ghaemiyeh.com
سرشناسه : صافی گلپایگانی، لطفالله، 1298 -
عنوان و نام پديدآور : پاسخ کوتاه به 300 پرسش از احکام/ لطفالله صافیگلپایگانی.
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران، 1390.
مشخصات ظاهری : 2 جلد
شابک : 10000 ریال978-964-973-317-3 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
يادداشت : کتاب حاضر در سالهای مختلف توسط ناشران متفاوت منتشر شده است.
موضوع : فقه جعفری -- رساله عملیه -- پرسشها و پاسخها
موضوع : فقه جعفری -- رساله عملیه
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP183/9/ص243پ2 1390
رده بندی دیویی : 297/3422
شماره کتابشناسی ملی : 2330448
پاسخ کوتاه به 300 پرسش از احکام/ لطفالله صافیگلپایگانی
دفتردوم: پاسخ كوتاه به «300 [سيصد] سؤال از احكام» (2)
بسم الله الرحمن الرحيم
روش و سيره عقلا در هر علمى پرسش از دانشمندان و كارشناسان همان علم بوده و هست و اين روش در عمل، مورد تأييد و امضاء شارع مقدس نيز قرار گرفته است.
ارجاع پرسشكنندگان از ائمه عليهم السلام به اصحاب ثقه نظير يونس بن عبدالرحمن، ابان بن ثغلب، ابابصير، و ذكريا بن آدم در همين مسير است.
و از آنجا كه سؤالات فقهى با گسترش علوم و ارتباطات هر روزه فزونى مىيابد و امكان دسترسى به همه آنها براى عموم فراهم نيست و از طرفى وجود اصطلاحات فقهى در كتب فقها عظام، بهرهبردارى از آن را براى طبقات مختلف غير مقدور نموده است، لذا وجود مجموعههايى از احكام فقهى براى استفاده عموم طبقات خصوصاً جوانان و دانشپژوهان عزيز ضرورى به نظر مىرسد، كه بحمدالله در اين مسير اقداماتى در سالهاى اخير انجام گرفته است. و از آن جمله «دفتر اول كتاب پاسخ كوتاه» بود كه استقبال كم نظير از ان ما را بر آن داشت كه دفتر دوم را نيز بر همان شيوه تدوين و در اختيار مؤمنين قرار دهيم.
اميد است اين خدمت ناچيز مورد نظر و قبول قطب دايره امكان حضرت بقية الله الاعظم امام عصر ارواحنا فداه قرار گيرد.
هر كس در مسئله تقليد، بايد طبق تكليف شرعى خود عمل كند و اجبار ديگران به تقليد از شخص خاصى، صحيح نيست.
اگر با اطمينان به صحت تحقيق خانواده، مرجعى را اعلم تشخيص داده است، مانعى ندارد؛ در غير اين صورت، لازم است پس از تحقيق، به مرجع اعلم رجوع كند.
اگر چه تعابير مذكور از نظر فقهى بيانگر تفاوتهايى در ادلّه مسئله است، اما براى مقلد، حكم فتوا را دارد و بايد مطابق آن عمل نمايد.
اگر يقين نداريد كه پاى تر شما با قسمت نجس فرش برخورد كرده است، محكوم به طهارت است.
اگر از مُسكر مايع بالاصاله تهيه نشده باشد، و يا شك در اين جهت داشته باشيد، پاك است.
چنانچه يقين نداشته باشيد كه عين نجاست، همراه حيوان بجاى پاك منتقل شده است، محكوم به طهارت است.
به طوركلى اگركسىحضرت عليعليهالسلام را خدا وياشريك خدا بداند، يا منكر ضرورى دين باشد، كافر و نجس است.
پاك است.
اگر خون در زرده تخم مرغ باشد، سفيده آن پاك است، اما اگر خون در سفيده آن باشد احتياط واجب اجتناب از تخم مرغ است.
وضو گرفتن به قصد با طهارت بودن مستحب است. بنابراين، با اين قصد مىتوان قبل از وقت نماز وضو گرفت و بعد از داخل شدن وقت نماز، با همان وضو، نماز خواند.
خشك بودن صورت و دستها قبل از انجام وضو لازم نيست، ولى محل مسح بايد خشك باشد و اگر مرطوب است بقدرى كم باشد كه رطوبت مسح بر آن غلبه كند.
بلى، تا آن وضو باطل نشده است، نماز و هر كارى را كه نياز به طهارت دارد، مىتوان با آن انجام داد.
شستن دست مصنوعى و مسح پاى مصنوعى در وضو لازم نيست.
به شك اعتنا نكنيد و تا يقين به باطل شدن وضو پيدا نكردهايد، محكوم به طهارت هستيد و مىتوانيد اعمالى را كه نياز به وضو دارند، انجام دهيد.
رعايت ترتيب بين غسلها واجب نيست؛ بلكه مىتوان همه غسلها را در نظر گرفت و يك غسل به نيت همه آنها انجام داد و اگر غسل جنابت بر شخص واجب باشد، انجام غسل جنابت از ساير غسلها كفايت مىكند.
بلى، مانعى ندارد.
اگر علائم منى را كه در رساله توضيح المسائل نوشته شده، نداشته باشد، غسل لازم نيست و به شك خود توجه ننماييد.
طهارت شرط واقعى براى نماز است، و بايد تمام نمازهايى كه بدون غسل جنابت خوانده است، قضا نمايد.
بلى، با علم به خروج منى به همراه ادرار، غسل بر او واجب است.
مجالس روضه و حرم ائمه عليهم السلام جايز است؟
رفتن حائض به مجلس روضه در غير مسجد و زيارت اهل قبور مانعى ندارد؛ اما توقف در حرم ائمه عليهم السلام (اطراف ضريح مطهّر) اشكال دارد؛ ولى مىتوانند در رواقهاى حرم توقف نمايند.
هر چند اسراف جايز نيست، اما موجب بطلان غسل نمىشود.
تمام نمازهايى را كه بدون غسل مجدد خوانده، بايد قضا كند، و نسبت به روزه، اگر علم به حائض بودن نداشته، روزهها قضا ندارد.
خير؛ اشكال ندارد.
اگر شخصى كه غسل جنابت كرده، يكى از كارهايى را كه وضو را باطل مىكند، انجام دهد، بايد براى عبادات بعدى كه نياز به طهارت دارد، وضو بگيرد.
بلى مانعى ندارد؛ مىتوانيد پس از انجام عمل مستحبى، ثواب آن را هديه كنيد و نيز مىتوانيد اصل عمل مستحبى - مثل نماز، روزه، صله رحم، عيادت مريض و... - را به نيابت از ميت بجا آوريد.
خودكشى از گناهان كبيره است؛ اما شركت در مراسم تشييع و ترحيم كسى كه خودكشى كرده، مانعى ندارد.
قدر مسلم آن است كه اگر پول آنها را صرف صدقات براى ميت كنند، ازجهات متعدد، بهتر وموجب ثواب براى ميت است.
مخارج واجبه غسل وكفن ودفن ازاصل مال برداشته مىشود، و نسبت به مخارج مراسم اگر وصيت كرده است، از ثلث اموال او مىپردازند و اگر وصيت نكرده، از سهم صغير نبايد مصرف شود و بقيه ورثه، نسبت به سهم خود اختيار دارند.
در صورت فراموشى نجاست، نماز باطل است، و چنانچه وقت باقى است، دوباره بجاى آوريد، واگر وقت گذشته است، قضا كنيد.
قضاى نمازها لازم نيست؛ زيرا جوراب معمولى به تنهائى ساتر عورت نيست و اگر نجس باشد، براى نماز اشكال ندارد، بلى اگر با عرق كردن، پا نيز نجس شود، نماز باطل مىشود.
