ghaemiyeh.com
عنوان و نام پديدآور :صحیفه سجادیه با ترجمه جمله به جمله /میرزا محمد مهدی حق شناس
مشخصات نشر : اصفهان: مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، 1402.
مشخصات ظاهری : 364 ص.
موضوع : دعاها
رده بندی کنگره : BP267/1/ع8ص3041
رده بندی دیویی : 297/772
صحیفه سجادیه صحیفه کتابی حاوی 54 دعا از امام سجاد(ع)، امام چهارم شیعیان است. این کتاب پس از قرآن و نهج البلاغه مهمترین میراث مکتوب شیعه به حساب میآید و به نامهای خواهر قرآن و «انجیل اهلبیت» نیز مشهور است. صحیفه از نظر فصاحت و بلاغت مورد توجه قرار گرفته است.
1.حمد الهی
2.درود بر پیامبر
3.فرشتگان مُقرّب
4.پیروان پیامبران
5.خویشتن و دوستان
6.صبح و شام
7.بلا و سختی
8.اخلاق ناپسند
9.طلب آمرزش
10.پناهبردن به خدا
11.عاقبت به خیری
12.اعتراف و توبه
13.طلب حاجت
14.دادخواهی از ستم
15.هنگام بیماری
16.طلب آمرزش
17.شر شیطان
18.دفع بلا
19.طلب باران
20.مکارم الاخلاق
21.اندوه از خطا
22.هنگام سختی
23.تندرستی
24.پدر و مادر
25.فرزندان
26.همسایگان و دوستان
27.مرزداران
28.پناهبردن به خدا
29.روزی
30.پرداخت بدهی
31.توبه
32.دعا در نماز شب
33.درخواست خیر
34.گرفتاری به گناه
35.رضا به قضای الهی
36.هنگام رعدوبرق
37.کوتاهی در شکرگزاری
38.پوزش از ستم
39.طلب عفو و رحمت
40.یاد مرگ
41.پردهپوشی از گناه
42.ختم قرآن
43.رؤیت هلال
44.ورود به رمضان
45.وداع با رمضان
46.عیدفطر و جمعه
47.دعای عرفه
48.عیدقربان و جمعه
49.دفع حیله دشمنان
50.خوف از خدا
51.فروتنی در برابر خدا
52.پافشاری در دعا
53.فروتنی در برابر خدا
54.زدودن اندوهها
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام اذا ابتَدأ بِالدّعاءِ بدأ
دعای آن حضرت است چون به نماز بر می خاست بدین صورت
بالتحميد لِلَّه عزَّوجل و الثَّنَاءِ عَلَيه فقال
به سپاس و حمد خداوند عزوجل ابتدا می کرد و می گفت
اَلْحَمْدُ لِلَّه الْاَوَّلِ بِلا اَوَّلٍ كانَ قَبْلَهُ
حمد خدائى را که اوّل همه آثار هستى اوست و قبل از او اوّلى نبوده
وَالْاخِرِ بِلا اخِرٍ يَكُون بَعْدَهُ
و آخر است بىآنکه پس از او آخرى باشد
الَّذى قَصُرَتْ عَنْ رُؤْيَتِهِ اَبْصارُ النّاظِرينَ
خدایى که دیده بینندگان از دیدنش قاصر
وَعَجَزَت عَنْ نَعْتِهِ اَوْهامُ الْواصِفينَ
و اندیشه و فهم وصف کنندگان از وصفش عاجز است.
اِبْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِداعاً
به دست قدرتش آفریدگان را ایجاد کرد
ثُمَّ سَلَكَ بِهِمْ طَريقَ اِرادَتِهِ
آنگاه همه را در راه اراده خود راهى نمود
وَاخْتَرَعَهُمْ عَلى مَشِيَّتِهِ اخْتِراعاً
و آنان را براساس اراده خود صورت بخشید
وَ بَعَثَهُمْ فى سَبيلِ مَحَبَّتِهِ
و در مسیر محبت و عشق به خود برانگیخت
لايَمْلِكُونَ تَأْخيراً عَمَّا قَدَّمَهُمْ اِلَيْهِ
موجودات هستى از حدودى که
وَ لايَسْتَطيعُونَ تَقَدُّماً اِلى ما اَخَّرَهُمْ عَنْهُ
براى آنان معین فرموده قدمى پیش و پس نتوانند نهاد
وَجَعَلَ لِكُلِّ رُوحٍ مِنْهُمْ قُوتاً مَعْلوماً مَقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ
و براى هر یک از آنان روزى معلوم و قسمت شدهاى از باب لطف قرار داد
لايَنْقُصُ مَنْ زادَهُ ناقِصٌ
هر آن کس را که روزى فراوان داده احدى نمىتواند بکاهد
وَ لايَزيدُ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ زائِدٌ
و هر آن کس را که روزى کاسته هیچ کس نتواند بیفزاید
ثُمَّ ضَرَب لَهُ فِى الْحَيوةِ اَجَلاً مَوْقوُتاً
آنگاه زندگى او را زمانى معین مقدّر فرمود
وَ نَصَبَ لَهُ اَمَداً مَحْدُوداً
و پایانى محدود قرار داد
يَتَخَطَّأُ اِلَيْهِ بِاَيّامِ عُمُرِهِ
که با ایام عمر بهسوى آن پایان قدم برمىدارد
وَ يَرْهَقُهُ بِاَعْوامِ دَهْرِهِ
و با سالهاى زندگیش به آن نزدیک مى گردد
حَتّى اِذا بَلَغَ اَقْصى اَثَرِهِ
تا چون بهآخر آن رسید
وَ اسْتَوْعَبَ حِسابَ عُمُرِهِ
و پیمانه زمانش لبریز شد
قَبَضَهُ اِلى ما نَدَبَهُ
جانش را مىگیرد
اِلَيْهِ مِنْ مَوْفُورِ ثَوابِه اَوْ مَحْذُورِ عِقابِهِ
و او را به سوى آنچه بدان خدایش خوانده از ثواب بسیار یا عذاب دردناک راهى مىکند
لِيَجْزِىَ الَّذينَ اَسآؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِىَ الَّذينَ اَحْسَنُوا بِالْحُسْنى عَدْلاً مِنْهُ
تا از پى عدالت خود تا از پى عدالت خود بدکارا را به کردار بدشان و نیکوکاران را به عمل صالحشان جزا دهد
تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُهُ
منزّه است نامهاى او
وَ تَظاهَرَتْ الآؤُهُ
و پىدرپى است نعمتهاى وى
لايُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ.
کسى را نرسد که او را را از کردهاش باز پرسد ولى همه در معرض پرسش او باشند
وَالْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبادِهِ مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلى ما اَبْلاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتابِعَةِ
و سپاس خداى را که اگر عبادش را از معرفت سپاسگزارى بر عطایاى پیاپى که به آنان داده
وَاَسْبَغَ عَلَيْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظاهِرَةِ لَتَصَرَّفُوا فى مِنَنِهِ فَلَمْ يَحْمَدُوهُ
و نعمتهاى پیوسته که بر ایشان کامل ساخته محروم مىنمود نعمتهایش را صرف نموده و سپاس نمىگزاردند
وَ تَوَسَّعُوا فى رِزْقِهِ فَلَمْ يَشْكُرُوهُ
و در روزى او فراخى مىیافتند و شکر نمىکردند
وَ لَوْ كانُوا كَذلِكَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْاِنْسانِيَّةِ اِلى حَدِّ الْبَهيمِيَّةِ
و اگر چنین مىبودند از حدود انسانیت بیرون شده به مرز حیوانیت مىرسیدند
فَكانُوا كَما وَصَفَ فى
و چنان مىبودند که در
مُحْكَمِ كِتابِهِ: «اِنْ هُمْ اِلاّ كَالْاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ سَبيلاً».
کتاب محکمش فرموده: «ایشان جز به چارپایان نمانند بلکه از آنان گمراهترند
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى ما عَرَّفَنا مِنْ نَفْسِهِ
سپاس خداى را بر آنچه از وجود مبارکش به ما شناسانده
وَ اَلْهَمَنا مِنْ شُكْرِهِ
و بر آنچه از شکرش به ما الهام فرموده
وَ فَتَحَ لَنا مِنْ اَبْوابِ الْعِلْمِ بِرُبُوبِيَّتِهِ
و بر آن درهاى دانش که به پروردگاریش بر ما گشوده
وَ دَلَّنا عَلَيْهِ مِنَ الْاِخْلاصِ لَهُ فى تَوْحيدِهِ
و براخلاصورزى در توحید و یگانگیش ما را رهنمون شده
وَ جَنَّبَنا مِنَ الْاِلْحادِ وَالشَّكِّ فى اَمْرِهِ
و قلب ما را از الحاد و شک در کار خودش دور داشته
حَمْداً نُعَمَّرُ بِهِ فيمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ
چنان سپاسى که با آن در حلقه سپاسگزاران از بندگانش زندگى بگذرانیم
وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ اِلى رِضاهُ وَعَفْوِهِ
و با آن بر هر که به خشنودى و بخشایش او پیشى جسته سبقت گیریم و راه رستاخیز را
حَمْداً يُضىءُ لَنا بِهِ ظُلُماتِ الْبَرْزَخِ
سپاسى که تیرگیهاى برزخ را به سبب آن بر ما روشن کند
وَيُسَهِّلُ عَلَيْنا بِهِ سَبيلَ الْمَبْعَثِ
به سبب آن بر ما آسان نماید
وَ يُشَرِّفُ بِهِ مَنازِلَنا عِنْدَ مَواقِفِ الْاَشْهادِ
و موقعیت و جایگاه ما را نزد گواهان آن روز بلند گرداند
يَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْ لايُظْلَمُونَ
در روزى که همه سزاى عمل خود بینند بدون آنکه بر کسى ستمى رود
يَوْمَ لايُغْنى مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لاهُمْ يُنْصَرُونَ
روزى که هیچ دوستى چیزى از عذاب و کیفر را از دوست خود دفع نکند و ستمکاران یارى نشوند
حَمْداً يَرْتَفِعُ مِنّا اِلى اَعْلى عِلِّيّينَ فى كِتابٍ مَرْقُومٍ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ
سپاسى که از جانب ما در پروندهاى که وضع نیکبختان در آن رقم خورده و مقربان حضرت او گواهان آنند به اعلى علیّین بالا رود
حَمْداً تَقَرُّ بِهِ عُيُونُنا اِذا بَرِقَتِ الْاَبْصارُ
سپاسى که چون چشمها در آن روز خیره شود سبب روشنى دیده ما گردد
و تَبْيَضُّ بِهِ وُجُوهُنا اِذَا اسْوَدَّتِ الْاَبْشارُ حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ مِنْ اَليمِ ناراللَّهِ اِلى كَريمِ جِوارِاللَّهِ
و هنگامى که چهرهها سیاه شود صورت ما به نورانیت آن سپید گردد سپاسى که ما را از آتش دردناک حق آزاد و در جوار کرم نامتناهیش جاى دهد
حَمْداً - نُزاحِمُ بِهِ مَلآئِكَتَهُ الْمُقَرَّبينَ
ستایشی که به وسیلۀ آن همدوش فرشتگان شویم و درپیشگاه عنایتش جاى را بر ایشان تنگ کنیم
وَنُضآمُّ بِهِ اَنْبِياءَهُ الْمُرْسَلينَ فى دارِالْمُقامَةِ الَّتی لاتَزُولُ وَ مَحَلِّ كَرامَتِهِ الَّتى لاتَحُولُ
و به وسیله آن در سراى ماندگارى جاوید و جایگاه سرمدى او که دگرگونى نپذیرد به صف پیامبران مرسل او متصل گردیم.
والْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى اخْتارَ لَنا مَحاسِنَ الْخَلْقِ
و همۀ ستایشها مخصوص خداست که زیباییهای آفرینش را برای ما برگزید
وَ اَجْرى عَلَيْنا طَيِّباتِ الرِّزْقِ
و روزیهای پاکیزه را به سوی ما روان ساخت.
وَ جَعَلَ لَنَا الْفَضيلَةَ بِالْمَلَكَةِ عَلى جَميعِ الْخَلْقِ
و ما را با تسلّط بر همۀ موجودات برتری داد.
فَكُلُّ خَليقَتِهِ مُنْقادَةٌ لَنا بِقُدْرَتِهِ
در نتیجه همۀ موجوداتش بر اساس قدرت حضرتش فرمانبردار ما هستند
وَصآئِرَةٌ اِلى طاعَتِنا بِعِزَّتِهِ.
و در سایۀ عزّتش در گردونۀ اطاعت از ما قرار دارند.
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى اَغْلَقَ عَنّا بابَ الْحاجَةِ اِلاّ اِلَيْهِ
و همۀ ستایشها مخصوص خداست که درِ احتیاج و نیاز ما را از غیر خود بست
فَكَيْفَ نُطيقُ حَمْدَهُ؟
پس چگونه قدرتِ سپاسگزاری او را داریم؟
اَمْ مَتى نُؤَدّى شُكْرَهُ؟!
یا چه زمانى مىتوانیم شکرش را بجاى آوریم؟
لا مَتى! وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى رَكَّبَ فينا الاتِ الْبَسْطِ
هیچگاه! و سپاس خداى را که در پیکر ما ابزار گشودن اندام را سوار کرد
وَ جَعَلَ لَنا اَدَواتِ الْقَبْضِ
و آلات بستن آنها را مقرر فرمود
وَ مَتَّعَنا بِاَرْواحِ الْحَيوةِ
و ما را از نسیمهاى حیاتبخش بهرهمند کرد
وَاَثْبَتَ فينا جَوارِحَ الْاَعْمالِ
و اعضاى انجام دادن کار به ما مرحمت فرمود
وَ غَذّانا بِطَيِّباتِ الرِّزْقِ
و ما را با روزیهاى پاکیزه خوراک داد
وَ اَغْنانا بِفَضْلِهِ
و به فضلش ما را بىنیاز کرد
وَ اَقْنانا بِمَنِّهِ
و به عطاى خود سرمایه بخشید
ثُمَّ اَمَرَنا لِيَخْتَبِرَ طاعَتَنا
آنگاه به ما دستور داد تا فرمانبرداریمان را بسنجد
وَنَهانا لِيَبْتَلِىَ شُكْرَنا
و از انجام محرمات نهى فرمود تا شکر ما را بیازماید
فَخالَفْنا عَنْطَريقِ اَمْرِهِ
بعد از این همه لطف از فرمانش سر پیچیدیم
وَ رَكِبْنا مُتُونَ زَجْرِهِ
و بر مرکب محرماتش سوار شدیم
فَلَمْ يَبْتَدِرْنا بِعُقُوبَتِهِ
با این همه به عقوبت ما شتاب ننمود
وَ لَمْ يُعاجِلْنا بِنِقْمَتِهِ
و بر انتقام ما عجله نکرد
بَلْ تَاَنّانا بِرَحْمَتِهِ تَكَرُّماً
بلکه از سرِ رحمت و از باب کرم با ما مدارا فرمود
وَانْتَظَرَ مُراجَعَتَنا بِرَاْفَتِهِ حِلْماً.
و از سرِ مهربانى و از باب حلم بازگشت ما را از راه خطا انتظار کشید.
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى دَلَّنا عَلَى التَّوْبَةِ الَّتى لَمْنُفِدْها اِلاّ مِنْ فَضْلِهِ
سپاس خداى را که ما را به توبه و بازگشت راهنمایى کرد که این حقیقت را جز از عطاى او نیافتیم
فَلَوْلَمْ نَعْتَدِدْ مِنْ فَضْلِهِ اِلاّ بِها لَقَدْ حَسُنَ بَلآؤُهُ عِنْدَنا
اگر همین یک عنایت را از فضل او به حساب آوریم هر آینه اِنعام او درباره ما نیکو
وَ جَلَّ ِحْسانُهُ اِلَيْنا
و احسانش در حق ما بزرگ
وَ جَسُمَ فَضْلُهُ عَلَيْنا
و بخشش او بر ما عظیم است
فَماهكَذا كانَتْ سُنَّتُهُ فِى التَّوْبَةِ لِمَنْ كانَ قَبْلَنا
زیرا روش او در پذیرش توبه در رابطه با گذشتگان چنین نبوده
لَقَدْ وَضَعَ عَنَّا مالا طاقَةَ لَنا بِهِ
بدون شک آنچه را در توانایى ما نبوده از ما برداشته
وَ لَمْيُكَلِّفْنا اِلاّ وُسْعاً
و جز در خور امکان ما به ما تکلیف نفرموده
وَ لَمْيُجَشِّمْنا اِلاّ يُسْراً
و ما را به غیر از کار آسان وانداشته
وَ لَمْ يَدَعْ لِأَحَدٍ مِنّا
و در این زمینه براى هیچ کدام از ما
حُجَّةً وَ لا عُذْراً
حجت و بهانهاى باقى نگذاشته
فَالْهالِكُ مِنّا مَنْ هَلَكَ عَلَيْهِ
پس در میان ما بدبخت کسى است که برخلاف رضاى او ترک طاعت کند
وَالسَّعيد مِنّا مَنْ رَغِبَ اِلَيْهِ.
وخوشبخت از ما کسى است که به سوى او توجه نماید.
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ بِكُلِّ ما حَمِدَهُ بِهِ اَدْنى مَلآئِكَتِه اِلَيْهِ
و سپاس خداى را به کلّ آن سپاسى که نزدیکترین ملائکه به او
وَاَكْرَمُ خَليقَتِهِ عَلَيْهِ
و گرامىترین آفریدگان نزد او
وَاَرْضى حامِدِيهِ لَدَيْهِ
و پسندیدهترین ستایشگران آستان او. وى را ستودهاند
حَمْداً يَفْضُلُ سآئِرَ الْحَمْدِ كَفَضْلِ رَبِّنا عَلى جَميعِ خَلْقِهِ
سپاسى بالاتر از سپاس دیگر سپاسگزاران مانند برترى پروردگارمان بر تمام مخلوقات
الْحَمْدُ مَكانَ كُلِّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَيْنا وَ عَلى جَميعِ عِبادِهِ الْماضينَ وَالْباقينَ
و او را سپاس و حمد دربرابر تمام نعمتهاى او که به ما و به بندگانش که در گذشته بوده اند و باقی بندگانش که هستند و مىآیند دارد
عَدَدَ ما اَحاطَ بِهِ عِلْمُهُ مِنْ جَميعِ الْاَشْيآءِ
سپاسى به عدد تمام اشیاء که دانش او بر آن احاطه دارد
وَمَكانَ كُلِّ واحِدَةٍ مِنْها عَدَدُها اَضْعافاً مُضاعَفَةً اَبَداً سَرْمَداً اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ
و چندین مقابل هر یک از آنها به طور جاوید و همیشگى تا روز قیامت
حَمْداً لامُنْتَهى لِحَدِّهِ
سپاسى که حدش را پایانى
وَ لاحِسابَ لِعَدَدِهِ
و شماره آن را حسابى
وَلا مَبْلَغَ لِغايَتِهِ
و پایان آن را نهایتى
وَ لاَانْقِطاعَ لِأِمَدِهِ
و مدت آن را انقطاعى نباشد
حَمْداً يَكُونُ وُصْلَةً اِلى طاعَتِهِ وَ عَفْوِهِ
سپاسى که باعث رسیدن به طاعت و بخشش او
وَ سَبَبَاً اِلى رِضْوانِهِ
و سبب رضا و خشنودى او
وَ ذَريعَةً اِلى مَغْفِرَتِهِ
و وسیله آمرزش او
وَ طَرِيقاً اِلى جَنَّتِهِ
و راه به سوى بهشت او
وَ خَفيراً مِنْ نَقِمَتِهِ
و پناه از انتقام او
وَ اَمْناً مِنْ غَضَبِهِ
و ایمنى از غضب او
وَ ظَهيراً عَلى طاعَتِهِ
و یار و مددکار بر طاعت او
وَ حاجِزاً عَنْ مَعْصِيَتِهِ
و مانع از معصیت او
وَ عَوْناً عَلى تَاْدِيَةِ حَقِّهِ وَ وَظآئِفِهِ
و کمک بر اداء حق و وظائف حضرت او باشد
حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِى السُّعَدآءِ مِنْ اَوْلِيآئِهِ
سپاسى که به سبب آن در گروه نیکبختان از دوستانش درآئیم
وَ نَصيرُ بِهِ فى نَظْمِ الشُّهَدآءِ بِسُيُوفِ اَعْدآئِهِ
و در سلک شهیدان به شمشیر دشمنانش قرار گیریم
اِنَّهُ وَلِىٌّ حَميدٌ.
که همانا حضرت او یارى دهنده و ستوده است.
دعای دوم صحیفه سجادیه با ترجمه را می توانید در این بخش از سایت مشاهده کنید. دعای دوم صحیفه سجادیه از دعاهای صحیفه سجادیه امام سجاد(ع) می باشد . این دعا در 26 فراز تنظیم شده و موضوع اصلی آن درود بر نبی مکرّم اسلام محمد(ص) است.
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مَنَّ عَليْنَا بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ –
حمد و سپاس خداوندى را كه بر ما منت نهاد و پيامبر خود محمد صلى الله عليه و آله را به رسالت بر ما فرستاد.
دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِيَةِ وَ الْقُرُونِ السَّالِفَةِ بِقُدْرَتِهِ الَّتِي لاَ تَعْجِزُ عَنْ شَيْءٍ وَ إِنْ عَظُمَ وَ لاَ يَفُوتُهَا شَيْءٌ وَ إِنْ لَطُفَ
اين همه برآمده از قدرت اوست كه ناتوان نبود در هر كار هر چند سترگ بود و فرو نگذارد هيچ كارى را هر چند خرد بود.
فَخَتَمَ بِنَا عَلَى جَمِيعِ مَنْ ذَرَأَ وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى مَنْ جَحَدَ وَ كَثَّرَنَا بِمَنِّهِ عَلَى مَنْ قَلَ
پس ما را خاتم همه آفريدگان قرار داد و گواهان بر منكران. و به كرم خود شمار ما را از آنان كه شمارشان فرو كاست فزونى بخشيد.
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ أَمِينِكَ
بار خدايا درود بفرست بر محمد كه امين وحى توست
عَلَى وَحْيِكَ وَ نَجِيبِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ صَفِيِّكَ مِنْ عِبَادِكَ
برگزيده از ميان آفريدگان توست دوست مخلص از ميان همه بندگان توست
إِمَامِ الرَّحْمَةِ وَ قَائِدِ الْخَيْرِ وَ مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ
آن امام رحمت و پيشواى خير و كليد بركات
كَمَا نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ
آنسان كه او جان خويش در فرمان تو نهاد
وَ عَرَّضَ فِيكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ وَ كَاشَفَ فِي الدُّعَاءِ إِلَيْكَ حَامَّتَهُ
و جسم خويش به راه تو هدف تير بلا گردانيد و در دعوت به دين تو با خويشاوندان خود آشكارا خصومت ورزيد
وَ حَارَبَ فِي رِضَاكَ أُسْرَتَهُ وَ قَطَعَ فِي إِحْيَاءِ دِينِكَ رَحِمَهُ
و براى خشنودى تو با خاندان خويش به پيكار برخاست و تا دين تو را زنده دارد پيوند از خويش و پيوند ببريد.
وَ أَقْصَى الْأَدْنَيْنَ عَلَى جُحُودِهِمْ و
نزديكان انكارپيشه را از خود دور داشت
قَرَّبَ الْأَقْصَيْنَ عَلَى اسْتِجَابَتِهِمْ لَكَ
و دوران دعوت پذير را به خود نزديك ساخت.
وَ وَالَى فِيكَ الْأَبْعَدِينَ وَ عَادَى فِيكَ الْأَقْرَبِينَ
در راه تو با بيگانگان دوستى ورزيد و با نزديكان دشمنى
و أَدْأَبَ نَفْسَهُ فِي تَبْلِيغِ رِسَالَتِكَ.
و تا حق رسالت تو بگزارد خويشتن را به رنج افكند.
وَ أَتْعَبَهَا بِالدُّعَاءِ إِلَى مِلَّتِكَ
جان خويش در بوته تعب نهاد تا به كيش تو دعوت كند
وَ شَغَلَهَا بِالنُّصْحِ لِأَهْلِ دَعْوَتِكَ.
خويشتن به كار داشت تا امت را اندرز دهد.
وَ هَاجَرَ إِلَى بِلاَدِ الْغُربَةِ
به ديار غربت رخت كشيد
وَ مَحَلِّ النَّأْيِ عَنْ مَوْطِنِ رَحْلِهِ وَ مَوْضِعِ رِجْلِهِ وَ مَسْقَطِ رَأْسِهِ وَ مَأْنَسِ نَفْسِهِ
و موطن مألوف و زادبوم و سراى انس خود رها كرد
إِرَادَةً مِنْهُ لِإِعْزَازِ دِينِكَ وَ اسْتِنْصَاراً عَلَى أَهْلِ الْكُفْرِ بِكَ
تا دين تو را نصرت دهد و بر آنان كه بر تو كفر مى ورزيدند غلبه جويد
حَتَّى اسْتَتَبَّ لَهُ مَا حَاوَلَ فِي أَعْدَائِكَ
تا به هر چه در حق دشمنان تو خواسته بود به تمام دست يافت
وَ اسْتَتَمَّ لَهُ مَا دَبَّرَ فِي أَوْلِيَائِكَ
و هر چه در باره دوستان تو انديشيده بود به كمال حاصل آمد.
فَنَهَدَ إِلَيْهِمْ مُسْتَفْتِحاً بِعَوْنِكَ
پس بدان هنگام كه به يارى تو پيروزى مى طلبيد
وَ مُتَقَوِّياً عَلَى ضَعْفِهِ بِنَصْرِكَ
و به نيروى نصرت تو بر ناتوانى خويش چيره مى گشت آهنگ جنگ ايشان كرد.
فَغَزَاهُمْ فِي عُقْرِ دِيَارِهِمْ وَ هَجَمَ عَلَيْهِمْ فِي بُحْبُوحَةِ قَرَارِهِمْ
با آنان در دل خانه هايشان غزا كرد و به ناگاه در ميان منازلشان بر سرشان تاخت
حَتَّى ظَهَرَ أَمْرُكَ وَ عَلَتْ كَلِمَتُكَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ
تا دين تو آشكار گرديد و كلمه تو برتر شد اگر چه مشركان را ناخوش افتاد.
اَللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِمَا كَدَحَ فِيكَ إِلَى الدَّرَجَةِ الْعُلْيَا مِنْ جَنَّتِكَ
بار خدايا محمد را به پاداش رنجى كه در راه تو كشيد به عالى ترين درجات بهشت خود فرابر
حَتَّى لاَ يُسَاوَى فِي مَنْزِلَةٍ وَ لاَ يُكَافَأَ فِي مَرْتَبَةٍ
آن سان كه هيچ كس را نرسد تا به منزلت با او برابرى جويد
وَ لاَ يُوَازِيَهُ لَدَيْكَ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لاَ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ
و به مرتبت با او همبرى كند و هيچ ملك مقرب و پيامبر مرسلى در نزد تو با او برابرى نتواند.
وَ عَرِّفْهُ فِي أَهْلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ أُمَّتِهِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ حُسْنِ الشَّفَاعَةِ أَجَلَّ مَا وَعَدْتَهُ
بار خدايا افزون از آنچه او را وعده دادهاى كه شفاعتش را در حق اهل بيت پاك و امت با ايمانش بپذيرى عطا فرماى.
يَا نَافِذَ الْعِدَةِ يَا وَافِيَ الْقَوْلِ
اى خداوندى كه هيچ وعده اى خلاف نكنى و به هر چه گويى وفا كنى
يَا مُبَدِّلَ السَّيِّئَاتِ بِأَضْعَافِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ
اى دگرگون كننده بديها به چند برابر نيكيها
إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
انك ذو الفضل العظيم و الجواد الكريم.
وَ كانَ مِنْ دُعائِهِ عليهالسلام فى الصَّلوةِ عَلى حَمَلَة الْعَرْشِ وَ كُلِّ مَلَكٍ مقرّبٍ
دعای آن حضرت در طلب رحمت بر حاملان عرش و تمام فرشتگان مقرب
اَللَّهُمَّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِكَ الَّذينَ لايَفْتُرُونَ مِنْ تَسْبيحِكَ وَ
بارالها و حاملان عرشت که از تسبیح تو سست نمىشوند و
لايَسْئَمُونَ مِنْ تَقْديسِكَ وَ لايَسْتَحْسِرُونَ مِنْ عِبادَتِكَ
از تقدیست ملول نمىگردند و از عبادتت وانمىمانند
وَ لايُؤْثِرُونَ التَّقْصيرَ عَلَى الْجِدِّ فى اَمْرِكَ وَ لايَغْفُلُونَ
و در اجراى فرمانت کوتاهى را بر کوشش انتخاب نمىنمایند و از شیفتگى به سوى تو
عَنِ الْوَلَهِ اِلَيْكَ وَ اِسْرافيلُ صاحِبُ الصُّورِ الشّاخِصُ
غافل نمىگردند و اسرافیل صاحب صور که چشم به راه اجازه
الَّذى يَنْتَظِرُ مِنْكَ الْاِذْنَ وَ حُلُولَ الْاَمْرِ فَيُنَبِّهُ بِالنَّفْخَةِ
و فرمان توست تا در صور بدمد و بدین برنامه افتادگان
صَرْعى رَهآئِنِ الْقُبُورِ وَ ميكآئيلُ ذُوالْجاهِ عِنْدَكَ وَالْمَكانِ
به زندان گور را از خواب مرگ بیدار کند و میکائیل که نزد تو بلند مرتبه و به خاطر
الرَّفيعِ مِنْ طاعَتِكَ وَ جِبْريلُ الْاَمينُ عَلى وَحْيِكَ الْمُطاعُ
طاعت تو داراى مکانى رفیع است و جبرئیل امین وحى تو که در بین اهل
فى اَهْلِ سَمواتِكَ الْمَكينُ لَدَيْكَ الْمُقَرَّبُ عِنْدَكَ وَالرُّوحُ
آسمانهاى تو مورد اطاعت است و در پیشگاهت ارجمند و به درگاهت مقرّب و روح
الَّذى هُوَ عَلى مَلآئِكَةِ الْحُجُبِ وَالرُّوحُ الَّذى هُوَ مِنْ اَمْرِكَ
که بر فرشتگان حجب گمارده است و آن روح که از امر توست
فَصَلِّ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى الْمَلائِكَةِ الَّذينَ مِنْ دُونِهِمْ مِنْ سُكّانِ
پس بر همه آنان درود فرست و همچنین بر فرشتگانى که از نظر مقام پائینتر از ایشانند از ساکنان
سَمواتِكَ وَ اَهْلِ الْاَمانَةِ عَلى رِسالاتِكَ وَالَّذينَ لاتَدْخُلُهُمْ
آسمانهایت و امین بر پیامهایت و آن فرشتگانى که از کوشش و کار
سَئْمَةٌ مِنْ دُؤُبٍ وَ لااِعْيآءٌ مِنْ لُغُوبٍ - وَ لا فُتُورٌ وَ لا تَشْغَلُهُمْ
ملول نمىشوند و از هیچ زحمتى وامانده و سست نمىگردند و خواستهها ایشان را
عَنْ تَسْبيحِكَ الشَّهَواتُ وَ لايَقْطَعُهُمْ عَنْ تَعْظيمِكَ سَهْوُ
از تسبیح تو باز نمىدارد و سهو ناشى از غفلتها آنان را از بزرگداشت تو جدا
الْغَفَلاتِ الْخُشَّعُ الْاَبْصارِ فَلايَرُومُونَ النَّظَرَ اِلَيْكَ
نمىکند دیدگان به خشوع فرو هشتهاند و اراده نگریستن به انوار جلالت نمىنمایند
النَّواكِسُ الْاَذْقانِ الَّذينَ قَدْ طالَتْ رَغْبَتُهُمْ فيما لَدَيْكَ
سرها به زیر افکندهاند آنان که عشق و شوقشان را به آنچه نزد توست پایانى نیست
الْمُسْتَهْتَرُونَ بِذِكْرِ الآئِكَ وَالْمُتَواضِعُونَ دُونَ عَظَمَتِكَ
شیفته یاد نعمتهاى تواند و در برابر بزرگى و جلال کبریائیت
وَ جَلالِ كِبْرِيآئِكَ وَالَّذينَ يَقُولُونَ اِذا نَظَرُوا اِلى جَهَنَّمَ تَزْفِرُ
متواضعند و بر آن فرشتگان که چون دوزخ را بر گنهکاران خروشان
عَلى اَهْلِ مَعْصِيَتِكَ: سُبْحانَكَ ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ
ببینند مىگویند: اى خداى منزه و پاکیزه ما تو را چنان که سزاوار توست عبادت نکردیم
فَصَلِّ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى الرَّوْحانِيّينَ مِنْ مَلآئِكَتِكَ وَ اَهْلِ
پس بر همه آنان درود فرست و نیز بر روحانیان از ملائکهات و اهل
الزُّلْفَةِ عِنْدَكَ وَ حُمّالِ الْغَيْبِ اِلى رُسُلِكَ وَالْمُؤْتَمِنينَ
منزلت و قرب در پیشگاهت و حاملان پیام غیب به سوى فرستادگانت و امینان
عَلى وَحْيِكَ وَ قَبآئِلِ الْمَلآئِكَةِ الَّذينَ اخْتَصَصْتَهُمْ
بر وحیت و اصناف فرشتگانى که آنان را به خود اختصاص
لِنَفْسِكَ وَاَغْنَيْتَهُمْ عَنِ الطَّعامِ وَالشَّرابِ بِتَقْديسِكَ
دادهاى و به وسیله تقدیس خود ایشان را از خوردنى و آشامیدنى بىنیاز نمودهاى
وَاَسْكَنْتَهُمْ بُطُونَ اَطْباقِ سَمواتِكَ وَالَّذينَ عَلى اَرْجآئِها
و در اندرون طبقات آسمانهایت مسکن دادهاى و بر آن فرشتگان که چون فرمانت به انجام
اِذا نَزَلَ الْاَمْرُ بِتَمامِ وَعْدِكَ وَ خُزّانِ الْمَطَرِ وَ زَواجِرِ
وعدهات صادر گردد بر اطراف آسمانها گماشته شوند و بر خزانهداران باران و حرکت دهندگان
السَّحابِ وَالَّذى بِصَوْتِ زَجْرِهِ يُسْمَعُ زَجَلُ الرُّعُودِ
ابر و بر آن مَلَکى که از فریاد زجرش غرّش رعدها شینده شود
وَ اِذا سَبَحَتْ بِهِ حَفيفَةُ السَّحابِ الَْتمَعَتْ صَواعِقُ الْبُرُوقِ
و چون ابر خروشان به وسیله او به شنا درآید شعلههاى برق درخشیدن گیرد
وَ مُشَيِّعِى الثَّلْجِ وَالْبَرَدِ والْهابِطينَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ اِذا نَزَلَ
و برفرشتگانىکه دانههاى برف وتگرگ را بدرقه مىکنند وملائکهاى که همراه قطرات باران فرود مىآیند
وَالْقُوَّامِ عَلى خَزآئِنِ الرِّياحِ وَالْمُوَكَّلينَ بِالْجِبالِ فَلاتَزُولُ و الَّذينَ عَرَّفتَهم مَثاقيلَ المياه
و بر آنان که وکیل خزینههاى بادند و آنان که بر کوهها گماشته شدهاند تا از جا در نروند و بر آنان که وزن آبها,
وَ کَيلَ ما تَحويهٍ لَواعج الْاَمْطارِ وَ عَوالِجُها وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلائِكَةِ اِلى اَهْلِ الْاَرْضِ
و اندازه بارانهای سیل آسا و رگبارهای متراکم را به آنان آموختهاى و بر فرشتگانى که بهسوى اهل زمین گسیل مىشوند و
بِمَكْرُوهِ ما يَنْزِلُ مِنَ الْبَلآءِ وَ مَحْبُوبِ الرَّخآءِ وَالسَّفَرَةِ
گرفتارى ناخوشایند و گشایش خوشایند براى آنان مىآورند و بر سفیران
الْكِرامِ الْبَرَرَةِ وَالْحَفَظَةِالْكِرامِالْكاتِبينَ وَ مَلَكِ الْمَوْتِ
بزرگوار نیکوکار و فرشتگان بزرگوارى که حافظ عمل مردم و نویسنده آنند و بر فرشته مرگ
وَ اَعْوانِهِ وَ مُنْكَرٍ وَ نَكيرٍ وَ رُومانَ فَتّانِ الْقُبُورِ وَالطّآئِفينَ
و یارانش و منکَر و نکیر و بر رومان آزمایش کننده مردگان در گور و بر طواف کنندگان
بِالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ وَ مالِكٍ وَالْخَزَنَةِ وَ رِضْوانَ وَ سَدَنَةِ
بیتالمعمور و بر مالک و بر خازنان دوزخ و بر رضوان و خدمتگزاران
الْجِنانِ وَالَّذينَ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما اَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ
بهشت و بر فرشتگانى که خدا را در آنچه امر مىکند مخالفت نمىنمایند و مأموریت خود را
مايُؤْمَرُونَ وَالَّذينَ يَقُولُونَ: سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ
به نحو احسن انجام مىدهند و بر فرشتگانى که به اهل بهشت مىگویند: سلام بر شما به خاطر آنکه صبر کردید پس
عُقْبَى الدّارِ وَالزَّبانِيَةِ الَّذينَ اِذا قيلَ لَهُمْ: خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ
نیکوسرایى است خانه آخرت براى شما و بر فرشتگان نگاهبان دوزخ که چون به آنان فرمان رسد: او را بگیرید و به زنجیر کشید سپس
الْجَحيمَ صَلُّوهُ ابْتَدَرُوهُ سِراعاً وَلَمْ يُنْظِرُوهُ وَ مَنْ
به آتش درافکنید به سرعت دستگیرش کنند و به او مهلت ندهند و بر
اَوْهَمْنا ذِكْرَهُ وَ لَمْنَعْلَمُ مَكانَهُ مِنْكَ وَ بِاَىِّ اَمْرٍ وَكَّلْتَهُ
هر فرشتهاى که نامش را یاد نکردهایم و از قدرش در پیشگاه تو خبر نداریم و نمىدانیم او را به چه کارى گماشتهاى
وَ سُكّانِ الْهَوآءِ وَالْاَرْضِ وَالْمآءِ وَ مَنْ مِنْهُمْ عَلَى الْخَلْقِ
و بر آن فرشتگانى که ساکن هوا و زمین و آبند و به هر کدام از آنان که موکّل آفریدگانند
فَصَلِّ عَلَيْهِمْ يَوْمَ يَاْتى كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سآئِقٌ وَ شَهيدٌ
پس بر همه آنان درود فرست در روزى که هرکس با دو فرشته یکى راننده و دیگرى گواه مىآید
وَصَلِّ عَلَيْهِمْ صَلوةً تَزيدُهُمْ كَرامَةً عَلى كَرامَتِهِمْ
و بر ایشان درود فرست درودی که بر بزرگواریشان بیفزاید,
وَ طَهارَةً عَلى طَهارَتِهِمْ. اَللَّهُمَّ وَ اِذا صَلَّيْتَ عَلى
و بر طهارتشان طهارت اضافه کند بارالها به وقتیکه بر
مَلآئِكَتِكَ وَ رُسُلِكَ وَ بَلَّغْتَهُمْ صَلوتَنا عَلَيْهِمْ فَصَلِّ
فرشتگانت و فرستادگانت درود می فرستی و درود ما را به آنان ابلاغ میکنی, به علت آن گفتار نیکو
عَلَيْنا بِما فَتَحْتَ لَنا مِنْ حُسْنِ الْقَوْلِ فيهِمْ
که در وصف آنان بر زبان و دل ما روان ساختی ای,بر ما نیز درود و رحمت فرست,
اِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ.
که تو بخشنده و بزرگواری.
وَ كانَ مِنْ دُعائِهِ عليهالسلام فى الصَّلوةِ عَلى حَمَلَةِ
دعای آن حضرت در طلب رحمت بر حاملان
الْعَرْشِ وَ كُلِّ مَلَكٍ مقرّبٍ
عرش و تمام فرشتگان مقرب
اَللَّهُمَّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِكَ الَّذينَ لايَفْتُرُونَ مِنْ تَسْبيحِكَ
بارالها و حاملان عرشت که از تسبیح تو سست نمىشوند
وَ لايَسْئَمُونَ مِنْ تَقْديسِكَ
و از تقدیست ملول نمىگردند
وَ لايَسْتَحْسِرُونَ مِنْ عِبادَتِكَ
و از عبادتت وانمىمانند
وَ لايُؤْثِرُونَ التَّقْصيرَ عَلَى الْجِدِّ فى اَمْرِكَ
و در اجراى فرمانت کوتاهى را بر کوشش انتخاب نمىنمایند
وَ لايَغْفُلُونَ عَنِ الْوَلَهِ اِلَيْكَ
و از شیفتگى به سوى تو غافل نمىگردند
وَ اِسْرافيلُ صاحِبُ الصُّورِ
و اسرافیل صاحب صور
الشّاخِصُ الَّذى يَنْتَظِرُ مِنْكَ الْاِذْنَ
که چشم به راه اجازه و فرمان توست
وَ حُلُولَ الْاَمْرِ
تا در صور بدمد
فَيُنَبِّهُ بِالنَّفْخَةِ صَرْعى رَهآئِنِ الْقُبُورِ
و بدین برنامه افتادگان به زندان گور را از خواب مرگ بیدار کند
وَ ميكآئيلُ ذُوالْجاهِ عِنْدَكَ
و میکائیل که نزد تو بلند مرتبه
وَالْمَكانِ الرَّفيعِ مِنْ طاعَتِكَ
و به خاطر طاعت تو داراى مکانى رفیع است
وَ جِبْريلُ الْاَمينُ عَلى وَحْيِكَ
و جبرئیل امین وحى تو
الْمُطاعُ فى اَهْلِ سَمواتِكَ
که در بین اهل آسمانهاى تو مورد اطاعت است
الْمَكينُ لَدَيْكَ
و در پیشگاهت ارجمند
الْمُقَرَّبُ عِنْدَكَ
و به درگاهت مقرّب
وَالرُّوحُ الَّذى هُوَ عَلى مَلآئِكَةِ الْحُجُبِ
و روح که بر فرشتگان حجب گمارده است
وَالرُّوحُ الَّذى هُوَ مِنْ اَمْرِكَ
و آن روح که از امر توست
فَصَلِّ عَلَيْهِمْ
پس بر همه آنان درود فرست
وَ عَلَى الْمَلائِكَةِ الَّذينَ مِنْ دُونِهِمْ
و همچنین بر فرشتگانى که از نظر مقام پائینتر از ایشانند
مِنْ سُكّانِ سَمواتِكَ
از ساکنان آسمانهایت
وَ اَهْلِ الْاَمانَةِ عَلى رِسالاتِكَ
و امین بر پیامهایت
وَالَّذينَ لاتَدْخُلُهُمْ سَئْمَةٌ مِنْ دُؤُبٍ
و آن فرشتگانى که از کوشش و کار ملول نمىشوند
وَ لااِعْيآءٌ مِنْ لُغُوبٍ - وَ لا فُتُورٌ
و از هیچ زحمتى وامانده و سست نمىگردند
وَ لا تَشْغَلُهُمْ عَنْ تَسْبيحِكَ الشَّهَواتُ
و خواستهها ایشان را از تسبیح تو باز نمىدارد
وَ لايَقْطَعُهُمْ عَنْ تَعْظيمِكَ سَهْوُ الْغَفَلاتِ
و سهو ناشى از غفلتها آنان را از بزرگداشت تو جدا نمىکند
الْخُشَّعُ الْاَبْصارِ
دیدگان به خشوع فرو هشتهاند
فَلايَرُومُونَ النَّظَرَ اِلَيْكَ
و اراده نگریستن به انوار جلالت نمىنمایند
النَّواكِسُ الْاَذْقانِ
سرها به زیر افکندهاند
الَّذينَ قَدْ طالَتْ رَغْبَتُهُمْ فيما لَدَيْكَ
آنان که عشق و شوقشان را به آنچه نزد توست پایانى نیست
الْمُسْتَهْتَرُونَ بِذِكْرِ الآئِكَ
شیفته یاد نعمتهاى تواند
وَالْمُتَواضِعُونَ دُونَ عَظَمَتِكَ وَ جَلالِ كِبْرِيآئِكَ
و در برابر بزرگى و جلال کبریائیت متواضعند
وَالَّذينَ يَقُولُونَ اِذا نَظَرُوا اِلى جَهَنَّمَ تَزْفِرُ عَلى اَهْلِ مَعْصِيَتِكَ
و بر آن فرشتگان که چون دوزخ را بر گنهکاران خروشان ببینند مىگویند:
سُبْحانَكَ ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ :
اى خداى منزه و پاکیزه ما تو را چنان که سزاوار توست عبادت نکردیم
فَصَلِّ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى الرَّوْحانِيّينَ مِنْ مَلآئِكَتِكَ وَ اَهْلِ
پس بر همه آنان درود فرست و نیز بر روحانیان از ملائکهات و اهل
الزُّلْفَةِ عِنْدَكَ
منزلت و قرب در پیشگاهت
وَ حُمّالِ الْغَيْبِ اِلى رُسُلِكَ
و حاملان پیام غیب به سوى فرستادگانت
وَالْمُؤْتَمِنينَ
و امینان
عَلى وَحْيِكَ
بر وحیت
وَ قَبآئِلِ الْمَلآئِكَةِ الَّذينَ اخْتَصَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ
و اصناف فرشتگانى که آنان را به خود اختصاص دادهاى
وَاَغْنَيْتَهُمْ عَنِ الطَّعامِ وَالشَّرابِ بِتَقْديسِكَ
و به وسیله تقدیس خود ایشان را از خوردنى و آشامیدنى بىنیاز نمودهاى
وَاَسْكَنْتَهُمْ بُطُونَ اَطْباقِ سَمواتِكَ
و در اندرون طبقات آسمانهایت مسکن دادهاى
وَالَّذينَ عَلى اَرْجآئِها
و بر آن فرشتگان که چون فرمانت به انجام
اِذا نَزَلَ الْاَمْرُ بِتَمامِ وَعْدِكَ
وعدهات صادر گردد بر اطراف آسمانها گماشته شوند
وَ خُزّانِ الْمَطَرِ وَ زَواجِرِ السَّحابِ
و بر خزانهداران باران و حرکت دهندگان ابر
الَّذى بِصَوْتِ زَجْرِهِ يُسْمَعُ زَجَلُ الرُّعُودِ
و بر آن مَلَکى که از فریاد زجرش غرّش رعدها شینده شود
وَ اِذا سَبَحَتْ بِهِ حَفيفَةُ السَّحابِ الَْتمَعَتْ صَواعِقُ الْبُرُوقِ
و چون ابر خروشان به وسیله او به شنا درآید شعلههاى برق درخشیدن گیرد
وَ مُشَيِّعِى الثَّلْجِ وَالْبَرَدِ
و برفرشتگانىکه دانههاى برف وتگرگ را بدرقه مىکنند
والْهابِطينَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ اِذا نَزَلَ
وملائکهاى که همراه قطرات باران فرود مىآیند
وَالْقُوَّامِ عَلى خَزآئِنِ الرِّياحِ
و بر آنان که وکیل خزینههاى بادند
وَالْمُوَكَّلينَ بِالْجِبالِ فَلاتَزُولُ
و آنان که بر کوهها گماشته شدهاند تا از جا در نروند
و الَّذينَ عَرَّفتَهم مَثاقيلَ المياه وَ کَيلَ ما تَحويهٍ لَواعج الْاَمْطارِ وَ عَوالِجُها
و بر آنان که وزن آبها و اندازه بارانهای سیل آسا و رگبارهای متراکم را به آنان آموختهاى ,
وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلائِكَةِ اِلى اَهْلِ الْاَرْضِ بِمَكْرُوهِ ما يَنْزِلُ مِنَ الْبَلآءِ
و بر فرشتگانى که بهسوى اهل زمین گسیل مىشوند و گرفتارى ناخوشایند
وَ مَحْبُوبِ الرَّخآءِ
و گشایش خوشایند براى آنان مىآورند
وَالسَّفَرَةِ
و بر سفیران
الْكِرامِ الْبَرَرَةِ
بزرگوار نیکوکار
وَالْحَفَظَةِالْكِرامِالْكاتِبينَ
و فرشتگان بزرگوارى که حافظ عمل مردم و نویسنده آنند
وَ مَلَكِ الْمَوْتِ
و بر فرشته مرگ
وَ اَعْوانِهِ
و یارانش
وَ مُنْكَرٍ وَ نَكيرٍ وَ رُومانَ فَتّانِ الْقُبُورِ وَالطّآئِفينَ
و منکَر و نکیر و بر رومان آزمایش کننده مردگان در گور و بر طواف کنندگان
بِالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ وَ مالِكٍ وَالْخَزَنَةِ وَ رِضْوانَ وَ سَدَنَةِ
بیتالمعمور و بر مالک و بر خازنان دوزخ و بر رضوان و خدمتگزاران
الْجِنانِ وَالَّذينَ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما اَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ
بهشت و بر فرشتگانى که خدا را در آنچه امر مىکند مخالفت نمىنمایند و مأموریت خود را
مايُؤْمَرُونَ
به نحو احسن انجام مىدهند
وَالَّذينَ يَقُولُونَ: سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ
و بر فرشتگانى که به اهل بهشت مىگویند: سلام بر شما به خاطر آنکه صبر کردید پس
عُقْبَى الدّارِ
نیکوسرایى است خانه آخرت براى شما
وَالزَّبانِيَةِ الَّذينَ اِذا قيلَ لَهُمْ:
و بر فرشتگان نگاهبان دوزخ که چون به آنان فرمان رسد:
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ
او را بگیرید و به زنجیر کشید سپس
الْجَحيمَ صَلُّوهُ
به آتش درافکنید
ابْتَدَرُوهُ سِراعاً
به سرعت دستگیرش کنند
وَلَمْ يُنْظِرُوهُ
و به او مهلت ندهند
وَ مَنْ اَوْهَمْنا ذِكْرَهُ
و بر هر فرشتهاى که نامش را یاد نکردهایم
وَ لَمْنَعْلَمُ مَكانَهُ مِنْكَ
و از قدرش در پیشگاه تو خبر نداریم
وَ بِاَىِّ اَمْرٍ وَكَّلْتَهُ
و نمىدانیم او را به چه کارى گماشتهاى
وَ سُكّانِ الْهَوآءِ وَالْاَرْضِ وَالْمآءِ
و بر آن فرشتگانى که ساکن هوا و زمین و آبند
وَ مَنْ مِنْهُمْ عَلَى الْخَلْقِ
و به هر کدام از آنان که موکّل آفریدگانند
فَصَلِّ عَلَيْهِمْ يَوْمَ يَاْتى كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سآئِقٌ وَ شَهيدٌ
پس بر همه آنان درود فرست در روزى که هرکس با دو فرشته یکى راننده و دیگرى گواه مىآید
وَصَلِّ عَلَيْهِمْ صَلوةً تَزيدُهُمْ كَرامَةً عَلى كَرامَتِهِمْ
و بر ایشان درود فرست درودی که بر بزرگواریشان بیفزاید,
وَ طَهارَةً عَلى طَهارَتِهِمْ.
و بر طهارتشان طهارت اضافه کند
اَللَّهُمَّ وَ اِذا صَلَّيْتَ عَلى مَلآئِكَتِكَ وَ رُسُلِكَ
بارالها به وقتیکه بر فرشتگانت و فرستادگانت درود می فرستی
وَ بَلَّغْتَهُمْ صَلوتَنا عَلَيْهِمْ
و درود ما را به آنان ابلاغ میکنی,
فَصَلِّ عَلَيْنا بِما فَتَحْتَ لَنا مِنْ حُسْنِ الْقَوْلِ فيهِمْ
به علت آن گفتار نیکو که در وصف آنان بر زبان و دل ما روان ساختی ای,بر ما نیز درود و رحمت فرست,
اِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ.
که تو بخشنده و بزرگواری.
و كانَ مِن دعائهِ عليهالسلام فى الصّلوة على اَتْباعِ
دعای آن حضرت در درود بر پیروان
الرُّسُلِ و مُصَدّقيهِمْ
و ایمان آورندگان به ایشان
اَللَّهُمَّ وَ اَتْباعُ الرُّسُلِ وَ مُصَدِّقُوهُمْ مِنْ اَهْلِ الْاَرْضِ بِالْغَيْبِ
بارالها و پیروان انبیاء و تصدیق کنندگان ایشان از مردم روى زمین که تصدیقشان از عمق قلب بود
عِنْدَ مُعارَضَةِ الْمُعانِدينَ لَهُمْ بِالتَّكْذيبِ وَالْاِشْتِياقِ اِلَى الْمُرْسَلينَ بِحَقآئِقِ الْايمانِ
آنهم به وقتى که دشمنان به جهت معارضه در مقام تکذیب آنان برآمدند ولى مؤمنان به سبب حقایق ایمانیه مشتاقانه به انبیاء روى آوردند
فى كُلِّ دَهْرٍ وَ زَمانٍ اَرْسَلْتَ فيهِ رَسوُلاً
در هر عصر و زمانى که پیامبرى فرستادى
وَ اَقَمْتَ لِأَهْلِهِ دَليلاً
و براى جامعه چراغ راه قرار دادى
مِنْ لَدُنْ ادَمَ اِلى مُحَمَّدٍ - صَلَّى اللَّهُ
از زمان آدم تا دوران محمد - درود خدا
عَلَيْهِ وَالِهِ - مِنْ اَئِمَّةِ الْهُدى وَ قادَةِ اَهْلِ التُّقى - عَلى جَميعِهِمُ
بر او و آلش باد - از رهبران هدایت و جلوداران اهل تقوا - که بر همه آنان
السَّلامُ فَاذْكُرْهُمْ مِنْكَ بِمَغْفِرَةٍ وَ رِضْوانٍ
سلام باد - خداوندا تمام آنان را از جانب خود به آمرزش و رضایت مخصوص گردان.
اَللَّهُمَّ وَاَصْحابُ
بارالها و به خصوص اصحاب
مُحَمَّدٍ خآصَّةًالَّذينَ اَحْسَنُواالصَّحابَةَ
محمد (ص) آنان که شرط مصاحبت او را به خوبى پاس داشتند
وَالَّذينَ اَبْلَوُاالْبَلآءَ اَلْحَسَنَ فى نَصْرِهِ
و آنان که در یارى آن حضرت به سعى نیکو برخاستند
وَ كانَفُوهُ
و حضرتش را یارى دادند
وَ اَسْرَعُوا اِلى وِفادَتِهِ
و براى قرار دادنش به صحنه قدرت شتافتند
وَ سابَقُوا اِلى دَعْوَتِهِ
و براى قبول دعوتش بر یکدیگر سبقت گرفتند
وَاسْتَجابُوا لَهُ حَيْثُ اَسْمَعَهُمْ
و چون دلیل رسالتهاى خود را به گوش آنان رساند
حُجَّةَ رِسالاتِهِ وَ فارَقُوا الْاَزْواجَ وَالْاَوْلادَ فى اِظْهارِ كَلِمَتِهِ
دعوتش را پذیرفتند و در راه اعلاء کلمهاش از همسران و فرزندان خود دورى جستند
وَقاتَلُوا الْابآءَ وَالْاَبْنآءَ فىتَثْبيتِ نُبُوَّتِهِ وَانْتَصَرُوا بِهِ
و با پدران و فرزندان خودبراى برقرارى نبوّتش نبرد کردند و به برکت وجود او در آن نبردها پیروز شدند.
وَمَنْ كانُوا مُنْطَوينَ عَلى مَحَبَّتِهِ يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ فى مَوَدَّتِهِ
و آنان که در عمق دلشان مهر او را مىپروردند و در عشق او به تجارتى امید داشتند که کسادى و ضرر در آن راه نداشت
وَالَّذينَ هَجَرَتْهُمُ الْعَشآئِرُ اِذْ تَعَلَّقُوا بِعُرْوَتِهِ
و یارانى که وقتى دل به او بستند قبائل و عشائرشان از آنان دورى جستند
وَانْتَفَتْ مِنْهُمُ الْقَراباتُ اِذْ سَكَنُوا فى ظِلِّ قَرابَتِهِ
و زمانى که در سایه قرابت او آرمیدند دودمان آنان پیوند قرابت گسیختند
فَلاتَنْسَ لَهُمُ اللَّهُمَّ ماتَرَكوُا لَكَ وَفيكَ
بارالها پس براى اصحاب محمد آنچه را براى تو و در راه تو از دست دادند از نظرلطف دور مدار
وَاَرْضِهِمْ مِنْ رِضْوانِكَ
و آنان را از خشنودیت خشنود ساز
وَ بِما حاشُوا الْخَلْقَ عَلَيْكَ
و نیز به خاطر آنکه مردم را پیرامون دینت جمع کردند
وَ كانوُا مَعَ رَسوُلِكَ دُعاةً لَكَ اِلَيْكَ
وبا فرستاده تو در دعوت خلق همآواز بودند
وَاشْكُرْهُمْ عَلى هَجْرِهِمْ فيكَ دِيارَ قَوْمِهِمْ وَ خُرُوجِهِمْ مِنْ سَعَةِ
و آنان را به خاطر اینکه در راه تو از شهر و دیار قوم خود دورى گزیدند
الْمَعاشِ اِلى ضيقِهِ
و از فراخى معیشت به سختى در افتادند
وَ مَنْ كَثَّرْتَ فى اِعْزازِ دينِكَ مِنْ مَظْلُومِهِمْ.
و آن افراد بسیارى را که براى بزرگداشت دین تو ستمها دیدند پاداش عنایت فرما.
اَللَّهُمَّ وَ اَوْصِلْ اِلَى التّابِعينَ لَهُمْ بِاِحْسانٍ الَّذينَ يَقُولُونَ:
بارالها و به پیروان اصحاب در ایمان و اخلاق و عمل آنان که مىگویند:
«رَبَّنااغْفِرلَنا وَ ِلاِخْوانِنَا الَّذينَسَبَقُونا بِالاْيمانِ» خَيْرَ جَزآئِكَ
«الهى ما و آن برادران ما را که به ایمان بر ما پیشى جستند بیامرز» بهترین اجر و مزد خود را ارزانى دار
الَّذينَ قَصَدُوا سَمْتَهُمْ
همانان که راه و روش اصحاب را پیش گرفتند
وَ تَحَّرَوْا وِجْهَتَهُمْ
و طریقه آنان را طلبیدند
وَ مَضَوْا عَلى شاكِلَتِهِمْ
و به منش آنان زندگى را آهنگ دادند
لَمْيَثْنِهِمْ رَيْبٌ فى بَصيرَتِهِمْ
در حالى که هیچ شک و شبههاى آنان را از عقیدهشان برنگرداند
وَ لَمْيَخْتَلِجْهُمْو شَكٌّ فى قَفْوِ اثارِهِمْ وَالْايتِمامِ بِهِدايَةِ مَنارِهِمْ
در پیروى از آثار اصحاب و اقتداء به نشان هدایتشان - هیچ شکى خاطرشان را پریشان نکرد
مُكانِفينَ وَ مُوازِرينَ لَهُمْ يَدينُونَ بِدينِهِمْ
یاران و یاوران ایشان بودند در دین موافق آنان - بودند
وَ يَهْتَدُونَ بِهَدْيِهِمْ
و به راه و روش آنان مىرفتند
يَتَّفِقُونَ عَلَيْهِمْ
درباره اتفاق نظر داشتند
وَ لايَتَّهِمُونَهُمْ فيما اَدَّوْا اِلَيْهِمْ. اَللَّهُمَّ
و به آنان در برنامههائى که از رسول خدا خبر دادند بدگمان نبودند. بارالها
وَ صَلِّ عَلَى التّابِعينَ مِنْ يَوْمِنا هذا اِلى يَوْمِ الدّينِ وَ عَلى
از امروز تا روز قیامت از جانب خودت بر تابعین و
اَزْواجِهِمْ وَ عَلى ذُرِّيّاتِهِمْ وَ عَلى مَنْ اَطاعَكَ مِنْهُمْ صَلوةً
همسران و فرزندانشان درود فرست و بر هر کس از آنان که اطاعت تو کرده درودى که به سبب
تَعْصِمُهُمْ بِها مِنْ مَعْصِيَتِكَ
آن ایشان را از معصیت بازدارى
وَ تَفْسَحُ لَهُمْ فى رِياضِ جَنَّتِكَ
و در باغهاى بهشت خود به آنان گشایش دهى
وَ تَمْنَعُهُمْ بِها مِنْ كَيْدِ الشَّيْطانِ
و از نیرنگ شیطان در امانشان دارى
وَ تُعينُهُمْ بِها عَلى
و به هر کار نیک که از تو
مَااسْتَعانُوكَ عَلَيْهِ مِنْ بِرٍّ
مدد جویند توفیقشان دهى
وَ تَقيهِمْ طَوارِقَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ اِلاّ
و از حوادث شب و روز حفظشان فرمایى مگر
طارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ
از حادثهاى که مژده خیر رساند
وَ تَبْعَثُهُمْ بِها عَلَى اعْتِقادِ حُسْنِ الرَّجآءِ لَكَ
و به آن درود آنان را بر اعتقاد نیکو برانگیزى تا تنها به تو چشم امید دوزند
وَالطَّمَعِ فيما عِنْدَكَ
و به آنچه نزد توست دلبسته شوند
وَ تَرْكِ التُّهْمَةِ فيما تَحْويهِ اَيْدِى الْعِبادِ
و از بدگمانى نسبت به تو در آنچه نزد خلق است برحذر باشند
لِتَرُدَّهُمْ اِلَى الرَّغْبَةِ اِلَيْكَ وَالرَّهْبَةِ مِنْكَ
تا چنان کنى که تنها شوقشان به تو باشد و بیمشان از حضرت تو
وَ تُزَهِّدَهُمْ فى سَعَةِ الْعاجِلِ
و آنان را به فراخى جهان از دست رفتنى بىرغبتشان گردانى
وَ تُحَبِّبَ اِلَيْهِمُ الْعَمَلَ لِلْاجِلِ
و محبت عمل کردن براى آن جهان
وَالْاِسْتِعدادَ لِما بَعْدَ الْمَوْتِ
و آمادگى براى بعد از مرگ را در دلشان افکنى
وَتُهَوِّنَ عَلَيْهِمْ كُلَّ كَرْبٍ يَحُلُّ بِهِمْ يَوْمَ خُرُوجِ الْاَنْفُسِ مِنْ اَبْدانِها
و هر مشکلى که ایشان را به وقت جان کندن مىرسد آسان نمایى
وَ تُعافِيَهُمْ مِمّا تَقَعُ بِهِالْفِتْنَةُ مِنْ مَحْذُوراتِها
و آنان را از هر محذورى که از فتنهها و محنتها خیزد در عافیت دارى
وَ كَبَّةِ النّارِ وَ طُولِالْخُلُودِ
و از سختى و صدمه آتش دوزخ و طول خلود در آن معاف گردانى
وَ تُصَيِّرَهُمْ اِلى اَمْنٍ مِنْ مَقيلِ الْمُتَّقينَ.
و آنان را به مقام امن و امان که جایگاه اهل تقواست منتقل نمایى.
وَ كانَ مِنْ دُعائِهِ عليهالسلام لِنَفْسِه وَ لِاَهْلِ وَلايَتِهِ
«دعادرحق خود ودوستانش»
يا مَنْ لاتَنْقَضى عَجآئِبُ عَظَمَتِهِ
اى کسى که شگفتىهاى عظمتت پایان بردار نیست
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بر محمد و آلش درود فرست
وَاحْجُبْنا عَنِ الْاِلْحادِ فى عَظَمَتِكَ.
و ما را از الحاد و لغزش در عظمتت بازدار.
وَ يا مَنْ لاتَنْتَهى مُدَّةُ مُلْكِهِ
اى آن که دوران فرمانروائیت را نهایت نیست
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بر محمد و آلش درود فرست
وَاَعْتِقْ رِقابَنا مِنْ نَقِمَتِكَ.
و ما را از بند عذاب خود رهایى بخش.
وَ يا مَنْ لاتَفْنى خَزآئِنُ رَحْمَتِهِ
اى کسى که گنجینههاى رحمتت را فنا نیست
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْ لَنا نَصيباً فى رَحْمَتِكَ.
و براى ما از رحمتت نصیب و بهرهاى قرار ده.
وَ يا مَنْ تَنْقَطِعُ دُونَ رُؤْيَتِهِ الْاَبْصارُ
اى که چشمها و دیدهها از دیدنت فروماند
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَدْنِنا اِلى قُرْبِكَ.
بر محمد و آلش درود فرست و ما را به عرصهگاه قربت نزدیک کن
وَ يا مَنْ تَصْغُرُ عِنْدَ خَطَرِهِ الْاَخْطارُ
و اى کسى که در برابر قدر و منزلتت تمام منزلتها کوچک است
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بر محمد و آلش درود فرست
وَ كَرِّمْنا عَلَيْكَ
و ما را در پیشگاهت گرامى دار.
. وَ يا مَنْ تَظْهَرُ عِنْدَهُ بَواطِنُ الْاَخْبارِ
اى آن که خبرهاى نهانى در نزدت آشکار است
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بر محمد و آلش درود فرست
وَ لاتَفْضَحْنا لَدَيْكَ.
و ما را نزد خود رسوا مکن.
اَللَّهُمَّ اَغْنِنا عَنْ هِبَةِ
الها ما را به بخشش خود
الْوَهّابينَ بِهِبَتِكَ
از بخشش دیگران بىنیاز ساز
وَاكْفِنا وَحْشَةَ الْقاطِعينَ بِصِلَتِكَ حَتّى
و ترس گسستن دیگران را از ما با پیوستن ما به خودت کفایت فرما تا
لانَرْغَبَ اِلى اَحَدٍ مَعَ بَذْلِكَ
با وجود عطاى تو از دیگرى نخواهیم
وَ لانَسْتَوْحِشَ مِنْ اَحَدٍ مَعَ فَضْلِكَ
و با احسان تو از احدى نهراسیم
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ كِدْ لَنا وَ لاتَكِدْ عَلَيْنا
و در هر کار به نفع ما چاره ساز و بر زیان ما چاره مساز
وَ امْكُرْ لَنا وَ لاتَمْكُرْبِنا
و به سود ما تدبیر کن و به ضرر ما تدبیر مفرما
وَ اَدِلْ لَنا وَ لاتُدِلْ مِنّا
و ما را چیرهگى ده و دیگران را بر ما چیره مساز.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ قِنا مِنْكَ
و ما را از غضب خود حفظ کن
وَاحْفَظْنا بِكَ
و به عنایت خویش نگاهدار
وَاهْدِنا اِلَيْكَ
و به سوى خود هدایت کن
وَ لاتُباعِدْنا عَنْكَ
و از پیشگاه خود دور منما
اِنَّ مَنْ تَقِهِ يَسْلَمْ
آن را که تو حفظ کنى سالم ماند
وَ مَنْ تَهْدِهِ يَعْلَمْ
و آن را که تو هدایت کنى دانا شود
وَ مَنْ تُقَرِّبْهُ اِلَيْكَ يَغْنَمْ
و آن را که تو به خود نزدیک سازى غنیمت برد.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ اكْفِنا حَدَّ نَوآئِبِ الزَّمانِ
و ما را از سختى مصائب زمان
وَ شَرَّ مَصآئِدِ الشَّيْطانِ
و شرّ دامهاى شیطان
وَ مَرارَةَ صَوْلَةِ السُّلْطانِ
و تلخى قهر سلطان حفظ فرما.
اَللَّهُمَّ اِنَّما يَكْتَفِى
بار خدایا بدون شک بىنیازان
الْمُكْتَفُونَ بِفَضْلِ قُوَّتِكَ
به فضل قوّت تو بىنیازند
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَاكْفِنا
و ما را از هر چه غیر خودت کفایت کن
وَ اِنَّما يُعْطِى الْمُعْطُونَ مِنْ فَضْلِ جِدَتِكَ
و به حقیقت که بخشندگان از افزونى دادههاى تو مىبخشند
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و آلش – درود فرست
وَاَعْطِنا
و از نعمتت بر ما عطا کن
وَ اِنَّما يَهْتَدِى الْمُهْتَدُونَ بِنُورِ وَجْهِكَ
و همانا که - راه یافتگان - در پرتو نور ذات تو راه مىیابند
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ وَاهْدِنا
پس بر محمد و آلش درود فرست و ما را هدایت نماى
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ مَنْ والَيْتَ.
بارالها هر که را تو یارى دهى هیچ
لَمْيَضْرُرْهُ خِذْلانُ الْخاذِلينَ
خوار کنندهاى قدرت خوار کردن او را ندارد
وَ مَنْ اَعْطَيْتَ لَمْيَنْقُصْهُ مَنْعُ الْمانِعينَ
و هر که را تو ببخشى هیچ بازدارندهاى قدرت کاستن از عطایت به او او را ندارد
وَ مَنْ هَدَيْتَ لَمْيُغْوِهِ اِضْلالُ الْمُضِلّينَ
و هر که را تو هدایت فرمایى گمراه ساختن گمراه کنندگان او را از راه بدر نبرد
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَامْنَعْنا بِعِزِّكَ مِنْ عِبادِكَ
و بعزّت خود ما را از شر بندگانت بازدار
وَاَغْنِنا عَنْ غَيْرِكَ ِاِرْفادِكَ
و به عطایت از غیر خود بىنیاز فرماى
وَاسْلُكْ بِنا سَبيلَ الْحَقِّ بِاِرْشادِكَ.
و به وسیله ارشادت ما را به راه حق ببر.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْ سَلامَةَ قُلُوبِنا فىذِكْرِ عَظَمَتِكَ وَفَراغَ
و سلامت قلوب ما را در ذکر عظمتت و آسایش
اَبْدانِنا فى شُكْرِ نِعْمَتِكَ وَانْطِلاقَ اَلْسِنَتِنا فى وَصْفِ مِنَّتِكَ
بدنهامان را در شکر نعمتت و روانى زبان ما را در وصف عطایت قرار بده.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارالها بر محمّد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْنا مِنْ دُعاتِكَ الدّاعينَ اِلَيْكَ
و ما را در زمره دعوتکنندگان به سویت قرار بده
وَ هُداتِكَ الدّآلّينَ عَلَيْكَ
و از جمله راهنمایانى که به تو دلالت و راهنمایى مىکنند قرار ده
وَ مِنْ خآصَّتِكَ
و در حلقه خاصان از بندگانت درآر
يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.
اى مهربانترین مهربانان
و كان مِن دعائِه عليهالسلام عندَ الصَّباح وَالمَساءِ
«دعا به وقت صبح و شام»
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ بِقُوَّتِهِ
سپاس خداى را که به نیروى خود شب و روز را آفرید
وَ مَيَّزَ بَيْنَهُما بِقُدْرَتِهِ
و به قدرتش میان آن دو تفاوت
وَ جَعَلَ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُما حَدّاً مَحْدُوداً وَاَمَداً مَمْدُوداً
قرار داد و براى هر یک حدّى محدود و زمانى مشخص نهاد
يُولِجُ كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما فى صاحِبِهِ وَ يُولِجُ صاحِبَهُ فيهِ
هر یک را درون دیگرى فرو بَرَد و برون آرد (از یکى بکاهد و به دیگرى بیفزاید)
بِتَقْديرٍ مِنْهُ لِلْعِبادِ فيما يَغْذُوهُمْ بِهِ وَ يُنْشِئُهُمْ عَلَيْهِ
و با این نظم دقیق روزى بندگان و نشو و نماى آنان را تأمین فرماید.
فَخَلَقَ لَهُمُ اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فيهِ مِنْ حَرَكاتِ التَّعَبِ وَ نَهَضاتِ النَّصَبِ
پس شب را براى بندگان آفرید تا در آن از حرکات رنجآور و فعالیتهاى آزاردهنده بیاسایند
وَ جَعَلَهُ لِباساً لِيَلْبَسُوا مِنْ راحَتِهِ وَ مَنامِهِ
و آن را پوششى قرار داد تا مردم در آن به آسایش دست یابند و خواب راحت کنند
فَيَكُونَ ذلِكَ لَهُمْ جَماماً وَ قُوَّةً
و این همه سبب تجدید نشاط و نیروى ایشان گردد
وَلِيَنالُوا بِهِ لَذَّةً وَ شَهْوَةً
و به لذت و کام دل رسند
وَ خَلَقَ لَهُمُ النَّهارَ مُبْصِراً لِيَبْتَغُوا فيهِ مِنْ فَضْلِهِ
و روز را بینایىبخش قرار داد تا در آن به جستجوى فضل حق خیزند
وَلِيَتَسَبَّبُوا اِلى رِزْقِهِ
و به رزق و روزى او دست یابند
وَيَسْرَحُوا فى اَرْضِهِ طَلَباً لِما فيهِ نَيْلُ الْعاجِلِ مِنْ دُنْياهُمْ وَ دَرَكُ الْاجِلِ فى اُخْريهُمْ.
و در زمین او در پى سود گذراى دنیا و ادراک نفع دائمى آن جهان به راه افتند.
