ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : احسان ماندگار
مشخصات نشر : تهران: معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه٬ [1397].
مشخصات ظاهری : 88 ص؛ 10×17 س م.
وضعیت فهرست نویسی : در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)
یادداشت : چاپ اول.
شماره کتابشناسی ملی : 5359193
احسان ماندگار
ناشر: معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
لیتوگرافی چاپ و صحافی: چاپخانه بزرگ قرآن کریم
قطع: پالتویی
نوبت چاپ : اول:
شمارگان : 500،000 جلد
سایت سازمان: www.awqaf.ir
سایت معاونت: www.mfso.ir
سایت مجتمع: www.mfpo.ir
آدرس: تهران، خ نوفل لوشاتو، سازمان اوقاف و امور خیریه، معاونت فرهنگی و اجتماعی
آدرس مجتمع: قم، خیابان صفائیه، کوی ممتاز، کوی 7، پلاک 32
تلفن: 7746431 - 0251
نمابر: 7737131- 0251
مجتمع فرهنگی پژوهشی معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ویراستار کتاب: شهناز محققیان
احسان ماندگار
احسان ماندگار
ناشر: معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
لیتوگرافی چاپ و صحافی: چاپخانه بزرگ قرآن کریم
قطع: پالتویی
نوبت چاپ : اول:
شمارگان : 500،000 جلد
سایت سازمان: www.awqaf.ir
سایت معاونت: www.mfso.ir
سایت مجتمع: www.mfpo.ir
آدرس: تهران، خ نوفل لوشاتو، سازمان اوقاف و امور خیریه، معاونت فرهنگی و اجتماعی
آدرس مجتمع: قم، خیابان صفائیه، کوی ممتاز، کوی 7، پلاک 32
تلفن: 7746431 - 0251
نمابر: 7737131- 0251
مجتمع فرهنگی پژوهشی معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه
مقدمه...7
مفهوم وقف...12
انواع وقف...14
اركان وقف...17
اهمیت و جایگاه وقف...22
وقف در قرآن کریم...25
وقف در روایات...33
وقف در سیره پیامبر و امامان معصوم (علیهم السلام)...37
سیر تاریخی وقف در ایران...45
وقف در کشورهای غیر اسلامی...50
آثار و کارکردهای وقف...54
وقف و نیازهای روز جامعه...59
تاریخچه، ساختار و وظایف سازمان اوقاف...62
منتخب استفتائات رهبری در باب وقف...68
همه می توانند...75
سوالات...78
نگرشی گذرا بر تعالیم دین مبین اسلام و قرآن، نشانگر این نکته اساسی است که قوانین، اصول، سنن و احکام این دین حنیف تماماً بر مدار رستگاری انسان در دو عالم هستی وضع شده است. به گونه ای که خلایق بتوانند ضمن بهره گیری مناسب از مواهب دنیوی و استفاده اصولی از نعمت های الهی، بر مبنای آن، آخرت خود را هم بنا کنند. انفاق، احسان، صدقه و باقیات الصالحات حلقه هایی به هم پیوسته از زنجیره معنایی این فرهنگ غنی اند که هر کدام به فراخور حال و مقال، جایگاهی عظیم را به خود اختصاص داده اند. در این میان «وقف» بهترین و ماندگارترین شیوه ی انفاق است که موجب می شود تا برای همیشه، آثار و خیرات بخشش مال و کمک به مردم به ویژه محرومان و نیازمندان، شامل حال واقف شده و از بهره های معنوی و اخروی آن سود برد.
پس از آن که اسلام قدرت گرفت گرایش به «وقف» نیز در میان مسلمانان رونق گرفت و در طول تاریخ نقش مهمی در حیات جوامع اسلامی در عرصه های مختلف مذهبی، فرهنگی، اقتصادی، بهداشتی، عمرانی و غیر آن ایفا کرد. ایران هم پس از ظهور دین مقدس اسلام گرایش به وقف گسترش یافت و امروز کمتر شهر یا روستایی وجود دارد که در آن اثری از وقف و موقوفات نباشد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ضمن احیای موقوفات و گسترش فرهنگ وقف، نگرش مردم و مسئولان به وقف ارتقا یافت و هر سال دامنه تأثیر گذاری فرهنگ وقف بر جامعه افزوده شد و ما اکنون تنوع و نوآوری های گسترده ای را در جلوه های وقف و موقوفات شاهدیم؛ به گونه ای که با توسعه کمّی و کیفی و ایجاد وقف های متناسب با نیاز روز، بسیاری از مشکلات و چالش های فرهنگی و اقتصادی مردم این مرز و بوم کاسته شده است.
معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه با درک اهمیت و ضرورت چنین امری در نظر دارد، در جهت تبلیغ و ترویج فرهنگ وقف و بهره مندی حداکثری جامعه از پیامدهای نیکوی وقف و آشنایی عموم مردم با احکام و قوانین وقف و نیز با هدف نهادینه کردن سنت حسنه وقف در بین اقشار جامعه به خصوص نسل جوان و آشناسازی عموم مردم با سنت حسنه وقف با رویکرد وقف های جدید، اقدام به برگزاری «مسابقه سراسری کتابخوانی وقف احسان ماندگار» می نماید تا با ارتقای سطح دانش و آگاهی جامعه و عموم مردم، در جهت آشنایی هر چه بیشتر آنان با فرهنگ وقف و آثار و برکات کم نظیر آن در جامعه گام بردارد.
معاونت فرهنگی و اجتماعی
سازمان اوقاف و امور خیریه
واژه ی وقف در اصل به معنای ایستادن، ساکن و بی حرکت شدن یا متوقف ساختن چیزی است، (1)مانند وقوف در عرفات که به معنای ماندن در آن جا است یا موقف که به معنای مکانی است که در آن توقف می کنند. در قرآن نیز ماده «وقف» به همین معنا به کار رفته است، مثل ایستادن ظالمان در پیشگاه خداوند:
وَ لَوْ تَرى إذ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ (2)یا فرمان الهی متوقف ساختن مجرمان در قیامت: وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ. (3) وقف در اصطلاح فقهای امامیه عقدی است که نتیجه آن کردن اصل و رها گذاشتن منفعت است. (4)آیت الله حبس مشکینی این تعریف را به اکثر فقیهان شیعه نسبت داده است. (5)
در اصطلاح قانون مدنی، وقف به حبسِ عينِ مال (شيء، زمین، ساختمان و مانند آن) و جاری کردن منفعت آن تعریف شده است. (6)
1) العين، ج5، ص223. معجم مقاييس اللغه، ج 6، ص135.
2) سوره سبأ، آیه 31. «و اگر ببینی آن گاه که آن ستمکاران نزد خداوندشان [برای حسابرسی] بازداشته شوند»
3) سوره صافات، آیه 24. «و باز دارید شان که آنان پرسش خواهند شد»
4) شرایع الاسلام، محقق حلی، ج 2، ص211 قواعد الاحکام، علامه حلی، ج 2، ص 387
5) مصطلحات الفقه، ص566
6) قانون مدنی، ماده 55
برای وقف اقسامی چند به اعتبارهای مختلف ذکر شده ،است، از جمله تقسیم آن به اعتبار فرد یا چیزی که وقف برای آن صورت می گیرد.
وقف عام: وقفی است که بر جهات و مصالح عمومی صورت می گیرد، مانند وقف مساجد، مکان های استراحت، مدارس و امور مشابه دیگر یا وقف بر عناوین کلی مثل فقرا و ایتام و بیماران و کسانی که در راه مانده اند.
وقف خاص: وقفی است که به فرد یا افراد معینی اختصاص دارد مثل وقف بر فرزندان خود یا وقف بر فرد دیگری و فرزندان او. (1)
تقسیم دیگر وقف، به اعتبار نوع بهره برداری از مال موقوفه است:
وقف انتفاع: وقفی است که مقصود از آن درآمد مادی نباشد، مانند وقف خانه برای سکونت موقوفٌ علیه که
1) تحریر الوسیله امام خمینی، ج 2، ص68، مسأله 34
تنها خود او می تواند در خانه سکونت داشته باشد یا وقف مسجد و مدرسه.
وقف منفعت: وقفی است که مقصود از آن، درآمد مادی است که این درآمد صرف چیز دیگر می شود مانند وقف مغازه یا منزل برای اداره مسجد و مدرسه و بیمارستان یا تأمین مخارج ایتام و مانند آن ها که در این صورت می توان موقوفه را اجاره داد و از منفعت آن بهره برد. (1)
1) كتاب البيع، امام خمینی، ج 3، ص 158. تحرير الوسيله، ج2، 73، مسأله 64
برخی از مهم ترین ارکان وقف از این قرار است:
واقف کسی است که مال خود را وقف می کند.
چهار شرط برای واقف لازم است: 1. بالغ باشد؛ 2. عاقل باشد؛ 3. اختیار داشته باشد؛ 4. اجازه تصرف در اموالش را داشته باشد، (1)از این رو وقف بچه، وقف مجنون، کسی که مجبور شده، اختیار ندارد (مُكرَه)، وقف ورشكسته (مُفلس) صحیح نیست.
موقوفه مالی است که به قصد تقرب به خدا وقف می شود. باشد؛
مال موقوفه باید چهار شرط داشته باشد: 1. عین 2. ملک واقف باشد؛ 3. انتفاع و استفاده حلال از آن با بقايش ممکن باشد؛ 4. گرفتن و دادن (قبض و اقباض) آن صحیح باشد. از این رو وقف دَین، مال دیگری، غذا یا میوه، پرنده در هوا یا ماهی در آب که هر یک به ترتیب فاقد شروط چهارگانه قبل اند، صحیح نیست.(2)
موقوف عليه (علیهم) فرد یا افرادی اند که موقوفه به منظور بهره برداری آنان وقف می گردد.
