درآمدی بر فرهنگ زیارت الگوی زندگی در حریم رضوی علیه السلام

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه : زمانی، حسین، 1350 -

عنوان و نام پدیدآور : درآمدی بر فرهنگ زیارت: الگوی زندگی در حریم رضوی علیه السلام/ حسین زمانی؛ [به سفارش] موسسه فرهنگی هنری تجلی رضوان؛ با همکاری دبیرخانه شورای عالی فرهنگی آستان قدس رضوی.

مشخصات نشر : مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی٬ 1391.

مشخصات ظاهری : 204 ص.: مصور.

شابک : 37000 ریال978-964-971-518-6 : ؛ 62000 ریال(چاپ دوم) ؛ 62000 ریال(چاپ سوم)

وضعیت فهرست نویسی : فاپا

یادداشت : چاپ دوم و سوم: 1392.

یادداشت : کتابنامه: ص. 201 - 204 ؛ همچنین به صورت زیرنویس.

موضوع : زیارت و زائران -- فلسفه

موضوع : دین و فرهنگ

موضوع : زیارت و زائران -- آداب و رسوم

شناسه افزوده : موسسه فرهنگی هنری تجلی رضوان

شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. شورای عالی فرهنگی. دبیرخانه

شناسه افزوده : بنیاد پژوهش های اسلامی

رده بندی کنگره : BP262/ز8د4 1391

رده بندی دیویی : 297/76

شماره کتابشناسی ملی : 2682390

خیراندیش دیجیتالی: انجمن مددکاری امام زمان (عج) اصفهان

ویراستار کتاب: خانم عسل بی غم

اشاره

زمانی، حسین، 1350 -.

درآمدی بر فرهنگ زیارت الگوی زندگی در حریم رضوی (علیه السلام) / حسین زمانی. - مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی، 1390.

ISBN 978-964-971-518-6

204 ص: مصور

فيپا.

کتاب نامه: ص . 201-204؛ هم چنین به صورت زیرنویس.

1. زیارت. فلسفه. 2. دین و فرهنگ. 3. زیارت - آداب و رسوم. الف، مؤسسه فرهنگی هنری تجلی رضوان (مشهد). ب. آستان قدس رضوی. شورای عالی فرهنگی. ج. بنیاد پژوهش های اسلامی. د. عنوان.

1390 4 د 8 ز / 262 BP

کتاب خانه ملی جمهوری اسلامی ایران

76/ 297

2682390

نماد دیگر پژوهش های اسلامی آستان بوونی خوی

درآمدی بر

فرهنگ زیارت

الگوی زندگی در حریم رضوی (علیه السلام)

حسین زمانی

ویراسته محمدرضا نجفی

چاپ سوم: 1392 / 7000 نسخه، وزیری / قیمت 62000 ریال چاپ و صحافی: مؤسسۀ چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد: صندوق پستی 366-91735

مراکز توزیع:

تلفن و دورنگار واحد فروش بنیاد پژوهش های اسلامی: 2230803

فروشگاه های کتاب بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد: 2233923، قم: 7733029

www.islamic-rf.ir

حق چاپ محفوظ است

info@islamic-rf.ir

فهرست مطالب

مقدّمه ... 9

پیشگفتار ... 13

1.

مروری بر فرهنگ سازی دینی ... 13

2.

بررسی آثار و اقدامات انجام شده در زمینه مهندسی فرهنگ و تمدن اسلامی ... 16

3.

مفهوم مهندسی فرهنگ دینی ... 19

4.

معنای اصطلاحی فرهنگ دینی ... 21

5.

فرهنگ های زیر مجموعه فرهنگ دینی ... 22

5-1. فرهنگ عبادی ... 23

5-2. فرهنگ اقتصادی ...24

5-3. فرهنگ اجتماعی ... 25

5-4. فرهنگ سیاسی ... 26

6.

توصیف فضای عمومی فرهنگ دینی ... 27

7.

تبیین معنای اصطلاحی فرهنگ زیارت ... 29

8.

نقشه فرهنگ زیارت ... 32

9.

روش مهندسی فرهنگ زیارت ... 33

10.

خودسازی شرط لازم برای فرهنگ سازی ... 34

فصل اوّل: هندسه مفهومی زیارت

1.

مقدمه ... 39

2.

معانی لغوی و اصطلاحی زیارت ...40

3.

موضوع زیارت ... 42

3-1. زیارت بندگان خداوند متعال ... 47

3-2. اشياي منتسب به اولیای الهی ... 47

3-3. زمان های منتسب به اولیای الهی ... 48

3-4. مکان های بزرگ زیارتی در جهان اسلام ... 50

4.

حکمت های زیارت در بُعد فردی ... 53

5.

حکمت های زیارت در بُعد اجتماعی ... 56

6.

مراتب زیارت ... 59

6-1. زیارت اولیای الهی در حیات طبیعی ... 61

6-2. زیارت برادران دینی در حیات طبیعی ... 66

6-3. زیارت فُجّار یا جان های منفی ... 69

7. ابزارها و روش های زیارت در حیات طبیعی ... 70

7-1. زیارت اولیای الهی بعد از مرگ ... 71

7-2. زیارت قبور در سیره و سنت اولیای الهی ...71

7-3. سیره علماء در زیارت قبور اولیای الهی ... 77

8. ملاقات با اولیای الهی در مراتب مثالی ... 80

8-1. ملاقات با اولیای الهی در رؤیاهای صادقه ... 82

8-2. ملاقات با اولیای الهی در عالم مجرد ... 82

8-3. زیارت اولیای الهی از طریق آثار علمی و معنوی ... 83

9. مبانی زیارت در آیات قرآن و روایات ... 84

9-1. حیات معنوی شهدا در قرآن مجید ... 85

9-2. اشراف اولیای الهی نسبت به اعمال بندگان خدا ... 87

9-3. سابقه ایجاد بناهای زیارتی در قرآن مجید ... 89

9-4. اولیای الهی واسطه در مغفرت و شفاعت بندگان ... 90

9-5. حج بزرگ ترین برنامه زیارتی دین ... 91

9-6. نقش سرنوشت ساز زیارت ... 91

9-7. مقام شفاعت اولیای معصوم ... 93

9-8. زیارت موجب در امان ماندن از آتش دوزخ ... 93

9-9. فضیلت زیارت حضرت معصومه و حضرت عبدالعظیم حسنی ... 94

10. زیارت عارفانه ... 95

10-1. جلوه ای از عظمت مقام و منزلت امام ... 102

11.

بسط معنای زیارت ... 103

12.

نمونه هایی از دیدار با اندیشه امام ... 104

12-1. شئون امامت در بیان امام رضا (علیه السلام) ... 104

12-2. درجات توکل بر خدای متعال ... 109

13. دیدار با بهشت فضایل امام ... 111

13-1. جرعه ای از اقیانوس محبت و مودت ... 111

13-2. شمه ای از عدالت امام ... 112

13-3. راهی به بهشت جود و سخاوت امام ... 114

14. دیدار با آداب و سنت های امام ... 115

14-1. نماز اول وقت در سیره امام رضا (علیه السلام) ... 115

14-2. فرازهایی از سیره عبادی امام رضا (علیه السلام) ... 116

14-3. فرازهایی از سیره اجتماعی امام رضا (علیه السلام) ... 118

15. حرم امام رضا یا دانشگاه امام شناسی ... 119

فصل دوم: حریم زیارت میدان تقویت ایمان و تقوا

1.

مقدمه ... 123

2.

ایمان و اهمیت آن ... 124

3.

نقش تبعیت از اولیای معصوم در تقویت ایمان و تقوا ... 129

4.

تأکیدهای قرآن مجید بر تبعیت از اولیای الهی ... 131

4-1. امر به سؤال از اهل ذکر ... 132

4-2. امر به اطاعت از خدا رسول و اولی الامر ... 133

4-3. مودت به اهل بیت، اجر رسالت ... 134

4-4. حسرت و ندامت کسانی که با اولیا همراهی نکردند ... 135

4-5. آثار شگفت انگیز عشق و محبت ... 136

5.

زیارت میدان اختصاصی تقویت ایمان و تقوا ... 139

6.

آثار تبعیت از اولیای الهی ... 141

7.

روش تبعیت از اولیای الهی ... 143

8.

بسط برنامه زیارت اولیای معصوم ... 144

8-1. تأسی به امام در رفتار اجتماعی ... 144

8-2. تأسی به امام در اخلاق با خانواده ... 146

8-3. زندگی مطلوب چیست؟ ... 148

8-4. سنجش خود در شاخص های امام نسبت به ایمان ... 149

9. توسل و تمسک وجودی به اولیای معصوم ... 151

9-1. آثار و ثمرات توسل و تمسک وجودی به اولیای معصوم ... 152

10.

مدیریت ذخایر معنوی زیارت ... 153

11.

مراحل و مشخصات زیارت مطلوب ...157

11-1. طلیعه دعوت ... 158

11-2. عزم و اراده ... 158

11-3. تهیه اسباب و مقدمات زیارت ... 159

11-4. رعایت آداب زیارت ... 160

11-5. در حریم حضور ... 161

11-6. سیری در متن زیارت نامه های معتبر ... 162

11-7. دریافت های معنوی و درس های ایمانی ... 163

11-8. برنامه تحول و رشد ... 164

11-9. شکرانه زیارت، حفظ و نشر آثار زیارت ... 164

12. مراقبت از ذخایر معنوی زیارت ... 166

طرح های پیشنهادی برای گسترش برنامه زیارت ... 168

فصل سوم: مهندسی فرهنگ زیارت

1.

مقدمه ... 171

2.

مرور مفهوم فرهنگ دینی ... 173

3.

مراحل عمومی فرهنگ سازی و تمدن سازی ... 175

3-1. تولید آثار تمدن ساز و فرهنگ ساز ... 175

3-2. ترویج و توزیع آثار فرهنگ ساز و تمدن ساز ... 179

3-3. سیستم سازی فرهنگی و اجتماعی ... 184

3-4. استانداردسازی سیستم ها و روابط اجتماعی ... 191

3-5. هماهنگ سازی و هم گرایی متولیان امور فرهنگی ... 192

4.

زیارت سرچشمه ای برای تغذیه فرهنگ دینی ... 196

5.

توصيف تفصیلی فرهنگ زیارت ... 198

منابع ... 201

مقدمه

با پیروزی انقلاب اسلامی و حاکمیت نظام اسلامی، انتظار طبیعی این است که روح تعالیم اسلامی در قالب مدل های مورد نیاز زندگی عملی گردد و ابعاد گوناگون فرهنگ و تمدن اسلامی شکوفا شده، آثار و ثمرات آن در زمینه های مختلف زندگی به ظهور برسد. (1)فرهنگ زیارت یکی از حوزه های زیر مجموعه فرهنگ دینی است که به یُمن وجود پر برکت مرقد مطهر حضرت رضا عليه آلاف التحيّة و الثناء در مشهد مقدس می تواند منشأ رشد و توسعه همه جانبه جامعه اسلامی ما گردد.

در کتاب حاضر در صدد آن هستیم تا با تبیین و جریان دادن حقایق و آثار زیارت به عرصه های مختلف زندگی، هویت فرهنگ زیارت یا الگوی زندگی در حریم رضوی و نسبت آن با سایر ابعاد فرهنگ دینی را بیان کنیم. بنابراین چهار گام اساسی را برخواهیم داشت:

گام اول: ارائه مدلی در زمینه مهندسی فرهنگ زیارت؛

گام دوم: تبیین معارف و اسرار موجود در زیارت و مؤلفه های مرتبط؛

گام سوم: تبیین آثار تربیتی و اخلاقی زیارت و دستاوردهای آن و چگونگی بهره برداری از آن در آراسته شدن به اخلاق الهی و دست یابی به ایمان حقیقی؛

گام چهارم: تبیین چگونگی سرایت آثار و ثمرات زیارت به عرصه های فرهنگی و اجتماعی (قواعد تعمیق و توسعه فرهنگ زیارت).

بر این اساس مباحث اصلی این اثر، در یک مقدمه در زمینه مهندسی فرهنگ زیارت


1) صِبْغَهَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَهً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ بقره (2): 138.

و سه فصل متوالی در زمینه های معرفت، اخلاق و فرهنگ سازی دینی ارائه خواهند شد. در فصل هندسه مفهومی زیارت، مفاهیم مرتبط با زیارت مثل؛ امامت، ولایت، شفاعت، شفاء و زیارت شکافته می شوند و با نگاهی توحیدی حقایق آن ها مورد توجه و بازنگری قرار خواهند گرفت، بدین سان مبانی و سرمایه لازم برای مراحل بعدی به دست خواهد آمد. ترسیم فرایند زیارت؛ و ارائه تصویری مناسب از مراحل آن، نظیر طلیعه دعوت، توفیق تصمیم و عزم، مقدمات و لوازم، در مسیر وادی طوی، بهشت رضوان، آداب و اسرار حضور نیز در همین فصل تا حد مقدور تبیین خواهند شد.

در فصل زیارت، میدان تهذیب و اخلاق به ارائه روشی تربیتی پرداخته می شود که با جریان دادن معارف توحیدی در جغرافیای وجود انسان، موجب تقویت ایمان و اخلاق دینی خواهد شد؛ شکرانه دیدار، بسط آثار و نتایج زیارت در اخلاق و باورها و رفتار فردی، مراقبت های بعد از زیارت، مراتب تأثیرپذیری از زیارت (مراتب فهم، درک و ایمان)، تنظیم انتظارات و توقعات از زیارت (منطق عبودیت)، اصلاح برخی از نگرش های نادرست در باب زیارت، ارائه راهکارهایی برای تقویت ایمان و تقوا از طریق عملی نمودن معارف در روش زندگی، از آن جمله اند.

در فصل فرهنگ سازی چرخه وظایف الهی در عمل به حقایق ولایی با اتصال دادن آن ها به عرصه های فرهنگی و اجتماعی تکمیل، و مسیر جریان یافتن معارف ولایی از وجود بندگان خوب خدا به عرصه فرهنگ جامعه اسلامی پیگیری خواهد شد. این جریان پیوسته ادامه می یابد تا گام های تکامل روحی فردی به توسعه و تعالی فرهنگی و اجتماعی متصل شود. نگاه فرهنگی و اجتماعی به زیارت؛ تعمیم زیارت به عرصه فرهنگی جامعه؛ چشمه زیارت برای تغذیه فرهنگ دینی، گسترش عرضی و اجتماعی فرهنگ زیارت، تطبیق معنای زیارت در متن زندگی فردی و اجتماعی، تعاملات فرهنگ زیارت با ابعاد دیگر فرهنگ دینی، ترسیم چشم انداز مطلوب فرهنگ مجاوران حضرت، مسیرها و راهکارهای فرهنگ سازی در جهت ارتقای فرهنگ زیارت از جمله مباحثی

هستند که در این قسمت مورد تأمل و توجه قرار می گیرند.

در پایان از مسئولین محترم دبیرخانه شورای عالی فرهنگی آستان قدس و مؤسسه فرهنگی هنری تجلی رضوان که فرصت انجام این تحقیق را فراهم نمودند، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی برای ویرایش، چاپ و نشر، محقق گرامی آقای محمد ولیان پور و برادر ارجمند آقای دکتر محمد سهیلی که در مراحل مختلف تألیف این اثر حقیر را راهنمایی کردند تشکر و قدردانی می کنم و از خدای متعال مسئلت دارم این عزیزان را در کنف حمایت خودش قرار دهد و آنان را از نور ولایت اولیائش بهره مند نماید.

حسین زمانی

مشهد الرّضا، دهه کرامت 1390

پیشگفتار

اشاره

فرهنگ زیارت یکی از زیر مجموعه های فرهنگ دینی است و فرایند توسعه آن نیز تابع قواعد کلی فرهنگ سازی و تمدن سازی دینی می باشد. به همین دلیل ابتدا به ارائه نمایی کلی از تمدن اسلامی و فرهنگ دینی پرداخته، سپس الزامات و قواعد کلی تمدن سازی و فرهنگ دینی به طور اجمالی مرور می شود تا زمینه تبيين مراحل اصلی توسعه و تعمیق فرهنگ زیارت در فصول بعدی فراهم گردد. در ضمن مباحث این قسمت، فعالیت های صورت گرفته در زمینه فرهنگ سازی دینی نیز مورد تأمل قرار گرفته، ضرورت تولید آثار علمی مبتنی بر نگرش مهندسی فرهنگی در حوزه زیارت مورد تأکید قرار می گیرد تا تولیدات علمی در

اختیار مدیران و مجریان برنامه های توسعه قرار گرفته و امکان اجرایی شدن آن ها تسهیل گردد.

1.مروری بر فرهنگ سازی دینی

مرور جریانات فرهنگی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نشان می دهد که در هر برهه از این دوران یکی از ویژگی های کلیدی فرهنگ اسلامی مورد توجه رهبران نظام یعنی حضرت امام (رحمه الله) و مقام معظم رهبری قرار گرفته است. عناوینی مانند، تقویت فرهنگ خودباوری و اعتماد به داشته های ملی، تقویت و حراست از فرهنگ وحدت و هم دلی، ضرورت مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن، توسعه و

تقویت فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر، تقویت فرهنگ نماز، ایجاد نهضت قرآن آموزی، تقویت فرهنگ وجدان کاری و انضباط اجتماعی، جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم و تقویت روحیه آزاداندیشی، از مهم ترین سرفصل های فرهنگی می باشند که در دوران پس از انقلاب به شکل های مختلف مورد توجه و تأکید ایشان قرار گرفته اند که تحقق هر یک از آن ها در توسعه و تعالی نظام نقشی حیاتی داشته است. (1)

بررسی عملکرد کلی مسئولان نظام در هر یک از موارد یاد شده نشان داده است که برای تحقق منویات مزبور و مدیریت درست فرایند فرهنگ سازی، طراحی یک نظام مفهومی متقن و الگوی استاندارد به نام مهندسی فرهنگی مورد نیاز است؛ چرا که بدون وجود این نظام که دانش و توان فرهنگ سازی را در اختیار مدیران و متولیان فرهنگی کشور قرار می دهد، امکان مهندسی مجدد یا بازمهندسی مؤلفه های فرهنگی وجود ندارد. اقداماتی از قبیل رصد فرهنگی، تحلیل و شناسایی مؤلفه های فرهنگ ساز و مؤثر بر سرنوشت فرهنگی کشور، طراحی فرایندهای فرهنگ ساز و دانش تدوین و ترسیم خط مشی تحولات فرهنگی و در مجموع قدرت هدایت فرهنگی را نمی توان بدون داشتن یک تصویر جامع و کامل از نقشه مهندسی فرهنگی نظام مدیریت نمود؛ به همین دلیل در بسیاری از موارد یاد شده به انجام کارهای نمادین و صوری یا کم عمق بسنده

شده است که در عمل، اقدامات انجام شده، تأثیر در حد انتظاری نداشته اند.

دست یابی به اهداف سند چشم انداز، کسب مرجعیت علمی در دنیا، تحقق


1) بنگرید به: نهضت نرم افزاری از نگاه مقام معظم رهبری، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.

اهداف تمدن اسلامی و ایجاد جامعه نمونه اسلامی، بدون ایجاد زیر ساخت های فرهنگی مناسب ممکن نخواهد بود. فرهنگ عبودیت و اطاعت محض در برابر حق تعالی، فرهنگ حق جویی و حق طلبی، فرهنگ نوآوری و سعه صدر علمی، فرهنگ کارآفرینی و تولید، فرهنگ اخوت و برادری، فرهنگ انسجام و هم دلی، فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر یا سرایت روحیه مسئولیت پذیری در همه ارکان و لایه های اجتماعی، فرهنگ تقدیس منابع اصیل خلقت و حفظ و حراست از محیط زیست، فرهنگ زهد و قناعت در مصرف، فرهنگ عزت و اقتدار در تعامل با بیگانگان، فرهنگ ایثار و اخوت در تعاملات داخلی، از جمله فرهنگ های زیر مجموعه فرهنگ دینی هستند که دست یابی به اهداف بلند توسعه و تعالی در نظام اسلامی مبتنی بر شکل گیری آن هاست و بدیهی است تا توان مهندسی فرهنگی فراهم نشده باشد، دست یابی به چنین مؤلفه هایی از فرهنگ

مطلوب نیز میسر نخواهد بود و در نتیجه تضمینی برای سلامت جامعه در مسیر پر پیچ و خم پیش رو وجود نخواهد داشت.

به همین دلیل و در یکی از اساسی ترین رهنمودهای مقام معظم رهبری به شورای عالی انقلاب فرهنگی، مهندسی فرهنگ کشور در دستور کار قرار گرفته است و ایجاد نظام مهندسی فرهنگی به عنوان زیر ساختی اساسی در عرصه فرهنگ جامعه مطرح شده است. (1)از این رو تدوین نظام مهندسی فرهنگی و کسب توان لازم برای ایجاد فرهنگ های مطلوب و هدایت فرهنگی جامعه در صراط مستقیم سعادت، مهم ترین مسئله فرهنگی نظام اسلامی در سالیان آتی


1) بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 81/9/26.

خواهد بود. به همین دلیل می توان طراحی الگوی مهندسی فرهنگی کشور را مهم ترین پیش نیاز فرهنگی برای شکل گیری تمدن اسلامی و به تبع آن، توسعه فرهنگ های زیر مجموعهٔ آن، از جمله فرهنگ زیارت به شمار آورد.

2.بررسی آثار و اقدامات انجام شده در زمینه مهندسی فرهنگ و تمدن اسلامی

پس از تأکیدهای مکرر رهبر معظم انقلاب در زمینه طراحی الگوی مهندسی فرهنگی و تمدن اسلامی، بسیاری از افراد و مراکز تحقیقاتی و فرهنگی در بخش های دولتی و غیر دولتی جهت گیری خود را به سمت اهداف مزبور تنظیم نمودند. تا کنون راهبری کلی این جریان در اختیار شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده است که وظیفه اصلی را در این زمینه ها بر عهده داشته و کار تدوین و بررسی نقشه های علمی و مهندسی فرهنگی کشور را عهده دار شده است. گرچه روند امور مزبور از سرعت مطلوبی برخوردار نبوده، ولی به برکت مطالبات مستمر رهبر عزیز انقلاب، مطالبات مزبور به موضوعاتی مطرح و اصلی در سطح ملی تبدیل گردیده است و بسیاری از نخبگان حوزه و دانشگاه نیز در این زمینه ها فعال شده اند. علاوه بر این دو همایش ملی مهندسی فرهنگی و الگوی رشد و

پیشرفت اسلامی که در سال های 1385 و 1389 برگزار شدند نیز از جمله نقاط عطف در این زمینه ها به شمار آمده، موجب فعال شدن بخشی از ظرفیت علمی کشور در این زمینه ها شده است.

با وجود انتظار بالایی که در این زمینه از نهادهای دولتی می رود مؤسسات و مراکز غیر دولتی نیز به دلیل انعطاف پذیری مناسبی که در این زمینه ها دارند، اقدامات مؤثر و قابل توجهی انجام داده اند. مرکز فرهنگستان علوم اسلامی در قم که از سال ها قبل در زمینه مهندسی توسعه از دیدگاه اسلامی فعالیت می نماید و

مؤسسه مطالعات راهبردی معارف اسلام در مشهد که در زمینه طراحی سیستم های زندگی بر اساس نگرش دین فعالیت می کند از جمله این مراکز هستند. علاوه بر این ها در متن تمامی دستگاه های علمی و تحقیقاتی کشور نیز روند تغییر به سمت الگوی توسعه اسلامی به صورت محسوسی آغاز شده است؛ مجموعه تلاش ها و فعالیت های مذکور در تدوین برنامه پنجم توسعه به خوبی نمایان است.

در کنار اقدامات کلان و ساختاری یاد شده، آثار متنوعی نیز در این باره تولید شده اند که از آن جمله می توان به کتاب نگرش سیستمی به دین، اثر حجة الاسلام واسطی اشاره نمود که یکی از مبانی مهندسی فرهنگ و تمدن دینی را مورد توجه قرار داده است. در این اثر نگارنده ارجمند به بررسی هویت راهبردی گزاره های دین پرداخته و ظرفیت تمدن ساز و فرهنگ ساز آن ها را مورد بحث و بررسی قرار داده است. کتاب فرهنگ در مدیریت توسعه اسلامی اثر جناب آقای حسن بنیانیان، مجموعه سه جلدی کتب مهندسی و مدیریت فرهنگی، اثر جناب آقای مهدی نیلی پور و کتاب ویژگی های جامعه قرآنی، اثر آقای حسین غفاری از جمله آثاری هستند که مستقیماً به بحث مهندسی فرهنگ و تمدن اسلامی پرداخته اند. البته مجموعه مقالات همایش های ذکر شده نیز دارای آثار ارزشمندی در زمینه مهندسی فرهنگی و الگوی توسعه اسلامی هستند که می توانند به عنوان مطالعات بالادستی در روند توسعه و تعمیق فرهنگ زیارت مورد استفاده و بهره برداری قرار گیرند.

در زمینه فرهنگ زیارت نیز بیشتر مطالعات و تحقیقات و در نتیجه آثاری که تا کنون تولید شده اند به بررسی و تحلیل آثار فردی و عبادی زیارت پرداخته اند. البته کتاب فرهنگ زیارت، اثر حجة الاسلام جواد محدّثی به آثار فرهنگی و

اجتماعی زیارت توجه بیشتری نموده اند و بخش هایی را به این حوزه اختصاص داده اند. حوزه نمایندگی ولیّ فقیه در امور حج و زیارت نیز اخیراً اقدام به انتشار فصل نامه فرهنگ زیارت نموده است؛ ماهیت و ترکیب مباحث این فصل نامه نشان می دهد که مجموعه مباحث مرتبط با زیارت در این فصل نامه بدون برخورداری از یک نگاه مهندسی ارائه می شوند؛ گویا انتظار این است که مخاطب خود مطالب مزبور را در چارچوب نقشه توسعه فرهنگ زیارت به هم پیوند داده و بهره برداری مطلوب را از آن ها بنمایند. این ویژگی در اغلب آثار مرتبط با زیارت مشهود می باشد. از این منظر یکی از کمبودهای مشترک در آثار تولید شده در این مقوله، نبود نگاه مهندسی و فقدان یک نقشه منسجم برای توسعه و تعمیق فرهنگ زیارت؛ یا تعمیم و گسترش آثار زیارت به عرصه های فرهنگی و اجتماعی می باشد؛ امری که تلاش شده است در کتاب حاضر، با ارائه یک مدل اولیه، ساده و مبتنی بر مبانی اسلامی تا حدودی رفع گردد. امید است با ورود نخبگان حوزه معرفت دینی به این عرصه کاستی ها با سرعت بیشتری شناسایی شده و راه حل های مناسب و مؤثری تولید و عرضه گردد.

یکی دیگر از تحولات مهم در این حوزه، تصویب طرح ها و اعتبارات کلان ملی در زمینه توسعۀ فرهنگ زیارت می باشد. در این زمینه اجرایی شدن طرح جامع مطالعات توسعه کمی و کیفی زیارت از سوی استانداری خراسان رضوی نقطه شروع مناسبی می باشد. هم چنین تصویب و عملیاتی شدن بودجه فرهنگی استان خراسان با محوریت توسعه زیارت نیز در همین راستا قابل تأمل است. درنگ در دو جریان یاد شده، یعنی روند تحقیقات رو به گسترش در زمینه مهندسی فرهنگ و تمدن اسلامی و روند پرشتاب اجرایی شدن طرح های توسعه ای در زمینه زیارت نشان می دهد که جامعه مدیران کشور در آینده ای نه

چندان دور نیاز شدیدی به مبانی مهندسی فرهنگ زیارت خواهند داشت. از این رو لازم است زیارت به عنوان بخشی از فرهنگ ناب شیعی و سرمایه ای ارزشمند برای فرهنگ سازی و تمدن سازی اسلامی مورد توجه و تأمل دوباره قرار گیرد و متناسب با شرایط پیش آمده یا پیش رو مبانی آن بازخوانی و بازنگری شود. هدف اصلی از این بازنگری های مفهومی نیز باید تولید مدل های مفهومی مورد نیاز برای مهندسی فرهنگ زیارت و در نتیجه فرهنگ دینی و تمدن اسلامی باشد. این مدل های مفهومی باید با نگاهی جامع به فرایند فرهنگ سازی و شبکه عوامل و مسائل مرتبط در این حوزه داشته باشد.

3.مفهوم مهندسی فرهنگ دینی

در تعریفی اجمالی مهندسی فرهنگی را می توان مجموعه معارف و مهارت های مورد نیاز برای ایجاد فرهنگ مطلوب دانست؛ از این رو چرخه معرفت دینی باید با مهارت های طراحی و مدل سازی تکمیل و به مهندسی اجتماعی ختم شود. هنر مهندسی فرهنگی در این است که حلقه های بین مبانی علمی تا عمل و تبدیل شدن به نمادهای ظاهری را به طور منظم به هم وصل می کند و با تدوین فرمول ها و تعیین معیارهای قابل اندازه گیری، انطباق با مبانی دینی را در هر سطح و هر جزء از اجزای فرهنگ جامعه به خوبی کنترل می نماید. بنابراین در کنار تولید علوم نظری باید به طراحی، ارائه و نمونه سازی الگوهای دینی یا روش طراحی آن ها نیز پرداخت و مجموعه آن ها را به عنوان دانش عملی مورد نیاز برای اداره نظام اسلامی در اختیار فرهنگ سازان و مدیران فرهنگی قرار داد. دانش فرهنگ سازی باید آن قدر غنی گردد که در هیچ جای آن کمبودی احساس نگردد. این مجموعه شامل مبانی نظری، الگوهای عملی، معرفی

شاخص های کنترلی است که نحوه زندگی در زیر خیمهٔ دین مقدس را نشان می دهند و شیوۀ پیاده سازی مقاصد دینی در جامعه را به نمایش می گذارند.

از این رو رسالت نظام مهندسی فرهنگ دینی، فهم و اجرای معارف توحیدی در جامعه می باشد و وظیفه اصلی اش بازمهندسی کلیه سامانه های بشری بر اساس معارف قرآنی است؛ به گونه ای که به هر جای جامعه نظر افکنده شود، در آن تفسیر عملی آیات و سور قرآن مشاهده خواهد شد، بر این اساس مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی یک جامعه قرآنی مثل اجزای یک عبادت خالص هستند که در کنار هم تفسیر کننده یک عبادت عمومی خواهند بود. البته دستیابی به این منظومه دانش و مهارت ها نیازمند پیش نیازهایی به شرح زیر می باشد:

•

توسعه و تعمیق ظرفیت های فهم دین (به هدف دستیابی به اعماق و بطون معارف و اسرار دین)؛

•

تغییر در نگرش های بنیادی به مبانی دینی (بهره گیری از نگاه راهبردی، فرایندی و سیستمی برای استخراج مدل های مفهومی حاکم بر سیستم های زندگی از آیات و روایات و سایر منابع دینی)؛

•

ارتقای دانش طراحی و مدل سازی در عرصه های فرهنگی و اجتماعی (که در گرو تحول در فرایندهای آموزشی و تربیتی حوزه و دانشگاه است)؛

•

ارتقای بینش توحیدی در فرایندهای تعلیم و تربیت و تدوین منظومة علوم و معارف مورد نیاز برای ادارۀ زندگی بر اساس نگاه توحیدی؛

•

تدوین اسناد ناظر به تمدن سازی و فرهنگ سازی (تدوین نقشه علمی، تدوین نقشهٔ مهندسی فرهنگی و ...)؛

•

تربیت نیروهای فرهنگ ساز و توانمند برای مدیریت جامعه اسلامی؛

•

ایجاد سیستم های کارآمد زندگی مبتنی بر نظریات یاد شده.

در صورتی که الزامات مزبور مبتنی بر مبانی دینی و با استفاده از روش های اصولی فهم از منابع دینی تأمین گردد، امکان تدوین الگوی مهندسی فرهنگ دینی فراهم خواهد شد و می توان با اطمینان از استناد آن به دین سخن گفت؛ در نتیجه فرهنگ پدید آمده از آن نیز فرهنگ دینی خواهد بود. لازمه تحقق این روند، آن است که سه سطح فعالیت های لازم برای فرهنگ سازی به طور هماهنگ و متوازن تدوین گردند و اقدامات لازم برای تحقق آن ها به موازات یک دیگر پیگیری شوند.

در مدل تصویری زیر نموداری از مباحث مزبور نشان داده شده است:

عکس

شكل 1. مؤلفه های اداره زندگی و الزامات مهندسی فرهنگ دینی جامعه

4.معنای اصطلاحی فرهنگ دینی

فرهنگ روح جاری در کالبد جامعه (1)و تعیین کننده جریان اندیشه در اذهان، شکل دهنده به ارزش های حاکم بر دل ها و ترسیم کننده روش زندگی مردم در


1) برگرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 81/9/26.

اجتماع می باشد و فرهنگ دینی، فرهنگ مبتنی بر نقشه توحید و شکل گرفته از مصالح دینی است. معارف اسلامی که انوار تابان از خورشید وحی اند، قواعد معماری زندگی فردی و اجتماعی را تعیین می کنند. انبیاء و اولیای الهی نیز که معماران الگوی زندگی الهی در زمین می باشند روش پیاده سازی این قواعد را برای انسان ها ترسیم کرده اند و با تربیت شاگردان پاک، انجام این رسالت را در طول تاریخ استمرار بخشیده اند. فرهنگ دینی نمودار هویت جمعی جامعه اسلامی است که نظام زندگی خود را بر پایه معارف قرآنی تنظیم نموده اند و انعکاس دهنده تبلور باورها و ارزش های دینی در ساحت عمومی جامعه انسانی است.

5.فرهنگ های زیر مجموعه فرهنگ دینی

اشاره

فرهنگ دینی از زیر مجموعه هایی تشکیل شده است که هر یک از آن ها هویت ویژه ای دارند. در این قسمت، برخی از فرهنگ های جزئی و زیر مجموعه فرهنگ دینی معرفی می گردند. مرور مختصات کلیدی این فرهنگ ها علاوه بر این که حجم و ابعاد نظام مهندسی فرهنگ دینی را نشان می دهد، کارآیی بخش فرهنگی در تسهیل اداره جامعه را نسبت به دیگر بخش ها نیز نمایان خواهد ساخت. در عرصه فرهنگی تحولات و تغییر جریان امور بر اساس سرمایه های معنوی و با بهره گیری از سازوکارهای انسانی و فرهنگی شکل می گیرند؛ که وابستگی آن ها به منابع مادی بسیار کم تر است؛ علاوه بر این که کارآیی و ثبات عوامل فرهنگی و انسانی نیز بیشتر از سازوکارهای دیگر است. نمونه کارآیی سازوکارهای مادی و معنوی را می توان در پیروزی انقلاب اسلامی و طول دوران دفاع مقدس مشاهده نمود؛ زمانی که عوامل معنوی و انسانی معادلات معمول را برهم می زنند و

موجب پدید آمدن الگوهای جدیدی از نظامات اجتماعی یا فرهنگی می گردند. البته در جای خود باید رابطهٔ سازوکارها و منابع فرهنگی و انسانی با دیگر بخش ها تبیین شود و الگوی دین برای بهره گیری از تمام ظرفیت های زندگی در رسیدن به مقاصد الهی تشریح گردد.

5-1.فرهنگ عبادی

فرهنگ عبادی الگوی ارتباط انسان ها با خداوند متعال و کیفیت تقرب و سلوک الی الله را تعیین می کند. معیارهایی نظیر خلوص، همراهی عبودیت با بصیرت، رعایت اولویت های عبودی از جمله شاخص های متعالی فرهنگ عبادی اند. فرهنگ عبادی از بخش هایی نظیر واجبات و محرمات، مستحبات و مکروهات و امور مباح تشکیل شده است. گزاره هایی نظیر؛ وَمَا خَلَقْتُ الحِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (1)، وَأَقِيمُوا الصَّلوةَ وَآتُواْ الزَّكَوةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ (2)، يا سخن پیامبر اکرم که می فرماید: اعبُدِ اللهَ كأنك تراه فإن لم تكن تراه فإنّه يَراك (3)؛ و سخن رهبر کبیر انقلاب اسلامی که می فرماید: «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید» ، مبانی شکل گیری فرهنگ

عبادی اند.

با توجه به بنیادین بودن فرهنگ عبادی، ترسیم دقیق ابعاد فرهنگ عبادی و


1) جن و انس را نیافریدم جز برای این که عبادتم کنند. ذاریات (51): 56.

2) و نماز را بپا دارید، و زکات را بپردازید، و همراه رکوع کنندگان رکوع کنید. بقره (2): 43.

3) چنان بندگی کن که گویی خداوند را می بینی، پس اگر هنوز به آن مرتبه و جایگاه نرسیده ای و او را نمی بینی، پس بدان که او تو را می بیند آداب الصلاة، ص 38؛ بحار الأنوار، ج 74، ص 74، کتاب الروضه، باب 4، حدیث 3.

ایجاد الگوهای مناسب در فضای زندگی فردی و اجتماعی می تواند تصویر دیگر اجزاء و ابعاد تمدن و فرهنگ اسلامی را نیز تعیین نماید.

5-2.فرهنگ اقتصادی

فرهنگ اقتصادی دین الگوی حاکم بر رفتار معیشتی مردم را تعیین می کند که بخش مهمی از چرخه زندگی طبیعی انسان ها را به خود اختصاص داده است؛ سخت کوشی برای تولید بیشتر، تدبیر و اقتصاد در همه امور زندگی، زهد و قناعت در مصرف و دل نبستن به متاع و زندگی زودگذر دنیا، از جمله شاخص های اساسی در فرهنگ اقتصادی برگرفته از مبانی دینی می باشند.

طراحی محیط زندگی بر اساس مؤلفه های یاد شده فضای خاصی را ایجاد می کند که با وجود شرایط فعلی نظام اقتصادی جامعه به راحتی قابل تصور نیست، اما این فضای خاص که حاصل جمع عناصری مثل جهاد اقتصادی و قناعت در مصرف و زهد در توجه به دنیاست امری است شدنی که جلوه هایی از آن در زندگی بندگان خوب خدا قابل مشاهده است. روایاتی نظیر، الْعِبَادَةُ سَبْعَةُ أَجْزَاءِ أَفْضَلُهَا طَلَبُ الحَلَال (1)، آیاتی نظیر؛ وكُلُوا وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ المُسْرِفِينَ (2)، و روایاتی نظير رأسُ كُلّ خَطيئة حبُّ الدنيا (3)، مبنای معماری فرهنگ اقتصادی جامعه می باشند. کلید واژه هایی نظیر تجارت معنوی یا تجارت با خداوند متعال که در


1) عبادت هفتاد جزء دارد که بهترین آن تلاش برای کسب حلال می باشد. بحار الأنوار، ج 74، ص142.

2) بخورید و بیاشامید ولی زیاده روی نکنید؛ چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. اعراف (7): 31.

3) اصول كافی، كتاب الايمان والكفر، باب حب الدنيا و الحرص عليها، حدیث 1.

آیات و روایات وارد شده اند نیز در صورت طرح، تبیین و بسط می توانند فضای کلی حاکم بر الگوی تعاملات اقتصادی را دگرگون نمایند.

5-3.فرهنگ اجتماعی

رفتار عمومی مردم، آرایش نهادها و ساختارهای اجتماعی، الگوی مناسبات جمعی و ... از جمله مؤلفه های فرهنگ اجتماعی می باشند. همیاری در کارهای خیر، تعمیم عدل و انصاف در ابعاد مختلف زندگی، تعمیم و تعمیق احساس مسئولیت همگانی نسبت به سرنوشت جامعه و تلاش برای شکل گیری انسجام اجتماعی، از جمله معیارهای اساسی در بخش اجتماعی از فرهنگ دینی می باشند.

آياتی نظير وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً ... (1)، ويَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (2)، ... تَعَاوَنُوا عَلَى الْبَرِّ وَالتَّقْوَى وَلا تَعَاوَنُوا عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (3)، إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ


1) (به یاد آورید) زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید؛ و به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بی نوایان نیکی کنید؛ و به مردم نیک بگویید؛ ... بقره (2): 83.

2) ای کسانی که ایمان آورده اید! (در برابر مشکلات و هوس ها) استقامت کنید! و در برابر دشمنان (نیز)، پایدار باشید و از مرزهای خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید! آل عمران (3): 200.

3) و (همواره) در راه نیکی و پرهیزگاری با هم تعاون کنید! و (هرگز) در راه گناه و تعدی همکاری ننمایید! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید که مجازات خدا شدید است! مانده (5): 2.

تُرْحَمُون (1). مبانی طراحی فرهنگ اجتماعی می باشند.

5-4.فرهنگ سیاسی

قواعد اساسی رفتار مدیران و مسئولان در اداره حکومت و تعامل با بیگانگان، اصول حاکم بر دفاع از مصالح نظام و ساختار و فرایندهای حاکم بر تصمیم گیری های کلان نظام، از جمله اجزاء و مؤلفه های حاکم ر فرهنگ سیاسی است. مراقبت از عزت اسلام و مسلمانان، استقلال در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، تکیه بر قدرت لایزال الهی در مقابل قدرت های مادی و اصالت در انجام وظیفه عبودی در تصمیم گیری ها، از جمله شاخص های مهم سیاست در فرهنگ دینی است. آیاتی نظیر: وَالله الْعِزَّة وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ (2)، الَّذِينَ قَالَ هُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ (3)، مبنای طرحی فرهنگ سیاسی در اسلام می باشند.