مانعى ندارد.
اگر نمازش شكسته نباشد، بايد ابتدا نماز عصر را به نيت ادا بخواند و پس از آن، قضاى نماز ظهر را بجاى آورد.
بنا بر احتياط واجب، بايد تا قبل از اذان صبح، بدون اين كه
نيت ادا و قضا كنيد، به قصد انجام تكليف، نماز را بجا آوريد.
اشكال ندارد و نماز احتياط را باطل نمىكند.
نمازها را بايد مطابق افق نزديكترين محلى كه روز و شب طبيعى دارد، بخوانند، و يا مطابق افق مناطق معتدل عمل كنند.
ملاك شروع نماز صبح اطمينان به طلوع فجر است پس اگر با شنيدن اذان اطمينان به دخول وقت پيدا شود، مىتوان نماز خواند، هر چند مقدارى تأخير براى رعايت احتياط، مطلوب است.
پايان وقت نماز عصر، كه فوت نماز محقق مىشود، وقتى است كه تا مغرب شرعى وقت وافى به اداء يك ركعت نباشد. (مغرب شرعى زمانى است كه قرمزى آسمان در طرف مشرق از بالاى سر بگذرد).
نمازهايى را كه با وضو يا غسل باطل بجا آورده است، بايد اعاده يا قضا نمايد.
فراموش كنيم، تكليف چيست؟
آن سوره را رها كنيد و سوره ديگرى بخوانيد و نماز صحيح است.
تكرار لازم نيست و بقيه آن را آهسته بخوانيد.
بايد به پهلوى راست بخوابد، طورى كه جلوى بدنش روبه قبله باشد و اگر ممكن نيست بايد به پهلوى چپ بخوابد كه جلوى بدنش روبه قبله باشد و اگر اين را هم نمىتواند، بايد به پشت بخوابد كه كف پايش رو به قبله باشد.
خير، نماز باطل نيست؛ هر چند جواب سلام در حال نماز نيز واجب و ترك آن گناه است.
جمله «يا حى يا قيوم» را به قصد ذكر وارد (يعنى ذكرى كه از طرف معصوم عليه السلام در اين مورد دستور داده شده)، نبايد گفت؛ ولى به قصد مطلق ذكر، اشكال ندارد.
خير، بالا بردن دستها تا مقابل گوش، مستحب است.
دعا براى مسلمان معصيت كار، در نماز و بعد از نماز، اشكال ندارد.
اگر به جمع سلام كند، بر همه واجب است كه جواب او را بدهند ولى اگر يك نفر جواب دهد، از بقيه ساقط است.
خير، براى اين منظور به معانى جملات توجه كنيد و اگر خود را در محضر خداوند قادر متعال ببينيد، قطعاً توجه بيشترى پيدا مىكنيد؛ ضمناً خواندن نماز در محل خلوت، نگاه به مُهر در حال قيام و انجام مستحبات نيز توصيه شده است.
نماز نافله را مىتوانيد در حال راه رفتن و بدون رعايت جهت قبله بخوانيد و ركوع و سجود آن را هم با اشاره انجام دهيد تا از ثواب آن بهرهمند شويد.
قيام متصل به ركوع، قيام قبل از ركوع است (از حالت ايستاده به ركوع رفتن است) و اما ايستادن بعد از ركوع، هر چند واجب است، اما ركن نماز نيست.
بستن چشم در حال نماز مكروه است؛ ولى نماز را باطل نمىكند.
در مورد سؤال، سجده سهو واجب نيست.
به شك خود اعتنا نكنيد.
در مورد سوال لازم است سجده ديگرى را انجام دهيد، تايقين به انجام دو سجده حاصل شود.
در مورد سؤال، به شك خود اعتنا نكنيد، و نماز را ادامه دهيد.
شك در ركعات نمازهاى دو ركعتى و سه ركعتى، موجب بطلان نماز مىگردد؛ بنابراين، در مورد سؤال، اگر پس از كمى
تأمل، ظنّ به يك طرف پيدا نكرديد، نماز باطل است و بايد دوباره آن را بجاى آوريد.
لازم نيست، و بطور كلى هر گاه مشغول ذكر يا فعلى از افعال نماز بوديد و در ذكر يا عمل قبلى شك كرديد، به شك خود اعتنا نكنيد؛ مثلاً اگر در وقت خواندن سوره حمد، در تكبيرة الاحرام شك كرديد؛ يا در سجده، شك در بجا آوردن ركوع نموديد و يا در وقت گفتن سلام نماز، در تشهد، شك كرديد به شك خود اعتنا نكنيد و در اصطلاح فقهى، اين شك، «شك در چيزى است كه محل آن گذشته است».
پس از گفتن اذكار نماز يا قرائت حمد و سوره، اگر در صحيح گفتن آن شك كرديد، به شك خود اعتنا نكنيد.
پس از برخاستن از سجده، تشهد و سلام را بگوييد؛ زيرا در اين صورت، اگر سجده آخر بوده، به وظيفه خود عمل كردهايد و اگر در واقع، سجده شكر بود، تشهد و سلام اضافى ضررى به نماز نمىرساند.
در مورد سؤال كه شك در انجام نماز، بعد از گذشتن وقت آن حاصل شده است، خواندن قضاى آن لازم نيست.
بلى لازم است.
اگر بتوانند بايد با استفاده از ميز و مانند آن، محل سجده را بالا بياورند؛ و اگر به اين مقدار هم نمىتوانند خم شوند، مُهر را با دست بالا آورده، پيشانى را بر آن بگذارند.
مىتواند مهر را بر روى جاى بلند مثل ميز قرار دهد و بر آن سجده نمايد.
در شنيدن مستقيم آيه، اگر چه از طريق راديو باشد، سجده واجب است و در شنيدن از نوار حكم سجده، بنابر احتياط است.
با شنيدن ترجمه آيه سجدهدار، سجده واجب نمىشود.
بايد سر از سجده برداشته، مجدداً به سجده برويد.
مانعى ندارد، و سجده او صحيح است.
سجده بر سنگهاى مذكور صحيح است.
قضاى نماز را در هر زمانى مىتوانيد بجا آوريد، و لازم نيست در وقت آن باشد.
هر مقدار از نمازهايتان را كه يقين داريد بجا نياوردهايد يا درست انجام ندادهايد، بايد قضا كنيد. مىتوانيد قضاى نمازها را به تدريج انجام دهيد.
بلى، قضاى نماز و روزه بر او لازم است و با فرض اين كه ترك روزه به جهت جهل به بلوغ بوده، قضاى تنها كافى است و كفاره ندارد.
ورثه ميت بايد براى نمازهايى كه مىدانند اجير بجا نياورده، ديگرى را اجير نمايند؛ بلكه براى نمازهايى هم كه احتمال مىدهند بجا نياورده، بنابر احتياط واجب بايد اجير بگيرند. درباره وظيفه ورثه شخص اجير نسبت به اجرتى كه گرفته و وظيفه خود را انجام نداده، به توضيحالمسائل، مسئله 1557 مراجعه نماييد.
اگر قادر به اصلاح قرائت خود نيستند، به همان صورت كه مىخوانند، كافى است و قضا ندارد.
با وجود پسر بزرگتر، قضاى نماز پدر بر ساير ورثه واجب نمىشود؛ هر چند پسر بزرگ آن را انجام ندهد؛ البته ساير ورثه مىتوانند نسبت به پدر احسان كرده، قضاى نمازهاى او را بجاى آورند.
همين اندازه كه بنا دارد ده روز در محل بماند، قصد است و كفايت مىكند و نماز او تمام است.
در سفر به محل كار براى غير جهت شغل، نماز شكسته است.
در مورد سؤال، در مسافرت به وطن قبلى پدر، حكم مسافر را داريد و بدون قصد ده روز، نماز شما شكسته است.