موقوف علیه (علیهم) باید دارای ویژگی های ذیل باشد: 1. موجود باشد؛ 2. معین باشد؛ 3. اجازه تملک چیزی داشته باشد؛ 4. وقف بر آن جایز باشد. بنابراین وقف بر جنین و کسی که هنوز به دنیا نیامده است، وقف بر یکی از این دو نفر یا یکی از آن دو بارگاه، وقف بر عبد و کنیز و وقف بر کافر حربی صحیح نیست. (1)
صیغه لفظی است که اراده واقف بر وقف مال خود در قالب آن اعلام می شود. هر چه بر معنای مراد از وقف دلالت کند، در صیغه کفایت می کند. عربی بودن آن نیز لازم نیست. وقف با فعل واقف نیز حاصل می شود (وقف معاطاتی). (2)البته در وقف مسجد مجرد ساختن ساختمان به نیت مسجد کفایت نمی کند؛ بلکه واقف یا باید صیغه وقف را جاری سازد و یا آن را برای نماز خواندن به نمازگزاران تحویل دهد. (3)نیز وقف مسجد در صورتی صحیح است که اصل بنا به قصد مسجد
باشد، مثل این که زمینی را بگیرد و در آن به قصد مسجد، ساختمانی را بسازد؛ ولی اگر خانه یا مغازه ای را در اختیار داشته باشد و بعد نیت مسجد کند و به مردم اجازه دهد که در آن نماز بخوانند، بدون اجرای صيغه وقف اکتفا به آن اشکال دارد. (1)
اقباض به این معناست که واقف عین موقوفه را به تصرف موقوفٌ علیهم درآورد و قبض یعنی این که موقوف علیهم، آن را در اختیار گرفته، در آن تصرف کنند.
قبض در صحت وقف شرط است و می بایست با اجازه واقف صورت گیرد (2)و این یعنی واقف باید آن را اقباض کند تا وقف تمامیت یابد.
در قبض، فوریت شرط نیست، لذا اگر عینی را وقف و آن را در زمان دیگری اقباض کند، کفایت می کند و وقف از زمان قبض تمامیت می یابد. (3)
متولی کسی است که واقف او را برای اداره موقوفه بر می گزیند. چنان چه واقف، خودش را متولی وقف قرار دهد، عدالت در او شرط نیست. در صورتی که متولی غیر از واقف باشد نیز عدالت در او شرط نیست؛ مگر
این که واقف آن را شرط کرده باشد. اما امانت و کفایت در متولی شرط است، لذا نمی توان تولیت را به شخص خائن یا کسی که کفایت لازم را ندارد سپرد. (1)تولیت وقف مسلمانان برای غیر مسلمان جایز نیست. (2)
با نگاهی گذرا به فلسفه بیشتر اعمالی که از نظر اسلام نیک شمرده شده در می یابیم که خیرخواهی و دیگر خواهی در آن بروز و ظهور دارد و به نوعی منفعت دیگران در آن نهفته شده است. این تلاش در جهت خدمت به مردم سرلوحه و زیربنای برنامه های اسلام جهت تخلّق به اخلاق الهی است.
نمونه بارز این اعمال، «انفاق» است که تأثیر بسزایی در تهذیب نفس انسان دارد. انفاق یعنی خرج کردن در راه خدا که در واقع برآوردن نیاز بندگان خداست. یکی از جلوه های این انفاق، «وقف» است. وقف ارتباط تنگاتنگی با مصالح عمومی دارد. با وقف، ثروتمند به فقیر می اندیشد و توانا به سراغ ناتوان می رود و بسیاری از نیازمندی های عمومی از این راه برطرف می شود و به این ترتیب نوعی عدالت اجتماعی در جامعه رواج می یابد.
«وقف» باعث می شود تا مال و ثروت از محدوده منافع شخصی خارج شود. «وقف» دستور نیست؛ بلکه عملی داوطلبانه است که برای برخوردار کردن دیگران از اموالِ شخصیِ توانمندان که در حقیقت، نوعی تعدیل ثروت و توزیع درآمد است.
«وقف» نمایانگر این جمله است:
اسلام آیینی اجتماعی و همگانی است، چه آثار وقف مانند رودی موج خیز در بستر زمان جاری می شود و به یکی از فرازهای زیبای اسلام یعنی عدالت اجتماعی ختم می شود.
در قرآن کریم آیه ای نیست که در آن واژه «وقف» به معنای مورد بحث تا بدین جا آمده باشد. لیکن در شماری از آیات، عناوین، کلمات و واژه هایی به کار رفته که همسو با این این سنت حسنه است و جهت دهی کلی آنان سفارش و توصیه به اعمال خیر، نیکی و احسان است و از این رو می توان آن ها را در زمره ی آیات دعوت کننده به وقف دانست؛ چنان که در روایاتِ وارد ذیل این قبیل آیات و سخنان فقیهان و مفسران به این امر تصریح شده است.
واژه های «صدقه»، «انفاق»، «خیر»، «احسان»، «برّ» از واژگانی اند که کاربرد آن ها در برخی آیات با وقف انطباق دارد و یکی از مصادیق روشن آن ها سنت حسنه ى وقف است، زیرا وقف از بهترین نیکی ها و احسان ها و تنها صدقه ی جاریه ای است که پایدار میم اند و با مصرف یک بار آن از بین نخواهد رفت و بعد از فوت واقف نیز ثواب و خوبی های آن تمام نمی شود و مستمر و باقی خواهد ماند.
برخی از این قبیل آیات از این قرارند:
صدقه عنوان دیگری برای وقف است؛ به ویژه آن جا که
«صدقه جاریه» گفته می شود، چه وقف تنها صدقه ای است که جریان داشته مستمر است. مؤید هم معنا بودن صدقه و وقف این است که برخی از فقیهان هنگام بحث از وقف، این مبحث را با عنوان «کتاب الوقف و الصدقات» آغاز کرده اند؛ (1)به ویژه آن که یکی از الفاظ معتبر در صیغه وقف، «تَصَدَّقْتُ» (صدقه دادم) است که با گفتن آن از سوی واقف، وقف تمامیت می یابد. (2)برخی از فقیهان نیز تصریح کرده اند که وقف همان صدقه جاریه است. (3)در این میان مرحوم صاحب عروه تاکید می کند که در روایات، غالباً مقصود از صدقه، وقف است. (4)
بر این اساس باید گفت که یکی از مصادیق صدقه در قرآن وقف است که خداوند متعالی در آیاتی بدان تأکید و تشویق کرده است چنان که علامه طباطبایی ذیل آیه إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ (5)فرموده است که صدقه، مطلق انفاق در راه خداست اعم از واجب و مستحب (6)و به طور قطع وقف، صدقه مستحب است.
از جمله آیات قرآن درباره صدقه دو آیه ذیل است:
الَم يَعلَمُوا أَنَّ اللهَ هُوَ يَقبَلُ التّوبَةَ عَن عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقات (7)
1) شرایع الاسلام، محقق حلی، ج 2، ص442
2) الخلاف، شيخ طوسی، ج 3، ص 537؛ تحرير الاحكام، علامه حلی، ج 3، ص289. جامع المقاصد، محقق کرکی، ج 9، ص8.
3) الدروس، شهید اول، ج2، ص263.
4) العروه الوثقى، محمد كاظم طباطبایی، ج 6، ص 279
5) سوره بقره، آیه 271 «اگر صدقه ها را آشکارا دهید نیک است»
6) الميزان، ج 2، ص397.
7) سوره توبه، آیه 104
«آیا نمی دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد».
يَمحَقُ الله الرِّبا وَ يُربِي الصَّدَقَاتِ؛ (1)«خداوند ربا را نابود می کند و صدقات را افزایش می دهد». در منطق قرآن، کسی که صدقه می دهد، روزی و برکت زندگیش را افزایش می دهد؛ زیرا صدقه دادن - در واقع - معامله با خداست. گیرنده صدقه خداست و صدقه دهنده پاداش آن را از خود او دریافت می کند زیرا این نوعی تجارت با خداوند متعالی است.
این واژه دو بار در قرآن به کار رفته است و در هر دو بار به کارهای خیر و ماندگار ناظر است و برای تشویق به کارهای نیک ماندگار در زندگی زودگذر مادی به کار رفته است:
المَالُ وَالبَنُونَ زِينَة الحَيَاةِ الدُّنيا و الباقياتُ الصَّالِحَاتُ خَيرُ عِندَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ امَلاً (2) «مال و فرزند زینت زندگی دنیاست و باقیات الصالحات [ارزش های پایدار] ثوابش نزد پروردگارت بهتر و امیدبخش تر است»
همه ی کارها و اعمالی که خدا و رسول صلی الله علیه و آله آن را نیک بدانند، مشمول باقیات الصالحات است. وقف نیز یکی از مصادیق اعمال صالح باقی خواهد بود؛ چه آن که تشویق
گفتاری و عملی معصومان علیهم السلام درباره ی وقف، نشان می دهد که وقف از بهترین اعمال صالح است؛ به ویژه با توجه به این که در پاره ای از روایات، وسیله ی نجات انسان در قیامت دانسته شده است. (1)
از همین روست که درباره ی این واژه گفته شده که «مراد از باقیات الصّالحات که در نزد پروردگار از جهت عمل و ثواب نيكوتر است، وقف است که صدقه ی باقیه است». (2)
مشابه آیه ی یاد شده، آیه ی 76 سوره ی مریم است:
وَ یَزیدُ اللَّهُ الَّذینَ اهْتَدَوْا هُدیً وَ الْباقِیاتُ الصَّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً وَ خَیْرٌ مَرَدًّا «کسانی که در راه هدایت گام نهادند، خداوند بر هدایتشان می افزاید و آثار شایسته ای که (از انسان) باقی می ماند، ثوابش در پیشگاه پروردگارت بهتر و عاقبتش خوب تر است».
انفاق 74 بار در قرآن با تعابیر مختلف به کار رفته است. (3)تردیدی نیست که این واژه در حوزه ی معنایی وقف هم كاملاً قرار می گیرد؛ زیرا انفاق، پر کردن خلأهاست و وقف نیز برای پرکردن خلأهای آینده است.