گاهی بخشی از حقایق دین با فروغ بیشتری در عرصه جامعه متجلی می شوند و بر الگوی زندگی انسان ها تأثیراتی گسترده می گذارند که نمونه هایی از آن را می توان در فرهنگ جهاد و شهادت، فرهنگ زیارت، فرهنگ نماز و ... مشاهده نمود.


1) مؤمنان برادر یکدیگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید! حجرات (49): 10.

2) و عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است؛ ولی منافقان نمی دانند! منافقون (63): 8 .

3) این ها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [= لشکر دشمن] برای (حمله به) شما اجتماع کرده اند؛ از آن ها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.» آل عمران (3): 173.

فرهنگ زیارت یکی از فرهنگ های زیر مجموعه فرهنگ دینی است که به سبب شرایط مناسب نظیر؛ وجود مرقد اولیای معصومین تقویت می شود و به مرور زمان هویت مستقلی یافته، شاکله وجودی جامعه را از حقایق خود متأثر می نماید که در ادامه، به معرفی خطوط اصلی فرهنگ زیارت پرداخته، روش توسعه و تعمیق آن مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

6.توصیف فضای عمومی فرهنگ دینی

فرهنگ دینی ثمره تبلور تعالیم بلند وحیانی اسلام عزیز در ساحت های ظاهری و باطنی، فردی و اجتماعی افراد جامعه است، چنان چه به صورت موزن و هماهنگ شاهد اجرا و فراگیری تعالیم اسلامی باشیم فرهنگ دینی جان می گیرد و ابعاد مختلف آثار و ثمرات آن به ظهور می رسد. در این قسمت، فضای عمومی زندگی در پرتو فرهنگ دینی با فرض تحقق آن در ابعاد و جهات مختلف به صورت مفهومی توصیف شده است؛

بر این اساس اگر به جغرافیای وجود بندگان مؤمن و شهروندان جامعه دینی توجه کنید، فضای روحی و روانی آنان را این گونه احساس می کنید:

قرآن کریم مرجع علمی و عملی زندگی آن هاست و تمامی یافته های علمی، احساسی و رفتاری آن ها از کلام الهی سرچشمه گرفته است.

مهم ترین برنامه زندگی آن ها نماز و ارتباط عارفانه با خدای متعال می باشد؛ از این رو، نماز محور تنظیم کننده تمامی مناسبات فردی و اجتماعی است.

در افق وجود خود همواره حضور خدای متعال را درک می کنند و شاهد وحدانیت او هستند.

وقتی عمق آرمان هایشان را بررسی کنید به خداجویی، تمنای رضوان الهی و ترس از خدای متعال می رسید.

کوچک ترین و بزرگ ترین نمادهای زندگی آنان رنگ الهی دارد.

اگر کسی به هر فکر، عمل و عادت و نماد موجود در فضای زندگی فردی و اجتماعی رنگی را نسبت دهد، بی شک آن رنگ، رنگ خداست.

اگر کسی به هر رفتار، فکر و اندیشه، احساس و عادت موجود در دنیای فردی و اجتماعی مسلمانان یک بردار که نشان دهندۀ جهت حرکت آن است نسبت دهد، بی شک جهت آن بردار به سوی الله است. قربة الی الله مُهری است که همۀ افعال و رفتار افراد و آحاد جامعه دینی زده شده است.

برنامه های اصلی زندگی خود را بر اساس سنت های الهی تنظیم نموده اند، خواب، بیداری، کار، عبادت و روابط زندگی را مبتنی بر سنت های اسلامی طراحی نموده اند.

ارتباط با غیب و ملکوت به صورت یک امر عادی درآمده است، مشاهده رؤیاهای صادقه، کشف حقایق غیبی و یقین به مناسبات حاکم بر عوالم وجود، از جمله دریافت های عادی مؤمنان می باشد ...

و اگر به جغرافیای اجتماعی جامعه دینی توجه کنید آن را این گونه احساس می کنید:

کسی که از بیرون به محیط زندگی مسلمانان وارد می شود در آن ها روح مشترکی را جاری و ساری می بیند، آن ها را اجزای به هم پیوسته یک پیکره بزرگ یعنی جامعه اسلامی می یابد.

خود را در سرنوشت دیگران سهیم و شریک می دانند و حقوق آن ها را هم چون حقوق خود گرامی و محترم می شمارند.

در تمامی محلات شهری و روستایی، مساجد به عنوان مرکز اصلی گردهمایی و مهندسی مناسبات اجتماعی عمل می کنند.

در ماه مبارک رمضان، فضای عمومی جامعه اسلامی یک سره عبادت می شود، ندای

تلاوت قرآن و ادعیه به صورتی عاشقانه از هر جایی به گوش می رسد.

هنگام برپایی نمازهای جماعات همه جا رنگ عبادی می گیرد.

قوانین شرع حاکم بر همه مقرراتی است که در شبکه روابط اجتماعی خود طراحی نموده اند.

در تمامی مراسم و مناسبات اجتماعی معیارهای الهی حاکم هستند. مردم در مناسبت های مذهبی یاد و خاطره شعایر الهی را گرامی می دارند.

اگر از نمایی بالا به محیط زندگی آنان نظر بیفکنید آن را این گونه مشاهده خواهید کرد:

فضایی آرام، پاک و پاکیزه، سرسبز و سرشار از امنیت و آسایش.

جریان منظم زندگی، تداعی کننده حاکمیت قانون و احکام فطری و متیقن در تمامی لایه های فردی و اجتماعی است.

تقسیم کار و زندگی به گونه ای است که هر کسی را بندی از پیکره واحدی می یابید و هر بخشی را عضوی از یک نظام زنده می بینید.

هماهنگی جریان زندگی با آهنگ آفرینش و چرخه حیات طبیعی شگفت انگیز است و تداعی کننده آهنگی موزن و تسبیحی زیبا و دلنواز است.

زیبایی، طراوت و شادابی همیشه از فضای زندگی اجتماعی مؤمنان هم چون عطری به مشام می رسد.

موارد یاد شده فضای مفهومی فرهنگ زندگی در جامعه دینی را تا حدی به تصویر می کشاند، البته از نماهای مختلفی می توان به فرهنگ دینی نگاه کرد که در این جا، جلوه هایی از آن ارائه شد.

7.تبیین معنای اصطلاحی فرهنگ زیارت

فرهنگ زیارت جلوه ای به خصوص و بُعدی ویژه از ابعاد فرهنگ دینی است

که از حقایق بلندی چون ولایت، شفاعت، ارتباط با ملکوت و ملکوتیان، ایمان به حیات غیب و در مراحل عالی خودش لقاء الله سرچشمه می گیرد و هویت فرهنگ جامعه یا بخشی از آن را تحت تأثیر خود قرار می دهد.

بر اساس آیات قرآنی و روایات معصومین (علیهم السلام) اولیای معصوم، مَثَل اعلای حضرت حق و عالی ترین وسایل و وسایط تقرب الى الله هستند. از این منظر، فرهنگ زیارت هم معبر مخصوصی است که جامعه اسلامی از طریق آن می تواند به اعماق دین و لایه های درونی فرهنگ دینی وارد شود و در سرایت دادن رنگ الهی به همه ابعاد، زوایا و لایه های جامعه انسانی می تواند نقشی منحصر به فرد و کلیدی ایفا نماید. در بیان امام باقر (علیه السلام) ولایت، مفتاح ارکان دین و ولیّ خدا، دلیل و راهنمای آن عنوان شده است:

بُنى الإسلامُ عَلى خمسة اشياء: على الصلاةِ، وَ الزكاةِ، وَ الحج، والصوم، والولاية. قال زرارة: فَقلتُ: وَأَيُّ شيءٍ مِن ذلك أفضل؟ فقالَ: الولاية أفضل؛ لأنّها مِفتاحَهُنَّ، وَالوالى هُوَ الدليلُ عَليهنَّ ؛ اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت. زراره می گوید: پرسیدم: از میان آن ها کدام برتر است؟ فرمود: ولایت برتر است؛ زیرا ولایت کلید آن هاست و صاحب ولایت، راهنمای به سوی آن ها (1). فرهنگ زیارت از طریق ظهور و بسط آثار و نتایج زیارت اولیای معصوم و مظاهر الهی شکل می گیرد. به عبارت دیگر، بسط آثار و نتایج فردی و اجتماعی زیارت به عنوان یک بستر مناسب برای رشد و توسعه معارف؛ سنت ها و احکام عبادی، فرهنگی را به بار خواهد نشاند که رنگ به خصوصی به جامعه اسلامی خواهد زد و وجهه ای از زندگی ولایی را به نمایش خواهد گذاشت. فرهنگ


1) ميزان الحكمه، ج 1، ص 209، حدیث 786.

زیارت زمانی شکل می گیرد که منظومه ای از حقایق به هم پیوسته در قالب الگوهای معینی به ظهور می رسند. این الگوها در هر یک از لایه ها و مراتب فرهنگ جامعه به شکلی تجلی می کنند:

•

در مرتبه نگرش ها، شامل مجموعه ای هماهنگ از باورهای دینی است؛ از این منظر، اگر به آسمان اندیشه جامعه دینی بنگریم، آیست عظما بودن اولیای الهی نسبت به خدای متعال، منزلت والای آن ها نزد حضرت رب العالمین، اعتقاد به حضور معنوی و اشراف آن ها به احوال انسان ها و ... به صورت باورهایی زنده و اثر گذار قابل لمس خواهد بود.

•

در مرتبه ارزش های حاکم بر زندگی نیز منظومه ای از ارزش ها را معرفی می کند که منشأ جهت گیری های معنوی و الهی جامعه می باشند؛ از این منظر، در بدنه فرهنگ جامعه ایمانی که متأثر از سرچشمه زیارت اولیای الهی می باشد، رعایت ادب حضور در محضر امام، احساس حياء نسبت به امام و ... به عنوان ارزش های مسلّم اجتماعی به شمار می آیند.

•

در مرتبه ظاهری جامعه نیز تولید کننده طیف خاصی از رفتارها و نمادها در متن زندگی فردی و اجتماعی است که با لایه های بالاتر ارتباطی حیاتی دارند؛ برای مثال مردم مؤمن هنگام مشاهده حرم امامان معصوم (علیهم السلام) به آن سلام می دهند، برای زیارت رفتن برنامه روزانه یا هفتگی دارند، در هنگام بروز حاجات مادی و معنوی به حكم قرآنیَ ابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ (1)به اولیای الهی متوسل می شوند و حاجات خود را هنگام زیارت اولیای معصوم به آنان عرضه می دارند و ایشان را واسطه در رفع حاجات خود قرار می دهند.

با شکل گیری و ترویج الگوهای یاد شده، فرهنگ زیارت جان می گیرد و آحاد


1) مائده (5): 35.

جامعه دینی در ذیل آن ها هویتی تازه احساس می کنند. همه این امور به صورت متوازن در زندگی مردم جاری می شوند و مردم بین آن ها یک ارتباط حیاتی احساس می نمایند. ترسیم خطوط اصلی این الگوی زندگی و متمایز کردن آن نسبت به سایر الگوهای رایج، مقصدی است که در ادامه بحث پیگیری خواهد شد.

8.نقشه فرهنگ زیارت

اگر لایه های اصلی فرهنگ جامعه را به تناسب لایه های اصلی وجود انسان سه مرتبه باورها، خلقیات و رفتارها تقسیم نماییم و برای هر یک از آن ها نیز نمونه هایی را ذکر کنیم، آن گاه زیارت به عنوان یک سرچشمه دینی، تأمین کننده بُعد خاصی از فرهنگ تازه خواهد شد که نقشه آن در زیر ارائه شده است:

عکس

شکل 2. لایه های فرهنگ زیارت

9.روش مهندسی فرهنگ زیارت

بررسی روند رشد و شکوفایی جوامعی که بر اساس وحى الهى شكل گرفته اند نشان می دهد که الگوی حاکم بر رشد و تعالی همه آن ها به محوریت انبیای الهی و صالحان روی زمین بر می گردد. در واقع انسان هایی که قبلا بر اساس تعالیم مزبور رشد و تکامل یافته اند توان مهندسی و معماری چنین فرهنگ هایی را دارند. از این رو آن ها قبل از ورود به میدان مبارزه فرهنگی و اجتماعی، در میدان مبارزه با نفس آبدیده شده و تحت تعالیم فطری و الهی به خودسازی و تکامل وجود خود اشتغال داشته اند و قبل از اینکه به فتح جغرافیای مناطق مختلف جهان اقدام کنند، در جغرافیای درون خود به جهاد اکبر پرداخته و قله های وجود خود را از دست شیاطین پاک نموده اند و پرچم توحید و خداپرستی را در آن به اهتزاز در آورده اند (1).

تأکید اسلام بر نقش اولیای الهی و این که در آیات قرآن مجید اطاعت از ولیّ خدا معادل اطاعت از خدای متعال قرار گرفته است، (2)پرده از یک حقیقت بلند بر می دارد که همواره معارف، هدایت ها و تمامی سرمایه های لازم برای رشد و تربیت جامعه انسانی و در نتیجه مهندسی فرهنگ جامعه الهی از مجرای وجود انسان های وارسته و به حق پیوسته، به متن جامعه انسانی جریان می یابد و خدای متعال به واسطه رشته وجود آن ها دست دیگر بندگان خود را می گیرد و آن ها را به سوی خود هدایت می نماید. مرور برخی از جملات کلیدی زیارت جامعه کبیره


1) گزارش طرح تدوین الگوی مهندسی فرهنگ دینی، ص 208.

2) آيه شريفه وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا ... (حشر، (59):7) بر همین حقیقت دلالت می کند.

که شناسنامه اولیای الهی و بیان کننده جایگاه ولایت در نظام توحیدی است از حقایق بسیاری در همین زمینه پرده بر می دارد:

أَنتُم نُورُ الأخيار و هداة الأبرار و حُجَجُ الجبار بكُم فَتح الله و بكُم تَحتِه وبِكُم يُنزِّلُ الغَيثَ و بِكُم يُمسِكُ السماءَ أن تَقعَ عَلى الأرض إلا بإذنه وبِكُم يُنفَسُ الهُمَّ وَيَكشف الضر و عِندَكُم مَا بِإِذْنِهِ نَزَلَت بِه رُسُلُه وَ هَبِطَت به ملائكُتُه ...» ؛ شما نور خوبان و هادی نیکان و حجت های خدای جبارید؛ به شما گشود در علم و سعادت را و به شما ختم کرد و به شما باران می فرستد و به شما نگاه می دارد آسمان را از این که واقع شود به زمین مگر به اذن او و به شما اندوه را ببرد و پریشانی را برطرف کند و نزد شماست آن چه رسولان نازل کرده اند و فرشتگان به آن فرود آمده اند ... (1)

10.خودسازی شرط لازم برای فرهنگ سازی

با توجه به مطالب گذشته روشن می گردد که انسان ها بدون خودسازی و کسب مراتبی از رشد روحی و روانی، توان لازم برای اداره و هدایت جامعه و تأثیر گذاری بر فرهنگ اجتماعی را نخواهند داشت؛ به عبارت دیگر، انسان ها به نسبتی که معارف الهی را در وجود خود از طریق تربیت به کمالات انسانی مبدل نموده باشند، توان تأثیر گذاری بر جامعه بشری را خواهند داشت؛ در غیر این صورت خدای متعال بر اقدامات فرهنگی و اجتماعی آن ها تأثیرات پر برکت و پایداری مترتب نمی کند. در نمودار زیر مدل تصویری این حقیقت نشان داده شده است:


1) مفاتيح الجنان، زیارت جامعه كبيره.

عکس

شکل 3. مراحل و پیش نیازهای فرهنگ سازی

حدیث شریف زیر علاوه بر این که یک اصل کلیدی را در زمینه فرهنگ سازی بیان می کند، می تواند مبنای طراحی فرایندها و سیستم های آموزشی، تربیتی و فرهنگ سازی نیز قرار گیرد:

مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأُ بِتَعْلِيم نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيم غَيْرِهِ وَ لَيَكُنْ نَادِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ (1)؛ کسی که خود را رهبر مردم قرار دهد باید پیش از آن که به تعلیم دیگران بپردازد، خود را بسازد و پیش از آن که به گفتار تربیت کند با کردار تعلیم دهد؛ زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند سزاوارتر به تعظیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب بیاموزد. بر این اساس معیارهای گزینش استادان، معلمان و مربیان، شیوه مؤثر آموزش و تربیت؛ نظیر استفاده از آموزش های کارگاهی، میدانی و الگویی، اولویت خودسازی معلمان و مربیان بر آموزش و تربیت دیگران، معیارهای ارزیابی و رشد استادان و مربیان، از آن استخراج شده و مورد بهره برداری قرار می گیرند. این فرایند و مؤلفه های مرتبط با هر مرحله از آن در مدل تصویری زیر به شکل مناسب تری نشان داده شده است:


1) نهج البلاغه، حکمت 73.

عکس

شکل 4. حلقه های اصلی فرهنگ سازی دینی

حضرت امام خمینی (رحمه الله) نیز که از آیات بارز الهی در همین حوزه می باشند و زندگی ایشان تابلو گویایی از تحقق همان حدیث گهربار مولای متقیان را تداعی می نماید، در سخنانی همین اصل را بیان می کنند:

«مبارک آن وقتی است که خودمان بتوانیم خودمان را بسازیم و دنبال آن کشور را. هر اصلاحی نقطه اولش خود انسان است. چنان چه خود انسان تربیت نشود نمی تواند دیگران را تربیت کند» (1).

یکی از سنت های الهی در نظام تعلیم و تربیت مبتنی بر همین حقیقت است که اگر انسان ها ظرفیت لازم را برای کنترل و مدیریت قوای وجودی خود نداشته باشند و در همان حال بدون در نظر گرفتن ملازمه بیان شده بین خودسازی و فرهنگ سازی، پا در میدان فعالیت های فرهنگی و اجتماعی بگذارند، قدرت حفظ خود بر صراط مستقیم هدایت را نخواهند داشت و بالاخره در برابر امواج سهمگین تطمیع ها،


1) تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی (رحمه الله)، ص 7.

تهدیدها، فتنه ها و مشکلات اجتماعی تسلیم خواهند شد؛ چنان که نمونه های بسیاری آن در طول تاریخ بشری، تاریخ اسلام و تاریخ کوتاه و در معرض دید انقلاب اسلامی به چشم می خورد؛ حقیقتی که امام عزیز بارها آن را تذکر داده اند:

«خدا نکند پیش از آن که خود را بسازد جامعه به او روی آورد و در میان مردم نفوذ و شخصیتی پیدا کند که خود را می بازد، خود را گم می کند. قبل از این که عنان اختیار از کف شما ربوده شود، خود را بسازید و اصلاح کنید» (1).

بدین سان تعلیم، تهذیب و فرهنگ سازی، سه حلقه به هم پیوسته و متوازن می باشند که در صورت هماهنگ بودن، مسیر صحیح رشد و توسعه واقعی را نشان می دهند. این نکته در حدیث شریف امام صادق (علیه السلام) نیز به خوبی ذکر شده است:

وَ مَنْ تَعَلَّمَ وَ عَلِمَ وَ عَمِلَ بِمَا عَلِمَ دُعِیَ فِی مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِیماً فَقِیلَ تَعَلَّمَ لِلَّهِ وَ عَمِلَ لِلَّهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ ؛ که هر برای خدا علم بیاموزد و برای خدا به آن عمل کند و برای خدا به دیگران آموزش دهد در ملکوت آسمان ها از او به بزرگی یاد شود و گفته آید: برای خدا آموخت، برای خدا عمل کرد و برای خدا آموزش داد (2). این حدیث شریف الگوی روشنی را در زمینه فرایند فرهنگ سازی بر محوریت انسان سازی نشان می دهد. بنابراین گام های اصلی فرهنگ سازی بر اساس مبانی دینی را می توان به شرح زیر بیان نمود:

•

تعليم معارف اسلامی در لایه های مختلف (باورها، اخلاق و روش زندگی) ؛

•

تربیت انسان های فرهنگ ساز؛

•

طراحی روش فرهنگ سازی و پیگیری آن در قالب برنامه های نظام اسلامی.


1) همان، ص 184.

2) ميزان الحكمه، ج 8، ص 3965، حدیث شماره 13844.

فصل اوّل: هندسه مفهومی زیارت

اشاره

در این فصل، مفاهیم مؤلفه های اصلی فرهنگ زیارت شکافته شده، با تعمق در آن ها نگرش های اساسی آن ها بازتبیین می گردند. از این منظر، واژه های امامت و ولایت، شفاعت و توسل و شفاء و زیارت مورد توجه قرار گرفته و در پرتو نگاه توحیدی تحلیل و بررسی شده اند. این منظومه معرفتی فضای مفهومی زیارت را نشان می دهد که تشکیل دهنده یک مکتب تربیتی برای رشد انسان ها و تأمین کننده عناصر لازم برای فرهنگ زیارت خواهد بود.

1.مقدمه

در این بخش به تبیین مفاهیم اساسی مرتبط با زیارت پرداخته می شود؛ در این راستا زیارت فراتر از ملاقات تن ها، به ملاقات دل ها، فکرها و مراتب عالی تر وجودی، تطبیق داده می شود. کسی که به دیدار عزیزی می رود و او را در منزل یا محل کارش ملاقات می کند و از این ملاقات قصدی عبادی دارد، به زیارت او رفته است. کسی که در دلش یاد بزرگی را گرامی می دارد و با گام های فکر و اندیشه خودش به ملاقات روح و روان او رفته است و از این زیارت و

ملاقات قصدی عبادی دارد و از آن تأثیر می گیرد، به ملاقات و زیارت او رفته است. کسی که خود را در احاطه وجود اولیای الهی می بیند و آن ها را مشرف و ناظر خود می یابد، و اعمال و رفتار و توجهات خود را به گونه ای سامان می دهد که رنگ حیا و ادب عبادی می گیرد و در این دریای حضور، قصدی جز عبودیت و اصلاح خود ندارد، باز هم در حال ملاقات و زیارت است و ...

موارد یاد شده همه جلوه هایی از حقیقت زیارت است که معنایی عمیق و گسترده دارد. کیفیت زیارت و میزان تأثیر پذیری تربیتی از آن به گستره و عمق شناخت انسان از اولیای الهی برمی گردد. به همین دلیل در ادامه بحث به تبیین برخی از مختصات وجودی اولیای الهی و شئونات معنوی آن ها نظیر ولایت، شفاعت و کرامت های وجودی ایشان پرداخته می شود. هم چنین روش زیارت، آداب ظاهری و باطنی زیارت، مراتب زیارت و زیارت مطلوب در همین بخش مورد توجه قرار می گیرند، تا منظومه مناسبی از نگرش های دین نسبت به زیارت ارائه گردد. این بخش مقدمه و مبنای دو بخش بعدی است که در آن ها به تبیین آثار تربیتی زیارت و روش فرهنگ سازی مبتنی بر آن پرداخته می شود.

2.معانی لغوی و اصطلاحی زیارت

بررسی منابع معتبر لغوی نشان می دهد که برای زیارت معانی مختلفی بیان شده است که روح همه آن ها به یک حقیقت بر می گردد. در این قسمت بعد از مرور بخشی از مستندات مربوط به معنای لفظی، به تبیین معنای اصطلاحی و روح معنای زیارت پرداخته می شود؛ در ذیل عبارت زیارت، توصیفات زیر را در منابع لغوی می یابیم:

«دیدار کردن شخص بزرگ و محترم، بازدید کردن، به مشاهد متبرک و بقعه ها

رفتن، دعایی که به عنوان تشرف باطنی برای امامان و امامزاده ها و اولیاء خوانند» (1). «دیدار کردن از آرامگاه های ائمه و بزرگان دین یا مکان های مقدس به قصد کسب ثواب و تبرک» (2).

«زیارت نزد شیعه، حضوری روحی است و روحانیت بزرگ تر از آنِ مَزور است و نفسی است ممتاز و صفات قدسی او بر نفس زائر، افاضه می شود و او از آن بهره می جوید تا بعد از اضطراب به اطمینان و پس از شقاوت به سعادت و بعد از نا امیدی به امیدواری و پس از روی کردن به روشنی برسد» (3).

در دعا آمده است: اللَّهُمَّ اجعلنی مِنْ زُوَّارِكَ (4)؛ بار خدایا، مرا از زایران خویش قرار ده؛ یعنی از کسانی قرار ده که تو را قصد کرده اند.

«در اصطلاح دقیق، ملاقات کردن و دیدن و دیدار کردن از مشاهد مشرّفه، اعم از قبور اولیای الهی و مساجد و مکان های مورد عبادت حضرت حق جلّ و علا را زیارت گویند. زیارت حضور در مشهد است و تجلیل و تکریم شهید؛ یعنی جان باخته در راه خدا و زنده به حیات ابد» (5).

با توجه به معانی یاد شده می توان به یک اصل در باب زیارت رسید و آن این است که با عنایت به معنای زیارت - که ملاقات مظاهر و آیات برتر الهی همراه با قصد تقرب الى الله است - در هر یک از مراتب وجود و متناسب با مقتضیات آن و با ابزار و امکانات آن عالم که این ملاقات و تماس وجودی برقرار شود و


1) فرهنگ معین، ص 520؛ فرهنگ عمید، ص 749.

2) فرهنگ بزرگ سخن، ص 3921.

3) دائرة المعارف الاسلامية الشيعة، ج 13، ص 106.

4) مفاتح الفلاح، ص 42.

5) شوق دیدار، ص 18.

آثار ناشی از آن مبادله گردد و تأثیرات تربیتی بر وجود زائر ایجاد گردد، زیارت محقق شده است؛

عکس

شكل 5. مدل تصویری مؤلفه های مفهوم زیارت

3.موضوع زیارت

اشاره

یکی از مهم ترین مباحث در حوزه زیارت این است که چه چیزهایی موضوع زیارت قرار می گیرند؛ به عبارت دیگر، به فرض پذیرش حکمت ها و آثار پربار زیارت باید به زیارت چه چیزهایی برویم؟ منشأ این سؤال هم این است که ما در آداب عبادی و سنت های دینی خود طیفی از موضوعات را داریم که در مورد زیارت آن ها بحث شده یا به زیارت آن ها توصیه شده یا برای زیارت آن ها خواص و آثاری ذکر شده است. از این رو توقع این است که میان این موضوعات ارتباطی مفهومی برقرار باشد و مجموعه آن ها ذیل یک مدل نظری متقن هماهنگ گردند؛ نتیجه و انتظار طبیعی از این بحث نیز این است که رابطه مفهومی میان این زیارت ها کشف گردد.

مرور مرجع معرفت و اطاعت دین مبین اسلام یعنی قرآن کریم نشان می دهد که عالی ترین مرحله زیارت که بارها مورد توجه و تأکید قرار گرفته است و مبدأ و منشأ سایر مراتب زیارت می باشد حقیقتی به عنوان لقاء الله یا دیدار با خداوند سبحان است. بر اساس نگاه توحیدی هیچ اثری و هیچ ظهوری در عوالم وجود نیست مگر این که آن وجود و آن اثر ظهوری از وجه الله است. به همین دلیل است که اصل وجود موجودات و حرمت و قداست آن ها همه از خدای متعال است و به میزانی که مظاهر و آیات الهی از نور قداست، کرامت و حرمت از خدای متعال دریافت نموده باشند، به همان اندازه صاحب قدر و منزلت می شوند و می توان نسبت به آن ها اظهار حرمت و کرامت کرد. از این رو تکریم و تعظیم مظاهر و آيات قدسی خدای متعال در واقع تکریم و تعظیم فعل خداست، تعظیم و تکریم قداست و حرمت عزت الهی است.

درک این نکته به حدی است که هم فهم آن و هم رعایت شئونات آن از سوی خدای متعال به عنوان تقوای قلبی ذکر شده است:

ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ الله فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ (1)؛ و هر که شعائر الهی را تعظیم نماید، بداند که این امر به خاطر تقوای قلبی است که او دارد. بنابراین در مرتبه اول و در عالی ترین سطح، اساسی ترین موضوع زیارت، لقاء الله است که آرزوی همه عارفان و نور چشم اولیاء و انبیاء می باشد. مرور جملات زیر از ائمه معصومین به خوبی نشان می دهد که قلب نازنین آنان در عطش مستمر چه آرزویی می تپد و روز و شب ایشان، در انتظار چه آرمان بلندی


1) حج (22): 32.

سپری می شود:

... فَأَنْتَ لَا غَيْرُكَ مرادى وَ لَكَ لا لِسِوَاكَ سهرى وَ شهادى وَ لقاؤُكَ قُرَّةَ عَيْنِى وَ وَصَلَكِ مِنًى نَفْسِى وَ اليك شَوْقِي وَ فِي عَحبتكَ وَهَى وَ إِلَى هَوَاكَ صَبابتي وَ رِضَاكَ بغيتي وَ رُؤْيَتُكَ حَاجَتِي وَ جِوَارِكَ طلبي وَ قُرْبُكَ غَايَةُ سُؤْلِي وَ فِي مُنَاجَاتِكَ رَوْحِي وَ رَاحَتِي ... (1). لقاءالله (2)غایت معارف اسلامی و اعتقاد و امید داشتن به آن، کلید قبول اعمال و رسیدن به بارگاه ایمان حقیقی است و بدون آن، ایمان مؤمن نارس و ناقص خواهد بود. بنابراین عالی ترین مرتبه از زیارت، دیدار خداوند متعال است و تمامی زیارت های دیگر تنها در مسیر تقرب به خدای متعال یا به عنوان گامی در راه لقاءالله تعریف می گردند و به عنوان اسبابی در همین راستا تشریع شده، به همین سبب اعتبار می یابند، چنان که بدون در نظر گرفتن مسیر یاد شده، از هر گونه درجه ای از اعتبار ساقط می شوند، بلکه موجب افتادن انسان در ظلمات شرک نیز خواهند شد.

بر همین اساس، سطح و مرتبه هر زیارتی تابع میزان قربی است که به واسطه آن برای انسان زائر ایجاد می نماید و اصلی ترین زائر این میدان نیز وجود شریف رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است که سرتاسر زندگانی ایشان در بندگی و اطاعت و سیر به سوی خدای متعال سپری شد و همه زندگی اش حرکت یا حرکت دادن به سوی


1) مفاتيح الجنان، مناجات خمس عشره، مناجات المريدين (ارادتمندان).

2) البته باید اذعان نمود که کیفیت لقاءالله امری نیست که به راحتی بتوان آن را دریافت نمود. آن چه در این جا مورد تأکید قرار می گیرد، اعتقاد به این حقیقت به عنوان یک اصل مسلم در آیات، ادعیه و مناجات های معصومین (علیهم السلام) می باشد؛ برای مطالعه بیشتر در این زمینه به رساله لقاءالله، اثر استاد اخلاق و عرفان، مرحوم آیة الله ملکی تبریزی رجوع شود.

لقاءالله بود و در مراتب لقاء و دیدار محبوبش تا آن جا پیش رفت که نزدیک تر از آن ممکن نبوده و نیست؛ به تعبیر قرآن مجید در آیات 8 و 9 سوره النجم:

ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى؛ سپس آن قدر نزدیک شد که این نزدیکی مانند نزدیکی دو قوس یک کمان به هم گردید یا حتی نزدیک تر! زیارت در مراتب بعدی به آن چیزهایی تعلق می گیرد که بیشترین نسبت و ارتباط را با ذات اقدس الهی داشته باشد یا یادآور دیدار انسان با خداوند متعال باشد؛ بر این اساس، دیدار با انسان های کامل که آیات اعظم حضرت حق هستند، دیدار با انسان های وارسته و اولیای الهی به تناسب مقامات و مراتب عبودی آنان، دیدار و مواجهه با آن چه به اولیای الهی تعلق دارد و به تناسب ارتباط خود با خدای متعال می تواند رسالت اصلی دیدار را به جای آورد؛ نظیر اشیاء، مکان ها، زمان های کلیدی زندگی ،آنان، مثل زمان تولد، شهادت یا رحلت و حتی آیات طبیعی که به نحوی تداعی کننده نظم، حکمت، تدبیر و قدرت خدای متعال هستند، همه و همه ظرفیت زیارت را دارند. البته به شرطی که همه آن ها در پرتو نگاه توحیدی مورد توجه قرار گیرند. تأمل در ماجرای حضرت موسی در وادی طوی این نکته را روشن می کند که برای قلوب پاک نظیر انبیای الهی همه عالم، مدرسه ربوبی است همه آیات، مظهر ربوبیت هستند؛ لذا در آن ماجرا حضرت موسی (علیه السلام) از درخت صدایی می شنود که:

فَلَا أَتَاهَا نُودِى يَا مُوسَى * إِنِّى أَنا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ المُقَدَّسِ طُوًى (1)؛ پس وقتی که به آن جا آمد ندا داده شد: ای موسی! به درستی که من پروردگار تو هستم، کفش هایت را برکن که تو در وادی مقدس طوی هستی!


1) طه (20): 11 و 12.

این حکایت عبرت انگیز نشان می دهد که اعتبار نگاه قدسی به آیات و نشانه ها به نگاه بندگان بر می گردد، چنان که اگر این نگاه توحیدی و برخاسته از قلب پاک از اغیار باشد، انسان همه عالم را آیات الهی می بیند و عالم برای او وادی طوی می شود، هستی مدرسه و کارگاه تربیتی می گردد و همه چیز در این میان، نقشی بر اساس نقشه ربوبیت خدای سبحان ایفا خواهند نمود. از این رو معیار اساسی در زیارت بندگان خدا، اشیای متعلق به آنان، زمان های منتسب به آنان و ... داشتن و حفظ نگاه توحیدی است؛ در غیر این صورت تقدیس مخلوقات و موجوات عالم بدون توجه به ربط و نسبت آن ها با خدای متعال به شرک خواهد انجامید؛ نه تنها منشأ آثار پر برکت نخواهد بود که موجب آتش دوزخ نیز خواهد گردید.

آیات و نشانه های متبرک

عکس

شکل 6. مراتب موضوعات زیارت

با توجه به این مبنا می توان بندگان برگزیده خداوند، برنامه ها و شعایر الهی، مکان ها و زمان های مورد تأکید خدای متعال برای تعظیم و تقدیس را به تناسبی که یادآور لقاء و دیدار با حضرت رب العالمین باشند، موضوع برای زیارت، توجه، تبرک جستن، اثر پذیری و ... دانست، مثل:

•

زیارت اولیای الهی در زمان حیات و قبور آنان بعد از مرگ؛

•

زیارت علماء و وارستگان در زمان حیات و قبور آنان بعد از مرگ؛

•

زیارت مکان ها، اشیاء و زمان های منتسب به آنان چه در زمان حیات و چه بعد از آن و ...؛

•

دیدار با آیات و نشانه های موجود در هستی با دید توحیدی و به منظور فهم اسرار ربوبیت و ...

در این جا به ذکر برخی از عناوین یاد شده پرداخته، برخی مستندات دینی دال بر آن ها از باب تیمّن و تبرک مرور خواهد شد.

3-1.زیارت بندگان خداوند متعال

انبیای الهی، یاران و اصحاب آنان، ائمه معصومین و فرزندان و اصحاب آنان، شهدای راه خدا، علما و تربیت شدگان مکتب انبیا و اولیای الهی، و دوستداران آنان از جمله کسانی که در طریق تبعیت و پیروی از آنان هستند، همه می توانند موضوع زیارت بندگان خدا قرار گرفته، با قصد تقرب و تمنای تأثیرپذیری از بركات وجود آنان زیارت شوند.

3-2.اشیای منتسب به اولیای الهی

در قرآن مجید شفای چشم حضرت یعقوب پیامبر به سبب تماس با پیراهنی

که از سوی فرزند ایشان یوسف پیامبر ارسال شده بود به عنوان یک آیت و استدلال قرآنی بر این امر می باشد که اشیای منتسب به خدای متعال و اولیای او منشأ اثر بوده، می توانند مورد توجه بندگان خدا قرار گیرند، تا از طریق این توجه تأثیرات موجود در ذات آن را جلب و آثار تربیتی آن را کسب نمایند؛ آن جا که خدای متعال در آیه 93 سوره یوسف می فرماید:

اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ ؛ این پیراهنم را به همراهتان ببرید و بر صورت پدرم بیفکنید، بصیرتش را به دست خواهد آورد؛ آن گاه با همه خانواده تان به نزد من بیایید. علاوه بر این ها تأمل در آیات مربوط به حضرت موسی نشان می دهد که چگونه با عنایت خدای متعال عصای ایشان که تا قبل از آن توجه، چوبی بیش نبود به یک آیت الهی تبدیل شد و منشأ آثار گردید، به گونه ای که خدای متعال به دست حضرت موسی و به سبب همین عصا بساط امپراتوری فرعون را برچید. این امر نشانۀ این حقیقت است که آن چه در مدار توحید و ربوبیت قرار گیرد مقدس می گردد و منشأ اثر خواهد شد و می تواند مورد توجه بندگان خدا قرار گرفته از آن کسب آثار تربیتی و معنوی نمایند.

3-3.زمان های منتسب به اولیای الهی

برای زمان های منتسب به اولیای الهی نیز دقیقاً مانند اشیای متعلق به آنان می توان موضوع را گسترش داد. فلسفه تعریف ایام الله در قرآن مجید و تشریع آداب قابل توجهی که در مورد گرامی داشت و تعظیم ایام خاص وارد شده است، دقیقاً همان است که در قسمت قبلی مورد بحث قرار گرفت؛ یعنی انسان بایستی در ظرف ایام خاص، به محتوا و حقیقت آن ها توجه کند که به منزله توجه به ولیّ

خدا و صفات و شئونات معنوی آن هاست و بر بال توجه به صفات ولیّ خدا و از رهگذر اثرپذیری از آثار ربوبی به ودیعت نهاده در وجود ایشان، به خود خدای متعال متوجه و متصل گردد. اگر انسان در هر یک از حلقه های مزبور متوقف گردد در راه مانده است و به مقصد نخواهد رسید. از این رو کسی که به رشته ای از رشته های ربوبی متصل می گردد نباید از سر رشته و مبدأ آن غفلت نماید که در غیر این صورت به عقوبت خدای متعال دچار خواهد شد؛ حکمی که خداوند سبحان برای تمامی عطایای الهی آن را امضاء نموده است:

وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ (1)؛ و متوجه این حقیقت باشید که خدای متعال اعلان نموده است اگر شکر کنید به طور قطع بر شما افزون می کنیم، ولی اگر کفران کنید بدانید که عذاب من بسیار شدید خواهد بود. در این جا شکر نعمت، منشأ ازدیاد نعمت و ناسپاسی آن، دلیل عقوبت شدید دانسته شده است. توجه به معنای شکر نشان می دهد که حقیقت شکر این است که انسان نعمت را از صاحب آن بداند و انتظارات صاحبش را نسبت به آن برآورده نماید.

بررسی کتب آداب و برنامه های عبادی نشان می دهد که خدای متعال برای بسیاری از ایام در مسیر تقرب به خودش حساب ویژه ای باز کرده و در ظرف آن ها شرایط مناسبی برای پذیرش ادعیه، استغفار و سرشار شدن از آثار عبادات قرار داده است؛ نظیر ایام و لیالی قدر، اعیاد فطر، قربان و مبعث.

از این رو انتظار می رود هر انسان مسلمان و مؤمنی برنامه طراحی شده دین را


1) ابراهیم (14): 7.

برای عبادت و بندگی با آغوش باز بپذیرد و خود را با طرح و برنامه الهی در این زمینه همراه نماید، تا از آثار و برکات ویژه آن بهره مند شود.

3-4.مکان های بزرگ زیارتی در جهان اسلام

بر اساس نگاه توحیدی همه مخلوقات موجود در نظام تکوین، آیات و نشانه های خدای متعال هستند. در این میان هر یک از آیات که انسان را بیشتر به ياد شئون الهى بیندازد از تقدس و رتبه بالاتری برخوردار است. گرچه انسان به عنوان آیت عظمی و خلیفه الهی ظرفیت بیشتری را برای معرفی خدای متعال دارد، اما مکان ها، زمان ها، و اشیاء نیز به تناسب ظرفیت خود می توانند نقش یادآوری و ذکر حق را ایفا نمایند. شاید بر همین اساس است که قرآن مجید سیر در آیات و انفس را از جمله راه های معرفت الله می داند:

سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ هُمْ أَنَّهُ الحَقِّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (1)؛ به آنان آیات خود را در آفاق و جان ها نشان خواهیم داد، تا برایشان محقق شود که فقط اوست حق، ... چنان که بیان شد هر یک از آیات الهی که ظرفیت بیشتری در یادآوری شئون ربوبی داشته باشد از قداست و حرمت بیشتری برخوردار است. به همین دلیل دستور به تکریم و تعظیم آن نیز بیشتر وارد شده است. در این میان مکان های زیارتی به مناسبت های مختلفی دارای این امتیاز شده اند که به عنوان مکان های مقدس موضوع زیارت قرار گیرند؛ مکه، مدینه، نجف، کربلا، کاظمین، سامراء، مشهد و قم از جمله مکان های زیارتی هستند که هر یک به تناسبی این ظرفیت


1) فصّلت (41): 53.