بِكُلِ ذلِكَ يُصْلِحُ شَاْنَهُمْ
به تمام این امور کار ایشان را به سامان مىآورد
وَ يَبْلُو اَخْبارَهُمْ
و اعمالشان را مىآزماید
وَ يَنْظُرُ كَيْفَ هُمْ فى اَوْقاتِ
و مىنگرد که چگونهاند به هنگام
طاعَتِهِ وَ مَنازِلِ فُرُوضِهِ
طاعت و اوقات بجا آوردن واجبات
وَ مَواقِعِ اَحْكامِهِ
و موارد احکام او
لِيَجْزِىَ الَّذينَ اَسآؤُا بِما عَمِلُوا
؟ تا بدکاران را به جزاى عملشان
اَحْسَنُوا بِالْحُسْنى. اَللَّهُمَّ
و نیکوکاران را به مزد کردار نیکشان برساند. بارالها
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما فَلَقْتَ لَنا مِنَ الْاِصْباحِ
پس تو را سپاس که پرده سیاه شب را به نور صبح شکافتى
وَ مَتَّعْتَنا بِهِ مِنْ ضَوْءِ النَّهارِ
و ما را از روشنى روز بهرهمند ساختى
وَ بَصَّرْتَنا مِنْ مَطالِبِ الْاَقْواتِ
و در راه فراهم آوردن روزى بینافرمودى
وَ وَقَيْتَنا فيهِ مِنْ طَوارِقِ الْافاتِ
و از پیشامدهاى خطرناک آفات حفظ نمودى
اَصْبَحْنا وَاَصْبَحَتِ الْاَشْيآءُ كُلُّها. بِجُمْلَتِها لَكَ:
شب را به صبح رساندیم و تمام آفریدگان جملگى پاى در میدان صبح نهادند:
سَمآؤُها وَ اَرْضُها
آسمان و زمین
وَ ما بَثَثْتَ فى كُلِّ واحِدٍ مِنْهُما
و آنچه در این دو پراکندهاى
ساكِنُهُ وَ مُتَحَرِّكُهُ
ساکن و جنبنده
وَ مُقيمُهُ وَ شاخِصُهُ
ایستاده و رونده
وَ ما عَلافِى الْهَوآءِ
و هر چه در هوا بالا رفته
وَ ما كَنَّ تَحْتَ الثَّرى
و آنچه در زمین پنهان شده
اَصْبَحْنا فى قَبْضَتِكَ
همه و همه در سراپنجه قدرت تو به صبح رسیدیم
يَحْوينا مُلْكُكَ وَ سُلْطانُكَ
در حالى که سلطنت و پادشاهى تو ما را فراگرفته
وَ تَضُمُّنا مَشِيَّتُكَ
و مشیّت تو ما را تحت پوشش گرفته
وَ نَتَصَرَّفُ عَنْ اَمْرِكَ
و به فرمان تو در کارها تصرف مىکنیم
وَ نَتَقَلَّبُ فى تَدْبيرِكَ
و در عرصه تدبیر تو در حرکتیم
لَيْسَ لَنا مِنَ الْاَمْرِ اِلاّ ما قَضَيْتَ
به غیر آنچه فرمان تو بر آن رفته کارى نتوانیم
وَ لا مِنَ الْخَيْرِ اِلاّ ما اَعْطَيْتَ.
و جز آنچه تو بر ما بخشى خیرى به ما نمىرسد.
وَ هذا يَوْمٌ حادِثٌ جَديدٌ
امروز روزى جدید و تازه است
وَ هُوَ عَلَيْنا شاهِدٌ عَتيدٌ
و او بر ما شاهدى حاضر است
اِنْ اَحْسَنَّا وَدَّعَنا بِحَمْدٍ
اگر خوبى کنیم ما را سپاس گویان ترک کند
وَ اِنْ اَسَأْنا فارَقَنا بِذَمٍّ.
و اگر بدى کنیم نکوهشکنان از ما جدا گردد
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَارْزُقْنا. حُسْنَ مُصاحَبَتِهِ
و حُسن همنَفَسى با این روز را روزى ما گردان
وَاعْصِمْنا مِنْ سُوءِ مُفارَقَتِهِ بِارْتِكاب جَريرَةٍ
و ما را از سوء مفارقتش به خاطر ارتکاب گناه
اَوِاقْتِرافِ صَغيرَةٍ اَوْ كَبيرَةٍ
یا کسب معصیت کوچک و بزرگ حفظ فرما
وَ اَجْزِلْ لَنا فيهِ مِنَ الْحَسَناتِ
و بهره ما را از خوبیها در آن سرشار کن
وَاَخْلِنا فيهِ مِنَ السَّيِّئاتِ
و ما را در این روز از زشتىها پیراسته نما
وَامْلَأْ لَنا ما بَيْنَ طَرَفَيْهِ حَمْداً وَ شُكْراً وَ اَجْراً وَ ذُخْراً وَ فَضْلاً وَ اِحْساناً
و از ابتدا تا پایان آن را براى ما از حمد و شکر و اجر و اندوخته آخرتى و فضل و احسان پر ساز..
اَللَّهُمَّ يَسِّرْ عَلَى الْكِرامِ الْكاتِبينَ مَؤُونَتَنا وَامْلَأْ لَنا مِنْ حَسَناتِنا صَحآئِفَنا
الهى زحمت ما را (به سبب تقوا و پرهیز از گناه) بر فرشتگان نویسنده اعمال آسان ساز و پرونده کردارمان را از حسنات سرشار فرما
وَ لاتُخْزِنا عِنْدَهُمْ بِسُوءِ اَعْمالِنا
و ما را نزد آن فرشتگان به کردارهاى زشت و ناهنجارمان رسوا مساز
اَللَّهُمَّ اجْعَلْ لَنا فى كُلِّ ساعَةٍ مِنْ ساعاتِهِ حَظّاً مِنْ عِبادِكَ
خداوندا براى ما قرار بده. در هر ساعت از ساعتهاى روز بهرهاى از مقامات بندگان خاصت
وَ نَصيباً مِنْ شُكْرِكَ
و نصیبى از شکرت
وَ شاهِدَ صِدْقٍ مِنْ مَلآئِكَتِكَ.
و گواه صدقى از ملائکهات
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَاحْفَظْنا مِنْ بَيْنِ اَيْدينا وَ مِنْ خَلْفِنا وَ عَنْ اَيْمانِنا عَنْ شَمآئِلِنا وَ مِنْ جَميعِ نَواحينا
و ما را از پیش رو و پشتسر و از طرف راست و از جانب چپ و از همه طرف حفظ فرما
حِفْظاً عاصِماً مِنْ مَعْصِيَتِكَ
حفظى که ما را از معصیت تو بازدارد
هادِياً اِلى طاعَتِكَ
و به طاعتت راه نماید
مُسْتَعْمِلاً لِمَحَبَّتِكَ.
و ما را به كار عشق و محبتت گير
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ وَفِّقْنا فى يَوْمِنا هذا وَلَيْلَتِنا هذِهِ وَفى جَميعِ اَيَّامِنا لِاسْتِعْمالِ الْخَيْرِ
تمام ایّاممان براى انجام خیر و ما را در این روزمان و در این شبمان و در
وَ هِجْرانِ الشَّرِّ وَ شُكْرِ النِّعَمِ
و دورى از شر و شکر نعمتها
وَاتِّباعِ السُّنَنِ
نعو پیروى سنّتها
وَ مُجانَبَةِ الْبِدَعِ
و دورى از بدعتها
وَالْاَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ
و امر به معروف
وَالنَّهْىِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ حِياطَةِ الْاِسْلامِ وَانْتِقاصِ الْباطِلِ
و نهى از منکر و پاسدارى اسلام و عیبجوئى از باطل
وَاِذْلالِهِ وَ نُصْرَةِ الْحَقِّ وَاِعْزازِهِ وَ اِرْشادِ الضّآلِّ وَ
و خوار ساختن آن و یارى حق و گرامیداشت آن و ارشاد گمراه
مُعاوَنَةِ الضَّعيفِ وَ اِدْراكِ اللَّهيفِ.
و یارى ناتوان و پناهدادن به ستمدیده موفق بدار.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْهُ اَيْمَنَ يَوْمٍ عَهِدْناهُ
و امروز را فرخندهترین روزى قرار بده که تاکنون یافتهایم
وَاَفْضَلَ صاحِبٍ صَحِبْناهُ
و کاملترین رفیقى که با او همراه بودهایم
وَ خَيْرَ وَقْتٍ ظَلِلْنا فيهِ.
و بهترین زمانى که در آن بسر بردهایم.
وَاجْعَلْنا مِنْ اَرْضى مَنْ مَرَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ مِنْ جُمْلَةِ خَلْقِكَ
و ما را از خشنودترین کسان از جمله بندگانت قرار ده که شب و روز بر ایشان گذشته
اَشْكَرَهُمْ لِما اَوْلَيْتَ مِنْ نِعَمِكَ
شاکرترین ایشان در مقابل نعمتهائى که عنایت فرمودهاى
وَ اَقْوَمَهُمْ بِما شَرَعْتَ مِنْ شَرآئِعِكَ
و پایدارترین ایشان به شریعتهایى که پدید آوردهاى
وَ اَوْقَفَهُمْ عَمّا حَذَّرْتَ مِنْ نَهْيِكَ.
و خویشتندارترین ایشان از نافرمانیهایى که از آنها بیم دادهاى
اَللَّهُمَّ اِنّى
بارالها من تو را
اُشْهِدُكَ وَ كَفى بِكَ شَهيداً
شاهد مىگیرم و تو ما را بسنده گواهى هستى
وَاُشْهِدُ سَمآءَكَ وَ اَرْضَكَ وَ مَنْ
و گواه و شاهد مىگیریم آسمان و زمینت را و
اَسْكَنْتَهُما مِنْ مَلائِكَتِكَ وَ سآئِرِ خَلْقِكَ فى يَوْمى هذا
همچنین ملائکه و دیگر آفریدگانت را که در زمین و آسمان مسکن دادهاى در این روز
وَ ساعَتى هذِهِ وَلَيْلَتى هذِهِ وَ مُسْتَقَرّى هذا اَنّى اَشْهَدُ
و این ساعت و این شب و این جایگاه که من در آن قرار دارم که من شهادت مىدهم که
اَنَّكَ اَنْتَ اللَّهُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ
همانا تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
قآئِمٌ بِالْقِسْطِ عَدْلٌ
برپا دارنده عدل عادل
فِى الْحُكْمِ رَؤُوفٌ بِالْعِبادِ مالِكُ الْمُلْكِ رَحيمٌ بِالْخَلْقِ
در حکم مهربان به بندگان دارنده سراسر جهان هستى رحیم بر تمام خلق هستى
وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ وَ خِيَرَتُكَ مِنْ َخلْقِكَ
و شهادت مىدهم که محمد بنده و فرستاده و برگزیده تو از میان تمام مردم است
حَمَّلْتَهُ رِسالَتَكَ فَاَدّاها
آن که رسالتت را بر عهدهاش گذاشتى و او آن را به خوبى به انجام رساند
وَ اَمَرْتَهُ بِالنُّصْحِ لِاُمَّتِهِ فَنَصَحَ لَها.
و او را به خیرخواهى امّتش فرمان دادى پس براى آنان خیرخواهى نمود
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ.
بارالها پس بر محمد و آلش درود فرست
اَكْثَرَ ما صَلَّيْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ
بیش از آنچه که بر هر یک از دیگر آفریدگانت درود فرستادهاى
وَ اتِهِ عَنّا اَفْضَلَ ما اتَيْتَ اَحَداً مِنْ عِبادِكَ
و از سوى ما بهترین چیزی را که به یکی از بندگانت دادی به او بده
وَاجْزِهِ عَنّا اَفْضَلَ وَ اَكْرَمَ ماجَزَيْتَ اَحَداً مِنْ اَنْبِيآئِكَ عَنْ اُمَّتِهِ
و از جانب ما کاملترین و بهترین پاداشی را که به کسی از انبیائت از جانب امتش داده ای به او عنایت فرما
اِنَّكَ اَنْتَ
زیرا که تویی
الْمَنّانُ بِالْجَسيمِ الْغافِرُ لِلْعَظيمِ وَ اَنْتَ اَرْحَمُ مِنْ كُلِّ
بسیار بخشنده نعمت بزرگ و بخشاینده گناه سترگ و تو از مهربانی
رَحيمٍ. فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ
مهربان تری. پس درود فرست بر محمد و آلش که پاکیزگان و پاکان
الْاَخْيارِ الْاَنْجَبينَ.
و نیکوکاران و سرآمد تمام برگزیداگانند.
وكان مِن دعائِهِ عليهالسلام اِذا عَرَضَتْ لَهُ مُهمّةٌ
دعای او به هنگامی که برای وی مهمی دست میداد
اَو نَزلَتْ بِهِ مُلِمَّةٌ وَ عِنْدَالْكَرْبِ
یا رنجی فرود می آمد به وقت اندوه
يا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُالْمَكارِهِ
اى کسى که گره هر سختى به دست تو گشوده شود
وَ يا مَنْ يُفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدآئِدِ
و اى که تندى شدائد به عنایتت مىشکند
وَ يا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُالْمَخْرَجُ اِلى رَوْحِ الْفَرَجِ
ای که راه بیرون شدن از تنگی و رفتن به سوی آسایش از تو خواسته شود
ذَلَّتْ لِقُدْرَتِكَ الصِّعابُ
, دشواریها به لطف تو آسان گردد
وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الْاَسْبابُ
و وسایل زندگی و اسباب حیات به رحمت تو فراهم آید
وَ جَرى بِقُدْرَتِكَ الْقَضآءُ
و قضا به قدرتت جریان گیرد
وَ مَضَتْ عَلى اِرادَتِكَ الْاَشْيآءُ
و همه چیز به اراده تو روان شود
فَهِىَ بِمَشِيَّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرَةٌ
تنها به خواست تو بی آنکه فرمان دهی همه چیز فرمان برد
وَ بِاِرادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ ,
و هر چیز محض اراده ات بی آنکه نهی کنی از کار بایستد,
اَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمّاتِ
در تمام دشواریها تو را می خوانند
وَ اَنْتَ الْمَفْزَعُ فِى الْمُلِمّاتِ
و در بلیّات و گرفتاریها به تو پناه جویند
لايَنْدَفِعُ مِنْها اِلاّ ما دَفَعْتَ
غیر از بلایی که تو دفع کنی بلایی برطرف گردد
وَ لايَنْكَشِفُ مِنْها اِلاّ ما كَشَفْتَ ,
و گرهی نگشاید مگر تواش بگشایی,
وَقَدْنَزَلَ بى يا رَبِّ ما قَدْتَكَاَّدَنى ثِقْلُهُ
الهی بلایی بر من فرود آمده که سختی و ثقل آن مرا در هم شکسته
وَاَلَمَّ بى ما قَدْبَهَظَنى حَمْلُهُ
و گرفتاریهایی بر من حمله ور شده که تحملش برای من دشوار است
وَ بِقُدْرَتِكَ اَوْرَدْتَهُ عَلَىَّ وَ بِسُلْطانِكَ وَجَّهْتَهُ اِلَىَّ
و آن را تو از باب قدرتت بر من وارد کرده ای و به اقتدار خود متوجه من نموده ای
فَلامُصْدِرَ لِما اَوْرَدْتَ
اله من چیزی را که تو آورده ای کسی نبرد
وَ لاصارِفَ لِما وَجَّهْتَ
و آن چه تو فرستاده ای دیگری باز نگرداند
وَ لافاتِحَ لِما اَغْلَقْتَ
و بسته تو را کسی نگشاید
وَ لامُغْلِقَ لِما فَتَحْتَ
و چیزی را که تو بگشایی دیگری نبندد,
وَ لامُيَسِّرَ لِما عَسَّرْتَ
و آنچه را تو دشوار نموده ای کسی آسان نکند,
وَ لا ناصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ
و آن را که تو ذلیل کرده ای یاوری نباشد
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَافْتَحْ لى يا رَبِّ بابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ
و به رحمتت الها - در آسایش را به رویم باز کن
وَاكْسِرْ عَنّى سُلْطانَ الْهَمِّ بِحَوْلِكَ
و به قدرتت صولت سلطان غم را در میدان حیات من بشکن
وَ اَنِلْنى حُسْنَ النَّظَرِ فيما شَكَوْتُ
و مرا در موردی که از آن شکوه دارم به عنایت و احسانت کامیاب کن
وَ اَذِقْنى حَلاوَةَ الصُّنْعِ فيما سَاَلْتُ
و به درخواست من شیرینی اجابت بچشان
وَ هَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنيئاً
و از سوی خودت رحمت و گشایشی دلخواه نصیبم فرما
وَاجْعَلْ لى مِنْ عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً
و برایم نجات و خلاصی سریع از گرفتاریها مقرر کن
وَ لاتَشْغَلْنى بِالْاِهْتِمامِ عَنْ تَعاهُدِ فُرُوضِكَ وَاسْتِعْمالِ سُنَّتِكَ
و مرا به خاطر چیرگى غم از رعایت واجبات و به کار بستن مستحبات خود بازمدار
فَقَدْ ضِقْتُ لِما نَزَلَ بى يا رَبِّ ذَرْعاً
چرا که من به سبب آنچه به سرم آمده بی تاب و توان شده,
وَامْتَلَأْتُ بِحَمْلِ ما حَدَثَ عَلَىَّ هَمّاً
و قلبم از تحمل آنچه در زندگیم رخ نموده لبریز از اندوه گشته
وَ اَنْتَ الْقادِرُ عَلى كَشْفِ ما مُنيتُ بِهِ
و تو به رفع گرفتاریهایم و دفع
وَ دَفْعِ ما وَقَعْتُ فيهِ فَافْعَل بى ذلِكَ وَ اِنْ لَمْ اَسْتَوْجِبْهُ مِنْكَ
آنچه در آن در افتاده ام توانایی پس قدرتت را درباره من به کار بر گرچه از جانب تو مستحق آن نیستم
يا ذَا الْعَرْشِ الْعَظيمِ.
ای صاحب عرش عظیم.
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسلام فِى الاِْسْتِعاذَةِ مِنَ الْمَكارِهِ وَ سَيِّئَ الْاَخْلاقِ وَ مَذامّ الْاَفعالِ
دعای آن حضرت در پناه بردن به حق و ناملایمات و اخلاق سوء و کارهای ناپسند
اَللَّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجانِ الْحِرْصِ
بار خدایا به تو پناه می آورم از طغیان آز
وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ
و تندی خشم
وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ
و چیره گی حسد
وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ
و سستی صبر
وَ قِلَّةِ الْقَناعَةِ
و کمی قناعت
وَ شکاسَةِ الخلق,
و بدی اخلاق
و الحاح الشهوة,
و زیاده روی در شهوت
و ملکه الحمیة,
و پافشاری در عصبیت
و مُتابَعَةِ الْهَوى
و پیروی هوا و هوس
وَ مُخالَفَةِ الْهُدى
و مخالفت با هدایت
وَ سِنَةِالْغَفْلَةِ
و خواب غفلت
وَ تَعاطِى الْكُلْفَةِ
و کوشش بیش از اندازه
وَ ايثارِ الْباطِلِ عَلَى الْحَقِّ
و انتخاب باطل بر حق
وَالْاِصْرارِ عَلَى الْمَأْثَمِ
و پافشاری بر گناه
وَاسْتِضْغارِ الْمَعْصِيَةِ
و کوچک شمردن معصیت
وَاسْتِكْبارِ الطّاعَةِ
و بزرگ شمردن طاعت
وَ مُباهاةِ الْمُكْثِرينَ
و فخر و مباهات با ثروتمندان
وَالْاِزْرآءِ بِالْمُقِلّينَ
و تحقیر تهی دستان
وَ سُوءِ الْوِلايَةِ لِمَنْ تَحْتَ اَيْدينا
و کوتاهی در حق زیردستان خود
وَ تَرْكِ الشُّكْرِ لِمَنِ اصْطَنَعَ الْعارِفَةَ عِنْدَنا
و ناسپاسی نسبت به آن که به ما خوبی کرده
اَوْ اَنْ نَعْضُدَ ظالِماً
یا آنکه ستمگری را یاری کنیم
اَوْ نَخْذُلَ مَلْهُوفاً
یا ستمدیده ای را تنها گذاریم
اَوْ نَرُومَ ما لَيْسَ لَنا بِحَقٍّ
یا آنچه را که حق ما نیست بخواهیم
اَوْ نَقُولَ فِى الْعِلْمِ بِغَيْرِ عِلْمٍ.
یا از آنچه را که نمی دانیم دم زنیم.
وَ نَعوُذُ بِكَ اَنْ نَنْطَوِىَ عَلى غِشِّ اَحَدٍ
و پناه می بریم به تو از اینکه نیت داشته باشیم به کسی خیانت ورزیم
وَاَنْ نُعْجَبَ بِاَعْمالِنا
و در کردارمان خودپسندی نمائیم
وَ نَمُدَّ فى امالِنا وَ
و آرزوهای خود را دور و دراز سازیم. و
نَعُوذُ بِكَ مِنْ سُوءِ السَّريرَةِ وَاحْتِقارِ الصَّغيرَةِ
به تو پناه می بریم از زشتی باطن و ناچیز شمردن گناه
وَ اَنْ يَسْتَحْوِذَ عَلَيْنا الشَّيْطانُ اَوْيَنْكُبَنَا الزَّمانُ
و از چیره گی شیطان در وجودمان و از اینکه روزگار ما را به سختی دراندازد
اَوْيَتَهَضَّمَنَا السُّلْطان
یا سلطان بر ما جور و ستم روا دارد.
وَ نَعُوذُ بِكَ مِنْ تَناوُلِ الْاِسْرافِ
و به تو پناه می بریم از آلوده شدن به اسراف
وَ مِنْ فِقْدانِ الْكَفافِ.
و بلای تنگ دستی.
وَ نَعُوذُ بِكَ مِنْ شَماتَةِ الْاَعْداءِ
و به تو پناه می بریم از سرزنش دشمنان
وَ مِنَ الْفَقْرِ اِلَى الْاَكْفاءِ
و نیازمندی به همنوعان
وَ مِنْ مَعيشَةٍ فى شِدَّةٍ
و از زندگی در سختی
وَ ميتَةٍ عَلى غَيْرِ عُدَّةٍ.
و از مرگ ناگهانی و بدون توشه.
وَ نَعُوذُ بِكَ مِنَالْحَسْرَةِ الْعُظْمى
و به تو پناه می بریم از حسرت و اندوه بزرگ
وَالْمُصيبَةِ الْكُبْرى
و مصیبت سترگ
وَ اَشْقَى الشَّقآءِ
و از بدترین تیره بختی
وَ سُوءِ الْمَابِ
و از بدفرجامی
وَ حِرْمانِ الثَّوابِ وَ حُلُولِ الْعِقابِ.
و ناامیدی از ثواب و فرود آمدن عذاب
اَللَّهُمَّ صَلِّ. عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمّدو آلش درود فرست
وَ اَعِذْنى مِنْ كُلِّ ذلِكَ بِرَحْمَتِكَ وَ جَميعَ
و مرا از همه این امور در پناه رحمتت جای ده و نیز همه
الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ
و مردان و زنان مومن را
يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
ای مهربان ترین مهربانان
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسلام فِى الاشتياقِ اِلى طَلَبِ الْمَغْفِرَةِ مِنَ اللَّهِ جَلّ جَلالُه
دعا و نیایش آن حضرت در شوق به طلب آمرزش از خدای بزرگ
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَ صَيِّرْنا اِلى مَحْبُوبِكَ مِنَ التَّوْبَةِ
و ما را به سر منزل توبه که محبوب توست برسان
وَ اَزِلْنا عَنْ مَكْرُوهِكَ مِنَ الْاِصْرارِ.
و از پافشارى بر گناه که نمىپسندى دور ساز.
اَللَّهُمَّ وَ مَتى وَقَفْنا
بارخدایا هنگامى که در وضعى قرار مىگیریم
بَيْنَ نَقْصَيْنِ فى دينٍ اَوْدُنْيا
که به ناچار مستحق خسارت در دین یا ضرر در دنیا مىشویم
فَاَوْقِعِ النَّقْصَ بِاَسْرَعِهِما فَنآءً
پس کاهش را بر دنیاى ما که زود فانى مىشود وارد ساز
وَاجْعَلِ التَّوْبَةَ فى اَطْوَلِهِما بَقآءً. وَ اِذا هَمَمْنا بِهَمَّيْنِ
و عفو و بخششت را در دینمان که بادوامتر است قرار بده و چون قصد
يُرْضيكَ اَحَدُهُما عَنّا
دو کار کنیم که یکى از آنها تو را از ما خشنود مىکند
وَ يُسْخِطُكَ الْاخَرُ عَلَيْنا
و آن دیگرى تو را بر ما خشمگین مىسازد
فَمِلْ بِنا
پس به آنچه
اِلى ما يُرْضيكَ عَنّا
در معرض رضاى توست ما را متمایل کن
وَ اَوْهِنْ قُوَّتَنا عَمّا يُسْخِطُكَ عَلَيْنا
و از قدرتمان بر امرى که سبب خشم توست بکاه
وَ لا تُخَلِّ فى ذلِكَ بَيْنَ نُفُوسِنا وَاخْتِيارِها فَاِنَّها مُخْتارَةٌ
و در این امور ما را به خود و به اختیار خویش رها مساز که نفسْ انتخاب کننده
لِلْباطِلِ اِلاّ ما وَفَّقْتَ اَمّارَةٌ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمْتَ
باطل است مگر آن که تواَش توفیق دهى و پیوسته به بدى فرمان دهد مگر آن که تواَش رحمت آورى
اَللَّهُمَّ وَ اِنَّكَ مِنَ الضُّعْفِ خَلَقْتَنا
الهى ما را از مایه ضعف و ناتوانى به وجود آوردهاى
وَ عَلَى الْوَهْنِ بَنَيْتَنا
و اساس آفرینش ما را بر سستى نهادهاى
وَ مِنْ مآءٍ مَهينٍ ابْتَدَاْتَنا
وآغاز مارا از آبى ناچیز بنا گذاشتهاى
فَلا حَوْلَ لَنا اِلاّ بِقُوَّتِكَ وَ لاقُوَّةَ لَنا اِلاّ بِعَوْنِكَ
پس ما را جز به نیروى تو حرکتى و جز به یارى تو قوّتى نیست
فَاَيِّدْنا بِتَوْفيقِكَ
پس به توفیق خود نیرومان بخش
وَ سَدِّدْنا بِتَسْديدِكَ
و با هدایتت به راه صواب استوارمان دار
وَ اَعْمِ اَبْصارَ قُلُوبِنا عَمّا خالَفَ مَحَبَّتَكَ
و چشم دلمان را از آنچه در مسیر غیر عشق توست کور ساز
وَ لاتَجْعَلْ لِشَىْءٍ مِنْ جَوارِحِنا نُفُوذاً فى مَعْصِيَتِكَ.
و هیچ کدام از اعضاى ما را در معصیت خود پیشرفت مده
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارالها پس بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْ هَمَساتِ قُلُوبِنا وَ حَرَكاتِ اَعْضآئِنا وَ لَمَحاتِ
و رازهاى دلمان و حرکات اعضایمان و نگاههاى
اَعْيُنِنا وَ لَهَجاتِ اَلْسِنَتِنا فى مُوجِباتِ ثَوابِكَ
چشممان و سخنان زبانمان را در برنامههایى قرار ده که موجب ثواب تو باشد
حَتّى لاتَفُوتَنا حَسَنَةٌ نَسْتَحِقُّ بِها جَزآءَكَ
تا کار نیکى که موجب ثواب توست از دست ما نرود
وَ لاتَبْقى لَنا سَيِّئَةٌ نَسْتَوْجِبُ بِها عِقابَكَ.
و کار بدى که موجب عقاب توست براى ما نماند.
و کان من دعائه عليه السلام في اللجا الي الله تعالي
« در پناه بردن به خداوند »
اَللَّهُمَّ اِنْ تَشَأْ تَعْفُ عَنّا فَبِفَضْلِكَ
بارخدایا اگر بخواهى بر ما ببخشى از سر فضل مىبخشى
وَ اِنْ تَشَأْ تُعَذِّبْنا فَبِعَدْلِكَ
و اگر بخواهى ما را به عذاب مبتلا کنى از سر عدل مبتلا مىکنى
فَسَهِّلْ لَنا عَفْوَكَ بِمَنِّكَ
الهى به رسم احسان عفوت را نصیب ما کن
وَ اَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ بِتَجاوُزِكَ
و به آئین چشمپوشى ما را از عذاب برهان
فَاِنَّهُ لاطاقَةَ لَنا بِعَدْلِكَ
که ما را طاقت عدل تو نیست
وَ لانَجاةَ لِأَحَدٍ مِنّا دُونَ عَفْوِكَ
و بدون عفوت براى هیچ یک از ما آزادى میسّر نیست
يا غَنِىَّ الْاَغْنِيآءِ
اى بىنیازترین بىنیازها
ها نَحْنُ عِبادُكَ بَيْنَ يَدَيْكَ
اینک ما بندگان توایم بر درگاهت
وَ اَنَا اَفْقَرُ الْفُقَرآءِ اِلَيْكَ فَاجْبُرْ فَاقَتَنا بِوُسْعِكَ
و من نیازمندترین نیازمندان به توام پس تهیدستى ما را به توانگریت چاره کن
وَ لاتَقْطَعْ رَجآءَنا بِمَنْعِكَ
و رشته امید ما را با منع کردن لطفت قطع مکن
فَتَكُونَ قَدْ اَشْقَيْتَ مَنِ اسْتَسْعَدَ بِكَ
که اگر چنین کنى کسى را که از رحمتت نیکبختى خواسته بدبخت کردهاى
وَ حَرَمْتَ مَنِ اسْتَرْفَدَ فَضْلَكَ
و آن را که از فضلت عطا خواسته محروم نمودهاى
فَاِلى مَنْ حِينَئِذٍ مُنْقَلَبُنا عَنْكَ؟ وَ اِلى اَيْنَ مَذْهَبُنا عَنْ بابِكَ؟
در این حال از پیشگاهت به سوى چه کسى رو کنیم؟ و از درِ رحمتت به کجا رویم؟
سُبْحانَكَ
پاک و منزهى
نَحْنُ الْمُضْطَرُّونَ الَّذينَ اَوْجَبْتَ اِجابَتَهُمْ
ما از آن درماندگانیم که قبول دعاى آنان را واجب کردهاى
وَ اَهْلُ السُّوءِ الَّذينَ وَعَدْتَ الْكَشْفَ عَنْهُمْ.
و از آن گرفتارانیم که رفع گرفتارى را به ایشان وعده دادهاى
وَ اَشْبَهُ الْاَشْيآءِ بِمَشِيَّتِكَ .
و شبیهترین چیزها به خواسته تو
وَ اَوْلَى الْاُمُورِ بِكَ فى عَظَمَتِكَ رَحْمَةُ مَنِ اسْتَرْحَمَكَ
و سزاوارترین کار به بزرگوارى تو رحمت آوردن بر کسى است که از تو رحمت خواهد
وَ غَوْثُ مَنِ اسْتَغاثَ بِكَ
و به فریاد رسیدن کسى است که به تو فریادرسى کرده
فَارْحَمْ تَضَرُّعَنا اِلَيْكَ
پس بر زارى ما نزد خود رحمت آر
وَاَغِثْنا اِذْ طَرَحْنا اَنْفُسَنا بَيْنَ يَدَيْكَ.
و به خاطر اینکه خود را در پیشگاهت به خاک افکندهایم به فریادمان رس
اَللَّهُمَّ اِنَّ الشَّيْطانَ قَدْ شَمِتَ. بِنا اِذْ شايَعْناهُ عَلى مَعصِيَتِكَ
الهى شیطان ما را چون در نافرمانیت او را همراهى کردیم سرزنش مىکند
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ ]
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ لاتُشْمِتْهُ بِنا بَعْدَ تَرْكِنا اِيّاهُ لَكَ
و اکنون که شیطان را به خاطر تو واگذاشتیم و از طرف او به سوى تو روى آوردیم
وَ رَغْبَتِنا عَنْهُ اِلَيْكَ.
وى را به سرزنش ما شاد مکن.
وَ كانَ مِن دُعائِهِ عليهالسّلام بِخَواتِم الْخَيْرِ:
« در طلب عاقبت به خیرى»
يا مَنْ ذِكْرُهُ شَرَفٌ لِلذّاكِرينَ
اى که یادت یادکنندگان را شرف است
وَ يا مَنْ شُكْرُهُ فَوْزٌ لِلشّاكِرينَ
و شکرت شکرگزاران را کامروایى است
وَ يا مَنْ طاعَتُهُ نَجاةٌ لِلْمُطيعينَ
و اى که فرمانبرداریت براى فرمانبرداران نجات و رهائى است
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بر محمد و آلش درود فرست
وَاشْغَلْ قُلوُبَنا بِذِكْرِكَ عَنْ كُلِّ ذِكْرٍ
و دلهاى ما را به یاد خودت از هر یاد
وَاَلْسِنَتَنا بِشُكْرِكَ عَنْ كُلِّ شُكْرٍ
و زبان ما را به شکر خودت از هر شکر
وَ جَوارِحَنا بِطاعَتِكَ عَنْ كُلِّ طاعَةٍ
و اعضایمان را به طاعت خودت از هر طاعت مشغول دار
فَاِنْ قَدَّرْتَ لَنا فَراغاً مِنْ شُغْلٍ فَاجْعَلْهُ فَراغَ سَلامَةٍ لاتُدْرِكُنا فيهِ تَبِعَةٌ
و اگر براى ما فراغتى از کار مقدّر کردهاى پس آن را فراغت همراه با سلامتى قرار ده تا در دنبال آن هیچ وبالى به ما نرسد
وَ لاتَلْحَقُنا فيهِ سَئْمَةٌ
و در آن فراغت ملالتى به دامن حیات ما ننشیند
حَتّى يَنْصَرِفَ عَنَّا كُتَّابُ السَّيِّئاتِ بِصَحيفَةٍ خالِيَةٍ مِنْ ذِكْرِ سَيِّئاتِنا
تا نویسندگان اعمال زشت از نزد ما با دفترى خالى از کردار بد برگردند
وَ يَتَوَلّى كُتَّابُ الْحَسَناتِ عَنّا مَسْرُورينَ بِما كَتَبُوا مِنْ حَسَناتِنا
و نویسندگان خوبیها به سبب آنچه از حسنات ما نوشتهاند شادان و مسرور بازآیند
وَاِذَا انْقَضَتْ اَيّامُ حَياتِنا
و چون روزگار حیاتمان سپرى شود
وَ تَصَرَّمَتْ مُدَدُ اَعْمارِنا
و رشته زندگیمان بگسلد
وَاسْتَحْضَرَتْنا دَعْوَتُكَ الَّتى لابُدَّ مِنْها وَ مِنْ اِجابَتِها
و آن دعوت تو (مرگ) که از خودش و اجابتش گزیرى نیست
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْ خِتامَ ماتُحْصى عَلَيْنا كَتَبَةُ اَعْمالِنا تَوْبَةً مَقْبُولَةً
و پایان آنچه را که نویسندگان پرونده بر ما مىنویسند توبهاى مقبول قرار ده که
لاتُوقِفُنا بَعْدَها عَلى ذَنْبٍ اجْتَرَحْناهُ وَ لامَعْصِيَةٍ اقْتَرَفْناها
بعد از آن ما را بر معصیتى که کردهایم و نافرمانیى که مرتکب شدهایم توبیخ و سرزنش نکنى
وَلاتَكْشِفْ عَنّا سِتْراً سَتَرْتَهُ عَلى رُؤُوسِالْاَشْهادِ
و پردهاى که بر ما پوشاندهاى در برابر دیده حاضران از روى کار ما برمدار
يَوْمَ تَبْلُ اَخْبارَ عِبادِكَ
در روزى که اخبار بندگانت را آشکار مىسازى
اِنَّكَ رَحيمٌ بِمَنْ دَعاكَ
زیرا که تو نسبت به هر که تو را بخواند مهربانى
وَ مُسْتَجيبٌ لِمَنْ ناداكَ.
و تقاضاى هر که تو را صدا بزند اجابت کنندهاى.
وَ كانَ مِنْ دعائِه عليهالسلام فِىالاعتِرافِ وَ طَلَبِ التّوبةِ اِلَىاللَّهِ تَعالى
« اعتراف به گناه »
اَللَّهُمَّ اِنَّهُ يَحْجُبُنى عَنْ مَسْئَلَتِكَ خِلالٌ ثَلاثٌ
پروردگارا سه خصلت مرا از اینکه چیزى از تو بخواهم بازمىدارد
وَ تَحْدُونى عَلَيْها خَلَّةٌ واحِدَةٌ:
و یک خصلت مرا به درخواست از تو ترغیب مىکند
يَحْجُبُنى اَمْرٌ اَمَرْتَ بِهِ فَاَبْطَاْتُ عَنْهُ
آن سه عبارت است از امرى که به آن فرمان دادهاى و من در انجامش کندى کردم
وَ نَهْىٌ نَهَيْتَنى عَنْهُ فَاَسْرَعْتُ اِلَيْهِ
و کارى که مرا از آن نهى نمودى و به سویش شتافتم
وَ نِعْمَةٌ اَنْعَمْتَ بِها عَلَىَّ فَقَصَّرْتُ فى شُكْرِها
و نعمتىکه بهمن بخشیدى ولى در شکر گزاریش کوتاهى کردم
وَ يَحْدُونى عَلى مَسْئَلَتِكَ تَفَضُّلُكَ عَلى مَنْ اَقْبَلَ.
اما آنچه مرا بر درخواست از تو ترغیب مىکند احسان توست به آنکه با نیّت پاک
بِوَجْهِهِ اِلَيْكَ
به تو روى آورده
وَ وَفَدَ بِحُسْنِ ظَنِّهِ اِلَيْكَ
و از طریق خوش گمانى به درگاه تو آمده
اِذْ جَميعُ اِحْسانِكَ تَفَضُّلٌ وَ اِذْكُلُّ نِعَمِكَ ابْتِدآءٌ
زیرا که تمام احسانهایت از روى تفضّل است و نعمتهایت همه بىسبب و بدون سرآغاز.
فَها اَنَاذا يا اِلهى
اى خداى من اینک منم که
واقِفٌ بِبابِ عِزِّكَ وُقُوفَ الْمُسْتَسْلِمِ الذَّليلِ
به پیشگاه عزتت همچون تسلیم شونده ذلیل ایستادهام
وَ سآئِلُكَ عَلَى الْحَيآءِ مِنّى سُؤالَ الْبآئِسِ الْمُعيلِ
و با شرم و حیا همچون نیازمندى عیالوار از تو درخواست مىکنم
مُقِرٌّ لَكَ بِاَنّى لَمْاَسْتَسْلِمْ وَقْتَ اِحْسانِكَ اِلاّ بِالْاِقْلاعِ عَنْ عِصْيانِكَ
و معترفم که در هنگام احسان تو جز خوددارى از معصیت طاعتى نکردهام
وَ لَمْاَخْلُ فِىالْحالاتِ كُلِّها مِنِ امْتِنانِكَ
و هیچگاه از نعمتت بىبهره نبودهام
فَهَلْ يَنْفَعُنى يا اِلهى اِقْرارى عِنْدَكَ بِسُوءِ مَااكْتَسَبْتُ؟
خدایا اکنون که در برابرت به زشتى اعمالم اعتراف مىکنم برایم سودى خواهد داشت؟
وَ هَلْ يُنْجينى مِنْكَ اعْتِرافى لَكَ بِقَبيحِ مَاارْتَكَبْتُ؟
و آیا اقرار به زشتى آنچه انجام دادهام مرا از عذاب تو نجات خواهد داد؟
اَمْ اَوْجَبْتَ لى فى مَقامى هذا سُخْطَكَ؟
یا آنکه مرا در این حالى که هستم مستوجب غضب خود مىدانى؟
اَمْ لَزِمَنى فى وَقْتِ دُعاىَ مَقْتُكَ؟
و یا در این هنگام که تو را مىخوانم اراده عذابى شدید به دنبال من است؟
سُبْحانَكَ
پاکو منزّهى
لااَيْئَسُ مِنْكَ وَقَدْ فَتَحْتَ لى بابَ التَّوْبَةِ اِلَيْكَ
از تو ناامید نیستم در حالى که درِ توبه را به رویم گشودهاى
بَلْ اَقُولُ مَقالَ الْعَبْدِ الذَّليلِ
بلکه سخن بنده ذلیل را به زبان مىآورم
الظّالِمِ لِنَفْسِهِ
بندهاى که به خود ستم کرده
الْمُسْتَخِفِّ بِحُرْمَةِ رَبِّهِ
و حریم حرمت پروردگارش را سبک شمرده
الَّذى عَظُمَتْ ذُنُوبُهُ فَجَلَّتْ
بندهاى که گناهش عظیم است و روى هم انباشته
وَ اَدْبَرَتْ اَيّامُهُ فَوَلَّتْ
و روزگار از او روى گردانده و عمرش سپرى شده
حَتّى اِذا رَاى مُدَّةَ الْعَمَلِ قَدِانْقَضَتْ
تا چون نظر کرده که زمان عمل گذشته
وَ غايَةَ الْعُمُرِ قَدِ انْتَهَتْ
و دوران عمر به آخر رسیده
وَ اَيْقَنَ اَنَّهُ لامَحيصَ لَهُ مِنْكَ
یقین نموده که پناهگاهى از عذابت و گریزگاهى از انتقامت نیست
وَ لا مَهْرَبَ لَهُ عَنْكَ تَلَقَّاكَ بِالْاِنابَةِ
و با ناله و انابه به سویت روآورده
وَ اَخْلَصَ لَكَ التَّوْبَةَ
و توبهاش را براى تو خالص ساخته
فَقامَ اِلَيْكَ بِقَلْبٍ طاهِرٍ نَقِىٍّ
پس با دلى پاک و پاکیزه به سویت برخاسته
ثُمَّ دَعاكَ بِصَوْتٍ حآئِلٍ خَفِىٍّ
و تو را با نالهاى سوزناک و آهسته خوانده
قَدْ تَطَاْطَاَ لَكَ فَانْحَنى
درحالى که از شدت تواضع در برابر تو خم گشته
وَنَكَّسَ رَأْسَهُ فَانْثَنى
و تو را با نالهاى سوزناک و آهسته خوانده
قَدْ اَرْعَشَتْ خَشْيَتُهُ رِجْلَيْهِ وَغَرَّقَتْ دُمُوعُهُ خَدَّيْهِ
و تو را با نالهاى سوزناک و آهسته خوانده و ترس از مقام تو هر دو پایش را به لرزه انداخته و اشک چشم صفحه رخسارش را فراگرفته
يَدْعُوكَ بِيا اَرْحَمَالرّاحِمينَ وَ يا اَرْحَمَ مَنِ
و با این جملات تو را مىخواند: اى مهربانترین مهربانان اى بخشندهتر
انْتابَهُ الْمُسْتَرْحِمُونَ
کسى که طالبان رحمت نوبت به نوبت آهنگ او کنند
وَ يا اَعْطَفَ مَنْ اَطافَ بِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ
و اى عطوفتر کسى که آمرزش خواهان گرد او گردند
وَ يا مَنْ عَفْوُهُ اَكْثَرُ مِنْ نَقِمَتِهِ
و اى کسى که عفوت افزون از انتقامت است
وَ يا مَنْ رِضاهُ اَوْفَرُمِنْسَخَطِهِ
و اى آن که خشنودیت بیش از خشم توست
وَ يا مَنْ تَحَمَّدَ اِلى خَلْقِهِ بِحُسْنِ التَّجاوُزِ
و اى کسى که بهخاطر گذشت پسندیدهات آفریدگانت را به حمد خویش فراخواندهاى
وَ يا مَنْ عَوَّدَ عِبادَهُ قَبُولَ الْاِنابَةِ
و اى کسى که بندگانت را به پذیرفتن توبه عادت دادهاى
وَ يا مَنِ اسْتَصْلَحَ فاسِدَهُمْ بِالتَّوْبَةِ
و اى کسى که اصلاح تباهکارى مردم را به وسیله توبه خواستهاى
وَ يا مَنْ رَضِىَ مِنْ فِعْلِهِمْ بِالْيَسيرِ
و اى کسى که به عمل اندک بندگان خشنود شدهاى
وَ يا مَنْ كافى قَليلَهُمْ بِالْكَثيرِ
و کم آنان را پاداش فراوان دادهاى
وَ يا مَن ضَمٍنَ لَهم اٍجابةَ الدعاءٍ ,
و اى کسى که اجابت دعا را براى ایشان ضامن گشتهاى
وَ يا وَعَدَهم عَلي نَفسٍهٍ بِتَفَضُّلِهِ حُسْنَ الْجَزآءِ
و اى آن که به فضل و بخشش خویش آنان را به پاداش نیکو وعده دادهاى
ما اَنَا بِاَعْصى مَنْ عَصاكَ فَغَفَرْتَ لَهُ
من نه از گناهکارترین گناهکارانم که تو او را آمرزیدهاى
وَ ما اَنَا بِاَلْوَمِ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَيْكَ فَقَبِلْتَ مِنْهُ
و نه از نکوهیدهترین افرادى که به درگاهت عذر آورده و تو عذرش را قبول کردهاى
وَ ما اَنَا بِاَظْلَمِ مَنْ تابَ اِلَيْكَ فَعُدْتَ عَلَيْهِ
و نه از ستمکارترین ستمکاران که نزد تو موفق به توبه شده
اَتُوبُ اِلَيْكَ فى مَقامى هذا تَوْبَةَ نادِمٍ عَلى ما فَرَطَ مِنْهُ
و تو به او احسان کردهاى در چنین حال به جانب تو بازمىگردم
مُشْفِقٍ مِمَّا اجْتَمَعَ عَلَيْهِ
بازگشت کسى که از کرده گذشته خود پشیمان و از آنچه بر سرش آمده نگران
خالِصِ الْحَيآءِ مِمّا وَقَعَ فيهِ
و از ورطهاى که در آن افتاده از روى خلوص شرمگین است
عالِمٍ بِاَنَّ الْعَفْوَ عَنِ الذَّنْبِ الْعَظيمِ لايَتَعاظَمُكَ
و مىداند که گذشت از گناه بزرگ در نظر تو عظیم نمىنماید
وَ اَنَّ التَّجاوُزَ عَنِ الْاِثْمِ الْجَليلِ لايَسْتَصْعِبُكَ
و بخشیدن معصیت خطیر بر تو گران نمىباشد
وَ اَنَّ احْتِمالَ الْجِناياتِ الْفاحِشَةِ لايَتَكَاَّدُكَ
و تحمل جنایات سنگین بر تو دشوار نمىآید
وَ اَنَّ اَحَبَّ عِبادِكَ اِلَيْكَ مَنْ تَرَكَ الْاِسْتِكْبارَ عَلَيْكَ
و محبوبترین بندگانت نزد تو کسى است که در پیشگاه تو دست از سرکشى و نافرمانى بردارد
و از وَ جانَبَ الْاِصْرارَ
پافشارى بر گناه اجتناب نماید
وَ لَزِمَ الْاِسْتِغْفارَ
و درخواست آمرزش را ادامه دهد
وَ اَنَا اَبْرَءُ اِلَيْكَ مِنْ اَنْ اَسْتَكْبِرَ
و من در برابر تو بیزارى مىجویم از اینکه سرکشى کنم
وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ اَنْ اُصِرَّ
و بهتو پناهمىبرم از اینکه بر گناه اصرار ورزم
وَاَسْتَغْفِرُكَ لِما قَصَّرْتُ فيهِ
و براى آنچه در آن کوتاهى ورزیدهام طلبآمرزش دارم
وَاَسْتَعينُ بِكَ عَلى ماعَجَزْتُ عَنْهُ
و بر آنچه از انجامش فروماندهام از تو درخواست یارى مىکنم
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
الها بر محمد و آلش درود فرست
وَ هَبْ لى ما يَجِبُ عَلَىَّ لَكَ
و از حقوقى که بر عهده من دارى بگذر
وَ عافِنى مِمّا اَسْتَوْجِبُهُ مِنْكَ
و از عذابى که مستحق آنم معافم دار
وَاَجِرْنى مِمّا يَخافُهُ اَهْلُ الْاِسآئَةِ
و از آنچه بدکاران از آن مىترسند پناهم ده
فَاِنّكَ مَلىءٌ بِالْعَفْوِ
زیرا که تو بر عفو و بخشش کمال قدرت را دارى
مَرْجُوٌّ لِلْمَغْفِرَةِ
و به جهت آمرزش موضع امیدى
مَعْرُوفٌ بِالتَّجاوُزِ
و به گذشت معروفى
لَيْسَ لِحاجَتى مَطْلَبٌ سِواكَ
نیازم را جز تو محل طلبیدنى نیست
وَ لا لِذَنْبى غافِرٌ غَيْرُكَ
و گناهم را غیر تو آمرزندهاى نباشد
حاشاكَ وَ
حاشا که چنین نباشى و
لااَخافُ عَلى نَفْسى اِلاّ اِيّاكَ
من جز از تو بر خود ترس ندارم
اِنَّكَ اَهْلُ التَّقْوى وَ اَهْلُ الْمَغْفِرَةِ
که تو شایسته آنى که از تو پروا کنند و اهل آمرزشى
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
بر محمد و آلش درود فرست
وَاقِضْ حاجَتى
و حاجتم را روا کن
وَاَنْجِحْ طَلِبَتى
و مطلبم را برآور
وَاغْفِرْ ذَنْبى
و گناهم را ببخش
وَ امِنْ خَوْفَ نَفْسى
و دلم را از ترس ایمنى ده
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ
زیرا که تو بر هر چیز توانایى
وَ ذلِكَ عَلَيْكَ يَسيرٌ
و این کار براى تو آسان است
امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.
دعایم را مستجاب کن اى پروردگار جهانیان.
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسّلام فى طَلَبِ الْحَوائِجِ اِلَى اللّهِ تعالى
«دعاى آن حضرت در طلب حوائج از خداى متعال»
اَللَّهُمَّ يا مُنْتَهى مَطْلَبِ الْحاجاتِ
پروردگارا اى نهایت مطلب حاجات
وَ يا مَنْ عِنْدَهُ نَيْلُ الطَّلِباتِ
و اى کسى که رسیدن به تمام خواستهها در دست توست
وَ يا مَنْ لايَبيعُ نِعَمَهُ بِالْاَثْمانِ
و اى آن که نعمتهایت را به بها نمىفروشى
وَ يا مَنْ لايُكَدِّرُ عَطاياهُ بِالْاِمْتِنانِ
و اى کسى که عطاهایت را به کدورت منّت آلوده نمىسازى
وَ يا مَنْ يُسْتَغْنى بِهِ وَ لايُسْتَغْنى عَنْهُ
و اى که به تو بىنیاز شوند و از تو بىنیاز نباشند
وَ يا مَنْ يُرْغَبُ اِلَيْهِ وَ لايُرْغَبُ عَنْهُ
و اى آن که به تو رو کنند و از تو روى برنتابند
وَ يا مَنْ لا تُفْنى خَزآئِنَهُ الْمَسآئِلُ
اى که درخواستها گنجهایت را فانى نمىکند
وَ يا مَنْ لاتُبَدِّلُ حِكْمَتَهُ الْوَسآئِلُ
و اى که هیچ دستاویزى حکمت تو را تغییر نمىدهد
وَ يا مَنْ لاتَنْقَطِعُ عَنْهُ حَوآئِجُ الْمُحْتاجينَ
و اى کسى که رشته نیاز نیازمندان از تو قطع نمىگردد
وَ يا مَنْ لايُعَنّيهِ دُعآءُ الدّاعينَ
و اى که دعاى دعاخوانان تو را خسته نمىکند
تَمَدَّحْتَ بِالْغَنآءِ عَنْ خَلْقِكَ وَ اَنْتَ اَهْلُ الْغِنى عَنْهُمْ
تو وجود خود را به بىنیازى از همه خلق ستودهاى و تو به بىنیازى از ایشان شایستهاى
وَ نَسَبْتَهُمْ اِلَى الْفَقْرِ وَ هُمْ اَهْلُ الْفَقْرِ اِلَيْكَ
و ایشان را به نیازمندى و فقر نسبت دادهاى و ایشان سزاوار چنین نسبتاند
فَمَنْ حاوَلَ سَدَّ خَلَّتِهِ مِنْ عِنْدِكَ
از این جهت هر کس رفع نیاز خود را از جانب تو بخواهد
وَرامَ صَرْفَ الْفَقْرِ عَنْ نَفْسِهِ بِكَ
و برگرداندن فقر را از خویشتن به وسیله تو طلب کند
فَقَدْ طَلَبَ حاجَتَهُ فى مَظآنِّها
حقّاً که حاجتش را در جایگاه اصلى خود خواسته
وَ اَتى طَلِبَتَهُ مِنْ وَجْهِها.
و به دنبال مطلبش از راه صحیح برآمده
وَ مَنْ تَوَجَّهَ بِحاجَتِهِ اِلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ
و هر که در نیاز خود به یکى از آفریدگان تو رو کند
اَوْ جَعَلَهُ سَبَبَ نُجْحِها دُونَكَ
یا او را بجاى تو وسیله برآمدن حاجت قرار دهد
فَقَدْ تَعَرَّضَ لِلْحِرْمانِ
بىشک خود را در معرض نومیدى آورده
وَاسْتَحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَوْتَ الْاِحْسانِ
و از جانب تو سزاوار محرومیت. از احسان گشته.
اَللَّهُمَّ وَ لى اِلَيْكَ حاجَةٌ قَدْ قَصَّرَ عَنْها جُهْدی
خداوندا به درگاهت حاجتى آوردهام که قدرت دستیابى به آن را ندارم
وَ تَقَطَّعَتْ دُونَها حِيَلى
و رشته چارهجوئىام در مقابل آن گسسته
وَ سَوَّلَتْ لى نَفْسى رَفْعَها اِلى مَنْ يَرْفَعُ حَوآئِجَهُ اِلَيْكَ
ونفس من در نظرم چنین آراسته که آن نیاز را بهکسى اظهار کنم که او خود نیازهایش را به درگاه تو مىآورد
وَلايَسْتَغْنى فى طَلِباتِهِ عَنْكَ
و درخواستهاش از تو بىنیاز نیست
وَ هِىَ زَلَّةٌ مِنْ زَلَلِ الْخَاطِئينَ
و این لغزشى است از لغزشهاى اشتباهکاران
وَ عَثْرَةٌ مِنْ عَثَراتِ الْمُذْنِبينَ
و درافتادنى است از درافتادنهاى گناهکاران
ثُمَّ انْتَبَهْتُ بِتَذْكيرِكَ لى مِنْ غَفْلَتى
سپس به یادآورى تو از خواب بىخبرى بیدار شدم
وَ نَهَضْتُ بِتَوْفيقِكَ مِنْ زَلَّتى
و به توفیق تو از آن لغزش برخاستم
وَ رَجَعْتُ وَ نَكَصْتُ بِتَسْديدِكَ عَنْ عَثْرَتى
و به یارى تو از درافتادن برگشته و بازپس آمدم
وَ قُلْتُ: سُبْحانَ رَبّى كَيْفَ
و گفتم: پاک و منزه است پروردگارم چگونه
يَسْئَلُ مُحْتاجٌ مُحْتاجاً؟
نیازمندى از نیازمندى طلب نیازکند؟
وَاَنّى يَرْغَبُ مُعْدِمٌ اِلى مُعْدِمٍ؟
و چگونه تهیدستى از تهیدستى دیگر گدایى کند
فَقَصَدْتُكَ يا اِلهى بِالرَّغْبَةِ
پس اى خداى من از سر شوق و رغبت آهنگ تو کردم
وَ اَوْفَدْتُ عَلَيْكَ رَجآئى بِالثِّقَةِ بِكَ
و از باب اطمینان امید خویش به تو بستم
وَ عَلِمْتُ اَنَّ كَثيرَ ما اَسْئَلُكَ يَسيرٌ فى وُجْدِكَ
و دانستم که خواسته من از تو هر چند زیاد باشد در کنار دارائیت بسیار ناچیز است
وَ اَنَّ خَطيرَ ما اَسْتَوْهِبُكَ حَقيرٌ فى وُسْعِكَ
و چشمداشت فوقالعاده من به بخششت در جنب توانایى تو حقیر است
وَ اَنَّ كَرَمَكَ لايَضيقُ عَنْ سُؤالِ اَحَدٍ
و دایره بزرگواریت از تقاضاى هیچ کس تنگ نمىشود
وَ اَنَّ يَدَكَ بِالْعَطايا اَعْلى مِنْ كُلِّ يَدٍ.
و دست عطایت از هر دستى برتر است
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا پس بر محمد و آلش درود فرست
وَاحْمِلْنى بِكَرَمِكَ عَلَى التَّفَضُّلِ
و با من به کرم خود تفضل نما
وَلاتَحْمِلْنى بِعَدْلِكَ عَلَى الْاِسْتِحْقاقِ
و به آنچه به عدلت شایسته آنم با من رفتار مکن
فَما اَنَا بِاَوَّلِ راغِبٍ رَغِبَ اِلَيْكَ فَاَعْطَيْتَهُ وَ هُوَ يَسْتَحِقُّ الْمَنْعَ
زیرا من اولین کسى نیستم که همراه شوق به سویت رو کرده و تو از فضلت به او عنایت فرمودهاى با آنکه مستحق منع بوده
وَلا بِاَوَّلِ سآئِلٍ سَئَلَكَ فَاَفْضَلْتَ عَلَيْهِ وَ هُوَ يَسْتَوْجِبُ الْحِرْمانَ.
و نخستین خواهنده نیستمکه ازتو خواسته و تو در حقش کرم کردى در صورتى که مستحق محرومیت بوده است.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ كُنْ لِدُعآئى مُجيباً
و جواب دهنده دعایم باش
وَ مِنْ نِدآئى قَريباً
و به ندایم التفات کن
وَ لِتَضَرُّعى راحِماً
و بر زاریم ترحم نما
وَ لِصَوْتى سامِعاً
و صدایم را بشنو
وَلاتَقْطَعْ رَجآئى عَنْكَ
و رشته امیدم را قطع مکن
وَلاتَبُتَّ سَبَبى مِنْكَ
و دستاویز مرا از خود جدا مساز
وَلاتُوَجِّهْنى فى حاجَتى هذِهِ وَ غَيْرِها اِلى سِواكَ
و در این حاجت و دیگر حوائجم روى مرا به سوى غیر خودت قرار مده
وَ تَوَلَّنى بِنُجْحِ طَلِبَتى
و کارساز من باش به برآوردن خواستهام
وَ قَضآءِ حاجَتى
و روا کردن حاجتم
وَ نَيْلِ سُؤْلى قَبْلَ زَوالى عَنْ مَوْقِفى هذا بِتَيْسيرِكَ لِىَ الْعَسيرَ
و رسیدن به آرزویم پیش از آنکه از اینجاى خود برخیزم با آسان ساختن مشکلم
وَ حُسْنِ تَقْديرِكَ لى فى جَميعِ الْاُمُورِ
و با سرنوشت خوبى که برایم مقدر کردهاى
وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
و بر محمد و آلش درود فرست
صَلوةً دآئِمَةً نامِيَةً لَاانْقِطاعَ لاَِبَدِها
درودى دائمى و فزاینده که انقطاع نپذیرد
وَلامُنْتَهى لاِمَدِها
و زمان آن را پایانى نباشد
وَاجْعَلْ ذلِكَ عَوْناً وَ سَبَباً لِنَجاحِ طَلِبَتى
و این درود را براى من مددکار قرار ده و سبب برآمدن حاجتم گردان همانا که
اِنَّكَ واسِعٌ كَريمٌ
تو کارگشاى کریمى
وَ مِنْ حاجَتى يا رَبِّ كَذا وَ كَذا.
و حاجتم پروردگارا چنین و چنان است
«وَ تَذْكُرُ حاجَتَكَ ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ فى سُجُودِكَ:»
سپس نیازت را به پیشگاه حق عرضه کن آنگاه به سجده رو و بگو:
فَضْلُكَ انَسَنى
فضلت به من آرامش مىدهد
وَ اِحْسانُكَ دَلَّنى
و احسانت راهم مىنماید
فَاَسْئَلُكَ بِكَ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ الِهِ - صَلَواتُكَ عَلَيْهِمْ –
پس از تو به ذات مقدست و به محمد و آلش - که درود تو بر آنان باد
اَنْ لاتَرُدَّنى خآئِباً.
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسلام اِذَا اعْتُدِىَ عَلَيْهِ اوْ رَأى مِنَ الظّالِمينَ ما لايُحِبُ
« هرگاه ستمى به او مىرسید »
يا مَنْ لايَخْفى عَلَيْهِ اَنْبآءُ الْمُتَظَلِّمينَ
اى آن که اخبار شکوهکنندگان بر تو مخفى نیست
وَيا مَنْ لايَحْتاجُ فى قَصَصِهِمْ اِلى شَهاداتِ الشّاهِدينَ
اى آن که سرگذشت ستمدیدگان نزد تو نیازى به شهادت شاهدان ندارد
وَ يا مَنْ قَرُبَتْ نُصْرَتُهُ مِنَ الْمَظْلُومينَ
اى آن که دوران رسیدن یارى تو به ستمدیدگان نزدیک است
وَ يا مَنْ بَعُدَ عَوْنُهُ عَنِ الظّالِمينَ
اى آن که مددکاریت از ستمگران دور است
قَدْ عَلِمْتَ يا اِلهى ما نالَنى مِنْ فُلانِ بْنِ فُلانٍ مِمّا حَظَرْتَ
اى خداى من تو مىدانى از فلانى فرزند فلانى به من آن رسیده که از آن نهى نمودهاى
وَانْتَهَكَهُ مِنّى مِمّا حَجَزْتَ عَلَيْهِ
و پرده حرمتم را که بر او ممنوع ساخته بودى دریده
بَطَراً فى نِعْمَتِكَ عِنْدَهُ
او از باب طغیان در نعمتت
وَاغْتِراراً بِنَكيرِكَ عَلَيْهِ.
و بىاعتنایى به عقابت بر من تاخته
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ خُذْ ظالِمى وَ عَدُوّى عَنْ ظُلْمى بِقُوَّتِكَ
و ستمکننده بر من و دشمنم را با قوّت خود از ستم بر من بازدار
وَ افْلُلْ حَدَّهُ عَنّى بِقُدْرَتِكَ
و با قدرت خود تندى و بُرّایى او را بر من بشکن
وَاجْعَلْ لَهُ شُغْلاً فيما يَليهِ وَ عَجْزاً عَمّا يُناويهِ
و او را به خودش مشغول دار و در برابر آن که با او به دشمنى برمىخیزد ناتوان ساز.
اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَلاتُسَوِّغْ لَهُ ظُلْمى
و ستمکار را رخصت ستم بر من مده
وَ اَحْسِنْ عَلَيْهِ عَوْنى
و مرا در برابرش نیکو یارى کن
وَاعْصِمْنى مِنْ مِثْلِ اَفْعالِهِ
و مرا از ارتکاب نظیر کارهاى او حفظ کن
وَلاتَجْعَلْنى فى مِثْلِ حالِهِ
و در حالتى مانند حالت او قرار مده
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَاَعْدِنى عَلَيْهِ عَدْوى
عنایت کن و مرا در برابر دشمنم نصرتى بیدرنگ
حاضِرَةً تَكُونُ مِنْ غَيْظى بِهِ شِفآءً
تا طوفان خشمم نسبت به او فرو نشیند
وَ مِنْ حَنَقى عَلَيْهِ وَفآءً.
و داد دلم را از او بگیرد
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ عَوِّضْنى مِنْ ظُلْمِهِ لى عَفْوَكَ
و عفو و بخششت را در برابر ستم او به من عطا کن
وَ اَبْدِلْنى بِسُوءِ صَنيعِهِ بى رَحْمَتَكَ
و بجاى سوء رفتار او با من رحمتت را پاداشم قرار ده
فَكُلُّ مَكْرُوهٍ جَلَلٌ دُونَ سَخَطِكَ
زیرا هر ناخوشایندى در برابر ترس از قهر تو ناچیز است
وَ كُلُّ مَرْزِئَةٍ سَوآءٌ مَعَ مَوْجِدَتِكَ.
و هر مصیبتى پیش خشم تو آسان.
اَللَّهُمَّ فَكَما كَرَّهْتَ اِلَىَّ اَنْ اُظْلَمَ فَقِنى مِنْ اَنْ اَظْلِمَ.
بارالها همانطور که ستمکِشى را در نظرم ناخوشایند ساختى مرا نیز از ستمکارى حفظ فرما
اَللَّهُمَّ لا اَشْكُو اِلى اَحَدٍ سِواكَ وَلا اَسْتَعينُ بِحاكِمٍ غَيْرِكَ
بارالها به احدى غیر تو شکایت نکنم و از هیچ حاکمى جز تو یارى نمىجویم
حاشاكَ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
حاشا که چنین کنم پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ صِلْ دُعآئى بِالاِجابَةِ
و دعایم را به اجابت برسان
وَاقْرِنْ شِكايَتى بِالتَّغْييرِ.
و شکایتم را به تغییر وضع کنونى مقرون ساز.
اَللَّهُمَّ لاتَفْتِنّى بِالْقُنُوطِ مِنْ اِنْصافِكَ
بارخدایا مرا به ناامیدى از عدل خود آزمایش مکن
وَلاتَفْتِنْهُ بِالْاَمْنِ مِنْ اِنْكارِكَ
و دشمن را به ایمنى از کیفرت امتحان منماى
فَيُصِرَّ عَلى ظُلْمى
تا بر ستم بر من اصرار ورزد
وَ يُحاضِرَنى بِحَقّى
و بر حقّم مستولى شود
وَ عَرِّفْهُ عَمّا قَليلٍ ما اَوْعَدْتَ الظّالِمينَ
و بههمین زودى اورا بهآنچه ستمکاران را بدان آن تهدید نمودهاى آشنا کن
وَ عَرِّفْنى ما وَعَدْتَ مِنْاِجابَةِ الْمُضْطَرّينَ. اَللَّهُمَّ
و مرا به اجابتى که به بیچارگان وعده دادهاى آگاهى ده بارالها
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بر محمد و آلش درود فرست
وَ وَفِّقْنى لِقَبُولِ ما قَضَيْتَلىوَعَلَىَّ
و مرا به پذیرفتن هر سود و زیانى که دربارهام مقدّر کردهاى موفق کن
وَ رَضِّنى بِما اَخَذْتَ لى وَ مِنّى
و مرا به آنچه از دیگرى براى من و از من براى دیگرى مىستانى خشنودى ده
وَ اهْدِنى لِلَّتى هِىَ اَقْوَمُ
و به راستترین راهم رهنمون شو
وَاسْتَعْمِلْنى بِما هُوَاَسْلَمُ.
و به سالمترین کار بگمار.
اَللَّهُمَّ وَاِنْ كانَتِالْخِيَرَةُ لى عِنْدَكَ فى تَاْخيرِ الْاَخْذِ - لى
بارالها اگر خیر مرا در آن بدانى که گرفتن حقّم به تأخیر افتد
وَ تَرْكِ الْاِنْتِقامِ مِمَّنْ ظَلَمَنى اِلى يَوْمِ الْفَصْلِ وَ مَجْمَعِ الْخَصْمِ
و انتقام از کسى که بر من ظلم روا داشته تا روز روشن شدن حق از باطل و جایگاه فراهم آمدن مدعیان (یعنى روز محشر) متروک ماند
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ اَيِّدْنى مِنْكَ بِنِيَّةٍ صادِقَةٍ وَ صَبْرٍ دآئِمٍ
و مرا از جانب خود به نیت صادقانه و صبر همیشگى یارى فرما
وَ اَعِذْنى مِنْ سُوءِ الرَّغْبَةِ وَ هَلَعِ اَهْلِ الْحِرْصِ
و از رغبت ناشایسته و آزمندى اهل حرص پناه ده
وَ صَوِّرْ فى قَلْبى مِثالَ مَا ادَّخَرْتَ لى مِنْ ثَوابِكَ
و نقشى از ثوابى که براى من ذخیره نمودهاى
وَ اَعْدَدْتَ لِخَصْمى مِنْ جَزآئِكَ وَ عِقابِكَ
و جزاء و عقابى که براى دشمنم آماده کردهاى در دلم مصوّر فرما
وَاجْعَلْ ذلِكَ سَبَباً لِقَناعَتى بِما قَضَيْتَ
و آن را وسیلهاى براى خرسندى من به قضایت و اطمینانم به آنچه به جهت من
وَ ثِقَتى بِما تَخَيَّرْتَ
اختیار کردهاى قرار ده
امينَ رَبَّ الْعالَمينَ
اى پروردگار جهانیان دعایم را مستجاب کن
اِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ
زیرا که تو صاحب فضل عظیمى
وَ اَنْتَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.
و بر هر کارى توانائى.
وَ كانَ مِنْ دُعائِهِ عليهالسلام اِذا مرضَ اَوْ نَزَلَ بِهِ كَرْبٌ اَوْ بَليّةٌ
« وقت بیمارى یا روى آوردن اندوه و بلا»
اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى ما لَمْ اَزَلْ اَتَصَرَّفُ فيهِ مِنْ سَلامَةِ بَدَنى
بارخدایا تو را سپاس بر نعمت تندرستى بدن که همواره و پیوسته از آن برخوردار بودم
وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلى ما اَحْدَثْتَ بى مِنْ عِلَّةٍ فى جَسَدى
و سپاس تو را بر آن بیمارى که در جسمم پدید آوردهاى
فَما اَدْرى يا اِلهى اَىُّ الْحالَيْنِ اَحَقُّ بِالشُّكْرِ لَكَ؟
اى خداى من نمىدانم که کدام یک از این دو حال براى شکر به درگاهت سزاوارتر است
وَ اَىُّ الْوَقْتَيْنِ اَوْلى بِالْحَمْدِ لَكَ؟
و کدام یک از این دو وقت حمد تو را شایستهتر؟
اَ وَقْتُالصِّحَّةِ الَّتى هَنَّاْتَنى فيها طَيِّباتِ رِزْقِكَ
آیا زمان سلامت که روزیهاى پاکیزهات را بر من گوارا ساختهاى
وَنَشَّطْتَنى بِها لِابْتِغآءِ مِرْضاتِكَ وَ فَضْلِكَ
و به سبب آن براى به دست آوردن رضایت و نعمتهایت به من نشاط بخشیدهاى
وَقَوَّيْتَنى مَعَها عَلى ما وَفَّقْتَنى لَهُ مِنْطاعَتِكَ
و به سبب آن تندرستى به من نیرو داده تا به طاعتت توفیق یابم
اَمْ وَقْتُالْعِلَّةِ الَّتى مَحَّصْتَنى بِها
یا به هنگام بیمارى که مرا به آن پاک مىسازى
وَالنِّعَمِ الَّتى اَتْحَفْتَنى بِها
و نعمتهائى که به من تحفه دادهاى
تَخْفيفاً لِما ثَقُلَ بِهِ عَلَىَّ ظَهْرى مِنَ الْخَطيئآتِ
تا گناهانى را که از آن گرانبار شدهام تخفیف دهى
وَ تَطْهيراً لِمَا انْغَمَسْتُ فيهِ مِنَ السَّيِّئاتِ
و مرا از سیّئاتى که در آن فرو رفتهام پاک نمایى
وَتَنْبيهاً لِتَناوُلِ التَّوْبَةِ
و آگاهیم دهى که پلیدى گناه را به توبه از دل بشویم
وَتَذْكيراً لِمحْوِالْحَوْبَةِ بِقَديمِ النِّعْمَةِ؟
و با یادآورى نعمت قدیم گناه بزرگم را از پروندهام محو نمایم
وَ فى خِلالِ ذلِكَ ما كَتَبَ لِىَ الْكاتِبانِ مِنْ زَكِىِّ الْاَعْمالِ
و در خلال این بیمارى از جمله تحفهها که به من عنایت مىکنى این است که فرشتگان به حساب من اعمال پاکیزهاى نوشته اند
ما لا قَلْبٌ فَكَّرَ فيهِ
که فکر آن به خاطرى نگذشته
وَلا لِسانٌ نَطَقَ بِهِ
و بر زبانى نرفته
وَلا جارِحَةٌ تَكَلَّفَتْهُ
و هیچ یک از اعضاء در انجامش رنجى نبرده
بَلْ اِفْضالاً مِنْكَ عَلَىَّ وَ اِحْساناً مِنْ صَنيعِكَ اِلَىَّ
بلکه این همه از باب تفضل و احسان تو بر من نوشته شده.
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست و آنچه را برایم
وَ حَبِّبْ اِلَىَّ ما رَضيتَ لى
پسندیدهاى درنظرم محبوب ساز
وَ يَسِّرْ لى ما اَحْلَلْتَ بى
وتحمل آنچه را برمن وارد نمودهاىآسان ساز و
وَ طَهِّرْنى مِنْ دَنَسِ ما اَسْلَفْتُ
مرا از آلودگى اعمال گذشته پاک کن
وَامْحُ عَنّى شَرَّ ما قَدَّمْتُ
و شرّ اعمال گذشتهام را از من بزداى
وَاَوْجِدْنى حَلاوَةَ الْعافِيَةِ
و از لذّت عافیت کامیابم فرما
وَاَذِقْنى بَرْدَ السَّلامَةِ
و گوارایى تندرستى را به من بچشان
وَاجْعَلْ مَخْرَجى عَنْ عِلَّتى اِلى عَفْوِكَ
و لطفى کن که از بستر این مرض به سوى عفو و بخشایش تو راه خلاص یابم
وَمُتَحَوَّلى عَنْ صَرْعَتى اِلى تَجاوُزِكَ
و از این زمینگیرى به گذشت تو انتقال یافته
وَ خَلاصى مِنْ كَرْبى اِلى رَوْحِكَ
و از این اندوه و گرفتارى به راحت تو خلاص یابم
وَ سَلامَتى مِنْ هذِهِ الشِّدَّةِ اِلى فَرَجِكَ
و از این دشوارى به فرج و گشایش تو سلامت یابم
اِنَّكَ الْمُتَفَضِّلُ بِالاِْحْسانِ
که همانا تو بىاستحقاق ما احسان روا مىدارى
الْمُتَطَوِّلُ بِالْاِمْتِنانِ
و نعمت بىدریغ نثار مىکنى
الْوَهّابُ الْكَريمُ
و بخشندهاى کریمى که عطایت را پایانى نیست
ذُوالْجَلالِ وَالْاِكْرامِ.
و داراى جلال و اکرامى.
