ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور: برنامه زندگی/ مؤلف میرزاعلیرضا مدرسغروی؛ تحقیق سیدمحمود حامدی.
مشخصات نشر: مشهد، ولایت، 1393.
مشخصات ظاهری: 440ص.
شابک: ج1: 978-964-6172-54-8
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت: کتابنامه.
موضوع: راه و رسم زندگی -- جنبههای قرآنی
موضوع: راه و رسم زندگی (اسلام)
شناسه افزوده: حامدی، سیدمحمود، گردآورنده
ردهبندی کنگره: BP104 /ر2م4 1393
رده بندی دیویی: 297/159
شماره کتابشناسی ملی: 3521198
نام کتاب: برنامه زندگی
مؤلف: حجةالاسلام والمسلمین میرزا علیرضا مدرس غروی(رحمه الله)
تحقیق: سید محمود حامدی
ویراستار: علی نقیپور
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
نوبت چاپ: اول / 1403ش _ 1446ق
حروفچینی و صفحهآرایی: رضا یوسفی
تیراژ: 1000
چاپخانه: دقت
ناشر: انتشارات ولایت
شابک: 978-964-6172-54-8
مراکز پخش:
مشهد، انتشارات ولایت، تلفن: 09151576003
مشهد، انتشارات نور الکتاب، چهارراه شهدا نبش پاساژ گنجینه، تلفن: 09151199486
مشهد، کتابفروشی طالبیان، آخوند خراسانی 26، جنب مسجد الزهراء (سلام الله علیها)، تلفن: 05138555947
قم، بلوار معلم، مجتمع ناشران، طبقه همکف، پلاک11، انتشارات کتاب ما، تلفن: 02537842443
تهران، خیابان شریعتی، روبروی ملک، خیابان شبستری، خیابان ادیبی، پلاک 26، انتشارات نبأ، تلفن: 75504683 - 021
این کتاب با کاغذ حمایتی چاپ شده است.
جلد اول
وظایف فردی، اجتماعی
(بهداشت، زناشوئی، کار و صنعت و …)
مستفاد از قرآن و بیانات ائمه طاهرین (علیهم السلام)
به ضمیمه ترجمه رساله حقوق از حضرت زین العابدین (علیه السلام)
میرزا علیرضا مدرس غروی
تحقیق: سید محمود حامدی سرشناسه :مدرس غروی، میرزاعلیرضا
عکس
وظایف فردی، اجتماعی
(بهداشت، زناشوئی، کار و صنعت و …)
مستفاد از قرآن و بیانات ائمه طاهرین (علیهم السلام)
به ضمیمه ترجمه رساله حقوق از حضرت زین العابدین (علیه السلام)
میرزا علیرضا مدرس غروی (رحمه اللّه)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
{وَلَدارُ الآخِرَةِ خَيرٌ لِلَّذینِ اتَّقَوا أفَلا تَعْقِلونَ}
هُوَ الحَيُّ الَّذی لايَمُوتُ
يَوْمُ الخَمیسِ تِلوُ عِيدِالغَدیرِ *** نالَ إلی لِقاءِ حَيٍّ قَدیرٍ
قُلتُ لِعامٍ فَقَد هادَيْنا *** غابَ مِنَ الأعيُنِ مَهدِينا
عکس
برای يادبود تربیتشدگان مکتب قرآن و معارف اهلبیت (علیهم السلام) تمثال پدر بزرگوارم، مرحوم فقید سعید، فقیه اهلبیت (علیهم السلام) آقای میرزا مهدی اصفهانی نورالله مرقده الشریف (ت1365 ق) زیور کتاب گردید.
شعر فوق را جناب مستطاب حجةالإسلام والمسلمین، خادم خاتم الوصیین ملاذ الشیعة، دانشمند معظم و خطیب محترم آقای حاج شیخ محمود حلبی خراسانی دامت برکاته در تاریخ فوت سرودهاند.
بسم الله الرحمن الرحیم
[اُدْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة]
علم و معرفت بزرگترین و بهترین نعمت الهی است که خداوند متعال آن را به بندگان صالح خویش عطا میفرماید و آنها را در مسیر عبودیت و کمال بندگی به سوی خود با آن یاری میکند. بزرگترین افتخار بندگان خدا برخورداری آنها از این نعمت گرانسنگ است. عالمان ربانی و عارفان حقیقی کسانی هستند که در راه بندگی خدا همواره پیامبران الهی و امامان معصوم (علیهم السلام)را چراغ راه خویش قرار داده و از سلوک طریق علمی و عملی آنها هیچ وقت احساس خستگی به خود راه نداده و از هر طریق دیگری غیر از راه امامان معصوم (علیهم السلام)دوری و بیزاری میجویند.
این بنیاد با هدف احیای آثار چنین بزرگانی که در طول تاریخ تشیع همواره مدافع و پشتیبان معارف اصیل وحیانی و علوم راستین اهل بیت (علیهم السلام)بودهاند تشکل مییابد.
امید است با توجهات خاص حضرات معصومین در این راه توفیق یارشان باشد تا بتوانند قدمهای مثبت مهمی در احیای آثار ارزشمند آن بزرگان با شرایط روز بردارند.
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
عکس
بسم الله الرحمن الرحیم
انسان برای راحتی خود و دیگران در اجتماعی که زندگی می کند می بایست به یک اصولی پایبند باشد تا نظم در اجتماع میان افراد صورت گیرد.
آنچه که نظم را در جامعه بارور می سازد و نظم اجتماعی را به سوی رشد و ترقی میکشاند عمل کردن به دستورات اخلاقی است.
بنابراین مملکت هایی که از این دستورات بهره گیری نمایند کمال سعادت را دارا خواهند بود، بر خلاف اجتماعی که در آن اخلاق نادیده گرفته شود خود را به مرحله پستی و ضعف نزدیک می نمایند.
در جامعه ای که راستی به جای دروغ، دوستی به جای دشمنی، گفتار شایسته به جای ناسزا قرار بگیرد و بالا دست و زیر دست، ارباب رجوع و مسئول در نظر گرفته نشود، به رشد و تکامل خود میرسد.
لذا این نوشتار از کتاب های منحصر به فرد در این زمینه میباشد که راه کارهای یک بشر را برای به کمال رسیدن در زندگی دنیوی و اخروی که سعادت او را در پی خواهد داشت دنبال میکند.
و همت این جانب برای انتخاب این کتاب و تحقیق و احیاء کردن آن به جهت آن بود که در زمان ما، چون طوفان حوادث سرکش نموده و مردم را در مشکلات زندگی سر گرم کرده و عده ای به نیرنگ شیطان به ظواهر تمدن خیالی، فریفته شده و از تدین حقیقی دست کشیده اند و اعمال اسلامی اعم از عقائد و اخلاق در اغلب مردم رو به ضعف رفته
است. و به مطالعه بها داده نمی شود تا چه برسد به مطالعه کتب دینی - دستورات و اعمالی که مورد پسند شارع است - .
همانا این کتاب، از آن نوشتهجاتی است که بیشتر مباحث اخلاقی که از متون ایات و روایات برای بشر آمده است، به تصویر میکشد؛ تا فرد بتواند در راستای عمل به این دستورات سعادت دنیوی و اخروی را کسب نماید.
حجة الاسلام و المسلمین شیخ علیرضا مدرس غروی، فرزند ارشد آیة الله العظمی میرزامهدی اصفهانی در دوم آذرماه 1302 هجری شمسی در مشهد دیده به جهان گشود. دروس مقدمات را در مشهد نزد شیخ زینالعابدین غیاثی تنکابنی و حاشیۀ ملاعبدالله و معالم را خدمت شمس واحدالعین فراگرفت و مطوّل را در محضر شیخ محمدتقی ادیب نیشابوری و قوانین را در خدمت سیداحمد مدرس آموخت. ایشان رسائل و مکاسب را نیز نزد آیةالله حاج شیخ هاشم قزوینی و کفایه را در خدمت آیةالله شیخ کاظم دامغانی گذراند. وی پس از اتمام سطح، خارج فقه و اصول در حلقۀ درس آیات فقیه سبزواری، سیدیونس اردبیلی و میرزامحمد آقازاده حاضر شد ومباحث ودرس های معارفی را از محضر میرزاجوادآقا تهرانی وحاج شیخ مجتبی قزوینی فراگرفت.
وی در حدود 1330 هجری شمسی به قم مهاجرت کرد و در دروس خارج فقه آیة اللهالعظمی بروجردی و آیة الله حجت حاضر شد و از دروس خارج اصول امام خمینی و اسفار علامۀ طباطبایی بهره برد. ایشان پس از بازگشت به مشهد، ضمن شرکت در درس آیة اللهالعظمی میلانی به ارشاد مردم پرداخت. همچنین ایشان در اواخر عمر مرحوم والدشان، در درس عمومی ایشان شرکت کرد و دروس مرحوم والد را به عربی و فارسی مکتوب کرد و خدمت والدشان رساند و ایشان نیز اصلاحاتی انجام دادند که در حال حاضر، این مخطوطات در کتابخانۀ آستان قدس رضوی نگهداری میشود. از جمله آثار مکتوب ایشان افزون بر این کتاب، میتوان به دو جلد کتاب دین و فطرت اشاره نمود.
و پس از حدود سی سال ترویج معارف قرآنی در روز شانزدهم آذرماه 1370 به دیدار حق شتافت و در ایوان غرفه 25 صحن نو به خاک سپرده شد.
این کتاب کاربردی و آموزشی با تحقیق در آیات و روایات معصومین (علیهم السلام)، در زمینه اهداف، مبانی، اصول و روش زندگی بر اساس تعالیم وحیانی و معارف الهی را استخراج کرده و به تبیین آن پرداخته است و با متنی ساده و محتوایی غنی با رجوع به آیات و احادیث کوشیده است تا سیمایی صحیح از یک زندگی روحانی و معنوی پرده بردارد.این کتاب شامل محتوایی است که در پرتو آموزههای قرآنی و حدیثی به وظایف فردی و اجتماعی مسلمانان میپردازد. در انتهای جلد اول نیز گزیدهای از ترجمۀ رسالۀ حقوق از حضرت زینالعابدین (علیه السلام) تقدیم خوانندگان گرامی شده است که حاوی نکاتی اخلاقی بسیار ارزنده دربارۀ حقوق الهی، فردی و اجتماعی انسان است. آن حضرت در این رساله به صورت عمیق و گسترده انسان را کانون توجه قرار داده و به تشریح تمام ابعاد زندگی و روابط فردی و اجتماعی انسان میپردازد. در خاتمۀ رسالۀ حقوق آن حضرت چنین میفرماید:
این حقوق پنجاهگانه بر سراسر زندگی انسان سایه افکنده است و آدمی به هر حال از مجموعۀ این قوانین و حقوق نمیتواند به دور بماند. عمل بر طبق این حقوق ضروری است و باید در ایفای این وظایف خطیر از خداوند استعانت و یاری جست. هیچ نیرو و توانی نیست؛ مگر متکی به خدای یگانه. سپاس همه جانبه، مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.
و در جلد دوم بیشتر با رویکرد اجتماعی، خوانندگان گرامی را از حقوق زلال و سرچشمۀ فیاض سیراب میکند.از جمله این عناوین هستند:
جایگاه علم و دانش در اسلام
اخلاق اجتماعی و فردی در کلام نور
اصلاح میان مردم وآداب معاشرت اجتماعی
حقوق برادران دینی در اسلام
وظایف متقابل مسلمانان در برابر یکدیگر
صفات و ویژگی های مؤمن واقعی
و در پایان جلد دوم کتاب نیز مکاتبۀ امام جعفر صادق (علیه السلام) با عبدالله نجاشی فرماندار اهواز و فارس و از دوستداران آن حضرت منتشر شده است. امام (علیه السلام) در پاسخ به درخواست وی، ضمن موعظه و توصیۀ وی به تقوای الهی، عدالت و گذشت، قواعد حکومتداری و حقوق مردم و برنامۀ عملی مختصری را به وی متذکر میشود.
این کتاب پیش از این در دو جلد در سال 1347 و در دوران حیات مؤلف به چاپ رسید.و هم اکنون در یک جلد با ویژگیهای ذیل تجدید چاپ مینمائیم:
ویژگی این چاپ عنوان دادن به محتوای کتاب، مطابق با مطالب مکتوب در آن است.
متن اصلی کتاب بدون تصرف و با رعایت کامل امانت حروفچینی، مقابله و تصحیح شده است و در مواردی که اضافه کردن مطالبی در متن لازم به نظر میآمد، آن مطلب در داخل قلاب آمده است، از آنجا که دخل و تصرف در ساختار این اثر علمی صورت نگرفته؛ از اینرو تنها به ویرایش صوری اکتفا شد و متن اصلی کتاب در موارد محدود نیز برای رفع ابهام و فهم بهتر تغییراتی توسط ویراستار محترم آقای علی کسرائیان صورت گرفته است.
تمام مستندات ایشان مدرکیابی شده و سعی بر آن شده در پاره ای از موارد که ایشان ذکر نام کتاب را آورده اند آن را به عنوان مصدر اصلی قرار دهیم؛ و آدرس مدارک در پانوشت آمده است.
در پارهای از موارد مدرکی که مؤلف ذکر کرده بود با مدرکی که در تحقیق یافت شد، برابر نبود، در پاورقی، منبع صحیح ارائه گردید.
حدالامکان سعی گردید که دو مدرک برای روایات ذکر شود و از کتابهایی باشد که بیشتر در دسترس خوانندگان است.
برگردان فارسی برخی از آیات و روایات که در متن اصلی نیامده بود در داخل قلاب ذکر شده است.
به طور قطع انتشار این مجلد، رهین زحمات عزیزانی است که در موسسه معارف عالم آل محمد (علیه السلام) ما را در به سامان رساندن آن یاری رساندند و زحمات و دشواریهای این مهم بیشتر بر عهدۀ استاد و محقق ارجمند جناب حجةالاسلام آقای شیخ مرتضی اعدادی خراسانی و شیخ امیر فخاری بود که شایستۀ قدردانی و تشکر فراوان است. لذا از مساعدت تمام عزیزان تشکر میگردد.
سید محمود حامدی
10/11/1391
مصادف با 17 ربیع الاول 1434
ولادت حضرت رسول اکرم (علیهما السلام) حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)
بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ
أَللّهُمَّ کُن لِوَلِيَّکَ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَرِيّ صَلَواتُکَ عَلَيهِ و عَلی آبائِه فِي هذِهِ السّاعَةِ وَ فِي کُلِّ ساعَةٍ وَلیّاً وحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليِلاً وَعَيناً حَتّی تُسکِنَهُ أرضَکَ طَوعاً وَتُمَتَّعَهُ فِيها طَوِيلاً.
{وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلَامِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ }(1)
آنکس که غیر دین اسلام دینی بپذیرد از او قبول نمیشود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَا مِنْ شَيْءٍ يُقَرِّبُكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ وَ يُبَاعِدُكُمْ مِنَ النَّارِ إِلَّا وَ قَدْ أَمَرْتُكُمْ بِهِ، وَ مَا مِنْ شَيْءٍ يُقَرِّبُكُمْ مِنَ النَّارِ وَ يُبَاعِدُكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ إِلَّا وَ قَدْ نَهَيْتُكُمْ عَنْهُ؛(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) (در خطبۀ حجةالوداع) میفرماید: ای مردم! به خدا سوگند! هر آنچه شما را به بهشت (سعادت) میرساند و از آتش جهنم (بدبختی) دور میسازد، به شما گفتم و شما را بدان وادار کردم و آنچه شما را به آتش جهنم (بدبختی) نزدیک میکند و شما را از بهشت (سعادت) دور میسازد از آن نهی کردم و شما را از عمل به آن بازداشتم.
دین مقدس اسلام، برای زندگی اجتماعی و انفرادی مردم، برنامه وسیع و پرمایهای دارد که خط سیر ترقی و تکامل بشر را از ابتدای تولد تا مرگ، همه را معین کرده است. برنامه زندگی اسلام آن قدر وسعت دارد که در همه امور (درون خانه، بازار، قضاوت، میدان جنگ، تربیت کودک، مسافرت، حمایت حیوانات، عبادت، مبارزه با بدی تا دفن مردگان و زیارت اموات و …) روش معین ذکر کرده است و وظیفه شخص مسلمان را در امور زندگی مشخص میسازد. اینک در ادامه به مواردی که اسلام دستور داده است به طور اختصار اشاره میکنیم بدیهی است، آنچه به نظر خوانندگان محترم میرسد، یکي از هزارها هم کمتر است. لذا در این مختصر در هر موضوعی به ترجمه چند حدیث اکتفا شده است تا خوانندگان محترم ملول نگردند.
{إِنَّ اللهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ المُتَطَهِّرِينَ}(1)
خداوند توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست میدارد.
در دنیای امروز بهداشت اهمیت فراوان دارد؛ به همین جهت تشکیلات بسیار عریضی با سرمایههای زیاد به کار میاندازد.
پیشوایان دین اسلام با بیانات آموزنده خود، پیروان خود را به نظافت و پاکیزگی توجه داده، اهمیت آن را ذکر کرده اند به حدی که پاکیزگی و طهارت بدن و لباس را شرط کمال و صحت عبادت قرار دادهاند.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): تَنَظَّفُوا بِالْمَاءِ مِنْ الرِّائِحَةِ الْمُنْتِنَةِ، فَإِنَّ اللهَ تَعَالَى يُبْغِضُ مِنْ عِبَادِهِ الْقَاذُورَةَ(2)
علی (علیه السلام) میفرماید: بدنهای خود را با آب، از بوی بد شستشو دهید؛ زیرا خداوند بندگان کثیف را دشمن میدارد.
و عنه (علیه السلام): غَسْلُ الثِّيَابِ يُذْهِبُ الْهَمَّ وَ الْحَزَنَ، وَ هُوَ طَهُورٌ لِلصَّلَاةِ(3)
و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: لباس تمیز ناراحتی و غم را میبرد و پاکی برای نماز (شرط) است.
بدیهی است کثافت و پلیدی دل را تایک میکند اما نظافت و پاکیزگی بدن و لباسروح را صفا میبخشد و غم را میبرد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لِأَنَس: يَا أَنَسُ، أَكْثِرْ مِنَ الطَّهُورِ يَزِدِ اللهُ فِي عُمُرِكَ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به انس فرمودند: ای انس! پاکیزگی را زیاد کن (خداوند) عمر تو را زیاد میکند.
قال علی بنُ أسباطٍ سَمِعتُ أبا الحسن (علیه السلام) يَقُولُ:… مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ… التَّنظِيفُ(2)
پسر اسباط میگوید از امام موسی کاظم (علیه السلام) شنیدم، میفرمود: نظافت و پاکیزگی از روش انبیاء است.
یکی از امتیازات مسلمین پاکیزگی آنهاست تا غیر مسلمانان بنگرند و به دین اسلام بگروند و جمله «بُنِيَ الإِسلَامُ عَلَي النَّظافَةِ»(3)از پیشوایان بزرگ اسلام و نیز جمله «النَّظافَةُ
مِنَ الإیمانِ»(4)دلیل بر همین مطلب است.
قال الصادق (علیه السلام): غَسْلُ الْإِنَاءِ وَ كَسْحُ الْفِنَاءِ، مَجْلَبَةٌ لِلرِّزْقِ(5)
1) . مکارم الأخلاق، ص40؛ الأمالی (للمفید)، ص60 «المجلس السابع».
2) . مکارم الأخلاق، ص40.
3) . ر.ک: مستدرک الوسائل، ج3، ص236، ح5 [3468] «باب اول از ابواب احکام الملابس از کتاب الصلاة»: اسلام بر پاکیزگی بنا شده است.
4) . طبّ النبی (صلی الله علیه و آله و سلم)،ص21؛ مستدرک الوسائل، ج16، ص319، ح9 [20016] «باب92 از ابواب آداب المائده از کتاب الأطعمة و الأشربة»: پاکیزگی از ایمان است.
5) . الخصال، ج1، ص54، ح73؛ وسائل الشیعة، ج5، ص318، ح5 [6661] «باب نهم از ابواب احکام المساکن از کتاب الصلاة».
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: تمیز کردن ظرف و پاکیزه کردن مقابل منزل، رزق را به سوی تو میکشاند.قال الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم): اُكْنُسُوا أَفْنِيَتَكُمْ وَ لَاتَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ(1)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: مقابل منزلهای خود را تمیز نگه دارید و خود را به یهود شبیه نکنید.
در اسلام به استعمال بوی خوش تأکید فراوان شده است.(2)و بدیهی است استعمال بوی خوش بعد از نظافت بدن و پاکیزگی لباس است. تشویق ائمه اطهار (علیهم السلام) به استعمال عطر حتی در عبادات دلیل بر اهمیت نظافت است؛ چنانکه در گفتار امام ششم (علیه السلام) به نظافت لباس، استعمال بوی خوش، تمیزی منزل اشاره شده است.
قال الصادق (علیه السلام): إنَّ اللهَ تَعَالَى إِذَا أَنْعَمَ عَلَى عَبْدٍ نِعْمَةً، أَحَبَّ أَنْ يَرَى عَلَيْهِ أَثَرَهَا. قِيلَ: وكَيْفَ ذَلِكَ؟ قَالَ: يُنَظِّفُ ثَوْبَهُ وَ يُطَيِّبُ رِيحَهُ وَ يُجَصِّصُ دَارَهُ وَ يُكَنِّسُ أَفْنِيَتَهُ(3)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: هرگاه خداوند نعمتی به بندهاش داد، دوست دارد اثر آن نعمت را در بندهاش ببیند، سؤال شد چگونه اثر آن نعمت دیده میشود، امام (علیه السلام) فرمود لباس تمیز پوشیدن، استعمال بوی خوش، خانه را سفید کردن، مقابل منزل را تمیز نگهداشتن.
اسلام که دستور میدهد جلوی درب خانه را تمیز نگه دارید؛ داخل منزل را به طریق اولی باید تمیز نگه داشت.
1) . الکافی، ج6، ص531، ح5 «باب النوادر از کتاب الزی و التجمل و...»؛ بحارالأنوار، ج73، ص176، ح10 «باب 36 از ابواب المساکن... از کتاب العشرة».
2) . ر.ک: بحارالانوار، ج73، ص140 «باب19 از ابواب طیب از کتاب العشرة».
3) . مکارم الأخلاق، ص41؛ وسائل الشیعة، ج5، ص7، ح9 [5746] «باب اول از ابواب احکام الملابس از کتاب الصلاة».
قَالَ عُثْمَانُبْنُمَظْعُونٍ لِرَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): قَدْ أَرَدْتُ أَنْ أَدَعَ الطِّيبَ وَ أَشْيَاءَ ذَكَرَهَا. فَقَالَ: رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم)لَاتَدَعِ الطِّيبَ، فَإِنَّ المَلَائِكَةَ تَسْتَنْشِقُ رِيحَ الطِّيبِ مِنَ المُؤْمِنِ؛ فَلَاتَدَعِ الطِّيبَ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ(1)
عثمان پسر مظعون به پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)گفت: کارهایی را میخواهم انجام ندهم، یکي از آنها استعمال عطر است. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: استعمال عطر را ترک نکن زیرا ملائکه بوی خوش را از مؤمن استفاده میکنند و (استعمال) بوی خوش را در هر جمعه ترک نکن.
بدیهی است زنان نباید خود را برای نامحرمان خوشبو کنند.
قال أبوالحسن (علیه السلام): لَا يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يَدَعَ الطِّيبَ فِي كُلِّ يَوْمٍ، فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ فَيَوْمٌ وَ يَوْمٌ لَا فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ فَفِي كُلِّ جُمُعَةٍ لَا يَدَعُ(2)
امام موسی کاظم (علیه السلام) میفرماید: سزوار نیست که مؤمن هر روز خود را خوشبو نکند، اگر توانائی ندارد یک روز در میان (خود را خوشبو کند) اگر توانایی ندارد پس هر جمعه را ترک نکند.
زنان فقط برای شوهرانشان میتوانند خود را معطر کنند.(3)
كَانَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ طِيبٌ، دَعَا بِبَعْضِ خُمُرِ نِسَائِهِ فَبَلَّهَا بِالْمَاءِ، ثُمَّ وَضَعَهَا عَلَى وَجْهِهِ(4)
1) . الکافی، ج6، ص511، ح14 «باب الطیب از کتاب الزی و التجمل...»؛ وسائل الشیعة، ج7، ص365، ح3.
2) . الکافی، ج6، ص510، ح4؛ وسائل الشیعة، ج7، ص364، ح1 [9589] «باب37 از ابواب صلاة الجمعة».
3) . ر.ک: مستدرک الوسائل، ج14، ص238 «باب61 از ابواب مقدمات النکاح».
4) . الکافی، ج6، ص511، ح10؛ وسائل الشیعة؛ ج7، ص364، ح2 [9590].
(هرگاه) پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز جمعه عطر نداشتند، روسری همسرشان را (که معطر بود) مقداری آب بدان میزدند و صورت را خوشبو مینمودند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَانِلْتُ مِنْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ إِلَّا النِّسَاءَ وَ الطِّيبَ وَ قُرَّةُ عَيْنى فِى الصَّلوٰةِ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: نرسیدم به دنیای شما (یعنی چیزی از دنیای شما اختیار نکردم) مگر زن و بوی خوش و روشنی چشمم در نماز است.
یعنی از دنیا همین سه را اختیار کردم، زن برای حفظ نسل و بقاء بشریت تا امت هم برای این هدف پیرو پیغمبرش باشد. دیگری بوی خوش. زیرا بوی خوش وسیله ارتباط و توجه مردم به یکدیگر و سبب ایجاد محبت است. نماز هم وسیله تقرب به خداوند و معراج مؤمن است.
مسواک کردن برای سلامتی انسان بسیار مؤثر است. اسلام به این موضوع اهمیت فوقالعادهای داده است که در ذیل از بیانات ائمه (علیهم السلام) استفاده میشود.
قال الصادق (علیه السلام): فِي السِّوَاكِ عَشْرُ خِصَالٍ، مَطْهَرَةٌ لِلْفَمِ، مَجْلَاةٌ لِلْبَصَرِ، يُبَيِّضُ الْأَسْنَانَ، يَشُدُّ اللِّثَةَ وَ يُشَهِّي الطَّعَامَ، يَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ يَزِيدُ فِي الْحِفْظِ، مَفْرَحَةٌ لِلْمَلَائِكَةِ، يَذْهَبُ بِالْحَفْر، مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: مسواک کردن ده فایده دارد، دهان را پاک میکند، روشنی بخش چشم است، دندانها را سفید میکند، لثه را محکم میکند اشتها میآورد، بلغم را میبرد، حافظه را زیاد و ملائکه را خوشحال میکند، زردی دندانها را میبرد (سالم نگه میدارد) و موجب رضایت پروردگار است.
قَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): نَظِّفُوا طَرِيقَ الْقُرْآنِ. قالُوا: يَا رَسُولَ الله وَ مَا طَرِيقُ الْقُرْآنِ؟ قَالَ: أَفْوَاهُكُمْ قالُوا: بِمَا ذَا؟ قَالَ: بِالسِّوَاكِ(1)پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: راه قرآن را تمیز کنید. گفتند: ای رسول خدا، آن کجاست؟ فرمود: دهانهای شما. گفتند: چگونه تمیز کنیم؟ فرمود: به مسواک کردن.
قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): مَازَالَ جَبْرَئِيلُ يُوصِينِي بِالسِّوَاكِ، حَتَّى خِفْتُ أَنْ أَحْفَي أَوْ أَدْرَدَ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: جبرئیل (در معراج) برای مسواک زدن، بسیار سفارش کرد چنانکه ترسیدم از زیادی مسواک کردن دندانم بریزد.
و قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) لعلی (علیه السلام): يَا عَلِيُّ، عَلَيْكَ بِالسِّوَاكِ عِنْدَ وُضُوءِ كُلِّ صَلَاةٍ (3)
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: ای علی! همیشه در هنگام وضو گرفتن مسواک کنید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لَوْلَا أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِي، لَأَمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاكِ عِنْدَ كُلِّ صَلَاةٍ(4)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اگر بر امت مشکل نمیشد، دستور میدادم که برای هر نماز مسواک کنند.
1) . مکارم الأخلاق، ص51 «فصل سوم از باب دوم»؛ بحارالأنوار، ج73، ص138، ح48 «باب آداب الحمام... از کتاب العشرة».
2) . الکافی، ج3، ص23، ح3 «باب السؤاک از کتاب الطهارة»؛ وسائل الشیعة، ج2، ص5، ح1 [1300] «باب اول از ابواب السواک از کتاب الطهارة».
3) . الکافی، ج8، ص79، ح33 «باب وصیة النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) لأمیرالمؤمنین از کتاب الروضة»؛ وسائل الشیعة، ج2، ص16، ح1 [1343] «باب سوم از ابواب السواک از کتاب الطهارة».
4) . الکافی، ج3، ص22، ح1؛ وسائل الشیعة، ج2، ص19، ح3 [1354] «باب پنجم از ابواب السواک از کتاب الطهارة».
قال الصادق (علیه السلام): الدُّهْنُ يُلَيِّنُ الْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي الدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ الماءِ وَ يُذْهِبُ الْقَشَفَ وَ يُسْفِرُ اللَّوْنَ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: روغن به بدن مالیدن پوست را ملایم میکند، مغز را زیاد میکند، مجرای آب (بینی) را باز میکند، ناراحتی پوست بدن را میبرد، رنگ (صورت و بدن) را جلا میدهد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لَيْسَ شَيْءٌ مِنَ الْأَدْهَانِ أَنْفَعَ لِلْجَسَدِ مِنْ دُهْنِ الزَّنْبَقِ، إِنَّ فِيهِ لَمَنَافِعَ كَثِيرَةً وَ شِفَاءً مِنْ سَبْعِينَ دَاءً(2)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: پر فائدهترین روغنها برای بدن، روغن زنبق است؛ هر آیینه در آن منفعتهای زیادی است و برای هفتاد مرض شفاء است.
عن أبی عبدالله (علیه السلام): عَلَيْكُمْ بِالْكِيسِ فَتَدَهَّنُوا بِهِ، فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ سَبْعِينَ دَاءً. قُلْنَا: يَا ابْنَ رَسُولِ الله وَ مَا الْكِيسُ؟ قَالَ: الزَّنْبَقُ(3)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: روغن کیس به خود بمالید؛ زیرا در آن شفای هفتاد مرض است. پرسیدند: کیس چیست؟ فرمودند: زنبق است (اگر روغن زنبق نبود، روغن بنفشه یا زیتون به بدن بمالید درد چشم و درد سر را برطرف میکند).
قال ابوعبدالله (علیه السلام): نِعْمَ الدُّهْنُ الْبَنَفْسَجُ لَيَذْهَبُ بِالدَّاءِ مِنَ الرَّأْسِ وَ الْعَيْنَيْنِ فَادَّهِنُوا بِهِ(4)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: (روغن) بنفشه خوب روغنی است، درد سر و درد چشم را برطرف میکند پس روغن بنفسج (بنفشه) را (به بدن) بمالید.
1) . الکافی، ج6، ص519، ح1 «باب الادهان از کتاب الزی و التجمل و...»؛ وسائل الشیعة،}2، ص157، ح2 [1796] «باب 102 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
2) . طبّ الأئمّة (علیهم السلام)، ص94؛ وسائل الشیعة، ج2، ص168، ح5 [1840] «باب111 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
3) . طبّ الأئمّة (علیهم السلام)، ص94؛ وسائل الشیعة، ج2، ص168، ح6 [1841].
4) . الکافی، ج6، ص521، ح5؛ وسائل الشیعة، ج2، ص161، ح5 [1812] «باب 107 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
اسلام برای حمام رفتن برنامهای معین کرده است تا پیروانش به آن عمل کنند و سلامت باشند.
قال ابوالحسن (علیه السلام): الْحَمَّامُ يَوْمٌ وَ يَوْمٌ لَا، يُكْثِرُ اللَّحْمَ(1)
امام موسی کاظم (علیه السلام) میفرماید: یک روز در میان حمام بروید، گوشت (بدن) زیاد میشود (حمام رفتن زیاد، بدن را لاغر میکند).
قال ابوالحسن (علیه السلام)، إِدْمَانُ الْحَمَّامِ، كُلَّ يَوْمٍ يُذِيبُ شَحْمَ الْكُلْيَتَيْنِ(2)
امام هفتم (علیه السلام) میفرماید: هر روز حمام رفتن، پیه کلیه را آب میکند.
قال الکاظم (علیه السلام): لَاتَدْخُلُوا الْحَمَّامَ عَلَى الرِّيقِ… حَتَّى تَطْعَمُوا شَيْئاً(3)
امام موسی کاظم (علیه السلام) میفرماید: ناشتا حمام نروید؛ مگر اینکه اندک چیزی بخورید.
قال ابوعبدالله (علیه السلام): لَا تَدْخُلِ الْحَمَّامَ وَ أَنْتَ مُمْتَلِئٌ مِنَ الطَّعَامِ(4)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: با شکم پر حمام نروید (گرفتار قولنج میشوید).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الدَّاءُ ثَلَاثَةٌ … فَأَمَّا الدَّاءُ فَالدَّمُ وَ المرَّةُ وَ الْبَلْغَمُ
1) . مکارم الأخلاق، ص53؛ وسائل الشیعة، ج2، ص31، ح1 [1391] «باب دوم از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
2) . مکارم الأخلاق، ص53؛ وسائل الشیعة، ج2، ص31، ح1 [1391].
3) . مکارم الأخلاق، ص53؛ وسائل الشیعة، ج2، ص52، ح3 [1454] «باب 17 از ابواب آداب الحمام».
4) . مکارم الأخلاق، ص73 «فصل چهارم از باب چهارم»؛ وسائل الشیعة، ج2، ص52، ح1 [1452].
فَدَوَاءُ الدَّمِ الْحِجَامَةُ وَ دَوَاءُ الْبَلْغَمِ الْحَمَّامُ وَ دَوَاءُ المِرَّةِالمَشيُ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: شفای سه ناراحتی، سه چیز است؛ دوای زیادی خون حجامت است، دوای بلغم حمام است، دوای صفراء راه رفتن است.
قال الصادق (علیه السلام):… وَ خُذْ مِنَ المَاءِ الْحَارِّ وَضَعْهُ عَلَى هَامَّتِكَ وَ صُبَّ مِنْهُ عَلَى رِجْلَيْكَ وَ إِنْ أَمْكَنَ أَنْ تَبْلَعَ مِنْهُ جُرْعَةً فَافْعَلْ، فَإِنَّهُ يُنَقِّي المثَانَةَ … وَ إِيَّاكَ وَ شُرْبَ المَاءِ الْبَارِدِ… فِي الْحَمَّامِ فَإِنَّهُ يُفْسِدُ المَعِدَةَ … صُبَّ الماءَ الْبَارِدَ عَلَى قَدَمَيْكَ إِذَا خَرَجْتَ، فَإِنَّهُ يَسُلُّ الدَّاءَ مِنْ جَسَدِكَ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ أَمِنْتَ مِنْ كُلِّ دَاءٍ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هرگاه حمام رفتید، مشتی از آب گرم بر جلو سر خود بریزید، مشتی هم بر دو قدم خود بریزید، اگر ممکن است (و آب حمام قابل آشامیدن است) مشتی از آب حمام بخورید؛ زیرا مثانه را پاکیزه میکند، و در حمام آب سرد ننوشید که معده را فاسد میکند، و چون از حمام بیرون آمدید (مشتی) از آب سرد بر روی قدمهای خود بریزید، این عمل درد را از بدن شما بیرون میبرد، اگر به این دستور رفتار کنید از بلاها در امان هستید.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): لَا يَسْتَلْقِيَنَّ أَحَدُكُمْ فِي الْحَمَّامِ، فَإِنَّهُ يُذِيبُ شَحْمَ الْكُلْيَتَيْنِ(3)
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: در حمام (هرگاه زمین آن داغ است) نخوابید؛ زیرا پیه کلیه را آب میکند.
1) . مکارم الأخلاق، ص54 «فصل اول از باب سوم»؛ وسائل الشیعة، ج2، ص30، ح3 [1385] «باب اول از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
2) . مکارم الأخلاق، ص52 «فصل اول از باب سوم»؛ وسائل الشیعة، ج2، ص44، ح1 [1429] «باب13 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
3) . الکافی، ج6، ص500، ح19 «باب الحمام از کتاب الزی و التجمل»؛ وسائل الشیعة، ج2، ص54، ح1 [1461] «باب20 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
قال الرضا (علیه السلام): قُل لِمَنْ يَخْرُجُ مِنَ الْحَمَّامِ: «طَابَ مَا طَهُرَ مِنْكَ وَ طَهُرَ مَا طَابَ مِنْكَ»(1)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: به کسی که از حمام آمده است چنین تهنیت بگو: [آنچه از اعضای تو پاک گشت، پاک باد و آنچه پاک شد از تو، پاک باد].
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام) غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخَطْمِيِّ فِي كُلِ جُمُعَةٍ أَمَانٌ مِنَ الْبَرَصِ وَ يَذهَبُ بِالدَّرَنِ و يَنفِي الأَقذارَ؛ وَ أَنَّ رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) إغتَمَّ فَأَمَرَهُ جَبْرِيلُ (علیه السلام) فَغَسَلَ رَأسَهُ بِالسِّدرِ(2)
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: شستشوی سر با گل خطمی امان از پیسی است، چرک را پاک میکند، بدن را تمیز میکند و چون روزی پیغمبر غمزده شدند، جبرئیل دستور داد «ای رسول خدا! خود را با سدر شستشو دهید» پس پیامبر سر را با سدر شستشو دادند.
قال الصادق (علیه السلام): إغْسِلُوا رُءُوسَكُمْ بِوَرَقِ السِّدْرِ، …وَ مَنْ غَسَلَ رَأْسَهُ بِوَرَقِ السِّدْرِ صَرَفَ اللهُ عَنْهُ وَسْوَسَةَ الشَّيْطَانِ سَبْعِينَ يَوْماً، وَ مَنْ صَرَفَ اللهُ عَنْهُ وَسْوَسَةَ الشَّيْطَانِ … لَمْ يَعْصِ اللهَ وَ مَنْ لَمْ يَعْصِ اللهَ، دَخَلَ الْجَنَّةَ(3)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: سر را با سدر بشوئید. کسی که سر را با سدرشستشو دهد، خداوند او را تا هفتاد روز از وسوسه شیطان دور نگه میدارد و کسی که از وسوسه شیطان دور باشد، خدا را معصیت نمیکند و کسی که خدا را معصیت نکند، داخل بهشت میشود.
1) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج1، ص125، ح297 «باب غسل یوم الجمعه»؛ بحارالأنوار، ج73، ص78، ح21 «باب سوم از ابواب آداب الحمام از کتاب العشرة».
2) . مکارم الأخلاق، ص61 «فصل پنجم از باب سوم»؛ عبارت «فی کل جمعة امان من البرص» در روایت قبل آن موجود است که از حضرت صادق (علیه السلام) نقل شده است.
3) . مکارم الأخلاق، ص61؛ وسائل الشیعة، ج2، ص63، ح5 [1491] «باب 26 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
قال ابو عبدالله (علیه السلام): غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخَطْمِيِّ، أَمَانٌ مِنَ الصُّدَاعِ …وَ طَهُورٌ لِلرَّأْسِ مِنَ الْحَزَازِ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: شستشوی سر با گل خطمی امان از زکام است؛ «به علاوه» شوره سر را بر طرف میکند.
قال ابوجعفر (علیه السلام): لَا تَدَعِ الْغُسْلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، فَإِنَّهُ سُنَّةٌ(2)
امام محمد باقر (علیه السلام) میفرماید: غسل جمعه را ترک نکنید؛ غسل جمعه از سنت «پیامبر» است.
قال الصادق (علیه السلام): غُسْلُ يَوْمِ الْجُمُعَةِ، طَهُورٌ وَ كَفَّارَةٌ لِمَا بَيْنَهُمَا مِنَ الذُّنُوبِ، مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ(3)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: غسل جمعه «سبب» پاکیزگی است و کفاره آلودگیهای هفته است.
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ الْأَنْصَارَ كَانَتْ تَعْمَلُ فِي نَوَاضِحِهَا وَ أَمْوَالِهَا، فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ حَضَرُوا المَسْجِدَ، فَتَأَذَّى النَّاسُ بِأَرْوَاحِ آبَاطِهِمْ وَ أَجْسَادِهِمْ، فَأَمَرَهُمْ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بِالْغُسْلِ، فَجَرَتْبِذَلِكَ السُّنَّةُ(4)
1) . ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص19؛ وسائل الشیعة، ج2، ص61، ح4 [1483] «باب25 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
2) . الکافی، ج3، ص417، ح4؛ وسائل الشیعة، ج3، ص312، ح5 [3732] «باب ششم از ابواب الاغسال المسنونة از کتاب الطهارة».
3) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج1، ص112، ح229؛ وسائل الشیعة، ج3، ص315، ح14 [3741].
4) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج1، ص112، ح230 «باب غسل یوم الجمعة و...»؛ وسائل الشیعة، ج3، ص315، ح15 [3742].
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: انصار با شترهای آبکش سرو کار داشتند. روز جمعه که برای نماز جمعه حاضر میشدند، مردم از بوی بدن و بوی زیر بغل آنها ناراحت میشدند، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها دستور داد خود را بشویند «بعد به مسجد بیایند»، سنت به همین جاری شد «که هر جمعه مسلمانها غسل کنند».
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِالله وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ، فَلَا يَتْرُكُ حَلْقَ عَانَتِهِ فَوْقَ الْأَرْبَعِينَ، فَإِنْ لَمْ يَجِدْ فَلْيَسْتَقْرِضْ بَعْدَ الْأَرْبَعِينَ وَ لَا يُؤَخِّرُ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که به خداوند و روز جزا ایمان داشته باشد، بیش از چهل روز در تنظیف موهای خود اهمال نمیکند. اگر برای تنظیف «توانائی نداشتید» قرض کنید «و تنظیف را» تأخیر نیاندازید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنِ اطَّلَى وَ اخْتَضَبَ بِالْحِنَّاءِ، آمَنَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ ثَلَاثِ خِصَالٍ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ وَ الْآكِلَةِ…(2)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که نوره بکشد و جای آن را حنا بگذارد، خداوند او را از سه مرض نگه میدارد: خوره، پیسی و مرض آکله.(3)
کان الصادق (علیه السلام): يَطَّلِي إِبْطَيْهِ فِي الْحَمَّامِ. وَ يَقُولُ: نَتْفُ الْإِبْطِ يُضْعِفُ المِنْكَبَيْنِ وَ يُوهِي وَ يُضْعِفُ الْبَصَرَ. وَقالَ: حَلْقُهُ أَفْضَلُ مِنْ نَتْفِهِ وَطَلْيُهُ أَفْضَلُ (مِنْهُما)(4)
1) . وسائل الشیعة، ج2، ص140، ح3 [1741] «باب 86 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
2) . مکارم الأخلاق، ص62؛ وسائل الشیعة، ج2، ص74، ح7 [1526] «باب 35 از ابواب آداب الحمام».
3) . بیماری است داخلی مانند خوره که حجاجبنیوسف به آن مبتلا شد. مروج الذهب، ج3، ص164.
4) . مکارم الأخلاق، ص60 «فصل چهارم از باب سوم»؛ بحارالأنوار، ج73، ص91، ح14 «باب ششم از ابواب الحمام از کتاب العشرة» در مصدر «من حلقه» بدل «منهما» میباشد، گرچه در حدیث بعدی لفظ (منهما) میباشد.
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: کندن موی زیر بغل، شانهها را ضعیف و سست میکند، بینائی چشم را میکاهد. همچنین میفرماید: تراشیدن آن از کندن بهتر است و نوره کشیدن از هر دوی آنها بهتر است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لَايُطَوِّلَنَّ أَحَدُكُمْ شَعْرَ إِبْطِه، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَتَّخِذُهُ مَخْبَأً يَسْتَتِرُ بِهِ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: موهای زیر بغل را بلند نگذارید؛ زیرا شیطان برای خود جایگاه میگیرد و پنهان میشود.
یکی از لوازم نظافت، کوتاه کردن ناخنها است، ناخنهای بلند مخفیگاه شیطان است.
قال الباقر (علیه السلام): إِنَّما قُصَّتِ الأَظفَارُ، لِأَنَّها مَقِيلُ الشَّيطانِ وَ مِنهُ يَكوُنُ النِّسیانُ(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: ناخنهای خود را بگیرید، ناخنها محل اجتماع شیطان است، «به علاوه بلندی ناخن» نسیان میآورد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ قَلَّمَ أَظْفَارَهُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، لَمْ تَسَعَّفْ أَنَامِلُهُ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که در روز جمعه ناخنهایش را بگیرد، انگشتانش تَرَک نمیکند.
قَالَ خَلَفٌ کُنتُ عِندَ أبی الحَسَنِ وَ أَنَا أَشْتَكِي عَيْنِي. فَقَالَ: أَ لَا أَدُلُّكَ عَلَىشَيْءٍ إِنْ فَعَلْتَهُ لَمْ تَشْتَكِ عَيْنَكَ؟ قُلْتُ: بَلَى. قَالَ: خُذْ مِنْ أَظْفَارِكَ فِي كُلِّ خَمِيسٍ. قَالَ: فَفَعَلْتُ
فَلَم اشْتَكَيْتُ عَيْنِي(1)
خلف میگوید: خدمت امام هفتم (علیه السلام) رسیدم، از ناراحتی چشم خود شکایت کردم. حضرت فرمود: راهنمایی کنم تو را به چیزی که هرگاه آن را انجام دهی، گرفتار ناراحتی چشم نشوی؟ گفتم: بفرمایید. فرمود: هر پنجشنبه ناخنهای خود را بگیر. خلف میگوید: چون به گفتار امام عمل کردم، گرفتار چشم درد نشدم.
عَن مُوسَى بِن بُكَيرٍ قالَ قُلتُ لِأَبی الحَسَنِ (علیه السلام): إِنَّ أَصْحَابَنَا يَقُولُونَ أَخْذُ الشَّارِبِ وَ الْأَظَافِيرِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ. فَقَالَ: سُبْحَانَ الله خُذْهَا إِنْ شِئْتَ فِي الْجُمُعَةِ وَ إِنْ شِئْتَ فِي سَائِرِ الْأَيَّام(2)
موسی پسر بکیر میگوید، به امام هفتم (علیه السلام) گفتم: اصحاب ما میگویند ناخن و شارب را روز جمعه باید گرفت. امام (علیه السلام) فرمود: سبحان الله میخواهی در جمعه بگیر؛ میخواهی در روزهای دیگر. (البته روز جمعه فضیلت دارد).(3)
قال الصادق (علیه السلام): لِلرِّجَالِ قُصُّوا أَظَافِيرَكُمْ، وَ لِلنِّسَاءِ أُتْرُكْنَ، فَإِنَّهُ أَزْيَنُ لَكُنَّ؛(4)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: مردان ناخنهای خود را بگیرید و زنان ناخنهای خود را کمتر بگیرید، زیرا ناخن برای زنان زینت است.
بدیهی است، بلندی ناخن برای زن زیبا است، اما فرمایش امام دلیل بر آن نیست که زنها ناخنهای خود را به اندازهای بلند بگذارند که زندگی بر آنها مشکل شود و روی ناخن را هم لاکی کنند؛ زیرا لاک روی ناخن، مانع وضو و غسل است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ قَلَّمَ أَظْفَارَهُ يَوْمَ السَّبْتِ وَ يَوْمَ الْخَمِيسِ وَ أَخَذَ مِنْ شَارِبِهِ، عُوفِيَ مِنْ وَجَعِ الضِّراسِ وَ وَجَعِ الْعَيْنِين(1)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که ناخنها و شارب را روز شنبه و روز پنج شنبه بگیرد، از درد چشم و درد دندان راحت میشود.
قال ابو عبدالله (علیه السلام): تَقْلِيمُ
الْأَظْفَارِ وَ أَخْذُ الشَّارِبِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ، أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: ناخن گرفتن و شارب زدن در روز جمعه تا جمعه آینده شخص را از مرض جذام در امان میدارد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَن لَم يَأْخُذْ شَارِبَهُ، فَلَيسِ مِنَّا(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که شارب خود را نزند، از ما نیست.
قال ابو عبدالله (علیه السلام): مَن زَادَ مِن اللِحيَة عَلَى الْقَبْضَةِ، فَفِي النَّارِ(4)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: آنکس که ریش او از یک قبضه بیشتر باشد، زیادی آن در آتش است.
نظر النَّبِي (صلی الله علیه و آله و سلم): إِلَی رَجُلٍ طَوِيلِ اللِّحْيَةِ فَقَالَ: مَا ضَرَّ هَذَا لَوْ هَيَّأَ مِنْ لِحْيَتِهِ، فَبَلَغَ ذَلِكَ الرَّجُلَ فَهَيَّأَ بِلِحْيَتِهِ بَيْنَ اللِّحْيَتَيْنِ، ثُمَّ دَخَلَ عَلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله و سلم) فَلَمَّا رَآهُ قَالَ: هَكَذَا
1) . مکارم الأخلاق، ص65؛ بحارالانوار، ج73، ص122، ح12.
2) . مکارم الأخلاق، ص64؛ وسائل الشیعة، ج7، ص357، ح10 [9569] «باب33 از ابواب صلاة الجمعة و... از کتاب الصلاة».
3) . مکارم الأخلاق، ص67 «فصل دوم از باب چهارم»؛ بحارالأنوار، ج73، ص112، ح14 «باب 13 از ابواب آداب الحمام از کتاب العشرة».
4) . مکارم الأخلاق، ص68.
فَافْعَلُوا(1)پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مردی با ریش دراز دیدند و فرمودند: چه ضرر به او میرسد اگر ریش خود را صورتی میداد «اصلاح میکرد»! چون سخن پیامبر به او رسید، اصلاح کرده، خدمت پیغمبر آمد؛ چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ریش او را «کوتاه» دیدند فرمود: اینچنین ریش خود را مرتب کنید.
قالَ الزَّيّاتُ: رَأَيتُ أَباجَعْفَرٍ (علیه السلام) قَد خَفَّ لِحيَتَهُ(2)
حسن زَيّات میگوید: هرگاه امام جواد (علیه السلام) را میدیدم، اصلاح کرده بودند.
عن ابی ایوب قال: رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ الْحَجَّامُ يَأْخُذُ مِنْ لِحْيَتِهِ، فَقَالَ: دَوِّرْهَا(3)
أبوأیوب میگوید: امام باقر (علیه السلام) را دیدم که محاسن شریفش را اصلاح میکند، به سلمانی میفرمود: محاسنم را گرد اصلاح کن.
قال الصادق (علیه السلام): يُعْتَبَرُ عَقْلُ الرَّجُلِ فِي ثَلَاثٍ؛ فِي طُولِ لِحْيَتِهِ وَ فِي نَقْشِ خَاتَمِهِ وَ فِي كُنْيَتِهِ(4)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: عقل مرد را از سه چیز بشناسید به ریش او بنگر «اگر دراز است کم عقل است»، به انگشتر او «انگشتر شخص فکر او را مینمایاند مانند کسانی که انگشتر عکسدار یا انگشتر نعلدار به دست میکنند،دلیل بر کوتاهی فکر آنهاست» به کنیه او بنگر، (آن اسم که به او شهرت دارد) «زیرا اعراب کسانی که کم عقل بودند به نامهای سبک آنان را نامگذاری میکردند».
1) . مکارم الأخلاق، ص67 «فصل دوم از باب چهارم».
2) . مکارم الأخلاق، ص68.
3) . الکافی، ج6، ص487، ح5 «باب اللحیة والشارب از کتاب الزی و التجمل»؛ وسائل الشیعة، ج2، ص111، ح1 [1640] «باب63 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
4) . مکارم الأخلاق، ص68؛ وسائل الشیعة، ج2، ص113، ح4 [1649] «باب65 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
{يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ}(1)
ای اولاد آدم! هنگام رفتن به مسجد با زینت باشید.
وَ سُئِلَ الرِّضَا (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ الله عَزَّ وَ جَلَّ {خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ} قَالَ: مِنْ ذَلِكَ التَّمَشُّطُ عِنْدَ كُلِّ صَلَاةٍ(2)
از امام رضا (علیه السلام) درباره آیهای که میفرماید: «با زینت وارد مسجد شوید» سؤال شد مراد چه زینت است؟ فرمود: شانه کردن موی «سر و صورت» جزو همان زینتها است.
عطر، لباس تمیز، جزء زینتهای نمازگزار است.
قال الصادق (علیه السلام):مَشْطُ اللِّحْيَةِ، يَشُدُّ الْأَضْرَاسَ(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: شانه کردن محاسن، دندانها را محکم میکند.(4)
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): تَسْرِيحُ الرَّأسِ وَاللِّحْيَةِ، يَسُلُّ الدَّاءَ مِنَ الْجَسَدِ سَلَاّ ً(5)پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: شانهکردن موی سر و صورت مرض را از بدن میبرد.
و قال (صلی الله علیه و آله و سلم): تَسرِيحُ اللَّحَى عَقیبُ كُلِّ وُضُوءٍ، يَنفِي الفَقْرَ(6)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: شانهکردن موی صورت بعد از وضو، فقر را میبرد.
1) . الاعراف(7)، آیۀ 31.
2) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج1، ص128، ح318 «تقلیم الاظفار و... از باب غسل یوم الجمعة و...»؛ وسائل الشیعة، ج2، ص121، ح3 [1673] «باب 71 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
3) . مکارم الأخلاق، ص70 «فصل سوم از باب چهارم»؛ وسائل الشیعة، ج2، ص124، ح1 [1684] «باب 73 از ابواب آداب الحمام».
4) . شانهکردن محاسن، موجب استحکام دندان میشود؛ زیرا برای دندان ماساژ است (مؤلف).
5) . مکارم الأخلاق، ص72.
6) . مکارم الأخلاق، ص72.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): التَّمَشُّطُ مِنْ قِيَامٍ، يُورِثُ الْفَقْرَ(1)
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: ایستاده شانهکردن نیازمندی میآورد.
قال موسی بن جعفر (علیه السلام): لَا تَمْتَشِطْ مِنْ قِيَامٍ، فَإِنَّهُ يُورِثُ الضَّعْفَ فِي الْقَلْبِ وَ امْتَشِطْ وَ أَنْتَ جَالِسٌ فَإِنَّهُ يُقَوِّي الْقَلْبَ…(2)
امام موسی کاظم (علیه السلام) میفرماید: در حال ایستاده شانه نکنید ضعف قلب میآورد، نشسته شانه کنید، قلب را تقویت میکند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الشَّعْرُ الْحَسَنُ مِنْ كِسْوَةِ الله فَأَكْرِمُوهُ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: موی خوب از پوششهای خدایی است این پوشش را اکرام کنید «همیشه آن را تمیز نگه دارید».
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): … احْتَجِمُوا …، فَإِنَّ الدَّمَ رُبَّمَا تَبَيَّغَ بِصَاحِبِهِ فَيَقْتُلُهُ(4)
1) . وسائل الشیعة، ج2، ص125، ح1 [1687] «باب74 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة»؛ بحارالأنوار، ج73، ص117، ح5 «باب 15 از ابواب آداب الحمام از کتاب العشرة».
2) . مکارم الأخلاق، ص72؛ وسائل الشیعة، ج2، ص125، ح3 [1689].
3) . مکارم الأخلاق، ص70؛ وسائل الشیعة، ج2، ص129، ح2 [1704] «باب 78 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة».
4) . طب الائمة (علیهم السلام)، ص57؛ مستدرک الوسائل، ج13، ص80، ح17 [14819] «باب11 از ابواب مایکتسب به از کتاب التجارة».
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: حجامت کنید؛ زیرا گاهی خون هیجان میکند و صاحبش را میکشد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الدَّاءُ ثَلَاثٌ وَ الدَّوَاءُ ثَلَاثٌ، فَالدَّاءُ المِرَّةُ وَ الْبَلْغَمُ وَ الدَّمُ فَدَوَاءُ الدَّمِ، الْحِجَامَةُ وَ دَوَاءُ المِرَّةِ ، المَشيُ وَ دَوَاءُ الْبَلْغَمِ، الْحَمَّامُ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: سه بیماری است که برای آن سه درمان است اول صفرا، دوم بلغم، سوم خون. دوای صفرا راه رفتن است(2)«به علاوه، راه رفتن بهترین ورزش برای سلامتی است» دوای بلغم حمام است و دوای زیادی خون حجامت است.
قال مُفَضَّلُ بنُ عُمَرَ شَكَوتُ إِلى أَبی عَبدِ الله (علیه السلام) الجَربَ عَلى جَسَدِي و الحَرارَة؟ فَقالَ: عَلَيكَ بِالإفِتصادِ مِنَ الأكَحَلِ. فَفَعَلتُ فَذَهَبَ عَنِّی…(3)
مفضّل پسر عمر میگوید: از جرب و حرارت به امام صادق (علیه السلام) شکایت کردم حضرت فرمود: رگ اکحل را فصد کن؛ چون به دستور امام عمل کردم خوب شدم.
[امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید:]
إِنَّ اللهَ جَمِيلٌ، يُحِبُّ الْجَمَالَ(4)
خداوند تمیزی، زیبایی را دوست میدارد.
یکی از دستورات اسلام این است که مرد مسلمان همیشه باید تمیز باشد، لباس خوب بپوشد، محاسن خود را اصلاح کند و با خضاب زینت دهد.
قال أمیر المؤمنین (علیه السلام): لِيَتَزَيَّنْ أَحَدُكُمْ لِأَخِيهِ المُسْلِمِ، كَمَا يَتَزَيَّنُ لِلْغَرِيبِ الَّذِي يُحِبُّ أَنْ يَرَاهُ فِي أَحْسَنِ الْهَيْئَةِ(5)
امیرالمومنین علی (علیه السلام) میفرماید: همانگونه برای بیگانگان زینت میکنید تا به بهترین صورت شما را ببینند، برای برادران دینی هم خود را زینت کنید.
1) . مکارم الأخلاق، ص76 «فصل چهارم از باب چهارم»؛ مستدرک الوسائل، ج13، ص85، ح44 [14846].
2) . در صفحه راجع به دواء صفراء گفته شد ظاهر، راه رفتن است؛ اگرچه ممکن است مسهل خوردن باشد (مؤلف).
3) . مکارم الأخلاق، ص77 «فصل چهارم از باب چهارم».
4) . الکافی، ج6، ص442، ح7 «باب اللباس از کتاب الزی و التجمل»؛ وسائل الشیعة، ج5، ص17، ح5 [5770] «باب هفتم از ابواب احکام الملابس از کتاب الصلاة».
5) . الکافی، ج6، ص435، ح10 «باب التجمل از کتاب الزی و التجمل»؛ وسائل الشیعة، ج5، ص11، ح1 [5755] «باب چهارم از ابواب احکام الملابس از کتاب الصلاة».
کانَ النَبِيُّ (صلی الله علیه و آله و سلم) يَنْظُرُ فِي المِرْآةِ وَ يُرَجِّلُ جُمَّتَهُ وَ يَمْتَشِطُ …وَ كَانَ يَتَجَمَّلُ لِأَصْحَابِهِ… إِنَّ الله يُحِبُّ مِنْ عَبْدِهِ إِذَا خَرَجَ إِلَى إِخْوَانِهِ أَنْ يَتَهَيَّأَ لَهُمْ وَ يَتَجَمَّلَ(1)
هرگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میخواستند از منزل خارج شوند، سر و صورت خود را با شانه در آیینه مرتب میکردند و میفرمودند: خداوند بندهای را دوست دارد که خود را زینت کند، سپس برای دیدار دوستان برود.
علاوه بر اینکه مؤمن همیشه باید تمیز و مرتب باشد؛ این موضوع نیز برای همسر اهمیت فراوان دارد. امام (علیه السلام) میفرماید: همانگونه مردان انتظار دارند همسران خود را زینتکرده ببینند؛ زنان شما هم انتظار دارند مردان خود را زینتکرده ببینند؛ زیرا اگر زن از شوهر بهرهای نبرد منحرف میشود.(2)قال علی بن موسی الرضا (علیه السلام): أَنَّ نِسَاءَ بَنِي إِسْرَائِيلَ خَرَجْنَ مِنَ الْعِفَافِ إِلَى الْفُجُورِ، مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْيِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ. وَ قَالَ: إِنَّهَا تَشْتَهِي مِنْكَ مِثْلَ الَّذِي تَشْتَهِي مِنْهَا(3)
امام هشتم (علیه السلام) میفرماید: زنان بنیاسرائیل از جاده عفت خارج نشدند؛ مگر به واسطه اینکه شوهران آنها خود را برای زنانشان آراسته نمیکردند. سپس میفرماید: همانطور که شما میخواهید همسرتان خود را برای شما بیارایند، همسران شما نیز همین انتظار را از شما دارند.
از همینرو اسلام مردان را ترغیب میکند که محاسن خود را خضاب کنند؛ زیرا خضاب کردن مرد را جوان نمایش میدهد!
قال ابوالحسن (علیه السلام): فِي الْخِضَابِ ثَلَاثُ خِصَالٍ؛ تَهْيِئَةٌ فِي الْحَرْبِ وَ مَحَبَّةٌ إِلَى النِّسَاءِ وَ يَزِيدُ فِي الْبَاهِ(1)
امام هفتم (علیه السلام) میفرماید: در خضاب سه خصلت است؛ مرد را برای جنگ مهیا میکند، محبت همسر را جلب میکند و قوه باه را زیاد میکند.
عن ابی جعفر (علیه السلام) قالَ: النِّساءُ يُحبِبنَ أن يُرِينَ الرَّجُلَ، فِي مِثلِ ما يُحِّبُ الرَّجُلُ أَنْ يَرىٰ فِيهِ النِّساءَ …(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: زنان دوست دارند مردان خود را آنگونه ببینند، که مردان دوست دارند همسران خود را آنچنان ببینند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لعلی (علیه السلام): يَا عَلِيُّ دِرْهَمٌ فِي الْخِضَابِ، أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ دِرْهَمٍ فِي غَيْرِهِ فِي سَبِيلِ الله … وَ فِيهِ أَرْبَعَعَشْرَةَ خَصْلَةً؛ يَطْرُدُ الرِّيحَ مِنَ الْأُذُنَيْنِ وَ يَجْلُو الْبَصَرَ وَ يُلَيِّنُ الْخَيَاشِيمَ وَ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ يَشُدُّ اللِّثَةَ وَ يَذْهَبُ بِالضَّنَى وَ يُقِلُّ وَسْوَسَةَ الشَّيْطَانِ وَ تَفْرَحُ بِهِ المَلَائِكَةُ وَ يَسْتَبْشِرُ بِهِ المُؤْمِنُ وَ يَغِيظُ بِهِ الْكَافِرُ وَ هُوَ زِينَةٌ وَ طِيبٌ وَ يَسْتَحِي مِنْهُ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ وَ هُوَ بَرَاءَةٌ لَهُ فِي قَبْرِهِ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: ای علی! - خضاب کردن فضیلت بسیار دارد - یک درهم به خضاب دادن، فضیلتش از هزار درهم در غیر آن بیشتر است. در خضاب چهارده خصلت است: باد (زکام) را از گوش میبرد، چشم را جلا میدهد، دهان را خوشبو میکند، لثه دندان را محکم میکند، مرض را از بدن میبرد وسوسه شیطان را کم میکند، ملائکه را مسرور میکند، مؤمن را خوشحال
1) . الکافی، ج6، ص481، ح6 «باب الخضاب از کتاب الزی و تجمّل»؛ بحارالأنوار، ج73، ص102، ح9؛ در مصدر «مهیبةٌ» بدل «تهیُّئةٌ» است. «یعنی سبب هیبت در جنگ میشود».
2) . مکارم الأخلاق، ص80 «فصل دوم از باب پنجم»؛ بحارالانوار، ج73، ص101، ح9 «باب هشتم از ابواب آداب الحمام… از کتاب العشرة».
3) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج1، ص123، ح285 «باب غسل یوم الجمعه و...»؛ بحارالأنوار، ج73، ص99، ح9.
میگرداند، کافر ناراحت میشود، خضاب زینت است، خضاب بینی را نرم میکند، خضاب طیب است، نکیر و منکر از مؤمنی که محاسن او خضاب شده است حیا میکنند، خضاب (برای مؤمن) سبب راحتی در قبر است.
جَاءَ رَجَلٌ إِلَى النَّبِيِ (صلی الله علیه و آله و سلم)فَهُوَ مُخْتَضَبٌ، قَالَ (صلی الله علیه و آله و سلم):
نُورٌ وَ إِسْلَامٌ وَ إِيمَانٌ وَ مَحَبَّةٌ إِلَى نِسَائِكُمْ وَ رَهْبَةٌ فِي قُلُوبِ عَدُوِّكُمْ(1)
پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مردی را دیدند که خضاب کرده است، فرمودند:
نور است، (عمل به) اسلام و (نشانه) ایمان است، (مایه) محبت زنان است، (سبب) ترس در دل کفار است.
عبدالله پسر مسکان از اصحاب امام پنجم (علیه السلام) میگوید:
با رفیق بصری خود از امام باقر (علیه السلام) گفتگو میکردم. یک روز بعد از اعمال حج به زیارت آن حضرت رفتیم. دیدیم در خانه نیکو نشسته است و لباسهای گلی رنگ پوشیده، محاسن شریف را خضاب کرده است و به چشم خودسرمه کشیدهاند، محاسن خود را نیز اصلاح کردهاند، رفیق بصری من گاهی به حضرت نگاه میکرد گاهی منظره اتاق را مینگریست، متوجه شدم که در دل اعتراض دارد. هنگامی که از خدمت حضرت مرخص شدیم، حضرت فرمود: فردا هم از من خبر بگیرید. روز بعد به رفیق بصری خود گفتم بیا تا خدمت امام برویم گفت: شما بروید من نمیآیم بالاخره او را با خود بردم. هنگامی که به محضر امام وارد شدیم دیدیم امام در اتاقی نشسته است که فرش آن ریگ بیابان است و آن حضرت لباس درشتی پوشیده است (وضع و آن جناب مثل روز گذشته نیست).
حضرت فرمودند: روز گذشته که آمدید، من در اتاق همسرم بودم برای همسرم زینت کرده بودم. بر ماست که خود را برای همسرانمان زینت کنیم؛ چنانکه آنها برای شوهران زینت میکنند. ای برادر بصری! گمان بد مبر، مرد بصری گفت:
1) . مکارم الأخلاق، ص79 «فصل دوم از باب پنجم»؛ وسائل الشیعة، ج2، ص87، ح1 [1564] «باب 44 از ابواب آداب الحمام از کتاب الطهارة»؛.
دیروز آن منظره را دیدم قلبم ناراحت بود و از وضع شما تعجب کردم اما امروز خداوند حق را بر من آشکار فرمود.(1)
أَتَى النَّبِيَّ (صلی الله علیه و آله و سلم)أَعْرَابِيٌّ يُقَالُ لَهُ: قَلِيبٌ، رَطْبَ الْعَيْنَيْنِ. فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله و سلم): … أَرَى عَيْنَيْكَ رَطْبَتَيْنِ يَا قُلَيْبُ ؛عَلَيْكَ بِالْإِثْمِدِ فَإِنَّهُ سِرَاجُ الْعَيْن(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: مردی به نام قلیب خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد که چشمهایش آب میداد، پیامبر فرمود: از سرمه سنگ غافل مباش، سرمه روشنایی بخش چشم است.
قال الصادق (علیه السلام): الْكُحْلُ عِنْدَ النَّوْمِ، أَمَانٌ مِنَ الْمَاءِ الَّذِي يَنْزِلُ فِي الْعَيْنِ(3)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: آنکس که وقت خوابیدن سرمه در چشمکشد، از آب آوردن چشم در امان است.
قال الباقر (علیه السلام): قال: الِاكْتِحَالُ بِالْإِثْمِدِ، يُنْبِتُ الْأَشْفَارَ وَ يُحِدُّ الْبَصَرَ وَ يُعِينُ عَلَى طُولِ السَّهَر(4)
امام محمدباقر (علیه السلام) میفرماید: سرمه کشیدن، مژه چشم را قوت میدهد، دید را قوی میکند، برای بیداری شب کمک میکند.
{ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ}(5)
نعمتهای پروردگار خود را بازگو کن.
1) . الکافی، ج6، ص448، ح13 «باب لبس المعصفر... از کتاب الزی و التجمل …»؛ بحارالأنوار، ج46، ص293، ح20 «باب ششم از ابواب تاریخ أبیجعفر محمدبنعلی بنالحسین... از کتاب تاریخ علی بن الحسین (علیهم السلام)».
2) . مکارم الأخلاق، ص46 «فصل دوم از باب دوم».
3) . مکارم الأخلاق، ص46؛ بحارالانوار، ج73، ص96، ح11.
4) . مکارم الأخلاق، ص45 «فصل دوم از باب دوم».
5) . الضحی(93)، آیۀ 11.
خداوند دوست دارد بندگانش نعمتهایی را که به ایشان عطا کرده است، ظاهر کنند تا دیگران بدانند خداوند بندهاش را بینیاز کرده است و آنان نیز از فضل خداوند بخواهند.
قال أبو عبد الله (علیه السلام) لِعُبَيْدِبْنِزِيَادٍ: إِظْهَارُ النِّعْمَةِ أَحَبُّ إِلَى الله مِنْ صِيَانَتِهَا، فَإِيَّاكَ أَنْ تَتَزَيَّنَ إِلَّا فِي أَحْسَنِ زِيِّ قَوْمِكَ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) به عبید پسر زیاد میفرماید: خداوند ظاهر کردن نعمت را از نگهداری نعمت (که کسی از آن باخبر نشود). بیشتر دوست دارد عبید! هرگاه خواستی زینت کنی، همیشه خود را به بهترین زینتهای فامیلی زینت کن.
قال الصادق (علیه السلام): إِذَا
أَنْعَمَ اللهُ عَلَى عَبْدِهِ بِنِعْمَةٍ فَظَهَرَتْ عَلَيْهِ، سُمِّيَ حَبِيبَ الله مُحَدِّثٌ بِنِعْمَةِ الله؛ وَ إِذَا أَنْعَمَ اللهُ عَلَى عَبْدٍ بِنِعْمَةٍ، فَلَمْ تَظْهَرْ عَلَيْهِ سُمِّيَ بَغِيضَ الله؛ مُكَذِّبٌ بِنِعْمَةِ الله(2)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: آنگاه که خداوند نعمتی را به بندهاش دهد، اگر شخص نعمتهای خداوند را مخفی نکند و در زندگی ظاهر سازد، دوست خدا وبازگو کننده نعمت خدا نامیده میشود و اگر نعمتهای خداوند را ظاهر نساخت (و چون گدایان زندگی کرد) مبغوض خدا و تکذیب کننده نعمتهای او نامیده میشود.
قال ابو عبدالله (علیه السلام): لَمَّا بَعَثَ أَمِيرُ المؤْمِنِينَ (علیه السلام) ابنَ عبَّاسٍ إِلَى الْخَوَارِجِ، لَبِسَ أَفْضَلَ ثِيَابِهِ وَ تَطَيَّبَ بِأِطْيَبِ طِيبِهِ وَ رَكِبَ أَفْضَلَ مَرَاكِبِهِ وخَرَجَ اِلَيْهِم فَوَاقَفَهُمْ فَقَالُوا: يَا ابْنَ عَبَّاسٍ بَيْنَنا أَنْتَ خیر النَّاسِ إِذَا أَتَيْتَنَا فِي لِبَاسِ الْجَبَابِرَةِ وَ مَرَاكِبِهِمْ، فَتَلَا عَلَيْهِمْ… {قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ الله الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا}(1)فَأَلْبَسُ وَ أَتَجَمَّلُ فَإِنَّ اللهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ لْيَكُنْ مِنْ حَلَالٍ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: آنگاه که امیرالمؤمنین (علیه السلام) ابنعباس (پسر عمویش) را به سوی خوارج فرستاد، ابنعباس لباسهای خود را پوشید و به بهترین عطرها خود را خوشبو ساخت و بهترین اسبها را سوار شد (با ظاهری شاهانه به سوی مخالفین رفت) چون خوارج (عدهای که در جریان حکمیت در جنگ صفین با امیرالمؤمنین مخالف شدند و با آن حضرت جنگ کردند) ابنعباس را با چنین وضع دیدند، گفتند: ای پسر عباس! تو در نزد ما فردوارستهای بودی، چه شده است تو را در لباس ستمگران میبینیم.
ابنعباس فرمود: (چرا بهترین لباسها را نپوشم؟) مگر قرآن نخواندهاید:
{بگو ای پیامبر، چه کسی رزقهای پاکیزه و زینتهایی را که خداوند برای بندگان خود مهیا کرده (آنها را) حرام کرده است؟ بگو ای پیامبر این زینتها در دنیا برای بندگان با ایمان است}. سپس ابنعباس فرمود: (بهترین) لباس میپوشم و خود را نیکو میکنم. خداوند جمیل است و (صاحب) جمال را دوست میدارد اما زینتها باید از حلال باشد.
مسلمانان به خصوص شیعیان دوازده امامی در مکانهای مقدس مانند مکه و مدینه و… باید با لباس تمیز و مرتب حاضر شوند، علاوه بر اینکه غسل کردن و لباس تمیز پوشیدن و عطر زدن شرط کمال زیارت است و زائرین باید با بهترین لباس و زینتهای اسلامی مزین شوند تا در برابر مخالفین محترم باشند، در حدیث ذیل به فرمایش امام (علیه السلام) دقت کنید:
قال ابوالحسن (علیه السلام) لعبداللهبنجبلة: و قد علقت سمکة فی يده فقال:
إقْذِفْهَا، إِنِّي لَأَكْرَهُ لِلرَّجُلِ السَّرِيِّ أَنْ يَحْمِلَ الشَّيْءَ الدَّنِيَّ بِنَفْسِهِ. ثُمَّ قَالَ: إِنَّكُمْ قَوْمٌ أَعْدَاؤُكُمْ كَثِيرٌ عَادَاكُمُ الْخَلْقُ، يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ إِنَّكُمْ قَدْ عَادَاكُمُ الْخَلْقُ، فَتَزَيَّنُوا لَهُمْ بِمَا قَدَرْتُمْ عَلَيْهِ(1)
امام موسی کاظم (علیه السلام) عبدالله پسر جبله را دیدند در حالی که یک عدد ماهی بهدست گرفته، میرود، فرمود: ماهی را بیانداز. من دوست ندارم مردان باشخصیتی مانند شما (در مقابل مخالفین) چیزهای پست در دست بگیرند. شما شیعیان، دشمنان زیادی دارید و مردم با شما خوب نیستند، سپس فرمود: ای پیروان ما! تا میتوانید خود را برای آنها بیارائید و با زینت باشید.
1) . الکافی، ج6، ص480، ح12، «باب النوادر از کتاب الزی و التجمل»؛ وسائل الشیعة، ج5، ص12، ح2 [5758] «باب کراهة مباشرة الرجل... از ابواب احکام الملابس از کتاب الصلاة».
قال الصادق (علیه السلام): الثَّوْبُ النَّقِيُّ، يَكْبِتُ الْعَدُوَّ(1)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: لباس تمیز پوشیدن، دشمن را خوار و ناراحت میکند.
اسلام برای پیروان خود لباس مخصوصی نیاورده است؛ اگرچه لباس سفید را ستوده است(2)
و نیز میفرماید: «لباس کتان، لباس پیامبران است»(3)یا آنکه بهترین رنگ برای شخص محرم، لباس سفید است(4)اما بهترین لباس را، لباس اهل همان زمان میداند.
قال الصادق (علیه السلام): خَيْرُ لِبَاسِ كُلِّ زَمَانٍ، لِبَاسُ أَهْلِهِ(5)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: بهترین لباس در هر زمان، لباس اهل همان زمان است.
آنچه قابل اهمیت است، دوستی مسلمانان با دشمنان اسلام است. قرآن مجید مسلمانان را از دوستی با دشمنان دین منع کرده است.
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ}(6)
ای کسانی که (به خدا و پیغمبر) ایمان آوردهاید! یهود و نصاری را دوست خود نگیرید (آنها خودشان با یکدیگر اتحاد و دوستی ندارند). برخی از آنها با برخی دیگر (برای مصلحت روز) دوستی میورزند و کسانی که مؤمن هستند، اگر با یهود و نصاری دوستی کنند، از آنها شمرده میشوند.
1) . الکافی، ج6، ص441، ح1 «باب اللباس از کتاب الزی و التجمل»؛ وسائل الشیعة، ج5، ص14، ح1 [5762] «باب ششم».
2) . ر.ک: حلیة المتقین، ص17 «فصل چهارم از باب اول».
3) . الکافی، ج6، ص449، ح1 «باب الکتّان از کتاب الزی و التجمل...»؛ وسائل الشیعة، ج5، ص29، ح1 [5803] «باب 16 از ابواب احکام الملابس».
4) . ر.ک: الروضة البهیة، ج1، ص491.
5) . الکافی، ج6، ص444، ح15؛ وسائل الشیعة، ج5، ص8، ح2 [5748] «باب دوم از ابواب احکام الملابس از کتاب الصلاة».
6) . مائده(5)، آیۀ 51.
بدیهی است، دوستان خدا و پیروان دین هیچگاه با دشمنان خدا و پیامبر دوستی ندارندو از مرام و مسلک آنها پیروی نمیکنند. امام (علیه السلام) میفرماید:
«مَن أَحَبَّ شَيئاً حَشَرَهُ اللهُ مَعَهُ»؛(1)
آنکس که چیزی را دوست بدارد، خداوند او را با همان چیز که دوست میدارد، محشور میکند.
همچنین اسلام پیروی از برنامه زندگی دشمنان دین نظیر لباس، خوراک، مسلک و مرام را به شدت منع کرده است.
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّهُ أَوْحَى اللهُ إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ لَاتَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِي وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِي وَ لَا تَسْلُكُوا مَسَالِكَ أَعْدَائِي، فَتَكُونُوا أَعْدَائِي كَمَا هُمْ أَعْدَائِي(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: خداوند به یکي از پیامبران گذشته وحی کرد، به اهل ایمان بگوید لباس دشمنان مرا نپوشند و مثل دشمنان من خوراک نخورند و از مرام و مسلک دشمنان من پیروی نکنند؛ (زیرا) اگر در لباس و خوراک و مرام از آنها پیروی کردید، شما هم مثل آنان از دشمنان من شمرده میشوید.
اسلام از لباسی که پوشنده آن بخواهد به آن مشهور شود، مذمت کرده است. نقل شده است: روزی عباد بصری - زاهد معروف در زمان امام صادق (علیه السلام) - خدمت امام رسید. حضرت فرمودند: عباد! این چه لباسی است که پوشیدهای؟ گفت: آقا بر من عیب میگیرید؟ حضرت فرمودند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است آنکس که لباس شهرت بپوشد، خداوند در روز قیامت لباس ذلت بر او بپوشاند (یعنی روز قیامت خداوند او را ذلیل میکند).
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ اللهَ يُبْغِضُ شُهْرَةَ اللِّبَاسِ(1)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: کسی که بخواهد با پوشیدن لباس غیر عادی شهرت پیدا کند، خداوند او را دشمن میدارد.قال الصادق (علیه السلام): مَنْ لَبِسَ ثَوْباً لِشُهْرَةٍ، كَسَاهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثَوْباً مِنَ النَّارِ(2)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: آنکس که لباسی را برای مشهور شدن بپوشد، خداوند در روز قیامت به او لباس آتشین میپوشاند.
اسلام برای زنان مسلمان لباس مخصوصی دستور نداده است؛ آنچه در نظر اسلام دارای اهمیت است عفت و حیای زن مسلمان است. زنان مسلمان بهگونهای باید رفت و آمد کنند که باعث انحراف خود و دیگران نشوند.
[خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:]
{وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا}(3)
(ای پیامبر) به زنهای با ایمان بگو چشمهای خود را (از حرام) ببندند و عفت پیشه کنند (و خود را در اختیار نامحرمان قرار ندهند) و زینتهای خود را ظاهر نکند؛ مگر آنچه خود ظاهر است (مانند خلخال که در سابق به مچ پا میبستند).
و نیز میفرماید:
{وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ}(4)
1) . مکارم الأخلاق،ص116«فصل ششم از باب ششم»؛ وسائل الشیعة، ج5، ص24، ح1 [5789] «باب 12 از ابواب احکام الملابس از کتاب الصلاة».
2) . الکافی، ج6، ص445، ح4 «باب لباس البیاض از کتاب الزی والتجمل»؛وسائل الشیعة، ج5، ص24، ح4 [5792]؛ در مصدر «یشهره» بدل «لشهرة» میباشد.
3) . النور(24)، آیۀ 31.
4) . النور(24)، آیۀ 31.
(بگو ای پیامبر) زنان مسلمان باید باخمار (چارقد) گردنهای خود را بپوشند و زینتهای خود را جز برای شوهران ظاهر نکنند.
برای اینکه زن عفیف، خود را از شر بدکاران حفظ کند، خداوند میفرماید در هنگام راه رفتن، پاهای خود را محکم به زمین نکوبید [به آرامی قدم بردارید].
{وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ}(1)
(بگو ای پیامبر) زنان پاهایشان را محکم به زمین نکوبند تا زینتهای مخفی آنها (برای نامحرمان) آشکار نشود.قرآن به همسران پیامبران دستور میدهد در طرز سخن گفتن خود مواظب باشند تا اشخاص بدسابقه در آنها طمع نکنند البته این حکم برای زنان مسلمان هم ثابت است.
{يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً}(2)
ای همسران پیامبر! شما مانند دیگر زنان نیستید (البته باید تقوای شما بیشتر باشد) اگر شما زنان باتقوایی هستید، در سخن گفتن نرمش نداشته باشید تا افراد ناسالم (بی ایمان) (در شما) طمع نکنند بلکه سخن خوب بگویید.
در بیانات ائمه (علیهم السلام) برای عقیق، فیروزه، یاقوت، جزع یمانی، زمرد و حدید صینی خواص فراوانی ذکر شده است حضرات معصومین (علیهم السلام) همگی انگشتر داشتند و هر کدام نقش معینی را در روی نگین انگشترشان حک کرده بودند. ما در این موضوع به اندازهای که این مختصر گنجایش ذکر آن را داشته باشد، بیانات ائمه (علیهم السلام) را برای خواننده محترم ذکر میکنیم.
سلیمان میگوید: با حضرت صادق (علیه السلام) بودم، دیدم شرطههای منصور مردی را میزدند، امام فرمودند: ببین انگشتر این مرد چیست؟ گفتم: ای فرزند پیامبر خدا!
انگشتر او عقیق نیست، امام فرمودند: اگر انگشتر عقیق داشت (بی جهت) او را نمیزدند. سلیمان پرسید: ای فرزند پیامبر خدا! فائدۀ عقیق همین است؟
امام فرمودند: دستی که انگشتر عقیق در آن باشد از بریدن در امان است.سلیمان میگوید: زیادتر از آن فائده ندارد؟
امام فرمودند: کسی که انگشتر عقیق در دست داشته باشد از کشته شدن (بی جهت) در امان است. سلیمان میگوید: زیادتر از این نیست؟
امام فرمودند: دستی که در آن انگشتر عقیق باشد و خدا را بخواند (به دعا بلند شود) خداوند آن دست را دوست دارد. سلیمان میگوید: زیادتر از این نیست؟امام فرمودند: عجب دارم از دستی که انگشتر عقیق دارد، چگونه آن دست از درهم و دینار خالی است. سلیمان میگوید: زیادتر بفرمائید.
امام فرمودند: عقیق حرز از بلاها است. سلیمان میگوید: زیادتر بفرمائید.
امام فرمودند: عقیق فقر را میبرد.(1)
امام (علیه السلام) میفرماید: یکي از نشانههای ایمان، انگشتر عقیق به دست کردن است، (2)امیرالمؤمنین (علیه السلام) چهار انگشتر داشتند یاقوت قرمز، عقیق قرمز، فیروزه، حدید صینی. (3)
اینک خواص بعضی از کلماتی که بر نگین نقش میشود، ذکر میکنیم.
اگر بخواهید از دشمن محفوظ باشید، «اَمِنَ المُتَوَّکِلوُن» را بر عقیق نقش کنید.
اگر بخواهید نزد خلق، عزیز و محترم باشید، «العِزَةُ لله» را بر حدید صینی نقش کنید.
اگر بخواهید رزق زیاد شود، «إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمْرِهِ» را بر نگین نقش کنید.
اگر بخواهید به دولت برسید، «مَا شَاءَ اللهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله، اَستغفر الله» را بر عقیق زرد نقش کنید و بر پشت نگین هم نام محمد و علی را نقش کنید.
اگر برای رفع غم و اندوه بخواهید «لِکُلِّ
غَمٍّ حَسْبِىَ اللهُ» را بر عقیق نقش کنید.
اگر بخواهید از بلاها محفوظ باشید، «أَنْتَ
ثِقَتِي» را بر عقیق نقش کنید.
اگر اولاد بخواهید، آیۀ {رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ}(1)را بر عقیق زرد نقش کنید.
اگر برای دفع شر دشمن بخواهید، «أللهُ
حافظی» را بر نگین نقش کنید.
اگر بر رفع سختی و گرفتاری بخواهید، «المُهَيمِنُ عَضُدِي» را بر یاقوت نقش کنید.
اگر برای حفظ از درندگان بخواهید، «اللهُ المَلِكُ» را بر نگین نقش کنید.اگر برای اجابت دعا بخواهید، «المُنْيَةُ
لله» را بر عقیق سفید نقش کنید.(2)
نقل شده است اگر کسی در جمعه اول ماه رمضان این حروف را «کعسلمون لا اهلا لا الاول بالله لا آلاء الّا آلاءک یا الله » را بر حدید صینی نقش کند، برای هر دردی نافع است.(3)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: جزع یمانی به دست کنید؛ شیاطین از شما دور میشوند.(4)
قال الصادق (علیه السلام) مَا افْتَقَرَتْ كَفٌّ، تَخَتَّمَتْ بِالْفَيْرُوزَجِ(5)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: دستی که انگشتر فیروزه داشته باشد، فقیر نمیشود.
قال العسکری (علیه السلام) التَّخَتُّمُ بِالزُّمُرُّدِ، يُسْرٌ لَاعُسْرَ فِيهِ(6)
امام حسن عسکری (علیه السلام) میفرماید: انگشتر زمرد به دست کردن وسیله آسان شدن کارها است که مشکلی برای صاحب آن نیست.
1) . الأنبیاء (21)، آیۀ 89.
2) . جنات الخلود، در ذیل توضیحات خصوصیات هر یک از ائمه صلوات الله علیهم.
3) . مکارم الأخلاق، ص93.
4) . الکافی، ج6، ص473، ح1؛ وسائل الشیعة، ج5، ص96، ح1 [6025].
5) . ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص175 «ثواب التختم بالفیروزج»؛ وسائل الشیعة، ج5، ص95، ح3 [6022] «باب56 از ابواب احکام الملابس از کتاب الصلاة».
6) . الکافی، ج6، ص471، ح3 «باب الیاقوت و الزمرد از کتاب الزی و التجمل»؛ وسائل الشیعة، ج5، ص93، ح1 [6019] «باب55».
قال الرضا (علیه السلام): تَخَتَّمُوا بِالْيَوَاقِيتِ، فَإِنَّهَا تَنْفِي الْفَقْرَ(1)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: انگشتر یاقوت به دست کنید؛ فقر را برطرف میکند.
نقل شده است که منصور عباسی يک نفر از شیعیان امام را زندانی کرد، امام جعفر صادق (علیه السلام) برای او انگشتر عقیق قرمز فرستادند، طولی نکشید از زندان آزاد شد.(2)
قال الصادق (علیه السلام) إِنَّ رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نَهیٰ عَنْ التَّخَتُّمِ بِالذَّهَبِ(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) (مردان را) از انگشتر طلا به دست کردن، نهی کرده است.
قال الصادق (علیه السلام) لَاتَجْعَلْ فِي يَدِكَ خَاتَماً مِنْ ذَهَبٍ(4)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: انگشتر طلا به دست نکنید.
(وَلَا يُصَلّی فِيهِ)(5)و با انگشتر طلا نماز نخوانید.
[همانگونه که پیشتر اشاره شد، در تعالیم وحیانی برای انگشتر خواص فراوان ذکر شده است تا آنجا که هر یک از پیشوایان معصومین (علیهم السلام) دارای انگشتری با نقوش خاص داشتند که در ذیل به آنها اشاره میشود:]
نقش انگشتر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) لَا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ بوده؛
1) . الکافی، ج6، ص471، ح1؛ وسائل الشیعة، ج5، ص92، ح1 [6015] «باب54».
2) . ر.ک: مکارم الأخلاق، ص88؛ وسائل الشیعة، ج5، ص91، ح12 [6014].
3) . قرب الإسناد، ص71؛ بحارالانوار، ج63، ص538، ح46 «باب پنجم از ابواب الأشربة و الاوانی از کتاب السماء و العالم».
4) . الکافی، ج6، ص469، ح7 «باب الخواتیم از کتاب الزی و التجمل»؛ وسائل الشیعة، ج4، ص413، ح2 [5566] «باب 30 از ابواب لباس المصلی از کتاب الصلاة».
5) . تهذیب الأحکام، ج2، ص372، ح80 «باب 17 از ابواب زیادات فی هذا الجزء از کتاب الصلاة»؛ وسائل الشیعة، ج4، ص413، ح4 [5568]«باب 30 از ابواب لباس المصلی از کتاب الصلاة».
نقش انگشتر امیرالمؤمنین (علیه السلام)، اللهُ المَلِكُ؛
نقش انگشتر حضرت زهرا (علیها السلام) أمِنَ المُتَوَكِّلوُنَ؛
نقش انگشتر امام مجتبی (علیه السلام)، الْعِزَّةُ لله؛
نقش انگشتر سیدالشهداء (علیه السلام)، إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمْرِهِ؛
نقش انگشتر زین العابدین (علیه السلام)، الْحَمْدُ لله الْعَلِيِّ؛
نقش انگشتر امام باقر (علیه السلام)، ظَنِّي بِالله حَسَنٌ وَ بِالنَّبِيِّ المُؤْتَمَنِ؛
نقش انگشتر امام صادق (علیه السلام)، اللهُ وَلِىُّ عِصمَتِي مِن خَلْقِي؛نقش انگشتر موسیبنجعفر (علیه السلام)، حَسْبِىَ اللهُ؛
نقش انگشتر علیبنموسی الرضا (علیه السلام)، مَا شَاءَ اللهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله؛
نقش انگشتر امام جواد (علیه السلام)، حَسْبِىَ أللهُ حَافِظِي؛
نقش انگشتر امام علی النقی (علیه السلام)، اللهُ المَلِكُ.؛
نقش انگشتر امام عسکری (علیه السلام)، النِيَّةُ لله؛
نقش انگشتر امام منتظر حضرت مهدی موعود (علیه السلام)، أَنَا حُجَّةُ الله میباشد.(1)
نقل شده است روزی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) انگشتر خود را به امیرالمؤمنین (علیه السلام) دادند و فرمودند: ای علی! روی نگین «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ» نقش کنید. امیرالمؤمنین (علیه السلام) نزد حکاک رفتند و فرمودند: روی نگین جمله «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله» حک کنید. چون نگین را برای پیغمبر بردند، رسول اکرم دیدند جمله «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله عَلِىٌّ وَلِىُّ الله» نقش شده است، فرمودند: ای علی! من به شما یک جمله بیشتر نگفته بودم در حالی که روی نگین سه جمله حک شده است، امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرضه داشتند: جمله دوم را من مایل بودم که حک شود و به حکاک گفتم حک کند، اما از جمله سوم خبر ندارم در این هنگام، جبرئیل نازل شد و گفت: ای رسول خدا! جمله اول را شما خواستید، جمله دوم را علی (علیه السلام) خواست و جمله سوم را خداوند خواست.(2)
[خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:]
{کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ المُسْرِفِينَ}(1)
بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید؛ به درستی که خداوند اسراف کنندگان را (آنهاییکه نعمت خدا را هدر میکنند، یا زیاده از حد میخورند یا دور میریزند) دوست ندارد.
[و نیز میفرماید:]
{فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ}(2)
باید انسان به غذای خود بنگرد.
امام جعفر صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه میفرماید: لازم است بر انسان بنگرد که خوراکی او حلال است یا حرام.(3)
عمده چیزی که بر ما لازم است آن را رعایت کنیم، حلال و حرام غذا و خوراک است امام (علیه السلام) در آداب خوراک خوردن نیز ابتدا همین موضوع را یادآوری میفرمایند.
قال الصادق (علیه السلام): فِي المَائِدَةِ اثْنَتَا عَشْرَةَ خَصْلَةً؛ يَجِبُ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَنْ يَعْرِفَهَا، أَرْبَعٌ مِنْهَا فَرْضٌ وَ أَرْبَعٌ سُنَّةٌ وَ أَرْبَعٌ تَأْدِيبٌ؛ فَأَمَّا الْفَرْضُ، فَالْمَعْرِفَةُ وَ الرِّضَا وَ التَّسْمِيَةُ وَ الشُّكْرُ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ، فَالْوُضُوءُ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ الْجُلُوسُ عَلَى الْجَانِبِ الْأَيْسَرِ وَ الْأَكْلُ بِثَلَاثِ أَصَابِعَ وَ لَعْقُ الْأَصَابِعِ وَ أَمَّا التَّأْدِيبُ، فَالْأَكْلُ مِمَّا يَلِيكَ وَ تَصْغِيرُ اللُّقْمَةِ وَ تَجْوِيدُ المَضْغِ وَ قِلَّةُ النَّظَرِ فِي وُجُوهِ النَّاسِ(4)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: آنکس که غذا میخورد، لازم است دوازده امر را در نظر بگیرد، چهار آن واجب است، چهار آن مستحب است، چهار آن ادب است. چهار اول: بداند غذایی که میخورد حلال است یا حرام (اگر حرام است نخورد). به قسمت خداوند راضی باشد، چون خواست غذا بخورد «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوید، خداوند را سپاس کند. چهار دوم، رعایت آن مستحب است (اگر با دست میخورد) دست خود را بشوید، به طرف چپ بنشیند، با سه انگشت لقمه بردارد، بعد از غذا انگشتهای خود را بلیسد (پاک کند) چهار سوم، رعایت آن ادب است، از مقابل خود غذا برداشتن، لقمه کوچک برداشتن، غذا را خوب جویدن، به افرادی که اطراف سفره نشستهاند کم نظر کردن.
قال الصادق (علیه السلام): إِذَا دُعِيَ أَحَدُكُمْ … فَلَا يَسْتَتْبِعَنَّ وَلَدَهُ فَإِنَّهُ إِنْ فَعَلَ أَكَلَ حَرَاماً وَ دَخَلَ عاصِياً(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: آنکس که بدون دعوت، فرزند خود را به مهمانی ببرد؛ علاوه بر اینکه حرام خورده است، گناهکار است. (زیرا غذای دیگران را میخورد).
و قال (علیه السلام): مَنْ أَكَلَ طَعَاماً لَمْ يُدْعَ إِلَيْهِ فَإِنَّمَا أَكَلَ قِطْعَةً مِنَ النَّارِ(2)
و امام ششم (علیه السلام) میفرماید: آنکس که بدون دعوت جایی برود غذایی که میخورد گویا پارهای از آتش میخورد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ أَرَادَ أَنْ يُكَثَّرَخَيْرُهُ، فَلْيَتَوَضَّأْ عِنْدَ حُضُورِ طَعَامِهِ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): هرکس بخواهد نعمتهای او زیاد شود، قبل از غذا دست را بشوید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الْوَضُوءُ قَبْلَ الطَّعَامِ، يَنْفِي الْفَقْرَ وَ بَعْدَهُ يَنْفِي اللَّمَمَ وَ يُصِحُّ الْبَصَرَ(2)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: شستن دست قبل از غذا فقر را میبرد و بعد از غذا امان از جنون است و چشم را سالم نگه میدارد. (زیرا دست کثیف اگر به چشم مالیده شود به چشم درد مبتلا میشود).
قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) لعلی (علیه السلام): يَا عَلِيُّ! إفْتَحْبِالْمِلْحِ وَ اخْتَتِمْ بِهِ، فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعِينَ دَاءً؛ مِنْهَا الْجُنُونُ وَ الْجُذَامُ وَ الْبَرَصُ وَ وَجَعُ الْحَلْقِ وَ وَجَعُ الْأَضْرَاس(3)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ای علی! اول غذا و آخر غذا (قدری) نمک بخورید؛ زیرا
خوردن نمک مصونیت از هفتاد مرض است که عمده آنها دیوانگی، جدام، پیسی، درد گلو و درد دندان است.
غذایی که لابهلای دندان میماند، فاسد میشود و دندان را فاسد میکند و فساد دندان به سلامتی بدن صدمه میزند از این رو پیشوایان اسلام برای حفظ سلامتی، خلال کردن دندان را بسیار سفارش کردهاند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): اُنقُوا أَفواهَكُم … فَإِنَّها مَسكَنُ المَلَكَيْنِ الحافِظَيْنِ الکاتِبَيْنِ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: همیشه دهان را تمیز نگه دارید؛ زیرا (اطراف) دهان جایگاه دو ملک حافظ و نویسنده (اعمال) است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): تَخَلَّلُوا عَلَى أَثَرِ الطَّعَامِ، فَإِنَّهُ مُصِحَّةٌ لِلفَمِ وَ النَّوَاجِذ وَ يَجْلِبُ … الرِّزْقَ(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: چون غذا خوردید، خلال کنید؛ زیرا خلال، دهان و دندان را سالم نگه میدارد و رزق را جلب میکند.
[خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:]
{وَ أَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُوراً}(3)
(برای شما) آب پاک فرو فرستادیم.
{وَ أَسْقَيْنَاکُمْ مَاءً فُرَاتاً}(4)
1) . مکارم الأخلاق، ص152 «فصل پنجم از باب هفتم»؛ بحارالانوار، ج56، ص202، ح83 «باب23 از ابواب الملائکة از کتاب السماء و العالم».
2) . مکارم الأخلاق، ص153؛ مستدرک الوسائل، ج16، ص318، ح5 [20012] «باب92 از ابواب آداب المائدة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
3) . الفرقان (25)، آیۀ 48.
4) . المرسلات (77)، آیۀ 27.
شما را از آب شیرین و گوارا مینوشانیم.
قال أمیر المؤمنین (علیه السلام): اشْرَبُوا مَاءَ السَّمَاءِ، فَإِنَّهُ طَهُورِ لِلْبَدَنَ وَ يَدْفَعُ الْأَسْقَامَ(1)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: آب باران را بنوشید؛ زیرا بدن را پاک، دردها را برطرف میکند.
سُئِلَ الصَّادِقُ (علیه السلام): عَنِ الشُّرْبِ بِنَفَسٍ وَاحِدٍ؟ فَقَالَ (علیه السلام): ثَلَاثَةُ أَنْفَاسٍ فِي الشُّرْبِ أَفْضَلُ مِنْ الشُّرْبِ بِنَفَسٍ وَاحِدٍ(2)
از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد، (چگونه آب بنوشیم؟) آیا به یک نفس بنوشیم؟ امام (علیه السلام) فرمود: در سه نفس آشامیده شود، بهتر است.
پیشوای اسلام برای رعایت سلامتی میفرماید: از ظرفهایی که شکسته است یا آلوده به کثافت است، از جای شکسته آن چیزی نخورید.(3)
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لَا يَشْرَبَنَّ أَحَدُكُمُ المَاءَ مِنْ عِنْدِ عُرْوَةِ الْإِنَاءِ، فَإِنَّهُ مُجْتَمَعُ الْوَسَخِ(4)پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: از جای دسته ظرف (کوزه یا غیر آن) آب ننوشید؛ زیرا (به واسطه تماس دست) کثافت جمع شده است.
قال موسیبنجعفر (علیه السلام): لَا تَشْرَبْ مِنْ مَوْضِعِ كَسْرِ الإِنَاءِ، فَإِنَّهُ مَجلِسُ الشَّيْطَانِ(5)
1) . مکارم الأخلاق، ص156 «فصل هفتم از باب هفتم»؛ الکافی، ج6، ص387، ح2 «باب ماء السماء از کتاب الأشربة»: فإنّه یطهر البدن.
2) . مکارم الأخلاق، ص151 «فصل چهارم از باب چهارم»؛ الکافی، ج6، ص383، ح7 «باب شرب الماء من قیام از کتاب الأشربة».
3) . ر.ک: وسائل الشیعة، ج25، ص256 «باب14 از ابواب الأشربة المباحة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
4) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج4، ص3، ح4968 «باب ذکر جمل من مناهی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم)»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص257، ح4 [31852] «باب14 از ابواب الأشربة المباحة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
5) . مکارم الأخلاق، ص151؛ مستدرک الوسائل، ج17، ص16، ح4 [20612] «باب11 از ابواب الأشربة المباحة از کتاب الأطعمه و الأشربة».
امام موسی کاظم (علیه السلام) میفرماید: از جای شکسته ظرف آب ننوشید، زیرا نشیمنگاه شیطان است.
قال الصادق (علیه السلام): كَانَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله و سلم) يُعْجِبُهُ أَنْ يَشْرَبَ فِي الْقَدَحِ الشَّامِيِّ وَ كَانَ يَقُولُ: هِىَ أَنْظَفُ آنِيَتِكُمْ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میل داشتند با قدح شامی (که آن زمان بهترین ظرفها بود) آب بیاشامند، میفرمود: بهترین و پاکیزهترین ظرفهای شما قدح شامی است.
قال الصادق (علیه السلام): مَاءُ زَمزَمَ، شِفَاءٌ مِن کُلِّ دَاءٍ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: آب زمزم برای هر دردی شفاست.
قال الصادق (علیه السلام):إِياكَ وَ الإِكْثَارَ مِن شُربِ المَاءِ، فَإِنَّهُ مادَةُ كُلِّ دَاءٍ(3)امام ششم (علیه السلام) میفرماید: از آب خوردن زیاد بپرهیزید؛ زیرا زیاد آب خوردن، مادّه هر بیماری است.
بیشک بدن انسان برای ادامه حیات به انرژی نیازمند است و خداوند تمام نیازمندیهای انسان را در خوردنیها قرار داده است از سوی دیگر خوردنیها زمانی برای انسان مفید است که در
1) . الکافی، ج6، ص386، ح8، «باب الأوانی از کتاب الأشربة»؛ وسائل الشیعة، ج3، ص523، ح2 [4353] «باب76 از ابواب النجاسات و الاوانی از کتاب الطهارة».
2) . الکافی، ج6، ص387، ح4 «باب فضل ماء زمزم…»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص261، ح3 [31862] «باب16 از ابواب الأشربة المباحة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
3) . مکارم الأخلاق، ص157 «فصل هفتم از باب هفتم»؛ ر.ک: بحارالانوار، ج63، ص455، ح36 «باب اول از ابواب الأشربة از کتاب السماء و العالم».
خوردن زیادهروی نکند و در صورت زیادهروی به بدن ضرر میرساند چنانکه خداوند میفرماید:
{کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لَا تُسْرِفُوا}(1)
بخورید و بیاشامید اسراف (پرخوری) نکنید.
نقل شده است بختیشوع طبیب مسیحی معاصر زمان هارون از واقدی درباره طب اسلام پرسش کرد، آیا در کتاب (قرآن) شما چیزی از علم طب آمده است؟
واقدی گفت: بلی در دو جمله کوتاه مطلب را بیان کرده است؛ آنجا که میفرماید: {کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لَا تُسْرِفُوا}؛ بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید.
بختیشوع گفت: از پیامبر اسلام هم چیزی در این باب رسیده است؟
واقدی گفت: بلی، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «المِعدَةُ بَيتُ کُلِّ دَاءٍ، الحِمْيَةُ رَأْسُ کُلِّ دَوَاءٍ»(2)معده جایگاه تمام امراض است کمخوری و گرسنگی سرآمد هر دوایی است.
بختیشوع گفت: به راستی که قرآن و پیامبر خدا برای جالینوس حکیم، (در طب) چیزی باقی نگذاشتهاند.(3)
امروزه دانشمندان معتقدند که غذا نه تنها در جسم انسان تأثیرگذار است، بلکه در روحیات و معنویات آدمی نیز مؤثرند، از همین رو ائمه (علیهم السلام) ضمن بیان آثار خوراکیها در جسم، آثار معنوی آنها را نیز تذکر دادهاند.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ أَصَابَهُ ضَعْفٌ مِنْ قَلْبِهِ أَوْ بَدَنِهِ، فَلْيَأْكُلْ لَحْمَ الضَّأْنِ بِاللَّبَنِ(4)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: آنکس که بدنش ضعیف است یا ضعف قلب دارد
1) . الاعراف(7)، آیۀ 31.
2) . عوالی اللئالی، ج2، ص30، ح72؛ مستدرک الوسائل، ج16، ص453، ح12 [20527] «باب 109 از ابواب الأطعمة المباحة از کتاب الأطعمة و الأشربة»؛ در مصدر «کل» نمیباشد.
3) . ر.ک: تفسیر منهج الصادقین، ج4، ص25؛ تفسیر إثنی عشری، ج4، ص52 ذیل آیه شریفه.
4) . مکارم الأخلاق، ص158 «فصل هشتم از باب هفتم»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص60، ح9 [31177] «باب25 از ابواب الأطعمة المباحة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
گوشت گوسفند را با شیر پخته کند [بپزد] و بخورد.
