ghaemiyeh.com
حجاب عزّت است يا اسارت؟! (2 )
حجاب، بىحجابى و بدحجابى
آسيبها و آفتهاى شبيخون فرهنگى دشمن
غفلت و بىتفاوتى جامعه اسلامى
سرشناسه: ذبیحی، محمد صادق
عنوان و پدیدآور: حجاب عزت است یا اسارت؟ !/ تهیه و تدوین محمد صادق ذبیحی.
مشخصات نشر: مشهد، پیام طوس، 1397.
مشخصات ظاهري: 6 جلد
شابک: 8 70 9928 964 978
یادداشت: فهرست نویسی بر اساس جلد چهارم، 1393.
یادداشت: ویراست قبلی: پیام طوس، 120) 1390ص.).
یادداشت: ج4 (چاپ دوم: 1393).
یادداشت: ج6 (چاپ اول: 1397 ) (فیپا).
یادداشت: کتابنامه.
موضوع: حجاب
Hijab (Islamic clothing) :
موضوع: حجاب احادیث
Hijab (Islamic clothing) -- Hadiths
موضوع: حجاب جنبه هاي قرآنی
Hijab (Islamic clothing) -- Qur'anic teaching
موضوع: محرم و نامحرم
Mahram and namahram*
رده بندي کنگره: ي 3 1390 ح 23 ذ/ BP 230/17
رده دیویی: 297/636
شماره کتابشناسی ملی: 4409559
ذبيحى، محمّد صادق، گردآورنده
حجاب عزّت است يا اسارت؟! (2) نگاهى به آثار مثبت حجاب و مجازات ترويج بىحجابى از ديدگاه قرآن و سنّت / تهيه و تدوين محمّد صادق ذبيحى. ـ مشهد، پيام طوس، 1390.
256 ص.
شابك: 5-39-9928-964-978
فهرستنويسى براساس فيپا.
الف. عنوان. 3 ح 2 ذ/17/230BP4831/297
نام كتاب:··· حجاب عزّت است يا اسارت؟! (2)
مؤلف:··· محمّد صادق ذبيحى
ناشر:··· انتشارات پيام طوس
حروفچينوصفحهآرا:··· خدمات نشر علاقهمند
تيراژ:··· 000/10 نسخه
نوبت چاپ:··· پنجم ـ 1393
چاپ:··· چاپخانه بزرگ قرآن كريم
شابك:··· 5-39-9928-964-978
مركز پخش: مشهد مقدّس ـ بين چهارراه زرّينه و راه آهن ـ پلاك 133 ـ انتشارات طوس
قيمت 3300 تومان
اجر و ثوابى كه از انتشار اين مجموعه عايد مىشود
به محضر مقدس آقا و مولايم امام زمان عليهالسلام
اهدا مىگردد.
پاداش ارزنده آن عزيز را به روان پاك پدر بزرگوارم و مادر فقيدهام تقديم مىدارم.
السَّلامُ عَلَيك يا بقيَّةَ اللَّه ...
يا أَيُّها الْعَزيزُ مَسَّنا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاة
فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا اِنَّ اللَّهَ يَجْزِى الْمُتَصَدِّقينَ
(سوره يوسف، آيه 85)
اى امام عزيز و مهربان!
بر ما و خاندان ما سختى و گرفتارى رسيده. و با سرمايهاى اندك (و با شرمندگى فراوان) به حضورت پناه آوردهايم. لطف و محبّت فرما (از ما دستگيرى كن) و بر مقدار احسانت بيفزا و (براى فرج وسلامتى وجود نازنينت) به ما صدقه عنايت فرما، زيرا خداوند مهربان صدقه دهندگان را پاداش مىدهد.
يا ابن الحسن! روحى فداك
تا نيايى، گره از كار بشر وا نشود
السَّلامُ عَلَى المَهدى بِجَوامِعِ السَّلامِ
يا أَبانَا اِسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا اِنّا كُنّا خاطِئينَ
اى پدرِ مهربان! براى گناهان و رفتارِ بد ما از درگاه خداوندِ بزرگ طلب مغفرت نما، زيرا ما خطاكار هستيم.
مولاى عزيز! به قلب نازنينت چه مىگذرد كه پس از تحمّلِ آن همه مصيبتها، شاهدِ فروپاشى عفّت و غيرت زنان و مردان مسلمانى هستى، كه ادّعاى دوستيت را دارند؟!
پدر و مادرمان فدايت! با سوز و گداز و ندامت و شرمندگى و با همه بدى و آلودگى و درماندگى، با هزاران اميد و چشمانى اشكبار، به آستانِ ملكوتيت پناه آوردهايم، لطف و آقايى كن، پناهمان دِه، زيرا تنها اميدمان تو هستى. عنايتى كن كه عنايتت از اين دنياى بزرگ و همه شئون آن برايمان شيرينتر است و دل و جانمان را زير و رو خواهد كرد.
رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
سوگند به پروردگار اگر خداوند به وسيله تو يك نفر را هدايت كند، براى تو بهتر است از آنچه خورشيد بر آن مىتابد و غروب مىكند...
اصول كافى 28/5
و همچنين رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
هنگامى كه امّت من امر به معروف و نهى از منكر را ترك كردند، بايد آماده جنگ با خدا باشند.
عقاب الأعمال مترجم/551 چاپ نشر اخلاق
امام صادق عليهالسلام فرمود:
اگر رفتار زشت و نامشروع در ميان جامعهاى رواج پيدا كند و آنان انجام دهنده آن را ملامت و سرزنش نكنند، نزديك خواهد بود كه خداوند عزّوجلّ عذابى همگانى بر آنان فرو فرستد.
عقاب الأعمال مترجم/563
بعضى از افراد با عنوان كردن ناهنجارىها و مفاسد جامعه در سطح عموم مخالف بوده و معتقد هستند كه اين روشنگرىها ممكن است زمينه آگاهى برخى از افراد را كه هيچ گونه آشنايى با مفاسدِ عمومى ندارند فراهم نموده و آثار سوئى بر رفتار آنان داشته باشد.
در پاسخ اين عزيزان مىگوييم:
رسانهها با انتشار اخبار وحشتناك از انواع فساد و ناهنجارىها و جنايات هولناك، چيزى از مفاسد را مخفى نگذاشتهاند كه انتشارش باعث ضرر و خطرى بالاتر از آنچه هست براى جامعه ما بشود.
اين افشاگرىها، هشدار و پيش آگاهىِ فرود آمدنِ
بلايى است كه جامعه اسلامى ما را تهديد به فروپاشى كرده و دلسوزان با عرضه شدن زنها در خيابانها، بازارها، كارخانجات و مراكز عمومى و خصوصى، از روى دلسوزى از شيوع و فراگيرى فساد و انحراف در سرتاسرِ جامعه اسلامى و گسترش روزافزون آن و مرگ اخلاق و معنويّت خبر مىدهند!!
آيا نبايد ملّت مسلمان به خصوص نسل جوان را كه سرمايههاى اصلى مملكت هستند از پىآمدهاى مشكلات اخلاقى و اعتقادى و آسيب و آفتهايى كه در پوشش و رنگ دين به وسيله دشمنان داخلى و خارجى به جامعه اسلامى ما تحميل شده و با طرحهاى زمان بندى شده در حال توسعه و گسترش مىباشد، آگاهى داد؟!!
مشكلاتِ مصيبت بارى كه شاهد آن هستيم و مسئولان، كارشناسان مراكز تربيتى و دلسوزان نيز آنها را به عنوان مشكل اساسى جامعه مطرح نموده و براى مقابله با اين بحران اظهار عجز و ناتوانى كرده و دست به دامانِ عالمان دينى و كارشناسان درس اخلاق شدهاند.
آرى! متولّيان تربيت، نويسندگان و مسئولين، كم
گفتند و كم نوشتند و يا نسبت به بازگو كردن مفهوم صحيح احكام دين مصلحتانديشى كردند كه روزگارمان تاريك و سياه شده و دشمنان با موفقيّت و پيروزى، در همه شئون ما نفوذ كرده، مدارس، دانشگاهها، خيابانها و مراكز عمومى ما را با ترويج آزادى و تبليغات فريبنده به انحراف و فساد كشيدهاند و اسلام عزيز كه حاصل فداكارى و خون هزاران شهيد در طول تاريخ مىباشد به غربت و مظلوميّت نشست تا آنجا كه بايد از محضر پدر مهربانمان با شرمندگى عذرخواهى نموده و با تقاضاى عفو و گذشت، عرضه بداريم:
يا رسول اللّه!
دين تو را در پى آرايشند!
در پى آرايش و آلايشند!
بس كه فزودند بر او بال و پر!
گر تو ببينى نشناسى دگر!
هر كس نگرى در پى كار خويش است
آخر دلِ مهدى به چه كس خوش باشد
پدر مهربان، امام زمان عليهالسلام واقعاً غريب است! آن قدر غريب و تنهاست كه ما كه ادّعاى محبّت و دوستى آن بزرگوار را داريم و مجالس دعا و جشن و سرور براى آن عزيز برگزار مىكنيم و با شور و ذوق به زيارت اجداد بزرگوارش مىرويم و در مجالس عزاى آن عزيزان شركت نموده و اشك مىريزيم و ... در رفتار و كردار، خواسته دلمان را بر رضايت و خواستِ آن عزيز ترجيح مىدهيم!
برادر و خواهر مسلمان!
محبّت به امام زمان عليهالسلام تنها به ادّعا نيست. بهترين و بالاترين مرحله محبّت و دوستى، يارى آن عزيز به رفتار و
عمل در همه شئون زندگى است. چرا كه ما منتسب به آن حضرت بوده، رفتار ما هر گونه باشد به حساب آن بزرگوار گذاشته مىشود و چنانچه اعمال ما برخلافِ خواسته امام زمان عليهالسلام باشد موجب غم و اندوه و مايه آبروريزى آن عزيز مىگردد.
و بالأخره، معيار و ملاك درستى رفتار ما، رضايت امام زمان عليهالسلام مىباشد. خواه مورد پسند ما و جامعه باشد يا نباشد.
اكنون، وجداناً و انصافاً !
وضعيّت غيرتِ دينى و پايبندى ما نسبت به مبانى و احكام دين به خصوص در مورد حجاب بانوان و اختلاط و ارتباط زنان و مردان نامحرم مورد رضايت آن بزرگوار مىباشد يا نه؟! مطالب اين كتاب را بخوانيد، قضاوت با شما.
حجاب و پوشش كامل و عفيفانه بانوان و حريم گرفتن زن از مردِ نامحرم و حتى كيفيّت سخن گفتن زنِ مسلمان، يكى از مسائل ضرورى و قاطعانهاى است كه مورد تأكيد و سفارشِ صريح قرآن مجيد و پيشوايان معصوم عليهمالسلام مىباشد و غفلت يا بىاعتنايى نسبت به اين واجب شرعى گناهى است بزرگ و موجب كيفر و مجازات شديد پروردگار خواهد بود.
اين سنّت الهى، فرهنگ مشترك همه اقوام، ملل و جوامع دنياست و در همه اديان الهى رعايت حجاب،
بازداشتن چشم از نگاه آلوده و حرام، دورى از آرايش، پرهيز از اختلاط زن و مرد، تماس نامشروع و گفتار و كردار تحريكآميز، لازم و ضرورى بوده و تنها فرهنگ مبتذل غرب با تمام پيشرفتهاى علمى و تكنولوژى خود برخلاف آموزههاى صريح حضرت مسيح عليهالسلام و كتاب انجيل و همه اديان، پردهدرى و حريمشكنى، بىحجابى و جلوهگرى را اشاعه داده است!
و چون اين دشمن شيطان صفت درصدد سلطه، استضعاف و استعمار ملّتهاست و پيشرفت و ترقّى مسلمانان را سدّ راه خواستههاى حيوانى خود مىداند، مسئله انحراف و فساد را با نفوذ در همه زواياى زندگى مسلمانان و با تبليغات فريبنده، ترويج بىبند و بارى، اختلاط زنان و مردان و استفاده از جاذبههاى جنسى در كشورهاى اسلامى، شايع نموده است!
به اين پيام بىشرمانه «ميشل هولباك» نويسنده فرانسوى توجّه فرماييد:
براى غلبه بر مسلمانان بايد آنان را به فساد كشيد. ما از راه زور نمىتوانيم افراط گرايى دينى را متوقّف سازيم. پس بهتر است مسلمانان را به فساد بكشانيم! جنگ بر
ضدّ افراطگرايى اسلامى با كشتن مسلمانان فايدهاى ندارد. فقط با فاسد كردن آنان مىتوان به پيروزى دست يافت.(1)
حضرت على اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود:
«هميشه امّت اسلام در راه خير هستند تا هنگامى كه از فرهنگ و آداب و رسوم كافران در پوشيدن لباس و غذا خوردن و ... تقليد نكنند و چنانچه از رفتار آنان پيروى كردند، خداوند قادر آنان را خوار و ذليل مىگرداند.»(2)
با كمال تأسف! تلاشها و تبليغات شوم و شيطانى استعمار، افكار و رفتار مسلمانان جامعه ما را تحت تأثير قرار داده و با پيروى مردم مسلمان از راه و روش دنياى غرب، فرهنگ آلوده آنان جايگزين رفتار و سنّتهاى اسلامى گرديده است!
آزادى در ارتكاب گناه، اختلاط زن و مرد، آلودگى
محيط كار، حوزههاى تحصيل و مراكز عمومى از جمله ارمغانهاى شومى است كه دشمن بر جامعه اسلامى ما تحميل نموده است!
در چنين وضعيّت نكبتبار، مصيبت به اوج خود رسيده و بر اثر پيروى بىقيد و شرط از دشمن و رواج آزادى، كمتوجّهى به مسئله پوشش و حجاب و تكرار گناه، قبح و زشتى معصيت و نافرمانى پروردگار از بين رفته است!
ارتكاب گناه عادى گرديده، ضدّ ارزشها جايگزين ارزشها شده است. ارزشهاى اخلاقى، بد و زشت به نظر مىرسد و زشتىها و بدىها، خوب و با ارزش جلوه مىكند!
دريغ و افسوس! اكثريّت مردم مسلمان كه خود را موظّف به انجام احكام دين و فرايض مىدانند، نماز مىخوانند و روزه مىگيرند، و نان دين را هم مىخورند امّا
همچنان بىتفاوت و غافل، دم فرو بسته، شاهد و ناظر اين همه فساد و بىبند و بارى و پَرپَر شدن جوانان مسلمان و مرگ اخلاق و معنويّت هستند و با كمال تأسّف هيچ اقدام عملى مؤثرى براى پيشگيرى از اين وضع نابسامان انجام نمىدهند!
و همين بىتفاوتى و سهلانگارى موجب جرأت و گستاخى دشمن و گسترش روزافزون فساد و انحراف گرديده و گروه گروه پسران و دختران، فريب خورده از دامن خانواده و پناه قرآن به عرصههاى گناه و فساد كشيده شده و حوادث تكان دهندهاى به وجود مىآورند كه انسان را بر خود مىلرزاند!!
اين ناهنجارىها، مصيبتهاى دردناكى است كه دلسوزان غيرتمند از مشاهده آنها رنج مىبرند و در حالى كه بيمناك از نزول عذاب و قهر خداوند هستند، افراد فريب خورده را از انجام اين همه گناه و معصيت برحذر مىدارند!
امّا افراد فريبخورده چنان خوى حيوانى گرفتهاند كه هر انسان دلسوزى را كه بر سر راه مقاصد شوم خود
مشاهده كنند، با قساوت تمام، تيغ آجين كرده قربانى اميال پليدشان مىنمايند!
اين ماجراهاى تلخ و دردناك را بخوانيد:
چند زن مسلمان مؤمن در يكى از مناطق شهر تهران به چند زن بد حجاب در مورد كيفيّت حجابشان و حفظ شؤون اسلامى تذكّر مىدهند.
اين تذكّر دلسوزانه به عكسالعمل و درگيرى خانمهاى بدحجاب با بانوان تذكّر دهنده منجر مىگردد كه با مداخله برادر يكى از زنان بدحجاب به صحنه زد و خورد شديد تبديل گشته و رنگ خشونت و خون به خود مىگيرد!!
مرد عارى از غيرت به وسيله يك شيشه شكسته و تيز به يكى از زنان تذكّر دهنده حمله مىكند كه بر اثر شدت جراحات ناشى از اصابت شيشه، زن دلسوز مسلمان 45 ساله جان خود را از دست مىدهد...!!(1)
1) روزنامه شهرآرا /269 تاريخ 14/2/1389.
دو روحانى امام جماعت دو مسجد طى يك ماه هنگام انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر مورد ضرب و جرح شديد قرار گرفتند!
شب چهارشنبه گذشته يكى از اين روحانىهاى جوان پس از تذكّر دلسوزانه به مردى كه قصد ربودن دخترى را كه ظاهرى زننده از نظر حجاب داشته، به وسيله يك شيشه شكسته و تيز مورد جرح و ضرب شديد قرار گرفته و در آستانه نابينايى قرار گرفت!
و در همين ماه، دهم ارديبهشت نيز، روحانى جوان دلسوز ديگرى به پسرى كه همراه دختر بدپوشش و بدحجاب در خيابان راه مىرفته، تذكّر مىدهد، پسر جوان پس از فحاشى به سمت روحانى مؤمن حمله كرده با مشت و يا وسيلهاى كه در دست داشته به چشم چپ سيد روحانى ضربه محكمى وارد مىنمايد كه پس از انتقال به بيمارستان به دليل شدّت ضربه و جراحت، پزشكان چشم
چپ او را تخليه كردند!!(1)
اين قبيل حوادث و ماجراهاى تلخ، حاصل بىتفاوتى و غفلت خانوادهها، مبلّغان، نويسندگان، مسئولان امور تربيتى و ضعف تبليغ است. بعضى جوانان با مشاهده دختران و زنان خودنما و بد پوشش پاى به راه شيطان نهاده، چشم خود را بر روى همه قيد و بندها و شرع و قانون بسته و عفّت و سلامت اخلاق جامعه را جريحهدار مىنمايند!!
آيا مىشود دختران بدپوشش و خودنما را به حال خود رها كرد و در برابر جلوهگرى آنان بىتفاوت بود و با نگاه تكبعدى تنها پسران را مقصّر دانست؟!!
آيا مىشود حريمشكنى و پردهدرىها را كه مفهوم «لاقيدى» به خود گرفته است ناديده گرفت و شاهد و ناظر اينگونه جنايتهاى وحيشيانه و گسترش ناهنجارىها در جامعه اسلامى باشيم؟!!
مسئولان به اين شيطان صفتان مجال ندهند و بر اساس حكم شرع و قرآن در كوتاهترين مدت اين
1) روزنامه شهرآرا/ 269 تاريخ 14/2/1389.
جنايتكاران را به مجازات برسانند تا متجاوزين سركش جرأت تجاوز به نواميس مردم را نداشته باشند و دختران و زنان با پوشش غيرعفيفانه و جلوهگرى، توجّه مردان را به خود جلب نكرده و امنيّت در جامعه اسلامى برقرار شود.
به فرياد و خروش مولايمان اميرالمؤمنين على عليهالسلام هنگام تعرّض به نواميس مسلمانان و خطاب و عتاب آن بزرگوار به مردم توجّه فرماييد و ببينيد رفتار ما چقدر به رفتار و گفتار آن بزرگوار شباهت دارد!
هنگامى كه به اميرالمؤمنين عليهالسلام خبر رسيد دشمن به خلخال و زينتآلات زنى مسلمان و زنى غيرمسلمان كه در پناه حكومت اسلامى بوده دستبرد زده و با اين عمل، حيثيت و آبروى مسلمانان مورد تعرّض قرار گرفته است، سخت متأثّر و ناراحت گرديده و با دلى پر از درد و غم، سُستى، بىتفاوتى و خوارى و ذلّت مسلمانان را مورد سرزنش قرار داده و فرمود:
«... هر ملّتى كه درون خانه خود مورد تجاوز و هجومِ
دشمن قرار گرفته و هتك حرمت و حيثيتش شود، ذليل و خوار خواهد شد. و چون شما سستى به خرج داده، در برابر تعرّضِ دشمن بىتفاوت گرديده و خوارى و ذلّت پذيرفتيد، دشمن پىدرپى شما را مورد حمله و تجاوز بىرحمانه خود قرار داده و بر شما چيره شد!
به من خبر رسيده كه مردى، زينت آلات و خلخال زنى مسلمان و زنى غير مسلمان را به غارت برده در حالى كه آنها هيچ وسيلهاى جز گريه و التماس نداشتهاند!
پس از اين تعرّض و ماجراى ظالمانه و دردناك، اگر مسلمانى از غصّه و تأسّف (و از سر غيرت) دِق كند و بميرد، سرزنشو ملامت ندارد! بلكه سزاوار مرگ است!
شگفتا! شگفتا! سوگند به پروردگار! اين واقعيّت موجب غم و اندوه و نابودى قلب انسان مىگردد كه دشمنان و متجاوزان در راه باطل خود، همبستگى و اتحاد دارند و شما كه بر حق هستيد (در دفاع از اسلام و نواميس خود) همبستگى نداريد!!
زشت باد روى شما! پيوسته مبتلا به اندوه باشيد كه (با بىتفاوتى خود) آماج تيرهاى بلا و تجاوز و تهاجم دشمن شديد! بيگانه و خصم به شما و نواميستان تعدّى
مىكند (و حيثيّت شما را هتك مىنمايد) و شما از (حيثيّت) خود دفاع نمىكنيد! معصيت و نافرمانى خدا مىشود و شما بىتفاوت بوده و به انجام گناه و معصيت و تجاوز دشمن رِضا مىدهيد!!»
اى دريغ و افسوس! بىتفاوتى، انحراف و رفتار اسفبارِ جامعه اسلامى آن روز و امروز، امامِ مظلوم و حجّت خدا را خون جگر نموده و آن چنان دل نازنينش به درد آمده و قلب مباركش مىسوزد كه در پايان خطبه مىفرمايد:
«... دل من از رفتار شما پُر خون است... (با كردار ناپسندتان) كاسههاى غم و اندوه را جُرعه جُرعه به كامم فرو ريختيد...»(1)
با اين بيانات روشن و دلسوزانه ولىّ خدا اميرمؤمنان على عليهالسلام، حجّت بر همه تمام است و با هيچ گونه تفسيرى نمىتوان بىتفاوتى و غفلتمان را در برابر وضعيّت دردناك كنونى و تجاوز به حيثيّتِ نواميس مسلمانان توجيه نموده و به حاشيه ببريم!
1) نهجالبلاغه / خطبه 27.
و امّا دريغ و افسوس! خود را به حجّت خدا، على مظلوم عليهالسلام منتسب مىدانيم اما با سُستى و بىتفاوتى در حفاظت از عفّت و حجاب نواميسمان، پدر مهربانمان را خون جگر كرده و جُرعههاى غم و اندوه را به كام نازنينش فرو مىريزيم!!
ولىّ خدا اميرمؤمنان على عليهالسلام با مشاهده بىتفاوتى مردها در كنترل خروج زنها از منزل و ارتباط و رويارويى آنها با نامحرمان و هتكِ حُرمت و حيثيت بانوان و دختران، به خشم و غضب آمده و از سر غيرت، مردان را مورد عتاب و خطاب قرار مىدهد:
«... آيا حيا نمىكنيد (و آيا تعصّب و غيرت نداريد!) زنان شما به بازارها (و اماكن عمومى) مىروند و با مردها تماس دارند...؟!»(1)
و همچنين فرمود:
1) وسائل الشيعه 14/174.
خداوند لعنت كند كسى را كه غيرت ندارد.(1)
با كمال تأسّف! وضعيّت جامعه ما و رفتار تأسفبار كنونى، اوج مظلوميّت و غربت مظاهر دين و نمونه بارز پشتِپا زدن به ارزشهاى اخلاقى و انسانى است! ارزشهايى كه نتيجه و حاصل زحمات و فداكارىهاى طاقتفرسا و خونهاى پاك انبياء و امامان معصوم عليهمالسلام و همه اولياء و شهداى شيعه در طول تاريخ مىباشد!!
به راستى و بدون تعارف! در دوران حيرت و غيبت مولايمان امامِ زمان عليهالسلام كه در بوته امتحان و حراست از دين و ارزشهاى اخلاقى قرار گرفتهايم، شرمنده آن پدر مهربان هستيم و به جاى اين كه در اين آزمون و در برابر آن همه رأفت و دلسوزى مولاى عزيزمان سرافراز باشيم، موجبات دغدغه و دردمندى آن عزيز را فراهم نموده و قلبِ نازنينش را به درد آوردهايم!!
به اين احاديث هشدار دهنده توجه فرماييد:
1) همان.
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
چگونه خواهيد بود هنگامى كه در ميان شما بدعتها و رفتارِ خلاف دين ظاهر شود و با آن بدعتها، كودكان، بزرگ و بزرگها، پير شوند و عَجمها تسليم آن بدعتها گردند؟! و در آن هنگام كه بدعتها ظاهر شود بر آنها نام سُنّت و دين گذارند و هرگاه به سنّت و روشِ دين عمل شود، نام بدعت بر آن نهند؟!
سؤال شد: يا رسولاللّه، آنچه فرموديد در چه زمانى خواهد بود؟!
فرمود: زمانى كه (پيروى دنيا نموده و ) دنيا را تابع آخرت قرار دهيد.(1)
و همچنين رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
چه حالى خواهيد داشت زمانى كه زنان شما فاسد گرديده، جوانانتان فاسق و گناهكار شوند و امر به معروف و نهى از منكر ننماييد؟!
سؤال شد: آيا چنين وضعى پيش خواهد آمد؟!
1) ارشاد القلوب دييمى 1/88.
فرمود: آرى! بدتر از اين هم خواهد شد! چگونه خواهيد بود آنگاه كه امر به منكر و بدىها نموده و نهى از معروف و خوبىها بكنيد؟!
اصحاب با تعجّب سؤال كردند: آيا چنين خواهد شد؟!!
فرمود: بلى! و بدتر از اين خواهد شد! چه حالى خواهيد داشت زمانى كه خوبىها و فرايض دين را زشت و ناپسند ببينيد و رفتار نامشروع و گناه را پسنديده مشاهده نماييد؟!!(1)
اكنون با كمال تأسف آنچه پيامبر عاليقدر صلىاللهعليهوآلهوسلم پيشبينى فرموده در سه دوره بسيار خطرناك كه هر دورهاش نسبت به دوره قبل دردناكتر مىباشد، امت اسلامى را فراگرفته است، بيشتر مردان و زنان پيرو فرهنگ بيگانه شده و ننگ و رسوايى آن را به جان خريدهاند!!
و تأسّفبارتر اين كه: گروهى از زنان باعفّت و مردان باغيرت نيز، فريضه امر به معروف و نهى از منكر را فراموش نموده و هيچگونه حساسيّت و عكسالعمل در
1) بحارالأنوار، 100/74 چاپ ايران.
برابر اين همه رفتار نامشروع و فحشاء و ناهنجارىها از خود نشان نمىدهند!
مصيبت و عمق فاجعه! مصيبت اينجاست كه بىتفاوتى، غفلت و سكوتِ در برابر آلودگىهاى اخلاقى و مظاهر گناه، موجب جرأت، گسترش و شيوعِ گناه، فروپاشى عفّت، خودنمايى، بىحجابى بانوان و اختلاط زنان و مردان گرديده و در نتيجه، دوره نكبتبار سوّم كه حاصل و ميوه تلخ دورههاى قبل مىباشد ظاهر گرديده! حيا و عفّت، زشت محسوب شده. بدحجابى و فقدان غيرت و عفّت، نشان شخصيّت و آزادى گرديده است!!!
و از همه مهمتر، بدبينى و فاصله گرفتن گروهى از مردم به ويژه جوانان از مبانى مذهب و احكام دين و پشت پا زدن به عقايد و اصول اسلام مىباشد كه متأسّفانه اين پايان كار نيست و با ادامه اين وضعيّت نكبتبار، آينده بسيار تاريك و وحشتناكى در پيش خواهيم داشت!!
چرا كه دشمن شيطانصفت پس از موفقيّت در فروپاشى ارزشها و آموزههاى دينى جامعه اسلامى،
برنامهاى تدارك ديده تا آيندهمان سياه و تاريك گرديده و چنان تن به ناهنجارىها و گناه بسپاريم كه هيچگونه فرصت براى برنامهريزى نداشته و در پيچ و خم نقشههاى شيطانى و ماهرانهاش نابود شويم!!
آرى! اين روزگار اسفبار، حاصل انباشته شدن بىتفاوتى و نتيجه فراموشى فريضه امر به معروف و نهى از منكر مىباشد كه باعث غربت و مظلوميّت مظاهر دين در جامعه اسلامى گرديده و قلب نازنين امام زمان عليهالسلام را به درد آورده است!!(1)
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
هرگاه بدعتها و رفتار خلاف دين در ميان امّت من
1) يكى از نويسندگان عاليقدر معاصر، نام كتابى را كه درباره امر به معروف و نهى از منكر نوشته «دو فريضه فراموش شده» گذاشته است. مگر جز اين است كه حتّى مسجدىها، نمازخوانها، حاج آقاها و حاجيه خانمها و به يك كلام ديندارهايمان از دو فريضه امر به معروف و نهى از منكر غفلت كرده و به بوته فراموشى سپردهاند.
ظاهر شود، پس عالم و دانشمند (به منظور پيشگيرى از آلوده شدن مسلمانان به گناه و بدعت) دانش خود را آشكار نمايد و چنانچه دم فرو بندد (و از شيوع بدعت، نوآورى و مفاسد اخلاقى) پيشگيرى ننمايد، نفرين و لعنت خدا بر او باد.(1)
امام صادق عليهالسلام فرمود:
هرگاه مردم مسلمان در برابر رفتار زشتى كه در ميانشان صورت مىگيرد، دَم فرو بندند و براى تغيير آن تلاش ننمايند، زود باشد كه پروردگار، كيفر و مجازات خود را شامل حالِ آنان سازد.(2)
اگر بينى كه نابينا به چاه است
اگر خاموش بنشينى گناه است
استقبال كمنظير اقشار مختلف مردم از جلد اول اين
كتاب، اثرگذارى فراوان، تحوّل سريع و چشمگير، تماسهاى پر مهر و محبّت عزيزان، حكايت از فطرت پاك مردم مسلمان و پيروان با اخلاص قرآن و خاندان رسالت عليهمالسلامدارد.(1)
اين استقبال گرم و صميمانه، گواه صادقى است بر وجود گرايش مذهبى و وجود عفّت اخلاقى به صورت يك خصلت استوار در ضمير زنان مسلمان و شوق و علاقه امّت اسلام به پذيرش حقايق اصيل دين و مفهوم صحيح آموزههاى اسلامى و بازگشت از وضعيّت اسفبار موجود كه به علّت ضعف تبليغ، غفلت و بىاطلاعى به وجود آمده به فطرت پاك و دنياى پاكىها.
گروهى از بانوان مسلمان پس از خواندن جلد اوّل اين كتاب، ضمن اظهار بىاطلاعى از دستورات دين در مورد رعايت حجاب و حفظِ عفّت و حيثيّت در برابر نامحرمان و ابراز شرمندگى و پشيمانى از رفتار گذشته خود، بىتفاوتى و سستى متولّيان تربيت را باعث به وجود آمدن وضعيّت
1) جلد اوّل اين كتاب در مدت حدود 5 سال، چهل بار با تيراژ چهارصد هزار جلد به چاپ رسيده است.
اسفبار كنونى و فروپاشى سلامت اخلاق جامعه دانسته و اظهار مىكنند:
در جامعهاى كه مفهوم صحيح اسلام به وسيله متولّيان تربيت و رسانهها به صورت شفاف و روشن كمتر بازگو مىگردد و از سوى ديگر، دشمنان بىرحم داخلى و خارجى نيز به صورتِ گسترده و فريبنده به اشكال گوناگون در همه زواياى زندگى مسلمانان نفوذ كرده و انواع وسايل مبتذل را در اختيار خانوادهها قرار دادهاند، ناگزير دختران، پسران و حتى نوجوانان و كودكان از فرهنگ فاسد دشمن الگو گرفته و جامعه اسلامى گرفتار انحراف، گناه و بىبند و بارى مىگردد!