بعضی از مهم ترین نکات آیات مربوط به اتفاق چنین است:
وَ أَنْفِقُوا مِمّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ (4)
«و از آن چه (خدا) شما را نماینده ی خود در آن قرار داده، انفاق کنید، زیرا کسانی که از شما ایمان بیاورند و انفاق کنند اجر بزرگی دارند»
در چند آیه ی بعد، برای تشویق مردم به انفاق می فرماید: وَ ما لَکُمْ اَلاّ تُنْفِقُوا فی سَبیلِ اللّهِ وَ لِلّهِ میراثُ السَّمواتِ وَ الاْرْضِ...؛ (1)
«چرا در راه خدا انفاق نمی کنید، در حالی که میراث آسمان ها و زمین همه از آن خداست».
تعبیر لِلّهِ میراثُ السَّمواتِ وَ الاْرْضِ می فهماند که ما همه ی مواهب طبیعت را که در دست داریم وا می گذاریم و می رویم؛ پس چه خوب است تا زمانی که در اختیار ماست، با قصد قربت، اختیار و اشتیاق به این امر الهی توجّه نموده، از اموال موجود، مقداری را برای فردای خود انفاق کنیم.
مطابق آیات دیگر کسانی که از معارف قرآن بهره ای ندارند و از سویی به دنیا علاقه مندند، انفاق کردن را غرامت می دانند، چون به غیب و روز قیامت عقیده ندارند: وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ مَغْرَماً وَ يَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوائِرَ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (2)
«گروهی از اعراب بادیه نشین چیزی را که انفاق می کنند، غرامت محسوب می دارند و انتظار حوادثی برای شما می کشند حوادث دردناک، برای آن هاست، و خداوند، شنوا و داناست»
كافران و منافقان، انفاق را یک نوع غرامت می دانند؛ در حالی که خداوند متعالی انفاق را از فنا شدن بیرون آورده و سبب زیادی مال می داند و رنگ بقا و ماندگاری نیز بدان می بخشد: وَ ما أَنفَقتُم مِن شَيْءٍ فَهُوَ يُخلِفُهُ وَ هُوَ خَيرُ الرّازِقِينَ؛ (1)
«و همه آن چه را انفاق کنید خداوند جای آن را پر می کند و او بهترین روزی دهندگان است».
در مقابل، پرهیزکاران انفاق را کم شدن مال و غرامت را نمی دانند؛ بلکه آن را غنیمت می شمارند:
وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّها قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ؛ (2) «گروهی (دیگر) از عرب های بادیه نشین، به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند و آن چه را انفاق می کنند مایه تقرب به خدا و دعای پیامبر صلی الله علیه و آله می دانند. آگاه باشید این ها مايه تقرّب آن هاست، خداوند به زودی آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت به ،یقین خداوند آمرزنده و مهربان است»
مَثَلُ الَّذينَ يُنفِقُونَ أموالَهُم في سَبيل اللهِ كَمَثَل حَبَّةِ أَنبَتَت سَبعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللهُ يُضَاعِفُ لَمَن يَشَاءُ وَ الله وَاسِعٌ عَلِيمٌ (3) «کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند همانند
بذری هستند که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس که بخواهد (و شایستگی داشته باشد) دو یا چند برابر می کند و خدا برهمه چیز داناست»
چه بهتر است که انفاق از نوع انفاق ماندگار و همیشگی باشد و از طریق وقف، بذری کاشته شود که تا روز قیامت خوشه های آن چندین برابر خواهد شد و جاودان خواهد بود.
درباره هم معنا بودن وقف و صدقه پیش از این گفته شد که در روایات اهل بیت علیهم السلام غالبا مقصود از صدقه وقف است، از جمله در وسائل الشیعه جلد نوزدهم «کتاب الوقوف و الصدقات»، مرحوم شیخ حرّ عاملی احادیث بسیاری را آورده است که در آن ها به جای واژه «وقف»، واژه های «صدقه» و «صدقه جاریه» آمده است. هر چند در مواردی نیز خود واژه «وقف» آمده است. وجود همین روایات در کتاب مرحوم شیخ حرّ و البته در دیگر مجامع روایی موجب شده است که فقها به مضامین آن ها فتوا داده در کتاب های فقهی خودشان باب مستقلی را به وقف اختصاص دهند.
برخی از روایاتی که نشان از جایگاه و اهمیت وقف دارند، چنین اند:
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مردی را در حال کاشتن نهالی دید به او فرمود: آیا تو را به نهالی راهنمایی نکنم که ریشه اش محکم تر باشد و زودتر به بار نشیند و میوه اش خوشمزه تر و
پاکیزه تر باشد؟ عرض کرد چرا ای رسول خدا.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: در هر صبح و شب بگو: «سبحان الله الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر»؛ زیرا اگر این جمله را بگویی برای هر تسبیحی ده درخت از میوه های گوناگون در بهشت خواهی داشت و اینان از باقیات الصالحات اند.
آن مرد عرض کرد: ای رسول خدا، شاهد باش که من این باغم را وقف مسلمانان تهیدست اهل صفه کردم. در این هنگام خداوند تبارک و تعالی این آیه را نازل کرد:
فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى (5 وَ صَدَقَ بِالْحُسْنى (6) فَسَنُيَسِّرُهُ للْيُسْرى (7)) (1)(2)
امام صادق علیه السلام فرمود: «بهترین بازمانده های انسان پس از او سه چیز است: فرزند نیکو که برایش آمرزش بخواهد و سنت نیکویی که از آن پیروی شود و صدقه جاریه ای که از او باقی ماند.» (3)
در حدیث دیگری امام علیه السلام فرمود: «شش چیز است که شخص مؤمن پس از مرگش از آن بهره مند خواهد شد:
فرزند صالحی که برای او طلب آمرزش کند؛
قرآنی که از او باشد و مورد استفاده قرار گیرد؛
درختی که می نشاند؛
چاه آبی که احداث می کند؛
چشمه آبی که در راه خدا جاری می کند؛
سنت و روش نیکی که از او مردم به آن عمل پسر می کنند.» (1)
1) الكافي؛ ج 7، ص 57.
شیوه ی رفتار امامان معصوم علیهم السلام یکی از منابع مهم در احکام دینی و معارف اسلامی به شمار می رود که از آن به «سنت» تعبیر می شود. سنت به قول، فعل و تقریر (سکوت مقتضی) گفته می شود که از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله یا امامان شیعه عليهم السلام صادر شده باشد. (1)
همان گونه که در سخنان ائمه علیهم السلام درباره ی تشویق به وقف، روایات متعددی نقل شده، از نظر عملی نیز چهارده معصوم در این کار، معلم بشریت بوده اند و خود نیز بدین کار نیکو دست زده اند که به نمونه هایی اشاره می کنیم:
ابن هشام می گوید: نخستین موقوفه در اسلام زمین های مُخَیرِیق است. او فردی بود که زمین های خود را با وصیت در اختیار رسول خدا قرار داد و پیامبر آن ها را وقف کرد. در مدارک تاریخی زمین های دیگری به نام صدقات رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر شده است از آن جمله: رسول خدا اصلی الله علیه و آله زمینی را وقف کرد و آن را برای ابن السبيل صدقه قرار داد. (2)
در «قبا» نخلستانی بوده به نام «بویره» که از زمین های يهوديان بني النضير محسوب می شده است، این نخلستان از صدقات پیامبر است که وقف بر فقیران و بینوایان بوده است. (1)
همچنین نقل شده که پیامبر صلی الله علیه و آله در خیبر موقوفه هایی داشته که از عوائد و منافع آن ها به مهمانان خود انفاق می کرده است. (2)
موقوفات دیگری نیز برای رسول خدا صلی الله علیه و آله نام برده اند که «مهزور» (نام محلی در بازار مدینه) از آن جمله است،
که وقف مسلمانان و سهم رسول خدا صلی الله علیه و آله از اموالی بوده است که پس از فتح بنی النضیر بدست آن حضرت رسیده است. (3)
این ها نمونه هایی از موقوفاتی بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله در زمان زندگانی خویش وقف کرده است. که بیان تمامی این موارد از توان این نوشتار خارج است.
حضرت علی علیه السلام موقوفه هایی داشت که در تاریخ ثبت شده است و این موقوفات از اموال و دارایی شخصی آن حضرت بوده که با کشاورزی و آبادانی باغات تهیه شده بود.
وقفنامه عمومی یا وصیت نامه ای که حضرت امیر علیه السلام نوشته و امام کاظم علیه السلام آن را در روایتی صحیح نقل می کند مشتمل بر رقبات و املاک و اموالی است که
دلیل بر گفتار ماست، ملاحظه ترجمه بخشی از وقف نامه جایگاه این سنت حسنه را آشکار می سازد.
«این آن چیزی است که وصیّت نموده و دستور داده است به آن در اموال و داراییش، بنده خدا علی، برای خشنودی ،خدا تا مرا به واسطه آن به بهشت برد و دوزخ را از من برای خاطر آن دور سازد و آتش جهنّم را بر من روا ندارد در روزی که گروهی روسفید و گروهی روسیاه می شوند.»
وصیت چنین است:
املاکی که در «ینبع» و اطراف آن دارم و نسبت آن ها به من شناخته شده است، همه آن ها و بندگان در آن ها صدقه است. با حفظ این مراتب آن چه در وادی القری دارم اختصاص به فرزندان فاطمه دارد و بندگان در این املاک صدقه اند و در راه خدا مصرف می شوند. (1)
زندگی کوتاه زهرای مرضیه عليها السلام بركات بی شماری را به دنبال داشته و برکات معنوی آن سراسر تاریخ اسلام را فرا گرفت حضرت زهرا علیها السلام در باب صدقات و موقوفات برترین بانوی جهان بوده و است زیرا هر چه را مالک بود بر اساس سیره پدر بزرگوارشان به فقرا و مستمندان تقدیم می کرد.