قال امیر المؤمنین (علیه السلام): إِنَّ نَبِيّاً مِنَ الْأَنْبِيَاءِ شَكَا إِلَى الله الضَّعْفَ فِي أُمَّتِهِ، فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَأْكُلُوا اللَّحْمَ بِاللَّبَن(1)
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: پیامبری از پیامبران گذشته از ضعف امتش به خداوند شکایت کرد، به او دستور رسید، گوشت گوسفند را با شیر گاو پخته و بخورند (ضعف آنها برطرف میشود).
قال ابوعبدالله (علیه السلام): ثَلَاثَةٌ تَهْدِمُ الْبَدَنَ وَ رُبَّمَا قَتَلْنَ، أَكْلُ الْقَدِيدِ، وَ دُخُولُ الْحَمَّامِ عَلَى الدَّوَامِ وَ نِكَاحُ الْعَجَائِز(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: سه چیز بدن را در هم میشکند و چه بسا شخص را بکشد: 1. گوشت خشکیده خوردن 2. همیشه حمام رفتن 3. با پیرزن ازدواج کردن.
یکی از مواردی که در تقویت بدن مؤثر است، خوردن صبحانه است؛ چنانکه نقل شده است: لُقمَةُ الصِباح، مِسْمارُ البَدَنِ(3)خوردن صبحانه (پیچ مهره) بدن را محکم میکند.
دوم تعشی کردن، یعنی قبل از خواب شب، لقمهای غذا خوردن؛ چنانکه نقل شده است.[وَيُسْتَحَبُّ] العَشَاءُ وَلَو بِلُقمَةٍ مِن خُبزٍ أَوْ بِشَربَةٍ مِن المَاءِ، فَإنَّهُ قُوَةٌ لِلجِسمِ وَ صَالِحٌ لِلجِمَاعِ(4)
امام (علیه السلام) میفرماید: هیچگاه با شکم گرسنه نخوابید، اگر شده است یک لقمه نان
1) . مکارم الأخلاق، ص159؛ وسائل الشیعة، ج25، ص60، ح7 [31175] «باب25 از ابواب الأطعمة المباحة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
2) . مکارم الأخلاق، ص160 «فصل هشتم از باب هفتم».
3) . این جمله مشهور می باشد و چه حدیث باشد یا حکمت باشد، مطابق با فطرت است.
4) . ر.ک: الکافی، ج6، ص289، ح5 و 12 «باب فضل العشاء... از کتاب الأطعمة».
یا یک شربت آب بخورید؛ زیرا همان یک لقمه نان و یک شربت آب برای بدن تقویت و برای قوه باه مفید است.
قال (علیه السلام): مَن تَرَکَ العَشاءَ لَيلَتَينِ ذَهَبَت مِنُه قُوَةٌ ، لَا تَرجَعُ إلَيهِ أَربَعِينَ يَوماً(1)
امام (علیه السلام) میفرماید: کسی که دو شب پیدرپی گرسنه بخوابد، قوت او چنان کم شود که تا چهل روز (تقویت کردن) جای آن را نمیگیرد.
قال الصادق (علیه السلام): أَكْلُ السَّمَكِ الطَّرِيِّ، يُذِيبُ الْجَسَدَ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: ماهی تازه (زیاد) خوردن، (پیه) بدن را آب میکند.
قال الحمیری كَتَبْتُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ (علیه السلام) أَشْكُو إِلَيْهِ أَنَّ بِي دَماً وَ صَفْرَاءً، فَإِذَا احْتَجَمْتُ هَاجَتِ الصَّفْرَاءُ وَ إِذَا أَخَّرْتُ الْحِجَامَةَ، أَضَرَّ بِيَ الدَّمُ، فَمَا تَرَى فِي ذَلِكَ؟ فَكَتَبَ إِلَيَّ: احْتَجِمْ وَ كُلْ أَثَرَ الْحِجَامَةِ سَمَكاً طَرِيّاً بِمَاءٍ وَ مِلْحٍ. فَاسْتَعْمَلْتُ ذَلِكَ فَكُنْتُ فِي عَافِيَةٍ(3)
یکی از اصحاب امام حسن عسکری (علیه السلام) به آن حضرت نوشت، گرفتار (فشار) خون و صفرا هستم، اگر خون بگیرم، صفرا اذیتم میکند، اگر حجامت نکنم ناراحتی خون اذیتم میکند، امام برای او نوشتند خون بگیر و حجامت کن؛ سپس ماهی تازه بخور [با آب و نمک]؛ چون به دستور امام عمل کردم، به صحت رسیدم.
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ مسائلی که سؤال کرده بودند، فرمود:الحِيتان … ما کَانَ لَهُ قِشرٌ فَهُوَ حَلالٌ(4)
1) . ر.ک: وسائل الشیعة، ج24، ص329، ح4 [30682] «باب46 از ابواب آداب المائدة از کتاب الأطعمة و الأشربة». در حدیث است اگر شب شنبه و یکشنبه را ترک کند، قوت او کم میشود.
2) . بحارالانوار، ج62، ص217، ح73 «باب چهارم از ابواب الصید و الذبائح از کتاب السماء و العالم».
3) . مکارم الأخلاق، ص162 «فصل هشتم از باب هفتم»؛ ر.ک: بحارالانوار، ج62، ص217، ح75.
4) . ر.ک: وسائل الشیعة، ج24، ص127، ح2 [30147] «باب هشتم از ابواب الأطعمة المحرمة از کتاب الأطعمة و الأشربة»؛ عبارت «فهو حلال» در مصدر موجود میباشد.
ماهی اگر فلس داشته باشد، حلال است.
قال الصادق (علیه السلام): لَحْمُ الْبَقَرِ، يَذْهَبُ بِالْبَيَاضِ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: گوشت گاو، برص را میبرد.
قال الصادق (علیه السلام): سَمَنُ البَقَرِ، شِفَاءٌ و لَبَنُهُ دَواءٌ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: روغن گاو شفاست و شیر آن دواست.
قال الصادق (علیه السلام): لَو عَلِمَ اللهُ شَيئاً أَفضَل مِن الضَأنِ، لَفَدی بِهِ إِسمعِيل(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: اگر خداوند چیزی بهتر از گوسفند (برای ذبح) میدانست، برای حضرت اسماعیل همان را فدا میفرستاد.
قیل لابی عبدالله (علیه السلام): جُعِلتُ فِدَاکَ إِنِّی أَشتَرِي الجَوَارِیَ، فَاُحِبُّ أَن تُعَلّمَنِي شَيئاً أَتَقوّىٰ عَلَيهِنَّ. قَالَ: خُذ بَصَلاً وَ قَطِّعهُ صِغَارَاً صِغَارَاً وَ اقْلِهِ بِالزِّيتِ، وَ خُذْ بِيضاً فَأَعقِصْهُ فی صَحفَةٍ وَ ذُرَّ عَلَيهِ شَيئاً مِن مِلحٍ، فَأَذْرُرْهُعَلَى البَصَلَ وَ الزِيتِ وَ اقْلِهِ شَيئاً ثُمَّ كُلْ مِنهُ. قَالَ: فَفَعَلتُ فَكُنْتُ لَا أُرِيدُ مِنهُنَّ شَيئاً إِلَّا قَدَرتُ عَلَيهِ(4)
یک نفر از اصحاب امام جعفر صادق (علیه السلام) به آن حضرت عرض کرد: ای فرزند
1) . مکارم الأخلاق، ص160 «فصل هشتم از باب هفتم»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص44، ح2 [31121] «باب14 از ابواب الأطعمة المباحة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
2) . ر.ک: مستدرک الوسائل، ج16، ص346، ح1 [20110] « باب13 از ابواب الأطعمة المباحة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
3) . مکارم الأخلاق، ص159 «فصل هشتم از باب هفتم».
4) . مکارم الأخلاق، ص195«فصل 13 از باب هفتم»؛ بحارالأنوار، ج101، ص84، ح42 «باب اول از ابواب الأولاد از کتاب العقود و الایقاعات».
پیامبر خدا! من کنیزانی میخرم، دوست دارم چیزی به من تعلیم فرمایی که بر آنها توانایی يابم.
حضرت دستور دادند پیاز را ریز کن با روغن زیتون بجوشان سپس تخم مرغ را با او مخلوط کن، کمی بجوشان، قدری هم نمک در آن بپاش و بخور، راوی میگوید: چون این غذا را خوردم بر آنچه میخواستم، بدان رسیدم.
قال الصادق (علیه السلام): الْجَزَرُ أَمَانٌ مِنَ الْقُولَنْجِ وَ الْبَوَاسِيرِ، وَ يُعِينُ عَلَى الْجِمَاعِ و يُسَخِّنُ الْكُلْيَتَيْن(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: زردک [هویج] امان از قولنج و بواسیر است. قوه باه را زیاد میکند، کبد را گرم میکند (اگر کبد گرم شد، کارش مرتب است).
عن ابی الحسن الرضا (علیه السلام): نِعْمَ… الزَّيْتُ، يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ يَذْهَبُ بالْبَلْغَمَ وَ يَشُدُّ الْعَصَبَ …وَ يُطْفِئُ الْغَضَبَ(2)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: زیتون غذای مفیدی است، بوی دهان را خوشبو میکند، بلغم را از بین میبرد، اعصاب را محکم میکند و آتش غضب را خاموش میکند.
كَانَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله و سلم) إِذَا رَأَى الْفَاكِهَةَ الْجَدِيدَةَ ، قَبَّلَهَا وَ وَضَعَهَا عَلَى عَيْنَيْهِ(3)
هرگاه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میوی تازه میآمد، (چون میخریدند) او را میبوسیدند و بر چشم میگذاشتند (و میفرمودند: خداوندا عافیت را هم به ما عنایت فرما).
1) . مکارم الأخلاق، ص184 «فصل11 از باب هفتم»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص206، ح2 [31694] و ح3 [31695] «باب 122 از ابواب الأطعمة المباحة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
2) . مکارم الأخلاق، ص190 «فصل 13 از باب هفتم»؛ مستدرک الوسائل، ج16، ص365، ح4 [20193] «باب 36 از ابواب الأطعمة المباحة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
3) . ر.ک: مکارم الأخلاق، ص146«فصل سوم از باب هفتم».
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ نُوحاً (علیه السلام) شَكَا إِلَى الله الْغَمَّ، فَأَوْحَى اللهُ إِلَيْهِ؛ كُلِ الْعِنَبَ الأسوَدَ، فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِالْغَمِّ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: حضرت نوح از غم و اندوه به پروردگار شکایت کرد، وحی به او رسید: انگور سیاه بخور؛ زیرا غم را برطرف میکند.
یکی از دلایل گرفتگی و اندوه، ضعف مزاج و خستگی اعضا و جوارح است و خوردن انگور باعث زیاد شدن خون و تقویت مزاج است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): كُلُوا السَفَرجَل وَ تَهادَوْهُ بَيْنَكُم، فَإِنَّهُ يَجلُو البَصَرَ وَ يُنْبِتُ المَوَدَّةَ فی القَلبِ وَ أَطْعِمُوهُ حَبَالاكُم، فَإِنَّهُ يُحَسِّنُ أَولَادَكُم(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: بِه بخورید، چشم را جلا میدهد در دل محبت میآورد و به زنهای آبستن دهید تا اولاد آنها خوشرو شوند.
قال الصادق (علیه السلام): اِنَّ التُّفَّاحَ، يَذْهَبُ بِالْحُمَّى وَ يُبَرِّدُ الْجَوْفَ(3)
امام ششم میفرماید: سیب، حرارت تب را میبرد و دل را سرد میکند.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): كُلُوا الرُّمَّانَ بِشَحْمِهِ، فَإِنَّهُ دِباغُ المِعْدَةِ وَ يَزِيدُ فِي الذِّهْنِ(4)
1) . مکارم الأخلاق، ص174 «فصل دهم از باب هفتم».
2) . مکارم الأخلاق، ص171 «فصل دهم از باب هفتم».
3) . ر.ک: مکارم الأخلاق، ص173؛ وسائل الشیعة، ج25، ص160، ح4 [31520] «باب 89 از ابواب الأطعمة المباحة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
4) . ر.ک: مکارم الأخلاق، ص170؛ وسائل الشیعة، ج25، ص157، ح3 [31506] «باب 87 از ابواب الأطعمة...».
امیرالمومنین علی (علیه السلام) میفرماید: انار را با پیه آن بخورید؛ زیرا معده را شستشو میدهد، ذهن [حافظه] را زیاد میکند.
قال الرضا (علیه السلام): التِّينُ يَذْهَبُ بِالْبَخَرِ وَ يَشُدُّ الْعَظْمَ وَ يَذْهَبُ بِالدَّاءِ(1)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: انجیر بوی دهن را برطرف میکند، استخوانبندی (بدن) را محکم میکند، مرض را دفع میکند.
قَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): كُلُوا التِّينَ الرَّطْبَ وَ الْيَابِسَ، فَإِنَّهُ يَزِيدُ فِي الْجِمَاعِ وَ يَقْطَعُ الْبَوَاسِيرَ وَ يَنْفَعُ مِنَ النِّقْرِسِ وَ الْإِبْرِدَةِ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: انجیر تازه و خشک، قوه باه را زیاد و بواسیر را قطع میکند، برای مرض (درد پا) مفید است، دل را سرد میکند.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): الْكُمَّثْرَى، يَجْلُو الْقَلْبَ وَ يُسَكِّنُ أَوْجَاعَ الْجَوْفِ.(3)وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: يَدْبُغُ المِعدَةَ(4)
امیر المومنین علی (علیه السلام) میفرماید: گلابی دل را روشن میکند، دردهای باطن را ساکن میکند [و در روایت دیگر میفرماید:] معده را دباغی (پاک) میکند.
قال الصادق (علیه السلام): كُلُوا الْبِطِّيخَ …، لَا دَاءَ فِيهِ … و يَزِيدُ فِي الْبَاهِ وَ يَغْسِلُ المَثَانَةَ وَ
1) . مکارم الأخلاق، ص173 «فصل دهم از باب هفتم»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص170، ح1 [31554] «باب 95 از ابواب الأطعمة المباحة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
2) . مکارم الأخلاق، ص174؛ بحارالانوار، ج63، ص186، ح6 «باب دهم از ابواب النباتات از کتاب السماء و العالم.».
3) . مکارم الأخلاق، ص175؛ بحارالانوار، ج63، ص186، ح6 «باب هشتم از ابواب النباتات از کتاب السماء و العالم».
4) . مکارم الأخلاق، ص175؛ بحارالانوار، ج63، ص177، ح37.
يُدِرُّ الْبَوْلَ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: خربزه بخورید؛ زیرا در آن دردی نیست، قوه باه را زیاد میکند، مثانه را شستشو میدهد (سنگ مثانه را آب میکند).
انشاء الله در جلد سوم، خواص برخی از خوردنیها را ذکر خواهیم کرد.(2)
[خداوند در قرآن کریم میفرماید:]
{وَ أَنْکِحُوا الْأَيَامَى مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَ إِمَائِکُمْ إِنْ يَکُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}(1)
زنان و مردان بیهمسر خود و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید. اگر آنان نیازمندند، خداوند از فضل خود آنان را بینیاز میکند و خداوند (دارای) نعمت واسع و داناست.
موضوع ازدواج در اسلام بهقدری اهمیت دارد که پیشوای معظم اسلام میفرماید:
النِّکاحُ سُنَتِي وَ مَن رَغَبَ عَن سُنَتی فَلَيسَ مِنِّی(2)
زناشویی از سنت من است، آنکس که به این سنت اعتنا نکند، از امت من نیست.
قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): مَن تَزَوَّجَ، فَقَد أَحرَز نِصفَ دِينِهِ، فَليَتَقِ اللهَ فِي النِّصفِ البَاقِي(3)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که ازدواج کند، نیمی از دینش را حفظ کرده است و بر اوست که نصف دیگر را از خدا بترسد (خطر را دور بدارد).
یعنی: کاری نکند که ایمان از او گرفته شود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَا بُنِيَ بِنَاءٌ فِي الْإِسْلَامِ، أَحَبُّ إِلَى الله تَعَالَى مِنَ التَّزْوِيجِ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: در اسلام هیچ بنایی نزد خداوند، محبوبتر از امر ازدواج نیست.
قال الصادق (علیه السلام): رَكْعَتَانِ
يُصَلِّيهِمَا المُتَزَوِّجُ، أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ رَكْعَةً يُصَلِّيهَا أَعْزَبُ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: دو رکعت نمازی که شخص همسردار میخواند، بر هفتاد رکعتی که شخص عزب (مجرد) میخواند، فضیلت دارد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): تَزَوَّجُوا،
فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ غَداً فِي الْقِيَامَةِ، حَتَّى إِنَّ السِّقطَ لَيَجِيءُ مُحبَنطِئاً عَلَى بَابِ الجَّنة، فیقال لَه: ادْخُلِ الجَنَّةَ. فَيَقُولُ: لا، حَتَّى يَدْخُلَ أَبَوَاىَ الْجَنَّةَ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: در روز قیامت به زیادی امت مباهات میکنم؛ حتی (ملائکه) به فرزندان سقط شده میگویند: داخل بهشت شوید، میگویند: داخل نمیشویم تا آنکه اول پدر و مادرمان، وارد شوند.
قانون ازدواج اسلامی علاوه بر اینکه برای تعادل غریزه طبیعی بشر تصویب شده است، ازدیدگاه تولد و استمرار نسل قابل توجه است؛ چنانکه این حدیث از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) معروف است.
1) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص383، ح4343 «باب فضل التزویج از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص14، ح4 [24901] «باب اول از ابواب مقدمات النکاح از کتاب النکاح».
2) . الکافی، ج5، ص328، ح1 «باب کراهة العزبة از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص18، ح1 [24913] «باب دوم از ابواب مقدمات النکاح از کتاب النکاح».
3) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص383، ح4344 «باب فضل التزویج از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص14، ح2 [24899].
تَنَاكَحُوا، تَكْثُرُوا فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَوْ بِالسِّقْط(1)
ازدواج کنید من به زیادی امت (حتی) به آنهایی که سقط شده است، مباهات میکنم.
از سوی دیگر اسلام دستور داده است با هر زنی ازدواج نکنید تا فرزندان شما لایق باشند بر این اساس مسلمانان باید در انتخاب همسر دقت کنند؛ زیرا همچنان که لقمه حرام در نطفه اثر میگذارد و فرزند را به گناه آلوده میکند؛ دختری هم که در خانواده بیتقوا و به دور از فضیلت بزرگ شده باشد، در جنین اثر میگذارد. به همین جهت پیشوایان اسلام، ازدواج با زنان آلوده به گناه را منع کردهاند.(2)
و فرمایش امیرالمؤمنین (علیه السلام) به برادرش عقیل (زنی برای من خواستگاری کن تا خداوند فرزند شجاعی از او به من عنایت کند) نیز بیانگر این مطلب است (مؤلف).
و نیز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
يَا عَلِيُّ لَا تُجَامِعِ امْرَأَتَكَ بِشَهْوَةِ امْرَأَةِ غَيْرِكَ لِئَلَّا يَكُونَ مُخَنَّثاً(3)
ای علی! در هنگام آمیزش با همسرت با فکر شهوت زنی دیگر آمیزش نکن؛ زیرا فرزند به گناه آلوده میشود.
از فرمایش پیامبر پیداست که فکر ناپاک در انعقاد نطفه اثر میگذارد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِيَّاكُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ! قِيلَ: يَا رَسُولَ الله وَ مَا
1) . بحارالانوار، ج100، ص220، ح24 «باب اول از ابواب النکاح از کتاب العقود و الایقاعات».
2) . این موضوع به حکم قانون وراثت مسلم است؛ چنانکه یکي از مجلات طبی آمریکا ضمن بیان قانون وراثت، رذائل و صفات بد تاریخ خانوادهای را چنین مینویسد: زنی که آلوده به گناه بوده، اولاد و نوادههای او به هشتصد نفر رسیدند. هفتصد نفر از آنها به جهت مرتکب شدن اعمال زشت، محاکمه و مجازات شدند، 47 نفر به اعدام محکوم شدند و 127 نفر ناموسفروشی میکردند
3) . ر.ک: کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، ص551، ح4899 «باب النوادر از کتاب الطلاق» بحارالانوار، ج100، ص281، ح1 «باب هشتم».
خَضْرَاءُ الدِّمَنِ؟ قَالَ: المَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِي مَنْبِتِ السَّوْءِ(1)پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در خطبهای که برای مردم میخواندند، فرمود: ای مردم! از «خضراء دمن» دوری کنید، پرسیدند «خضراء دمن» چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: زن زیبارویی که در خانواده بیایمان تربیت شده است.
قال الصادق (علیه السلام): تَزَّوَجُوا فِي الحُجزِ الصَالِح، فَإِنَّ العِرْقَ دَسَّاسٌ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: با زنی که در خانواده شایسته تربیت شده، ازدواج کنید؛ زیرا رگ خانوادهای مؤثر است.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): إِيَّاكُمْ وَ تَزْوِيجَ، الْحَمْقَاءِ، فَإِنَّ صُحْبَتَهَا بَلَاءٌ وَ وُلْدَهَا ضِيَاعٌ(3)
امیر المؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: از ازدواج با زنان کمعقل (احمق) دوری کنید؛ زیرا همنشینی با آنها بلا است و فرزندی هم که از او به دنیا بیاید، نطفه ضائع شده است.
این بیانات از اهلبیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دلیل بر ثبوت قانون وراثت است؛ چنانکه امروزه دانشمندان به آن رسیدهاند.
قال داود الکرخی قلت لأبی عبد الله (علیه السلام): إِنَّ صَاحِبَتِي قد هَلَكَتْ وَ كَانَتْ لِي مُوَافِقَةً وَ قَدْ هَمَمْتُ أَنْ أَتَزَوَّجَ. فَقَالَ: اُنْظُرْ أَيْنَ تَضَعُ نَفْسَكَ وَ مَنْ تُشرِكُهُ فِي مَالِكَ وَ تُطْلِعُهُ عَلَى دِينِكَ وَ سِرِّكَ وَ أَمَانَتِكَ، فَإِنْ كُنْتَ لَا بُدَّ فَاعِلاً فَبِكْرا تُنْسَبُ إِلَى الْخَيْرِ وَ إِلَى حُسْنِ الْخُلُقِ(4)
داود میگوید: به امام جعفر صادق (علیه السلام) گفتم، همسر موافقی داشتم، از دنیا رفت و اینک قصد ازدواج دارم. امام (علیه السلام) فرمود: متوجه باش خود را در اختیار چگونه
1) . الکافی، ج5، ص332، ح4 «باب اختیار الزوجة از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص48، ح4 [25001] «باب 13 از ابواب مقدمة النکاح از کتاب النکاح».
2) . مکارم الأخلاق، ص197 «فصل اول از باب هشتم».
3) . الکافی، ج5، ص354، ح1 «باب کراهیة التزویج الحمقاء از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص84، ح1[25094] «باب 33 از ابواب مقدمات النکاح از کتاب النکاح».
4) . مکارم الأخلاق، ص199 «فصل دوم از باب هشتم»؛ بحارالانوار، ج100، ص232، ح11 «باب سوم از ابواب النکاح از کتاب العقود و الایقاعات».
همسری میگذاری، چه زنی را در مال (و زندگی) خود شریکمیکنی؟ و چه کسی از دین تو و اسرار زندگی تو مطلع میشود؟ اگر نمیتوانی زیاد تحقیق کنی تا همسر لایق پیدا کنی و ناچار به اختیار همسر هستی، پس همسری شوهر ندیده انتخاب کن؛ زیرا چنین زنی به حسن خلق و رفتار نزدیکتر است.
قال حسین بن بشار، كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِي رَجُلٍ خَطَبَ إِلَيَّ فَكَتَبَ مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ كَائِناً مَنْ كَانَ فَزَوِّجُوهُ { إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسَادٌ كَبِيرٌ}(1)
[حسین پسر بشار میگوید: به امام جواد (علیه السلام) نامهای نوشتم در رابطه با مردی که به خواستگاری دخترم آمده بود، امام (علیه السلام) در پاسخ نامهام چنین نوشتند: هر کس از شما دختری خواست، دین و امانتش را بنگرید، اگر مورد اطمینان بود، هرکه باشد با او وصلت کن که در غیر این صورت فتنه و فسادی بزرگ در زمین خواهد بود.]
وَ قَالَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: الکُفو أَنْ يَكُونَ عَفِيفاً وَ عِنْدَهُ يَسَارٌ(2)
[و در حدیث دیگر امام صادق (علیه السلام) میفرماید: همسانی آن است که مرد پاکدامن باشد و توانایی تامین مخارج را داشته باشد.]
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الْحَسَنِ (علیه السلام) يَسْتَشِيرُهُ فِي تَزْوِيجِ ابْنَتِهِ. فَقَالَ: زَوِّجْهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِيٍّ، فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَكْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ يَظْلِمْهَا(3)
مردی خدمت امام حسن مجتبی (علیه السلام) آمد گفت: چگونه دامادی برای خود انتخاب کنم؟ امام (علیه السلام) فرمودند: دخترت را به مرد باتقوا بده؛ (زیرا) اگر او را دوست بدارد محبت میکند، اگر دوست نداشته باشد به او ستم نمیکند.
قال الصادق (علیه السلام): ... مِنْ بَرَكَةِ المَرْأَةِ، قِلَّةُ مَهْرِهَا …(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: زنی که مهرش سنگین نباشد بابرکت است… .
قال الصادق (علیه السلام): الْمَرْأَةُ فَشُؤْمُهَا، غَلَاءُ مَهْرِهَا(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: زنی که مهرش سنگین باشد شوم (بدقدم) است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَفْضَلُ نِسَاءِ أُمَّتِي، أَصْبَحُهُنَّ وَجْهاً وَ أَقَلُّهُنَّ مَهْراً(3)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: بهترین زنان امت من، زنی است که زیبارو و کممهریه باشد.
قال الصادق (علیه السلام) إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ المرْأَةَ لمَالِهَا أَوْ جَمَالِهَا، لَمْ يُرْزَقْ ذَلِكَ؛ فَإِنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا، رَزَقَهُ اللهُ مَالَهَا وَ جَمَالَهَا(4)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: مردی که برای مال و ثروت یا به جهت زیبایی، با زنی ازدواج کند خداوند آن مرد را از ثروت و جمال محروم میکند و اگر زنی را به جهت عفت و نجابت اختیار کند خداوند جمال و ثروت نصیب او خواهد کرد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَن زَوَّجَ كَرِيمَتُهُ مِن فَاسِقٍ، فَقَد قَطَعَ رَحِمَه(5)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که به مرد بدکار دختر دهد، قطع رحم کرده است.
1) . مکارم الأخلاق، ص198 «فصل اول از باب دهم»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص112، ح4 [25171] «باب 52 از ابواب مقدمات النکاح از کتاب النکاح».
2) . مکارم الأخلاق، ص198 «فصل اول از باب هشتم»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص112، ح1 [25168] «باب 52 از ابواب مقدمات النکاح از کتاب النکاح».
3) . الکافی، ج5، ص324، ح4 «باب خیر النساء از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص31، ح8 [24948] «باب ششم از ابواب مقدمات النکاح از کتاب النکاح».
4) . ر.ک: وسائل الشیعة، ج20، ص49، ح1 [25004] «باب 14 از ابواب مقدمات النکاح».
5) . مکارم الأخلاق، ص204 «فصل سوم از باب هشتم»؛ وسائل الشیعة، ص79، ح1 [25081] «باب 29 از ابواب مقدمات النکاح از کتاب النکاح».
قَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ …، فَلَيْسَ بِأَهْلٍ أَنْ يُزَوَّجَ إِذَا خَطَبَ(1)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که شراب میخورد… اهلیت ندارد که به او همسر دهند.
قال الصادق (علیه السلام): شَارِبُ
الْخَمْرِ إِنْ مَرِضَ، فَلَا تَعُودُوهُ - إلى أن قال - وَ إِنْ خَطَبَ… فَلَا تُزَوِّجُوهُ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: اگر شرابخوار مریض شد، به عیادتش نروید، اگر زن خواست، به او زن ندهید.(3)
در امر ازدواج فرزند تا آنجا که میتواند باید نظر پدر و مادر را جلب کند، پدر و مادر هم نباید برخلاف خواست فرزند به ازدواج با دختری که او نمیخواهد وادارش کنند.
عن ابنأبییعفور عن الصادق (علیه السلام) قال: قُلْتُ إِنِّي أَرَدْتُ أَنْ أَتَزَوَّجَ امْرَأَةً وَ إِنَّ أَبَوَيَّ أَرَادَا غَيْرَهَا؟ قَالَ: تَزَوَّجِ الَّذِي هَوِيتَ وَ دَعِ الَّتِي هَوَىأَبَوَاک(4)
پسر ابییعفور میگوید: به امام جعفرصادق (علیه السلام) گفتم: میخواهم با زنی ازدواج کنم، پدر و مادرم مخالفت میکنند (میگویند با دختری که ما میگوییم ازدواج کن، وظیفه من چیست؟).
1) . الکافی، ج5، ص348، ح3 «باب کراهیة أن ینکح شارب الخمر از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص80، ح3 [25083] «باب29 از ابواب مقدمات النکاح».
2) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج4، ص58، ح5091 «باب حد شرب الخمر از کتاب الحدود»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص312، ح7 [31986] «باب 11 از ابواب الأشربة المحرمة از کتاب الأطعمة و...».
3) . امروزه دانشمندان معتقدند الکل توسط مویرگ وارد خون میشود در نتیجه شالوده نوزاد مسموم و علیل میشود و گناه این عمل (انعقاد نطفه علیل) به حکم قانون وراثت به گردن پدر است که به شرابخوار دختر داده است، پس کسی که به شرابخوار دختر دهد، قطع رحم کرده است؛ همچنان که شارع اسلام از تزویج زن کم عقل منع کرده است؛ زیرا فرزند از نعمت عقل محروم میماند (مؤلف).
4) . مکارم الأخلاق، ص237 «فصل دهم از باب هشتم».
امام (علیه السلام) فرمودند: با همسری که خودت میخواهی، ازدواج کن.(1)
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ تَزَوَّجَ …وَ الْقَمَرُ فِي الْعَقْرَبِ، لَمْ يَرَ الْحُسْنَى(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هنگامی که قمر در عقرب است، زن عقد نکنید؛ زیرا در زندگی، خوبی نخواهید دید.
قال العسکری (علیه السلام): مَنْ
تَزَوَّجَ فِي مُحَاقِ الشَّهْرِ، فَلْيُسَلِّمْ لِسِقْطِ الْوَلَدِ(3)
امام حسن عسکری (علیه السلام) میفرماید: آنکس که در سه شب آخر ماه ازدواج کند، برای بچه سقط شدن باید تسلیم شود.
قال الصادق (علیه السلام)لبعض اصحابه: إِذَا أُدْخِلَتْ عَلَيْكَ أَهْلُكَ، فَخُذْبِنَاصِيَتِهَا وَ اسْتَقْبِلْ بِهَا الْقِبْلَةَ. وَ قُلْ: اللَّهُمَّ! بِأَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا وَ بِكَلِمَاتِكَ اسْتَحْلَلْتُ فَرْجَهَا، فَإِنْ قَضَيْتَ لِي مِنْهَا وَلَداً، فَاجْعَلْهُ مُبَارَكاً سَوِيّاً وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ شَرِكاً وَ لَا نَصِيباً(4)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: چون همسرت به خانه آمد (داخل حجله عروس شدی) رو به قبله بایست و دست خود را بالای پیشانی او بگذار سپس بگو: خداوندا! امانت تو را پذیرفتم و چنانکه تو فرمودی، این زن را برای خود حلال گردانیدم،
1) . لازم به ذکر است اگر پدر یا مادر نسبت به انتخاب فرزند اعتراض داشته باشند، فرزند باید به اعتراض آنها توجه داشته باشد؛ زیرا ممکن است زنی که فرزند انتخاب کرده است از نظر اخلاق، دیانت یا جهات دیگر صلاحیت نداشته باشد و والدین چنین همسری را برای فرزند خود صلاح ندانند از سوی دیگر اگر فرزند به صلاحدید پدر و مادر توجه نداشته باشد و آنها راضی نباشد، خدا و رسولش نیز از آن فرزند راضی نخواهند بود، بهعلاوه در زندگی خیری نخواهد دید (مؤلف).
2) . تهذیب الأحکام،ج7، ص461، ح52 «باب 41 از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص114، ح1 [25173] «باب 54 از ابواب مقدمات النکاح از کتاب النکاح».
3) . علل الشرائع، ج2، ص514، ح4 «باب 289»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص115، ح3 [25175].
4) . مکارم الأخلاق، ص208 «فصل چهارم از باب هشتم».
(خداوندا) اگر برای من فرزندی مقدر شده است (قدم) او را مبارک گردان، اعضای او را صحیح و سالم قرار ده و از فرزند من برای شیطان نصیبی قرار مده.(1)
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لعلی (علیه السلام): يَا عَلِيُّ إِذَا دَخَلَتِ الْعَرُوسُ بَيْتَكَ، فَاخْلَعْ خُفَّيْهَا …وَ اغْسِلْ رِجْلَيهَا وَ صُبَّ الماءَ مِنْ بَابِ دَارِكَ إِلَى أَقْصَی دَارِكَ، فَإِنَّكَ إِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ، أَخْرَجَ اللهُ مِنْ دارکَ سَبْعِينَ أَلْفَ لَوْنٍ مِنَ الْفَقْرِ وَ أَدْخَلَ فِيهِ سَبْعِينَ أَلْفَ لَوْنٍ مِنَ الغَنی وَسَبعِينَ لَوْناً مِن الْبَرَكَةَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ سَبْعِينَ رَحْمَةً، تُرَفْرِفُ عَلَى رَأْسِ عَرُوسِکَ حَتَّى تَنَالَ بَرَكَتُهَا كُلَّ زَاوِيَةٍ فِي بَيْتِكَ وَ تَأْمَنَ الْعَرُوسُ مِنَ الْجُنُونِ وَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ أَنْ يُصِيبَهَا مَا دَامَتْ فِي تِلْكَ الدَّارِ وَ امْنَعِ الْعَرُوسَ فِي أُسْبُوعِهَا مِنَ الْأَلْبَانِ وَ الْخَلِّ وَ الْكُزْبُرَةِ وَ التُّفَّاحِ الْحَامِضِ مِنْ هَذِهِ الْأَرْبَعَةِ الْأَشْيَاءِ. فَقَالَ عَلِيٌّ (علیه السلام): يَا رَسُولَ الله وَ لِأَيِّ شَيْءٍ أَمْنَعُهَا هَذِهِ الْأَشْيَاءَ الْأَرْبَعَةَ. قَالَ: لِأَنَّ الرَّحِمَ تَعْقَمُ وَ تَبْرُدُ مِنْ هَذِهِ الْأَرْبَعَةِ الْأَشْيَاءِ عَنِ الْوَلَدِ وَ الحَصِيرٌ فِي نَاحِيَةِ الْبَيْتِ خَيْرٌ مِنِ امْرَأَةٍ لَا تَلِدُ. فَقَالَ عَلِيٌّ (علیه السلام): يَا رَسُولَ الله مَا بَالُ الْخَلِّ تَمْنَعُ مِنْهُ. قَالَ: إِذَا حَاضَتْ عَلَى الْخَلِّ لَمْ تَطْهُرْ أَبَداً بِتَمَامٍ وَ الْكُزْبُرَةُ تُثِيرُ الْحَيْضَ فِي بَطْنِهَا وَ تُشَدِّدُ عَلَيْهَا الْوِلَادَةَ وَ التُّفَّاحُ الْحَامِضُ يَقْطَعُ حَيْضَهَا فَيَصِيرُ دَاءً عَلَيْهَا(2)؛پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: ای علی! چون همسرت به خانه آمد، کفشهایش را از پای او بیرون آور و پای او را بشوی، همان آب را به تمام خانه پاش؛ زیرا اگر این کار را انجام دهی، خداوند هفتاد هزار رقم فقر را از خانهات میبرد و هفتاد هزار رقم بینیازی و هفتاد هزار برکت به خانهات وارد میکند و هفتاد رحمت برای تو و همسرت فرود میآید، تا آنجا که این برکت تمام زوایای
1) . همچنین مستحب است که عروس و داماد هر کدام دو رکعت نماز بخوانند و سعادت خود را از خداوند بخواهند (مؤلف)؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص551، ح4899 «باب النوادر از ابواب القضایا و...»؛ بحارالأنوار، ج100، ص281، ح1 «باب هشتم از ابواب النکاح از کتاب العقود والایقاعات».
2) . مکارم الأخلاق، ص209؛ بحارالانوار، ج100، ص280، ح1 «باب هشتم از ابواب النکاح از کتاب العقود و الایقاعات».
خانهات را فرا میگیرد، تا زمانی که عروس تو در آن خانه است از بیماری جنون، جذام، پیسی، در امان است. در هفته اول، عروس را از خوردن سرکه، ماست (ترش)، سیب ترش، ترتیزک [شاهی] منع کن. امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: چرا عروس از خوردن این چهار چیز منع شده است؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: این چهار چیز رحم را سرد و عقیم میکند و موجب نازایی است و حصیری که در خانه است از زنی که اولاد نیاورد، بهتر است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود ای رسول خدا! سرکه چه اثر سوئی در او میگذارد؟ پیغمبر فرمود، اگر زن با خوردن سرکه حیض شود، از خون حیض پاک نمیشود، اگر ترتیزک بخورد، خون حیض قطع میشود و زایمان بر او سخت میشود، سیب ترش حیض را قطع میکند و همیشه بیمار میماند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): يَا عَلِيُّ لَا تُجَامِعِ امْرَأَتَكَ إِلَّا وَ مَعَكَ خِرْقَةٌ وَ مَعَ أَهْلِكَ خِرْقَةٌ وَ لَا تَمْسَحَا بِخِرْقَةٍ وَاحِدَةٍ، فَتَقَعَ الشَّهْوَةُ عَلَى الشَّهْوَةِ، فَإِنَّ ذَلِكَ يُعْقِبُ الْعَدَاوَةَ بَيْنَكُمَا ثُمَّ يَرُدُّكُمَا إِلَى الْفُرْقَةِ وَ الطَّلَاقِ يَا عَلِيُّ لَا تُجَامِعِ امْرَأَتَكَ مِنْ قِيَامٍ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِ الْحَمِيرِ فَإِنْ قُضِیَ بَيْنَكُمَا وَلَدٌ كَانَ بَوَّالًا فِي الْفِرَاشِ كَالْحَمِيرِ الْبَوَّالَةِ فِي كُلِّ مَكَانٍ.َ یا عَلِيُّ لَا تُجَامِعِ امْرَأَتَكَ فِي لَيْلَةِ الْفِطْرِ، فَإِنَّهُ إِنْ قُضِیَ بَيْنَكُمَا وَلَدٌ لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ الْوَلَدُ إِلَّا كَثِيرَ الشَّرِّ.
يَا عَلِيُّ لَا تُجَامِعِ امْرَأَتَكَ فِي لَيْلَةِ الْأَضْحَى، فَإِنَّهُ إِنْ قُضِیَ بَيْنَكُمَا وَلَدٌ يَكُونُ لَهُ سِتُّ أَصَابِعَ أَوْ أَرْبَع.
…يَا عَلِيُّ لَا تُجَامِعْ أَهْلَكَ فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَإِنَّهُ إِنْ قُضِيَ بَيْنَكُمَا وَلَدٌ يَكُونُ مَشُوماً ذَا شَامَةٍ فِي وَجْهِهِ يَا عَلِيُّ لَا تُجَامِعْ أَهْلَكَ فِي آخِرٍ مِن الشَّهْرِ … فَإِنَّهُ إِنْ قُضِيَ بَيْنَكُمَا وَلَدٌ يَكُونُ عَشَّاراً أَوْ عَوْناً لِلظَّالِمِ وَ يَكُونُ هَلَاكُ فِئَامٍ مِنَ النَّاسِ عَلَى يَدَيْه.…يَا عَلِيُّ احْفَظْ وَصِيَّتِي هَذِهِ كَمَا حَفِظْتُهَا عَنْ جَبْرَئِيل(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: ای علی! هنگام آمیزش با همسرت سخن مگوی؛ زیرا
1) . الأمالی (للصدوق)، ص568-569، ح1 (مجلس 84).
اگر فرزندی برای شما شود ممکن است لال باشد.
ای علی! برای شما و همسرت دو خرقه(1)باشد؛ زیرا اگر یکي داشتید باعث دشمنی و جدایی بین شما میگردد. [ای علی! ایستاده آمیزش نکن، که این عمل چهارپایان است زیرا اگر برای شما فرزندی شود که در هر مکان ادار کند مانند چهارپایان که در هر مکانی ادرار میکند.]
ای علی! در شب عید فطر با همسرت نزدیکی مکن، زیرا اگر برای شما فرزندی شود، شر او زیاد خواهد بود.
ای علی! شب عید قربان با همسرت آمیزش مکن، زیرا فرزندی که نطفهاش در این شب منعقد شود، شش انگشتی يا چهار انگشتی خواهد بود.
ای علی! در شب نیمه شعبان با همسرت آمیزش مکن؛ زیرا اگر برای شما فرزندی مقدر شده باشد، بدقدم خواهد بود و صورت او علامتی خواهد داشت.
ای علی! در شب آخر ماه با همسرت آمیزش مکن؛ زیرا اگر برای شما فرزندی مقدر باشد یا عشرگیر [گمرکچی] شود یا ستمگر را یاری کند یا آنکه عده زیادی از مردم توسط او کشته میشوند.
(سپس فرمود:) ای علی! وصیتهای مرا حفظ کن؛ چنانکه من از جبرئیل حفظ کردم.
قال الصادق (علیه السلام): لَا تُجَامِعْ فِي أَوَّلِ الشَّهْرِ وَ لَا فِي وَسَطِهِ وَ لَا فِي آخِرِهِ، فَإِنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَلْيَسْتَعِدَّ لِسِقْطِ الْوَلَدِ وَ إِنْ تَمَّ أَوْشَكَ أَنْ يَكُونَ مَجْنُوناً. أَ لَا تَرَى أَنَّ الْمَجْنُونَ أَكْثَرُ مَا يُصْرَعُ فِي أَوَّلِ الشَّهْرِ وَ وَسَطِهِ وَ آخِرِه(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: اول ماه، نیمه ماه و آخر ماه با همسرت نزدیکی نکن؛ زیرا اگر اولادی برای تو باشد مهیای سقط شدن او باش، اگر (سقط نشود) به دنیا بیاید، ممکن است دیوانه شود؛ مگر نمیبینی که دیوانگان در اول ماهو نیمه ماه و آخر ماه دیوانگی آنان بیشتر میشود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): خَيْرُ نِسَائِكُمُ، الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِيفَةُ الْعَزِيزَةُ فِي أَهْلِهَا، الذَّلِيلَةُ مَعَ بَعْلِهَا، المتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوْجِهَا، الْحَصَانُ عَلَى غَيْرِهِ الَّتِي تَسْمَعُ قَوْلَهُ، وَ تُطِيعُ أَمْرَهُ، وَ إِذَا خَلَا بِهَا بَذَلَتْ لَهُ مَا يُرِيدُ مِنْهَا(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: بهترین زنان شما زنی است که عفت داشته باشد، در خانوادهاش (بهواسطه صفات برجسته او) عزیز باشد، در مقابل شوهر مطیع باشد، همیشه خود را برای شوهر آرایش کند، از غیر شوهر دوری گزیند، گفتار شوهر را بشنود، چون با شوهرش تنها باشد، خود را در اختیار او بگذارد.
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): فَقَالَ: إِنَّ لِي زَوْجَةً، إِذَا دَخَلْتُ تَلَقَّتْنِي وَ إِذَا خَرَجْتُ، شَيَّعَتْنِي وَ إِذَا رَأَتْنِي، مَهْمُوماً قَالَتْ: … مَا يَهُمُّكَ؟ إِنْ كُنْتَ تَهْتَمُّ لِرِزْقِكَ، فَقَدْ تَكَفَّلَ لَكَ بِهِ غَيْرُكَ وَ إِنْ كُنْتَ تَهْتَمُّ بِأَمْرِ آخِرَتِكَ، فَزَادَكَ اللهُ هَمّاً. فَقَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): بَشِّرْهَا بِالْجَنَّةِ وَ قُلْ لَهَا إِنَّكِ عَامِلَةٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ لَكِ فِي كُلِّ يَوْمٍ أَجْرُ سَبْعِينَ شَهِيداً(2)
مردی خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد، عرض کرد ای فرستاده خدا! همسری دارم (خیلی مهربان) آنگاه که به خانه وارد میشوم، پیشوازم میآید، چون از خانه بیرون میآیم تا درب منزل مرا همراهی میکند، هرگاه مرا اندوهناک ببیند، گوید اگر اندوه تو برای آخرت است، خداوند آن را زیاد گرداند و اگر اندوه تو برای دنیا است، رزق تو را دیگری به عهده گرفته است، تو چرا غصه میخوری، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ای مرد! این زن را به بهشت بشارت بده، به او بگو تو یکي از کارگزاران خدا هستی (زیرا به وظیفه دینی خود رفتار میکنی) وبرای تو هر روز اجر هفتاد شهید است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) إِذَا صَلَّتِ المَرْأَةُ خَمْسَهَا وَ صَامَتْ شَهْرَهَا وَ حَجَّتْ بَيْتَ رَبِّهَا وَ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا وَ عَرَفَتْ حَقَّ عَلِيٍّ (علیه السلام)، فَلْتَدْخُلْ مِنْ أیّ أَبْوَابِ الْجِنَانِ شَاءَتْ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اگر زنی نمازهای پنجگانه خود را به جای آورد، روزه ماه رمضان را بگیرد، عفت خود را نگه بدارد، از شوهرش اطاعت کند و حج واجب را به جای آورد؛ از هر دری که بخواهد وارد بهشت میشود.
روشن است اگر شوهر بخواهد زن را به عمل حرام وادار کند یا او را به جایی که حرام است ببرد، زن نباید از شوهر اطاعت کند؛ زیرا محرمات الهی به خواهش شوهر حلال نمیشود اما در غیر محرمات و واجبات الهی، زن باید مطیع فرمان شوهر باشد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَيُّمَا امْرَأَةٍ أَعَانَتْ زَوْجَهَا عَلَى الْحَجِّ وَ الْجِهَادِ أَوْ طَلَبِ الْعِلْمِ أَعْطَاهَا اللهُ مِنَ الثَّوَابِ مَا يُعْطِي امْرَأَةَ أَيُّوبَ (علیه السلام)(2)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هر زنی که شوهر خود را در راه حج و جهاد یا برای طلب علم (دانش آموختن) کمک و یاری کند، خداوند ثوابی را که به همسر ایوب پیامبر داده است به او عنایت فرماید.
أَتَت إمرَأةٌ عِندَ رَسُول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قَالَت: يَا رَسُول الله مَا بَالَ المَرأَةِ کانَت مَحرُومَةً عَن الجِهادِ؟ فَقالَ رَسُول الله: نَعَم، لَکِ جَهَادٌ، جَهَادُ المَرأَةِ حُسنُ التَّبَعُّل(3)زنان مدینه، زنی را به عنوان نماینده خدمت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرستادند که چرا جهاد برای ما واجب نشده است؟ چرا ما از این ثواب باید محروم باشیم؟ پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: برای زن جهاد است، جهاد زن، نیکو شوهرداری است.
1) . کتاب من لا یحضره الفقیة، ج3، ص441، ح4531 «باب حق المرأة علی الزوج از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص159، ح4 [25303] «باب 79 از ابواب مقدمات النکاح»؛ این حدیث در مصدر از حضرت امام صادق (علیه السلام) نقل شده است.
2) . مکارم الأخلاق، ص201 «فصل دوم از باب هشتم».
3) . ر.ک: کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص439، ح4518 «باب حق الزوج علی المرأة از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص23، ح2 [19935] «باب چهارم از ابواب جهاد العدو... از کتاب الجهاد».
یعنی آن زنی که با اخلاق شوهر بسازد، همیشه رضایت او را جلب کند و اطاعت شوهر نماید، ثواب مجاهد را دارد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) أَيُّمَا امْرَأَةٍ… كَلَّفَتْهُ (زَوْجَهَا) مَا لَا يُطِيقُ لَا يَقْبَلُ اللهُ صَرْفاً وَ لَا عَدْلاً إِلَّا أَنْ تَتُوبَ وَ تَرْجِعَ وَ تَطْلُبَ مِنْهُ طَاقَتَه(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هر زنی که از شوهر چیزی بخواهد و مرد نتواند خواست او را انجام دهد، خداوند عبادات آن زن را قبول نکند؛ مگر اینکه توبه کند و همیشه چیزی از شوهر بخواهد که او بتواند انجام دهد.
جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله و سلم) فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ الله مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى المَرْأَةِ؟ فَقَالَ لَهَا: أَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ وَ لَا تَصَدَّقَ مِنْ بَيْتِهِ إِلَّا بِإِذْنِهِ، وَ لَا تَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِهِ، وَ لَا تَمْنَعَهُ نَفْسَهَا وَ إِنْ كَانَتْ عَلَى ظَهْرِ قَتَبٍ، وَ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ، وَ إِنْ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا بِغَيْرِ إِذْنِه، لَعَنَتْهَا مَلَائِكَةُ السَّمَاءِ وَ مَلَائِكَةُ الْأَرْضِ وَ مَلَائِكَةُ الْغَضَبِ وَ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ، حَتَّى تَرْجِعَ إِلَى بَيْتِهَا (بِغَيْرِ إِذْنِهِ)(2)
وَعَلَيْهَا أَنْ تَطَيَّبَ بِأَطْيَبِ طِيبِهَا وَتَلْبَسَ أَحْسَنَ ثِيَابِهَا وَ تَزَيَّنَ بِأَحْسَنِ زِينَتِهَا وَ تَعْرِضَ نَفْسَهَا عَلَيْهِ غُدْوَةً وَ عَشِيَّةً(3)
زنی خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد عرض کرد ای پیامبر خدا! حق مرد بر همسرش چیست؟ فرمودند: زن باید فرمانبردار شوهر باشد، از حرف اوخارج نشود، از خانه شوهر چیزی به کسی ندهد، بدون اجازه او روزه مستحبی نگیرد، [خود را از او دریغ ننماید، گرچه بر پشت شتر باشد] اگر شوهر نمیخواهد به جایی رود، نرود، اگر با نارضایتی شوهر جایی رود ملائکه آسمان و زمین و ملائکه غضب و رحمت همگی او را لعنت میکنند تا آنکه به خانه باز گردد.
و در حدیث دیگر میفرماید: زن با ایمان همیشه باید به بهترین عطرهایی که دارد خود را برای شوهر خوشبو کند، بهترین لباسهای خود را برای شوهر بپوشد، به بهترین آرایش خود را برای شوهر آرایش کند، صبح و شام خود را در اختیار شوهر قرار دهد و خود را به او بنمایاند.
زن نمیتواند بدون اجازه شوهر مستحباتی مانند نماز جماعت، روزه مستحبی و … بجا آورد همچنین زن نباید به دلیل ترس از حامله شدن از شوهر دوری کند؛ زیرا حمل زن و شیر دادن مادر به فرزند ثواب بسیاری دارد.
قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: يَا رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ذَهَبَ الرِّجَالُ بِكُلِّ خَيْرٍ، فَأَيُّ شَيْءٍ لِلنِّسَاءِ المسَاكِينِ؟ فَقَالَ (علیه السلام) بَلَى، إِذَا حَمَلَتِ المرْأَةُ كَانَتْ بِمَنْزِلَةِ الصَّائِمِ الْقَائِمِ المجَاهِدِ بِنَفْسِهِ وَ مَالِهِ فِي سَبِيلِ الله، فَإِذَا وَضَعَتْ كَانَ لَهَا مِنَ الْأَجْرِ مَا لَا يَدْرِي أَحَدٌ مَا هُوَ لِعِظَمِهِ؛ فَإِذَا أَرْضَعَتْ كَانَ لَهَا بِكُلِّ مَصَّةٍ، كَعِدْلِ عِتْقِ مُحَرَّرٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ؛ فَإِذَا فَرَغَتْ مِنْ رَضَاعِهِ ضَرَبَ مَلَكٌ كَرِيمٌ عَلَى جَنْبِهَا، وَ قَالَ: اسْتَأْنِفِي الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكِ(1)
ام سلمه (همسر پیامبر به آن حضرت) عرض کرد ای پیامبر خدا! همه خوبیها را مردان بردهاند؟ آیا چیزی برای زنان بیچاره هست؟
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: چرا، برای آنان نیز خوبی هست، هرگاه زن حامله شود، ثواب مرد روزهداری را دارد که در راه خداوند جهاد میکند و مال خود را در راه خداوند انفاق کرده است، چون او را درد زایمان بگیرد، هر مرتبهای که درد بر او عارض شود، ثواب آزاد کردن بنده مؤمنی برای او مینویسند، آنگاه که بچه به دنیا بیاید، به قدری برای او اجر و ثواب است، که کسی آن رانمیداند، هرگاه فرزندش را شیر میدهد به هر شیری که میدهد، برای او ثواب آزاد کردن بندهای
1) . الأمالی (للصدوق)، ص411، ح7 «مجلس 64»؛ وسائل الشیعة، ج21، ص451، ح1 [27557] «باب 67 از ابواب احکام الاولاد از کتاب النکاح».
از اولاد حضرت اسماعیل را مینویسند. آنگاه که از شیر دادن فارغ شود فرشتهای به او میگوید، اعمال خود را از سر بگیر خداوند تمام گناهان تو را آمرزیده است.
قال الصادق (علیه السلام): أَيُّمَا امْرَأَةٍ خَدَمَتْ زَوْجَهَا سَبْعَةَ أَيَّامٍ، أَغْلَقَ اللهُ عَنْهَا سَبْعَةَ أَبْوَابِ النَّارِ وَ فَتَحَ لَهَا ثَمَانِيَةَ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ، تَدْخُلُ مِنْ أَيِّهَا شَاءَتْ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: زنی که (حداقل) هفت روز خدمتگزار شوهر باشد، خداوند درهای هفتگانه جهنم را به روی او ببندد و درهای هشتگانه بهشت را بر روی او بگشاید، تا از هر دری بخواهد داخل شود. (مشروط به آنکه خود را از حرام حفظ کند و واجبات خود را بهجا آورد).
قال الصادق (علیه السلام): مَا مِنِ امْرَأَةٍ تَسْقِي زَوْجَهَا شَرْبَةً مِنْ مَاءٍ إِلَّا كَانَ خَيْراً لَهَا، مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ، صِيَامِ نَهَارِهَا وَ قِيَامِ لَيْلِهَا وَ يَبْنِيَ اللهُ لَهَا، بِكُلِّ شَرْبَةٍ تَسْقِي زَوْجَهَا مَدِينَةً فِي الْجَنَّةِ وَ غَفَرَ لَهَا سِتِّينَ خَطِيئَةً(2)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: زنی که شوهرداری کند و یک ظرف آب به شوهرش بدهد و او را سیراب کند، از یک سال عبادت که روزهایش را روزه باشد و شبهایش را عبادت کند، بهتر است. و به پاداش هر آب دادن به شوهر، خداوند در بهشت خانهای به او عنایت کند و شصت گناه او را بیامرزد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لَاتُطَوِّلْنَ صَلَاتَكُنَّ، لِتَمْنَعْنَ أَزْوَاجَكُنَّ(3)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: (آنگاه که شوهر انتظارهمسرش را دارد) شما زنان نمازتان را طول ندهید که شوهر از شما محروم و ناامید شود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لَايَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ ، أَنْ تُعَطِّلَ نَفْسَهَا وَ لَوْ أَنْ تُعَلِّقَ فِي عُنُقِهَا قِلَادَةً. وَ لَايَنْبَغِي لَهَا أَنْ تَدَعَ يَدَهَا مِنَ الْخِضَابِ، وَ لَوْ أَنْ تَمْسَحَهَا مَسْحاً بِالْحِنَّاءِ وَ إِنْ كَانَتْ مُسِنَّةً(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: سزاوار نیست زن شوهردار، بیآرایش باشد اگرچه به یک گردن بند باشد. همچنین سزاوار نیست دست زن شوهردار از حنا رنگ نداشته باشد اگرچه پیرزن باشد.
قال الصادق (علیه السلام) إِنَّ رَجُلاً مِن الأَنْصارِ عَلی عَهدِ رَسُولِ الله خَرَجَ فِي بَعْضِ حَوَائِجِهِ فَعَهِدَ إِلَى امْرَأَتِهِ عَهْداً، أَنْ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا حَتَّى يَقْدَمَ قَالَ: وَ إِنَّ أَبَاهَا قَدْ مَرِضَ، فَبَعَثَتِ المَرْأَةُ إِلَى رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) تَسْتَأْذِنُهُ أَنْ تَعُودَهُ. فَقَالَ: لَا، إجْلِسِي فِي بَيْتِكِ وَ أَطِيعِي زَوْجَكِ. قَالَ: فَثَقُلَ. فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ ثَانِياً. بِذَلِكَ. فَقَالَ (صلی الله علیه و آله و سلم): إجْلِسِي فِي بَيْتِكِ وَ أَطِيعِي زَوْجَكِ. قَالَ: فَمَاتَ أَبُوهَا فَبَعَثَتْ إِلَيْهِ أَنَّ أَبِي قَدْ مَاتَ فَتَأْمُرُنِي أَنْ أُصَلِّيَ عَلَيْهِ. فَقَالَ: لَا، إجْلِسِي فِي بَيْتِكِ وَ أَطِيعِي زَوْجَكِ. قَالَ: فَدُفِنَ الرَّجُلُ. فَبَعَثَ إِلَيْهَا رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَنَّ اللهَ قَدْ غَفَرَ لَكِ وَ لِأَبِيكِ بِطَاعَتِكِ لِزَوْجِكِ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: مردی از انصار در دوران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سفر رفت با همسرش پیمان بست تا آمدن شوهر از خانه بیرون نرود. پدر، زن بیمار شد. زن قاصدی نزد رسول خدا فرستاد تا به وی اجازه عیادت دهد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: در خانه بنشین وفرمانبردار شوهرت باش. مرتبه دیگر خبر آوردند که حال پدرت سخت است دوباره کسی را فرستاد از حضرت اجازه بگیرد، حضرت اجازه ندادند. تا پدرش از دنیا رفت. قاصدی فرستاد و از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خواست اجازه
1) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج1، ص123، ح283 «باب غسل یوم الجمعة»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص167، ح1 [25321] «باب 85 از ابواب مقدمات النکاح از کتاب النکاح».
2) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص442، ح4532 «باب حق المرأة علی الزوج از کتاب النکاح»؛ وسائلالشیعة، ج20، ص174، ح1 [25350] «باب 91 از ابواب مقدمات النکاح ».
دهد تا بر پدرش نماز بگذارد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: نه، در خانه بنشین و از شوهرت اطاعت کن. مرد به خاک سپرده شد. پیامبر پیغام داد که خداوند تو و پدرت را در اثر فرمانبرداری از شوهر، مورد غفران قرار داد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): اَربَعٌ مِن السَّعاَدَةِ، المَرأَةُ الصَالِحَةُ وَ المَسْکَنُ الوَاسِعُ وَ الجَارُ الصَالِحُ وَ المَرکَبُ البَهِيُ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: چهار چیز نشانه خوشبختی مرد است: اول زن شایسته (که خوب شوهرداری میکند)، دوم خانه وسیع، سوم همسایه نیکو (که مزاحم نباشد)، چهارم مرکب (وسایل رفت و آمد) نیکو.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): اَربَعٌ مِن الشَقَاوَةِ، الجَارُ السَوءُ وَ المَرأَةُ السَوءُ وَ المَسکَنُ الضِيقُ وَ المَرکَبُ السَوءُ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: چهار چیز نشانه بدبختی است: اول همسایه نامناسب و بد، دوم زن بدخلق (زنی که با شوهرش سازش ندارد)، سوم خانه کوچک (که او را کفایت نمیکند)، چهارم مرکبی که صاحبش را ناراحت میکند.
قال الصادق (علیه السلام): خَمْسُ خِصَالٍ مَنْ فَقَدَ وَاحِدَةً مِنْهُنَّ لَمْ يَزَلْ؛ نَاقِصَ الْعَيْشِ زَائِلَ الْعَقْلِ، مَشْغُولَ الْقَلْبِ، فَأَوَّلُهَا صِحَّةُ الْبَدَنِ وَ الثَّانِيَةُ الْأَمْنُ وَ الثَّالِثَةُ السَّعَةُ فِي الرِّزْقِ وَ الرَّابِعَةُ الْأَنِيسُ الموَافِقُ. قُلْتُ: وَ مَا الْأَنِيسُالمُوَافِقُ؟ قَالَ: الزَّوْجَةُ الصَّالِحَةُ وَ الْوَلَدُ الصَّالِحُ وَ الْجَلِيسُ الصَّالِحُ. وَ الْخَامِسَةُ وَ هِيَ تَجْمَعُ هَذِهِ الْخِصَالَ الدَّعَةُ(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هرکس از پنج خصلت یکي را نداشته باشد همیشه عیش او ناقص است، دل ندارد (حوصله ندارد) و فکر او مشوش است: اول سلامتی بدن، دوم امنیت، سوم وسعت رزق، چهارم زن پاکدل و فرزند صالح و دوست مناسب، پنجم که جامع همه آنها است، آرامش خاطر و فراغت در زندگی است.
قال الصادق (علیه السلام): إِيَّاكَ فِي الضَّعِيفَيْنِ، يَعْنِي: بِذَلِكَ الْيَتِيمَ وَ النِّسَاءَ(1)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: از اذیت و آزار دو گروه که نیرومند نیستند، بترسید یکي زنان و دیگری يتیمان.
زمانی که زن وارد خانه شوهر میشود، تمام امید خود را شوهر خود میداند لذا مرد نباید با همسرش بدرفتاری کند که زن امید به زندگی نداشته باشد.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): إِنَّ المَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ، فَدَارِهَا عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ أَحْسِنِ الصُّحْبَةَ لَهَا، لِيَصْفُوَ عَيْشُكَ(2)
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: زن گل است (و گل باید بوئیده شود)، زن در زندگی امین دخل و خرج نیست (که با او گفتگو کنی يا با او گلاویز شوی) پس در هر حال با او مدارا کن و با او خوشرفتار باش تا زندگی تو صفا داشته باشد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ، وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلِي(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: بهترین مردان شما کسانی هستند که با همسرانشان بهتر رفتار میکنند و من بهتر از همه شما با اهل و عیالم رفتار میکنم.
1) . الکافی، ج5، ص511، ح3 «باب حق المرأة علی الزوج از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص168، ح3 [25325] «باب86 از ابواب مقدمات النکاح از کتاب النکاح».
2) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص556، ح4911 «باب النوادر از کتاب الطلاق»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص169 ح3 [25329] «باب87 از ابواب مقدمات النکاح از کتاب النکاح».
3) . مکارم الأخلاق، ص216 «فصل پنجم از باب هشتم»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص171 ح8 [25337] «باب88 از ابواب مقدمات النکاح ».
قال الصادق (علیه السلام): مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ، حُبُّ النِّسَاءِ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: دوست داشتن همسر از اخلاق پیامبران است.
قال الصادق (علیه السلام): مَنِ اشْتَدَّ لَنَا حُبّاً، اشْتَدَّ لِلنِّسَاءِ حُبّاً(2)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: آنکس که ما را زیاد دوست دارد، همسرش را نیز زیاد دوست میدارد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):عِيَالُ الرَّجُلِ أُسَرَاؤُهُ ، وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى الله عَزَّ وَ جَلَّ أَحْسَنُهُمْ صُنْعاً إِلَى أُسَرَائِهِ.(3)
فَمَنْ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِ نِعْمَةً فَلْيُوَسِّعْ عَلَى أُسَرَائِهِ(4)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: زن و فرزند، اسیران مرد هستند، هرکس با اسیران خود بهتر خوش رفتاری کند، نزد خداوند محبوب تر است.
و در روایت دیگر میفرماید: آنکس که خدا در زندگی به او وسعت دهد باید به اسیران و عائله خود وسعت دهد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): المَرْأَةُ لُعْبَة، وَ مَن اتَّخَذَهَا فَلَايُضيِعُهَا(5)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: زن لعبت (وسیله راحتی) است، کسی که زنی را به همسری میگیرد، او را ضایع و ناراحت نمیکند.
قال الصادق (علیه السلام): قَالَ أَحْسِنْ إِلَيْهَا. قُلْتُ: وَ مَا الْإِحْسَانُ؟ قَالَ: أَشْبِعْ بَطْنَهَا وَ اكْسُ
1) . الکافی، ج5، ص320، ح1 «باب حب النساء از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص22 ح2 [24923] «باب سوم از ابواب مقدمات النکاح ».
2) . المستطرفات، ج3، ص636 «باب المستطرفات از کتاب الحدود»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص24، ح12 [24933].
3) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص555، ح4909؛ وسائل الشیعة، ج20، ص171، ح9 [25338].
4) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص556، ح4910؛ بحارالأنوار، ج101، ص69، ح1 «باب اول از ابواب النفقات از کتاب العقود والایقاعات»؛ در مصدر حدیث از حضرت کاظم (علیه السلام) نقل شده است.
5) . الکافی، ج5، ص510، ح2 «باب اکرام الزوجة از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص167، ح2 [25324] «باب86 از ابواب مقدمات النکاح».
جَنْبَهَا وَ اغْفِرْ ذَنْبَهَا(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: به همسر خود احسان کنید. پرسیدند احسان چیست؟ فرمود: در خوراک و پوشاک او کوتاهی نکنید و او را مورد عفو قرار دهید.
قال علی (علیه السلام): فَدَارُوهُنَّ عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ أَحْسِنُوا لَهُنَّ المَقَالَ، لَعَلَّهُنَّ يُحْسِنَّ الْفَعَالَ(2)
علی (علیه السلام) میفرماید: در هر حال با همسرانتان مدارا کنید، گفتارتان را نیک کنید، شاید آنها هم کارشان را خوب انجام دهند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِذَا
أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْتِيَ زَوْجَتَهُ، فَلَا يُعَجِّلْهَا فَإِنَّ لِلنِّسَاءِ حَوَائِجَ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرگاه خواستی با همسرت آمیزش کنی، عجله نداشته باش؛ زیرا زنان نیازمندیهایی دارند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مِنَ الْجَفَاءِ …مُوَاقَعَةُ الرَّجُلِأَهْلَهُ، قَبْلَ المُلَاعَبَةِ(4)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرگاه مردی بدون مزاح با همسرش آمیزش کند، بر او ستم کرده است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): کُلُّ لَهْوِ المؤْمِنِ بَاطِلٌ إِلَّا فِي ثَلَاثٍ؛ فِي تَأْدِيبِهِ الْفَرَسَ وَ رَمْيِهِ
1) . الکافی، ج5، ص511، ح4؛ وسائل الشیعة، ج20، ص170، ح3 [25332] «باب88 از ابواب مقدمات النکاح».
2) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص554، ح4900 «باب النوادر از کتاب الطلاق»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص180، ح7 [25367] «باب94 از ابواب مقدمات النکاح».
3) . الخصال، ج2، ص637، ح10؛ وسائل الشیعة، ج20، ص118، ح4 [25184] «باب56 از ابواب مقدمات النکاح از کتاب النکاح».
4) . وسائل الشیعة، ج12، ص145، ح4 [15894] «باب101 از ابواب احکام العشرة از کتاب الحج».
عَنِ الْقَوْسِ وَ مُلَاعَبَتِهِ امْرَأَتَهُ، فَإِنَّهُنَّ حَقٌّ(1)
سه چیز برای مؤمن از لهویات شمرده نمیشود: تربیت اسب، تیراندازی، مزاح (شوخی) با همسر.
قال الصادق (علیه السلام): لَيسَ شَيءٌ تَحضُرُهُ المَلَائِکَةُ إلَّا الرِّهَانَ وَ مُلاعَبَةَ الرَّجُلِ أَهْلَهُ(2)
در هیچ کاری ملائکه حاضر نمیشوند؛ مگر در سه جا: 1. مسابقه اسبسواری 2. مسابقه تیراندازی 3. مزاح (شوخی) با همسر.(3)
بارضایت همسر عزل(4)کنید
سُئِلَ ابوجعفر (علیه السلام): عَنِ الْعَزْلِ؟ فَقَالَ: …إِنِّي أَكْرَهُ …إِلَّا أَنْ يَشْتَرِطَ عَلَيْهَا حِينَ یَتَزَوَّجُهَا؛(5)
امام محمدباقر (علیه السلام) میفرماید: عزل هنگامی جایز است که همسر راضی باشد یا در ازدواج با همسر شرط کرده باشد.
قال الصادق (علیه السلام): تُزَوِّجُوا وَ لَا تُطَلِّقُوا، فَإِنَّ الطَّلَاقَ يَهْتَزُّ مِنْهُ الْعَرْشُ(6)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: ازدواج کنید و طلاق ندهید؛ زیرا طلاق عرش خدا را میلرزاند.
1) . الکافی، ج5، ص50، ح13 «باب فضل ارتباط الخیل... از کتاب الجهاد»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص118، ح2 [25186] «باب57 از ابواب مقدمات النکاح».
2) . الکافی، ج5، ص49، ح10؛ وسائل الشیعة، ج20، ص118، ح1 [25185].
3) . گرچه در حدیث، دو قسمت آخر آمده است؛ ولی از بیانات ائمه اطهار (علیهم السلام) مسابقه اسبسواری نیز استفاده میشود.
4) . عزل جلوگیری از انعقاد نطفه است، (مؤلف).
5) . تهذیب الأحکام، ج7، ص417، ح43 «باب 36 از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج20، ص151، ح1 [25278] «باب 76 از ابواب مقدمات النکاح».
6) . مکارم الأخلاق، ص197 «فصل اول از باب هشتم»؛ وسائل الشیعة، ج22، ص9، ح7 [27880] «باب اول از ابواب مقدمات الطلاق و شرائطه از کتاب الطلاق».
از فرمایش امام (علیه السلام) به روشنی پیداست، کسی که بیدلیل همسر خود را طلاق دهد، گناه کرده است.
قال الصادق (علیه السلام): تَزَوِّجُوا وَ لَاتُطَلِّقُوا، فَإِنَّ اللهَ لَايُحِبُّ الذَّوَّاقِينَ وَ الذَّوَّاقَاتِ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: ازدواج کنید و طلاق ندهید؛ زیرا خداوند زنان و مردانی که طلاق میگیرند یا طلاق میدهند تا همسر تازه یا شوهر تازهای داشته باشند را دوست ندارد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَن کانَت لَهُ امْرَأَتَانِ، فَلَمْ يَعْدِلْ بَيْنَهُمَا فِي الْقَسْمِ مِنْ نَفْسِهِ وَ مَالِهِ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَغْلُولاً مَائِلاً شِقُّهُ، حَتَّى يَدْخُلَ النَّارَ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که دو زن داشته باشد و بین آنها به عدالت رفتار نکند، در قیامت با غل و زنجیر به گردن محشور میشود و او را یک طرفه به آتش میکشانند.
هفت امر برای نوزاد از سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است: نامگذاری، اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ، ختنه، کام (سقف دهان) نوزاد را با تربت یا آب فرات یا خرما برداشتن.(1)
در اسلام عقیقه برای اشخاص ثروتمند تأکید فراوان شده است. امام (علیه السلام) میفرماید: نوزاد در گرو عقیقه است.(2)برای فرزند خود عقیقه کنید تا انشاءالله برای شما بماند.
قال الصادق (علیه السلام): كُلُّ مَوْلُودٍ مُرْتَهَنٌ بِالْعَقِيقَةِ(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هر نوزادی در گرو عقیقه است.
قال الصادق (علیه السلام): الْعَقِيقَةُ لَازِمَةٌ لِمَنْ كَانَ غَنِيّاً، وَ مَنْ كَانَ فَقِيراً إِذَا أَيْسَرَ فَعَلَ ، فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى ذَلِكَ، فَلَيْسَ عَلَيْهِ (شَيْءٌ)(4)
1) . ر.ک: وسائل الشیعة، ج21، ص405-412 «باب34 و 35 از ابواب احکام الاولاد».
2) . الکافی، ج6، ص24، ح2 «باب العقیقة و وجوبها»؛ وسائل الشیعة، ج21، ص413، ح2 [27442].
3) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص484، ح4711 «باب العقیقة و التحنیک از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج21، ص413، ح2 [27442].
4) . مکارم الأخلاق، ص226 «فصل هفتم از باب هشتم»؛ وسائل الشیعة، ج21، ص419، ح1 [27465] «باب43 از ابواب احکام الاولاد از کتاب النکاح».
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: برای ثروتمند عقیقه لازم است، اگر توانایی ندارد چیزی بر او نیست، هرگاه توانگر شود عقیقه کند.
قال الصادق (علیه السلام): يُعْطِي الْقَابِلَةَ رُبُعَهَا، فَإِنْ لَمْ تَكُنْ قَابِلَةٌ، فَلِأُمِّهِ تُعْطِيهِ مَنْ شَاءَتْ وَ يُطْعِمُ مِنْهَا عَشَرَةً مِنَ المسْلِمِينَ، فَإِنْ زَادَ فَهُوَ أَفْضَلُ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: یک چهارم گوشت عقیقه را به قابله نوزاد بدهید، اگر قابله ندارد در اختیار مادر است، به هرکس بخواهد میتواند بدهد، مابقی آن را به کمتر از ده نفر اطعام نکنند و اگر از ده نفر بیشتر باشند، بهتر است.(2)
پدر و مادر نوزاد نباید از گوشت عقیقه بخورند و اگر استخوان حیوان عقیقه را نشکنند و دفن کنند، بهتر است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مِنْ حَقِّ الْوَلَدِ عَلَى وَالِدِهِ ثَلَاثَةٌ، يُحَسِّنُ اسْمَهُ وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتَابَةَ وَ يُزَوِّجُهُ إِذَا بَلَغَ.(3)و قال فی حدیث آخر: السِّبَاحَةَ وَ الرِّمَايَة.(4)وعن علی (علیه السلام): وَ يُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ(5)
از جمله حقوق فرزند بر پدر، انتخاب نام نیکو، تعلیم قرآن و آموختن نویسندگی و آموزش شنا و تیراندازی است (و آنگاه که زمان ازدواج باشد) همسر دادن است.
1) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص486، ح4718 «باب العقیقة از کتاب النکاح»؛ وسائل الشیعة، ج21، ص424، ح15 [27482] «باب44 از ابواب احکام الاولاد».
2) . برای دعای ختنه و عقیقه به مفاتیح الجنان حاج شیخ عباس قمی (رحمه الله) مراجعه شود، این مختصر گنجایش ذکر آنها را ندارد. (مؤلف)
3) . مکارم الأخلاق، ص220 «فصل ششم از باب هشتم»؛ وسائل الشیعه، ج21، ص482، ح9 [27647] «باب86 از ابواب احکام الاولاد».
4) . الکافی، ج6، ص47، ح4 «باب تأدیب الولد از کتاب العقیقة»؛ وسائل الشیعة، ج21، ص475، ح2 [27622] «باب83 از ابواب احکام الاولاد».
5) . نهج البلاغه، حکم399.
بدون تردید آموزش فرزند در دوران پیش از بلوغ اهمیت به سزایی دارد؛ زیرا آنچه شخص در دوران قبل از بلوغ بیاموزد، مانند نقشی است که بر سنگ حکاکی میشود (اَلعِلْمُ فِي الصَّغَرِ کَالنَقْشِ فِي الحَجَرِ)(1)بههمین جهت امیرالمؤمنین
(علیه السلام) به امام حسن مجتبی (علیه السلام) میفرماید:
وَ إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ، مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْهُ(2)
قلب جوان مانند زمین بِکْر است، هرچه در آن بذر کنند، میپذیرد.
بر این اساس بر ما لازم است که در دوران قبل از بلوغ فرزندان، عقائد دینی (توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد)(3)
را به طور کامل به آنها بیاموزیم تا دشمنان دین آنها را نربایند.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): عَلِّمُوا اَولَادَکُمْ مِن عِلْمِنَا… لَا تَغلِبْ عَلَيهِم المُرجِئَة(4)
امیرالمومنین علی (علیه السلام) میفرماید: اصول عقاید دینی را از ما بگیرید و به فرزندانتان بیاموزید تا مخالفین و بیدینان عقاید آنان را متزلزل نکنند.
قال الصادق (علیه السلام): بَادِرُوا أَحْدَاثَكُمْ بِالْحَدِيثِ، قَبْلَ أَنْ تَسْبِقَكُمْ إِلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ(5)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: پیش از آنکه مخالفین نوجوانان شما را بربایند، اصول عقائد دینی را به آنان بیاموزید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): سَمُّوا أَوْلَادَكُمْ أَسْمَاءَ الْأَنْبِيَاءِ وَأَحْسَنُ الْأَسْمَاءِ؛ عَبْدُ الله وَ عَبْدُ
1) . الطرائف، ج2، ص514 «فی وصف علی بن أبی طالب (علیه السلام)»؛ نهج البلاغه، نامه31.
2) . تحف العقول، ص70؛ وسائل الشیعة، ج21، ص478، ح6 [27635] «باب 84 از ابواب احکام الاولاد از کتاب النکاح».
3) . ر.ک: دین و فطرت از همین مؤلف و بیان الفرقان از مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی (رحمه الله).
4) . تحف العقول، ص104؛ وسائل الشیعة، ج21، ص478، ح5 [27634]؛ در مصدر «صبیانکم» بدل از «اولادکم» میباشد.
5) . تهذیب الأحکام، ج8، ص111، ح30 «باب پنجم ازکتاب طلاق»؛ وسائل الشیعة، ج21، ص477، ح1 [27630].
الرَّحْمَن.(1)[قال الإمام الکاظم (علیه السلام):] لَايَدخُل الفَقَرُ بَيتاً فِيه، إسمُ مُحمَّد أو اَحمَد أَو عَلی أو الحَسن أو الحُسین أو طَالِب أو جَعفَر أو عَبدالله أو فَاطِمَة مِنَ النِّسَاءِ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: برای فرزندان خود نامهای انبیا را انتخاب کنید و بهترین نامها عبدالله و عبدالرحمن است، هر خانهای که در آن نام محمد، احمد، علی، حسن، حسین، طالب، جعفر، عبدالله و یا فاطمه باشد، در آن خانه فقرِ دنیا و آخرت وارد نمیشود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): تَوَّقُوا اُولادِکُم مِن لَبنِ البَغیة وَ المَجنُونَة. و فی روایة اخرى: وَ اليَهُودِيَّةَ و النَّصرَانِيَة(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: فرزندان خود را از خوردن شیر زن دیوانه، زناکار، یهودی و نصرانی نگهداری کنید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَن اشتَرَى تُحفَةٌ لِعَيالِهِ، فَلْيَبدَء بِالإِناثِ قَبلَ الذُّکُورِ(4)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرگاه برای خانواده خود هدیهای خریدید، ابتدا به زنان و دختران بدهید.
قال الصادق (علیه السلام) إِذَا بَلَغَ الْغُلَامُ ثَلَاثَ سِنِينَ، فقلُ لَهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ قُلْ: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهَ» ثُمَّ
1) . مکارم الأخلاق، ص220؛ بحارالانوار، ج101، ص92، ح18 «باب دوم از ابواب الاولاد و احکامهم از کتاب العقود و الایقاعات».
2) . الکافی، ج6، ص19، ح8 «باب الاسماء و الکنی از کتاب العقیقه»؛ بحارالانوار، ج101، ص131، ح25.
3) . ر.ک: مکارم الأخلاق، ص223 «فصل ششم از باب هشتم». مگر آنکه بدانید شراب و گوشت خوک نمیخورند؛ زیرا با خوردن شراب و گوشت خوک در فرزند اثر سوء میگذارد. (مؤلف)
4) . ر.ک: مکارم الأخلاق، ص221 «فصل ششم از باب هشتم»؛ وسائل الشیعة، ج21، ص514، ح1 [27728] «باب سوم از ابواب النفقات از کتاب النکاح».
يُتْرَكُ حَتَّى يَبلغَ لَهُ ثَلَاثُ سِنِينَ وَ سَبْعَةُ أَشْهُرٍ وَ عِشْرُونَ يَوْماً ثُمَّ يُقالُ: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم)» سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ يُتْرَكُ، حَتَّى يَتِمَّ لَهُ أَرْبَعُ سِنِينَ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ: سَبْعَ مَرَّاتٍ قُلْ: «صَلَّى اللهَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» ثُمَّ يُتْرَكُ ، حَتَّى يَتِمَّ لَهُ خَمْسُ سِنِينَ ثُمَّ يُقَالُ لَهُ: أَيُّهُمَا يَمِينُكَ وَ أَيَّهُمَا شِمَالُكَ، فَإِذَا عَرَفَ ذَلِكَ حُوِّلَ وَجْهُهُ إِلَى الْقِبْلَةِ وَ يُقَالُ لَهُ: «اسْجُدْ» ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ سِتُّ سِنِينَ، فَإِذَا تَمَّ لَهُ سِتُّ سِنِينَ … (صَلَّى) وَ عُلِّمَ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ سَبْعُ سِنِينَ، فَإِذَا تَمَّ لَهُ سَبْعُ سِنِينَ قِيلَ لَهُ: اغْسِلْ وَجْهَكَ وَ كَفَّيْكَ فَإِذَا غَسَلَهُمَا قِيلَ لَهُ: «صَلِّ» ثُمَّ يُتْرَكُ، حَتَّى يَتِمَّ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ فَإِذَا تَمَّتْ لَهُ عُلِّمَ الْوُضُوءَ وَ إضرِب عَلَيْهِ وَ أمُرْ بالصَّلَاةَ وَ إضْرِبْ عَلَيْهَا، فَإِذَا تَعَلَّمَ الْوُضُوءَ وَ الصَّلَاةَ غَفَرَ اللهَ لِوَالِدَيْهِ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: چون فرزند به سن سه سالگی رسید، هفت مرتبه «لا اله الا الله» به او بیاموزید. چون به سن سه سال و هفت ماه و بیست روز رسید، جملۀ مبارکه «محمد رسول الله» را به او بیاموزید تا هفت مرتبه بگوید، چون به سن چهار سال رسید، بگویید هفت مرتبه بگوید: «صَلِّی اللهَ عَلَ محمدٍ وَ آلِ محمد» سپس او را واگذارید تا به سن پنج سال برسد، سپس دست راست و چپ را به او بشناسانید، چون دست راست و چپ خود را شناخت، او را رو به قبله کنید و سجده را به او بیاموزید، تا به سن شش سالگی که رسید، رکوع را به او بیاموزید، از سن هفت سالگی مقدمات وضو (و غسل) را به او بیاموزید، سپس او را به نماز وادار کنید، چون به سن نه سالگی رسید (باید وضو و نماز را کاملاً آموخته باشد) باید نسبت به وضو و نماز به او سختگیری کنید چون وضو و نماز را فرا گرفت، در این صورت امید است خداوند پدر و مادرش را بیامرزد.
قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام): دَعِ ابْنَكَ يَلْعَبْ سَبْعَ سِنِينَ، وَ يُؤَدَّبْ سَبْعَاً وَ أَلْزِمْهُ نَفْسَكَ سَبْعَ سِنِينَ فَإِنْ فَلَحَ وَ إِلَّا فلَا خَيْرَ فِيه(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: فرزند خود را تا هفت سالگی آزاد بگذارو از سن هفت تا چهارده سالگی نسبت به آموزش امور دینی و دنیای او کوشش کن سپس تا هفت سال او را با خود داشته باش (یعنی اگر دارای شغل و حرفهای هستی در این مدت حرفه خود را به او بیاموز) در این صورت اگر به جایی رسید و رستگار شد، خوشحال باش و گرنه بدان در او خیری نیست.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لَأَنْ يُؤَدِّبَ أَحَدُكُمْ وُلْدَهُ، خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَتَصَدَّقَ بِنِصْفِ صَاعٍ كُلَّ يَوْمٍ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اگر در تربیت فرزند کوشش کنید، بهتر است از اینکه هر روز نصف صاع(2)(گندم) در راه خداوند صدقه بدهید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَكْرِمُوا أَوْلَادَكُمْ وَ أَحْسِنُوا آدَابَهُمْ، يُغْفَرْ لَكُمْ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: فرزندان خود را نیکو تربیت کنید و به آنها خوبی کنید، تا آمرزیده شوید.
قال الصادق (علیه السلام): إنَّ اللهَ لَيَرحَمُ الرَّجُلَ، لِشِّدَةِ حُبِّه لِوَلِدِهِ(4)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: پدری که فرزند خود را زیاد دوست داشته باشد، خداوند به آن پدر رحم میکند.
جاء رجل الی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فَقَالَ: مَا قَبَّلْتُ صَبِيّاً لِي قَطُّ فَلَمَّا وَلَّى؛ قَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): هَذَا رَجُلٌ عِنْدِي أَنَّهُ مِنْ أَهْلِ النَّارِ(5)
1) . مکارم الأخلاق، ص222 «فصل ششم از باب هشتم»؛ وسائل الشیعة، ج21، ص476، ح[27628] «باب 83 از ابواب احکام الاولاد از کتاب النکاح».
2) . هر صاع سه کیلو میباشد.
3) . مکارم الأخلاق، ص222؛ وسائل الشیعة، ج21، ص476، ح9 [27629].
4) . وسائل الشیعة، ج21، ص360، ح7 [27300] «باب دوم از ابواب احکام الاولاد».
5) . الکافی، ج6، ص50، ح7 «باب بِرَّ الاولاد از کتاب العقیقة»؛ وسائل الشیعة، ج21، ص485، ح1 [27654] «باب 89 از ابواب احکام الاولاد».
مردی خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد گفت: ای رسول خدا! من هیچگاه فرزندم را نبوسیدهام. آن مردچون از خدمت آن حضرت خارج شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این مرد جهنمی است.
قال الصادق (علیه السلام) أَكْثِرُوا مِنْ قُبْلَةِ أَوْلَادِكُمْ، فَإِنَّ لَكُمْ بِكُلِّ قُبْلَةٍ دَرَجَةً فِي الْجَنَّةِ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: فرزندان خود را زیاد ببوسید؛ زیرا برای هر بوسیدنی مقامی [درجهای] در بهشت برای شما است.
رُوِي عن أمیرِالمؤمنین (علیه السلام): أَدِّبُوا أَولادَکُم بِغَيرِ أَدَبِکُم، فَإِنَّهُم خُلِقُوا لِزَمانٍ غَيرِ زَمَانِکُم(2)
نقل شده است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: آنگونه که خود تربیت شدهاید فرزندان خود را تربیت نکنید، زیرا آنها برای زمان و محیط شما خلق نشده اند.
به یقین در این دوران به علاوه بر آموزش اصول دین و عقائد اسلامی باید به پسران امور فنی، صنعتی و علمی روز و به دختران هنر خانهداری، دوزندگی، بافندگی، گلدوزی و… بیاموزیم.
معنای تربیت فرزند مطابق زمان، آشنا کردن او به آنچه در زندگی به آن نیازمند است میباشد، نه اینکه کارهای حرام مانند، موسیقی و رقاصی به او بیاموزیم یا او را در معرض چشمچرانی قرار دهیم و او را برای گناه و آلوده شدن تربیت کنیم: زیرا این عمل ما را به غضب خداوند مبتلا میکند و در روز قیامت مسئول خدا و فرزندانمان خواهیم بود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَحِبُّوا الصِّبْيَانَ وَ ارْحَمُوهُمْ وَ إِذَا وَعَدْتُمُوهُمْ فَفُوا لَهُمْ، فَإِنَّهُمْ لَا يَرُونَ إِلَّا أَنَّكُمْ تَرْزُقُونَهُمْ(3)
1) . روضة الواعظین، ج2، ص369؛ وسائل الشیعة، ج21، ص485، ح3 [27656] «باب89 از ابواب احکام الاولاد از کتاب النکاح».
2) . شرح نهج البلاغه (لابن ابی الحدید)، ج20، ص267 (الحکم المنصوبة): لَاتُقسروا أولادِکُم عَلَي آدابِکُم، فَإِنَّهُم مَخلُوقُونَ لِزَمانِ غَيْرِ زَمانِکُم.
3) . مکارم الأخلاق، ص219 «فصل ششم »؛ وسائل الشیعة، ج21، ص483، ح3 [27650] «باب 88 ».
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: بچههای خود را دوست بدارید و به آنها رحم کنید، هرگاه وعدهای به آنها دادید، به وعدۀ خود وفا کنید؛ زیرا آنان رزقشان را از شما میبینند.
نظر النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) إِلَى رَجُلٍ لَهُ ابْنَانِ فَقَبَّلَ أَحَدَهُمَا وَ تَرَكَ الْآخَرَ فَقَال (لَهُ) النَّبِىُ: فَهَلّا وَاسَيْتَ بَينَهُما، ثُمَّ قَالَ: اعْدِلُوا بَيْنَ أَوْلَادِكُمْ، كَمَا تُحِبُّونَ أَنْ يَعْدِلُوا بَيْنَكُمْ فِي الْبِرِّ وَ اللُّطْف(1)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مردی را دیدند که یکي از پسرانش را در مقابل پسر دیگرش بوسید، فرمود (ای مرد) چرا بین فرزندانت فرق میگذاری؟ (چرا دومی را نبوسیدی؟) سپس فرمود: بین فرزندان خود به عدالت رفتار کنید؛ همچنانکه شما دوست دارید فرزندانتان در احسان و نیکی نسبت به شما به عدالت رفتار کنند.
قال الصادق (علیه السلام): الْبَنَاتُ
حَسَنَاتٌ وَ الْبَنُونُ نِعْمَةٌ فَالْحَسَنَاتُ يُثَابُ عَلَيْهَا وَ النِّعْمَةُ يُسْأَلُ عَنْهَا(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: دختران (شما در حکم) حسنه و پسران (شما در حکم) نعمت هستند، خداوند به حسنات ثواب میدهد، و از نعمت سؤال میشود.
قال الباقر (علیه السلام): يُفَرَّقُ بَيْنَ الْغِلْمَانِ وَ النِّسَاءِ، فِي المضَاجِعِ إِذَا بَلَغُوا عَشْرَ سِنِينَ(3)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: پسر یا دختر چون به سن ده سالگی رسید، خوابگاه او را جدا کنید. (نباید با مادر یا خواهر در یک جایگاه بخوابند).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الصَّبِيُّ و الصَّبِيَّةُ يُفَرَّقُ بَينَهُم فی المَضَاجِعِ، لِعَشرَ سِنِين و الصَّبیُّ مع الصَّبِيَّ و الصَّبیَّةُ مع الصَّبیَّةِ هکَذا(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: جایگاه خواب دختر و پسر دهساله را جدا کنید، پسر دهساله با پسر دهساله یا دختر دهساله با دختر دهساله در یک جایگاه نخوابند.
قال الصادق (علیه السلام): إِذَا كَانَ بِامْرَأَةِ أَحَدِكُمْ حَملٌ، فَأَتَى عَلَيْهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ فَلْيَسْتَقْبِلْ بِهَا الْقِبْلَةَ وَ لْيَقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ لْيَضْرِبْ عَلَى جَنْبِهَا، وَ لْيَقُلِ: «اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ سَمَّيْتُهُ مُحَمَّداً»، فَإِنَّ اللهَ يَجْعَلُهُ غُلَاماً(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: (اگر پسر میخواهید) آنگاه که چهار ماه از حمل همسر شما گذشت، او را رو به قبله کنید و بر او آیة الکرسی بخوانید. سپس دست خود را به پهلوی او بگذارید و بگویید: خداوندا! نام این فرزند را محمد گذاشتم. پس خداوند او را پسر قرار میدهد.
اگر زنان یا دختران در خانه بیکار باشند علاوه بر خستگی ممکن است به رفت و آمدهای غیر صحیح منجر شود و اثرات سوئی ایجاد کند؛ از این رو اسلام برای زن، سرگرمی معین کرده است.
در حال حاضر بهترین سرگرمی برای زنان و دختران بافتنی، خیاطی، گلدوزی است؛ چنانکه در زمان ائمه (علیهم السلام) بهترین سرگرمی، نخریسی و پشمریسی بوده است. در گذشته با نخریسی و پشمریسی لباس تهیه میکردند و امروزه به وسیلهی بافتنی و خیاطی، لباس تهیه میشود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): نِعمَ اللَّهوِ المِغزَلُ، للمَرئَةِ الصَّالِحَةِ(1)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: برای زن شایسته، اسباب ریسندگی، سرگرمی خوبی است.
قال الصادق (علیه السلام): المِغْزَلُ فِي يَدِ المَرأَةِ الصَالِحَةِ، کالرَّمحِ فی يَدِ الغازِي فی سَبيِلِ الله(2)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: اسباب ریسندگی در دست زن با ایمان مانند نیزۀ سربازی است که در راه خداوند جهاد میکند.
قال الصادق (علیه السلام): مُرُوا نِسَاءَکم بِالغَزَلِ، فإنَّهُ خَيرٌ لَهُنَّ و أَزيَن(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: زنهای خود را به ریسندگی وادارید؛ زیرا ریسندگی برای زنان کار خوبی است و برای آنها بهترین زینت است.
خلاصه میتوان گفت اسباب ریسندگی که به منزلۀ نیزۀ سرباز اسلام و برای زنبهترین سرگرمی است انواع بافتنی، خیاطی، و مانند اینها است؛ زیرا ابزار بافندگی خصوصیتی ندارد که باید زنان و دختران آن را بیاموزند؛ به شرطی که در آموختن آنها ضرر اخلاقی متوجه شخص نشود و او را وادار به عمل حرام ننماید.
بدون تردید پدر و مادر بر گردن فرزندان حق بزرگی دارند و بر آنها لازم است، هرچه بیشتر و بهتر این حق را ادا کنند. در اهمیت این موضوع همین بس که خداوند در موارد زیادی فرمانبرداری از پدر و مادر را در ردیف اطاعت خود ذکر کرده است.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
{وَ قَضَى رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَ لَا تَنْهَرْهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا قَوْلاً کَرِيماً وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ
الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّيَانِي صَغِيراً}(1)
(ای پیامبر) خداوند تو مقرر داشته است که غیر او را عبادت (و پرستش) نکنید و با پدر و مادر خوبی کنید- اگر پدر و مادر تو یا یکي از آنها پیر شدهاند به آنها تندی مکن مگو- (از زندگی با شما) ملول و خسته شدم. همیشه با ایشان به ملایمت سخن بگو (و در مقابل آنها) افتادگی داشته باش (نه اینکه با بزرگی و خودخواهی با آنها سخن بگویی) برای آنها دعا کن و بگو پروردگارا! رحمت خود را شامل حال ایشان بفرما؛ چنانکه در کودکی مرا تربیت کردند.
قال الصادق (علیه السلام): أَتَتْهُ أُخْتٌ لَهُ مِنَ الرَّضَاعَةِ، فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهَا سُرَّ بِهَا وَ بَسَطَ مِلْحَفَتَهُ لَهَا، فَأَجْلَسَهَا عَلَيْهَا؛ ثُمَّ أَقْبَلَ يُحَدِّثُهَا وَ يَضْحَكُ فِي وَجْهِهَا ؛ثُمَّ قَامَتْ فَذَهَبَتْ وَ جَاءَ أَخُوهَا فَلَمْ يَصْنَعْ بِهِ مَا صَنَعَ بِهَا. فَقِيلَ لَهُ: يَا رَسُولَ الله صَنَعْتَ بِأُخْتِهِ مَا لَمْ تَصْنَعْ بِهِ. فَقَالَ: لِأَنَّهَا كَانَتْ أَبَرَّ بِوَالِدَيْهَا مِنْهُ(2)امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: روزی خواهر رضاعی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر آن حضرت وارد شد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) او را احترام کردند و با دیدن او شادمان شدند، زیرانداز خود را برای او انداختند که او بنشیند: سپس با او با لبهای خندان صحبت میکردند، چون دختر رفت طولی نکشید برادر آن دختر (برای عرض ارادت) خدمت پیغمبر آمد ولی پیغمبر اکرم برادر را به اندازۀ خواهرش پذیرایی نفرمود چون جهت آن پرسیدند؟ پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: زیرا آن دختر پدر و مادر را بیشتر احترام و نیکی میکند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ أَصْبَحَ مُسخِطَاً لِأَبَوَيه، أَصبَحَ لَهُ بابان مَفْتُوحَانِ إِلَي النّارِ؛(3)
کسی که صبح کند و پدر و مادر از او راضی نباشند، دو درب از آتش جهنم بر روی خود باز کرده است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) إِيَّاكُمْ وَ عُقُوقَ الْوَالِدَيْنِ، فَإِنَّ رِيحَ الْجَنَّةِ يُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ أَلْفِ عَامٍ وَ لَا يَجِدُهَا عَاقٌّ(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: بترسید از اینکه پدر و مادر، شما را عاق کنند (و از شما راضی نباشند)؛ زیرا بوی بهشت که از پانصد سال راه به مشام انسان میرسد، به مشام کسانی که پدر و مادر از آنها راضی نیستند، نخواهد رسید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): حَقُّ کَبیرِ الإِخوَةِ عَلىَ صَغِيرِهِم،کَحَقِّ الوَالِدِ عَلَى وَلَدِه(2)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: حق برادر بزرگتر به برادر کوچکتر مانند حق پدر بر فرزند است.
اگرچه دنیای امروز، روزی را به نام مادر معین کرده است، اما متأسفانه در تربیت مادران آینده کوشش نمیکنند، لذا بر ما مسلمانان لازم است در تربیت دختران خود بکوشیم و آنان را به گونهای تربیت کنیم که در آینده مادران (دین دار، شجاع، هنرمند، باعفت و لایق) تحویل اجتماع دهیم، در ضمن متوجه باشیم که در خدمت به پدر و مادر خود کوتاهی نکنیم ؛ زیرا در غیر این صورت از نعمتهای ابدی محروم خواهیم شد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِيَّاكُمْ وَ عُقُوقَ الْوَالِدَيْن، فَإِنَّ رِيحَ الْجَنَّةِ تُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ أَلْفِ عَامٍ؛ وَ لَايَجِدُهُ عَاقٌّ وَ لَاقَاطِعُ رَحِمٍ وَ لَاشَيْخٌ زَانٍ وَ لَاجَارٌّ إِزَارَهُ خُيَلَاءَ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: از عاق والدین بترسید؛ زیرا بوی بهشت که از هزار سال راه به مشام (انسان) میرسد، به مشام چند دسته نخواهد رسید: کسی که عاق والدین باشد، کسی که قطع رحم کند، مردی که زناکار باشد و کسی که دامنکشان با تکبر راه برود (در میان عربها علامت بزرگی و شخصیت این بود که دامنشان به زمین کشیده شود).
قال الصادق (علیه السلام) أَدْنَى الْعُقُوقِ أُفٍّ، وَ لَوْ عَلِمَ اللهَ أَنَّ شَيْئاً أَهْوَنُ مِنْهُ لَنَهَى عَنْهُ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: کوچکترین کلمهای که فرزند را گرفتار عاق پدر یا مادر میکند، گفتن اُف است، اگر چیزی پایینتر از این کلمه بود، خداوندهمان را نهی میفرمود، تا آن را به پدر یا مادر نگویند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الْجَنَّةُ تَحْتَ أَقْدَامِ الْأُمَّهَاتِ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: (رضایت مادران را به دست آورید؛ زیرا) بهشت زیر پای مادران (شما) است.
قال موسى بن عمران: يَا رَبِّ أُوصِنِي. فَقالَ: أُوصِيکَ بِاُمِّک، فَکَرَّرَ مُوسى ثَلاثاً فَقالَ تَعالى أوصِيکَ باُمَّک، قالَ فِي الرّابِعَةِ أُوصِيکَ بِأَبیکِ(2)
موسی بن عمران عرض کرد: خداوندا! مرا وصیتی (موعظهای) بفرما. خطاب رسید تو را به مادرت وصیت میکنم (یعنی تا میتوانی به او محبت کن) تا سه مرتبه، عرض کرد خداوندا! مرا وصیتی بفرما. خطاب رسید، تو را به مادرت وصیت میکنم. مرتبه چهارم چون عرض کرد، خطاب رسید تو را به پدرت وصیت میکنم.
قال الصادق (علیه السلام): اُعْتُقِلَ لِسَانُ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ المدِينَةِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فِي مَرَضِهِ الَّذِي مَاتَ فِيهِ، فَدَخَلَ عَلَيْهِ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فَقَالَ لَهُ: قُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهَ فَلَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ، فَأَعَادَ عَلَيْهِ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فَلَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ وَ عِنْدَ رَأْسِ الرَّجُلِ امْرَأَةٌ فَقَالَ لَهَا: هَلْ لِهَذَا الرَّجُلِ أُمٌّ؟ فَقَالَتْ: نَعَمْ يَا رَسُولَ الله أَنَا أُمُّهُ فَقَالَ لَهَا: أَفَرَاضِيَةٌ أَنْتِ عَنْهُ أَمْ لَا، فَقَالَتْ: لَا بَلْ سَاخِطَةٌ؛ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): فَإِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَرْضَى عَنْهُ، فَقَالَتْ: قَدْ رَضِيتُ عَنْهُ لِرِضَاكَ يَا رَسُولَ الله فَقَالَ لَهُ، قُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهَ فَقَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهَ. فَقَالَ: «قُلْ يَا مَنْ يَقْبَلُ الْيَسِيرَ وَ يَعْفُو عَنِ الْكَثِيرِ اقْبَلْ مِنِّي الْيَسِيرَ وَ اعْفُ عَنِّي الْكَثِيرَ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَفُوُّ الْغَفُورُ.»
فَقَالَهَا فَقَالَ لَهُ: مَا ذَا تَرَى؟ فَقَالَ: أَرَى أَسْوَدَيْنِ قَدْ دَخَلَا عَلَيَّ قَالَ أَعِدْهَا فَأَعَادَهَا فَقَالَ مَا ذَا تَرَى؟ فَقَالَ؛ قَدْ تَبَاعَدَا عَنِّي وَ دَخَلَ أَبْيَضَانِ وَ خَرَجَالْأَسْوَدَانِ فَمَا أَرَاهُمَا وَ
دَنَا الْأَبْيَضَانِ مِنِّي الْآنَ يَأْخُذَانِ بِنَفْسِي(1)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: در دوران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مردی هنگام مرگ زبانش بند آمد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کنار بسترش حاضر شد و فرمود: بگو لا اله الا الله. نتوانست بگوید. فرمود: آیا مادر دارد؟ زنی گفت، من مادر او هستم. آن حضرت فرمود: آیا از فرزندت راضی هستی؟ گفت: راضی نیستم. فرمود: دوست دارم از او راضی شوی. گفت: به جهت حضور شما، راضی شدم. پیغمبر فرمود: بگو لا اله الا الله. پس گفت: لا اله الا الله ، فرمود: چه میبینی؟ گفت: دو نفر سیاه میبینم. فرمود: دو مرتبه دعا را بخوان. دو مرتبه خواند، فرمود: «دعای يا من یقبل الیسیرٌ…» را بخوان. فرمود: چه میبینی؟ گفت: دو نفر سفید را میبینم. سیاهان دور شدند الآن دو نفر سفید جانم را میگیرند این را گفت و از دنیا رفت.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): إِنَّ الْوَلَدَ لَا يَأْخُذُ مِنْ مَالِ وَالِدِهِ شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِهِ؛ وَ الْوَالِدَ يَأْخُذُ مِنْ مَالِ ابْنِهِ مَا شَاءَ(2)
مولای متقیان (علیه السلام) میفرماید: به راستی که فرزند نمیتواند از ثروت پدر چیزی برداشت کند مگر به اجازه پدر، اما پدر میتواند بدون اجازه فرزند از ثروت او برداشت کند.
1) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج1، ص132، ح347 «باب غسل المیت»؛ وسائل الشیعة، ج2، ص462، ح3 [2651] «باب39 از ابواب الاحتضار از کتاب الطهارة».
2) . الکافی، ج5، ص136، ح5 «باب الرجل یأخذ من مال ولده... از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص262، ح1 [22479] «باب78 از ابواب مایکتسب به از کتاب التجارة».
3) . الکافی، ج5، ص136، ح6«باب الرجل یأخذ من مال ولده... از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص265، ح8 [22486] «باب87 از ابواب ما یکتسب به از کتاب التجارة».
[خداوند در قرآن کریم میفرماید:]
{وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}(1)
خداوند از رحمت خود شب و روز را برای شما قرار داد، تا در شب بیارمید و در روز از فضل خداوند طلب کنید، سپس شکرگزار خداوند باشید.
اسلام پیروان خود را به کار و صنعت تشویق کرده است تا نیازمندیهای يکدیگر را برطرف کنند؛ اگرچه هدف اسلام ترقی روح و عظمت فکر انسان و هدایت اوست؛ زیرا پیامبران نیز به همین جهت مبعوث شدهاند، اما آدمی، هنگامی میتواند به تعالی و ترقی برسد و درجات علمی را سیر کند که نیازمند نباشد؛ زیرا شخص گرسنه، نه تنها در فکر دانش و ترقی نیست؛ بلکه هدفی جز سیر شدن ندارد و چه بسا فقر، او را به کفر بکشاند.