اكنون كه در دوران حيرت و سردرگمى و آشكار شدن فتنههاى آخرالزّمان قرار گرفتهايم به حكم غيرت دينى و تعهّد و التزام به انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر و دفاع دلسوزانه از نواميس مسلمانان و آگاهى جامعه اسلامى از نقشههاى شومِ دشمنان خارجى و عوامل فريب خورده داخلى كه اين وضعيّت اسفبار را با سوء استفاده از
نام دين بر ملّت اسلام تحميل نمودهاند و به منظور پيشگيرى از گسترش گناه و مفاسد اخلاقى و همچنين تأكيد بر ضرورت حريم گرفتن زنان از مردان و رعايت حجاب و پوشش بانوان، وظيفه شرعى مبلّغان و نويسندگان دلسوز، روشنگرى ملّت اسلام، بازگو كردن مطالب آموزنده قرآن مجيد و سخنان ارزنده خاندان رسالت عليهمالسلام به صورت شفاف و روشن و بدون مصلحتانديشى مىباشد.
و همچنين يادآورى حوادث تلخ و مصيبتبارى كه بر اثر حريمشكنى و پشتپا زدن به آموزههاى دين اتفاق افتاده به منظور عبرتگيرى ملّت اسلام به خصوص دختران و پسران، لازم و ضرورى است.
چرا كه كار از مصلحتانديشى، سهلانگارى و بىتفاوتى گذشته و زنگ خطر را مىبايست خيلى پيش از اينها به صدا درمىآورديم! زيرا دشمن با همه توان و قدرت با استفاده از قوىترين حربه شيطانى خود، ترويج فساد، بىحجابى، بىبند و بارى و اختلاط آزاد زنان و مردان، ايمان، عقيده، حيا و غيرتِ مسلمانان را كه عاملِ
مقاومت آنان در برابر دشمن بود، درهم ريخته و در صورت غفلت و سهلانگارى و ادامه روند كنونى، در پيچ و خم نقشههاى ماهرانه استعمار نابود شده و كشور عزيزمان نيز همچون اسپانيا و الجزاير و ... عبرت تاريخ خواهد شد!
اميد است زنان باعفّت و فضيلت و مردان با غيرت و حميّت با آن فطرت پاك و سابقه درخشان كه دشمنان جنايتكار را در جبهههاى نظامى و فرهنگى با اقتدار و سرافرازى از پاى درآوردهاند، اين بار نيز با استمداد از لطف پروردگار و برخوردارى از دعاى خير مولايمان امام زمان عليهالسلام، در برابر تهاجم شوم فرهنگى دشمن كه مذهب، حجاب، عفّت و حيثيت نواميس شيعه را بازيچه خود قرار داده، با شهامت و شجاعت ايستادگى نموده و با به كارگيرى احكام صحيح اسلام به فطرت پاك خدايى خود بازگشته و از يك زندگى اسلامى و سرشار از صفا و معنويت و اجتماعى سالم برخوردار گردند.
اكنون به منظور بيدارى و هوشيارى ملّت اسلام و انجام وظيفه دينى در پيگيرى نوشتار «حجاب عزّت است يا اسارت؟!» جلد دوم آن را به رشته تحرير درآورده و
تقديم مىدارم، به اين اميد كه اين اثر كوچك مورد رضاى پروردگار و خشنودى قلب مقدس و نازنين پدر مهربان امام زمان ارواحنا فداه قرار گيرد، انشاءاللّه.
لازم به يادآورى است:
تكرار آيات قرآن مجيد و اخبار و احاديث و بعضى از مطالب به دليل اهميّت موضوع و توجّه بهتر و بيشتر و ثابت ماندن مطلب در ذهن مىباشد.
اين مسأله در قرآن شريف و اخبار و احاديث خاندان رسالت عليهمالسلام فراوان به چشم مىخورد تا آنجا كه يك موضوع با اهميت و يا يك ماجراى آموزنده تاريخى، دهها بار در قرآن و اخبار و احاديث تكرار گرديده است.
قرآن مجيد:
اى پيامبر! به مردانِ با ايمان بگو: چشمان خود را (از نگاه به نامحرم و آنچه نظر كردنِ به آنها حرام است) بپوشند و پاكدامنى ورزند... و به زنان با ايمان بگو: ديدگان خود را از هر نامحرمى فروبندند و پاكدامنى ورزيده و خود را (از خلاف و گناه) حفظ نمايند...(1)
در اين آيات قرآنى، خداوند با صراحت از مردان و زنان مىخواهد كه چشمان خود را از نگاه به يكديگر بازدارند.
اين دستور به منظور مهارِ نفس از ارتكاب گناه و
1) سوره نور /30-31.
مصون ماندنِ زنان و مردان از آثار و پىآمدهاىِ سوء حاصل از نگاه به نامحرم مىباشد.
رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
نگاه (به نامحرم، مرد به زن يا زن به مرد) زهرِ سوزان و تير مسمومى است از تيرهاى شيطان. هر كس چشمش به نامحرمى بيفتد و از ترس خدا، چشم از او بازدارد (و به نگاه خود ادامه ندهد) خداوند به خاطر چشمپوشى از گناه، ايمانى به او عطا فرمايد كه شيرينى و لذّت آن را در قلب خويش احساس نمايد.(1)
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
خداوند متعال فرموده: اگر چشمت براى انجام گناه و نگاه به نامحرم نافرمانى كرد، دو روپوشى را كه براى چشم تو قرار دادهام (پلكها) بر هم گذار و به نامحرم نگاه نكن.(2)
حضرت عيسى عليهالسلام فرمود:
... هر كس به زنى نگاه كند و به او علاقهمند شود، در
باطن و قلبش با او زنا كرده است.(1)
چرا كه كشش قلب و جاذبه جنسى قابل كنترل نيست، از اين رو انسان عاقل از نگاه به نامحرم مطلقاً بايد پرهيز نمايد تا گرفتار زناىِ قلب نگردد.
امام رضا عليهالسلام فرمود:
نگاه به موى زنان (نامحرم) چون باعث هيجان غرايز و ايجاد فساد مىباشد حرام است و همچنين نگاه به هر عضوِ ديگر زن (صورت و ...) كه موجب تحريك غرايز باشد حرام است.(2)
بيشترين آسيبهاى مصيبتبار و ريشه بيشتر جرايم و جنايات از ناحيه نگاه به چهره و صورت زن مىباشد. زيرا فتنهانگيزى، زيبايى و دلربايى چهره زن به مراتب بيشتر از زيبايى و دلربايى ساير قسمتهاى بدن او مىباشد تا آنجا كه ملاك و معيار جاذبه و دافعه زن در مراسم
خواستگارى، زيبايى و زشتى صورت مىباشد.
و هيچ نيروى اجرايى حتى نيروى با قدرت ايمان و تقوا كه رذايل اخلاقى را مهار مىنمايد، توان مقابله با تحريكات غرايز سركش حاصل از نگاه به چهره زيبا و پىآمدهاى نامشروع آن را ندارد.
كدام شخصيّت وارسته هر چند اهل تقوا و تزكيه و تهذيب نفس بوده و مراتب كمال را طى كرده باشد تاكنون ادّعا كرده است كه مىتواند، رو در روى چهره و چشمان زن (به خصوص زنى كه از زيبايى بيشترى برخوردار باشد) قرار بگيرد اما زهر نگاه و تير زهرآگين شيطان، غرايزش را تهييج ننمايد.
برصيصاى عابد با آن همه مقام و ارزش والا و تهذيب نفس كه مستجابالدعوه بود و دعاهايش را خداوند به اجابت مىرسانده، در برابر يك نگاه مسموم به چهره زنى كه براى درخواست شفا نزدش آورده بودند، به زانو درآمده و مرتكب ... و پس از انجام آن جنايت به منظور حفظ
حيثيّت و آبرويش، زن بيچاره را به قتل رسانده و بالأخره بالاى چوبه دار قرار گرفته و در آخرين لحظات با اشاره سر شيطان را سجده نموده، دين، دنيا و آخرتش را فداى يك نگاه آلوده مىنمايد!!(1)
اين ادّعا و آسيبپذيرى در مورد افراد مهذّب و با تقوا است، چه رسد به افراد عادى در وضعيّت كنونى جامعه آلوده ما كه زنها با جلوهگرى و آرايشهاى آن چنانى و ظاهرى آراسته، صداى ظريف و تبسّم مليح در كوچه و خيابان، مراكز عمومى، خصوصى، ادارات، شركتها و كلاسهاى درس در برابر مردان ظاهر مىگردند و نگاههاى آلودهشان در چهره و چشمان يكديگر گره مىخورد!!
در چنين وضعيت مصيبتبارى، برخى از روشنفكران، بدون توجه به درد و رنج و آسيبهاى جامعه آفت ديده و بدون در نظر گرفتن فتواى مراجع تقليد كه فتواى آنان بر همگان لازم لاجرا است، به منظور تطبيق اسلام با عرف و فرهنگ غرب و مقتضيات زمان، حكم شرعى پوشش چهره و دستان را به ذوق و سليقه خود تفسير و توجيه نموده و
1) بحارالأنوار 14/486.
آشكار نمودن بدون قيد و شرط آنها را مجاز دانستهاند!!
اين طَفره رفتن، بهانهتراشى و مصلحت انديشى در محيط آلوده به گناه كنونى، نتيجهاى جز ترغيب و تشويق مردم به گناه و جريحهدار نمودن عفّت عمومى نداشته و پىآمد اسفبار آن گريبانگير جامعه و خانوادهها گرديده و دودش به چشم همه مىرود!!
آسيب و آفتهايى كه از نگاه مرد به چهره زن حاصل مىگردد، در نگاه زن به مرد نيز هست و همانطور كه بازگو شد، قرآن مجيد، نگاه آلوده زن را به حال خود رها نكرده تا زن عنان اختيار دل خود را به دست هوى و هوس سپرده و با نگاه آلوده به نامحرم، فكر و ذهن خود را به گناه و انحراف آلوده نمايد!!
آيا مىشود، مردى چشمش در چهره و چشم زنى خيره شود و يا زنى، چشم در چشم مرد نامحرمى بدوزد، اسير هوى و هوس و اميال سركش خود نگشته و گرفتار اوهام غرايز جنسى نگردند؟!!
به اين حادثه تلخ و اسفبار كه نمونهاى از صدها حوادث مصيبتبار جامعه آلوده ما مىباشد و تنها تلاقى يك نگاه نامشروع آغازگر آن بوده، توجه فرماييد:
دختر جوانى كه با فريب نگاه يك مرد جوان از خانه فرار كرده بود پس از 48 ساعت همراه مرد جوان در مشهد دستگير شد!
دختر جوان كه خيلى ترسيده بود، قبل از آن كه افسر پليس چيزى از او بپرسد گفت: ما دو روز قبل از خانه فرار كرديم. من دانشجو هستم! و پدر و مادر خوبى دارم. اما افسوس، دچار اشتباه شده و فريب يك نگاه آلوده را خوردم!
اوايل تابستان اين مرد جوان براى تعمير كولر به خانه ما آمد. من به جاى اين كه از نامحرم فاصله بگيرم، به او نزديك شدم.
اين آغاز ارتباط نامشروع ما بود كه به راحتى با يك نگاه آلوده شروع شد! و من با قلب ظريف و عاطفىام به
سادگى گرفتار دام كاذب و وعدههاى دروغين او شدم!
امّا پس از مدتى متوجه شدم كه او ازدواج كرده و زن و بچه دارد! من كه تسليمِ خواهشِ دلِ كور و كرَم شده بودم، دوستى با او را ادامه دادم و خود را تباه كردم!
تا اين كه او پيشنهاد داد از خانه فرار كنيم! من بدون اين كه به عواقب نكبتبار اين كار فكر كنم، خانه و خانواده را ترك كرده و همراه او از شهرستان ... به مشهد آمدم! در اينجا او از من ... !! رؤياهاى طلايى من تبديل به كابوس شوم گناه گرديد! غم سنگين رسوايى دلم را به درد آورد و بار سنگين گناه و شرمندگى روزگارم را سياه كرد و هيچگاه نمىتوانم تاوانِ تلخ عواقب مصيبتبار اين اشتباه بزرگ را بدهم!!
حالا نمىدانم چگونه پاسخگوى پدر و مادرم كه باعث بىآبرويى خود و آنها شدم و همچنين همسر باردار اين مرد باشم؟!!
شرمنده، آلوده، گناهكار و سرافكندهام!!(1)
1) روزنامه شهرآرا /90 تاريخ 18/6/1388.
بانو م ت ـ مدرس دانشگاه تهران:
...وقتى در خيابان از دور، مرد يا مردانى را مىبينم و ناچارم از آن قسمت عبور كنم (به منظور محفوظ ماندن از نگاه آلوده آنان) ناچارم به طور كامل چهرهام را بپوشانم ... يا اگر اندكى از چهرهام آشكار باشد، چهرهام را درهم كشيده و جدّى و عبوس نشان دهم تا مرد بيننده تحت تأثير چهره عبوسم قرار نگيرد و مجالى براى تحريك اميال نفسانىاش فراهم نشود.
و گاهى هم سعى كردهام كه قيافه و طرز راه رفتن خود را طورى تنظيم كنم كه مُسنتر از آنچه هستم جلوه كنم تا مانعى براى مردان بوالهوس باشد ...
و گاهى چنان از نظرهاى آلوده مردان به تنگ آمدهام كه مصمّم شدهام از آن به بعد از روبند و «پوشيه» استفاده كنم (تا با پوشش كامل چهره از تعرّض مردان در امان باشم) ... و قلباً به اين كار خيلى مايلم، چرا كه مصونيّت بيشترى پيدا مىكنم ...(1)
1) ـ نگاه زن، دكتر احمد صبور اردوبادى /385.
اين حديث زيبا را بخوانيد:
حضرت عيسى عليهالسلام فرمود:
... بپرهيزيد از نگاه، زيرا (نگاه به نامحرم) بذر شهوت را در قلب مىنشاند و اين بذر آلوده براى ايجاد فتنه و گناه كافى است. (1)
ز دست ديده و دل هر دو فرياد
هر آنچه ديده بيند، دل كند ياد
بسازم خنجرى نيشش ز فولاد
زنم بر ديده تا دل گردد آزاد!
من آنچه ديدهام، ز دل و ديده ديدهام
گاهى بوَد ز دل گله، گاهى ز ديدهام
من آنچه تا كنون ز دل و ديده، ديدهام
از دل نديدهام، همه از ديده ديدهام!
1) ـ بحارالأنوار: 14/325
قرآن مجيد:
اى پيامبر! به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو: چادرهايشان را بپوشند تا به عفّت و پاكدامنى شناخته شوند و از اذيّت و آزار و تعرّض هوسرانان در امان باشند.(1)
چادر با خصوصياتى كه در جلد اول اين كتاب بازگو گرديد، پوششى گسترده و سرتاسرى با وسعت كافى است كه زنان مسلمانِ با عفّت بر روى همه لباسهاى خود مىپوشند به گونهاى كه سر تا پاى آنان را فرا گرفته و همه زيورآلات، حجم، اندام و برجستگىهاى بدن را بپوشاند.
اين نوع پوشش، مَظهرِ عفّت، حيا، متانت و شخصيت
1) ـ سوره احزاب /59.
بانوان مىباشد كه مورد سفارشِ قرآن مجيد، پيشوايان دين، همه اديان الهى و روش عملى زنان با تقوا و ميراثِ برترين الگوى انسانها، مظهر كامل فضيلت، بانوى بزرگ اسلام حضرت زهرا عليهاالسلام مىباشد.
چون به فاطمه عليهاالسلام خبر رسيد تصميم جدّى بر غصب فدك و خلافت و امامت گرفتهاند، به منظور دفاع از حريم ولايت، ناگزير از رفتن به مسجد و افشاگرى شد.
حضرت زهرا عليهاالسلام هنگام رفتن به مسجد، مقنعه بلند
خود را پوشيد، چادر (پوشش كامل و سرتاسرى) را به بَر گرفت و در حالى به راه افتاد كه گروهى از بانوان نزديكانش اطراف آن بزرگوار را گرفته بودند (تا شناخته نشود) و در هنگام قدم برداشتن، دامن چادر خود را زير قدمها مىآورد.
راه رفتن آن حضرت مانند راه رفتن پدر بزرگوارش بود ... صدّيقه كبرى عليهالسلام با چنين وضعى در اجتماع مهاجر و انصار وارد شد و سپس پرده و حجابى ميان زنان و مردان
حايل گرديد و پس از آن، حضرت زهرا عليهاالسلام خطابه كوبنده و افشاگر خود را با صلابت و جبروت ايراد فرمود.(1)
زنان با حيا و عفّت نيز به پيروى از بانوى نمونه اسلام، اين نوع پوشش عفيفانه را از آن بزرگوار به ارث برده و بدون توجه به سرزنش و تمسخر ديگران، خود را به آن آراستهاند.
بنابراين، لباس و پوششهايى از قبيل: مانتو، مقنعه، روسرى، بليز و شلوار، چادر نازك و هر گونه لباسى كه از جهت رنگ يا شكل، موجب توجه و تحريك نامحرمان شود، از دايره حجاب فاطمى عليهاالسلام خارج بوده و يك نوع چادر گريزى، و كشفِ حجاب و خودنمايى و جلوهگرى به روش مدرن و روشنفكرمآبانه بيمار مىباشد و چون موجب فساد و گناه در جامعه اسلامى است بنابر فتواى مراجع بزرگوار تقليد، استفاده از آنها جايز نيست.
اين حديث زيبا و ارزنده را هم بخوانيد:
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
1) ـ شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد 16/211 و بحارالأنوار 29/216 و 218.
لباس زيبا، با ارزش و فراوان در اختيار زنان قرار ندهيد، زيرا زنى كه لباس فراوان و زيبا و همچنين وسايل زينت و آرايش داشته باشد دوست دارد از منزل بيرون برود.(1)
همه گناهان مورد غضب خداوند است و كيفر و مجازات دارد، امّا گناه زمانى كه جنبه اجتماعى پيدا كرد، قدرت تخريبى آن چند برابر مىشود و مجازات آن هم به همان نسبت سنگينتر مىگردد، چرا كه وقتى كه گناه به خيابان آمد، بىاحترامى به دين و قانون مىباشد و حقوق جامعه و مردم ضايع مىشود.
در محيط خانه و چهار ديوارى منزل، هر رفتارى كه داشته باشى بين خودت و خدا مىباشد. به خيابان كه آمدى بايد به دين، عُرف، قانون و مردم احترام بگذارى.
مثلاً اگر كسى در خانهاش شُرب خمر كند، گناهى است بزرگ بين خودش و خدا، ولى زمانى كه به عربدهكشى و
1) ـ نهج الفصاحه /564 چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
ناامنى در خيابان و سطح اجتماع منجر شود، امنيّت جامعه مورد تهديد قرار مىگيرد و شارع مقدّس برايش مجازات شلاّق در نظر گرفته است و در صورت تكرار، مجازاتش سنگينتر مىشود.
مسأله خودنمايى، بىحجابى و بد حجابى وقتى به خارج خانه آمد از حالت شخصى خارج شده، جنبه اجتماعى و حقالنّاس پيدا مىكند. غريزه نهفته جوانان را مشتعل نموده، اخلاق و عفّت جامعه را جريحهدار مىنمايد و دودش به چشم جامعه و فرد فرد مردم مىرود!!
بنابراين هيچ زن و دخترى حق ندارد آزادى محيط خانه را به خيابان بياورد و با ظاهر زننده و تحريككننده خود، به حقوق مردم تجاوز نمايد، زيرا خيابان و مراكز عمومى به جامعه تعلّق دارد و هيچ كس نمىتواند زمينه فروپاشى امنيّت جامعه را فراهم نموده و با زير پا گذاشتن اصول اخلاقى و سنّتهاى دينى، جامعه را آلوده و مسموم نمايد.
چرا كه لزوم پوشش و حجاب بانوان و دختران، حكم صريح قرآن و دستور قاطع شارع مقدس مىباشد و هيچ
فردى تحت هيچ عنوانى نمىتواند با قانون قرآن و حكم الهى مخالفت نمايد و هيچگاه مهربانى پروردگار «اَرحَمَ الرّاحِمين» شامل حال آنها كه در ارتكاب گناه جرأت مىورزند نخواهد شد. زيرا خداوند «اشَدُّ المُعاقِبين» هم هست و آنها كه نافرمانى نموده و از حكمش سرپيچى نمايند، گرفتار انتقام شديد و عذاب سخت خواهند شد.
قرآن مجيد:
... هر كس با خدا و رسول او مخالفت نمايد، گرفتار عذاب پروردگار خواهد شد و عذاب و عِقاب خداوند بسيار سخت و شديذ است.(1)
دريغ و افسوس! جامعه ما افراد معتاد به سيگار و دخانيات را از محيط اداره، كلاس و مراكز عمومى اخراج مىنمايد، چرا كه آنها حق دارند به وسيله استعمال دخانيات تنها به خودشان ضرر بزنند، اما نبايد زمينه ناراحتى و آسيب ديگران را فراهم نمايند.
1) ـ سوره انفال: آيه 12.
اما با كمال تأسف! در مورد گناه و مسائل ضداخلاقى، زنان و دختران جامعه ما تحت عنوان «آزادى» با لباسهاى مهيّج، آرايش مبتذل و خودآرايى بدون رعايت شئون دينى و اخلاقى، عفّت، اخلاق و امنيّت جامعه را در مراكز عمومى، اداره، بازار، دانشگاه و ... جريحهدار مىنمايند!!
آرى! اينها آسيبهايى است كه شعلههاى آن جامعه را مىسوزاند و معلوم نيست چه كسى درباره سرنوشت جامعه آسيب ديده پاسخگو مىباشد؟!
وقتى فرانسوىها نتوانستند در برابر قيام ملت رشيد الجزاير مقاومت كنند، از روش فروپاشى چادر و حجاب و ايجاد فساد استفاده نموده و موفّق هم شدند.
به گفتار «فرانتس فانون» دانشمند مشهور توجه فرماييد:
اولين اقدام ضد فرهنگى كه فرانسه در الجزاير صورت داد، تلاش براى از بين بردن حجاب بود و در اين كار موفّق شد و هرچه بدن زن الجزايرى را بيشتر به نمايش
گذاشت، چنگال استعمارگر بيشتر به حلقوم الجزايرى فرو رفت، امّا مجدداً زن الجزايرى شخصيّت خود را بازيافت و مبارزه عليه مطامع استعمارگر نيز آغاز گرديد.(1)
و باز همين نويسنده مىگويد:
هر چادرى كه دور انداخته مىشود، افق جديدى را كه تا آن هنگام بر استعمارگر ممنوع بود در برابر او مىگشايد و بدن الجزايرى را كه آشكار شده است تماماً به او نشان مىدهد. پس از ديدن هر چهره بىحجابى، اميدهاى حملهور شدن اشغالگر ده برابر مىگردد.(2)
اميدواريم بانوان مسلمان كشورمان نيز با شهامت و شجاعت، توطئههاى استعمار و دشمنان اسلام را در مبارزه با چادر و حجاب و ايجاد فساد و انحراف خنثى نموده و ضمن پاسدارى از چادر، حجاب و عفاف و ارزشهاى اصيل دينى به استقلال و فطرت پاك و هويّت اسلامى خود بازگشته و اجازه ندهند ماجراى مصيبتبار الجزاير در كشور اسلامى ما تكرار گردد.
دكتر احمد صبور اردوبادى:
«يك زن و شوهر فرانسوى پس از مسلمان شدن در سال 1349 شمسى مدت دو ماه در ايران سكونت داشتند. در اين مدت ضمن تماس با اينجانب احكام و تكاليف كلّى مسلمانان را فراگرفته و دقيقاً آنها را به اجرا درمىآوردند.
از موارد جالب و تعجّبآور، كيفيّت حجاب كامل زن فرانسوى، آن هم با اشتياق و علاقه كامل بود كه همواره پى فرصتى بودم كه ماهيّت درك و برداشت او را از حجاب اسلامى درست دريافت نمايم و بدانم، زنى كه در فرانسه متولّد و عمرى با آزادى محض و هر گونه روابط آزاد به سر آورده است، هم اكنون نظرش درباره حجاب چيست و اساساً در مورد اين دستور اسلامى در فكر و مغز او چه مىگذرد؟!
تا اين كه فرصت مناسبى پيش آمد، در پاسخ سؤال اين كه: آيا شما از حجاب راضى هستيد؟ چگونه شما دفعتاً عادت عمومى بىحجابى كامل را رها كرده و به حجاب كامل تن در دادهايد؟! به صراحت اظهار داشت:
من از حجاب خيلى خوشم مىآيد و در زير چادر و حجاب اسلامى بسيار احساس آرامش و امنيّت مىكنم. و از اين كه از نگاههاى مردان مصون بوده و ديگر آن اضطراب و نگرانى هميشگى كه در وطن خود فرانسه داشتم، ندارم. خيلى شكرگذار هم هستم و مىدانم و مىفهمم كه پيامبر بزرگ اسلام صلىاللهعليهوآلهوسلم چه دستور مهمّ و برنامه عالى براى رفاه زن داشته است و روى چه حكمت و مصلحت براى زنان مسلمان آن را تجويز نموده است...»
و همچنين يك زن انگليسى به نام «ژوزفين وايت» كه در سال 1359 مسلمان شده بود و حجاب كامل اسلامى را با استقبال گرم و مشتاقانه مورد استفاده قرار داده بود، در پاسخ سؤالم كه آيا شما از تغيير و تحوّلى به اين مهمّى در زندگىتان (از آزادى مطلق غرب به حجاب كامل اسلامى) احساس ناراحتى و نارضايتى نمىكنيد؟ صراحتاً و بلافاصله پاسخ داد:
«حجاب اسلامى براى من خيلى خوشايند است و از حجاب گرفتن در خود احساس نشاط و خشنودى و رضايت كامل نموده و ديگر آن ناامنى و اضطراب زمان
(به اصطلاح) آزادى را در خود احساس نمىكنم. و تعجّب من از اين است كه مىبينم بعضى از زنان مسلمان (به علت بىاطلاعى از ناراحتىهاى روانى و اضطرابات دايمى زنان غربى) از حجاب گرفتن ناراضى هستند كه برخى با بد حجاب گرفتن و يا نماياندن كامل يا قسمتهايى از صورت خود به مردان، مخالفت و نارضايتى خود را علنى مىكنند!
من نمىدانم اينان چرا قدر اين نعمت (كه آنها را از آلودگىهاى جامعه حفظ مىكند) را نمىدانند؟!...»
و باز بانوى آمريكايى تازه مسلمان كه نام اسلامىاش سُميّه مىباشد، در محيط آزاد و بىبند و بار آمريكا همراه با جمعى از بانوان مسلمان كشورهاى ديگر، با دل و جرأت و شهامت، با زنان مسلمان نماى ايرانى و سازمانهاى سياسى و دولتى آمريكا برخورد نموده و با تحمّل ناراحتى و جنگ اعصاب طولانى از حجاب كامل خود حفاظت كرده بود.
اين بانوى با شهامت سه سال قبل ضمن سفر به ايران به همراه همسر ايرانىاش، ضمن ملاقات چند جلسهاى با اينجانب و گفتگوهاى دينى، وقتى از مراتب اعتماد و
اعتقادش به لزوم و ضرورت حجاب اسلامى براى يك زن سؤال شد، تعجّب توأم با نارضايتى كامل خود را از برخى زنان مسلمان بدحجاب يا مخالف علنى حجاب اعلام نموده و آنان را به نادانى و بىخبرى از مشكلات ناامنىهاى موجود در آمريكا براى زن، متّصف نمود و با اشاره به اين كه: چقدر بىحجابى و آزادى عمل نامحدود زنان در آمريكا منشأ ابتلايات و مصايبى مىگردد كه گاهى به قيمت جانشان تمام مىشود، اظهار داشت:
«من از وقتى كه حجاب اسلامى را براى خود انتخاب كردهام، خيلى از آن راضى هستم، زيرا كمتر مورد نظربازى و هوسرانى مردان پست و شهوتران قرار گرفته و لذا كمتر مورد آزار و مزاحمتهاى خيابانى و يا حملات وحشيانه مردهاى آنجا واقع مىشوم.
من تصوّر مىكنم كه يك زن اگر فطرتاً پاك و دور از انحراف و آلودگى باشد، هرگز خوش نخواهد داشت كه اعضاء بدن و نه صورت خود را در معرض ديد مردان پست و هوسران قرار داده و به دست خود، اين ناامنى را با تحريك آنها دامن بزند!
رفاه و آسايش و آرامش و احساس امنيّتى كه در
حجاب اسلامى وجود دارد، ما را از اضطرابات، نگرانىها و دلهرههاى بسيارى نجات مىدهد كه اين دلهرهها، هم نيروى ما را تلف كرده و حواس ما را پرت مىكند و هم اعصاب خسته و كوفته و گاهى مريض ما را به حال خود رها كرده و از كار و فعاليت طبيعى و مفيدشان باز مىدارد.»
در چند جلسهاى كه با حضور همسر ايرانى اين بانوى مسلمان در سفر به ايران صورت گرفت، نه تنها خود با حجاب اسلامى صحيح و پوشش كامل در تمام جلسات حضور يافته و همان كيفيّت را تا پايان جلسات به خوبى حفظ مىنمود، بلكه حتى يك بار هم در مقام طرح سؤال يا دريافت پاسخ، سر بلند نكرده و نگاهى به غير ننمود...(1)
آنچه بازگو شد، نمونههايى از گرايش فراوان بانوان نوآگاه غرب به اسلام و فطرت پاك الهى است.
1) ـ نگاه پاك زن، دكتر احمد صبور اردوبادى /341-344.
اين بانوان تازه مسلمان در كشورهاى غربى متولّد گرديده و عمرى با آزادى كامل و روابط آزاد در جمع مردم بىبند و بار كشورشان به سر آورده و پس از آگاهى و آشنايى با تعاليم غنى اسلام و تحمّل اذيّتها و آزارها، با اشتياق كامل به دامن پُر مهر اسلام و پناه مسلمانان درآمده و از بيشتر زنان مسلمان كه در كشورهاى اسلامى متولّد شدهاند به اجراى احكام دينى مشتاقتر بوده و بيش از آنها از حجاب و پوشش كامل استقبال كردهاند!!
چه شد و چرا؟! بانوان غيرمسلمان غربى كه در دام استعمار غرب گرفتار هستند، از آن همه آزادى و اختلاط، سرخورده و دلزده مىشوند و به دامن اسلام پناه مىآورند، امّا گروهى از زنان و دختران خود باخته مسلمان كشور اسلامىمان كه عمرى تحت لواى مكتب انسانساز اسلام پاسدار حيثيّت، شخصيّت، عفّت و حجاب خود بودهاند به فطرت پاك الهى خود پشت پا زده، تحت تأثير تبليغات فريبنده استعمار غرب قرار گرفته، از پشت پرده حجاب و
عفّت بيرون آمده، چادر و حجاب را كه پوشش رسمى و دينى زنان ايرانى است به راحتى از دست دادهاند و در اجراى آداب و رسوم مبتذل غرب از خود غربىها پيش افتاده و كاسه از آش داغتر شدهاند و با كمال تأسف زمينه شرمندگى ما را نزد زنان نوآگاه و تازه مسلمان غرب فراهم كردهاند!!
اميد آن كه دختران و زنان كشورمان پس از خواندن مطالب ياد شده، تكانى به خود داده، به خود آيند و چشم و گوش خود را خوب باز كنند و با عبرت گرفتن از سرنوشت تلخ و اسفبار فريبخوردگان دشمن، بيش از اين مرعوب حمايتكنندگان دروغين زن نشوند، زيرا دشمن نظرى جز فروپاشى شخصيّت، حيثيّت، عفّت و محو كامل اعتقادات دينى و به فساد كشيدن جامعه اسلامى و تسلّط بر كشور را ندارد و به ياد داشته باشند كه تنها اسلام است كه به منظور حفاظت از عفّت و حيثيّت زن در كنار او ايستاده است.
جان كلام در مورد كيفيت حجاب
بانوى مسلمان! همانطور كه زنان نوآگاه و تازه مسلمان يادآور شدند، حجاب كاملى كه حافظ امنيّت و عفّت و وظيفه شرعى و حكم صريح قرآن است، وجود چادر و پوشش كامل است و بدون چادر، حجاب كامل نيست و از ميان انواع چادرها، تنها رنگ سياه، رنگ خاموش، صامت، نگاهشكن و حافظ نگاههاى آلوده و مسموم مردان هوسران مىباشد.
امّسلمه از زنان بزرگوار پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم مىگويد:
هنگامى كه آيه حجاب نازل شد، زنان انصار عباى (چادر) مشكى بر سر كردند.(1)
و مراجع بزرگوار تقليد در رسالههاى عمليّه، چادر مشكى را براى بانوان، بهترين نوع حجاب مىدانند.
سخنى هم با بانوان بد حجاب مسلمان:
خانم مسلمان! نمازت را مىخوانى، روزهات را
1) ـ درّالمنثور 5/221؛ تفسير ابن ابى حاتم 10/204.