دعا در طلب بخشش و آمرزش گناه
ذِكْرِ اِحْسانِهِ يَفْزَعُ الْمُضْطَرُّونَ
به یادآورى احسانت پناه مىبرند
وَ يا مَنْ لِخيفَتِهِ يَنْتَحِبُ الْخاطِئُونَ
اى که خطاکاران از بیم تو به شدت گریه مىکنند
يا اُنْسَ كُلِّ مُسْتَوْحِشٍ غَريبٍ
اى همدم هر وحشتزده دور از وطن
وَ يا فَرَجَ كُلِّ مَكْرُوبٍ كَئيبٍ
اى گشایش هر اندوهگین دلشکسته
وَ يا غَوْثَ كُلِّ مَخْذُولٍ فَريدٍ
اى فریادرس هر درمانده تنها
وَ يا عَضُدَ كُلِّ مُحْتاجٍ طَريدٍ
اى مددکار هر محتاج رانده شده
اَنْتَ الَّذى وَسِعْتَ كُلَّ شَىْءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً
تویى که رحمت و دانشت همه چیز را فرا گرفته
وَاَنْتَ الَّذى جَعَلْتَ لِكُلِّ مَخْلُوقٍ فى نِعَمِكَ سَهْماً
تویى که هر آفریده را از نعمتهایت بهرهاى مقرر فرمودهاى
وَ اَنْتَ الَّذى عَفْوُهُ اَعْلى مِنْ عِقابِهِ
تویى که عفوت بر عقابت غلبه دارد
وَ اَنْتَ الَّذى تَسْعى رَحْمَتُهُ اَمامَ غَضَبِهِ
و تویى که مهرت پیشاپیش غضبت در حرکت است
وَ اَنْتَ الَّذى عَطآؤُهُ اَكْثَرُ مِنْ مَنْعِهِ
و تویى که عطایت از منعت بیشتر است
وَ اَنْتَ الَّذِى اتَّسَعَ الْخَلآئِقُ كُلُّهُمْ فى وُسْعِهِ
و تویى که پهنه رحمت و مهرت همه آفریدگان را فراگرفته
وَ اَنْتَ الَّذى لايَرْغَبُ فى جَزآءِ مَنْ اَعْطاهُ
و تویى که چون نعمت به کسى مرحمت کنى چشم پاداش از او ندارى
وَاَنْتَ الَّذى لايُفْرِطُ فى عِقابِ مَنْ عَصاهُ
و تویى که در کیفر عاصیان از اندازه نمىگذرى
وَ اَنَا يا اِلهى
و من اى خداى من
عَبْدُكَ الَّذى اَمَرْتَهُ بِالدُّعآءِ فَقالَ لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ :
آن بنده توام که او را به دعا فرمان دادى پس لبّیک و سَعْدَیْکَ گفت و فرمانت را بجاى آورد
ها اَنَاذا يارَبِّ مَطْرُوحٌ بَيْنَ يَدَيْكَ
اینک منم اى پروردگار من که در پیشگاهت به خاکسارى درافتادهام
اَنَا الَّذى اَوْقَرَتِ الْخَطايا ظَهْرَهُ
منم که خطاها پشتم را گرانبار کرده
وَاَنَا الَّذى اَفْنَتِ الذُّنُوبُ عُمُرَهُ
و منم که گناهان عمرم را به تباهى برده
وَاَنَا الَّذى بِجَهْلِهِ عَصاكَ وَلَمْ تَكُنْ اَهْلاً مِنْهُ لِذاكَ.
و منم که از سر جهالت تو را نافرمانى کردهام در صورتى که تو شایسته این نبودىکه من چنین کنم.
هَلْ اَنْتَ يااِلهى راحِمٌ مَنْ دَعاكَ فَاُبْلِغَ فِىالدُّعآءِ
اى خداى من آیا اگر کسى تو را بخواند بر او رحمت مىآورى تا در دعا بکوشم؟
؟ اَمْ اَنْتَ غافِرٌ لِمَنْ بَكاكَ فَاُسْرِعَ فِى الْبُكآءِ؟
یا کسى را که به درگاهت بنالد مىآمرزى تا در گریه شتاب نمایم
اَمْ اَنْتَ مُتَجاوِزٌ عَمَّنْ عَفَّرَ لَكَ وَجْهَهُ تَذَلُّلاً؟
؟ یا از کسى که از سرِ فروتنى صورت به خاک درگاهت بساید درمىگذرى؟
اَمْ اَنْتَ مُغْنٍ مَنْ شَكا اِلَيْكَ فَقْرَهُ تَوَكُّلاً؟
یا کسى را که به پیشگاهت از سرِاعتماد از فقر و ندارى خود شکوه کند بىنیاز مىگردانى؟
اِلهى لاتُخَيِّبْ مَنْ لايَجِدُ مُعْطِياً غَيْرَكَ
اى خداى من آن را که جز تو عطا کنندهاى نمىیابد ناامید مکن
وَلاتَخْذُلْ مَنْ لايَسْتَغْنى عَنْكَبِاَحَدٍ دُونَكَ.
و کسى را که از تو به غیر تو بىنیاز نمىشود بىیارى مگذار.
اِلهى فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
خداى من پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ لاتُعْرِضْ عَنّى وَ قَدْ اَقْبَلْتُ عَلَيْكَ
و اکنون که به تو روى آوردهام از من روى مگردان
وَ لاتَحْرِمْنى وَ قَدْ رَغِبْتُ اِلَيْكَ
و در حالى که دل به تو دادهام محرومم منما
وَلاتَجْبَهْنى بِالرَّدِّ وَقَدِ انْتَصَبْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ
و اکنون که در درگاهت به پاى ایستادهام دست رد به سینهام مزن.
اَنْتَ الَّذى وَصَفْتَ نَفْسَكَ بِالرَّحْمَةِ
تویى که ذات خود را به رحمت و مهر توصیف کردهاى
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَارْحَمْنى
و بر من رحمت آور
وَاَنْتَ الَّذى سَمَّيْتَ نَفْسَكَ بِالْعَفْوِ
و تویى آن که خود را خطابخش نامیدهاى
فَاعْفُ عَنّى.
پس مرا عفو کن
قَدْ تَرى يا اِلهى
بىشک مىنگرى اى خداى من
فَيْضَ دَمْعى مِنْ خيفَتِكَ
از خوفت جریان اشکم را
وَ وَجيبَ قَلْبى مِنْ خَشْيَتِكَ
و از ترست پریشانى دلم را
وَانْتِقاضَ جَوارِحى مِنْ هَيْبَتِكَ
و از هیبتت لرزش اعضایم را
كُلُّ ذلِكَ حَيآءٌ مِنْكَ لِسُوءِ عَمَلى
این همه از شرمسارى من به خاطر سوء رفتار من است
وَ لِذاكَ خَمَدَ صَوْتى عَنِ الْجَأْرِ اِلَيْكَ
و به همین خاطر از شدّت زارى به درگاهت صدایم فرو خفته
وَكَلَّ لِسانى عَنْ مُناجاتِكَ.
و زبانم از راز و نیاز با تو بازمانده.
يااِلهى فَلَكَالْحَمْدُ
اى خداى من سپاس تو را
فَكَمْ مِنْ عآئِبَةٍ سَتَرْتَها عَلَىَّ فَلَمْ تَفْضَحْنى
چه بسا عیبها که بر من پوشاندى و مرا به میدان افتضاح و رسوایى نکشاندى
وَكَمْ مِنْ ذَنْبٍ غَطَّيْتَهُ عَلَىَّ فَلَمْ تَشْهَرْنى
و بسا گناهان مرا که مستور داشتى و به آنم مشهور ننمودى
وَكَمْ مِنْ شآئِبَةٍ اَلْمَمْتُ بِها فَلَمْ تَهْتِكْ عَنّى سِتْرَها
و بسا بدیها و پلیدیهاى من که پرده آنها ندریدى
وَلَمْ تُقَلِّدْنى مَكْرُوهَ شَنارِها
و حلقه ننگ آن زشتىها بر گردنم نیفکندى
وَلَمْ تُبْدِ سَوْ اتِها لِمَنْ يَلْتَمِسُ مَعآئِبى مِنْجيرَتى
و زشتىهاى گناهم را نزد همسایگانى که درپى عیوب منند
وَ حَسَدَةِ نِعْمَتِكَ عِنْدى
و حسودانى که خواهان زوال نعمتت ازمنند آشکار ننمودى
ثُمَّ لَمْ يَنْهَنى ذلِكَ عَنْ اَنْ جَرَيْتُ اِلى سُوءِ ما عَهِدْتَ مِنّى!!
ولى این الطاف تو مرا از گرایش به بدیهایى که از من سراغ دارى باز نداشت!!
فَمَنْ اَجْهَلُ مِنّى يا اِلهى بِرُشْدِهِ؟
س اى خداى من نادانتر از من به صلاح کار خود کیست؟
وَمَنْ اَغْفَلُ مِنّى عَنْ حَظِّهِ؟
پو غافلتر از من به نصیب و حظّ خویش کدام انسان است؟
وَمَنْ اَبْعَدُ مِنّى مِنِاسْتِصْلاحِ نَفْسِهِ حينَ اُنْفِقُ ما اَجْرَيْتَ عَلَىَّ مِنْ رِزْقِكَ فيما نَهَيْتَنى عَنْهُ مِنْ مَعْصِيَتِكَ؟
و چه کسى از من از اصلاح نفس خویش دورتر است آنگاه که تمام نعمتهائى را که به من لطف مىکنى در امورى که مرا از آن نهى فرمودهاى صرف مىکنم؟
وَمَنْ اَبْعَدُ غَوْراً فِى الْباطِلِ
و چه کسى بیش از من در غرقاب باطل فرو رفته
وَاَشَدُّ اِقْداماً عَلَى السُّوءِ مِنّى حينَ اَقِفُ بَيْنَ دَعْوَتِكَ وَ دَعْوَةِ الشَّيْطانِ فَاَتَّبِعُ دَعْوَتَهُ عَلى غَيْرِ عَمىً مِنّى فى مَعْرِفَةٍ بِهِ وَلانِسْيانٍ مِنْ حِفْظى لَهُ؟
و بر اقدام به گناه پیشتاز شده آنگاه که میان دعوت تو و دعوت شیطان
توقف مىکنم و با آنکه او را بخوبى مىشناسم و وضع او از یاد من نرفته دعوت او پیروى مىکنم؟
وَاَنَا حينَئِذٍ مُوقِنٌ بِاَنَّ مُنْتَهى دَعْوَتِكَ اِلَى الْجَنَّةِ
در صورتى که مىدانم عاقبت دعوت تو به سوى بهشت
وَمُنْتَهى دَعْوَتِهِ اِلَى النّارِ.
و سرانجام دعوت او به سوى آتش جهنم است
سُبْحانَكَ ما اَعْجَبَ ما اَشْهَدُ بِهِ عَلى نَفْسى!
اى پاک خداى من چه شگفتانگیز است که به زیان خود شهادت مىدهم!
وَاُعَدِّدُهُ مِنْ مَكْتُومِ اَمْرى!
و امور نهان خود را شماره مىنمایم!
وَاَعْجَبُ مِنْ ذلِكَ اَناتُكَ عَنّى
و شگفتآورتر از آن بردبارى تو از من
وَاِبْطآؤُكَ عَنْ مُعاجَلَتى
و درنگت از مؤاخذه سریع من است
وَ لَيْسَ ذلِكَ مِنْ كَرَمى عَلَيْكَ
و علّتش این نیست که من در آستان تو انسانى بزرگوارم
بَلْ تَاَنِّياً مِنْكَ لى
بلکه از روى مداراى تو با من و تفضّل تو بر من است
وَ تَفَضُّلاً مِنْكَ عَلَىَّ لِأَنْ اَرْتَدِعَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ الْمُسْخِطَةِ
تا مگر از نافرمانى تو که خشمانگیز است باز ایستم
وَاُقْلِعَ عَنْ سَيِّئاتِىَ الْمُخْلِقَةِ
و خود را از گناهانى که آبرویم را مىبرد بازدارم
وَ لِأَنَّ عَفْوَكَ عَنّى اَحَبُّ اِلَيْكَ مِنْ عُقُوبَتى بَلْ اَنَا
و از آن روست که گذشتت را از من بیش از کیفرم دوست دارى وگرنه
يااِلهى اَكْثَرُ ذُنُوباً
اى خداى من گناهانم فراوانتر
وَاَقْبَحُ اثاراً
و آثارم زشتتر
وَاَشْنَعُ اَفْعالاً
و کردارم شنیعتر
وَاَشَدُّ فِى الْباطِلِ تَهَوُّراً
و گستاخیم در باطل شدیدتر
وَاَضْعَفُ عِنْدَ طاعَتِكَ تَيَقُّظاً
و بیداریم براى طاعتت بسیار ضعیفتر
وَاَقَلُّ لِوَعيدِكَ انْتِباهاً وَارْتِقاباً مِنْ اَنْ اُحْصِىَ لَكَ عُيُوبى
و هشیارى و مراقبتم در مقابل تهدیدت ناچیزتر از آن است که بتوانم عیوبم را در پیشگاهت شماره کنم
اَوْ اَقْدِرَ عَلى ذِكْرِ ذُنُوبى
یا قدرت یاد کردن گناهانم را داشته باشم
وَ اِنَّما اُوَبِّخُ بِهذا نَفْسى طَمَعاً فى رَأْفَتِكَ الَّتى بِها صَلاحُ اَمْرِ الْمُذْنِبينَ وَ رَجآءً لِرَحْمَتِكَ
و خود را به این صورت نکوهش مىکنم زیرا که به مهرت چشم طمع دارم که اصلاح کار گنهکاران وابسته به مِهر توست و هم از باب امید به رحمت توست
الَّتى بِها فَكاكُ رِقابِ الْخاطِئينَ
که آزادى خطاکاران در گرو آن است. خداى من این گردن من است که
اَللَّهُمَّ وَهذِهِ رَقَبَتى قَدْ اَرَقَّتْهَا الذُّنُوبُ
گناهان آن را در بند کرده
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَاَعْتِقْها بِعَفْوِكَ
و آن را به عفوت از عذاب بِرَهان
وَهذا ظَهْرى قَدْ اَثْقَلَتْهُ الْخَطايا
و این پشت من است که بار خطاها آن را سنگین نموده
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَخَفِّفْ عَنْهُ بِمَنِّكَ.
و به بخششت آن را سبک فرما
يااِلهى لَوْ بَكَيْتُ اِلَيْكَ حَتّى تَسْقُطَ. اَشْفارُ عَيْنَىَّ
اى خداى من اگر به درگاهت آنقدر زارى کنم که پلک چشمانم برهم اوفتد
وَانْتَحَبْتُ حَتّى يَنْقَطِعَ صَوْتى
و چندان به گریه و ناله صدا بلند کنم که صدایم قطع گردد و چندان به پیشگاهت
وَ قُمْتُ لَكَ حَتّى تَتَنَشَّرَ قَدَماىَ
برپاى ایستم که پایم ورم کند
وَ رَكَعْتُ لَكَ حَتّى يَنْخَلِعَ صُلْبى
و آنقدر برایت رکوع نمایم که استخوانهاى پشتم از هم بپاشد
وَ سَجَدْتُ لَكَ حَتّى تَتَفَقَّاَ حَدَقَتاىَ
و چندان سجده کنم که چشمهایم از کاسه درآید
وَاَكَلْتُ تُرابَ الْأرْضِ طُولَ عُمْرى
و در همه عمرم خاک زمین خورم
وَ شَرِبْتُ مآءَ الرَّمادِ اخِرَ دَهْرى
و تا زندهام آب آلوده به خاکستر بنوشم
وَذَكَرْتُكَ فى خِلالِ ذلِكَ حَتّى يَكِلَّ لِسانى
چندان ذکر تو گویم که زبانم از کار بماند
ثُمَّ لَمْ اَرْفَعْ طَرْفى اِلى افاقِ السَّمآءِ اسْتِحْيآءً مِنْكَ
آنگاه از روى شرمسارى چشم به و در اثناى این احوال آفاق آسمان باز نکنم
مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذلِكَ مَحْوَ سَيِّئَةٍ واحِدَةٍ مِنْ سَيِّئاتى.
با این همه مستحق محو یکى از گناهانم نخواهم بود
وَ اِنْ كُنْتَ تَغْفِرُ لى حينَ اَسْتَوْجِبُ مَغْفِرَتَكَ
و اگر به وقتى که سزاوار آمرزشت شوم مرا بیامرزى
وَ تَعْفُو عَنّى حينَ اَسْتَحِقُّ عَفْوَكَ فَاِنَّ ذلِكَ غَيْرُ وَاجِبٍ لى بِاسْتِحْقاقٍ
و در آن زمان که مستحق عفوت شوم از من بگذرى همانا این آمرزش و بخشش به خاطر استحقاق من نیست
وَلا اَنَا اَهْلٌ لَهُ بِاسْتيجابٍ
و من این شایستگى را ندارم
اِذْ كانَ جَزآئى مِنْكَ فى اَوَّلِ ما عَصَيْتُكَ النّارَ
زیرا جزاى من در نخستین گناه آتش جهنم بود
فَاِنْ تُعَذِّبْنى فَاَنْتَ َيْرُ ظالِمٍ لى.
پس اگر مرا به عذاب مبتلا کنى بر من ستم نکردهاى
اِلهى فَاِذْ قَدْ تَغَمَّدْتَنى بِسِتْرِكَ فَلَمْ تَفْضَحْنى .
اى خداى من اکنون که مرا به پردهپوشیت در پوشیده و رسوایم نکردهاى
وَ تَاَنَّيْتَنى بِكَرَمِكَ فَلَمْ تُعاجِلْنى
و به بزرگواریت با من مدارا نمودهاى و به کیفرم عجله نکردهاى
وَ حَلُمْتَ عَنّى بِتَفَضُّلِكَ فَلَمْ تُغَيِّرْ نِعْمَتَكَ عَلَىَّ
و از سرِ فضلت بردبارى ورزیدهاى و نعمتت را از من زایل نساختهاى
وَلَمْ تُكَدِّرْ مَعْرُوفَكَ عِنْدى فَارْحَمْ طُولَ تَضَرُّعى
و احسانت را بر من تیره ننمودهاى پس بر طول زاریم
وَ شِدَّةَ مَسْكَنَتى
و سختى زمینگیریم
وَ - سُوءَ مَوْقِفى
و بدى حالم رحمت آر. بارخدایا
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بر محمد و آلش درود فرست
وَ قِنى مِنَ الْمَعاصى
و مرا از گناهان حفظ کن
وَ اسْتَعْمِلْنى بِالطّاعَةِ
و به طاعتم وادار
وَ ارْزُقْنى حُسْنَ الْاِنابَةِ
و حُسن بازگشت قلبى را روزیم فرما
وَ طَهِّرْنى بِالتَّوْبَةِ
و از لوث گناه به توفیق توبه پاکم کن
وَ اَيِّدْنى بِالْعِصْمَةِ
و به موهبت عصمت تأییدم نما
وَ اسْتَصْلِحْنى بِالْعافِيَةِ
و امر حیات و زندگیم را با عافیت به صلاح آر
وَ اَذِقْنى َلاوَةَ الْمَغْفِرَةِ
و شیرینى عفوت را به من بچشان
وَ اجْعَلْنى طَليقَ عَفْوِكَ وَعَتيقَ رَحْمَتِكَ
و مرا رها شده عفو و آزاد گشته رحمتت قرار ده
وَ اكْتُبْ لى اَماناً مِنْ سُخْطِكَ
و از خشم خود خطّ امانم ده
وَ بَشِّرْنى بِذلِكَ فِى الْعاجِلِ دُونَ الْاجِلِ
و هم اکنون نه در آینده به مژده آن خوشحالم کن
بُشْرى اَعْرِفُها
مژدهاى که آن را بشناسم
وَ عَرِّفْنى فيهِ عَلامَةً اَتَبَيَّنُها
و با نشانهاى که آن را آشکار ببینم آگاهم فرما
اِنَّ ذلِكَ لايَضيقُ عَلَيْكَ فى وُسْعِكَ
که این کار از توان تو بیرون نیست
وَلايَتَكَاَّدُكَ فىقُدْرَتِكَ
و از قدرتت بر تو دشوار نباشد
وَ لايَتَصَعَّدُكَ فى اَناتِكَ
و با توجه به حلمت بر تو سخت نیست
وَ لايَؤُودُكَ فى جَزيلِ هِباتِكَ الَّتى دَلَّتْ عَلَيْها اياتُكَ
و در قبال بخششهاى فراوانت که آیات تو گواه آنهاست بر تو سنگین نیاید
اِنَّكَ تَفْعَلُ ما تَشآءُ وَتَحْكُمُ ما تريدُ
که همانا تو هر چه خواهى کنى و به هر چه ارادهات تعلق گیرد فرمان دهى
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.
که تو بر هر کار و همه چیز توانایى.
وَ كان مِن دُعائِهِ عليهالسلام اِذا ذُكِرَ الشَّيطانُ فَاسْتَعاذَ مِنه وَ مِنْ عَداوَتِهِ وَ كَيْدِهِ
« هنگامى که از شیطان یاد مىشد»
اَللَّهُمَّ اِنّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ نَزَغاتِ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ وَكَيْدِهِ وَ مَكآئِدِهِ
بارخدایا به تو پناه مىبریم از فتنهانگیزیهاى شیطان رانده شده و از حیله و مکرهاى گوناگونش
وَمِنَ الثِّقَةِ بِاَمانِيِّهِ وَمَواعيدِهِ وَ غُرُورِهِ وَمَصآئِدِهِ
و از تکیه کردن به آرزوها و وعدهها و فریب او و درافتادن به دامهایش
وَاَنْ يُطْمِعَ نَفْسَهُ فى اِضْلالِنا عَنْ طاعَتِكَ
و از طمع بستن او به گمراه کردن ما از راه بندگیت
وَامْتِهانِنا بِمَعْصِيَتِكَ
و خوار ساختن ما به عصیان و نافرمانیت
اَوْ اَنْ يَحْسُنَ عِنْدَنا ما حَسَّنَ لَنا
یا خوب دانستن چیزى که آن را در نظرمان نیکو جلوه داده
اَوْ اَنْ يَثْقُلَ عَلَيْنا ما كَرَّهَ اِلَيْنا.
یا گران دانستن چیزى که نزد ما زشت نشان داده
اَللَّهُمَّ اخْسَأْهُ عَنّا بِعِبادَتِكَ
بارخدایا به قدرت عبادتت او را از میدان زندگى ما بران
وَاكْبِتْهُ.بِدُؤُوبِنا فى مَحَبَّتِكَ
و به سبب کوششمان در راه محبتت دماغش را بهخاک بمال
وَاجْعَلْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُ سِتْراً لايَهْتِكُهُ
و بین ما و او پردهاى افکن که آن را ندرد
وَ رَدْماً مُصْمَتاً لايَفْتُقُهُ.
و حجابى ضخیم که آن را نشکافد.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا برمحمد و آلش درود فرست
وَاشْغَلْهُ عَنّا بِبَعْضِ اَعْدآئِكَ
و شیطان را با سرگرم شدن به برخى دشمنانت از ما منصرف کن
وَ اعْصِمْنا مِنْهُ بِحُسْنِ رِعايَتِكَ
و ما را به حسن رعایت خود از او حفظ فرما
وَ اكْفِنا خَتْرَهُ
و از حیلهاش کفایت کن
وَ وَلِّنا ظَهْرَهُ
و چنان کن که از ما بگریزد
وَاقْطَعْ عَنّا اِثْرَهُ.
و نشان پائى از او براى ما نماند.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ اَمْتِعْنا مِنَ الْهُدى بِمِثْلِ ضَلالَتِهِ
و ما را از هدایتى که در دوام و پابرجایى مانند گمراهى او باشد بهرهمند ساز
وَ زَوِّدْنا مِنَ التَّقوى ضِدَّ غَوايَتِهِ
و در برابر تباهى او به ما توشه تقوا کرامت فرما
وَاسْلُكْ بِنا مِنَ التُّقى خِلافَ سَبيلِهِ مِنَ الرَّدى.
و خلاف راه هلاکتبار او ما را به راه تقوا رهنمون شو.
اَللَّهُمَّ لاتَجْعَلْ لَهُ فى قُلُوبِنا مَدْخَلاً
الهى در قلب ما براى او راهى قرار مده
وَلاتُوطِنَنَّ لَهُ فيما لَدَيْنا مَنْزِلاً.
و براى وى در شئون زندگى ما منزلى فراهم نیاور
اَللَّهُمَّ وَما سَوَّلَ لَنا مِنْ باطِلٍ فَعَرِّفْناهُ
بارخدایا ما را به هر باطل که در نظرمان بیاراید آگاه کن
وَ اِذا عَرَّفْتَناهُ فَقِناهُ
و - چون آگاهمان کردى ما را از آن حفظ کن
وَبَصِّرْنا ما نُكائِدُهُ بِهِ
و به راه و روش جنگ با او بینایى ده
وَاَلْهِمْنا ما نُعِدُّهُ لَهُ
و ما را ملهم ساز که براى نبرد با او چه باید آماده کرد
وَاَيْقِظْنا عَنْ سِنَةِ الْغَفْلَةِ بِالرُّكُونِ اِلَيْهِ
و از خواب غفلتى که سبب گرایش به اوست بیدار کن
وَاَحْسِنْ بِتَوْفيقِكَ عَوْنَنا عَلَيْهِ.
و به توفیق خود ما را در مسیر مبارزه با او یارى ده.
اَللَّهُمَّ وَاَشْرِبْ قُلُوبَنا اِنْكارَ عَمَلِهِ
بارخدایا قلوبمان را از انکار کارهاى شیطان سرشار ساز
وَالْطُفْ لَنا فى نَقْضِ حِيَلِهِ
و براى درهم شکستن حیلههایش ما را چاره بیاموز.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَحَوِّلْ سُلْطانَهُ عَنّا
و سلطه شیطان را از ما بگردان
وَاقْطَعْ رَجآئَهُ مِنّا
و امیدش را از ما قطع کن
وَادْرَأْهُ عَنِالْوُلُوعِبِنا.
و وى را از حرص ورزیدن به گمراهى ما دفع فرما.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْ ابآئَنا وَاُمَّهاتِنا وَاَوْلادَنا وَاَهالِيَنا وَذَوى اَرْحامِنا وَقَراباتِنا
و پدران و مادران و فرزندان و اهل ما و خویشان و نزدیکان
وَجيرانَنا مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنْهُ فى حِرْزٍ حارِزٍ
و همسایگان ما را از زن و مرد مؤمن از شرّ او در جایگاهى محکم
وَحِصْنٍ حافِظٍ
و دژى حفظ کننده
وَكَهْفٍ مانِعٍ
و پناهگاهى امن قرار ده
وَاَلْبِسْهُمْ مِنْهُ جُنَناً واقِيَةً
و آنان را براى دفع ضرر او زرههاى نگهدارنده بپوشان
وَاَعْطِهِمْ عَلَيْهِ اَسْلِحَةً ماضِيَةً.
و آنان را اسلحه بُرّا بر ضدّ او عطا کن
اَللَّهُمَّ وَاعْمُمْ بِذلِكَ مَنْ شَهِدَ لَكَ بِالرُّبُوبِيَّةِ
بارخدایا و مشمول این دعا فرما هر کس را که به پروردگاریت گواهى داده
وَاَخْلَصَ لَكَ بِالْوَحْدانِيَّةِ
و به توحیدت اخلاص ورزیده
وَعاداهُ لَكَ بِحَقيقَةِ الْعُبُودِيَّةِ
و از باب حقیقت بندگى با شیطان دشمنى نموده
وَاسْتَظْهَرَ بِكَ عَلَيْهِ فى مَعْرِفَةِ الْعُلُومِ الرَّبّانِيَّةِ.
و براى دریافت علوم ربّانى از سوى تو بر علیه او یارى جسته است.
اَللَّهُمَّ احْلُلْ ما عَقَدَ
خداوندا آنچه گره زده بگشاى
وَافْتُقْ ما رَتَقَ
و هر راه که باز کرده ببند
وَافْسَخْ ما دَبَّرَ
و هر تدبیرى که اندیشیده درهم شکن
وَ ثَبِّطْهُ اِذا عَزَمَ
و از هر کار که قصد مىکند بازش دار
وَ انْقُضْ ما اَبْرَمَ.
و هرچه را محکم نموده سست کن.
اَللَّهُمَّ وَ اهْزِمْ جُنْدَهُ
بارخدایا سپاهش را بشکن
وَاَبْطِلْ كَيْدَهُ
و مکرش را باطل ساز
وَاهْدِمْ كَهْفَهُ
و پناهگاهش را ویران کن
وَاَرْغِمْ اَنْفَهُ.
و بینیش را به خاک بمال.
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا فى نَظْمِ اَعْدآئِهِ
الهى ما را در سلک دشمنانش قرار ده
وَ اعْزِلْنا عَنْ عِدادِ اَوْلِيآئِهِ
و از شمار دوستانش برکنار کن
لانُطيعُ لَهُ اِذَا اسْتَهْوانا
تا چون ما را بفریبد او را پیروى نکنیم
وَ لانَسْتَجيبُ لَهُ اِذا دَعانا
و چون ما را بخواند از اجابتش سرباز زنیم
نَأْمُرُ بِمُناواتِهِ مَنْ اَطاعَ اَمْرَنا
و هرکه را که پیرو فرمان ماست به دشمنى با او فرمان دهیم
وَ نَعِظُ عَنْ مُتابَعَتِهِ مَنِ اتَّبَعَ زَجْرَنا.
و هرکه را که پیرو نهى ماست از اطاعت او بازداریم
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيّينَ .
بارخدایا بر محمد آخرین پیامبر
وَ سَيِّدِ الْمُرْسَلينَ
و آقاى فرستادگانت
وَ عَلى اَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ
و بر اهلبیت پاک و پاکیزه او درود فرست
وَاَعِذْنا وَاَهالِيَنا وَاِخْوانَنا وَ جَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِمَّا اسْتَعَذْنا مِنْهُ
و ما و اهل ما و برادران ما و همه اهل ایمان از زن و مرد را از چیزى که از آن پناه مىبریم پناه ده
وَ اَجِرْنا مِمَّا اسْتَجَرْنا بِكَ مِنْ خَوْفِهِ
و از آنچه که از بیم آن از تو ایمنى خواستیم ایمنى بخش
وَاسْمَعْ لَنا ما دَعَوْنا بِهِ
و دعاى ما را بشنو
وَاَعْطِنا ما اَغْفَلْناهُ
و آنچه را از ذکرش غفلت کردیم به ما عطا کن
وَاحْفَظْ لَنا ما نَسيناهُ
و آنچه را فراموش نمودیم براى ما محفوظ دار
وَصَيِّرْنا بِذلِكَ فى دَرَجاتِ الصّالِحينَ
و ما را بدین سبب به درجات شایستگان
وَ مَراتِبِ الْمُؤْمِنينَ
و مقام گرویدگان انتقال ده
امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.
اى پروردگار جهانیان دعاى ما را اجابت فرما.
وَكانَ مِنْ دُعائِهِ عليهالسلام اِذا دُفِعَ عَنهُ ما يَحْذَرُ وْ عُجِّلَ لَهُ مَطْلَبُهُ
« وقتىکه خطرى از او مىگذشت»
اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ قَضآئِكِ
بارخدایا تو را سپاس بر خوبى سرنوشتى که مقدّر فرمودهاى
وَ بِما صَرَفْتَ عَنّى مِنْ بَلآئِكَ
و بر بلایى که از من گرداندى
فَلاتَجْعَلْ حَظّى مِنْ رَحْمَتِكَ ما عَجَّلْتَ لى مِنْ عافِيَتِكَ
پس نصیبم را از رحمتت در این عافیت دنیایى که به من ارزانى داشتى منحصر مکن
فَاَكُونَ قَدْ شَقِيتُ بِما اَحْبَبْتُ
که به سبب آنچه دوست دارم بدبخت شوم
وَ سَعِدَ غَيْرى بِما كَرِهْتُ.
و دیگرى بهخاطر آنچه ناپسند من است خوشبخت گردد
وَ اِنْ يَكُنْ ما ظَلِلْتُ فيهِ
و اگر آن عافیت که روز را در آن بهشب رسانده
اَوْ بِتُّ فيهِ مِنْ هذِهِ الْعافِيَةِ
یا شب را در آن به روز آوردهام
بَيْنَ يَدَىْ بَلآءٍ لايَنْقَطِعُ
مقدمه بلایى همیشگى
وَ وِزْرٍ لايَرْتَفِعُ
و وبالى دائم باشد
فَقَدِّمْ لى ما اَخَّرْتَ
پس آنچه را برایم به تأخیر انداختهاى پیش انداز
وَ اَخِّرْ عَنّى ما قَدَّمْتَ
و آنچه را که پیش انداختهاى به تأخیر افکن
فَغَيْرُ كَثيرٍ ما عاقِبَتُهُ الْفَنآءُ
زیرا چیزى که پایانش نیستى است بسیار نیست
وَ غَيْرُ قَليلٍ ما عاقِبَتُهُ الْبَقآءُ
و آنچه عاقبتش همیشگى و جاودانى است اندک نباشد
وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ.
و بر محمد و آلش درود فرست.
وَ كانَ مِن دُعائِهِ عليهالسلام عِنْدَ الْاِسْتِسْقآءِ بَعْدَ الْجَدْبِ
«دعاى آن حضرت به وقت طلب باران پس از خشکسالى»
اَللَّهُمَّ اسْقِنَا الْغَيْثَ
بارخدایا ما را به باران سیراب ساز
وَانْشُرْ عَلَيْنا رَحْمَتَكَ بِغَيْثِكَ الْمُغْدِقِ
و رحمتت را بر ما بگستران به باران بسیار
مِنَ السَّحابِ الْمُنْساقِ لِنَباتِ اَرْضِكَ الْمُونِقِ فى جَميعِ الْافاقِ
از ابرى که براى رویانیدن گیاه شگفتانگیز در همه آفاق روان گشته
وَامْنُنْ عَلى عِبادِكَ بِايناعِ الثَّمَرَةِ
و بر بندگان خود با بهبار آمدن میوه منّت گذار
وَ اَحْىِ بِلادَكَبِبُلُوغِ الزَّهَرَةِ
و سرزمینهاى مرده را با شکفتن شکوفهها زنده کن
وَاَشْهِدْ مَلآئِكَتَكَ الْكِرامَ السَّفَرَةَ بِسَقْىٍ مِنْكَ نافِعٍ
و فرشتگان بزرگوار خود را به بارانى سودمند
دآئِمٍ غُزْرُهُ
بارانى بسیار و انبوه
واسِعٍ دِرَرُهُ
و پیوسته با برکات گسترده
وابِلٍ سَريعٍ عاجِلٍ
بارانى تند و سریع و شتابان
تُحْيى بِهِ ما قَدْ ماتَ
تا هر چه مرده است به آن زنده نمایى
وَ تَرُدُّ بِهِ ما قَدْ فاتَ
و آنچه از میان رفته به ما بازگردانى
وَتُخْرِجُ بِهِ ما هُوَ اتٍ
و آنچه آمدنى است بیرون آورى
وَ تُوَسِّعُ بِهِ فِىالْاَقْواتِ
و به سبب آن روزىها را وسعت بخشى
سَحاباً مُتَراكِماً هَنيئاً مَريئاً طَبَقاً مُجَلْجَلاً
ابرى درهم فشرده کامبخش و گوارا و فراگیرنده و خروشان
غَيْرَ مُلِثٍّ وَدْقُهُ
که بارانش دائمِ ویران کننده
وَلا خُلَّبٍ بَرْقُهُ.
و برقش فریبنده (بدون باران) نباشد
اَللَّهُمَّ اسْقِنا غَيْثاً مُغيثاً مَريعاً مُمْرِعاً عَريضاً واسِعاً غَزيراً
بارخدایا ما را به بارانى فریادرس و برطرف کننده قحطى سیراب کن بارانى رویاننده گیاه سبز کننده - دشت و دَمَن وسیع و پرمایه
تَرُدُّ بِهِ النَّهيضَ
که به سبب آن گیاه روئیده پژمرده را خرم کنى
وَ تَجْبُرُ بِهِ الْمَهيضَ.
و آن را براى گیاه شکسته مومیایى قرار دهى
اَللَّهُمَّ اسْقِنا سَقْياً تُسيلُ. مِنْهُ الظِّرابَ
بارخدایا بر ما بارانى فرست که به آن از تپهها آب سرازیر گردانى
وَ تَمْلَأُ مِنْهُ الْجِبابَ
و چاهها را لبریز کنى
وَ تُفَجِّرُ بِهِ الْاَنْهارَ
و نهرها را روان سازى
وَتُنْبِتُ بِهِ الْاَشْجارَ
و درختان را برویانى
وَتُرْخِصُ بِهِ الْاَسْعارَ فى جَميعِ الَأمْصارِ
و قیمتها را در همه شهرها ارزان کنى
وَ تَنْعَشُ بِهِ الْبَهآئِمَ وَالْخَلْقَ
و چهارپایان را قوّت دهى و خلایق را زندهدل و نکوحال فرمایى
وَ تُكْمِلُ لَنا بِهِ طَيِّباتِ الرِّزْقِ
و روزیهاى پاکیزه را براى ما کامل گردانى
وَ تُنْبِتُ لَنا بِهِ الزَّرْعَ
و کشت و زرع ما را برویانى
وَتُدِرُّ بِهِ الضَّرْعَ
و پستانها را پرشیر سازى
وَ تَزيدُنا بِهِ قُوَّةً اِلى قُوَّتِنا.
و نیرویى بر نیروى ما بیفزایى
اَللَّهُمَّ لاتَجْعَلْ ظِلَّهُ عَلَيْنا سَمُوماً
بارخدایا سایه آن ابر را بر ما باد گرم و زهرآگین مساز
وَلاتَجْعَلْ بَرْدَهُ عَلَيْنا حُسُوماً
و سردى آن را بر ما شوم و ناخجسته منما
وَلاتَجْعَلْ صَوْبَهُ عَلَيْنا رُجُوماً
و باریدنش را بر ما باران عذاب قرار مده
ولاتَجْعَلْ مآئَهُ عَلَيْنا اُجاجاً
و آبش را در کام ما تلخ و ناگوار مگردان.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَارْزُقْنا مِنْ بَرَكاتِ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ
و از برکات آسمانها و زمین روزى ما ساز
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.
که تو بر هر چیز توانایى.
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسلام فى مَكارِمِ الأخلاقِ وَ مَرْضِىِّ الأفعالِ
« در مکارم اخلاق و اعمال پسندیده»
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَبَلِّغْ بِايمانى اَكْمَلَ الْايمانِ
و ایمانم را به درجه کاملترین ایمان رسان
وَاجْعَلْ يَقينى اَفْضَلَ الْيَقينِ
و یقینم را برترین یقین گردان
وَانْتَهِ بِنِيَّتى اِلى اَحْسَنِ النِّيَّاتِ
و نیتم را به بهترین نیتها منتهى ساز
وَ بِعَمَلى اِلى اَحْسَنِ الْاَعْمالِ
و کردارم را به بهترین کردارها تبدیل کن
اَللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتى
بارخدایا نیّتم را به لطف خود کامل و خالص گردان
وَصَحِّحْ بِما عِنْدَكَ يَقينى
و یقینم را بدان گونه که دانى به راه صحت بر
وَاسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ ما فَسَدَ مِنّى
و تباهى کارم را به قدرتت. اصلاح کن
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَاكْفِنى ما يَشْغَلُنِى. الاْهْتِمامُ بِهِ
و گره هر کارى که فکرش مرا به خود مشغول داشته بگشاى
وَاسْتَعْمِلْنى بِما تَسْئَلُنى غَداً عَنْهُ
و مرا درکارى قرار ده که فردا مرا از آن بازپرسى مىکنى
وَاسْتَفْرِغْ اَيّامى فيما خَلَقْتَنى لَهُ
و روزگارم را در آنچه از پى آنم آفریدهاى مصروف دار
وَاَغْنِنى وَ اَوْسِعْ عَلَىَّ فى رِزْقِكَ
و بىنیازم گردان و روزیت را بر من وسعت ده
وَلاتَفْتِنّى بِالنَّظَرِ
و به چشمداشت مبتلایم مکن
وَاَعِزَّنى وَلاتَبْتَلِيَنّى بِالْكِبْرِ
و ارجمندم ساز و گرفتار کبرم مفرما
وَعَبِّدْنى لَكَ
و بر بندگیت رامم ساز
وَلاتُفْسِدْ عِبادَتى بِالْعُجْبِ
و بندگیم را به آلودگى خودپسندى تباه مکن
وَاَجْرِ لِلنّاسِ عَلى يَدِىَ الْخَيْرَ
و خیر و نیکى را براى تمام مردم به دست من جارى ساز
وَلاتَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ وَ هَبْ لى مَعالِىَ الْاَخْلاقِ
و آن را از کدورت منّتگذارى دور دار و خوى عالى را به من عنایت فرما
وَاعْصِمْنى مِنَ الْفَخْرِ.
و از فخرفروشى محافظتم کن.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَلاتَرْفَعْنى فِىالنّاسِ دَرَجَةً اِلاّ حَطَطْتَنى عِنْدَ نَفْسىمِثْلَها
و درجه و مرتبه مرا نزد مردم بلند مگردان مگر آنکه مرا به همان اندازه نزد خودم پست گردانى
وَلاتُحْدِثْ لى عِزّاً ظاهِراً اِلاّ اَحْدَثْتَ لى ذِلَّةً باطِنَةً عِنْدَ نَفْسى بِقَدَرِها
و عزتى آشکار برایم ایجاد مکن مگر که به همان اندازه در باطنم خاکسار سازى.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ مَتِّعْنى بِهُدًى صالحٍ لا اَسْتَبْدِلُ بِهِ
و مرا از روشى پسندیده بهره دِه که آن را با برنامهاى دیگر عوض نکنم
وَ طَريقَةِ حَقٍّ لا اَزيغُ عَنْها
و مرا به طریق حق رهنمون شو آنگونه که از آن روى نتابم
وَنِيَّةِ رُشْدٍ لااَشُكُّ فيها
و نیّتى درست و استوار به من مرحمت کن آنسان که در آن به تردید نیفتم
وَ عَمِّرْنى ما كانَ عُمْرى بِذْلَةً فى طاعَتِكَ
و مرا تا وقتى زنده بدار که عمرم در طاعت تو به کار رود
فَاِذا كانَ عُمْرى مَرْتَعاً لِلشَّيْطانِ فَاقْبِضْنى
و چون بخواهد عمرم چراگاه شیطان شود جانم را بستان
اِلَيْكَ قَبْلَ اَنْ يَسْبِقَ مَقْتُكَ اِلَىَّ.
قبل از - آنکه دشمنیت به من رو کند .
اَوْيَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَىَّ اَللَّهُمَّ لاتَدَعْ خَصْلَةً تُعابُ مِنّى اِلاّ اَصْلَحْتَها
یا خشمت بر من مستحکم گردد الهى در وجود من هیچ خصلت عیبناک مگذار مگر آنکه آن را به دایره اصلاح آورى
وَلاعآئِبَةً اُوَنَّبُ بِها اِلاّ حَسَّنْتَها
و مرا با هیچ عیبى که به خاطر آن سرزنشم کنند رها مکن مگر آنکه آن را نیکو گردانى
وَلا اُكْرُومَةً فِىَّ ناقِصَةً اِلاّ اَتْمَمْتَها.
و هیچ کرامتى را در من ناقص مگذار مگر آنکه به کمالش رسانى
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَ اَبْدِلْنى
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
مِنْ بِغْضَةِ اَهْلِ الشَّنَانِ الْمَحَبَّةَ
و شدّت کینه کینه توزان را به محبت
وَمِنْ حَسَدِ اَهْلِ الْبَغْىِ الْمَوَدَّةَ
و حسد اهل تجاوز را به مودّت
وَمِنْ ظِنَّةِ اَهْلِ الصَّلاحِ الثِّقَةَ
و بدگمانى اهل صلاح را به اطمینان
وَمِنْ عَداوَةِ الْاَدْنَيْنَ الْوَلايَةَ
و دشمنى نزدیکان را به دوستى
وَمِنْ عُقُوقِ ذَوِى الْاَرْحامِ الْمَبَرَّةَ
و گسستن خویشاوندان را به خوشرفتارى
وَمِنْ خِذْلانِ الْاَقْرَبينَ النُّصْرَةَ
و رو بر تافتن نزدیکان را از یارى نمودن به یارى
وَمِنْ حُبِّ الْمُدارينَ تَصْحيحَ الْمِقَةِ
و دوستى ظاهرسازان را به دوستى حقیقى
وَمِنْ رَدِّ الْمُلابِسينَ كَرَمَ الْعِشْرَةِ
و خوارانگاشتن مصاحبان را به حُسن رفتار
وَمِنْ مَرارَةِ خَوْفِ الظّالِمينَ حَلاوَةَ الْاَمَنَةِ.
و تلخى ترس از ظالمان را به شیرینى ایمنى مبدّل ساز.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْنى يَداً عَلى مَنْ ظَلَمَنى
و مرا بر کسى که به من ستم کند چیرگى ده
وَلِساناً عَلى مَنْ خاصَمَنى
و با آن که با من به مجادله برخیزد زبان گویا ساز
وَظَفَراً بِمَنْ عانَدَنى
و بر آن که نسبت به من دشمنى ورزد پیروزى عنایت کن
وَ هَبْ لى مَكْراً عَلى مَنْ كايَدَنى
و بر آن که مرا مىفریبد چارهسازى مرحمت فرما
وَ قُدْرَةً عَلى مَنِ اضْطَهَدَنى
و بر آن که مرا زبون خواهد قدرت ده
وَ تَكْذيباً لِمَنْ قَصَبَنى
و بر آن که مرا عیب مىگوید توانى ده که دروغش را آشکار سازم
وَ سَلامَةً مِمَّنْ تَوَعَّدَنى
و از چنگ آن که مرا بیم دهد رهایم کن
وَ وَفِّقْنى لِطاعَةِ مَنْ سَدَّدَنى
و از آن که مرا به راه راست رهنمون شود و استقامت آموزد توفیق فرمانبرى ده
وَمُتابَعَةِ مَنْ اَرْشَدَنى.
و به پیروى از کسى که ارشادم نماید موفّق دار.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَسَدِّدْنى لِأَنْ اُعارِضَ مَنْ غَشَّنى بِالنُّصْحِ
و مرا بر خیرخواهى کسى که با من نیرنگ کند توفیق ده
وَاَجْزِىَ مَنْ هَجَرَنى بِالْبِّرِ
و آن را که از من دورى کرده به خوبى پاداش دهم
وَاُثيبَ مَنْ حَرَمَنى بِالْبَذْلِ
و به آن کس که محرومم ساخته بخشش کنم
وَاُكافِىَ مَنْ قَطَعَنى بِالصِّلَةِ
و به آن که از من بریده بپیوندم
وَاُخالِفَ مَنِ اغْتابَنى اِلى حُسْنِ الذِّكْرِ
و برخلاف آن که از من غیبت کرده از وى نیکو یاد کنم
وَاَنْ اَشْكُرَ الْحَسَنَةَ
و خوبى را سپاسگزارم
وَاُغْضِىَ عَنِ السَّيِّئَةِ.
و از بدى چشم بپوشم.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَحَلِّنى بِحِلْيَةِ الصّالِحينَ
و مرا به زیور شایستگان بیاراى
وَاَلْبِسْنى زينَةَ الْمُتَّقينَ:
و زینت اهل تقوا را در این امور بر من بپوشان:
فى بَسْطِ الْعَدْلِ
در گستردن سفره عدل
وَكَظْمِ الْغَيْظِ
و فرو خوردن خشم
وَاِطْفآءِ النّآئِرَةِ
و خاموش کردن آتش فتنه
وَضَمِّ اَهْلِ الْفُرْقَةِ
و جمع کردن پراکندگان
وَاِصْلاحِ ذاتِ الْبَيْنِ
و اصلاح بین مردم
وَ اِفْشآءِ الْعارِفَةِ
و آشکار نمودن کارهاى خوب
وَسَتْرِ الْعآئِبَةِ
و پوشاندن عیوب
وَ لينِ الْعَريكَةِ
و نرمخویى
وَ خَفْضِالْجَناحِ
و فروتنى
وَ حُسْنِالسّيرَةِ
و خوشرفتارى
وَسُكُونِ الرّيحِ
و بيرون راندن باد غرور از سر
وَطيبِ الْمُخالَقَةِ
و حسن معاشرت
وَالسَّبْقِ اِلَى الْفَضيلَةِ
و سبقتجویى به فضیلت
وَايثارِ التَّفَضُّلِ
و اختیار کردن تفضّل بر دیگران
وَتَرْكِ التَّعْييرِ
و چشمپوشى از سرزنش دیگران و
وَالاِفْضالِ عَلى غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ
بخشش رایگان به غیر مستحق
وَالْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَاِنْ عَزَّ
و گفتن سخن حق هر چند سنگین و گران باشد
وَاسْتِقْلالِ الْخَيْرِ وَانْ كَثُرَ مِنْ قَوْلى وَ فِعْلى
و ناچیز دانستن نیکى را در گفتار و رفتارم هر چند
وَاسْتِكْثارِ الشَّرِّ وَاِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلى وَ فِعْلى
زیاد باشد و بسیار شمردن شرّ را در گفتار و رفتارم هرچند اندک باشد.
وَاَكْمِلْ ذلِكَ لى بِدَوامِ الطّاعَةِ
و همه این خصلتها را به وسیله تداوم اطاعت
وَلُزُومِ الْجَماعَةِ
و همراهى با جماعت مسلمین
وَرَفْضِ اَهْلِ الْبِدَعِ
و فرو گذاشتن اهل بدعت
وَمُسْتَعْمِلِ الرَّأْىِ الْمُخْتَرَعِ.
و عمل کننده به رأى ساختگى در دین کامل ساز.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْ اَوْسَعَ رِزْقِكَ عَلَىَّ اِذا كَبِرْتُ
و فراخترین روزى را به وقت پیرى نصیبم کن
وَاَقْوى قُوَّتِكَ فِىَّ اِذا نَصِبْتُ
و نیرومندترین قوّت خود را به هنگام درماندگى بهره من فرما
وَلاتَبْتَلِيَنّى بِالْكَسَلِ عَنْ عِبادَتِكَ
و مرا در راه عبادت دچار سستى منما
وَ لَاالْعَمى عَنْ سَبيلِكَ
و از تشخیص راهت نابینایم مساز
وَلابِالتَّعَرُّضِ لِخِلافِ مَحَبَّتِكَ
و به ارتکاب خلاف محبتت دچار مکن
وَلا مُجامَعَةِ مَنْ تَفَرَّقَ عَنْكَ
و مپسند که به کسى که از تو دور است نزدیک شوم
وَلامُفارَقَةِ مَنِ اجْتَمَعَ اِلَيْكَ.
و از آن که با تو همراه است جدا گردم.
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى اَصُولُ بِكَ عِنْدَ الضَّرُورَةِ
الهى چنان کن که با نیرو و قدرت تو به شداید حمله کنم
وَاَسْئَلُكَ عِنْدَ الْحاجَةِ
و به وقت نیاز به گدایى از تو برخیزم
وَاَتَضَرَّعُ اِلَيْكَ عِنْدَ الْمَسْكَنَةِ
و در بیچارگى به پیشگاه تو بنالم
وَلاتَفْتِنّى بِالاِسْتِعانَةِ بِغَيْرِكَ اِذَا اضْطُرِرْتُ
و مرا به کمک خواستن از غیر خود چون مضطر شوم
وَ لا بِالْخُضُوعِ لِسُؤالِ غَيْرِكَ اِذَا افْتَقَرْتُ
و به فروتنى براى مسئلت از غیر خود چون ندار شوم
وَ لا بِالتَّضَرُّعِ اِلى مَنْ دُونَكَاِذا رَهِبْتُ
و به زارى کردن به درگاه غیر خود چون بترسم گرفتار مکن
ب فَاَسْتَحِقَّ ِذلِكَ خِذْلانَكَ وَ مَنْعَكَ وَ اِعْراضَكَ
که به آن خاطر سزاوار خوارى و منع از رحمت و بىاعتنایى از جانب تو شوم
يا اَرْحَمَالرّاحِمينَ.
اى مهربانترین مهربانان.
اَللَّهُمَّ اجْعَلْ ما يُلْقِى الشَّيْطانُ فى رُوعى
الهى عنایت کن که به جاى آنچه شیطان در دلم مىافکند
مِنَ التَّمَنّى وَالتَّظَنّى وَالْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ وَالتَّظَنّى وَالْحَسَدِ ذِكْراً لِعَظَمَتِكَ
از آرزوى باطل و بدگمانى و حسد یاد عظمت تو کنم
وَ تَفَكُّراً فى قُدْرَتِكَ
و در قدرت تو اندیشه نمایم
وَ تَدْبيراً عَلى عَدُوِّكَ
و و در دفع دشمنان تو چارهسازى نمایم
وَ ما اَجْرى عَلى لِسانى مِنْ لَفْظَةِ فُحْشٍ
و به جاى آنچه شیطان بر زبانم جارى مىسازد از فحش
اَوْهُجْرٍ اَوْ شَتْمِ عِرْضٍ اَوْ شَهادَةِ باطِلٍ اَوِاغْتِيابِ مُؤْمِنٍ
و بدگویى و ناسزا یا شهادت ناحق یا غیبت از مؤمن
غآئِبٍ اَوْ سَبِّ حاضِرٍ وَ ما اَشْبَهَ ذلِكَ نُطْقاً بِالْحَمْدِ لَكَ
غایب یا دشنام به شخص حاضر و مانند اینها سخن در سپاس تو گویم
وَ اِغْراقاً فِى الثَّنآءِ عَلَيْكَ
و مبالغه در ثناى تو ورزم
وَ ذَهاباً فى تَمْجيدِكَ
و با تمام هستى خود ستایش بزرگى تو کنم
وَ شُكْراً لِنِعْمَتِكَ
و شکر نعمت تو بجاى آورم
وَاعْتِرافاً بِاِحْسانِكَ
و اعتراف به احسان تو نمایم
وَاِحْصآءً لِمِنَنِكَ.
و به شمردن نعمتهاى تو مشغول گردم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ لااُظْلَمَنَّ وَ اَنْتَ مُطيقٌ لِلدَّفْعِ عَنّى
و مگذار که من ستمزده شوم درحالىکه تو به دفع آن از من توانایى
وَ لااَظْلِمَنَّ وَ اَنْتَ الْقادِرُ عَلَى الْقَبْضِ مِنّى
و اجازه مده که بر دیگرى ستم کنم درحالى که تو در جلوگیرى از من نیرومندى
وَ لااَضِلَّنَّ وَ قَدْ اَمْكَنَتْكَ هِدايَتى
و مپسند که گمراه شوم در حالى که به حقیقت بر هدایت من توانایى
وَ لااَفْتَقِرَنَّ وَ مِنْ عِنْدِكَ وُسْعى
و نخواه که تهیدست گردم در حالى که فراخى روزى من نزد توست
وَ لااَطْغَيَنَّ وَ مِنْ عِنْدِكَ وُجْدى.
و مرا به سرکشى میازماى که توان و دارایى من از توست.
اَللَّهُمَّ اِلى مَغْفِرَتِكَ وَفَدْتُ
الهى به جانب آمرزشت آمدهام
وَ اِلى عَفْوِكَ قَصَدْتُ
و به سوى بخشایشت روى آوردهام
وَ اِلى تَجاوُزِكَ اشْتَقْتُ
و به گذشت تو مشتاقم
وَ بِفَضْلِكَ وَثِقْتُ
و به فضلت اعتماد و تکیه دارم
وَ لَيْسَ عِنْدى ما يُوجِبُ لى مَغْفِرَتَكَ
و چیزى نزد من نیست که مرا درخور آمرزش تو کند
وَ لا فى عَمَلى ما اَسْتَحِقُّ بِهِ عَفْوَكَ
و نه کارى که مستحق بخشایش تو گردم
وَ ما لى بَعْدَ اَنْ حَكَمْتُ عَلى نَفْسى اِلاّ فَضْلُكَ
و با ستمهایى که بر خود کردهام جز تکیه بر فضل و احسان تو راهى ندارم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ وَ تَفَضَّلْ عَلَىَّ.
پس بر محمد و آلش درود فرست و بر من تفضّل فرما.
اَللَّهُمَّ وَ اَنْطِقْنى بِالْهُدى
الهى زبانم را به هدایت گویا ساز
وَ اَلْهِمْنِى التَّقْوى
و تقوا را بر قلبم الهام کن
وَ وَفِّقْنى لِلَّتى هِىَ اَزْكى
و به پاکیزهترین روشم توفیق ده
وَاسْتَعْمِلْنى بِما هُوَ اَرْضى.
و مرا به کارى وادار که بیش از هر چیز به آن خشنودى.
اَللَّهُمَّ اسْلُكْ بِىَ الطَّريقَةَ الْمُثْلى
الهى بهترین راه را پیش پایم گذار
وَاجْعَلْنى عَلى مِلَّتِكَ اَمُوتُ وَ اَحْيى.
و مرا بر آئین خود دار تا بر آن بمیرم و زنده شوم
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
الهى بر محمد و آلش درود فرست
وَ مَتِّعْنى بِالْاِقْتِصادِ
و مرا از نعمت میانهروى بهرهمند فرما
وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ السَّدادِ
و از اهل درستى و استقامت
وَ مِنْ اَدِلَّةِ الرَّشادِ
و راهنمایان به خیر
وَ مِنْ صالِحِ الْعِبادِ
و بندگان شایستهات قرار ده
وَارْزُقْنى فَوْزَ الْمَعادِ
و نجات و رستگارى در قیامت
وَ سَلامَةَ الْمِرْصادِ.
و رهیدن از کمینگاه عذاب نصیبم کن.
اَللَّهُمَّ خُذْ لِنَفْسِكَ مِنْ نَفْسى ما يُخَلِّصُها
الهى از نفس من آنچه که موجب آزادیش باشد براى خود بگیر
وَ اَبْقِ لِنَفْسى مِنْ نَفْسى مايُصْلِحُها
و آنچه را که موجب صلاح آن گردد برایم باقى بدار
فَاِنَّ نَفْسى هالِكَةٌ اَوْ تَعْصِمَها.
زیرا که نفس من در معرض هلاکت است مگر اینکه تو او را حفظ کنى.
اَللَّهُمَّ اَنْتَ عُدَّتى اِنْ حَزِنْتُ
الهى چون اندوهناک شوم تو دلخوشى منى
وَ اَنْتَ مُنْتَجَعى اِنْ حُرِمْتُ
و چون محروم گردم تو محل امید منى
وَ بِكَ اسْتِغاثَتى اِنْ كُرِثْتُ
و چون غم و غصه و مصیبت بر من هجوم آرد پناهم به توست
وَ عِنْدَكَ مِمّا فاتَ خَلَفٌ
و آنچه از دستم رود تدارکش نزد توست
وَ لِما فَسَدَ صَلاحٌ
و هر چه تباه گردد اصلاحش از جانب توست
وَ فيما اَنْكَرْتَ تَغْييرٌ
و هر چه را ناپسند دارى تغییرش به دست توست
فَامْنُنْ عَلَىَّ قَبْلَ الْبَلآءِ بِالْعافِيَةِ
پس قبل از بلا عافیت را
وَ قَبْلَ الطَّلَبِ بِالْجِدَةِ
و پیش از طلب توانگرى را
وَ قَبْلَ الضَّلالِ بِالرَّشادِ
و پیش از گمراه شدن هدایت را بر من منّت گذار
وَ اكِفْنى مَؤُونَةَ مَعَرَّةِ الْعِبادِ
و مرا از آزار مردمان کفایت کن
وَهَبْ لى اَمْنَ يَوْمِ الْمَعادِ
و ایمنى از روز قیامت را نصیبم فرما
وَامْنِحْنى حُسْنَ الْاِرْشادِ.
و حسن ارشاد را به من مرحمت کن.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَادْرَأْ عَنّى بِلُطْفِكَ
و به لطفت همه شرور را از من بگردان
وَ اغْذُنى بِنِعْمَتِكَ
و مرا به نعمتت پرورش ده
وَ اَصْلِحْنى بِكَرَمِكَ
و به کرمت اصلاح کن
وَ داوِنى بِصُنْعِكَ
و به احسانت مداوا فرما
وَ اَظِلَّنى فى ذَراكَ
و در سایه رحمتت جاى ده
وَ جَلِّلْنى رِضاكَ
و خلعت خشنودیت را به من بپوشان
وَ وَفِّقْنى اِذَا اشْتَكَلَتْ عَلَىَّ الْاُمُورُ لِأَهْداها
و چون کارها بر من دَرهم شود مرا به هدایتآمیزترین آنها
وَ اِذا تَشابَهَتِ الْأَعْمالُ لِأَزْكاها
و چون برنامهها در نظرم مشتبه شود مرا به پاکیزهترین آنها
وَ اِذا تَناقَضَتِ الْمِلَلُ لِأَرْضاها.
و در اختلاف آئینها مرا به پسندیدهترین آنها رهنمون باش
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ تَوِّجْنى بِالْكِفايَةِ
و تارکم را به تاج کفایت بیاراى
وَ سُمْنى حُسْنَ الْوِلايَةِ
و مرا در امور به نیکى سرپرستى کن
وَ هَبْ لى صِدْقَ الْهِدايَةِ
و صدق هدایت به من عنایت فرما
وَ لاتَفْتِنّى بِالسَّعَةِ
و به وسعت روزى آزمایشم مکن
وَامْنِحْنى حُسْنَ الدَّعَةِ
و از آسایش در زندگى برخوردارم نما
وَ لاتَجْعَلْ عَيْشى كَدّاً كَدّاً
و معیشتم را دشوار مکن
وَ لاتَرُدَّ دُعآئى عَلَىَّ رَدّاً
و دعایم را به سویم برمگردان زیرا من
فَاِنّى لااَجْعَلُ لَكَ ضِدّاً
برایت همتا قرار نمىدهم
وَ لااَدْعُو مَعَكَ نِدّاً
و با وجود تو به سویى دست حاجت نمىبرم.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَامْنَعْنى مِنَ السَّرَفِ
و مرا از اسراف بازدار
وَ حَصِّنْ رِزْقى مِنَ التَّلَفِ
و روزیم را از تلف شدن نگاه دار
وَ وَفِّرْ مَلَكَتى بِالْبَرَكَةِ فيهِ
و دارائیم را به وسیله برکت دادن افزون کن
وَ اَصِبْ بى سَبيلَ الْهِدايَةِ لِلْبِرِّ فيما اُنْفِقُ مِنْهُ
و مرا در انفاق از آن. مال در امور خیر به راه هدایت رهبرى فرما
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ .
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَاكْفِنى مَؤُونَةَ الْاِكْتِسابِ
و مرا از سختى و رنج به دست آوردن روزى کفایت کن
وَارْزُقْنى مِنْ غَيْرِ احْتِسابٍ
و روزیم را از جایى که گمان نمىبرم به من عنایت فرما
فَلااَشْتَغِلَ عَنْ عِبادَتِكَ بِالطَّلَبِ
تا در راه بهدست آوردن روزى از بندگیت بازنمانم
وَ لااَحْتَمِلَ اِصْرَ تَبِعاتِ الْمَكْسَبِ
و سنگینى وبال آن را به دوش نکشم
اَللَّهُمَّ فَاَطْلِبْنى بِقُدْرَتِكَ مااَطْلُبُ وَ اَجِرْنى
الهى آنچه را که در راه بهدست آوردن آنم به قدرتت برایم فراهم نما و از آنچه بیم دارم
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذا حَزَنَهُ اَمرٌ وَ اَهَمَّتْهُ الْخَطايا
« چون برنامهاى او را اندوهگین مىساخت »
اَللَّهُمَّ يا كافِىَ الْفَرْدِ الضَّعيفِ
الهى اى کفایت کننده تنهاى ناتوان
وَ واقِىَ الْاَمْرِ الْمَخُوفِ
و اى نگهبان از حادثه ترسناک
اَفردَتني الخَطايا فَلاصاحبَ مَعي,
خطاها مرا به تنهایى کشانده و یار و یاورى با من نیست
وَ ضَعفت عَن غَضَبکٍ فَلا مُؤَيِّدَ لى
و از تحمل خشمت ناتوان شدهام و پشتیبانى ندارم
وَاَشْرَفْتُ عَلى خَوْفِ لِقآئِكَ فَلا مُسَكِّنَ لِرَوْعَتى
و در معرض ترس لقاى توام و براى ترسم آرامبخشى نیست
وَ مَنْ يُؤْمِنُنى مِنْكَ وَ اَنْتَ اَخَفْتَنى؟
اگر بیمم دهى چه کسى مرا ایمنى دهد؟
وَ مَنْ يُساعِدُنى وَ اَنْتَ اَفْرَدْتَنى؟
و اگر تنهایم گذارى کیست که مرا یارى دهد؟
وَ مَنْ يُقَوّينى وَ اَنْتَ اَضْعَفْتَنى؟ لايُجيرُ
و اگر ناتوانم سازى چه کسى توانم دهد؟
يااِلهى اِلاّ رَبٌّ عَلى مَرْبُوبٍ
الهى پرورده را جز پروردگار پناه ندهد
وَ لايُؤْمِنُ اِلاّ غالِبٌ عَلى مَغْلُوبٍ
و مغلوب را جز غالب امان نبخشد
وَ لايُعينُ اِلاّ طالبٌ عَلى مَطْلُوبٍ
و مطلوب را جز طالب یارى نکند
وَ بِيَدِكَ يا اِلهى
و اى خداى من همه این وسائل به دست توست
جَميعُ ذلِكَ السَّبَبِ
و گریز و پناه هم به سوى توست
وَ اِلَيْكَ الْمَفَرُّ وَالْمَهْرَبُ
پس بر
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
محمد و آلش درود فرست
وَ اَجِرْ هَرَبى
و گریزم را به پناه خود بر
وَاَنْجِحْ مَطْلَبى
و حاجتم را برآور.
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اِنْ صَرَفْتَ عَنّى وَجْهَكَ الْكَرِيمَ
الهى اگر روى کریم خود را از من بگردانى
اَوْ مَنَعْتَنى فَضْلَكَ الْجَسيمَ
یا مرا از فضل بزرگت بىنصیب کنى
اَوْ حَظَرْتَ عَلَىَّ رِزْقَكَ
یا روزیت را از من دریغ ورزى
اَوْ قَطَعْتَ عَنّى سَبَبَكَ
یا رشته پیوندت را از من بگسلى
لَمْاَجِدِالسَّبيلَ اِلى شَىْءٍ مِنْ اَمَلى غَيْرَكَ
راهى براى دستیابى به هیچ یک آرزوهایم جز وجود تو نخواهم یافت
وَلَمْاَقْدِرْ عَلى ما عِنْدَكَ بِمَعُونَةِ سِواكَ
و بر آنچه پیش توست جز به کمک تو دست نخواهم یافت
فَاِنّى عَبْدُكَ وَ فى قَبْضَتِكَ
زیرا که من بنده تو و در قبضه قدرت توام
ناصِيَتى بِيَدِكَ
اختیارم بهدست توست
لا اَمْرَ لى مَعَ اَمْرِكَ
با فرمان تو مرا فرمانى نیست
ماضٍ فِىَّ حُكْمُكَ
حکم تو بر من جارى است
عَدْلٌ فِىَّ قَضآؤُكَ
و قضایت در حق من براساس عدل است
وَ لاقُوَّةَ لى عَلَى الْخُرُوجِ مِنْ سُلْطانِكَ
و مرا قدرت خروج از قلمرو سلطنت تو نیست
وَ لااَسْتَطيعُ مُجاوَزَةَ قُدْرَتِكَ
و بر تجاوز از قدرتت قدرت ندارم
وَ لااَسْتَميلُ هَواكَ
و قادر بر جلب محبتت نیستم
وَ لااَبْلُغُ رِضاكَ
و به خشنودیت نتوانم رسید
وَ لااَنالُ ما عِنْدَكَ اِلاّ بِطاعَتِكَ وَ بِفَضْلِ رَحْمَتِكَ.
و به آنچه نزد توست دست نخواهم یافت مگر به سبب طاعت و فضل و رحمت تو.
اِلهى اَصْبَحْتُ وَ اَمْسَيْتُ عَبْداً داخِراً لَكَ
الهى شب را صبح کردم و روز را به شب بردم درحالى که بنده ذلیل توام
لااَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَ لاضَرّاً اِلاّ بِكَ
که جز به کمک تو بر جلب نفعى و دفع زیانى قدرت ندارم
اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى
من در حق خودم به این خوارى و زمینگیرى شهادت مىدهم
واَعْتَرِفُ بِضَعْفِ قُوَّتى وَ قِلَّةِ حيلَتى
و به ضعف قوّت و کمى تدبیر خود اعتراف مىکنم
فَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى
پس به آنچه به من وعده دادهاى وفا کن
وَ تَمِّمْ لى ما اتَيْتَنى
و آنچه را عنایت فرمودهاى برایم کامل ساز
فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ الضَّعيفُ
زیرا که من بنده بینوا زار ناتوان
الضَّريرُ الْحَقيرُ الْمَهينُ الْفَقيرُ الْخآئِفُ الْمُسْتَجيرُ
دردمند خوار بىمقدار فقیر ترسان و پناهنده به توام.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ لاتَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى
و مرا از یاد خودت در آنچه به من عطا کردهاى گرفتار فراموشى مکن
وَ لاغافِلاً لِاِحْسانكَ فيما اَبْلَيْتَنى
و از احسانت در آنچه به من مرحمت کردهاى غافل مساز
وَ لاايِساً مِنْ اِجابَتِكَلى وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى
و از اجابت دعایم گرچه به تأخیر افتد نومیدم مکن
فىسَرّآءَ كُنْتُ اَوْضَرّآءَ
چه در خوشى باشم یا ناخوشى
اَوْشِدَّةٍاَوْ رَخآءٍ
در سختى یا رفاه
اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلآءٍ
در سلامتى یا بلاء
اَوْ بُؤْسٍ اَوْ نَعْمآءَ
در شدت حاجت یا آغوش نعمت
اَوْ جِدَةٍ اَوْلَأْوآءَ
در دارایى یا تنگدستى
اَوْ فَقْرٍ اَوْ غِنىً.
در فقر یا توانگرى
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْ ثَنآئى.عَلَيْكَ
و چنان کن که ثناى تو گویم
وَمَدْحى اِيّاكَ
و مدح تو نمایم
وَحَمْدى لَكَ فىكُلِحالاتىحَتَّى لااَفْرَحَ بِما اتَيْتَنى مِنَ الدُّنْيا
و در تمام احوال چنان به سپاس تو برخیزم که به آنچه از دنیا نصیبم کنى
وَ لااَحْزَنَ عَلى ما مَنَعْتَنى فيها
خوشحال نشوم و بر آنچه مرا در دنیا از آن محروم مىدارى غمگین نگردم
وَاَشْعِرْ قَلْبى تَقْواكَ
و خانه دلم را جلوهگاه تقوا قرار ده
وَاسْتَعْمِلْ بَدَنى فيما تَقْبَلُهُ مِنّى
و بدنم را به کارى وادار که مقبول تو باشد
وَاشْغَلْ بِطاعَتِكَ نَفْسى عَنْ كُلِّ مايَرِدُ عَلَىَّ
و مرا با قرار دادنم در گردونه طاعت از هر اندیشه خلاف بازدار
حَتّى لااُحِبَّ شَيْئاً مِنْ سُخْطِكَ
تا چیزى را که تو نمىپسندى نپسندم
وَ لااَسْخَطَ شَيْئاً مِنْ رِضاكَ.
و چیزى را که از آن خشنودى ناپسند ندارم.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
الهى بر محمد و آلش درود فرست
وَ فَرِّغْ قَلْبى لِمَحَبَّتِكَ
و قلبم را خلوتگه محبت خود ساز
وَاشْغَلْهُ بِذِكْرِكَ
و به یاد خود مشغول دار
وَانْعَشْهُ بِخَوْفِكَ وَ بِالْوَجَلِ مِنْكَ
و به خوف و هراس از خود نشاط بر عملش ده
وَ قَوِّهِ بِالرَّغْبَةِ اِلَيْكَ
و به رغبت به سوى خود نیرومندش ساز
وَ اَمِلْهُ اِلى طاعَتِكَ
و به سوى طاعت خود تمایلش ده
وَ اَجْرِ - بِهِ فى اَحَبِّ السُّبُلِاِلَيْكَ
و در خوشایندترین راههاى به سوى خودروانش ساز
وَ ذَلِّلْهُ بِالرَّغْبَةِ فيما عِنْدَكَ اَيّامَ حَيوتى كُلِّها
و در تمام دوره زندگیم این قلب را به رغبت در آنچه نزد توست رام گردان
وَاجْعَلْ تَقْواكَ مِنَ الدُّنْيا زادى
و تقوایت را از دنیا توشهام کن
وَ اِلى رَحْمَتِكَ رِحْلَتى
و کوچ مرا حرکت به سوى رحمتت قرار ده
وَ فى مَرْضاتِكَ مَدْخَلى
و ورودم را به سرمنزل رضاى خود مقرّر فرما
وَاجْعَلْ فى جَنَّتِكَ مَثْواىَ
و در بهشتت جایم ده
وَهَبْ لى قُوَّةً اَحْتَمِلُ بِها جَميعَ مَرْضاتِكَ
و مرا قدرتى کرامت کن که به سبب آن تمام بارِ خشنودیت را بر دوش کشم
وَاجْعَلْ فِرارى اِلَيْكَ
و فرارم را به سوى خودت
وَ رَغْبَتى فيما عِنْدَكَ
و رغبتم را به آنچه نزد توست قرار ده
وَ اَلْبِسْ قَلْبِىَ الْوَحْشَةَ مِنْ شِرارِ خَلْقِكَ
و لباس وحشت از شرار خلقت را بر دلم بپوشان
وَهَبْ لِىَ الْاُنْسَ بِكَ وَ بِاَوْلِيآئِكَ وَ اَهْلِ طاعَتِكَ
و دوستانت و اهل طاعتت را به من ارزانى دار
وَ لا كافِرٍ عَلَىَّ مِنَّةً
و براى هیچ فاجر و کافرى بر من منّت و نعمتى قرار مده
وَ لا لَهُ عِنْدى يَداً
و روى نیازم را به طرف آنان مکن
وَ لابى اِلَيْهِمْ حاجَةً
بلکه آرامش دل و راحت جان و بىنیازى
بَلِ اجْعَلْ سُكُونَ قَلْبى وَ اُنْسَ نَفْسى وَاسْتِغْنآئى وَ كِفايَتى بِكَ وَ بِخِيارِ خَلْقِكَ.
و انجام گرفتن کارهایم را بر عهده خود و گزیدگان خلقت واگذار.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْنى لَهُمْ قَريناً
و مرا همنشین آنان قرار ده
وَاجْعَلْنى لَهُمْ نَصيراً
و مرا یار آنان قرار ده
وَامْنُنْ عَلَىَّ بِشَوْقٍ اِلَيْكَ
و بر من منّت گذار که شوقم متوجه تو باشد
وَ بِالْعَمَلِ لَكَ بِما تُحِبُّ وَ تَرْضى
و برایت چنان کنم که دوست دارى و مىپسندى
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ
زیرا که تو بر همه کارى توانایى
وَ ذلِكَ عَلَيْكَ يَسيرٌ.
