتیبة الأعشی قال:
علّمنی أبو عبد اللّه علیه السّلام قال:قل:«بسم اللّه الجلیل أعیذ فلانا باللّه العظیم من الهامّة و السّامّة و اللاّمّة و العامّة و من الجنّ و الإنس و من العرب و العجم و من نفثهم و بغیهم و نفخهم و بآیة الکرسیّ»ثمّ تقرؤها ثمّ تقول فی الثّانیة:
«بسم اللّه أعیذ فلانا باللّه الجلیل...»حتّی تأتی علیه
[٣۴١٢]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن إسحاق بن عمّار قال،قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:
جعلت فداک إنّی أخاف العقارب،فقال:انظر إلی بنات نعش الکواکب الثّلاثة الوسطی منها بجنبه کوکب صغیر قریب منه تسمّیه العرب«السّها»و نحن نسمّیه«أسلم»أحدّ النّظر إلیه کلّ لیلة و قل ثلاث مرّات:«اللّهمّ ربّ أسلم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و سلّمنا»قال إسحاق:فما ترکته منذ دهری إلاّ مرّة واحدة فضربتنی العقرب.
[٣۴١٣]٧-أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحسن،عن العبّاس بن عامر،عن
ص :۴٧۶
سینهها مخفی میکند میشناسد.و از شرّ هرآنچه آفریده است و هرآنچه در زیر زمین و در آشکار و نهان است و هرآنچه گفتم و نگفتم به ذات بخشندۀ خداوند و بهنام بزرگ او پناه میبرم و ستایش مخصوص خداوند،پروردگار جهانیان است.»حضرت فرمود:این دعا ایمنی از هر درنده از شیطان رانده شده و فرزندان او است و از هرآنچه گاز میگیرد یا میگزد و گویندۀ این ذکر از هیچ دزد و جنّی نترسد.من به ایشان عرض کردم:من به شکار درندگان میروم و شبها که در خرابهها میخوابم وحشت میکنم.امام علیه السّلام فرمودند:هنگامی که داخل خرابه میشوی بگو:«بهنام خدا داخل میشوم.»و نخست پای راستت را بگذار و در هنگام بیرون آمدن پای چپت را پیش بگذار و نام خدا را ببر که هیچ ناپسندی نخواهی دید.
[٣۴١١]۵-قتیبۀ اعشی گفته است:امام صادق علیه السّلام به من آموخت که بگو:«بهنام خداوند بزرگ فلانی را از درنده و گزنده و چشمزخم و سال قحطی و جن و انس و عرب و عجم و از نفسهایشان و از ستمشان و از بادشان به خداوند بزرگ و آیة الکرسی پناه میدهم.و سپس آیة الکرسی را بخوان و برای بار دوّم بگو:بهنام خداوند،فلانی را از...به خداوند باشکوه و تا آخر دعا را بخوان.
[٣۴١٢]۶-اسحاق عمّار گفته است:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:فدایت شوم من از عقربها میترسم.امام علیه السّلام فرمودند:به ستارگان بنات النعش میانه بنگر که در نزدیک آنها ستارهای کوچک است و عرب آن را سها مینامد و ما آن را اسلم مینامیم.هرشب به دقت به آن نگاه کن و سه بار بگو:خداوندا ای پروردگار اسلم،بر محمد و خاندان او درود فرست و گشایش کار آنان را نزدیکساز و ما را سلامت بدار.اسحاق گفته است:از آن روزگار جز یک بار آن را ترک نکردم و همان یک بار عقرب مرا گزید.
[٣۴١٣]٧-سعد اسکاف گفته است:از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:هرکسی
ص :۴٧٧
أبی جمیلة،عن سعد الإسکاف قال:
سمعته یقول:من قال هذه الکلمات فأنا ضامن له ألاّ یصیبه عقرب و لا هامّة حتّی یصبح:«أعوذ بکلمات اللّه التّامّات الّتی لا یجاوزهنّ برّ و لا فاجر من شرّ ما ذرأ و من شرّ ما برأ و من شرّ کلّ دابّة هو آخذ بناصیتها إنّ ربّی علی صراط مستقیم».
[٣۴١۴]٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن علیّ بن أبی حمزة،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فی بعض مغازیه إذا شکوا إلیه البراغیث أنّها تؤذیهم، فقال:إذا أخذ أحدکم مضجعه فلیقل:أیّها الأسود الوثّاب الّذی لا یبالی غلقا و لا بابا عزمت علیک بأمّ الکتاب ألاّ تؤذینی و أصحابی إلی أن یذهب اللّیل و یجیء الصّبح بما جاء»و الّذی نعرفه«إلی أن یئوب الصّبح متی ما آب».
[٣۴١۵]٩-علیّ بن محمّد،عن ابن جمهور،عن أبیه،عن محمّد بن سنان، عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:إذا لقیت السّبع فقل:«أعوذ بربّ دانیال و الجبّ من شرّ کلّ أسد مستأسد».
[٣۴١۶]١٠-محمّد بن جعفر أبو العبّاس،عن محمّد بن عیسی،عن صالح بن سعید،عن إبراهیم بن محمّد بن هارون أنّه کتب إلی أبی جعفر یسأله عوذة للرّیاح الّتی تعرض للصّبیان،فکتب إلیه بخطّه بهاتین العوذتین و زعم صالح أنّه أنفذهما إلیّ إبراهیم بخطّه:
«اللّه أکبر اللّه أکبر اللّه أکبر أشهد أن لا إله إلاّ اللّه أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه، اللّه أکبر اللّه أکبر لا إله إلاّ اللّه و لا ربّ لی إلاّ اللّه،له الملک و له الحمد لا شریک
ص :۴٧٨
این کلمات را بگوید من ضمانت میکنم که تا صبح هیچ عقرب و گزندهای او را نزند:«از شر هرآنچه خدا آفریده و پراکنده است و از شرّ هر جنبندهای که اختیارش در دست او است به کلمات کامل خداوند که هیچ نیکوکار و گنهکاری از آنها پیشی نمیگیرد پناه میبرم.که پروردگارم بر راه راست قرار دارد».
[٣۴١۴]٨-علی ابو حمزه روایت کرده که حضرت ابو الحسن علیه السّلام فرمودند:
رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-در یکی از جهادهای خود بود که از کک و آزارشان به ایشان شکایت کردند.پیامبر-درود خدا بر او و خاندانش باد- فرمودند:هرکس به بستر معرود،بگوید:ای سیاه جهنده که از هیچ قفل و دری باکی نداری تو را به امّ الکتاب(سوره حمد)فرامیخوانم تا مرا و یارانم را آزار ندهی تا شب برود و بامداد باز آید-و جملهای که ما میدانیم این است:-تا صبح بازگردد هرگاه که باز میگردد.
[٣۴١۵]٩-عبد اللّه سنان از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:هنگامی که با درندهای روبرو شدی بگو:«از شرّ هر شیر درنده به پروردگار دانیال و چاه پناه میبرم».
[٣۴١۶]١٠-ابراهیم بن محمّد هارون روایت کرده که او به امام باقر علیه السّلام نامه نگاشته،از ایشان تعویذی برای بادهایی که کودکان به آن دچار میشوند خواسته است و امام علیه السّلام به خط خود دو تعویذ برایش نگاشته است و صالح[یکی از راویان این حدیث]بر آن است که آنها را خودش برای ابراهیم فرستاده است:
«خدا بزرگ است،خدا بزرگ است،خدا بزرگ است و من گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست و گواهی میدهم که محمّد فرستادۀ او است،خدا بزرگ است و خدا بزرگ است و هیچ معبودی جز خدا نیست و من پروردگاری جز خدا ندارم.فرمانروایی و سپاس از آن او است.و شریکی ندارد.و او پاک است.
ص :۴٧٩
له سبحان اللّه،ما شاء اللّه کان و ما لم یشأ لم یکن؛اللّهمّ ذا الجلال و الإکرام، ربّ موسی و عیسی و إبراهیم الّذی وفّی،إله إبراهیم و إسماعیل و إسحاق و یعقوب و الأسباط،لا إله إلاّ أنت سبحانک مع ما عدّدت من آیاتک و بعظمتک و بما سألک به النّبیّون و بأنّک ربّ النّاس کنت قبل کلّ شیء و أنت بعد کلّ شیء، أسألک باسمک الّذی تمسک به السّماوات أن تقع علی الأرض إلاّ بإذنک و بکلماتک التّامّات الّتی تحیی به الموتی أن تجیر عبدک فلانا من شرّ ما ینزل من السّماء و ما یعرج إلیها و ما یخرج من الأرض و ما یلج فیها و سلام علی المرسلین و الحمد للّه ربّ العالمین».و کتب إلیه أیضا بخطّه:«بسم اللّه و باللّه و إلی اللّه و کما شاء اللّه و أعیذه بعزّة اللّه و جبروت اللّه و قدرة اللّه و ملکوت اللّه، هذا الکتاب من اللّه شفاء لفلان بن فلان[ابن]عبدک و ابن أمتک عبدی اللّه صلّی اللّه علی محمّد و آله».
[٣۴١٧]١١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن محمّد بن علیّ،عن علیّ بن محمّد،عن عبد اللّه بن یحیی الکاهلیّ قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إذا لقیت السّبع فاقرأ فی وجهه آیة الکرسیّ و قل له:
«عزمت علیک بعزیمة اللّه و عزیمة محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و عزیمة سلیمان بن داود علیهما السّلام و عزیمة أمیر المؤمنین علیّ بن أبی طالب علیه السّلام و الأئمّة الطّاهرین من بعده» فإنّه ینصرف عنک إن شاء اللّه.قال:فخرجت فإذا السّبع قد اعترض،فعزمت علیه و قلت له:إلاّ تنحّیت عن طریقنا و لم تؤذنا،قال:فنظرت إلیه قد طأطأ برأسه و أدخل ذنبه بین رجلیه و انصرف.
[٣۴١٨]١٢-عنه،عن جعفر بن محمّد،عن یونس،عن بعض أصحابنا،عن أبی الجارود،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :۴٨٠
هرچه خدا بخواهد همان میشود و هرچه نخواهد نمیشود.خداوندا!ای صاحب شکوه و بزرگواری.ای پروردگار موسی و عیسی و ابراهیم علیهم السّلام.
ابراهیمی که حقّ مطلب را اداکرد.ای معبود ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و أسباط علیهم السّلام.معبودی جز تو نیست تو به همراه آنچه از نشانههایت برشمردهای پاکی،و به حقّ بزرگیت و به حقّ آنچه پیامبران از تو خواستهاند و اینکه تو پروردگار مردم هستی،پیش از هرچیز بودهای و پس از هرچیزی هستی و به حقّ آن نامت که با آن آسمانها را از افتادن بر زمین جز با اجازۀ خودت نگاه میداری و به حقّ کلمات کاملت که مردگان را با آن زنده میکنی از تو میخواهم که بندۀ خودت فلانی را از شرّ هرآنچه از آسمان فرومیآید یا به سوی آن بالا میرود و آنچه از زمین بیرون میآید و در آن داخل میشود حفظ کنی.و درود بر فرستادگان و سپاس،مخصوص پروردگار جهانیان است».و باز با خط خود برای او نگاشت:«بهنام خدا و به یاری او و به سوی او و همانگونه که او بخواهد.و او را به شکستناپذیری خدا و جبروتش[قدرت مطلق]و قدرت و ملکوتش پناه میدهم.این نوشته از جانب خدا برای فلانی فرزند بنده و کنیزت که دو بندۀ خدایند میباشد.خدایا بر محمّد و خاندان او درود فرست».
[٣۴١٧]١١-عبد اللّه بن یحیی کاملی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
هنگامی که با درندهای روبرو شدی در روی او آیت الکرسی بخوان و به او بگو:
«تو را به تصمیم خدا و تصمیم محمّد[درود خدا بر او و بر خاندانش]و تصمیم سلیمان داود علیهما السّلام و تصمیم امیر المؤمنین علی ابو طالب علیه السّلام و ائمه طاهرین[علیهم السّلام] پس از آن حضرت فرامیخوانم که اگر خدا بخواهد از تو دست میکشد.راوی گفته است:من بیرون آمدم و ناگهان با درندهای روبهرو شدم پس او را به آن سخنان فرا خواندم و گفتم،از راه ما کنار رو و آزارمان نکن،پس او را دیدم که سرش را به زیر انداخت و دمش را میان دو پایش نهاده،بازگشت.
[٣۴١٨]١٢-ابو جارود روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس پس از نماز
ص :۴٨١
من قال فی دبر الفریضة:«أستودع اللّه العظیم الجلیل نفسی و أهلی و ولدی و من یعنینی أمره»و أستودع اللّه المرهوب المخوف المتضعضع لعظمته کلّ شیء نفسی و أهلی و مالی و ولدی و من یعنینی أمره حفّ بجناح من أجنحة جبرئیل علیه السّلام و حفظ فی نفسه و أهله و ماله.
[٣۴١٩]١٣-عنه،رفعه قال:
من بات فی دار و بیت وحده فلیقرأ آیة الکرسیّ و لیقل:«اللّهمّ آنس وحشتی و آمن روعتی و أعنّی علی وحدتی».
[٣۴٢٠]١۴-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن سالم،عن أحمد بن النّضر،عن عمرو بن شمر،عن یزید بن مرّة،عن بکیر قال:
سمعت أمیر المؤمنین علیه السّلام یقول:قال لی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:یا علیّ ألا أعلّمک کلمات؟إذا وقعت فی ورطة أو بلیّة فقل:«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه العلیّ العظیم»فإنّ اللّه عزّ و جلّ یصرف بها عنک ما یشاء من أنواع البلاء.
باب الدّعاء عند قراءة القرآن
[٣۴٢١]١-قال:کان أبو عبد اللّه علیه السّلام یدعو عند قراءة کتاب اللّه عزّ و جلّ:
«اللّهمّ ربّنا لک الحمد أنت المتوحّد بالقدرة و السّلطان المتین و لک الحمد أنت المتعالی بالعزّ و الکبریاء و فوق السّماوات و العرش العظیم ربّنا و لک الحمد أنت المکتفی بعلمک و المحتاج إلیک کلّ ذی علم ربّنا و لک الحمد یا منزل الآیات و الذّکر العظیم ربّنا فلک الحمد بما علّمتنا من الحکمة و القرآن العظیم المبین.اللّهمّ أنت علّمتناه قبل رغبتنا فی تعلّمه و اختصصتنا به قبل
ص :۴٨٢
واجبش بگوید:«خودم و خانوادهام و فرزندانم و هرکس را که به من مربوط است به خداوند بزرگ میسپارم و خودم و خانوادهام و فرزندانم و هرکس را که به من مربوط است به خداوندی که هرچیزی در برابرش میهراسد و میترسد و فرومیپاشد میسپارم.»با یکی از بالهای جبرئیل علیه السّلام پیچیده شده،خود و خانوادهاش و اموالش حفظ میشود.
[٣۴١٩]١٣-همو حدیثی روایت کرده که معصوم علیه السّلام فرمودند:هرکس شب در اتاق و خانهای تنها بخوابد باید آیت الکرسی بخواند و بگوید:خداوندا!در وحشتم همدم من باش و ترسم را ایمن کن و در تنهاییم یاریام کن.
[٣۴٢٠]١۴-بکیر گفته است:از امیر مؤمنان علیه السّلام شنیدم میفرماید:رسول خدا -درود خدا بر او و خاندانش باد-به من فرمودند:ای علی آیا کلماتی به تو نیاموزم؟هنگامی که در گرفتاری و امتحانی قرار گرفتی بگو:«بهنام خداوند رحمتگر مهربان و هیچ نیرو و توانایی جز به سبب خداوند بلندمرتبه بزرگ نیست»که خداوند عزّتمند با این کلمات انواع بلا و سختی را از تو دور میسازد.
[٣۴٢١]١-امام صادق علیه السّلام هنگام تلاوت کتاب خدای عزّتمند چنین دعا میکرد:
«خداوندا!سپاس از آن تو است،تو در توانایی و سلطنت استوار و یگانهای و سپاس از آن تو است.تو با شکستناپذیری و بزرگیات برتری و بالاتر از آسمانها و عرش بزرگ،ای پروردگار ما.و سپاس از آن تو است.تو با علمت از همه بینیازی و هر صاحب دانشی به تو نیازمند است،ای پروردگار ما،و سپاس برای تو است ای فرودآورندۀ آیهها و آن ذکر بزرگ،ای پروردگار ما و سپاس برای تو است به سبب آنچه از حکمت و قرآن بزرگ روشن پیش از میل و رغبت ما در آموختناش به ما آموختی و پیش از شوق به فوایدش آن را به ما اختصاص دادی.خداوندا!پس
ص :۴٨٣
رغبتنا بنفعه،اللّهمّ فإذا کان ذلک منّا منک و فضلا و جودا و لطفا بنا و رحمة لنا و امتنانا علینا من غیر حولنا و لا حیلتنا و لا قوّتنا اللّهمّ فحبّب إلینا حسن تلاوته و حفظ آیاته و إیمانا بمتشابهه و عملا بمحکمه و سببا فی تأویله و هدی فی تدبیره و بصیرة بنوره.اللّهمّ و کما أنزلته شفاء لأولیائک و شقاء علی أعدائک و عمی علی أهل معصیتک و نورا لأهل طاعتک،اللّهمّ فاجعله لنا حصنا من عذابک و حرزا من غضبک و حاجزا عن معصیتک و عصمة من سخطک و دلیلا علی طاعتک و نورا یوم نلقاک نستضیء به فی خلقک و نجوز به[علی]صراطک و نهتدی به إلی جنّتک.اللّهمّ إنّا نعوذ بک من الشّقوة فی حمله و العمی عن عمله و الجور عن حکمه و العلوّ عن قصده و التّقصیر دون حقّه،اللّهمّ احمل عنّا ثقله و أوجب لنا أجره و أوزعنا شکره و اجعلنا نراعیه و نحفظه،اللّهمّ اجعلنا نتّبع حلاله و نجتنب حرامه و نقیم حدوده و نؤدّی فرائضه،اللّهمّ ارزقنا حلاوة فی تلاوته و نشاطا فی قیامه و وجلا فی ترتیله و قوّة فی استعماله فی آناء اللّیل و[أطراف]النّهار،اللّهمّ و اشفنا من النّوم بالیسیر و أیقظنا فی ساعة اللّیل من رقاد الرّاقدین و نبّهنا عند الأحایین الّتی یستجاب فیها الدّعاء من سنة الوسنانین،اللّهمّ اجعل لقلوبنا ذکاء عند عجائبه الّتی لا تنقضی و لذاذة عند تردیده و عبرة عند ترجیعه و نفعا بیّنا عند استفهامه،اللّهمّ إنّا نعوذ بک من تخلّفه فی قلوبنا و توسّده عند رقادنا و نبذه وراء ظهورنا و نعوذ بک من قساوة قلوبنا لما به وعظتنا،اللّهمّ انفعنا بما صرفت فیه من الآیات و ذکّرنا بما ضربت فیه من المثلات و کفّر عنّا بتأویله السّیّئات و ضاعف لنا به جزاء فی الحسنات و ارفعنا به ثوابا فی الدّرجات
ص :۴٨۴
چون این، منّت و احسان و بخشش و مهربانی و امتنان و رحمتی از جانب تو بر ما است و چاره و توانایی ما در آن نقشی ندارد خدایا تلاوت نیکوی آن و حفظ کردن آیاتش و ایمان به آیات متشابه و عمل به محکمات و زمینۀ تفسیر آن و راهنمایی به ترتیب آن و بصیرت در سایۀ نور آن را بر ایمان دوست بدار.خداوندا!همان گونه که آن را شفای دوستانت،بدبختی دشمنانت،کوری اهل نافرمانی و روشنایی برای اهل فرمانبریات قراردادی خدایا آن را بر ایمان دژی استوار در برابر عذاب، پناهگاهی از خشمت،مانعی از نافرمانی کردن تو،نگهدارندۀ از نارضایتیات و نشانهای بر فرمانبریات قرارده و نوری که در روز دیدار تو در میان آفریدگانت از آن روشنی بجوییم و بر صراط بگذریم و به سوی بهشتت راهنمایی گردیم.
خدایا ما را از سیهروزی در حمل آن و کوری از عمل به آن و گذشتن از فرامین آن و برتریجویی در توجه به آن و کوتاهی در حق آن به تو پناه میبریم.
خداوندا سنگینی آن را از دوش ما بردار و مزدش را بر ما سزاوار کن و توفیق شکر آن را بر ما قسمت کن و ما را همراه و نگهبان آن قرارده.خداوندا ما را پیرویکنندۀ از حلالش،دوریکنندۀ از حرامش،برپا دارندۀ حدودش و به جا آورندۀ واجباتش قرارده.خداوندا شیرینی تلاوتش،نشاط در برپا داشتناش، و ترس در ترتیل آن و توانایی به کار بستن آن در لحظات شب و قسمتهای روز را روزیمان کن.خداوندا ما را با خوابی اندک التیامبخش و در هنگام شب از خواب خفتگان بیدار کن و در اوقاتی که دعا در آن مستجاب میشود در چرت خوابآلودگان به ما بیدارباش ده.خدایا برای دلهای ما فهم در نزد عجائب آن که پایان نمیپذیرد،لذت در باز خواندن،عبرت هنگام خواندن و بهرهای آشکار در هنگام پرسش از آن قرارده.خداوندا ما از غیبت آن در دلهایمان و قرار دادنش در کنار بسترهامان و عمل نکردن به آن به تو پناه میبریم و از سختشدن دلهامان در برابر آنچه پندمان دادهای به تو پناه میبریم.خداوندا از آیاتی که به قرآن اختصاص دادی ما را بهرهمند گردان،از مثلهایی که در آن زدی ما را آگاه کن،با تفسیر آن بدیهای ما را بپوشان،پاداش کردار نیک ما را چندین برابر کن، به وسیلۀ آن درجات ما را بالا ببر و پس از مرگ ما را با بشارت روبهرو کن.
ص :۴٨۵
و لقّنا به البشری بعد الممات،اللّهمّ اجعله لنا زادا تقوّینا به فی الموقف بین یدیک و طریقا واضحا نسلک به إلیک و علما نافعا نشکر به نعماءک و تخشّعا صادقا نسبّح به أسماءک فإنّک اتّخذت به علینا حجّة قطعت به عذرنا و اصطنعت به عندنا نعمة قصر عنها شکرنا،اللّهمّ اجعله لنا ولیّا یثبّتنا من الزّلل و دلیلا یهدینا لصالح العمل و عونا هادیا یقوّمنا من المیل و عونا یقوّینا من الملل حتّی یبلغ بنا أفضل الأمل،اللّهمّ اجعله لنا شافعا یوم اللّقاء و سلاحا یوم الارتقاء و حجیجا یوم القضاء و نورا یوم الظّلماء یوم لا أرض و لا سماء یوم یجزی کلّ ساع بما سعی،اللّهمّ اجعله لنا ریّا یوم الظّمإ و فوزا یوم الجزاء من نار حامیة،قلیلة البقیا علی من بها اصطلی و بحرّها تلظّی،اللّهمّ اجعله لنا برهانا علی رءوس الملإ یوم یجمع فیه أهل الأرض و أهل السّماء،اللّهمّ ارزقنا منازل الشّهداء و عیش السّعداء و مرافقة الأنبیاء إنّک سمیع الدّعاء».
باب الدّعاء فی حفظ القرآن
[٣۴٢٢]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عمّن ذکره،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبان بن تغلب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
تقول:«اللّهمّ إنّی أسألک و لم یسأل العباد مثلک،أسألک بحقّ محمّد نبیّک و رسولک و إبراهیم خلیلک و صفیّک و موسی کلیمک و نجیّک و عیسی کلمتک و روحک و أسألک بصحف إبراهیم و توراة موسی و زبور داود و إنجیل عیسی و قرآن محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و بکلّ وحی أوحیته و قضاء أمضیته و حقّ قضیته و غنیّ أغنیته و ضالّ هدیته و سائل أعطیته و أسألک باسمک الّذی وضعته علی اللّیل فأظلم و باسمک الّذی وضعته علی النّهار فاستنار و باسمک الّذی وضعته
ص :۴٨۶
خدایا آن را برای ما توشهای قرار ده که در موقف و ایستادن در بارگاه تو از آن نیرو بگیریم،آن را برای ما راهی روشن قرارده تا با آن بهسوی تو حرکت کنیم، آن را برای ما علمی سودمند قرارده تا به وسیلۀ آن نعمتهای تو را سپاس بگوییم و آن را برای ما مایۀ خشوعی راستین قرارده تا نامهایت را بزرگ شماریم؛زیرا تو به وسیلۀ قرآن بر ما حجّت آورده،راه عذر و بهانه بر ما بستی و به وسیلۀ آن نعمتی بر ما قرار دادی که سپاس ما در مقابل آن ناچیز است.خدایا آن را برای ما دوستی قرارده که ما را در برابر لغزشها استوار میکند،راهنمایی که ما را به اعمال نیک رهبری کند و یا دیگر هدایتگری که ما را از انحراف، اصلاح کند،یاریگری که ما را در خستگی دلگرم کند تا ما را به بهترین آرزوها برساند.خداوندا!قرآن را برای ما خواهشگر و شفاعتگر روز دیدار قرارده،ساز و برگی برای روز بالا رفتن،دستاویزی برای روز قضاوت و نوری برای روز تاریکی.روزی که نه زمین و نه آسمانی هست.روزی که هرکس برای آنچه تلاش کرده مزد میگیرد.خدایا آن را برای ما سیرابی روز تشنگی و نجات از آتش سوزان در روز جزا که برکسی که به آن دچار شود و شعلهور شود بیرحم است قرارده.خداوندا!قرآن را برای ما دلیل و برهانی در برابر مردمان در روزی که اهل زمین و آسمان گرد هم میآیند قرارده.خدایا!جایگاه شهدا و زندگی سعادتمندان و همراهی پیامبران را روزی ما کن.که تو شنوندۀ دعاها هستی.
[٣۴٢٢]١-ابان تغلب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:میگویی:
«خداوندا،من از تو میخواهم،در حالیکه بندگان از مانند تو چیزی نمیطلبند، از تو به حق محمد پیامبر و فرستادهات و ابراهیم دوست و برگزیدهات و موسی همسخن و همرازت و عیسی کلمه و روحت میخواهم و از تو به حقّ صحف ابراهیم و تورات موسی و زبور داود و انجیل عیسی و قرآن محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-و هر وحیی که فرستادی و هر حکمی که اجرا کردی و هر حقّی که برپا داشتی و هر توانگری که بینیازش ساختی و هر گمراهی که هدایتش کردی و هر گدایی که عطایش کردی میخواهم،و به حق آن نامت که بر شب گذاردی و تیره شد و به آن نامت که بر روز نهادی و روشن گردید و آن نامت که بر زمین نهادی
ص :۴٨٧
علی الأرض فاستقرّت و دعمت به السّماوات فاستقلّت و وضعته علی الجبال فرست و باسمک الّذی بثثت به الأرزاق و أسألک باسمک الّذی تحیی به الموتی و أسألک بمعاقد العزّ من عرشک و منتهی الرّحمة من کتابک أسألک أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن ترزقنی حفظ القرآن و أصناف العلم و أن تثبّتها فی قلبی و سمعی و بصری و أن تخالط بها لحمی و دمی و عظامی و مخّی و تستعمل بها لیلی و نهاری برحمتک و قدرتک فإنّه لا حول و لا قوّة إلاّ بک یا حیّ یا قیّوم».قال:و فی حدیث آخر زیادة:«و أسألک باسمک الّذی دعاک به عبادک الّذین استجبت لهم و أنبیاؤک فغفرت لهم و رحمتهم و أسألک بکلّ اسم أنزلته فی کتبک و باسمک الّذی استقرّ به عرشک و باسمک الواحد الأحد الفرد الوتر المتعال الّذی یملأ الأرکان کلّها،الطّاهر الطّهر المبارک المقدّس الحیّ القیّوم نور السّماوات و الأرض الرّحمن الرّحیم الکبیر المتعال و کتابک المنزل بالحقّ و کلماتک التّامّات و نورک التّامّ و بعظمتک و أرکانک».
و قال فی حدیث آخر:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من أراد أن یوعیه اللّه عزّ و جلّ القرآن و العلم فلیکتب هذا الدّعاء فی إناء نظیف بعسل ماذیّ ثمّ یغسله بماء المطر قبل أن یمسّ الأرض و یشربه ثلاثة أیّام علی الرّیق فإنّه یحفظ ذلک إن شاء اللّه.
[٣۴٢٣]٢-عنه،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،رفعه إلی أمیر المؤمنین علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:أعلّمک دعاء لا تنسی القرآن:«اللّهمّ ارحمنی بترک معاصیک أبدا ما أبقیتنی و ارحمنی من تکلّف ما لا یعنینی و ارزقنی حسن المنظر فیما یرضیک عنّی و ألزم قلبی حفظ کتابک کما علّمتنی و ارزقنی أن أتلوه علی النّحو الّذی یرضیک عنّی،اللّهمّ نوّر بکتابک بصری و اشرح به صدری و فرّح به قلبی و أطلق به لسانی و استعمل به بدنی و قوّنی علی ذلک
ص :۴٨٨
و آرام گرفت و به آن نامت آسمانها را نگاه داشتی و استقلال یافت و بر کوهها نهادی و محکم گردید و به حق آن نامت که با آن روزی را پراکندی.از تو به حقّ آن نامی درخواست میکنم که مردگان را با آن زنده میگردانی و به حقّ ارکان شکستناپذیر عرشت و نهایت رحمت کتابت از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان او درود فرستی و حفظ کردن قرآن و دستههای دانش را روزیام کنی و آن را در قلب و گوش و چشمم استوارسازی و با گوشت و خون و استخوان و مغزم بیامیزی و شب و روزم را بوسیلۀ آن و به رحمت و توانایی خودت به کار بندی.بهدرستی که هیچ نیرو و توانایی جز به سبب تو نیست ای زندۀ پاینده».
و در حدیث دیگر افزایشی است:«به حقّ آن نامت که بندگانت،کسانی که دعایشان را مستجاب کردی و پیامبرانت تو را به آن خواندند و تو آنان را آمرزیدی و به آنان رحم کردی و به حقّ هرنامی که در کتابهایت نازل کردی و به حقّ آن نامت که بهوسیلۀ آن عرشت قرار یافت و به حقّ آن نام یگانۀ یکتای تک و تنها و برترت که همۀ ارکان زمین را پرکرده است و به حقّ نام پاک و پاکیزه و پربرکت و مقدّس و زنده و پاینده و نور آسمانها و زمین،رحمتگر مهربان و بزرگ برتر و به حقّ کتابت که به حقّ نازل شده است و کلمات و نور کاملت و به بزرگی و ارکانت از تو میخواهم»و در حدیث دیگر فرموده است:رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمودند:هرکس میخواهد که خداوند او را جایگاه قرآن و علم گرداند این دعا را با عسل سفید در ظرفی پاکیزه بنویسد و آن را با آب بارانی که به زمین نخورده است بشوید و سه روز ناشتا بیاشامد که اگر خدا بخواهد آن را حفظ میکند.
[٣۴٢٣]٢-حمّاد عیسی حدیثی از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فرمودند:دعایی به تو میآموزم که قرآن را فراموش نکنی:«خداوندا! به من رحم کن با ترک همیشگی گناهانت تا زنده هستم و به من از به عهده گرفتن اموری که به کارم نیاید رحم کن و دیدگاهی نیکو روزیام کن در چیزهایی که تو را از من خوشنود میسازد.و قلب مرا همانگونه که کتابت را به من آموختهای با آن همراه کن.و تلاوت آن را روزیام کن به گونهای که تو را از من خشنود سازد.خداوندا!با کتابت دیدهام را نورانی کن:سینهام را بگشا،دلم را شاد کن و زبانم را رسا کن و بدنم را با آن به کار بند و مرا بر آن نیرومند کرده،یاریام
ص :۴٨٩
و أعنّی علیه إنّه لا معین علیه إلاّ أنت،لا إله إلاّ أنت».
قال:و رواه بعض أصحابنا،عن ولید بن صبیح،عن حفص الأعور،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام.
باب دعوات موجزات لجمیع الحوائج للدّنیا و الآخرة
[٣۴٢۴]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن إسماعیل بن سهل،عن عبد اللّه بن جندب،عن أبیه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قل:«اللّهمّ اجعلنی أخشاک کأنّی أراک و أسعدنی بتقواک و لا تشقنی بنشطی لمعاصیک و خر لی فی قضائک و بارک[لی]فی قدرک حتّی لا أحبّ تأخیر ما عجّلت و لا تعجیل ما أخّرت و اجعل غنای فی نفسی و متّعنی بسمعی و بصری و اجعلهما الوارثین منّی و انصرنی علی من ظلمنی و أرنی فیه قدرتک یا ربّ و أقرّ بذلک عینی».
[٣۴٢۵]٢-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان بن یحیی،عن أبی سلیمان الجصّاص،عن إبراهیم بن میمون قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:«اللّهمّ أعنّی علی هول یوم القیامة و أخرجنی من الدّنیا سالما و زوّجنی من الحور العین و اکفنی مئونتی و مئونة عیالی و مئونة النّاس و أدخلنی برحمتک فی عبادک الصّالحین».
[٣۴٢۶]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن حریز،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قل:«اللّهمّ إنّی أسألک من کلّ خیر أحاط به علمک و أعوذ بک من کلّ سوء أحاط به علمک،اللّهمّ إنّی أسألک عافیتک فی أموری کلّها و أعوذ بک من
ص :۴٩٠
کن؛زیرا هیچ کمککنندهای بر او جز تو نیست که هیچ معبودی جز تو نیست.راوی گفته است:این حدیث را حفص اعور از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده است.
[٣۴٢۴]١-جندب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:بگو:«خداوندا!مرا چنان کن که از تو بترسم گویا که تو را میبینم و مرا با پروای از خودت سعادتمند کن.و به خاطر نشاطم در نافرمانیات مرا بدبخت نکن و در حکم خود خیر مرا در نظر بگیر و مقدّرات خود را بر من مبارک گردان تا عقب افتادن آنچه جلو انداختهای و جلو افتادن آنچه را به عقب انداختهای دوست ندارم.
و بینیازی مرا در جانم قرارده مرا از گوش و چشمم بهرهمند ساز و آن دو را وارث من قرارده و مرا در برابر کسانی که به من ستم میکنند یاری کن و قدرتت را به من بنمایان ای پروردگار من و چشم مرا بدان روشن کن.
[٣۴٢۵]٢-ابراهیم میمون گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:«خداوندا! مرا در هراس روز رستاخیز یاری کن و از دنیا به سلامت بیرون ببر.حور العین را همسر من کن و خرج خود و خانوادهام و این مردم را کفایت کن و مرا با رحمت خودت در گروه بندگان نیکوکار خود درآور».
[٣۴٢۶]٣-زراره روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمود:بگو«خداوندا من از تو هر خیری را که دانشت آن را فراگرفته میخواهم و از هر بدیای که دانشت آن را فرا
ص :۴٩١
خزی الدّنیا و عذاب الآخرة».
[٣۴٢٧]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی و عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،جمیعا عن علیّ بن زیاد قال:
کتب علیّ بن بصیر یسأله أن یکتب له فی أسفل کتابه دعاء یعلّمه إیّاه یدعو به فیعصم به من الذّنوب جامعا للدّنیا و الآخرة،فکتب علیه السّلام بخطّه:«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم،یا من أظهر الجمیل و ستر القبیح و لم یهتک السّتر عنّی،یا کریم العفو یا حسن التّجاوز یا واسع المغفرة،یا باسط الیدین بالرّحمة یا صاحب کلّ نجوی و یا منتهی کلّ شکوی،یا کریم الصّفح یا عظیم المنّ یا مبتدئ کلّ نعمة قبل استحقاقها،یا ربّاه یا سیّداه یا مولاه یا غیاثاه صلّ علی محمّد و آل محمّد و أسألک أن لا تجعلنی فی النّار»ثمّ تسأل ما بدا لک.
[٣۴٢٨]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن أبی عبد اللّه البرقیّ و أبی طالب،عن بکر بن محمّد،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
«اللّهمّ أنت ثقتی فی کلّ کربة و أنت رجائی فی کلّ شدّة و أنت لی فی کلّ أمر نزل بی ثقة و عدّة،کم من کرب یضعف عنه الفؤاد و تقلّ فیه الحیلة و یخذل عنه القریب و البعید و یشمت به العدوّ و تعنینی فیه الأمور أنزلته بک و شکوته إلیک،راغبا فیه عمّن سواک ففرّجته و کشفته و کفیتنیه فأنت ولیّ کلّ نعمة و صاحب کلّ حاجة و منتهی کلّ رغبة،فلک الحمد کثیرا و لک المنّ فاضلا».
[٣۴٢٩]۶-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن أبان،عن عیسی بن عبد اللّه القمّیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قل:«اللّهمّ إنّی أسألک بجلالک و جمالک و کرمک أن تفعل بی کذا و کذا».
[٣۴٣٠]٧-عنه،عن ابن محبوب،عن الفضل بن یونس،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
ص :۴٩٢
گرفته به تو پناه میبرم.خدایا سلامت در همۀ کارهایم را از تو خواسته،از خواری دنیا و کیفر آخرت به تو پناه میبرم».
[٣۴٢٧]۴-علی زیاد گفت:علی بصیر به امام علیه السّلام نامهای نوشت و از ایشان خواست که در پایین نامهاش دعایی نوشته،به او بیاموزد تا آن دعا او را از گناهان بازدارد و جمعکنندۀ خواستههای دنیا و آخرت باشد.
امام علیه السّلام با خط خودش نوشت:«بهنام خداوند رحمتگر مهربان.ای کسی که زیبایی را آشکار کرد و زشتی را پوشاند و پردۀ[آبرو]یم را ندرید.ای بزرگانه گذشت و نیکوگذر،ای گستردۀ آمرزش و ای دست گشوده به رحمت،ای همدم هر نجوا و ای نهایت هر شکایت و ای چشمپوش با کرامت و ای بزرگوار در بخشش،ای آغازکنندۀ هر نعمت پیش از سزاواری ما ای پروردگار و ای آقا و ای مولا،ای فریادرس،بر محمّد و خاندان او درود فرست و مرا به دوزخ نبری» سپس هرچه به نظرت رسید از خدا بخواه.
[٣۴٢٨]۵-بکر محمّد روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:«خداوندا!تو تکیهگاه من در هر نگرانی،امیدم در هر سختی هستی و پشتیبان و تکیهگاهم در هر موضوعی که بر من فرود میآید.چهبسا گرفتاریهایی که قلب در برابر آن ناتوان است و چارهای برایش نیست آشنایان و بیگانگان تنهایم میگذارند، دشمن شماتت میکند و کارها پریشانم میکند تا آن را به تو عرضه نموده به تو شکایت میکنم و از غیر تو روی میگردانم و در کارم گشایش حاصل کرده، مشکلم را برطرف ساخته،مرا کفایت میکنی که تو صاحب هر نعمت و همراه هر خواسته و نهایت هر طلبی،و سپاس فراوان و بخشش افزون از آن تو است.»
[٣۴٢٩]۶-عیسی بن عبد اللّه قمی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:بگو:
«خداوندا!من به حقّ شکوه و زیبایی و بزرگواریات از تو میخواهم که با من چنین و چنان کنی».
[٣۴٣٠]٧-فضل یونس گفته است:حضرت ابو الحسن علیه السّلام به من فرمود:فراوان
ص :۴٩٣
قال لی:أکثر من أن تقول:«[اللّهمّ]لا تجعلنی من المعارین و لا تخرجنی من التّقصیر»،قال:قلت؟:أمّا المعارین فقد عرفت فما معنی لا تخرجنی من التّقصیر؟قال:کلّ عمل تعمله ترید به وجه اللّه عزّ و جلّ فکن فیه مقصّرا عند نفسک،فإنّ النّاس کلّهم فی أعمالهم فی ما بینهم و بین اللّه عزّ و جلّ مقصّرون.
[٣۴٣١]٨-عنه،عن ابن محبوب،عن أبان،عن عبد الرّحمن بن أعین قال:
قال أبو جعفر علیه السّلام:لقد غفر اللّه عزّ و جلّ لرجل من أهل البادیة بکلمتین دعا بهما قال:«اللّهمّ إن تعذّبنی فأهل لذلک أنا و إن تغفرلی فأهل لذلک أنت»فغفر اللّه له.
[٣۴٣٢]٩-عنه،عن یحیی بن المبارک،عن إبراهیم بن أبی البلاد،عن عمّه، عن الرّضا علیه السّلام قال:
«یا من دلّنی علی نفسه و ذلّل قلبی بتصدیقه،أسألک الأمن و الإیمان فی الدّنیا و الآخرة».
[٣۴٣٣]١٠-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن محمّد بن أبی حمزة،عن أبیه قال:
رأیت علیّ بن الحسین علیه السّلام فی فناء الکعبة فی اللّیل و هو یصلّی،فأطال القیام حتّی جعل مرّة یتوکّأ علی رجله الیمنی و مرّة علی رجله الیسری ثمّ سمعته یقول بصوت کأنّه باک:«یا سیّدی تعذّبنی و حبّک فی قلبی؟أما و عزّتک لئن فعلت لتجمعنّ بینی و بین قوم طال ما عادیتهم فیک».
[٣۴٣۴]١١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن عمر بن عبد العزیز، عن بعض أصحابنا،عن داود الرّقّیّ قال:
إنّی کنت أسمع أبا عبد اللّه علیه السّلام أکثر ما یلحّ به فی الدّعاء علی اللّه بحقّ
ص :۴٩۴
بگو:«[خداوندا]مرا از عاریهگیرندگان[ایمان]قرار نده و از ناتوان بودن بیرون نبر».راوی گفته است که من عرض کردم:معنای عاریهگیرندگان را میفهمم ولی معنای«مرا از ناتوان بودن بیرون نبر»چیست؟امام علیه السّلام فرمودند:در هر عملی که برای ذات خداوند عزّتمند انجام میدهی،در نزد نفست خود را ناتوان بدان؛ زیرا همۀ مردم در اعمالی که میان خود و خدا انجام میدهند،ناتواناند.
[٣۴٣١]٨-عبد الرّحمان اعین روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:خداوند عزّتمند مردی بیابانگرد را به سبب دو جمله دعا آمرزید،او گفت:«خداوندا!اگر مرا عذاب کنی سزاوار آن هستم ولی اگر مرا بیامرزی تو سزاوار آن هستی»و خدا او را آمرزید.
[٣۴٣٢]٩-ابراهیم ابو بلاد از عمویش روایت کرده که امام رضا علیه السّلام فرمودند:
«ای کسی که مرا به سوی خویش راهنمایی کرد و قلبم را برای پذیرفتنش رام ساخت از تو ایمنی و ایمان دنیا و آخرت را میخواهم».
[٣۴٣٣]١٠-ابو حمزه گفت:امام سجاد علیه السّلام را شبهنگام در کنار کعبه دیدم که نماز میگزارد و قیام خود را طول میداد چنانکه گاهی به پای راست و گاهی به پای چپش تکیه میکرد.سپس شنیدم که با صدای بغضآلودی میفرماید:«ای آقای من!آیا مرا عذاب میکنی در حالیکه من دوستی تو را در دل دارم.هان به شکستناپذیریات سوگند اگر چنین کنی مرا با گروهی جمع کردهای که سالها به خاطر تو با آنان به دشمنی پرداختهام».
[٣۴٣۴]١١-داود رقّی گفت:من میشنیدم که بیشتر چیزی که امام صادق علیه السّلام با آنها
ص :۴٩۵
الخمسة یعنی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و أمیر المؤمنین و فاطمة و الحسن و الحسین صلوات اللّه علیهم.
[٣۴٣۵]١٢-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن أبی أیّوب، عن إبراهیم الکرخیّ قال:
علّمنا أبو عبد اللّه علیه السّلام دعاء و أمرنا أن ندعو به یوم الجمعة:«اللّهمّ إنّی تعمّدت إلیک بحاجتی و أنزلت بک الیوم فقری و مسکنتی،فأنا[الیوم] لمغفرتک أرجی منّی لعملی و لمغفرتک و رحمتک أوسع من ذنوبی فتولّ قضاء کلّ حاجة هی لی بقدرتک علیها و تیسیر ذلک علیک و لفقری إلیک فإنّی لم أصب خیرا قطّ إلاّ منک و لم یصرف عنّی أحد شرّا قطّ غیرک و لیس أرجو لآخرتی و دنیای سواک و لا لیوم فقری[و]یوم یفردنی النّاس فی حفرتی و أفضی إلیک یا ربّ بفقری.
[٣۴٣۶]١٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن الحسین بن عطیّة،عن زید الصّائغ قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:ادع اللّه لنا،فقال:«اللّهمّ ارزقهم صدق الحدیث و أداء الأمانة و المحافظة علی الصّلوات،اللّهمّ إنّهم أحقّ خلقک أن تفعله بهم اللّهمّ و افعله بهم».
[٣۴٣٧]١۴-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه، عن ابن محبوب،عن أبی حمزة،عن علیّ بن الحسین علیه السّلام قال:
کان أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه یقول:«اللّهمّ منّ علیّ بالتّوکّل علیک و التّفویض إلیک و الرّضا بقدرک و التّسلیم لأمرک،حتّی لا أحبّ تعجیل ما أخّرت و لا تأخیر ما عجّلت یا ربّ العالمین».
ص :۴٩۶
در دعا به پیشگاه خداوند پافشاری میکرد حقّ پنج تن یعنی رسول خدا و امیر مؤمنان و فاطمه و حسن و حسین-درود خدا بر آنان-بود.
[٣۴٣۵]١٢-ابراهیم کرخی گفته است:امام صادق علیه السّلام دعایی به ما آموخت و به ما دستور داد که روز جمعه آن را بخوانیم:و آن چنین است:«خداوندا من حاجت خود را به درگاه تو آوردم و در این روز،بیچارگی و ناتوانی خود را به تو عرضه داشتم.در این روز من به آمرزش بیش از عملم امیدوارم و بخشایش و رحمت تو گستردهتر از گناهان من است.پس به توانایی خود و آسانی آن به تو و نیاز من به تو انجام همۀ خواستههایم را برعهده گیر؛زیرا من جز از جانب تو هرگز به خیری دست نمییابم و هیچکس جز تو هرگز شرّی را از من دور نخواهد کرد، من برای دنیا و آخرتم و برای روز نیازمندیم و روزی که مردم مرا در قبرم تنها رها میکنند و ای پروردگارم با نیازمندیام به سوی تو رانده میشوم و به غیر تو امید ندارم».
[٣۴٣۶]١٣-زید صائغ گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:برای ما دعا کنید.
امام علیه السّلام فرمودند:«خداوندا!راست گفتاری و امانتداری و مراقبت بر نمازها را به ایشان روزی کن.خداوندا،اینان سزاوارترین آفریدگان تواند که با آنان چنین کنی خداوندا با آنان چنین کن.»
[٣۴٣٧]١۴-ابو حمزه از حضرت سجّاد علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمود:«خداوندا!به من احسان کن تا بر تو توکّل کرده،امورم را به تو واگذارم،به تقدیرت خرسند و به فرمانت تسلیم باشم تا جلو افتادن هرآنچه عقب انداختهای و عقب افتادن آنچه را جلو انداختهای نخواهم.ای پروردگار جهانیان».
ص :۴٩٧
[٣۴٣٨]١۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن سحیم،عن ابن أبی یعفور قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول و هو رافع یده إلی السّماء:«ربّ لا تکلنی إلی نفسی طرفة عین أبدا،لا أقلّ من ذلک و لا أکثر»،قال:فما کان بأسرع من أن تحدّر الدّموع من جوانب لحیته ثمّ أقبل علیّ فقال:یا ابن أبی یعفور،إنّ یونس بن متّی و کله اللّه عزّ و جلّ إلی نفسه أقلّ من طرفة عین فأحدث ذلک الذّنب؛ قلت:فبلغ به کفرا أصلحک اللّه؟قال:لا و لکنّ الموت علی تلک الحال هلاک.
[٣۴٣٩]١۶-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،رفعه قال:
أتی جبرئیل علیه السّلام إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال له:إنّ ربّک یقول لک:إذا أردت أن تعبدنی یوما و لیلة حقّ عبادتی فارفع یدیک إلیّ و قل:«اللّهمّ لک الحمد حمدا خالدا مع خلودک و لک الحمد حمدا لا منتهی له دون علمک و لک الحمد حمدا لا أمد له دون مشیئتک و لک الحمد حمدا لا جزاء لقائله إلاّ رضاک،اللّهمّ لک الحمد کلّه و لک المنّ کلّه و لک الفخر کلّه و لک البهاء کلّه و لک النّور کلّه و لک العزّة کلّها و لک الجبروت کلّها و لک العظمة کلّها و لک الدّنیا کلّها و لک الآخرة کلّها و لک اللّیل و النّهار کلّه و لک الخلق کلّه و بیدک الخیر کلّه و إلیک یرجع الأمر کلّه علانیته و سرّه،اللّهمّ لک الحمد حمدا أبدا،أنت حسن البلاء،جلیل الثّناء،سابغ النّعماء،عدل القضاء،جزیل العطاء،حسن الآلاء،إله[من]فی الأرض و إله[من]فی السّماء،اللّهمّ لک الحمد فی السّبع الشّداد و لک الحمد فی الأرض المهاد و لک الحمد طاقة العباد و لک الحمد سعة البلاد و لک الحمد فی الجبال الأوتاد و لک الحمد فی اللّیل إذا یغشی و لک الحمد فی النّهار إذا تجلّی و لک الحمد فی الآخرة و الأولی و لک الحمد فی المثانی و القرآن
ص :۴٩٨
[٣۴٣٨]١۵-ابن ابو یعفور گفت:از امام صادق علیه السّلام در حالیکه دستهایش را رو به آسمان بالا برده بود شنیدم که فرمود:پروردگارا!مرا چشم برهمزدنی نه کمتر و نه بیشتر از آن به خودم وامگذار.»راوی گفته است:و چه به شتاب دانههای اشک از اطراف ریشش سرازیر شد.سپس به من رو کرد و فرمود:ای پسر ابو یعفور!همانا خداوند عزّتمند یونس متی را کمتر از چشم برهمزدنی به خود واگذاشت و او به آن کوتاهی دچار شد.من گفتم:خدا،کارتان را بسامان کند او کافر شد؟.امام علیه السّلام فرمود:نه ولی مرگ بر این حال موجب هلاکت است.
[٣۴٣٩]١۶-احمد بن محمّد خالد در حدیثی بیسند روایت کرده که معصوم علیه السّلام فرمودند:جبرئیل علیه السّلام به سوی پیامبر گرامی آمد و به ایشان عرض کرد:پروردگارت به تو میفرماید:هرگاه روزی و شبی خواستی که مرا چنانچه شایسته است بپرستی دو دستت را بالا بیاور و بگو:«خداوندا سپاس جاودانه،جاودانگیات مخصوص تو است،و سپاس بیپایان تا آنجا که دانشت رسد از آن تو است و سپاس بینهایت به اندازه خواستهات از آن تو است و سپاس که گویندۀ آن پاداش جز خشنودی تو ندارد از آن تو است.خداوندا همۀ سپاس برای تو است و همۀ نعمتها برای تو است و همۀ فخر و شکوه و نور و شکستناپذیری و قدرت و بزرگی و دنیا و آخرت و شب و روز و آفریدگان از آن تو است.
و همۀ خوبیها به دست تو است و همۀ آشکار و نهان امور به سوی تو باز میگردد.خداوندا سپاس دائمی از آن تو است.تو نیکو آزمایش میکنی،ستایش تو بزرگ است.نعمتت کامل و فراوان،داوریات عادلانه،بخششت فراوان و نعمتهایت نیکو است و معبود هرآنچه در زمین است و معبود هرآنچه در آسمان.خداوندا!سپاس در هفت آسمان سخت و زمین گسترده به اندازۀ توانایی بندگان و وسعت سرزمینها برای تو است و سپاس در کوههای استوار و در شب وقتی همهجا را بپوشاند و در روز هنگامی که روشن شود و در دنیا و آخرت برای تو است و سپاس در سورۀ حمد و قرآن عظیم از آن تو است.
ص :۴٩٩
العظیم و سبحان اللّه و بحمده و الأرض جمیعا قبضته یوم القیامة و السّماوات مطویّات بیمینه،سبحانه و تعالی عمّا یشرکون،سبحان اللّه و بحمده کلّ شیء هالک إلاّ وجهه،سبحانک ربّنا و تعالیت و تبارکت و تقدّست،خلقت کلّ شیء بقدرتک و قهرت کلّ شیء بعزّتک و علوت فوق کلّ شیء بارتفاعک و غلبت کلّ شیء بقوّتک و ابتدعت کلّ شیء بحکمتک و علمک و بعثت الرّسل بکتبک و هدیت الصّالحین بإذنک و أیّدت المؤمنین بنصرک و قهرت الخلق بسلطانک، لا إله إلاّ أنت وحدک لا شریک لک،لا نعبد غیرک و لا نسأل إلاّ إیّاک و لا نرغب إلاّ إلیک،أنت موضع شکوانا و منتهی رغبتنا و إلهنا و ملیکنا».
[٣۴۴٠]١٧-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن معاویة بن عمّار قال:
قال[لی]أبو عبد اللّه علیه السّلام ابتداء منه:یا معاویة،أما علمت أنّ رجلا أتی أمیر المؤمنین صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فشکا الإبطاء علیه فی الجواب فی دعائه،فقال له:أین أنت عن الدّعاء السّریع الإجابة؟فقال له الرّجل:ما هو؟قال:قل:«اللّهمّ إنّی أسألک باسمک العظیم الأعظم الأجلّ الأکرم المخزون المکنون النّور الحقّ البرهان المبین الّذی هو نور مع نور و نور من نور و نور فی نور و نور علی نور و نور فوق کلّ نور و نور یضیء به کلّ ظلمة و یکسر به کلّ شدّة و کلّ شیطان مرید و کلّ جبّار عنید،لا تقرّ به أرض و لا تقوم به سماء و یأمن به کلّ خائف و یبطل به سحر کلّ ساحر و بغی کلّ باغ و حسد کلّ حاسد و یتصدّع لعظمته البرّ و البحر و یستقلّ به الفلک حین یتکلّم به الملک فلا یکون للموج علیه سبیل و هو اسمک الأعظم الأعظم الأجلّ الأجلّ النّور الأکبر الّذی سمّیت به نفسک و استویت به علی عرشک و أتوجّه إلیک بمحمّد و أهل بیته أسألک بک و بهم
ص :۵٠٠
خداوند پاک است و سپاس برای او است.و همۀ زمین در روز قیامت در دست قدرت او است و آسمانها به دست راست او است.او پاک است و بالاتر از آنچه به او شریک میگیرند.خداوند پاک است و سپاس بر او که هرچیزی جز ذات او نابود است.ای پروردگار ما تو منزّه و بلندمرتبه و مبارک و پاکی.همه چیز را با توانایی خود آفریدی،همه چیز را با شکستناپذیریات شکست دادی و با بلند مرتبگیات بالاتر از هرچیز برآمدی و با تواناییات بر هر چیزی چیرهگشتی.با حکمت و علمت هر چیزی را پدید آوردی و پیامبران را با کتابهایت فرو فرستادی،نیکوکاران را به اذن خودت هدایت کردی و مؤمنان را با یاری خود پیروزی دادی و با سلطنت خود بر آفریدگانت ظفر یافتی.هیچ معبودی جز تو نیست تو یگانهای بیشریکی و ما جز تو را نمیپرستیم و جز به تو امید نداریم و جز از تو نمیخواهیم تو جایگاه عرضۀ شکایت ما و نهایت طلب ما و معبود و مالک ما هستی».
[٣۴۴٠]١٧-معاویۀ عمّار گفت:امام صادق علیه السّلام با من سخن آغاز کرد و فرمود:ای معاویه!آیا میدانی که مردی نزد علی علیه السّلام آمد و از اینکه پاسخ دعای او دیر شده است شکایت کرد و امام علیه السّلام در پاسخ او فرمود:آیا دعای سریع الاجابت را میدانی؟آن مرد عرض کرد:آن دعا چیست؟امام علیه السّلام فرمود:«خداوندا من بهنام بزرگ و بزرگتر و باشکوهتر و ارجمندتر تو میخواهم آن نام که نهان است و در پرده است و نور و حقّ و برهانی آشکار است،آن نامی که نوری همراه نور و از نور و در نور و نوری روی نور و بالاتر از هر نوری است و نوری که هر تاریکی را روشن میکند و هر سختی و هر شیطان پلید و ستمگر ستیزهگر را درهم میشکند،نامی که هیچ زمینی با آن آرام نگیرد و هیچ آسمانی برافراشته نماند.هر هراسانی با آن ایمن شود و جادوی هر جادوگر و ستم هر ستمگر و حسادت هر حسودی بدان باطل گردد.و خشکی و دریا بهخاطر عظمتش فروپاشند و چون فرشتگان آن را به زبان آورند کشتیها برجا ایستند و هیچ موجی به آن راه نیابد و آن اسم اعظم و بزرگ و باشکوهتر و شکوهمندتر است که نور بزرگتری که تو خود را به آن نام نهادی و با آن بر عرشت قرارگرفتی و من به محمّد و خاندانش به تو رو میکنم و به یاری تو و ایشان میخواهم که بر محمّد و خاندان او درود
ص :۵٠١
أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن تفعل بی کذا و کذا».
[٣۴۴١]١٨-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن خلف بن حمّاد،عن عمرو بن أبی المقدام قال:
أملی علیّ هذا الدّعاء أبو عبد اللّه علیه السّلام و هو جامع للدّنیا و الآخرة تقول بعد حمد اللّه و الثّناء علیه اللّهمّ أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الحلیم الکریم و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت العزیز الحکیم و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الواحد القهّار و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الملک الجبّار و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الرّحیم الغفّار و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت شدید المحال و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الکبیر المتعال و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت السّمیع البصیر و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت المنیع القدیر و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الغفور الشّکور و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الحمید المجید و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الغفور الودود و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الحنّان المنّان و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الحلیم الدّیّان و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الجواد الماجد و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الواحد الأحد و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الغائب الشّاهد و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت الظّاهر الباطن و أنت اللّه لا إله إلاّ أنت بکلّ شیء علیم،تمّ نورک فهدیت و بسطت یدک فأعطیت،ربّنا وجهک أکرم الوجوه وجهتک خیر الجهات و عطیّتک أفضل العطایا و أهنؤها،تطاع ربّنا فتشکر و تعصی ربّنا فتغفر لمن شئت،تجیب المضطرّ[ین]و تکشف السّوء و تقبل التّوبة و تعفو عن الذّنوب، لا تجازی أیادیک و لا تحصی نعمک و لا یبلغ مدحتک قول قائل،اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و روحهم و راحتهم و سرورهم و أذقنی طعم فرجهم و أهلک أعداءهم من الجنّ و الإنس و آتنا فی الدّنیا حسنة
ص :۵٠٢
فرستی و برایم چنین و چنان کنی».
[٣۴۴١]١٨-عمرو ابو المقدام گفت:امام صادق علیه السّلام این دعا را به من دیکته کرد و آن جامع دنیا و آخرت است که پس از ستایش و سپاس خدا میگویی:خداوندا! تویی خدایی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو بردبار و بزرگواری و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو شکستناپذیر و حکیمی و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو یگانه و چیرهگری و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو فرمانروا و توانایی و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو مهربان و بسیار آمرزندهای و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست که سخت دسیسهگری.و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو بزرگ و برتری و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو شنوای بینایی و تویی خدایی که جز تو معبودی نیست و تو دست نایافتنی و توانایی و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و بسیار آمرزنده و بسیار سپاسگذاری و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو ستوده و سزاوار ستایشی.و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو بسیار آمرزشگر و دوستداری و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو مهربان و احسانگری و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو بردبار و داوری و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو بخشنده و باشکوهی.
و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو یگانه و یکتایی و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو غایب و حاضری.و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و تو آشکار و نهانی و تو خدایی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست و به هرچیز دانایی.نورت کامل گشت و هدایت کردی و دست گشادی و عطا کردی.پروردگارا وجودت کریمترین وجودها است.جانب تو بهترین جهات است و بخشش تو برترین و گواراترین بخششها است.ای پروردگار ما!اطاعت میشوی و سپاس میگذاری و نافرمانی میشوی و هرکسی را بخواهی میآمرزی.
بیچارگان را پاسخ میگویی و گرفتاریها را برطرف میکنی و توبه را میپذیری و از گناهان درمیگذری.بخششهایت را نتوان پاسخ گفت و نعمتهایت بهشمار در نیاید و سخن کسی به ستایش تو نمیرسد خداوندا بر محمّد و خاندان او درود فرست و در فرجشان و آرامش و آسایش و شادیشان شتاب کن و طعم گشایش کار ایشان را به من بچشان و دشمنان ایشان از جن و انس را نابود کن و در دنیا و آخرت
ص :۵٠٣
و فی الآخرة حسنة و قنا عذاب النّار و اجعلنا من الّذین لا خوف علیهم و لا هم یحزنون و اجعلنی من الّذین صبروا و علی ربّهم یتوکّلون و ثبّتنی بالقول الثّابت فی الحیاة الدّنیا و فی الآخرة و بارک لی فی المحیا و الممات و الموقف و النّشور و الحساب و المیزان و أهوال یوم القیامة و سلّمنی علی الصّراط و أجزنی علیه و ارزقنی علما نافعا و یقینا صادقا و تقی و برّا و ورعا و خوفا منک و فرقا یبلغنی منک زلفی و لا یباعدنی عنک و أحببنی و لا تبغضنی و تولّنی و لا تخذلنی و أعطنی من جمیع خیر الدّنیا و الآخرة ما علمت منه و ما لم أعلم و أجرنی من السّوء کلّه بحذافیره ما علمت منه و ما لم أعلم».
[٣۴۴٢]١٩-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن فضالة بن أیّوب،عن معاویة بن عمّار قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:ألا تخصّنی بدعاء؟قال:بلی،قال:قل:«یا واحد یا ماجد یا أحد یا صمد یا من لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا أحد،یا عزیز یا کریم یا حنّان یا منّان یا سامع الدّعوات یا أجود من سئل و یا خیر من أعطی یا اللّه یا اللّه یا اللّه»،قلت: وَ لَقَدْ نٰادٰانٰا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِیبُونَ ثمّ قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یقول:«[نعم]لنعم المجیب أنت و نعم المدعوّ و نعم المسئول أسألک بنور وجهک و أسألک بعزّتک و قدرتک و جبروتک و أسألک بملکوتک و درعک الحصینة و بجمعک و أرکانک کلّها و بحقّ محمّد و بحقّ الأوصیاء بعد محمّد أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن تفعل بی کذا و کذا».
[٣۴۴٣]٢٠-عنه،عن بعض أصحابه،عن حسین بن عمارة،عن حسین بن أبی سعید المکاری و جهم بن أبی جهمة،عن أبی جعفر رجل من أهل الکوفة کان یعرف بکنیته قال:
ص :۵٠۴
به ما نیکی عطا کن و ما را از عذاب دوزخ نگاهدار و ما را از کسانی قرارده که نه میهراسند و نه اندوهگین میشوند و مرا از کسانی قرارده که شکیبایی کرده،به پروردگارشان توکل کردند و مرا در زندگی دنیا و در آخرت به عقیدۀ استوار پایدار کن و زندگی و مرگ مرا مبارک گردان و موقف و حشر و حساب و میزان و هراسهای روز قیامت را بر من مبارک کن.و مرا بر پل صراط سالمدار و از آن بگذران و علمی سودبخش و یقینی راستین و تقوا و نیکی و پرهیزکاری و ترس از خودت و هراسی که مرا به تو نزدیک سازد و از تو دور نگرداند روزیام کن و مرا دوست بدار و دشمن مدار و مرا سرپرستی کن و خوار نگردان و از همۀ نیکی دنیا و آخرت آنچه را میدانم و نمیدانم به من عطا کن و از همه بدیها هر آنچه میدانم و نمیدانم پناهم ده.
[٣۴۴٢]١٩-معاویۀ عمّار گفته است:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:آیا مرا به دعایی اختصاص نمیدهی؟امام علیه السّلام فرمودند:چرا بگو.«ای یگانهای با عظمت ای یکتا ای بینیاز ای کسی که نمیزاید و زاده نمیشود و هیچ همتایی ندارد ای شکستناپذیر ای بخشنده ای مهربان ای احسانگر ای شنوندۀ دعاها ای بهترین کسی که از او خواسته میشود و ای بهترین عطاکننده،ای خدا،ای خدا،ای خدا».
من عرض کردم:«و همانا نوح ما را خواند و ما بهترین پاسخدهندگان هستیم» سپس امام صادق علیه السّلام فرمودند:رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم میفرمود:[بله]تو بهترین پاسخ دهندگان و خواندهشدگان و سؤالشدگان هستی من به حقّ نور وجودت و شکستناپذیریات و قدرت و غلبهات از تو میخواهم و به حقّ ملکوت و زرۀ نگهدارندهات و به حزب و همۀ رکنهایت و به حقّ محمّد[درود خدا بر او و بر خاندانش]و به حقّ جانشینان پس از او از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان او درود فرستی و برایم چنین و چنان کنی».
[٣۴۴٣]٢٠-ابو جعفر که مردی از اهل کوفه بود و به کنیهاش شناخته میشد گفته
ص :۵٠۵
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:علّمنی دعاء أدعو به،فقال:نعم قل:«یا من أرجوه لکلّ خیر و یا من آمن سخطه عند کلّ عثرة و یا من یعطی بالقلیل الکثیر،یا من أعطی من سأله تحنّنا منه و رحمة،یا من أعطی من لم یسأله و لم یعرفه صلّ علی محمّد و آل محمّد و أعطنی بمسألتی من جمیع خیر الدّنیا و جمیع خیر الآخرة فإنّه غیر منقوص ما أعطیتنی و زدنی من سعة فضلک یا کریم».
[٣۴۴۴]٢١-و عنه،رفعه إلی أبی جعفر علیه السّلام أنّه علّم أخاه عبد اللّه بن علیّ هذا الدّعاء:
«اللّهمّ ارفع ظنّی صاعدا و لا تطمع فیّ عدوّا و لا حاسدا و احفظنی قائما و قاعدا و یقظانا[یقظان]و راقدا،اللّهمّ اغفرلی و ارحمنی و اهدنی سبیلک الأقوم و قنی حرّ جهنّم و احطط عنّی المغرم و المأثم و اجعلنی من خیر خیار العالم».
[٣۴۴۵]٢٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن الحسین بن سعید،عن عثمان بن عیسی و هارون بن خارجة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:«ارحمنی ممّا لا طاقة لی به و لا صبر لی علیه».
[٣۴۴۶]٢٣-عنه،عن أحمد بن محمّد،عن الحسین بن سعید،عن النّضر بن سوید،عن ابن سنان،عن حفص،عن محمّد بن مسلم قال:
قلت له:علّمنی دعاء،فقال:فأین أنت عن دعاء الإلحاح؟قال:قلت:و ما دعاء الإلحاح؟فقال:«اللّهمّ ربّ السّماوات السّبع و ما بینهنّ و ربّ العرش العظیم و ربّ جبرئیل و میکائیل و إسرافیل و ربّ القرآن العظیم و ربّ محمّد خاتم النّبیّین،إنّی أسألک بالّذی تقوم به السّماء و به تقوم الأرض و به تفرّق بین الجمع و به تجمع بین المتفرّق و به ترزق الأحیاء و به أحصیت عدد الرّمال
ص :۵٠۶
است:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:دعایی به من بیاموز تا با آن دعا کنم.
فرمودند:بگو:«ای کسی که برای هر خیری به او امید دارم و ای کسی که از غضب او در هنگام هر لغزش به خودش پناه میبرم.و ای کسی که در برابر اعمال اندک پاداش فراوان میدهی و ای کسی که به هرکه طلب کند از روی مهربانی و رحمت عطا میکنی و ای کسی که به هرکس طلب نکند و او را نشناسد عطا میکند،بر محمّد و خاندان او درود فرست و برای این درخواست من از همۀ خیر دنیا و آخرت به من ببخش.زیراکه آن به سبب عطای بهمن کاهش نمییابد و از احسان گستردهات بر من بیافزای،ای کریم».
[٣۴۴۴]٢١-همو حدیثی روایت کرده که امام باقر علیه السّلام به برادر خود عبد اللّه علی این دعا را آموخت:«خداوندا!گمان مرا بالابر و دشمن و حسود را در من به طمع میانداز و مرا در حال ایستاده و نشسته و بیدار و خواب نگاهدار.خدایا مرا بیامرز و بر من رحم کن و مرا به درستترین راهت هدایتنما از آتش دوزخ نگاهمدار و بار بدهکاری و گناه را از دوشم بردار و مرا از بهترین نیکان جهان قرار بده».
[٣۴۴۵]٢٢-عثمان عیسی و هارون خارجه گفتهاند:از امام صادق علیه السّلام شنیدم که میفرماید:در آنچه مرا توانایی و شکیبایی نیست به من رحم کن.
[٣۴۴۶]٢٣-محمد مسلم گفت:به حضرت عرض کردم:دعایی به من بیاموز.
امام علیه السّلام فرمود:چرا دعای الحاح را نمیخوانی او گفته است که من عرض کردم:
دعای الحاح چیست؟امام علیه السّلام فرمود:«خداوند،پروردگار هفت آسمان و میان آنها است و پروردگار عرش بزرگ و پروردگار جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و پروردگار قرآن بزرگ و پروردگار محمّد[درود خدا بر او و بر خاندانش]آخرین پیامبر است، من به حق آنچه آسمانها و زمین به آن پایدارند و به حق آنچه با آن گروهها را میپراکنی و پراکندگان را جمع میکنی و زندگان را روزی میدهی و شمار شنها
ص :۵٠٧
و وزن الجبال و کیل البحور»ثمّ تصلّی علی محمّد و آل محمّد،ثمّ تسأله حاجتک و ألحّ فی الطّلب.
[٣۴۴٧]٢۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن الحسن بن علیّ،عن کرّام،عن ابن أبی یعفور،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّه کان یقول:
«اللّهمّ املأ قلبی حبّا لک و خشیة منک و تصدیقا و إیمانا بک و فرقا منک و شوقا إلیک یا ذا الجلال و الإکرام،اللّهمّ حبّب إلیّ لقاءک و اجعل لی فی لقائک خیر الرّحمة و البرکة و ألحقنی بالصّالحین و لا تؤخّرنی مع الأشرار و ألحقنی بصالح من مضی و اجعلنی مع صالح من بقی و خذ بی سبیل الصّالحین و أعنّی علی نفسی بما تعین به الصّالحین علی أنفسهم و لا تردّنی فی سوء استنقذتنی منه یا ربّ العالمین،أسألک إیمانا لا أجل له دون لقائک،تحیینی و تمیتنی علیه و تبعثنی علیه إذا بعثتنی و ابرأ قلبی من الرّیاء و السّمعة و الشّکّ فی دینک.اللّهمّ أعطنی نصرا فی دینک و قوّة فی عبادتک و فهما فی خلقک و کفلین من رحمتک و بیّض وجهی بنورک و اجعل رغبتی فیما عندک و توفّنی فی سبیلک علی ملّتک و ملّة رسولک.اللّهمّ إنّی أعوذ بک من الکسل و الهرم و الجبن و البخل و الغفلة و القسوة و الفترة و المسکنة و أعوذ بک یا ربّ من نفس لا تشبع و من قلب لا یخشع و من دعاء لا یسمع و من صلاة لا تنفع و أعیذ بک نفسی و أهلی و ذرّیّتی من الشّیطان الرّجیم.اللّهمّ إنّه لا یجیرنی منک أحد و لا أجد من دونک ملتحدا فلا تخذلنی و لا تردنی فی هلکة و لا تردنی بعذاب،أسألک الثّبات علی دینک و التّصدیق بکتابک و اتّباع رسولک.اللّهمّ اذکرنی برحمتک و لا تذکرنی بخطیئتی و تقبّل منّی و زدنی من فضلک إنّی
ص :۵٠٨
و وزن کوهها و اندازۀ دریاها را حساب میکنی»سپس بر محمّد و خاندان او درود میفرستی و خواستۀ خود را میطلبی و در طلب پافشاری میکنی.