مىگيرى و به قرآن، قيامت، ثواب و عقاب اعتقاد دارى، اما در جامعه حجابت را رعايت نمىكنى!
توجه داشته باش، اين گونه رفتار يك نوع تناقض است، چرا كه فلسفه و حكمت نماز و حجاب هر دو: "تَنهى عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنكَر" است و اين دو واجب الهى به موازات يكديگر انسان را از گناه و رفتار زشت باز مىدارد.
خواهرم! رعايت حجاب و پوشش كاملِ مو و اندام زن در نماز، يك نوع آموزش، تمرين و يادآورى است تا به موازات آن در غير نماز و هنگام حضور در اجتماع و مجالس نامحرمان نيز با حجاب و پوشش كامل باشى.
و همچنان كه پوشيدن لباس نازك و بدننما و آشكار بودن بعضى از اندام زن حتى يك تار موى او در نماز حرام است و نماز را باطل مىكند، به موازات آن، بىحجابى و نمايش مو و اندام زن در كوچه و خيابان و مجالس نامحرمان نيز حرام بوده و زمينه خشم و غضب پروردگار و كيفر و مجازات زن بىحجاب را فراهم مىنمايد.
خانم مسلمان! چرا هنگام خواندن نماز در برابر خداوند با اين كه نامحرمى وجود ندارد، خودت را در
پوشش كامل قرار داده و حتى يك تار مويت را هم آشكار نمىكنى، امّا در اجتماع نامحرمان، رعايت حجاب و پوشش مو و اندامت را نمىكنى؟!!
آيا مىتوان گفت: خدايى كه به همه چيز انسان حتى نيّات و قلب او آگاه است به زنان نامحرم است، امّا مردان و بيگانگان به آنان محرمند؟!
بانوى مسلمان! چه پاسخ و جواب منطقى براى اين سؤال و توجيه حريمشكنى و جلوهگرى خود در جامعه دارى؟!!
خواهرم! زن مسلمانى كه بر اساس دستور دين، ملزم به رعايت پوشش كامل در نماز مىباشد اما در اجتماع و مراكز عمومى و جمع نامحرمان بر خلاف دستور قرآن رعايت حجاب را نمىكند، آيات قرآن را به رأى و نظر خود تفكيك و تكّهتكّه نموده است و رفتارش يك نوع تناقض مىباشد، چرا كه حكم وجوب نماز و همچنين لزوم حجاب و پوشش زن در قرآن مجيد به موازات يكديگر در آيات متعدّد بيان گرديده و بنابر اهميّت مسأله حجاب، احكام آن صريحتر و واضحتر از ديگر احكام بازگو شده است.
به اين آيه قرآن مجيد توجه فرماييد:
... اى پيامبر! آنان كه قرآن را پاره پاره كردند (بعضى را قبول و بعضى را رد كردند) قسم به خداى تو آنان را سخت مؤاخذه و كيفر خواهيمكرد...(1)
خانم مسلمان!
نشانه قبولى نماز آن است كه انسان را از فحشاء و گناه از جمله بدحجابى و جلوهگرى باز دارد، كسى كه نماز مىخواند و مرتكب گناه مىشود نماز او عارى از معنويّت بوده و او را به خداوند نزديك نمىكند.
پيامبر عاليقدر اسلام صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
كسى كه نمازش او را از زشتىها و گناهان باز ندارد، بهرهاى
از نماز جز دورى از خداوند نبرده است.(2)
استعمار كه درصدد سُلطه بر كشورهاى مسلمان و جامعه اسلامى است و پيشرفت و ترقّى مسلمانان را سدّ
راه خواستههاى شيطانى خود مىداند، تلاشهاى زيادى به منظور اشغال سرزمينهاى مسلمانان و فروپاشى ايمان، عقيده و نابودى سنّتها و آموزههاى دينى آنان انجام داده است، ولى تمامى اين تلاشها به دليل نيروى ايمان و دفاع سرسختانه مسلمانان با شكست مواجه شده و دشمن جنايتكار به زانو درآمده است.
تلاشها و مبارزه دشمن با مسلمانان در دوران رضاخان كه اوامر استعمار غرب را بدون چون و چرا به اجرا درآورد به اوج خود رسيد و اين پادشاه قُلدر و عوامل مزدورش به منظور فروپاشى حريم حجاب و ترويج آزادى و اختلاط زن و مرد با حمله مغولآسا به زنان مسلمانِ باحجاب، چنان رُعب و وحشت بر دل آنان انداخت كه تعدادى از زنان، جان به جان آفرين تسليم كردند ولى تن به بىحجابى و اختلاط با نامحرمان ندادند.
برخى از زنان نيز كه در دام و چنگال مأموران رضاخان گرفتار شده بودند، در دفاع از حريم عفّت و عصمت
خويش در آن شرايط سخت و رقّتبار، از جان خود گذشته و با آب دهان انداختن بر روى مأموران از خود دفاع مىكردند.
جمعى از مسلمانان غيور هم، خانه و كاشانه خود را ترك نموده و به منظور حفاظت از حجاب و حيثيت خود به ديار غربت، عتبات عاليات عراق هجرت كرده و در محيط سالم و شهرهاى مذهبى آن ديار به زندگى خود ادامه دادند.
گروهى از زنان مؤمن نيز در آن شرايط دردناك، پنج، شش سال تمام در كُنج خانه ماندند تا عفّت و عصمتشان به يغما نرود.
در آن شرايط غمبار، مردم مسلمان كشورمان غرق در ماتم و عزا بودند، امّا همچنان در برابر جنايتهاى وحشيانه دشمن متّحد شده بودند و با وحدت نظر كامل به رهبرى مقامات مذهبى و علماء و مراجع عظام در برابر اين توطئه ننگين ايستادگى كردند.(1)
1) ـ نگاه پاك زن،نوشته دكتر احمد صبور اردوبادى 1/30.
مقاومت و ايستادگى مردم مسلمان در دفاع از دين و حجاب موجب وحشت مقامات دولتى گرديد و سرانجام به دستور رضاخان مُسلسلهاى سنگين بر بامهاى مُشرف بر مسجد گوهرشاد كه محل اجتماع و مبارزه مردم مسلمان بود مستقرّ شد و با به صدا درآمدن غرّش مسلسلها، مسجد و حرم امام رضا عليهالسلام به لرزه درآمد و سربازان شاه جمعيت مسلمان در داخل مسجد و خانه خدا را به خاك و خون كشيدند و حدود دو هزار نفر و به قولى پنج هزار نفر به شهادت رسيدند و حدود هزار و پانصد نفر به اسارت درآمدند.(1)
پس از پايان قتل عام مردم بىگناه مسلمان در مسجد
1) ـ روزنامه خراسان /17029 تاريخ 22 تير 1387 به نقل از مركز اسناد انقلاب اسلامى.
گوهرشاد، مزدوران پهلوى، پيكرهاى آغشته به خون هزاران شهيد را بر كاميونها حمل نموده و در محلهايى كه در نظر گرفته بودند دفن كردند!
مأمورين سنگدل كه درصدد اختفاى آثار جنايتشان بودند به زخمىها هم رحم نكردند و لابهلاى اجساد پاك شهدا، مجروحين فراوانى را كه هنوز جان داشتند و از شدّت جراحت ناله مىكردند و ياد و نام خدا و امامان معصوم عليهمالسلامرا بر زبان داشتند با كمال قساوت و بىرحمى داخل گودالها ريخته و زنده به گور كردند و با اين عمل نكبتبار، رفتار وحشيانه جانيان تاريخ، حَجّاجها، بنىاميّه و بنىالعباس را تكرار نمودند!!(1)
پس از غائله دردناك مسجد گوهرشاد، رضاخان، بىحجابى و اختلاط زن و مرد را به زور توپ و تفنگ بر
1) ـ اين ماجراىِ اسفبار را يكى از بستگان كه در قيد حيات مىباشد و در ماجراى قتل عام مسجد گوهرشاد در مشهد مقدس حضور داشته، نقل كرد.
مردم مسلمان تحميل نمود! امّا مردم مسلمان كه هيچگاه حاضر به فروپاشى عفّت و حيثيّت زنانشان نبودند در اين آزمايش الهى برابر رضاخان ايستادگى نمودند و خوشبختانه بار ديگر دست غيبى به يارى مردمى كه دين خدا را يارى كرده بودند شتافت و با به وجود آمدن جنگ جهانى دوّم، دشمنان اسلام را به خود گرفتار ساخت و برنامه وسيع اسلامزدايىِ كفر جهانى ناكام گرديد و دوباره هسته مركزى اسلام و شيعه، عظمت و رونق خود را بازيافت.(1)
آنچه بازگو شد، اشارهاى كوتاه از حماسه آفرينى مردان و زنان مسلمان در حفاظت از دين و دفاع از ناموس، حيثيّت و حفظ حريم حجاب بود كه موجب شكست مفتضحانه دشمن و موفقيّت و پيروزى ملّت مسلمان گرديد.
نوشتن اين ماجراهاى جانسوز، يادآور خاطره مردان و
1) ـ نگاه پاك زن، دكتر صبور اردوبادى 1/32.
زنان باايمانى است كه در راه دفاع از دين و حفظ اسلام و تحقق آرمانهاى اسلامى با تحمّل مصيبتهاى طاقتفرسا، در خون خود غلطيده و جان عزيز خود را فدا كردند.
عزيزانى كه جان دادند تا جامعه اسلامى امروز كه وارث خون پاك آنهاست جان بگيرد و پاسدار دين و احكام الهى باشد.
اما با كمال تأسّف! استعمار غرب كه در راه رسيدن به اهداف شيطانى خود همچنان بيدار و هوشيار مىباشد، اينبار با تغيير سياست و با چهرهاى موجّه و مقبول و ظاهرى فريبنده و با رنگ دين و با همكارى دانسته يا ندانسته جمعى از مسلمانان در جامعه اسلامى نفوذ كرده و مردم مسلمان به خصوص نسل جوان را كه پايبند به اجراى احكام و دستورات دين و دفاع از حيثيت اسلام بود اغفال نموده و با ترويج فساد، بىعفّتى و فروپاشى چادر و حجاب و به كارگيرى جاذبههاى جنسى، شرم و حياى زنان و غيرت و حميّت مردان را بدون ترس و تهديد به يغما بُرد!!
به فرمايش مولايمان اميرالمؤمنين عليهالسلام توجه فرماييد: دشمنان در راه باطل خود (فروپاشى عقيده و ايمان مسلمانان، پشت كار و) اتّحاد دارند، امّا مسلمانان كه بر حق هستند در دفاع از اسلام (و نواميس خود در برابر نيرنگ دشمن) همبستگى و اتّحاد ندارند!(1)
بر اين اساس، فرمايش مولايمان در جامعه اسلامى ما نيز تحقّق بخشيد. دشمن جنايتكار از غفلت و بىتفاوتى مسلمانان سوء استفاده نموده و با تزوير و نيرنگ، دست به شبيخون فرهنگى زده و با رواج آزادى ارتباط زن و مرد و اختلاطهاى بىقيد و بند، ايمان، عقيده، حسّ ديندارى و فداكارى كه عامل مقاومت مسلمانان در برابر دشمن بود، تضعيف كرده و قلب و فكر ملّت اسلام را تسخير نمود!!
دشمن با حذف تدريجى حجاب و گسترش بىحجابى و فساد، جاهليّت و بىبند و بارى قبل از اسلام و دوران بتپرستى را زنده نموده و زيركانه بر مسلمانان تحميل كرد!!
به اين ترتيب، احكام و سنّتهاى دين پايمال شد و
1) ـ نهجالبلاغه، خطبه 27.
ملّت مسلمان مديون خون هزاران شهيد در طول تاريخ گرديد!!
زنان عرب، قبل از ظهور اسلام با آشكار كردن زينتها و نمايش بعضى از اندام خود، بدون حجاب و پوشش شايسته در ميان جامعه و مردان ظاهر مىشدند.
پس از ظهور اسلام، پروردگار به منظور مبارزه با خودآرايى و خودنمايى جاهلانه زنان و پيشگيرى از آلودگى جامعه و سلامت شرف و شخصيّت واقعى زن اين فرمان را نازل فرمود:
در خانههاى خود قرار بگيريد و همانند دوران جاهليّت نخستين قبل از اسلام كه زنان به منظور خودنمايى از منزل خارج مىشدند در ميان جامعه ظاهر نشويد.(1)
براساس اين دستور، پروردگار با لحن هشداردهنده،
1) ـ سوره احزاب /33.
زنان را امر به ملازمت در خانه نموده و از ظاهر شدن غيرعفيفانه و خودنمايى و بدحجابى در جامعه جلوگيرى فرموده.
منظور از ملازمت زن در خانه اين نيست كه زن مطلقاً حتى براى كارهاى ضرورى از خانه خارج نشود، بلكه مفهوم آيه، اشاره لطيفى به اين مطلب دارد كه: وظيفه اصلى زن براساس سرشت و لطافت خلقت و آسيبپذيرىاش، ملازمت در خانه و حفاظت از عفّت و حيثيّت و همچنين مديريت زندگى، تربيت فرزند و تمشيّت امور خانه و خانواده مىباشد و براى سلامت شرف و عفّت زن هيچ جايى امنتر و آرامش بخشتر از محيط خانه نيست.
اما از سوى ديگر چون اسلام دين حكيمانه و انعطافپذير است با همه تأكيدى كه به مسأله حجاب و حفاظت عفّت زن دارد، به زن اجازه مىدهد براى انجام كارهاى ضرورى با اجازه همسر و با رعايت موازين شرع،
پوشش كامل و بدون تماس و رويارويى و اختلاط با نامحرم و بدون خودنمايى، جلوهگرى و آرايش از خانه خارج شود.
و بالأخره، تأكيد قرآن بر ملازمت زن در خانه، حزم و احتياطى است كه به منظور حفاظت زن از آسيب و آفتهاى ناشى از ارتباط و اختلاط زن و مرد و آثار منفى آن به وجود مىآيد، چرا كه زن و دختر جوان هر چند مقيّد به رعايت دستورات دين باشد، نمىتواند در خارج خانه و در مسير راه يا محيط تحصيل و كار از نگاههاى آلوده مردان بوالهوس و نظرباز درامان باشد!
اين حزم و احتياط، مانند تأكيد اداره بهداشت و هواشناسى در هنگام آلودگى هوا به ملازمت در خانه به منظور حفظ بهداشت و سلامتى مىباشد.
تعبير آيه شريفه به جاهليّت اوّل و نخستين، بيانگر جاهليّت ديگر مانند جاهليّت قبل از اسلام مىباشد كه يكى از پيشگويىها و معجزات قرآن مجيد مىباشد كه با
وضعيت آلوده موجود ما تطبيق مىكند!
و متأسفانه مظاهر نكبتبار آن را با وضع رسواتر و وحشتناكتر از جاهليت زنان قبل از اسلام در جامعه كنونى به صورت مُدرن، شاهد و ناظر هستيم!!
زنان و مردان مسلمان با پيروى از فرهنگ و آداب و رسوم دنياى غرب، ننگ و رسوايى و لاقيدى جاهليّت را به جان خريدند!!
امام صادق عليهالسلام در تفسير آيه شريفه ياد شده فرمود:
در آيندهاى نه چندان دور، جاهليّت ديگرى تحقق خواهد يافت.(1)
و بدين ترتيب با تحقّق پيشگويى قرآن و پيشوايان عاليقدر، اسلام و مظاهر آن از جمله حجاب و عفاف به غربت و مظلوميّت نشست و با كمال تأسّف نه تنها قبح و زشتى بىحجابى از بين رفت كه حجاب و چادر در بعضى از حوزههاى تحصيلى، مراكز كار و اماكن عمومى مورد تمسخر قرار گرفت!!
به چند نمونه از غربت چادر و حجاب و وضعيّت
1) ـ تفسير نورالثقلين 4/269.
اسفبار بعضى از مراكز تحصيلى توجّه فرماييد:
در پى حضور يكى از دانشجويان چادرى در آزمايشگاه دانشكده شيمى، استاد با گفتن اين جمله كه «اگر مىخواهى با چادر در كلاس حاضر شوى، ديگر سر كلاس من نيا»، وى را از كلاس اخراج كرد! دانشجويان دانشگاه تربيت معلم با محكوم كردن اين عمل سخيف، خواستار برخورد شديد مسئولان با اين فرد هتّاك شدند.(1)
هيئت دانشجويى سيدالشهداء عليهالسلام دانشگاه فردوسى مشهد درباره هتّاكىهاى اخير نسبت به شعائر اسلامى در اين دانشگاه بيانيهاى صادر كرد.
در بخشى از اين بيانيّه آمده است: در سطح دانشگاه فردوسى مشهد برخى اساتيد با وقاحت و بىشرمى تمام به چادر دانشجوى مسلمان توهين مىكنند و با بىاحترامى به حجاب، او را مورد تحقير و تمسخر قرار مىدهند! ...(2)
معاون پژوهشى دانشگاه باقرالعلوم عليهالسلام به نقل از دكتر رفيعپور مىگويد:
دانشجويى داشتم كه در كلاس لباسهاى نامتعارف پوشيده بود. از او پرسيدم كه شما اين گونه نبوديد. جواب داد: من بيرون از دانشگاه چادر مىپوشم و خيلى تجمّلات را دوست ندارم، ولى داخل اين محيط اين گونه نيستم.
از او خواستم كه بيشتر توضيح دهد. او جواب داد:
فضاى عمومى دانشگاه به گونهاى است كه اگر مثل بقيه بچّهها نباشم و چادر بپوشم من را مسخره مىكنند!!(1)
يكى از دوستان مىگفت:
خانوادهاى متعصّب، غيرتمند و مقيّد به چادر و حجاب هستيم. دخترانم براى تحصيل با چادر به مدرسه رفتند، اما پس از ورود به دانشگاه همه آنها چادر را كنار گذشته و با كمال تأسف بر خلاف شئون خانوادگىمان در كوچه، خيابان و مراكز عمومى بدون چادر رفت و آمد مىكنند!
آرى! وضعيّت موجود، نمونهاى از غربت و مظلوميّت
1) ـ روزنامه خراسان 17074 تاريخ 16/6/1387.
حجاب و چادر در جامعه اسلامى است كه دشمنان با ترفندهاى گوناگون و با كمك و يارى گروهى مريض و معاند به منظور نابودى سنّتهاى اصيل دينى بوجود آوردهاند.
«مستر همفر» جاسوس انگليس در ممالك اسلامى در اين زمينه به اربابان خود چنين گزارش مىدهد:
در مسئله بىحجابى زنان بايد كوشش فوق العادهاى به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بىحجابى و رهاكردن چادر مشتاق شوند... پس از آنكه حجاب با تبليغات وسيعى از بين رفت، وظيفه مأموران ما آنست كه جوانان را به عشق بازى و روابط نامشروع با زنان تشويق كنند و بدين وسيله فساد را در جوامع اسلامى گسترش دهند. (1)
خواهرم! حجاب همان چادرى است كه صدّيقه اطهر پشت درب خانه سوخت تا از دين و ولايت دفاع نمايد و آنگاه نگذارد چادر را به دشمن بسپاريم.
و اكنون ما با آن چنين رفتار مىكنيم!!
1) ـ خاطرات همفر: 93
قرآن مجيد خطاب به بانوان مىفرمايد:
... با صداى نازك و ناز و عشوه و لحن هوسانگيز سخن نگوييد، مبادا آن كه دل و قلبش بيمارِ (هوى و هوس) باشد در شما طمع كند. بلكه درست، متين و شايسته سخن بگوييد (تا زمينه انحراف مردان و به خطر افتادن امنيّت خودتان فراهم نشود).(1)
تأثير و نفوذ صداى نَرم و جذّاب زن، همراه با ناز و عشوه و تبسّم، طوفانى در اعماق و دل و جان مرد بيچاره ايجاد مىكند كه هيجان آن طوفان تا مدّتها و گاهى براى هميشه او را به لذّتهاى كاذب شهوانى مشغول نموده و
1) ـ سوره احزاب /32.
تأثير شوم آن، هر چند بدون ديدار اندام و چهره زن باشد، زمينه فساد و انحراف مرد را فراهم نموده و امنيّت و حيثيّت زن نيز به خطر مىافتد.
با كمال تأسّف! اينگونه سخن گفتنهاى مهيّج در وضعيّت كنونى جامعه ما، در مجالس، ميهمانىها و گفتگوهاى حضورى و تلفنى، رايج و مرسوم گرديده و زنان و دختران بدون هيچگونه پروايى و بر خلاف امر قرآن و پيشوايان معصوم عليهمالسلام با ناز و عشوه، صداى ظريف و تبسّم
با مردان نامحرم صحبت مىنمايند كه حاصل تلخ و عواقب ناگوار اين گونه سخن گفتن، تهييج غرايز و فروپاشى اخلاق و امنيّت جامعه و خانواده مىباشد.
لازم به يادآورى است كه زن براساس ساختار و نوع خلقت و آفرينش، از ظرافت و لطافت و جاذبه خاصى در رفتار و گفتار برخوردار مىباشد و چون اين ظرافت در سخن گفتنِ عادى نيز محسوس مىباشد، لازم است بانوان مسلمان از صحبت كردن با نامحرمان پرهيز نموده و در هنگام ضرورت و نياز از سخن گفتن با ناز و عشوه و شوخى و تبسّم خوددارى نموده و با لحنى جدّى، متين و كوتاه و
با وقار مانند سخن گفتن با پدر و برادر، به مقدار نياز صحبت نمايند و حالت و صدا را طورى نازك و ظريف نكنند كه موجب انحراف مردان شود.
مردان مسلمان نيز به هنگام ضرورت، متين، كوتاه و با دل پاك با زن سخن بگويند.
كوتاه سخن آن كه: اسلام به منظور حفاظت از آسيب و آفتهاى ارتباط صوتى زن و مرد، سخن گفتن دو جنس را از دو طرف كاملاً كنترل مىكند.
به اين احاديث ارزنده توجه فرماييد:
پيامبر
صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
بانوان به هنگام ضرورت و نياز، نبايد بيش از پنج كلمه با غير همسر و مردان نامحرم (خودى و بيگانه) سخن بگويند.(1)
رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم به هنگام بيعت گرفتن از زنان تعهّد
گرفت كه:
زنان با مردان سخن نگويند مگر با محارم خود.(2)
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
... كسى كه با زن نامحرم شوخى و مزاح كند، به هر كلمهاى كه در دنيا با او شوخى كرده باشد، خداوند هزار سال او را در قيامت بازداشت كند.(1)
اميرالمؤمنين على عليهالسلام فرمود:
كسى كه با دختران و پسران شوخى و مزاح نمايد، ناچار به زنا مبتلا مىشود و هر كس مرتكب زنا شود حتماً به آتش جهنم وارد مىشود.(2)
امام باقر عليهالسلام فرمود:
سخن گفتن با زنان (نامحرم) از دامهاى شيطان است.(3)
حضرت على عليهالسلام در مورد سلام كردن به زن جوان فرمود:
گناهِ سلام دادن به زن جوان به خاطر ترس از تهييج صداى او، بيشتر از ثواب آن مىباشد.(4)
فقها و مجتهدين مىفرمايند:
زن مىتواند حمد و سوره نمازهاى صبح و مغرب و عشاء را بلند يا آهسته بخواند. امّا در صورتى كه نامحرم صدايش را بشنود، بايد آهسته بخواند.(1)
مطالب ياد شده در مورد كيفيّت صدا و سخن گفتن بانوان، هشدار و اعلام خطرى است به جامعه اسلامى تا خطر گفتگو، سخن گفتن و ارتباط و اختلاط زنان و مردان را به هر شكل و عنوان جدّى گرفته و از پىآمدهاى غمبار آن غفلت نگردد.
به يك نمونه از پىآمدهاى مصيبتبار و آثار شوم صداى هوسانگيز و ارتباط صوتى نامشروع توجّه فرماييد:
ارتباط و تماسهاى نامشروع و تمركز خاطرات هوسانگيز دوران دوستىهاى احساسى دختر و پسر،
1) ـ رساله عمليه مراجع تقليد.
چيزى نيست كه با فرارسيدن دوران ازدواج و تأسيس زندگى به پايان برسد؛ زيرا قلب و دل آنها، خاطرات ارتباطهاى نامشروع را حفظ كرده و سراسر جسم و روح دختر و پسر را اوهام مسموم فرا گرفته است و تنها با يك تماس و يا ارتباط صوتى هوسانگيز، خاطرات احساسى گذشته تجديد گشته و تعهّدات و مسئوليّتهاى زندگى و همسردارى فداى هوى و هوس مىگردد!
فريد، مردى كه قربانى صداى هوسانگيز دختر دوران تحصيلش گرديده، ماجراى تلخ زندگىاش را چنين تعريف مىكند:
در دوران دانشجويى بيش از يك سال با مرجان رابطه داشتم، اما پس از اتمام دوران دانشگاه روابط ما نيز پايان يافته و هر كدام با انتخاب همسر مورد نظر خود تشكيل زندگى داديم.
چند سال از ازدواج من گذشته بود و با اين كه از زندگىام راضى بودم، اما خاطرات دوران دوستى با مرجان را نمىتوانستم فراموش كنم و با اين كه مىدانستم مرجان ازدواج كرده، امّا به هر ترتيب بود شماره تلفنش را به
دست آوردم و با دستانى لرزان در حالى كه قلبم مىلرزيد، مرتكب گناهى بزرگ شده و شمارهاش را گرفتم!
مرجان جواب سلامم را با تبسّم داد و از تماس و ارتباط من اظهار خوشحالى كرد.
متأسّفانه من و مرجان گرفتار اوهامِ شيطانى شديم و بدون توجّه به اين كه هر دوى ما ازدواج كردهايم و نسبت به همسر و زندگىمان تعهّداتى داريم، مثل دوران تحصيل، گرفتار گناه و معصيت شديم!
مرجان به خاطر جلب نظر من از شوهرش بدگويى كرد و من هم كه با شنيدن صداى ظريف او فروغ عقلم خاموش شده بود، بدون ترس از لغزش و آبروريزى، تصميم گرفتم همدم و مونسِ كسى بشوم كه همسر و فرزند داشت!
پس از آن با كمال تأسّف، ارتباط صوتى ما تبديل به ارتباط حضورى گرديد.
تا اين كه مرجان با همسرش سرِ ناسازگارى گذاشت و با زير پا گذاشتن عواطف و انسانيّت و ناديده گرفتن اشك و آه طفل معصومش، فريب وعدههاى شيطانى مرا خورد و از شوهرش طلاق گرفت تا به آرزوهاى طلايى خود برسد!!
اين پايان كار نبود، مرجان كه زندگى خودش را نابود كرده بود با اين كه قرار بود همسر دوّم من باشد، امّا شرط ازدواجش را طلاق همسر من قرار داد!
من هم كه اسير و بىاختيار او و غلام حلقه به گوش شيطان شده بودم، هيچ گونه اختيارى از خود نداشتم و حدود سه ماه مثل ديوانهها دنبال بهانهاى مىگشتم تا همسر خوب و ساده و قانعم را طلاق بدهم!
شريك زندگى و يار باوفايم با اين كه خيلى صبور و بردبار بود بالأخره به تنگ آمد و گفت: چرا واضح خواستهات را نمىگويى؟! و من هم با بىشرمى تمام جواب دادم: مىخواهم با كسى كه در دوران مجرّدى و تحصيل دلبستهاش بودهام، ازدواج كنم!
همسر باوفايم كه انتظار شنيدن چنين حرفى را نداشت به خانه پدرش رفت و خانوادهاش پس از اطّلاع از موضوع، دست به دامان بزرگان فاميل شدند.
نصيحت و راهنمايىهاى پدر و مادر و ريش سفيدهاى فاميل برايم بىفايده بود و با فروش آپارتمانى كه با هزار بدبختى خريده بودم، مهريه همسرم را دادم و شريك
مهربان زندگىام را طلاق داده و به خانه پدرش فرستادم!
پس از ازدواج با مرجان! زنى كه به خاطر رسيدن به او همه چيزم را از دست داده بودم، فهميدم عجب غلطى كردهام!!
چون او زنى زيادهخواه، مغرور، ولخرج و از نظر روحى بسيار افسرده است. او با الفاظ زشت و ركيك مرا مورد سرزنش قرار مىدهد!
روزهاى بسيار بدى را سپرى مىكنم! خانواده و فاميل مرا طرد كردهاند و حالا مىفهمم چه حماقتى كردهام! نمىبايست با او تماس مىگرفتم تا خاطرات گذشتهمان تجديد گشته، فريب صداى هوسانگيز او را خورده و دوستى احساسىمان را به اميد ازدواج از سر بگيرم و زمينه فروپاشى دو زندگى گرم و باصفا را فراهم نمايم!
و بالأخره! خبر ازدواج همسر قبلىام با پسر عمهاش، نمكى روى جراحتهايم بود! و من اعتراف مىكنم كه در درگاه خداوند ناسپاسى كردم و حالا بايد تاوان گناه روابط هوسآلود و دوستى احساسى نامشروعم را بدهم!(1)
1) ـ روزنامه خراسان /17760 تاريخ 10 بهمن 1389.
آرى! عاقبت دوستى احساسى پسر و دختر، جدايى پس از ازدواج است، چرا كه هوس موسمى و خواهشهاى فصلى دل نمىتواند پايه ازدواج قرار بگيرد و كسى كه همسرش را بر اساس دلدادگى صحيح و سنّت الهى دوست بدارد، زيبايى، نگاه، كلام و همه چيزش را براى او حفاظت مىكند و همسرش را مطمئن مىسازد كه از آنِ اوست و هرگز به او خيانت نمىكند.
در اين ماجراى دردناك و حوادث غمبار ديگر، مقصّر كيست؟!
پدر و مادر؟!
كه در محيط آلوده به گناه كنونى از سلامت رفتارى و اخلاقى فرزندانشان غفلت نموده و تنها به مسأله تحصيل و سلامت جسمى و مادّى آنان توجه دارند؟!!
جامعه و محيط فاسد؟!
كه آلوده به ميكروب و بيمارىهاى اخلاقى و گناه
مىباشد و با رواج دادن آزادى ارتباط دختر و پسر و انواع ناهنجارىها، روزگار جوانان ما را سياه و تاريك كرده و عفّت اخلاقى جامعه را جريحهدار نموده است؟!!
مسئولين و متوليان؟!
كه اقدام عملى و مؤثرى براى پيشگيرى از گسترش فساد و انحراف در وضعيّت ناهنجار كنونى انجام نداده و براى تفكيك و جداسازى دختر و پسر در مراكز تحصيلى كه عامل اصلى فساد و انحراف جوانان مىباشد، اقدامى نكردهاند؟!!...
اين گزارش را از وضعيّت اسفبار دانشگاه بخوانيد:
آقاى كامران دانشجو، وزير علوم، تحقيقات و فناورى اطلاعات در جمع مسئولين مراكز آموزش عالى شهرستان سبزوار مىگويد:
شأن دانشگاه بالاتر از يك آژانس همسريابى است! چرا بايد نسبت به اختلاط دختر و پسر در دانشگاه بىتفاوت باشيم؟! اسلامى كردن دانشگاه حتى يك ريال اعتبار نمىخواهد و فقط نياز به اداره دارد. در
بحث دانشگاه ما مقلّد غرب شديم!(1)
و همچنين معاونت فرهنگى دانشگاه آزاد اسلامى در مصاحبهاى مىگويد:
... ما همه كارهايمان مىبايست مطابق با موازين شرع باشد. مثلاً در نماز خواندن، زن و مرد بايد نماز بخوانند ولى گفته شده، اينها جدا بايستند و بعضىها احتياط مىكنند و بين آنها پرده مىزنند و حتى در مساجد، محلّ ورودِ مردان و زنان جداست.
بنابراين مسأله جدا كردن فضاى آموزشى يا محيط كار ارتباطى به مسأله تحصيل ندارد، بلكه به خاطر نياز به انطباق با موازين شرعى بايد انجام بگيرد... و چون متأسّفانه در مواردى مشكلاتى (در محيطهاى مختلط) به وجود آمده، در آينده بايد دانشگاههايى داشته باشيم كه منحصراً مربوط به خانمها باشد.
... و چون در تمام رشتهها، خانمهاى استاد داريم... مىتوانيم اساتيد را نيز از هم جدا كنيم... و اگر بخواهند اين كار را بكنند نه بودجهاى جابجا مىشود و نه كادرى
1) ـ كيهان / تاريخ 13 شهريور 1390.