و این همه بر تو آسان است.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام عِندَالشِّدَّةِ وَالْجَهْدِ وَ تَعسُّرِ الاُمور
« وقتى که سختى روى مىداد»
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ كَلَّفْتَنى مِنْ نَفْسى ما اَنْتَ اَمْلَكُ بِهِ مِنّى
خداوندا مرا مکلّف به تکلیفى ساختهاى که خودت از من به آن کار تواناترى
وَ قُدْرَتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَىَّ اَغْلَبُ مِنْ قُدْرَتى
و قدرتت بر آن و بر من بیش از قدرت من است
فَاَعْطِنى مِنْ نَفْسى مايُرْضيكَ عَنّى
پس چنانم کن که موجب رضاى تو از من باشد
وَ خُذْ لِنَفْسِكَ رِضاها مِنْ نَفْسى فى عافِيَةٍ.
و از من آنچه را که موجب رضاى توست برگیر آن گونه که به سلامت من لطمهاى نزند.
اَللَّهُمَّ لاطاقَةَ لى بِالْجَهْدِ
خداوندا مرا طاقت بر سختى و مشقت
وَ لاصَبْرَ لى عَلَى الْبَلاءِ
و شکیبایى بر بلا
و لاقُوَّةَ لى عَلَى الْفَقْرِ
و قدرت بر تنگدستى نیست
فَلاتَحْظُرْ عَلَىَّ رِزْقى
پس روزیم را منع مکن
وَ لاتَكِلْنى اِلى خَلْقِكَ
و مرا به خلق خود وامگذار
بَلْ تَفَرَّدْ بِحاجَتى
بلکه خود به تنهایى نیازم را برآور
وَ تَوَلَّ كِفايَتى
و خودت کارساز من باش
وَانْظُرْ اِلَىَّ
و به چشم محبت به من بنگر
وَانْظُرْ لى فى جَميعِ اُمُورى
و در همه امورم مصالح مرا در نظر گیر
فَاِنَّكَ اِنْ وَ كَلْتَنى اِلى نَفْسى عَجَزْتُ عَنْها
زیرا اگر مرا به خود واگذارى در کارم فرومانم
وَلَمْ اُقِمْ ما فيهِ مَصْلَحَتُها
و به کارى که مصلحت من در آن است نپردازم
وَ اِنْ وَ كَلْتَنى اِلى خَلْقِكَ تَجَهَّمُونى
و اگر مرا به بندگانت واگذارى روى درهم کشند
وَ اِنْ اَلْجَأْتَنى اِلى قَرابَتى حَرَمُونى
و اگر به اقوامم حوالت دهى محرومم سازند
وَ اِنْاَعْطَوْا اَعْطَوْا قَليلاً نَكِداً
و اگر عطا کنند عطایى اندک و پردردسر دهند
وَ مَنُّوا عَلَىَّ طَويلاً
و بر من منّت بسیار گذارند
وَ ذَمُّوا كَثيراً
و بیش از حد نکوهشم نمایند
فَبِفَضْلِكَ اللَّهُمَّ فَاَغْنِنى
پس اى خداوند به فضلت بىنیازم کن
وَ بِعَظَمَتِكَ فَانْعَشْنى
و به بزرگیت مرتبهام بلند گردان
وَ بِسَعَتِكَ فَابْسُطْ يَدى
و به عطاى گستردهات دستم را گشاده ساز
وَ بِما عِنْدَكَ فَاكْفِنى.
و به رحمتت در کلّ امور کفایتم کن.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ خَلِّصْنى مِنَ الْحَسَدِ
و مرا از حسد برهان
وَاحْصُرْنى عَنِ الذُّنُوبِ
و از معصیت بازدار
وَ وَرِّعْنى عَنِ الْمَحارِمِ
و از آنچه حرام است پرهیزم ده
وَلاتُجَرِّئْنى عَلَىالْمَعاصى
و مرا بر گناهان جرأت مده
وَاجْعَلْ هَواىَ عِنْدَكَ
و خواستم را به خود متوجه کن
وَ رِضاىَ فيما يَرِدُ عَلَىَّ مِنْكَ
و بر آنچه بر من وارد مىکنى شادیم ده
وَبارِكْلى فيما رَزَقْتَنى وَ فيما خَوَّلْتَنى وَ فيما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ
و آنچه را روزى من کردهاى و به من بخشیدهاى و انعام فرمودهاى برکت ده
وَاجْعَلْنى فى كُلِّ حالاتى مَحْفُوظاً مَكْلُوءًا مَسْتُوراً مَمْنُوعاً مُعاذاً مُجاراً.
و در همه احوال مرا محفوظ و حراست شده و عیب پوشیده و دست نایافتنى و پناه و امان داده شده قرار ده.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَاقْضِ عَنّى كُلَّ ما اَلْزَمْتَنيهِ وَ فَرَضْتَهُ عَلَىَّ لَكَ فى وَجْهٍ مِنْ وُجُوهِ طاعَتِكَ اَوْ لِخَلْقٍمِنْ خَلْقِكَ
و آنچه از طاعت براى خود یا فردى از بندگانت بر من واجب نمودهاى مرا بر انجامش موفق دار
وَ اِنْ ضَعُفَ عَنْ ذلِكَ بَدَنى
و اگر بدنم از انجامش ناتوان باشد
وَ وَهَنَتْ عَنْهُ قُوَّتِى
و نیرویم از آن سست آید
وَ لَمْ تَنَلْهُ مَقْدُرَتى
و قدرتم بر آن نرسد
وَ لَمْيَسَعْهُ مالى وَ لا ذاتُ يَدى
و مال و منالم گنجایش آن را نداشته باشد
ذَكَرْتُهُ اَوْنَسيتُهُ
خواه آن را به یاد داشته باشم یا از یاد برده باشم
هُوَ يارَبِّ مِمّا قَدْاَحْصَيْتَهُ عَلَىَّ وَ اَغْفَلْتُهُ اَنَا مِنْ نَفْسى
و آن - اى خداى من - از چیزهایى باشد که به حساب من گذاشتهاى و من از آن غفلت کردهام
فَاَدِّهِ عَنّى مِنْ جَزيلِ عَطِيَّتِكَ وَكَثيرِ ماعِنْدَكَ
پس به عطاى عظیمت و رحمت واسعهات آن را از سوى من ادا کن
فَاِنَّكَ واسِعٌ كَريمٌ
که تو خداى توانگر و کریمى
حَتّى لايَبْقى عَلَىَّ شَىْءٌ مِنْهُ تُريدُ اَنْ تُقآصَّنى بِهِ مِنْ حَسَناتى
بدانگونه که چیزى از آن طاعت برعهده من نماند تا بدین سبب روزى که به لقاى تو مىرسم از خوبىهایم کم کنى
اَوْتُضاعِفَ بِهِ مِنْ سَيِّئاتى يَوْمَ اَلْقاكَ يارَبِّ.
یا بر سیّئاتم بیفزایى اى پروردگار من.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَارْزُقْنِى الرَّغْبَةَ فىالْعَمَلِ لَكَ لِاخِرَتى
و رغبت و میلى روزى من کن که عمل براى تو را محض آخرتم انجام دهم
حَتّى اَعْرِفَ صِدْقَ ذلِكَ مِنْ قَلْبى
بدانگونه که صدق این رغبت را در قلبم بیابم
وَ حَتّى يَكُونَ الْغالِبُ عَلَىَّ الزُّهْدَ فى دُنْياىَ
و بىرغبتى نسبت به دنیاى زودگذر بر دلم چیره شود
وَ حَتّى اَعْمَلَ الْحَسَناتِ شَوْقاً.
آن سان که از سر شوق به حسنات برخیزم .
وَ امَنَ مِنَ السَّيِّئاتِ فَرَقاً وَ خَوْفاً وَهَبْ لى نُوراً اَمْشى بِهِ النّاسِ
و به سبب بیم و خوف از سیّئات در امان مانم و نورى به من ببخش که در پرتو آن در بین مردم زندگى کنم
وَاَهْتَدى بِهِ فِى الظُّلُماتِ
و با فروغش در هر نوع ظلمتى راه یابم
وَاَسْتَضىءُ بِهِ مِنَ الشَّكِّ وَالشُّبُهاتِ.
و انوارش دل مرا از شک و شبهه پاک کند.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَارْزُقْنى خَوْفَ غَمِّ الْوَعيدِ
و ترس و وحشت اندوه عذاب
وَ شَوْقَ ثَوابِ الْمَوْعُودِ
و شوق وعده ثواب را روزیم ساز
حَتّى اَجِدَ لَذَّةَ ما اَدْعُوكَ لَهُ بِكَ مِنْهُ.
تا لذّت آنچه را که تو را براى آن مىخوانم و اندوه چیزى را که از آن به تو پناه مىبرم بیابم.
اَللَّهُمَّ قَدْ تَعْلَمُ مايُصْلِحُنى مِنْ اَمْرِ دُنْياىَ وَ
الهى تو آنچه دنیا و آخرتم را اصلاح کند مىدانى
وَ كَاْبَةَ مااَسْتَجيرُ اخِرَتى فَكُنْ بِحَوآئِجى حَفِيّاً.
پس به حوائجم به دیده رحمت بنگر.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَارْزُقْنِى الْحَقَّ عِنْدَ تَقْصيرى فِى الشُّكْرِ لَكَ بِما اَنْعَمْتَ عَلَىَّ فِى الْيُسْرِ وَالْعُسْرِ وَالصِّحَّةِ وَالسَّقَمِ
و چون در اداى شکر نعمتهایت در زمان آسایش و سختى وسلامت و بیمارى کوتاهى ورزم حقشناسى روزیم کن
حَتّى اَتَعَرَّفَ مِنْ نَفْسى رَوْحَ الرِّضا
تا مسرّت خاطر و آرامش قلب خود را در
وَ طُمَاْنينَةَ النَّفْسِ مِنّى بِما يَجِبُ لَكَ فيما يَحْدُثُ فى حالِ الْخَوْفِ وَ الْاَمْنِ
اداى وظیفه نسبت به تو به وقت ترس و ایمنى
وَ الرِّضا وَالسُّخْطِ وَالضَّرِّ وَالنَّفْعِ.
و خشم و رضا و سود و زیان بیابم.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَارْزُقْنى سَلامَةَ الصَّدْرِ مِنَ الْحَسَدِ حَتّى لا اَحْسُدَ اَحَداً مِنْ خَلْقِكَ عَلى شَىْءٍ مِنْ فَضْلِكَ
و سینهام را از بیمارى حسد سلامت ده بهطورى که بر هیچ کدام از آفریدگان تو بر نعمتى که به فضلت عنایت مىکنى حسد نبرم
وَ حَتّى لااَرى نِعْمَةً مِنْ نِعَمِكَ عَلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ فى دينٍ اَوْدُنْيا
و هیچ یک از نعمتهاى تو را در دین یا دنیا
اَوْعافِيَةٍ اَوْ تَقْوى
عافیت یا تقوا
اَوْسَعَةٍ اَوْرَخآءٍ
فراخى یا راحتى
اِلاّ رَجَوْتُ لِنَفْسىاَفْضَلَذلِكَبِكَ وَ مِنْكَ وَحْدَكَ لاشَريكَ لَكَ.
بر هیچ یک از بندگانت نبینم مگر آنکه بهتر از آن را به لطف تو و از سوى تو اى خداى بىشریک آرزو کنم
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ .
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَارْزُقْنِى التَّحَفُّظَ مِنَ الْخَطايا
و مرا خوددارى از گناهان
وَالْاِحْتِراسَ مِنَ الزَّلَلِ فِى الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ
و پرهیز از لغزشها در دنیا و آخرت
فى حالِ الرِّضا وَالْغَضَبِ
و در حال خشنودى و خشم روزى کن
حَتّى اَكُونَ بِما يَرِدُ عَلَىَّ مِنْهُما بِمَنْزِلَةٍ سَوآءٍ
بهطورى که در هر دو حال یکسان بوده
عامِلاً بِطاعَتِكَ
به طاعت تو مشغول باشم
مُؤْثِراً لِرِضاكَ عَلى ما سِواهُما فِىالْاَوْلِيآءِ وَالْأَعْدآءِ
و در حق دوستان و دشمنانت رضاى تو را بر غیر رضا و طاعت تو ترجیح دهم
حَتّى يأْمَنَ عَدُوّى مِنْ ظُلْمِى وَ جَوْرى
تا دشمنم از جور و ستمم ایمن باشد
وَ يَأْيَسَ وَلِيّى مِنْ مَيْلى وَانْحِطاطِ هَواىَ
و دوستم از اینکه منحرف از حق و به هواى نفس او متمایل شوم نومید گردد
وَاجْعَلْنى مِمَّنْ يَدْعُوكَ مُخْلِصاً فِى الرَّخآءِ دُعآءَ
و مرا از آنان قرار ده که تو را در حال آسایش چنان به اخلاص مىخوانند که
الْمُخْلِصينَ الْمُضْطَرّينَ لَكَ فِى الدُّعآءِ
درماندگان مخلص مىخوانند
اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ.
همانا که تو ستوده و بزرگوارى.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام اذا سَئَلَ اللّهَ العافيةَ و شُكرَها
« وقتى که عافیت و شکر آن را از خداوند مىخواست»
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَاَلْبِسْنى عافِيَتَكَ
و لباس عافیت بر من بپوشان
وَ جَلِّلْنى عافِيَتَكَ
و سراپایم را به عافیت فراگیر
وَ حَصِّنّى بِعافِيَتِكَ
و به عافیت محفوظم دار
وَ اَكْرِمْنى بِعافِيَتِكَ
و به عافیت گرامیم دار
وَاَغْنِنى بِعافِيَتِكَ
و به عافیت بىنیازم کن
وَ تَصَدَّقْ عَلَىَّ بِعافِيَتِكَ
و عافیتت را بر من صدقه ده
وَهَبْ لى عافِيَتَكَ
و مرا عافیت بخش
وَ اَفْرِشْنى عافِيَتَكَ
و برایم بستر عافیت بگستر
وَاَصْلِحْ لى عافِيَتَكَ
و عافیت را برایم از هر مانعى پیراسته ساز
وَ لاتُفَرِّقْ بَيْنى وَ بَيْنَ عافِيَتِكَ فِى الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ
و در دنیا و آخرت بین من و عافیت جدایى مینداز.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَ عافِنى عافِيَةً كافِيَةً شافِيَةً عالِيَةً نامِيَةً
و مرا عافیت بخش عافیتى کافى و شفابخش و برتر و روزافزون
عافِيَةً ُوَلِّدُ فى بَدَنِى الْعافِيَةَ
عافیتى که در بدنم عافیت تولید کند
عافِيَةَ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ
و در یک کلمه: عافیت دنیا و آخرت
وَامْنُنْ عَلَىَّ بِالصِّحَّةِ وَالْأَمْنِ وَالسَّلامَةِ فى دينى وَ بَدَنى
و بر من منّت نِه به تندرستى و امنیت و سلامت در دین و بدن
وَالنَّفاذِ فى اُمُورى
و بصیرت در دل
وَالْخَشْيَةِ لَكَ
و پیشرفت در امور
وَالْخَوْفِ مِنْكَ
و هراس و بیم از تو
وَالْقُوَّةِ عَلى ما اَمَرْتَنى بِهِ مِنْ طاعَتِكَ
و توان و قدرت بر انجام طاعتى که مرا به آن فرمان دادهاى
وَالْاِجْتِنابِ لِما نَهَيْتَنى عَنْهُ مِنْ مَعْصِيَتِكَ.
و اجتناب از نافرمانیت که مرا از آن برحذر داشتهاى
اَللَّهُمَّ وَامْنُنْ عَلَىَّ بِالْحَجِّ. وَالْعُمْرَةِ
خداوندا بر من منّت گذار که موفق به َحج و عمره
وَ زِيارَةِ قَبْرِ رَسُولِكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ رَحْمَتُكَ
و زیارت قبر رسولت
وَ بَرَكاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى الِهِ وَ الِ رَسُولِكَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ اَبَداً مااَبْقَيْتَنى
که درودت بر همه آنان باد و آل او - گردم همیشه تا وقتى که مرا در دنیا زنده مىدارى
فى عامى هذا وَفى كُلِّ عامٍ
در امسال و همه سال
وَاجْعَلْ ذلِكَ مَقْبُولاً مَشْكُوراً مَذْكُوراً لَدَيْكَ مَذْخُوراً عِنْدَكَ
و آن عبادات را پذیرفته و مایه پاداش و منظور نظر و ذخیرهام نزد خود قرار ده
وَاَنْطِقْ بِحَمْدِكَ وَ شُكْرِكَ وَ ذِكْرِكَ وَ حُسْنِ الثَّنآءِ عَلَيْكَ لِسانى
و زبانم را به حمد و شکر و ذکر و ثناى جمیلت گویا کن
وَاشْرَحْ لِمَراشِدِ دينِكَ قَلْبى
و قلبم را براى پذیرش هدایتهاى دینت گشاده ساز
وَ اَعِذْنى وَ ذُرِّيَّتى مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ
و مرا و فرزندانم را از شیطان رانده شده
وَ مِنْ شَرِّ السَّآمَّةِ وَالْهآمَّةِ وَالْعآمَّةِ وَالَّلآمَّةِ
و از شر جانوران زهرناک و زهردارکشنده
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَيْطانٍ مَريدٍ
شر هر شیطان سرکش
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ سُلْطانٍ عَنيدٍ
و از شر هر پادشاه ستمگر
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ مُتْرَفٍ حَفيدٍ
و از شر هر خوشگذران نازپرورده سرکش
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ ضَعيفٍ وَ شَديدٍ
و از شر هر ضعیف و قوى
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَريفٍ وَ وَضيعٍ
و از شر هر عالىمقام و فرومایه
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ صَغيرٍ وَ كَبيرٍ
و از شر هر کوچک و بزرگ
و مِنْ شَرِّ كُلِّ قَريبٍ وَ بَعيدٍ
و از شر هر نزدیک و دور
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ مَنْ نَصَبَ لِرَسُولِكَ وَ لِاَهْلِ بَيْتِهِ حَرْباً مِنَ الْجِنِّ وَالْاِنْسِ
و از شر هر کسى از جن و انس که به جنگ پیامبرت و اهلبیتش اقدام کرده
وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دآبَّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِيَتِها
و از شر هر جنبندهاى که مسخّر قدرت توست پناه ده
اِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ.
زیرا که تو در سلطنت بر صراط حق و عدلى.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ مَنْ اَرادَنى بِسُوءٍ فَاصْرِفْهُ عَنّى
و هر که علیه من اندیشه بد داشته باشد
وَادْحَرْ عَنّى مَكْرَهُ
او را از من بگردان
وَادْرَاْ عَنّى شَرَّهُ
و نیرنگش را از من دور کن و شرش را از من بازدار
وَ رُدَّ كَيْدَهُ فى نَحْرِهِ
و مکرش را به گلوگاهش برگردان
وَاجْعَلْ بَيْنَ يَدَيْهِ سُدّاً حَتّى تُعْمِىَ عَنّى بَصَرَهُ
و سدّى در مقابلش بپا کن که چشمش را از دیدن من کور
وَ تُصِمَّ عَنْ ذِكْرى سَمْعَهُ
و گوشش را از شنیدن ذکر من کر سازى
وَ تُقْفِلَ دُونَ اِخْطارى قَلْبَهُ
و دلش را به وقت سوء نیت در حق من قفل نمایى
وَ تُخْرِسَ عَنّى لِسانَهُ
و زبانش را از گفتگو درباره من لالسازى
وَ تَقْمَعَ رَاْسَهُ وَ تُذِلَّ عِزَّهُ
و سرشرا به گرز ذلّتبکوبى
وَ تَكْسِرَ جَبَرُوتَهُ
وعزتش را بهذلّت بدل کنى
وَ تُذِلَّ رَقَبَتَهُ
وبزرگیش را بشکنى
وَ تَفْسَخَ كِبْرَهُ
و گردنش را به خوارى فرود آورى و کبریائیش را از هم بپاشى
وَ تُؤْمِنَنى مِنْ جَميعِ ضَرِّهِ وَشَرِّهِ وَغَمْزِهِ وَهَمْزِهِ وَلَمْزِهِ وَحَسَدِهِوَعَداوَتِهِ
و مرا از همه ضرر و شر و طعن و غیبت و عیبجویى و حسد و دشمنى
وَ حَبآئِلِهِ وَ مَصآئِدِهِ وَ رَجْلِهِ وَ خَيْلِهِ
و بندها و دامها و پیادهها و سوارههاى او ایمنسازى
اِنَّكَ عَزيزٌ قَديرٌ.
زیرا که تو غالب غیر مغلوب و داراى قدرت بىنهایتى.
وَ كان مِندعائِه عليهالسّلام لِاَبَوَيْهِ عَليهماالسَّلام
« براى پدر و مادرش »
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ
خداوندا بر محمّد بنده و فرستادهات
وَ اَهْلِ بَيْتِهِ الطّاهِرينَ وَاخْصُصْهُمْ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ وَ رَحْمَتِكَ وَ بَرَكاتِكَ وَ سَلامِكَ
و بر خاندان پاکش درود فرست و آنان را به بهترین درودها و رحمت و برکات و سلام خود مخصوص گردان
وَاخْصُصِ اللَّهُمَّ والِدَىَّ بِالْكَرامَةِ
الهى و پدر و مادر مرا به کرامت
لَدَيْكَ وَالصَّلوةِ مِنْكَ
نزد خود و درود از سوى خود اختصاص ده
يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
اى مهربانترین مهربانان.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَاَلْهِمْنى عِلْمَ مايَجِبُ لَهُما عَلَىَّ اِلْهاماً
و دانش آنچه از حقوق ایشان که بر من لازم است به من الهام کن
وَاجْمَعْ لى عِلْمَ ذلِكَ كُلِّهِ تَماماً
و دانش تمام آن واجبات را بدون کم و زیاد برایم فراهم نما
ثُمَّ اسْتَعْمِلْنى بِما تُلْهِمُنى مِنْهُ
آنگاه مرا به آنچه در این زمینه به من الهام کردهاى به کار گیر
وَ وَفِّقْنى لِلنُّفُوذِ فيما تُبَصِّرُنى مِنْ عِلْمِهِ
و توفیقم ده تا نسبت به آنچه به من بصیرت مىدهى اقدام کنم
حَتىَّ لايَفُوتَنِى اسْتِعْمالُ شَىْءٍ عَلَّمْتَنيهِ
تا به کار بستن چیزى از آنچه به من تعلیم دادهاى از دستم نرود
وَلاتَثْقُلَ اَرْكانىعَنِالْحُفُوفِفيما اَلْهَمْتَنيهِ.
و ارکان بدنم از خدمتى که مرا به آن ملهم فرمودهاى احساس گرانى ننماید.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ والِهِ كَما شَرَّفْتَنابِهِ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست همانطور که ما را به وجودش سرافراز فرمودى
وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ كَما اَوْجَبْتَ لَنَا الْحَقَّ عَلَى الْخَلْقِ بِسَبَبِهِ.
و بر محمد و آلش درود فرست. همانسان که به سبب آن حضرت حقى از ما بر عهده مردم واجب نمودى.
اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى اَهابُهُما هَيْبَةَ السُّلْطانِ الْعَسُوفِ
خداوندا چنان کن که از هیبت پدر و مادرم چون از هیبت سلطان خودکامه بیمناک باشم
وَ اَبَرُّهُما بِرَّ الْاُمِّ الرَّؤُوفِ
و به هر دو چون مادرى مهربان نیکى نمایم
وَاجْعَلْ طاعَتى لِوالِدَىَّ وَ بِرّى بِهِما اَقَرَّ لِعَيْنى مِنْ رَقْدَةِ الْوَسْنانِ
و اطاعت از آنان و نیکى به هر دوى آنان را در نظرم از لذّت خواب در چشم خوابآلوده شیرینتر
وَاَثْلَجَ لِصَدْرى مِنْ شَرْبَةِ الظَّمْئانِ
و براى سوز سینهام از شربت گوارا در ذائقه تشنه خنکتر گردان
حَتّى اُوثِرَ عَلى هَواىَ هَواهُما
تا خواسته ایشان را بر خواسته خود ترجیح دهم
وَاُقَدِّمَ عَلى رِضاىَ رِضاهُما
و خرسندى آن دو را بر خرسندى خود مقدّم دارم
وَاَسْتَكْثِرَ بِرَّهُما بى وَ اِنْ قَلَّ
و خوبى ایشان را در حق خود هرچند اندک باشد زیاد بینم
وَاَسْتَقِلَّ بِرّى بِهِما وَ اِنْكَثُرَ
و نیکویى خود را درباره ایشان. گرچه بسیار باشد کم شمارم
اَللَّهُمَّ خَفِّضْ لَهُما صَوْتى
خداوندا صدایم را در محضر آنان ملایمکن
وَ اَطِبْ لَهُما كَلامى
و گفتارم را بر آنان دلنشین فرما
وَ اَلِنْ لَهُما عَريكَتى
و خویم را نسبت به آنان نرمى عنایت کن
وَاَعْطِفْ عَلَيْهِما قَلْبى
و قلبم را بر هر دو مهربان ساز
وَصَيِّرْنى بِهِما رَفيقاً وَ عَلَيْهِما شَفيقاً.
و مرا نسبت به هر دو خوشرفتار و دلسوز قرار ده
اَللَّهُمَّ اشْكُرْ لَهُما تَرْبِيَتى
خداوندا هر دو را به پاس تربیت من جزاى نیکو ده
وَ اَثِبْهُما عَلى تَكْرِمَتى.
و در مقابل آنکه مرا گرامى داشتند جزاى خیر عطا فرما .
ا وَاحْفَظْ لَهُما ما حَفِظاهُ مِنّى فى صِغَرى
و هرچه را در کودکى نسبت به من منظور داشتهاند در حق ایشان - منظور کن
َللَّهُمَّ وَ ما مَسَّهُما مِنّى مِنْ اَذًى
خداوندا اگر از جانب من آزارى به آنان رسیده
اَوْخَلَصَ اِلَيْهِما عَنّى مِنْ مَكْرُوهٍ
یا از من کار ناخوشایندى دیدهاند
اَوْ - ضاعَ قِبَلى لَهُما مِنْ حَقٍّ
یا حقى از آنان به وسیله من از بین رفته
فَاجْعَلْهُ حِطَّةً لِذُنُوبِهِما
همه را موجب پاک شدن آنان از گناهانشان
وَ عُلُوّاً فى دَرَجاتِهِما
و مایه رفعت مقامشان و
وَ زِيادَةً فى حَسَناتِهِما
افزونى حسناتشان قرار ده
يا مُبَدِّلَ السَّيِّئاتِ بِاَضْعافِها مِنَ الْحَسَناتِ
اى که بدیها را به چندین برابر به خوبى تبدیل مىنمایى
اَللَّهُمَّ وَ ما تَعَدَّيا عَلَىَّ فيهِ مِنْ قَوْلٍ
الهى اگر در گفتار با من از اندازه بیرون رفتهاند
اَوْ اَسْرَفا عَلَىَّ فيهِ مِنْ فِعْلٍ
یا در عملى نسبت به من زیادهروى نمودهاند
اَوْضَيَّعاهُ لى مِنْ حَقٍّ
یا حقى از من ضایع کردهاند
اَوْ قَصَّرا بىعَنْهُ مِنْواجِبٍ
یا از وظیفه پدر و مادرى در حق من کوتاهى نمودهاند
فَقَدْ وَهَبْتُهُ لَهُما
حق خود را به آنان بخشیدم
وَ جُدْتُ بِهِ عَلَيْهِما
و آن را برایشان نثار کردم
وَ رَغِبْتُ اِلَيْكَ فى وَضْعِ تَبِعَتِهِ عَنْهُما
و از تو مىخواهم که وزر و وبال آن را از دوش آنان بردارى
فَاِنّى لااَتَّهِمُهُما عَلى نَفْسى
زیرا که من نسبت بهخود آنان را در کوتاهى حق متهم نمىکنم
وَلااَسْتَبْطِئُهُما فى بِرّى
و آنان را در مهربانى در حق خودم سهلانگار نمىدانم
وَ لااَكْرَهُ ما تَوَلَّياهُ مِنْ اَمْرى يا رَبِّ
و از آنچه دربارهام انجام دادهاند ناراضى نیستم اى پروردگار من
فَهُما اَوْجَبُ حَقّاً عَلَىَّ
زیرا رعایت حق آنان بر من واجبتر
وَ اَقْدَمُ اِحْساناً اِلَىَّ
و احسانشان نسبت به من دیرینهتر
وَاَعْظَمُ مِنَّةً لَدَىَّ مِنْ اَنْ اُقآصَّهُما بِعَدْلٍ
و منّتشان بر من بیشتر از آن است که از آنان از روى عدل تقاص بکشم
اَوْ اُجازِيَهُما عَلى مِثْلٍ
یا نسبت به ایشان معامله به مثل کنم
اَيْنَ اِذاً -يااِلهى- طُولُ شُغْلِهِما بِتَرْبِيَتى؟
الهى اگر چنین کنم پس روزگار مدیدى که در تربیت من سپرى کردهاند
وَاَيْنَ شِدَّةُ تَعَبِهِما فى حِراسَتى؟
و رنجهاى زیادى که در نگاهدارى من تحمّل نمودهاند
وَ اَيْنَ اِقْتارُهُما عَلىاَنْفُسِهِما لِلتَّوْسِعَةِ عَلَىَّ؟!
و آن همه که بر خود تنگ گرفتند تا زندگى مرا گشایشى باشد چه مىشود؟
هَيْهاتَ ما يَسْتَوْ فِيانِ مِنّى حَقَّهُما
بدون شک بعید استکه بتوانند حق خودرا از من دریافت دارند
وَلااُدْرِكُ ما يَجِبُ عَلَىَّ لَهُما
و من نمىتوانم حقوقى را که بر عهدهام دارند تدارک نمایم
وَ لا اَنَا بِقاضٍ وَظيفَةَ خِدْمَتِهِما
و وظیفه خدمت آنان را بجاى آورم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ اَعِنّى يا خَيْرَ مَنِ اسْتُعينَ بِهِ
و اى بهترین کسى که از تو یارى جویند مرا یارى ده
وَ وَفِّقْنى يا اَهْدى مَنْ رُغِبَ اِلَيْهِ
و اىراهنمایندهترکسىکهبهاو روى آوردهمىشود مراتوفیق ده
وَ لاتَجْعَلْنى فىاَهْلِ الْعُقُوقِ لِلْابآءِالْاُمَّهاتِ يَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ هُمْ لايُظْلَمُونَ.
ودرآن روزکه همهبدونآنکه برآنان ستم رود جزا مىبینند مرا در زمره آنان که عاق پدر و مادرند قرار مده
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ
خداوندا بر محمد و آل او و نسل او درود فرست
وَاخْصُصْ.اَبَوَىَّ بِاَفْضَلِ ما خَصَصْتَ بِهِ ابآءَ عِبادِكَ الْمُؤْمِنينَ وَ اُمَّهاتِهِمْ
و پدر و مادرم را به بهترین چیزى که پدران و مادران بندگان باایمانت را به آن مخصوص گرداندى مخصوص گردان
يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
اى مهربانترین مهربانان
اَللَّهُمَّ لاتُنْسِنى ذِكْرَهُما فى اَدْبارِ. صَلَواتى
خداوندا یاد آنان را در پس نمازهایم
وَفى اِناً مِنْ انآءِ لَيْلى
و در هیچ وقتى از اوقات شبم
وَفى كُلِّ ساعَةٍ مِنْ ساعاتِ نَهارى.
و ساعتى از ساعات روزم از صفحه قلبم مزداى.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَاغْفِرْ لى بِدُعآئى لَهُما
و مرا به برکات دعایى که براى آنان دارم بیامرز
وَاغْفِرْ لَهُما بِبِرِّهِما بى مَغْفِرَةً حَتْماً
و آن دو را بهسبب خوبیهایى که در حق من داشتهاند مشمول غفران حتمى قرار ده
وَارْضَ عَنْهُما بِشَفاعَتى لَهُما رِضىً عَزْماً
و از آنان به شفاعت من از آنان بهطور مسلّم خشنود شو
وَ بَلِّغْهُما بِالْكَرامَةِ مَواطِنَ السَّلامَةِ.'
و آنان را با کرامت به سر منزل سلامت برسان.
اَللَّهُمَّ وَ اِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لَهُما فَشَفِّعْهُما فِىَّ
خداوندا اگر پدر و مادرم را پیش از من آمرزیدهاى پس ایشان را شفیع من قرار ده
وَاِنْ سَبَقَتْ مَغْفِرَتُكَ لى فَشَفِّعْنى فيهِما
و اگر مرا پیش از آنان مورد آمرزش قرار دادهاى پس مرا شفیع ایشان کن
حَتّى نَجْتَمِعَ بِرَاْفَتِكَ فى دارِ كَرامَتِكَ
تا در پرتو مهربانیت در سراى کرامت
وَ مَحَلِّ مَغْفِرَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ
و جایگاه مغفرت و رحمتت گرد آئیم
اِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ وَالْمَنِّ الْقَديمِ
زیرا که تو صاحب فضل بزرگ و نعمت قدیمى
وَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرَّاحِمينَ.
و تو مهربانترین مهربانانى.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسَّلام لِوُلْدِهِ عليهمالسَّلام
«دعا درباره فرزندانش »
اَللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَىَّ بِبَقآءِ وُلْدى
خداوندا بر من منت گذار به بقاى فرزندانم
وَ بِاِصْلاحِهِمْ لى
و به شایسته نمودن ایشان براى من
وَ بِاِمْتاعى بِهِمْ.
و به برخوردارى من از آنان.
اِلهى امْدُدْلى فى اَعْمارِهِمْ
خداوندا عمر آنان را براى من طولانى گردان
وَزِدْلى فِى اجالِهِمْ
و بر ایّام زندگىشان براى من بیفزا
وَ رَبِّ لى صَغيرَهُمْ
و خردسالشان را برایم تربیت کن
وَ قَوِّ لى ضَعيفَهُمْ
و ناتوانشان را برایم نیرو ده
وَ اَصِحَّ لِى اَبْدانَهُمْ وَ اَدْيانَهُمْ وَ اَخْلاقَهُمْ
و بدنها و دینشان و اخلاقشان را برایم به سلامتدار
وَ عافِهِمْ فى اَنْفُسِهِمْ وَ فى جَوارِحِهِمْ
و آنان را در جان و اعضا و هر کارشان که به آن اهتمام دارم عافیت بخش
وَ فِى كُلِّ ماعُنيتُ بِهِ مِنْ اَمْرِهِمْ وَ اَدْرِرْ لى وَ عَلى يَدى اَرْزاقَهُمْ
و براى من و به دست من روزى آنان را وسعت ده
وَ اجْعَلْهُمْ اَبْراراً اَتْقِيآءَ بُصَرآءَ سامِعينَ مُطيعينَ لَكَ
و آنان را نیکوکارانى باتقوا و صاحبان بصیرت و شنواى حق و مطیع خود گردان
وَ لِأَوْلِيآئِكَ مُحِّبينَ مُناصِحينَ
و نسبت به اولیاء خود عاشق و خیرخواه
وَ لِجَميعِ اَعْدآئِكَ مُعانِدينَ وَ مُبْغِضينَ امينَ
و نسبت به دشمنانت دشمن و کینهتوز قرار ده الهى وضع فرزندانم اینچنین باد. .
اَللَّهُمَّ اشْدُدْ بِهِمْ عَضُدى
خداوندا بازویم را به وجودشان نیرومند
وَ اَقِمْ بِهِمْ اَوَدى
و اختلال امورم را به آنان اصلاح
وَ كَثِّرْ بِهِمْ عَدَدى
و تبارم را به سبب آنان بسیار
وَ زَيِّنْ بِهِمْ مَحْضَرى
و مجلسم را به وجودشان آراسته
وَ اَحْىِ بِهِمْ ذِكْرى
و یادم را به آنان زنده دار
وَاكْفِنى بِهِمْ فى غَيْبَتى
و در نبودم کارم را به وسیله آنان کفایت کن
وَ اَعِنّى بِهِمْ عَلى حاجَتى
و به دست آنان در برآمدن نیازم مرا یارى ده
وَاجْعَلْهُمْ لى مُحِبّينَ
آنان را عاشق من گردان
وَ عَلَىَّ حَدِبينَ مُقْبِلينَ مُسْتَقيمينَ لى
و مهربانانى که متوجه من و پیوسته فرمانبر من باشند
مُطيعينَ غَيْرَ عاصينَ وَ لا عآقّينَ وَ لامُخالِفينَ وَ لاخاطِئينَ
و از من اطاعت کنند و روى در نافرمانى من ننهند و نسبت به من نافرمانى و بدى و مخالفت و خطا نداشته باشند
وَ اَعِنّى عَلى تَرْبِيَتِهِمْ وَ تَاْديبِهِمْ وَ بِرِّهِمْ
و مرا در تربیت و خوبى کردن در حقشان یارى فرما
وَ هَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ مَعَهُمْ اَوْلاداً - ذُكُوراً
و از عنایت خود علاوهبر آنان به من فرزندان ذکور بخش
وَاجْعَلْ ذلِكَ خَيْراً لى
در این کار برایم خیر قرار ده
وَاجْعَلْهُمْ لى عَوْناً عَلى ماسَئَلْتُكَ
و و آنان را در آنچه از تو مىخواهم یاورم ساز
وَ اَعِذْنى وَ ذُرِّيَّتى مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ
و مرا و اولاد مرا از شیطان رانده شده حفظ کن
فَاِنَّكَ خَلَقْتَنا وَ اَمَرْتَنا وَ نَهَيْتَنا
که تو ما را آفریدى و به ما امر و نهى فرمودى
وَ رَغَّبْتَنا فىثَوابِ ما اَمَرْتَنا
و در اجر اطاعت از امر خود تشویق
وَ رَهَّبْتَنا عِقابَهُ
و به عذاب ارتکاب نهى خود تهدیدمان نمودى
وَ جَعَلْتَ لَنا عَدُوّاً يَكيدُنا
و براى ما دشمنى قرار دادى که با ما نیرنگ مىکند
سَلَّطْتَهُ مِنّا عَلى ما لَمْتُسَلِّطْنا عَلَيْهِ مِنْهُ
و او را بر ما تسلطى دادى که ما را به آن اندازه بر او سلطه نیست
اَسْكَنْتَهُ صُدُورَنا
او را در دلهاى ما جاى دادى
وَ اَجْرَيْتَهُ مَجارِىَ دِمائِنا
و در مجارى خونمان روان کردى
لايَغْفُلُ اِنْ غَفَلْنا
او را در دلهاى ما جاى دادى اگر ما از او غفلت کنیم او از ما غافل نگردد
وَ لايَنْسى اِنْ نَسينا
و اگر فراموشش کنیم او ما را فراموش نکند
يُؤْمِنُنا عِقابَكَ
ما را از عقاب تو ایمن کند
وَ يُخَوِّفُنا بِغَيْرِكَ
و از غیر تو بترساند
اِنْ هَمَمْنا بِفاحِشَةٍ شَجَّعَنا عَلَيْها
چون به کار زشت همّت کنیم ما را به آن دلیر مىنماید
وَ اِنْ هَمَمْنا بِعَمَلٍ صالِحٍ ثَبَّطَنا عَنْهُ
و چون به عمل صالح رو کنیم ما را از آن بازمىدارد
يَتَعَرَّضُ لَنا بِالشَّهَواتِ
با شهوات در جستجوى ماست
وَ يَنْصِبُ لَنا بِالشُّبُهاتِ
و در راه ما دامِ شبهه نصب کند
اِنْ وَعَدَنا كَذَبَنا
اگر ما را وعده دهد دروغ مىگوید
وَ اِنْ مَنّانا اَخْلَفَنا
و اگر به نویدى
وَ اِلاَّتَصْرِفْ عَنّا كَيْدَهُ يُضِلَّنا
و اگر به نویدىاگر تو - حیله و نیرنگش را از ما نگردانى ما را گمراه مىکند
وَ اِلاَّتَقِنا خَبالَهُ يَسْتَزِلَّنا.
و اگر از فساد او نگاهمان ندارى ما را دچار لغزش مىنماید.
اَللَّهُمَّ فَاقْهَرْ سُلْطانَهُ عَنّا بِسُلْطانِكَ
خداوندا زبردستى او را به زبردستى خودت از ما دور کن
حَتّى تَحْبِسَهُ عَنّا بِكَثْرَةِ الدُّعآءِ لَكَ
تا به سبب کثرت دعایمان او را از ما بازدارى
فَنُصْبِحَ مِنْ كَيْدِهِ فِى الْمَعْصُومينَ بِكَ.
تا در پناهت از نیرنگ او در طایفه بىگناهان قرار گیریم.
اَللَّهُمَّ اَعْطِنى كُلَّ سُؤْلى
خداوندا تمام خواستههایم را عطا کن
وَاقْضِ لى حَوآئِجى
و حوائجم را برآور
وَ لاتَمْنَعْنِى الْاِجابَةَ وَ قَدْضَمِنْتَها لى
و مرا از اجابت دعا ممنوع مکن که تو خود استجابت دعا را برایم ضامن شدهاى
وَلاتَحْجُبْ دُعآئى عَنْكَ وَ قَدْ اَمَرْتَنى بِهِ
و دعایم را از خودت محجوب مدار که تو مرا به دعا فرمان دادهاى
وَامْنُنْ عَلَىَّ بِكُلِّ مايُصْلِحُنى فى دُنْياىَ وَ اخِرَتى
و هر چه را که در این جهان و آن جهان باعث اصلاح حالم شود به من کرامت کن
ما ذَكَرْتُ مِنْهُ وَ ما نَسيتُ
خواه یادآور شده خواه فراموش کرده باشم
اَوْ اَظْهَرْتُ اَوْ اَخْفَيْتُ اَوْ
اظهار کرده یا پوشیده باشم
اَعْلَنْتُاَوْاَسْرَرْتُ
آشکارا درخواست نموده باشم یا در پنهانى
وَاجْعَلْنىفىجَميعِذلِكَمِنَالْمُصْلِحينَ بِسُؤالى اِيَّاكَ
و در تمام این جهات به سبب تقاضایى که تنها از تو دارم مرا از کسانى که کار خود به اصلاح آورند قرار ده
الْمُنْجِحينَ بِالطَّلَبِ اِلَيْكَ
آنان که به درخواستشان از تو در شمار کامیابان شدند
غَيْرِ الْمَمْنُوعينَ بِالتَّوَكُّلِ عَلَيْكَ
و بهخاطر اعتماد بر تو محروم از لطفت نشدند
الْمُعَوَّدينَ بِالتَّعَوُّذِ بِكَ
از آن گروه که به پناه آوردن به تو خو کرده
الرّابِحينَ فِى التِّجارَةِ عَلَيْكَ
و از سوداگرى با تو سود سرشار بردند
الْمُجارينَ بِعِزِّكَ
آنان که در پناه عزتت نشستند
الْمُوسَعِ عَلَيْهِمُ الرِّزْقُ الْحَلالُ مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ
و به جود و کرمت از فضل واسع تو روزى حلال وسیع یافتند
الْمُعَزّينَ مِنَ الذُّلِّ بِكَ
و به عنایت تو از خوارى به عزت رسیده
وَالْمُجارينَ مِنَ الظُّلْمِ بِعَدْلِكَ
و از ستم در پناه عدلت زندگى مىکنند
وَالْمُعافَيْنَ مِنَالبَلاءِ بِرَحْمَتِكَ
و به رحمتت از بلا رهیده
وَالْمُغْنَيْنَ مِنَالْفَقْرِ بِغِناكَ
و به بىنیازى تو از فقر و ندارى به توانگرى رسیدهاند
وَالْمَعْصُومينَ مِنَ الذُّنُوبِ وَالزَّلَلِ وَالْخَطآءِ بِتَقْواكَ
و به حفظ تو از گناهان و لغزشها و خطاها در امان مانده
وَالْمُوَفَّقينَ لِلْخَيْرِ وَالرُّشْدِ وَالصَّوابِبِطاعَتِكَ
و در سایه طاعتت به خیر و رشد و صواب موفق گردیدهاند
وَالْمُحالِبَيْنَهُمَوَبَيْنَالذُّنُوبِ بِقُدْرَتِكَ
و به قدرت تو میان آنان و گناهان حایلى ایجاد شده
التّارِكينَ لِكُلِّ مَعْصِيَتِكَ السّاكِنينَ فى جِوارِكَ.
و هرگونه نافرمانى تو را به زمین نهاده و در جوار رحمتت ساکن شدهاند.
اَللَّهُمَّ اَعْطِنا جَميعَ ذلِكَ بِتَوْفيقِكَ وَ رَحْمَتِكَ
خداوندا همه این امور را به توفیق و رحمت خود به ما عطا فرما
وَاَعِذْنا مِنْ عَذابِ السَّعيرِ
و ما را از عذاب دوزخ پناه ده
وَ اَعْطِ جَميعَ الْمُسْلِمينَ وَالْمُسْلِماتِ
و به تمام مردان و زنان مسلمان
وَالْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِثْلَالَّذى سَئَلْتُكَ لِنَفْسى وَلِوَلَدى في عاجِلِ الدُّنْيا وَ اجِلِ الْاخِرَةِ
و مردان و زنان باایمان همه آنچه را که براى خود و فرزندانم از تو خواستم در این جهان و آن جهان عنایت کن
اِنَّكَ قَريبٌ مُجيبٌ سَميعٌ عَليمٌ عَفُوٌّ غَفُورٌ رَؤُوفٌ رَحيمٌ
که تو نزدیک و اجابت کننده و شنوا و دانا و عفو کننده و آمرزنده و دلسوز و مهربان هستى
وَ اتِنا فِىالدُّنْيا حَسَنَةً وَ فى الْاخِرَةِ حَسَنَةً
و ما را در این دنیا حسنه و در آن دنیا حسنه مرحمت فرما
وَ قِنا عَذابَ النّارِ.
و از عذاب جهنم حفظ نما.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام لِجيرانِهِ ذَكرَهُمْ وَ أولِيآئِهِ اِذا
«دعادرباره همسایگان و دوستانش >>
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَ تَوَلَّنى فى جيرانى وَ مَوالِىَّ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست و مرا در رابطه با رعایت حق همسایگان و دوستانم
الْعارِفينَ بِحَقِّنا وَالْمُنابِذينَ لِأَعْدآئِنا بِاَفْضَلِ وَلايَتِكَ وَ
که به حق ما معرفت دارند و با دشمنان ما در ستیزند به بهترین صورت یارى فرما و
وَفِّقْهُمْ لِاِقامَةِ سُنَّتِكَ وَالْاَخْذِ بِمَحاسِنِ اَدَبِكَ فى اِرْفاقِ
ایشان را براى بپا داشتن سنّت خود و به کار گرفتن آداب نیکویت در ارفاق به
ضَعيفِهِمْ وَ سَدِّ خَلَّتِهِمْ وَ عِيادَةِ مَريضِهِمْ وَ هِدايَةِ
ضعیفان و برآوردن حاجت آنان و عیادت بیماران و هدایت
مُسْتَرْشِدِهِمْ وَ مُناصَحَةِ مُسْتَشيرِهِمْ وَ تَعَهُّدِ قادِمِهِمْ
راهجویان و خیرخواهى نسبت به مشورت کنندگان و دیدار نمودن از مسافران برگشته به وطن
وَ كِتْمانِ اَسْرارِهِمْ وَ سَتْرِ عَوْراتِهِمْ وَ نُصْرَةِ مَظْلُومِهِمْ
و پنهان داشتن راز مردم و پوشاندن عیوب خلق خدا و یارى دادن به ستمدیدگان
وَ حُسْنِ مُواساتِهِمْ بِالْماعُونِ وَالْعَوْدِ عَلَيْهِمْ بِالْجِدَةِ
و حسن مواسات در مایحتاج زندگى با آنان و دریغ نورزیدن از پیشکش
وَالْاِفْضالِ وَ اِعْطآءِ مايَجِبُ لَهُمْ قَبْلَ السُّؤالِ. وَاجْعَلْنِى
و بخشش فراوان و عطا کردن پیش از درخواست موفق فرما.
اللَّهُمَّ اَجْزى بِالْاِحْسانِ مُسيئَهُمْ وَاُعْرِضُ بِالتَّجاوُزِ عَنْ
بارخدایا مرا توفیق ده که بدکارشان را به احسان پاداش دهم و از ستمکارشان با گذشت و بخشش
ظالِمِهِمْ وَاَسْتَعْمِلُ حُسْنَ الظَّنِّ فى كآفَّتِهِمْ وَ اَتَوَلّى بِالْبِرِّ
صرفنظر کنم و نسبت به همه آنان نیکگمان باشم و با همه آنان به نیکى
عآمَّتَهُمْ وَاَغُضُّ بَصَرى عَنْهُمْ عِفَّةً وَ اُلينُ جانِبى
رفتار کنم و چشم از خطاى آنان عفیفانه بپوشم و از باب فروتنى
لَهُمْ تَواضُعاً وَ اَرِقُّ عَلى اَهْلِ الْبَلآءِ مِنْهُمْ رَحْمَةً وَ اُسِرُّ
با ایشان نرم باشم و بر بلادیدگان آنان به آئین رحمت رقّت آورم و در
لَهُمْ بِالْغَيْبِ مَوَدَّةً وَ اُحِبُّ بَقآءَ النِّعْمَةِ عِنْدَهُمْ نُصْحاً
نبودشان دوستى و محبت خود را بر آنان ظاهر سازم و از سراخلاص دلبسته دوام نعمت آنان باشم
وَ اُوجِبُ لَهُمْ ما اُوجِبُ لِحآمَّتى وَ اَرْعى لَهُمْ ما اَرْعى
و هر چه را براى خویشان خود لازم مىدانم در حق آنان لازم بدانم و آنچه را براى مخصوصان خود رعایت مىکنم
لِخآصَّتى. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَارْزُقْنىمِثْلَذلِكَ
براى آنان نیز رعایت نمایم. خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و مرا نیز از طرف
مِنْهُمْ وَاجْعَلْ لى اَوْفَى الْحُظُوظِ فيما عِنْدَهُمْ وَ زِدْهُمْ
آنان رفتارى بدین صورت نصیب فرما و سهمى کاملتر از آنچه از خوبیها نزد آنان است براى من قرار ده و
بَصيرَةً فى حَقّى وَ مَعْرِفَةً بِفَضْلى حَتّى يَسْعَدُوا بى وَاَسْعَدَ
بصیرت آنان را در حق من و معرفتشان را به فضل من زیاد کن تا به وسیله من اهل سعادت شوند و من نیز به سبب آنان
بِهِمْ امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.
نیکبخت گردم خداوندا دعایم را مستجاب گردان.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسَّلام لِأهلِ الثُّغُور
«دعا براى مرزداران»
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَ حَصِّنْ ثُغُورَ الْمُسْلِمينَ بِعِزَّتِكَ
و سرحدّات و مرزهاى مسلمانان را به عزّتت پاسدار
وَ اَيِّدْحُماتَها بِقُوَّتِكَ
و نگهبانان مرزها را به قوّتت تأیید کن
وَ اَسْبِغْ عَطاياهُمْ مِنْ جِدَتِكَ.
و عطایاى ایشان را به توانگرى بىپایانت سرشار ساز.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ كَثِّرْ عِدَّتَهُمْ
و بر شمار ایشان بیفزا
وَاشْحَذْ اَسْلِحَتَهُمْ
و اسلحه و جنگافزارشان را برّائى ده
وَ احْرُسْ حَوْزَتَهُمْ
و حوزه آنان را محافظت فرما
وَ امْنَعْ حَوْمَتَهُمْ
و جوانب جبهه آنان را محکم و نفوذناپذیر گردان
وَاَلِّفْ جَمْعَهُمْ
و جمع آنان را یکدل و هماهنگنما
وَ دَبِّرْ اَمْرَهُمْ
و کارشان را روبراهکن
وَ واتِرْ بَيْنَ مِيَرِهِمْ
و آذوقهشان را پیاپى برسان
وَ تَوَحَّدْ بِكِفايَةِ مُؤَنِهِمْ
و خود به تنهایى مؤونه آنان را کفایت نما
وَاعْضُدْهُمْ بِالنَّصْرِ
و به نصرت خود تقویتشان فرما
وَ اَعِنْهُمْ بِالصَّبْرِ
و به صبر یاریشان ده
وَالْطُفْ لَهُمْ فِى الْمَكْرِ.
و ایشان را چارهجوئیهاى دقیق بیاموز.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ عَرِّفْهُمْ مايَجْهَلُونَ
و آنان را به آنچه نمىدانند معرفت ده
وَ عَلِّمْهُمْ ما لايَعْلَمُونَ
و از آنچه بىخبرند آگاهشان ساز
وَ بَصِّرْهُمْ ما لايُبْصِرُونَ.
و به آنچه بینش ندارند بینش عطا کن.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ اَنْسِهِمْ عِنْدَ لِقآئِهِمُ الْعَدُوَّ ذِكْرَ دُنْياهُمُ الْخَدّاعَةِ الْغَرُورِ
و به هنگام برخورد با دشمن یاد دنیاى دلفریب را از خاطرشان ببر
وَامْحُ عَنْ قُلُوبِهِمْ خَطَراتِ الْمالِ الْفَتُونِ
و اندیشههاى مال فتنهانگیز را از دلهاشان محو کن
وَاجْعَلِ الْجَنَّةَ نَصْبَ اَعْيُنِهِمْ
و بهشت را نصبالعین آنان قرار ده
وَ لَوِّحْ مِنْها لِأَبْصارِهِمْ ما اَعْدَدْتَ فيها مِنْ مَساكِنِ الْخُلْدِ
و آنچه را که در بهشت فراهم آوردهاى از مساکن ابدى
وَ مَنازِلِ الْكَرامَةِ
و منازل کرامت
وَالْحُورِ الْحِسانِ
و حوریان زیباروى
وَالْاَنْهارِ الْمُطَّرِدَةِ بِاَنْواعِ الْاَشْرِبَةِ
و نهرهاى روان با آشامیدنهاى رنگارنگ
وَالْاَشْجارِ الْمُتَدَلِّيَةِ بِصُنُوفِ الثَّمَرِ
و درختانى بارور با میوههاى گوناگون در برابر دیدگانشان جلوه ده
حَتّى لايَهُمَّ اَحَدٌ مِنْهُمْ بِالْاِدْبارِ
تا هیچ کدام از آنان آهنگ پشت کردن به دشمن ننماید
وَ لايُحَدِّثَ نَفْسَهُ عَنْ قِرْنِهِ بِفِرارٍ.
و فکر گریز از هماورد را به خاطر نگذراند.
اَللَّهُمَّ افْلُلْ بِذلِكَ عَدُوَّهُمْ
بارخدایا بدین وسیله دشمنانشان را درهم شکن
وَاقْلِمْ عَنْهُمْ اَظْفارَهُمْ
و دست قدرت آن بىخبران از حق را از ایشان کوتاه کن
وَ فَرِّقْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ اَسْلِحَتِهِمْ
و بین دشمن و جنگافزارشان جدایى افکن
وَاخْلَعْ وَثآئِقَ اَفْئِدَتِهِمْ
و بندهاى دلشان را بگسل
وَ باعِدْ - بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ اَزْوِدَتِهِمْ
و میان آنان و زاد و توششان جدایى انداز
وَ حَيِّرْهُمْ فى سُبُلِهِمْ
و در راهها سرگردانشان ساز
وَ ضَلِّلْهُمْ عَنْ وَجْهِهِمْ
و از مقصد گمراهشانکن
وَاقْطَعْ عَنْهُمُ الْمَدَدَ
وکمک و مدد را از آنان قطع فرما
وَانْقُصْ مِنْهُمُ الْعَدَدَ
و از تعدادشان بکاه
وَامْلَأْ اَفْئِدَتَهُمُ الرُّعْبَ
و دلشان را پر از رعب و وحشت کن
وَاقْبِضْ اَيْدِيَهُمْ عَنِ الْبَسْطِ
و دستشان را از فعالیت علیه مرزداران بازدار
وَاخْزِمْ اَلْسِنَتَهُمْ عَنِ النُّطْقِ
و زبانشان را از سخن بر علیه آنان قطع فرما
وَ شَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ
و با شکست دشمن جمع پشت سر ایشان را متفرق کن
وَنَكِّلْ بِهِمْ مَنْ وَرآئَهُمْ
و به واسطه شکست اینان پیروانشان را از ادامه جنگ بازدار
وَاقْطَعْ بِخِزْيِهِمْ اَطْماعَ مَنْ بَعْدَهُمْ.
و با خوارى و زبونى آنها طمع کسانى را که پس از آنها آیند قطع ساز.
اَللَّهُمَّ عَقِّمْ اَرْحامَ نِسآئِهِمْ
بارخدایا زنانشان را از باردارى عقیم کن
وَ يَبِّسْ اَصْلابَ رِجالِهِمْ
و صلب مردانشان را خشک فرما
وَاقْطَعْ نَسْلَ دَوآبِّهِمْ وَ اَنْعامِهِمْ
و نسل چهارپایان و گاو و گوسفندشان را بگسل
لاتَاْذَنْ لِسَمآئِهِمْ فى قَطْرٍ
به آسمانشان اجازه باریدن
وَ لا لِأَرْضِهِمْ فى نَباتٍ
و به زمینشان اذن روئیدن مده
اَللَّهُمَّ وَ قَوِّ بِذلِكَ مِحالَ اَهْلِ الْاِسْلامِ
الهى بدانچه از تو خواستیم قدرت و تدبیر اسلامیان را نیرو بخش
وَ حَصِّنْ بِهِ دِيارَهُمْ
و شهرهایشان را استوارى ده
وَ ثَمِّرْ بِهِ اَمْوالَهُمْ
و اموالشان را فزونى بخش
وَ فَرِّغْهُمْ عَنْ مُحارَبَتِهِمْ لِعِبادَتِكَ
و خاطرشان را ازجنگ بادشمن براى بندگى خودت
وَ عَنْ مُنابَذَتِهِمْ لِلْخَلْوَةِ بِكَ حَتّى لايُعْبَدَ فى بِقاعِ الْاَرْضِ غَيْرُكَ
وازکارزار باآنان براى خلوت و رازونیاز با خودت آسوده کن آنچنان که در سراسر زمین جز تو پرستش نشود
وَ لا تُعَفَّرَ لِأَحَدٍ مِنْهُمْ جَبْهَةٌ دُونَكَ
و احدى از آنان جز براى تو صورت به خاک نسایند.
اَللَّهُمَّ اغْزُ بِكُلِّ ناحِيَةٍ مِنَ الْمُسْلِمينَ عَلى مَنْ بِاِزآئِهِمْ مِنَالْمُشْرِكينَ
بارخدایا مسلمانان را در هر ناحیه با مشرکانى که در برابر آنانند به کارزار بدار
وَ اَمْدِدْهُمْ بِمَلائِكَةٍ مِنْ عِنْدِكَ مُرْدِفينَ
و ایشان را از جانب خود به صفوف پیاپى از فرشتگانت مدد فرست
حَتّى يَكْشِفُوهُمْ اِلى مُنْقَطَعِ التُّرابِ قَتلاً فى اَرْضِكَ وَ اَسْراً
تا دشمنان را به دورترین نقطه زمین رانده شرشان را به کشتن و اسارت آنان از سر مردم بردارند
اَوْ يُقِرّوُا بِاَنَّكَ اَنْتَ اللَّهُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ.
یا اینکه به وحدانیت تو که برایت همتا و شریکى نیست اقرار نمایند
اَللَّهُمَّ وَ اعْمُمْ بِذلِكَ اَعْدآئَكَ.
بارخدایا این سرنوشت را بر همه دشمنانت
فىاَقْطارِ الْبلادِ مِنَالْهِنْدِ وَالرُّومِ وَالتُّرْكِ وَالْخَزَرِ وَالْحَبَشِ
در هر اقلیم - چه در هند و روم و ترکستان و خزر و حبشه
وَالنُّوبَةِ وَالزَّنْجِ وَالسَّقالِبَةِ وَالدَّيالِمَةِ وَ سآئِرِ اُمَمِ الشِّرْكِ
و نوبه و زنگبار و سرزمین سقالبه و دیلمان و دیگر طوائف مشرکین
الَّذينَ تَخْفى اَسْمآؤُهُمْ وَ صِفاتُهُمْ
که نام و نشانشان بر ما معلوم نیست
وَ قَدْ اَحْصَيْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِكَ
و تو به علم خود شمارشان را مىدانى
وَاَشْرَفْتَ عَلَيْهِمْ بِقُدْرَتِكَ
و به قدرت خود بر ایشان اشراف دارى فراگیر کن
اَللَّهُمَّ اشْغَلِ الْمُشْرِكينَ بِالْمُشْرِكينَ عَنْ تَناوُلِ اَطْرافِ الْمُسْلِمينَ
بارخدایا مشرکان را به مشرکان گرفتار ساز تا از دستیابى بر سرزمینهاى مسلمانان بازمانند
وَخُذْهُمْ بِالنَّقْصِ عَنْ تَنَقُّصِهِمْ
و آنان را با کاستن عددشان از کاستن مسلمین بازدار
وَ ثَبِّطْهُمْ بِالْفُرْقَةِ عَنِ الْاِحْتِشادِ عَلَيْهِمْ.
و رشته اتحادشان را بگسل تا از همدستى بر علیه مسلمین بازمانند.
اَللَّهُمَّ اَخْلِ قُلُوبَهُمْ مِنَ الْاَمَنَةِ
الهى دلهاشان را از آرامش تهى ساز
وَ اَبْدانَهُمْ مِنَ الْقُوَّةِ
و بدنهاشان را از توانایى بىبهره کن
وَاَذْهِلْ قُلُوبَهُمْ عَنِ الْاِحْتِيالِ
و دلهاشان را از چارهجویى غافل ساز
وَ اَوْهِنْ اَرْكانَهُمْ عَنْ مُنازَلَةِ الرِّجالِ
و اعضائشان را در هماوردى - با رجال مسلمین سست گردان
وَ جَبِّنْهُمْ عَنْ مُقارَعَةِ الْاَبْطالِ
و از زد و خورد با قهرمانان اسلامى در دلشان هراس افکن
وَابْعَثْ عَلَيْهِمْ جُنْداً مِنْ مَلآئِكَتِكَ بِبَاْسٍ مِنْ بَاْسِكَ
و سپاهى از ملائکهات را بر آنان برانگیز تا بر آنان عذاب بارند
كَفِعْلِكَ يَوْمَ بَدْرٍ
چنانکه روز بدر کردى
تَقْطَعُ بِهِ دابِرَهُمْ
و به نیروى خود بنیانشان را برکنى
وَ تَحْصُدُ بِهِ شَوْكَتَهُمْ
و شوکتشان را ریشهکن سازى
وَ تُفَرِّقُ بِهِ عَدَدَهُمْ.
و جمعیتشان را پراکنده نمایى.
اَللَّهُمَّ وَ امْزُجْ مِياهَهُمْ بِالْوَبآءِ
بارخدایا آب آشامیدنى آنان را به وبا مخلوط کن
وَ اَطْعِمَتَهُمْ بِالْاَدْوآءِ
و خوراکشان را به بیماریها بیامیز
وَ ارْمِ بِلادَهُمْ بِالْخُسُوفِ
و شهرهایشان را در زمین فرو بر
وَ اَلِحَّ عَلَيْها بِالْقُذُوفِ
و پیوسته بر آنها سنگ بباران
وَ افْرَعْها بِالْمُحُولِ
و به قحطى و خشکسالى دچارشان ساز
وَاجْعَلْ مِيَرَهُمْ فى اَحَصِّ اَرْضِكَ وَ اَبْعَدِها عَنْهُمْ
و آذوقه آنان را در بىبرکتترین و دورترین نقاط زمین قرار ده
وَامْنَعْ حُصُونَها مِنْهُمْ
و دژهاى آن زمین را از حفاظت آنان بازدار
اَصِبْهُمْ بِالْجُوعِ الْمُقيمِ وَالسُّقْمِ الْاَليمِ
و گرسنگى دائم و بیمارى دردناک به آنان برسان
اَللَّهُمَّ وَ اَيُّما غازٍ غَزاهُمْ مِنْ اَهْلِ مِلَّتِكَ
الهى هر رزمنده از اهل آیین تو که با آنان نبرد کند
اَوْ مُجاهِدٍ جاهَدَهُمْ مِنْ اَتْباعِ سُنَّتِكَ
و هر مجاهد از پیروان سنّت تو که با آنان جهاد نماید
لِيَكُونَ دينُكَ الْاَعْلى
تا دین تو برترى یابد
وَحِزْبُكَالْاَقْوى
و حزب تو نیرومندتر شود
وَحَظُّكَالْاَوْفى
و بهره دوستانت افزون گردد
فَلَقِّهِالْيُسْرَ
پس آسانى نصیبش کن
وَ هَيِّىءْ لَهُ الْاَمْرَ
و کار را بر او سهل فرما
وَ تَوَلَّهُ بِالنُّجْحِ
و وى را به رستگارى رسان
وَ تَخَيَّرْ لَهْ الْاَصْحابَ
و همنشینان او را نیکو برگزین
وَاسْتَقْوِ لَهُ الظَّهْرَ
و پشت وى را قوى کن
وَاَسْبِغْ عَلَيْهِ فِى النَّفَقَةِ
و درآمدش را فراوان نما
وَ مَتِّعْهُ بِالنَّشاطِ
و او را از نشاط و خرّمى کامیاب ساز
وَاَطْفِ عَنْهُ حَرارَةَ الشَّوْقِ
و آتش شوق (به خان و مان) را در دلش فرونشان
وَ اَجِرْهُ مِنْ غَمِّ الْوَحْشَةِ
و او را از غم تنهایى پناه ده
وَ اَنْسِهِ ذِكْرَ الْاَهْلِ وَالْوَلَدِ
و یاد همسر و فرزندان را فراموشش کن
وَاْثُرْ لَهُ حُسْنَ النِّيَّةِ
و حسن نیّت را برایش بگزین
وَ تَوَلَّهُ بِالْعافِيَةِ
و عافیتش را خودت به عهده گیر
وَ اَصْحِبْهُ السَّلامَةَ
و سلامت را همراهش ساز
وَاَعْفِهِ مِنَ الْجُبْنِ
و او را از ترس نگه دار
وَاَلْهِمْهُ الْجُرْاَةَ
و وى را جرأت ده
وَارْزُقْهُ الشِّدَّةَ
و نیرومندى را روزیش کن
وَاَيِّدْهُ بِالنُّصْرَةِ
و او را به نصرت خود تأیید فرماى
وَ عَلِّمْهُ السِّيَرَ وَالسُّنَنَ
و سیره و سنن اسلامى را به او بیاموز
وَ سَدِّدْهُ فِى الْحُكْمِ
و راه صواب در داورى را به او بنماى
وَ اَعْزِلْ عَنْهُ الرِّيآءَ
و ریا را از او دور کن
وَ خَلِّصْهُ مِنَ السُّمْعَةِ
و از عشق به شهرت و آوازه خلاصش فرما
وَاجْعَلْ فِكْرَهُ وَ ذِكْرَهُ وَ ظَعْنَهُ وَ اِقامَتَهُ فيكَ وَ لَكَ
و فکر و ذکر و مسافرت و اقامتش را در راه خود و براى خود قرار ده.
فَاِذا صآفَّ عَدُوَّكَ وَ عَدُوَّهُ فَقَلِّلْهُمْ فى عَيْنِهِ
و وقتى که با دشمنت که نیز دشمن اویند به مصاف ایستد عدد ایشان را در چشم او اندک نماى
وَ صَغِّرْ شَاْنَهُمْ فى قَلْبِهِ
و شأن و مقامشان را در دل او کوچک ساز
وَ اَدِلْ لَهُ مِنْهُمْ
و او را بر دشمنان پیروزى ده
وَ لا تُدِلْهُمْ مِنْهُ.
و دشمن را بر او پیروزى مده.
فَاِنْ خَتَمْتَ لَهُ بِالسَّعادَةِ
و اگر زندگى او را به نیکبختى پایان دادى
وَ قَضَيْتَ لَهُ بِالشَّهادَةِ
و شهادت را سرنوشت او ساختى
فَبَعْدَ اَنْ يَجْتاحَ عَدُوَّكَ بِالْقَتْلِ
شهادتش را زان پس قرار ده که دشمنت را ریشهکن ساخته
وَ بَعْدَ اَنْ يَجْهَدَ بِهِمُ الْاَسْرُ
و اسارت آنان را به رنج و تعب افکنده
وَ بَعْدَ اَنْ تَاْمَنَ اَطْرافُ الْمُسْلِمينَ
و پس از آنکه اطراف مرزهاى مسلمانان امنیت یافته
وَ بَعْدَ اَنْ يُوَلِّىَ عَدُوُّكَ مُدْبِرينَ.
و دشمنت هزیمت کرده باشد.
اَللَّهُمَّ وَ اَيُّما مُسْلِمٍ خَلَفَ غازِياً اَوْمُرابِطاً فى دارِهِ
بارخدایا و هر مسلمانى به وقتى که جنگجو در میدان جنگ است و مرزدار به مرزدارى مشغول است به امور خانه آنها رسیدگى کند
اَوْتَعَهَّدَ خالِفيهِ فى غَيْبَتِهِ
یا در نبود او به کفالت خانوادهاش برخیزد
اَوْ اَعانَهُ بِطآئِفَةٍ مِنْ مالِهِ
یا او را به قسمتى از مال خود یارى دهد
اَوْ اَمَدَّهُ بِعِتادٍ
یا او را به سازوبرگ جنگ مدد رساند
اَوْ شَحَذَهُ عَلى جِهادٍ
یا همّت او را به نبرد با دشمن برانگیزد
اَوْ اَتْبَعَهُ فى وَجْهِهِ دَعْوَةً
یا در روى او دعاى خیر کند
اَوْرَعى لَهُ مِنْ وَرآئِهِ حُرْمَةً
یا حرمتش را در نبود وى رعایت نماید
فَاَجْرِ لَهُ مِثْلَ اَجْرِهِ وَزْناً بِوَزْنٍ
به او نیز اجر همان رزمنده را وزن به وزن
وَ مِثْلاً بِمِثْلٍ
و مثل به مثل عنایت کن
وَ عَوِّضْهُ مِنْ فِعْلِهِ عِوْضاً حاضِراً
و عمل او را پاداشى نقد ببخش
يَتَعَجَّلُ بِهِ نَفْعَ ما قَدَّمَ
که بدون درنگ سود کار خیرى را که پیشاپیش فرستاده
وَ سُرُورَ ما اَتى بِهِ
و شادى خاطرى که نتیجه کار اوست در همین دنیابه چنگ آورد
اِلى اَنْ يَنْتَهِىَ بِهِ الْوَقْتُ اِلى ما
تا آنکه فرا رسد زمان آن
اَجْرَيْتَ لَهُ مِنْ فَضْلِكَ
فضل و پاداشى که بر او روا داشتهاى
وَ اَعْدَدْتَ لَهُ مِنْ كَرامَتِكَ.
و کرامتى که براى او آماده ساختهاى
اَللَّهُمَّ وَ اَيُّما مُسْلِمٍ اَهَمَّهُ اَمْرُالْاِسْلامِ
بارخدایا هر مسلمانى که امر اسلامْ او را مهم آید
وَاَحْزَنَهُ تَحَزُّبُ اَهْلِالشِّرْكِ عَلَيْهِمْ
و از اجتماع اهل شرک در برابر ملت اسلام غصهدار شود
فَنَوى غَزْوًى
تاجایىکه قصد جنگکند
اَوْ هَمَّ بِجِهادٍ
یا آهنگ جهاد نماید
فَقَعَدَ بِهِ ضَعْفٌ
ولى ضعف و ناتوانى او را خانهنشینکند
اَوْ اَبْطَاَتْ بِهِ فاقَةٌ
یا تنگدستى کارش را کُنْد سازد
اَوْ اَخَّرَهُ عَنْهُ حادِثٌ
یا حادثهاى تصمیم او را به تأخیر اندازد
اَوْ عَرَضَ لَهُ دُونَ اِرادَتِهِ مانِعٌ
یا در برابر ارادهاش مانعى قرار گیرد
فَاكْتُبِ اسْمَهُ فِى الْعابِدينَ
پس نامش را در زمره عابدان بنگار
وَ اَوْجِبْ لَهُ ثَوابَ الْمُجاهِدينَ
و ثواب مجاهدان را بر او حتمى گردان
وَاجْعَلْهُ فىنِظامِالشُّهَدآءِ وَالصّالِحينَ
و وى را در زمره شهیدان و صالحان قرار ده. بارخدایا
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ الِ مُحَمَّدٍ
بر محمد که بنده و فرستاده توست و بر آلش درود فرست
صَلوةً عالِيَةً عَلَى الصَّلَواتِ
درودى برتر از درودها
مُشْرِفَةً فَوْقَ التَّحِيَّاتِ
و بالاتر از تحیّتها
صَلوةً لايَنْتَهى اَمَدُها
درودى که زمانش را پایان نرسد
وَ لايَنْقَطِعُ عَدَدُها
و رشته شمار آن قطع نگردد
كَاَتَمِّ ما مَضى مِنْ صَلَواتِكَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْلِيآئِكَ
مانند کاملترین درودهایى که در روزگاران گذشته به هر یک از اولیائت نثار فرمودى
اِنَّكَ الْمَنّانُ الْحَميدُ
که تویى عطابخش ستوده
الْمُبْدِئُ الْمُعيدُ
آغاز کننده و بازگرداننده
الْفَعّالُ لِما تُريدُ.
و تویى که هر چه اراده فرمایى بجاى آورى.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام مُتَفَزِّعاً اِلَى اللَّهِ عَزَّوجَلّ
«دعا به وقت پناه بردن به خدا»
اَللَّهُمَّ اِنّى اَخْلَصْتُ بِانْقِطاعى اِلَيْكَ
بارخدایا به بریدنم از غیر و پیوستنم به تو خود را از هر شائبه خالص کردم
وَ اَقْبَلْتُ بِكُلّى عَلَيْكَ
و با تمام وجود به تو رو آوردم
وَ صَرَفْتُ وَجْهى عَمَّنْ يَحْتاجُ اِلى رِفْدِكَ
و از آن که نیازمند به عطاى توست روى گرداندم
وَ قَلَبْتُ مَسْئَلَتى عَمَّنْ لَمْيَسْتَغْنِ عَنْ فَضْلِكَ
و درخواست خود را از طرف آن که از فضل تو بىنیاز نیست گرداندم
وَ رَاَيْتُ اَنَّ طَلَبَ الْمُحْتاجِ اِلَى الْمُحْتاجِ سَفَهٌ مِنْ رَاْيِهِ
و دانستم که حاجت خواستن محتاج از محتاج دیگر از سبکرائى
وَ ضَلَّةٌ مِنْ عَقْلِهِ
و گمراهى عقل اوست.