[٣۴۴٧]٢۴-ابن ابو یعفور روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:خداوندا قلبم را از دوستی خودت و ترس از تو و تصدیق و ایمان به تو و بیم از تو و اشتیاق به بارگاهت پرکن،ای صاحب شکوه و بزرگواری.خداوندا دیدارت را برای من دوست بدار و برای من در دیدارت بهترین رحمت و برکت را قرارده به نیکوکاران پیوندم ده.و با بدکاران رهایم نکن.مرا به نیکان گذشته پیوند ده و با نیکان باقی مانده همراه کن و در مبارزه با نفسم یاری کن با هرآنچه نیکوکاران را برای مبارزه با نفسشان یاری میکنی.و به بدیای که از آن نجاتم دادی باز نگردان!ای پروردگار جهانیان از تو ایمانی میخواهم که پایانی جز دیدارت نداشته باشد تا مرا بر آن زنده بداری و با آن بمیرانی و بر آن برانگیزی،و قلبم را از ریا و شمعه و شک در دینت پاک کن.خداوندا!یاری به دینت و توانایی در بندگیات و فهم در آفرینشت و دو بهره از رحمتت را به من ببخش و مرا با نور خودت روسپید گردان.
و میل مرا به آنچه نزد تو است قرارده و در راه خود و بر آیین خود و پیامبرت بمیران.خداوندا من از تنبلی و پیری و ترس و بخل و غفلت و سنگدلی و سستی و بیچارگی به تو پناه میبرم.پروردگارا من از نفسی که سیری ندارد و از دلی که نمیترسد و دعایی که شنیده نشود و نمازی که سودمند نباشد به تو پناه میبرم و خود و خانوادهام و فرزندانم را از شر شیطان رانده شده در پناه تو قرار میدهم؛زیرا ای خدا هیچکس نمیتواند مرا در برابر تو پناه دهد و من جز تو پناهگاهی نیابم پس مرا رها نکن و به دست هلاکت و عذاب نسپار.از تو پایداری بر دین و ایمان به کتاب و پیروی از فرستادهات را میخواهم.خدایا مرا با رحمت خود یاد کن و به خطا و اشتباهم یاد نکن و از من بپذیر و از احسان خود بر آن بیافزای که من به تو رو کردهام.
ص :۵٠٩
إلیک راغب.اللّهمّ اجعل ثواب منطقی و ثواب مجلسی رضاک عنّی و اجعل عملی و دعائی خالصا لک و اجعل ثوابی الجنّة برحمتک و اجمع لی جمیع ما سألتک و زدنی من فضلک إنّی إلیک راغب.اللّهمّ غارت النّجوم،و نامت العیون و أنت الحیّ القیّوم لا یواری منک لیل ساج و لا سماء ذات أبراج و لا أرض ذات مهاد و لا بحر لجّیّ و لا ظلمات بعضها فوق بعض،تدلج الرّحمة علی من تشاء من خلقک،تعلم خائنة الأعین و ما تخفی الصّدور،أشهد بما شهدت به علی نفسک و شهدت ملائکتک و أولو العلم لا إله إلاّ أنت العزیز الحکیم و من لم یشهد بما شهدت به علی نفسک و شهدت ملائکتک و أولو العلم فاکتب شهادتی مکان شهادتهم،اللّهمّ أنت السّلام و منک السّلام،أسألک یا ذا الجلال و الإکرام أن تفکّ رقبتی من النّار».
[٣۴۴٨]٢۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن محبوب،عن محمّد بن یحیی الخثعمیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ أبا ذرّ أتی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و معه جبرئیل علیه السّلام فی صورة دحیة الکلبیّ و قد استخلاه رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فلمّا رآهما انصرف عنهما و لم یقطع کلامهما، فقال جبرئیل علیه السّلام:یا محمّد هذا أبو ذرّ قد مرّ بنا و لم یسلّم علینا أما لو سلّم لرددنا علیه؛یا محمّد إنّ له دعاء یدعو به معروفا عند أهل السّماء فسله عنه إذا عرجت إلی السّماء؛فلمّا ارتفع جبرئیل جاء أبو ذرّ إلی النّبیّ فقال له رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:
ما منعک یا أبا ذرّ أن تکون سلّمت علینا حین مررت بنا؟فقال:ظننت یا رسول اللّه أنّ الّذی[کان]معک دحیة الکلبیّ قد استخلیته لبعض شأنک،فقال:ذاک جبرئیل علیه السّلام یا أبا ذرّ و قد قال:أما لو سلّم علینا لرددنا علیه،فلمّا علم أبو ذرّ أنّه کان جبرئیل علیه السّلام دخله من النّدامة حیث لم یسلّم علیه ما شاء اللّه،فقال له
ص :۵١٠
خداوندا پاداش گفتار و نشستنام را خرسندی خودت قرارده و عمل و دعایم را برای خودت خالص کن و با رحمت خود پاداش مرا بهشت قرارده و برای من هرآنچه از تو خواستم جمع کن و از احسانت بر آن بیافزای.که من به تو رو کردم.خداوندا ستارگان در افق ناپدید شدند و چشمها خوابیدند ولی تو زندۀ پایندهای نه شب تیره و آسمان پر از ستون و زمین گسترده و دریای ژرف چیزی را از تو نهان میکند و نه تاریکیهای به هم پیچیده.
رحمتت را به هرکه از آفریدگانت بخواهی شبانه میدهی.چشمان خیانتبار و آنچه را سینهها مخفی میسازد میدانی.من به هرآنچه خود دربارۀ خودت گواهی دادهای و فرشتگان و صاحبان علم بر آن گواهند گواهی میدهم که معبودی جز تو نیست و تویی شکستناپذیر حکیم،و هرکس به آنچه تو دربارۀ خودت شهادت دادهای و فرشتگان و صاحبان علم بر آن شهادت دادهاند.
شهادت نداد،شهادت مرا به جای شهادتشان بنویس.خدایا سلامتی تویی و از تو است سلامتی.ای صاحب شکوه و بزرگواری از تو میخواهم که مرا از آتش دوزخ نجات دهی».
[٣۴۴٨]٢۵-محمّد بن یحیی خثعمی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
ابو ذر به نزد پیامبر آمد در حالیکه جبرئیل در چهرۀ دحیۀ کلبی در نزد ایشان بود و رسول خدا با او خلوت کرده بود.هنگامی که ابو ذر آن دو را دید بازگشت و سخن آنها را قطع نکرد.جبرئیل علیه السّلام گفت:ای محمّد[درود خدا بر او و بر خاندانش]این ابو ذر بود که از کنار ما گذشت و به ما سلام نکرد و اگر سلام میکرد پاسخش را میگفتیم.ای محمد!او دعایی دارد که با آن خدا را میخواند و در نزد اهل آسمان معروف است،هنگامی که من به سوی آسمان بالا رفتم تو آن دعا را از او بپرس.
پس هنگامی که جبرئیل به سوی آسمان بالا رفت ابو ذر نزد پیامبر گرامی آمد و آن گاه رسول خدا به او فرمود:ای ابو ذر!چه چیز تو را بازداشت که وقتی از کنار ما گذشتی به ما سلام کنی.ابو ذر عرض کرد:ای رسول خدا گمان کردم کسی که نزد تو است دحیۀ کلبی است که برای کاری با او خلوت کردهاید.پیامبر فرمود:ای ابو ذر او جبرئیل علیه السّلام بود و گفت اگر ابو ذر به ما سلام میکرد پاسخش میگفتیم.و چون ابو ذر فهمید که آن شخص جبرئیل بوده است از اینکه بر او سلام نکرده بود تا جایی
ص :۵١١
رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ما هذا الدّعاء الّذی تدعو به فقد أخبرنی جبرئیل علیه السّلام أنّ لک دعاء تدعو به،معروفا فی السّماء؟فقال:نعم یا رسول اللّه أقول:«اللّهمّ إنّی أسألک الأمن و الإیمان[بک]و التّصدیق بنبیّک و العافیة من جمیع البلاء و الشّکر علی العافیة و الغنی عن شرار النّاس».
[٣۴۴٩]٢۶-علیّ،عن أبیه،عن ابن محبوب،عن هشام بن سالم،عن أبی حمزة قال:
أخذت هذا الدّعاء عن أبی جعفر[محمّد بن علیّ]علیه السّلام قال:و کان أبو جعفر یسمّیه الجامع:«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله،آمنت باللّه و بجمیع رسله و بجمیع ما أنزل به علی جمیع الرّسل و أنّ وعد اللّه حقّ و لقاءه حقّ و صدق اللّه و بلّغ المرسلون و الحمد للّه ربّ العالمین و سبحان اللّه کلّما سبّح اللّه شیء و کما یحبّ اللّه أن یسبّح و الحمد للّه کلّما حمد اللّه شیء و کما یحبّ اللّه أن یحمد و لا إله إلاّ اللّه کلّما هلّل اللّه شیء و کما یحبّ اللّه أن یهلّل و اللّه أکبر کلّما کبّر اللّه شیء و کما یحبّ اللّه أن یکبّر،اللّهمّ إنّی أسألک مفاتیح الخیر و خواتیمه و سوابغه و فوائده و برکاته و ما بلغ علمه علمی و ما قصر عن إحصائه حفظی،اللّهمّ انهج إلیّ أسباب معرفته و افتح لی أبوابه و غشّنی ببرکات رحمتک و منّ علیّ بعصمة عن الإزالة عن دینک و طهّر قلبی من الشّکّ و لا تشغل قلبی بدنیای و عاجل معاشی عن آجل ثواب آخرتی و اشغل قلبی بحفظ ما لا تقبل منّی جهله و ذلّل لکلّ خیر لسانی و طهّر قلبی من الرّیاء و لا تجره فی مفاصلی و اجعل عملی خالصا لک.اللّهمّ إنّی أعوذ بک من الشّرّ و أنواع الفواحش کلّها ظاهرها و باطنها و غفلاتها و جمیع ما یریدنی به الشّیطان الرّجیم و ما یریدنی به
ص :۵١٢
که خدا بخواهد پشیمان شد.پس رسول خدا به او فرمود:این دعایی که با آن خدا را میخوانی چیست؟جبرئیل به من خبر داد که تو دعایی میخوانی که در آسمان معروف است.گفت:بله ای رسول خدا.من میگویم:«خداوندا من از تو ایمنی و ایمان به تو و تصدیق پیامبرت و سلامتی از همۀ بلایا و سپاس بر سلامتی و بینیازی از مردم بد را میخواهم».
[٣۴۴٩]٢۶-ابو حمزه گفت:این دعا را از امام باقر[محمّد علی]علیهما السّلام آموختم و ایشان این دعا را جامع مینامید:«بنام خداوند رحمتگر مهربان،گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست که یگانهای بیشریک است و گواهی میدهم که محمّد بنده و فرستادۀ او است.
من به خدا و به تمامی فرستادگانش و به تمامی آنچه بر همه فرستادگانش نازل کرده است ایمان آوردم و به اینکه وعدۀ خدا و دیدار او حق است و خدا راست گفت و پیامبران سخن را رساندند و سپاس مخصوص خدا،پروردگار جهانیان است.پاک است خدا هر زمانی که چیزی تسبیح او گوید و چنانکه خودش دوست دارد تسبیح شود و سپاس مخصوص خدا است هر زمانی که چیزی سپاس او بگوید و چنانکه خود دوست دارد سپاسگزاری شود.و هیچ معبودی جز خدا نیست و هر زمانی که چیزی او را یگانه شناسد و چنانکه خود دوست دارد یگانه شمرده شود.و خدا بزرگتر از آن است که در وصف گنجد هر زمانی که چیزی او را بزرگ شمرد و همانگونه که خود دوست دارد بزرگ شمرده شود خداوندا من کلیدهای نیکی را و نتیجههای نیک و کاملکنندههای نیکی را و فوائد و برکات و آنچه دانشم بدان رسد و آنچه را خاطرم از شمارش آن ناتوان است از تو میخواهم.خداوندا اسباب شناختش را برایم روشنساز و درهایش را برایم بگشا و مرا با برکتهای رحمتت بپوشان و با جلوگیری از کنارهگرفتن از دینت بر من احسان کن و قلبم را از شک پاککن و دلم را با دنیایم و زندگی زودگذرم از پاداش آیندۀ آخرت بازمدار.دلم را به نگاهداری چیزی مشغول کن که ندانستن آن را از من نمیپذیری و برای هر نیکی زبانم را رام و آماده کن و قلبم را از ریا پاکساز و آن را در اعضای بدنم جاری نکن و عملم را برای خودت خالص کن.خداوندا من از بدی و همۀ اقسام زشتیها چه آشکار و چه نهان و غفلتهای آن و هرآنچه شیطان رانده شده و فرمانروای ستمگر بهوسیلۀ آن آهنگ
ص :۵١٣
السّلطان العنید ممّا أحطت بعلمه و أنت القادر علی صرفه عنّی.اللّهمّ إنّی أعوذ بک من طوارق الجنّ و الإنس و زوابعهم و بوائقهم و مکایدهم و مشاهد الفسقة من الجنّ و الإنس و أن أستزلّ عن دینی فتفسد علیّ آخرتی و أن یکون ذلک منهم ضررا علیّ فی معاشی أو یعرض بلاء یصیبنی منهم لا قوّة لی به و لا صبر لی علی احتماله،فلا تبتلنی یا إلهی بمقاساته فیمنعنی ذلک عن ذکرک و یشغلنی عن عبادتک؛أنت العاصم المانع الدّافع الواقی من ذلک کلّه،أسألک اللّهمّ الرّفاهیة فی معیشتی ما أبقیتنی معیشة أقوی بها علی طاعتک و أبلغ بها رضوانک و أصیر بها إلی دار الحیوان غدا و لا ترزقنی رزقا یطغینی و لا تبتلنی بفقر أشقی به مضیّقا علیّ،أعطنی حظّا وافرا فی آخرتی و معاشا واسعا هنیئا مریئا فی دنیای و لا تجعل الدّنیا علیّ سجنا و لا تجعل فراقها علیّ حزنا، أجرنی من فتنتها و اجعل عملی فیها مقبولا و سعیی فیها مشکورا.اللّهمّ و من أرادنی بسوء فأرده بمثله و من کادنی فیها فکده و اصرف عنّی همّ من أدخل علیّ همّه و امکر بمن مکر بی فإنّک خیر الماکرین،و افقأ عنّی عیون الکفرة الظّلمة و الطّغاة و الحسدة.اللّهمّ و أنزل علیّ منک السّکینة و ألبسنی درعک الحصینة و احفظنی بسترک الواقی و جلّلنی عافیتک النّافعة و صدّق قولی و فعالی و بارک لی فی ولدی و أهلی و مالی.اللّهمّ ما قدّمت و ما أخّرت و ما أغفلت و ما تعمّدت و ما توانیت و ما أعلنت و ما أسررت فاغفره لی یا أرحم الرّاحمین».
[٣۴۵٠]٢٧-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان بن یحیی،عن العلاء بن رزین،عن محمّد بن مسلم،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قل:«اللّهمّ أوسع علیّ فی رزقی و امدد لی فی عمری و اغفر لی ذنبی و اجعلنی ممّن تنتصر به لدینک و لا تستبدل بی غیری».
ص :۵١۴
من میکنند از آنچه دانشت به آن احاطه دارد و تو بر دور کردن آن توانایی،به تو پناه میبرم.
خدایا من از بلایای جن و انس و تندبادهاشان و از مهلکهها و نیرنگهایشان و محل گردهمایی بدکاران جن و انس به توپناه میبرم و از اینکه در دینم بلغزم و آخرتم تباه گردد و از اینکه آنان زیانی به زندگیم رسانند یا بلایی از جانب ایشان به من برسد که توانایی و تحملش را ندارم به تو پناه میبرم.پس ای خداوندگار من مرا به تحمّل آنها دچار نکن تا مرا از یاد تو و بندگی تو بازدارد.که تویی نگاه دارنده و جلوگیرنده و دفعکننده و نگاهبان از همۀ آنها.خداوندا از تو آسایش در زندگیم را میخواهم تا زمانی که مرا زنده میداری.زندگیای که به وسیلۀ آن بر فرمانبری تو توانا باشم و به رضایت تو برسم و فردای قیامت با آن به بهشت منتقل شوم ولی روزیای نده که سرکشم کند و به فقری گرفتارم نکن که در تنگنای بدبختی افتم.به من بهرهای فراوان در آخرت و زندگی وسیع و شیرین و گوارا در دنیا عطا کن و دنیا را زندان من قرار نده و دوریاش را مایهی اندوهم نگردان.
مرا از فتنۀ دنیا پناه ده و عملم را مورد قبول و کوششم را مورد سپاس و تقدیر قرارده.
خداوندا هرکس به من آهنگ بدی کرد تو آهنگ او کن و هرکس با من نیرنگ کرد تو نیز با او نیرنگ کن و اندوه هرکس که اندوهش را بر من وارد میکند از من دور کن و با هرکس که به من مکر میکند مکر کن که همانا تو بهترین مکر کنندههایی،و چشم کافران و ستمپیشگان و سرکشان و حسودان را دربارۀ من کورکن.
خدایا از جانب خود آرامش را بر من فروفرست و زرۀ نگاه دارندهات را بر من بپوشان و مرا با پوشش نگهدارندهات حفظ کن و لباس عافیت سودمندت را بر تنم بپوشان و مرا راستگفتار و درستکردار قرارده و فرزندان و خانواده و اموالم را مبارک گردان.خداوندا هرآنچه پیش از این کردم و آنچه پس از این میکنم و آنچه از آن غافل شدم و هرآنچه به عمد کردم و آنچه سستی کردم و هر آنچه را آشکار یا پنهان کردم بر من بیامرز ای مهربانترین مهربانان».
[٣۴۵٠]٢٧-محمّد مسلم روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:بگو«خدایا! روزی مرا گسترده و عمرم را دراز کن و گناهم را بیامرز و مرا از کسانی قرارده که به وسیلۀ آنها دین خود را یاری میکنی و دیگری را جایگزین من نکن».
ص :۵١۵
[٣۴۵١]٢٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن یعقوب بن شعیب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّه کان یقول:
«یا من یشکر الیسیر و یعفو عن الکثیر و هو الغفور الرّحیم اغفرلی الذّنوب الّتی ذهبت لذّتها و بقیت تبعتها».
[٣۴۵٢]٢٩-و بهذا الإسناد،عن یعقوب بن شعیب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان من دعائه یقول:«یا نور یا قدّوس یا أوّل الأوّلین و یا آخر الآخرین یا رحمان یا رحیم اغفر لی الذّنوب الّتی تغیّر النّعم و اغفر لی الذّنوب الّتی تحلّ النّقم و اغفرلی الذّنوب الّتی تهتک العصم و اغفرلی الذّنوب الّتی تنزل البلاء و اغفرلی الذّنوب الّتی تدیل الأعداء و اغفرلی الذّنوب الّتی تعجّل الفناء و اغفرلی الذّنوب الّتی تقطع الرّجاء و اغفرلی الذّنوب الّتی تظلم الهواء و اغفر لی الذّنوب الّتی تکشف الغطاء و اغفرلی الذّنوب الّتی تردّ الدّعاء و اغفرلی الذّنوب الّتی تردّ غیث السّماء».
[٣۴۵٣]٣٠-عنه،عن محمّد بن سنان،عن یعقوب بن شعیب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام:
«یا عدّتی فی کربتی و یا صاحبی فی شدّتی و یا ولیّی فی نعمتی و یا غیاثی فی رغبتی،قال:و کان من دعاء أمیر المؤمنین علیه السّلام:اللّهمّ کتبت الآثار و علمت الأخبار و اطّلعت علی الأسرار فحلت بیننا و بین القلوب فالسّرّ عندک علانیة و القلوب إلیک مفضاة و إنّما أمرک لشیء إذا أردته أن تقول له کن فیکون،فقل برحمتک لطاعتک أن تدخل فی کلّ عضو من أعضائی و لا تفارقنی حتّی ألقاک و قل برحمتک لمعصیتک أن تخرج من کلّ عضو من أعضائی فلا تقربنی حتّی ألقاک و ارزقنی من الدّنیا و زهّدنی فیها و لا تزوها عنّی و رغبتی فیها یا رحمان».
ص :۵١۶
[٣۴۵١]٢٨-یعقوب شعیب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام میفرمود:ای کسی که اندک را سپاسگزاری و از گناهان فراوان میگذری و آمرزنده و مهربانی.گناهان مرا که لذتش سپری گشته و اثراتش باقی مانده بیامرز.
[٣۴۵٢]٢٩-یعقوب شعیب روایت کرده که از دعاهای امام صادق علیه السّلام این بود که میفرمود:«ای نور و ای پاک ای آغاز همۀ آغازها ای پایان همۀ پایانها.
ای رحمتگر ای مهربان.برای من بیامرز گناهانی را که نعمتهای تو را دگرگون میکند و برای من بیامرز گناهانی را که کیفر را حلال میکند.برایم بیامرز گناهانی را که پردۀ حیا را میدرند.و گناهانی را که موجب نزول بلا میشود و گناهانی را که دشمنان را پیروز میکند و گناهانی را که نابودی را نزدیک میسازد و گناهانی که امید را قطع میکند و گناهانی که هوا را تیره میسازد و گناهانی که پردهها را برمیدارد و گناهانی را که دعا را بازمیگرداند و گناهانی که مانع بارش باران میشود».
[٣۴۵٣]٣٠-یعقوب شعیب چنین از امام صادق علیه السّلام روایت کرد:«ای پشتیبان من در اندوهم و ای همراه من در سختیام و ای ولیّ نعمتم و ای فریادرسم در خواستهها»و راوی گفته است:از دعاهای امیر مؤمنان علیه السّلام این است:خداوندا! اعمال را نگاشتی و خبرها را دانستی و بر اسرار آگاهی یافتی و میان ما و قلبهایمان قرارگرفتی.پس هر نهانی نزد تو آشکار است و دلها به سوی تو روان و همانا فرمان تو به چیزی چنان است که هنگامی که بخواهی به او بگویی باش،وجود مییابد.پس به رحمت خود به فرمانبریات بگو که در همۀ اعضایم درآید و تا تو را ملاقات کنم از من جدا نشود و با رحمت خود به نافرمانیت بگو که از همۀ اعضایم بیرون آید و تا تو را ملاقات کنم به من نزدیک نشود و از دنیا به من روزی ده ولی نسبت به آن پارسایم کن و ای رحمتگر در حالیکه مرا نسبت به آن مشتاق ساختهای آن را از من دریغ نکن.
ص :۵١٧
[٣۴۵۴]٣١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن محبوب،عن العلاء بن رزین،عن عبد الرّحمن بن سیابة قال:
أعطانی أبو عبد اللّه علیه السّلام هذا الدّعاء:«الحمد للّه ولیّ الحمد و أهله و منتهاه و محلّه،أخلص من وحّده و اهتدی من عبده و فاز من أطاعه و أمن المعتصم به، اللّهمّ یا ذا الجود و المجد و الثّناء الجمیل و الحمد أسألک مسألة من خضع لک برقبته و رغم لک أنفه و عفّر لک وجهه و ذلّل لک نفسه و فاضت من خوفک دموعه و تردّدت عبرته و اعترف لک بذنوبه و فضحته عندک خطیئته و شانته عندک جریرته و ضعفت عند ذلک قوّته و قلّت حیلته و انقطعت عنه أسباب خدائعه و اضمحلّ عنه کلّ باطل و ألجأته ذنوبه إلی ذلّ مقامه بین یدیک و خضوعه لدیک و ابتهاله إلیک.أسألک اللّهمّ سؤال من هو بمنزلته،أرغب إلیک کرغبته و أتضرّع إلیک کتضرّعه و أبتهل إلیک کأشدّ ابتهاله،اللّهمّ فارحم استکانة منطقی و ذلّ مقامی و مجلسی و خضوعی إلیک برقبتی،أسألک اللّهمّ الهدی من الضّلالة و البصیرة من العمی و الرّشد من الغوایة و أسألک اللّهمّ أکثر الحمد عند الرّخاء و أجمل الصّبر عند المصیبة و أفضل الشّکر عند موضع الشّکر و التّسلیم عند الشّبهات و أسألک القوّة فی طاعتک و الضّعف عن معصیتک و الهرب إلیک منک و التّقرّب إلیک ربّ لترضی و التّحرّی لکلّ ما یرضیک عنّی فی إسخاط خلقک التماسا لرضاک.ربّ من أرجوه إن لم ترحمنی أو من یعود علیّ إن أقصیتنی أو من ینفعنی عفوه إن عاقبتنی أو من آمل عطایاه إن حرمتنی أو من یملک کرامتی إن أهنتنی أو من یضرّنی هوانه إن أکرمتنی، ربّ ما أسوأ فعلی و أقبح عملی و أقسی قلبی و أطول أملی و أقصر أجلی
ص :۵١٨
[٣۴۵۴]٣١-عبد الرحمن سیابه گفت:امام صادق علیه السّلام این دعا را به من بخشید:
«سپاس مخصوص خدایی است که صاحب سپاس و سزاوار آن و نهایت و جایگاه آن است.صادق است آنکه او را یگانه شمرد و هدایت یافت آنکه او را پرستید و رستگار شد هرکه او را فرمان برد و ایمن گردید هرکه به او تمسّک کرد.خداوندا ای صاحب بخشش و بزرگی و ستایش نیکو و سپاس.
از تو چونان کسی درخواست میکنم که به درگاهت گردن نهاده است و بینی برخاک درگهت سوده و چهره بر خاک درت نهاده و خود را برایت خوار کرده است و از ترست اشکهایش روان است و اشک دیدگانش در گردش است و[در برابرت]به گناهانش اعتراف کرده است و خطاهایش او را در پیشگاهت رسوا ساخته است و جرمش او را در نزد تو زشت کرده است و در این هنگام نیرویش اندک شده و بیچاره گشته و اسباب نیرنگهایش از او بریده شده است و هر باطلی از نزد او نابود گردیده و گناهانش او را به خواری در پیشگاهت و فروتنی در برابرت و زاری به آستانت کشانده است.خداوندا از تو همچون کسی که در این جایگاه است میطلبم مانند چنین کسی به تو رومیآورم و مانند او به درگاهت زاری میکنم و به سختترین حالت او دست نیاز به درگاهت دراز میکنم خداوندا به زبونی گفتارم و خواری و جایگاهم و گردن ساییدنم به درگاهت به من رحم کن.خداوندا از تو هدایت از گمراهی،و بینایی از کوری و هوشیاری از فریب را میطلبم و از تو خداوندا سپاس فراوان به هنگام آسایش و زیباترین صبر و بردباری به هنگام مصیبت و برترین شکرگذاری در جایگاه شکر و تسلیم به هنگام شبهه را درخواست میکنم.از تو پروردگارا توانایی در فرمانبریات و ناتوانی در نافرمانیت و فرار از تو به سوی تو و نزدیکی به سوی تو میخواهم تا راضی شوی و جستجوی هرآنچه تو را در به خشم انداختن آفریدگانت از من خشنود میکند،میخواهم.
پروردگارا اگر بر من ببخشایی به که امید داشته باشم و اگر مرا دورسازی چه کسی به سوی من میآید اگر مرا مجازات کنی بخشش چه کسی برایم سودمند است و اگر مرا محروم سازی امید به بخششهای چه کسی داشته باشم.اگر تو مرا خوار سازی چهکسی میتواند مرا ارجمند دارد یا اگر مرا گرامی بداری خوارشمردن دیگران چه زیانی به من میرساند.پروردگارا چه بدکردارم و زشتعمل و سنگدل
ص :۵١٩
و أجرأنی علی عصیان من خلقنی،ربّ و ما أحسن بلاءک عندی و أظهر نعماءک علیّ کثرت علیّ منک النّعم فما أحصیها و قلّ منّی الشّکر فیما أو لیتنیه فبطرت بالنّعم و تعرّضت للنّقم و سهوت عن الذّکر و رکبت الجهل بعد العلم و جزت من العدل إلی الظّلم و جاوزت البرّ إلی الإثم و صرت إلی الهرب من الخوف و الحزن فما أصغر حسناتی و أقلّها فی کثرة ذنوبی و ما أکثر ذنوبی و أعظمها علی قدر صغر خلقی و ضعف رکنی،ربّ و ما أطول أملی فی قصر أجلی و أقصر أجلی فی بعد أملی و ما أقبح سریرتی و علانیتی،ربّ لا حجّة لی إن احتججت و لا عذر لی إن اعتذرت و لا شکر عندی إن ابتلیت و أولیت إن لم تعنّی علی شکر ما أولیت،ربّ ما أخفّ میزانی غدا إن لم ترجّحه و أزلّ لسانی إن لم تثبّته و أسود وجهی إن لم تبیّضه،ربّ کیف لی بذنوبی الّتی سلفت منّی قد هدّت لها أرکانی ربّ کیف أطلب شهوات الدّنیا و أبکی علی خیبتی فیها و لا أبکی و تشتدّ حسراتی علی عصیانی و تفریطی،ربّ دعتنی دواعی الدّنیا فأجبتها سریعا و رکنت إلیها طائعا و دعتنی دواعی الآخرة فتثبّطت عنها و أبطأت فی الإجابة و المسارعة إلیها کما سارعت إلی دواعی الدّنیا و حطامها الهامد و هشیمها البائد و سرابها الذّاهب،ربّ خوّفتنی و شوّقتنی و احتججت علیّ برقّی و کفلت لی برزقی فأمنت[من]خوفک و تثبّطت عن تشویقک و لم أتّکل علی ضمانک و تهاونت باحتجاجک،اللّهمّ فاجعل أمنی منک فی هذه الدّنیا خوفا و حوّل تثبّطی شوقا و تهاونی بحجّتک فرقا منک ثمّ رضّنی بما قسمت لی من رزقک یا کریم[یا کریم]أسألک باسمک العظیم رضاک عند السّخطة و الفرجة عند الکربة و النّور عند الظّلمة و البصیرة عند تشبّه الفتنة،
ص :۵٢٠
و دراز آرزو و کوتاه عمر.و چه دلیرم بر نافرمانی آفریدگارم. پروردگارا و چه نیکو است اندازه آزمایشت در نزد من و آشکاری نعمتهایت بر من.نعمتهایت بر من فراوان گردید و من نتوانستم آنها را شماره کنم و شکرگزاری من در آنچه به من واگذاردی کم شد.من به نعمتها سرمست شدم و خود را به بدبختی دچار کردم و یادت را فراموش کردم و دانسته نادانی کردم و از عدالت به سوی ستم گام برداشتم و از نیکوکاری به گناه گراییدم و از ترس و غم گریختم،و چه خرد و اندکاند نیکیهایم در مقابل فراوانی گناهانم.و چه فراوان و بزرگ است گناهانم در برابر کوچکی آفرینشم و ناتوانی بنیانم.پروردگارا در عمر کوتاهم چه درازند آرزوهایم و برای آرزوهای دورم چه کوتاه است عمرم و چه زشت است نهان آشکار شدهام.پروردگارا عذری ندارم که برای آن برهان آورم و بهانهای ندارم تا با آن عذرخواهی کنم و اگر دچار شدم و نعمتم دادی سپاسی نزد من نیست اگر بر سپاس آنچه به من دادهای یاریام نکنی.پروردگار میزان اعمال نیکم در فردای قیامت چه سبک است اگر تو به آن بها ندهی و چه پرلغزش است زبانم.اگر تو آن را محکم نکنی و چه روسیاهم من اگر تو روسپیدم نکنی.پروردگارا با گناهانی که از من سرزده است و ارکان مرا درهم شکسته است چه کنم؟
پروردگارا چگونه به دنبال شهوتهای دنیا میروم و بر ناکامیام از آنها میگریم ولی با وجود افسوس فراوان از نافرمانی و کوتاهی خود هیچ نمیگیرم.
پروردگارا جاذبههای دنیا مرا به سوی خود خواند و من به شتاب اجابت کردم و با رغبت به آنها تکیه کردم و جاذبههای آخرت مرا به سوی خود خواندند و من سست شدم و در پاسخ و سرعت گرفتن به سوی آن کندی کردم چنانکه به سوی جاذبههای دنیا و کالاهای پوسیده و ته ماندههای از بینرفته و سراب از میان رونده شتاب کرده بودم.
پروردگارا مرا ترساندی و تشویق کردی و به بنده بودنم دلیل آوردی و روزیام را به عهده گرفتی و من از بیم تو آسودم و از تشویق تو سست شدم و بر ضمانت تو اعتماد نکرده،به دلیل آوردن تو اعتنا نکردم.خدایا آسودگیام از خودت را در این دنیا ترس کن و سستیام را به شوق و بیاعتناییام به دلیل آوردنت را به ترس از خودت تبدیل کن پس به هرآنچه از رزق خود قسمت من میکنی راضیم کن ای کریم[ای کریم]به حق نام بزرگت از تو خشنودی به هنگام خشم و گشایش هنگام نگرانی و نور به هنگام تاریکی و بینایی به هنگام مشتبه شدن فتنهها را میطلبم.
ص :۵٢١
ربّ اجعل جنّتی من خطایای حصینة و درجاتی فی الجنان رفیعة و أعمالی کلّها متقبّلة و حسناتی مضاعفة زاکیة و أعوذ بک من الفتن کلّها ما ظهر منها و ما بطن و من رفیع المطعم و المشرب و من شرّ ما أعلم و من شرّ ما لا أعلم و أعوذ بک من أن أشتری الجهل بالعلم و الجفاء بالحلم و الجور بالعدل و القطیعة بالبرّ و الجزع بالصّبر و الهدی بالضّلالة و الکفر بالإیمان».
ابن محبوب،عن جمیل بن صالح أنّه ذکر أیضا مثله و ذکر أنّه دعاء علیّ بن الحسین صلوات اللّه علیهما و زاد فی آخره«آمین ربّ العالمین».
[٣۴۵۵]٣٢-ابن محبوب قال:حدّثنا نوح أبو الیقظان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ادع بهذا الدّعاء:«اللّهمّ إنّی أسألک برحمتک الّتی لا تنال منک إلاّ برضاک و الخروج من جمیع معاصیک[إلاّ برضاک]و الدّخول فی کلّ ما یرضیک و النّجاة من کلّ ورطة و المخرج من کلّ کبیرة أتی بها منّی عمد أو زلّ بها منّی خطأ أو خطر بها علیّ خطرات الشّیطان،أسألک خوفا توقفنی به علی حدود رضاک و تشعب به عنّی کلّ شهوة خطر بها هوای و استزلّ بها رأیی لیجاوز حدّ حلالک،أسألک اللّهمّ الأخذ بأحسن ما تعلم و ترک سیّی کلّ ما تعلم أو أخطأ من حیث لا أعلم،أو من حیث أعلم أسألک السّعة فی الرّزق و الزّهد فی الکفاف و المخرج بالبیان من کلّ شبهة و الصّواب فی کلّ حجّة و الصّدق فی جمیع المواطن و إنصاف النّاس من نفسی فیما علیّ ولی و التّذلّل فی إعطاء النّصف من جمیع مواطن السّخط و الرّضا و ترک قلیل البغی و کثیره فی القول منّی و الفعل و تمام نعمتک فی جمیع الأشیاء و الشّکر لک علیها لکی ترضی و بعد الرّضا و أسألک الخیرة فی کلّ ما یکون فیه الخیرة بمیسور الأمور کلّها
ص :۵٢٢
پروردگارا سپر مرا در برابر اشتباهاتم محکم و درجاتم را در بهشت بالا، و همۀ اعمالم را مورد قبول و کارهای نیکم را چندین برابر و پاک قرارده.و من از همۀ فتنههای آشکار و نهان و از خوراک و نوشاک عالیرتبه و از شرّ آنچه میدانم و نمیدانم به تو پناه میبرم و من از اینکه با علم نادانی و با بردباری،ستم و با عدالت انحراف و با نیکی،قطعرحم و با شکیبایی بیتابی و با هدایت،گمراهی و با ایمان کفر به دست آورم به تو پناه میبرم»جمیل صالح هم مثل این دعا را روایت کرده و گفته است که این دعای حضرت سجّاد علیه السّلام است و در پایان افزوده است:«آمین ای پروردگار جهانیان».
[٣۴۵۵]٣٢-نوح ابو یقظان روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمود:با این دعا خدا را بخوان:«خداوندا من به حق رحمتت که جز با خرسندی تو به دست نیاید بیرون آمدن از همۀ گناهانت[جز به خرسندیات]را میطلبم و در آمدن در آنچه تو را خشنود میسازد و نجات از هر پرتگاه و رهایی از هر گناه کبیرهای را که عمدا از من سرزده است یا در آنچه به اشتباه دچار لغزش شدهام یا خطوراتی شیطانی که بر من گذشته است از تو ترس میخواهم که مرا بر مرزهای خرسندیات نگاه دارد و از من هر شهوتی را که در خاطرم آید و رأی و نظر مرا دچار لغزش کند تا از مرزهای حلال تو بگذرد،پراکنده سازد.خداوندا از تو برگرفتن بهترین چیزی که تو میدانی و ترک بدترین چیزی را که تو میدانی یا از جایی که نمیدانم یا از جایی که میدانم خطا میکنم،میخواهم از تو گشایش در رندی و پارسایی در کفاف زندگی و خروج روشن از هر شبهه و درستی در هر برهان و راستی در هر جایگاه و انصاف با مردم در هرآنچه به سود یا به زیانم باشد و فروتنی در انصاف ورزی در همۀ جایگاههای خشم و خرسندی و رها کردن ستم،کم یا زیاد در گفتار و رفتارم و نعمت کاملت در همهچیز و سپاس برای تو بر آن نعمتها تا خرسندیات و پس از خرسندی را میخواهم و از تو خیر در هر کار آسانی را که خیر دارد
ص :۵٢٣
لا بمعسورها یا کریم یا کریم یا کریم و افتح لی باب الأمر الّذی فیه العافیة و الفرج و افتح لی بابه و یسّر لی مخرجه و من قدّرت له علیّ مقدرة من خلقک فخذ عنّی بسمعه و بصره و لسانه و یده و خذه عن یمینه و عن یساره و من خلفه و من قدّامه و امنعه أن یصل إلیّ بسوء،عزّ جارک و جلّ ثناء وجهک و لا إله غیرک،أنت ربّی و أنا عبدک،اللّهمّ أنت رجائی فی کلّ کربة و أنت ثقتی فی کلّ شدّة و أنت لی فی کلّ أمر نزل بی ثقة و عدّة،فکم من کرب یضعف عنه الفؤاد و تقلّ فیه الحیلة و یشمت فیه العدوّ و تعیا فیه الأمور أنزلته بک و شکوته إلیک راغبا إلیک فیه عمّن سواک قد فرّجته و کفیته،فأنت ولیّ کلّ نعمة و صاحب کلّ حاجة و منتهی کلّ رغبة فلک الحمد کثیرا و لک المنّ فاضلا.
[٣۴۵۶]٣٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن منصور بن یونس،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام فقال:
قل:«اللّهمّ إنّی أسألک قول التّوّابین و عملهم و نور الأنبیاء و صدقهم و نجاة المجاهدین و ثوابهم و شکر المصطفین و نصیحتهم و عمل الذّاکرین و یقینهم و إیمان العلماء و فقههم و تعبّد الخاشعین و تواضعهم و حکم الفقهاء و سیرتهم و خشیة المتّقین و رغبتهم و تصدیق المؤمنین و توکّلهم و رجاء المحسنین و برّهم،اللّهمّ إنّی أسألک ثواب الشّاکرین و منزلة المقرّبین و مرافقة النّبیّین،اللّهمّ إنّی أسألک خوف العاملین لک و عمل الخائفین منک و خشوع العابدین لک و یقین المتوکّلین علیک و توکّل المؤمنین بک،اللّهمّ إنّک بحاجتی عالم غیر معلّم و أنت لها واسع غیر متکلّف و أنت الّذی لا یحفیک سائل و لا ینقصک نائل و لا یبلغ مدحتک قول قائل،أنت کما تقول و فوق
ص :۵٢۴
و نه کارهای دشوار را میخواهم.ای بخشنده ای بخشنده ای بخشنده دری را که در آن سلامت و گشایش است بر من بگشا درش را بر من بگشا و خروجش را بر من آسان کن.و در هرکس از آفریدگانت که توانایی آزارم داده است گوش و چشم و زبان و دستش را بازگیر و او را از چپ و راست و پشتسر و برابرش بگیر و از اینکه بدیای از او به من برسد جلوگیری کن.پناهنده به تو عزیز است و ستایشت والا است و هیچ معبودی جز تو نیست.تو پروردگار منی و من بندۀ تو هستم.خداوندا تو امید من در هر اندوه و تکیهگاهم در هر سختی هستی و تو در هر مشکلی که بر من روی آورد تکیهگاه و پناه منی.چه بسیار اندوههایی که قلب توانایی آن را نداشت و چارهای برایش نبود و دشمن در آن شماتت کرد و در کارها فروماند و من آن را به تو عرضه داشتم و به تو شکایت کردم و از غیر تو به تو روکردم و تو در آن گشایشی به وجود آوردی و آن را کفایت کردی پس تو صاحب هر نعمت و هر خواسته و نهایت هر رغبتی هستی.پس سپاس فراوان و بخشش افزون از آن تو است.
[٣۴۵۶]٣٣-ابو بصیر روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:بگو:خداوندا من سخن و عمل توبهکنندگان و نور راستی پیامبران و رهایی و پاداش مجاهدان و سپاس و خیرخواهی برگزیدگان و عمل و یقین اهل ذکر و ایمان و درک علما و بندگی و فروتنی خاشعان و حکمت و روش فقیهان و خداترسی و اشتیاق اهل تقوا و باور و توکّل مؤمنان و امید و نیکی نیکوکاران را از تو میخواهم.خداوندا من پاداش شکرگزاران و جایگاه نزدیکان درگاهت و همراهی پیامبران را از تو میخواهم.خداوندا من ترس عالمان به تو و عمل ترسندگان از تو و خشوع عبادت کنندگانت و یقین کسانی که بر تو توکّل میکنند و توکّل مؤمنان را از تو میخواهم.
خداوندا تو خواستۀ مرا میدانی و کسی آن را به تو نیاموخته است و تو برای برآورده ساختنش توانایی و به زحمت نمیافتی و تویی آنکه هیچ درخواست کنندهای عطایت را به پایان نرساند و هیچ بخششی از تو نکاهد و سخن هیچ گویندهای نتواند سپاس تو را بهجا آورد.تو چنان هستی که خود میگویی و بالاتر از
ص :۵٢۵
ما نقول.اللّهمّ اجعل لی فرجا قریبا و أجرا عظیما و سترا جمیلا،اللّهمّ إنّک تعلم أنّی علی ظلمی لنفسی و إسرافی علیها لم أتّخذ لک ضدّا و لا ندّا و لا صاحبة و لا ولدا.یا من لا تغلّطه المسائل،یا من لا یشغله شیء عن شیء و لا سمع عن سمع و لا بصر عن بصر و لا یبرمه إلحاح الملحّین أسألک أن تفرّج عنّی فی ساعتی هذه من حیث أحتسب و من حیث لا أحتسب إنّک تحیی العظام و هی رمیم و إنّک علی کلّ شیء قدیر.یا من قلّ شکری له فلم یحرمنی و عظمت خطیئتی فلم یفضحنی و رآنی علی المعاصی فلم یجبهنی و خلقنی للّذی خلقنی له فصنعت غیر الّذی خلقنی له،فنعم المولی أنت یا سیّدی و بئس العبد أنا وجدتنی و نعم الطّالب أنت ربّی و بئس المطلوب[أنا]ألفیتنی،عبدک و ابن عبدک و ابن أمتک بین یدیک ما شئت صنعت بی،اللّهمّ هدأت الأصوات و سکنت الحرکات و خلا کلّ حبیب بحبیبه و خلوت بک أنت المحبوب إلیّ فاجعل خلوتی منک اللّیلة العتق من النّار.یا من لیست لعالم فوقه صفة،یا من لیس لمخلوق دونه منعة،یا أوّل قبل کلّ شیء،و یا آخر بعد کلّ شیء یا من لیس له عنصر و یا من لیس لآخره فناء و یا أکمل منعوت و یا أسمح المعطین و یا من یفقه بکلّ لغة یدعی بها و یا من عفوه قدیم و بطشه شدید و ملکه مستقیم أسألک باسمک الّذی شافهت به موسی یا اللّه یا رحمان یا رحیم،یا لا إله إلاّ أنت،اللّهمّ أنت الصّمد أسألک أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن تدخلنی الجنّة برحمتک».
[٣۴۵٧]٣۴-محمّد بن یحیی،عن محمّد بن أحمد،عن محمّد بن الولید،عن یونس قال:
ص :۵٢۶
آنکه ما میگوییم.خداوندا برای من گشایشی نزدیک و پاداشی بزرگ و پوششی زیبا قرارده.خداوندا تو میدانی که من با وجود ستم بر خودم و زیادهروی به زیان خودم کسی را مقابل تو و همتا و همسر و فرزند تو قرار ندادم.ای کسی که فراوانی خواستهها او را به اشتباه نمیاندازد ای کسیکه چیزی او را از چیز دیگر بازنمیدارد و هیچ شنیدنی و دیدنی او را از شنیدنی و دیدنی دیگر نگاه نمیدارد و پافشاری اصرارکنندگان او را به تنگ نمیآورد از تو میخواهم که در این ساعت از هرجا که گمان میکنم و گمان نمیکنم در کار من گشایش به وجود آوری.که تو استخوانهای پوسیده و خاکستر شده را زنده میسازی و تو بر هر کاری توانایی.ای کسی که شکرگذاریم برای او اندک شد ولی مرا محروم نساخت و گناهانم بزرگ شد ولی مرا رسوا نکرد و مرا بر نافرمانی دید و به رویم نیاورد و مرا برای آنچه خود میخواست آفرید و من به غیر آنچه برایش آفریده شدم عمل کردم و چه خوب سروری هستی ای آقای من و چه بد بندهای هستم من.مرا یافتی و چه خوب جویندهای هستی ای پروردگارم و من چه بد طلب شدهای هستم از آنانکه دیدارشان کردهای.بنده و فرزند بنده و کنیزت در پیشگاه تو است که آنچه بخواهی با او توانی کرد.پروردگارا صداها آرام گرفت و حرکتها خاموش گشت و هر دوستی با دوست خود خلوت کرد و من با تو خلوت کردم که تو محبوب منی پس این خلوت با تو در این شب را آزادی از دوزخ قرارده.ای کسی که برای هیچ دانشمندی بالاتر از او وصفی نیست[و علم او از همۀ دانشمندان بیشتر است]و ای کسی که هیچ آفریدهای نمیتواند در برابرش ایستادگی کند ای آغاز هرچیز و ای انجام هر چیز ای کسی که عنصری ندارد.ای کسی که سرانجامش نابودی نیست ای کاملترین وصفشده و ای بخشندهترین عطاکننده ای کسی که به هرزبانی که خوانده شود علم دارد ای کسی که گذشتش دیرین و توانش سخت و پادشاهیاش استوار است به حق نامی که بهوسیلۀ آن با موسی سخن گفتی از تو میخواهم.ای خدای رحمتگر ای مهربان ای کسی که معبودی جز تو نیست.خداوندا تو بینیازی از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان او درود فرستی و با رحمت خود مرا به بهشت درآوری.»
[٣۴۵٧]٣۴-یونس گفت:به امام رضا علیه السّلام عرض کردم:دعایی کوتاه به من بیاموزید.امام فرمودند:بگو:«ای کسی که مرا به سوی خود راهنمایی کرد
ص :۵٢٧
قلت للرّضا علیه السّلام:علّمنی دعاء و أوجز،فقال:قل:«یا من دلّنی علی نفسه و ذلّل قلبی بتصدیقه أسألک الأمن و الإیمان».
[٣۴۵٨]٣۵-علیّ بن أبی حمزة،عن بعض أصحابه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّ رجلا أتی أمیر المؤمنین علیه السّلام فقال:
یا أمیر المؤمنین،کان لی مال ورثته و لم أنفق منه درهما فی طاعة اللّه عزّ و جلّ،ثمّ اکتسبت منه مالا فلم أنفق منه درهما فی طاعة اللّه فعلّمنی دعاء یخلف علیّ ما مضی و یغفر لی ما عملت أو عملا أعمله،قال:قل،قال:و أیّ شیء أقول یا أمیر المؤمنین؟قال:قل کما أقول:«یا نوری فی کلّ ظلمة و یا أنسی فی کلّ وحشة و یا رجائی فی کلّ کربة و یا ثقتی فی کلّ شدّة و یا دلیلی فی الضّلالة،أنت دلیلی إذا انقطعت دلالة الأدلاّء فإنّ دلالتک لا تنقطع و لا یضلّ من هدیت،أنعمت علیّ فأسبغت و رزقتنی فوفّرت و غذّیتنی فأحسنت غذائی و أعطیتنی فأجزلت بلا استحقاق لذلک بفعل منّی و لکن ابتداء منک لکرمک و جودک،فتقوّیت بکرمک علی معاصیک و تقوّیت برزقک علی سخطک و أفنیت عمری فیما لا تحبّ،فلم یمنعک جرأتی علیک و رکوبی لما نهیتنی عنه و دخولی فیما حرّمت علیّ أن عدت علیّ بفضلک و لم یمنعنی حلمک عنّی و عودک علیّ بفضلک أن عدت فی معاصیک،فأنت العوّاد بالفضل و أنا العوّاد بالمعاصی،فیا أکرم من أقرّ له بذنب و أعزّ من خضع له بذلّ،لکرمک أقررت بذنبی و لعزّک خضعت بذلّی فما أنت صانع بی فی کرمک و إقراری بذنبی و عزّک و خضوعی بذلّی افعل بی ما أنت أهله و لا تفعل بی ما أنا أهله».
تمّ کتاب الدّعاء و تیلوه کتاب فضل القرآن.
ص :۵٢٨
و قلبم را برای باورش رام و فرمانبر ساخت،از تو ایمنی و ایمان میخواهم.»
[٣۴۵٨]٣۵-یکی از اصحاب از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که مردی نزد علی علیه السّلام آمد و عرض کرد ای امیر مؤمنان!مالی داشتم که ارث برده بودم و درهمی از آن را در فرمانبری از خدا صرف نکردم.سپس با آن مالی به دست آوردم و از آن نیز درهمی را در فرمانبری از خدا صرف نکردم.پس دعایی به من بیاموز که جانشین گذشته شود و آنچه را کردم یا میکنم آمرزیده شود.امام فرمودند:بگو مرد گفت:
چه بگویم ای امیر مؤمنان؟امام فرمودند:چنانکه میگویم بگو:«ای نور من در هر تاریکی و ای همدم من در هر وحشت و ای امید من در هر اندوه و ای تکیهگاهم در هر سختی و ای راهنمای من در گمراهی تو راهنمای من هستی هنگامی که راهنمایی راهنمایان به انجام برسد؛زیرا راهنمایی تو پایان نمیگیرد و هر آنکس را که هدایت کردی گمراه نمیشود.به من نعمت دادی و نعمتت را بر من کامل ساختی و به من روزی دادی و فراوانش کردی و مرا خوراندی خوراکم را نیکو کردی و به من عطا کردی و آن را کامل نمودی بیآنکه برای یکی از کارهایم سزاوار آن باشم بلکه همه را از کرم و لطف خودت آغاز کردی که من با کرم تو بر نافرمانیات نیرو گرفتم و با روزی تو بر خشمگین کردن تو توانا شدم و عمرم را در آنچه دوست نداری به باد دادم و گستاخی من بر تو و انجام کارهایی که مرا از آنها بازداشتهای و داخل شدنم در آنچه بر من حرام ساختهای مانع نشد که با احسانت به سوی من بازگردی،اگرچه بردباری تو نسبت به من و بازگشت با احسانت به سوی من مرا از بازگشت به سوی گناهان بازنداشت.که تو بسیار بازگشتکننده به احسانی و من بسیار بازگشتکننده به نافرمانی.پس ای بخشندهترین کسی که در نزدش به گناه اعتراف میکنم و شکستناپذیرترین کسی که با خواری در برابرش فروتنی کردهام من به خاطر بخشش تو به گناهانم اعتراف کردم و به خاطر قدرتت با خواری در برابرت فروتنی کردم پس تو در بخششت با وجود اعتراف من به گناهانم و در قدرتت با وجود فروتنی با خواریام با من چه خواهی کرد؟با من چنان کن که تو سزاوار آن هستی نه چنان که من سزاوار آن هستم.
ص :۵٢٩
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
کتاب فضل القرآن
[٣۴۵٩]١-علیّ بن محمّد،عن علیّ بن العبّاس،عن الحسین بن عبد الرّحمن، عن سفیان الحریریّ،عن أبیه،عن سعد الخفّاف،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
یا سعد،تعلّموا القرآن فإنّ القرآن یأتی یوم القیامة فی أحسن صورة نظر إلیها الخلق و النّاس صفوف عشرون و مائة ألف صفّ،ثمانون ألف صفّ أمّة محمّد و أربعون ألف صفّ من سائر الأمم،فیأتی علی صفّ المسلمین فی صورة رجل فیسلّم فینظرون إلیه ثمّ یقولون:لا إله إلاّ اللّه الحلیم الکریم إنّ هذا الرّجل من المسلمین نعرفه بنعته و صفته غیر أنّه کان أشدّ اجتهادا منّا فی القرآن فمن هناک أعطی من البهاء و الجمال و النّور ما لم نعطه،ثمّ یجاوز حتّی یأتی علی صفّ الشّهداء فینظرون إلیه[الشّهداء]ثمّ یقولون:لا إله إلاّ اللّه الرّبّ الرّحیم إنّ هذا الرّجل من الشّهداء نعرفه بسمته و صفته غیر أنّه من شهداء البحر فمن هناک أعطی من البهاء و الفضل ما لم نعطه،قال:فیتجاوز حتّی یأتی[علی]صفّ شهداء البحر فی صورة شهید فینظر إلیه شهداء البحر فیکثر تعجّبهم و یقولون:إنّ هذا من شهداء البحر نعرفه بسمته و صفته غیر أنّ الجزیرة الّتی أصیب فیها کانت أعظم هولا من الجزیرة الّتی أصبنا فیها فمن هناک أعطی من البهاء و الجمال و النّور ما لم نعطه،ثمّ یجاوز حتّی یأتی صفّ
ص :۵٣٠
بهنام خداوند رحمتگر مهربان
[٣۴۵٩]١-سعد خفّاف روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:ای سعد!قرآن را بیاموزید؛زیرا قرآن در روز قیامت با زیباترین چهرهای که مردم مشاهده کردهاند میآید.و مردم در صد و بیست هزار دستهاند که هشتاد هزار دسته،امّت محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش]هستند و چهل هزار دسته از دیگر امّتهایند،آن گاه قرآن بر دستۀ مسلمانان به صورت مردی میآید و سلام میکند و آنان به او نگاه میکنند و میگویند:هیچ معبودی جز خدایی نیست که بردبار و بخشنده است همانا این مردی از مسلمانان است که صفت و خصوصیت او را میشناسیم جز اینکه او بیشتر از ما دربارۀ قرآن کوشش کرده است و از این جهت این خرّمی و زیبایی و نور به او داده شد و به ما عطا نگردید.سپس او میگذرد تا به دستۀ شهیدان میرسد.پس[شهیدان]به او نگاه میکنند و میگویند هیچ معبودی جز خداوندی نیست که پروردگار و مهربان است.همانا این مرد از شهیدان است که او را با نشانه و صفاتش میشناسیم جز آنکه از شهیدان در دریا است و از اینرو این خرّمی و برتری به او داده شد و به ما عطا نگردید.و او از آنجا میگذرد تا در صورت یک شهید به صف شهیدان دریا میرسد.آنان به او نگاه میکنند و شگفتیشان افزوده شده،میگویند:این از شهدای دریا است و ما او را با نشان و صفتش میشناسیم جز آنکه جزیرهای که در آن کشته شد هولناکتر از جزیرهای بود که ما در آن کشته شدیم و از اینرو این خرّمی و زیبایی و نور به او داده شد و به ما عطا نگردید.
ص :۵٣١
النّبیّین و المرسلین فی صورة نبیّ مرسل فینظر النّبیّون و المرسلون إلیه فیشتدّ لذلک تعجّبهم و یقولون:لا إله إلاّ اللّه الحلیم الکریم إنّ هذا النّبیّ مرسل نعرفه بسمته و صفته غیر أنّه أعطی فضلا کثیرا،قال:فیجتمعون فیأتون رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فیسألونه و یقولون:یا محمّد من هذا؟فیقول لهم:أو ما تعرفونه فیقولون ما نعرفه هذا ممّن لم یغضب اللّه علیه،فیقول رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:
هذا حجّة اللّه علی خلقه،فیسلّم ثمّ یجاوز حتّی یأتی علی صفّ الملائکة فی سورة ملک مقرّب فتنظر إلیه الملائکة فیشتدّ تعجّبهم و یکبر ذلک علیهم لما رأوا من فضله و یقولون:تعالی ربّنا و تقدّس إنّ هذا العبد من الملائکة نعرفه بسمته و صفته غیر أنّه کان أقرب الملائکة إلی اللّه عزّ و جلّ مقاما فمن هناک ألبس من النّور و الجمال ما لم نلبس،ثمّ یجاوز حتّی ینتهی إلی ربّ العزّة تبارک و تعالی فیخرّ تحت العرش فینادیه تبارک و تعالی:یا حجّتی فی الأرض و کلامی الصّادق النّاطق ارفع رأسک و سل تعط و اشفع تشفّع،فیرفع رأسه فیقول اللّه تبارک و تعالی:کیف رأیت عبادی؟فیقول:یا ربّ منهم من صاننی و حافظ علیّ و لم یضیّع شیئا و منهم من ضیّعنی و استخفّ بحقّی و کذّب بی و أنا حجّتک علی جمیع خلقک،فیقول اللّه تبارک و تعالی:و عزّتی و جلالی و ارتفاع مکانی لأثیبنّ علیک الیوم أحسن الثّواب و لأعاقبنّ علیک الیوم ألیم العقاب،قال:فیرجع القرآن رأسه فی صورة أخری،قال:فقلت له:یا أبا جعفر فی أیّ صورة یرجع؟قال:فی صورة رجل شاحب متغیّر یبصره أهل الجمع فیأتی الرّجل من شیعتنا الّذی کان یعرفه و یجادل به أهل الخلاف فیقوم بین یدیه فیقول:ما تعرفنی؟فینظر إلیه الرّجل فیقول:ما أعرفک یا عبد اللّه،
ص :۵٣٢
سپس میگذرد تا در ظاهر یک پیامبر فرستاده شده به صف پیامبران و فرستادگان خدا میرسد. و پیامبران و فرستادگان به او نگاه میکنند و شگفتیشان افزایش مییابد و میگویند:هیچ معبودی جز خدای بردبار و بخشنده نیست.همانا این پیامبری فرستاده است که ما او را با نشان و صفتش میشناسیم جز اینکه به او برتری فراوانی داده شد.پس همه گردهم میآیند و به نزد رسول خدا[درود خدا بر او و بر خاندانش]میروند و میگویند:ای محمّد این کیست؟آن حضرت میفرماید:مگر او را نمیشناسید؛پاسخ میدهند آنچه ما میدانیم این است که او از کسانی است که خدا بر او خشمگین نشده است.پس رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-میفرماید:این حجّت خدا بر آفریدگانش است.آنگاه او سلام میکند و میگذرد تا به صورت فرشتهای مقرّب به دسته فرشتگان میرسد و فرشتگان به او نگاه میکنند و سخت شگفتزده میشوند و برتری او برایشان گران میآید و میگویند:پروردگار ما والا و پاک است همانا این بنده از فرشتگان است که ما او را با نشان و صفتش میشناسیم جز آنکه در منزلت نزدیکترین فرشتگان به خداوند عزّتمند بود و از اینرو این نور و زیبایی بر او پوشانده شد آنچه به ما پوشانده نشد.سپس میگذرد تا به بارگاه پروردگار شکوه پاک و والا میرسد و در پایین عرش به سجده میافتد و خداوند پاک و والا به او ندا میدهد:
ای حجّت من در زمین و ای سخن راست و گویایم.سرت را بلند کن و هرچه میخواهی بگو تا به تو عطا کنم و از هرکس که خواهی خواهشگری کن تا خواهشت را بپذیرم.و او سرش را بلند میکند و خداوند پاک و والا میفرماید:
بندگانم را چگونه دیدی؟او عرض میکند:پروردگارا از آنها کسانی مرا پاس داشتند و از من حفاظت کردند و چیزی از مرا تباه نساختند و گروهی از آنان مرا تباه ساختند و حقم را خوار شمرده و مرا دروغ انگاشتند در حالیکه من حجّت تو بر تمام آفریدگانت هستم پس خداوند پاک و والا میفرماید:به شکستناپذیری و شکوه و بلندمرتبگیام سوگند امروز به خاطر تو بهترین پاداشها را خواهم داد و به خاطر تو دردناکترین کیفرها را خواهم داد.آنگاه قرآن سرش را به صورتی دیگر برمیگرداند.راوی گفته که من به امام علیه السّلام عرض کردم:ای ابا جعفر به چه صورتی برمیگردد؟امام علیه السّلام فرمودند:به صورت مردی رنگپریده و دگرگون که همگان او را میبینند آنگاه به نزد مردی از شیعیان ما که او را میشناخت و به وسیلۀ او با مخالفان بحث میکرد میآید و در برابرش ایستاده،میگوید:مرا نمیشناسی؟مرد به او مینگرد و میگوید ای بندۀ خدا تو را نمیشناسم.
ص :۵٣٣
قال:فیرجع فی صورته الّتی کانت فی الخلق الأوّل و یقول:ما تعرفنی؟
فیقول:نعم،فیقول القرآن:أنا الّذی أسهرت لیلک و أنصبت عیشک سمعت الأذی و رجمت بالقول فیّ،ألا و إنّ کلّ تاجر قد استوفی تجارته.
و أنا وراءک الیوم،قال:فینطلق به إلی ربّ العزّة تبارک و تعالی فیقول:
یا ربّ یا ربّ عبدک و أنت أعلم به قد کان نصبا فیّ،مواظبا علیّ،یعادی بسببی و یحبّ فیّ و یبغض؛فیقول اللّه عزّ و جلّ:أدخلوا عبدی جنّتی و اکسوه حلّة من حلل الجنّة و توّجوه بتاج،فإذا فعل به ذلک عرض علی القرآن فیقال له:هل رضیت بما صنع بولیّک؟فیقول:یا ربّ إنّی أستقلّ هذا له فزده مزید الخیر کلّه،فیقول:و عزّتی و جلالی و علوّی و ارتفاع مکانی لأنحلنّ له الیوم خمسة أشیاء مع المزید له و لمن کان بمنزلته،ألا إنّهم شباب لا یهرمون و أصحّاء لا یسقمون و أغنیاء لا یفتقرون و فرحون لا یحزنون و أحیاء لا یموتون.ثمّ تلا هذه الآیة: لاٰ یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَةَ الْأُولیٰ قال:قلت جعلت فداک یا أبا جعفر و هل یتکلّم القرآن؟فتبسّم ثمّ قال:رحم اللّه الضّعفاء من شیعتنا إنّهم أهل تسلیم ثمّ قال:نعم یا سعد و الصّلاة تتکلّم و لها صورة و خلق تأمر و تنهی،قال سعد:فتغیّر لذلک لونی و قلت:هذا شیء لا أستطیع[أنا]أتکلّم به فی النّاس،فقال أبو جعفر:و هل النّاس إلاّ شیعتنا فمن لم یعرف الصّلاة فقد أنکر حقّنا ثمّ قال:یا سعد أسمعک کلام القرآن؟قال سعد:فقلت:بلی صلّی اللّه علیک،فقال: إِنَّ الصَّلاٰةَ تَنْهیٰ عَنِ الْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَذِکْرُ اللّٰهِ أَکْبَرُ فالنّهی کلام و الفحشاء و المنکر رجال و نحن ذکر اللّه و نحن أکبر.
ص :۵٣۴
پس قرآن به آفرینش اولیۀ خود بازمیگردد و میگوید:مرا نمیشناسی؟مرد میگوید آری.پس قرآن میگوید من کسی هستم که شب تو را بیخواب کردم و تو را زندگی به رنج انداختم.بهخاطر من مورد اذیت قرار گرفتی و رانده شدی.بهدرستی که هر تاجری تجارتش را به سرانجام میرساند و من امروز پشتیبان توام.حضرت فرمودند:سپس او را به بارگاه پروردگار شکوه پاک و والا میبرد و میگوید:پروردگارا!پروردگارا!این بندۀ تو است و تو به او آگاهتری.او به خاطر من رنج میکشید و مراقب من بود به خاطر من با او دشمنی میشد و به سبب من با دیگران دوستی یا دشمنی کرد.خداوند عزّتمند میفرماید:
بندهام را به بهشت درآرید و از جامههای بهشتی بر او بپوشانید و بر سرش تاج بنهید.و چون با او چنین کنند او را به قرآن نشان میدهند و میگویند:آیا از آنچه با دوستت انجام شده راضی هستی.او میگوید:پروردگارا!من این را برای او کم میدانم.پس همۀ خوبیها را بر او بیافزا.و خداوند میفرماید:به شکستناپذیری و شکوه و بلندمرتبگی و والامقامیام سوگند امروز به او و هر کس که در جایگاهش باشد پنج چیز و افزون بر آن عطا میکنم.هان آنان جوانانی باشند که پیر نشوند.و تندرستانی که بیمار نگردند و ثروتمندانی که فقیر نشوند و شادکامانی که اندوهگین نگردند و زندگانی که نمیرند.
سپس این آیه را خواند:(در آن جز همان مرگ نخستین را نمیچشند)راوی گفته است که من عرض کردم:جانم فدایت ای ابا جعفر مگر قرآن سخن میگوید؟ امام علیه السّلام لبخندی زد و فرمود:خداوند شیعیان ناتوان ما را بیامرزد که اهل تسلیم هستند سپس فرمود:بله ای سعد و نماز همسخن میگوید و صورت و آفرینشی دارد که امر و نهی میکند،سعد گفت:از این سخن رنگم دگرگون شد و گفتم:این چیزی است که من نمیتوانم دربارۀ آن با مردم سخن بگویم.امام باقر علیه السّلام فرمودند:مگر مردم جز شیعیان ما هستند پس هرکس نماز را نشناسد حقّ ما را انکار کرده است.سپس فرمودند:ای سعد سخن قرآن را به تو گوشزد بکنم.سعد گفت:بله.خداوند بر تو درود فرستد امام علیه السّلام فرمودند:«همانا نماز از فحشاء و کارهای زشت بازمیدارد و همانا یاد خدا بزرگتر و برتر است»و نهی سخنی است و فحشاء و منکر مردمانی هستند و ما یاد خداییم و ما بزرگتر هستیم.
ص :۵٣۵
[٣۴۶٠]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه،عن آبائه علیهم السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:أیّها النّاس،إنّکم فی دار هدنة و أنتم علی ظهر سفر و السّیر بکم سریع و قد رأیتم اللّیل و النّهار و الشّمس و القمر یبلیان کلّ جدید و یقرّبان کلّ بعید و یأتیان بکلّ موعود فأعدّوا الجهاز لبعد المجاز،قال:فقام المقداد بن الأسود فقال:یا رسول اللّه و ما دار الهدنة؟قال:دار بلاغ و انقطاع، فإذا التبست علیکم الفتن کقطع اللّیل المظلم فعلیکم بالقرآن فإنّه شافع مشفّع و ماحل مصدّق و من جعله أمامه قاده إلی الجنّة و من جعله خلقه ساقه إلی النّار و هو الدّلیل یدلّ علی خیر سبیل و هو کتاب فیه تفصیل و بیان و تحصیل و هو الفصل لیس بالهزل و له ظهر و بطن فظاهره حکم و باطنه علم،ظاهره أنیق و باطنه عمیق،له نجوم و علی نجومه نجوم لا تحصی عجائبه و لا تبلی غرائبه،فیه مصابیح الهدی و منار الحکمة و دلیل علی المعرفة لمن عرف الصّفة فلیجل جال بصره و لیبلغ الصّفة نظره،ینج من عطب و یتخلّص من نشب فإنّ التّفکّر حیاة قلب البصیر کما یمشی المستنیر فی الظّلمات بالنّور، فعلیکم بحسن التّخلّص و قلّة التّربّص.
[٣۴۶١]٣-علیّ،عن أبیه،عن عبد اللّه بن المغیرة،عن سماعة بن مهران قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ العزیز الجبّار أنزل علیکم کتابه و هو الصّادق البارّ، فیه خبرکم و خبر من قبلکم و خبر من بعدکم و خبر السّماء و الأرض و لو أتاکم من یخبرکم عن ذلک لتعجّبتم.
[٣۴۶٢]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن سنان،عن أبی الجارود قال:
ص :۵٣۶
[٣۴۶٠]٢-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:ای مردم شما در منزلگاه صلح و آرامش هستید شما اکنون در سفرید و به سرعت شما را حرکت میدهند و شما میبینید که شب و روز و خورشید و ماه هر تازهای را کهنه میکنند و هر دوری را نزدیک میگردانند و هر وعدهای را به سر میآورند پس برای گذرگاه دور وسیله آماده کنید.حضرت فرموده است:در این هنگام مقداد اسود برخاسته،عرض کرد:ای رسول خدا.منزلگاه صلح و آرامش چیست؟فرمودند:منزلگاه فرود آمدن و جدا شدن است.(و چون کوتاهمدت است سزاوار جنگ و نزاع بر سر آن نیست)پس هنگامی که آشوبها مانند پارههای شب تار شما را فراگرفت به قرآن رو آورید.که آن شفاعتکنندهای شفاعت شده است و سعایتکنندهای که کلامش تصدیق میشود و هرکس قرآن را پیشوای خود قرار دهد او را به سوی بهشت راه مینماید و هرکس آن را پشت سر اندازد او را به سوی دوزخ میراند.او راهنمایی است که به بهترین راه راهنمایی میکند و کتابی است که تفصیل و توضیح و بیان در آن است.او جداکنندۀ حق از باطل است و شوخی نیست و ظاهر و باطنی دارد.ظاهرش فرمان است و باطنش دانش ظاهرش زیبا و باطنش ژرف است.ستارگانی دارد و هریک از آنها نیز ستارگانی دارند.شگفتیهایش به شماره نمیآید و کهنه نمیگردند.چراغهای هدایت و منارههای حکمت در آن است و راهنمایی برای شناخت است برای هرکس که صفات را شناخته باشد پس هر گردشگری باید دیدگانش را جولان بدهد و نظر را تا به آن صفت پیش برد که از تباهی نجات میدهد و از گرفتاری رهایی بخشد؛زیرا اندیشه،زندگی قلبهای بینا است چنانکه نورانی شده به وسیلۀ نور در تاریکیها راه میرود.
پس بر شما باد که به نیکویی رهایی یابید و کم در کمین باشید.
[٣۴۶١]٣-سماعۀ مهران روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:همانا خداوند شکستناپذیر چیرهگر کتابش را بر شما فرود آورد که راستگو و نیکوکار است.
اخبار شما و پیشینیان و آیندگان و اخبار آسمان و زمین در آن است و اگر کسی نزد شما میآمد که در آنها به شما خبر دهد در شگفت میشدید.
[٣۴۶٢]۴-ابو جارود از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:
ص :۵٣٧
قال أبو جعفر علیه السّلام:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:أنا أوّل وافد علی العزیز الجبّار یوم القیامة و کتابه و أهل بیتی ثمّ أمّتی،ثمّ أسألهم ما فعلتم بکتاب اللّه و بأهل بیتی.
[٣۴۶٣]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن أحمد بن یحیی،عن طلحة بن زید،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ هذا القرآن فیه منار الهدی و مصابیح الدّجی فلیجل جال بصره و یفتح للضّیاء نظره فإنّ التّفکّر حیاة قلب البصیر کما یمشی المستنیر فی الظّلمات بالنّور.
[٣۴۶۴]۶-علیّ بن إبراهیم،عن محمّد بن عیسی،عن یونس،عن أبی جمیلة قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:کان فی وصیّة أمیر المؤمنین علیه السّلام أصحابه:اعلموا أنّ القرآن هدی النّهار و نور اللّیل المظلم علی ما کان من جهد وفاقة.
[٣۴۶۵]٧-علیّ،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه،عن آبائه علیهم السّلام قال:
شکا رجل إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم وجعا فی صدره،فقال صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:استشف بالقرآن فإنّ اللّه عزّ و جلّ یقول: وَ شِفٰاءٌ لِمٰا فِی الصُّدُورِ.
[٣۴۶۶]٨-أبو علیّ الأشعریّ،عن بعض أصحابه،عن الخشّاب،رفعه قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:
لا و اللّه لا یرجع الأمر و الخلافة إلی آل أبی بکر و عمر أبدا و لا إلی بنی أمیّة أبدا و لا فی ولد طلحة و الزّبیر أبدا و ذلک أنّهم نبذوا القرآن و أبطلوا السّنن و عطّلوا الأحکام و قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:القرآن هدی من الضّلال و تبیان من العمی و استقالة من العثرة و نور من الظّلمة و ضیاء من الأحداث و عصمة من الهلکة و رشد من الغوایة و بیان من الفتن و بلاغ من الدّنیا إلی
ص :۵٣٨
من و قرآن و اهل بیتم در روز قیامت نخستین وارد شوندگان بر خداوند شکستناپذیر چیرهگر هستیم و سپس امّتم هستند و سپس من از آنان میپرسم که با کتاب خدا و خاندان من چه کردید.