قدسی را پیدا کرده اند که محل ذکر و یاد الهی قرار گرفته، نظر بندگان را به خدای متعال معطوف نمایند:

امام صادق (علیه السلام) فرمود: إِنَّ الله حَرَماً وَ هُوَ مَكَةُ وَ لِرَسُولِهِ حَرَماً وَ هُوَ المدينة و لأميرِ الْمُؤمِنينَ حَرَماً وَ هُوَ الكُوفَة وَ لَنا حَرَماً وَ هُوَ قُمْ وَسَتُدْفَنُ فِيهِ امْرَأَةٌ مِنْ وُلدى تُسَمّى فاطِمَة مَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّة (1)، براى خدا حرمی است و آن مکه است، برای رسول خدا حرمی است و آن مدینه است، برای امیرمؤمنان نیز حرمی است و آن کوفه است، اهل بیت را حرمی است و آن قم است. به زودی بانویی به نام فاطمه از فرزندان من در آن جا به خاک سپرده می شود که هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می شود.

مکه خاستگاه دین و قبله مؤمنان و زادگاه سیدالمرسلین است. از این رو به عنوان مرکز بندگی خدا تقدس یافته، مهم ترین شهر زیارتی مسلمانان می باشد. در این شهر مقدس حرم امن الهی و خانه خدا قرار دارد و حج عظیم ترین برنامه زیارتی و عبادی عمومی اسلام در همین شهر برگزار می شود.

مدینه نیز که در آن مسجدالنبی و حرم رسول الله (صلی الله علیه و آله) و مدفن و زیارتگاه چهار امام شیعیان (امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) در قبرستان بقیع قرار دارد، از جمله شهرهای مهم زیارتی و مقدس جهان اسلام به شمار می رود. (2)

بیت المقدس و مسجد الاقصی محل تلاقی سه دین بزرگ آسمانی، یعنی اسلام


1) بحار الأنوار، ج 47، ص 317.

2) مجموعه مقالات هم اندیشی زیارت، «نقش مکان های زیارتی در هم بستگی اسلامی»، محسن جان پرور و اکرم تقی زاده ساروکلایی.

و مسیحیت و یهود می باشند و از مقدس ترین و مهم ترین مکان های زیارتی روی زمین هستند. قبله اول مسلمانان در این شهر بوده است. هم چنین این شهر مقدس، محل عروج حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده و معبد حضرت سلیمان (علیه السلام) نیز در این شهر قرار داشته، و محل عبادت حضرت عیسی (علیه السلام) (1)نیز بوده است. بدین سبب هم برای مسلمانان و هم برای مسیحیان و یهودیان از مقدس ترین مکان ها محسوب می شود.

شهرهای نجف و کربلا نیز که محل دفن حضرت امیرالمؤمنین و محل شهادت و دفن حضرت اباعبدالله و یاران شهیدش می باشند از مهم ترین شهرهای زیارتی شیعیان در عراق به شمار می آیند که هر ساله میلیون ها نفر برای زیارت به این دو مکان مشرف می شوند.

شهر کاظمین که در شمال غربی بغداد واقع شده، شهری کوچک و قدیمی است که بیشتر اهالی آن را شیعیان تشکیل می دهند؛ هم اکنون به سبب وسعت یافتن شهر بغداد ،کاظمین به این شهر متصل شده است. این شهر نیز که مدفن امام کاظم و امام جواد (علیه السلام) می باشد از مراکز مهم زیارتی شیعه محسوب می گردد (2).

از آن جا که این شهر در مرکز سیاسی کشور عراق واقع گردیده، می تواند نقش مهمی در برقراری و توسعه روابط مسالمت آمیز و وحدت بخش میان شیعیان و اهل سنت در این کشور داشته باشد.

یکی دیگر از شهرهای زیارتی شیعیان در عراق سامرا می باشد که محل دفن


1) همان.

2) راهنمای عتبات مقدسه و اماکن باستانی عراق، ص 30.

دو امام معصوم دیگر یعنی امام هادی و امام عسکری (علیهما السلام) است. این شهر نیز یکی دیگر از سرزمین های متبرکی است که دوستداران اهل بیت برای کسب فیوضات معنوی از سرچشمه ولایت همواره به سوی آن روان می شوند و خود را در فضای آن سرشار از آثار ولایی می نمایند.

مشهدالرضا به لحاظ جمعیتی و این که در کشور شیعی ایران قرار دارد از جنبه های مختلف سردمدار جهان اسلام، به ویژه شیعیان بوده و از قدرت بالای ژئوپلیتیکی در میان کشورهای جهان اسلام برخوردار است. بر این اساس می تواند نقش ایران در اتحاد و هم بستگی بین جهان اسلام، به ویژه جایگاه شهر زیارتی مشهدالرضا را به خوبی نشان دهد.

قم نیز محل دفن حضرت فاطمه معصومه (علیه السلام) می باشد، که به سبب روایات معصومین (علیهم السلام) قداست و اهمیت خاصی یافته است و در حال حاضر به عنوان پایگاه حوزۀ علمیه و مرکز تولید معارف شیعی و تربیت علمای دین شناخته می شود.

4.حکمت های زیارت در بُعد فردی

دیدار با امام معصوم و چشیدن طعم وجود ایشان در گرو توجه و همراهی و تبعیت از امام در سلوک الی الله است؛ امام وجودش به خدا پیوسته است و زائر نیز باید بعد از زیارت وجودش سرشار از ذکر و یاد محبوب گردد. اگر چنین امری تحقق یابد، فلسفه وجودی امام که هدایت و دستگیری از بندگان در صراط مستقيم الى الله است محقق شده است و زائر نیز از دیدار امام که آیت عظمای الهی است بهره واقعی را که رسیدن به مقام ذکر و معرفت الهی است، را کسب نموده است.

بر اساس آن چه درباره معنای اصطلاحی زیارت یاد شد، می توان فهرستی از حکمت های زیارت را به شرح زیر ارائه کرد:

•

زيارت عامل اتصال به کامل است: زیارت پیوست بین کامل و کسی است که کمال را می خواهد (1).

•

زیارت زمینه ساز تعظیم شعایر الهی و تکریم اولیای خداست: زیارت شخصیت های بزرگ، جاودان سازی یادشان و برجسته سازی رسالت های آنان در اذهان است (2).

•

زيارت فضای دست یابی تقواست: زیارت آن بزرگواران (معصومان) به عنوان اولیاءالله و درخواست از آنان به عنوان شفیعان درگاه الهی و بندگان شایسته پروردگار، عین توحید و یکتاپرستی است، و سبب پرورش روح تقوا و ایمان است (3).

•

زیارت عمل به امر صریح خدای متعال در قرآن است: محبت کردن به امامان معصوم یک دستور الهی است و نیز کسی که آنان را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و دشمنان آنان در ردیف دشمنان خداوند هستند (4).

•

زیارت زمینه ساز بهره مندی از ذخایر الهی است: خداوند خطاب به حضرت آدم می فرماید: اهل بیت پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) بهترین مخلوقات من می باشند که به سبب وجود آنان به بندگان ثواب و عقاب داده می شود و باید در درگاه من به آنان توسّل جُست و هر گاه دچار مشکل شدی این وجودها را نزد من شفیع قرار ده و


1) الزيارة فى الكتاب و السنة، ص 83.

2) همان، ص 84.

3) مفاتیح نوین، ص 207.

4) مفاتیح الجنان، بخشی از زیارت جامعه کبیره.

به وسیله آنان طلب حاجت نما و من سوگند یاد کرده ام هر کس ایشان را در درگاه من شفیع خود قرار دهد و به وسیله آنان نیاز خود را مطرح کند، درخواستش را اجابت کرده، شفاعت آنان را بپذیرم (1).

• زیارت موجب سنخیت با اولیای الهی است: رسیدن به مقامات معنوی و کمالات ملکوتی، بدون دوستی اولیای الهی امکان پذیر نمی باشد و پذیرش اعمال هر مسلمان در گرو محبت و ولایت اهل بیت خواهد بود؛ به گفته مولوی:

هر که خواهد هم نشینی با خدا *** او نشیند در کنار اولیا

زیارت فضای پرورش روح است: حرم های شریف و مشاهد متبرک، محل تردد فرشتگان، ارواح انبیاء و اولیاء و محل حضور روح زیارت شونده است. به همین دلیل در این فضای معنوی زائر یک نوع پالایش و پاکی را در خود احساس می کند و دعایش در مظان استجابت قرار می گیرد.

• زیارت زمینه ساز بازگشت به سوی خداوند متعال است: توبه و بازگشت صادقانه و همراه با عزم عملی به درگاه الهی مهم ترین ابزار و راهبرد تربیتی و اصلاحی در همه زمینه های فردی و اجتماعی است که اسرار و کارکرد آن متأسفانه مورد توجه قرار نگرفته است. فضای حرم اولیای الهی به سبب وجود عوامل معنوی و مادی مناسب، بهترین بستر همه جانبه را برای توبه و بازگشتی موفق به درگاه الهی فراهم می نماید و ...

1) تفسیر جامع، ج 1، ص 148.

عکس

شکل 7. برخی از حکمت های فردی زیارت

5.حکمت های زیارت در بُعد اجتماعی

زیارت در بُعد اجتماعی و فرهنگی هم حکمت های متعددی دارد که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

•

زیارت از عوامل مهم هویت بخشی جامعه است: زیارت از مهم ترین عوامل شکل گیری، تقویت و تعمیق هویت های جمعی و در نتیجه راهبردی مهم برای مهندسی فرهنگ دینی جامعه است. همواره انبوهی از بندگان خدا در فضایی دور از خودبینی و خودخواهی، سبک بار به سوی آرمان های معنوی حرکت می کنند؛ در این فضای محفوف به حضور فرشتگان و توجهات معنوی، دل هایشان به خوبی با هم پیوند می خورد و امکان رسیدن به باورهای مشترک، تأدب به ارزش های معنوی مشترک و تأسی به سنت ها و آداب دینی مشترک فراهم می شود.

•

زیارت مظهر و کانون نمادسازی دینی است: حضور انبوه زائران مشتاق از سرتاسر جهان اسلام در اماکن متبرکه موجب ایجاد زیر ساخت های وسیع و

برگرفته از نمادهای تمدن اسلامی می گردد؛ این امر در تعمیق و دوام فرهنگ اسلامی نقشی اساسی دارد. بررسی روند توسعه عمرانی و سخت افزاری فضای متعلق به آستان قدس رضوی در سال های بعد از انقلاب اسلامی شاهدی بر این امر است.

•

زیارت زمینه ساز تعظیم شعایر و مناسبات دینی در جامعه است: حضور هم زمان تعداد قابل توجه زائران مشتاق معنویت در اماکن متبرکه زمینه بسیار مناسبی برای نهادینه کردن برنامه ها و شعایر اسلامی است؛ برگزاری نمازهای جماعت گسترده و در اول وقت، پایبندی به رعایت حریم های اخلاقی دین، نظیر حفظ حجاب در محیط حرم، برگزاری مناسبت های اسلامی، نظیر اعیاد و وفیات اولیای الهی، یا نمازهای اعیاد فطر و قربان، یا نماز جمعه در اماکن متعلق به آستان قدس رضوی همگی اجزای لازم برای مهندسی فرهنگ دینی هستند که در صورت قرار دادن آن ها در کنار سایر عوامل لازم و متصل کردن آن ها با شبکه عوامل مرتبط، مؤثرترین امکانات و عوامل فرهنگ سازی را فراهم می آورند (1).

•

زيارت فضای تعاون و تعامل فرهنگی و اجتماعی را رونق می بخشد: حضور انبوه زائران در کنار هم دیگر عالی ترین شرایط را برای تربیت دینی فراهم می آورد؛ چرا که ایجاد فضای تعاون و تبادل احساس مشترک، هم افزایی معنوی و مادی، ایجاد جریان خدمت صادقانه و خالصانه به زوار و هم چنین تماس لایه های مختلف جامعه در فضایی پاک و به دور از سطح بندی های اجتماعی، مناسبت ترین شرایط تأثیر پذیری را فراهم می نماید.

•

زیارت کانونی برای الگوسازی و سیستم سازی دینی است: کانون بسیار گسترده اماکن زیارتی مناسب ترین شرایط را برای طراحی مجدد و بهینه سازی سیستم های


1) در بخش فرهنگ سازی مبتنی بر زیارت، عوامل و روش های مربوط به این امر یاد خواهد شد.

اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر مبنای معارف دین و در نتیجه ایجاد تغییرات سازنده در مناسبات اجتماعی را فراهم می آورند.

عکس

شکل 8. برخی از حکمت های اجتماعی زیارت

علاوه بر موارد یاد شده، تقدس بخشی به فضای جامعه، ایجاد فضای تولید علم و معنویت و مهیا نمودن بستری مناسب برای تولید تجربه های معنوی نیز از مهم ترین آثار و حکمت های تشریع زیارت به عنوان یک عبادت برجسته می باشد. همه این امور اماکن زیارتی را به سامانه های منحصر به فرد تقویت ایمان به غیب و خدای متعال تبدیل نموده است که در چارچوب الگوی توسعه اسلامی یکی از مؤلفه های مهم و منحصر به فرد می باشد.

6.مراتب زیارت

اشاره

زیارت به عنوان یک برنامه عبادی دارای مراتب مختلفی است. از آن جا که زیارت به ملاقات و ارتباط وجودی با اولیای الهی، مظاهر خدای متعال و در مرحله عالی تر وجه الله تطبیق داده شد، به تناسب قوای ادراکی انسان که ابزار ملاقات و زیارت هستند، می توان برای زیارت مراتب وجودی تصور نمود که مهم ترین آن ها به شرح زیر می باشند:

•

زیارت در عالم طبیعت و با ابزار ادراکی طبیعی، نظیر چشم و گوش؛

•

زیارت در عالم مثال و برزخ نظیر دیدار در رؤیاهای صادقه و مکاشفات مثالی؛

•

زیارت در عالم قیامت و با مرتبه مجرد وجود انسان؛

•

زیارت در مراتب عالی تر وجود و دیدار با اسماء الهي و وجه الله؛

زیارت در عالم طبیعت با ابزار و قوای ادراکی ظاهری انجام می پذیرد؛ نظیر کسی که با استفاده از وسایل حمل و نقل به زیارت یکی از اولیای الهی مشرف می شود؛ به دیدار او می رود، سخنانش را می شنود و از حضورش به صورت حسی بهره می برد.

زیارت در عوالم مثالی و با قوای مثالی انسان نظیر چشم و گوش برزخی صورت می گیرد؛ نظیر کسی که یکی از اولیای الهی را در رؤیای صادقه ای زیارت می کند و در همان عالم سخنانش را می شنود، او را با دیده مثالی خود می بیند، عطر وجودش را با شامه برزخی احساس می کند و در این فضا با او هم نشین می شود.

زیارت در عوالم مجرد با قوای عقلانی و قلب منور به نور ایمان اتفاق خواهد افتاد؛ در چنین احوالی سالک الی الله موفق به دریافت فیوضاتی از مزور می گردد که هیچ ظرف ادراکی طبیعی و مثالی را یارای تحمل آن نیست، ادراکی که فقط

در ظرف دل های پاک و شرح یافته از نور اسلام و ایمان جای می گیرد.

أَفَمَن شَرَحَ اللهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَام فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِن رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَة قُلُوبُهُم مِن ذِكْرِ الله أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِين (1)؛ آیا کسی که خداوند سینه اش را برای اسلام گشاده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته هم چون کوردلان گمراه است؟! وای بر آنان که قلب هایی سخت دارند و ذکر خداوند بر آن ها اثر ندارد! آن ها در گمراهی آشکاری هستند! با عنایت به مخاطبان این اثر، از شرح مراتب بالاتر زیارت پرهیز می شود و فقط به آن ها اشاره ای صورت خواهد گرفت، ولی درباره مراتب عمومی زیارت که موضوع برنامه های فرهنگ سازی است، تا حدی به موضوع بسط داده خواهد شد. در ادامه، به معرفی مبانی و آثار زیارت در هر یک از مراتب یاد شده پرداخته می شود.

عکس

شكل 9. مراتب زیارت به تناسب مراتب وجود و قوای ادراکی انسان


1) زمر (39): 22.

6-1.زیارت اولیای الهی در حیات طبیعی

اولین سطح و مرتبه از زیارت، زیارت وجود شریف اولیای الهی در طول حيات طبیعی آنان است. این مرتبه از زیارت در دوران زندگی آنان در دنیا واقع می شود که لازمه آن هم طی مسیر برای دیدن امام یا ولیّ خدا و کسب توفیق ملاقات حضوری ایشان است. بهره مندی عینی از دیدار ایشان، شنیدن سخنانشان یا درک اعمال و رفتار آنان، از آثار ملاقات با بندگان صالح خداست. کسانی که خالصانه محضر اولیای الهی را درک نموده اند بی تردید از سرچشمه پرفیض وجود ایشان بهره های بسیاری برده اند؛ لحظه های دیدار با اولیای خاصّ الهی، لحظه های حیات حقیقی و لحظه های زندگی آرمانی است.

در تاریخ صدر اسلام نقل شده است که محضر پیامبر مکرم اسلام آن قدر سرشار از پاکی و لطافت و معنویت بوده است که یاران در حلقه دیدار ایشان، خود را مشرف به ملکوت و حقایق عالم غیب می یافتند و وقتی که از حضور ایشان خارج می شدند با تماس و دیدار با انسان های معمولی و خانواده خود، در قلب های خود احساس کدورت می کردند. از این رو در خود یک حالت دوگانگی می یافتند که نکند این امر از آثار نفاق باشد. در این جا به برخی از ملاقات های سرنوشت ساز در تاریخ اسلام پرداخته می شود تا معلوم گردد که نگاه و نفس اولیای الهی با افراد مستعد چه می کند و وجود آنان را چگونه از وادی های حیرت رهایی داده، به عوالم نور هدایت می کند.

برخی از دیدارهای سرنوشت ساز

بشر حافی مردی عیاش و به دور از اخلاق بود، دستورات الهی را زیر پا

می نهاد و از انجام هیچ گناهی دریغ نداشت. روزی امام کاظم (علیه السلام) در مسیر خود، نزدیک منزل بشر رسید، صدای آواز و موسیقی از درون منزلش به گوش می رسید. کنیزکی برای ریختن خاکروبه و آشغال های منزل به درِ منزل آمده بود. امام (علیه السلام) رو به آن کنیز فرمود: صاحب این منزل عبد است یا آزاد؟

کنیزک در جواب عرض کرد: آقا! او خود صاحب چندین عبد و نوکر است، این چه سؤالی است؟

حضرت فرمود: آری، اگر بنده و عبد بود این گونه نبود و صدای آواز از خانه اش بر نمی خاست و علیه مولایش قیام نمی کرد.

وقتی کنیز بازگشت مورد بازخواست قرار گرفت که چرا دیر کردی؟ وی ماجرا را بازگو کرد. بشر با شنیدن ماجرا، با پای برهنه از خانه بیرون دوید و به دنبال امام (علیه السلام) حرکت کرد و سرانجام با یک مهاجرت حقیقی در جمع مهاجران الی الله قرار گرفت. به همین سبب او را بشر حافی؛ یعنی بشر پابرهنه نامیدند و به این نام شهرت یافت (1).

ماجرای دوم که در تاریخ عاشورا نقل شده مربوط به ملاقات سرنوشت ساز زهیر بن قین با حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) است. زهیر در میان قوم خود مردی شریف بود و در کوفه زیست می کرد. او مردی شجاع بود و در جنگ ها، همواره به نام آوری شهرت داشت. زهیر فرزند قین بجلی از یاران رسول خدا بود؛ اما پس از رحلت پیامبر و بر اثر تبلیغات وسیع معاویه می پنداشت که امام علی (علیه السلام) در ریختن خون عثمان سهیم بوده است. از این رو نسبت به امام علی (علیه السلام) و


1) گفتارهای معنوی، شهید مطهری، ص 261.

فرزندانش علاقه ای نشان نمی داد. گفته اند او به عثمان بن عفان ابراز مودت می کرد؛ اما بر ما روشن نیست که او تا کجا و چه مقدار از اهل بیت روی گردان بوده است. هر چه بود او به دست سالار شهیدان حسین (علیه السلام) در راه کربلا گام نهاد. او در این راه جان خود را نثار کرد و سخت مورد اعتماد امام بود؛ به گونه ای که امام او را به فرماندهی جانب راست سپاه خود منصوب فرمود. امام گاه او را برای احتجاج، به سوی لشکر دشمن می فرستاد. امام به او مأموریت سخن گفتن داده بود. او در وقت نماز ظهر به امر امام سپر جان آن حضرت شد. ماجرای دیدار سرنوشت ساز زهیر بن قین را با امام چنین روایت کرده اند:

«کاروان امام به زرود رسیده بود، کاروانیان همه بارها را گشوده بودند تا قدری بیاسایند. زهیر از سفر حج به سمت کوفه باز می گشت. مقصد او با امام حسین (علیه السلام) یکسان بود و وجود آب و آبادی او را آرام آرام به زرود کشانیده بود. از قضا امام حسين (علیه السلام) هم در همان منطقه، نزدیک خیمه زهیر بار نهاده بود. زهیر در طول سفر، خود را از امام حسین (علیه السلام) و یارانش پنهان می کرد تا مبادا او را به جهاد تکلیف کنند؛ اما روز موعود فرا رسیده بود. او با گروهی از بستگان و یاران بر سر سفره غذا نشسته بود که ناگاه سفیر امام سر رسید و زهیر را فرا خواند. زهیر غافلگیر و درمانده شده بود. همسر او زهیر را از تحیّر به درآورد و گفت: منزّه است خدا، آیا پسر پیامبر کسی به سوی تو می فرستد، ولی تو او را بی پاسخ می گذاری؟ برخیز تا دریابی ذریّه پیامبر چه درخواستی دارد و سپس برگرد.

زهیر از جای برخاست و به خدمت امام شرفیاب شد. ابی مخنف نوشته: دلهم همسر زهیر، دختر عمرو برای من حکایت کرد: مدت زمانی نگذشته بود که زهیر با سرعت و با صورتی برافروخته و شادمان به سوی یارانش بازگشت و دستور داد خیمه اش را جمع کنند و آن را به طرف خیمه امام حسین (علیه السلام) و یارانش منتقل و در آن جا بر پا کنند؛ سپس رو به من کرد و گفت: تو را طلاق دادم، به خویشان

خود ملحق شو، دوست ندارم که به سبب من به تو مصیبتی رسد، تنها خیر شما را خواهانم». (1)

از این ماجراها مشخص می گردد لحظات دیدار با اولیای الهی لحظاتی است که روح انسان از رهگذر توجه به عالی ترین وسایط الى الله به خدای متعال نزدیک تر می شود و با آنان سنخیت می یابد؛ اگر این برنامه مستمر باشد و نسبت به حفظ حال سنخیت با اولیای الهی مراقبتی مناسب صورت پذیرد، به تدریج روح انسان های معمولی نیز دچار تحول و تبدل وجودی شده، با اثر پذیری از روح بلند و متعالی اولیای الهی به تدریج از ذنوب و سنگینیِ دلبستگی به دنیا سبک بار خواهد شد و رنگ معنویت و تعالی به خود خواهد گرفت.

به همین دلیل است که خدای متعال در قرآن کریم به صبر در همراهی با اولیای الهی دستور می دهد و به بندگان خود توصیه می کند تا با اهل عبادت و ذکر همراهی داشته باشند و به هیچ قیمتی محضر آنان و توفیق همراهی با ایشان را از دست ندهند.

وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِى يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الخيوةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا (2)؛ جانت را وادار تا با کسانی باشی که صبح و شب خدا را می طلبند و در تمنای وجه او هستند و نگاهت را از آنان بر مدار، که زینت زندگی مادی را به دست آوری، و از کسی که قلبش را غافل کردیم و خواهش های نفسانی اش را تبعیت می کند اطاعت مکن، و او کسی است که دچار افراط شده است.


1) الارشاد، ج 2، ص 72 و 73.

2) کهف (18): 28.

امام در ملاقات با بندگان مشتاق الهی در شکل های مختلفی ظاهر می شود و بر حسب شرایط و حال افراد، تأثیرات لازم را بر وجود آنان می گذارد. هادی، معلم، طبیب روحانی، معمار آسمانی فرهنگ و جامعه دینی و ... شکل های گوناگون ظهور امام هستند. بر همین اساس آثار ملاقات معصومین را می توان در عناوین زیر خلاصه کرد:

•

معرفت اندوزی؛

•

فراگیری عملی آداب وسنت های عبودی؛

•

کسب فضایل اخلاقی و نیروی اعراض از رذایل اخلاقی؛

•

کسب سنخیت با عوالم قدس و قرب؛

•

...

بررسی مستندات قرآنی و روایی شیعی نشان می دهد که در تعالیم اسلامی چیزی مؤثر تر از حضور در محضر اولیای الهی برای هدایت و تربیت بندگان خدا وجود ندارد، از این رو بندگان خدا همواره توصیه شده اند تا امام و پیشوای خود را بشناسند و به آنان اقتدا کنند، و به همین دلیل است که جامعه اسلامی در زمان غیبت اختیار و عنانش را باید در دستان ولیّ فقیه عادلی قرار دهد که جانش در پرتو تعالیم آسمانی قرآن مجید به رشد و توانایی هدایت جامعه رسیده و ظرفیت پاسخ گویی به نیازهای مادی و معنوی بندگان خدا را داشته باشد و از همین روست که هیچ چیز هم ارزش با انتظار فرج برای ظهور امام عصر (علیه السلام) نیست و زمین با حضور ایشان دوران شکوفایی واقعی خود را تجربه خواهد کرد.

در مدل تصویری زیر نمودار زیارت و آثار معنوی آن در دنیا و آخرت نشان داده شده است.

عکس

شکل 10. زیارت و سطوح آثار معنوی آن

6-2.زیارت برادران دینی در حیات طبیعی

بسط معنا و مفهوم زیارت یکی از راهبردهای اشاعه آثار زیارت و در نتیجه فرهنگ سازی مبتنی بر این حقیقت است. در این قسمت با الهام از روایات معصومین (علیهم السلام) ملاقات برادران دینی به عنوان یکی از مصادیق مهم زیارت مورد بحث قرار می گیرد.

در منابع دینی علاوه بر آثاری که بر زیارت معصومین (علیهم السلام) مترتب می باشد، برای زیارت بندگان مؤمن و سالکان الی الله و حتی برای برادران ایمانی نیز به تناسب مقام و منزلت ایمانی آنان آثار و نتایج پرباری ذکر شده است. کسب فیض از محضر استادان برجسته، ملاقات با اهل تهذیب و اخلاق و دیدار با دانشمندان و بزرگان در هر رشته ای همواره موجب رشد و تربیت های روحی و روانی است که همه این پدیده ها را می توان در همین چارچوب ارزیابی نمود بی گمان آثار و ثمرات آن نیز تابع مقام معنوی مزور و لطافت وجودی و اخلاص زائر می باشد.

در تعالیم اسلامی احادیث و روایات فراوانی و در ابوابی متعدد، ناظر به همین حقیقت صادر شده اند. ابوابی نظیر حضور در مجالس اهل علم، مباشرت با اهل ایمان، پرهیز از مباشرت با فساق، پرهیز از تلبس به لباس کفار و مشرکان و ... همگی در همین راستا قابل طرح و ارزیابی می باشند که در صورت مراعات آن، آثار و نتایج تربیتی آن نصیب انسان خواهد شد.

در روایات معصومین (علیهم السلام) برای زیارت اهل ایمان و برادران دینی جایگاه والایی ذکر شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود:

زیارت مؤمن، زیارت خداست: پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله): وَ مَنْ زَارَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ إِلَی مَنْزِلِهِ لَا حَاجَةَ مِنْهُ إِلَیْهِ كُتِبَ مِنْ زُوَّارِ اللَّهِ وَ كَانَ حَقِیقاً عَلَی اللَّهِ أَنْ یُكْرِمَ زَائِرَهُ (1)؛ هر که نه به قصد نیاز خواهی بلکه برای دیدن برادر مؤمن خود به خانه او رود، از دیدار کنندگان خدا انگاشته شود و سزاوار است بر خدا که دیدار کننده خود را گرامی دارد.

خدای متعال خود ثواب زیارت برادر دینی را عطا می کند: امام صادق (علیه السلام): مَنْ زَارَ أَخَاهُ فِی اَللَّهِ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِیَّایَ زُرْتَ وَ ثَوَابُکَ عَلَیَّ وَ لَسْتُ أَرْضَی لَکَ ثَوَاباً دُونَ اَلْجَنَّهِ (2)؛ هر كه به خاطر خدا به دیدار برادر خود رود خدای عزّوجلّ فرماید: تو مرا دیدار کرده ای و پاداش تو بر عهده من است و من به پاداشی کم تر از بهشت برای تو راضی نمی شوم.

پیام اصلی روایات یاد شده این است که ملاقات کنندگان برادران ایمانی در واقع زائران خدای متعال هستند. از این رو ثواب این عمل را خود خدای متعال بر عهده گرفته است. اما آثار و نتایج دیگری نیز برای زیارت برادران ایمانی ذکر شده اند که به نمونه هایی از آن ها اشاره خواهد شد:


1) میزان الحکمه، ج 5، 2276، همان، حدیث 7926

2) همان، حدیث 7927.

دیدار برادران ایمانی ابلیس و نقشه های او را در هم می کوبد: امام کاظم (علیه السلام): لَيْسَ شیءٌ أَنْكَى لِإِبْلِيسَ وَ جُنُودِهِ مِنْ زِيَارَةِ الْإِخْوَانِ فی اللَّهِ بَعْضِهِمْ لِبَعْضٍ (1)؛ هیچ چیز به اندازه دیدار برادران از یک دیگر به خاطر خدا، ابلیس و سپاه او را در هم نمی کوبد.

زیارت مؤمن ملکوت انسان را نورانی می کند: امام صادق (علیه السلام): مَنْ زَارَ أَخَاهُ فِي اللَّهِ وَ لِلَّهِ، جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَخْطُرُ بَيْنَ قَبَاطِيَّ مِنْ نُورٍ لَا يَمُرُّ بِشَيْ‌ءٍ إِلَّا أَضَاءَ لَهُ (2)؛ هر که در راه خدا و برای خدا به دیدار برادر خود رود در روز قیامت میان جامه هایی از نور می خرامد و بر هر چه می گذرد آن را روشن می کند.

در همین باب از میزان الحکمه ثمرات دیگری نیز برای زیارت برادران ایمانی یاد شده است که در مدل تصویری زیر آمده است:

عکس

شکل 11. برخی از آثار زیارت برادران دینی (3)


1) همان، حدیث 7929.

2) همان، حدیث 7931.

3) برگرفته از میزان الحکمه، ج 5، ص 2279، شماره های 7934 تا 7939.

تأمل در آثار و ثمرات یاد شده در زمینه زیارت برادران دینی نشان می دهد که اسلام عزیز تا چه حد به تألیف قلوب و پیوند دادن میان دل های بندگان خدا اهمیت داده است. به همین دلیل از حفظ انسجام، وحدت و همدلی اجتماعی می توان به عنوان یکی از راهبردهای مؤثر فرهنگ سازی دینی نام برد که از طریق گسترش ارتباطات محبت افزا قابل تحقق است. از سوی دیگر برای ارتباط با جان های بد و فاسد نیز نهی های شدیدی صورت گرفته است که تکمیل کننده این راهبرد فرهنگ ساز می باشد که در این قسمت مرور خواهد شد.

6-3.زیارت فُجّار یا جان های منفی

امام صادق (علیه السلام) به پسرشان فرمود:

يَا بُنَيَّ إِذَا زُرْتَ فَزُرِ الْأَخْيَارَ وَلَا تَزُرِ الْفُجَّارَ، فَإِنَّهُمْ صَخْرَةٌ لَا يَنْفَجِرُ مَاؤُهَا وَشَجَرَةٌ لَا يَخْضَرُّ وَرَقُهَا وَأَرْضُ لَا يَظْهَرُ عُشْبُهَا ... (1)؛ پسرم، اگر می خواهی زیارت کنی، خوبان را زیارت کن و فاجران را زیارت نکن؛ زیرا آنان صخره ای را می مانند که از آن، آب نمی جوشد و درختی را می مانند که برگ آن سبز نمی شود و زمینی را شبیه اند که گیاهی بر آن، ظاهر نمی شود ... این بیان امام صادق (علیه السلام) دو نکته اساسی را در بردارد:

•

زيارت فضای تأثیر پذیری زائر از وجود مزور است.

•

جان های اهل فسق و فجور منبع آثار فسق و فجور هستند و به همین دلیل انسان از این که خود را در معرض این آثار قرار دهد برحذر شده است. این امر منبطق بر راهبرد توحيدى الْقَلْبُ حَرَّمَ اللَّهِ فَلَا تَسْكُنُ فِي حَرَمِ اللَّهِ غیر اللَّهُ نیز می باشد.


1) آثار الصادقين، ج 8، ص 52، ح 10919، به نقل از: بحار الأنوار، ج 71، ص 354.

7.ابزارها و روش های زیارت در حیات طبیعی

اشاره

در عالم طبیعت و در دوران زندگی طبیعی علاوه بر ملاقات حضوری از راه های دیگری نیز امکان تماس و برقراری ارتباط وجود دارد که به تناسب میزان ارتباط حقیقی و وجودی، آثار و برکاتی از آن ها قابل انتقال می باشد؛ نظیر تلفن زدن، دیدن فیلم و تصویر در رسانه ها و ...، البته در دوران مختلف تاریخی و با توجه به ابزار ارتباطی که انسان ها از آن استفاده می نمایند کمیت و کیفیت این ارتباطات و در نتیجه زیارت ها متفاوت خواهد بود؛ برای مثال ارتباطات در دوران زندگی ائمه معصومین در صدر اسلام با وسایل نقلیه آن زمان به کندی صورت می گرفته و با محدودیت هایی همراه بوده است، ولی امروزه علاوه بر امکان بهره برداری از وسایل سریع حمل و نقل، استفاده از وسایل چند رسانه ای ارتباطی نیز امکان پذیر گردیده، به گونه ای که در آن واحد می توان ارتباطات زنده میان نقاط مختلف جهان برقرار نمود و از آثار آن در گسترش نتایج بهره مندی از محضر بزرگان علم و ایمان استفاده کرد. برخی از این روش ها در شکل زیر نشان داده شده اند.

عکس

شکل 12. ابزارها و روش های دیدار و زیارت در حیات طبیعی

در روایات عصر ظهور وارد شده است که امام عصر (علیه السلام) در هر لحظه و با احیای قوای معنوی انسان ها امکان ارتباط زنده را با مردم اقصی نقاط جهان ایجاد می نمایند.

7-1.زیارت اولیای الهی بعد از مرگ

زیارت ائمه معصومین و اولیای الهی در طول حیات طبیعی غنیمتی است که قدر و منزلت آن ها را کسی نمی تواند برآورد نماید؛ خدای متعال در وجود نورانی بندگان خوب خودش آن قدر آثار و ثمرات معنوی قرار داده است که وقتی بندگان نیازمند به محضر آنان وارد می شوند، با تابیدن این آثار و نتایج بر آنان رنگ الهی می زند و آنان را متحول می نماید؛ اما دست تقدير الهى مُهر فنا و زوال بر طبیعت و آن چه در طبیعت ساکن شده زده است. از این رو دوران زندگی اولیای الهی محدود بوده و بهره بندگان خدا از زیارت اولیای الهی در طول دوران طبیعی نیز محدود خواهد بود. تأکید بر زیارت قبور اولیای الهی را نیز در همین راستا می توان تحلیل نمود که لازم است بهره مندی انسان ها از ابعاد معنوی و روحانی اولیای الهی تداوم داشته باشد و بندگان خدا از رهگذر ارتباط معنوی با آنان با ابعاد بالاتر وجود امام نیز ارتباط برقرار نمایند و بدین وسیله تحت تربیت و شفاعت آنان در مراتب بالاتر حیات رشد و پرورش پیدا کنند.

این بخش از زیارت، یعنی زیارت قبور ائمه معصومین و اولیای الهی موضوع مطالب فصل بعدی است که به اذن الهی به آن پرداخته خواهد شد.

7-2.زیارت قبور در سیره و سنت اولیای الهی

گرچه همه اولیای الهی در طول دوران زندگی طبیعی خود منشأ آثار مادی و

معنوی بی شماری بوده اند، اما مأموریت، دامنه و عمق آثار وجودی آنان منحصر به دوره حیات مادی ایشان نبوده و نیست، البته این موضوع منحصر به وجود پاک اولیای الهی نیست، بلکه آثار وجودی همه انسان ها اعم از آثار خوب یا سوء آن ها منحصر در دوران زندگی آنان در دنیا نیست و به تعبیر عرفای الهی چیزی که پا به عرصه ظهور و خلقت گذاشت زائل شدنی نیست و الى الابد منشأ اثر خواهد بود و در متن آثار صادره از وجودش متنعّم يا معذّب خواهد بود. به همین خاطر از سنت های پسندیده در همه اقوام متمدّن، رفتن کنار قبور اموات و تجدید عهد با آنان است (1).

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در ترغیب و تشویق مسلمانان به زیارت مرقدشان فرمودند:

مَنْ زَارَ قَبْرِى بَعْدَ مَوْتِى كَانَ كَمَنْ هَاجَرَ إِلَى فِي حَيَاتِي فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوا فَابْعَثُوا إِلَيَّ بِالسَّلَام فَإِنَّهُ يَبْلُغُنِی (2)؛ هر کس بعد از مرگم، مزارم را زیارت کند، مانند کسی است که در زمان حیاتم به سوی من مهاجرت کرده است؛ و اگر نتواند مزارم را زیارت کند، پس به سویم سلام گسیل دارد؛ زیرا به من می رسد. بررسی سیره عملی و گفتاری رسول خدا و ائمه معصومین و حتى اصحاب ایشان نشان می دهد که زیارت اهل قبور به ویژه قبور اولیای الهی یکی از سنت های مسلّم نزد آنان بوده است؛ در ادامه به مرور برگزیده ای از سخنان و سیره عملی آنان پرداخته می شود، تا جایگاه این سنت و منزلت آن در فرهنگ اسلامی مشخص گردد:

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به زیارت قبر مادرشان آمنه بنت وهب می رفتند و می گریستند


1) دائرة المعارف تشیع، ج 8، ص 566.

2) التهذيب، ج 6، ص 79.

و مسلمانان نیز از گریه آن حضرت، می گریستند (1).

آن حضرت بر مزار شهدای اُحد حاضر می شد و این آیه را تلاوت می فرمود:

سَلَامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ (2)؛ سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان! چه نیکوست سرانجام آن سرا(ی جاویدان)! چون آن حضرت به زیارت قبور بقیع می رفت می فرمود:

السَّلَامُ عَلَيْكُمْ دَارُ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ وَ أَتَاكُمْ ما تُوعَدُونَ غَداً مُؤَجَّلُونَ، وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ، اللّهُمَّ اغْفِرْ لِاهْلِ بَقِیعِ الْغَرْقَد. (3). عایشه نقل می کند پیامبر فرمودند:

«جبرئیل نزدم آمد و گفت: پروردگارت به تو امر می کند در قبرستان بقیع حاضر شوی و برای درگذشتگان طلب آمرزش کنی» (4)

انس بن مالک از پیامبر نقل کرده است که آن حضرت فرمود:

«هر کس بعد از وفاتم مرا زیارت کند چنان است که در حال حیات مرا زیارت کرده باشد و هر کس قبرم را زیارت کند، در روز رستاخیز شفاعتم بر او واجب می شود» (5).

آن حضرت فرمود:

«هر کس به زیارت من آید و هیچ قصدی غیر از آن نداشته باشد بر خدای سبحان


1) طبقات الكبرى، ج 1، ص 78.

2) رعد (13): 24.

3) موسوعة زيارات المعصومين، ص 96.

4) الغدیر، ج 5، ص 148.

5) همان، ج 5، ص 170.

سزاوار است که من روز قیامت شفیع او باشم» (1).

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به امام علی (علیه السلام) فرمود:

يَا عَلَى! مِنْ زارنی فِى حياتى أَوْ بَعْدَ مَوْتَى أَوْ زَارَكَ فِى حَيَاتِكَ أَوْ بَعْدَ مَوْتِكَ أَوْ زَارَ ابْنَيْكَ فِى حَيَاتِهِمَا أَوْ بَعْدَ مَوْتِهِمَا ضَمِنْتُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَنْ أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا وَ شَدَائِدِهَا حَتَّی أُصَیِّرَهُ مَعِی فِی دَرَجَتِی (2)؛ ای علی! هر کس مرا یا تو و فرزندانت را در زمان حیات یا پس از مرگ زیارت کند، من ضمانت می کنم که او را از سختی ها و شداید روز قیامت نجات دهم، تا آن که او را هم درجه خودم گردانم. این روایات و مانند آن ها نشان می دهد که حیات و مرگ پیامبر اکرم (صلى الله عليه و سلم) و امامان معصوم (علیهم السلام) یکسان است؛ زیرا زیارت آنان در دوران حیات و مرگ ایشان، اجر و آثار یکسان دارد. از این رو لازم است زائر به گونه ای در حرم شریف آنان حضور پیدا کند که اگر زنده می بودند، همان طور در کنارشان حضور می یافت و زیارت در دوران مرگ باید همان آثار و سازندگی زیارت در دوران حیات را برای او داشته باشد. چنان که هم درجه شدن با پیامبر اکرم (صلى الله عليه و سلم) بدون حساب و برنامه نیست، بلکه سنخیت روحی، اخلاقی و معنوی لازم دارد و این سنخیت، باید در دنیا کسب شود. اصل زیارت، توجه به مقام مزور، تأمل در متن زیارت نامه و تلاش در تهذیب و تزکیه نفس، می تواند در ایجاد این سنخیت و تتمیم و تکمیل آن کمک کند.