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید:
دنیا (مال و ثروت) برای رسیدن به آخرت کمک و وسیلهی خوبی است.(2)
بر این اساس، مسلمان باید همیشه در تلاش باشد تا زندگی خود را برای دنیا و آخرت تأمین کند.
همچنین قرآن میفرماید:
آنچه روی زمین است برای شما خلق شده است.(1)
علاوه بر این در بیانات و پیشوایان دین فقر مورد مذمت قرار گرفته است.
این حدیث از پیشوای اسلام مشهور است که فرموده:
الفَقرُ سَوادُ الوَجهِ فِي الدَّارَيْنِ(2)
تنگدستی مایۀ روسیاهی در دنیا و آخرت است.
و امام جعفر صادق (علیه السلام) در اینباره میفرماید:
كَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً(3)
(فقر و) تنگدستی، آدمی را به کفر میکشاند.
و امام زین العابدین (علیه السلام) میفرماید:
وَ نَعُوذُ بِکَ مِنَ الفَقَرِ إلَي الإکْفَاءِ؛ وصُنْ وَجهِي بِاليَسارِ وَ لَا تَبتَذِل وجَاهِي بِالإقتَارِ (4)
خداوندا! از تنگدستی و نیازمندی به دیگران به تو پناه میبرم. خدایا! در تنگدستی آبروی مرا حفظ کن؛
از سوی دیگر در بیانات اهلبیت (علیهم السلام) از مؤمن فقیر تمجید فراوان شده است.(5)یعنی اگر مؤمن در زندگی کوشش کند، اما نتواند احتیاجات زندگی خود را فراهم کند، نباید او را
1) . البقرة(2)، آیۀ 29: {الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً}.
2) . عوالی اللئالی، ج1، ص40، ح41؛ بحارالانوار، ج69، ص30، ح26 «باب 94 از ابواب مکارم الأخلاق از کتاب الایمان و الکفر».
3) . الکافی، ج2، ص307، ح4 «باب الحسد از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص366، ح4 [20757] «باب 55 از ابواب جهاد النفس از کتاب الجهاد».
4) . الصحیفة السجادیة، الدعاء 8 و20.
5) . إرشاد القلوب، ج1، ص158 «باب48».
سرزنش کنیم؛ بلکه چنانچه خداوند فرموده: «الفُقَرَاءُ عِيالِي وَالأَغْنِياءُ وُکَلَائِي»(1)،
لذا بر اغنیاء و ثروتمندان است که از حقوق الهی، آنان را بینیاز کنند.
افزون بر این بنا به روایات ائمه اطهار (علیهم السلام) صلاح بعضی از مردم در فقر است؛ چنانکه خداوند میفرماید: بنده من فقر تو نه برای این است که تو نزد من بیارزش هستی؛ بلکه صلاح تو را در فقر میدانم و ثروت و آقایی تو را در آخرت مهیا کردهام.(2)
بنابراین، مسلمانان تا آنجا که با سعادت آنان منافات ندارد و موجب حرام الهی نمیشود باید در کار کوشش نمایند و وسائل آسایش همدیگر را فراهم کنند، تا هرچه کمتر به دشمنان و مخالفین خود محتاج شوند؛ زیرا راحتی و آسایش و استقلال در سایه کار و کوشش است. از این رو خداوند میفرماید: {لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى}.(3)
و با تأمل در تاریخ مییابیم که مسلمانان در سایه تعلیمات اسلامی و پارسایی و عمل به احکام قرآن همیشه در تمام صنایع و علوم پیشقدم بودند.
مورخین غربی مانند گوستاولوبون فرانسوی، جرجی زیدان مسیحی، آلبر ماله فرانسوی و… در کتب تاریخ خود(4)مینویسند بیشتر صنایع توسط مسلمانان ساخته شده است. مانند صنایع زیر:
صنعت ساعتسازی که در دوران هارون الرشید توسط دانشمندان مسلمان ابداع شد و به رسم تحفه، ساعتی برای پادشاه فرانسه فرستاده شد. از آنجا که مردم اروپا بسیار وحشی بودند، چون صدای زنگ ساعت را شنیدند، تصمیم گرفتند آن را بشکنند؛ زیرا گمان میکردند صدای ساعت به وسیله دیو ایجاد میشود.
صنعت چینیسازی که ایتالیاییها بعد از دو قرن آن را از عربها آموختند.
صنعت شیشهسازی که مسلمانان در این صنعت مهارت به سزایی داشتند.
اختراع کاغذ پنبهای.
صنعت باروتسازی که غربیها تا قرن سیزده از باروت اطلاعی نداشتند، توپخانه وباروت را مسلمانان اختراع کردند.
صنعت فولاد به وسیله مسلمانان کشف شد و مسلمانان در این صنعت به قدری پیش رفتند که هنوز اسباب و آلات فولاد عرب مشهور است.
صنعت میکانیکی و کشتی سازی که غربیها از عربها آموختند.
صنعت هواپیماسازی که در قرن سوم هجری توسط عباسبنفرناس ساخته شد.
صنعت نارنجک و بمب دستی.
اختراع قطبنما تا آن جا که یکي از دانشمندان هلندی به نام گرامر مینویسد: «قطبنما به وسیله احمدبنمجید اختراع شده است».(1)
همچنین نقل شده است در یکي از بخشهای کشور اندلس هزار و ششصد کارخانه وجود داشته و نزدیک به صد و سی هزار کارگر مشغول به کار بودهاند. همچنین مسلمانان در علوم دیگر نظیر فیزیک، شیمی، ریاضی، جغرافیا و طب نیز پیش قدم بودند.
همچنین مورخین نوشتهاند در کتابخانههای قاهره در تاریخ 1040 میلادی، شش هزار کتاب در هیئت و ریاضی موجود بوده است و این نمونهای از اوضاع مسلمانان در صدر اسلام بود.
قال الصادق (علیه السلام): لَاتَكْسَلُوا فِي طَلَبِ مَعَايِشِكُمْ، فَإِنَّ آبَاءَنَا كَانُوا يَرْكُضُونَ فِيهَا وَ يَطْلُبُونَهَا(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: در تهیه مخارج زندگی (کار کردن) خستگی به خود راه ندهید، زیرا پدران ما برای به دست آوردن اسباب زندگی در تلاش و تکاپو بودند.
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ الله َيُحِبُّ الِاغْتِرَابَ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: خداوند کارگری را که در غربت برای تحصیل معاش کوشش میکند را دوست دارد.
قال الصادق (علیه السلام): الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ مِنْ حَلَالٍ، كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ الله(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: آنکس که برای خانوادهاش زحمت میکشد تا احتیاجات آنان را برطرف کند، مانند سرباز فداکاری است که در راه خدا پیکار میکند.
قال الْفُضَيْلُ بْنُ يَسَارَ، قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام): إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ التِّجَارَةَ ، قَالَ: فَلَا تَفْعَلْ؛ إِفْتَحْ بَابَكَ وَ ابْسُطْ بِسَاطَكَ وَ اسْتَرْزِقِ اللهَ رَبَّكَ(3)
فضیل پسر یسار میگوید، به امام صادق (علیه السلام) گفتم: تجارت را ترک کردهام امام (علیه السلام) فرمود: کار خود را ترک مکن، دکان خود را باز کن و بساطت را راه بینداز و روزی خود را از خداوند بخواه.
قال الصادق (علیه السلام): تَارِكُ الطَّلَبِ ، لَا يُسْتَجَابُ لَهُ دَعْوَةٌ(4)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: آنکس که کار نمیکند (بیکار است) دعایش مستجاب نمیشود.
1) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص156، ح3571؛ وسائل الشیعة، ج17، ص77، ح1 [22029] «باب 29 از کتاب التجارة».
2) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص168، ح3631؛ بحارالأنوار، ج100، ص103، ح49 «باب اول از ابواب التجارات... از کتاب العقود و الایقاعات».
3) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص165، ح3606 «باب المعایش و المکاسب از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص17، ح11 [21866] «باب دوم از کتاب التجارة».
4) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص192، ح3721 «باب التجارة و آدابها از کتاب المعیشة».
قال ابوالحسن (علیه السلام): إِنَّ اللهَ تَعَالَى لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوَّامَ وَإِنَّ اللَّهَ لَيُبْغِضُُ الْعَبْدَ الْفَارِغَ(1)
امام موسی کاظم (علیه السلام) میفرماید: خداوند بندۀ پرخواب و بندۀ بیکار را دشمن میدارد.
کسانی که کار کردن را ننگ میدانند، تنپرور و تنبل هستند؛ زیرا کارکردن از اظهار نیاز کردن و نزد افراد کُرنش کردن بهتر است. علی (علیه السلام) میفرماید:
لَنَقْلُ الصَّخْر مِن قُلَلِ الجِبالِ *** أَحَبُّ إلَيَّ مِن مِنَنِ الرَِّجالِ
يَقُولُ النَّاسُ لِي فِي الكَسْبِ عارُّ *** فَقُلْتُ العَارُ فِي ذِلّ السُّؤالِ(2)
نزد من، از کوههای بلند سنگ کشیدن، از دست نیاز نزد کسی دراز کردن بهتر است برخی از مردم میگویند کسب و کار عیب است اما من میگویم ننگ در دست حاجت دراز کردن است.
دستی که میکنی به طمع پیش کس دراز *** پل بستهای که بگذری از آبروی خویش
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): إنّ اللهَ يُحِبُّ (الرَجُلَ) المُتَحرِّفَ الأَمِين(3)
حضرت علی (علیه السلام) میفرماید: به درستی که خداوند، کارگر امین را دوست میدارد.
بر سر کارگری فقر بزد پرچم و گفت *** پیکر خستۀ او جای تجلای من است
چون ندارد ز پدر دولت موروث به دست *** خانۀ خالی او منزل و مأوای من است
1) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص169، ح3635 «باب المعایش و المکاسب از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص58، ح4 [21972] «باب 17 از ابواب مقدمات التجارة از کتاب التجارة».
2) . دیوان الامام علی (علیه السلام)، ص340 «در مدح کسب و ذم سؤال».
3) . بحارالانوار، ج100، ص96، ح21 «باب اول از ابواب التجارات و البیوع از کتاب العقود و الایقاعات».
کار ناگاه برون آمد و پرخاش نمود *** که در این دایره یا جای تو یا جای من است
دور شو دور، بدین خانه تو را ره ندهند *** تا نمودار در این راه اثر پای من است
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید:
إِنِّي لَأُحِبُّ أَنْ أَرَى الرَّجُلَ مُتَحَرِّفاً فِي طَلَبِ الرِّزْقِ(1)
همانا دوست دارم مرد، دارای حرفهای باشد تا بهوسیله آن رزق خود را به دست آورد.
نقل شده است رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) چون از کسی خوشش میآمد میفرمود:
هَل لَهُ حِرفَةٌ؟ آیا برای او کاری هست؟ اگر میگفتند کاری ندارد، میفرمود او ارزشی ندارد.(2)
بعضی از انبیاء هم صاحب صنعت بودند، چنانکه نقل شده است حضرت ادریس خیاط بوده است.(3)حضرت نوح نجاری(4)و حضرت داوود زره درست میکرد.(5)سلیمان زنبیل میبافت(6)و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از بعثت تجارت میکرد و پس از بعثت نیز علاوه بر خرید و فروش که گاهی داشتند، ادارۀ تمام امور مسلمانان (قضاوت،فرمانده جنگ و… بر عهدۀ آن حضرت بود).(7)
در کافی نقل شده است مردی به امام جعفر صادق (علیه السلام) گفت کاری ندارم و فقیرم
1) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص157، ح3573 «باب المعایش و المکاسب از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص78، ح3 [22031] «باب 29 از ابواب مقدمات التجارة از کتاب التجارة».
2) . ر.ک: بحارالانوار، ج100، ص9، ح38 «باب اول از ابواب المکاسب از کتاب العقود و الایقاعات».
3) . ر.ک: قصص الأنبیاء (للراوندی) ص79؛ بحارالانوار، ج11، ص279، ح9 «باب نهم از ابواب قصص آدم و…».
4) . ر.ک: الکافی، ج8، ص280، ح421؛ بحارالانوار، ج11، ص332، ح54.
5) . ر.ک: بحارالانوار، ج14، ص3، ح7 «باب اول از ابواب قصص داود (علیه السلام) از کتاب النبوة».
6) . بحارالانوار، ج14، ص65 «باب پنجم از ابواب قصص سلیمان بن داود».
7) . بحارالانوار، ج100، ص56، ح34 «باب چهارم از ابواب المکاسب از کتاب العقود و الایقاعات».
حضرت فرمودند:
إعْمَلْ فَأحْمِلْ عَلَى رَأْسِكَ وَ اسْتَغْنِ عَنِ النَّاسِ، فَإِنَّ رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قَدْ حَمَلَ حَجَراً عَلَى عَاتِقِهِ، فَوَضَعَهُ فِي حَائِطٍ مِن حِيطَانِهِ(1)
کار کن و زحمت بکش و خود را بینیاز گردان، بهراستیکه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سنگ به دوش میگرفت و برای دیوار خانهاش کار میکرد. (و گوسفند خود را خودش میدوشید.)
همچنین نقل شده است امیرالمؤمنین (علیه السلام) درختهای خرما را آبیاری میکرد و نهال و خرما مینشانید. (2)
قال الصادق (علیه السلام) ازْرَعُوا و اغَرِسُوا؛ فَلَا وَ الله ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً أَحَلَّ وَ لَا اَطْيَبَ مِنهُ(3)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: کشت کنید و نهال بنشانید، به خدا سوگند! (نزد من) کاری حلالتر و پاکیزهتر از این دو نیست.
قال أمیر المؤمنین (علیه السلام): يَقُولُ مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ، فَأَبْعَدَهُاللهُ(4)
حضرت علی (علیه السلام) میفرماید: آنکس که آب و خاکی داشته باشد (برای او وسیله زراعت باشد) و نیازمند بماند، خداوند او را (از رحمت خود) دور کرده است.
1) . الکافی، ج5، ص77، ح14 «باب ما یجب من الاقتداء از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص38، ح5 [21922] «باب نهم از ابواب مقدمات التجارة از کتاب التجارة».
2) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص169، ح3640 «باب المعایش و المکاسب از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص40، ح10 [21927].
3) . الکافی، ج5، ص260، ح3 «باب فضل الزراعة»؛ وسائل الشیعة، ج19، ص33، ح1 [24084] «باب سوم از کتاب المزارعة و المساقاة».
4) . قرب الاسناد، ص115، ح404؛ وسائل الشیعة، ج17، ص41، ح13 [21930].
قال الصادق (علیه السلام): الْكِيمِيَاءُ الْأَكْبَرُ، الزِّرَاعَةُ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: زراعت، کیمیاي بزرگ است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الْخَيْرُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ؛ أَفْضَلُهَا التِّجَارَةُ، إِذَا أَخَذَ الْحَقَّ وَ أَعْطَى الْحَقَّ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: خوبی ده قسمت است؛ بهترین آنها تجارت است، اگر حق بدهد و حق بگیرد.
قال الصادق (علیه السلام): التِّجَارَةُ تَزِيدُ فِي الْعَقْلِ(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: تجارت، عقل را زیاد میکند.
نقل شده است که معاذ مردی کاسب بود، مدتی کسب و کار خود را ترک کرد.
امام ششم (علیه السلام) فرمود: آیا نمیتوانی تجارت کنی؟ یا حوصله کار کردن نداری؟ معاذ گفت: ناتوان و بیحوصله نیستم، امام فرمود: پس چرا بیکاری؟ معاذ گفت ثروتم زیاد است، قرض ندارم، تا زنده هستم به اندازهای که زندگیم اداره شود، میتوانم خرج کنم، منتظر قیام شما هستم تا در خدمت شما باشم. امام(علیه السلام) فرمود: تجارت را ترک نکن؛ زیرا (بیکاری) عقل آدمی را میبرد. (4)
1) . الکافی، ج5، ص260، ح6 «باب فضل الزراعة از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج19، ص34، ح8 [24091] «باب سوم از کتاب المزارعة و المساقاة».
2) . مستدرک الوسائل، ج13، ص9، ح9 [14572] «باب اول از ابواب مقدمات التجارة از کتاب التجارة».
3) . الکافی، ج5، ص148، ح2 «باب فضل التجارة از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص17، ح12 [21867] «باب دوم از ابواب مقدمات التجارة».
4) . الکافی، ج5، ص148، ح6؛ وسائل الشیعة، ج17، ص14، ح4 [21859] «باب دوم از ابواب مقدمتها از کتاب التجارة».
بدیهی است، انسان در تجارت، بهواسطۀ ارتباط با اشخاص و رفت و آمد با مردم شهرهای مختلف، مردمشناس میشود و از نحوه تفکر آنان مطلع میگردد، در نتیجه عقل او زیاد میشود. در مقابل، شخص بیکار، بهواسطۀ تهاجم افکار بیهوده به ناراحتی فکری مبتلا میگردد. به همین جهت است که زندانیان را به کار وا میدارند، تا بیکاری آنان را به ناراحتی فکری مبتلا نکند و برای آنان هم ذخیرهای باشد.
لذا امام (علیه السلام) پیروان خود را به کار کردن و تجارت نمودن امر میفرماید.
قال الصادق (علیه السلام): لَا تَدعَوا التِّجارَاتِ فَتَهَونُوا، إتجَّروُا بَارَکَ اللهُ لَکُمْ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: کار و کسب و تجارت خود را وا نگذارید؛ زیرا خوار و ذلیل میشوید، تجارت کنید، خداوند به شما برکت میدهد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ، يَشْكُوا فِيهِمْ رَبَّهُمْ قُلْتُ: وَكَيْفَ يَشْكُوا رَبَّهُمْ؟ قَالَ: يَقُولُ الرَّجُلُ وَ الله مَا رَبِحْتُ شَيْئاً مُنْذُ كَذَا وَ كَذَا وَ لَا آكُلُ وَ لَا أَشْرَبُ إِلَّا مِنْ رَأْسِ مَالِي، وَيْحَكَ وَ هَلْ أَصْلُ مَالِكَ وَ ذِرْوَتُهُ إِلَّا مِنْ رَبِّكَ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: زمانی بیاید که مردم از پروردگار خود شکایت کنند، گفتند ای رسول خدا! چه میگویند؟ فرمود: قسم میخورند که در تجارت سود نکردهایم و مدتی است از سرمایه میخوریم. فرمود: چه میشود؟ مگر سرمایه را خدا نداده است؟ آیا سود و سرمایه از خداوند نیست؟
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَيُّمَا رَجُلٍ اشْتَرَى طَعَاماً، فَكَبَسَهُ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً يُرِيدُ بِهِ غَلَاءَ المُسْلِمِينَ، ثُمَّ بَاعَهُ فَتَصَدَّقَ بِثَمَنِه، لَمْ يَكُنْ كَفَّارَةً لِمَا صَنَعَ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرکس گندمی بخرد و برای گران شدن، چهل روز نگه بدارد، سپس آن را بفروشد و پول آن را صدقه بدهد، کفاره عمل او نخواهد شد.
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): نَهَى عَنِ الِاسْتِحْطَاطِ بَعْدَ الصَّفْقَةِ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: بعد از تمام شدن معامله چانه نزنید، پیغمبر نهی کرده است.
قبل از معامله هرچه میخواهید، چانه بزنید؛ زیرا امام (علیه السلام) میفرماید:مَاکِسِ المُشتَرِيَ… فَاِنَّ المَغْبُونَ [فی بَيعِهِ وَ شِرائِه] غَيرُ مَحمُودٍ وَ لَا مَأَجُورٍ(3)
1) . الأمالی (للطوسی)، ص676، ح6 [1427] «مجلس 37»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص425، ح6 [22905] «باب 27 از ابواب آداب التجارة از کتاب التجارة».
2) . الکافی، ج5، ص286، ح1 «باب الاستحطاط علی الصفقة از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص452، ح1 [22973] «باب 44 از ابواب آداب التجارة».
3) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص197، ح3742 «باب التجارة از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص455، ح2 [22981] «باب 45 از ابواب آداب التجارة از کتاب التجارة».
تا میتوانید قیمت را کاهش دهید؛ زیرا شخص مغبون [در خرید و فروشش] نه عمل پسندیدهای و نه اجری دارد.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): إِيَّاكُمْ وَ الْحَلْفَ، فَإِنَّهُ يُنَفِّقُ السِّلْعَةَ وَ يَمْحَقُ الْبَرَكَةَ(1)
امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید: در معامله قسم نخورید؛ زیرا (اگرچه) جنس فروش میشود؛ (اما) برکت را میبرد.
قال مصادف مولی ابی عبدالله (علیه السلام): - انه دعانی فاعطانی الف دینار و قال لی -: تَجَهَّزْ حَتَّى تَخْرُجَ إِلَى مِصْرَ … فَلَمَّا دَنَوْا مِنْ مِصْرَ إِسْتَقْبَلَتْهُمْ قَافِلَةٌ مِنْ مِصْرَ فَسَأَلُوهُمْ عَنِ الْمَتَاعِ الَّذِي مَعَهُمْ مَا حَالُهُ فِي الْمَدِينَةِ وَ كَانَ مَتَاعَ الْعَامَّةِ، فَأَخْبَرُوهُمْ أَنَّهُ لَيْسَ بِمِصْرَ مِنْهُ شَيْءٌ، فَتَحَالَفُوا وَ تَعَاقَدُوا عَلَى أَنْ لَا يَنْقُصُوا مَتَاعَهُمْ مِنْ رِبْحِ الدِّينَارِ دِينَاراً…(2)
مصادف خادم امام صادق (علیه السلام) میگوید: امام (علیه السلام) هزار دینار به من داد تا برای آن حضرت تجارت کنم، من نیز جنسی خریدم و با قافله تجار حرکت کردیم. چون به دروازه مصر رسیدیم، از مردمی که از شهر بیرون آمده بودند، وضع جنس را سؤال کردیم، گفتند جنسهای شما مطلوب است و زمینه جنس خالی است. چون فهمیدیم جنس در شهر آنها نیست، با یکدیگر سوگند خوردیم که از هر دیناری باید یک دینار سود بریم. با این معاهده جنس را با سود دینار به دینار فروختیم و بازگشتیم. چون خدمت امام ششم رسیدم، دو کیسه مقابلامام گذاشتم و عرض کردم: یک کیسه سرمایه و دیگری استفاده آن است. امام (علیه السلام) پرسیدند: چه شده است که در این سفر هزار دینار استفاده آوردهای؟ مصادف، داستان را برای امام
نقل کرد. چون امام از ماجرا مطلع شدند، فرمودند سبحان الله! شما بر (علیه) مسلمانان قسم میخورید که جنس را با سود دینار به دنیار بفروشید؟ سرمایه را برداشتند و فرمودند: من به این سود احتیاج ندارم، سپس فرمودند: جنگ با شمشیر از کسب مال حلال آسانتر است.
مسلمانان باید از فرمایش امام صادق (علیه السلام) به مُصادف، پند بگیرند و انصاف را در معامله رعایت کنند، پیشوای اسلام میفرماید:
سَيِّدُ الْأَعْمَالِ إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ وَ مُوَاسَاةُ الْأَخِ فِي اللَّهِ وَ ذِكْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى كُلِّ حَالٍ(1)
بزرگترین عملها سه چیز است، اول با مردم در تمام کارها انصاف داشتن؛ دوم با برادران دینی (در خوبیها و خواستنی ها) مواسات نمودن؛ سوم در هر حال خدا را فراموش نکردن.
لذا برای اینکه همه مسلمانان در معاملات بهوظیفۀ دینی خود رفتار کنند، شارع مقدس، حاکم شرع را بر بازار به عنوان ناظر معین کرده است.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): لِبَعْضُ عُمّالِهِ وَ اعْلَمْ مَعَ ذَلِكَ أَنَّ فِي كَثِيرٍ مِنْهُمْ ضِيقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِيحاً وَ احْتِكَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَكُّماً فِي الْبِيَاعَاتِ وَ ذَلِكَ بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ وَ عَيْبٌ عَلَى الْوُلَاةِ فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِكَارِ، فَإِنَّ رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) مَنَعَ مِنْهُ وَ لْيَكُنِ الْبَيْعُ بَيْعاً سَمْحاً بِمَوَازِينِ عَدْلٍ وَ أَسْعَارٍ، لَا تُجْحِفُ بِالْفَرِيقَيْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَ المُبْتَاعِ فَمَنْ قَارَفَ حُكْرَةً بَعْدَ نَهْيِكَ إِيَّاهُ فَنَكِّلْ بِهِ وَ عَاقِبْهُ فِي غَيْرِ إِسْرَافٍ(2)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) به فرماندارانش چنین مینویسد: آگاه باش، عدهای (از
فروشندگان) هستند که (در معاملات) سختگیر و بخیل میباشند؛ زیرا جنس رابرای سود بردن احتکار میکنند و به دلخواه خود برای جنس، نرخ میگذارند، این کار زیان عمومی است و برای فرماندار شهر عیب است، (لذا) از احتکار این افراد جلوگیری کن: چنانکه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)جلوگیری کردند.
بدان که معاملات باید با نرخهای عادلانه و با ترازوهای بیکم و کاست انجام گیرد تا به خریدار و فروشنده ستم نشود، (و اگر) محتکری به دستور تو اعتنا نکرد و به احتکار خود ادامه داد، او را کیفر کن و در کیفر زیادروی نکن.
مسلمانان در کسب و کار خود غش و تقلب ندارند؛ زیرا اگر مسلمانی به برادر مسلمان خود غش یا تقلب کند و جنس معیوب را بدون اطلاع خریدار بفروشد، یا جنس خوب و بد را مخلوط کند و به مشتری نگوید، خیانت کرده است و خداوند خیانت کنندگان را دوست ندارد.{إِنَّ اللهَ لَا يُحِبُّ الخَائِنِينَ}(1)
افزون بر این پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
کسی که با مسلمانی مکر کند و او را فریب دهد، از مسلمانان نیست.
همچنین پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
لَيسَ مِنَّا مَن مَاکَرَ مُسلِماً(2)
کسی که به مسلمانی مکر کند، از ما نیست.
قال الصادق (علیه السلام) لرجل یبیع الدقیق: فَقَالَ إِيَّاكَ وَ الْغِشَّ، فَإِنَّ مَنْ غَشَّ غُشَّ فِي مَالِهِ؛
فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مَالٌ، غُشَّ فِي أَهْلِهِ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) به مرد آرد فروش فرمود: مبادا (در آرد) تقلب کنی؛ زیراکسی که خیانت کند، به مال او خیانت میشود و اگر مالی نداشت به خانوادۀ او خیانت میشود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ غَشَّ أَخَاهُ المُسْلِمَ، نَزَعَ اللهُ بَرَكَةَ رِزْقِهِ وَ أَفْسَدَ عَلَيْهِ مَعِيشَتَهُ وَ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که به برادر خود تقلب کند و او را فریب دهد و (در خرید و فروش) با او حیله بورزد، خداوند برکت را از رزق او میبرد، زندگی او در هم ریخته میشود و (خداوند) او را به حال خود وا میگذارد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ غَشَّ مُسْلِماً فِي بَيْعٍ أَوْ فِي شِرَاءٍ، فَلَيْسَ مِنَّا وَ يُحْشَرُ مَعَ الْيَهُودِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که در خرید و فروش تقلب کند و مسلمانی را فریب دهد، از ما نیست و در روز قیامت با قوم یهود محشور میشود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ بَاعَ وَ اشْتَرَى، فَلْيَحْفَظْ خَمْسَ خِصَالٍ وَ إِلَّا فَلَا يَشْتَرِيَنَّ وَ لَا يَبِيعَنَّ، الرِّبَا وَ الْحَلْفَ وَ كِتْمَانَ الْعَيْبِ وَ الْحَمْدَ إِذَا بَاعَ وَ الذَّمَّ إِذَا إِشْتَرَى(4)
1) . الکافی، ج5، ص160، ح4 «باب الغش از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص281، ح7 [22525] «باب 86 از ابواب ما یکتسب به از کتاب التجارة».
2) . ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص286؛ وسائل الشیعة، ج17، ص283، ح11 [22529].
3) . ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص284؛ وسائل الشیعة، ج17، ص283، ح11 [22529] «باب86 از ابواب ما یکتسب به از کتاب التجارة».
4) . الکافی، ج5، ص150، ح2 «باب آداب التجارة از کتاب المیشعة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص383، ح2 [22799] «باب دوم از ابواب آداب التجارة از کتاب التجارة».
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که میخواهد خرید و فروش کند باید پنج چیز را در نظر بگیرد، اگر این پنج چیز را نمیتواند رعایت کند خرید و فروش نکند:1. متوجه باشد معاملۀ ربوی نکند. 2. از قسم خوردن در معامله بپرهیزد. 3. اگر فروشنده است و جنسش معیوب است، عیب آن را کتمان نکند و به خریدار بگوید. 4. چون خواست چیزی بفروشد، از جنس تعریف نکند. 5. چون خواست چیزی بخرد، از آن بدگویی نکند.
در مذمت گناه رباخواری همین اندازه بس که رباخواری از زنای با مادر در خانۀ خدا زشتتر شمرده شده است و کسی که رباخوار است، اعلاندهندۀ جنگ با خدا و پیغمبر ذکر شده است.
{فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ الله وَ رَسُولِهِ}(1)
اگر از رباخواری دست بر نمیدارید، پس اعلان جنگ به خدا و پیغمبر دهید.
مَنْ أَكَلَ الرِّبَا، مَلَأَ اللهُ بَطْنَهُ مِن نارِ جَهَنَّمَ بِقَدْرِ مَا أَكَلَ (مِنْهُ)؛ فَإِنْ كَسَبَ مِنْهُ مَالاً لَمْ يَقْبَلِ اللهُ… شَيْئاً مِنْ عَمَلِهِ وَ لَمْ يَزَلْ فِي لَعْنَةِ الله وَ الملَائِكَةِ مَا دَامَ عِنْدَهُ قِيرَاطٌ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرکس، هر اندازه ربا بخورد، همان اندازه شکم او از آتش جهنم پر شود و اگر با ثروتی که بهوسیلۀ ربا به دست آورده کاسبی کند، خداوند چیزی از اعمال او را نمیپذیرد و تا زمانی که چنین ثروتی دارد، همیشه مورد لعن خدا میباشد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لما أسری بی إلى السّماء و رأیت نهرا أحْمر مثل الدم و إذا فی النهر، رَجُلٌ سَابِحٌ يَسْبَحُ ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَيْهِ كَمَا رَجَعَ وَ إِذَا عَلَى شَاطِئِ النَّهْرِ رَجُلٌ عِنْدَهُ حِجَارَةٌ
كَثِيرَةٌ وَ إِذَا ذَلِكَ السَّابِحُ يَسْبَحُ مَا يَسْبَحُ، ثُمَّ يَأْتِي الَّذِي قَدْ جَمَعَ عِنْدَهُ الْحِجَارَةَ، فَيَفْغَرُ فَاهُ فَيُلْقِمُهُ حَجَراً فَيَنْطَلِقُ وَ يَسْبَحُ ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَيْهِ، كُلَّمَا رَجَعَ إِلَيْهِ فَغَرَ لَهُ فَاهُ فَأَلْقَمَهُ حَجَراً(فَسُئِلَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله و سلم) فَقِيلَ إِنَّهُ آکِلُ الرِّبا)(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: شبی که به معراج رفتم، نهری پر از خون دیدم. میان آن نهر مردی غوطهور بود. در کنار نهر، مردی نشسته بود و سنگهای زیادی نزد او بود، مردی که میان نهر غوطهور بود، بهوسیلۀ شناوری خود را کنار نهر میرسانید، چون دهان خود را باز میکرد (شاید خوراکی به او بدهند) مردی که کنار نهر نشسته بود، سنگی بر میداشت و به دهان او میانداخت. سپس میرفت دوباره بر میگشت و همان مرد دوباره سنگ به دهان او میانداخت، پرسیدم این مرد کیست؟ (که به این عذاب مبتلا شده است) گفتند او رباخوار است.
در دین اسلام شش شغل ممنوع شده است:
اول؛ خرید و فروش چیزهایی که اصالتاً نجس است، مانند خون و … .
دوم؛ اموال غصبی مانند اجناس دزدی و… .
سوم؛ چیزهایی که از نظر اسلام ارزش ندارد، مانند حشرات و خزندگان.
چهارم؛ آلات موسیقی و لهو و لعب مانند آلات قمار.
پنجم؛ معاملهای که در آن غش و تقلب باشد.
ششم؛ معاملات ربوی.
قال الرضا (علیه السلام): إِذَا كُنْتَ فِي تِجَارَتِكَ وَ حَضَرتِ الصَّلَاةُ فَلَا يَشْغَلْكَ عَنْهَا مَتْجَرُكَ، فَإِنَّ اللهَ وَصَفَ قَوْماً وَ مَدَحَهُمْ فَقَالَ: [رِجالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ الله ](2)
وَ كَانَ هَؤُلَاءِ الْقَوْمُ يَتَّجِرُونَ، فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلَاةُ تَرَكُوا تِجَارَتَهُمْ وَ قَامُوا إِلَى صَلَاتِهِمْ وَ كَانُوا أَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ لَا يَتَّجِرُ فَيُصَلِّي(1)امام رضا (علیه السلام) میفرماید: هرگاه به داد و ستد مشغول هستید و وقت نماز رسید، خرید و فروش شما را از نماز باز ندارد؛ زیرا خداوند کسانی را که تجارت و خرید و فروش، آنان را از یاد خدا باز نمیدارد، ستوده است. این اشخاص، کسانی هستند که هنگام نماز خرید و فروش را رها میکنند و متوجه نماز میشوند و این افراد از کسانی که همیشه نماز میخوانند و تجارت نمیکنند، اجرشان زیادتر است.
1) . الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا (علیه السلام)، ص251 «باب 36»؛ مستدرک الوسائل، ج13، ص10، ح2 [14579] «باب دوم از ابواب مقدمات التجارة از کتاب التجارة».
کسانی که همسایۀ مسجد هستند نماز خود را در مسجد بخوانند؛ زیرا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
لَا صَلَاةَ لِجَارِ المَسْجِدِ إِلَّا فِي المَسْجِدِ(1)
همسایۀ مسجد اگر کاری ندارد و نماز کامل میخواهد باید در مسجد نماز بخواند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): قَالَ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: أَلَا إِنَّ بُيُوتِي فِي الْأَرْضِ المسَاجِدُ تُضِيءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا تُضِيءُ النُّجُومُ لِأَهْلِ الْأَرْضِ؛ أَلَا طُوبَى لِمَنْ كَانَتِ المسَاجِدُ بُيُوتَهُ، أَلَا طُوبَى لِعَبْدٍ تَوَضَّأَ فِي بَيْتِهِ ثُمَّ زَارَنِي فِي بَيْتِي؛ أَلَا إِنَّ عَلَى المَزُورِ كَرَامَةَ الزَّائِرِ؛ أَلَا بَشِّرِ المَشَّاءِينَ فِي الظُّلُمَاتِ إِلَى المَسَاجِدِ بِالنُّورِ السَّاطِعِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ(2)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند میفرماید: آگاه باشید مساجد در زمین خانههای من است؛ چنانکه ستارگان برای اهل زمین روشنایی میدهند، مساجد برای اهل آسمان روشنایی میدهند. آگاه باشید! خوشا به حال کسانی که مسجد خانۀ آنهاست (یعنی
نماز پنجگانه خود را در مسجد میخوانند) آگاه باشید! خوشا به حال بندهای که وضو بگیرد سپس برای زیارت (عبادت) من در خانهام (مسجد) بیاید. آگاه باشید! بر مهماندار است که از مهمان خود پذیرایی کند. آگاه باشید! کسانی که در شبهای تاریک (برای عبادت) به مسجد میآیند آنها را در روز قیامت به نور درخشان بشارت دهید؛ یعنی چنین افرادی در قیامت با چهره نورانی محشور میشوند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَا مِنْ صَلَاةٍ يَحْضُرُ وَقْتُهَا إِلَّا نَادَى مَلَكٌ بَيْنَ يَدَيِ النَّاسِ أَيُّهَا النَّاسُ قُومُوا إِلَى نِيرَانِكُمُ الَّتِي أَوْقَدْتُمُوهَا عَلَى ظُهُورِكُمْ فَأَطْفِئُوهَا بِصَلَاتِكُمْ(1)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرگاه وقت نماز میرسد، فرشتهای فریاد میزند ای مردم! حرکت کنید و آتشی را که پشت سر خود (بهوسیلۀ گناه و اعمال زشت افروختهاید را با نماز خاموش کنید.
شخص نمازگزار نباید نماز را با بی حالی و سستی بخواند؛ زیرا خداوند اینگونه نماز خواندن را نشانهی منافقین ذکر کرده است.
{وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ}(2)
هرگاه (منافقین) نماز به پا میدارند، با حالت کسالت و سنگینی نماز میخوانند؛ (زیرا) اینان ریا کارانند و برای مردم ریا میکنند.
قال الصادق (علیه السلام): لِلْمُصَلِّي ثَلَاثُ خِصَالٍ؛ إِذَا قَامَ فِي صَلَاتِهِ يَتَنَاثَرُ الْبِرُّ عَلَيْهِ، مِنْ أَعْنَانِ السَّمَاءِ إِلَى مَفْرِقِ رَأْسِهِ وَ تَحُفُّ بِهِ الملَائِكَةُ مِنْ تَحْتِ قَدَمَيْهِ إِلَى أَعْنَانِ السَّمَاءِ، وَ مَلَكٌ
يُنَادِي أَيُّهَا المُصَلِّي لَوْ تَعْلَمُ مَنْ تُنَاجِي مَاانْفَتَلْتَ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: برای نمازگزار سه خصلت است؛ هرگاه به نماز بایستد، از آسمان بر او رحمت میبارد و از زمین تا آسمان اطراف او را ملائکه گرفتهاند و فرشتهای فریاد میزند ای نمازگزار! اگر میدانستی با چه کسی مناجات میکنی از نماز روگردان نمیشدی.
{إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ}(2)
کسانی که از خواندن پروردگار روگردانند، هرآینه با ذلت داخل جهنم میشوند.
امام (علیه السلام) در تفسیر این آیه میفرماید: مراد از عبادت پروردگار در آیۀ شریفه دعا کردن است.(3)
قال حنّان بن سدیر للباقر (علیه السلام): أَىُّ الْعِبَادَةِ أَفْضَلُ؟ فَقَالَ: مَا مِنْ شَيْءٍ أکْرَمُ إِلىَ الله عَزَّوَجَلَّ مِنْ أَنْ يُسْئَلَ وَ يُطْلَبَ مِمَّا عِنْدَهُ، وَ مَا أَحَدٌ أَبْغَضَ إِلَى الله عَزَّوَجَلَّ مِمَّنْ يَسْتَكْبِرُ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لَا يَسْأَلُ مَا عِنْدَهُ(4)
مردی به نام حنان از امام باقر (علیه السلام) سؤال کرد: چه عبادتی بافضیلتتر است؟ امام (علیه السلام) فرمود: نزد پروردگار هیچ عبادتی گرامیتر از دعا کردن نیست و هیچ عملی نزد خدا بهتر از طلب کردن از او نیست. آنکس که به دعا اعتنا ندارد و به خداوند دست نیاز دراز نمیکند و از نعمتهای او نمیخواهد، نزد خدا مبغوضتر از او کسی نیست.
1) . مکارم الأخلاق، ص300 «فصل دوم از باب دهم»؛ وسائل الشیعة، ج4، ص34، ح12 [4444] «باب هشتم از ابواب اعداد الفرائض از کتاب الصلاة».
2) . غافر(40)، آیة 60.
3) . ر.ک: تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج11، ص403.
4) . مکارم الأخلاق، ص268 «فصل اول از باب دهم»؛ بحاالأنوار، ج90، ص294، ح23 «باب 16 از ابواب الاذکار و فضله از کتاب القرآن»؛ در مصدر «أحبُّ» بدل از «اکرم» است.
{قُلْ مَا يَعْبَؤا بِکُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ فَقَدْ کَذَّبْتُمْ}(1)
(ای پیامبر) بگو اگر دعاهای شما نبود، (نزد) پروردگارم چه ارزشی داشتید، زیرا (آیات خداوند را) تکذیب کردید.
وظیفۀ ما دعا کردن است؛ و با دعا میتوانیم از بلاها و گرفتاریها نجات پیدا کنیم چون ما جز گناه و آلودگی عملی نداریم.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لَا يَرُدُّ الْقَضَاءَ إِلَّا الدُّعَاءُ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: قضای الهی را چیزی جز دعا برطرف نمیکند.
قال موسى بن جعفر (علیهم السلام): عَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّ الدُّعَاءَ وَ الطَّلَبَ مِنَ الله تَعالى (فَإِنَّهُ) يَرُدُّ الْبَلَاءَ وَ قَدْ قُدِّرَ وَ قُضِيَ وَ لَمْ يَبْقِ إِلَّا إِمْضَاؤُهُ فَإِذَا دُعِيَ اللهُ وَ سُئِلَ، صَرَفَ الْبَلَاءَ صَرْفَاً(3)
امام کاظم (علیه السلام) میفرماید: همیشه دعا کنید و از خداوند (دفع بلا را) بخواهید؛ زیرا بلایی که مقدر شده است و حکم الهی بر نزول آن جاری شده، مادامی که نازل نشده است و هنوز به آن مبتلا نشدهاید، هرگاه دعا کنید و از خداوند رفع آن را بخواهید، خداوند آن را از شما دفع میکند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):لَا يَزِيدُ فِي الْعُمُرِ إِلَّا الْبِرُّ، وَ لَا يَرُدُّ الْقَضَاءَ إِلَّا الدُّعَاءُ.(4)و قال أیضاً الدُّعَاءُ تُرْسُ المُؤْمِنِ(5)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: عمر شخص زیاد نمیشود؛ مگر بهواسطۀ نیکی کردن
1) . الفرقان(25)، آیۀ 77.
2) . مکارم الأخلاق، ص388 «فصل سوم از باب11»؛ بحارالانوار، ج90، ص296، ح23 «باب 16 از ابواب الدعا از کتاب القرآن».
3) . مکارم الأخلاق، ص388 «فصل سوم از باب11»؛ بحارالانوار، ج90، ص296، ح23 «باب16 از ابواب الدعا از کتاب القرآن»؛ در مصدر «الی الله» بدل از «من الله» است.
4) . مکارم الأخلاق، ص389؛ مستدرک الوسائل، ج5، ص177، ح7 [5610] «باب ششم از ابواب الدعاء از کتاب الصلاة».
5) . الکافی، ج2، ص468، ح4 «باب أن الدعاء صلاح المؤمن از کتاب الدعاء»؛ وسائل الشیعة، ج7، ص26، ح4 [8610] «باب دوم از ابواب الدعاء از کتاب الصلاة»؛ در مصدر این روایت از أمیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل شده است.
و قضای الهی را (در بلاها) رد نمیکند؛ مگر دعا کردن.
سپس میفرماید: دعا (بهترین) سپر برای مؤمن است. (زیرا با دعا، بلاهای مقدر شده دفع شده، و ناراحتیها برطرف میشود.
قال الصادق (علیه السلام): مَا أَبْرَزَ عَبْدٌ يَدَهُ إِلَى الله الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ إِلَّا اسْتَحَى اللهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ يَرُدَّهَا صِفْراً حَتَّى يَجْعَلَ فِيهَا مِنْ فَضْلِ رَحْمَتِهِ، فَإِذَا دَعَا أَحَدُكُمْ فَلَا يَرُدُّ يَدَهُ حَتَّى يَمْسَحَ عَلَى وَجْهِهِ وَ رَأْسِهِ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هیچ دستی به سوی خداوند به دعا بلند نمیشود؛ مگر اینکه خداوند شرم میکند آن دست را خالی برگرداند و از رحمت خود چیزی در آن دست نگذارد، پس هرگاه دعا کردید پس از دعا کردن دست خود را به صورت و سر خود بکشید.
قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): الْبَلَاءُ يَتعَلَّقُ بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ مِثْلَ الْقِنْدِيلِ، فَإِذَا سَأَلَ الْعَبْدُ رَبَّهُ الْعَافِيَةَ، صَرَفَ اللهُ عَنْهُ الْبَلَاءَ(2)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: بلا چون قندیلی بالای سر شما آویزان است، پس هرگاه از پروردگار عافیت بخواهید و دعا کنید، خداوند به شما عنایت میکند و بلا را برطرف مینماید.
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ اللهَ تَعَالَى يَعْلَم مَا يُرِيدُ الْعَبْدُ، إِذَا دَعَاهُ وَ لَكِنَّهُ يُحِبُّ أَنْ يَبُثَّ إِلَيْهِ
الْحَوَائِجُ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: خداوند نیاز بندهاش را میداند، اما دوست دارد که بندگان حوائج خود را از او بخواهند از این رو ما باید در خوشی و راحتی هم با پروردگار راز و نیاز داشته باشیم و همیشه در صبح و شام به خصوص بعد از هر نمازی دعا کنیم تا در درماندگی و پریشانی دعای ما مستجاب شود؛ چنانکه به ما دستور میدهند.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ سَرَّهُ أَنْ يُسْتَجَابَ لَهُ فِي الشِّدَّةِ، فَلْيُكْثِرِ الدُّعَاءَ فِي الرَّخَاءِ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: آنکس که میخواهد در پریشان حالی و درماندگی دعایش مستجاب شود، باید در خوشی و وفور نعمت خدا را بخواند (و شکرگزاری کند).
قال أبو عبد الله (علیه السلام): مَنْ قَالَ: «مَا شَاءَ اللهُ» أَلْفَ مَرَّةٍ فِي دَفْعَةٍ وَاحِدَةٍ، رُزِقَ الْحَجَّ مِنْ عَامِهِ؛ فَإِنْ لَمْ يُرْزَقْ أَخَّرَهُ اللهَُ حَتَّى يَرْزُقَهُ(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: اگر کسی بدون آنکه با کسی صحبت کند و بدون وقفه، هزار مرتبه «ماشاءالله» بگوید، خداوند در همان سال یا سالهای بعد، به او حج روزی فرماید.
همچنین نقل شده است اگر کسی قبل از اشهر حج(4)چهارده روز و هر روز هزار صلوات برای حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام) هدیه کند، امید است در همان سال خداوند به او حج روزی فرماید. افزون بر این، مداومت در خواندن سوره نبأ در یک سال برایرفتن به حج به تجربه رسیده است.(5)
1) . مکارم الأخلاق، ص270؛ بحارالانوار، ج90، ص296، ح23 «باب 16 از ابواب الدعاء از کتاب القرآن».
2) . مکارم الأخلاق، ص270 «فصل اول از باب دهم»؛ وسائل الشیعة، ج7، ص41، ح3 [8663] «باب نهم».
3) . المحاسن، ج1، ص42، ح55 «باب 40 از کتاب ثواب الأعمال من المحاسن»؛ وسائل الشیعة، ج7، ص92، ح4 [8822] «باب 35 از ابواب الدعاء از کتاب الصلاة».
4) . اشهر حج - در متداول فقه- ماههایی که در آنها میتوان احرام حج را به جا آورد و آنها عبارتند از: شوال، ذیقعده، ونه یا ده روز از ذیحجه (مؤلف).
5) . ر.ک: وسائل الشیعة، ج11، ص161، ح2 [14528] «باب 35 از ابواب الدعاء از کتاب الصلاة».
عبدالله پسر فضل به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد برای رفتن به حج، نه تنها توانایی جسمی ندارم؛ بلکه قرضهای زیادی دارم، دعائی به من بیاموزید تا خداوند قرضهای مرا ادا کند و حج نیز نصیبم فرماید. امام (علیه السلام) فرمودند: بعد از هر نمازی بگو:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْضِ عَنِّي دَيْنَ الدُّنْيَا وَ دَيْنَ الْآخِرَةِ.(1)
أَبْطَأَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله و سلم) عَنْهُ، ثُمَّ أَتَاهُ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَا أَبْطَأَ بِكَ عَنَّا؟ فَقَالَ: السُّقْمُ وَ الْفَقْرُ فَقَالَ لَهُ: أَ فَلَا أُعَلِّمُكَ دُعَاءً، يَذْهَبُ اللهُ عَنْكَ بِالسُّقْمِ وَ الْفَقْرِ. قَالَ: بَلَى يَا رَسُولَ الله(2)
مردی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از مدتی خدمت آن حضرت آمد. ایشان فرمودند: چرا دیر نزد ما آمدی؟ گفت ای رسول خدا! به دلیل بیماری و نیازمندی. حضرت فرمود: آیا به تو دعایی نیاموزم که فقر و بیماری تو را برطرف کند؟ گفت: ای رسول خدا! بفرمایید. آن حضرت فرمود: (زیاد) بگو:
لَاحَوْلَ وَ لَاقُوَّةَ إِلَّا بِالله... تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَ الْحَمْدُ لله الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيکٌ فِي الملْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيُّ مِنْ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً؛
آن مرد پس از مدتی خدمت پیامبر آمد و عرض کرد ای رسول خدا! هم بیماری و هم فقر من برطرف شد.
عَن اَبی بَصِير قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام): إِنَّا قَدِ اسْتَبْطَأْنَا الرِّزْقَ، فَغَضِبَ ثُمَّ قَالَ:ابو بصیر میگوید: به امام صادق (علیه السلام) از این که روزی دیر میرسد، شکایت کردم. آن حضرت ناراحت شدند و فرمودند این دعا را بخوان:
قُلِ اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَكَفَّلْتَ بِرِزْقِي وَ رِزْقِ كُلِّ دَابَّةٍ فَيَا خَيْرَ مَنْ دُعِيَ وَ يَا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ وَ يَا خَيْرَ مَنْ أَعْطَى وَ يَا أَفْضَلَ مُرْتَجًى افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا، و به جای کذا وکذا آنچه را میخواهی بگو. (1)
قال سعید بن یسار قلت لابی عبدالله (علیه السلام): يَدخُلنی الغَمُّ، قالَ: أَکثَرِ مِن أَن تَقوُل اللهُ اللهُ رَبِيّ لَا اُشِرکُ بِهِ شیئاً(2)
سعید پسر یسار میگوید به امام جعفر صادق (علیه السلام) گفتم: (بعضی اوقات) گرفتار غصه میشوم، حضرت فرمودند زیاد بگو: اللهُ اللهُ رَبَّي لَا ا ُشرِکُ بِهِ شَيئَاً.
سماعه میگوید امام کاظم (علیه السلام) فرمود: هرگاه حاجتی داشتی خداوند را به این دعا بخوان:
قال سماعة قال لی أبو الحسن (علیه السلام): إِذَا كَانَ لَكَ يَا سَمَاعَةُ إِلَى الله حَاجَةٌ فَقُلِ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ فَإِنَّ لَهُمَا عِنْدَكَ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ وَ قَدْراً مِنَ الْقَدْرِ، فَبِحَقِّ ذَلِكَ الشَّأْنِ وَ بِحَقِّ ذَلِكَ الْقَدْرِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَ كَذَا.
فَإِنَّهُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ لَمْ يَبْقِ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا مُؤْمِنٌ مُمْتَحَنٌ إِلَّا وَ هُوَ يَحْتَاجُ إِلَيْهِمَا فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ(3)
زیرا در روز قیامت تمام انبیا و ملائکه و مؤمنین به این دو بزرگوار (رسول اکرم و امیرالمؤمنین (علیهم السلام)) هستند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ أَصَابَهُ… غَمٌّ أَوْ… دَاءٌ فَلْيَقُلِ:اللهُ رَبِّي لَا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئاً، تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرگاه غم و اندوه و (یا ناراحتی و بیماری) بر تو روی آورد. (هر روز) این دعا را بخوان:
اللهُ رَبِّي لَا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئاً تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَايَمُوتُ.
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله و سلم) فَقَالَ: يَا رَسُولَ الله قَدْ لَقِيتُ شِدَّةً مِنْ وَسْوَسَةِ الصَّدْرِ وَ أَنَا رَجُلٌ مَدِينٌ مُعِيلٌ مُحْوِجٌ، فَقَالَ لَهُ: كَرِّرْ هَذِهِ الْكَلِمَاتِ؛
مردی خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد ای رسول خدا! مردی هستم که در زندگی تصمیم ندارم و مردد و مقروض و عائلهمندم، حضرت فرمودند: این کلمات را زیاد بخوان:
تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَ الْحَمْدُ لله الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيکٌ فِي الملْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً.
طولی نکشید آن مرد خدمت پیامبر آمد و گفت ای رسول خدا! به برکت دعائی که به من تعلیم فرمودید و من آن را خواندم، مردی با تصمیم و اراده شدم و قرضهای من ادا شد و خداوند وسعت رزق نیز به من عنایت کرد.(2)
قال ولید بن صبیح: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) دَيْناً لِي عَلَى أُنَاسٍ؛
ولید پسر صبیح میگوید: از قرضهای خود به امام صادق (علیه السلام) شکایت کردم، امام (علیه السلام) فرمودند: این دعا را بخوان، خداوند قرضهای تو را ادا میکند.
اللَّهُمَّ لَحْظَةً مِنْ لَحَظَاتِكَ، تَيَسَّرْ عَلَى غُرَمَائِي بِهَا الْقَضَاءَ، وَ تَيَسَّرْ لِي بِهَا الِاقْتِضَاءَ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ(1)مردی خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! فردی مقروضم، پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: این دعا را زیاد بخوان: تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَ الْحَمْدُ لله الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيکٌ فِي الملْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيُّ مِنْ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً؛
امام (علیه السلام)میفرماید: پس از مدتی همان مرد مقروض خدمت پیغمبر آمد، حضرت فرمودند: با قرض خود چه کردی؟ عرض کرد: ای رسول خدا! مدتی همان دعائی را که آموختید، خواندم و خداوند اسبابی فراهم کرد و قرضهایم ادا شد. (2)
حسین پسر خالد میگوید: قرضهایی داشتم که از هفتصد دینار گذشته بود. خواستم مخفیانه خود را به امام کاظم (علیه السلام) برسانم، نتوانستم. نامهای خدمت حضرت نوشتم و در نامه از حال خود نوشتم. امام کاظم (علیه السلام) در پاسخ نامه چنین نوشتند: بعد از هر نماز این دعا را سه مرتبه بخوان:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ يَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، أَنْ تَرْحَمَنِي بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ يَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، أَنْ تَرْضَى عَنِّي بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ يَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْت، أَنْ تَغْفِرَ لِي بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْت.
حسینبنخالد میگوید، مدتی این دعا را بعد از هر نمازی میخواندم، به خدا سوگند! هنوز چهار ماه بیشتر نگذشت که خداوند دین مرا ادا کرد و صد هزار درهم نیز اضافه آوردم.(3)
برای گشایش در کارها و رفع تمام گرفتاریها و برآمدن حاجات در عقب فجر بعد از نمازصبح، دست بر سینه بگذارید و هفتاد مرتبه بگویید یا فتاح پس از آن این دعا را بخوانید:
لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله، تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ، الْحَمْدُ لله الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيکٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً.
و بعد از این دعا بگویید:
بِسْمِ الله وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى الله إِنَّ اللهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ. فَوَقاهُ اللهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا لَا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ. فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ حَسْبُنَا اللهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ. فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ الله وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ ما شاءَ اللهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله مَا شَاءَ اللهُ لَا مَا شَاءَ النَّاسُ، مَا شَاءَ اللهُ وَ إِنْ كَرِهَ النَّاسُ حَسْبِىَ الرَّبُّ مِنَ الْمَرْبُوبِينَ، حَسْبِىَ الْخَالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ، حَسْبِيَ الرَّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقِينَ، حَسْبِىَ اللهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ حَسْبِىَ مَنْ هُوَ حَسْبِي، حَسْبِي مَنْ لَمْ يَزَلْ حَسْبِي، حَسْبِىَ مَنْ كَانَ مُذُ كُنْتُ لَمْ يَزَلْ حَسْبِي، حَسْبِىَ اللهُ لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ.(1)
در منابع دینی برای ذکر شریف صلوات خواص فراوانی ذکر شده است. بعضی از بزرگان هیچ ذکری را به اندازۀ صلوات اهمیت نمیدادند در روایات ائمه اطهار (علیهم السلام) وارد شده است دعائی که اول و آخر آن صلوات بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) داشته باشد، آن دعا مستجاب میشود؛ زیرا دعائی که اول و آخرش مستجاب شود، وسط آن هم به برکت صلوات مستجاب شدۀ اول و آخر، پذیرفته خواهد شد.(2)
بعضی از اساتید میفرمودند: در هر حال هستید و برای هر گرفتاری صلوات بفرستید و ثواب آن را برای ارواح مطهرۀ چهارده معصوم (علیهم السلام) هدیه کنید.
سیزده روز و هر روز در وقت معین با تسبیح (تربت اگر باشد بهتر است) هزار مرتبه صلوات میفرستید. روز اول هدیه میکنید برای روح مطهر خاتم الانبیاء (علیهم السلام) و روز دوم برای روح مطهر حضرت صدیقه؟عها؟ و روز سوم برای روح مطهر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و هر روز برای یک نفر از ائمه (علیهم السلام). روز سیزدهم که تمام شد، تسبیح را رو به قبله زیر آسمان آویزان میکنید؛ چون حاجت شما بر آورده شد، هزار مرتبه صلوات میفرستید و به پیشگاه مقدس امام زمان؟عج؟ هدیه میکنید.(1)
رُوِىَ؛ أَنَّ مَنْ عَرِضَ لَهُ مُهِمٌ وَ أَرَادَ أَنْ يَعْرِفَ وَجْهَ الْحِيلَةِ فِيهِ فَيَنْبَغِي أَنْ يَقْرَأَ حِينَ يَأْخُذُ مَضْجَعَهُ هَاتَيْنِ السُّورَتَيْنِ كُلَّ وَاحِدَةٍ سَبْعَ مَرَّاتٍ <وَ الشَّمْسِ وَ ضُحَاهَا> وَ <اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى> فَإِنَّهُ يَرَى شَخْصَاً يَأْتِيهِ وَ يُعَلِّمُهُ وَجْهَ الْحِيلَةِ فِيهِ وَ النَّجَاةِ مِنْه (2)
روایت شده است اگر کسی امر مهمی داشته باشد، هنگام خواب هفت مرتبه سورۀ «والشمس» و هفت مرتبه سورۀ «واللیل» را بخواند، در خواب، راه حل مشکل او را خواهند گفت.
قال رسول الله؟ص؟ لعلی (علیه السلام): إذا وَقَعْتَ فِي وَرْطَةٍ فَليَقرَء فَقُلْ؛
رسول اکرم؟ص؟ به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: هرگاه گرفتاری پیدا کردید، این دعاء را (زیاد) بخوانید: بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ،
اللَّهُمَ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِين؛ خداوند به برکت این دعا گرفتاری شما را رفع میکند.(1)
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِکَ اللهُ اللهُ اللهُ اللهُ ، الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، قَالَ علی بنُ الحسین (علیه السلام) فَوَ الله مَا دَعَوْتُ بِهَا لِشَيْءٍ إِلَّا رَأَيْتُ نُجْحَه(2)
امام زینالعابدین (علیه السلام) میفرماید: به خدا سوگند! هیچگاه این دعا را نخواندم مگر اینکه نتیجۀ آن را دیدم.
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله و سلم) فَقَالَ يَا رَسُولَ الله إِنِّي ذُو عِيَالٍ وَ عَلَيَّ دَيْنٌ وَ قَدِ اشْتَدَّ حَالِي فَعَلِّمْنِي دُعَاءً أَدْعُو اللهَ عَزَّوَجَلَّ بِهِ يَرْزُقَنِي مَا أَقْضِي بِهِ دَيْنِي وَ أَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى عِيَالِي. فَقَالَ: رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) يَا عَبْدَ الله تَوَضَّأْ وَ أَسْبِغْ وُضُوءَكَ، ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ تُتِمُّ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ؛
مردی خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد عرض کرد ای رسول خدا! مردی هستم عائلهمند و مقروض و اوضاع کار من سخت شده است، دعایی به من بیاموزید تا خدا را به آن دعا بخوانم تا قرضم ادا و به خانوادهام کمکی شود.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ای بندۀ خدا! وضوی کاملی بگیر سپس دو رکعت نماز با رکوع و سجود صحیح بخوان، چون نماز را خواندی این دعا را بخوان:
يَا مَاجِدُ يَا وَاحِدُ يَا كَرِيمُ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ الله إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى الله رَبِّي وَ رَبِّكَ وَ رَبِّ كُلِّ شَيْءٍ وأَسْئَلُکَ اللَّهُمَّ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ
أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَسْأَلُكَ نَفْحَةً كَرِيمَةً مِنْ نَفَحَاتِكَ وَ فَتْحاً يَسِيراً وَ رِزْقاً وَاسِعاً أَلُمُّ بِهِ شَعْثِي وَ أَقْضِي بِهِ دَيْنِي وَ أَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى عِيَالِي.(1)
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: جبرئیل به من خبر داد، هرکس برای وسعت رزق دو رکعت نماز بخواند و بعد از حمد سه مرتبه سورۀ کوثر و توحید و در رکعت دوم بعد از حمد سه مرتبه سورۀ فلق و ناس را بخواند خداوند انشاء الله به او وسعت رزق عنایت فرماید.(2)
قَالَ حَفْصُ بْنُ عُمَرَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) حَالِي وَ انْتِشَارَ أَمْرِي عَلَيَّ فَقَالَ لِي: إِذَا قَدِمْتَ الْكُوفَةَ فَبِعْ وِسَادَةً مِنْ بَيْتِكَ بِعَشَرَةِ دَرَاهِمَ وَ ادْعُ إِخْوَانَكَ وَ أَعِدَّ لَهُمْ طَعَاماً وَ سَلْهُمْ يَدْعُونَ اللهَ لَكَ. قَالَ: فَفَعَلْتُ وَ مَا أَمْكَنَنِي ذَلِكَ حَتَّى بِعْتُ وِسَادَةً وَ أَعْدَدْتُ طَعَاماً كَمَا أَمَرَنِي وَ سَأَلْتُهُمْ يَدْعُونَ اللهَ لِي، قَالَ: فَوَ الله مَا مَكَثْتُ إِلَّا قَلِيلاً حَتَّى أَتَانِي غَرِيمٌ لِي فَدَقَّ الْبَابَ عَلَىَّ وَ صَالَحَنِي عَنْ مَالٍ كَثِيرٍ كُنْتُ أَحْسَبُهُ نَحْواً مِنْ عَشَرَةِ آلَافٍ ثُمَّ أَقْبَلَتِ الْأَشْيَاءُ عَلَيَّ(3)
یکی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) به نام حفص در مدینه از وضع خود به امام صادق (علیه السلام) شکایت کرد، حضرت فرمود: چون به شهر کوفه رسیدی (بالش، پشتی) وسادهای که قیمت آن ده درهم باشد، بفروش و چند تن از برادران دینی خود را دعوت کن، چون غذا خوردند، از آنها بخواه که برای تو دعا کنند و از خداوند گشایش کارت را بخواهند. حفص میگوید: چون به کوفه رسیدم به دستور
1) . مکارم الأخلاق، ص336 «فصل چهارم از باب دهم»؛ وسائل الشیعة، ج8، ص125، ح1 [10225] «باب 23 از ابواب بقیة الصلوات المندوبة از کتاب الصلاة».
2) . فلاح السائل و نجاح المسائل، ص278.
3) . الکافی، ج5، ص314، ح42 «باب النوادر از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص52، ح2 [21955] «باب 14 از ابواب مقدمات التجارة از کتاب التجارة».
امام (علیه السلام) عمل کردم، طولی نکشید که با یک نفر از دوستان که اختلاف حساب داشتم، مطالبات خود را به دههزار درهم مصالحه کردم، سپس کارهای من رو به راه شد و آنچه را خواستم برای من مهیا گردید.
برای استجابت دعا شرایطی نیاز است که مهمترین آنها را یادآور میشوم. اول صلوات برمحمد و آل محمد فرستادن؛ دوم قبل از گفتن حاجت ده مرتبه یا الله گفتن؛ سوم به قدر یک نفس یا الله بگوید؛ چهارم حاجتش را در ضمن خواندن این دعا بگوید و از خداوند بخواهد
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ فَإِنَّ لَهُمَا عِنْدَكَ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ وَ قَدْراً مِنَ الْقَدْرِ فَبِحَقِّ ذَلِكَ الشَّأْنِ وَ بِحَقِّ ذَلِكَ الْقَدْرِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَ كَذَا به جای کذا و کذا حاجت خود را ذکر کند؛
پنجم نعمتهای خداوند را که به او عنایت کرده است، یاد کند و خداوند را شکرگزاری کند؛ ششم گناهان خود را در نظر بیاورد و از خدا آمرزش گناه خود را طلب کند؛ هفتم حقیقتاً توبه کند و از کرده خود پشیمان شود؛ هشتم حرام نخورده باشد (زیرا اثر لقمۀ حرام این است که تا چهل روز دعایش مستجاب نمیشود)؛ نهم وسط دعا صلوات بفرستد و (دو مرتبه) خدا را بخواند و هم زبان و دلش یک جا باشد؛ زیرا امام (علیه السلام) میفرماید: اگر زبان یا الله بگوید، اما دل جای دیگر باشد، دعا مستجاب نمیشود و دعای خود را با صلوات بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) ختم کند. انشاء الله اگر دعای او در امر حرام نباشد، مستجاب میشود.(1)
قَد وَرَد إِنَّ عبداً مَکَثَ فِي النَّارِ سَبْعینَ خَرِيفاً و الخَرِيفُ سَبعُونَ سَنَةً فی جُبٍّ مِن سِجِّينٍ مَعقُولاً عَلى وَجهِهِ، فَسَألَ اللهَ عزَّوَجلَّ بِحَقِ مُحَمَّد وَ أَهلِ بَيتِه أَنْ يَرْحَمَهُ فَأمَرَ اللهُ سُبحَانَهُ جَبرَئیلَ فَأخرَجَهُ مِنهَا، فَقَالَ: يَا عَبدِي کَم لَبِثتَ تُنَاشِدُنی فِي النّارِ. قالَ: یا رَبِّ مَا اُحْصِی. فَقَال: أَمَا وَ عِزَّتی لَولَا مَا سَئَلتَنِي بِهِ لَاَطَلْتُ هوَانَکَ فِي النَّارِوَ لَكِنَّهُ حَتَمْتُ عَلَى نَفْسِي
1) . ر.ک: وسائل الشیعة، ج7، ص97 «باب 37 از ابواب الدعاء».
أَنْ لاَ يَسْأَلَنِي عَبْدٌ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ(1)
امام (علیه السلام) میفرماید: بندهای که چندین هزار سال (در زندان) جهنم است، خدا را به حق محمد و آل محمد (علیهم السلام) قسم میدهد که از آتش جهنم آزاد شود، خداوند به جبرئیل میفرماید: بندۀ مرا از آتش جهنم خلاص کن، چون از جهنم بیرون میآید، خطاب میرسد: ای بندۀ من! چقدر در آتش ماندهای؟ عرض میکند: خداوندا! نمیدانم. خطاب میرسد اگر به حبیب من محمد و اهل بیت او متوسل نمیشدی به عزت و جلالم سوگند عذاب تو طولانی میشد، اما بر خودم حتم کردهام، هرکس مرا به حبیبم (خاتم الانبیا) قسم دهد، او را بیامرزم.
[در روایت ائمه اطهار (علیهم السلام) برای وسعت رزق موارد متعددی ذکر شده است،(2)از جمله:] 1. زیاد استغفار کردن 2. روزی صد مرتبه لَا حَولَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله گفتن 3. صدقه دادن 4. حسن نیت داشتن 5. شستن دستها قبل و بعد از غذا 6. بهجا آوردن صلۀ رحم 7. خوش رفتاری با همسایگان 8 . با گل خطمی سر را شستن 9. شانه کردن 10. روزهای پنجشنبه ناخن گرفتن 11. قبل از غروب آفتاب چراغ روشن کردن 12. درب خانه و اتاق را تمیز نگه داشتن 13. نماز ظهر و عصر را با هم خواندن 14. نماز مغرب و عشا را با هم خواندن 15. با حسن اخلاق با مردم رفتار کردن 16. بعد از نماز صبح و عصر تعقیب خواندن 17. با برادران دینی مواسات کردن 18. هنگامی که مؤذن اذان میگوید با مؤذن تکرار کردن 19. در مستراح صحبت نکردن20. شکر نعمتهای خدا 21. قسم دروغ نخوردن 22. خوردن ریزههایی که اطراف سفره ریخته شده 23. روزی سی مرتبه سبحان الله گفتن 24. خواندن سورۀ واقعه قبل از خواب 25. خواندن سورۀ صافات در روزهای جمعه 26. در غیاب برادر ایمانی دعا کردن 27. بین الطلوعین نخوابیدن 28. انگشتر عقیق و فیروزه و
یاقوت به دست کردن 29. در روز جمعه شارب زدن 30. حج رفتن 31. خوشرفتاری با پدر و مادر 32. با خانوادۀ خود نیکویی کردن 33. ظرفها را تمیز نگهداشتن (نگهداشتن ظرف کثیف فقر میآورد) 34. گناه نکردن 35.سلام کردن36. بر خدا توکل کردن 37. روزی صد مرتبه «لَا إِلَهَ إلَّا الله المَلِکُ الحَقُّ المُبِينَ» گفتن 38. خواندن سورۀ یاسین 39. خواندن آیة الکرسی بعد از هر نماز 40. مداومت بر نماز شب، همچنین موارد دیگری موجب توسعۀ رزق میشود که در این مختصر نمیگنجد.
ممکن است چیزهای دیگری هم موجب نیازمندی باشد.(1)
قَالَ الحاجِبُ لأبی جَعفرِ (علیه السلام) عَلِّمنِي دُعاءً حتَّى يَرزُقَنِيَ اللهُ وَلَداً. قال (علیه السلام): إِذَا أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَيْتَ قُل: سبعین مرّة «سُبْحَانَ الله» وَ تَسْتَغْفِرُ الله عَزَّوَجلَّ عَشْرَةَ مَرَّاتٍ وَ تُسَبِّحُهُ تِسْعَ مَرَّاتٍ وَ تَخْتِمُ الْعَاشِرَةَ بِالاسْتِغْفَار، لِقَولِهِ تَعالی: <إسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً* يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَاراً* وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِين>(2)(3)
هنگامی که امام باقر (علیه السلام) را به شام برده بودند، خادم مخصوص هشام به نام حاجب خدمت امام (علیه السلام) عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! دعایی به من بیاموزید تا خداوند فرزندی به من عنایت فرماید، امام (علیه السلام) فرمود: در هر صبح و شام هفتاد مرتبه «سبحان الله» بگو سپس ده مرتبه استغفار کن و بعد از استغفار نُه مرتبه خداوند را تسبیح کن و پس از آن در مرتبۀ دهم استغفار نما و عمل را ختم کن؛ زیرا خداوند میفرماید: از پروردگار خود طلب آمرزش کنید به درستی که او غفار است، (او آفریدگاری است که) برای شما باران میفرستد شما را با ثروت و فرزند یاری میکند. حاجب میگوید: چون دستور امام باقر (علیه السلام) را عمل کردم، خداوند فرزندان زیادی به من عنایت کرد او چون این عنایت را از امام دید، همیشه برای امام هدیه میفرستاد.
قَالَ سُلَيْمَانُ: فَقُلْتُهَا وَ قَدْ تَزَوَّجْتُ ابْنَةَ عَمّی وقد أَبْطَأَ عَلَيَّ الْوَلَدُ مِنْهَا وَ عَلَّمْتُهَا أَهْلِي فَرُزِقْتُ وَلَداً وَ زَعَمَتِ المرْأَةُ أَنَّهَا حِينَ تَشَاءُ أَنْ تَحْمِلَ حَمَلَتْ إِذَا قَالَتْهَا وَ عَلَّمْتُهَا
غَيْرَهَا مِمَّنْ لَمْ يَكُنْ يُولَدُ لَهُ فَوُلِدَ لَهُ وُلْدٌ كَثِيرٌ(1)
سلیمان جوزی میگوید: چون همسرم فرزند نمیآورد، دستور امام باقر (علیه السلام) (به خادم مخصوص) را به همسرم آموختم، خداوند به ما فرزند عنایت فرمود. همچنین همسرم چنین عقیده داشت که هرگاه دستور امام (علیه السلام) را عمل کند، خداوند به ما فرزند عنایت میفرماید. من نیز دستور امام (علیه السلام) را به اشخاصی که اولاد نداشتند آموختم، خداوند به آنها نیز فرزند عنایت کرد.
لَمَّا وَفَد حَسنُ بنُ علیٍّ (علیه السلام) إلی مُعاویةَ قَال بعضُ أصحَابِه: إنّی رَجُلٌ ذوعيِالٍ وَلَا وَ وَلَدٌ لِي فَعَلِّمْنِي شَيْئاً، لَعَلَ اللهَ يَرْزُقُنِي وَلَداً. فَقَالَ (علیه السلام): عَلَيْكَ بِالاسْتِغْفَارِ، فَكَانَ يُكْثِرُ الِاسْتِغْفَارَ حَتَّى رُبَّمَا اسْتَغْفَرَ فِي الْيَوْمِ سَبْعَمِائَةِ مَرَّةٍ فَوُلِدَ لَهُ عَشَرَةُ بَنِينَ. فَبَلَغَ ذَلِكَ مُعَاوِيَةَ فَقَالَ: هَلَّا سَأَلْتَهُ مِمَّ قَالَ ذَلِك فَسَأَلَهُ الرَّجُلُ؛ فقالَ، أَلَم تَسْمَع قَولَ الله عَزَّوَجَلَّ {وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنینَ }(2)
آنگاه که امام مجتبی (علیه السلام) به شام تشریف بردند یکي از خدمتگزاران معاویه به امام گفت: ای فرزند رسول خدا! من مردی ثروتمند هستم اما فرزندی ندارم، چیزی به من بیاموز شاید خداوند به من فرزندی عنایت کند. امام (علیه السلام) فرمود: زیاد استغفار کن (استغفر الله ربی و اتوب الیه). آن مرد هم به توصیه امام بسیار استغفار میکرد و گاهی در روز هفتصد مرتبه استغفار میکرد. تا اینکه خداوند، به او ده فرزند پسر عنایت کرد، چون خبرش به معاویه رسید، گفت: چرا از امام سؤال نکردی این دستور را از کجا داده است. چون به حضرت گفت، امام فرمودند: مگر گفتار پروردگار را در قرآن نشنیدی که میفرماید: { وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنینَ }(3).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): اذَا رَأَيتُم أهلَ البَلاء، فَاحَمدُوا اللهَ خِفَاءً وَ قُولُوا ثَلاثَ مَرّات ألحَمدُلله الذَّي عَافانِي مِمَّا ابتَلاه بِه وَ فَضَّلنِي عَلَى کَثیرٍ مِن خَلقِهِ وَ لَو شَاءَ لَفَعَلَ(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرگاه کسی را دیدید که به بلائی مبتلا شده است، خدا را حمد کنید (به گونهای که او متوجه نشود) و سه مرتبه این دعا را بخوانید: الحمدلله الذی عافانی تا آخر این دعا.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): مَنْ اَرادَ أَحَدُکُم الحاجَةَ، فَليُبکِر فی طَلَبِها يَومَ الخَمیسِ(2)امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید: هرگاه حاجتی داشتید پنج شنبه اول صبح از منزل خارج شوید.
همچنین خواندن آیة الکرسی و فاتحة الکتاب و سورۀ قدر نیز سفارش شده است.(3)البته اگر وضو داشته باشید بهتر است؛ زیرا امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید:
کسی که بدون وضو برای طلب حاجتی برود و حاجتش برآورده نشود و به مطلوب خود نرسد، غیر از خود کسی را ملامت نکند.(4)
قال ابوجعفر (علیه السلام): مَنْ قَالَ هَذِهِ الْكَلِمَاتِ فَأَنَا ضَامِنٌ، أَنْ لَا يُصِيبَهُ عَقْرَبٌ وَ لَا هَامَّةٌ
1) . ر.ک: مکارم الأخلاق، ص351 «فصل پنجم از باب دهم».
2) . مکارم الأخلاق، ص346 «فصل پنجم از باب دهم»؛ بحارالأنوار، ج92، ص159، ح10 «باب 105 از ابواب احراز النبی و الائمه (علیهم السلام) از کتاب الذکر و الدعاء».
3) . مکارم الأخلاق، ص346 «فصل پنجم از باب دهم»؛ بحارالأنوار، ج92، ص159، ح10.
4) . تهذیب الأحکام، ج1، ص359، ح7 [1077] «باب 16 از ابواب الزیارات از کتاب الطهارة»؛ بحارالأنوار، ج92، ص159، ح10.
حَتَّى يُصْبِحَ(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: هرکس این دعا را (در شب بخواند) من ضامن هستم که تا صبح (مار و) عقرب و هیچ گزندهای او را نگزد: أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ الله التَّامَّاتِ الَّتِي لَا يُجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَ لَا فَاجِرٌ مِنْ شَرِّ مَا ذَرَأَ وَ مِنْ شَرِّ مَا بَرَأَ وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دَابَّةٍ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ.
امام (علیه السلام) میفرماید: هرکس از سارق میترسد، این آیات را بر حلقه درب دکان و قفل آن بخواند: {قُلِ ادْعُوا اللهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيّاً مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى وَ لَا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لَا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلاً* وَ قُلِ الْحَمْدُ لله الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيکٌ فِي المُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُوَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً}(2).
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام) - إِذَا أَرَدْتَ الُخروجَ مِنْ دَارِکَ فَلْيُحَوِّلْ خَاتَمَکَ فَاقْرَءْ: - سورَةَ القَدرِ وَ قُل آمَنتُ بالله وَحْدَهُ لَا شَرِيکَ لَهُ آمَنتُ بِسِرِّ آلِ مُحمَّدٍ و عَلَانِيَتِهِم، لَم يَرَ فِي يَومِهِ ذَلِکَ شَيئاً يُکرِهُهُ(3)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: هرگاه خواستی از منزل خارج شوی، انگشترت را بگردان، سپس سورۀ قدر بخوان، پس بگو: آمنَتُ بالله وَحدَهُ لَا شَرِيکَ لَهُ آمَنتُ بِسِرِّ آلِ مُحمَّدٍ وَ عَلَانِيتَهُم، در آن روز بدی به تو نخواهد رسید.
1) . مکارم الأخلاق، ص290 «فصل دوم از باب دهم»؛ وسائل الشیعة، ج6، ص449، ح5 [8409] «باب 12 از ابواب التعقیب از کتاب الصلاة ».
2) . مکارم الأخلاق، ص350 «فصل پنجم از باب دهم»؛ الاسراء(17)، آیات110 و 111.
3) . مکارم الأخلاق، ص325 «فصل چهارم از باب دهم»؛ بحارالأنوار، ج73، ص172، ح23 «باب 34 از ابواب المساکن از کتاب العشرة».
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) - مَنْ يَفْزَعُ فِي النَوْمِ يَقْرَءُ عِندَ مَنَامِهِ - المَعُوذَتَيْنِ و آيَةَ الکُرسی و {إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ} و {جَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتاً}(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که در خواب میترسد، هنگام خواب سورۀ فلق و ناس و آیة الکرسی و آیه{إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ} و {جَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتاً} بخواند.
قال الصادق (علیه السلام): إِذَا خِفْتَ الْجَنَابَةَ، فَقُلْ فِي فِرَاشِكَ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الِاحْتِلَامِ وَ مِنْ سُوءِ الْأَحْلَامِ وَ مِنْ أَنْ يَتَلَاعَبَ بِيَ الشَّيْطَانُ فِي الْيَقَظَةِ وَ المَنَامِ»(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: اگر از احتلام در خواب هراس داریددعای «اللهم إنّی اعوذ بک من الاحتلام …» را بخوانید.
همچنین خوانده سه مرتبه سورۀ توحید برای رفع احتلام وارد شده است.
قال الصادق (علیه السلام): مَا مِن عَبدٍ يَقرَءُ آخِرَ الکَهفِ، {قُل إنَّما أنا بَشَرٌ مِثلُکُم يُوحَى إِلیَّ إنَّما إلَهُکُم إلهٌ واحِدٌ فَمَن کَانَ يَرجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلیعَملَ عَمَلاً صَالحِاً و لَا يُشرک بِعِبَادَةِ رَبّهِ أحَدَاً…} إلَّا إِستَيقَظَ فِي السَّاعَةِ الَّتِي يُریدُ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: هیچ کس نیست که آخرین آیۀ سورۀ کهف را بخواند و در وقتی که میخواهد از خواب بیدار نشود.
در روایت وارد شده است خداوند خواب را برای انسان قرار داد تا نشانۀ مرگ باشد «کَما تَنامُونَ تَمُوتُون»؛ چنانکه میخوابید، میمیرید و «کَما تَستَيقِظُونَ تُبعَثُون»؛ همچنانکه بیدار میشوید هم چنین روز قیامت از خاک سر بر میدارید.(2)خواب دیدن هم نشانۀ روز قیامت است تا انسان قیامت را باور کند و کسانی که معاد، قیامت، بهشت و جهنم را انکار میکنند، برای آنان چنین استدلال کرد که همانگونه که برای شما در خواب ناراحتی يا خوشیهایی دست میدهد، همینطور برای شما آیندهای هم هست که با همین بدن خاکی يا در عذاب دردناک گرفتار میشوید یا در بهشت جاویدان زندگی میکنید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِنَّ رُؤْيَا الْمُؤْمِنِ تَرُفُّ بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ عَلَى رَأْسِ صَاحِبِهَا، حَتَّى يُعَبِّرَهَا بِنَفْسِهِ أَوْ غَيْرِه، فَإِذَاعُبِّرَتْ لَزِمَتِ الْأَرْضَ فَلَا تَقُصُّوا رُؤْيَاكُمْ إِلَّا عَلَى مَنْ يَعْقِلُ و کَانَ خَلَى مِنَ الحَسَد البَغی.(3)و فی روایة اخرىٰ: فَلَا يَحَدِّثْ بِها إِلَّا عَالِماً
1) . مکارم الأخلاق، ص291 «فصل دوم از باب دهم»؛ وسائل الشیعة، ج6، ص229، ح1 [7802] «باب 35 از ابواب قرائة القرآن از کتاب الصلاة».
2) . بحارالانوار، ج18، ص197، ح30 «باب اول از ابواب احواله (صلی الله علیه و آله و سلم) من البعثة از کتاب تاریخ نبینا».
3) . ر.ک: الکافی، ج8، ص336، ح529 «حدیث الفقهاء و العلماء از کتاب الروضة»؛ مستدرک الوسائل، ج5، ص118، ح8 [5471] «باب 34 از ابواب التعقیب از کتاب الصلاة».
نَاصِحَاً(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: خوابی که مؤمن میبیند بین آسمان و زمین باقی است و بالای سر صاحبش در حرکت است، اگر خودش یا غیر خودش تعبیر کرد، تعبیرش واقع میشود. پس خواب خود را به هرکس نگویید؛ مگر به شخص عاقل فهمیدهای که نسبت به شما حسود نباشد (زیرا اگر حسود باشد بد تعبیر میکند) و در جای دیگر میفرماید: خواب را جز به شخص دانایی که خوبی شما را بخواهد، به کسی دیگر نگویید.
نقل شده است خواب دیدن در شب، بر خواب دیدن در روز مقدم است؛ مگر خواب دیدن در خواب قیلوله (خواب قبل از ظهر)، همچنین روایت شده است خواب اول شب تعبیر ندارد؛ زیرا هنگام تسلط شیاطین است، اما خواب یک سوم آخر شب راست است؛ زیرا وقت نزول ملائکه است و خوابی که تخلف ندارد و به یقین تعبیرش واقع میشود، خوابی است که در سحر دیده شود؛ مگر آنکه صاحب خواب جنب باشد. (2)
مرحوم شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه از امام صادق (علیه السلام) روایت میکند که حضرت فرمودند:
خوابی که در ششم، هفتم، هشتم، نهم، پانزدهم، هجدهم، نوزدهم، بیست و هفتم، بیست و هشتم یا سیام دیده شود، صحیح است و معتبر.
و خوابی که در چهارم، پنجم، یازدهم، دوازدهم و هفدهم ماه دیده شود مانند خواب یوسف صحیح است، اما تعبیرش طول میکشد.
و خوابی که در اول ماه، دهم، سیزدهم، چهاردهم، بیست و یکم، بیست و پنجم، بیست و ششم یا بیست و نهم دیده شود، صحیح نیست و ارزشی ندارد.
و خوابی که در دوم ماه، سوم، بیست و سوم، بیست و چهارم دیده شود، صحیحاست و امید است که تعبیر شود.
وَ قَد رُوِيَ مَن کَذِبَ فِي مَنَامِهِ يُعَذَّبُ يَومَ القِيامَة، حَتَّى يَعقِدَ بَينَ شَعیرتَين وَ لَيسَ يَعقِدُ بَينَهُما؛(1)
روایت شده است آنکس که خوابی را به دروغ بگوید، در قیامت عذاب میشود؛ مگر آنکه دو دانه جو را به هم گره بزند و نمیتواند.
رُوِىَ لِدَفع عَاقِبَةِ الرُّؤيَا المَکروُهَةِ، عَدَمُ التَّحَدُث بِهَا وَ إذَا لَم يَتَحَدَّث لَم تَضُرَّه و إذ استَيقَظ يَسجُدُ وَ يُثَنِّي عَلَى الله، ثُمَّ يُصَلِّي عَلَى مُحَمَدٍ وَ آلِهِ وَ يَتَضَرَّعُ و يَسئَلُ اللهَ العَافِيةَ(2)
نقل شده است که اگر خواب بدی دیدید، چون از خواب بیدار شدید، به سجده روید و خدا را ثنا گویید سپس صلوات بفرستید و از خدا عافیت را بخواهید و خواب خود را هم به کسی نگویید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ قَرَأَ {قُلْ هُوَ اللهَ أَحَدٌ} حِينَ يَأْخُذُ مَضْجَعَهُ غَفَرَ اللهُ ذُنُوبَهُ - و مَن قالَ عِنْدَ مَنَامِهِ - أُعِيذُ نَفْسِي وَ ذُرِّيَّتِي وَ أَهْلَ بَيْتِي وَ مَالِي بِكَلِمَاتِ الله التَّامَّاتِ مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ وَ مِنْ کُلِّ شَيْطانٍ هَامَّةٍ وَ مِنْ کُلِّ عَيْنٍ لَامَّة کَانَ فِي حِرزِ الله وَ أَمَانِهِ(3)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرکس هنگام خواب سورۀ توحید را با دعایی که ذکر شد، بخواند و بخوابد در پناه و حرز پروردگار است.
1) . ر.ک: ثواب الأعمال، ص223 «عقاب من صور صورۀ و من کذب فی منامه از کتاب عقاب الأعمال»؛ بحارالأنوار، ج58، ص183، ح47 «باب44 از ابواب الانسان و الروح از کتاب السماء و العالم».
2) . ر.ک: بحارالانوار، ج73، ص220، ح30 «باب 44 از ابواب آداب السهر و النوم و احوالها از کتاب العشرة».
3) . ر.ک: مکارم الأخلاق، ص288 و 289 «فصل دوم از باب دهم»؛ بحارالأنوار، ج73، ص196، ح12 «باب44 از ابواب آداب السهر و النوم».
النَّوْمِ مَذْهَبَةٌ لِلدِّينِ وَ الدُّنْيَا(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: زیاد خوابیدن، دین و دنیای شخص را خراب میکند. (زیرا شخص پرخواب به امور دنیا و آخرت خود نمیرسد).
قال ابوعبدالله (علیه السلام): إِذاَ
آوَيتَ إِلىَ فِراشِک تَفَکَّر فی الأَربَعَة: فَانظُر مَا سَلَکَ فِي بَطنِکَ وَ مَا کَسَبْتَ فِي يَومِکَ وَ اذکُر إِنَّکَ مَيِّت و إنَّ لَکَ مَعَاداً(2)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: چون در رختخواب رفتی، متوجه این چهار چیز باش؛ بنگر که در شکم (از حرام یا از حلال)؛ چه ریختهای؟ بنگر در روزی که شب کردی، برای خود چه ذخیرهای تهیه کردهای؟ آیا برای قیامت توشهای تهیه کردی؟ متوجه باش که ممکن است شب را بیدار نشوی و شاید (امشب) آخر عمر تو باشد (پس باید کارهایت را مرتب کرده باشی بستانکاری و بدهکاریت معلوم باشد و تا میتوانی کار امروز را به فردا نیفکن)؛ چهارم بدان که برای تو معادی هست (یعنی تو با این بدن در قیامت حاضر میشوی و برای تو حسابی است) پس حساب خود را مرتب کن، شاید امشب آخر عمر تو باشد.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) شب نوزدهم رمضان در مسجد کوفه که خفتهها را بیدار میکردند، ابنملجم را دیدند به شکم خوابیده است. فرمود: چنین مخواب که خواب شیاطین است، به طرف راست بخواب که خواب اهل ایمان است و به طرف چپ بخواب که خواب طبیبان است و به پشت بخواب که خواب انبیا است.(3)
[خداوند در قرآن کریم میفرماید:]
{فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عاقِبَةُ المكَذِّبِينَ}(1)
روی زمین سیر کنید تا سرانجام (آنهاییکه) انبیا را تکذیب میکردند را بنگرید.
قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): سَافِرُوا، فَإنَّکُم إنْ لَم تَغنَمُوا، مَالاً أفَدْتُم عَقلاً(2)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: مسافرت کنید؛ (زیرا) اگر از مسافرت استفادۀ مالی نبرید، استفادۀ فکری خواهید کرد.
قال الرضا (علیه السلام) عن جده أمیر المؤمنین (علیه السلام):إِنَّه قَالَ: يَوْمُ السَّبْتِ يَوْمُ مَكْرٍ وَ خَدِيعَةٍ، وَ يَوْمُ الْأَحَدِ يَوْمُ غَرْسٍ وَ بِنَاءٍ، وَ يَوْمُ الْإِثْنَيْنِ يَوْمُ سَفَرٍ وَ طَلَبٍ، وَ يَوْمُ الثَّلَاثَاءِ يَوْمُ حَرْبٍ وَ دَمٍ، وَ يَوْمُ الْأَرْبِعَاءِ يَوْمُ شُؤْمٍ يَتَطَيَّرُ فِيهِ النَّاسُ، وَ يَوْمُ الْخَمِيسِ يَوْمُ الدُّخُولِ عَلَى الْأُمَرَاءِ وَ قَضَاءِ الْحَوَائِجِ، وَيَوْمُ الْجُمُعَةِ يَوْمُ خِطْبَةٍ وَ نِكَاحٍ(3)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: جدم امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: روز شنبه، روز حیله و فریب است (یعنی روز خوبی نیست، جز اینکه در این روز صدقه بدهد سپس برای کارهای مهم برود). روز یکشنبه، برای درختکاری و بنائی است. روز دوشنبه، روز سفر و طلب حاجت و رسیدگی به کارهاست. روز سه شنبه، روز جنگ و خون است. روز چهارشنبه، را مردم روز بد میدانند و فال بد میزنند. (شما اگر میخواهید کار مهمی را انجام دهید، بهتر است به کسی نگویید تا فال بد نزنند؛ به علاوه غذایی که بر بعضی از امم گذشته نازل شده است، روز چهارشنبه بوده است). روز پنجشنبه، روز رفتن نزد امرا و بزرگان و روا شدن حاجت است. و روز جمعه، روز عقد و عروسی است.
قال ابوالحسن الرضا (علیه السلام): إِذَا خَرَجْتَ مِنْ مَنْزِلِكَ سَفَراً أو حَضَراً، فَقُلْ: بِسْمِ الله، آمَنْتُ بِالله، تَوَكَّلْتُ عَلَى الله مَاشَاءَاللهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله العَليِ العَظیمِ(1)
امام هشتم (علیه السلام) میفرماید: هرگاه برای سفر یا غیر آن از منزل خارج شدی این دعا را بخوان (تا ملائکه، شیاطین را از تو دور میکنند) بسم الله، آمنت بالله تا آخر دعاء.
قال موسى بن جعفر (علیه السلام): إِذَا أَرَادَ سَفَراً قَامَ عَلَى بَابِ دَارِهِ تِلْقَاءَ وَجْهِهِ الَّذِي يَتَوَجَّهُ لَهُ فَقَرَأَ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ أَمَامَهُ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ أَمَامَهُ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ. ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ احْفَظْنِي وَ احْفَظْ مَا مَعِي وَ سَلِّمْنِي وَ سَلِّمْ مَا مَعِي وَ بَلِّغْنِي وَ بَلِّغْ مَا مَعِي بِبَلَاغِكَ الْحَسَنِالْجَمیلِ لَحَفِظَهُ اللهَ وَ حَفِظَ مَا مَعَهُ وَ سَلَّمَهُ [الله] وَ سَلَّمَ مَا مَعَهُ وَ بَلَّغَهُ [الله] وَ بَلَّغَ مَا مَعَهُ. قَالَ: ثُمَّ قَالَ: يَا صَبَّاحُ أَ مَا رَأَيْتَ الرَّجُلَ يُحْفَظُ وَ لَا يُحْفَظُ مَا مَعَهُ، وَ يُسْلَّمُ وَ لَا يَسْلَمُ مَا مَعَهُ، وَ يَبْلُغُ وَ لَا يَبْلُغُ مَا مَعَهُ. قُلْتُ: بَلَى جُعِلْتُ فِدَاكَ)(2)
امام موسی کاظم (علیه السلام) میفرماید: هرگاه ارادۀ سفری کردی، مقابل درب منزل، رو
به همان طرف که میخواهی بروی بایست و سوره حمد را طرف مقابل و راست و چپ خود بخوان (سپس) آیة الکرسی را به طرف مقابل و راست و چپ خود بخوان. پس بگو: اللهم
احفظنی و احفظ ما معی تا آخر دعا. (یعنی) خداوندا! مرا و آنچه با من است حفظ فرما و سالم نگه بدار. خداوندا! مرا و آنچه با من است به خوبی به مقصد برسان. پس فرمود: ای صبّاح! نمیبینی بعضی خود سالم به مقصد میرسند، اما آنچه با خود دارند به مقصد نمیرسد یا سلامت به مقصد نمیرسد؟ گفتم: چرا فدایت شوم. فرمود: اگر کسی این دستور را عمل کند، خداوند خودش و آنچه با اوست را به سلامتی به مقصدش میرساند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَحَبُّ الصَّحَابَةِ إِلَى الله عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعَةٌ وَ مَا زَادَ قَوْمٌ عَلَى سَبْعَةٍ إِلَّا كَثُرَ لَغَطُهُمْ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: محبوبترین همراهان سفر نزد خداوند، چهار نفرند. اگر (همراهیان در سفر) بیش از هفت نفر شدند، داد و فریادشان زیاد خواهد شد. (کنایه از نزاع آنها است).
أَنَّهُ [النبی (صلی الله علیه و آله و سلم)] أَمَرَ أَصْحَابَهُ بِذَبْحِ شَاةٍ فِي سَفَر فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ: عَلَيَّ ذِبْحُهَا. وَ قَالَ الْآخَرُ: عَلَيَّ سَلْخُهَا. وَ قَالَ الْآخَرُ: عَلَيَّ قَطْعُهَا. وَ قَالَ الْآخَرُ: عَلَيَّ طَبْخُهَا. فَقَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): عَلَىَّ أَنْ أَلْقُطَ لَكُمُ الْحَطَبَ. فَقَالُوا: يَا رَسُولَ الله لَا تَتْعَبَنَّ - بِآبَائِنَا وَأُمَّهَاتِنَا أَنْتَ - نَحْنُ نَكْفِيكَ، قَالَ (صلی الله علیه و آله و سلم): عَرَفْتُ أَنَّكُمْ تَكْفُونِي وَ لَكِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَكْرَهُ مِنْ عَبْدِهِ إِذَا كَانَ مَعَ أَصْحَابِهِ أَنْ يَنْفَرِدَ مِنْ بَيْنِهِمْ فَقَامَ (صلی الله علیه و آله و سلم) يَلْقُطُ الْحَطَبَ لَهُم(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با بعضی از اصحاب به سفر رفتند، چون خواستند گوسفندی ذبح کنند، یکي گفت: کشتن آن با من. دیگری گفت: پوست کندن آن با من. سومی گفت: تکه تکه کردن آن با من. چهارمی گفت: پختن آن با من. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: تهیه کردن هیزم به عهدۀ من. اصحاب عرض کردند ای رسول خدا! شما خود را به زحمت نیندازید، ما هیزم جمع میکنیم. فرمود: بلی، اما خداوند خوش ندارد که بندهاش بین رفقایش منفرد باشد (یعنی کاری نکند) سپس از جای خود حرکت فرمودند و برای پختن گوسفند هیزم جمع کردند.
قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ: إِذَا سَافَرْتَ مَعَ قَوْمٍ، فَأَكْثِرِ اسْتِشَارَتَهُمْ فِي أَمْرِكَ وَ أُمُورِهِمْ وَ أَكْثَرِ التَّبَسُّمَ فِي وُجُوهِهِمْ وَ كُنْ كَرِيماً عَلَى زَادِكَ بَيْنَهُمْ وَ إِذَا دَعَوْكَ فَأَجِبْهُمْ وَ إِذَا اسْتَعَانُوا بِكَ فَأَعِنْهُمْ وَ اسْتَعْمِلْ طُولَ الصَّمْتِ وَ كَثْرَةَ الصَّلَاةِ …(1)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: لقمان به فرزندش دستور میداد، فرزندم! هنگامی که با دوستانت به سفر میروی با آنها مشورت کن و بدون مشورت با ایشان کاری انجام مده. همیشه متسبم باش و اظهار ناراحتی مکن. هرگاه از تو کمک خواستند، آنان را کمک کن. زیاد حرف نزن و توشه خود را از همراهان خود دریغ مدار. دارای گذشت باش و اگر شهادت به حق خواستند در شهادت کوتاهی نکن. اگر با تو مشورت کردند، به جوانب کار آگاه باش و مطابق فکر خود که عمل میکنی، پاسخ مشورت را بگو. هرگاه خواستند حرکت کنند یا جایی بروند، حتیالامکان با آنها همراهی کن. کاری را که انجام میدهند، تو در کمک به آنها کوتاهی نکن. هرگاه صدقهای دادند تو هم با آنها شریک باش و اگر به کسی قرض دادند تو با آنها شریک باش. مطیع بزرگ آنها باش و هرگاه تو را به کاری واداشتند، قبول کن. اگر از تو چیزی خواستند جواب مثبت بده و در کلامت جواب منفی نباشد؛ زیرا مخالفت کردن دلیل بر ضعف و ناتوانی است.
1) . ر.ک: الکافی، ج8، ص348، ح547 «باب حدیث اسلام علی (علیه السلام) از کتاب الروضة»؛ بحارالأنوار، ج13، ص422، ح18 «باب 18 از ابواب قصص موسی و هارون (علیهما السلام) از کتاب النبوة».
فرزندم! هرگاه وقت نماز رسید، نماز را عقب نینداز، نماز را بخوان و استراحت کن؛ زیرا نماز پایۀ دین است. نماز را به جماعت بخوان، چون وارد منزلی شدی ابتدا دو رکعت نماز بخوان، اگر توانایی داری غذا نخوری؛ مگر آنکه ابتدا از آن غذا صدقهای بدهی، این کار را بکن. بر تو باد همیشه به تسبیح و دعا کردن و قرآن [کتاب خدا] خواندن. مبادا در شب سفر کنی و صدایت را در سفر بلند کنی.
قال الصادق (علیه السلام): حُجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَبْدَانُكُمْ وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُكُمْ وَ تُكْفَوْنَ مَئُونَاتِ عِيَالِاتِكُمْ. وَ قَالَ: الْحَاجُّ مَغْفُورٌ لَهُ وَ مَوْجُوبٌ لَهُ الْجَنَّةُ وَ مُسْتَأْنَفٌ لَهُ الْعَمَلُ وَ مَحْفُوظٌ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ(1)
امامجعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: (هنگامی که بر شما حج واجب میشود) حج را به جای آورید، (که در این صورت خداوند) بدنهای شما را سالم نگه میدارد روزيِ شما را وسعت میبخشد، خرج زندگی عائله شما را کفایت میکند، (چون حاجی عمل حج را تمام کند) گناهش آمرزیده میشود، بهشت برایش واجب میشود و نامه عمل او از سر گرفته میشود (گوئیا اول تکلیف اوست؛ زیرا به برکت حج گناهانش آمرزیده شده و بهشت هم بر او واجب آمده، چون به سفر حج میرود) اهل بیتش در پناه (خداوند) هستند.
اگر کسی حج واجب خود را ترک کند، اگر بمیرد، به دین غیر اسلام مرده است.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَحُجَّ حِجَّةَ الْإِسْلَامِ، لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْذَلِكَ حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ أَوْ مَرَضٌ لَا يُطِيقُ فِيهِ الْحَجَّ أَوْ سُلْطَانٌ يَمْنَعُهُ، فَلْيَمُتْ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيّاً(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: آنکس که بمیرد و حج واجب خود را با اینکه میتوانسته است به جای آورد به جا نیاورده باشد، هنگام مرگ به دین یهودی يا به دین نصرانی میمیرد.
كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) إِذَا سَافَرَ إِلَى الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ، تَزَوَّدَ مِنْ أَطْيَبِ الزَّادِ مِنَ اللَّوْزِ وَ السُّكَّرِ وَ السَّوِيقِ المحَمَّصِ وَ المحَلَّى(1)
هرگاه امام زین العابدین (علیه السلام) به سوی مکه مسافرت میکردند، بهترین توشه را با خود میبردند (مانند بادام، شکر، قاووتِ، آرد نخود و شیرینی).
قال ابوجعفر (علیه السلام): لَاتُمَاکِسْ فِي ثَلاثَةِ أشْياءَ فی شِراءِ؛ الأُضْحِيَّةِ وَ فِي الْکَفَنِ وَ فِي الْکِری اِلى مکَّةَ. وَ کانَ عِلیُّ بْنُ الحْسُيَنْ (علیه السلام) يَقُولُ لِقَهرمَانِه: إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَشتَرِيَ لِي مِنْ حَوَائِجِ الحْجِّ شَيْئاً فَاشْتَرِ وَ لَا تُمَاکِسْ(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: در خرید سه چیز چانه نزنید؛ در خریدن قربانی، خریدن کفن، کرایۀ وسیلۀ به مکه رفتن. امام زین العابدین (علیه السلام) به وکیل خرج خود که میخواست احتیاجات سفر مکه را بخرد، میفرمود: آنچه لازم است بخرید و چانه نزنید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَا مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ إِلَى الله مِنْ نَفَقَةِعَدْلٍ وَ يُبْغِضُ الْإِسْرَافَ إِلَّا فِي حَجٍّ أَوْ عُمْرَة(3)
1) . الکافی، ج8، ص303، ح468 «حدیث ابیذر (رحمه الله) از کتاب الروضه».
2) . ر.ک: کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص197، ح3743 و 3744 «باب التجارة و آدابها از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص455 - 456، ح1 [22983] و ح3 [22985] «باب 46 از ابواب التجارة از کتاب التجارة».
3) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، ص279، ح2446 «باب الرفقاء فی السفر از کتاب الحج»؛ وسائل الشیعة، ج11، ص417، ح1 [15146] «باب 35 از ابواب السفر از کتاب الحج»؛ در مصدر «قَصْدٍ» بدل از «عَدْلٍ» است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هیچ خرج کردنی نزد پروردگار بهتر از خرج کردن به اعتدال (میانه روی) نیست؛ زیرا خداوند زیادهروی در سفر را دشمن میدارد؛ مگر برای حج و عمره.
بدیهی است کسی که برای زیارت خانۀ خدا میرود، باید به گونهای رفتار کند که مردم او را از اشخاص محترم بدانند و باعث عزت مسلمین باشد؛ چنانکه زین العابدین (علیه السلام) بهترین زاد و توشۀ آن روز را با خود به سفر حج میبردند؛ زیرا هر درهمی در سفر حج خرج شود، بهتر است از هزار درهم در غیر سفر حج.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فِي سَفَرٍ خَرَجَ فِيهِ حَاجّاً: مَن کَانَ سَيِّءَ الخُلُقِ وَ الجِوَارِ فَلَا يَصْحَبْنَا؛(1)
چون رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای سفر حج آماده شدند، به مسلمانان فرمودند: هرکس بداخلاق است یا نسبت به همسایهاش بدرفتار است با ما در این سفر نباشد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): سَيِّدُ الْقَوْمِ، خَادِمُهُمْ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که آقا و بزرگ جمعیتی است، خدمتگزار آن جمعیت است.
وظیفۀ بزرگتر همین است که خود را مثل رفقای خود بشمارد، نه اینکه انتظار داشتهباشد، دیگران خدمتگزار او باشند؛ چنانکه اشاره کردیم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در سفر، در کارها با اصحاب همکاری میکردند.