[٣۴۶٣]۵-طلحۀ زید روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:همانا منارههای هدایت و چراغهای شب تار در این قرآن است پس هر گردشگری باید دیدگانش را جولان بدهد و نگاهش را برای نور آن بگشاید؛زیرا که تفکر، زندگی دل بینا است چنانکه نورانی گشته،در تاریکیها به وسیلۀ نور راه میرود.
[٣۴۶۴]۶-ابو جمیله از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که در سفارشهای امیر مؤمنان علیه السّلام به یارانش چنین آمده است:بدانید که قرآن راهنمای روز و روشنی شب تار در هر سختی و فقر است.
[٣۴۶۵]٧-سکونی از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که پدرانشان علیهم السّلام فرمودهاند:
مردی از درد سینهاش به پیامبر-درود خدا بر او و خاندانش باد-شکایت کرد.
حضرت فرمود:از قرآن شفا بخواه؛زیرا خداوند عزّتمند میفرماید(و برای هر آنچه در سینهها است مایۀ شفا است).
[٣۴۶۶]٨-خشّاب در حدیثی بیسند روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
نه،به خدا سوگند فرمان و خلافت هرگز حقّ خاندان ابو بکر و عمر و بنیامیه و فرزندان طلحه و زبیر نیست؛زیرا آنها قرآن را پشتسر انداختند و سنتها را باطل کردند و احکام خدا را تعطیل کردند با اینکه رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش باد-فرمود:قرآن هدایت از گمراهی و تفسیر از ابهام و وسیلۀ عبور از لغزش و نوری در تاریکی و پرتوی در پیشامدها و نگاهبانی از نابودی و هوشیاری از نیرنگ و روشنگر فتنهها و رساننده از دنیا به آخرت است.
ص :۵٣٩
الآخرة و فیه کمال دینکم و ما عدل أحد عن القرآن إلاّ إلی النّار.
[٣۴۶٧]٩-حمید بن زیاد،عن الحسن بن محمّد،عن وهیب بن حفص،عن أبی بصیر قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ القرآن زاجر و آمر:یأمر بالجنّة و یزجر عن النّار.
[٣۴۶٨]١٠-علیّ بن إبراهیم،عن صالح بن السّندیّ،عن جعفر بن بشیر،عن سعد الإسکاف قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:أعطیت السّور الطّوال مکان التّوراة و أعطیت المئین مکان الإنجیل و أعطیت المثانی مکان الزّبور و فضّلت بالمفصّل ثمان و ستّون سورة و هو مهیمن علی سائر الکتب و التّوراة لموسی و الإنجیل لعیسی و الزّبور لداود.
[٣۴۶٩]١١-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن سالم،عن أحمد بن النّضر،عن عمرو بن شمر،عن جابر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
یجیء القرآن یوم القیامة فی أحسن منظور إلیه صورة فیمرّ بالمسلمین فیقولون:هذا الرّجل منّا،فیجاوزهم إلی النّبیّین فیقولون:هو منّا،فیجاوزهم إلی الملائکة المقرّبین فیقولون:هو منّا،حتّی ینتهی إلی ربّ العزّة عزّ و جلّ فیقول:یا ربّ فلان بن فلان أظمأت هواجره و أسهرت لیله فی دار الدّنیا و فلان بن فلان لم أظمی هواجره و لم أسهر لیله،فیقول تبارک و تعالی:أدخلهم الجنّة علی منازلهم،فیقوم فیتّبعونه فیقول للمؤمن:اقرأ و ارقه،قال:فیقرأ و یرقی حتّی یبلغ کلّ رجل منهم منزلته الّتی هی له فینزلها.
[٣۴٧٠]١٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن
ص :۵۴٠
کامل شدن دینتان در آن است و هیچکس از قرآن منحرف نشد جز آنکه به دوزخ راه برد.
[٣۴۶٧]٩-ابو بصیر گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:همانا قرآن بازدارنده و فرماندهنده است،به بهشت فرمان میدهد و از دوزخ بازمیدارد.
[٣۴۶٨]١٠-سعد اسکاف روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:به جای تورات سورههای طولانی قرآن،به جای انجیل سورههای صد آیهای و به جای زبور سورههای مثانی[که سورههایی پس از سورههای طولانی از سورۀ یونس تا نحل هستند]به من داده شد.و با سورههای مفصّل که شصت و هشت سورهاند [و آیههای کوتاه دارند]برتری داده شدم و این بر کتابهای دیگر چیره است و تورات از آن حضرت موسی علیه السّلام،انجیل از آن حضرت عیسی علیه السّلام و زبور از آن داود علیه السّلام است.
[٣۴۶٩]١١-جابر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:قرآن در روز قیامت در بهترین صورتی که دیده شده است میآید و از کنار مسلمانان میگذرد و آنها میگویند:این مرد از ما است.آنگاه بر پیامبران میگذرد و آنها نیز میگویند:او از ما است.آنگاه به سوی فرشتگان مقرب میرود و آنها نیز میگویند:او از ما است تا به پروردگار شکستناپذیر عزّتمند میرسد و عرض میکند:پروردگارا فلانی فرزند فلانی است که در دنیا نیمروزش را به تشنگی کشاندم و شبها او را بیخواب کردم و فلانی فرزند فلانی است که نه نیمروزش را به تشنگی کشاندم و نه شبش را بیخواب کردم.
پس خداوند پاک و والا میفرماید:آنها را به بهشت و جایگاهشان درآور.
آنگاه قرآن برمیخیزد و آنان به دنبال او میروند.و به مؤمن میگوید:قرآن بخوان و بالا برو.و او قرآن میخواند و بالا میرود تا هرکس به جایگاهی که برای او است میرسد و در آن منزل میگیرد.
[٣۴٧٠]١٢-یونس عمّار روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:در روز قیامت
ص :۵۴١
محمّد و سهل بن زیاد،جمیعا عن ابن محبوب،عن مالک بن عطیّة،عن یونس بن عمّار قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ الدّواوین یوم القیامة ثلاثة:دیوان فیه النّعم و دیوان فیه الحسنات و دیوان فیه السّیّئات فیقابل بین دیوان النّعم و دیوان الحسنات فتستغرق النّعم عامّة الحسنات و یبقی دیوان السّیّئات فیدعی بابن آدم المؤمن للحساب فیتقدّم القرآن أمامه فی أحسن صورة فیقول:یا ربّ،أنا القرآن و هذا عبدک المؤمن قد کان یتعب نفسه بتلاوتی و یطیل لیله بترتیلی و تفیض عیناه إذا تهجّد فأرضه کما أرضانی،قال:فیقول العزیز الجبّار:عبدی ابسط یمینک فیملؤها من رضوان اللّه العزیز الجبّار و یملأ شماله من رحمة اللّه، ثمّ یقال:هذه الجنّة مباحة لک فاقرأ و اصعد،فإذا قرأ آیة صعد درجة.
[٣۴٧١]١٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و علیّ بن محمّد القاسانیّ،جمیعا عن القاسم بن محمّد،عن سلیمان بن داود،عن سفیان بن عیینة،عن الزّهریّ قال:
قال علیّ بن الحسین علیهما السّلام:لو مات من بین المشرق و المغرب لما استوحشت بعد أن یکون القرآن معی.و کان علیه السّلام إذا قرأ مٰالِکِ یَوْمِ الدِّینِ یکرّرها حتّی کاد أن یموت.
[٣۴٧٢]١۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن إبراهیم بن عبد الحمید،عن إسحاق بن غالب قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إذا جمع اللّه عزّ و جلّ الأوّلین و الآخرین إذا هم بشخص قد أقبل لم یرقطّ أحسن صورة منه،فإذا نظر إلیه المؤمنون و هو القرآن قالوا:
هذا منّا،هذا أحسن شیء رأینا،فإذا انتهی إلیهم جازهم،ثمّ ینظر إلیه الشّهداء حتّی إذا انتهی إلی آخرهم جازهم فیقولون:هذا القرآن،فیجوزهم کلّهم حتّی
ص :۵۴٢
سه دیوان است:دیوان نعمتها و دیوان نیکیها و دیوان بدیها.دیوان نعمتها و دیوان نیکیها برابر هم گذارده میشوند.و نعمتها همۀ نیکیها را در بر میگیرد و دیوان بدیها باقی میماند.و چون انسان مؤمن برای حساب فرا خوانده میشود.قرآن در زیباترین چهره پیشاپیش او میآید و میگوید:
پروردگارا!منم قرآن و این بندۀ مؤمن تو است که خودش را با تلاوت من به زحمت میانداخت و شبش را با به ترتیل خواندن من طولانی میکرد و هنگامی که شبزندهداری میکرد اشک از چشمانش سرازیر میشد.پس او را خشنود ساز چنانکه او مرا خشنود کرده است.و خداوند شکستناپذیر چیرهگر میفرماید:بندۀ من دست راستت را باز کن و آن را از خشنودی خداوند شکستناپذیر چیرهگر پرمیکند و دست چپش را نیز از رحمت خود پرمیکند.
سپس گفته میشود:این بهشت برایت حلال است قرآن بخوان و بالا برو.
و هنگامی که آیهای بخواند درجهای بالا میرود.
[٣۴٧١]١٣-زهری روایت کرده که امام سجاد علیه السّلام فرمودند:اگر همۀ کسانی که در میان مشرق و مغرب هستند،بمیرند وقتی قرآن با من باشد هراس نخواهم کرد.
و آن حضرت علیه السّلام هنگامی که آیۀ مٰالِکِ یَوْمِ الدِّینِ را میخواند چندان آن را باز میگفت که نزدیک بود بمیرد.
[٣۴٧٢]١۴-اسحاق غالب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:وقتی خداوند اولین و آخرین آفریدگانش را گرد میآورد شخصی پیش میآید که نیکوروتر از او ندیدهاند و آن قرآن است.چون مؤمنان به او نگاه میکنند میگویند این از ما است.
این بهترین چیزی است که ما دیدهایم.و چون به آنها رسد و از ایشان بگذرد شهیدان به او مینگرند میگویند:این قرآن است و او از نزد همۀ آنان میگذرد تا
ص :۵۴٣
إذا انتهی إلی المرسلین فیقولون:هذا القرآن،فیجوزهم حتّی ینتهی إلی الملائکة فیقولون:هذا القرآن،فیجوزهم[ثمّ ینتهی]حتّی یقف عن یمین العرش فیقول الجبّار:و عزّتی و جلالی و ارتفاع مکانی لأکرمنّ الیوم من أکرمک و لأهیننّ من أهانک.
باب فضل حامل القرآن
[٣۴٧٣]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن الحسن بن أبی الحسین الفارسیّ، عن سلیمان بن جعفر الجعفریّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إنّ أهل القرآن فی أعلی درجة من الآدمیّین ما خلا النّبیّین و المرسلین،فلا تستضعفوا أهل القرآن حقوقهم فإنّ لهم من اللّه العزیز الجبّار لمکانا علیّا.
[٣۴٧۴]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد و سهل بن زیاد،جمیعا عن ابن محبوب،عن جمیل بن صالح،عن الفضیل بن یسار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
الحافظ للقرآن العامل به مع السّفرة الکرام البررة.
[٣۴٧۵]٣-و بإسناده،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:تعلّموا القرآن فإنّه یأتی یوم القیامة صاحبه فی صورة شابّ جمیل شاحب اللّون فیقول له القرآن:أنا الّذی کنت أسهرت لیلک و أظمأت هواجرک و أجففت ریقک و أسلت دمعتک أؤول معک حیثما ألت و کلّ تاجر من وراء تجارته و أنا الیوم لک من وراء تجارة کلّ تاجر و سیأتیک کرامة [من]اللّه عزّ و جلّ فأبشر،فیؤتی بتاج فیوضع علی رأسه و یعطی الأمان بیمینه و الخلد فی الجنان بیساره و یکسی حلّتین ثمّ یقال له:اقرأ و ارقه،فکلّما قرأ
ص :۵۴۴
به فرستادگان میرسد و ایشان هم میگویند این قرآن است.پس از نزد آنان نیز میگذرد تا به فرشتگان میرسد و آنان نیز میگویند این قرآن است و از نزد آنان نیز میگذرد تا در سمت راست عرش بایستد.آنگاه خداوند چیرهگر میفرماید به شکستناپذیری و شکوه و بلندمرتبگیام سوگند امروز هرکس را که تو را گرامی داشته گرامی خواهم داشت و هرکس را که تو را خوار ساخته خوار خواهم ساخت.
[٣۴٧٣]١-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:همانا اهل قرآن پس از پیامبران و فرستادگان در بالاترین درجۀ انسانها هستند پس حقوق آنان را اندک نشمارید؛زیرا از سوی خداوند شکستناپذیر جبار جایگاه والایی دارند.
[٣۴٧۴]٢-فضیل یسار روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:حافظ قرآنی که به آن عمل کند همراه کاتبان گرامی و نیکورفتار است.
[٣۴٧۵]٣-همو از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:
قرآن بیاموزید؛زیرا قرآن در روز قیامت به صورت جوانی زیبا و رنگپریده به نزد خوانندهاش میآید و به او میگوید:من کسی هستم که شبهایت را به بیداری کشاندم و نیمروزهای گرمت را تشنهات گرداندم و آب دهانت را خشک کرده، اشکهایت را روان ساختم.هرجا بروی با تو میآیم و هر تاجری به دنبال تجارت خود است و من امروز به نفع تو در پی تجارت هر تاجری هستم و بشارت باد که به زودی کرامتی از جانب خدا به تو میرسد.آنگاه تاجی آورده میشود و بر سرش نهاده میشود و ایمنی به دست راستش و جاودانگی در بهشت به دست چپش داده میشود و دو جامه بر تنش میکنند و سپس به او میگویند:بخوان و بالا برو و هرگاه
ص :۵۴۵
آیة صعد درجة و یکسی أبواه حلّتین إن کانا مؤمنین ثمّ یقال لهما هذا لما علّمتماه القرآن.
[٣۴٧۶]۴-ابن محبوب،عن مالک بن عطیّة،عن منهال القصّاب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قرأ القرآن و هو شابّ مؤمن اختلط القرآن بلحمه و دمه و جعله اللّه عزّ و جلّ مع السّفرة الکرام البررة و کان القرآن حجیزا عنه یوم القیامة یقول:یا ربّ إنّ کلّ عامل قد أصاب أجر عمله غیر عاملی فبلّغ به أکرم عطایاک،قال:
فیکسوه اللّه العزیز الجبّار حلّتین من حلل الجنّة و یوضع علی رأسه تاج الکرامة ثمّ یقال له:هل أرضیناک فیه؟فیقول القرآن:یا ربّ قد کنت أرغب له فیما هو أفضل من هذا،فیعطی الأمن بیمینه و الخلد بیساره ثمّ یدخل الجنّة فیقال له:اقرأ و اصعد درجة؛ثمّ یقال له:هل بلغنا به و أرضیناک؟فیقول:نعم.
قال:و من قرأه کثیرا و تعاهده بمشقّة من شدّة حفظه أعطاه اللّه عزّ و جلّ أجر هذا مرّتین.
[٣۴٧٧]۵-أبو علیّ الأشعریّ،عن الحسن بن علیّ بن عبد اللّه و حمید بن زیاد،عن الخشّاب،جمیعا عن الحسن بن علیّ بن یوسف،عن معاذ بن ثابت، عن عمرو بن جمیع،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إنّ أحقّ النّاس بالتّخشّع فی السّرّ و العلانیة لحامل القرآن و إنّ أحقّ النّاس فی السّرّ و العلانیة بالصّلاة و الصّوم لحامل القرآن،ثمّ نادی بأعلی صوته:یا حامل القرآن تواضع به یرفعک اللّه و لا تعزّز به فیذلّک اللّه،یا حامل القرآن تزیّن[به]للّه یزیّنک اللّه به و لا تزیّن به للنّاس فیشینک اللّه به،من ختم القرآن فکأنّما أدرجت النّبوّة بین جنبیه و لکنّه لا یوحی إلیه و من
ص :۵۴۶
آیهای میخواند درجهای بالا میرود و پدر و مادرش نیز اگر مؤمن باشند دو جامه میپوشند و به آنها گفته میشود:این به خاطر آن است که به او قرآن آموختید.
[٣۴٧۶]۴-منهال قصّاب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هر جوان مؤمنی که قرآن بخواند،قرآن با گوشت و خونش درآمیخته،خداوند عزّتمند او را با کاتبان گرامی و نیکوکار قرار میدهد و قرآن در روز قیامت نگاهدارندۀ او میشود و میگوید:پروردگارا!هر عملکنندهای پاداش عمل خود را گرفت جز عملکنندۀ به من.پس بهترین نعمتهایت را به او برسان.حضرت فرمود:پس خداوند شکستناپذیر چیرهگر دو جامه از جامههای بهشتی را به او میپوشاند و بر سرش تاج کرامت مینهد.سپس به قرآن گفته میشود:آیا تو را دربارۀ این شخص راضی کردیم؟و قرآن میگوید:پروردگارا!من دربارۀ او به پاداش برتری میل داشتم و آنگاه ایمنی به دست راستش و جاودانگی در بهشت به دست چپش نهاده میشود و سپس به بهشت درمیآید و به او گفته میشود قرآن بخوان و درجهای بالا برو.سپس به قرآن گفته میشود آیا او را به حقّش رساندیم و تو را خشنود کردیم؟و او میگوید:بله.امام علیه السّلام فرمودند:هرکه قرآن را فراوان بخواند و آن را با سختی و برای اهتمام به آن عهدهدار شود خداوند عزّتمند این پاداش را دو بار به او میدهد.
[٣۴٧٧]۵-عمرو و جمیع از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:سزاوارترین مردم به ترس از خدا در نهان و آشکار حامل قرآن است و سزاوارترین مردم در آشکار و نهان برای نماز و روزه حامل قرآن است سپس با بالاترین صدایش فرمود:ای حامل قرآن در برابر آن فروتنی پیشهساز تا خداوند تو را بالا برد و آن را به حساب خود نگذار که خداوند تو را خوار میسازد.ای حامل قرآن بهوسیلۀ قرآن خود را برای خدا بیارای تا خداوند تو را به آن بیاراید و با آن خود را برای مردم آراسته مکن که خدا چهرهات را زشت جلوه میدهد.هرکس قرآن را ختم کند گویی نبوت را میان دو پهلویش جای داده است با این فرق که به
ص :۵۴٧
جمع القرآن فنوله:لا یجهل مع من یجهل علیه و لا یغضب فیمن یغضب علیه و لا یحدّ فیمن یحدّ و لکنّه یعفو و یصفح و یغفر و یحلم لتعظیم القرآن و من أوتی القرآن فظنّ أنّ أحدا من النّاس أوتی أفضل ممّا أوتی فقد عظّم ما حقّر اللّه و حقّر ما عظّم اللّه.
[٣۴٧٨]۶-أبو علیّ الأشعریّ،عن الحسن بن علیّ بن عبد اللّه،عن عبیس بن هشام قال:حدّثنا صالح القمّاط،عن أبان بن تغلب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
النّاس أربعة،فقلت:جعلت فداک و ما هم؟فقال:رجل أوتی الإیمان و لم یؤت القرآن و رجل أوتی القرآن و لم یؤت الإیمان و رجل أوتی القرآن و أوتی الإیمان و رجل لم یؤت القرآن و لا الإیمان.قال:قلت:جعلت فداک فسّر لی حالهم،فقال:أمّا الّذی أوتی الإیمان و لم یؤت القرآن فمثله کمثل التّمرة طعمها حلو و لا ریح لها و أمّا الّذی أوتی القرآن و لم یؤت الإیمان فمثله کمثل الآس ریحها طیّب و طعمها مرّ و أمّا من أوتی القرآن و الإیمان فمثله کمثل الأترجّة ریحها طیّب و طعمها طیّب و أمّا الّذی لم یؤت الإیمان و لا القرآن فمثله کمثل الحنظلة طعمها مرّ و لا ریح لها.
[٣۴٧٩]٧-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و علیّ بن محمّد القاسانیّ،جمیعا عن القاسم بن محمّد،عن سلیمان بن داود،عن سفیان بن عیینة،عن الزّهریّ قال:
قلت لعلیّ بن الحسین علیهما السّلام:أیّ الأعمال أفضل؟قال:الحالّ المرتحل،قلت:
و ما الحالّ المرتحل؟قال:فتح القرآن و ختمه،کلّما جاء بأوّله ارتحل فی آخره.و قال:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من أعطاه اللّه القرآن فرأی أنّ رجلا أعطی أفضل ممّا أعطی فقد صغّر عظیما و عظّم صغیرا.
[٣۴٨٠]٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن عیسی،
ص :۵۴٨
او وحی نمیشود و هرکس قرآن را جمع کند هدیهاش این است:با کسی که با او نادانی کرده نادانی نمیکند و بر کسی که به او خشمگین شده،خشم نمیکند و با کسی که با او تندی کرده تندی نمیکند بلکه برای بزرگداشت قرآن میبخشد و درمیگذرد و میآمرزد و بردباری میکند.و هرکس قرآن به او داده شود و گمان کند به کسی از مردم چیزی بهتر از آن داده شده است آنچه را خدا کوچک شمرده بزرگ داشته است و آنچه را خدا بزرگ داشته کوچک شمرده است.
[٣۴٧٨]۶-ابان تغلب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:مردم چهار دستهاند.من عرض کردم:فدایت شوم آنها چه کسانی هستند؟فرمودند:کسی که ایمان به او داده شده و قرآن به او داده نشده است و کسی که قرآن به او داده شده و ایمان به او داده نشده است و کسی که قرآن و ایمان هردو به او داده شده و کسی که هیچ یک از قرآن و ایمان به او داده نشده است.
او گفته که من عرض کردم:فدایت شوم احوال آنان را برایم تفسیر کن.
امام علیه السّلام فرمودند:آنکسی که به او ایمان داده شده و قرآن داده نشده مانند خرمایی است که طعمش شیرین است ولی بویی ندارد و کسی که قرآن به او داده شده و ایمان داده نشده همچون مورد[گیاهی است]است که خوشبو ولی تلخ مزّه است و کسی که قرآن و ایمان به او داده شده مانند ترنج است که خوشبو و خوشمزّه است و کسی که نه ایمان و نه قرآن به او داده نشده مانند حنظل [هندوانۀ ابو جهل]است که بیبو و تلخمزّه است.
[٣۴٧٩]٧-زهری گفت:به امام سجاد علیه السّلام عرض کردم:کدام عمل بافضیلتتر است؟امام علیه السّلام فرمودند:آنچه فرود آید و کوچ کند.من گفتم:آن چیست؟ امام علیه السّلام فرمود:آغاز کردن و ختم کردن قرآن و هر زمان که از اول قرآن شروع کرد به پایانش کوچ کند،که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:هرکس که خدا قرآن را به او بدهد و او گمان کند که به کس دیگری نعمتی برتر از او داده شده است بزرگ را کوچک شمرده و کوچک را بزرگ شمرده است.
[٣۴٨٠]٨-معاویۀ عمّار گفت:امام صادق علیه السّلام به من فرمودند:هرکس قرآن
ص :۵۴٩
عن سلیمان بن رشید،عن أبیه،عن معاویة بن عمّار قال:
قال لی أبو عبد اللّه علیه السّلام:من قرأ القرآن فهو غنیّ و لا فقر بعده و إلاّ ما به غنی.
[٣۴٨١]٩-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن ابن أبی نجران، عن أبی جمیلة،عن جابر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:یا معاشر قرّاء القرآن:اتّقوا اللّه عزّ و جلّ فیما حمّلکم من کتابه فإنّی مسئول و إنّکم مسئولون،إنّی مسئول عن تبلیغ الرّسالة و أمّا أنتم فتسألون عمّا حمّلتم من کتاب اللّه و سنّتی.
[٣۴٨٢]١٠-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن القاسم بن محمّد،عن سلیمان بن داود المنقریّ،عن حفص قال:
سمعت موسی بن جعفر علیهما السّلام یقول لرجل:أتحبّ البقاء فی الدّنیا؟فقال:نعم، فقال:و لم؟قال:لقراءة قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ، فسکت عنه،فقال له بعد ساعة،یا حفص،من مات من أولیائنا و شیعتنا و لم یحسن القرآن علّم فی قبره لیرفع اللّه به من درجته فإنّ درجات الجنّة علی قدر آیات القرآن یقال له:اقرأ و ارق،فیقرأ ثمّ یرقی.قال حفص:فما رأیت أحدا أشدّ خوفا علی نفسه من موسی بن جعفر علیهما السّلام و لا أرجی النّاس منه و کانت قراءته حزنا،فإذا قرأ فکأنّه یخاطب إنسانا.
[٣۴٨٣]١١-علیّ،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:حملة القرآن عرفاء أهل الجنّة و المجتهدون قوّاد أهل الجنّة و الرّسل سادة أهل الجنّة.
باب من یتعلّم القرآن بمشقّة
[٣۴٨۴]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد و سهل بن زیاد،جمیعا عن
ص :۵۵٠
بخواند توانگر است و پس از آن نیازی نیست وگرنه آن،توانگری نیست.
[٣۴٨١]٩-جابر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:
ای گروه قاریان قرآن،در آنچه خداوند از کتابش به دوش شما نهاده است از خداوند پرواکنید؛زیرا از من و از شما خواهند پرسید.از من دربارۀ رساندن رسالتم و از شما دربارۀ آنچه از کتاب خدا و روش من بر دوش گرفتهاید.
[٣۴٨٢]١٠-حفص گفت:از امام کاظم علیه السّلام شنیدم به مردی میفرمود:آیا ماندن در دنیا را دوست داری او گفت:بله امام علیه السّلام پرسید:برایچه؟مرد پاسخ داد:برای خواندن«قل هو اللّه احد».امام علیه السّلام خاموشی گزید و پس از ساعتی به من فرمود:
ای حفص!هرکس از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قرآن را خوب نداند در قبرش به او آموخته میشود تا خداوند به وسیلۀ آن درجاتش را بالا برد.که درجات بهشت به مقدار آیات قرآن است،به او گفته میشود:بخوان و بالا برو.پس او میخواند و بالا میرود.حفص گفت:من هیچکس را بر نفس خود بیمناکتر و امیدوارتر از موسی بن جعفر علیهما السّلام ندیدم.و قرائت قرآنش اندوهناک بود و چون میخواند گویی با انسانی سخن میگوید.
[٣۴٨٣]١١-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:حاملان قرآن عارفان اهل بهشتند و مجتهدان رهبران اهل بهشتند و فرستادگان سروران اهل بهشت.
[٣۴٨۴]١-فضیل یسار گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:همانا کسی که
ص :۵۵١
ابن محبوب،عن جمیل بن صالح،عن الفضیل بن یسار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سمعته یقول:إنّ الّذی یعالج القرآن و یحفظه بمشقّة منه و قلّة حفظ له أجران.
[٣۴٨۵]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن منصور بن یونس،عن لصّبّاح بن سیابة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:من شدّد علیه فی القرآن کان له أجران و من یسّر علیه کان مع الأوّلین.
[٣۴٨۶]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن أحمد بن محمّد،عن سلیم الفرّاء، عن رجل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ینبغی للمؤمن أن لا یموت حتّی یتعلّم القرآن أو یکون فی تعلیمه.
باب من حفظ القرآن ثمّ نسیه
[٣۴٨٧]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد و أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،جمیعا عن ابن فضّال،عن أبی إسحاق ثعلبة بن میمون، عن یعقوب الأحمر قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:جعلت فداک إنّی کنت قرأت القرآن ففلت منّی فادع اللّه عزّ و جلّ أن یعلّمنیه،قال:فکأنّه فزع لذلک فقال:علّمک اللّه هو و إیّانا جمیعا قال:و نحن نحو من عشرة ثمّ قال:السّورة تکون مع الرّجل قد قرأها ثمّ ترکها فتأتیه یوم القیامة فی أحسن صورة و تسلّم علیه فیقول:من أنت؟فتقول:أنا سورة کذا و کذا فلو أنّک تمسّکت بی و أخذت بی لأنزلتک هذه الدّرجة فعلیکم بالقرآن،ثمّ قال:إنّ من النّاس من یقرأ القرآن لیقال:فلان قارئ و منهم من یقرأ
ص :۵۵٢
همدم قرآن است و در حالیکه حافظۀ اندکی دارد آن را با سختی میآموزد دو پاداش دارد.
[٣۴٨۵]٢-صبّاح سیابه گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:هرکس دربارۀ آموختن قرآن به زحمت افتد دو پاداش دارد.و هرکس به آسانی فراگیرد به همراه دو نخستین است.(مقصد پیشیگیرندگان در ایمان به خدا و رسولند).
[٣۴٨۶]٣-فردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:برای مؤمن سزاوار است که پیش از مرگ قرآن را فراگیرد یا در مسیر آموختن آن باشد.
[٣۴٨٧]١-یعقوب احمر گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:فدایت شوم من پیش از این قرآن را میخواندم ولی اکنون از ذهنم رفته است.از خداوند عزّتمند بخواه که آن را به من بیاموزد.او گفته است:گویا امام علیه السّلام از این سخن هراسان شد و فرمود:خداوند آن را به تو و به همۀ ما بیاموزد-راوی گفته است:و ما نزدیک به ده نفر بودیم سپس امام علیه السّلام فرمودند:
شخصی که سورهای را خوانده است و سپس آن را ترک کرده است.آن سوره در روز قیامت در زیباترین چهره به نزد او آمده،به او سلام میکند.آن شخص میگوید:تو که هستی؟او میگوید:من فلان سوره هستم که اگر به من درآویخته، مرا نگاه داشته بودی تو را به این درجه میرساندم.پس بر شما باد به قرآن.
سپس فرمود:برخی از مردم قرآن میخوانند تا گفته شود فلانی قاری است
ص :۵۵٣
القرآن لیطلب به الدّنیا و لا خیر فی ذلک و منهم من یقرأ القرآن لینتفع به فی صلاته و لیله و نهاره.
[٣۴٨٨]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن أبی المغراء،عن أبی بصیر قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من نسی سورة من القرآن مثّلت له فی صورة حسنة و درجة رفیعة فی الجنّة،فإذا رآها قال:ما أنت ما أحسنک،لیتک لی؟فیقول:أما تعرفنی؟أنا سورة کذا و کذا و لو لم تنسنی رفعتک إلی هذا.
[٣۴٨٩]٣-ابن أبی عمیر،عن إبراهیم بن عبد الحمید،عن یعقوب الأحمر قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:إنّ علیّ دینا کثیرا و قد دخلنی ما کان القرآن یتفلّت منّی،فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام القرآن القرآن،إنّ الآیة من القرآن و السّورة لتجیء یوم القیامة حتّی تصعد ألف درجة یعنی فی الجنّة فتقول:لو حفظتنی لبلغت بک هاهنا.
[٣۴٩٠]۴-حمید بن زیاد،عن الحسن بن محمّد بن سماعة و عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،جمیعا عن محسّن بن أحمد،عن أبان بن عثمان، عن ابن أبی یعفور قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ الرّجل إذا کان یعلم السّورة ثمّ نسیها أو ترکها و دخل الجنّة أشرفت علیه من فوق فی أحسن صورة فتقول:تعرفنی؟ فیقول:لا؛فتقول:أنا سورة کذا و کذا لم تعمل بی و ترکتنی أما و اللّه لو عملت بی لبلغت بک هذه الدّرجة و أشارت بیدها إلی فوقها.
[٣۴٩١]۵-أبو علیّ الأشعریّ،عن الحسن بن علیّ بن عبد اللّه،عن العبّاس بن عامر،عن الحجّاج الخشّاب،عن أبی کهمس الهیثم بن عبید قال:
ص :۵۵۴
و برخی قرآن میخوانند تا دینار به دست آورند که در آن هیچ خیری نیست و برخی قرآن میخوانند تا در نماز شب و روزشان از آن بهره برند.
[٣۴٨٨]٢-ابو بصیر روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس سورهای از قرآن را فراموش کند در بهشت در چهرهای نیکو و درجهای والا بر او پدیدار میشود.که وقتی آن را میبیند،میگوید:تو کیستی که چنین زیبایی.کاش از آن من بودی!و او پاسخ میدهد:مرا نمیشناسی؟من فلان سوره هستم و اگر مرا فراموش نمیکردی تو را به این درجه بالا میآوردم.
[٣۴٨٩]٣-یعقوب احمر گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:بسیار بدهکارم و این،چنان مرا اندوهناک کرده است که قرآن را از خاطرم میرباید.امام صادق علیه السّلام فرمودند:قرآن،قرآن،همانا آیهای از قرآن و سورهای از آن روز قیامت میآید و تا هزار درجه در بهشت بالا میرود آنگاه میگوید.اگر مرا نگاه داشته بودی تورا به اینجا میرساندم.
[٣۴٩٠]۴-ابن ابو یعفور گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:مردی که سورهای را میداند و سپس آن را فراموش میکند یا رهایش کند و چون به بهشت رود،آن سوره در زیباترین چهره از بالا،سر میکشد و میگوید:مرا میشناسی؟ مرد میگوید:نه.او میگوید:من فلان سوره هستم که به من عمل نکرده،رهایم کردی به خدا سوگند اگر به من عمل میکردی تو را به این درجه میرساندم و با دستش به بالاتر از خودش اشاره میکند.
[٣۴٩١]۵-ابو کهمس هیثم عبید گفت:از امام صادق علیه السّلام دربارۀ کسی که قرآن را
ص :۵۵۵
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن رجل قرأ القرآن ثمّ نسیه،فرددت علیه ثلاثا:أ علیه فیه حرج؟قال:لا.
[٣۴٩٢]۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن خالد و الحسین بن سعید،جمیعا عن النّضر بن سوید،عن یحیی الحلبیّ،عن عبد اللّه بن مسکان،عن یعقوب الأحمر قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:جعلت فداک إنّه أصابتنی هموم و أشیاء لم یبق شیء من الخیر إلاّ و قد تفلّت منّی منه طائفة حتّی القرآن لقد تفلّت منّی طائفة منه، قال:ففزع عند ذلک حین ذکرت القرآن ثمّ قال:إنّ الرّجل لینسی السّورة من القرآن فتأتیه یوم القیامة حتّی تشرف علیه من درجة من بعض الدّرجات فتقول:السّلام علیک،فیقول:و علیک السّلام من أنت؟فتقول:أنا سورة کذا و کذا ضیّعتنی و ترکتنی أما لو تمسّکت بی بلغت بک هذه الدّرجة،ثمّ أشار بإصبعه ثمّ قال:علیکم بالقرآن فتعلّموه فإنّ من النّاس من یتعلّم القرآن لیقال فلان قارئ و منهم من یتعلّمه فیطلب به الصّوت فیقال فلان حسن الصّوت و لیس فی ذلک خیر و منهم من یتعلّمه فیقوم به فی لیله و نهاره لا یبالی من علم ذلک و من لم یعلمه.
باب فی قراءته
[٣۴٩٣]١-علیّ عن أبیه،عن حمّاد،عن حریز،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
القرآن عهد اللّه إلی خلقه،فقد ینبغی للمرء المسلم أن ینظر فی عهده و أن یقرأ منه فی کلّ یوم خمسین آیة.
[٣۴٩۴]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و علیّ بن محمّد،جمیعا عن القاسم بن
ص :۵۵۶
میخواند و سپس فراموش میکند پرسیدم و سهبار تکرار کردم که آیا بر او اندوهی هست؟امام علیه السّلام فرمودند:نه.
[٣۴٩٢]۶-یعقوب احمر گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:فدایت شوم ناراحتیها و گرفتاریهایی به من رسیده است که هر خیر و نیکیای را از دست من ربوده است تا جایی که قسمتی از قرآن نیز از یادم رفته است.راوی گفته است هنگامی که از قرآن نام بردم امام علیه السّلام هراسان شد و سپس فرمود:کسی سورهای از قرآن را فراموش میکند و آن سوره در روز قیامت آهنگ او میکند و از یکی از درجات بالای بهشت به سوی او رفته،میگوید:سلام بر تو.آن شخص میگوید:
و سلام بر تو،کیستی؟او میگوید:من فلان سوره هستم که تباهم ساخته،رهایم کردی اگر به من درمیآویختی تو را به این درجه میرساندم.سپس با انگشتش اشاره کرد و فرمود:بر شما باد به قرآن آن را یاد بگیرد.که همانا بعضی از مردم قرآن میآموزند تا گفته شود فلانی قاری است و برخی آن را برای خوشصدایی میآموزند تا گفته شود فلانی صدای خوبی دارد و در اینها خیری نیست و برخی آن را میآموزند و شب و روز آن را بهپا میدارند و اهمیّت نمیدهند که کسی آن را بداند یا نداند.
[٣۴٩٣]١-حریز روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:قرآن پیمان خدا با آفریدگان است پس سزاوار است هر انسان مؤمنی به پیمانش بنگرد و هر روز پنجاه آیه از آن را بخواند.
[٣۴٩۴]٢-زهری گفت:از امام سجاد علیه السّلام شنیدم میفرماید:آیههای قرآن گنجهایی
ص :۵۵٧
محمّد،عن سلیمان بن داود،عن حفص بن غیاث،عن الزّهریّ قال:
سمعت علیّ بن الحسین علیهما السّلام یقول:آیات القرآن خزائن فکلّما فتحت خزانة ینبغی لک أن تنظر ما فیها.
باب البیوت الّتی یقرأ فیها القرآن
[٣۴٩۵]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن الفضیل بن عثمان،عن لیث بن أبی سلیم،رفعه قال:
قال النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:نوّروا بیوتکم بتلاوة القرآن و لا تتّخذوها قبورا کما فعلت الیهود و النّصاری،صلّوا فی الکنائس و البیع و عطّلوا بیوتهم،فإنّ البیت إذا کثر فیه تلاوة القرآن کثر خیره و اتّسع أهله و أضاء لأهل السّماء کما تضیء نجوم السّماء لأهل الدّنیا.
[٣۴٩۶]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن خالد و الحسین بن سعید،جمیعا عن النّضر بن سوید،عن یحیی بن عمران الحلبیّ،عن عبد الأعلی مولی آل سام،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ البیت إذا کان فیه المرء المسلم یتلو القرآن یتراءاه أهل السّماء کما یتراءی أهل الدّنیا الکوکب الدّرّیّ فی السّماء
[٣۴٩٧]٣-محمّد،عن أحمد و عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،جمیعا عن جعفر بن محمّد بن عبید اللّه،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:البیت الّذی یقرأ فیه القرآن و یذکر اللّه عزّ و جلّ فیه تکثر برکته و تحضره الملائکة و تهجره الشّیاطین و یضیء لأهل السّماء کما تضیء الکواکب لأهل الأرض و إنّ البیت الّذی لا یقرأ فیه القرآن و لا یذکر اللّه
ص :۵۵٨
هستند پس هرزمان در گنجینهای گشوده شود سزاوار است که در آن نظر کنی.
[٣۴٩۵]١-لیث ابو سلیم در حدیثی بیسند روایت کرده که پیامبر گرامی فرمودند:خانههای خود را با تلاوت قرآن روشن کنید و آن را همچون قبرستان قرار ندهید.همانگونه که یهود و نصارا کردند آنها در کلیساها و معابد خود نماز خواندند و خانههایشان را تعطیل کردند.همانا وقتی در خانهای بسیار قرآن خوانده شود خیرش فراوان میگردد و اهل آن توانگر میشود و آن خانه برای اهل آسمان میدرخشد چنانکه ستارگان آسمان برای اهل زمین میدرخشند.
[٣۴٩۶]٢-عبد الاعلی همپیمان خاندان سام روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:اگر در خانهای مرد مسلمانی باشد که قرآن بخواند اهل آسمان آن را به یکدیگر نشان میدهند چنانکه اهل زمین ستارگان درخشان در آسمان را به یکدیگر نشان میدهند.
[٣۴٩٧]٣-ابن قدّاح از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:خانهای که قرآن در آن خوانده شود و خدا در آن یاد گردد برکتش فراوان میگردد و فرشتگان در آن حاضر شده،شیطانها از آن دوری میگزینند و برای اهل آسمان میدرخشد چنانکه ستارگان برای اهل زمین میدرخشند و خانهای که قرآن
ص :۵۵٩
عزّ و جلّ فیه تقلّ برکته و تهجره الملائکة و تحضره الشّیاطین.
باب ثواب قراءة القرآن
[٣۴٩٨]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد و سهل بن زیاد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،جمیعا عن ابن محبوب،عن عبد اللّه بن سنان،عن معاذ بن مسلم،عن عبد اللّه ابن سلیمان،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
من قرأ القرآن قائما فی صلاته کتب اللّه له بکلّ حرف مائة حسنة و من قرأه فی صلاته جالسا کتب اللّه له بکلّ حرف خمسین حسنة و من قرأه فی غیر صلاته کتب اللّه له بکلّ حرف عشر حسنات.
قال ابن محبوب:و قد سمعته عن معاذ علی نحو ممّا رواه ابن سنان.
[٣۴٩٩]٢-ابن محبوب،عن جمیل بن صالح،عن الفضیل بن یسار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما یمنع التّاجر منکم المشغول فی سوقه إذا رجع إلی منزله أن لا ینام حتّی یقرأ سورة من القرآن فتکتب له مکان کلّ آیة یقرؤها عشر حسنات و یمحی عنه عشر سیّئات.
[٣۵٠٠]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم أو غیره،عن سیف بن عمیرة،عن رجل،عن جابر،عن مسافر،عن بشر بن غالب الأسدیّ،عن الحسین بن علیّ علیهما السّلام قال:
من قرأ آیة من کتاب اللّه عزّ و جلّ فی صلاته قائما یکتب له بکلّ حرف مائة حسنة فإذا قرأها فی غیر صلاة کتب اللّه له بکلّ حرف عشر حسنات و إن استمع القرآن کتب اللّه له بکلّ حرف حسنة و إن ختم القرآن لیلا صلّت علیه
ص :۵۶٠
در آن خوانده نمیشود و خداوند در آن یاد نمیگردد برکتش اندک میشود و فرشتگان از آنجا میروند و شیاطین حاضر میشوند.
[٣۴٩٨]١-عبد اللّه سلیمان روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هرکس در نمازش ایستاده قرآن بخواند خداوند برایش برابر هر حرفی صد حسنه مینویسد و هرکس در نمازش نشسته قرآن بخواند خداوند برایش برابر هر حرفی پنجاه حسنه مینویسد و هرکس در جز نماز قرآن بخواند خداوند برابر هرحرفی برایش ده حسنه مینویسد.معاذ نیز مانند آن را روایت کرده است.
[٣۴٩٩]٢-فضیل یسار روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:چه چیزی مانع میشود که بازرگانان شما هنگامی که از کار بازار به خانه بازمیگردند پیش از خواب یک سوره از قرآن را بخوانند.تا به جای هرآیهای که میخوانند ده حسنه برایشان نوشته شود و ده گناه از ایشان محو گردد.
[٣۵٠٠]٣-بشر بن غالب اسدی روایت کرده که امام سجاد علیه السّلام فرمودند:هرکس در نمازش به حالت ایستاده آیهای از قرآن بخواند برابر هر حرفی برایش صد حسنه نوشته میشود که چون آن را در غیر نماز بخواند خداوند برابر هر حرفی ده حسنه مینویسد و اگر به قرآن گوش فرادهد خداوند برابر هر حرفی یک حسنه برایش مینویسد و اگر شبانه قرآن را ختم کند فرشتگان تا صبح بر او درود میفرستند
ص :۵۶١
الملائکة حتّی یصبح و إن ختمه نهارا صلّت علیه الحفظة حتّی یمسی و کانت له دعوة مجابة و کان خیرا له ممّا بین السّماء إلی الأرض.قلت:هذا لمن قرأ القرآن فمن لم یقرأ؟قال:یا أخا بنی أسد،إنّ اللّه جواد ماجد کریم،إذا قرأ ما معه أعطاه اللّه ذلک.
[٣۵٠١]۴-محمّد بن یحیی،عن محمّد بن الحسین،عن النّضر بن سوید،عن خالد بن مادّ القلانسیّ،عن أبی حمزة الثّمالیّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
من ختم القرآن بمکّة من جمعة إلی جمعة أو أقلّ من ذلک أو أکثر و ختمه فی یوم جمعة،کتب له من الأجر و الحسنات من أوّل جمعة کانت فی الدّنیا إلی آخر جمعة تکون فیها و إن ختمه فی سائر الأیّام فکذلک.
[٣۵٠٢]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن خالد الحسین بن سعید،جمیعا عن النّضر بن سوید،عن یحیی الحلبیّ،عن محمّد بن مروان،عن سعد بن طریف،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من قرأ عشر آیات فی لیلة لم یکتب من الغافلین و من قرأ خمسین آیة کتب من الذّاکرین و من قرأ مائة آیة کتب من القانتین و من قرأ مائتی آیة کتب من الخاشعین و من قرأ ثلاث مائة آیة کتب من الفائزین و من قرأ خمسمائة آیة کتب من المجتهدین و من قرأ ألف آیة کتب له قنطار من تبر القنطار خمسة عشر ألف مثقال من ذهب و المثقال أربعة و عشرون قیراطا أصغرها مثل جبل أحد و أکبرها ما بین السّماء إلی الأرض.
[٣۵٠٣]۶-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار و محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد،جمیعا عن علیّ بن حدید،عن منصور،عن محمّد بن بشیر، عن علیّ بن الحسین علیه السّلام قال:و قد روی هذا الحدیث عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :۵۶٢
و اگر در روز آن را ختم نماید فرشتگان نگهبان تا شب بر او درود میفرستند و خواستههایش اجابت میگردند و این برای او از آنچه میان آسمان و زمین است بهتر است.راوی گفته که من عرض کردم:این برای کسی است که همۀ قرآن را میخواند پس کسی که همۀ آن را نمیداند چه کند؟امام علیه السّلام فرمود:ای برادر بنی اسدی همانا خداوند،بخشنده و بزرگوار و کریم است اگر آنچه را از قرآن میداند بخواند خدا این پاداش را به او میدهد.
[٣۵٠١]۴-ابو حمزۀ ثمالی روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هرکس در مکّه قرآن را از جمعهای تا جمعۀ دیگر ختم کند یا در کمتر یا بیشتر از آن وقت بخواند و در روز جمعه ختم کند برای او اجر و حسنات از نخستین جمعهای که در دنیا بوده تا آخرین جمعهای که از آن است نوشته میشود و اگر در روزهای دیگر ختم کند همینگونه است.
[٣۵٠٢]۵-سعد طریف از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:هرکس هر شب ده آیه بخواند نامش در گروه غافلان نوشته نمیشود و اگر پنجاه آیه بخواند از اهل ذکر نوشته میشود و هرکس صد آیه بخواند از گروه خداترسان نوشته میشود و هرکس دویست آیه بخواند از اهل خشوع نوشته میشود و هرکس سیصد آیه بخواند از گروه رستگاران نوشته میشود و هرکس پانصد آیه بخواند از مجتهدان نوشته میشود و هرکس هزار آیه بخواند برایش یک قنطار طلا نوشته میشود-قنطار پانزده هزار مثقال طلاست و مثقال بیست و چهار قراط است-که کوچکترین آن مانند کوه احد است و بزرگترین آن فاصله میان آسمان و زمین.
[٣۵٠٣]۶-محمّد بشیر روایت کرده که امام سجاد علیه السّلام فرمودند:-راوی گفته است
ص :۵۶٣
من استمع حرفا من کتاب اللّه عزّ و جلّ من غیر قراءة کتب اللّه له حسنة و محا عنه سیّئة و رفع له درجة و من قرأ نظرا من غیر صوت کتب اللّه له بکلّ حرف حسنة و محا عنه سیّئة و رفع له درجة و من تعلّم منه حرفا ظاهرا کتب اللّه له عشر حسنات و محا عنه عشر سیّئات و رفع له عشر درجات،قال:لا أقول بکلّ آیة و لکن بکلّ حرف:باء أو تاء أو شبههما،قال:و من قرأ حرفا [ظاهرا]و هو جالس فی صلاته کتب اللّه له به خمسین حسنة و محا عنه خمسین سیّئة و رفع له خمسین درجة و من قرأ حرفا و هو قائم فی صلاته کتب اللّه له بکلّ حرف مائة حسنة و محا عنه مائة سیّئة و رفع له مائة درجة و من ختمه کانت له دعوة مستجابة مؤخّرة أو معجّلة،قال:قلت:جعلت فداک ختمه کلّه؟قال:ختمه کلّه.
[٣۵٠۴]٧-منصور،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سمعت أبی علیه السّلام یقول:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ختم القرآن إلی حیث تعلم.
باب قراءة القرآن فی المصحف
[٣۵٠۵]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن یعقوب بن یزید،رفعه إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قرأ القرآن فی المصحف متّع ببصره و خفّف عن والدیه و إن کانا کافرین.
[٣۵٠۶]٢-عنه،عن علیّ بن الحسین بن الحسن الضّریر،عن حمّاد بن عیسی،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّه لیعجبنی أن یکون فی البیت مصحف یطرد اللّه عزّ و جلّ:به الشّیاطین.
ص :۵۶۴
که این حدیث گاهی از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده است-هرکس به حرفی از کتاب خدا گوش فرادهد بیآنکه آن را بخواند خدا برایش یک حسنه مینویسد و یک گناهش را پاک میکند و یک درجه مقامش را بالا میبرد و هر کس قرآن را با نگاه بر آن و بدون صدا بخواند خدا برابر هر حرف حسنهای برایش مینویسد و گناهی را برایش پاک میکند و یک درجه مقامش را بالا میبرد.و هرکس از ظاهر آن،یک حرف بیاموزد خداوند برایش ده حسنه مینویسد و ده گناه را پاک میکند و ده درجه مقامش را بالا میبرد.
امام علیه السّلام فرمود:نمیگویم برابر هر آیه بلکه برابر هر حرف:باء،تاء یا مانند آن.
و فرمود:و هرکس یک حرف از ظاهر قرآن را نشسته در نمازش بخواند خداوند برابر آن،پنجاه حسنه برایش مینویسد و پنجاه گناه را پاک میکند و مقامش را پنجاه درجه بالا میبرد و هرکس یک حرف را ایستاده در نمازش بخواند خداوند برابر هرحرفی صد حسنه برایش مینویسد،صد گناه او را پاک میکند و صد درجه مقامش را بالا میبرد و هرکه قرآن را ختم کند مستجاب الدعوة میگردد چه در آینده و چه هم اکنون،راوی گفته که من عرض کردم:
فدایت شوم همۀ آن را ختم کند؟امام علیه السّلام فرمود:همۀ آن را ختم کند.
[٣۵٠۴]٧-منصور از خدمت صادق علیه السّلام به نقل از پدرشان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:ختم کردن قرآن تا جایی است که تو بلدی.
[٣۵٠۵]١-یعقوب یزید در حدیثی بیسند روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس قرآن را از روی نوشتۀ آن بخواند از بینایی خود بهرهمند میشود و موجب کاهش عذاب پدر و مادرش میشود هرچند کافر باشند.
[٣۵٠۶]٢-حمّاد عیسی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:دوست دارم در خانه قرآنی باشد که خداوند عزّتمند به وسیلۀ آن شیاطین را براند.
ص :۵۶۵
[٣۵٠٧]٣-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن ابن فضّال،عمّن ذکره، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ثلاثة یشکون إلی اللّه عزّ و جلّ:مسجد خراب لا یصلّی فیه أهله و عالم بین جهّال و مصحف معلّق قد وقع علیه الغبار لا یقرأ فیه.
[٣۵٠٨]۴-علیّ بن محمّد،عن ابن جمهور،عن محمّد بن عمر بن مسعدة، عن الحسن بن راشد،عن جدّه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قراءة القرآن فی المصحف تخفّف العذاب عن الوالدین و لو کانا کافرین.
[٣۵٠٩]۵-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن یحیی بن المبارک، عن عبد اللّه بن جبلة،عن معاویة بن وهب،عن إسحاق بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قلت له:جعلت فداک إنّی أحفظ القرآن علی ظهر قلبی،فأقرؤه علی ظهر قلبی أفضل أو أنظر فی المصحف؟قال:فقال لی:بل اقرأه و انظر فی المصحف فهو أفضل،أما علمت أنّ النّظر فی المصحف عبادة؟
باب ترتیل القرآن بالصّوت الحسن
[٣۵١٠]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن علیّ بن معبد،عن واصل بن سلیمان،عن عبد اللّه بن سلیمان قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ:«و رتّل القرآن ترتیلا»قال:قال أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه:بیّنه تبیانا و لا تهذّه هذّ الشّعر و لا تنثره نثر الرّمل و لکن أفزعوا قلوبکم القاسیة و لا یکن همّ أحدکم آخر السّورة.
[٣۵١١]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :۵۶۶
[٣۵٠٧]٣-مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:سهچیز به خداوند عزّتمند شکایت میکنند:مسجد ویرانی که اهلش در آن نماز نمیخوانند و دانشمندی میان نادانها و قرآنی که[به دیوار]آویخته شده است و غبار بر آن نشسته و خوانده نمیشود.
[٣۵٠٨]۴-حسن راشد از نیایش روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
خواندن قرآن از روی مصحف عذاب پدر و مادر را کاهش میدهد هرچند که کافر باشند.
[٣۵٠٩]۵-اسحاق عمّار گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:فدایت شوم من قرآن را ازبر دارم آن را ازبر بخوانم بهتر است یا در مصحف بنگرم؟امام علیه السّلام فرمود:از روی قرآن بخوان که آن بافضیلتتر است مگر نمیدانی که نگاه کردن به قرآن عبادت است.
[٣۵١٠]١-عبد اللّه سلیمان گفته است:از امام صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند پرسیدم:«و قرآن را با ترتیل بخوان»فرمودند:امیر المؤمنین- درود خدا بر او-فرموده است:یعنی آن را به روشنی آشکار کن و مانند شعر پشتسرهم و به شتاب نخوان و مانند ریگ پراکندهاش مساز بلکه دلهای سخت خود را با آن به هراس افکنید و اندیشۀتان به پایان رسیدن سوره نباشد.
[٣۵١١]٢-مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:همانا قرآن با اندوه
ص :۵۶٧
إنّ القرآن نزل بالحزن فاقرءوه بالحزن
[٣۵١٢]٣-علیّ بن محمّد،عن إبراهیم الأحمر،عن عبد اللّه بن حمّاد،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:اقرءوا القرآن بألحان العرب و أصواتها و إیّاکم و لحون أهل الفسق و أهل الکبائر فإنّه سیجیء من بعدی أقوام یرجّعون القرآن ترجیع الغناء و النّوح و الرّهبانیّة،لا یجوز تراقیهم،قلوبهم مقلوبة و قلوب من یعجبه شأنهم.
[٣۵١٣]۴-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن محمّد بن حسن بن شمّون قال:حدّثنی علیّ بن محمّد النّوفلیّ،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
ذکرت الصّوت عنده فقال:إنّ علیّ بن الحسین علیه السّلام کان یقرأ فربّما مرّ به المارّ فصعق من حسن صوته و إنّ الإمام لو أظهر من ذلک شیئا لما احتمله النّاس من حسنه،قلت:و لم یکن رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یصلّی بالنّاس و یرفع صوته بالقرآن؟فقال:إنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کان یحمّل النّاس من خلفه ما یطیقون.
[٣۵١۴]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن سلیم الفرّاء، عمّن أخبره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
أعرب القرآن فإنّه عربیّ.
[٣۵١۵]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن علیّ بن معبد،عن عبد اللّه بن القاسم،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ أوحی إلی موسی بن عمران علیه السّلام:إذا وقفت بین یدیّ فقف موقف الذّلیل الفقیر و إذا قرأت التّوراة فأسمعنیها بصوت حزین.
[٣۵١۶]٧-عنه،عن علیّ بن معبد،عن عبد اللّه بن القاسم،عن عبد اللّه بن
ص :۵۶٨
نازل شده است پس آن را با اندوه بخوانید.
[٣۵١٢]٣-عبد اللّه سنان از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:قرآن را با الحان و آواهای عرب بخوانید و از لحنهای بدکاران و اهل گناهان کبیره دوری کنید همانا پس از من مردمانی میآیند و قرآن را مانند آواز و نوحه و رهبانیت در حنجره میچرخانند.که از گلوهایشان فراتر نمیرود و دلشان و دل هرکس که از آنها خوشش بیاید وارونه است.
[٣۵١٣]۴-علی بن محمد نوفلی گفت:در نزد حضرت ابو الحسن علیه السّلام از صوت سخن گفتم.امام علیه السّلام فرمودند:امام سجاد علیه السّلام قرآن را چنان میخواند که چهبسا کسی که از آنجا میگذشت از زیبایی صدایش بیهوش میشد.همانا امام علیه السّلام اگر از چیزی از آن را نمایان کند مردم تحمّل خوبی آن را ندارند.راوی گفته که من عرض کردم:و رسول خدا-درود خدا بر او بر خاندانش باد-که با مردم نماز میخواند صدای خود را به قرآن بلند میکرد؟امام علیه السّلام فرمودند:رسول خدا- درود خدا بر او بر خاندانش باد-به اندازه پذیرش و تحمل کسانی که پشت سرش بودند صدای خود را بلند میکرد.
[٣۵١۴]۵-مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:قرآن را با اعراب بخوانید چون آن عربی است.
[٣۵١۵]۶-عبد اللّه سنان از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که خداوند عزّتمند به موسی بن عمران علیهما السّلام وحی کرد:هرگاه در برابر من ایستادی همچون انسانی خوار و نیازمند بایست و هرگاه تورات خواندی آن را با صدایی اندوهناک بخوان.
[٣۵١۶]٧-عبد اللّه سنان از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله
ص :۵۶٩
سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:لم یعط أمّتی أقلّ من ثلاث:الجمال و الصّوت الحسن و الحفظ.
[٣۵١٧]٨-عنه،عن أبیه،عن علیّ بن معبد،عن یونس،عن عبد اللّه بن مسکان،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إنّ من أجمل الجمال الشّعر الحسن و نعمة الصّوت الحسن.
[٣۵١٨]٩-عنه،عن علیّ بن معبد،عن عبد اللّه بن القاسم،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:لکلّ شیء حلیة و حلیة القرآن الصّوت الحسن.
[٣۵١٩]١٠-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن موسی بن عمر الصّیقل،عن محمّد بن عیسی،عن السّکونیّ،عن علیّ بن إسماعیل المیثمیّ، عن رجل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما بعث اللّه عزّ و جلّ نبیّا إلاّ حسن الصّوت.
[٣۵٢٠]١١-سهل[بن زیاد]عن الحجّال،عن علیّ بن عقبة،عن رجل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان علیّ بن الحسین صلوات اللّه علیه أحسن النّاس صوتا بالقرآن و کان السّقّاءون یمرّون فیقفون ببابه یسمعون قراءته و کان أبو جعفر علیه السّلام أحسن النّاس صوتا.
[٣۵٢١]١٢-حمید بن زیاد،عن الحسن بن محمّد الأسدیّ،عن أحمد بن الحسن المیثمیّ،عن أبان بن عثمان،عن محمّد بن الفضیل قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:یکره أن یقرأ قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ بنفس واحد.
ص :۵٧٠
فرمودند:به امّت من از سه چیز کم داده نشده است.زیبایی و خوشآوازی و قوۀ حافظه.
[٣۵١٧]٨-ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که پیامبر صلّی اللّه علیه و اله گرامی فرمودند:همانا از زیباترین زیباییها موی زیبا و نغمۀ آوازخوش است.
[٣۵١٨]٩-عبد اللّه سنان از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که پیامبر گرامی فرمودند:هرچیز زینتی دارد و زینت قرآن آوازخوش است.
[٣۵١٩]١٠-مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:خداوند هیچ پیامبری را برنیانگیخت جز اینکه خوشصدا بود.
[٣۵٢٠]١١-مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:امام سجاد علیه السّلام از همۀ مردم خوشآوازتر قرآن میخواند و چون سقّایان میگذشتند بر در خانهاش میایستادند و به تلاوتش گوش فرامیدادند و امام باقر علیه السّلام نیز خوشآوازترین مردم بود.
[٣۵٢١]١٢-محمّد فضیل روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:مکروه است که قل هو اللّه احد با یک نفس خوانده شود.
ص :۵٧١
[٣۵٢٢]١٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن محبوب،عن علیّ بن أبی حمزة،عن أبی بصیر قال:
قلت لأبی جعفر علیه السّلام:إذا قرأت القرآن فرفعت به صوتی جاءنی الشّیطان فقال:إنّما ترائی بهذا أهلک و النّاس قال:یا أبا محمّد اقرأ قراءة ما بین القراءتین تسمع أهلک و رجّع بالقرآن صوتک فإنّ اللّه عزّ و جلّ یحبّ الصّوت الحسن یرجّع فیه ترجیعا.
باب فیمن یظهر الغشیة عند قراءة القرآن
[٣۵٢٣]١-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن یعقوب بن إسحاق الضّبّیّ،عن أبی عمران الأرمنیّ،عن عبد اللّه بن الحکم،عن جابر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قلت:إنّ قوما إذا ذکروا شیئا من القرآن أو حدّثوا به صعق أحدهم حتّی یری أنّ أحدهم لو قطعت یداه أو رجلاه لم یشعر بذلک؟فقال:سبحان اللّه ذاک من الشّیطان،ما بهذا نعتوا،إنّما هو اللّین و الرّقّة و الدّمعة و الوجل.
أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن حسّان،عن أبی عمران الأرمنیّ،عن عبد اللّه بن الحکم،عن جابر،عن أبی جعفر علیه السّلام مثله.
باب فی کم یقرأ القرآن و یختم
[٣۵٢۴]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد،عن الحسین بن المختار،عن محمّد بن عبد اللّه قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:أقرأ القرآن فی لیلة؟قال:لا یعجبنی أن تقرأه فی أقلّ من شهر.
ص :۵٧٢
[٣۵٢٢]١٣-ابو بصیر گفت:به امام باقر علیه السّلام عرض کردم:هنگامی که قرآن میخوانم و صدایم را بلند میکنم شیطان به نزدم آمده،میگوید:تو با این کار در برابر خانوادهات و مردم دیگر ریا میکنی.حضرت فرمودند:ای ابو محمد با آوازی میانه قرآن بخوان تا خانوادهات بشنوند و صدایت را در هنگام قرائت در گلو بچرخان؛زیرا خداوند عزّتمند صدای نیکویی را که در گلو چرخانده شود دوست دارد.
[٣۵٢٣]١-جابر گفت:به امام باقر علیه السّلام عرض کردم:مردمی هستند که وقتی چیزی از قرآن میخوانند یا از آن سخن گفته میشود بیهوش میشوند به گونهای که گمان میشود اگر دست یا پایش را ببرند چیزی نمیفهمد.امام علیه السّلام فرمودند:سبحان اللّه،این از شیطان است آنها به این کار ستوده نمیشوند.همانا قرآن خواندن نرمش و نازکدلی و اشک و هراس است.
این حدیث با سند دیگری نیز روایت شده است.
[٣۵٢۴]١-محمد عبد اللّه گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:آیا همۀ قرآن را در یک شب بخوانم؟امام علیه السّلام فرمودند:من دوست ندارم که در کمتر از یک ماه آن را بخوانی.
ص :۵٧٣
[٣۵٢۵]٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن بعض أصحابه،عن علیّ بن أبی حمزة قال:
دخلت علی أبی عبد اللّه علیه السّلام فقال له أبو بصیر:جعلت فداک أقرأ القرآن فی شهر رمضان فی لیلة؟فقال:لا؛قال:ففی لیلتین؟قال:لا قال:ففی ثلاث؟قال:
ها و أشار بیده ثمّ قال:یا أبا محمّد،إنّ لرمضان حقّا و حرمة لا یشبهه شیء من الشّهور و کان أصحاب محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یقرأ أحدهم القرآن فی شهر أو أقلّ،إنّ القرآن لا یقرأ هذرمة و لکن یرتّل ترتیلا،فإذا مررت بآیة فیها ذکر الجنّة فقف عندها و سل اللّه عزّ و جلّ الجنّة و إذا مررت بآیة فیها ذکر النّار فقف عندها و تعوّذ باللّه من النّار.
[٣۵٢۶]٣-محمّد بن یحیی،عن محمّد بن الحسین،عن علیّ بن النّعمان،عن یعقوب بن شعیب،عن حسین بن خالد،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قلت له:فی کم أقرأ القرآن؟فقال:اقرأه أخماسا،اقرأه أسباعا،أما إنّ عندی مصحفا منجزّی أربعة عشر جزءا.
[٣۵٢٧]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن یحیی بن إبراهیم بن أبی البلاد،عن أبیه،عن علیّ بن المغیرة،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
قلت له:إنّ أبی سأل جدّک عن ختم القرآن فی کلّ لیلة،فقال له جدّک:کلّ لیلة،فقال له:فی شهر رمضان:فقال له جدّک:فی شهر رمضان،فقال له أبی:
نعم ما استطعت،فکان أبی یختمه أربعین ختمة فی شهر رمضان،ثمّ ختمته بعد أبی فربّما زدت و ربّما نقصت علی قدر فراغی و شغلی و نشاطی و کسلی، فإذا کان فی یوم الفطر جعلت لرسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم ختمة و لعلیّ علیه السّلام أخری و لفاطمة علیه السّلام أخری،ثمّ للأئمّة علیه السّلام حتّی انتهیت إلیک فصیّرت لک واحدة منذ
ص :۵٧۴
[٣۵٢۵]٢-علی حمزه گفته است:به خدمت امام صادق علیه السّلام رفتم و ابو بصیر به ایشان عرض کرد:فدایت شوم آیا همۀ قرآن را در شبی از ماه رمضان بخوانم؟ امام علیه السّلام فرمودند:نه.او گفت:در دو شب چطور؟امام علیه السّلام فرمودند:نه.گفت:در سه شب چطور؟امام علیه السّلام فرمودند:ها-و با دست خود اشاره نمود(یعنی بخوان،- سپس فرمود:ای ابو محمد ماه رمضان حقّ و حرمتی دارد که هیچ ماهی مانند آن نیست و یاران محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-همۀ قرآن را در یک ماه یا کمتر میخواندند.همانا قرآن با شتاب خوانده نمیشود بلکه به ترتیل خوانده میشود.پس هنگامی که به آیهای رسیدی که در آن سخن از بهشت رفته است وقف کن و از خدا بهشت بخواه.و هنگامی که به آیهای رسیدی که در آن سخن از دوزخ رفته است وقف کن و از دوزخ به خدا پناه ببر.
[٣۵٢۶]٣-حسن خالد گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:در چند روز قرآن را بخوانم؟امام علیه السّلام فرمود:آن را در پنج بخش یا هفت بخش بخوان.هان من قرآنی دارم که چهارده بخش دارد.
[٣۵٢٧]۴-علی مغیره گفت:به حضرت ابو الحسن علیه السّلام عرض کردم:پدرم از جدّ شما دربارۀ ختم قرآن در هر شب پرسید و ایشان فرمود:در هر شب[ختم کن] و از ختم قرآن در ماه رمضان پرسید و ایشان فرمود:در ماه رمضان[ختم کن]و پدرم گفت:آری هرچه بتوانم.و پدرم در ماه رمضان چهل ختم قرآن انجام میداد و من هم پس از پدرم چنان ختم میکردم.و گاهی به اندازۀ آسایش و یا مشغولیّتم و نشاط یا کسالتم به آن میافزودم یا از آن میکاستم و چون روز عید فطر میشد یک ختم را به پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و اله یک ختم را به علی علیه السّلام و دیگری را به فاطمه علیها السّلام هدیه میکردم سپس به امامان دیگر تا به شما برسم و برای شما هم یک ختم هدیه میکردم.
ص :۵٧۵
صرت فی هذا الحال فأیّ شیء لی بذلک؟قال:لک بذلک أن تکون معهم یوم القیامة،قلت:اللّه أکبر فلی بذلک؟!قال:نعم،ثلاث مرّات.
[٣۵٢٨]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن علیّ بن أبی حمزة قال:
سأل أبو بصیر أبا عبد اللّه علیه السّلام و أنا حاضر فقال له:جعلت فداک أقرأ القرآن فی لیلة؟فقال:لا،فقال:فی لیلتین؟فقال:لا،حتّی بلغ ستّ لیال فأشار بیده فقال:ها،ثمّ قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:یا أبا محمّد،إنّ من کان قبلکم من أصحاب محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کان یقرأ القرآن فی شهر و أقلّ،إنّ القرآن لا یقرأ هذرمة و لکن یرتّل ترتیلا،إذا مررت بآیة فیها ذکر النّار وقفت عندها و تعوّذت باللّه من النّار،فقال أبو بصیر:أقرأ القرآن فی رمضان فی لیلة؟فقال:لا،فقال:فی لیلتین؟فقال:لا،فقال:فی ثلاث؟فقال:ها و أومأ بیده نعم شهر رمضان لا یشبهه شیء من الشّهور،له حقّ و حرمة،أکثر من الصّلاة ما استطعت.
باب أنّ القرآن یرفع کما أنزل
[٣۵٢٩]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إنّ الرّجل الأعجمیّ من أمّتی لیقرأ القرآن بعجمیّة فترفعه الملائکة علی عربیّة.
[٣۵٣٠]٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن محمّد بن سلیمان،عن بعض أصحابه،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
قلت له:جعلت فداک إنّا نسمع الآیات فی القرآن لیس هی عندنا کما
ص :۵٧۶
تا به این حال رسیدم.برای من برابر این عمل چه خواهد بود؟امام علیه السّلام فرمودند:
پاداش تو این است که روز قیامت با آنان باشی من عرض کردم اللّه اکبر چنین پاداشی دارم؟امام علیه السّلام سه بار فرمودند:بله.
[٣۵٢٨]۵-علی ابو حمزه گفت:من حاضر بودم که ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام پرسید:فدایت شوم!من قرآن را در یک شب بخوانم؟امام علیه السّلام فرمودند:نه.او گفت:در دو شب بخوانم؟فرمود:نه.راوی گفته است:تا به شش شب رسید که امام علیه السّلام با دستش اشاره کرد و فرمود:بله.سپس امام صادق علیه السّلام فرمودند:ای ابو محمد پیش از شما برخی یاران محمّد قرآن را در یک ماه و کمتر میخواندند؛ زیرا قرآن با شتاب خوانده نمیشود بلکه به ترتیل خوانده میشود.و چون به آیهای رسیدی که در آن یاد دوزخ است وقف کن و از دوزخ به خدا پناه ببر.آنگاه ابو بصیر گفت:در ماه رمضان،قرآن را در یک شب بخوانم؟امام علیه السّلام فرمودند:نه.
او گفت:در دو شب چطور؟امام علیه السّلام فرمودند:نه.پس گفت:در سه شب چطور؟ امام علیه السّلام فرمود:ها-و با دستش اشاره کرد-بله هیچ چیز ماه رمضان به ماههای دیگر شبیه نیست،حق و احترامی دارد.تا میتوانی در این ماه نماز بخوان.
[٣۵٢٩]١-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که پیامبر گرامی فرمودند:وقتی مردی عجم از امّتم،قرآن را عجمی میخواند،فرشتگان آن را به صورت عربی صحیح بالا میبرند.
[٣۵٣٠]٢-یکی از اصحاب گفته است:به حضرت ابو الحسن علیه السّلام عرض کردم:
فدایت شوم ما آیاتی از قرآن میشنویم که در نزد ما چنان نیستند که میشنویم و ما
ص :۵٧٧
نسمعها و لا نحسن أن نقرأها کما بلغنا عنکم،فهل نأثم؟فقال:لا،اقرءوا کما تعلّمتم فسیجیئکم من یعلّمکم.
باب فضل القرآن
[٣۵٣١]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن بدر،عن محمّد بن مروان،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
من قرأ قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ مرّة بورک علیه و من قرأها مرّتین بورک علیه و علی أهله و من قرأها ثلاث مرّات بورک علیه و علی أهله و علی جیرانه و من قرأها اثنی عشر مرّة بنی اللّه له اثنی عشر قصرا فی الجنّة فیقول الحفظة:
اذهبوا بنا إلی قصور أخینا فلان فننظر إلیها و من قرأها مائة مرّة غفرت له ذنوب خمسة و عشرین سنة ما خلا الدّماء و الأموال و من قرأها أربعمائة مرّة کان له أجر أربعمائة شهید کلّهم قد عقر جواده و أریق دمه و من قرأها ألف مرّة فی یوم و لیلة لم یمت حتّی یری مقعده فی الجنّة أو یری له.