در غير سفر اول، نماز تمام و روزه صحيح است.
با فرض اعراض، نماز او شكسته است و داشتن خانه در آن محل اثرى در اين جهت ندارد.
شرعى (تقريباً 22/5 كيلومتر) فاصله دارد و ده روز در محل تحصيل و وطن نمىماند، نماز و روزهاش چگونه است؟
در غير سفر اول، نماز تمام و روزه صحيح است.
اگر بنا دارد با شوهر زندگى كند، تبعيت، قهرى است و وطن شوهر، وطن او محسوب مىگردد.
در فرض سؤال كه زوجه با همسر خود در وطن سابق او زندگى نكرده است، وطن زن محسوب نمىشود، و حكم مسافر را دارد.
براى كسى كه امام جماعت را عادل نمىداند، اقتدا صحيح نيست؛ اما اعلان به ديگران، هتك او است و جايز نيست.
در اول وقت به جماعت بخوانند، بهتر است.
احتمال وضو نداشتن يا بطلان وضوى حاضرين در جماعت، ضرر ندارد و اين گونه وسوسهها، نبايد مانع از شركت در جماعت گردد.
بايد مقدارى از حمد و سوره را كه امام هنوز نخوانده، بخوانيد، بلكه بنابر احتياط تمام حمد و سوره را بخوانيد.
چنانچه فرادى خواندن نماز، ظهور در تفسيق امام جماعت داشته باشد، جايز نيست و نماز هم باطل است.
خير، در نمازى كه به نيت فرادى شروع كردهايد، نمىتوانيد به جماعت ملحق شويد.
خير، در نماز مستحبى اقتدا جايز نيست.
در اين صورت، مأموم بايد حمد و سوره را آهسته بخواند؛ اگر چه درنماز مغرب و عشا باشد.
بلى، مانعى ندارد.
بايد به وظيفه خود عمل نمايد؛ يعنى مرد در نمازهاى مغرب، عشا و صبح، حمد و سوره را بلند و در نمازهاى ظهر و عصر، آهسته بخواند.
بلى، در صورتى كه نماز قضاى يقينى باشد، مىشود به او اقتدا نمود؛ اما اگر نماز را احتياطاً قضا مىكند، نمىشود به او اقتدا كرد.
نماز خواندن در مسجد، موكول به اجازه متولى و بانى مسجد نيست و نماز مذكور صحيح است.
دادن صدقات به او مانعى ندارد.
بيدار شدن قبل از اذان صبح و خواندن نماز شب در آن وقت، ثواب فراوان دارد و در رشد معنوى انسان مؤثر است. ولى اگر به هر علتى در سحر بيدار نمىشويد، مىتوانيد نافله شب را قبل از خواب به جا آوريد، و يا در روز بعد قضا كنيد.
واجبات را حتماً انجام دهيد و مستحبات را هر وقت آمادگى داشتيد، به جا آوريد و از خداوند متعال توفيق بيشتر طلب كنيد. انشاءالله موفق خواهيد شد. ضمناً توصيه مىشود به غذايى كه مىخوريد، (به لحاظ پاك و حلال بودن آن) و اعمالى كه انجام مىدهيد، توجه بيشترى داشته باشيد.
نماز مأموم در نماز ميت، در صورتى صحيح است كه اذكار واجب را بگويد.
در نماز مغرب و عشا، هر دو را بايد اعاده كند و در ظهر و عصر، يك نماز چهار ركعتى به نيت ما فى الذمّه بخواند، كافى است.
مخاطب قرار دادن غير خدا در نماز، مبطل نماز است و چنين تصوّراتى فاسد و شرك است.
نماز در هر شرايطى واجب است؛ و اگر نماز را ترك كند، معصيت كرده، و قضاى آن را بايد بجا آورد. بلى در حال مستى و عدم التفات، نماز او صحيح نيست و آنچه در روايت آمده كه تا چهل روز نماز او قبول نمىشود، يعنى ثواب براى او نوشته نمىشود.
نماز براى غير خدا باطل و شرك است لكن اين نماز هم براى خدا است و انتساب اين نماز به آن حضرت، به جهت آن است كه حضرت ولى عصر عليه السلام اين نماز را براى رفع مشكلات به بعضى از شيعيان تعليم فرمودهاند و اين دو ركعت نماز، بايد به قصد قربت و براى خداوند خوانده شود و در تكرار آيه «اِياكَ نَعْبُدُ وَاِياكَ نَسْتَعين»، كسى به غير از خداوند متعال در نظر گرفته نشود؛ البته توسل به ذيل عنايات آن حضرت پس از خواندن نماز، موجب اجر و ثواب و برآورده شدن حاجات مىباشد؛ انشاء الله.
بيدار كردن او جايز است؟
اگر عمداً خوابيده كه نماز نخواند، از باب نهى از منكر و با وجود شرايط آن، لازم است او را بيدار كنيد و در غير اين صورت، اگر راضى نباشد، بيدار كردن او اشكال دارد.
در فرض سؤال نماز صحيح است، بلى مستحب است در حال قيام، انگشتان پا به طرف قبله باشد.
نماز امام زمان عليه السلام اختصاص به مسجد جمكران ندارد و در هر جاى ديگرى هم مىتوان با قصد تقرب به خداوند بجاى آورد. در كتاب مفاتيح الجنان آمده است كه از طرف امام زمان عليه السلام نوشتهاى صادر شد كه در آن آمده بود: هر كس حاجتى را از خداوند بخواهد، شب جمعه بعد از نيمه شب غسل كند و در محل نمازش به مناجات مشغول شود و دو ركعت نماز بخواند؛ به آيه «اِياكَ نَعْبُدُ وَاِياكَ نَسْتَعين» كه رسيد، صد بار تكرار كند و در مرتبه آخر حمد را تمام كند و قل هو الله را يك مرتبه بخواند و ذكر ركوع (سُبْحانَ رَبِّى الْعَظيمِ وَبِحَمْدِه) و سجده (سُبْحانَ رَبِّى الْأعْلى وَبِحَمْدِه) را هفت بار تكرار كند و ركعت دوم را هم مانند اول بخواند و بعد از آن دعائى نقل شده است.
اگر ترك نماز و روزه، از روى بىمبالاتى باشد، رفت و آمد با آنها مانعى ندارد؛ اما اگر رفت و آمد موجب تأثيرپذيرى شما مىشود، قطع آن لازم است، و با وجود شرائط، نهى از منكر واجب است.
به طور كلى، مصافحه مؤمنين با يكديگر مستحب است و مصافحه بعد از سلام و فراغت از نماز هم اشكال ندارد؛ هرچند روايت به خصوصى در اين مورد بنظر نرسيده است.
گناهان مذكور روزه را باطل نمىكند؛ لكن ثواب آن را كاهش مىدهد. در روايات آمده است كه روزه گرفتن، فقط پرهيز از خوردن و آشاميدن نيست؛ بلكه بايد چشم، گوش، زبان، قلب و ساير اعضاء نيز روزه باشند و از ارتكاب خلاف و گناه حفظ شوند تا ثواب روزه كامل به شخص داده شود.
روزه او صحيح است، بايد پس از برطرف كردن مانع، غسل را تكميل و قضاى نمازى را كه با غسل ناقص انجام داده، بجا آورد.
براى گرفتن روزه رمضان و قضاى آن، بايد قبل از اذان صبح غسل نماييد و در روزههاى مستحبى، واجب نيست غسل را قبل از اذان صبح انجام دهيد.
افطار و سحر خود را مطابق مكانى كه در آن قرار مىگيرد، انجام دهد.
روزه مستحبى را در هر موقع از روز مىتوان افطار كرد.