-. فَكَمْ قَدْ رَاَيْتُ يااِلهى- مِنْ اُناسٍ طَلَبُوا الْعِزَّ بِغَيْرِكَ فَذَلُّوا
خداوندا چه بسیار مردم را دیدهام که از غیر تو عزت خواستند و خوار شدند
وَ رامُوا الثَّرْوَةَ مِنْ سِواكَ فَافْتَقَرُوا
و از غیر تو ثروت طلبیدند و تهیدست گشتند
وَ حاوَلُوا الْاِرْتِفاعَ فَاتَّضَعُوا
و در طلب بلندى و مقام برآمدند و پست شدند
فَصَحَّ بِمُعايَنَةِ اَمْثالِهِمْ حازِمٌ وَفَّقَهُ اعْتِبارُهُ
پس انسان دوراندیش بهدیدن امثال ایشان بر راه درست رود و پندگیرى او مایه توفیق او شود
وَ اَرْشَدَهُ اِلى طَريقِ صَوابِهِ اخْتِيارُهُ.
و این انتخاب او را به راه صواب رهنمون گردد.
فَاَنْتَ يا مَوْلاىَ دُونَ كُلِّ مَسْئُولٍ مَوْضِعُ مَسْئَلَتى
پس اى مولاى من مرجع خواهش من تویى نه هیچ مسئول دیگر
وَ دُونَ كُلِّ مَطْلُوبٍاِلَيْهِ وَلِىُّ حاجَتى
و برآورنده نیازم تویى نه هیچ مطلوبالیه دیگر
اَنْتَ الْمَخْصُوصُ قَبْلَ كُلِّ مَدْعُوٍّ بِدَعْوَتى
پیش از آنکه کسى را بخوانم تو را مىخوانم و بس
لايَشْرَكُكَ اَحَدٌ فى رَجآئى
احدى در چشمانداز امید من با تو شریک نیست
وَ لايَتَّفِقُ اَحَدٌ مَعَكَ فى دُعآئى
و هیچ کس در دعاى من با تو همراه نیست
وَ لايَنْظِمُهُ وَ اِيّاكَ نِدآئى.لَكَ
و نداى من او و تو را با هم در برنمىگیرد.
-يااِلهى-وَحْدانِيَّةُالْعَدَدِ
الهى تنها توراست وحدانیت و یگانگى
وَمَلَكَةُالْقُدْرَةِ الصَّمَدِ
و ملکه قدرت بىنیاز
وَ فَضيلَةُ الْحَوْلِ وَالْقُوَّةِ
و فضیلت حول و قوّت
وَ دَرَجَةُ الْعُلُوِّ وَالرِّفْعَةِ
و پایه والایى و رفعت
وَ مَنْ سِواكَ مَرْحُومٌ فى عُمْرِهِ
و ماسواى تو در تمام عمر خود نیازمند رحمت تو
مَغْلُوبٌ عَلى اَمْرِهِ
و در کار خویش عاجز و مغلوب
مَقْهُورٌ عَلى شَاْنِهِ
و در امور خود ناتوان است
مُخْتَلِفُ الْحالاتِ
و حالاتى گوناگون
مُتَنَقِّلٌ فِى الصِّفاتِ
و صفات ناپایا دارد
فَتَعالَيْتَ عَنِ الْاَشْباهِ وَ الْاَضْدادِ
پس تو بالاتر از آنى که همانند و ضدى براى تو باشد
وَ تَكَبَّرْتَ عَنِ الْاَمْثالِ وَ الْاَنْدادِ
و بزرگتر از آن که همسان و همتا داشته باشى
فَسُبْحانَكَ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ.
پس پاک و منزّهى معبودى جز تو نیست.
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسلام اِذا قُتِّرَ عَلَيهِ الرِّزقُ
«دعابه وقتى که روزى بر او تنگ مىشد»
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ ابْتَلَيْتَنا فى اَرْزاقِنا بِسُوءِ الظَّنِّ
بار خدایا ما را در روزیهامان به بدگمانى
وَ فى اجالِنابِطُولِ الْاَمَلِ
و در مدت زندگى به آرزوهاى دراز آزمودهاى
حَتَّى الْتَمَسْنا اَرْزاقَكَ مِنْ عِنْدِ الْمَرْزُوقينَ
تا جائىکه روزیهاى تو را از روزىخواران خواستیم
وَطَمِعْنا بِاَمالِنا فى اَعْمارِ الْمُعَمَّرينِ
و به آرزوى عمر طولانى در عمر سالخوردگان طمع بستیم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَهَبْ لَنا يَقيناً صادِقاً تَكْفينا بِهِ مِنْ مَؤُونَةِ الطَّلَبِ .
و ما را یقین راسخ بخش که بدان وسیله از رنج طلب
وَ اَلْهِمْناثِقَةً خالِصَةً تُعْفينا بِها مِنْ شِدَّةِ النَّصَبِ
و آرامشى خاص در دل ما انداز تا به آن از شدت تعب معافمان دارى
وَ اجْعَلْ ما صَرَّحْتَ بِهِ مِنْ عِدَتِكَ فى وَحْيِكَ
و چنان کن که آنچه در قرآنت آشکارا وعده دادهاى
وَ اَتْبعْتَهُ مِنْ قَسَمِكَ فى كِتابِكَ
و از پى آن وعده در کتابت سوگند یاد کردهاى
قاطِعاً ِلاِهْتمامِنا بِالرِّزْقِ الَّذى تَكَفَّلْتَ بِهِ
ما را از دویدن دنبال آن روزیى که رساندنش را براى ما کفالت نمودهاى باز دارد
وَ حَسْماً لِلاِْشْتِغالِ بِما ضَمِنْتَ الْكِفايَةَ لَهُ
و مانع پریشانى خاطر ما شود نسبت به آنچه ضامن کفایت آن گشتهاى
فَقُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ الْاَصْدَقُ :
پس چنین گفتهاى و گفته تو حق و راست است :
وَ اَقْسَمْتَ وَ قَسَمُكَ الْاَبَرُّ الْاَوْفى وَ فِى السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدونَ»
و سوگند خوردهاى و سوگندت راستترین و رساترین است و روزى شما و آنچه به شما وعده شده در آسمان است»
ثُمَّ قُلْتَ: «فَوَرَبّ السَّماءِ وَ الْاَرْضِ اِنَّهُ لَحَقّ مِثْلُ ما اَنّكُمْ تَنْطِقُونَ».
سپس گفتهاى: «پس به پروردگارآسمان و زمین سوگند همان گونه که شما سخن مىگویید این سخن حق است».
وَ كانَ مِن دعائِه عليهالسلام فِى الْمَعُونَةِ عَلى قَضآءِ الدَّيْنِ
«دعاى آن حضرت در یارى خواستن از خدا براى پرداخت وام»
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَهَبْ لِىَ الْعافِيَةَ مِنْ دَيْنٍ تُخْلِقُ بِهِ وَجْهى
و مرا عافیت بخش از وامى که آبرویم را بریزد
وَ يَحارُ فيهِ ذِهْنى
و ذهنم را پریشان کند
وَ يَتَشَعَّبُ لَهُ فِكْرى
و فکرم را پراکنده سازد
وَيَطول بٍممارَسَتٍهٍ شغلي.
و شغلم در علاج و چاره آن به طول انجامد
وَ اَعوذبٍکَ يا رَبٍ مٍن هَم الدين. وَ فِكْرِهِ
اى پروردگارم از غصه وام و اندیشه در آن
وَ شُغْلِ الدَّيْنِ وَ سَهَرِهِ
و از دلى مشغولى به مسئله قرض و بیخوابىاش به تو پناه مىبرم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ اَعِذْنى مِنْهُ
و مرا از زحمت و مشقت وام پناه ده
وَ اَسْتَجيرُ بِكَ يا رَبِّ مِنْ ذِلَّتِهِ فِى الْحَيوةِ
و اى پروردگار من از ذلّت قرض در این چند روز زندگى
وِ مِنْ تَبِعَتِهِ بَعْدَ الْوَفاةِ
و از وبال آن پس از مرگ به تو پناه مىبرم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و خاندان او درود فرست
وَ اَجِرْنى مِنْهُ بِوُسْعٍ فاضِلٍ
و مرا به ثروت سرشار
اَوْكَفافٍ واصِلٍ.
یا زندگى توأم با کفاف از آن پناه ده.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ احْجُبْنى عَنِ السَّرَفِ وَالْاِزْدِيادِ
و مرا از اسراف و زیادىخواهى بازدار
وَ قَوِّمْنى بِالْبَذْلِ وَ الْاِقْتِصادِ
و به بخشش و انتخاب میانهروى سامان ده
وَ عَلِّمْنى حُسْنَ التَّقْديرِ
و اندازه نگاهداشتن نیکو را به من بیاموز
وَ اقْبِضْنى بِلُطْفِكَ عَنِ التَّبْذيرِ
و مرا به لطف خود از ولخرجى حفظ کن
وَ اَجْرِ مِنْ اَسْبابِ الْحَلالِ اَرْزاقى
و روزیم را از راههاى حلال روانه ساز
وَ وَجِّهْ فى َبْوابِ الْبِرِّ اِنْفاقى
و خرج کردن مالم را متوجه برنامههاى خیر فرما
وَازْوِ عَنّى مِنَ الْمالِ ما يُحْدِثُ لىمَخيلَةً
و ثروتى که مرا به کبر و خودبینى آلوده کند
اَوْ تَاَدِّياً اِلى بَغْىٍ
یا به ستم بکشاند
اَوْ ما اَتَعَقَّبُ مِنْهُ طُغْياناً.
یا از مرز عبادت و ادب درگذراند از من دور کن.
اَللَّهُمَّ حَبِّبْ اِلَىَّ صُحْبَةَ الْفُقَرآءِ
بار خدایا رفاقت و مصاحبت با فقیران را محبوب من قرار ده
وَ اَعِنّى عَلى صُحْبَتِهِمْ بِحُسْنِ الصَّبْرِ
و در نشست و برخاست با آنان مرا به صبر نیکو یارى ده
وَ مازَوَيْتَ عَنّى مِنْ مَتاعِ الدُّنْيَاالْفانِيَةِ فَاذْخَرْهُ لى فىخَزآئِنِكَ الْباقِيَةِ
و آنچه را از متاع نابود شدنى دنیا از من گرفتى همان را در خزانههاى پایدارت برایم ذخیره کن
وَ اجْعَلْ ما خَوَّلْتَنى مِنْ حُطامِها
و آنچه از توشه ناچیز دنیا به من دادهاى
وَ عَجَّلْتَ لى مِنْ مَتاعِها بُلْغَةً اِلى جِوارِكَ وَ وُصْلَةً اِلى قُرْبِكَ
و هر متاعى از آن که در همین دنیا به من عطا فرمودهاى وسیله رسیدن به جوار خود
وَ ذَريعَةً اِلى جَنَّتِكَ اِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ
و پیوستن به مقام قرب و سبب رسیدن به بهشت قرار ده
وَ اَنْتَ الْجَوادُ الْكَريمُ.
زیرا که تو صاحب فضل بزرگ و بخشنده کریمى.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام فى ذِكْرِ التَّوْبَةِ وَ طَلَبِها
«دعاى آن حضرت در ذکر توبه و درخواست توفیق آن از پروردگار»
اَللَّهُمَّ يا مَنْ لايَصِفُهُ نَعْتُ الْواصِفينَ
بارخدایا اى کسى که توصیف واصفان وصفت نتوان کرد
وَ يا مَنْ لا يُجاوِزُهُ رَجآءُالرّاجينَ
و اى کسىکه امید امیدواران از تو فراتر نرود
وَيا مَنْ لا يَضيعُ لَدَيْهِ اَجْرُالْمُحْسِنينَ
و اى کسىکه پاداش نیکوکاران نزد تو ضایع نگردد
وَ يا مَنْ هُوَ مُنْتَهى خَوْفِ الْعابِدينَ
و اى آن که ترس عبادت کنندگان به تو منتهى شود
وَ يا مَنْ هُوَ غايَةُ خَشْيَةِ الْمُتَّقينَ
و اى آن که نهایت بیم پرهیزکارانى
هذا مَقامُ مَنْتَداوَلَتْهُ اَيْدِىالذُّنُوبِ
این جایگاه کسى است که بازیچه دست گناهان است
وَقادَتْهُ اَزِمَّةُ الْخطايا
و مهارهاى خطاها او را به پیش رانده
وَ اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِ الشَّيْطانُ
و شیطان بر او چیره گشته
فَقَصَّرَ عَمّا اَمَرْتَ بِهِ تَفْريطاً
از این جهت در اجراى امر تو کوتاهى ورزیده
وَ تَعاطى ما نَهَيْتَ عَنْهُ تَغْريراً
و از سر نادانى و غرور به آنچه از آن نهى نمودى آلوده شده
كَالْجاهِلِ بِقُدْرَتِكَ عَلَيْهِ
مانند کسى که به قدرت تو بر خود ناآگاه است
اَوْ كَالْمُنْكِرِ فَضْلَ اِحْسانِكَ اِلَيْهِ
یا فضل و احسانت را درباره خویش منکر است
حَتّى اِذَا انْفَتَحَ لَهُ بَصَرُالْهُدى
تا چون دیده هدایتش گشوده
وَ تَقَشَّعَتْعَنْهُ سَحآئِبُالْعَمى
و ابرهاى کورى از برابرش برطرف شده
اَحْصى ماظَلَمَ بِهِ نَفْسَهُ
ستمهایى که بر خود نموده شماره نموده
وَ فَكَّرَ فيما خالَفَ بِهِ رَبَّهُ
و در امورى که با خداى خود مخالفت ورزیده اندیشه کرده
فَرَاى كَبيرَ عِصْيانِهِ كَبيراً
آنگاه بزرگى عصیانش را مشاهده کرده
وَ جَليلَ مُخالَفَتِهِ جَليلاً
و به عظمت مخالفتش بصیرت پیدا نموده
فَاَقْبَلَ نَحْوَكَ مُؤَمِّلاً لَكَ مُسْتَحْيِياً مِنْكَ
پس با دلى امیدوار و رویى شرمسار به سوى تو رو آورده
وَ وَجَّهَ رَغْبَتَهُ اِلَيْكَ ثِقَةً بِكَ
و از روى اطمینان به تو با شوق و رغبت متوجه تو شده
فَاَمَّكَ بِطَمَعِهِ يَقيناً
و از باب یقین با بارطمعآهنگ تو نموده
وَ قَصَدَكَ بِخَوْفِهِ اِخْلاصاً
و از روى اخلاص با توشه ترس قصد تو کرده
قَدْ خَلا طَمَعُهُ مِنْ كُلِّ مَطْمُوعٍ فيهِ غَيْرِكَ
در حالى که جز تو به احدى طمع نداشته
وَ اَفْرَخَ رَوْعُهُ مِنْ كُلِّ مَحْذُورٍ مِنْهُ سِواكَ
و از هیچ چیز غیر تو نترسیده
فَمَثَلَ بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَضَرِّعاً
پس در حضورت با حال زارى ایستاده
وَغَمَّضَ بَصَرَهُ اِلَى الْاَرْضِ مُتَخَشِّعاً
و دیدهاش را از روى خشوع به زمین دوخته
وَ طَأْطَأَ رَاْسَهُ لِعِزَّتِكَ مُتَذَلِّلاً
و در برابر عزت تو باذلت و خوارى سر بهزیر افکنده
وَ اَبَثَّكَ مِنْ سِرِّهِ ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنْهُ خُضُوعاً
واز سر فروتنى رازى راکه تو بهتر ازاوبدان آگاهى برایت آشکار ساخته
وَ عَدَّدَ مِنْ ذُنُوبِهِ ما اَنْتَ اَحْصى لَها خُشُوعاً
و از سر خشوع معاصى خود را که حضرتت به تعداد آنها آگاهترى برشمرده
وَ اسْتَغاثَ بِكَ مِنْ عَظيمِ ما وَقَعَ بِهِ فى عِلْمِكَ
و از مهلکهاى بزرگ که بر علمت گذشته
وَ قَبيحِ ما فَضَحَهُ فى حُكْمِكَ:
و از کار زشتى که به قضاى تو مایه رسوائیش شده به تو پناه آورده:
مِنْ ذُنُوبٍ اَدْبَرَتْ لَذّاتُها فَذَهَبَتْ
گناهانى که لذّتهایش سپرى شده و رفته
وَ اَقامَتْ تَبِعاتُها فَلَزِمَتْ
ولى پیامدهاى زیان بخشش بجاى مانده و گریبانگیر شده
لايُنْكِرُ - يااِلهى - عَدْلَكَ اِنْ عاقَبْتَهُ
الهى اگر این بنده را عقوبت کنى منکر عدلت نشود
وَ لايَسْتَعْظِمُ عَفْوَكَ اِنْ عَفَوْتَ عَنْهُ وَ رَحِمْتَهُ
و اگر از وى بگذرى و بر او رحمت آورى عفوت را عظیم نشمارد
لِأَنَّكَ الرَّبُّ الْكَريمُ الَّذى لايَتَعاظَمُهُ غُفْرانُ الذَّنْبِ الْعَظيمِ.
زیرا که تو خداى کریمى هستى که عفو گناه بزرگ در نظرت بزرگ نمىنماید.
اَللَّهُمَّ فَهااَنَاذا قَدْجِئْتُكَ مُطيعاً لِأَمْرِكَ فيما اَمَرْتَ بِهِ مِنْالدُّعآءِ
بار خدایا اینک منم که در پیشگاهت مطیع و سر به فرمان آمدهام در اینکه خود به ما گفتى که تو را بخوانیم
مُتَنَجِّزاً وَعْدَكَ فيما وَعَدْتَ بِهِ مِنَ الْاِجابَةِ
و از تو وفاى به وعدهاى را که در مورد اجابت دادهاى خواستارم
اِذْ تَقُولُ: «اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ».
زیرا که فرمودهاى: «مرا بخوانید تا خواسته شما را اجابت کنم».
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الٍهٍ,
بار خدایا پس بر محمد و آلش درود فرست,
وَ القَني بٍمَعرَتٍکَ کَما لَقيتکَ باٍقراري,
و با آمرزش خود با ممن برخورد کن چنانکه من با اعتراف به گناه با تو برخورد کردم
وَ ارفَعني عَن مَصارِعِالذُّنُوبِ كَما وَضَعْتُ لَكَنَفْسى
و مرا از لغزشگاههاى معاصى برگیر چنانکه من در برابر تو پستى گزیدم
وَاسْتُرْنى بِسِتْرِكَ كَما تَاَنَّيْتَنى عَنِ الْاِنْتِقامِ مِنّى.
و بر من پرده پوشى کن چنانکه در انتقام از من درنگ فرمودى.
اَللَّهُمَّ وَ ثَبِّتْ فى طاعَتِكَ نِيَّتى
بار الها نیّتم را در طاعتت استوار کن
وَ اَحْكِمْ فى عِبادَتِكَ بَصيرَتى
و بینشم را در عبادتت محکم فرما
وَ وَفِّقْنى مِنَ الْاَعْمالِ لِما تَغْسِلُ بِهِ دَنَسَ الْخَطايا عَنّى
و مرا به اعمالى موفق کن که به سبب آن چرک گناهان را از من بشویى
وَ تَوَفَّنى عَلى مِلَّتِكَ وَ مِلَّةِ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ -عَلَيهِالسَّلامُ- اِذا تَوَفَّيْتَنى.
و هنگام خرج از دنیا مرا بر آئین خود و پیامبرت (علیهالسلام) بمیران.
اَللَّهُمَّ اِنّى اَتُوبُاِلَيْكَ فى مَقامى هذا مِنْ كَبآئِرِ ذُنُوبى وَ صَغآئِرِها
بار الها در این موقعیتى که در آنم از گناهان بزرگ و کوچکم
وَ بَواطِنِ سَيِّئاتى وَ ظَواهِرِها
و از گناهان پوشیده و آشکارم
وَ سَوالِفِ زَلاّتى وَ حَوادِثِها
و از لغزشهاى گذشته و تازهام به سویت بازمىگردم
تَوْبَةَ مَنْ لايُحَدِّثُ نَفْسَهُ بِمَعْصِيَةٍ
مانند بازگشت توبه کنندهاى که خیال گناه در درونش نگذرد
وَ لايُضْمِرُ اَنْ يَعُودَ - فى خَطيئَةٍ
و فکر برگشتن به گناه را به خاطرش راه ندهد
وَ قَدْ قُلْتَ يا اِلهى فى مُحْكَمِ كِتابِكَ اَنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِكَ
و تو خود اى پروردگار من در کتاب محکمت فرمودى که توبه را از بندگانت مىپذیرى
وَ تَعْفُو عَنِ السَّيِّئاتِ
و از سیّئات درمىگذرى
وَ تُحِبُّ التَّوَّابينَ
و توبهکنندگان را دوست دارى
فَاقْبَلْ تَوْبَتى كَما وَعَدْتَ
پس براساس وعده خود توبهام را بپذیر
وَاعْفُ عَنْ سَيِّئاتى كَما ضَمِنْتَ
و همانطور که ضمانت نمودهاى از گناهانم بگذر
وَ اَوْجِبْ لى مَحَبَّتَكَ كَما شَرَطْتَ
و چنانکه شرط فرمودهاى محبتت را بر من لازم فرما
وَلَكَ - يا رَبِّ - شَرْطى اَلاَّ اَعُودَ فى مَكْرُوهِكَ
و من هم در مقابل این همه عنایت تعهد مىکنم که به آنچه پسند تو نیست برنگردم
وَ ضَمانى اَنْ لا اَرْجِعَ فى مَذْمُومِكَ
و ضمانت مىنمایم که به کارى که مورد نکوهش توست بازنگردم
وَ عَهْدى اَنْ اَهْجُرَ جَميعَ مَعاصيكَ
و پیمان مىبندم که از تمام گناهان دورى کنم.
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَعْلَمُ بِما عَمِلْتُ
الهى تو به آنچه از من سرزده آگاهترى
فَاغْفِرْ لى ما عَلِمْتَ .
پس آنچه را از من خبردارى بیامرز .
وَ اصْرِفْنى بِقُدْرَتِكَ اِلى ما اَحْبَبْتَ اَللَّهُمَّ وَ عَلَىَّ تَبِعاتٌ قَدْ حَفِظْتُهُنَّ
و مرا با قدرت خود به سوى آنچه دوست دارى متوجه ساز خداوندا
وَ تَبِعاتٌ قَدْ نَسِيتُهُنَّ
بر ذمّه من و بالهایى است که به یاد دارم
وَ كُلُّهُنَّ بِعَيْنِكَ الَّتى لاتَنامُ
و وبالهایى است که فراموشم شده
وَ عِلْمِكَ الَّذى لايَنْسى
و همه آنها در برابر دیده توست که به خواب نمىرود
فَعَوِّضْ مِنْها اَهْلَها
و نزد علم توست که در آن فراموشى راه ندارد
وَ احْطُطْ عَنّى وِزْرَها
پس در مقابل آن و بالها به صاحبانش عوض بده
وَ خَفِّفْ عَنّى ثِقْلَها
و وزر آن را از من بریز و سنگینى آن را از دوش جان منبردار
وَ اعْصِمْنى مِنْ اَنْ اُقارِفَ مِثْلَها
و مرا از دستیازى به نظیر آن بازدار
اَللَّهُمَّ وَ اِنَّهُ لا وَفآءَ لى بِالتَّوْبَةِ اِلاّ بِعِصْمَتِكَ
الهى مرا قدرت وفاى به توبه خود جز با حفظ تو نیست
وَ لاَاسْتِمْساكَ بى عَنِ الْخَطايا اِلاَّ عَنْ قُوَّتِكَ
و توان خوددارى از گناهان ندارم جز به قوّت تو
فَقَوِّنى بِقُوَّةٍ كافِيَةٍ
پس مرا با نیروى کافى تقویت کن
وَ تَوَلَّنى بِعِصْمَةٍ مانِعَةٍ.
و خود عهدهدار نیروى بازدارنده از گناهم باش.
اَللَّهُمَّ اَيُّما عَبْدٍ تابَ اِلَيْكَ وَ هُوَ فى عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ فاسِخٌ لِتَوْبَتِهِ
الهى هر بندهاى که به سویت باز گردد و حضرتت به علم غیبى که دارى مىدانى
وَ عآئِدٌ فى ذَنْبِهِ وَ خَطيئَتِهِ
که او توبهشکن و بازگردنده به گناه و خطاى خویش است
فَاِنّى اَعُوذُ بِكَ اَنْ اَكُونَ كَذلِكَ
پس من به تو پناه مىبرم از آنکه چنین باشم
فَاجْعَلْ تَوْبَتى هذِهِ تَوْبَةً لا اَحْتاجُ بَعْدَها اِلى تَوْبَةٍ
اینک این توبه مرا چنان توبهاى قرار ده که بعد از آن محتاج توبهاى دیگر نباشم
تَوْبَةً مُوجِبَةً لِمَحْوِ ما سَلَفَ
توبهاى که سبب محو گناهان گذشته
وَالسَّلامَةِ فيما بَقِىَ.
و ایمنى از گناه در بقیّه ایّام عمر باشد.
اَللَّهُمَّ اِنّى اَعْتَذِرُ اِلَيْكَ مِنْ جَهْلى
خداوندا از نادانى خود از حضرتت عذر مىخواهم
وَ اَسْتَوْهِبُكَ سُوءَ فِعْلى
و بخشش از کردار بدم را از تو خواهانم
فَاضْمُمْنى اِلى كَنَفِ رَحْمَتِكَ تَطَوُّلاً
پس از باب احسان مرا در پناه رحمت خویش درآور
وَ اسْتُرْنى بِسِتْر عافِيَتِكَ تَفَضُّلاً.
و از راه تفضل لباس عافیت بر من بپوشان.
اَللَّهُمَّ وَ اِنّى اَتُوبُ اِلَيْكَ مِنْ كُلِّ ما خالَفَ اِرادَتَكَ
الهى و از هر چه مخالف خواست تو بوده
اَوْ زالَ عَنْ مَحَبَّتِكَ
یا از گردونه محبت تو بیرون مىبرد
مِنْخَطَراتِقَلْبى
از خاطراتى که در قلبم گذشته
وَلَحَظاتِ عَيْنى
و نگاههاى چشمم
وَ حِكاياتِ لِسانى
و گفتارهاى زبانم
تَوْبَةً تَسْلَمُ بِها كُلُّ جارِحَةٍ عَلى حِيالِها مِنْ تَبِعاتِكَ
چنان توبهاى مىکنم که هر یک از اعضایم به سهم خود از عقوبتت سالم ماند
وَ تَاْمَنُ مِمّا يَخافُ الْمُعْتَدُونَ مِنْ اَليمِ سَطَواتِكَ.
و از انتقام و قهرى که متجاوزگران از آن مىهراسند ایمن گردد.
اَللَّهُمَّ فَارْحَمْ وَحْدَتى بَيْنَ يَدَيْكَ
الهى بر تنهائیم در پیشگاهت
وَ وَجيبَ قَلْبى مِنْ خَشْيَتِكَ
و تپیدن قلبم از ترست
وَ اضْطِرابَ اَرْكانى مِنْ هَيْبَتِكَ
و لرزه اعضایم از هیبتت رحم کن
فَقَدْ اَقامَتْنى -يارَبِّ- ذُنُوبى مَقامَالْخِزْىِ بِفِنآئِكَ
زیرا گناهانم - اى پروردگار من - مرا در عرصه رسوایى و خوارى در پیشگاهت نشانده
فَاِنْ سَكَتُّ لَمْيَنْطِقْ عَنّى اَحَدٌ
پس اگر حرف نزنم کسى از جانب من سخن نمىگوید
وَ اِنْ شَفَعْتُ فَلَسْتُ بِاَهْلِ الشَّفاعَةِ
و اگر از خود شفاعت کنم چنان نیستم که شفاعتم پذیرفته گردد.
اَللَّهُمَّ صَلِّ - عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ شَفِّعْ فى خَطاياىَ كَرَمَكَ
و کرمت را درباره خطاهایم شفیع من فرما
وَعُدْ عَلى سَيِّئاتى بِعَفْوِكَ
و زشتىهایم را با عفوت از من ببخش
وَ لاتَجْزِنى جَزآئى مِنْ عُقُوبَتِكَ
و جزایم را از عقوبت خود مساز
وَابْسُطْ عَلَىَّ طَوْلَكَ
و دامان احسانت را بر من بگستر
وَ جَلِّلْنى بِسِتْرِكَ
و مرا در پرده عفوت بپوشان
وَافْعَلْ بى فِعْلَ عَزيزٍ تَضَرَّعَ اِلَيْهِ عَبْدٌ ذَليلٌ فَرَحِمَهُ
و با من رفتار شخص پر قدرتى کن که بندهاى ذلیل با زارى به درگاهش رفته و او بر وى ترحم نموده
اَوْ غَنِىٍّ تَعَرَّضَ لَهُ عَبْدٌ فَقيرٌ فَنَعَشَهُ.
یا ثروتمندى که فقیرى سر راهش نشسته و او از وى دستگیرى نموده
اَللَّهُمَّ لا خَفيرَ لى مِنْكَ فَلْيَخْفُرْنى عِزُّكَ
بارالها مرا از تو پناهدهندهاى نیست پس باید عزت تو پناهم دهد
وَ لا شَفِيعَ لى اِلَيْكَ فَلْيَشْفَعْ لى فَضْلُكَ
و براى من شفیعى به سوى تو نیست پس باید فضل تو شفیعم شود
وَ قَدْ اَوْجَلَتْنى خَطاياىَ فَلْيُؤْمِنّى عَفْوُكَ
و گناهانم مرا در عرصه ترس بُرده پس باید عفو تو مرا ایمن سازد
فَما كُلُّ ما نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْلٍ مِنّى بِسُوءِ اَثَرى
زیرا آنچه بر زبان آوردم از باب جهل به کردار زشتم
وَ لا نِسْيانٍ لِما سَبَقَ مِنْ ذَميمِ فِعْلى
و در اثر فراموشى کارهاى بد گذشتهام نیست
لكِنْ لِتَسْمَعَ سَمآؤُكَ وَ مَنْ فيها
بلکه براى آن است که آسمان تو و هر که در آن است
وَ اَرْضُكَ وَ مَنْ عَلَيْها ما اَظهَرت لَکَ مٍنَ الندَمٍ,
و زمین تو و هر که بر روى آن است کردم ندامتی را که برای تو آشکار کردم,
وَ لَجَات اٍلَيکَ فيهٍ مٍنَ التوبه ,
و توبهاى را که بهسبب آن به تو پناه بردم بشنوند
فَلَعَل بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِكَ يَرْحَمُنى لِسُوءِ مَوْقِفى
تا مگر یکى از اینان در سایه رحمتت بر پریشانحالیم رحم کند
اَوْ تُدْرِكُهُ الرِّقَّةُ عَلَىَّ - لِسُوءِ حالى
یا براى آشفتگیم بر من رقّت آورد
فَيَنالَنى مِنْهُ بِدَعْوَةٍ هِىَ اَسْمَعُ لَدَيْكَ مِنْ دُعآئى
پس از جانب خود دعایى به حال من کند که از دعاى خود من نزد تو به اجابت نزدیکتر باشد
اَوْشَفاعَةٍ اَوْ كَدُ عِنْدَكَ مِنْ شَفاعَتى
یا شفاعتى نصیبم گردد که از شفاعت خودم نزد تو استوارتر جلوه کند
تَكُونُ بِها نَجاتى مِنْ غَضَبِكَ
و رهاییم از خشم تو
وَ فَوْزَتى بِرِضاكَ
و دستیابیم به خشنودیت در آن باشد.
اَللَّهُمَّ اِنْ يَكُنِ النَّدَمُ تَوْبَةً اِلَيْكَ فَاَنَا اَنْدَمُ النّادِمينَ
الهى اگر پشیمانى در پیشگاه حضرتت توبه است پس من از همه پشیمانترم
وَ اِنْ يَكُنِ التَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ اِنابَةً فَاَنَا اَوَّلُ الْمُنيبينَ
و اگر ترک گناه بازگشت محسوب مىشود پس اولین بازگشت کننده منم
وَ اِنْ يَكُنِالْاِسْتِغْفارُ حِطَّةً لِلذُّنُوبِ فَاِنّى لَكَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرينَ
و اگر استغفار سبب ریختن گناهان است پس من در برابرت از استغفار کنندگانم
اَللَّهُمَّ فَكَما اَمَرْتَ بِالتَّوْبَةِ وَ ضَمِنْتَ الْقَبُولَ
بارالها همانگونه که به توبه و بازگشت فرمان دادى و پذیرش آن را ضمانت فرمودى
وَ حَثَثْتَ عَلَى الدُّعآءِ وَ وَعَدْتَ الْاِجابَةَ
و بر دعا ترغیب نمودى و نسبت به آن وعده اجابت دادى
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَاقْبَلْتَوْبَتى
و توبهام را قبول کن
وَلاتَرْجِعْنىمَرْجِعَ الْخَيْبَةِ مِنْ رَحْمَتِكَ
و از رحمتت نومید و مأیوسم باز مگردان
اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ عَلَى الْمُذْنِبينَ
زیرا که حضرتت پذیرنده توبه گناهکاران
وَ الرَّحيمُ لِلْخاطِئينَ الْمُنيبينَ
و بخشنده خطاپیشگانى هستى که از صمیم دل به تو بازمىگردند.
اَللَّهُمَّ صَلِعَلَى مُحَمَّدٍ وَالِهِ كَماهَدَيْتَنا بِهِ
بار الها بر محمد و آلش دورد فرست همچنان که به وسیله او ما را هدایت فرمودى
وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ كَمَا اسْتَنْقَذْتَنا بِهِ
و بر محمد و آلش درود فرست همچنان که به سبب او ما را رهایى کرامت کردى
وَ صَلِعَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ صَلوةً تَشْفَعُ لَنا يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ يَوْمَ الْفاقَةِ اِلَيْكَ
و بر محمد و آلش درود فرست چنان درودى که در قیامت و در روز نیاز به تو از ما شفاعت کند
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ
که تو بر هر چیز توانایى
وَ هُوَ عَلَيْكَ يَسيرٌ.
و آن بر تو سهل و آسان است.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام بَعدَالفَراغِ مِنْ صَلوةِاللَّيْلِ لِنَفْسِهِ فِىالْاِعْترافِ بِالذَّنْبِ
«دعاى آن حضرت براى خود پس از فراغ از نماز شب در اعتراف به گناه»
اَللَّهُمَّ يا ذَاالْمُلْكِ الْمُتَاَبِّدِ بِالْخُلُودِ
بار الها اى دارنده ملک ابدى و جاوید
وَ السُّلْطانِ الْمُمْتَنِعِ بِغَيْرِ جنود و لااعوان,
و سلطنت دستنایافتنى بدون سپاه و دستیاران
و القز الباقي علي مر الدهور و خوالي الْاَعْوامِ وَ مَواضِى الْاَزْمانِ وَالْاَيّامِ
و عزّت باقى که با گذشت روزگاران و سالهاى گذشته و زمانها و روزهاى سپرى شده باقى است
عَزَّ سُلْطانُكَ عِزّاً لا حَدَّ لَهُ بِاَوَّلِيَّةٍ
فرمانروایى و حکومتت چنان غالب است که اول آن را حدى
وَ لا مُنْتَهى لَهُ بِاخِرِيَّةٍ
و آخر آن را نهایتى نیست
وَاسْتَعْلى مُلْكُكَ عُلُوّاً سَقَطَتِالْاَشْيآءُ دُونَ بُلُوغِ اَمَدِهِ
و پادشاهیت چنان بلند پایه است که همه چیز از دسترسى به قلّه آن فرومانده است
وَلايَبْلُغُ اَدْنى مَااسْتَاْثَرْتَ بِهِ مِنْ ذلِكَ اَقْصى نَعْتِ النَّاعِتينَ
و دورترین توصیف واصفان به پایینترین مرتبه از بلندى و رفعتى که به خود اختصاص دادهاى نمىرسد
ضَلَّتْ فيكَ الصِّفاتُ
اوصاف در مقام وصفت سرگشتهاند
وَ تَفَسَّخَتْ دُونَكَالنُّعُوتُ
و تعریفها در پاى حضرتت از هم گیسختهاند
وَ حارَتْ فى كِبْرِيآئِكَ لَطآئِفُ الْاَوْهامِ
و در عرصهگاه کبریائیت دقیقترین تصورات سرگردانند
كَذلِكَ اَنْتَ اللَّهُ الْاَوَّلُ فى اَوَّلِيَّتِكَ
تو اى خداى ازلى در ازلیتت اینچنین بودهاى
وَ عَلى ذلِكَ اَنْتَ دآئِمٌ لاتَزُولُ
و دائم و جاودان بر این مرحله خواهى بود
وَ اَنَا الْعَبْدُ الضَّعيفُ عَمَلاً
و منم آن بنده با عمل اندک
الْجَسيمُ اَمَلاً
و آرزوى بسیار
خَرَجَتْ مِنْ يَدى اَسْبابُ الْوُصُلاتِ اِلاّ ما وَصَلَهُ رَحْمَتُكَ
که وسائل پیوند با تو از کفم بیرون رفته مگر آنچه رحمتت آن را متصل نموده
وَ تَقَطَّعَتْ عَنّى عِصَمُ الْامالِ اِلاّ ما اَنَا مُعْتَصِمٌ بِهِ مِنْ عَفْوِكَ
و رشتههاى امیدم از من گسسته مگر آنچه از عفو تو که به آن چنگ زدهام
قَلَّ عِنْدى ما اَعْتَدُّ بِهِ مِنْ طاعَتِكَ
طاعتى که به حساب آورم اندک
وَ كَثُرَ عَلَىَّ مااَبُوءُ بِهِمِنْ مَعْصِيَتِكَ
و معصیتى که به آن اعتراف کنم بسیار است
وَلَنْ يَضيقَ عَلَيْكَ عَفْوٌ عَنْ عَبْدِكَ وَ اِنْ اَسآءَ
و عفو و بخشش از بندهات بر تو سخت نیاید اگر چه بد کرده باشد
فَاعْفُ عَنّى.
پس مرا عفو کن
اَللَّهُمَّ وَ قَدْ اَشْرَفَ عَلى خَفايَا الْاَعْمالِ عِلْمُكَ
بار الها دانش تو بر اعمال نهانى واقف است
وَ انْكَشَفَ كُلُّ مَسْتُورٍ دُونَ خُبْرِكَ
و هر پوشیدهاى در برابر آگاهیت آشکار
وَ.لاتَنْطَوى عَنْكَ دَقآئِقُ الْاُمُورِ
و دقایق امور از نظرت پنهان نیست
وَ لاتَعْزُبُ عَنْكَ غَيِّباتُ السَّرآئِرِ
و رازهاى نهان از تو مخفى نمىماند
وَقَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَىَّ عَدُوُّكَ الَّذِى اسْتَنْظَرَكَ لِغَوايَتى فَاَنْظَرْتَهُ
و همانا بر من چیره شده است دشمن تو که براى گمراه کردن من از تو فرصت خواسته و تو بنا بر مصالحى فرصتش دادى
وَ اسْتَمْهَلَكَ اِلى يَوْمِ الدّينِ لِاِضْلالى فَاَمْهَلْتَهُ
و براى منحرف کردن من تا روز قیامت از تو مهلت خواسته و تو مهلتش دادى
فَاَوْقَعَنى وَقَدْ هَرَبْتُ اِلَيْكَ مِنْ صَغآئِرِ ذُنُوبٍ مُوبِقَةٍ
پس این دشمن غدّار مرا به زمین زد در حالى که از گناهان کوچک هلاک کننده
وَكَبآئِرِ اَعْمالٍ مُرْدِيَةٍ
و معصیتهاى بزرگ تباهکننده به سوى تو گریختم
حَتّى اِذا قارَفْتُ مَعْصِيَتَكَ
تا چون دچار معصیت تو شدم
وَ اسْتَوْجَبْتُ بِسُوءِ سَعْيى سَخَطَتَكَ
و بر اثر کوشش زشتم مستحق خشم تو گشتم
فَتَلَ عَنّى عِذارَ غَدْرِهِ
عنان حیله و تزویر خود را از من بازگردانید
وَ تَلَقّانى بِكَلِمَةِ كُفْرِهِ
و با کلمه کفر خود با من روبرو شد
وَ تَوَلَّى الْبَرآئَةَ مِنّى
و از من بیزارى جست
وَ اَدْبَرَ مُوَلِّياً عَنّى
و به من پشت کرده به راه افتاد
فَاَصْحَرَنى لِغَضَبِكَ فَريداً
و مرا در معرض خشم تو تنها گذاشت
وَ اَخْرَجَنى اِلى فِنآءِ نَقِمَتِكَ طَريداً
و در عرصهگاه انتقام تو رها ساخت
لاشَفيعٌ يَشْفَعُ لىاِلَيْكَ
نه کسى از من به درگاهت شفاعت کند
وَ لا خَفيرٌ يُؤْمِنُنى عَلَيْكَ
و نه پناه دهندهاى در برابرت امانم دهد
وَ لا حِصْنٌ يَحْجُبُنى عَنْكَ
و نه هیچ دژ استوارى مرا از تو مانع نگردد
وَ لا مَلاذٌ اَلْجَاُ اِلَيْهِ مِنْكَ.
و نه پناهگاهى هست که از تو به آن پناه برم
فَهذا مَقامُ الْعآئِذِ بِكَ
اینک در مقام پناهآورنده به تو
وَ مَحَلُّ الْمُعْتَرِفِ لَكَ
و اقرار کننده به گناه ایستادهام
فَلايَضيقَنَّ عَنّى فَضلکَ,
پس مباد که فضل تو از من تنگی گیرد,
وَلايَقصرَن دوني عَفوکَ,
و عفو و بخششت از من کوتاه آید
وَلااکن اَخيَبَ عٍبادٍکَ التّآئِبينَ
و مباد که من زیانمندترین بندگان توبهکارت
وَ لا اَقْنَطَ وُفُودِكَ الْامِلينَ
و ناامیدترین کسانى باشم که بر خوان نعمتت نشستهاند
وَ اغْفِرْ لى
و مرا بیامرز
اِنَّكَ خَيْرُ الْغافِرينَ.
که تو بهترین آمرزندگانى.
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَمَرْتَنى فَتَرَكْتُ
الهى مرا فرمان دادى و من فروگذاشتم
وَ نَهَيْتَنى فَرَكِبْتُ
و مرا نهى کردى و من مرتکب شدم
وَ سَوَّلَ لِىَ الْخَطآءَ خاطِرُ السُّوءِ فَفَرَّطْتُ
و اندیشه سوء گناه را در نظرم آراست پس تقصیر کردم
ولااَسْتَشْهِدُ عَلى صِيامى نَهاراً
نه روزى را به روزهگرفتنم گواه مىگیرم
وَ لا اَسْتَجيرُ بِتَهَجُّدى لَيْلاً
و نه به بیدارى شبى پناه مىگیرم
وَ لاتُثْنى عَلَىَّ بِاِحْيآئِها سُنَّةٌ
و نه سنّتى را برپا داشتهام تا از من به خوبى یاد کند
حاشى فُرُوضِكَ الَّتى مَنْ ضَيَّعَها هَلَكَ
جز واجبات تو که هر کس آنها را ضایع کند هلاک شود کارى نکردهام
وَ لَسْتُ اَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ بِفَضْلِ نافِلَةٍ مَعَ كَثيرِ ما اَغْفَلْتُ مِنْ وَظآئِفِ فُرُوضِكَ
و نه نافلهاى بجاى آوردهام تا به سبب آن دست توسّل به تو زنم در صورتى که بسیارى از شروط واجبات را به غفلت فروگذاشتهام
وَ تَعَدَّيْتُ عَنْ مَقاماتِ حُدُودِكَ اِلى حُرُماتٍ انْتَهَكْتُها
و از حدود و مقرّرات تو تجاوز کرده پرده حرمتهایى را دریدهام
وَ كَبآئِرِ ذُنُوبٍ اجْتَرَحْتُها
و گناهان بزرگى مرتکب شدهام
كانَتْ عافِيَتُكَ لى مِنْ فَضآئِحِها سِتْراً.
که فقط عافیت تو در برابر رسواییهایم بر من پرده پوشیده است
وَ هذا مَقامُ مَنِاسْتَحْيى لِنَفْسِهِ مِنْكَ
و این جایگاه کسى است که به خاطر خود از تو شرمگین
وَ سَخِطَ عَلَيْها وَ رَضِىَ عَنْكَ
و بر خود خشمگین و از تو خشنود است
فَتَلَقَّاكَ بِنَفْسٍ خاشِعَةٍ
پس با دلى شکسته
وَ رَقَبَةٍ خاضِعَةٍ
و گردنى فروافکنده
وَ ظَهْرٍ مُثْقَلٍ مِنَ الْخَطايا
و پشتى از گناهان گرانبار و خمیده با تو روبرو شده
واقِفاً بَيْنَ الرَّغْبَةِ اِلَيْكَ وَ الرَّهْبَةِ مِنْكَ
در میان بیم و امیدِ به تو ایستاده
وَ اَنْتَ اَوْلى مَنْ رَجاهُ
و تو شایستهتر کسى هستى که به او امید ورزد
وَاَحَقُّ مَنْخَشِيَهُ وَاتَّقاهُ.
و سزاوارتر کسى هستى که از او بترسد و پروا کند
فَاَعْطِنى يارَبِّ مارَجَوْتُ وَامِنّى.
الهى پس آنچه را امید دارم به من بخشش
ما حَذِرْتُ وَعُدْ عَلَىَّ بِعآئِدَةِ رَحْمَتِكَ
و از آنچه مىترسم ایمنم فرما و رحمتت را شامل حالم کن
اِنَّكَ اَكْرَمُ الْمَسْئُولينَ.
که تو کریمترین کسى هستىکه از او درخواست شود.
اَللَّهُمَّ وَ اِذْ سَتَرْتَنى بِعَفْوِكَ
بار الها اکنون که مرا به پرده عفو خود پوشاندى
وَ تَغَمَّدْتَنى بِفَضْلِكَ فى دارِ الْفَنآءِ بِحَضْرَةِ الْاَكْفآءِ
و در این جهان فانى در معرض دید همدوشان غرق بخشش خود نمودى
فَاَجِرْنى مِنْ فَضيحاتِ دارِ الْبَقآءِ عِنْدَ مَواقِفِ الْاَشْهادِ مِنَ الْمَلآئِكَةِ الْمُقَرَّبينَ
پس مرا از رسواییهاى جهان باقى در برابر حضار و بینندگان از فرشتگان مقرّب
وَ الرُّسُلِ الْمُكَرَّمينَ
و پیامبران گرامى
وَالشُّهَدآءِ وَ الصّالِحينَ
و شهدا و صالحین پناه ده
مِنْ جارٍ كُنْتُ اُكاتِمُهُ سَيِّئاتى
از همسایهاى که زشتیهایم را از او مىپوشاندم
وَ مِنْ ذى رَحِمٍ كُنْتُ اَحْتَشِمُ مِنْهُ فى سَريراتى
و از خویشاوندى که در کارهاى پنهانى خود از او شرم مىداشتم -
لَمْ اَثِقْ بِهِمْ رَبِّ فِى السَّتْرِ عَلَىَّ
که - الهى به پردهپوشى ایشان اعتماد نداشتم
وَ وَثِقْتُ بِكَ رَبِّ فِى الْمَغْفِرَةِ لى
و به تو اطمینان کردم اى خداى من که مرا ببخشى
وَ اَنْتَ اَوْلى مَنْ وُثِقَ بِهِ
وتوسزاوارکسىهستىکهبهاو اعتمادشود
وَ اَعْطى مَنْ رُغِبَ اِلَيْهِ
وبخشندهترکسى هستىکهبهاو روىآورده شود
وَ اَرْاَفُ مَنِ اسْتُرْحِمَ فَارْحَمْنى
و مهربانتر کسى هستى که مهرش خواسته شود پس بر من رحمت آر
اَللَّهُمَّ وَ اَنْتَ حَدَرْتَنى مآءً مَهيناً مِنْ صُلْبٍ مُتَضآئِقِ الْعِظامِ
الهى تو مرا به صورت آبى کمارزش از پشتى که استخوانهایش درهم فشرده
حَرِجِ الْمَسالِكَ
و راههایش بس تنگ است
اِلى رَحِمٍ ضَيِّقَةٍ سَتَرْتَها بِالْحُجُبِ
به تنگناى رحم که آن را به پردههاپوشیدهاى سرازیر کردى
تُصَرِّفُنى حالاً عَنْ حالٍ
در حالى که مرا از مرحلهاى به مرحله دیگر گرداندى
حَتَّى انْتَهَيْتَ بى اِلى تَمامِ الصُّورَةِ
تا وقتى که به کمال صورت رساندى
وَ اَثْبَتَفِىَّ الْجَوارِحَ
و اعضاء را در پیکر من برقرار نمودى
كَما نَعَتَّ فى كِتابِكَ
همانگونه که «در کتابت وصف فرمودى:
: نُطْفَةً ثُمَّ عَلَقَةً ثُمَّ مُضْغَةً
نطفه سپس علقه آنگاه مضغه
ثُمَّ عَظْماً ثُمَّ كَسَوْتَ الْعِظامَ لَحْماً
سپس استخوانبندى و بعد استخوانها را به گوشت پوشاندى
ثُمَّ اَنْشَاْتَنى خَلْقاً اخَرَكَما شِئْتَ
و آنگاه مرا بدانگونه که خواستى به مرحلهاى دیگر از آفرینش درآوردى
حَتّى اِذَا احْتَجْتُ اِلى رِزْقِكَ
تا آنجا که وقتى به روزى تو نیاز پیدا کردم
وَ لَمْ اَسْتَغْنِ عَنْ غِياثِ فَضْلِكَ
و از یارى احسانت بىنیاز نبودم برایم روزى فراهم نمودى
جَعَلْتَ لى قُوتاً مِنْ فَضْلِ طَعامٍ وَ شَرابٍ اَجْرَيْتَهُ لِأَمَتِكَ الَّتىاَسْكَنْتَنى جَوْفَها
از زیادى آن مقدار خوردنى و آشامیدنى کنیزت که مرا در اندرونش جاى دادى
وَ اَوْدَعْتَنى قَرارَ رَحِمِها.
و در رحم او به ودیعت سپردى
وَلَوْ تَكِلُنى - يا رَبِّ- فى تِلْكَ الْحالاتِ اِلى حَوْلى
و اگر مرا -اى خداى من- در چنین حالات بهتدبیر خویشم وا مىگذاشتى
اَوْ تَضْطَرُّنى اِلى قُوَّتى
یا ناچارم مىکردى که از نیروى خود بهرهگیرم
لَكانَ الْحَوْلُ عَنّى مُعْتَزِلاً
همانا که توان راهیابى به هدف از من کناره مىگرفت
وَ لَكانَتِ الْقُوَّةُ مِنّى بَعيدَةً
و نیرو و قوّت از من دور مىشد
فَغَذَوْتَنى بِفَضْلِكَ غِذآءَ الْبَرِّ اللَّطيفِ
پس به فضل و احسانت چون شخصى نیکوکار و دلسوز به من غذا دادى
تَفْعَلُ ذلِكَ بى تَطَوُّلاً عَلَىَّ اِلى غايَتى هذِهِ
و آنهمه لطف را از سر تفضل تا بدین پایه که رسیدهام همچنان دربارهام بجا مىآورى
لا اَعْدَمُ بِرَّكَ
از خیرت محروم نمىگردم
وَ لا يُبْطِىءُ - بى حُسْنُ صَنيعِكَ
و خوبى اِنعامت دربارهام به تأخیر نمىافتد
وَ لاتَتَاَكَّدُ مَعَ ذلِكَ ثِقَتى
و با این وجود اعتمادم به تو محکم نمىشود
فَاَتَفَرَّغَ لِما هُوَ اَحْظى لى عِنْدَكَ
تا کوشش خود را در کارى که برایم نزد تو سودمندتر است بهکار برم
قَدْ مَلَكَ الشَّيْطانُ عِنانى فى سُوءِ الظَّنِّ وَ ضَعْفِ الْيَقينِ
شیطان مهارم را در بدبینى و ضعف یقین به دست گرفته
فَاَنَا اَشْكُو سُوءَ مُجاوَرَتِهِ لى وَ طاعَةَ نَفْسى لَهُ
از این رو از بدرفتارى او و پیروى نفسم از این موجود خطرناک شکایت دارم
وَ اَسْتَعْصِمُكَ مِنْ مَلَكَتِهِ
و از چیرگى او بر خودم از تو پناه مىجویم
وَ اَتَضَرَّعُ اِلَيْكَ فى صَرْفِ كَيْدِهِ عَنّى
و به تو زارى مىکنم تا مکر او را از من بگردانى
وَاَسْئَلُكَ فىاَنْ تُسَهِّلَ اِلى رِزْقى سَبيلاً.
و از تو مىخواهم که براى بهدست آوردن روزى راهى آسان فرارویم قرار دهى.
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى ابْتِدآئِكَ بِالنِّعَمِ الْجِسامِ
پس حمد تو را بر آنکه نعمتهاى بزرگ را آغاز نمودى
وَ اِلْهامِكَ الشُّكْرَ عَلَى الْاِحْسانِ وَ الْاِنْعامِ.
و شکر بر احسان و انعام را الهام فرمودى.
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ سَهِّلْ عَلَىَّ رِزْقى
و روزیم را بر من آسان کن
وَ اَنْ تُقَنِّعَنى بِتَقْديرِكَ لى
و مرا به اندازهاى که برایم مقرر کردهاى قانع ساز
وَ اَنْ تُرْضِيَنى بِحِصَّتى فيما قَسَمْتَ لى
و به سهم خودم در آنچه قسمتم کردهاى خشنود کن
وَ اَنْ تَجْعَلَ ما ذَهَبَ مِنْ جِسْمى وَ عُمْرى فى سَبيلِ طاعَتِكَ
و آنچه از جسم و عمرم صرف شده در راه طاعت خود به حساب آر
اِنَّكَ خَيْرُ الرّازِقينَ. اَللَّهُمَّ
که تو بهترین روزى دهندگانى
اِنّى اَعوُذُ بِكَ مِنْ نارٍ تَغَلَّظْتَ بِها عَلى مَنْ عَصاكَ
الهى به تو پناه مىبرم از آتشى که به سبب آن بر هر که تو را معصیت نموده سختگرفتهاى
وَ تَوَعَّدْتَ بِها مَنْ صَدَفَ عَنْ رِضاكَ
و هر که را روى از خشنودیت گردانده وعده عذاب دادهاى
وَ مِنْ نارٍ نُورُها ظُلْمَةٌ
و از آتشى که نورش تاریکى
وَ هَيِّنُها اَليمٌ
و ملایمش دردناک
وَ بَعيدُها قَريبٌ
و دورش نزدیک است
وَ مِنْ نارٍ يَاْكُلُ بَعْضَها بَعْضٌ
و از آتشى که بعضى از آن بعض دیگر را مىخورد
وَ يَصُولُ بَعْضُها عَلى بَعْضٍ
و بخشى بر بخش دیگر حمله مىبرد
وَ مِنْ نارٍ تَذَرُ الْعِظامَ رَميماً
و از آتشى که استخوان را مىپوساند
وَ تَسْقى اَهْلَها حَميماً
و ساکنین خود را از آب جوشان سیراب مىکند
وَمِنْ نارٍ لاتُبْقى عَلى مَنْ تَضَرَّعَ اِلَيْها
و از آتشى که بر زارىکنندگان رحم نمىآورد
وَ لا تَرْحَمُ مَنِ اسْتَعْطَفَها
و به کسىکه از او مهر جوید مهر نمىورزد
وَ لاتَقْدِرُ عَلَى التَّخْفيفِ عَمَّنْ خَشَعَ لَها وَ اسْتَسْلَمَ اِلَيْها
و داراى آن قدرت نیست که از رنج کسى که نزد او فروتنى مىکند و در مقابلش سر تسلیم به زیر مىآورد بکاهد
تَلْقى سُكَّانَها بِاَحَرِّ ما لَدَيْها مِنْ اَليمِالنَّكالِ وَ شَديدِالْوَبالِ.
آتشى که با ساکنین خود با دردناکترین عذاب و سختترین وبال برخورد مىکند.
وَاَعُوذُ بِكَ مِنْعَقارِبِهَا الْفاغِرَةِ اَفْواهُها
و به تو پناه مىبرم از عقربهاى دهان گشودهاش
وَ حَيّاتِهَا الصّالِقَةِ بِاَنْيابِها
و مارهاى نیشزنندهاش
وَ شَرابِهَا الَّذى يُقَطِّعُ اَمْعآءَ وَ اَفْئِدَةَ سُكّانِها
و از آشامیدنیش که امعاء و احشاء ساکنین خود را پاره پاره مىکند
وَ يَنْزِعُ قُلُوبَهُمْ
و دلهایشان را برمىکَند.
وَ اَسْتَهْديكَ لِما باعَدَ مِنْها وَ اَخَّرَ عَنْها.
و راهنمایى تو را به آنچه مرا از آن آتش دور سازد و عقب اندازد خواستارم
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ .
بار خدایا بر محمد و آلش دورد فرست
وَ اَجِرْنى مِنْها بِفَضْلِ رَحْمَتِكَ
و مرا به فضل و رحمت خود از آن آتش پناه ده
وَ اَقِلْنى عَثَراتى بِحُسْنِ اِقالَتِكَ
و به حسن چشمپوشیت از لغزشهایم درگذر
وَ لا تَخْذُلْنى يا خَيْرَ الْمُجيرينَ
و مرا اى بهترین پناه دهندگان خوار مساز
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ تَقِى الْكَرِيهَةَ
الهى تو بندگانت را از ناخوشایند حفظ مىکنى
وَ تُعْطِى الْحَسَنَةَ
و خوبى را عطا مىکنى
وَ تَفْعَلُ ما تُريدُ
و هر چه بخواهى بجا مىآورى
وَ اَنْتَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ
و تو بر هر چیز توانایى
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ اِذا ذُكِرَ الْاَبْرارُ
الهى بر محمد و آلش درود فرست هر گاه که یاد نیکان شود
وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ مَا اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ
و بر محمد و آلش درود فرست تا زمانى که شب و روز در رفت و آمدند
صَلوةً لايَنْقَطِعُ مَدَدُها
چنان درودى که پایان نپذیرد
وَ لايُحْصى عَدَدُها
و به حساب درنیاید
صَلوةً تَشْحَنُ الْهَوآءَ
درودى که فضا را آکنده کند
وَ تَمْلَأُ الْاَرْضَ وَ السَّمآءَ
و زمین و آسمان را پر کند
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ حَتّى يَرْضى
خداى بر حضرتش درود فرستد تا زمانى که خشنود گردد
وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ بَعْدَ الرِّضا
و خداى بر او و آلش درود فرستد پس از آن خشنودى
صَلوةً لا حَدَّ لَها وَ لامُنْتَهى
درودى که هیچ مرز و پایانى ندارد
يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
اى مهربانترین مهربانان.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسَّلام فِى الْاِسْتِخارَةِ
«دعادر طلب خیر از خداوند»
اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْتَخيرُكَ بِعِلْمِكَ
خداوندا از تو به سبب دانشت (که به همه چیز آگاهى) درخواست خیر دارم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَاقْضِ لىبِالْخِيَرَةِ
و در حقّم به خیر حکم کن
وَاَلْهِمْنا مَعْرِفَةَالْاِخْتِيارِ
و شناخت آنچه را که برایمان اختیار کردى به ما الهام فرما
وَاجْعَلْ ذلِكَ ذَرِيعَةً اِلَى الرِّضا بِما قَضَيْتَ لَنا
و آن را براى ما سبب خشنودى به قضایت
وَالتَّسْليمِ لِما حَكَمْتَ
و تسلیم به حُکمت قرار ده
فَاَزِحْ عَنَّا رَيْبَ الْاِرْتِيابِ
پس دلهره شک را از ما دور کن
وَ اَيِّدْنا بِيَقينِ الْمُخْلِصينَ
وَ لاتَسُمْنا عَجْزَ الْمَعْرِفَةِ عَمّا تَخَيَّرْتَ فَنَغْمِطَ قَدْرَكَ
و ما را دچار فروماندگى از معرفت آنچه برایمان اختیار کردهاى مکن که قدر حضرتت را سبک انگاریم
وَ نَكْرَهَ مَوْضِعَ رِضاكَ
و مورد رضاى تو را ناپسند داریم
وَ نَجْنَحَ اِلَى الَّتى هِىَ اَبْعَدُ مِنْ حُسْنِ الْعاقِبَةِ
و به چیزى که از حسن عاقبت دورتر
وَ اَقْرَبُ اِلى ضِدِّ الْعافِيَةِ.
و به خلاف عافیت نزدیکتر است میل پیدا کنیم.
حَبِّبْ اِلَيْنا ما نَكْرَهُ مِنْ قَضآئِكَ
آنچه را از قضاى خود که ما از آن اکراه داریم محبوب قلبمان کن
وَ سَهِّلْ عَلَيْنا ما نَسْتَصْعِبُ مِنْ حُكْمِكَ
و آنچه را از حکم تو سخت مىپنداریم بر ما آسان ساز
وَ اَلْهِمْنَا الْاِنْقِيادَ لِما اَوْرَدْتَ عَلَيْنا مِنْ مَشِيَّتِكَ
و گردن نهادن به آنچه از مشیّت و ارادهات بر ما وارد آوردهاى به ما الهام فرما
حَتّى لانُحِبَّ تَاْخِيرَ ما عَجَّلْتَ
تا تأخیر آنچه را تعجیل فرمودى
وَ لاتَعْجيلَ ما اَخَّرْتَ
و تعجیل آنچه را به تأخیر انداختى دوست نداریم
وَ لا نَكْرَهَ ما اَحْبَبْتَ
و هر آنچه محبوب توست ناپسند ندانیم
وَ لانَتَخَيَّرَ ما كَرِهْتَ.
و آنچه را تو نمىپسندى انتخاب نکنیم.
وَ اخْتِمْ لَنا بِالَّتى هِىَ اَحْمَدُ عاقِبَةً
و کار ما را به آنچه عاقبتش پسندیدهتر
وَ اَكْرَمُ مَصيراً
و مآلش بهتر است پایان بخش
اِنَّكَ تُفيدُ الْكَريمَةَ
که تو عطاى نفیس مرحمت مىکنى
وَ تُعْطِى الْجَسيمَةَ
و نعمتهاى بزرگ مىبخشى
وَ تَفْعَلُ ما تُريدُ
و هر چه مىخواهى
وَ اَنْتَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.
آن کنى و بر هر چیز قدرت دارى.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذَا ابْتُلِىَ اَوْ رَاى مُبْتَلًى بِفَضيحَةٍ بِذَنْبٍ
«دعابه وقتى که گرفتار مىشدند»
اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى سِتْرِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ
خداوندا سپاس تو را که مىدانى و پرده مىپوشى
وَ مُعافاتِكَ بَعْدَ خُبْرِكَ
و آگاهى و در مىگذرى
فَكُلُّنا قَدِ اقْتَرَفَ الْعائِبَةَ فَلَمْ تَشْهَرْهُ
زیرا هر کدام از ما به ارتکاب زشتیها برخاسته و رسوایش ننمودى
وَ ارْتَكَبَ الْفاحِشَةَ فَلَمْ تَفْضَحْهُ
و به اعمال ناروا دست زده و او را مفتضح نکردى
وَ تَسَتَّرَ بِالْمَساوى فَلَمْ تَدْلُلْ عَلَيْهِ كَمْ نَهْىٍ لَكَ قَدْ اَتَيْناهُ.
و در پنهانى بدىها مرتکب شده و تو سرّش را فاش ننمودى چه بسا بدیها که مرتکب شدیم .
وَ اَمْرٍ قَدْ وَقَفْتَنا عَلَيْهِ فَتَعَدَّيْناهُ
و چه فرمانهایى که ما را بر آنها بازداشتى و ما از آنها تجاوز کردیم
وَ سَيِّئَةٍ اكْتَسَبْناها
چه زشتىها که کسب کردیم
وَ خَطيئَةٍ ارْتَكَبْناها
و چه گناهان که به انجامش برخاستیم
كُنْتَ الْمُطَّلِعَ عَلَيْها دُونَ النّاظِرينَ
در حالى که تو از بین بینندگان بر آن آگاه بودى
وَالْقادِرَ عَلى اِعْلانِها فَوْقَ الْقادِرينَ
و در افشاى آن بیش از توانداران توان داشتى
كانَتْ عافِيَتُكَ لَنا حِجاباً دُونَ اَبْصارِهِمْ
اما عفو و چشمپوشى تو براى ما در برابر دیدگان ایشان پردهاى
وَ رَدْماً دُونَ اَسْماعِهِمْ فَاجْعَلْ ما سَتَرْتَ مِنَ الْعَوْرَةِ .
و در مقابل گوششان سدّى بود پس این پوشاندن عیبها .
وَ اَخْفَيْتَ مِنَ الدَّخيلَةِ
و پنهان نگاهداشتن فسادها
واعِظاً لَنا
را براى ما پنددهنده و
وَ زاجِراً عَنْ سُوءِ الْخُلْقِ
باز دارندهاى ازبدخویى
وَ اقْتِرافِ الْخَطيئَةِ
و ارتکاب معصیت
وَ سَعْياً اِلَى التَّوْبَةِ الْماحِيَةِ
و وسیله پیمودن راه توبهاى که گناه را مىزداید
وَالطَّريقِ الْمَحْمُودَةِ
و آن راهى که پسندیده است قرار ده
وَ قَرِّبِ الْوَقْتَ فيهِ
و زمان پیمودن این راه را نزدیک ساز
وَ لاتَسُمْنا الْغَفْلَةَ عَنْكَ اِنَّا اِلَيْكَ راغِبُونَ
و ما را گرفتار غفلت از خود مکن زیرا که ما به سوى تو مایل
وَ مِنَ الذُّنُوبِ تآئِبُونَ.
و از معصیت تائبیم.
وَ صَلِّ عَلى خِيَرَتِكَ اللَّهُمَّ مِنْ
الهى بر انتخاب شده از
خَلْقِكَ: - مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ الصِّفْوَةِ مِنْ بَرِيَّتِكَ الطّاهِرينَ
آفریدگانت: محمد و آلش که از سایر بندگان ممتاز و پاکیزهاند درود فرست
وَ اجْعَلْنا لَهُمْ سامِعينَ وَ مُطيعينَ كَما اَمَرْتَ.
و ما را مطیع و گوش به فرمان آنان همانطور که فرمان دادى قرار ده.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام فِىالرِّضا اِذا نَظَر اِلى اَصحابِ الدُّنيا
«دعا در مقام رضا»
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رِضًى بِحُكْمِ اللَّهِ
سپاس خداى را به عنوان رضا خشنودى به حکمش
شَهِدْتُ اَنَّ اللَّهَ قَسَمَ مَعايِشَ
گواهى مىدهم که خداوند معیشت بندگانش را
عِبادِهِ بِالْعَدْلِ
بهآیین عدالت تقسیم کرد
وَ اَخَذَ عَلى جَميعِ خَلْقِهِ بِالْفَضْلِ.
و بر تمام مخلوقاتش راه فضل و احسان پیش گرفت.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَ لاتَفْتِنّى بِما اَعْطَيْتَهُمْ
و مرا به سبب آنچه به آنان مرحمت فرمودى آزمایش مکن
وَ لاتَفْتِنْهُمْ بِما مَنَعْتَنى فَاَحْسُدَ خَلْقَكَ
و ایشان را به آنچه از من بازداشتهاى میازماى تا مبادا به آنان حسد برم
وَ اَغْمِطَ حُكْمَكَ
و حکم حضرتت را سبک شمارم.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَ طَيِّبْ بِقَضائِكَ نَفْسى
و مرا به قضایت دلخوش کن
وَ وَسِّعْ بِمَواقِعِ حُكْمِكَ صَدْرى
و سینهام را به موارد حُکمت گشاده فرما
وَ هَبْ لِىَ الثِّقَةَ لِاُقِرَّ
و به من اطمینان ده که به سبب آن اقرار کنم
مَعَها بِاَنَّ قَضآءَكَ لَمْيَجْرِ اِلاّ بِالْخِيَرَةِ
که قضاى تو جز به آنچه خیر است روان نشده
وَ اجْعَلْ شُكْرى لَكَ عَلى مازَوَيْتَ عَنّى اَوْفَرَ -
و شکرم را بر آنچه از من باز داشتهاى افزونتر
مِنْ شُكْرى اِيّاكَ عَلى ما خَوَّلْتَنى
از شکرم بر آنچه به من عنایت کردى قرار ده
وَ اعْصِمْنى مِنْ اَنْ اَظُنَّ بِذى عَدَمٍ خَساسَةً
و مرا از خوار نگریستن تهیدست
اَوْ اَظُنَّ بِصاحِبِ ثَرْوَةٍ فَضْلاً
و برتر گمان کردن ثروتمند حفظ فرما
فَاِنَّ الشَّريفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طاعَتُكَ
چه آنکه شریف آن است که طاعت تو او را شریف نموده
وَ الْعَزيزَ مَنْ اَعَزَّتْهُ عِبادَتُكَ.
و عزیز کسى است که عبادت تو او را عزت داده.
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ مَتِّعْنا بِثَرْوَةٍ لا تَنْفَدُ
و ما را از ثروتى فناناپذیر بهرهمند کن
وَ اَيِّدْنا بِعِزٍّ لايُفْقَدُ
و به عزتى دائم تأیید فرما
وَ اسْرَحْنا فى مُلْكِ الْاَبَدِ
و در ملک جاودانه روانه ساز
اِنَّكَ الْواحِدُ الْاَحَدُ الصَّمَدُ
زیرا که تو آن یکتاى یگانه بىنیازى
الَّذى لَمْتَلِدْ وَ لَمْتُولَدْ
که فرزند ندارى و فرزند کسى نیستى
وَ لَمْيَكُنْ لَكَ كُفْواً اَحَدٌ.
و همتایى برایت نبوده است.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذا نَظَرَ اِلَى السَّحابِ وَ البرقِ وَ سَمِعَ صَوْتَ الرَّعْدِ
«دعاهنگامىکه به ابر و برق نظر مىکرند»
اَللَّهُمَّ اِنَّ هذَيْنِ ايَتانِ مِنْ اياتِكَ
خداوندا همانا اینها دو نشانه از نشانههاى تو
وَ هذَيْنِ عَوْنانِ مِنْ اَعْوانِكَ
و دو خدمتگزار از خدمتگزاران تو اند
يَبْتَدِرانِ طاعَتَكَ بِرَحْمَةٍ نافِعَةٍ اَوْ نَقِمَةٍ ضآرَّةٍ
که در مقام فرمان بردنت به رحمتى سودمند یا عقوبتى زیانبخش مىشتابند
فَلا تُمْطِرْنا بِهِما مَطَرَ السَّوْءِ
پس به آندو باران عذاب بر ما مباران
وَ لا تُلْبِسْنا بِهِما لِباسَ الْبَلآءِ.
و به آنها لباس بلا بر ما مپوشان.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار الها بر محمد و آلش درود فرست
وَ اَنْزِلْ عَلَيْنا نَفْعَ هذِهِ السَّحآئِبِ وَ بَرَكَتَها
و فایده و برکت این ابرها را بر ما سرازیر کن
وَ اصْرِفْ عَنّا اَذاها وَ مَضَرَّتَها
و آزار و زیانش را از ما بگردان
وَ لاتُصِبْنا فيها بِافَةٍ
و به آن بر ما آفتى مرسان
وَلاتُرْسِلْ عَلى مَعايِشِنا عاهَةً
و بر معیشتمان آسیبى نفرست.
اَللَّهُمَّ وَاِنْ كُنْتَ بَعَثْتَها نِقْمَةً
خداوندا اگر این ابر را براى عقوبت برانگیختهاى
وَ اَرْسَلْتَها سَخْطَةً
و از راه خشم فرستادهاى
فَاِنّا نَسْتَجيرُكَ مِنْ غَضَبِكَ
پس ما از خشمت به تو پناه مىبریم
وَ نَبْتَهِلُ اِلَيْكَ فى سُؤالِ عَفْوِكَ
و براى درخواست عفوت به سویت زارى مىکنیم
فَمِلْ بِالْغَضَبِ اِلَى الْمُشْرِكينَ
پس غضبت را متوجه مشرکین ساز
وَ اَدِرْرَحى نَقِمَتِكَ عَلَى الْمُلْحِدينَ
و آسیاى عقوبتت را نسبت به ملحدان به گردش انداز
اَللَّهُمَّ اَذْهِبْ مَحْلَ بِلادِنا بِسُقْياكَ
الهى خشکى سرزمینهاى ما را به سقایت خود برطرف کن
وَ اَخْرِجْ وَحَرَ صُدُورِنا بِرِزْقِكَ
و وسوسه قلوبمان را به رزق خود بیرون فرما
وَ لاتَشْغَلْنا عَنْكَ بِغَيْرِكَ
و ما را از خود به غیر خود سرگرم مکن
وَ لاتَقْطَعْ عَنْ كآفَّتِنا مآدَّةَ بِرِّكَ
و منبع نیکى خود را از همه ما دور نکن
فَاِنَّ الْغَنِىَّ مَنْ اَغْنَيْتَ
چه آنکه بىنیاز کسى است که تواش بىنیاز کنى
وَ اِنَّ السّالِمَ مَنْ وَقَيْتَ
و سالم کسى است که تواش نگاه دارى
ما عِنْدَ اَحَدٍ دُونَكَ دِفاعٌ
و احدى را در برابرت قدرت دفاع نیست
وَ لا بِاَحَدٍ عَنْ سَطْوَتِكَ امْتِناعٌ
و کسى در برابر سطوتت مقاومت نتواند کرد
تَحْكُمُ بِما شِئْتَ عَلى مَنْ شِئْتَ
به هر چه بخواهى بر هرکس - حکم مىرانى
وَ تَقْضى بِما اَرَدْتَ فيمَنْ اَرَدْتَ.
و به آنچه اراده کنى در باره هر که اراده کنى فرمان مىدهى.