زید شحّام از صادق آل محمد (صلی الله علیه و آله) پرسید: ثواب کسی که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) را زیارت کند، چیست؟


1) احياء علوم الدين، ج 1، ص 82 و 83.

2) وسائل الشيعة، ج 14، ص 328، ج 16.

فرمود: کَمَنْ زَارَ الله َعَزَّوَجَلَّ فَوْقَ عَرْشِهِ ؛ همانند کسی است که در برتر از عرش با خدا ملاقات کند.

پرسید: کسی که یکی از شما را زیارت کند ثوابش چیست؟

فرمود: كَمَنْ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ؛ مانند کسی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را زیارت کند. (1)حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) هر روز به زیارت مرقد پدرش می رفت و می گریست و می فرمود:

«پدر جانم بر من مصائبی نازل شد که اگر بر روزها وارد می شد، به شب تبدیل می گردید». (2)

حضرت علی (علیه السلام) برای همسرش حضرت زهرا (علیها السلام) مکانی به نام بیت الاحزان ساخت که در آن به گریه و زاری می پرداخت و نیز در اوقات بسیاری آن بانوی دو سرا برای زیارت قبور به قبرستان بقیع می رفت. آن بانو مرقد شهدای اُحُد را نیز زیارت می کرد و در آن جا می گریست (3).

حضرت علی (علیه السلام) نیز قبر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و فاطمه زهرا (علیها السلام) را زیارت می نمود. او بر سر مزار پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفت: گریستن جز بر فقدان آن حضرت روا نمی باشد؛ آن گاه صورت خویش را بر خاک می نهاد و می گریست و ناله می کرد.

حضرت امام حسین (علیه السلام) هنگام غروب هر جمعه قبر برادرش امام حسن مجتبی (علیه السلام) را در بقیع زیارت می نمود.

بررسی احادیث وارده از معصومین (علیهم السلام)، یره رسول خدا در زیارت اهل بقیع


1) کافی، ج 4، ص 585.

2) تاريخ الخميس، ج 2، ص 173.

3) موسوعة زيارات المعصومين، ص 99.

و قبور شهدای أحُد، سیره ائمه در زیارت قبر پیامبر مکرم اسلام، قبرستان بقیع قبور شهدای اُحد و سیره صحابه رسول خدا، نشان می دهد زیارت به عنوان یک سنت مؤکد اسلامی و به عنوان یک روش برای تربیت و فرهنگ سازی دینی مورد توجه و تأکید بوده است (1).

از مجموع این اخبار شریف به دست می آید که اصل زیارت مطلقاً جنبه عقلایی دارد، اما ثواب آخرتی آن بسته به این است که به قصد قربت باشد، تا از عبادات محسوب شود. امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى صَلاَتِنَا فَلْيُصَلِّ صَالِحِي مَوَالِينَا وَ مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى زِيَارَتِنَا فَلْيَزُرْ صَالِحِي مَوَالِينَا يَكْتُبِ اَللَّهُ لَهُ ثَوَابَ زِيَارَتِنَا (2)؛ کسی که نتواند به ما بپیوندد، با دوستان شایسته ما بپیوندد، و هر که نتواند به دیدار ما آید، با دوستان شایسته ما دیدار کند، تا پاداش دیدار کردن ما برای او نوشته شود. حضرت رضا (علیه السلام): مَا مِنْ عَبْدٍ زَارَ قَبْرَ مُؤْمِنٍ فَقَرَأَ عَلَيْهِ إِنّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ اَلْقَدْرِ سَبْعَ مَرَّاتٍ إِلاَّ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ وَ لِصَاحِبِ اَلْقَبْرِ (3)؛ هیچ بنده ای نیست که قبر مؤمنی را زیارت کند و پس از آن سوره إِنَّا أَنزَلناهُ فِى ليلة القدر را هفت مرتبه قرائت نماید، مگر این که خداوند او و صاحب قبر را بیامرزد.

یکی از مصادیق زیارت، دیدار از مرقد شهدا و اهل قبور مسلمانان می باشد که در میان امت اسلامی جایگاهی ویژه دارد و جزء سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) است (4).

امام صادق (علیه السلام) قبور مردان و زنان مؤمن را زیارت کنید؛ زيرا إنَهُمٌ يَأْنَسُونَ بِكُمْ


1) سید حسین اسحاقی، «زیارت در سیره معصومین»، مجموعه مقالات هم اندیشی زیارت.

2) آثار الصادقين، ج 8، ص 51، ج 10917.

3) مسند الإمام الرضا (علیه السلام)، ج2، ص 254.

4) عون المعبود شرح سنن أبی داود، مع شرح الحافظ شمس الدین ابن قيم الجوزية، ج 6، ص 26.

فَإِذَا غِبْتُمْ عَنْهُمُ اِسْتَوْ حَشْواً ؛ آنان با شما انس می گیرند، وقتی که از آنان دور می شوید، دست خوش وحشت می شوند. قُلْتُ لَهُ الْمُؤْمِنُ يَعْلَمُ بِمَنْ يَزُورُ قَبْرَهُ قَالَ نَعَمْ وَ لاَ يَزَالُ مُسْتَأْنِساً بهِ مادام عِنْدَهُ فَإِذَا قَامَ وَ اِنْصَرَفَ مِنْ قَبْرِهِ دَخَلَهُ مِنِ اِنْصِرَافِهِ عَنْ قَبْرِهِ وَحْشَهٌ. (1) از امام سؤال کردم: آیا روح مؤمن مرده، می داند که چه کسی به زیارت قبر او می رود؟

فرمود: آری، روح مؤمن موجود در عالم برزخ مادامی که زیارت کننده کنار قبر او قرار دارد با او انس پیدا می کند و هنگامی که از سر قبر او منصرف شده برگشت، میت را وحشت فرا می گیرد.

امام صادق (علیه السلام): زُورُوا أَمْوَاتَكُمْ فَإِنَّهُمْ يَفْرَحُونَ بِزِيَارَتِكُمْ وَ لَيَطْلُب أَحَدُكُمْ حَاجَتَهُ عِندَ قَبرِ أَبِيهِ وَ عِنْدَ قَبْرِ أُمِّهِ بِما يَدعوا لَهُما (2)؛ مردگان فامیل و عشیره خود را زیارت کنید؛ زیرا آنان با زیارت شما، شاد می شوند و علاوه بر این مناسب است همراه زیارت اهل قبور (و به خصوص) زیارت پدر و مادر خود حاجت خود را از خداوند خواسته، دعا کنید.

7-3.سیره علماء در زیارت قبور اولیای الهی

بررسی اندیشه علمای اسلامی و مرور سیره آنان در زمینه زیارت یکی از دلایل و نشانه های کشف غنای سرچشمه زیارت برای تربیت و فرهنگ سازی جامعه است. در این باره به ذکر بخشی از مستندات اکتفا می گردد، با این تأکید که آثار ارائه شده در این زمینه منحصر به اندیشمندان اسلامی نیست و در این


1) فروع کافی، ج 3، ص 228، باب زيارة القبور.

2) همان، ج 3، ص 230، ح 10.

زمینه اندیشمندان دیگر ادیان و مذاهب نیز تجربیات فراوانی دارند که از ارائه آن ها چشم پوشی می شود:

ابن سینا: « وقتی به زیارت اهل قبور می رویم، چون روح زیارت شونده فارغ از دنیا و ماده است، می تواند بر زائر اثرات زیادی بگذارد و خیرات و برکات بسیاری را برای وی به ارمغان آورد و مزاجش را به سوی خوبی ها و فضایل راغب تر ساز». (1)

هم چنین بوعلی، اتصال زائر با مزور را به نوعی پیش زمینه استمداد یاد کرده است: انَّ النُّفُوسِ الزائرة الْمُتَّصِلَةِ بِالْبَدَنِ الْغَيْرِ الْمُفَارَقَةِ تَسْتَمِدَّ مِنْ تِلْكَ النُّفُوسِ الْمَزُورِ جَلَبَ خَيْرٍ أَوْ دَفْعَ ضَرَرَ وَ أَذَى (2).

شيخ شهاب الدین سهروردی: «وقتی اهل سلوک معنوی با خلوص نیت و نوعی استقامت و بردباری درب بيوت نورانی را می کوبند، فرشتگان با هدایای آسمانی از آنان پذیرایی می کنند و بدیهی است نفوس کاملی که در مراتب معرفتی ترقی کرده اند، با انوار و اشراق خود نفس های ناقص را به فیض می رسانند» (3).

فخرالدین رازی: «وقتی انسان در کنار قبری حاضر می گردد، روح زائر با آن تربست ارتباط برقرار می کند و چون روح فرد در گذشته با آن خاک گذشته با آن خاک در اتصال است، در این هنگام این دو روح یک دیگر را ملاقات کرده، مثل دو آیینه در برابر هم قرار می گیرند و تابش هر یک به دیگری سرایت می کند و معارف و مکارم هر یک به فرد دیگر می رسد» (4).

امام خمینی در همه دوران اقامت در نجف، جز در موارد استثنایی، برنامه زیارت


1) رسائل ابن سینا، ج 1، ص 338.

2) بنگرید به: رسائل ابن سینا، ص 338.

3) مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج 2، ص 244 و 245.

4) المطالب العالية من العلم الالهى، ج 7، ص 275 - 277.

حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در حرم مطهر ایشان در هر شب ترک نکرد و در اغلب ایّام زیارتی در کنار بارگاه امام حسین (علیه السلام) در کربلا به سر می برد و هر روز زیارت عاشورای معروفه را با صد مرتبه سلام و صد مرتبه لعن می خواند. (1)

آية الله وحید بهبهانی زمانی که برای زیارت به حرم سیدالشهدا مشرّف می شد، اوّل آستان کفش کن آن جناب را می بوسید، روی و محاسن خویش را بدان می مالید، پس از آن با خضوع و خشوع و رقت قلب، به اندرون حرم مشرّف می شد و زیارت می کرد. (2)

علامه طباطبایی در ایام محرم و صفر خواندن زیارت عاشورا را ترک نمی کرد و به زیارت جامعه هم اهتمام داشت و ملتزم بود از نسخه ای معتمد استفاده کند. (3)

شهید مصطفی خمینی هر سال به مناسبت هایی از جمله در روزهای نیمه شعبان، عرفه، اربعین، اوّل و نیمه رجب که مردم از نجف به کربلا می رفتند، با پای پیاده به این مکان مقدس می رفت و گاهی می شد که بر پایش تاول هایی می زد و از آن ها خون به راه می افتاد و کاملا مجروح می شد، ولی باز هم برای زیارت با پای پیاده مصمم بود. (4)

پیاده روی از نجف به کربلا در دوران شیخ انصاری متداول بود، ولی پس از چندی ترک شد. مرحوم میرزا حسین نوری، صاحب مستدرک الوسائل چون وضع را بدین منوال دید، بدین شیوه شایسته همت گماشت و به آن ملتزم گردید. (5)

ملاصدرا عالم عرفانی و فلسفی بود، گاه از این دیار به قم می آمد و ضمن زیارت


1) فرازهای فروزان، ص 157 و 158.

2) قصص العلماء، ص 202.

3) جرعه های جان بخش، ص 265.

4) سیمای فرزانگان، ص 190.

5) همان، ص 193.

بارگاه حضرت فاطمه معصومه، از روح مقدس آن بانو برای رفع معضلات علمی و اجتماعی استمداد می جست. (1)

مرحوم نراقی: «نفوس نیرومند قدسی، به خصوص انبیاء و ائمه، پس از آزادی از قفس تن و صعود به عالم تجرد، در نهایت احاطه و استیلا بر امور جهان اند. امور جهان نزد آنان آشکار است و قدرت تأثیر گذاری در مواد عالم را دارند و هر کس که به زیارتشان برود، از آن آگاه و بر او شاهدند و اطلاع کامل از زائران مرقدشان و از درخواست ها و توسل ها و تضرع ها و شفاعت طلبی هایشان دارند. پس نسیم لطف این اولیاء بر زائران می وزد و رشحاتی از فروغ آنان بر زائران می تابد و در رفع نیاز و برآورده شدن حاجت ها و رسیدن به مقصودشان و بخشایش گناهانشان و رفع گرفتاری هایشان، در پیشگاه خداوند شفاعت می کنند. این است رمز این همه تأکید در زیارت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام). علاوه بر این که در این زیارت ها، اجابت دعوت ائمه و پیوند با آنان و خشنود کردنشان و تجدید عهد با ولایتشان و احیای امرشان و بالا بردن و اعتلای سخنشان و نابودی و ذلت دشمنانشان نهفته است ... و همه این ها اجری بزرگ و پاداشی فراوان دارد ...». (2)

8.ملاقات با اولیای الهی در مراتب مثالی

اشاره

بندگان خدا بعد از مرگ اتصالشان با عالم طبیعت به ظاهر قطع می شود ارتباط ارواح در عالم مثال از طریق دریچه قوای مثالی وجود انسان نظیر قوه خیال در بیداری و رؤیاهای صادقه و تماس با دنیای مثالی اولیای الهی و تأثیرپذیری از آن حاصل می شود. در متن زندگی بندگان مؤمن خداوند خاطرات مستند فراوانی از


1) فوائد الرضويه، ص 380.

2) جامع السعادات، ج 3، ص 398.

زیارت اولیای معصومین در عالم خواب و در قالب رؤیاهای صادقه گزارش شده است که به نمونه ای از آن ها اشاره می گردد:

«در بعد از ظهر جمعه هشتم ذوالحجه 1387 ه . ق. که روز ترویه بود در حالتی بودم که صدای اذان به گوشم می آمد و تنم می لرزید، و مؤذن در پهلوی راست من ایستاده بود، و لکن من به کلی چشم به سوی او نگشودم و جمال مبارکش را به نحو کامل زیارت نکردم، فقط شبح حضرتش گاه گاهی جلوه می کرد و پنهان می شد؛ از یکی دیگر که شخص او را دیدم، ولی او را نشناختم، پرسیدم: این مؤذن کیست که بدین شیوایی و دلربایی اذان می گوید؟

گفت: این جناب پیغمبر خاتم محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) است.

از شنیدن این بشارت چنان گریه بر من مستولی شد که از آن حال باز آمدم. مَنْ رَآنِي فِي الْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِي، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يُمَثَّلْ بی ؛ هر که مرا در خواب ببیند قطعاً مرا دیده است؛ چرا که شیطان نمی تواند به صورت من ممثَّل گردد». (1)

البته این امر منحصر به زیارت انبیاء و ائمه معصومین نمی شود، بلکه علما و شهدا را نیز در بر می گیرد. در همین باره مناسب است یکی دیگر از خاطرات مستند آية الله حسن زاده آملی در مورد زیارت معنوی استادشان حضرت علامه طباطبایی یاد شود:

«در مبارک سحر لیله چهارشنبه هفدهم ربیع المولود 1402ه . ق.، شب فرخنده میلاد خاتم انبیاء (صلی الله علیه و آله) و وصی او صادق آل محمد (صلوات الله علیهم) که مصادف با شب شصتم از ارتحال حضرت استادم علامه طباطبایی صاحب تفسير الميزان بود، به ترقیم رساله انه الحق به عنوان یادنامه آن جناب اشتغال داشتم، ناگهان مثال مبارکش برایم ممثَّل شد - فَتَمَثَّلَ لَنا بَشَراً سَويّاً - و با لهجه ای شیرین و دلنشین از


1) انسان در عرف عرفان، ص 31.

طيب طويت و حسن سیرت و سريرتم خبر بدین عبارت بشارتم داد: تو نیکو صورت و نیکو سیرت و نیکو سریرتی!

تا چند لحظه ای در حضور انورش مشرف بودم رِضْوَانُ اللَّهُ تَعَالَى عَلَيْهِ وَ أَفَاضَ عَلَيْنَا مِنْ بَرَكَاتِ انفاسه النَّفِيسَةُ». (1)

مهم ترین آثاری که از این مشاهدات برای سالکان الى الله حاصل می شود، تقویت ایمان به غیب و شئونات ربوبی و دل کندن از عالم فانی دنیا و زینت های آن می باشد که این آثار به منزله نیروی پرواز انسان در مراتب وجود و سير الى الله است.

8-1.ملاقات با اولیای الهی در رؤیاهای صادقه

یکی دیگر از راهکارهای ارتباط با غیب و مراتب عالی تر وجود اولیای معصوم و در نتیجه زیارت واقعی آنان دیدار؛ با ایشان در عالم رؤیا و در قالب رؤیاهای صادقه می باشد. در روایتی از رسول مکرم اسلام اعتبار رؤیاهایی که در آن ها مؤمنان به دیدار اولیای الهی نایل می شوند برای همیشه تأیید شده است؛ آن جا که می فرماید:

مِنْ رَآنى فِى الْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِي، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يُمَثَّلْ بی (2)؛ هر که مرا در خواب ببیند قطعاً مرا دیده است؛ چرا که شیطان نمی تواند به صورت من ممثَّل گردد.

8-2.ملاقات با اولیای الهی در عالم مجرد

عالی ترین مرحله زیارت، درک حضور امام و اولیای معصوم از دریچه


1) همان، ص 33.

2) بحار الأنوار، چاپ کمپانی، ج 14، ص 455، به نقل از: انسان در عرف عرفان، ص 26.

ادراکات قلبی می باشد که سرچشمه تمامی ادراکات و امام قوای وجود آدمی است. در صورتی که قلب انسان به نور ایمان روشن شده و به حیات ایمانی زنده گشته باشد، انسان با همه وجودش حضور و وجود خدای متعال و اولیای او را لمس می کند و او را همواره و همیشه همراه، ناظر و مشرف بر خود می یابد؛ امری که محدود به زمان و مکان خاص نیست، و هر جا توجهی صورت گیرد سراسر حضور و دیدار و ملاقات خواهد گشت. روایت زیر از مولای متقیان این مرتبه از حضور دائمی را بیان می کند:

مَا رَأَيْتُ شَيْئاً إِلَّا وَ رَأَيْتُ اللَّهُ قِبَلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعْدَهُ (1)؛ چیزی را ندیدم مگر این که قبل و همراه و بعد آن، خداوند را مشاهده کردم. البته شرط ملاقات و زیارت فراگیر و با همه ابعاد وجود انسان، رسیدن به مقام ایمان و داشتن قلب سلیم است که از طریق شرح صدر ایجاد می باشد. چنان که در روایت دیگری از مولای متقیان و امام عارفان بیان شده است:

لَمْ تَرَهُ الْعُیُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَکِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِیمَانِ (2)؛ چشم ها با او را به مشاهده ندیده اند، بلکه دل ها از طریق حقایق ایمان مشاهده اش کرده اند.

8-3.زیارت اولیای الهی از طریق آثار علمی و معنوی

یکی از ابزارهای زیارت و ملاقات معنوی اولیای الهی، ملاقات و دیدار با اندیشه ها از طریق مطالعه آثار مکتوب آنان می باشد. از این رو وقتی با علاقه و


1) علم اليقين، ج 1، ص 49، به نقل از؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 45.

2) ميزان الحکمه، ج 8، ص 3624، حدیث شماره 12395.

اشتیاق و با تمرکز ذهن به مطالعه کتابی می پردازیم، در واقع در جغرافیای وجود نویسندۀ آن اثر سیر می کنیم و با ابعاد اندیشه او آشنا می شویم و به میزانی که از آن تأثیر می گیریم با او همراهی می کنیم. اگر اثر معنوی باشد و قصد قربت در آن لحاظ گردد، بی شک می توان آن را یک نوع زیارت دانست که آثار تربیتی خودش را نیز دارد. بر همین اساس است که در تعابیر ادبی به نامه نگاری نوعی دیدار گفته شده است: الْكِتَابَةُ إِحْدَى اللقاءین ؛ نامه نگاری یکی از دو دیدار است.

در همین زمینه می توان به فلسفه و راز تأثیر روضه های کربلا نیز توجه نمود؛ آن جایی که همراه با قصد قربت به درگاه الهی و با اخلاص و ارادت همراه می باشد و انسان را از خود و هر چه به نفس ضعیف و چسبیده به عالم خاک تعلق دارد می برد و بر فراز دنیایی که سرشار از ارزش هاست سیر می دهد.

9.مبانی زیارت در آیات قرآن و روایات

اشاره

با توجه به مطالب قبلی مشخص می شود که در نگاه اسلامی، اولیای الهی بعد از مرگ نیز صاحب اثر بوده، می توانند در مدار وسائط الهی در عالم خلقت و به اذن الهی نقش آفرینی نمایند. این باور که اولیای الهی بعد از مرگ زنده و صاحب اثرند یکی از پایه های اصلی زیارت قبور و در نتیجه بسط فرهنگ زیارت است، از این رو تعمیق معنای آن و ایجاد نگرش صحیح نسبت به آن بسیار با اهمیت می باشد. در این قسمت نمونه هایی از مستندات قرآنی و روایی مربوط به این حقیقت مرور می شود:

9-1.حیات معنوی شهدا در قرآن مجید

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ الله أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (1)؛ و گمان نکنید که شهدای راه خدا مرده اند، بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند. پیامی که خدای متعال در این آیه شریفه به بندگانش عرضه نموده است تا آن را به خوبی دریافته، به آن ایمان آورند؛ این است که حیات بندگان خوب خدا، منزلت و جایگاه بلندشان را نزد خدای متعال و منشأیت آنان برای آثار حیاتی را به خوبی درک نمایند و بر اساس آن در زندگی خود برنامه ریزی و اقدام کنند.

این آیه شریفه بندگان خدا را متوجه احوال کسانی می کند که با وجود این که از عالم طبیعت و خاک کوچ کرده اند، زنده اند و نزد خداوند روزی می خورند. این آیه شریفه جایگاهی را نزد خدای متعال نشان می دهد که در آن جا بندگان خوب خدا از مقام و منزلت خاصی برخوردارند، حیات در آن جا سرشار است و روزی ها فوران می کند؛ روزی هایی که آن چنان از مرتبه وجودی بالایی برخوردارند که در ظرف ادراک محدود ساکنان عالم خاک نمی گنجد. لازم است آنان با پای ایمان و اعتماد به نور وحی که واسطه اتصال عقل بشری به علم خداوندی است، این مسیر را طی نمایند تا بتوانند بهره ای از ادراک این حقایق ببرند.

در این آیه شریفه نوری هست که با تجلی آن در دل انسان، تصور نیستی و فنا از ساحت بندگان خوب خدا شسته می شود و انسان را دعوت می کند تا برای دریافت روزی های آسمانی دست به دامانشان شده، با توسل به ساحت قدسشان


1) آل عمران (3): 169.

تمنای دریافت روزی های معنوی را بنماید، روزی هایی که تأمین کننده و تداوم بخش حیات معنوی ما خواهد بود.

عکس

شکل 13. اجزای اصلی اعتقاد به زیارت در آیه 169 سوره آل عمران

با عنایت به پیوستگی عوالم وجود و فیاض بودن خدای متعال، از دو رکن اصلی زنده بودن و صاحب اثر بودن اولیای الهی پس از مرگ که در این آیه شریفه بیان شده اند، به سهولت می توان نتیجه گرفت که آثار وجودی بندگان خوب خدا مشمول حال کسانی می شود که به آنان متوجه و متوسل شده باشند و این یکی از ارکان نظری شکل گیری فرهنگ زیارت است. در کتاب الزيارة فی الكتاب و السنّة در تبیین آیه مزبور و جایگاه آن به عنوان مبنای زیارت مطالب زیر ارائه شده است:

«نفوس نیرومند قدسی، به ویژه نفوس پیامبران و امامان (علیهم السلام) زمانی که بدن های شریفشان بر زمین می افتند و از آن جدا می شوند و به عالم تجرّد بالا می روند، در نهایت احاطه و استیلا بر این عالم، دیده وّر می شوند و این عالم در نظرشان پیدای بی پرده می گردد. از این رو، بر آنان که سرِ مزارشان برای زیارت حاضر می شوند

آگاهی دارند، به ویژه که مزارشان مشهد ارواح قدسیِ بلند پایه آن ها و محل حضور کالبد برزخی نوری شان است؛ زیرا آنان در آن جا شاهدند بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ، بلکه زنده اند که نزد پروردگارشان روزی داده می شوند. و به آن چه خدایشان داده، شادند. پس آن ها نسبت به زائران و حاضران مزارشان، و خواهش و توسّل و شفیع خواهی و ناله و زاری آن ها، تمام علم و اطلاع را دارند. از این رو، دَمِش الطافشان را بر آنان می بخشند و رشحات انوارشان را بر آن ها افاضه می کنند و در قضای حوایج شان، نزد خداوند شفیع می شوند و درخواست مقاصد و غفران گناهان و رفع اندوه شان را بر عهده می گیرند» (1)

هم چنین در همین اثر شخصیت های مورد اهتمام و احترام در زیارت به شرح زیر ذکر شده اند:

•

پیامبران و پیشوایان دین؛

•

علما و اندیشمندانی که برای روشنی بخشیدن به دیگران مانند شمع سوختند.

•

مجاهدانی که در راه مبارزه با ستم و برپایی عدالت، جان باختند.

9-2.اشراف اولیای الهی نسبت به اعمال بندگان خدا

وَ قُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (2)؛ و به آنان بگو هر گونه می خواهید عمل کنید، اما بدانید که خداوند و رسول او و مؤمنان، اعمال شما را خواهند دید و به زودی به سوی کسی برگردانده خواهید شد که عالم غیب و شهادت است و شما را متنبه خواهد کرد از آن چه که انجام داده اید.


1) الزيارة فی الكتاب والسنة، ص 13 و 14.

2) توبه (9): 105.

آیه یاد شده نیز یکی از سرچشمه های اصلی فرهنگ زیارت است و بسیاری از آداب زیارت از اعتقاد پاک و خالصانه به این حقیقت گرفته شده اند. در این آیه خدای متعال این حقیقت را به بندگان خود تذکر می دهد و جان آنان را به این بصیرت ایمانی روشن می نماید که رسول منتجب و بندگان وارسته، شاهد و ناظر بر اعمال انسان ها هستند و رفتار آنان را می بینند؛ به این ترتیب، پرده غفلت و جهالت را از دل های آنان می زداید و جانشان را به نور حياء و ادب عبودی روشن می کند. توجه به این حقیقت ایمان به آن موجب می شود تمامی لحظات زندگی مؤمنان در میدانی از ادب، توجه و مراقبت سپری شود، و اعمال ظاهری، احساسات باطنی و اندیشه هایی که در جان آنان شکل می گیرد، همه و همه رنگ عبادی و الهی به خود می گیرند. سرایت این آثار در متن جامعه، مختصات برجسته ای از فرهنگ زیارت را پدید می آورد. وقتی به رفتار و احوال مؤمنان به این حقیقت توجه می کنیم، صحنه های جالبی را مشاهده می کنیم که حکایت تبعیت و تأثیر پذیری از این اصل معنوی است؛ برای مثال بعد از نمازشان به اولیای الهی سلام می دهند، هنگام توجه و مواجهه به مساجد و مشاهد مبارکه متواضعانه سلام می کنند، در موقع نوشیدن آب به یاد تشنگی سالار شهیدان در زمان شهادتشان بر ایشان سلام می فرستند و آداب بسیاری که همه از همین حقیقت ناب سرچشمه گرفته اند.

عکس

شکل 14. طیف آثار معنوی معرفت و اعتقاد به اشراف اولیای الهی

9-3.سابقه ایجاد بناهای زیارتی در قرآن مجید

... فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا رَبَّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَتَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَسْجِدًا (1)؛ آنان که از رازشان آگاهی یافتند و ماجرای آنان را دلیلی بر روز رستاخیز دیدند گفتند: ما در کنار مدفن آنان مسجدی بنا می کنیم تا یاد و خاطره آنان فراموش نشود. علامه طباطبایی ذیل آیه یاد شده حدیثی را نقل کرده است که ترجمه آن چنین می باشد: ملک گفت: سزاوار است این جا مسجدی ساخته شود تا آن را زیارت کنیم. از این آیه و نیز روایت استفاده می شود که محل دفن افراد مؤمن و


1) کهف (18): 21.

مُوحّد و مجاهدان در راه اعتلای توحید را می توان زیارت کرد و حتی بر مزارشان مسجدی بنا نمود که در آن ذکر پروردگار گفته شود و سازندگان مسجد نیز خدا پرست و عابد بوده اند (1).

بناهای یاد بود که خاطره افراد برجسته را احیا می کنند، یک نوع قدردانی از تلاش آنان و نیز تشویقی برای آیندگان خواهد بود.

9-4.اولیای الهی واسطه در مغفرت و شفاعت بندگان

... وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا (2)؛ ... هنگامی که به خود ستم می کردند (ای پیامبر) نزد تو می آمدند و از خدا طلب آمرزش می نمودند و پیامبر هم برایشان استغفار می کرد، (پس) خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند. این آیه با صراحت می گوید: پیامبر را می توان به درگاه خدا شفیع قرار داد و توسط او رحمت و مغفرت الهی را جلب کرد. هم چنین از این کلام وحی بر می آید که توسّل جستن به پیامبر مکرم اسلام و در مراتب بعدی اولیای معصوم، برای کسب مغفرت الهی و پذیرش توبه بندگان خدا از شرایط لازم می باشد. بر همین اساس است که مؤمنان در زیارت ها از امام معصوم می خواهند برای قبول توبه آنان در پیشگاه خداوند واسطه باشند و نیز از منزلت معنوی ائمه برای مغفرت و بخشایش خطاهای خود استفاده می کنند. نورالدین فرزند سمهودی از سبکی نقل می کند: این آیه علاوه بر این که به طلب استغفار نزد پیامبر تأکید دارد مُبَیّن آن است که چنین


1) تفسير الميزان، ج 13، ص 30 و 385.

2) نساء (4): 64.

حالتی با رحلت آن حضرت قطع نمی گردد. وی اضافه می کند: با این وصف می توان بر کنار مرقد آن حضرت از پیشگاه حق تعالی، طلب استغفار کرد (1).

9-5.حج بزرگ ترین برنامه زیارتی دین

حج بزرگ ترین برنامه زیارتی دین است که خداوند متعال آن را به عنوان یک عبادت واجب و یکی از فروع دین تشریع نموده است. برنامه های حج نمایشی عملی از اسرار و حکمت های شریعت می باشند:

وَ إِذ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَ طَهُرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ (2)، و زمانی را که جای خانه را برای ابراهیم آماده ساختیم و به او گفتیم که چیزی را همتای من قرار مده، و خانه ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجود کنندگان پاک ساز. حج از شعایر الهی و جزء پایه های نمادین و عبادی دین اسلام است که باید پاس داشته شود:

ذَلِكَ وَ مَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ الله فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ (3)؛ و هر کس شعایر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانه تقوای دل هاست.

9-6.نقش سرنوشت ساز زیارت

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «به زودی پاره تن من در خراسان به خاک سپرده خواهد شد. هر غم زده ای او را زیارت کند، خداوند اندوه و سختی او را


1) وفاء الوفاء باخبار دار المصطفى، ج 4، ص 1360 و 1364.

2) حج (22): 26.

3) حج (22): 32.

برطرف می کند و هر گناهکاری به زیارتش برود، خداوند گناهانش را می آمرزد» (1).

این روایت نیز یکی از مبانی شکل گیری فرهنگ زیارت است. بر اساس اعتقاد به این حقیقت و باوری که در وجود بندگان خدا نسبت به سخن بر حق رسول مکرم اسلام ایجاد می گردد، مؤمنان پروانه وار به حریم حرم ائمه معصومین می آیند و از برکات سرشار آن استفاده می کنند. در طول قرن ها حرم پر برکت ائمه معصومین هم چون پالایشگاهی معنوی انبوهی از بندگان خدا را تطهیر نموده و موجب توفیق توبه و استغفار آنان شده است. مشاهده احوال مؤمنانی که هر روزه به زیارت می آیند، نشان می دهد که آنان اصلی ترین مقصودی که از زیارت دارند؛ تمنای استغفار و بازگشت به سوی خدای متعال است. در این میان وجود پاک اولیای الهی به عنوان نماد و الگوی عبودیت نورافشانی می نماید و راه زندگی الهی را به بندگان غرق شده در جاذبه های حیات مادی و گرفتاران فتنه های نفس و شیطان نشان می دهد. از این منظر همواره حریم رضوی و حرم سایر اولیا سرچشمه جوشش برکات معنوی از قبیل شفا، هدایت، نورانیت، استغفار و رحمت بوده است. برای کسانی که توجهی به معنویات دارند و گرفتاری جامعه بشری عصر حاضر را در انواع فتنه های آغشته به حیات مادی می بینند، این کلمات هر یک به اندازه عالمی ارزش دارد.


1) بحار الأنوار، ج 49، ص 33 و 34، ح 10 و 12 و 13.

9-7.مقام شفاعت اولیای معصوم

حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: «هر کس مرا در این شهر غریب زیارت کند، من در سه جا روز قیامت نزد او خواهم آمد و او را از ترس رهایی می بخشم: وقتی نامه های اعمال را به دستش می دهند، هنگام عبور از صراط، و هنگامی که اعمال را در ترازوی اعمال قرار می دهند». (1)

9-8.زیارت موجب در امان ماندن از آتش دوزخ

امام جواد (علیه السلام) فرمود: «در میان دو کوه طوس زمینی است که از بهشت برداشته شده، هر کس در آن داخل شود در روز قیامت از آتش در امان است». (2)

بر پایه وجود این مبانی عمیق، تبیین و ترویج آن از سوی علماء و مبلّغان دین و تعبد مؤمنان در طول تاریخ است که وجود حرم شریف امام رضا عليه آلاف التحية و الثناء در مشهد مقدس بُعد ویژه ای از فرهنگ دینی را ایجاد نموده است؛ عناوینی نظیر مشهدالرضا یا مشهد مقدس از همین منظر شکل گرفته اند. از آن جا که امام هشتم نماد شیعه اثنی عشری و تجسم اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) است و ولایت رکن اصلی دین و زیارت تلاشی طراحی شده در متن دین برای تأثیر پذیری از شعاع وجودی مقام امامت و ولایت است؛ توسعه و تعمیق فرهنگ زیارت به منزله موتور محرک فرهنگ دینی بوده، می تواند موجب توسعه و تعالی فرهنگ دینی جامعه گردد. از این منظر می توان مشهد مقدس را چشم اندار جغرافیایی تجسم فرهنگ شیعه اثنی عشری یا اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) قلمداد نمود.


1) عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 259-257.

2) همان، ج 2، ص 256.

9-9.فضیلت زیارت حضرت معصومه و حضرت عبدالعظیم حسنی

بعد از زیارت چهارده معصوم (علیهم السلام)، برای زیارت حضرت معصومه (علیها السلام) ترغیب و تشویق فراوانی صورت گرفته است. ارزش زیارت آن کریمه اهل بیت، معادل بهشت و هم سنگ زیارت امام هشتم (علیه السلام) قرار داده شده است.

امام رضا (علیه السلام): مَنْ زارَ الْمَعْصُومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنی (1)؛ هر کس حضرت معصومه (علیه السلام) را در قم زیارت کند، همانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد.

امام صادق (علیه السلام): إِنَّ زيارتها تُعادِلُ الجَنَّةَ (2)؛ زيارت حضرت معصومه هم سنگ بهشت است.

امام رضا (علیه السلام): مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّةُ (3)؛ هر کس او را زیارت کند، بهشت از آنِ اوست.

امام رضا (علیه السلام): «هر کس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در ری یا خواهرم را در قم زیارت کند که همان ثواب زیارت مرا در می یابد». (4)

از این حدیث مقام حضرت حمزة بن موسى بن جعفر (علیه السلام) که در جوار حضرت عبدالعظیم در ری مدفون می باشد نیز روشن می شود. (5)

محمد بن یحیی نقل می کند از کسی که نزد امام هادی (علیه السلام) رفت و آن کس از اهل ری بود، می گوید: نزد ابی الحسن العسكری (علیه السلام) وارد شدم، حضرت فرمود:

«کجا بودی؟ عرض کردم: زیارت حسین (علیه السلام) بودم، فرمود: آگاه باش اگر زیارت


1) ناسخ التواريخ، ج 3، ص 68.

2) بحار الأنوار، ج 48، ص 317.

3) ناسخ التواريخ، ج 3، ص 68.

4) زيدة التصانيف، ج 6، ص 159.

5) سید حسین اسحاقی، «زیارت در سیره معصومین و علما»، مجموعه مقالات هم اندیشی زیارت.

کرده بودی قبر عبدالعظیم را که نزد شما اهل ری است، هر آینه مثل کسی بوده ای که حسین (علیه السلام) را زیارت کرده باشد. (1)

10.زیارت عارفانه

اشاره

معرفت امام و آگاهی از منزلت او مورد سفارش و تأکید بسیاری از روایات است. از امام کاظم (علیه السلام) در بیان ارزش زیارت آگاهانه امام رضا (علیه السلام) رسیده است:

... فَمَنْ زَارَهُ مُسَلِّماً لِأَمْرِهِ عَارِفاً بِحَقِّهِ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلٍ كَشُهَدَاءِ بَدْرٍ (2)؛ ... پس هر که او را زیارت کند در حالی که تسلیم امر اوست و به حق او معرفت داشته باشد، مقام و منزلتش نزد خدای متعال هم چون شهدا بدر خواهد بود. جنگ بدر، نخستین جنگ رسمی مسلمانان با مشرکان بود که مشرکان در کمال قدرت و مسلمانان در قلت عِدَه و عُدّه قرار داشتند. پیروزی یا شکست در این جنگ تأثیری شگرف در سرنوشت اسلام و مسلمانان داشت و شرکت صادقانه در آن، حکایت از صداقت در ایمان می کرد. از این رو، عنوان «بدریون» عنوانی پرافتخار برای شرکت کنندگان در آن جنگ به شمار می رفت و در برخی موارد معیار سنجش اعمال، مقایسه عمل با شرکت در جنگ بدر بوده است.

با این حال، روایت یاد شده بیان می دارد که هر کس امام رضا (علیه السلام) را که در شهر غربت از دنیا می رود، زیارت کند، در حالی که تسلیم امر او و عارف به حقش باشد، در پیشگاه الهی از منزلت شهدای بدر برخوردار است؛ امام


1) وسائل الشيعة، كتاب الحج، ابواب المزار، باب 93، ح 1.

2) عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 271.

صادق (علیه السلام) در این باره فرمود:

زُورُوا الحُسَينَ وَلُو كُلَّ سَنَةٍ فَإِنَّ كُلَّ مَنْ أَتَاهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ غَيرَ جاحِدٍ لَمْ يَكُنْ لَهُ عِوَضٌ غَيرُ الجَنَّةِ وَرُزِقَ رِزقاً واسِعاً وَ أَتاهُ اللَّهُ بِفَرَجٍ عاجِلٍ ... (1)؛ امام حسین (علیه السلام) را زیارت کنید، هر چند که سالی یک بار باشد؛ زیرا هر کس عارف به حق او باشد و زیارتش کند، پاداشی جز بهشت ندارد، از رزق واسعی بهره مند می شود و خداوند گشایشی در کار او ایجاد می کند ... امام صادق (علیه السلام) در تبیین راز برکت زیارت عارفانه حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) فرمود:

وَ كُلُّ اللَّهِ تَبَارَكَ وتَعَالى بِقَبْرِ الحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ أَرْبَعَةَ آلاَفِ مَلَكٍ شعْتاً غُبْراً يَبْكُونَهُ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ فَمَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ شيَّعوهُ حَتَّى يُبْلِغُوهُ مَأمَنَهُ وَ إِنْ مَرِضَ عَادُوهُ عَدُوَّةً وَ عَشِيّاً وَ إِنْ مَاتَ شَهِدُوا جِنَازَتَهُ وَ اِسْتَغْفَرُوا لَهُ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ ؛ خداوند چهار هزار فرشته ژولیده موی و غبار غم گرفته را موکل قبر امام حسین (علیه السلام) کرده که تا روز قیامت برای او گریه می کنند. پس کسی که عارف به حق آن حضرت باشد و زیارتش کند، آن ملائکه وی را همراهی می کنند تا به مأمنش برسانند، اگر مریض شود صبح هنگام و شبانگاهان عیادتش می کنند و اگر بمیرد تشییع جنازه اش کرده، تا روز قیامت برای وی استغفار می کنند (2). هم چنین به بشیر فرمود:

يَا بَشِيراً مَنْ زَارَ قَبْرَ اَلْحُسَيْنِ بْنِ علِى صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ عَارِفاً بِحَقِّهِ كَانَ كَمَنْ زَارَ اَللَّهَ فِي عَرْشِهِ ؛ (3)هر که قبر حسین بن علی (علیه السلام) را همراه با معرفت زیارت کند، همانند


1) بحار الأنوار، ج 98، ص 2.