اگر سر دردى است كه قابل تحمل نيست، روزه واجب نيست؛ ولى اگر با مراعات بعضى امور، مثل استراحت بيشتر و يا خوردن دارو در شب، قابل تخفيف باشد، روزه واجب است.
اگر در تنگى وقت قبل از اذان صبح، تيمم بدل از غسل نماييد، روزه صحيح است و بعد براى انجام نماز صبح غسل كنيد.
خير، پى در پى بودن روزه قضا، لازم نيست.
تا شخص زنده است، ديگرى نمىتواند براى او قضاى نماز و روزه بجا آورد؛ بلى، مىتواند وصيت كند كه اگر موفق به گرفتن قضاى روزه نشد، پس از مرگ براى قضاى روزه او كسى را اجير كنند.
روزه قضاى پدر را بگيرد؟
در صورتى كه وقت روزه قضاى خودش وسعت دارد، مانعى ندارد.
به مقدارى كه يقين داريد، قضاى آن را بگيريد و قضاى روزههاى مشكوك واجب نيست؛ اگر چه گرفتن آن مطابق احتياط است.
خير، لازم نيست؛ اما نبايد تأخير به حدى باشد كه مسامحه و كوتاهى در تكليف صدق كند.
افطار روزه قضاى ماه رمضان (اگر وقت قضا تنگ نباشد) قبل از ظهر اشكال ندارد؛ اما افطار آن در بعدازظهر، جايز نيست و كفاره نيز بر فرد واجب مىشود. كفاره آن، اطعام ده مسكين و در صورت عجز از اطعام، سه روز روزه گرفتن است.
براى روزههايى كه به علت مسافرت و بيمارى افطار كردهايد و قضاى آنها را بدون عذر تا رمضان بعد نگرفتهايد، براى هر روز،
ى
ك مُدّ طعام (750 گرم گندم، آرد و...) به فقير بپردازيد و براى هر روز روزهاى كه عمداً و بدون علت شرعى افطار كردهايد، 60 مُدّ طعام به 60 فقير بپردازيد و در هر دو صورت، قضاى آنها را نيز بگيريد. موارد ديگرى در كفّارات است كه مىتوانيد در توضيح المسائل ملاحظه كنيد.
براى هر روز، يك مُد طعام. تقريباً 750 گرم گندم، آرد، جو و.... به فقير غير سيد بپردازيد وقضاى آن را هم بعداً بجا آوريد.
كفاره بايد به صورت غذا دادن و سير كردن فقير يا دادن مد طعام (750 گرم گندم، آرد و...) انجام شود و دادن پول آن به فقير كافى نيست.
هم زمان بودن روزه قضا اشكال ندارد، بنابر اين چند نفر مىتوانند در يك روز روزه قضاى او را بجا آورند.
دو روز، روز عيد فطر و روز عيد قربان روزه گرفتن حرام است.
در روزى كه يقين به اول رمضان نداريد، مىتوانيد نيت روزه قضا نماييد و اگر روزه قضا بر عهده نداريد، مىتوانيد به نيت روزه مستحبى آخر شعبان بگيريد و اگر بعداً ثابت شود كه اول رمضان بوده است، روزه رمضان محسوب مىگردد.
خير، چنين نذرى باطل است.
روزى كه نمىدانيم سىام شعبان است يا اول رمضان، يوم الشك ناميده مىشود و روزه گرفتن در آن واجب نيست، و نيز روزى كه نمىدانيم آخر رمضان است يا اول شوال يوم الشك است و روزه در آن واجب است.
17 ربيع المولود (تولد پيامبر اكرم «ص»)، 27 رجب (مبعث رسول الله «ص») 25 ذى القعدة الحرام (دحو الارض)، 18 ذى الحجة الحرام (عيد غدير خم).
خير، تطهير آن، وجوب فورى ندارد.
دائم الوضوء بودن در حال اعتكاف، واجب نيست؛ هر چند با وضو بودن، در هر حال، مستحب است.
چنانچه محتلم شده باشد، بايد فورى از مسجد خارج شده، غسل جنابت انجام دهد و اعتكافش صحيح است؛ ولى اگر جنابت عمدى و بر اثر استمناء و مانند آن باشد، اعتكاف باطل مىگردد.
حداقل اعتكاف، سه روز است و حداكثرى براى آن تعيين نشده است، و هرگاه دو روز به اعتكاف اضافه كند، اعتكاف روز سوم واجب مىشود، و افضل ايام اعتكاف ده روز آخر ماه رمضان است.
در صورت عدم ايذاء، اذن والدين شرط نيست، بلى اگر فرزند بداند كه پدر يا مادر، از انجام اعتكاف، به جهت مهربانى و
شفقت بر او، ناراحت مىشوند، بايد رضايت ايشان را جلب نمايد و با نهى آنها، اعتكاف باطل مىگردد.
اعتكاف مستحبى را مى توان قبل از پايان روز دوم بر هم زد ولى اگر دو روز اعتكاف را در مسجد گذرانده باشيد، اعتكاف روز سوم بر شما واجب مى شود.
اعتكاف بايد در مسجد جامع شهر باشد و در ساير مساجد و يا در نمازخانههاى دانشگاه، صحيح نيست.
مسجد جامع، مسجدى است كه براى گروه خاصى ساخته نشده است در مقابل مسجد بازار و قبيله و محله كه در آنها معظم اهل بلد جمع نمىشوند و آماده براى اجتماع آنها هم نشده است، ممكن است مسجد جامع متعدد و نزديك به هم باشد.
در صورتى كه شخص، نذر يا عهد بر اعتكاف نمايد، يا قسم بر آن بخورد، اعتكاف بر او واجب مىشود و نيز كسى كه دو روز را در اعتكاف بگذراند، اعتكافِ روز سوم بر او واجب مىگردد.
زمان پرداخت زكات فطره در روز عيد فطر است و براى پرداخت به فقير خاصى مىتوان به تأخير انداخت؛ اما نبايد در پرداخت آن مسامحه و كوتاهى گردد و مىتوانيد به وسيله پست يا بانك براى او ارسال نماييد.
خير، زكات فطرهاى را كه كنار گذاشتهايد، بايد به همان صورت به فقير بدهيد و تبديل آن به جنس ديگر صحيح نيست.
درصورتىكهكشمش آن به حد نصاب برسد زكات دارد، هرچند انگورآن به مصرف برسد وتبديل به كشمش نشود.
به نظر علماى شيعه، زكات، يك واجب مالى است كه مورد و مصرف آن بر طبق روايات اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام، تعيين شده است؛ اما نسبت به ماشين و كارخانجات و ساير اموال، هر گاه حكومت اسلامى نياز داشته باشد، به
مقدارىكه ضرورت داشته باشد و مصلحت بداند، مىتواند از آنها ماليات دريافتكند ومورد مصرف را خود تعيين مىكند و نيازى بهگسترش موارد زكات نيست.
خمس ندارد، اگر چه احتياط در پرداخت آن نيكو است.
پدر و مادر فقير، واجب النفقه اولاد هستند و اگر فرزند تمكن مالى داشته باشد، بايد مخارج آنها را تأمين كند و اگر از ساداتند براى نفقه واجب نمىتواند سهم سادات به آنها بدهد، و نسبت به سهم مبارك امام عليه السلام موكول به اذن فقيه جامع الشرايط است.
سهم سادات بايد به سيد فقير داده شود، اما نسبت به سهم امام عليه السلام با اجازه از مرجع تقليد خود و يا نماينده او، مانعى ندارد.
چنانچه از مخارج سال اضافه بيايد، خمس دارد.
لازم است خمس را به مجتهد زنده بپردازد، و پرداخت به وكيل مجتهد ميت كفايت نمىكند.