را جابجا مىكنند.(1)
لازم به يادآورى است كه:
مسئله جداسازى زنان و مردان در همه مراكز از جمله فضاى آموزشى، فرمان صريح قرآن مجيد، مذاق دين و فتواى مراجع تقليد و علما مىباشد و تنها راه حفظ ارزشهاى دينى و حراست از عفاف، حجاب، حيثيّت و پاكدامنى زنان و دختران و همچنين پيشرفت و رشد علمى دانشآموزان و دانشجويان، تفكيك جنسيتى است.
زيرا وقتى محصّل در كنار جنس مخالف قرار بگيرد، طبيعى است كه توجّهى به مطالب درسى نخواهد داشت و در نتيجه، زمينه اُفت تحصيلىاش فراهم مىگردد.
1) ـ مجله دانشجو / شماره 8 و 9 صفحه 77 تا 80.
قرآن مجيد:
اى پيامبر! به زنان مؤمن بگو: زينت و جمال خود را آشكار نسازند جز براى شوهران خود...(1)
زيباسازى و آرايش زن و شوهر مخصوصاً خودآرايى زن براى شوهر، مورد سفارش و تأكيد اسلام و موجب دلدادگى و تسخير قلب مرد و زن نسبت به يكديگر مىگردد.
اسلام بر آراستگى زن براى همسرش در چارچوب و محدوده خانه، تأكيد بسيارى دارد و آن را به سنّ و سالِ خاصّى مقيّد نكرده است.
1) ـ سوره نور /31.
امّا اگر اين رفتار خداپسندانه راه انحراف پيش گرفته به تجمّل گرايى، مُدپرستى، چشم و همچشمى، خودنمايى و اسراف انجامد، به خارج خانه كشيده شده و تبديل به جلوهگرى در برابر نامحرمان گردد، موجب تهييج غرايز مردان گرديده و زمينه جذب دلهاى بيمار به سوى دختران و زنان فراهم شود، سلامت و امنيّت جامعه جريحهدار گشته و چهره جامعه به گناه و فساد آلوده مىگردد و خود زن نيز دچار آسيب و آفت خواهد شد!
به اين احاديث ارزنده توجه فرماييد:
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
... اگر زنى براى غير همسر خود آرايش و زينت نمايد، خداوند او را به آتش جهنم مىسوزاند.(1)
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
در شب معراج زنى را مشاهده كردم كه به جهت آرايش كردن خود براى نامحرمان، گوشت بدن خود را مىخورد و آتش از بدن او شعله مىكشيد.(2)
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
هر زنى كه خود را خوشبو كند و از خانه خارج شود مورد لعنت واقع مىشود تا زمانى كه به منزل برگردد.(1)
به دو نمونه از آسيب و آفتهاى آرايش و جلوهگرى زنان در خارج خانه توجه فرماييد:
زن جوانى كه در دام مزاحمتهاى مرد جوانى گرفتار شده بود، داستان زندگى دردناكش را اين چنين تعريف مىكند:
سه سال است كه با پسر خالهام ازدواج كردهام. «محمّد» تحصيل كرده است و شغل خوبى هم دارد. من و همسرم از همان روزهاى اول زندگىمان به دليل طرز پوشش و نوع آرايش و رفتارم با هم اختلاف داشتيم...
من فكر مىكردم هر چه بيشتر خودم را آرايش كنم و لباسهاى نو و مدلدار بپوشم با كلاستَر خواهم بود! ... روزهايى كه خودم به تنهايى به خيابان مىرفتم به دور از
1) ـ وسائل الشيعه 14/114.
چشم همسرم با آرايش به خيابان مىرفتم بهطورى كه چشمان مردان تعقيبم مىكردند!...
رفتار و حركات و از همه مهمتر نوع پوشش، آرايش و حجابم، صداى مادر شوهرم را درآورد تا اين كه يك روز براى گلايه به خانه پدرم رفت و گفت: اگر دخترتان خودش را اصلاح نكند، پسرم او را طلاق خواهد داد و پس از آن مرافعه شديدى به راه انداخت و من به جاى اين كه كمى به خودم بيايم با خانواده شوهرم قهر كردم!
كمكم زمزمهاى به گوشم رسيد كه مادر شوهرم قصد دارد براى محمّد زن ديگرى بگيرد. من از ترس اين كه مبادا شوهرم زن ديگرى بگيرد، تصميم گرفتم با خالهام آشتى كرده و خودم را اصلاح كنم و به همين منظور از خانه خارج شده تا به طرف خانه خالهام بروم.
امّا با كمال تأسّف، رفتار ناهنجار و نوع پوشش و آرايش و حضور تحريكآميزم در خارج خانه باعث شده بود تا جوانى لاابالى سر راهم قرار بگيرد و برايم ايجاد مزاحمت نمايد!
جوان شرور در كوچهاى خلوت جلو آمد و گفت: من
سهماه است كه از زندان آزاد شدهام و از هيچ چيز نمىترسم و سپس با نشان دادن چاقوى كوچكى به چشمانم خيره شد و ادامه داد:
اگر به خواستههايم عمل نكنى و به كسى چيزى بگويى، با اين دختر دو سالهات بايد خداحافظى كنى...!
آن روز بلافاصله به خانه خودمان برگشتم، ترس عجيبى بر بدنم افتاده بود. هر وقت به طفل بىگناهم نگاه مىكردم گريهام مىگرفت.
آن جوان مزاحم هم هر وقت شوهرم به سرِ كار مىرفت به درِ خانه ما مىآمد و ايجاد مزاحمت مىكرد. با ترسى كه به جانم افتاده بود، مانده بودم چكار كنم!
با خالهام تماس گرفتم و با اظهار پشيمانى از رفتار گذشتهام از او عذرخواهى كردم و از آن به بعد با تغييراتى كه در پوشش و رفتارم دادم، رضايت شوهر و خانوادهام را جلب كردم و زندگىام شيرين شد. ولى آن جوان مزاحم دست بردار نبود و مدام با آزار و اذيّتهايش عذابم مىداد...
من كه جرأت نداشتم درباره مزاحمتهاى آن جوان
مزاحم به محمّد چيزى بگويم، يك روز دخترم را به همسايه سپردم و از منزل بيرون رفتم تا شايد براى رهايى از مزاحمتهاى جوان شرور چارهاى بينديشم.
جوان مزاحم كه در اطراف خانهمان با موتورسيكلت پرسه مىزد با مشاهده من در كنارم توقف كرد. من به او گفتم: چرا اين قدر آزارم مىدهى و مىخواهى زندگىام را خراب كنى؟!
جوان مزاحم جواب داد: اگر مىخواهى ديگر مرا نبينى دويست هزار تومان بده و قال قضيه را بكن و من كه مىخواستم از شرّ او خلاص شوم، مقدارى از طلاهايم را فروختم و پول درخواستى او را دادم.
اما اين پايان كار نبود، پس از دو هفته دوباره آمد و اين بار ضمن درخواست پول، پيشنهاد بىشرمانهاى را نيز مطرح كرد و تهديدم كرد كه اگر به خواستههاى شيطانىاش تن ندهم، دخترم را مىربايد و به قتل مىرساند.
من كه تاكنون جرأت نكرده بودم ماجرا را به شوهرم بگويم اما پس از اين پيشآمد، با ترس و لرز واقعيت را به
همسرم گفتم. او كه از شنيدن اين مسائل ناراحت شده بود گفت: يادت هست به تو مىگفتم مراقب حركات، رفتار، آرايش و نوع لباس پوشيدنت باش، چرا كه رفتار و پوشش غيرعفيفانه، دعوت به نگاه و توجّه نامحرمان مىباشد و چشمان مردان بوالهوس، زنان خودنما را تعقيب مىكند، اما تو پوزخند مىزدى و مسخرهام مىكردى؟!
با اين برخورد شوهرم از خجالت آب شدم و با خود عهد كردم كه برايش همسرى وفادار، با حجاب و شايسته باشم و براى دخترم الگوى يك زن فهميده و منطقى شوم.
پس از آن با شكايت ما و پىگيرى پليس، آن جوان شرور دستگير شد و ضمن اقرار به مزاحمت براى نواميس مردم گفت: به دليل اعتياد، علاوه بر شرارت، اقدام به سرقت، اخّاذى و مزاحمت براى زنانى كه پوشش و حجاب نامناسبى داشتند مىكردم...(1)
دخترى كه قربانى خودنمايى، جلوهگرى و خيانت
1) ـ روزنامه خراسان 17294 تاريخ 1/4/1388.
گرديده، ماجراى مصيبتبارش را بازگو مىنمايد:
از لحظهاى كه خطبه عقد جارى شد فكر كردم آزاد شدهام و مىتوانم هر طور كه دلم خواست خودم را آرايش كنم و از خانه بيرون بروم. نامزدم نيز نسبت به اين موضوع حساسيّتى نشان نمىداد.
از همان روز اول با مادرم دچار اختلاف شدم. او با نگرانى مىگفت: آرايش و لباسهاى جِلف و ناجور در خارج خانه زيبنده تو نيست... افسوس كه بدون توجه به حرفهاى مادرم، فقط مىگفتم: من ازدواج كردهام و اختيارم دست خودم است و شوهرم دوست دارد اين طور باشم!
حدود دو ماه گذشت و در اين مدت متوجه پسر جوانى شدم كه هر موقع با نامزدم از خانه بيرون مىرفتيم ما را تعقيب مىكرد!
اين پسر غريبه بالأخره يك روز كه براى خريد بيرون رفته بودم مرا در خيابان تنها ديد، سرِ صحبت را بازكرد. متأسّفانه من كه خيلى به خود مغرور شده بودم و به باورى غلط، دوست داشتم با ظاهر آرايش كرده و زنندهام،
خودى نشان بدهم، فريب حرفهاى اين پسر جوان را خوردم و به تعهداتى كه نسبت به نامزدم داشتم پشت پا زدم!
مدت زيادى طول نكشيد كه همسرم از اين ارتباط مطّلع شد و او بدون هيچ گونه معطّلى طلاقم داد.
با به وجود آمدن اين مشكل، من ارتباطم را با آن پسر جوان ادامه دادم تا هرچه زودتر به خواستگارىام بيايد. ولى او خودش را كنار كشيد و گفت: زنى كه به شوهرش خيانت كند نمىتواند شريك خوبى براى زندگى باشد و ...!
و بالأخره، آن جوان بدون توجه به موقعيّت نابسامانى كه برايم به وجود آورده بود با دختر ديگرى ازدواج كرده است امّا الآن اصرار دارد كه با يكى از دوستانش ...
اين آدم حيوان صفت تهديدم مىكند كه اگر به خواستههايش تن ندهم آبرو و حيثيتم را از بين خواهد برد.
اى كاش به نصيحتهاى پدر و مادرم گوش مىدادم و نامزدم در مورد حجاب، آرايش و نوع پوشش و حركات و رفتارم غيرت به خرج مىداد تا به اين بدبختى نمىافتادم.
اگرچه مقصّر اصلى خودم هستم.(1)
در ماجراى بازگو شده، همانطور كه دختر بيچاره اقرار مىنمايد، مقصّر اصلى خودش مىباشد كه با آرايش و جلوهگرى و استفاده از پوشش مبتذل، نگاه هوسآلود مردان و جوانان شيطان صفت را به خود جلب كرده و زمينه ارتباط با مرد سبكسر و خيانت به همسرش را فراهم مىنمايد.
مرد عارى از غيرت نيز كه در مورد حجاب و پوشش و آرايش همسرش بىتفاوت بوده و زيبايىهاى او را در معرض نگاهآلوده مردان قرار داده، گناهش كمتر از همسرِ خيانتكارش نيست. اين حديث ارزنده را بخوانيد:
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
هر مردى كه زنش آرايش كند و از خانه بيرون رود، آن مرد بىغيرت است و اگر كسى او را بىغيرت بنامد گناهى بر او نيست. و زنى كه آرايشكرده و عطر زده از درِ خانهاش بيرون بيايد و شوهرش به رفتار او راضى باشد، در هر قدمى كه برمىدارد براى شوهرش خانهاى
1) ـ روزنامه خراسان /17812 تاريخ 28/2/1390.
در جهنّم ساخته مىشود.(1)
اين سرگذشتهاى تلخ، نمونهاى از صدها ماجراى مصيبتبارى است كه بر اثر پشت پا زدن به سنّت و آموزههاى دينى و پيروى از آزادى و آداب و رسوم دشمنان اسلام، دختران و پسران را به روز سياه نشانده و زندگى آنان را تباه نموده است.
اميد آن كه خواندن اين گونه حوادث اسفبار درس عبرتى براى دختران و زنان باشد تا اسير هوى و هوس نگرديده و با به كارگيرى مبانى دين، حجاب، حيثيّت و شخصيت خود را حفظ نمايند.
استعمار غرب و تهاجم فرهنگى، چنان در مغزها نفوذ كرده كه زنان و مردانِ مسلمان مشرق زمين با تقليد كوركورانه به دنبال عادتها و رسم و رسومات غربى رفتهاند! زن ايرانى براساس فرهنگ تقليدى، كاسه از آش داغتر شده، آرايش سالارى را پذيرفته و هميشه به
1) ـ بحارالأنوار 103/249.
خصوص هنگام بيرون رفتن از خانه جلو آيينه قرار مىگيرد و ساعتها به آرايش ابرو و فرم دادن به موهاى سر و آرايش و بَزَك كردن چهره مىپردازد!
آمارها نشان داده است كه زنان ايرانى با وجود اطلاعات كم و بيش درباره تأثير مُضرّ لوازم آرايش شيميايى و باقى ماندن آثار سوء آن بر پوست و تقلّبى بودنِ بيشتر آنها، جزو صدرنشينهاى مصرف لوازم آرايش جهان هستند!!
سنّ مصرف لوازم آرايشى در ايران به 15 سال رسيده است(1)، در حالى كه در كشورهاى توسعه يافته، تمايل به آرايش در بين زنان مُسنّ ديده مىشود كه طراوت و شادابى طبيعى خود را از دست دادهاند و چين و چروك بر چهرهشان نشسته است!(2)
دكتر محمّد جواد يزدانپناه، متخصّص پوست و مو در مورد مضرّات لوازم آرايشى و تأثير سوء آنها بر سلامت پوست مىگويد:
عوارضى از قبيل: سوزش، خارش، خشكى و قرمزى از نشانههاى حساسيّتى است كه بر اثر مصرف لوازم آرايشى به وجود مىآيد!
و همچنين: التهاب و تحريك مداوم پوست و پيرى پوست از عوارض ناشى استفاده از لوازم آرايشى مىباشد. زيرا در سطح پوست صورت به طور طبيعى منافذ عرقى وجود دارد كه به وسيله تعريق، رطوبت پوست را تأمين مىكند و همچنين منافذ ديگرى در پوست صورت وجود دارد كه چربى ترشّح شده در سلولهاى پوست را به سطح پوست مىآورد و باعث شادابى و طراوت پوست مىشود.
استفاده از لوازم آرايشى باعث بسته شدن اين منافذ مىشود و خطر ابتلا به چين و چروك و پيرى زودرس را افزايش مىدهد...
دكتر يزدانپناه اضافه مىكند:
اكثر تركيبات آرايشى چرب است و با بستن منابع طبيعى پوست، جوشهاى ريزى روى پوست ظاهر مىشود و ممكن است به ايجاد التهاب بينجامد و اين مسأله به ويژه در دختران جوان كه پوستهاى چرب دارند، شايعتر است.
اين عوارض حتى با مصرف لوازم آرايشى استاندارد هم بروز مىكند... و محصولات غير استاندارد (كه بيشتر لوازم آرايشى موجود را تشكيل مىدهد) علاوه بر اين عوارض مىتواند آلودگىهاى ميكروبى و قارچى براى مصرفكننده در پى داشته باشد...
وى اضافه مىكند:
جوانان كمتر از لوازم آرايشى استفاده كنند، زيرا اين محصولات يكى از شايعترين دلايل بروز «آكنه» است...(1)
آراستگى و جلوهگرى زن، تنها در درون خانه براى شوهر و به خاطر شوهر مىباشد. اسلام مىگويد:
1) ـ روزنامه خراسان /17508 تاريخ 22/12/1388
زن زيبايىاش را در انحصار شوهر و دختر زيبايىاش را براى همسر آيندهاش حفاظت كند.
امّا براساس قانونِ حكومتِ فرهنگِ زيباسالارى، خودنمايى و جلوهگرى در ميان زنان به خصوص دختران جوان، حالت افراطى پيدا كرده و به صورت يكى از بيمارىهاى روانى و ويروس خطرناك، جامعه را تهديد مىكند!
زنان و دختران ايرانى به چنان عُقده چشم و همچشمى و حسادت و حقارتى دچار گشتهاند كه براى زيباسازى، آرايش و ابتذال در پوشش به رقابت و ركوردشكنى پرداختهاند و از هيچگونه تلاشى در نمايش جلوهگرى و خودنمايى فروگذار نمىكنند!
زنان و دختران جامعه ما اين بيمارى را به شكلهاى گوناگون، با آرايشهاى مبتذل، لباسهاى جذّاب و كيف و كفشهاى زيبا در مجالس و جشنها به نمايش مىگذارند.
فرهنگ چشم و همچشمى، آن چنان در ميان زنان و دختران جامعه ما رواج دارد كه در مجالس و ميهمانىهاى زنانه قبل از هر چيز چشمها به لباس سپس به آرايش و
طلاجات يكديگر دوخته مىشود! و اين رفتار همان بلايى است كه بر سر نسل متجدّدمآب و مُدرنِ امروزى كه سنّت و فرهنگ دينى خود را كنار گذاشته، فرود آمده است! و وقتى كه اين رفتارهاى ناهنجار و آزادى بىقيد و بند به كوچه و خيابان كشيده شود، ميوه تلخش، مرگ حيا و غيرت و فروپاشى كانون گرم خانواده مىباشد!!
اين ماجراى تلخ و دردناك را بخوانيد:
هرچه به همسرم تذكّر مىدادم كه لباس مناسب بپوش و با آرايش مناسب و حجاب خوب از خانه بيرون بيا، فايدهاى نداشت و با اين كه بارها اعلام كردم كه به عنوان شوهرش از او راضى نيستم، اما گوشش بدهكار اين حرفها نبود!
چند بار نيز به مادرش گفتم: دخترتان به حرفم گوش نمىكند، او هم با لحنى تمسخرآميز، مرا آدمى متعصّب و عقب افتاده خطاب كرد.
از اين شرايط خسته شده بودم، چون جلوى دوست و
آشنا خجالت مىكشيدم بگويم او با اين وضع آرايش زننده و پوشش مبتذل، همسر من است! امّا به خاطر پسر دو سالهام توان تصميمگيرى نداشتم، تا اين كه يك شب براى ميهمانى به خانه برادرم رفتيم.
ساعت 11 شب بود، با موتورسيكلت به منزلمان برمىگشتيم كه ناگهان چهار، پنج جوان كه چشمشان به وضعيّت مبتذل همسرم افتاده بود به او متلك گفتند.
من كه غيرتى شده بودم خيلى سريع توقف كردم اما قبل از اين كه چيزى بگويم آنها كه به نظر مىرسيد حالت عادى هم نداشتند، مرا مورد ضرب و جرح قرار داده و قصد پياده كردن همسرم از موتور سيكلت را داشتند. حتى يكى از آنها دست همسرم را گرفته بود و مىكشيد!
در اين لحظه بحرانى، خودروى پرايدى كه دو جوان ورزشكار سرنشين آن بودند، سر رسيد. دو جوان شجاع با ديدن اين وضعيّت به كمك ما آمدند و افراد مزاحم را كتك مفصلى زدند و پس از آن با اطلاع به پليس و رسيدن نيروى انتظامى آن افراد شرور پا به فرار گذاشتند.
با پيش آمدن اين ماجراى دردناك ، تصميم گرفتم از
همسرم جدا بشوم. اما پس از تشكيل پرونده و مراجعه به مركز مشاوره پليس، همسرم اعتراف كرد كه رفتارش غلط بوده است و تصميم گرفت خودش را اصلاح كند.
واقعاً اگر آن دو جوان ورزشكار به كمكمان نمىآمدند، معلوم نبود چه بلايى به سرمان مىآمد؟! اميدوارم از اين به بعد همسرم پوشش و حجاب عفيفانهاى داشته باشد تا كسى جرأت نكند به او نگاه كند يا صحبت نمايد و در كنار هم با تفاهم و همدلى، به خوشى زندگى كنيم.(1)
اين احاديث ارزنده را هم بخوانيد:
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم از جناب جبرئيل پرسيد:
آيا پس از من به زمين خواهى آمد؟
عرض كرد: بلى يا رسول اللّه، ده بار به زمين خواهم آمد و ده گوهر گرانبها را (به خاطر ارتكاب گناه و اعمال ناپسند مردم) خواهم برد (و تنها كسانى كه رفتار شايسته دارند از مواهب آن گوهرها برخوردار خواهند بود).
1) ـ روزنامه خراسان /17008 تاريخ 28/3/1387.
... و سوّمين بار حيا را از چشم زنان و چهارمين بار غيرت را از مردان خواهم برد ...(1)
آرى! چرا چنين نشود در صورتى كه بنا به فرموده امام صادق عليهالسلام به جناب مفضّل، پروردگار مهربان براى حفظ بشر از بدبختىها و نكبتها، غريزه حيا را عنايت فرموده اما انسان اين نعمت گرانبها را كفران مىنمايد، ناگزير مستحقّ زوال آن مىشود، مانند هر نعمت ديگر!
رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
حيا و ايمان نزديك و همنشين يكديگرند. اگر يكى از آن دو برود، ديگرى نيز همراه آن مىرود.(2)
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
پدرم ابراهيم عليهالسلام غيرتمند بود و من از او غيرتمندترم. خداوند بينى آن مؤمنى را كه غيرت ناموس ندارد به خاك مىمالد (و او را ذليل خواهد فرمود)(3).
اكنون پيشگويى پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم تحقّق يافته و با كمال
تأسّف شاهد مرگ دلخراش حيا و غيرت و از بين رفتن قبح و زشتى گناه و بىتفاوتى مسلمانان در جامعه اسلامىمان هستيم!!
زينت دختر حيا و عفّت است
عفّت و عصمت قرين عزّت است
دخترى كان بى حيا و عفّت است
غوطه ور در منجلاب ذلّت است
گل بود تا در حجابِ غنچگى
ايمن است از آفت پژمردگى
چون كه گرديد از صدف گوهر عيان
خويش را بيند به دست زرگران
زرگران مشّاطگان گوهرند
گرهران را خوب آرايش كنند
تا كه آرايش شدند اين گوهران
تازه مىافتند دستِ اين و آن
آرى، آرى اين گُلان و گوهران
پند و اندرزى است بهرِ دختران
پس بيا اى دختر عفّت شعار
خويش را محفوظ اندر پرده دار
قرآن مجيد:
... و هرگز زنان در هنگام راهرفتن پاى بر زمين نكوبند، تا خلخال و زينت پنهان شان آشكار نگردد.(1)
در دوران گذشته زنان عرب، حلقهاى فلزى به نام خلخال به مُچ پاى خود مىبستند و در حال راه رفتن با سر و صداى آن حلقه، نظر مردان نامحرم را به خود جلب مىكردند!
پروردگار، زنان را از اين كار منع فرموده و با بيان يك قانون كلّى هر عملى را كه باعث جلب توجّه نامحرمان نسبت به زينت زنان باشد (كيفيّت راه رفتن، صداى كفش،
1) ـ سوره نور /31.
كيفيّت غيرمعمول كفش) و يا هر رفتارى كه زمينه گناه را در مردان ايجاد نمايد، ممنوع و حرام قرار داده است.
به اين روايات ارزنده توجه فرماييد:
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
براى زنان شايسته نيست از وسط كوچه و خيابان راه بروند، بلكه سزاوار است از كنار ديوار راه بروند.(1)
اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود:
... به من خبر رسيده است كه زنان شما در راه (كوچه و خيابان) با مردان برخورد (و تماس) دارند، آيا غيرت و حيا نداريد. خداوند لعنت كند كسى را كه غيرت ندارد.(2)
بانوان و دختران در كوچه، خيابان و اماكن عمومى مىبايست با حجاب كامل، متين، سنگين، با وقار و از كنار مسير، رفت و آمد نمايند. از صحبت كردن بلند، خنده،
سخن گفتن با تلفن همراه و گفتگوى با دوستان پرهيز نمايند. در كوچه و خيابان، دست در دست همسر خود قرار ندهند، زيرا خيابان جاى دلدادگى نيست و اين عمل خلاف غيرت و شئون اسلامى است. و بالأخره در سخن گفتن، راه رفتن و رفتار، كوچكترين حركت نامناسبى كه زمينه ايجاد گناه و تهييج مردان شود انجام ندهند، زيرا در اسلام هر رفتارى از زنان كه بذر شهوت و گناه را در دل مردان بروياند، ممنوع و حرام مىباشد.
به اين ماجراى عبرتانگيز توجه فرماييد:
در غروب يك روز زمستانى، در كنار يكى از خيابانهاى شهر مشهد، زن جوانى كه آرايش غليظ و وضع مبتذلى داشت، در گوشهاى ايستاده بود و گريه مىكرد و شوهرش چند قدم آن طرفتر با پسرى جوان دست به يقه شده بود! درست زمانى كه پسر جوان، چاقويى را از جيبش درآورده و مرد را تهديد مىكرد، خودرو گشتى پليس سررسيد و مأموران انتظامى، طرفين را براى بررسى موضوع به كلانترى انتقال دادند.
شوهرِ زنِ جوان كه خيلى عصبانى به نظر مىرسيد، اظهار كرد: با همسرم داخل اتوبوس واحد بودم كه متوجّه اين جوان غريبه شدم كه براى همسرم ايجاد مزاحمت مىكرد. براى اين كه درگيرى پيش نيايد، از همسرم خواستم تا در اولين ايستگاه اتوبوس پياده شويم. امّا همراه با ما، جوان مزاحم نيز از اتوبوس پياده شد. او دنبال ما مىآمد و با الفاظ ركيك و زشت براى ما ايجاد مزاحمت مىكرد و من نتوانستم خودم را كنترل كنم. به طرفش حمله كردم و با او دست به يقه شدم.
جوان مزاحم نيز اظهار كرد: داخل اتوبوس اين زن و مرد با حركات نامناسب و رفتار غيرمتعارف و خنده و شوخى، توجّه همه را به خود جلب كرده بودند! فكر كردم آنها با هم دوست هستند و با اين تصوّر، پشت سرشان از اتوبوس پياده شدم و چون شيفته زن جوان شده بودم با اين مرد درگير شدم و با چاقويى كه در جيبم بود مىخواستم او را بترسانم كه پليس سر رسيد و دستگيرم كرد ...(1)
1) ـ روزنامه خراسان /17225 تاريخ 26/12/1387.
قرآن مجيد:
... هرگاه چيزى از زنان درخواست مى كنيد از پسِ پرده باشد (نه رويارو و ارتباط مستقيم). اين گونه رفتار موجب پاكى دلهاى مردان و زنان است و قلبها پاكيزهتر مىماند.(1)
هر چند اين آيه و بعضى ديگر از آيات حجاب خطاب به همسران پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم مىباشد، اما همانگونه كه مفسّران عاليقدر فرمودهاند: دستوراتِ اين آيات اختصاص به همسران آن بزرگوار ندارد، بلكه تكليف عمومى است و شامل همه زنان مىشود و عمومى بودن اين احكام در
1) ـ سوره احزاب /53.
فرمايشات خاندان رسالت عليهمالسلام به صراحت بازگو شده است.
زيرا مسأله پوشش، خودنمايى، نرمش در سخن گفتن و ديگر معيارهاى حجاب، مسأله مشترك همه زنان مىباشد و چه بسا ديگر دختران و زنان به اين سفارش سزاوارتر بوده و رعايت اين دستور درباره آنان از اهميّت بيشترى برخوردار باشد.
و امّا مورد خطاب قرار گرفتن همسران پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم به منظور الگو بودن آنان براى زنان ديگر و تأكيد بيشتر در رعايت اين دستورات است، زيرا همسران آن بزرگوار به دليل انتساب به پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم موظّف به اجراى احكام الهى بوده تا الگو و سرمشق براى ديگران باشند.
براى توضيح مطلب به اين مثال توجّه فرماييد:
مولايمان اميرالمؤمنين على عليهالسلام رهنمودها و پندهاى دلسوزانه و پدرانه خود را كه حاوى مطالب اخلاقى و تربيتى جامع و ارزندهاى مىباشد، طى نامهاى خطاب به فرزند دلبندش امام مجتبى عليهالسلام نگاشته است.
گرچه اين نامه آموزنده خطاب به فرزند بزرگوارش امام
مجتبى عليهالسلام مىباشد، امّا در واقع مطالب نامه تكليف عمومى است و مخاطب آن همه فرزندان معنوى و دوستان و پيروان اميرالمؤمنين على عليهالسلام است.(1)
آسيبپذيرى ارتباط و تماس با نامحرم مسألهاى است عمومى و پروردگار در مورد همسران پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم نيز كه اكثراً در سنين بالا بوده و از حجاب و پوشش كامل نيز برخوردار بودهاند و به نصّ صريح قرآن مجيد، مادران امّت هستند(2)و ارتباط فرزند با كسانى كه در حكم مادر هستند، عارى از لذّتجويى است، دستور حجاب گرفتن و اجتناب از رويارويى و سخن گفتن ظريف با نامحرم را مىدهد و از آنان مىخواهد كه هنگام دادن يا گرفتن چيزى از مردان، ميان آنان حايل و حجاب باشد تا مبادا بيماردلان به فكر گناه و لذّتجويى افتاده و امنيّت آنان به خطر بيفتد.
برادر و خواهر مسلمان!
وقتى كه در مورد همسران پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم رويارويى و سخن گفتن با نامحرم خطرآفرين باشد، تكليف اختلاط دختران و زنان در وضعيّت آلوده كنونى چه مىشود؟! و آيا شايسته است با برگزارى مراسم مختلط مخصوصاً مجالس مذهبى، زمينه سخن گفتن و رويارويى زنان و مردان نامحرم فراهم گردد؟!
مجالس و محافل دينى و حتى مراسم جشن و سرورى كه در اعياد مذهبى برگزار مىگردد و زنان و مردان، همزمان در آن مراسم شركت نموده و از آنان پذيرايى به عمل مىآيد و احياناً كتاب و وسايل فرهنگى مذهبى ارزان قيمت نيز در اختيار آنان قرار داده و زنان در غرفههاى فروش كنار مردان قرار مىگيرند و خواهناخواه برخوردهاى گوناگون بين آنان پيدا مىشود و ناگزير زنان با فروشندگان مرد رويارو و همسخن مىشوند. همه اينها خلاف رضاى پروردگار و امام زمان عليهالسلام است.
پيروى از آداب و رسوم جامعه آلوده و يا هرگونه توجيه در دفاع از برگزارى اين گونه مراسم مختلط آن هم به نام دين پذيرفته نيست.
و همانطور كه بازگو گرديد اختلاط و رويارويى محرم و نامحرم خلاف دستور قرآن مجيد مىباشد:
هرگاه چيزى از زنان درخواست مى كنيد از پسِ پرده باشد (نه رويارو و ارتباط مستقيم) اين گونه رفتار موجب پاكى دلهاى مردان و زنان است و قلبها پاكيزهتر مىماند.(1)
و حتى پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم در كوچه و خيابان اجازه برخورد و اختلاط زنان و مردان را نمىداد و براى پيشگيرى از برخورد محرم و نامحرم دستور فرمود: مردان از وسط خيابان و زنان از كنار كوچه و خيابان راه بروند.(2)
حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود:
بهترين زن، زنى است كه نه مردى او را ببيند و نه او مرد
نامحرمى را مشاهده كند.(1)
و همچنين فرمود:
نزديكترين حالت زن به خدا زمانى است كه در خانه خود باشد (و در ميان اجتماع و نامحرمان ظاهر نشود).(2)
و همانطور كه بازگو شد مولايمان اميرالمؤمنين على عليهالسلامسلام دادن به زن جوان را خطرناك مىداند و مىفرمايد:
به زن جوان سلام نمىكنم، مىترسم صداى زن جوان مرا شگفتزده كند و در نتيجه گناه شنيدن صداى او بيشتر از ثواب سلام باشد.(3)
اميرالمؤمنين عليهالسلام امام معصوم است و از هرگونه خطا و لغزش و اشتباه در عمل و حتّى در نيّت پاك و مبرّا مىباشد.