2) أمالی الصدوق، ج 14، المجلس الرابع.

3) كامل الزيارات، باب 77، ص 349، ح 1.

کسی است که خدا را در عرش زیارت کرده است.

این گونه روایات درباره دیگر ائمه (علیهم السلام) نیز وارد شده است. سر این که توصیه کرده اند زیارت زائر با معرفت باشد، این است که آن چه مایه کمال زیارت همراه با غفلت، همانند بوسیدن صرف و نا آگاهانه ضریح یا در و دیوار، گردش در اطراف ضریح، تماشای آثار هنری، معماری، ستون ها، چراغ ها، شمع دان ها، درها، پنجره ها و ...؛ کارهایی که، به سیاحت شباهت بیشتری دارد تا زیارت. ثواب های اخروی و آثار دنیوی که در روایات آمده، بر زیارت واقعی مترتب است؛ یعنی جایی که ارتباط قلبی با مزور برقرار می شود و منشأ تحول در زائر می گردد، نه بر سیاحت و زیارت جسمی و صوری. مؤلفه های زیارت عارفانه در نمودار تصویری زیر نشان داده شده است.

عکس

شكل 15. اجزای زیارت عارفانه

شاهد این ادعا کلام بزنطی است که می گوید: در نامه حضرت ثامن الحجج، على بن موسى الرضا (علیه السلام) خواندم که فرمود:

أَبْلِغْ شِيعَتِى إِنْ زيارتى تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلٍ أَلْفِ حَجَّةٍ ؛ این پیام را به شیعیان ما برسانید که زیارت من در پیشگاه الهی با هزار حج برابری می کند. تعجب کردم، از این رو به امام جواد (علیه السلام) گفتم: واقعاً با هزار حج برابری می کند؟

فرمود: إى وَ اللَّهُ أَلْفَ أَلْفِ حَجَّةٍ لِمَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ (1)؛ آری، به خدا سوگند! با یک میلیون حج برابری می کند، اما برای کسی که با معرفت زیارتش کند.

معرفت و آگاهی، نه تنها شرط کمال زیارت ائمه اطهار (علیهم السلام) است، بلکه درباره طواف کعبه نیز این تعبیر آمده است. ابراهیم تیمی گوید: در حال طواف کعبه بودم که امام صادق (علیه السلام) با تکیه زدن بر من فرمود:

ألا أخبرك يا إبراهيمُ مالك فى طوافك هذا؟ ؛ ای ابراهیم! آیا می خواهی تو را از فضیلت این طوافی که انجام می دهی آگاه سازم؟ گفتم: بله قربانت گردم.

فرمود: مَنْ جَاءَ إِلَى هَذَا الْبَيْتِ عَارِفاً بِحَقِّهِ فَطَافَ بِهِ أُسْبُوعاً وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ فِي مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عَشَرَةَ آلَافِ حَسَنَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ عَشَرَةَ آلَافِ دَرَجَةٍ ...) ؛ (2)هر كس به زیارت این خانه بیاید و در حالی که عارف به حق آن است، هفت مرتبه دور آن طواف کند و سپس دو رکعت نماز در مقام ابراهیم (علیه السلام) بگزارد، خداوند ده هزار حسنه برای او می نویسد و ده هزار درجه وی را بالا می برد.

درباره مؤمن نیز در حدیث صادقین (علیهما السلام) آمده است:

أَيُّمَا مُؤْمِنٍ خَرَجَ إِلَى أَخِيهِ يَزُورُهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اللهُ لَهُ بِكُلِّ خُطوة حَسَنَةٌ وَ مُحِيَت عَنْهُ سَيِّئَةً وَ رُفِعَتْ لَهُ دَرَجَةً فَإِذَا طَرَقَ الْبَابَ فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ فَإِذَا التقيَا وَ تَصَافَحَا وَ تَعَانَقَا أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا بِوَجْهِهِ ثُمَّ بَاهَى بِهِمَا الْمَلَائِكَةَ فَيَقُولُ


1) بحار الأنوار، ج 99، ص 33.

2) همان، ج 71، ص 319.

انْظُرُوا إِلَى عَبْدَئَ تَزَاوَرًا وَ تَحَابًا فِى حَقٌّ عَلَى أَلَّا أعَذِّبَهُمَا بِالنَّارِ بَعْدَ ذَا الْمَوْقِفِ ... ؛ هر که برای زیارت برادر مؤمنش از خانه خارج شود، در حالی که عارف به حق وی باشد، برای هر قدمی که بر می دارد حسنه ای برای او نوشته می شود و گناهی از او محو می گردد و درجه ای بالا می رود. هنگامی که درِ خانه او را به صدا در می آورد، درهای آسمان به رویش گشوده می شود. وقتی که با یک دیگر ملاقات، مصافحه و معانقه می کنند، خداوند به آن ها توجه کرده، بر ملائکه مباهات می کند و می گوید: بنگرید به دو بنده من که برای رضایت من یک دیگر را زیارت می کنند و هم دیگر را دوست می دارند. بر من لازم است که آنان را عذاب نکنم ... (1) بنابراین نقش اصلی را در فضیلت و کمال زیارت، معرفت و آگاهی حق مزور ایفا می کند.

این که امام معصوم (علیه السلام) چه شخصیتی است، دستیابی به معرفت او چگونه ممکن است، حق او چیست، حق معرفت او چیست و ... مطالبی است که بحث های طولانی طلب می کند. این سؤال را ابوذر از سلمان فارسی (رضوان الله عليهما) پرسید. سلمان گفت: نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) می رویم و از خود آن حضرت می پرسیم. خلاصه پاسخ امام به شرح زیر می باشد (2):

امام، جامع کلام تکوین و تدوین، واجد کتاب حقیقت و شریعت، و شامل نشئه حقیقی و اعتباری است ...

جامعیت عینی و علمی اهل بیت نبوت و امامت (علیه السلام) به این معناست که اولاً، واجد هر کمال ممکن می باشند؛ ثانیاً، هر چه را دارند، مصون از عیب و نقص


1) همان، ج 73، ص 34.

2) بنگرید به: بحار الأنوار، ج 26، ص 1-7.

است؛ ثالثاً، هر چه را در مرحله حدوث واجد بودند، در مرحله بقا نیز دارا خواهند بود. این مقام جمع الجمعی را می توان از عدیل بودن آنان با کتاب بی بدیل الهی، یعنی قرآن کریم، استنباط کرد؛ زیرا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) طبق نقل محدّثان شيعه و سنی فرمود:

إِنَّی تَاركٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْن أحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الْآخر كِتَابَ اللهِ تَعَالَى حَبْلُ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَعِتْرَنِي أَهْلَ بَيْتِى فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِي فِيهِمَا . (1) چنین وصیت فراگیری نشان از هماهنگی کامل تکوین انسانی و تدوین الهی دارد، به گونه ای که همه مردم روی زمین تا بامداد معاد، در بخش علم و عمل، نیازمند به رهنمود و رهبری قرآن و عترت هستند و هیچ مکتبی تا شامگاه تاریخ بشری پدید نمی آید جز آن که لازم است جهان بینی و جهان آرایی آن بر قرآن و عترت (علیهم السلام) عرضه شود و پاسخ نفی یا اثبات آن از ثقلین استنباط گردد.

روزی امام صادق (علیه السلام) از فضیلت زیارت عارفانه امام رضا (علیه السلام) سخن گفت. حمزة بن حمران پرسید: قربانت گردم منظور از معرفت حق او چیست؟

فرمود:

يَعْلَمُ أَنَّهُ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ غَرِيبُ شَهِيدُ ... ؛ (2)این که بداند او واجب الاطاعه و غريب و شهید است و برای تبلیغ دین و هدایت مردم و استقامت در راه حق، غریبانه به شهادت رسیده است. هم چنین امام صادق (علیه السلام) فرمود:


1) بحار الأنوار، ج 23، ص 145.

2) همان، ج 99، ص 35، ح 17.

مَنْ زَارَ اَلْحُسَيْنَ (عليه السلام عَارِفاً بِحقِّهِ يَأْتَمُّ بِهِ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ) (1)؛ هر کس زیارت کند حسین (علیه السلام) را در حالی که عارف به حق وی باشد و او را امام خود برگزیند، خداوند گناهانش را می آمرزد. امام کاظم (علیه السلام) نیز کم ترین پاداش زیارت قبر حسین (علیه السلام) را آمرزش گناهان معرفی کرده است، اما به شرط آن که زائر، عارف به حق امام، احترام و ولایت وی باشد:

أَدْنَى مَا يُتَابُ بِهِ زائر أَبي عَبْدِ اللَّهِ اللَّهِ بِشَطِّ الفُراتِ إِذا عَرَفَ حَقَّهُ وَحَرَّمَ وَلايَتَهُ أن يُغفَرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ وَ ما تَأَخَّرَ . (2) در روایت دیگری آمده است: یک درهم خرج کردن در راه زیارت قبر امام واجب الاطاعه هفتاد هزار حسنه دارد، هفتاد هزار سیئه را محو می کند و نام او در دیوان صدیقین و شهدا ثبت می شود:

مَن نَوَى مِنْ بَيْتِهِ زِيَارَةَ قَبْرِ إِمَامٍ مُفْتَرَضٍ طَاعَتُهُ وَ أَخْرَجَ لِنَفَقَتِهِ دِرْهَماً وَاحِداً كَتَبَ اَللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ لَهُ سَبْعِينَ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَى عَنْهُ سَبْعِينَ أَلْفَ سَيِّئَةٍ و كَتَبَ اسْمَهُ فِي دِيوانِ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ .... . (3) زائر زمانی عارف به حق امام است و به ولایت و حرمت وی آگاهی دارد و از او پیروی می کند که او را معصوم، افضل و اعلم از دیگران، جانشین رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و منصوب از سوی خدا بداند، اوامر و دستورهایش را اوامر الهی بشمارد، تبعیت از وی را در تمام امور زندگی واجب بداند و با اقتدا و پیروی از سیره و سنت او خط سیر


1) كامل الزيارات، باب 54، ص 264، ح 7.

2) ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 85.

3) بحار الأنوار، ج 97، ص 124، ح 34.

زندگی خود را ترسیم کند. چنین شناختی هر چند که مقول به تشکیک و دارای مراتب فراوانی است و هرکس به مقدار ظرفیت وجودی خود از آن بهره مند می گردد، اما مبتنی بر مقدمات بسیاری است تا مستدل و وجدانی شود.

10-1.جلوه ای از عظمت مقام و منزلت امام

پیامبر مکرم اسلام (صلی علیه و آله) در روایت معراجیه به نقل از خداوند فرمود:

... وَ أَفْتَحُ عَيْنَ قَلْبِهِ وَ سَمْعِهِ حَتَّى يَسمَعَ بِقَلبِهِ وَ يَنْظُرَ بِقَلْبِهِ إِلَى جَلالِي وَعَظَمَتِي ... وَ اِجْعَلْ قَلْبَهُ وَاعِياً وَ بَصِيراً وَ لاَ أَخْفَى عَلَيْهِ شَيْئاً مِنْ جَنَّةٍ وَ لاَ نار ؛ (1)چشم و گوش قلب او را باز می کنم تا با قلبش صدای مرا بشنود و با قلبش هیبت و عظمت مرا احساس کند، ... ادراکات درونی او را نافذ و شفاف می کنم و هیچ چیزی از عوالم ماوراء را از او مخفی نمی کنم. حضرت صادق (علیه السلام) در کیفیت ارتباط خدا با بندگان خالص خود می فرماید:

يَكْشِفُ عَنْ عَظَمَتِهِ وَ يَرَى أَوْلِيَاءَهُ نَفْسَهُ حَيْثُ شَاءَ وَ يُكْشَفُ مَا شَاءَ مِنَ قُدْرَتِهِ ؛ (2) خداوند احساس عظمتش، وجودش و قدرتش را در قلب بندگان خالصش ایجاد می کند.

آن حضرت دربارۀ علم امام و کیفیت دریافت های ایشان از خدای متعال می فرماید:

إِذَا أَرَادَ اَلْإِمَامُ أَنْ یَعْلَمَ شَیْئاً أَعْلَمَهُ اَللَّهُ ذَلِکَ ؛ (3)وقتى امام بخواهد چیزی را بداند خداوند به او می فهماند.


1) إرشاد القلوب إلى الصواب، ج 1، ص 204.

2) بحار الأنوار، ج 3، ص 33.

3) کافی، ج 1، ص 285.

11.بسط معنای زیارت

در قسمت های قبلی بیان شد که زیارت ابعاد و مراتبی دارد که متناسب با شأن و منزلت و موقعیت افراد و نسبت آنان با مزور می توان آن را بسط داد. در این قسمت به بررسی برخی از ابعاد شخصیتی امام رضا (علیه السلام) در سه لایه اندیشه، اخلاق و سیره عملی می پردازیم؛ سپس زائر را به سیر در آن ها و تأثیرپذیری از آن ها دعوت می کنیم؛ این امر موجب می گردد تا به تدریج زائر با نقشه وجودی امام محبوب و مولای خود آشنا شود و برنامه هم سنخ شدن با امام را با تفصیل بیشتری پیگیری نماید. به این ترتیب او تلاش می نماید تا با سیر در جغرافیای وجود امام یا با شناوری در فرازهای مختلف اقیانوس رحمانی وجود امام از آن بهره برداری بیشتری نماید. هدف این بخش نیز ارائه یک راهکار برای تبدیل شدن اماکن متبرکه به دانشگاه های میدانی برای آموزش سیره و اندیشه اولیای معصوم می باشد.

عکس

شکل 16. نمونه هایی از بسط معنای زیارت در نقشه وجود امام

12.نمونه هایی از دیدار با اندیشه امام

12-1. شئون امامت در بیان امام رضا (علیه السلام)

در این قسمت از باب نمونه در یکی از جلوه های اندیشه امام رضا (علیه السلام) که در باب امامت، جایگاه و وظایف آن بیان شده است تأمل می کنیم. هدف اصلی در این بحث این است که خود را هم چون پرنده ای در آسمان اندیشه امام رها کنیم و او را در ساحت نگرش ها و باورهای پاک و نورانی و وحیانی اش دیدار نماییم و از این دیدار و زیارت روحانی تمنایی جز اقتدای فکری و روحی به ایشان و بهره مند شدن از بهشت علم ایشان نداشته باشیم:

عبدالعزيز بن مسلم می گوید: با عده ای در مسجد جامع اجتماع کردیم و سخن پیرامون مسئله امامت در گرفت و از اختلاف های بسیاری که در باره آن شده بحث به میان آمد. سپس من نزد امام رضا (علیه السلام) آمدم و او را از این که مردمان در این باره سخن می گویند آگاه کردم. او لبخند زد و گفت: ای عبدالعزیز، مردمان ندانسته اند و در اندیشه های خود دچار فریب شده اند. خدای عز و جل جان پیامبر خود (صلی الله علیه و آله) را نگرفت مگر آن گاه که دین را برای او تمام کرد و قرآن را بر او فرو فرستاد که در آن بیان هر چیز است. در آن حلال و حرام و حدود احکام و همه آن چه را که مردمان به آن نیاز دارند به تمامی واضح و آشکار ساخت و خود گفت: ما فَرَّطْنا في الكِتابِ مِنْ شَيْءٍ (1)؛ در کتاب از هیچ چیزی فرو گذار نکردیم، و در حجة الوداع که سال آخر عمر پیامبر بود این آیه نازل شد: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَعْمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلَامَ دِينا (2)؛ امروز دين شما را برایتان کامل و نعمت


1) انعام (6): 38.

2) مائده (5): 3.

خود را بر شما تمام کردم و اسلام را برای شما به عنوان دین برگزیدم. امر امامت متمم دین است و پیامبر (صلی الله علیه و آله) دار دنیا را ترک نکرد مگر آن گاه که نشانه های دین را برای امت آشکار ساخت و راه درست را به ایشان نمود و آنان را بر راه راست هدایت کرد و علی (علیه السلام) را امام ایشان معرفی کرد. هیچ چیز را ناتمام باقی نگذاشت، پس هر که گمان کند خدای عز و جل دین خود را تمام نکرده است، کتاب خدا را رد کرده است؛ و هر کس کتاب خدا را رد کند به او کفر ورزیده است.

آیا مردم قدر امامت و پایگاه آن را نسبت به امت می دانند که گزینش ایشان در آن روا باشد؟

مقام امامت گران مایه تر و ژرف تر از آن است که مردمان به خردهای خود بتوانند به آن برسند یا با اندیشه های خود از آن آگاه شوند یا امامی را به گزینش خود اختیار کنند. امامت آن است که خدای عز و جل ابراهیم خلیل را پس از پیامبری و دوستی خود هم چون پایگاه سومی به آن مخصوص گردانید و فضیلتی بود که او را بدان مشرف ساخت و او را به آن مأمور کرد و خود گفت: إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إماما ؛ من تو را برای مردمان امام و پیشوا قرار می دهم. و چون خلیل (علیه السلام) که با این عنوان غرق شادی شده بود پرسید: و من ذُرِّيَّتِی ؛ و از فرزندانم؟ خدای متعال گفت: لَا يَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِينَ (1)؛ عهد من امامت نصیب ستمگران نخواهد شد.

پس این آیه امامت هر ستمگری را تا روز بازپسین باطل کرده است و این منصب مخصوص برگزیدگان است. سپس خدای متعال نعمت را بر ابراهیم تمام کرد و در فرزندان او کسانی را که اهل پاکیزگی و پاکی بودند قرار داد تا شایسته مقام امامت باشند. این بود که گفت: وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ *


1) بقره (2): 124.

وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَوةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَوةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ (1)؛ به او اسحاق و یعقوب را به عنوان نعمتی افزون بخشیدیم و همه را از صالحان قرار دادیم و آنان را امامانی قرار دادیم که به فرمان ما راهنمایی کنند و نیکوکاری و برپا داشتن نماز و دادن زکات را به ایشان وحی کردیم و آنان خود پرستندگان ما بودند. بدین گونه امامت در ذریه او بود و از بعضی به بعض دیگر در قرن های متوالی انتقال پیدا کرد تا آن گاه که خدای متعال، میراث پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) قرار داد و گفت: إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَاللهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ (2)؛ نزدیک ترین مردمان به ابراهیم آنان بودند که از او پیروی کردند و این پیامبر و کسانی که ایمان آوردند و خدا ولیّ مؤمنان است.

بدین گونه امامت به او اختصاص یافت و او به فرمان خدا آن را بر دوش علی (علیه السلام) نهاد و بنا بر آن چه خدا واجب کرده بود در برگزیدگان ذریه او قرار گرفت؛ یعنی کسانی که خدا آنان علم و ایمان ارزانی داشته و گفته است: وَ قَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتَابِ الله إِلَى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهَذَا يَوْمُ الْبَعْثِ وَلَكِنَّكُمْ كُنتُمْ لا تَعْلَمُونَ (3)؛ کسانی که علم و ایمان بهره ایشان شده، گفتند: در گورهای خویش چنان که در کتاب مقدر و ثبت شده است تا روز قیامت درنگ خواهید کرد.

پس امامت مخصوص فرزندان علی (علیه السلام) است تا روز قیامت؛ چون پس از محمد (صلی الله علیه و آله) دیگر پیامبری نخواهد آمد. پس آن نابخردان چگونه می توانند امامی برای خود برگزینند. امامت منزل پیامبران و ارث اوصیاء است، امامت جانشینی


1) انبیاء (21): 72 و 73.

2)

3) روم (30): 56.

خدا و جانشینی رسول (صلی الله علیه و آله) و مقام امیرالمؤمنین (علیه السلام) و میراث حسن و حسین (علیهما السلام) است. امامت زمام دین، نظام مسلمان، اصلاح کننده دنیا، و مایه عزت مؤمنان است. نماز، زکات، روزه، حج، جهاد و فراوانی غنائم و صدقه ها و اجرا شدن حدود و احکام و پاسداری از مرزها، با امام تحقق پیدا می کند.

امام حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام می کند و از دین خدا دفاع می کند با حکمت و پند نیکو مردمان را به راه پروردگار می خواند. امام امین خدا در میان آفریدگان، حجت خدا بر بندگان، جانشین خدا در عالم و دعوت کننده به سوی خدا و دفاع کننده از حرم خداست. امام از گناه پاک و از عیب تهی است و حلم از ویژگی های او است. مایه عزت مسلمان و خشم منافقان و هلاک کافران است، او بار گران امامت را بر دوش دارد و از سیاست آگاه است. فرمانبرداری از او واجب است و بر پای دارنده فرمان خدای عزّ و جل و نصیحت گوی بندگان خداست و پاسدار دین خدا ... (1)

در این روایت مفصل، امام رضا (عیله السلام) باور و نگاه معصومانه خود را نسبت به امامت که یکی از اصول دین ماست بیان می کند. زائر حقیقی امام کسی است که در دریای اندیشه امام سیر کند و به اندیشه و فکر ایشان اقتدا نماید و بکوشد تا افق دید خود را با افق نگاه بیکران امام هماهنگ نماید؛ در این صورت است که سنخیت روحی و فکری با امام برای انسان حاصل می شود و وجود انسان رنگ وجود الهی امام را به خود می گیرد؛ حقیقتی که سرمایه و شرط لازم برای بهره مندی از شفاعت آنان در آخرت است.

در واقع شفاعت مخصوص کسانی است که در وجود خود رشته هایی از


1) کافی، ج 1، ص 198.

هماهنگی و سنخیت با امام یا ولیّ خدا را ایجاد کرده و به تبعیت از روش ایشان در زندگی، خود را به دامان آسمانی امام متصل نموده باشند؛ در این صورت است که جذبه امام و ریسمان اتصال یافته وجود ایشان به خدای متعال، انسان را از منازل پایین به بالا می کشاند و اگر در ورطه برخی از برزخ ها افتاده باشد او را نجات می دهد. به این ترتیب کسی که امامش را در این جلوه از وجودش زیارت می کند در وجود خود احساس زیر را می یابد:

•

امامت را اصل تکمیل کننده دین می یابد و آن را متمم نعمت های خداوند برای بندگانش می شناسد.

•

به این باور قرآنی می رسد که انتخاب امام فراتر از شأن مردم عادی است و از جمله شئون الهی است.

•

به این حقیقت یقین می کند که پیامبر مکرم اسلام قبل از رحلت وظیفه خود را در زمینه معرفی وصی خود و ائمه بعد از ایشان به طور کامل به انجام رسانده است.

•

می داند که امامت شأنی است که مخصوص انبیای برگزیده و ذریه منتخب آنانست؛ کسانی که عصمت و طهارت شأن وجودی آنان است.

•

می داند که امامت بعد از رسول مکرم اسلام در امیرمؤمنان و ذریه منتخب ایشان منحصر شده است.

به این دیدگاه مهم دست می یابد که امام مجری دین خداست و وظایف خطير تفسیر، تبیین، تطبیق و اجرای دین در هر دوره ای بعد از پیامبر مکرم اسلام را بر عهده دارد.

• و به این اصل مهم اعتقاد پیدا می کند که امام جانشین خداست و فرمانبرداری از ایشان بر همه واجب است.

12-2.درجات توکل بر خدای متعال

یکی از شئون امام (علیه السلام) تفسیر کلام الهی و بیان اسرار آن به تناسب مقام و منزلت علمی و ایمانی سئوال کنندگان می باشد، به همین دلیل است که احادیث معصومین (علیهم السلام) دارای سطوح و بطون هستند. در این قسمت امام را در ساحت مفسر قرآن که با استناد به آن، روش تهذیب و اخلاق را نشان می دهد زیارت می کنیم:

مردی از حضرت رضا (علیه السلام) تفسیر این گفته خدا را پرسید که: وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى الله فَهُوَ حَسْبُهُ (1)؛ هر که به خدا توکل کند او را بس است.

امام (علیه السلام) فرمود: «توکل را درجه هایی است: یکی این که در همه کارها بدو اعتماد کنی و به هر چه کند خشنود باشی و بدانی که او از خیرخواهی و رعایت حال تو کوتاهی نفرماید و بدانی که در این باره فرمان او راست؛ پس همه کارهایت را به او واگذار و به وی توکل کن. یکی دیگر این که به امور غیبی خدا که به دانش تو در نگنجد، ایمان داشته باشی و دانش نهان را به او واگذاری و در امور غیبی و جز آنان بدو اعتماد کنی.» (2)

کسی که امامش را در این جلوه زیارت می کند در وجود خود احساس زیر را می یابد:

• امام را مفسر راستین کلام الهی می شناسد و خود را نیازمند به دریای علم او.

1) طلاق (65): 3.

2) تحف المقول، ص 443.

•

توکل را که یکی از جنود عقل و از فضایل مهم اخلاقی است، می شناسد و می داند که چگونه بایستی به آن عمل کند و آن را در زندگی خود پیاده کند.

•

این انگیزه را پیدا می کند تا در همه ابعاد زندگی به تقدیر حکیمانه الهی خشنود باشد و با رشته نورانی ایمان به خدای متعال در تصمیم گیری ها و اقداماتش به قدرت و علم الهی تکیه کند.

•

ایمانش به خداوند متعال را رشته بهره مندی از علم، قدرت و تدبیر الهی می بیند.

•

همه معادلات زندگی را منحصر در معادلات شناخته شده مادی و طبیعی نمی داند، بلکه به این حقیقت ایمان می آورد که خداوند متعال تنها اندکی از علم را در اختیار انسان ها قرار داده است و شرط بهره مندی از دریای علم الهی را ایمان و توکل بر خودش قرار داده است، از این رو می فهمد که؛ آنانی که از توکل محروم اند کسانی هستند که از علم و تدبیر و قدرت بيكران الهی محروم می باشند.

•

در زندگی خانوادگی، در زندگی اجتماعی، در زندگی و رفتار اقتصادی و مهم تر از همه در زندگی و رفتار سیاسی، قدرت خداوند متعال و علم او را پشتوانه تصمیم گیری و برنامه ریزی امور خود می داند. هر آن چه از علم و دانش را که در اختیار دارد به کار می اندازد و بر اساس آن تدبیر می کند و اقدام می نماید و بقیه امورش را به قدرت لایزال الهی وا می گذارد و به این ترتیب صاحب مقام توکل می شود.

عکس

شکل 17. اركان اصلی توکل و نتیجه آن

13.دیدار با بهشت فضایل امام

اشاره

در این بخش به ذکر برخی از خصلت های اخلاق امام می پردازیم و تلاش می کنیم با روح مشتاق خود در دریای بیکران این خصلت ها سیر کنیم و در آن بخش ها امام را همراهی و ملاقات نماییم. البته این سیر، یک سیر فکری و روحی است و در درک این که چگونه می توان امام را به معنای واقعی خود ملاقات نمود کمک می کند.

13-1.جرعه ای از اقیانوس محبت و مودت

عبدالله ابن ابان که مورد توجه حضرت رضا (علیه السلام) بود می گوید: به حضرت عرض کردم: برای من و خانواده ام دعا کنید. حضرت فرمود:

«مگر دعا نمی کنم! به خدا سوگند که اعمال شما هر روز و شب بر من عرضه و گزارش می شود.

عبدالله گوید: من این مطلب را بزرگ شمردم، تعجب کردم.

حضرت فرمود: آیا کتاب خداوند عز و جل را نخوانده اید: وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ (1)؛ تلاش کنید که خدا و رسول او و مؤمنان کردار شما را خواهند دید. سپس حضرت فرمود: به خدا سوگند آن مؤمن، على بن ابی طالب (و فرزندان معصوم او) است.» (2)

این حدیث شریف چند نکته اساسی را یادآوری می نماید:

•

لطف و عطوفت امام نسبت به سلامت و سعادت دوستداران و شیعیان خودشان که فراتر از انتظار و تصور آنان است؛

•

مراقبت و اهتمام امام به استحکام بخشی عقاید شیعیان و تقویت باورهای آنان با تکیه به قرآن مجید؛

•

مقام اشراف و شهود امام نسبت به اعمال و رفتار بندگان خدا و وساطت اولیاء معصوم در مدار مغفرت و شفاعت.

برای زائر حضرت رضا (علیه السلام) و دیگر ائمه معصومین (علیهم السلام) سیر در این اقیانوس کرامت و لطف که از مجرای این کلمات و عبارات روایی به ظهور رسیده است چقدر حیات بخش، امید آفرین و دلنشین است. خدایا ما را شرمنده محبت و مودت بندگان خاصت مگردان!

13-2.شمه ای از عدالت امام

یکی از اهالی بلخ می گوید: با حضرت رضا (علیه السلام) در سفر خراسان همراه بودم،


1) توبه (9): 105.

2) کافی، کتاب الحجه، ج 1، ص 319.

روزی سفره ای انداخت و تمامی خدمتکاران را با هر مرتبه ای که بودند سر سفره جمع کرد. عرض کردم: فدایت شوم؛ ای کاش برای این ها سفره ای جداگانه می انداختی؟ حضرت فرمود:

بس كن: إِنَّ الرَّبَّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَاحِدُ وَ الْأُمَّ وَاحِدَةُ وَ الْأَبَ وَاحِدُ وَ الْجَزَاءَ بِالْأَعْمَالِ (1)؛ همانا پروردگار ما یکی و مادر ما یکی و پدرمان یکی است و پاداش اعمال است.

از جمله صفات ارزنده حضرت این بود که آرامش زیردستان را در وقت غذا مراعات می کرد؛ و گاهی چنان به خدمتکاران خود توجه می کرد که با دست خویش برای آنان لقمه می گرفت.

این حدیث شریف چند نکته اساسی را یادآوری می نماید:

•

پنجره ای به بهشت فضایل امام گشوده است؛ بهشتی که از سنخ، مراعات، عدالت و لطف سرشار ایشان است.

•

نگاه برگرفته از عدالت و وحدت خود را به عنوان درسی ماندگار در اختیار دوستدارانش قرار می دهد تا با اقتدای به آن، راهی به این بهشت های فضیلت پیدا کنند.

•

جریانی از مراعات و ادب و سنت های حسنه را در متن تاریخ بشری به راه انداخته اند که سرچشمه تهذیب و اصلاح رفتار بندگان خدا خواهد بود.

این فضایل حضرت رضا و دیگر ائمه معصومین (علیهم السلام) نه تنها در دوران حیات مادی آنان و برای همراهان و همنشینان آنان منشأ خیر و برکت بوده


1) بحار الأنوار، ج 49، ص 102.

است، بلکه با همین شأن و مرتبه برای همه زائران قبور پاکشان و برای همه کسانی که از هر طریقی راهی زیارت مرقد آنان می شوند و در تمنای بهشت فضایل ایشان به جستجو می پردازند، درهای رحمت و کرامت و لطف آنان گشوده است.

اگر کسی پای صحبت زائری از زائران حضرت ثامن الحجج بنشيند، تصديق می کند که وارد شدن به محفل لطف و کرم امام در انحصار هیچ کس نیست و پادشاه و گدا نمی شناسد.

13-3.راهی به بهشت جود و سخاوت امام

معمر بن خلاد می گوید: حضرت رضا (علیه السلام) چون مشغول غذا خوردن می شد، ظرفی کنار سفره می نهاد و از بهترین غذای حاضر جدا می کرد و دستور می داد به فقرا بدهند (1).

برای کسی که این جریان تاریخی را دریچه ای برای دیدار با بهشت جود و سخای حضرت رضا (علیه السلام) می بیند، این روایت معبری می شود که او را به دیدار فضایل وجود امام یا به دیدار با بهشت فضیلت های امام منتقل می کند. این چنین زیارتی نه تنها زائر را به ملاقات امام خود می برد، بلکه او را وا می دارد تا جرعه هایی از دریای فضیلت وجود ایشان را نیز بچشد و با ذوق زیبایی های وجود امام در وجودش، احساس سنخیت و همراهی با امام را نماید. این امر اوج تعالیم مکتب تربیتی زیارت را نشان می دهد.


1) بحار الأنوار، ج 49، ص 97.

14.دیدار با آداب و سنت های امام

اشاره

سیره عملی امام نیز یکی از ابعاد وجودی ایشان است که لازم است اولاً شناخته شود؛ ثانیاً به اسرار و حکمت های آن در پرتو معارف اهل بیت عصمت و طهارت و با تفسیر و تبیین فقهای مکتب اهل بیت پی برده شود و در گام بعدی یک اقتدا و تأسی عالمانه و آگاهانه نسبت به آنان صورت پذیرد. این بخش از وجود اولیای الهی به سبب نمایش الگوی رفتاری و عملی ائمه معصومین بایستی مورد تأمل و دقت ویژه ای قرار گیرد. البته الگوبرداری حقیقی از سیره عملی ائمه معصومین زمانی میسر است که به پشتوانه شناخت مراتب بالاتر وجود امام، يعنی منظومه اندیشه ها و اوصاف اخلاقی آنان صورت پذیرد. این امر موجب ارتقای دانش الگوبرداری از سیره اولیای معصومین می شود و انتقال آن به نسل های بعدی را تسهیل می نماید. در این قسمت به ذکر فرازهایی از سیره عملی ایشان می پردازیم، تا چگونگی الگوبرداری و تأسی به گام های عملی ایشان را تمرین نماییم:

14-1.نماز اول وقت در سیره امام رضا (علیه السلام)

در این قسمت جریانی تاریخی از زندگی امام رضا (علیه السلام) را یاد می کنیم که اهمیت پایبندی به نماز اول وقت را در سیره عبادی حضرت نشان می دهد:

در جلسه ای عمران صائبی دانشمند معروف آن زمان با حضرت رضا (علیه السلام) به گفتگو پرداخته، و بحث به جای حساس رسیده بود، ناگاه حضرت رضا (علیه السلام) از جای برخاست و به مأمون که ناظر جلسه بود فرمود: وقت نماز است، عمران گفت: قلبم نرم و آماده شده است، پاسخ مرا قطع مکن، حضرت فرمود: نماز

می خوانم و بر می گردم (1).

کسی که امام خود را در این چهره زیارت می کند و فلسفه و حکمت زیارت را نیز که هم سنخ شدن و هم رنگی حقیقی و وجودی با امام است مورد توجه قرار می دهد، آیا می شود که امام خود را ملتزم به نماز اول وقت ببیند و او را به این ویژگی بشناسد، اما خودش نسبت به آن سهل انگاری نماید و این بخش از سیره امام خود را در زندگی خود نهادینه ننماید؟

14-2.فرازهایی از سیره عبادی امام رضا (علیه السلام)

عبادت و بندگی خدای متعال راز اصلی رسیدن اولیای الهی به مراتب کرامت و معنویت است. اولیای الهی همه دامنه زندگی خود را به میدان عبادت تبدیل کرده اند و با نشستن بر مرکب عبادات متنوع در عظمت خدای متعال فانی می شوند. این سیره آنان، وجودشان را مبدل به وجه الله نموده و واسطه فیض خدای سبحان به دیگر مخلوقات شده اند. در این قسمت از باب نمونه، برخی از سنت های عبادی امام رضا (علیه السلام) را مرور می کنیم:

«بعد از نماز صبح به سجده می رفت و تا طلوع آفتاب در سجده بود.

گاهی که فرصت و فراغتی بود در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند.

بعد از نماز همواره سجده شکر به جای می آورد.

چنان با قرآن مأنوس بود که همه سخن و پاسخ و مثال های او قرآنی بود.

در هر سه روز، یک ختم قرآن می کرد و می فرمود: اگر بخواهم در کم تر از این ختم می کنم، ولی به هر آیه ای می رسم تأمل می کنم که در کجا و در چه زمانی


1) عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 139.

نازل شده است.

خوابش در شب اندک بود و بیشتر شب ها را شب زنده داری می کرد.

بسیار روزه می گرفت و روزه سه روز در هر ماه از او فوت نمی شد.

در دعاهای خویش اول صلوات می فرستاد و ذکر صلوات را در نماز و غیر نماز بسیار می گفت.

شب در بستر زیاد قرآن می خواند و چون به آیه ای مربوط به بهشت و جهنم می رسید، بسیار می گریست.

همه اوقات به ذکر خدا مشغول بود و بیش از همه از جانب خداوند واهمه داشت.» (1)

این حدیث شریف حاوی چند نکته اساسی است:

•

وجود امام فقط در پرتو بندگی خداوند متعال معنای حقیقی خود را می یابد.

•

همه ائمه معصومین اصلی ترین اوقات زندگی خود را به عبادت و راز و نیاز با خدای متعال اختصاص می دادند.

•

از رهگذر عبادات مختلف است که امام به مقامات رفیع نایل گردیده و مجرای فیض الهی برای دیگر مخلوقات شده است.

•

درس امام برای همه دوستداران و شیعیان خود این است که به تمام زندگی خود رنگ عبادی بزنند و از طریق عبادات خالصانه به خدای خود تقرب جویند.


1) بحار الأنوار، ج 49، ص 94-90.

14-3.فرازهایی از سیره اجتماعی امام رضا (علیه السلام)

اخلاق اجتماعی در اسلام از جایگاه مهمی برخوردار است، اولاً سیمای دین را به صورت علنی نشان می دهد، ثانیاً معیاری از رعایت حدود الهی در مقیاس وسیع و در ارتباط با حقوق مردم است، ثالثاً در بسط آثار دینداری و فرهنگ دینی بسیار اثر گذار است. از این رو در ابواب متعددی از روایات ما به معرفی آداب اخلاق اجتماعی و اصول مربوط پرداخته شده است. در این قسمت برخی از رفتارهای امام را در این زمینه مرور می کنیم:

«وقتی نزد مردم می آمد خود را برای ایشان مرتب می کرد. هرگز با زبان، کسی را نیازرد. هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد. هرگز حاجت آن را که می توانست، رد نکرد. در مقابل هم نشین خود پای را دراز نمی کرد و مقابل وی تکیه نمی داد.

دیده نشد که قهقهه بزند، بلکه خنده حضرت تبسّم بود. به معطر کردن خود به ویژه هنگام حضور در جمع مردم علاقه داشت. بسیار به دیگران خدمت می کرد و صدقه می داد و این کار را بیشتر در شب های تاریک انجام می داد.

بسیار متواضع بود؛ آورده اند روزی در حمام، مردی که امام را نمی شناخت، به ایشان گفت: مرا کیسه بکش، حضرت شروع کرد به کیسه کشیدن او، وقتی مردم حضرت را به او معرفی کردند، بسیار عذر خواست، ولی حضرت ضمن دلداری به او به کیسه کشیدن ادامه داد.

به میهمان بسیار احترام می گذاشت. روزی میهمانی نزد حضرت آمد و تا شب نزد ایشان ماند، در این هنگام، چراغ منزل دگرگون شد، آن مرد خواست چراغ را درست کند، ولی حضرت مانع شد و خود آن را اصلاح نمود و فرمود: ما میهمان

خود را به کار نمی گیریم.» (1)

این حدیث شریف حاوی چند نکته اساسی است:

•

امام وجودش را وقف خدای متعال و خلق خدا نموده است. تمام آثار به ظهور رسیده از امام جلوه ای از این حقیقت است که امام وجودش وقف خداوند متعال شده است و در مسیر هدایت خلق او هزینه و مصرف می شود.

•

رفتار امام تابلویی از ادب بندگی، رعایت حقوق و جریان در مدار حق است.

آداب مزبور که بخشی از تقوای اجتماعی دین می باشد از جمله راهبردهای اساسی برای فرهنگ سازی و تمدن سازی مبتنی بر تعالیم آسمانی است. در این راهبرد نگاه توحیدی، عدالت همه جانبه و در همه مراتب و رعایت حقوق در افعال ریز و درشت بندگان خدا، حلقه های انسجام و پیوستگی اجزای جامعه بشری را بر اساس نقشه توحید تنظیم می کنند.

15.حرم امام رضا یا دانشگاه امام شناسی

آن چه یاد شد، نمونه هایی از زیارت وجود نورانی امام رضا (علیه السلام) در ساحت های اندیشه، اخلاق و سیره عملی ایشان بود. آن چه در این باب باید مورد توجه قرار گیرد این است که هویت حقیقی امام همین ابعاد ذکر شده است. لذا لازم است اماکن متبرکه حرم معصومین (علیهم السلام) به ویژه آستان مقدس رضوی طرح ایجاد یک دانشگاه فراگیر، همه جانبه و عمومی را برای آشنایی مردم و زائران با ابعاد وجودی امام رضا (علیه السلام) در همه زمینه ها مهیا و اجرا نمایند.


1) بحار الأنوار، ج 49، ص 104-90.

این دانشگاه بایستی سیمای معنوی امام را در ابعاد یاد شده به زبانی شیوا، در قالب هایی هنری و در صفحه ای به بزرگی محیط تمام صحن ها و سطح دیوارهای اماکن متبرکه و در برنامه ای به وسعت تمامی ساعات شب و روز و طول سال، منتشر نماید و به صورت عملی سیره ایشان را هم در قالب برنامه های حرم، تولیدات علمی و فرهنگی، الگوی رفتاری خدام و مسئولان اماکن متبرکه و.... به نمایش بگذارد. در این صورت هر کسی که به عنوان زائر حضرت به مشهد مقدس وارد می شود و توفیق تشرف به حرم رضوی را می یابد، در خود تغییرات زیر را احساس می نماید:

•

با اندیشه امام آشنا تر می شود؛ خطوط فکری امام را می شناسد و مناسب ترین محصولات انتشار یافته درباره تبیین اندیشه های امام را با خود به ارمغان می برد.