علامه مجلسی (رحمه الله علیه) می گوید:
سید بن طاووس (رحمه الله علیه) رو به فرزندش کرد و گفت:
پسرم! موقوفات و صدقات جده ات فاطمه زهرا عليها السلام
1) كافى، ج 7، ص 49؛ تهذیب الاحکام، ج 9، ص146، گویا نسخه هایی از این وصیت نامه نزد سادات بنی الحسن و بنی الحسین بوده که ابن شبه در تاریخ مدینه (ج 1، ص225) آن را از حسن بن زید نقل می کند.
همانند العوالي (1)- حيطان سبعه - از اموالی بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن ها را بدون جنگ و درگیری مالک گردید و کسی در آن شریک نبوده و ملک خالص آن حضرت شد و «فئ» محسوب شد. بعداً پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آن ها را در زمان حیات خویش به دخترش به صورت هبه (بخشش) واگذار کرد. فاطمه علیها السلام آن ها را در راه خدا وقف کرد. (2)
الف) ام العیال: چشمه ای است که به برکت آن روستایی بزرگ در کنارش ساخته شده این روستا در آن روزگار بیش از بیست هزار نخل خرما داشته است. (3)
ب) حيطان سبعه: باغ ها و مزارع هفت گانه ای است که اطراف آن دیوار کشیده شده بود و بیشتر آن ها در منطقه «العوالی» واقع شده بود. العواف، الصافية، الدلال، بُرقه، الميثب، حُسنی و مشربه ام ابراهیم نام این باغ های هفتگانه بود که همگی آن ها توسط آن حضرت در راه خدا وقف شدند. (4)
دیگر امامان شیعه نیز اموال و باغ هایی را در راه خدا و برای برطرف ساختن نیاز بینوایان و نیازمندان و
خویشاوندان خود وقف کردند که برخی از آن ها را یادآور می شویم:
طبق نقل مشهور باغ هایی که هم اکنون در محله نخاوله ی مدينه (محله شیعه نشین آن) به نام باغ صبا و باغ مرجان وجود دارد، از موقوفات امام حسن مجتبی علیه السلام یا بنا نقلی از موقوفات امام سجاد علیه السلام است. (1)
شیخ بهایی از جدش روایت می کند که امام حسین علیه السلام نیز زمین ها و چیزهای دیگری را که ارث برده بود وقف کرد و حتی اطراف قبر مطهر خویش را از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خرید، و وقف آنان کرد بدین شرط که زائران حضرت را به سوی قبرش راهنمایی کنند و آنان را به مدت سه روز به عنوان میهمان پذیرایی کنند. (2)
وصیّت امام محمد باقر علیه السلام به فرزندشان امام صادق به نقل خود امام علیه السلام چنین است:
«پدرم به من فرمود: ای جعفر! فلان مقدار از دارایی ام را برايم وقف کن تا گریه کنندگان در ایام (اعمال) منی ده سال بر من گریه کنند». (3)
در این وصیّت مختصر، به دو سنّت مهم و و ماندگارِ وقف و گریه بر اهل بیت علیهم السلام که وجود آن ها در جامعه مفید و هدایتگر است اشاره شده است.
از امام موسی بن جعفر علیه السلام نیز وقفنامه ای نقل شده است که امام علیه السلام به طور کلی درختان خرما، زمین، قنات، آب، آسیاب، حریم، حقوق، حق آب زمین، پستی، بلندی، عرض، طول، میدان جلو باغ، نهرهای کوچک و بزرگ، مرغزارهای آباد (عامر) و خراب همه را وقف کرده اند. (1)
وقف در هر دوره ای به سیره ائمه علیهم السلام اختصاص نداشته است؛ بلکه اصحاب و یاران اهل بیت علیهم السلام نیز به تأسی و سفارش آن بزرگواران به وقف اموال خود اقدام می کردند، چنان که جابر می گوید: «هیچ توانگری از صحابه نبود، مگر این که چیزی وقف کرد». (2)
وقف برای حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف با توجه به نقل شیخ طوسی (رحمه الله علیه ) از همان اوایل غیبت صغری شروع شده است (4)و تاکنون نیز عاشقان آن حضرت اموال و یا اجناسی را برای آن حضرت وقف کرده اند. امّا نظر به این که حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه امامِ زنده و حاضر و امام زمان مايند متأسفانه تعداد موقوفات در جهت ترویج فرهنگ والای مهدویت محدود است و به تعبیری مورد غفلت قرار گرفته است. این در حالی است که گفته می شود وقف کردن برای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ثواب بیشتری از وقف
برای چیزهای دیگر دارد، زیرا یکی از وظایف شیعیان در عصر غیبت بخشش اموال به امام زمان خویش در کنار بقیه ی وظایف منتظران است. (1)
در این رابطه روایتی از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «هیچ چیز نزد خداوند محبوبتر از اختصاص دادن دراهم به امام نیست و خداوند متعال در ازای هر درهم در بهشت مانند کوه احد پاداش می دهد». خداوند متعال در قرآن می فرماید: «چه کسی به خدا قرض می دهد تا خدا چند برابر پاداش دهد». (2)به خدا سوگند که این آیه درباره ی صله به امام است. (3)
وقف برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به هدف این که دل ها و جان هایمان را به ایشان نزدیک کنیم و از سوی دیگر صدقه جاریه ای باشد تا از این طریق تا روز قیامت ثواب این عمل خیر برایمان جاری و ساری گردد ثوابی دو چندان دارد.
در وقف مهدوی، جهت و سمت و سوی وقف درباره ی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و واقف می تواند با نیت و انگیزه ی رشد و توسعه ی فرهنگ مهدویت اموالی را در راه حضرت و کمک به تهیه مقدمات ظهورش وقف کند.
*سیر تاریخی وقف در ایران (1)
انگیزه ی وقف در ایران جدای از ریشه های تاریخی و انسانی، علاقه ی ویژه ی ایرانیان به اسلام و عمل به توصیه های آن در گسترش بِرّ و نیکی و بر جای گذاشتن صدقه جاریه بوده است. در موارد بسیاری موقوفات جنبه ی دینی و مذهبی داشته و این نشانگر اهمیت انگیزه ی دینی در وقف است. طبعا مواردی هم که جنبه ی اجتماعی دارد، می تواند برخاسته از انگیزه های دینی باشد زیرا اسلام، دینی اجتماعی و انسانی است و انسان ها را به کمک به هم نوعان دعوت کرده است.
در رابطه با سیر تاریخی وقف در ایران می توان به این نکته اشاره کرد که وقف در بین مردم فرهنگ سازی شده و دائماً در حال گسترش بود اما روشن است که وقف تنها زمانی گسترده خواهد شد که در کنار همه ی شرایط لازم مردم نیز توانایی داشتن آن مقدار اندوخته را داشته باشند که بخشی از آن را وقف کنند. پیش از دوره ی سلجوقی در بخش های مرکزی ایران، کمتر آرامشی دیده می شد ولی با این حال به یقین وقف وجود داشته است.
1) برگرفته از «نگاهی به عوامل ناپایداری وقف در ایران» رسول جعفريان.
دوره ی سلجوقی از دوران های با شکوه وقف در قرن های پنجم تا ششم تا پیش از حملات مغولان است. در این دوران، هزاران روستا و قنات و غیر این ها، وقف مدارس، کاروان سراها و بیمارستان ها شده است. تنها نگاهی به موقوفات مدارس نظامیه در شهرهای مختلف، انسان را شگفت زده می کند. بسیاری از سلاطین و امیران سلجوقی در شهرهای مختلف مدرسه ساختند و برای تأمین مخارج آن ها موقوفاتی معین کردند. اما در همان روزگار سلجوقی نیز سخن از پایمال شدن اوقاف در میان است.
اما در طول دوران ایلخانان کم و بیش وقف مطرح است. غازان خان سخت مراقب اوقاف بود و خود املاک وقفی زیادی را ایجاد کرد که سرپرست آن رشید الدین فضل الله بود. حرکت دیگر غازان خان ایجاد دار السیاده بود که دستور داد موقوفاتی برای آن معین کنند تا سادات از آن ها بهره مند باشند.
دوران صفویه دوران رشد وقف در ایران است. از شاه طهماسب تا شاه عباس اول و تا آخر صفویه هزاران مورد وقف در سراسر ایران ایجاد شده و بزرگان و درباریان هر کدام به دلیلی در این امر پیشگام بوده اند. یکی از روی عشق به اهل بیت علیهم السلام و دیگری به خاطر عشق به درس و تحصیل طالبان علوم دین و سومی برای رها کردن اموالش از تصاحب حکومت به وقف آن ها می پرداخت.
تصرف مال وقف در این دوره بسیار ناممکن بود و شاه صفوی خود نظارتی خاص بر این امور داشت و دستگاه عریض و طویل اداری برای این کار در ساختار دولت صفوی برای موقوفات خاص و عام پیش بینی شده بود.
در دوره ی قاجار به دلیل ثبات نسبی و تقلید عمومی از دوره ی صفوی و قوّت سنت های برجای مانده از آن دوران وقف رواج بیشتری یافت. در این دوره، بخش عمده ی مخارج، مدارس، مساجد حسینیه ها، کاروانسرها، آب انبارها و غسالخانه ها از اموال وقفی تأمین می شد.
از زمان پهلوی نخست به دلیل آن که بسیاری از متولیان وقف علما بودند و همچنین بیشتر کارکردهای وقف بر اساس نیت واقفان ترویج فرهنگ قرآنی و اهل بیت علیهم السلام بود، برای محدود کردن قدرت سیاسی و دینی علما و طلاب، به گونه ای عمل شد که این اموال و طبعا این قدرت اقتصادی از دست آن ها خارج شود و به تعبیر واضح تر، سلطنت پهلوی به خاطر دین ستیزی خود بیشترین ظلم ها را به سنت حسنه وقف کرد. بعدها هم در جریان اصلاحات اراضی، بسیاری از زمین های وقفی را به ملکیت افراد درآمد.