[٣۵٣٢]٢-حمید بن زیاد،عن الحسین بن محمّد،عن أحمد بن الحسن المیثمیّ،عن یعقوب بن شعیب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لمّا أمر اللّه عزّ و جلّ هذه الآیات أن یهبطن إلی الأرض تعلّقن بالعرش و قلن:أی ربّ إلی أین تهبطنا؟إلی أهل الخطایا و الذّنوب؟فأوحی اللّه عزّ و جلّ إلیهنّ:أن اهبطن فو عزّتی و جلالی لا یتلوکنّ أحد من آل محمّد و شیعتهم فی دبر ما افترضت علیه من المکتوبة فی کلّ یوم إلاّ نظرت إلیه بعینی المکنونة فی کلّ یوم سبعین نظرة،أقضی له فی کلّ نظرة سبعین حاجة و قبلته علی ما فیه من المعاصی و هی أمّ الکتاب و شَهِدَ اللّٰهُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ وَ الْمَلاٰئِکَةُ
ص :۵٧٨
نمیتوانیم آنها را چنانچه از شما به ما رسیده است بخوانیم.آیا گناهکاریم؟ امام علیه السّلام فرمودند:نه،همانگونه که آموختید بخوانید بهزودی کسی به نزد شما آید تا آن را به شما بیاموزد.
[٣۵٣١]١-محمّد مروان روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هرکس یک بار سورۀ «قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ» را بخواند برکت داده میشود و هرکس آن را دو بار بخواند به او و خانوادهاش برکت داده میشود و هرکس آن را سهبار بخواند به او و خانواده و همسایگانش برکت داده میشود و هرکس آن را دوازده مرتبه بخواند خداوند دوازده کاخ در بهشت برای او میسازد،و آنگاه فرشتگان نگهبان میگویند:ما را به کاخهای برادرمان فلانی ببرید تا آنها را ببینیم و هرکس آن را صدبار بخواند گناهان بیست و پنج سالهاش جز خون[به ناحق ریخته] و اموال[حرام]آمرزیده میشود و هرکس آن را چهارصد بار بخواند پاداش چهارصد شهید که همگی اسب خود را در راه خدا پی کردهاند و خونشان ریخته شده است،نصیبش خواهد شد و هرکس آن را هزار مرتبه در یک شبانهروز بخواند نمیرد تا جایگاه خود در بهشت را ببیند یا به او نموده شود.
[٣۵٣٢]٢-یعقوب شعیب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:چون خداوند عزّتمند فرمان داد که این آیهها به زمین فرودآیند به عرش درآویختند.و گفتند:
پروردگارا.ما را به کجا فرومیفرستی.به سوی خطاکاران و گنهکاران؟و خداوند عزّتمند به ایشان وحی کرد،فرود آئید.به شکستناپذیری و شکوهم سوگند هیچ یک از خاندان محمد و شیعیانشان به دنبال آنچه هرروز بر آنان واجب کردهام شما را نمیخوانند.جز اینکه روزی هفتاد بار با چشم نهانم به او نگاه میکنم و در هر نگاه هفتاد حاجت او را برآورده میسازم و با هر گناهی که دارد او را میپذیرم و آن
ص :۵٧٩
وَ أُولُوا الْعِلْمِ و آیة الکرسیّ و آیة الملک.
[٣۵٣٣]٣-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن حسّان،عن إسماعیل بن مهران، عن الحسن بن علیّ بن أبی حمزة،عن محمّد بن سکین،عن عمرو بن شمر،عن جابر قال:
سمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول:من قرأ المسبّحات کلّها قبل أن ینام لم یمت حتّی یدرک القائم و إن مات کان فی جوار محمّد النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم.
[٣۵٣۴]۴-محمّد بن یحیی،عن محمّد بن الحسین،عن علیّ بن النّعمان،عن عبد اللّه بن طلحة،عن جعفر علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من قرأ قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ مائة مرّة حین یأخذ مضجعه غفر اللّه له ذنوب خمسین سنة.
[٣۵٣۵]۵-حمید بن زیاد،عن الخشّاب،عن ابن بقّاح،عن معاذ،عن عمرو بن جمیع،رفعه إلی علیّ بن الحسین علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من قرأ أربع آیات من أوّل البقرة و آیة الکرسیّ و آیتین بعدها و ثلاث آیات من آخرها لم یر فی نفسه و ماله شیئا یکرهه و لا یقربه شیطان و لا ینسی القرآن
[٣۵٣۶]۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن محبوب،عن سیف بن عمیرة،عن رجل،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
من قرأ إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ یجهر بها صوته کان کالشّاهر سیفه فی سبیل اللّه و من قرأها سرّا کان کالمتشحّط بدمه فی سبیل اللّه و من قرأها عشر مرّات غفرت له علی نحو ألف ذنب من ذنوبه.
[٣۵٣٧]٧-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان بن
ص :۵٨٠
آیات عبارتند از:امّ الکتاب[سورۀ حمد]و«خداوند و فرشتگان و صاحبان علم گواهند که هیچ معبودی جز او نیست».[آل عمران(٣):١٨]و آیة الکرسی و آیۀ ملک.
[٣۵٣٣]٣-جابر گفت:از امام باقر علیه السّلام شنیدم میفرماید:هرکس پیش از آنکه بخوابد مسبّحات[سورههایی که با کلمه سبّح یا یسبّح آغاز میشود و آنها عبارتند از سورۀ اسراء-حدید-حشر-صف-جمعه-تغابن و اعلی]را بخواند نمیمیرد تا امام قائم(عج)را درک کند و اگر بمیرد در جوار محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-است.
[٣۵٣۴]۴-عبد اللّه طلحه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:هرکس هنگامی که به بستر میرود صدبار سورۀ «قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ» را بخواند خداوند گناهان پنجاه سال او را میآمرزد.
[٣۵٣۵]۵-عمرو جمیع در حدیثی بیسند از حضرت سجّاد علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:هرکس چهار آیۀ اول سورۀ بقره و آیةالکرسی و دو آیۀ پس از آن[تا هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ] و سه آیۀ پایان سورۀ بقره را بخواند در جان و مالش چیزی را که دوست ندارد مشاهده نمیکند و شیطان به او نزدیک نمیگردد.و قرآن را فراموش نمیکند.
[٣۵٣۶]۶-مردی روایت کرده امام باقر علیه السّلام فرمودند:هرکس سورۀ إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ را با صدای بلند بخواند مانند کسی است که در راه خدا شمشیر کشیده است و هرکس آن را نهانی بخواند مانند کسی است که در راه خدا در خون خود غلطیده است.و هرکس آن را ده بار بخواند به مقدار هزار گناه از گناهانش آمرزیده میشود.
[٣۵٣٧]٧-یعقوب شعیب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:پدرم علیه السّلام
ص :۵٨١
یحیی،عن یعقوب بن شعیب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان أبی صلوات اللّه علیه یقول: قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ ثلث القرآن و قُلْ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ ربع القرآن.
[٣۵٣٨]٨-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن الحسن بن علیّ،عن الحسن بن الجهم،عن إبراهیم بن مهزم،عن رجل سمع أبا الحسن علیه السّلام یقول:
من قرأ آیة الکرسیّ عند منامه لم یخف الفالج إن شاء اللّه و من قرأها فی دبر کلّ فریضة لم یضرّه ذو حمة.و قال:من قدّم قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ بینه و بین جبّار،منعه اللّه عزّ و جلّ منه،یقرأها من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله،فإذا فعل ذلک رزقه اللّه عزّ و جلّ خیره و منعه من شرّه.و قال:إذا خفت أمرا فاقرأ مائة آیة من القرآن من حیث شئت ثمّ قل:اللّهمّ اکشف عنّی البلاء، ثلاث مرّات.
[٣۵٣٩]٩-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن الحسن بن علیّ،عن إسحاق بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من قرأ مائة آیة یصلّی بها فی لیلة کتب اللّه عزّ و جلّ له بها قنوت لیلة و من قرأ مائتی آیة فی غیر صلاة لم یحاجّه القرآن یوم القیامة و من قرأ خمسمائة آیة فی یوم و لیلة فی صلاة النّهار و اللّیل کتب اللّه عزّ و جلّ له فی اللّوح المحفوظ قنطارا من الحسنات.و القنطار ألف و مائتا أوقیّة و الأوقیّة أعظم من جبل أحد.
[٣۵۴٠]١٠-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن حسّان،عن إسماعیل بن مهران،عن الحسن بن علیّ بن أبی حمزة،عن منصور بن حازم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من مضی به یوم واحد فصلّی فیه بخمس صلوات و لم یقرأ فیها بقل هو اللّه
ص :۵٨٢
میفرمود: قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ یک سوم قرآن است و قُلْ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ یک چهارم قرآن است.
[٣۵٣٨]٨-مردی از حضرت ابو الحسن علیه السّلام شنید که میفرماید:هرکس آیة الکرسی را در هنگام خواب بخواند اگر خدا بخواهد از بیماری فلج نترسد، و هرکس آن را پس از هر نماز واجبی بخواند هیچ صاحب نیشی به او زیان نرساند.و فرمودند:هرکس میان ستمگر و خودش آن را پیش اندازد خداوند عزتمند آن ستمگر را از او بازدارد تا آن را از پیشرو و پشتسر و راست و چپ بخواند و چون چنین کند خداوند خیرش را به او روزی میکند.و شرش را از او بازمیدارد.و فرمودند:چون از مسألهای ترسیدی از هرجانب که خواهی صد آیه از قرآن بخوان و سهبار بگو:خداوندا!بلا را از من دور کن.
[٣۵٣٩]٩-اسحاق عمّار روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس صد آیه در نماز شب بخواند خداوند پارسایی یک شب را برایش مینویسد و هر کس دویست آیه در غیرنماز بخواند،قرآن در روز قیامت با او ستیزه نمیکند و هرکس در یک شبانهروز در نماز روز و شب پانصد آیه بخواند خداوند عزّتمند برایش در لوح محفوظ یک قنطار حسنه مینویسد و هر قنطاری هزار و دویست اوقیه است و هر اوقیه بزرگتر از کوه احد است.
[٣۵۴٠]١٠-منصور حازم روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس یک
ص :۵٨٣
أحد قیل له:یا عبد اللّه لست من المصلّین.
[٣۵۴١]١١-و بهذا الإسناد،عن الحسن بن سیف بن عمیرة،عن أبی بکر الحضرمیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلا یدع أن یقرأ فی دبر الفریضة ب قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ، فإنّه من قرأها جمع اللّه له خیر الدّنیا و الآخرة و غفر له و لوالدیه و ما ولدا.
[٣۵۴٢]١٢-عنه،عن الحسن بن علیّ بن أبی حمزة،رفعه قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ سورة الأنعام نزلت جملة،شیّعها سبعون ألف ملک حتّی أنزلت علی محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فعظّموها و بجّلوها فإنّ اسم اللّه عزّ و جلّ فیها فی سبعین موضعا و لو یعلم النّاس ما فی قراءتها ما ترکوها.
[٣۵۴٣]١٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام:
أنّ النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم صلّی علی سعد بن معاذ فقال:لقد وافی من الملائکة سبعون ألفا و فیهم جبرئیل علیه السّلام یصلّون علیه،فقلت له:یا جبرئیل،بما یستحقّ صلاتکم علیه؟فقال:بقراءته قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ قائما و قاعدا و راکبا و ماشیا و ذاهبا و جائیا.
[٣۵۴۴]١۴-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد بن بشیر،عن عبید اللّه بن الدّهقان،عن درست،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من قرأ أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ عند النّوم وقی فتنة القبر.
[٣۵۴۵]١۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن إسماعیل بن بزیع،عن عبد اللّه بن الفضل النّوفلیّ،رفعه قال:
ما قرئت الحمد علی وجع سبعین مرّة إلاّ سکن.
ص :۵٨۴
روز تمام بگذرد و در نمازهای پنجگانه قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ نخواند به او گفته میشود:
ای بندۀ خدا تو از نمازگذاران نیستی.
[٣۵۴١]١١-ابو بکر حضرمی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس به خدا و روز جزا ایمان دارد خواندن سورۀ قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ پس از نماز واجب را رها نکند؛زیرا هرکس آن را بخواند خداوند خیر دنیا و آخرت را برایش جمع میکند و او و پدر و مادر و فرزندانش آمرزیده میشوند.
[٣۵۴٢]١٢-ابو حمزه در حدیثی بیسند روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
همانا سورۀ انعام یکباره نازل شد و هفتاد هزار فرشته آن را همراهی کردند تا بر محمد صلّی اللّه علیه و اله نازل گردید.پس آن را بزرگ شمارید و گرامی بدارید زیرا در هفتاد جای آن نام خداوند عزّتمند آمده است و اگر مردم میدانستند چه چیزی در خواندن آن است آن را رها نمیکردند.
[٣۵۴٣]١٣-سکونی از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که پیامبر بر جنازه سعد معاذ نماز خواند و سپس فرمود:هفتاد هزار فرشته که جبرئیل در میان آنان بود حاضر شده،بر او نماز خواندند.من گفتم ای جبرئیل چهچیزی او را سزاوار نماز شما کرده است؟او گفت:خواندن قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ در حال ایستاده و نشسته و سواره و پیاده و در حال رفتوآمد.
[٣۵۴۴]١۴-درست از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:هرکس در هنگام خواب أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ را بخواند از امتحان گور در امان خواهد بود.
[٣۵۴۵]١۵-عبد اللّه بن فضل نوفلی روایت کرده که معصوم علیه السّلام فرمودند:سورۀ حمد را هفتاد بار بر دردی نخواندم جز اینکه آرام گشت.
ص :۵٨۵
[٣۵۴۶]١۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن معاویة بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لو قرئت الحمد علی میّت سبعین مرّة ثمّ ردّت فیه الرّوح ما کان ذلک عجبا.
[٣۵۴٧]١٧-عنه،عن أحمد بن بکر،عن صالح،عن سلیمان الجعفریّ،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
سمعته یقول:ما من أحد فی حدّ الصّبا یتعهّد فی کلّ لیلة قراءة قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ و قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّٰاسِ کلّ واحدة ثلاث مرّات و قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ مائة مرّة فإن لم یقدر فخمسین إلاّ صرف اللّه عزّ و جلّ عنه کلّ لمم أو عرض من أعراض الصّبیان و العطاش و فساد المعدة و بدور الدّم أبدا ما تعوهد بهذا حتّی یبلغه الشّیب،فإن تعهّد نفسه بذلک أو تعوهد کان محفوظا إلی یوم یقبض اللّه عزّ و جلّ نفسه.
[٣۵۴٨]١٨-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن الحسین بن أحمد المنقریّ قال:
سمعت أبا إبراهیم علیه السّلام یقول:من استکفی بآیة من القرآن من الشّرق إلی الغرب کفی[إذا کان بیقین].
[٣۵۴٩]١٩-الحسین بن محمّد،عن أحمد بن إسحاق و علیّ بن إبراهیم، عن أبیه،جمیعا عن بکر بن محمّد الأزدیّ،عن رجل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام فی العوذة قال:
تأخذ قلّة جدیدة فتجعل فیها ماء ثمّ تقرأ علیها «إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» ثلاثین مرّة ثمّ تعلّق و تشرب منها و تتوضّأ و یزداد فیها ماء إن شاء اللّه.
[٣۵۵٠]٢٠-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن إدریس الحارثیّ،
ص :۵٨۶
[٣۵۴۶]١۶-معاویۀ عمّار روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:اگر بر مردهای هفتاد بار حمد خوانده شود و روح به بدنش بازگردد چیز شگفتی نیست.
[٣۵۴٧]١٧-سلیمان جعفری گفت:از حضرت ابو الحسن علیه السّلام شنیدم میفرماید:
هرکس در دوران کودکی با خود عهد کند که هر شب سهبار قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ و قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّٰاسِ و صد بار قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ بخواند اگر نتوانست پنجاه بار بخواند خداوند هرگونه جنون و بیماری کودکان و مرض تشنگی و خرابی معده و جوشش خون را برای همیشه از او دور میکند-تا زمانی که بر عهدش باقی بماند-تا پیر شود.آنگاه اگر خود آن را به عهده گیرد یا دیگری آن را به عهدهاش بگذارد تا روزی که خداوند عزّتمند جانش را بگیرد محفوظ میماند.
[٣۵۴٨]١٨-حسین بن احمد منقری گفته است:از امام کاظم علیه السّلام شنیدم میفرماید:هرکس یک آیه از آیات قرآن را برای خود از شرق تا غرب کافی شمارد او را کفایت میکند،[وقتی با یقین باشد].
[٣۵۴٩]١٩-مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام دربارۀ تعویذ فرمودند:
کوزهای تازه بگیر و آن را آب کن.سپس سی بار سورۀ إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ را بر آن بخوان و آن را آویزان کن و از آن بنوش و سپس وضو بگیر،اگر خدا بخواهد آب آن افزوده میشود.
[٣۵۵٠]٢٠-مفضّل عمر روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:ای مفضّل همۀ
ص :۵٨٧
عن محمّد بن سنان،عن مفضّل بن عمر قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:یا مفضّل،احتجز من النّاس کلّهم ب بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ و ب قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ اقرأها عن یمینک و عن شمالک و من بین یدیک و من خلفک و من فوقک و من تحتک،فإذا دخلت علی سلطان جائر فاقرأها حین تنظر إلیه ثلاث مرّات و اعقد بیدک الیسری ثمّ لا تفارقها حتّی تخرج من عنده.
[٣۵۵١]٢١-محمّد بن یحیی،عن عبد اللّه بن جعفر،عن السّیّاریّ،عن محمّد بن بکر،عن أبی الجارود،عن الأصبغ بن نباتة،عن أمیر المؤمنین صلوات اللّه علیه أنّه قال:
و الّذی بعث محمّدا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بالحقّ و أکرم أهل بیته ما من شیء تطلبونه من حرز:من حرق أو غرق أو سرق أو إفلات دابّة من صاحبها أو ضالّة أو آبق إلاّ و هو فی القرآن،فمن أراد ذلک فلیسألنی عنه،قال:فقام إلیه رجل فقال:یا أمیر المؤمنین،أخبرنی عمّا یؤمّن من الحرق و الغرق؟فقال:اقرأ هذه الآیات: اَللّٰهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتٰابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّی الصّٰالِحِینَ وَ مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ إلی قوله سبحانه و تعالی عَمّٰا یُشْرِکُونَ فمن قرأها فقد أمن الحرق و الغرق قال:فقرأها رجل و اضطرمت النّار فی بیوت جیرانه و بیته و سطها فلم یصبه شیء،ثمّ قام إلیه رجل آخر فقال:یا أمیر المؤمنین،إنّ دابّتی استصعبت علیّ و أنا منها علی وجل،فقال:اقرأ فی أذنها الیمنی وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ فقرأها فذلّت له دابّته و قام إلیه رجل آخر فقال:
یا أمیر المؤمنین،إنّ أرضی أرض مسبعة و إنّ السّباع تغشی منزلی و لا تجوز حتّی تأخذ فریستها،فقال:اقرأ لَقَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مٰا
ص :۵٨٨
مردم را با بسم اللّه الرحمن الرّحیم و قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ بازدار.آن را از راست و چپ و روبهرو و پشتسر و بالای سر و پایین پایت بخوان.و چون نزد فرمانروای ستمگری میروی هنگامی که چشم به او میافتد سه بار آن را بخوان و دست چپت را گره کن و از هم باز مکن تا از نزد او بیرون آیی.
[٣۵۵١]٢١-اصبغ نباته روایت کرده که امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمودند:سوگند به کسی که محمّد[درود خدا بر او و بر خاندانش]را به حق برانگیخت و خاندانش را گرامی داشت هیچ دعای ایمنی از سوختن یا غرق شدن یا دزدی یا گریختن چهارپا از صاحبش یا گمشده یا بندۀ فراری نیست جز آنکه در قرآن است و هر که آن را خواهد از من بپرسد.پس مردی برخاست و گفت:ای امیر مؤمنان مرا از آنچه از سوختن و غرق شدن در امان میدارد آگاه کن.امام علیه السّلام فرمودند:این آیات را بخوان: اَللّٰهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتٰابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّی الصّٰالِحِینَ. [اعراف(٧):١٩۶]و مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ تا آنجا که فرمود: سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ [زمر(٣٩):
۶٧]که هرکس آنها را بخواند از سوختن و غرق شدن در امان است.راوی گفته است:مردی آنها را خواند و وقتی آتش در خانۀ همسایگانش افتاد،به خانۀ او که در میان آنها بود هیچ آسیبی نرسید.سپس مرد دیگری برخاست عرض کرد:ای امیر مؤمنان!چهارپای من چموشی میکند و من از آن در هراسم.حضرت فرمود:در گوش راستش این آیه را بخوان: وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ. [آل عمران(٣):٨٣]و او آن آیه را خواند و چهارپایش رام گردید-و مرد دیگری برخاست و گفت:ای امیر مؤمنان سرزمینی که در آن زندگی میکنم پر از درنده است و درندگان داخل خانۀ من میشوند و تا شکار خود را برنگیرند بیرون نمیروند.امام علیه السّلام فرمودند:بخوان: لَقَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مٰا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ فَإِنْ تَوَلَّوْا
ص :۵٨٩
عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ* فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ فقرأهما الرّجل فاجتنبته السّباع، ثمّ قام إلیه آخر فقال:یا أمیر المؤمنین،إنّ فی بطنی ماء أصفر فهل من شفاء؟ فقال:نعم بلا درهم و لا دینار و لکن اکتب علی بطنک آیة الکرسیّ و تغسلها و تشربها و تجعلها ذخیرة فی بطنک فتبرأ بإذن اللّه عزّ و جلّ ففعل الرّجل فبرأ بإذن اللّه،ثمّ قام إلیه آخر فقال:یا أمیر المؤمنین،أخبرنی عن الضّالّة؟فقال:
اقرأ یس فی رکعتین و قل:یا هادی الضّالّة ردّ علیّ ضالّتی ففعل فردّ اللّه عزّ و جلّ علیه ضالّته،ثمّ قام إلیه آخر فقال:یا أمیر المؤمنین،أخبرنی عن الآبق، فقال:اقرأ أَوْ کَظُلُمٰاتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشٰاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ إلی قوله وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللّٰهُ لَهُ نُوراً فَمٰا لَهُ مِنْ نُورٍ، فقالها الرّجل فرجع إلیه الآبق،ثمّ قام إلیه آخر فقال:یا أمیر المؤمنین،أخبرنی عن السّرق فإنّه لا یزال قد یسرق لی الشّیء بعد الشّیء لیلا؟فقال له:اقرأ إذا أویت إلی فراشک: قُلِ ادْعُوا اللّٰهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمٰنَ أَیًّا مٰا تَدْعُوا إلی قوله وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیراً ثمّ قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:
من بات بأرض قفر فقرأ هذه الآیة: إِنَّ رَبَّکُمُ اللّٰهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ إلی قوله تبارک اللّه رَبُّ الْعٰالَمِینَ حرسته الملائکة و تباعدت عنه الشّیاطین.قال:فمضی الرّجل فإذا هو بقریة خراب فبات فیها و لم یقرأ هذه الآیة فتغشّاه الشّیطان و إذا هو آخذ بخطمه، فقال له صاحبه:أنظره و استیقظ الرّجل فقرأ الآیة فقال الشّیطان لصاحبه:أرغم اللّه أنفک احرسه الآن حتّی یصبح،فلمّا أصبح رجع إلی أمیر المؤمنین علیه السّلام فأخبره و قال له:رأیت فی کلامک الشّفاء و الصّدق و مضی بعد طلوع الشّمس
ص :۵٩٠
فَقُلْ حَسْبِیَ اللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ [توبه(٩):١٢٨ و ١٢٩] و آن مرد آن آیهها را خواند و درندهها از او دور شدند.سپس مرد دیگری برخاست و گفت:ای امیر مؤمنان در شکم من آب زردی است آیا شفایی دارد؟امام علیه السّلام فرمود:بله بیآنکه درهم و دیناری خرج کنی.روی شکمت آیة الکرسی بنویس و آن را بشوی و بنوش و آن را در شکمت نگهدار.که به اذن خدا بهبود مییابی -و آن مرد چنین کرد و با اذن خدا بهبود یافت-سپس مرد دیگری برخاست و گفت ای امیر مؤمنان،مرا از دعای گمشده آگاه کن.امام علیه السّلام فرمودند:سورۀ یاسین را در دو رکعت بخوان و بگو:ای هدایتگر گمشدگان،گمشدهام را به من بازگردان-و آن مرد چنین کرد و خداوند گمشدهاش را به او بازگرداند-سپس مرد دیگری برخاست و گفت:ای امیر مؤمنان مرا از دعای بندۀ فراری خبر ده.امام علیه السّلام فرمودند:
این آیه را بخوان: أَوْ کَظُلُمٰاتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشٰاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ -تا اینجا که فرمود- وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللّٰهُ لَهُ نُوراً فَمٰا لَهُ مِنْ نُورٍ [نور(٢۴):۴٠]و مرد آن را خواند و بندۀ فراری به سویش بازگشت-سپس مرد دیگری برخاست و گفت:ای امیر مؤمنان درباره تعویذ دزدی به من خبر ده که پیوسته هرشب چیزی از من دزدیده میشود.امام علیه السّلام فرمودند:هنگامی که به بستر رفتی بگو: قُلِ ادْعُوا اللّٰهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمٰنَ أَیًّا مٰا تَدْعُوا... کَبِّرْهُ تَکْبِیراً [اسراء(١٧):١١٠ و ١١١]سپس حضرت فرمودند:هرکس شب را در بیابانی بیسکنه بگذراند و این آیه را بخواند: إِنَّ رَبَّکُمُ اللّٰهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ... تَبٰارَکَ اللّٰهُ رَبُّ الْعٰالَمِینَ [اعراف(٧):۵۴]فرشتگان از او نگهبانی میکنند و شیاطین از او دور میگردند.راوی گفته:و مردی به سفر رفت و به دهی ویرانه رسید و شب را در آنجا به سر برد ولی این آیه را نخواند پس شیطان در او پیچید و بینیاش را گرفت آنگاه همراهش به او گفت:مهلتش بده و آن مرد بیدار شد و آن آیه را خواند،پس شیطان به همراهش گفت:خدا بینی تو را به خاک بمالد.اکنون تا صبح برایش نگهبانی کن و هنگامی که مرد صبح از خواب برخاست به سوی امیر مؤمنان علیه السّلام بازگشت و به او خبر داد و گفت در سخنت شفاء و راستی دیدم و پس از برآمدن آفتاب
ص :۵٩١
فإذا هو بأثر شعر الشّیطان مجتمعا فی الأرض.
[٣۵۵٢]٢٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن سلمة بن محرز قال:
سمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول:من لم یبرئه الحمد لم یبرئه شیء.
[٣۵۵٣]٢٣-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن إسماعیل بن مهران، عن صفوان بن یحیی،عن عبد اللّه بن سنان:عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّه قال:
من قرأ إذا أوی إلی فراشه قُلْ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ و قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ کتب اللّه عزّ و جلّ له براءة من الشّرک.
[٣۵۵۴]٢۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن علیّ بن معبد،عن أبیه،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّه قال:
لا تملّوا من قراءة إِذٰا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزٰالَهٰا، فإنّه من کانت قراءته بها فی نوافله لم یصبه اللّه عزّ و جلّ بزلزلة أبدا و لم یمت بها و لا بصاعقة و لا بآفة من آفات الدّنیا حتّی یموت و إذا مات نزل علیه ملک کریم من عند ربّه فیقعد عند رأسه فیقول:یا ملک الموت،ارفق بولیّ اللّه فإنّه کان کثیرا ما یذکرنی و یذکر تلاوة هذه السّورة و تقول له السّورة مثل ذلک و یقول ملک الموت:قد أمرنی ربّی أن أسمع له و أطیع و لا أخرج روحه حتّی یأمرنی بذلک فإذا أمرنی أخرجت روحه و لا یزال ملک الموت عنده حتّی یأمره بقبض روحه و إذا کشف له الغطاء فیری منازله فی الجنّة فیخرج روحه من ألین ما یکون من العلاج ثمّ یشیّع روحه إلی الجنّة سبعون ألف ملک یبتدرون بها إلی الجنّة.
ص :۵٩٢
که به آنجا رفت ردّی از موی گرد آمدۀ شیطان را در زمین دید.
[٣۵۵٢]٢٢-سلمۀ محرز گفت:از امام باقر علیه السّلام شنیدم فرمودند:هرکس که سورۀ حمد او را بهبود نبخشد هیچچیز او را بهبود نمیبخشد.
[٣۵۵٣]٢٣-عبد اللّه سنان روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس هنگامی که به بستر میرود قُلْ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ و قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ را بخواند خداوند عزّتمند برایش بیزاری از شرک را مینویسد.
[٣۵۵۴]٢۴-مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:از خواندن إِذٰا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزٰالَهٰا خسته نشوید؛زیرا هرکس در نافلههایش آن را بخواند خداوند هرگز او را به زلزله دچار نکند و با زلزله و آذرخش و آفتی از آفتاب دنیا نمیرد تا از دنیا برود و هنگامی که بمیرد فرشتهای بزرگوار از نزد پروردگارش فرودآمده، کنار سرش مینشیند و میگوید:ای فرشتۀ مرگ با دوست خدا مدارا کن؛زیراکه او بسیار مرا یاد میکرد و این سوره را میخواند.و آن سورۀ نیز مانند همان را میگوید.و فرشتۀ مرگ میگوید پروردگارم به من دستور داده است که سخن این شخص را بشنوم و از او اطاعت کنم و روحش را از بدنش بیرون نبرم تا مرا به آن فرمان دهد و چون به من فرمان داد روحش را خارج میکنم.و پیوسته در نزد او است تا او را به گرفتن روحش فرمان دهد و او چون پرده از مقابل دیدگانش کنار رود و جایگاهش را در بهشت ببیند جانش به لطیفترین صورت خارج میشود و سپس هفتاد هزار فرشته جان او را تا بهشت همراهی میکنند تا او را شتابان به بهشت رسانند.
ص :۵٩٣
باب النّوادر
[٣۵۵۵]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن مهران،عن عبیس بن هشام،عمّن ذکره،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قرّاء القرآن ثلاثة:رجل قرأ القرآن فاتّخذه بضاعة و استدرّ به الملوک و استطال به علی النّاس و رجل قرأ القرآن فحفظ حروفه و ضیّع حدوده و أقامه إقامة القدح فلا کثّر اللّه هؤلاء من حملة القرآن و رجل قرأ القرآن فوضع دواء القرآن علی داء قلبه فأسهر به لیله و أظمأ به نهاره و قام به فی مساجده و تجافی به عن فراشه،فبأولئک یدفع اللّه العزیز الجبّار البلاء و بأولئک یدیل اللّه عزّ و جلّ من الأعداء و بأولئک ینزّل اللّه عزّ و جلّ الغیث من السّماء،فو اللّه لهؤلاء فی قرّاء القرآن أعزّ من الکبریت الأحمر.
[٣۵۵۶]٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،جمیعا عن ابن محبوب،عن أبی حمزة،عن أبی یحیی،عن الأصبغ بن نباتة قال:
سمعت أمیر المؤمنین علیه السّلام یقول:نزل القرآن أثلاثا،ثلث فینا و فی عدوّنا و ثلث سنن و أمثال و ثلث فرائض و أحکام.
[٣۵۵٧]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن الحجّال،عن علیّ بن عقبة،عن داود بن فرقد،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ القرآن نزل أربعة أرباع:ربع حلال و ربع حرام و ربع سنن و أحکام و ربع خبر ما کان قبلکم و نبأ ما یکون بعدکم و فصل ما بینکم.
[٣۵۵٨]۴-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،عن إسحاق بن عمّار،عن أبی بصیر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ص :۵٩۴
[٣۵۵۵]١-مردی روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:قاریان قرآن سه دستهاند:
کسی که قرآن بخواند و آن را کالا بداند و بهوسیلۀ آن پادشاهان را بدوشد و بر مردم گردنفرازی کند.
و کسی که قرآن بخواند و حروفش را حفظ کرده،احکامش را تباه سازد و آن را چون جام آبی بردارد که خداوند حاملان قرآن اینچنین را زیاد نگرداند.
و کسی که قرآن بخواند و داروی آن را بر درد دلش بگذارد،پس شبش را با آن بیدار باشد و روزها به سبب آن تشنگی بکشد و در عبادتهایش آن را بهپا دارد.
و پهلو از بستر بردارد.با اینان است که خداوند شکستناپذیر چیرهگر بلاء را دور میسازد و به سبب آنان است که خداوند بر دشمنان پیروز میگرداند و به خاطر ایشان است که خداوند باران از آسمان نازل میکند و به خدا سوگند اینان در میان قاریان قرآن از کبریت احمر کمیابترند.
[٣۵۵۶]٢-اصبغ نباته گفت:از امیر مؤمنان علیه السّلام شنیدم میفرماید:قرآن در سه بخش نازل گردید:یک سوم دربارۀ ما و دربارۀ دشمن ما یک سوم دربارۀ سنّتها و امثال و یک سوم دربارۀ واجبات و احکام.
[٣۵۵٧]٣-مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:قرآن در چهار بخش نازل شده است:یک چهارم حلال،یک چهارم حرام،یک چهارم سنّتها و احکام و یکچهارم حکایت گذشته و آگاهی از آینده و داوری در میان شما.
[٣۵۵٨]۴-ابو بصیر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:قرآن بر چهار بخش
ص :۵٩۵
نزل القرآن أربعة أرباع:ربع فینا و ربع فی عدوّنا و ربع سنن و أمثال و ربع فرائض و أحکام.
[٣۵۵٩]۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد و سهل بن زیاد،عن منصور بن العبّاس،عن محمّد بن الحسن السّریّ،عن عمّه علیّ بن السّریّ عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
أوّل ما نزل علی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:بسم اللّه الرّحمن الرّحیم اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ و آخره إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ.
[٣۵۶٠]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه و محمّد بن القاسم،عن محمّد بن سلیمان،عن داود،عن حفص بن غیاث،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ: شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ و إنّما أنزل فی عشرین سنة بین أوّله و آخره؟فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام:نزل القرآن جملة واحدة فی شهر رمضان إلی البیت المعمور ثمّ نزل فی طول عشرین سنة،ثمّ قال:قال النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:نزلت صحف إبراهیم فی أوّل لیلة من شهر رمضان و أنزلت التّوراة لستّ مضین من شهر رمضان و أنزل الإنجیل لثلاث عشرة لیلة خلت من شهر رمضان و أنزل الزّبور لثمان عشر خلون من شهر رمضان و أنزل القرآن فی ثلاث و عشرین من شهر رمضان.
[٣۵۶١]٧-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن محمّد بن عیسی،عن بعض رجاله،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا تتفأّل بالقرآن.
[٣۵۶٢]٨-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن صفوان،عن ابن مسکان،عن محمّد بن الورّاق قال:
ص :۵٩۶
نازل شده است یک چهارم دربارۀ ما،یک چهارم دربارۀ دشمنان ما،یک چهارم در سنّتها و امثال و یک چهارم در واجبات و احکام.
[٣۵۵٩]۵-علی سرّی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:اولین چیزی که بر رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-نازل شده: بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ و آخریش إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ بود.
[٣۵۶٠]۶-حفص غیاث گفت:از امام صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه:«ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شد».پرسیدم و گفتم:مگر قرآن از اول تا آخرش در بیست سال نازل نشده است؟امام صادق علیه السّلام فرمودند:قرآن به تمامی در ماه رمضان به بیت المعمور نازل شد و سپس در طول بیست سال فرود آمد.سپس فرمودند:پیامبر گرامی فرموده است:صحف حضرت ابراهیم در اولین شب از ماه رمضان،تورات در شب ششم ماه رمضان،انجیل در شب سیزدهم،زبور در شب هجدهم ماه رمضان و قرآن در شب بیست و سوم ماه رمضان نازل شد.
[٣۵۶١]٧-مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:با قرآن فال نزن.
[٣۵۶٢]٨-محمد ورّاق گفت:کتابی را که در آن قرآنی مهرشده و اعرابگذاری
ص :۵٩٧
عرضت علی أبی عبد اللّه علیه السّلام کتابا فیه قرآن مختّم معشّر بالذّهب و کتب فی آخره سورة بالذّهب فأریته إیّاه فلم یعب فیه شیئا إلاّ کتابه القرآن بالذّهب و قال:لا یعجبنی أن یکتب القرآن إلاّ بالسّواد کما کتب أوّل مرّة.
[٣۵۶٣]٩-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن عیسی،عن یاسین الضّریر،عن حریز،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال:تأخذ المصحف فی الثّلث الثّانی من شهر رمضان فتنشره و تضعه بین یدیک و تقول:«اللّهمّ إنّی أسألک بکتابک المنزل و ما فیه و فیه اسمک الأعظم الأکبر و أسماؤک الحسنی و ما یخاف و یرجی أن تجعلنی من عتقائک من النّار»و تدعو بما بدا لک من حاجة.
[٣۵۶۴]١٠-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن سالم،عن أحمد بن النّضر،عن عمرو بن شمر،عن جابر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
لکلّ شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان.
[٣۵۶۵]١١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن سنان أو عن غیره،عمّن ذکره قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن القرآن و الفرقان أهما شیئان أو شیء واحد؟ فقال علیه السّلام:القرآن جملة الکتاب و الفرقان المحکم الواجب العمل به.
[٣۵۶۶]١٢-الحسین بن محمّد،عن علیّ بن محمّد،عن الوشّاء،عن جمیل بن درّاج،عن محمّد بن مسلم،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ القرآن واحد نزل من عند واحد و لکنّ الاختلاف یجیء من قبل الرّواة.
[٣۵۶٧]١٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عمر بن أذینة، عن الفضیل بن یسار قال:
ص :۵٩٨
شده با طلا بود و در آخرش سورهای با طلا نوشته شده بود به امام صادق علیه السّلام نشان دادم.امام علیه السّلام هیچ ایرادی جز نوشته شدناش با طلا بر آن نگرفتند و فرمودند:
دوست ندارم قرآن با چیزی جز مرکب سیاه نگاشته شود چنانکه نخستینبار با آن نوشته شد.
[٣۵۶٣]٩-زراره روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:در دهۀ دوم ماه رمضان قرآن را بردار و باز کن و در برابرت قرار داده بگو:«خداوندا من به حقّ کتاب نازل شدهات و آنچه در آن است که اسم اعظم بزرگتر تو و اسمای نیکوی تو است و آنچه به آن بیم و امید رود از تو میخواهم که مرا از آزادشدگان از دوزخ قرار دهی»و آنگاه هر حاجتی که به نظرت میرسد بخواه.
[٣۵۶۴]١٠-جابر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هرچیز بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.
[٣۵۶۵]١١-مردی گفته است از امام صادق علیه السّلام پرسیدم آیا قرآن و فرقان دو چیزند یا یک چیز؟امام علیه السّلام فرمودند:قرآن همۀ کتاب است و فرقان محکمات است که عمل به آن واجب است.
[٣۵۶۶]١٢-زراره روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:همانا قرآن یکی است و از نزد یگانه نازل شده است و اختلاف از جانب راویان آن میآید.
[٣۵۶٧]١٣-فضیل یسار گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:این مردم میگویند
ص :۵٩٩
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:إنّ النّاس یقولون:إنّ القرآن نزل علی سبعة أحرف، فقال:کذبوا أعداء اللّه و لکنّه نزل علی حرف واحد من عند الواحد.
[٣۵۶٨]١۴-محمّد بن یحیی،عن عبد اللّه بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن عبد اللّه بن بکیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
نزل القرآن بإیّاک أعنی و اسمعی یا جارة.
و فی روایة أخری،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:معناه ما عاتب اللّه عزّ و جلّ به علی نبیّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فهو یعنی به ما قد مضی فی القرآن مثل قوله وَ لَوْ لاٰ أَنْ ثَبَّتْنٰاکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئاً قَلِیلاً عنی بذلک غیره.
[٣۵۶٩]١۵-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن الحکم،عن عبد اللّه بن جندب،عن سفیان بن السّمط قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن تنزیل القرآن،قال:اقرءوا کما علّمتم.
[٣۵٧٠]١۶-علیّ بن محمّد،عن بعض أصحابه،عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر قال:
دفع إلیّ أبو الحسن علیه السّلام مصحفا و قال:لا تنظر فیه،ففتحته و قرأت فیه: لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا فوجدت فیها اسم سبعین رجلا من قریش باسمائهم و أسماء آبائهم،قال:فبعث إلیّ:ابعث إلیّ بالمصحف.
[٣۵٧١]١٧-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن حسین بن سعید،عن النّضر بن سوید،عن القاسم بن سلیمان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أبی علیه السّلام:ما ضرب رجل القرآن بعضه ببعض إلاّ کفر.
[٣۵٧٢]١٨-عنه،عن الحسین بن النّضر،عن القاسم بن سلیمان،عن أبی مریم الأنصاریّ،عن جابر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ص :۶٠٠
قرآن بر هفت حرف نازل شده است،امام علیه السّلام فرمود:دروغ میگویند:قرآن بر یک حرف و از نزد یگانه نازل شد.
[٣۵۶٨]١۴-عبد اللّه بکیر روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:قرآن به شیوۀ «به در میگویند که دیوار بشنود»نازل شد و در روایت دیگر است که امام صادق علیه السّلام فرمودند:معنیاش این است که وقتی خداوند عزّتمند پیامبرش را سرزنش کرده،مقصودش چیزی است که در قرآن گذشته است.
مانند آنجا که فرمود:(اگر نبود که ما تو را پابرجا نگه داشتیم نزدیک بود که اندکی به آنان تکیه کنی)[اسراء(١٧):٧۴]که با آن جز او را قصد کرده است.
[٣۵۶٩]١۵-سفیان سمط گفت:از امام صادق علیه السّلام دربارۀ نازل شدن قرآن پرسیدم.
امام علیه السّلام فرمودند:همانگونه که آموختید بخوانید.
[٣۵٧٠]١۶-احمد بن محمد ابو نصر گفت:حضرت ابو الحسن علیه السّلام مصحفی به من داد و فرمود:در آن نگاه مکن.من آن را گشودم و آیۀ لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا را خواندم و در آن نام هفتاد مرد از قریش را با نام خودشان و پدرانشان یافتم.آنگاه امام علیه السّلام به دنبالم فرستاد که مصحف را به نزد من بفرست.
[٣۵٧١]١٧-قاسم سلیمان روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمود:پدرم علیه السّلام فرمودند:کسی قرآن را برهم نزد جز اینکه کافر شد.
[٣۵٧٢]١٨-جابر گفت از امام باقر علیه السّلام شنیدم میفرماید:قرآنی در دریا افتاد و چون
ص :۶٠١
سمعته یقول:وقع مصحف فی البحر فوجدوه و قد ذهب ما فیه إلاّ هذه الآیة: أَلاٰ إِلَی اللّٰهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ.
[٣۵٧٣]١٩-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الوشّاء،عن أبان، عن میمون القدّاح قال:
قال لی أبو جعفر علیه السّلام:اقرأ،قلت:من أیّ شیء أقرأ؟قال:من السّورة التّاسعة،قال:فجعلت ألتمسها فقال:اقرأ من سورة یونس،قال:فقرأت لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا الْحُسْنیٰ وَ زِیٰادَةٌ وَ لاٰ یَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لاٰ ذِلَّةٌ قال:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إنّی لأعجب کیف لا أشیب إذا قرأت القرآن.
[٣۵٧۴]٢٠-علیّ بن محمّد،عن صالح بن أبی حمّاد،عن الحجّال،عمّن ذکره،عن أحدهما علیه السّلام قال:
سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ: بِلِسٰانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ قال:یبین الألسن و لا تبینه الألسن.
[٣۵٧۵]٢١-أحمد بن محمّد بن أحمد،عن محمّد بن أحمد النّهدیّ،عن محمّد بن الولید،عن أبان،عن عامر بن عبد اللّه بن جذاعة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما من عبد یقرأ آخر الکهف إلاّ تیقّظ فی السّاعة الّتی یرید.
[٣۵٧۶]٢٢-أبو علیّ الأشعریّ و غیره،عن الحسن بن علیّ الکوفیّ،عن عثمان بن عیسی،عن سعید بن یسار قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:سلیم مولاک ذکر أنّه لیس معه من القرآن إلاّ سورة یس،فیقوم من اللّیل فینفد ما معه من القرآن أیعید ما قرأ؟قال:نعم لا بأس.
[٣۵٧٧]٢٣-محمّد بن یحیی،عن محمّد بن الحسین،عن عبد الرّحمن بن أبی هاشم،عن سالم بن سلمة قال:
ص :۶٠٢
آن را یافتند.هرچه در آن بود رفته بود جز این آیه(هان که همۀ کارها به سوی خدا بازمیگردد).[شوری(۴٢):۵٣]
[٣۵٧٣]١٩-میمون قدّاح گفت:امام باقر علیه السّلام به من فرمود:بخوان.من عرض کردم:از کجا بخوانم؟امام علیه السّلام فرمود:از سورۀ نهم.من شروع به جستوجوی آن کردم.امام علیه السّلام فرمودند:از سورۀ یونس بخوان.من این آیه را خواندم:
(برای کسانی که نیکی کردند نیکی و فزونی است و تیرگی و خواری چهرۀ آنها را نپوشاند).[یونس(١٠):٢۶]حضرت فرمود:تو را بس است که رسول خدا [درود خدا بر او و خاندانش]فرمود:من در شگفتم که چگونه وقتی قرآن میخوانم پیر نمیشوم.
[٣۵٧۴]٢٠-مردی گفته است:از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام دربارۀ این سخن خداوند پرسیدم:«به زبان عربی آشکار».فرمودند:یعنی زبانها را آشکار میکند و هیچ زبان دیگری آن را آشکار نمیکند.
[٣۵٧۵]٢١-عامر بن عبد اللّه جذاعه روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
هربندهای آخر سورۀ کهف را بخواند در هر ساعتی بخواهد از خواب بیدار میشود.
[٣۵٧۶]٢٢-سعید یسار گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:غلام تو سلیم گفته که از قرآن جز سورۀ یاسین را در حفظ ندارد.آنگاه شب برمیخیزد و آنچه از قرآن به یاد دارد تا به پایان میخواند.آیا آنچه را خوانده تکرار کند؟امام علیه السّلام فرمود:بله.عیبی ندارد.
[٣۵٧٧]٢٣-سالم سلمه گفت:مردی برای امام صادق علیه السّلام چند کلمه از قرآن خواند
ص :۶٠٣
قرأ رجل علی أبی عبد اللّه علیه السّلام و أنا أستمع حروفا من القرآن لیس علی ما یقرأها النّاس،فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام:کفّ عن هذه القراءة،اقرأ کما یقرأ النّاس حتّی یقوم القائم علیه السّلام،فإذا قام القائم علیه السّلام قرأ کتاب اللّه عزّ و جلّ علی حدّه و أخرج المصحف الّذی کتبه علیّ علیه السّلام و قال:أخرجه علیّ علیه السّلام إلی النّاس حین فرغ منه و کتبه فقال لهم:هذا کتاب اللّه عزّ و جلّ کما أنزله[اللّه]علی محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و قد جمعته من اللّوحین،فقالوا:هو ذا عندنا مصحف جامع فیه القرآن لا حاجة لنا فیه،فقال:أما و اللّه ما ترونه بعد یومکم هذا أبدا،إنّما کان علیّ أن أخبرکم حین جمعته لتقرءوه.
[٣۵٧٨]٢۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن صفوان،عن سعید بن عبد اللّه الأعرج قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الرّجل یقرأ القرآن ثمّ ینساه ثمّ یقرأه ثمّ ینساه أ علیه فیه حرج؟فقال:لا.
[٣۵٧٩]٢۵-علیّ،عن أبیه،عن النّضر بن سوید،عن القاسم بن سلیمان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أبی علیه السّلام:ما ضرب رجل القرآن بعضه ببعض إلاّ کفر.
[٣۵٨٠]٢۶-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد و محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،جمیعا عن ابن محبوب،عن جمیل،عن سدیر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
سورة الملک هی المانعة تمنع من عذاب القبر و هی مکتوبة فی التّوراة سورة الملک و من قرأها فی لیلته فقد أکثر و أطاب و لم یکتب بها من الغافلین و إنّی لأرکع بها بعد عشاء الآخرة و أنا جالس و إنّ والدی علیه السّلام کان یقرأها فی
ص :۶٠۴
و من شنیدم و چنان نبود که این مردم میخوانند.آنگاه امام صادق علیه السّلام فرمودند:
از این قرائت خودداری کن.تا قائم ما قیام کند.چنان بخوان که مردم میخوانند که چون امام قائم علیه السّلام ظهور کند کتاب خدای عزّتمند را بر جدّش میخواند.
و مصحفی را که علی علیه السّلام نوشته بود بیرون آورد و فرمود:علی علیه السّلام این را هنگامی که از آن فراغت یافت و نوشت به نزد مردم برد و به ایشان فرمود:این کتاب خداوند عزّتمند است چنانکه بر محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-فرو فرستاده است.و من آن را از دو لوح فراهم آوردم.آنان گفتند:اکنون هم در نزد ما مصحفی است که همه قرآن در آن است و ما نیازی به قرآن تو نداریم.و حضرت فرمود:هان به خدا سوگند پس از این هرگز آن را نخواهید دید.بر من واجب بود هنگامی که آن را فراهم ساختم شما را آگاهم کنم تا آن را بخوانید.
[٣۵٧٨]٢۴-سعید بن عبد اللّه اعرج گفت:از امام صادق علیه السّلام دربارۀ مردی که قرآن میآموزد و سپس فراموش میکند و سپس میآموزد و باز فراموش میکند پرسیدم:آیا بر او عیبی است؟امام علیه السّلام فرمودند:نه.
[٣۵٧٩]٢۵-قاسم سلیمان روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:پدرم علیه السّلام فرمودند:هیچ کسی قرآن را برهم نزد جز اینکه کافر شد.
[٣۵٨٠]٢۶-سدیر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:سورۀ ملک بازدارنده است،از عذاب قبر بازمیدارد و در تورات نیز بهنام سورۀ ملک نوشته شده است.و هرکس آن را در شب بخواند پر و نیکو کرده است و در آن شب از گروه غافلان نوشته نمیشود و من آن را پس از نماز عشاء هنگامی که[برای نماز و تیره]نشستهام در رکوع میخوانم و پدرم آن را هرروز و شب میخواند
ص :۶٠۵
یومه و لیلته و من قرأها إذا دخل علیه فی قبره ناکر و نکیر من قبل رجلیه قالت رجلاه لهما:لیس لکما إلی ما قبلی سبیل،قد کان هذا العبد یقوم علیّ فیقرأ سورة الملک فی کلّ یوم و لیلته؛و إذا أتیاه من قبل جوفه قال لهما:لیس لکما إلی ما قبلی سبیل،قد کان هذا العبد أوعانی سورة الملک؛و إذا أتیاه من قبل لسانه قال لهما:لیس لکما إلی ما قبلی سبیل،قد کان هذا العبد یقرأ بی فی کلّ یوم و لیلة سورة الملک.
[٣۵٨١]٢٧-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن عبد اللّه بن فرقد و المعلّی بن خنیس قالا:
کنّا عند أبی عبد اللّه علیه السّلام و معنا ربیعة الرّأی فذکرنا فضل القرآن،فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إن کان ابن مسعود لا یقرأ علی قراءتنا فهو ضالّ،فقال ربیعة:
ضالّ؟فقال:نعم ضالّ،ثمّ قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:أمّا نحن فنقرأ علی قراءة أبیّ.
[٣۵٨٢]٢٨-علیّ بن الحکم،عن هشام بن سالم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ القرآن الّذی جاء به جبرئیل علیه السّلام إلی محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم سبعة عشر ألف آیة.
تمّ کتاب فضل القرآن بمنّه و جوده و یتلوه کتاب العشرة.
ص :۶٠۶
و هرکس آن را بخواند هنگامی که ناکر و نکیر از سوی دو پایش داخل قبر او شوند،پاهایش به آنها میگویند:از سوی ما راهی ندارید زیرا این بنده بر ما میایستاد و هر روز و شب سورۀ ملک را میخواند و هرگاه از جانب سینهاش داخل شوند او به آنها میگوید:از جانب من راهی برای شما نیست.این بنده سورۀ ملک را در من جای داد.و هرگاه از جانب زبانش به سوی او آیند به آن دو میگوید:از سوی من راهی ندارید که این بنده به وسیلۀ من هر روز و شب سورۀ ملک را تلاوت میکرد.
[٣۵٨١]٢٧-عبد اللّه فرقد و معلّی بن خنیس گفتهاند:نزد امام صادق علیه السّلام بودیم و ربیعة الرای با ما بود که از فضل قرآن سخن به میان آورد و امام علیه السّلام فرمود:
اگر ابن مسعود بر قرائت ما قرآن نمیخواند گمراه است.ربیعه گفت:گمراه است؟امام علیه السّلام فرمود:بله گمراه است.سپس امام صادق علیه السّلام فرمود:ما به قرائت ابّی قرآن میخوانیم.
[٣۵٨٢]٢٨-هشام سالم روایت کرده امام صادق علیه السّلام فرمودند:قرآنی که جبرئیل علیه السّلام برای محمد-درود خدا بر او و خاندانش-آورده هفده هزار آیه داشت.
ص :۶٠٧
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
کتاب العشرة باب ما یجب من المعاشرة
[٣۵٨٣]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن حدید،عن مرازم قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:علیکم بالصّلاة فی المساجد و حسن الجوار للنّاس و إقامة الشّهادة و حضور الجنائز إنّه لا بدّ لکم من النّاس،إنّ أحدا لا یستغنی عن النّاس حیاته و النّاس لا بدّ لبعضهم من بعض.
[٣۵٨۴]٢-محمّد بن إسماعیل،عن الفضل بن شاذان و أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،جمیعا عن صفوان بن یحیی،عن معاویة بن وهب قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:کیف ینبغی لنا أن نصنع فیما بیننا و بین قومنا و فیما بیننا و بین خلطائنا من النّاس،قال:فقال:تؤدّون الأمانة إلیهم و تقیمون الشّهادة لهم و علیهم و تعودون مرضاهم و تشهدون جنائزهم.
[٣۵٨۵]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن الحسین بن سعید و محمّد بن خالد،جمیعا عن القاسم بن محمّد،عن حبیب الخثعمیّ قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:علیکم بالورع و الاجتهاد و اشهدوا الجنائز و عودوا المرضی و احضروا مع قومکم مساجدکم و أحبّوا للنّاس ما تحبّون لأنفسکم،أما یستحیی الرّجل منکم أن یعرف جاره حقّه و لا یعرف حقّ جاره.
ص :۶٠٨
بهنام خداوند رحمتگر مهربان
[٣۵٨٣]١-مرازم روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمود:بر شما باد نماز در مساجد و نیکهمسایگی با مردم و ادای شهادت.و حضور در تشییع جنازهها؛ زیرا شما از مردم ناچارید و هیچکس در زندگیاش از مردم بینیاز نیست و وجود مردم برای یکدیگر ضروری است.
[٣۵٨۴]٢-معاویۀ وهب گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:چگونه سزاوار است ما در میان خود و اقواممان و کسانی که با آنان میآمیزیم رفتار کنیم؟امام علیه السّلام فرمود:امانت آنها را بپردازید،به سود و زیانشان گواهی دهید،از بیمارانشان عیادت کنید و در تشییع جنازههایشان حاضر شوید.
[٣۵٨۵]٣-حبیب خثعمی گفت از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:بر شما باد به پرهیزگاری و کوشش[در دین]جنازهها را تشییع کنید.از بیماران عیادت کنید با خویشانتان در مساجدتان حاضر شوید و هرآنچه برای خود میپسندید برای مردم نیز دوست بدارید.آیا هیچیک از شما شرم نمیکند که به همسایه حقّش را بشناساند ولی خود حقّ همسایهاش را نشناسد؟
ص :۶٠٩
[٣۵٨۶]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن معاویة بن وهب قال:
قلت له:کیف ینبغی لنا أن نصنع فیما بیننا و بین قومنا و بین خلطائنا من النّاس ممّن لیسوا علی أمرنا؟قال:تنظرون إلی أئمّتکم الّذین تقتدون بهم فتصنعون ما یصنعون فو اللّه إنّهم لیعودون مرضاهم و یشهدون جنائزهم و یقیمون الشّهادة لهم و علیهم و یؤدّون الأمانة إلیهم.
[٣۵٨٧]۵-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار و محمّد بن إسماعیل،عن الفضل بن شاذان،جمیعا عن صفوان بن یحیی،عن أبی أسامة زید الشّحّام قال:
قال لی أبو عبد اللّه علیه السّلام:اقرأ علی من تری أنّه یطیعنی منهم و یأخذ بقولی السّلام و أوصیکم بتقوی اللّه عزّ و جلّ و الورع فی دینکم و الاجتهاد للّه و صدق الحدیث و أداء الأمانة و طول السّجود و حسن الجوار فبهذا جاء محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم،أدّوا الأمانة إلی من ائتمنکم علیها برّا أو فاجرا فإنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کان یأمر بأداء الخیط و المخیط،صلوا عشائرکم و اشهدوا جنائزهم و عودوا مرضاهم و أدّوا حقوقهم فإنّ الرّجل منکم إذا ورع فی دینه و صدق الحدیث و أدّی الأمانة و حسن خلقه مع النّاس قیل:هذا جعفریّ،فیسرّنی ذلک و یدخل علیّ منه السّرور و قیل:هذا أدب جعفر و إذا کان علی غیر ذلک دخل علیّ بلاؤه و عاره و قیل:هذا أدب جعفر؛فو اللّه لحدّثنی أبی علیه السّلام أنّ الرّجل کان یکون فی القبیلة من شیعة علیّ علیه السّلام فیکون زینها:آداهم للأمانة و أقضاهم للحقوق و أصدقهم للحدیث،إلیه وصایاهم و ودائعهم،تسأل العشیرة عنه فتقول:من مثل فلان؟إنّه لآدانا للأمانة و أصدقنا للحدیث.
ص :۶١٠
[٣۵٨۶]۴-معاویۀ وهب گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:چگونه سزاوار است ما در میان خود و اقواممان و کسانی که با آنان میآمیزیم و بر مذهب ما نیستند رفتار کنیم؟امام علیه السّلام فرمود:به امامانتان که از آن پیروی میکنید نگاه کنید و هرچه آنان انجام میدهند شما نیز انجام دهید.به خدا سوگند آنان از بیمارانشان عیادت میکنند و در تشییع جنازههایشان حاضر میشوند.به سود و زیانشان گواهی داده،امانتشان را به آنها میپردازند.
[٣۵٨٧]۵-ابو اسامه زید شحّام گفته است:امام صادق علیه السّلام به من فرمودند:به هر کس که میبینی از من اطاعت میکند و به گفتهام عمل میکند سلام مرا برسان و بگو:من شما را به پروای از خدا و پرهیزگاری در دینتان و کوشش برای خدا و راستگویی و ادای امانت و سجدههای طولانی و نیکوهمسایگی سفارش میکنم که محمد-درود خدا بر او و بر خاندانش-اینها را آورده است.امانت را بازگردانید به هرکس که شما را امین شمرده است چه نیکوکار باشد یا بدکار؛که رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-میفرمود:نخ و سوزنی را هم به صاحبش بازگردانید.با خانواده و بستگان خود پیوند داشته باشید و مردگانشان را تشییع کنید و از بیمارانشان عیادت کنید.و حقوق آنان را رعایت کنید؛هنگامی که کسی از شما در دینش پرهیزگار شد و راست گفت و امانت را بازگرداند و با مردم خوشاخلاق شد گفته میشود این جعفری است[بر مذهب شیعۀ جعفری است]و این مرا شاد میکند و از سوی شادی بر من داخل میگردد و گفته میشود این ادب جعفر علیه السّلام است و وقتی جز این باشد مصیبت و ننگ او بر من وارد میشود و گفته میشود:این ادب جعفر علیه السّلام است.به خدا سوگند پدرم علیه السّلام به من فرمود که وقتی مردی در میان قبیله از شیعیان علی علیه السّلام بود زینت آن قبیله میشد از همه بهتر امانت را بازمیگرداند و از همه بهتر حقوق را رعایت میکرد و راستگوتر بود،همه وصیّت و امانت خود را به او میسپردند.که چون دربارۀ او از قبیله میپرسیدی،میگفتند:چه کسی مانند فلانی است؟بهدرستی که او از همۀ ما امانتدارتر و راستگوتر است.
ص :۶١١
باب حسن المعاشرة
[٣۵٨٨]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد،عن حریز،عن محمّد بن مسلم قال:
قال أبو جعفر علیه السّلام:من خالطت فإن استطعت أن تکون یدک العلیا علیهم فافعل.
[٣۵٨٩]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن مهران،عن محمّد بن حفص،عن أبی الرّبیع الشّامیّ قال:
دخلت علی أبی عبد اللّه علیه السّلام و البیت غاصّ بأهله فیه الخراسانیّ و الشّامیّ و من أهل الآفاق فلم أجد موضعا أقعد فیه،فجلس أبو عبد اللّه علیه السّلام و کان متّکئا ثمّ قال یا شیعة آل محمّد اعلموا أنّه لیس منّا من لم یملک نفسه عند غضبه و من لم یحسن صحبة من صحبه و مخالقة من خالقه و مرافقة من رافقه و مجاورة من جاوره و ممالحة من مالحه،یا شیعة آل محمّد اتّقوا اللّه ما استطعتم و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه.
[٣۵٩٠]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ: إِنّٰا نَرٰاکَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ قال:
کان یوسّع المجلس و یستقرض للمحتاج و یعین الضّعیف.
[٣۵٩١]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن علاء بن الفضیل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان أبو جعفر علیه السّلام یقول:عظّموا أصحابکم و وقّروهم و لا یتهجّم بعضکم علی بعض و لا تضارّوا و لا تحاسدوا و إیّاکم و البخل،کونوا عباد اللّه المخلصین[الصّالحین].
ص :۶١٢
[٣۵٨٨]١-محمّد مسلم روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:با هرکس آمیختی اگر توانستی دستی بر بالای سر آنها،داشته باش چنان بکن[یعنی به آنان احسان و خدمت کن].
[٣۵٨٩]٢-ابو ربیع شامی گفت:به خدمت امام صادق علیه السّلام رفتم و اتاق از مردم پر بود،از خراسانی و شامی و سرزمینهای دور.چنانکه جایی برای نشستن نیافتم.امام صادق علیه السّلام که تکیه داده بود نشست و فرمود:ای شیعۀ خاندان محمّد بدانید کسی که در هنگام خشم خویشتندار نباشد و کسی که با همراه خود خوشرفتار نباشد و کسی که باهمخوی خود خوشخلقی نکند و کسی که با دوست خود همراهی نکند و کسی که با همسایه خود همسایگی نکند و کسی که نان و نمک خور خویش،نان و نمک نخورد از ما نیست.ای شیعۀ خاندان محمد تا میتوانید از خدا پروا کنید،و هیچ نیرو و توانایی جز به سبب خدا نیست.
[٣۵٩٠]٣-مردی از امام صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن پروردگار«همانا ما تو را از نیکوکاران میبینیم»[یوسف(١٢):٣۶]روایت کرده که فرمودند:او برای واردشوندگان به مجلس جا باز میکرد و به نیازمندان قرض میداد و ناتوان را کمک میکرد.
[٣۵٩١]۴-علاء فضیل از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امام باقر علیه السّلام میفرمود:یاران خود را بزرگ شمارید و به آنان احترام کنید و به یکدیگر حملهور نشوید و آسیب نرسانید و به هم حسد نورزید و از بخل دوری کنید تا از بندههای خالص گشتۀ[نیکوکار]خدا باشید.
ص :۶١٣
[٣۵٩٢]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحجّال، عن داود بن أبی یزید و ثعلبة و علیّ بن عقبة،عن بعض من رواه،عن أحدهما علیهما السّلام قال:
الانقباض من النّاس مکسبة للعداوة.
باب من یجب مصادقته و مصاحبته
[٣۵٩٣]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن حسین بن الحسن،عن محمّد بن سنان،عن عمّار بن موسی،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:لا علیک أن تصحب ذا العقل و إن لم تحمد کرمه و لکن انتفع بعقله و احترس من سیّی أخلاقه و لا تدعنّ صحبة الکریم و إن لم تنتفع بعقله و لکن انتفع بکرمه بعقلک و افرر کلّ الفرار من اللّئیم الأحمق.
[٣۵٩۴]٢-عنه،عن عبد الرّحمن بن أبی نجران،عن محمّد بن الصّلت،عن أبان،عن أبی العدیس قال:
قال أبو جعفر علیه السّلام:یا صالح،اتّبع من یبکیک و هو لک ناصح و لا تتّبع من یضحکک و هو لک غاشّ و ستردون علی اللّه جمیعا فتعلمون.
[٣۵٩۵]٣-عنه،عن محمّد بن علیّ،عن موسی بن یسار القطّان،عن المسعودیّ،عن أبی داود،عن ثابت بن أبی صخرة،عن أبی الزّعلی قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:انظروا من تحادثون فإنّه لیس من أحد ینزل به الموت إلاّ مثّل له أصحابه إلی اللّه إن کانوا خیارا فخیارا و إن کانوا شرارا فشرارا و لیس أحد یموت إلاّ تمثّلت له عند موته.
[٣۵٩۶]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن بعض الحلبیّین،
ص :۶١۴
[٣۵٩٢]۵-یکی از راویان روایت کرده که امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام فرمودند:
چهره فشردن در برابر مردم موجب دشمنی است.
[٣۵٩٣]١-عمّار موسی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:عیبی ندارد که با انسان خردمند همنشین گردی اگرچه کرم او را نپسندی.از عقلش بهره ببر و از اخلاق بدش دوری کن.و همنشینی با انسان کریم را از دست نده هرچند از عقلش استفادهای نکنی.
تو با عقل خودت از کرمش بهره ببر و تا میتوانی از انسان پست بیخرد بگریز.
[٣۵٩۴]٢-ابو عدیس روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:ای صالح!پیرو کسی باش که تو را بگریاند و اندرز دهد و از کسی پیروی مکن که تو را میخنداند و فریبت میدهد.که بهزودی همگی به درگاه خدا بازمیگردید و[حقیقت را]آنگاه میفهمید.
[٣۵٩۵]٣-ابو زعلی از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:بنگرید که با چهکسی همسخن میشوید؛مرگ بر کسی فرونمیآید جز آنکه یارانش در درگاه خدا برایش مجسّم میشوند که اگر از نیکان باشند نیک است و اگر از بدان باشند بد.و کسی نمیمیرد مگر آنکه هنگام مرگش من برایش مجسّم میشوم.
[٣۵٩۶]۴-مردی از اهل جبل که نامش نیامده روایت کرده که امام صادق علیه السّلام
ص :۶١۵
عن عبد اللّه بن مسکان،عن رجل من أهل الجبل لم یسمّه قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:علیک بالتّلاد و إیّاک و کلّ محدث لا عهد له و لا أمان و لا ذمّة و لا میثاق و کن علی حذر من أوثق النّاس عندک.
[٣۵٩٧]۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،رفعه إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
أحبّ إخوانی إلیّ من أهدی إلیّ عیوبی.
[٣۵٩٨]۶-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن الحسن، عن عبید اللّه الدّهقان،عن أحمد بن عائذ،عن عبید اللّه الحلبیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا تکون الصّداقة إلاّ بحدودها،فمن کانت فیه هذه الحدود أو شیء منها فانسبه إلی الصّداقة و من لم یکن فیه شیء منها فلا تنسبه إلی شیء من الصّداقة،فأوّلها أن تکون سریرته و علانیته لک واحدة و الثّانی أن یری زینک زینه و شینک شینه و الثّالثة أن لا تغیّره علیک ولایة و لا مال و الرّابعة أن لا یمنعک شیئا تناله مقدرته و الخامسة و هی تجمع هذه الخصال أن لا یسلمک عند النّکبات.
باب من تکره مجالسته و مرافقته
[٣۵٩٩]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عمرو بن عثمان،عن محمّد بن سالم الکندیّ،عمّن حدّثه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان أمیر المؤمنین علیه السّلام إذا صعد المنبر قال:ینبغی للمسلم أن یتجنّب مواخاة ثلاثة:الماجن الفاجر و الأحمق و الکذّاب،فأمّا الماجن الفاجر فیزیّن لک فعله
ص :۶١۶
فرمودند:بر تو باد یاران قدیمی و از تازه به دوران رسیده که پیمان و امان و تعهد و میثاقی نمیشناسد بپرهیز و از مطمئنترین کس در نزد خودت برحذر باش [که ممکن است روزی دشمنت شود].
[٣۵٩٧]۵-احمد محمّد حدیثی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
محبوبترین برادرانم در نزد من کسی است که عیبهایم را به من هدیه کند.
[٣۵٩٨]۶-عبید اللّه حلبی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:دوستی جز با حدودش ممکن نیست.پس هرکس این حدود یا برخی از آنها را داشت او را به دوستی برگزین و هرکس چیزی از آن را نداشت او را به دوستی نگزین.
و نخستین آن حدود این است که نهان و آشکارش برای تو یکی باشد و دوم اینکه که آراستگی تو را آراستگی خود و ننگ تو را ننگ خود بداند.و سوم اینکه مقام و ثروت او را نسبت به تو دگرگون نکند و چهارم اینکه آنچه توانایی دارد نسبت به تو دریغ نکند و پنجم که همۀ این صفات را جمع میکند این است که تو را در هنگام بدبختیها رها نکند.
[٣۵٩٩]١-مردی از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام هرگاه به بالای منبر میرفت،میفرمود:سزاوار است که مسلمان از برادری با سهگروه دوری کند:
هرزهگوی بدکار،احمق و دروغگو.هرزهگوی بدکار کردارش را برایت میآراید
ص :۶١٧
و یحبّ أنّک مثله و لا یعینک علی أمر دینک و معادک و مقاربته جفاء و قسوة و مدخله و مخرجه عار علیک؛و أمّا الأحمق فإنّه لا یشیر علیک بخیر و لا یرجی لصرف السّوء عنک و لو أجهد نفسه و ربّما أراد منفعتک فضرّک،فموته خیر من حیاته و سکوته خیر من نطقه و بعده خیر من قربه؛و أمّا الکذّاب فإنّه لا یهنئک معه عیش،ینقل حدیثک،و ینقل إلیک الحدیث کلّما أفنی أحدوثة مطرها بأخری مثلها حتّی إنّه یحدّث بالصّدق فما یصدّق و یفرّق بین النّاس بالعداوة فینبت السّخائم فی الصّدور،فاتّقوا اللّه عزّ و جلّ و انظروا لأنفسکم.
[٣۶٠٠]٢-و فی روایة عبد الأعلی،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:الا ینبغی للمرء المسلم أن یواخی الفاجر فإنّه یزیّن له فعله و یحبّ أن یکون مثله و لا یعینه علی أمر دنیاه و لا أمر معاده و مدخله إلیه و مخرجه من عنده شین علیه.
[٣۶٠١]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن عثمان بن عیسی،عن محمّد بن یوسف،عن میسّر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا ینبغی للمرء المسلم أن یواخی الفاجر و لا الأحمق و لا الکذّاب.
[٣۶٠٢]۴-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،عن بعض أصحابه،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
قال عیسی ابن مریم علیه السّلام:إنّ صاحب الشّرّ یعدی و قرین السّوء یردی فانظر من تقارن.
[٣۶٠٣]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد و محمّد بن الحسین،عن محمّد بن سنان،عن عمّار بن موسی قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:یا عمّار،إن کنت تحبّ أن تستتبّ لک النّعمة و تکمل
ص :۶١٨
و دوست دارد که تو هم مانند او باشی.او تو را در امر دینت و آخرتت یاری نمیکند.نزدیکی به او ستم و سنگدلی است.رفتوآمدش با تو برای تو ننگ است.و احمق تو را به نیکی سفارش نمیکند و برای دفع بدی از تو امیدی به او نیست هرچند خود را به زحمت اندازد.و چهبسا بخواهد سودی به تو رساند و زیانت بخشد.پس مرگ او از زندگیش بهتر است و خاموش ماندش بهتر از سخنگفتن و دوریاش بهتر از نزدیکی با او و دروغگو که زندگی با او برایت سودمند نیست هرچه گویی به دیگران بازگوید و سخن دیگران را نزد تو آورد.هرگاه افسانهای را به پایان رساند افسانۀ دیگری مانند آن را به دنبال میآورد.تا جایی که اگر راست هم بگوید باور نمیشود.میان مردم با دشمنی پراکندگی میافکند و آنگاه در سینهها کینه میرویاند.پس از خدا پروا کنید و مراقب خود باشید.