•

اخلاق معنوی امام را می شناسد و به گونه ای با آن مواجه می گردد که گویی امام را از نزدیک زیارت کرده است و امام با آنان چهره با او برخورد نموده است.

ابعاد مزبور را در قالب طرح بسط زیارت و به صورت خلاصه در جدول زیر می توانید ملاحظه نمایید:

عکس

فصل دوم:حریم زیارت میدان تقویت ایمان و تقوا

اشاره

در فصل قبل بیان شد که اثر مهم زیارت در هم سنخ شدن و هم رنگی با امام و اولیای الهی ظاهر می شود. فضای حرم اولیای الهی میدانی بسیار قوی برای هم رنگی و سنخیت یافتن بندگان خدا با اولیاءالله را ایجاد می کند. مدلی که در این فصل برای تأثیر پذیری هر چه بیشتر از زیارت به عنوان راهبردی برای توسعه اخلاق و ایمان می توان نام برد، تأسی و تبعیت از امام در جلوه های مختلف است؛ به همین دلیل با ارائه بخش هایی از اندیشه، فضایل و سیره امام رضا (علیه السلام) روش و نحوه تأسی به آنان در میدان زندگی شرح داده شده است و زیارت به عنوان یک میدان برای تقویت ایمان و تقوا مورد تأمل مجدد قرار می گیرد.

1.مقدمه

در فصل قبلی هندسه مفهومی زیارت و تعالیم انسان ساز آن مورد توجه و بحث قرار گرفت. هدف از مباحث مزبور، بخش ارائه مبانی و اصول حاکم بر زیارت به عنوان بخشی از هویت فرهنگ دینی بود. مجموعه مطالب فوق نشان می دهد که زیارت به عنوان یک سرچشمه معرفتی، الگوی تربیتی و فرهنگی

خاصی را به ارمغان می آورد و در زندگی انسان ها رنگ خاصی را ایجاد می نماید که آن را می توان رنگ الهی نامید و مدل زندگی حاصل از آن را الگوی زندگی ولایی نام نهاد. در این فصل به کار کردهای تربیتی زیارت در زمینه انسان سازی و تربیت دینی پرداخته می شود. بر این اساس فضای حرم اولیای الهی به عنوان میدانی مناسب برای تقویت اخلاق و ایمان بندگان نسبت به خدای متعال و حقایق شریعت مقدس عمل می نمایند. در فصل بعدی نیز به کارکردهای فرهنگی و اجتماعی زیارت پرداخته می شود و زیارت به عنوان یک محور مؤثر در فرهنگ سازی دینی مورد تأمل و توجه قرار خواهد گرفت.

بر این اساس بعد از تبیین معنا و اهمیت تهذیب و خودسازی و بیان راهکارهای اصلی تقویت اخلاق اسلامی و ایمان به خدای متعال، جایگاه زیارت و مؤلفه های آن در این حوزه شناسانده می شود. در انتها نیز با ذکر نمونه هایی از آثار و ثمرات زیارت در تقویت اخلاق و ایمان معنوی، از این مرکز سرشار از عشق و معنویت، به عنوان سرچشمه ای بسیار منحصر به فرد و کارآمد در تولید آثار فرهنگ ساز نام برده خواهد شد.

2.ایمان و اهمیت آن

ایمان سرمایه سعادت انسان در دنیا و آخرت و محصول اصلی دینداری انسان و عمل به دستورات شریعت مقدس است. ایمان ثمره قبول اعمال و عبادات فردی و اجتماعی انسان و در مجموع اثری است که می توان گفت نشانه تکامل معنوی انسان و سنخیت او با بهشت الهی است. البته ایمان دارای مراتبی است که در آیات و روایات ذکر شده است. به طور خلاصه مراحل زیر را می توان برای تحصیل و تقویت ایمان ضروری دانست:

•

کسب معرفت نسبت به حقایق و باورهای دینی نظیر توحید، معاد و شئونات ربوبی و حقایق مربوط به انبیاء و اولیای الهی

•

عمل به دستورات دینی در زمینه های مختلف؛ انجام عبادات و اجرای سنت های اسلامی و هم چنین عمل در چارچوب احکام و حدود اسلامی در زمینه های فردی و اجتماعی؛ نظیر انجام معاملات اقتصادی، مناسبات اجتماعی و سیاسی.

گرچه عمل به آداب و احکام صادره در دین مبین اسلام به سبب آثار تکوینی که بر روح و روان انسان می گذارد موجب تقویت ایمان در انسان می گردد؛ اما آثاری که به سبب انجام اعمال قلبی و باطنی در جهت تقویت ایمان انسان ایجاد می شود، مؤثرتر و نافذ تر است. از این منظر، اعمال درونی یا قلبی، نظیر خلوص نیت، صدق در عبادت، داشتن قصد تقرب در همه افعال و رفتار، تذکر، تفکر و تعقل، در تقویت ایمان انسان بسیار مؤثرتر می باشند. در کتب اخلاقی برنامه های مدونی در زمینه سیر و سلوک دینی و طی منازل ایمان ارائه شده است که علاقه مندان می توانند به آن ها مراجعه نمایند (1).

آن چه در این فصل و به این مناسبت مورد تأمل و توجه قرار می گیرد، این است که نظام تربیت دینی - که برنامه حرکت به سوی ذات اقدس الهی است - مشتمل بر مدیریت تمامی قوای ظاهری و باطنی و تنظیم تمامی افعال و رفتار فردی و اجتماعی در چارچوب نقشه توحید و عبادی است. در واقع اسلام می خواهد جریان توحید را در بند بند زندگی انسان پیاده نماید و هر چه از آداب


1) كتب اربعين حديث و شرح حدیث جنود عقل و جهل، اثر حضرت امام خمینی (رحمه الله)، مجلدات سه گانه مقالات با عنوان مبانی نظری و برنامه عملی ترکیه، اثر استاد آية الله محمد شجاعی.

و سنت ها و حدود الهی در دین وارد شده است برای ایجاد این هماهنگی همه جانبه است که مقدمه ضروری و گام اساسی آن علم به این نقشه می باشد.

بزرگان اخلاق و عرفان تأکید بسیار نموده اند علم به حقایق و باورهای دینی با ایمان تفاوت دارد و هر کسی که صاحب معرفت دینی است لزوما دارای ایمان نیست و آن چه که سرمایه سعادت و رستگاری حقیقی است ایمان است نه علم تنها؛ از این رو بسیاری از کسانی که به حقایق دینی علم دارند ممکن است از ایمان محروم بوده، در نتیجه در آخرت دچار عذاب الهی شوند.

برای نمونه ابلیس با وجود علم به مبدأ و معاد و اذعان به ربوبیت الهی از فرمان الهی سرپیچی نمود و مورد لعن حضرت حق قرار گرفت و از درگاه الهی طرد گردید.

حضرت امام خمینی (رحمه الله) درباره تفاوت علم و ایمان می فرماید:

«بدان که ایمان غیر از علم و ادراک است؛ زیرا که علم و ادراک حظ عقل است و ایمان حظ قلب.

انسان به مجرد آن که علم پیدا کند به خدا و ملائکه و پیغمبران و یوم القیامه، او را نتوان مؤمن گفت؛ چنان چه ابلیس این امور را علماً و ادراکا می دانست و حق تعالی او را کافر خواند.» (1)

چنان که پیشتر بیان شد، ایمان دارای مراتبی است که به طور خلاصه و بر اساس تقسیم بندی حضرت امام خمینی (رحمه الله) آن را می توان به سه مرتبه کلی تقسیم نمود:

• ایمان: گرویدن قلب و بهره بردن آن از عقاید و معارف حقه که نتیجه درک

1) شرح حدیث جنود عقل و چهل، ص 87.

حضور خدای متعال و احاطه قیومی حضرت حق می باشد.

•

اطمینان: این مرتبه به منزله ایمان کامله است. در این مرتبه هر گونه ریب و تزلزلی از قلب انسان نسبت به مبدأ و معاد زایل میشود و انسان نسبت به درک خدای متعال و ارتباط با غیب و ملکوت، احساس روشن تری دارد و احاطه و حضور خدای متعال را به خوبی درک می کند.

•

مشاهده: نوری است الهی و تجلی ای است رحمانی که تبع تجلیات اسمائیه و صفاتیه در سرّ سالک ظهور کند و سرتاپای قلب او را به نور شهودی منور نماید؛ لذا بنده مؤمن همان طوری که حقایق عالم طبیعت را با قوای ادراکی خود مشاهده و تجربه می کند با قوای قلبی خود، یا در رؤیاهای صادقه خود، حقایق عالم غیب و ملکوت را نیز مشاهده تجربه می کند (1).

بر این اساس مؤمنان وظیفه دارند تا در پرتو تعالیم شریعت مقدس خود را به آداب الهی آراسته کنند و با تحصیل فضایل و تطهیر درون از خبائث و رذایل، دل را آیینه درک اسرار و معارف الهی نمایند. به این ترتیب است که می توانند در آیینه قلب پاک خود اسرار الهی را مشاهده نمایند. در همین اثر، امام عزیز دو گام اساسی برای تقویت ایمان بیان نموده اند:

«بدان که ایمان به معارف الهیه و اصول عقاید حقه صورت نگیرد مگر به آن که اولاً آن حقایق را به قدم تفکر و ریاضت عقلی و آیات و بیّنات و براهین عقلیّه ادراک کند، و این مرحله به منزله مقدمه است، و پس از آن که عقل حظّ خود را استیفا نمود، به آن قناعت نکند؛ زیرا که این قدر از معارف اثرش خیلی کم است و حصول نورانیت از


1) بر گرفته از: آداب الصلاة، ص 12.

آن، کم تر شود. پس از آن، باید سالک الی الله اشتغال به ریاضات قلبیّه پیدا کند، و این حقایق را با هر ریاضتی شده به قلب رساند، تا قلب به آن بگرود.» (1)

از این سخن امام عزیز دو محور اصلی برای تقویت ایمان می توان ذکر نمود:

•

تحصیل عقاید حقه با گام های تفکر و مجاهدت های علمی و عقلی؛

•

مبادرت به تلاش عملی و ریاضت های قلبی؛ نظیر خلوص نیّت، تذکر و توجّه دادن دل به حقایق و استقامت در این راه.

در فصل اوّل با ارائه مطالبی مدوَّن در زمینه زیارت ذیل عنوان هندسه مفهومی زیارت تلاش گردید تا مصالح لازم برای تحصیل معرفت نسبت به زیارت و مبانی مرتبط با آن ارائه شود. در این فصل هم با ارائه اصول تربیتی و بیان راهکارهایی در جهت تقویت ایمان و تقوا مبتنی بر فضای حرم اولیای معصوم شرایط لازم برای بند دوم مهیّا خواهد شد. در شکل زیر مدل تصویری برای بیان هر دو گام تقویت ایمان و تحصیل تقوا نشان داده شده است. در این نمودار برای محورهای مجاهدت های علمی و عملی نمونه هایی نیز ذکر شده است.


1) شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 89.

عکس

شکل 18. نقشه تقویت ایمان در بیان حضرت امام خمینی (رحمه الله)

3.نقش تبعیت از اولیای معصوم در تقویت ایمان و تقوا

در این بخش به تبیین آثار زیارت یعنی ملاقات با امام در مراتب و ابعاد وجودی ایشان پرداخته می شود. رنگ پذیرفتن، طعم و رایحه وجود امام را گرفتن، از امام درس گرفتن، به اندیشه و روان آنان اقتدا کردن، به سیره و سنت ایشان تأسی جستن، همه و همه از آثار پربرکت زیارت است. زیارت مانند یک شارژ روحی است. زیارت جریان یافتن در شریان اندیشه امام است، همراه شدن با جویبار احساس امام و حرکت به سوی اقیانوس هستی اوست. زیارت وصل شدن به وجود خدایی امام است.

به تناسب میزان لطافت وجودی، انسان زائر با مزور متّحد می شود. از این رو کارکرد راهبردی زیارت، متصل شدن به شریان وجودی امام و بهره مند شدن از جريان فيض الهی است که در وجود امام جریان دارد؛ مانند متصل شدن به جریان علم امام، ورود به بهشت اخلاق امام، و چشیدن از میوه ها و شجره رفتار و اعمال امام، و ...

بنابراین باید امام را شناخت تا در وجود خدایی او جریان پیدا کرد، در بهشت وجود امام باید زیست تا طعم حیات طیبه را چشید و بایستی با او همراهی کرد تا از مراتب آثار نورانی وجود ایشان بهره برد. از این رو:

•

زيارت طعم و بوی وجود انسان را ولایی می کند.

•

زیارت انسان را زیبا و نیکو می گرداند.

•

زیارت وجود انسان را پاک و لطیف می کند.

•

بعد از زیارت، انسان با قامتی راست و استوار گام بر می دارد.

•

...

بر اساس منطق قرآنی، رسیدن به حیات طیّبه و مراتب عالی ایمان و اخلاق، نتیجه ایمان اولیه، تأسی و تبعیت از خداوند متعال و رسول ایشان می باشد؛ از این رو زیارت می دانی است که انسان در آن امام را در چهره های مختلف ملاقات می کند، با دعوت های امام برای زندگی برتر و بالاتر آشنا می شود و با تأسی و تبعیت از آن آثار و ثمرات، زندگی ولایی را می چشد و برای اهل خود به عنوان سوغات زیارت به ارمغان می برد. با تأمل در آیه 24 سوره انفال در می یابیم که چگونه خدای متعال راز زنده شدن به حیات طیّبه را در گرو تأسّی و تبعیت از خود و رسولان خود قرار داده است:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا الله وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لَا يُحييكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ الله يحولُ بَيْنَ

الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ ... ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی خدا و رسول شما را دعوت می کند دعوت آنان را اجابت کنید که این اجابت و تبعیت موجب زنده شدن شما به حیات طیبه خواهد شد. بدانید که خداوند میان انسان و قلبش قرار دارد. این آیه شریفه به روشنی نشان می دهد که استجابت دعوت های خداوند متعال و رسول ایشان موجب ترفیع مقام و منزلت ایمانی انسان خواهد شد و مرتبه حیات انسان را ترقّی خواهد بخشید. هم چنین ایمان و عمل صالح که همان تبعیّت از دستورات رسولان الهی و ائمه معصومین (علیه السلام) می باشد، شرط لازم برای تحصیل ایمان و مراتب عالی حیات است.

عکس

شکل 19. نقش تبعیت از اولیای الهی در تقویت ایمان

4.تأکیدهای قرآن مجید بر تبعیت از اولیای الهی

اشاره

در قرآن مجید آیاتی مستقل، صریح و روشن بیان گر این اصل تربیتی است که انسان ها باید اولیای الهی و واسطه های هدایت و رحمت را بشناسند و از آنان برای یافتن و گام نهادن در صراط مستقیم تبعیت کنند. به نمونه هایی از این آیات اشاره می کنیم:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (1)؛ اى انسان های مؤمن ضمن کسب تقوا، همواره با صادقین همراه باشید. این آیه شریفه با تأکید ویژه به همراهی با سفرای الهی و اوصیای معصوم فرمان می دهد. در این آیه توصیه به تقوا بیان گر این معناست که این مصاحبت، تبعیت، اطاعت و ملازم بودن باید با قدرت، عزم و تصمیم جدی همراه باشد؛ زیرا تقوا در مصاحبت، این پیام را دارد که هم صادقین را درست بشناسید و هرگز غیر صادقین را با صادقین اشتباه نکنید و هم بعد از شناخت، لحظه ای درنگ نکرده، همواره با کمال جدیّت و با همه وجود همراهی با صادقین را رعایت کنید. نمونه ای از این تبعیت و همراهی را در روش مولا علی (علیه السلام) نسبت به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می یابیم آن جا که می فرماید:

وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ إِثْرِ أُمِّهِ يَرْفَعُ لِى فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ يَأْمُرُنِي بِالِاقْتِدَاءِ بِهِ (2)؛ تبعیت من از پیامبر گرامی به حدی بود که از او لحظه ای جدا نمی شدم و هر روز نکته ای از اخلاق نیک و پسندیده خودش به من می آموخت و به من فرمان می داد که از آن پیروی کنم.

4-1.امر به سؤال از اهل ذکر

فَاسْتَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (3)؛ پس اگر نمی دانید از دانایان کتاب های آسمانی جویا شوید. این آیه در دو سوره مستقل تکرار و در آن تأکید شده است که از اهل ذکر


1) توبه (9): 119.

2) نهج البلاغه، خطبه 192.

3) نحل (16): 43.

سؤال کنید. حل مشکلات علمی و اخلاقی و بیرون آمدن از ورطه ضلالت و جهالت، تنها در سایه ارتباط و اتصال علمی با آشنایان و عالمان حقیقی دین، یعنی اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ممکن است و بدون ارتباط و سؤال از آنان نه علمی ایجاد می شود و نه هدایتی ممکن می گردد. هدف از پرسش، رهیدن از جهل و ظلمت و خلاصی از مشکلات فکری، روحی، اخلاقی و عملی در ابعاد فردی و اجتماعی است و مناسب ترین بستر برای آن زیارت است؛ چه در حال حضور اولیای الهی و چه در حال غیبت و ممات آنان. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در پاسخ این پرسش که اهل ذکر در آیه شریفه چه کسانی هستند، فرمود:

الذِّكْرُ أَنَا وَ الْأَئِمَّةُ الْهِلَالَ أَهْلُ الذِّكْرِ. من ذکر هستم و امامان (علیهم السلام) اهل ذکر هستند (1). حضرت رضا (علیه السلام) نیز در پاسخ همین سؤال فرمود:

نَحنُ أهل الذكرِ ونَحنُ المسؤولون (2). ما اهل ذکر و پرسش شوندگان هستیم.

4-2.امر به اطاعت از خدا، رسول و اولی الامر

أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الأَمْرِ مِنكُمْ (3)؛ از خداوند اطاعت کنید و از رسول و اولی الامر نصب شده در میان شما اطاعت کنید. در این کریمه به همان صورتی که به اطاعت از رسول گرامی (صلی الله علیه و آیه) توصیه شده بدون تکرار امر و به همان وجه، به تبعیت از صاحبان حقیقی امر و ولایتمداران دستور داده شده است. کسانی که در کنار پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اطاعت از آنان


1) بحار الأنوار، ج 16، ص 359.

2) کافی، ج 1، ص 210.

3) نساء (4): 59.

الزامی شناخته شده، قطعاً موالیان و والیان راستین هستند و اساساً بدون اطاعت والیان امر، اطاعت از خدا و رسول امکان ندارد. از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود:

إِنَّهُ مَنْ أَتَى الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا اهْتَدَى وَ مَنْ أَخَذَ فِي غَيْرِهَا سَلَكَ طَرِيقَ الرَّدَى وَصَلَ اللَّهُ طَاعَةَ وَلَّى أَمْرِهِ بِطَاعَةِ رَسُولِهِ وَ طَاعَةَ رَسُولِهِ بِطَاعَتِهِ فَمَنْ تَرَكَ طَاعَةَ وُلَاةِ الْأَمْرِ لَمْ يُطِعِ اللَّهَ وَ لَا رَسُولَهُ وَ ... (1)؛ تنها کسانی که از باب ولایت به بیوت هدایت و سعادت گام نهاده اند، هدایت یافته اند و کسانی که در غیر این مسیر راه می پیمایند، در راه ضلالت و پستی گام می نهند. در واقع اطاعت اولوا الامر و اطاعت رسول در پرتو اطاعت الهی خواهد بود و اگر کسی اطاعت اولوا الامر را ترک کند در واقع خدا و پیامبرش را اطاعت نکرده است. تولی، تبعیت و اطاعت از اولوا الامر، به همان حدی معتبر است که اطاعت از رسول گرامی (صلی الله علیه و آله) دارای ارزش و بهاست و خداوند این اطاعت را اطاعت از خود دانسته و فرموده است: مَن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ الله (2)؛ هر کس رسول خدا را اطاعت کند به طور قطع خدای متعال را اطاعت کرده است.

4-3.مودت به اهل بیت، اجر رسالت

قُل لا أَسْلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إلا المَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى (3)؛ بگو از شما برای رسالتم اجری نمی خواهم مگر مودت نسبت به خویشانم. مودت و دوستی اهل بیت (علیهم السلام) به قدری عظیم و ارزشمند است که تنها اجر


1) بحار الأنوار، ج 66، ص 10.

2) نساء (4): 80.

3) شوری (42): 23.

رسالت شمرده شده است و تنها کسانی می توانند در مقابل رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) رو سفید و سرفراز باشند که با معرفت و مودت نسبت به خویشاوندان آن حضرت حرکت انسانی و الهی خویش را تصحیح کرده و به این حسنه دنیا و عقبی رسیده باشند:

وَ مَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةٌ نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا (1)؛ قطعاً کسانی که خیر و نیکی، یعنی مودت به اهل بیت (علیهم السلام) را تحصیل کرده باشند، برای آنان احسان و انعام الهی افزون خواهد بود. بی گمان از بهترین راه های ایجاد محبت و دوستی و تحصیل ارادت و معرفت اهل بیت (علیهم السلام) حضور در مشاهد آنان و خواندن زیارت نامه های آنان است.

4-4.حسرت و ندامت کسانی که با اولیا همراهی نکردند

ندامت و خسران همواره بر کسانی است که در دنیا توانایی خود را در جهت پیوند با اهل بیت (علیهم السلام) به کار نگرفتند. خدای سبحان حال این افراد را این گونه حکایت می کند: در حالی که دو دست خود را از سر ندامت و حسرت به دندان گرفته اند، واحسرتا سر داده و با خود می گویند: ای کاش پیوند خود را با پیامبر (صلی الله علیه و آله) تحکیم کرده و همراهی با رسالت را که همان اتصال به ولایت عترت (علیهم السلام) است، اتخاذ می کردیم:

وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَلَيتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلا (2)و روزی که ظالم دستانش را به دندان می گیرد و فریاد بر می آورد که ای کاش با رسولی از رسولان


1) همان.

2) فرقان (25): 27.

الهی در مسیر هدایت همراهی کرده بودم.

4-5.آثار شگفت انگیز عشق و محبت

چنان که در قسمت های پیشین بیان شد، مهم ترین اثر این همراهی ایجاد سنخیت وجودی و رابطه معنوی میان امام و مأموم است؛ حقیقتی که در دنیا منجر به الگوبرداری از امام و ولیّ خدا در عرصه های مختلف زندگی می شود و ظاهر و باطن وجود انسان را نورانی به نور شریعت می نماید و در آخرت به شفاعت اولیای الهی خواهد انجامید؛ انسان را از مراتب پایین و از میان موانع جذب وجود ولیّ خدا می کند و مرتبه وجودش را به تأثیر مرتبه وجود ولىّ خدا ارتقا می بخشد. در آیه شریفه 69 از سوره نساء چه زیبا این دو اثر دنیوی و اخروی به تصویر کشیده است:

وَ مَن يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّلِحِينَ وَ حَسُنَ أُوْلَئِكَ رَفِيقًا ؛ و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در گروه کسانی خواهند بود که خدا ایشان را گرامی داشته، (یعنی) با پیامبران و صدیقان و شهیدان و شایستگان اند و آنان چه نیکو همدمان اند. این همراهی و حشر با اولیای الهی در سخت ترین مراحل با انسان بوده است و طبق احادیث فراوان، در مواقف و مهالک دشوار، این معیتِ شفاعت آفرین، موجب گشایش و آسودگی خواهد بود. در زیارت شب و روز عرفه آمده که هدف از زیارت آن است که معیت و همراهی دنیا و آخرت را از شما درخواست کنم:

أَسَالَ اللَّهِ بِالشَّأْنِ الَّذِى لَكَ عِنْدَهُ وَ بِالْمَحَلِّ الَّذِى لَكَ لَدَيْهِ أَنْ يُصَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وَ

آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ، بِمَنِّهِ وَ جُودِهِ وَ كَرَمِهِ (1). این حقیقت در حدیث دیگری از رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز وارد شده است. جابر بن عبدالله انصاری می گوید: دوستم پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

مَنْ أَحَبَّ قَوْماً حُشِرَ مَعَهُمْ وَ مَنْ أَحَبَّ عَمَلَ قَوْمٍ أُشْرِكَ فِي عَمَلِهِمْ (2)؛ هر كس مردمی را دوست داشته باشد، با آنان محشور می شود و هر کس به عمل و کار مردم و ملتی علاقه مند باشد، با آنان در عملشان شریک است. در این حدیث شریف یکی دیگر از قواعد عشق و محبت بیان شده است. بر این اساس، انسان مجذوب و ملحق به محبوب خود می گردد، گرچه میان این دو فرسنگ ها فاصله جغرافیایی باشد، یا قرن ها فاصله تاریخی! خدای متعال آن چنان بر مغناطیس وجود اولیای خود اثر مترتب نموده است که می تواند گوهر خوبی ها را از زیر خاک و خاکستر غفلت ها بیرون کشد و او را در پرتو تبعیت و تأسی صادقانه تخلیص نماید تا در کوره عشق و پرستش عیار آن بالا و بالاتر رفته، از مرتبه مادون به مراتب عالی صعود نماید. این حقیقت آن چنان در فرهنگ شیعه پر رنگ است که در پرتو آن تفسیری بسیار زیبا و دوست داشتنی از شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین صورت می گیرد؛ و آن تفسیر این است که حضرت سیدالشهدا در صحرای کربلا و در روز عاشورا با نمایش عالی ترین سطح از هنر بندگی، چنان میدان جاذبه ای ایجاد کرده است و چنان مغناطیس پر انرژی و پر حرارتی تولید کرده است که از حایل ها و عایق های زمان و مکان عبور می کند و دل های مستعد هدایت را


1) بحار الأنوار، ج 98، ص 361.

2) همان، ج 65، ص 131.

مجذوب خود می کند و در وجود آنان یقظه و بیداری ایجاد می نماید. این یقظه و بیداری نیروی طاعت و تبعیت را تقویت می کند؛ تبعیت و اطاعت سنخیت ایجاد می کند و سنخیت هم شفاعت و فلاح را به وجود می آورد. در نمودار زیر مراتب آثار میدان محبت به تصویر کشیده شده است:

عکس

شکل 20. نمودار جریان عشق و محبت در دل ها و آثار آن

در زیارت امام حسین (علیه السلام) خطاب به آن حضرت عرض می کنیم:

لَبَّيْكَ دَاعِيَ اللَّهِ إِنْ كَانَ لَمْ يُحِبَّكَ بَدَنِى عِنْدَ اسْتِغَاثَتِكَ وَ لِسَانِي عِنْدَ استنصارکَ فَقَدْ أَجَابَكَ

قَلْبِی وَ سَمْعِی وَ بَصَرِی سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ کَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا (1)؛ اى حسين عزيز که در دعوت به کمک، به خدا دعوت داشتی، اگر هنگام استغاثه و کمک طلبی تو، نتوانستم شما را با بدن و زبانم کمک کنم، هر آینه قلب، گوش و چشمم شما را اجابت کرده است. منزه است خدای ما و وعده خدای ما هر آینه محقق است.

5.زیارت میدان اختصاصی تقویت ایمان و تقوا

با توجه به مطالب پیشین مشخص می گردد که راهبرد اصلی تقویت ایمان و تحصیل آثار معنوی آن به خصوص رسیدن به حیات طیبه، همراهی با اولیای الهی و تبعیت از آنان در فضایی از عشق و محبت است. خدای متعال اولیای خودش را موظف نموده است تا به عنوان راهنمایان و الگوهای جامعه بشری برنامه دین و روش اجرای آن را در معرض دید مردم قرار دهند و در میدان زندگی چگونگی اجرای آن را به نمایش گذارند؛ طوری که مردم بتوانند با اقتدای به آنان در مسیر تقرب به خدای متعال حرکت نمایند. از این رو حرم ائمه معصومین (علیه السلام) و مشاهد مشرفه میدانی بسیار مهم برای مواجهه محبان و مشتاقان لقاء الله با ابعاد وجودی امام است که مقدمه اساسی آن، تبعیت و تأثیرپذیری حقیقی از وجود پاک آنان خواهد بود.

با توجه به این که زائران مشتاق از راه های دور و بعد از طی مسافت زیاد و با صرف هزینه بسیار، به زیارت امام و ولیّ خدا می آیند. در صورتی که امکان آشنایی آنان با ابعاد وجودی امام فراهم گردد، می توان امیدوار بود که گام های بعدی در تکمیل ایمان و توسعه آن به محیط جامعه نیز به خوبی و با موفقیت


1) بحار الأنوار، ج 98، ص 337.

برداشته می شود. از این رو فضای حرم معصومین باید به گونه ای باشد که مشتاقان و زائران به سهولت بتوانند ابعاد وجودی امام و مراد خود را احساس نمایند و ارتباط ادراکی و وجودی شفافی با آنان برقرار کنند؛ زائران باید بدانند که:

معنای احساس امام چیست، امام در چه عالمی قرار دارد و چه چیزی احساس می کند، او باید بداند. که امام چه خصلت هایی دارد، در چه راهی حرکت می کند و چه گام هایی بر می دارد. زائر باید بداند در جغرافیای معصومانه و پاک وجود امام چه می گذرد و اگر انسان بخواهد وارد آن بهشت پاک الهی و انسانی گردد چه احساسی پیدا خواهد کرد و ...

زائر باید در دریای احساس امام شنا کند و با گام های امام همراهی نماید و به نگاه امام و اندیشه امام اقتدا کند تا به آرزوی خود که چشیدن حضور خدای سبحان می باشد برسد.

بررسی روایات معصومین (علیهم السلام) مؤلفه های تأثیر پذیری از زیارت را به شرح زیر بیان می کنند:

عکس

شكل 21. ابعاد تأسی به امام در میدان تربیتی زیارت

بر این اساس در میدان تربیتی زیارت، زائر باید بعد از آشنایی تفصیلی با ابعاد وجودی امام، این تکلیف اساسی را متوجه خود بداند که گام تکمیلی در زیارت امام این است که امام را در ابعاد یاد شده همراهی کند و بکوشد تا وجودش را از طریق تمسک و توسل حقیقی، به وجود نورانی، پاک و معصوم امام متصل نماید.

6.آثار تبعیت از اولیای الهی

چنان که در قسمت های پیشین یاد شد اساسی ترین اثر زیارت، تحصیل سنخیت وجودی با اولیای معصوم از طریق تأسی حقیقی و همه جانبه به آنان است. سنخیت وجودی نتیجه تبدل وجود انسان است که به تدریج حاصل می شود و ثمره تحولات ظاهری و باطنی، قلبی و قالبی در اعمال، خصلت های نفسانی و باورهای اعتقادی است. وقتی انسان تلاش می کند اعمالش را هم رنگ ولیّ خدا نماید، در واقع در متن یک حرکت جوهری و صیرورت وجودی قرار می گیرد؛ به هر میزانی که توفیق این تحول و هم رنگی را پیدا کند سنخیت وجودی بیشتری نیز برای او حاصل می شود؛ این سنخیت وجودی آثاری در زندگی فردی و اجتماعی انسان می گذارد:

•

در حیات دنیوی سبک زندگی و رفتار ظاهری زائر به رنگ آداب و سنت های دین در می آید؛ او تلاش می کند تا تمام دین خدا را در زندگی خود اجرایی نماید.

•

به موازات اصلاح رفتارها و کردارهایش، افکار و احوال درونی اش نیز متحول می شود و با تجربه احوال معنوی و ایمانی نسبت به ارزش های فطری و انسانی احساس محبت می کند.

همین تحولات وجودی که ثمره هم سنخ شدن با اولیای الهی است در آخرت به صورت شفاعت ظاهر می شود و نیروی صعود بنده مؤمن از مراتب دانی حیات به مراتب عالی را تأمین می نماید. دستی که بنده نیازمند به معنویت، فلاح و رستگاری را نجات می دهد همان جذبه صادر شده از سوی اولیای الهی است. در دنیا این نیرو به صورت جاذبه زیارت ظاهر می شود، ولی در آخرت این بذر می شکفد و به صورت شفاعت ظاهر می گردد. در دنیا این اشتیاق انسان را به سوی زیارت و تبعیت از معصومین سوق می دهد و او را از مسیر و سبک زندگی غیر توحیدی دور می کند، ولی در آخرت همین وقایع هم چون بذری که می شکفد، انسان را از مراتب دوزخ رهانیده، به مراتب عالی بهشت رضوان الهی بالا می کشند، مراتب آثار تبعیت از زیارت در شکل زیر نشان داده شده است:

عکس

شکل 22. مراتب آثار سنخیت با اولیای الهی

7.روش تبعیت از اولیای الهی

آثار حیات بخش تبعیت از اولیای الهی انسان مؤمن و آگاه را وامی دارد تا برای تهیه حلقه های نجات چاره ای بیندیشد و تلاش کند تا روش آن را به خوبی در زندگی خود پیاده نماید. چنان که در قسمت های پیشین بیان شد، گام ها و مراحل اصلی تبعیت از اولیای الهی به شرح زیر می باشند:

•

شناخت ابعاد و مراتب وجود امام یا ولیّ خدا؛ شناخت جلوه های اندیشه امام، شناخت بهشت فضایل امام و شناخت سیره و سنت عملی امام که می تواند در قالب یک برنامه تدریجی و توسط متولیان مشاهد متبرکه مدیریت گردد.

•

تبعیت از مراتب و ابعاد وجودی امام: در این زمینه لازم است دانش، بصيرت و مهارت های لازم برای تطبیق تعالیم ائمه معصومین و کاربرد آنان در زندگی امروزین جامعه تدوین گردد و به نحو مناسب ترویج شود، تا جایی که به یک گفتمان رایج و عمومی تبدیل گردد و از طریق الگوسازی در برخی از نمونه های مبتلا به روش آن تبیین، مستندسازی و ترویج شود؛ برای مثال اجرای گسترده نماز جماعت اوّل وقت در صحن های اماکن متبرکه، پخش تلاوت قرآن کریم با صوت زیبا و دلنشین در صحنه ها و اماکن متبرکه، پخش مناجات های دلنشین و عارفانه، ایجاد فضای خدمت خالصانه به زائران حرم حضرت رضا (علیه السلام)، از جمله اقدامات مناسبی هستند که در سال های اخیر اجرایی شده اند و به خوبی میدان تربیتی مورد نظر در اماکن متبرکه را ایجاد نموده اند و انگیزه و فضای لازم را برای تبعیت و تأسی از ابعاد وجودی اولیای الهی فراهم نموده اند.

در قسمت بعدی به ارائه روشی در این زمینه پرداخته می شود برخی از تعالیم

حضرت رضا (علیه السلام) ذکر می گردد و چگونگی تبدیل کردن آنان به یک برنامه تربیتی و اجرایی برای تبعیت و اقدام عملی نیز بیان خواهد شد.

8.بسط برنامه زیارت اولیای معصوم

اشاره

چنان که یاد شد، رنگ گرفتن، طعم و رایحه وجود امام را پذیرفتن، به اندیشه و روان ایشان اقتدا کردن، به سیره و سنت ایشان تأسی جستن، همه و همه از آثار پر برکت زیارت است. زیارت مانند شارژ شدن روحی است، زیارت جریان یافتن در شریان فکر و اندیشه امام است، همراه شدن با جویبار احساس امام و حرکت به سوی اقیانوس هستی اوست. زیارت وصل شدن به وجود خدایی امام است. بر این اساس لازم است راهکارهای بهره مندی از این اقیانوس هدایت و رحمت تعمیم یافته، آثار و ثمرات آن برای بهره مندی آحاد جامعه گسترش یابد. در این قسمت، جلوه هایی از سیره ظاهری و باطنی وجود شریف و پر برکت امام رضا (علیه السلام) به عنوان نمونه ذکر می شود و روش تأسی و تبعیت از آن تبیین می گردد. این امر علاوه بر کاربردی شدن مؤلفه های زیارت می تواند الگوی مناسبی در زمینه بسط آثار و ثمرات زیارت در جهت اصلاح اخلاق و تحصیل ایمان زائران نیز باشد.

8-1.تأسی به امام در رفتار اجتماعی

حضرت رضا (علیه السلام) ساده زیستی را با آراستگی جمع کرده، پاکیزگی را از اخلاق پیامبران می شمرد؛ در معاشرت با مردم به آراسته بودن خود تأکید داشت؛ امام محاسن خود را با خضاب سیاه می کرد و موهای سر و صورت خود را شانه می زد. امام عطر زدن را از اخلاق پیامبران می شمرد و همگان را به این کار

سفارش می کرد:

«بر هیچ کس روا نیست که از به کار بردن عطر در هر روز خودداری کند، و اگر قدرت نداشت، یک روز در میان خود را خوش بو کند و اگر باز هم نتوانست، در روز جمعه بوی خوش استعمال نماید.» (1)

در این عبارات، بخشی از سیره فردی و اجتماعی امام ذکر شده است که در شکل زیر به نمایش در آمده است:

عکس

شكل 23. جلوه هایی از اخلاق فردی و اجتماعی امام

بر این اساس زائر امام رضا (علیه السلام) مانند ایشان عمل می کند و با تأسی به سیره ایشان در امور یاد شده سادگی، زیبایی و آراستگی، نظافت و بهداشت فردی را در زندگی اش نهادینه می کند. بنابراین یک مؤمن بهره مند از فیوضات معنوی


1) خصال، ج 2، ص 392.

زیارت و متوسل به درگاه ائمه معصومین این گونه است؛

•

در عین سادگی و پرهیز از تجمل، آراسته و زیباست.

•

نظافت و بهداشت فردی و اجتماعی را رعایت می کند.

•

همیشه معطر است و حضورش در میان مردم مایه مسرت و دلگرمی آنان است.

•

به رعایت اوصاف و خصلت های یاد شده، معروف و مشهور است.

و در یک کلام او که می داند موجی از اقیانوس جامعه اسلامی است، به گونه ای عمل می کند که مظهر زیبایی و حیات باشد و تولید کننده امید و نشاط!

8-2.تأسی به امام در اخلاق با خانواده

امام ضمن حفظ آراستگی خود در خارج خانه، بر آراسته بودن مرد در تأکید می نمود و تأمین رفاه و آسایش خانواده را برای آنان که تمکن مالی داشتند ضروری می دانست و در این باره می فرمود:

«شایسته است که مرد به رفاه و آسایش خانواده اش توجه بیشتر نماید تا آرزوی مرگ او را نکنند.» (1)

هم چنین امام بر خوش خلقی و نیک رفتاری نسبت به خانواده توصیه می فرمود: أقرَبَكُم مِنّى مَجلِساً يوم القيامة أحسَنُكُم خُلقاً و خَيرُكُم لِأَهلِه (2)؛ در قیامت کسی به من نزدیک تر است که در دنیا خوش اخلاق تر و نسبت به خانواده خود نیکوکارتر باشد.


1) وسائل الشيعه، ج 21، ص 541.

2) همان، ج 12، ص 135.

عکس

شكل 24. جلوه هایی از اخلاق امام در خانواده

بر این اساس زائر امام رضا (علیه السلام) هم مانند ایشان عمل می کند و با تأسی به سیره ایشان رنگ این اوصاف و ویژگی ها را به خود می گیرد و وجودش را به این خصوصیات متعالی مزین می کند؛ در نتیجه:

•

در عین سادگی و پرهیز از تجمل، آراسته و زیباست.

•

نظافت و بهداشت فردی و اجتماعی را رعایت می کند.

•

همیشه معطر است و حضورش در میان خانواده مایه مسرت و دلگرمی آنان است.

•

همواره در تلاش است تا خانواده اش را در رفاه و آسایش نگاه دارد.

•

اخلاق او در منزل دوست داشتنی و زیباست.

•

به رعایت اوصاف و خصلت های یاد شده، معروف و مشهور است.

8-3.زندگی مطلوب چیست؟

علی بن شعیب گفت: خدمت امام رضا (علیه السلام) الان رسیدم، به من فرمود: ای علی! زندگانی چه کسی بهتر است؟

عرض کردم: سرور من، تو بدان آگاه تری.

حضرت (علیه السلام) فرمود: مِنْ حُسْنِ مَعَاشُ غَيْرِهِ فِى مَعَاشِهِ ؛ کسی که دیگری از پرتو زندگانی او زندگی خوبی داشته باشد. سپس فرمود: زندگی چه کسی بدتر است؟ عرض کردم: تو بدان آگاه تری. فرمود: مَنْ لَمْ يَعِشْ غَيْرِهِ فِي مَعَاشِهِ ؛ (1)کسی که در پرتو زندگانی او دیگری زندگی نکند.