فرمايش آن بزرگوار، هشدار و اعلام خطرى است براى همه زنان و مردان تا خطر ارتباط و اختلاط زن و مردِ
نامحرم را به هر شكل و عنوان جدّى بگيرند. بنابراين وقتى كه قرآن مجيد و پيشوايان دين برخورد و اختلاط زن و مرد نامحرم را خطرناك مىدانند و جامعه ما، زيانها و آسيبهاى اختلاط و اجتماع زن و مرد را به چشم خود مىبيند، چه لزومى دارد با برپايى مجالس مختلط به هر عنوان به خصوص مراسم جشن و سرور مذهبى، زمينه اختلاط، رويارويى، همسخن شدن و نگاه زن و مرد را به يكديگر فراهم كنيم؟! مگر ممكن است همه زنان و مردانى كه در مراسم و مجالسِ مختلط شركت مىنمايند مرتكب هيچگونه نگاه، تماس و گفتگوى غيرعفيفانهاى نشوند؟!
برادر و خواهر مسلمان!
انسان هر چند پاكدامن و با تقوا بوده و نگاهش هوسآلود نباشد، اما از آنجا كه پيامبر عاليقدر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
نگاه تير زهرآگين شيطان است ...(1)
هيچگاه نگاه نمىتواند ذهن را از تخيّل غير ارادى
1) ـ بحارالأنوار 104/38.
حفظ كند و خواه ناخواه، نگاه به چهره زيبا، سراسر جسم و روح آدمى را زير و رو نموده و انسان را گرفتار گناه و آزردگى روانى مىگرداند. رابطه بين نگاه و گناه تا آن حد جدّى است كه رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم مىفرمايد:
هر عضوى از اعضاء انسان بهرهاى از زنا دارد. زناى چشم، نگاه به نامحرم است.(1)
بنابراين پىآمد رويارويى و نگاه به نامحرم هر چند كوتاه بوده و هر چند از آنها كه سلامت نفس دارند باشد، دعوت به گناه و انحراف است. و بالأخره تشكيل مجالس، محافل و ضيافتهاىِ خصوصى و عمومىِ مختلط در مراكزى كه بين مردان و زنان، حايل و فاصلى وجود ندارد و لازمهاش برخورد قهرى و احياناً رويارويى، سخن گفتن و نگاه مردان به زنان و يا نگاه غير عفيفانه زنان به مردان مىباشد، سرپيچى از دستور قرآن و خلاف رضاى پروردگار متعال و پيشوايان معصوم عليهمالسلام است.
به اين احاديث ارزنده توجه فرماييد:
1) ـ بحارالأنوار 104/38.
رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، در جايى كه صداى نَفَس زن نامحرم را بشنود نبايد توقف نمايد.(1)
اميرالمؤمنين على عليهالسلام فرمود:
زنان (به خاطر ساختار وجودى و جاذبهها و زيبايىهاى فطرى) مانند گوشت روى تخته قصابان و يا غذاى پخته و آماده سر سفره هستند كه در معرض خطر و دستبرد و آسيب مردان (گرسنه و بوالهوس) مىباشند، مگر زنانى كه شديداً مورد حراست و مراقبت قرار گرفته و از آنان حفاظت كامل شود (و از اختلاط و ارتباط با مردان پرهيز نمايند).(2)
رسول مكرّم اسلام صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
از تنها نشستن با زنان بپرهيزيد. سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست، مردى با زنى همنشين و تنها
نمىشود مگر اين كه شيطان نزد آنها خواهد آمد (و آنان را گرفتار گناه خواهد كرد) و چنانچه مردى مورد اذيّت و آزارِ خوكى آلوده به كثافت و لجن قرار بگيرد بهتر است از اين كه شانه زن نامحرمى به او برخورد نمايد (زيرا تماس و برخورد با زن نامحرم، اُلفت و محبّت شهوانى ايجاد مىكند و كانون گرم زندگى آنان را متلاشى خواهد نمود).(1)
و همچنين پيامبر عاليقدر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
هيچ كارى براى شيطان دشوار نبوده است مگر اين كه پاى زنان (بىتقوا و جلوهگر) را به ميان آورده، پس از آن كار مشكل شيطان آسان گرديده است.(2)
اميرالمؤمنين على عليهالسلام فرمود:
اى بندگان خدا! بدانيد... گفتگو و همنشينى مردان با زنان (نامحرم) موجب نازل شدن بلا و گرفتارى خواهد شد و دلها را منحرف مىسازد و دايم به زنان نگاه كردن، نور چشمان را خاموش مىگرداند و با گوشه چشم به زنان نگاه كردن از دامهاى شيطان است (نگاه
مختصر با گوشه چشم زمينه نگاههاى بعدى و ارتكاب گناه مىگردد).(1)
رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
از گفتگو و همنشينى با زنان بپرهيز، زيرا هيچ مردى با زن نامحرمى خلوت نمىكند مگر اين كه به او رغبت پيدا مىكند.(2)
شيطان به حضرت موسى عليهالسلام گفت:
با زن نامحرم همنشين نشو كه من بين تو و او وسوسه خواهم كرد (و زمينه گناه را فراهم مىنمايم).(3)
برادر و خواهر مسلمان!
وقتى كه شيطان به پيامبر معصوم با آن همه عظمتش هشدار مىدهد « همنشين زن نامحرم نشو كه شما را به
گناه وادار مىنمايم»، تكليف من و شما روشن است، چرا كه شيطان دشمن قسم خورده انسان مىباشد و با كسى تعارف ندارد و انسان هر چند مقيّدتر به رعايت موازين شرع باشد، شيطان تلاش و فعاليّت زيركانهترى خواهد داشت و بالأخره با توجيهات فريبنده، زمينه آلودگى و گناه را فراهم خواهد كرد.
به علاوه با دشمن قوىتر از شيطان، نفس امّاره كه در وجود خودمان قرار دارد چه مىكنيم؟! نفس سركشى كه انبياء و اولياء از شرّ اين دشمن فتنهانگيز به خدا پناه برده تا آنجا كه جناب يوسف عليهالسلام هنگام رويارويى با زليخا و زنان مصر با همه عزّت و عصمت نفسش از شرّ اين دشمن بدكردار از خداوند كمك خواسته و به رحمت پروردگار پناه مىبرد.(1)
وقتى كه شخصيتى در مقام عصمت از طغيان نفس خود به پروردگار پناه مىبرد، هيچ مردى در مقابل زن و هيچ زنى در مقابل مرد نبايد به نفس خود اعتماد ورزد، زيرا هر چند مرد يا زنى بخواهد مسائل شرعى و عرفى را
1) ـ سوره يوسف /53.
در نظر بگيرد اما وسوسههاى شيطان و تمايلات نفسانى آنها را گرفتار خطرهاى بزرگ مىنمايد.
پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
بين مردان و زنان جدايى و فاصله بيندازيد، زيرا هنگامى كه زنان و مردان رو در روى يكديگر قرار گرفتند و با هم تماس داشته باشند، به درد و بلايى گرفتار مىشوند كه درمان نخواهد داشت.(1)
اميرالمؤمنين على عليهالسلام فرمود:
بعضى از نيكوترين صفات زنان، زشتترين اخلاق و رفتار مردان است مانند تكبّر، بُخل و ترس. زيرا زنى كه در برابر بيگانه و نامحرم، متكبّر و گردن فراز باشد، نامحرم را به حريم خود راه نخواهد داد و براى بيگانه رام نخواهد شد (و بيگانه هم جرأت تماس و صحبت با او را ندارد).
و اگر بخيل باشد، اموال خود و شوهرش را حفظ خواهد كرد.
1) ـ مرآت النساء /140.
و چنانچه ترسو باشد با رفتار متين و سنگين خود از هر چيزى كه به حيثيّت و آبروى او زيان رساند، فاصله مىگيرد (جرأت رفت و آمد غير ضرورى به خارج خانه و ارتباط و اختلاط و گفتگوى با نامحرم را ندارد).(1)
به فرموده مولايمان اميرالمؤمنين على عليهالسلام
يكى از صفات پسنديده زن "تكبّر" است. چرا كه اگر زن در برابر بيگانه متواضع، فروتن و خون گرم باشد، توجّه و رغبت بيگانه و نامحرم به او جلب شده و در نتيجه زمينه آسيبپذيرىاش فراهم خواهد شد. (البته تكبّر در برابر شوهر پسنديده نيست).
و همچنين "بُخل" با اين كه يكى از صفات رذيله مردان است، براى زن نيكو و پسنديده مىباشد. زيرا زن امانتدار شوهر است و امانتدار نمىتواند بدون اجازه صاحب امانت در امانت به دلخواه خود تصرّف نمايد.
اين مسأله تا آن حدّ حايز اهميت است كه مراجع و
1) ـ نهجالبلاغه / حكمت 234.
فقهاء فرمودهاند: چنانچه زن از خودش ثروتى داشته باشد به منظور پيشگيرى از بروز مشكلات اخلاقى، باز هم لازم است براى مصرف آن با همسر خود هماهنگى داشته باشد.
زيرا چنانچه زن ثروت خود را از ثروت و مال شوهرش جدا بداند، عواطف همسر خود را جريحهدار نموده و نوعى بيگانگى در زندگى ايجاد مىگردد.
اما اگر ثروت خود را در اختيار شوهر قرار داده تا در مسير تأمين نيازهاى زندگى مصرف نمايد و بدون هماهنگى با او از ثروت خودش استفاده نكند، يگانگى، صفا و صميميّت در زندگى آنان حكم فرما خواهد شد.
و چنانچه اطمينان به امنيّت مسير نداشته باشد، همراه پدر، همسر يا يكى از ارحام به كوچه و خيابان مىرود.
حتّىالامكان از مراكز تجمّع فاصله مىگيرد و هرچه زودتر خود را به محل امن مىرساند تا طلا و يا بسته حاوى اشياء قيمتى او مورد دستبرد دزدان قرار نگيرد.
آيا زنان و دختران با اندام فريبنده و چهره زيبا كمتر از طلا و اشياء قيمتى بها دارند كه اينگونه در معرض نگاه هوسبازان گرگصفت كوچه و خيابان كه آماده دريدن هستند قرار گرفتهاند؟!
چه گوهرى از گوهر ناموس باارزشتر و كدام دزد از دزدِ ناموس خطرناكتر مىباشد؟!
آرى در چنين جامعه آلودهاى، تنها زنى مىتواند سرمايه عفّت خود را حفظ نمايد كه از جمع و اجتماعات نامحرمان فاصله گرفته و چنانچه ضرورتى براى رفتن به كوچه و خيابان داشته باشد، در كيفيّت پوشش، حجاب،
حركت، سخن گفتن و ... احتياط كامل نموده تا از گزند و آسيب دزدان خطرناك در امان باشد.
در غير اين صورت بازيچهِ دستِ هوسرانان شده، آرامش خود و جامعه را بر هم زده و مصداق اين حديث هشداردهنده مىگردد:
رسول اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
هر زنى كه آرايش و خودآرائى كند و با بهترين لباس از خانه خارج شود و خود را در معرض نگاه مردم قرار دهد، فرشتگان آسمانهاى هفتگانه و زمين او را لعنت خواهند كرد.(1)
برادر مسلمان!
در جامعه آلوده به فساد و گناه كنونى كه فرهنگ ما رنگ فرهنگ غرب را به خود گرفته و دختران و زنان از امنيّت برخوردار نيستند، احتياط و هوشيارى را مَدّنظر داشته باش و از ناموس و حيثيت خود پاسدارى كن.
چرا بايد همسر و دخترت به جاى حزم و احتياط و
1) ـ بحارالانوار: 73/329.
حفاظت از شرف و حيثيّت خود، قهرمان كوچه و بازار باشند و حتى خريد لوازم زندگى را نيز كه براساس فرمايش رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم وظيفه مردان مىباشد(1)با برخورد و سر و كلّه زدن و بگو مگوى با نامحرمان انجام دهند و با كمال تأسّف، از آنچه اتفاق مىافتد بىاطلاع باشى؟!
خطاب و عتاب دلسوزانه و دردمندانه مولايمان اميرالمؤمنين على عليهالسلام را به مردانى كه در كنترل خروج زنانشان از خانه و تماس با نامحرمان سهلانگارى مىنمايند، مجدّداً بخوانيد:
آيا حيا نمىكنيد! و آيا تعصّب و غيرت نداريد! زنان شما به بازارها (و اماكن عمومى) مىروند و با مردها تماس دارند.(2)
منظور مولايمان على عليهالسلام، تنها زنان بىحجاب و بىبند و بار نيست، زنان با حجاب و مذهبى و متديّن را نيز شامل مىشود، چرا كه زنان و دختران هر چند مقيّد به
رعايت موازين شرعى باشند، تضمينى براى سلامت و امنيّتشان در نگاه، رويارويى و سخن گفتن با نامحرمان و مردان هوسران وجود ندارد، زيرا شيطان در مورد افراد مؤمن تلاش و فعاليّت زيركانهترى دارد و آنان را با مكر و تزوير به گناه آلوده مىكند.
و بالأخره، مسأله اختلاط و ارتباط محرم و نامحرم و آسيبپذيرى زنان و دختران تا آن حدّ خطرناك و جدّى است كه باز هم مولايمان اميرالمؤمنين على عليهالسلام به فرزند دلبندش امام مجتبى عليهالسلام مىفرمايد:
... زنان را در پرده حجاب و پوشش نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند، زيرا سختگيرى در حجاب، سلامت و پاكدامنى آنان را استوارتر مىسازد. آوردن افراد غير صالح در ميان زنان و داخل زندگى، خطرناكتر است از بيرون رفتن آنها از منزل (از تماس و ارتباط زنها با غريبه و نامحرم جلوگيرى كن و بيگانه را به حريم زندگىات راه نده) و اگر مىتوانى كارى كن كه زنان، غير تو را نشناسند. كارى كه برتر از توانايى زن مىباشد و به او مربوط نيست به او وامگذار، زيرا زن گُل است (لطيف و آسيبپذير) نه قهرمان و كارفرما (نبايد
تحصيل مال و تأمين مخارج زندگى را به زن واگذار كرد، چون زن استعداد و تحمّل اين كار را از نظر جسمى و روحى ندارد).(1)
اين گزارش هشدار دهنده را هم بخوانيد:
خانم «ناديا بتول نجارى» خبرنگار و مجرى تلويزيون پاكستان كه 28 سال دارد از شهر لاهور (پايتخت فرهنگى پاكستان) براى دوّمين بار پس از 16 سال براى حضور در مراسم اختتاميه نهمين جشنواره بينالمللى امام رضا عليهالسلام
به مشهد (پايتخت معنوى ايران) سفر كرده است.
او داراى مدرك كارشناسى در رشته علوم ژنتيك است و در عرصه رسانه در شهر لاهور، چهره شاخص و شناخته شدهاى محسوب مىشود.
خبرنگار خراسان در گفتگو با خانم بتول نجارى از او مىخواهد از مشاهداتش درباره وضعيت زنان ايرانى
1) ـ نهجالبلاغه / نامه 31؛ بحارالأنوار 103/252.
برايش بگويد.
خانم بتول نجارى كه با حجاب و پوشش مىباشد پس از ايراد مطالبى مىگويد:
خانمهاى ايرانى به لحاظ چهره، زيبا هستند و زن زيبا نبايد خود را در معرض ديد همگان قرار دهد.
زنهاى پاكستانى رسم دارند، طلاهاى باارزش و قيمتى خود را در صندوقچهاى پنهان كنند، اما زيورآلات بدلى خود را روى ميز در معرض ديد قرار مىدهند و كسى ارزشى براى آنها قايل نيست كه پنهانشان كنند.
من 16 سال پيش كه به ايران آمدم و حجاب زنان ايرانى را ديدم، حس كردم زنهاى ايرانى همان طلاهايى هستند كه در صندوقچهاى نهان شدهاند تا چشم هر كسى به آنها نيفتد.
اما حالا وضع متفاوت شده است، خانمهاى بدون چادر در مشهد زياد ديدم...
در پاكستان زنان مسلمان در دانشگاه و اجتماع حجاب دارند.(1)
1) ـ روزنامه خراسان /17957 تاريخ 23/7/1390.
با كمال تأسف! مسأله فروپاشى شرم و حيا و اختلاط آزاد زن و مرد در جاى جاىِ جامعه اسلامى به صورت شرمآورى در حال گسترش و ازدياد مىباشد، تا آنجا كه اين پديده شوم علاوه بر مراكز ادارى، حوزههاى تحصيل، مجالس، محافل، ضيافتها و در مجامع برخى از خانوادههاى مذهبى نيز به چشم مىخورد!!
اين حركت منفى در بين دختران و پسران جوان از روند بيشترى برخوردار است و فساد و انحراف آنان از پرده بيرون افتاده و چيزى نيست كه بر كسى پوشيده و پنهان باشد تا به عنوان نشر فساد، خبرتراشى و اشاعه بىعفّتى مورد انتقاد قرار گيرد؛ چرا كه علاوه بر اخبار وحشتناكى كه هر روز به وسيله روزنامهها، جرايد و رسانهها از جنايتهاى هولناك ناشى از اختلاط و ارتباط زنان و مردان منتشر مىگردد، شاهد و ناظر حوادث و مناظر بىشرمانهاى هستيم كه اخلاق، معنويّت و سلامت جامعه اسلامى را جريحهدار نموده است!!
دنياى غرب كه عزّت و سرافرازى مسلمانان كشورمان برايش قابل تحمّل نبود، پس از شكستهاى مفتضحانه به منظور انتقامجويى از ملّت اسلام از مسأله تهاجم و شبيخون فرهنگى استفاده نموده و با اختلاط زن و مرد و اشاعه فحشاء و گناه و قوىترين حربه شيطانى خود، «بىعفّتى»، قبح و زشتى بىحجابى را كه هويّت اسلامى مسلمانان است از بين برد!
پاى دختران و زنان را در همه جا در ميان كشيد و به موازات عرضه شدن زنان و دختران در خيابانها، بازارها، ادارات، كارخانجات و ديگر مراكز خصوصى و عمومى و آزادى اختلاط زن و مرد، جوانان را از نظر غرايز به صورت ارزان اشباع نموده، به طورى كه جوانان به جاى ازدواج و تشكيل خانواده، دوران جوانى و نشاط خود را در گناه و بىبند و بارى و هرزگى طى مىكنند!!
سنّ ازدواج بالا رفت و با مجال استفاده از فحشاء و گناه در دوران تجرّد، جوانان از پذيرش ازدواج كه در گذشته روابط پسر و دختر تنها از اين طريق بود، سرباز زده و زندگى تجرّدى و معاشرت آزاد را بر تشكيل خانواده
و اشباع غرايز سالم ترجيح دادند و در نتيجه مسأله با اهميت ازدواج در شرايط كنونى به صورت بحران درآمد و اختلاط و ارتباط دختر و پسر آزاد گرديد!!
پس از كاهش روزافزون مسأله ازدواج، بازار طلاق به صورت نگرانكنندهاى رواج پيدا كرد و به حالت بحران رسيد، تا جايى كه مسئولين كشور را به وحشت انداخته است!!
براساس آمار منتشر شده از سوى سازمان ثبت احوال كشور، در سال 1384 تنها 84 هزار واقعه طلاق و در سال 1389 بيش از 137 هزار طلاق ثبت شده است كه از سال 1384 تا سال 1390 طلاق رشد 37/59 درصدى نشان مىدهد!
و از نكات مهمّ و تكاندهندهتر اين كه، بيشترين طلاقها مربوط به زوجهاى بين سنين 20 تا 29 سال مىباشد!
آيا در كشور اميرالمؤمنين عليهالسلام با داشتن مكتبى كه مىگويد: مبغوضترين حلالها نزد خداوند طلاق است(1)، چرا بايد طلاق روند افزايشى داشته باشد و از رهگذر آن اين همه فجايع به وجود آمده و اين همه اطفال معصوم قربانى هوى و هوس مردان و زنان بىبند و بار بشوند!
عامل مهمّ روند رو به افزايش طلاق كه به صورت فاجعه در كشور اسلامى ما درآمده، ترويج فساد و دوستىهاى نامشروع قبل از ازدواج دختران و پسران مىباشد!
اين گزارش را بخوانيد:
45 درصد طلاقها معلول دوستىهاى قبل از ازدواج مىباشد(2).
به يك نمونه تكان دهنده از عاقبت مصيبتبار دوستى قبل از ازدواج توجه فرماييد:
زن جوانى كه قربانى دوستى و احساس قبل از ازدواج گرديده، داستان مصيبتبار زندگى خود را بازگو مىكند:
در دوران دبيرستان با پسرى به نام رامين آشنا شدم و مدّتى با هم به صورت تلفنى رابطه داشتيم. اما چون او كار درست و حسابى نداشت و هنوز به سربازى نرفته بود، با پسرخالهام ازدواج كردم و به دليل شرايط شغلى شوهرم به شهر ديگرى نقل مكان كرديم و در اين مدّت صاحب يك دختر شديم.
دوران مأموريت شوهرم پنج سال طول كشيد و پس از آن به مشهد بازگشتيم و از اين بابت خيلى خوشحال بودم. اما متأسّفانه ماجرايى اتفاق افتاد كه خاطرات دوران قبل از ازدواج را برايم يادآورى كرد!
نمىدانم چرا با اين كه هيچ بدى از شوهرم نديده بودم و با داشتن يك فرزند و زندگى با صفا، متأسّفانه بدون اختيار و بدون در نظر گرفتن تعهّداتى كه به همسر، فرزند و زندگىام داشتم يك روز غروب به شماره تلفن خانه رامين زنگ زدم و با صداى لرزان با رامين صحبت كردم!!
با اين كه چندين سال بود با يكديگر تماس نداشتيم اما بر اثر اين ارتباط احمقانه، همه احساس، هيجان و خاطرههاى دوران گذشتهمان شعلهور گرديد. بدون ترس از آبروريزى و لغزش، رابطه عاطفى بين ما برقرار گرديد كه پس از گذشت سه ماه تار و پود زندگىام درهم پيچيد و عفّت و حيثيتم را به باد دادم!!
شوهرم با اطلاع از اين رابطه ننگين طلاقم داد و خانوادهام نيز مرا طرد كردند.
من كه شرمنده، آلوده و سرافكنده شده بودم و جايى نداشتم كه بروم، به سراغ رامين رفتم. او همسرش را طلاق داده بود و با اين كه مىدانستم به مواد مخدر اعتياد دارد به عقدش درآمدم!
پس از آن چون خجالت مىكشيدم از خانه بيرون بيايم، دچار افسردگى شديدى شدم و حدود شش ماه خودم را در خانه زندانى كردم و از كرده خودم به شدت پشيمان شده بودم و احساس دلتنگى عجيبى براى فرزند همسر سابقم و خانوادهام داشتم، ولى راهى براى بازگشت نداشتم!
من زندگى نكبتبارى را با رامين تحمّل كردم تا اين كه فهميدم كه همسر و شريك زندگىام مرا در قمار باخته است و بايد در اختيار دوستان كثيفش قرار بگيرم! ديگر نتوانستم طاقت بياورم و از آن خانه نفرين شده فرار كردم و خودم را به كلانترى رساندم!
لعنت بر من! كه به خاطر يك ارتباط احمقانه و به ياد خاطرات احساسى دوران قبل از ازدواجم، زندگىام را تباه كرده و سرنوشت شومى را براى خودم رقم زدم!!
اميدوارم همه دختران و زنانى كه داستان تلخ زندگى مرا مىخوانند، فكر كنند كه زندگى با صفاى من چگونه و از كجا و چرا اين گونه تباه شد! هيچ دختر و زنى گرفتار احساس و دلدادگى نشود، زيرا هوسهاى فصلى و موسمى پس از رسيدن به خواهش دل، سرد مىشود و عاقبتش نكبت و رسوايى است(1).
حوادث دردناك و ماجراهاى تلخ و مصيبتبارى كه هر
1) ـ روزنامهخراسان /17958 تاريخ 24/7/1390.
روز صفحات حوادث روزنامهها را سياه مىكند، دل آدمى را مىسوزاند و قلم از بازگوكردن آنها شرم دارد!
منشأ اصلى اين خبرهاى غمبار، روابط آزاد دختر و پسر و اختلاط و ارتباط زن و مرد نامحرم مىباشد كه با كمال تأسّف در روزگار ما در اكثر مراكز عمومى، محيطهاى اجتماعى، كارى، ادارى، آموزشى، مدرسه و دانشگاه تنگاتنگ شده و والدين و مسئولان و متولّيان امور در خواب غفلت هستند!!
دختران و زنان به بهانههاى گوناگونِ تحصيل، اشتغال، خريد، اردو، تور، سفرهاى دستهجمعى و حتى كاروانهاى زيارتى بدون همراهى محارمشان، از آغوش گرم خانه و خانواده جدا گرديده و با اختلاط با نامحرمان، جامعه را به فساد، انحراف و رسوايى و افتضاح كشيدهاند!!
اين ماجراهاى تلخ و سياه را كه دختران و پسران همين مرز و بوم به وجود آوردهاند بخوانيد تا در جريان وضعيّت نكبتبارِ نسل سوخته و فريب خورده قرار بگيريد، شايد خون در رگغيرتها بجوشد و نواميسمان را از محيط خانه و آغوش مقدّس و امن و امان خانواده به
محيط آلوده و پُر از گناه و انحراف نفرستيم و قبل از فروپاشى كامل حيثيّت، عفّت و شرم و حياى زنان و دختران و مرگ اخلاق و انسانيّت به اين همه غفلت و بىتفاوتى دردناك پايان داده و در مقابل قتل عام فرهنگى دشمن و استعمار كه لاقيدى را به نام آزادى، تمدّن و تربيت روز به ملّت اسلام تحميل كرده موضع بگيريم و شرمنده نسلهاى آينده نباشيم!!
اين ماجراى تكان دهنده را بخوانيد:
چندى قبل خانوادهاى كه اهل يكى از شهرهاى غربى كشور هستند، براى زيارت به مشهد آمدند. دختر 12 ساله! اين خانواده با استفاده از غفلت پدر و مادر در خيابان با پسر جوانى ارتباط پيدا كرد! تلاقى نگاه دختر و پسر و آشنايى خيابانى به رد و بدل كردن شماره تلفن انجاميد و آنها از اين طريق با يكديگر در تماس بودند.
پسر جوان با توسّل به حيله و نيرنگ و ابراز احساساتِ دروغين دختر نوجوانِ عاطفى را شيفته خود كرد تا آن كه
خانواده وى پس از اتمام مسافرت به شهر خود بازگشتند.
جوان 23 ساله كه فكر مىكرد طعمه مناسبى گير آورده است، همچنان با دختر 12 ساله تماس مىگرفت تا اين كه موفّق شد با حيله و نيرنگ دختر نوجوان را به بهانه ازدواج از خانه و خانواده و شهر خود فرارى دهد!
دختر بيچاره نيز غافل از اين كه چه عاقبت خطرناكى در انتظار اوست، ماجرا را از پدر و مادرش پنهان كرد و در حالى كه فريب حرفهاى پوچ و احساسى پسر شيطان صفت را خورده بود، با برداشتن مقدارى طلا، پول و شناسنامهاش و به اميد ازدواج با جوان رؤيايىاش راهى مشهد شد!
پسر 23 ساله كه با او در محلى قرار گذاشته بود به ديدن او رفت و با بيان اين كه در حال اتمام دوران تحصيلات تكميلى است، دختر نوجوان را به مخفيگاه خود كه منزل يكى از بستگانش بود برد و عروس نوجوان را در آنجا زندانى كرد.
دخترك بيچاره كه تازه متوجه شده بود چه بلايى بر سرش آمده است و قربانى پوشش غيرعفيفانه، جلوهگرى و
نگاهآلوده و ارتباط نامشروعش شده، تلاش كرد تا از آن خانه جهنمى و حجله عروسىاش فرار كند، اما تلاشهاى او بىفايده بود و پسرى كه شيفته او بود! و حاضر بود براى رسيدن به او بميرد!! چهره واقعى خود را نمايان كرد!
اين پسر به مدت سه شبانه روز دختر نوجوان را ... و آبرو و حيثيتش را به باد داد!
از سوى ديگر خانواده دختر كه از مفقود شدن و فرار او بىتاب و نگران شده بودند، با توجه به تماسهاى مشكوكى كه از مشهد با دخترشان برقرار مىشد، موضوع را به پليس خراسان رضوى اطلاع داده و از پليس كمك خواستند.
پليس با توجه به اظهارات خانواده اين دختر به سر نخهايى دست يافت كه نشان مىداد دختر 12 ساله چند روز قبل وارد مشهد شده است.
مأموران انتظامى با استفاده از شيوههاى فنّى خود موفّق شدند با شناسايى جوان 23 ساله، محل اختفاى دختر نوجوان را پيدا كنند. امّا وقتى مأموران به محل زندانى شدن دختر رفتند، جوان جنايتكار با رها كردن
دختر نوجوان از محل فرار كرده بود.
تلاش پليس براى دستگيرى متّهم فرارى آغاز شد و مأموران موفّق شدند جوان شيطان صفت را در مدت 24 ساعت رديابى نموده و دستگير نمايند.
متّهم در بازجويىهاى انجام شده به اغفال دختر نوجوان، سرقت طلا و آزار و اذيّت وى به مدت سه شبانهروز اعتراف كرد!(1)
اگر اين دختر نوجوان 12 ساله! بدحجابى، بد پوششى و جلوهگرى نداشت، توجّه جوان بوالهوس را به خود جلب نمىكرد و آتش نهفته او شعلهور نمىشد و اين فاجعه تلخ و مصيبتبار به وقوع نمىپيوست!
آرى! آزادى به سبك غرب، محيط را براى پرورش جنايتكار آماده مىسازد و راه جنايت باز مىشود.
آيا اين دختر فريب خورده بعد از اين خوشبخت خواهد شد؟ هرگز!!
اين گزارشهاى شرمآور را نيز بخوانيد:
1) ـ روزنامه خراسان 17681 تاريخ 2/8/1389.
... عدهاى از سودجويان به طور سازماندهى شده از دختران و پسران جوان براى شركت در سفرهاى دستهجمعى يك روزه به مناطق تفريحى به طور مجرّدى دعوت و زمينههاى بروز فسادهاى اخلاقى و روابط غير شرعى را فراهم مىنمايند.
جوانى كه بدون اطلاع از وضعيت اين تورها در يكى از اين مسافرتها شركت كرده بود، مىگويد: با پرداخت مبلغى قرار شد ساعت 30/6 صبح در يكى از ميدانهاى مشهد حضور يابم.
وقتى اتوبوسها آمدند متوجه شدم اين سفر يك روزه مختلط است و تعداد زيادى دختر جوان نيز حضور دارند!...
دختر جوان ديگرى كه او نيز از وضعيّت آلوده اين سفر بىاطلاع بوده گفت: من حجاب اسلامى داشتم. داخل اتوبوس مورد تمسخر سرنشينان و همراهان قرار گرفتم و آنها مدام از من مىخواستند تا چادرم را از سرم بردارم!...
و بالاخره بنابر اظهار يكى ديگر از جوانان شركت
كننده در اين تورها، برقرارى روابط ... و مصرف مشروبات الكلى در مكانهاى خلوت تفرّجگاهها، تنها بخشى از پىآمدهايى است كه افراد سودجو براى رسيدن به مقاصد شوم خود، اينگونه سفرهاى مجرّدى را برنامهريزى مىكنند!!...(1)
خبرنگار خراسان كه در يكى از خيابانهاى مشهد با مأموران نامحسوس پليس همراه شده بود گزارشى در مورد اعمال و رفتار زنان و دختران بدحجاب تهيّه كرده كه بخشى از آن گزارش بازگو مىشود:
... طى 4 ساعت 40 نفر زن و دختر به دليل مزاحمت و پوشش نامناسب متوقف شدند و تا ساعت 7 همه آنان به مقرّ پليس انتقال داده شدند!
در ميان بازداشت شدگان 2 دختر اهل استان ديگرى بودند كه هنگام دستگيرى ظاهرى بسيار زننده داشتند
1) ـ ضميمه روزنامه خراسان /17821 ويژهنامه 1855 تاريخ 7/2/1390.
ولى داخل مقرّ پليس كه آنها را ديدم، چادر و مقنعه پوشيده بودند. پرسيدم: با كى آمديد؟ گفتند: با يك كاروان 100 نفره و همه دانشآموز دبيرستان هستيم كه بدون همراهى پدر و مادرهايمان به زيارت آمدهايم، مدير كاروان در جريان است.
دقايقى بعد مدير كاروان كه مردى حدود 40 ساله بود به پليس مراجعه كرد و گفت: 4 روز است از شهر ... آمدهايم، اين دخترها دانشآموزان يك دبيرستان هستند. حيف كه من نامحرمم و الاّ همين جا مىزدمشان و لَت و پارشان مىكردم، ديروز هم آگاهى حرم زنگ زد، دوتاى ديگر از اينها را رفتم آزاد كردم. اصلاً غلط كردم كه اين كاروان زيارتى دختران را آوردم، جز دردسر و ضرر هيچى برايم ندارد...!!(1)
برادر و خواهر مسلمان!