[٣۶٠٠]٢-در روایت عبد الاعلی از حضرت صادق علیه السّلام آمده که امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمودند:برای انسان مسلمان سزاوار نیست که با گنهکار برادری کند زیرا او کارش را برای او میآراید و دوست دارد که او را مانند خود کند.در کار دنیا و معادش یاری نمیدهد و رفتوآمد با او ننگ است.
[٣۶٠١]٣-میسّر روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:سزاوار نیست که مسلمان با بدکار و احمق و دروغگو برادری کند.
[٣۶٠٢]۴-یکی از اصحاب از حضرت ابو الحسن علیه السّلام روایت کرده که عیسی بن مریم علیه السّلام فرمود:دوست بد،دشمنی میکند و همنشین بد نابود میکند.پس بنگر که به چه کسی نزدیک میگردی.
[٣۶٠٣]۵-عمّار موسی گفت:امام صادق علیه السّلام فرمود:ای عمّار.اگر میخواهی که نعمت برایت استوار گردد و مردانگیات کامل شود و زندگیت شایسته گردد پس
ص :۶١٩
لک المروءة و تصلح لک المعیشة فلا تشارک العبید و السّفلة فی أمرک،فإنّک إن ائتمنتهم خانوک و إن حدّثوک کذبوک و إن نکبت خذلوک و إن وعدوک أخلفوک.
[٣۶٠۴]۶-قال:و سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:حبّ الأبرار للأبرار ثواب للأبرار و حبّ الفجّار للأبرار فضیلة للأبرار و بغض الفجّار للأبرار زین للأبرار و بغض الأبرار للفجّار خزی علی الفجّار.
[٣۶٠۵]٧-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه، جمیعا عن عمرو بن عثمان،عن محمّد بن عذافر،عن بعض أصحابهما،عن محمّد بن مسلم و أبی حمزة،عن أبی عبد اللّه،عن أبیه علیهم السّلام قال:
قال لی أبی علیّ بن الحسین صلوات اللّه علیهما:یا بنیّ،انظر خمسة فلا تصاحبهم و لا تحادثهم و لا ترافقهم فی طریق؛فقلت:یا أبت من هم؟ عرّفنیهم،قال:إیّاک و مصاحبة الکذّاب فإنّه بمنزلة السّراب یقرّب لک البعید و یبعّد لک القریب و إیّاک و مصاحبة الفاسق فإنّه بائعک بأکلة أو أقلّ من ذلک و إیّاک و مصاحبة البخیل فإنّه یخذلک فی ماله أحوج ما تکون إلیه و إیّاک و مصاحبة الأحمق فإنّه یرید أن ینفعک فیضرّک و إیّاک و مصاحبة القاطع لرحمه فإنّی وجدته ملعونا فی کتاب اللّه عزّ و جلّ فی ثلاثة مواضع:قال اللّه عزّ و جلّ:
فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ* أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمیٰ أَبْصٰارَهُمْ و قال عزّ و جلّ: اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّٰارِ و قال فی البقرة: اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ.
ص :۶٢٠
نوکران و فرومایگان را در کارت شریک مکن؛زیرا اگر آنان را امین خود قرار دهی به تو خیانت میکنند،اگر با تو سخن بگویند دروغ میگویند،اگر گرفتار شدی تنهایت میگذارند و اگر وعدهای به تو دهند به انجام نمیرسانند.
[٣۶٠۴]۶-همو گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:دوستی نیکان با نیکان پاداش نیکان است و دوستی بدکاران با نیکان فضیلت نیکان،و دشمنی بدکاران با نیکان زینت نیکان است و دشمنی نیکان با بدکاران رسوائی بدکاران.
[٣۶٠۵]٧-محمّد مسلم و ابو حمزه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کردهاند که امام باقر علیه السّلام فرمودند:پدرم علی بن حسین علیه السّلام به من فرمود:فرزندم به پنج گروه بنگر و همنشین و همسخن و همراهشان مباش.من گفتم:پدر جان آنها چه کسانی هستند؟آنها را به من بشناسان.فرمودند:از همنشینی با دروغگو بپرهیز؛ زیرا چون سراب است که دور را برای تو نزدیک و نزدیک را برایت دور مینمایاند.و از همنشینی با گنهکار بپرهیز که تو را به لقمه کمتر از لقمهای میفروشد و از همنشینی با بخیل بپرهیز که او مالش را در هنگامی که سخت به او نیازمندی از تو دریغ میکند و از همنشینی احمق بپرهیز که میخواهد به تو سود برساند ولی زیان میرساند.و از همنشینی با قطعکنندۀ رحم بپرهیز که من او را در سه جای کتاب خدا نفرین شده یافتم.خداوند عزّتمند فرمود:(آیا امید دارید که اگر حاکم شدید در زمین فساد انداخته و قطع رحم کنید).آنان کسانی هستند که خدا ایشان را لعنت کرده،کر و کورشان ساخته است و محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-[محمّد(۴٧):٢٢]فرمود:«و کسانی که پیمان خدا را پس از محکم شدن آن میشکنند و آنچه خداوند به پیوند با آن فرمان داده قطع میکنند و در زمین فساد میکنند دچار لعنت و بدفرجامی میشوند.»[رعد(١٣):٢۵]و در بقره فرمود:
(کسانی که پیمان خدا را پس از استوار کردنش میشکنند و آنچه خدا پیوند با آن را فرمان داده،قطع میکنند و در زمین فساد میاندازند،آنان زیانکاراناند.)[بقره(٢):٢٧]
ص :۶٢١
[٣۶٠۶]٨-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن موسی بن القاسم قال:
سمعت المحاربیّ یروی عن أبی عبد اللّه علیه السّلام عن آبائه علیهم السّلام قال:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ثلاثة مجالستهم تمیت القلب:الجلوس مع الأنذال و الحدیث مع النّساء و الجلوس مع الأغنیاء.
[٣۶٠٧]٩-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن بعض أصحابه،عن إبراهیم بن أبی البلاد،عمّن ذکره قال:
قال لقمان علیه السّلام لابنه:یا بنیّ،لا تقترب فتکون أبعد لک و لا تبعد فتهان،کلّ دابّة تحبّ مثلها و إنّ ابن آدم یحبّ مثله و لا تنشر بزّک إلاّ عند باغیه کما لیس بین الذّئب و الکبش خلّة کذلک لیس بین البارّ و الفاجر خلّة،من یقترب من الزّفت یعلق به بعضه کذلک من یشارک الفاجر یتعلّم من طرقه،من یحبّ المراء یشتم و من یدخل مداخل السّوء یتّهم و من یقارن قرین السّوء لا یسلم و من لا یملک لسانه یندم.
[٣۶٠٨]١٠-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن ابن أبی نجران،عن عمر بن یزید،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام أنّه قال:
لا تصحبوا أهل البدع و لا تجالسوهم فتصیروا عند النّاس کواحد منهم،قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:المرء علی دین خلیله و قرینه.
[٣۶٠٩]١١-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن الحجّال،عن علیّ بن یعقوب الهاشمیّ،عن هارون بن مسلم،عن عبید بن زرارة قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إیّاک و مصادقة الأحمق فإنّک أسرّ ما تکون من ناحیته أقرب ما یکون إلی مساءتک.
ص :۶٢٢
[٣۶٠۶]٨-محاربی از حضرت صادق علیه السّلام به نقل از پدرانش علیهم السّلام روایت کرده که پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:سه گروه هستند که همنشینی با آنان دل را میمیراند:
همنشینی با فرومایه سخن گفتن با زنان و نشستن با توانگران.
[٣۶٠٧]٩-لقمان به پسرش گفت:فرزندم!نزدیک مشو که تو را دور میرانند و دوری مکن که خوار میشوی.هر جنبندهای همانند خود را دوست دارد و فرزند آدم نیز همانند خود را دوست دارد کالای خود را جز برای خواهانش باز مکن،همانگونه که میان گرگ و گوسفند دوستیای نیست،میان نیکوکار و بدکار نیز دوستیای نیست.هرکس به قیر نزدیک شود اندکی از آن به او میچسبد همچنین هرکس با بدکار همکار شود از روشهای او میآموزد.هرکس جدل را دوست داشته باشد،دشنام میخورد و هرکس در جایگاههای بد رود متهم میگردد هرکس به همنشین بد نزدیک شود سالم نمیماند و هرکس زبان خود را نگه ندارد پشیمان میشود.
[٣۶٠٨]١٠-عمر یزید روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:با اهل بدعت همصحبت و همنشین نگردید که نزد مردم مانند یکی از آنان خواهید شد که رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-فرمودند:انسان بر دین دوست و همنشین خود است.
[٣۶٠٩]١١-عبید زراره روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:از دوستی با احمق بپرهیز که هرچه از جانب او خوشحالتر باشی او به بدی با تو نزدیکتر است.
ص :۶٢٣
باب التّحبّب إلی النّاس و التّودّد إلیهم
[٣۶١٠]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه، جمیعا عن ابن محبوب،عن هشام بن سالم،عن أبی بصیر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ أعرابیّا من بنی تمیم أتی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال له:أوصنی،فکان ممّا أوصاه:
تحبّب إلی النّاس یحبّوک.
[٣۶١١]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
مجاملة النّاس ثلث العقل.
[٣۶١٢]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ثلاث یصفین ودّ المرء لأخیه المسلم:یلقاه بالبشر إذا لقیه و یوسّع له فی المجلس إذا جلس إلیه و یدعوه بأحبّ الأسماء إلیه.
[٣۶١٣]۴-و بهذا الإسناد قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:التّودّد إلی النّاس نصف العقل.
[٣۶١۴]۵-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن حسّان،عن موسی بن بکر،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
التّودّد إلی النّاس نصف العقل.
[٣۶١۵]۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن سنان،عن حذیفة بن منصور قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:من کفّ یده عن النّاس فإنّما یکفّ عنهم یدا واحدة و یکفّون عنه أیدیا کثیرة.
ص :۶٢۴
[٣۶١٠]١-ابو بصیر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:یکی از اعراب بنی تمیم نزد پیامبر آمد و به آن حضرت عرض کرد:به من وصیّتی کن.و یکی از وصیّتهای ایشان این بود:مردم را دوست بدار تا دوستت بدارند.
[٣۶١١]٢-سماعه روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:رفتار دوستانه با مردم یک سوم خردمندی است.
[٣۶١٢]٣-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-فرمودند:سهچیز است که دوستی انسان با برادر مسلمانش را خالص میسازد.همیشه با خوشرویی با او برخورد کند،هرگاه در مجلسی کنار او نشست برایش جا بازکند،و با هرنامی که دوست دارد او را صدا بزند.
[٣۶١٣]۴-با همان سند رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرموده است:مهرورزی با مردم نیمی از خرد است.
[٣۶١۴]۵-موسای بکر روایت کرده که حضرت ابو الحسن علیه السّلام فرمودند:
مهرورزی با مردم نیمی از خرد است.
[٣۶١۵]۶-حذیفۀ منصور گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم که میفرماید:هرکس دست از مردم بازدارد همانا یک دست از آنها بازگرفته ولی ایشان دستهای فراوان از او بازگیرند.
ص :۶٢۵
[٣۶١۶]٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن بعض أصحابه، عن صالح بن عقبة،عن سلیمان بن زیاد التّمیمیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال الحسن بن علیّ علیهما السّلام:القریب من قرّبته المودّة و إن بعد نسبه و البعید من بعّدته المودّة و إن قرب نسبه،لا شیء أقرب إلی شیء من ید إلی جسد و إنّ الید تغلّ فتقطع و تقطع فتحسم.
باب إخبار الرّجل أخاه بحبّه
[٣۶١٧]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن محمّد بن عمر[بن أذینة]عن أبیه،عن نصر بن قابوس قال:
قال لی أبو عبد اللّه علیه السّلام:إذا أحببت أحدا من إخوانک فأعلمه ذلک فإنّ إبراهیم علیه السّلام قال: رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی.
[٣۶١٨]٢-أحمد بن محمّد بن خالد و محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،جمیعا عن علیّ بن الحکم،عن هشام بن سالم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا أحببت رجلا فأخبره بذلک فإنّه أثبت للمودّة بینکما.
باب التّسلیم
[٣۶١٩]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:السّلام تطوّع و الرّدّ فریضة.
[٣۶٢٠]٢-و بهذا الإسناد قال:من بدأ بالکلام قبل السّلام فلا تجیبوه.و قال:
ابدءوا بالسّلام قبل الکلام فمن بدأ بالکلام قبل السّلام فلا تجیبوه.
ص :۶٢۶
[٣۶١۶]٧-سلیمان بن زیاد تمیمی از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که امام حسن مجتبی علیه السّلام فرمودند:خویشاوند کسی است که مهرش او را نزدیک ساخته است هرچند نسبتش دور باشد و بیگانه کسی است که مهرش او را دور کرده است هر چند نسبتش نزدیک باشد.هیچچیزی به چیز دیگر همانند دست به بدن نزدیک نیست و این دست خیانت میورزد و بریده میشود و داغ گذارده میشود تا خونش بند آید.
[٣۶١٧]١-نصر قابوس گفته است امام صادق علیه السّلام به من فرمودند:وقتی یکی از برادران خود را دوست داشتی او را آگاه کن.زیرا ابراهیم علیه السّلام گفت:«پروردگارا! به من نشان بده که چگونه مردگان را زنده میکنی؟خدا فرمود:مگر ایمان نیاوردهای؟گفت:
چرا برای اینکه دلم آرام شود».
[٣۶١٨]٢-هشام سالم روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:وقتی کسی را دوست داشتی او را از آن آگاه کن؛زیراکه مهر را در میان شما استوار میکند.
[٣۶١٩]١-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:سلام کردن مستحب و جواب آن واجب است.
[٣۶٢٠]٢-به همان سند رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمود:هرکس پیش از سلام کردن شروع به سخن کرد پاسخش را ندهید.و فرمودند:پیش از سخن گفتن،به سلام آغاز کنید و هرکس پیش از سلام کردن شروع به سخن کرد پاسخش ندهید.
ص :۶٢٧
[٣۶٢١]٣-و بهذا الإسناد قال:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:أولی النّاس باللّه و برسوله من بدأ بالسّلام.
[٣۶٢٢]۴-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن عبد الرّحمن بن أبی نجران،عن عاصم بن حمید،عن محمّد بن مسلم،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
کان سلمان رحمه اللّه یقول:أفشوا سلام اللّه فإنّ سلام اللّه لا ینال الظّالمین.
[٣۶٢٣]۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عن ثعلبة بن میمون،عن محمّد بن قیس،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ یحبّ إفشاء السّلام.
[٣۶٢۴]۶-عنه،عن ابن فضّال،عن معاویة بن وهب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ اللّه عزّ و جلّ قال:[إنّ]البخیل من یبخل بالسّلام.
[٣۶٢۵]٧-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا سلّم أحدکم فلیجهر بسلامه لا یقول:سلّمت فلم یردّوا علیّ و لعلّه یکون قد سلّم و لم یسمعهم،فإذا ردّ أحدکم فلیجهر بردّه و لا یقول المسلّم:سلّمت فلم یردّوا علیّ،ثمّ قال:کان علیّ علیه السّلام یقول:لا تغضبوا و لا تغضبوا أفشوا السّلام و أطیبوا الکلام و صلّوا باللّیل و النّاس نیام تدخلوا الجنّة بسلام ثمّ تلا علیه السّلام علیهم قول اللّه عزّ و جلّ: [السَّلاٰمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ].
[٣۶٢۶]٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
البادی بالسّلام أولی باللّه و برسوله.
[٣۶٢٧]٩-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن علیّ بن
ص :۶٢٨
[٣۶٢١]٣-به همان سند رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمود:سزاوارترین مردم به خدا و رسولش کسی است که به سلام آغاز کند.
[٣۶٢٢]۴-محمّد مسلم از امام باقر علیه السّلام روایت کرده سلمان،خدایش بیامرزد، میگفت:سلام خدا را آشکار کنید زیرا سلام خدا به ستمکاران نمیرسد.
[٣۶٢٣]۵-محمّد قیس روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:همانا خداوند عزّتمند آشکار کردن سلام را دوست دارد.
[٣۶٢۴]۶-معاویۀ وهب از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که خداوند عزّتمند فرموده است:بخیل کسی است که در سلام کردن بخل میورزد.
[٣۶٢۵]٧-ابن قدّاح روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرگاه یکی از شما سلام کرد سلامش را آشکار کند تا نگوید من سلام کردم و جوابم را ندادند.شاید که سلام کرده است و آنان نشنیدهاند پس هنگامی که یکی از شما جواب سلام میدهد آشکارا جواب دهد.و انسان مسلمان نمیگوید:سلام کردم و جواب سلامم را ندادند.سپس فرمود:علی علیه السّلام میفرمود:خشم نکنید و کسی را به خشم درنیاورید سلام را آشکار کنید و سخن را گوارا کنید و شبهنگام که مردم در خوابند نماز بگذارید تا با سلامتی داخل بهشت گردید سپس سخن خداوند عزّتمند را خواند که فرمود:( اَلسَّلاٰمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ؛ ایمنیبخش،گواه پیروزمند).
[حشر(۵٩):٢٣]
[٣۶٢۶]٨-عبد اللّه سنان روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:آغازکنندۀ به سلام به خدا و رسولش سزاوارتر است.
[٣۶٢٧]٩-حسن منذر گفت از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:هرکس بگوید:
ص :۶٢٩
الحکم،عن أبان،عن الحسن بن المنذر قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:من قال:السّلام علیکم فهی عشر حسنات و من قال:السّلام علیکم و رحمة اللّه فهی عشرون حسنة و من قال السّلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته فهی ثلاثون حسنة.
[٣۶٢٨]١٠-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن صالح بن السّندیّ،عن جعفر بن بشیر،عن منصور بن حازم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ثلاثة تردّ علیهم ردّ الجماعة و إن کان واحدا:عند العطاس یقال:یرحمکم اللّه و إن لم یکن معه غیره و الرّجل یسلّم علی الرّجل فیقول:السّلام علیکم و الرّجل یدعو للرّجل فیقول:عافاکم اللّه و إن کان واحدا فإنّ معه غیره.
[٣۶٢٩]١١-محمّد بن یحیی،عن محمّد بن الحسین،رفعه قال:
کان أبو عبد اللّه علیه السّلام یقول:ثلاثة لا یسلّمون:الماشی مع الجنازة و الماشی إلی الجمعة و فی بیت الحمّام.
[٣۶٣٠]١٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن عثمان بن عیسی، عن هارون بن خارجة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من التّواضع أن تسلّم علی من لقیت.
[٣۶٣١]١٣-أحمد بن محمّد،عن ابن محبوب،عن جمیل،عن أبی عبیدة الحذّاء،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
مرّ أمیر المؤمنین علیّ علیه السّلام بقوم فسلّم علیهم فقالوا:علیک السّلام و رحمة اللّه و برکاته و مغفرته و رضوانه،فقال لهم أمیر المؤمنین علیه السّلام:لا تجاوزوا بنا مثل ما قالت الملائکة لأبینا إبراهیم علیه السّلام إنّما قالوا:رحمة اللّه و برکاته علیکم أهل البیت.
ص :۶٣٠
السلام علیکم ده حسنه دارد و هرکس بگوید:السلام علیکم و رحمة اللّه بیست حسنه دارد و هرکس بگوید السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته سی حسنه دارد.
[٣۶٢٨]١٠-منصور حازم روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:سه گروه است که با صیغۀ جمع جواب گفته میشوند اگرچه یک نفر باشند.به کسی که عطسه کرده است میگویند:«یرحمکم اللّه»هرچند دیگری با او نباشد و به مردی که به دیگری سلام میکند و میگوید«السلام علیکم»و به کسی که برای کسی دعا میکند و میگوید«عافاکم اللّه»هرچند یک نفر باشد زیرا با او دیگری هم[داخل در دعا]هست.
[٣۶٢٩]١١-محمّد حسین حدیثی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:سه گروه سلام نمیکنند:آنکه همراه جنازه میرود،آنکه به نماز جمعه میرود و کسی که در حمّام است.
[٣۶٣٠]١٢-هارون خارجه روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:از فروتنی است که به هرکس برخوردی سلام کنی.
[٣۶٣١]١٣-ابو عبیدۀ حذّاء از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علی علیه السّلام از کنار گروهی گذشت و به آنها سلام کرد،آنها گفتند:علیک السّلام و رحمة اللّه و برکاته و مغفرته و رضوانه.امیر مؤمنان به ایشان فرمودند:درباره ما از آنچه فرشتگان دربارۀ پدرمان ابراهیم گفتهاند فراتر نروید که گفتند رحمة اللّه و برکاته علیکم اهل البیت.
ص :۶٣١
[٣۶٣٢]١۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن محبوب،عن علیّ بن رئاب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ من تمام التّحیّة للمقیم المصافحة و تمام التّسلیم علی المسافر المعانقة.
[٣۶٣٣]١۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:یکره للرّجل أن یقول:حیّاک اللّه ثمّ یسکت حتّی یتبعها بالسّلام.
باب من یجب أن یبدأ بالسّلام
[٣۶٣۴]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن الحسین بن سعید، عن النّضر بن سوید،عن القاسم بن سلیمان،عن جرّاح المدائنیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
یسلّم الصّغیر علی الکبیر و المارّ علی القاعد و القلیل علی الکثیر.
[٣۶٣۵]٢-علیّ بن إبراهیم،عن صالح بن السّندیّ،عن جعفر بن بشیر،عن عنبسة بن مصعب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
القلیل یبدءون الکثیر بالسّلام و الرّاکب یبدأ الماشی و أصحاب البغال یبدءون أصحاب الحمیر و أصحاب الخیل یبدءون أصحاب البغال.
[٣۶٣۶]٣-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،عن ابن بکیر،عن بعض أصحابه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سمعته یقول:یسلّم الرّاکب علی الماشی و الماشی علی القاعد و إذا لقیت جماعة جماعة سلّم الأقلّ علی الأکثر و إذا لقی واحد جماعة سلّم الواحد علی الجماعة.
ص :۶٣٢
[٣۶٣٢]١۴-علی رئاب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:بهدرستی که کامل نمودن تحیّت بر غیرمسافر دست دادن،و بر مسافر در آغوش گرفتن است.
[٣۶٣٣]١۵-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:برای مرد بد است که بگوید حیّاک اللّه:خدا تو را زنده بدارد سپس خاموش شود تا سلام را به دنبالش بگوید.
[٣۶٣۴]١-جرّاح مداینی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:کوچک به بزرگ رهگذر به نشسته گروه اندک به گروه بسیار سلام کنند.
[٣۶٣۵]٢-ابن مصعب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:گروه اندک به گروه بیشتر آغاز سلام میکنند و سواره به پیاده و استرسواران به الاغسواران و اسبسواران به استرسواران.
[٣۶٣۶]٣-یکی از اصحاب گفته است:از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:
سواره بر پیاده و رهگذر به نشسته سلام کند و هرگاه گروهی به گروهی برخوردند گروه کمتر به گروه بیشتر سلام کند و هرگاه یک نفر به جمعی برخورد آن یک نفر به جمع سلام کند.
ص :۶٣٣
[٣۶٣٧]۴-سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
یسلّم الرّاکب علی الماشی و القائم علی القاعد.
[٣۶٣٨]۵-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن عمر بن عبد العزیز، عن جمیل،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا کان قوم فی مجلس ثمّ سبق قوم فدخلوا فعلی الدّاخل أخیرا إذا دخل أن یسلّم علیهم.
باب إذا سلّم واحد من الجماعة أجزأهم و إذا ردّ واحد من الجماعة أجزأ عنهم
[٣۶٣٩]١-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،عن ابن بکیر،عن بعض أصحابه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا مرّت الجماعة بقوم أجزأهم أن یسلّم واحد منهم و إذا سلّم علی القوم و هم جماعة أجزأهم أن یردّ واحد منهم.
[٣۶۴٠]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن محبوب،عن عبد الرّحمن بن الحجّاج قال:
إذا سلّم الرّجل من الجماعة أجزأ عنهم.
[٣۶۴١]٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن یحیی،عن غیاث بن إبراهیم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا سلّم من القوم واحد أجزأ عنهم و إذا ردّ واحد أجزأ عنهم.
ص :۶٣۴
[٣۶٣٧]۴-ابن قدّاح روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:سواره بر پیاده و ایستاده بر نشسته سلام کند.
[٣۶٣٨]۵-جمیل روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هنگامی که مردمی در مجلسی باشند و گروه دیگری وارد شوند،آنها که تازه وارد شدهاند به آنان سلام کنند.
[٣۶٣٩]١-یکی از اصحاب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هنگامی که گروهی به گروهی دیگر بگذرند کافی است که یکی از آنان سلام کند و هنگامی که به آن گروه سلام کردند کافی است که یکی از آنها جواب سلام بدهد.
[٣۶۴٠]٢-عبد الرّحمان حجّاج روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرگاه کسی از میان جمعی سلام کند از همۀ آنها کفایت میکند.
[٣۶۴١]٣-غیاث ابراهیم روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرگاه از گروهی یک نفر سلام دهد از همۀ آنها کفایت میکند و هرگاه یکی جواب گوید به جای همه آنها کافی است.
ص :۶٣۵
باب التّسلیم علی النّساء
[٣۶۴٢]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد بن عیسی،عن ربعیّ بن عبد اللّه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یسلّم علی النّساء و یرددن علیه السّلام و کان أمیر المؤمنین علیه السّلام یسلّم علی النّساء و کان یکره أن یسلّم علی الشّابّة منهنّ و یقول:
أتخوّف أن یعجبنی صوتها فیدخل علیّ أکثر ممّا أطلب من الأجر.
باب التّسلیم علی أهل الملل
[٣۶۴٣]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن ابن أذینة،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
دخل یهودیّ علی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و عائشة عنده فقال:السّام علیکم،فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:علیکم،ثمّ دخل آخر فقال مثل ذلک فردّ علیه کما ردّ علی صاحبه،ثمّ دخل آخر فقال مثل ذلک فردّ رسول اللّه کما ردّ علی صاحبیه، فغضبت عائشة فقالت:علیکم السّام و الغضب و اللّعنة یا معشر الیهود یا إخوة القردة و الخنازیر،فقال لها رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:یا عائشة،إنّ الفحش لو کان ممثّلا لکان مثال سوء،إنّ الرّفق لم یوضع علی شیء قطّ إلاّ زانه و لم یرفع عنه قطّ إلاّ شانه،قالت:یا رسول اللّه،أما سمعت إلی قولهم:السّام علیکم؟فقال:بلی،أما سمعت ما رددت علیهم؟قلت:علیکم،فإذا سلّم علیکم مسلم فقولوا:سلام علیکم و إذا سلّم علیکم کافر فقولوا:علیک.
[٣۶۴۴]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن یحیی،عن غیاث بن إبراهیم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :۶٣۶
[٣۶۴٢]١-ربعی عبد اللّه روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:رسول خدا -درود خدا بر او و خاندانش-به زنان سلام میکرد و آنها پاسخ میگفتند و امیر مؤمنان علیه السّلام به زنان سلام میکرد و دوست نداشت که بر زن جوان سلام کند و میفرمود:میترسم از صدایش خوشم بیاید و بیش از آن اجری که برای سلام میجویم زیان کنم.
[٣۶۴٣]١-زراره روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:مردی یهودی به خدمت رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-رسید.و در حالیکه عایشه نیز در نزد خدمت بود.گفت:السّام علیکم.پیامبر در پاسخش فرمود:علیکم.
سپس دیگری وارد شد و چنین گفت و پیامبر مانند آن جواب باز فرمود.و سپس دیگری آمد و همان را گفت و رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش- همچنان پاسخ داد که به دوستانش فرموده بود.عایشه برآشفته،گفت:سام و خشم و لعنت بر شما ای گروه یهود.ای برادران میمون و خوک.پس رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-به او فرمود:ای عایشه دشنام اگر مجسم میشد بسیار بدمنظر میشد.که ملایمت هرگز بر چیزی نهاده نشد جز آنکه آن را آراست و هرگز از چیزی برداشته نشد جز آنکه آن را زشت ساخت.عایشه عرض کرد:ای رسول خدا.مگر سخنشان را نشنیدید که گفتند:السام علیکم فرمود:چرا مگر نشنیدی که من پاسخشان دادم و گفتم:(علیکم)پس هرگاه مسلمانی به شما سلام کرد در پاسخش بگویید(سلام علیکم)و وقتی کافری سلام کرد در پاسخش بگویید:علیک.
[٣۶۴۴]٢-غیاث ابراهیم از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام
ص :۶٣٧
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:لا تبدءوا أهل الکتاب بالتّسلیم و إذا سلّموا علیکم فقولوا:و علیکم.
[٣۶۴۵]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الیهودیّ و النّصرانیّ و المشرک إذا سلّموا علی الرّجل و هو جالس کیف ینبغی أن یردّ علیهم؟فقال:یقول:علیکم.
[٣۶۴۶]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عن ابن بکیر،عن برید بن معاویة،عن محمّد بن مسلم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا سلّم علیک الیهودیّ و النّصرانیّ و المشرک فقل:علیک.
[٣۶۴٧]۵-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن سالم،عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر،عن عمرو بن شمر،عن جابر،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
أقبل أبو جهل بن هشام و معه قوم من قریش فدخلوا علی أبی طالب فقالوا:
إنّ ابن أخیک قد آذانا و آذی آلهتنا فادعه و مره فلیکفّ عن آلهتنا و نکفّ عن إلهه.قال:فبعث أبو طالب إلی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فدعاه،فلمّا دخل النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم لم یر فی البیت إلاّ مشرکا فقال:السّلام علی من اتّبع الهدی ثمّ جلس فخبّره أبو طالب بما جاءوا له،فقال:أو هل لهم فی کلمة خیر لهم من هذا یسودون بها العرب و یطئون أعناقهم؟فقال أبو جهل:نعم و ما هذه الکلمة؟فقال:تقولون:
لا إله إلاّ اللّه،قال:فوضعوا أصابعهم فی آذانهم و خرجوا هرّابا و هم یقولون:
مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هٰذٰا إِلاَّ اخْتِلاٰقٌ، فأنزل اللّه تعالی فی قولهم: ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ إلی قوله إِلاَّ اخْتِلاٰقٌ.
ص :۶٣٨
فرمودند:به اهل کتاب آغاز سلام نکنید و هنگامی که به شما سلام کردند در پاسخ بگوئید:و علیکم.
[٣۶۴۵]٣-سماعه گفت:از امام صادق علیه السّلام پرسیدم:وقتی یهودی و نصرانی و مشرک بر مسلمانی که نشسته است سلام کنند چگونه شایسته است که جواب آنها را بدهد؟فرمودند:بگوید و علیکم.
[٣۶۴۶]۴-محمّد مسلم روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هنگامی که یهود و نصرانی و مشرک بر تو سلام کردند در جوابشان بگو:علیک.
[٣۶۴٧]۵-جابر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:ابو حبل هشام همراه گروهی از قریش به نزد ابو طالب رفته،گفتند:برادرزادۀ تو ما و معبودهای ما را آزار میدهد،او را بخواه و به او فرمان بده که او از معبودهای ما دست بردارد و ما نیز از معبود او دست بازداریم.حضرت فرمودند:ابو طالب به دنبال رسول خدا -درود خدا بر او و خاندانش-فرستاد و او را خواند،و چون پیامبر گرامی وارد شد در خانه جز مشرکان کسی را ندید.پس گفت:سلام بر هرکس که از هدایت پیروی کند.سپس نشست آنگاه ابو طالب گفت که آنان برای چه به نزدش آمدهاند.آن حضرت فرمود:آیا به آنان،کلمهای بهتر از آن نگویم که به وسیلۀ آن بر همۀ عرب آقایی کنند و همه را زیر فرمان خود گیرند.ابو جهل گفت:آری آن کلمه چیست؟پیامبر فرمود:بگوئید:هیچ معبودی جز خدا نیست.حضرت فرمودند:آنان انگشتانشان را در گوشهایشان کردند و گریزان بیرون رفتند.در حالی که میگفتند:ما چنین چیزی را در آیین پایانی نشنیدهایم.این چیزی جز دروغپردازی نیست.آنگاه خداوند والا دربارۀ گفتار آنان این آیات را نازل کرد:
« ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ تا آنجا که فرمود:الا اختلاق».[ص(٣٨):٧]
ص :۶٣٩
[٣۶۴٨]۶-محمّد بن یحیی،عن عبد اللّه بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن أبان بن عثمان،عن زرارة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
تقول فی الرّدّ علی الیهودیّ و النّصرانیّ:سلام.
[٣۶۴٩]٧-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن عبد الرّحمن بن الحجّاج قال:
قلت لأبی الحسن موسی علیه السّلام:أرأیت إن احتجت إلی متطبّب و هو نصرانیّ أسلّم علیه و أدعو له؟قال:نعم إنّه لا ینفعه دعاؤک.
[٣۶۵٠]٨-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن ابن محبوب،عن عبد الرّحمن بن الحجّاج قال:
قلت لأبی الحسن موسی علیه السّلام:أرأیت إن احتجت إلی الطّبیب و هو نصرانیّ [أن]أسلّم علیه و أدعو له؟قال:نعم إنّه لا ینفعه دعاؤک.
[٣۶۵١]٩-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن محمّد بن عیسی بن عبید،عن محمّد بن عرفة،عن أبی الحسن الرّضا علیه السّلام قال:
قیل لأبی عبد اللّه علیه السّلام:کیف أدعو للیهودیّ و النّصرانیّ؟قال:تقول له:بارک اللّه لک فی الدّنیا.
[٣۶۵٢]١٠-حمید بن زیاد،عن الحسن بن محمّد،عن وهیب بن حفص،عن أبی بصیر،عن أحدهما علیهما السّلام فی مصافحة المسلم الیهودیّ و النّصرانیّ؟قال:
من وراء الثّوب فإن صافحک بیده فاغسل یدک.
[٣۶۵٣]١١-أبو علیّ الأشعریّ،عن الحسن بن علیّ الکوفیّ،عن عبّاس بن عامر،عن علیّ بن معمر،عن خالد القلانسیّ قال:
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:ألقی الذّمّیّ فیصافحنی،قال:امسحها بالتّراب
ص :۶۴٠
[٣۶۴٨]۶-زراره روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:در جواب سلام یهود و مسیحی بگو:سلام.
[٣۶۴٩]٧-عبد الرحمن حجّاج گفت:به امام کاظم علیه السّلام عرض کردم:بفرمایید اگر من به یک پزشک نصرانی نیازمند شدم آیا به او سلام کنم و برایش دعا بکنم.
امام علیه السّلام فرمودند:بله؛زیرا او از دعای تو سودی نمیبرد.
[٣۶۵٠]٨-معنای آن کاملا مانند حدیث هفت است با برخی راویان متفاوت.
[٣۶۵١]٩-محمّد عرفه روایت کرده که امام رضا علیه السّلام فرمودند:به امام صادق علیه السّلام گفتند:برای یهودی و نصرانی چگونه دعا کنیم؟امام علیه السّلام فرمودند:به او بگویید:
خدا به دنیای تو برکت دهد.
[٣۶۵٣]١٠-ابو بصیر از امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام دربارۀ دست دادن مسلمان با یهودی و نصرانی روایت کرده که فرمودند:از پشت لباس دست بدهید و اگر با تو بدون حایل شدن لباس دست داد دستت را بشوی.
[٣۶۵٣]١١-خالد قلانسی گفت:به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:به ذمّی(یهود و مسیحی و...)برمیخورم و او با من دست میدهد.امام علیه السّلام فرمودند:آن را به خاک
ص :۶۴١
و بالحائط،قلت:فالنّاصب؟قال:اغسلها.
[٣۶۵۴]١٢-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن صفوان،عن العلاء بن رزین،عن محمّد بن مسلم،عن أبی جعفر علیه السّلام فی رجل صافح رجلا مجوسیّا،قال:
یغسل یده و لا یتوضّأ.
باب مکاتبة أهل الذّمّة
[٣۶۵۵]١-أحمد بن محمّد الکوفیّ،عن علیّ بن الحسن بن علیّ،عن علیّ بن أسباط،عن عمّه یعقوب بن سالم،عن أبی بصیر قال:
سئل أبو عبد اللّه علیه السّلام عن الرّجل یکون له الحاجة إلی المجوسیّ أو إلی الیهودیّ أو إلی النّصرانیّ أو أن یکون عاملا أو دهقانا من عظماء أهل أرضه فیکتب إلیه الرّجل فی الحاجة العظیمة أیبدأ بالعلج و یسلّم علیه فی کتابه و إنّما یصنع ذلک لکی تقضی حاجته؟قال:أمّا أن تبدأ به فلا و لکن تسلّم علیه فی کتابک فإنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم قد کان یکتب إلی کسری و قیصر.
[٣۶۵۶]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن إسماعیل بن مرّار،عن یونس،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام عن الرّجل یکتب إلی رجل من عظماء عمّال المجوس فیبدأ باسمه قبل اسمه؟فقال:
لا بأس إذا فعل لاختیار المنفعة
باب الإغضاء
[٣۶۵٧]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن عبد اللّه بن محمّد الحجّال،عن ثعلبة بن میمون،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :۶۴٢
یا دیوار بکش.من گفتم:و اگر ناصبی(دشمن اهل بیت)باشد؟فرمودند:دستت را بشوی.
[٣۶۵۴]١٢-محمّد مسلم روایت کرده که امام باقر علیه السّلام دربارۀ مردی که با یک مجوسی دست داده بود فرمودند:دستش را بشوید ولی وضو نگیرد.
[٣۶۵۵]١-ابو بصیر گفت:از امام صادق علیه السّلام دربارۀ مردی پرسش شد که به مجوسی یا یهودی یا نصرانی نیازی دارد که کارمند یا دهداری از بزرگان سرزمینش هستند و این مرد برای نیاز مهمّی به او نامه مینویسد.آیا با کافر آغاز سلام کند و در آغاز نامه به او سلام کند با توجه به اینکه این کار را برای برآورده شدن خواستهاش انجام میدهد.امام علیه السّلام فرمودند:اینکه با او آغاز سلام کنی، نکن ولی در نامهات بر او سلام کن؛زیرا رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-همگاهی به کسری و قیصر نامه مینوشت.
[٣۶۵۶]٢-عبد اللّه سنان از امام باقر علیه السّلام دربارۀ مردی که به یکی از بزرگان کارمند مجوس نامه مینویسد و نام او را پیش از نام خود مینویسد پرسید:امام علیه السّلام در پاسخ فرمودند:اگر برای سود خود این کار را انجام دهد اشکالی ندارد.
[٣۶۵٧]١-ثعلبۀ میمون از مردی روایت کرده که گروهی نزد امام صادق علیه السّلام بودند
ص :۶۴٣
کان عنده قوم یحدّثهم إذ ذکر رجل منهم رجلا فوقع فیه و شکاه،فقال له أبو عبد اللّه علیه السّلام:و أنّی لک بأخیک کلّه«و أیّ الرّجال المهذّب».
[٣۶۵٨]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن علیّ بن الحکم و محمّد بن سنان،عن علیّ بن أبی حمزة،عن أبی بصیر قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:لا تفتّش النّاس فتبقی بلا صدیق.
باب نادر
[٣۶۵٩]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن سنان،عن العلاء بن الفضیل و حمّاد بن عثمان قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:انظر قلبک فإذا أنکر صاحبک فإنّ أحدکما قد أحدث.
[٣۶۶٠]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن مهران،عن الحسن بن یوسف،عن زکریّا بن محمّد،عن صالح بن الحکم قال:
سمعت رجلا یسأل أبا عبد اللّه علیه السّلام فقال:الرّجل یقول:أودّک،فکیف أعلم أنّه یودّنی؟فقال:امتحن قلبک فإن کنت تودّه فإنّه یودّک.
[٣۶۶١]٣-أبو بکر الحبّال،عن محمّد بن عیسی القطّان المدائنیّ قال:
سمعت أبی یقول:حدّثنا مسعدة بن الیسع قال:قلت لأبی عبد اللّه جعفر بن محمّد علیهما السّلام:إنّی و اللّه لأحبّک،فأطرق ثمّ رفع رأسه فقال:صدقت یا أبا بشر، سل قلبک عمّا لک فی قلبی من حبّک،فقد أعلمنی قلبی عمّا لی فی قلبک.
[٣۶۶٢]۴-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،عن الحسن بن الجهم قال:
ص :۶۴۴
و امام علیه السّلام برایشان حدیث میفرمود:که ناگاه یکی از آنان از کسی یاد کرد و از او شکایت کرد.امام صادق علیه السّلام به او فرمودند:از کجا میخواهی برادری کامل و تمام عیار به دست آوری و مردان تربیتشده کجا هستند؟
[٣۶۵٨]٢-ابو بصیر روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:مردم را نکاوید که بیدوست میمانید.
[٣۶۵٩]١-حمّاد عثمان گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:به دلت بنگر.
اگر از دوستت بیزار بود یکی از شما کار زشتی کرده است.
[٣۶۶٠]٢-صالح حکم گفت:شنیدم مردی از امام صادق علیه السّلام میپرسید:مردی به من میگوید دوستت دارم.چگونه بفهمم که مرا دوست دارد؟حضرت در پاسخ فرمودند:دلت را بیازمای.اگر تو او را دوست داری او هم تو را دوست دارد.
[٣۶۶١]٣-مسعدۀ الیسع گفت:به امام صادق جعفر محمّد علیهما السّلام عرض کردم:بهخدا سوگند من دوستت دارم.امام علیه السّلام سرش را پایین انداخت و سپس سر بلند کرده، فرمود:ای ابا بشر راست گفتی.از دلت بپرس دربارۀ محبّتی که در دل من به تو هست که دل من از محبّتی که نسبت به تو دارم،آگاهم کرد.
[٣۶۶٢]۴-حسن جهم گفت:به حضرت ابو الحسن علیه السّلام عرض کردم:مرا در دعا
ص :۶۴۵
قلت لأبی الحسن علیه السّلام:لا تنسنی من الدّعاء،قال:أو تعلم أنّی أنساک؟قال:
فتفکّرت فی نفسی و قلت:هو یدعو لشیعته و أنا من شیعته،قلت:لا،لا تنسانی،قال:و کیف علمت ذلک؟قلت:إنّی من شیعتک و إنّک لتدعو لهم، فقال:هل علمت بشیء غیر هذا؟قال:قلت:لا،قال:إذا أردت أن تعلم ما لک عندی فانظر[إلی]ما لی عندک.
[٣۶۶٣]۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّضر بن سوید،عن القاسم بن سلیمان،عن جرّاح المدائنیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
انظر قلبک فإن أنکر صاحبک فاعلم أنّ أحدکما قد أحدث.
باب العطاس و التّسمیت
[٣۶۶۴]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسین بن سعید،عن النّضر بن سوید،عن القاسم بن سلیمان،عن جرّاح المدائنیّ قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:للمسلم علی أخیه من الحقّ أن یسلّم علیه إذا لقیه و یعوده إذا مرض و ینصح له إذا غاب و یسمّته إذا عطس یقول:«الحمد للّه ربّ العالمین لا شریک له»و یقول له:«یرحمک اللّه»فیجیبه فیقول له:«یهدیکم اللّه و یصلح بالکم»و یجیبه إذا دعاه و یتبعه إذا مات.
[٣۶۶۵]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن هارون بن مسلم،عن مسعدة بن صدقة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إذا عطس الرّجل فسمّتوه و لو کان من وراء جزیرة و فی روایة أخری:و لو من وراء البحر.
[٣۶۶۶]٣-الحسین بن محمّد،عن معلّی بن محمّد،عن الحسن بن علیّ،عن مثنّی،عن إسحاق بن یزید و معمّر بن أبی زیاد و ابن رئاب قالوا:
ص :۶۴۶
فراموش نکن.امام علیه السّلام فرمودند:تو میپنداری که من تو را فراموش میکنم؟ او گفته است:من فکر کردم و با خودم گفتم:او برای شیعیانش دعا میکند و من هم از شیعیان او هستم.پس عرض کردم:نه،مرا فراموش نمیکنید.امام علیه السّلام فرمودند:چگونه فهمیدی؟عرض کردم:من از شیعیان شما هستم و شما برای آنها دعا میکنی.امام علیه السّلام فرمودند:جز این چیز دیگری هم دانستی؟من عرض کردم:نه.امام علیه السّلام فرمودند:هرگاه خواستی بدانی نزد من چگونهای بنگر که من در نزد تو چگونهام؟
[٣۶۶٣]۵-جرّاح مداینی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:به دلت بنگر اگر از دوستت بیزار بود یکی از شما دو نفر کاری زشت کرده است.
[٣۶۶۴]١-جرّاح مداینی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هر مسلمانی بر مسلمان دیگر حق دارد که وقتی او را دیدار میکند به او سلام کند و چون بیمار شد عیادتش کند و هنگامی که غایب بود خیرخواهش باشد و چون عطسه کند بگوید:الحمد للّه ربّ العالمین،لا شریک له.و در جواب بگوید:یرحمک اللّه و او در جواب بگوید:یهدیکم اللّه و یصلح بالکم و چون او را دعوت کرد بپذیرد و هنگامی که مرد او را تشییع کند.
[٣۶۶۵]٢-مسعدۀ صدقه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:هرگاه شخصی عطسه کرد پاسخ عطسۀ او را بگویید هرچند از پشت جزیرهای باشد.و در روایت دیگر است:هرچند از پشت دریا باشد.
[٣۶۶۶]٣-اسحاق یزید و معمّر ابو زیاد و ابن رئاب گفتهاند:در خدمت امام
ص :۶۴٧
کنّا جلوسا عند أبی عبد اللّه علیه السّلام إذ عطس رجل فما ردّ علیه أحد من القوم شیئا حتّی ابتدأ هو فقال:سبحان اللّه ألا سمّتّم؟إنّ من حقّ المسلم علی المسلم أن یعوده إذا اشتکی و أن یجیبه إذا دعاه و أن یشهده إذا مات و أن یسمّته إذا عطس.
[٣۶۶٧]۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن صفوان بن یحیی قال:
کنت عند الرّضا علیه السّلام فعطس،فقلت له:صلّی اللّه علیک،ثمّ عطس،فقلت:
صلّی اللّه علیک،ثمّ عطس فقلت:صلّی اللّه علیک و قلت له:جعلت فداک إذا عطس مثلک نقول له کما یقول بعضنا لبعض:یرحمک اللّه؟أو کما نقول؟قال:
نعم ألیس تقول:صلّی اللّه علی محمّد و آل محمّد؟قلت:بلی،قال:ارحم محمّدا و آل محمّد؟قال:بلی و قد صلّی اللّه علیه و رحمه و إنّما صلواتنا علیه رحمة لنا و قربة.
[٣۶۶٨]۵-عنه،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر قال:
سمعت الرّضا علیه السّلام یقول:التّثاؤب من الشّیطان و العطسة من اللّه عزّ و جلّ.
[٣۶۶٩]۶-علیّ بن محمّد،عن صالح بن أبی حمّاد قال:
سألت العالم علیه السّلام عن العطسة و ما العلّة فی الحمد للّه علیها؟فقال:إنّ للّه نعما علی عبده فی صحّة بدنه و سلامة جوارحه و إنّ العبد ینسی ذکر اللّه عزّ و جلّ علی ذلک و إذا نسی أمر اللّه الرّیح فتجاوز فی بدنه ثمّ یخرجها من أنفه فیحمد اللّه علی ذلک فیکون حمده عند ذلک شکرا لما نسی.
[٣۶٧٠]٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن ابن فضّال، عن جعفر بن یونس،عن داود بن الحصین قال:
ص :۶۴٨
صادق علیه السّلام نشسته بودیم که مردی عطسه کرد و هیچکس پاسخی به او نداد تا آن حضرت آغاز به سخن کرد و فرمود:سبحان اللّه،چرا پاسخ عطسۀ او را نگفتید.
همانا از حق مسلمان است که در وقتی بیمار شد به عیادتش بروند و هنگامی که او را دعوت کرد بپذیرد و چون مرد بر جنازۀ او حاضر شوند و چون عطسه کرد پاسخ عطسهاش را بدهند.
[٣۶۶٧]۴-صفوان یحیی گفت:در خدمت امام رضا علیه السّلام بودم که عطسه کردند.
به ایشان گفتم:صلّی اللّه علیک.سپس باز عطسه کردند.پس من عرض کردم:
صلی اللّه علیک.آنگاه بار دیگر عطسه کردند و من باز عرض کردم:صلی اللّه علیک و سپس عرض کردم:جانم فدایت وقتی مانند شمایی عطسه کرد همان را بگوییم که ما به یکدیگر میگوئیم:یرحمک اللّه یا آنگونه که من گفتم بگوییم.
امام علیه السّلام فرمودند:بله.مگر نمیگویی:صلی اللّه علی محمّد و آل محمد؟عرض کردم:چرا.فرمودند:یعنی بر محمّد و خاندان او رحم کن.آری.بهدرستی که خداوند بر محمّد و خاندانش درود فرستاد و به آنان رحم کرد و صلوات ما بر آن حضرت رحمت و قربت برای ما است.
[٣۶۶٨]۵-احمد بن محمّد ابو نصر گفت:از امام رضا علیه السّلام شنیدم میفرماید:
خمیازه از شیطان است و عطسه از خداوند عزّتمند.
[٣۶۶٩]۶-صالح ابو حمّاد گفت:از آن دانشمند دربارۀ عطسه و علّت ذکر حمد برای آن پرسش کردم.فرمودند:خداوند برای بندهاش نعمتهایی در تندرستی و سلامت اندام او دارد و بنده یاد خداوند عزّتمند را بر این نعمتها فراموش میکند و چون فراموش کرد خدا به باد فرمان میدهد که در تنش بگذرد و از بینیاش خارج شود تا برای آن خدا را سپاس بگوید و این سپاس او در این هنگام سپاس برای چیزی است که فراموش کرده است.
[٣۶٧٠]٧-داود حصین گفت:ما گروهی در نزد امام صادق علیه السّلام بودیم و من چهارده
ص :۶۴٩
کنّا عند أبی عبد اللّه علیه السّلام فأحصیت فی البیت أربعة عشر رجلا،فعطس أبو عبد اللّه علیه السّلام فما تکلّم أحد من القوم،فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام:ألا تسمّتون؟ألا تسمّتون من حقّ المؤمن علی المؤمن إذا مرض أن یعوده و إذا مات أن یشهد جنازته و إذا عطس أن یسمّته أو قال:یشمّته و إذا دعاه أن یجیبه.
[٣۶٧١]٨-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن سالم،عن أحمد بن النّضر،عن عمرو بن شمر،عن جابر قال:
قال أبو جعفر علیه السّلام:نعم الشّیء العطسة تنفع فی الجسد و تذکّر باللّه عزّ و جلّ، قلت:إنّ عندنا قوما یقولون:لیس لرسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فی العطسة نصیب،فقال:
إن کانوا کاذبین فلا نالهم شفاعة محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم.
[٣۶٧٢]٩-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن بعض أصحابه قال:
عطس رجل عند أبی جعفر علیه السّلام فقال:الحمد للّه،فلم یسمّته أبو جعفر علیه السّلام و قال:نقصنا حقّنا،ثمّ قال:إذا عطس أحدکم فلیقل:الحمد للّه ربّ العالمین و صلّی اللّه علی محمّد و أهل بیته.قال:فقال الرّجل فسمّته أبو جعفر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم.
[٣۶٧٣]١٠-علیّ،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن إسماعیل البصریّ،عن الفضیل بن یسار قال:
قلت لأبی جعفر علیه السّلام:إنّ النّاس یکرهون الصّلاة علی محمّد و آله فی ثلاثة مواطن:عند العطسة و عند الذّبیحة و عند الجماع،فقال:أبو جعفر علیه السّلام:ما لهم ویلهم نافقوا لعنهم اللّه.
[٣۶٧۴]١١-عنه،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن سعد بن أبی خلف قال:
کان أبو جعفر علیه السّلام إذا عطس فقیل له:یرحمک اللّه،قال:یغفر اللّه لکم و یرحمکم و إذا عطس عنده إنسان قال:یرحمک اللّه عزّ و جلّ.
ص :۶۵٠
نفر را در اتاق شمردم.آنگاه امام صادق علیه السّلام عطسه کرد و کسی از حاضران سخنی گفت.پس امام صادق علیه السّلام فرمودند:آیا پاسخ عطسه را نمیگویید؟آیا پاسخ عطسه را نمیگویید؟از حق مؤمن بر مؤمن است که هرگاه بیمار شد او را عیادت کند و هرگاه مرد بر سر جنازهاش حاضر شود و هرگاه عطسه کرد پاسخ عطسهاش را بگوید و هرگاه از او دعوت کرد اجابت کند.
[٣۶٧١]٨-جابر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:عطسه چیز خوبی است که برای بدن سودمند است و خداوند عزّتمند را به یاد میآورد.راوی گفته که من عرض کردم:گروهی از مردم در میان ما هستند که میگویند رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-بهرهای از عطسه نداشت.امام علیه السّلام فرمودند:اگر دروغ میگویند شفاعت محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-به آنها نرسد.
[٣۶٧٢]٩-یکی از اصحاب گفت:مردی نزد امام باقر علیه السّلام عطسه کرد و گفت:
الحمّد للّه و امام باقر علیه السّلام به او پاسخ نداد و فرمود:حقّ ما را کاست.سپس فرمودند:هنگامی که یکی از شما عطسه کرد باید بگوید:الحمد للّه ربّ العالمین و صلّی اللّه علی محمّد و اهل بیته.راوی گفت:آن مرد این ذکر را گفت و امام باقر علیه السّلام به او پاسخ فرمود.
[٣۶٧٣]١٠-فضیل یسار گفت:به امام باقر علیه السّلام عرض کردم:مردم صلوات بر محمد و خاندان او را در سه جا ناپسند میدانند:هنگام عطسه و هنگام ذبح گوسفند و هنگام نزدیکی.امام علیه السّلام فرمودند:چرا؟وای بر آنها که نفاق ورزیدند.
خدا لعنتشان کند.
[٣۶٧۴]١١-سعد ابو خلف گفت:هنگامی که امام باقر علیه السّلام عطسه میکرد و به ایشان میگفتند:یرحمک اللّه میفرمود:یغفر اللّه لکم و یرحمکم و هرگاه کسی نزد ایشان عطسه میکرد میفرمود:یرحمک اللّه عزّ و جلّ.
ص :۶۵١
[٣۶٧۵]١٢-عنه،عن أبیه،عن النّوفلیّ أو غیره،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
عطس غلام لم یبلغ الحلم عند النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:الحمد للّه،فقال له النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بارک اللّه فیک.
[٣۶٧۶]١٣-محمّد بن یحیی،عن عبد اللّه بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن أبان بن عثمان،عن محمّد بن مسلم،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إذا عطس الرّجل فلیقل:الحمد للّه[ربّ العالمین]لا شریک له،و إذا سمّت الرّجل فلیقل:یرحمک اللّه و إذا رد[دت]فلیقل:یغفر اللّه لک و لنا،فإنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم سئل عن آیة أو شیء فیه ذکر اللّه فقال:کلّما ذکر اللّه فیه فهو حسن.
[٣۶٧٧]١۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن الحسین بن نعیم،عن مسمع بن عبد الملک قال:
عطس أبو عبد اللّه علیه السّلام فقال:الحمد للّه ربّ العالمین،ثمّ جعل إصبعه علی أنفه فقال:رغم أنفی للّه رغما داخرا.
[٣۶٧٨]١۵-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن سالم،عن أحمد بن النّضر،عن محمّد بن مروان،رفعه قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:من قال إذا عطس:الحمد للّه ربّ العالمین علی کلّ حال،لم یجد وجع الأذنین و الأضراس.
[٣۶٧٩]١۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد أو غیره،عن ابن فضّال، عن بعض أصحابه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
فی وجع الأضراس و وجع الآذان:إذا سمعتم من یعطس فابدءوه بالحمد.
ص :۶۵٢
[٣۶٧۵]١٢-سکونی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:پسری نابالغ نزد رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-عطسه کرد و گفت:الحمد للّه.پیامبر گرامی به او فرمود:خداوند به تو برکت دهد.
[٣۶٧۶]١٣-محمّد مسلم روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هرگاه عطسه کرد باید بگوید:الحمد للّه[رب العالمین] لا شریک له و هرگاه پاسخ عطسه داد باید بگوید:یرحمک اللّه و هرگاه بخواهد پاسخ گوید باید بگوید:یغفر اللّه لک و لنا زیرا از رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-از آیه یا چیزی که در آن یاد خدا باشد پرسیدند و ایشان فرمود:هر جملهای که یاد خدا در آن باشد خوب است.
[٣۶٧٧]١۴-مسمع عبد الملک گفت:امام صادق علیه السّلام عطسه کرد و فرمود:الحمد للّه ربّ العالمین و سپس انگشتش را روی بینی خود نهاد و فرمود:بینیام برای خدا به زبونی بر خاک است.
[٣۶٧٨]١۵-محمّد مروان در حدیثی بیسند روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:هرکس وقتی عطسه کرد بگوید:الحمد للّه ربّ العالمین علی کلّ حال به گوشدرد و دنداندرد دچار نمیشود.
[٣۶٧٩]١۶-یکی از اصحاب از امام صادق علیه السّلام درباره دنداندرد و گوشدرد روایت کرده که فرمودند:هرگاه شنیدند کسی عطسه میکند با گفتن حمد،با او آغاز سخن کنید.
ص :۶۵٣
[٣۶٨٠]١٧-علیّ بن إبراهیم،[عن أبیه،]عن صالح بن السّندیّ،عن جعفر بن بشیر،عن عثمان،عن أبی أسامة قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:من سمع عطسة فحمد اللّه عزّ و جلّ و صلّی علی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و أهل بیته لم یشتک عینیه و لا ضرسه،ثمّ قال:إن سمعتها فقلها و إن کان بینک و بینه البحر.
[٣۶٨١]١٨-أبو علیّ الأشعریّ،عن بعض أصحابه،عن ابن أبی نجران،عن بعض أصحابنا،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال عطس رجل نصرانیّ عند أبی عبد اللّه علیه السّلام فقال له القوم:
هداک اللّه،فقال أبو عبد اللّه علیه السّلام:[فقولوا:]یرحمک اللّه،فقالوا له:إنّه نصرانیّ؟!فقال:لا یهدیه اللّه حتّی یرحمه.
[٣۶٨٢]١٩-علیّ بن إبراهیم،عن هارون بن مسلم،عن مسعدة بن صدقة، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إذا عطس المرء المسلم ثمّ سکت لعلّة تکون به قالت الملائکة عنه:الحمد للّه ربّ العالمین،فإن قال:الحمد للّه ربّ العالمین قالت الملائکة:یغفر اللّه لک.قال:و قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:العطاس للمریض دلیل العافیة و راحة للبدن.
[٣۶٨٣]٢٠-محمّد بن یحیی،عن محمّد بن موسی،عن یعقوب بن یزید،عن عثمان بن عیسی،عن عبد الصّمد بن بشیر،عن حذیفة بن منصور،[عن أبی عبد اللّه علیه السّلام]قال:
قال:العطاس ینفع فی البدن کلّه ما لم یزد علی الثّلاث فإذا زاد علی الثّلاث،فهو داء و سقم.
ص :۶۵۴
[٣۶٨٠]١٧-ابو اسامه روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس عطسهای شنید و خداوند عزّتمند را سپاس گفته،بر پیامبر گرامی و خاندانش درود فرستاد از چشم و دندانش شکایت نمیکند.سپس فرمودند:اگر آن را شنیدی آن ذکر را بگو گرچه میان تو و او یک دریا فاصله باشد.
[٣۶٨١]١٨-یکی از اصحاب گفته است:مردی مسیحی نزد امام صادق علیه السّلام عطسه کرد.حاضران به او گفتند:هداک اللّه امام صادق علیه السّلام فرمود:بگویید:یرحمک اللّه آنان به ایشان گفتند:او نصرانی است.امام علیه السّلام فرمودند:خدا تا به او رحم نکند هدایتش نمیکند.
[٣۶٨٢]١٩-مسعدۀ صدقه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا -درود خدا بر او و خاندانش-فرمودند:هرگاه مسلمانی عطسه کرد و به دلیل بیماریاش ساکت ماند فرشتگان از سوی او میگویند:الحمد للّه ربّ العالمین و اگر خود بگوید:الحمد للّه ربّ العالمین فرشتهها گویند:یغفر اللّه لک و نیز فرمودند:عطسه برای بیمار نشانۀ سلامتی و آسایش بدن است.
[٣۶٨٣]٢٠-حذیفۀ منصور روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:عطسه برای همۀ بدن سودمند است تا از سه عطسه فزونی نیابد و اگر از سه بار بیشتر شد نشانۀ درد و بیماری است.
ص :۶۵۵
[٣۶٨۴]٢١-أحمد بن محمّد الکوفیّ،عن علیّ بن الحسن،عن علیّ بن أسباط،عن عمّه یعقوب بن سالم،عن أبی بکر الحضرمیّ قال:
سألت أبا عبد اللّه عن قول اللّه عزّ و جلّ: «إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْوٰاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ» قال:العطسة القبیحة.
[٣۶٨۵]٢٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن القاسم بن یحیی،عن جدّه الحسن بن راشد،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من عطس ثمّ وضع یده علی قصبة أنفه ثمّ قال:«الحمد للّه ربّ العالمین [الحمد للّه]حمدا کثیرا کما هو أهله و صلّی اللّه علی محمّد النّبیّ و آله و سلّم» خرج من منخره الأیسر طائر أصغر من الجراد و أکبر من الذّباب حتّی یسیر تحت العرش یستغفر اللّه له إلی یوم القیامة.
[٣۶٨۶]٢٣-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن بعض أصحابه رواه عن رجل من العامّة قال:
کنت أجالس أبا عبد اللّه علیه السّلام فلا و اللّه ما رأیت مجلسا أنبل من مجالسه،قال:
فقال لی ذات یوم:من أین تخرج العطسة؟فقلت:من الأنف،فقال لی:أصبت الخطأ،فقلت:جعلت فداک من أین تخرج؟فقال:من جمیع البدن کما أنّ النّطفة تخرج من جمیع البدن و مخرجها من الإحلیل،ثمّ قال:أما رأیت الإنسان إذا عطس نفض أعضاؤه و صاحب العطسة یأمن الموت سبعة أیّام
[٣۶٨٧]٢۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:تصدیق الحدیث عند العطاس.
ص :۶۵۶
[٣۶٨۴]٢١-ابو بکر حضرمی گفت:از امام صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند پرسیدم:(به درستی که زشتترین آوازها بانگ خران است).[لقمان(٣١):
١٩]امام علیه السّلام فرمودند:عطسۀ زشت است.
[٣۶٨۵]٢٢-حسین راشد روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس عطسه کند و سپس دستش را بر استخوان بینیاش گذاشته،بگوید:«الحمد للّه رب العالمین،[الحمد للّه حمدا]کثیرا کما هو اهله و صلّی اللّه علی محمد النّبی و آله و سلّم»از سوراخ چپ بینی او پرندهای کوچکتر از ملخ و بزرگتر از مگس بیرون میآید و به زیر عرش میرود و تا روز قیامت برایش آمرزش میخواهد.
[٣۶٨۶]٢٣-مردی از اهل سنّت گفت:من همنشین امام صادق علیه السّلام بودم و به خدا سوگند مجلسی ارجمندتر از مجالس او ندیدم.روزی امام علیه السّلام به من فرمود:
عطسه از کجا خارج میشود؟گفتم:از بینی.به من فرمود:به خطا رفتی.گفتم:
فدایت شوم از کجا خارج میشود؟فرمودند:از همۀ بدن،چنانکه نطفه از همۀ بدن خارج میشود ولی مخرجش مجرای ادرار است.سپس فرمودند:آیا نمیبینی که انسان چون عطسه میکند همۀ اندامش تکان میخورد.و صاحب عطسه تا هفت روز از مرگ ایمن میشود.
[٣۶٨٧]٢۴-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:نشانه راستی سخن،عطسه است.
ص :۶۵٧
[٣۶٨٨]٢۵-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إذا کان الرّجل یتحدّث بحدیث فعطس عاطس فهو شاهد حقّ.
[٣۶٨٩]٢۶-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن ابن أبی عمیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم تصدیق الحدیث عند العطاس.
[٣۶٩٠]٢٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن محسّن بن أحمد، عن أبان بن عثمان،عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إذا عطس الرّجل ثلاثا فسمّته ثمّ اترکه.
باب وجوب إجلال ذی الشّیبة المسلم
[٣۶٩١]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه، جمیعا عن ابن محبوب،عن عبد اللّه بن سنان قال:
قال لی أبو عبد اللّه علیه السّلام:إنّ من إجلال اللّه عزّ و جلّ إجلال الشّیخ الکبیر.
[٣۶٩٢]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من عرف فضل کبیر لسنّه فوقّره آمنه اللّه من فزع یوم القیامة.
[٣۶٩٣]٣-و بهذا الإسناد قال:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من وقّر ذا شیبة فی الإسلام آمنه اللّه عزّ و جلّ من فزع یوم القیامة.
ص :۶۵٨
[٣۶٨٨]٢۵-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:هرگاه کسی سخنی بگوید و دیگری عطسه کند گواه درستی سخن او است.
[٣۶٨٩]٢۶-ابن ابی عمیر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:[مانند حدیث ٢۴ میباشد].
[٣۶٩٠]٢٧-زراره روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:هرگاه کسی عطسه کرد تا سه بار به او پاسخ گو و سپس او را رها کن.
[٣۶٩١]١-عبد اللّه سنان گفت:امام صادق علیه السّلام به من فرمودند:همانا بزرگداشت پیرمرد سالخورده بزرگداشت خداوند عزّتمند است.
[٣۶٩٢]٢-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:هرکس فضیلت سالخوردهای را به خاطر سن او بداند و او را احترام کند خداوند او را از هراس روز قیامت ایمن میکند.
[٣۶٩٣]٣-و با همان سند رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-فرمودند:
هرکس شخصی را که در اسلام موی خود را سپید کرده است احترام کند خداوند عزّتمند او را از هراس روز قیامت در امان میدارد.
ص :۶۵٩
[٣۶٩۴]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن محمّد بن علیّ،عن محمّد بن الفضیل،عن إسحاق بن عمّار قال:
سمعت أبا الخطّاب یحدّث عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:ثلاثة لا یجهل حقّهم إلاّ منافق معروف بالنّفاق:ذو الشّیبة فی الإسلام،و حامل القرآن و الإمام العادل.
[٣۶٩۵]۵-عنه،عن أبیه،عن أبی نهشل،عن عبد اللّه بن سنان قال:
قال لی أبو عبد اللّه علیه السّلام:من إجلال اللّه عزّ و جلّ إجلال المؤمن ذی الشّیبة و من أکرم مؤمنا فبکرامة اللّه بدأ و من استخفّ بمؤمن ذی شیبة أرسل اللّه إلیه من یستخفّ به قبل موته.
[٣۶٩۶]۶-الحسین بن محمّد،عن أحمد بن إسحاق،عن سعدان بن مسلم، عن أبی بصیر و غیره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال:من إجلال اللّه عزّ و جلّ إجلال ذی الشّیبة المسلم.
باب إکرام الکریم
[٣۶٩٧]١-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن عبد اللّه بن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
دخل رجلان علی أمیر المؤمنین علیه السّلام فألقی لکلّ واحد منهما و سادة فقعد علیها أحدهما و أبی الآخر،فقال أمیر المؤمنین علیه السّلام:اقعد علیها فإنّه لا یأبی الکرامة إلاّ حمار،ثمّ قال:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إذا أتاکم کریم قوم فأکرموه.
[٣۶٩٨]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إذا أتاکم کریم قوم فأکرموه.
ص :۶۶٠
[٣۶٩۴]۴-ابو خطّاب روایت کرده که:امام صادق علیه السّلام فرمودند:سه گروهاند که جز منافق معروف به نفاق کسی حق آنها را نادیده نمیگیرد:کسی که موی خود را در اسلام سپید کرده است،حامل قرآن و امام عادل.
[٣۶٩۵]۵-عبد اللّه سنان گفت،امام صادق علیه السّلام به من فرمودند:بزرگ داشت مؤمن سپیدمو بزرگداشت خداوند عزّتمند است و هرکس مؤمنی را گرامی بدارد به گرامیداشت خدا آغاز کرده است و هرکس مؤمن سپیدمویی را خوار شمرد خدا کسی را میفرستد تا پیش از مرگش او را خوار کند.
[٣۶٩۶]۶-ابو بصیر و جز او روایت کردهاند که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:
بزرگداشت سپیدموی مسلمان بزرگداشت خدا است.
[٣۶٩٧]١-عبد اللّه قدّاح روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:دو مرد به خدمت امیر مؤمنان علیه السّلام رسیدند.امام علیه السّلام برای هرکدام زیراندازی انداخت.
یکی از آن دو بر آن نشست و دیگری خودداری کرد.امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
بر آن بنشین زیرا جز الاغ کسی گرامیشدن را ردّ نمیکند.سپس فرمودند:
رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمود:هرگاه شخص کریم و بزرگوار قومی به نزد شما آمد او را گرامی دارید.
[٣۶٩٨]٢-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:هرگاه بزرگوار قومی بر شما وارد شد او را گرامی دارید.
ص :۶۶١
[٣۶٩٩]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن أبی عبد اللّه،عن محمّد بن عیسی،عن عبد اللّه العلویّ،عن أبیه عن جدّه قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:لمّا قدم عدیّ بن حاتم إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم أدخله النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بیته و لم یکن فی البیت غیر خصفة و سادة من أدم فطرحها رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم لعدیّ بن حاتم.
باب حقّ الدّاخل
[٣٧٠٠]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إنّ من حقّ الدّاخل علی أهل البیت أن یمشوا معه هنیئة إذا دخل و إذا خرج و قال:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إذا دخل أحدکم علی أخیه المسلم فی بیته فهو أمیر علیه حتّی یخرج.
باب المجالس بالأمانة
[٣٧٠١]١-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد و أحمد بن محمّد،جمیعا عن ابن محبوب،عن عبد اللّه بن سنان،عن ابن أبی عوف،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
سمعته یقول:المجالس بالأمانة.
[٣٧٠٢]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن حمّاد بن عثمان، عن زرارة،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:المجالس بالأمانة.
[٣٧٠٣]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :۶۶٢
[٣۶٩٩]٣-عبد اللّه علوی از نیایش روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:
هنگامی که عدیّ حاتم به نزد پیامبر آمد،پیامبر او را به خانۀ خود برد و در خانه جز تکهای حصیر و زیراندازی از پوست نبود که پیامبر گرامی آن را برای عدی پهن کرد.
[٣٧٠٠]١-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:حقّ کسی که داخل خانه شده این است که اهل خانه هنگام ورود و خروج او را خوشامدگویان همراهی کنند و نیز فرمودند:هرگاه یکی از شما به خانۀ برادر مسلمانش رود امیر و حاکم او است تا از خانه بیرون رود.
[٣٧٠١]١-ابن ابو عوف گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:همنشینی به امانتداری است.
[٣٧٠٢]٢-زراره از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که پیامبر گرامی صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:
همنشینی به امانتداری است.
[٣٧٠٣]٣-عثمان عیسی از مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
ص :۶۶٣
المجالس بالأمانة و لیس لأحد أن یحدّث بحدیث یکتمه صاحبه إلاّ بإذنه إلاّ أن یکون ثقة أو ذکرا له بخیر.
باب فی المناجاة
[٣٧٠۴]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحسن بن محبوب،عن مالک بن عطیّة،عن أبی بصیر،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إذا کان القوم ثلاثة فلا یتناجی منهم اثنان دون صاحبهما فإنّ[فی]ذلک ما یحزنه و یؤذیه.
[٣٧٠۵]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد أبی عبد اللّه،عن محمّد بن علیّ،عن یونس بن یعقوب،عن أبی الحسن الأوّل علیه السّلام قال:
إذا کان ثلاثة فی بیت فلا یتناجی اثنان دون صاحبهما فإنّ ذلک ممّا یغمّه.
[٣٧٠۶]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:من عرض لأخیه المسلم[المتکلّم]فی حدیثه فکأنّما خدش وجهه.
باب الجلوس
[٣٧٠٧]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن النّوفلیّ،عن عبد العظیم بن عبد اللّه بن الحسن العلویّ،رفعه قال:
کان النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یجلس ثلاثا:القرفصا و هو أن یقیم ساقیه و یستقبلهما بیدیه و یشدّ یده فی ذراعه و کان یجثو علی رکبتیه و کان یثنی رجلا واحدة و یبسط علیها الأخری و لم یر صلّی اللّه علیه و اله و سلّم متربّعا قطّ.
ص :۶۶۴
همنشینی به امانتداری است و کسی حق ندارد سخن محرمانۀ دوست خود را که خود نهان میکند جز با اجازۀ او بازگو کند مگر در موردی که به شنونده اطمینان دارد یا یاد خوبیهای او میشود.