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری زعیم عالی قدر حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) و احیای احکام نورانی اسلام، روح تازه ای در کالبد موقوفات کشور دمیده شد؛ به ویژه با فتوای تاریخی ایشان که فرمود: «موقوفات باید به حال وقفیت باقی و عمل به وقف شود». این گونه بسیاری از زمین های وقفیِ غصب شده، مجددا حالت وقفی خود را به دست آورد.
امروزه نیز در جمهوری اسلامی ایران عواملی از قبیل تغییر ساختار تشکیلاتی اوقاف و اداره آن تحت نظر نماینده ولی فقیه رعایت احکام وقف و مسایل شرعی آن و عمل دقیق به مفاد وقف نامه ها موجب شده تا افرد
خیّر با اطمینان زیادتری در این امر مهم به طور گسترده مشارکت کنند و بخشی از دارایی خود را به عنوان باقیات الصالحات، وقف مصالح جامعه اسلامی کنند.
آمار نشان می دهد که شمار موقوفات پس از پیروزی انقلاب اسلامی افزایش چشمگیری داشته است که از لحاظ نوع اهداف و نیات واقفان نیز حایز اهمیت و قابل تأمل است. از سال 1357 تا 1389 به طور متوسط هر ساله 200 وقف جدید در کشور ثبت می شد که این تعداد در سال 89 به 1050 مورد افزایش یافت. در سال 1390 نیز نزدیک به دو هزار وقف جدید در کشور ثبت شده است اکثر موقوفات در جهت رفع نیازهای ضروری جامعه اعم از فرهنگی اجتماعی و اقتصادی است. تنوع در نیات موقوفات جدید نیز حائز اهمیت است به گونه ای که موقوفاتی با نیت ارتقا دانش هسته ای درمان بیماری های خاص و این قبیل موارد ایجاد گردیده است.
کارها و عقدهای شبیه وقف، در تمام اجتماعات بشری وجود داشته و دارد که با توجه به اهمیت وقف و نقشی که در توسعه پایدار ایجاد می کند لازم است تا نگاهی کوتاه به جایگاه آن در برخی از کشورهای غیر اسلامی داشته باشیم:
در فرانسه و انگلستان اماکنی وجود دارد که توسط اشخاصی از اموال افراد متوفّی ساخته نگهداری می شود، مانند بیمارستان ها، مدارس و یتیم خانه ها. در فرانسه قوانینی وجود دارد که در هنگام وقف، به سایر جهات وقف و امور خیریه و نوع مصرف آن ها اشاره شده است. بر اساس این قوانین، افراد می توانند قسمتی از اموال معين شده خود را به طور همیشگی برای امور خیریه اختصاص دهند؛ به ویژه جهت کلیسا و معابد. در انگستان نیز بر اساس قانون، افراد می توانند مالی یا وجهی را در اختیار اشخاصی معین بگذارند تا به مصرف شخص دیگر و یا امر خیری برسانند.
قدیمی ترین بیمارستان وقفی آلمان که باید آن را به عنوان اولین موقوفه و نهاد خیریه کنونی در این کشور در نظر گرفت در قرن یازدهم میلادی به صورت موسسات چند
منظوره ایجاد شده است که شامل مراکزی چون: محلی برای زندگی ایتام، مدارسی برای کودکان مرکز تعلیم و تربیت سلطنتی و بیمارستان است.
پس از پایان جنگ جهانی دوم، رکود بی سابقه در کشور آلمان از یکسو و احساس نیاز شدید به ایجاد ساختار منطقی در این کشور از سوی دیگر شد که به موجب دلیل مصارف متنوع موقوفات و موسسات عام المنفعه، موقوفات و موسسات خیریه تاسیس شوند تا به کمک دولتمردان شتافته و با تعهد اجرای قسمتی از فعالیت های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خصوصاً علمی، باعث استحکام پایه های نظام حکومتی گردیدند.
تعدادی از این موقوفات عبارتند از: موقوفات فردریش ابرت کنراد آدناوئر و هانس زیدال.
مسلمانان آمریکا که در سال 1960 فقط ده مرکز اسلامی داشتند با استفاده از قوانین موسسات خیریه توانستند در سال 1971 موسسه ای به نام «هیات وقف اسلامی شمال آمریکا» را تاسیس کنند تا بتوانند تعدادی از مساجد و موسسات خیریه اسلامی را پوشش دهند و پس از سه دهه، امروز در آن دیار حدود 1500 مسجد، مرکز و موسسه خیریه و وقف اسلامی وجود دارد.
گرچه موقوفات و بنیادهای وقفی غربی اساسا با موقوفات اسلامی و به خصوص وقف شیعی فرق بنیادی دارند در مواردی که حل مشکلات عمومی پشتیبانی، تبلیغ و ترویج دانش مورد نظر است، نقاط اشتراک و وجوه اساسی میان آن ها دیده می شود. موقوفات خصوصی و بنیادهای وقفی کشورهای اروپایی و به خصوص آمریکای شمالی از ابزارهای مؤثر ،رشد توسعه و تحول فرهنگی این جوامع است. میزان و تنوع امکانات مالی که از طریق بنیادهای وقفی در اختیار مؤسسات فرهنگی، آموزشی، پژوهشی
سیاسی، کتابخانه ها و موزه ها قرار دارد، حیرت آور است. این بنیادهای جدید وقفی از ابزارهایی اند که به کمک آن ها گرایش های نوین از نظرات گوناگون در اساسنامه ی آن ها منظور می شود و به فعلیت و اجرا در می آید. واقف یا واقفان، دست متولیان یا هیأت های امنا را در تشخیص عمل به مقتضیات زمان باز می گذارند تا هرگاه موضوع یا مسأله ای جدید پیش و مرجع توجهی بدان نبود سعی و اهتمام کافی در حل آن مبذول شود اکنون تلاش بنیادهای غرب در جهت سرمایه گذاری و اولویت دادن به پروژه های علمی و تحقیقاتی است و اکثر این بنیادها از پرداخت کمک های مستقیم به نیازمندان خودداری کرده، کمک های خویش را در چارچوب تقویت از یک پروژه علمی دارای زیربنایی محکم سوق می دهند تا حمایت از نیازمندان به صورت علمی و زیربنایی انجام گیرد.
صدقات جاریه و به ویژه وقف، یکی از بهترین و مؤثرترین
شیوه های انفاق است که موجب می شود تا ابد آثار و برکات بخشش مال و کمک به مردم به ویژه محرومان و نیازمندان، شامل حال واقف شده و از بهره های معنوی و اخروی آن سود برد. اهداف عمومی که می تواند در وقف تحقق پیدا کند عبارتند از: دستگیری از مستمندان کمک به محرومان و سامان دادن زندگی تهیدستان، هم سطح کردن زندگی مردمان نشر علم و دانش، گسترش فرهنگ و آموزش به ویژه آموزش معارف اسلامی و مبانی دینی، احداث و تعمیر مساجد، تکایا، کتابخانه ها، مدارس، بیمارستان ها، پناهگاه ها، مراکز عام المنفعه و اداره آن ها، ایجاد و احداث راه ها و پل ها و مانند این ها.
به طور کلی آثار و کارکردهای وقف در جامعه را می توان به سه دسته، کارکردهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تقسیم کرد.
مهمترین کارکرد وقف در جامعه اسلامی از گذشته های
دور تاکنون کارکرد فرهنگی و آموزشی است. ابعاد آموزشی و فرهنگی وقف در جوامع اسلامی بسیار گسترده است وقف به عنوان یک منبع مستمر مالی مراکز علمی، پشتوانه مردمی داشته است و تاسیس مدارس و حوزه های علمیه و تأمین هزینه های آن از جمله مهمترین کارکردهای وقف است.
برخی از مهمترین کارکردهای فرهنگی و آموزشی وقف چنین است استفاده از درآمدهای وقف برای ساخت مساجد و اماکن مذهبی، دانشگاه ها، خوابگاه های دانشجویی، تأسیس کتابخانه های تخصصی و عمومی، برگزاری کنگره علمی و پژوهشی برگزاری مراسم بزرگداشت ائمه اطهار علیهم السلام و فعالیت های علمی و تبلیغی در جهت ترویج سیره اهل بیت علیهم السلام، اعزام مبلغ به مناطق محروم مسابقات قرآن کریم در سطح شهرستانی، استانی، کشوری و بین المللی، برگزاری کلاس های آموزش قرآن و تفسیر و مفاهیم قرآن کریم چاپ قرآن و کتب مذهبی.
سنت حسنه وقف یکی از مصادیق بارز احسان و خیر خواهی است که انسان با بهره گیری از تعالیم انبیا علیهم السلام آن را از دیرباز بنیان نهاده و در صحنه حیات اجتماعی به ودیعه گذارده است. روحیه تعاون اجتماعی و سبقت در خیرات در نهاد وقف عینیت می یابد و به عمل واقف، مهر ابدیت می زند. در بعد اجتماعی وقف همچون چتری بزرگ سایه خود را بر سر تمام نیازمندان و محرومان می گستراند و جامعه را از فقر که عامل بسیاری از مفاسد
اجتماعی، اخلاقی و سستی در ارکان دینی است نجات می دهد و امکان همزیستی مسالمت آمیز را در محیطی مملو از اخوت و حسن ،ظن که زمینه ساز پیشرفت و تعالی جامعه خواهد شد فراهم می کند.
حمایت از کودکان و زنان بی سرپرست، ایجاد خانه های سالمندان تاسیس و تجهیز بیمارستان و مراکز بهداشتی ایجاد مراکز خاص برای درمان بیماری های خاص کمک برای آزادی زندانیان کمک به امر ازدواج جوانان و تأمین مسکن از مهمترین کارکردهای اجتماعی وقف در جامعه است.