کسی که در مسیر تأسی از امام قدم می گذارد و تلاش می کند تا برای تحقق شاخص های مورد نظر ایشان زندگی مطلوبی را برای خود ایجاد نماید، وقتی سخنان امام رضا (علیه السلام) را می شنود و پیام آنان را با گوش جان خود می شنود چه احساسی به او دست می دهد؟ به راستی امام عزیز در این سخنان چه برنامه ای را پیش روی ما می نهد و از ما چه تحولی را انتظار می کشد. اگر زائری بخواهد خود را هماهنگ و هم رنگ با امام نماید در آیینه این شاخص ها باید چه گام هایی بردارد:

•

او باید زندگی اش را ارزیابی کند، ببیند دیگران در زندگی او چه سهمی دارند، از زندگی او چه بهره ای می برند، تشعشعات زندگی او از چه جنسی است و تا چه شعاعی نفوذ می کند. اگر از جنس خوبی ها و خیرات است، آیا این آثار شامل حال دیگران نیز می شود یا نه؟

•

در گام بعدی باید ببیند که آیا می تواند در راستای تبعیت و تأسی از امام


1) تحف العقول عن آل الرسول، ص 448

عزیز خود قدمی به پیش نهد و سخن ایشان را در زندگی خود پیاده کند؟ در این صورت باید تعیین کند که: در زندگی او چه آثار حیات بخشی وجود دارد که موجب حیات، امید و برکت برای دیگران شود. آیا می تواند هم چون چشمه ای گردد که دیگران را سیراب کند؟ آیا می تواند ابری شود که بر زمین قلب دیگران ببارد؟ آیا می تواند نور امید قلب دیگران را افزایش دهد؟ آیا می تواند موجب آگاهی و بصیرت دیگران شود؟ آیا می تواند به تمکن و استقلال دیگران کمک نماید؟ آیا می تواند برای دیگران گره گشایی کند؟ و ...

از این منظر مؤمن ولایی و زائر امام رضا (علیه السلام) باید تصمیم بگیرد و مدل زندگی خودش را تعیین نماید. او می تواند:

مثل چشمه شود، بجوشد و حیات را جاری نماید.

مثل شمع شود، بسوزد و تاریکی را بزداید.

و می تواند تولید کننده باشد، یا می تواند مصرف کننده باشد؛ اما در معیار امام رضا (علیه السلام) این دو الگوی زندگی اصلاً با هم برابری نمی کنند؛ یکی در انتهای برکت است و یکی در انتهای بی اثری و بی ثمری!

8-4.سنجش خود در شاخص های امام نسبت به ایمان

چنان که در قسمت های پیشین بیان شد، ایمان سرمایه سعادت انسان در دنیا و آخرت است. وقتی دین داری فردی صادقانه می شود، دوام می یابد و در کوره مجاهدت های ظاهری و باطنی خالص می گردد، خدای متعال به او تحفه والای ایمان را عطا می کند. در حدیث گران قدری حضرت رضا (علیه السلام) شاخص های ایمان را بیان می کنند. در این بخش با هدف تأسی حقیقی به سیره امام، می خواهیم بدانیم

در معیار ارائه شده از سوی ایشان، ایمان ما چه اندازه است و چگونه می توانیم آن را تقویت کنیم:

ایمان چهار رکن است، التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ؛ توکل بر خدا، وَ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ، خشنودی به قضاى الهى، وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ، تسلیم به فرمان خدا، وَ التَّفْوِيضُ إِلَى اللَّهِ، واگذاری امور به خداوند.

آن بنده صالح (1)فرمود: وأفَوِّضُ أَمْرِى إِلَى الله إِنَّ اللهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ * فَوَقَاهُ اللهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا ؛ کارم را به خداوند واگذار می کنم، چرا که خداوند به احوال بندگانش بصیر است، پس در این هنگام خداوند او را از عواقب سوء نیرنگی که می ورزیدند در امان داشت. (2)

توکل تکیه کردن بر خداست. اعتماد به علم، حکمت، قدرت و رأفت خدای متعال است و مبتنی بر شناخت عارفانه از شئونات فوق است. انسان متوکل بیش از آن که بر معادلات مادی و طبیعی و شخصی خود تکیه کند و بر آن اعتماد داشته باشد، به رشته معرفت، اعتماد و ایمان خود نسبت به خدای متعال تکیه می کند و خواست های خود را مبتنی بر این ارتباط از خدای متعال تمنا می کند. رضایت به قضای الهی نیز به تبع شناخت خداوند متعال و نسبت مخلوقات و تقدیرات عالم با حضرت حق است. کسی که تمام عالم را ظهور علم و اراده خدای لطیف و رئوف می شناسد و خود را در دستان پر از مهر پروردگار عالم در حال تکامل و پرورش می یابد، طبعاً به تقديرات الهی راضی خواهد بود؛ چراکه مقدّرات الهی را برنامه خدای متعال می داند که برای تربیت و تکامل آنان رقم می خورد.


1) اشاره به ماجرای مؤمن آل فرعون در قرآن مجید، غافر (40): 44 و 45.

2) تحف العقول، ص 445.

عکس

شکل 25. ارکان ایمان در کلام امام رضا (علیه السلام)

9. توسل و تمسک وجودی به اولیای معصوم

اشاره

دعا خواست و استدعای با تمام وجود انسان است، حرکتی است از منت های فقر بندگی به سوی منتهای غنای ربوبی. به همین سبب دعا مغز عبادات شمرده شده است. نسبت توسل به ساحت قدس ائمه معصومین (علیه السلام) با تبعیت از آنان، مانند دعا به دیگر عبادات می باشد. بر این اساس، غایت تبعیت و تأسی عملی، اخلاقی و فکری باید در ایجاد روحیه توسل نسبت به اولیای الهی ظاهر گردد؛ حقیقتی که خداوند متعال در آیات قرآن مجید به آن امر فرموده است:

و يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (1)؛ اى


1) مائده (5): 35.

کسانی که ایمان آورده اید، از خداوند متعال بپرهیزید و برای تقرب به او وسیله ای اتخاذ کنید و در راه او جهاد کنید؛ باشد که رستگار گردید.

بنابراین توسل را می توان بلوغ در تبعیت و تأسی از روش اولیای معصوم قلمداد نمود و آن را ثمره روحی و تربیتی تبعیت آگاهانه و عاشقانه نامید. مرور جملات زیر از دعای توسل نموداری از همین حقیقت است:

يا سادَتِي و موالى إنِّى تَوَجَّهْتُ بِكُم أَئِمَّتِي و عُدَّتِى لِيَومِ فَقرى و حاجَتِي إِلَى اللهِ و تَوسَّلْتُ بكُم إِلَى الله و استَشفَعتُ بكُم إلى الله... فإنَّكم وسيلَتِي إِلَى الله و بحبِّكُم و بِقُربكُم اَرجُوا نَجاةٌ مِنَ الله... يا سادتي يا اولياء الله ... (1) این عبارات به خوبی نشان دهنده غایت ایمان و احساس فقر نسبت به هدایت و رحمتی است که خدای متعال به واسطه وجود نورانی اولیای معصوم (علیه السلام) به بندگان مؤمن خودش افاضه می کند.

1-9.آثار و ثمرات توسل و تمسک وجودی به اولیای معصوم

کسانی که با حرم اولیای معصوم انسی دارند و مراوده آنان با حریم ولایت به صورت مستمر و خالصانه می باشد، آثار توسل و تمسک به ساحت قدس اولیای الهی را بارها تجربه نموده اند. چشیدن طعم هدایت، برکات مادی و معنوی، نزول باران مغفرت و پذیرش توبه از سوی خدای متعال، شفای دردهای ظاهری و باطنی و گشودن گره های موجود در زندگی فردی و اجتماعی از جمله آثاری است که زائران حرم ائمه معصومین و اولیای الهی بارها و بارها در زندگی خود تجربه نموده اند و برای مشتاقان مخلص به ساحت ولایت و امامت به صورت


1) مفاتیح الجنان، دعای توسل.

یک قاعده ایمانی و برهانی در آمده است. بررسی سیره علمی و عملی علمای اسلام و و برجستگان از اهل عرفان و اخلاق این مطلب را به روشنی نشان می دهد.

عکس

شکل 26. آثار و ثمرات توسل و تمسک به ساحت قدس اولیا

در طول قرن هایی که از شهادت ائمه معصومین می گذرد قبور پربرکت و نورانی آنان همواره چشمه ای جوشان از کرامت های الهی بوده است. شاید اصلی ترین راز ماندگاری و توسعه فرهنگ زیارت در همین نکته نهفته باشد که انسان ها به صورت عینی و عملی آثار و برکات زیارت را بچشند و ثمره ایمان و اعتقادشان را نسبت به واسطه های توحیدی به صورت نقد و عملی دریابند.

10.مدیریت ذخایر معنوی زیارت

مهم ترین گنجینه معنوی آستان قدس رضوی تجربه های نورانی و معنوی زائران در بهره مندی از برکات زیارت حرم مطهر حضرت رضا (علیه السلام) می باشد. خدا می داند در طول قرن ها که شیعیان و دوستداران ائمه معصومین برای زیارت به این بارگاه ملائک پاسبان مشرف می شوند چه میزان لطف و کرامت، شفای

جسمانی و معنوی، مغفرت و هدایت و گشایش در امور زندگی و توسعه در رزق برای متوسلان به بارگاه ثامن الائمه به اذن الهی پدید آمده است. یکی از اموری که در توسعه ایمان و اخلاق مؤثر می باشد، مستند نمودن و ثبت وقایع و تجربیات معنوی حاصل شده در این زمینه است. از این منظر حرم مطهر به منزله چشمه ای جوشان از کرامات و الطاف الهی است. گرچه اطلاع از ابعاد حقیقی و میزان دقیق باران لطف الهی که بر قلوب زائران نازل می گردد غیر ممکن است، اما خدای متعال بنا به حکمت بالغه خود تا حدی از این آثار را آشکار می کند و این بار را بر دوش متولیان امور حرم می گذارد که آنان را در مسیر ترویج معرفت و فرهنگ ولایت انتشار دهند؛ شاید نتوان به گستره واقعی این تجربیات معنوی اشراف پیدا کرد، اما مستند نمودن و اشاعه بخشی از این آثار که آشکار می گردد، ضروری و لازم به نظر می رسد.

در این جهت اقداماتی نیز آستان قدس رضوی انجام داده است؛ از آن جمله چاپ کتابی با عنوان ویژه نامه شفا یافتگان می باشد که در آن بعد از تبیین بخشی از مبانی اعتقادی، برخی از وقایع تجربه شده از سوی زائران حضرت رضا (علیه السلام) یاد شده است.

چنان که در قسمت های پیشین بیان شد، ایمان چکیده ای از حیات طیبه است جان بندگان مستعد و لایق خدای متعال، تجلی می کند. ترویج و تبلیغ نور ایمان نیز جز از طریق توسعه آثار و برکات آن و تجربه آنان ممکن نیست؛ از این منظر اماکن متبرکه از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند؛ چراکه برای تولید آثار ایمانی به منزله سرچشمه هستند. به برکت وجود اولیای معصوم (علیهم السلام) می دانی از محبت و ولایت ایجاد شده است و فضای ذکر، دعا و توسل برای بندگان مشتاق درگاه الهی فراهم شده است که می تواند تضمین کننده حیات معنوی جوامع

اسلامی باشد. به همین دلیل لازم است بخشی از فعالیت های فرهنگی آستان قدس رضوی و سایر متولیان اماکن مقدسه حرم معصومین (علیهم السلام) به ثبت و مستند کردن تجربیات معنوی زائران اختصاص یابد و به این ترتیب به رسالت تقویت ایمان و تقوای زائران و ترویج آثار فرهنگ زیارت پرداخته شود. در این خصوص لازم است گام های زیر برداشته شود:

•

مستند کردن کرامات رضوی و ثبت مواردی از آنان که امکان نشر آن ها وجود دارد.

•

تولید مجموعه رسانه ای «روایت شفا یافتگان» با حضور افراد شفا یافته و کارشناسان رشته های مرتبط؛ برای مثال امور مربوط به شفای جسمانی با حضور اطبای مؤمن مورد بحث و بررسی قرار گیرد تا به این ترتیب ابواب حکمت شفای معنوی مورد تحقیق قرار گیرد و دانش عمومی در این زمینه ارتقاء یابد هم چنین این امر سبب می شود تا بصیرت و بینش عمومی تقویت شده، و زمینه مقابله با شبهات و خرافات در این موارد از میان برداشته شود.

•

ایجاد شرایط مناسب برای ذکر خاطرات معنوی زائران در اماکن متبرکه.

•

مصاحبه تحقیقاتی با برخی از زائران و مجاوران با هدف گردآوری تجربه های معنوی آنان.

در مجموع از آن جا که رسالت جامعه اسلامی تأمین فلاح و رستگاری حقیقی آحاد مردم است و در این میان ارتقای ایمان و اخلاق و عقاید عمومی جایگاهی اساسی دارد، ضروری است در زمینه گردآوری، تدوین، تحلیل و بررسی کرامات اولیای معصوم به عنوانی بابی از موضوع امام شناسی و رشته ای از رشته های نورانی معارف ولایی کار جدی و روشمند صورت پذیرد. از آن جا که این

مجموعه از معارف، مختص ادیان الهی به ویژه اسلام ناب می باشد، توصیه می شود مراکز تحقیقات بنیادی اسلامی در این زمینه کار بیشتری انجام دهند.

در پایان با ذکر خاطره زیر توجه به این نکته مورد تأکید قرار می گیرد که نعمت ولایت و آثار حیات بخش آن در میان قلوب بندگان آزاده جهان جایگاهی ویژه دارد و بهره گیری و مدیریت آن می تواند در گسترش چشم گیر آثار آن نقش آفرینی نماید:

«در یکی از سفرهای خارجی در دانشگاه کیپ تاون آفریقای جنوبی سخنرانی داشتم که به تفسیر برخی از آیات قرآن کریم پرداختم، بعد از سمینار و هنگام برگشت به تهران یک خانم که استاد دانشگاه کیپ تاون و مسلمان بود، دوان دوان خودش را به فرودگاه رساند و یادداشتی به من داد. یادم است که با خودکار قرمز هم نوشته بود گفت: فلانی از این جا تا ایران ده دوازده ساعت پرواز هوایی است. من هم این جا معلمم، پول ندارم که بخواهم بیایم به ایران، ولی دلم پیش امام رضا (علیه السلام) است. آرزویم این است که به مشهد بروم و امام رضا را ببینم. دوست دارم همه آرامشم را در اقیانوس خورشید وجود و پرتو وجود امام رضا پیدا بکنم. می دانم که زیارت چقدر آرامش می دهد و آثار زیستی - روانی آن را نیز می دانم و دوست دارم که آن جا در داخل ایران، مشهد مقدس در کنار حرم از ته دل نفس کشم. سلام بکنم، رضا جان بگویم، ولی نمی توانم بیایم. خواهش می کنم که این یادداشت مرا به امام رضا بدهید و چون با عجله نوشته شده بود و در داخل پاکت نکرده بود گفت که می توانید شما هم بخوانید.

داخل هواپیما یکی از دوستانم کنارم نشسته بود. نامه را از جیبم درآوردم و شروع کردم به خواندن؛ نوشته بود: امام رضای غریبم، تو می دانی که نمی توانم بیایم، راه زیاد است. اما آرزو دارم که به زیارتت بیایم. دل من و دوستانم و خانواده ام در حرم توست. چون که نمی توانم بیایم و از نزدیک عرض سلام داشته باشم، به

جایش این یادداشت زیارت من را که از ته دل نوشته ام بپذیر.

من هم همان طور که گفته بود، به مشهد مشرف شدم و یادداشت این خواهر عزیز را به داخل ضریح مطهر حضرت انداختم. از خودم خیلی خجالت کشیدم، یک زن استاد دانشگاه که اصلاً عربی بلد نیست، توی کشوری که 99 درصد غیر مسلمان هستند، آن قدر تشنه زیارت حضرت رضا است؛ آرزو دارد که بارگاه امام رضا را ببیند و می فهمد که زیارت یعنی چه. دوست دارد بیاید که ضریح را در بغل بگیرد. در و دیوار حرم را در آغوش بگیرد و ببوسد. این جا سکوی پرواز است، حرم امام رضا مکان آرامشگری است. از این اماکن باید حداکثر استفاده را بکنیم. بهترین جا برای تبرک جستن همین جاست. برای همین است که مردم دونه دونه برنج ها را از مهمان سرا برای شفای مریض هایشان جمع می کنند. هر کس از صدق نیت یک دانه از برنج های امام رضا را میل می کند، آرامش می گیرد، شفا می گیرد، عمرش طولانی می شود.» (1)

11.مراحل و مشخصات زیارت مطلوب

اشاره

از مجموع مباحث گذشته این حقیقت روشن می شود که زیارت در صورتی به اهداف خود می رسد که زائر موفق به اتصال وجودی و ادراکی با ولیّ خدا گردد و آثار پربرکت وجود ایشان را جلب نماید. این آثار در شکل های مختلف هدایت، رحمت، شفای جسمی و روحی، توسعه در ارزاق و مهم تر از همه ملاقات معنوی امام که مَثَل اعلای خداوند متعال است ظاهر می گردد. از آن جا که زیارت یک فرایند است، در این بخش با نگاهی فرایندی به برنامه مؤثر و مطلوب زیارت پرداخته


1) این خاطره از دکتر غلام علی افروز می باشد که از ویژه نامه شفایافتگان، به اهتمام اداره کل روابط عمومی آستان قدس رضوی، صفحه 67، نقل شده است.

می شود. به همین دلیل برنامه یک زائر شبیه سازی شده، و شکل مطلوب آن مورد تأمل قرار می گیرد. مراحل اصلی زیارت را به شرح زیر می توان بسط داد:

11-1.طلیعه دعوت

در این مرحله زائر در قلب خود احساس می کند تشنه محبت و ولایت ولیّ خداست، مشکلات و مسائل زندگی او را به ستوه آورده است و راهی جز توسل به درگاه اولیای الهی برای او نمانده است. به همین دلیل با همه وجود متوجه ابواب رحمت الهی و واسطه های تام ربوبی می گردد. گرچه زائر این احساس را در وجود خود و ساخته و پرداخته وجود خود می یابد، اما با نگاهی دقیق و موحدانه می تواند این حقیقت را نیز تصدیق نماید که این طلیعه در واقع طلوعی برای دعوت الهی است و به واسطه نگاه اولیه و دعوت ولیّ خدا از او برای زیارت پدید آمده است. به تعبیر امام حسین (علیهم السلام) در دعای عرفه:

أَنْتَ الذَّاكِرُ قَبْلَ الذَّاكِرِينَ وَ أَنْتَ الْبَادِيُّ بِالإِحْسَانِ قَبْلَ توجه الْعَابِدِينَ؛ بارالها! تو یاد کننده ای قبل از این که کسی تو را یاد کند و تو آغاز کننده به احسانی قبل از این که اهل عبادت به تو روی آورند. (1) و به تعبیر مولوی در مثنوی معنوی:

ما نبودیم و تقاضامان نبود *** لطف تو ناگفته ما می شنود

11-2.عزم و اراده

دومین مرحله بعد از دریافت احساس نورانی توفیق که هم چون ستاره ای در


1) مفاتيح الجنان، دعای عرفه.

افق وجود انسان طلوع می کند و انسان را به خود می خواند، تصمیم و عزم جزم برای تأمین مقدمات و طی مسیر زیارت می باشد. آن چه در این مرحله شکل می گیرد، قصد کردن، اراده کردن، برنامه ریزی کردن و مبادرت به اقدامات عملی برای زیارت است و آن چه برای کمال زیارت مؤثر است متناسب با هر یک از اقدامات قلبی و قالبی فوق عبارت اند از: خلوص نیت، توجه به حقوق و وظایف محوله به انسان، نظیر: رعایت حقوق والدین، زیردستان و کسانی که نسبت به انسان دَینی دارند، استفاده از ابزار و اقدامات شرعی و درست در انجام زیارت (برای نمونه رعایت حقوق عمومی در تأمین بلیط و مقدمات سفر).

از این رو زائر حرم اولیای معصوم لازم است با اشراف و توجه به وظایفی که بر دوش دارد علاوه بر این که تدبیر مناسبی نسبت به آن ها بیندیشد، باید در تطهیر باطن و خالص کردن نیّت از آن چه غیر خدایی است نیز تلاش نماید.

11-3.تهیه اسباب و مقدمات زیارت

مهم ترین اسباب و مقدمات سفر زیارتی، ترک منزل و هجرت به قصد زیارت ولیّ خداست. در متن این حرکت ظاهری و در باطن تلاش هایی که برای تأمین مقدمات و لوازم سفر انجام می شود، آن چه باید مد نظر زائر کوی اولیاء الله باشد انجام یک هجرت حقیقی و معنوی است؛ چنان که خدای متعال در قرآن کریم مؤمنان را به آن دعوت نموده است.

... وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إِلَی اللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللهِ وَ کانَ اللهُ غَفُوراً رَحِیماً (1)؛ برای کسی که از بیت خودش هم چون یک مهاجر به سوی


1) نساء (4): 100.

خداوند خارج گردد و در این راه جان دهد، بر خداوند است که اجر او را بدهد و خداوند، آمرزنده و مهربان است.

معنای واقعی هجرت و نتیجه آن لقاء و زیارت الهی است که به عنوان قله زیارت مطرح شده است. برای کسی که از همه غیر خدا دل می کند و از همه تعلقات نفسانی اش هجرت می کند و آن چنان از منزل و مرتبه خود سفر می کند که برای او آثار مرگ و سفر حقیقی حاصل می شود، خدای متعال پاداش چنین کسی را بر عهده خودش نهاده است. این امر را می توان غایت زیارت نامید؛ چرا که زیارت در اوج خود به لقاء الله می رسد و همه مراحل مقدمی آن، یعنی ملاقات با اولیاء و مظاهر الهی، مقدمه و برای تحصیل آمادگی برای مواجهه با خدای متعال بوده است.

11-4.رعایت آداب زیارت

در کتب مربوط به زیارت برای کمال این عمل عبادی آدابی ذکر شده است. توجه به عظمت خدای متعال، غسل نمودن، پوشیدن لباس های تمیز و پاک، آهسته گام برداشتن به سوی حرم و توجه معنوی داشتن به ساحت معنوی اولیای الهی از جمله آنانست. شاید بتوان روح تمامی این آداب را در عبارات زیر خلاصه نمود:

•

توحید؛ توجه به مقام و منزلت امام به عنوان عالی ترین واسطه از وسائط الهی؛

•

تخلیص: پاک نمودن انگیزه ها و متعالی ساختن سطح انتظارات و مقاصد از زیارت؛

•

تطهیر: پاک نمودن درون از آثار معاصی گذشته و تلاش برای استغفار از

خطاهای گذشته؛

•

تقدیس: کنار زدن توجهات و امور مادی در حریم زیارت و توجه به مقام و منزلت قدسی اولیای الهی؛

•

توسل: بهره گیری از فضای زیارت و مراوده با اولیای الهی برای تقرب به خدای متعال؛

•

تصميم به بازگشت: استفاده از آثار پربرکت حضور در حریم زیارت اولیای معصوم برای توجه به خدای متعال و بازگشتی حقیقی به سوی ذات اقدس الهی؛

•

شکر: توجه و اذعان به الطاف بیکران خدای متعال در هدایت بندگان و تلاش برای به کار بستن یافته های معنوی زیارت در متن زندگی خود؛

•

اهداء و سوغات زیارت: کسب و ذخیره سوغات معنوی و مادی زیارت و اهدای آن به اقوام و خویشانی که انسان به سوی آنان باز می گردد.

11-5.در حریم حضور

تمامی زحماتی که زائران برای رسیدن به بارگاه اولیای الهی متحمل می شوند، برای رسیدن به محفل حضور و زیارت از نزدیک است. آن چه در این مرحله مناسب است مد نظر همه زائران محترم قرار گیرد، این است که باورهای بنیادی زیارت را در جان خود زنده نموده، با اعتقاد صرف و ناب نسبت به آن ها به زیارت اولیای الهی بروند. از آن جا که در متن زیارت نامه های مدوَّن مأثور از ائمه معصومین تمامی توجهات لازم به تناسب مقام و منزلت زائران ذکر شده، توصیه می گردد با استفاده از زیارت نامه های معتبر، نظیر زیارت جامعه کبیره یا امین الله و همراهی فکری و روحی با آنان خود را در همان سیری قرار دهند که به دست

اولیای معصوم و برای استفاده کامل از فضای زیارت صادر شده است. مهم ترین نکاتی که در این مرحله لازم است مورد توجه قرار گیرد به شرح زیر می باشد:

•

توجه به حیات معنوی اولیای معصوم و اشراف آنان نسبت به اعمال و رفتار مؤمنان؛

•

توجه به منزلت آنان در پیشگاه خدای متعال و درک درست از توسل و شفاعت آنان و توجه به کرامت های وجودی ایشان؛

•

توجه به جایگاه اولیای الهی در نظام توحیدی و این که آن حضرات ارکان توحید و مظهر اعلای اسماء و صفات الهی هستند.

•

توجه دقیق و درست نسبت به برنامه عبادی دین اسلام و این که تأثیر پذیری درست از زیارت تنها در گرو تن دادن و تعبد نسبت به منظومه آداب بندگی صادر شده از سوی خدای متعال در قرآن مجید می باشد که کلام معصومین نیز تفسیر و تبیین همان معنای آیات قرآن مجید است.

11-6.سیری در متن زیارت نامه های معتبر

مرور عبارات زیارت نامه های معصومین نشان می دهد که گام های منظم و حساب شده ای در یک زیارت مطلوب مد نظر اولیای معصوم بوده است و شایسته است که زائران نیز آن ها را در زیارت خود رعایت نمایند؛ در این قسمت به تحلیل محتوای یکی از زیارت های مختصر و معتبر با عنوان زیارت رجبیه که برای قرائت در حرم تمامی ائمه معصومین توصیه گردیده، است پرداخته شده است:

عکس

11-7.دریافت های معنوی و درس های ایمانی

یکی از نکاتی که در زیارت باید مد نظر زائران محترم قرار گیرد، شناخت آثار زیارت و طیف وسیع برکات ناشی از آن است. شاید برخی از مردم به صورت ناقص به آثار زیارت نگاه می کنند و آن را در اموری چند خلاصه می نمایند. به همین منظور آثار زیارت را در شفا گرفتن و برآورده شدن برخی از حاجات مورد نظر خود قلمداد می نمایند، در حالی که با اذعان به این که زیارت در متن خود یک نوع دعای جامع و مفصل می باشد و با مرور تعالیم اسلامی در مورد دعا و آثار آن، می توان برای زیارت آثاری را برشمرد که شامل موارد زیر می باشد:

• مراوده و حضور در محضر خدای متعال و بهره مندی از آثار حضور و مراوده که عالی ترین آثار دعا و زیارت می باشند؛ چنان که فرمود: اَنا جَلیسُ مَن ذَكَرَنِي.
•

كسب مقامات معنوی، آمرزش گناهان گذشته، گشایش ابواب روزی های معنوی و دریافت های رحمانی، هدایت و رحمت.

•

توسعه در ارزاق و عمر انسان در حیات طبیعی و جلوگیری از خطرات و مصائب و بلاهای مختلفی که ممکن است به انسان برسد.

•

برآورده شدن حاجات زائران با عنایت به تدبیر حاکم الهی و مصالح ربوبی.

•

تجربه كرامت ها، چشیدن طعم شفا و معجزات ناشی از توجهات خاص ائمه معصومين (علیهم السلام) و ... این موارد اغلب مورد توجه خاص زائران محترم می باشد. به همین دلیل طیف گسترده آثار زیارت که شامل تر و گسترده تر می باشد، معمولاً مورد توجه عموم قرار نمی گیرد.

11-8.برنامه تحول و رشد

یکی از آثاری که انسان باید از زیارت کسب نماید و ثمره طبیعی هم نشینی با اولیای الهی است، زنده شدن عشق و عطش فطری نسبت به رشد معنوی است. در این راستا لازم است بعد از پایان زیارت یا در متن زیارت، هر یک از زائران محترم برای خود یک برنامه تحولی تدوین نمایند و آن را مبنای عمل قرار دهند. چه خوب است این موارد به صورت یک برنامه خانوادگی درآمده، با مشارکت اهل منزل در محیط خانه به یک فرهنگ و رفتار عمومی تبدیل شود.

11-9.شکرانه زیارت، حفظ و نشر آثار زیارت

آخرین مرحله از زیارت به ادب شکر و رعایت آن بر می گردد که شامل چندین مرحله و گام اساسی است:

•

تثبیت نگرش های توحیدی و یافته های ایمانی؛

•

حفظ آثار زیارت، نگرش ها و معنویات کسب شده؛

•

عمل به تعهدات صورت گرفته در برنامه عبادی؛

به همین دلیل لازم است زائران مخلص ائمه معصومین یک فهرست کنترلی از اقدامات لازم در زیارت را مد نظر خود قرار داده، مبنای عمل قرار دهند.

جدول 1. خلاصه مراحل زیارت مطلوب و آداب آن

عکس

عکس

12.مراقبت از ذخایر معنوی زیارت

یکی از مسائلی که در مورد ذخایر معنوی زیارت و سنت های مربوط باید مورد نظر قرار گیرد، این است که سیمای این سنت پاک الهی از زواید و امور خارج از چارچوب شرع و عقل پاک گردد. امروزه یکی از راه های اساسی ضربه زدن به ساخت دین در همین بخش متمرکز شده است؛ نفوذ دادن برخی زواید به داخل سنت های دینی، منتسب کردن آنان به اصل دین، نمایش جنبه های خلاف عقل آنان با عنوان دین، نمایش جنبه های خلاف عرف و شئون انسانی آنان به اسم دین و ... از این جمله است. تجربه بهره برداری از سنت جعلی قمه زنی در سال های اخیر و بهره برداری هماهنگ مخالفان تشیع و نظام استکباری از آن، نمونه خوبی در این زمینه می باشد (1). برخی از روش های غیر مرتبط با سنت های


1) کتاب دست پنهان، نگاهی به تاریخچه، مبانی فقهی و بازتاب های قمه زنی در افکار عمومی و رسانه های بین المللی که مؤسسه فرهنگی فخر الائمه (علیهم السلام) تدوین کرده است، گوشه هایی از این تلاش هماهنگ را ارائه نموده است.

دین در ارتباط با زیارت به همراه آثار مرتبط و روش های اصلاحی، در جدول زیر نشان داده شده اند:

جدول 2. نمونه رفتارهای خلاف عرف و شرع در زیارت به همراه روش هایی برای اصلاح آنان

عکس

عکس

13.طرح های پیشنهادی برای گسترش برنامه زیارت

تقویت ایمان و تقوا و ارتقای روحیه ولایی، مهم ترین اثر زیارت است. در زیارت که یکی از برنامه های عبادی است، زائر وجودش را به وجود خدایی امام متصل می کند تا از برکات آن استفاده نماید. بر این اساس لازم است این سرچشمه معنوی و روحانی به عنوان ذخیره ای بیکران برای هدایت بشر و خارج نمودن انسان ها از ظلمات جهل، کفر و نفاق مورد بهره برداری قرار گیرد توجه به این حقیقت و برنامه ریزی بر اساس آن برای متولیان فرهنگ دینی به منزله شکرگزاری این نعمت بیکران است؛ نعمتی که مربوط به همه عالم و متعلق به تمام بندگان خداست؛ این نعمت گرچه در اختیار دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت می باشد، اما یک ذخیره الهی و آسمانی برای تمامی انسان هاست و لازم است با تدبیر متولیان امور در دسترس بهره برداری همه انسان ها قرار گیرد.

ایمان و تقوای ناشی از زیارت و زندگی ولایی کامل ترین آثار تربیت و از جمله آیات الهی است. این آیت الهی و تحفه رحمانی در صورتی که به نحو مطلوب و مناسب عرضه گردد مدل های زندگی مادی و الحادی را به چالش خواهد کشاند و هم چون ماجرای مبارزه حضرت موسی با ساحران فرعون، آثار

تولید شده از تفکر مادی و غیر الهی را محو و نابود خواهد کرد (1). برخی از طرح ها و پیشنهادهای مؤثر در این زمینه در جدول زیر ارائه شده است. امید است متولیان امور با قدردانی از این ذخیره الهی، گام هایی در خور شأن آن در جهت نشر و ترویج آثار زیارت بردارند.

جدول 3. نمونه راهبردها و اقدامات اساسی برای گسترش برنامه زیارت

عکس


1) اشاره به آیات 110 تا 127 سوره اعراف.

فصل سوم: مهندسی فرهنگ زیارت

اشاره

در این فصل با عنایت به مباحث ارائه شده در دو فصل پیشین، به روش های اصلی فرهنگ سازی پرداخته، مبتنی بر آنان راهبردهای اصلی توسعه فرهنگ زیارت مورد بحث قرار خواهد گرفت؛ از این منظر زیارت به عنوان سرچشمه ای پر برکت برای تغذیه فرهنگ دینی جامعه و تأثیرگذاری بر آن مورد توجه قرار می گیرد و با بسط آثار و ثمرات معنوی آن و جریان دادن آن در قالب سیستم های فرهنگی و اجتماعی، فرهنگ زیارت نیز بسط داده می شود.

1.مقدمه

در این فصل به موضوع فرهنگ سازی مبتنی بر مبانی زیارت پرداخته می شود. در فصل اوّل این کتاب هندسه مفهومی زیارت مورد بررسی قرار گرفت و در طی مباحث مزبور مشخص شد که مبانی یک مکتب تربیتی و فرهنگی در متن مؤلفه های اصلی زیارت وجود دارد. در ادامه مباحث و در فصل دوم به ارائه ویژگی های اصلی مکتب تربیتی زیارت پرداخته شد؛ در این مکتب تربیتی زائر تلاش می کند تا در مراتب فکر، اخلاق و عمل با امام خود هماهنگ و همراه

شود؛ او که امام را عالی ترین وسیله و راه رسیدن به فلاح مطلق می داند، در میدان زیارت یک اقتدای حقیقی را رقم می زند و تلاش می کند تا روش زندگی اولیای معصوم را در زندگی خود پیاده کند. این تأسی موجب ایجاد سنخیت با اولیای خدا در وجود او می شود که سرمایه اصلی تحصیل ایمان در دنیا و شفاعت در آخرت است.

در فصل اخیر تسری آثار زیارت به جغرافیای جامعه انسانی مورد بحث قرار می گیرد و به چگونگی بهره برداری از تولیدات برنامه زیارت به عنوان یک سرچشمه معنوی برای تغذیه فرهنگ دینی پرداخته، ابعاد و نتایج فرهنگی و اجتماعی آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت. نتیجه این تسری آثار زیارت در جامعه، شکل گیری جامعه ای ولایی است.

بدین سان فرهنگ زیارت، فرهنگ زندگی در پرتو نور حضور خدای متعال و اولیای الهی است. فرهنگ زیارت، فرهنگ رعایت ادب و مراقبت عبادی در بندبند زندگی است. فرهنگ زیارت، فرهنگ حرمت، قداست و معنویت است. اولیای الهی و آثار وجودی آنان هم چون خورشیدی نورافشانی می کنند و قلوب بندگان خدا و نظام زندگی فردی و اجتماعی را به نور ولایت حیاتی دیگر می بخشند.

گام هایی را که در این کتاب تا کنون طی شده اند، به طور خلاصه، در نمودار زیر توضیح می دهیم:

عکس

شکل 27. سیر مباحث کلیدی فصول کتاب

2.مرور مفهوم فرهنگ دینی

در پیشگفتار در مورد فرهنگ دینی و فرهنگ زیارت مطالبی ارائه گردید و بیان شد که فرهنگ به منزله روح و جان یک جامعه است. از این رو می توان مراتب یک فرهنگ و لایه های آن را هم چون مراتب و لایه های روح آدمی دارای اعماق بی انتها دانست. نقطه آغازین این وجود پیوسته، از کالبد جامعه بشری شروع می شود و در انتهای افق خود به حقیقت وجود یا هستی بخش متعال متصل می گردد:

صِراطِ اللّهِ الَّذی لَهُ ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی الاْرْضِ اَلا اِلَی اللّهِ تَصیرُ الاْمُورُ (1)؛ راه خدایی که هر چه در آسمان ها و زمین است به او تعلق دارد، آگاه باشید که همه امور در صیرورت به سوی خداوند روان است.


1) شوری (42): 53.

بنابراین سیر هم دلی و انسجام انسان ها در متن اجتماع که در قالب زندگی اجتماعی تحقق می یابد و در نتیجه آن هویت فرهنگی جامعه شکل می گیرد، گام های رسیدن انسان ها به مقصد توحید را تسریع و تحکیم می نمایند. در دامن جامعه و با پیوند خوردن دل ها، اندیشه ها و هماهنگ شدن معیارها و رفتارها، یک هویت واحد به عنوان فرهنگ اجتماعی شکل می گیرد که به منزله روح جامعه است و تعیین کننده عیار وجودی آن جامعه خواهد بود و این حقیقتی بسیار بالاتر و فراتر از تعاریف مرسوم در مورد زبان، فرهنگ و ادب یک ملت است؛ به تعبیر مقام معظم رهبری:

«فرهنگ یک جامعه اساس هویت آن جامعه است. فرهنگ هم که می گوییم، اعم از مظاهر فرهنگی، مانند زبان و خط و مانند این ها، یا آن چه باطن و اصل تشکیل دهنده پیکره فرهنگ ملی است، مثل عقاید و آداب و رسوم اجتماعی، مواریث علمی، خصلت های بومی و قومی، ایجاد ارکان و مصالح تشکیل دهنده فرهنگ یک ملت است.» (1)

در مباحث قبلی برای فرهنگ و فرهنگ دینی آثار متنوعی نیز ذکر شد. وقتی هویت جمعی یک امت شکل می گیرد، با توجه به اصالت آن، این هویت جمعی کارکردی هم چون روان یک انسان برای جامعه خواهد داشت. به همین دلیل در مباحث قبلی فرهنگ و آثار آن به صورت زیر بیان گردید:

«فرهنگ روح جاری در کالبد جامعه و تعیین کننده جریان اندیشه در اذهان، شکل دهنده به ارزش های حاکم بر دل ها و ترسیم کننده روش زندگی مردم در اجتماع می باشد و فرهنگ دینی، فرهنگ مبتنی بر نقشه توحید و شکل گرفته از


1) گزیده ای از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در تاریخ 1383/10/8.

مصالح دینی است.»

البته روشن است که فرهنگ می تواند متصف به شدت و ضعف در مؤلفه های اصلی حیات خود گردد. از این رو می توان فرهنگ دینی را نیز مانند اصل ایمان، مشمول شدت و ضعف و دارای مراتب دانست. در زمینه فرهنگ زیارت نیز در مقدمه همین فصل مطالبی بیان گردید و فرهنگ زیارت به صورت زیر توصیف شد:

«فرهنگ زیارت، فرهنگ حاکم بر جامعه ولایی است. فرهنگ زندگی در پرتو نور حضور خدای متعال و اولیای الهی در بندبند زندگی است. فرهنگ زیارت، فرهنگ حرمت و قداست و معنویت است. اولیای الهی و آثار وجودی آنان هم چون خورشیدی نورافشانی می کنند و قلوب بندگان خدا و نظام زندگی فردی و اجتماعی جامعه را به نور ولایت زنده می کنند.»

در ادامه همین فصل با بهره برداری از ظرفیت های معرفتی و تربیتی زیارت، ابعاد فرهنگ زیارت و روش بسط آن در جامعه دینی تبیین می شود. به همین منظور در قالب مراحل عمومی فرهنگ سازی و تمدن سازی که در هر جامعه ای قابل طرح و اجرا می باشد و با استفاده از مبانی ذکر شده به روش بسط فرهنگ زیارت پرداخته خواهد شد و به عنوان یک بحث کاربردی، نقش و جایگاه حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا در مهندسی فرهنگ زیارت تبیین می شود.

3.مراحل عمومی فرهنگ سازی و تمدن سازی

اشاره

مراحل عمومی فرهنگ سازی و تمدن سازی را می توان به صورت زیر بیان نمود:

3-1.تولید آثار تمدن ساز و فرهنگ ساز

منابع ساخت فرهنگ و تمدن بشری را مانند هر سیستم حیاتی دیگر می توان به صورت زیر تقسیم بندی نمود:

•

علم و دانش؛

•

ایمان و معنویت؛

•

کالا و خدمات مورد نیاز زندگی مردم؛

•

ثروت و منابع طبیعی.

عکس

شکل 28. منابع تولید آثار فرهنگ ساز (مؤثر در انسانسازی و فرهنگ سازی)

علم و دانش منشأ تولید و طراحی مدل ها و سیستم های زندگی است. ایمان و معنویت اساسی ترین مؤلفه ها در جهت گیری و کیفیت زندگی هستند. اخلاق و ارزش های متعالی انسانی نیز هم در کمیت و هم در کیفیت ابعاد مختلف زندگی نقش کلیدی دارند. ثروت و منابع طبیعی حیات نظیر: مواد خام و فراورده های تولید شده از آنان نیز اصلی ترین مواد برای ساخت ملزومات زندگی، نمادها و

مؤلفه های تمدنی نظیر: بناهای زندگی، مسیرهای ارتباطی و سخت افزار زندگی هستند. از این منظر منابع حیاتی را می توان به دو بخش مادی و معنوی تقسیم کرد که منابع طبیعی و مادی تأمین کننده مصالح مورد نیاز برای کالبد زندگی می باشند و منابع معنوی تأمین کننده مواد لازم برای تربیت انسان، طراحی نظام های حقوقی و قانونی فردی و اجتماعی هستند؛ اموری که تعیین کننده مسیرهای هدایت و حرکت فردی و اجتماعی و کیفیت سیر به سوی اهداف و آرمان ها خواهند بود. در شرایط کنونی و حسب تقسیم کاری که میان نهادهای متولی تولید در جامعه صورت گرفته است مراکز مربوط به تولید هر یک از آثار مورد بحث به شرح زیر می باشند:

•

مراکز علمی و تحقیقاتی، ظرفیت یک نظام برای تولید علم و دانش مورد نیاز برای مدل سازی سبک زندگی، آموزش و تربیت نیروهای جامعه می باشند.