زن گل است، لطيف و باطراوت و آسيبپذير. جايگاه امن و امانش كنار خانواده و گلستان زندگى است.
1) ـ روزنامه خراسان 17804 تاريخ 18/1/1390.
آسيبپذيرىاش زمانى شروع مىشود كه به عنوان كار، اشتغال، تحصيل به خصوص در ديار غربت، اردو و همچنين سفر حتى سفرهاى زيارتى بدون همراهى با محارمش از خانواده جدا شود.
اين حديث زيبا و آموزنده را بخوانيد:
رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
براى زنى كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد، جايز نيست مسير روز يا شبى را طى نمايد مگر اينكه (مرد) محرمى همراه او باشد.(1)
1) ـ بحارالانوار: 89/15.
رويارويى و اختلاط زن و مرد تا آن حدّ خطرناك و آسيبپذير است كه اسلام در مورد ارتباط و اختلاط محارم و اقرباى دور و نزديك و معاشرتها و مراودههاى مرسوم خانوادگى، دقّت نظر داشته و با وضع قوانينى ارزنده، اختلاط آزاد و بىقيد و شرط با محارم را محدود نموده تا مردان و زنان به بهانه محرم بودن، گرفتار گناه و بىبندوبارى نگشته و بىپروا و آزاد، با آرايش و لباسهاى مبتذل و زننده و انجام حركات جِلف و با خنده و خوشرويى، بدون در نظر گرفتن غرايز و احساسات جنسى، پرده حجاب و حيا را كنار نگذارند و خداى نكرده زمينه گناه و انحراف پيش نيايد و به مرور به آسيبهاى اخلاقى
گرفتار نشوند. چون غريزه جنسى حد و مرزى ندارد و محرم و نامحرم براى او فرقى نمىكند. هر جا زمينهاى پيش بيايد تهييج خواهد شد.
فقها و مراجع تقليد نيز بر اين مسئله اتفاق نظر دارند كه زن چنانچه نسبت به محارمش از نگاه آلوده ايمن نباشد، واجب است خود را از آنها بپوشاند.(1)
بنابراين تشكيل مجالس فاميلى متشكّل از مردان و زنان محارم و اختلاط و ارتباط آزاد، خلاف مذاق دين است و امنيّت و عفّت زن را به خطر مىاندازد.
به اين احاديث ارزنده توجه فرماييد:
مردى به رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم عرض كرد:
اى رسول خدا! خواهر من موهاى خود را به من نشان مىدهد. آن بزرگوار فرمود: نه! از اين عمل پرهيز كند. مىترسم اگر زيبايىها، مو، زينت و مُچهاى دست خواهرت ظاهر شود، كار شما به حرام بيانجامد.(2)
و همچنين مردى از پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم سؤال كرد:
آيا هنگام وارد شدن نزد مادرم اجازه بگيرم؟
حضرت فرمود: بلى! آيا دوست دارى او را بدون لباس ببينى؟
عرض كرد: نه.
رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود: پس اجازه بگير و بىخبر بر مادرت وارد نشو.(1)
رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
هرگاه مردى بخواهد زنى از محارم خود را كه به سنّ بلوغ و عادت ماهيانه رسيده ببوسد، خواهر باشد يا عمّه يا خاله، پس بايد بين دو چشم و يا سر او را ببوسد و از بوسيدن صورت و دهان آنها خوددارى نمايد.(2)
در زمينه اختلاط غير عفيفانه با محارم و آسيب و آفتهاى ناشى از آزادى بىقيد و شرط و آرايش و جلوهگرى زنان نزد فاميل و محارم شان، حوادث و ماجراهاى تكاندهنده و شرمآورى رخ داده كه بازگو كردن آنها موجب اشاعه فحشاء و جريحهدار شدن عفّت عمومى مىباشد!
مسأله تهييج و تحريكات جنسى تا آن حدّ حسّاس و خطرناك است كه اسلام به منظور پيشگيرى از بروز حوادث ناگوار و تمرين و آمادگى نونهالان به پوشش و حجاب و سلامت اخلاقى آنان در دوران كودكى و پس از بلوغ، به آنها دستور حريم گرفتن و گريز از نامحرم داده است تا خردسالان نيز مانند دختران و زنان، قربانى ارضاء هوسهاى مردان شيطان صفت نگردند.
پايبندى مادران به چادر و حجاب و آداب و رسوم اسلامى، بيشترين تأثير را در تربيت و تشويق دختران خردسال به پوشش چادر و روش صحيح زندگى و تمرين و
عادت آنان براى دوران بلوغ و پس از آن دارد.
مراقبت در معاشرت، نظارت بر دوستيابى و تشويق به انجام آموزههاى دينى، مهمترين مسأله در تربيت و سلامت اخلاق پسران و دختران خردسال است.
مسامحه، كوتاهى و بىتفاوتى در مراقبت و كنترل مسائل اخلاقى نونهالان به خصوص در مسأله حجاب و چادر و حريم گرفتن از نامحرم، زمينهساز انحراف و تهييج تمايل جنسى نهفته و فروپاشى سلامت اخلاق آنان مىباشد و چنين كودكانى هميشه در معرض آسيب و عوارض مختلف روحى، انحراف اخلاقى و عقدههاى روانى خواهند بود.
يكى از بلاهاى خانمانسوزى كه تمدن ننگين غرب براى جامعه ما به ارمغان آورده، بلوغهاى زودرس پسران و دختران مىباشد.
طبيعى است وقتى پسر به بلوغ زودرس جنسى مىرسد، كسى به او زن نمىدهد و دختر نيز در سنّ بلوغ
زودرس به جهت نداشتن رُشد شوهردارى و خانهدارى، كسى شوهرِ او نمىشود، ناگزير غريزه تحريك شده آنان را كه هيچ نيرويى توان مهار كردن آن را ندارد، ماهواره، فيلمهاى مبتذل، شبنشينىهاى آلوده، دختران هرزه كنار خيابان و مسير مدرسه و پسران هوسران گرگصفت كه با دام كاذبِ پيشنهاد ازدواج به راحتى عفّت و حيثيّت دختران را فداى رسيدن به اهداف شوم خود مىكنند، اشباع مىكند!!
در نتيجه ماجراهاى تلخ و تكان دهندهاى به وجود مىآيد كه لرزه بر اندام مىاندازد و دل را به درد مىآورد و نمونههايى از آنها در خلال مطالب اين كتاب بازگو شد.
اكنون اين گزارش تكان دهنده را در زمينه بلوغ زودرس پسرها و دخترها بخوانيد:
ميانگين سنّ بلوغ جنسى در ايران در پسرها از 16 به 12 سال و در دخترها از 14 به 10 سال كاهش يافته است.
به گزارش واحد مركزى خبر، رئيس سازمان نظام روانشناسى و مشاوره كشور در نشست خبرى گفت:
الگوى تغذيه، افزايش گوشتهاى هورمونى، تأثير
برخى مواد و افزودنىهاى شيميايى و از همه مهمتر، هجمه دنياى مجازى، تصاوير و مطالب غيرمجاز اينترنتى، گسترش بلوغ جنسى را به سنين پايينتر كشانده است.(1)
اى كاش رئيس سازمان نظام پزشكى، يكى ديگر از عوامل بلوغ زودرس نوجوانان را شرايط داخلى زندگىهاى كنونى بازگو مىكرد.
وقتى كه مادر خانواده ميان منزل به تصوّر آن كه نامحرمى وجود ندارد، بدن خود را نيمه عريان مىكند و در برابر فرزندان خود مدّتها به آرايش كردن مىپردازد، دختر نوجوان هم لباس بدون آستين به تن كرده و زيبايىهاى بدن خود را آشكار مىنمايد، آيا پسر نوجوان در چنين محيطى آتش نهفته غرايزش شعلهور نمىگردد؟!!
و وقتى كه پدر و پسر در ميان منزل با زيرپوش و وضعيّت مبتذل در برابر دختر خانواده ظاهر مىشوند، آيا
1) ـ اين گزارش روزنامه كيهان است كه بريده آن موجود است و متأسفانه شماره و تاريخ آن را ننوشتهام.
دختر نوجوان در چنين محيطى تهييج نمىشود؟!
و آيا آن دختران و پسران نوجوانى كه در چنين محيطى زندگى كرده، وسايل تصويرى مبتذل گوناگون نيز در اختيارشان مىباشد، گرفتار بلوغ زودرس و آسيب و آفتهاى جبران ناپذير ناشى از تحريك غرايزشان نمىشوند؟!!
بنابراين، يكى از عوامل انحراف نوجوانان، بىاعتنايى پدران و مادران به مسائل اخلاقى در خارج و داخل زندگى، پشت پا زدن به سنّتهاى اصيل دينى و تقليد كوركورانه از رسم و رسومات دنياى غرب مىباشد!!
چرا پدران و مادران ديروز كه رعايت اخلاق و موازين دينى را در زندگى خود مىكردند و وسايل مختلف گناه در اختيار فرزندانشان نبود، چنين مفاسدى در ميان دختران و پسران وجود نداشت و جوانان و نوجوانان گرفتار دام دشمن نمىشدند؟!
توضيح و تفصيل مسأله اختلاط محارم و آفت و آسيبهاى ناشى از آن، در جلد اول اين كتاب تحت عنوان «اختلاط محارم» و در اين كتاب نيز تحت عنوان «اختلاط
با محارم، ناامنى در حريم محرميّت» بازگو شده است.
بالاخره، پدران و مادران وظيفه دارند ضمن رعايت كامل موازين دينى و اخلاقى، فرزندان خود را از دوران كودكى به رعايت حجاب و پرهيز از نامحرم و حتى تمرين نماز و روزه در حدّ توان عادت دهند و چنانچه در اين مسأله حياتى، بىتفاوت بوده و مسامحه نمايند و كودكان نونهال خود را به تقليد از اين و آن، بدون پوشش و حجاب با لباسهاى جِلف و زننده و موى باز در معرض ديد نامحرمان قرار داده و آنان را نسبت به نامحرم بىتفاوت نمايند، در گناهان و انحراف آنها شريك هستند.
اين احاديث ارزنده را بخوانيد:
جمعى از بنىهاشم، امام رضا عليهالسلام را به ميهمانى دعوت نمودند. در خانواده آنها دختر كوچكى وجود داشت و آنان دختر را مورد نوازش قرار دادند. بعد از آن كه دختر نزد امام عليهالسلام آمد، آن بزرگوار سؤال فرمود: چند سال دارد؟ گفتند: 5 سال.
حضرت رضا عليهالسلام امر فرمود آن دختر خردسال را از
محضرش دور كردند.(1)
ابى الحسن عليهالسلام فرمود:
وقتى كه دختر بچه 6 ساله شد، مرد نامحرم حق ندارد او را ببوسد و همچنين نمىتواند او را در آغوش بگيرد.(2)
رسول اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
دختر بچه 6 ساله را پسر بچه نبوسد و همچنين زنها از بوسيدن پسر بچهاى كه سنّش از 7 سال تجاوز كرده است خوددارى كنند.(3)
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
موقعى كه فرزندان شما 7 ساله شدند، بستر خوابشان را از يكديگر جدا كنيد.(4)
حال با توجه به تذكّرات و آموزشهاى ارزنده پيشوايان معصوم عليهمالسلام كه بهترين و دلسوزترين مدافع حقوق انسان در همه شئون زندگى هستند، وظيفه چيست؟!
اطاعتِ فرمان آن عزيزان و در نتيجه محفوظ بودن نونهالان و پارههاى تنمان از آسيب و آفتهاى پيشروى آنان در جامعه آلوده كنونى؟ و يا راه و روش برخى از مادران كه دختركان بىگناه خود را با لباسهاى رنگين، موهاى حالت داده و پوشش نيمه برهنه در معرض نگاههاى جوانان بوالهوس و آلوده قرار داده و پارهتن خود را قربانى خواستههاى دل خود، چشم و هم چشمى و تقليد كوركورانه از فرهنگ استعمارى غرب مىنمايند؟!
اكنون چند نمونه از حوادث دردناك و ماجراهاى تلخ و مصيبتبار نونهالانى كه پوشش و آراستگى مبتذل آنان موجب تهييج و تحريك مردان هوسران گرديده و خبرهاى سياهى به وجود آوردهاند، بازگو مىگردد. شايد مادران تكانى خورده، به خود آمده و قبل از اين كه اشكِ ندامت
ريخته، زانوى غم در بغل بگيرند و آبرو و حيثيّتشان از بين برود، دلشان براى خود و كودكان معصوم و بىدفاع خود بسوزد. به هيچ مرد بيگانهاى اعتماد ننموده، اندام معصومانه عزيزانشان را با پوشش مناسب از آسيبِ نگاه هِيز نامحرمان دور نگهداشته و نگذارند پارههاى تنشان طعمه و شكار جوانان و مردان سنگدل و شيطان صفت بشوند.
چرا كه جلوهگرى، بدحجابى و بدپوششى، در هر سنّى كه باشد، دعوت به نگاه و توجه نامحرمان بوده، آتش نهفته وجود مردان را شعلهور نموده و زمينه ارتكاب جرم را فراهم مىنمايد.
و چنانچه پوشش و حجاب، كامل و عفيفانه باشد، نونهالان، دختران و زنان از اختلاط و ارتباط با نامحرمان پرهيز نموده، اندام خود را به تماشاى بيماردلان و معرض نگاه جوانان و مردان نگذارند، كسى جرأت نمىكند به آنان نگاه كند يا صحبت نمايد و اين همه فجايع هولناك كه تصوّرش موى بر اندام آدمى راست مىكند، رخ نخواهد داد.
مادرِ دلشكسته ماجراى تلخ و هولناك دختر معصومش را اين طور اظهار مىنمايد:
در آغاز سال تحصيلى جديد، دخترم "سيمين" كه 8 سال سنّ دارد، خودش را براى رفتن به مدرسه آماده كرد...
من و شوهرم با پرداخت مبلغى، سرويسى را كه از طرف دبستان تعيين شده بود براى رفت و برگشت دخترمان در نظر گرفتيم و از اينكه مدرسه امنيّت دخترمان را به عهده گرفته بود خوشحال بوديم...
يك روز دختر بزرگم، سيمين را نصيحت مىكرد كه بايد در كوچه و خيابان در برخورد با افراد غريبه بيشتر مراقب باشى و... كه ناگهان سيمين عقده دلش را باز كرد و با ناراحتى گفت: راننده سرويس هر روز برايم مزاحمت ايجاد مىكند و ...!!
همسرم با شنيدن اين حرف مىخواست سكته كند و من هم فقط گريه مىكردم...
با طرح شكايت در كلانترى نجفى مشهد، تيم اطلاعات
كلانترى به طور نامحسوس وارد عمل شدند و فرداى آن روز وقتى راننده سرويس در راه بازگشت به خانه در محوطه خلوتى كه نزديك خانه ماست توقف كرد و با تهديد و توسّل به زور براى دختر نازنين و كودك معصومم كه آخرين مسافرش بود ... كه پليس او را دستگير كرد...
با تشكيل پرونده، راننده سرويس كه بيشتر از 40 سال عمر دارد و داراى همسر و دو فرزند است بازداشت شد...
مادر دل شكسته در حالى كه اشك مىريخت ادامه داد: من و همسرم با اين مشكل و آبروريزى كه براى دختر كوچكمان به وجود آمده است در اين چند روز هيچ غذايى از گلويمان پايين نمىرود و كاسه چشمهايمان از بىخوابى پر خون شده است!!
اميدوارم اين مرد سنگدل و حيوان صفت به سزاى عمل ننگين خود برسد... و از تمام مسئولين انتظار دارم كه نظارت و كنترل دقيقترى داشته باشند و پدران و مادران نيز بيشتر مراقب كودكان معصوم خود باشند و هرگز به مرد بيگانه اعتماد و اطمينان نداشته باشند و عزيزان شان را به هيچ عنوان در معرض نگاه هيچ مرد
نامحرمى قرار ندهند.(1)
خبرنگار روزنامه خراسان:
چند مُجرم كودك آزار كه ديدن دختركانِ نُه، ده ساله كه با پوشش نيمه برهنه به خيابان مىآيند، آنها را به سمت ارتكاب زشتترين جنايتها كشانده است.
پيشتر در خبرهاى حوادث كم نداشتيم كه جوانكى ماهوارهبين، پس از ديدن برنامههاى ضد اخلاقى، به شكار دختركان نُه، ده ساله پرداخته است و شده آنچه همه از آن هراسانيم.
در صورتى كه اگر پوشش مناسب، اندام دختركان را از چشم هيزِ اين قبيل جنايتكارها مىپوشاند، آن فجايع رخ نمىداد و كودكان معصوم طُعمه دَدان نمىشدند، چرا كه يكى از راههاى پيشگيرى، تحريك نكردن است و در آموزههاى اسلامى هم داريم كه نگاه، تيرى است مسموم از تيرهاى شيطان. چرا كه اگر دختر و زنى از حجاب خوب
1) ـ روزنامه خراسان 17196 تاريخ 16 بهمن 1387.
بىبهره باشد يا دختركى ندانسته و معصومانه اندام او به تماشاىِ بيماردلان گذاشته شود، چشم بيمار به تماشاى چهره و اندام آنان دوخته مىشود و فاجعه شكل مىگيرد...!(1)
مسأله چشمزخم و شور چشمى يكى از واقعيّات مسلّم و حقايق تلخ زندگى است كه مورد تأييد قرآن شريف و روايات خاندان رسالت عليهمالسلام مىباشد و حوادثى كه اتّفاق افتاده اين پديده روحى ناگوار را ثابت نموده است.
افراد شورچشم هنگامى كه چيزى در نظرشان جالب، زيبا و حيرتانگيز جلوه كند، با يك نگاه حسودانه موجى ايجاد مىنمايند كه اثر تخريبكننده آن ايجاد بلا نموده و گاهى منتهى به نابودى و مرگ مىگردد.
كودكان خردسال چه گناهى دارند كه نامحرمان بيمار
1) ـ روزنامه خراسان /17015 تاريخ 5/4/1387.
دل را دعوت به نگاه اندام نيمهبرهنه آنان نموده و با پوشاندن لباسهاى مهيّج و تحريككننده، چهره و اندام معصومانه آنان را در معرض تماشا و چشم زخمِ شور چشمان و ديدگانِ هوس آلود، بلاخيز و مخرّب حسودان قرار مىدهيد؟!
لازم به يادآورى است كه نونهالان و نوجوانان پسر با نوجوانان دختر تفاوتى ندارند و چنانچه با لباسهاى جذّاب و موهاى آراسته در انظار ظاهر شوند، چشمان شور و نگاههاى آلوده مردان هوسران در تعقيب آنهاست و راحتتر از دختران نوجوان در دام انسانهاى گرگصفت گرفتار شده و مورد سوء استفاده قرار مىگيرند.
پيامبر بزرگوار صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
از پسران و نوجوانانِ ثروتمندان هوسران و سلاطين كه هنوز صورتشان مو درنياورده دورى كنيد، زيرا خطر و فتنه آنها بيشتر از خطر دخترانى است كه در خلوت با
آنها روبرو مىشويد.(1)
بنابراين، پدران و مادران، نسبت به آسيبپذيرى پسران نوجوان و رفت و آمد و معاشرت آنان مراقبت كامل داشته باشند و كيفيت ظاهر و پوشش نونهالان خود را براساس دستور شرع، سنّت و عرف صحيح انتخاب نموده تا در معرض تماشاى بيماردلان و چشمبازى و چشمشورى هوسرانان قرار نگرفته و زمينه تهييج و تحريك آنان فراهم نشود و شاهد حوادث تلخ و شرمآورى كه بازگو كردن آنها موجب جريحهدار شدن عفت عمومى است نباشيم.
خواننده عزيز!
گوشهاى از مشكلات اخلاقى جامعه اسلامى و بلاهايى كه دشمن بر سرمان آورده، بازگو گرديد. اكنون ببينيم رفتار و كردارمان كه رنگ دين به خود گرفته، به رفتار و كردار مولايمان امام زمان عليهالسلام شباهت دارد؟!
1) ـ فروع كافى 5/548.
ما كه محبّت و دوستى مولايمان حضرت مهدى عليهالسلام در دل و جانمان رسوخ دارد و ادعاى علاقهمندى، ارادت و پيروى آن بزرگوار را داريم، در شادى و سرور آن عزيز، خوشحال و شادمان هستيم و در غم و اندوه آن حضرت، محزون و غمناكيم، در رفتار و كردار خود تا چه حدّ به مولاى عزيزمان شباهت داريم؟!
منظور از شباهت، شباهت به كمالات نفسانى و فضايل و مناقب والاى آن بزرگوار نيست كه امرى است محال و غيرممكن و ما كجا و آن دُردانه عالم خلقت كجا؟
امّا به عنوان دوستدار و مُحبّ امام زمان عليهالسلام، چه شباهتى ولو اندك و كم، ولو در يك صفت و رفتار و كردار به آن بزرگوار داريم؟!
چه قدر سخت و دشوار است كه بگوييم: به جاى شباهت و نزديكى، چقدر فاصله بين ما و مولايمان در كردار و رفتار به وجود آمده است!!
خيلى سخت و دردآور است كه اعمال و رفتار ناپسند ما موجب شرمندگى و آزردگى مولايمان در برابر دشمنان
گردد و دشمنان با مشاهده رفتار بدِ ما به آن بزرگوار
بدبين شوند!
اين حديث ارزنده را بخوانيد:
امام صادق عليهالسلام فرمود:
اى مردم شيعه! شما به ما منسوب هستيد، براى ما زينت باشيد و مايه ننگ (ما) نباشيد...(1)
1) ـ بحارالأنوار 88/119.
اين خبر اسفبار را بخوانيد:
طى هفته گذشته 14 نفر از زائرين زن ايرانى كه عليرغم تذكّرات، در رعايت حجاب خود كوتاهى مىكردند، توسّط سازمان حج و زيارت به ايران بازگردانده شدند!(1)
اين ماجراى اسفبار مربوط به زنان مسلمان و دوستداران خاندان رسالت عليهمالسلام مىباشد كه به زيارتِ آن
عزيزان رفتهاند و اين حادثه غمبار در جوار قبور پاك و نورانىِ آن عزيزان در مدّت يك هفته اتّفاق افتاده است و مسئولين دلسوز حج و زيارت، آبرودارى كرده و اين زنان
1) ـ روزنامه خراسان 17859 تاريخ 24/3/1390.
حريمشكن و بىپروا را كه مايه ننگِ شيعه و خاندانِ رسالت عليهمالسلام بودهاند به مملكت خود بازگردانيدهاند!
اين چه مصيبت و بلاى خانمانسوزى است كه دشمن بر سر ما آورده كه فساد و گناه در جايجاى جامعه ما حتّى در اماكن مذهبى و در محضر معصومين عزيز كه شاهد و ناظر بر اعمال و رفتار ما هستند، رايج گرديده و قُبح و زشتى آن هم از بين رفته است!
متولّيان و مسئولان حجاب و عفاف در برابر اين همه فساد و انحراف و رسوايى و فروپاشى عفّت و حجاب زنان و دختران جامعه اسلامى در پيشگاه امام زمان عليهالسلام چه پاسخى دارند؟!
اين ماجراى تأسّفبار را هم بخوانيد:
بانوىِ زائر عربى كه از مشاهده زنان بدحجاب در حريم آستان قدس رضوى و جرأت و جسارت شان در حضور امام هشتم عليهالسلام تعجّب نموده بود، از يك بانوى ايرانى سؤال كرده بود: آيا اين زنهاى بدحجاب مسلمان
هستند؟!
و بعد اضافه كرده بود: مگر ممكن است زنان مسلمان با چنين وضعيّت مبتذلى به زيارت امامان عليهمالسلام بيايند؟!!(1)
چقدر سخت و دشوار است! گروهى از بانوان مسلمان از كشورهاى دور و نزديك با هزار اميد و شوق به ديدار كشور شيعه و زيارت امام رئوف على بن موسى الرضا عليهماالسلام
و ديگر مشاهد مشرّفه بيايند و با كمال تأسّف با وضعيّت مبتذلِ بعضى از زنان و دختران پيرو اهل بيت عليهمالسلام مواجه شده و با ناباورى هويّت آنان را مورد سؤال قرار دهند!!
آيا اين وضعيّت اسفبار گروهى از دختران و زنان كه ادب زيارت پيشوايان معصوم عليهمالسلام را رعايت نمىكنند، موجب شرمندگى ما در برابر زائرين ديگر كشورهاى اسلامى كه با حجاب كامل و حتّى با پوشش صورت به زيارت مىآيند نمىگردد؟! آيا اين بدحجابىها، جلوهگرىها و نگاههاى خطرآفرين و غيرعفيفانه زنان و مردان به يكديگر در جامعه اسلامى به خصوص در اماكن و
1) ـ اين بانوى ايرانى از محارم نويسنده مىباشد كه اين خبر را برايم بازگو كرد.
مراسم مذهبى، زمينه غم و اندوه امامان معصوم عليهمالسلام را فراهم نمىكند؟!!
اين ماجراهاى تكان دهنده را بخوانيد:
تاجرى از اهل تهران به زيارت امام هشتم عليهالسلام مشرّف شد. يكى از دوستانش در تهران در خواب ديد كه مُشرّف به حرم مطهّر امام رضا عليهالسلام شده و امام بزرگوار روى ضريح نشسته است.
در اين هنگام دوست تاجرش را ديد كه پيش روى مبارك امام عليهالسلام قرار گرفته و حربهاى به سوى آن بزرگوار پرتاب كرد به طورى كه آن بزرگوار ناراحت گرديد.
پس از آن به طرف ديگر ضريح مطهّر رفت و مجدّداً حربه ديگرى به جانب امام عزيز افكند و بالأخره براى سومين بار، بر اثر اصابت حربه، امام مهربان به پشت افتاد!
وحشتزده و هراسان از خواب بيدار شده و از ديدن خواب خود نگران بود تا اين كه دوستش از سفر مشهد
مقدّس مراجعت نموده و پس از ديدار با او با تعجّب خوابش را تعريف مىكند!
بيچاره مرد زائر پس از شنيدن ماجراى خواب، گريه فراوانى نمود و در حالى كه اشك مىريخت، اظهار كرد:
حقيقت مطلب را در خواب ديدهاى!
يك بار هنگامى كه به حرم مطهّر مشرّف بودم، نگاهم به دست زنى كه پوشش كامل نداشت افتاد و از ديدن دست او به هيجان آمدم!
نگاه پى در پى و آلوده من موجب شد تا به ارتكاب گناه و توجّه نامشروع به دستان او در محضر امام مهربان ادامه داده و زمينه آشنايى با آن زن فراهم گردد!
با كمال تأسّف! جلوهگرى و بدحجابى آن زن و نگاه آلوده و رفتار زشت و ناپسند من در حضور امام هشتم عليهالسلام،
حربههايى شده كه به وجود نازنين امام رئوف عليهالسلام اصابت
كرده و اين حربهها آنقدر كارى بوده كه آن بزرگوار را به زمين انداخته است.(1)
1) ـ كرامات رضويه 2/204.
مردى به اتّفاق همسرش به زيارت امام رضا عليهالسلام مشرّف شد. پس از دو روز همسرش اصرار كرد كه همين امروز به وطن مراجعت كنيم.
مرد بيچاره يادآور شد كه با تحمّل مشقّت از راه دور آمدهايم، بهتر است چند روز ديگر بمانيم تا زيارتمان كامل گردد.
اما همسرش راضى به ماندن نمىشد و همچنان اصرار داشت كه همان روز مشهد را ترك نموده و به سوى وطن رهسپار گردند.
وقتى كه مرد نتوانست همسرش را از رفتن منصرف نمايد، علّت اصرار او را جويا شد. زن اظهار كرد:
حقيقت اين است كه ديشب در عالم خواب محضر امام رضا عليهالسلام مشرّف شدم، عرض ادب و اظهار ارادت نمودم، امّا آن بزرگوار اعتنايى به من نفرمود.
من كه به زيارت آن بزرگوار آمده بودم، گلايه كردم و علّت بىاعتنايى آن حضرت را سؤال كردم؟
امام مظلوم و مهربان، سينه مجروح خود را نشان داد و
فرمود: ديروز به حرم براى زيارت آمدى، قسمتى از بدن تو در معرض نگاه نامحرمان بود! رفتار زشت تو، سينهام را مجروح نموده و قلبم را به درد آورد!(1)
آرى، حريمشكنى و جلوهگرى گروهى از بانوان در حضور امام رئوف و مهربان، زمينه غم و اندوه و آزردگى آن عزيز را فراهم مىنمايد.
امّا از سوى ديگر، لطف آن بزرگوار شامل حال زائرين آستان مقدّسش بوده و زائرين با اخلاص مؤمن را مورد عنايت و محبّت خاص خود قرار مىدهد.
مرحوم مروّج در كتاب كرامات رضويه به نقل يكى از اخيار مىنويسد:
يكى از خويشان تهرانى من كه به قصد زيارت ده روزه به مشهد مقدّس مشرف شده بود، در هنگام مراجعت به من گفت:
در اين چند روز توقّف به خاطر كثرت جمعيت و پرهيز
1) ـ كرامات رضويه 2/199.
از تماس و رويارويى با نامحرم، به بوسيدن ضريح مطهّر موفّق نشدم. در روز آخر و زيارت وداع گفتم: خدايا، من در اين سفر به خاطر اين كه با نامحرم تماس نداشته باشم، توفيق بوسيدن ضريح مطهّر را پيدا نكردم و سپس از حرم بيرون آمدم.
در همان روز يا شب در خواب ديدم كه براى زيارت به حرم مطهّر مشرف شدهام. ناگاه ديدم، ضريح مطهّر برداشته شد و قبر نورانى امام رضا عليهالسلام آشكار گشت و كسى به من گفت: اگر نتوانستى ضريح امام رئوف را ببوسى، حالا بيا قبر مطهر را ببوس.(1)
اين هم پاداش و اجر كسانى كه با شناخت و معرفت به زيارت آن بزرگوار مشرّف مىشوند:
امام جواد عليهالسلام فرمود:
كسى كه در طوس پدر مرا زيارت كند و معرفت به مقام ولايت و امامت آن بزرگوار داشته باشد، بهشت را براى
1) ـ كرامات رضويه 2/200.
او ضمانت مىكنم.(1)
و همچنين آن بزرگوار فرمود:
...قسم به پروردگار هر كس با معرفت به امامت و ولايت، پدر عزيزم را زيارت كند، ثواب زيارتش برابر هزار هزار (يك ميليون) حج است.(2)
حضرت موسى بن جعفر عليهالسلام فرمود:
...هر كس قبر فرزندم على عليهالسلام را زيارت كند، خداوند متعال هفتاد هزار حج قبول شده در نامه عملش مىنويسد... و همچنين هر كس به زيارت آن حضرت برود يا شبى در جوار آن بزرگوار بسر برد، مثل آن است كه خدا را در عرشش زيارت كرده باشد.(3)
اين احاديث نمونهاى از احاديث و روايات ارزشمندى است كه در فضيلت زيارت امام مهربان على بن موسى الرضا عليهالسلام نقل گرديده است، اما آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد، معرفت و شناسايى حق و مقام والاى آن بزرگوار مىباشد كه شرط رسيدن به آن همه اجر و ثواب است.
امام صادق عليهالسلام فرمود:
منظور از شناسايى حق نوادهام امام رضا عليهالسلامآنست كه اطاعت آن بزرگوار را واجب دانسته و اعتقاد به شهادت آن حضرت داشته باشيد.(1)
بنابراين شايسته است در محضر امام هشتم عليهالسلام و ديگر معصومين عليهمالسلام ادب زيارت رعايت گردد و ضمن اطاعت و شناسايى حقّ آن عزيزان، از ارتكاب گناه و معصيت در محضر آن بزرگواران پرهيز نموده و توجه داشته باشيم كه زيارت امامان معصوم عليهمالسلام با جلوهگرى و پوشش غيرعفيفانه، موجب غم و اندوه آن بزرگواران مىگردد و زمينه محروميّت از آن همه اجر و پاداش فراهم مىگردد.
اكنون ببينيد هتك حرمت جمعى از زائرين با قلب نازنين امام رئوف و مهربان چه مىكند!!
جمعى از مردان و زنان در حريم مقدّس امام مهربان
1) ـ ترجمه عيون اخبار الرضا عليهالسلام /701.