چنانچه مورد نياز و در معرض استفاده بوده، خمس ندارد.
شخص بالغى كه ضروريات زندگى و مخارج رفت و آمد به حج را داشته باشد و در برگشت، زندگى او مختل نشود، از نظر مالى مستطيع است، و با وجود قدرت بدنى و باز بودن مسير (امكان رفتن)، حج بر او واجب مىگردد.
حج مستحبى، كفايت از حج واجب نمىكند، و لازم است مجدداً حج واجب خود را بجاى آورد.
اگر اموال ديگرى بمقدار قرضى كه گرفته، داشته باشد، با قرض گرفتن مستطيع مىشود.
اگر در حال استطاعت مالى و بدنى كوتاهى كرده و حج بجا نياورده حج بر او مستقر شده و بايد نايب بگيرد، و اگر مستقر نشده، بنابر احتياط لازم نايب بگيرد تا از طرف او اعمال حج را انجام دهد.
بلى، اگر استطاعت پيدا كند، بايد به حج برود.
اگر در زمان حيات، حج بر او واجب نبوده است، و وصيت به انجام حج هم نكرده است، لازم نيست براى او حج بجاى آوريد.
بلى، دختر هم مىتواند، از طرف پدر يا مادر حج بجاى آورد.
هر كس در ماه ذيحجه، فقط مىتواند يك حج واجب براى خود يا به نيابت از ديگرى انجام دهد، اما حج مستحبى به نيابت از دو يا چند نفر مانعى ندارد.
مانعى ندارد؛ ولى سعى كنيد بىانصافى نشود كه آثار سوء دارد.
صرف احتمال مسروقهبودنكالا مضر نيست؛ اما اگر بعداً معلوم شود كه مال ديگرى است، بايد به صاحبش برگردانده شود.
واسطهگرى و دلالى براى معاملات حرام، حرام است و بايد پولى را كه براى اين كار گرفته، به صاحبش برگرداند.
تصرف درمال مسروقه حرام است، واگر معاملهاى برروى آن انجام گيرد، فضولى است، كه با رد مالك باطل مىشود.
عمل آنها حرام است و پول دادن در مقابل آن، تضييع مال و استفاده از آن پول هم اكل مال به باطل وحرام است.
وفعلاً توبه كردهاند، نسبت به پولهاى مذكور چه تكليفى دارند؟
اگر واقعاً از گناه خود توبه كنند، ان شاءالله خداوند متعال آنها را مىآمرزد و نسبت به اموالى كه جمع كردهاند، لازم است به مرجع تقليد خود مراجعه نمايند تا وظيفه ايشان را بيان نمايد.
معامله صليب و به گردن آويختن آن حرام است.
اشكال ندارد، مشروط به آنكه تمام قيمت را نقد بپردازد.
با فرض اينكه جنس براى شركت خريدارى شده، همه شركا در سود آن شريك هستند؛ هر چندكه يكى از شركا سهم خود را نداده باشد؛ اما در صورت عدم عذر شرعى، گناهكار است.
اگر خانه مشاع است وسهم هر يك از شركا مشخص نشده است، تصرف در آن، بدون رضايت همه شركا جايز نيست و در مورد سؤال، شركا مىتوانند به حاكم شرع جامعالشرايط مراجعه كنند تا شريك ممتنع را به فروش يا جدا كردن سهم خود و يا اجازه استفاده به نوبت شركا از خانه، وادار نمايد.
رهن يا گرو گذاشتن، آن است كه بدهكار مالى را نزد طلبكار مىگذارد تا اگر طلب او را به موقع پرداخت نكرد، طلبكار بتواند طلب خود را از آن مال بردارد.
اگر قرض مشروط به كم شدن مال الاجاره باشد، قرض ربوى و حرام است و اگر مؤجر خانه را به مبلغى اجاره دهد و در ضمن اجاره شرط كند كه فلان مبلغ را مستأجر به او قرض بدهد اشكال ندارد.
بدون رضايت مالك، تصرف طلبكار در مال مورد رهن جايز نيست.
فرق بين اجاره شخص و جعاله چيست؟
در اجاره بر خلاف جعاله بايد مدت معلوم باشد.
عقد اجاره لازم است؛ اما عقد جعاله جايز است؛ يعنى طرفين مىتوانند عقد را به هم بزنند.
در اجاره پس از خواندن صيغه، اجير، مالكِ مال الاجاره مىشود؛ ولى در جعاله، تا كار انجام نگيرد، عامل، نمىتواند طلب مزد كند.
اگر درعقد اجاره، مالك با مستأجر شرط نكرده باشدكه فقط خود او از مورد اجاره استفاده كند، مستأجر مىتواند آن را به ديگرى اجاره دهد. البته چنانچه تعميرى در آن انجام نداده باشد، نمىتواند مال الاجاره بيشترى از مستأجر دوم بگيرد.
چنانچه درضمن اجاره، شغل خاصى شرط شده باشد، تغيير آن بدون اجازه مالك جايز نيست.
چك حكم پول را ندارد بلكه سند و مدرك حواله است.
با تحققحواله شرعى ذمه بدهكار برى مىشود، و طلبكار بايد براى دريافت طلب خود از محال عليه (بانك) اقدام كند.
ضمانت قبل از بدهكار شدن شخص، ضمانت شرعى نيست بلكه ضمان ما لم يجب است و صحيح نمىباشد.
اگر حواله با شرائط صحت انجام شود، طلبكار حق رجوع به بدهكار اول را ندارد.
بلى اگر چك صورى نباشد، و امضا كننده بعنوان ضمانت پشت چك را امضا كرده است، مديون مىباشد.
ربا گرفتن و ربا دادن در قرض، مطلقاً حرام است؛ چه قرض گيرنده، وام را براى مصرف در هزينههاى جارى زندگى خود بخواهد و چه براى سرمايه گذارى و تجارت.
ربا بين مادر و فرزند حرام است.
در صورتى كه غرض عقلايى. مثل تبديل پول كهنه به نو يا پول ريز به درشت يا براى فرار از ربا باشد. اشكال ندارد.
ربا به طور كلى حرام است؛ غير از ربا بين پدر و فرزند و زن و شوهر و ربايى كه مسلمان از غير مسلمانى كه در پناه اسلام نيست، مىگيرد.
جواب مانعى ندارد.
احتياط در ترك است.
خريد سهام مؤسساتى كه درآمد غير مشروع دارند، جايز نيست.
به شكلى كه فعلاً معمول است، جايز نيست.
اگر در موقع افتتاح حساب، شرط شركت در قرعه كشى نكرده باشند، اشكال ندارد؛ هر چند انگيزه شخص از افتتاح حساب، شركت در قرعه كشى باشد.
خير، جايز نيست.
جايزهاى كه بانك مىدهد مربوط به صاحب حساب است، هر چند موجودى دفترچه مربوط به ديگرى باشد.
در صورتى كه يقين ندارد كه صيغه نذر را به عربى يا فارسى خوانده است، عمل به نذر بر او واجب نيست.
در غير روزه، اگر در وقت انجام دادن نذر، نتواند آن را بجا آورد، تكليف از او ساقط است و كفاره هم ندارد.
اگر در موقع نذر كردن، صيغه نذر را به عربى يا فارسى نخوانده باشيد، چيزى بر شما واجب نيست.
آرى، نذر صيغه خاصى دارد؛ براى مثال، شخصى كه در مورد شفا يافتن بيمارىاش نذر مىكند كه مبلغى به فقير بدهد، چنين مىگويد: «لِلّهِ عَلى انْ شَفَى اللهُ مَرَضى ان اعْطِى الْفَقيرَكَذا». البته لازم نيست به عربى بخواند و همين اندازه كافى است كه بگويد: براى خدا بر عهده من است كه اگر بيمارى من شفا يابد، فلان مبلغ را به فقير بدهم.