شاید متداول ترین نقش وقف را بتوان در رویکرد اقتصادی آن مشاهده کرد، اگرچه این رویکرد با دیگر رویکردها بی ارتباط نیست سیاست اسلام بر کنترل تعدیل و حفظ ثروت جامعه است بدین خاطر تمام راه هایی را که به سرمایه داری بی حدّ و حصر منجر می شود کنترل کرده است و با گرفتن خمس و زکات از ثروتمندان و تشویق افراد به وقف و نظایر آن، ضعیفان را تقویت و فاصله های طبقاتی را بسیار کم و در جامعه تعدیل ایجاد می کند. بر این اساس، وقف در جامعه اسلامی ثروت مادی جامعه را تعدیل می کند.
وقف، تبديل مالکیت خصوصی به نوعی از مالکیت عمومی است که بسط آن از ابزار مهم دستیابی به عدالت اجتماعی است در نهاد وقف دو مطلوبیت نهفته است یکی نفس عمل بخشش، گذشت و ایثار که در واقف به
ودیعه گذاشته می شود و از غرق شدن انسان در تعلقات مادی و مال اندوزی جلوگیری می کند و دیگری لذتی است که فرد در نتیجه عمل نیک خود می بیند و نقش آن را در فقر زدایی جامعه اسلامی مشاهده می کند. در خصوص نقش سازندهی موقوفات، بر روند اقتصادی کشور. می توان به این سخن بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) در کتاب صحیفه نور اشاره کرد: «اگر تبلیغات دولت رایج گردد، خواهیم دید که از همین نذر، وصیت و وقف چه خدمت هایی به کشور و توده می شود».
از صدها سال پیش تاکنون، واقفان خیراندیش با اختصاصِ بخشی از اموال خود برای خدمت مستمر به جامعه در قالب روش پسندیده «وقف»، منشأ خدمات فراوان علمی، فرهنگی، هنری، رفاهی و بهداشتی در جامعه بوده اند.
گستره وقف آن چنان وسیع است که در هر زمان با توجه به نیازهای جامعه می توان موقوفات را صرف این نیازهای جدید کرد در ایام قدیم، موقوفات بیشتر شامل مواردی مانند احداث دارالایتام، کتابخانه، مسجد، قنات، پل، آب انبار و مثل این ها می شد؛ اما در حال حاضر این نیازها تغییرات عمده ای کرده است.
از جمله مصارفی که در بین موقوفات سال های اخیر مشاهده می شود می توان به موارد زیر اشاره کرد: احداث بیمارستان برای بیماران ،خاص کمک به ایتام، احداث ،پرورشگاه کمک به دانشجویان و اطفال بی بضاعت کمک به افراد حادثه دیده در بلایای طبیعی سیل، زلزله و آتش سوزی، تهیه لوازم تحصیل دانش آموزان بی بضاعت، اعطای جوایز و وام، احداث ساختمان برای افراد بی بضاعت، جهیزیه عروس، احداث کتابخانه های عمومی
مراکز توانبخشی، تأمین آب شرب روستاهای دورافتاده، کمک به امر ازدواج و تأمین مسکن برای زوج های جوان و کم درآمد، تلاش برای بازپروری افراد معتاد، توسعه تولید ملی، اشتغال زایی، امور پژوهشی و تحقیقاتی.
با توجه به دگرگونی های شرایط اجتماعی و اقتصادی در جوامع بشری نگاه دقیق به نیازهای امروزین جامعه ضروری به نظر می رسد اگر بخواهیم نقش و جایگاه بانیان خیّر را در حلّ معضلات فرهنگی و اجتماعی ایران مورد بررسی قرار دهیم باید بپذیریم که با توجه به گسترش نیازها و وجود تنگناها، دولت به تنهایی قادر به حل مشکلات و رفع معضلات نیست. هر چند با توسعه خدمات بیمه و تامین اجتماعی بخشی از نیازها برطرف شده است، ضرورت دارد تا برای اغنای روح
بشر و داشتن انگیزه بیشتر جهت کار و تلاش مستمر همواره برای استمرار روحیه تعاون و جاودان ماندن یاد و نام نیکوکاران و واقفان پدیده ی سودمند وقف و امثال آن زنده نگه داشته شود بنابراین با در نظر گرفتن این واقعیت باید زمینه مشارکت و حضور یکایک مردم در ابعاد مختلف وجود داشته باشد.
از تشکیلات اداری اوقاف در دوره صفاریان که اولین سلسله حکومت ایرانیان پس از اسلام بوده است، اطلاع دقیقی در دست نیست، ولی در تشکیلات اداری دوره سامانیان از دیوان موقوفات یا دیوان اوقاف نام برده شده که به کار مساجد و اراضی موقوفه رسیدگی می کرده است. در دوران صفویان، امور اوقاف به روحانیون مورد نظر حکومت واگذار می گردید. همچنین در دوران زندیه وزارت موقوفات مسئول نظم و نسق مادی موقوفات و رونق و رواج امور مساجد و بقاع بوده است. کیفیت اداره موقوفات در دوره قاجاریه مشخص نیست، ولی پس از انقلاب مشروطیت و استقرار آن، امور موقوفات زیر نظر وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه اداره می گردید.
در دی ماه 1313ش، قانون جدید اوقاف مشتمل بر 10 ماده به تصویب مجلس رسید در 15 آذرماه 1343، اوقاف از وزارت فرهنگ جدا و به نخست وزیری ملحق شد و سرپرستی آن به یکی از معاونان نخست وزیر به عنوان سرپرست سازمان اوقاف محول گردید.
پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران و استقرار دولت جمهوری اسلامی، تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف مورد تجدیدنظر قرار گرفت و در تاریخ 1363/10/2 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و بر اساس آن سازمان از نخست وزیری منتزع و با عنوان سازمان حج و اوقاف و امور خیریه به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وابسته گردید. به موجب این ،قانون سرپرست سازمان باید از طرف ولی فقیه مجاز به تصدی اموری باشد که متوقف بر اذن ولی فقیه است.
در ادامه این فرآیند، به موجب مصوبه شماره 462 مورخ 1370/8/15 شورای عالی اداری؛ کلیه امور مربوط به اوقاف و امور خیریه از سازمان حج و اوقاف منفک و به سازمان اوقاف و امور خیریه واگذار شد و هر کدام به عنوان سازمانی مستقل به ادامه فعالیت مشغول شدند؛ به طوری که مسائل مربوط به حج و زیارت (عتبات و سوریه) به «سازمان حج و زیارت» و امور مربوط به موقوفات، امامزادگان و بقاع متبرکه نیز به «سازمان اوقاف و امور خیریه» واگذار شد.
سازمان اوقاف و امور خیریه در نمودار تشکیلاتی جدید، متشکل از حوزه سرپرستی و دفاتر مستقل ستادی چهار معاونت و نیز ادارات کل استان ها و ادارات شهرستان ها و دفاتر نمایندگی می باشد.
1- سیاست گذاری در جهت افزایش بهره وری موقوفات نظارت بر عمل امینانه در وقف.
2- نهادینه سازی فرهنگ وقف در افکار عمومی جامعه با معرفی ابعاد و آثار آن و تبیین نیازهای روز جامعه در قالب وقف های جدید.
3- ارتقای نقش و جایگاه وقف در توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور.
4- سیاست گذاری، راهبری و نظارت نظارت بر وظایف و ماموریت های سازمان در امور اقتصادی، اوقافی، حقوقی، فرهنگی و اجتماعی.
5- سیاست گذاری، برنامه ریزی و نظارت بر امور فرهنگی، دینی و اجتماعی به منظور اجرای صحیح نیات واقفان و تبديل بقاع متبرکه به قطب فرهنگی.
6- نظارت و راهبری مسابقات حفظ، قرائت و تفسیر قرآن کریم در سطح داخلی و بین المللی و تعمیم آموزش قرآن کریم بین اقشار جامعه همچون اجرای طرح تربیت حافظان و قاریان قرآن کریم با استفاده از فن آوری های نوین بصورت حضوری و غیر حضوری.
7- سیاست گذاری در جهت برگزاری آزمون اعطای مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد به حافظان قرآنی (از قبیل برگزاری آزمون، سنجش و ارزشیابی، اعطای مدارک و تعیین سطح) برابر ضوابط ابلاغی.
8- برنامه ریزی و نظارت بر امر آموزش روحانیون بومی و غیر بومی و اعزام آنان به امامزادگان، بقاع متبرکه و مناطق محروم کشور بر اساس سیاست های سازمان.
9- نظارت بر چاپ، انتشار و توزیع قرآن کریم و کتب
مذهبی، جهت گسترش فرهنگ اسلامی بر اساس توجه به نیات واقفان.
10- تهیه طرح جامع مهندسی فرهنگی امامزادگان و بقاع متبرکه و برنامه ریزی و نظارت برتجهیز و راه اندازی کتابخانه های امامزادگان و بقاع متبرکه (فیزیکی و دیجیتالی).
11- نظارت بر حسن وصول حقوق اوقافی (از قبیل حق التوليه، حق النظاره وحق التصدى) طبق مفاد وقفنامه ها، قوانین و مقررات.
12- جلب اعتماد عمومی نسبت به نقش وقف و اطلاع رسانی از عملکرد و فعالیت های سازمان.
13- سیاست گذاری، برنامه ریزی و نظارت بر امور مالی و حقوقی موقوفات، امامزادگان و بقاع متبرکه، اماکن مذهبی و دیگر موسسات تحت نظارت سازمان.
14- برنامه ریزی و نظارت در جهت بهره وری از امور تبلیغی و هنری در راستای گسترش فرهنگ وقف.
15- تبلیغ و ترویج معارف قرآن و امامان معصوم عليهم السلام با بهره گیری از ظرفیت های فرهنگی امامزادگان و بقاع متبركه.
16- تعامل با سازمان ها و نهادهای دولتی و غیر دولتی به منظور حفظ واحياء موقوفات، نشر فرهنگ وقف، امامزادگان و بقاع متبرکه اماکن مذهبی و موسسات خیریه (تحت نظارت سازمان).
17- بررسی سیاست های اقتصادی تاثیر گذار بر موقوفات کشور وتعيين سطوح مختلف پروژه های اقتصادی (ملی استانی و شهرستانی) به منظور تسریع در احیاء موقوفات، امامزادگان و بقاع متبرکه.