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما وَقَيْتَنا مِنَ الْبَلآءِ
پس سپاس تو را که ما را از بلا حفظ فرمودى
وَ لَكَ الشُّكْرُ عَلى ما خَوَّلْتَنا مِنْ النَّعْمآءِ
و شکر تو را بر نعمتها که به ما مرحمت کردى
حَمْداً يُخَلِّفُ حَمْدَ الْحامِدينَ وَرآئَهُ
چنان حمدى که حمد حامدان را پشت سر گذارد
حَمْداً يَمْلَأُ اَرْضَهُ وَ سَمآئَهُ
حمدى که آسمان و زمین را آکنده کند
اِنَّكَ الْمَنَّانُ بِجَسيمِ الْمِنَنِ
که تویى مُنعم مواهب بزرگ
الْوَهّابُ لِعَظيمِ النِّعَمِ
بخشنده نعمتهاى عظیم
الْقابِلُ يَسيرَ الْحَمْدِ
قبول کننده سپاس ناچیز
الشّاكِرُ قَليلَ الشُّكْرِ
و پذیرنده شکر اندک
الْمُحْسِنُ الْمُجْمِلُ
نیکوکار خوشرفتار
ذُو الطَّوْلِ
و بخشنده فراوان
لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ
خدایى جز تو نیست
اِلَيْكَ الْمَصِيرُ.
و بازگشت همگان به سوى توست.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذَا اعْتَرَفَ بِالتّقصيرِ عَنْ تَاْدِيَةِ الشُّكْرِ
«دعادر اعتراف به تقصیر از اداى شکر»
اَللَّهُمَّ اِنَّ اَحَداً لايَبْلُغُ مِنْ شُكْرِكَ غايَةً اِلاَّ حَصَلَ عَلَيْهِ مِنْ اِحْسانِكَ ما يُلْزِمُهُ شُكْراً
خداوندا کسى در مسئله شکر به حدّى نمىرسد مگر آنکه احسان دیگر تو او را به شکرى دیگر ملزم مىکند
وَ لايَبْلُغُ مَبْلَغاً مِنْ طاعَتِكَ وَ اِنِ اجْتَهَدَ اِلاّ كانَ مُقَصِّراً دُونَ اسْتِحْقاقِكَ بِفَضْلِكَ
و از طاعتت به اندازهاى دست نمىیابد - گرچه بکوشد- جز اینکه در برابر آنچه شایسته فضل توست مقصّر است
فَاَشْكَرُ عِبادِكَ عاجِزٌ عَنْ شُكْرِكَ
بنابر این شاکرترین بندگانت از شکر تو ناتوان
وَ اَعْبَدُهُمْ مُقَصِّرٌ عَنْ طاعَتِكَ
و عابدترین بندگانت از طاعتت مقصّر است
لايَجِبُ لِأَحَدٍ اَنْ تَغْفِرَ لَهُ بِاسْتِحْقاقِهِ
کسى مستوجب آن نیست که از باب استحقاق او را مورد مغفرت قرار دهى
وَ لا اَنْ تَرْضى عَنْهُ بِاسْتيجابِهِ
یا بر اساس سزاوارى از او خشنود باشى
فَمَنْ غَفَرْتَ لَهُ فَبِطَوْلِكَ
پس هر که را بیامرزى از احسان توست
وَ مَنْ رَضيتَ عَنْهُ فَبِفَضْلِكَ
و از هر که خشنود شوى در اثر تفضل توست
تَشْكُرُ يَسيرَ ما شَكَرْتَهُ
عمل اندک را که بپذیرى از باب فضل پذیرفتهاى
وَ تُثيبُ عَلى قَليلِ ما تُطاعُ فيهِ
و طاعت مختصر را مزد مىدهى
حَتّى كَاَنَّ شُكْرَ عِبادِكَالَّذى اَوْجَبْتَعَلَيْهِثَوابَهُمْ وَ اَعْظَمْتَ عَنْهُ جَزآئَهُمْ اَمْرٌ مَلَكُوا اسْتِطاعَةَ الْاِمْتِناعِ مِنْهُ دُونَكَ فَكافَيْتَهُمْ
تا آنجا که گویى شکر بندگانت که بدان سبب پاداششان را واجب ساختهاى و اجرشان را از آن رو بزرگ ساختهاى مسئلهاى است که در برابر تو قدرت روى برتافتن از آن را داشتهاند و از این جهت پاداششان دادى
اَوْ لَمْيَكُنْ سَبَبُهُ بِيَدِكَ فَجازَيْتَهُمْ
یا گویى سبب آن شکر به دست تو نبوده و بدینخاطر به ایشان اجر بخشیدى
بَلْ مَلَكْتَ -يا اِلهى- اَمْرَهُمْ قَبْلَ اَنْ يَمْلِكُوا عِبادَتَكَ
بلکه اى خداى من مالک امر ایشان بودهاى پیش از آنکه ایشان مالک عبادت تو شوند
وَ اَعْدَدْتَ ثَوابَهُمْ قَبْلَ اَنْيُفيضُوا فى طاعَتِكَ
و مزدشان را پیش از اینکه به طاعتت اقدام کنند آماده کردهاى
وَ ذلِكَ اَنَّ سُنَّتَكَ الْاِفْضالُ
زیرا که آئینت انعام
وَعادَتَكَ الْاِحْسانُ
و عادتت احسان
وَ سَبيلَكَ الْعَفْوُ.
و راهت عفو و بخشش است.
فَكُلُالْبَرِيَّةِ مُعْتَرِفَةٌبِاَنَّكَ غَيْرُظالِمٍ لِمَنْعاقَبْتَ
از این رو همه آفریدگان معترفند که تو درباره هر که عقوبتش کنى ستم نکردهاى
وَشاهِدَةٌ بِاَنَّكَ مُتَفَضِّلٌ عَلى مَنْ عافَيْتَ
و شاهدند که هر که را ببخشى در حقّش تفضل فرمودهاى
وَ كُلٌّ مُقِرٌّ عَلى نَفْسِهِ بِالتَّقْصيرِ عَمَّا اسْتَوْجَبْتَ.
و همگان درباره خویش به تقصیر نسبت به آنچه سزاوار آنى معترفند.
فَلَوْلا اَنَّ الشَّيْطانَ يَخْتَدِعُهُمْ عَنْ طاعَتِكَ ما عَصاكَ عاصٍ
بنابراین اگر شیطان ایشان را از طاعتت نفریبد هیچ عصیانگرى تو را معصیت نکند
وَ لَوْلا اَنَّهُ صَوَّرَ لَهُمُ الْباطِلَ فى مِثالِ الْحَقِّ ما ضَلَّ عَنْ طَريقِكَ ضآلٌّ
و اگر شیطان باطل را در نظرشان به صورت حق جلوه ندهد هیچ گمراهى از راه تو منحرف نشود
فَسُبْحانَكَ ما اَبْيَنَ كَرَمَكَ فى مُعامَلَةِ مَنْ اَطاعَكَ اَوْ عَصاكَ:
پس منزّهى تو چه آشکار است بزرگواریت در معامله باکسىکه تو را اطاعت کرده یا عصیان نموده:
تَشْكُرُ لِلْمُطيعِ ما اَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ لَهُ
مطیع را در مقابل آنچه خود برایش فراهم آوردهاى پاداش مىدهى
وَ تُمْلى لِلْعاصى فيما تَمْلِكُ مُعاجَلَتَهُ فيهِ
و معصیتکار را در آنچه تعجیل در کیفرش به دست توست مهلت مىدهى
اَعْطَيْتَ كُلاًّ مِنْهُما مالَمْ يَجِبْ لَهُ
به هر یک از آن دو نفر عطایى نمودهاى که مستحق آن نبوده
وَ تَفَضَّلْتَ عَلى كُلٍّ مِنْهُما بِما يَقْصُرُ عَمَلُهُ عَنْهُ
و به هر یک تفضّلى فرمودهاى که عملش از آن قاصر است
وَلَوْ كافَأْتَالْمُطيعَ عَلى ما اَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ لَأوْشَكَ اَنْ يَفْقِدَ ثَوابَكَ
و اگر مطیع را بر آنچه حضرتت او را بر آن گماشتهاى (نه بر عمل خودش) جزا مىدادى بیم آن بود که ثوابت را از دست بدهد
وَ اَنْ تَزُولَ عَنْهُ نِعْمَتُكَ
و نعمتت از او زایل شود
وَلكِنَّكَ بِكَرَمِكَ جازَيْتَهُ عَلَى الْمُدَّةِ الْقَصيرَةِ الْفانِيَةِ بِالْمُدَّةِ الطَّويلَةِ الْخالِدَةِ
ولى تو به بزرگوارى خود در برابر مدت کوتاه از دسترفتنى به مدّتى طولانى و همیشگى
وَ عَلَىالْغايَةِ الْقَريبَةِ الزّآئِلَةِ بِالْغايَةِ الْمَديدَةِ الْباقِيَةِ
و در مقابل مدت نزدیک گذرا با مدت دامنهدار جاوید او را پاداش دادى
ثُمَّ لَمْ تَسُمْهُ الْقِصاصَ فيما اَكَلَ مِنْ رِزْقِكَ الَّذى يَقْوى بِهِ عَلى طاعَتِكَ
سپس در برابر رزقى که از سفره نعمت تو خورده تا به سبب آن بر طاعتت نیرو گیرد با او معامله پایاپاى نکردى
وَ لَمْتَحْمِلْهُ عَلَى الْمُناقَشاتِ فِىالْالاتِ الَّتى تَسَبَّبَ بِاسْتِعْمالِها اِلى مَغْفِرَتِكَ
و از او بازپرسى دقیق درباره ابزارى که آنها را سبب رسیدن به مغفرتت قرار داده ننمودى
وَلَوْفَعَلْتَ ذلِكَ بِهِلَذَهَبَ بِجَميعِ ما كَدَحَ لَهُ وَ جُمْلَةِ ما سَعى فيهِ
و اگر با مطیع چنین رفتار مىنمودى تمام حاصل دسترنج و سعى و زحمت او
جَزآءً لِلصُّغْرى مِنْ اَياديكَ وَ مِنَنِكَ
در مقابل کوچکترین نعمتها و عطاهایت از دست مىرفت
وَ لَبَقِىَ رَهيناً بَيْنَ يَدَيْكَ بِسآئِرِ نِعَمِكَ
و در پیشگاه مقدّست به خاطر سایر نعمتهایت در گرو مىماند
فَمَتى كانَ يَسْتَحِقُّ شَيْئاً مِنْ ثَوابِكَ؟ لا! مَتى؟! هذا يا اِلهى
پس چه زمانى شایستگى چیزى از ثواب تو را مىداشت نه هیچگاه!! این است -خداى من-
حالُ مَنْ اَطاعَكَ
حال آن که تو را فرمان برده
وَ سَبيلُ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ
و سرنوشت کسى که به عبادت تو اقدام نموده
فَاَمَّا الْعاصى اَمْرَكَ وَ الْمُواقِعُ نَهْيَكَ فَلَمْ تُعاجِلْهُ بِنَقِمَتِكَ لِكَىْ يَسْتَبْدِلَ بِحالِهِ فى مَعْصِيَتِكَ حالَ الْاِنابَةِ اِلى طاعَتِكَ
و اما آن که از تو نافرمانى کرده و نهى تو را مرتکب شده پس عجله - در انتقام از او نکردى تا مگر به جاى حال معصیت تو حال برگشت به طاعت تو گزیند
وَ لَقَدْ كانَ يَسْتَحِقُّ فى اَوَّلِ ما هَمَّ بِعِصْيانِكَ كُلَّ ما اَعْدَدْتَ لِجَميعِ خَلْقِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ
در صورتى که او در اولین بارى که بر عصیان تو همّت نموده مستحق تمام عقوبتهایى که براى جمیع بندگانت مهیّا نمودهاى گشته
فَجَميعُ ما اَخَّرْتَ عَنْهُ مِنَ الْعَذابِ
پس هر عذابى که از او به تأخیر انداختهاى
وَ اَبْطَاْتَ بِهِ عَلَيْهِ مِنْ سَطَواتِ النَّقِمَةِ وَ الْعِقابِ تَرْكٌ مِنْ حَقِّكَ
و هر سطوت انتقام و عقابى که از او بازپس داشتهاى حق قطعى توست که وامىگذارى
وَ رِضىً بِدُونِ واجِبِكَ.
و به کمتر از آنچه استحقاق توست رضا دادهاى.
فَمَنْ اَكْرَمُ -يا اِلهى- مِنْكَ
پس -اى خداى من- کریمتر از تو کیست؟
وَ مَنْ اَشْقى مِمَّنْ هَلَكَ عَلَيْكَ؟ لا! مَنْ؟
و بدبختتر از کسىکه به سبب مخالفت با تو هلاک شده چهکسى است؟ نه هیچکس!
فَتَبارَكْتَ اَنْ تُوصَفَ اِلاّ بِالْاِحسانِ
پس تو والاتر از آنى که جز به احسان وصف شوى
وَ كَرُمْتَ اَنْ يُخافَ مِنْكَ اِلاَّ الْعَدْلُ
و منزّه از آنى که جز از جهت عدل از تو بترسند
لا يُخْشى جَوْرُكَ عَلى مَنْ عَصاكَ
بیم جور و جفا به معصیتکار از تو نمىرود
وَ لا يُخافُ اٍغفالکَ ثَوابَ مَن اَرضاکَ,
و ترس واگذاشتن پاداش کسی که تورا به عبادت خشنودساخته درکار نیست
فَصَل عَلي محمد و الٍهٍ وَهَب لى اَمَلى
پس بر محمد و آلش درود فرست و آرزوى مرا برآور
وَ زِدْنى مِنْ هُداكَ مااَصِلُ بِهِ اِلَى التَّوْفيقِ فى عَمَلى
و هدایتت را آنگونه بر من افزایش ده که به سبب آن توفیق در کار
اِنَّكَ مَنَّانٌ كَريمٌ.
خویش یابم زیرا که تو بخشنده کریمى.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام فِى الاعْتِذارِ مِنْ تَبِعاتِ الْعِبادِ وَ مِنَ التَّقْصيرِ - فى حُقوقِهِم وَ فى فَكاكِ رَقَبَتِهِ مِنَ النّارِ
«دعادر پوزش از مظلمه مردمان»
اَللَّهُمَّ اِنّى اَعْتَذِرُ اِلَيْكَ
بار خدایا به پیشگاهت عذر
مِنْ مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتى فَلَمْ اَنْصُرْهُ
خواهم در حق ستمدیدهاى که در حضور من بر او ستم رفته و من یاریش ننمودم
وَ مِنْ مَعْرُوفٍ اُسْدِىَ اِلَىَّ فَلَمْ اَشْكُرْهُ
و از احسانى که در حقّم شده و شکرش را بجا نیاوردهام
وَ مِنْ مُسىءٍ اعْتَذَرَ اِلَىَّ فَلَمْ اَعْذِرْهُ
و از بد کنندهاى که از من پوزش خواسته و عذرش را نپذیرفتهام
وَ مَنْ ذىفاقَةٍ سَئَلَنى فَلَمْ اُوثِرْهُ
و از فقیرى که از من حاجت خواسته و من خواست او را بر خواست خود ترجیح ندادهام
وَ مِنْ حَقِّ ذى حَقٍّ لَزِمَنى لِمُؤْمِنٍ فَلَمْ اُوَفِّرْهُ
و از حقّ مؤمن حق دارى که بر عهدهام مانده و آن را ادا ننمودهام
وَ مِنْ عَيْبِ مُؤْمِنٍ ظَهَرَ لى فَلَمْ اَسْتُرْهُ
و از عیب مؤمنى که بر من آشکار گشته و آن را نپوشاندهام
وَ مِنْ كُلِّ اِثْمٍ عَرَضَ لى فَلَمْ اَهْجُرْهُ
و از هر معصیتى که برایم پیش آمده و از آن دورى نجستم.
اَعْتَذِرُ اِلَيْكَ -يا اِلهى - مِنْهُنَّ وَ مِنْ نَظآئِرِهِنَاِعْتِذارَ
بار الها از همه آنها و از آنچه مانند آنهاست از حضرتت با دل آکنده از پشیمانى
نَدامَةٍ يَكُونُ واعِظاً لِما بَيْنَ يَدَىَّ مِنْ اَشْباهِهِنَّ
عذر مىخواهم عذرى که مرا در آینده از نظایر آنچه بر من گذشت بازدارد
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْ نَدامَتى عَلى ما وَقَعْتُ فيهِ مِنَ الزَّلاَّتِ
و پشیمانیم را بر لغزشهایى که گرفتارشان شدهام
وَ عَزْمى عَلى تَرْكِ مايَعْرِضُ لى مِنَالسَّيِّئاتِ تَوْبَةً تُوجِبُ لى مَحَبَّتَكَ
و تصمیم را بر ترک گناهانى که برایم پیش آیند توبهاى قرار ده که برایم موجب عشق تو گردد
يا مُحِبَّ التَّوَّابينَ.
اى دوستدار توبه کنندگان.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام فى طَلَبِ العَفْوِ وَ الرَّحْمةِ
«دعادر طلب عفو و رحمت»
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
بار الها بر محمد و آلش درود فرست
وَاكْسِرْ شَهْوَتى عَنْ كُلِّ مَحْرَمٍ
و شهوتم را از هر حرامى درهم شکن
وَ ازْوِ حِرْصى عَنْ كُلِّ مَاْثَمٍ
و میل شدید مرا از هر معصیتى بگردان
وَ امْنَعْنى عَنْ اَذى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ.
و مرا از آزار کردن هر مؤمن و مؤمنه و مسلم و مسلمهاى بازدار بر او حرام کردهاى
اَللَّهُمَّ وَ اَيُّما عَبْدٍ نالَ مِنّى ما. حَظَرْتَ عَلَيْهِ
الهى هر بندهاى که درباره من مرتکب کارى شده که یا آبروى مرا
وَ انْتَهَكَ مِنّى ما حَجَزْتَ عَلَيْهِ
که به حفظ آن فرمانش دادى ریخته باشد
فَمَضى بِظُلامَتى مَيِّتاً
پس زیر بار ستم بر من مرده
اَوْحَصَلَتْ لى قِبَلَهُ حَيّاً
یا در حال حیات بر عهدهاش مانده
فَاغْفِرْ لَهُ مااَلَمَّ بِهِ مِنّى
پس او را در ستمى که بر من روا داشته مورد مغفرت قرار ده
وَ اعْفُ لَهُ عَمّا اَدْبَرَ بِهِ عَنّى
و در حقّى که از من ربوده او را عفو کن
وَ لا تَقِفْهُ عَلى مَا ارْتَكَبَ فِىَّ
و درباره آنچه با من کرده وى را سرزنش منما
وَ لاتَكْشِفْهُ عَمَّا اكْتَسَبَ بى
و به خاطر اینکه مرا آزرده رسوایش مکن
وَ اجْعَلْ ما سَمَحْتُ بِهِ مِنَ الْعَفْوِ عَنْهُمْ
و این گذشت سمیحانه مرا از آنان
وَ تَبَرَّعْتُ بِهِ مِنَ الصَّدَقَةِ عَلَيْهِمْ اَزْكى صَدَقاتِ الْمُتَصَدِّقينَ
و صدقه رایگان مرا بر آنان از پاکیزهترین صدقات صدقه دهندگان و
وَاَعْلى صِلاتِالْمُتَقَرِّبينَ
بالاترین صلههاى کسانى که به پیشگاهت تقرب مىجویند قرار ده
وَ عَوِّضْنى مِنْ عَفْوى عَنْهُمْ عَفْوَكَ
و جزاى مرا در برابر عفو من از ایشان عفوت
وَ مِنْ دُعآئى لَهُمْ رَحْمَتَكَ
و در برابر دعایم در حق آنان رحمتت قرار ده
حَتّى يَسْعَدَ كُلُّ واحِدٍ مِنّا بِفَضْلِكَ
تا هر کدام از ما به سبب فضل تو سعادتمند شده
وَ يَنْجُوَ كُلٌّ مِنّا بِمَنِّكَ
و هر یک از ما به احسان تو رستگار گردیم
اَللَّهُمَّ وَاَيُّما عَبْدٍ مِنْ عَبيدِكَ اَدْرَكَهُ مِنّى دَرَكٌ
الهى و هر یک از بندگانت که از جانب من به او صدمهاى رسیده
اَوْ مَسَّهُ مِنْ ناحِيَتى اَذًى
یا از سوى من آزارى متوجه او شده
اَوْ لَحِقَهُ بى اَوْ بِسَبَبى ظُلْمٌ
یا ازمن و یا بهسبب من ستمى براو رفته
فَفُتُّهُ بِحَقِّهِ
پس حقاو را پایمال کرده
اَوْ سَبَقْتُهُ بِمَظْلِمَتِهِ
یا به مظلمهاش بر او سبقت جستم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمّد و آلش درود فرست
وَ اَرْضِهِ عَنّى مِنْ وُجْدِكَ
و او را به توانگرى خود از من خشنود فرما
وَ اَوْفِهِ حَقَّهُ مِنْ عِنْدِكَ
و حقّش را از نزد خود پرداخت کن
ثُمَّ قِنى ما يُوجِبُ لَهُ حُكْمُكَ
آنگاه مرا از عقوبتى که به حکم تو مستحق آن شدهام حفظ فرما
وَ خَلِّصْنى مِمّا يَحْكُمُ بِهِ عَدْلُكَ
و از کیفرى که مقتضاى عدل توست خلاص کن
فَاِنَّ قُوَّتى لاتَسْتَقِلُّ بِنَقِمَتِكَ
زیرا توان و قدرت مرا طاقت عذاب تو نیست
وَ اِنَّ طاقَتى لاتَنْهَضُبِسُخْطِكَ
و تاب و طاقت من تکافوى خشم تو را نمىکند
فَاِنَّكَ اِنْ تُكافِنى بِالْحَقِّ - تُهْلِكْنى
زیرا که اگر مرا بر پایه حق مکافات کنى هلاکم مىنمایى
وَ اِلاّتَغَمَّدْنى بِرَحْمَتِكَ تُوبِقْنى.
و اگر رحمتت را شامل حالم نکنى نابودم مىسازى.
اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْتَوْهِبُكَ -يااِلهى- ما لايُنْقِصُكَ بَذْلُهُ
الهى از تو چیزى را مىخواهم -اى خدا من- که بخشش آن چیزى از تو کم نمىکند
وَ اَسْتَحْمِلُكَ ما لايَبْهَظُكَ حَمْلُهُ. -
و برداشتن بارى را طلب مىکنم که برداشتن آن بر تو گران نیست
اَسْتَوْهِبُكَ - يا اِلهى نَفْسِىَ الَّتى لَمْتَخْلُقْها لِتَمْتَنِعَ بِها مِنْ سُوءٍ
الهى از تو مىخواهم که نفسم را به من ببخشى که آن را براى این خلق نکردى که به وسیله آن از شرى دورى جویى
اَوْ لِتَطَرَّقَ بِهااِلى نَفْعٍ
یا بدان وسیله خیرى بدست آورى
وَلكِنْ اَنْشَاْتَها اِثْباتاً لِقُدْرَتِكَ عَلى مِثْلِها
ولى این نفس را آفریدى تا قدرتت را بر ایجاد نظیر آن نمودار سازى
وَاحْتِجاجاً بِها عَلى شَكْلِها.
و دلیل و حجت بر همانندش باشد.
وَ اَسْتَحْمِلُكَ مِنْ ذُنُوبى ما قَدْ بَهَظَنى حَمْلُهُ
و من از تو مىخواهم که گناهانم را که زیر سنگینى بارشان ماندهام از دوش من بردارى
وَ اَسْتَعينُ بِكَ عَلى ما قَدْ فَدَحَنى ثِقْلُهُ
و از تو نسبت به آنچه سنگینى آن مرا به زانو درآورده یارى مىطلبم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَهَبْ لِنَفْسى عَلى ظُلْمِها نَفْسى
و نفس مرا به جهت ستم بر خویش مورد بخشایش قرار ده
وَ وَكِّلْ رَحْمَتَكَ بِاحْتِمالِ اِصْرى
و رحمتت را به تحمل بار گران من بگمار
فَكَمْ قَدْ لَحِقَتْ رَحْمَتُكَ بِالْمُسيئينَ
چه آنکه رحمتت فراوان به فریاد بدکرداران رسیده
وَكَمْ قَدْ شَمِلَ عَفْوُكَ الظّالِمينَ
و چهبسا که عفوت شامل ستمکاران شده
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ اجْعَلْنى اُسْوَةَ مَنْ قَدْ اَنْهَضْتَهُ بِتَجاوُزِكَ عَنْ مَصارِعِ الْخاطِئينَ
و مرا سرمشق کسانى قرارده که آنان را به بخشایش خود از افتادنگاههاى خطاکاران بلند داشتهاى
وَ خَلَّصْتَهُ بِتَوْفيقِكَ مِنْ وَرَطاتِ الْمُجْرِمينَ
و به توفیقت از ورطههاى تبهکاران رهایى بخشیدهاى
فَاَصْبَحَ طَليقَ عَفْوِكَ مِنْ اِسارِ سُخْطِكَ
تا در سایه بخششت از اسارت خشم و غضبت آزاد شده
وَ عَتيقَ صُنْعِكَ مِنْ وَثاقِ عَدْلِكَ.
و به دست احسانت از بند عدلت رهایى یافتهاند.
اِنَّكَ اِنْ تَفْعَلْ ذلِكَ-يااِلهى- تَفْعَلْهُ بِمَنْ لايَجْحَدُ اسْتِحْقاقَ عُقُوبَتِكَ
خداوندا اگر تو چنین معامله کنى این لطف را در حق کسى روا داشتهاى که استحقاق عقوبتت را منکر نیست
وَ لايُبَرِّئُ نَفْسَهُ مِنِ اسْتيجابِ نَقِمَتِكَ
و خود را از سزاوارى. نکوهشت تبرئه نمىکند
تَفْعَلُ ذلِكَ -يا اِلهى- بِمَنْ خَوْفُهُ مِنْكَ.
خداوندا این رفتار را با کسى مىکنى که خوفش از تو از
اَكْثَرُ مِنَ طَمَعِهِ فيكَ
طمعش به تو بیشتر است
وَ بِمَنْ يَاْسُهُ مِنَ النَّجاةِ اَوْكَدُ مِنْ رَجآئِهِ لِلْخَلاصِ
و نومیدیش از نجات از امید و نومیدیش از نجات از امید رهایى پابرجاتر است
لااَنْيَكُونَ يَاْسُهُ قُنُوطاً
نه اینکه نومیدیش از باب یأس از رحمت تو
اَوْ اَنْ يَكُونَ طَمَعُهُ اغْتِراراً
یا طمعش از جهت مغرور بودن به کرم تو باشد
بَلْ لِقِلَّةِ حَسَناتِهِ بَيْنَ سَيِّئاتِهِ
بلکه به علّت قلّت حسناتش در میان گناهانش
وَ ضَعْفِ حُجَجِهِ فى جَميعِ تَبِعاتِهِ
و سست بودن دلائلش در مورد وظائفى که بر عهده او بوده و از انجامش سرباز زده مىباشد
فَاَمّا اَنْتَ -يا اِلهى- فَاَهْلٌ اَنْ لايَغْتَرَّ بِكَ الصِّدّيقُونَ
اما تو -اى پروردگار من- سزاوارى که صدّیقان به تو مغرور نشوند
وَ لا يَيْاَسَ مِنْكَ الْمُجْرِمُونَ
و گنهکاران از تو مأیوس نگردند
لاَِنَّكَ الرَّبُّ الْعَظيمُ الَّذى لايَمْنَعُ اَحَداً فَضْلَهُ
زیرا تو پروردگار بزرگى هستى که فضلت را از احدى دریغ نمىکنى
وَ لايَسْتَقْصى مِنْ اَحَدٍ حَقَّهُ
و حق خود را بهطور کامل از کسى دریافت نمىدارى
تَعالى ذِكْرُكَ عَنِ الْمَذْكُورينَ
یاد تو از (یاد همه) یادشدگان برتر است
وَ تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُكَ عَنِ الْمَنْسُوبينَ
و نامهایت منزه از آن است که منسوبان بدانها نامیده شوند
وَ فَشَتْ نِعْمَتُكَ فى جَميعِ الْمَخْلُوقينَ
و نعمتت در میان تمام آفریدگان پخش و پراکنده است
فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ذلِكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ.
پس سپاس تو راست بر تمام آنچه بیان شد اى پروردگار جهانیان.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذا - نُعِىَ اِلَيْه مَيِّتٌ اَوْ ذَكَرَ الْمَوْتَ:
«دعا به وقتى که خبر مرگ کسى به او مىرسید »
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ وَ الِهِ
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَاكْفِنا طُولَ الْاَمَلِ
و ما را از آرزوى دراز نگاهدار
وَ قَصِّرْهُ عَنَّا بِصِدْقِ الْعَمَلِ
و آرزوها را با عمل راستین بر ما کوتاه کن
حَتّى لا نُؤَمِّلَ اسْتِتْمامَ ساعَةٍ بَعْدَساعَةٍ
تا به پایان بردن ساعتى را از پى ساعتى
وَ لاَ اسْتيفآءَ يَوْمٍ بَعْدَ يَوْمٍ
و دریافتن روزى را به دنبال روزى
وَ لاَ اتِّصالَ نَفَسِ بِنَفَسٍ
و پیوستن نفسى را به نفسى
و لا لُحُوقَ قَدَمٍ بِقَدَمٍ
و رسیدن گامى را به گامى آرزو نکنیم
وَ سَلِّمْنا مِنْ غُروُرِهِ
و ما را از فریب آرزوها در سلامت دار
وَ امِنّا مِنْ شُرُورِهِ
و از بدیهایش در امان دار
وَ انْصِبِ الْمَوْتَ بَيْنَ اَيْدينا نَصْباً
و مرگ را دربرابر دیدگان ما مجسمکن
وَ لا تَجْعَلْ ذِكْرَنا لَهُ غِبًّا
و یادش راگهگاه در خاطر ما میار (بلکه همیشه به یاد آن باشیم).
وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ صالِحِ الَأَعْمالِ عَمَلاً نَسْتَبْطِئُ مَعَهُ الْمَصيرَ اِلَيْكَ
و از اعمال شایسته عملى برایمان قرار ده که با آن بازگشت به حضرتت را (با همه سرعتش) کُند
وَ نَحْرِصُ لَهُ عَلى وَشْكِ اللَّحاقِ بِكَ
شماریم و براى به سرعت رسیدن به کویت بدان حرص ورزیم
حَتّى يَكُونَ الْمَوْتُ مَاْنَسَنَا الَّذى نَاْنَسُ بِهِ
بهطورى که مرگ براى ما محل اُنسى باشد که به آن انس گیریم
وَ مَاْلَفَنَا الَّذى نَشْتاقُ اِلَيْهِ
و مرکز الفتى باشد که بدان شوق ورزیم
وَ حآمَّتَنَا الَّتى نُحِبُّ الدُّنُوَّ مِنْها
و خویشاوند نزدیکى باشد که قرب به او را دوست بداریم
فَاِذا اَوْرَدْتَهُ عَلَيْنا وَ اَنْزَلْتَهُ بِنا فَاَسْعِدْنا بِهِ زآئِراً
پس هر زمان که آن را بر ما وارد کنى و فرود آرى ما را از دیدارش خوشبخت فرما
وَ انِسْنا بِهِ قادِماً
و چون بر ما وارد شود آن را مایه انس ما قرار ده
وَ لاتُشْقِنا بِضِيافَتِهِ
و ما را در مهمانى او به رنج و زحمت مینداز
وَ لا تُخْزِنا بِزِيارَتِهِ
و با زیارت او سرافکنده مساز
وَاجْعَلْهُ باباً مِنْ اَبْوابِ مَغْفِرَتِكَ
و آن را درى از درهاى مغفرت
وَ مِفْتاحاً مِنْ مَفاتيحِ رَحْمَتِكَ.
و کلیدى از کلیدهاى رحمت خود قرار ده
اَمِتْنا مُهْتَدينَ غَيْرَ ضآلّينَ
ما را در جمع هدایت شدگانى بمیران که گمراه نگردند
طآئِعينَ غَيْرَ مُسْتَكْرِهينَ
و فرمانبردارانى که اکراه به خود راه ندهند
تآئِبينَ غَيْرَ عاصينَ وَ لا مُصِرّينَ
و تائبینى که گناه نکنند و بر گناه اصرار نورزند
يا ضامِنَ جَزآءِ الْمُحْسِنينَ
اى که مزد نیکوکاران را ضامنى
وَ مُسْتَصْلِحَ عَمَلِ الْمُفْسِدينَ.
و از تبهکاران اصلاح عملشان را خواستارى.
و كانَ مِنْ دُعائِه عليهالسلام فى طَلَبِ السَّترِ وَ الْوِقايَةِ
«دعادر طلب پردهپوشى بر گناه»
اَللَّهُمَّ صَلِّ - عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار الها بر محمد و آلش درود فرست
وَ اَفْرِشْنى مِهادَ كَرامَتِكَ
و بستر کرامت خود را برایم بگستران
وَ اَوْرِدْنى مَشارِع - رَحْمَتِكَ
و به آبشخورهاى رحمتت در آور
وَ اَحْلِلْنى بُحْبُوحَةَ جَنَّتِكَ
و در قلب جنّت خود جایم ده
وَ لا تَسمني بٍالرد عَنکَ,
و مرا به راندن از خویش خوار مکن
وَ لا تَحرٍمني بٍالخَيبةٍ مٍنکَ
و به نومیدى از خود محروم منما
وَ لاتُقآصَّنى بِمَااجْتَرَحْتُ
و به گناهانم تقاص مکن
وَ لاتُناقِشْنى بِمَااكْتَسَبْتُ
و به رفتارم خرده مگیر
وَ لاتُبْرِزْ مَكْتُومى
و رازم را آشکار مکن
وَ لا تَكْشِفْ مَسْتُورى
و سرّم را فاش مساز
وَ لاتَحْمِلْ عَلى ميزانِ الْاِنْصافِ عَمَلى
و عملم را به ترازوى عدالت مسنج
وَ لاتُعْلِنْ عَلى عُيُونِ الْمَلاَءِ خَبَرى
و اخبار پنهانم را در برابر دیده همگان آشکار مفرما
اَخْفِ عَنْهُمْ ما يَكُونُ نَشْرُهُ عَلَىَّ عاراً
آنچه را که آشکار شدنش مایه ننگ من است از ایشان مخفىدار
وَ اطْوِ عَنْهُمْ ما يُلْحِقُنى عِنْدَكَ شَناراً
و آنچه مرا در حضورت بدنام و رسوا کند از آنان بپوشان
شَرِّفْ دَرَجَتى بِرِضْوانِكَ
مرتبهام را در سایه خشنودیت شرافت بخش و بزرگداشتم
وَ اَكْمِلْ كَرامَتى بِغُفْرانِكَ
را به وسیله آمرزشت کامل ساز
وَ اَنْظِمْنى فى اَصْحابِ الْيَمينِ
و مرا در زمره اصحاب یمین درآور
وَ وَجِّهْنى فى مَسالِكِ الْامِنينَ
و در راههاى ایمنان ببر
وَاجْعَلْنى فى فَوْجِ الْفآئِزينَ
و در گروه رستگاران قرار ده
وَاعْمُرْ بى مَجالِسَ الصّالِحينَ
و انجمن شایستگان را به سبب من آباد کن
امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.
دعایم را مستجاب فرما اى پروردگار جهانیان.
و كانَ مِن دُعائِهِ عليهالسلام عِنْدَ خَتْمِ الْقُرآنِ
«دعا به وقت ختم قرآن»
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَعَنْتَنى عَلى خَتْمِ كِتابِكَ الَّذى اَنْزَلْتَهُ نُوراً
بار خدایا تو مرا بر به پایان رساندن تلاوت کتابت که روشنگر راه حیاتش نازل کردى یارى دادى
و جَعَلْتَهُ مُهَيْمِناً عَلى كُلِّ كِتابٍ اَنْزَلْتَهُ
و آن را بر هر کتاب نازل شده از جانب خود گواه و شاهد قرار دادى
وَ فَضَّلْتَهُ عَلى كُلِّ حَديثٍ قَصَصْتَهُ
و بر هر سخنى که برخواندهاى برترى دادى
وَفُرْقاناً فَرَقْتَ بِهِ بَيْنَ حَلالِكَ وَ حَرامِكَ
و فرقانش کردى که به وسیله آن بین حلال و حرامت جدایى انداختى
وَ قُرْاناً اَعْرَبْتَ بِهِ عَنْ شَرآئِعِ اَحْكامِكَ
و قرآنى که بیانگر شرایع احکام خود نمودى
وَ كِتاباً فَصَّلْتَهُ لِعِبادِكَ تَفْصيلاً
و کتابى که آن را براى بندگان خود تفصیل و تشریح فرمودى
وَ وَحْياً اَنْزَلْتَهُ عَلى نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ - صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ - تَنْزيلاً
وَ جَعَلْتَهُ نُوراً نَهْتَدى مِنْ ظُلَمِ الضَّلالَةِ وَ الْجَهالَةِ بِاتِّباعِهِ
و آن را نورى ساختى که در پرتو پیروى از آن از ظلمات گمراهى و جهالت به عرصه هدایت راه یابیم
وَ شِفآءً لِمَنْ اَنْصَتَ بِفَهَمِ التَّصْديقِ اِلَى اسْتِماعِهِ
و شفایى قرار دادى براى کسى که از سر تصدیق بدان گوش فرا دارد
وَ ميزانَ قِسْطِ لايَحيفُ عَنِ الْحَقِّ لِسانُهُ
و ترازوى قسطى که زبانهاش از حق نگردد
وَ نُورَ هُدىً لايَطْفَأُ عَنِ الشّاهِدينَ بُرْهانُهُ
و نور هدایتى که روشنایى برهانش از برابر ناظرین خاموش نگردد
وَ عَلَمَ نَجاةٍ لايَضِلُّ مَنْ اَمَّ قَصْدَ سُنَّتِهِ
و پرچم نجاتى که هر کس آهنگ آیین استوار آن کند گمراه نشود
وَ لاتَنالُ اَيْدِى الْهَلَكاتِ مَنْ تَعَلَّقَ بِعُرْوَةِ عِصْمَتِهِ.
و پنجههاى مهالک به کسى که به دستگیره عصمتش در آویزد نرسد
اَللَّهُمَّ فَاِذْ اَفَدْتَنَا الْمَعُونَةَ عَلى تِلاوَتِهِ
الهى اکنون که ما را به تلاوت قرآن یارى دادى
وَ سَهَّلْتَ جَواسِىَ اَلْسِنَتِنا بِحُسْنِ عِبارَتِهِ
و عقدههاى زبانمان را به زیبایى عبارات آن گشودى
فَاجْعَلْنا مِمَّنْ يَرْعاهُ حَقَّ رِعايَتِهِ
پس ما را از جمله کسانى قرار ده که حق این کتاب را چنان که سزاوار است رعایت کنند
وَ يَدينُ لَكَ بِاعْتِقادِ التَّسْليمِ لِمُحْكَمِ اياتِهِ
و تو را با اعتقاد تسلیم در برابر آیات محکمش بندگى نمایند
وَ يَفْزَعُ اِلَى الْاِقْرارِ بِمُتَشابِهِهِ وَ مُوضَحاتِ بَيِّناتِهِ
و به اقرار به متشبهات آن و دلایل روشنش پناه برند.
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَنْزَلْتَهُ عَلى نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ مُجْمَلاً
بارالها تو قرآن را بر پیامبرت محمد - که درود تو بر او و خاندانش باد - مجمل و سربسته نازل کردى
وَ اَلْهَمْتَهُ عِلْمَ عَجائِبِهِ مُكَمَّلاً
و دانش عجایبش را به طور کامل به او الهام فرمودى
وَ وَرَّثْتَنا عِلْمَهُ مُفَسَّراً
و علم آن را با تفسیرش به ما به ارث دادى
وَ فَضَّلْتَنا عَلى مَنْ جَهِلَ عِلْمَهُ
و ما را بر آنان که از آن بىخبرند ترجیح دادى
وَ قَوَّيْتَنا عَلَيْهِ لِتَرْفَعَنا فَوْقَ مَنْ لَمْ يُطِقْ حَمْلَهُ
و قدرت آگاهى بر آن را به ما مرحمت فرمودى تا ما را بر کسانى که توانایى فهم مفاهیم آن را ندارند برترى دهى.
اَللَّهُمَّ فَكَما جَعَلْتَ قُلُوبَنا لَهُ حَمَلَةً وَ عَرَّفْتَنا بِرَحْمَتِكَ شَرَفَهُ وَ فَضْلَهُ
خداوندا همچنان که دلهاى ما را حامل واقعیات آن ساختى و شرف و برتریش را به رحمتت به ما فهماندى بر محمد که خطیب به قرآن بود
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ الْخَطيبِ بِهِ وَ عَلى الِهِ الْخُزّانِ لَهُ
و خاندانش که نگهبانان کتاب تواند درود فرست
وَ اجْعَلْنا مِمَّنْ يَعْتَرِفُ بِاَنَّهُ مِنْ عِنْدِكَ
و ما را از کسانى قرار ده که معترفند که این کتاب از جانب توست
حَتّى لا يُعارِضَنَا الشَّكُّ فى تَصْديقِهِ
تا در تصدیقش شک و تردید به جنگ ما نیاید
وَ لايَخْتَلِجَنَا الزَّيْغُ عَنْ قَصْدِ طَريقِهِ.
و انحراف از راه راستش گریبانگیر ما نگردد
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَاجْعَلْنا مِمَّنْ يَعْتَصِمُ بِحَبْلِهِ
و ما را از آن کسانى قرار ده که به ریسمان محکم قرآن چنگ مىزنند
وَ يَاْوى مِنَ الْمُتَشابِهاتِ اِلى حِرْزِ مَعْقِلِهِ
و در امور شبههانگیز به پناهگاه آیات این کتاب پناهنده مىگردند
وَ يَسْكُنُ فى ظِلِّ جَناحِهِ
و در سایه بال رحمت آن سکنى مىگزینند
وَ يَهْتَدى بِضَوْءِ صَباحِهِ
و از نور صبحش راه مىیابند
وَ يَقْتَدى بِتَبَلُّجِ اِسْفارِهِ
و از رخشندگى سپیدهاش پیروى مىنمایند
وَ يَسْتَصْبِحُ بِمِصْباحِهِ
و از چراغش چراغ مىافروزند
وَ لا يَلْتَمِسُ الْهُدى فى غَيْرِهِ
و از غیر آن هدایت نمىجویند
اَللَّهُمَّ وَ كَما نَصَبْتَ بِهِ مُحَمَّداً عَلَماً لِلدَّلالَةِ عَلَيْكَ
بارالها همچنان که به سبب آن محمد را نشانهاى جهت هدایت به خود ساختى
وَ اَنْهَجْتَ بِالِهِ سُبُلَ الرِّضا اِلَيْكَ
و به آل آن جناب مسیر خشنودى خود را روشن نمودى
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ اجْعَلِ الْقُرْانَ وَسيلَةً لَنا اِلى اَشْرَفِ مَنازِلِ الْكَرامَةِ
و قرآن را براى ما وسیله رسیدن به والاترین منازل کرامت
وَ سُلَّماً نَعْرُجُ فيهِ اِلى مَحَلِّ السَّلامَةِ
و نردبان اوج گرفتن ما به محل سلامت
وَ سَبَباً نُجْزى بِهِ النَّجاةَ فى عَرْصَةِ الْقِيمَةِ
و سبب نجات یافتن ما در عرصه قیامت
وَ ذَريعَةً نَقْدَمُ بِها عَلى نَعيمِ دارِ الْمُقامَةِ.
و وسیله ورود ما بر نعمتهاى سراى اقامت بدى قرار ده.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار الها بر محمد و آلش درود فرست
وَ احْطُطْ بِالْقُرْانِ عَنَّا ثِقْلَ الْاَوْزارِ
و به سبب قرآن سنگینى گناهان را از دوش ما بیفکن
وَ هَبْ لَنا حُسْنَ شَمآئِلِ الْاَبْرارِ
و خوىِ خوشِ نیکان را به ما عنایت فرما
وَ اقْفُ بِنا اثارَالَّذينَ قامُوا لَكَ بِهِ انآءَ اللَّيْلِ وَ اَطْرافَ النَّهارِ
و ما را پیرو آثار کسانى قرار ده که در دل شب و اطراف روز به تلاوت و عمل به قرآن بپا خاستهاند
حَتّى تُطَهِّرَنا مِنْ كُلِّ دَنَسٍ بِتَطْهيرِهِ
تا به وسیله پاککنندگى آن ما را از هر آلودگى پاک سازى
وَ تَقْفُوَبِنا اثارَالَّذينَ اسْتَضآؤُا بِنُورِهِ
و به دنبال کسانى راه بیندازى که به نور قرآن روشنى جستهاند
وَ لَمْ يُلْهِهِمُ الْاَمَلُ عَنِ الْعَمَلِ فَيَقْطَعَهُمْ بِخُدَعِ غُرُورِهِ
و آرزوهاى دور و دراز آنان را از عبادت باز نداشته که به فریب نیرنگهایش آنان را از میان بردارد
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار الها بر محمد و آلش درود فرست
وَ اجْعَلِ الْقُرْانَ لَنا فى ظُلَمِ اللَّيالى مُونِساً
و قرآن را در ظلمات شبهاى وحشتزا مونس ما
وَ مِنْ نَزَغاتِ الشَّيْطانِ وَ خَطَراتِ الْوَساوِسِ حارِساً
و از نیرنگهاى شیطان و خطورات وسوسهها نگهبان
وَ لِأَقْدامِنا عَنْ نَقْلِها اِلَى الْمَعاصى حابِساً
و براى قدمهاى ما از حرکت به سوى گناهانْ بازدارنده و
وَ لِأَلْسِنَتِنا عَنِ الْخَوْضِ فِىالْباطِلِ مِنْ غَيْرِ ماافَةٍ مُخْرِساً
براى زبانهایمان از فرو رفتن در گفتار باطل - نه به خاطر مرضى - لالکننده
وَلِجَوارِحِنا عَنِ اقْتِرافِ الْاثامِ زاجِراً
و براى همه اعضایمان از آلودگى به گناه مانع شونده
وَ لِما طَوَتِ الْغَفْلَةُ عَنَّا مِنْ تَصَفُّحِ الْاِعْتِبارِ ناشِراً
و براى طومار فکر و عبرت که پنجه غفلت آن را درهمپیچیده گستراننده قرار بده
حَتّى تُوصِلَ اِلى قُلُوبِنا فَهْمَ عَجآئِبِهِ
تا دریافت عجایب آن
وَ زَواجِرَ اَمْثالِهِ الَّتى ضَعُفَتِ الْجِبالُ الرَّواسى عَلى صَلابَتِها عَنِ احْتِمالِهِ.
و پندها و امثال بازدارندهاش را که کوههاى استوار با وجود صلابتشان از تحمل آن ناتوانند به قلوب ما برسانى.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ اَدِمْ بِالْقُرْانِ صَلاحَ ظاهِرِنا
و از برکت قرآن آراستگى ظاهر ما را تداوم بخش
وَاحْجُبْ بِهِخَطَراتِ الْوَساوِسِ عَنْصِحَّةِ ضَمآئِرِنا مق وجودمان بازدار
و خطورات وسوسهها را از پنجه انداختن به سلامت
وَ اغْسِلْ بِهِ دَرَنَ قُلُوبِنا وَ عَلائِقَ اَوْزارِنا
و چرک قلوب و آلودگى گناهانمان را با آن بشوى
وَ اجْمَعْ بِهِ مُنْتَشَرَ اُمُورِنا
و امور از هم پاشیده ما را با آن سر و سامان بخش
وَ اَرْوِ بِهِ فى مَوْقِفِ الْعَرْضِ عَلَيْكَ ظَمَاَ هَواجِرِنا
و در صف قیامت آتش تشنگى ما را که زاییده گرماى آنجاست به وسیله آن خاموش کن
وَ اكْسُنا بِهِ حُلَلَ الْاَمانِ يَوْمَ الْفَزَعِ الأَكْبَرِ فى نُشُورِنا.
و در روز وحشت بزرگ به هنگام محشور شدنمان به وسیله آن بر ما جامه امن و امان بپوشان
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ وَ الِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَ اجْبُرْ. بِالْقُرْانِ خَلَّتَنا مِنْ عَدَمِ الْاِمْلاقِ
قرآن ندارى و تهیدستى ما را جبران کن
وَ سُقْ اِلَيْنا بِهِ رَغَدَ الْعَيْشِ وَ خِصْبَ سَعَةِ الْاَرْزاقِ
و روزى فراخ و فراوانى و گستردگى روزى را به سوى ما سوق ده
وَ جَنِّبْنا بِهِ الضَّرآئِبَ الْمَذْمُومَةَ وَ مَدانِىَ الْاَخْلاقِ
و ما را از خویهاى ناپسند و اخلاق پست دور کن
وَ اعْصِمْنا بِهِ مِنْ هُوَّةِ الْكُفْرِ وَ دَواعِى النِّفاقِ
و از منجلاب کفر و انگیزههاى نفاق حفظ فرما
حَتّى يَكُونَ لَنا فِى الْقِيمَةِ اِلى رِضْوانِكَ وَ جِنانِكَ قآئِداً
تا در عرصهگاه محشر قرآن مجید راهبر ما به سوى رضوان و بهشتهاى تو باشد
وَ لَنا فِىالدُّنْيا عَنْ سُخْطِكَ وَ تَعَدّى حُدُودِكَ ذآئِداً
و در این جهان از خشم تو و قدم فراترگذاشتن از حدود دین تو بازمان دارد
وَ لِما عِنْدَكَ بِتَحْليلِ حَلالِهِ وَ تَحْريمِ حَرامِهِ شاهِداً.
و براى ما در پیشگاه حضرتت در حلال دانستن حلالش و حرام دانستن حرامش گواه و شاهد باشد.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَ هَوِّنْ بِالْقُرْانِ عِنْدَ الْمَوْتِ عَلى اَنْفُسِنا كَرْبَ السِّياقِ
و از برکت قرآن به وقت مردن سختى جان کندن
وَ جَهْدَ الْاَنينِ
و دشوارى ناله کردن را بر ما سهل و آسان فرما
وَ تَرادُفَ الْحَشارِجِ اِذا بَلَغَتِ النُّفُوسُ التَّراقِىَ
و نیز به شماره افتادن نفسها را در وقتى که جانها به خرخره رسند
وَ قيلَ مَنْ راقٍ؟
و گفته شود چه کسى معالجهگر است؟
وَ تَجَلّى مَلَكُ الْمَوْتِ لِقَبْضِها مِنْ حُجُبِ الْغُيُوبِ
و فرشته مرگ براى قبض روح از پردههاى نهان آشکار گردد
وَ رَماها عَنْقَوْسِ الْمَنايا بِاَسْهُمِ وَحْشَةِ الْفِراقِ
و تیرهاى وحشتناک فراق را از کمان اجل به سوى جانها پرتاب نماید
وَدافَ لَها مِنْ ذُعافِ الْمَوْتِ كَاْساً مَسْمُومَةَ الْمَذاقِ
و تلخى شربت مرگ را چون جامى زهرآلوده به کام جانها ریزد
وَ دَنا مِنّا اِلَى الْاخِرَةِ رَحيلٌ وَ انْطِلاقٌ
و کوچ کردن و حرکت ما به جهان دیگر نزدیک شود
وَ صارَتِ الْاَعْمالُ قَلائِدَ فِى الْاَعْناقِ
و اعمال هر کس همچون طوقى بر گردنش حلقه زند
وَ كانَتِ الْقُبُورُ هِىَالْمَاْوى اِلى مِيقاتِ يَوْمِ التَّلاقِ.
و قبرها آرامگاهمان تا به وقت قیامت شوند.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار الها بر محمد و آلش درود فرست
وَ بارِكْ لَنا فى حُلُولِ دارِ الْبِلى
و ورود ما را به خانه پوسیدگى
وَ طُولِ الْمُقامَةِ بَيْنَ اَطْباقِ الثَّرى
و طول اقامت ما را در طبقات خاک بر ما مبارک گردان
وَاجْعَلِ الْقُبُورَ بَعْدَ فِراقِ الدُّنْيا خَيْرَ مَنازِلِنا
و گورها را پس از جدایى از دنیا بهترین منازلمان قرار ده
وَ افْسَحْ لَنا بِرَحْمَتِكَ فى ضيقِ مَلاحِدِنا
و به رحمتت تنگى لحدها را براى ما گشاده فرما
وَ لاتَفْضَحْنا فى حاضِرِى الْقِيامَةِ بِمُوبِقاتِ اثامِنا
و در برابر حاضران عرصه قیامت به گناهان هلاک کنندهمان رسوایمان مکن
وَارْحَمْ بِالْقُرْانِ فىمَوْقِفِ الْعَرْضِ عَلَيْكَ ذُلَّ مَقامِنا
و از برکت قرآن به وقت صف بستن در محضرت بر ذلّت ما رحم آور
وَثَبِّتْ بِهِ عِنْدَ اضْطِرابِ جِسْرِ جَهَنَّمَ يَوْمَالْمَجازِ عَلَيْها زَلَلَ اَقْدامِنا
و به هنگام لرزش صراط در روز عبور از آن قدمهاى ما را از لغزش استوار ساز
وَ نَوِّرْ - بِهِ قَبْلَ الْبَعْثِ سُدَفَ قُبُورِنا وَ نَجِّنا بِهِ مِنْكُلِّ
و پیش از برپا شدن قیامت تاریکى قبرهاى ما را به آن نور بخش
كَرْبٍ يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ شَدآئِدِ اَهْوالِ يَوْمِ الطّآمَّةِ
و از هر گونه اندوه روز قیامت و دشوارى ترسهاى آن روز سخت نجاتمان ده
وَ بَيِّضْ وُجُوهَنا يَوْمَ تَسْوَدُّ وُجُوهُ الظَّلَمَةِ فى يَوْمِ الْحَسْرَةِ وَ النَّدامَةِ
و در آن روز که صورت ستم پیشگان سیاه شود که روز اندوه و ندامت است چهرههاى ما را سپید گردان
وَ اجْعَلْ لَنا فى صُدُورِ الْمُؤْمِنينَ وُدّاً
و از ما در قلوب مؤمنان دوستى قرار بده
وَ لاتَجْعَلِ الْحَيوةَ عَلَيْنا نَكَداً.
و زندگى را بر ما سخت مکن.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ
بار الها بر محمد بنده و پیامبرت درود فرست
كَما بَلَّغَ رِسالَتَكَ
همچنان که پیام تو را رساند
وَ صَدَعَ بِاَمْرِكَ
و دستور و فرمانت را آشکار ساخت
وَ نَصَحَ لِعِبادِكَ.
و خیرخواه بندگانت بود.
اَللَّهُمَّ اجْعَلْ نَبِيَّنا - صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى الِهِ - يَوْمَ الْقِيمَةِ
بارالها پیامبر ما را - که صلواتت بر او و آلش باد - در عرصه قیامت
اَقْرَبَ النَّبِيّينَ مِنْكَ مَجْلِساً
مقرّبترین پیامبران در محضرت قرار ده
وَ اَمْكَنَهُمْ مِنْكَ شَفاعَةً
و قدرتش را از نزد خودت بر شفاعت از همه بیشتر کن
وَ اَجَلَّهُمْ عِنْدَكَ قَدْراً
و مقام و منزلتش را نزدت والاترین
وَ اَوْجَهَهُمْ عِنْدَكَ جاهاً.
و مکانتش را آبرومندترین قرارده.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَ شَرِّفْ - بُنْيانَهُ
و بنیادش را والایى ده
وَ عَظِّمْ - بُرْهانَهُ
و برهانش را بلند و قوى ساز
وَ ثَقِّلْ - ميزانَهُ
و میزانش را سنگین کن
وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ
و شفاعتش را بپذیر
وَ قَرِّبْ وَسيلَتَهُ
و وسیلهاش را نزدیک کن
وَ بَيِّضْ وَجْهَهُ
و رویش را سپید
وَ اَتِمَّ نُورَهُ
و نورش را کامل
وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ وَ اَحْيِنا عَلى سُنَّتِهِ
و درجهاش را بلند ساز، و ما را بر سنّت او زنده بدار،
وَ تَوَفَّنا عَلى مِلَّتِهِ
و بر آیین او بمیران
وَ خُذْ بِنا مِنْهاجَهُ
و رهسپار راه او گردان
وَ اسْلُكْ بِنا سَبيلَهُ
و پیماینده طریق واضح او ساز
وَ اجْعَلْنا مِنْ اَهْلِ طاعَتِهِ
و از مطیعان او قرار ده
وَ احْشُرْنا فى زُمْرَتِهِ
و در زمره او محشور فرما
وَ اَوْرِدْنا حَوْضَهُ
و به حوض او وارد کن
وَ اسْقِنا بِكَاْسِهِ.
و از جامش سیرابمان گردان
وَ صَلِّ اللَّهُمَّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
و الها بر محمد و آلش درود فرست
صَلوةً تُبَلِّغُهُ بِها اَفْضَلَ ما يَاْمُلُ مِنْ خَيْرِكَ وَ فَضْلِكَ وَ كَرامَتِكَ
چنان درودى که به سبب آن او را به بهترین خیر و فضل و کرامت خود که از تو توقع دارد برسانى
اِنَّكَ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ وَ فَضْلٍ كَريمٍ
همانا - که تو صاحب رحمت واسعه و فضل کریم هستى.
اَللَّهُمَّ اجْزِهِ بِما بَلَّغَ - مِنْ رِسالاتِكَ
الها به مزد رساندن پیامهایت
وَ - اَدّى - مِنْ اياتِكَ
و آگاه کردن مردم به آیاتت
وَ نَصَحَ - لِعِبادِكَ
و صلاحاندیشى بندگانت
وَ جاهَدَ فى سَبيلِكَ
و جهاد در راهت
اَفْضَلَ ما - جَزَيْتَ اَحَداً مِنْ مَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبينَ
بهترین پاداشى را که به هر یک از فرشتگان مقرّب خود
وَ اَنْبِيآئِكَ الْمُرْسَلينَ الْمُصْطَفَيْنَ
و فرستادگان برگزیدهات دادهاى به او عنایت کن
وَ السَّلامُ عَلَيْهِ وَ عَلى الِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرِيِنَ وَ رَحْمَةُ اللَّه وَ بَرَكاتُهُ.
و درود و رحمت و برکات حق بر او و بر خاندان پاک و پاکیزهاش باد
و كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذا نَظر اِلَى الهِلال
«دعاى آن حضرت هنگامى که به ماه نو نگاه مىکرد»
اَيُّهَا الْخَلْقُ الْمُطيعُ
اى آفریده مطیع
الدّآئِبُ السَّريعُ
اى - رونده کوشا و شتابان
الْمُتَرَدِّدُ فى مَنازِلِ التَّقْديرِ
اى رفت - و آمد کننده در منازل معین شده
الْمُتَصَرِّفُ فى فَلَكِ التَّدْبيرِ
اى متصرف در چرخ گردان تدبیر
امَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِكَ الظُّلَمَ
ایمان آوردم به آن کس که به سبب تو تاریکیها را روشن کرد
وَ اَوْضَحَ بِكَ الْبُهَمَ
و آنچه را که به سختى مىتوان یافت آشکار فرمود
وَ جَعَلَكَ ايَةً مِنْ اياتِ مُلْكِهِ
و تو را علامتى از علائم چیرگى و استیلاى خود
وَ عَلامَةً مِنْ عَلاماتِ سُلْطانِهِ
و نشانى از نشانههاى قدرت خویش قرار داد
وَامْتَهَنَكَ بِالزِّيادَةِ وَالنُّقْصانِ
و تو را گاهى به نقص و گاهى به کمال
وَ الطُّلُوعِ وَ الْاُفُولِ
و وقتى به طلوع و زمانى به غروب
وَ الْاِنارَةِ وَ الْكُسُوفِ
و حالتى پر نور و حالتى گرفته مسخر خویش نمود
فى كُلِّ ذلِكَ اَنْتَ لَهُ مُطيعٌ
در تمام این حالات فرمانبردار اویى
وَ اِلى اِرادَتِهِ سَريعٌ
و به سوى ارادهاش شتابانى
سُبْحانَهُ ما اَعْجَبَ ما دَبَّرَ فى اَمْرِكَ
منزه است او چه عجیب است تدبیرى که در حق تو به کار برده
وَ اَلْطَفَ ماصَنَعَ فى شَاْنِكَ
و چه دقیق است آنچه درباره تو انجام داده
جَعَلَكَمِفْتاحَ شَهْرٍ حادِثٍ لِأَمْرٍ حادِثٍ
تو را کلید ماهى نو براى برنامهاى نو ساخته
فَاَسْئَلُ اللَّهَ رَبّى وَ رَبَّكَ
پس از پروردگار که ربّ من و توست
وَ خالِقى وَ خالِقَكَ
و آفریننده من و توست
وَ مُقَدِّرى - وَ مُقَدِّرَكَ
و مهار مقدّرات من و تو در کف قدرت اوست
وَ مُصَوِّرى وَ مُصَوِّرَكَ
و صورتگر من و صورتگر توست مىخواهم
اَنْ يُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
که بر محمد و آلش درود فرستد
وَ اَنْ يَجْعَلَكَ هِلالَ بَرَكَةٍ لاتَمْحَقُها الْاَيّامُ
و تو را ماه برکتى قرار دهد که گذشت روزگاران آن را از بین نبرد
وَ طَهارَةٍ لا تُدَنِّسُهَا الْاثامُ
و ماه پاکیى که گناهان آن را آلوده ننماید
هِلالَ اَمْنٍ مِنَ الْافاتِ
هلال ایمنى از آفات
وَ سَلامَةٍ مِنَ السَّيِّئاتِ
سلامتى از زشتىها
هِلالَ سَعْدٍ لانَحْسَ فيهِ
هلال خوش طالعى برکنار از نحسى
وَ يُمْنٍ لا نَكَدَ مَعَهُ
و میمنت بدون گرفتارى
وَ يُسْرٍ لا يُمازِجُهُ عُسْرٌ
و آسایش بدون دشوارى
وَ خَيْرٍ لا يَشُوبُهُ شَرٌّ
و خیر بدون شرّ
هِلالَ اَمْنٍ وَ ايمانٍ
هلال ایمنى و ایمان
وَ نِعْمَةٍ وَ اِحْسانٍ
و نعمت و احسان
وَ سَلامَةٍ وَ اِسْلامٍ.
و سلامت و اسلام باشد
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ - الِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَ اجْعَلْنا.مِنْ اَرْضى مَنْ طَلَعَ عَلَيْهِ
و ما را از خشنودترین (یاپسندیدهترین) کسانى قرار دهکه این ماه برآنان طلوع کرده
وَ اَزْكى مَنْ نَظَرَ اِلَيْهِ
وپاکیزهترین کسانىکه بهآن نظر نموده
وَ اَسْعَدَ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فيهِ
و سعادتمندترین کسانى که در آن به بندگى تو کوشیده
وَ وَفِّقْنا فيهِ لِلتَّوْبَةِ
و ما را در این ماه توفیق توبه عنایت کن
وَ اعْصِمْنا فيهِ مِنَ الْحَوْبَةِ
و از گناه حفظ فرما
وَ احْفَظْنا فيهِ مِنْ مُباشَرَةِ مَعْصِيَتِكَ
و از دست زدن به نافرمانیت بازدار
وَ اَوْزِعْنا فيهِ شُكْرَ نِعْمَتِكَ
و اداى شکر نعمتت را به ما ارزانىدار
وَ اَلْبِسْنا فيهِ جُنَنَ الْعافِيَةِ
و لباسهاى عافیت و سلامت بر ما بپوشان
وَ اَتْمِمْ عَلَيْنا بِاسْتِكْمالِ طاعَتِكَ فيهِ الْمِنَّةَ
و به سبب انجام طاعت کامل نعمتت - را در این ماه بر ما کامل گردان
اِنَّكَ الْمَنَّانُ الْحَميدُ
زیرا که تو بس بخشنده و ستودهاى
وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ.
و درود خدا بر محمد و آل پاک و پاکیزهاش باد.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام اِذا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضان
«دعا به وقت فرا رسیدن ماه رمضان»
اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى هَدانا لِحَمْدِهِ
سپاس خدا را که ما را راهنما به سپاس خود شد
وَ جَعَلَنا مِنْ اَهْلِهِ
و شایسته آن نمود
لِنَكُونَ لِاِحْسانِهِ مِنَ الشّاكِرينَ
تا از شکرگزاران احسان او گردیم
وَ لِيَجْزِيَنا عَلى ذلِكَ جَزآءَ الْمُحْسِنينَ.
و به ما بر این کار پاداش نیکوکاران بخشد.
وَالْحَمْدُ لِلَّهِالَّذى حَبانا بِدينِهِ
و سپاس خداى را که دینش را به ما عنایت فرمود
وَاخْتَصَّنابِمِلَّتِهِ
و ما را به آئین خود اختصاص داد
وَ سَبَّلَنا فى سُبُلِ اِحْسانِهِ
و در راههاى احسان خود روان ساخت
لِنَسْلُكَها بِمَنِّهِ اِلى رِضْوانِهِ
تا در آنها به فضل و لطفش به سوى رضوان او حرکت کنیم
حَمْداً يَتَقَبَّلُهُمِنّا
چنان حمدى که از ما بپذیرد
وَيَرْضى بِهِ عَنّا
و به سبب آن از ما خشنود شود.
وَالْحَمْدُ لِلَّهِالَّذى جَعَلَ مِنْ تِلْكَ السُّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ رَمَضانَ
و سپاس خداى را که از جمله آن راهها ماه خود ماه رمضان را قرار داد
شَهْرَ الصِّيامِ
ماه روزه
وَ شَهْرَ الِاْسْلامِ
ماه اسلام
وَ شَهْرَ الطَّهُورِ
ماه طهارت
وَ شَهْرَ التَّمْحيصِ
ماه آزمایش
وَ شَهْرَ الْقِيامِ
ماه قیام
الَّذى اَنْزَلَ فيهِ الْقُرْانَ
ماهى که قرآن را در آن نازل کرد
هُدىً لِلنّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ
براى هدایت مردم و بودن نشانههایى روشن از هدایت و مشخص شدن حق از باطل
فَاَبانَ فَضيلَتَهُ عَلى سآئِرِ الشُّهُورِ بِما جَعَلَ لَهُ مِنَ الْحُرُماتِ الْمَوْفُورَةِ
و بدین جهت برترى آن ماه را بر سایر ماهها بر پایه احترامات فراوان
وَ الْفَضآئِلِ الْمَشْهُورَةِ
و فضیلتهاى آشکار روشن نمود
فَحَرَّمَ فيهِ مااَحَلَّ فى غَيْرِهِ اِعْظاماً
پس آنچه را در زمانهاى دیگر حلال بود حرام کرد
وَ حَجَرَ فيهِ الْمَطاعِمَ وَالْمَشارِبَ اِكْراماً
و براى اکرام آن خوراکیها و آشامیدنیها را منع نمود
وَ جَعَلَ لَهُ وَقْتاً بَيِّناً لايُجيزُ - جَلَّ وَ عَزَّ - اَنْ يُقَدَّمَ قَبْلَهُ
و براى آن زمان معیّنى قرار داد که حضرتش - جلّوعز - اجازه نمىدهد از آن پیش افتد
وَ لايَقْبَلُ اَنْ يُؤَخَّرَ عَنْهُ
و نمىپذیرد که از آن پس افتد
ثُمَّ فَضَّلَ لَيْلَةً واحِدَةً مِنْ لَياليهِ عَلى لَيالى اَلْفِ شَهْرٍ
سپس یکى از شبهایش را بر شبهاى هزار ماه فضیلت و برترى داد
وَ سَمّاها لَيْلَةَ الْقَدْرِ
و آن را شب قدر نامید
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ
که در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براى هر امرى نازل مىگردند
سَلامٌ دآئِمُ الْبَرَكَةِ اِلى طُلُوعِ الْفَجْرِ
و آن شب سلامتى و برکت پیوسته است تا سپیده دم
عَلى مَنْ يَشآءُ مِنْ عِبادِهِ بِما اَحْكَمَ مِنْ قَضآئِهِ.
بر هر کس از بندگانش که بخواهد به جهت قضایش که لازمالاجراء دانسته است.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار الها بر محمد و آلش درود فرست
وَ اَلْهِمْنا مَعْرِفَةَ فَضْلِهِ وَ اِجْلالَ حُرْمَتِهِ
و معرفت برترى این ماه و بزرگداشت احترامش
وَ التَّحَفُّظَ مِمّا حَظَرْتَ فيهِ
و خوددارى از محرمات در آن را به ما الهام کن
وَ اَعِنّا عَلى صِيامِهِ بِكَفِّ الْجَوارِحِ عَنْ مَعاصيكَ
و ما را به روزه داشتن آن با حفظ جوارح از گناهان
وَ اسْتِعْمالِها فيهِ بِما يُرْضيكَ
و به کار بردن آنها در آنچه که تو را خشنود مىنماید یارى ده
حَتّى لا نُصْغِىَ بِاَسْماعِنا اِلى لَغْوٍ
تا با گوشمان به گفتار لغو گوش نکنیم
وَ لا نُسْرِعَ بِاَبْصارِنا اِلى لَهْوٍ
و با چشمانمان به تماشاى لهو نشتابیم
وَ حَتّى لانَبْسُطَ اَيْدِيَنا اِلى مَحْظُورٍ
و دستهایمان را به حرامى دراز نکنیم
وَ لانَخْطُوَ بِاَقْدامِنا اِلى مَحْجُورٍ
و - به سوى ممنوع تو گام برنداریم
وَ حَتّى لا تَعِىَ بُطُونُنا اِلاّ ما اَحْلَلْتَ
و شکمهایمان جز به حلال پر نشود
وَ لاتَنْطِقَ اَلْسِنَتُنا اِلاّ بِما مَثَّلْتَ
و زبانمان به غیر آنچه تو گفتهاى گویا نگردد
وَ لانَتَكَلَّفَ اِلاّ ما يُدْنى مِنْ ثَوابِكَ
و جز در کارى که به ثواب تو نزدیک مىکند به کوشش برنخیزیم
وَ لانَتَعاطى اِلاَّ الَّذى يَقى مِنْ عِقابِكَ
و جز آنچه از عقوبتت نگاه دارد فرا نگیریم
ثُمَّ خَلِّصْ ذلِكَ كُلَّهُ مِنْ رِئآءِ الْمُرآئِينَ
آنگاه این همه را از خودنمایى ریاکاران
وَ سُمْعَةِ الْمُسْمِعينَ
و شهرتخواهى شهرتطلبان خالص و پاک گردان
لا نَشْرَكُ فيهِ اَحَداً دُونَكَ
به گونهاى که کسى را با تو در این امور شریک نکنیم
وَلانَبْتَغى فيهِ مُراداً سِواكَ
و مقصد و مقصودى غیر تو نداشته باشیم.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارالها بر محمد و آلش فرست
وَ قِفْنا فيهِ عَلى مَواقيتِ الصَّلَواتِ الْخَمْسِ بِحُدُودِهَا الَّتى حَدَّدْتَ
و ما را در این ماه بر اوقات نمازهاى پنجگانه به نحوى که حدودش را معین نمودى
وَ فُرُوضِهَا الَّتى فَرَضْتَ
و واجباتش را مقرر فرمودى
وَ وَظآئِفِهَا الَّتى وَظَّفْتَ
و شروطش را بیان کردى
وَ اَوْقاتِهَا الَّتى وَقَّتَّ
و اوقاتش را تعیین نمودى آگاه و بینا ساز
وَ اَنْزِلْنا فيها مَنْزِلَةَ الْمُصيبينَ لِمَنازِلِها
و ما را در مرتبه آنانى قرار ده که به مراتب آن رسیدهاند
الْحافِظينَ لِاَرْكانِها
و ارکانش را نگهبانند
الْمُؤَدّينَ - لَها فى اَوْقاتِها عَلى ما سَنَّهُ عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ - صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ
و آن را در اوقات خود بپا مىدارند آن طور که پیامبرت - که صلوات تو بر او و آلش باد - تشریع فرموده
در رکوع و سجود و همه آداب و درجات عالى فضیلتش با کاملترین طهارت و تمامترینش
وَ اَبْيَنِ الْخُشُوعِ وَ اَبْلَغِهِ
و روشنترین مراتب خشوع و رساترینش
وَ وَفِّقْنا فيهِ لِاَنْ نَصِلَ اَرْحامَنا بِالْبِرِّ وَالصِّلَةِ
و ما را در این ماه توفیق ده تا به خویشاوندان خود نیکى و پیوند کنیم
وَاَنْ نَتَعاهَدَ جيرانَنا بِالْاِفْضالِ وَ الْعَطِيَّةِ
و به همسایگان از راه احسان و بخشش رسیدگى کنیم
وَ اَنْ نُخَلِّصَ - اَمْوالَنا مِنَ التَّبِعاتِ
و اموال خود را از مظالم پاک نمائیم
وَ اَنْ نُطَهِّرَها بِاِخْراجِ الزَّكَواتِ
و با بیرون کردن زکات آن را پاکیزه کنیم
وَ اَنْ نُراجِعَ مَنْ هاجَرَنا
و با آن کس که با ما قهر کرده آشتى کرده
وَ اَنْ نُنْصِفَ مَنْ ظَلَمَنا
و با کسى که به ما ستم نموده به انصاف برخاسته
وَ اَنْ نُسالِمَ مَنْ عادانا
و با دشمن مدارا کنیم
حاشى مَنْ عُودِىَ فيكَ وَ لَكَ
مگر آن که دشمنى با او به خاطر تو و در راه تو بوده
فَاِنَّهُ الْعَدُوُّ الَّذى لانُواليهِ
زیرا او دشمنى است که هرگز با وى دوستى ننمائیم
وَ الْحِزْبُ الَّذى لانُصافيهِ
و حزبى است که دل با او صاف نکنیم
وَ اَنْ نَتَقَرَّبَ اِلَيْكَ فيهِ مِنَ الْاَعْمالِ الزّاكِيَةِ بِما تُطَهِّرُنا بِهِ مِنَ الذُّنُوبِ
و ما را توفیق ده که در آن به تو تقرب جوئیم در سایه اعمال شایستهاى که ما را به آن از آلودگى معاصى پاک نمایى
وَ تَعْصِمُنا فيهِ مِمّا نَسْتَاْنِفُ مِنَ الْعُيُوبِ
و در آن از عیوب تازه بازدارى
حَتّى لايُورِدَ عَلَيْكَ اَحَدٌ مِنْ مَلائِكَتِكَ اِلاَّ دُونَ ما نُورِدُ - مِنْ اَبْوابِ الطَّاعَةِ لَكَ
تا هیچ یک از فرشتگانت جز مرتبهاى پائینتر از آنچه ما بجا آوردهایم از ابواب طاعت و
وَ اَنْواعِ الْقُرْبَةِ اِلَيْكَ.