بايد احتياط كرده، به هر دو عمل كنيد.
كفاره آن، آزاد كردن يك بنده يا اطعام شصت فقير و يا گرفتن دو ماه روزه است.
اگر نذر طبق صيغه معتبر شرعى بوده، تغيير آن جايز نيست؛ بلكه بايد به همان صورتى كه نذر كرده، عمل كند و در غير اين صورت، تغيير مورد نذر، اشكال ندارد.
اگر نذر با صيغه معتبر شرعى بوده، واجب است به آن عمل كند، مىتواند به مقدار حداقل اكتفا كند؛ به عنوان مثال، اگر بين هزار تومان يا بيشتر ترديد دارد، پرداخت همان هزار تومان كافى است [و اگر بيشتر هم بدهد، كار پسنديدهاى است].
نذرى كه انجام آن و يا پول آن بر عهده ديگرى باشد، صحيح نيست.
اموال غير مسلمين كه در پناه حكومت اسلامى هستند، محترم است و تصرف در آن، موجب ضمان مىگردد.
تصرف در زمين وقفى، بدون اجازه از متولى شرعى، غصب و حرام و موجب ضمان اجرة المثل مدت تصرف مىباشد.
اتلاف مال ديگرى قبل از بلوغ هم موجب ضمان است و واجب است عوض آن را به صاحبش بپردازد.
خير، ميوه آن غصبى نيست؛ ولى كسى كه آب را غصب كرده، ضامن است.
اگر صاحبان يا ورثه آنها را مىشناسيد، بايد به هر صورت به صاحبش برسانيد يا رضايت ايشان را تحصيل كنيد؛ و اگر از پيدا كردن صاحب آنها مأيوس هستيد، مىتوانيد عين آنها را با اجازه مجتهد از طرف صاحبش صدقه بدهيد.
اگر بطورى باشد كه تلف شدن بيمار مستند به كوتاهى پزشك باشد، مثل اينكه پزشك مسئوليت مركز اورژانش را قبول كرده، و موجب اعتماد مردم به مراقبت و عدم كوتاهى او گرديده، مع ذلك عمداً كوتاهى كند، حكم به ضمان او موجه است.
بدهى شما حكم ساير تركه و اموال ميت را دارد، و بايد طبق قانون ارث تقسيم شود و اگر طلبكار، براى تقسيم اموالش كسى را وصى قرار داده باشد، بدهى خود را بايد به وصى او بپردازيد.
اگر همسر دستبند را فروخته و پول آن را به شوهر قرض داده است، همان دويست هزار تومان را طلبكار است؛ اما اگر طلا را قرض داد، شوهر بايد معادل طلايى آن را بپردازد؛ هر چند قيمت طلا ترقى كرده باشد.
خير، بايد به متصدى بانك برگردانده شود.
تاوان، مابه ازاى مال تلف شده است و گرفتن آن اشكال ندارد؛ ولى اگر مال، بدون افراط و تفريط در دست امين (وديعه يا عاريه گيرنده)، تلف شد، او ضامن نيست و نمىتوانيد از او چيزى مطالبه كنيد.
تصرف در آن جايز نيست و اگر مالك آن را بشناسيد، بايد مال را به او برسانيد و اگر نمىشناسيد، با اجازه مجتهد جامعالشرايط، از طرف صاحبش به فقير غير سيد صدقه بدهيد.
اگر صاحب مغازه، در نگهدارى آن كوتاهى نكرده باشد، ضامن نيست و اگر كوتاهى كرده. مثلا در مغازه را باز گذاشته و رفته ياجنس را جايى گذاشته كه در معرض دزديده شدن بوده. ضامن است و بايد جبران نمايد.
حلاليت طلبيدن از رئيس اداره، كافى نيست؛ اگر عين جنس موجود است، خود آن و اگر از بين رفته، مثل يا قيمت آن را بايد به اداره مربوطه برگردانيد.
استفاده از وسائل و اموال دانشگاه بر خلاف مقررات دانشگاه، جايز نيست و موجب ضمان مىگردد.
تابع مقررات و اجازه قانونى مسئول مربوط مىباشد.
مدير اداره در حد مقررات مشروع، حق دارد اجازه دهد و اجازه او در امور خلاف مقررات، لغو و بيهوده است و موجب برداشته شدن ضمان شرعى نيست.
استفاده از اموال عمومى بر خلاف مقررات، جايز نيست و موجب ضمان مىگردد.
استفاده از فيشهايى كه از اعتبار ساقط شده، براى دريافت غذا و تصرف در غذايى كه با آن فيش گرفته شود، جايز نيست و موجب ضمان قيمت آن مىگردد.
اگر غسل در محل كار برخلاف مقررات باشد، غسل كردن
جايز نيست و مىتوانيد در آخر وقت با تيمم بدل از غسل نماز بخوانيد.
سر گنجشك را مانند سر ساير حيوانات، بايد با شرايط خاصى بريد و اگر سر آن را بكنند، ذبح محقق نمىشود، و خوردن گوشت آن حرام است.
اشكال ندارد.
خرگوش، حرام گوشت است و فرقى بين انواع آن نيست.
ذبح شده مسلمان، محكوم به طهارت و حليت است؛ و تحقيق در اين مورد هم لازم نيست، بلى اگر در مورد خاصى يقين كنند كه اين مرغ يا گوسفند، ذبح شرعى نشده است؛ خوردن آن حرام است.
اگر پس از شوك دادن، حيوان زنده باشد و پس از ذبح هم به مقدار معمول خون از آن خارج شود، اشكال ندارد.
اگر مراسم شبيهخوانى، مشتمل بر امور دروغ و باطل نباشد و با توجه به مقتضيات زمان، باعث وهن مذهب حق هم نشود، اشكال ندارد؛ ولى در عين حال، بهتر است علاوه بر آن، مجالس وعظ، ارشاد، ذكر مصائب حسينى و مرثيهخوانى برپا شود.
اگر در معرض نگاه نامحرم نباشد، اشكال ندارد.
اگر توأم با معصيت و يا هتك حرمت ايام عزادارى حضرت سيدالشهدا عليه السلام نباشد، اشكال ندارد؛ ولى سزاوار است كه مسلمانان غيرتمند، سعى كنند اينگونه مراسم را در ماههاى ديگر و ايام متناسب با آن، برگزار كنند.
بديهى است كه انجام نمازِ واجب، مقدّم بر شركت در مجالس عزادارى اهل بيت عليهم السلام است و ترك نماز و فوت شدن آن به بهانه شركت در عزادارى امام حسين عليه السلام، جايز نيست؛ البته شركت در عزادارى به گونهاى كه مزاحم نماز نباشد، مستحب مؤكد است.
اگر صداى آنان موجب لذت بردن مردان و تحريك شهوت گردد، جايز نيست.
نماز جماعت مقدم است؛ همان گونه كه امام حسين عليه السلام در روز عاشورا، هنگام ظهر، نماز را اقامه فرمودند، بايد پيروان اهل بيت عليهم السلام در همه حال سعى كنند تا آن جا كه ممكن است، نماز را اول وقت و به جماعت بخوانند.
استفاده از آلات مذكور جايز نيست و تفاوتى بين مراسم عزادارى و جشن وجود ندارد.
اگر استفاده از زنجيرهاى مزبور، باعث ضرر بدنى قابل توجهى گردد، جايز نيست.
در هر موردى دروغى از ذاكرين بشنويد بر حسب وظيفه شرعى بايد به عنوان نهى از منكر به خود گوينده تذكر دهيد.
بايد مدّت عقد موقت تمام شود و يا بقيه مدت را شوهر ببخشد و سپس عقد دائم خوانده شود و در غير اين صورت، عقد دائم باطل است.