ذکر عند النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) رَجُلٌ، فَقِيلَ لَه:ُ خَيْرٌ، قَالُوا يَا رَسُولَ الله خَرَجَ مَعَنَا حَاجّاً فَإِذَا نَزَلْنَا لَمْ يَزَلْ يُهَلِّلُ، حَتَّى نَرْتَحِلَ فَإِذَا ارْتَحَلْنَا لَمْ يَزَلْ يَذْكُرُ اللهَ، حَتَّى نَنْزِلَ. فَقَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله و سلم) فَمَنْ كَانَ يَكْفِيهِ عَلْفَ نَاقَتِهِ وَ صُنْعَ طَعَامِهِ؟ قَالُوا: كُلُّنَا. فَقَالَ (صلی الله علیه و آله و سلم): كُلُّكُمْ خَيْرٌ مِنْه(1)
از مردی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تمجید شد که در سفر حج با ما بود. هرگاه در منزلی فرود میآمدیم، مشغول تهلیل (عبادت) بود تا آن زمان که حرکت میکردیم، دائماً مشغول ذکر بود. آن حضرت فرمود: آب و علف مرکبش را چه میکرد؟ و غذای او به عهدۀ چه کسی بود؟ عرض کردند: آب و علف مرکبش و غذای خودش به عهدۀ ما بود و همه امورش را ما انجام میدادیم. حضرت فرمود: همه شما بهتر از او هستید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):إِذَا خَرَجَ أَحَدُكُمْ إِلَى سَفَرٍ ثُمَّ قَدِمَ عَلَى أَهْلِهِ، فَلْيُهْدِهِمْ وَ لْيُطْرِفْهُمْ وَ لَوْ حِجَارَة(2)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرگاه یکي از شما به سفر میرود، برای خانواده خود باید هدیهای (سوغاتی) بیاورید؛ هرچند سوغاتی شما سنگ باشد. (کنایه است از اینکه دست خالی بر نگردید).
نَهَى رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم)أَنْ يَطْرُقَ الرَّجُلُ أَهْلَهُ لَيْلاً، إِذَا جَاءَ مِنَ الْغَيْبَةِ حَتَّى يُؤْذِنَهُمْ(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اگر شب به وطن باز میگردید قبلاً به خانوادۀ خود اطلاع دهید، و بدون اطلاع بر ایشان وارد نشوید.
1) . مکارم الأخلاق، ص265 «فصل هشتم از باب نهم»؛ بحارالانوار، ج73، ص274، ح31 «باب49 از ابواب آداب السفر از کتاب العشرة».
2) . مکارم الأخلاق، ص266 «فصل هشتم از باب نهم»؛ بحارالانوار، ج73، ص283، ح2 «باب 52 از ابواب آداب السفر از کتاب العشرة».
3) . مکارم الأخلاق، ص266؛ وسائل الشیعة، ج11، ص449، ح2 [15228] «باب 56 از ابواب آداب السفر از کتاب الحج».
[خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:]
{وَ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}(1)
هرچه در راه خداوند (به خویشاوندان یا به غیر خویشاوندان) بدهید، خداوند عوض آن را میدهد. خداوند بهترین رزق دهندگان است.
{وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ المُفْلِحُونَ}(2)
خداوند کسانی را که مایحتاج خود را در حالی که به آن نیازمند هستند؛ به دیگران میبخشند ستوده است.
این آیه دربارۀ اهل بیت عصمت (علیهم السلام) نازل شده است.(3)و شیعیان ائمه (علیه السلام) نیز به پیروی از ایشان از مستحقان و درماندگان دستگیری کنند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَا آمَنَ بِالله مَنْ شَبِعَ وَ أَخُوهُ جَائِعٌ، وَ لَا آمَنَ بِالله مَنِ اكْتَسَى وَ أَخُوهُ عُرْيَان(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که خودش سیر و برادرش گرسنه باشد و خودش پوشیده و برادرش برهنه باشد، به خداوند ایمان ندارد.
سَمِعَ أَمِيرُ المؤْمِنِينَ (علیه السلام) رَجُلاً يَقُولُ: الشَّحِيحُ أَعْذَرُ مِنَ الظَّالِمِ. فَقَالَ لَهُ (علیه السلام): كَذَبْتَ، إِنَّ الظَّالِمَ قَدْ يَتُوبُ وَ يَسْتَغْفِرُ وَ يَرُدُّ الظُّلَامَةَ عَلَى أَهْلِهَا وَ الشَّحِيحُ إِذَا شَحَّ مَنَعَ الزَّكَاةَ وَ الصَّدَقَةَ وَ صِلَةَ الرَّحِمِ وَ قِرَى الضَّيْفِ وَ النَّفَقَةَ فِي سَبِيلِ الله وَ أَبْوَابَ الْبِرِّ وَ حَرَامٌ عَلَى الْجَنَّةِ أَنْ يَدْخُلَهَا(2)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) شنیدند مردی میگوید: بخیل از ستمگر بهتر است. آن حضرت فرمودند: اشتباه میکنی؛ زیرا ممکن است ظالم توبه کند و آنچه را به ستم گرفته است به صاحبان آن برگرداند، اما اگر شخصی بخیل شد، زکات نمیدهد، صدقه نمیدهد، صلۀ رحم نمیکند، مهمانداری نمیکند، در نفقات واجب کوتاهی میکند؛ (به همین جهت) بهشت بر بخیل حرام است.
قال الصادق (علیه السلام) المُنْجِيَاتُ ثَلاثٌ: إِطْعَامُ الطَّعَامِ وَ إِفْشَاءُ السَّلَامِ وَ الصَّلَاةُ بِاللَّيْلِ وَ النَّاسُ نِيَامٌ(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: مایۀ نجات آدمی سه چیز است: سفره انداختن و مهمانی
کردن، بلند سلام کردن و هنگامی که چشمها به خواب میرود،نماز شب خواندن.
البته مورد دوم بسیار آسان است؛ اگرچه بعضی در سلام کردن بخیل هستند؛ و بخیلتر کسی است که در جواب سلام بخیل است.
قال الصادق (علیه السلام): لَوْ أَنَّ رَجُلاً أَنْفَقَ عَلَى طَعَامٍ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ أَكَلَ مِنْهُ مُؤْمِنٌ واحد، لَمْ يُعَدَّ سَرَفاً(1)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: اگر کسی برای مؤمنی سفرهای بیندازد که هزار درهم در آن خرج کرده باشد، اسراف نکرده است.
مِنْ أَحَبِّ الْأَعْمَالِ إِلَى الله، إِشْبَاعُ جَوْعَةِ المُؤْمِنِ أَوْ تَنْفِيسُ كُرْبَتِهِ أَوْ قَضَاءُ دَيْنِهِ(2)
محبوبترین اعمال نزد خداوند، سیر کردن مؤمن گرسنه است، یا غصۀ او را برطرف کردن یا دین او را ادا کردن است.
قال الصادق (علیه السلام): إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ أَ شَقِيٌّ الرَّجُلُ أَمْ سَعِيدٌ فَانْظُرْ مَعْرُوفَهُ إِلَى مَنْ يَصْنَعُهُ فَإِنْ كَانَ يَصْنَعُهُ إِلَى مَنْ هُوَ أَهْلُهُ، فَاعْلَمْ أَنَّهُ خَيْرٌ؛ وَ إِنْ كَانَ يَصْنَعُهُ إِلَى غَيْرِ أَهْلِهِ، فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ لَهُ عِنْدَ الله خَيْر(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: اگر میخواهید سعید را از شقی تمیز دهید، به خیرات او بنگرید. اگر اشخاص با ایمان و بافضیلت از او بهره میبرند، بدانید او فرد
1) . مکارم الأخلاق، ص134 «فصل اول از باب نهم»؛ مستدرک الوسائل، ج16، ص250، ح3 [19761] «باب 25 از ابواب آداب المائدة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
2) . الکافی، ج4، ص51، ح7 «باب فضل اطعام الطعام از ابواب الصدقة از کتاب الزکاة»؛ وسائل الشیعة، ج9، ص469، ح3 [12517] «باب 47 از ابواب الصدقة از کتاب زکاة».
3) . مکارم الأخلاق، ص136؛ بحارالأنوار، ج71، ص414، ح31 «باب 30 از ابواب حقوق المؤمنین از کتاب العشرة».
نیکوکاری است و اگر اشخاص بیفضیلت و گناهکار از او بهره میبرند؛ بدانید نزد خداوند خیری در او نیست.قال الصادق (علیه السلام): خِيَارُكُمْ سُمَحَاؤُكُمْ وَ شِرَارُكُمْ بُخَلَاؤُكُمْ، وَ مِنْ خَالِصِ الْإِيمَانِ الْبِرُّ بِالْإِخْوَانِ وَ السَّعْيُ فِي حَوَائِجِهِمْ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: خوبان شما کسانی هستند که مردم از آنها بهره میبرند و بَدان شما آنهایی هستند که مردم از آنها خیر نمیبیند و لازمۀ خلوص ایمان نیکویی نمودن به برادران (دینی) است و کوشش در برآوردن حوائج و نیازمندی آنها است.
قال أیضاً: شَابٌّ سَخِيٌّ مُرَهَّقٌ فِي الذُّنُوبِ، أَحَبُّ إِلَى الله عَزَّوجَلَّ مِنْ شَيْخٍ عَابِدٍ بَخِيلٍ(2)
همچنین آن حضرت میفرماید: جوان گناهکار سخاوتمند نزد خداوند از پیرمرد عابد بخیل محبوبتر است.
عن الباقر (علیه السلام): الْبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ يَنْفِيَانِ الْفَقْرَ وَ يَزِيدَانِ فِي الْعُمُرِ وَ يَدْفَعَانِ مِيتَةَ السَّوْءِ(3)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: کار خیر کردن و صدقه دادن (سه اثر دارد)؛ فقر را میبرد، عمر را زیاد میکند، مرگ بد را (مانند مرگ با تصادف و…) را از بین میبرد.
كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) إِذَا كَانَ الْيَوْمُ الَّذِي يَصُومُ فِيهِ، أَمَرَ بِشَاةٍ فَتُذْبَحُ وَ تُقْطَعُ أَعْضَاؤُهُ وَ تُطْبَخُ … ثُمَّ يَقُولُ: هَاتُوا الْقِصَاعَ اغْرِفُوا لآِلِ فُلَانٍ(4)
هر روزی که امام سجاد (علیه السلام) روزه بودند؛ گوسفندی طبخ میکردند و از آن غذا برای همسایگان میفرستادند.
1) . مکارم الأخلاق، ص136؛ بحارالأنوار، ج71، ص317، ح75 «باب 20 از ابواب حقوق المؤمنین از کتاب العشرة».
2) . مکارم الأخلاق، ص136؛ بحارالأنوار، ج70، ص307، ح34 «باب 136 از ابواب الکفر از کتاب الایمان و الکفر».
3) . مکارم الأخلاق، ص136؛ بحارالأنوار، ج93، ص130، ح5 «باب 14 از ابواب الصدقة از کتاب الزکاة و الصدقة».
4) . مکارم الأخلاق، ص37؛ وسائل الشیعة، ج10، ص140، ح5 [13049]«باب سوم از ابواب آداب الصائم از کتاب الصیام».
قال (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ فَطَّرَ فِيهِ (شهر رمضان) مُؤْمِناً صَائِماً كَانَ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ الله عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِذُنُوبِهِ لِمَا مَضَى (1)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که در ماه رمضان مؤمن روزهداری را افطار دهد، خداوند ثواب آزاد کردن بندهای را به او میدهد و گناهان گذشتۀ او را میآمرزد.
قال الرضا (علیه السلام): تَفْطِيرُكَ أَخَاكَ الصَّائِمَ، أَفْضَلُ مِنْ صِيَامِكَ(2)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: افطار دادن برادرت از روزه گرفتن بهتر است. یعنی ثواب افطاری دادن بیشتر است از ثواب روزه گرفتن.
قال ابوجعفر (علیه السلام): وَ الله لَأَنْ أَحُجَّ حَجَّةً أَحَبُّ إِلَىَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ رَقَبَةً وَ رَقَبَةً وَ رَقَبَةً وَ مِثْلَهَا وَ مِثْلَهَا حَتَّى بَلَغَ عَشْراً وَ مِثْلَهَا وَ مِثْلَهَا، حَتَّى بَلَغَ السَّبْعِينَ وَ لَأَنْ أَعُولَ أَهْلَ بَيْتٍ مِنَ المسْلِمِينَ أَسُدَّ جَوْعَتَهُمْ وَ أَكْسُوَ عَوْرَتَهُمْ، فَأَكُفَّ وُجُوهَهُمْ عَنِ النَّاسِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَحُجَّ حَجَّةً وَ حَجَّةً وَ حَجَّةً وَ مِثْلَهَا، وَ مِثْلَهَا حَتَّى بَلَغَ عَشْراً وَ مِثْلَهَا وَ مِثْلَهَا حَتَّى بَلَغَ السَّبْعِينَ(3)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: به خدا سوگند! به جا آوردن یک حج خانۀ خدا نزد من از آزاد کردن هفتصد بنده محبوبتر است (اما) پوشانیدن خانوادهای از مسلمانان و سیر کردن آنها و برطرف کردن نیازمندی ایشان نزد من از هفتصد حج خانۀ خدا محبوبتر است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِذَا أَرَادَ اللهُ بِعَبْدٍ خَيْراً أَهْدَى لَهُمْ هَدِيَّةً، قَالُوا: وَ مَا تِلْكَ
1) . الکافی، ج4، ص66، ح4 «باب فضل شهر رمضان از کتاب الصیام»؛ بحارالأنوار، ج93، ص359، ح26 «باب 46 از ابواب صوم شهر رمضان از کتاب الصوم».
2) . مکارم الأخلاق، ص137؛ بحارالأنوار، ج93، ص317، ح8 «باب 39 از ابواب الصوم».
3) . الکافی، ج2، ص195، ح11 «باب قضاء حاجة المؤمن از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالأنوار، ج71، ص329، ح100 «باب 20 از ابواب حقوق المؤمنین از کتاب العشرة».
الْهَدِيَّةُ؟ قَالَ: الضَّيْفُ يَنْزِلُ بِرِزْقِهِ، وَ يَرْتَحِلُ بِذُنُوبِ أَهْلِ الْبَيْت(1)
پبامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرگاه خداوند بخواهد به بندهای خیری برساند، هدیهای برای او میفرستد. پرسیدند: ای رسول خدا! هدیه خداوند چیست؟ فرمود: مهمان بر او وارد میشود، رزق خود را میآورد و گناهان اهل خانه را میبرد.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُحِبُّ الضَّيْفَ إِلَّا وَ يَقُومُ مِنْ قَبْرِهِ وَ وَجْهُهُ كَالْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ، فَيَنْظُرُ أَهْلُ الْجَمْعِ فَيَقُولُونَ: مَا هَذَا إِلَّا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ. فَيَقُولُ مَلَكٌ: هَذَا مُؤْمِنٌ يُحِبُّ الضَّيْفَ وَ يُكْرِمُ الضَّيْفَ وَ لَا سَبِيلَ لَهُ إِلَّا أَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ(2)
امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید: مؤمنی که در دنیا مهماننواز و مهماندوست بوده، چون از قبر سر بیرون آورد، صورت او مانند ماه شب چهاردهم میدرخشد، چون اهل محشر به او مینگرند، گویند: این شخص (با این نورانیت) پیغمبر است. پس فرشتهای گوید: این مرد مهماننواز است و جز رفتن به بهشت، راهی ندارد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِالله وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ، فَلْيُكْرِمْ ضَيْفَهُ وَ الضِّيَافَةُ ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ وَ لَيَالِيهِنَّ فَمَا فَوْقَ ذَلِكَ فَهُوَ صَدَقَةٌ(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که به خدا و روز جزا ایمان دارد، مهمان را اکرام میکند و پذیرایی از مهمان سه شبانه روز است. پس بیش از سه شبانه روز (هر چه میخورد) صدقه است.
1) . جامع الأخبار، ص136؛ مستدرک الوسائل، ج16، ص258، ح6 [19792] «باب 33 از ابواب آداب المائدة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
2) . جامع الأخبار، ص136؛ بحارالانوار، ج72، ص461، ح14 «باب 93 از ابواب حقوق المؤمنین از کتاب العشرة».
3) . جامع الأخبار، ص136؛ بحارالانوار، ج72، ص460، ح14 «باب93 از ابواب حقوق المومنین از کتاب العشرة».
{وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ وَ اللهُ يَعْلَمُ المُفْسِدَ مِنَ المصْلِحِ}(1)
(ای پیغمبر) دربارۀ یتیمان از تو سؤال میکنند. بگو (کارشان را) اصلاح کنید، بهتر است، با آنها (برای اصلاح امرشان) رفت و آمد کنید؛ (زیرا) خداوند شخص نیکوکار شایسته را از شخص مفسدهجو (که برای استفادۀ خود، با یتیمان آمیزش میکند) تمیز میدهد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ كَفَلَ يَتِيماً وَ كَفَلَ نَفَقَتَهُ كُنْتُ أَنَا وَ هُوَ فِي الْجَنَّةِ كَهَاتَيْن(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرکس یتیمی را سرپرستی کند و خرج او را بدهد، با من در بهشت خواهد بود؛ چنانکه دو انگشت با هم هستند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَرَّ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ (علیها السلام) بِقَبْرٍ يُعَذَّبُ صَاحِبُهُ، ثُمَّ مَرَّ بِهِ مِنْ قَابِلٍ فَإِذَا هُوَ لَيْسَ يُعَذَّبُ. فَقَالَ: يَا رَبِّ مَرَرْتُ بِهَذَا الْقَبْرِ عَامَ أَوَّلٍ فَکَأَنَّ صاحِبَهُ يُعَذَّبُ ثُمَّ مَرَرْتُ بِهِ الْعَامَ وَ هُوَ لَيْسَ يُعَذَّبُ. فَأَوْحَى اللهَ عَزَّوَجَلَ إِلَيْهِ يَا رُوحَ الله إنَّه أَدْرَكَ لَهُ وَلَدٌ صَالِحٌ فَأَصْلَحَ طَرِيقاً وَ آوَى يَتِيماً فَغَفَرْتُ لَهُ بِمَا عَمِلَ ابْنُهُ(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: عیسیبنمریم (علیهما السلام) عبورش به قبری افتاد، صاحب آن را در عذاب دید. چون چندی بعد عبورش به آن قبر افتاد، دید عذاب از صاحب قبر برطرف شده است، عرض کرد: پروردگارا! چه شده است که صاحب این قبر در عذاب بود، حال عذاب از او برطرف شده است؟ جواب آمد: صاحب قبر مردی
گناهکار است که فرزند شایستهای دارد، جادهای را اصلاح کرده است و یتیمی را سرپرستی میکند، پس به جهت عمل پسرش آمرزیده شده است.
در روایات ائمه هدی (علیهم السلام) برای برآوردن حاجت برادر دینی، اهمیت فراوانی ذکر شده است، تا آنجا که پاداش آن را از آزاد کردن بنده بیشتر ذکر کردهاند و در برخی از روایات، ثواب آن را از اعتکاف، بیشتر دانستهاند، از اینرو برای آگاهی از عظمت این موضوع به ذکر دو روایت اکتفا میکنیم.
شایان ذکر است برای مؤمنی که در خانۀ خدا، هفت بار طواف کند، شش هزار حسنه مینویسند و شش هزار گناه او آمرزیده میشود و در بهشت صاحب شش هزار درجه میشود. به این روایت دقت کنید:
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ طَافَ بِالْبَيْتِ أُسْبُوعاً، كَتَبَ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ سِتَّةَ آلَافِ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ سِتَّةَ آلَافِ سَيِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ سِتَّةَ آلَافِ دَرَجَةٍ … ثُمَّ قَالَ: وَ قَضَاءُ حَاجَةِ المُؤْمِنِ أَفْضَلُ مِنْ طَوَافٍ وَ طَوَافٍ حَتَّى عَدَّ عَشْراً(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هرکس هفت بار طواف کند؛ خدا برای او شش هزار حسنه مینویسد و شش هزار گناه او را میآمرزد ، در بهشت برای او شش هزار درجه قرار میدهد. سپس فرمود: برآوردن حاجت برادر مؤمن از ده طواف بالاتر است.
قال ابوالحسن الرضا (علیه السلام): مَنْ أَتَاهُ أَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فِي حَاجَةٍ … وَ رَدَّهُ عَنْ حَاجَتِهِ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى قَضَائِهَا، سَلَّطَ اللهُ عَلَيْهِ شُجَاعاً مِنْ نَارٍ يَنْهَشُهُ فِي قَبْرِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَغْفُوراً لَهُ أَوْ مُعَذَّباً (2)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: کسی که بتواند حاجت برادر دینی خود را برآورده کند اما به او اعتنا نکند، خداوند در قبر ماری را بر او مسلط میکند که تا روز قیامت گرفتار آن باشد، خواه صاحب قبر آمرزیده شده باشد یا در عذاب باشد.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ قَضَى لِأَخِيهِ المُؤْمِنِ حَاجَةً، قَضَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِائَةَ أَلْفِ حَاجَةٍ مِنْ ذَلِكَ؛ أَوَّلُهَا الْجَنَّةُ وَ مِنْ ذَلِكَ أَنْ يُدْخِلَ أَقْرِبَائَهُ وَ مَعَارِفَهُ وَ إِخْوَانَهُ الْجَنَّةَ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که حاجت برادر دینی خود را برطرف کند، خداوند در روز قیامت صد هزار حاجت او را برآورده میکند که یکي از آنها بهشت است و از جملۀ آنها وساطت بهشت برای خویشان و دوستان و برادرانش است.
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ خَلْقاً مِنْ خَلْقِهِ، إِنْتَجَبَهُمْ لِقَضَاءِ حَوَائِجِ فُقَرَاءِ شِيعَتِنَا، لِيُثِيبَهُمْ عَلَى ذَلِكَ الْجَنَّةَ؛ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ مِنْهُمْ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: خداوند بندگانی آفریده است و گروهی از آنها را برای برآوردن حاجت شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) برگزیده است و پاداش آنها را بهشت قرار داده است، شما نیز اگر توانایی دارید، حاجت برادران مؤمن را برآورده کنید تا در شماره آنان (بهشتیان) در آیید.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ نَفَّسَ عَنْ مُؤْمِنٍ كُرْبَةً، نَفَّسَ اللهُ عَنْهُ كُرَبَ الْآخِرَةِ وَ خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ وَ هُوَ ثَلِجُ الْفُؤَادِ وَ مَنْ أَطْعَمَهُ مِنْ جُوع، أَطْعَمَهُ اللهُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ سَقَاهُ شَرْبَةً، سَقَاهُ اللهُ مِنَ الرَّحِيقِ المخْتُومِ(3)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: هرکس از برادر مؤمن خود غمی بکاهد،خداوند غم آخرت را از او دور کند، (به علاوه) با خوشحالی از قبر سر برآورد، کسی که برادر
1) . الکافی، ج2، ص193، ح1 «باب قضاء حاجة المؤمن از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالأنوار، ج71، ص322، ح90 «باب 20 از ابواب حقوق المؤمنین از کتاب العشرة»؛ در مصدر «قرابته» بدل از «أقربائه» است.
2) . الکافی، ج2، ص193، ح2؛ بحارالأنوار، ج71، ص323، ح91.
3) . الکافی، ج2، ص199، ح3 «باب تفریح کرب المؤمن»؛ بحارالأنوار، ج71، ص321، ح87.
مؤمن را سیر کند، خداوند از میوههای بهشتی به او بخوراند و کسی که برادر مؤمن را سیرآب کند، خداوند از رحیق مختوم او را سیرآب کند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الصَّدَقَةُ تُزیدُ فِي العُمرِ(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: صدقه دادن عمر را زیاد میکند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): کُلُّ امْرِءٍ فِي ظِلِّ صَدَقَتِه، حَتَّى يَقْضِي بَينَ النَّاسِ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: در روز قیامت، هرکس در سایۀ صدقهای که داده است، میآساید تا حساب مردم خاتمه یابد.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ تَصَدَّقَ فِي يَوْمٍ أَوْ لَيْلَةٍ …دَفَعَ … عَنْهُ الْهَدْمَ … وَ مِيتَةَ السَّوْءِ(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هر کس در روز یا شب صدقه بدهد، خداوند از او ریزش سقف (تصادفات) و مرگ بد، را دور میکند.
قال الصادق (علیه السلام) دَاوُوا مَرْضَاکُمْ، بِالصَّدَقَةِ(4)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: بیماران خود را با دادن صدقه مداوا کنید.
قال ابوالحسن (علیه السلام): اَلصَّدَقَةُ، تَدْفَعُ الْقَضَاءَ(5)امام کاظم (علیه السلام) میفرماید: صدقه، قضای الهی را دفع میکند.
چنانکه در بخشهای پیشین اشاره شد دعا نیز اثر صدقه را دارد و قضای الهی را تغییر میدهد. پس بر ما لازم است دعا و صدقه را فراموش نکنیم؛ زیرا سلامتی و آسایش ما در دعا و صدقه است.
1) . عوالی اللئالی، ج1، ص291، ح158؛ بحارالانوار، ج74، ص165، ح2 «باب هفتم از ابواب مواعظ الله عزوجل از کتاب الروضة».
2) . میزان الحکمه، ج2، ص1594 [2220] به نقل از عامة.
3) . مکارم الأخلاق، ص388 «فصل سوم از باب 11».
4) . مکارم الأخلاق، ص388؛ وسائل الشیعة، ج9، ص402، ح8 [12337] «باب 14 از ابواب الصدقةاز کتاب الزکاة».
5) . مکارم الأخلاق، ص388؛ بحارالأنوار، ج93، ص130، ح55 «باب 14 از ابواب صدقة از کتاب الزکاة و الصدقة».
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): صَدَقَةُ السِّرِّ، تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: صدقهی پنهانی غضب خدا را خاموش میکند.
و قال الصادق (علیه السلام): صَدَقَةُ الْعَلَانِيَةِ، تَدْفَعُ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنَ الْبَلَاءِ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: صدقهای که آشکارا داده میشود، هفتاد نوع بلا را برطرف میکند.
اسلام برای از بین بردن فقر، قانون زکات را معین کرده است و بر اغنیا واجب، کرده است که مقدار معینی از مال خود را به فقرا بدهند و در بیشتر آیات قرآن که از نماز یاد شده است زکات را در ردیف آن آورده است. تا آنجا که اگر کسی وجوب آن را انکار کند، جزو کافران شمرده شده است(3)مانند آیه ذیل که خداوند میفرماید:
{وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ… اَقامَ الصَّلَاةَ وَ آتَي الزَّکَاةَ}.(4)
و نیز میفرماید:
{وَ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّکَاةَ}(5)نماز به پا دارید و زکات بدهید.
در سورۀ نور مردان حق را چنین میستاید:
{رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَنْ ذِکْرِ الله وَ إِقَامِ الصَّلَاةِ وَ إِيتَاءِ الزَّکَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَارُ}(6)
1) . الکافی، ج4، ص7، ح1 «باب فضل صدقة السر از ابواب الصدقة ازکتاب الزکاة»؛ وسائل الشیعة، ج9، ص311، ح6 [12097] «باب 54 از ابواب المستحقین للزکاة از کتاب الزکاة».
2) . ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص143؛ وسائل الشیعة، ج9، ص397، ح6 [12323] «باب 13 از ابواب الصدقة از کتاب الزکاة».
3) . ر.ک: المائدة (5)، آیۀ 12: {فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبیل}.
4) . البقرة (2)، آیۀ 177: لکن نیکی برای کسی است که … نماز برپای دارد و زکات پرداخت نماید.
5) . النور (24)، آیۀ 56.
6) . النور (24)، آیۀ 37.
مردانی که تجارت و خرید و فروش، آنها را از ذکر و یاد خدا باز نمیدارد، (آنان) نماز بهپامیدارند و زکات میدهند، (این افراد) از روزی که چشمها در آن روز میگرید و دلها در آن روز در هراس است، بیم دارند.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): إنَّ اللهَ فَرَضَ فِي أَموَالِ الْأَغنِيَاءِ، أَقوَاتَ الْفُقَراءِ فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إلَّا بِمَا مَنَعَ غَنیٌّ وَ اللهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِکَ(1)
امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید: خداوند سهم فقرا را در مال ثروتمندان قرار داده است، هیچ فقیری گرسنه نمیماند؛ مگر اینکه ثروتمندی حق او را نداده است و خداوند در روز قیامت، ثروتمندانی که حق فقرا را ندادهاند را بازخواست میکند.
قال الصادق (علیه السلام): مَانِعُ الزَّكَاةِ يُطَوَّقُ بِحَيَّةٍ قَرْعَاءَ تَأْكُلُ مِنْ دِمَاغِهِ؛ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ {سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ}(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که زکات مال خود را ندهد، (در قیامت) ماری که موهای سرش به واسطه زیادی زهر ریخته است به گردن او حلقه میزند و مغز او را میخورد؛ چنانکه خداوند در قرآن میفرماید: {هر آیینه آنچه را که بخل ورزیدند، در روز قیامت(به شکل ماری میشود و) به گردن آنان حلقه میزند}.
امام باقر (علیه السلام) میفرماید:
آنکس که نماز بخواند و زکات واجب خود را ندهد مانند آن است که نماز نخواندهاست.(3)
قال ابو جعفر (علیه السلام): مَا مِنْ عَبْدٍ مَنَعَ مِنْ زَكَاةِ مَالِهِ إِلَّا جَعَلَ اللهُ ذَلِكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُعْبَاناً مِنْ نَارٍ، مُطَوِّقاً فِي عُنُقِهِ يَنْهَشُ مِنْ لَحْمِهِ، حَتَّى يَفْرُغَ مِنَ الْحِسَابِ(4)
1) . وسائل الشیعة، ج9، ص29، ح25 [11444] «باب سوم از ابواب ما تجب فیه الزکاة از کتاب الزکاة».
2) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2، ص10، ح1585 «باب ما جاء فی مانع الزکاة ازکتاب الزکاة»؛ وسائل الشیعة، ج9، ص23، ح5 [11424]، آیۀ 180 از سورۀ آل عمران (3) میباشد.
3) . مشکات الأنوار، ص46؛ بحارالأنوار، ج81، ص252، ح47 «باب 16 از ابواب مکان المصلی از کتاب الصلاة».
4) . تفسیر العیاشی، ج1، ص207، ح158؛ مستدرک الوسائل، ج7، ص20، ح4 [7530] «باب سوم از ابواب ما تجب فیه الزکاة از کتاب الزکاة».
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: هیچ بندهای نیست که زکات مال خود را ندهد؛ مگر اینکه خداوند روز قیامت اژدهایی از آتش به گردن او بیندازد و او را بگزد تا وقتی که از حساب فارغ شود.
قال الصادق (علیه السلام):إِنَّمَا وُضِعَتِ الزَّكَاةُ اخْتِبَاراً لِلْأَغْنِيَاءِ وَ مَعُونَةً لِلْفُقَرَاءِ؛ وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ أَدَّوْا زَكَاةَ أَمْوَالِهِمْ مَا بَقِيَ مُسْلِمٌ فَقِيراً مُحْتَاجاً وَ لَاسْتَغْنَى بِمَا فَرَضَ اللهُ لَهُ وَ إِنَّ النَّاسَ مَا افْتَقَرُوا وَ لَا احْتَاجُوا وَ لَا جَاعُوا وَ لَا عَرُوا إِلَّا بِذُنُوبِ الْأَغْنِيَاءِ وَ حَقِيقٌ عَلَى الله أَنْ يَمْنَعَ رَحْمَتَهُ مَنْ مَنَعَ حَقَّ الله فِي مَالِهِ وَ أُقْسِمُ بِالَّذِي خَلَقَ الْخَلْقَ وَ بَسَطَ الرِّزْقَ أَنَّهُ مَا ضَاعَ مَالٌ فِي بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍإِلَّا بِتَرْكِ الزَّكَاةِ وَ مَا صِيدَ صَيْدٌ فِي بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ إِلَّا بِتَرْكِهِ التَّسْبِيحَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ أَنَّ أَحَبَّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى أَسْخَاهُمْ كَفّاً وَ أَسْخَى النَّاسِ مَنْ أَدَّى زَكَاةَ مَالِهِ وَ لَمْ يَبْخَلْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ لَهُمْ فِي مَالِهِ؛(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: خداوند زکات را برای نیازمندان در مال اغنیا قرار داده است تا آنان آزمایش شوند و برای فقرا کمک باشند. اگر مردم زکات خود را بپردازند، یک مسلمان فقیر پیدا نمیشود و همۀ فقرا بینیاز میشوند و فقر، احتیاج، گرسنگی و برهنگی فقرا بهواسطۀ گناه ثروتمندان است که (حقوق واجبه الهی مانند) زکات را ادا نمیکنند و ثروتمندانی که حقوق الهی را ادا نمیکنند سزاوار است خداوند ایشان را از رحمت خود محروم فرماید. سوگند به آنکه موجودات را آفریده است و رزق آنان را میدهد، هیچ مالی در خشکی و دریا از بین نمیرود؛ مگر آنکه صاحب آن، زکات مال را نداده است و محبوبترین بندگان نزدخداوند کسی است که سخاوت او زیاد باشد و سخیترین افراد کسی است که زکات واجب را بدهد و نسبت به حقی که خداوند برای فقرا قرار داده است، بخل نکند.
1) .کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2، ص7، ح1579 «باب علة وجوب الزکاة از ابواب الزکاة»؛ وسائل الشیعة، ج9، ص12، ح6 [11392] «باب اول از ابواب ما تجب فیه الزکاة از کتاب الزکاة».
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اموال خود را در حصار زکات محافظت کنید.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ مَنَعَ قِيرَاطً مِن الزَّکَاةِ، فَلَيْسَ بِمُؤمِنِ وَ لَا مُسْلِمٍ؛(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: آنکس که یک قیراط از زکات را ندهد، نه تنها مؤمن نیست؛ بلکه مسلمان هم نیست.
یکی از واجبات اسلامی، زکات فطره است و بر هر مسلمانی که توانایی دارد، لازم است روز عید فطر برای خود و خانوادهاش و کسانی که مخارج آنها در عهدۀ او است، به مقدار یک صاع (یک مَن تبریز) از قوت غالب خود به مستمندان دهد.
{قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى}(3)
هر آیینه رستگار است، آنکس که زکات (فطرۀ) خود را میدهد و خدا را یاد میکند، پس نماز (عید) را میخواند.
قال الصادق (علیه السلام) إِنَّ اللهَ بَدَءَ بِهَا قَبْلَ الصَّلَاةِ وَ اسْتَدَلَّ بِذلِکَ الْآيَةِ(4)امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: خداوند آنهایی که ابتدا زکات فطره را میدهند سپس نماز عید میخوانند را رستگار میداند. [و به همین آیه استدلال کرده است.]
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ صَامَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ خَتَمَهُ بِصَدَقَةٍ، وَ غَدَا إِلَى المصَلَّى
1) . قرب الإسناد، ص117؛ وسائل الشیعة، ج9، ص15، ح14 [11400] «باب اول از ابواب ماتجب فیه الزکاة از کتاب الزکاة».
2) .الکافی، ج3، ص503، ح3 «باب منع الزکاة از کتاب الزکاة»؛ وسائل الشیعة، ج9، ص35، ح9 [11457] «باب چهارم از ابواب ما تجب فیه الزکاة».
3) . الاعلی (87)، آیات 14 و 15.
4) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، ص183، ح2085 «باب الفطرة از کتاب الصوم».
بِغُسْل، رَجَعَ مَغْفُوراً لَهُ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که ماه رمضان را روزه بگیرد و روزۀ خود را به صدقه دادن (زکات فطره) ختم کند و با غسل (عید)، نماز بخواند، چون از نماز برگردد، گناهان او آمرزیده شده است.
لازم به ذکر است مستحقین زکات فطریه کسانی هستند که قوت سالیانۀ خود را نداشته باشند.(2)
{وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لله خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ المَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ}(3)
مسلمانان بدانند از هر چیزی که بهره میبرند، پنج یک آن برای (شش دسته است) خدا، رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، ذوی القربی، یتیمان، مستمندان و در راهماندگان.
از اینرو بر مسلمانان لازم است که برای خود سال خمسی مشخص کنند و در انتهای سال آنچه را که از مخارج سالشان زیاد میآید به عنوان خمس به مجتهد جامع الشرائط بدهند که در مصارفی که آیۀ فوق بیان میکند، برساند.
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ اللهَ … حَرَّمَ عَلَيْنَا الصَّدَقَةَ، أَنْزَلَ لَنَا الْخُمُسَ؛فَالصَّدَقَةُ عَلَيْنَا حَرَامٌ وَ الْخُمُسُ لَنَا فَرِيضَةٌ وَ الْكَرَامَةُ لَنَا حَلَالٌ(4)
1) . ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص77؛ وسائل الشیعة، ج9، ص319، ح8 [12117] «باب اول از ابواب زکاة الفطرة از کتاب الزکاة».
2) . برای تفصیل مسائل خمس و زکات به رساله عملیه مراجعه کنید.
3) . الانفال (8)، آیۀ 41.
4) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2، ص41، ح1649 «باب الخمس از ابواب الزکاة»؛ وسائل الشیعة، ج9، ص483، ح2 [12541] «باب اول از ابواب ما یجب فیه الخمس از کتاب الخمس ».
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: خداوند زکات را برای ما حرام کرده است و در مقابل خمس را برای ما واجب گردانیده است (تا فرزندان ما در صورت نیاز از آن استفاده کنند) و هدیه را برای ما (و فرزندان ما) حلال گردانیده است.
قال ابوجعفر (علیه السلام): لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَشْتَرِيَ مِنَ الْخُمُسِ شَيْئاً، حَتَّى يَصِلَ إِلَيْنَا حَقَّنَا(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: کسی که بر گردن او خمس است، اگر از مالی که در آن خمس تعلق گرفته است چیزی بخرد بر او حلال نیست؛ مگر آنکه اول خمس آن را به صاحبان خمس برساند.
قال الصادق (علیه السلام): لَا يُعْذَرُ عَبْدٌ اشْتَرَى مِنَ الْخُمُسِ شَيْئاً، أَنْ يَقُولَ يَا رَبِّ! إِشْتَرَيْتُهُ بِمَالِي حَتَّى يَأْذَنَ لَهُ أَهْلُ الْخُمُسِ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که بر گردن او خمس است؛ نمیتواند چیزی بخرد و بگوید خداوندا! از مال خود چیزی خریدهام؛ مگر آنکه صاحبان خمس و مستحقین آن، به او اجازه دهند.
قال موسیبنجعفر (علیه السلام):… وَ الله لَقَدْ يَسَّرَ اللهُ عَلَى المؤْمِنِينَ أَرْزَاقَهُمْ بِخَمْسَةِ دَرَاهِمَ، جَعَلُوا لِرَبِّهِمْ وَاحِداً وَ أَكَلُوا أَرْبَعَةً أَحِلَّاءَ. ثُمَّ قَالَ: هَذَا مِنْ حَدِيثِنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يَعْمَلُ بِهِ وَ لَا يَصْبِرُ عَلَيْهِ إِلَّا (مُؤمِنٌ) مُمْتَحَنٌ قَلْبُهُ لِلْإِيمَانِ(3)
امام کاظم (علیه السلام) میفرماید: خداوند قانون (خمس)را برای مردم آسان قرار داده است؛ چنانکه از پنج درهم، یک درهم برای خداوند قرار داده شده است وچهار درهم دیگر برای مردم حلال شده است، سپس فرمود: تحمل گفتار ما سخت و مشکل است، کسی به این گفتار عمل نمیکند؛ مگر آن افراد مؤمنی که خداوند دلهای
1) . الکافی، ج1، ص545، ح14 «باب الفئ و الانفال از ابواب التاریخ از کتاب الحجة»؛ وسائل الشیعة، ج9، ص484، ح4 [12543] «باب اول از ابواب مایجب فیه الخمس از کتاب الخمس».
2) . تفسیر العیاشی، ج2، ص63، ح60؛ وسائل الشیعة، ج9، ص542، ح11 [12674] «باب سوم از ابواب الانفال و ما یختص بالامام».
3) . وسائل الشیعة، ج9، ص485، ح6 [12545] «باب اول از ابواب ما یجب فیه الخمس از کتاب الخمس».
آنان را به ایمان آزمایش کرده است (یعنی کسانی خمس را انکار میکنند و حق خدا و پیامبر و مستمندان و یتیمان را نمیدهند که به خدا و روز جزا ایمان ندارند).
سُئِلَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ أَحَبُّ النَّاسِ إِلَى الله قَالَ: أَنْفَعُ النَّاسِ لِلنَّاسِ(1)
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کردند: نزد خداوند محبوبترین مردم چه کسانی هستند؟ فرمود: آنکس که نفع او به مردم زیادتر است (مردم از او بیشتر بهره میبرند).
و در حدیث دیگر میفرماید: کسی که وجودش برای مردم بیشتر منفعت داشته باشد، نزد خداوند محبوبتر است.(2)
بعضی از ثروتمندان گمان میکنند خداوند غیر از حقوق واجب (مانند زکات و خمس) چیز دیگری بر آنها واجب نکرده است، اما آنطوری که از قرآن و بیانات ائمه (علیهم السلام) استفاده میشود غیر از حقوق مذکوره حقوق دیگری خداوند برای فقراء بر ذمۀ آنان قرار داده است. چنانکه قرآن میفرماید: {وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَ المحْرُومِ}(3)در این آیه، خداوند ثروتمندانی را میستاید که برای فقرا و محرومین اجتماع، حقی معین کردهاند.
قال الصادق (علیه السلام): جَعَلَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ… فی أَمْوَالِ الأَغْنِيَاءِ حُقُوقاً،غَيْرَ الزَکَاةِ وَ إِسْتَدَلَّ بِالآيَة(4)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: خداوند غیر از زکات حقوقی را در اموال ثروتمندان قرار داده است، سپس به آیۀ فوق استدلال فرمودند.
1) . الکافی، ج2، ص164، ح7 «باب الاهتمام بامور المسلمین از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج16، ص342، ح2 [21713] «باب 22 از ابواب فعل المعروف از کتاب الأمر بالمعروف و نهی عن المنکر».
2) . الکافی، ج2، ص164، ح6؛ وسائل الشیعة، ج16، ص341، ح1 [21712] «باب22 از ابواب فعل المعروف».
3) . المعارج (70)، آیات 24 و 25: همانهایی که در اموالشان حقی برای سائل و محروم معلوم است.
4) . الکافی، ج3، ص498، ح8 «باب فرض الزکاة از کتاب الزکاة»؛ وسائل الشیعة، ج9، ص46، ح2 [11487] «باب هفتم از ابواب ما تجب فیه الزکاة از کتاب الزکاة»؛ در مصدر «لکن» بدل از «جعل» است.
سئل الصادق عَن ذَلِکَ: أَ هُوَ سِوَى الزَّكَاةِ؟ فَقَالَ: (نَعَم). هُوَ الرَّجُلُ يُؤْتِيهِ اللهُ الثَّرْوَةَ مِنَ المَالِ فَيُخْرِجُ مِنْهُ الْأَلْفَ وَ الْأَلْفَيْنِ وَ الثَّلَاثَةَ الْآلَافِ وَ الْأَقَلَّ وَ الْأَكْثَرَ، فَيَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ وَ يَحْمِلُ بِهِ الْكَلَّ عَنْ قَوْمِهِ(1)
از امام ششم (علیه السلام) پرسیدند: آیا آیۀ {وَ الذَّينَ فِي أَمْوَالِهِم حَقٌّ مَعْلُومٌ} غیر از وجوب زکات است؟ امام (علیه السلام) فرمود: بلی، خداوند ثروتمندانی را میفرماید که از ثروت خود هزار، دو هزار، سه هزار یا کمتر یا بیشتر به بستگان خود یا به کسانی که درماندهاند، میدهند.
{وَ شَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى الله إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}(2)
(ای پیامبر، همیشه) در کارها مشورت کنید. پس آنگاه که تصمیم گرفتید، با توکل به خداوند در کار وارد شوید. بهراستی که خداوند متوکلین را دوست میدارد.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ، هَلَكَ(3)
علی (علیه السلام) میفرماید: آنکس که مستبد به رأی خود باشد، هلاک است.
قال الصادق (علیه السلام): لَنْ يَهْلِكَ امْرُؤٌ عَنْ مَشْوَرَةٍ(4)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: مردی (که در کارهایش) مشورت کند، هیچگاه به هلاکت نخواهد افتاد.
1) . الکافی، ج3، ص499، ح10 «باب فرض الزکاة از کتاب الزکاة»؛ وسائل الشیعة، ج9، ص48، ح5 [11490] «باب هفتم از ابواب ما تجب فیه الزکاة از کتاب الزکاة».
2) . آل عمران (3)، آیۀ 159.
3) . نهج البلاغة، حکمت 161؛ وسائل الشیعة، ج12، ص40، ح6 [15587] «باب 21 از ابواب احکام العشرة از کتاب الحج».
4) . المحاسن، ج2، ص601، ح81؛ وسائل الشیعة، ج12، ص40، ح4 [15585] «باب21 از ابواب احکام العشرة از کتاب الحج».
قال الصادق (علیه السلام): اسْتَشِرِ الْعَاقِلَ مِنَ الرِّجَالِ الْوَرِعَ، فَإِنَّهُ لَا يَأْمُرُ إِلَّا بِخَيْرٍ وَ إِيَّاكَ وَ الْخِلَافَ، فَإِنَّ مُخَالَفَةَ الْوَرِعِ الْعَاقِلِ، مَفْسَدَةٌ فِي الدِّينِ وَ الدُّنْيَا(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: با مرد عاقل متدین مشورت کنید؛ زیرا او شما را جز به خوبی راهنمایی نمیکند و با فکر مرد عاقل با تقوی مخالفت نکنید؛ زیرا مخالفت با رأی مرد عاقلِ متدین، دین و دنیای شما را تباه میکند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): يَا
عَلِيُّ لَا تُشَاوِرَنَّ جَبَاناً، فَإِنَّهُ يُضَيِّقُ عَلَيْكَ الْمَخْرَجَ؛ وَ لَا تُشَاوِرَنَّ بَخِيلاً، فَإِنَّهُ يَقْصُرُ بِكَ عَنْ غَايَتِك، وَ لَا تُشَاوِرَنَّ حَرِيصَاً فَإِنَّهُ يُزَيِّنُ لَكَ شَرَهاً(2)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: ای علی! هیچگاه با شخص ترسو مشورت نکن؛ زیرا راه را بر تو تنگ میکند. با شخص بخیل مشورت نکن؛ زیرا در راهنمایی کوتاهی میکند. تو را به مقصد نمیرساند.با شخص حریص مشورت نکن؛ زیرا تو را به کاری که میخواهی (به واسطۀ حرصی که دارد) وادار میکند و (بدون رعایت مصلحت) میل تو را به آن کار شدید میکند،
در روایت ائمه اطهار (علیهم السلام) منظور از مشورت با خداوند، استخاره است و معنای استخاره، طلب خیر است.
قال الصادق (علیه السلام): اسْتَخِرِ اللهَ فِي آخِرِ رَكْعَةٍ مِنْ صَلَاةِ اللَّيْلِ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ مِائَةَ مَرَّةٍ … قَالَ: كَيْفَ أَقُولُ؟ قَالَ: تَقُولُ أَسْتَخِيرُ اللهَ بِرَحْمَتِهِ(3)
1) . المحاسن، ج2، ص602؛ وسائل الشیعة، ج12، ص42، ح5 [15594] «باب22 از ابواب احکام العشرة».
2) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج4، ص409، ح5889 «باب و من الفاظ رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) از کتاب الفرائض و المواریث»؛ وسائل الشیعة، ج12، ص47، ح1 [15607] «باب 26 از ابواب احکام العشرة ».
3) . مکارم الأخلاق، ص320 «فصل چهارم از باب دهم».
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: در سجدۀ رکعت آخر نماز شب استخاره کن. محمدبنخالد از امام پرسید چگونه استخاره کنم؟ امام (علیه السلام) فرمود: در سجدۀ رکعت آخر نماز شب صد مرتبه بگو: استخیر بالله برحمته.
در کتاب مفاتیح الجنان برای استخاره اقسام گوناگون ذکر شده است از جمله: استخاره با قرآن و تسبیح که تفأل نیز نامیده میشود و استخاره به نام ذات الرقاع.
{فَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ المِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ ذلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ الله وَ أُولئِكَ هُمُ المفْلِحُونَ}(1)
حق نزدیکان و بیچارگان و درماندگان را بپردازید، کسانی که این عمل را برای خداوند انجام میدهند کار خوبی است (ثواب دارند) و آنان رستگارند.
قال ابوجعفر (علیه السلام): صِلَةُ الْأَرْحَامِ، تُزَكِّي الْأَعْمَالَ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوَى وَ تُنْمِي الْأَمْوَالَ وَ تُنْسِئُ لَهُ فِي عُمُرِهِ وَ تُوَسِّعُ فِي رِزْقِهِ وَ تُحَبِّبُ فِي أَهْلِ بَيْتِهِ؛ فَلْيَتَّقِ اللهَ وَ لْيَصِلْ رَحِمَهُ(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: بهجا آوردن صلۀ رحم، اعمال را پاک میکند، بلا را دفع میکند، اموال را زیاد میکند، عمر را طولانی میکند، رزق را توسعهمیدهد و مایۀ محبت میان خویشاوندان است. پس از خدا بترسید و صلۀ رحم کنید.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ لَمْ يُوصِ عِنْدَ مَوْتِهِ لِذَوِي قَرَابَتِهِ مِمَّنْ لَا يَرِثُ، فَقَدْ خَتَمَ عَمَلَهُ بِمَعْصِيَةٍ(3)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: آنکس که برای خویشانی که از او ارث نمیبرند، چیزی وصیت نکند، عمل او به گناه ختم شده است.
بنابراین مستحب است اهل ایمان برای خویشان دور و نزدیک خود، چیزی وصیت کنند تا بعد از مرگ دعاگویی داشته باشند؛ نه اینکه آنها را از ثروت خود محروم کند و عمل او به گناه ختم شود.
{إِنَّ اللهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا}(1)
خداوند شما را امر میکند که امانت را به صاحبش بازگردانید.
یکی از نشانههای ایمان ادای امانت است و هر اندازه که مؤمن در ادای امانت سستی بورزد، یا در امانت خیانت کند، به همان اندازه ایمان او ناقص است؛ چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
آنکس که امین نیست ایمان ندارد.(2)
قال الصادق (علیه السلام): فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذَا وَرِعَ فِي دِينِهِ وَ صَدَقَ الْحَدِيثَ وَ أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ حَسَّنَ خُلُقَهُ مَعَ النَّاسِ، قِيلَ: هَذَا جَعْفَرِيٌّ فَيَسُرُّنِي ذَلِكَ وَ يَدْخُلُ عَلَيَّ مِنْهُ السُّرُورُ، وَ قِيلَ: هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ(3)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: هرگاه یکي از شما در دینش زاهد و در کلامش صادق باشد و امانتش را ادا کند و با مردم خوشخلق باشد، میگویند: این شخص (راستگو، امین، خوشاخلاق) از شاگردان جعفربنمحمد است، او چنین دستور داده
است و این جمله نه تنها مرا خوشحال میکند؛ (بلکه) عمل شما نیز مرا خرسند میکند؛ زیرا گفته میشود تربیت جعفربنمحمد چنین است.
قال ابو عبدالله (علیه السلام): عَلَيکُم… بِصِدقِ الحَدِيثِ وَ اَداءِ الأَمَانَةِ وَ حُسنِ الخُلقِ وَ حُسْنِ الجَوارِ و کُونُوا لَنا زِيْناً و لَا تَکُونُوا عَلَينَا شَيناً(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: بر شما (شیعیان) است که در کلام راستگو و در امانت امین باشید و با مردم، با حسن اخلاق رفتار کنید و با همسایگان خوش رفتار باشید و همیشه (سبب) آبروی ما و زینت ما باشید؛ نه اینکه مایۀ بدگویی برای ما باشید.
{أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُلاً}(2)
(خداوند میفرماید:) به عهد خود وفا کنید؛ زیرا (روز قیامت) از عهدی که کردهاید، بازخواست میشوید. (که آیا به عهد و پیمان خود وفا کردهاید؟)
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لَادِينَ، لِمَنْ لَاعَهْدَ لَهُ(3)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که به عهد و پیمان خود وفا نکند، دین ندارد.
{وَعَدَ اللهَ المُنافِقِينَ وَ المُنافِقاتِ وَ الْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها هِيَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللهَ وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقِيمٌ}(4)
خداوند به مردان و زنان منافق و کافران وعدۀ جهنم داده است و این عذاب برای آنها کافی است، خداوند آنها را از رحمت خود دور داشته است و برای آنها عذاب همیشگی قرار داده است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لِلْمُنَافِقِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ: إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا ائْتُمِنَ خَانَ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: منافق سه نشانه دارد: اول دروغ گفتن؛ دوم هرگاه وعده دهد به وعدۀ خود وفا نمیکند؛ سوم چون امانتی به او دهند، خیانت میکند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ فَهُوَ مُنَافِقٌ، وَ إِنْ كَانَتْ فِيهِ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ كَانَتْ فِيهِ خَصْلَةٌ مِنَ النِّفَاقِ حَتَّى يَدَعَهَا؛ مَنْ إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا عَاهَدَ غَدَرَ وَ إِذَا خَاصَمَ فَجَرَ (2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اگر در کسی چهار خصلت باشد، منافق است و اگر یکي از این چهار را داشته باشد، بخشی از نفاق در او هست: اول کسی که به دروغ سخن بگوید؛ دوم کسی که به عهد خود وفا نکند؛ سوم کسی که با شخصی پیمان ببندد و به پیمان خود وفا نکند و او را فریب دهد؛چهارم چون در مقام دعوی به اطرافش (نزد قاضی) برآید، بر او ستم کند و کاری کند که او محکوم شود.
جَاءَ أَعْرَابِيٌّ إِلَى النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله و سلم) فَقَالَ: يَا رَسُولَ الله عَلِّمْنِي عَمَلاً أَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ؟ فَقَالَ: مَا أَحْبَبْتَ أَنْ يَأْتِيَهُ النَّاسُ إِلَيْكَ، فَأْتِهِ إِلَيْهِمْ وَ مَا كَرِهْتَ أَنْ يَأْتِيَهُ النَّاسُ إِلَيْكَ، فَلَا تَأْتِهِ إِلَيْهِمْ(3)
عربی خدمت پیامبر آمد و گفت: ای رسول خدا! به من عملی بیاموز تا با انجام آن بهشتی شوم.
1) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج4، ص361، ح5762 «باب النوادر از کتاب الفرائض و المواریث»؛ بحارالأنوار، ج69، ص206، ح6 «باب 106 از ابواب الکفر از کتاب الایمان و الکفر».
2) . الخصال، ج1، ص254؛ بحارالانوار، ج69، ص261، ح34 «باب 114 از ابواب الکفر از کتاب الایمان و الکفر».
3) . وسائل الشیعة، ج15، ص287، ح1 [20536] «باب 35 از ابواب جهاد النفس از کتاب الجهاد».
آن حضرت فرمود: آنچه را که دوست داری مردم برای تو انجام دهند، تو همان را برای مردم انجام بده و آنچه دوست نمیداری مردم برای تو انجام دهند، تو نیز همان را برای مردم انجام مده.
یعنی آنچه برای خود میخواهی، برای مردم بخواه و آنچه برای خود نمیخواهی، برای مردم نیز مخواه.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): المَرَضُ لَا اَجرَ فِيهِ وَلَکِن لَا يَدَعُ ذَنباً إلَّا حَطَّهُ(1)
امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید: در بیماری، برای (مؤمن) پاداشی نیست، اما بیماری تمام گناهان را میریزد.
قال علی بن الحسین (علیه السلام): إِنَّ المُؤْمِنَ إِذَا حُمَّ حُمَّاةً وَاحِدَةً، تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ مِنْهُ كَوَرَقِ الشَّجَرِ فَإِنْ صَارَ عَلَى فِرَاشِهِ، فَأَنِينُهُ تَسْبِيحٌ وَ صِيَاحُهُ تَهْلِيلٌ وَ تَقَلُّبُهُ عَلَى الفِرَاشِ كَمَنْ يَضْرِبُ بِسَيْفِهِ فِي سَبِيلِ الله(2)
امام زینالعابدین (علیه السلام) میفرماید: هرگاه مؤمن تب کند، تمام گناهان او میریزد؛ چنانکه برگ درخت میریزد. پس اگر در بستر بِگَردد، نالۀ او تسبیح است و فریاد او به جهت بیماری ثواب تهلیل دارد و پهلو به پهلو شدن بیمار، پاداش جهاد در راه خدا دارد.
قال الصادق (علیه السلام): أَمَا إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عِرْقٍ يُضْرَبُ وَ لَا نَكْبَةٍ وَ لَاصُدَاعٍ وَ لَا مَرَضٍ إِلَّا بِذَنْبٍ، وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ: {وَ مَا أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ
وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ}(1)ثُمَّ قَالَ: وَ مَا يَعْفُو اللهُ أَكْثَرُ مِمَّا يُؤَاخِذُ بِهِ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: برای مومن هیچ ناراحتی نیست مانند رگ به رگ شدن دست و پا، به زمین خوردن یا زکام و بیماری؛ مگر آنکه بهواسطۀ گناه است؛ چنانکه خداوند میفرماید: {هیچ مصیبتی به شما نمیرسد؛ مگر آنکه بهواسطۀ عمل خود شماست و از خیلی - از کردار و رفتار شما - میگذرد.} سپس حضرت فرمود: (اگرچه) خداوند از بسیاری از آنها میگذرد و عفو میکند.
یکی از وظائف انسانیت دیدار و عیادت از بیماران است؛ زیرا شخص بیمار دلشکسته است و بهدلجویی و نوازش نیاز دارد؛ از اینرو اسلام، عیادت بیماران را لازم دانسته است تا روح آزردۀ آنان مسرور شود و با ملاقات دوستان و برادران دینی، دردهای آنها تسکین یابد و روح آنان تقویت شود.
قال أبو جعْفر (علیه السلام): كَانَ فِيمَا نَاجَى بِهِ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ (علیه السلام) رَبَّهُ قَالَ: يَا رَبِّ مَا بَلَغَ مِنْ عِيَادَةِ المَرِيضِ مِنَ الْأَجْرِ؟ قَالَ: أُوَكِّلُ بِهِ مَلَكاً يَعُودُهُ فِي قَبْرِهِ إِلَى مَحْشَرِهِ(3)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: حضرت موسی (علیه السلام) در مناجات خود از پروردگار، سؤال کرد: پاداش کسی که به دیدار بیمار رود، چیست؟ خطاب آمد (چون او بمیرد) در قبر، فرشتهای را همراه او کنم او را عیادت کند تا روز محشر (تا این که از حساب فارغ شود).قال الصادق (علیه السلام) أَيُّمَا مُؤْمِنٍ عَادَ أخاهُ فِي مَرَضِهِ، حِينَ يُصْبِحُ، شَيَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ فَإِذَا قَعَدَ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ وَ اسْتَغْفَرُوا لَهُ حَتَّى يُمْسِيَ وَ إِنْ کان مَسَاءً كَانَ لَهُ
مِثْلُ ذَلِكَ حَتَّى يُصْبِحَ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هر مؤمنی که در صبح از برادر بیمار خود عیادت کند، هفتاد هزار ملک با او همراه هستند، اگر نزد مریض بنشیند مورد رحمت خدا قرار میگیرد و ملائکه تا شب برای او استغفار میکنند و اگر در شب عیادت کند، ملائکه تا صبح برای او استغفار میکنند.
قال الصادق (علیه السلام): أَعْظَمُكُمْ أَجْراً فِي الْعِيَادَةِ، أَخَفُّكُمْ جُلُوساً(2)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: آنکس که به دیدار بیمار میرود، اجرش زیادتر است که نزد بیمار کمتر بنشیند.(3)
زیرا زیاد نشستن نزد بیمار ممکن است باعث ناراحتی او باشد.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): الْعِيَادَةُ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ(4)
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) میفرماید: عیادت بیمار بعد از سه روز است.
این دستور برای آن است که اگر کسی کاری داشت و دو سه روزی در خانه بود به عنوان عیادت مزاحم او نشود.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ أَطْعَمَ مَرِيضَاً شَهْوَتَه، أَطْعَمَهُ اللهُ مِنْ ثِمَارِالْجَنَّةِ(5)
1) . مکارم الأخلاق، ص361 «فصل اول از باب11»؛ بحارالانوار، ج78، ص224، ح32 «باب چهارم از ابواب الجنائز از کتاب الطهارة».
2) . مکارم الأخلاق، ص361.
3) . مراد آن استکه: کسی که نزد بیمار کمتر بنشیند اجرش بیشتر است از آن کسی که زیاد بنشیند، (محقق).
4) . دعائم الإسلام، ج1، ص218؛ بحارالانوار، ج78، ص228، ح41 «باب چهارم از ابواب الجنائز از کتاب الطهارة».
5) . الدعوات (للراوندی)، ص230؛ بحارالانوار، ج78، ص224، ح32.
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هرکس آنچه که بیمار به آن مایل است به او بخوراند (مانند غذا یا میوهای که برای بیمار ضرر ندارد) خداوند از میوههای بهشتی به او میخوراند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ سَعَى لِمَرِيضٍ فِي حَاجَةٍ، قَضَاهَا أَوْ لَمْ يَقْضِهَا خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که در برآوردن حاجت بیمار بکوشد، خداوند گناهان او را میآمرزد؛ خواه بیمار به حاجتش برسد؛ خواه نرسد (زیرا او سعی و کوشش خود را کرده است).
قال الصادق (علیه السلام) - ان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لما عاد سلمان - فقال: يَا سَلْمَانُ إِنَّ لَكَ فِي عِلَّتِكَ ثَلَاثَ خِصَالٍ، أَنْتَ قَرِيبٌ مِنَ الله بِذِكْرِهِ وَ دُعَاؤُكَ مُسْتَجَابٌ وَ لَا تَدَعُ الْعِلَّةُ عَلَيْكَ ذَنْباً إِلَّا حَطَّتْهُ، مَتَّعَكَ اللهُ بِالْعَافِيَةِ إِلَى انْقِضَاءِ أَجَلِكَ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: - آنگاه که پیامبر اکرم به عبادت سلمان تشریف بردند - فرمودند: ای سلمان! در بیماری برای تو سه فایده هست:
به یاد خداوند هستی (زیرا بیمار همیشه یا الله یا رب میگوید).
دعاهای تو در حال بیماری مستجاب میشود.
همۀ گناهان تو آمرزیده میشود (زیرا بیماری کفارۀ گناه است و اگر کسی گناه نداشته باشد برای او مقام و درجه است).
عَن مَولى جَعفَر بِنِ مُحَمَّدٍ قال: مَرِضَ بَعْضُ مَوَالِيهِ فَخَرَجْنَا إِلَيْهِ نَعُودُهُ وَنَحْنُ عِدَّةٌ مِنْ مَوَالِي جَعْفَرٍ فَاسْتَقْبَلَنَا جَعْفَرٌ (علیه السلام) … فَقَالَ لَنَا: أَيْنَ تُرِيدُونَ؟ فَقُلْنَا: نُرِيدُ
فُلَاناً نَعُودُهُ. فَقَالَ لَنَا: قِفُوا. فَوَقَفْنَا، فَقَالَ: مَعَ أَحَدِكُمْ تُفَّاحَةٌ أَوْ سَفَرْجَلَةٌ أَوْ أُتْرُجَّةٌ أَوْ لَعْقَةٌ مِنْ طِيبٍ أَوْ قِطْعَةٌ مِنْ عُودٍ … فَقُلْنَا: مَا مَعَنَا شَيْءٌ مِنْ هَذَا. فَقَالَ: أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ الْمَرِيضَ يَسْتَرِيحُ إِلَى كُلِّ مَا أُدْخِلَ بِهِ عَلَيْهِ(1)
خادم امام صادق (علیه السلام) میگوید: با عدهای از دوستان به عیادت یکي از شیعیان میرفتیم، در راه امام صادق (علیه السلام) را دیدیم. فرمود: کجا میروید؟ گفتیم: به عیادت. فرمود: بایستید، چون ایستادیم، فرمود: آیا میوهای يا عطری يا قطعهای از عود با خود دارید؟
گفتیم: چیزی با خود نداریم. فرمود: آیا نمیدانید برای بیمار هدیه بردن باعث خوشنودی اوست؟
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): تَجَنَّبِ الدَّوَاءَ مَا احْتَمَلَ بَدَنُكَ الدَّاءَ، فَإِذَا لَمْ يَحْتَمِلِ الدَّاءَ فَالدَّوَاءُ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرگاه بیمار شدید تا میتوانید از خوردن دارو بپرهیزید و اگر تحمل بیماری را نداشتید، آنگاه دارو بخورید (بهترین دوا در مرحلۀ اول پرهیز کردن و امساک نمودن است).(3)
قال موسىبنجعفر (علیه السلام): الِحمْيَةُ رَأسُ کُلِّ دَواءٍ، وَ المِعدَةُ بَيتُ کُلِّ دَاءٍ(4)
امام کاظم (علیه السلام) میفرماید: پرهیز کردن بهترین داروهاست و معده خانۀ تمام بیماریها است (یعنی پرخوری و پرهیز نکردن علت تمام بیماریها است).
1) . الکافی، ج3، ص118، ح3 «باب فی کم یعاد المریض از کتاب الجنائز»؛ وسائل الشیعة، ج2، ص427، ح1 [2547] «باب 17 از ابواب الاحتضار از کتاب الطهارة»؛ در مصدر «تعلمون» بدل از «علمتم» است.
2) . مکارم الأخلاق، ص362 «فصل اول از باب11»؛ بحارالانوار، ج78، ص211، ح30 «باب دوم از ابواب الجنائز از کتاب الطهارة».
3) . این حدیث ارتباطی با مسأله پرهیز غذایی برای مریض ندارد بلکه صبر و تحمل در مقابل بیماری و مصرف نکردن دارد را بیان میکند، (محقق).
4) . ر.ک: مکارم الأخلاق، ص362؛ مستدرک الوسائل ج16، ص452، ح8 [20523] «باب 109 از ابواب الأطعمه المباحة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
قال الرضا (علیه السلام): لَوْ أَنَّ النَّاسَ قَصَّرُوا فِي الطَّعَامِ، لَاسْتَقَامَتْ أَبْدَانُهُمْ(1)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: اگر مردم کم بخورند (و پرخوری نکنند)، هیچگاه مریض نمیشوند و همیشه سالم میمانند.
لازم به یادآوری است اگرچه در بیانات پیشوایان دین برای بعضی از اعمال (مانند برآوردن حاجت مؤمن، صدقه دادن، کمک به بینوایان، تشییع جنازۀ مؤمن، تسلیت گفتن به برادران دینی و …) پاداشهایی ذکر شده است، اما ممکن است برخی در پذیرش آن دارای اشکالاتی باشندکه برای پاسخ دادن به آنها مثالی ذکر میشود.
جنینی که در عالم رحم است؛ جز عالم رحم، فضای دیگری را نمیتواند تصور کند و از وجود شهرها و روستاهای پیرامونش بیاطلاع است؛ چه رسد به کشورها و شهرهای دیگر.
همچنین جنین، نه تنها از کرۀ خورشید که چندین برابر کرۀ زمین است، اطلاعی ندارد؛ بلکه مغز او توانایی چنین تصوری را نیز ندارد و از کهکشانهای معلق در فضا بیخبر است. خوراک او خون حیض است و از خوردنیهای عالم بیخبر است و نمیتواند عظمت و بزرگی این عالم را درک کند، چون به دنیا آید، باز هم توانایی درک حقائق را ندارد، اما پس از آنکه این کودک بزرگ شود و رشد عقلی پیدا کند و مراتب علمی را طی کند، در مقابل عظمت این عالم، زانوی عجز به زمین زده، به ناتوانایی و نادانی خود اقرار میکند، همچنین است کرمی که در سیب لانه کرده و از همه جا بیخبر است.
حال، اگر به این موجود ضعیف گفته شود، هزاران باغ سیب است که در آن صدها درخت است، آیا توانایی درک این سخن را دارد؟
اگر فرض کنیم برای درک این سخن توانایی دارد، آیا باور میکند که میلیون سیب درباغ میباشد.
1) . مکارم الأخلاق، ص362؛ مستدرک الوسائل، ج16، ص452، ح7 [20522].
مسلم است باور کردن این موجود ضعیف یا باور نکردن آن در عالم اثری ندارد همچنین است حال ما نسبت به امور آخرت؛ زیرا فکر ما نسبت به عالم آخرت کوتاه است و از عظمت آن آگاهی نداریم؛ زیرا ما از قدرت خداوند آگاهی نداریم که هرگاه اراده کند چیزی ایجاد شود، موجود خواهد شد.
{إِنَّما أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}(1)
هرگاه امرش چیزی را اراده کند، آن چیز موجود خواهد شد.
چنانکه با همین قدرت عصا را در دست حضرت موسی (علیه السلام) به اژدها تبدیل کرد که تمام تشکیلات ساحرین را بلعید و دوباره به قدرت آفریدگار به حال چوبدستی آن حضرت تبدیل شد(2)و با همین قدرت، پرنده را در دست حضرت عیسی (علیه السلام) روح میدهد تا به پرواز درآید.(3)
آفریدگاری که آتش نمرود را برای ابراهیم خلیل گلستان میکند(4)چه مانعی دارد که در مقابل گفتن عبارت «لا اله الا الله» به گویندهاش هزاران حسنه عنایت کند، یا به واسطۀ خدمت به همنوع یا برآوردن حاجت برادر ایمانی، یا برای سیر کردن شکم گرسنه، یا برای رسیدگی به حال یک بینوا و نجات او از سرما، در بهشت به او هزاران هزار درجه و مقام عنایت فرماید که تصور آن درجات و مقامها از فکر ما خارج است، یا برای ستم به زیردستان و تعدی به بیچارگان آنها را به عذاب جهنم، مجازات کند؛ چنانکه قرآن میفرماید:
{خُذُوهُ فَغُلُّوهُ* ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ* ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ* إِنَّهُ کانَ لا يُؤْمِنُ بِالله الْعَظِيمِ* وَ لَا يَحُضُّ عَلى طَعامِ المِسْكِينِ}(5)(این کافر ستمگر را) بگیریدش، پس او را در غل و زنجیرش کشید و با (همان)
زنجیر (که بلندی آن) هفتاد ذراع است، به دوزخ بیاندازید؛ زیرا او به خدا (و پیغمبرش) ایمان نداشته و بیچارگان (و بینوایان) را چیزی نمیداده است.
هم چنین برای کسانی که به خدا و پیامبرش ایمان آوردهاند و راه تقوی را پیش گرفتهاند، میفرماید:
{إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازاً حَدائِقَ وَ أَعْناباً وَ كَواعِبَ أَتْراباً *وَ كَأْساً دِهَاقاً لَا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لَا كِذَّاباً جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَاباً}(1)
حقاً که برای پرهیزکاران، کامیابی (در بهشت) است، در باغهایی که پر انگور است و با زنانی که سینههای آنان برجسته و برآمده است و (با) جامهایی که پر از شراب طهور است، در بهشت کلام لَغوی نمیشنوند و (کسی آنان را) تکذیب نمیکند. اینها پاداشی است از پروردگار تو، یک پاداش و بخشش کافی.
اللهم ارزقنا بجاه محمد و آله الطاهرین آمین رب العالمین.
1) . النبأ (78)، آیات 31- 36.
در دنیای امروز، مجامعی برای حمایت از حقوق ضعفا تأسیس شده است، اما اینکه، این عناوین به ظاهر فریبنده برای ضعفا تا چه اندازهای مؤثر بوده خارج از بحث این کتاب است، اما این عنوان تا جایی گسترش پیدا کرده است که حتی برای حمایت از حیوانات نیز تشکیلات مفصلی دیده می شود؛ چنانکه در بعضی از روزنامهها و مجلات مینویسند: در قاره آمریکا برای مداوای سگها چندین بیمارستان تأسیس شده است که در آنها سگهای بیمار با مخارج سنگین معالجه میشوند.
از سوی دیگر ما با حمایت از حیوانات مخالف نیستیم؛ زیرا در هزار و چهارصد سال پیش، اسلام برای حمایت از حیوانات به پیروان خود دستورهای صریح داده است اما میگوییم افراد متمدنی که از حمایت حیوان دم میزنند، اما در مقابل هنگامی که میبینند هزاران انسان از شدت گرسنگی دست به گریبان مرگ شدهاند (مانند کشورهای آفریقا) نه تنها به آنها کمک نمیکنند؛ بلکه از باقیماندۀ خون آنها برای قرمزی رنگ خود استفاده میکنند، یا هزاران پیرمرد و زنان شیرده و کودکان معصوم را برای رسیدن به شهوات و امیال نفسانی خود، هدف بمبهای آتشزا قرار میدهند و با این همه جنایات فریاد حمایت از حیوانات میزنند؛ چنانکه چند سال پیش هنگامی که یکي از کشورهای همسایه سگی را به فضا فرستاد جمعیتهای حمایت از حیوانات اعتراض کردند که چرا حیوان را اذیت کرده و آن را به فضا فرستادند، اما این جمعیتها هنگامی که فریادها و نالههای زنان و کودکان معصوم را از زیر آتش گلوله میشنوند، اعتنایی نمیکنند. جای بسی تعجب است که انسان
روزی را برای کار نیک نامگذاری میکند و دست سگی را پانسمان میکند، اما دستهاییرا میشکند تا نتوانند لقمهای را بردارند در حالی دین مقدس اسلام در هزار و چهارصد سال پیش از حیوانات حمایت کرده، برای آنها مقرراتی وضع کرده است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لِلدَّابَّةِ عَلَى صَاحِبِهَا خِصَالٌ؛ يَبْدَأُ بِعَلْفِهَا إِذَا نَزَلَ، وَ يَعْرِضُ عَلَيْهَا المَاءَ إِذَا مَرَّ بِهِ، وَ لَا يَضْرِبُ وَجْهَهَا فَإِنَّهَا تُسَبِّحُ بِحَمْدِ رَبِّهَا، وَ لَا يَقِفُ عَلَى ظَهْرِهَا إِلَّا فِي سَبِيلِ الله عَزَّ وَ جَلَّ، وَ لَا يُحَمِّلُهَا فَوْقَ طَاقَتِهَا، وَ لَا يُكَلِّفُهَا مِنَ المَشْيِ إِلَّا مَا تُطِيقُ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: صاحب مرکب باید شش امر را رعایت کند: اول، چون در منزلی فرود آمد، حیوان را آب و علف دهد؛ دوم، چون در بین راه به آبی رسید، اجازه دهد تا حیوان آب بخورد؛ سوم، به صورت حیوان نزند، زیرا خدا را حمد میکند؛ چهارم، جز در جهاد بر پشت آن توقف نکند (یعنی موقعی که میخواهد با کسی گفتگو کند بر پشت حیوان ننشیند بلکه پیاده شود)؛ پنجم، به اندازهای که قدرت بارکشی دارد، او را بار بزند؛ ششم، بیشتر از توانایی حیوان آن را به راه رفتن وادار نکند.
أَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه و آله و سلم) أَبْصَرَ نَاقَةً مَعْقُولَةً وَ عَلَيْهَا جَهَازُهَا، فَقَالَ: أَيْنَ صَاحِبُهَا؟ مُرُوهُ فَلْيَسْتَعِدَّ غَداً لِلْخُصُومَةِ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شتری را دیدند که او را با دستهای بسته خوابانیدهاند و جهاز آن را بر نداشتهاند، فرمود: به صاحب آن بگویید که فردای قیامت، خود را برای بازخواست این حیوان آماده کند.
1) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، ص286، ح2465 «باب حق الدابة علی صاحبها از کتاب الحج»؛ وسائل الشیعة، ج11، ص478، ح1 [15305] «باب نهم از ابواب احکام الدواب از کتاب الحج».
2) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج2، ص292، ح2490 «باب ما یجب من العدل علی الجمل از کتاب الحج»؛ وسائل الشیعة، ج11، ص540، ح1 [15483] «باب 49 از ابواب احکام الدواب».
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):إِذَا رَكِبْتُمُ الدَّوَابَّ الْعِجَافَ، فَأَنْزِلُوهَا مَنَازِلَهَا، فَإِنْ كَانَتِ الْأَرْضُ مُجْدِبَةً فَانْجُوا عَلَيْهَا، وَ إِنْ كَانَتْمُخْصِبَةً فَأَنْزِلُوهَا مَنَازِلَهَا(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرگاه با مرکب لاغری سفر کردید، در محلی که جایگاه استراحت است، توقف کنید (بگذارید خستگی حیوان رفع شود). اگر در جایگاه خود به علفزاری رسیدید، اجازه دهید حیوان بچرد، اگر به خشکزاری رسیدید زود بگذرید. (البته در محلی که باید پیاده شوید و حیوان را خسته نکنید).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ قَتَلَ عُصْفُوراً عَبَثاً، جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَهُ صُرَاخٌ حَوْلَ الْعَرْشِ يَقُولُ رَبِّ سَلْ هَذَا فِيمَا قَتَلَنِي مِنْ غَيْرِ مَنْفَعَةٍ(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرکس بیجهت گنجشکی را بکشد (یعنی بدون اینکه احتیاجی داشته باشد) روز قیامت گنجشک در اطراف عرش ناله میزند و بازخواست میکند و میگوید خداوندا! از این شخص بپرسید: چرا بیجهت مرا کشته است؟
مسلماً گنجشک خصوصیتی ندارد بلکه هر حیوانی است که بیجهت کشته شود که در این صورت در روز قیامت باید پاسخگو باشیم.
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ إمْرَأَةً عُذِّبَتْ فِي هِرَّةٍ رَبَطَتْهَا، حَتَّى مَاتَتْ عَطَشاً(3)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: همانا زنی به جهت اینکه گربهای را زندانی کرد تا از تشنگی مرد، گرفتار عذاب خداوند گردید.
1) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2، ص290، ح2480 «باب حسن القیام علی الدواب از کتاب الحج»؛ وسائل الشیعة، ج11، ص451، ح4 [15234] «باب 58 از ابواب آداب السفر از کتاب الحج».
2) . مستدرک الوسائل، ج8، ص303، ح3 [9504] «باب 44 از ابواب احکام الدواب از کتاب الحج».
3) . مکارم الأخلاق، ص129 «فصل نهم از باب ششم»؛ وسائل الشیعة، ج29، ص14، ح13 [35033] «باب اول از ابواب قصاص النفس از کتاب القصاص».
قال الباقر (علیه السلام) لَا تُقْبَلُ شَهَادَةُ سَابِقِ الْحَاجِّ، لأِنَّهُ قَتَلَ رَاحِلَتَهُ(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: آنکس که از همه حاجیان قافله، زودتر به مقصد میرسد، شهادت او پذیرفته نیست؛ زیرا مرکب خود را اذیت کرده است و مرکبش را کشته است (شخصی که حیوان را اذیت کند، عادل نیست و شهادت او پذیرفته نیست).
أَنَّ عَلِيّاً (علیه السلام): كَانَ يُسْهِمُ لِلْفَارِسِ ثَلَاثَةَ أَسْهُمٍ، سَهْمَيْنِ لِفَرَسِهِ وَ سَهْماً لَهُ؛ وَ يَجْعَلُ لِلرَّاجِلِ سَهْماً(2)
هنگامی که امیرمؤمنان (علیه السلام) وقتی غنایم جنگی را تقسیم میکرد، آنها که اسب داشتند، سه سهم میداد ، یک سهم برای خودشان و دو سهم برای مرکبشان و به پیادهها یک سهم بیشتر نمیداد.
دو سهم اضافه برای نگهداری حیوان بود، آیا بهتر از این حمایت حیوان میشود؟
همچنین گفتار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را دقت کنید، که چقدر مواظب هستند، مردم حیوانات را اذیت نکنند، تا آنجا که میفرماید: سه نفری سوار حیوان نشوید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لَا يَرْتَدِفْ ثَلَاثَةٌ عَلَى دَابَّةٍ، فَإِنَّ أَحَدَهُمْ مَلْعُونٌ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: سه نفری بر چهارپا سوارنشوید؛ زیرا یک نفر از آن سه نفر ملعون است.
بهراستی، در کدامیک از مکاتب بشری، اینچنین از حیوانات حمایت میشود؟
1) . الکافی، ج7، ص396، ح10 «باب ما یرد من الشهود از کتاب الشهادات»؛ وسائل الشیعة، ج27، ص381، ح1 [34003] «باب 34 از ابواب کتاب الشهادات».
2) .الاستبصار، ج3، ص4، ح3 «باب دوم از کتاب الجهاد»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص116، ح3 [20104] «باب 42 از ابواب جهاد العدو و ما یناسبه از کتاب الجهاد».
3) . الکافی، ج6، ص541، ح19 «باب نوادر از کتاب الدواجن»؛وسائل الشیعة، ج11، ص496، ح3 [15360] «باب 19 از ابواب احکام الدواب از کتاب الحج».
اسلام، برای شکار کردن دستورهایی داده است که مسلمانان باید آنها را رعایت کنند تا حیوانی که شکار میکنند حلال باشد و بتوانند از آن استفاده کنند. به طور کلی، شکار در اسلام عمل پسندیدهای نیست؛ زیرا کشتن حیوانات برای هوی و هوس به حکم خرد پسندیده نیست، بر این اساس کسی که در ماه رمضان به شکار احتیاج ندارد و تنها برای هوی و هوس به شکار میرود، باید روزۀ خود را بگیرد؛ زیرا تنها در سفر حلال، روزه افطار میشود؛ نه سفر حرام.
اگر شخصی نتواند زندگی خود را اداره کند، میتواند با شکار حیوانات نفقۀ خانواده خود را بپردازد، در این صورت شکار کردن با شرائط معین بر او واجب است تا زندگی خود را اداره کند.
اگر شخصی نمیتواند زندگی خود را وسعت دهد، مستحب است برای وسعت دادن به زندگی شکار کند تا از این راه خانوادۀ او به رفاه برسند. در ادامه، شرائطی که در اسلام برای شکار معین شده است، ذکر میشود.
اگر شکار کننده کافر یا طفل غیرممیز باشد یا مسلمان باشد و در هنگام تیر انداختن به سوی شکار، عمداً بسم الله نگوید، آن شکار حرام است و خوردن آن جائز نیست.
مُحرِم؛ یعنی کسی که برای اعمال حج، مُحرِم شده است، نباید شکار کند و اگر حیوانی را شکار کرد، حرام است.
اگر سگ شکاری بدون اینکه صاحبش او را بفرستد، حیوانی را شکار کند یا بدون توجه شکارچی از تفنگ تیر یا کمانی خارج شود و شکار با آن تیر کشته شود، حرام است.(1)
1) . در شکار با تفنگ به مرجع تقلید مراجعه شود (مؤلف).
اگر سگی که شکاری نیست حیوانی را شکار کند و حیوان بمیرد و به ذبح کردن نرسد، حرام است.
اگر حیوانی که قدرت بر فرار ندارد؛ خواه وحشی باشد خواه اهلی، شکار آن حلال نیست.
اگر توسط باز و مانند آن یا توسط پلنگ و مانند آن یا با اسلحهای که بدن حیوان را بکوبد یا بشکند، شکار کنند، شکار حرام است؛ زیرا شکار باید بهوسیلۀ سگ شکاری که برای شکار تربیت شده است، باشد یا بهوسیلۀ اسلحپهای که برنده و شکافننده است.
قال ابو عبدالله (علیه السلام): لَا يُرْمَى الصَّيْدُ بِشَيْءٍ، هُوَ أَكْبَرُ مِنْهُ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: با اسلحهای که از صید بزرگتر است، حیوان را شکار نکنید.
زیرا اگر اسلحه با صید تناسب نداشته باشد، حیوان زیاد اذیت میشود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لَا الطَّيْرَ فِي مَنَامِهِ حَتَّى يُصْبِحَ. فَقَالَ لَهُ: رَجُلٌ مَا مَنَامُهُ يَا رَسُولَ الله ؟قَالَ: اللَّيْلُ مَنَامُهُ، فَلَا تَطْرُقْهُ فِي مَنَامِهِ حَتَّى يُصْبِحَ(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: شب، هنگام خواب پرندگان به سوی آنها نروید، (ممکن است بگوییم پرنده خصوصیتی ندارد) مردی عرض کرد: خواب آنها چیست؟ آن حضرت فرمود: شب، خوابگاه آنها است در شب به سوی حیوان نروید، بگذارید تا صبح شود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لَاتَأْتُوا الْفَرْخَ فِي عُشِّهِ، حَتَّىيَرِيشَ وَ يَطِيرَ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: جوجه را از لانهاش جدا نکنید تا بالهایش رشد کند و پرواز کند.
سَأَلْتُ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) عَنِ الْعُصْفُورِ يُفَرِّخُ فِي الدَّارِ، هَلْ تُؤْخَذُ فِرَاخُهُ؟ فَقَالَ: لَا، إِنَّ الْفَرْخَ فِي وَكْرِهَا، فِي ذِمَّةِ الله مَا لَمْ يَطِرْ(2)
از امام زینالعابدین (علیه السلام) سؤال کردند: گنجشک در خانه لانه میگذارد آیا میتوان جوجههایش را برداشت؟ امام فرمود: جوجهای که بالهایش در نیامده است، در پناه خداست.
نَهَى رَسُول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): عَن قَتِل الخُطَّافِ وَ القُبَّرَةِ وَ الهُدهُدِ وَ الصُّرَدِ وَ النَّحْلِ(3)
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مردم را از کشتن پرستو، جل، شانهبهسر، جغد و زنبورعسل نهی فرموده است.
قال الصادق (علیه السلام):كُلُّ طَيْرٍ يَسْتَجِيرُ بِكَ فَأَجِرْهُ(4)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هر پرندهای که به شما پناه آورد، آن را پناه دهید.
میتوان گفت پرنده خصوصیتی ندارد، بلکه هر حیوان و صیدی که به انسان پناه بیاورد باید به او پناه داد؛ نه اینکه آن را از نعمت حیات محروم کرد.
1) . الکافی، ج6، ص216، ح2؛ وسائل الشیعة، ج23، ص381، ح1 [29799] «باب28 از ابواب الصید از کتاب الصید والذبائح».
2) . تهذیب الأحکام، ج9، ص20، ح82 «باب اول از کتاب الصید و الذبائح»؛ وسائل الشیعة، ج23، ص384، ح1 [29805] «باب 31 از ابواب الصید از کتاب الصید و الذبائح».
3) . ر.ک: تهذیب الأحکام، ج9، ص20، ح78؛ وسائل الشیعة، ج24، ص147، ح1 [30205] «باب 17 از ابواب الأطعمة المحرمة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
4) . تهذیب الأحکام، ج9، ص81، ح80 «باب دوم»؛ وسائل الشیعة، ج23، ص393، ح5 [29829] «باب 39 از ابواب الصید از کتاب الصید و الذبائح».
لازم به ذکر است کسانی که به شکار اعتیاد دارند، از زندگی بهرهای نمیبرند و اغلب با مرگ بد از دنیا میروند؛ چنانکه در دوران ما چند نفر از کسانی که به شکار اعتیاد داشتند از زندگی بهرهای نبردهاند، بعضی از آنها به دست خودشان و برخی در اثر بیتوجهی دوستانشان کشته میشوند.
بدون تردید مسلمانان باید دارای ارتشی قویتر نسبت به دشمن داشته باشند تا هر زمان دشمن، ارادۀ تجاوز به جان و مال مسلمانان یا آب و خاک آنان کرد، با کمال قدرت و نیرو جلوگیری نمایند و بر تمام مسلمانان واجب است، هر اندازه که نیاز است با یکدیگر همکاری کرده تا بر دشمن پیروز شوند. قرآن در اینباره میفرماید:
{وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ الله وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللهُ يَعْلَمُهُمْ وَ مَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ الله يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ}(1)
آماده سازید برای (جنگ) با کفار آنچه بتوانید از نبرد (وسائل جنگی) و از بستن اسبان جنگی (با این وسایل دفاعیه) بترسانید دشمن خدا و دشمنتان را و آن دشمنانی را که خبر ندارید و خدا آنها را میشناسد، هرچه (در راه دفاع از دشمن) برای خدا خرج کنید به شما داده میشود و به شما ستم نمیشود.
یادآور میشوم که جنگهای اسلامی غیر از جنگهای متداول امروزی است؛ زیرا جنگهایی که امروزه صورت میگیرد. به جهت تجاوز به حقوق بشریت است و نظر آنان جز کشورگشایی و استعمار نیست. بر این اساس سربازان فاتح از هیچ جنایتی روگردان نیستند؛ چنانکه جنگهای گذشته، بهترین شاهد بر صدق مدعای ماست، اما اسلام جنگ
1) . الانفال (8)، آیۀ 60.
را تنها برای جلوگیری از تجاوز مهاجمان و خاموش کردن آتش فتنهجویان به روشخاصی اجازه داده است که در ادامه اشاره خواهد شد.
{وَ قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ الله الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَ لَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللهَ لَا يُحِبُّ المُعْتَدِينَ}(1)
در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند، نبرد کنید! و ستم روا مدارید؛ زیرا خداوند تعدیکنندگان را دوست نمیدارد.
و نیز میفرماید:
{وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلّٰهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ}(2)
با کفار کار زار کنید تا فتنه (و آشوبی که در کار مسلمانان ایجاد میکنند) از بین برود و دین برای خدا خالص شود (کسانی که به نام دین در مسلمانان رخنه میکنند و دین را تباه میسازند نابود شوند) پس اگر از فساد و فتنه جویی دست برداشتند تجاوزی بر آنها نیست جز بر ستمگران.(3)
كَانَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) إِذَا أَرَادَ أَنْ يَبْعَثَ سَرِيَّةً دَعَاهُمْ فَأَجْلَسَهُمْ بَيْنَ يَدَيْهِ، ثُمَّ يَقُولُ: سِيرُوا بِسْمِ الله وَ فِي سَبِيلِ الله وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ الله لَا تَغُلُّوا وَ لَا تُمَثِّلُوا وَ لَا تَغْدِرُوا وَ لَا تَقْتُلُوا شَيْخاً فَانِياً وَ لَا صَبِيّاً وَ لَا امْرَأَةً وَ لَا تَقْطَعُوا شَجَراً إِلَّا أَنْ تُضْطَرُّوا إِلَيْهَا. وَ أَيُّمَا رَجُلٍ مِنْ أَدْنَىالمسْلِمِينَ أَوْ أَفْضَلِهِمْ نَظَرَ إِلَى أَحَدٍ مِنَ المُشْرِكِينَ، فَهُوَ جَارٌ حَتَّى
1) . البقرة (2)، آیۀ 190.
2) . البقرة (2)، آیۀ 193.
3) . شایان ذکر است، در طول تاریخ مسلمانان علاوه بر اینکه فساد و فتنه آشوبگران را با جهاد برطرف میکردند، موجب گسترش دین خدا میشدند؛ زیرا در سایه ارتباط مسلمانان با ملل مختلف اسلام میان آنان منتشر میشد و مردم آگاهند و با میل و رغبت به آیین مسلمانی میگرویدند - اسلام با زور بر کسی دین را تحمیل نکرده است {لَا إِکراهَ فِي الدّین} البقره(2)، آیۀ 256. - و مسلمان شدن چینیها و اهالی هندوستان شاهد بر صدق مدعای ماست چنانکه دانشمندان غربی نیز به این موضوع اذعان دارند. برای تفصیل بیشتر به کتب تاریخ مانند تاریخ تمدن اسلام «کوستاولوبون فرانسوی» و… مراجعه کنید (مؤلف).
يَسْمَعَ كَلَامَ الله فَإِنْ تَبِعَكُمْ فَأَخُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ إِنْ أَبَى، فَأَبْلِغُوهُ مَأْمَنَهُ وَ اسْتَعِينُوا بِالله(1)
هرگاه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) تصمیم میگرفتند سپاهی را برای مقابله با دشمن به میدان جهاد بفرستند، آنها را جمع میکرد، و برای آنان چنین سخن میراند: (ای سربازان اسلام) به نام خدا حرکت کنید و برای خدا بروید (نه برای غنایم) و روش پیامبرتان را متابعت کنید، به دشمنان خیانت نورزید، گوش و بینی (دشمن را) نبرید، به مکر و حیله (دشمن را) نفریبید، پیرمردان ضعیف، زنان و کودکان را نکشید، تا میتوانید درختها را قطع نکنید (اگر دشمن از شما پناه خواست او را پناه دهید تا مسلمان شود).
هر یک از شما؛ اگرچه سربازی باشد دشمن را پناه داد، به پناه او احترام بگذارید و شما نیز او را پناه دهید تا کلام خدا را بشنود (شاید مسلمان شود). اگر مسلمان شد پس او برادر شماست و اگر اسلام را نپذیرفت، او را به خانه و جایگاهش برسانید و (برای عمل به این دستورات) از خداوند کمک بخواهید.
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در تعریف ارتش اسلام چنین میفرماید:
فَالْجُنُودُ بِإِذْنِ الله حُصُونُ الرَّعِيَّةِ وَ زَيْنُ الْوُلَاةِ وَ عِزُّ الدِّينِ وَ سُبُلُ الْأَمْنِ وَ لَيْسَ تَقُومُ الرَّعِيَّةُ إِلَّا بِهِم(2)
سپاهیان و سربازان اسلام، به اذن خداوند نگهبانان رعیت هستند. برای والیان زینت میباشند. برای دین (سبب) عزت و (برای مردم) وسیلۀ امنیت راهها هستند، هستی ملت مسلمان، به وجود سپاه مسلمانان است .
و سپاه اسلام زمانی این ارزش را دارد که مطابق دستور اسلام عمل کند و آنچه را که پیامبرش فرموده است، به کار بندد.
قال الصادق (علیه السلام): عَلَى المُسْلِمِ أَنْ يَمْنَعَ نَفْسَهُ، وَ يُقَاتِلَ عَلَى حُكْمِ الله وَ حُكْمِ رَسُولِهِ، وَ أَمَّا أَنْ يُقَاتِلَ الْكُفَّارَ عَلَى حُكْمِ الْجَوْرِ وَ سُنَّتِهِمْ، فَلَا يَحِلُّ لَهُ ذَلِكَ(1)امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: بر مسلمان لازم است که در هنگام خطر از خود دفاع کند و طبق دستور خدا و پیامبر بجنگد، اما اگر ظالمانه و طبق دستور حاکم جور و ستمگر به روش ستمگران بخواهد بجنگد، این کار بر او جایز نیست. (اگرچه اصل دفاع لازم است).
از آیه شریفه {وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ}(2)استفاده میشود که بر مسلمانان لازم است، تا جایی که توانایی دارند، وسایل جنگی خود را تهیه کنند، تا در هنگام بروز خطر، بتوانند دشمن را عقب بنشانند؛ علاوه بر اینکه آیۀ فوق مسلمانان را به صنایع و فنون جنگی ترغیب میکند همچنین از روایاتی هم که در موضوعات متعدد وارد شده است موارد ذیل استفاده میشود:
در منابع فقهی دو مبحث مهم به نام سبق و رمایه به معنی مسابقه در اسبدوانی و تیراندازی مطرح است. بهطور کلی اسلام شرطبندی (رِهان) را حرام کرده و در هیچ موضوعی آن را جایز نمیداند؛ مگر در دو موضوع فوق؛ چون در صدر اسلام، اسب و تیر و نیزه وسیلۀ دفاعی مسلمانان بود؛ بر این اساس اسلام، به منظور آمادگی مسلمانان برای پیکار و جهاد با دشمنان اسلام شرطبندی در اسبسواری و تیراندازی را جائز شمرده است.
از مستحبات اسلامی که پیشوایان ذکر کردهاند، تعلیم تیراندازی و اسب سواری است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِرْكَبُوا وَ إرْمُوا، وَ أَنْ تَرْمُوا أَحَبُّإِلَیَّ مِنْ أَنْ تَرْكَبُوا(3)
1) . تهذیب الأحکام، ج6، ص136،ح5 «باب 58 از کتاب الجهاد و سیرۀ الإمام (علیه السلام)»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص31، ح3 [19944] «باب ششم از ابواب جهاد العدو از کتاب الجهاد».
2) . الانفال (8)، آیۀ 60: و هرچه در توان دارید از نیرو و اسبهای آماده به کار گیرید.
3) . الکافی، ج5، ص50، ح13 «باب فضل ارتباط الخیل و... از کتاب الجهاد»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص140، ح3 [20168] «باب 58 از ابواب جهاد العدو از کتاب الجهاد».
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اسبسواری و تیراندازی کنید. من تیراندازی را از اسبسواری (تنها) بیشتر دوست دارم.
سربازانی که در کشتی، جنگ میکنند، در غنایم سهم بیشتری دارند.
در منابع روایی در استحباب مرزبانی و اجر و ثواب برای پاسداران مرزی روایات بسیاری ذکر شده است. همچنین مرزبان باید به فنون جنگی آشنا باشد تا بتواند مرزداری کند.
در قرآن و روایات ائمه اطهار (علیهم السلام) نیز برای مجاهدین اسلام پاداش فراوانی ذکر شده است.(1)
همچنین از آیات و روایات چنین استفاده میشود که مسلمانان باید در امور جنگی و دفاعی بکوشند تا بتوانند در مقابل دشمن از مرزهای کشورشان دفاع کنند.
همچنین کسانی که در تاریخ مطالعاتی دارند، از عظمت مسلمانان صدر اسلام آگاهی دارند که در اکثر فنون علمی پیشتاز بودند و در این امر به قدری جدیت داشتند که توانستند برای حفظ کشورشان وسائل نقلیه هوایی و وسائل دفاعی اختراع کنند و ماجرای زیر شاهدی بر صدق مدعای ماست.
بنا به نقل منابع تاریخی اولین کسی که با جاذبه زمین مبارزه کرد و سد هوا را شکست و با وسایل میکانیکی به آسمان پرواز کرد، شخصی به نام عباسبنفرناس بود - این مرد در عین اینکه مردی با تقوی بود از صنعت گران اسلامی شمرده میشد - جرجی زیدان در جلد 5 تاریخش صفحۀ 53 دربارۀ این دانشمند و صنعتگر اسلامی مینویسد:
او اول کسی است که شیشه را از جنس شفاف اختراع کرد.(2)این مرد روزی قرآن تلاوت میکرد به آیه {أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صافَّاتٍ وَ يَقْبِضْنَ مايُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ}(3)رسید. روزهای زیاد در این آیه فکر میکرد، بالاخره برای خود بالهایی از پَر تهیه کرد و با تسمههایی بالها را بر خود بست و به هوا
پرواز کرد، اما بیش از چند متر نتوانست صعود کند و بر پشت به زمین افتاد و صدمه دید اما از تلاش مأیوس نشد؛ بالاخره در قرن سوم هجری برابر با 813 میلادی اولین هواپیمای خود را با فلزی کم وزن ساخت و برای آن دو اسکلت فلزی شبیه دو بال قرار داد و اطراف بالها را با پوششی محکم بست تا داخل آن پر از هوا باشد و حرکت را سریعتر کند، سپس در مقابل هزاران مسلمان اندلسی بر هواپیمای خود سوار شد و تا چند متری در هوا پرواز کرد و به گردش پرداخت و با کمال پیروزی به زمین نشست و به تکمیل آن پرداخت، اما متاسفانه اجل او را مهلت نداد و از دنیا رفت.(1)
چون خواهر معزالدوله در سال 354 هجری از دنیا رفت، المطیع بالله، خلیفه عباسی با (وسیلهای همچون) هواپیما برای تسلیت به خانۀ معزالدوله فرود آمد و برای او زحمتی نداشت.
خواستههای بشر در جلد سوم، جنگهای صلیبی نقل میکند:
هنگامی که اروپاییان شهر عکا را محاصره کرده بودند، فردی به نام شیخ علی ساکن دمشق به وسیلۀ بمب دستی، شهر را از محاصره نجات داد.
علاقهمندان میتوانند جهت اطلاع از سابقۀ مسلمانان در علوم و پیشرفت صنعتی به منابع تاریخی مراجعه کنند.
1) . همچنین سیوطی در کتاب خلفاء، صفحه 266 مینویسد:
بیشک پس از صلاحیت علمی، والاترین صفتی که باید قاضی مسلمان داشته باشد، عدالت است؛ یعنی قاضی باید عادل باشد و به گناه آلوده نباشد؛ زیرا قاضی پناهگاه مردم ستمدیده و طبقات ضعیف کشور است. از اینرو، قاضی باید فردی مؤمن و پاک باشد تا طبقات ضعیف او را برای خود پناهگاهی ببینند، تا هرگاه گرفتار تجاوز ستمگران شدند، ناراحت نشوند و بدانند طبقه نیرومندی به نام قضاوت از آنان حمایت میکنند و حقوق ایشان را از هر ستمگر قلدری، خواهند گرفت.
بدیهی است، اگر قاضی صلاحیت علمی داشته باشد و صلاحیت اخلاقی نداشته باشد و دامنش به گناه آلوده باشد، هیچگاه طبقۀ محروم و ستمدیده از او انتظار دادخواهی ندارد؛ زیرا چنین فرد ناپاکی قابل اعتماد نیست. امیرالمؤمنین (علیه السلام) به مالک اشتر میفرماید:
وَ اخْتَرْ لِلْحُكْمِ بَيْنَ النَّاسِ، أَفْضَلَ رَعِيَّتِكَ فِي نَفْسِكَ(1)قاضی را از بهترین افراد و شرافتمندترین اشخاص انتخاب کن.
بر این اساس، هنگامی که آن حضرت میخواهد افراد را بستاید، میفرماید:
خَيرُ النَّاسِ ، قُضَاةُ الحَقِّ(2)
بهترین مردم کسانی هستند که بهحق، قاضی شدهاند و بهحق، داوری میکنند.
اگرچه مقام قضاوت بالاترین مقامها است؛ با این وجود اسلام، مقام قاضی و قضاوت را به قدری رفیع میداند تا مبادا قاضی، پایبند مقام دیگری شود و برای رسیدن به آن مقام، گرفتار لغزش در قضاوت شود.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): لِمالِکِ الأَشتَرِ وَ أَعْطِهِ مِنَ المَنْزِلَةِ لَدَيْكَ، مَا لَا يَطْمَعُ فِيهِ غَيْرُهُ مِنْ خَاصَّتِكَ لِيَأْمَنَ بِذَلِكَ، اغْتِيَالَ الرِّجَالِ لَهُ عِنْدَكَ(1)
امیرمؤمنان (علیه السلام) به مالک اشتر میفرماید: بر مقام و منزلت قاضی نزد خود بیفزای تا آنجا که خواص تو در آن طمع نکنند و شخصیتهای بزرگ، رسیدن به این مقام را در سر نپروراند.
در روایات مذکور این جایگاه به جهت آن است که قاضی بتواند رجال و شخصیتهای مملکتی را در محکمه احضار کند؛ زیرا اگر نزد حاکم مردی از قاضی نیرومندتر و مقربتر باشد، قاضی نمیتواند به حق داوری کند.
دین اسلام برای قاضی (قضاتی که به حکم خدا رفتار میکنند)، استقلال مالی در نظر گرفته است، به بیان دیگر یعنی حقوق معینی برای قاضی نیست؛ زیرا ممکن است نیازمندی قاضی بیش از حقوق مقرر باشد، در این صورت برای او احتمال سقوط هست و ستمگران و ثروتمندان میتوانند او را تطمیع کنند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نامهای به استاندارش چنین دستور میدهد:
ثُمَّ أَكْثِرْ تَعَاهُدَ قَضَائِهِ، وَ أَفْسِحْ لَهُ فِي الْبَذْلِ، مَا يُزِيحُ عِلَّتَهُ وَ تَقِلُّ مَعَهُ حَاجَتُهُ إِلَى النَّاسِ(2)
(پس از آنکه قاضی را انتخاب کردی) کار او را مراقبت کن و دستش را کاملاً باز بگذار
آنچنان که احتیاجش از بین برود و نیازی به مردم پیدا نکند. (و گرفتار رشوه نشود).
همچنین برای قضاوت شرائطی است که مهمترین آنها تساوی دو طرف دعوا نزد قاضی است: چنانچه امیرالمؤمنین (علیه السلام) برای شریح (قاضی کوفه) چنین میفرماید:
ثُمَّ وَاسِ بَيْنَ المُسْلِمِينَ بِوَجْهِكَ وَ مَنْطِقِكَ وَ مَجْلِسِكَ، حَتَّى لَا يَطْمَعَ قَرِيبُكَ فِي حَيْفِكَ وَ لَا يَيْأَسَ عَدُوُّكَ مِنْ عَدْلِكَ(1)
(شریح) آگاه باش که در محکمۀ قضاوت، نسبت به طرفین دعوا میان مسلمانان در نگاه کردن، سخن گفتن و نشستن برابری را رعایت کن ([نه اینکه]یکی را پهلوی خود بنشانی دیگری را پایینتر از دیگری، این دستور بدان جهت است) تا مبادا نزدیکانت به جانبداری (و ستم) تو امید داشته باشند و دشمنانت از دادگری تو مأیوس شوند.
قال الصادق (علیه السلام): الرِّشَا فِي الْحُكْمِ هُوَ الْكُفْرُ بِاللّٰهِ(2)
امام جعفرصادق (علیه السلام) میفرماید: رشوه گرفتن برای حکم کردن، کفر به خداوند است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):إِيَّاكُمْ وَ الرِّشْوَةَ، فَإِنَّهَا مَحْضُ الْكُفْرِ؛ وَ لَا يَشُمُّ صَاحِبُ الرِّشْوَةِ رِيحَ الْجَنَّةِ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: از رشوه گرفتن دوری کنید؛ زیرا این کار کفر (به خداوند) است. آنکس که رشوه بگیرد (یا بدهد) بوی بهشت به مشام او نمیرسد.