انواع تقرب به سویت به محضرت عرضه نکنند.
اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الشَّهْرِ
بارالها تو را به حق این ماه رمضان
وَ بِحَقِّ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فيهِ مِنِ ابْتِدآئِهِ اِلى وَقْتِ فَنآئِهِ:
و به حق هر کس که از آغاز تا پایان آن بندگى تو کرده از
مِنْ مَلَكٍ قَرَّبْتَهُ
فرشتهاى که او را به مقام قرب خود رسانده باشى
اَوْ نَبِىٍّ اَرْسَلْتَهُ
یا پیامبرى که براى هدایت فرستاده باشى
اَوَ عَبْدٍ صالِحٍ اخْتَصَصْتَهُ
یا عبد صالحى که او را برگزیده باشى
اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
سوگند مىدهم که بر محمد و آلش درود فرستى
وَ اَهِّلْنا فيهِ لِما وَعَدْتَ اَوْلِيآئَكَ مِنْ كَرامَتِكَ
و ما را در این ماه به کرامتى که به اولیاء خود وعده دادى سزاوار کن
وَ اَوْجِبْ لَنا فيهِ ما اَوْجَبْتَ لِأَهْلِ الْمُبالَغَةِ فى طاعَتِكَ
و آنچه را که براى اهل سعى و کوشش در طاعت و عبادت قرار دادهاى براى ما قرار ده و ما را در
وَاجْعَلْنا فى نَظْمِ مَنِ اسْتَحَقَّ الرَّفيعَ الْاَعْلى بِرَحْمَتِكَ.
سایه رحمتت در ردیف کسانى قرار ده که استحقاق برترین مرتبه را نزد تو پیدا کردهاند
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست
وَ جَنِّبْنَا الْاِلْحادَ فى تَوْحيدِكَ
و ما را از انحراف در توحیدت
وَ التَّقْصيرَ فى تَمْجيدِكَ
و کوتاهى در ستایش حضرتت
وَ الشَّكَّ فى دينِكَ
و شک در دینت
وَ الْعَمى عَنْ سَبيلِكَ
و کورى از راهت
وَ الْاِغْفالَ لِحُرْمَتِكَ
و بىتوجهى به حرمتت :
وَ الْاِنْخِداعَ لِعَدُوِّكَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ.
و گول خوردن از دشمنت شیطان رانده شده دور ساز.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ اِذا كانَ لَكَ فى كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ لَيالى شَهْرِنا هذا رِقابٌ يُعْتِقُها عَفْوُكَ
و چنانچه در هر شب از شبهاى این ماه مبارک برایت بندگانى است که بخششت آنان را آزاد مىکند
اَوْيَهَبُها صَفْحُكَ
یا گذشتت ایشان را مىبخشد
فَاجْعَلْ رِقابَنا مِنْ تِلْكَالرِّقابِ
پس ما را از آن بندگان قرار ده
وَاجْعَلْنا لِشَهْرِنا مِنْ خَيْرِ اَهْلٍ وَ اَصْحابٍ
و ما را براى ماه رمضانمان از بهترین اهل و یاران محسوب کن.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بارالها بر محمد و آلش درود فرست و
وَ امْحَقْ ذُنُوبَنا مَعَ امِّحاقِ هِلالِهِ
همراه با به سر آمدن ماه رمضان گناهان ما را به سر بر
و با سپرى شدن روزهاى پایانیش پىآمدهاى گناهانمان را از ما برگیر
حَتّى يَنْقَضِىَ عَنّا وَ قَدْ صَفَّيْتَنا فيهِ مِنَ الْخَطيئآتِ
تا در حالى از ما بگذرد که ما را از خطاها و لغزشها خالص نموده
وَ اَخْلَصْتَنا فيهِ مِنَ السَّيِّئاتِ
و از گناهان پاک فرموده باشى.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
وَ اِنْ مِلْنا فيهِ فَعَدِّلْنا
و چنانچه ما در این ماه منحرف شویم تو تعدیلمان کن
وَ اِنْ زُغْنا فيهِ فَقَوِّمْنا
و اگر از راه درستى بگردیم تو استوارمان ساز
وَ اِنِ اشْتَمَلَ عَلَيْنا عَدُوُّكَ الشَّيْطانُ فَاسْتَنْقِذْنا مِنْهُ
و اگر دشمنت شیطان بر ما مسلط گردد تو ما را از او رهایى ده
اَللَّهُمَّ اشْحَنْهُ بِعِبادَتِنا اِيّاكَ
بارالها این ماه را از عبادتمان سرشار ساز
وَ زَيِّنْ اَوْقاتَهُ بِطاعَتِنا لَكَ
و اوقاتش را به طاعتمان از تو زینت ده
وَ اَعِنّا فى نَهارِهِ عَلى صِيامِهِ
و در روزش ما را به روزه داشتن
وَ فى لَيْلِهِ عَلَى الصَّلوةِ وَالتَّضَرُّعِ اِلَيْكَ وَ الْخُشُوعِ لَكَ
و در شبش ما را به نماز و زارى و خشوع در برابر خود
وَ الذِّلَّةِ بَيْنَ يَدَيْكَ
و خوارى به محضرت یارى فرما.
حَتّى لا يَشْهَدَ نَهارُهُ عَلَيْنا بِغَفْلَةٍ
تا روزش شاهد غفلت ما
وَ لا لَيْلُهُ بِتَفْريطٍ.
و شبش گواه تقصیر ما نباشد
اَللَّهُمَّ وَ اجْعَلْنا فى سآئِرِ الشُّهُورِ وَ الْاَيّامِ كَذلِكَ ما عَمَّرْتَنا
بار الها ما را در همه ماهها و روزها تا زمانى که زندهمان مىدارى اینچنین قرار ده
وَاجْعَلْنا مِنْ عِبادِكَ الصّالِحينَ الَّذينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فيها خالِدُونَ
و ما را از عباد شایسته خود گردان که بهشت را به میراث برند و در آن جاودان باشند
وَ الَّذينَ يُؤْتُونَ ما اتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ اَنَّهُمْ اِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ
آن عبادى که هر چه دارند در راه حق مىبخشند در حالى که قلوبشان از اندیشه بازگشت به حضرت ربّ ترسان است
وَ مِنَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِى الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ
و از کسانى که به جانب خیرات مىشتابند و بدان سبقت مىگیرند.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست
فى كُلِّ وَقْتٍ وَ كُلِّ اَوانٍ
در هر وقت و هر زمان
وَ عَلى كُلِّ حالٍ عَدَدَ ما صَلَّيْتَ عَلى مَنْ صَلَّيْتَ عَلَيْهِ
و در هر حالى به اندازه درودى که به هر کس دیگر فرستادهاى
وَ اَضْعافَ ذلِكَ كُلِّهِ بِالْاَضْعافِ الَّتى لا يُحْصيها غَيْرُكَ
و چند برابر آن درودها که احدى را قدرت بر شمردن آن نباشد
اِنَّكَ فَعّالٌ لِما تُريدُ.
همانا آنچه را تو بخواهى انجام مىدهى.
و كان مِن دعائِه عليهالسلام فى وَداعِ شهرِ رَمضان
«دعادر وداع ماه مبارک رمضان»
اَللَّهُمَّ يا مَنْ لايَرْغَبُ فِىالْجَزآءِ
اى خدایى که در برابر احسان به بندگان پاداش نخواهى
وَ يا مَنْ لايَنْدَمُ عَلَى الْعَطآءِ
و از عطا و بخشش پشیمان نمىگردى
وَ يا مَنْ لايُكافِئُ عَبْدَهُ عَلَىالسَّوآءِ
اى کسى که مزد بنده خود را بیش از عمل او مىدهى
مِنَّتُكَ ابْتِدآءٌ
نعمتت بى استحقاق به بندگان رسد
وَعَفْوُكَ تَفَضُّلٌ
و عفوت تفضل
وَ عُقُوبَتُكَ عَدْلٌ
و مجازاتت عدالت
وَ قَضآؤُكَ خِيَرَةٌ.
و قضایت عین خیر است.
اِنْ اَعْطَيْتَ لَمْ تَشُبْ عَطآئَكَ بِمَنٍّ
اگر بخشش کنى عطایت را به منّت آلوده نکنى
وَ اِنْ مَنَعْتَ لَمْ يَكُنْ مَنْعُكَ تَعَدِّياً
و اگر عنایت نکنى از باب ستم نیست
تَشْكُرُ مَنْ شَكَرَكَ وَ اَنْتَ اَلْهَمْتَهُ شُكْرَكَ
آنکه تو را شکر کند شکرش کنى در صورتى که خودت آن شکر را به او الهام فرمودى
وَ تُكافِئُ مَنْ حَمِدَكَ وَ اَنْتَ عَلَّمْتَهُ حَمْدَكَ
و هر که تو را بستاید پاداشش مىدهى در حالى که آن ستایش را خودت به او تعلیمکردى
تَسْتُرُ عَلى مَنْ لَوْ شِئْتَ فَضَحْتَهُ
پرده مىپوشى بر آن که اگر مىخواستى رسوایش مىکردى
وَ تَجُودُ عَلى مَنْ لَوْ شِئْتَ مَنَعْتَهُ
و جود و کرم کنى بر آن که اگر مىخواستى از وى دریغ مىکردى
وَ كِلاهُما اَهْلٌ مِنْكَ لِلْفَضيحَةِ وَ الْمَنْعِ
در صورتى که هر دو مستحق رسوایى و دریغ تو اند
غَيْرَ اَنَّكَ بَنَيْتَ اَفْعالَكَ عَلَى التَّفَضُّلِ
امّا تو تمام امورت را براساس تفضل بنا نهادهاى
وَ اَجْرَيْتَ قُدْرَتَكَ عَلَى التَّجاوُزِ
و قدرتت را بر آئین گذشت مقرّر کردهاى
وَ تَلَقَّيْتَ مَنْ عَصاكَ بِالْحِلْمِ
و با آن که با تو به مخالفت برخاسته با بردبارى روبرو مىشوى
وَ اَمْهَلْتَ مَنْ قَصَدَ لِنَفْسِهِ بِالظُّلْمِ
و به آن که در حق خویش ستم کرده مهلت مىدهى
تَسْتَنْظِرُهُمْ بِاَناتِكَ اِلَى الْاِنابَةِ
با صبر و بردبارى خود مهلتشان مىدهى تا به حضرتت بازگردند
وَ تَتْرُكُ مُعاجَلَتَهُمْ اِلَى التَّوْبَةِ
و در مؤاخذه عاصیان شتاب نمىکنى تا به توبه موفق شوند
لِكَيْلا يَهْلِكَ عَلَيْكَ هالِكُهُمْ
تا هلاک شونده آنان بدون رضاى تو هلاک نشود
وَ لايَشْقى بِنِعْمَتِكَ شَقِيُّهُمْ اِلاّ عَنْ طُولِ الْاِعْذارِ اِلَيْهِ
و تیرهبختشان به نعمتت بدبخت نگردد مگر پس از قطع بهانه و بعد از اتمام حجت همه جانبه بر او
وَ بَعْدَ تَرادُفِ الْحُجَّةِ عَلَيْهِ
و این همه بزرگوارى و آقایى از عفو و گذشت توست اى بزرگوار
كَرَماً مِنْ عَفْوِكَ يا كَريمُ
و بهرهاى است از محبتت اى بردبار
وَ عآئِدَةً مِنْ عَطْفِكَ يا حَليمُ. اَنْتَ.
تویى که بر بندگانت درى به سوى بخشش خود باز کردهاى
الَّذى فَتَحْتَ لِعِبادِكَ باباً اِلى عَفْوِكَ
جَعَلْتَ عَلى ذلِكَ الْبابِ دَليلاً مِنْ وَحْيِكَ
وَ سَمَّيْتَهُ التَّوْبَةَ
و آن را باب توبه نامیدهاى
وَ لِئَلاَّيَضِلُّواعَنْهُ
و بر آن درِ گشوده راهنمایى از وحى خود قرار دادهاى تا آن را گم نکنند
فَقُلْتَ -تَبارَكَ اسْمُكَ -:
پس خود - که نامت والا و مبارک است - فرمودى:
«تُوبُوا اِلَىاللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً
«به سوى خدا توبه خالص و بىپیرایه آورید
عَسى رَبُّكُمْ اَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ
باشد که پروردگارتان گناهان شما را محو کند
وَ يَدْخِلَكُمْ جَنّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَاالْاَنْهارُ
و شما را داخل بهشتهایى نماید که نهرها از زیر آن روان است
يَوْمَ لا يُخْزِى اللَّهُ النَّبِىَّ وَ الَّذينَ امَنُوا مَعَهُ
در آن روزى که خداوند پیامبر خود و آنان را که به او ایمان آوردند خوار وذلیل نمىکند
نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ اَيْديهِمْ وَ بِاَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ:
درحالىکه نورشان پیشرویشان و از جانب راستشان روان است مىگویند:
رَبَّنا اَتْمِمْ لَنا نُورَنا
خداوندا نورمان را کامل کن
وَ اغْفِرْ لَنا
و ما را مورد مغفرت قرار ده
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ».
که تو بر هر چیز توانایى».
فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ ذلِكَ الْمَنْزِلِ بَعْدَ فَتْحِ الْبابِ وَ اِقامَةِ الدَّليلِ؟
پس عذر کسى که از ورود به آن خانه غفلت کند پس از گشوده شدن در و بهپا داشتن راهنما چه خواهد بود؟
وَ اَنْتَ الَّذى زِدْتَ فِى السَّوْمِ عَلى نَفْسِكَ لِعِبادِكَ
و تویى که در معامله با بندگانت بر عطاى خود افزودهاى
تُريدُ رِبْحَهُمْ فى مُتاجَرَتِهِمْ لَكَ
تا در این تجارتشان از عنایت تو سود برند
وَ فَوْزَهُمْ بِالْوِفادَةِ عَلَيْكَ
و در حرکت کردن به جانب تو کامیاب گردند
وَ الزِّيادَةِ مِنْكَ :
و از حضرتت بهرهاى افزون دریافت نمایند :
« فَقُلْتَ تَبارَكَ اسْمُكَ وَ تَعالَيْتَ مَنْ جآءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ اَمْثالِها
« به همین خاطر تو خود - که نامت مبارک است و بس والایى - فرمودى هر کس که یک کار نیک کند ده برابر آن پاداش دارد
وَ مَنْ جآءَ بِالسَّيِّئَةِ
و هر کس یک کار بد کند
فَلا يُجْزى اِلاَّ مِثْلَها»
جز به مانند کارش عقوبت نبیند
وَ قُلْتَ: «مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمْ
و نیز فرمودى: «مثل آنان که اموالشان را
فى سَبيلِاللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ اَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ
در راه خدا انفاق مىکنند مانند دانهاى است که هفت خوشه رویانده
فى كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ
در هر خوشه صد دانه باشد
وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشآءُ»
و خداوند براى هر که بخواهد آن را چند برابر کند»
وَ قُلْتَ: «مَنْ ذَاالَّذى
و فرمودى: «کیست آن که
يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ اَضْعافاً كَثيرَةً»
به خداوند قرض الحسنه دهد تا خدا آن را چندین برابر سازد؟»
وَ ما اَنْزَلَتْ مِنْ نَظآئِرِهِنَّ فِى الْقُرْانِ مِنْ تَضاعيفِ الْحَسَناتِ
و امثال و نظائر این وعدهها که در قرآن درباره چند برابر کردن کارهاى نیک فرو فرستادهاى.
وَ اَنْتَ الَّذى دَلَلْتَهُمْ بِقَوْلِكَ مِنْ غَيْبِكَ
و تویى آن خداوندى که با گفتار از غیب خود
وَ تَرْغيبِكَ الَّذىفيهِ حَظُّهُمْ عَلى ما لَوْ سَتَرْتَهُ عَنْهُمْ لَمْ تُدْرِكْهُ اَبْصارُهُمْ
و به سبب ترغیبت که در برگیرنده سود ایشان است آنان را به چیزى راهنمایى فرمودى که اگر از آنان مىپوشاندى دیدگانشان درک نمىکرد
وَ لَمْ تَعِهِ اَسْماعُهُمْ وَ لَمْتَلْحَقْهُ اَوْهامُهُمْ فَقُلْتَ:
و گوشهاشان فرانمىگرفت و فکرشان به آن نمىرسید چرا که فرمودى:
«اذْكُرُونى اَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لى وَ لاتَكْفُرُونِ»
«مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس آورید و کفران نورزید»
وَ قُلْتَ: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْكَفَرْتُمْ اِنَّ عَذابى لَشَديدٌ»
و فرمودى: «هرآینه اگر شکر آرید شما را افزونى دهم و اگر ناسپاسى کنید همانا عذاب من شدید است»
وَ قُلْتَ اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ :
و فرمودى مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم :
« اِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتى
« آنان که از عبادت من (دعا کردن) تکبّر ورزند
سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ».
به زودى خوار و ذلیل وارد جهنم مىشوند».
فَسَمَّيْتَ دُعآئَكَ عِبادَةً
پس نیایش و دعا را عبادت
وَ تَرْكَهُ اسْتِكْباراً
و ترکش را کبر و خودخواهى نامیدى
وَ تَوَعَّدْتَ عَلى تَرْكِهِ دُخُولَ جَهَنَّمَ داخِرينَ فَذَكَرُوكَ بِمَنِّكَ
و بر ترک دعا به دخول دوزخ با ذلت و خوارى تهدید فرمودى بدین سبب بندگان واقعى به نعمتت تو را یاد کردند.
وَ شَكَرُوكَ بِفَضْلِكَ
و به بخششت شکر آوردند
وَ دَعَوْكَ بِاَمْرِكَ
و به فرمانت به دعا برخاستند
وَ تَصَدَّقُوا لَكَ طَلَباً لِمَزيدِكَ
و به خاطر گرفتن عطاى افزونت صدقه دادند
وَ فيها كانَتْ نَجاتُهُمْ مِنْ غَضَبِكَ
و تنها راه آزادى آنان از خشم تو
وَ فَوْزُهُمْ بِرِضاكَ
و دستیابى به رضاى حضرتت در آن بود
وَ لَوْ دَلَّ مَخْلُوقٌ مَخْلُوقاً مِنْ نَفْسِهِعَلى مِثْلِالَّذى دَلَلْتَعَلَيْهِ عِبادَكَ مِنْكَ كانَ مَوْصُوفاً بِالْاِحْسانِ
و اگر مخلوقى مخلوق دیگر را از سوى خود به مثل آنکه حضرت تو بندگانت را از سوى خود راهنمایى نمودى هدایت مىکرد موصوف به احسان
وَ مَنْعُوتاً بِالْاِمْتِنانِ
و موصوف به امتنان و بخشش بود
وَ مَحْمُوداً بِكُلِّ لِسانٍ
و به هر زبانى مورد ستایش قرار مىگرفت
فَلَكَ الْحَمْدُ ما وُجِدَ فى حَمْدِكَ مَذْهَبٌ
پس سپاس توراست تا آنجا که در سپاس تو راهى وجود داشته باشد
وَ ما بَقِىَ لِلْحَمْدِ لَفْظٌ تُحْمَدُ بِهِ
و تا آنجا که براى سپاس کلمهاى که تو به آن ستوده شوى
وَ مَعْنىً يَنْصَرِفُ اِلَيْهِ.
و معنایى که به سپاس منصرف گردد باقى باشد.
يا مَنْ تَحَمَّدَ اِلى عِبادِهِ بِالْاِحْسانِ وَ الْفَضْلِ
اى کسى که با احسان و فضلت بندگان را به سپاس فراخواندهاى
وَ غَمَرَهُمْ بِالْمَنِّ وَ الطَّوْلِ
و آنان را غرق عطا و بخشش خود نمودهاى
ما اَفْشى فينا نِعْمَتَكَ!
چه آشکار و پخش است نعمت تو در ما!
وَ اَسْبَغَ عَلَيْنا مِنَّتَكَ!!
و چه فراوان است عطایت برما!!
وَ اَخَصَّنا بِبِرِّكَ هَدَيْتَنا لِدينِكَ الَّذِى اصْطَفَيْتَ
و چه مخصوص است نیکى تو به ما ما را به دین برگزیدهات راه نمودى
وَ مِلَّتِكَ الَّتِى ارْتَضَيْتَ
و به آئین پسندیدهات رهنمون شدى
وَ سَبيلِكَالَّذى سَهَّلْتَ
و سالک راهى فرمودى که آن را هموار کردى
وَبَصَّرْتَنَاالزُّلْفَةَلَدَيْكَ
و ما را به راه تقرب به پیشگاهت
وَالْوُصُولَ اِلى كَرامَتِكَ
و وصول به کرامتت بینایى دادى
اَللَّهُمَّ وَ اَنْتَ جَعَلْتَ مِنْ صَفايا تِلْكَ الْوَظآئِفِ
خداوندا تو از خالصترین آن وظایف
وَ خَصآئِصِ تِلْكَ الْفُرُوضِ
و برگزیدهترین آن فرائض
شَهْرَ رَمَضانَ الَّذِى اخْتَصَصْتَهُ مِنْ سآئِرِ الشُّهُورِ
ماه رمضان را قرار دادى که آن را از میان سایر ماهها برگزیدى
وَ تَخَيَّرْتَهُ مِنْ جَميعِ الْاَزْمِنَةِ وَ الدُّهُورِ
و از میان همه زمانها و عصرها اختیار کردى
وَ اثَرْتَهُ عَلى كُلِّ اَوْقاتِ السَّنَةِ بِما اَنْزَلْتَ فيهِ مِنَ الْقُرْانِ وَ النُّورِ
و بر تمام اوقات سال ترجیح دادى به خاطر آنکه در آن قرآن و نور نازل نمودى
وَ ضاعَفْتَ فيهِ مِنَ الْايمانِ
و ایمان را در این ماه چند برابر ساختى
وَ فَرَضْتَ فيهِ مِنَ الصِّيامِ
و روزه گرفتن را در آن واجب فرمودى
وَ رَغَّبْتَ فيهِ مِنَ الْقِيامِ
و به شب زندهدارى در آن ترغیب کردى
وَ اَجْلَلْتَ فيهِ مِنْ لَيْلَةِ القَدْرِ الَّتى هِىَ خَيْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ
و شب قدر را در آن که از هزار شب با ارزشتر است بزرگ داشتى
ثُمَّ اثَرْتَنا بِهِ عَلى سآئِرِ الْاُمَمِ
پس ما را محض این ماه بر سایر امم برترى دادى
وَ اصْطَفَيْتَنا بِفَضْلِهِ دُونَ اَهْلِ الْمِلَلِ
و در پرتو فضل آن ما را از میان همه ملتها برگزیدى
فَصُمْنا بِاَمْرِكَ نَهارَهُ
پس به فرمانت روزش را روزه گرفتیم
وَ قُمْنا بِعَوْنِكَ لَيْلَهُ
و در شبش به کمک تو به عبادت برخاستیم
مُتَعَرِّضينَ بِصِيامِهِ وَ قِيامِهِ لِما عَرَّضْتَنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِكَ
و به وسیله روزه و نمازش طالب رحمتى که براى ما مهیّا فرمودى شدیم
وَ تَسَبَّبْنا اِلَيْهِ مِنْ مَثُوبَتِكَ
و آن را وسیله رسیدن به ثواب تو قرار دادیم
وَ اَنْتَ الْمَلىءُ بِما رُغِبَ فيهِ اِلَيْكَ
و تو بر آنچه بندگانت بدان رغبت دارند قادرى
الْجَوادُبِما سُئِلْتَ مِنْ فَضْلِكَ
و آنچه را که از احسانت خواسته شود بخشندهاى
الْقَريبُ اِلى مَنْ حاوَلَ قُرْبَكَ.
و به آن که جهت رسیدن به قرب تو بکوشد نزدیکى.
وَ قَدْ اَقامَ فينا هذَا الشَّهْرُ مُقامَ حَمْدٍ
و همانا این ماه در نزد ما ستوده زیست
وَ صَحِبَنا صُحْبَةَ مَبْرُورٍ
و با ما همنشینى پسندیده بود
وَ اَرْبَحَنا اَفْضَلَ اَرْباحِ الْعالَمينَ
و برترین منفعت جهانیان را براى ما به ارمغان آورد
ثُمَّ قَدْ فارَقَنا عِنْدَ تَمامِ وَقْتِهِ
پس به هنگام پایان گرفتن وقت
وَانْقِطاعِ مُدَّتِهِ
و سرآمدن مدت
وَ وَفآءِ عَدَدِهِ
و کامل شدن روزهایش از ما جدا شد
فَنَحْنُ مُوَدِّعُوهُ
اینک آن را وداع مىگوئیم
وِداعَ مَنْ عَزَّ فِراقُهُ عَلَيْنا
وداع کسى که هجرانش بر ما غمانگیز است
وَ غَمَّنا وَ اَوْحَشَنَا انْصِرافُهُ عَنّا
و روى گرداندنش ما را به اندوه و وحشت دچار کرده
وَ لَزِمَنا لَهُ الذِّمامُ - الْمَحْفُوظُ
و بر عهده ما پیمان ناگسستنى
وَ الْحُرْمَةُ الْمَرْعِيَّةُ
و حرمت در خور توجه
وَ الْحَقُّ الْمَقْضِىُّ
و حق لازم دارد
فَنَحْنُ قآئِلُونَ: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا شَهْرَ اللَّهِ الْاَكْبَرَ
به این خاطر مىگوئیم: سلام بر تو اى بزرگترین ماه خدا
وَ يا عيدَ اَوْلِيآئِهِ
و اى عید عاشقان حق
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَكْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ.
سلام بر تو اى کریمترین همنشین از میان
الْاَوْقاتِ وَ يا خَيْرَ شَهْرٍ فِى الْاَيّامِ وَ السّاعاتِ.
اوقات و اى بهترین ماه در روزها و ساعات.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهرٍ قَرُبَتْ فيهِ الْامالُ .
سلام بر تو اى ماهى که در طىّ تو برآورده شدن آمال نزدیک گشته .
وَ نُشِرَتْ فيهِ الْاَعْمالُ
و اعمال در آن پخش و فراوان است
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ قَرينٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً
سلام بر تو اى همنفسى که قدر و منزلتت بزرگ
وَ اَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً
و فقدانت بسیار دردناک است
وَ مَرْجُوٍّ الَمَ فِراقُهُ.
و اى مایه امیدى که دوریت رنجآور است.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ اَليفٍ انَسَ مُقْبِلاً فَسَرَّ
سلام بر تو اى همدمى که چون رو کنى ما را مونس شاد کنندهاى
وَ اَوْحَشَ مُنْقَضِياً فَمَضَّ
و چون سپرى شوى وحشتآور و دردناکى.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ مُجاوِرٍ رَقَّتْ فيهِ الْقُلُوبُ
سلام بر تو اى همسایهاى که دلها نزد تو نرم شد
وَ قَلَّتْ فيهِ الذُّنُوبُ.
و گناهان در تو نقصان گرفت.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ ناصِرٍ اَعانَ عَلَى الشَّيْطانِ
سلام بر تو اى یاورى که ما را در مبارزه با شیطان یارى دادى
وَ صاحِبٍ سَهَّلَ سُبُلَ الْاِحْسانِ.
و اى مصاحبى که راههاى احسان را هموار و آسان ساختى.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما اَكْثَرَ عُتَقآءَ اللَّهِ فيكَ
سلام بر تو که چه بسیارند آزاد شدگان حضرت حق در تو
وَ ما اَسْعَدَ مَنْ رَعى حُرْمَتَكَ بِكَ!
و چه سعادتمند است کسى که حرمتت را به واسطه خودت رعایت نمود!
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما كانَ اَمْحاكَ لِلذُّنُوبِ
سلام بر تو که چه بسیار گناهان را از پرونده ما زدودى
وَ اَسْتَرَكَ لِأَنْواعِ الْعُيُوبِ!
و چه عیبها که بر ما پوشاندى!
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما كانَ اَطْوَلَكَ عَلَى الْمُجْرِمينَ
سلام بر تو که زمانت بر گنهکاران چه طولانى بود
وَ اَهْيَبَكَ فى صُدُورِ الْمُؤْمِنينَ!
و در دل مؤمنان چه هیبتى داشتى!
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ لاتُنافِسُهُ الْاَيّامُ
سلام بر تو اى ماهى که هیچ زمانى با تو پهلو نزند
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ سَلامٌ
سلام بر تو اى ماهى که از هر نظر مایه سلامتى.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ غَيْرَ كَريهِ الْمُصاحَبَةِ وَ لا ذَميمِ الْمُلابَسَةِ
سلام بر تو که مصاحبتت ناپسند و معاشرتت نکوهیده نیست
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ كَما وَفَدْتَ عَلَيْنا بِالْبَرَكاتِ
سلام بر تو همچنان که با برکات بر ما وارد شدى
وَ غَسَلْتَ عَنّا دَنَسَ الْخَطيئاتِ.
و ناپاکى معاصى را از پرونده ما شستى.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ غَيْرَ مُوَدَّعٍ بَرَماً
سلام بر تو که وداع با تو نه از باب خستگى
وَ لا مَتْرُوكٍ صِيامُهُ سَاَماً.
و فراغت از روزهات نه به خاطر ملالت است
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ
سلام بر تو که قبل از آمدنت در آرزویت بسر مىبردیم
وَ.مَحْزُونٍ عَلَيْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ
و پیش از رفتنت بر هجرانت محزونیم.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ كَمْ مِنْ سُوءٍ صُرِفَ بِكَ عَنّا
سلام بر تو که چه بدىها که به سبب تو از جانب ما گشته
وَ كَمْ مِنْ خَيْرٍ اُفيضَ بِكَ عَلَيْنا.
و چه خوبیها که از برکت تو به سوى ما سرازیر شده!
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلى لَيْلَةِ الْقَدْرِ الَّتى هِىَ خَيْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ.
سلام بر تو و بر شب قدرى که از هزار ماه بهتر است.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما كانَ اَحْرَصَنا بِالْاَمْسِ عَلَيْكَ
سلام بر تو که دیروز چه سخت بر تو دل بسته بودیم
وَ اَشَدَّ شَوْقَنا غَداً اِلَيْكَ!
و فردا چه بسیار شائق تو مىشویم!
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلى فَضْلِكَ الَّذى حُرِمْناهُ
سلام بر تو و بر فضیلت تو که از آن محروم گشتیم
وَ عَلَى ماضٍ مِنْ بَرَكاتِكَ سُلِبْناهُ
و بر برکات گذشتهات که از دست ما گرفته شد.
اَللَّهُمَّ اِنَّا اَهْلُ هذَا الشَّهْرِ الَّذى شَرَّفْتَنا بِهِ
بارالها ما اهل این ماهیم که ما را به آن شرافت بخشیدى
وَ وَفَّقْتَنا بِمَنِّكَ لَهُ حينَ جَهِلَ الْاَشْقِيآءُ وَقْتَهُ
و توفیق ادراکش را به ما عنایت فرمودى آنگاه که تیرهبختان وقتش را نشناختند
وَ حُرِمُوا لِشِقآئِهِمْ فَضْلَهُ
و از بخت بدشان از فضلش محروم شدند.
اَنْتَ وَلِىُّ ما اثَرْتَنا بِهِ مِنْ مَعْرِفَتِهِ
تویى سرپرست آنچه از معرفتش که ما را بدان برترى دادى
وَ هَدَيْتَنا لَهُ مِنْ سُنَّتِهِ
و آنچه از سنّتش که ما را بدان رهنمون شدى
وَ قَدْ تَوَلَّيْنا بِتَوْفيقِكَ صِيامَهُ وَقِيامَهُ عَلى تَقْصيرٍ
و ما به توفیق تو به روزه و نماز آن برخاستیم همراه با تقصیر
وَاَدَّيْنا فيهِ قَليلاً مِنْ كَثيرٍ
و در آن اندکى از بسیار را بجا آوردیم.
اَللَّهُمَّ فَلَكَ الْحَمْدُ اِقْراراً بِالْاِسآئَةِ
خداوندا پس تو را سپاس همراه با اقرار به بدیهامان
وَ اعْتِرافاً بِالْاِضاعَةِ
و اعتراف به سهلانگاریمان
وَ لَكَ مِنْ قُلُوبِنا عَقْدُ النَّدَمِ
در حالى که در قلوبمان ندامت قطعى
وَ مِنْ اَلْسِنَتِنا صِدْقُ الْاِعْتِذارِ
و بر زبانمان عذر صادقانه داریم
فَاْجُرْنا عَلى ما اَصابَنا فيهِ مِنَ التَّفْريطِ اَجْراً نَسْتَدْرِكُ
پس ما را با توجه به اعتراف به تقصیرى که در این ماه داشتیم مزدى عنایت کن که تدارک کننده
و كان مِن دعائهِ عليهالسلام فى يوم الفِطر اِذَا انْصَرَفَ مِنْ صَلوتِهِ قامَ قآئِماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَ القبلةَ و فى يومِالجُمُعةِ فقالَ:
«دعاى آن حضرت در روز عید فطر و جمعه »
يامَنْ يَرْحَمُ مَنْ لا يَرْحَمُهُالْعِبادُ
اى آن که رحم مىکنى بر آن که بندگان بر او رحم نمىکنند
وَ يامَنْ يَقْبَلُ مَنْ لاتَقْبَلُهُ الْبِلادُ
و اى کسى که مىپذیرى کسى را که شهرها نمىپذیرندش
وَ يامَنْ لايَحْتَقِرُ اَهْلَالْحاجَةِ اِلَيْهِ
و اى کسى که اهل حاجتمندان خود را خوار نمىکنى
وَ يامَنْ لا يُخَيِّبُ الْمُلِحّينَ عَلَيْهِ
و اى کسى که اصرارکنندگان را ناامید نمىنمایى
وَ يامَنْ لا يَجْبَهُ بِالرَّدِّ اَهْلَ الدّالَّةِ عَلَيْهِ
و اى کسىکه دست ردّ بر سینه توقعداران نمىزنى
وَ يا مَنْ يَجْتَبى صَغيرَ ما يُتَحْفُ بِهِ
و اى کسىکه پیشکش بىمقدار را مىپذیرى
وَيَشْكُرُ يَسيرَ ما يُعْمَلُ لَه
و کمترین کارى را که برایت کنند سپاس مىنهى
وَ يا مَنْ يَشْكُرُ عَلَىالْقَليلِ
و اى کسى که عمل اندک را قدر مىنهى
وَ يُجازى بِالْجَليلِ
وَ يا مَنْ يَدْنُو اِلى مَنْ دَنا مِنْهُ
و اى که هر کس به تو نزدیک گردد بهاو نزدیک مىشوى
وَ يا مَنْ يَدْعُو اِلى نَفْسِهِ مَنْ اَدْبَرَ عَنْهُ
و اى کسىکه هر که را از تو روى گرداند به حضرتت فرا مىخوانى
وَ يا مَنْ لايُغَيِّرُ النِّعْمَةَ
و اى کسى که نعمت خودرا تغییر نمىدهى
وَ لا يُبادِرُ بِالنَّقِمَةِ
و به انتقام شتاب نمىورزى
وَ يامَنْ يُثْمِرُ الْحَسَنَةَ حَتّى يُنْمِيَها
و اى کسى که نهال خوبى را بهبار مىآورى تابیفزایى
وَ يَتَجاوَزُ عَن السَّيِّئَةِ حَتّى يُعَفِّيَهَا
و از بدى درمىگذرى تا آن را ناپدید نمایى
اِنْصَرَفَتِ الْامالُ دُونَ مَدى كَرَمِكَ بِالْحاجاتِ
آرزوها پیش از رسیدن به نهایت کرمت با حاجات روا شده بازگشتند
وَ امْتَلَأتْ بِفَيْضِ جُودِكَ اَوْعِيَةُ الطَّلِباتِ
و ظرفهاى طلب به فیض بخششت لبریز شدند
وَ تَفَسَّخَتْ دوُنَ بُلُوغِ نَعْتِكَ الصِّفاتُ
و اوصاف به کنه وصف تو نرسیده از هم گسیختند
فَلَكَ الْعُلُوُّ الْاَعْلى فَوْقَ كُلِّ - عالٍ
پس بدون شک برترىِ برتر از هر برترى مخصوص توست
وَ الْجَلالُ الْاَمْجَدُ فَوْقَ كُلِّ جَلالٍ.
و جلال امجد بر هر جلالى ویژه توست.
كُلُّ جَليلٍ عِنْدَكَ صَغيرٌ
هر بزرگى در پیشگاهت کوچک است
وَ كُلُّ شَريفٍ فى جَنْبِ شَرَفِكَ حَقيرٌ
و هر شریفى در جنب شرفت پست است
خابَ الْوافِدُونَ عَلى غَيْرِكَ
آنان که بهغیر حضرتت روآوردهاند نومید شدند
وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ اِلاّ لَكَ
و آنان که جز وجود تو خواستهاند به خسران نشستند
وَ ضاعَ الْمُلِمُّونَ اِلاّ بِكَ
وآنان که به درگاه غیر تو شدند به تباهى رسیدند
وَ اَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ اِلاّ مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ
و جز آنان که فضل تو را طالب شدند تهیدست ماندند.
بابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرّاغِبينَ
درِ رحمتت براى تمام خواهندگان باز
وَ جُودُكَ مُباحٌ لِلسّآئِلينَ
و عطایت براى گدایان رایگان و فریادرسیت
وَ اِغاثَتُكَ قَريبَةٌ مِنَ الْمُسْتَغيثينَ
به فریادخواهان نزدیک است
لا يَخيبُ مِنْكَ الْامِلُونَ
آرزومندان از تو نومید نمىشوند
وَ لا يَيْاَسُ مِنْ عَطآئِكَالْمُتَعَرِّضُونَ .
و درخواست کنندگان از عطایت محروم نمىشوند
وَ لا يَشْقى بِنَقِمَتِكَالْمُسْتَغْفِرُونَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصاكَ
و مستغفران از عذاب تو تیرهبخت نمىگردند سفره روزیت براى عاصیان پهن است
وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ ناواكَ
و بردباریت شامل دشمنانت نیز مىگردد
عادَتُكَ الْاِحْسانُ اِلى الْمُسيئينَ
عادتت احسان به بدکاران است
وَ سُنَّتُكَ الْاِبْقآءُ عَلَى الْمُعْتَدينَ
و سنّتت رحمت بر تجاوزکاران
حَتّىلَقَدْ غَرَّتْهُمْ اَناتُكَ عَنِ الرُّجُوعِ
تا جائىکه مدارایت اینان را از بازگشت به تو غافل نموده
وَ صَدَّهُمْ اِمْهالُكَ عَنِ النُّزُوعِ
و مهلت دادنت ایشان را از خوددارى از گناه بازداشته
وَ اِنَّما تَاَنَّيْتَ بِهِمْ لِيَفيئُوا اِلى اَمْرِكَ
حال آنکه تنها تو با آنان بردبارى کردهاى تا به فرمانت بازآیند
وَ اَمْهَلْتَهُمْ ثِقَةً بِدَوامِ مُلْكِكَ
و از آن رو به آنان مهلت دادهاى که اطمینان به دوام سلطنتت دارى
فَمَنْ كانَ مِنْ اَهْلِ السَّعادَةِ خَتَمْتَ لَهُ بِها
پس آنکه اهل سعادت بود فرجام کارش را به سعادت بردى
وَ مَنْ كانَ مِنْ اَهْلِ الشَّقاوَةِ خَذَلْتَهُ لَها
و هر که تیرهبخت بود به تیرهبختىاش واگذاشتى
كُلُّهُمْ صآئِرُونَ اِلى حُكْمِكَ
همه سر به فرمان حکم حضرتت خواهند داشت
وَ اُمُورُهُمْ ائِلَةٌ اِلى اَمْرِكَ
و بازگشت کارشان بهسوى فرمان تو خواهد بود
لَمْ يَهِنْ عَلى طُولِ مُدَّتِهِمْ سُلْطانُكَ
پادشاهیت با مهلت طولانیى که به آنان مىدهى سستى نپذیرد
وَ لَمْ يَدْحَضْ لِتَرْكِ مُعاجَلَتِهِمْ بُرْهانُكَ
و از تأخیر محاکمه ایشان برهان و حجتت ازمیان نرود.
حُجَّتُكَ قآئِمَةٌ لاتُدْحَضُ
حجتت استوار و پابرجاست و باطل نگردد
وَ سُلْطانُكَ ثابِتٌ لا يَزُولُ
و سلطنت ثابت است آنسان که زوال نپذیرد
فَالْوَيْلُ الدّآئِمُ لِمَنْ جَنَحَ عَنْكَ
پس واى بر آن که از تو روى برتابد
وَالْخَيْبَةُالْخاذِلَةُ لِمَنْ خابَ مِنْكَ
و نومیدى ذلّتبار از آن کسى است که ازتو نومید گشته
وَالشَّقآءُ الْاَشْقى لِمَنِ اغْتَرَّ بِكَ
بدترین تیرهبختىها براى کسى است که به تو مغرور شده
ما اَكْثَرَ تَصَرُّفَهُ فى عَذابِكَ!
چه عذابهاى دردناکى که خواهد چشید
وَ ما اَطْوَلَ تَرَدُّدَهُ فى عِقابِكَ!
! و چه اندازه سرگردانى درازى در عذابت خواهد داشت
وَما اَبْعَدَ غايَتَهُ مِنَ الْفَرَجِ!
و آرزوى گشایش از این کس چه دور است!!
وَ ما اَقْنَطَهُ مِنْ سُهُولَةِ الْمَخْرَجِ! عَدْلاً مِنْ قَضآئِكَ لاتَجُورُ فيهِ
و نومیدى او براى سهولت خروج از عذابت بسیار تمام اینها براساس عدل در قضاى غیرجائرانه تو
وَ اِنْصافاً مِنْ حُكْمِكَ لاتَحيفُ عَلَيْهِ
و از سر انصاف در حکم غیرظالمانه توست
فَقَدْ ظاهَرْتَ الْحُجَجَ وَ اَبْلَيْتَ. الْاَعْذارَ
چرا که پى در پى اتمام حجت نمودى و آنچه سزاوار اندرز و ارشاد بود بیان داشتى
وَ قَدْ تَقَدَّمْتَ بِالْوَعيدِ
و تهدیدت را اعلام فرمودى
وَ تَلَطَّفْتَ فِى التَّرْغيبِ
و با لطف و محبت ترغیب به حقایق نمودى
وَ ضَرَبْتَ الْاَمْثالَ
و براى بیدارى مردم مثلهاآوردى
وَ اَطَلْتَ الاِْمْهالَ
و به آنان مهلتِ طولانى دادى
وَ اَخَّرْتَ وَ اَنْتَ مُسْتَطيعٌ لِلْمُعاجَلَةِ
و کیفر را به تأخیر انداختى در صورتى که بر شتاب در عذاب توانا بودى
وَ تَاَنَّيْتَ وَ اَنْتَ مَلىءٌ بِالْمُبادَرَةِ
و مدارا نمودى در حالى که قدرت بر عجله داشتى
لَمْتَكُنْ اَناتُكَ عَجْزاً
مدارایت از روى ناتوانى
وَ لا اِمْهالُكَ وَهْناً
و مهلت دادنت از باب سستى
وَ لا اِمْساكُكَ غَفْلَةً
و خودداریت از باب غفلت
وَ لاَ انْتِظارُكَ مُداراةً
و بهتأخیر انداختنت از روىمدارا و سازش نبوده
بَلْ لِتَكُونَ حُجَّتُكَ اَبْلَغَ
بلکه به این خاطر است که حجتترساتر
وَ كَرَمُكَ اَكْمَلَ
و بزرگواریت کاملتر
وَ اِحْسانُكَ اَوْفى
و احسانت فراگیرتر
وَ نِعْمَتُكَ اَتَمَّ
و نعمتت تمامتر باشد
كُلُّ ذلِكَ كانَ وَ لَمْ تَزَلْ وَ هُوَ كآئِنٌ وَ لاتَزالُ
تمام اینها بوده و هست و خواهد بود
حُجَّتُكَ اَجَلُّ مِنْ اَنْ تُوصَفَ بِكُلِّها
و حجت تو برتر از آن است که بهطور کامل وصف شود
وَ مَجْدُكَ اَرْفَعُ مِنْ اَنْ يُحَدَّ بِكُنْهِهِ
و برزگى تو والاتر از آن است که کسى به کنهش برسد
وَ نِعْمَتُكَ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ تُحْصى بِاَسْرِها
و نعمتت بیش از آن است که همهاش بهشماره درآید
وَ اِحْسانُكَ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ تُشْكَرَ عَلى اَقَلِّهِ
و احسانت بیش از آن است که کسى کمترین آن را شکرآرد
وَ قَدْ قَصَّرَ بِىَ السُّكُوتُ عَنْ تَحْميدِكَ
و اکنون نبودن زبان سخن مرا از ادامه سپاست ناتوان ساخته
وَ فَهَّهَنِى الاِْمْساكُ عَنْ تَمْجيدِكَ
و زبان تمجیدم از کار افتاده
وَ قُصاراىَ الاِْقْرارُ بِالْحُسُورِ لارَغْبَةً - ياا اِلهى - بَلْ عَجْزاً.
و نهایت قدرتم آن است که به درماندگى اقرار کنم نه از سر رغبت بهکوتاهى در ستایش تو -اى پروردگار من بلکه از باب ناتوانى.
فَها اَنَا ذا اَؤُمُّكَ بِالْوِفادَةِ
اینک منم که بهدرگاهت روى آوردهام
وَ اَسْئَلُكَ حُسْنَ الرِّفادَةِ
و از حضرتت توقع پذیرایى نیک دارم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ اسْمَعْ نَجْواىَ
و رازم را بشنو
وَ اسْتَجِبْ دُعآئى
و دعایم را مستجاب کن
وَ لا تَخْتِمْ يَوْمى بِخَيْبَتى
و روزم را به ناامیدى و تهیدستى به شب مرسان
و لاتَجْبَهْنى بِالرَّدِّ فى مَسْئَلَتى
و در دریوزگیم دست ردّ به سینهام مزن
وَاَكْرِمْ مِنْ عِنْدِكَ مُنْصَرَفى وَ اِلَيْكَ مُنْقَلَبى
و رفتنم را از پیشگاهت و بازگشتم را به حضرتت گرامىدار
اِنَّكَ غَيْرُ ضآئِقٍ بِما تُريدُ
زیرا در آنچه بخواهى دچار مضیقه نمىشوى
وَلاعاجِزٍ عَمّا تُسْئَلُ
و در برابر خواستهها ناتوان نمىباشى
وَ اَنْتَ عَلى كُلِّ - شَىْءٍ قَديرٌ
و بر هر چیزى قدرت دارى
وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ
و هیچ حول و قوهاى جز به دست خداى بزرگ نیست.
وَ كانَ مِنْ دعائِهِ عليهالسلام فى يوم عَرَفَة
«دعاى آن حضرت در روز عرفه»
اَلْحَمْدُ للَّهِ رَبِالْعالَمينَ
سپاس خداى را که پروردگار جهانیان است
اَللَّهُمَّ لَكَالْحَمْدُ بَديعَ السَّمواتِ وَ الْاَرْضِ
بار خدایا تو را سپاس اى پدید آورنده آسمانها و زمین
ذَاالْجَلالِ وَ الْاِكْرامِ
اى صاحب جلال و بزرگوارى
رَبَّ الْاَرْبابِ
اى ربّ ارباب
وَ اِلهَ كُلِّ مَاْلُوهٍ
و معبود هر معبود
وَ خالِقَ كُلِّ - مَخْلُوقٍ
و آفریننده هر آفریده
وَ وارِثَ كُلِّ شَىْءٍ
و وارث هر چیز
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ
اى که چیزى شبیه تو نیست
وَلا يَعْزُبُ عَنْهُ عِلْمُ شَىْءٍ
و علم چیزى از تو پنهان نمىباشد
وَ هُوَ بِكُلِّ - شَىْءٍ مُحيطٌ
بلکه بر هر چیز احاطهدارى
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ رَقيبٌ
و نسبتبه هر چیز نگهبانى
اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ
تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
الْاَحَدُ الْمُتَوَحِّدُ
که یکتاى بىهمتایى
الْفَرْدُ الْمُتَفَرِّدُ
و فرد بىمانندى
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ
تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
الْكَريمُ الْمُتَكَرِّمُ
که بزرگوار و بخشنده
و بزرگ در نهایت بزرگى
الْكَبيرُ الْمُتَكَبِّرُ
و کبیر و متکبرى
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ
و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
الْعَلِىُّ الْمُتَعالِ
بلند مرتبه و بلند پایه
الشَّديدُ الْمِحالِ
و شدید الانتقامى
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ
و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
الرَّحْمنُ الرَّحيمُ
که بخشنده و مهربان
الْعَليمُ الْحَكيمُ
و دانا و حکیمى
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ
و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
السَّميعُ الْبَصيرُ
که شنوا و بینا و قدیم و خبیرى
الْقَديمُ الْخَبيرُ
و قديم و خبيرى
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ الاَّ اَنْتَ
و تویى خدایى کهجز تو خدایى نیست
الْكَريمُ الْاَكْرَمُ
که کریمى و از همه کریمترى
الدّآئِمُ الْاَدْوَمُ
و همیشگى و جاویدى
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ
و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
الْاَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ
که پیش از هر کس و هر چیزى
وَ الْاخِرُ بَعْدَ كُلِّ - عَدَدٍ
و بعد از هر شمار و هر چیزى
وَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ
و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
الدّانى فى عُلُوِّهِ
که در نهایت بلندى خود نزدیک
وَالْعالى فى دُنُّوِه
و در نزدیکى خود بلندى
وَ اَنْتَاللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ
و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
ذُوالْبَهآءِ وَالْمَجْدِ
که صاحب بها و مجد
وَالْكَبْرِيآءِ وَالْحَمْدِ
و کبریا و ستایشى
وَاَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ
و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست
الَّذى اَنْشَاْتَ الْاَشْيآءَ مِنْ غَيْرِ سِنْخٍ
خدایى که همه چیز را بدون اصل پدید آوردى
وَ صَوَّرْتَ ما صَوَّرْتَ مِنْ غَيْرِ مِثالٍ
و صورت هر چیز را بدون نمونه صورت دادى
وَ ابْتَدَعْتَ الْمُبْتَدَعاتِ بِلاَ احْتِذآءٍ
و آفریدهها را منهاى اقتباس ساختى
اَنْتَ الَّذى قَدَّرْتَ كُلَّ شَىْءٍ تَقْديراً
تویى که هر چیز را دقیقاً اندازهگیرى کردى
وَ يَسَّرْتَ كُلَّ شَىْءٍ تَيْسيراً
و هر چیز را براى انجام تکلیفش روبراه نمودى
وَ دَبَّرْتَ ما دُونَكَ تَدْبيراً
و ماسواى خود را سر و سامان دادى
اَنْتَ الَّذى لَمْ يُعِنْكَ عَلى خَلْقِكَ شَريكٌ
تویى که در ایجاد موجودات شریکى به کمکت برنخاست
وَلَمْ يُوازِرْكَ فىاَمْرِكَ وَزيرٌ
و در فرمانروائیت وزیرى تو را یارى نداد
وَلَمْ يَكُنْ لَكَ مُشاهِدٌ وَ لا نَظيرٌ
و برایت شاهد (بر آفرینش)و نظیرى نبود
اَنْتَ الَّذى اَرَدْتَ فَكانَ حَتْماً ما اَرَدْتَ
تویى که اراده فرمودى پس ارادهات حتمى شد
وَ قَضَيْتَ فَكانَ عَدْلاً ما قَضَيْتَ
و قضاوت کردى و قضاوتت بر اساس عدل بود
وَ حَكَمْتَ فَكانَ نِصْفاً ما حَكَمْتَ
و حکم فرمودى پس حکمت بر مبناى انصاف بود
اَنْتَالَّذى لايَحْويكَ مَكانٌ
تویى که مکانى تو را فرا نمىگیرد
وَلَمْ يَقُمْ لِسُلْطانِكَ سُلْطانٌ
و سلطهاى در برابر سلطهات بر پا نخاسته
وَ لَمْ يُعْيِكَ بُرْهانٌ وَ لا بَيانٌ
و برهان و بیانى حضرتت را عاجز ننموده
اَنْتَ الَّذى اَحْصَيْتَ كُلَّ شَىْءٍ عَدَداً
تویى که هر چیز را به شمار آوردى
وَجَعَلْتَ لِكُلِّ - شَىْءٍ اَمَداً
و براى هر چیز مدتى قرار دادى
وَ قَدَّرْتَ كُلَّ شَىْءٍ تَقْديراً
و هر چیز را اندازه گرفتى
اَنْتَ الَّذى قَصُرَتِ الْاَوْهامُ عَنْ ذاتِيَّتِكَ
تویى که پرندههاى اوهام به کنه ذاتت نرسیدند
وَ عَجَزَتِ الْاَفْهامُ عَنْ كَيْفِيَّتِكَ
و فهمها از درک کیفیتت ناتوان شدند
وَلَمْ تُدْرِكِالْاَبْصارُ مَوْضِعَ اَيْنِيَّتِكَ
و چشمها موضعت را درنیافتند
اَنْتَ الَّذى لا تُحَدُّ فَتَكُونَ مَحْدُوداً
تویى که برایت حدّى نیست تا محدود گردى
وَ لَمْ تُمَثَّلْ فَتَكُونَ مَوْجُوداً
و حضرتت را مانندى نیست تا به مثل و مانند ادراک شوى
وَ لَمْ تَلِدْ فَتَكُونَ مَوْلُوداً
و فرزندى نیاوردى تا خود نیز زائیده شده باشى
اَنْتَ الَّذى لا ضِدَّ مَعَكَ فَيُعانِدَكَ
تویى که برایت همتایى نیست تا با تو به معارضه برخیزد
وَ لا عِدْلَ لَكَ فَيُكاثِرَكَ
و همانندى ندارى تا با تو پهلو زند
وَ لا نِدَّ لَكَ فَيُعارِضَكَ
و نظیرى برایت نیست تا با تو عرض وجود کند
اَنْتَ الَّذِى ابْتَدَأَ وَ اخْتَرَعَ!
تویى که آغاز کردى و اختراع نمودى
وَ اسْتَحْدَثَ وَ ابْتَدَعَ
و پدید آوردى و بدون نمونه آفریدى
وَ اَحْسَنَ صُنْعَ ما صَنَعَ سُبْحانَكَ!
و هر چه را ساختى نیکو ساختى پاک و منزهى
ما اَجَلَّ شَاْنَكَ!
چه بزرگ است شأنت!
وَ اَسْنى فِى الْاَماكِنِ مَكانَكَ !
و چه بلند است در میان جایگاهها جایگاهت!
وَ اَصْدَعَ بِالْحَقِّ فُرْقانَكَ!
و چه آشکار کننده حق است فرقانت!
سُبْحانَكَ مِنْ لَطيفٍ ما اَلْطَفَكَ!
پاکى تو اى صاحب لطفى که چه بسیار است لطفت!
وَ رَؤُوفٍ ما اَرْأفَكَ!
و رئوفى که چه فزون است رأفتت
وَ حَكيمٍ ما اَعْرَفَكَ!
و حکیمى که چه بسیار است شناسائیت!
سُبْحانَكَ مِنْ مَليكٍ ما!
پاکى تو اى پادشاهى که چه شکوهمند است
اَمْنَعَكَ! وَجَوادٍ ما اَوْسَعَكَ!
پادشاهیت! و بخشندهاى که چه پهناور است سفره کرمت!
وَ رَفيعٍ ما اَرْفَعَكَ!
و والایى که چه والاست قدر و مرتبهات
ذُو الْبَهآءِ وَالْمَجْدِ وَالْكِبْرِيآءِ وَالْحَمْدِ. سُبْحانَكَ!
تو صاحب بهاء و مجد و کبریایى و حمدى. پاکى تو
بَسَطْتَ بِالْخَيْراتِ يَدَكَ
دست قدرتت را به خوبیها گشودهاى
وَ عُرِفَتِ الْهِدايَةُ مِنْ عِنْدِكَ
و هدایت از جانب تو شناخته شده
فَمَنِ الْتَمَسَكَ لِدينٍ اَوْ دُنْيا وَجَدَكَ. سُبْحانَكَ!
پس هر کس تو را براى دین یا دنیا بخواهد تو را مىیابد. پاک و منزهى
خَضَعَ لَكَ مَنْ جَرى فى عِلْمِكَ
هر که در عرصه علم تو قرار گرفته در پیشگاهت خاضع
وَخَشَعَ لِعَظَمَتِكَ مادُونَ عَرْشِكَ
و هرچه در زیر عرش توست در مقابل بزرگیت خاشع
وَ انْقادَ لِلتَّسْليمِ لَكَ كُلُّ خَلْقِكَ.
و همه مخلوقاتت در پیشگاه تو ریسمان تسلیم به گردن انداخته است.
سُبْحانَكَ! لاتُحَسُّ وَ لا تُجَسُّ وَ لا تُمَسُّ
پاکى تو که با حواس برون و درون درک نشوى و قابل لمس نمىباشى
وَ لا تُكادُ وَ لا تُماطُ وَلا تُنازَعُ وَلا تُجارى وَلا تُمارى و َلا تُخادَعُ وَ لا تُماكَرُ.
و احدى را قدرت حیلهگرى و کنارزدن و کشمکش و دعوا و غلبه و جدال و فریب و مکر با تو نیست
سُبْحانَكَ! سَبيلُكَ جَدَدٌ
پاکى تو که راهت هموار
وَاَمْرُكَ رَشَدٌ
و برنامهات صواب
وَ اَنْتَ حَىٌّ صَمَدٌ.
و تو زنده و مرجع حاجتهایى.
سُبْحانَكَ! قَوْلُكَ حُكْمٌ
پاکى تو گفتارت حکمت
وَ قَضآؤُكَ حَتْمٌ
و فرمانت حتمى
وَ اِرادَتُكَ عَزْمٌ
و ارادهات جزمى است
سُبْحانَكَ! لا رادَّ لِمَشِيَّتِكَ وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِكَ.
پاکى تو خواستهات را رد کنندهاى نیست و کلماتت را تغییر دهندهاى نمىباشد.
سُبْحانَكَ! باهِرَ الْاياتِ
پاکى تو اى دارنده آیات روشن
فاطِرَ السَّمواتِ
اى پدید آورنده آسمانها
بارِئَ النَّسَماتِ
اى آفریننده جانها
لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً يَدُومُ بِدَوامِكَ
سپاس تو را سپاسى که به دوامت دائم ماند
وَ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً خالِداً بِنِعْمَتِكَ
و تو را سپاس سپاسى که به نعمتت همیشه بپاید
وَ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً يُوازى صُنْعَكَ
و تو را سپاس سپاسى که با احسانت برابرى کند
وَ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً يَزيدُ عَلى رِضاكَ
و تو را سپاس سپاسى که بر خشنودیت بیفزاید
وَ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً مَعَ حَمْدِ كُلِّ حامِدٍ
و سپاس تو را سپاسى که با سپاس هر سپاسگزارى توأم باشد
وَ شُكْراً يَقْصُرُ عَنْهُ شُكْرُ كُلِّ - شاكِرٍ
و شکرى که شکر هر شاکرى از آنکوتاه آید
حَمْداً لايَنْبَغى اِلاَّ لَكَ
سپاسى که سزاوار غیر تو نباشد
وَلايُتَقَرَّبُ بِهِ اِلاَّ اِلَيْكَ
و وسیله تقرب به غیر حضرتت نشود
حَمْداً يُسْتَدامُ بِهِ الْاَوَّلُ
سپاسى که موجب دوام سپاس اول
وَ يُسْتَدْعى بِهِ دَوامُ الْاخِرِ
و به دنبال داشتن دوام سپاس پایانى شود
حَمْداً يَتَضاعَفُ عَلى كُرُورِ الْاَزْمِنَةِ
سپاسى که بر گردش زمانها چند برابر گردد
وَ يَتَزايَدُ اَضْعافاً مُتَرادِفَةً
و به افزایشهاى پى در پى فزونى یابد
حَمْداً يَعْجِزُ عَنْ اِحْصآئِهِ الْحَفَظَةُ
سپاسى که فرشتگان حافظ اعمال از شمردنش عاجز شوند
وَ يَزيدُ عَلى ما اَحْصَتْهُ فى كِتابِكَ الْكَتَبَةُ
حمدى که از شماره اعمال بندگان که ملائکه در کتاب تو مىنویسند افزون باشد
حَمْداً يُوازِنُ عَرْشَكَ الْمَجيدَ
سپاسى که با عرش برینت هموزن باشد
وَ يُعادِلُ كُرْسِيَّكَ الرَّفيعَ
و با کرسى بلندت معادل نشان دهد
حَمْداً يَكْمُلُ لَدَيْكَ ثَوابُهُ
سپاسى که پاداشش از جانب تو کامل گردد
وَ يَسْتَغْرِقُ كُلَّ جَزآءٍ جَزآؤُهُ
و مزدش همه مزدها را فرا گیرد
حَمْداً ظاهِرُهُ وَفْقٌ لِباطِنِهِ
سپاسى که ظاهرش با باطنش
وَ باطِنُهُ وَفْقٌ لِصِدْقِ النِّيَّةِ
و درونش با صدق نیّت وفق دهد
حَمْداًلَمْ يَحْمَدْكَ خَلْقٌ مِثْلَهُ
سپاسى که هیچ آفریده به مثل آن تو را سپاس ننموده باشد
وَلايَعْرِفُ اَحَدٌ سِواكَ فَضْلَهُ
و جز تو هیچ کس فضل آن را نشناسد
حَمْداً يُعانُ مَنِ اجْتَهَدَ فى تَعْديدِهِ
سپاسى که هر کس در فراوان آوردنش زحمت کشد یارى گردد
وَ يُؤَيَّدُ مَنْ اَغْرَقَ نَزْعاً فى تَوْفِيَتِهِ
و هر که در کامل آوردنش نهایت کوشش را به کار برد تأیید شود
حَمْداً يَجْمَعُ ما خَلَقْتَ مِنَ الْحَمْدِ
سپاسى که هر چه سپاس آفریدهاى را دارا باشد
وَ يَنْتَظِمُ ما اَنْتَ خالِقُهُ مِنْ بَعْدُ
و هر چه را پس از این به وجود آورى در برگیرد
حَمْداً لا حَمْدَ اَقْرَبُ اِلى قَوْلِكَ مِنْهُ
سپاسى که هیچ سپاس از آن به کلام تو نزدیکتر
وَ لا اَحْمَدَ مِمَّنْ يَحْمَدُكَ بِهِ
و هیچ کس از آن کس که بر این گونه سپاس گوید سپاس گزارتر نباشد
حَمْداً يُوجِبُ بِكَرَمِكَ الْمَزيدَ بِوُفُورِهِ
به کرمت باعث افزونى نعمت و وفور آن گردد
وَ تَصِلُهُ بِمَزيدٍ بَعْدَ مَزيدٍ طَوْلاً مِنْكَ
و از باب احسان پس از هر فزونى آن را سپاسى که به فزونى دیگر برسانى
حَمْداً يَجِبُ لِكَرَمِ وَجْهِكَ .
سپاسى که با بزرگوارى ذات تو واجب آمده.
وَ يُقابِلُ عِزَّ جَلالِكَ
و با جلال و عظمت تو برابر باشد
رَبِّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
بار خدایا بر محمد و آل محمد
الْمُنْتَجَبِ الْمُصْطَفَى الْمُكَرَّمِ الْمُقَرَّبِ
که انتخاب شده و برگزیده و گرامى و مقرب درگاه توست
اَفْضَلَ صَلَواتِكَ
بهترین درودهاى خود را بفرست
وَ بارِكْ عَلَيْهِ اَتَمَّ بَرَكاتِكَ
و او را به کاملترین برکاتت برکت عنایت کن
وَ تَرَحَّمْ عَلَيْهِ اَمْتَعَ رَحَماتِكَ
و پر بهرهترین رحمتت را نصیب او فرما.
رَبِّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدِ وَالِهِ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
صَلوةً زاكِيَةً لاتَكُونُ صَلوةٌ اَزْكى مِنْها
درودى بالنده که هیچ درودى از آن بالندهتر نباشد
وَصَلِّ عَلَيْهِ صَلوةً نامِيَةً لا تَكُونُ صَلوةٌ اَنْمى مِنْها
و بر او درودى فزاینده فرست که درورى از آن فزایندهتر نباشد
وَ صَلِّ عَلَيْهِ صَلوةً راضِيَةً لا تَكُونُ صَلوةٌ فَوْقَها
و بر او دوردى پسندیده فرست که دورى برتر از آن نباشد
رَبِّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست
صَلوةً تُرْضيهِ وَتَزيدُ عَلى رِضاهُ
درودى که وى را خشنود سازد و بیش از رضایش باشد
وَصَلِّ عَلَيْهِ صَلوةً تُرْضيكَ وَتَزيدُ عَلى رِضاكَ لَهُ
و بر او درودى فرست که تو را خشنود سازد و بیش از رضایت از او باشد
وَ صَلِّ - عَلَيْهِ صَلوةً لاتَرْضى لَهُ اِلاَّ بِها
و بر او درودى فرست که براى او جز به آن خشنود نشوى
وَ لا تَرى غَيْرَهُ لَها اَهْلاً
و غیر او کسى را شایسته آن ندانى.
. رَبِّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پروردگارا بر محمد وآلش درود فرست
صَلوةً تُجاوِزُ رِضْوانَكَ
درودى که از رضاى تو فراتر رود
وَ يَتَّصِلُ اتِّصالُها بِبَقآئِكَ
و دوامش به دوام تو متصل گردد
وَلايَنْفَدُ كَما لاتَنْفَدُ كَلِماتُكَ
و پایان نپذیرد چنانکه کلمات تو پایان نگیرد.
رَبِّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست
صَلوةً تَنْتَظِمُ صَلَواتِ مَلائِكَتِكَ وَ اَنْبِيآئِكَ وَ رُسُلِكَ وَ اَهْلِ طاعَتِكَ
درودى برابر همه درودهاى فرشتگان و پیمبران و فرستادگان تو و آنان که اهل طاعت تو باشند
وَ تَشْتَمِلُ عَلى صَلَواتِ عِبادِكَ مِنْ جِنِّكَ وَ اِنْسِكَ وَ اَهْلِ اِجابَتِكَ
و شامل بر درود بندگانت از جنّ و انس و پذیرندگان دعوتت گردد
وَ تَجْتَمِعُ عَلى صَلوةِ كُلِّ مَنْ ذَرَاْتَ وَ بَرَاْتَ مِنْ اَصْنافِ خَلْقِكَ
و درود هر که را از انواع مخلوقات خود که آفریدهاى و پدید آوردهاى در برگیرد.
رَبِّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ الِهِ
خداوندا بر او و آلش درود فرست
صَلوةً تُحيطُ بِكُلِّ صَلوةٍ سالِفَةٍ وَ مُسْتَاْنَفَةٍ
درودى که بر هر درود گذشته و تازهاى محیط باشد
وَ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلى الِهِ
و بر او و آلش درود فرست
صَلوةً مَرْضِيَّةً لَكَ وَ لِمَنْ دُونَكَ
درودی که نزد تو و غیر تو پسندیده باشد
وَ تُنْشِئُ مَعَ,ذلِكَ صَلَواتٍ تُضاعِفُ مَعَها تِلْكَ الصَّلَواتِ عِنْدَها
و در کنار آن درودهایى بیافرینى که آن درودهاى گذشته را چند برابر کنى
وَ تَزيدُها عَلى كُرُورِ الْاَيّامِ زِيادَةً فى تَضاعيفَ لا يَعُدُّها غَيْرُكَ
و با دور روزگار چندان بر آن اضافه کنى که غیر تو از شمارش آن ناتوان. باشد
رَبِّ صَلِّ عَلى اَطآئِبِ اَهْلِ بَيْتِهِ الَّذينَ اخْتَرْتَهُمْ لِأمْرِكَ
خداوندا درود فرست بر پاکیزهتران از اهل بیت او که ایشان را براى اجراى فرمان خود انتخاب کردهاى
وَ جَعَلْتَهُمْ خَزَنَةَ عِلْمِكَ
و آنان را گنجینهداران علم
وَ حَفَظَةَ دينِكَ
و حافظان دین
وَ خُلَفآءَكَ فىاَرْضِكَ
و خلفاى خود در زمین
وَ حُجَجَكَ عَلى عِبادِكَ
و حجتهاى خویش بر بندگانت قرار دادهاى
وَ طَهَّرْتَهُمْ مِنَ الرِّجْسِ وَالدَّنَسِ تَطْهيراً بِاِرادَتِكَ
و به اراده خود ایشان را از پلیدى به تمام معنى پاک کردهاى
وَجَعَلْتَهُمُ الْوَسيلَةَ اِلَيْكَ
و آنان را وسیلهاى به سوى - خود
وَالْمَسْلَكَ اِلى جَنَّتِكَ.
و راه بهشت خود نمودهاى
رَبِّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ .
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
صَلوةً تُجْزِلُ لَهُمْ بِها مِنْ نِحَلِكَ وَ كَرامَتِكَ
درودى که به سبب آن بخشش و بزرگواریت را در حق ایشان بزرگ گردانى
وَ تُكْمِلُ لَهُمُ الْاَشْيآءَ مِنْ عَطاياكَ وَ نَوافِلِكَ
و هر گونه عطا و احسانت را درباره ایشان کامل کنى
وَ تُوَفِّرُ عَلَيْهِمُ الْحَظَّ مِنْ عَوآئِدِكَ وَ فَوآئِدِكَ.
و بهره آنان را از تمام عوائد و فوائد خود سرشار نمایى.
رَبِّ صَلِّ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ صَلوةً لا اَمَدَ فى اَوَّلِها
الها بر او و بر ایشان درودى فرست که آغازش را مرزى
وَ لا غايَةَ لِأمَدِها
و مدّتش را پایانى
وَ لا نِهايَةَ لِاخِرِها.
و آخرش را نهایتى نباشد.
رَبِّ صَلِّ عَلَيْهِمْ زِنَةَ عَرْشِكَ وَ مادُونَهُ
خداوندا برایشان درودى فرست همپایه عرش و آنچه زیر عرش است
وَ مِلْاَسَمواتِكَ وَ ما فَوْقَهُنَّ
و به گنجایش آسمانها و آنچه فوق آنهاست
وَعَدَدَ اَرَضيكَ وَ ما تَحْتَهُنَّ وَ ما بَيْنَهُنَّ
و به شمار زمینهایت و آنچه زیر آنها و میانشان قرار دارد
صَلوةً تُقَرِّبُهُمْ مِنْكَ زُلْفى
درودى که آنان را بدان سبب به کمال قرب خود رسانى
وَتَكُونُ لَكَ وَ لَهُمْ رِضًى
و براى تو و ایشان رضا و خشنودى باشد
وَ مُتَّصِلَةٌ بِنَظآئِرِهِنَّ اَبَداً.
و براى همیشه به نظائر آن متصل گردد
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَيَّدْتَ دينَكَ فى كُلِّ اَوانٍ بِاِمامٍ اَقَمْتَهُ عَلَماً. لِعِبادِكَ
خداوندا تو در هر زمان دینت را به سبب رهبرى بر حق تأیید کردى و او را نشانهاى براى بندگانت
وَ مَناراً فى بِلادِكَ
و مشعلى فروزان در شهرهایت بپا داشتى
بَعْدَ اَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِكَ
پس از آنکه ریسمان او را به ریسمان خود وصل کردى
وَ جَعَلْتَهُ الذَّريعَةَ اِلى رِضْوانِكَ
و او را سبب دستیابى به رضاى خود ساختى
وَ افْتَرَضْتَ طاعَتَهُ
و طاعتش را بر همه واجب نمودى
وَ حَذَّرْتَ مَعْصِيَتَهُ وَ أَمَرْتَ بِامْتِثَالِ أَوَامِرِهِ وَ الاِنْتِهَاءِ عِنْدَ نَهْيِهِ
و مردم را از سركشى در برابر او بر حذر داشته اى و فرمان داده اى كه به هر چه امر مى كند اطاعت كنند و از هر چه نهى مى كند باز ايستند
وَ أَلاَّ يَتَقَدَّمَهُ مُتَقَدِّمٌ
و كس بر او پيشى نگيرد
وَ لاَ يَتَأَخَّرَ عَنْهُ مُتَأَخِّرٌ فَهُوَ عِصْمَةُ اللاَّئِذِينَ
و كس از او واپس نماند و او نگهدار كسانى است كه بدو پناه مى برند
وَ كَهْفُ الْمُؤْمِنِينَ
و كهف امان مؤمنان است
وَ عُرْوَةُ الْمُتَمَسِّكِينَ
و حلقه اعتصام ايشان است
وَ بَهَاءُ الْعَالَمِينَ
و جلال و جلوه جهانيان است.
اَللَّهُمَّ فَأَوْزِعْ لِوَلِيِّكَ شُكْرَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيْهِ
بار خدايا به ولى خود الهام نماى كه شكر نعمتى را كه به او ارزانى داشته اى به جاى آرد
وَ أَوْزِعْنَا مِثْلَهُ فِيهِ
و ما را نيز الهام ده كه شكر نعمت هدايت او به جاى آريم
وَ آتِهِ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَاناً نَصِيراً
و او را از جانب خود سلطه و توانايى ده
وَ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً
و به آسانى راه پيروزى بر او بگشاى
وَ أَعِنْهُ بِرُكْنِكَ الْأَعَزِّ
و به نيرومندترين اركان قدرت خود يارىاش فرماى
وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ
و پشتش محكم
وَ قَوِّ عَضُدَهُ
و بازوانش توانا گردان
وَ رَاعِهِ بِعَيْنِكَ
و زير نظر مراقبت خويش قرار ده
وَ احْمِهِ بِحِفْظِكَ
و در سايه حفظ خود حفظش نماى
وَ انْصُرْهُ بِمَلاَئِكَتِكَ
و به ملائكه خود يارى اش ده
وَ امْدُدْهُ بِجُنْدِكَ الْأَغْلَبِ
و به لشكر پيروزمند خود مددش رسان.