[٣٧٠۴]١-ابو بصیر روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرگاه سه نفر گرد آمدند دو نفر آنان در کنار آن دیگری درگوشی باهم صحبت نکنند که او را اندوهگین کرده،میآزارد.
[٣٧٠۵]٢-یونس یعقوب روایت کرده که ابو الحسن اوّل امام کاظم علیه السّلام فرمودند:هنگامی که سه نفر در اتاقی جمع شدند دو نفر آنان در کنار آن دیگری درگوشی باهم صحبت نکنند که موجب اندوه او میگردد.
[٣٧٠۶]٣-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:هرکس در میان سخن برادر مسلمانش بدود[صحبت کند]گویا روی او را خراشیده است.
[٣٧٠٧]١-عبد اللّه بن حسن علوی حدیثی روایت کرده که معصوم علیه السّلام فرمودند:پیامبر گرامی صلّی اللّه علیه و اله سهگونه مینشست:چمباتمه و آن چنین است که بر دو ساق پای خود میایستاد و آنها را در میان دو دست خود میگرفت و دستانش را در بازوانش گره میزد و گاهی نیز دو زانو مینشست و گاهی نیز یک پا را خم میکرد و پای دیگر را روی آن میانداخت و هرگز دیده نشد که چهارزانو بنشیند.
ص :۶۶۵
[٣٧٠٨]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عمّن ذکره،عن أبی حمزة الثّمالیّ قال:
رأیت علیّ بن الحسین علیه السّلام قاعدا واضعا إحدی رجلیه علی فخذه فقلت:إنّ النّاس یکرهون هذه الجلسة و یقولون:إنّها جلسة الرّبّ،فقال:إنّی إنّما جلست هذه الجلسة للملالة و الرّبّ لا یملّ و لا تأخذه سنة و لا نوم.
[٣٧٠٩]٣-علیّ،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن محمّد بن مرازم،عن أبی سلیمان الزّاهد،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
من رضی بدون التّشرّف من المجلس لم یزل اللّه عزّ و جلّ و ملائکته یصلّون علیه حتّی یقوم.
[٣٧١٠]۴-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن بعض أصحابه،عن طلحة بن زید، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم أکثر ما یجلس تجاه القبلة.
[٣٧١١]۵-أبو عبد اللّه الأشعریّ،عن معلّی بن محمّد،عن الوشّاء،عن حمّاد بن عثمان قال:
جلس أبو عبد اللّه علیه السّلام متورّکا رجله الیمنی علی فخذه الیسری،فقال له رجل:جعلت فداک هذه جلسة مکروهة،فقال:لا إنّما هو شیء قالته الیهود،لمّا أن فرغ اللّه عزّ و جلّ من خلق السّماوات و الأرض و استوی علی العرش جلس هذه الجلسة لیستریح فأنزل اللّه عزّ و جلّ اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاٰ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاٰ نَوْمٌ و بقی أبو عبد اللّه علیه السّلام متورّکا کما هو
[٣٧١٢]۶-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن عبد اللّه بن المغیرة،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :۶۶۶
[٣٧٠٨]٢-ابو حمزۀ ثمالی گفت:امام سجاد علیه السّلام را نشسته دیدم در حالیکه یکی از پاهایش را روی ران دیگر انداخته است.گفتم:مردم اینگونه نشستن را نمیپسندند و میگویند آن مانند نشستن پروردگار است.امام علیه السّلام فرمودند:من از خستگی و دلتنگی اینگونه نشستهام و پروردگار دلتنگ نمیشود و چرت و خواب او را فرانمیگیرد.
[٣٧٠٩]٣-سلیمان زاهد روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هرکس به مکانهای بیافتخار مجلس راضی شود[و نشستن در صدر مجلس برایش اهمیت نداشته باشد]خداوند فرشتگان پیوسته بر او درود میفرستند تا برخیزد.
[٣٧١٠]۴-طلحۀ زید روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله بیشتر به سوی قبله مینشست.
[٣٧١١]۵-حمّاد عثمان گفت:امام صادق علیه السّلام روی ران چپ نشست و پای راست خود را بر آن نهاد.مردی عرض کرد فدایت شوم!اینگونه نشستن ناپسند است.امام علیه السّلام فرمود:نه!این چیزی است که یهود گفته است.آنها میگویند:چون خداوند عزّتمند آفرینش آسمانها و زمین را به پایان برد و بر عرش قرار گرفت چنین نشست تا استراحت کند.و خدا چنین نازل کرده است: اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاٰ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاٰ نَوْمٌ و امام صادق علیه السّلام به همان حالتی که نشسته بود باقی ماند.
[٣٧١٢]۶-عبد اللّه مغیره از مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
ص :۶۶٧
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم إذا دخل منزلا قعد فی أدنی المجلس إلیه حین یدخل.
[٣٧١٣]٧-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن یحیی،عن طلحة بن زید،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:سوق المسلمین کمسجدهم فمن سبق إلی مکان فهو أحقّ به إلی اللّیل؛قال:و کان لا یأخذ علی بیوت السّوق کراء.
[٣٧١۴]٨-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ینبغی للجلساء فی الصّیف أن یکون بین کلّ اثنین مقدار عظم الذّراع لئلاّ یشقّ بعضهم علی بعض فی الحرّ.
[٣٧١۵]٩-علیّ،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن حمّاد بن عثمان قال:
رأیت أبا عبد اللّه علیه السّلام یجلس فی بیته عند باب بیته قبالة الکعبة
باب الاتّکاء و الاحتباء
[٣٧١۶]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:الاتّکاء فی المسجد رهبانیّة العرب إنّ المؤمن مجلسه مسجده و صومعته بیته.
[٣٧١٧]٢-عنه،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:الاحتباء فی المسجد حیطان العرب.
[٣٧١٨]٣-محمّد بن إسماعیل،عن الفضل بن شاذان و علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،جمیعا عن ابن أبی عمیر،عن إبراهیم بن عبد الحمید،عن أبی الحسن قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:الاحتباء حیطان العرب.
ص :۶۶٨
رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-هنگامی که به منزلی وارد میشد در نزدیکترین جا مینشست.
[٣٧١٣]٧-طلحۀ زید از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرموده است:بازار مسلمانان همچون مسجد آنان است و هرکس به مکانی پیشی گرفت تا شب به آن مکان سزاوارتر است.و فرمود:آن حضرت بر دکانهای بازار کرایه نمیگرفت.
[٣٧١۴]٨-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:کسانی که در تابستان دور هم مینشینند سزاوار است که بین هر دو نفر به اندازه زراعی فاصله باشد تا از گرما سختی نکشند.
[٣٧١۵]٩-حمّاد عثمان گفت:امام صادق علیه السّلام را دیدم که در خانهاش کنار در و رو به قبله مینشست.
[٣٧١۶]١-سکونی از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-فرمودند:چمباتمه نشستن در مسجد،رهبانیت عرب است.
همانا محل نشستن مؤمن مسجد او است و خانهاش صومعۀ او.
[٣٧١٧]٢-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:چمباتمه نشستن در مسجد،دیوار تکیهگاه عرب است.[یعنی اعراب به جای تکیه بر دیوار دستهای خود را بر زانوهای خود حلقه میکنند و استراحت مینمایند].
[٣٧١٨]٣-ابراهیم عبد الحمید از حضرت ابو الحسن علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:چمباتمه نشستن،دیوار تکیهگاه عرب است.
ص :۶۶٩
[٣٧١٩]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة قال:
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الرّجل یحتبی بثوب واحد؟فقال:إن کان یغطّی عورته فلا بأس.
[٣٧٢٠]۵-عنه،عن محمّد بن علیّ،عن علیّ بن أسباط،عن بعض أصحابنا، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا یجوز للرّجل أن یحتبی مقابل الکعبة.
باب الدّعابة و الضّحک
[٣٧٢١]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن معمّر بن خلاّد قال:
سألت أبا الحسن علیه السّلام فقلت:جعلت فداک،الرّجل یکون مع القوم فیجری بینهم کلام یمزحون و یضحکون؟فقال:لا بأس ما لم یکن؛فظننت أنّه عنی الفحش،ثمّ قال:إنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کان یأتیه الأعرابیّ فیهدی له الهدیّة ثمّ یقول مکانه:أعطنا ثمن هدیّتنا،فیضحک رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم؛و کان إذا اغتمّ یقول:
ما فعل الأعرابیّ،لیته أتانا.
[٣٧٢٢]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن شریف بن سابق،عن الفضل بن أبی قرّة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ما من مؤمن إلاّ و فیه دعابة،قلت:و ما الدّعابة؟قال:المزاح.
[٣٧٢٣]٣-عنه،عن محمّد بن علیّ،عن یحیی بن سلاّم،عن یوسف بن یعقوب،عن صالح بن عقبة،عن یونس الشّیبانیّ قال:
ص :۶٧٠
[٣٧١٩]۴-سماعه گفته است:از امام صادق علیه السّلام دربارۀ مردی پرسیدم که با یک جامه چمباتمه مینشیند.امام علیه السّلام فرمود:اگر عورتش را میپوشاند عیبی ندارد.
[٣٧٢٠]۵-یکی از اصحاب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:سزاوار نیست که مرد در برابر کعبه چمباتمه بنشیند.
[٣٧٢١]١-معمّر خلاّد گفت:از ابو الحسن علیه السّلام پرسیدم:فدایت شوم.شخصی با گروهی است آنگاه سخنی به میان آورده،شوخی کرده،میخندند.امام علیه السّلام فرمودند:تا آن نباشد اشکالی ندارد.من گمان کردم مقصودشان دشنام است.
سپس فرمودند:عربی بیابانگرد نزد رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش- میآمد هدیهای به ایشان میداد و همانجا میگفت:بهای هدیهام را بده.و رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-میخندید،و هنگامی که غمگین میشدند، میفرمودند:آن عرب بیابانگرد چه شد؟کاش نزد ما میآمد.
[٣٧٢٢]٢-فضل ابو قرّه روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هیچ مؤمنی نیست که دعابة در او نباشد.من عرض کردم:دعابه چیست؟فرمود:شوخی است.
[٣٧٢٣]٣-یونس شیبانی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:چگونه با
ص :۶٧١
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:کیف مداعبة بعضکم بعضا؟قلت:قلیل،قال:فلا تفعلوا فإنّ المداعبة من حسن الخلق و إنّک لتدخل بها السّرور علی أخیک و لقد کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یداعب الرّجل یرید أن یسرّه.
[٣٧٢۴]۴-صالح بن عقبة،عن عبد اللّه بن محمّد الجعفیّ قال:
سمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول:إنّ اللّه عزّ و جلّ یحبّ المداعب فی الجماعة بلا رفث.
[٣٧٢۵]۵-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،عن الحسن بن کلیب،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ضحک المؤمن تبسّم.
[٣٧٢۶]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن منصور،عن حریز،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کثرة الضّحک تمیت القلب؛و قال:کثرة الضّحک تمیث الدّین کما یمیث الماء الملح.
[٣٧٢٧]٧-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إنّ من الجهل الضّحک من غیر عجب؛قال:و کان یقول:لا تبدینّ عن واضحة و قد عملت الأعمال الفاضحة و لا یأمن البیات من عمل السّیّئات.
[٣٧٢٨]٨-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن حفص بن البختریّ قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:إیّاکم و المزاح فإنّه یذهب بماء الوجه.
[٣٧٢٩]٩-عنه،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عمّن حدّثه،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ص :۶٧٢
یکدیگر شوخی میکنید؟من عرض کردم:اندک.امام علیه السّلام فرمودند:اینگونه نباشید.شوخی از خوشخلقی است.همانا تو به وسیلۀ آن برادرت را شاد میگردانی و رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-شوخی میکرد و میخواست که کسی را شاد کند.
[٣٧٢۴]۴-عبد اللّه بن محمد جعفی گفت:از حضرت باقر علیه السّلام شنیدم میفرماید:
همانا خداوند عزّتمند کسی را که در میان جمع بیآنکه هرزهگویی نماید،شوخی کند دوست میدارد.
[٣٧٢۵]۵-حسن کلیب روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:خندۀ مؤمن لبخند است.
[٣٧٢۶]۶-حریز روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:خندۀ فراوان دل را میمیراند،و فرمودند:خندۀ فراوان دین را ذوب میکند.همانگونه که آب،نمک را ذوب میکند.
[٣٧٢٧]٧-سکونی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:همانا خندۀ بیمورد از نادانی است و میفرمود:در خنده دندانهایت آشکار نشوند.در حالی که کارهای رسواگر از تو سرزده است و هرکس که گناه کرده از بلای ناگهانی ایمن نیست.
[٣٧٢٨]٨-حفص بختری روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:شوخی نکنید که آبرو را میبرد.
[٣٧٢٩]٩-ابن ابی عمیر از مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:هر
ص :۶٧٣
إذا أحببت رجلا فلا تمازحه و لا تماره.
[٣٧٣٠]١٠-عنه،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن حمّاد،عن الحلبیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
القهقهة من الشّیطان.
[٣٧٣١]١١-حمید بن زیاد،عن الحسن بن محمّد الکندیّ،عن أحمد بن الحسن المیثمیّ،عن عنبسة العابد قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:کثرة الضّحک تذهب بماء الوجه.
[٣٧٣٢]١٢-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن جعفر بن محمّد الأشعریّ،عن ابن القدّاح،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال أمیر المؤمنین علیه السّلام:إیّاکم و المزاح فإنّه یجرّ السّخیمة و یورث الضّغینة و هو السّبّ الأصغر.
[٣٧٣٣]١٣-محمّد بن یحیی،عن عبد اللّه بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن أبان بن عثمان،عن خالد بن طهمان،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
إذا قهقهت فقل حین تفرغ:«اللّهمّ لا تمقتنی».
[٣٧٣۴]١۴-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن الحجّال، عن داود بن فرقد و علیّ بن عقبة و ثعلبة،رفعوه إلی أبی عبد اللّه و أبی جعفر أو أحدهما علیهما السّلام قال:
کثرة المزاح تذهب بماء الوجه و کثرة الضّحک تمجّ الإیمان مجّا.
[٣٧٣۵]١۵-حمید بن زیاد،عن الحسن بن محمّد،عن أحمد بن الحسن المیثمیّ،عن عنبسة العابد قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:المزاح السّباب الأصغر.
ص :۶٧۴
گاه کسی را دوست داشتی با او شوخی و جدال مکن.
[٣٧٣٠]١٠-حلبی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:قهقههزدن از شیطان است.
[٣٧٣١]١١-عنبسۀ عابد روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:خنده بسیار آبرو را میبرد.
[٣٧٣٢]١٢-ابن قدّاح از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمودند:از شوخی بپرهیزید؛زیرا آن دلتنگی میآورد و کینه بهجا میگذارد و شوخی دشنام کوچک است.
[٣٧٣٣]١٣-خالد طهمان روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:چون قهقهه کردی بگو:پروردگارا مرا دشمن مدار.
[٣٧٣۴]١۴-علی عقبه و ثعلبه حدیثی روایت کردهاند که امام باقر و امام صادق علیهما السّلام یا یکی از ایشان فرمودند:شوخی فراوان آبرو را میبرد و خنده فراوان ایمان را به دور میریزد.
[٣٧٣۵]١۵-عنبسۀ عابد گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم که میفرماید:شوخی، دشنام کوچک است.
ص :۶٧۵
[٣٧٣۶]١۶-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن عثمان بن عیسی،عن ابن مسکان،عن محمّد بن مروان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
إیّاکم و المزاح فإنّه یذهب بماء الوجه و مهابة الرّجال.
[٣٧٣٧]١٧-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن البرقیّ،عن أبی العبّاس،عن عمّار بن مروان قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:لا تمار فیذهب بهاؤک و لا تمازح فیجترأ علیک.
[٣٧٣٨]١٨-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن صالح بن السّندیّ،عن جعفر بن بشیر،عن عمّار بن مروان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا تمازح فیجترأ علیک.
[٣٧٣٩]١٩-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن ابن محبوب،عن سعد بن أبی خلف،عن أبی الحسن علیه السّلام أنّه قال فی وصیّة له لبعض ولده أو قال:
قال أبی لبعض ولده:إیّاک و المزاح فإنّه یذهب بنور إیمانک و یستخفّ بمروءتک.
[٣٧۴٠]٢٠-عنه،عن ابن فضّال،عن الحسن بن الجهم،عن إبراهیم بن مهزم،عمّن ذکره،عن أبی الحسن الأوّل علیه السّلام قال:
کان یحیی بن زکریّا علیهما السّلام یبکی و لا یضحک و کان عیسی ابن مریم علیهما السّلام یضحک و یبکی و کان الّذی یصنع عیسی علیه السّلام أفضل من الّذی کان یصنع یحیی علیه السّلام.
باب حقّ الجوار
[٣٧۴١]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر و محمّد بن یحیی، عن الحسین بن إسحاق،عن علیّ بن مهزیار،عن علیّ بن فضّال،عن فضالة
ص :۶٧۶
[٣٧٣۶]١۶-محمّد مروان روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:از شوخی بپرهیزید که آبرو و هیبت مردان را از بین میبرد.
[٣٧٣٧]١٧-عمّار مروان روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:جدال مکن که ارجت از بین میرود و شوخی نکن که بر تو گستاخ میشوند.
[٣٧٣٨]١٨-عمّار مروان روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:شوخی مکن که بر تو گستاخ میشوند.
[٣٧٣٩]١٩-سعد ابو خلف روایت کرده که حضرت ابو الحسن علیه السّلام به یکی از پسرانش وصیت کرد یا فرمود:پدرم به یکی از فرزندان فرمود:از شوخی بپرهیز که نور ایمانت را از بین میبرد و مردانگیات را سبک میسازد.
[٣٧۴٠]٢٠-ابراهیم مهزم از مردی روایت کرده که امام کاظم علیه السّلام فرمودند:یحیی بن زکریّا گریه میکرد و نمیخندید و عیسی بن مریم علیهما السّلام میخندید و گریه میکرد و آنچه عیسی میکرد بهتر از کاری بود که یحیی میکرد.
[٣٧۴١]١-عمرو عکرمه گفت:نزد امام صادق علیه السّلام رفتم و به آن حضرت عرض
ص :۶٧٧
بن أیّوب،جمیعا عن معاویة بن عمّار،عن عمرو بن عکرمة قال:
دخلت علی أبی عبد اللّه علیه السّلام فقلت له:لی جار یؤذینی،فقال:ارحمه،فقلت:
لا رحمه اللّه،فصرف وجهه عنّی؛قال:فکرهت أن أدعه،فقلت:یفعل بی کذا و کذا و یفعل بی و یؤذینی،فقال:أرأیت إن کاشفته انتصفت منه؟فقلت:بلی أربی علیه،فقال:إنّ ذا ممّن یحسد النّاس علی ما آتاهم اللّه من فضله،فإذا رأی نعمة علی أحد فکان له أهل جعل بلاءه علیهم و إن لم یکن له أهل جعله علی خادمه،فإن لم یکن له خادم أسهر لیله و أغاظ نهاره،إنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم أتاه رجل من الأنصار فقال:إنّی اشتریت دارا فی بنی فلان و إنّ أقرب جیرانی منّی جوارا من لا أرجو خیره و لا آمن شرّه،قال:فأمر رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم علیّا علیه السّلام و سلمان و أبا ذرّ و نسیت آخر و أظنّه المقداد أن ینادوا فی المسجد بأعلی أصواتهم بأنّه لا إیمان لمن لم یأمن جاره بوائقه،فنادوا بها ثلاثا ثمّ أومأ بیده إلی کلّ أربعین دارا من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله.
[٣٧۴٢]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد بن عیسی،عن محمّد بن یحیی،عن طلحة بن زید،عن أبی عبد اللّه،عن أبیه علیه السّلام قال:
قرأت فی کتاب علیّ علیه السّلام أنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کتب بین المهاجرین و الأنصار و من لحق بهم من أهل یثرب أنّ الجار کالنّفس غیر مضارّ و لا آثم و حرمة الجار علی الجار کحرمة أمّه.الحدیث مختصر.
[٣٧۴٣]٣-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن إسماعیل بن مهران،عن إبراهیم بن أبی رجاء،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
حسن الجوار یزید فی الرّزق.
ص :۶٧٨
کردم:همسایهای دارم که آزارم میدهد؟حضرت فرمودند:به او رحم کن.من گفتم:خدا به او رحم نکند.آن حضرت روی از من گرداند.او گفته است که من نخواستم چنین از ایشان جدا شوم.پس گفتم:او با من چنین و چنان میکند و آزارم میدهد.امام علیه السّلام فرمود:اگر آشکارا با همسایهات دشمنی کنی از او انتقام میگیری؟گفتم:بله.بر او برتری مییابم.امام علیه السّلام فرمود:این همسایۀ تو از کسانی است که به آنچه خداوند از احسانش به مردم داده است حسادت میورزد و هرگاه نعمتی را در اختیار کسی میبینند اگر آن شخص خانوادهای داشته باشد خانوادهاش را آزار میدهد.و اگر خانوادهای نداشته باشد خدمتکارش را آزار میدهد و اگر خادمی نداشته باشد شبها را بیدار میماند و روزها را در خشم میگذراند.همانا مردی از انصار نزد رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش- آمد و عرض کرد:خانهای از بنی فلان خریدهام و نزدیکترین همسایهام کسی است که امیدی به نیکی از او ندارم و از بدیاش در امان نیستم.پس پیامبر به علی علیه السّلام و سلمان و ابا ذر و دیگری که او را فراموش کردهام و گمان میکنم مقداد بود فرمود که با صدای بلند در مسجد ندا دهند:هرکس که همسایهاش از آزار او در امان نباشد ایمان ندارد.و آنها سه بار این جمله را فریاد زدند.سپس آن حضرت با دست خود به چهل خانه در مقابل و پشتسر و سمت راست و چپش اشاره فرمودند(یعنی همۀ اینها همسایه بهشمار میآیند).
[٣٧۴٢]٢-طلحۀ زید روایت کرده که امام صادق علیه السّلام از پدرش روایت کرد:در کتاب علی علیه السّلام خواندم که پیامبر خدا میان مهاجران و انصار و هرکس که با اهل یثرب پیوند داشت نوشت،همسایه مانند خود انسان است.ضرری به او زده نمیشود و جنایتی بر او وارد نمیکند و احترام همسایه مانند احترام مادر است.
و این خلاصه حدیث است.
[٣٧۴٣]٣-ابراهیم ابو رجاء روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:نیکو همسایگی روزی را افزون میکند.
ص :۶٧٩
[٣٧۴۴]۴-عدّة من أصحابنا،عن سهل بن زیاد،عن علیّ بن أسباط،عن عمّه یعقوب بن سالم،عن إسحاق بن عمّار،عن الکاهلیّ قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:إنّ یعقوب علیه السّلام لمّا ذهب منه بنیامین نادی:یا ربّ أما ترحمنی؟أذهبت عینیّ و أذهبت ابنیّ.فأوحی اللّه تبارک و تعالی:لو أمتّهما لأحییتهما لک حتّی أجمع بینک و بینهما و لکن تذکر الشّاة الّتی ذبحتها و شویتها و أکلت و فلان و فلان إلی جانبک صائم لم تنله منها شیئا؟
[٣٧۴۵]۵-و فی روایة أخری قال:
فکان بعد ذلک یعقوب علیه السّلام ینادی منادیه کلّ غداة من منزله علی فرسخ:ألا من أراد الغداء فلیأت إلی یعقوب و إذا أمسی نادی:ألا من أراد العشاء فلیأت إلی یعقوب.
[٣٧۴۶]۶-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن إسحاق بن عبد العزیز،عن زرارة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
جاءت فاطمة علیهما السّلام تشکو إلی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بعض أمرها،فأعطاها رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کریسة و قال:تعلّمی ما فیها،فإذا فیها:من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلا یؤذی جاره و من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلیکرم ضیفه و من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلیقل خیرا أو لیسکت.
[٣٧۴٧]٧-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن أبیه،عن سعدان،عن أبی مسعود قال:
قال لی أبو عبد اللّه علیه السّلام:حسن الجوار زیادة فی الأعمار و عمارة الدّیار.
[٣٧۴٨]٨-عنه،عن النّهیکیّ،عن إبراهیم بن عبد الحمید،عن الحکم الخیّاط قال:
ص :۶٨٠
[٣٧۴۴]۴-کاهلی گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:یعقوب هنگامی که بنیامین از نزد او برفت فریاد زد:پروردگارا!آیا به من رحم نمیکنی؟دو فرزندم و چشمانم را از من گرفتی.خداوند پاک و والا به او وحی کرد:اگر من آنها را میرانده باشم زنده میگردانم تا آنها را به تو برسانم ولی یادت میآید گوسفندی را سر بریدی و کباب کردی و خوردی و فلانی و فلانی در همسایگی تو روزه بودند و چیزی از آن غذا به آنها ندادی؟
[٣٧۴۵]۵-در روایت دیگر است که فرمود:پس از آن یعقوب هر روز از خانهاش تا یک فرسخ فریاد میزد که هرکس صبحانه خواهد به نزد یعقوب بیاید و شبهنگام نیز صدا میزد:هرکس شام میخواهد به نزد یعقوب بیاید.
[٣٧۴۶]۶-زراره روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:فاطمه علیها السّلام نزد رسول خدا آمد تا از برخی امور به آن حضرت شکایت کند.رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-جزوهای(کتابچهای)به فاطمه علیها السّلام داد و فرمود:آنچه را در آن است بیاموز.که در آن نوشته شده:هرکس به خدا و روز واپسین ایمان دارد همسایۀ خود را نمیآزارد.هرکس به خداوند و روز واپسین ایمان دارد میهمان خود را گرامی میدارد.هرکس به خدا و روز واپسین ایمان دارد یا نیکو بگوید یا خاموش شود.
[٣٧۴٧]٧-ابن مسعود گفته است امام صادق علیه السّلام به من فرمودند:نیکو همسایگی افزایش عمر و آبادی سرزمینها است.
[٣٧۴٨]٨-حکم خیّاط روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:نیکو همسایگی
ص :۶٨١
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:حسن الجوار یعمر الدّیار و یزید فی الأعمار.
[٣٧۴٩]٩-عنه،عن بعض أصحابه،عن صالح بن حمزة،عن الحسن بن عبد اللّه،عن عبد صالح علیه السّلام قال:
قال:لیس حسن الجوار کفّ الأذی و لکنّ حسن الجوار صبرک علی الأذی
[٣٧۵٠]١٠-أبو علیّ الأشعریّ،عن الحسن بن علیّ الکوفیّ،عن عبیس بن هشام،عن معاویة بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:حسن الجوار یعمر الدّیار و ینسی فی الأعمار.
[٣٧۵١]١١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد أبی عبد اللّه،عن إسماعیل بن مهران،عن محمّد بن حفص،عن أبی الرّبیع الشّامیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال و البیت غاصّ بأهله اعلموا أنّه لیس منّا من لم یحسن مجاورة من جاوره.
[٣٧۵٢]١٢-عنه،عن محمّد بن علیّ،عن محمّد بن الفضیل،عن أبی حمزة قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:المؤمن من آمن جاره بوائقه،قلت:و ما بوائقه؟قال:ظلمه و غشمه.
[٣٧۵٣]١٣-أبو علیّ الأشعریّ،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن محمّد بن إسماعیل،عن حنان بن سدیر،عن أبیه،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
جاء رجل إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فشکا إلیه أذی من جاره،فقال له رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:
اصبر،ثمّ أتاه ثانیة فقال له النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:اصبر،ثمّ عاد إلیه فشکاه ثالثة فقال النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم للرّجل الّذی شکا:إذا کان عند رواح النّاس إلی الجمعة فأخرج متاعک إلی الطّریق حتّی یراه من یروح إلی الجمعة فإذا سألوک فأخبرهم،قال:
ففعل،فأتاه جاره المؤذی له فقال له:ردّ متاعک فلک اللّه علیّ أن لا أعود.
ص :۶٨٢
سرزمینها را آباد کرده،عمرها را افزایش میدهد.
[٣٧۴٩]٩-حسن صالح روایت کرده که آن بندۀ صالح علیه السّلام فرمودند:نیکو همسایگی خودداری از آزار رساندن نیست بلکه شکیبایی بر آزار است.
[٣٧۵٠]١٠-معاویۀ عمّار از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:نیکو همسایگی سرزمینها را آباد میکند و عمرها را دور میکند.
[٣٧۵١]١١-ابو ربیع شامی گفت:خانه پر از جمعیت بود که امام صادق علیه السّلام فرمودند:بدانید هرکس با همسایۀ خود نیکی نکند از ما نیست.
[٣٧۵٢]١٢-ابو حمزه گفت:از امام صادق علیه السّلام شنیدم که میفرماید:مؤمن کسی است که همسایهاش از رنج او آسوده باشد.من عرض کردم:رنج او چیست؟ فرمود:ستم و بدرفتاری با او.
[٣٧۵٣]١٣-سدیر روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:مردی نزد پیامبر گرامی آمد و از آزار همسایهاش به ایشان شکایت کرد.رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-به او فرمود:شکیبا باش.سپس او برای بار دوم به نزد پیامبر آمد و ایشان به او فرمود:شکیبا باش.سپس به سوی پیامبر بازگشت و برای بار سوم شکایت کرد.پس پیامبر به مرد شاکی فرمود:روز جمعه که مردم به نماز جمعه میروند،اثاث خانۀ خود را بر سرراه بریز تا هرکس به نماز جمعه میرود آن را ببیند.و هرکس از تو پرسید او را از وضع خود آگاه کن.او چنین کرد.آنگاه همسایۀ آزاردهنده آمد و به او گفت:اثاث خود را برگردان با خدا عهد میبندم که دیگر چنین نکنم.
ص :۶٨٣
[٣٧۵۴]١۴-عنه،عن محمّد بن عبد الجبّار،عن محمّد بن إسماعیل،عن عبد اللّه بن عثمان،عن أبی الحسن البجلیّ،عن عبید اللّه الوصّافیّ،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ما آمن بی من بات شبعان و جاره جائع،قال:و ما من أهل قریة یبیت و فیهم جائع ینظر اللّه إلیهم یوم القیامة.
[٣٧۵۵]١۵-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد،عن ابن فضّال،عن أبی جمیلة،عن سعد بن طریف،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
من القواصم الفواقر الّتی تقصم الظّهر جار السّوء،إن رأی حسنة أخفاها و إن رأی سیّئة أفشاها.
[٣٧۵۶]١۶-عنه،عن محمّد بن علیّ،عن محمّد بن الفضیل،عن إسحاق بن عمّار،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:أعوذ باللّه من جار السّوء فی دار إقامة،تراک عیناه و یرعاک قلبه،إن رآک بخیر ساءه و إن رآک بشرّ سرّه.
باب حدّ الجوار
[٣٧۵٧]١-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن معاویة بن عمّار،عن عمرو بن عکرمة،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:کلّ أربعین دارا جیران،من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله.
[٣٧۵٨]٢-و عنه،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن جمیل بن درّاج،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
ص :۶٨۴
[٣٧۵۴]١۴-عبید اللّه وصّافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:به من ایمان ندارد کسی که سیر بخوابد و همسایهاش گرسنه باشد.
و فرمودند:چون اهل روستایی را بخوابند و در میان آنان گرسنهای باشد خداوند در روز قیامت به ایشان نمینگرد.
[٣٧۵۵]١۵-سعد طریف روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:از بلاهای خرد کننده که کمر را میشکند همسایۀ بد است که اگر نیکی ببیند نهان میکند و اگر بدی ببیند آشکار میسازد.
[٣٧۵۶]١۶-اسحاق عمّار از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:از همسایۀ بد در محل زندگی به خدا پناه میبرم.چشمانش تو را ببیند و با قلبش مراقب تو باشد اگر تو را در خوشی ببیند ناراحت شود و اگر در ناراحتی ببیند خوشحال گردد.
[٣٧۵٧]١-عمرو عکرمه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:از روبهرو و پشتسر و سمت راست و چپ از هر طرف تا چهل خانه همسایهاند.
[٣٧۵٨]٢-جمیل درّاج روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:مرز همسایگی
ص :۶٨۵
حدّ الجوار أربعون دارا من کلّ جانب،من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله.
باب حسن الصّحابة و حقّ الصّاحب فی السّفر
[٣٧۵٩]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن محمّد بن سنان،عن عمّار بن مروان قال:
أوصانی أبو عبد اللّه علیه السّلام فقال:أوصیک بتقوی اللّه و أداء الأمانة و صدق الحدیث و حسن الصّحابة لمن صحبت و لا قوّة إلاّ باللّه.
[٣٧۶٠]٢-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن حمّاد،عن حریز،عن محمّد بن مسلم،عن أبی جعفر علیه السّلام قال:
من خالطت فإن استطعت أن تکون یدک العلیا علیه فافعل
[٣٧۶١]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ما اصطحب اثنان إلاّ کان أعظمهما أجرا و أحبّهما إلی اللّه عزّ و جلّ أرفقهما بصاحبه.
[٣٧۶٢]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن أبی عبد اللّه،عن یعقوب بن یزید، عن عدّة من أصحابنا عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:حقّ المسافر أن یقیم علیه أصحابه إذا مرض ثلاثا.
[٣٧۶٣]۵-علیّ بن إبراهیم،عن هارون بن مسلم،عن مسعدة بن صدقة، عن أبی عبد اللّه،عن آبائه علیهم السّلام
أنّ أمیر المؤمنین علیه السّلام صاحب رجلا ذمّیّا فقال له الذّمّیّ:أین ترید یا عبد اللّه؟
ص :۶٨۶
چهل خانه از روبهرو و پشتسر و سمت راست و چپ است.
[٣٧۵٩]١-عمّار مروان گفت:امام صادق علیه السّلام به من سفارش کرد فرمودند:تو را به پروای از خداوند،پرداخت امانت،راستگویی و نیکی با کسی که همراهی میکنی سفارش میکنم و هیچ توانایی جز به سبب خداوند نیست.
[٣٧۶٠]٢-محمد مسلم روایت کرده که امام باقر علیه السّلام فرمودند:با هرکس میآمیزی اگر توانستی دستی برایش بالا ببری،چنان بکن.
[٣٧۶١]٣-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:دوکس باهم همراه و همسفر نمیشوند جز آنکه بزرگ پاداشترین و محبوبترین آنان در نزد خداوند عزّتمند،مهربانترین آن دو است.
[٣٧۶٢]۴-یکی از اصحاب از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمود:حق مسافر این است که چون بیمار شد همسفرانش تا سه روز با او بمانند[و منتظر بهبودی او باشند].
[٣٧۶٣]۵-مسعدۀ صدقه از امام صادق علیه السّلام از پدرانش روایت کرده که:امیر مؤمنان علیه السّلام با ذمّیای همسفر شد.مرد ذمّی به او گفت:ای بندۀ خدا به کجا میروی؟
ص :۶٨٧
فقال:أرید الکوفة،فلمّا عدل الطّریق بالذّمّیّ عدل معه أمیر المؤمنین علیه السّلام، فقال له الذّمّیّ:ألست زعمت أنّک ترید الکوفة؟فقال له:بلی،فقال له الذّمّیّ:
فقد ترکت الطّریق،فقال له:قد علمت،قال:فلم عدلت معی و قد علمت ذلک؟ فقال له أمیر المؤمنین علیه السّلام:هذا من تمام حسن الصّحبة أن یشیّع الرّجل صاحبه هنیئة إذا فارقه و کذلک أمرنا نبیّنا صلّی اللّه علیه و اله و سلّم،فقال له الذّمّیّ:هکذا قال؟قال:نعم، قال الذّمّیّ:لا جرم أنّما تبعه من تبعه لأفعاله الکریمة فأنا أشهدک أنّی علی دینک و رجع الذّمّیّ مع أمیر المؤمنین علیه السّلام فلمّا عرفه أسلم.
باب التّکاتب
[٣٧۶۴]١-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد و سهل بن زیاد،جمیعا عن ابن محبوب،عمّن ذکره،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
التّواصل بین الإخوان فی الحضر التّزاور و فی السّفر التّکاتب.
[٣٧۶۵]٢-ابن محبوب،عن عبد اللّه بن سنان،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
ردّ جواب الکتاب واجب کوجوب ردّ السّلام و البادی بالسّلام أولی باللّه و رسوله.
باب النّوادر
[٣٧۶۶]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن الوشّاء،عن جمیل بن درّاج،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یقسم لحظاته بین أصحابه فینظر إلی ذا و ینظر إلی ذا بالسّویّة،قال:و لم یبسط رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم رجلیه بین أصحابه قطّ و إن کان لیصافحه الرّجل فما یترک رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یده من یده حتّی یکون هو التّارک
ص :۶٨٨
امام علیه السّلام فرمود:به کوفه میروم.و آنگاه که ذمّی راهش را به سوی دیگری کج کرد علی علیه السّلام نیز به آنسو رفت.ذمّی گفت:مگر نمیخواستی به کوفه بروی؟ امام علیه السّلام فرمود:چرا ذمّی گفت:ولی راهت را رها کردی.امام علیه السّلام فرمودند:
میدانم.ذمّی گفت:پس چرا با اینکه میدانی با من آمدی؟امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:این کمال نیکی به همسفر است که انسان همراهش را در هنگام جدایی خوشامدگویان بدرقه کند.
و پیامبر ما به ما چنین فرمان داده است.ذمّی به او گفت:چنین گفته است؟ امام علیه السّلام فرمود:بله.ذمّی گفت:البته هرکس از آن حضرت پیروی کرده به خاطر کارهای بزرگوارانۀ او بوده است.من تو را گواه میگیرم که بر دین توام و با امیر مؤمنان علیه السّلام بازگشت و چون او را شناخت اسلام آورد.
[٣٧۶۴]١-ابن محبوب از مردی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:پیوند برادران دینی در شهر دیدار از یکدیگر است و در سفر،نامهنگاری به هم.
[٣٧۶۵]٢-عبد اللّه سنان روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:جواب دادن به نامه مانند جواب سلام واجب است و آنکه آغاز سلام کند به خدا و رسولش سزاوارتر است.
[٣٧۶۶]١-جمیل درّاج روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:پیامبر نگاههایش را میان یارانش تقسیم میکرد.و به هرکس بهطور برابر نگاه میکرد.و فرمودند:
پیامبر خدا-درود خدا بر او و خاندانش-هرگز پایش را در میان یارانش دراز نکرد و اگر کسی با ایشان دست میداد رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش- دستش را نمیکشید تا او دستش را رها کند و چون مردم این را دانستند هرکس با
ص :۶٨٩
فلمّا فطنوا لذلک کان الرّجل إذا صافحه قال بیده فنزعها من یده.
[٣٧۶٧]٢-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن معمّر بن خلاّد،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
إذا کان الرّجل حاضرا فکنّه و إذا کان غائبا فسمّه.
[٣٧۶٨]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إذا أحبّ أحدکم أخاه المسلم فلیسأله عن اسمه و اسم أبیه و اسم قبیلته و عشیرته فإنّ من حقّه الواجب و صدق الإخاء أن یسأله عن ذلک و إلاّ فإنّها معرفة حمق.
[٣٧۶٩]۴-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن یعقوب بن یزید،عن علیّ بن جعفر،عن عبد الملک بن قدامة،عن أبیه،عن علیّ بن الحسین علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:یوما لجلسائه:تدرون ما العجز؟قالوا:اللّه و رسوله أعلم،فقال:العجز ثلاثة:أن یبدر أحدکم بطعام یصنعه لصاحبه فیخلفه و لا یأتیه و الثّانیة أن یصحب الرّجل منکم الرّجل أو یجالسه یحبّ أن یعلم من هو و من أین هو فیفارقه قبل أن یعلم ذلک و الثّالثة أمر النّساء یدنو أحدکم من أهله فیقضی حاجته و هی لم تقض حاجتها،فقال عبد اللّه بن عمرو بن العاص:فکیف ذلک یا رسول اللّه؟قال:یتحوّش و یمکث حتّی یأتی ذلک منهما جمیعا.قال:و فی حدیث آخر:قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:إنّ من أعجز العجز رجلا لقی رجلا فأعجبه نحوه فلم یسأله عن اسمه و نسبه و موضعه.
ص :۶٩٠
پیامبر دست میداد با دستش اشاره میکرد تا ایشان دستش را بکشد.
[٣٧۶٧]٢-معمّر خلاّد روایت کرده که حضرت ابو الحسن علیه السّلام فرمود:اگر مردی حاضر بود آن را با کنیهاش بخوان و اگر غایب بود به نامش بخوان.
[٣٧۶٨]٣-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-فرمودند:وقتی یکی از شما برادر مسلمانش را دوست میدارد از نامش و نام پدرش و نام قبیله و خاندانش بپرسد؛زیرا حقّ واجب و وظیفۀ برادری راستین این است که خوب او را بشناسد وگرنه شناخت او احمقانه است.
[٣٧۶٩]۴-قدامه از امام سجاد علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله روزی به همنشینانش فرمودند:آیا میدانید ناتوانی چیست؟گفتند:خدا و رسولش داناترند.فرمودند:ناتوانی سهچیز است:یکی از شما غذایی برای دوست خود فراهم کند ولی او نیاید و خلفوعده کند.دوم اینکه شخصی از شما با دیگری همراه و همنشین شود و دوست داشته باشد که بداند او کیست و از کجا است و پیش از اینکه اینها را بداند از او جدا شود.و سوم مسأله زنها است که یکی از شما با همسرش نزدیکی کند و حاجتش برآید[و ارضاء گردد]ولی زن او هنوز حاجتش برآورده نشده باشد.عبد اللّه بن عمرو عاص عرض کرد:ای رسول خدا آن چگونه میشود؟حضرت فرمودند:خودداری کند و جلو خود را بگیرد تا هر دو انزال شوند و ارضاء گردند.و در حدیث دیگر است که رسول خدا-درود خدا بر او و خاندانش-فرمود:از بدترین ناتوانیهاست که کسی دیگری را ملاقات کند و از او خوشش بیاید ولی از اسم و نسب و جایگاهش نپرسد.
ص :۶٩١
[٣٧٧٠]۵-و عنه،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة قال:
سمعت أبا الحسن موسی علیه السّلام یقول:لا تذهب الحشمة بینک و بین أخیک، أبق منها فإنّ ذهابها ذهاب الحیاء.
[٣٧٧١]۶-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن إسماعیل،عن عبد اللّه بن واصل،عن عبد اللّه بن سنان قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:لا تثق بأخیک کلّ الثّقة فإنّ صرعة الاسترسال لن تستقال.
[٣٧٧٢]٧-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن عمر بن عبد العزیز، عن معلّی بن خنیس و عثمان بن سلیمان النّخّاس،عن مفضّل بن عمر و یونس بن ظبیان قالا:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:اختبروا إخوانکم بخصلتین فإن کانتا فیهم و إلاّ فاعزب ثمّ اعزب:ثمّ اعزب محافظة علی الصّلوات فی مواقیتها و البرّ بالإخوان فی العسر و الیسر.
باب
[٣٧٧٣]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن عمر بن عبد العزیز،عن جمیل بن درّاج قال:
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:لا تدع«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»و إن کان بعده شعر.
[٣٧٧۴]٢-عدّة من أصحابنا،عن أحمد بن محمّد بن خالد،عن محمّد بن علیّ،عن الحسن بن علیّ،عن یوسف بن عبد السّلام،عن سیف بن هارون مولی آل جعدة قال:
ص :۶٩٢
[٣٧٧٠]۵-سماعه گفت از امام کاظم علیه السّلام شنیدم که میفرماید:آداب را از میان خود و برادرانت برندار و آن را نگاهدار؛زیراکه از بین رفتن آن،از بین رفتن حیا است.
[٣٧٧١]۶-عبد اللّه سنان روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:بهطور کامل به برادرت اطمینان مکن؛زیرا زمین خوردن به خاطر بیبندوباری هرگز جبرانپذیر نیست.
[٣٧٧٢]٧-مفضّل عمرو یونس ظبیان روایت کردهاند که امام صادق علیه السّلام فرمود:
برادران خود را با دو خصلت بیازمایید اگر در آنها باشد که نیکو است وگرنه تا میتوانید از آنها فاصله بگیرید:مواظبت بر نمازها در اوقاتشان و نیکی به برادران در تنگدستی و توانگری.
[٣٧٧٣]١-جمیل درّاج روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:بسم اللّه الرحمن الرّحیم را در آغاز سخن رها نکنید هرچند پس از آن شعری خوانده شود.
[٣٧٧۴]٢-سیف هارون آزاد شدۀ خاندان جعده روایت کرده که امام صادق علیه السّلام
ص :۶٩٣
قال أبو عبد اللّه علیه السّلام:اکتب«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»من أجود کتابک و لا تمدّ الباء حتّی ترفع السّین.
[٣٧٧۵]٣-عنه،عن علیّ بن الحکم،عن الحسن بن السّریّ،عن أبی عبد اللّه قال:
قال:لا تکتب«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»لفلان و لا بأس أن تکتب علی ظهر الکتاب لفلان.
[٣٧٧۶]۴-عنه،عن محمّد بن علیّ،عن النّضر بن شعیب،عن أبان بن عثمان،عن الحسن بن السّریّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا تکتب داخل الکتاب:«لأبی فلان»و اکتب إلی أبی فلان و اکتب علی العنوان لأبی فلان.
[٣٧٧٧]۵-عنه،عن عثمان بن عیسی،عن سماعة قال:سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الرّجل یبدأ بالرّجل فی الکتاب،قال:
لا بأس به،ذلک من الفضل،یبدأ الرّجل بأخیه یکرمه.
[٣٧٧٨]۶-عنه،عن علیّ بن الحکم،عن أبان بن الأحمر،عن حدید بن حکیم،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
لا بأس بأن یبدأ الرّجل باسم صاحبه فی الصّحیفة قبل اسمه.
[٣٧٧٩]٧-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن مرازم بن حکیم قال:
أمر أبو عبد اللّه علیه السّلام بکتاب فی حاجة،فکتب ثمّ عرض علیه و لم یکن فیه استثناء فقال:کیف رجوتم أن یتمّ هذا و لیس فیه استثناء؟انظروا کلّ موضع لا یکون فیه استثناء فاستثنوا فیه.
[٣٧٨٠]٨-عنه،عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر،عن أبی الحسن الرّضا علیه السّلام أنّه کان یترّب الکتاب و قال:لا بأس به.
ص :۶٩۴
فرمود:بسم اللّه الرحمن الرّحیم را با بهترین خط خود بنویس و باء آن را نکش تا سین را بلند کنی.
[٣٧٧۵]٣-حسن سرّی روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمود:ننویس بسم اللّه الرحمن الرّحیم برای فلانی[چسبیده به هم و بدون فاصل]و اشکالی ندارد که پشت نامه(برای فلانی...)را بنویس.
[٣٧٧۶]۴-حسن سریّ روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمود:در داخل نامه ننویس(برای ابو فلان...)بلکه بنویس(به ابو فلان)ولی در نشانی نامه بنویس:
(برای ابو فلان...)
[٣٧٧٧]۵-سماعه گفته است:از امام صادق علیه السّلام دربارۀ کسی پرسیدم که با دیگری شروع به نامهنگاری کند.امام علیه السّلام فرمود:اشکالی ندارد.این از فرهیختگی است که مردی برادر خود را با نوشتن نامهای گرامی دارد.
[٣٧٧٨]۶-حدید حکیم روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمودند:اشکالی ندارد کسی در نامه نام رفیق خود را پیش از نام خودش بنویسد.
[٣٧٧٩]٧-مرازم حکیم گفت:امام صادق علیه السّلام دستور داد برای انجام کاری نامهای بنویسند.نامه را نوشتند و به آن حضرت نشان دادند.در نامه کلمه(إن شاء اللّه)نبود.امام فرمودند:چگونه امید دارید که این کار انجام شود با اینکه در آن(ان شاء اللّه)نیست.بنگرید در هرجا که(ان شاء اللّه)ندارد[و لازم است]در آن بنویسید.
[٣٧٨٠]٨-احمد بن محمّد ابو نصر روایت کرده که امام رضا علیه السّلام نامه را[برای خشک کردن مرکّب]خاکی میکرد و میفرمود:اشکالی ندارد.
ص :۶٩۵
[٣٧٨١]٩-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن علیّ بن عطیّة:
أنّه رأی کتبا لأبی الحسن علیه السّلام مترّبة.
باب النّهی عن إحراق القراطیس المکتوبة
[٣٧٨٢]١-محمّد بن یحیی،عن أحمد بن محمّد،عن علیّ بن الحکم،عن عبد الملک بن عتبة،عن أبی الحسن علیه السّلام قال:
سألته عن القراطیس تجتمع هل تحرق بالنّار و فیها شیء من ذکر اللّه؟قال:
لا،تغسل بالماء أوّلا قبل.
[٣٧٨٣]٢-عنه،عن الوشّاء،عن عبد اللّه بن سنان قال:
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول:لا تحرقوا القراطیس و لکن امحوها و حرّقوها.
[٣٧٨۴]٣-علیّ بن إبراهیم،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن حمّاد بن عثمان، عن زرارة قال:
سئل أبو عبد اللّه علیه السّلام عن الاسم من أسماء اللّه یمحوه الرّجل بالتّفل؟قال:
امحوه بأطهر ما تجدون.
[٣٧٨۵]۴-علیّ،عن أبیه،عن النّوفلیّ،عن السّکونیّ،عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:امحوا کتاب اللّه[تعالی]و ذکره بأطهر ما تجدون.و نهی أن یحرق کتاب اللّه و نهی أن یمحی بالأقلام.
[٣٧٨۶]۵-علیّ،عن أبیه،عن ابن أبی عمیر،عن محمّد بن إسحاق بن عمّار، عن أبی الحسن موسی علیه السّلام فی الظّهور الّتی فیها ذکر اللّه عزّ و جلّ قال:اغسلها.
تمّ کتاب العشرة و للّه الحمد و المنّة و صلّی اللّه علی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین.
&
ص :۶٩۶
[٣٧٨١]٩-علی عطیّه نامههایی از حضرت ابو الحسن علیه السّلام دیده بود که خاکی بودند.
[٣٧٨٢]١-عبد الملک عتبه گفته است:از حضرت ابو الحسن علیه السّلام پرسیدم:آیا کاغذهایی که انباشته میگردد و در آن نام خدا است با آتش سوزانده شوند؟ امام علیه السّلام فرمود:نه.ابتدا آنها را با آب بشویند.
[٣٧٨٣]٢-عبد اللّه سنان گفت از امام صادق علیه السّلام شنیدم میفرماید:کاغذهای نوشته شده را نسوزانید بلکه نوشتهاش را پاک کنید و سپس بسوزانید.
[٣٧٨۴]٣-زراره گفته است:از امام صادق علیه السّلام دربارۀ نامی از نامهای خدا که شخصی آن را با آب دهان پاک میکند،پرسیدند:امام علیه السّلام فرمود:آن را با پاکترین چیزی که مییابید پاک کنید.
[٣٧٨۵]۴-سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمودند:نوشتههای خداوند والا را با پاکترین چیزی که مییابید پاک کنید و نهی فرمود که قرآن سوزانده شود یا با قلم سیاه گردد.
[٣٧٨۶]۵-اسحاق عمّار از امام کاظم علیه السّلام دربارۀ آنچه از نام خدا بر پشت چیزی نوشته باشد روایت کرده که فرمودند:آن را با آب بشوی.
کتاب معاشرت پایان یافت.و سپاس و منّت از آن خدا است و درود خدا بر محمّد و خاندان پاک و طاهرش.
این پایان کتاب معاشرت است که با آن کتاب اصول کافی نیز انجام یافت.
و الحمد للّه ربّ العالمین.