1) . الکافی، ج7، ص413، ج1«باب أدب الحکم از کتاب القضاء و الأحکام»؛ وسائل الشیعة، ج27، ص212، ح1 [33618] «باب اول از ابواب آداب القاضی از کتاب القضاء».
2) . الکافی، ج7، ص409، ح2«باب أخذ الأجرة والرشا علی الحکم»؛ وسائل الشیعة، ج27، ص222، ح3 [33642] «باب هشتم از ابواب آداب القاضی از کتاب القضاء».
3) . جامع الأخبار، ص156؛ بحارالانوار، ج101، ص274، ح12 «باب سوم از ابواب القضایا و الأحکام از کتاب العقود و الایقاعات».
[در پایان این بخش لازم به یادآوری است، همانگونه که] در ابتدای کتاب گفتار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ذکر شد. ایشان آنچه که موجب سعادت (بهشت) و دوری از آتش جهنم (شقاوت) بوده است، برای امت بیان فرمودند، ما هم به اختصار برخی از وظایف مقرر در زندگی را برای يادبودی از خود ذکر کردیم و ان شاء الله ادامه آن منتشر خواهد شد و اینک به ترجمۀ رسالۀ حقوق از حضرت زین العابدین (علیه السلام) میپردازیم. امید است خداوند تمام مسلمانان جهان را در پرتو توجهات حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از شر کفار و حیله اشرار محفوظ بدارد. آمین یا رب العالمین.
فرمایشات حضرت زین العابدین (علیه السلام)(1)
امام سجاد (علیه السلام) حقوقی را که مسلمانان باید ادا کنند چنین بیان میفرماید:
حقالله، (از جملۀ آنها، حقی است که خداوند بر بندگان دارد). حق خداوند بر تو آن است که او را عبادت کنی و برای او شریک قرار ندهی و اگر عبادت تو با اخلاص باشد، خداوند کارهای دنیا و آخرت تو را کفایت خواهد کرد.
حقی که نفس بر تو دارد، آن است که او را به اطاعت خداوند وادارش کنی.
حق زبان، آن است که از بدگویی دوری کنی و هیچگاه پر حرفی نکنی و گفتار خود را نیکو کنی.
حق گوش، نگهداری آن از شنیدن غیبت است و آنچه که خداوند شنیدن آن را حرام کرده است.
حق چشم، آن است که به محرمات الهی نظر نکنی و همیشه به نظر عبرت بنگری.
حق دست، آن است که بهسوی حرام دراز نشود (یا به وسیلۀ قلم ستم نکند).
حق پا، آن است که بهسوی حرام نروی و آگاه باشی که در آینده باید از صراط بگذری ودر مسیری قدم نگذاری که در صراط لغزش پیدا کنی و میان جهنم بیافتی.
1) . شایان ذکر است مؤلف محترم کتاب، به جهت اختصار. از پنجاه عنوانی که در رابطه با حقوق حضرت سجاد (علیه السلام) بیان فرموده است، از هر عنوان تنها گزیدهای از ترجه را نقل کرده است. امید است علاقمندان جهت تحقیق و تفصیل بیشتر به کتاب حقوق از دیدگاه امام سجاد (علیه السلام) مراجعه کنند.
حق شکم، آن است که در آن لقمۀ حرام نریزی و تا گرسنه نشدی، چیزی نخوری و چون سیر شدی از خوردن خودداری کنی.
حق عورت، آن است که آن را از حرام نگهداری و همیشه آن را پوشیده بداری.
حق نماز، آن است که آن را در وقتش به جا آوری؛ متوجه باش نماز را با حضور قلب بخوانی و در نماز مانند بندۀ ذلیلی که ترسناک و امیدوار به خداوند است، بایستی.
حق حج، آن است که بدانی به زیارت (خانۀ) خدا میروی و از گناهانت به سوی پروردگار فرار میکنی؛ بدان در حج توبه پذیرفته میشود: آگاه باش! حج، عمل واجبی است که خداوند بر تو معین کرده است و باید آنرا صحیح به جای آوری.
حق روزه، ماه رمضان آن است که بدانی خداوند روزه را برای گوش و چشم و شکم و عورت تو پردهای قرار داده است که با این اعضا خدا را معصیت نکنی تا بدین وسیله از آتش جهنم در امان باشی و بدان اگر روزۀ ماه رمضان را ترک کنی، پردۀ خداوند را پاره کردهای.
حق صدقه، آن است که بدانی خداوند آن را برای تو ذخیره کرده است؛ صدقه امانتی است نزد خداوند که احتیاج به شاهد ندارد؛ بدان صدقه بلا را در دنیا از تو دفع میکند و در آخرت تو را از آتش دوزخ نجات میدهد.
حق آموزگار، بر تو آن است که او را تعظیم کنی و در مجلس او مؤدّب باشی و در نزد او سخن بیجا نگویی؛ چون دیگری از او پرسش کرد، تو بر جواب مقدم نشوی؛ در مقابل او بلند صحبت نکنی؛ چون از او بدگویی کردند، از او دفاع کنی؛ عیبهای او را بپوشانی و خوبیهای او را ظاهر کنی؛ با دوستان او دشمنی و با دشمنان او دوستی نکنی؛ اگر این دستورها را انجام دادی، ملائکه شهادت میدهند که تو برای خدا دانش آموختهای.
حق دانشآموز، آن است که آموزگارش بداند؛ خداوند او را سرپرست دانش آموز کرده است و خداوند، دانش را به او آموخته است و او نیز در آموختن دانش به شاگردان کوتاهی نکند؛ باید با حسن خلق و رفتار خوش، دانشی را که خداوند به او عنایت کرده است، به دانش آموز بیاموزد؛ نباید به دانشجویان به دانش خود فخر و مباهات کند؛ اگر چنین کرد سزاوار است خداوند دانش را از او بگیرد و او را از نظر مردم بیاندازد.
حق همسر، بر تو آن است که بدانی، خداوند او را مایۀ آسایش و راحتی و انیس تو قرارداده است و بدانی که همسرت از نعمتهای الهی است و با او مدارا کنی؛ اگرچه حق تو بر او بیشتر است، اما چون مطیع فرمان تو است؛ پس باید به او ترحم کنی؛ او را سیر نگهداری؛ او را بپوشانی و اگر خطایی کرد، او را ببخشی.
حق کارگر، تو آن است که بدانی او بندۀ خدا و آفریده اوست؛ او فرزند پدر و مادر تو و از گوشت و خون توست؛ تو صاحب او نیستی؛ زیرا او آفریدۀ خداست و هیچ یک از اعضای او را تو نیافریدهای و رزق او را تأمین نمیکنی؛ بلکه خداوند رزق او را به دست تو قرار داده است؛ خداوند او را در اختیار تو گذاشته است و تو را امین او قرار داده است؛ و او را به امانت به تو سپرده است؛ پس باید به او نیکی کنی؛ چنانکه خداوند به تو نیکی کرده است، آفریدۀ خدا را اذیت نکن و هر گاه او را نمیخواهی، مرخصش کن.
حق مادر، بر تو آن است که بدانی (مدت نه ماه) باردار تو بوده است؛ چنانکه هیچکس حاضر نیست این چنین، کسی را حمل کند و به تو شیرۀ جانش را خورانده است؛ چنانکه کسی این عطا را ندارد و با تمام وجودش از تو پرستاری کرده است و برای اینکه تو را سیراب کند و از گرسنگی نجات دهد، به تشنگی و گرسنگی خود اهمیت نداده است؛ کوشش مادر این بوده است تا تو در سایه او آرام استراحت کنی اگرچه خود در آفتاب بماند؛ و همیشه تو را از سرما و گرما حفظ میکرده است تا زنده بمانی.
(با این زحمات) آیا میتوانی شکرگزار مادر باشی؟
حق پدر، این است که بدانی او منشأ پیدایش توست؛ اگر او نبود، تو نبودی؛ هر زمان خواستی بر پدرت بنازی و خود را بر او مقدم بداری، متوجه باش که پدر واسطۀ نعمت است و به برکت او خداوند تو را خلق کرده است؛ پس سپاسگزار خداوند باش و او را ستایش کن و بدان خیر دنیا و آخرت تو در این است که احترام پدر را نگه داری.
حق فرزند، بر تو آن است که بدانی او از توست و خوبیها و بدیهای او را به تو نسبت میدهند؛ در تربیت او بکوش؛ زیرا مسئول تربیت او تو هستی و تو باید او را به راه راست هدایت کنی و او را خداپرست و دیندار تربیت کنی و در اطاعت پروردگار باید او را کمک
نمایی؛ با فرزندت چنان رفتار کن که نزد خداوند برای هر دوی شما اجر و ثواب باشد؛ نه اینکه برای هر دوی شما عقوبت و مؤاخذه باشد.
حق برادر، آن است که بدانی او دست و بازوی قدرت تو و پشت و پناه توست؛ او راوسیله معصیت خداوند قرار مده و برای ستم کردن به خلق خدا از او کمک مجوی؛ همیشه در زندگی کمک او باش و از نصیحت کردن به او کوتاهی نکن؛ اگر (برادرت) مطیع خداوند است برای تو چه عزتی بهتر از این است و اگر گناهکار است، خداوند بهتر از او حامی توست.
[حقوق نیکوکار]، حق کسی که به تو محبتی نموده است، مانند کسی که تو را از زندان یا از مرگ نجات داده است یا خدمت بزرگی به تو کرده است، آن است که بدانی او بیش از دیگران بر تو حق دارد؛ باید او را یاری کنی تا جایی که توانایی داری و نیازمندیهای او را برطرف سازی.
حق امام جماعت، آن است که بدانی او از سوی تو با خدا سخن میگوید؛ او سفیر تو نزد خداوند است و تو از سوی او سفیر حق نیستی؛ او برای تو دعا میکند و تو برای او دعا نمیکنی؛ حزنی که از هراس قیامت برای توست، او را کفایت میکند؛ اگر عبادت تو نقصی داشته باشد، بر اوست و بر تو چیزی نیست (چون نمازت را به او اقتدا کردی)؛ اگر عمل (عبادت) او صحیح باشد، تو با او شریک هستی؛ تو بر او فضیلتی نداری و نماز تو به سبب نماز او محفوظ است؛ پس سپاسگزار او باش.
حق همسایه، این است که بدانی خداوند حقی را بر تو واجب کرده است و تو باید این حق را ادا کنی؛ اگر همسایهات در سفر است و خانوادۀ او نیازمند است، به آنها رسیدگی کنی؛ اگر در وطن است، احترامش کنی؛ اگر نیازمندِ کمک است، او را کمک کنی؛ اگر بر او ستم شده است، یاریاش کنی؛ اگر بدی از او دیدی، آن را بازگو نکنی؛ بلکه باید بدیهای او را بپوشی؛ اگر نصیحت تو را میپذیرد، او را نصیحت کنی و او را به راه راست هدایت کنی و در مشکلات او را تنها نگذاری و لغزشهای او را یادآور نشوی و بدیهای او را ببخشی.
حق همسفر، تو آن است که در گفتگوی با او انصاف داشته باشی (حرف بیهوده نگویی)؛ هرگاه خواستی به سفر روی، با او خداحافظی کنی؛ لغزشهای او را فراموش نمایی؛ خوبیهای او را در نظر داشته باشی و مواظب باش جز خوبی از تو نبیند و نشنود.
حق رفیق و همصحبت، بر تو آن است که در رفاقت با او مردانه باشی و با او انصاف را رعایت کنی. اگر به تو خوبی کرد و چیزی به تو رسانید، تو هم به او خوبی کنی و خیری به او برسانی؛ هیچگاه نگذاری او در خدمت کردن بر تو پیشقدم شود و اگر او بر تو پیشی گرفت درصدد باش که تو نیز به او خدمت کنی، تا حق رفاقت را ادا کرده باشی؛ تامیتوانی او را از راه گناه دور نگه دار و همیشه مایۀ راحتی او باش؛ نه مایه ناراحتی و رنجش او.
حق شریک، آن است که چون به مسافرت رود به کارهای او رسیدگی کنی؛ اگر در وطن است همیشه او را مراعات نمایی و تا میتوانی با او مخالفت نکنی؛ اگر ضرری برای تو نیست، با فکر او همکاری کنی و اگر فکر تو را نپسندید، با او موافقت کنی؛ مال یکدیگر را حفظ کنید و به یکدیگر خیانت نکنید؛ زیرا خداوند به هر دوی شریک مادامی که به یکدیگر خیانت نکنند، نظر مرحمت دارد و اگر به یکدیگر تجاوز و خیانت کنند؛ خداوند به آنها نظر رحمت نمیکند.
حق ثروت، آن است که از راه حلال به دست آوری و در راهی مصرفی کنی که خداوند راضی باشد و با ثروتی که خداوند به تو داده است، خدا را اطاعت کنی؛ در ادای حقوق الهی بخیل مباش تا (در قیامت) گرفتار حسرت و پشیمانی و عذاب خداوند نشوی.
حق طلبکار، آن است که اگر توان پرداخت قرض را داری، هرچه زودتر آن را ادا کنی؛ اگر توان پرداخت نداری، با زبان خوش او را از خود راضی بساز و او را آزردهخاطر مساز.
حق همکار و معاشر، تو آن است که هیچگاه او را فریب ندهی و با او حیله و نیرنگ نکنی و همیشه نسبت به او خدا را در نظر داشته باشی.
حق مدعی، [اما حق کسی که علیه تو اقامۀ دعوی کرده است] آن است که اگر میدانی ادعایی که بر تو دارد، صحیح است و حق با اوست، بر او ستم مکن و حق او را ادا کن و در صدد اذیت و آزار او مباش؛ اگر مدعی تو دروغ میگوید، با مدارا با او سازش کن و با گفتار بد، خود را گرفتار غضب خداوند مکن.
حق خصم، [اما حق کسی که تو علیه او اقامۀ دعوی نمودهای] آن است، اگر ادعائی که علیه او داری صحیح است، به نیکویی با او رفتار کن و اگر ادعای تو باطل است، او را اذیت نکن و به سوی حق بازگشت کن و از خداوند بترس و از ادعای خود بگذر.
حق مستشیر، [حق کسی که از تو مشورت میخواهد] آن است که آنچه را میدانی به او بگو و به راهی که او را به مقصدش میرساند و از هلاکت نجات پیدا میکند، راهنماییش کن و اگر چیزی نمیدانی کسی را که از تو داناتر میباشد به او معرفی کن.حق مشیر، [حق کسی که از او مشورت میخواهی] که تو با او مشورت میکنی، آن است اگر رای او با فکر تو موافق نبود، او را به خیانت متهم نکن و به او بدگمان مباش (زیرا بدگمانی گناه است) و اگر رأی او با فکر تو موافق است، سپاسگزار خداوند باش.
حق بزرگتر، بر تو آن است که همیشه آنان را احترام کنی و با آنها مجادله نکنی؛ همیشه در سلام کردن بر آنها مقدم باشی؛ در راه رفتن بر آنها پیشی نگیری و نسبت نادانی به آنها ندهی؛ اگر به تو اعتنا نکردند، بیاعتنایی آنها را تحمل کنی و همیشه احترام و تعظیم بزرگتر از خود را در نظر داشته باشی؛ زیرا اسلام حق اسلام و سنش را محترم شمرده است و به جهت حق اسلام و احترام به سنش حق آنها را ادا کن.
حق کوچکتر، بر بزرگتر آن است که نسبت به او گذشت داشته باشی و او را کمک کنی؛ در آموزش (پند و نصیحت) به او کوتاهی نکنی؛ نسبت به او مهربان باشی و خطاهای او را بپوشانی.
حق سائل، [حق کسی که از تو کمک میخواهد] آن است که اگر در قدرت و توانت هست برای رفع نیازش اقدام کنی.
حق مسئول، [حق کسی که تو از او کمک میخواهی] آن است که آنچه را که تو خواستی و او از تو دریغ نکرد، از او تشکر کنی و عطای او را کم مشماری و اگر در مقابل از تو عذر خواست، عذر او را بپذیری.
حق کسی که برای تو خبر خوشی آورده است، آن است که ابتدا خدا را ستایش کنی، سپس از او تشکر کنی که تو را شاد گردانیده است.
حق حاکم، آن است که اگر بر تو ستم کرد، او را عفو کنی و اگر قابل بخشش نیست، از خداوند نصرت بخواهی که او برای تو انتقام بگیرد؛ زیرا خداوند میفرماید: {وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ}(1).
1) . الشوری (42)، آیۀ 41: کسی که بعد از مظلوم شدن، یاری طلبید، ایرادی بر او نیست.
حق ملت بر حاکم، آن است که حاکم از خدا برای آنها سلامتی بخواهد و با آنها با مهربانی رفتار کند و آنچه برای خود میخواهد، برای ملتش بخواهد و آنچه را برای خود نمیخواهد، برای آنها نخواهد؛ از افراد نیکوکار قدردانی کند و با بدان با مدارا رفتار نمایدو درصدد اصلاح آنها برآید (و با کسانی که برخلاف دستورات خدا و رسولش رفتار میکنند، مطابق دستور خدا آنها را عقوبت کند) و سالخوردگان را به منزلۀ پدر، جوانان را به منزلۀ برادر، زنان پیر را به منزله مادر و کودکان را به منزلۀ فرزند خود بشمارد.
حق هم وطنان و همۀ مسلمانان، بر تو آن است که دعاگوی آنان باشی و به یاری آنها بشتابی و همه را در مراتبی که دارند مورد عنایت و تکریم قرار دهی.
حق اهل ذمه، آن است که (مانند یهود و نصاری) بر آنها ستم نکنی و نسبت به مال و جان و ناموس آنها خیانت نورزی؛ آنچه خداوند از آنها میپذیرد، تو نیز از آنها بپذیری و آنچه خداوند به آنها وعده کرده است تو هم در عهدهای خدائی وفا کنی و بر آنها ستم نکنی.(1)
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
ربیع الأول قمری
1389
1) . مکارم الأخلاق، ص419 «فصل اول از باب12»؛ وسائل شیعة، ج15، ص172، ح1 [20226] «باب سوم از ابواب جهاد النفس و ما یناسبه از کتاب الجهاد».
میرزا علیرضا مدرس غروی رحمه اللّه
{يَرْفَعِ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ}.(1)
بدون تردید جایگاه افراد با ایمان و دانشمندان نزد خداوند بسیار رفیع است (در دنیا و آخرت) و دین مقدس اسلام بهقدری به دانش اهمیت داده و دانشمند را بزرگ شمرده است که در هیچ آئینی این چنین به دانشپژوهان و دانشمندان عظمت داده نشده است. قرآن از دانش به نور (روشنایی) و از جهل به ظلمت (تاریکی) یاد میکند و دانشمندان را در ضمن آیۀ ذیل به صفت خوف از خالقشان میستاید:
{إِنَّمَا يَخْشَى اللهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ}(2)
حقاً که دانشمندان از پرودگارشان ترسناکند.
دین مقدس اسلام، ارزش اعمال بندگان و عبادتشان را به میزان دانش سنجیده است؛ لذا عبادت دانشمند را هفتاد برابر عبادت نادان میداند؛ از سوی دیگر کسانی که از نعمت دانش بیبهره هستند، در نظر پیشوای اسلام عمل آنان ارزشی ندارد؛ بر این اساس، پیامبر اسلام دانش آموختن را بر تمام پیروان خود لازم دانسته؛ بلکه آن را از فرائض (واجبات) شمرده و به اندازهای دانشآموختن را تاکید کرده است که آموختن از گهواره تا گور را به
پیروان خود سفارش کرده است تا آنجا که میفرماید: أُطلُبُوا العِلمَ مِن المَهدِ إِلَی اللَّحْدِ(1)زگهواره تا گور دانش بجوی.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آموختن دانش بر تمام مسلمانان لازم است.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ، إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ، … وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ، فَاطْلُبُوهُ(3)
امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید: بر شما دانش آموختن واجبتر است تا کسب ثروت؛ زیرا خداوند مال و ثروت را میان شما قسمت کرده است و ضامن رزق شما میباشد،… (اما) علم را در نزد دانشمندان قرار داده و شما را امر کرده است که از آنها دانش بیاموزید.
سُئِلَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام) هَلْ يَسَعُ النَّاسُ تَرْكَ الْمَسْأَلَةِ عَمَّا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ؟ فَقَالَ: لَا(4)
از امام هفتم (علیه السلام) پرسیدند: آیا مردم میتوانند نیازمندی های خود را (از دانشمندان) فرانگیرند (به فکر خود عمل کنند؟) حضرت فرمودند: نه. (بلکه باید نیازمندی های (دینی و غیر دینی) خود را بیاموزند).
أمیرالمؤمنین (علیه السلام) یقول: أَيُّهَا النَّاسُ إعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُالْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِه(5)امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: کمال دین، در آموختن دانش و عمل به آن است.
1) . نهج الفصاحه، ص218، ح327.
2) . الکافی، ج1، ص30، ح1 «باب فرض العلم و … از کتاب فضل العلم»؛ بحارالانوار، ج1، ص172، ح29 «باب اول از ابواب العلم، از کتاب العقل و العلم و الجهل».
3) . الکافی، ج1، ص30، ح4؛ بحارالانوار، ج1، ص175، ح41.
4) . الکافی، ج1، ص30، ح3؛ بحارالانوار، ج1، ص176، ح43.
5) . الکافی، ج1، ص30، ح4؛ بحارالانوار، ج1، ص175، ح41.
قال الصادق (علیه السلام): تَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ، فَإِنَّهُ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ مِنْكُمْ فِي الدِّينِ، فَهُوَ أَعْرَابِيٌّ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: در امور دینی خود دانا شوید (زیرا شخص دانا احترام دارد و گرفتار گمراهی خود و دیگران نمیشود)؛ به راستی که کسی که در دین خود دانا نباشد، بیابانی است (زیرا فردی که در بیابان به سر میبرد و از دانش بیبهره است جایگاهی ندارد).
قال ابوجعفر (علیه السلام): الْكَمَالُ كُلُّ الْكَمَالِ، التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: کمال و تمام کمال (برای مسلمان) در آن است که در دین خدا فهمیده و بابصیرت باشند (یعنی به امور دینی دانا باشند؛ وظیفۀ خود را تشخیص دهند و به آن عمل کنند تا در دام فرقههای گمراه گرفتار نشوند).
بدیهی است ملتی که با دانش سر و کار داشته باشد، آن ملت زنده است و ملتی که از دانش بیبهره باشد، مرده است، از این رو پیشوایان دین در گفتار خود مردم را به دانش آموزی ترغیب و تشویق کردهاند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): تَذَاكُرُ الْعِلْمِ …مِمَّا تَحْيَا عَلَيْهِ الْقُلُوبُ الْمَيْتَةُ…(3)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: گفتگوی علمی دل های مرده را زنده میکند.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام) لاِبنِهِ الحَسَنِ: یا بُنَیَّ، لَا فَقْرَ أَشَدُّ مِنَ الْجَهْلِ(4)
امیر مؤمنان (علیه السلام) میفرماید: پسرم هیچ نکبت و نیازمندی بدتر از نادانی نیست (زیرا شخص نادان نزد خدا و مخلوق احترام ندارد).
1) . الکافی، ج1، ص31، ح6 «باب فرض العلم و … از کتاب فضل العلم»؛ بحارالانوار، ج1، ص215، ح19 «باب 16 از ابواب العلم و آدابه از کتاب العقل و العلم و الجهل».
2) . الکافی، ج1، ص32، ح4؛ بحارالانوار، ج75، ص172، ح5 «باب 22 از ابواب المواعظ و الحکم از کتاب الروضة».
3) . الکافی، ج1، ص41، ج6 «باب سوال العالم و تذاکره»؛ بحارالانوار، ج1، ص203، ح17 «باب چهارم از ابواب العلم و آدابه».
4) . کشف الغمّة، ج1، ص384؛ بحارالانوار، ج1، ص85، ح13 «باب اول از ابواب العقل و الجهل».
قال زین العابدین (علیه السلام): لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي طَلَبِ الْعِلْمِ، لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ(1)
امام سجاد (علیه السلام) میفرماید: اگر مردم ارزش دانشطلبی را میدانستند، هر آیینه دانش را فرا میگرفتند؛ اگرچه به رفتن در عمق دریاها و ریخته شدن خونهایشان باشد. بیشک عظمت مقام دانش به اندازهای است که هر ملتی که از دانش بیبهره است، استقلال و اقتصاد ندارد، و ملتی که از دانش بهرهمند باشد به تمام معنا دارای استقلال و شخصیت است.
قال الصادق (علیه السلام): الرَّوَايَةُ لِحَدیثِنا يَشُدُّ بِه قُلُوبَ شِيَعتِنَا، أَفضَلُ مِن أَلفِ عَابِدٍ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: دانشمندی که با نقل احادیث ما، ایمان پیروانمان را محکم میکند (تا راهزنان دین آنان را نربایند) بر هزار عابد فضیلت دارد (زیرا عابد در فکر خودش میباشد، اما عالم در فکر اجتماع میباشد).قال ابوعبدالله (علیه السلام): إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ، أَنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُوَرِّثُوا دِينَاراً وَ لَا دِرْهَماً وَ لَکِنْ وَرَّثُوا العِلْمَ فَمَنْ أَخَذَ مِنهُ أَخَذَ بحَظٍّ وَافِرٍ؛(3)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: دانشمندان وارثان انبیا هستند؛ زیرا پیامبران برای مردم درهم و دیناری نمیگذارند؛ بلکه ارث آنها (برای مردم) دانش است و هرکس از دانش آنها بهرهای ببرد، حظ فراوانی برده است.
قال الصادق (علیه السلام): عُلَمَاءُ شِيعَتِنَا مُرَابِطُونَ بِالثَّغْرِ، الَّذِي يَلِي إِبْلِيسُ وَ عَفَارِيتُهُ يَمْنَعُونَهُمْ
1) . الکافی، ج1، ص35، ح5 «باب ثواب العالم و المتعلم از کتاب فضل العلم»؛ بحارالانوار، ج1، ص185، ح109 «باب اول از ابواب العلم و آدابه از کتاب العقل و العلم و الجهل».
2) . الکافی، ج1، ص33، ح9 «باب صفة العلم و فضله»؛ وسائل الشیعة، ج27، ص78، ح1 [33246] «باب هشتم از ابواب صفات القاضی از کتاب القضاء».
3) . الکافی، ج1، ص34، ح1 «باب ثواب العالم و المتعلم»؛ بحارالانوار، ج1، ص164، ح2 «باب اول از ابواب العلم و آدابه».
عَنِ الْخُرُوجِ عَلَى ضُعَفَاءِ شِيعَتِنَا، وَ عَنْ أَنْ يَتَسَلَّطَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ وَ شِيعَتُهُ النَّوَاصِبُ؛ أَلَا فَمَنِ انْتَصَبَ لِذَلِكَ مِنْ شِيعَتِنَا، كَانَ أَفْضَلَ مِمَّنْ جَاهَدَ الرُّومَ وَ التُّرْكَ وَ الْخَزَرَ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ ، لِأَنَّهُ يَدْفَعُ عَنْ أَدْيَانِ مُحِبِّينَا وَ ذَلِكَ يَدْفَعُ عَنْ أَبْدَانِهِمْ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: دانشمندان شیعه، مرزبانان قرآنند و از حملۀ شیطان و همکاران فرومایۀ او دفاع میکنند، از (القاء شک و شبهه) به عقائد و افکار ضعفای شیعه جلوگیری میکنند و نیز (با روشن کردن افکار و نوشتن حقائق و اصول دین) اجازه نمیدهند شیطان و پیروان ناصبی او بر پیروان ما مسلط شوند (و آنان را از دین خدا بیرون برند). آگاه باشید کسی که از شیعیان ما این مقام (رهبری دینی) را داشته باشد، عمل او هزار هزار مرتبه از سربازانی که در راه خداوند با کافران جهاد میکنند، با فضیلتتر است؛ زیرا (دانشمندان) از مرز دین دفاع میکنند، (اما) سربازان از بدن های ایشان دفاع میکنند (نمیگذارند بدن های آنان صدمه ببیند، اما علمای شیعه دین و ایمان مردم را از افکار شیطانی حفظ میدارند).
قال ابوالحسن الرضا: يُقالُ (يَومَ القِيامَةِ) لِلْفَقِيهِ يَا أَيُّهَا الْكَافِلُ لِأَيْتَامِ آلِ مُحَمَّدٍ، الْهَادِي لِضُعَفَاءِ مُحِبِّيهِمْ وَ مَوَالِيهِمْ قِفْ حَتَّى تَشْفَعَ لِکُلَّ مَنْ أَخَذَ عَنْكَ أَوْ تَعَلَّمَ مِنْكَ فَيَقِفُ فَيُدْخِلُ الْجَنَّةَ مَعَهُ فِئَاماً وَ فِئَاماً وَ فِئَاماً حَتَّى قَالَ عَشراً وَ هُمُ الَّذِينَ أَخَذُوا عَنْهُ عُلُومَهُ وَ أَخَذُوا عَمَّنْ أَخَذَ عَنْهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ …فَانْظُرُوا كَمْ فَرْقٍ بَيْنَ الْمَنْزِلَتَيْنِ(2)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: در روز قیامت به فقیه (و مراجع عالیقدر شیعه که به وظائف خود رفتار کردهاند و علوم اهل بیت را منتشر کردهاند) خطاب میرسد: ای کسی که (عقاید دینی) یتیمان آل محمد(3)را نگهداری کردی (و آنان را از انحراف دشمنان حفظ میکنند) ای کسی که دوستان و محبان آل محمد را هدایت کردی،
بایست و پیروان خود و کسانی را که از تو یا از شاگردانت دانشی آموختهاند (و به آن عمل کردهاند را) شفاعت کن، پس با او گروه گروه داخل بهشت میشوند تا ده مرتبه این جمله را فرمود، سپس امام هشتم میفرماید: ببینید میان عابد و عالم عامل چه اندازه تفاوت است. (زیرا به عابد خطاب میرسد: تو مرد نیکوکاری هستی؛ خود را نجات دادی، اما تو رنج دیگران را تحمل نکردی).
یکی از وظائف مسلمانان رعایت حق دانشمندان است؛ چنانکه أمیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید:
إِنَّ مِنْ حَقِّ الْعَالِمِ، أَنْ لَا تُكْثِرَ عَلَيْهِ السُّؤَالَ وَ لَا تَجُرَّ بِثَوْبِهِ، وَ إِذَا دَخَلْتَ عَلَيْهِ وَ عِنْدَهُ قَوْمٌ، فَسَلِّمْ عَلَيْهِمْ جَمِيعاً وَ خُصَّهُ بِالتَّحِيَّةِ دُونَهُمْ؛ وَ اجْلِسْ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لَا تَجْلِسْ خَلْفَهُ، وَ لَا تَغْمِزْ بِعَينَيک وَ لَا تُشِرْ بِيَدِكَ وَ لَا تُكْثِرْ مِنَ قَوْلِ قَالَ فُلَانٌ وَ قَالَ فُلَانٌ خِلَافاً لِقَوْلِهِ، وَ لَا تَضْجَرْ بِطُولِ صُحْبَتِهِ(1)
چون به مجلس دانشمندان رفتی، پس از آنکه به جمعیت سلام کردی، برای اواحترام خاصی به جای آور؛ از او زیاد پرسش نکن؛ (هر گاه خواستی نظر او را به سوی خود جلب کنی) لباس او را نگیر؛ در مقابل او (مؤدب) بنشین؛ پشت سر او ننشین؛ با چشم و دست به او اشاره نکن؛ در محضر او پرحرفی نکن؛ گفتار دیگران را به رُخ او مکش و با زیاد نشستن، او را خسته مگردان.
{وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً}(2)
آنچه را که به آن آگاهی نداری (چیزی مگو) بایست؛ زیرا از چشم و گوش و دل (و آنچه که گفتی و دیدی و شنیدی و خیال کردی) پرسش میشود.
شخص عاقل نباید در اموری که دربارۀ آن آگاهی ندارد، اظهار نظر کند.
قال الصادق (علیه السلام): أَنْهَاكَ عَنْ خَصْلَتَيْنِ فِيهِمَا هَلَاكُ الرِّجَالِ، أَنْهَاكَ أَنْ تُدِينَ اللهَ بِالْبَاطِلِ، وَ تُفْتِیَ النَّاسَ بِمَا لَا تَعْلَمُ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: از دو خصلت تو را منع میکنم که موجب هلاکت مردان است؛ اول، آنکه (آگاه باش) به دین باطل متمایل نشوی (یعنی دقت کن در دام سیادان دینفروش، گمراهان و بدعتگذاران در دین گرفتار نشوی)؛ دوم چیزی را که به آن علم نداری، به مردم مگو (زیرا مردم به گفتار تو گمراه میشوند و چه بسا از گفتار تو ضررهایی به دنیا و آخرتشان برسد).
قال ابوجعفر (علیه السلام): من أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لَا هُدىً لَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلَائِكَةُ الْعَذَابِ وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفُتْيَاهُ(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: آنکس که از روی نادانی (در امر دین یا دنیا)به مردم سخنی بگوید، ملائکۀ عذاب و رحمت او را لعنت کنند و گناه آن کسی را که به گفتار او عمل کرده است؛ به گردنش میاندازند (زیرا سخنی را که نمیدانسته، به او گفته است و او را گمراه کرده است).
قال الصادق (علیه السلام):… إِذَا سُئِلَ الرَّجُلُ مِنکُم عَمَّا لَايَعلَمُ فَلْيَقُلْ لَاأَدرِي(3)… إِيَّاکَ أَنْ تُفتِیَ النَّاسَ بِرَأيِکَ(4)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: هرگاه از تو، دربارۀ چیزی که به آن علم نداری، سوال کردند؛ از پاسخ به آن خودداری کن؛ بگو نمیدانم. [و در حدیث دیگری میفرماید:] از این که برای مردم، دربارۀ دین خدا، به فکر خود سخن بگویی، بترس.
1) . الکافی، ج1، ص42، ح1 «باب النهی عن القول بغیر علم از کتاب فضل العلم»؛ وسائل الشیعة، ج27، ص21، ح3 [33102] «باب چهارم از ابواب صفات القاضی از کتاب القضاء».
2) . الکافی، ج1، ص42، ح3؛ وسائل الشیعة، ج27، ص20، ح1 [33100].
3) . الکافی، ج1، ص42، ح2؛ بحارالانوار، ج2، ص118، ح21 «باب 16 از ابواب العلم از کتاب العقل و العلم و …».
4) . الکافی، ج1، ص42، ح6؛ بحارالانوار، ج2، ص119، ح26.
اگر انسان عاقل چیزی را بشنود و متوجه نشود، آن را انکار نمیکند؛ بلکه دربارۀ آن از افراد آگاه سوال میکند تا مطلب را برای او روشن کنند؛ قرآن کسانی را که چون گفتار پیامبر را نمیفهمیدند، تکذیب میکردند، چنین مذمت میفرماید:
{بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ }(1)
چون فکر کوتاه آنها (مشرکین) به گفتار پیغمبر نمیرسید (گفتار او را) تکذیب میکنند زیرا هنوز به معنای سخنان او نرسیدهاند.
مانند بعضی از مسلمانان که معنای فرمایش امام را نمیفهمند، میگویند این حدیث دروغ است و این قول، گفتار امام نیست.
قال أبُوجَعفَرٍ (علیه السلام): [حَقُّ العِبادِ] أَن يَقُولُوا مَا يَعلَمُونَ، وَ َيقِفُوا عِندَمَا لَايَعلَمُونَ(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: بر مردم واجب است آنچه را میدانند، بگویند و از گفتار دربارۀ آنچه را نمیدانند خودداری کنند.
انسان عاقل چیزی را که نمیداند نباید در آن نظر دهد یا در آن دخالت کند.
قال ابوجعفر (علیه السلام): مَا عَلِمْتُمْ فَقُولُوا وَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا، فَقُولُوا اللهُ أَعْلَم(3)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: چیزی را که میدانید (اگر از شما پرسیدند) بگویید و جواب دهید؛ اگر نمیدانید (از پیش خود چیزی نگوئید) بگوئید خداوند داناتر است.
شاید مراد از جمله «الله اعلم؛ خداوند بهتر میداند» خدا میداند، باشد؛ زیرا در جای دیگر وارد شده اگر چیزی را نمیدانید بگویید نمیدانم؛ نه این که بگویید خدا داناتر است؛(4)زیرا از این جمله چنین استفاده میشود شما هم میدانید در حالی که نمیدانید اما خداوند بهتر میداند.
{وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ}(1)
مردان با ایمان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند؛ (یکدیگر را) به کار های نیک امر میکنند و از کار های بد نهی میدارند.
یکی از برنامه های مهم اسلام در اجتماع مسلمانان، امر به معروف و نهی از منکر است، هرگاه مسلمانی کار ناشایستهای را مرتکب شود، دیگر مسلمانان باید به هر وسیله و نیرویی که ممکن است، بدون این که اختلاف یا آشوبی بر پا شود، او را از کار ناشایسته منع کنند و بر هر فرد مسلمان لازم است که برادران خود را به کار های نیک تشویق و راهنمایی نماید؛ چنانکه قرآن دستور میدهد:
{وَلْتَكُنْ مِنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ }(2)
باید از شما مسلمانان، گروهی باشند که مردم را به کار خوب وادار کنند و از کار بد باز دارند و چنین افرادی (که امر به معروف و نهی از منکر میکنند) رستگارانند.
بر هر مسلمانی واجب است که بر خود و خانوادهاش نظارت داشته باشد و آنان را از بدیها باز دارد و به خوبیها راهنمایی کند؛ قرآن در این زمینه میفرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ }(1)
ای کسانی که (به خدا و پیغمبر) ایمان آوردهاید، خود و خانوادۀ خود و بستگان خود را از آتشی که آتش گیرۀ آن مردم (کافر) و سنگ است، دور نگه دارید (این آتش برای کسانی که به خدا و پیغمبر ایمان نیاوردهاند، مهیا شده است، شما خود را گرفتار این آتش نکنید) بر این آتش، دژخیمان جهنمی و ملائکۀ عذاب که دارای غلظت و شدت هستند، گمارده شدهاند.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): مَنْ تَرَكَ إِنْكَارَ الْمُنْكَرِ بِقَلْبِهِ وَیَدِهِ وَلِسَانِهِ، فَهُوَ مَيِّتٌ بَيْنَ الْأَحْيَاءِ(2)
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) میفرماید: آنکس که با دست یا با زبان یا با دل، با بدیها مخالفت نمیکند (مانند) مردهای در میان زندگان است.
از فرمایش أمیرالمؤمنین (علیه السلام) استفاده میشود، اگر نهی از منکر تنها به گفتن تحقق مییابد، باید بگوید؛ اگر با گفتن اثر ندارد، باید به هر روشی او را از عمل بد باز دارد؛ اگر محیط یا زمان برای امر به معروف و نهی از منکر مناسب نباشد و احتمال فساد و فتنه باشد، در این صورت وظیفۀ او انکار قلبی است؛ یعنی در دل از گناه و از شخص گناهکار به واسطۀ گناهش بیزاری بجوید؛ نه این که در گناه با او همراهی کند وبا عمل او را به گناه تشویق کند؛ چنانکه أمیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید:
أَمَرَنَا رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم)أَنْ نَلْقِىَ أَهْلَ الْمَعَاصِي، بِوُجُوهٍ مُكْفَهِرَّةٍ(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)ما را امر میفرمود: که با گنهکاران با چهرۀ گرفته، روبرو شویم.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَراً فَلْيُنْكِرْ بِيَدِهِ إِنِ اسْتَطَاعَ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، فَحَسْبُهُ أَنْ يَعْلَمَ اللهُ مِنْ قَلْبِهِ أَنَّهُ لِذَلِكَ كَارِهٌ (2)
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرکس از شما منکری دید (یعنی کسی را در حال انجام گناه ببیند) باید او را از گناه باز دارد؛ اگر قدرت ندارد باید با زیان مانع شود (که بگوید مسلمان مرتکب گناه نمیشود)- و اگر توانایی ندارد- باید به دل انکار کند و (به گناهکار بفهماند که از عمل او راضی نیست؛ چون عمل بدی انجام میدهد) پس به همین اندازه نهی از منکر کفایت میکند؛ زیرا خداوند میداند که بندهاش با گناه مخالف است و با گنه کاران همراهی ندارد.
قال الباقر (علیه السلام): أَوْحَى اللهُ إِلَى شُعَيْبٍ النَّبِيِّ (علیه السلام) إِنِّي لَمُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِكَ مِائَةَ أَلْفٍ أَرْبَعِينَ أَلْفاً مِنْ شِرَارِهِمْ وَ سِتِّينَ أَلْفاً مِنْ خِيَارِهِمْ، فَقَالَ: يَا رَبِّ هَؤُلَاءِ الْأَشْرَارُ، فَمَا بَالُ الْأَخْيَارِ، فَأَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ: أَنَّهُمْ دَاهَنُوا أَهْلَ الْمَعَاصِي وَ لَمْ يَغْضِبُوا لِغَضَبِي(3)
امام پنجم (علیه السلام) میفرماید: خداوند به حضرت شعیب (علیه السلام) وحی کرد: از امت تو صد هزار نفر باید گرفتار عذاب شوند، شصت هزار از خوبان، چهل هزار از گناهکاران، حضرت شعیب (علیه السلام) عرض کرد: خداوندا !خوبان چه کردهاند که باید به عذاب گرفتار شوند؟
خطاب رسید: چون خوبان با گناهکاران سازش دارند و از گناه آنها اظهار ناراحتی نمیکنند (و آنها را از گناه باز نمیدارند؛ به همین جهت آنها هم باید به عذاب گناهکاران مبتلا شوند).
1) . الکافی، ج5، ص59، ح9؛ وسائل الشیعة، ج16، ص143، ح1 [21194] «باب ششم از ابواب الأمر و النهی».
2) . التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری (علیه السلام)، ص480،ح307؛ وسائل الشیعة، ج16، ص135، ح12 [21173] «باب سوم».
3) . جواهر السنیة، ص60؛ وسائل الشیعة، ج16، ص146، ح1 [21201] «باب هشتم از ابواب الأمر و النهی و ما یناسبها».
قال أبوالحسن الرضا (علیه السلام) قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِذَا أُمَّتِي تَوَاكَلَتِ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ، فَلْيَأْذَنُوا بِوِقَاعٍ مِنَ الله(1)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: آنگاه که امت من امر به معروف و نهی از منکر را به یکدیگر واگذار کنند، پس بدانند خداوند آنان را به بلای سختی گرفتار خواهد کرد.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): إِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ حَيْثُ مَا عَمِلُوا مِنَ الْمَعَاصِي، وَ لَمْ يَنْهَهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ ذَلِكَ، وَ إِنَّهُمْ لَمَّا تَمَادَوْا فِي الْمَعَاصِي وَ لَمْ يَنْهَهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ ذَلِكَ نَزَلَتْ بِهِمُ الْعُقُوبَاتُ(2)
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) میفرماید: گذشتگان شما گناه کردند و دانشمندان، آنها را از گناه باز نداشتند و چون در گناه فرو رفتند، دانشمندان به آنها چیزی نگفتند؛ (همگی آنها) گرفتار عذاب خداوند شدند.
بر پایۀ این روایات مسلمانان باید تا میتوانند از گناه و گناهکاران دوری کنند و به زبان و دل از آنها بیزاری بجویند؛ اگر میتوانند آنها را از گناه باز دارند و از نصیحت و موعظۀ آنان دریغ نکنند تا از بلای خداوند در امان باشند و گرفتارغضب خداوند نشوند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِنَّ اللهَ عزَّوجلَّ لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعِيفَ، الَّذِي لَا دِينَ لَهُ فَقِيلَ: وَ مَا الْمُؤْمِنُ الضَّعیفُ الَّذِي لَا دِينَ لَهُ؟ قَالَ: الَّذِي لَا يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: خداوند مؤمن ناتوانی را که دین ندارد، دشمن میدارد. پرسیدند: ای رسول خدا! مؤمن ناتوان که ایمان ندارد، چه کسی است؟ فرمودند: مؤمنی که (ایمانش ضعیف است و امر به معروف) و نهی از منکر نمیکند.
{وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً * يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَاناً خَلِيلاً}(1)
روزی که (در قیامت) ستمگر دست خود را (به نشانۀ حسرت) به دندان بگیرد، بگوید: ای کاش با پیامبر (و پیروان او) ارتباط داشتم، ای وای کاشکی با فلان (فاسق و گنه کار) رفیق نمیشدم (با او رفت و آمد نمیکردم او را دوست خود نمیگرفتم).
امام صادق (علیه السلام) میفرماید:
لَا يَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَجْلِسَ مَجْلِساً، يُعْصَى اللهُ فِيهِ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَى تَغْيِيرِهِ(2)
سزوار نیست مؤمن در مجلس اهل گناه که نمیتواند نهی از منکر کند، شرکت نماید.در حدیث دیگر امام کاظم (علیه السلام) میفرماید:
در مجلسی که گناه میکنند شرکت نکنید؛ زیرا ممکن است به عذابی که آنها مبتلا میشوند، شما هم مبتلا شوید.(3)
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ أَنْ يَجْتَنِبَ مُؤَاخَاةَ ثَلَاثَةٍ الْمَاجِنِ وَ الْأَحْمَقِ وَ الْكَذَّابِ.(1)و فی روایة أخری؛ البَخِيلِ وَ لَا قَاطِعُ رَحِمٍ، فَإِنَّهُ کَانَ فِي القُرآنِ مَلعُوناً (2)
الرعد (13) آیۀ 25؛ البقرة (2) آیۀ 27.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: سزاوار است مسلمان با سه گروه رفاقت نکند: 1. کسی که در گفتار و رفتار خود خدا را در نظر ندارد (هر کاری که بخواهد؛ اگرچه گناه باشد، انجام میدهد و هرچه به زبانش بیاید، میگوید)؛ 2. کسی که احمق است (چون بخواهد به تو منفعت برساند، ضرر میزند)؛ 3. کسی که دروغ میگوید (زیرا رفاقت دروغگو پایهای ندارد، چه بسا شخص را به مشکلات بسیاری گرفتار میکند)؛ [در حدیث دیگر است] 4. کسی که بخیل است (زیرا تو از شخص بخیل بهرهای نمیبری، همچنین در اثر رفاقت با او، به این صفت ناپسند مبتلا خواهی شد)؛ 5. کسی که از خویشاوندان خود بریده است؛ زیرا خداوند در قرآن او را لعنت کرده است (کسی که به لعنت خداوند گرفتار شده است، سزاوار رفاقت نیست).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): قَالَتِ الْحَوَارِيُّونَ لِعِيسَى يَا رُوحَ الله مَنْ نُجَالِسُ؟ قَالَ: مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اللهَ رُؤْيَتُهُ، وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ، وَيُرَغِّبُكُمْ فِي الْآخِرَةِ عَمَلُهُ(3)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: شاگردان حضرت عیسی از او پرسیدند: ای روح خدا! با چه کسی دوستی کنیم؟ حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود: آنکس که نگاه کردن به چهرۀ او شما را به یاد خدا بیندازد؛ گفتارش دانش شما را زیاد کند؛ کردارش شما را به کار های خوب وا دارد.
1) . الکافی، ج2، ص376، ح6؛ بحارالانوار، ج74، ص205، ح43.
2) . ر.ک: الکافی، ج2، ص377، ح7؛ وسائل الشیعة، ج12، ص32، ح1 [15565] «باب 17 از ابواب احکام العشرة از کتاب الحج»؛ که در این حدیث سه موضع از قرآن را بیان میفرماید؛ محمد (47)، آیۀ 22 {وَتُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ * أُولئِكَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ } و
3) . الکافی، ج1، ص39، ح3 «باب مجالسة العلماء و صحبتهم از کتاب فضل العلم»؛ بحارالأنوار، ج14، ص331، ح71 «باب 21 از قصص عیسی... از کتاب النبوة».
یعنی همنشینی با شخصی ارزشمند است که شما از ملاقات و صحبت کردن با او و رفتار او بهرهمند شوید، گفتارش دانش شما را زیاد کند؛ دیدنش شما را متوجه خدا نماید و کارهایش شما را به کار های آخرت وادار نماید.
قال موسی بن جعفر (علیه السلام) (لِداوُدِ بنِ القاسِمِ): مَا لِي رَأَيْتُكَ عِنْدَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ يَعْقُوبَ فقَالَ: إِنَّهُ خَالِي، فَقَالَ: فَإِمَّا جَلَسْتَ مَعَهُ وَ تَرَكْتَنَا وَ إِمَّا جَلَسْتَ مَعَنَا وَ تَرَكْتَهُ فَقُلتُ: هُوَ يَقُولُ مَا شَاءَ أَيُّ شَيْءٍ عَلَيَّ مِنْهُ إِذَا لَمْ أَقُلْ مَا يَقُولُ. فَقَال (علیه السلام) أَ مَا تَخَافَنَّ أَنْ تَنْزِلَ بِهِ نَقِمَةٌ فَتُصِيبَكُمْ جَمِيعاً(1)
امام موسی کاظم (علیه السلام) به داود پسر قاسم - از بزرگان اصحاب امام هفتم - فرمود: چه شده است با عبدالرحمن (که مذهب باطل دارد) رفت و آمد میکنی؟ یا با او باش، نزد ما مباش، یا با ما رفت و آمد داشته باش، او را ترک کن؛ گفت: او دایی من است و هر عقیدهای دارد، به عقیدۀ (پاک) من چه ضرری دارد؟ من با عقیدۀ او همراه نیستم. امام (علیه السلام) فرمود: آیا نمیترسی اگر عذابی بر او نازل شود (چون با او همنشینی) تو را هم بگیرد؟
قال موسی بن جعفر (علیه السلام) [لِداوُدِ بنِ أبی القاسِمِ]: أَ مَا عَلِمْتَ بِالَّذِيكَانَ مِنْ أَصْحَابِ مُوسَى (علیه السلام) وَ كَانَ أَبُوهُ مِنْ أَصْحَابِ فِرْعَوْنَ فَلَمَّا لَحِقَتْ خَيْلُ فِرْعَوْنَ مُوسَى تَخَلَّفَ عَنْهُ لِيَعِظَ أَبَاهُ فَيُلْحِقَهُ بِمُوسَى فَمَضَي أَبُوهُ وَ هُوَ يُرَاغِمُهُ حَتَّى بَلَغَا طَرَفاً مِنَ الْبَحْرِ فَغَرِقَا جَمِيعاً فَأَتَى مُوسَى (علیه السلام) الْخَبَرُ فَقَالَ هُوَ فِي رَحْمَةِ الله وَ لَكِنَّ النَّقِمَةَ إِذَا نَزَلَتْ لَمْ يَكُنْ لَهَا عَمَّنْ قَارَبَ الْمُذْنِبَ دِفَاعٌ(2)
امام کاظم (علیه السلام) به داود پسر قاسم (که با مخالفین رابطه داشت) میفرماید: آیا داستان جوانی که در سپاه موسی بود، نمیدانی؟ چون جوان از نزول عذاب بر فرعونیان آگاه شد از سپاه موسی به سپاه فرعون وارد شد تا پدرش را نصیحت کند و او را از عذاب خداوند بترساند، شاید به سپاه موسی ملحق شود، هرچه پسر، پدر را نصیحت کرد، پدر بیشتر دوری کرد تا اینکه به وسط رود نیل رسیدند؛ چون سپاهیان فرعون غرق شدند، جوان هم که از اصحاب موسی بود با پدر خود غرق شد. بنیاسرائیل چون از رود نیل گذشتند، ماجرا را به حضرت موسی گزارش دادند؛ حضرت موسی (علیه السلام) فرمود: رحمت پروردگار شامل حال پسر میباشد، اما چون عذاب خدا نازل شود کسانی که اطراف گناهکاران هستند را نیز با خود میبرد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِي، فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ، وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ، وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللهُ لَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِي الْآخِرَةِ(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)میفرماید: هرگاه پس از من بدعتگذاران یا کسانی که عقاید مسلمانان را متزلزل میکنند (بهوسیله دشمناناسلام) پیدا شدند؛ از آنان بیزاری بجویید و مردم را به بدیهای آنان متوجه کنید که این افراد، دین فروش هستند و مانع آنها شوید تا طمع فساد میان مسلمانان را نداشته باشند و مردم را از معاشرت با آنها، بر حذر دارید تا از بدعتهای آنان چیزی نیاموزند (شما دانشمندان با دلیل و برهان روش آنان را باطل کنید، تا عقاید مسلمانان را متزلزل نکنند. اگر به دستور
1) . الکافی، ج2، ص375، ح4؛ وسائل الشیعة، ج16، ص267، ح1 [21531] «باب 39 از ابواب الامر و النهی از کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر».
پیامبر اکرم رفتار کنید که در اینصورت) خداوند در نامۀ اعمال شما ثوابها مینویسد و درجۀ شما را در آخرت بلند میکند.
قال الرضا (علیه السلام): مَنْ ذُكِرَ عِنْدَهُ الصُّوفِيَّةُ وَ لَمْ يُنْكِرْهُمْ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ فَلَيْسَ مِنَّا وَ مَنْ أَنْكَرَهُمْ فَكَأَنَّمَا جَاهَدَ الْكُفَّارَ بَيْنَ يَدَي رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله و سلم)(1)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: هرکس از فرقه صوفیها صحبتی بشنود و با زبان و دل از آنها بیزاری نجوید، از (شیعیان) ما نیست و هرکس آنها را انکار کند (و اقرار کند که این افراد، اهل بدعت هستند و ایشان پیرو آل محمد (علیهم السلام) نیستند) مانند آن است که در رکاب خاتمالأنبیا با کافران جنگ کرده است.
1) . مستدرک الوسائل، ج12، ص323، ح14 [14204] «باب 37 از ابواب الأمر و النهی از کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر».
یکی از وظائف مسلمانان این است که نسبت به یکدیگر خوش زبان باشند، خداوند میفرماید:
وقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً(1)
(ای مسلمانان) نسبت به مردم خوش گفتار باشید.
قال علی (علیه السلام): قُولُوا الْخَيْرَ، تُعْرَفُوا بِهِ وَ اعْمَلُوا الْخَيْرَ، تَكُونُوا مِنْ أَهْلِه(2)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: همیشه کلام خوب بگویید تا (دیگران) شما را به خوبی بشناسند؛ عمل خوب انجام دهید (و به آنچه میگویید عمل کنید) تا (دیگران) شما را خوب بشناسند.
قال ابوجعفر (علیه السلام): مَنْ فَحُشَ عَلَى أَخِيهِ الْمُسْلِمِ، نَزَعَ اللهُ مِنْهُ بَرَكَةَ رِزْقِهِ وَ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ وَ أَفْسَدَ عَلَيْهِ مَعِيشَتَهُ(3)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: کسی که به برادر خود بد بگوید (فحش بدهد) خداوند برکت را از رزق او میبرد و او را به خودش وا میگذارد و زندگی را بر او تباه میسازد (از زندگی دنیا و آخرت بهرهای نخواهد برد).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِنَّ اللهَ يُبغِضُ الفاحِشَ البَذِيءَ، السَّائِلَ المُلحِفَ(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: خداوند، مرد بدزبان و گدایی که اصرار میکند را دشمن می دارد.
قال الصادق (علیه السلام) لِسماعة:
(وَکَانَ بَيَنُهُ وَ بَينَ جَمّالِه نِزاعٌ وَ قَد فَحَشَهٌ وَلَعَنُه إِلَي) إِنَّ هَذَا لَيْسَ مِنْ فِعَالِي وَ لَا آمُرُ بِهِ شِيعَتِي، إِسْتَغْفِرْ رَبَّكَ وَ لَا تَعُدْ قُلْتُ: أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ لَا أَعُودُ(2)
سَماعه - از یاران امام صادق (علیه السلام) با یک نفر از کارگران (ساربان) خود نزاع میکرد و به او بد میگفت هنگامی که خبر دعوای سَماعه به آن حضرت رسید - امام صادق (علیه السلام) به سماعه فرمودند: چه شده است که با زبانت دعوا میکنی؟ سماعه عرض کرد: آقا او به من ستم کرده است. حضرت فرمود: اگر او به تو ستم کرده است، تو هم به او فحش دادی (ستم کردی). روش ما چنین نیست که به شیعیان خود چنین دستوری داده باشیم. ای سماعه! استغفار کن و از خداوند بخواه تو را بیامرزد و دیگر مرتکب چنین عملی نشو. سماعه عرض کرد: آقا استغفارمیکنم و دیگر به او بد نمیگویم.
كَانَ لِأَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) صَدِيقٌ لَا يَكَادُ يُفَارِقُهُ - إِلَى أَنْ قَالَ - فَقَالَ: يَوْماً لِغُلَامِهِ يَا ابْنَ الْفَاعِلَةِ، أَيْنَ كُنْتَ؟ قَالَ: فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ الله (علیه السلام) يَدَهُ فَصَكَّ بِهَا جَبْهَةَ نَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ: سُبْحَانَ الله تَقْذِفُ أُمَّهُ! قَدْ كُنْتُ أَرَى أَنَّ لَكَ وَرَعاً فَإِذَا لَيْسَ لَكَ وَرَعٌ. فَقَالَ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ أُمَّهُ سِنْدِيَّةٌ مُشْرِكَةٌ ! فَقَالَ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ لِكُلِّ أُمَّةٍ نِكَاحاً تَنَحَّ عَنِّي، فَمَا رَأَيْتُهُ يَمْشِي مَعَهُ حَتَّى فَرَّقَ بَيْنَهُمَا الْمَوْتُ(3)
یکی از دوستان امام صادق (علیه السلام) که همیشه با آن حضرت بود، روزی غلامش دیر آمد، گفت: زنازاده کجا بودی؟ تا امام این جمله را از او شنیدند از روی تعجب دست به پیشانی خود زدند و فرمودند: سبحان الله! به مادرش فحش می دهی؟ من گمان کردم تو فرد باتقوایی هستی، معلوم شد تو دین خود را رعایت نمیکنی.گفت: آقای من، مادر این غلام مسلمان نیست؛ کافر است! فرمود: آیا نمیدانی برای هر امتی نکاح هست؟ (و هرکس کافر شد، زنازاده نیست) از من دور شو! راوی می گوید: دیگر او را با حضرت ندیدم تا اینکه مرگ بین ایشان جدایی انداخت.
{وَمَن يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ إحْتَمَلَ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً}(1)
کسی که خود گناهی انجام دهد و به آنکس که به آن گناه آلوده نیست، نسبت دهد قطعاً بهتان و گناهی آشکار مرتکب شده است.
قال ابوعبدالله (علیه السلام): إِذَا اتَّهَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ، إنْمَاثَ الْإِيمَانُ مِنْ قَلْبِهِ، كَمَا يَنْمَاثُ الْمِلْحُ فِي الْمَاءِ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: به برادر دینی خود تهمت نزنید؛ زیرا تهمتزدن ایمان شخص را از بین میبرد؛ چنانکه نمک در آب حل می شود.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَةً بِمَا لَيْسَ فِيهِ، بَعَثَهُ اللهُ فِي طِينَةِ خَبَالٍ حَتَّى يَخْرُجَ مِمَّا قَالَ. قُلْتُ: وَ مَا طِينَةُ الْخَبَالِ؟ قَالَ: صَدِيدٌ يَخْرُجُ مِنْ فُرُوجِ المُومِسَاتِ(3)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: آنکس که به مرد مؤمن یا زن مؤمنی تهمت بزند، در روز قیامت خداوند او را با کثافتهایی که از زنان زناکار خارج می شود، محشور
می کند تا اینکه از آنچه گفته است خود را خلاص کند. (یعنی باید افرادی را که به او تهمت زده است، از خود راضی کند).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ مَشَى فِي نَمِيمَةٍ بَيْنَ اثْنَيْنِ، سَلَّطَ اللهُ عَلَيْهِ فِي قَبْرِهِ نَاراً تُحْرِقُهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَ إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ، سَلَّطَ اللهُ عَلَيْهِ تِنِّيناً أَسْوَدَ يَنْهَشُ لَحْمَهُ حَتَّى يَدْخُلَ النَّارَ(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که میان دو نفر نمامی (خبرچینی) کند، خداوند در قبر او آتشی برافروزد که تا روز قیامت او را بسوزاند، آنگاه که از قبر خارج شود بر او ماری بگمارد که او را بگزد تا وارد آتش جهنم شود.
خداوندا! ما را در پناه خود از این صفات زشت و ناپسند حفظ بفرما!
قال الصادق (علیه السلام): أَرْبَعَةٌ لَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ، الْكَاهِنُ وَ الْمُنَافِقُ وَ مُدْمِنُ الْخَمْرِ وَ الْقَتَّاتُ وَ هُوَ النَّمَّامُ(2)امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: چهار گروه وارد بهشت نمیشوند: 1. جادوگر؛ 2. منافق (شخصی که در زندگ دو رو است)؛ 3. شرابخوار؛ 4. نمام (کسی که خبرچینی میکند و میان دو نفر دشمنی ایجاد میکند).
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): شِرَارُكُمُ؛ الْمَشَّاءُونَ بِالنَّمِيمَةِ، الْمُفَرِّقُونَ بَيْنَ الْأَحِبَّةِ(3)
امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید: بدترین شما مردم کسانی هستند که در اجتماع سخنچینی می کنند و میان دوستان جدایی می اندازند.
قال رسول ا لله (صلی الله علیه و آله و سلم): يَا أَبَاذَرٍّ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ الْقَتَّاتُ. قُلْتُ: يَا رَسُولَ الله مَا الْقَتَّاتُ؟ قَالَ: النَّمَّامُ يَا أَبَاذَرٍّ، صَاحِبُ النَّمِيمَةِ لَا يَسْتَرِيحُ مِنْ عَذَابِ الله فِي الْآخِرَةِ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به اباذر غفاری میفرماید: ای اباذر! بدان قتّات داخل بهشت نمیشود. عرض کرد: قتّات کیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که سخنچینی می کند. ای اباذر کسی که نمامی می کند در آخرت از عذاب خدا خلاصی ندارد.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): أَنَّ الْمَكْرَ وَ الْخَدِيعَةَ فِي النَّارِ(2)امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: کسی که شخصی را فریب دهد یا با او مکر و حیله کند، جایگاه او در آتش جهنم است.
برای نمونه کسی که جنسی را خریداری کرده بگوید از همان جنس به من بدهید و فروشنده به جای آن جنس دیگری به او بدهد، یا در معامله با او تقلب کند، تمام اینها مکر و حیله است و جایگاه حیلهگران آتش جهنم است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ كَانَ مُسْلِماً فَلَا يَمْكُرُ وَ لَا يَخْدَعُ(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که مسلمان است، در او حیله و نیرنگ نیست.
خداوند میفرماید:
{إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَاراً أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقاً }(2)
ما برای ستمگران آتشی مهیا کردهایم که سراپردۀ آن ایشان را احاطه کرده است (و راه فراری ندارند) هرگاه فریادرسی جویند (که آنها را سیراب کند) به آنها به آبی که مانند فلز گداخته شده است داده میشود (چون مقابل آنها آورند) صورتهایشان را بریان کند؛ (چه) بد آشامیدنی است و (جهنم) برای ایشان بد تکیه گاهی است.قال الرسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ دَلَّ جَائِراً عَلَى جَوْرٍ كَانَ قَرِينَ هَامَانَ فِي جَهَنَّمَ(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که ستمگری را در ستم راهنمایی کند با هامان (وزیر فرعون) در جهنم است.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ أَعَانَ عَلَى مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ كَلِمَةٍ، جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مَكْتُوبٌ آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ الله(4)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که یک کلمه بر علیه برادر مؤمن خود بگوید و او را گرفتار کند، در روز قیامت در حالی که به پیشانیاش نوشته شده است، (این
1) . الکافی، ج2، ص337، ح3؛ وسائل الشیعة، ج12، ص242، ح3 [16200].
2) . الکهف (18)، آیۀ 28.
3) . الأمالی (للصدوق)، ص426، ح1؛ بحارالأنوار، ج72، ص332، ح67 «باب 79 از ابواب حقوق المؤمنین از کتاب العشرة».
4) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج4، ص94، ح5157؛ وسائل الشیعة، ج12، ص304، ح2 [16366] «باب163از ابواب احکام العشرة از کتاب الحج».
شخص) از رحمت خداوند بیبهره است محشور شود.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ مَشَى إِلَى ظَالِمٍ لِيُعِينَهُ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ ظَالِمٌ، فَقَدْ خَرَجَ مِنَ الْإِسْلَامِ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که با ستمگر همکاری کند و همکار او باشد، با اینکه می داند او ظالم است، از دین اسلام خارج شده است.
قال الصادق (علیه السلام): الْعَامِلُ بِالظُّلْمِ وَ الْمُعِينُ لَهُ وَ الرَّاضِي بِهِ، شُرَكَاءُ ثَلَاثَتُهُمْ(2)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: کسی که ستم می کند و کسی که پشتیبان ستمگر است و کسی که راضی به ستم است؛ هر سه گناهکار و شریکند.قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ مَدَحَ سُلْطَاناً جَائِراً أَوْ تَخَفَّفَ وَ تَضَعْضَعَ لَهُ طَمَعاً فِيهِ كَانَ قَرِينُهُ فِي النَّار(3)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اگر کسی سلطان ظالمی را ستایش کند، یا به واسطۀ رسیدن به ثروت خود را نزد او کوچک کند، یا به طمع دنیا برای او تواضع کند، آتش جهنم قرین او خواهد بود.
قِيلَ یا رَسُولَ الله: أَىُّ الإِسلَامِ أَفضَلُ؟ قال (صلی الله علیه و آله و سلم): مَن سَلِمَ المُسلِمُونَ مِن يَدِه وَ لِسَانِه(4)
از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند: مسلمان با فضیلتتر کیست؟ فرمود: مسلمانی که مسلمانان دیگر از دست و زبان او آسوده باشند.
یعنی مسلمان حقیقی کسی است که مسلمانان از او اذیتی نبینند.
1) .جامع الأخبار، ص155، وسائل الشیعة، ج17، ص182، ح15 [22303] «باب42 از ابواب ما یکتسب به».
2) . الکافی، ج2، ص333، ح16؛ بحارالانوار، ج72، ص332، ح67 «باب79 از ابواب حقوق المؤمنین … از کتاب العشرة…».
3) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج4، ص11، ح4968؛ بحارالانوار، ج72، ص332، ذیل ح67.
4) . الکافی، ج2، ص234، ح12؛ بحارالانوار، ج72، ص53، ح12 «باب42 از ابواب حقوق المؤمنین».
در حدیث دیگری میفرماید:
بدترین مردم کسی است که مردم از شر او در امان نیستند و امید خیری از او ندارند.(1)
مانند درندگان که مردم از آنها وحشت دارند کسی از حیوان درنده انتظار خوبی ندارد.
قال الصادق (علیه السلام): إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَادَى مُنَادٍ، أَيْنَ الصُّدُودُ لِأَوْلِيَائِي؟ فَيَقُومُ قَوْمٌ لَيْسَ عَلَى وُجُوهِهِمْ لَحْمٌ. فَيُقَالُ: هَؤُلَاءِ الَّذِينَ آذَوُا الْمُؤْمِنِينَ وَ نَصَبُوا لَهُم وَ عَانَدُوهُمْ وَ عَنَّفُوهُمْ فِي دِينِهِمْ ثُمَّ يُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَىجَهَنَّمَ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: در روز قیامت منادی پروردگار ندا می زند: مردم آزاران که در دنیا، دوستان خدا را اذیت می کردند، کجا هستند؟ ناگاه عدهای را بیاورند که صورتهای آنان گوشت ندارد، گویند: اینان اشخاصی هستند که با مؤمنین مخالفت می کردند؛ با آنها دشمنی داشتند و آنان را سرزنش می کردند، سپس امر شود (این مردم آزاران را) به جهنم برید.
{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ }(3)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! یکدیگر را مسخره نکنید؛ شاید (آن کسانی را که مسخره می کنید) از شما بهتر باشند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): عَن الله تَعَالَى مَن إِسْتَذَلَّ عَبْدِي المُؤْمِنَ، فَقَدْ بَارَزَنِي بِالْمُحَارَبَةِ(4)
1) . معانی الأخبار، ص196، ح2؛ بحارالانوار، ج72، ص54، ح15.
2) . الکافی، ج2، ص351، ح2؛ وسائل الشیعة، ج12، ص265، ح2 [16264] «باب 145 از ابواب العشرة از کتاب الحج».
3) . الحجرات (49)، آیۀ 11.
4) . الکافی، ج2، ص354، ح11 «باب من آذی المسلمین و احتقرهم از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج12، ص270، ح3 [16280] «باب147از ابواب احکام العشرة».
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: (در شب معراج) خداوند به من فرمود: هرکس بندۀ مؤمن مرا تحقیر و سرزنش کند، یا او را پست شمارد و به او اعتنا نکند با من (که خدای او هستم) اعلان جنگ داده است.
قال الصادق (علیه السلام): مَنِ إسْتَذَلَّ مُؤْمِناً وَ اسْتَحْقَرَهُ، لِقِلَّةِ ذَاتِ يَدِهِ وَ لِفَقْرِهِ شَهَرَهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْخَلَائِقِ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: آنکس که مؤمنی را بهواسطۀ فقرش کوچک شمارد (و او را مسخره کند)، خداوند روز قیامت او را نزد خلائق رسوا خواهد کرد.
بیشک یکي از بزرگترین گناهان دروغ گفتن است تا آنجا که در قرآن کریم خداوند دروغگویان را لعنت فرموده:
{أَنَّ لَعْنَتَ الله عَلَيهِ إِنْ کانَ مِنَ الکاذِبینَ}(2).(3)
قال ابوجعفر (علیه السلام): إنَّ الکِذبَ خَرَابُ الإِيمانِ(4)، وَ إنَّه يُورِثُ الفَقرَ(5)، وَ يَنقُصُ الرِّزقَ(6)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: دروغ، ایمان (شخص) را از بین میبرد. [در حدیث دیگر
1) . الکافی، ج2، ص353، ح9؛ وسائل الشیعة، ج12، ص270، ح4 [16281] »باب 146 از ابواب احکام العشرة از کتاب الحج».
2) . النور (22)، آیۀ 7: لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد.
3) . البته مخفی نماند که این آیه در ادامه آیات قذف و نسبت دادن زنان به زناست، در اینجا پروردگار متعال شخصی که به دروغ چنین نسبتی داده است را از رحمت واسعه خود دور کرده است. ولی حیثیت و جهت این لعنت از این آیه بهدست نمیآید و محتمل است - اگر ظهور چنین نباشد - که این لعنت به جهت آن نسبت ناروا و از بین آبروی مؤمن در اجتماع است، (محقق).
4) . الکافی، ج2، ص338، ح4؛ وسائل الشیعة، ج12، ص244، ح4 [16207] «باب 138 از ابواب احکام العشرة».
5) . ر.ک: وسائل الشیعة، ج15، ص347، ح21 [20704].
6) . ر.ک: نهج الفصاحة، ص373، ح1087.
میفرماید:] و نیازمندی می آورد. [در حدیث دیگر میفرماید:] و رزق را کم می کند.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ كَثُرَ كَذِبُهُ، ذَهَبَ بَهَاؤُهُ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که (در زندگی) دروغش زیاد باشد، وقار و شخصیتش از بین می رود.
قال الصادق (علیه السلام): لَا تَغْتَرُّوا بِصَلَاتِهِمْ وَ لَا بِصِيَامِهِمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَّمَا لَهِجَ بِالصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ، حَتَّى لَوْ تَرَكَهُ إِسْتَوْحَشَ وَ لَكِنِ اخْتَبِرُوهُمْ عِنْدَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: فریب نماز و روزۀ اشخاص را نخورید؛ زیرا ممکن است کسی چنان به نماز و روزه عادت کرده باشد که از ترک آن وحشت دارد؛ بلکه شخص را به راست گفتن و امین بودن آزمایش کنید (زیرا شیعیان امام صادق با داشتن نماز و روزه، راستگو و امین هستند).
سُئِلَ عَن رَسُول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): يَكُونُ الْمُؤْمِنُ جَبَاناً؟ قَالَ: نَعَمْ. قِيلَ: وَ يَكُونُ بَخِيلاً؟ قَالَ: نَعَمْ. قِيلَ: وَ يَكُونُ كَذَّاباً؟ قَالَ: لَا(3)
از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند: آیا مؤمن ترسو میشود؟ فرمود: بلی، پرسیدند: آیا مؤمن بخیل میشود؟ فرمود: بلی، پرسیدند: آیا مؤمن دروغگو میشود؟ فرمود: مؤمن دروغگو نمیشود.
[خداوند در مذمت غیبت میفرماید:]
{ وَلَا يَغْتَبْ بَعضُكُم بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ}(1)
(اهل ایمان) غیبت یکدیگر نمیکنند. آیا دوست دارید گوشت برادر مردۀ خود رابخورید؟ (نه دوست نمیدارید) شما از خوردن گوشت مرده بدتان می آید.
از این آیۀ چنین استفاده می شود که غیبت کردن مانند خوردن گوشت مردار است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنِ اغْتَابَ مُسْلِماً أَوْ مُسْلِمَةً، لَمْ يَقْبَلِ اللهُ تَعَالَى صَلَاتَهُ وَ لَا صِيَامَهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ لَيْلَةً إِلَّا أَنْ يَغْفِرَ لَهُ صَاحِبُهُ(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرکس غیبت مرد یا زن مسلمانی را بکند تا چهل روز نماز و روزۀ او پذیرفته نمیشود؛ مگر آنکه کسی را که از او غیبت کرده است، راضی کند.
قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): إنَّ الغِيبَةَ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا، الرَّجُلُ يَزِنی فَيَتُوبُ اللهُ عَلَيهِ؛ وَ إِنَّ صَاحِبَ الغِيبَةِ لَايَغفِرُ لَهُ حَتَّى يَغفِرَلَهُ صاحِبُهُ(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: غیبت کردن از زنا کردن سختتر است؛ زیرا ممکن است زنا کننده توبه کند و خداوند توبۀ او را بپذیرد، اما غیبت کننده زمانی آمرزیده می شود که کسی که از او غیبت کرده است راضی شود و از او بگذرد.
رُوِىَ أَنَّ المُغتَابَ إذَا تَابَ، فَهُوَ آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ، فَإِن لَم يَتُب، فَهُوَ أوَّلُ مَن
يَدخُلُ النَّارَ(1)روایت شده است که امام (علیه السلام) میفرماید: اگر غیبت کننده توبه کند، دیرتر از همه وارد بهشت میشود و اگر توبه نکند، زودتر از همۀ گناهکاران وارد جهنم میشود.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ، عَنْ عُيُوبِ النَّاسِ(2)
امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید: خوشا به حال کسی که به عیب خود میپردازد و به عیوب دیگران نظر ندارد. (بلکه درصدد آن است که عیب خود را برطرف کند).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَن کانَ فِيهِ خَصلَةٌ کَانَ فِي ظِلِّ عَرشِ الله، يَومَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ وَ (هِىَ أنَّ) الرَّجُلَ لَمْ يَعِبْ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ بِعَيْبٍ، حَتَّى يَنْفِيَ ذَلِكَ الْعَيْبَ عَنْ نَفْسِهِ، فَإِنَّهُ لَا يَنْفِي مِنْهَا عَيْباً إِلَّا بَدَا لَهُ عَيْبٌ وَ كَفَى بِالْمَرْءِ شُغُلا ًبِنَفْسِهِ عَنِ النَّاسِ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که در او یک خصلت (از سه خصلت) باشد، روز قیامت در سایۀ عرش خدا خواهد بود و آن خصلت، عیبجویی نکردن از برادران ایمانی است، مرد مؤمن هر عیبی که از خود رفع کند، عیب دیگری در خود می بیند که باید آن عیب را نیز از خود رفع کند، لذا به عیوب دیگران نمیرسد. (سپس میفرماید:) رسیدگی به عیوب خود کردن کفایت میکند از اینکه به عیوب دیگران نظر نداشته باشد.
{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِ إِثْمٌ }(4)
1) . المکاسب، ج1، ص40؛ بحارالانوار، ج72، ص222، ح1 «باب66 از ابواب حقوق المؤمن از کتاب العشرة».
2) . تفسیر القمی، ج2، ص70؛ بحارالانوار، ج1، ص199، ح4 «باب چهارم از ابواب العلم و آدابه … از کتاب العقل».
3) . الکافی، ج2، ص147، ح16 «باب الانصاف و العدل از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص288، ح1 [20538] «باب36 از ابواب جهاد النفس از کتاب الجهاد».
4) . الحجرات (49)، آیۀ 12.
خداوند میفرماید: ای اهل ایمان! از بیشتر گمانهای خود بپرهیزید؛ زیرا بعضی از گمانهای شما (نسبت به دیگران) گناه است.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): سُوءُ الظَّنِ بِالْمُحْسِنِ شَرُّ الْإِثْمِ وَ أَقْبَحُ الظُّلْمِ(1)
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: بدگمانی به شخص نیکوکار بدترین گناه است و زشتترین ستم است.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): الشَّرِيرُ لَا يَظُنُّ بِأَحَدٍ خَيْراً لِأَنَّهُ لَا يَرَاهُ إِلَّا بِطَبْعِ نَفْسِهِ(2)
امیر مؤمنان (علیه السلام) میفرماید: انسان بدطینت به کسی گمان خوب نمیبرد؛ زیرا او همه را مانند خود (بد) می بیند.
کانَ رَسُول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): يَتَکَلَّمُ مَعَ زَوجَتِه صَفِيَّةٍ، فَمَرَّ بِه رَجُلٌ مِنَ الأَنْصَارِ، فَدَعاهُ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وَ قالَ: هَذِهِ زَوْجَتِي صَفِيّةٌ. قالَ: یا رَسُولَ الله أَ فَنَظُنُّ بِکَ إلَّا خَيراً. قالَ: إنَّ الشَّيطانَ يَجرِي مِن اِبنِ آدَمَ مَجرَي الدَّمِ، فَخَشِيتُ أن يَدخُلَ عَلَيکَ(3)
روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با همسرشان صفیه صحبت میکردند، مردی از انصار گذر کرد، پیامبر را دید با زنی صحبت می کند، چون آن مرد گذشت، آن حضرت او را صدا زدند و فرمودند: این زن، همسر من است که با او صحبت می کنم. مرد انصاری گفت: ای رسول خدا! به شما جز خوبی گمانی نداریم آن حضرت فرمودند: شیطان در دل آدمی چون خون نفوذ می کند؛ ترسیدمدر دل تو فکر بد بیندازد.
اسلام همچون ادیان دیگر الهی برای مردان و زنانی که مرتکب عمل خلاف عفت شوند، مجازاتی مقرر کرده است، قرآن کریم در اینباره میفرماید:
{الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِأَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ الله إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِالله وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}(1)
(ای پیامبر) به مرد و زن زناکار هر کدام صد تازیانه بزنید؛ اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، در اجرای احکام دین خدا برای آنها دلسوزی نکنید؛ باید هنگام تازیانه زدن آنها عدهای از مردم باایمان حضور داشته باشند (تا برای آنها عبرت باشد).
قَضى علی (علیه السلام) إِذَا رَمَى الرَّجُلُ الرَّجُلَ بِالزِّنَا أَو قَالَ … أُمَّهُ زَانِيَةٌ أو دَعَا لِغَيْرِ أَبِيهِ، فَذَلِكَ فِيهِ حَدٌّ ثَمَانُونَ(2)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) برای مردی که به مردی بگوید تو زناکاری يا بگویدمادرت بدکاره است یا بگوید تو فرزند پدرت نیستی (زنازادهای)، دستور دادند هشتاد تازیانه به این افراد بزنند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لَا تَزْنُوا، فَيُذْهِبُ اللهَُ لَذَّةَ نِسَائِكُمْ مِنْ أَجْوَافِكُمْ وَ عِفُّوا تَعِفَّ نِسَاؤُكُمْ، إِنَّ بَنِي فُلَانٍ زَنَوْا فَزَنَتْ نِسَاؤُهُم(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: زنا نکنید؛ (زیرا) خداوند شما را از لذت زنانتان محروم می کند، شما عفت خود را حفظ کنید تا زنان شما نیز عفتشان را حفظ کنند، همانا قومی که مردان آنها عفت زنان مردم را مراعات نکردند و با آنها زنا کردند؛ زنانشان گرفتار زنا شدند.
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ اللَه أَوْحَى إِلَى مُوسَى لَا تَزْنُوا فَتَزْنِيَ نِسَاؤُكُمْ وَ مَنْ وَطِئَ فِرَاشَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ وُطِئَ فِرَاشُهُ كَمَا تَدِينُ تُدَانُ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: به حضرت موسی (علیه السلام) وحی شد (به بنیاسرائیل بگویید) با زنان مردم زنا نکنید تا زنانتان به زنا مبتلا نشوند، آنکس که به همسر مردی خیانت کند به همسرش خیانت می شود؛ زیرا هرچه بکاری درو می کنی.
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر *** کای نور چشم من به جز از کِشته نَدْرُوی
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): بَرُّوا آبَاءَكُمْ يَبَرَّكُمْ أَبْنَاؤُكُمْ وَ عِفُّوا عَنْ نِسَاءِ النَّاسِ تَعِفَّ نِسَاؤُكُمْ (3)رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: شما نیکی کنید تا فرزندان شما نیز به شما نیکی کنند
(شما آبروی دیگران را نریزید تا فرزندان شما هم آبروی شما را نبرند)؛ شما عفت زنان مردم را نگهدارید تا زنان شما هم عفت خود را نگهدارند.
بر این اساس بر ما مسلمانان واجب است به دستورات پیشوایان دینی خود عمل کنیم تا در دنیا و آخر سعادتمند باشیم و آنچه برای خود میپسندیم برای دیگران نیز بپسندیم و آنچه بر خود روا نمیداریم برای دیگران هم روا نداریم.
نقل می کنند جوانی خدمت پیغمبر آمد، عرض کرد: ای رسول خدا! من قصد زنا دارم. اصحاب به او پرخاش کردند این چه حرفی است که نزد پیامبر خدا می گویی. آن حضرت فرمودند: ای جوان! آیا مایل هستی کسی با مادر یا خواهر تو زنا کند؟ عرض کرد: نه، ای رسول خدا. فرمودند: پس تو نیز به ناموس دیگران تجاوز نکن.
قال ابوعبدالله (علیه السلام): فِیمَنْ قَبَّلَ غُلَاماً بِشَهوَةٍ يُضرَبُ مِأَةَ سَوطٍ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که پسر بچهای را از روی شهوت ببوسد (حاکم شرع) باید صد تازیانه به او بزند (تا دیگران مرتکب این خلاف نشوند).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ قَبَّلَ غُلَاماً مِنْ شَهْوَةٍ، أَلْجَمَهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِلِجَامٍ مِنْ نَارٍ(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که پسر بچهای را از روی شهوت ببوسد، خداوند در روز قیامت به دهان او دهانۀ آتشین می زند (مگر آنکه توبه کند و از خداوند طلب بخشش نماید).
قال الصادق (علیه السلام): فِي الرَّجُلِ يَفْعَلُ بِالرَّجُلِ … إِنْ كَانَ دُونَ الثَّقْبِ فَالْجَلْدُ وَ إِنْ كَانَ
(فِي) الثَّقْبِ أُقِيمَ قَائِماً، ثُمَّ ضُرِبَ بِالسَّيْفِ ضَرْبةً.(1)و فی روایة أخرى عن عَلى (علیه السلام)… أو إِهْدَابٌ مِنْ جَبَلٍ مَشْدُودَ الْيَدَيْنِ وَ الرِّجْلَيْنِ أَوْ إِحْرَاقٌ بِالنَّار(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: اگر مردی از روی شهوت با مردی بازی کند باید به او تازیانه زنند.(3)اگر با او لواط کند باید با یک ضربت، گردن او را با شمشیر جدا کنند [در روایت دیگری] امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید: یا اینکه او را ببندند و از بلندی کوه پرتابش کنند، یا او را به آتش بسوزانند.
قال جعفر بن محمد (علیه السلام): إِذَا قَذَفَ الرَّجُلُ الرَّجُلَ فَقَالَ: إِنَّكَ تَعْمَلُ عَمَلَ قَوْمِ لُوطٍ … يُجْلَد …ثَمَانِينَ جَلْدَةً…(4)وَ لَا تُقْبَلُ لَهُ شَهَادَةٌ أَبَداً إِلَّا بَعْدَ التَّوْبَةِ(5)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: اگر مردی به مردی بگوید تو اهل لواط هستی، باید به گویندۀ این جمله هشتاد تازیانه بزنند همچنین شهادت او هم پذیرفته نیست؛ مگر توبه کند که دیگر این جمله را نگوید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ جَامَعَ غُلَاماً، جَاءَ جُنُباً يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنَقِّيهِ مَاءُ الدُّنْيَا وَ غَضِبَ اللهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ {جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيراً}(6)ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الذَّكَرَ لَيَرْكَبُ الذَّكَرَ فَيَهْتَزُّ مِنْهُ الْعَرْشُ(7)
1) . الکافی، ج7، ص200، ح7؛ وسائل الشیعة، ج28، ص153، ح2 [34446] «باب اول از ابواب اللواط».
2) . وسائل الشیعة، ج28، ص157، ح1 [34455] «باب سوم از ابواب حد اللواط».
3) . تازیانه به نظر حاکم شرع است (مؤلف).
4) . الکافی، ج7، ص208، ح14 «باب حد القاذف از کتاب الحدود»؛ وسائل الشیعة، ج28، ص177، ح1 [34497] «باب سوم از ابواب حد القذف از کتاب الحدود و...».
5) .تفسیر القمی، ج2، ص96؛ وسائل الشیعة، ج28 ص177، ح5 [34496].
6) . النساء (4)، آیۀ 97.
7) . الکافی، ج5، ص544، ح2؛ وسائل الشیعة، ج20، ص329، ح1 [25744] «باب17 از ابواب النکاح المحرم از کتاب النکاح».
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اگر کسی لواط کند (اگرچه پس از مرگ او را غسل کنند) روز قیامت با حال جنابت محشور می شود؛ زیرا آب دنیا او را پاک نکرده است و او گرفتار غضب و لعنت خداست و (خداوند) جایگاه او را در آتش جهنم مهیا کرده است؛ (مگر اینکه توبه کند تا خداوند او را بیامرزد)، سپس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) (در مذمت این گناه) میفرماید: هرگاه عمل لواط انجام شود، عرش خداوند (از این گناه) می لرزد.
اسلام برای جلوگیری از فساد و تباهی کانون خانواده، برای زنان و مردان هرزه و ناپاک که قوانین اسلام را رعایت نمیکنند مجازات سنگسار را معین کرده است.
قال الصادق (علیه السلام): الْحُرُّ وَ الْحُرَّةُ إِذَا زَنَيَا، جُلِدَ كُلُ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ؛ فَأَمَّا الْمُحْصَنُ وَ الْمُحْصَنَةُ فَعَلَيْهِمَا الرَّجْمُ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هرگاه مرد بیهمسر با زن بیشوهر زنا کند (چنانکه آیۀ قرآن میفرماید) باید به آنها صد تازیانه زده شود؛ هرگاه مرد همسردار با زن بیشوهر زنا کند باید مرد را سنگسار کنند و زن را صد تازیانه زنند.
همچنین هرگاه مرد بیهمسر با زن شوهردار زنا کند، باید به مرد صد تازیانه زده شودو زن را سنگسار کنند.(2)
اگرچه وظیفۀ گناهکار توبه کردن است و اگر کسی گرفتار چنین گناهی شود، باید هر چه زودتر توبه کند و از پروردگار خود طلب عفو نماید؛ امید است خداوند توبه او را بپذیرد.
إِذْهَبْ حَتَّى نَسْأَلُ عَنْكَ… ثُمَ عَادَ إِلَيْهِ، فَقَالَ الرَّجُلُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي زَنَيْتُ فَطَهِّرْنِي. فَقَالَ: إِنَّكَ لَوْ لَمْ تَأْتِنَا لَمْ نَطْلُبْكَ وَ لَسْنَا بِتَارِكِيكَ إِذْ لَزِمَكَ حُكْمُ الله عَزَّ وَ جَلَّ - إلىَ أَنْ قَالَ - وَ رَمَاهُ النَّاسُ(1)
مردی خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد و سه مرتبه به عمل منافی عفت اقرار کرد، حضرت فرمود: برگرد تا دربارۀ حال تو تحقیق شود. روز بعد خدمت آن حضرت آمد و عرض کرد: آقا من گناه کردهام مرا پاک کنید (حد خدا را دربارۀ من اجرا کنید) ایشان فرمودند: اگر نمیآمدی ما تو را احضار نمیکردیم، حالا که آمدی حکم خدا باید دربارۀ تو اجرا شود، سپس حضرت دستور دادند او را سنگسار کردند.
بر ما مسلمانان لازم است از گناه دوری کنیم و از خداوند بخواهیم که ما را از شر شیطان حفظ کند، اگر خدای نکرده به چنین گناهی آلوده شدیم، هرچه زودتر توبه کنیم؛ امید است خداوند توبه ما را بپذیرد.
قال ابوجعفر (علیه السلام): أَتَتْ إمرَأةٌ امیرَالْمُؤْمِنینَ (علیه السلام)… فَقَالَتْ: إِنِّي فَجَرْتُ فَأَمَرَ بِهَا فَحُبِسَتْ وَ كَانَتْ حَامِلاً فَتَرَبَّصَ بِهَا حَتَّى وَضَعَتْ ثُمَ أَمَرَ بِهَا بَعْدَ ذَلِكَ فَحُفِرَ لَهَا حَفِيرَةٌ فِي الرَّحَبَةِ وَ خَاطَ عَلَيْهَا ثَوْباً جَدِيداً وَ أَدْخَلَهَا الْحَفِيرَةَ إِلَى الْحَقْوِ وَ مَوْضِعِ الثَّدْيَيْنِ وَ أَغْلَقَ بَابَ الرَّحَبَةِ وَ رَمَاهَابِحَجَرٍ - إلى أن قَالَ:- حَتَّى قَضَت(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: زنی خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد، عرض کرد: آقا من گناه کردهام مرا پاک کنید، آن حضرت دستور فرمودند: او را نگهداری کنند تا فرزندش به دنیا بیاید چون فرزندش به دنیا آمد (بنابر نقلی فرمودند: کودکت را شیر بده تا بزرگ شود)(3)سپس او را احضار کردند، فرمود: پارچۀ تازهای به او بپیچانید، سپس
او را تا سینه در گودالی کردند و سنگبارانش کردند تا از دنیا رفت (جنازهاش را به خانوادهاش دادند تا دفن کنند).
زنان مسلمانان باید خود را به خدا بسپارند و مراقب باشند شیاطین جنی و انسی آنان را فریب ندهند؛ به همین جهت اسلام دستور داده است زنان با مردان نامحرم ارتباط نداشته باشند و با ایشان شوخی نکنند؛ مبادا به گناه بیفتند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ فَجَرَ بِإمْرَأَةٍ وَ لَهَا بَعْلٌ، إِنْفَجَرَ مِنْ فَرْجِهِمَا مِنْ صَدِيدِ جَهَنَّمَ وَادٍ مَسِيرَةَ خَمْسِمِائَةِ عَامٍ، يَتَأَذَّى أَهْلُ النَّارِ مِنْ نَتْنِ رِيحِهِمَا وَ كَانَا مِنْ أَشَدِّ النَّاسِ عَذَاباً(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: زن شوهرداری که مرتکب عمل منافی عفت (زنا) شود، در (زندان) دوزخ از فروج آنان به اندازۀ بیابان پانصد سال راه، چرک و خون خارج میشود که از بوی بد آن اهل جهنم ناراحت شوند و این زن و مرد عذابشان شدیدتر از دیگران است.
قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): فِي الزِّنَا سِتُ خِصَالٍ ثَلَاثٌ مِنْهَا فِي الدُّنْيَا وَ ثَلَاثٌ فِي الْآخِرَةِ، فَأَمَّا الَّتِي فِي الدُّنْيَا فَيَذْهَبُ بِالْبَهَاءِ وَ يُعَجِّلُ الْفَنَاءَوَ يَقْطَعُ الرِّزْقَ؛ وَ أَمَّا الَّتِي فِي الْآخِرَةِ فَسُوءُ الْحِسَابِ وَ سَخَطُ الرَّحْمٰنِ وَ الْخُلُودُ فِي النَّار(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: زناکار (اگر توبه نکند) در دنیا سه عقوبت و در آخرت سه عقوبت دارد، [اما سه عقوبت در دنیا] طراوات و زیبایی صورتش از بین می رود، فقر و نکبت و کمی عمر گریبانگیر او میشود [سه عقوبت در آخرت] از رحمت
خداوند دور میشود، در روز قیامت گرفتار سختی حساب میشود و برای همیشه در جهنم خواهد ماند.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ أَهَبَّ اللهُ رِيحاً مُنْتِنَةً يَتَأَذَّى، بِهَا أَهْلُ الْجَمْعِ حَتَّى إِذَا هَمَّتْ أَنْ تُمْسِكَ بِأَنْفَاسِ النَّاسِ نَادَاهُمْ مُنَادٍ؛ هَلْ تَدْرُونَ مَا هَذِهِ الرِّيحُ الَّتِي قَدْ آذَتْكُمْ؟ فَيَقُولُونَ: لَا وَ قَدْ آذَتْنَا وَ بَلَغَتْ مِنَّا كُلَّ مَبْلَغٍ. قَالَ ثُمَّ يُقَالُ: هَذِهِ رِيحُ فُرُوجِ الزُّنَاةِ الَّذِينَ لَقُوا اللهَ بِالزِّنَا ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَالْعَنُوهُمْ لَعَنَهُمُ اللهُ، فَلَا يَبْقَى فِي الْمَوْقِفِ أَحَدٌ إِلَّا قَالَ: اللَّهُمَّ الْعَنِ الزُّنَاةَ(1)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: در روز قیامت نسیمی بدبو می وزد که تمام اهل محشر از بوی بد آن بهقدری ناراحت می شوند؛ چنانکه نزدیک است خفه شوند، در این هنگام منادی فریاد می زند: ای اهل محشر! آیا می دانید این نسیم بدبو از کجاست؟ اهل محشر می گویند: ما نمیدانیم این نسیم از کجاست اما چقدر ما را ناراحت کرده است. ندا می رسد: این نسیم، از مرد و زن زناکار وزیده است که توبه نکردهاند و با این گناه خدا را ملاقات کردند (بدون توبه از دنیا رفتهاند، ای مردم) شما نیز این گناهکاران را لعنت کنید. در این هنگام صدای مردم به نفرین بلند می شود همه می گویند: «أَللَّهُمَّ الْعَنِ الزُّنَاةَ»؛ خداوندا! زناکاران را لعنت فرما.
1) . ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص262؛ وسائل الشیعة، ج20، ص322، ح1 [25727] «باب دهم از ابواب النکاح المحرم … از کتاب النکاح».
بیشتر افرادی که به نوشابههای الکلی مبتلا هستند، افرادی عصبی و بداخلاق هستند و دارای چهرهای زرد و مزاج ضعیف و گرفتار سوء هاضمه میباشند؛ همچنین از آنجا که مشروبات الکلی قابل هضم نیستند، معده آن را نمیپذیرد، از این رو کسانی که به این مواد عادت ندارند پس از استعمال، حالت تهوع بر آنها عارض میشود.
دانشمندان معتقدند، الکل را نمیتوان برای بدن سوخت نامید؛ زیرا مادهای را میتوان سوخت بدن نامید که در اثر تجزیه به قند تبدیل شود، اما الکل خود یک قند تجزیه شده است. از سوی دیگر الکل، ذخایر بدن را با خود میسوزاند و موجب ضعف و سستی میشود.(1)
[خداوند در قرآن کریم میفرماید:]
{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }(2)
ای کسانی که به خدا و رسول و روز جزا ایمان دارید! (بدانید) شراب و اقسام قمار،
پلید و عمل شیطانی است (از شرابخواری و قمار) دوری کنید تا رستگار شوید.
و نیز میفرماید:
{يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ}(1)
ای پیامر از تو دربارۀ شراب و قمار پرسش می کنند، بگو در شراب و قمار گناه بزرگی است.
قال ابوجعفر (علیه السلام): يَأْتِي شَارِبُ الْخَمْرِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مُسْوَدّاً وَجْهُهُ مُدْلَعاً لِسَانُهُ يَسِيلُ لُعَابُهُ عَلَى صَدْرِهِ، (وَهُوَ يُنادِى العَطَش العَطَش) وَ حَقٌّ عَلَى الله تَعَالَى أَنْ يَسْقِيَهُ مِنْ (طینَةِ) بِئْرِ خَبَالٍ. قَالَ: قُلْتُ وَ مَا بِئْرُ خَبَالٍ؟ قَالَ: بِئْرٌ يَسِيلُ فِيهِ صَدِيدُ الزُّنَاةِ(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: شرابخوار در روز قیامت با چهره سیاه محشور می شود؛ در حالی که زبانش از دهان بیرون آمده است واز شدت تشنگی فریادش بلند است و سزاوار است که خداوند او را از طینت چاه خبال سیراب کند. پرسیدند: طینت چاه خبال چیست؟ حضرت فرمود: چاهی است که آب آن از چرک و خون فروج زنان بدکاره است.
قال الصادق (علیه السلام): من شَرِبَ خَمْراً حَتَّى يَسْكُرَ، لَمْ يَقْبَلِ اللهَُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ صَلَاتَهُ أَرْبَعِينَ يَومَاً(3)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: هرکس شراب بخورد، خداوند تا چهل روز نماز او را نمیپذیرد.
قال الصادق (علیه السلام): يَغْفِرُ اللهُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ … إِلَّا لِثَلَاثَةٍ صَاحِبِ مُسْكِرٍ أَوْ
1) . البقرة (2)، آیۀ 219.
2) . الکافی، ج6، ص396، ح3 «باب شارب الخمر از ابواب الانبذة از کتاب الأشربة»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص297، ح2 [31947] «باب نهم از ابواب الأشربة المحرمة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
3) . الکافی، ج6، ص401، ح10 «باب آخر منه از ابواب الانبذة»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص298، ح5 [31950]؛ در مصدر «صباحاً» بدل از «یوماً» است.
صَاحِبِ شَاهِيْنٍ أَوْ مُشَاحِنٍ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: در ماه رمضان تمام گناهکاران بخشیده می شوند؛ مگر آن شرابخواری که توبه نکند؛ قماربازی که در ماه رمضان نیز قمار بازی کند و بدعتگذاری که در دین بدعت گذاشته باشد.
لَعَنَ رَسوُلُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) الْخَمْرَ وَ عَاصِرَهَا وَ مُعْتَصِرَهَا وَ بَایعَهَا وَ مُشْتَرِيَهَا وَ سَاقِيَهَا وَ آكِلَ ثَمَنِهَا وَ شَارِبَهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَةَ إِلَيْهِ(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شراب را لعنت کردهاند و کسانی را که شراب را تهیه می کنند و فروشنده و خریدار را هم لعنت کردهاند و کسی که سقایت میکند و آورنده و نگهدارندۀ آن را لعنت کردهاند. [نکتۀ قابل تأمل در این حدیث اینکه، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)] تمام کسانی را که در تهیۀ شراب، حمل، فروختن و خورانیدن آن دخالت دارند، را لعنت کردهاند.
قال الصادق (علیه السلام): إنَّ الخَمرَ رَأسُ کُلِّ إثْمٍ، وَ مِفتَاحُ کُلِّ شَرٍّ، وَ قَالَ: إنَّ اللهَ جَعَلَ لِلْشَّرِّ أَقفَالاً فَجَعَلَ مَفَاتِيحَهَا الشَّرَابَ(3)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: شراب سرآمد تمام گناهان است؛ شراب کلید هر گناهی است و خداوند برای تمام بدیها، قفلهایی قرار داده است و کلید تمام بدیها (و گناهان) شراب است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لِعَلیِّ: يَا عَلِيُ مَنْ تَرَكَ الْخَمْرَ لِغَيْرِ الله سَقَاهُ اللهُ مِنَ الرَّحِيقِ الْمَخْتُومِ
فَقَالَ عَلِيٌّ (علیه السلام) لِغَيْرِ اللهَ؟ فَقَالَ: نَعَمْ وَ اللهِ صِيَانَةً لِنَفْسِهِ فَيَشْكُرُهُ اللهُ عَلَى ذَلِك(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: کسی که حتی برای سلامتی خودش هم شراب نخورد، خداوند از رحیق مختوم (شراب طهور بهشتی) به او خواهد داد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض کرد: حتی اگر برای خدا نباشد؟ حضرت فرمود: به خدا سوگند! آری، خداوند سپاسگزار است (و به او از شراب بهشتی میدهند).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): شارِبُ الخَمرِ إذا مَرضَ لَايُعادُ، وَ لَايُشهَدُ جِنازَتُهُ، وَ لَا تُزَکُّوا إذا شَهِدَ، وَ لَا تُزَوِّجُوا إذا خَطَبَ، وَ لَا تَأتَمِنُوهُ عَلى أَمَانَةٍ(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که شراب می خورد (از پنج چیز محروم است:) 1. اگر بیمار شود، عیادت ندارد؛ 2. اگر بمیرد، جنازۀ او تشییع نمیشود؛ 3. اگر شهادت دهد، شهادتش پذیرفته نیست؛ 4. اگر خواستگاری کند نباید به او زن دهند؛ 5. (چون دین ندارد) نباید چیزی به عنوان امانت نزد او بسپارند.
قال الصادق (علیه السلام): الخَمرُ مِفتَاحُ الشَّرِّ، لِأَنَّ شارِبَ الخَمرِ؛ إِذَا شَرِبَ يَزْنِي وَ يَقتُلُ وَ يَسْرِقُ وَ تَرَکَ الصَّلوةَ(3)امام صادق (علیه السلام) میفرماید: شراب، کلید تمام گناهان است؛ زیرا شرابخوار چون شراب بخورد، زنا می کند؛ مرتکب قتل میشود؛ دزدی می کند و نماز را ترک می کند.
1) . وسائل الشیعة، ج25، ص304، ح18 [31963] «باب نهم از ابواب الأطعمة المحرمة»؛ بحارالانوار، ج76، ص150، ح63 «باب86 از ابواب المعاصی و الکبائر از کتاب الروضة».
2) . ر.ک: جامع الأخبار، ص151؛ مستدرک الوسائل، ج14، ص191، ح3 [16476] «باب25 از ابواب مقدمات النکاح از کتاب النکاح».
3) . ر.ک: الکافی، ج6، ص403، ح8 «باب أن الخمر رأس إثم وشر از ابواب الأنبذة از کتاب الأشربة»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص316، ح8 [31996].
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مُدْمِنُ الْخَمْرِ كَعَابِدِ وَثَنٍ، إِذَا مَاتَ عَلَيْهِ يَلْقَى اللهَ عَزَّ وَجَلَّ حِينَ يَلْقَاهُ كَعَابِدِ وَثَنٍ(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که همیشه شراب می خورد، اگر در حال مستی از دنیا برود؛ (چنان است که) بت پرست مرده است، و اگر خدا را در این حال ملاقات کند (با عذاب خدا روبرو می شود) و مانند بتپرست محشور می شود.
قیل للصادق (علیه السلام): لِمَ حَرَّمَ اللهُ الْخَمْرَ؟ فَقَالَ: حَرَّمَهَا لِفِعْلِهَا وَ فَسَادِهَا(2)
از امام صادق (علیه السلام) سوال کردند: چرا خداوند شراب را حرام کرده است؟ حضرت فرمود: بهواسطۀ کار آن؛ (زیرا آثار آن به صورت مستی ظاهر می شود، جز ضرر سودی ندارد) و بهواسطۀ فسادی که (از شراب خوردن) پیدا می شود. (مانند آدم کشی، دزدی، بیناموسی، خرابی نسل و …).
قال الصادق (علیه السلام): مَن شَرِبَ مُسکِراً، لَم يُقبَل مِنهُ صَلَاتُهُ أَربَعيِنَيَوماً(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هرکس آنچه را که آدمی را مست کند، بیاشامد (مانند شراب، عرق و … که مایع مست کننده باشد) خداوند تا چهل روز نماز او را نمیپذیرد.
زیرا آثار حرام تا چهل روز در بدن باقی است؛ بر این اساس امام دربارۀ آثار لقمۀ حرام نیز میفرماید:
کسی که لقمۀ حرامی بخورد تا چهل روز دعایش مستجاب نمیشود.(4)
1) . تهذیب الأحکام، ج9، ص108، ح205 «باب دوم از کتاب الصید و الذبائح»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص319، ح7 [32006] »باب 13 از ابواب الأشربة المحرمة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
2) . الکافی، ج6، ص412، ح3 »باب أنَّ الخمر إنما حرمت …از ابواب الأنبذة از کتاب الأشربة»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص343، ح3 [32079] «باب19 از ابواب الأشربة المحرمة».
3) . روضة المتقین، ج9، ص298 «باب معرفة الکبائر…از کتاب الطلاق».
4) . بحارالأنوار، ج63، ص314، ح7 «باب دوم از ابواب الأکل از کتاب سماء و العالم».