18- نظارت و کنترل بر نگهداری موقوفات، امامزادگان و بقاع متبرکه اماکن مذهبی و تکمیل بانک اطلاعاتی شناسنامه فنی املاک و مستغلات موقوفات و اماکن متبرکه.
19- نظارت و راهبری در نحوه استفاده از فن آوری های علمی روز در تثبیت مالکیت موقوفات بروزرسانی اطلاعات جامع موقوفات امامزادگان و بقاع متبرکه، نظارت در حفظ و نگهداری رقبات و جلوگیری از تخریب آن ها.
20- نظارت بر امور مربوط به تهیه شجره نامه و نسب نامه - امامزادگان صدور احکام هیئت امناء امامزادگان و بقاع متبرکه و اماکن مذهبی (تحت نظارت)، برگزاری آموزش های ویژه هیئت امناء و کارکنان امامزادگان و بقاع متبرکه، موقوفات و مؤسسات خیریه تحت نظارت سازمان.
21- ایجاد بسترهای لازم جهت جلب همکاری حوزه های علمیه و مدارس علوم دینی در جهت بهره برداری مطلوب در امر اعزام مبلغ به امامزادگان، بقاع متبرکه و مناطق محروم کشور.
22- رسیدگی و اقدام در موارد تعدی و تفریط مباشران در موقوفات موسسات خیریه و اماکن مذهبی (تحت نظارت سازمان).
23- راهبری و نظارت بر دعاوی مطروحه علیه اشخاص (حقیقی و حقوقی) و دفاع از حقوق سازمان در سایر دعاوى.
1- موقوفه ای است دارای دو باب مغازه که مستأجرین اجاره قانونی را طبق نظر کارشناس پرداخت نمی نمایند خواهشمند است فتوای شرعی مستأجرین را بفرمائید.
جواب: اگر بدون اجاره از متولی شرعی در مغازه تصرف می کنند تصرفاتشان جایز نیست و حكم غصب دارد.
2- اراضی و باغاتی که شهرت در وقف دارند، هم اکنون به خاطر آن که مدرک کتبی و وقفنامه ای در دست نیست عده ای اصل وقف بودن آن را زیر سؤال برده و می گویند وقف نیست و لذا از پرداخت مال الاجاره به اداره اوقاف خودداری می کنند. مستدعی است نظر مبارک را در مورد این اراضی و باغات بیان فرمائید.
جواب: مدرک و قفنامه میزان نیست، اگر سابقه عمل بر وفق وقفیت دارد و یا در بین معمرین و مؤمنین اهل محل به وقفیت اشتهار دارد حکم و آثار وقف بر آن مترتب است و تصرفات در آن آن موقوفه بر اذن و اجازه متولی شرعی موقوفه است.
3- آیا اشخاصی که بدون مجوز اداره اوقاف و متولیان موقوفات، اراضی وقفی را در تصرف دارند و متولی و اداره اوقاف به تصرفات آن ها راضی نیستند فرایض دینی آن ها که در این رقبات انجام می دهند از نظر شرعی اشکال دارد یا خیر؟
جواب: در صورت اطلاع و آگاهی اعمالشان باطل است.
4- مستأجرین موقوفات به استناد این که سال های متمادی سابقه تصرف در رقبه های وقف را دارند اجاره ای ناچیز و کم تر از نرخ عادلانه روز به اوقاف پرداخت می کنند آیا صرف سابقه استیجار برای مستأجرین موقوفات تا چه حد ایجاد حق کرده که جزء حقوق مکتسبه محسوب گردد؟
جواب: مجرد سابقه استیجار موجب استحقاق تخفیف در اجاره بهای موقوفه نیست و متولی شرعی موظف است در تجدید قرارداد اجاره با ملاحظه غبطه و مصلحت وقف اجاره بهای عادله تعیین و مطالبه کند.
5- برخی از مستأجران موقوفات در اراضی زراعی و باغی که زمین و اشجار آن موقوفه می باشد بعد از انقضای مدت اجاره حاضر نیستند ملک موقوفه را جهت بهره وری بهینه به متولی شرعی موقوفه تحویل دهند و مدعی می باشند که چون سال ها متصرف و مستأجر ملک موقوفه بوده اند و مال الاجاره پرداخت کرده اند پس متولی موقوفه یا اداره اوقاف می بایست قسمتی از عین ملک موقوفه یا پول آن را بابت حق کسب و پیشه به مستأجر پرداخت نماید، مستدعی است راهنمائی فرمائید
که: اولا!: آیا شرعا متولی و یا اداره اوقاف مجاز هستند که از عین یا عواید موقوفه به این درخواست مستأجر پاسخ مثبت دهد؟
ثانياً: فرضاً که متولی موقوفه مبادرت به انجام این درخواست بکند، مستأجر شرعا مجاز به تصرف می باشد؟
ثالثاً: صرف سابقه استیجار و تصرف هر چند طولانی باشد شرعاً حقی برای مستاجر و متصرف ایجاد می کند؟
جواب: 1 و 2: تملیک عین موقوفه و همچنین صرف عواید آن در غیر جهت وقف جایز نیست.
3: در فرض سؤال برای مستأجر في نفسه حقى ايجاد نمی شود.
6- برخی از متصرفین موقوفات، افرادی بی بضاعت و فقیر و عیالوار و بعضاً از خانواده محترم شهداء و ایثارگران هستند، آیا اجازه می فرمائید اداره اوقاف در این رابطه در غیر نظر واقف در مال الاجاره موقوفه تخفیفی قائل شود؟
جواب: تعیین مال الاجاره موقوفه باید با مراعات مصلحت وقف و به نرخ عادله باشد و زیر نظر متولی شرعی موقوفه و در جهت وقف صرف شود.
7- آیا در ملک وقف عام که شخصی از متولی اجاره کرده است و یا از مجتهد جامع الشرائط اجازه گرفته است بعد از فوت آن متولی یا بعد از فوت آن مجتهد احتیاج به اجازه و اجاره نمودن از متولی و یا مجتهد زنده دارد؟
جواب: اگر مدت اجاره تمام شده باشد برای تجدید اجاره رجوع به متولی زنده لازم است.
8- در مواردی که اراضی موقوفه در طرح جاده های عمومی و خیابان قرار می گیرد پرداخت مال الاجاره موقوفه شرعاً به عهده چه کسی است؟ آیا مجری طرح که متصدی مسیر است مدیون به وقف است؟
یا عابرین که در حقیقت بهره گیران از موارد تصرف وقف هستند؟ با علم به عدم پرداخت حق وقف و عدم رضایت متولی شرعی موقوفه در صورت عبور از این مسیرهای وقفی نحوه برائت ذمه چگونه محاسبه می شود؟
جواب: کسی که تخریب موقوفه و غیر قابل استفاده شدن موقوفه و در نتیجه اتلاف موقوفه حكما به او انتساب استناد پیدا می کند شرعاً ضامن است که یا موقوفه را در صورت امکان به حال سابق برگرداند و یا وجه اجاره آن را بپردازد و یا در صورتی که موقوفه را به صورت تالف درآورده باشد عوض آن را تسلیم نماید و چنان چه موقوفه با تبدیل به خیابان در حکم تالف باشد بر عابرین چیزی در این باره نیست.
9- این جانب چون وضعیت مالی زیاد خوبی نداشتم تا بتوانم زمین مسکونی خریداری نمایم به اداره اوقاف و امور خیریه مراجعه نمودم و یک قطعه زمین را بصورت اجاره تصرف و در آن احداث بنا نموده ام. ولی هرکس می رسد ما را دلسرد می کند و می گوید چون زمین
موقوفه می باشد شما در آن نماز ندارید، لذا استدعا دارم بفرمایید وظیفه بنده در این قبال چیست؟
جواب: اگر طبق مقررات اداره اوقاف واگذار شده و شما هم به قراردادتان عمل می کنید تصرف در آن از جمله نماز مانعی ندارد.
10- قراء و روستاهای موقوفه فراوانی وجود دارد که دارای وقفنامه هائی صحیح و معتبر می باشند. بسیاری از این املاک را در رژیم گذشته به کشاورزان فروخته اند مبلغی از کشاورزان دریافت و سند رسمی نیز به آنان واگذار نموده اند. گرچه بعد از انقلاب قانون ابطال این املاک به تصویب رسیده است، اما هنوز بسیاری از کشاورزان حاضر به پرداخت حق موقوفه و تنظیم سند اجاره با متولی شرعی موقوفات نیستند، مستدعی است ارشاد فرمایید آیا داشتن سند خرید قبل از انقلاب شرعی و صاحب آن مجاز به تصرف در املاک موقوفه می باشد؟ کشاورزانی که تاکنون حاضر به پرداخت حق موقوفه نشده اند تکلیف تصرفات گذشته آنان چیست؟ تکلیف شرعی اداره اوقاف یا متولی شرعی چیست راه رفتن و یا دخل و تصرف کردن در املاک و اراضی موقوفه ای که مغصوب واقع شده و متصرف حق شرعی وقف را نپرداخته است چه صورتی دارد؟
جواب: اراضی و املاکی که سابقه وقفیت داشته است، اگر محرز شود که فروش و استملاک آن بدون مجوز شرعی بوده است، فروش و خرید و استملاک آن شرعاً باطل
است و بر وقفيت كما في السابق باقی است و هرگونه تصرفات در آن بر اذن و اجازه متولی شرعی و استفاده و بهره برداری از آن و هرگونه دخل و تصرف در آن بدون اجاره کردن از متولی شرعی و بدون اجازه وی غصب و حرام و موجب ضمان است و بر متولی شرعی احقاق حقوق موقوفه لازم است.