ص :۶٩٧
ص :۶٩٨
اتّخذوا أحبارهم و رهبانهم أربابا من دون اللّه، ١۴٢
ادعونی أستجب لکم، ٣٠٠
إذا زلزلت الأرض زلزالها، ۵٩٢
إذا مسّهم طائف من الشّیطان تذکّروا فإذاهم مبصرون، ٢٠٢
اذکروا اللّه ذکرا کثیرا، ٣٢۶
أطیعوا اللّه و أطیعوا الرّسول و أولی الأمر منکم، ٣۵۴
أفمن یمشی مکبّا علی وجهه أهدی أمّن یمشی سویّا علی صراط مستقیم، ١٨۴
إلاّ إبلیس أبی و استکبر و کان من الکافرین، ١٢٠
إلاّ المستضعفین من الرّجال و النّساء و الولدان لا یستطیعون حیلة، ١١۴،١١۶،١۵٢
ألاّ نؤمن لرسول حتّی یأتینا بقربان تأکله النّار قل قد جاءکم رسل، ١۶٢
الّذین آمنوا و لم یلبسوا إیمانهم بظلم، ١۴۴
الّذین خلطوا عملا صالحا و آخر سیّئا، ١۶٢
الّذین لا یستطیعون حیلة و لا یهتدون سبیلا، ١۵۴
الّذین یجتنبون کبائر الإثم و الفواحش إلاّ اللّمم، ٢١۴،٢١۶
الّذین یحملون العرش و من حوله یسبّحون بحمد ربّهم...و یستغفرون، ٢٠٠
ص :۶٩٩
الّذین ینقضون عهد اللّه من بعد میثاقه و یقطعون ما أمر اللّه به أن یوصل، ١٠٨،۶٢٠
الّذین ینقضون عهد اللّه من بعد میثاقه و یقطعون ما أمر اللّه به أن یوصل و یفسدون، ١٠٨
السّلام المؤمن المهیمن، ۶٢٨
اللّه الّذی نزّل الکتاب و هو یتولّی الصّالحین، ۵٨٨
اللّه لا إله إلاّ هو الحیّ القیّوم لا تأخذه سنة و لا نوم، ۶۶۶
الملک القدّوس السّلام المؤمن المهیمن العزیز الجبّار المتکبّر سبحان اللّه عمّا یشرکون، ٣۶٠
إنّا أعتدنا للظّالمین نارا أحاط بهم سرادقها و إن یستغیثوا یغاثوا، ١١٢
إنّ الأبرار لفی نعیم*و إنّ الفجّار لفی جحیم، ٢۴۶
إنّ الحسنات یذهبن السّیّئات، ١٩٨
إنّ الّذین کفروا سواء علیهم أأنذرتهم أم لم تنذرهم لا یؤمنون، ١٢٨
إنّ الّذین یحبّون أن تشیع الفاحشة فی الّذین آمنوا لهم عذاب ألیم، ٧٢
إنّ الّذین یستکبرون عن عبادتی، ٢۶٢
إنّ الّذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنّم داخرین، ٢۶٠،٢۶٢
إنّ الصّلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر اللّه أکبر، ۵٣۴
إنّ اللّه یحبّ التّوّابین و یحبّ المتطهّرین، ١٨٨،٢٠٠
إنّ المنافقین یخادعون اللّه و هو خادعهم و إذا قاموا إلی الصّلاة، ١٣۶
إنّا نراک من المحسنین، ۶١٢
إنّ أنکر الأصوات لصوت الحمیر، ۶۵۶
إنّا هدیناه السّبیل إمّا شاکرا و إمّا کفورا، ١١٨
إنّ ربّک لبالمرصاد ،٢۴
إنّ ربّکم اللّه الّذی خلق السّماوات و الأرض فی ستّة أیّام ثمّ استوی علی العرش، ۵٩٠
ص :٧٠٠
إنّما اتّخذتم من دون اللّه أو ثانا مودّة بینکم فی الحیاة الدّنیا ثمّ یوم القیامة، ١٣٠
إنّما ولیّکم اللّه و رسوله، ٣۵۴
إن هم إلاّ یظنّون، ١٢٨
إنّی کفرت بما أشرکتمون من قبل، ١٣٠
أو کظلمات فی بحر لجّیّ یغشاه موج من فوقه موج إلی قوله، ۵٩٠
أیّتها العیر إنّکم لسارقون، ۴٢،۴۶
بلسان عربیّ مبین، ۶٠٢
بل فعله کبیرهم هذا، ۴۴
بل فعله کبیرهم هذا فسئلوهم إن کانوا ینطقون، ۴٢،۴۶
به و هو قول اللّه عزّ و جلّ و إذ أخذنا میثاقکم لا تسفکون دماءکم، ١٢٨
حسبنا اللّه و نعم الوکیل*فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم یمسسهم سوء، ۴٢۶
خلطوا عملا صالحا و آخر سیّئا عسی اللّه أن یتوب علیهم، ١۵٠
ذلک بأنّهم کانوا یکفرون بآیات اللّه و یقتلون النّبیّین بغیر الحقّ ذلک بما عصوا، ٩۶
ربّ أرنی کیف تحی الموتی، ١۴٢
ربّ أرنی کیف تحی الموتی قال أولم تؤمن قال بلی و لکن لیطمئنّ قلبی، ۶٢۶
ربّنا لا تؤاخذنا إن نسینا أو أخطأنا ربّنا و لا تحمل علینا إصرا کما حملته، ٢۵۴
سبحان ربّک ربّ العزّة عمّا یصفون*و سلام علی المرسلین، ٣٨۶
سنستدرجهم من حیث لا یعلمون، ٢٣۴
سوف أستغفر لکم ربّی، ٢٨٢
شهد اللّه أنّه لا إله إلاّ هو و الملائکة و أولوا العلم، ۵٧٨
شهر رمضان الّذی أنزل فیه القرآن، ۵٩۶
ص :٧٠١
فاذکرونی أذکرکم و اشکروا لی و لا تکفرون، ١٢٨
فأمّا من أعطی و اتّقیو صدّق بالحسنیفسنیسّره للیسری، ٣۴٠
فإن أعطوا منها رضوا و إن لم یعطوا منها إذا هم یسخطون، ١۶٨
فأولئک عسی اللّه أن یعفو عنهم، ١١۴
فبأیّ آلاء ربّک تتماری، ١٣٢
فسبحان اللّه حین تمسون و حین تصبحون*و له الحمد فی السّماوات و الأرض، ٣٨۶
فلا و ربّک لا یؤمنون حتّی یحکّموک فیما شجر بینهم ثمّ لا یجدوا فی أنفسهم حرجا، ١۴٠
فما استکانوا لربّهم و ما یتضرّعون، ٢٨۶،٢٨٨
فما جزاء من یفعل ذلک منکم إلاّ خزی فی الحیاة الدّنیا و یوم القیامة، ١٣٠
فمن جاءه موعظة من ربّه فانتهی فله ما سلف، ١٩٨
فمن یرد اللّه أن یهدیه یشرح صدره للإسلام-إلی قوله-، ١٨٢
فهل عسیتم إن تولّیتم أن تفسدوا فی الأرض و تقطّعوا أرحامکم، ١٠٨،۶٢٠
قد أجیبت دعوتکما، ٣٠۶
قد أجیبت دعوتکما فاستقیما، ٣۴٨
قل هو اللّه أحد، ۵٩٢
قل یا أیّها الکافرون، ۵٩٢
کأنّهم بنیان مرصوص، ٣٨٠
کفرنا بکم و بدا بیننا و بینکم العداوة و البغضاء أبدا حتّی تؤمنوا باللّه وحده، ١٣٠
لئن شکرتم لأزیدنّکم و لئن کفرتم إنّ عذابی لشدید، ١٢٨
لا إله إلاّ أنت سبحانک إنّی کنت من الظّالمین*فاستجبنا له و نجّیناه من الغمّ، ۴٢۶
لا تقنطوا من رحمة اللّه، ٣٠۴
ص :٧٠٢
لا یذوقون فیها الموت إلاّ الموتة الأولی، ۵٣۴
لدّنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین یدعوا من دون اللّه ما لا یضرّه و ما لا ینفعه، ١٧٢
لقد جاءکم رسول من أنفسکم عزیز علیه ما عنتّم حریص علیکم بالمؤمنین، ۵٨٨
للّذین أحسنوا الحسنی و زیادة و لا یرهق وجوههم قتر و لا ذلّة، ۶٠٢
لم یکن الّذین کفروا، ۶٠٠
ما أصاب من مصیبة فی الأرض و لا فی أنفسکم إلاّ فی کتاب من قبل أن نبرأها، ٢٣٠
ما سمعنا بهذا فی الملّة الآخرة إن هذا إلاّ اختلاق، ۶٣٨
و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صالحا و آخر سیّئا، ١١۴
و آخرون مرجون لأمر اللّه، ١۵٨
و آخرون مرجون لأمر اللّه إمّا یعذّبهم و إمّا یتوب علیهم، ١١۴
و إبراهیم الّذی وفّی، ٣٩٨
و إذا جاءهم أمر من الأمن أو الخوف أذاعوا به، ٩۴،٩۶
و إذا سألک عبادی عنّی فإنّی قریب أجیب دعوة الدّاع إذا دعان، ٣٠۴
و اذکر ربّک فی نفسک تضرّعا و خیفة، ٣٣٠
و اذکر ربّک فی نفسک تضرّعا و خیفة و دون الجهر من القول، ٣٨٢
و الّذین لا یدعون مع اللّه إلها آخر و لا یقتلون النّفس الّتی حرّم اللّه إلاّ بالحقّ، ٢٠٢
و الّذین یؤتون ما آتوا و قلوبهم و جلة أنّهم إلی ربّهم راجعون، ٢۴۴
و اللّه یعدکم مغفرة منه و فضلا، ٣٠۴
و المؤلّفة قلوبهم، ١۶۶
و تبتّل إلیه تبتیلا، ٢٨۶
و جحدوا بها و استیقنتها أنفسهم ظلما و علوّا، ١٢٨
ص :٧٠٣
و ذکر اسم ربّه فصلّی، ٣١۶
و رتّل القرآن ترتیلا، ۵۶۶
و سئلوا اللّه من فضله، ۴٣۴
و شارکهم فی الأموال و الأولاد، ١٠
و شفاء لما فی الصّدور، ۵٣٨
و ظلالهم بالغدوّ و الآصال، ٣٧٠
و قد نزّل علیکم فی الکتاب أن إذا سمعتم آیات اللّه یکفر بها و یستهزأ بها، ١٠٨
و کانوا من قبل یستفتحون علی الّذین کفروا فلمّا جاءهم ما عرفوا کفروا به، ١٢٨
و کذلک نولّی بعض الظّالمین بعضا، ٣٠
و لا تسبّوا الّذین یدعون من دون اللّه فیسبّوا اللّه عدوا بغیر علم و إذا رأیت، ١١٠
و لا تقولوا لما تصف ألسنتکم الکذب هذا حلال و هذا حرام لتفتروا، ١١٠
و لا تمنن تستکثر، ٣٢۴
و لو لا أن ثبّتناک لقد کدت ترکن إلیهم شیئا قلیلا، ۶٠٠
و له أسلم من فی السّماوات و الأرض طوعا و کرها و إلیه یرجعون، ۵٨٨
و لیخش الّذین لو ترکوا من خلفهم ذرّیّة ضعافا خافوا علیهم فلیتّقوا اللّه، ٢٨
و ما أصابکم من مصیبة فبما کسبت أیدیکم، ٢٣٠
و ما أصابکم من مصیبة فبما کسبت أیدیکم، ٢٣٠
و ما أصابکم من مصیبة فبما کسبت أیدیکم و یعفوا عن کثیر، ٢٢٢
و ما أنفقتم من شیء فهو یخلفه و هو خیر الرّازقین، ٣٠٠
و ما قدروا اللّه حقّ قدره إلی قوله سبحانه و تعالی عمّا یشرکون، ۵٨٨
و ما وجدنا لأکثرهم من عهد و إن وجدنا أکثرهم لفاسقین، ١۴٢
ص :٧٠۴
و ما یؤمن أکثرهم باللّه إلاّ و هم مشرکون، ١۴٠
و ما یهلکنا إلاّ الدّهر، ١٢٨
و من النّاس من یعبد اللّه علی حرف، ١۴٠،١٧٠
و من النّاس من یعبد اللّه علی حرف فإن أصابه خیر اطمأنّ به، ١٧٠
و من یکفر بالإیمان فقد حبط عمله، ١١٨،١٢٢
و یستجیب الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات و یزیدهم من فضله، ٣۴٢
و یقتلون الأنبیاء بغیر حقّ، ٩۶
هذا من فضل ربّی لیبلونی أأشکر أم أکفر و من شکر فإنّما یشکر لنفسه، ١٢٨
هو الّذی خلقکم فمنکم کافر و منکم مؤمن، ١۵٠
هو الّذی یصلّی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظّلمات إلی النّور، ٣١۴
یا أیّها الّذین آمنوا اذکروا اللّه ذکرا کثیرا*و سبّحوه بکرة و أصیلا، ٣٢۴
یا أیّها الّذین آمنوا أطیعوا اللّه و أطیعوا الرّسول و أولی الأمر منکم، ١٧۴
یا أیّها الّذین آمنوا توبوا إلی اللّه توبة نصوحا، ٢٠٠
یا أیّها الّذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون کبر مقتا عند اللّه أن تقولوا ما لا تفعلون، ٨۴
یا قوم اتّبعوا المرسلین، ۴۶۴
یراؤن النّاس و لا یذکرون اللّه إلاّ قلیلا، ٣٣٠
ص :٧٠۵
آفة الحسب الافتخار،٢٢
آفة الحسب الافتخار و العجب،٢٠
آیات القرآن خزائن فکلّما فتحت خزانة ینبغی لک أن تنظر ما فیها،۵۵٨
ابدءوا بالسّلام قبل الکلام فمن بدأ بالکلام قبل السّلام فلا تجیبوه،۶٢۶
أبطأ رجل من أصحاب النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم عنه ثمّ أتاه فقال له رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم،۴٣۴
أبعد ما یکون العبد من اللّه أن یکون الرّجل یواخی الرّجل و هو یحفظ[علیه]،۶٨
أتحبّ البقاء فی الدّنیا؟فقال:نعم،فقال:و لم؟قال:لقراءة(قل هو اللّه أحد)،۵۵٠
أتخوّف أن یعجبنی صوتها فیدخل علیّ أکثر ممّا أطلب من الأجر،۶٣۶
اتّق المرتقی السّهل إذا کان منحدره وعرا،٣۴
اتّقوا الحالقة،فإنّها تمیت الرّجال،قلت:و ما الحالقة؟قال:قطیعة الرّحم،۵٢
اتّقوا الظّلم فإنّ دعوة المظلوم تصعد إلی السّماء،٣۴۶
اتّقوا الظّلم،فإنّه ظلمات یوم القیامة،٢۶
اتّقوا الکذب،الصّغیر منه و الکبیر فی کلّ جدّ و هزل،٣۶
أتی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم رجل فقال:یا نبیّ اللّه،الغالب علیّ الدّین و وسوسة الصّدر،۴۴٢
أتیت باب علیّ بن الحسین علیه السّلام فوافقته حین خرج من الباب فقال:بسم اللّه،۴١٢
ص :٧٠۶
أتی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم رجل فقال:یا رسول اللّه أنا فلان بن فلان حتّی عدّ تسعة،٢٠
اجعل قلبک قرینا برّا أو ولدا واصلا و اجعل عملک والدا تتّبعه،٢٣٨
اجعل لسانک من وراء قلبک تسلم و أکثر ذکری باللّیل و النّهار،٣٢٢
أجعل نصف صلواتی لک؟قال:نعم،ثمّ قال:أجعل صلواتی کلّها لک،٣١٢
أحبّ إخوانی إلیّ من أهدی إلیّ عیوبی،۶١۶
أحبّ الأعمال إلی اللّه عزّ و جلّ فی الأرض الدّعاء و أفضل العبادة،٢۶۴
احذروا أهواءکم کما تحذرون أعداءکم،فلیس شیء أعدی للرّجال،٣٢
أحسن النّاس صوتا بالقرآن و کان السّقّاءون یمرّون فیقفون ببابه،۵٧٠
احمل نفسک لنفسک فإن لم تفعل لم یحملک غیرک،٢٣٨
أخبرک أطال اللّه بقاءک لنا و أمتعنا بک أنّا نأتیک فما نخرج من عندک،١٨۶
اختبروا إخوانکم بخصلتین فإن کانتا فیهم و إلاّ فاعزب،۶٩٢
أخذت هذا الدّعاء عن أبی جعفر علیه السّلام قال:و کان أبو جعفر یسمّیه الجامع،۵١٢
ادع اللّه لنا،فقال:اللّهمّ ارزقهم صدق الحدیث و أداء الأمانة و المحافظة،۴٩۶
ادع بهذا الدّعاء:«اللّهمّ إنّی أسألک برحمتک الّتی لا تنال منک إلاّ برضاک،۵٢٢
ادع و لا تقل:قد فرغ من الأمر،فإنّ الدّعاء هو العبادة،٢۶٢
أدنی العقوق أفّ،و لو علم اللّه أیسر منه لنهی عنه،۵٨
أدنی العقوق أفّ،و لو علم اللّه عزّ و جلّ شیئا أهون منه لنهی عنه،۵۶
إذا ابتلیت بأهل النّصب و مجالستهم،فکن کأنّک علی الرّضف،١١٠
إذا أتت علی الرّجل أربعون سنة قیل له:خذ حذرک فإنّک غیر معذور،٢۴٠
إذا اتّهم المؤمن أخاه انماث الإیمان من قلبه کما ینماث الملح فی الماء،٧٨
إذا أحبّ أحدکم أخاه المسلم فلیسأله عن اسمه و اسم أبیه و اسم قبیلته،۶٩٠
ص :٧٠٧
إذا أحببت أحدا من إخوانک فأعلمه ذلک فإنّ إبراهیم علیه السّلام،۶٢۶
إذا أحببت رجلا فأخبره بذلک فإنّه أثبت للمودّة بینکما،۶٢۶
إذا أحببت رجلا فلا تمازحه و لا تماره،۶٧۴
إذا أحزنک أمر فقل فی آخر سجودک:«یا جبرئیل یا محمّد،یا جبرئیل،۴۵٠
إذا أراد اللّه عزّ و جلّ بعبد خیرا عجّل له عقوبته فی الدّنیا،٢٢٢
إذا أردت السّفر فقف علی باب دارک و اقرأ فاتحة الکتاب أمامک،۴١۶
إذا أردت أن تدعو فمجّد اللّه عزّ و جلّ و احمده و سبّحه و هلّله و أثن علیه،٢٩۶
إذا أردت أن تعبدنی یوما و لیلة حقّ عبادتی فارفع یدیک إلیّ و قل،۴٩٨
إذا اشتکی الإنسان فلیقل،بسم اللّه و باللّه و محمّد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم أعوذ بعزّة،۴٧٠
إذا أصبحت فقل:اللّهمّ إنّی أعوذ بک من شرّ ما خلقت و ذرأت،٣٨٢
إذا أصبحت و أمسیت فقل:«سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلاّ اللّه و اللّه أکبر»،٣۴٠
إذا اقشعرّ جلدک و دمعت عیناک.فدونک،دونک فقد قصد قصدک،٢٨۴
إذا أکثر العبد من الاستغفار رفعت صحیفته و هی تتلألأ،٣٣۶
إذا أمسیت فنظرت إلی الشّمس فی غروب و إدبار فقل:بسم اللّه الرّحمن الرّحیم،٣٩٢
إذا أمسیت قل:«اللّهمّ إنّی أسألک عند إقبال لیلک و إدبار نهارک،٣٧۴
إذا أوی أحدکم إلی فراشه فلیقل:اللّهمّ إنّی احتبست نفسی عندک،۴٠٠
إذا أویت إلی فراشک فقل:بسم اللّه وضعت جنبی الأیمن[للّه]علی ملّة إبراهیم،۴٠۶
إذا بلغت النّفس هذه و أهوی بیده إلی حلقه لم یکن للعالم توبة،٢١٢
إذا تاب العبد توبة نصوحا أحبّه اللّه فستر علیه،فقلت:و کیف یستر علیه،٢٠۶
إذا تغیّرت الشّمس فاذکر اللّه عزّ و جلّ و إن کنت مع قوم یشغلونک،٣٧۶
إذا جحد الرّجل الحقّ فإن أراد أن تلاعنه قل:اللّهمّ ربّ السّماوات السّبع،٣۵٨
ص :٧٠٨
إذا جمع اللّه عزّ و جلّ الأوّلین و الآخرین إذا هم بشخص قد أقبل لم یرقطّ أحسن،۵۴٢
إذا خرجت من منزلک فقل:بسم اللّه توکّلت علی اللّه،۴١۴
إذا خرجت من منزلک فی سفر أو حضر فقل:بسم اللّه آمنت باللّه،توکّلت،۴١٨
إذا خفت أمرا فقل:«اللّهمّ إنّک لا یکفی منک أحد و أنت تکفی من کلّ أحد،۴۴٨
إذا خلق اللّه العبد فی أصل الخلقة کافرا لم یمت حتّی یحبّب اللّه إلیه،٢٢
إذا دخلت علی مریض فقل:أعیذک باللّه العظیم ربّ العرش العظیم،۴۶٨
إذا دعا أحدکم فلیعمّ،فإنّه أوجب للدّعاء،٣٠٢
إذا دعا الرّجل فقال بعد ما دعا:«ما شاء اللّه لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه»،٣۶٨
إذا دعوت فأقبل بقلبک و ظنّ حاجتک بالباب،٢٧۶
إذا دعوت فظنّ أنّ حاجتک بالباب،٢٧۴
إذا ذکر النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فأکثروا الصّلاة علیه فإنّه من صلّی علی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم صلاة،٣١٠
إذا رأیت الرّجل مرّ به البلاء فقل:الحمد للّه الّذی عافانی ممّا ابتلاک،۴۶۶
إذا رأیتم الرّجل لا یبالی ما قال و لا ما قیل له فإنّه لغیّة أو شرک شیطان،١٠
إذا رأیتم أهل الرّیب و البدع من بعدی فأظهروا البراءة منهم،١٠۴
إذا رقّ أحدکم فلیدع،فإنّ القلب لا یرقّ حتّی یخلص،٢٨٢
إذا رکع ربض و إذا سجد نقر و إذا جلس شغر،١٣٨
إذا سلّم أحدکم فلیجهر بسلامه لا یقول:سلّمت فلم یردّوا علیّ،۶٢٨
إذا سلّم الرّجل من الجماعة أجزأ عنهم،۶٣۴
إذا سلّم علیک الیهودیّ و النّصرانیّ و المشرک فقل:علیک،۶٣٨
إذا سلّم من القوم واحد أجزأ عنهم و إذا ردّ واحد أجزأ عنهم،۶٣۴
إذا صلّی أحدکم و لم یذکر النّبیّ[و آله]صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فی صلاته یسلک بصلاته،٣١۶
ص :٧٠٩
إذا صلّیت الغداة و المغرب فقل:«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه،٣٩٢
إذا صلّیت المغرب فأمرّ یدک علی جبهتک و قل:«بسم اللّه الّذی لا إله إلاّ هو،۴٣٠
إذا صلّیت المغرب فلا تبسط رجلک و لا تکلّم أحدا،٣٩٢
إذا صلّیت المغرب و الغداة فقل:بسم اللّه الرّحمن الرّحیم لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه،٣٨۴
إذا طلب أحدکم الحاجة فلیثن علی ربّه و لیمدحه فإنّ الرّجل إذا طلب،٢٩۶
إذا ظهر الزّنا من بعدی کثر موت الفجأة،١٠٢
إذا عرفت فاعمل ما شئت؟فقال:قد قلت ذلک،قال:قلت:و إن زنوا أو سرقوا،٢۵۶
إذا عطس الرّجل ثلاثا فسمّته ثمّ اترکه،۶۵٨
إذا عطس الرّجل فسمّتوه و لو کان من وراء جزیرة و فی روایة أخری،۶۴۶
إذا عطس الرّجل فلیقل:الحمد للّه[ربّ العالمین]لا شریک له،و إذا سمّت الرّجل،۶۵٢
إذا عطس المرء المسلم ثمّ سکت لعلّة تکون به قالت الملائکة عنه،۶۵۴
إذا عطس فقیل له:یرحمک اللّه،قال:یغفر اللّه لکم و یرحمکم،۶۵٠
إذا فشا أربعة:ظهرت أربعة إذا فشا الزّنا ظهرت الزّلزلة،٢٢٨
إذا قال الرّجل لأخیه المؤمن:أفّ خرج من ولایته و إذا قال:أنت عدوّی،٧٨
إذا قام أحدکم من اللّیل فلیقل:سبحان ربّ النّبیّین و إله المرسلین،۴٠۶
إذا قام القائم علیه السّلام قرأ کتاب اللّه علی حدّه و أخرج المصحف الّذی کتبه علیّ علیه السّلام،۶٠۴
إذا قطّعوا الأرحام جعلت الأموال فی أیدی الأشرار،۵۴
إذا قمت باللّیل من منامک فقل:الحمد للّه الّذی ردّ،۴٠۶
إذا قهقهت فقل حین تفرغ:«اللّهمّ لا تمقتنی»،۶٧۴
إذا کان الرّجل حاضرا فکنّه و إذا کان غائبا فسمّه،۶٩٠
إذا کان ثلاثة فی بیت فلا یتناجی اثنان دون صاحبهما فإنّ ذلک ممّا یغمّه،۶۶۴
ص :٧١٠
إذا کان قوم فی مجلس ثمّ سبق قوم فدخلوا فعلی الدّاخل أخیرا،۶٣۴
إذا کان لک یا سماعة إلی اللّه حاجة فقل:اللّهمّ إنّی أسألک بحقّ محمّد و علیّ،۴۵٨
إذا کان یوم القیامة کشف غطاء من أغطیة الجنّة فوجد ریحها،۵۶
إذا کان یوم القیامة نادی مناد:أین الصّدود لأولیائی فیقوم قوم،۶٠
إذا لقیت السّبع فاقرأ فی وجهه آیة الکرسیّ و قل له:عزمت علیک بعزیمة اللّه،۴٨٠
إذا لقیت السّبع فقل:«أعوذ بربّ دانیال و الجبّ من شرّ کلّ أسد مستأسد»،۴٧٨
إذا مرّت الجماعة بقوم أجزأهم أن یسلّم واحد منهم و إذا سلّم،۶٣۴
إذا نزلت برجل نازلة أو شدیدة أو کربة أمر فلیکشف عن رکبتیه،۴۴۶
إذا وقفت بین یدیّ فقف موقف الذّلیل الفقیر و إذا قرأت التّوراة،۵۶٨
أرأیت أمّ أیمن فإنّی أشهد أنّها من أهل الجنّة،١۵۶
أرأیت إن احتجت إلی الطّبیب و هو نصرانیّ[أن]أسلّم علیه و أدعو له،۶۴٠
أرأیت إن احتجت إلی متطبّب و هو نصرانیّ أسلّم علیه و أدعو له،۶۴٠
أرأیت قول اللّه عزّ و جلّ:الّذین یجتنبون کبائر الإثم و الفواحش،٢١۴
أربع من کنّ فیه لم یهلک علی اللّه بعدهنّ إلاّ هالک:یهمّ العبد،١٩٨
أربعة لا تردّ لهم دعوة حتّی تفتّح لهم أبواب السّماء و تصیر إلی العرش،٣۴٨
أربعة لا تستجاب لهم دعوة:رجل جالس فی بیته یقول:اللّهمّ ارزقنی،٣۵٠
ارحمنی ممّا لا طاقة لی به و لا صبرلی علیه،۵٠۶
ارفعوا أصواتکم بالصّلاة علیّ فإنّها تذهب بالنّفاق،٣١۴
أسأله عن مسألة،فکتب إلیّ:إنّ المنافقین یخادعون اللّه،١٣۶
استأذنت علی أبی جعفر علیه السّلام،فخرج إلیّ و شفتاه تتحرّکان،فقلت له:فقال:أفطنت،۴١٢
أسرع الدّعاء نجحا للإجابة دعاء الأخ لأخیه بظهر الغیب یبدأ بالدّعاء،٣۴٢
ص :٧١١
اشتکی بعض ولده،فقال:یا بنیّ قل:اللّهمّ اشفنی بشفائک و داونی بدوائک،۴۶۴
اصبروا علی الدّنیا فإنّما هی ساعة،فما مضی منه فلا تجد له ألما،٢٣٨
اصبروا علی طاعة اللّه و تصبّروا عن معصیة اللّه فإنّما الدّنیا ساعة،٢۴۶
اطلبوا الدّعاء فی أربع ساعات:عند هبوب الرّیاح و زوال الأفیاء،٢٨٠
أعرب القرآن فإنّه عربیّ،۵۶٨
أعطانی أبو عبد اللّه علیه السّلام هذا الدّعاء:الحمد للّه ولیّ الحمد و أهله و منتهاه و محلّه،۵١٨
أعطیت السّور الطّوال مکان التّوراة و أعطیت المئین مکان الإنجیل،۵۴٠
اعلم أنّ النّاس ثلاثة:زاهد و صابر و راغب؛فأمّا الزّاهد فقد خرجت الأحزان،٢۴٢
أعلّمک دعاء لا تنسی القرآن:اللّهمّ ارحمنی بترک معاصیک أبدا ما أبقیتنی،۴٨٨
اعلموا أنّ القرآن هدی النّهار و نور اللّیل المظلم علی ما کان،۵٣٨
أعوذ باللّه من جار السّوء فی دار إقامة،تراک عیناه و یرعاک قلبه،۶٨۴
أعوذ بعزّة اللّه و أعوذ بقدرة اللّه و أعوذ بجلال اللّه و أعوذ بعظمة اللّه،۴٧۴
اغتنموا الدّعاء عند أربع:عند قراءة القرآن و عند الأذان،٢٨٢
أقبل أبو جهل بن هشام و معه قوم من قریش فدخلوا علی أبی طالب،۶٣٨
أقرأ القرآن فی لیلة؟قال:لا یعجبنی أن تقرأه فی أقلّ من شهر،۵٧٢
اقرأ علی من تری أنّه یطیعنی منهم و یأخذ بقولی السّلام،۶١٠
اقرأ،قلت:من أیّ شیء أقرأ؟قال:من السّورة التّاسعة،قال:فجعلت ألتمسها،۶٠٢
أقرب ما یکون العبد إلی الکفر أن یواخی الرّجل الرّجل علی الدّین،۶٨
أقرب ما یکون العبد إلی الکفر أن یواخی الرّجل علی الدّین،۶۶
اقرءوا القرآن بألحان العرب و أصواتها و إیّاکم و لحون أهل الفسق،۵۶٨
اقصر نفسک عمّا یضرّها من قبل أن تفارقک،واسع فی فکاکها کما،٢٣٨
ص :٧١٢
اکتب«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»من أجود کتابک و لا تمدّ الباء حتّی ترفع السّین،۶٩۴
أکثر ذکری باللّیل و النّهار و کن عند ذکری خاشعا و عند بلائی،٣٢٢
أکثر من أن تقول:[اللّهمّ]لا تجعلنی من المعارین و لا تخرجنی،۴٩۴
أکثروا من التّهلیل و التّکبیر فإنّه لیس شیء أحبّ إلی اللّه،٣۴٠
أکون أدعو فأشتهی البکاء و لا یجیئنی و ربّما ذکرت بعض من مات،٢٩٢
ألا أخبرکم بما کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یقول إذا أوی إلی فراشه،۴٠٢
ألا أدلّک علی شیء لم یستثن فیه رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم؟قلت:بلی،قال:الدّعاء یردّ،٢۶٨
ألا أدلّکم علی سلاح ینجیکم من أعدائکم و یدرّ أرزاقکم؟قالوا:بلی،٢۶۴
ألا أعلّمک دعاء تدعو به،إنّا أهل البیت إذا کربنا أمر و تخوّفنا من السّلطان،۴۵۴
ألا أنبّئکم بشرارکم؟قالوا:بلی یا رسول اللّه،قال:المشّاءون بالنّمیمة،٩٢
ألا إنّ فی التّباغض الحالقة،لا أعنی حالقة الشّعر و لکن،۵٢
ألا تخصّنی بدعاء؟قال:بلی،قال:قل:یا واحد یا ماجد یا أحد یا صمد یا من،۵٠۴
الاتّکاء فی المسجد رهبانیّة العرب إنّ المؤمن مجلسه مسجده و صومعته بیته،۶۶٨
الاحتباء حیطان العرب،۶۶٨
الاحتباء فی المسجد حیطان العرب،۶۶٨
الاستغفار و قول:لا إله إلاّ اللّه،خیر العبادة،قال اللّه العزیز الجبّار،٣٣٨
الاستکانة هو الخضوع و التّضرّع هو رفع الیدین و التّضرّع بهما،٢٨۶
الاستکانة هی الخضوع و التّضرّع رفع الیدین و التّضرّع بهما،٢٨٨
الانقباض من النّاس مکسبة للعداوة،۶١۴
الإیمان لا یضرّ معه عمل و کذلک الکفر لا ینفع معه عمل،٢۵۶
الا ینبغی للمرء المسلم أن یواخی الفاجر فإنّه یزیّن له فعله،۶١٨
ص :٧١٣
البادی بالسّلام أولی باللّه و برسوله،۶٢٨
البادی منهما أظلم،و وزره و وزر صاحبه علیه،ما لم یعتذر إلی المظلوم،٧۶
البذاء من الجفاء و الجفاء فی النّار،١۴
البیت الّذی یقرأ فیه القرآن و یذکر اللّه عزّ و جلّ فیه تکثر برکته،۵۵٨
البیت غاصّ بأهله اعلموا أنّه لیس منّا من لم یحسن مجاورة من جاوره،۶٨٢
التّائب من الذّنب کمن لا ذنب له و المقیم علی الذّنب،٢٠۴
التّثاؤب من الشّیطان و العطسة من اللّه عزّ و جلّ،۶۴٨
التّسبیح نصف المیزان و الحمد للّه یملأ المیزان و اللّه أکبر یملأ ما بین السّماء،٣۴٠
التّواصل بین الإخوان فی الحضر التّزاور و فی السّفر التّکاتب،۶٨٨
التّودّد إلی النّاس نصف العقل،۶٢۴
الجلوس فی المسجد انتظار الصّلاة عبادة ما لم یحدث،٧٠
الحافظ للقرآن العامل به مع السّفرة الکرام البررة،۵۴۴
الحمد للّه الّذی أصبحنا و الملک له و أصبحت عبدک و ابن عبدک،٣٧۶
الدّاعی و المؤمّن فی الأجر شریکان،٣٠٢
الدّعاء أنفذ من السّنان الحدید،٢۶۶
الدّعاء بعد ما ینزل البلاء لا ینتفع[به.]،٢٧۴
الدّعاء ترس المؤمن و متی تکثر قرع الباب یفتح لک،٢۶۴
الدّعاء سلاح المؤمن و عمود الدّین و نور السّماوات و الأرض،٢۶۴
الدّعاء کهف الإجابة کما أنّ السّحاب کهف المطر،٢٧٠
الدّعاء مفاتیح النّجاح و مقالید الفلاح و خیر الدّعاء ما صدر عن صدر نقیّ،٢۶۴
الدّعاء هو العبادة الّتی قال اللّه عزّ و جلّ:إنّ الّذین یستکبرون عن عبادتی،٢۶٢
ص :٧١۴
الدّعاء یدفع البلاء النّازل و ما لم ینزل،٢۶٨
الدّعاء یردّ القضاء بعد ما أبرم إبراما،فأکثر من الدّعاء،٢۶٨
الدّنیا حلالها حساب و حرامها عقاب و أنّی لکم بالرّوح،٢۴٨
الذّاکر للّه عزّ و جلّ فی الغافلین کالمقاتل فی المحاربین،٣٣٢
الذّنب بعد الذّنب یلمّ به العبد،٢١۴
الذّنوب الّتی تغیّر النّعم البغی و الذّنوب الّتی تورث النّدم القتل،٢٢۶
الرّجل الأعجمیّ من أمّتی لیقرأ القرآن بعجمیّة فترفعه الملائکة علی عربیّة،۵٧۶
الرّغبة أن تستقبل ببطن کفّیک إلی السّماء و الرّهبة أن تجعل ظهر کفّیک،٢٨۶
السّاعة الّتی تباهل فیها ما بین طلوع الفجر إلی طلوع الشّمس،٣۵۶
السّلام تطوّع و الرّدّ فریضة،۶٢۶
الصّلاة علیّ و علی أهل بیتی تذهب بالنّفاق،٣١٢
الظّلم ثلاثة:ظلم یغفره اللّه و ظلم لا یغفره اللّه و ظلم لا یدعه اللّه،٢۴
العامل بالظّلم و المعین له و الرّاضی به شرکاء،ثلاثتهم،٢٨
العبد المؤمن إذا أذنب ذنبا أجّله اللّه سبع ساعات،٢٠٨
العطاس ینفع فی البدن کلّه ما لم یزد علی الثّلاث،۶۵۴
الغیبة أسرع فی دین الرّجل المسلم من الأکلة فی جوفه،٧٠
الغیبة أن تقول فی أخیک ما ستره اللّه علیه و أمّا الأمر الظّاهر،٧٢
القرآن عهد اللّه إلی خلقه،فقد ینبغی للمرء المسلم أن ینظر فی عهده،۵۵۶
القریب من قرّبته المودّة و إن بعد نسبه و البعید من بعّدته المودّة،۶٢۶
القلوب ثلاثة:قلب منکوس لا یعی شیئا من الخیر و هو قلب الکافر،١٨۴
القلیل یبدءون الکثیر بالسّلام و الرّاکب یبدأ الماشی و أصحاب البغال،۶٣٢
ص :٧١۵
القهقهة من الشّیطان،۶٧۴
ألقی الذّمّیّ فیصافحنی،قال:امسحها بالتّراب و بالحائط،۶۴٠
الکذّاب هو الّذی یکذب فی الشّیء؟قال:لا،ما من أحد إلاّ یکون ذلک منه،۴٠
الکذب علی اللّه و علی رسوله صلّی اللّه علیه و اله و سلّم من الکبائر،٣٨
الکفر فی کتاب اللّه علی خمسة أوجه:فمنها کفر الجحود،١٢٨
الکلام ثلاثة:صدق و کذب و إصلاح بین النّاس،۴٢
اللّهمّ اجعلنی أخشاک کأنّی أراک و أسعدنی بتقواک و لا تشقنی بنشطی،۴٩٠
اللّهمّ ارفع ظنّی صاعدا و لا تطمع فیّ عدوّا و لا حاسدا،۵٠۶
اللّهمّ اطرقه ببلیّة لا أخت لها و أبح حریمه،٣۵٢
اللّهمّ أعنّی علی هول یوم القیامة و أخرجنی من الدّنیا سالما،۴٩٠
اللّهمّ املأ قلبی حبّا لک و خشیة منک و تصدیقا و إیمانا بک و فرقا منک،۵٠٨
اللّهمّ أنت ثقتی فی کلّ کربة و أنت رجائی فی کلّ شدّة و أنت لی فی کلّ أمر،۴٩٢
اللّهمّ إنّی أسألک باسمک العظیم الأعظم الأجلّ الأکرم المخزون المکنون،۵٠٠
«اللّهمّ إنّی أسألک بجلالک و جمالک و کرمک أن تفعل بی کذا و کذا»،۴٩٢
اللّهمّ إنّی أسألک بنورک الّذی لا یطفی و بعزائمک الّتی لا تخفی و بعزّک،۴۴۶
اللّهمّ إنّی أسألک قول التّوّابین و عملهم و نور الأنبیاء و صدقهم،۵٢۴
اللّهم إنّی أسألک من کلّ خیر أحاط به علمک و أعوذ بک من کلّ سوء أحاط به،۴٩٠
اللّهمّ إنّی أسألک و لم یسأل العباد مثلک،أسألک بحقّ محمّد نبیّک،۴٨۶
اللّهمّ إنّی أعوذ بک من الاحتلام و من سوء الأحلام و أن یلعب بی،۴٠٢
اللّهمّ إنّی و هذا النّهار خلقان من خلقک،اللّهمّ لا تبتلنی به،٣٧۶
اللّهمّ أوسع علیّ فی رزقی و امدد لی فی عمری و اغفرلی،۵١۴
ص :٧١۶
اللّهمّ کتبت الآثار و علمت الأخبار و اطّلعت علی الأسرار،۵١۶
اللّهمّ لک الحمد أحمدک و أستعینک و أنت ربّی و أنا عبدک،٣٨۶
اللّهمّ منّ علیّ بالتّوکّل علیک و التّفویض إلیک و الرّضا بقدرک،۴٩۶
المجالس بالأمانة،۶۶٢
المجالس بالأمانة و لیس لأحد أن یحدّث بحدیث یکتمه صاحبه،۶۶۴
المرجون قوم کانوا مشرکین فقتلوا مثل حمزة و جعفر و أشباههما،١۶٠
المزاح السّباب الأصغر،۶٧۴
المستتر بالحسنة یعدل سبعین حسنة و المذیع بالسّیّئة مخذول،١٩۴
المصلح لیس بکذّاب،۴۴
الموعظة التّوبة،٢٠٠
المؤلّفة قلوبهم قوم وحّدوا اللّه و خلعوا عبادة من یعبد من دون اللّه،١۶۶
المؤمن من آمن جاره بوائقه،قلت:و ما بوائقه؟قال:ظلمه و غشمه،۶٨٢
النّاس علی ستّ فرق،یئولون کلّهم إلی ثلاث فرق،الإیمان و الکفر و الضّلال،١١۴
النّاس علی ستّة أصناف،قال:قلت:أتأذن لی أن أکتبها؟قال:نعم،١١۴
امحوا کتاب اللّه[تعالی]و ذکره بأطهر ما تجدون.و نهی أن یحرق کتاب اللّه،۶٩۶
أمر أبو عبد اللّه علیه السّلام بکتاب فی حاجة،فکتب ثمّ عرض علیه و لم یکن فیه،۶٩۴
أمر النّاس بمعرفتنا و الرّدّ إلینا و التّسلیم لنا،ثمّ قال:و إن صاموا و صلّوا،١۴٠
أمرّ یدک علی موضع الوجع ثمّ قل:بسم اللّه و باللّه و محمّد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم،۴۶٨
أمسیت فنظرت إلی الشّمس فی غروب و إدبار فقل:«بسم اللّه و باللّه و الحمد للّه الّذی،۴٧۴
أملی علیّ هذا الدّعاء أبو عبد اللّه علیه السّلام و هو جامع للدّنیا و الآخرة تقول بعد حمد اللّه،۵٠٢
أمیر المؤمنین علیه السّلام إذا صعد المنبر قال:ینبغی للمسلم أن یتجنّب مواخاة ثلاثة،۶١۶
ص :٧١٧
إنّ آدم علیه السّلام قال:یا ربّ،سلّطت علیّ الشّیطان و أجریته منّی مجری الدّم،٢١٢
إنّ آیة الکذّاب بأن یخبرک خبر السّماء و الأرض و المشرق و المغرب،۴٠
أنا أوّل وافد علی العزیز الجبّار یوم القیامة و کتابه و أهل بیتی ثمّ أمّتی،۵٣٨
أنّ أبا الحسن موسی علیه السّلام أخبرنی أنّ من دعا لأخیه بظهر الغیب نودی من العرش،٣۴۴
إنّ أبا ذرّ أتی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و معه جبرئیل علیه السّلام فی صورة دحیة الکلبیّ،۵١٠
إنّ إبلیس علیه لعائن اللّه یبثّ جنود اللّیل من حیث تغیب الشّمس و تطلع فأکثروا،٣٧٢
إنّ أبی سأل جدّک عن ختم القرآن فی کلّ لیلة،فقال له جدّک:کلّ لیلة،۵٧۴
إنّ أبی نظر إلی رجل و معه ابنه یمشی و الابن متّکی،۵٨
إنّ أحقّ النّاس بالتّخشّع فی السّرّ و العلانیة لحامل القرآن و إنّ أحقّ النّاس،۵۴۶
إنّ إخوتی و بنی عمّی قد ضیّقوا علیّ الدّار و ألجئونی منها إلی بیت،۵٢
إن استطعت أن لا تبیت لیلة حتّی تعوّذ بأحد عشر حرفا،۴٠۴
إنّ أسرع الخیر ثوابا البرّ و أسرع الشّرّ عقوبة البغی،٢۵٠
إنّ أسرع الخیر ثوابا البرّ و إنّ أسرع الشّرّ عقوبة البغی،٢۴٨
إنّ أعجل الشّرّ عقوبة البغی،١٨
إنّ أعرابیّا من بنی تمیم أتی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال له:أوصنی،فکان ممّا أوصاه،۶٢۴
إنّا قد استبطأنا الرّزق،فغضب ثمّ قال:قل:اللّهمّ إنّک تکفّلت برزقی،۴۴٠
إنّ أقرب ما یکون العبد إلی الکفر أن یواخی الرّجل الرّجل علی الدّین،۶٨
إنّ أقرب ما یکون العبد من الرّبّ عزّ و جلّ و هو ساجد باک،٢٩۴
إنّ البیت إذا کان فیه المرء المسلم یتلو القرآن یتراءاه أهل السّماء،۵۵٨
إنّ الحسرة و النّدامة و الویل کلّه لمن لم ینتفع بما أبصره،١٨٠
إنّ الدّعاء أنفذ من السّنان،٢۶۶
ص :٧١٨
إنّ الدّعاء فی الرّخاء یستخرج الحوائج فی البلاء،٢٧٢
إنّ الدّعاء قبل طلوع الشّمس و قبل غروبها سنّة واجبة مع طلوع الفجر،٣٩۴
إنّ الدّعاء لیردّ البلاء و قد أبرم إبراما،٢۶٨
إنّ الدّعاء یردّ القضاء و قد نزل من السّماء و قد أبرم إبراما،٢۶۶
إنّ الدّعاء یردّ القضاء ینقضه کما ینقض السّلک و قد أبرم إبراما،٢۶۶
إنّ الدّعاء یردّ ما قد قدّر و ما لم یقدّر،قلت:و ما قد قدّر،٢۶۶
إنّ الدّواوین یوم القیامة ثلاثة:دیوان فیه النّعم و دیوان فیه الحسنات،۵۴٢
إنّ الّذی یعالج القرآن و یحفظه بمشقّة منه و قلّة حفظ له أجران،۵۵٢
إنّ الرّجل إذا کان یعلم السّورة ثمّ نسیها أو ترکها و دخل الجنّة،۵۵۴
إنّ الرّجل لیذنب الذّنب فیدخله اللّه به الجنّة،قلت:یدخله اللّه بالذّنب الجنّة،١٩٢
إنّ الشّکّ و المعصیة فی النّار لیسا منّا و لا إلینا،١۴۴
إنّ الشّیطان یغری بین المؤمنین ما لم یرجع أحدهم عن دینه،۵٠
إنّ الصّواعق لا تصیب ذاکرا،قال:قلت:و ما الذّاکر؟قال:من قرأ مائة آیة،٣٢٨
إنّ العبد إذا أذنب ذنبا أجّل من غدوة إلی اللّیل،فإن استغفر اللّه،٢٠۶
إنّ العبد إذا دعا لم یزل اللّه تبارک و تعالی فی حاجته ما لم یستعجل،٢٧۶
إنّ العبد إذا عجّل فقام لحاجته یقول اللّه تبارک و تعالی:أما یعلم عبدی،٢٧٨
إنّ العبد المؤمن لیهتمّ فی الدّنیا حتّی یخرج منها و لا ذنب علیه،٢٢۴
إنّ العبد الولیّ للّه یدعو اللّه عزّ و جلّ فی الأمر ینوبه،فیقول للملک الموکّل،٣٠۶
إنّ العبد لیدعو فیقول اللّه عزّ و جلّ للملکین:قد استجبت له،٣٠۴
إنّ العبد لیکون له الحاجة إلی اللّه عزّ و جلّ فیبدأ بالثّناء علی اللّه،٣٢٨
إنّ العبد لیکون مظلوما فما یزال یدعو حتّی یکون ظالما،٢٨
ص :٧١٩
إنّ العبد من عبیدی المؤمنین لیذنب الذّنب العظیم ممّا یستوجب به،٢٢٨
إنّ العبد یصبح مؤمنا و یمسی کافرا و یصبح کافرا و یمسی مؤمنا،١٧۶
إنّ العزیز الجبّار أنزل علیکم کتابه و هو الصّادق البارّ،فیه خبرکم،۵٣۶
إنّ الفحش لو کان مثالا لکان مثال سوء،١٢
إنّ الفحش و البذاء و السّلاطة من النّفاق،١۴
إنّ القرآن الّذی جاء به جبرئیل علیه السّلام إلی محمّد صلّی اللّه علیه و اله و سلّم سبعة عشر ألف آیة،۶٠۶
إنّ القرآن زاجر و آمر:یأمر بالجنّة و یزجر عن النّار،۵۴٠
إنّ القرآن نزل أربعة أرباع:ربع حلال و ربع حرام و ربع سنن و أحکام،۵٩۴
إنّ القرآن نزل بالحزن فاقرءوه بالحزن،۵۶٨
إنّ القرآن واحد نزل من عند واحد و لکنّ الاختلاف یجیء،۵٩٨
إنّ القلب لیترجّج فیما بین الصّدر و الحنجرة حتّی یعقد علی الإیمان،١٨٢
إنّ القلب لیکون السّاعة من اللّیل و النّهار ما فیه کفر و لا إیمان کالثّوب،١٨٠
إنّ القلب یکون فی السّاعة من اللّیل و النّهار لیس فیه إیمان و لا کفر،١٨٢
إنّ القلوب أربعة:قلب فیه نفاق و إیمان و قلب منکوس و قلب مطبوع،١٨۴
إنّ الکذّاب یهلک بالبیّنات و یهلک أتباعه بالشّبهات،٣٨
إنّ الکذب هو خراب الإیمان،٣٨
إنّ الکذبة لتفطّر الصّائم،قلت:و أیّنا لا یکون ذلک منه،۴٠
إنّ اللّعنة إذا خرجت من فی صاحبها تردّدت بینهما فإن وجدت مساغا،٧٨
إنّ اللّعنة إذا خرجت من فی صاحبها تردّدت فإن وجدت مساغا،٧٨
إنّ اللّه أحبّ اثنین و أبغض اثنین أحبّ الخطر فیما بین الصّفّین،۴٢
إنّ اللّه إذا أراد بعبد خیرا فأذنب ذنبا أتبعه بنقمة و یذکّره الاستغفار،٢٣۴
ص :٧٢٠
إنّ اللّه تبارک و تعالی جعل لآدم فی ذرّیّته من همّ بحسنة و لم یعملها کتبت له،١٩۶
إنّ اللّه تبارک و تعالی یعلم ما یرید العبد إذا دعاه،٢٨٠
إنّ اللّه تبارک و تعالی یقول:من أهان لی ولیّا فقد أرصد لمحاربتی،۶٢
إنّ اللّه تبارک و تعالی یمجّد نفسه فی کلّ یوم و لیلة ثلاث مرّات،فمن مجّد،٣۶٠
إنّ اللّه تعالی أشدّ فرحا بتوبة عبده من رجل أضلّ راحلته و زاده،٢٠٢
إنّ اللّه جبل النّبیّین علی نبوّتهم فلا یرتدّون أبدا و جبل الأوصیاء،١٧٨
إنّ اللّه حرّم الجنّة علی کلّ فحّاش بذیء،قلیل الحیاء،لا یبالی،١٠
إنّ اللّه خلق النّبیّین علی النّبوّة فلا یکونون إلاّ أنبیاء و خلق المؤمنین،١٧٨
إنّ اللّه خلق قلوب المؤمنین مبهمة علی الإیمان،فإذا أراد استنارة،١٨٢
إنّ اللّه خلق قلوب المؤمنین مطویّة مبهمة علی الإیمان،١٨٢
إنّ اللّه عزّ و جلّ إذا کان من أمره أن یکرم عبدا و له ذنب ابتلاه بالسّقم،٢٢٠
إنّ اللّه عزّ و جلّ أعطی التّائبین ثلاث خصال لو أعطی خصلة منها،٢٠٠
إنّ اللّه عزّ و جلّ إن شاء ثبّتک فلا یجعل لإبلیس علیک طریقا،قد شکا،١٩٠
إنّ اللّه عزّ و جلّ أوحی إلی داود علیه السّلام أن ائت عبدی دانیال فقل له:إنّک،٢٠۴
إنّ اللّه عزّ و جلّ أوحی إلی نبیّ من أنبیائه فی مملکة جبّار من الجبّارین،٢٨
إنّ اللّه عزّ و جلّ جعل الدّین دولتین:دولة آدم-و هی دولة اللّه،٩٨
إنّ اللّه عزّ و جلّ جعل للشّرّ أقفالا و جعل مفاتیح تلک الأقفال الشّراب،٣٨
إنّ اللّه عزّ و جلّ خلق خلقا ضنّ بهم عن البلاء.خلقهم فی عافیة،٢۵۴
إنّ اللّه عزّ و جلّ خلق خلقا للإیمان لا زوال له و خلق خلقا للکفر،١٧۶
إنّ اللّه عزّ و جلّ عیّر أقواما بالإذاعة فی قوله عزّ و جلّ:و إذا جاءهم أمر،٩۴
إنّ اللّه عزّ و جلّ عیّر قوما بالإذاعة فقال:و إذا جاءهم أمر من الأمن،٩۶
ص :٧٢١
إنّ اللّه عزّ و جلّ فرض فرائض موجبات علی العباد فمن ترک،١١۶
إنّ اللّه عزّ و جلّ قال:[إنّ]البخیل من یبخل بالسّلام،۶٢٨
إنّ اللّه عزّ و جلّ کره إلحاح النّاس بعضهم علی بعض فی المسألة،٢٧٨
إنّ اللّه عزّ و جلّ لا یستجیب دعاء بظهر قلب ساه،فإذا دعوت،٢٧۴
إنّ اللّه عزّ و جلّ لا یستجیب دعاء بظهر قلب قاس،٢٧۶
إنّ اللّه عزّ و جلّ لیدفع بالدّعاء الأمر الّذی علمه أن یدعی له فیستجیب،٢٧٠
إنّ اللّه عزّ و جلّ نصب علیّا علیه السّلام علما بینه و بین خلقه،فمن عرفه کان مؤمنا،١٢۶
إنّ اللّه عزّ و جلّ یحبّ إفشاء السّلام،۶٢٨
إنّ اللّه عزّ و جلّ یحبّ المداعب فی الجماعة بلا رفث،۶٧٢
إنّ اللّه عزّ و جلّ یحبّ من عباده المؤمنین کلّ[عبد]دعّاء،٢٨۴
إنّ اللّه عزّ و جلّ یعلم حاجتک و ما ترید و لکن یحبّ،٢٨٠
إنّ اللّه لیدفع بمن یصلّی من شیعتنا عمّن لا یصلّی من شیعتنا،٢٣٢
إنّ اللّه یبغض الفاحش البذیء و السّائل الملحف،١۴
إنّ اللّه یبغض الفاحش المتفحّش،١٠
إنّ اللّه یحبّ العبد المفتّن التّوّاب و من لم یکن ذلک منه کان أفضل،٢٠۴
إنّ اللّه یحبّ العبد أن یطلب إلیه فی الجرم العظیم و یبغض العبد،١٩۴
إنّ المدحة قبل المسألة،فإذا دعوت اللّه عزّ و جلّ فمجّده،٢٩۶
إنّ الملائکة إذا سمعوا المؤمن یدعو لأخیه المؤمن بظهر الغیب أو یذکره،٣۴۴
إنّ المنافق ینهی و لا ینتهی و یأمر بما لا یأتی؟و إذا قام،١٣۶
إنّ المؤمن لا یکون سجیّته الکذب و البخل و الفجور و ربّما،٢١۶
إنّ المؤمن لیدعو اللّه عزّ و جلّ فی حاجته فیقول اللّه عزّ و جلّ:أخّروا،٣٠٨
ص :٧٢٢
إنّ المؤمن لیدعو فیؤخّر إجابته إلی یوم الجمعة،٣٠۶
إنّ المؤمن لیذنب الذّنب فیذکّر بعد عشرین سنة فیستغفر اللّه منه فیغفر له،٢٠٨
إنّ المؤمن لیهمّ بالحسنة و لا یعمل بها فتکتب له حسنة و إن هو عملها،١٩۶
إنّ المؤمن لیهوّل علیه فی نومه فیغفر له ذنوبه و إنّه لیمتهن فی بدنه،٢٢٢
إنّ النّاس یقولون:إنّ القرآن نزل علی سبعة أحرف،فقال:کذبوا أعداء اللّه،۶٠٠
إنّ النّاس یکرهون الصّلاة علی محمّد و آله فی ثلاثة مواطن،۶۵٠
إنّ النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:بینا هو ذات یوم عند عائشة إذا استأذن علیه رجل،١۶
أنّ النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم صلّی علی سعد بن معاذ فقال:لقد وافی من الملائکة سبعون ألفا،۵٨۴
أنّ النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کان ینشّر بهذا الدّعاء:تضع یدک علی موضع الوجع،۴٧٠
إنّ النّدم علی الشّرّ یدعو إلی ترکه،١٩۴
إنّا لنری الرّجل له عبادة و اجتهاد و خشوع،١۴۶
إنّ النّهار إذا جاء قال:یا ابن آدم،اعمل فی یومک هذا خیرا أشهد لک به عند،٢۴٠
إنّ امرأة تفزعنی فی المنام باللّیل؛فقال:قل له:اجعل مسباحا و کبّر اللّه،۴٠٢
أنّ أمیر المؤمنین علیه السّلام صاحب رجلا ذمّیّا فقال له الذّمّیّ،۶٨۶
إنّا نکلّم النّاس فنحتجّ علیهم بقول اللّه عزّ و جلّ:أطیعوا اللّه و أطیعوا الرّسول،٣۵۴
إنّ أوّل من یکذّب الکذّاب اللّه عزّ و جلّ،ثمّ الملکان اللّذان معه،٣٨
إنّ أهل القرآن فی أعلی درجة من الآدمیّین ما خلا النّبیّین و المرسلین،۵۴۴
إنّ أهل مکّة،لیکفرون باللّه جهرة و إنّ أهل المدینة أخبث من أهل مکّة،١۶۴
إنّ بنی أمیّة أطلقوا للنّاس تعلیم الإیمان و لم یطلقوا تعلیم الشّرک،١٧۴
إن خفت أمرا یکون أو حاجة تریدها فابدأ باللّه و مجّده و أثن علیه،٢٩۴
إنّ ذکرنا من ذکر اللّه و ذکر عدوّنا من ذکر الشّیطان،٣١٨
ص :٧٢٣
أنّ رجلا أتی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:یا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم،إنّی أجعل لک ثلث صلواتی،٣٠٨
إنّ رجلا أتی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:یا رسول اللّه،إنّی جعلت ثلث صلواتی لک،٣١٢
إنّ رجلا من بنی تمیم أتی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:أوصنی،٧۶
أنّ رسول اللّه إنّما عنی بقوله:«هذا و اللّه محض الإیمان»خوفه أن یکون قد هلک،١٨٨
أنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کان لا یقوم من مجلس و إن خفّ حتّی یستغفر اللّه،٣٣۶
إنّ سورة الأنعام نزلت جملة،شیّعها سبعون ألف ملک حتّی أنزلت علی محمّد،۵٨۴
إنّ صاحب الشّرّ یعدی و قرین السّوء یردی فانظر من تقارن،۶١٨
انظر أن لا تکلّمنّ بکلمة بغی أبدا و إن أعجبتک نفسک و عشیرتک،١٨
انظر قلبک فإذا أنکر صاحبک فإنّ أحدکما قد أحدث،۶۴۴
انظر قلبک فإن أنکر صاحبک فاعلم أنّ أحدکما قد أحدث،۶۴۶
انظروا من تحادثون فإنّه لیس من أحد ینزل به الموت إلاّ مثّل له أصحابه،۶١۴
إنّ علیّا علیه السّلام باب من أبواب الجنّة فمن دخل بابه کان مؤمنا و من خرج من بابه،١٢۶
إنّ علیّا علیه السّلام باب من أبواب الهدی،فمن دخل من باب علیّ کان مؤمنا،١٢۶
إنّ علیّا صلوات اللّه علیه و آله کان یقول إذا أصبح:سبحان اللّه الملک القدّوس ثلاثا،٣٨٢
إنّ علیّا علیه السّلام یحملکم علی الحقّ فإن أطعتموه ذللتم،١٢۴
إنّ علیّ بن الحسین کان إذا أصبح قال:أبتدئ یومی هذا بین یدی،٣٧۴
إنّ علیّ دینا کثیرا و قد دخلنی ما کان القرآن یتفلّت منّی،۵۵۴
إنّ فلانا یفعل بی و یفعل فإن رأیت أن تدعو اللّه عزّ و جلّ،فقال:هذا ضعف بک،٣۵٢
إنّ فی ابن آدم ثلاثمائة و ستّین عرقا،منها مائة و ثمانون،٣٣۴
إنّ فی اللّیل لساعة ما یوافقها عبد مسلم ثمّ یصلّی و یدعو اللّه،٢٨۴
إن قدرت أن لا تعرف فافعل و ما علیک ألاّ یثنی علیک النّاس،٢۴٢
ص :٧٢۴
إنّ قوما إذا ذکروا شیئا من القرآن أو حدّثوا به صعق،۵٧٢
إنّک قد جعلت طبیب نفسک و بیّن لک الدّاء و عرّفت،٢٣٨
إنّکم فی آجال مقبوضة و أیّام معدودة و الموت یأتی بغتة،من یزرع خیرا،٢۴۴
إن کنت تحبّ أن تستتبّ لک النّعمة و تکمل لک المروءة و تصلح لک،۶١٨
إنّ لکلّ أمّة نکاحا یحتجزون به من الزّنا،١٢
إنّ للّه عزّ و جلّ ثلاث ساعات فی اللّیل و ثلاث ساعات فی النّهار،٣۵٨
إنّ للّه عزّ و جلّ ضنائن من خلقه یغذوهم بنعمته و یحبوهم بعافیته،٢۵۴
إنّ للّه عزّ و جلّ ضنائن یضنّ بهم عن البلاء فیحییهم فی عافیة،٢۵٢
إن لم تکن بک بکاء فتباک،٢٩۴
إن لم یجئک البکاء فتباک،فإن خرج منک مثل رأس الذّباب فبخّ بخّ،٢٩۴
إنّ لی جارا من قریش من آل محرز قد نوّه باسمی و شهرنی،کلّما مررت به،٣۵٢
إنّما أخاف علیکم اثنتین:اتّباع الهوی و طول الأمل،٣٢
إنّما الدّهر ثلاثة أیّام أنت فیما بینهنّ:مضی أمس بما فیه،٢٣۶
إنّما هی القلوب مرّة تصعب و مرّة تسهل،١٨۶
إنّما هی المدحة،ثمّ الثّناء،ثمّ الإقرار بالذّنب،ثمّ المسألة،٢٩۶
إنّ ممّا أعان اللّه[به]علی الکذّابین النّسیان،۴٢
إنّ من إجلال اللّه عزّ و جلّ إجلال الشّیخ الکبیر،۶۵٨
إنّ من أجمل الجمال الشّعر الحسن و نغمة الصّوت الحسن،۵٧٠
إنّ من أعجز العجز رجلا لقی رجلا فأعجبه نحوه فلم یسأله عن اسمه،۶٩٠
إنّ من الجهل الضّحک من غیر عجب،۶٧٢
إنّ من تمام التّحیّة للمقیم المصافحة و تمام التّسلیم علی المسافر المعانقة،۶٣٢
ص :٧٢۵
إنّ من حقّ الدّاخل علی أهل البیت أن یمشوا معه هنیئة إذا دخل،۶۶٢
إنّ من شرّ عباد اللّه من تکره مجالسته لفحشه،١۴
إنّ ناسا أتوا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بعد ما أسلموا فقالوا:یا رسول اللّه،أیؤخذ الرّجل،٢۵٠
أنّه أتاه ابن له لیلة فقال له:یا أبه أرید أن أنام،۴٠۴
إنّ هذا القرآن فیه منار الهدی و مصابیح الدّجی فلیجل جال بصره،۵٣٨
أنّه رأی کتبا لأبی الحسن علیه السّلام مترّبة،۶٩۶
أنّه کان إذا خرج من البیت قال:بسم اللّه خرجت و علی اللّه توکّلت،۴١۶
أنّه کان یترّب الکتاب و قال:لا بأس به،۶٩۴
أنّه کان یقول عند منامه:آمنت باللّه و کفرت بالطّاغوت،اللّهمّ احفظنی،۴٠٠
إنّه لیعجبنی أن یکون فی البیت مصحف یطرد اللّه عزّ و جلّ:به الشّیاطین،۵۶۴
إنّهم ینکرون أن یکون من حارب علیّا علیه السّلام مشرکین،١١٨
إنّه و اللّه ما خرج عبد من ذنب بإصرار و ما خرج عبد من ذنب إلاّ بإقرار،١٩٢
إنّه یقع فی قلبی أمر عظیم،فقال:قل:لا إله إلاّ اللّه.قال جمیل،١٨٨
إنّی أتباکی فی الدّعاء و لیس لی بکاء؟قال:نعم و لو مثل رأس الذّباب،٢٩۴
إنّی دخلت البیت و لم یحضرنی شیء من الدّعاء إلاّ الصّلاة علی محمّد و آل محمّد،٣١۶
إنّی ربّما ذکرت هؤلاء المستضعفین فأقول:نحن و هم فی منازل الجنّة،١۵۶
إنّ یعقوب علیه السّلام لمّا ذهب منه بنیامین نادی:یا ربّ أما ترحمنی،۶٨٠
إنّی قد سألت اللّه حاجة منذ کذا و کذا سنة و قد دخل قلبی من إبطائها شیء،٣٠٢
إنّی کنت أسمع أبا عبد اللّه علیه السّلام أکثر ما یلحّ به فی الدّعاء علی اللّه بحقّ،۴٩۴
إنّی لم أزل والیا منذ زمن الحجّاج إلی یومی هذا فهل لی من توبة،٢۴
إنّی و اللّه لأحبّک،فأطرق ثمّ رفع رأسه فقال:صدقت یا أبا بشر،سل قلبک،۶۴۴
ص :٧٢۶
أوحی اللّه عزّ و جلّ إلی موسی:أنّ عبادی لم یتقرّبوا إلیّ بشیء أحبّ إلیّ،٢٩٢
أودّک،فکیف أعلم أنّه یودّنی؟فقال:امتحن قلبک فإن کنت تودّه فإنّه یودّک،۶۴۴
أوشک دعوة و أسرع إجابة دعاء المرء لأخیه بظهر الغیب،٣۴٢
أوصیک بتقوی اللّه و أداء الأمانة و صدق الحدیث و حسن الصّحابة،۶٨۶
أوّل ما نزل علی رسول اللّه:بسم اللّه الرّحمن الرّحیم(اقرأ باسم ربّک)و آخره،۵٩۶
أولی النّاس باللّه و برسوله من بدأ بالسّلام،۶٢٨
أهل الشّام شرّ أم[أهل]الرّوم؟فقال:إنّ الرّوم کفروا و لم یعادونا،١۶۴
أهل الشّام شرّ من أهل الرّوم،و أهل المدینة شرّ من أهل مکّة،١۶۴
أهونه الجنون و الجذام و البرص و إن کان شقیّا رجوت،٣٩٢
إیّاکم إذا أراد أحدکم أن یسأل من ربّه شیئا من حوائج الدّنیا و الآخرة،٢٩۴
إیّاکم و الکذب،فإنّ کلّ راج طالب و کلّ خائف هارب،۴۶
إیّاکم و المزاح فإنّه یجرّ السّخیمة و یورث الضّغینة و هو السّبّ الأصغر،۶٧۴
إیّاکم و المزاح فإنّه یذهب بماء الوجه،۶٧٢
إیّاکم و المزاح فإنّه یذهب بماء الوجه و مهابة الرّجال،۶٧۶
إیّاکم و دعوة المظلوم فإنّها ترفع فوق السّحاب حتّی ینظر اللّه عزّ و جلّ إلیها،٣۴۶
إیّاکم و عقوق الوالدین،فإنّ ریح الجنّة توجد من مسیرة ألف عام،۵٨
إیّاک و المزاح فإنّه یذهب بنور إیمانک و یستخفّ بمروءتک،۶٧۶
إیّاک و مصادقة الأحمق فإنّک أسرّ ما تکون من ناحیته أقرب،۶٢٢
أیّ الأعمال أحبّ إلی اللّه عزّ و جلّ؟فقال:أن تحمده،٣٣٢
أیّ الأعمال أفضل؟قال:الحالّ المرتحل،قلت:و ما الحالّ المرتحل،۵۴٨
أیّ العبادة أفضل؟فقال:ما من شیء أفضل عند اللّه عزّ و جلّ من أن یسئل،٢۶٠
ص :٧٢٧
أیّ شیء قلت حین دخلت علی أبی جعفر بالرّبذة؟قال:قلت:اللّهمّ إنّک،۴۵٢
أیّما رجل من أصحابنا استعان به رجل من إخوانه فی حاجة فلم یبالغ فیها،٨٢
أیّما رجل من شیعتنا أتی رجلا من إخوانه فاستعان به فی حاجته،٨٨
أیّما مسلمین تهاجرا فمکثا ثلاثا لا یصطلحان إلاّ کانا خارجین من الإسلام،۵٠
أیّما مؤمن کان بینه و بین مؤمن حجاب ضرب اللّه بینه و بین الجنّة،٨۶
أیّما مؤمن کان بینه و بین مؤمن حجاب ضرب اللّه عزّ و جلّ بینه و بین الجنّة،٨۴
أیّما مؤمن مشی فی حاجة أخیه فلم یناصحه فقد خان اللّه و رسوله،٨٠
أیّما مؤمن مشی مع أخیه المؤمن فی حاجة فلم یناصحه،٨٢
أیّما مؤمن منع مؤمنا شیئا ممّا یحتاج إلیه و هو یقدر علیه من عنده،٩٠
أین المرجون لأمر اللّه؟أین الّذین خلطوا عملا صالحا و آخر سیّئا،١١۶
أیّها النّاس إنّ البغی یقود أصحابه إلی النّار و إنّ أوّل من بغی علی اللّه،١٨
أیّها النّاس،إنّ الذّنوب ثلاثة،ثمّ أمسک فقال له حبّة العرنیّ،٢١٨
أیّها النّاس،إنّکم فی دار هدنة و أنتم علی ظهر سفر و السّیر بکم سریع،۵٣۶
بئس العبد عبد یکون ذا وجهین و ذا لسانین،یطری أخاه شاهدا و یأکله،۴۶
باب فتحه اللّه،من دخله کان مؤمنا و من خرج منه کان کافرا،١٢۴
بنی الکفر علی أربع دعائم:الفسق و الغلوّ و الشّکّ و الشّبهة،١٣٠
تأخذ المصحف فی الثّلث الثّانی من شهر رمضان فتنشره و تضعه،۵٩٨
ترک الخطیئة أیسر من طلب التّوبة و کم من شهوة ساعة أورثت حزنا طویلا،٢٣٢
تسبیح فاطمة الزّهراء علیهما السّلام إذا أخذت مضجعک فکبّر اللّه أربعا و ثلاثین،۴٠٢
تسبیح فاطمة الزّهراء علیها السّلام من الذّکر الکثیر الّذی قال اللّه،٣٢۶
تشبّک أصابعک فی أصابعه ثمّ تقول:اللّهمّ إن کان فلان جحد حقّا،٣۵۶
ص :٧٢٨
تصدیق الحدیث عند العطاس،۶۵۶
تضع یدک علی الموضع الّذی فیه الوجع و تقول ثلاث مرّات:اللّه اللّه ربّی،۴۶۶
تضع یدک علی موضع الوجع ثمّ تقول:بسم اللّه و باللّه[و]محمّد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم،۴۶٨
تضع یدک علی موضع الوجع و تقول:اللّهمّ إنّی أسألک بحقّ القرآن العظیم،۴٧٢
تعلّموا القرآن فإنّه یأتی یوم القیامة صاحبه فی صورة شابّ جمیل،۵۴۴
تقدّموا فی الدّعاء فإنّ العبد إذا کان دعّاء فنزل به البلاء،٢٧۴
تقول إذا أردت النّوم:اللّهمّ إن أمسکت نفسی فارحمها،۴٠٨
تقول إذا أصبحت:أصبحت باللّه مؤمنا علی دین محمّد و سنّته و دین علیّ و سنّته،٣٧٢
تقول بعد الفجر«اللّهمّ لک الحمد حمدا خالدا مع خلودک و لک الحمد حمدا،۴٢۴
تقول فی الرّدّ علی الیهودیّ و النّصرانیّ:سلام،۶۴٠
تقول قبل دخولک فی الصّلاة:اللّهمّ إنّی أقدّم محمّدا نبیّک صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بین یدی،۴٢٠
ثلاث تناسخها الأنبیاء من آدم علیه السّلام حتّی وصلن إلی رسول اللّه:کان إذا أصبح،٣٧۶
ثلاث خصال لا یموت صاحبهنّ أبدا حتّی یری و بالهنّ:البغی،۵٢
ثلاثة تردّ علیهم دعوتهم:رجل رزقه اللّه مالا فأنفقه فی غیر وجهه،٣۵٠
ثلاثة تردّ علیهم ردّ الجماعة و إن کان واحدا:عند العطاس،۶٣٠
ثلاثة دعوتهم مستجابة:الحاجّ فانظروا کیف تخلفونه و الغازی فی سبیل اللّه،٣۴۴
ثلاثة لا یجهل حقّهم إلاّ منافق معروف بالنّفاق،۶۶٠
ثلاثة لا یسلّمون:الماشی مع الجنازة و الماشی إلی الجمعة و فی بیت الحمّام،۶٣٠
ثلاثة مجالستهم تمیت القلب:الجلوس مع الأنذال و الحدیث مع النّساء،۶٢٢
ثلاثة مجالس یمقتها اللّه و یرسل نقمته علی أهلها فلا تقاعدوهم،١١٠
ثلاثة یشکون إلی اللّه عزّ و جلّ:مسجد خراب لا یصلّی فیه أهله و عالم بین جهّال،۵۶۶
ص :٧٢٩
ثلاث یصفین ودّ المرء لأخیه المسلم:یلقاه بالبشر إذا لقیه و یوسّع له،۶٢۴
ثمن الجنّة لا إله إلاّ اللّه و اللّه أکبر،٣۶٢
جاء الفقراء إلی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقالوا:یا رسول اللّه،إنّ الأغنیاء لهم ما یعتقون،٣٣٨
جاءت فاطمة علیها السّلام تشکو إلی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بعض أمرها،فأعطاها رسول اللّه،۶٨٠
جاء جبرئیل إلی یوسف و هو فی السّجن فقال له:یا یوسف،قل فی دبر کلّ صلاة،۴٣٠
جاء رجل إلی أبی ذرّ فقال:یا أبا ذرّ،ما لنا نکره الموت،٢۴۶
جاء رجل إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فشکا إلیه أذی من جاره،فقال له رسول اللّه:اصبر،۶٨٢
جاء رجل إلی النّبیّ فقال:یا رسول اللّه،إنّی ذو عیال و علیّ دین و قد اشتدّت،۴٣۶
جاء رجل إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:یا رسول اللّه،قد لقیت شدّة من وسوسة الصّدر،۴۴٢
جاء رجل فشکا إلیّ أبی عبد اللّه علیه السّلام أقاربه،فقال له:اکظم غیظک،۵۴
جعلت فداک ادع اللّه عزّ و جلّ أن یرزقنی الحلال،فقال:أتدری ما الحلال،۴٣٨
جعلت فداک أقرأ القرآن فی شهر رمضان فی لیلة؟فقال:لا؛قال:ففی لیلتین،۵٧۴
جعلت فداک ألیس زعمت لی السّاعة کذا و کذا؟فقال:لا،۴۴
جعلت فداک،إنّا نخاف أن ننزل بذنوبنا منازل المستضعفین،قال:فقال:لا و اللّه،١۵٨
جعلت فداک إنّا نسمع الآیات فی القرآن لیس هی عندنا کما نسمعها،۵٧۶
جعلت فداک إنّه أصابتنی هموم و أشیاء لم یبق شیء من الخیر إلاّ و قد تفلّت،۵۵۶
جعلت فداک إنّی أحفظ القرآن علی ظهر قلبی،فأقرؤه علی ظهر،۵۶۶
جعلت فداک إنّی أخاف العقارب،فقال:انظر إلی بنات نعش الکواکب الثّلاثة،۴٧۶
جعلت فداک إنّی کنت قرأت القرآن ففلت منّی فادع اللّه عزّ و جلّ أن یعلّمنیه،۵۵٢
جعلت فداک علّمنی دعاء جامعا،فقال لی:احمد اللّه فإنّه لا یبقی أحد یصلّی،٣٣٢
جعلت فداک ما تقول فی مسلم أتی مسلما زائرا[أو طالب حاجة]،٨۶
ص :٧٣٠
جعلت فداک هذا الّذی قد ظهر بوجهی یزعم النّاس أنّ اللّه عزّ و جلّ،۴۶۴
جلس أبو عبد اللّه علیه السّلام متورّکا رجله الیمنی علی فخذه الیسری،۶۶۶
حبّ الأبرار للأبرار ثواب للأبرار و حبّ الفجّار للأبرار فضیلة للأبرار،۶٢٠
حدّ الجوار أربعون دارا من کلّ جانب،من بین یدیه و من خلفه،۶٨۶
حدّثنی رجل بالشّام یقال له هلقام بن أبی هلقام قال:أتیت أبا إبراهیم علیه السّلام،۴٣٢
حسن الجوار زیادة فی الأعمار و عمارة الدّیار،۶٨٠
حسن الجوار یزید فی الرّزق،۶٧٨
حسن الجوار یعمر الدّیار و یزید فی الأعمار،۶٨٢
حسن الجوار یعمر الدّیار و ینسی فی الأعمار،۶٨٢
حقّ المسافر أن یقیم علیه أصحابه إذا مرض ثلاثا،۶٨۶
حملة القرآن عرفاء أهل الجنّة و المجتهدون قوّاد أهل الجنّة،۵۵٠
ختم القرآن إلی حیث تعلم،۵۶۴
خذ لنفسک من نفسک،خذ منها فی الصّحّة قبل السّقم و فی القوّة قبل الضّعف،٢۴٠
خرج بجاریة لنا خنازیر فی عنقها فأتانی آت فقال:یا علیّ قل لها:فلتقل،۴۵۶
خرجنا إلی مکّة و معنا شیخ متألّه متعبّد لا یعرف هذا الأمر یتمّ الصّلاة،٢١٢
خمس إن أدرکتموهنّ فتعوّذوا باللّه منهنّ:لم تظهر الفاحشة فی قوم،١٠٢
خمس دعوات لا یحجبن عن الرّبّ تبارک و تعالی:دعوة الإمام المقسط،٣۴۶
خیر الدّعاء الاستغفار،٣٣۶
خیر العبادة قول لا إله إلاّ اللّه،٣۴٠
خیر العبادة قول لا إله إلاّ اللّه.و قال:خیر العبادة الاستغفار و ذلک قول اللّه،٣۶٢
خیر وقت دعوتم اللّه عزّ و جلّ فیه الأسحار و تلا هذه الآیة،٢٨٢
ص :٧٣١
دخلت أنا و حمران-أو أنا و بکیر-علی أبی جعفر علیه السّلام قال:قلت له:إنّا نمدّ،١١۴
دخلت علی أبی عبد اللّه علیه السّلام فشکوت إلیه وجعا بی،فقال:قل:بسم اللّه،۴۶۶
دخلت علی أبی عبد اللّه علیه السّلام و البیت غاصّ بأهله فیه الخراسانیّ و الشّامیّ،۶١٢
دخل رجل المسجد فابتدأ قبل الثّناء علی اللّه و الصّلاة علی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم،٢٩٨
دخل رجلان علی أبی عبد اللّه علیه السّلام فی مداراة بینهما و معاملة،٣٠
دخل رجلان علی أمیر المؤمنین علیه السّلام فألقی لکلّ واحد منهما و سادة فقعد،۶۶٠
دخل قوم فوعظهم ثمّ قال:ما منکم من أحد إلاّ و قد عاین الجنّة و ما فیها،٢۴۴
دخل یهودیّ علی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و عائشة عنده فقال:السّام علیکم،۶٣۶
دعا موسی علیه السّلام و أمّن هارون علیه السّلام و أمّنت الملائکة علیه السّلام فقال اللّه تبارک و تعالی،٣۴٨
دعاء المرء لأخیه بظهر الغیب یدرّ الرّزق و یدفع المکروه،٣۴٢
دعاء فی الرّزق:یا اللّه یا اللّه یا اللّه أسألک بحقّ من حقّه علیک عظیم،۴٣٨
دعوة العبد سرّا دعوة واحدة تعدل سبعین دعوة علانیة،٢٨٠
دعوة تخفیها أفضل عند اللّه من سبعین دعوة تظهرها،٢٨٠
دفع إلیّ أبو الحسن علیه السّلام مصحفا و قال:لا تنظر فیه،ففتحته و قرأت فیه،۶٠٠
ذاکر اللّه عزّ و جلّ فی الغافلین کالمقاتل عن الفارّین و المقاتل عن الفارّین،٣٣٢
ذکر الحائک لأبی عبد اللّه علیه السّلام أنّه ملعون فقال:إنّما ذاک الّذی یحوک الکذب علی اللّه،۴٠
ذکر الرّغبة و أبرز باطن راحتیه إلی السّماء و هکذا الرّهبة،٢٨۶
ذکرت الصّوت عنده فقال:إنّ علیّ بن الحسین علیه السّلام کان یقرأ فربّما مرّ به،۵۶٨
ذکرت عند أبی عبد اللّه علیه السّلام الوحشة فقال:ألا أخبرکم بشیء إذا قلتموه،۴٧٢
رأیت أبا عبد اللّه علیه السّلام یجلس فی بیته عند باب بیته قبالة الکعبة،۶۶٨
رأیت أبا عبد اللّه علیه السّلام یحرّک شفتیه حین أراد أن یخرج،۴١٠
ص :٧٣٢
رأیت عبد اللّه بن جندب فی الموقف فلم أر موقفا کان أحسن من موقفه،٣۴۴
رأیت علیّ بن الحسین علیه السّلام فی فناء الکعبة فی اللّیل و هو یصلّی،۴٩۴
رأیت علیّ بن الحسین علیه السّلام قاعدا واضعا إحدی رجلیه علی فخذه،۶۶۶
ربّما دعا الرّجل بالدّعاء فاستجیب له ثمّ أخّر ذلک إلی حین،٣٠۴
رحم اللّه عبدا طلب من اللّه عزّ و جلّ حاجة فألحّ فی الدّعاء استجیب،٢٧٨
ردّ جواب الکتاب واجب کوجوب ردّ السّلام و البادی بالسّلام،۶٨٨
رفع عن أمّتی أربع خصال:خطأها و نسیانها و ما أکرهوا علیه،٢۵۴
رقی النّبیّ حسنا و حسینا فقال:أعیذکما بکلمات اللّه التّامّات و أسمائه الحسنی،۴٧۴
سئل أبو عبد اللّه علیه السّلام عن الاستدراج فقال:هو العبد یذنب الذّنب فیملی،٢٣۴
سئل أبو عبد اللّه علیه السّلام عن الاسم من أسماء اللّه یمحوه الرّجل بالتّفل،۶٩۶
سئل أبو عبد اللّه علیه السّلام عن الرّجل یکون له الحاجة إلی المجوسیّ أو إلی الیهودیّ،۶۴٢
سئل النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:ما کفّارة الاغتیاب؟قال:تستغفر اللّه لمن اغتبته،٧٢
سئل عن الکفر و الشّرک أیّهما أقدم؟-فقال:الکفر أقدم و ذلک أنّ إبلیس،١٢٠
سئل ما بال الزّانی لا تسمّیه کافرا و تارک الصّلاة قد سمّیته کافرا،١٢٠
سأل أبو بصیر أبا عبد اللّه علیه السّلام و أنا حاضر فقال له:جعلت فداک أقرأ القرآن فی لیلة،۵٧۶
سألت أبا الحسن علیه السّلام دعاء و أنا خلفه فقال:اللّهمّ إنّی أسألک بوجهک الکریم،۴۵٨
سألت أبا الحسن علیه السّلام عن الکفر و الشّرک أیّهما أقدم،١١٨
سألت أبا الحسن علیه السّلام فقلت:جعلت فداک،الرّجل یکون مع القوم فیجری بینهم،۶٧٠
سألت أبا جعفر علیه السّلام عن التّسبیح،فقال:ما علمت شیئا موظّفا غیر تسبیح فاطمة علیها السّلام،٣٩۶