قال ابوجعفر (علیه السلام): مَنْ شَرِبَ الْمُسْكِرَ وَ مَاتَ وَ فِي جَوْفِهِ مِنْهُ شَيْءٌ، لَمْ يَتُبْ مِنْهُ بُعِثَ مِنْ قَبْرِهِ مُخَبَّلاً مَائِلاً شِدْقُهُ سَائِلاً لُعَابُهُ يَدْعُو بِالْوَيْلِ وَ الثُّبُورِ(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: کسی که مستکنندهای (مانند شراب و…) بیاشامد و بیتوبه از دنیا برود او را مانند دیوانگان از قبر بیرون می آورند در حالی که نیمی از صورتش کج است؛ و آب دهانش می ریزد و فریادش به واویلا و واثبورا (وای بر من که هلاک شدم) بلند است.
پس شخص شرابخوار باید هرچه زودتر توبه کند و از خداوند آمرزش خود را بخواهد تا در روز قیامت گرفتار نشود و خداوند توبۀ او را میپذیرد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِالله وَ الْيَوْمِالْآخِرِ، فَلَا يَأْكُلُ عَلَى مَائِدَةٍ يُشْرَبُ عَلَيْهَا الْخَمْرُ(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، از سفرهای که در آن شراب است، چیزی نمیخورد.
قال هارون بن الجهم: کُنَّا مَعَ اَبی عَبدِالله بالحِيْرةِ حِينَ قَدِمَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ الْمَنْصُورِ فَخَتَنَ بَعْضُ الْقُوَّادِ ابْناً لَهُ وَ صَنَعَ طَعَاماً وَ دَعَا النَّاسَ. وَ كَانَ أَبُو عَبْدِ الله (علیه السلام) فِيمَنْ دُعِيَ فَبَيْنَما هُوَ عَلَى الْمَائِدَةِ يَأْكُلُ وَ مَعَهُ عِدَّةٌ عَلَى الْمَائِدَةِ، فَاسْتَسْقَى رَجُلٌ مِنْهُمْ مَاءً
1) . الکافی، ج6، ص398، ح13 «باب شارب الخمر از ابواب الانبذة از کتاب الأشربة»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص323، ح1 [32019] «باب 14 از ابواب الأشربة المحرمة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
2) . الکافی، ج6، ص268، ح2 «باب کراهیة الأکل علی مائدة … از کتاب الأطعمة»؛ وسائل الشیعة، ج24، ص233، ح3 [30417] «باب62 از ابواب الأطعمة المحرمة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
فَأُتِيَ بِقَدَحٍ فِيهِ شَرَابٌ لَهُم فَلَمَّا (أَنْ) صَارَ الْقَدَحُ فِي يَدِ الرَّجُلِ، قَامَ أَبُو عَبْدِ الله (علیه السلام) عَنِ الْمَائِدَةِ فَسُئِلَ عَنْ قِيَامِهِ فَقَالَ قَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَلْعُونٌ…مَنْ جَلَسَ عَلَى مَائِدَةٍ يُشْرَبُ عَلَيْهَا الْخَمْرُ(1)
یک نفر از دوستان امام صادق (علیه السلام) به نام هارون میگوید: در شهر حیره با امام جعفر صادق (علیه السلام) بودیم، یکي از افراد سپاه منصور، بهجهت ختنه کردن پسرش مجلسی ترتیب داده بود و در آن مجلس، منصور و شخصیتهای کشوری حاضر بودند، ما هم در آن مجلس دعوت بودیم. چون مشغول غذا خوردن شدیم، یک نفر از میهمانان آشامیدنی خواست (خادم مخصوص) به او قدحی شراب داد، ناگاه آن حضرت حرکت کردند، چون از ایشان جویا شدند، فرمود: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است هرکس کنار سفرهای که در آن شراب خورده میشود، بنشیند، از رحمت خداوند دور است و به لعنت خداوند گرفتار میشود.
قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): مُدْمِنُ الْخَمْرِ (يُحشَرُ) يَوْمَ الْقِيَامَةِ، مُزْرِقَةً عَيْنَاهُ مُسْوَدّاً وَجْهُهُ مَائِلاً شِقُّهُ يَسِيلُ لُعَابُهُ مَشْدُودَةٌ نَاصِيَتُهُ إِلَى إِبْهَامِ قَدَمِيهِ خَارِجَةً يَدَاهُ مِنْ صُلْبِهِ، فَيَفْزَعُ مِنْهُ أَهْلُ الْجَمْعِ إِذَا رَأَوْهُ مُقْبِلاً إِلَىالْحِسَابِ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: در روز قیامت شرابخوار با چهره سیاه و چشمهای ازرق در حالی که یک سمت آن کج است (محشور می شود)؛ آب دهانش می ریزد؛ موهای مقابل سرش را به دو انگشت بزرگ پایش بستهاند و او را با دستهای از پشت بسته، برای حساب می آورند. چون اهل محشر او را چنین می بینند، صدای آنها به فزغ و ناله بلند می شود.
قال على (علیه السلام): إنَّ رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ضَرَبَ فِي الخَمرِ ثَمانِينَ (جَلدَةً)(1)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: بهدرستیکه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به شرابخوار هشتاد تازیانه می زدند.
در دوران خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، آن حضرت به مردی که در ماه رمضان شراب خورده بود، هشتاد تازیانه زدند، سپس او را زندانی کردند و فردای آن روز بیست تازیانه دیگر بر او زدند. آن مرد عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! دیروز هشتاد تازیانه زدید، امروز برای چیست؟ فرمودند: برای اینکه احترام ماه رمضان را رعایت نکردی و در ماه رمضان شراب خوردی.(2)
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ شَرِبَ النَّبِيذَ عَلَى أَنَّهُ حَلَالٌ، خُلِّدَ فِي النَّارِ وَ مَنْ شَرِبَهُ عَلَى أَنَّهُ حَرَامٌ عُذِّبَ فِي النَّارِ(3)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که آبجو بخورد و آن را حلال بداند، همیشه در آتش جهنم خواهد بود و کسی که با اعتقاد به حرام بودن، آن را بخورد، در آتش جهنم عذاب خواهد شد.
قال عمر بن اذینة کتبت الى أبی عبدالله (علیه السلام): أَسْأَلُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُبْعَثُ لَهُ الدَّوَاءُ مِنْ رِيحِ الْبَوَاسِيرِ، فَيَشْرَبُهُ بِقَدْرِ أُسْكُرُّجَةٍ مِنْ نَبِيذٍ صُلْبٍ، لَيْسَ يُرِيدُ بِهِ اللَّذَّةَ وَ إِنَّمَا يُرِيدُ بِهِ الدَّوَاءَ؟
1) . الخصال، ج2، ص593، ح2؛ وسائل الشیعة، ج28، ص223، ح8 [34610] «باب سوم از ابواب حد المسکر از کتاب الحدود و التعزیرات».
2) . الکافی، ج7، ص216، ح15 «باب مایجب فیه الحد فی الشراب از کتاب الحدود»؛ وسائل الشیعة، ج28، ص232، ح1 [34632] «باب نهم از ابواب حد المسکر».
3) . الکافی، ج6، ص398، ح11 «باب شارب الخمر از ابواب الأنبذة»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص317، ح1 [32000] «باب13 از ابواب الأشربة المحرمة از کتاب الأطعمة و الأشربة».
فَقَالَ: لَا وَ لَا جُرْعَةً. ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَمْ يَجْعَلْ فِي شَيْءٍ، مِمَّا حَرَّمَ شِفَاءً وَ لَا دَوَاءً(1)
فردی (به نام عمربناذینة) به امام صادق (علیه السلام) نوشت: ای فرزند رسول خدا! اگر کسی برای درمان باد بواسیر نه برای لذت بردن، کمی آبجو بخورد، شما اجازه می دهید؟ امام پاسخ دادند: یک جرعۀ آن را هم اجازه نمیدهم؛ زیرا خداوند در حرام دارو و شفا قرار نداده است.
قال ابوبصیر دخلت ام خالد العبدیة علی ابی عبدالله (علیه السلام) و أَنَا عِنْدَهُ. فَقَالَتْ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّهُ يَعْتَرِينِي قَرَاقِرُ فِي بَطْنِي وَ قَدْ وَصَفَ لِي أَطِبَّاءُ الْعِرَاقِ النَّبِيذَ بِالسَّوِيقِ. فَقَالَ: مَا يَمْنَعُكِ مِنْ شُرْبِهِ؟ فَقَالَتْ: قَدْ قَلَّدْتُكَ دِينِي. فَقَالَ: فَلَا تَذُوقِي مِنْهُ قَطْرَةً لَا وَ الله لَا آذَنُ لَكِ فِي قَطْرَةٍ مِنْهُ، فَإِنَّمَا تَنْدَمِينَ إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُكِ هَاهُنَا وَ أَوْمَى بِيَدِهِ إِلَى حَنْجَرَتِهِ يَقُولُهَا ثَلَاثاً أَ فَهِمْتِ؟ فَقَالَتْ: نَعَم(2)
ابوبصیر (یکی از شاگردان امام جعفر صادق (علیه السلام)) میگوید: خدمت آن حضرت بودم، زنی (به نام امخالد) عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! من ناراحتیشکم دارم (و بسیار دلدرد دارم) پزشکان عراق برایم آبجو با سَویق تجویز کردهاند اجازه میفرمایید آبجو بخورم؟ حضرت فرمود: (اگر پزشکان اجازه دادهاند) چرا نمیخورید؟ عرض کرد ای فرزند پیامبر خدا! من از شما تقلید میکنم (شما باید اجازه بدهید تا روز قیامت مسئول نباشم. ایشان فرمود: اگر از من تقلید میکنی) به خدا سوگند! یک قطره آن را اجازه نمیدهم، زیرا هنگامی که جانت به گلویت رسد، پشیمان میشوی که چرا خوردم، (سپس) دست را به طرف گلوی خود آورد سپس سه مرتبه فرمود: (اجازه نمیدهم) فهمیدی؟ امخالد گفت: بلی، فهمیدم.
متأسفانه بعضی گمان می کنند شراب برای درمان برخی از بیماریها مفید است؛ در حالی که امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: خداوند در چیزی که حرام است، شفا قرار نداده است.(1)
سئل الصادق (علیه السلام): عَن شُرب المُسکِر إِنَّمَا يُرِيدُ بِهِ الدَّوَاءَ ، فَقَالَ (علیه السلام): لَا وَ لَا جُرْعَةً… إِنَّ اللهَ (عَزَّ وَ جَلَّ) لَمْ يَجْعَلْ فِي شَيْءٍ مِمَّا حَرَّمَ دَوَاءً وَ لَا شِفَاءً(2)
از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: آیا میتوانیم برای معالجۀ بیماری، آشامیدنی که مست کننده است بخوریم؟ حضرت فرمودند: یک جرعۀ آن را هم اجازه نمیدهم؛ زیرا خداوند در حرام (شراب، آب جو و مانند این دو) دارو و شفا قرار نداده است.سئل الصادق (علیه السلام)عَن دَوَاءٍ عُجِنَ بِالْخَمْرِ؟ فَقَالَ: لَا وَ الله مَا أُحِبُّ أَنْ أَنْظُرَ إِلَيْهِ فَكَيْفَ أَتَدَاوَى بِه …. (3)وَ فی روايَةٍ اُخری …فَقَالَ: لَا وَ الله لَا يَحِلُّ لِلْمُسْلِمِ أَنْ يَنْظُرَ إِلَيْهِ فَكَيْفَ يَتَدَاوَى بِهِ وَ إِنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ شَحْمِ الْخِنْزِيرِ الَّذِي يَقَعُ فِي كَذَا وَ كَذَا لَا يَكْمُلُ إِلَّا بِهِ، فَلَا شَفَى اللهُ أَحَداً شَفَاهُ خَمْرٌ أَوْ شَحْمُ خِنْزِيرٍ(4)
از امام صادق (علیه السلام) سوال کردند: آیا اجازه می دهید دارویی که با شراب مخلوط شده است، بخوریم؟ حضرت فرمود: بهخدا سوگند! دوست ندارم به شراب نگاه کنم، در حالی که تو می خواهی برای درمان آن را بخوری. [و در روایت دیگر میفرمایند:] بهخدا سوگند! مسلمانان نباید به شراب نزدیک شوند، پس چگونه می خواهید آنرا
1) . ر.ک: الکافی، ج6، ص413، ح2 «باب من اضطر الی الخمر … از ابواب الأنبذة از کتاب الأشربة»؛ وسائل الشیعة، ج25، ص344، ح1 [32080] «باب20 از ابواب الأشربة المحرمة از کتاب الأطعمة و الأشربة»؛ ادوار اسمیت دانشمند انگلیسی می گوید: ما هنگامی که خون را تجزیه می کنیم و در آن از مواد الکل چیزی نمیبینیم تا بتوان با الکل چیزی را معالجه کرد. دکتر ملر می گوید: عرق بیماری را درمان نمیکند.دکتر توم انگلیسی می گوید: من تاکنون بیماری را ندیدهام که با عرق درمان شده باشد. دکتر جیسون می گوید: یکي از نامهای زهر، عرق است.(برای تفصیل بیشتر به کتاب مضرات الکل مراجعه شود.)، (مؤلف).
2) . الکافی، ج6، ص413، ح2؛ وسائل الشیعة، ج25، ص344، ح1 [32081] «باب20 از ابواب الأشربة المحرمة از کتاب الأطعمة و...».
3) . الکافی، ج6، ص414، ح4؛ وسائل الشیعة، ج25، ص345، ح4 [32084].
4) . طب الائمة (علیهم السلام)، ص62؛ وسائل الشیعة، ج25، ص346، ح10 [32090].
برای خود درمان قرار دهید و دارویی که با شراب مخلوط شود مانند دارویی است که با چربی خوک مخلوط شود و خداوند در هیچ کدام از این دو شفا قرار نداده است.
[خداوند در این زمینه میفرماید:]
{ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ }(1)
از شراب و قمار (به هر نام) ازلام(2)یا غیر آن باشد، دوری کنید؛ زیرا شراب و قمار هر دو پلید و از کارهای شیطانی است [باشد که رستگار شوید].
قال ابوجعفر (علیه السلام): أَمَّا الْخَمْرُ فَكُلُّ مُسْكِرٍ مِنَ الشَّرَابِ - إلى أن قال - وَ أَمَّا الْمَيْسِرُ فَالنَّرْدُ وَ الشَّطْرَنْجُ وَ كُلُّ قِمَارٍ مَيْسِرٌ(3)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: مراد از «خَمْر» در آیۀ فوق تمام آشامیدنیهاییاست که مست کننده باشد (مانند شراب و عرق) و … و مراد از «مَيْسِر» که در آیه ذکر شده است تختۀ نرد و شطرنج است؛ (بلکه) به هر نوع قماری گویند.
چنانکه از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند: «یا رَسُولَ اللَّهِ مَا المَيسِرُ؟ فَقالَ: کُلُّ مَا يُقامِرُ بِه»(4)ای رسول خدا! میسر چیست؟ که خداوند در قرآن میفرماید: از آن دوری کنید، فرمودند: چیزی که با آن برد و باخت شود میسر است و حرام.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَحْضُرُ الرِّهَانَ فِي الْخُفِّ وَ الْحَافِرِ وَ الرِّيشِ وَ مَا
سِوَى ذَلِكَ، قِمَارٌ حَرَامٌ(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: در مسابقه شترسواری، اسب سواری و تیراندازی که یک گروه می برد و گروه مقابل می بازد، ملائکه حاضر می شوند. (یعنی برد و باخت در این سه مسابقه مانعی ندارد) اما برد و باخت در غیر آنها قمار است و حرام می باشد. (برد و باخت به هر شکلی حرام است).
أَنَّ النَّبِي (صلی الله علیه و آله و سلم) مَرَّ بِقَوْمٍ يَلْعَبُونَ بِالشَطْرَنْجِ. فقَالَ (صلی الله علیه و آله و سلم): {مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ}(2)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گروهی را دیدند که شطرنجبازی می کنند. فرمودند: این صورتها چیست که در مقابل آنها افتادهاید. (و سرگرم بازی با آنها هستید؟!)
این آیه حکایت از گفتار حضرت ابراهیم (علیه السلام) به پیروان نمرود است، که بهآنها فرمود: شما را چه شده است که در مقابل بتها می افتید؟ و روشن است که در این حدیث پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) قمار بازی را به بتپرستی تشبیه کرده است.
قِيلَ لِجَعْفَرِ بْنِ مَحَمَّدٍ (علیهما السلام) مَاالمُرادُ مِن قَولِهِ تَعَالَى… الرِّجسُ مِنَ الْأَوْثَانِ … قَالَ (علیه السلام)… الشَّطْرَنجُ(3)
امام باقر (علیه السلام) در پاسخ به این پرسش که مراد از رجس (پلیدی) که خداوند در قرآن میفرماید: از رجس دوری کنید، چیست؟ آن حضرت فرمود: مراد شطرنج است.
یعنی ای مسلمانان! از شطرنج دوری کنید و شطرنجبازی نکنید.
1) . تهذیب الأحکام، ج6، ص284، ح190 [785] «باب91 از کتاب القضایا و الأحکام»؛ وسائل الشیعة، ج27، ص413، ح2 [34086] «باب54 از کتاب الشهادات».
2) . جامع الأخبار، ص153؛ مستدرکالوسائل، ج13، ص222، ح4 [15189] «باب 81 از ابواب مایکتسب به از کتاب التجارة»؛ سورۀ الأنبیاء (21)، آیۀ 52.
3) . معانی الأخبار، ص349، ح1؛ وسائل الشیعة، ج17، ص308، ح20 [22613] «باب99 از ابواب مایکتسب به»؛ سورۀ الحج (22)، آیۀ 30.
قال ابوعبدالله (علیه السلام): نَهَى رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عَنِ اللَّعِبِ بِالنَّرْدِ وَ الشَطْرَنْجِ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مردم را از بازی با نرد و شطرنج منع کرده است.
سُئِلَ الصَّادِقُ (علیه السلام)عَنْ الشَطْرَنْجِ فَقَالَ: دَعُوا الْمَجُوسِيَّةَ لِأَهْلِهَا(2)
از امام جعفر صادق (علیه السلام) پرسیدند: بازی با شطرنج چگونه است؟ (حلال است یا حرام) حضرت فرمود: بازی آتشپرستان را برای خودشان واگذارید.
یعنی مسلمانان باید کارهایی که آتشپرستان می کنند را ترک کنند.
سُئِلَ الصَّادِقُ (علیه السلام): عَنِ النَّردِ وَ الشَطرَنجِ؟فَقالَ: لَاتَقرَبُوهَا(3)
از امام ششم (علیه السلام) پرسیدند: (شما اجازه می دهید) با تختۀ نرد و شطرنج (بازی کنیم) حضرت فرمود: نزدیک آنها نشوید.
قال الصادق (علیه السلام): بَيْعُ الشَطْرَنْجِ حَرَامٌ وَ أَكْلُ ثَمَنِهِ سُحْتٌ وَ اتِّخَاذُهَا كُفْرٌ وَ اللَّعِبُ بِهَا شِرْكٌ وَ السَّلَامُ عَلَى اللَّاهِي بِهَا مَعْصِيَةٌ…، وَالنَاظِرُ إِلَيْها كَالنَاظِرِ فِي فَرْجِ أُمِّهِ(4)امام صادق (علیه السلام) میفرماید: خرید و فروش شطرنج حرام است؛ (اگر کسی خرید یا فروخت) پول آن حرام است؛ (خریدن آن) و نگهداشتن آن کفر (به خدا) است؛ بازی کردن با شطرنج (مانند) شرک (به خدا) است؛ سلام کردن به کسی که با شطرنجبازی می کند، گناه است و کسانی که بازی شطرنج را تماشا می کنند، مانند این است که به فرج مادر خود نگاه کنند.
وَ مَنْ جَلَسَ عَلَى اللَّعِبِ بِهَا فَقَدْ تَبَوَّأَ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ وَ كَانَ عَيْشُهُ … حَسْرَةً عَلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَة؛ إِيَّاكَ وَ مُجَالَسَةَ اللَّاهِي وَ الْمَغْرُورِ بِلَعِبِهَا؛ فَإِنَّهَا مِنَ الْمَجَالِسِ الَّتِي بَاءَ
1) . مکارم الأخلاق، ص425 «فصل دوم از باب 12»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص325، ح6 [22670] «باب104 از ابواب مایکتسب به از کتاب التجارة».
2) . الکافی، ج6، ص437، ح13 «باب النرد و الشطرنج از ابواب الانبذة از کتاب الأشربة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص319، ح7 [22652] «باب102 از ابواب مایکتسب به».
3) . معانی الأخبار، ص224، ح1 «باب معنی الدباء… از ابواب الکتاب»؛ بحارالأنوار، ج63، ص483، ح5 «باب اول از ابواب الأشربة و الأوانی المحرمة از کتاب السماء و العالم».
4) . المستطرفات، ج3، ص577؛ وسائل الشیعة، ج17، ص323، ح4 [22664] «باب103 از ابواب ما یکتسب به».
أَهْلُهَا بِسَخَطٍ مِنَ الله، يَتَوَقَّعُونَهُ فِي كُلِّ سَاعَةٍ(1)
کسی که برای بازی شطرنج بنشیند، نشیمنگاه خود را پر از آتش می کند؛ خوشی او در دنیا (به بازی شطرنج)، حسرتی است در روز قیامت (که چرا عمر خود را به بازی شطرنج گذراندم).همچنین امام رضا (علیه السلام) میفرماید: از کسانی که به شطرنجبازی مبتلا شدهاند، دوری کنید و از افرادی که به این بازی سرگرم شدهاند کنارهگیری کنید؛ زیرا مجلسی که در آن شطرنجبازی می شود، از جمله مجالسی است که غضب خداوند آنها را گرفته است و هر ساعت انتظار می رود نتیجۀ عمل خود را ببینند (و گرفتار عذاب خدا شوند).
1) . المستطرفات، ج3، ص577؛ وسائل الشیعة، ج17، ص323، ح4 [22664] «باب103 از ابواب ما یکتسب به از کتاب التجارة»؛ در مصدر «فی» بدل از «یوم» است.
یکی از مهمترین حقوق اسلامی، حق همسایه است؛ بر این اساس مسلمانان باید نسبت به همسایگان خوشرفتار و خوشگفتار باشند و موجب اذیت یکدیگر نباشند و نیز در شادی يکدیگر شاد و در اندوه هم اندوهناک باشند، خداوند نیز در قرآن به نیکی کردن دربارۀ همسایگان و کسی که رفیق راه است سفارش می کند:
{ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ }(1)
(ای مسلمانان به پدر و مادرتان) و همسایهای که از بستگان است یا بیگانه است و رفیقی که با شما همراه است نیکویی کنید.
همچنین امام صادق (علیه السلام) دربارۀ کسانی که رعایت همسایگان را نمیکنند و آنان را می آزارند، چنین میفرماید:
لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحْسِنْ مُجَاوَرَةَ مَنْ جَاوَرَهُ(2)
کسی که با همسایۀ خود خوش رفتار نباشد (همسایهاش را شب و روز با صدای موسیقی آزار دهد یا بددهان باشد، چنین شخصی که همسایه را اذیت می کند) از شیعیان ما نیست.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَا زَالَ جِبْرِيلُ يُوصِينِي بِالْجَارِ،حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَيُوَرِّثُهُ(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: (در شب معراج) جبرئیل بهقدری نسبت به همسایه به من سفارش کرد؛ چنانکه گمان بردم، او هم از میت ارث می برد.
قال (علیه السلام): مَنْ كَانَ مُؤْذِياً لِجَارِهِ مِنْ غَيْرِ حَقٍّ، حَرَّمَهُ اللهُ رِيحَ الْجَنَّةِ وَ مَأْوَاهُ النَّارُ(2)
امام (علیه السلام) میفرماید: کسیکه همسایه خود را بیجهت اذیت کند، (و اسباب زحمت او باشد) خداوند، او را از بوی بهشت محروم کند و جایگاه او را آتش جهنم قرار دهد.
أَلَا وَ إِنَّ اللهَ يَسئَلُ الرَّجُلَ مِن حَقِّ جَارِهِ وَ مَن ضَيَّعَ حَقَّ جَارِه… إِذا احْتَاجَ إِلَيْهِ، مَنَعَهُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ وَ مَنْ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ هَلَكَ وَ لَا يَقْبَلُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ عُذْراً(3)
امام (علیه السلام) میفرماید: ای مسلمانان! بدانید و آگاه باشید که در روز قیامت خداوند از حق همسایه سوال می کند؛ هرکسکه حق همسایه را رعایت نکند؛ به نیازمندیهای همسایه اعتنا نکند (و با اینکه می تواند حوائج او را برآورد، به او اعتنا نمیکند) از فضل خداوند محروم می شود، همچنین (در دنیا هم) به خود واگذاشته می شود و کسی که خداوند او را به خود واگذارد هلاک می شود و خداوند عذر او را نیز نمیپذیرد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ بَاتَ شَبْعَاناً وَ جَارُهُ جَائِعٌ فَلَيسَ بمُسْلِمٍ(4)
1) . مکارم الأخلاق، ص48 «فصل سوم از باب دوم»؛ وسائل الشیعة، ج12، ص127، ح5 [15841] «باب86 از ابواب احکام العشرة … از کتاب الحج».
2) . ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص283؛ وسائل الشیعة، ج5، ص340، ح1 [6736] «باب27 از ابواب احکام المساکن از کتاب الصلاة».
3) . وسائل الشیعة، ج5، ص340، ح1 [6736].
4) . وسائل الشیعة، ج17، ص209، ح1 [22354] «باب49 از ابواب مایکتسب به از کتاب التجارة»؛ در مصدر «ما آمن بالله و …» در اول حدیث بدل از «فلیس بمسلم»در آخر حدیث است.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکسکه سیر بخوابد و همسایهاش گرسنه باشد، مسلمان نیست.
در حدیثی نقل شده است که، در زمان یکي از انبیای بنیاسرائیل مرد کافری همسایهای خداپرست داشت؛ او را زیاد احترام می کرد؛ با او به مدارا و محبت رفتار می نمود؛ در کارها او را کمک می کرد (و برای مرد خداپرست همسایۀ نیکویی بود) چون مرد کافر از دنیا رفت؛ در جهنم جایگاهی از گِل برای او قرار دادند که آتش او را اذیت نکند و حرارت آتش به او نرسد، خوراکی او را از خارج جهنم برای او میآورند؛ چون خوراکی او را برایش میآورند، به او می گویند (راحتی و آسایش تو با اینکه در جهنم هستی) برای این است که تو در دنیا با همسایۀ خداپرست خود، رفتار نیکو داشتی و حق همسایهات را ادا می کردی.
امام زینالعابدین (علیه السلام) در اینباره میفرماید:
شبی خانوادۀ حضرت یعقوب پیغمبر (علیه السلام) گوسفندی کباب کردند، همسایهای داشتند که روزه بود و از باقیماندۀ غذا چیزی به او ندادند، همگی آنهاسیر خوابیدند و همسایۀ ایشان گرسنه بود و از حضرت یعقوب (علیه السلام) به خداوند شکایت کرد؛ چون گرفتار فراق فرزند گشت، بقدری گریست که چشمهایش سفید شد. روزی به درگاه
1) . مرآة الکمال، ج1، ص131 «فصل سوم»؛ وسائل الشیعة، ج16، ص289، ح14 [21570] «باب اول از ابواب فعل المعروف از کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر»؛ در مصدر «بالمؤمن» بدل از «بجاره» است.
خداوند نالید و گفت: خداوندا! به من رحم نمیکنی؟ چشمانم نابینا شد، آیا فرزندم را به من نمیرسانی؟ خطاب رسید ای يعقوب! اگر فرزند تو را میرانده باشم، او را زنده می کنم و به تو می رسانم، اما یاد کن شبی را که گوسفندی را ذبح کردید و از آن خوردید و به همسایۀ گرسنۀ خود چیزی ندادید.(1)
چون حضرت یعقوب (علیه السلام) علت گرفتاری خود را متوجه شد، هر روز منادی آن حضرت، مردم را برای اطعام دعوت میکرد تا اینکه پس از مدت کوتاهی خداوند حضرت یوسف (علیه السلام) را به آن حضرت رسانید.
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ }(2)
ای کسانی که (به خدا و رسول) ایمان آوردهاید! بدون اجازه و سلام به خانۀ دیگران وارد نشوید، این عمل (با اجازه وارد شدن) بهتر است برای شما (به این دستور اخلاقی توجه پیدا کنید) و پند بگیرید.
قال الباقر (علیه السلام): هُوَ تَسْلِيمُ الرَّجُلِ عَلَى أَهْلِ الْبَيْتِ، حِينَ يَدْخُلُ ثُمَّ يَرُدُّونَ عَلَيهِ(3)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: - مراد از استیناس و سلام در آیه که میفرماید: «حَتَّي تَسْتَأنِسُوا»؛ - خبر کردن و سلام برای اجازۀ ورود است تا اینکه اهل خانه جواب سلام را بدهند.
چنانکه پیامبر برای اجازۀ ورود در مقابل درب خانه زهرا (علیها السلام) می فرمود: «السلام علیکم یا أهل بیت النبوة» و حضرت زهرا (علیها السلام) می فرمود: «و علیکم السلام یا ابه».(4)
1) . الجواهر السنیة، ص56؛ روضة المتقین، ج9، ص374 «باب ذکر جمل من مناهی النبی از کتاب الطلاق».
2) . النور (24)، آیه 27.
3) . معانی الأخبار، ص163، ح1؛ وسائل الشیعة، ج12، ص81، ح2 [15696] «باب50 از ابواب احکام العشرة … از کتاب الحج».
4) . بحارالانوار، ج43، ص56، ح50 «باب سوم از ابواب تاریخ سیدة النساء العالمین…».
یکی از وظائف اخلاقی مسلمانان این است که بدون اجازه صاحب منزل، وارد خانهاش نشوند چون وارد خانه شدند، درصدد تفتیش و جستجو بر نیایند. پیشوای اسلام این موضوع را به بیانات مختلف به پیروان خود گوشزد کرده است.
نهی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) أَنْ يَطَّلِعَ الرَّجُلُ فِي بَيْتِ جَارِهِ، وَ قَالَ مَنْ نَظَرَ إِلَى عَوْرَةِ أَخِيهِ الْمُسْلِمِ أَوْ عَوْرَةِ غَيْرِ أَهْلِهِ مُتَعَمِّداً، أَدْخَلَهُ اللهُ تَعَالَى مَعَ الْمُنَافِقِينَ … وَ لَمْ يَخْرُجْ مِنَ الدُّنْيَا، حَتَّى يَفْضَحَهُ اللهُ إِلَّا أَنْ يَتُوبَ(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نهی فرموده است از اینکه مسلمان (چون جای بلندی رفت) به خانۀ همسایهاش چشمچرانی کند.
و نیز میفرماید: کسی که درصدد دیدن عورت برادرش باشد یا بخواهد به غیر اهل خود چشم چرانی کند؛ خداوند او را با منافقین محشور کند و از دنیا نرود تا اینکه مفتضح و رسوا شود (مگر اینکه توبه کند، خداوند توبه او را قبول می کند).
قال الصادق (علیه السلام): إِذَا اطَّلَعَ رَجُلٌ عَلَى قَوْمٍ يُشْرِفُ عَلَيْهِمْ أَوْ يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ مِنْ خَلَلِ شَيْءٍ لَهُم، فَرَمَوْهُ فَأَصَابُوهُ فَقَتَلُوهُ أَوْ فَقَئُوا عَيْنَهُ فَلَيْسَ عَلَيْهِمْ غُرْمٌ(2)
ج7، ص291، ح5 «باب من لا دیة له از کتاب الدیات»؛ وسائل الشیعة، ج29، ص68، ح6 [35171].
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: اگر مردی از بلندی به خانۀ (مسلمانی) چشمچرانی کند، یا از شکاف درب خانه نگاه کند و صاحب منزل او را به چوب یا سنگ بزند و او کشته شود یا کور گردد، بر او دیه نیست؛ زیرا او حق نداشته استکه به خانۀ مردم نگاه کند.
قال (علیه السلام): مَنِ اطَّلَعَ عَلَى مُؤْمِنٍ فِي مَنْزِلِهِ فَعَيْنَاهُ مُبَاحَةٌ لِلْمُؤْمِنِ فِي تِلْكَ الْحَالِ(3)
امامباقر (علیه السلام) میفرماید: کسی که از بلندی به خانۀ برادر مؤمن چشم چرانی کند،
1) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج4، ص13، ح4968 «باب ذکر جمل من مناهی النبی»؛ وسائل الشیعة، ج29، ص67، ح3 [35168] «باب25 از ابواب قصاص النفس از کتاب القصاص».
2) . الکافی،
3) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج4، ص104، ح5192 «باب من لا دیة له... از کتاب الدیات»؛ وسائل الشیعة، ج29، ص66، ح2 [35167] «باب25 از ابواب القصاص فی النفس از کتاب القصاص».
چشمهای او در آن حال مباح است (یعنی اگر صاحب منزل، به سوی او سنگی پرتاب کرد و چشمش کور شد بر او دیه نیست).
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ رَجُلاً إِطَّلَعَ مِنْ خَلَلِ حُجْرَةِ رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، فَجَاءَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بِمِشْقَصٍ لِيَفْقَأَ عَيْنَهُ فَوَجَدَهُ قَدِ انْطَلَقَ. فَقَالَ: رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَيْ خَبِيثُ! أَمَا وَ اللّٰهِ لَوْ ثَبَتَّ لِي لَفَقَأْتُ عَيْنَيْكَ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مردی (از منافقین) را دیدند که از بلندی به خانۀ ایشان نگاه می کند، رسول اکرم نیز تیر و کمانی آوردند، آن مرد پا به فرار گذاشت، فرمودند: ای ناپاک! اگر همین طور نگاه می کردی، چشمهایت را با این تیر کور می کردم.
1) . الکافی، ج7، ص291، ح5 «باب من لا دیة له از کتاب الدیات»؛ وسائل الشیعة، ج29، ص68، ح6 [35171].
خداوند دربارۀ اصلاح میان برادران ایمانی چنین میفرماید:
{ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}(1)
مؤمنین با یکدیگر برادرند (اگر با یکدیگر نزاع داشتند، یا قهر کردند) میان آنها را اصلاح دهید و تقوای الهی را پیشۀ خود سازید، تا خداوند به شما رحم کند.
قال الصادق (علیه السلام): المُصلِحُ لَيسَ بِکَاذِبٍ(2)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: کسی که میان دو نفر را میخواهد اصلاح کند آنچه را که لازم است، بگوید دروغگو شمرده نمیشود؛ زیرا شخص مصلح نیتش اصلاح است نه دروغ گفتن.
معاویةبنعمار میگوید: امام صادق (علیه السلام) برای اصلاح امری پیغامی به من داد، من نیز پیغام حضرت را رساندم و خودهم به آن چیزی اضافه کردم، چون به امام گفتم
فرمود: مانعی ندارد «المُصلِحُ لَيسَ بِکَذَّابٍ» کسی که نیتش اصلاح میان مردم است، دروغگو نیست. «إنَّمَا هُوَ الصُّلْحُ لَيسَ بِکذِبٍ» صلح دادن دروغگویی نیست.(1)
بر این اساس تا میتوانید میان برادران خود را اصلاح کنید؛ زیرا کسی که میان برادران خود را اصلاح کند، خداوند او را دوست دارد.
قال الصادق (علیه السلام): صَدَقَةٌ يُحِبُّهَا اللهُ إِصْلَاحُ بَيْنِ النَّاسِ، إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبُ بَيْنِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: اصلاح بین دو نفر (که با یکدیگر نزاع دارند) یا آشتی دادن (میان دو نفر که با یکدیگر قهر هستند) صدقهای است که خداوند آن را دوست دارد.
قال ابن سنان عن ابن الحنیفه: مَرَّ بِنَا الْمُفَضَّلُ وَ أَنَا وَ خَتَنِي نَتَشَاجَرُ فِي مِيرَاثٍ فَوَقَفَ عَلَيْنَا سَاعَةً. ثُمَّ قَالَ: لَنَا تَعَالَوْا إِلَى الْمَنْزِلِ فَأَتَيْنَاهُ فَأَصْلَحَ بَيْنَنَا بِأَرْبَعِمِائَةِ دِرْهَمٍ فَدَفَعَهَا إِلَيْنَا مِنْ عِنْدِه …فقال: أَمَا إِنَّها لَيْسَتْ مِنْ مَالِي وَ لَكِنْ أَبُو عَبْدِ الله (علیه السلام) أَمَرَنِي إِذَا تَنَازَعَ رَجُلَانِ مِنْ أَصْحَابِنَا فِي شَيْءٍ أَنْ أُصْلِحَ بَيْنَهُمَا وَ أَفْتَدِيَهَا مِنْ مَالِهِ فَهَذَا مِنْ مَالِ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام)(3)
ابنحنیفه میگوید: با دامادم اختلاف حساب داشتم و با یکدیگر در میراثی نزاع داشتیم، مفضل - از بزرگان اصحاب امام صادق (علیه السلام) - چون ما را دیدبه خانۀ خود برد میان ما را به چهارصد درهم صلح داد، سپس به ما گفت: این پول از من نیست امام صادق مبلغی را در اختیار من گذاشته است که اگر میان دوستان اختلاف حسابی بود، رفع اختلاف کنم و میان آنها را صلح دهم.
1) . الکافی، ج2، ص210، ح7؛ بحارالانوار، ج73، ص48، ح12.
2) . الکافی، ج2، ص209، ح1 «باب الاصلاح بین الناس از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج18، ص439، ح2 [24001] «باب اول از کتاب الصلح».
3) . الکافی، ج2، ص209، ح4 «باب الاصلاح بین الناس از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالأنوار، ج47، ص57، ح106 «باب چهارم از ابواب تاریخ امام الهمام... از کتاب تاریخ علیبنالحسین... (علیهم السلام)).
بدون تردید موضوع امانت در اسلام بهقدری اهمیت دارد که شارع اسلام گفتگوی در مجالس را هم در ردیف امانت قرار داده است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): المَجالِسُ بِالأَمَانَةِ(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اگر کسی در مجلسی سخنی بشنود و صاحبِ سخن راضی نباشند دیگران نیز سخن او را بشنوند، آنکس که آن سخن را در جایی دیگر نقل کند، در امانت خیانت کرده است؛ چنانکه امام صادق (علیه السلام) در توضیح کلام پیامبر میفرماید:
وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ أَنْ يُحَدِّثَ بِحَدِيثٍ يَكْتُمُهُ صَاحِبُهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ(2)
کسی حق ندارد گفتار (محرمانۀ) کسی را در خارج بگوید؛ مگر آنکه او اجازه دهد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الْمَجَالِسُ بِالْأَمَانَةِ، إِلَّا ثَلَاثَةَ مَجَالِسَ مَجْلِسٌ سُفِكَ فِيهِ دَمٌ حَرَامٌ أَوْ مَجْلِسٌ اسْتُحِلَّ فِيهِ فَرْجٌ حَرَامٌ أَوْ مَجْلِسٌ يُسْتَحَلُّ فِيهِ مَالٌ حَرَامٌ بِغَيْرِ حَقِّهِ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هر گفت و شنودی که صاحب سخن، راضی نباشد منتشر شود، امانت است و نباید در آن خیانت کرد و آن را به دیگران گفت؛ مگر گفت و شنودی که در آن بخواهند، عمل حرامی انجام دهند یابخواهند، خونی را به ناحق بریزند، یا مالی را به ناحق از بین ببرند (در این صورت باید در خارج گفته شود، تا از ارتکاب عمل خلاف جلوگیری گردد).
1) . الکافی، ج2، ص660، ح2 «باب المجالس بالأمانة از کتاب العشرة»؛ وسائل الشیعة، ج12، ص104، ح1 [15765] «باب71 از ابواب احکام العشرة … از کتاب الحج».
2) . الکافی، ج2، ص660، ح3؛ وسائل الشیعة، ج12، ص104، ح3 [15767] «باب71 از ابواب احکام العشرة … از کتاب الحج».
3) . الأمالی (للطوسی)، ص53، ح40؛ وسائل الشیعة، ج12، ص105، ح4 [15768].
از سوی دیگر مسلمانان باید با یکدیگر ارتباط داشته باشند و یکدیگر را در تمام امور راهنمایی کنند و اگر مسلمانی در کاری وارد شده است که برای او ضرر دنیا یا آخرت دارد، و او آگاه نیست، باید دیگر مسسلمانان، او را متوجه ضرر آن عمل کنند و از نصیحت کردن او دریغ نکنند و نسبت به او حسد نورزند و او را راهنمایی کنند و به او منفعت برسانند. پیشوایان دین نیز به این امر توجه کامل داشتهاند و پیروان خود را به نصیحت خود به برادران تشویق نمودهاند.
قال الصادق (علیه السلام): عَلَيکُم بِالنُّصحِ لله فِي خَلقِهِ، فَلَن تَلقَاهُ بِعَمَلٍ أَفضَلَ مِنهُ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: بر شما (شیعیان) است که برای رضای خداوند در نصیحت به برادران مسلمان کوتاهی نکنید؛ زیرا با بهتر از این عمل نمیتوان به رحمت خداوند رسید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِنَّ أَعْظَمَ النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَ الله يَوْمَ الْقِيَامَةِ، أَمْشَاهُمْ فِي أَرْضِهِ بِالنَّصِيحَةِ لِخَلْقِهِ(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسانی که همتشان نصیحت کردن به برادران خود می باشد و همیشه در صدد ارشاد برادران خود هستند، در روز قیامت مقام و منزلت بزرگی نزد خداوند دارند.
بیشک یکي از وظائف تمام مخلوقات در برابر خالق هستی، شکرگزاری است. از این رو مسلمان باید همیشه شکرگزار خالق بیهمتا باشد تا خداوند نیز نزول نعمتهای خود را روزافزون کند خداوند میفرماید:
{ وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ }(1)
آنگاه که پروردگار شما اعلام فرمود: اگر (در مقابل) نعمتهای خداوند شکر کنید، خداوند نعمتهای خود را برای شما زیاد می کند و اگر کفران نعمت نمودید؛ حقاً که هر آیینه عذاب من (که خالق شما هستم) سخت است.
قال الصادق (علیه السلام): مَا أَنْعَمَ اللهُ عَلَى عَبْدٍ مِنْ نِعْمَةٍ، فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَ اللهَ ظَاهِراً بِلِسَانِهِ، فَتَمَّ كَلَامُهُ حَتَّى يُؤْمَرَ لَهُ بِالْمَزِيدِ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: هرگاه خداوند به بندهاش نعمتی بدهد، پس بنده متوجه باشد که این نعمت را خداوند به او داده است (در مقابل نعمت) شکرگزار خداوند باشد و او را ستایش کند، هنوز ستایش او تمام نشده است، نعمت او را زیاد می کند.
قال الصادق (علیه السلام): شُكْرُ النِّعْمَةِ، اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ وَ تَمَامُ الشُّكْرِ، قَوْلُ الرَّجُلِ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: شکر نعمت، دوری از گناهان است و اتمام شکر آن است که بگوید: «الحَمدُللهِ
رَبِّ العالَمِينَ».
قال الصادق (علیه السلام): ثَلَاثٌ لَا يَضُرُّ مَعَهُنَّ شَيْءٌ؛ الدُّعَاءُ عِنْدَ الْكَرْبِ وَ الِاسْتِغْفَارُ عِنْدَ الذَّنْبِ وَ الشُّكْرُ عِنْدَ النِّعْمَةِ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: سه چیز است که با داشتن آن ضرری متوجه شما نمیشود، در هنگام ناراحتی، دعا کردن؛ بعد از گناه استغفار نمودن، برای نعمتهای خداوند شکر کردن (زیرا با دعا کردن بلا برطرف می شود با استغفار گناه آمرزیده می شود و با شکر کردن نعمت زیاد می شود).
قال الصادق (علیه السلام): كَانَ فی وَصیَّةِ لُقْمانَ … لِابْنِهِ خَفِ اللَّهَ (عَزَّوَجَلَّ) خِيفَةً لَوْ جِئْتَهُ بِبِرِّ الثَّقَلَيْنِ لَعَذَّبَكَ وَ ارْجُ اللهَ رَجَاءً لَوْ جِئْتَهُ بِذُنُوبِ الثَّقَلَيْنِ لَرَحِمَكَ(3)
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: لقمان به پسرش می فرمود: فرزندم! چنان از خداوند بترس که اگر به اندازۀ جن و انس خوبی داشته باشی، خداوند تو را (بهواسطۀ گناهان) عذاب خواهد کرد و نیز به رحمت خداوند چنان امیدوار باش که اگر به اندازۀ جن و انس گناه داشته باشی، خدا به تو رحم می کند.
قال الباقر (علیه السلام): لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا [وَ] فِي قَلْبِهِ نُورَانِ، نُورُ خِيفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ، لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: در دل هر مؤمنی دو نور است؛ نور بیم از گناهان خود و نور امید به رحمت خداوند؛ هرگاه این دو وزن شود به یک وزن خواهد بود و هیچ یک از آنها بر دیگری زیادتی ندارد (یعنی مؤمن باید به گناهان خود بنگرد و بترسد از سوی دیگر، به رحمت پروردگار بنگرد و به او امیدوار باشد).
قال الصادق (علیه السلام): خَفِ اللهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ وَ إِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ، فَإِنَّهُ يَرَاكَ فَإِنْ كُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لَا يَرَاكَ فَقَدْ كَفَرْتَ، وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ يَرَاكَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِيَةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِينَ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: از خداوند چنان بترسید (و از گناه دوری کنید) گویا او را می بینید؛ زیرا اگرچه شما او را نمیبینید (بهواسطۀ آن است که او از جنس مخلوقات نیست و ذات مقدسش جسم نیست که قابل دیدن باشد) اما او به حال شما آگاه است و از اعمال و افکار شما مطلع است و اگر به این موضوع عقیده نداشته باشید، کافر شدهاید و اگر معتقد هستید که خداوند به حال شما آگاه است اما گناه می کنید و از فرمان او سرپیچی میکنید … (پس به او اعتناء نکردهاید) و او را پستترین ناظرین قرار داده اید.
قال علی بن الحسین (علیه السلام): إِنَّ رَجُلاً رَكِبَ الْبَحْرَ بِأَهْلِهِ فَكُسِرَ بِهِمْ، فَلَمْ يَنْجُ مِمَّنْ كَانَ فِي
السَّفِينَةِ إِلَّا امْرَأَةُ الرَّجُلِ، فَإِنَّهَا نَجَتْ عَلَى لَوْحٍ مِنْأَلْوَاحِ السَّفِينَةِ، حَتَّى الْجَأَتْ عَلَى جَزِيرَةٍ مِنْ جَزَائِرِ الْبَحْرِ، وَ كَانَ فِي تِلْكَ الْجَزِيرَةِ رَجُلٌ يَقْطَعُ الطَّرِيقَ وَ لَمْ يَدَعْ للهِ حُرْمَةً إِلَّا انْتَهَكَهَا فَلَمْ يَعْلَمْ إِلَّا وَ الْمَرْأَةُ قَائِمَةٌ عَلَى رَأْسِهِ فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيْهَا. فَقَالَ: إِنْسِيَّةٌ أم جِنِّيَّةٌ. فَقَالَتْ: إِنْسِيَّةٌ …(1)
امام سجاد (علیه السلام) میفرماید: مرد و زنی در کشتی سوار بودند، ناگهان کشتی غرق شد و کسی نجات پیدا نکرد؛ مگر زن که خود را به تخته پارهای گرفت تا اینکه به جزیرهای رسید و نجات یافت؛ چون وارد جزیره شد، مردی در آن جزیره بود که هیچگاه (از گناه دوری نمیکرد) و احترام پروردگار را رعایت نمیکرد؛ چون زن را دید پرسید آیا جن هستی يا انسان؟ گفت: انسان هستم. تا این سخن را شنید، خود را به او رسانید؛ چون خواست با او نزدیکی کند، دید زن می لرزد. گفت: چرا
1) . الکافی، ج2، ص69، ح8 «باب الخوف و الرجاء از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالانوار، ج14، ص507، ح22 «باب32 از ابواب قصص عیسی… از کتاب النبوة».
میلرزی؟ از چه کسی می ترسی؟ زن به آسمان اشاره کرد و گفت: از پروردگار آسمانها می ترسم. مرد پرسید: آیا تاکنون مرتکب این عمل شدهای؟ گفت: به عزت پروردگارم سوگند! هیچگاه چنین گناهی نکردهام. مرد گفت: با آنکه از خود اختیاری نداری این چنین میترسی؟ در حالی که من از تو سزاوارترم که از خدای خود بترسم. چون زن او را متوجه کرد، مرد حرکت کرد و به راه خود ادامه داد.
قال علی بن الحسین (علیهما السلام): فَبَيْنَا هُوَ يَمْشِی فِي الطَّریقِ إِذْ صَادَفَهُ رَاهِبٌ … فَحَمِيَتْ عَلَيْهِمَا الشَّمْسُ. فَقَالَ: الرَّاهِبُ لِلشَّابِّ ادْعُ اللهَ يُظِلَّنَا بِغَمَامَةٍ فَقَدْ حَمِيَتْ عَلَيْنَا الشَّمْسُ. فَقَالَ: الشَّابُّ مَا أَعْلَمُ أَنَّ لِي عِنْدَ رَبِّي حَسَنَةً فَأَتَجَاسَرَ عَلَى أَنْ أَسْأَلَهُ شَيْئاً. قَالَ: فَأَدْعُو أَنَا وَ تُؤَمِّنُ أَنْتَ. قَالَ: نَعَمْ فَأَقْبَلَ الرَّاهِبُ يَدْعُو وَ الشَّابُّ يُؤَمِّنُ فَمَا كَانَ بِأَسْرَعَ مِنْ أَنْ أَظَلَّتْهُمَا غَمَامَةٌ فَمَشَيَا تَحْتَهَا مَلِيّاً مِنَ النَّهَار…(1)
سپس امام زینالعابدین (علیه السلام) میفرماید: آن مرد چون به راه خود ادامه داد، در میانه راه به مرد راهبی رسید و به اتفاق یکدیگر به راه خود ادامه دادند، چون هوا گرم شد، مرد راهب گفت: ای جوان ! از خداوند بخواه که برای سایبان ما ابری بفرستد که از گرما ناراحت هستیم. جوان گفت: من عملی ندارم که از خداوند چیزی درخواست کنم. راهب گفت: پس من دعا می کنم تو آمین بگو، جوان قبول کرد. چون دعا کردند، ابری پدیدار شد و در سایۀ ابر به راه خود ادامه دادند تا به دو راهی رسیدند. چون راهب از جوان جدا شد، ابر بهسوی جوان حرکت کرد. راهب گفت: ای جوان! دعای من به واسطۀ تو مستجاب شد، تو از من بهتر هستی، بگو چه کار کردهای که خداوند دعای مرا به خاطر تو مستجاب کرد؟ جوان برای راهب ماجرای زن را گفت. راهب گفت ای جوان! تو احترام پروردگارت را رعایت نمودی و از گناه دوری کردی، خداوند نیز گناهان تو را آمرزید و ابر را به خاطر تو فرستاد و تو را احترام کرد.
این است نتیجۀ خودداری از گناه کردن؛ زیرا اگر کسی برای احترام پروردگار از گناه دوری کند، خداوند نیز در دنیا و آخرت او را مورد رحمت خود قرار خواهد داد.
1) . الکافی، ج2، ص70، ح8 «باب الخوف و الرجاء از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالانوار، ج14، ص507، ح32 «باب32 از ابواب قصص عیسی …از کتاب النبوة».
یکی از گناهانی که موجب عذاب است، قتل نفس است؛ یعنی اگر کسی بیجهت فردی را بکشد مانند آن است که همۀ مردم را کشته است (زیرا ممکن بود از همان فرد، افراد بسیاری به دنیا بیایند). خداوند در قرآن میفرماید:
{مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً }(1)
کسی که بیجهت شخصی را بکشد، در حالی که او قاتل نباشد یا بدون اینکه او فسادی در زمین بپا کرده باشد (مانند سرقت مکرر، یا روزه خوردن شخص سالم و غیرمسافر در ماه رمضان به کرات) پس گویا (این قاتل) تمام مردم را کشته است.
پس زنان حامله بدانند اگر نطفۀ داخل رحم خود را سقط کنند، گناه کردهاند و اگر جنین به سن چهار ماه رسیده و در او روح دمیده شده است به وسیلۀ دارو او را از بین ببرند، قتل نفس کردهاند و کسی که آدم زندهای را بکشد، جایگاه او آتش دوزخ است همچنین باید جریمۀ نقدی نیز بپردازد؛ برای توضیح این مطلب به بیان امام (علیه السلام) دقت کنید.
إنّ امیرالمؤمنین (علیه السلام): جعَلَ دِيَةَ الْجَنِينِ مِائَةَ دِينَارٍ، وَ جَعَلَ مَنِیَّالرَّجُلِ إِلَى أَنْ يَكُونَ
1) . المائدة (5)، آیۀ 32.
جَنِيناً ، خَمْسَةَ أَجْزَاءٍ فَإِذَا كَانَ جَنِيناً، قَبْلَ أَنْ تَلِجَهُ الرُّوحُ مائةُ دِينَارٍ… وَ إذا وَلِجَ فِيهِ الرُّوحُ فَدِيَتُهُ ألفُ دینَارٍ(1)
امیرالمؤمنان (علیه السلام) میفرماید: جنین، در شکم پنج مرحله دارد و برای هر مرحلۀ آن بیست دینار دیه است: اول نطفه؛ دوم علقه؛ سوم مضغه؛ چهارم عظام؛ پنجم لحم؛ یعنی اگر زن کاری کند که نطفه را از بین ببرد، باید بیست دینار طلا جریمه بپردازد؛ اگر نطفه، علقه (خون) شده باشد و او را از بین ببرد باید چهل دینار جریمه بپردازد؛ اگر نطفه، مضغه (تکۀ گوشت) شده باشد؛ باید شصت دینار جریمه بپردازد؛ اگر نطفه به شکل استخوان شده باشد؛ باید هشتاد دینار جریمه بپردازد؛ اگر نطفه، جنین (انسان کامل) شده باشد، اما هنوز در او روح دمیده نشده باشد، صد دینار باید جریمه بدهد؛ اگر در او روح دمیده شده باشد و او را از بین ببرد، هزار دینار جریمه دارد.
سئل الصادق (علیه السلام): فِي إمْرَأَةٍ شَرِبَتْ دَوَاءً وَ هِىَ حَامِلٌ لِتَطْرَحَ وَلَدَهَا فَأَلْقَتْ وَلَدَهَا؟ قَالَ: إِنْ كَانَ لَهُ عَظْمٌ قَدْ نَبَتَ عَلَيْهِ اللَّحْمُ وَ شُقَّ لَهُ السَّمْعُ وَ الْبَصَرُ فَإِنَّ عَلَيْهَا دِيَةً تُسَلِّمُهَا إِلَى أَبِيهِ. قَالَ: وَ إِنْ كَانَ … عَلَقَةً أَوْ مُضْغَةً فَإِنَّ عَلَيْهَا أَرْبَعِینَ دِينَاراً(2)
از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: زنی برای سقط فرزند خود دارویی خورده است و بچه را سقط کرده است، حکمش چیست؟ حضرت فرمود: اگر بچه کامل شده است (اما روح ندارد) باید صد دینار به پدر جریمه دهد (اما اگر جنین کامل) و علقه یا مضغه است، باید برای هر کدام بیست دینار بدهد.(3)
1) . الکافی، ج7، ص342، ح1 «باب دیة الجنین از کتاب الدیات»؛ وسائل الشیعة، ج29، ص312، ح1 [35674] «باب19 از ابواب دیات الأعضاء از کتاب الدیات»؛ در مصدر «فَإذا نَشأفیه خلقٌ آخَرُ و هوَ الرُّوحُ فَهُوَ حینئذٍ نَفْسٌ بِألفِ دینارٍ» بدل از «و إذا ولِجَ فیهِ الرُّوحُ فَدیتُهُ أَلفُ دینارٍ» است.
2) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج4، ص145، ح5321 «باب دیة النطفة … از کتاب الدیات»؛ وسائل الشیعة، ج29، ص318، ح1 [35684] «باب20 از ابواب دیات الاعضاء از کتاب الدیات».
3) . تفصیل مسئله را به رسالۀ عملیه مراجعه کنید.
مؤمن باید به پروردگار خوشگمان باشد؛ زیرا بدگمانی به پروردگار در قرآن مذمت شده است.
{الظَّانِينَ بِالله ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيراً}(1)
کسانی که به خداوند خود بدگمان هستند؛ بدگمانی و لعنت و خشم خداوند بر ایشان باد، خداوند برای آنها جهنم را که بد جایگاهی است، آماده کرده است.
قال ابوالحسن الرضا (علیه السلام): أَحْسِنوا الظَّنَّ بِالله فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: أَنَا عِنْدَ ظَنِ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بِي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً(2)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: گمان خود را به پروردگار نیکو کنید؛ زیرا خداوند میفرماید: من با گمان بندۀ مؤمن خود هستم، اگر به من گمان خوب کند (به رحمت و آمرزش من امیدوار است) مطابق گمانش با او رفتار می کنم و اگر به من گمان بد کند (به رحمت من امیدوار نیست و گمان می کند که او را عذاب خواهم کرد) مطابق گمانش با او رفتار می کنم.
قال الصادق (علیه السلام): حُسنُ الظَّنِ… أَنْ لَاتَرجُوا إلَّا اللهَ وَ لَا تَخَافَ إلّاَ ذَنْبَکَ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: معنای خوشگمانی به پروردگار آن است که به غیر پروردگار امیدوار نباشی و از چیزی جز گناه خود نترسی و بیم نداشته باشی.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): وَ هُوَ عَلَى مِنْبَرِهِ وَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا أُعْطِيَ مُؤْمِنٌ قَطُّ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ إِلَّا بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِالله وَ رَجَائِهِ لَهُ وَ حُسْنِ خُلُقِهِ وَ الْكَفِّ عَنِ اغْتِيَابِ الْمُؤْمِنِينَ(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به مردم می فرمود: سوگند به خدایی که جز او معبودی نیست، هیچ بندۀ مؤمنی به خیر دنیا و آخرت نرسیده است؛ مگر به واسطۀ خوشگمانی به خداوند و امید داشتن به رحمت او و بهواسطۀ اخلاق نیکو (نسبت به مردم و خانوادۀ خود) و دوری از غیبت برادران مسلمان.
و قال (صلی الله علیه و آله و سلم): وَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ، لَا يُعَذِّبُ اللهُ مُؤْمِناً بَعْدَ التَّوْبَةِ وَ الِاسْتِغْفَارِ إِلَّا بِسُوءِ ظَنِّهِ بِالله وَ تَقْصِيرِهِ مِنْ رَجَائِهِ وَ سُوءِ خُلُقِهِ وَ إغْتِيَابِهِ لِلْمُؤْمِنِينَ(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: سوگند به آفریدگاری که جز او خالقی نیست، عذاب نمیشود مؤمنی که توبه و استغفار کرده است؛ مگر بهواسطۀ بدگمانی او به پروردگارش و ناامید بودن از رحمت او و بهجهت بدخلقی و غیبت برادران ایمانیش.
1) . الکافی، ج2، ص72، ح4؛ وسائل الشیعة، ج15، ص230، ح4 [20351] «باب16 از ابواب جهاد النفس… از کتاب الجهاد».
2) . الکافی، ج2، ص71، ح2؛ بحارالانوار، ج67، ص365، ح14 «باب59 از ابواب مکارم الأخلاق از کتاب الایمان و الکفر».
3) . الکافی، ج2، ص72، ح2 «باب حسن ظن بالله از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالانوار، ج67، ص366، ح14 «باب 59 از ابواب مکارم الأخلاق از کتاب الایمان و الکفر».
همچنین پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: سوگند به آن خدایی که جز او خالقی نیست، هیچ بندهای نیست که به پروردگار خوشگمان باشد؛ مگر اینکه خداوند مطابق گمان بندهاش با او رفتار می کند (زیرا خداوند با گمان بندهاش می باشد)؛ (یعنی اگر بنده به خدایش خوشگمان باشد، خداوند او را می آمرزد و اگر بندهای به پروردگارش خوش گمان نباشد، مانند اینکه گمان کند خداوند دعای او را مستجاب نمیکند یا اینکه گمان کند خداوند او را نمیآمرزد، خداوند هم مطابق گمان بندهاش با او رفتار میکند) زیرا خداوند بزرگوار است و حیا می کند از بندهای که به او خوش گمان باشد و مطابق گمان بندهاش با او رفتار نکند (این معنا با بزرگواری خداوند سازش ندارد) پس باید همیشه به خدای خود خوشگمان باشید (و با انجام کارهای نیک) به سوی خداوند رغبت کنید.
یکی از وظائف اسلامی ثروتمندان، وام دادن به نیازمندان است و خداوند کسانی را که به نیازمندان وام می دهند را به منزلۀ وام دادن به خود میداند، چنانکه میفرماید:
{مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً كَثِيرَةً وَاللهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}(1)
کیست کسی که به (بندگان) خدا قرض نیکو (بدون بهره) دهد؟ پس خداوند (در مقابل این وام) به قرض دهنده چند برابر بدهد؛ (بلکه) چند برابر زیادتر (به قرض دهنده) عنایت کند؛ (زیرا) خداوند (رزق را) گشایش می دهد و می گیرد و بازگشت شما به سوی او است (پس اگر به شما گشایش داد، شما نیز مشکلات مردم را برطرف کنید).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ أَقْرَضَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ كَانَ لَهُ بِكُلِّ دِرْهَمٍ أَقْرَضَهُ وَزْنَ جَبَلِ أُحُدٍ مِنْ جِبَالِ رَضْوَى وَ طُورِ سَيْنَاءَ حَسَنَاتٍ(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که به برادر مسلمان خود وام دهد، خداوند در مقابل
هر درهم که به او وام می دهد، برابر با وزن کوه اُحد وطور سینا به او ثواب و حسنه خواهد داد.
وَ مَنْ شَكَا إِلَيْهِ أَخُوهُ الْمُسْلِمُ فَلَمْ يُقْرِضْهُ، حَرَّمَ اللهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ يَوْمَ يَجْزِي الْمُحْسِنِينَ(1)
همچنین میفرماید: هرکس به برادر دینی خود شکایت کند و از او وام بخواهد و او (بتواند بدهد) و ندهد، خداوند در روزی که جزای نیکوکاران را می دهد بهشت را بر او حرام می کند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): قال اللهُ عزَّوجَّلَ إِنِّي جَعَلْتُ الدُّنْيَا بَيْنَ عِبَادِي قَرْضاً فَمَنْ أَقْرَضَنِي مِنْهَا قَرْضاً، أَعْطَيْتُهُ بِكُلِّ وَاحِدَةٍ عَشْراً إِلَى سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ وَ مَا شِئْتُ مِنْ ذَلِكَ وَ مَنْ لَمْ يُقْرِضْنِي مِنْهَا …فَأَخَذْتُ مِنْهُ شَيْئاً قَهْراً(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: خداوند میفرماید: من دنیا را به بندگان خود (به عنوان) وام دادهام، اگر کسی به (بندۀ) من وام دهد، در مقابل هر درهم ده برابر تا هفتصد برابر؛ (بلکه) و آنچه بخواهم به او خواهم داد و اگر به (بندۀ) من وام ندهد، (عقوبت او آن است که) به قهر از او خواهم گرفت.
پس مسلمانان باید تا جایی که میتوانند نیازمندان را از وام دادن محروم نکنند، تا گرفتار زیان مالی نشوند.
قال الصادق (علیه السلام): مَنِ اسْتَدَانَ دَيْناً فَلَمْ يَنْوِ قَضَاهُ، كَانَ بِمَنْزِلَةِ السَّارِقِ(3)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که قرض کند و نیت ادای قرض خودرا نداشته باشد، چنین کسی مانند سارق (دزد) است.
1) . وسائل الشیعة، ج18، ص331، ح5 [23787].
2) . الکافی، ج2، ص92، ح21 «باب الصبر از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالانوار، ج79، ص127، ح18 «باب18 از ابواب الجنائز …از کتاب الطهارة»؛ در مصدر «قسراً» بدل از «قهراً» است.
3) . الکافی، ج5، ص99، ح2 «باب الرجل یأخذ الدین … از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج18، ص328، ح2 [23779] «باب پنجم از ابواب الدین و القرض از کتاب التجارة».
قال ابوعبدالله (علیه السلام): مَنْ كَانَ عَلَيْهِ دَيْنٌ فَيَنْوِي قَضَاءَهُ، كَانَ مَعَهُ مِنَ الله عَزَّ وَ جَلَّ حَافِظَانِ يُعِينَانِهِ عَلَى الْأَدَاءِ عَنْ أَمَانَتِهِ، فَإِنْ قَصُرَتْ نِيَّتُهُ عَنِ الْأَدَاءِ قَصَرَ عَنْهُ مِنَ الْمَعُونَةِ بِقَدْرِ مَا قَصَرَ مِنْ نِيَّتِهِ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که مقروض است، اگر نیت داشته باشد که قرض خود را بدهد، خداوند دو فرشته را نگهبان او قرار می دهد که او را (در معاملات) کمک کنند تا قرضش را ادا کند، اما اگر نیت (پرداخت نداشته باشد) و نخواهد قرضش را ادا کند، خداوند از زندگی او به همان اندازهای که نیت پرداخت آن را ندارد کم می گرداند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَقِيَهُ اللهُ مِنْ نَفَحَاتِ جَهَنَّمَ، فَلْيُنْظِرْ مُعْسِراً أَوْ لِيَدَعْ لَهُ مِنْ حَقِّهِ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اگر کسی به بدهکار خود مهلت دهد یا از طلب خود چیزی کم کند، خداوند او را از آتش جهنم حفظ فرماید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فِي يَوْمٍ حَارٍّ: مَنْ سَرَّهُ أَنْ يُظِلَّهُ اللهُ فِي ظِلِّ عَرْشِهِ، يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ، فَلْيُنْظِرْ غَرِيماً أَوْ لِيَدَعْ لِمُعْسِرٍ(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روزی که هوا به شدت گرم بود به اصحاب خود فرمود: کسی که می خواهد (از گرمای قیامت در امان باشد و) در سایۀ عرش خدا جای گیرد؛ در روزی که جز سایۀ عرش پروردگار سایهای نیست، پس به بدهکار خود مهلت دهد، یا بهواسطۀ نداشتن او، از طلب خود صرف نظر کند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ مَطَلَ عَلَى ذِي حَقٍّ حَقَّهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى أَدَاءِ حَقِّهِ فَعَلَيْهِ كُلَّ يَوْمٍ خَطِيئَةُ عَشَّارٍ(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنکس که می تواند قرض خود را ادا کند (اما به طلبکار بگوید، ندارم) و ندهد، هر اندازه که بدهی خود را عقب بیندازد، برای هر روز در نامۀ عمل او گناه عشار(2)را می نویسد.
قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): لَيْسَ مِنْ غَرِيمٍ يَنْطَلِقُ مِنْ عِنْدِهِ غَرِيمُهُ رَاضِياً إِلَّا صَلَّتْ عَلَيْهِ دَوَابُّ الْأَرْضِ وَ نُونُ الْبُحُورِ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اگر بدهکار با طلبکار خود چنان بامحبت رفتار کند که بدون گرفتن طلب خود راضی و خشنود بازگردد؛ جنبدگان زمین و ماهیان دریا به بدهکار درود می فرستند.
و قال (صلی الله علیه و آله و سلم): وَ لَيْسَ مِنْ غَرِيمٍ يَنْطَلِقُ صَاحِبُهُ غَضْبَانَ وَ هُوَ مَلِيٌّ إِلَّا كَتَبَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِكُلِّ يَوْمٍ يَحْبِسُهُ أَوْ لَيْلَةٍ ظُلْماً(4)
همچنین میفرماید: بدهکاری که قدرت پرداخت دارد (اما قرض خود را ادا نکند) و طلبکار خود را ناراضی برگرداند، برای هر روز و شب بدهکار در نامۀ عملش ظلمی می نویسند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ أَقْرَضَ مُؤْمِناً قَرْضاً يُنْظِرُ بِهِمَيْسُورَهُ ، كَانَ مَالُهُ فِي زَكَاةٍ وَ كَانَ هُوَ فِي صَلَاةٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ حَتَّى يُؤَدِّيَهُ(5)
1) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج4، ص16، ح4968 «باب ذکر جمل من مناهی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم)»؛ وسائل الشیعة، ج18، ص333، ح2 [23790] «باب هشتم از ابواب الدین و القرض».
2) . عشار کسی است که به ستم از مردم عشریه بگیرد (مؤلف).
3) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص185، ح3694 «باب الدین و القرض از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج18، ص350، ح1 [23825] «باب17 از ابواب الدین و القرض از کتاب التجارة».
4) . وسائل الشیعة، ج18، ص350، ح1 [23825].
5) . ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص138؛ وسائل الشیعة، ج18، ص330، ح3 [23785] «باب ششم از ابواب الدین و القرض از کتاب التجارة».
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که قرض به مؤمن دهد و به او مهلت دهد تا خداوند به او بدهد، پاداش ثواب زکات برای اوست و تا هنگامی که بدهکار قرضش را ادا نکرده است، ملائکه برای طلبکار درود می فرستند.
قال ابوعبدالله (علیه السلام): كَمَا لَا يَحِلُّ لِغَرِيمِكَ أَنْ يَمْطُلَكَ وَ هُوَ مُوسِرٌ، فَكَذَلِكَ لَا يَحِلُّ لَكَ أَنْ تُعْسِرَهُ إِذَا عَلِمْتَ أَنَّهُ مُعْسِرٌ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: همچنان که بدهکار در صورت توانایی و مطالبۀ طلبکار نمیتواند از پرداخت خودداری کند؛ چنانچه طلبکار بداند بدهکار توانایی پرداخت ندارد، نباید او را در فشار بگذارد و از او مطالبه کند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِنَّ أوَّلَ مَا يُبدَؤُ بِه مِنَ المَالِ؛ الکَفَنُ ثُمَّ الدَّينُ ثُمَّ الوَصِيَّةُ(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اول چیزی که برای میت (از ارث او) خارج می شود، کفن است، پس از آن قرضش باید ادا شود، سپس به وصیتش عمل می شود.
از بیان پیامبر خدا چنین استفاده می شود که بدهی به مردم از مسائل بسیار مهم میباشد، لذا باید از خدا بخواهیم که از دنیا مدیون نرویم.
قال ابوعبدالله (علیه السلام): يَا يُونُسُ مَنْ حَبَسَ حَقَّ الْمُؤْمِنِ، أَقَامَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ خَمْسَمِائَةِ عَامٍ عَلَى رِجْلَيْهِ حَتَّى يَسِيلَ عَرَقُهُ أَوْ دَمُهُ وَ يُنَادِي مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ الله هَذَا الظَّالِمُ
1) . تهذیب الأحکام، ج6، ص193، ح43 «باب 81 از ابواب کتاب الدیون و الکفالات...»؛ وسائل الشیعة، ج18، ص366، ح2 [23861] «باب25 از ابواب الدین و القرض از کتاب التجارة».
2) . تهذیب الأحکام، ج6، ص189، ح23 «باب81 از کتاب الدیون و الکفالات…»؛ وسائل الشیعة، ج18، ص345، ح2 [23815] «باب13 از ابواب الدین و القرض»؛.
الَّذِي حَبَسَ عَنِ المُؤمِنِ حَقَّهُ. قَالَ: فَيُوَبَّخُ أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ يُؤْمَرُ بِهِ إِلَى النَّارِ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که حق مؤمنی را نگه دارد (و با وجود توانایی، قرضش را ندهد) در روز قیامت (روزی که پنجاه هزار سال است) پانصد سال او را نگه بدارند، به اندازهای که گودالها از عرق او پر شود، سپس منادی فریاد زند: این ستمگری است که حق مؤمنی را نگه داشته است. سپس به اندازۀ چهل (سال) او را توبیخ کنند تا اینکه دستور رسد او را به جهنم برند.
قال ابوعبدالله (علیه السلام): مَنْ أَكَلَ مَالَ أَخِيهِ ظُلْماً وَ لَمْ يَرُدَّهُ إِلَيْهِ، أَكَلَ جَذْوَةً مِنَ النَّارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که به ستم، پول (یا چیز دیگری) از برادر خود بخورد و به او برنگرداند، روز قیامت تکهای از آتش خواهد خورد.
قال ابوجعفر (علیه السلام): مَا مِنْ أَحَدٍ يَظْلِمُ بِمَظْلِمَةٍ إِلَّا أَخَذَهُ اللهُ بِهَا فِي نَفْسِهِ وَ مَالِهِ، وَ أَمَّا …الَّذِي بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الله فَإِذَا تَابَ غَفَرَ اللهُ لَهُ(3)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: اگر کسی ظلمی کند، خداوند یا در جانش یا در مالش تلافی خواهد کرد (یعنی به پاداش ستمش خواهد رسید) و اما گناهی که میان خود و خدایش باشد (حق الناس نباشد)، اگر توبه کند خدا می آمرزد.
قال الباقر (علیه السلام): كُلُّ ذَنْبٍ يُكَفِّرُهُ الْقَتْلُ فِي سَبِيلِ الله عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا الدَّيْنَ لَا كَفَّارَةَ لَهُ إِلَّا
1) . الکافی، ج2، ص367، ح2 «باب من منع مؤمناً …از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج16، ص388، ح2 [21837] «باب29 از ابواب فعل المعروف از کتاب الجهاد».
2) . الکافی، ج2، ص333، ح15 «باب الظلم»؛ بحارالانوار، ج72، ص331، ح66 «باب79 از ابواب حقوق المؤمنین از کتاب العشرة».
3) . الکافی، ج2، ص332، ح12؛ بحارالانوار، ج72، ص313، ح22.
أَدَاؤُهُ أَوْ يَقْضِي صَاحِبُهُ أَوْ يَعْفُو الَّذِي لَهُ الْحَقُّ(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: کشته شدن در راه خدا کفارهای است که هر گناهی را پاک می کند مگر برای دِينی که بر عهدۀ اوست؛ زیرا برای دِين کفارهای نیست؛ جز ادا کردن به صاحبش، یا دیگری او را ادا کند، یا صاحب دِين (طلبکار) او را ببخشد.
سئل الصادق (علیه السلام): عَنْ رَجُلٍ مَاتَ وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ؟ قَالَ: إِنْ كَانَ أُتِيَ عَلَى يَدَيْهِ مِنْ غَيْرِ فَسَادٍ لَمْ يُؤَاخِذْهُ اللهُ إِذَا عَلِمَ بِنِيَّتِهِ(2)
از امام صادق (علیه السلام) سوال کردند: مرد مقروضی مرده است (آیا خداوند او را مؤاخذه می کند که چرا قرض خود را نپرداخته است)؟ آن حضرت فرمود: اگر پولی را که قرض کرده است، در گناه خرج نکرده باشد (و به مصرف ضروری زندگی رسانده) و قصد داشته است که قرض خود را بپردازد، اما قدرت پرداخت نداشته است، مؤاخذهای ندارد (اما اگر در گناه خرج کرده است، یا اینکه قصد پرداختن نداشته است، خداوند او را مؤاخذه می کند).
امروزه، موضوع وام (قرض) دادن و گرفتن، امر بسیار سختی است؛ زیرا بعضی از وام گیرندگان گرفتار هوی و هوس شده، به واسطۀ بلند پروازیهایی حاضر نیستند بدهی خودرا بپردازند، از سوی دیگر وام دهنده نیز اگر بخواهد به طلب خود برسد باید چند نکته را رعایت کند: اول اینکه باید برای خدا وام بدهد و در دادن وام بهرهای معین نکند؛ زیرا یک درهم بهره برابر با زنای با مادر در خانۀ خداست، علاوه بر اینکه روز قیامت نیز
گرفتار عذاب الهی می شود؛ دوم آنکه برای وام خود باید از بدهکار مدرک کافی داشته باشد تا بدهکار نتواند انکار کند، همچنین وام گیرنده نیز باید به حکم آیۀ قرآن {إِنَّ اللهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا}(1)نباید خیانت کند؛ بلکه باید هر چه زودتر بدهی (امانت) را به صاحبش بازگرداند.
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ}(2)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! هرگاه خواستید به یکدیگر وام دهید؛ آن را بنویسید و نویسندۀ شما باید به عدالت بنویسد (در آن بهرهای ننویسد).
{وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللهَ رَبَّهُ}؛
نویسندۀ سند نباید از آنچه خدا به او آموخته است، دریغ ورزد. پس بنویسد و کسی که بر عهدۀ او حق است، (امضا) کند و باید از پروردگار خود بپرهیزد.
{وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً فَإنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ}؛
وچیزی از تقوی و پرهیزگاری نکاهد و آنکس که بر عهدۀ او حقی است، اگر کم عقل یا ناتوان است یا نمیتواند بنویسد، پس ولیّ او باید برای او بنویسد و باید به عدالت باشد.
{وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ مِن رَجَالِكُمْ فَإِن لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ}؛
(اگر نویسندهای نبود) دو نفر از مردان خود را برای (این موضوع) گواه بگیرد اگر برای گواهی دو مرد نبود پس یک مرد با دو زن از آن کسانی که شما می پسندید (گواه بگیرد).
{أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُواْ}؛
(که) اگر یکي از دو گواه گمراه شد (فراموش کرد) پس دیگری او را یادآوری کند (هر گاه) گواهان را (برای گواهی) خواستند (از گواهی دادن دریغ نکنند).
{وَلَا تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِيراً أَو كَبِيراً إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ الله وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُواْ}؛
از نوشتن سند برای وام تا سرآمد مدت آن ملول نشوید (خواه وام) کوچک باشد یا بزرگ (کم باشد یا زیاد) این سند نوشتن نزد پروردگار تا سرآمد مدت آن درستتر و برای گواهی استوارتر است و برای شک نیاوردن نزدیکتر است (زیرا سند طلب شما را ثابت می کند).
{إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ}؛
(اینهایی که گفته شد هم در وام دادن است و هم در معاملۀ نسیه یعنی در آن هم باید سند بنویسید یا گواه بگیرید) اما اگر داد و ستد شما نقدی باشد، پس باکی نیست که آن را ننویسید (و اگر داد و ستد شما نقدی نباشد) گواه بگیرید.
{وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللهُ وَاللهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}(1)
نویسنده و گواه (نباید) زیان ببیند اگر زیان زدید گناه شما است (ای مسلمانان) تقوا را پیشۀ خود سازید تا خداوند، دانش (فهم در نیازات زندگی) را به شما بیاموزد (تا در زندگی خود زیان نبینید) خداوند به هر چیزی دانا است.
اگر داد و ستد شما نسیه بود یا نویسندهای برای نوشتن سند نداشتید به دستور قرآن رفتار کنید تا پشیمان نشوید.
1) . البقرة (2)، آیۀ 282.
{وَإِنْ كُنتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُواْ كَاتِباً فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ }(1)
اگر (داد و ستد شما) در سفر بود، و نویسنده پیدا نکردید پس گروگان گرفته می شود، پس اگر یکي از شما دیگری را امین می داند آنکس که امین دانسته شده است باید اماناتش (قرضش یا قیمت جنسش) را بپردازد.
{وَلْيَتَّقِ اللهَ رَبَّهُ وَلَا تَكْتُمُوا الْشَّهَادَةَ وَمَن يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ }(2)
باید (مسلمان) تقوی داشته باشد گواهی خود را مخفی نکند، (یعنی اگر طرف نیازمند به گواه گردید شما گواهی دهید زیرا) کسی که گواهی خود را نگوید و کتمان کند، دلش گنهکار است.
نتیجهای که از این آیات گرفته می شود این است که مسلمانان باید در تمام معاملاتشان محکم کاری کنند اگر نیازمند به نوشتن، است بنویسند، اگر نیازمند به گواهی است ، گواه بگیرند، اگر نیازمند بگرو است، گروگان بگیرند، اگر کسی به دستور قرآن رفتار نکرد و زیانی متوجه او شد ملامت نکند مگر خودش را.
قال ابوجعفر (علیه السلام): - إِنَّ اللَه عَزَّوَجَلَّ - عَرَضَ عَلَى آدَمَ أَسْمَاءَ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَعْمَارَهُمْ، قَالَ: فَمَرَّ بِآدَمَ اسْمُ دَاوُدَ النَّبِيِّ فَإِذَا عُمُرُهُ فِي الْعَالَمِ أَرْبَعُونَ سَنَةً. فَقَالَ آدَمُ: يَا رَبِّ مَا أَقَلَّ عُمُرَ دَاوُدَ وَ مَا أَكْثَرَ عُمُرِي … إنْ أنَا زِدْتُ دَاوُدَ مِنْ عُمُرِي ثَلَاثِينَ سَنَةً أَ تُثْبِتُ ذَلِكَ لَهُ قَالَ: نَعَمْ يَا آدَمُ. فَقَالَ:یا رَبَّ فَإِنِّي قَدْ زِدْتُهُ مِنْ عُمُرِي ثَلَاثِينَ سَنَةً فَأَنْفِذْ ذَلِكَ لَهُ وَ أَثْبِتْهَا لَهُ عِنْدَكَ وَ اطْرَحْهَا مِنْ عُمُرِي. قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): فَأَثْبَتَ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لِدَاوُدَ فِي عُمُرِهِ ثَلَاثِينَ سَنَةً وَ كَانَتْ لَهُ عِنْدَ الله مُثْبَتَةٌ فَذَلِكَ قَوْلُ الله عَزَّ وَ جَلَّ{يَمْحُوا اللهُ ما
يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ}(1)قَالَ: فَمَحَا اللهُ مَا كَانَ عِنْدَهُ مُثْبَتاً لِآدَمَ وَ أَثْبَتَ لِدَاوُدَ مَا لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ مُثْبَتاً. قَالَ: فَمَضَى عُمُرُ آدَمَ فَهَبَطَ مَلَكُ الْمَوْتِ لِقَبْضِ رُوحِهِ. فَقَالَ لَهُ آدَمُ: يَا مَلَكَ الْمَوْتِ إِنَّهُ قَدْ بَقِيَ مِنْ عُمُرِي ثَلَاثُونَ سَنَةً. فَقَالَ لَهُ: مَلَكُ الْمَوْتِ يَا آدَمُ أَ لَمْ تَجْعَلْهَا لِابْنِكَ دَاوُدَ النَّبِيِّ وَ طَرَحْتَهَا مِنْ عُمُرِكَ حِينَ عُرِضَ عَلَيْكَ أَسْمَاءُ الْأَنْبِيَاءِ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ وَ قَدْ عُرِضَتْ عَلَيْكَ أَعْمَارُهُمْ وَ أَنْتَ يَوْمَئِذٍ بِوَادِي الدَّخْيَاءِ. قَالَ: فَقَالَ لَهُ آدَمُ: مَا أَذْكُرُ هَذَا؟ قَالَ: فَقَالَ لَهُ: مَلَكُ الْمَوْتِ يَا آدَمُ لَا تَجْحَدْ أَ لَمْ تَسْأَلِ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُثْبِتَهَا لِدَاوُدَ وَ يَمْحُوَهَا مِنْ عُمُرِكَ فَأَثْبَتَهَا لِدَاوُدَ فِي الزَّبُورِ وَ مَحَاهَا مِنْ عُمُرِكَ فِي الذِّكْرِ. قَالَ آدَمُ: حَتَّى أَعْلَمَ ذَلِكَ. قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): وَ كَانَ آدَمُ صَادِقاً لَمْ يَذْكُرْ وَ لَمْ يَجْحَدْ فَمِنْ ذَلِكَ الْيَوْمِ أَمَرَ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْعِبَادَ أَنْ يَكْتُبُوا بَيْنَهُمْ إِذَا تَدَايَنُوا وَ تَعَامَلُوا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى لِنِسْيَانِ آدَمَ وَ جُحُودِهِ مَا جَعَلَ عَلَى نَفْسِهِ(2)
امام باقر (علیه السلام) می فرمایید: آنگاه که خداوند به حضرت آدم (علیه السلام) نامهای پیامبران را آموخت، حضرت آدم آنان را به اسامیشان شناخت و از مدت عمرشان آگاه شد، دریافت در میان پیامبران، عمرحضرت داود (علیه السلام) از همه کمتر است. عرض کرد: خداوندا! عمر پسرم داود نبی چقدر کم است؟ اگر از عمر خود سی سال به داود بدهم، عمر او اضافه می شود؟ خطاب آمد: آری. حضرت عرض کرد: پروردگارا! سی سال از عمر خود را به فرزندم داود دادم. خداوند نیز آنچه از زیادی عمر برای حضرت آدم در لوح اثبات بود، محو کرد و برای داود در لوح اثبات قرار داد (زیرا خداوند آنچه را بخواهد محو می کند و آنچه را بخواهد اثبات می کند).(3)
1) . الرعد (13)، آیۀ 39.
2) . تفسیر الصافی، ج1، ص305؛ بحارالانوار، ج4، ص102، ح15 «باب سوم از ابواب الصفات از کتاب التوحید».
3) . معارف یکي از موضوعات قرآن، داستان لوح محو و اثبات است که آیۀ شریفه {يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ} این موضوع را اثبات می کند امتیاز معارف قرآن از معارف بشری در اینجا ثابت می شود، مرحوم والد [میرزا محمد مهدی غروی اصفهانی (رحمه الله)] در جزوات خود این موضوع را به تفصیل بیان کرده است؛ ر.ک: معارف القرآن (فی ذکر مفصلات معارف القرآن فی البداء)؛ ابواب الهدی، باب 20-22.
آنگاه که عمر حضرت آدم (علیه السلام) سرآمد، ملک الموت (عزرائیل) برای قبض روح آدم نازل شد، حضرت فرمود: از عمر من سی سال باقی مانده است. عزرائیل گفت: ای آدم! مگر سی سال از عمر خود را برای فرزندت داوود قرار ندادی؟
آن حضرت فرمود: در خاطرم نیست که سی سال از عمر خود را به داوود پیامبر داده باشم، عزرائیل گفت: ای آدم! موضوع را انکار مکن؛ چون شما از اسماء پیامبران و عمر ایشان آگاه شدی، آیا از خداوند نخواستی که سی سال از عمر شما را محو کند و برای داوود نبی اثبات نماید؟ و خداوند این موضوع را برای داوود در زبور قرار داد آدم (علیه السلام) فرمود: زبور را بیاورید تا یادم بیاید.
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: آدم (علیه السلام) راست می فرمود و داستان در خاطرش نبود؛ نه اینکه داستان را به یاد داشته باشد و انکار کند، به همین جهت خداوند امر کرده است، هرگاه بندگانش چیزی به کسی دادند یا معاملهای کردند میان آنها نوشتهای رد و بدل شود؛ زیرا اینان فرزند همان پدر هستند که معامله خود را فراموش کرد.(1)
عن العباس بن عیسى قال: ضَاقَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) ضِيقَةٌ فَأَتَى مَوْلًى لَهُ فَقَالَ لَهُ أَقْرِضْنِي عَشَرَةَ آلَافِ دِرْهَمٍ إِلَى مَيْسَرَةٍ؟ فَقَالَ: لَا ، لِأَنَّهُ لَيْسَ عِنْدِي وَ لَكِنْ أُرِيدُ وَثِيقَةً قَالَ: فَشَقَّ لَهُ مِنْ رِدَائِهِ هُدْبَةً. فَقَالَ لَهُ: هَذِهِ الْوَثِيقَةُ. قَالَ: فَكَأنَّ مَوْلَاهُ كَرِهَ ذَلِكَ فَغَضِبَ وَ قَالَ أَنَا أَوْلَى بِالْوَفَاءِ أمْ حَاجِبُ بْنُ زُرَارَةَ. فَقَالَ: أَنْتَ أَوْلَى بِذَلِكَ مِنْهُ فَقَالَ فَكَيْفَ صَارَ حَاجِبٌ يَرْهَنُ قَوْساً وَ إِنَّمَا هِيَ خَشَبَةٌ عَلَى مِائَةِ حَمَّالَةٍ وَ هُوَ كَافِرٌ فَيَفِي وَ أَنَا لَا أَفِي بِهُدْبَةِ رِدَائِي. قَالَ: فَأَخَذَهَا الرَّجُلُ مِنْهُ وَ أَعْطَاهُ الدَّرَاهِمَ وَ جَعَلَ الْهُدْبَةَ فِي حُقٍّ فَسَهَّلَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ الْمَالَ فَحَمَلَهُ إِلَى الرَّجُلِ. ثُمَّ قَالَ: لَهُ قَدْ أَحْضَرْتُ مَالَكَ
1) . در بعضی از روایات وارد شده است که: آدم از عمر خود سی سال به داود بخشید و خطاب رسید: ای جبرئیل بنویس و از آدم امضا بگیرید؛ شما نیز شاهد باشید، چون عمر حضرت آدم، سرآمد عزرائیل برای قبض روحش آمد، گفت: سی سال از عمر من باقی است سپس نامه را آوردند؛ چون نامه را دید، قبول کرد، به همین جهت امام می فرماید: در معاملات و قروض از یکدیگر مدرکی بگیرید (مؤلف).
فَهَاتِ وَثِيقَتِي، فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ ضَيَّعْتُهَا. فَقَالَ: إِذَنْ لَا تَأْخُذُ مَالَكَمِنِّي لَيْسَ مِثْلِي مَنْ يَسْتَخِفُّ بِذِمَّتِهِ. قَالَ: فَأَخْرَجَ الرَّجُلُ الْحُقَّ، فَإِذَا فِيهِ الْهُدْبَةُ فَأَعْطَاهَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) الدَّرَاهِمَ وَ أَخَذَ الْهُدْبَةَ فَرَمَى بِهَا وَ انْصَرَفَ(1)
روزی امام سجاد (علیه السلام) به یکي از محبان خود فرمود: ده هزار درهم به من قرض دهید. آن مرد گفت: شما نیز گروگانی به من دهید. آن حضرت هدیهای(2)به او دادند و فرمودند: این گروگان شما باشد. آن مرد از آنجا که آن هدیه ارزشی نداشت، قبول نمیکرد. حضرت ناراحت شدند و فرمودند: من سزاوارترم که قرض خود را ادا کنم یا حاجببنزراره (که کافر است)؟ عرض کرد: شما در وفای به عهد و ادای امانت سزاوارترید. حضرت فرمودند: او کمانش را که چوبی بیش نیست، گروگان می گذارد و دِين خود را هم ادا می کند، من چگونه وفا نمیکنم، سپس گروگان حضرت را گرفت، ده هزار درهم به حضرت داد و گروگان آن حضرت را در حقهای قرار داد، چون حضرت خواستند قرض خود را بپردازند، فرمودند: گروگان مرا بیاور. گفت: گروگان شما (چون ارزشی نداشت) نمیدانم کجاست، امام (علیه السلام) فرمودند: پس به مال خود حقی نداری. آیا مِثل من، قرضش را سبک میشمارد؟ پس او گروگان حضرت را آورد و به آن حضرت داد و امام (علیه السلام) نیز پول او را دادند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنِ اقْتَطَعَ مَالَ مُؤْمِنٍ غَصْباً بِغَيْرِ حَقِّهِ، لَمْ يَزَلِ اللُه مُعْرِضاً عَنْهُ مَاقِتاً لِأَعْمَالِهِ الَّتِي يَعْمَلُهَا مِنَ الْبِرِّ وَ الْخَيْرِ، لَا يُثْبِتُهَا فِي حَسَنَاتِهِ حَتَّى وَ يَرُدَّ الْمَالَ الَّذِي أَخَذَهُ إِلَى صَاحِبِهِ(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که بیجهت چیزی از مسلمانی بگیرد (برای نمونه قرض خود را نپردازد، یا به اصطلاح حق حساب بگیرد) خداوند همیشه بر او غضبناک است (و رحمت خدا شامل او نمیشود)؛ کارهای خیر او (عبادات و خیرات) در نامۀ عملش ثبت نمیشود؛ مگر آنکه (ابتدا) مالی را که بی دلیل از برادر مسلمانش گرفته است به صاحبش بازگرداند (یا قرضش را ادا کند).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَصْنَافٌ لَا يُسْتَجَابُ لَهُم مِنْهُمْ مَنْ أَدَانَ رَجُلاً دَيْناً إِلَى أَجَلٍ، فَلَمْ يَكْتُبْ عَلَيْهِ كِتَاباً وَ لَمْ يُشْهِدْ عَلَيْهِ شُهُوداً(1)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: چند گروه دعایشان مستجاب نمیشود: یک گروه آنهایی که در هنگام دادن قرض مدرک و نوشتهای نمیگیرند و مدیون نیز قرضش را انکار میکند؛ اگر طلبکار، بدهکار را نفرین کند یا برای خود دعا کند، دعا و نفرینش مستجاب نمیشود.
و خداوند نیز میفرماید: ما به تو امر کردیم هرگاه خواستی قرض بدهی، سند یا شاهد بگیری تا مقروض نتواند انکار کند، چرا به دستور ما عمل نکردی؟(2)
قال ابوثمامة قلت لابی جعفر الثانی (علیه السلام): إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَلْزَمَ مَكَّةَ أَوِ الْمَدِينَةَ وَ عَلَيَّ دَيْنٌ فَمَا تَقُولُ فَقَالَ ارْجِعْ فَأَدِّهِ إِلَى مُؤَدَّى دَيْنِكَ وَ انْظُرْ أَنْ تَلْقَى اللهَ تَعَالَى وَ لَيْسَ عَلَيْكَ دَيْنٌ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَا يَخُونُ(3)
1) . قرب الإسناد، ص79، ح258؛ وسائل الشیعة، ج7، ص127، ح2 [8913] «باب 50 از ابواب الدعاء از کتاب الصلاة».
2) . گروه دیگری که دعایش مستجاب نمیشود، مرد بیکار است؛ هرگاه از خداوند چیزی بخواهد خطاب می رسد: چرا کار نمیکنی؟ من زمین را در اختیار تو قرار دادم و بدن تو را سالم آفریدم، بر توست کار کردن، گروه دیگر، کسی است که زن خود را نفرین کند و مرگ او را از خدا بخواهد خطاب می رسد: من اختیار جدایی او را در دست تو قرار دادم، چرا او را نفرین می کنی؟ (مؤلف)
3) . الکافی، ج5، ص94، ح9 «باب قضاء الدین از کتاب المعیشة».
ابوثمامه (هنگامی که به مدینه آمد) به امام جواد (علیه السلام) گفت: با اینکهدینی بر عهده دارم (با اجازۀ شما) می خواهم ساکن مکه یا مدینه شوم، حضرت فرمود: به محل خود (همان جایی که بدهی داری) بازگرد (ابتدا دین خود را ادا کن) تا هنگامی که خدا را ملاقات میکنی، بدهی نداشته باشی؛ زیرا مؤمن خیانت نمیکند (و دِين خود را ادا می کند).
قال سماعة قلت لابی عبدالله (علیه السلام): الرَّجُلُ مِنَّا يَكُونُ عِنْدَهُ الشَّيْءُ يَتَبَلَّغُ بِهِ وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ أَيُطْعِمُهُ عِيَالَهُ حَتَّى يَأْتِيَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِمَيْسَرَةٍ، فَيَقْضِيَ دَيْنَهُ أَوْ يَسْتَقْرِضُ عَلَى نَفْسِه فِي خُبْثِ الزَّمَانِ وَ شِدَّةِ الْمَكَاسِبِ أَوْ يَقْبَلُ الصَّدَقَةَ. قَالَ: يَقْضِي بِمَا عِنْدَهُ دَيْنَهُ وَ لَا يَأْكُلْ أَمْوَالَ النَّاسِ إِلَّا وَ عِنْدَهُ مَا يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ حُقُوقَهُمْ؛
إنَّ الله عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ {لَا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ}(1)… وَ لَا يَسْتَقْرِضْ عَلَى ظَهْرِهِ إِلَّا وَ عِنْدَهُ وَفَاءٌ وَ لَوْ طَافَ عَلَى أَبْوَابِ النَّاسِ، فَرَدُّوهُ بِاللُّقْمَةِ وَ اللُّقْمَتَيْنِ وَ التَّمْرَةِ وَ التَّمْرَتَيْن(2)
سماعة یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) به آن حضرت عرض کرد: مردی به اندازۀ مخارجش بیشتر ندارد، قرض نیز دارد. آیا می تواند زندگیاش را اداره کند و هنگامی که خداوند به او گشایش داد، قرضش را ادا کند؟ یا آنکه قرضش را بدهد، برای مخارج خود قرض کند، یا آنکه از صدقات (زکات) استفاده کند؟ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: باید قرضش را بپردازد و مال مردم را بیجهت تلف نکند زمانی می تواند مخارج زندگیش را از دِين تهیه کند که برای ادای دین وسیلهای داشته باشد؛ زیرا خداوند میفرماید: (اموال یکدیگر را بیجهت نخورید) و خود را گرفتار قرض نکنید؛ مگر زمانی که وسیلۀ پرداخت قرض را (پسانداز و صنعتی) را داشته باشد؛ اگرچه به گرفتن یک دانه خرما یا دو دانه خرما از مردم باشد.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
{وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ}.(1)
هرگاه مدیون ندارد، برای او مهلت است تا اینکه دستش باز شود (یعنی باید او را مهلت داد تا موقعی که گشایشی برای او پیدا شود) و اگر طلب خود را صدقه حساب کنید (در صورتیکه بدهکار قدرت پرداخت ندارد) برای شما بهتر است اگر خبر (از بیچارگی افراد در روز قیامت) داشته باشید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ أَرَادَ أَنْ يُظِلَّهُ اللهُ فِي ظِلِّ عَرْشِه، يَوْمَ لَا ظِلَّ لَهُ فَلْيُنْظِرْ مُعْسِراً أَوْ لِيَدَعْ لَهُ مِنْ حَقِّهِ(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرکس بخواهد روز قیامت در سایۀ عرش خدا جای داشته باشد، بدهکار خود را که قدرت پرداخت ندارد، مهلت دهد یا حق خود را به او ببخشد.
قال ابوحمزة: ثَلَاثَةٌ يُظِلُّهُمُ اللهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ رَجُلٌ دَعَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ حَسَبٍ إِلَى نَفْسِهَا فَتَرَكَهَا وَ قَالَ { إِنِّي أَخافُ اللهَ رَبَّ الْعالَمِينَ}(3)، وَ رَجُلٌ أَنْظَرَ مُعْسِراً أَوْ تَرَكَ لَهُ مِنْ حَقِّهِ وَ رَجُلٌ مُعَلَّقٌ قَلْبُهُ بِحُبِّ الْمَسَاجِدَ(4)
ابوحمزۀ ثمالی از امام سجاد (علیه السلام) نقل می کند که فرمودند: در روز قیامت،سه طایفه در سایۀ عرش خداوند جای دارند، یک طایفه کسانی که زنان زیبا رو آنان را به سوی خود میخواندند، اما آنان میگفتند: ما مرتکب این گناه نمیشویم و از پروردگار خود میترسیم، طایفۀ دوم کسانی که به بدهکار خود مهلت میدهند (و بدهکار خود را خجالتزده نمیکنند). طایفۀ سوم آنان که همیشه دلهایشان در مسجد است (منتظرند کارشان تمام شود و خود را برای عبادت به مسجد برسانند).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِراً، كَانَ لَهُ عَلَى الله عَزَّ وَ جَلَّ فِي كُلِّ يَوْمٍ صَدَقَةٌ بِمِثْلِ مَالِهِ، حَتَّى يَسْتَوْفِيَ حَقَّهُ(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که به بدهکار خود مهلت دهد، بر خداوند است برای هر روزی که طلبکار مهلت داده است و به اندازهای که طلب دارد به او پاداش صدقه عنایت فرماید.
یکی از دستورات اسلام آن است که طلبکار نباید کاری کند که بدهکار خانۀ مسکونیاش را بفروشد؛ زیرا این عمل از نظر امام صادق (علیه السلام) جرم محسوب می شود.
علیبنابراهیم باسناده عن ابنزیاد قلت لابی عبدالله (علیه السلام): إِنَّ لِي عَلَى رَجُلٍ دَيْناً وَ قَدْ أَرَادَ أَنْ يَبِيعَ دَارَهُ فَيَقْضِيَنِي فَقَالَ أَبُو عَبْدِ الله (علیه السلام) اُعِيذُكَ بِالله أَنْ تُخْرِجَهُ مِنْ ظِلِّ رَأْسِهِ(2)
پسر زیاد - یکي از اصحاب امام ششم (علیه السلام)- به آن حضرت گفت: از مردی طلبکارم
1) . الکافی، ج4، ص36، ح4 «باب انظار المعسر از ابواب الصدقة از کتاب الزکاة»؛ وسائل الشیعة، ج16، ص320، ح4 [21657] «باب12 از ابواب فعل المعروف از کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر …»؛ در مصدر «يَستَوفیهُ» بدل از «يَستَوفی حَقه» است.
2) . الکافی، ج5، ص97، ح8 «باب قضاء الدین از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج18، ص341، ح3 [23803] «باب11 از ابواب الدین و القرض از کتاب التجارة».
او می خواهد خانهاش را بفروشد و قرض مرا ادا کند، حضرت فرمود: تو را در پناه خدا قرار می دهم (به خدا پناه میبرم) اگر این مرد را از سایۀ سرش (خانهاش) خارج کنی.آری، تربیتشدگان مکتب امام جعفر صادق (علیه السلام) با اینکه در شدت نیازمندی بودند، اما هیچگاه حاضر نمیشدند بدهکار، خانۀ مسکونی خود را بفروشد و دِين خود را ادا کند.
انّ محمدبن ابیعمیر کان رَجُلاً بَزَّازاً فَذَهَبَ مَالُهُ وَ افْتَقَرَ وَ كَانَ لَهُ عَلَى رَجُلٍ عَشََرةُ آلَافِ دِرْهَمٍ فَبَاعَ دَاراً لَهُ كَانَ يَسْكُنُهَا بِعَشَرَةِ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ حَمَلَ الْمَالَ إِلَى بَابِهِ فَخَرَجَ إِلَيْهِ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ، فَقَالَ: مَا هَذَا؟ قَالَ: هَذَا مَالُكَ الَّذِي لَكَ عَلَیَّ. قَالَ: وَرِثْتَهُ؟ قَالَ: لَا. قَالَ: وُهِبَ لَكَ؟ قَالَ: لَا. قَالَ فَقَالَ: فَهُوَ ثَمَنُ ضَيْعَةٍ بِعْتَهَا. (فَ)قَالَ: لَا. قَالَ فَمَا هُوَ؟ قَالَ: بِعْتُ دَارِىَ الَّتِي أَسْكُنُهَا لِأَقْضِيَ دَيْنِي. فَقَالَ: مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ (رحمه الله)حَدَّثَنِي ذَرِيحٌ الْمُحَارِبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: لَا يُخْرِجُ الرَّجُلُ عَنْ مَسْقَطِ رَأْسِهِ بِالدَّيْنِ ارْفَعْهَا، فَلَا حَاجَةَ لِي فِيهَا وَ الله إِنِّي مُحْتَاجٌ فِي وَقْتِي هَذَا إِلَى دِرْهَمٍ وَ مَا يَدْخُلُ مِلْكِي مِنْهَا دِرْهَمٌ(1)
ابنابیعمیر بزّاز از تربیتشدگان مکتب امام صادق (علیه السلام) از شخصیتهای ممتاز پیروان آن حضرت بود (هارونالرشید او را احضار کرد و از او خواست نام شیعیان را فاش کند اما او از معرفی شیعیان خودداری کرد. هارونالرشید نیز دستور داد او را شکنجه کنند تا اعتراف کند در نهایت ابنابیعمیر نام شیعیان را فاش نکرد، اما جریمۀ زیادی از او گرفتند) و وضع مالی او نابسامان شد. یکي از بدهکاران او چون از حال ابنابیعمیر خبردار شد، خانۀ خود را به ده هزار درهم فروخت و آن وجه را برای او برد. ابنابیعمیر (که میدانست وضع بدهکارش خوب نیست) پرسید: آیا به تو ارث رسیده است؟ گفت: به من ارثی نرسیده است، [گفت هدیه داده کسی به
1) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص190، ح3715 «باب الدین و القرض از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج18، ص341، ح5 [23805] «باب11 از ابواب الدین و القرض …از کتاب التجارة».
تو؟ گفت نه]گفت باغی داشتی و فروختی؟ گفت: باغی نداشتم.
پرسید: پس این وجه را از کجا آوردهای؟ گفت: (چون از حال شما آگاه شدم) خانۀ مسکونی خود را به ده هزار درهم فروختم و طلب شما را آوردم، ابنابیعمیر گفت: (برادرم) زریح محاربی به من گفت: که امام صادق (علیه السلام) فرموده است:(طلبکار نباید) خانۀ مسکونی بدهکار را بگیرد و او را بیسامان کند، من به این پول نیازی ندارم، پول را برگردان (خانه را پس بگیر)؛ اگرچه امروز نیازمند یک درهم هستم، اما از پول خانۀ تو یک درهم نخواهم گرفت.