على بن موسى الرضا عليهماالسلام كه محل رفت و آمد ملائكه و فرشتگان مىباشد، برخلاف غيرت و شئون و اخلاق اسلامى، دست در دست يكديگر قرار داده و بعضى از بانوان با آرايش و موى باز و چادرهاى روى شانه در برابر انبوه زائران ظاهر مىشوند و با كمال تأسّف اماكن مقدّس مذهبى را محل جلوهگرى و دلدادگى قرار دادهاند!
مصيبت اينجاست كه زائران و مجاوران شاهد و ناظر اين سنّتشكنىها و مرگ اخلاق و معنويّت هستند، امّا خون غيرت در رگهايشان خشكيده، واجب امر به معروف و نهى از منكر را به فراموشى سپردهاند و در محضر امام غريب و مهربان از برابر اين همه گناه بىتفاوت مىگذرند!!
در حالى كه بعضى از بانوان مسلمان واقعاً بىخبر و ناآگاهند و اگر بنابر وظيفه شرعى و الهى و براساس فرمان صريح و قاطع قرآن شريف، امامان معصوم عليهمالسلام و فتاواى مراجع بزرگوار تقليد به آنها تذكّر داده مىشد، بىحجابى و بدحجابى حالت عادى پيدا نمىكرد و قبح و زشتى گناه و خلاف از بين نمىرفت.
آيا نبايد شهر مقدّس مشهد كه پذيراى ميليونها زائر از سراسر جهان مىباشد، از جهات معنوى و رعايت شئون مذهبى با ديگر شهرها تفاوت داشته باشد؟!
زائرانى كه با قلب شكسته و چشمان پُر از اشك و با هزار اميد و آرزو از راه دور و نزديك به منظور زيارت امام رئوف و مهربان و استفاده از معنويّت حريم قدس رضوى عليهالسلام به اين شهر مقدّس و نورانى پاى مىگذارند، با چه مناظر اسفبارى روبرو شده و از محضر ملكوتى امام هشتم عليهالسلام، چه سوغاتى براى بستگان خود مىبرند؟!
در كوچه و خيابانهاى اين شهر مذهبى چه مشاهده مىكنند و با چه مناظر ناهنجار و تكان دهندهاى مواجه مىشوند؟! مناظرى كه هر بينندهاى را به خود مىلرزاند و دمار از سلامت اخلاقى جامعه اسلامى درمىآورد!
آيا اين وضعيّت اسفبار خلاف انتظار زائران آستان قدس رضوى عليهالسلام نيست؟! و آيا موجب رنج و غم و اندوه
پدر مهربانمان امام رضا عليهالسلام نمىگردد؟!
اين چه مصيبت و بلايى است كه در شهر مقدس امام رضا عليهالسلام، دختران جوان با لباسهاى مهيّج و چسبان و پوشش غيرعفيفانه، سوار بر دوچرخه در كوچه و خيابان، خودنمايى و جلوهگرى نموده و عفّت و اخلاق عمومى را جريحهدار مىنمايند؟!!
دل غيرتمندان مىسوزد از اين كه مشاهده مىكنند، در جاى جاى شهر مقدس مشهد حتّى در خيابانهاى نزديك به حريم آستان قدس رضوى عليهالسلام بانوان، رانندگى اتوبوسهاى شهرى شركت واحد و وسايل نقليّه عمومى را به عهده دارند و زنان و دختران در مراكز عمومى و خصوصى بدون در نظر گرفتن حريمهاى مذهبى با جلوهگرى و پوششهاى غيرعفيفانه در كنار مردان و در جمع نامحرمان به كار و فعاليت اشتغال دارند!!
چه شد، اصالت، حيثيّت، شخصيّت، سنّت و همه خوبىها فراموش گرديد و آداب و رسوم مبتذل غرب جايگزين سنّتهاى اصيل اسلامى گرديد و با شعار آزادى و برابرى و خدمت به زن، حريم عفاف و حجاب كه اصل
دينى و اعتقادى مسلمانان بود ويران گرديد!!
زن و مرد براى انجام مسئوليتهاى مختلفى در نظام خلقت آفريده شدهاند و داراى تفاوتهاى روحى و جسمى زيادى هستند. خدمت به زن اين نيست كه كارهاى مربوط به مردها را به آنها واگذار كنيم! فرهنگ اسلامى ما با فرهنگ شرق و غرب تفاوتهاى فراوانى دارد.
اظهارنظر خانم ز.الف-س.ى. دانشآموز دبيرستان ... مشهد مقدّس در زمينه آسيبپذيرى اشتغال زن در بيرون خانه:
كاركردن زن در بيرون خانه آسيبهايش از منافع آن بيشتر است. عفّت و حياى زن در ارتباط با نامحرم و گفتگوى با مردان از بين مىرود و كانون گرم خانواده از هم پاشيده مىشود. فرزندان دچار كممهرى از سوى مادر شده، نارضايتى خداوند و همسرش را به دنبال دارد و زمينه اشتغال را از بسيارى از جوانان مىگيرد.(1)
1) ـ جلد پنجم اين مجموعه، ص 40.
همانطور كه بازگو شد، اسلام دين حكيمانه است. هيچگاه نمىگويد، زن حقّ خروج از خانه و اشتغال به كار خارج از خانه را ندارد.
بلكه از نظر اسلام، زنان مىتوانند پس از تدبيرِ امور زندگى كه وظيفه اصلى آنان مىباشد، براى انجام كارهاى لازم و ضرورى با پوشش كامل و بدون تماس و رويارويى و اختلاط با نامحرمان از خانه خارج شده و همچنين در شرايطى ضرورى و استثنايى به كارهاى مخصوصى از قبيل تعليم و تدريس دختران و پرستارى و يا پزشكىِ امراضِ زنان و امثال اينها با رعايت موازين كامل شرعى شركت نمايند.
مشكل جامعه ما، اشتغال بانوان در مراكز آلوده به فساد كنونى، بيكارى جوانان و مردان و آثار اسفبار ناشى از اين پديده شوم مىباشد.
من يك زنم با تحصيلات دانشگاهى، ولى وقتى جوانهاى پسر تحصيل كرده اطرافم را مىبينم كه از بيكارى افسرده شدهاند و گوشهگير، مىگويم: همه باعث و بانيانى كه زنها را مىبرند سر كار، خير نبينند.(1)
در جامعهاى كه مردان و جوانان مؤمن و آبرومندِ فراوانى وجود دارند كه رنج بيكارى و گرسنگى، خود و خانوادهشان را از پاى درآورده، مىسوزند و مىسازند و آبرودارى مىكنند!
و همچنين مردان و جوانان فراوانى هستند كه فقر و بيكارى آنان را به مرز كفر نزديك كرده و به جان و مال
1) ـ اين پيام از روزنامه خراسان است كه بريده آن موجود است و مربوط به حدود ارديبهشت 1390 مىباشد و متأسفانه شماره آن را ننوشتهام.
مردم افتاده و با شرارت و زورگيرى حوادث تلخ و مصيبتبارى به وجود مىآورند. چرا زنان را از دامن گرم و كانون همدلى و مهربانى باصفاى خانه و خانواده و از كنار غنچههاى شاداب گلستان زندگى جدا كرده و كار و اشتغال خارج خانه كه حقّ الهى و شرعى مردان است به آنان واگذار گردد؟!
و چرا نواميس ما با حجاب مبتذل در محيطهاى فاسد و آلوده در معرض نگاه و تماسهاى غيرعفيفانه مردان و جوانان نظرباز و هوسران در مراكز عمومى و خصوصى حتّى در فروشگاهها و مغازهها قرار بگيرند؟!
و چرا كارهاى سنگين و سخت و طاقتفرسايى از قبيل رانندگى اتوبوس و تاكسى كه خواه و ناخواه لازمهاش برخورد و سر و كلّه زدن و اختلاط و ارتباط گوناگون با نامحرم مىباشد و هيچگونه تناسبى با وضعيّت روحى و جسمى بانوان ندارد، به آنان واگذار گردد؟!
هر روز از تعداد مردان كارمند كاسته شده و بر تعداد زنان شاغل اضافه مىشود و به موازات آن آسيبهاى ناشى از اختلاط و ارتباط غيرعفيفانه زنان و مردان
گسترش مىيابد!
وجداناً و انصافاً! خانمى كه به كار و فعاليّت در خارج خانه اشتغال دارد، به خصوص كارهاى سنگين جسمى و فكرى كه روح و جسمش را خسته و آشفته نموده و احياناً به خاطر برخورد و سر و كلّه زدن با نامحرمان عواطفش آلوده گرديده، چگونه مىتواند مديريّت خانه، اداره زندگى، شوهردارى، تربيت فرزند و آن همه كارهاى ديگر خانه را انجام داده و نقش پُر مهر و عاطفه مادرى كه مهمترين وظيفه اوست اجرا نمايد؟!
بنابراين، آيا واگذارى كار خارج خانه به زنان با توجه به مسئوليّت عظيم هم زمان امور زندگى، عوام فريبى و ظلم و بىرحمى به بانوان نيست؟!!
و آيا زندگى كردن زير سايه شوهرِ نانآور، از زندگى كردن زير سايه كارفرما و رئيس كارخانه و اداره و شركت و ... با آن همه آسيبهاى روحى، جسمى و اخلاقى كه نامش را آزادى و عدالت خواهى گذاردهاند، بهتر نيست؟!
خواننده محترم!
اين فرمولها را جمعبندى كرده، ببينيد حاصل آن چه مىشود:
با اشتغال زنان، مردان بيكار شدهاند.
با بيكارى مردان زمينه دهها آفت و گرفتارى از قبيل اعتياد، سرقت، زورگيرى، تجاوز و تشكيل تيمهاى خطرناك و ... فراهم گرديده است.
با بيكارى مردان، غريزه جنسى كه از بين نمىرود.
كسى كه به مرد بيكار زن نمىدهد و ...
با جابجايى كار مرد و زن، زن شاغل از مسئوليّت زندگى، اداره خانه و تربيت فرزند سرباز زده و به كار، اشتغال، درآمد و شخصيّت و اعتبار كاذب پرداخته است و در نتيجه كار امور زندگى را مرد بايد انجام دهد!
اكنون وجداناً و انصافاً!
جابجايى كار مرد و زن و ورود زنان به مراكز كار و اشتغال، خدمت به جامعه است؟! چرا بايد به سنّت و آموزههاى دينى و دستورالعملهاى آموزنده خاندان رسالت عليهمالسلام پشت پا زده، مجذوب شعارهاى تو خالى
غربىها و دشمنان اسلام شده و با چشمان بسته، راهى را كه آنها رفتهاند و اكنون خود در عزاى آن نشستهاند و با انتشار آمار تكان دهنده از فروپاشى شيرازه زندگى و بروز جنايات دلخراش فريادشان بلند است، ما هم برويم؟!!
اين خبر نتيجه تحقيقات اتحاديه تعاونى عمومى و خصوصى آلمان است و با پرسش نامهها، آمارى درباره شرايط زندگى مادران مُدرنِ (شاغل) منتشر شده است:
...در نتيجه سؤالاتى كه به عمل آمده، معلوم شد 72 درصد اين مادران مبتلا به ضعف اعصاب، ناراحتىهاى گردش خون، ناراحتىهاى قلبى و يا خستگى و بىحالى مىباشند! 69 درصد آنها، شب آنقدر خسته هستند كه بدون آن كه بتوانند به كار ديگرى
دست بزنند، در رختخواب مىافتند. سه چهارم مادرانى كه مورد سؤال قرار گرفتند، مجبور بودند كه در ظرف دوازده ماه گذشته نزد پزشك بروند و يك درصد آنان از وقتى كه ازدواج كردهاند، نتوانستهاند از مرخصى خود جهت استراحت كامل استفاده نمايند.(1)
اين خبر نمونهاى است از استثمار زنان در دنياى غرب. استثمارگرانى كه بارِ مردان را بر دوش زنان گذاشتهاند، كارِ آنان را دو برابر كرده، پژمردگى روحى، كوتاهى عمر و مرگ تدريجى را جايگزين آسايش، لذّت و سلامتى آنان كردهاند!
و به موازات آن با رواج كار و اشتغال بانوان در مراكز مختلط و عمومى، فساد، گناه، بىعفّتى، بىحجابى و معاشرتهاى بىقيد و بند را به وجود آوردهاند!
در عين حال، چون دنياى غرب پيشرفتهاى علمى و صنعتى خود را بر اثر انحطاط اخلاقى در محيطهاى كار، فعاليّتهاى اجتماعى و تحصيل در خطر ديد، به فكر چاره
1) ـ زن و آزادى نوشته سيد رضا صدر /89 به نقل از روزنامه اطلاعات /1142.
برآمد و درصدد تفكيك جنسى و جداسازى زنان و مردان در مراكز عمومى و خصوصى و محيطهاى علمى و آموزشى افتاد.
اكنون به نمونههايى از اين تحوّل در بعضى از كشورهاى جهان توجه فرماييد:
نخستين درمانگاه عمومى ويژه زنان كه تمام پزشكان و كاركنان آن نيز زن هستند، در توكيو آغاز به كار كرد.
رئيس اين مركز درمانى به تلويزيون توكيو گفت: پزشكان متخصّص در هفت رشته، پرستاران، مشاوران و كاركنان اين درمانگاه همگى زن هستند.
وى افزود: زنان توكيو به شدّت از اين مركز استقبال كردهاند، به طورى كه وقت پزشكان تا يك ماه ديگر پر شده است. اين درمانگاه تازهترين نشانه از تلاشِ زنان ژاپن براى جدا كردن حريم خود از مردان است.
واگنهاى مخصوص زنان در برخى خطوط قطار، اتوبوسهاى بين شهرى ويژه زنان و دانشكده بانوان از
ديگر نشانههاى اين تلاش در ميان زنان ژاپنى است.
كتابفروشىهايى كه علامت «ورود آقايان ممنوع» را
نصب كردهاند نيز از پديدههايى است كه در جامعه ژاپن ديده مىشود. بعضى از هتلهاى توكيو هم با جدا كردن طبقه زنان از مردان كوشيدهاند تا به راحتى بيشترِ زنان در اين كشور كمك كنند. ايجاد توقّفگاه خودروى ويژه بانوان نيز از ابتكارهاى ژاپنىها براى تأمينِ امنيّتى زنان در جامعه صنعتى امروز است.
در اين حال، برخى كارشناسان معتقدند كه افزايش آزارهاى جنسى در ژاپن علّت اصلى براى ايجاد محلهايى ويژه براى زنان بوده است و برخى ديگر اين روند را ناشى از ميل فطرى زنان به حفظ حريم خصوصى خود مىدانند. در هر صورت، اين روند كه تا چند سال پيش نوعى تبعيض تلقّى مىشد، در سالهاى اخير طرفداران بسيارى در ژاپن يافته و با توجه به امكانات موجود در اين كشور شرق آسيا در بسيارى از زمينهها به طور جدّى در حال پيشرفت است.(1)
1) ـ شكار جوانان 3/140 به نقل از روزنامه جمهورى اسلامى / تاريخ 16/8/1380.
رئيس انستيتو تعليم و تربيت آلمان درباره مخلوط نبودن دختران و پسران حتّى در دوران ابتدايى مىگويد:
حضور مجزّاى دختران و پسران در كلاسهاى درس به خصوص در دوره ابتدايى مىتواند در يادگيرى دختران تأثير به سزايى داشته باشد و در پى تحقيقات انستيتو پژوهشى پلانك آلمان، ميل و رغبت دختران براى يادگيرى روش مخصوص علوم رياضى در كلاسهاى مختلط رضايت بخش نيست.(1)
به تقاضاى والدين آمريكايى، دانشكدههاى مخصوص بانوان در آمريكا تأسيس مىشود و كارشناسان آموزش آمريكا اذعان نمودهاند كه در مراكز آموزشى غير مختلط، دانشجويان نتايج بهترى به دست مىآورند.(2)
اينها نمونهاى است از تلاش بعضى از كشورهاى جهان به منظور رهايى از وضع نابسامان ناشى از اشتغال و
تحصيل و اختلاط زنان در مراكز كار و آموزش.
امّا چون استعمار غرب همچنان با اسلام و مسلمانان سرسختانه در جنگ و ستيز مىباشد و پيشرفت و ترقّى مسلمان را سدّ راه خواستههاى شيطانى خود مىداند و درصدد تسلّطِ ظالمانه بر كشورهاى اسلامى و نابودى كامل اسلام، قرآن و هويّت مذهبى و ملّى مسلمانان مىباشد، و با توجّه به تجربه تلخى كه از اشتغال زنان در مراكز مختلط دارد، اين سنّتِ مطرود را با حيله و تزوير به نام آزادى و تساوى زن و مرد و انواع تبليغات فريبنده ديگر به كشورهاى اسلامى از جمله كشور عزيزمان صادر كرد!
و با كمال تأسّف!
علىرغم تأكيد اسلام بر پيشگيرى از اختلاط زنان و مردان و يادآورىِ آسيب و آفتهاى اين پديده شوم، مردم خودباخته مسلمان از اين فرهنگِ مبتذل استقبال نموده و روز به روز به طور تصاعدى بر تعداد دختران و زنان شاغل در محيطهاى مختلط و آلوده اضافه شده و به موازات آن، زنان و مردان از همسر، فرزند و زندگى خود
دلسرد شده و كانون زندگى آنان به صحنه كشمكش، بگومگو، اختلاف و فروپاشى تبديل شده است!
فراوان هستند زنانى كه از دلسردى همسرانشان به خانه و خانواده و زن و فرزند گلايه دارند و ارتباطهاى مخفيانه، حضورى و تلفنى و رد و بدل كردن پيامهاى عاشقانه آنان با دختران و زنان محلّ كارشان را با ناراحتى مطرح مىنمايند!
و همچنين مردان زيادى هستند كه مسأله ارتباط زنان و دخترانشان با مردان محلّ كار آنان موجب ناراحتى و غم و اندوهشان گرديده و در فكر چارهجويى هستند!
و چه حوادث و ماجراهاى مصيببارى كه در محيط كار و اشتغال، حيثيّت و عفّت نواميس جامعه ما را بر باد داده و روزگار زنان و دختران فراوانى را سياه كرده است!!
گرچه بازگو كردن بعضى از مطالب و ماجراهاى تلخ موجب تأثر و تألّم و جريحهدار شدن احساسات مىگردد، امّا به عنوان اتمام حجّت و به منظور هوشيارى و بيدارى و
هشدار به ملّتِ مسلمان و اطلاع از تزوير و ترفندهاى مردان بوالهوس، ناگزير از نقل نمونههايى از اتفاقاتِ تلخ و تأسّفبار هستم تا معلوم شود كه دشمنِ جنايتكار چه بلايى بر سرمان آورده و چگونه آبرو و حيثيّتمان را به باد داده است!
اين ماجراهاى تكان دهنده نمونهاى از انبوهِ حوادثى است كه در جامعه ما اتّفاق افتاده و همه چيز را درهم پيچيده است!
گرچه اتّفاقاتى چنين تلخ در كشورهاى دنيا رخ داده و مىدهد، امّا وقوع اين گونه ماجراهاى تأسّفبار در كشور علوى و فاطمى كه اعتقادات دينى و عزّت، غيرت و شرافت آن با خون هزاران شهيد و تحمّل مصيبتها و مرارتهاى فراوان در طول تاريخ آبيارى شده، بسيار تأسّفبار بوده و موجب جريحهدار شدن عفّت و امنيّت عمومى مىباشد!
اميد است ملّت غيرتمند كشورمان با خواندن اين ماجراهاى تلخ، بىتفاوتى و غفلت را رها كرده، به خود آمده، هوشيار و بيدار گردند، نواميسشان را از مراكز گناه و فساد نجات داده و به آغوش گرم خانه و خانواده
بازگردانند و فرداى قيامت عذابكش غفلت و بىتفاوتى خود نباشند.
اكنون نمونههايى از حوادث تأسّفبار را از گزارش جرايد بخوانيد:
دخترى كه در مسير جستجوى كار، حيثيّت و آبرويش را از دست داده، ماجراى دردناكش را در دايره اجتماعى كلانترى سناباد مشهد بازگو مىكند:
دانشآموخته يكى از رشتههاى هنرى هستم و با مراجعه به فروشگاهها و مراكز مختلف و پيشنهاد ايجاد و تغيير دكوراسيون داخلى آنها، براى خودم كار مىكنم.
يك روز وارد فروشگاه بزرگى شدم كه مردى جوان مدير آن بود. من خودم را معرفى كردم و پيشنهاد تزييناتِ داخلى محلّ كارش را دادم. او شماره تلفن همراهم را گرفت و قرار شد سفارش كار بدهد.
پس از جلب اعتماد من و ردّ و بدل شدن چند تلفن، پسر جوان ادّعا كرد باغسرايى در اطراف مشهد خريده
است و مىخواهد دكوربندى مناسبى در آن براى برگزارى مجالس انجام دهد و به دنبال آن، خودرويى دنبالم آمد و من هم به طمع دريافت دستمزد خوب به محلّ موردنظر رفتم.
در آنجا با يك ليوان شربت پذيرايى شدم و پس از خوردن آن بيهوش شدم، وقتى چشمانم را باز كردم آن مرد حيوان صفت ...!!
من با سرافكندگى و روسياهى به خانه برگشتم و جرأت نداشتم در اينباره به پدر و مادرم كه به من آزادى داده بودند و باعث بىآبرويى و بدبختى خود و دخترشان شده بودند، چيزى بگويم ...
دارم ديوانه مىشوم، عصبى و افسرده شدهام. نمىدانم چه خاكى بر سرم بريزم، خواهش مىكنم كمكم كنيد ...(1)
آرى! زن يك موجود عاطفى و زود باور است، زود تحتتأثير قرار مىگيرد و زود فريب مىخورد. وقتى از خانه و خانواده جدا شد، خواهى نخواهى طعمه مردانِ شيطان صفت مىگردد.
1) ـ روزنامه خراسان /17933 تاريخ 24/6/1390.
دختر جوان دانشجوى رشته مديريت بازرگانى مشهد مىگويد:
براى ادامه تحصيل از شهرستان به مشهد آمده بودم و با موافقت پدرم براى تأمين هزينه دانشگاه، براى اشتغال در ساعات بيكارى جوياى كار بودم.
يك روز كه آگهىهاى روزنامه را مرور مىكردم، آگهى استخدام در يك دفتر بازرگانى به چشمم خورد و با سرعت به شماره تلفن چاپ شده تماس گرفتم. خانمى از آن طرف خط، قرار ملاقات را برايم مشخّص كرد.
فرداى آن روز به آنجا رفتم، اما مصاحبه كننده مرد جوانى بود كه بعداً متوجّه شدم، معاون مدير و برادر اوست.
مرد جوان از من سؤالاتى در مورد وضعيّت تأهّل، نوع پوشش، ساعات رفت و آمد و غيره پرسيد و وقتى فهميد، پدر و مادرم در مشهد ساكن نيستند، چيزهايى يادداشت كرد و گفت: شما از فردا مىتوانيد شروع كنيد، امّا نياز به جلسه توجيهى داريد كه خانم برايتان توضيح مىدهد.
چند دقيقه بعد، خانمى با مانتويى شبيه به لباس شب با رنگ طلايى ... با آرايش عجيب وارد اطاق شد و پس از كمى مقدّمهچينى گفت: براى ما طرز پوشش و طرز رفتارتان با مشترى خيلى اهميّت دارد. مراجعه كننده بايد هميشگى باشد. براى جذب هر فرد پورسانت خوبى دريافت مىكنى. لباسهاى مورد نياز را هم خودمان برايت سفارش مىدهيم و اگر احساس كردى براى جلب نظر مشتريان چيز ديگرى لازم دارى، با كمال ميل مىپذيريم.
تمام اين صحبتها آن قدر سريع اتّفاق افتاد كه قدرت فكر كردن را از من گرفت و يك لحظه خود را در دفتر رئيس ديدم. از بوى سيگار و حرفهاى سنگين مرد سرم گيج رفت و دستانم مىلرزيد! به بهانه آوردن مداركم از داخل ماشين دوستم بيرون آمدم و هرگز برنگشتم!
نمىدانم اگر آن روز براى من اتّفاقى مىافتاد، چه جوابى داشتم كه به پدر و مادرم بدهم و چه بر سر آبرو و حيثيّتم مىآمد؟!!(1)
1) ـ روزنامه شهرآرا /624 تاريخ 10/5/1390.
يكى از خانمهاى متأهّل مشهدى با بيان اين كه پس از مدّتى شغلش را ترك كرده، مىگويد:
من به عنوان تايپيست وارد شركتى خصوصى شدم، امّا پس از مدّتى متوجّه رفتار غيراخلاقى آقاى مدير با دختران شاغل در محيط كار شدم.
ابتدا سعى كردم اهميّت ندهم، امّا پس از مدّتى متوجّه شدم كه آقاى مدير مرا براى مُوجّه بودن كارهايش در ديد افراد خانواده خود استخدام كرده. او مرتّب از من مىخواست به همسر و فرزندانش دروغ بگويم و همه چيز را قانونى جلوه دهم، اما توان چنين خيانتى را نداشتم و همسرم هم راضى نبود، لذا استعفا دادم.(1)
خانمى مُسنّ با بيان اين كه اجازه ندادم دخترم به عنوان منشى در يكى از شركتهاى خصوصى استخدام شود، مىگويد:
1) ـ روزنامه شهرآرا /624 تاريخ 10/5/1390.
اغلب دخترهاى تحصيل كرده علاقه به شغلهاى دفترى در يك اطاق در بسته دارند. دختر من هم يكى از همان نمونهها بود.
آن روز كه دخترم براى مصاحبه براى شغل منشىگرى كه در شرايطش صدا و چهره جذّاب قيد شده بود رفت، دلم طاقت نياورد و در نقش يك مراجعه كننده به آنجا رفتم.
از داخل اتاق مصاحبه مىشنيدم كه مدير به دخترم خيلى راحت مىگفت: منشى اوّلين كسى است كه در يك شركت به چشم مىآيد. پس تو به عنوان منشىِ من بايد از لباسهاى شيك، راحت و چسبان استفاده كنى، مشترى را با خنده و شوخى جذب كرده و با او صميمى شوى، چون مشتريان ما همه خارج رفتهاند، پس اين جزء شرايط شركت ماست!
سعى كن هميشه بوى عطر بدهى و ناخنهايت بلند و لاك زده باشد. بايد تلفنها را با صداى زيبا و دلنشين پاسخ بدهى و در صورتِ تمايل مشترى با او دست بدهى!
من طاقت نياوردم، وارد اتاق شدم و بعد از تهديد او به
كشاندنش به مراجع قضايى، دست دخترم را گرفتم از آن خانه فساد خارج شدم!(1)
زن 22 سالهاى با مراجعه به مأموران انتظامى و تسليم شكوائيهاى مدعى شد: وقتى آگهى استخدام يك منشى زن را در روزنامه خواندم، به آدرس اعلام شده رفتم.
آنجا يك مغازه صحافى بود كه جوانى حدود 24 ساله در آن مشغول كار بود. او پس از يك گفتگوى كوتاه از من خواست تا براى مشاهده الگوها و ياد گرفتن صحافى به پشت ميز بروم و پس از آن ...!
در پى اعلام شكايت اين زن، بلافاصله مأمورين، متّهم را كه جوانى مجرّد است دستگير كردند. جوان ضمن اقرار به جرم، گفت: در يك لحظه دچار وسوسههاى شيطانى شدم و اين حادثه رخ داد.(2)
يك روانشناس مشهدى:
تا به حال موارد زيادى از سوء استفاده اخلاقى از منشىها و كارمندان زن گزارش شده است. مراجعان زيادى در خصوص اين مشكل داشتم و يكى از موارد آن، دخترى بود كه بعد از سه ماه كار كردن مورد ...!!
اين روانشناس ادامه مىدهد:
البته نبايد يك طرفه قضاوت كرد. دوست پزشكى دارم كه به دليل رفتارِ خارج از موازين شرعى خانمها، براى مطّبش، پنج منشى عوض كرده است!(1)
خودىهاى مذهبى كه نواميسشان در محيطهاى آلوده مختلط، به كار اشتغال دارند و يا زنان و دختران ديگران در كنار آنها در معرض نگاه مسموم و آلوده مردان قرار گرفتهاند، به حكم قرآن مجيد، اهل بيت عليهمالسلام و مراجع بزرگوار تقليد در هر نگاهى، گناهى و در هر صحبتى كه
1) ـ روزنامه شهرآرا /624 تاريخ 10/5/1390.
معمولاً با صداى نازك و ناز و عشوه ادا مىشود، معصيتى براى همه آنها نوشته مىشود و چون كارفرما، زمينه هم صحبت شدن و اختلاط و نگاههاى غيرعفيفانه مردان و زنان را فراهم مىنمايد، گناه بيشترى گريبانگير اوست.
مگر ممكن است، مردى و زنى هر چند اهل تقوا و تزكيه باشند و رعايت مسائل شرعى و عرفى را در نظر داشته باشند، نگاهشان در چهره يكديگر بيفتد و سخنان با عشوه و غيرمتين بين آنها ردّ و بدل شود و براى خريد يا فروش كالا با يكديگر سر و كلّه بزنند، در عين حال تهييج نشده و از نگاه و صحبت با هم لذّت نبرده و از آثار منفى آنها درامان باشند. پس نقش شيطان و نفس امّاره چه مىشود؟!!
خواننده عزيز!
به رفتار دختران و زنان در بيشتر مراكز كار و اشتغال توجه فرماييد، ببينيد حاصل اين وضعيّت نكبتبار چه مىشود!
پوشش لباسهاى شيك، چسبان و مهيّج!
آرايش، خودنمايى، طنّازى و جلوهگرى!
نگاه آلوده و معنادار و احترامهاى هوس آلود!
سخن گفتن و لبخندِ با ناز و عشوه، صحبتهاى جذّاب و هوسانگيز!
پاسخ گفتن به تلفنها با صداى زيبا و دلنشين!
صميمى شدن با مشترى!
فراهم نمودن زمينه سوء استفادههاى اخلاقى!
اينها نمونههايى از وضعيّت نكبتبار و آلوده بيشتر محيطهاى كار و اشتغال مىباشد كه دختران و زنان در اين مراكز به صورت ابزار كار به استخدام مردان سودجو درآمدهاند و با نمايش گذاشتن حقارت و بىارزشى خود، مردان و جوانان هوسران را به خود جلبنموده و عفّت و امنيّت اخلاقى جامعه را جريحهدار كردهاند!
اكنون وجداناً و انصافاً!
در چنين محيطهاى آلوده و نكبتبار، شرم و حيا براى دختران و زنان باقى مىماند و آيا پس از فروپاشى شرم و حيا، مسأله دين و ايمان بانوان چه مىشود؟!!
اين احاديث ارزنده را بخوانيد:
امام صادق عليهالسلام فرمود:
كسى كه حيا ندارد، ايمان ندارد.(1)
امام مجتبى عليهالسلام فرمود:
كسى كه دين ندارد حيا ندارد.(2)
امام باقر و يا امام صادق عليهماالسلام فرمودند:
حيا و ايمان به يك رشته كشيده شدهاند. هنگامى كه يكى از آن دو برود، ديگرى نيز خواهد رفت.(3)
با توجّه به روايات ياد شده، به خوبى مىتوان به دست آورد كه تفكيك بين ايمان و حيا امكانپذير نيست و با فروپاشى شرم و حيا، دين و ايمان نيز از بين مىرود.
حالا ببينيد دشمن چه بلايى بر سرمان آورده و عوامفريبى و نيرنگ به كجا رسيده كه بىرحمانهترين ظلمها، يعنى فروپاشى شرم و حيا و نابودى ايمان، خدمت به زن ناميده شده است!!
لازم به يادآورى است، در محيط آلوده به فساد كنونى، چنانچه همسر يا دختر شما هم بخواهد رعايت موازين شرع را در محل كار نموده و از ارتكاب گناه پرهيز نمايد، هرگز از نگاههاى هوسآلود، چرب زبانى و سخنان تحريكآميز مردان شيطانصفت درامان نخواهد بود و روحيه ظريف و قلب عاطفى آنان به تدريج تحت تأثير رفتار و سخنان احساسى و فريبنده مردان قرار گرفته و زمينه هتك حرمت و فروپاشىِ شرم و حيا و عفّت آنان فراهم مىگردد.
هشدار و خطاب و عتاب مولايمان اميرالمؤمنين عليهالسلام
خطاب به مردها را مجدّداً بخوانيد تا خطر اختلاط زنان و مردان را جدّى گرفته و از نواميستان غيرتمندانه حفاظت كنيد:
آيا حيا نمىكنيد! و آيا تعصّب و غيرت نداريد! زنان (و نواميستان) به بازارها (و اماكن عمومى) مىروند و با مردها تماس دارند.(1)
1) ـ وسائل الشيعه 14/174.