با شنیدن کلماتی مثل وقف واقف و موقوفه تصویری از افراد ثروتمند و نیکوکار در ذهنمان ترسیم می شود که بخشی از اموال خود را برای خدمت به دیگران می بخشند اما ممكن است هیچ گاه تصور نکنیم که ما هم می توانیم یکی از همین واقفان .باشیم از خود می پرسید چگونه؟! تصوری غلط که غلط که در ذهن اکثر ما نقش بسته این است که فکر می کنیم وقف کردن تنها از دست ثروتمندان بر می آید و ما که دارایی و اموال چندانی نداریم، نمی توانیم واقف باشیم اما بهتر است بدانیم که موقوفات حتما نباید ساختمان و زمین باشد؛ بلکه می توان با درآمد و حقوق اندک نیز به ائمه هدى عليه السلام اقتدا کرد و به خیل واقفان پیوست.
البته برخی کارها از دست مردم عادی بر نمی آید. گاهی نیز افراد خاصی که بتوانند آن کارها را انجام دهند یا وجود ندارند و یا در دسترس نیستند فرض کنید در خیابان یا کوچه ای، سنگ بزرگی در مسیر رفت و آمد مردم قرار گرفته که مشکلاتی را برای همگان به وجود آورده است. سنگ، سنگین و هیچ کس را توان برداشتن آن نیست. آیا باید دست روی دست گذاشت و از برداشتن آن صرف نظر کرد چاره کار چیست؟ آیا اگر فرد قدرتمندی پیدا
نشد، تکلیف ساقط می شود؟! همگان این مسئله را تأیید می کنند که باید همه ی افراد برای برداشتن مانع جمع شوند و هر کدام زحمت قسمتی از آن را متحمل شوند تا آن مانع و مشکل مرتفع گردد و این، مصداق بارز یک عمل مشارکتی است.
وقف مشارکتی مثل این است که در یک شهر، مکانی برای اسکان ایتام و کودکان بی سرپرست وجود ندارد. هر یک از مردم آن منطقه هم به تنهایی قدرت خرید و یا تهیه مکانی را برای ایشان ندارند؛ اما خیلی علاقه دارند که برای آن ها کاری انجام دهند در مثل چنین موردی اگر افراد نیکوکاری که علاقه ای به واقف شدن دارند جمع شوند و هر کدام به فراخور توان مالیشان هزینه ای را متحمل شوند در این صورت هم مشکلی از مشکلات آن منطقه رفع شده و هم افراد خیّر غير متموّل توفيق واقف شدن را پیدا کرده اند.
آری ما می توانیم با گفتن یک «یا علی» به مولایمان اقتدا کنیم و از واقفان شویم حتی اگر با مشارکت دوستان و آشنایان باشد.
الف. احسان کردن
ب. وقف کردن
ج. صدقه
د. همه موارد
الف. حبس کردن - منفعت
ب. مصرف کردن منافع- اصل
ج. جاری کردن - منفعت
د. گزینه ب و ج صحیح است
الف. معین باشد
ب. عاقل باشد
ج. بالغ باشد
د. مختار باشد
الف. مردم
ب. امام جمعه
ج. وارث
د. متولی
الف. صدقه
ب. باقيات الصالحات
ج. انفاق
د. احسان
الف. وقف انتفاع
ب. وقف منفعت
ج. وقف عام
د. وقف خاص
الف. عام
ب. خاص
ج. انتفاع
د. منفعت
الف. عام - انتفاع
ب. انتفاع - منفعت
ج. انتفاع - خاص
د. منفعت - انتفاع
الف. عين باشد
ب. ملک واقف باشد
ج. معلوم و معین باشد
د. قابل انتفاع یا منفعت باشد
الف. قبض کننده
ب. موقوف عليهم
ج موقوفه
د. موقوف له
الف. صدقه
ب. انفاق
ج. وقف
د. احسان کردن
الف. حضرت على علیه السلام
ب. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
ج. حضرت خدیجه عليها السلام
د. حضرت زهرا عليها السلام
الف. ام العيال
ب املاک ينبع
ج. حيطان سبعه
د. مشربه ام ابراهيم
الف. امام على علیه السلام
ب. امام حسن مجتبی علیه السلام
ج. امام صادق علیه السلام
د. امام باقر علیه السلام
الف. نهادینه سازی فرهنگ وقف
ب. نظارت و راهبری مسابقات قرآنی
ج. تعيين متولی از سوی واقف
د. جلب اعتماد عمومی نسبت به وقف
الف. عشق به اهل بیت علیهم السلام
ب. عشق به درس و تحصیل
ج. رها کردن اموال از تصاحب حکومت
د. همه موارد
الف. نادری
ب. پهلوی
ج. سلجوقی
د. صفويه
الف. مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)
ب. امام خمینی(رحمه الله علیه)
ج. آیت الله بهشتی(رحمه الله علیه)
د. شهید رجایی (رحمه الله علیه)
الف) فردریش ایرت
ب. کنراد آدناوئر
ج. هانس زیدال
د. همه موارد
الف) فرهنگی
ب) علمی و زیر بنایی
ج) اقتصادی
د) ب و ج صحيح است
الف) مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)
ب) آیت الله مکارم شیرازی
ج) امام خمینی (رحمه الله علیه)
د) آیت الله گلپایگانی
الف) 1313 - مجلس
ب) 1312 - دولت
ج) 1313 - دولت
د) 1314 - مجلس
الف) 1368
ب) 1370
ج) 1357
د) 1365
الف) فرزند نیکو
ب) سنت نیکو که از آن پیروی شود
ج) صدقه جاریه که از او باقی می ماند
د) هر سه مورد
الف) ينبع
ب) مخيريق
ج) حيطان سبعه
د) مهزور
الف) چشمه جاری
ب) ذخیره ی نیکو
ج) خوشه گندم
د) باغ میوه
27.حکم شرعی اعمال عبادی کسی که موقوفه بدون مجوز و رضایت سازمان اوقاف تصرف کرده چگونه است؟
الف) باطل است
ب) در صورت اطلاع، باطل است
ج) صحیح است
د) در صورت جبران صحیح است
الف) صیغه ی وقف
ب) قبض و اقباض
ج) جهت
د) موقوفه
الف) موقوفه را به حال سابق برگرداند
ب) با متولی به توافق برسد
ج) وجه اجاره آن را بپردازد
د) عوض آن را تسلیم کند
الف) دعا کردن برای فرج
ب) بخشش اموال برای حضرت
ج) گزینه الف و ب صحيح است
د) هیچ کدام
الف) هنگام باران
ب) وقف باغ جهت اهل صفه
ج) جنگ احد
د هیچ کدام
الف) نادری
ب) پهلوی
ج) سلجوقی
د) صفوی
الف) حضرت علی علیه السلام- هبه
ب) حضرت رسول صلی الله علیه و آله - وصیت
ج) حضرت رسول صلی الله علیه و آله - هبه
د) هیچ کدام
الف) باغی در نزدیکی مکه
ب) چشمه ای که به برکت آن روستای بزرگی درکنارش ساخته شده است.
ج) مزارع هفتگانه ایست که اطراف آن را دیوار کشیده اند.
د) مهزور
الف) 1050
ب) 200
ج) نزدیک به 2000
د) هیچ کدام
الف) فرهنگی
ب) اجتماعی
ج) اقتصادی
د) الف و ب
الف) سامانیان
ب) صفویان
ج) اشکانیان
د) صفاریان
الف) کفایت می کند
ب) کفایت نمی کند
ج) باید صیغه وقف را جاری نماید و یا آن را برای اقامه نماز به نمازگزاران تحویل دهد
د) ب و ج
الف) صيغه وقف
ب) قبض
ج) اقباض
د) قبض و اقباض
الف) عدالت در او شرط است.
ب) عدالت در او شرط نیست.
ج) در صورتی که واقف در قید حیات نباشد شرط است.
د) شرط نمی باشد مگر آن که واقف آن را شرط کرده باشد.
شرکت کننده ی محترم!
ضمن گرامیداشت فرا رسیدن هفته وقف، حضور گرم شما را در مسابقه کتابخوانی «وقف احسان ماندگار» ارج نهاده و توجه شما را به نکات ذیل جلب می نماییم.
1- شرکت برای عموم آزاد است.
2- رونویسی از پاسخنامه دیگران شرعاً جایز نیست.
3- با مطالعه دقیق کتاب، پاسخ پرسش های مطرح شده را در پاسخنامه درج نمایید.
4- مشخصات خود را بطور کامل در محل کادر مربوطه در پاسخنامه با ذکر نام استان، شهر، آدرس دقیق پستی، کد پستی و شماره تماس ثابت و همراه درج نمایید.
5- کپی پاسخنامه در صورت عدم تغییر در اندازه مورد قبول است.
6- مهلت ارسال پاسخنامه حداکثر تا تاریخ 1391/09/30 می باشد.
7- یک هفته بعد از اعلام نتایج مسابقه برندگان ویژه فرصت دارند مشخصات درخواستی را اعلام نمایند، در غیر این صورت از لیست برندگان کنار گذاشته خواهند شد و هیچ مسئولیتی عهده دار برگزار کنندگان مسابقه نمی باشد.
8- شرکت کنندگان می توانند از طریق ارسال پاسخنامه به آدرس پستی قم-صندوق پستی 1131 - 37135 در مسابقه شرکت نمایند.
9- قرعه کشی مسابقه همزمان با هفته وقف انجام و از طریق سایت سازمان به نشانی www.awqaf.ir وسایت معاونت فرهنگی اجتماعی به نشانی www.mfso.ir و نیز سایت مجتمع فرهنگی پژوهشی معاونت فرهنگی اجتماعی به نشانی www.mfpo.ir اعلام خواهد شد.
نام:
نام خانوادگی:
نام پدر:
تاریخ تولد:
تحصیلات:
شماره شناسنامه:
شغل:
تلفن ثابت (با کد) و همراه:
کدپستی:
نشانی دقیق پستی:
تصویر
14 کمک هزینه حج عمره
72 کمک هزینه سفر به عتبات عالیات
110 کمک هزینه سفر به مشهد مقدس
110 قلم گویای هوشمند قرآنی
و جوایز ارزشمند دیگر