قال الصادق (علیه السلام): يُؤْتَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِصَاحِبِ الدَّيْنِ يَشْكُو الْوَحْشَةَ، فَإِنْ كَانَ لَهُ حَسَنَاتٌ أُخِذَ مِنْهُ لِصَاحِبِ الدَّيْنِ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ حَسَنَاتٌ، أُلْقِيَ عَلَيْهِ مِنْ سَيِّئَاتِ صَاحِبِ الدَّيْنِ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: روز قیامت بدهکاران را (که در دنیا میتوانستند دین خود را بپردازند، اما نپرداختهاند) می آورند در حالی که از ترس و ناراحتی شکایت دارد؛ اگر حسناتی دارد به اندازۀ دین و بدهی او به طلبکار می دهند و اگر حسناتی ندارد از گناهان طلبکار به گردن بدهکار گذاشته می شود (برای اینکه قرض خود را نداده است و طلبکار را در دنیا اذیت کرده است).
خدایا! به حق محمّد و آل محمّد (علیهم السلام) ما را گرفتار حق الناس نفرما. ای خوانندۀ محترم! متوجه باش حق کسی بر گردن شما نباشد؛ زیرا ادای حق الناس بسیار سخت است.
1) . علل الشرائع، ج2، ص528، ح6 «باب 312»؛ وسائل الشیعة، ج18، ص318، ح8 [23755] «باب اول از ابواب الدین و القرض از کتاب التجارة».
خداوند بندگان خود را دوست دارد و آنچه برای آنها بخواهد، خیر آنها است و به صلاح دنیا و آخرتشان می باشد؛ اگرچه بعضی از امور برای ما ناخوشایند است، اما چون از آیندۀ خود بیخبریم، گمان می کنیم به ضرر ماست. اما خداوند، از آنجا که خیر ما را می خواهد، همان را برای ما مقدر میفرماید، همچنین است اموری که آن را دوست داریم، اما از آنها محرومیم.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
{وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}(1)
شاید چیزی را شما نمیخواهید (اما) آن چیز برای شما خیر است و چیزی را شما دوست دارید اما آن برای شما شر است، خداوند (به حال شما) دانا است (او خیر شما را می داند و آنچه برای شما صلاح است به شما عنایت می کند) اما شما (به حال خود) دانا نیستید (چیزهایی را می خواهید که به ضرر شما است).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ مِنْ عِبَادِيَ الْمُؤْمِنِينَ عِبَاداً، لَا يَصْلُحُ
1) . البقرة (4)، آیۀ 116.
لَهُم أَمْرُ دِينِهِمْ إِلَّا بِالْغِنَى وَ السَّعَةِ وَ الصِّحَّةِ فِيالْبَدَنِ، فَأَبْلُوهُمْ بِالْغِنَى وَ السَّعَةِ وَ صِحَّةِ الْبَدَنِ، فَيُصْلِحُ عَلَيْهِمْ أَمْرَ دِينِهِمْ وَ مِنْ عِبَادِيَ الْمُؤْمِنِينَ ولَعِبَاداً لَا يَصْلُحُ لَهُمْ أَمْرُ دِينِهِمْ إِلَّا بِالْفَاقَةِ وَ الْمَسْكَنَةِ وَ السُّقْمِ، فَيَصْلُحُ عَلَيْهِمْ أَمْرُ دِينِهِمْ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا يَصْلُحُ عَلَيْهِ أَمْرُ دِينِ عِبَادِيَ الْمُؤْمِنِينَ(1)
خداوند به پیامبر میفرماید: اصلاح کار بعضی از بندگانم در ثروت و توسعه در زندگی و تندرستی آنها است (زیرا افراد دیگری هم از پرتو ایشان استفاده می کنند) آنها را به ثروت و توسعه در زندگی و تندرستی و بهجا آوردن واجبات و ترک محرمات آزمایش می کنم و به این آزمایش امر دینشان اصلاح می شود.
بعضی از بندگان هستند که امر دین آنها اصلاح نمیشود؛ مگر اینکه همیشه نیازمند باشند (زیرا اعطای ثروت به آنها موجب تعدی و ظلم به خودشان است) و نیز امر دین آنها اصلاح نمیشود؛ مگر با نداشتن مزاج سالم (زیرا تندرستی، آنان را گرفتار معصیت می کند و همین امر آخرتشان را تباه می سازد) و من (که خالق آنان هستم) به صلاح و خیر آنها داناتر هستم.
بدیهی است بیمار به جهت حرارت، به برخی از میوهها تمایل بسیاری دارد، اما پزشک معالج هیچگاه به او اجازه نمیدهد که هرچه مایل است، بخورد؛ زیرا بیمار گرفتار میل موقت است و اگر پزشک با خواهش بیمار موافقت کند، او را از نعمت حیات محروم کرده است. بندگان خدا هم خیر و صلاح خود را نمیدانند و اگر مطابق هوی و هوس خود رفتار کنند، در نتیجه گرفتار زیان ابدی میشوند اما از آنجا که خداوند خیر و صلاح ما را میخواهد؛ گاه ما را به فقر آزمایش میکند و گاه به ثروت و گاه به سلامتی و بیماری تا اینکه ایمان خود را به سلامت داخل قبر ببریم. پس ما باید به آنچه خداوند برای ما میپسندد، راضی باشیم و از خدا شکایت نکنیم.
1) . الکافی، ج2، ص60، ح4 «باب الرضا بالقضاء از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالانوار، ج69، ص327، ح12 «باب119 از ابواب الکفر …از کتاب الایمان و الکفر».
قال ابوعبدالله (علیه السلام): قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ، لَا أَصْرِفُهُ فِي شَيْءٍ إِلَّا جَعَلْتُهُ خَيْراً لَهُ، فَلْيَرْضَ بِقَضَائِي وَ لْيَصْبِرْ عَلَى بَلَائِي وَ لْيَشْكُرْنَعْمَائِي، أَكْتُبْهُ يَا مُحَمَّدُ مِنَ الصِّدِّيقِينَ عِنْدِي(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: (در شب معراج به پیامبر خدا ندا رسید ای محمّد!) هیچ حالی برای بندۀ مؤمن نیست (مانند فقر و ثروت، صحت و بیماری، شادی و اندوه)؛ مگر اینکه من همان را برای بنده خیر و صلاح قرار دادهام (پس بندۀ من باید) به قضاء (مقدراتی که برای او معین شده است) راضی باشد و باید در بلایی که من برای او خواستهام (مانند بیماری، مصیبت و غم و اندوه) صبر کند و به نعمتهایی که به او دادهام، شکرگزار باشد. ای پیامبر! (اگر بندۀ من به مقدرات خود راضی باشد و در بلاها صبر کند و نعمتهای مرا شکر کند) نام او را در (دیوان) صدیقین می نویسم.
خداوند بندگانی را که شکم خود را از غذای حرام، فرج خود را از شهوت حرام حفظ میکنند، می ستاید.
{لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحصِرُوا فِي سَبِيلِ الله لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إلْحَافاً}(2)
مردانی که دستهای ایشان را راه خدا بسته است (یعنی برای خدا به مرحمات الهی نزدیک نمیشوند) توانایی حرکت و رفت و آمد برای کسب و تجارت هم ندارند (زیرا سرمایهای برای آنها نیست) مردم نادان به واسطۀ عفتی که مردمان فقیر دارند، ثروتمندان می پندارند تو (وقتی آنها را ببینی) از چهره شان می شناسی اینان از مردم پرسش ندارند (چیزی نمیخواهند و سوال نمیکنند).
قال الصادق (علیه السلام): أَكْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِي النَّارَ الْأَجْوَفَانِ الْبَطْنُ وَالْفَرْجُ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: بیشتر امتم که به جهنم می روند، بهجهت شکمپرستی و شهوترانی ایشان است.
قال ابوجعفر (علیه السلام): إِنَّ أَفْضَلَ الْعِبَادَةِ، عِفَّةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: افضل عبادات، نگه داشتن شکم (از غذای حرام) و فرج (از شهوتپرستی) است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): ثَلَاثٌ أَخَافُهُنَّ عَلَى أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي، الضَّلَالَةُ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ وَ مُضَلَّاتُ الْفِتَنِ وَ شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: بعد از مرگم از سه چیز بر امتم می ترسم (که بهجهت این سه چیز امتم گرفتار آتش جهنم شوند) اول، از گمراهی ایشان به واسطۀ لغزشی که پیدا می کنند با اینکه وظیفۀ خود را شناختهاند؛ دوم، از آزمایشهای گمراه کننده که امت بدان مبتلا می شوند؛ سوم، شکمپرستی (که ملاحظۀ حرام و حلال را نکنند) و شهوترانی (که گرفتار فحشاء می شوند).
قال رجل لابی عبدالله (علیه السلام): إِنِّي ضَعِيفُ الْعَمَلِ، قَلِيلُ الصِّيَامِ وَ لَكِنِّي أَرْجُو أَنْ لَا آكُلَ إِلَّا حَلَالاً؛ قَالَ: فَقالَ (علیه السلام): أَىُّ الِإجْتِهَادِ أَفْضَلُ، مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ(4)
مردی به امام صادق گفت: اعمال عبادی من ضعیف است و روزۀ من کم است.
1) . الکافی، ج2، ص79، ح5 «باب العفة از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص249، ح4 [20416] «باب22 از ابواب جهاد النفس از کتاب الجهاد».
2) . الکافی، ج2، ص79، ح2؛ وسائل الشیعة، ج15، ص249، ح2 [20414].
3) . الکافی، ج2، ص79، ح6؛ وسائل الشیعة، ج15، ص250، ح5 [20417].
4) . الکافی، ج2، ص79، ح4 «باب العفة از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص250، ح6 [20418] «باب 22 از ابواب جهاد النفس از کتاب الجهاد».
(غیر از روزۀ واجب روزهای ندارم) [اما جز حلال چیزی نمیخورم] آن حضرت (علیه السلام) فرمودند: کدام عبادتی بهتر از نگهداشتن شکم و فرج از حرام الهی است.
یعنی کسی که نماز و روزۀ زیاد داشته باشد، اما از غذای حرام اجتناب نورزد و از فحشا و منکر دوری نکند، زیادی نماز و روزه برای او ارزشی ندارد.
قال ابوجعفر (علیه السلام): مَا مِنْ عِبَادَةٍ، أَفْضَلُ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: هیچ عبادتی (نزد خداوند) با ارزشتر از نگهداشتن شکم و فرج (از حرام الهی) نیست.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ ضَمِنَ لِي مَا بَيْنَ لَحْيَيْهِ وَ مَا بَيْنَ رِجْلَيْهِ، ضَمِنْتُ لَهُ عَلَى الله الْجَنَّةَ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرکس دو عضوش را ضمانت کند (که گرفتار حرام نشود) من برای او بهشت را ضمانت می کنم - یکي دهان که بد نگوید و غذای حرام نخورد، دیگری آلت مردی که به حرام نیفتد - .
یکی از وظائف هر مسلمان آن است که در برنامۀ روزانهاش تلاوت قرآن قرار دهد و همیشه هر روز صبح که از خواب برمی خیزد، پس از ادای فریضه (خواندن نماز صبح) قدری قرآن بخواند و دل خود را با آیات الهی نورانی کند؛ خداوند در قرآن میفرماید:
{ فَاقْرَؤُا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللهَ قَرْضاً حَسَناً وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ الله هُوَ خَيْراً وَأَعْظَمَ أَجْراً}(1)
(ای مسلمانان) هر آنچه می توانید (برای شما ممکن است) قرآن بخوانید، نماز را به پا دارید، زکات (اموال خود را) بدهید، به بندگان خدا قرض نیکو (بدون بهره) هر چه کار نیک و عمل خیر (برای آخرت خود) انجام دهید آنها را نزد خداوند خواهید دید؛ زیرا پاداش خداوند بهتر و بزرگتر است.
قال ابوعبدالله (علیه السلام): إِنَّ الدَّوَاوِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، ثَلَاثَةٌ دِيوَانٌ فِيهِ النِّعَمُ وَ دِيوَانٌ فِيهِ الْحَسَنَاتُ وَ دِيوَانٌ فِيهِ السَّيِّئَاتُ؛ فَيُقَابَلُ بَيْنَ دِيوَانِ النِّعَمِ وَ دِيوَانِ الْحَسَنَاتِ فَتَسْتَغْرِقُ النِّعَمُ عَامَّةَ الْحَسَنَاتِ وَ يَبْقَى دِيوَانُ السَّيِّئَاتِ، فَيُدْعَى بِابْنِ آدَمَ الْمُؤْمِنِ
1) . المزمل (73)، آیۀ 20.
لِلْحِسَابِ، فَيَتَقَدَّمُ الْقُرْآنُ أَمَامَهُ فِي أَحْسَنِ صُورَةٍ، فَيَقُولُ يَا رَبِّ أَنَا الْقُرْآنُ وَ هَذَا عَبْدُكَ الْمُؤْمِنُ قَدْ كَانَ يُتْعِبُ نَفْسَهُ بِتِلَاوَتِي وَ يُطِيلُ لَيْلَهُ بِتَرْتِیِلی وَ تَفِيضُ عَيْنَاهُ إِذَا تَهَجَّدَ، فَأَرْضِهِ كَمَا أَرْضَانِي قَالَ فَيَقُولُالْعَزِيزُ الْجَبَّارُ عَبْدِيَ ابْسُطْ يَمِينَكَ فَيَمْلَؤُهَا مِنْ رِضْوَانِ الله الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ وَ يَمْلَأُ شِمَالَهُ مِنْ رَحْمَةِ الله ثُمَّ يُقَالُ هَذِهِ الْجَنَّةُ مُبَاحَةٌ لَكَ فَاقْرَأْ وَ اصْعَدْ فَإِذَا قَرَأَ آيَةً صَعِدَ دَرَجَةً(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: (هر بندهای) در روز قیامت سه دیوان دارد دیوانی که در آن نعمتهای خدا ثبت شده است، دیوانی که در آن حسنات بنده ضبط شده است و دیوانی که در آن گناهان او نوشته شده است. چون دیوان نعمت را با دیوان حسنات مقایسه می کنند، نعمتهای خداوند از حسنات بنده بیشتر میشود (در این هنگام) صاحب دیوان باید حساب گناهان را بپردازد؛ چون او را برای حساب می آورند، آنچه را از قرآن خوانده است به صورت بندۀ زیبایی نزد او می آید و او را شفاعت می کند؛ عرض می کند: خداوندا! بندۀ تو (در دنیا) در تلاوت قرآن، خودش را خسته می کرد، و شبها قرآن تلاوت می کرد؛ همچنان که مرا از خود راضی کرده است تو هم از او راضی باش.
(در این هنگام) خطاب می رسد، ای بندۀ من دست خود را باز کن پس دست راست بنده از رضوان خدا و دست چپش از رحمت خدا پر می شود سپس به او، گفته می شود بهشت برای تو مباح است، در اینجا هم قرآن بخوان و درجات بهشت را طی کن (امام جعفر صادق (علیه السلام) نیز در ادامۀ حدیث میفرماید:) و به هر آیهای که می خواند برای او درجهای هست.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): نَوِّرُوا بُيُوتَكُمْ بِتِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ لَا تَتَّخِذُوهَا قُبُوراً، كَمَا فَعَلَتِ الْيَهُودُ
1) . الکافی، ج2، ص602، ح12 «کتاب فضل القرآن»؛ بحارالأنوار، ج7، ص267، ح34 «باب 11 از ابواب المعاد از کتاب العدل و المعاد».
وَ النَّصَارَى صَلَّوْا فِي الْكَنَائِسِ وَ الْبِيَعِ وَ عَطَّلُوا بُيُوتَهُمْ، فَإِنَّ الْبَيْتَ إِذَا كَثُرَ فِيهِ تِلَاوَةُ الْقُرْآنِ كَثُرَ خَيْرُهُ وَ اتَّسَعَ أَهْلُهُ وَ أَضَاءَ لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا تُضِيءُ نُجُومُ السَّمَاءِ لِأَهْلِ الدُّنْيَا(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: خانههای خود را با خواندن قرآن نورانی کنید و خانههای خود را مانند قبرستان قرار ندهید؛ چنانکه یهود و نصاری (خانههای خود را مانند قبرستان قرار دادند آنان) عبادات خود را در معبدانجام می دادند و در خانههای خود عمل عبادی انجام نمیدادند. هر اندازه در خانه، قرآن تلاوت شود، خیر آن خانه بیشتر می شود و(خداوند) اهل آن خانه را در وسعت بیشتری قرار می دهد، تلاوت قرآن در خانه برای اهل آسمانها سبب روشنایی است؛ همچنانکه ستارگان برای اهل زمین روشنایی می دهند.
قال الصادق (علیه السلام): الْقُرْآنُ عَهْدُ الله إِلَى خَلْقِهِ، فَقَدْ يَنْبَغِي لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ، أَنْ يَنْظُرَ فِي عَهْدِهِ وَ أَنْ يَقْرَأَ مِنْهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ خَمْسِينَ آيَةً(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: قرآن عهدنامهای است که خداوند برای بندگان خود فرستاده است و سزاوار است مسلمانان در این عهدنامه (همیشه) نظر کنند و (حداقل) روزی پنجاه آیه از قرآن بخوانند.
قال الصادق (علیه السلام):… خَلَقَ الْجَنَّةَ بِيَدِهِ لَبِنَةً مِنْ ذَهَبٍ وَ لَبِنَةً مِنْ فِضَّةٍ، جَعَلَ مِلَاطَهَا الْمِسْكَ وَ تُرَابَهَا الزَّعْفَرَانَ وَ حَصْبَاتَهَا اللُّؤْلُؤَ وَ جَعَلَ دَرَجَاتِهَا عَلَى قَدْرِ آيَاتِ الْقُرْآنِ، فَمَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ قَالَ لَهُ: إِقْرَأْ وَ ارْقَ وَ مَنْ دَخَلَ مِنْهُمُ الْجَنَّةَ لَمْ يَكُنْ فِي
الْجَنَّةِ أَعْلَى دَرَجَةً مِنْهُ مَا خَلَا النَّبِيِّونَ وَ الصِّدِّيقُونَ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: خداوند بهشتی آفریده است که (قصرهای آن) از طلا و نقره است، خاکهای آن مانند زعفران (خوشبو) است سنگریزههای آن جواهرات (قیمتی) است و درجات آن (بهشت) به عدد آیات قرآن است.
و به کسی که اهل قرآن است (و در دنیا با قرآن آشنا بوده است) می گویند: قرآن بخوان درجات بهشت را طی کن و در بهشت همرتبۀ قاری قرآن کسی نیست؛ مگر انبیاء(علیهم السلام)و صدیقین.
قال (علیه السلام): مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ فَلَمْ يَعْمَلْ بِهِ …، اسْتَوْجَبَ سَخَطَ اللّٰهِ وَ كَانَ فِي الدَّرَجَةِ مَعَ الْيَهُودِ وَ النَّصَارَى الَّذِينَ يَنْبِذُونَ كِتَابَ الله وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ(2)
امام (علیه السلام) میفرماید: کسی که قرآن بیاموزد (بخواند) و به آن عمل نکند با یهود و نصاری که به کتاب خدا (تورات و انجیل حقیقی) عمل نکردند، محشور می شود.
در روایت دیگر میفرماید: قاریان گناهکار در چاه جهنم جای داده می شوند.(3)
یکی از آداب تلاوت قرآن آن است کسی که قرآن می خواند، باید آیات قرآن را شمرده بخواند و درآیات آن تدبر کند؛ چنانچه خداوند میفرماید:
{وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً}(4)
ای پیامبر! قرآن را شمرده بخوان، شمردنی (نیکو).
1) . تفسیر القمی، ج2، ص259؛ بحارالانوار، ج8، ص133، ح39 «باب 23 از ابواب المعاد از کتاب العدل و المعاد»؛ در مصدر «حصبائها» بدل از «حصباتها» است و این حدیث در مصدر از حضرت سجاد (علیه السلام) نقل شده است.
2) . مرآة الکمال، ج3، ص14 «فصل 11»؛ وسائل الشیعة، ج6، ص183، ح8 [7683] «باب هشتم از ابواب قراءة القرآن از کتاب الصلاة».
3) . مرآة الکمال، ج3، ص14 «فصل 11»؛ وسائل الشیعة، ج6، ص183، ح8 [7683].
4) . المزمل (73)، آیۀ 4.
قال عبدالله بن سنان سئلت اباعبدالله (علیه السلام): عَنْ قَوْلِ الله عَزَّ وَ جَلَّ {وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً} قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): بَيِّنْهُ تِبْيَاناً وَ لَا تَهُذَّهُ هَذَّ الشِّعْرِ وَ لَا تَنْثُرْهُ نَثْرَ الرَّمْلِ، وَ لَكِنْ إِقرَعُوا قُلُوبَكُمُ الْقَاسِيَةَ، وَ لَا يَكُنْ هَمُّ أَحَدِكُمْ آخِرَ السُّورَةِ(1)
عبداللهبنسنان می گوید از امام جعفر صادق (علیه السلام) معنای {وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً} را پرسیدم آن حضرت (علیه السلام) فرمودند: [امیرالمؤمنین (علیه السلام)فرمودند:] هرگاه قرآن می خوانید کلمات قرآن را آشکارا بگویید، (آیات را کلمه به کلمه ظاهر کنید و پشت سر هم و تند نخوانید تا معلوم باشد چه می خوانید و دلهای سنگ خود را مهیا کنید (تا خداوند نور معرفت به دلهای شما بتاباند) و همت شما تمام کردن سوره (یا جزء) نباشد.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): إِنَّ الْقُرْآنَ لَا يُقْرَأُ هَذْرَمَةً وَ لَكِنْ يُرَتَّلُ تَرْتِيلاً وَ إِذَا مَرَرْتَ بِآيَةٍ فِيهَا ذِكْرُ الْجَنَّةِ فَقِفْ عِنْدَهَا وَ سَلِ اللهَ الْجَنَّةَ وَ إِذَا مَرَرْتَ بِآيَةٍ فِيهَا ذِكْرُ النَّارِ، فَقِفْ عِنْدَهَا وَ تَعَوَّذْ بِالله مِنَ النَّارِ(2)
امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید: قرآن را تند نخوانید، آیات را شمرده قرائت کنید هرگاه به آیهای رسیدید که در آن از بهشت یاد شده است در آن آیه توقف کنید و از خداوند بخواهید که شما را بهشتی قرار دهد، هرگاه به آیهای رسیدید که در آن از جهنم یاد شده بود، باز توقف کنید و به خداوند پناه برید و از او بخواهید که بدن شما را بر آتش جهنم حرام کند.
مسلمانان باید معنای کتاب آسمانی خود را بدانند تا عظمت این کتاب را تا اندازهای درک
کنند؛ زیرا تا معانی قرآن را نفهمند، لذت کلمات را درک نخواهند کرد. در حدیثی وارد شده است که خداوند در آیات خود تجلی میکند و هنگامی قاری قرآن این حقیقت را بهتر درک میکند که به زبان عربی آشنا باشد تا از خواندن آیات الهی لذت ببرد، همچنین در بیانات اهلبیت (علیهم السلام) نقل شده است: هرگاه قرآن میخوانید و به آیاتی که در آن از عذاب خداوند ترسانیده شده است رسیدید، توقف کنید و از خداوند بخواهید تا شما را بیامرزد و مبتلا به عذاب جهنم نکند و هرگاه به آیاتی که در آن نعمت های خداوند یاد شده است رسیدید، توقف کنید و از خداوند بخواهید که شما را از آن نعمت ها بیبهره نگذارد.
بدیهی است توقف در این بخش از آیات، تنها در صورتی است که قرائت کنندۀ قرآن،بهقدری به زبان قرآن (عربی) آشنا باشد تا معانی آن را بفهمد و از نعمت های خداوند (بهشت برین، حوریه، شراب طهور) طلب کند و همچنین قاری قرآن تا هنگامی که معنای آیات عذاب با نفهمد، پشتش نمیلرزد و نمیهراسد. پس باید معنای آیۀ عذاب را بفهمد و از خداود ایمنی از آن را بخواهد.
امام (علیه السلام) میفرماید:
لَقَدْ تَجَلَّى اللهُ لِخَلْقِهِ فِي كَلَامِهِ، وَ لَكِنَّهُمْ لَا يُبْصِرُونَ(1)
خداوند بهوسیلۀ آیات قرآن، خود را برای بندگانش می نمایاند [ولی آنان نمیبینند].
یعنی هنگامیکه قاری قرآن با خاطر آسوده و آسایش خیال قرآن بخواند، نور معرفت در دلش تابش می کند و آنچه را که به قلم نمیتوان نوشت و خدا می نمایاند اما مردم این حقیقت را نمیبینند و این معنا وقتی برای بنده آشکار می گردد که قاری قرآن قدری با معنای آن آشنا باشد، اما اگر از معنای آیات قرآن بیبهره باشد از لذتی که مورد نظر است، بیبهره خواهد بود.
1) . تفسیر الصافی، ج1، ص73 «مقدمه الحادیة العشرة»؛ بحارالانوار، ج89، ص107، ح2 «باب نهم از ابواب فضله و احکامه… از کتاب القرآن».
قال الصادق (علیه السلام): مَن قَرَءَ القُرآنَ وَ لَم يَخْضَعْ لَهُ وَ لَم يَرَقَّ عَلَيهِ وَ لَم يَنْشِي حُزنَاً وَ وَجِلاً فِي سِرِّهِ، فَقَد إستَهَانَ بِعِظَمِ شَأنِ الله، فَخَسِرَ خُسرَاناً مُبِينَاً(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که قرآن بخواند و (قلبش) برای آن خضوع نکند و دلش به خواندن قرآن نرم نشود، اندوه و ترسی (از عذاب خدا) در دلش نبیند، عظمت پروردگار خود را به چیزی نشمرده است، و این چنین شخصی زیان آشکاری کرده است.
بدیهی است این معانی زمانی برای قاری قرآن قابل درک است که به زبان عربی آشنا باشد، بر این اساس پیشوایان دین فرمودهاند که به فرزندان خود عربی بیاموزید.(2)
یکی از وظائف مسلمانان، چشمپوشی از لغزشهای برادران ایمانی است؛ نه اینکه لغزشهای آنان را به رخشان بکشند و ایشان را مذمت کنند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): يَا مَعْشَرَ مَنْ أَسْلَمَ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ يُخْلِصِ الْإِيمَانَ إِلَى قَلْبِهِ، لَا تَذُمُّوا الْمُسْلِمِينَ وَ لَا تَتَبَّعُوا عَوْرَاتَهِمْ، فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَوْرَاتِهِمْ تَتَبَّعَ اللهُ عَوْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللهُ تَعَالَى عَوْرَتَهُ، يَفْضَحْهُ وَ لَوْ فِي بَيْتِهِ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: ای کسانی که به زبان مسلمان هستید، اما دلهای شما ایمان خالص ندارد، از مسلمانان بدگویی نکنید و در جستجوی لغزشها و نقاط ضعف برادران مسلمان خود نباشید؛ زیرا کسی که در جستجوی لغزشها و نقاط ضعف برادران مسلمان خود باشد، خداوند لغزشهای او را پیگیري می کند و کسی که خداوند لغزشهای او را پیگیري کند، اگر در خانه خود هم باشد او را مفتضح و رسوا خواهد کرد.
قال الباقر (علیه السلام): أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ إِلَى الْكُفْرِ، أَنْ يُوَاخِيَ الرَّجُلُالرَّجُلَ عَلَى الدِّينِ،
1) . الکافی، ج2، ص354، ح2 «باب من طلب عثرات المؤمنین… از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالانوار، ج72، ص218، ح21 «باب 65 از ابواب حقوق المؤمنین از کتاب العشرة».
فَيُحْصِيَ عَلَيْهِ عَثَراتِهِ أَو زَلَّاتِهِ لِيُعَیِّرَهُ بِهَا يَوْماً مَا(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: نزدیکترین چیزی که بندۀ مؤمن را به کفر وادار می کند، آن است که مسلمانی با برادر مسلمان خود رفیق شود. (و در ضمن رفاقت) لغزشهای او را بشمارد (و در خاطر بسپارد) تا روزی به رخ او بکشد و او را سرزنش کند.
یکی از وظائف برادران اسلامی، سلام کردن به یکدیگر است. سلام کردن به برادران دینی نه تنها شخص را کوچک نمیکند؛ بلکه موجب محبت میشود و نشانۀ تواضع و فروتنی است. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حتی به کودکان نابالغ هم سلام میکردند تا مردم عادت به سلام کنند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز به همۀ مسلمانان سلام میکردند و هیچگاه منتظر سلام مسلمانان نبودند. همچنین گویند، پاداش سلامکننده ده حسنه است؛ حتی وارد شده است که ترک سلام کراهت دارد. از سوی دیگر سلام کردن از مستحبات مؤکّد است اما جواب سلام واجب است به طوری که گویندۀ سلام بشوند.(2)
افزون بر این مسلمانان باید سلام کردن به فقیر و غنی يکسان باشند امام (علیه السلام) میفرماید:
اگر کسی سلامش به فقیر با سلام کردن به غنی فرق داشته باشد، خداوند بر او غضب میکند.
قال (علیه السلام): - لما خلق الله آدم قال الله له: یا آدم - إنْطَلِقْ إِلَى هَؤُلَاءِ الْمَلَإِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَقُلْ: السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ الله وَ بَرَكَاتُهُ، فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ فَقَالُوا: وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ الله وَ بَرَكَاتُهُ. فَلَمَّا رَجَعَ إِلَى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لَهُ رَبُّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: هَذِهِ تَحِيَّتُكَ وَ تَحِيَّةُ ذُرِّيَّتِكَ مِنْ بَعْدِكَ فِيمَا بَيْنَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ(3)
امام (علیه السلام) میفرماید: آنگاه که خداوند حضرت آدم را آفرید، خطاب رسید: ای آدم! به ملائکه سلام کن. حضرت آدم به ملائکه گفت: «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته» ملائکه در جواب آن حضرت گفتند: «و علیک السلام و رحمة الله و برکاته» خطاب رسید ای آدم! سلام برای شما و فرزندان شما تا روز قیامت تحیت است. (یعنی فرزندان شما چون به یکدیگر برسند باید سلام کنند).
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید:
إِنَّ أَبْخَلَ النَّاسِ رَجُلٌ، يَمُرُّ بِمُسْلِمٍ وَ لَا يُسَلِّمُ عَلَيْهِ(1)
بخیلترین مردم کسی است که به برادر مسلمانش می رسد به او سلام نمیکند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لَا تَدْعُ إِلَى طَعَامِكَ أَحَداً، حَتَّى يُسَلِّمَ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: (دربارۀ عظمت سلام) کسی را به سفرهات دعوت مکن؛ مگر اینکه اول سلام کند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): اِبْدَءُوا بِالسَّلَامِ قَبْلَ الْكَلَامِ(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: اول سلام کنید، سپس سخن خود را بگویید.
نتیجه اینکه، سلام در چند جا لازم است: اول، هنگام دیدن یکدیگر؛ دوم، هرگاه خواستی کنار سفرهای بنشینی، یا خواستی تو را به مهمانی دعوت کنند؛ سوم، هرگاه خواستی سخن بگویی؛ چهارم، آنگاه که (به خانه) یا بر گروهی وارد شدی؛ زیرا خداوند میفرماید: {فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ}(4)
1) . مرآة الکمال، ج2، ص170 «فصل دهم»؛ وسائل الشیعة، ج7، ص151، ح2 [8977] «باب 2 از ابواب الذکر … از کتاب الصلاة».
2) . مرآة الکمال، ج2، ص172؛ وسائل الشیعة، ج12، ص57، ح6 [15636] «باب 32 از ابواب احکام العشرة …از کتاب الحج».
3) . مرآت الکمال، ج2، ص172؛ وسائل الشیعة، ج12، ص56، ح4 [15634].
4) . النور (24)، آیۀ 61.
قال ابوالحسن الرضا (علیه السلام): مَنْ لَقِیَ فَقِيراً مُسْلِماً، فَسَلَّمَ عَلَيْهِ خِلَافَ سَلَامِهِ عَلَى الْغَنِيِّ، لَقِیَ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ هُوَ عَلَيْهِ غَضْبَانُ(1)
امام هشتم (علیه السلام) میفرماید: کسی که به نیازمندی سلام کند و سلامش با سلام به مرد ثروتمند فرق داشته باشد، در روز قیامت وارد شود؛ در حالی که خداوند به او غضبناک است.
یکی از وظائف اسلامی بعد از سلام کردن، دست دادن به برادران دینی است. پیشوایان ما برای ایجاد محبت و یگانگی میان مسلمانان به مصافحه و دست دادن به یکدیگر در هنگام ملاقات دستور دادهاند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِذَا لَقِیَ أَحَدُكُمْ أَخَاهُ، فَلْيُسَلِّمْ عَلَيْهِ وَ لْيُصَافِحْهُ، فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْرَمَ بِذَلِكَ الْمَلَائِكَةَ، فَاصْنَعُوا صُنْعَ الْمَلَائِكَةِ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرگاه مسلمانی به برادر مسلمان خود رسید باید به او سلام کند و با او مصافحه کند، (دست بدهد)؛ زیرا خداوند ملائکه را بهجهت سلام کردن به یکدیگر و دست دادن اکرام فرموده است، شما هم عمل ملائکه را داشته باشید.
«سلام کنید و به یکدیگر دست دهید تا خداوند شما را هم اکرام فرماید».
قال ابوجعفر (علیه السلام): إِذَا إلْتَقَيْتُمْ، فَتَلَاقَوْا بِالتَّسْلِيمِ وَ التَّصَافُحِ؛ وَ إِذَا تَفَرَّقْتُمْ، فَتَفَرَّقُوا بِالِإِسْتِغْفَارِ(3)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: هرگاه به یکدیگر می رسید، سلام کنید و دستبدهید و هرگاه از یکدیگر جدا شدید، استغفار کنید.
1) . الأمالی (للصدوق)، ص442، ح5؛ وسائل الشیعة، ج12، ص64، ح1 [15653] «باب 36 از ابواب احکام العشرة از کتاب الحج».
2) . الکافی، ج2، ص181، ح10 «باب المصاحفة از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالانوار، ج73، ص28، ح20 «باب 100 از ابواب التحیة و التسلیم از کتاب العشرة».
3) . الکافی، ج2، ص181، ح11؛ بحارالانوار، ج73، ص28، ح21؛ امام باقر (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل میکند.
بدیهی است توبه، آدمی را از گناه پاک می کند، خداوند هم توبۀ بندگان خود را می پذیرد، از این رو بر مسلمانان لازم است همیشه از گناه دوری کنند و اگر مرتکب گناهی شدند هر چه زودتر توبه کنند، از سوی دیگر یکي از اعمالی که موجب ریزش گناه میشود مصافحه کردن است و خداوند بندهای را که نسبت به برادر مسلمان خود اظهار محبت کند، دوست می دارد و پاداش این محبت را آمرزش گناه قرار داده است؛ چنانکه امام باقر (علیه السلام) میفرماید:
إِذَا الْتَقَى الْمُؤْمِنَانِ فَتَصَافَحَا، أَقْبَلَ اللهُ بِوَجْهِهِ عَلَيْهِمَا وَ تَتَحَاتُّ الذُّنُوبُ عَنْ وُجُوهِهِمَا، حَتَّى يَفْتَرِقَا(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: هرگاه دو برادر ایمانی يکدیگر را ملاقات کنند و با یکدیگر دست بدهند، خداوند به آنها نظر مرحمت می کند و گناهان آنها می ریزد؛ تا زمانی که از یکدیگر جدا شوند.
و فی روایة أُخری؛ کَمَا تَتَحَاتُّ الرِّیحَ الشَّدِيدَةَ الوَرَقُ عَن الشَّجَرِ(2)
(در بیان امام صادق (علیه السلام) است چون برادر مسلمان با برادرش مصافحه کند) همچنان که نسیم تند (در پاییز) برگ درختان را می ریزد، گناه این دو نفر (که با یکدیگر مصافحه کردهاند) می ریزد.
قال ابوحمزة: زَامَلْتُ اَباجَعْفَرٍ (علیه السلام) فَحَطَطْنَا الرَّحْلَ ثُمَّ مَشَى قَلِيلاً، ثُمَّ جَاءَ فَأَخَذَ بِيَدِي، فَغَمَزَهَا غَمْزَةً شَدِيدَةً. فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ وَمَا كُنْتُ مَعَكَ فِي الْمَحْمِلِ؟ فَقَالَ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا جَالَ جَوْلَةً؛ ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ أَخِيهِ،نَظَرَ اللهُ إِلَيْهِمَا بِوَجْهِه
… وَ يَقُولُ لِلذُّنوبِ تَحاتَّ عَنْهُمَا(1)
ابوحمزه (از یاران امام باقر (علیه السلام)) می گوید: در کجاوه کنار امام باقر (علیه السلام) بودم، چون به منزلی فرود آمدیم، آن حضرت قدری راه رفتند (و از ما دور شدند) چون بازگشتند، با من دست دادند و دست مرا محکم فشار دادند. عرض کردم: آقا ما لحظاتی پیش کنار یکدیگر بودیم! حضرت فرمودند: آیا نمیدانی هرگاه مؤمن چند قدمی برود و بازگردد؛ چون مصافحه کند، و دست برادر مؤمن خود را بگیرد، هر دو مورد رحمت خداوند قرار میگیرند … و به گناهان خطاب میشود که از این دو مؤمن (به جهت مصافحه کردن) دور شوید (یعنی گناهانشان ریخته میشود).
1) . الکافی، ج2، ص180، ح7 «باب المصافحة از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالانوار، ج73، ص27، ح17 «باب 100 از ابواب التحیة و التسلیم از کتاب العشرة».
کسی که به زیارت ائمۀ اطهار (علیهم السلام) می رود، باید بداند که می خواهد به جای مقدسی قدم بگذارد که خداوند در قرآن آن مکان مقدس را چنین ستوده است:
{فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ}(1)
خانههایی که خداوند عظمت و بزرگی آنها را اعلام فرموده است (و احترام آن خانهها را بر مسلمانان واجب گردانیده است) که در آن خانهها صبح و شام ذکر شود (و مردم خدا را ) تسبیح گویند.
زائری که برای زیارت امامان معصوم (علیهم السلام) از شهر خود حرکت می کند باید ادب را مراعات کند و نسبت به همسفران خود مهربان باشد، چیزی نگوید که از او برنجند؛ چون به شهری که امام در آنجا مدفون است، رسید با اهالی آن شهر خوش رفتار و مهربان باشد. مجاورین هم باید احترام زائر را نگاه دارند و در گفتار و کردار خود دقت کنند و کاری نکنند که میهمانان امام را متأثر کنند. زائر هم در مدت زیارت متوجه باشد به جاهایی نرود که امام (علیه السلام) راضی نیست زیرا امام به رفتار ما دانا و بینا است؛چنانکه در زیارتنامه معصومین (علیهم السلام) می خوانیم:
1) . النور (24)، آیۀ 36.
أَشْهَدُ أنَّکَ تَسْمَعُ کَلامِي وَ تَشْهَدُ مَقامِي(1)
گواهی می دهم که شما سخنان مرا می شنوید و جایگاه مرا می بینید.
هیچ گاه در حرم مطهر صحبت دنیا نکند، در طواف دور قبر مطهر برای دیگران مزاحمت ایجاد نکند؛ چون زیارت و دعایش تمام شد، از حرم خارج شود تا دیگران هم این فیض بزرگ را درک کنند و از دعا کردن برای مسلمانان به ویژه دعا برای فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فراموش نکند.
هنگامی که خواهران مسلمان برای زیارت امامان خود می روند، باید دقت کنند که احترام امام خود را رعایت کنند؛ با لباس و جورابهای نازک مشرف نشوند و متوجه باشند به زیارت چه کسی آمدهاند و مهمان چه شخص بزرگی هستند. البته خواهران مسلمان می دانند که امام (علیه السلام) حجت خداوند است، مرگ و زندگی ایشان تفاوتی ندارد؛ چنانکه در زیارتنامه امامان میخوانیم: «گواهی می دهم که شما سخنان مرا می شنوید و جایگاه مرا می بینید»؛ زیرا مرگ و زندگی برای آنها یکسان است و کسی که با این عقیدۀ پاک به زیارت امامان مشرف شود، باید رضایت و محبت امام را به سوی خود جلب کند و کاری نکند که ایشان را بر خود خشمگین سازد و همانگونه که پیشتر اشاره شد نامۀ اعمال ما را به پیامبر و امام معصوم (علیهم السلام) عرضه میدارند زائرین محترم (به خصوص بانوان) باید در رفتارشان بسیار دقت کنند؛ چنانکه خداوند متعال میفرماید: {وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ}.(2)
قال الصادق (علیه السلام): كُونُوا زَيْناً (لَنَا) وَ لَا تَكُونُوا شَيْناً (عَلَيْنا)(3)
1) . إقبال الأعمال، ج2، ص610؛ بحارالانوار، ج97، ص376، ح9 «باب 5 از ابواب زیارة امیرالمؤمنین از کتاب المزار».
2) . النور (24)، آیۀ 31: زنان مسلمان باید سر و گردن های خود را (از نامحرمان) بپوشند و زینت های خود را جز برای شوهرشان ظاهر نکنند.
3) . الکافی، ج2، ص77، ح9 «باب الورع از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص245، ح10 [20400] «باب 21 از ابواب جهاد النفس … از کتاب الجهاد».
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: مایۀ زینت و آبروی ما باشید؛ کارینکنید که آبروی ما را (در مقابل مخالفین) بریزید.
یعنی هنگامی که شما به وظائف دینی خود عمل میکنید، باعث آبروی ما هستید و اگر به وظائف دینی خود عمل نکنید، دشمنان به ما طعنه می زنند که آنها چگونه شیعیانی هستند.
همچنین هنگامی که خواهران برای زیارت مشرف می شوند، اگر پاک نیستند، نباید در حرم مطهر وارد شوند؛ بلکه می توانند در صحن مطهر زیارت بخوانند و زنی که می خواهد که برای زیارت به حرم مطهر وارد شود، هنگامی که حرم مطهر خلوت است، مشرف شود، و اگر جمعیت زائرین زیاد میباشند در رواق مطهر زیارت بخواند و خود را میان جمعیت نینداز و شانۀ خود را به شانۀ مردان نامحرم نزند و همچنین زنان نباید با لباس و چادر نازک مشرف شوند؛ زیرا این عمل خلاف شرع است و امام (علیه السلام) راضی نیست. زائرین محترم بدانند زیارت، تنها بوسیدن ضریح مطهر نیست و برای بوسیدن ضریح مطهر، خود و دیگران را به زحمت نیندازند و در هنگام خارج شدن به پشت خارج شوند؛ به گونهای که پشتشان به ضریح مطهر نباشد، چنانکه میفرماید: «فَلَا تُوَلِّ وَجْهَکَ عَنِ الْقَبْرِ حَتَّی تَخْرُجَ»(1)تا زمانی که خارج می شوی، صورتت را از قبر مگردان.
از شرایط کمال زیارت، پاک بودن بدن و غسل کردن و عطر زدن است، چون زائر به درب حرم مطهر رسید با کمال خشوع اذن دخول بخواند و با چشم گریان وارد حرم مطهر بشود و از مقام مقدس امام طلب عفو و بخشش کند و از معصیتهایی که مرتکب شده است، خود را شرمنده ببیند، چنانکه در مفاتیح ذکر شده است: صد مرتبه تکبیر و تسبیح و تحمید بگوید و با صدای بلند زیارت نخواند: زیرا خداوند در قرآن میفرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيَ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ
1) . بحارالانوار، ج98، ص281، ح1 «باب 21 از ابواب فضل زیارة سید شباب اهل الجنة …از کتاب المزار».
كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ}(1)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! صدای خود را از صدای پیامبر خود بلندتر نکنید؛ چنانکه خودتان با یکدیگر صحبت می کنید و با صدای بلند سخن نگویید.اگر هنگام خواندن زیارت تنها هستید، آهسته زیارت بخوانید و زمانی که زیارت شما تمام شد و نماز زیارت خواندید، زودتر از حرم مطهر خارج شوید و در هنگام داخل شدن و خارج شدن با وقار حرکت کنید زیرا امام (علیه السلام) به حال زائرین خود توجه دارد و بدانید که ایشان در مواقع حساس به فریاد شما خواهند رسید، پس بر شما لازم است ادب را رعایت فرمایید.
قال ابوالحسن الرضا (علیه السلام): مَنْ زَارَنِي عَلَى بُعْدِ دَارِي، (داره) أَتَيْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي ثَلَاثِة مَوَاطِنَ، حَتَّى أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا، إِذَا تَطَايَرَتِ الْكُتُبُ يَمِيناً وَ شِمَالاً وَ عِنْدَ الصَّرَاطِ وَ عِنْدَ الْمِيزَانِ(2)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: کسی که مرا از راه دور زیارت کند یا از راه دور به زیارت من بیاید، در روز قیامت در سه موقف به فریاد او می رسم و از هول و هراس آنجا نجاتش می دهم، اول، جایی که نامۀ عملش باید به او برسد، می آیم (نامه عملش را به دست راستش می دهم)؛ دوم، (هنگام عبور از) صراط، (او را می گذرانم)؛ سوم، هنگام سنجش اعمال (او را جزو «مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ»(3)قرار می دهم).
قال ابوالحسن الرضا (علیه السلام) (فی حدیث): إِنَّ بِخُرَاسَانَ لَبُقْعَةً يَأْتِي عَلَيْهَا زَمَانٌ، تَصِيرُ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِكَةِ … فَقِيلَ: لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ الله وَ أَیّ بُقْعَةٍ هَذِهِ؟ قَالَ: هِيَ بِأَرْضِ
طُوسَ، وهِيَ وَ الله رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، مَنْ زَارَنِي فِي تِلْكَ الْبُقْعَةِ كَانَ كَمَنْ زَارَ رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، وَ كَتَبَ اللهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَی لَهُ ثَوَابَ أَلْفِ حَجَّةٍ مَبْرُورَةٍ وَ أَلْفِ عُمْرَةٍمَقْبُولَةٍ وَ كُنْتُ أَنَا وَ آبَائِي شُفَعَاءَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ(1)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: در خراسان بقعهای خواهد بود که محل رفت و آمد ملائکه می شود. پرسیدند: در کجای خراسان؟ فرمود: در زمین طوس، به خدا سوگند آن بقعه باغی از باغستان های بهشت است، (من در آنجا دفن میشوم)، هرکس مرا در آنجا زیارت کند مانند آن است که پیامبر اکرم را زیارت کرده است. و خداوند پاداش هزار حج و هزار عمره قبول شده به او میدهد و من و پدرانم (روز قیامت) شفیعان او خواهیم بود (از او شفاعت میکنیم).
قال ابوالحسن الرضا (علیه السلام): مَنْ صَامَ مِنْ شَعْبَانَ يَوْماً وَاحِداً، ابْتِغَاءَ ثَوَابِ الله دَخَلَ الْجَنَّةَ؛ وَ مَنِ اسْتَغْفَرَ اللهَ سَبْعِينَ مَرَّةً فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ حَشَرَهُ اللهُ (عزوَّجَلَ) يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي زُمْرَةِ رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وَ وَجَبَتْ لَهُ مِنَ الله الْكَرَامَةُ؛ وَ مَنْ تَصَدَّقَ فِي شَعْبَانَ بِصَدَقَةٍ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ، حَرَّمَ اللهُ جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ؛ وَ مَنْ صَامَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ مِنْ شَعْبَانَ وَ وَصَلَهَا بِصِيَامِ شَهْرِ رَمَضَانَ ، كَتَبَ اللهُ لَهُ صَوْمَ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ(2)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: کسی که برای رسیدن به فیض پاداش الهی يک روز از ماه شعبان را روزه بگیرد، بهشتی می شود و کسی که در ماه شعبان هر روز هفتاد مرتبه استغفار کند، خداوند در روز قیامت او را در ردیف (پیروان) پیامبران محشور فرماید و کرامت خدا، بر او واجب می شود و کسی که در ماه شعبان یک تکۀ خرما صدقه دهد (اگر مؤمن باشد) بدنش بر آتش جهنم حرام می شود و کسی
که سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و روزۀ خود را به ماه رمضان وصل کند، خداوند در نامۀ عملش پاداش روزۀ دو ماه پیدر پی را بنویسد.
قال موسی بن جعفر (علیه السلام): مَنْ زَارَ قَبْرَ وَلَدِي عَلِیٍّ، كَانَ لَهُ عِنْدَ الله سَبْعونَ حَجَّةً مَبْرُورَةً - إلی أنْ قَالَ: - إذَا کَانَ يَوْمَ القِيَامَةِ کَانَ عَلَي عَرْشِ الله تَعَالَي أَرْبَعَةٌ مِنْ الأَوَلِينَ وَ أَرْبِعَةٌ مِن الْآخِرِينَ، فَأَمَّا الْأَوَّلِينَ فَنُوحٌ وَ إِبْرَاهِيمُ وَ مُوسَى وَ عِيسَى (علیهم السلام)؛ وَ أَمَّا الْأَرْبَعَةُ الْآخِرُونَ، فَمُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْن (علیهم السلام)؛ ثُمَّ يُمَدُّ الْمِطمَارُ فَتَقْعُدُ مَعَنَا زُوَّارُ قُبُورِ الْأَئِمَّةِ (صلوات الله علیهم) إِلَّا أَنَّ أَعْلَاهُمْ دَرَجَةً وَ أَقْرَبَهُمْ حَبْوَةً زُوَّارُ قَبْرِ وَلَدِي عَلِیٍّ (علیه السلام)(1)
امام کاظم (علیه السلام) میفرماید: کسی که قبر فرزندم علی را، زیارت کند خداوند پاداش هفتاد حج مقبول به او عنایت میفرماید: تا آنجا که آن حضرت میفرماید: در روز قیامت در سایۀ عرش پروردگار چهار نفر از پیشینیان نوح، ابراهیم، موسی، عیسی (علیهم السلام) و چهار نفر از آخرین محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) علی، حسن، حسین (علیهم السلام) هستند و میان ما و شیعیان و زائرین ما رشتهای (فاصلهای) است و زائرین قبر فرزندم علی، درجه و مقامشان از همه شیعیان و زائرین ما بالاتر است و عطا و بخشش به ایشان زیادتر از دیگران است.
همچنین آن حضرت میفرماید:
مَنْ زَارَهُ أَوْ بَاتَ عِنْدَهُ لَيْلَةً كَانَ، كَمَنْ زَارَ اللهَ تَعَالَی فِي عَرْشِهِ(2)
کسی که فرزندم رضا را زیارت کند، یا یک شب در حرم مطهرش بیدار باشد، (و مشغول زیارت و عبادت شود) مانند آن است که پروردگار را در عرش زیارت کرده است.
نقل شده است یکي از زائرین امام رضا (علیه السلام) در عالم خواب به حرم مطهر مشرف شد، دید آن حضرت روی تختی نشستهاند و از زائرین پذیرایی می کنند. چون زائرین می خواهند از حرم مطهر خارج شوند، حضرت میان جعبهای که مقابل خود گذاشتهاند برگ سبزی بر می دارند و به زائرشان می دهند و می فرمایند: «خذ هذا امان من النار و انا ابن رسول الله؛ این را بگیر که امان از آتش است و منم فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)» گویندۀ خواب می گوید: در آن حال هیبت آن حضرت چنان مرا گرفت که جرأت نزدیک شدن نداشتم. بالاخره به خود جرات دادم و پیش رفتم دست و پای آن حضرت را بوسیدم، عرض کردم آقا زائرین زیاد هستند بر شما مشکل است این قدر از جای خود حرکت می فرمایید. آن حضرت فرمودند: ایشان زائرین من هستند و بر من وارد شدهاند و من باید از آنها پذیرایی کنم. آنگاه آن حضرت برگی نیز به من عنایت فرمودند، چون نگاه کردم، دیدم به خط طلا روی آن نوشته است: «هَذَا أمَانٌ مِن النَّارِ وَ أنَا ابْنُ رَسُولِ اللهِ».(1)
امام (علیه السلام) میفرماید: مسافر بدون سوغاتی بر اهلش وارد نشود.(2)
بیشک یکي از بهترین سوغاتیها کتابهای دینی است. مسلمانان باید با خرید کتابهای دینی و عمل به مطالب آن، قرآن را یاری کنند. و هر کتابی که می خواهند خریداری کنند باید تحقیق کنند که نویسندۀ کتاب چه کسی است؟ و آیا لایق کتاب نوشتن میباشد؟ و از افراد مطلع سوال کنند آیا این کتاب ارزش علمی دارد؟ آیا مطالب آن صحیح است؟ به این تحقیقات اهمیت دهید تا پشیمان نشوید.
یکی از وظائف مسلمانان، شناختن رهبران دینی و جانشینان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) (ائمه
دوازدهگانه) می باشد؛ زیرا کمال ایمان به شناخت امام و اقرار به مقامخلافت بستگی دارد، همچنین اطاعت از امام به حکم قرآن بر مسلمانان واجب است.
خداوند در قرآن میفرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُوا اللهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ }(1)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از خدا و پیامبر و فرمانروایانی که از خود شما هستند پیروی کنید.
بدیهی است فرمانروایانی که گفتار و رفتارشان مطابق دستور خدا و پیامبر باشد، جز ائمه دوازدهگانه نمیباشد و ایشان کسانی هستند که اطاعتشان اطاعت خدا و نافرمانی آنها نافرمانی خداست.
مَن اَطَاعَکُم فَقَد اَطَاعَ اللهَ وَ مَن عَصَاکُم فَقَد عَصَی اللهَ(2)
هر کس از شما مطیع آل محمّد (علیهم السلام) باشد مطیع خداوند است و هرکس از شما نسبت آل محمّد (علیهم السلام) نافرمانی کند، نافرمانی خدا را کرده است.
قال ابوجعفر (علیه السلام): ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَشْيَاءِ وَ رِضَا الرَّحْمَنِ الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ (ثُمَّ قَالَ): إِنَّ اللهَ تَعَالَى يَقُولُ: {مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللهَ}(3)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: بالاترین مرتبۀ ایمان و وسیلۀ رسیدن به آن و رسیدن به رضای پروردگار در شناخت امام (علیه السلام) و اطاعت از او می باشد.
قال الصادق (علیه السلام): أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلاً قَامَ لَيْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِيعِ مَالِهِ، وَ حَجَّ جَمِيعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِیِّ الله، فَيُوَالِيَهُ وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ إِلَيْهِ، مَا كَانَ
1) . النساء (4)، آیۀ 59.
2) . عیون أخبار الرضا (علیه السلام)، ج2، ص277، ح1؛ بحارالانوار، ج99، ص133، ح4 «باب هشتم از ابواب زیارت الائمة از کتاب المزار».
3) . الکافی، ج2، ص19، ح5 «باب دعائم الاسلام از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالانوار، ج23، ص294، ح33 «باب 17 از ابواب الآیات النازلة … از کتاب الامامة»؛ در مصدر «عزوجل» بدل از «تعالی» است؛ النساء (4)، آیۀ 80.
لَهُ عَلَى الله (جَلَّ وَ عَزّ) حَقٌّ فِي ثَوَابِهِ وَ لَاكَانَ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَان(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: مردی که روزها را روزه بگیرد و شبها را عبادت کند و تمام ثروت خود را در راه خداوند صدقه دهد و هر سال حج خانۀ خدا رود، اما با مقام ولایت آشنا نباشد و اعمال او به پیروی از ولی حق و حجت خدا نباشد (اقرار به امامت علی و اولادش نداشته باشد) در این عباداتی که بهجا آورده است، هیچ پاداشی نزد خداوند ندارد و چنین شخصی از زمرۀ مؤمنین نمیباشد.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ عَرَفَنَا كَانَ مُؤْمِناً، وَ مَنْ أَنْكَرَنَا كَانَ كَافِراً، وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْنَا وَ لَمْ يُنْكِرْنَا كَانَ ضَالّا، حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى الْهُدَى الَّذِي افْتَرَضَ اللهُ عَلَيْهِ مِنْ طَاعَتِنَا الْوَاجِبَةِ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که به مقام ما عارف باشد و ما را بشناسد مؤمن است؛ کسی که ما را انکار کند (و به مقام ما معرفت نداشته باشد) کافر است؛ کسی که ما را نشناسد و انکار هم نکند گمراه است؛ مگر اینکه هدایت شود و بداند که خدا اطاعت ما را بر مردم واجب کرده است.
1) . الکافی، ج2، ص19، ح5 «باب دعائم الاسلام ازکتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج1، ص119، ح2 [298] «باب 29 از ابواب مقدمة العبادات».
2) . الکافی، ج1، ص187، ح11 «باب فرض طاعة الائمة (علیهم السلام) از کتاب الحجة»؛ بحارالانوار، ج32، ص325، ح302 «باب هشتم از ابواب ماجری بعد قتل عثمان … از کتاب الفتن و المحن».
یکی از وظائف بزرگ مسلمانان برای رفع گرفتاری و ناراحتیهای زندگی، توسل به انوار مقدسۀ چهارده معصوم (علیهم السلام)است؛ زیرا خداوند آنان را شفیع میان خود و مردم قرار داده است؛ خداوند در قرآن میفرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}(1)
ای کسانی که اعتقاد به خدا و روز جزا آوردهاید! از پروردگار خود ملاحظه کنید (و برای روا شدن حاجات و رفع گرفتاریهایتان) وسیلهای بجویید (و خدا را با آن وسیله بخوانید و در راه خدا رزم کنید، تا رستگار شوید.
بدون تردید آن وسیلهای که باید خدا را با آن بخوانیم و خداوند بهجهت ایشان حاجتهای ما را روا و دردهای ما را درمان کند، انوار مقدسۀ ائمه هدی (علیهم السلام)است؛ زیرا آنان پیشوایان دین و جانشیان حضرت خاتم النبیین هستند و این انوار، واسطۀ فیض الهی برای بندگان می باشند.
وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ، وَ بِكُمْ يُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ يَكْشِفُ الضُّر(2)
به برکت شما آل محمّد (علیهم السلام) (عالم) بالا بر زمین سقوط نمیکند، و به برکت شما غم و ناراحتیها از بین می رود.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): فِي قَولِهِ تَعَالی {وَابْتَغُوا إلَيْهِ الْوَسِيلَةَ}، أَنا وَسِيلَتُةُ(1)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در تفسیر آیۀ فوق میفرماید: من همان وسیلهای هستم که خداوند میفرماید: وسیلهای برای خود بطلبید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَلأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ مَنْ أَطَاعَهُمْ، فَقَدْ أَطَاعَ اللهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ، فَقَدْ عَصَى اللهَ؛ هُمُ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ هُمُ الْوَسِيلَتُهُ إلَی الله عَزَّوَجلَّ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که از امامان خود که فرزندان امام حسین (علیه السلام) هستند اطاعت کند، هر آیینه خدا را اطاعت کرده است.
و کسی که به ایشان اعتنا نکند و به دستور آنان عمل ننماید، خداوند را معصیت کرده است؛ (زیرا جانشینان من) ائمة هدی (علیهم السلام)عروة الوثقای دین هستند و (این بزرگواران) وسیلۀ میان خداوند و بندگان می باشند.
پس بر مسلمانان لازم است که از خانۀ عترت دور نشوند؛ زیرا چنانکه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «مثل اهلبیت من مانند کشتی نوح است(3)
«مثل اهل بیتی کسفینة نوح من رکبها نجی و من تخلف عنها هلک» اهلبیت من مانند کشتی نوح هستند؛ هرکس به آنها متمسک شود از هلاکت نجات پیدا می کند و هرکس به آنها اعتنا نکند هلاک می شود. ر.ک: مکارم الأخلاق، ص459 «فصل پنجم از باب 12»؛ بحارالانوار، ج74، ص75، ح3. (مؤلف).
»اهلبیت (علیهم السلام) برای کسانی که متمسک به ولایت آنان شدهاند و اطاعت ایشان را بر خود لازم دانستهاند، مایۀ رستگاری و نجات می باشد.اصحاب حدیث، همگی معتقدند که توبۀ حضرت آدم (علیه السلام) به برکت توسل به پنج تن آل
عبا (علیهم السلام) پذیرفته شد؛ کشتی حضرت نوح (علیه السلام) به برکت توسل به «خمسة النجباء» از غرق شدن نجات پیدا کرد؛ حضرت یوسف (علیه السلام) به برکت توسل به آل محمّد از زندان خلاص گردید؛ حضرت موسی (علیه السلام) به برکت اسماء طیبه آل محمّد (علیهم السلام) از رود نیل گذشت و بنی اسرائیل را نجات داد؛ حضرت یونس (علیه السلام) به برکت توسل به این انوار از شکم ماهی خلاص گردید؛ حضرت ابراهیم (علیه السلام) به برکت این اسماء از آتش نمرودیان نجات پیدا کرد. هیچ پیامبری از انبیای الهی از گرفتاری نجات پیدا نکرد، مگر به برکت توسل به ائمه اطهار (علیهم السلام) زیرا این انوار مقدس، برگزیدگان عالم خلقت هستند(1)چنان که در کتابهای ادعیه میخوانیم:
وَ (لَکُمْ) الدَّرَجَاتُ الرَّفِيعَةُ وَ الْمَقَامُ الْمَحْمُودُ وَ الْمَقَامُ الْمَعْلُومُ عِنْدَ الله عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْجَاهُ الْعَظِيمُ وَ الشَّأْنُ الْكَبِيرُ وَ الشَّفَاعَةُ الْمَقْبُولَةُ (2)
قال الصادق (علیه السلام): تَجْلِسُونَ وَ تُحَدِّثُونَ؟ قُلْتُ: نَعَمْ. قَالَ: تِلْكَ المَجَالِسُ أُحِبُّهَا فَأَحْيُوا أَمْرَنَا، رَحِمَ اللهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا يَا فُضَيْلُ مَنْ ذَكَرَنَا أَوْذُكِرْنَا عِنْدَهُ فَخَرَجَ عَنْ عَيْنَيْهِ مِثْلُ جَنَاحِ الذُّبَابِ، غَفَرَ اللهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ كَانَتْ أَكْثَرَ مِنْ زَبَدِ الْبَحْرِ(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) به فضیل میفرماید: آیا مجلس تشکیل می دهید (و دربارۀ امامت و گفتار ما) از ما گفتگو می کنید؟ فضیل گفت: بلی، ای فرزند رسول خدا. امام فرمود: مجلس شما را دوست دارم، (با برگزاری این مجالس) نامها را زنده کنید، خدا رحمت کند کسی که امر ما را زنده می کند. ای فضیل! کسی که (مصیبت های) ما را یاد کند، (یا جایی باشد که مصیبتهای ما را به یاد او آورند و از شنیدن مصائب
1) . ر.ک: الأمالی (للصدوق)، ص218؛ بحارالانوار، ج26، ص319 «باب هفتم از ابواب سائر فضائلهم و و مناقبهم …از کتاب الإمامة».
2) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2، ص616، ح3213 «باب زیارة الجامعة لجمیع الائمة (علیهم السلام) از کتاب الحج»؛ بحارالانوار، ج99، ص132، ح4 «باب هشتم از ابواب زیارات الائمة …از کتاب المزار».
3) . وسائل الشیعة، ج12، ص20، ح1 [15532] «باب10 از ابواب احکام العشرة …از کتاب الحج».
ما) که چشمش به اندازۀ بال مگس، تر شود، خداوند گناهان او را می آمرزد.
مشروط به آنکه تقوی داشته باشد، و در صدد تکرار گناه نباشد؛ چنانکه میفرماید:
«أوْصیکُمْ بِتَقْوَي الله(1)(شیعیان من شما) را به تقوی و پرهیز کردن از گناه وصیت می کنم.»
{وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ}(2)
(ای پیامبر) بگو هر کاری بکنید، خداوند و پیامبرش و اهل ایمان به اعمال شما آگاه هستند، به همین زودی در عالم آخرت که از نظرها پنهان است خدای دانا به پنهان و آشکار شما را به اعمالتان آگاه می کند.
قال الصادق (علیه السلام): تُعْرَضُ عَلَى رَسُولِ الله أَعْمَالُ الْعِبَادِ، كُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارِهَا وَ فُجَّارِهَا فَاحْذَرُوها وَ هُوَ قَوْلُ الله: {اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ}(3)امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هر صبح و شام، اعمال بندگان صالح و گناهکار به پیامبر اکرم عرضه می شود؛ پس از عرضۀ اعمالتان بترسید (یعنی آگاه باشید کاری نکنید که پیامبر اکرم بر شما غضبناک شود).
عن ابیجعفر (علیه السلام): إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ عَلَى نَبِيِّكُمْ، كُلَّ عَشِيَّةِ خَمِيسٍ فَلْيَسْتَحْيِ أَحَدُكُمْ أَنْ يُعْرَضَ عَلَى نَبِيِّهِ الْعَمَلُ الْقَبِيحُ(4)
1) .المحاسن، ج1، ص18، ح51؛ وسائل الشیعة، ج8، ص301، ح8 [10724] «باب5 از ابواب صلاة الجماعة …از کتاب الصلاة».
2) . التوبة (9)، آیۀ 105.
3) . بصائر الدرجات، ص428، ح7 «باب پنجم از جزء نهم»؛ بحارالانوار، ج23، ص346، ح44 «باب20 از ابواب الآیات النازلة فیهم از کتاب الإمامة»؛ در مصدر «فاحذروا»، بدل از «فاحذروها» است؛ التوبة (9)، آیۀ 105.
4) . بصائر الدرجات، ص426، ح14 «باب چهارم»؛ وسائل الشیعة، ج16، ص113، ح18 [21119] «باب 101 از ابواب جهاد النفس … از کتاب الجهاد».
و قال (علیه السلام): إنَّ أَعْمَالَ العِبَادِ تُعْرَضُ عَلَي رَسُولِ الله وَ عَلَي الأئِمَةِ(1)و قال (علیه السلام) فی خبر آخر: {وَ المُوْمِنُون} قال: إیَّانَا عَنَي(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: هر شب پنجشنبه اعمال شما را به پیامبر عرضه می دارند؛ پس حیا کنید از اینکه عمل بدی را از شما به پیامبرتان عرضه بدارند.
امام (علیه السلام) میفرماید: اعمال بندگان را به رسول خدا و ائمه (علیهم السلام) عرضه می دارند.
و در حدیث دیگر میفرماید: مراد از اهل ایمان ما آل محمّد (علیهم السلام) هستیم.
از آیۀ شریفه و روایات مذکور استفاده می شود که معصومین (علیهم السلام) ناظر بر اعمال ما هستند و برای آنان حیات و ممات (مرگ و زندگی) تفاوتی ندارد و برای هر عصری، امامی بوده است و امام امروز ما وجود مقدس حضرت مهدی موعود (علیه السلام) است، لذا امروز بر ما لازم است که همیشه به وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) متمسک شویم؛ زیرا اگرچه آن حضرت از دیدگان ما غائب است و ما او رانمیبینیم یا اگر ببینیم نمیشناسیم، اما امروز سلطان عوالم ملک و ملکوت آن حضرت است و او ملجأ و پناه شیعیان و فریادرس بیچارگان است، بر این اساس بر ما واجب است که برای رفع گرفتاریها و برآورده شدن حوائج خود به آن حضرت متوسل شویم و بگوییم «یا وَجیهاً عِندَالله اِشْفَعْ لَنا عِندَالله».
علامۀ مامقانی در مرآة الکمال مینویسد:
ابوالوفاء شیرازی می گوید: در کرمان زندانی بودم، دست و پایم را با زنجیر بسته بودند چون خبر اعدامم را شنیدم، بسیار ناراحت شدم. گفتم: خدایا! تو میدانی که من تقصیری ندارم. پس از درخواست نجات از پروردگار و توسل به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به خواب رفتم، در خواب رسول خدا را دیدم، حضرت فرمودند: برای امور دنیایي به من و دخترم و دو فرزندم
متوسل مباش؛ بلکه برای امر آخرت و در آنجا آنچه از درجه و مقام می خواهی ما را وسیله قرار بده؛ برادرم ابوالحسن علی (علیه السلام) برای تو انتقام خواهد گرفت. گفتم: ای رسول خدا! امیرالمؤمنین (علیه السلام) از ظلمکنندگان بر خود انتقام نگرفت، برای من انتقام می گیرد؟ حضرت فرمودند: من از امیرالمؤمنین عهد گرفته بودم که صبر کند، او مامور به صبر بود، اما وای بر کسی که امروز با آن حضرت و دوستان آن حضرت دشمنی کند.
(سپس آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) برای توسل به ائمه (علیهم السلام) چنین فرمودند:) برای نجات از سلاطین و مفسدۀ شیاطین (توطئۀ مخالفین) به فرزندم علیبنحسین (علیهما السلام) متوسل شوید؛ برای آخرت (و نجات از آتش جهنم) به حضرت باقر و امام صادق (علیهما السلام) متوسل شوید؛ برای سلامتی و درخواست عافیت از پروردگار به حضرت موسیبنجعفر (علیهما السلام) متوسل شوید؛ برای سلامتی در سفر به فرزندم علیبنموسی (علیهما السلام) متوسل شوید؛ و برای زیاد شدن رزق و توسعه در زندگی به فرزندم محمّد الجواد (علیه السلام) متوسل شوید؛ برای حصولتوفیق بهجا آوردن امور مستحبی و نیکی کردن به برادران دینی به حضرت هادی (علیه السلام) متوسل شوید؛ برای امور آخرت به حسنبنعلی (علیه السلام) متوسل شوید؛ هرگاه (در زندگی مشکلات شما بسیار شد و چارهای نداشتید) کارد به گلو رسید (به حلق شریف اشاره فرمود) به حضرت مهدی موعود حجةبنالحسن (علیه السلام) متوسل شوید که او به فریادتان خواهد رسید؛ زیرا خداوند او را دادرس بیچارگان و پناه درماندگان قرار داده است.
ابوالوفاء می گوید در عالم خواب فریاد زدم: ای مولای من! ای صاحب الزمان! آقا شما به فریادم برسید؛ ناگاه دیدم مردی از آسمان با اسب فرود آمد، گفتم: آقا مرا از شرّ این ستمگران خلاص کنید. فرمود: از خداوند خلاصی تو را خواستم دعایم مستجاب شد و به زودی خلاص می شوی. چون از خواب بیدار شدم، حاکم مرا خواست و از دست و پایم زنجیر باز کرد و گفت: آیا به کسی متوسل شدی؟ گفتم: آری، به کهف الوری و غوث الأمة حضرت حجةبنالحسن (علیه السلام)، گفت: برو، آزاد هستی.(1)
1) . ر.ک: مرآة الکمال.
نقل شده است بعد از آنکه حضرت رضا (علیه السلام) از دنیا رفتند، مأمون اباصلت هروی را زندانی کرد و تا یکسال در زندان بود و کسی از او یاد نمیکرد؛ چون امیدش از همه جا قطع شد به جوادالائمه (علیه السلام) متوسل شد؛ چون با سوز قلب به امام متوسل شد، حضرت در زندان تشریف آوردند، تا چشم اباصلت به حضرت افتاد (گلایه کرد که سالها خادم پدر بزرگوارتان بودم و…) حضرت فرمود: چه می خواهی؟ عرض کرد: دلم گرفته است فرمود: بلند شو تا برویم. گفت: آقا مأمورین هستند. فرمود: مانعی ندارد و دست اباصلت را گرفتند از زندان خارج شدند و فرمودند: برو در پناه خدا نه تو مأمون را خواهی دید و نه مأمون تو را.(1)
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): كَانَ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ وَ إِجَابَةُ الدُّعَاءِ، إِذَا سُئِلَ اللهُ بِحقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ آلِهِمَا مَشْهُوراً فِي الزَّمَنِ السَّالِفِ حَتَّى أَنَّ مَنْ طَالَ بِهِ الْبَلَاءُ قِيلَ هَذَا طَالَ بَلَاؤُهُ، لِنِسْيَانِهِ الدُّعَاءَ للهِ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ(2)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: حاجات امتهای گذشته زمانی روا می شد که خدا را به حقَّ محمّد و آل محمّد قسم می دادند و این انوار را وسیلۀ میان خود و پروردگار قرار می دادند و دعایشان هنگامی مستجاب می شد که خدا را به وسیلۀ آل محمّد (علیهم السلام) بخوانند این مطلب در کتابهای پیامبرانشان بود، به اندازهای به این موضوع آشنا بودند که هرگاه گرفتاری کسی به طول می انجامید، می گفتند: این شخص به واسطۀ اینکه فراموش کرده است خدا را بهوسیلۀ آل محمّد (علیهم السلام) بخواند تا از گرفتاریش خلاص شود.
1) . ر.ک: عیون أخبار الرضا (علیه السلام)، ج2، ص245، ح1 «باب 63»؛ بحارالانوار، ج49، ص303، ح10 «باب 21 از ابواب تاریخ الامام المرتجی و السید المرتضی ثامن…».
2) . التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری (علیه السلام)، ص398، ح271؛ بحارالانوار، ج91، ص13، ح11 «باب 28 از ابواب الدعاء از کتاب الذکر و الدعاء»؛ در مصدر «بِمُحَّمدٍ» بدل از «بِحَقِّ مُحَمَّد» است.
قال الله تعالی: يَا آدَمُ وَ إِذَا دَهَتْكَ دَاهِيَةٌ، فَاجْعَلْهُمْ إِلَيَّ شُفَعَاءَكَ، فَإِنِّي آلَيْتُ عَلَى نَفْسِي قَسَماً حَقّاً لَا أُخَيِّبُ بِهِمْ آمِلاً وَ لَا أَرُدُّ بِهِمْ سَائِلاً (1)
خداوند به حضرت آدم (علیه السلام) میفرماید: ای آدم! (ای فرزندان آدم) هرگاه مصیبت بزرگی به تو روی آورد، انوار مقدسۀ آل محمّد (علیهم السلام) را نزد من شفیع خود قرار ده؛ زیرا بر خود لازم دانستم هرکس مرا به حق ایشان قسم دهد او را ناامید نگردانم و به آرزویش برسانم و هر سائلی که مرا به حق این انوار قسم می دهد رد نکنم و حاجتش را برآورم.
و فی الحدیث أنّه تعالی یقول: يَا عِبَادِي أَوَ لَيْسَ مَنْ لَهُ إِلَيْكُمْ حَوَائِجُ كِبَارٌ لَا تَجُودُونَ بِهَا إِلَّا أَنْ يَتَحَمَّلَ عَلَيْكُمْ بِأَحَبِّ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ تَقْضُونَهَا كَرَامَةً لِشَفِيعِهِمْ أَلَا، فَاعْلَمُوا أَنَّ أَكْرَمَ الْخَلْقِ عَلَيَّ وَ أَفْضَلَهُمْ لَدَيَّ مُحَمَّدٌ (صلی اللهعلیه و آله و سلم)وَ أَخُوهُ عَلِيٌّ (علیه السلام) وَ مِنْ بَعْدِهِ الْأَئِمَّةُ الَّذِينَ هُمُ الْوَسَائِلُ إِلَى الله؛ أَلَا فَلْيَدْعُنِي مَنْ هَمَّتْهُ حَاجَةٌ يُرِيدُ نَفْعَهَا أَوْ دَهِمَتْهُ دَاهِيَةٌ يُرِيدُ كَشْفَ ضُرِّهَا بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ أَقْضِهَا لَهُ أَحْسَنَ مَا يَقْضِيهَا(2)
خداوند تبارک و تعالی میفرماید: ای بندگان من! همانگونه که شما در حوائج بزرگ نزد یکدیگر شفیع می برید و طرف شما بهواسطۀ دوستی که به شفیع شما دارد درخواست شما را بهجا می آورد؛ بدانید که ارزشمندترین مخلوقات و بافضیلتترین بندگان نزد محمّد و علی و امامان از فرزندان او میباشند. ایشان واسطههای (شما نزد) من میباشند، بدانید هرکس بخواهد حاجتش روا شود یا بخواهد از گرفتاری و مصیبتش نجات پیدا کند، باید مرا به این انوار مقدس بخواند تا به نیکوترین صورت حاجت و ناراحتی او را برطرف کنم.
و فی خبر؛ فَمَنْ كَانَتْ لَهُ حَاجَةٌ إِلیَّ، فَلْيَتَوَسَّلْ إِلیَّ بِهِم، فَإِنِّي لَا أَرُدُّ سُؤَالَ سَائِلٍ يَسْأَلُنِي بِهِمَا وَ بِالطَّيِّبِينَ مِنْ عِتْرَتِهِمَا، فَمَنْ سَأَلَنِي بِهِمْ فَإِنِّي لَا أَرُدُّ دُعَاءَهُ وَ كَيْفَ أَرُدُّ دُعَاءَ مَنْ سَأَلَنِي بِحَبِيبِي وَ صَفْوَتِي وَ وَلِيِّي وَ حُجَّتِي وَ رُوحِي وَ نُورِي وَ آيَتِي وَ بَابِي وَ رَحْمَتِي وَ وَجْهِي وَ نِعْمَتِي؛ أَلَا وَ إِنِّي خَلَقْتُهُمْ مِنْ نُورِ عَظَمَتِي وَ جَعَلْتُهُمْ أَهْلَ كَرَامَتِي وَ وِلَايَتِي، فَمَنْ سَأَلَنِي بِهِمْ عَارِفاً بِحَقِّهِمْ وَ مَقَامِهِمْ أُوجِبَتْ لَهُ مِنِّي الْإِجَابَةُ وَ كَانَ ذَلِكَ حَقّاً عَلَيَّ(1)
در خبر دیگر وارد شده است: هرکس حاجتی دارد باید به محمّد و آل محمّد (علیهم السلام) متوسل شود؛ زیرا سائلی که مرا به محمد و آل محمّد بخواند او را رد نمیکنم و چگونه رد کنم دعای کسی را که مرا به حق حبیبم و برگزیدهام و به حق ولی و حجتم می خواند مرا به حق روحم و نورم و آیتم و بابم و رحمتم و وجهم و نعمتم، آگاه باشید محمّد و آل محمّد را خلق کردهام از نور عظمت خودم و قرار دادهام ایشان را اهل کرامت و ولایت خودم (یعنی آنان را به کرامت و ولایت خود مختص گردانیدهام) پس کسی که عارف به حق و مقام ایشان باشد و مرا بهوسیلۀ ایشان بخواند لازم دانستهام بر خود که دعای او را اجابت کنم سزاواراست بر من اجابت کردن دعای چنین کس را.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ قَلَّ عَلَيْهِ رِزْقٌ أَوْ ضَاقَتْ عَلَيهِ مَعِيشَتُهُ أَوْ كَانَتْ لَهُ حَاجَةٌ مُهِمَّةٌ مِنْ أَمْرٍ وَارِدٍ بِهِ فَلْيَكْتُبْ فِي رُقْعَةٍ بَيْضَاءَ؛
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که روزیش کم شده، یا زندگی بر او سخت شده، یا حاجت مهمی داشته باشد، روی کاغذ سفید این کلمات را در یک خط بنویسد:
بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْمَلِكِ الْحَقِّ الْمُبِينِ مِنَ الْعَبْدِ الذَّلِيلِ إِلَى الْمَوْلَى الْجَلِيلِ سَلَامٌ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعْفَرٍ وَ مُوسَى وَ عَلِيٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْقَائِمِ سَيِّدِنَا وَ مَوْلَانَا صَلَوَاتُ الله عَلَيْهِمْ
1) . مرآة الکمال، ج3، ص130 (فصل 11)؛ وسائل الشیعة، ج7، ص102، ح10 [8850].
أَجْمَعِينَ رَبِّ مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَ الْخَوْفُ فَاكْشِفْ ضُرِّي وَ آمِنْ خَوْفِي بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَسْأَلُكَ بِكُلِّ نَبِيٍّ وَ وَصِيٍّ وَ صِدِّيقٍ وَ شَهِيدٍ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين إِشْفَعُونِي إشْفَعُوا لِي يَا سَادَتِي بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَ الله فَإِنَّ لَكُمْ عِنْدَ الله لَشَأْناً مِنَ الشَّأْنِ فَقَدْ مَسَّنِيَ الضُّرُّ يَا سَادَاتِي وَ اللهُ أَرْحَمُ الرَّاحِمِين.
سپس حاجت خود را بنویسد و در آب جاری بیندازد، انشاءالله حاجتش برآورده می شود.(1)
1) . مرآة الکمال، ج3، ص133؛ بحارالانوار، ج99، ص236، ح3 «باب10 از ابواب زیارت الائمة از کتاب المزار».
مسلمان باید در زندگی نشاط داشته باشد، هیچگاه از زندگی خسته نشود؛ زیرا فکر کسالت و خستگی انسان را از دنیا و آخرت محروم می کند. بر این اساس پیشوایان دین از شکلگیری چنین حالتی در روح و روانآدمی به شدت هشدار دادهاند.
قال ابوجعفر (علیه السلام): إِنِّي لَأُبْغِضُ الرَّجُلَ … أَنْ يَكُونَ كَسْلَاناً عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ، فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَكْسَلُ(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: مردی که از زندگی خسته شود و در کارهای (روزانۀ) خود تنبل باشد، نزد من مبغوض است (ارزش ندارد)؛ زیرا چنین مردی که در کارهای دنیای خود سستی می ورزد، در کارهای آخرت خود (مانند نماز، روزه و …) بیشتر سستی می ورزد.
قال موسی بن جعفر (علیهما السلام): لِبَعْضِ وُلْدِهِ إِيَّاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ، فَإِنَّهُمَا يَمْنَعَانِكَ مِنْ حَظِّكَ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ(2)
حضرت موسیبنجعفر (علیه السلام) به بعضی از فرزندانش فرمود: پسر من بترس از تنبلی و
سستی در زندگی، زیرا کسی که در زندگی تنبلی و سستی به خود راهدهد از حظّ دنیا و آخرت محروم می شود.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): لمََّا إِزْدَوَجَتْ إِزْدَوَجَ الکَسَلُ وَ العَجزُ، فَنَتِجَا بَينَهُما الفَقرَ(1)
علی (علیه السلام) میفرماید: چون سستی و تنبلی با هم جمع شوند نتیجۀ این دو فقر و بیچارگی است.
عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال:قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): سَيِّدُ الْأَعْمَالِ إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ، وَ مُوَاسَاةُ الْأَخِ فِي الله، وَ ذِكْرُ الله عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى كُلِّ حَالٍ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: بزرگترین عملها (سه عمل) است، اول با انصاف با مردم رفتار کردن، دوم با برادران دینی مواسات کردن، و سوم در هر حال به یاد خدا بودن.
(در حدیث دیگر، دنبالۀ مطلب سوم «به یاد خدا بودن») میفرماید:
فَإِنْ عَرَضَتْ لَهُ طَاعَةٌ، عَمِلَ بِهَا وَ إِنْ عَرَضَتْ لَهُ، مَعْصِيَةٌ تَرَكَهَا(3)
اگر به عمل طاعت رسید، آن را انجام دهد، و اگر به معصیت رسید آن را ترک کند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ وَاسَى الْفَقِيرَ مِنْ مَالِهِ وَ أَنْصَفَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ، فَذَلِكَ الْمُؤْمِنُ حَقّاً(4)
1) . الکافی، ج5، ص85، ح8؛ وسائل الشیعة، ج17، ص60، ح7 [21979].
2) . الکافی، ج2، ص145، ح7 «باب الانصاف و العدل از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص283، ح2 [20524] «باب34 از ابواب جهاد النفس… از کتاب الجهاد».
3) . وسائل الشیعة، ج15، ص285، ح10 [20532].
4) . الکافی، ج2، ص147، ح17 «باب الانصاف و العدل از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص284، ح5 [20527] «باب34 از ابواب جهاد النفس… از کتاب الجهاد».
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که با نیازمندان مواساتداشته باشد (یعنی فقراء از ثروت او بهره ببرند) و (در زندگی) با انصاف باشد، چنین شخصی، مؤمن حقیقی است.
اگر کسی ایمان به خدا نداشته باشد و این دو صفت در او باشد یا به برکت این دو صفت خداوند او را هدایت می کند، اگر هم هدایت نشود و در آتش برود خداوند روزیش را از بهشت می رساند.
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ السَّرَفَ، يُورِثُ الْفَقْرَ وَ إِنَّ الْقَصْدَ، يُورِثُ الْغِنَى(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: اسراف کردن (در زندگی) نیازمندی می آورد و اقتصاد و میانهروی (در زندگی) موجب بینیازی است.
قال العالم (علیه السلام): ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ، أَنْ لَا يَفْتَقِرَ(2)
موسیبنجعفر (علیه السلام) میفرماید: اگر کسی در زندگی میانهروی داشته باشد (مطابق شأن خود خرج کند) من ضامن می شوم (خداوند او را) نیازمند نکند.
بعضی خرجها اگرچه در راه خیر است اما چون مطابق شأن خرج کننده نیست اسراف است.
قال علیبنالحسین (علیه السلام): إِنَّ الرَّجُلَ، لَيُنْفِقُ مَالَهُ فِي حَقٍّ وَ إِنَّهُ لَمُسْرِفٌ(3)
امام زینالعابدین (علیه السلام) میفرماید: گاهی مردی ثروتش را در راه خدا خرج می کند (اما چون مطابق شأن او نیست) در ردیف اسراف کنندگان محسوبمی شود. (مؤمن باید در تمام کارها عقل معاش داشته باشد.)
1) . الکافی، ج4، ص53، ح8 «باب فضل القصد از ابواب الصدقة از کتاب الزکاة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص64، ح1 [21992] «باب 22 از ابواب مقدماتها از کتاب التجارة».
2) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص167، ح3622 «باب المعایش از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص64، ح2 [21993].
3) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، ص167، ح3663 «باب المعاش… از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعة، ج17، ص65، ح3 [21994] «باب 22 از ابواب مقدماتها از کتاب التجارة».
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید:
الْكَمَالُ كُلُّ الْكَمَالِ، فِي ثَلاٰثَةِ، التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ تَقْدِيرُ الْمَعِيشَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ(1)
کمال و فهمیدگی مرد زمانی تمام است که سه چیز در او باشد: یکي میانهروی در زندگی؛ یکي بصیرت داشتن در دین؛ دیگری صبر در ناملایمات زندگی.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): مَنْ قَالَ إِذَا عَطَسَ «الْحَمْدُ لله رَبِّ الْعَالَمِينَ عَلَى كُلِّ حَالٍ» لَمْ يَجِدْ (العِيْنَينِ) وَجَعَ الْأُذُنَيْنِ وَ الْأَضْرَاسِ(2)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: آن کس که عطسه کند و بعد از آن «الحمدلله ربّ العالمین علی کلّ حال» بگوید گرفتار درد گوش و دندان نمیشود.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ سَمِعَ عَطْسَةً، فَحَمِدَ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَلَّى عَلَى النَبِيِّ (صلی الله علیه و آله و سلم) وَ أَهْلِ بَيْتِهِ لَمْ يَشْتَكِ عَيْنَيْهِ وَ لَا ضِرْسَهُ(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هرگاه کسی بعد از عطسه بگوید «الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمّد و اهل بیته» هیچگاه از درد چشم و درد دندان شکایت نخواهد کرد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) يَوماً لِأَصْحَابِهِ أَيُّكُمْ يَصُومُ الدَّهْرَ فَقَالَ سَلْمَانُ رَحمَة الله عَلَيْهِ أَنَا يَا رَسُولَ الله. فَقَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم): فَأَيُّكُمْ يُحْيِي اللَّيْلَ؟ قَالَ سَلْمَانُ: أَنَا يَا رَسُولَ الله
1) . الکافی، ج1، ص32، ح4 «باب صفة العلم و فضله… از کتاب فضل العلم»؛ بحارالانوار، ج75، ص172 «باب 22 از ابواب المواعظ و…از کتاب الروضة».
2) . الکافی، ج2، ص655، ح15 «باب العطاس و التسمیت از کتاب العشرة»؛ وسائل الشیعة، ج12، ص93، ح5 [15729] «باب 62 از ابواب احکام العشرة … از کتاب الحج» و «العینین» در مصدر نیست.
3) . الکافی، ج2، ص656، ح17 «باب العطاس و التسمیت از کتاب العشرة»؛ وسائل الشیعة، ج12، ص94، ح2 [15732] «باب 63 از ابواب احکام العشرة از کتاب الحج» در مصدر «النبیّ» بدل از «محمّد» است.
قَالَ (صلی الله علیه و آله و سلم): أَيُّكُمْ يَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِي كُلِّ يَوْمٍ؟ فَقَالَ سَلْمَانُ: أَنَا يَا رَسُولَ الله. فقال بَعْضُ أَصْحَابِهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ الله: إِنَّ سَلْمَانَ رَجُلٌ مِنَ الْفُرْسِ يُرِيدُ أَنْ يَفْتَخِرَ عَلَيْنَا مَعَاشِرَ قُرَيْشٍ... - قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):- أَنِّي لَکَ بِمِثْلِ لُقْمَانَ الْحَكِيمِ سَلْهُ، فَإِنَّهُ يُنَبِّئُك؟... قَالَ سَلْمَانُ: سَمِعْتُ حَبِيبِي رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) يَقُولُ لِعَلِيّ (علیه السلام): يَا أَبَا الْحَسَنِ مَثَلُكَ فِي أُمَّتِي مَثَلُ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ الی آخر الحدیث(1)
روزی پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به اصحاب فرمودند آیا کسی از شما هست که تمام عمر خود را (از زمانی که مسلمان شده است) روزه گرفته باشد؟ سلمان گفت: من از زمانی که مسلمان شدهام، همیشه روزه بودهام. پیامبر فرمود: آیا کسی از شما هست که هر روز تمام قرآن را ختم کرده باشد؟ سلمان گفت: ای رسول خدا! من هر روز تمام قرآن را خواندهام. پیامبر خدا فرمودند: آیا کسی از شما هست که تمام شب را به عبادت گذرانده باشد؟ سلمان گفت: من. یکي از اصحاب گفت: ای رسول خدا! این مرد ایرانی می خواهد بر قبیلۀ قریش افتخار کند، زیرا ما او را بسیار می بینیم در حالی که اغلب روزها، روزه نیست؛ روزها قرآن نمیخواند؛ شب را بیدار نیست.
پیامبر خدا فرمودند: ای مرد! سلمان، مانند لقمان حکیم است، (او را کوچک مشمار) از خودش سوال کن تا توضیح دهد، (چون سوال کرد) سلمان گفت: من از حبیب خودم شنیدم که به علی (علیه السلام) فرمود، مَثل شما مَثل «قل هوالله احد» است؛ اگر کسی يک مرتبه آن را بخواند، ثواب یک سوم قرآن را دارد؛ اگر دو مرتبه بخواند، ثواب دو سوم قرآن؛ اگر سه مرتبه بخواند، ثواب تمام قرآن را دارد؛ کسی که علی (علیه السلام) را به زبان دوست داشته باشد، یک سوم ایمان را دارد؛ اگر به زبان و قلب دوست داشته باشد، دو سوم ایمان را دارد؛ اگر به زبان و قلب دوست داشته باشد و او را یاری کند تمام ایمان را دارد و من روزی سه مرتبه سورۀ «توحید» را می خوانم، پس هر روز ثواب یک ختم قرآن برای من هست، پیامبرخدا فرمود: کسی که شب با طهارت
1) . الأمالی (للصدوق)، ص33، ح5؛ بحارالانوار، ج22، ص317، ح2 «باب دهم از ابواب ما یتعلق به... از کتاب تاریخ نبینا (صلی الله علیه و آله و سلم)»، تمام حدیث ترجمه شده است.
(وضو)بخوابد، مانند آن است که تمام شب را بیدار بوده است و من هر شب با طهارت می خوابم، پیامبر خدا فرمود: اگر کسی در ماه سه روز را (اول، وسط و آخر ماه را) روزه بگیرد، خداوند پاداش روزۀ تمام ماهها را به او می دهد و من این سه روز را روزه هستم و ماه شعبان را هم به ماه رمضان وصل می کنم.
قال موسیبنجعفر (علیه السلام): كَانَ يَحْيَى بْنُ زَكَرِيَّا (علیه السلام) يَبْكِي وَ لَا يَضْحَكُ وَ كَانَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ (علیه السلام) يَضْحَكُ وَ يَبْكِي، وَ كَانَ الَّذِي يَصْنَعُ عِيسَى (علیه السلام) أَفْضَلَ مِنَ الَّذِي كَانَ يَصْنَعُ يَحْيَى(1)
امام موسی کاظم (علیه السلام) میفرماید: حضرت یحییبنزکریای پیامبر همیشه گریان بود و هیچگاه خنده نمیکرد؛ حضرت عیسیبنمریم گاهی گریان و گاهی خندان بود. عمل حضرت عیسی از عمل حضرت یحیی افضل بود.
قال الصادق (علیه السلام): كَيْفَ مُدَاعَبَةُ بَعْضِكُمْ بَعْضاً؟ قُلْتُ: قَلِيلٌ. قَالَ: فَلَا تَفْعَلُوا، فَإِنَّ الْمُدَاعَبَةَ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ إِنَّكَ لَتُدْخِلُ بِهَا السُّرُورَ عَلَى أَخِيكَ وَ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) يُدَاعِبُ الرَّجُلَ يُرِيدُ أَنْ يَسُرَّهُ(2)
امام صادق (علیه السلام) از یک نفر از دوستان خود پرسیدند: آیا شما با یکدیگر مزاح دارید؟ (شوخی می کنید) عرض کرد: آقا (خیلی) کم مزاح می کنیم. حضرت فرمودند: با یکدیگر مزاح داشته باشید؛ زیرا مزاح شما را مسرور می کند، هر آینه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای اینکه اصحاب را خوشحال کنند (و آنان را بخندانند)، مزاح می فرمودند.
البته شوخی زیاد، یا فحش دادن به شوخی مذمت شده است؛ زیرا حیثیت آدمی را از بین می برد و دوستیها را به دشمنی تبدیل میکند.
قال ابوجعفر (علیه السلام): إِذَا قَهْقَهْتَ فَقُلْ: اللَّهُمَّ لَا تَمْقُتْنِي(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: هرگاه خندۀ بلند کردی، بعد از آن بگو: اللهُمَّ لاتَمقُتِنی.
ایمان دارای نشانههایی است که یکي از آنها حیا است. مرد و زن مؤمن که خدا را به احوال خود ناظر می داند، باید دارای شرم باشد و از گناه دوری کند؛ زیرا شرم داشتن، رعایت قوانین قرآن دوری از معاصی است؛ نه کنارهگیری از اجتماع و حق خود را به دیگران واگذار نمودن باشد؛ به همین جهت پیشوای اسلام میفرماید:
الْحَيَاءُ حَيَاءَانِ، حَيَاءُ عَقْلٍ وَ حَيَاءُ حُمْقٍ؛ فَحَيَاءُ الْعَقْلِ، هُوَ الْعِلْمُ وَ حَيَاءُ الْحُمْقِ، هُوَ الْجَهْلُ(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: حیا بر دو قسم است: یکي حیایي که از عقل و فکر است و دیگر حیایي که از حماقت است.
نتیجۀ حیایي که از عقل است، دانشپژوهی است، اما نتیجۀ حیاء دوم، جهل و نادانی است؛ به عبارت دیگر، شرم باید با راهنمایی عقل باشد، آنجا که عقل به لزوم شرم حکم می کند، باید شرم داشته باشیم؛ آنجا که عقل شرم نمیبیند، باید بدون خجالت وارد عمل شویم. اینکه می گویند زن باید دارای حیاء باشد؛ یعنی از محرمات الهی دوری کند و خود را در معرض دید نامحرمان قرار ندهد. و اینکه فرزند باید شرم داشته باشد؛ یعنی احترام پدر و مادر را حفظ کند و در ارتباط با بزرگتر از خود ادب را رعایت کند، همچنین کسانی که از خدا شرم نمیکنند و نسبت به قوانین قرآن بیاعتنا هستند، از نعمت ایمان محروماند؛ چنانکه امام باقر (علیه السلام) میفرماید:
الْحَيَاءُ وَ الْإِيمَانُ، مَقْرُونَانِ فِي قَرَنٍ، فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُهُ (3)
1) . الکافی، ج2، ص663، ح3؛ وسائل الشیعة، ج12، ص113، ح4 [15794]؛ پروردگارا مرا دشمن مدار.
2) . الکافی، ج2، ص106، ح6؛ «باب الحیاء از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعه، ج12، ص169، ح2 [15982] «باب111 از ابواب احکام العشرة… از کتاب الحج».
3) . الکافی، ج2، ص106، ح4؛ وسائل الشیعة، ج12، ص166، ح1 [15969] «باب 110 از ابواب احکام…».
شرم و ایمان (اعتقاد به خدا) با یکدیگر هستند، هرگاه هر یک از آنها نباشد، دیگری هم نخواهد بود.قال الصادق (علیه السلام): لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَهُ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که شرم ندارد، ایمان ندارد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ وَ كَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنوباً بَدَّلَهَا اللهُ حَسَنَاتٍ: الصِّدْقُ وَ الْحَيَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ الشُّكْرُ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: چهار صفت را اگر کسی داشته باشد، خداوند تمام گناهان او را به حسنات تبدیل می کند.
چنانکه میفرماید:{إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صَالِحاً فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللهُ غَفُوراً رَحِيماً}(3)
از فرمایش پیامبر و آیۀ شریفۀ قرآن چنین استفاده می شود، کسی که دارای این چهار صفت باشد عاقبتش به خیر و خوشی ختم می شود.
قال الصادق (علیه السلام): غَبْنُ الْمُؤْمِنِ، حَرَامٌ(4)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: فریب دادن مؤمن (در معامله) حرام است.
قال الصادق (علیه السلام): غَبْنُ الْمُسْتَرْسِلِ، سُحْتٌ(5)
1) . الکافی، ج2، ص106، ح5؛ وسائل الشیعه، ج12، ص166، ح3 [15971].
2) . الکافی، ج2، ص107، ح7؛ وسائل الشیعة، ج12، ص167، ح5 [15973].
3) . فرقان (25)، آیۀ 70: مگر آنکه شخص مرتکب، از گناه خود توبه نموده، و به جبران گناهان خود اعمال صالحه بجای آورد تا خداوند بدی های او را با نیکی جبران کند، همانا خداوندآمرزنده و توبهپذیر است.
4) . الکافی، ج5، ص153، ح15 «باب آداب التجارة از کتاب المعیشة»؛ وسائل الشیعه، ج17، ص396، ح3 [22830] «باب نهم از ابواب آداب التجارة از کتاب التجارة».
5) . الکافی، ج5، ص153، ح14؛ وسائل الشیعة، ج17، ص396، ح4 [22831].
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که معامله را به خود فروشنده واگذار کند. (بگوید من این جنس را می خرم و سود آن را به انصاف خودت واگذار می کنم) اگر فروشنده او را فریب دهد، آنچه که به دست آورد، حرام است.
قالَ قَيْسٌ دَخَلْتُ عَلَی رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ الله إنّی رجُلٌ مِنْ أهْلِ البادِيَةِ لايُمکِنَنی أَنْ أزورُکَ فِي کُلِّ يَومٍ. فَعِظْنی مَوْعِظَةً نَنْتَفِعُ بِهَا قَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله و سلم)وَاعْلَم یا قَيْسُ إِنَّ مَعَ الْعِزِّ ذُلّاً وَ إِنَّ مَعَ الْحَيَاةِ مَوْتاً وَ إِنَّ مَعَ الدُّنْيَا آخِرَةً وَ إِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً وَ عَلَي کُلِّ شَي رَقیباً و إنَّ لِکُلِ حَسَنَةٍ ثَوَاباً وَلِکُلِّ سَيِّئةٍ عِقَاباً وَ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَاباً وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لَكَ يَا قَيْسُ مِنْ قَرِينٍ يُدْفَنُ مَعَكَ وَ هُوَ حَيٌّ وَ تُدْفَنُ مَعَهُ وَ أَنْتَ مَيِّتٌ فَإِنْ كَانَ كَرِيماً أَكْرَمَكَ وَ إِنْ كَانَ لَئِيماً أَسْلَمَكَ ثُمَّ لَا يُحْشَرُ إِلَّا مَعَكَ وَ لَا تُبْعَثُ إِلَّا مَعَهُ وَ لَا تُسْأَلُ إِلَّا عَنْهُ فَلَا تَجْعَلْهُ إِلَّا صَالِحاً فَإِنَّهُ إِنْ أَصَلَحَ آنَسْتَ بِهِ وَ إِنْ فَسَدَ لَا تَسْتَوْحِشْ إِلَّا مِنْهُ وَ هُوَ عَمَلُكَ يَا قَيْسُ(1)
قیس - یکي از مسلمانان بادیه نشین - خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد و عرض کرد ای رسول خدا! مردی بادیه نشین هستم، نمیتوانم هرروز خدمتتان شرفیاب شوم، مرا موعظهای بفرمایید تا بهرهمند شوم، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
ای قیس! بدان هرچند در دنیا عزیز باشی هنگام مرگ برای تو ذلتی خواهد بود؛ بدان که آخر زندگی مرگ است (هرکس هستی، و در هر مقام باشی بالاخره مرگ گریبان تو را خواهد گرفت، پس مواظب خود باش)؛ (بدان) پس از زندگی دنیا، زندگی دیگری هم (در آخرت) هست. (یعنی مرگ تو را نابود نمیکند؛ بلکه تو را به عالم دیگری منتقل می کند و در آنجا به حساب همۀ اعمال تو می رسند؛ (زیرا ملائکه تمام کارهای تو را نوشتهاند؛ چنانکه قرآن میفرماید: {مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ
1) . الأمالی (للصدوق)، ص3، ح4 «مجلس الاول»؛ بحارالانوار، ج68، ص171، ح1 «باب 64 از ابواب مکارم الأخلاق از کتاب الایمان و الکفر».
إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ}(1)هیچ گفتار و کرداری از شما نیست مگر اینکه رقیبی (نگهبانی) برای آنها مهیا است.)
اگر عمل خیری انجام دادهای، پاداش آنرا خواهی دید؛ اگر عمل ناشایستهای مرتکب شده باشی کیفر آنرا خواهی دید؛ (بدان) برای هر عمری مدتی است (یعنی آنچه بر سر تو می آید، مقدر گردیده است) اگر عزت تو به پایان برسد یا نعمت تو زوال پیدا کند یا عمر تو تمام شود و همۀ آنها در کتاب الهی (لوح محفوظ) ثبت شده است. ای قیس! بدان آنگاه که مُردی، با تو قرینی (دوستی) دفن می شود؛ اگرچه تو مردهای، اما او زنده است؛ اگر قرین تو کریم باشد (یعنی کارهای نیکو کرده باشی و اعمال شایستهای انجام داده باشی) تو را گرامی دارد (و به برکت او تو را احترام می کنند و پاداش نیکویی به تو می دهند) و اگر قرین تو پست باشد (یعنی اگر اخلاق نکوهیده و اعمال زشت داشته باشی) تو را به ملائکۀ عذاب تسلیم می کنند و باعث رسوایی تو خواهد بود و آن قرین برانگیخته نشود؛ مگر با تو و تو نیز برانگیخته نشوی مگر با او (در روز قیامت تو با او خواهی بود و او هم با تو خواهد بود) پس سوال نمیشوی؛ مگر از او و باید (قرین خود را) فردی شایسته قرار دهی (زیرا انتخاب شایستۀ او به دست توست) تا با او مأنوس باشی؛ اگر او را فاسد قرار دادی نترسی مگر از او و آن قرین اعمال و کارهای تو می باشد. (که در دنیا انجام دادهای اگر اعمال نیک انجام دهی او با تو به نیکی رفتار می کند اگر بد انجام دهی با تو به بدی رفتار خواهد کرد).
{قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ }(2)
بگو ملک الموت (عزراییل) شما را می میراند (زیرا) او بر شما گمارده شده است، سپس به سوی پروردگار خود بر می گردید.
دخل رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) رجل من ولد عبدالمطلب وَهُوَ فِي السَّوقِ قَدْ وُجِّهَ لِغَيْرِ الْقِبْلَةِ. فَقَالَ: وَجِّهُوهُ إِلَى الْقِبْلَةِ فَإِنَّكُمْ إِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِكَ أَقْبَلَتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ وَ أَقْبَلَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَيْهِ بِوَجْهِهِ فَلَمْ يَزَلْ كَذَلِكَ حَتَّى يُقْبَضَ. و قال فی حدیثٍ آخر سألت أباعبدالله (علیه السلام) عَنِ المَيَّتِ، فَقَالَ: أُسْتُقْبِلَ بِباطِنِ قَدَمَيْهِ (اِلَي) القِبْلَةِ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مردی از فرزندان عبدالمطلب را در حال جان دادن دیدند، فرمودند: او را به طرف قبله بگردانید تا ملائکه نزد او بیایند و خداوند به او توجه کند چون چنین کردند، روح از تن او خارج شد.
و در حدیث دیگر از امام صادق (علیه السلام) سوال شد چگونه میت را به سمت قبله قرار دهیم؟ فرمود: پاهای او را به طرف قبله قرار دهید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِسَنَةٍ تَابَ اللهُ عَلَيْهِ. ثُمَّ قَالَ: إِنَّ السَّنَةَ لَكَثِيرَةٌ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِشَهْرٍ تَابَ اللهُ عَلَيْهِ. ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الشَّهْرَ لَكَثِيرٌ وَ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِجُمُعَةٍ تَابَ اللهُ عَلَيْهِ. ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الْجُمُعَةَ لَكَثِيرَةٌ وَ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِيَوْمٍ تَابَ اللهُ
1) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج1، ص132، ح348 - 349؛ وسائل الشیعة، ج2، ص453، ح4 [2626].