برادر مسلمان!
فرمايش مولايمان را چگونه توجيه مىكنى و چگونه اجازه مىدهى ناموست آزادانه و بدون مراقبت در مراكز كار و در مسير راه با مردان و جوانانِ هوسران تماس داشته و گرفتار آسيب و آفتهاى جبران ناپذير گردد؟!!
فرمايش رسول اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم را نيز در اين زمينه بخوانيد:
بين زنان و مردان (نامحرم) جدايى و فاصله بيندازيد، زيرا هنگامى كه آنان رو در روى يكديگر قرار گرفته و با هم تماس داشته باشند، به درد و بلايى گرفتار مىشوند كه درمان نخواهد داشت.(1)
ماجراها و حوادث تلخ و مصيبتبار فراوانى در زمينه ارتباط و اختلاطهاى زنان و مردان در محيط كار و مسير رفت و آمد و فروپاشى كانون گرم خانوادهها و پرپر شدن كودكان معصوم، صفحات حوادث جرايد را سياه كرده كه به بعضى از آنها در نوشتههايم اشاره خواهم كرد.
1) ـ مرآت النساء: 140.
اميرالمؤمنين على عليهالسلام در مورد پاكدامنى و سلامت اشتغال و پرهيز از آلودگى و گناه در محلّ كار فرمود:
شغلِ همراه با پاكدامنى، بهتر است از ثروتِ فراوانى كه با گناهان به دست مىآيد.(1)
بنابراين، اشتغال دختران و زنان در وضعيّت آلوده كنونى كه معمولاً به خاطر جلب مشترى و دادن حقوق كمتر انجام مىشود و به سادگى زمينه فساد و گناه و فروپاشى حيا و ايمان را فراهم مىنمايد، مصداقِ فرمايش مولايمان على عليهالسلام مىباشد، يعنى:
دين را به دنيا فروختن و حريم حيا و عفاف را نابود كردن.
1) ـ نهجالبلاغه / نامه 31.
با توجّه به آنچه بازگو شد و همگى شاهد و ناظر آن هستيم و علىرغم پيشرفتهاى عظيم علمى و صنعتى، اين حقيقت و واقعيّت را نمىتوان انكار كرد كه جامعه ما در يك بحران تلخ و مصيبتبار مىسوزد!
جامعه ما، جامعهاى وامانده، درمانده، پريشان، مضطرب، حيرت زده، سرگردان، نابسامان، منحرف و آميخته به انواع رذايل اخلاقى است!
دشمن جنايتكار با نفوذ به همه زواياى زندگى جامعه ما، معنويّت و اخلاق مسلمانان را نابود كرده و به زودى آخرين نفس او را خواهد گرفت!
ساعتها و لحظههاى عمر همچون ابر بهارى به سرعت مىگذرد. زيبايى، طراوت، سلامت و شور و نشاط دوران جوانى و تمام خوشىها از دست مىرود و سرانجام مرگ به سراغ مان مىآيد.
پس، قبل از آن كه كار از كار بگذرد و به پايان زندگى برسيم و آهِ ندامت و حسرت ما را فراگيرد، به سرنوشت خود و سختىهاى مرگ و عالم قبر و برزخ و عرضه اعمالمان فكر كرده و در انديشه آينده خود باشيم.
مولايمان اميرالمؤمنين على عليهالسلام مىفرمايد:
تعجّب مىكنم از كسانى كه با چشم خود مرگ را مىبينند، ولى باز هم غافل و فراموشكارند!(1)
ياد مرگ، و ترس و بيم از دشوارىهاى جان دادن و سختىهاى قبر، برزخ و قيامت، بهترين اهرم بازدارنده انسان از انجام گناه است و عامل مهمّى در پاكسازى،
1) ـ بحارالأنوار 6/136.
خودسازى و دورى از رذايل و بازگشت به معنويّت و اخلاق مىباشد. همه مىدانيم مرگ حق است و همه موجودات از اين دنيا به عالم قبر، برزخ و سپس به عالم قيامت منتقل مىشوند و گاهى بين ما ـ در هر سنّ و سالى كه هستيم ـ و مرگ، تنها يك لحظه فاصله دارد.
لحظاتِ مرگ و جان دادن، فراق و جدايى از علايق دنيا و آنچه انسان در دوران عمر به آن خو گرفته است و همچنين حوادثِ پس از مرگ و نگاه به اعمال سياه زندگى، سخت و دشوار است.
رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم به جناب جبرائيل، تلخى و سختى مرگ را يادآور شده و مىفرمايد:
اى جبرائيل! ياد مرگ به عنوان يك فاجعه و مصيبت دردناك براى اندرز و هشدار كافى است.
جناب جبرائيل، سختىهاى پس از مرگ را براى پيامبر عاليقدر صلىاللهعليهوآلهوسلم چنين توصيف مىنمايد:
يا رسول اللّه! حوادث و مصيبتهاى پس از مرگ، سختتر و دشوارتر از فاجعه دردناك مرگ مىباشد!(1)
1) ـ بحارالأنوار 6/141.
امام حسن مجتبى عليهالسلام فرمود:
مرگ بزرگترين شادى است كه بر مؤمنان وارد مىگردد. آنها از زندگى بسيار سخت به سوى نعمتهاى دايمى انتقال مىيابند. و بزرگترين هلاكت و عذاب است براى گناهكاران و كافران، آنها از باغ و بوستان و بهشت خود به سوى آتش شعلهورِ دائمى انتقال مىيابند.(1)
حضرت ابراهيم عليهالسلام به جناب عزرائيل گفت: آيا مىتوانى خودت را به صورتى كه گناهكاران و گمراهان را قبض روح مىكنى به من بنمايانى؟
عزرائيل گفت: اى ابراهيم! تو طاقت ديدن آن چهره را ندارى.
حضرت ابراهيم عليهالسلام خواسته خود را تكرار كرد.
جناب عزرائيل گفت: روى خود را بگردان. آن حضرت روى خود را گردانيد و سپس به او نگاه كرد، ديد مردى
1) ـ بحارالأنوار 6/154.
سياه كه موهاى بدنش راست شده و بسيار بوى بدى دارد، از سوراخهاى بينى او دود و آتش بيرون مىآيد.
حضرت ابراهيم عليهالسلام كه طاقت ديدنِ آن چهره وحشتناك را نداشت، بر اثر شدّت ناراحتى بىهوش شد. وقتى كه به هوش آمد، فرمود: اى عزرائيل! اگر انسان گناهكار جز ديدن همين چهره وحشتناك كيفر ديگرى نبيند، همين نگاه براى مجازات و عذاب او كافى است!(1)
پس از گذراندن مراحل جان دادن، به عالم قبر و برزخ كوچ مىكنيم و اولين بازجويى و محاكمه ما به وسيله دو فرشته به نامهاى نكير و منكر شروع مىشود.
اين دو فرشته بنا به فرموده امام صادق عليهالسلام به صورت وحشتناك با چشمانى خيرهكننده و صدايى مانند رعد غرّنده در حالى كه زمين را با نيش خود مىشكافند و پاهاى خود را با موهاى خود به شدت بر زمين مىكوبند
1) ـ بحارالأنوار 6/143.
(براى محاكمه) مرده مىآيند.(1)البته بنا به فرموده امام صادق عليهالسلام، برخورد نكير و منكر با مؤمن و كافر و گناهكار به يك صورت نيست.(2)
چگونگى برخورد اين دو فرشته الهى با ميّت، بر اساس خوبى و بدى اعمال اوست و بنابراين، برخوردِ آنان با مؤمن و افراد پرهيزگار، با رِفق و مداراست و با كيفيت برخورد با گناهكاران تفاوت دارد.
لازم به يادآورى است كه در عالم قبر و برزخ به جز سؤال نكير و مُنكر، سختى و شدايدِ گوناگونى از قبيل: وحشت قبر، فشار قبر، تاريكى و تنگى قبر و عَقَبات دشوار ديگرى وجود دارد كه شرح و تفصيل آنها از حوصله اين كتاب خارج است و براى اطلاع از اجمالِ آنها، مطالعه كتاب ارزنده «منازل الآخره» مرحوم حاج شيخ عباس قمى توصيه مىشود.
امّا چون تجسّم اعمال و ملازمت چهرههاى مثالى رفتار انسان در عالم قبر از اهميّت خاصى برخوردار است
و بهنوعى با مطالب اين كتاب در ارتباط مىباشد، به چگونگى اين مسأله اعتقادى اشاره مىشود.
مسأله تجسّم اعمال و تمثّلِ رفتار انسان در عالم قبر و برزخ، يكى از اعتقادات دينى و با اهميّت ما مىباشد. هر عمل و گفتارِ خوب يا بدى كه از انسان سر مىزند و يا هر عقيده نيك يا ناپسندى كه روح آدمى تحصيل مىكند، در قبر تمثّل و ظهور يافته و در برابرمان ظاهر مىشود.
چنانچه اعمال ما خوب و پسنديده باشد، به شكل چهرههاى بسيار زيبا، معطّر و نورانى ظاهر خواهد شد و تا پديد آمدن قيامت با آنها مأنوس بوده و از سختىها، وحشت و ديگر شدايد و گرفتارىها نجات خواهيم يافت.
و چنانچه اعمال دنياى ما، زشت و ناپسند، گناه و نافرمانى پروردگار باشد، به صورت موجودات حيوانىِ وحشتناك و بسيار زشت و متعفّن مجسّم خواهد شد و در كنار آنها تا روز قيامت در وحشت و عذاب و سختى به سر
مىبريم كه يك لحظه آن قابل تحمّل نيست.(1)
مىباشد.
از مكافات عمل غافل مشو
گندم از گندم برويد، جو ز جو
اميرالمؤمنين على عليهالسلام مىفرمايد:
خداوند 99 مار بر كافر و گناهكار (در قبر) مسلّط مىكند، آنها به گوشت او نيش مىزنند، و استخوان او را مىشكنند و تا روز قيامت با او اين گونه رفتار مىنمايند.(2)
علاّمه بزرگوار شيخ بهاءالدّين عاملى رحمهاللّهعليه روزى به زيارت يكى از مردان وارسته و زاهد و باتقوا كه در يكى از حجرههاى قبرستان اصفهان زندگى مىكرد رفت. آن مرد زاهد به شيخ بهاء گفت:
روز گذشته ماجراى عجيبى را مشاهده كردم و آن اين
بود كه ديدم: جماعتى جنازهاى را آوردند و در اين قبرستان در فلان محل دفن كردند و رفتند. پس از ساعتى بوى بسيار خوشى به مشامم رسيد كه از بوهاى دنيا نبود. حيران بودم و به راست و چپ خود نگاه مىكردم تا بدانم اين بوى خوش از كجاست. ناگاه ديدم جوان خوش چهرهاى كه لباس زيبا و فاخرى در تن داشت به سوى آن قبر مىرود، وقتى به آن قبر رسيد و نشست، ناگهان ديدم مفقود شد، گويا وارد آن قبر گرديد.
پس از مدتى ناگاه بوى بسيار ناراحت كننده و بدى به مشامم رسيد كه از هر بوى بد اين دنيا پليدتر بود، نگاه كردم ديدم، سگى حركت مىكند، آن سگ به كنار همان قبر رفت و همانجا پنهان شد!
در حال تعجّب بودم كه ناگاه آن جوان خوشچهره از قبر بيرون آمد، در حالى كه مجروح شده بود و ناراحت و محزون به نظر مىرسيد و از همان راهى كه آمده بود بازمىگشت.
من به دنبال او رفتم و به او رسيدم و از او خواهش كردم كه حقيقت ماجرا را براى من بگويد.
گفت: من عمل و رفتار خوب اين مرده بودم و مأمور بودم در قبر با او مأنوس باشم. اين سگى كه ديدى آمد، اعمال بد و رفتار ناپسند او بود. من مىخواستم او را از قبر بيرون كنم و از صاحبم دفاع نموده و در كنار او باشم.
اما (چون اعمال ناپسند او بيشتر بود) آن سگ به من حمله كرد، مرا دندان گرفت و گوشتِ مرا كَند و بر من غالب گرديده و مجروحم كرد و نگذاشت من با صاحبم در قبر بمانم.
شيخ بهاءالدّين پس از شنيدن اين حادثه عجيب از آن مرد وارسته زاهد به او فرمود: راست گفتى، چرا كه ما اعتقاد داريم كه اعمال انسان به صورتهاى مناسب خودشان (در قبر و عالم برزخ) مجسّم مىشود.(1)
1) ـ منازل الآخره مرحوم محدث قمى /59 به نقل از دارالسلام مرحوم نورى. لازم به يادآورى است كه اين حوادث را، مكاشفه مىنامند و تنها براى آنها كه داراى صفاى باطن، دل پاك و چشم برزخى هستند پيش مىآيد.
اكنون توجه شما را به قسمتى از حديثِ شريف معراج كه تمثّل و تجسّمِ ظهور برزخىِ بىبند و بارى ها و بدحجابى زنان مىباشد جلب مىكنم:
اميرالمؤمنين على عليهالسلام فرمود:
من و فاطمه عليهاالسلام به محضر رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلممشرّف شديم و آن بزرگوار را در حالى كه به شدّت گريه مىكرد مشاهده نموديم!
عرض كردم: پدر و مادرم فدايت، علّت گريه شما چيست؟
پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
در شب معراج كه به آسمان رفتم، گروهى از زنانِ امّت خود را در عذاب شديد ديدم، به طورى كه آنها را نشناختم و سختى عذاب آنها مرا به گريه واداشته است!...
موهايش آويزان بود و مغز سرش مىجوشيد!
زنى به جهت آرايش خود براى نامحرمان، گوشتِ بدن خود را مىخورد و آتش از بدن او شعله مىكشيد!
زنى به خاطر آن كه رعايتِ نجس و پاكى را نمىكرد،
خود و لباسهايش را نمىشست، غسلهاى واجب را انجام نداده بود و در نمازش سستى كرده بود، پاهايش به دستهايش بسته شده بود و مارها و عقربها به جانش افتاده بودند!
در تنورى از آتش به پاهايش آويزان بود!
زنى به علت آن كه خود را به مردان (نامحرم) نشان داده بود تا به او رغبت كنند، گوشتِ بدنش با قيچىهاى آتشين بريده مىشد!
زنى به جهت واسطه شدن در انجامِ عمل منافى عفّت،
صورت و بدنش مىسوخت و رودههايش را مىخورد!
زنى به خاطر آن كه سخن چينى كرده بود و زياد دروغ گفته بود، سرش، سرِ خوك و بدنش، بدن الاغ بود و او را هزارهزار نوع عذاب مىكردند!
زنى به دليل اين كه آوازهخوان و حسود بود، به شكل
سگ بود و آتش از درونش وارد شده و از دهانش خارج مىشد و فرشتهها، گرزهاى آتشين بر سر و بدنش فرود مىآوردند!
آنگاه پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم فرمود:
واى بر زنى كه شوهرِ خود را ناراحت نموده و به خشم آورد! و خوشا به حال زنى كه همسرش از او راضى باشد.(1)
بنابراين، هتك حريم حجاب، جلوهگرى، خودنمايى، آرايش، نگاهِ غيرعفيفانه، همسخن شدن و ارتباط و اختلاط با نامحرم و هر رفتار ناپسندى كه از زنان و مردان سر بزند، در عالم ديگر تبلور و تجسّم يافته و به صورت عذاب و شكنجه دامنگير انسان شده و گاهى به صورتهاى زشت و كريه و متعفّن در كنار انسان قرار مىگيرد.
1) ـ عيون اخبار الرضا عليهالسلام 2/10 و بحارالأنوار 103/245.
انسان، بهترين و برترين مخلوقِ پروردگار است و در سايه عبوديّت، بندگى، تقوا و عمل صالح، تجلّىگاه كمالات الهى مىگردد.
رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند
بنگر كه تا چه حدّ است مكان آدميّت
حيف است، عمر كوتاه خود را به غفلت، فراموشى و گناه سپرى نموده، اسير هواى نفس گشته و از مواهب الهى محروم گرديم و با شرمسارى، شرمندگى و پشيمانى، دعوت حق را اجابت نماييم.
اى بلندنظر، شاهبازِ سِدره نشين
نشيمنِ تو نه همين كُنجِ مِحنت آباد است
تو را زِ كُنگره عرش مىزنند صفير
ندانمت كه در اين دامگه چه افتاده است
ـــــــــــ
بال بگشا و صفير از شجر طوبى زن
حيف باشد چو تو مرغى اسير قفسى
كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش
وه كه بس بىخبر از غُلغُل بـانگ جرسى
قرآن مجيد:
آنها كه از روى جهالت و نادانى، عمل زشتى انجام داده و سپس به درگاه خدا توبه كرده و خود را اصلاح نمايند، پروردگار بخشنده و مهربان توبه آنان را قبول كرده و آنان را مىبخشد.(1)
اكنون در برابر عفو و بخششِ پروردگار مهربان، احساسِ شرمندگى نموده و با عذرخواهى از رفتار گذشته خود، در پيشگاه با عظمتش به راز و نياز مىپردازيم:
اى خداى مهربان! بنده گناهكارت در پيشگاه تو اقرار و اعتراف به رفتار بد خود نموده و به عفو تو اميدوار است.
پروردگارا! بنده خطاكارت، ترسان، هراسان و پشيمان به سويت آمده و با اظهار عجز و ندامت، از تو آمرزش و بخشش مىطلبد.
پروردگارا! تو خود فرمودى:
هرچه مىخواهيد از فضل و كرمِ خدا بخواهيد كه
1) ـ سوره نحل /118.
خداوند به بندگان خود مهربان است.(1)
مولاى من! از صفات تو نيست و شايسته ذاتت نخواهد بود كه بندگانت را امر به سؤال كنى و چون سؤال كنند، عطاى خود را از آنان دريغ دارى.
خداوندا! تو را سوگند مىدهم به حقّ محمّد و آل محمّد عليهمالسلام كه از گناهان من درگذرى و بر حالِ زارم ترحّم كنى، اى مهربانترين مهربانها.
پروردگارا! سخن زيباىِ مولايم امام صادق عليهالسلام را به جان دل پذيرفتم كه مىفرمايد:
كسى كه از گناهى توبه كند، مثل كسى است كه گناهى بر او نوشته نشده و كسى كه توبه كند و در عين حال به گناه خود ادامه دهد، مثل كسى است كه خداى خودش را مسخره مىكند.(2)
خداوندا! ندامت و پشيمانىام رنگ حقيقت دارد، به لطف و كَرَمت، گناهانم را محو كن. عهد مىكنم تا با كمك و يارى خودت براى هميشه گِرد گناه و معصيت نگردم.
حالا به منظورِ استحكام پيمان خود و اطمينان از قبولى توبهمان، دست به دامن پدرِ مهربان و عزيزمان حجّت بن الحسن ارواحنا فداه شده و آن بزرگوار را شفيع خود قرار داده و با يك دنيا شوق و ذوق به پيشگاه مباركش عرضه مىداريم:
يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا اِنَّا كُنَّا خاطِئينَ(1)
اى پدر مهربان! براى گناهان و رفتار بدِ ما از درگاه خداوند بزرگ طلب مغفرت نما، زيرا ما خطاكار هستيم.
پس از آن، پدر مهربانمان با يك دنيا مهربانى و رأفت، ما را در آغوشِ لطف و محبّت خود قرار داده و از خداوند برايمان طلبِ بخشش و رحمت نموده و سپس نواى دلنشينش را با گوش جان مىشنويم كه:
لا تَثْريبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ.(2)
امروز سرزنشى بر شما نيست، خداوند مهربان شما را
مىآمرزد و او رحم كنندهترين رحم كنندگان است.
پس از آشتى با پروردگار مهربان و پدر عزيزمان امام زمان عليهالسلام نسيمِ عطرآگين عفو و مغفرت و شهد شيرين رحمت پروردگار و نگاه پر مهر و محبّت مولايمان حجّت بن الحسن عليهالسلام را با همه وجود احساس نموده، به دنياى پاكىها بازگشت كرده و با خود پيمان مىبنديم از گناه و رفتار ناپسند فاصله گرفته و از يك زندگى سرشار از صفا، صميميّت و معنويّت برخوردار گرديم، انشاءاللّه.
والسلام عليكم و على عباد اللّه الصالحين
مشهد مقدس 11 ذى القعده 1432 (مهر 1390)
ولادت با سعادت امام رئوف
على بن موسى الرضا عليهالسلام
محمدصادق ذبيحى
دردِ دلى با امام زمان عليهالسلام··· 4
چرا نگوييم و ننويسيم؟!!··· 6
آيا امام زمان عليهالسلام از ما راضى است؟!··· 9
به جاى مقدمه··· 11
امر به معروف و نهى از منكر دو واجب فراموش شده!··· 11
غربتِ مظاهر دين در جامعه اسلامى!··· 11
بىتفاوتى و غفلتِ مسلمانان!··· 11
موفقيت چشمگير جبهه فرهنگى دشمن!··· 13
فاجعه مرگبار بىتفاوتى و خواب سنگين جامعه اسلامى!!··· 14
نهى از منكرى كه رنگ خون به خود گرفت!··· 16
خشونت و هتّاكى نسبت به دو روحانى هنگام انجام نهى از منكر!··· 17
دفاع اميرالمؤمنين عليهالسلام از نواميس مسلمانان··· 19
فروپاشى غيرت از مردان··· 22
پشتپا زدن به ارزشهاى اخلاقى!··· 23
پيشگويى پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم از وضعيّت اسفبار جامعه كنونى··· 24
مجازات سكوت در برابر گناه و منكر!··· 27
فطرتپاك امّت مسلمان، پىآمد ناگوار غفلت و بىتفاوتى!··· 28
وظيفه چيست، چه بايد كرد؟··· 30
«1»
حجاب و عفاف در قرآن و حديث
عفّت در نگاه··· 34
فتنهانگيزى صورت و چهره··· 36
يك نمونه مصيبتبار از پىآمد نگاه به چهره زن··· 37
نگاه آلوده زن به مرد··· 39
قربانى نگاه هوس آلود!··· 40
پوشش چهره به منظور حفاظت از نگاه آلوده مردان··· 42
«2»
عفّت در پوشش
كيفيت پوشش حضرت زهرا عليهاالسلام··· 45
بدحجابى و بىحجابى تضييع حقّ جامعه··· 47
بىتفاوتى جامعه در برابر شيوع گناه و بىبند و بارى··· 49
مبارزه استعمار با چادر و حجاب··· 50
حجاب، چادر و پوشش چهره از نظر بانوان تازه مسلمان...··· 52
چهره دردمند جامعه اسلامى! شرمندگى از زنان تازه مسلمان...··· 56
اكنون جاى يك سؤال است··· 57
بيدارى و هوشيارى بانوان··· 58
تناقض حجاب در نماز با بىحجابى در جامعه··· 59
ترويج بىحجابى و اختلاط زن و مرد··· 62
گستاخى رضاخان در مبارزه با حجاب··· 63
شهادت هزاران مسلمان مُدافع حجاب در فاجعه خونينِ...··· 65
رفتار وحشيانه مزدوران رضاخان با پيكرهاى شهدا و مجروحين··· 65
معجزه الهى و سركوب اهداف شوم رضاخان··· 66
تهاجم فرهنگى، تكرار سياست شيطانى غرب··· 67
رفتار جاهليّت قبل از اسلام و تكرار ننگين آن در...··· 70
ملازمت زن در خانه··· 71
خودنمايى زنان جامعه ما و تحقّق پيشگويى قرآن··· 72
غربت حجاب و چادر در دانشگاه··· 74
«3»
عفّت در كلام
نظر مراجع تقليد در كيفيّت صداى زن در نماز··· 81
صداى ظريف و هوسانگيز موجب فروپاشى كانون گرم دو ...··· 81
مقصّر كيست؟!··· 86
«4»
عفّت در زينت و آرايش
سرگذشت عبرتانگيز يك زن جوان!··· 92
قربانى هوى و هوس··· 96
خودباختگى گروهى از زنان و مردان ايرانى··· 100
استفاده از لوازم آرايشى به چه قيمتى؟!!··· 102
رقابت و ركوردشكنى در آرايش و جلوهگرى!··· 104
ماجراى عبرتانگيز زن جلوهگر!··· 105
فروپاشى حيا و غيرت از ميان زنان و مردان!··· 107
«5»
عفّت در راه رفتن
وظايف بانوان··· 111
زن خودنما در دام هوس يك جوان!··· 112
«6»
عفّت در ارتباط و تماس با نامحرم
لزوم جدايى زنان از مردان در روابط اجتماعى··· 116
آسيبهاى مجالس و مراسم دينى مختلط··· 117
پند و هشدار خاندان رسالت عليهمالسلام در مورد روابط مردان و...··· 122
نقش شيطان و نفس امّاره هنگام رويارويى با زن نامحرم··· 124
صفات ارزنده زن از ديدگاه اميرالمؤمنين
عليهالسلام··· 126
شرح و توضيح كوتاه صفات ارزنده بانوان به فرموده...··· 127
سؤالى منصفانه··· 129
مشاهدات خبرنگار پاكستانى از وضعيت حجاب در مشهد··· 133
كاهش روزافزون ازدواج، نتيجه مصيبتبار اختلاط و ارتباط زنان و مردان··· 135
افزايش نگران كننده طلاق، معلول ارتباط و اختلاط محرم و...··· 137
تاوان تلخ دوستى قبل از ازدواج··· 139
رسوايى و افتضاح روابط آزاد زن و مرد!··· 141
سرنوشت تلخ دختر 12 سالهاى كه از خانه فرار كرد!··· 143
در سوگ عفاف و حجاب: سفرهاى مختلط دختران و پسران!··· 147
وضعيت رسواى دختران كاروانهاى زيارتى!··· 148
«7»
اختلاط با محارم، ناامنى در حريم محرميّت
(153-150)
«8»
تربيت فرزند
لزوم حريم گرفتن و حفظ حجاب دختران خردسال··· 154
معضلِ بلوغهاى زودرس دختران و پسران··· 155
وظيفه چيست؟··· 161
تعرّض به دخترك معصوم!··· 163
دختركان بدپوشش، شكارِ مردان بيمار دل··· 165
دختركان بد پوشش در معرضِ چشم زخمِ شور چشمان!··· 166
مسئوليت پدر و مادر در برابر كودكان خُردسال··· 166
آسيبپذيرى پسران نوجوان··· 167
چه مقدار به مولايمان امام زمان عليهالسلام شباهت داريم؟!!··· 169
«9»
حريم شكنى بانوان در اماكن مذهبى!
ماجرايى كه دلسوزان را بر خود مىلرزاند!··· 172
حريمشكنى زائران، حربهاى بر وجود نازنين امام هشتم عليهالسلام!··· 174
جريحهدار شدن قلب نازنين امام هشتم عليهالسلام··· 176
عنايت خاصّ امام رضا عليهالسلام به زائرين قبر مطهرش··· 177
ثواب زيارت مرقد مطهر امام رضا عليهالسلام··· 178
رفتار غيرعفيفانه بعضى از زائرين!··· 180
فروپاشى اخلاق و معنويّت در حريم امام هشتم عليهالسلام··· 182
ناهنجارى در شهر امام هشتم عليهالسلام و كشور اسلامى!··· 183
«10»
كار و اشتغال، حقّ الهى و شرعى آقايان
پيام يك بانوى مسلمان:··· 186
كار خارج خانه، ظلمى آشكار به بانوان!··· 188
جمع بندى فرمول اشتغال بانوان··· 189
آمار تكان دهنده عوارض ناشى از اشتغال زنان!··· 190
تفكيك و جداسازى جنسى در بعضى از كشورهاى جهان··· 192
ماجراهاى تكان دهنده··· 196
دختر شاغل در دام شيطان··· 198
سوء استفاده از دختران و زنان در محيط كار··· 200
خاطرههاى تلخ در محيطهاى اشتغال بانوان!··· 202
منشى با صداى جذّاب و چهره آراسته و...··· 202
زن جوانى كه قربانى آگهى استخدام شد··· 204
محيطهاى آلوده اشتغال بانوان از نگاه يك روانشناس··· 205
خودىهاى مذهبى!··· 205
فروپاشىِ حيا و نابودى ايمان··· 206
هشدار به آقايان!··· 209
فصل الخطاب··· 211
«11»
آخرين كلام
چه اتفاقى رخ داده؟!··· 212
چه بايد كرد؟!··· 213
ياد مرگ··· 213
چگونگى مرگ براى مؤمن و براى گناهكار··· 215
چهره عزرائيل براى گناهكاران هنگام مرگ··· 215
عالم قبر و برزخ··· 216
تجسّم اعمال در عالم قبر و برزخ··· 218
تجسّم عمل به صورت جوان زيبا و حيوان وحشتناك!··· 219
حديث شريف معراج··· 222
حيف باشد چو تو مرغى اسير قفسى··· 225
بازگشت و توبه··· 226
شفاعت امام زمان عليهالسلام··· 228
بازگشت به دنياى پاكىها··· 229
ساير آثار نويسنده:
1 ـ جلد اوّل اين كتاب:
نگاهى به آثارِ مثبتِ حجاب، مجازاتِ ترويجِ بدحجابى، شرح وظايفِ آقايان و بانوان از ديدگاه قرآن و سنّت.
2 ـ جلد سوم اين كتاب:
سير تاريخى حجاب در ايران و جهان، تهاجم دشمن، تأثير تيغ دولبه فناورى، ماهواره، تلفن همراه، اينترنت، تلويزيون و ... بر زندگى نوجوانان، جوانان و جامعه اسلامى، راهكار مبارزه با تكنولوژىِ بدون فرهنگ.
3 ـ جلد چهارم اين كتاب:
لزوم فراگيرى علم و دانش، بررسى وضعيّتِ مثبت و منفى مراكز تحصيل، آسيبها و مفاسدِ اخلاقىِ پيش روى جوانان در حوزههاى آموزشى و لزوم اصلاح و سالمسازىِ سازمانهاى فرهنگى.
4 ـ جلد پنجم اين كتاب:
نامههايى از فرزندان محبّتِ فاطمه زهرا عليها سلام احساسات گرم و پاكِ برخاسته از اعتقاد و عمق و جان نوجوانان دانشآموز در حمايت از عفاف و حجاب و غمِ مظلوميّت و غربتِ اسلام عزيز
يك نمونه از اثرگذارى ارزنده كتاب حجاب:
من دختر دانشآموز 14 ساله هستم. قصد داشتم تحصيلاتم را تا جايى كه امكان داشته باشد، ادامه دهم و شغل آيندهام را هنرپيشه سينما انتخاب كرده بودم.
اما پس از خواندن اين كتاب، وقتى كه فهميدم اسلام مىخواهد منِ دختر مسلمان حجاب كامل داشته باشم و كار بيرون خانه انجام ندهم و در مكانهايى كه بيشتر مردها حضور دارند نباشم و با نامحرمان سر و كار نداشته باشم و حريم خودم را حفظ نمايم و در سنين مناسب ازدواج كنم، نظرم عوض شد.
چون مىتوانم به مقدار لازم درس بخوانم و سپس به دور از نگاههاى نامحرمان با مهريهى كم وارد زندگى شده و خوشبخت باشم. ما دختران مىتوانيم نه پشيمان شويم و نه حسرت بخوريم، فقط كافيه نگاهمان را حفظ كنيم و به هر كسى نگاه نكنيم.
پس از خواندن اين كتاب فهميدم كه اگر به جاى مانتويى بودن، حجاب كامل (جلباب) داشته باشم، از نگاههاى نامحرمان هوسران درامان خواهم بود.
امّا اولش ناراحت شدم، چون فكر مىكردم دستورات
دين مانع پيشرفت زنان در جامعه است و نمىخواهد ما به وطنمان خدمت كنيم، ولى وقتى كه با دقّت بيشترى مطالب كتاب را خواندم، فهميدم بدون اشتغال در خارج خانه هم مىتوانم به ايران عزيز خدمت كنم و باز مىتوانم بدون اينكه كوچكترين گناهى انجام دهم به وظايف دينىام عمل كنم، حتّى بدون خارج شدن غيرضرورى از خانه.
اى كاش اين فرهنگ اصيل دينى در جامعه ما جا بيفتد و از تقليد كشورهاى غربى پرهيز نماييم و من به اين باور رسيدم كه براى اصلاح فرهنگ كشور عزيزمان، اوّل بايد از خودم شروع كنم و من تمام تلاشم را مىنمايم.
اين كتاب ارزشمند و آموزنده براى من و امثال من واقعا لازمه، ممنونم.
مشهد مقدّس - دبيرستان ...
ص . ه . - ش . ى .