سألت أبا جعفر علیه السّلام عن الدّین الّذی لا یسع العباد جهله فقال:الدّین واسع،١۵۶
سألت أبا جعفر علیه السّلام عن المستضعف،فقال:هو الّذی لا یستطیع حیلة یدفع بها،١۵۴
ص :٧٣٣
سألت أبا جعفر علیه السّلام عن رجل أقیم علیه الحدّ فی الرّجم أیعاقب[علیه]،٢١٨
سألت أبا جعفر علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ:فما استکانوا لربّهم،٢٨٨
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام أن یعلّمنی دعاء للرّزق،فعلّمنی دعاء ما رأیت أجلب،۴٣٢
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن أدنی ما یکون به الإنسان مشرکا،قال:فقال:من ابتدع،١٣٨
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الرّجل یبدأ بالرّجل فی الکتاب،قال:لا بأس به،۶٩۴
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الرّجل یحتبی بثوب واحد،۶٧٠
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الرّجل یحسن فی الإسلام أیؤاخذ بما عمل،٢۵٢
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الرّجل یصرم ذوی قرابته ممّن لا یعرف الحقّ،۴٨
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الرّجل یقرأ القرآن ثمّ ینساه ثمّ یقرأ ثمّ ینساه،۶٠۴
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الغیبة،قال:هو أن تقول لأخیک فی دینه ما لم یفعل،٧٢
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن القرآن و الفرقان أهما شیئان أو شیء واحد،۵٩٨
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن المستضعفین فقال:هم أهل الولایة،١۵۴
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الوسوسة و إن کثرت،فقال:لا شیء فیها،١٨٨
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن الیهودیّ و النّصرانیّ و المشرک إذا سلّموا علی الرّجل،۶٣٨
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن رجل قرأ القرآن ثمّ نسیه،فرددت علیه ثلاثا،۵۵۶
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: الّذین آمنوا و لم یلبسوا، ١۴۴
سألت أبا عبد اللّه عن قول اللّه عزّ و جلّ: «إنّ أنکر الأصوات لصوت الحمیر، ۶۵۶
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ :سنستدرجهم من حیث، ٢٣۴
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: و رتّل القرآن ترتیلا، ۵۶۶
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: (و ما أصابکم من مصیبة فبما، ٢٣٠
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: (و من یکفر بالإیمان فقد حبط عمله، ١٢٢
ص :٧٣۴
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: یا أیّها الّذین آمنوا توبوا إلی اللّه، ٢٠٠
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن میتة المؤمن،قال:یموت المؤمن بکلّ میتة،٣٢٨
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ: و ما أصابکم من مصیبة فبما ،٢٣٠
سألت أبا عبد اللّه ما أدنی ما یجزی من التّحمید قال تقول الحمد للّه الّذی علا فقهر،٣٣۴
سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام:ما معنی أجعل صلواتی کلّها لک؟فقال:یقدّمه بین یدی،٣١٠
سألت العالم علیه السّلام عن العطسة و ما العلّة فی الحمد للّه علیها،۶۴٨
سألته عن أدنی ما یکون العبد به مشرکا قال:فقال:من قال للنّواة إنّها حصاة،١٣٨
سألته عن الدّعاء و رفع الیدین فقال:علی أربعة أوجه:أمّا التّعوّذ،٢٨٨
سألته عن الضّعفاء،فکتب إلیّ:الضّعیف من لم ترفع إلیه حجّة،١۵٨
سألته عن القراطیس تجتمع هل تحرق بالنّار و فیها شیء من ذکر اللّه،۶٩۶
سألته عن الملکین هل یعلمان بالذّنب إذا أراد العبد أن یفعله أو الحسنة،١٩۶
سألته عن قریتین من أهل الحرب لکلّ واحدة منهما ملک علی حدة،٣۴
سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ: (بلسان عربیّ مبین) قال:یبین الألسن،۶٠٢
سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ: (شهر رمضان الّذی أنزل فیه القرآن)، ۵٩۶
سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ: (و المؤلّفة قلوبهم) قال:هم قوم وحّدوا اللّه عزّ و جلّ،١۶۶
سألنی أبو عبد اللّه علیه السّلام عن أهل البصرة،ما هم؟فقلت:مرجئة و قدریّة و حروریّة،١۶۴
سباب المؤمن فسوق،و قتاله کفر،و أکل لحمه معصیة،٧۶
سباب المؤمن کالمشرف علی الهلکة،٧۶
سلیم مولاک ذکر أنّه لیس معه من القرآن إلاّ سورة یس،فیقوم من اللّیل،۶٠٢
سمع أبی رجلا متعلّقا بالبیت و هو یقول:اللّهمّ صلّ علی محمّد،فقال له أبی،٣١٨
سمعت أبا عبد اللّه علیه السّلام یقول و هو رافع یده إلی السّماء:ربّ لا تکلنی إلی نفسی،۴٩٨
ص :٧٣۵
سورة الملک هی المانعة تمنع من عذاب القبر و هی مکتوبة فی التّوراة،۶٠۴
سوق المسلمین کمسجدهم فمن سبق إلی مکان فهو أحقّ به،۶۶٨
شرارکم المشّاءون بالنّمیمة،المفرّقون بین الأحبّة،المبتغون،٩۴
شرّ النّاس عند اللّه یوم القیامة الّذین یکرمون اتّقاء شرّهم،١۶
شرّ النّاس یوم القیامة الّذین یکرمون اتّقاء شرّهم،١٨
شرک طاعة و لیس شرک عبادة،١۴٠
شکا رجل إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم وجعا فی صدره،فقال صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:استشف بالقرآن،۵٣٨
شکوت إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام الحاجة و سألته أن یعلّمنی دعاء فی طلب الرّزق،۴٣۶
شکوت إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام جارا لی و ما ألقی منه،قال:فقال لی:ادع علیه،٣۵٠
شکوت إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام دینا لی علی أناس،فقال:قل:اللّهمّ لحظة،۴۴٢
شکوت إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام وجعا بی،فقال:إذا صلّیت فضع یدک موضع سجودک،۴٧٠
شهدت أبا عبد اللّه علیه السّلام و استقبل القبلة قبل التّکبیر و قال:اللّهمّ لا تؤیسنی،۴٢٠
صحبته بین مکّة و المدینة فجاء سائل فأمر أن یعطی،ثمّ جاء آخر فأمر،٣۴٨
ضحک المؤمن تبسّم،۶٧٢
ضع أمر أخیک علی أحسنه حتّی یأتیک ما یغلبک،٨٠
طاعة علیّ علیه السّلام ذلّ و معصیته کفر باللّه،١٢۴
طوبی لمن قال من أمّتک:لا إله إلاّ اللّه وحده وحده وحده،٣۶٢
عجبا للمتکبّر الفخور،الّذی کان بالأمس نطفة ثمّ هو غدا جیفة،٢٠
عجبا للمختال الفخور،و إنّما خلق من نطفة ثمّ یعود جیفة،٢٠
عدّة المؤمن أخاه نذر لا کفّارة له فمن أخلف فبخلف اللّه بدأ و لمقته تعرّض،٨٢
عرض بی وجع فی رکبتی،فشکوت ذلک إلی أبی جعفر علیه السّلام فقال:إذا أنت صلّیت،۴٧٢
ص :٧٣۶
عرضت علی أبی عبد اللّه علیه السّلام کتابا فیه قرآن مختّم معشّر بالذّهب،۵٩٨
عطس أبو عبد اللّه علیه السّلام فقال:الحمد للّه ربّ العالمین،ثمّ جعل إصبعه،۶۵٢
عطس رجل عند أبی جعفر علیه السّلام فقال:الحمد للّه،فلم یسمّته أبو جعفر علیه السّلام،۶۵٠
عطس رجل نصرانیّ عند أبی عبد اللّه علیه السّلام فقال له القوم:هداک اللّه،فقال،۶۵۴
عطس غلام لم یبلغ الحلم عند النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فقال:الحمد للّه،۶۵٢
عظّموا أصحابکم و وقّروهم و لا یتهجّم بعضکم علی بعض،۶١٢
عظنی بحرفین،فکتب إلیه:من حاول أمرا بمعصیة اللّه کان أفوت،١٠٠
علّم رسول اللّه هذا الدّعاء:یا رازق المقلّین،یا راحم المساکین،یا ولیّ المؤمنین،۴٣۶
علّمنا أبو عبد اللّه علیه السّلام دعاء و أمرنا أن ندعو به یوم الجمعة،۴٩۶
علّمنی أبو عبد اللّه علیه السّلام قال:قل:بسم اللّه الجلیل أعیذ فلانا باللّه العظیم من الهامّة،۴٧۶
علّمنی دعاء أدعو به،فقال:نعم قل:یا من أرجوه لکلّ خیر و یا من آمن سخطه،۵٠۶
علّمنی دعاء أدعو به لوجع أصابنی،قال:قل و أنت ساجد:یا اللّه یا رحمان،۴۶٨
علّمنی دعاء،فقال:فأین أنت عن دعاء الإلحاح؟قال:قلت:و ما دعاء الإلحاح،۵٠۶
علّمنی دعاء و أوجز،فقال:قل:یا من دلّنی علی نفسه و ذلّل قلبی بتصدیقه أسألک،۵٢٨
علّمنی شیئا أقوله إذا أصبحت و إذا أمسیت فقال:قل:الحمد للّه الّذی یفعل،٣٨٨
علیک بالتّلاد و إیّاک و کلّ محدث لا عهد له و لا أمان،۶١۶
علیک بالدّعاء فإنّه شفاء من کلّ داء،٢٧٠
علیکم بالدّعاء فإنّ الدّعاء للّه و الطّلب إلی اللّه یردّ البلاء،٢۶٨
علیکم بالدّعاء فإنّکم لا تقرّبون بمثله و لا تترکوا صغیرة،٢۶٢
علیکم بالصّلاة فی المساجد و حسن الجوار للنّاس و إقامة الشّهادة،۶٠٨
علیکم بالورع و الاجتهاد و اشهدوا الجنائز و عودوا المرضی،۶٠٨
ص :٧٣٧
علیکم بسلاح الأنبیاء،فقیل:و ما سلاح الأنبیاء؟قال:الدّعاء،٢۶۴
عن الرّجل یکتب إلی رجل من عظماء عمّال المجوس فیبدأ باسمه،۶۴٢
عند المساء:لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له،له الملک و له الحمد،یحیی،٣٨٢
عورة المؤمن علی المؤمن حرام،قال:ما هو أن ینکشف،٧۴
عورة المؤمن علی المؤمن حرام؟قال:نعم،٧۴
فأولئک قوم مؤمنون یحدثون فی إیمانهم من الذّنوب الّتی یعیبها المؤمنون،١۶٢
فکان بعد ذلک یعقوب علیه السّلام ینادی منادیه کلّ غداة من منزله علی فرسخ،۶٨٠
فما تقول فی مناکحة النّاس فإنّی قد بلغت ما تراه و ما تزوّجت قطّ،١۴٨
فوق کلّ ذی برّ برّ،حتّی یقتل الرّجل فی سبیل اللّه،۵۶
فی الظّهور الّتی فیها ذکر اللّه عزّ و جلّ قال:اغسلها،۶٩۶
فی العوذة قال:تأخذ قلّة جدیدة فتجعل فیها ماء ثمّ تقرأ علیها،۵٨۶
فی الهمّ قال:تغتسل و تصلّی رکعتین و تقول:«یا فارج الهمّ و یا کاشف الغمّ،۴۴٨
فی رجل صافح رجلا مجوسیّا،قال:یغسل یده و لا یتوضّأ،۶۴٢
فی کم أقرأ القرآن؟فقال:اقرأه أخماسا،اقرأه أسباعا،أما إنّ عندی مصحفا،۵٧۴
فی مصافحة المسلم الیهودیّ و النّصرانیّ؟قال:من وراء الثّوب فإن صافحک،۶۴٠
فی وجع الأضراس و وجع الآذان:إذا سمعتم من یعطس فابدءوه بالحمد،۶۵٢
قال موسی للخضر:قد تحرّمت بصحبتک فأوصنی،قال[له]:الزم ما لا یضرّک،٢۵۶
قد نابذنی من أذلّ عبدی المؤمن،۶٢
قرأت فی کتاب علیّ علیه السّلام أنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم کتب بین المهاجرین و الأنصار،۶٧٨
قرأ رجل علی أبی عبد اللّه علیه السّلام و أنا أستمع حروفا من القرآن لیس علی ما،۶٠۴
قرّاء القرآن ثلاثة:رجل قرأ القرآن فاتّخذه بضاعة و استدرّ به الملوک،۵٩۴
ص :٧٣٨
قراءة القرآن فی المصحف تخفّف العذاب عن الوالدین و لو کانا کافرین،۵۶۶
قل:أستعیذ باللّه من الشّیطان الرّجیم و أعوذ باللّه،٣٩۴
قل:«اللّهمّ إنّی أسألک تعجیل عافیتک و صبرا علی بلیّتک و خروجا إلی رحمتک»،۴٧٠
قل:«اللّهمّ أوسع علیّ فی رزقی و امدد لی فی عمری،۴٣٨
قلت لأبی عبد اللّه علیه السّلام:یدخلنی الغمّ،فقال:أکثر من[أن]تقول:اللّه اللّه ربّی،۴۵۶
قل:«لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه[العلیّ العظیم]توکّلت علی الحیّ الّذی لا یموت،۴٣۴
قنطرة علی الصّراط لا یجوزها عبد بمظلمة،٢۴
قوم کانوا مشرکین فقتلوا مثل حمزة و جعفر و أشباههما من المؤمنین،١۵٨
کان أبو عبد اللّه علیه السّلام إذا خرج یقول:اللّهمّ بک خرجت و لک أسلمت،۴١۴
کان أبو عبد اللّه علیه السّلام إذا قام آخر اللّیل یرفع صوته حتّی یسمع أهل الدّار،۴٠٨
کان أبو عبد اللّه علیه السّلام یدعو عند قراءة کتاب اللّه عزّ و جلّ:اللّهمّ ربّنا،۴٨٢
کان أبی علیه السّلام إذا خرج من منزله قال:بسم اللّه الرّحمن الرّحیم،۴١۶
کان أبی إذا طلب الحاجة طلبها عند زوال الشّمس،فإذا أراد ذلک،٢٨۴
کان أبی إذا کانت له إلی اللّه حاجة طلبها فی هذه السّاعة،٢٨٢
کان أبی یقول إذا أصبح:«بسم اللّه و باللّه و إلی اللّه و فی سبیل اللّه،٣٧٨
کان أبی یقول: (قل هو اللّه أحد) ثلث القرآن و (قل یا أیّها الکافرون)، ۵٨٢
کان أبی یقول نعوذ باللّه من الذّنوب الّتی تعجّل الفناء و تقرّب،٢٢٨
کان الطّیّار یقول لی:إبلیس لیس من الملائکة و إنّما أمرت الملائکة،١۶٨
کان القوم ثلاثة فلا یتناجی منهم اثنان دون صاحبهما فإنّ[فی]ذلک ما یحزنه،۶۶۴
کان النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یجلس ثلاثا:القرفصا و هو أن یقیم ساقیه و یستقبلهما بیدیه،۶۶۴
کان أمیر المؤمنین علیه السّلام کثیرا ما یقول فی خطبته:یا أیّها النّاس دینکم دینکم،٢۵٨
ص :٧٣٩
کان أمیر المؤمنین علیه السّلام یقول فی خطبته:لا ترتابوا فتشکّوا و لا تشکّوا فتکفروا،١۴۴
کان بین قول اللّه عزّ و جلّ: «قد أجیبت دعوتکما» و بین أخذ فرعون أربعین عاما،٣٠۶
کان دعاء النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم لیلة الأحزاب:یا صریخ المکروبین و یا مجیب دعوة،۴۵۶
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم إذا أوی إلی فراشه قال:«اللّهمّ باسمک أحیا و باسمک أموت»،۴٠٨
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم إذا دخل منزلا قعد فی أدنی المجلس إلیه حین یدخل،۶۶٨
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم أکثر ما یجلس تجاه القبلة،۶۶۶
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فی بعض مغازیه إذا شکوا إلیه البراغیث أنّها تؤذیهم،۴٧٨
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یتوب إلی اللّه عزّ و جلّ فی کلّ یوم سبعین مرّة،فقلت،٢٠٨
کان رسول اللّه یستغفر اللّه عزّ و جلّ فی کلّ یوم سبعین مرّة و یتوب إلی اللّه،٣٣۶
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یسلّم علی النّساء و یرددن علیه السّلام،۶٣۶
کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم یقسم لحظاته بین أصحابه فینظر إلی ذا و ینظر إلی ذا بالسّویّة،۶٨٨
کان سلمان رحمه اللّه یقول:أفشوا سلام اللّه فإنّ سلام اللّه لا ینال الظّالمین،۶٢٨
کان علیّ بن الحسین یدعو بهذا الدّعاء:«اللّهمّ إنّی أسألک حسن المعیشة معیشة،۴۴٠
کان علیّ بن الحسین یقول:ما أبالی إذا قلت هذه الکلمات لو اجتمع علیّ الإنس،۴۵٢
کان عند أبی عبد اللّه علیه السّلام رجل من أصحابنا یلقّب شلقان،۵٠
کان عنده قوم یحدّثهم إذ ذکر رجل منهم رجلا فوقع فیه و شکاه،۶۴۴
کان فی بنی إسرائیل رجل فدعا اللّه أن یرزقه غلاما ثلاث سنین،١٢
کان کتبه لی فی قرطاس:اللّهمّ اردد إلی جمیع خلقک مظالمهم،۴۴۴
کان لأبی عبد اللّه علیه السّلام صدیق لا یکاد یفارقه إذا ذهب مکانا،١٢
کان من دعاء أبی فی الأمر یحدث:اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و اغفر لی،۴۴٨
کان یأتیه الأعرابیّ فیهدی له الهدیّة ثمّ یقول مکانه:أعطنا ثمن هدیّتنا،فیضحک،۶٧٠
کان یحیی بن زکریّا یبکی و لا یضحک و کان عیسی ابن مریم یضحک و یبکی،۶٧۶
ص :٧۴٠
کان یقول عند العلّة:اللّهمّ إنّک عیّرت أقواما فقلت:قل ادعوا،۴۶٢
کان یوسّع المجلس و یستقرض للمحتاج و یعین الضّعیف،۶١٢
کتب إلی أبی جعفر یسأله عوذة للرّیاح الّتی تعرض للصّبیان،فکتب إلیه،۴٧٨
کتبت إلی أبی جعفر الثّانی علیه السّلام أسأله أن یعلّمنی دعاء،٣٩٨
کتبت إلی العبد الصّالح علیه السّلام أخبره أنّی شاکّ و قد قال إبراهیم علیه السّلام:ربّ أرنی کیف،١۴٢
کثرة الضّحک تذهب بماء الوجه،۶٧۴
کثرة الضّحک تمیت القلب؛و قال:کثرة الضّحک تمیث الدّین کما یمیث الماء الملح،۶٧٢
کثرة المزاح تذهب بماء الوجه و کثرة الضّحک تمجّ الإیمان مجّا،۶٧۴
کفر باللّه العظیم الانتفاء من حسب و إن دقّ،۶٠
کفر باللّه من تبرّأ من نسب و إن دقّ،۵٨،۶٠
کفی بالمرء عیبا أن یبصر من النّاس ما یعمی علیه من نفسه،٢۵٠
کفی بالمرء عیبا أن یتعرّف من عیوب النّاس ما یعمی علیه من أمر نفسه،٢۵٠
کفی بالنّدم توبة،١٩٠
کلّ أربعین دارا جیران،من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله،۶٨۴
کلّ دعاء لا یکون قبله تحمید فهو أبتر،إنّما التّحمید،٣٣۴
کلّ دعاء یدعی اللّه عزّ و جلّ به محجوب عن السّماء حتّی یصلّی،٣١٢
کلّ شیء یجرّه الإقرار و التّسلیم فهو الإیمان،و کلّ شیء یجرّه الإنکار،١٢۴
کلّ عین باکیة یوم القیامة إلاّ ثلاثة:عین غضّت عن محارم اللّه،٢٩٢
کلّ کذب مسئول عنه صاحبه یوما إلاّ[کذبا]فی ثلاثة:رجل کائد،۴۴
کلّما ذکر اسم ربّه قام فصلّی،فقال لی:لقد کلّف اللّه عزّ و جلّ هذا شططا،٣١۶
کلّ من نصب دونکم شیئا فهو ممّن یعبد اللّه علی حرف؟فقال:نعم،١۴٠
کم من طالب للدّنیا لم یدرکها و مدرک لها قد فارقها،٢۴٠
ص :٧۴١
کم من مغرور بما قد أنعم اللّه علیه و کم من مستدرج بستر اللّه علیه،٢٣۴
کنّا جلوسا عند أبی عبد اللّه علیه السّلام إذ عطس رجل فما ردّ علیه أحد من القوم،۶۴٨
کنّا عند أبی عبد اللّه علیه السّلام فأحصیت فی البیت أربعة عشر رجلا،فعطس،۶۵٠
کنّا عند أبی عبد اللّه علیه السّلام و معنا ربیعة الرّأی فذکرنا فضل القرآن،۶٠۶
کن بارّا و اقتصر علی الجنّة و إن کنت عاقّا[فظّا]فاقتصر علی النّار،۵۶
کنت أجالس أبا عبد اللّه علیه السّلام فلا و اللّه ما رأیت مجلسا أنبل من مجالسه،۶۵۶
کنت أنا و محمّد بن مسلم و أبو الخطّاب مجتمعین فقال لنا أبو الخطّاب،١۴۶
کنت عند أبی عبد اللّه علیه السّلام فدخل علیه شیخ فقال:یا أبا عبد اللّه،أشکو إلیک،٢٢۶
کنت عند الرّضا علیه السّلام فعطس،فقلت له:صلّی اللّه علیک،ثمّ عطس،۶۴٨
کنت کثیرا ما أشتکی عینی،فشکوت ذلک إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام فقال:ألا أعلّمک،۴٣٢
کیف أدعو للیهودیّ و النّصرانیّ؟قال:تقول له:بارک اللّه،۶۴٠
کیف المسألة إلی اللّه تبارک و تعالی؟قال:تبسط کفّیک،٢٨٨
کیف مداعبة بعضکم بعضا؟قلت:قلیل،قال:فلا تفعلوا فإنّ المداعبة،۶٧٢
کیف ینبغی لنا أن نصنع فیما بیننا و بین قومنا و بین خلطائنا من النّاس،۶١٠
کیف ینبغی لنا أن نصنع فیما بیننا و بین قومنا و فیما بیننا و بین خلطائنا من النّاس،۶٠٨
لا بأس بأن یبدأ الرّجل باسم صاحبه فی الصّحیفة قبل اسمه،۶٩۴
لا بأس بذکر اللّه و أنت تبول فإنّ ذکر اللّه عزّ و جلّ حسن علی کلّ حال،٣٢٠
لا تبدی الشّماتة لأخیک فیرحمه اللّه و یصیّرها بک،٧۴
لا تبدءوا أهل الکتاب بالتّسلیم و إذا سلّموا علیکم فقولوا:و علیکم،۶٣٨
لا تتفأّل بالقرآن،۵٩۶
لا تثق بأخیک کلّ الثّقة فإنّ صرعة الاسترسال لن تستقال،۶٩٢
لا تجالسوهم-یعنی المرجئة-لعنهم اللّه و لعن[اللّه]مللهم المشرکة،١۶۴
ص :٧۴٢
لا تجعلونی کقدح الرّاکب فإنّ الرّاکب یملأ قدحه فیشربه إذا شاء،٣١٠
لا تحرقوا القراطیس و لکن امحوها و حرّقوها،۶٩۶
لا تدع أن تدعو بهذا الدّعاء ثلاث مرّات إذا أصبحت و ثلاث مرّات،٣٩٨
لا تدع«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»و إن کان بعده شعر،۶٩٢
لا تذهب الحشمة بینک و بین أخیک،أبق منها فإنّ ذهابها ذهاب الحیاء،۶٩٢
لا تسبّوا النّاس فتکتسبوا العداوة بینهم،٧۶
لا تستکثروا کثیر الخیر و تستقلّوا قلیل الذّنوب فإنّ قلیل الذّنوب،٢۴۴
لا تصحبوا أهل البدع و لا تجالسوهم فتصیروا عند النّاس،١٠۴
لا تصحبوا أهل البدع و لا تجالسوهم فتصیروا عند النّاس کواحد منهم،۶٢٢
لا تطلبوا عثرات المؤمنین،فإنّ من تتبّع عثرات أخیه تتبّع اللّه عثراته،۶٨
لا تفتّش النّاس فتبقی بلا صدیق،۶۴۴
لا تقطع رحمک و إن قطعتک،۵۴
لا تکتب«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»لفلان و لا بأس أن تکتب علی ظهر،۶٩۴
لا تکتب داخل الکتاب:«لأبی فلان»و اکتب إلی أبی فلان و اکتب علی العنوان،۶٩۴
لا تکون الصّداقة إلاّ بحدودها،فمن کانت فیه هذه الحدود،۶١۶
لا تمار فیذهب بهاؤک و لا تمازح فیجترأ علیک،۶٧۶
لا تمازح فیجترأ علیک،۶٧۶
لا تملّوا من قراءة (إذا زلزلت الأرض زلزالها)، فإنّه من کانت قراءته،۵٩٢
لا تنسنی من الدّعاء،قال:أو تعلم أنّی أنساک؟قال:فتفکّرت فی نفسی،۶۴۶
لأدعونّ اللّه علی من قتل مولای و أخذ مالی،فقال له داود بن علیّ،٣۵۴
لا دین لمن دان بطاعة من عصی اللّه،و لا دین لمن دان بفریة باطل علی اللّه،١٠٠
لا علیک أن تصحب ذا العقل و إن لم تحمد کرمه و لکن انتفع بعقله،۶١۴
ص :٧۴٣
لا کذب علی مصلح،ثمّ تلا:أیّتها العیر إنّکم لسارقون،۴۶
لا و اللّه لا یلحّ عبد علی اللّه عزّ و جلّ إلاّ استجاب اللّه له،٢٧٨
لا و اللّه ما أراد اللّه تعالی من النّاس إلاّ خصلتین:أن یقرّوا له بالنّعم،١٩٢
لا هجرة فوق ثلاث،۴٨
لا یجد عبد طعم الإیمان حتّی یترک الکذب هزله وجدّه،۴٠
لا یجوز للرّجل أن یحتبی مقابل الکعبة،۶٧٠
لا یزال إبلیس فرحا ما اهتجر المسلمان،۵٠
لا یزال الدّعاء محجوبا حتّی یصلّی علی محمّد و آل محمّد،٣٠٨
لا یزال المؤمن بخیر و رجاء،رحمة من اللّه عزّ و جلّ ما لم یستعجل فیقنط،٣٠۶
لا یزال الهمّ و الغمّ بالمؤمن حتّی ما یدع له من ذنب،٢٢۴
لا یسأل اللّه عزّ و جلّ شیئا إلاّ بدأ بالصّلاة علی محمّد و آله صلّی اللّه علیه و اله و سلّم،٣١۴
لا یصغر ما ینفع یوم القیامة و لا یصغر ما یضرّ یوم القیامة،٢۴٢
لا یضرّ مع الإیمان عمل و لا ینفع مع الکفر عمل،ألا تری،٢۵۶
لا یفترق رجلان علی الهجران إلاّ استوجب أحدهما البراءة و اللّعنة،۴٨
لا یقبل اللّه عزّ و جلّ دعاء قلب لاه؛و کان علیّ علیه السّلام یقول:إذا دعا،٢٧۶
لا یکتب الملک إلاّ ما سمع و قال اللّه عزّ و جلّ:و اذکر ربّک فی نفسک،٣٣٠
لا ینبغی للمرء المسلم أن یواخی الفاجر و لا الأحمق و لا الکذّاب،۶١٨
لا ینبغی للمسلم أن یواخی الفاجر و لا الأحمق و لا الکذّاب،١٠۶
لا ینبغی للمسلمین أن یغدروا و لا یأمروا بالغدر و لا یقاتلوا،٣۴
لا ینبغی للمؤمن أن یجلس مجلسا یعصی اللّه فیه و لا یقدر علی تغییره،١٠۴
لا ینفع مع الشّکّ و الجحود عمل،١۴۴
لعن اللّه القدریّة،لعن اللّه الخوارج،لعن اللّه المرجئة لعن اللّه المرجئة،١۶٢
ص :٧۴۴
لقد استبطأت الرّزق،فغضب ثمّ قال لی:قل:اللّهمّ إنّک تکفّلت برزقی،۴٣۴
لقد أسری ربّی بی فأوحی إلیّ من وراء الحجاب ما أوحی و شافهنی،۶۴
لقد غفر اللّه عزّ و جلّ لرجل من أهل البادیة بکلمتین دعا بهما قال:اللّهمّ،۴٩۴
لکلّ شیء حلیة و حلیة القرآن الصّوت الحسن،۵٧٠
لکلّ شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان،۵٩٨
للأوجاع تقول:بسم اللّه و باللّه کم من نعمة للّه فی عرق ساکن و غیر ساکن،۴۶۶
للمسلم علی أخیه من الحقّ أن یسلّم،۶۴۶
لمّا استسقی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و سقی النّاس حتّی قالوا:إنّه الغرق،٢٧۶
لمّا أمر اللّه عزّ و جلّ هذه الآیات أن یهبطن إلی الأرض تعلّقن بالعرش،۵٧٨
لمّا بعث أبو الدّوانیق إلی أبی عبد اللّه علیه السّلام رفع یده إلی السّماء ثمّ قال:اللّهمّ إنّک،۴۶٠
لمّا حضر علیّ بن الحسین علیهما السّلام الوفاة ضمّنی إلی صدره،٢۴
لمّا طرح إخوة یوسف یوسف فی الجبّ أتاه جبرئیل علیه السّلام فدخل علیه فقال:یا غلام،۴۴۶
لمّا قدم أبو عبد اللّه علیه السّلام علی أبی جعفر أقام أبو جعفر مولی له علی رأسه،۴۵٢
لمّا قدم عدیّ بن حاتم إلی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم أدخله النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم بیته و لم یکن،۶۶٢
لمّتان:لمّة من الشّیطان و لمّة من الملک،فلمّة الملک:الرّقّة،٢٢
لم یدع رجل معونة أخیه المسلم حتّی یسعی فیها و یواسیه،٨٨
لم یعط أمّتی أقلّ من ثلاث:الجمال و الصّوت الحسن و الحفظ،۵٧٠
لم یکون الرّجل عند اللّه مؤمنا قد ثبت له الإیمان عنده ثمّ ینقله اللّه،١٧۶
لنا ذات یوم:تجد الرّجل لا یخطی بلام و لا واو خطیبا مصقعا،١٨۴
لو أنّ العباد إذا جهلوا وقفوا و لم یجحدوا لم یکفروا،١٢۶
لو أنّ قوما عبدوا اللّه وحده لا شریک له و أقاموا الصّلاة و آتوا الزّکاة،١۴٠
لو علم اللّه شیئا أدنی من أفّ لنهی عنه و هو من أدنی العقوق،۵٨
ص :٧۴۵
لو قرئت الحمد علی میّت سبعین مرّة ثمّ ردّت فیه الرّوح ما کان ذلک عجبا،۵٨۶
لو لا أنّ المکر و الخدیعة فی النّار لکنت أمکر النّاس،٣۴
لو مات من بین المشرق و المغرب لما استوحشت بعد أن یکون القرآن معی،۵۴٢
لیأذن بحرب منّی من آذی عبدی المؤمن و لیأمن غضبی من أکرم عبدی،۶٠
لی جار یؤذینی،فقال:ارحمه،فقلت:لا رحمه اللّه،فصرف وجهه عنّی،۶٧٨
لیس الیوم مستضعف،أبلغ الرّجال الرّجال و النّساء النّساء،١۵٨
لیست هذه الآیة فینا إنّ فینا قول اللّه عزّ و جلّ: ما أصاب من مصیبة فی الأرض، ٢٣٠
لیس حسن الجوار کفّ الأذی و لکنّ حسن الجوار صبرک علی الأذی،۶٨٢
لیس شیء أسرع إجابة من دعوة غائب لغائب،٣۴٨
لیس من التواء عرق و لا نکبة حجر و لا عثرة قدم،٢٢٢
لیس منّا من لم یحاسب نفسه فی کلّ یوم،فإن عمل حسنا،٢٣۶
لیس منّا من ماکر مسلما،٣۴
ما آمن بی من بات شبعان و جاره جائع،قال:و ما من أهل قریة یبیت،۶٨۴
ما أبالی إذا قلت هذه الکلمات لو اجتمع علیّ الجنّ و الإنس:بسم اللّه و باللّه،۴۶٢
ما أبرز عبد یده إلی اللّه العزیز الجبّار إلاّ استحیا اللّه عزّ و جلّ أن یردّها،٢٧٠
ما اجتمع أربعة رهط قطّ علی أمر واحد فدعوا[اللّه]إلاّ تفرّقوا عن إجابة،٣٠٢
ما اجتمع فی مجلس قوم لم یذکروا اللّه عزّ و جلّ و لم یذکرونا إلاّ کان،٣١٨
ما أحسن الحسنات بعد السّیّئات و ما أقبح السّیّئات بعد الحسنات،٢۴۴
ما أدنی ما یکون به العبد مؤمنا و أدنی ما یکون به العبد کافرا،١٧٢
ما اصطحب اثنان إلاّ کان أعظمهما أجرا و أحبّهما إلی اللّه عزّ و جلّ،۶٨۶
ما انتصر اللّه من ظالم إلاّ بظالم،و ذلک قوله عزّ و جلّ:و کذلک نولّی،٣٠
ما بعث اللّه عزّ و جلّ نبیّا إلاّ حسن الصّوت،۵٧٠
ص :٧۴۶
ما تقول فی أصحاب الأعراف؟فقلت:ما هم إلاّ مؤمنون أو کافرون،١۶٠
ما تقول فی المستضعفین؟فقال لی شبیها بالفزع،فترکتم أحدا یکون مستضعفا،١۵۴
ما تمنّ علینا بحسبک؟إنّ اللّه رفع بالإیمان من کان النّاس یسمّونه،٢٠
ما زاد خشوع الجسد علی ما فی القلب فهو عندنا نفاق،١٣٨
ما شهد رجل علی رجل بکفر قطّ إلاّ باء به أحدهما،إن کان شهد[به]،٧۶
ما ضرب رجل القرآن بعضه ببعض إلاّ کفر،۶٠۴
ما عنی بقوله:(و إبراهیم الّذی وفّی)؟قال:کلمات بالغ فیهنّ،قلت:و ما هنّ،٣٩٨
ما فی المیزان شیء أثقل من الصّلاة علی محمّد و آل محمّد و إنّ الرّجل لتوضع،٣١۴
ما قتلنا من أذاع حدیثنا قتل خطإ و لکن قتلنا قتل عمد،٩۶
ما قرئت الحمد علی وجع سبعین مرّة إلاّ سکن،۵٨۴
ما کانت المؤلّفة قلوبهم قطّ أکثر منهم الیوم،و هم قوم وحّدوا اللّه،١۶٨
ما لی رأیت عند عبد الرّحمن بن یعقوب؟فقال:إنّه خالی،١٠۴
ما من أحد فی حدّ الصّبا یتعهّد فی کلّ لیلة قراءة (قل أعوذ بربّ الفلق)، ۵٨۶
ما من أحد یظلم بمظلمة إلاّ أخذه اللّه بها فی نفسه و ماله،٢۶
ما من أحد یقرأ آخر الکهف عند النّوم إلاّ تیقّظ فی السّاعة الّتی یرید،۴١٠
ما من إنسان یطعن فی عین مؤمن إلاّ مات بشرّ میتة و کان قمنا،٧٨
ما من بلاء ینزل علی عبد مؤمن فیلهمه اللّه عزّ و جلّ الدّعاء،٢٧٢
ما من ذنب إلاّ و قد طبع علیه عبد مؤمن یهجره الزّمان ثمّ یلمّ به،٢١۶
ما من رهط أربعین رجلا اجتمعوا فدعوا اللّه عزّ و جلّ فی أمر إلاّ استجاب اللّه لهم،٣٠٠
ما من شیء أعظم ثوابا من شهادة أن لا إله إلاّ اللّه،إنّ اللّه عزّ و جلّ لا یعدله،٣۶٠
ما من شیء إلاّ و له حدّ ینتهی إلیه إلاّ الذّکر فلیس له حدّ ینتهی إلیه،٣٢۴
ما من شیء إلاّ و له کیل و وزن إلاّ الدّموع فإنّ القطرة تطفی،٢٩٠
ص :٧۴٧
ما من شیء إلاّ و له کیل و وزن إلاّ الدّموع فإنّ القطرة منها تطفی،٢٩٢
ما من عبد أذنب ذنبا فندم علیه إلاّ غفر اللّه له قبل أن یستغفر،١٩۴
ما من عبد أرید أن أدخله الجنّة إلاّ ابتلیته فی جسده،فإن کان ذلک کفّارة،٢٢۴
ما من عبد یقرأ آخر الکهف إلاّ تیقّظ فی السّاعة الّتی یرید،۶٠٢
ما من عبد یقول إذا أصبح قبل طلوع الشّمس:اللّه أکبر اللّه أکبر کبیرا،٣٨٠
ما من عین إلاّ و هی باکیة یوم القیامة إلاّ عینا بکت من خوف اللّه،٢٩٠
ما من قطرة أحبّ إلی اللّه عزّ و جلّ من قطرة دموع فی سواد اللّیل،٢٩٠
ما من قوم اجتمعوا فی مجلس فلم یذکروا اسم اللّه عزّ و جلّ و لم یصلّوا،٣٢٠
ما من مجلس یجتمع فیه أبرار و فجّار فیقومون علی غیر ذکر اللّه عزّ و جلّ إلاّ کان،٣١٨
ما من مظلمة أشدّ من مظلمة لا یجد صاحبها علیها عونا،٢۴
ما من مؤمن إلاّ و فیه دعابة،قلت:و ما الدّعابة؟قال:المزاح،۶٧٠
ما من مؤمن إلاّ و له ذنب یهجره زمانا ثمّ یلمّ به و ذلک،٢١۴
ما من مؤمن دعا للمؤمنین و المؤمنات إلاّ ردّ اللّه عزّ و جلّ علیه،٣۴٢
ما من مؤمن یذنب ذنبا إلاّ أجّله اللّه عزّ و جلّ سبع ساعات من النّهار،٢١٠
ما من مؤمن یقارف فی یومه و لیلته أربعین کبیرة فیقول و هو نادم،٢٠٨
ما من یوم یأتی علی ابن آدم إلاّ قال له ذلک الیوم:یا ابن آدم،٣٧۴
ما یزال الهمّ و الغمّ بالمؤمن حتّی ما یدع له ذنبا،٢٢٢
ما یمنع التّاجر منکم المشغول فی سوقه إذا رجع إلی منزله،۵۶٠
مثل الاستغفار مثل ورق علی شجرة تحرّک فیتناثر و المستغفر من ذنب،٣٣۶
مثل المنافق مثل جذع النّخل أراد صاحبه أن ینتفع به فی بعض بنائه،١٣٨
مجاملة النّاس ثلث العقل،۶٢۴
محرّمة الجنّة علی القتّاتین المشّاءین بالنّمیمة،٩۴
ص :٧۴٨
مذیع السّرّ شاکّ و قائله عند غیر أهله کافر،و من تمسّک،٩٨
مرّ أمیر المؤمنین علیّ علیه السّلام بقوم فسلّم علیهم فقالوا:علیک السّلام،۶٣٠
مرّ بی رجل و أنا أدعو فی صلاتی بیساری فقال:یا أبا عبد اللّه بیمینک،٢٨٨
مرجئة و قدریّة و حروریّة،فقال:لعن اللّه تلک الملل الکافرة،١٢۴
مرّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم برجل یغرس غرسا فی حائط له فوقف له،٣۴٠
مرض إسماعیل بن أبی عبد اللّه فقال له أبو عبد اللّه:قل:«یا ربّ یا ربّ»عشر مرّات،٣۶٨
مرضت بالمدینة مرضا شدیدا فبلغ ذلک أبا عبد اللّه علیه السّلام فکتب إلیّ:قد بلغنی علّتک،۴۶٢
مرّ نبیّ من أنبیاء بنی إسرائیل برجل بعضه تحت حائط و بعضه خارج منه،٢٢۴
معناه ما عاتب اللّه عزّ و جلّ به علی نبیّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فهو یعنی به ما قد مضی فی القرآن،۶٠٠
مکتوب فی التّوراة الّتی لم تغیّر أنّ موسی سأل ربّه فقال:إلهی،إنّه یأتی،٣٢٠
مکتوب فی التّوراة الّتی لم تغیّر أنّ موسی علیه السّلام سأل ربّه فقال:یا ربّ،٣٢٠
من أتاه أخوه المؤمن فی حاجة فإنّما هی رحمة من اللّه عزّ و جلّ ساقها إلیه،٩٠
من اتّهم أخاه فی دینه فلا حرمة بینهما و من عامل أخاه بمثل ما عامل به،٨٠
من إجلال اللّه عزّ و جلّ إجلال المؤمن ذی الشّیبة و من أکرم مؤمنا،۶۶٠
من إجلال اللّه عزّ و جلّ إجلال ذی الشّیبة المسلم،۶۶٠
من أذاع علینا حدیثنا سلبه اللّه الإیمان،٩۴
من أذاع علینا حدیثنا فهو بمنزلة من جحدنا حقّنا،٩۴
من أذاع علینا شیئا من أمرنا فهو کمن قتلنا عمدا و لم یقتلنا خطأ،٩٨
من أذاع فاحشة کان کمبتدئها و من عیّر مؤمنا بشیء لم یمت حتّی یرکبه،٧٠
من أذنب ذنبا فعلم أنّ اللّه مطّلع علیه إن شاء عذّبه و إن شاء غفر له،١٩٢
من أراد أن یکتال بالمکیال الأوفی فلیقل إذا أراد أن یقوم من مجلسه،٣١٨
من أراد أن یوعیه اللّه عزّ و جلّ القرآن و العلم فلیکتب هذا الدّعاء،۴٨٨
ص :٧۴٩
من أراد شیئا من قیام اللّیل و أخذ مضجعه فلیقل:[«بسم اللّه]اللّهمّ لا تؤمنّی،۴١٠
من أرضی سلطانا بسخط اللّه خرج من دین اللّه،١٠٠
من استذلّ عبدی المؤمن فقد بارزنی بالمحاربة و ما تردّدت فی شیء،۶۶
من استذلّ مؤمنا و استحقره لقلّة ذات یده و لفقره شهره اللّه،۶۴
من استشار أخاه فلم یمحضه محض الرّأی سلبه اللّه عزّ و جلّ رأیه،٨٢
من استفتح نهاره بإذاعة سرّنا سلّط اللّه علیه حرّ الحدید و ضیق المحابس،٩٨
من استکفی بآیة من القرآن من الشّرق إلی الغرب کفی[إذا کان بیقین]،۵٨۶
من استمع حرفا من کتاب اللّه عزّ و جلّ من غیر قراءة کتب اللّه له حسنة،۵۶۴
من أصابه همّ أو غمّ أو کرب أو بلاء أو لاواء فلیقل:اللّه ربّی و لا أشرک به،۴۴۴
من أصبح لا ینوی ظلم أحد غفر اللّه له ما أذنب ذلک الیوم ما لم یسفک دما،٢۶
من أصبح لا یهمّ بظلم أحد غفر اللّه ما اجترم،٢۶
من أصبح و هو لا یهمّ بظلم أحد غفر اللّه له ما اجترم،٣٠
من أعان علی مؤمن بشطر کلمة لقی اللّه عزّ و جلّ یوم القیامة،٩٢
من أکثر ذکر اللّه عزّ و جلّ أحبّه اللّه و من ذکر اللّه کثیرا کتبت له براءتان،٣٢۶
من أکثر ذکر اللّه عزّ و جلّ أظلّه اللّه فی جنّته،٣٢۶
من أکل مال أخیه ظلما و لم یردّه إلیه أکل جذوة من النّار یوم القیامة،٢٨
من التّواضع أن تسلّم علی من لقیت،۶٣٠
من القواصم الفواقر الّتی تقصم الظّهر جار السّوء،إن رأی حسنة،۶٨۴
من أنّب مؤمنا أنّبه اللّه فی الدّنیا و الآخرة،٧٠
من أهان لی ولیّا فقد أرصد لمحاربتی،۶٠
من أهان لی ولیّا فقد أرصد لمحاربتی و ما تقرّب إلیّ عبد بشیء،۶٢
من بات فی دار و بیت وحده فلیقرأ آیة الکرسیّ و لیقل:اللّهمّ آنس وحشتی،۴٨٢
ص :٧۵٠
من بخل بمعونة أخیه المسلم و القیام له فی حاجته[إلاّ]ابتلی بمعونة،٨٨
من بهت مؤمنا أو مؤمنة بما لیس فیه بعثه اللّه فی طینة خبال،٧٢
من تاب قبل موته بسنة قبل اللّه توبته؛ثمّ قال:إنّ السّنة لکثیرة،٢١٢
من تخوّف[من]بلاء یصیبه فتقدّم فیه بالدّعاء،لم یره اللّه عزّ و جلّ ذلک،٢٧٢
من تقدّم فی الدّعاء استجیب له إذا نزل به البلاء و قالت الملائکة،٢٧٢
من جاءنا یلتمس الفقه و القرآن و تفسیره فدعوه و من جاءنا یبدی عورة،٢١۶
من حقّر مؤمنا مسکینا أو غیر مسکین لم یزل اللّه عزّ و جلّ حاقرا،۶٢
من خاف القصاص کفّ عن ظلم النّاس،٢۶،٣٢
من خاف النّاس لسانه فهو فی النّار،١۶
من خالطت فإن استطعت أن تکون یدک العلیا علیه فافعل،۶٨۶
من خالطت فإن استطعت أن تکون یدک العلیا علیهم فافعل،۶١٢
من ختم القرآن بمکّة من جمعة إلی جمعة أو أقلّ من ذلک أو أکثر،۵۶٢
من دعا و لم یذکر النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم رفرف الدّعاء علی رأسه،فإذا ذکر،٣٠٨
من ذکر اللّه عزّ و جلّ فی السّرّ فقد ذکر اللّه کثیرا،إنّ المنافقین کانوا یذکرون اللّه،٣٣٠
من ذکرت عنده فلم یصلّ علیّ دخل النّار فأبعده اللّه،٣١۶
من ذکرت عنده فنسی أن یصلّی علیّ خطأ اللّه به طریق الجنّة،٣١۶
من ذکر رجلا من خلفه بما هو فیه ممّا عرفه النّاس لم یغتبه،٧٢
من ذکرنی سرّا ذکرته علانیة،٣٣٠
من ذکرنی فی ملإ من النّاس ذکرته فی ملإ من الملائکة،٣٢٢
من رضی بدون التّشرّف من المجلس لم یزل اللّه عزّ و جلّ و ملائکته یصلّون،۶۶۶
من روّع مؤمنا بسلطان لیصیبه منه مکروه فلم یصبه فهو فی النّار،٩٢
من روی علی مؤمن روایة یرید بها شینه و هدم مروءته،٧۴
ص :٧۵١
من سبّ علیّا علیه السّلام فعلیه لعنة اللّه،و نحن برآء من آل مروان،١١٢
من سرّه أن یستجاب له دعوته فلیطب مکسبه،٣٠٠
من سرّه أن یستجاب له فی الشّدّة فلیکثر الدّعاء فی الرّخاء،٢٧۴
من سعی فی حاجة لأخیه فلم ینصحه فقد خان اللّه و رسوله،٨٠
من سمع عطسة فحمد اللّه عزّ و جلّ و صلّی علی النّبیّ صلّی اللّه علیه و اله و سلّم و أهل بیته،۶۵۴
من شدّد علیه فی القرآن کان له أجران و من یسّر علیه کان مع الأوّلین،۵۵٢
من شغل بذکری عن مسألتی أعطیته أفضل ما أعطی من سألنی،٣٢٨
من شکّ أو ظنّ و أقام علی أحدهما أحبط اللّه عمله،١۴۴
من شکّ فی اللّه بعد مولده علی الفطرة لم یفی إلی خیر أبدا،١۴۴
من شکّ فی اللّه و فی رسوله صلّی اللّه علیه و اله و سلّم فهو کافر،١٢٢
من شکّ فی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلّم؟قال:کافر،قلت:فمن شکّ فی کفر الشّاکّ فهو کافر،١٢٢
من صلّی الغداة فقال قبل أن ینفض رکبتیه عشر مرّات:لا إله إلاّ اللّه وحده،٣۶۴
من صلّی علیّ صلّی اللّه علیه و ملائکته و من شاء فلیقلّ،٣١٠
من طلب رضا النّاس بسخط اللّه جعل اللّه حامده من النّاس ذامّا،٩٨
من طلب مرضاة النّاس بما یسخط اللّه کان حامده من النّاس ذامّا،١٠٠
من ظلم أحدا ففاته فلیستغفر اللّه له فإنّه کفّارة له،٣٠
من ظلم سلّط اللّه علیه من یظلمه[أو علی عقبه]أو علی عقب عقبه،٢٨
من ظلم مظلمة أخذ بها فی نفسه أو فی ماله أو فی ولده،٢۶
من عذر ظالما بظلمه سلّط اللّه علیه من یظلمه فإن دعا لم یستجب له،٣٠
من عرض لأخیه المسلم[المتکلّم]فی حدیثه فکأنّما خدش وجهه،۶۶۴
من عرف اختلاف النّاس فلیس بمستضعف،١۵۶،١۵٨
من عرض فضل کبیر لسنّه فوقّره آمنه اللّه من فزع یوم القیامة،۶۵٨
ص :٧۵٢
من عطس ثمّ وضع یده علی قصبة أنفه ثمّ قال:«الحمد للّه ربّ العالمین،۶۵۶
من علامات شرک الشّیطان الّذی لا یشکّ فیه أن یکون فحّاشا،١٠
من عمل سیّئة أجّل فیها سبع ساعات من النّهار،فإن قال:أستغفر اللّه الّذی،٢٠۶،٢٠٨
من عیّر مؤمنا بذنب لم یمت حتّی یرکبه،٧٠
من فحش علی أخیه المسلم نزع اللّه منه برکة رزقه و وکله،١۴
من قال إذا أصبح:اللّهمّ إنّی أصبحت فی ذمّتک و جوارک،٣٨۴
من قال إذا صلّی المغرب ثلاث مرّات:الحمد للّه الّذی یفعل،۴٢٢
من قال إذا عطس:الحمد للّه ربّ العالمین علی کلّ حال،لم یجد،۶۵٢
من قال أربع مرّات إذا أصبح:«الحمد للّه ربّ العالمین»فقد أدّی شکر،٣٣۴
من قال:«أستغفر اللّه»مائة مرّة فی[کلّ]یوم غفر اللّه عزّ و جلّ له سبعمائة ذنب،٢١٠
من قال:أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا عبده،٣۶۴
من قال:السّلام علیکم فهی عشر حسنات و من قال:السّلام علیکم،۶٣٠
من قال:اللّهمّ إنّی أشهدک و أشهد ملائکتک المقرّبین و حملة عرشک المصطفین،٣٧٢
من قال بعد کلّ صلاة و هو آخذ بلحیته بیده الیمنی:یا ذا الجلال و الإکرام،۴٢٢
من قال حین یأخذ مضجعه ثلاث مرّات:الحمد للّه الّذی علا فقهر،۴٠٠
من قال حین یخرج من باب داره:أعوذ بما عاذت به ملائکة اللّه،۴١۴
من قال عشر مرّات قبل أن تطلع الشّمس و قبل غروبها:لا إله إلاّ اللّه وحده،٣۶۴
من قال عشر مرّات:«یا ربّ یا ربّ»قیل له:لبّیک ما حاجتک،٣۶٨
من قال فی دبر الفریضة:«أستودع اللّه العظیم الجلیل نفسی و أهلی و ولدی،۴٨٢
من قال فی دبر الفریضة:یا من یفعل ما یشاء و لا یفعل ما یشاء،۴٣٠
من قال فی دبر صلاة الفجر لم یلتمس حاجة إلاّ تیسّرت له و کفاه اللّه ما أهمّه،۴٢۶
من قال فی دبر صلاة الفجر و المغرب سبع مرّات:«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم،٣٩٠
ص :٧۵٣
من قال فی دبر صلاة الفریضة قبل أن یثنی رجلیه:أستغفر اللّه الّذی،٣٧٠
من قال فی کلّ یوم عشر مرّات:«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له،٣۶۶
من قال فی کلّ یوم:لا إله إلاّ اللّه حقّا حقّا،لا إله إلاّ اللّه عبودیّة و رقّا،٣۶۶
من قال:لا إله إلاّ اللّه غرست له شجرة فی الجنّة من یاقوتة حمراء منبتها،٣۶٢
من قال:«ما شاء اللّه کان،لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه العلیّ العظیم»،٣٩٠
من قال:«ما شاء اللّه لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه»سبعین مرّة،صرف عنه سبعین،٣٧٠
من قال هذا القول کان مع محمّد و آل محمّد إذا قام قبل أن یستفتح الصّلاة،۴١٨
من قال هذا حین یمسی حفّ بجناح من أجنحة جبرئیل علیه السّلام،٣٧۴
من قال هذه الکلمات عند کلّ صلاة مکتوبة حفظ فی نفسه و داره و ماله و ولده،۴٣٠
من قال هذه الکلمات فأنا ضامن له ألاّ یصیبه عقرب و لا هامّة حتّی یصبح،۴٧٨
«من قال:یا اللّه یا اللّه»عشر مرّات،قیل له:لبّیک ما حاجتک،٣۶۶
من قال:«یا ربّ یا اللّه یا ربّ یا اللّه»حتّی ینقطع نفسه قیل له:لبّیک ما حاجتک،٣۶٨
من قدّم أربعین من المؤمنین ثمّ دعا استجیب له،٣۴۶
من قرأ آیة الکرسیّ عند منامه لم یخف الفالج إن شاء اللّه و من قرأها،۵٨٢
من قرأ آیة من کتاب اللّه عزّ و جلّ فی صلاته قائما یکتب له بکلّ حرف مائة،۵۶٠
من قرأ إذا أوی إلی فراشه (قل یا أیّها الکافرون) و (قل هو اللّه أحد)، ۵٩٢
من قرأ أربع آیات من أوّل البقرة و آیة الکرسیّ و آیتین بعدها و ثلاث،۵٨٠
من قرأ القرآن فهو غنیّ و لا فقر بعده و إلاّ ما به غنی،۵۵٠
من قرأ القرآن فی المصحف متّع ببصره و خفّف عن والدیه و إن کانا کافرین،۵۶۴
من قرأ القرآن قائما فی صلاته کتب اللّه له بکلّ حرف مائة حسنة،۵۶٠
من قرأ القرآن و هو شابّ مؤمن اختلط القرآن بلحمه و دمه،۵۴۶
من قرأ المسبّحات کلّها قبل أن ینام لم یمت حتّی یدرک القائم،۵٨٠
ص :٧۵۴
من قرأ (ألهیکم التّکاثر) عند النّوم وقی فتنة القبر،۵٨۴
من قرأ (إنّا أنزلناه فی لیلة القدر) یجهر بها صوته کان کالشّاهر سیفه فی سبیل اللّه،۵٨٠
من قرأ عشر آیات فی لیلة لم یکتب من الغافلین و من قرأ خمسین آیة کتب،۵۶٢
من قرأ (قل هو اللّه أحد) مائة مرّة حین یأخذ مضجعه غفر اللّه له ذنوب،۵٨٠
من قرأ (قل هو اللّه أحد) مائة مرّة حین یأخذ مضجعة غفر له،۴٠٨
من قرأ (قل هو اللّه أحد) مرّة بورک علیه و من قرأها مرّتین بورک علیه،۵٧٨
من قرأ مائة آیة یصلّی بها فی لیلة کتب اللّه عزّ و جلّ له بها قنوت لیلة،۵٨٢
من قصد إلیه رجل من إخوانه مستجیرا به فی بعض أحواله فلم یجره بعد،٨٨
من قعد عند سبّاب لأولیاء اللّه فقد عصی اللّه تعالی،١١٢
من کانت له إلی اللّه عزّ و جلّ حاجة فلیبدأ بالصّلاة علی محمّد و آله،٣١۴
من کانت له دار فاحتاج مؤمن إلی سکناها فمنعه إیّاها،٩٠
من کان مؤمنا فعمل خیرا فی إیمانه ثمّ أصابته فتنة فکفر،٢۵٢
من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلا یجلس مجلسا ینتقص فیه إمام،١٠٨
من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلا یدع أن یقرأ فی دبر الفریضة (بقل هو اللّه أحد)، ۵٨۴
من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلا یقعدنّ فی مجلس یعاب فیه،١١٠
من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلا یقوم مکان ریبة،١١٠
من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلیف إذا وعد،٨۴
من کثر کذبه ذهب بهاؤه،۴٢
من کفّ یده عن النّاس فإنّما یکفّ عنهم یدا واحدة و یکفّون عنه،۶٢۴
من لقی المسلمین بوجهین و لسانین جاء یوم القیامة و له لسانان من نار،۴۶
من لم یبرئه الحمد لم یبرئه شیء،۵٩٢
من لم یسأل اللّه عزّ و جلّ من فضله[فقد]افتقر،٢۶٢
ص :٧۵۵
من مشی فی حاجة أخیه ثمّ لم یناصحه فیها کان کمن خان اللّه،٨٢
من مضی به یوم واحد فصلّی فیه بخمس صلوات و لم یقرأ فیها،۵٨٢
من نسی سورة من القرآن مثّلت له فی صورة حسنة و درجة رفیعة فی الجنّة،۵۵۴
من نظر إلی أبویه نظر ماقت و هما ظالمان له،لم یقبل اللّه له صلاة،۵۶
من نظر إلی مؤمن نظرة لیخیفه بها أخافه اللّه عزّ و جلّ یوم لا ظلّ إلاّ ظلّه،٩٢
من وقّر ذا شیبة فی الإسلام آمنه اللّه عزّ و جلّ من فزع یوم القیامة،۶۵٨
مهما ترکت من شیء فلا تترک أن تقول فی کلّ صباح و مساء:اللّهمّ إنّی،٣٨٨
نزل القرآن أثلاثا،ثلث فینا و فی عدوّنا و ثلث سنن و أمثال و ثلث،۵٩۴
نزل القرآن أربعة أرباع:ربع فینا و ربع فی عدوّنا و ربع سنن و أمثال،۵٩۶
نزل القرآن بإیّاک أعنی و اسمعی یا جارة،۶٠٠
نزلت صحف إبراهیم فی أوّل لیلة من شهر رمضان و أنزلت التّوراة لستّ،۵٩۶
نظر أبو جعفر علیه السّلام إلی رجل و هو یقول:«اللّهمّ إنّی أسألک من رزقک الحلال»،۴٣٨
نعم الشّیء العطسة تنفع فی الجسد و تذکّر باللّه عزّ و جلّ،۶۵٠
نوّروا بیوتکم بتلاوة القرآن و لا تتّخذوها قبورا کما فعلت الیهود و النّصاری،۵۵٨
و اللّه إنّ الکفر لأقدم من الشّرک و أخبث و أعظم،١١۶
و اللّه لا یلحّ عبد مؤمن علی اللّه عزّ و جلّ فی حاجته إلاّ قضاها له،٢٧٨
و اللّه ما قتلوهم بأیدیهم و لا ضربوهم بأسیافهم و لکنّهم سمعوا أحادیثهم،٩۶
و اللّه ما ینجو من الذّنب إلاّ من أقرّ به،١٩٠
و النّفاق علی أربع دعائم:علی الهوی و الهوینا و الحفیظة و الطّمع،١٣۴
وضع عن أمّتی تسع خصال:الخطأ و النّسیان و ما لا یعلمون و ما لا یطیقون،٢۵۴
و عزّتی و جلالی لا أخرج عبدا من الدّنیا و أنا أرید أن أرحمه،٢٢٠
و عزّتی و جلالی و عظمتی و کبریائی و نوری و علوّی و ارتفاع مکانی،٣٢
ص :٧۵۶
هل تعرفون طول البلاء من قصره؟قلنا:لا،قال:إذا ألهم أحد[کم]الدّعاء،٢٧٠
هل لأحد علی ما عمل ثواب علی اللّه موجب إلاّ المؤمنین؟قال:لا،٢۵۶
هم قوم وحّدوا اللّه و خلعوا عبادة من یعبد من دون اللّه فخرجوا من الشّرک،١٧٢
هو الدّعاء قبل طلوع الشّمس و قبل غروبها و هی ساعة إجابة،٣٧٠
هو الدّعاء و أفضل العبادة الدّعاء،قلت:«إنّ إبراهیم لأوّاه حلیم»،٢۶٠
هو الّذی لا یهتدی حیلة إلی الکفر فیکفر و لا یهتدی سبیلا إلی الإیمان،١۵٢
هو المؤمن یدعو لأخیه بظهر الغیب فیقول له الملک:آمین و یقول اللّه العزیز،٣۴٢
هو بما صنعوا بک و بعقوقهم إیّاک و قطع رحمهم بتروا،۵٢
هؤلاء قوم عبدوا اللّه و خلعوا عبادة من یعبد من دون اللّه،١٧٠
یا أبا النّعمان لا تکذب علینا کذبة فتسلب الحنیفیّة،٣۶
یا أبا النّعمان،لا یغرّنّک النّاس من نفسک فإنّ الأمر یصل إلیک دونهم،٢٣٨
یا أبا حمزة،ما لک إذا أتی بک أمر تخافه أن لا تتوجّه إلی بعض زوایا بیتک،۴۴۴
یا أبا ذرّ،أطرفنی بشیء من العلم،فکتب إلیه أنّ العلم کثیر،٢۴۶
یا أبا عبد اللّه،ما تقول فیمن شکّ فی اللّه؟فقال:کافر یا أبا محمّد،١۴۴
یا أبا محمّد اقرأ قراءة ما بین القراءتین تسمع أهلک و رجّع بالقرآن،۵٧٢
یا أبان،إذا قدمت الکوفة فارو هذا الحدیث:من شهد،٣۶٨
یا ابن آدم:اذکرنی فی ملإ أذکرک فی ملإ خیر من ملئک،٣٢٢
یا إسحاق بن فرّوخ،من صلّی علی محمّد و آل محمّد عشرا صلّی اللّه علیه،٣١۴
یا أمیر المؤمنین أو تکون ذنوب تعجّل الفناء؟فقال:نعم ویلک قطیعة الرّحم،۵۴
یا أمیر المؤمنین،أوصنی بوجه من وجوه البرّ أنجو به،٢۴٠
یا أمیر المؤمنین،کان لی مال ورثته و لم أنفق منه درهما فی طاعة اللّه،۵٢٨
یا أیّها النّاس لو لا کراهیة الغدر کنت من أدهی النّاس،٣۶
ص :٧۵٧
یا بنیّ انظر خمسة فلا تصاحبهم و لا تحادثهم و لا ترافقهم فی طریق،١٠۶
یا بنیّ،انظر خمسة فلا تصاحبهم و لا تحادثهم و لا ترافقهم فی طریق،۶٢٠
یا بنیّ،لا تقترب فتکون أبعد لک و لا تبعد فتهان،کلّ دابّة تحبّ مثلها،۶٢٢
یا بنیّ،من أصابه منکم مصیبة أو نزلت به نازلة فلیتوضّأ و لیسبغ الوضوء،۴۵۴
یا حیّ یا قیّوم،یا لا إله إلاّ أنت،برحمتک أستغیث فاکفنی ما أهمّنی،۴۵٨
یا ربّ صلّ علی محمّد و آل محمّد مائة مرّة قضیت له مائة حاجة،٣١٢
یا ربّ ما حال المؤمن عندک؟قال:یا محمّد من أهان لی ولیّا،۶۴
یا رسول اللّه إنّنی نافقت،فقال:و اللّه ما نافقت و لو نافقت،١٩٠
یا رسول اللّه،نخاف علینا النّفاق،قال:فقال:و لم تخافون ذلک،١٨۶
یا رسول اللّه هلکت،فقال له صلّی اللّه علیه و اله و سلّم:أتاک الخبیث فقال لک:من خلقک،١٨٨
یا زرارة،ما تقول فیمن أقرّ لک بالحکم أتقتله؟ما تقول فی خدمکم،١٢٠
یا سعد،تعلّموا القرآن فإنّ القرآن یأتی یوم القیامة فی أحسن صورة،۵٣٠
یا سماعة ما هذا الّذی کان بینک و بین جمّالک؟!إیّاک أن تکون فحّاشا،١۴
یا شیعة آل محمّد اعلموا أنّه لیس منّا من لم یملک نفسه عند غضبه،۶١٢
یا صالح،اتّبع من یبکیک و هو لک ناصح و لا تتّبع من یضحکک،۶١۴
یا صبّاح،لو کان الرّجل منکم إذا أراد سفرا قام علی باب داره تلقاء وجهه،۴١٨
یا عائشة إنّ الفحش لو کان ممثّلا لکان مثال سوء،١۴
یا عدّتی فی کربتی و یا صاحبی فی شدّتی و یا ولیّی فی نعمتی و یا غیاثی،۵١۶
یا علیّ ألا أعلّمک کلمات؟إذا وقعت فی ورطة أو بلیّة فقل:بسم اللّه الرّحمن الرّحیم،۴٨٢
یا عمّ،إنّ النّاس ارتدّوا بعد رسول اللّه إلاّ نفرا یسیرا و کان لعلیّ بن أبی طالب،٢١۴
یا عیسی اذکرنی فی نفسک أذکرک فی نفسی و اذکرنی فی ملئک،٣٣٠
یا عیسی لیکن لسانک فی السّرّ و العلانیة لسانا واحدا و کذلک قلبک،۴۶
ص :٧۵٨
یا فضیل،ما هذا عندک؟قلت:و ما هو؟قال:حروریّ،قلت:کافر؟قال:إی،١٢۴
یا محمّد إنّه کان فی زمن بنی إسرائیل أربعة نفر من المؤمنین،٨۴
یا محمّد بن مسلم،ذنوب المؤمن إذا تاب منها مغفورة له فلیعمل،٢٠٢
یا معاشر قرّاء القرآن:اتّقوا اللّه عزّ و جلّ فیما حمّلکم من کتابه فإنّی مسئول،۵۵٠
یا معاویة،أما علمت أنّ رجلا أتی أمیر المؤمنین علیه السّلام فشکا الإبطاء علیه،۵٠٠
یا معشر الأنصار،أکلّکم علی قول سیّدکم سعد؟فقالوا:سیّدنا اللّه و رسوله،١۶۶
یا معشر من أسلم بلسانه و لم یخلص الإیمان إلی قلبه،لا تذمّوا،۶۶
یا معشر من أسلم بلسانه و لم یسلم بقلبه،لا تتبّعوا عثرات المسلمین،۶٨
یا من دلّنی علی نفسه و ذلّل قلبی بتصدیقه،أسألک الأمن،۴٩۴
یا منزل الشّفاء و مذهب الدّاء أنزل علی ما بی من داء شفاء،۴٧٠
یا من یشکر الیسیر و یعفو عن الکثیر و هو الغفور الرّحیم،۵١۶
یا من یکفی خلقه کلّهم و لا یکفیه أحد اکفنی شرّ عبد اللّه بن علیّ،۴۵٢
یا من یکفی من کلّ شیء و لا یکفی منه شیء اکفنی ما أهمّنی،۴۵۴
یا موسی،إنّ أصلح یومیک الّذی هو أمامک فانظر أیّ یوم هو و أعدّ له،٢۴٨
یا موسی لا تطوّل فی الدّنیا أملک فیقسو قلبک و القاسی القلب منّی بعید،٢٢
یا موسی،لا تنسنی علی کلّ حال فإنّ نسیانی یمیت القلب،٣٢٢
یا نور یا قدّوس یا أوّل الأوّلین و یا آخر الآخرین یا رحمان یا رحیم،۵١۶
یا یونس،من حبس حقّ المؤمن أقامه اللّه یوم القیامة خمسمائة عام علی،٩٠
یتوب من الذّنب ثمّ لا یعود فیه و أحبّ العباد إلی اللّه تعالی،٢٠٠
یجیء القرآن یوم القیامة فی أحسن منظور إلیه صورة فیمرّ بالمسلمین،۵۴٠
یجیء کلّ غادر بإمام یوم القیامة مائلا شدقه حتّی یدخل النّار،٣۶
یجیء کلّ غادر-یوم القیامة-بإمام مائل شدقه،٣۴
ص :٧۵٩
یحشر العبد یوم القیامة و ما ندی دما فیدفع إلیه شبه المحجمة،٩۶
یدخل النّار مؤمن؟قال:لا و اللّه،قلت:فما یدخلها إلاّ کافر،١٢٠
یستجاب الدّعاء فی أربعة مواطن فی الوتر و بعد الفجر،٢٨٢
یستجاب للرّجل الدّعاء ثمّ یؤخّر؟قال:نعم عشرین سنة،٣٠۶
یسلّم الرّاکب علی الماشی و القائم علی القاعد،۶٣۴
یسلّم الرّاکب علی الماشی و الماشی علی القاعد و إذا لقیت جماعة،۶٣٢
یسلّم الصّغیر علی الکبیر و المارّ علی القاعد و القلیل علی الکثیر،۶٣٢
یطیع الشّیطان من حیث لا یعلم فیشرک،١۴٠
یقول إبلیس لجنوده:ألقوا بینهم الحسد و البغی،١٨
یقول بعد الصّبح:الحمد للّه ربّ الصّباح،الحمد للّه فالق الإصباح،٣٨۴
یقول بعد العشاءین:اللّهمّ بیدک مقادیر اللّیل و النّهار،۴٢٢
یقولها ثلاث مرّات حین یصبح و ثلاث مرّات حین یمسی لم یخف شیطانا،٣٩٢
یکره أن یقرأ (قل هو اللّه أحد) بنفس واحد،۵٧٠
یکره للرّجل أن یقول:حیّاک اللّه ثمّ یسکت حتّی یتبعها بالسّلام،۶٣٢
یکون القلب ما فیه إیمان و لا کفر،شبه المضغة،أما یجد أحدکم ذلک،١٨٠
یموت المؤمن بکلّ میتة إلاّ الصّاعقة لا تأخذه و هو یذکر اللّه،٣٢٨
ینبغی للجلساء فی الصّیف أن یکون بین کلّ اثنین مقدار عظم الذّراع،۶۶٨
ینبغی للرّجل المسلم أن یجتنب مواخاة الکذّاب،۴٢
ینبغی للمسلم أن یجتنب مواخاة ثلاثة:الماجن و الأحمق و الکذّاب،١٠۶
ینبغی للمؤمن أن لا یموت حتّی یتعلّم القرآن أو یکون فی تعلیمه،۵۵٢
یوما لجلسائه:تدرون ما العجز؟قالوا:اللّه و رسوله أعلم،فقال:العجز ثلاثة،۶٩٠
ص :٧۶٠
باب البذاء ١٠
باب من یتّقی شرّه ١۶
باب البغی ١٨
باب الفخر و الکبر ١٨
باب القسوة ٢٢
باب الظّلم ٢٢
باب اتّباع الهوی ٣٢
باب المکر و الغدر و الخدیعة ٣۴
باب الکذب ٣۶
باب ذی اللّسانین ۴۶
باب الهجرة ۴٨
باب قطیعة الرّحم ۵٠
باب العقوق ۵۶
باب الانتفاء ۵٨
باب من آذی المسلمین و احتقرهم ۶٠
باب من طلب عثرات المؤمنین و عوراتهم ۶۶
باب التّعبیر ۶٨
باب الغیبة و البهت ٧٠
باب الرّوایة علی المؤمن ٧۴
ص :٧۶١
باب الشّماتة ٧۴
باب السّباب ٧۶
باب التّهمة و سوء الظّنّ ٧٨
باب من لم یناصح أخاه المؤمن ٨٠
باب خلف الوعد ٨٢
باب من حجب أخاه المؤمن ٨۴
باب من استعان به أخوه فلم یعنه ٨٨
باب من منع مؤمنا شیئا من عنده أو من عند غیره ٨٨
باب من أخاف مؤمنا ٩٢
باب النّمیمة ٩٢
باب الإذاعة ٩۴
باب من أطاع المخلوق فی معصیة الخالق ٩٨
باب فی عقوبات المعاصی العاجلة ١٠٠
باب مجالسة أهل المعاصی ١٠٢
باب أصناف النّاس ١١٢
باب الکفر ١١۶
باب وجوه الکفر ١٢۶
باب دعائم الکفر و شعبه ١٣٠
باب صفة النّفاق و المنافق ١٣۴
باب الشّرک ١٣٨
باب الشّکّ ١۴٢
باب الضّلال ١۴۶
باب المستضعف ١۵٢
باب المرجون لأمر اللّه ١۵٨
ص :٧۶٢
باب أصحاب الأعراف ١۶٠
باب فی صنوف أهل الخلاف و ذکر القدریّة و الخوارج و المرجئة ١۶٢
باب المؤلّفة قلوبهم ١۶۴
باب فی ذکر المنافقین و الضّلاّل و إبلیس فی الدّعوة ١۶٨
باب فی قوله تعالی و من النّاس من یعبد اللّه علی حرف ١٧٠
باب أدنی ما یکون به العبد مؤمنا أو کافرا أو ضالاّ ١٧٢
باب ١٧۴
باب ثبوت الإیمان و هل یجوز أن ینقله اللّه ١٧۴
باب المعارین ١٧۶
باب فی علامة المعار ١٨٠
باب سهو القلب ١٨٠
باب فی ظلمة قلب المنافق و إن أعطی اللّسان و نور قلب المؤمن ١٨۴
باب فی تنقّل أحوال القلب ١٨۶
باب الوسوسة و حدیث النّفس ١٨٨
باب الاعتراف بالذّنوب و النّدم علیها ١٩٠
باب ستر الذّنوب ١٩۴
باب من یهمّ بالحسنة أو السّیّئة ١٩۶
باب التّوبة ١٩٨
باب الاستغفار من الذّنب ٢٠۶
باب فیما أعطی اللّه عزّ و جلّ آدم ٧ وقت التّوبة ٢١٠
باب اللّمم ٢١۴
باب فی أنّ الذّنوب ثلاثة ٢١٨
باب تعجیل عقوبة الذّنب ٢٢٠
باب فی تفسیر الذّنوب ٢٢۶
ص :٧۶٣
باب نادر ٢٢٨
باب نادر أیضا ٢٣٠
باب أنّ اللّه یدفع بالعامل عن غیر العامل ٢٣٢
باب أنّ ترک الخطیئة أیسر من طلب التّوبة ٢٣٢
باب الاستدراج ٢٣٢
باب محاسبة العمل ٢٣۴
باب من یعیب النّاس ٢۴٨
باب أنّه لا یؤاخذ المسلم بما عمل فی الجاهلیّة ٢۵٠
باب أنّ الکفر مع التّوبة لا یبطل العمل ٢۵٢
باب[المعافین من البلاء]٢۵٢
باب ما رفع عن الأمّة ٢۵۴
باب أنّ الإیمان لا یضرّ معه سیّئة و الکفر لا ینفع معه حسنة ٢۵۶
باب فضل الدّعاء و الحثّ علیه ٢۶٠
باب أنّ الدّعاء سلاح المؤمن ٢۶۴
باب أنّ الدّعاء یردّ البلاء و القضاء ٢۶۶
باب أنّ الدّعاء شفاء من کلّ داء ٢٧٠
باب أنّ من دعا استجیب له ٢٧٠
باب إلهام الدّعاء ٢٧٠
باب التّقدّم فی الدّعاء ٢٧٢
باب الیقین فی الدّعاء ٢٧۴
باب الإقبال علی الدّعاء ٢٧۴
باب الإلحاح فی الدّعاء و التّلبّث ٢٧۶
ص :٧۶۴
باب تسمیة الحاجة فی الدّعاء ٢٨٠
باب إخفاء الدّعاء ٢٨٠
باب الأوقات و الحالات الّتی ترجی فیها الإجابة ٢٨٠
باب الرّغبة و الرّهبة و التّضرّع و التّبتّل و الابتهال و الاستعاذة ٢٨۶
باب البکاء ٢٩٠
باب الثّناء قبل الدّعاء ٢٩۴
باب الاجتماع فی الدّعاء ٣٠٠
باب العموم فی الدّعاء ٣٠٢
باب من أبطأت علیه الإجابة ٣٠٢
باب الصّلاة علی النّبیّ محمّد و أهل بیته علیهم السّلام ٣٠٨
باب ما یجب من ذکر اللّه عزّ و جلّ فی کلّ مجلس ٣١٨
باب ذکر اللّه عزّ و جلّ کثیرا ٣٢٢
باب أنّ الصّاعقة لا تصیب ذاکرا ٣٢۶
باب الاشتغال بذکر اللّه عزّ و جلّ ٣٢٨
باب ذکر اللّه عزّ و جلّ فی السّرّ ٣٣٠
باب ذکر اللّه عزّ و جلّ فی الغافلین ٣٣٢
باب التّحمید و التّمجید ٣٣٢
باب الاستغفار ٣٣۶
باب التّسبیح و التّهلیل و التّکبیر ٣٣٨
باب الدّعاء للإخوان بظهر الغیب ٣۴٠
باب من تستجاب دعوته ٣۴۴
باب من لا تستجاب دعوته ٣۴٨
باب الدّعاء علی العدوّ ٣۵٠
باب المباهلة ٣۵۴
ص :٧۶۵
باب ما یمجّد به الرّبّ تبارک و تعالی نفسه ٣۵٨
باب من قال:لا إله إلاّ اللّه ٣۶٠
باب من قال:لا إله إلاّ اللّه و اللّه أکبر ٣۶٢
باب من قال:لا إله إلاّ اللّه وحده وحده وحده ٣۶٢
باب من قال:أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّدا ٣۶۴
باب من قال عشر مرّات فی کلّ یوم:أشهد أن لا إله إلاّ اللّه وحده ٣۶۴
باب من قال:یا اللّه یا اللّه،عشر مرّات ٣۶۶
باب من قال:لا إله إلاّ اللّه حقّا حقّا ٣۶۶
باب من قال:یا ربّ یا ربّ ٣۶۶
باب من قال:لا إله إلاّ اللّه،مخلصا ٣۶٨
باب من قال:ما شاء اللّه لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه ٣۶٨
باب من قال:أستغفر اللّه الّذی لا إله إلاّ هو الحیّ القیّوم ٣٧٠
باب القول عند الإصباح و الإمساء ٣٧٠
باب الدّعاء عند النّوم و الانتباه ۴٠٠
باب الدّعاء إذا خرج الإنسان من منزله ۴١٠
باب الدّعاء قبل الصّلاة ۴١٨
باب الدّعاء فی أدبار الصّلوات ۴٢٠
باب الدّعاء للرّزق ۴٣٢
باب الدّعاء للدّین ۴۴٢
باب الدّعاء للکرب و الهمّ و الحزن و الخوف ۴۴۴
باب الدّعاء للعلل و الأمراض ۴۶٢
باب الحرز و العوذة ۴٧٢
باب الدّعاء عند قراءة القرآن ۴٨٢
ص :٧۶۶
باب الدّعاء فی حفظ القرآن ۴٨۶
باب دعوات موجزات لجمیع الحوائج للدّنیا و الآخرة ۴٩٠
باب فضل حامل القرآن ۵۴۴
باب من یتعلّم القرآن بمشقّة ۵۵٠
باب من حفظ القرآن ثمّ نسیه ۵۵٢
باب فی قراءته ۵۵۶
باب البیوت الّتی یقرأ فیها القرآن ۵۵٨
باب ثواب قراءة القرآن ۵۶٠
باب قراءة القرآن فی المصحف ۵۶۴
باب ترتیل القرآن بالصّوت الحسن ۵۶۶
باب فیمن یظهر الغشیة عند قراءة القرآن ۵٧٢
باب فی کم یقرأ القرآن و یختم ۵٧٢
باب أنّ القرآن یرفع کما أنزل ۵٧۶
باب فضل القرآن ۵٧٨
باب النّوادر ۵٩۴
باب ما یجب من المعاشرة ۶٠٨
باب حسن المعاشرة ۶١٢
باب من یجب مصادقته و مصاحبته ۶١۴
باب من تکره مجالسته و مرافقته ۶١۶
باب التّحبّب إلی النّاس و التّودّد إلیهم ۶٢۴
باب إخبار الرّجل أخاه بحبّه ۶٢۶
ص :٧۶٧
باب التّسلیم ۶٢۶
باب من یجب أن یبدأ بالسّلام ۶٣٢
باب إذا سلّم واحد من الجماعة أجزأهم و إذا ردّ واحد من الجماعة ۶٣۴
باب التّسلیم علی النّساء ۶٣۶
باب التّسلیم علی أهل الملل ۶٣۶
باب مکاتبة أهل الذّمّة ۶۴٢
باب الإغضاء ۶۴٢
باب نادر ۶۴۴
باب العطاس و التّسمیت ۶۴۶
باب وجوب إجلال ذی الشّیبة المسلم ۶۵٨
باب إکرام الکریم ۶۶٠
باب حقّ الدّاخل ۶۶٢
باب المجالس بالأمانة ۶۶٢
باب فی المناجاة ۶۶۴
باب الجلوس ۶۶۴
باب الاتّکاء و الاحتباء ۶۶٨
باب الدّعابة و الضّحک ۶٧٠
باب حقّ الجوار ۶٧۶
باب حدّ الجوار ۶٨۴
باب حسن الصّحابة و حقّ الصّاحب فی السّفر ۶٨۶
باب التّکاتب ۶٨٨
باب النّوادر ۶٨٨
باب ۶٩٢
باب النّهی عن إحراق القراطیس المکتوبة ۶٩۶
ص :٧۶٨