عَلَيْهِ. ثُمَّ قَالَ: وَ إِنَّ يَوْماً لَكَثِيرٌ وَ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِسَاعَةٍ تَابَ اللهُ عَلَيْهِ. ثُمَّ قَالَ: وَ إِنَّ السَّاعَةَلَكَثِيرَةٌ وَ مَنْ تَابَ، وَ قَدْ بَلَغَتْ نَفْسُهُ هَذِهِ وَ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ تَابَ اللهُ عَلَيْهِ(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرکس یک سال قبل از مرگ توبه کند خداوند توبۀ او را میپذیرد سپس فرمود: یک سال زیاد است، هرکس یک ماه قبل از مرگ توبه کند، خداوند توبۀ او را قبول می کند. سپس فرمود یک ماه زیاد است هرکس یک هفته قبل از مرگ توبه کند، خداوند توبۀ او را قبول می کند هرکس یک روز قبل از مرگ توبه کند، خداوند توبۀ او را قبول می کند سپس فرمود: یک روز زیاد است، هرکس یک ساعت قبل از مرگ توبه کند خداوند، توبۀ او را قبول می کند. سپس فرمود: یک ساعت زیاد است، هرکس قبل از اینکه جانش به گلویش برسد، توبه کند، خداوند توبۀ او را میپذیرد.
قال الصادق (علیه السلام): مَا مِنْ أَحَدٍ يَحْضُرُهُ الْمَوْتُ إِلَّا وَكَّلَ بِهِ إِبْلِيسُ مِنْ شَيَاطِينِهِ مَنْ يَأْمُرُهُ بِالْكُفْرِ وَ يُشَكِّكُهُ فِي دِينِهِ، حَتَّى يَخْرُجَ نَفْسُهُ فَإِذَا حَضَرْتُمْ مَوْتَاكُمْ فَلَقِّنُوهُمْ «شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله» حَتَّى يَمُوتُوا(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: در هنگام جان دادن، شیطان یکي از یارانش را می فرستد تا محتضر را در دینش به شک اندازد و او را کافر گرداند، هرگاه شما بر بالین محتضر حاضر شدید، شهادتین را به او تلقین کنید تا اینکه از دنیا برود.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): مَنْ (شَيَّعَ) تَبِعَ جَنَازَةً، كَتَبَ اللهُ لَهُ أَرْبَعَةَ قَرَارِيطَ قِيرَاطٍ لِاتِّبَاعِهِ إِيَّاهَا وَ
قِيرَاطٍ لِلصَّلَاةِ عَلَيْهَا وَ قِيرَاطٍ لِلِانْتِظَارِ، حَتَّىيَفْرُغَ مِنْ دَفْنِهَا وَ قِيرَاطٍ لِلتَّعْزِيَةِ.(1)و القِيْراطُ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ(2)
امیرمؤمنان (علیه السلام) میفرماید: کسی که جنازۀ (مؤمن) را همراهی کند تا جنازه دفن شود (سپس به صاحبعزا) تسلیت گوید، خداوند چهار برابر کوه احد (کوهی است در مدینه) به او پاداش عنایت فرماید: یک بخش برای تشییع، یک بخش برای نماز خواندن بر میت، یک بخش برای انتظار دفن، یک بخش برای تسلیت گفتن.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ
أَخَذَ بِجَوَانِبِ السَّرِيرِ الْأَرْبَعَةِ، غَفَرَ اللهُ لَهُ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که چهار سمت تابوت را بگیرد، خداوند چهل گناه کبیرۀ او را میبخشد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ عَزَّى حَزِيناً كُسِيَ فِي الْمَوْقِفِ حُلَّةً، يُحَبَّرُ بِهَا. او قال: (صلی الله علیه و آله و سلم) التَعْزِيَةُ تُورِثُ الجَنَّةَ(4)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرکس شخص دلشکسته و غصهداری را تسلیت بگوید خداوند در روز قیامت با حلّۀ بهشتی او را محشور فرماید. سپس فرمود: پاداش تسلیت گفتن و دلداری دادن بهشت است.
1) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج1، ص161، ح451؛ وسائل الشیعة، ج3، ص145، ح1 [3242] «باب سوم از ابواب الدفن …».
2) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج1، ص161، ح452؛ وسائل الشیعة، ج3، ص144، ح6 [3239].
3) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج1، ص161، ح454؛ وسائل الشیعة، ج3، ص154، ح3 [3267] «باب هفتم از ابواب الدفن …».
4) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج1، ص174، ح507 «باب التنزیه»؛ وسائل الشیعة، ج3، ص214، ح6 [3440].
در منابع روایی برای يک عملی از اعمال خیر، پاداشی به اندازۀ پاداش صبر در مصیبت وارد نشده است؛ چنانکه خداوند در قرآن کریم دربارۀ صابرین چنین میفرماید:
{وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لله وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِن رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}(1)
(ای پیامبر) صبرکنندگان در مصیبت را بشارت ده هرگاه بر آنها مصیبتی رسد، می گویند: «إنا لله و إنا الیه راجعون»؛ ما برای خدا هستیم و بازگشت ما به سوی او است. آنان کسانی هستند که درود و رحمت پروردگار بر ایشان باد و اینان هدایت شدگانند.
قال ابوجعفر (علیه السلام): مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُصَابُ بِمُصِيبَةٍ فِي الدُّنْيَا، فَيَسْتَرْجِعُ عِنْدَ مُصِيبَتِهِ وَ يَصْبِرُ حِينَ تَفْجَأُهُ الْمُصِيبَةُ إِلَّا غَفَرَ اللهُ لَهُ مَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ إِلَّا الْكَبَائِرَ الَّتِي أَوْجَبَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهَا النَّارَ(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: هیچ بندۀ مؤمن مصیبتزدهای نیست که بعد از دیدن مصیبت
بگوید «إنا لله و إنا الیه راجعون» و در آن مصیبت صبر کند؛ مگراینکه خداوند تمام گناهان او را بیامرزد؛ مگر آن گناهان کبیرهای که مستوجب آتش جهنم است.
قال الصادق (علیه السلام): ثَوَابُ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَلَدِهِ إِذَا مَاتَ، الْجَنَّةُ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: پاداش مؤمنی که در مرگ فرزندش (صبر کند) بهشت است.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ قَدَّمَ وَلَداً كَانَ خَيْراً لَهُ مِنْ سَبْعِينَ، يُخَلِّفُهُمْ بَعْدَهُ كُلُّهُمْ قَدْ رَكِبَ الْخَيْلَ وَ قَاتَلَ فِي سَبِيلِ اللهِ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: کسی که یک فرزندش بمیرد (و صبر کند) برای او بهتر است از اینکه هفتاد فرزندش سوار اسب شوند و در راه خدا جهاد کنند.
یعنی پاداشی که برای صبر در مرگ فرزند می نویسند بهتر از پاداش هفتاد فرزندی که بعد از او در راه خداوند جهاد کنند بهتر است.
کان زین العابدین (علیه السلام)، إِذَا رَأَى جَنَازَةً يَقُولُ؛ الْحَمْدُ لله الَّذِي لَمْ يَجْعَلْنِي مِنَ السَّوَادِ الْمُخْتَرَمِ(3)
امام زینالعابدین (علیه السلام) هرگاه جنازهای را می دیدند، می فرمودند: سپاس خدایی را که نام مرا در دفتر مردگان قرار نداد.
قال الرضا (علیه السلام): مَا مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ زَارَ قَبْرَ مُؤْمِنٍ فَقَرَأَ عِنْدَهُ {إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ}
سَبْعَ مَرَّاتٍ إِلَّا غَفَرَ اللهُ لَهُ وَ لِصَاحِبِ الْقَبْرِ(1)
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: هر مؤمنی که در زیارت اموات اهل ایمان هفت مرتبه سورۀ «قدر» را بخواند، خداوند او و کسیکه برای او این سوره خوانده شده است را میآمرزد.
مؤمن باید در مصائب زندگی صبر داشته باشد و مشکلات در زندگی را با صبر کردن تحمل کند تا خداوند کام او را از نتیجۀ صبر در دنیا و آخرت شیرین کند؛ همچنین حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: دنیا پُر از بلا است، اگر در بلا و مصیبت صبر کنید، خداوند پاداش شما را می دهد و ناراحتی شما هم می گذرد و اگر صبر نکردید علاوه بر آنکه ناراحتیهای زندگی را باید ببینید، پاداش آنرا نخواهید دید پس با صبر کردن در ناراحتیها پس از آن آسایش را خواهید دید، ( {إنَّ مَعَ العُسْرِ يُسْراً}(2)بهراستی که با هر سختی راحتی و آسایشی است.)
همچنین خداوند متعال در قرآن کریم دربارۀ صبر چنین میفرماید:
{وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلاً وَذَرْنِي* وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلاً}(3)
ای پبامبر! بر آنچه مخالفین می گویند، صبر کن و با آنها با مدارا رفتار کن و از آنها دوری گزین، دوری نیکویی و آنان که تو را تکذیب می کنند، به ما واگذار و آنها را مهلتی اندک بده (ما خود کیفر اعمال زشت آنها را خواهیم داد).
قال ابوعبدالله (علیه السلام): الصَّبْرُ مِنَ الْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ، فَإِذَا ذَهَبَ الرَّأْسُ ذَهَبَ الْجَسَدُ، كَذَلِكَ إِذَا ذَهَبَ الصَّبْرُ ذَهَبَ الْإِيمَانُ(4)
1) . کتاب من لایحضره الفقیه، ج1، ص181، ح541؛ وسائل الشیعة، ج3، ص227، ح5 [3479] «باب 57 از ابواب الدفن … ».
2) . الانشراح (94)، آیۀ 6.
3) . المزمل (73)، آیۀ 10 و 11.
4) . الکافی، ج2، ص87، ح2 «باب الصبر از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج3، ص257، ح8 [3567] «باب 76 از ابواب الدفن … از کتاب الطهارة».
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: صبر برای مؤمن مانند سر برای بدن است (مؤمن باید در زندگی صبر داشته باشد همچنانکه اگر سر نباشد، بدن ارزش ندارد) اگر مؤمن صبر نداشته باشد مانند آن است که ایمان ندارد.
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ الْحُرَّ حُرٌّ عَلَى جَمِيعِ أَحْوَالِهِ، إِنْ نَابَتْهُ نَائِبَةٌ صَبَرَ لَهَا وَ إِنْ تَدَاکَّتْ عَلَيْهِ الْمَصَائِبُ لَمْ تَكْسِرْهُ وَ إِنْ أُسِرَ وَ قُهِرَ وَ اسْتُبْدِلَ بِالْيُسْرِ عُسْراً، كَمَا كَانَ يُوسُفُ الصِّدِّيقُ الْأَمِينُ لَمْ يَضْرُرْ حُرِّيَّتَهُ أَنِ اسْتُعْبِدَ وَ قُهِرَ وَ أُسِرَ وَ لَمْ تَضْرُرْهُ ظُلْمَةُ الْجُبِّ وَ وَحْشَتُهُ وَ مَا نَالَهُ أَنْ مَنَّ اللهُ عَلَيْهِ فَجَعَلَ الْجَبَّارَ الْعَاتِيَ لَهُ عَبْداً بَعْدَ إِذْ كَانَ لَهُ مَالِكاً فَأَرْسَلَهُ وَ رَحِمَ بِهِ أُمَّةً وَ كَذَلِكَ الصَّبْرُ يُعَقِّبُ خَيْراً فَاصْبِرُوا وَ وَطِّنُوا أَنْفُسَكُمْ عَلَى الصَّبْرِ تُوجَرُوا(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: شخصی که آزاد است در تمام حالات آزادی خود را از دست نمیدهد، اگر مصیبتی بر او وارد شود صبر می کند و ریزش مصیبت بر او (مانند اسیر شدن، به ظلم ظالم گرفتار شدن و…) او را از پای در نمیآورد چنانکه حضرت یوسف گرفتار برادران شد (او را شکنجه کردند و در چاه انداختند و در معرض فروشش گذاشتند) هیچکدام این مصیبتها او را از پای در نیاورد و در تمام حالات صبر کرد تا اینکه نتیجۀ صبر خود را دید؛ (زیرا خداوند او را عزیز مصر گردانید و کسانی که بر او فرمانروایی میکردند جزء خدمتگزاران و بندگان او قرار گرفتند. سپس امام میفرماید:) صبر عاقبت نیکویی دارد، شما نیز در زندگی صبر داشته باشید؛ خود را به صبر وادار کنید تا پاداش خود را ببینید.
صبر تلخ است ولیکن عاقبت *** میوۀ شیرین دهد پرمنفعت
در کتاب خویش خلّاق مبین *** گفت «ان الله یحبّ الصابرین»
هر بلایی کو تو را باشد صلاح *** صبر کن کالصبر مفتاح الفلاح
آخر «والعصر» را گر خواندهای *** صبر را توأم به حق فهمیدهای
1) . الکافی، ج2، ص89، ح6؛ وسائل الشیعة، ج3، ص257، ح7 [3566].
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
{وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِیَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ} تا اینکه میفرماید: { إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ }(1)
ای پیامبر! یاد کن بندۀ ما ایوب را، آنگاه که با ما گفتگو میکرد: خدایا! شیطان مرا اذیت می کند. و ما او را بندۀ شکیبا یافتیم او خوب بندهای است؛ زیرا او در همۀ احوال به سوی ما روی می آورد.
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید:
حضرت ایوب (علیه السلام) آنچنان مبتلا شد که تمام ثروتش از دست رفت؛ چهارپایانش همه از بین رفتند؛ فرزندان او همه مردند، با این وجود آن حضرت در تمام دوران زندگی مشقتبار خود سپاسگزار و صابر بود تا آنکه از شدت فقر و تنگدستی مردم از اطرافش پراکنده شدند و آن حضرت بیمار شد و همسرش روزها برای او غذا تهیه می کرد، روزی شیطان نزد ایوب آمد و گفت: همسر تو با عمل ناپسند برای تو غذا تهیه می کند. و نشانۀ صدق گفتار من آن است که گیسوان او را بریدهاند، چون همسر ایوب آمد، دید گیسوان او بریده شده است. آن حضرت پرسید: گیسوان شما را چه شده است؟ گفت: برای تهیۀ غذا فروختم. حضرت ایوب ناراحت شد و قسم خورد چون صحت یابد، او را با تازیانه تنبیه کند. چون مدت بلای او سرآمد خداوند تمام نعمتهای خود را به او باز گردانید.(2)
خداوند در ضمن این آیات داستان ایوب پیامبر را بیان میفرماید:
{اُرْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ* وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْرَحْمَةً مِنَّا وَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ}؛
ای ایوب! پایت را به زمین بزن. این چشمهای است سرد و آشامیدنی (برای شستشو)؛ بخشیدیم به ایوب، کسانش را و مانند آنها را (دو برابر به او عنایت کردیم) بهجهت رحمتی از ما که او را شامل شده است و داستان گرفتاری و صبر ایوب و سپاسگزاری ایوب عنایت دوبارۀ ما به ایوب همه برای خردمندان پندی است.
دربارۀ همسرش میفرماید:
{وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِب بهِ وَلَا تَحْنَثْ}(1)
ای ایوب! دستهای (از چوب ریحان) بردار و با آن همسر خود را بزن تا برخلاف سوگند رفتار نکرده باشی.
با توجه به حدیث «ألدُنْيَا سِجْنُ الْمُؤمِنِ»(2)دنیا برای مؤمن زندان است و نیز حدیث «ألْبَلَاءُ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤمِنِ … دَرَجَةٌ»(3)بلا برای گناهکار ادب است و برای مؤمنین رفع درجه و مقام. مانند ناراحتی که برای حضرت ایوب (علیه السلام) پیش آمد. همچنین امام صادق (علیه السلام) میفرماید:
إِنَّ الْعَبْدَ يَكُونُ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ دَرَجَةٌ لَا يَبْلُغُهَا بِعَمَلِهِ فَيُبْتَلی [الله] فِي جَسَدِهِ أَوْ يُصَابُ فِي مَالِهِ أَوْ يُصَابُ فِي وَلَدِهِ، فَإِنْ هُوَ صَبَرَ بَلَّغَهُ اللهُ إِيَّاهُ(4)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هرگاه بندهای عملش به آن درجهای که دارند نرسد، (یعنی در عمل خود کوتاهی کند) در این هنگام خداوند او را به یک نوع
1) . ص (38)، آیۀ 44.
2) . التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری (علیه السلام)، ص23، ح7؛ بحارالانوار، ج64، ص80، ح7 «باب سوم از ابواب الایمان و الاسلام … از کتاب الایمان و الکفر»؛ البته در حدیث برای مؤمن امتحان و برای انبیاء درجه است.
3) . بحارالانوار، ج64 ص235، ح54 «باب12 از ابواب الایمان و الاسلام …».
4) . سفینة البحار، ج3، ص17 (ماده: صبر)؛ مستدرک الوسائل، ج2، ص66، ح2 [1429] »باب دوم از ابواب الاحتضار … از کتاب الطهارة».
گرفتاری و ناراحتی در بدنش یا در مال و ثروتش یا در فرزندانش مبتلامی کند، پس اگر در این مصیبتها صبر کند، خداوند او را به آن درجه می رساند. (اگر صبر نکرد از آن درجه محروم می شود).
قال الصادق (علیه السلام): إِذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ فِي قَبْرِهِ كَانَتِ الصَّلَاةُ عَنْ يَمِينِهِ وَ الزَّكَاةُ عَنْ يَسَارِهِ وَ الْبِرُّ مُظِلٌّ عَلَيْهِ وَ يَتَنَحَّى الصَّبْرُ نَاحِيَةً، فَإِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ الْمَلَكَانِ اللَّذَانِ يَلِيَانِ مُسَاءَلَتَهُ. قَالَ الصَّبْرُ لِلصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْبِرِّ: دُونَكُمْ صَاحِبَكُمْ، فَإِنْ عَجَزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَهُ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: آنگاه که مؤمن داخل قبر می شود، (خداوند) نماز او را (به صورت زیبایی) در سمت راست میت قرار می دهد، و زکاة او را در سمت چپش و کارهای خیر و نیک او بر سرش سایه افکنده است، اما صبر او (که به صورت زیبایی است) در ناحیهای قرار می گیرد، چون دو فرشتۀ بشیر و مبشّر (زیرا برای مؤمن بشیر و مبشر است نه نکیر و منکر) برای سوال کردن از میت وارد قبر می شوند، صبر به نماز و زکاة می گوید: شما صاحب خود را کمک کنید، هرگاه نتوانستید او را کمک کنید، من او را کمک می کنم.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ صَبْرٌ عَلَى الْمُصِيبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِيَةِ، فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمُصِيبَةِ كَتَبَ اللهُ لَهُ ثَلَاثَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى الطَّاعَةِ كَتَبَ اللهُ لَهُ سِتَّمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ، كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى الْعَرْشِ وَ مَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِيَةِ كَتَبَ اللهُ لَهُ تِسْعَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى مُنْتَهَى الْعَرْشِ(2)
1) . الکافی، ج2، ص90، ح8، «باب صبر از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج3، ص255، ح3 [3562] «باب76 از ابواب الدفن … از کتاب بالطهارة»؛ در کافی «مُطِّلٌ» (أی: مشرف) بدل از «مُظّّلٌ» است.
2) . الکافی، ج2، ص91، ح15 «باب الصبر از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص238، ح6 [20373] «باب19 از ابواب جهاد النفس … از کتاب الجهاد».
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: صبر بر سه گونه است، (اول)صبر در مصیبتهایی که بر انسان وارد می شود، اگر کسی در شدائد و ناراحتیهای زندگی صبر کند، (به مقدرات الهی راضی باشد) خداوند (در بهشت) به او سیصد درجه عنایت فرماید که فاصلۀ میان درجات بهاندازۀ فاصلۀ میان زمین و آسمان باشد؛ (دوم) صبر در طاعت است (کسی که زحمت عبادات را قبول کند، مانند نماز خواندن، روزه گرفتن، زکاة و خمس دادن، حج خانۀ خدا رفتن) خداوند ششصد درجه (در بهشت) به او عنایت کند که فاصلۀ میان هر درجۀ آن به اندازۀ فاصلۀ از زیر زمین تا عرش پروردگار است؛ (سوم) صبر در معصیت است (کسی که از ارتکاب معصیت خودداری کند و برای رضای پروردگار از گناه کردن دوری کند و به قانون الهی احترام گذارد) خداوند (در بهشت) به او نهصد درجه عنایت فرماید، که میان هر درجه تا درجۀ دیگر به اندازۀ از زیر زمین تا انتهای عرش الهی است.
ابوطلحۀ انصاری در جنگ احد در پیش روی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایستاده بود و خود را سپر آن حضرت قرار می داد تا ایشان از آسیب تیر در امان باشند. ابوطلحه پسری داشت که بسیار مورد علاقهاش بود از قضا، پسر بیمار شد، چون همسرش (امسلیم) حس کرد فرزندش با مرگ روبروست، شوهرش را بیرون فرستاد. چون بچه از دنیا رفت او را در پارچهای پیچید و کنار گذاشت و برای شوهرش غذای مطبوعی تهیه کرد و خود را آرایش نمود هنگامی که ابوطلحه وارد شد و از حال فرزند جویا شد مادر گفت: به خواب رفته است. پرسید: غذایی هست؟ زن خوراکی را آورد با و یکدیگر خوردند. بعد از صرف غذا چون با یکدیگر به مزاح پرداختند زن گفت: ای مرد! چندی پیش امانتی نزد ما بود، امروز صاحبش آن را برده است، از این موضوع نگران نیستی؟
ابوطلحه گفت: امانتی را به ما دادهاند، اگر بخواهند نگرانی ندارد، زن گفت: پس بدان فرزند تو از دنیا رفته است (خداوند امانت خو را از ما گرفت). ابوطلحه گفت: ای زن! من به
شکیبایی در مصیبت فرزند سزاوارترم، سپس خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد و داستان همسر را برای آن حضرت عرض کرد. حضرت فرمودند: خداوند در آمیزش امروز شما برکت دهد شکر می کنم خداوند را که در امت من هم زنی مانند زنی که در بنی اسرائیل بود قرار داد.
در بنیاسرائیل زنی بود که برای او مهمان آمده بود زن سرگرم تهیۀ غذا بود کهفرزندش در چاه افتاد و مرد. زن کودک را از چاه بیرون آورد و به شوهر نگفت بعد از رفتن مهمانها خود را آرایش کرد و با شوهرش مشغول ناهار خوردن شد، خداوند نیز بهجهت صبر مادر، کودکش را به او برگردانید).
یکی از وظایف شخص مسلمان فرو بردن خشم و گذشت کردن است؛ یعنی اگر کسی شما را عصبانی و ناراحت کرد، در صدد انتقام از او بر نیایید و تا می توانید خشم خود را فرو برید، و باگذشت باشید، خداوند در قرآن کریم در ستایش مردان باتقوا میفرماید:
{وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ} (1)
افراد باتقوا کسانی هستند که خشم خود را فرو می برند و باگذشت هستند (این اشخاص نیکوکارند) و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مِنْ أَحَبِّ السَّبِيلِ إِلَى الله عَزَّ وَ جَلَّ جُرْعَتَانِ جُرْعَةُ غَيْظٍ تَرُدُّهَا بِحِلْمٍ وَ جُرْعَةُ مُصِيبَةٍ تَرُدُّهَا بِصَبْرٍ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: محبوبترین راهی که بنده را به خدا می رساند، هنگامی است که (آتش) خشم را (به آب) حلم کردن خاموش کند و (آتش) مصیبت را (به آب) صبر، تحمل کند.
قال الصادق (علیه السلام): مَا مِنْ عَبْدٍ کَظَمَ غَيظاً اِلَّا زَادَهُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ عِزّاً فِي الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: هیچ بندهای نیست که خشم خود را فرو برد؛ مگر اینکه خداوند عزت دنیا و آخرت او را زیاد می کند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ كَظَمَ غَيْظاً وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى إِمْضَائِهِ أَعْقَبَهُ اللهُ أَمْناً وَ إِيمَاناً يَجِدُ طَعْمَهُ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که خشم کند و در حالی که می تواند انتقام بگیرد، خشم خود را فرو برد و انتقام نگیرد، خداوند طعم ایمان و راحتی (روز قیامت) را به او بچشاند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَن کَظَمَ غَيْظاً وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلی إنْفَاذِهِ و حَلُمَ عَنْهُ، أعْطاهُ اللهُ أَجْرَ شَهِيْدٍ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که خشم خود را با آنکه می تواند انتقام بگیرد، فرو برد و حلم بورزد، خداوند به او پاداش شهید عنایت فرماید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَكْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِيَ الْجَنَّةَ تَقْوَى الله وَ حُسْنُ الْخُلْقِ(4)رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: آنچه بیش از هر عملی امت مرا اهل بهشت می کند، تقوی و اخلاق خوش است.
1) . الکافی، ج2، ص110، ح5؛ وسائل الشیعة، ج12، ص177، ح5 [16006].
2) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج4، ص352، ح5762 «باب النوادر از کتاب الفرائض و المواریث»؛ وسائل الشیعة، ج12، ص178، ح11 [16012]؛ در مصدر «یوم القیامة أمناً» میباشد.
3) . کتاب من لا یحضره الفقیه، ج4، ص15، ح4968 «باب ذکر جمل من مناهی النبی (علیهما السلام)»؛ وسائل الشیعة، ج12، ص178، ح12 [16013] «باب 114 از ابواب احکام العشرة از کتاب الحج»؛ در مصدر «قادر» بدل «یقدر» میباشد.
4) . الکافی، ج2، ص100، ح6 «باب حسن الخلق از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج12، ص150، ح8 [15911] «باب 104 از ابواب احکام العشرة».
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الْخُلْقُ السَّيِّئُ يُفْسِدُ الْعَمَلَ، كَمَا يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ(1)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: بداخلاقی، اعمال خیر را فاسد می کند؛ چنانکه سرکه عسل را فاسد می کند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَكْمَلُ الْمُؤْمِنِينَ إِيمَاناً، أَحْسَنُهُمْ خُلْقاً(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: مؤمنی ایمانش کاملتر است که اخلاقش نیکوتر باشد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَا مِنْ شَيْءٍ أَثْقَلَ فِي الْمِيزَانِ، مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ(3)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هیچ عملی مانند اخلاق نیکو میزان عمل انسان را سنگین نمیکند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَا يُوضَعُ فِي مِيزَانِ امْرِئٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، أَفْضَلُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ(4)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: چیزی با فضیلتتر از حسن اخلاق، در میزان اعمال نیست.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): عَلَيْكُمْ بِحُسْنِ الْخُلْقِ، فَإِنَّ حُسْنَ الْخُلْقِ فِي الْجَنَّةِ لَا مَحَالَةَ وَ إِيَّاكُمْ وَ سُوءَ الْخُلْقِ، فَإِنَّ سُوءَ الْخُلْقِ فِي النَّارِ لَا مَحَالَةَ(5)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: همیشه خوش اخلاق باشید؛ زیرا جایگاه خوشاخلاق (اگر گناهکار هم باشد، موفق به توبه خواهد شد) در نهایت بهشت است و از
1) . الکافی، ج2، ص322، ح15 «باب سوء الخلق از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج12، ص152، ح18 [15921].
2) . الأمالی (للطوسی)، ص140، ح40؛ وسائل الشیعة، ج12، ص156، ح34 [15937].
3) . عیون أخبار الرضا (علیه السلام)، ج2، ص37، ح98؛ وسائل الشیعة، ج12، ص152، ح20 [15923].
4) . الکافی، ج2، ص99، ح2 «باب حسن الخلق از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج12، ص151، ح13 [15916].
5) . عیون أخبار الرضا (علیه السلام)، ج2، ص31، ح41؛ وسائل الشیعة، ج12، ص152، ح17 [15920].
بداخلاقی دوری کنید؛ زیرا بداخلاق (اگرچه انسان نیکوکاری باشد) در نهایت (جایگاهش) جهنم است (زیرا خود بداخلاقی گناه است و شخصی که بداخلاق باشد، همیشه مرتکب گناه است).
سعدبنمعاذ از یاران حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا رفت. پیامبر اکرم بر جنازهاش حاضر شدند و به اصحاب دستور دادند، جنازهاش را غسل دهند، چون جنازهاش را به سوی قبرستان می بردند، آن حضرت با پای برهنه در تشییع جنازهاش شرکت فرمودند و چهار سمت تابوتش را گرفتند. چون به قبرستان رسیدند، آن حضرت داخل قبر سعد شدند و جنازۀ او را گرفته، میان قبر گذاشته و خود برای سعد، لحد ساختند چون قبر او را از خاک پر کردند، مادر سعد کنار قبر آمد و گفت: ای فرزند! بهشت بر تو گوارا باد.
پیامبر خدا فرمودند: ای مادر! چگونه با چنین یقینی خبر می دهی؟ در حالی که فرزند تو از فشار قبر، سختی دید و رنج برد، چون از تدفین سعد بازگشتند یاران حضرت گفتند: ای رسول خدا! در تشییع جنازۀ سعد، عملی انجام دادید که برای دیگران انجام ندادید، با پای برهنه و بدون عبا شرکت کردید و اطراف جنازهاش را گرفتید، حضرت فرمود: در تشییع به ملائکه اقتدا کردم؛ زیرا دستم در دست جبرئیل بود، هر سمتی را که جبرئیل می گرفت، من هم همان طرف جنازه را می گرفتم، عرض کردند: ای رسول خدا! بر جنازۀ سعد نماز خواندید و او را میان قبر گذاردید لحدش را خودتان گذاشتید با این حال فرمودیدبدنش را قبر فشار داد. فرمود: آری، (فشار قبر) بهواسطۀ بداخلاقی سعد بود که به خانوادهاش داشت، فشار قبر از بداخلاقی است.(1)
1) . ر.ک: الکافی، ج3، ص236، ح6 «باب المسألة فی القبر از کتاب الجنائز»؛ بحارالانوار، ج6، ص217 «باب هشتم از ابواب الموت از کتاب العدل».
بسیاری از مشکلاتی که بر انسان وارد میشود، بهجهت زبان است، معروف است که شخصی به غلام خود گفت: از بهترین عضو گوسفند برای من غذا تهیه کن! غلام نیز از زبان گوسفند غذایی تهیه کرد. روزی دیگر از غلام، غذایی از پستترین عضو گوسفند خواست غلام از زبان گوسفند غذایی درست کرد. خواجه پرسید: چگونه می شود زبان بهترین عضو و پستترین عضو باشد؟ غلام گفت: اگر به وظیفۀ خود رفتار کند بهترین عضو خواهد بود، و اگر به وظیفۀ خود رفتار نکند بدترین عضو خواهد بود.
بر این اساس پیشوایان دین، ما را به اهمیت این موضوع آثار زبان و لغزشهای آن تذکر دادهاند.
قال ابوعبدالله (علیه السلام): إِيَّاكُمْ أَنْ تُزْلِقُوا أَلْسِنَتَكُمْ بِقَوْلِ الزُّورِ وَ الْبُهْتَانِ وَ الْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ، فَإِنَّكُمْ إِنْ كَفَفْتُمْ أَلْسِنَتَكُمْ عَمَّا يَكْرَهُهُ اللهُ مِمَّا نَهَاكُمْ عَنْهُ، كَانَ ذلک خَيْراً لَكُمْ مِنْ أَنْ تُزْلِقُوا أَلْسِنَتَكُمْ بِهِ، فَإِنَّ زَلَقَ اللِّسَانِ فِيمَا يَكْرَهُ اللهُ وَ مَا نَهَى عَنْهُ مَرْدَاةٌ العَبِيدِ عِنْدَ اللَّهِ وَ مَقْتٌ مِنَ اللَّهِ وَ صَمٌّ وَ عَمًى وَ بَكَمٌ يُورِثُهُ اللهُ إِيَّاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ(1)
1) . الکافی، ج8، ص3، ح1 «کتاب الروضة»؛ وسائل الشیعة، ج12، ص183، ح7 [16029] «باب 117 از ابواب احکام العشرة … از کتاب الحج».
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: از تندزبانی و بهتان زدن و (شهادت دروغ) ودشنام گفتن و تعدی کردن بپرهیزید؛ زیرا اگر زبان خود را از سخنان ناپاک حفظ کنید، برای شما بهتر است از اینکه زبان خود را به گناه آلوده کنید. سخنانی که خداوند گفتار آن را حرام کرده است و بهراستی آدمی را گرفتار غضب خداوند می کند و در قیامت باعث کری و کوری صاحب زبان می شود.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): الْكَلَامُ فِي وَثَاقِكَ مَا لَمْ تَتَكَلَّمْ بِهِ، فَإِذَا تَكَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فِي وَثَاقِهِ فَاخْزُنْ لِسَانَكَ كَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَكَ وَ وَرِقَكَ فَرُبَّ كَلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةً(1)
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) میفرماید: سخن ناگفتهاید در پناه شما است، چون بیرون آید (گفته شود) شما در گرو سخن خواهید بود (و آنچه گفتهاید، نتیجهاش را خواهید دید) پس همیشه زبان خود را حفظ کنید، چنانکه ثروت خود را حفظ می کنید، چه بسا یک سخن نعمتی را (مانند سلامتی، آزادی و غیر آن) از شما بگیرد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَمْسِكْ لِسَانَكَ، فَإِنَّهَا صَدَقَةٌ تَصَدَّقُ بِهَا عَلَى نَفْسِكَ. ثُمَّ قَالَ: وَ لَا يَعْرِفُ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ، حَتَّى يَخْزُنَ مِنْ لِسَانِهِ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: همیشه زبانت را حفظ کن؛ زیرا حفظ زبان صدقهای است برای محفوظ بودن (مگر اینکه بر تو واجب باشد سخنی را بگویی مانند نهی از منکر، یا بخواهی از بدعتگذاری جلوگیری کنی، در این صورت سخن گفتن لازم است) سپس میفرماید: هیچ بندهای به حقیقت ایمان نمیرسد؛ مگر اینکه اختیار زبانش به دست خودش باشد (بیهوده سخنی نگوید).
قال علی (علیه السلام): مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ ، كَثُرَ خَطَؤُهُ وَ مَنْ كَثُرَ خَطَؤُهُ، قَلَّ حَيَاؤُهُ وَ مَنْ قَلَّ حَيَاؤُهُ، قَلَّ وَرَعُهُ وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ، مَاتَ قَلْبُهُ وَ مَنْ مَاتَ قَلْبُهُ، دَخَلَ النَّارَ(1)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: کسی که پرحرفی می کند، خطای او زیاد است و کسی که اشتباه و خطای او زیاد باشد، حیاتش کم است و کسی که حیای او کم باشد، پرهیزگاری او کم است و کسی که ورع (مواظب حلال و حرام خدا بودن) او کم باشد، دل او مرده است و کسی که دلش بهواسطۀ معصیت مرده است (زیرا گناه دل را می میراند) جایگاهش در جهنم است.
قال (علیه السلام): إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكَلَامُ(2)
آدم عاقل کم حرف است.
کَثْرَةُ الْکَلَامِ تَدُلُّ عَلی قِلَّةِ الْعَقْلِ(3)
پرحرفی دلیل کمعقلی است.
وظیفۀ مسلمان این است که اگر برادرش گرفتار لغزشی شد او را سرزنش نکند؛ بلکه او را به کرم خداوند امیدوار و او را وادار به توبه کند.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ
أَنَّبَ مُؤْمِناً، أَنَّبَهُ اللهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: اگر کسی مؤمنی را سرزنش کند، خداوند در دنیا و آخرت او را سرزنش خواهد کرد.
قال الصادق (علیه السلام): مَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِذَنْبٍ، لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرْكَبَهُ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: اگر کسی مؤمنی را بهواسطۀ گناهی که مرتکب شده است ملامت کند، (و او را نزد مردم سرزنش نماید) خداوند او را به همان گناه مبتلا فرماید.
اگر دو نفر از مسلمانان با یکدیگر قهر کردند و نسبت به یکدیگر گذشت نداشته باشند، هر دو مستحق لعنت خواهند بود؛ زیرا خداوند نمیخواهد میان برادران مسلمان دوری ودوئیت باشد.
قال الصادق (علیه السلام): لَا يَفْتَرِقُ رَجُلَانِ عَلَى الْهِجْرَانِ إِلَّا اسْتَوْجَبَ أَحَدُهُمَا الْبَرَاءَةَ وَ اللَّعْنَةَ وَ رُبَّمَا اسْتَحَقَّ ذَلِكَ كِلَاهُمَا. فَقَالَ لَهُ مُعَتِّبٌ: جَعَلَنِيَ اللهُ فِدَاكَ هَذَا الظَّالِمُ، فَمَا بَالُ الْمَظْلُومِ؟ قَالَ: لِأَنَّهُ لَا يَدْعُو أَخَاهُ إِلَى صِلَتِهِ وَ لَا يَتَغَامَسُ لَهُ عَنْ كَلَامِهِ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هنگامی که دو نفر با نزاع و ناراحتی از یکدیگر جدا می شوند، یکي از آنها مستوجب دوری از رحمت و لعنت خداوند است؛ بلکه ممکن است هر دو مستحق لعنت خداوند باشند. یکي از یاران امام به نام مُعَتَب عرض کرد: آقا آنکس که ظالم است باید مستحق لعنت باشد، چرا مظلوم گرفتار لعنت میشود؟ حضرت فرمود: برای اینکه او از برادرش نگذشته است و او را به آشتی دعوت نکرده است.
قال الصادق (علیه السلام): سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ: إِذَا تَنَازَعَ اثْنَانِ، فَعَازَّ أَحَدُهُمَا الْآخَرَ، فَلْيَرْجِعِ الْمَظْلُومُ إِلَى صَاحِبِهِ، حَتَّى يَقُولَ لِصَاحِبِهِ: أَيْ أَخِي أَنَا الظَّالِمُ، حَتَّى يَقْطَعَ الْهِجْرَانَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ صَاحِبِهِ؛ فَإِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حَكَمٌ عَدْلٌ، يَأْخُذُ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظَّالِمِ؛
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: از پدرم شنیدم که می فرمود: هرگاه دو نفر (مسلمان) با یکدیگر نزاع کنند و یکي بر دیگری تعدی کند، باید آنکه بر او تعدی شده است به رفیق خود بگوید ای برادر حق با شماست، من بر شما ستم کردم تا آنکه سبب دوری و قهر، قطع شود. بهدرستیکه خداوند حاکم به عدالت است، و حق آن ستمدیدۀ مظلوم را از ظالم می گیرد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أَيُّمَا مُسْلِمَيْنِ تَهَاجَرَا، فَمَكَثَا ثَلَاثاً لَا يَصْطَلِحَانِ إِلَّا كَانَا خَارِجَيْنِ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ لَمْ يَكُنْ بَيْنَهُمَا وَلَايَةٌ، فَأَيُّهُمَاسَبَقَ إِلَى كَلَامِ أَخِيهِ، كَانَ السَّابِقَ إِلَى الْجَنَّةِ يَوْمَ الْحِسَابِ(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: هرگاه دو نفر مسلمان (بهواسطۀ نزاع و مشاجره) از یکدیگر دوری کردند و سه روز از اختلاف آنها بگذرد و با یکدیگر اصلاح نکنند (معلوم می شود) از اسلام خارج میشوند و میان آنها ولایت (حقوق اسلامی) نیست و اگر هر کدام از آنها زودتر نزد دوست خود برود و با او سخن بگوید (و گذشته را فراموش کند) در روز حساب (قیامت) زودتر (از رفیق خود) به بهشت می رود.
قال ابوجعفر (علیه السلام): إِنَّ الشَّيْطَانَ يُغْرِي بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ، مَا لَمْ يَرْجِعْ أَحَدُهُمْ عَنْ ذَنبِهِ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ اسْتَلْقَى عَلَى قَفَاهُ وَ تَمَدَّدَ. ثُمَّ قَالَ: فُزْتُ(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: آنگاه که برادران ایمانی از گناه خود توبه نکنند، شیطان میان آنها ایجاد دشمنی و ناراحتی می کند (چون آنان را با یکدیگر بدبین کرد) خود به استراحت می پردازد. و می گوید: من به قصد خود رسیدم.
پس وظیفۀ ماست که دقت کنیم کاری نکنیم که شیطان از ما خوشحال شود هیچگاه با برادران ایمانی نزاع نکنیم، و برای امور جزئی و زودگذر دنیا از یکدیگر دوری نکنیم. بلی، اگر دوست یا برادر شما به راه باطل میرود، و حاضر نیست از اعمال خود دست بردارد در این صورت میتوان از او دوری کرد، البته بهطور کامل قطع رابطه شاید خوب نباشد؛ چنانکه ابوبصیر میگوید:
سألت اباعبدالله (علیه السلام): عَنِ الرَّجُلِ يَصْرِمُ ذَوِي قَرَابَتِهِ، مِمَّنْ لَا يَعْرِفُالْحَقَّ. قَالَ: لَا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَصْرِمَهُ(2)
از امام جعفر صادق (علیه السلام) پرسیدم: مردی بهجهت اینکه خویشاوندان او اهل حق نیستند قطع رابطه می کند (آیا جایز است؟) حضرت فرمودند: این عمل قطع رابطه سزاوار نیست (به اندازۀ صلۀ رحم رابطه داشته باشید).
1) . الکافی، ج2، ص345، ح6؛ بحارالانوار، ج72، ص187، ح6 «باب 60 از ابواب حقوق المؤمنین … از کتاب العشرة»؛ در نسخهای (دِينِهِ) دارد یعنی شیطان مادامی که مؤمن از دین برنگردد در کمین اوست. (مؤلف).
2) . الکافی، ج2، ص344، ح3 «باب الهجرة از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالانوار، ج72، ص185، ح3 «باب 60 از ابواب حقوق المؤمنین از کتاب العشرة».
یکی از اموری که آدمی را در دنیا بسیار ناراحت و به امراض گوناگون مبتلا میکند و در آخرت هم انسان را در جهنم جای میدهد، خشم و غضب است، در این موضوع به گفتار امام باقر (علیه السلام) دقت کنید:
ذُكِرَ الْغَضَبُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَقَالَ: إِنَّ الرَّجُلَ لَيَغْضَبُ فَمَا يَرْضَى أَبَداً حَتَّى يَدْخُلَ النَّارَ، فَأَيُّمَا رَجُلٍ غَضِبَ عَلَى قَوْمٍ وَ هُوَ قَائِمٌ فَلْيَجْلِسْ مِنْ فَوْرِهِ ذَلِكَ، فَإِنَّهُ سَيَذْهَبُ عَنْهُ رِجْزُ الشَّيْطَانِ وَ أَيُّمَا رَجُلٍ غَضِبَ عَلَى ذِي رَحِمٍ فَلْيَدْنُ مِنْهُ، فَلْيَمَسَّهُ فَإِنَّ الرَّحِمَ إِذَا مَسَّتْ سَكَنَتْ(1)
در مجلس امام باقر (علیه السلام) سخن از خشم غضب به میان آمد، حضرت فرمود: گاهی شخص بهقدری ناراحت و عصبانی می شود که به هیچ وجه رضایتش جلب نمیشود تا اینکه وارد آتش جهنم میشود، پس هرگاه عصبانی شدید اگر ایستاده هستید فوری بنشینید، زیرا پلیدی شیطان (که بر شما افتاده است) از شما می رود، هرگاه نسبت به فامیل و کسان خود غضب کردید و از آنها عصبانی شدید، خود را به او برسانید و دست خود را به بدن او بزنید؛ زیرا هرگاه رحم به یکدیگر رسند، عصبانیت از بین می رود.
قال ابوجعفر (علیه السلام): مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ، فِيمَا نَاجَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مُوسَى (علیه السلام)؛ يَا مُوسَى أَمْسِكْ غَضَبَكَ عَمَّنْ مَلَّكْتُكَ عَلَيْهِ أَكُفَّ عَنْكَغَضَبِي(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: از مناجات حضرت موسی (علیه السلام) با پروردگار که در کتاب تورات نوشته است این جمله است: «ای موسی! بر کسانی که بر آنها حاکم هستی و آنها فرمانبردار تو هستند، غضب نکن و غضب خود را از آنها نگهدار تا من هم بر تو غضب نکنم».
قال الصادق (علیه السلام): فِي التَّوْرَاةِ مَكْتُوباً؛ يَا ابْنَ آدَمَ اذْكُرْنِي حِينَ تَغْضِبُ، أَذْكُرْكَ عِنْدَ غَضَبِي(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: در کتاب تورات آمده است: ای فرزند آدم! هرگاه غضب کردی به یاد من باش تا در غضب خود به یاد تو باشم.
یعنی بیجهت بر کسی غضب نکن، هرگاه غضب کردی غضب خدا را به یاد آور و غضب خود را نگه دار، تا خداوند هم به تو غضب نکند آنگاه که گناهکاران به غضب او گرفتار می شوند، تو به غضب خداوند گرفتار نشوی.
قال الباقر (علیه السلام): إِنَّ هَذَا الْغَضَبَ جَمْرَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تُوقَدُ فِي قَلْبِ ابْنِ آدَمَ وَ إِنَّ أَحَدَكُمْ إِذَا غَضِبَ احْمَرَّتْ عَيْنَاهُ وَ انْتَفَخَتْ أَوْدَاجُهُ وَ دَخَلَ الشَّيْطَانُ فِيهِ، فَإِذَا خَافَ أَحَدُكُمْ ذَلِكَ مِنْ نَفْسِهِ، فَلْيَلْزَمِ الْأَرْضَ فَإِنَّ رِجْزَ الشَّيْطَانِ لَيَذْهَبُ عَنْهُ عِنْدَ ذَلکَ(2)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: بهراستی که این غضب، تکه آتش شعلهوری است از شیطان که در دل انسان روشن میشود، هرگاه کسی غضب کند چشمهایش قرمز می شود رگهای (گردن) او پر می شود (زیرا) شیطان در او نفوذ کرده است، پس هرگاه غضبناک شدید و بر خود ترسیدید همانجا به زمین بنشینید تا پلیدی شیطان از بین برود (و آتش غضب خاموش شود).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النَّاسِ، كَفَّاللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَنْهُ عَذَابَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ(3)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که خود را نگه بدارد و بر مردم غضب نکند، خداوند او را از عذاب روز قیامت نگه بدارد.
1) . الکافی، ج2، ص304، ح10 «باب الغضب از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعه، ج15، ص364، ح3 [20753] «باب 54 از ابواب جهاد النفس…از کتاب الجهاد».
2) . الکافی، ج2، ص305، ح12 «باب الغضب از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعه، ج15، ص361، ح3 [20743] «باب 53 از ابواب جهاد النفس…از کتاب الجهاد».
3) . الکافی، ج2، ص305، ح14؛ وسائل الشیعة، ج15، ص359، ح6 [20736].
یکی از اموری که مشکلات زندگی را حل میکند، بحث و گفتگوی در امور است، اما این گفتگو و بحث کردن زمانی مشکل را می گشاید که بر اساس حقجویی باشد و طرفین بخواهند مطلبی را بفهمند و اگر این بحث و گفتگو برای برتریجویی باشد بهطور قطع نتیجهای جز جنجال و ایجاد دشمنی میان آنها نخواهد داشت. بر این اساس، اسلام ستیزه و نزاع را در امور مادی و در امور عملی بسیار نکوهش کرده و از عوامل ایجاد نفاق و کینه میان دو طرف دانسته است اینک به بیانات ائمه هدی (علیهم السلام) توجه کنید.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): إِيَّاكُمْ وَ الْمِرَاءَ وَ الْخُصُومَةَ، فَإِنَّهُمَا يُمْرِضَانِ الْقُلُوبَ عَلَى الْإِخْوَانِ وَ يَنْبُتُ عَلَيْهِمَا النِّفَاقُ(1)
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: از مجادله و ستیزه کردن دوری کنید؛ زیرا موجب دشمنی میان برادران می شود و دل را سیاه می کند و نفاق را در دل می رویاند.
قال ابوعبدالله (علیه السلام): لَا
تُمَارِيَنَّ حَلِيماً وَ لَا سَفِيهاً، فَإِنَّ الْحَلِيمَ يَقْلِيكَ وَ السَّفِيهَ يُؤْذِيكَ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هیچگاه با مرد بردبار (فهمیده)، و مرد نادان ستیزه نکنید؛ زیرا ستیزة با مرد حلیم و فهمیده باعث می شود بر تو غضب کند و ستیزه با مرد نادان، باعث می شود تو را اذیت و ناراحت کند.قال الصادق (علیه السلام): إِيَّاكُمْ وَ الْخُصُومَةَ، فَإِنَّهَا تَشْغَلُ الْقَلْبَ وَ تُورِثُ النِّفَاقَ وَ تَكْسِبُ الضَّغَائِنَ(3)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: از نزاع و ستیزه بپرهیزید؛ زیرا این کار فکر را به خود مشغول می سازد و باعث نفاق و ایجاد کدورت و دشمنی می شود.
1) . الکافی، ج2، ص300، ح1 «باب المراء و الخصومة از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعه، ج12، ص236، ح1 [16180] «باب 53 از ابواب احکام العشرة…از کتاب الجهاد».
2) . الکافی، ج2، ص301، ح4؛ وسائل الشیعة، ج12، ص236، ح4 [16183].
3) . الکافی، ج2، ص301، ح8 «باب المراء و الخصومة از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعه، ج12، ص237، ح5 [16184] «باب 135 از ابواب احکام العشرة از کتاب الجهاد».
یکی از رذائل اخلاقی از سوی دیگر نفاق و دورویی است، لذا مسلمانان باید از این صفت زشت دوری کنند. از سوی دیگر، اسلام شخص منافق را مذمت کرده و منافق را مانند کافر دانسته است. به بیان دیگر، منافق کسی است که ظاهرش غیر از باطنش باشد و به ظاهر ادعای ایمان و دوستی و برادری می کند، اما در باطن کافر، دشمن و بیگانه می باشد؛ چنانکه خداوند در قرآن کریم میفرماید:
{وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِالله وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ يُخَادِعُونَ اللهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلّا أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ فِي قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ}(1)
بعضی از مردم می گویند ما به خداوند و روز قیامت ایمان داریم، (اما) آنها ایمان ندارند و (میخواهند به این ادعا) خداوند و مؤمنان را فریب دهند که ما در زمرۀ اهل ایمان هستیم، اما اینان جز خود کسی را فریب نمی دهند و نمیدانند، در دلهای ایشان یک نوع بیماری (کفر) است و خدا بر بیماری آنها بیفزاید و برای آنها (در مقابل این ادعای دروغ) عذابی دردناک است.
{وَعَدَ اللهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ}(2)خداوند به مردان و زنان منافق (دورو) و کافران وعدۀ آتش جهنم داده است و همان آتش دوزخ برای آنها بس است و خداوند آنان را از رحمت خود محروم داشته و برای آنها عذاب دائم قرار داده است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ كَانَ لَهُ وَجْهَانِ فِي الدُّنْيَا، كَانَ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لِسَانَانِ مِنْ نَارٍ(3)
پبامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که در دنیا دورو و دورنگ (میان مردم) باشد، در
روز قیامت برای او دو زبان از آتش است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لِلْمُنَافِقِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ، إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا ائْتُمِنَ خَانَ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: شخص منافق سه نشانه دارد: (اول) هرگاه سخن بگوید دروغ می گوید؛ (دوم) هرگاه وعدهای بدهد، خلف وعده می کند و به وعدۀ خود رفتار نمیکند؛ (سوم) چون امین واقع شود، خیانت می ورزد.
قال الصادق (علیه السلام): قَالَ لُقْمانُ لِابْنِهِ یا بُنَيَّ… وَ لِلْمُنَافِقِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ، يُخَالِفُ لِسَانُهُ قَلْبَهُ وَ قَلْبُهُ فِعْلَهُ وَ عَلَانِيَتُهُ سَرِيرَتَهُ(2)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: لقمان حکیم برای فرزندش سه نشانۀ منافق را چنین میشمارد: (اول) زبان و دلش یکسان نیست؛ (دوم) آنچه در دل دارد با عملش مطابقت ندارد (یعنی ریاکار است)؛ (سوم) باطن او با ظاهرش مطابقت ندارد.
یکی از وظائف مسلمانان کمک به اشخاص ستمدیده است و دین مقدس اسلام علاوه بر اینکه ستمگران را تهدید نموده و آنان را از رحمت خود محروم کرده است، کسانی کهستم ظالمان را می بینند و ستم شده را یاری نمیکنند بهشدت مؤاخذه میکند و آنان را به عذاب آخرت بیم می دهد.
قال الصادق (علیه السلام): مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَخْذُلُ أَخَاهُ، وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ إِلَّا خَذَلَهُ اللهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ(3)
1) . قرب الإسناد، ص28، ح92؛ بحارالانوار، ج69، ص206، ح6 «باب 106 از ابواب الکفر و …از کتاب الایمان و الکفر».
2) . الخصال، ج1، ص121، ح113 (العلامات الثلاث از باب سوم از جزء اول»؛ بحارالانوار، ج13، ص415، ح8 (18 از ابواب قصص موسی و … از کتاب النبوة».
3) . الأمالی (للصدوق)، ص486، ح16 (مجلس 73)؛ بحارالانوار، ج72، ص20، ح17 «باب 33 از ابواب حقوق المؤمن … از کتاب العشرة».
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هرگاه مؤمنی بتواند برادرش را کمک و یاری کند، و او را از شر ستمگر خلاص کند و از کمک کردن و یاری نمودن دریغ ورزد و به او اعتنا نکند، خداوند نیز در دنیا و آخرت از کمک کردن به او دریغ ورزد و به او اعتنا نکند.
قال الصادق (علیه السلام): مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُعِينُ مُؤْمِناً مَظْلُوماً إِلَّا كَانَ أَفْضَلَ مِنْ صِيَامِ شَهْرٍ وَ اعْتِكَافِهِ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ(1)
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: هیچ مؤمنی برادر ایمانی خود را که بر او ستم شده است کمک نمیکند؛ مگر اینکه این کمک برای او از یک ماه روزه گرفتن و اعتکاف در مسجد الحرام کردن بهتر است.
و قال (علیه السلام) - فی حدیث آخر- لِأَنَّ نُصْرَةَ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ، فَرِيضةٌ وَاجِبَةٌ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) در فرمایش دیگرش میفرماید: زیرا یاری برادران مسلمان (در برابر ستمکاران) از واجبات شمرده شده است.
پس بر مسلمانان واجب است تا جایی که توانایی دارند مظلوم را یاری کنند و با ستمگر به مبارزه برخیزند و همیشه نصیحت امیرالمؤمنین به فرزندش را در نظر داشته باشند که فرمود:(يَا بُنَيَّ) کُونَا لِلْظَّالِمِ خَصْمَاً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً(3)
(فرزندم) همیشه دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باش
مسلمان نباید بهجهت علاقه به دنیا و خشنودی مردم کاری کند که به غضب خداوند گرفتار شود، به فرمایش پیشوایان دین توجه فرمایید:
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ طَلَبَ رِضَا النَّاسِ بِسَخَطِ الله، جَعَلَ اللهُ حَامِدَهُ مِنَ النَّاسِ ذَامّاً(4)
1) . بحارالانوار، ج72، ص20، ح17.
2) . قرب الإسناد، ص55، ح181؛ بحارالانوار، ج72، ص17، ح2 «باب 33 از ابواب حقوق المؤمنین از کتاب العشرة».
3) . نهج البلاغة، نامۀ 47.
4) . الکافی، ج2، ص372، ح1 «باب من أطاع الخلق از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج16، ص153، ح5 [21224] «باب 11 از ابواب الأمر و النهی …از کتاب الجهاد».
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که خشنودی مردم را به غضب خدا جلب کند، خداوند کسانی را که مدح کنندگان او هستند را بدگویان او قرار می دهد.
یعنی اگر کسی برای خشنودی مردم مرتکب گناه شود برای مثال جملهای بگوید که ظالمی را بستاید یا گناهکاری را کمک کند تا از آنها بهرهای ببرد، خداوند ستایشگران او را بدگویان او قرار می دهد.
قال ابوجعفر (علیه السلام): لَادِيْنَ، لِمَن دَانَ بِطَاعَةِ مَنْ عَصَی اللهَ(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: کسی که فرمانبردار شخص گناهکاری باشد از دین (خدا) بهرهای ندارد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ أَرْضَى سُلْطَاناً بِسَخَطِ الله، خَرَجَ مِنْ دِينِ الله(2)پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که سلطانی را (به کاری يا گفتاری) که غضب خدا در او است، از خود راضی کند از دین خدا خارج شده است.
امروزه بسیاری از مردم از اضطراب روحی و روانی در زندگی ناراحتند و برای رسیدن به آسایش فکری در تلاشاند؛ غافل از اینکه راحتی فکر و آرامش دل در سایۀ ایمان به خدا و قلب ذاکر است، به علاوه توجه به پروردگار کارها را آسان و دل را آرامش می بخشد؛ چنانکه خداوند در قرآن کریم میفرماید:
{الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ الله أَلَا بِذِكْرِ الله تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}(3)
کسانی که بهحق به خدا و رسولش ایمان آوردهاند، دلهای آنها بهجهت توجه به خدا
(همیشه) دارای آرامش است. آگاه باشید بهواسطۀ یاد خدا، دلها آرامش پیدا می کند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): مَنْ أُعْطِيَ لِسَاناً ذَاكِراً، فَقَدْ أُعْطِيَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ(1)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: کسی که خداوند به او زبانی دهد که همیشه به یاد خدا باشد؛ هر آیینه خیر دنیا و آخرت را خداوند به او داده است (بزرگترین خیر دنیا و آخرت که نصیب مؤمن است، آرامش دل می باشد).
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ الْعَبْدَ لَيَكُونُ لَهُ الْحَاجَةُ إِلَى الله عَزَّ وَجَلَّ، فَيَبْدَأُ بِالثَّنَاءِ عَلَى الله وَ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، حَتَّى يَنْسَى حَاجَتَهُ فَيَقْضِيهَا اللهُ لَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَسْأَلَهُ إِيَّاهَا(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هرگاه بندهای برای خواستن حاجت خود خداوند را ثنا گوید و بر محمّد و آل محمّد (علیهم السلام) صلوات بفرستد،(و در ثنا گفتن خدا و ائمه اطهار (علیهم السلام) بهقدری اصرار ورزد) تا حاجتش را فراموش کند، خداوند به برکت توجه به خدا و صلوات حاجتی را که فراموش کرده، به او عنایت میفرماید.
گناه و معصیت موجب دوری از خدا و مبتلا شدن به گرفتاریهای فراوان میشود؛ چنانکه خداوند در قرآن مجید میفرماید:
{وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى* قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيراً قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنسَى}(3)
کسی که از پروردگار غافل می شود (و خود را به گناه آلوده می کند) بهحق برای او معیشت (زندگی) ناراحت کنندهای است (زیرا این افراد به محرمات الهی اعتنا نکردهاند) و برای این افراد عقوبت دیگری که هست، در روز قیامت آنها را نابینا
1) . الکافی، ج2، ص499، ح1 «باب ذکر الله… از کتاب الدعاء»؛ وسائل الشیعة، ج7، ص155، ح2 [8986] «باب5 از ابواب الذکر از کتاب الصلاة».
2) . الکافی، ج2، ص501، ح2 «باب الاشتغال بذکر الله عزوجل از کتاب الدعاء»؛ وسائل الشیعة، ج7، ص162، ح2 [9011] «باب 10 از ابواب الذکر از کتاب الصلاة».
3) . طه(20)، آیات 124 - 126.
محشور می کنیم. بگوید: پروردگارا! چرا مرا نابینا محشور (و زنده) کردهای؟ من که در دنیا بینا بودم (به آنها پاسخ داده میشود علت کوری شما آن است) که آیات ما برای شما گفته شد شما از آیات ما فرمواش کردید؛ به احکام و دستورهای قرآن اعتنا نکردید، امروز نیز شما واگذاشته شدهاید. (تا از دیدن نعمتهای بهشتی محروم شوید).
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ اللهَ قَضَى قَضَاءً حَتْماً أَلَّا يُنْعِمَ عَلَى الْعَبْدِ بِنِعْمَةٍ، فَيَسْلُبَهَا إِيَّاهُ حَتَّى يُحْدِثَ الْعَبْدُ ذَنْباً، يَسْتَحِقُّ بِذَلِكَ النَّقِمَةَ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: خداوند حکم حتمی می کند که نعمت را از بندهاش نگیرد مگر بهجهت گناهی که مرتکب می شود. (زیرا بهواسطۀ آن گناه) مستحق این عذاب (گرفتن نعمت) می گردد.قال الصادق (علیه السلام): یَا مُفَضَّلُ إِيَّاكَ وَ الذُّنُوبَ وَ حَذِّرْهَا شِيعَتَنَا فَوَ الله مَا هِيَ إِلَى أَحَدٍ أَسْرَعَ مِنْهَا إِلَيْكُمْ إِنَّ أَحَدَكُمْ... لَيُصِيبُهُ السُّقْمُ وَ مَا ذَلِكَ إِلَّا بِذُنُوبِهِ وَ إِنَّهُ لَيُحْبَسُ عَنْهُ الرِّزْقُ وَ مَا هُوَ إِلَّا بِذُنُوبِهِ وَ إِنَّهُ لَيُشَدَّدُ عَلَيْهِ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ مَا ذَاک إِلَّا بِذُنُوبِهِ (2)
امام ششم (علیه السلام) به مفضل میفرماید: ای مفضل! بترس از اینکه مرتکب گناهی شوی، شیعیان ما را نیز از ارتکاب گناه بترسان، به خدا سوگند! هیچ چیزی مانند گناه، اثرش زودتر به شما نمیرسد، هرگاه شما بیمار شوید، به واسطۀ گناهی است که مرتکب شدهاید. هرگاه رزق شما حبس شود بهجهت گناه است؛ و سکرات مرگ بر آدمی دشوار نمیشود؛ مگر به جهت گناه. (تمام ناراحتیهایی که بر ما وارد می شود به واسطۀ گناه است).
قال ابوجعفر (علیه السلام): إِنَّ الرَّجُلَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ، فَيُدْرَأُ عَنْهُ الرِّزْقُ(3)
1) . الکافی، ج2، ص273، ح22 «باب الذنوب از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص303، ح17 [20581] «باب40 از ابواب جهاد النفس …از کتاب الجهاد».
2) . علل الشرائع، ج1، ص297، ح1؛ وسائل الشیعة، ج15، ص305، ح23 [20587].
3) . الکافی، ج2، ص271، ح12 «باب الذنوب از کتاب الایمان و الکفر»؛ وسائل الشیعة، ج15، ص301، ح10 [20574] «باب 40 از ابواب جهاد النفس … از کتاب الجهاد».
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: هرگاه آدمی گناه کند، رزق او فرار می کند. (گناه باعث تنگی معیشت است).
قال ابوجعفر (علیه السلام): إِنَّ الْعَبْدَ يَسْأَلُ اللهَ الْحَاجَةَ، فَيَكُونُ مِنْ شَأْنِهِ قَضَاؤُهَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ أَوْ إِلَى وَقْتٍ بَطِيءٍ فَيُذْنِبُ الْعَبْدُ ذَنْباً، فَيَقُولُ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِلْمَلَكِ: لَا تَقْضِ حَاجَتَهُ وَ احْرِمْهُ إِيَّاهَا، فَإِنَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطِي وَ اسْتَوْجَبَ الْحِرْمَانَ مِنِّي(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: هرگاه بندهای حاجتش را از خدا بخواهد، چون حاجتش بخواهد روا شود اگر معصیت و گناهی مرتکب گردد، به ملک موکل (به اسباب حاجات) خطاب الهی رسد که خواستۀ این بنده را به او نرسانید؛ زیرا به واسطۀ ارتکاب گناه باید (مدتی) محروم شود.این است معنای جملۀ دعای کمیل که میفرماید: «أللهُ إغْفِرْلِيَ الذُّنُوبَ الَّتيِ تَحْبِسُ الدُّعَاءَ» خداوندا بیامرز آن گناهانی که مانع قبولی دعاهایم میشود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):[قَالَ اللهُ عزَوَّجلَّ] إِذَا عَصَانِي مِنْ خَلْقِي مَنْ يَعْرِفُنِي سَلَّطْتُ عَلَيْهِ، مَنْ لَا يَعْرِفُنِي(2)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: خدا به من خبر داد، هرگاه بندۀ من با اینکه مرا می شناسد، معصیت کند، بر او کسی را که مرا نمیشناسد می گمارم. (تا او را اذیت کند).
اگر گفته شود، چرا بعضی از مردم بیایمان که از نظر ظاهر هم به گناه آلوده هستند، بیشتر از نعمتهای الهی (مانند سلامتی، عزت، ثروت و …) بهره می برند و برعکس بعضی از افرادی که به خدا و رسولش مؤمن هستند و تا اندازهای به وظایف عبادی خود
می رسند، چرا باید بیشتر از مخالفین مبتلا باشند.
پاسخ اینکه، اولاً ما نباید با توجه به ظاهر قضاوت کنیم؛ زیرا شاید همان افرادی که به ظاهر به گناه آلوده هستند، کارهای خیری داشته باشند، (مانند خدمت به مردم، ترحم به زیردستان) که ما از آنها بیاطلاع باشیم و خداوند به واسطۀ همان کارهای نیک لطف و عنایت خود را شامل آنها کند تا آنجا که آنها را به توبه و بازگشت از گناه موفق کند و اگر قابل هدایت نباشند به واسطۀ رذالت و بدبختی و آلودگی به گناه، مستحق عذاب دوزخ خواهند شد و اینکه خداوند در دنیا به آنان نعمت می دهد نه از جهت لطف به آنها است؛ بلکه بهجهت این است که خداوند بر آنها حجت را تمام کند تا در قیامت بیشتر گرفتار عذاب ابدی شوند، مانند یزیدبنمعاویه و پیروان او؛ چنانکه قرآن به این مطلب اشاره میفرماید:
{وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِي لَهُم خَيْرٌ لِأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُم لِيَزْدَادُواْ إِثْماً وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِينٌ }(1)کسانی که کفر می ورزند (یعنی کافرند و به احکام و دستورهای قرآن اعتنا نمیکنند) گمان نکنند مهلت دادن ما به ایشان برای آنها خیر (خوب) است؛ بلکه به ایشان مهلت می دهیم تا هرچه می توانند بیشتر گناه کنند و برای ایشان عذاب خوارکنندهای مهیا شده است.
پس روشن شد که آسایش بعضی از گناهکاران یا به واسطۀ کارهای نیک آنها است یا بهجهت آن است که چون قابل هدایت نیستند، خداوند به آنها مهلت می دهد که عذابشان در آخرت زیاد شود، اینک به فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) توجه فرمایید:
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إنّ اللهَ تَعالَی يَقُولُ و عِزَّتِي وَ جَلَالی لَا أُخْرِجُ عَبْداً مِنَ الدُّنْيَا وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أُعَذِّبَهُ، حَتَّى أُوَفِّيَهُ كُلَّ حَسَنَةٍ عَمِلَهَا إِمَّا بِسَعَةٍ فِي رِزْقِهِ وَ إِمَّا بِصِحَّةٍ فِي جِسْمِهِ وَ إِمَّا بِأَمْنٍ فِي دُنْيَاهُ، فَإِنْ بَقِيَتْ عَلَيْهِ بَقِيَّةٌ هَوَّنْتُ عَلَيْهِ الْمَوْتَ(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: خداوند تبارک و تعالی به عزت و جلال خود قسم یاد کرده، هرگاه بخواهم بندهای (کافر و گناهکار) را در آخرت عذاب کنم (و او دارای کارهای نیک باشد) حسنات و خیرات او را (در دنیا) پاداش می دهم و به او بدن سالم، وسعت رزق و آرامش دنیوی می دهم اگر با دادن این سه نعمت، پاداش اعمال او ادا نشود، جان دادن را بر او آسان می کنم (تا اعمال خیر او بیپاداش نمانده باشد).
قال الصادق (علیه السلام): إِذَا أَرَادَ (الله) بِعَبْدٍ سُوءاً أَمْسَكَ عَلَيْهِ ذُنُوبَهُ، حَتَّى يُوَافِيَ بِهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ(1)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هرگاه خداوند بخواهد بندۀ (کافر و گناهکار خود را) عذاب کند نتیجۀ گناهان خود را در دنیا نمیبیند؛ بلکه روز قیامت آثار گناه خود را خواهد دید (و در دنیا از نعمتهای همگانی الهی بهرهمند می شودو کیفر گناهانش را روز قیامت می بیند).
بدیهی است چون خداوند دوستان اهل بیت (علیهم السلام) را دوست می دارد اگر آنها خود را آلوده به گناه کنند و از توبه غفلت کنند، خداوند ایشان را مبتلا می کند تا کفارۀ گناهشان شود و به یاد استغفار و توبه بیفتند؛ چنانکه امام جعفر صادق (علیه السلام) به این مطلب اشاره میفرماید:
قال الصادق (علیه السلام): إِذَا أَرَادَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ بِعَبْدٍ خَيْراً، عَجَّلَ لَهُ عُقُوبَتَهُ فِي الدُّنْيَا(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هرگاه خداوند برای بندهاش ارادۀ خیر داشته باشد (بخواهد به واسطۀ محبت اهل بیت (علیهم السلام) او را بیامرزد) در دنیا او را زودتر به عقوبت گناهش گرفتار می کند. (تا با گناه آمرزیده شده از دنیا برود).
قال (علیه السلام): إِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ لَيَهْتَمُّ فِي الدُّنْيَا، حَتَّى يَخْرُجَ مِنْهَا وَ لَا ذَنْبَ عَلَيْه(3)
1) . الخصال، ج1، ص20، ح70؛ مستدرک الوسائل، ج11، ص334، ح32 [13191] «باب40 از ابواب جهاد النفس …از کتاب الجهاد».
2) .الخصال، ج1، ص20، ح70؛ مستدرک الوسائل، ج11، ص334، ح32 [13191] «باب40 از ابواب جهاد النفس …از کتاب الجهاد».
3) . الکافی، ج2، ص445، ح8 «باب تعجیل عقوبة الذنب از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالانوار، ج64، ص242، ح75 «باب 12 از ابواب الایمان و … از کتاب الایمان و الکفر».
امام ششم (علیه السلام) میفرماید: غم و غصههایی که به مؤمن وارد می شود (او را از گناه پاک می کند) از دنیا نمیرود مگر آنکه هیچ گناهی بر او نمیباشد.
قال الصادق (علیه السلام): إِذَا أَرَادَ اللهُ بِعَبْدٍ خَيْراً، فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنَقِمَةٍ وَيُذَكِّرُهُ الِاسْتِغْفَارَ(1)
امام جعفر (علیه السلام) میفرماید: هرگاه خداوند بخواهد به بندهاش خیری برساند (اگر آن بنده) گناهی مرتکب شود، (خداوند) او را به بلایی گرفتار می کند (تا کفارۀ گناه او باشد) و استغفار را به یادش می آورد (تا بخشودگی خود را از خداوند بخواهد).
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) - إنَّ اللهَ تَبارَکَ و تَعالَی يَقُولُ:- بعِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا أُخْرِجُ عَبْداً مِنَ الدُّنْيَا وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَرْحَمَهُ حَتَّى أَسْتَوْفِيَ مِنْهُ كُلَّ خَطِيئَةٍ عَمِلَهَا إِمَّا بِسُقْمٍ فِي جَسَدِهِ وَ إِمَّا بِضِيقٍ فِي رِزْقِهِ وَ إِمَّا بِخَوْفٍ فِي دُنْيَاهُ، فَإِنْ بَقِيَتْ عَلَيْهِ بَقِيَّةٌ شَدَّدْتُ عَلَيْهِ عِنْدَ الْمَوْتِ(2)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: خداوند قسم یاد کرده است بندهای که مشمول رحمت و عنایت من است تمام گناهان او را با مبتلا شدن به بیماری تنگی در معیشت (روزی) یا به ترس در دل (آرامش نداشتن) پاک می کنم اگر باقیماندهای از گناه داشته باشد جان دادن را بر او سخت می کنم (تا گناهی بر او نماند).
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): {مَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ}(3)لَيْسَ مِنِ الْتِوَاءِ عِرْقٍ وَ لَا نَكْبَةِ حَجَرٍ وَ لَا عَثْرَةِ قَدَمٍ وَ لَا خَدْشِ عُودٍ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ لَمَا يَعْفُو اللهُ أَكْثَرَ، فَمَنْ عَجَّلَ اللهُ عُقُوبَةَ ذَنْبِهِ فِي الدُّنْيَا، فَإِنَّ اللهَ
عَزَّ وَ جَلَّ أَجَلُّ وَ أَكْرَمُ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ يَعُودَ فِي عُقُوبَتِهِ فِيالْآخِرَةِ(1)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در آیۀ {مَا أَصَابَكُمْ} میفرماید: آنچه (مصیبت) بر شما وارد می شود مانند رگبهرگ شدن پا، یا به سنگ خوردن، یا لغزش قدم، یا خراش پیدا کردن (دست و پا)؛ نیست مگر بهواسطۀ گناه و آنچه را که خداوند می بخشد بیشتر است از آنچه به عقوبتش گرفتار می کند و کسی را که خداوند در دنیا گرفتار عقوبت گناهش کند، (در آخرت عقوبتی ندارد) بهراستی که خداوند بزرگتر و کریمتر از آن است که در آخرت هم بندهاش را عقوبت کند. (پس باید از خدا بخواهیم که ما را مبتلا به عذاب آخرت نفرماید).
قال الصادق (علیه السلام): إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيُهَوَّلُ عَلَيْهِ فِي نَوْمِهِ، فَيُغْفَرُ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ إِنَّهُ لَيُمْتَهَنُ فِي بَدَنِهِ فَيُغْفَرُ لَهُ ذُنُوبُهُ(2)
امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: هرگاه مؤمن در خواب ناراحت شود و خوابهای ترسناک ببیند، همین ناراحتیهای در خواب هم باعث آمرزیده شدن گناهان او خواهد بود؛ (بلکه) اگر بدنش هم ضعیف شود باعث آمرزش گناه او است.
قال ابوجعفر (علیه السلام): مَرَّ نَبِيٌّ مِنْ أَنْبِيَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ بِرَجُلٍ بَعْضُهُ تَحْتَ حَائِطٍ وَ بَعْضُهُ خَارِجٌ مِنْهُ قَدْ شَعَّثَتْهُ الطَّيْرُ وَ مَزَّقَتْهُ الْكِلَابُ ثُمَّ مَضَى فَرُفِعَتْ لَهُ مَدِينَةٌ، فَدَخَلَهَا فَإِذَا هُوَ بِعَظِيمٍ مِنْ عُظَمَائِهَا مَيِّتٌ عَلَى سَرِيرٍ مُسَجًّى بِالدِّيبَاجِ حَوْلَهُ الْمِجْمَرُ. فَقَالَ: يَا رَبِّ أَشْهَدُ أَنَّكَ حَكَمٌ عَدْلٌ لَا تَجُورُ هَذَا عَبْدُكَ لَمْ يُشْرِكْ بِكَ طَرْفَةَ عَيْنٍ أَمَتَّهُ بِتِلْكَ الْمِيتَةِ وَ هَذَا عَبْدُكَ لَمْ يُؤْمِنْ بِكَ طَرْفَةَ عَيْنٍ أَمَتَّهُ بِهَذِهِ الْمِيتَةِ. فَقَالَ: عَبْدِي أَنَا كَمَا قُلْتَ حَكَمٌ عَدْلٌ لَا أَجُورُ ذَلِكَ عَبْدِي كَانَتْ لَهُ عِنْدِي سَيِّئَةٌ أَوْ ذَنْبٌ أَمَتُّهُ بِتِلْكَ الْمِيتَةِ لِكَيْ يَلْقَانِي وَ لَمْ يَبْقَ عَلَيْهِ شَيْءٌ وَ هَذَا
عَبْدِي كَانَتْ لَهُ عِنْدِي حَسَنَةٌ، فَأَمَتُّهُ بِهَذِهِ الْمِيتَةِ لِكَيْيَلْقَانِي وَ لَيْسَ لَهُ عِنْدِي حَسَنَة(1)
امام باقر (علیه السلام) میفرماید: پیامبری از بنیاسراییل جنازهای را دید که قسمتی از آن زیر دیوار مانده است و قسمت دیگر که بیرون مانده، درندگان و پرندگان آن را خوردهاند، (پس از آنکه او را دفن کرد) چون به شهری رسید دید یکي از بزرگان آن شهر از دنیا رفته است پیکر دیباجپوش او را با تجلیل فراوان و جمعیت زیاد می برند، (چون پیامبر این منظره را دید) گفت: پروردگارا! تو به عدالت حکم می کنی و در حکم تو ستمی نیست. (اما من نمیفهمم) آن بندهای که به تو ایمان داشته و یک چشم بر هم زدن به تو شرک نیاورده است، باید پیکر او چنان باشد (نیمی زیر دیوار خراب شده و نیمی از آن خوراک مرغان هوا و سگها) اما این بندهای که به اندازۀ یک چشم بر هم زدن به تو ایمان نیاورده است باید پیکر او به این عظمت تشییع شود.
خداوند به پیامبرش فرمود: ای بندۀ من! همین است که تو اعتقاد داری، ما به بندهای ستم روا نمیداریم و هیچگاه به ستم حکم نمیکنیم (علت این اختلاف این است) جنازۀ اول برای بندهای بود که گناهی مرتکب شد و کفارۀ گناهش همان بود که دیدی، او را به چنین مرگی مبتلا کردم تا هنگامی که مرا ملاقات می کند؛ برای او آلودگی نباشد (زیرا با چنین مرگی آمرزیده شد). اما جنازهای که با عظمت فراوان می بردند او نتیجۀ کار خیرش را می بیند، خواستم پاداش عملش را در دنیا بدهم، تا در آخرت برای او پاداشی نباشد. (زیرا او کافر و گناهکار است و برای کافران در قیامت پاداشی نخواهد بود).
در روایت وارد شده است که گناه آن مؤمن این بود که برای حاجتی به خانۀ همان کافر رفته بود و کار خیر آن کافر روا کردن حاجت مرد مؤمن بوده است. لذا خداوند به پیامبرش فرمود: بندۀ مؤمن چون به درب خانۀ کافر رفته است، به این عقوبت او را مبتلا کردم و چون کافر حاجت مؤمن را روا کرده است، پاداش او را در دنیا برای او قرار دادم.
1) . الکافی، ج2، ص446، ح11 «باب تعجیل عقوبة از کتاب الایمان و الکفر»؛ بحارالانوار، ج14، ص458، ح14 «باب 31 از ابواب قصص عیسی و … از کتاب النبوة».
شهید ثانی (رحمه الله) دانشمند قرن دهم از شخصیتهای بزرگ علمی شیعه در کتاب خود(1)از عبداللهبنسلیمان نوفلی نقل می کند که در خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم خدمتگزار نجاشی(2)
وارد شد به امام جعفر صادق (علیه السلام) نامهای داد و آن حضرت نامه را (برای ما خواندند) آغاز نامه چنین بود:
بسم الله الرحمن الرحیم
ای فرزند پیامبر! خداوند سایۀ مبارک سروری شما را مستدام بدارد و ما را بلا گردان شما بگرداند، نیاید بر من روزی که شما را ناراحت ببینم (یا برای شما ناراحتی بشنوم)؛ زیرا (سلامتی و عافیت) به دست خداست.
(ای مولای من) من از طرف خلیفه برای استانداری اهواز انتخاب شدهام (انتظار دارم) شما برایم حدودی را معین کنید و خلاصۀ آن را برای من بنویسید تا من (به وظیفۀ دینی خود) راهنمایی شوم و به آن عمل کنم تا مرا به خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نزدیک کند.
معین فرمایید زکاتم (صدقه و مانند آن) را در چه راهی مصرف کنم، با چه افرادیانس داشته باشم (کارمندان خود را از چه گروهی انتخاب کنم) و با آنها رفت و آمد داشته
باشم چه اشخاصی مورد اعتماد هستند تا اسرار زندگی (و حکومتی) را با آنها در میان بگذارم امید است خداوند مرا به راهنمایی شما هدایت کند. زیرا شما حجت خداوند هستید و خداوند شما را امین بر مردم قرار داده است و همیشه نعمت خداوند بر شما مستدام باشد.
عبداللهبنسلیمان می گوید، امام صادق (علیه السلام) پاسخ نامۀ عبدالله نجاشی را چنین نوشتند:
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند نگهدار تو باشد و مشمول عنایت و لطف او و در پناه او باشی؛ زیرا لطف کردن و پناه دادن به دست خداوند است، نامۀ شما توسط فرستادۀ شما به من رسید، از مطالب آن آگاه شدم و از خبر استانداری تو مسرور و اندوهناک شدم.
خوشحالیام بهجهت آن است که شاید درماندهای از دوستان ما توسط تو به حق خود برسد، یا آنها که خوار و ذیل شدهاند، خداوند به وسیلۀ تو عزیز نماید، یا برهنهای از ایشان پوشیده شود، یا ضعیفی از ایشان قوی گردد، یا آتش مخالفین (که برای شیعیان ما می افروزند) توسط تو خاموش شود.
اما جهت اینکه اندوهناک شدم، برای آن است که بر تو می ترسم مبادا نسبت به یکي از دوستان ما لغزش پیدا کنی؛ زیرا اگر نسبت به یکي از شیعیان ما گرفتار لغزش شوی (و بر خلاف حق حکمی صادر کنی يا از او دفع ستمی نکنی يا به حال او رسیدگی نکنی) از بوی بهشت محروم می شوی.
اما آنچه از من خواستی بهطور خلاصه (وظیفۀ تو را) بیان می کنم، اگر (به دستورات من) عمل کنی و از آن سرپیچی نکنی، امیدوارم (از جهت دین) سالم بمانی، (بدان) پدرم از پدرانش از علیبنابیطالب (علیه السلام) از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به من خبر داد کسی که با برادرش مشورت کند (و خیر خود را بخواهد و او از نصیحت کردن خودداری کند، و در حالی که می داند، جواب مشورتش را نگوید) خداوند نعمت عقل را از او بگیرد و چون با من مشورت کردی و صلاح خود را خواستی، آنچه فکر من در این موضوع می رسد، برای تو می نویسم، اگر به آن رفتار کنی بدان از آنچه از عذاب جهنم می ترسی خلاص خواهی شد (اینک خلاصۀ وظائف تو را بیان می کنم).
بدان خلاصی تو در آن است که خون ناحق را نریزی.
دوستان خدا را اذیت نکنی. (برای آنها پاپوش نسازی).
3.با مردم به دوستی و مدارا رفتار کنی. (به آنها دستورهات نابهجا ندهی).
با مردم به نیکویی معاشرت کنی؛ نه چندان که (تو را) ناتوان بدانند و نه چندان که رفتار تو شدت داشته باشد. (که کسی نتواند به تو نزدیک شود.)
با همکاران خود و کسانی که فرستادۀ آنها هستند، مدارا کنی (و با آنها با خشونت رفتار نکن).
کارهای مردم را مطابق حق و عدالت رسیدگی کن (و دعاوی آنان را) با میزان عدالت بسنج.
متوجه سخنچینان و بدگویان باش که این افراد به تو نزدیک نشوند، (همکاران تو سخنچین نباشند) و خدا تو را نبیند که از آنان حرفی بپذیری (اگر چنین روزی برای تو پیش آید) خداوند بر تو غضب میکند و پردۀ تو را میدرد (یعنی تو را رسوا میکند).
نوشته بودی (در زندگی) با چه اشخاصی مأنوس باشی (با آنها رفت و آمد کنی) و در کارها چه کسی پناه تو باشد (جواب) با مردی که دین و امانتش آزمایش شده است و همکیش تو باشد، مأنوس باش (از کسانی که دین ندارند، دوری کن).
همکاران خود را آزمایشکن! اگر در آنها درایت (و فهمی) دیدی، پس با آنها باش (اگر درایت نداشتند و هم کیش تو نبودند، آگاه باش خود را در اختیار آنها نگذاری و اگر مصلحت اقتضا می کند که در ظاهر با آنها باشی، در باطن با آنها همراه مباش).
بترس از اینکه برای رضایت شاعری (که تو را مدح کرده است) یا کسانی که وسیلۀ تفریح تو هستند، جایزه یا خلعت بدهی؛ مگر اینکه به همان اندازهای که به آنها دادهای، در راه خدا انفاق کنی.
بدان جوایز تو تنها برای زمامداران احکام قرآن (دانشمندان دینی) و فرستادگانی که از اطراف برای تو خبر می آورند (تو را از داخل و خارج حوزۀ ماموریتت آگاه می کنند) و مؤلفان (نویسندگان) و سپاهیان (که باعث امنیت کشور هستند) باید باشد.
آنچه در راه خیر مصرف می کنی (مانند) صدقات، زکات فطره، مخارج حج، لباس خود که می خواهی با آن نماز بگذاری، هدایایي که می خواهی در راه خدا و پیامبرش بدهی، همۀ آنها باید از پاکیزهترین ثروت تو باشد.
ای عبدالله نجاشی! کوشش کن برای خود طلا و نقرهای را نیاندوزی که در این صورت در زمرۀ کسانی که طلا و نقره می اندوزند، داخل میشوی زیرا خداوند این افراد را در این آیۀ:{وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ الله فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ}(1)مذمت کرده است.
14.تا می توانی از زیادی غذا و سفرۀ خود، شکمهای خالی (گرسنگان) را سیر کن و این موضوع را کوچک مشمار؛ زیرا همین عمل، تو را از غصب خداوند حفظ میکند، بدان روزی پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به اصحاب فرمودند: کسی که سیر بخوابد و همسایهاش گرسنه باشد، به خدا و روز قیامت ایمان ندارد، اصحاب عرض کردند ای رسول خدا! پس همۀ ما هلاک شدیم (زیرا ممکن است به همسایۀ خود نرسیده باشیم) آن حضرت فرمودند: (لازم نیست که هرچه دارید بدهید) بلکه هر اندازهای که برای شما ممکن است، از زیادی غذا، خرمای و لباس خود (آنچه دارید و برای شما ممکن است) به مستمندان و همسایگان بدهید و با این عمل آتش غضب خدا را خاموش کنید.
15.خبر دهم تو را از پستی و بلندیهای دنیا (ریاست و فرمانروایی آنان) نسبت به گذشتگان و کسانی که دارای ریاست و آقایی بودند (امروز از آنها نشانی نیست) سپس امام صادق (علیه السلام) به زهد و بیاعتنایی امیرمؤمنان (علیه السلام) به دنیا برای عبدالله نجاشی اشاره میکند، پس از آن می فرمایند: ای عبدالله! آنچه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در خوبیهای دنیا و آخرت فرمودهاند، برای تو نوشتم، اگر به این نصایح عمل کندی امید است خداوند از گناهان تو بگذرد؛ اگرچه به اندازۀ کوهها و امواج دریاها باشد و نیز امیدوارم که خداوند تو را در حمایت خود نگهدارد.
1) . التوبة (9)، آیۀ 34: کسانی که طلا و نقره می اندوزند و در راه خدا انفاق نمیکنند آنها را به عذاب دردناک بشارت بده (مؤلف).
ای عبدالله! بترس از اینکه (بیجهت) مؤمنی را از قدرتت بترسانی؛ زیرا پدرم از جدش علی (علیه السلام) نقل می کند:
کسی که مؤمنی را به نگاه تندی بترساند، خداوند او را در روز قیامت بترساند و ا و را به صورت مورچه محشور کند و نیز پدرم از قول جدش می فرمود:
اگر کسی به فریاد درماندهای برسد، در روزی که جز سایۀ عرش خدا سایهای نیستدر چنین روزی خداوند به فریاد او خواهد رسید و او را از ناراحتی بزرگ (عذاب دوزخ) در امان خواهد داشت و از بدی عاقبت او را حفظ میکند.
کسی که حاجت برادر ایمانی را برطرف کند، خداوند حاجتهای او را برآورده میکند که یکي از آنها بهشت برای اوست؛ کسی که برادر دینی خود را بپوشاند، خداوند از لباسهای بهشتی به او بپوشاند و تا زمانی که آن لباس بر تن اوست؛ رضای پروردگار شامل حال او می باشد و کسی که برادر دینی خود را سیر کند خداوند از غذای بهشتی به او بخوراند.
کسی که برادر خود را سیراب کند، خداوند از رحیق مختوم (شراب طهور بهشتی) به او بنوشاند؛ کسی که برادر دینی خود را خوشحال کند، مانند آن است که اهلبیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را خوشحال کرده باشد و کسی که اهلبیت پیامبر را خوشحال کند مانند آن است که آن حضرت را خوشحال کرده است و کسی که پیامبر را خوشحال کند، مانند آن است که خدا را خوشحال کرده است و کسی که خدا را خوشحال کند، سزاوار است که خداوند او را (خوشحال) وارد به بهشت کند.
کسی که برای برادر دینی خود خدمتکاری بگمارد، خداوند در بهشت خدمتکاران بهشتی را خدمتگزار او قرار دهد و او را با اولیاء خودش محشور فرماید.
کسی که به برادر دینی خود مرکبِ سواری دهد و او را از پیاده روی نجات دهد خداوند (در روز قیامت) از ناقههای (مرکبهای) بهشتی به او عنایت فرماید و خداوند در برابر ملائکه به وجود او مباهات کند.
کسی که برادر (یا خواهر) دینی خود را همسر دهد تا با آن همسر مأنوس شود، خداوند در
روز قیامت حوریۀ بهشتی به او تزویج فرماید و او را (در بهشت) با صدیقین مأنوس کند.
کسی که برادر دینی خود را نزد سلطان ظالم کمک کند (از اتهام بیرون آود) و او را یاری نماید خداوند او را در روزی که قدمها در صراط بلغزد، یاری کند و او را از صراط بگذراند.
کسی که برای خدا به دیدن برادر ایمانی (نه برای درخواست حاجتی) خود برود در زمرۀ زائرین خدا محسوب می شود و سزاوار است که خداوند (زائر خود را) اکرام نماید.
ای عبدالله! پدرم از پدرانش از علیبنابیطالب (علیه السلام) نقل می فرمود: روزیپیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به اصحاب خود فرمود: ای مسلمانان! کسی که به زبان ایمان آورده باشد، اما در دل ایمان نداشته باشد (زبان و دلش یکسان نباشد) او مؤمن نیست. ای مردم! لغزشهای برادران خود را تعقیب نکنید؛ زیرا کسی که چشم به لغزشهای برادران دینی خود داشته باشد، خداوند لغزشهای او را ظاهر می کند (حتی اگر در خانه پنهان شود، خدا او را رسوا می کند).
ای عبدالله! اگر (مخالفین) گفتار و رفتار تو را تصدیق نکردند یا نسبت به تو بیانصافی کردند (تو باید صبر داشته باشی و چیزی نگویی)؛ زیرا مؤمن دهانش (از گفتار حرام) بسته است و این مطلب را که گفتم عهدی است میان خداوند و بندگان باایمان (زیرا نه تنها مخالفین گفتار و رفتار مؤمنین را تصدیق نمیکنند) بلکه مؤمنین هم نسبت به برادران خود حسد می ورزند شیطان نیز درصدد گمراهی آنان است و سلاطین جور نیز درصدد بهانهجویی از آنها هستند و نیز کسانی که به خدا و رسولش ایمان ندارند و خون و ناموس مؤمن را مباح می دانند (با این همه مصیبتهایی که برای مؤمن است) چگونه مؤمن می تواند زندگی کند؟
ای عبدالله! روزی جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد، عرض کرد: ای رسول خدا! خداوند میفرماید: نام مؤمن را از نام خود گرفتهام، پس مؤمنین از من هستند (و در حمایت من می باشند) من نیز از آنها هستم (در درماندگی به سوی من روی می آورند) پس اگر کسی به مؤمن جسارت کند و او را کوچک بشمارد مانند آن است که به جنگ من آمده است.(1)
1) . بحارالانوار، ج72، ص360-366، ح77 «باب 81 از ابواب حقوق المؤمنین… از کتاب العشرة».
قرآن کریم
نهجالبلاغة
الصحیفة السجادیة
مفاتیح الجنان
*التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری (علیه السلام)
ابن أبی الحدید، عبد الحمیدبنهبه الله(656ق). شرح نهج البلاغة (لابن ابی الحدید) قم: مکتبة آیةالله المرعشی النجفی. چاپ اول: 1404 ق.
ابن أبی جمهور، محمدبنزین الدین(940ق). عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة. مصحح: عراقى، مجتبى. قم: دار سید الشهداء للنشر. چاپ اول: 1405 ق.
ابن ادریس، محمدبناحمد(598ق) .السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (المستطرفات). قم: انتشارات اسلامی. چاپ دوم: 1410.
ابن شعبه حرانی، حسنبنعلی(قرن چهارم). تحف العقول. قم: انتشارات اسلامی. چاپ دوم: 1404ق.
ابن طاووس، علىبنموسى(664ق). الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف. قم: خیام. چاپ اول: 1400 ق.
6.----------- . فلاح السائل و نجاح المسائل. ناشر. قم: بوستان کتاب. چاپ اول. 1406 ق.
----------- . إقبال الأعمال. تهران: دار الکتب الإسلامیة. چاپ دوم: 1409 ق.
ابنا بسطام، عبدالله و حسین(قرن چهارم). طبّ الائمة (علیهم السلام). قم: دار الشریف الرضی. چاپ دوم: 1411ق.
ابنحیون، نعمانبنمحمد (363ق). دعائم الإسلام. تحقیق: مؤسسة آل البیت (علیهم السلام)لإحیاء التراث. قم: چاپ دوم: 1385ق.
اربلى، علىبنعیسى(687ق). کشف الغمة فی معرفة الأئمة. تبریز: بنى هاشمى. چاپ اول: 1381 ق.
امامی خاتون آبادی، محمدرضا(قرن12). جنات الخلود. تهران: قلم. چاپ اول: 1381ش.
الانصاری، الشیخ مرتضی(1214ق). کتاب المکاسب. قم: باقری. چاپ سوم: 1420ق.
بحرانى، سید هاشمبنسلیمان(1107ق). البرهان فی تفسیر القرآن. قم: مؤسسه بعثت. چاپ اول: 1374 ش.
برقی، احمدبنمحمد(280ق). المحاسن. قم: دارالکتب الإسلامیّة. چاپ دوم: 1371ق.
پاینده، ابو القاسم(1363ش). نهج الفصاحة. تهران: دنیاى دانش. چاپ چهارم: 1382 ش.
تمیمى آمدى، عبد الواحدبنمحمد(550ق). غرر الحکم و درر الکلم. قم: دار الکتاب الإسلامی. چاپ دوم. 1410 ق.
جبعی العاملی، زین الدینبنعلی(966ق). الروضة البهیة. قم: انتشارات اسلامی: 1418ق.
18.----------- . کشف الریبه عن احکام الغیبه. دار المرتضوی للنشر. چاپ سوم:1390ق.
19.----------- . مسکن الفوّاد عند فقه الأحبه و الأولاد قم : بصیرتی چاپ اول :بی تا.
جرجی، زیدان. ترجمه: علی جواهر الکلام. تاریخ تمدن اسلام. تهران: انتشارات امیر کبیر. چاپ چهارم: 1352 ش.
جوهریزاده، محمدرضا. اسلام و صنعت. تهران: موسسه مطبوعاتی فراهانی.
حسینی شاه عبد العظیمی، حسینبناحمد(1384ق). تفسیر إثنی عشری. تهران: میقات: 1363ش.
حمیرى، عبد اللهبنجعفر(نیمه دوم قرن سوم). قرب الإسناد. قم: مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث. چاپ اول:1413 ق.
دیلمی، حسنبنمحمد(841ق).إرشاد القلوب إلی الصواب. الشریف الرحمن. قم: چاپ اول:1412ق.
سیوطی، جلال الدین(911ق). تاریخ الخلفاء. بیروت: مطابع معتوق اخوان.
شعیری، محمدبنمحمد(قرن ششم). جامع الأخبار. نجف: طبعة حیدریة. چاپ اول.
شیخ حر عاملی، محمدبنحسن(1104ق). تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشرعیة. قم: موسسة آلالبیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث. 1416 ق.
----------- . الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة( کلیات حدیث قدسى). تهران: انتشارات دهقان. چاپ سوم: 1380 ش.
صدوق، محمدبنعلی(381ق). عیون أخبار الرضا (علیه السلام). تهران: نشر جهان. چاپ اول: 1378 ق.
----------- . کتاب من لایحضره الفقیه. قم: انتشارات اسلامی. چاپ سوم: 1413 ق.
----------- . معانی الأخبار. قم: انتشارات اسلامی. 1361ش.
----------- . ثواب الأعمال وعقاب الأعمال. قم: دار الشریف الرضی. چاپ دوم: 1406ق.
----------- . الأمالی. قم: مؤسسة بعثت. 1417 ق.
34.----------- . الخصال. قم: انتشارات اسلامی. چاپ اول: 1362ق.
35.----------- . علل الشرئع. قم: کتابفروشی داوری. چاپ اول: 1385ش.
صفار قمی، محمدبنحسین(290ق). بصائر الدرجات. قم: کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی. 1404ق.
طبرسی، احمدبنعلی(588ق). الإحتجاج علی أهل اللجاج. مشهد: نشر مرتضی. چاپ اول: 1403 ق.
طبرسى، حسنبنفضل(قرن ششم). مکارم الأخلاق. قم: شریف رضى. چاپ چهارم: 1412ق.
طوسی، محمدبنالحسن(460ق). الأمالی. قم: دار الثقافة چاپ اول: 1414 ق.
40.----------- .الإستبصار فی ما اختلف من الأخبار. تهران: دار الکتب الإسلامیة. چاپ اول: 1390 ق.
----------- .تهذیبالأحکام. تهران: اسلامیه. 1390 ق.
عیاشى، محمدبنمسعود(320ق). تفسیر العیّاشی. تهران: المطبعة العلمیة. چاپ اول: 1380 ق.
43.فتال نیشابوری، محمدبناحمد. روضة الواعظین و بصیره المتعظین. انتشارات الرضی. قم. چاپ اول: 1375ش .
الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا (علیه السلام). تحقیق: موسسه آلالبیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث مشهد. 1416 ق.
فیض کاشانی، محمد محسن(1091ق). تفسیر الصافی. تهران: انتشارات مکتبة الصدر. چاپ دوم: 1415 ق.
46.قزوینی، مجتبی(1345ش). بیان الفرقان. قزوین: انتشارات حدیث امروز. چاپ اول: 1387 ش.
قطب الدین راوندی، سعیدبنهبة الله(573ق). الدعوات/ سلوة الحزین. قم: انتشارات مدرسة إمام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) . چاپ اول: 1407ق.
----------- . قصص الأنبیاء. مشهد: مرکز پژوهشهاى اسلامى. چاپ اول: 1409ق.
قمی مشهدی، محمدبن محمد رضا(1125ق). تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ اسلامی. چاپ اول.
قمی، علیبنابراهیمبنهاشم(قرن سوم). تفسیر القمی. قم: موسسه دار الکتاب. چاپ سوم: 1404ق.
قمی، شیخ عباس(1319ش). سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار. مشهد: نشر پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی. چاپ اول: 1418 ق.
کاشانی، ملا فتح الله(988ق). تفسیر کبیر منهج الصادقین فی إلزام المخالفین. تهران: کتابفروشی محمد حسن علمی. 1336ش.
کلینی، محمدبنیعقوب(329ق). الکافی. تهران: دارالکتب الاسلامیه. چاپ چهارم: 1407ق.
مامقانی، عبدالله(1351ق). مرآة الکمال لمن رام درک مصالح العمال. قم: دلیل ما. چاپ پنجم: 1385.
مجلسی، محمد باقر(1110ق). بحارالأنوار الجامعة لدرر الأخبار الأئمة الأطهار. بیروت: دار إحیاء التراث العربی. چاپ دوم: 1403ق.
----------- . حلیة المتقین. قم: سرور. چاپ سوم: 1381ش.
مجلسى، محمدتقى(1070ق). روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه. قم:1.مؤسسه فرهنگى اسلامى کوشانبور. چاپ دوم: 1406 ق.
محمدی ری شهری، محمد. میزان الحکمة. قم: دار الحدیث. چاپ اول: 1416ق.
مدرس غروی ، میرزا علیرضا(1370ش). دین و فطرت(توحید ونبوت). مشهد: خراسان. چاپ دوم: 1348 ش.
----------- . دین و فطرت(امام شناسی). مشهد: خراسان. چاپ اول: 1349 ش.
مروج، علی اکبر(1358ش). کرامات رضویه. مشهد: ولایت. چاپ چهارم: 1387ش.
مستغفری، جعفربنمحمد(432ق). طبّ النبی (علیهما السلام). نجف: مکتبة الحیدریة. چاپ اول: 1385ق.
مسعودی، علیبنالحسین(346ق). مروج الذهب و معادن الجوهر. قم: دار الهجرة. چاپ دوم:1404.
مشایخی، قدرتالله. حقوق از دیدگاه امام سجاد (علیه السلام) (شرح رسالة الحقوق). قم: انتشارات انصاریان. چاپ اول: 1421ق.
مفید، محمدبنمحمد(413ق). لأمالی. قم: کنگره شیخ مفید. چاپ اول: 1413ق.
نراقی، محمد مهدی(1209ق). جامع السعادات. نجف الأشرف: النعمان.
نوری طبرسی، میرزا حسین(1320ق). مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل. تحقیق: مؤسسة آل البیت (علیهم السلام)لإحیاء التراث. قم. چاپ اول: 1408 ق.
برنامج للحیاة
الوظائف الفردیة والاجتماعّیة
المجلّد الأوّل والثانّی
المیرزا على رضا المدرّس الغرویّ
ابن فقیه أهل البیت المیرزا مهدی الغروی الاصفهانی
یجب على الإنسان أن یلتزم بالمبادئ کی يعیش سعیداً فی المجتمع ویسود النظام فیه. وإنّ العمل بالآداب الإسلامیة هو الطریق الأفضل لایجاد هذا النظم فی بیئة تزدهر فیها القیّم.
الکتاب الذی بین یدیک یحتوی على مباحث أخلاقیّة مستخرجة من الآیات و الروایّات التی جائت لهدایّة البشر، و فی ظل العمل بها یکسب الإنسان سعادته الدنیویّة و الأخرویّه.
ولد حجّة الإسلام والمسلمین الشیخ علی رضا مدرّس الغرویّ و الذی کان النجل الأکبر لآیة الله المیرزا مهدیّ الاصفهانیّ فی مشهد المقدسة یوم الاثنین من شهر آذر عام 1302 هجری شمسی، و انتقل الى جوار ربّه یوم 16 آذر 1350 بعد حوالی ثلاثین عاماً من تدریس المعارف القرآنیة ودفن فی رواق الصحن الجدید حجرة رقم 25.
It is incumbent upon humans -in order to achieve prosperity- to follow a moral compass.
The islamic moral code is the most reformed code brought about to create a utopian society ruled my ethics and governed by principles.
The book you are reading is an attempt to extract moral principles from the Quran and the edict of Ahlulbayt, that are designed to provide divine guidance to humanity.
The author; Hujatul Islam Shaikh Ali Gharawi is the eldest son of late Ayatullah Mirazi Mahdi Esfahani, taught religious lessons in light of the Quranic verses for 30 years in Mashhad, before his death at the age of 48. The late scholar was buried in the courtyard of Imam Redha s holy shrine.
A PROGRAM FOR LIFE
Personal and Social Duties
Volume 1-2
Mirza Ali Reza Modarres Gharavi
(The Son of Ayatollah Mirza Mahdi Esfahani)
بسم الله الرحمن الرحیم
[اُدعُ إلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ وَ المَوعِظَةِ الحَسَنَة]
علم و معرفت بزرگترین و بهترین نعمت الهی است که خداوند متعال آن را به بندگان صالح خویش عطا میفرماید و آنها را در مسیر عبودیت و کمال بندگی به سوی خود با آن یاری میکند. بزرگترین افتخار بندگان خدا برخورداری آنها از این نعمت گرانسنگ است. عالمان ربانی و عارفان حقیقی کسانی هستند که در راه بندگی خدا همواره پیامبران الهی و امامان معصوم (علیهم السلام)را چراغ راه خویش قرار داده و از سلوک طریق علمی و عملی آنها هیچ وقت احساس خستگی به خود راه نداده و از هر طریق دیگری غیر از راه امامان معصوم (علیهم السلام)دوری و بیزاری میجویند.
این بنیاد با هدف احیای آثار چنین بزرگانی که در طول تاریخ تشیع همواره مدافع و پشتیبان معارف اصیل وحیانی و علوم راستین اهل بیت (علیهم السلام)بودهاند تشکل مییابد.
امید است با توجهات خاص حضرات معصومین در این راه توفیق یارشان باشد تا بتوانند قدمهای مثبت مهمی در احیای آثار ارزشمند آن بزرگان با شرایط روز بردارند.
بسم الله الرحمن الرحیم
[اُدعُ إلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ وَ المَوعِظَةِ الحَسَنَة]
Call on to the way of your lord with wisdom and good preaching
Knowledge is arguably God s most precious blessing given to humanity, with which they can understand, worship, and submit to the Almighty s commandments. It is indeed the greatest of His gifts for both in this life and the afterlife.
And those with divine understanding are the true inheritors of the prophets and their successors. Those are the people of wisdom who stop at nithing in carrying on their endeavor in seeking knowledge from its one and only source; The messengers of Allah.
This institution, was founded on the revival and republishing the canons and original works of the scholars who gave their life in supporting the foundations of the religion and the teachings of the holy prophet and his immaculate household. We ask Allah to guide us in this holy path.