اگر يقين كنند كه شهود طلاق در هنگام طلاق عادل نبودهاند، طلاق باطل است و زوجيت باقى است و براى جدايى، نياز به طلاق مجدّد با رعايت شرايط كامل دارند.
اشكال ندارد؛ و پاك بودن زن در وقت خواندن عقد، شرط صحت عقد نيست.
در ازدواج دائم يا موقت، نياز به حضور شاهد نيست.
شوهر در صورت تخلّف از پرداخت نفقه همسر، ضامن است و
بايد جبران نمايد، اما اگر پدر نفقه فرزند را نداد، گناه كرده ولى ضمان شرعى ندارد.
ازدواج زن مسلمان با مرد كافر - اهل كتاب و غير اهل كتاب - و ازدواج مرد مسلمان با زن كافر غير اهل كتاب، حرام و باطل است؛ بلى، مرد مسلمان مىتواند با كافر اهل كتاب - يهودى، مسيحى و زرتشتى - ازدواج موقت نمايد، بلكه ازدواج دائم نيز جايز است اگر چه خلاف احتياط است.
در آمد مشروع زن مربوط به خود اوست و در خرج كردن آن، نياز به اذن شوهر ندارد؛ البته بهتر است خانمها نسبت به مخارج خود با شوهر هماهنگى داشته باشند تا موجب كدورت در زندگى نشود.
ربيبه بر پدر و فرزندان آن مرد محرم نيست.
جمع بين دو خواهر در ازدواج دائم يا موقت جايز نيست.
اگر يكى از عيوبىكه موجب فسخ مىشود و در توضيحالمسائل ذكر شده است، در زن يا مرد موجود باشد، طرف مقابل حق فسخ دارد و نيز اگر عقد را مشروط يا مبنى بر وجود وصفى در عروس يا داماد جارى ساخته باشند و خلاف آن ثابت شود، براى طرف مقابل حق فسخ وجود دارد.
الف - در طلاق، اختيار طلاق با مرد است؛ اما فسخ عقد از طرف زوجه هم ممكن است.
ب - پس از طلاق، در صورتى كه نزديكى صورت نگرفته باشد، نصف مهريه بر عهده مرد است؛ اما در مورد فسخ بدون نزديكى، چيزى بر عهده شوهر نيست، مگر در مورد عنن، كه نصف مهر المسمى را مرد بايد بپردازد.
ج - طلاق، نياز به خواندن صيغه مخصوص و شرايط خاص، از قبيل حضور دو شاهد عادل و... دارد؛ به خلاف فسخ كه اين شرايط در آن معتبر نيست و با هر عبارتى كه اين معنى را برساند، محقق مىشود.
د - در طلاق، اگر رجعى باشد حق رجوع وجود دارد؛ اما در فسخ، حق رجوع نيست.
حق فسخ، فورى است؛ به اين معنى كه با اطلاع زوج يا زوجه از وجود عيب در طرف مقابل و اطلاع از حق فسخ، در صورتى كه صاحب حق مايل به فسخ باشد، بايد بلافاصله عقد را فسخ نمايد و در صورت تعلّل يا رضايت به وضع موجود، حق فسخ او از بين مىرود.
اگر شير خوردن به مقدار رضاع كامل و با شرايط آن بوده، اين دختر به تمام فرزندان آن زن محرم مىشود.
خير، فرزندان مادر رضاعى فقط به اين دختر محرمند و نسبت به خواهر و برادر او نامحرم هستند.
شوهر، پدر شوهر، پدربزرگهاى مادرى و پدرى شوهر و فرزندان شوهر از همسر ديگر، به زن محرم مىگردند؛ ولى برادر شوهر، عمو و دايى شوهر، برادرزاده و خواهرزاده شوهر و... نامحرمند.
زوجه، مادر زن، مادربزرگهاى پدرى و مادرى زن، دختران زن از شوهر ديگر ] پس از نزديكى [ به مرد محرم مىگردند؛ ولى خواهر زن، خواهرزاده و برادرزاده او، خاله و عمه زن و... به مرد نامحرمند.
موارد ديگرى از محرميت كه كمتر مورد ابتلاست، ذكر نگرديد.
در طلاق باين اشكال ندارد، اما در طلاق رجعى عقد صحيح نيست، ودر صورت لمس يا نزديكى رجوع محسوب مىشود.
فرزند خوانده، محرم نيست؛ مگر آنكه ازطريق رضاع (شيرخوارگى) و يا عقد ازدواج، طبق شرايط خاصى، محرم شود.
تأديب فرزند بر پدر لازم است؛ و اگر راهى براى آن جز كتك زدن نداشته باشد، اشكال ندارد، اما دستور شرع آن است كه تنبيه نبايد موجب ديه شود؛ پس اگر طورى بزند كه بدن فرزند سرخ يا سياه شود يا خون بيايد، حرام است، و گناه كرده و موجب ديه مىشود. يادآورى مىشود كه تنبيه زياد، خصوصاً به نحو مذكور، نتيجه معكوس دارد.
همانند فرزندى كه در عقد دائم متولد مىشود، به پدر و مادر شرعى تعلق دارد و از يكديگر ارث هم مىبرند، و نفقه و مخارج او بر عهده پدر است.
زن و شوهر، هر يك مالك درآمد خود هستند، و هيچكدام در
مال ديگرى شريك نمىباشند.
اطاعت از آنها براى عروس واجب نيست؛ ولى مناسب است بگونهاى رفتار شود كه موجبات بى احترامى به آنها و اختلاف فراهم نگردد.
مشاهده اين گونه فيلمها براى همه حرام است.
خارج شدن منى بصورت مذكور درسؤال، حرام نيست.
بلى، خانمها در برابر نامحرم بايد روى پاى خود را بپوشانند و در اين جهت فرقى بين حال نماز و غير نماز نيست.
رفت وآمد خانمها درمقابل نامحرم با لباسىكه برجستگىهاى بدن آنها را مشخص كند يا معرضيت براى فساد داشته باشد، جايز نيست.
پزشك، به مريض محرم نيست، ولى در مواقعى كه معالجه
متوقف بر نگاه يا لمس مريض است، به مقدار ضرورت مىتواند نگاه يا لمس كند و در صورتى كه لمس با دستكش يا از روى حايل ديگرىكافى باشد، لمس مستقيم جايز نيست.
بلى، نگاه مرد به روى پاى نامحرم، حرام است و در حال نماز هم اگر خانمى بداند كه در معرض ديد نامحرم است، بايد روى پا تا مچ را بپوشاند.
نگاه غير عمدى و بدون قصد لذت اشكال ندارد.
اگر با قصد لذت نباشد و مفسدهاى هم به دنبال نداشته باشد، اشكال ندارد.
در صورتى كه قصد لذت و خوف از وقوع در حرام نباشد، نگاه به دست و صورت و جاهايى از بدنشان كه عادت در نپوشاندن آن دارند، اشكال ندارد.
تا صيغه عقد دائم يا موقّت خوانده نشده، نامزد با نامحرمان ديگر تفاوتى ندارد، و نگاه به او با قصد لذت و شهوت، جايز نيست.
فرزندان به وظيفه خود عمل نمايند؛ مگر آن كه رفتن آنها موجب آزار والدين باشد كه در اين صورت، مىتوانند با نامه يا تماس تلفنى، صله رحم نمايند.
اگر اشياى مذكور را به پدر يا مادر بخشيده و در اختيار آنها قرار دادهاند، ملك ايشان است و پس از فوت، حكم ساير اموال را دارد.
وارث شخص بىوارث، امام عليه السلام و در زمان غيبت، مجتهد جامعالشرايط است. بنابراين، اگر بدون اجازه از مجتهد خرج شده باشد، خرج كننده، ضامن است و بايد از مجتهد كسب رضايت كند.