•

کارخانجات، مراکز صنعتی و مؤسسات خدماتی، عهده دار تولید کالا و خدمات برای تأمین ملزومات زندگی و ایجاد زیر ساخت های اداره جامعه هستند.

•

نظام های نظام های حقوقی و قانونی، متکفل طراحی و ساخت شبکه مقررات و قوانین اداره کشور می باشند.

•

نهاد های نظامی و امنیتی، تأمین کننده امنیت، ثبات اجتماعی و سیاسی کشور خواهند بود.

•

نظام های آموزشی و تربیتی هم با بهره گیری از منابع علمی، معنوی و بر اساس طرح تعلیم و تربیت، عهده دار تربیت نیروهای مورد نیاز برای اداره جامعه هستند.

بر این اساس در بحث فرهنگ سازی و تمدن سازی، نظامی کارآمد است که سیستم تولید منابع و آثار فرهنگ سازی آن قوی تر، با ثبات تر و کیفی تر باشد. طبعاً برخورداری از نظام معرفتی متقن و هم گرایی مبانی تمامی سیستم های مزبور با آن نظام فکری، شرط اساسی برای قوت، ثبات و کیفیت در لایه های بعدی خواهد بود. در نظام اسلامی نگرش بنیادی حاکم بر طراحی تمامی سیستم ها، نگرش توحیدی است که در ساحت هر یک از سیستم های مورد بحث تفسیر خاصی پیدا می کند و هم گرا کننده همه تولیدات فرهنگ ساز و تمدن ساز جامعه خواهد بود.

در بحث فرهنگ زیارت، اصلی ترین منابع تأثیر گذار در حوزه فرهنگ عمومی را می توان به شرح زیر بیان نمود:

•

تولید معرفت و دانش نسبت به موضوعات اصلی فرهنگ زیارت؛ نظیر خداشناسی، شناخت اسماء و صفات الهی، شناخت غیب و شئون عوالم ملکوت، امام شناسی، شناخت مراتب عصمت و کرامات وجود اولیای الهی و ...

•

تولید معرفت ذوقی (1)و معنویت از طریق مستندسازی و ثبت تجربیات حاصله در حریم اولیای الهی؛ نظیر تجربه های مستند و متقن از شفایافتگان، هدایت شدگان و کسانی که از وجود اولیای الهی تأثیرات تربیتی و ایمانی دریافت نموده اند.

•

تولید نماد های دینی و معنوی که منبع ذکر و یاد شئون الهی و مقامات و ارزش های والای اولیای الهی هستند؛ نظیر اذکار، روایات در قالب نمادهای


1) منظور از معرفت ذوقی در این جا تجربه عینی آثار زندگی ولایی و ایمانی است که از حالت دانش به احساس حیات بخش و تحول آفرین تبدیل خواهد شد.

هنری.

•

ایجاد و توسعه فضاها، اماکن زیارتی و محیط های عبادی، علمی و تحقیقاتی پیرامون حرم معصومین (علیهم السلام) و منتسب به آنان.

•

تولید و بسط آداب و سنت های برگرفته و منتسب به سیره و سنت اولیای الهی، اجرای مراسم مذهبی و معنوی در حریم حرم.

•

ارائه انواع خدمت به زائران و مجاوران. با وجود مشتاقان بی شماری که در قالب خادمان حرم معصومین (علیهم السلام) مشغول به فعالیت هستند و با وجود انبوه بی شمار زائرانی که هر روزه به اماکن متبرکه مشرف می شوند، بازار ارائه و تقاضای خدمت به طور فزاینده ای رونق گرفته است. از این رو می توان خدمت متبرک به ذکر و یاد ائمه معصومین را یکی از برنامه های بسیار کلیدی در تسری فرهنگ زیارت قلمداد نمود. تنوع بخشی خدمات به زائران و ظهور صحنه های بسیار زیبا از خدمت خادمان حرم به زائران، یکی از اقدامات بسیار مؤثر آستان قدس رضوی در همین رابطه می باشد.

3-2.ترویج و توزیع آثار فرهنگ ساز و تمدن ساز

بعد از مرحله تولید آثار فرهنگ ساز و تمدن ساز، گام اساسی توزیع و انتشار آن آثار و مدیریت جریان نهادینه سازی آن از طریق طراحی و توسعه سیستم های فرهنگی و اجتماعی است. در این قسمت به ترویج و انتشار آثار و در قسمت بعدی به نهادینه سازی سیستم ها پرداخته خواهد شد. در این قسمت با هدف تعیین فرایند مطلوب ترویج و انتشار آثار و تبیین آن ها و نتایج حیات بخش آن در جامعه، به تأمل در چرخه آثار حیات بخش آب در عالم طبیعت پرداخته و با استناد به آن، اصول حاکم بر نظام توزیع آثار یاد خواهد شد:

تبیین مدل مطلوب برای توزیع آثار در جامعه با الهام از آیات تکوینی

برای تبیین مدل مطلوب توزیع و انتشار آثار، به یکی از آیات طبیعی توجه کرده، اسرار و حکمت های موجود در آن را مرور می کنیم. آب به عنوان ماده اصلی حیات و مظهر رحمت الهی، چرخه حکمت آمیزی دارد که تأمل در آن می تواند قواعد بسیاری را در اختیار انسان قرار دهد که یکی از آنان نظام توزیع و انتشار است. مرحله اول از چرخه آب در طبیعت زمانی شروع می شود که باران از آسمان می بارد و در زمین جاری می شود؛ بخشی از آن از طریق جویبارها و رودها در مسیر خود زمین هایی را آبیاری می کند و بخشی نیز در خاک نفود می کند و سفره های آب زیرزمینی را تغذیه می نماید که منابع اصلی تأمین آب چشمه ها و قنات ها هستند. در هر حال آب در بخشی از چرخه خود در منابعی ذخیره می شود تا در دسترس موجودات نیازمند به آن قرار گیرد؛ بنابراین رودها، جویبارها، چشمه ها، قنات ها و سدها منابع اساسی آبیاری زمین محسوب می شوند.

در مرحله دوم از چرخه آب در طبیعت، آب این مایع حیاتی جذب بدن موجودات زنده می شود و با سایر مواد جذب شده در اندام آنان سوخت و سازی ایجاد می نماید که در امتداد توسعه حیات و تکامل آن می باشد.

آب در مسیر فطری خود جریان می یابد و موادی را با خود همراه می کند و تبدلاتی ایجاد می نماید که به توسعه و تشدید حیات منجر می شود؛ خاک را مبدل به گُلی زیبا می کند، از لجن ها میوه های شیرین می سازد و از غذاهایی که ما انسان ها می خوریم نیروی کار و تلاش، اندیشه و تفکر و احساس انسانی پدید می آورد. جریان تبدل در هستی که به لطافت مایع حیات بخش آب و با محوریت آن دنبال می گردد، اسرار فراوانی دارد که متأسفانه کم تر مورد توجه قرار گرفته است، در حالی که یکی از راهبردهای فکری برای درک حقایق عالم، پیگیری

جریان تبدیل می باشد.

آب در بخش دیگری از چرخه خود از وجود موجودات رها می شود و به جایگاه اصلی خود، یعنی آسمان باز می گردد و این چرخه تکرار می شود و ...

این حقایق با گفتار و نوشتار مجسم نمی شوند. لازم است به تماشای رویش های موجود در کتاب آفرینش نشست و با تدبر در آنان و قرائت کتاب طبیعت اسرار آن را دریافت و یا در جغرافیای درون، آنان را رصد کرد و دانش حکیمانه معرفت نفس را به دریای جوشان دانش معرفت رب پیوند زد.

در نمودار زیر مراحل چرخه آب نشان داده شده است:

عکس

شکل 29. مراحل اصلی چرخه آب در طبیعت (جریان آثار حیات بخش در طبیعت)

نمودار بالا که فرازهای اصلی چرخه آب در طبیعت را نشان می دهد، می تواند

به عنوان یک مدل طبیعی در فهم قواعد حاکم بر فرایندهای موجود در چرخه دانش و تبدیل شدن آن به رشته هایی از فرهنگ و تمدن بشری مورد استفاده قرار گیرد. بر همین اساس می توان درس های زیر را از آن آموخت و آنان را برای پربار شدن دانش فرهنگ سازی مورد استفاده قرار داد:

•

وحى الهی که جریانی از علم خداست از آسمان های غیب و ملکوت نازل و بر زمین های دل بندگان خدا جاری می گردد؛ بنابراین در اولین مرحله از چرخه دانش در عالم، دانش در منابع قلوب بندگان خوب خدا ذخیره می شود و آنان به عنوان سرچشمه و معدن معرفت، معارف آسمانی را در دسترس دیگر انسان ها قرار دهند. آنان می توانند به اختیار خود تمنای بارش آب معرفت بر جغرافیای وجود خود نمایند و با استفاده از آن، زمین دلشان را به ترنم باران الهی زنده نمایند. از آن جا که قرآن باب معرفت الله است و مجموعه معارف لازم برای اداره زندگی در این کتاب شریف وارد شده است، بسط علوم و شکافتن معانی آنان در هر عصر با تدبر و تفکر در آیات آن حاصل می شود. بنابراین تولید معرفت دینی در گرو فهم و درک عمیق تر و ناب تر از آیات می باشد.

•

زلال معرفت که در منابع موجود در سینه بندگان خوب خدا ذخیره می شود برای آبیاری سرزمین های قلوب دیگر بندگان خدا باید مورد استفاده قرار گیرد، به همین دلیل باید شبکه بهینه توزیع دانش طراحی گردد تا تمامی پهنه جغرافیای جامعه انسانی تحت تأثیر جریان حیات بخش معارف قرآنی قرار گیرد.

•

بارش باران معرفت بر زمین دل، رویش نگرش ها و افق های جدیدی را در جغرافیای وجود انسان پدید می آورد و در عرصه اجتماعی نیز تقویت این نگرش ها و عمومی سازی آن، موجب پدید آمدن باورهای متأثر از آن و آثار

عملى متأثر از آن خواهد بود؛ به عبارت دیگر نگرش های جدید موجب شکل گیری باورهای جدید می شود و آن هم ارزش های جدیدی پدید می آورد و آن هم رفتار و نمادهای جدید ایجاد می کند.

• توليدات وجود انسان ها در صورتی که به تأثیر معارف و نگرش های الهی صورت گرفته باشند منشأ گسترش و بسط حیات در جامعه شده، جریان صعود به سوی حیات طیبه را تقویت می نمایند.

با تأمل در آیت فوق که قواعد مربوط به نظام توزیع آثار را در آیینه آیت طبیعی چرخه آب نشان می دهد می توان برای نظام توزیع و نشر آثار فرهنگساز، اصولی را به شرح زیر ذکر نمود:

•

دانش اصیل به منزله غذای حیات بخش برای فرهنگ و تمدن جامعه بوده، از اهمیت خاصی برخوردار است. از این رو نیازمند ایجاد نظام کنترل کیفیت و سلامت در آن هستیم. سلامت و عدم سلامت دانش و معرفت جاری در جامعه عیناً به تمامی بخش های آن سرایت می کند و آثار خود را در آن ظاهر می نماید.

•

در نظام توزیع تمام اجزای محیط جامعه نقش رسانه را ایفا می نمایند؛ یعنی هم دریافت کننده هستند، هم تقویت کننده و هم فرستنده پیام.

•

در مدل تکوینی توزیع، همه آثار حیاتی محتوای پیام می باشد؛ پیام ها حیاتی و وجودی می باشند، نه صرفا علمی، نظری، مفهومی، تصویری و ...

•

نقشه توزیع آثار در جامعه، باید تمامی بخش های جامعه را فراگیرد و تمامی فرایندهای حیاتی جامعه را نیز تحت پوشش قرار دهد.

از مدل مذکور باید در طراحی نظام توزیع آثار زیارت و در نتیجه بسط

زندگی ولایی نیز بهره جست.

3-3.سیستم سازی فرهنگی و اجتماعی

منظور از سیستم های فرهنگی و اجتماعی مجموعه ای از عوامل و مؤلفه های به هم پیوسته و محدود می باشند که با نقشه تعاملی و درونی مشخصی فعالیت می کنند و در آن برخی از فرایندها و فعالیت های هدفمند و دارای نظم انجام می پذیرد؛ برای مثال خانواده یک سیستم اجتماعی است که کارکردی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارد. هر خانواده از چند عضو تشکیل شده است، مرز مشخصی دارد، دارای قواعدی برای عملکرد اعضا می باشد و از شکل گیری و فعالیت آن انتظارات مشخصی می رود که در صورت تحقق آنان، می توان گفت خانواده سالم و پویاست و در صورت عدم تحقق آن انتظارات، می توان گفت که این سیستم به درستی عمل نمی کند. هر سیستم دارای چند ویژگی اساسی است:

•

از مرز و حدود ذاتی مشخصی برخوردار است.

•

شامل چند عنصر یا عضو اساسی است.

•

اعضا یا عناصر آن دارای ارتباط و تعامل درونی یا داخلی هستند.

•

بر روابط میان اعضا قواعد و احکام مشخصی حاکم است.

•

دارای ورودی های خاصی است.

•

دارای برون داد یا کارکرد مشخصی است.

•

کار اصلی سیستم تولید آثاری است که به جهت کمی یا کیفی بیشتر و برتر از عملکرد تک تک اعضا می باشد.

در جدول زیر برخی از سیستم های اصلی جامعه به همراه معادلات حاکم و کارکردهای آنان ذکر شده اند:

جدول 4. برخی از سیستم های اصلی جامعه

عکس

مرور صحنه زندگی فردی و اجتماعی بشر نشان می دهد که فضای زندگی انسان ها لبریز از الگوهای متنوع از سیستم های فرهنگی و اجتماعی است و جریان فرهنگ حاکم در قالب این سیستم ها نهادینه می شود؛ به طوری که مردم اغلب در روش زندگی خود از الگوها یا مدل هایی مفروض برای اداره سیستم های زندگی خود تبعیت می کنند و به نحوی به آنان اقتدا می نمایند. سیستم های الگو، نوع رفتار، روش زندگی و احوال آحاد جامعه را در هیأت و ترکیب خاصی به نظم درآورده، به نمایش می گذارند. در یک جامعه، تمام نظام های زیر مجموعی بر اساس نقشه ها یا مدل های مفهومی خاصی شکل می گیرند که نماد بیرونی یا

عینی آن، همان الگوهای رایج در سیستم های زندگی فردی و اجتماعی می باشند.

نقش الگوها در نظام تربیتی اسلام نقشی اساسی، نافذ و مؤثر قلمداد شده است (1)؛ چراکه وجود الگو در متن زندگی مردم، علاوه بر این که نمودار اجرایی بودن معارف آسمانی دین مقدس می باشد، آثار و نتایج عملی آن را نیز به خوبی نشان می دهد؛ آثاری که جز از رهگذر عملی کردن دین به ظهور نخواهد رسید. علاوه بر این ها، الگوها روش اجرا، چگونگی اقتدا و تطبیق معارف دین در شرایط مختلف زندگی را نیز نشان می دهند.

اولین گام در حوزه مهندسی فرهنگ دینی، شناخت الگوهای دینی در عرصه فرهنگی و اجتماعی، درک روند شکل گیری آنان و چگونگی استفاده از آنان برای ساخت هویت و نظم کلی حاکم بر فرهنگ جامعه می باشد. از این رو می توان سیستم های دینی را احکام جمعی و نظام مند دین برای معماری محیط زندگی انسان ها نامید.

در بحث فرهنگ زیارت و روش های گسترش آن، طبعاً ایجاد و توسعه الگوهای اجتماعی برگرفته از مبانی فرهنگ زیارت از جایگاه خاصی برخوردار است. به همین دلیل لازم است نوسازی یا بهینه سازی سیستم های فرهنگی و اجتماعی با این رویکرد مورد توجه خاص قرار گیرد. در این قسمت برخی از سیستم های فرهنگی و اجتماعی مورد تأمل قرار می گیرد و روش بهینه سازی آنان در راستای گسترش فرهنگ زیارت مورد توجه قرار می گیرد. این سیستم ها به گونه ای انتخاب شده اند که در امتداد فرایند زیارت قرار داشته باشند تا تعامل آنان


1) نقش اسوه ها در تبلیغ و تربیت، ص 165، به نقل از: تمثیلات قرآنی و جلوه های تربیتی آن.

با فرهنگ زیارت به روشنی ممکن باشد؛ گرچه در روند فرهنگ سازی، تمام سیستم های زندگی موضوع بازنگری و بازمهندسی مستمر قرار می گیرند.

جدول 5. بهینه سازی برخی از سیستم های اجتماعی با توجه به مبانی فرهنگ زیارت

عکس

آستان قدس رضوی با در اختیار داشتن مراکز به هم پیوسته پیرامونی حرم مطهر و مجموعه ای مفصل از شرکت ها و مؤسسات فعال در زمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، و اقتصادی از فرصت ها و امکاناتی استثنایی برخوردار است و می تواند مفاهیم و فرهنگ رضوی را در قالب سیستم های مناسب و از رهگذر محصولات متبرک به ذکر و یاد حضرت علی بن موسی الرضا منتشر نماید.

بررسی وسعت مراکز متعلق به آستان قدس رضوی، طیف گسترده خدمات و محصولات تولیدی در این مراکز و انبوه زائران مشتاقی که با دل های آماده و مستعد تأثیر پذیری، از این خدمات و محصولات استفاده می نمایند، نشانه این حقیقت است که در جهت استقرار فرهنگ رضوی به صورت تخصصی در هر یک از مراکز مزبور باید کار ویژه ای صورت گیرد؛ به گونه ای که این مراکز هم از نظر تصویر نمادین خود، هم از نظر الگوی حاکم بر فرهنگ کاری حاکم و هم از نظر محصولاتی که تولید می کنند از عالی ترین استانداردهای برگرفته از مبانی دینی برخوردار گردند (1). در این صورت، هر یک از سیستم های مزبور به خودی خود منشایی برای انتشار آثار و گسترش ثمرات فرهنگ زیارت خواهند بود. در غیر این صورت و خدای نکرده اگر دستگاه منتسب به آستان قدس رضوی در هر


1) شایسته است در چارچوب حرکتی که به سمت طراحی الگوی توسعه اسلامی صورت گرفته است، منظومه استانداردهای دینی در زمینه خدمات و محصولات متنوع مورد نیاز جامعه تدوین شود و به عنوان یکی از شاخص های نظام اسلامی مورد بهره برداری قرار گیرد. آستان قدس رضوی در این زمینه می تواند طلایه دار طراحی و اجرای استانداردهای اسلامی گردد و آن ها را با کیفیتی که از دین جامع و کامل، انتظار می رود به تمام دنیا صادر کند. بدیهی است در این صورت علاوه بر ارتقای منزلت اقتصادی و اجتماعی محصولات و خدمات آستان مقدس رضوی، تبلیغ مناسبی نیز نسبت به مؤلفه های دین مبین اسلام انجام شده است.

یک از بخش های مزبور دچار نقص گردد، طبعاً خدشه مزبور منتسب به آستان قدس رضوی خواهد گردید و آثار نامطلوبی بر جای خواهد گذاشت. در جدول زیر برخی از مؤسسات زیر مجموعه آستان قدس رضوی به همراه نقش آنان در گسترش فرهنگ رضوی یاد شده است:

جدول6. برخی ازمراکز متعلق به آستان قدس رضوی و نقش آنان در گسترش فرهنگ زیارت

عکس

عکس

با توجه به اهمیت مراکز یاد شده در گسترش فرهنگ رضوی، ضروری است با رویکرد بهینه سازی مستمر فرهنگ حاکم بر مراکز مزبور، فعالیت های زیر انجام پذیرد:

•

تدوین استانداردهای برگرفته از مبانی دینی برای هر یک از سیستم های منتسب به آستان قدس رضوی؛ این استانداردها فراتر از استانداردهای طبیعی برگرفته از فرهنگ غربی خواهند بود که فقط به نتایج و آثار طبیعی فرایندها و فعالیت ها توجه دارند و آثار معنوی فعالیت ها که بر اساس مبانی دینی اصل و نتیجه است از چشم آنان غافل مانده است.

•

اجرای طرح های پایش، بهینه سازی و تعالی بخشی فرهنگ سازمانی بر اساس مبانی فرهنگ دینی به صورت مستمر در تمامی مراکز منتسب به آستان قدس رضوی.

•

ارتقای وجهه نمادین و ترویجی محصولات و خدماتی که از سوی مراکز مزبور ارائه می گردد بر اساس محتوای برگرفته از مبانی زیارت، با هدف تبدیل شدن تمامی محصولات مزبور به رسانه هایی برای ترویج فرهنگ زیارت.

•

ایجاد مراکز مطالعات راهبردی در زمینه فرهنگ سازی رضوی، با هدف

تدوین اصول و روش های مهندسی فرهنگ رضوی؛ رصد کردن و پیاده سازی آن در مراکز منتسب به آستان قدس رضوی (1).

3-4.استانداردسازی سیستم ها و روابط اجتماعی

منظور از استانداردسازی سیستم ها و روش های دینی، تعیین چارچوب های مشخص و مستند به مبانی دینی برای مؤلفه های فرهنگ دینی و نهادینه سازی و تثبیت آنان در نظام فرهنگی و اجتماعی حاکم است؛ به طوری که مانع از انحراف آنان از صراط مستقیم گردد.

به دلیل این که همواره امکان نفوذ جریانات ناخالص و انحرافی در متن جریان زلال فرهنگ و معرفت دینی وجود داشته است و آستان قدس رضوی نیز با برخورداری از ابزارها و امکانات مناسب، امکان ارزیابی جریان فرهنگ زیارت، شناسایی و کنترل این انحرافات را دارد، ضروری است با تعیین معیارها، دستورالعمل ها، شاخص ها و اتخاذ تدابیر برگرفته از مبانی متقن دینی، زمینه و امکان هر گونه انحراف یا استحاله ای در جریانات منتسب به فرهنگ دینی را سلب نماید. این امر در حالت پایدار خودش می تواند منجر به تدوین استانداردهای حاکم بر سیستم های فرهنگی و اجتماعی دینی گردد که در نهایت نقش قابل توجهی در ثبات و پویایی فرهنگ دینی خواهد داشت.


1) شایان ذکر است با توجه به نقش معنوی و فرهنگی آستان قدس رضوی، تولید دانش و مهارت های مرتبط با فرهنگ سازی دینی نسبت به برخی از فعالیت های پژوهشی نظری از اولویت بالاتری برخوردار هستند و مناسب است مراکز پژوهشی زیر مجموعه آستان قدس رضوی این رویکردها را اتخاذ نمایند.

در شکل 31 مؤلفه های اصلی نظام اجتماعی که باید موضوع فرایند استاندارد سازی قرار گیرند نشان داده شده است:

عکس

مدل های مفهومی مجموعه ای انسجام یافته از نظریات علمی هستند. سیستم ها مجموعه ای به هم پیوسته و هماهنگ و هم هدف از عوامل کاربردی می باشند. قوانین ضوابط معتبر جریان امورند و دستورالعمل ها نیز قواعد کار یا احکام و ضوابط عملی در محیط جامعه هستند.

3-5.هماهنگ سازی و هم گرایی متولیان امور فرهنگی

یکی از راهبردهای اصلی فرهنگ سازی، هماهنگی و هم گرایی نهادهای متولی مدیریت امور فرهنگی و اجتماعی است. امور مربوط به حوزه فرهنگی و اجتماعی یک جامعه یا یک شهر معمولاً به تناسب تقسیماتی که در قوانین و

ساختار نظام صورت گرفته است بر عهده سازمان ها و نهادهای مختلفی نهاده شده است. این امر باعث می گردد که نقش های متنوعی دست اندرکار تدوین و طراحی نقشه فرهنگ جامعه گردند که در صورت اختلاف آنان در مبانی، روش ها، رویکردها یا ناهماهنگی آنان در میدان اجرا، منجر به ضعیف فرایند فرهنگ سازی خواهد شد. مرور روند فرهنگی بعد از انقلاب به خوبی تأثیر اتخاذ رویکردهای مخالف هم در جریان فرهنگی نظام اسلامی را نشان می دهد. از سوی دیگر هم گرایی و هماهنگی متولیان امور فرهنگی و اجتماعی منجر به رشد و پویایی در حوزه فرهنگ جامعه خواهد شد.

در این رابطه لازم است سطح اصلی متناظر با حیات فرهنگی جامعه، یعنی مبانی، راهبردها و راهکارها به صورت هماهنگ و بر اساس یک نقشه کلان مدون شده و از طریق نهادها و متولیان هر سطح مدیریت شوند. تولید معرفت، طراحی راهبردها، سیاست ها و قوانین مورد نیاز و مدیریت طرح ها و برنامه های اجرایی یا نظارت بر روند آنان همه از جمله اقداماتی هستند که باید در این راستا به آنان پرداخته شود. مجموعه این امور که در سطوح مختلف تعریف می شوند باید با یک تقسیم کار منظم از سوی متولیان اجرا گردند. شکل زیر نسبت میان مؤلفه های مزبور را نشان می دهد:

عکس

در موضوع فرهنگ زیارت لایه های حیات فرهنگی به صورت زیر می باشد:

در حوزه مدیریت فرهنگی شهر سازمان های زیر نقش آفرینی می کنند که لازم است در روند توسعه فرهنگ زیارت همکاری نمایند:

جدول 8. سازمان های اصلی متولی امور فرهنگ و خلاصه ای از مأموریت آن ها

عکس

مرور دستگاه های یاد شده و نقش آنان در عرصه فرهنگ سازی نشان می دهد که فرهنگ جامعه هم چون یک قالی است که نخ ها و رشته های آن به همراه رنگ و کیفیت آن از طریق دستگاه های مزبور تأمین و کنترل می گردد؛ از این رو

هماهنگی و هم گرایی دستگاه های مزبور در ایجاد فرهنگ مطلوب بسیار مؤثر و کلیدی است. در طرف مقابل:

•

هر گونه برداشت متناقض از ساحت فرهنگ؛

•

اختلاف در مبانی و اصول آن؛

•

اختلاف و تعارض اساسی در روش های فرهنگ سازی؛

•

و ...

منجر به تعارض در نظام فرهنگی کشور شده، استقلال و هویت جمعی جامعه را دچار ضعف و خدشه می کند که نتیجه آن در قالب ناهنجاری ها و تخلفات متنوع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به ظهور خواهد رسید. به همین دلیل هماهنگی و هم گرایی متولیان امور فرهنگی و اجتماعی در ساخت فرهنگ مطلوب بسیار حیاتی است. در حوزه فرهنگ زیارت هم، همه نهادهای مزبور می توانند نقش های مؤثری ایفا نمایند؛ برای مثال مدیریت فرهنگی شهر در اصلاح رفتار عمومی شهروندان و ایجاد تصویر مطلوب از نمای شهر، سازمان تبلیغات اسلامی در ساماندهی امور مساجد و افزایش کیفیت مراسم گوناگون و هیآت مذهبی، صدا و سیما در جهت عمومی سازی تعالیم رضوی و کمک به ایجاد گفتمان مناسب و آشنایی با آداب و رسوم زندگی مبتنی بر فرهنگ زیارت مؤثر خواهند بود.

4.زیارت سرچشمه ای برای تغذیه فرهنگ دینی

اصلی ترین بحثی که در این بخش باید به آن پرداخته شود این است که چگونه می توان هویت فرهنگ جامعه را ملهم از مؤلفه های فرهنگ زیارت نمود؛ به گونه ای که رنگ ولایی بر چهره جامعه نمودار شود و جریان زندگی ولایی بر

سبک زندگی عمومی مردم غالب گردد. مدلی که در این بحث مورد استناد قرار خواهد گرفت مدل چشمه آثار است. فرض می کنیم چشمه ای از معرفت و معنویت در حرم مطهر حضرت علی بن موسى الرضا (علیه السلام) جوشیده است و هر کسی را که به آن مراجعه می نماید سیراب می نماید؛ علاوه بر آن که تشنگی او را بر طرف می نماید، حیات او را نیز تمدید می نماید و موجب توسعه و تشدید در حیات او نیز خواهد شد. این چشمه فراتر از آب طبیعی چشمه ای معنوی است و قابلیت حیات بخشی آن مانند چشمه ای است که از زدن عصای حضرت موسی بر سنگ جوشید؛ این چشمه می تواند دردهای مختلف را درمان نماید و سیراب کننده طیف های مختلف نیازمندان باشد. سؤال اصلی در این جا این است که آیا می توان آثار و برکات این چشمه معنوی را به صورت نظام مند به بخش های مختلف جامعه گسترش داد و با توسعه شبکه انتقال آثار و ثمرات آن، برخورداران و بهره مندان از این آب معنویت را بیشتر نمود؟

عکس

بر این اساس هر یک از بخش های فرهنگ دینی باید سهم و بهره ای از آثار و نتایج زیارت داشته باشند؛ برای مثال:

•

آموزش و پرورش الگوی تربیت اسلامی را به عنوان مبنا و نقشه کار خود قرار داده، بر اساس آن عمل می کند.

•

دستگاه های خدماتی مختلف با این نگاه که مردم عيال الله هستند و خدمت به آنان خدمت به خدا و ذخیره حیات باقی است، انجام وظیفه می کنند؛ آنان در این میدان حقیقتاً خود را خادم خدای سبحان احساس می کنند.

•

در مراکز علمی دینی، سرمایه رشد و اعتلای جامعه تولید می شود و مسیر هدایت و فلاح ترسیم می گردد؛ علاوه بر آن مجموعه مبانی دینی مورد نیاز برای طراحی و ایجاد سیستم های زندگی طراحی و شاخص های مربوط تولید می گردند.

5.توصیف تفصیلی فرهنگ زیارت

در این بخش چشم انداز تفصیلی زندگی در حریم ولایت، یا سیمای فرهنگی مجاوران و زائران حضرت رضا (علیه السلام) ترسیم می شود و تا الگوی زندگی در حریم قدس رضوی به تصویر کشیده شود.

حرم مطهر حضرت رضا هم چون خورشیدی است که هر روزه انوار خودش را بر زمین دل های مردم مشهد می تاباند. از دل های تک تک مردمان مشهدی و زائران و مجاوران حضرت رضا رشته هایی نورانی به حرم مطهر متصل شده است، گویی خورشیدی می تابد و پرتوهای آن به کرانه های زمین دل زائر و مجاور متصل می شود و آن را روشن می کند.

نور زندگی، امید به آینده، حیات و سعادت، آرامش و رضایت آثاری هستند

که مردم با توجه به حرم مطهر در جان های خود آن را به خوبی احساس می نمایند.

هر گاه مردم مشهد از زائران و مجاوران دچار دلتنگی می شوند، یا در دل های خود کدورت، کسالت، آثار بیماری و هر گونه مشکلی احساس می کنند، اولین جایی که برای برطرف شدن آن متوجه آن می شوند، چشمه جوشان وجود حضرت رضاست که در حرم مطهر جوشیده است. به زیارت می روند و شادمان و پر نشاط بر می گردند.

در جای جای مشهد رنگی از حضرت رضا (علیه السلام) می یابید، محصولات غذایی، دارویی، زینتی، البسه و ... همه به نحوی از جلوه های آثار رضوی بهره مند شده اند.

مشهدی ها در هر کجای ایران و عالم تشیع که باشند رنگ و بوی امام رضا می دهند و مورد احترام فوق العاده مردم قرار می گیرند. هر گاه زائری وارد مشهد مقدس می شود احساس می کند همه به گرمی از او استقبال می کنند و او را مهمان خود می یابند. مجاوران کوی حضرت رضا (علیه السلام)، زائران را برادران دینی خود احساس می کنند و به تمام معنا خود را خادم آنان می یابند.

زائری از مشهد بر نمی گردد مگر این که طعم خدمت و احسان مردم مشهد را به گونه ای چشیده است که در هر محفلی با لذت آن را توصیف می کند.

حوزه مشهد، یاد و خاطره حضرت رضا و معارف رضوی را زنده می کند و هم چون عالم آل محمد در میدان های مختلف علمی و ارائه نظریات و الگوهای دینی موفق و سربلند است.

دانشگاه مشهد با دیگر مراکز علمی کشور تفاوتی دو چندان دارد. دانشجویان و استادان از این که در جوار حرم رضوی درس می خوانند یا به تدریس و تحقیق می پردازند، احساس شادابی و سربلندی دارند و در سیر علمی خود همواره

حضرت رضا را پشتیبان و حامی خود می دانند و خود را تحت ولایت و حمایت آن حضرت در هر میدانی سربلند و موفق می یابند.

محیط زندگی، فروشگاه ها، کارخانجات، ادارات و خیابان های مشهد همه به صورتی شفاف و صریح حکایت از این می کند که این سرزمین متعلق به فرزند رسول خدا و محل حضور اوست.

در یک کلام، زندگی در مشهد مقدس آرزوی همه شیعیان و ایرانیان می باشد. رسیدن به مشهدالرضا به عنوان حج فقرا یک توفیق الهی و یک روزی معنوی است که نصیب هر که گردد او خود را محبوب رضا می داند و این توفیق را گران بهاترین هدیه الهی در عمر خودش می یابد.

در مشهد منطق دین، منطق تشیع، منطق زندگی دینی به صورتی گویا، نمایان، فاش و در جریان است، با پناهندگان و گناهکاران نادم همان رفتاری صورت می گیرد که از اسم رئوف الهی انتظار می رود. در مشهد هیچ خلاف کاری حتی حرفه ای ها جرأت تخلف ندارند؛ چرا که در پرتو نور رضوان الهی جایی برای آلودگی و جسارت نمی یابند.

منابع

1.

قرآن مجید، ترجمه مکارم شیرازی.

2.

نهج البلاغه، ترجمه مکارم شیرازی.

3.

ابى القاسم جعفر بن محمد بن قولويه، كامل الزيارات، نجف اشرف، انتشارات مرتضویه، 1356ق.

4.

ابو جعفر محمد بن علی بن الحسين القمی، عيون اخبار الرضا، ترجمه علی اکبر غفاری، حميدرضا مستفيد، دار الكتب الاسلاميه، 1380ش.

5.

ابوحامد محمّد غزالی، احیاء علوم الدین، شرکت انتشار علمی فرهنگی، 1351ش، تهران.

6.

ابو علی فضل بن حسن طبرسی، تفسیر مجمع البيان لعلوم القرآن، تهران، مؤسسة الهدى، 1417ق.

7.

ابو علی حسین بن عبدالله سینا معروف به شیخ الرئیس، رسائل ابن سینا، بیدار، قم، 1400ق.

8.

اداره کل روابط عمومی آستان قدس رضوی، ویژه نامه شفا یافتگان، 1387ش.

9.

پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، نهضت نرم افزاری از نگاه مقام معظم رهبری، گروه مؤلفان، چاپ اوّل بهار 1386ش.

10.

روح الله الموسوى الخميني (رحمه الله)، آداب الصلاة، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ چهاردهم، 1386ش.

11.

حسن انوری (به سرپرستی دکتر)، فرهنگ بزرگ سخن، انتشارات سخن، تهران، چاپ دوم، 1381ش.

12.

حسن حسن زاده آملی، انسان در عرف عرفان، انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، 1383ش.

13.

حسن الأمين، دائرة المعارف الإسلامية الشيعة، دار التعارف للمطبوعات، لبنان، بيروت، الطبعة

السادسة، 1422ق / 2002 م.

14.

حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول، أمير كبیر، تهران، 1367ش.

15.

حسین زمانی و همکاران، گزارش طرح تدوین الگوی مهندسی فرهنگ دینی، مؤسسه فرهنگی هنری تجلی رضوان، با پشتیبانی مرکز پژوهش های کاربردی معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی، 1388ش.

16.

حیدر شجاعی، راهنمای عتبات مقدسه و اماکن باستانی عراق، تهران مجمع علمی و فرهنگی مجد، چاپ دوم.

17.

جعفر سبحانی، الزيارة في الكتاب و السنة (تحليل لمفهوم الزيارة و آثارها و أحكامها) بی نا، بی جا، بی تا.

18.

رضا مختاری، سیمای فرزانگان، قم، بوستان کتاب، چاپ پنجم، 1372ش.

19.

روح الله الموسوى الخميني (رحمه الله)، اربعين حديث، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (رحمه الله).

20.

روح الله الموسوى الخميني (رحمه الله)، تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی (رحمه الله)، تبیان، دفتر هجدهم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام (رحمه الله)، چاپ چهارم، 1385ش.

21.

روح الله الموسوى الخميني (رحمه الله)، شرح حديث جنود عقل و جهل، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (رحمه الله)، چاپ دهم، چاپ دهم، 1386ش.

22.

روح الله الموسوی الخمینی (رحمه الله)، شرح دعای سحر، ترجمه سید احمد فهری، انتشارات فيض کاشانی، چاپ سوم، 1384ش.

23.

سید حسین اسحاقی، مجموعه مقالات هم اندیشی زیارت، زیارت در سیره معصومین و علما.

24.

سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمد تقی مصباح یزدی، نشر بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی با همکاری رجا، چاپ چهارم، 1367ش.

25.

شیخ بهایی، مفتاح الفلاح، دار الأضواء، بیروت، 1405ق.

26.

شیخ عباس قمی، مفاتيح الجنان، انتشارات فاطمة الزهراء، 1380ش.

27.

شیخ طوسی، التهذيب، دار الكتب الإسلاميه، تهران، 10 جلد، 1365ش.

28.

شورای عالی فرهنگی، گزارش طرح تحقیقاتی بررسی اصول و مبانی مدیریت فرهنگی.

29.

شوق دیدار، محمد مهدی رکنی، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، 1362ش.

30.

شهاب الدين يحيي سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تصحیح نجفقلی حبیبی، پژوهشگاه علوم انسانی.

31.

عبدالحسین امینی، الغدير دار الكتب الاسلامیه، تهران، 1366ش.

32.

علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران چاپ دوم، 1377ش.

33.

غلامرضا گلی زواره، جرعه های جان بخش، قم، حضور، چاپ چهارم، 1383ش.

34.

غلام رضا گلی زواره، فرازهای فروزان، قم، حضور، 1379ش.

35.

فخر رازى، المطالب العالية من العلم الالهى، تحقیق احمد حجازی، بیروت، دار الکتب العلمية.

36.

قرشی سید علی اکبر، قاموس قرآن، دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1372ش.

37.

قمی شیخ عباس، فوائد الرضویه، تهران بی جا، بی تا.

38.

محمد بن محمد بن نعمان معروف به شیخ مفید، ارشاد، قم، 1413ق.

39.

محمّد بن يعقوب کلینی، اصول کافی، ترجمه محمد باقر کمره ای، تهران، اسوه، چاپ دوم، 1372ش.

40.

محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، مؤسسة الوفاء، بيروت، 1403ق.

41.

مرتضي مطهری، گفتارهای معنوی، صدرا، تهران، چاپ چهاردهم، 1373 ش.

42.

مؤسسه فرهنگی فخر الائمه، دست پنهان، نگاهی به تاریخچه، مبانی فقهی قمه زنی و بازتاب های قمه زنی در افکار عمومی و رسانه های بین المللی، ناشر سازمان اوقاف و امور خیریه، چاپ هفتم، 1387 ش.

43.

میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، رساله لقاء الله، راه سلوک عارفان، ترجمه و تحریر رضا رجب زاده، انتشارات رسالت قم، 1383ش.

44.

مولی حیدر خوانساری، زبدة التصانيف، قم، 1415ق.

45.

محمد بن سعد، طبقات الكبرى، بيروت، دارالطباعة والنشر، 1404ق. / 1994 م.

46.

میرزا محمد تنکابنى، قصص العلماء، تهران، اسلامیّه، چاپ دوم، 1364ش.

47.

مفاتیح نوین، مکارم شیرازی و همکاران، مدرسة الإمام على بن ابى طالب (علیه السلام)، چاپ ششم، 1386ش.

48.

محمد شجاعی، مقالات یا مبانی عملی تزکیه، جلد سوم، انتشارات سروش.

49.

محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه همراه با ترجمه فارسی، ویرایش سوم، قم، دار الحديث، 1377 ه ش.

50.

مؤسسة الامام الهادى، موسوعة زيارات المعصومين، قم، چاپ اوّل، 1383 ه ش.

51.

محمّد بن حسن حر عاملی، وسائل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة، مؤسسة آل البيت، بی جا، 1414 ه . ق.

52.

میرزا محمدتقی خان سپهر، ناسخ التواریخ، چاپ سنگی، 1297 ه ق.

53.

مهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السعادات، نجف، مطبعة النجف، 1383ه . ق.

54.

مهدی حائرى، دائرة المعارف تشیع، (نویسنده مقاله: مهدی حائری)، زیر نظر احمد صدر حاج سیدجوادی، بهاءالدین خرمشاهی، کامران فانی، نشر شهید سعید محبی، تهران، چاپ اوّل، 1379 ه ش.

55.

نورالدین علی بن احمد السمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفى، بيروت، دار الكتب العلمیة، چاپ چهارم، 1404 ه ق / 1984 م.