همراه با عموها ارث مىبريم؟
اگر پدر شما قبل از پدربزرگ فوت شده است، سهمى از ارث پدربزرگ به شما نمىرسد.
وصى مىتواند به شخص ديگرى براى انجام امور وصيت، وكالت بدهد؛ اما انتقال مسئوليت وصايت به ديگرى صحيح نيست.
بلى، زوجه از ديه، مانند ساير اموال شوهر، ارث مىبرد.
ديه مانند بقيه اموال باقيمانده از ميت، به ورثه او مىرسد بلى هر يك از ورثه اگر مايل باشند، مىتوانند نسبت به سهم خود، آن را صرف كار خيرى براى ميت كنند.
در قتل عمد، قاتل مطلقاً ارث نمىبرد و در شبه عمد و قتل خطا، قاتل از ديه ارث نمىبرد.
ديه قتل خطا و شبه عمد، به همه ورثه مىرسد، و در قتل عمد
نيز اگر مصالحه بر ديه شود، همه ورثه حتى زوجين (با آنكه حق قصاص ندارند) ارث مىبرند. قابل ذكر است كه ديه در حكم مال مقتول است، و بايد بدهيها و وصاياى نافذه ميت از آن اخراج شود.
توبه و ندامت مذكور، در سقوط حد، تأثير ندارد؛ مگر آن كه جرم با اقرار ثابت شده باشد كه در اين صورت، قاضى مىتواند عفو كند؛ اما توبه قبل از حضور در نزد قاضى، در حق الله، باعث سقوط حد است.
خودكشى، در هر حال، حرام است و راه توبه، همواره باز است.
رفتن به خانقاه، و شركت در برنامهها و جلسات صوفيه اگر چه به عنوان ذكر و مدح امير المؤمنين عليه السلام و عزادارى براى حضرت سيد الشهداء عليه السلام در مراكزى كه به عنوان حسينيه برقرار كردهاند، و كمك مادى و همكارى با آنها، و حضور در مجالس ختم اموات آنها و دريافت هدايا از آنها، ترويج بدعت و حرام است، و جداً بايد از آنها پرهيز شود، و بايد ديگران را نيز از ارتباط با آنها نهى و نسبت به خطر ضلالت و گمراهى هشدار داد.
حضور در مجالسى كه در آن شراب نوشيده مىشود، حرام است.
اگر موجب ضرر قابل توجه فعلى و در كوتاه مدت باشد، جايز نيست.
در صورتى كه در مقام مشورت براى رأى دادن باشد و فقط
نقاط ضعفى را كه مربوط به حوزه فعاليت او است، بيان نمايند، اشكال ندارد؛ اما توهين، تحقير، مذمت و تهمت نسبت به مؤمن، حرام است.
ترساندن و ايجاد مزاحمت و آزار مؤمنين به هر صورت حرام است.
بايد توجّه داشت كه استماع و گوش دادن به موسيقى حرام است، ولى به گوش رسيدن حرام نيست. بنابراين، در صورت اضطرار، توقف در آن محيط مانعى ندارد و به موسيقى گوش نكند؛ هر چند به گوش او برسد.
خودكشى و كمك به آن، در هر صورت، حرام است و ناراحتى و درد شديد، مجوز خودكشى نيست.
اگر صدق ريش كند، تراشيدن آن جايز نيست؛ البته لازم نيست كه موهاى صورت خود را بلند بگذاريد تابه خاطر تنك بودن، به زيبايى شما لطمه بخورد؛ بلكه اگر با ماشينى اصلاح كنيدكه مقدار باقيمانده، صدق ريشكند، كافىاست.
كسى كه عمل خلاف را مرتكب شده گناهكار است و ديگرى نيز به جهت امر يا تشويق به آن، معصيت كرده است.
بر او واجب است كه از اين عمل شنيع توبه كند، و از گفتن آن به ديگران حتى شوهر جداً اجتناب نمايد.
اگر ضرر مهم و مورد توجه نداشته باشد، اشكال ندارد، و لكن زينت محسوب مىشود و بايد از نامحرم بپوشاند.
جايز نيست.
بر حسب بعضى از روايات، نسبت به چنين ادعايى مأمور به تكذيب هستيم و مؤمنين بايد از پذيرش و ترويج آن اجتناب نمايند.
دادن صدقات مستحبى به سادات جايز است، اما كفاره غير
سيد را به سيد ندهند.
ايستادن، مستحب است و در روايتى آمده است كه حضرت رضا عليه السلام وقتى نام مبارك امام زمان عليه السلام را شنيدند، ايستادند و به عنوان احترام، دست بر سر گذاشتند.
پول مذكور تا وقتى به فقير داده نشده، ملك مالك است و مىتواند در آن تصرف كند.
سعى كنيد دعاهايى را كه از معصومين عليهم السلام رسيده است، به همان نحوى كه نقل شده، بخوانيد.
كفاره ندارد؛ فوراً قرآن را برداشته و احترام نماييد.
چنانچه صدق توهين به قرآن نكند، مثل اين كه قرآن در جيب لباس باشد و در معرض افتادن نباشد، اشكال ندارد.
خواندن قرآن، به جز آيههائى كه سجده واجب دارد، در ايام عادت مكروه است؛ يعنى ثواب كمترى دارد.
اگر بدانيد آيات قرآن و اسامى مقدس بر روى آنها نوشته شده، زير پا انداختن و نشستن بر روى آنها حرام است.
دانشجويان عزيز با خواندن چند آيه از قرآن در هر روز و با توجه به معانى آنها، مىتوانند ارتباط خود را با قرآن قوىتر نمايند. مطالعه حداقل يك صفحه تفسير فارسى روان، به طور مستمر، براى آگاهى بيشتر نسبت به معارف قرآن، مطلوب است،
ومستحب است حداقل پنجاه آيه تلاوت شود.
سوزاندن آن حرام است؛ ولى مىتوانيد در محل پاكى كه در معرض هتك نباشد، دفن كنيد.
آرى، بر او هم واجب است كه با تحقّق شرايط، امر به معروف و نهى از منكر كند؛ البته بايد بداند كه اگر بخواهد سخنش در قلب ديگران جاى گيرد و تأثير بگذارد، با عمل و رفتار خود بهتر مىتواند به اين هدف دست يابد.
شرايط امر به معروف و نهى از منكر چيست؟
آمر و ناهى، بايد معروف و منكر را بشناسند.
احتمال دهد امر و نهى او تأثير دارد.
امر و نهى، مفسدهاى (ضرر جانى، مالى مهم و آبرويى) نداشته باشد.
كسى كه معروف را ترك مىكند، و نيز كسى كه منكر را انجام مىدهد، بر ادامه عمل خود اصرار داشته باشد.
آيا امر به معروف و نهى از منكر بر شخصى كه شناخت و آگاهى كافى از معروف و منكر ندارد، واجب است؟
خير، واجب نيست؛ ولى بايد شرايط و مسائل امر به معروف را ياد بگيرد تا دچار اشتباه نگردد.
خير، نهى او در اين خصوص مورد ندارد.
اگر در تكرار تذكّر، احتمال اثر مىدهد، بايد تكرار كند.
خير، نهى از منكر آنان. با فراهم بودن شرايط آن - بر فرزند واجب است؛ البته سعى كند اين كار را با سخن نرم و اخلاق نيك، انجام دهد و اين امر، بىاحترامى به آنان محسوب نمىشود و اگر تأثير نكرد، وظيفه ديگرى ندارد.
اين واجب با وجود شرائط از كسى ساقط نمىشود، مگر آنكه ديگران به اين فريضه عمل نمايند.
والحمدلله رب العالمين