وَ أَقِمْ بِهِ كِتَابَكَ وَ حُدُودَكَ وَ شَرَائِعَكَ وَ سُنَنَ رَسُولِكَ – صَلَوَاتُكَ اللَّهُمَّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ –
اى خداوند كتاب خود حدود و شرايع خود و سنتهاى پيامبر خود را – صلواتك اللهم عليه و آله – بدو بر پاى دار
وَ أَحْيِ بِهِ مَا أَمَاتَهُ الظَّالِمُونَ مِنْ مَعَالِمِ دِينِكَ
و هر چه را ظالمان از معالم دينت ميرانيده اند بدو زنده دار
وَ اجْلُ بِهِ صَدَاءَ الْجَوْرِ عَنْ طَرِيقَتِكَ
و بدو زنگ ستم ستمكاران از آيين خويش بزداى
وَ أَبِنْ بِهِ الضَّرَّاءَ مِنْ سَبِيلِكَ
و بدو دشواريها از راه خود دور گردان
وَ أَزِلْ بِهِ النَّاكِبِينَ عَنْ صِرَاطِكَ وَ امْحَقْ بِهِ بُغَاةَ قَصْدِكَ عِوَجاً
و به نيروى او كسانى را كه از راه تو منحرف شده اند از ميان بردار و آن كسان را كه صراط مستقيم تو را راه كج جلوه مى دهند نابود نماى.
وَ أَلِنْ جَانِبَهُ لِأَوْلِيَائِكَ
اى خداوند ولى و امام خود را براى دوستانت قلبى مهربان و نرم عطا كن
وَ ابْسُطْ يَدَهُ عَلَى أَعْدَائِكَ
و دست قدرت او بر دشمنانت گشوده گردان
وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ تَعَطُّفَهُ وَ تَحَنُّنَهُ
و رأفت و رحمت و عطوفت و محبتش را نصيب ما گردان
وَ اجْعَلْنَا لَهُ سَامِعِينَ مُطِيعِينَ
و ما را از نيوشندگان و فرمانبرداران امر او قرار ده
وَ فِي رِضَاهُ سَاعِينَ وَ إِلَى نُصْرَتِهِ
و چنان كن كه در راه رضاى او سعى كنيم و يارى اش نماييم
وَ الْمُدَافَعَةِ عَنْهُ مُكْنِفِينَ
و مدافع او در برابر دشمنش باشيم
وَ إِلَيْكَ وَ إِلَى رَسُولِكَ – صَلَوَاتُكَ اللَّهُمَّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ – بِذَلِكَ مُتَقَرِّبِينَ
و اين سبب تقرب ما به تو و رسول تو – صلواتك عليه و آله – گردد.
اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى أَوْلِيَائِهِمُ
بار خدايا تحيت و درود بفرست دوستان ايشان را
الْمُعْتَرِفِينَ بِمَقَامِهِمُ
آن اعتراف كنندگان به مقام و منزلت ايشان
الْمُتَّبِعِينَ مَنْهَجَهُمُ الْمُقْتَفِينَ آثَارَهُمُ الْمُسْتَمْسِكِينَ بِعُرْوَتِهِمُ
آن پيروى كنندگان راه ايشان آن پاى نهندگان به جاى پاى ايشان آن چنگ زنندگان به رشته آيين ايشان
الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَتِهِمُ:
آن تمسك جويان به دوستى ايشان
الْمُؤْتَمِّينَ بِإِمَامَتِهِمُ
آن پذيرندگان پيشوايى ايشان
الْمُسَلِّمِينَ لِأَمْرِهِمُ
آن تسليم شوندگان به فرمان ايشان
الْمُجْتَهِدِينَ فِي طَاعَتِهِمُ
آن كوشندگان در طاعت ايشان
الْمُنْتَظِرِينَ أَيَّامَهُمُ
آن منتظران دولت ايشان
الْمَادِّينَ إِلَيْهِمْ أَعْيُنَهُمْ
و آن چشم به راهان ظهور ايشان
الصَّلَوَاتِ الْمُبَارَكَاتِ الزَّاكِيَاتِ النَّامِيَاتِ الْغَادِيَاتِ الرَّائِحَاتِ.
تحيت و درودى مبارك پاكيزه فزاينده در هر بامداد و هر شبانگاه.
وَ سَلِّمْ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِهِمْ
اى خداوند بر ايشان سلام كن و بر ارواحشان.
وَ اجْمَعْ عَلَى التَّقْوَى أَمْرَهُمْ وَ أَصْلِحْ لَهُمْ شُئُونَهُمْ وَ تُبْ عَلَيْهِمْ
اعمالشان با تقوى توأم نماى و احوالشان به صلاح آور و توبه شان بپذير
إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
كه تو توبه پذيرنده و مهربانى
وَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ
تو بهترين آمرزندگانى.
وَ اجْعَلْنَا مَعَهُمْ فِي دَارِ السَّلاَمِ
ما را به رحمت خود با آنان در دار السلام بهشت جاى ده
بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
اى مهربانترين مهربانان.
اَللَّهُمَّ هَذَا يَوْمُ عَرَفَةَ
بار خدايا امروز روز عرفه است.
يَوْمٌ شَرَّفْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ عَظَّمْتَهُ
روزى است كه آن را شريف و گرامى داشته اى و تعظيم و تجليل كرده اى.
نَشَرْتَ فِيهِ رَحْمَتَكَ وَ مَنَنْتَ فِيهِ بِعَفْوِكَ
در اين روز رحمت خود پراكنده اى و بر مردمان به عفو خود منت نهاده اى
وَ أَجْزَلْتَ فِيهِ عَطِيَّتَكَ
و عطاى خود در حق ايشان افزوده اى
وَ تَفَضَّلْتَ بِهِ عَلَى عِبَادِكَ
و بر بندگانت تفضل فرموده اى.
اَللَّهُمَّ وَ أَنَا عَبْدُكَ الَّذِي أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ قَبْلَ خَلْقِكَ لَهُ وَ بَعْدَ خَلْقِكَ
اى خداوند من آن بنده توأم كه هم پيش از آفريدن او او را از نعمت خود بر خوردار ساختى و هم پس از آن.
إِيَّاهُ فَجَعَلْتَهُ مِمَّنْ هَدَيْتَهُ لِدِينِكَ
او را در زمره كسانى آورده اى كه آنان را به دين خود راه نموده اى
وَ وَفَّقْتَهُ لِحَقِّكَ
و به گزاردن حق خويش توفيق داده اى
وَ عَصَمْتَهُ بِحَبْلِكَ
و اكنون چنگ در ريسمان استوار دوستى تو زده
وَ أَدْخَلْتَهُ فِي حِزْبِكَ وَ أَرْشَدْتَهُ لِمُوَالاَةِ أَوْلِيَائِكَ
و تواش در حزب خود داخل كرده اى و راهش نموده اى كه با دوستانت دوستى ورزد
وَ مُعَادَاةِ أَعْدَائِكَ
و با دشمنانت دشمنى كند.
ثُمَّ أَمَرْتَهُ فَلَمْ يَأْتَمِرْ
سپس فرمانش دادى و او فرمان نبرد
وَ زَجَرْتَهُ فَلَمْ يَنْزَجِرْ
منعش كردى و به منع تو وقعى ننهاد
وَ نَهَيْتَهُ عَنْ مَعْصِيَتِكَ
از معصيت خود نهيش كردى
فَخَالَفَ أَمْرَكَ
فرمان تو خلاف كرد
إِلَى نَهْيِكَ لاَ مُعَانَدَةً لَكَ
و مرتكب همان اعمالى شد كه از آن نهيش كرده بودى
وَ لاَ اسْتِكْبَاراً عَلَيْكَ
اما نه از روى عناد و گردنكشى
بَلْ دَعَاهُ هَوَاهُ إِلَى مَا زَيَّلْتَهُ وَ إِلَى مَا حَذَّرْتَهُ وَ أَعَانَهُ عَلَى ذَلِكَ عَدُوُّكَ وَ عَدُوُّهُ
بلكه هواى نفسش او را به اعمالى فرا خواند كه تو از آن دورش خواسته بودى و از آتش ترسانده بودى. دشمن تو و دشمن او – شيطان – بفريفتش
فَأَقْدَمَ عَلَيْهِ عَارِفاً بِوَعِيدِكَ رَاجِياً لِعَفْوِكَ وَاثِقاً بِتَجَاوُزِكَ
تا در عين آگاهى از عذاب تو مرتكب معاصى شد. اكنون به عفو تو اميد بسته و به بخشايش تو مطمئن گشته است.
وَ كَانَ أَحَقَّ عِبَادِكَ مَعَ مَا مَنَنْتَ عَلَيْهِ أَلاَّ يَفْعَلَ
با آن همه احسان كه تو در حق او كرده بودى از ديگر بندگانت سزاوارتر بود كه چنان نكند كه كرده بود.
وَ هَا أَنَا ذَا بَيْنَ يَدَيْكَ صَاغِراً
اى خداوند اين منم كه در برابر تو ايستاده ام
ذَلِيلاً خَاضِعاً خَاشِعاً خَائِفاً مُعْتَرِفاً بِعَظِيمٍ مِنَ الذُّنُوبِ تَحَمَّلْتُهُ
خوار و ذليل و خاضع و خاشع و خائف و معترف به گناهان بزرگى كه بارش را بر دوش مى كشم
وَ جَلِيلٍ مِنَ الْخَطَايَا اجْتَرَمْتُهُ
و خطاهاى عظيمى كه مرتكب شده ام.
مُسْتَجِيراً بِصَفْحِكَ لاَئِذاً بِرَحْمَتِكَ
در سايه عفو تو خزيدهام و به جوار رحمت تو پناه جسته ام
مُوقِناً أَنَّهُ لاَ يُجِيرُنِي مِنْكَ مُجِيرٌ
و به يقين مى دانم كه كسى مرا از تو زنهار نخواهد داد
وَ لاَ يَمْنَعُنِي مِنْكَ مَانِعٌ
و كس مرا از كيفر تو در امان نخواهد داشت.
فَعُدْ عَلَيَّ بِمَا تَعُودُ بِهِ عَلَى مَنِ اقْتَرَفَ مِنْ تَغَمُّدِكَ
بار خدايا اكنون كه به درگاهت روى نهاده ام تو نيز آن پرده كه بر گنه كاران مى كشى بر من نيز بكش
وَ جُدْ عَلَيَّ بِمَا تَجُودُ بِهِ عَلَى مَنْ أَلْقَى بِيَدِهِ إِلَيْكَ مِنْ عَفْوِكَ
و بر من ببخشاى آن بخشايش خود را كه به كسى ارزانى مى دارى كه خود را تسليم تو مى كند.
وَ امْنُنْ عَلَيَّ بِمَا لاَ يَتَعَاظَمُكَ أَنْ تَمُنَّ بِهِ عَلَى مَنْ أَمَّلَكَ مِنْ غُفْرَانِكَ
بر من احسان كن آن سان كه در حق كسى كه آرزوى آمرزش تو دارد كه احسان تو هر چند سترگ بود در نظرت به چيزى نسنجد.
وَ اجْعَلْ لِي فِي هَذَا الْيَوْمِ نَصِيباً
بار خدايا براى من در اين روز نصيبى قرار ده
أَنَالُ بِهِ حَظّاً مِنْ رِضْوَانِكَ وَ لاَ تَرُدَّنِي صِفْراً مِمَّا يَنْقَلِبُ بِهِ الْمُتَعَبِّدُونَ لَكَ مِنْ عِبَادِكَ
كه از آن به خشنودى تو رسم و مرا از ثوابى كه پرستندگانت از آن بهره ور مى شوند تهيدست باز مگردان
وَ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أُقَدِّمْ مَا قَدَّمُوهُ مِنَ الصَّالِحَاتِ
كه هر چند نتوانسته ام از اعمال نيك چيزى تقديم دارم آن سان كه ديگران تقديم داشته اند
فَقَدْ قَدَّمْتُ تَوْحِيدَكَ وَ نَفْيَ الْأَضْدَادِ وَ الْأَنْدَادِ وَ الْأَشْبَاهِ عَنْكَ
ولى توحيد تو و نفى اضداد و امثال از تو را تقديم داشته ام
وَ أَتَيْتُكَ مِنَ الْأَبْوَابِ الَّتِي أَمَرْتَ أَنْ تُؤْتَى مِنْهَا
و از درهايى به نزد تو آمده ام كه تو خود فرموده اى كه از آن درها به سوى تو آيند
وَ تَقَرَّبْتُ إِلَيْكَ بِمَا لاَ يَقْرُبُ أَحَدٌ مِنْكَ إِلاَّ بالتَّقَرُّبِ بِهِ
و به درگاه تو به چيزى تقرب جسته ام كه تا به آن تقرب نجويند به تو تقرب نتوانند يافت.
ثُمَّ أَتْبَعْتُ ذَلِكَ بِالْإِنَابَةِ إِلَيْكَ
آنگاه از پى آن تقرب به درگاه تو توبه كرده ام
وَ التَّذَلُّلِ وَ الاِسْتِكَانَةِ لَكَ وَ حُسْنِ الظَّنِّ بِكَ
در عين خوارى و فروتنى و حسن ظن به تو
وَ الثِّقَةِ بِمَا عِنْدَكَ وَ شَفَعْتُهُ بِرَجَائِكَ الَّذِي قَلَّ مَا يَخِيبُ عَلَيْهِ رَاجِيكَ
و اعتماد به رحمت تو و اميد به تو را كه اميدواران از آن نوميد نمى شوند شفيع خود گردانيده ام.
وَ سَأَلْتُكَ مَسْأَلَةَ الْحَقِيرِ الذَّلِيلِ الْبَائِسِ الْفَقِيرِ الْخَائِفِ الْمُسْتَجِيرِ
اى خداوند دست سؤال پيش تو دراز كرده ام همانند موجود حقير ذليل بينواى فقير ترسانى زنهار خواه همراه با ترس
وَ مَعَ ذَلِكَ خِيفَةً وَ تَضَرُّعاً وَ تَعَوُّذاً وَ تَلَوُّذاً
و تضرع و پناه آوردن به تو و التجا به ذيل جلال تو
لاَ مُسْتَطِيلاً بِتَكَبُّرِ الْمُتَكَبِّرِينَ
نه از سر گردنكشى و چون متكبران به تكبر
وَ لاَ مُتَعَالِياً بِدَالَّةِ الْمُطِيعِينَ وَ لاَ مُسْتَطِيلاً بِشَفَاعَةِ الشَّافِعِينَ
نه از روى اعتلا آن سان كه عبادت كننده را دلير سازد و نه از روى اتكا به شفاعت شافعان.
وَ أَنَا بَعْدُ أَقَلُّ الْأَقَلِّينَ
اى خداوند من كمترين كمترانم
وَ أَذَلُّ الْأَذَلِّينَ
و خوارترين خوارترانم
وَ مِثْلُ الذَّرَّةِ أَوْ دُونَهَا
همانند ذرهاى يا حتى كمتر از آن.
فَيَا مَنْ لَمْ يُعَاجِلِ الْمُسِيئِينَ
و اينك اى خداوندى كه در كيفر بدكاران شتاب نمىكنى
وَ لاَ يَنْدَهُ الْمُتْرَفِينَ وَ يَا مَنْ يَمُنُّ بِإِقَالَةِ الْعَاثِرِينَ
و فرو رفتگان در ناز و نعمت را مهلت مى دهى و گنهكاران را به انعام خود عفو مى كنى
وَ يَتَفَضَّلُ بِإِنْظَارِ الْخَاطِئِينَ
و به فضل خويش از خطاكاران مهلت باز نمى گيرى
أَنَا الْمُسِيءُ الْمُعْتَرِفُ الْخَاطِئُ
من بدكارى هستم معترف و خطاكارى هستم
الْعَاثِرُ أَنَا الَّذِي أَقْدَمَ عَلَيْكَ مُجْتَرِئاً
لغزيده و به سر در آمده. دليرانه در برابر تو مرتكب گناه شده
أَنَا الَّذِي عَصَاكَ مُتَعَمِّداً
و به عمد معصيت تو كرده ام.
أَنَا الَّذِي اسْتَخْفَى مِنْ عِبَادِكَ وَ بَارَزَكَ
من همانم كه اعمال ناپسند خود را از بندگان تو مستور داشته و در نزد تو آشكار ساخته ام.
أَنَا الَّذِي هَابَ عِبَادَكَ
من همانم كه از بندگانت ترسان بوده
وَ أَمِنَكَ أَنَا الَّذِي لَمْ يَرْهَبْ سَطْوَتَكَ
ولى خود را از تو در امان ديده ام. من همانم كه از سطوت تو بيمناك نشده ام
وَ لَمْ يَخَفْ بَأْسَكَ
و از خشم تو ترسى به دل راه نداده ام.
أَنَا الْجَانِي عَلَى نَفْسِهِ
من بر خود جنايت كرده ام
أَنَا الْمُرْتَهَنُ بِبَلِيَّتِهِ
من گروگان بلاى خويشتنم
أَنَا القَلِيلُ الْحَيَاءِ
من از شرم و حيا بهره اى چندان نبرده ام
أَنَا الطَّوِيلُ الْعَنَاءِ
و من گرفتار رنجى ديرينه ام.
بِحَقِّ مَنِ انْتَجَبْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَ بِمَنِ اصْطَفَيْتَهُ لِنَفْسِكَ بِحَقِّ مَنِ اخْتَرْتَ مِنْ بَرِيَّتِكَ وَ مَنِ اجْتَبَيْتَ لِشَأْنِكَ
بار خدايا تو را سوگند مى دهم به آن كه از ميان خلق او را برگزيده اى به آن كه او را براى خود پسنديده اى به آن كه از ميان آفريدگانت او را اختيار كرده اى به آن كه او را براى خود برگزيده اى
بِحَقِّ مَنْ وَصَلْتَ طَاعَتَهُ بِطَاعَتِكَ
به آن كه طاعت او را به طاعت خود پيوسته اى
وَ مَنْ جَعَلْتَ مَعْصِيَتَهُ كَمَعْصِيَتِكَ
و معصيت او را معصيت خود دانسته اى
بِحَقِّ مَنْ قَرَنْتَ مُوَالاَتَهُ بِمُوَالاَتِكَ
و دوستى اش به دوستى خود قرين ساخته اى
وَ مَنْ نُطْتَ مُعَادَاتَهُ بِمُعَادَاتِكَ
و دشمنى اش را دشمنى خود شمرده اى
تَغَمَّدْنِي فِي يَوْمِي هَذَا بِمَا تَتَغَمَّدُ بِهِ مَنْ جَأَرَ إِلَيْكَ مُتَنَصِّلاً وَ عَاذَ بِاسْتِغْفَارِكَ تَائِباً
در اين روز مرا چونان كسانى كه از گناه بيزارى جسته اند و به تو پناه آورده اند و توبه كرده و به آمرزش تو پيوسته اند خلعت عفو و رحمت خود بپوشان.
وَ تَوَلَّنِي بِمَا تَتَوَلَّى بِهِ أَهْلَ طَاعَتِكَ وَ الزُّلْفَى لَدَيْكَ وَ الْمَكَانَةِ مِنْكَ
بار خدايا از هر چه پرستندگان و مقربان خود را نصيب مى دهى مرا نيز نصيب ده.
وَ تَوَحَّدْنِي بِمَا تَتَوَحَّدُ بِهِ مَنْ وَفَى بِعَهْدِكَ وَ أَتْعَبَ نَفْسَهُ فِي ذَاتِكَ وَ أَجْهَدَهَا فِي مَرْضَاتِكَ
مرا خاص خود گردان بدان گونه كه وفا كنندگان به عهد خود را و آنان را كه در عبادت تو خويشتن به رنج افكنده و در خشنودى تو كوشيده اند خاص خود مى گردانى.
وَ لاَ تُؤَاخِذْنِي بِتَفْرِيطِي فِي جَنْبِكَ وَ تَعَدِّي طَوْرِي فِي حُدُودِكَ وَ مُجَاوَزَةِ أَحْكَامِكَ
مرا به سبب قصور در بندگى ات يا تجاوز از حد خويش و احكام تو مؤاخذت مفرماى.
وَ لاَ تَسْتَدْرِجْنِي بِإِمْلاَئِكَ لِي اسْتِدْرَاجَ
بار خدايا چنان مباد كه مرا مهلت دهى تا به تدريج سزاوار كيفر شوم
مَنْ مَنَعَنِي خَيْرَ مَا عِنْدَهُ
چونان كسى كه نعمت از من باز گرفت و چنان پنداشت كه هر خير و نيكى كه هست از جانب اوست
وَ لَمْ يَشْرَكْكَ فِي حُلُولِ نِعْمَتِهِ بِي
تا آنجا كه تو را هم در نعمتى كه نصيب من شده بود شريك نساخت.
وَ نَبِّهْنِي مِنْ رَقْدَةِ الْغَافِلِينَ وَ سِنَةِ الْمُسْرِفِينَ وَ نَعْسَةِ الْمَخْذُولِينَ
اى خداوند مرا از خواب غافلان و ناهشيارى اسرافكاران و خواب آلودگى خذلان رسيدگان بيدار و آگاه ساز.
وَ خُذْ بِقَلْبِي إِلَى مَا اسْتَعْمَلْتَ بِهِ الْقَانِتِينَ
دلم را به كارى بر گمار كه اطاعت كنندگان را بدان گماشته اى
وَ اسْتَعْبَدْتَ بِهِ الْمُتَعَبِّدِينَ
و متعبدان را بدان واداشته اى
وَ اسْتَنْقَذْتَ بِهِ الْمُتَهَاوِنِينَ
و بندگان سهل انگار را بدان از عذاب رهايى بخشيده اى.
وَ أَعِذْنِي مِمَّا يُبَاعِدُنِي عَنْكَ
بار خدايا مرا از هر چه از درگاه تو دور مى دارد
وَ يَحُولُ بَيْنِي وَ بَيْنَ حَظِّي مِنْكَ وَ يَصُدُّنِي عَمَّا أُحَاوِلُ لَدَيْكَ
يا ميان من و فيضى كه از سوى تو به من مىرسد حايل مى گردد يا از هر قصد كه نزد تو كنم باز مى دارد در پناه خود دار.
وَ سَهِّلْ لِي مَسْلَكَ الْخَيْرَاتِ إِلَيْكَ وَ الْمُسَابَقَةَ إِلَيْهَا مِنْ حَيْثُ أَمَرْتَ وَ الْمُشَاحَّةَ فِيهَا عَلَى مَا أَرَدْتَ
اى خداوند آن راه خير را كه به سوى تو رهنمون است پيش پاى من هموار نماى. در رسيدن به نيكيها از آن راه كه خود فرموده اى سبقت را بر من آسان كن و تلاش براى دست يافتن به آنها را بدان گونه كه خود خواسته اى نصيب من فرما.
وَ لاَ تَمْحَقْنِي فِيمَن تَمْحَقُ مِنَ الْمُسْتَخِفِّينَ بِمَا أَوْعَدْتَ
مرا همراه كسانى كه وعده عذاب تو را سهل مى انگارند تباه مكن
وَ لاَ تُهْلِكْنِي مَعَ مَنْ تُهْلِكُ مِنَ الْمُتَعَرِّضِينَ لِمَقْتِكَ
و با آنان كه آماج انتقام تو هستند هلاك منماى
وَ لاَ تُتَبِّرْنِي فِيمَنْ تُتَبِّرُ مِنَ الْمُنْحَرِفِينَ عَنْ سُبُلِكَ
و با آن گروه كه از طريق تو منحرف مى شوند خرد و شكسته مكن
وَ نَجِّنِي مِنْ غَمَرَاتِ الْفِتْنَةِ وَ خَلِّصْنِي مِنْ لَهَوَاتِ الْبَلْوَى.
مرا از گردابهاى فتنه رهايى بخش و از تنگناهاى بلا وارهان
وَ أَجِرْنِي مِنْ أَخْذِ الْإِمْلاَءِ وَ حُلْ
و آن سان مهلتم مده كه به غفلت گرفتار آيم
بَيْنِي وَ بَيْنَ عَدُوٍّ يُضِلُّنِي
اى خداوند ميان من و دشمنى كه گمراهم سازد
وَ هَوًى يُوبِقُنِي وَ مَنْقَصَةٍ تَرْهَقُنِي.
و هواى نفسى كه هلاكم گرداند و زيانى كه مرا فرو گيرد حايل شو.
وَ لاَ تُعْرِضْ عَنِّي إِعْرَاضَ مَنْ لاَ تَرْضَى عَنْهُ بَعْدَ غَضَبِكَ
از من همانند آن كس كه بر او خشم گرفته اى و از او خشنود نگرديده اى رويگردان مشو.
وَ لاَ تُؤْيِسْنِي مِنَ الْأَمَلِ فِيكَ فَيَغْلِبَ عَلَيَّ الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَتِكَ
مرا از خود مأيوس مساز. آن سان كه نوميدى از رحمتت بر من غلبه يابد.
وَ لاَ تَمْنِحْنِي بِمَا لاَ طَاقَةَ لِي بِهِ فَتَبْهَظَنِي مِمَّا تُحَمِّلُنِيهِ مِنْ فَضْلِ مَحَبَّتِكَ
اى خداوند بدان حد به من مبخش كه تاب و توان آن را نداشته باشم كه در زير بار محبت فراوان تو گرنبار شوم.
وَ لاَ تُرْسِلْنِي مِنْ يَدِكَ إِرْسَالَ مَنْ لاَ خَيْرَ فِيهِ وَ لاَ حَاجَةَ بِكَ إِلَيْهِ وَ لاَ إِنَابَةَ لَهُ
و مرا از دست مهل چونان كسى كه ديگر در او اميد خيرى نبود و تو را با او كارى نباشد و باز گشتنش را فايدتى صورت نبندد.
وَ لاَ تَرْمِ بِي رَمْيَ مَنْ سَقَطَ مِنْ عَيْنِ رِعَايَتِكَ وَ مَنِ اشْتَمَلَ عَلَيْهِ الْخِزْيُ مِنْ عِنْدِكَ
و مرا ميفكن چونان كسى كه از چشم عنايت تو افتاده است و خوارى و شوربختى اش فرا گرفته
بَلْ خُذْ بِيَدِي مِنْ سَقْطَةِ الْمُتَرَدِّينَ
بل دستم را بگير تا چون افتادگان نيفتم
وَ وَهْلَةِ الْمُتَعَسِّفِينَ وَ زَلَّةِ الْمَغْرُورِينَ
و چون گمگشتگان نهراسم و چون فريب خوردگان نلغزم
وَ وَرْطَةِ الْهَالِكِينَ
و در گرداب هلاك شوندگان سرنگون نشوم.
وَ عَافِنِي مِمَّا ابْتَلَيْتَ بِهِ طَبَقَاتِ عَبِيدِكَ
بار خدايا مرا سلامت عطا كن و از آن بلا كه غلامان
وَ إِمَائِكَ وَ بَلِّغْنِي مَبَالِغَ مَنْ عُنِيتَ بِهِ
و كنيزان خود بدان مبتلا مى سازى رهايى بخش و به مقام كسى رسان كه مورد عنايت توست
وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ وَ رَضِيتَ عَنْهُ فَأَعَشْتَهُ حَمِيداً وَ تَوَفَّيْتَهُ سَعِيداً
و نعمتش داده اى و از او خشنود بوده اى و عمرش داده اى و ستوده داشته اى و ميرانده اى و خوشبخت ساخته اى.
وَ طَوِّقْنِي طَوْقَ الْإِقْلاَعِ عَمَّا يُحْبِطُ الْحَسَنَاتِ
بار خدايا طوق گردن من ساز دل بركندن مرا از هر چه حسناتم را بى ارج مى سازد
وَ يَذْهَبُ بِالْبَرَكَاتِ
و بركاتم را از ميان مى برد.
وَ أَشْعِرْ قَلْبِيَ الاِزْدِجَارَ عَنْ قَبَائِحِ السَّيِّئَاتِ وَ فَوَاضِحِ الْحَوْبَاتِ
بار خدايا شعار قلب من ساز انزجار از زشتيهاى گناهان و رسواييهاى معاصى را.
وَ لاَ تَشْغَلْنِي بِمَا لاَ أُدْرِكُهُ إِلاَّ بِكَ عَمَّا لاَ يُرْضِيكَ عَنِّي غَيْرُهُ
مرا از كارهاى اخروى كه تو را خشنود مى گرداند به كارهاى دنيوى كه جز به مدد تو بدان دست نمى يابم مشغول منماى.
وَ انْزِعْ مِنْ قَلْبِي حُبَّ دُنْيَا دَنِيَّةٍ تَنْهَى عَمَّا عِنْدَكَ
خداوندا بركن از دل من محبت اين جهان سفله را كه راه مرا از دست يافتن به خيراتى كه در نزد توست مى بندد
و َ تَصُدُّ عَنِ ابْتِغَاءِ الْوَسِيلَةِ إِلَيْكَ
و چون خواهم كه به سوى تو آيم سد راه من مى شود
وَ تُذْهِلُ عَنِ التَّقَرُّبِ مِنْكَ
و از تقرب به درگاه تو غافل مى گرداند.
وَ زَيِّنْ لِيَ التَّفَرُّدَ بِمُنَاجَاتِكَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ
اى خداوند در دل من بياراى تنهايى در شبها و روزها را و مناجات با تو را.
وَ هَبْ لِي عِصْمَةً تُدْنِينِي مِنْ خَشْيَتِكَ
مرا عصمتى بخش كه به خشيت تو نزديك گرداند
وَ تَقْطَعُنِي عَنْ رُكُوبِ مَحَارِمِكَ وَ تَفُكَّنِي مِنْ أَسْرِ الْعَظَائِمِ
و از ارتكاب محارم دور دارد و از اسارت در چنگال گناهان بزرگ آزاد ساز.
وَ هَبْ لِيَ التَّطْهِيرَ مِنْ دَنَسِ الْعِصْيَانِ وَ أَذْهِبْ عَنِّي دَرَنَ الْخَطَايَا وَ سَرْبِلْنِي بِسِرْبَالِ عَافِيَتِكَ
بار خدايا مرا از آلودگى معصيت و شوخگنى گناهان پاكيزه ساز و جامه عافيت و تندرستى بر من افكن
وَ رَدِّنِي رِدَاءَ مُعَافَاتِكَ
و در حلهاى از نعم گسترده خود بپوشان
وَ جَلِّلْنِي سَوَابِغَ نَعْمَائِكَ وَ ظَاهِرْ لَدَيَّ فَضْلَكَ وَ طَوْلَكَ
و احسان و بخشش خود پى در پى نصيب من گردان
وَ أَيِّدْنِي بِتَوْفِيقِكَ وَ تَسْدِيدِكَ
و به توفيق و رهنمايى خويشم يارى نماى
وَ أَعِنِّي عَلَى صَالِحِ النِّيَّةِ وَ مَرْضِيِّ الْقَوْلِ وَ مُسْتَحْسَنِ الْعَمَلِ
و چون آهنگ كارى شايسته كنم يا سخنى شايسته گويم يا عملى نيكو انجام دهم يارى ام ده
وَ لاَ تَكِلْنِي إِلَى حَوْلِي وَ قُوَّتِي دُونَ حَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ
و مرا به نيرو و قوت خود وامگذار بى آنكه تو خود قوت و نيرويم بخشيده باشى.
وَ لاَ تُخْزِنِي يَوْمَ تَبْعَثُنِي لِلِقَائِكَ
بار خدايا آن روز كه مرا براى ديدار خود از گور بر مى انگيزى
وَ لاَ تَفْضَحْنِي بَيْنَ يَدَيْ أَوْلِيَائِكَ
خوارم مگردان و در نزد اولياى خود رسوايم مساز
وَ لاَ تُنْسِنِي ذِكْرَكَ وَ لاَ تُذْهِبْ عَنِّي شُكْرَكَ
و ذكر خود از ياد من مبر و زبان شكر و سپاس خويش از من مگير
بَلْ أَلْزِمْنِيهِ فِي أَحْوَالِ السَّهْوِ عِنْدَ غَفَلاَتِ الْجَاهِلِينَ
بلكه در حالات سهو و بى خبرى آن هنگام كه جاهلان از سپاس نعمتهايت غافلند
لِآلاَئِكَ وَ أَوْزِعْنِي أَنْ أُثْنِيَ بِمَا أَوْلَيْتَنِيهِ وَ أَعْتَرِفَ بِمَا أَسْدَيْتَهُ إِلَيَ
همواره شكر و سپاس خويش بر زبان من جارى فرماى و مرا الهام كن كه در برابر نعمتى كه مرا داده اى سپاست گويم و به آن خيرات كه مرا فرستاده اى معترف آيم.
وَ اجْعَلْ رَغْبَتِي إِلَيْكَ فَوْقَ رَغْبَةِ الرَّاغِبِينَ
بار خدايا رغبت مرا به خود فراتر از رغبت هر رغبت كننده اى قرار ده
وَ حَمْدِي إِيَّاكَ فَوْقَ حَمْدِ الْحَامِدِينَ
و سپاس مرا فراتر از سپاس هر سپاس گوينده اى.
وَ لاَ تَخْذُلْنِي عِنْدَ فَاقَتِي إِلَيْكَ
به هنگام فقر كه دست نياز به سوى تو دراز مى كنم مرا وامگذار
وَ لاَ تُهْلِكْنِي بِمَا أَسْدَيْتُهُ إِلَيْكَ وَ لاَ تَجْبَهْنِي بِمَا جَبَهْتَ بِهِ الْمُعَانِدِينَ لَكَ
و بدان اعمال كه به جاى آورده ام و نه در خور مقام جلال تو بوده تباهم مكن و چون دشمنانت دست رد به روى من مزن
فَإِنِّي لَكَ مُسَلِّمٌ أَعْلَمُ أَنَّ الْحُجَّةَ لَكَ
كه من در برابر تو تسليمم و مى دانم كه حجت تو راست
وَ أَنَّكَ أَوْلَى بِالْفَضْلِ
و تو به فضل و بخشايش سزاوارترى
وَ أَعْوَدُ بِالْإِحْسَانِ وَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ
و در مقام احسان سود رساننده تر. تو سزاوارترى كه از تو بترسند. تو سزاوارترى كه از تو آمرزش خواهند.
وَ أَنَّكَ بِأَنْ تَعْفُوَ أَوْلَى مِنْكَ بِأَنْ تُعَاقِبَ
تو به عفو شايسته ترى تا به عقوبت كردن.
وَ أَنَّكَ بِأَنْ تَسْتُرَ أَقْرَبُ مِنْكَ إِلَى أَنْ تَشْهَرَ
تو به پوشيدن گناه نزديكترى تا به افشا كردن.
فَأَحْيِنِي حَيَاةً طَيِّبَةً تَنْتَظِمُ بِمَا أُرِيدُ
اى خداوند مرا به حياتى خوش و پاكيزه زنده بدار كه به هر چه خواهم برسد
وَ تَبْلُغُ مَا أُحِبُّ مِنْ حَيْثُ لاَ آتِي مَا تَكْرَهُ
و به آنچه دوست مى دارم پايان يابد چندان كه دست به كارى نزنم كه تواش خوش نداشته باشى
وَ لاَ أَرْتَكِبُ مَا نَهَيْتَ عَنْهُ
يا مرتكب كارى نشوم كه تو از آن نهى فرموده اى.
وَ أَمِتْنِي مِيتَةَ مَنْ يَسْعَى نُورُهُ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ
از تو خواهم كه بميرانى مرا همانند آن كسان كه روشنايى شان در برابرشان و در سمت راستشان حركت مى كند.
وَ ذَلِّلْنِي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ أَعِزَّنِي عِنْدَ خَلْقِكَ
بار خدايا مرا در برابر خود ذليل گردان و در نزد بندگانت عزيز دار.
وَ ضَعْنِي إِذَا خَلَوتُ بِكَ وَ ارْفَعْنِي بَيْنَ عِبَادِكَ وَ أَغْنِنِي عَمَّنْ هُوَ غَنِيٌّ عَنِّي
چون با تو خلوت كنم فروتنيم بخش و در ميان بندگان خود سر فراز دار و از هر كس كه به منش نيازى نيست بى نياز گردان
وَ زِدْنِي إِلَيْكَ فَاقَةً وَ فَقْراً
و هر چه بيشترم فقير و نيازمند درگاه خود ساز.
وَ أَعِذْنِي مِنْ شَمَاتَةِ الْأَعْدَاءِ
اى خداوند مرا از شماتت دشمنان
وَ مِنْ حُلُولِ الْبَلاَءِ وَ مِنَ الذُّلِّ وَ الْعَنَاءِ
و نزول بلا و ذلت و رنج در پناه خود دار.
تَغَمَّدْنِي فِيمَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنِّي بِمَا يَتَغَمَّدُ بِهِ الْقَادِرُ عَلَى الْبَطْشِ
از عيبها و خطاهاى من كه خود از آن آگاهى اغماض كن همانند كسى كه اگر
لَوْ لاَ حِلْمُهُ وَ الْآخِذُ عَلَى الْجَرِيرَةِ لَوْ لاَ أَنَاتُهُ
حلمش مانع نمى آمد انتقام مى گرفت و اگر طريق مدارا نمى پيمود گناه را كيفر مىداد.
وَ إِذَا أَرَدْتَ بِقَوْمٍ فِتْنَةً أَوْ سُوءاً ف
بار خدايا هر گاه در اين جهان خواهى كه بر قومى فتنه اى يا ناسزايى وارد آورى
َنَجِّنِي مِنْهَا لِوَاذاً بِكَ وَ إِذْ لَمْ تُقِمْنِي مَقَامَ فَضِيحَةٍ فِي دُنْيَاكَ فَلاَ تُقِمْنِي مِثْلَهُ فِي آخِرَتِكَ
مرا كه به تو پناه جسته ام از آن ميان رهايى ده و همچنان كه در اين جهانم در جايگاه رسوايان بر پاى نداشته اى در آن جهان نيز در جايگاه رسوايانم بر پاى مدار
وَ اشْفَعْ لِي أَوَائِلَ مِنَنِكَ بِأَوَاخِرِهَا
و در حق من نعمتهاى اين – جهانى با نعمتهاى آن جهانى
وَ قَدِيمَ فَوَائِدِكَ بِحَوَادِثِهَا وَ لاَ تَمْدُدْ لِي مَدّاً يَقْسُو مَعَهُ قَلْبِي
و فوايد ديرينه با فوايد تازه توأم گردان و عمر مرا آن قدر دراز مكن كه به قساوت قلبم انجامد
وَ لاَ تَقْرَعْنِي قَارِعَةً يَذْهَبُ لَهَا بَهَائِي وَ لاَ تَسُمْنِي خَسِيسَةً يَصْغُرُ لَهَا قَدْرِي
و بر سر من حادثه اى دردناك و سخت مفرست كه شكوه و آب و رنگ من از ميان ببرد و مرا به مقامى فرومايه كه قدر و منزلت من حقير گرداند
وَ لاَ نَقِيصَةً يُجْهَلُ مِنْ أَجْلِهَا مَكَانِي
يا به نقيصهاى كه بدان مقام و مرتبت خويش از كف بدهم گرفتار منماى.
وَ لاَ تَرُعْنِي رَوْعَةً أُبْلِسُ بِهَا وَ لاَ خِيفَةً أُوجِسُ دُونَهَا اجْعَلْ هَيْبَتِي فِي وَعِيدِكَ
اى خداوند مرا چنان مترسان كه ترسم به نوميدى كشد و چنان مرا بيم مده كه وحشت بر سراسر قلبم چيره شود. چنان كن كه ترسم تنها از عذاب تو باشد
وَ حَذَرِي مِنْ إِعْذَارِكَ وَ إِنْذَارِكَ وَ رَهْبَتِي عِنْد تِلاَوَةِ آيَاتِكَ
و وحشتم از انذار و هشدار تو و دهشتم به هنگام تلاوت آيات كتاب تو.
وَ اعْمُرْ لَيْلِي بِإِيقَاظِي فِيهِ لِعِبَادَتِكَ و
بار خدايا شبم را آباد دار:به بيدار ماندنم براى عبادت تو
َ تَفَرُّدِي بِالتَّهَجُّدِ لَكَ وَ تَجَرُّدِي بِسُكُونِي إِلَيْكَ
و شب – زنده داريم در تنهايى براى تو و بريدن از همگان و آرامش يافتن تنها به تو
وَ إِنْزَالِ حَوَائِجِي بِكَ وَ مُنَازَلَتِي إِيَّاكَ فِي فَكَاكِ رَقَبَتِي مِنْ نَارِكَ
و آوردن حوايج به درگاه تو و اصرار در طلب براى رهاييم از آتش جهنم
وَ إِجَارَتِي مِمَّا فِيهِ أَهْلُهَا مِنْ عَذَابِكَ
و زنهار دادنم از عذابى كه گنه كاران در آن گرفتارند.
وَ لاَ تَذَرْنِي فِي طُغْيَانِي عَامِهاً وَ لاَ فِي غَمْرَتِي سَاهِياً حَتَّى حِينٍ وَ لاَ تَجْعَلْنِي عِظَةً لِمَنِ اتَّعَظَ
اى خداوند مرا در وادى عصيان سرگشته رها مكن و تا زنده ام در ورطه سهو و بى خبريم وامگذار
وَ لاَ نَكَالاً لِمَنِ اعْتَبَرَ وَ لاَ فِتْنَةً لِمَنْ نَظَرَ
و مرا به حالى ميفكن كه ديگران از من پند گيرند يا سبب عبرت همگان شوم يا كسى در من بنگرد و گمراه شود.
وَ لاَ تَمْكُرْ بِي فِيمَنْ تَمْكُرُ بِهِ وَ لاَ تَسْتَبْدِلْ بِي غَيْرِي
و در زمره كسانى كه با آنان مكر ميكنى با من مكر مكن و ديگرى را به جاى من مگزين
وَ لاَ تُغَيِّرْ لِي اسْماً وَ لاَ تُبَدِّلْ لِي جِسْماً
و نامم را به طومار گنهكاران مبر و تنم را در كشاكش گرفتاريهاى اين جهانى و عذابهاى آن جهانى ديگرگون منماى
وَ لاَ تَتَّخِذْنِي هُزُواً لِخَلْقِكَ وَ لاَ سُخْرِيّاً لَكَ
و مرا مضحكه مردم قرار مده و مسخره درگاه خود مساز.
وَ لاَ تَبَعاً إِلاَّ لِمَرْضَاتِكَ وَ لاَ مُمْتَهَناً إِلاَّ بِالاِنْتِقَامِ لَكَ
چنان كن كه پيوسته در جستوجوى خشنودى تو باشم و در تلاش براى انتقامجويى از دشمنان تو.
وَ أَوْجِدْنِي بَرْدَ عَفْوِكَ وَ حَلاَوَةَ رَحْمَتِكَ وَ رَوْحِكَ وَ رَيْحَانِكَ وَ جَنَّةِ نَعِيمِكَ
بار خدايا خنكى عفوت را حلاوت رحمتت را روح و ريحان و بهشت پر نعمتت را ارزانى من دار
وَ أَذِقْنِي طَعْمَ الْفَرَاغِ لِمَا تُحِبُّ بِسَعَةٍ مِنْ سَعَتِكَ
و از فضل خويش به من بچشان طعم فراغت را در گزاردن آنچه تو دوست مى دارى
وَ الاِجْتِهَادِ فِيمَا يُزْلِفُ لَدَيْكَ وَ عِنْدَكَ وَ أَتْحِفْنِي بِتُحْفَةٍ مِنْ تُحَفَاتِكَ
و طعم مجاهدت را در آنچه موجب تقرب به درگاه توست و مرا تحفه اى كرامند عطا كن.
وَ اجْعَلْ تِجَارَتِي رَابِحَةً وَ كَرَّتِي غَيْرَ خَاسِرَةٍ
بار خدايا چنان كن كه در تجارتم سود برم و بى هيچ زيان باز گردم و خوف
وَ أَخِفْنِي مَقَامَكَ وَ شَوِّقْنِي لِقَاءَكَ
ايستادن و پاسخ گفتن در روز باز جست را در دل من افكن و به ديدار خود مشتاق فرماى
وَ تُبْ عَلَيَّ تَوْبَةً نَصُوحاً لاَ تُبْقِ مَعَهَا ذُنُوباً صَغِيرَةً وَ لاَ كَبِيرَةً
و به توبه اى بى بازگشت كه پس از آن نه گناه خردم باقى ماند نه گناه بزرگ
وَ لاَ تَذَرْ مَعَهَا عَلاَنِيَةً وَ لاَ سَرِيرَةً
نه گناه آشكار و نه گناه پنهان توفيق ده.
وَ انْزِعِ الْغِلَّ مِنْ صَدْرِي لِلْمُؤْمِنِينَ وَ اعْطِفْ بِقَلْبِي عَلَى الْخَاشِعِينَ
بيخ كينه مؤمنان از سينه من بركن. قلبم را با مردمان فروتن مهربان گردان.
وَ كُنْ لِي كَمَا تَكُونُ لِلصَّالِحِينَ
با من چنان باش كه با صالحان هستى.
وَ حَلِّنِي حِلْيَةَ الْمُتَّقِينَ وَ اجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْغَابِرِينَ
به زيور پرهيزگارانم بياراى. نام نيك من بر زبان آيندگان جارى گردان
وَ ذِكْراً نَامِياً فِي الْآخِرِينَ وَ وَافِ بِي عَرْصَةَ الْأَوَّلِينَ
آوازه من در ميان معاصران به نيكى بلند نماى و در روز رستاخيز مرا در زمره آنان كه با پيامبر تو مهاجرت كردند در آور.
وَ تَمِّمْ سُبُوغَ نِعْمَتِكَ عَلَيَّ وَ ظَاهِرْ كَرَامَاتِهَا لَدَيَّ
بار خدايا مرا فراخى نعمت ده به حد كمال و كرامتهاى آن از پى يكديگر به من ارزانى دار.
امْلَأْ مِنْ فَوَائِدِكَ يَدَيَّ وَ سُقْ كَرَائِمَ مَوَاهِبِكَ إِلَيَ
دستان من از عطاى خود پر كن و مواهب كرامند خويش به سوى من روان دار.
وَ جَاوِرْ بِيَ الْأَطْيَبِينَ مِنْ أَوْلِيَائِكَ فِي الْجِنَانِ الَّتِي زَيَّنْتَهَا لِأَصْفِيَائِكَ
مرا در بهشتى كه براى برگزيدگان خويش آراسته اى در جوار اولياى پاك خود جاى ده.
وَ جَلِّلْنِي شَرَائِفَ نِحَلِكَ فِي الْمَقَامَاتِ الْمُعَدَّةِ لِأَحِبَّائِكَ
تشريف عطاى خويش بر من بپوشان و در منازلى كه براى دوستانت مهيا ساختهاى مكان ده.
وَ اجْعَلْ لِي عِنْدَكَ مَقِيلاً آوِي إِلَيْهِ مُطْمَئِنّاً وَ مَثَابَةً أَتَبَوَّؤُهَا وَ أَقَرُّ عَيْناً
براى من مكانى مطمئن كه در آن آرام گيرم و جايى كه در آن مسكن گزينم و دلم شاد شود برگزين
وَ لاَ تُقَايِسْنِي بِعَظِيمَاتِ الْجَرَائِرِ.
اى خداوند كيفر مرا با گناهان بزرگى كه مرتكب شده ام برابر منماى
وَ لاَ تُهْلِكْنِي يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ وَ أَزِلْ عَنِّي كُلَّ شَكٍّ وَ شُبْهَةٍ
و در آن روز كه اسرار آشكار مى شود هلاكم مكن. هر شك و شبهتى از دلم بزداى
وَ اجْعَلْ لِي فِي الْحَقِّ طَرِيقاً مِنْ كُلِّ رَحْمَةٍ.
از دروازه هاى رحمت راه من به حق بگشاى.
وَ أَجْزِلْ لِي قِسَمَ الْمَوَاهِبِ مِنْ نَوَالِكَ وَ وَفِّرْ عَلَيَّ حُظُوظَ الْإِحْسَانِ مِنْ إِفْضَالِكَ
سهم مرا از مواهب نعم خود افزون فرماى و از سر افضال خويش نصيبم را از احسان و بخشش خود فراوان گردان.
وَ اجْعَلْ قَلْبِي وَاثِقاً بِمَا عِنْدَكَ
بار خدايا دلم را به آنچه در نزد توست آرام و مطمئن نماى
وَ هَمِّي مُسْتَفْرَغاً لِمَا هُوَ لَكَ وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا تَسْتَعْمِلُ بِهِ خَالِصَتَكَ
و همه قصد مرا ويژه اعمالى ساز كه رضاى تو در آن باشد و مرا به كارى برگمار كه خاصان درگاهت را بر آن مى گمارى.
وَ أَشْرِبْ قَلْبِي عِنْدَ ذُهُولِ الْعُقُولِ طَاعَتَكَ
چون خردها به غفلت افتند تو دل مرا به آب طاعت خويش سيراب فرماى
وَ اجْمَعْ لِيَ الْغِنَى وَ الْعَفَافَ وَ الدَّعَةَ وَ الْمُعَافَاةَ وَ الصِّحَّةَ وَ السَّعَةَ وَ الطُّمَأْنِينَةَ وَ الْعَافِيَةَ
و توانگرى و عفت و آسايش و بى گزندى و تندرستى و فراخى در روزى و آرامش و عافيت را همه يكجا نصيب من گردان.
وَ لاَ تُحْبِطْ حَسَنَاتِي بِمَا يَشُوبُهَا مِنْ مَعْصِيَتِكَ
حسنات مرا با معصيتى كه به آن آميخته گردد تباه منماى
وَ لاَ خَلَوَاتِي بِمَا يَعْرِضُ لِي مِنْ نَزَغَاتِ فِتْنَتِكَ.
خلوتهايم را به خيالات ناپسندى كه براى آزمايش بر دل من مى فرستى بر هم مزن.
وَ صُنْ وَجْهِي عَنِ الطَّلَبِ إِلَى أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ
آبروى مرا حفظ كن كه چيزى از مردم زمانه نخواهم
وَ ذُبِّنِي عَنِ الْتِمَاسِ مَا عِنْدَ الْفَاسِقِينَ
و مرا از خواهش فاسقان باز دار.
وَ لاَ تَجْعَلْنِي لِلظَّالِمِينَ ظَهِيراً وَ لاَ لَهُمْ عَلَى مَحْوِ كِتَابِكَ يَداً
پشتيبان ستمگرانم قرار مده و مرا از همدلى و همدستى با آنان در محو كتاب خود در امان دار.
وَ نَصِيراً وَ حُطْنِي مِنْ حَيْثُ لاَ أَعْلَمُ حِيَاطَةً تَقِينِي بِهَا
محافظتم كن آن سان كه خود ندانم و از هر بد در امان باشم.
وَ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ تَوْبَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ وَ رَأْفَتِكَ وَ رِزْقِكَ الْوَاسِعِ
درهاى توبه و رحمت و رأفت و رزق فراوان خود به رويم بگشاى
إِنِّي إِلَيْكَ مِنَ الرَّاغِبِينَ وَ أَتْمِمْ لِي إِنْعَامَكَ إِنَّكَ خَيْرُ الْمُنْعِمِينَ
كه من از روى آورندگان به درگاه توام. بار خدايا نعمتت را بر من تمام كن كه تو بهترين نعمت دهندگانى.
وَ اجْعَلْ بَاقِيَ عُمُرِي فِي الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ ابْتِغَاءَ وَجْهِكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ
براى خشنودى خود باقى عمر مرا در حج و عمره سپرى ساز اى پروردگار جهانيان.
وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ السَّلاَمُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ أَبَدَ الْآبِدِينَ
و خدا بر محمد و آل او كه (از آلودگى) پاك و (از نقائص) پاكيزه اند رحمت فرستد و هميشه بر او و بر ايشان درود باد
وَكان مِن دعائِه عليهالسلام يَوْمَ الْأضْحى وَ يومَ الجُمُعةِ
«دعادر روز عید قربان و روز جمعه»
اَللَّهُمَّ هذا يَوْمٌ مُبارَكٌ مَيْمُونٌ
خداوندا این روزى با برکت و میمون است
وَالْمُسْلِمُونَ فيهِ مُجْتَمِعُونَ فى اَقْطارِ اَرْضِكَ
و مسلمانان در هر جاى زمین تو در آن اجتماع دارند
يَشْهَدُ السَّآئِلُ مِنْهُمْ وَالطَّالِبُ وَالرَّاغِبُ وَالرَّاهِبُ
سؤالکننده و خواهنده و امیدوار و ترسنده حضور دارن
وَاَنْتَ النَّاظِرُ فى حَوآئِجِهِمْ
و تو ناظر در حوائجشان هستى
فَاَسْئَلُكَ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَهَوانِ ماسَئَلْتُكَ عَلَيْكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
پس به جود و کرمت و آسانى مسئلتم نزد تو از حضرتت مىخواهم که بر محمد و آلش درود فرستى
وَاَسْئَلُكَ اللَّهُمَّ رَبَّنا بِاَنَّ لَكَ الْمُلْكَ وَ لَكَ الْحَمْدَ
و خداوندا اى پروردگار ما که پادشاهى زیبنده توست و سپاس حضرتِ تورا سزد
لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ
و خدایى جز تو نیست
الْحَليمُ الْكَريمُ الْحَنّانُ الْمنّانُ ذُوالْجَلالِ وَالْاِكْرامِ
بردبار و بزرگوار و مهربان و داراى عطاى گستردهاى و خداوند جلال و اکرام
بَديعُ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ
و پدید آورنده آسمانها و زمینى
مَهْما قَسَمْتَ بَيْنَ عِبادِكَ الْمُؤْمِنينَ
هر چه میان بندگان مؤمنت قسمت کردهاى
مِنْ خَيْرٍ اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَرَكَةٍ اَوْ هُدًى اَوْ عَمَلٍ بِطاعَتِكَ
از خیر یا عافیت یا برکت یا هدایت یا توفیق طاعت
اَوْ خَيْرٍ تَمُنُّ بِهِ عَلَيْهِمْ تَهْديهِمْ بِهِ اِلَيْكَ
یا خیرى که بر اهل ایمان انعام مىکنى و به سبب آن به سوى خود هدایتشان مىنمایى
اَوْ تَرْفَعُ لَهُمْ عِنْدَكَ دَرَجَةً
یا در پیشگاهت مقام آنان را به آن بلند مىکنى
اَوْ تُعْطيهِمْ بِهِ خَيْراً مِنْ خَيْرِ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ اَنْ تُوَفِّرَ حَظّى وَنَصيبى مِنْهُ. وَاَسْئَلُكَ اللَّهُمَّ
یا بدان سبب خیر دنیا و آخرت به آنان مىبخشى از تو مىخواهم که بهره و نصیب مرا از آن فراوان کنى
بِاَنَّ لَكَ الْمُلْكَ وَالْحَمْدَ
و بار خدایا که پادشاهى و حمد توراست
لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ
و معبودى جز تو نیست
اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ حَبيبِكَ وَصِفْوَتِكَ
از تو مىخواهم که بر محمد بنده و فرستاده و دوست و برگزیده
وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ
و اختیار شده از خَلقت
وَعَلى الِ مُحَمَّدٍ الْاَبْرارِ الطّاهِرينَ الْاَخْيارِ
و بر آلمحمد نیکوکاران و پاکان و اخیار درود فرستى
صَلوةً لايَقْوى عَلى اِحْصآئِها اِلاَّ اَنْتَ
چنان درودى که جز تو احدى را قدرت شمردنش نباشد
وَ اَنْ تُشْرِكَنا فى صالِحِ مَنْ دَعاكَ فى هذَاالْيَوْمِ مِنْ عِبادِكَ الْمُؤْمِنينَ
و ما را در دعاى شایسته هریک از بندگان باایمانت که در این روز تو را خوانده است - شریک سازى
يا رَبَّ الْعالَمينَ
اى پروردگار عالمیان
وَاَنْ تَغْفِرَ لَنا وَ لَهُمْ
\ و ما و ایشان را مورد مغفرت قرار دهى
اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.
که تو بر هر چیز توانایى
اَللَّهُمَّ اِلَيْكَ تَعَمَّدْتُ بِحاجَتى وَ بِكَ اَنْزَلْتُ الْيَوْمَ.
الهى نیازم را به درگاه تو آوردم
فَقْرى وَ فاقَتى وَ مَسْكَنَتى
و بار فقر و فاقه و تهیدستى خود رابر در خانهات نهادم
وَ اِنّى بِمَغْفِرَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ اَوْثَقُ مِنّى بِعَمَلى
و من به مغفرت و رحمتت مطمئنترم تا به عمل و کار خود
وَ لمَغْفِرَتُكَ وَ رَحْمَتُكَ اَوْسَعُ مِنْ ذُنُوبى
و آمرزش و رحمتت از گناهان من وسیعتر است
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ تَوَلَّ قَضآءَ كُلِّ حاجَةٍ هِىَ لى بِقُدْرَتِكَ عَلَيْها
و خود عهدهدار روا کردن هر حاجتى که مرا هست باش بهخاطر قدرتى که بر روا کردن آن دارى
وَتَيْسيرِ ذلِكَ عَلَيْكَ
و آسان بودنش بر تو
وَ بِفَقْرى اِلَيْكَ
و به خاطر نیازم به حضرتت
وَ غِناكَ عَنّى
و بىنیازیت از من
فَاِنّى لَمْ اُصِبْ خَيْراً قَطُّ اِلاَّ مِنْكَ
زیرا من هرگز به خیرى نرسیدهام مگر از جانب تو
وَلَمْ يَصْرِفْ عَنّى سُوءًا قَطُّ اَحَدٌ غَيْرُكَ
و هرگز احدى از من شرى را برنگردانده غیر تو
وَلا اَرْجُو لِأمْرِ اخِرَتى وَ دُنْياىَ سِواكَ
و در امر آخرت و دنیایم به کسى جز تو امید ندارم
اَللَّهُمَّ مَنْ تَهَيَّاَ وَ تَعَبَّاَ وَ اَعَدَّ وَاسْتَعَدَّ لِوَفادَةٍ اِلى مَخْلُوقٍ رَجآءَ رِفْدِهِ وَنَوافِلِهِ وَطَلَبَ نَيْلِهِ وَجآئِزَتِهِ
الهى هر کس براى حرکت به سوى مخلوقى بهامید صله و بخشش و جایزه او مهیّا شد و بار بست و ساز و برگ فراهم آورد و آماده سفر شد
فَاِلَيْكَ - يا مَوْلاىَ - كانَتِ الْيَوْمَ تَهْيِئَتى وَ تَعْبِئَتى وَ اِعْدادى وَاسْتِعدادى رَجاءَ عَفْوِكَ وَ رِفْدِكَ وَ طَلَبَ نَيْلِكَ وَجآئِزَتِكَ
و مهیا شدن امروز من - و بار بستنم و ساز و برگ فراهم آوردن و آماده شدنم به امید عفو و صله تو و درخواست جایزه و عطایت به سوى توست
اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
بارالها پس بر محمد و آلش درود فرست
وَلا تُخَيِّبِ الْيَوْمَ ذلِكَ مِنْ رَجآئى
و امروز این امید را از من مگیر
يا مَنْ لايُحْفيهِ سآئِلٌ
اى کسى که خواهش - هیچ درخواست کنندهاى اورا به رنج نمىافکند
وَ لايَنْقُصُهُ نآئِلٌ
و هیچ بخششى از او کم نمىکند
فَاِنّى لَمْ - اتِكَ ثِقَةً مِنّى بِعَمَلٍ صالِحٍ قَدَّمْتُهُ وَلا شَفاعَةِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ اِلاَّ شَفاعَةَ مُحَمَّدٍوَاَهْلِبَيْتِهِ عَلَيْهِ صَلَواتُكَ وَعَلَيْهِمْ سَلامُكَ
زیرا من از باب اطمینان به عمل شایستهاى که از خود پیش فرستاده باشم یا به شفاعت مخلوقى جز شفاعت محمد و اهل بیت او - که صلوات و سلام تو بر او و بر آنان باد
اَتَيْتُكَ
مُقِرّاً بِالْجُرْمِ وَالْاِسآئَةِ اِلى نَفْسى
بلکه درحالى به سویت آمدم که به گناه و بدى در حق خود اقرار دارم
اَتَيْتُكَ اَرْجُو عَظيمَ عَفْوِكَ الَّذى عَفَوْتَ بِهِ عَنِ الْخاطِئينَ
به سویت آمدم درحالى که به عفو عظیمى که شامل حال خطاکاران کردهاى چشم دوختهام
ثُمَّ لَمْ يَمْنَعْكَ طُولُ عُكوُفِهِمْ عَلى عَظيمِ الْجُرْمِ اَنْ عُدْتَ عَلَيْهِمْ بِالرَّحْمَةِ وَالْمَغْفِرَةِ
که ادامه دادنشان بر گناه بزرگ حضرتت را از آن باز نداشت که آنان را مشمول رحمت و مغفرت قرار دهى
فَيا مَنْ رَحْمَتُهُ واسِعَةٌ
پس اى کسىکه رحمتت وسیع
وَعَفْوُهُ عَظيمٌ
و عفوت عظیم است
ياعَظيمُ ياعَظيمُ
اى عظیم اى عظیم
ياكَريمُ ياكَريمُ
اى کریم اى کریم
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
بر محمد و آلش درود فرست
وَ عُدْ عَلَىَّ بِرَحْمَتِكَ
و به رحمتت بر من تفضل کن
وَتَعَطَّفْ عَلَىَّ بِفَضْلِكَ
و به فضلت بر من شفقت نما
وَتَوَسَّعْ عَلَىَّ بِمَغْفِرَتِكَ.
و به مغفرتت بر من گشایش ده
اَللَّهُمَّ اِنَّ هذَاالْمَقامَ لِخُلَفآئِكَ وَاَصْفِيآئِكَ .
الهى اینمقام نماز جمعه که مخصوص خلفاى تو و برگزیدگان توست
وَمَواضِعَ اُمَنآئِكَ فِى الدَّرَجَةِ الرَّفيعَةِ الَّتِى اخْتَصَصْتَهُمْ
و جایگاه امناى تو در درجه بلندى که ایشان را به آن اختصاص دادى
بِها قَدِابْتَزُّوها - وَاَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذلِكَ
غاصبان آن را به غارت بردهاند - و تقدیر آن بهدست توست
لايُغالَبُ اَمْرُكَ
فرمانت مغلوب نشود
وَ لايُجاوَزُالْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبيرِكَ كَيْفَ شِئْتَ وَاَنّى شِئْتَ
و از تدبیر حتمى تو هر گونه که بخواهى و هر زمان که بخواهى فراتر نتوان رفت
وَلِما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ
و به خاطر آنچه تو بهتر مىدانى
غَيْرُ مُتَّهَمٍ عَلى خَلْقِكَ وَلا لاِرادَتِكَ - حَتّى عادَ صِفْوَتُكَ وَخُلَفآءُكَ مَغْلُوبينَ مَقْهُورينَ مُبْتَزّينَ
و در آفریدنت و ارادهات متهم نیستى چنین کردى - تا آنجا که برگزیدگان و خلفاى تو مغلوب و مقهور و جداى از حق خود شدند
يَرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدَّلاً وَكِتابَكَ مَنْبُوذاً
حُکمت را مبدل و کتابت را دور انداخته
وَفَرآئِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهاتِ اَشْراعِكَ
و واجباتت را از مسیر شرایعت منحرف
وَسُنَنَ نَبِيِّكَ مَتْرُوكَةً
و سنتهاى رسولت را متروک مىبینند
اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَعْدآئَهُمْ مِنَ الْاَوَّلينَ وَالْاخِرينَ
بارالها دشمنان ایشان را از اولین و آخرین
وَمَنْ رَضِىَ بِفِعالِهِمْ وَاَشْياعَهُمْ وَاَتْباعَهُمْ.
و هر که به کردارشان راضى شده و دنبالهروها و پیروانشان را لعنت کن.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ
که تو ستوده و بلندپایهاى
كَصَلَواتِكَ وَبَرَكاتِكَ وَ تَحِيّاتِكَ عَلى اَصْفِيآئِكَ اِبْراهيمَ وَ الِ اِبْراهيمَ
مانند درودها و برکتها و تحیتهایى که بر برگزیدگانت ابراهیم و آلابراهیم فرستادهاى
وَعَجِّلِ الْفَرَجَ وَالرَّوْحَ وَالنُّصْرَةَ وَالتَّمْكينَ وَالتَّاْييدَ لَهُمْ.
و در گشایش و آسایش و یارى و تمکین و تأیید ایشان تعجیل کن.
اَللَّهُمَّ وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ التَّوْحيدِ وَالْايمانِ بِكَ
بارالها و مرا از اهل توحید و ایمان به خود
وَالتَّصْديقِ بِرَسُولِكَ
و تصدیق به پیامبرت
وَالْاَئِمَّةِ الَّذينَ حَتَمْتَ طاعَتَهُمْ
و امامانى که طاعتشان را واجب کردهاى قرار ده
مِمَّنْ يَجْرى ذلِكَ بِهِ وَ عَلى يَدَيْهِ
از جمله کسانى که توحید و ایمان به سبب آنان و بر دست آنان اجرا مىشود
امينَ رَبَّ الْعالَمينَ
آمین رب العالمین
اَللَّهُمَّ لَيْسَ يَرُدُّ غَضَبَكَ اِلاَّ حِلْمُكَ
الها غضب تورا جز بردباریت برنمىگرداند
وَلايَرُدُّ سَخَطَكَ اِلاّ عَفْوُكَ
و شدّت سخط تورا جز عفوت رد نمىکند
وَلايُجيرُ مِنْ عِقابِكَ اِلاَّ رَحْمَتُكَ
و غیر از رحمتت از عذابت امان نمىدهد
وَلايُنْجينى مِنْكَ اِلاَّ التَّضَرُّعُ اِلَيْكَ وَبَيْنَ يَدَيْكَ
و مرا جز زارى به سوى تو و در برابر تو نجات نمىبخشد
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ هَبْ لَنا - يااِلهى - مِنْ لَدُنْكَ فَرَجاً بِالْقُدْرَةِ الَّتى بِها تُحْيى اَمْواتَ الْعِبادِ
و ما را اى خداى من - از سوى خود فرجى بخش با آن نیرویى که مردگان را زنده مىکنى
وَ بِها تَنْشُرُ مَيْتَ الْبِلادِ
و سرزمینهاى مرده را حیات مىدهى
وَلاتُهْلِكْنى - يا اِلهى - غَمّاً حَتّى تَسْتَجيبَ لى
و مرا - خدایا - از غم و غصه هلاک مکن تا دعایم را به اجابت برسانى
وَ تُعَرِّفَنِى الْاِجابَةَ فى دُعآئى
و اجابت آن را به من آگاهى دهى
وَ اَذِقْنى طَعْمَ الْعافِيَةِ اِلى مُنْتَهى اَجَلى
و تا پایان حیات مزه شیرین عافیت را به من بچشان
وَلاتُشْمِتْ بى عَدُوّى
و دشمن شادم مکن
وَلا تُمَكِّنْهُ مِنْ عُنُقى
و او را وبال گردنم مساز
وَلا تُسَلِّطْهُ عَلَىَّ
و بر من غلبه مده.
اِلهى اِنْ رَفَعْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يَضَعُنى؟
اله من اگر بلندم نمایى کیست که پستم کند؟
وَ اِنْ وَضَعْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يَرْفَعُنى؟
و اگر پستم سازى کیست که بلندم نماید؟
وَ اِنْ اَكْرَمْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يُهينُنى؟
و اگر مرا گرامى دارى کیست که خوارم کند؟
وَ اِنْ اَهَنْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى يُكْرِمُنى؟
و اگر خوارم نمایى کیست که اکرامم نماید؟
وَ اِنْ عَذَّبْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يَرْحَمُنى
و اگر عذابم دهى کیست که بر من رحمت آورد؟
وَ اِنْ اَهْلَكْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يَعْرِضُ لَكَ فى عَبْدِكَ؟
و اگر هلاکم کنى کیست که درباره بندهات جلودار تو شود؟
اَوْ يَسْئَلُكَ عَنْ اَمْرِهِ؟
یا از تو دربارهاش بازخواست نماید؟
وَقَدْ عَلِمْتُ اَنَّهُ لَيْسَ فى حُكْمِكَ ظُلْمٌ
و من به این حقیقت رسیدهام که در حکم تو ستمى
وَ - لا - فى نَقِمَتِكَ عَجَلَةٌ
و در عذابت عجلهاى نیست
وَ اِنَّما يَعْجَلُ مَنْ يَخافُ الْفَوْتَ
چون کسى شتاب مىکند که از فوت برنامه بترسد
وَ اِنَّما يَحْتاجُ اِلَى الظُّلْمِ الضَّعيفُ
و کسى نیاز به ستم پیدا مىکند که ناتوان است
وَقَدْ تَعالَيْتَ - يااِلهى - عَنْ ذلِكَ عُلُوّاً كَبيراً
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلىمُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
بارالها بر محمد و آل محمد درود فرست
وَلا تَجْعَلْنى لِلْبَلآءِ غَرَضاً
و مرا هدف بلا
وَلالِنَقِمَتِكَ نَصْباً
و نشانه عقوبت مساز
وَمَهِّلْنى
و مرا مهلت ده
و نَفِّسْنى وَ اَقِلْنى عَثْرَتى
و اندوهم را پایان بخش و از لغزشم درگذر
وَلاتَبْتَلِيَنّى بِبَلآءٍ عَلى اَثَرِ بَلآءٍ
و به مصیبتى دنبال مصیبت گرفتارم مکن
فَقَدْ تَرى ضَعْفى وَ قِلَّةَ حيلَتى وَتَضَرُّعى اِلَيْكَ
چون ناتوانى و بیچارگى و زاریم را به درگاهت مىبینى.
اَعُوذُ بِكَ اللَّهُمَّ الْيَوْمَ مِنْ غَضَبِكَ
خدایا در این روز از غضب تو به تو پناه مىبرم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَعِذْنى
پس بر محمد و آلش درود فرست و پناهم ده
وَاَسْتَجيرُ بِكَ الْيَوْمَ مِنْ سَخَطِكَ
و در این روز از غضب تو امان مىطلبم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَ - اَجِرْنى
پس بر محمد و آلش درود فرست و مرا امان ده
وَ - اَسْئَلُكَ اَمْناً مِنْ عَذابِكَ
و ایمنى از عذابت را مسئلت دارم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ امِنّى وَاَسْتَهْديكَ
و مرا ایمن ساز و از تو هدایت مىطلبم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاهْدِنى وَاَسْتَنْصِرُكَ
پس بر محمد و آلش درود فرست و هدایتم فرما و از تو یارى و مدد مىخواهم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَانْصُرْنى وَاَسْتَرْحِمُكَ
پس بر محمد و آلش درود فرست و مرا یارى کن و از تو رحمت مىخواهم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَارْحَمْنى وَاَسْتَكْفيكَ
پس بر محمد و آلش درود فرست و بر من رحمت آر و از تو بىنیازى مىطلبم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ وَاكْفِنى وَاَسْتَرْزِقُكَ
پس بر محمد و آلش درود فرست و بىنیازیم ده و از تو روزى مىخواهم
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ وَارْزُقْنى
پس بر محمد و آلش درود فرست و روزیم مرحمت کن
وَاَسْتَعينُكَ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
و از تو کمک مىجویم پس بر محمد و آلش درود فرست
وَ اَعِنّى وَاَسْتَغْفِرُكَ لِما سَلَفَ مِنْ ذُنُوبى فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
و کمکم کن و بر معاصى گذشتهام آمرزش مىخواهم پس بر محمد و آلش درود فرست
وَاغْفِرْ لى وَ اَسْتَعْصِمُكَ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ
و مرا بیامرز و از تو عصمت خواهم پس بر محمد و آلش درود فرست
وَاعْصِمْنى فَاِنّى لَنْاَعُودَ لِشَىْءٍ كَرِهْتَهُ مِنّى اِنْ شِئْتَ ذلِكَ
و عصمتم ده زیرا اگر ارادهات تعلق گیرد هرگز به عملى که تو آن را نمىپسندى بازنگردم
يارَبِّ يارَبِّ ياحَنَّانُ يامَنَّانُ ياذَاالْجَلالِ وَالْاِكْرامِ
پروردگارا پروردگارا اى مهربان اى عطاکننده نعمتها اى صاحب جلال و اکرام
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
بر محمد و آلش درود فرست
وَاسْتَجِبْ لى جَميعَ ما سَئَلْتُكَ وَطَلَبْتُ اِلَيْكَ وَرَغِبْتُ فيهِ اِلَيْكَ
و همه آنچه را که از حضرتت خواستم و طلبیدم و براى آن روى به جانب تو کردم برایم اجابت کن
وَ اَرِدْهُ وَقَدِّرْهُ وَاقْضِهِ وَاَمْضِهِ
و آن را بخواه و مقدر فرما و بر آن حکم و امضا کن
وَخِرْ لى فيما تَقْضى مِنْهُ
و در آنچه بر من حکم مىکنى خیر مرا مقرر فرما
وَ بارِكْ لى فى ذلِكَ
و مرا در آن برکت ده
وَ تَفَضَّلْ عَلَىَّ بِهِ
و به آن بر من تفضل نماى
وَاَسْعِدْنى بِما تُعْطينى مِنْهُ
و مرا به آنچه از آن عطا مىکنى سعادتمند ساز
وَ زِدْنى مِنْ فَضْلِكَ وَ سَعَةِ ما عِنْدَكَ
و از فضل خود و وسعت آنچه نزد توست بر من بیفزاى
فَاِنَّكَ واسِعٌ كَريمٌ
زیرا تو توانگر و کریمى
وَ - صِلْ ذلِكَ بِخَيْرِ الْاخِرَةِ وَنَعيمِها يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.
و آن را به خیر و نعمت آخرت پیوسته ساز اى مهربانترین مهربانان
ثُمَّ تَدْعُو بِما بَدا لَكَ
آنگاه از حضرت حق هرچه به نظرت مىرسد بخواه
وَتُصَلّى عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ اَلْفَ مَرَّةٍ.
و هزار بار بر محمد و آلش صلوات فرست
هكَذا كانَ يَفْعَلُ عَلَيْهِ السَّلامُ.
که حضرت زینالعابدین علیه السلام چنین مىکرد.
وَكان مِن دعائِه عليهالسلام فى دِفاعِ كَيْدِالأعداءِ و رَدِّ بَأْسِهِمْ
«دعادر دفع نیرنگ دشمنان »
اِلهى هَدَيْتَنى فَلَهَوْتُ
بارالها هدایتم فرمودى ولى به کارهاى پوچ پرداختم
وَ وَعَظْتَ فَقَسَوْتُ
و پندم دادى اما سنگدل شدم
وَ اَبْلَيْتَ الْجَميلَ فَعَصَيْتُ
و بهترین نعمت به من دادى و نافرمانى کردم
ثُمَّ عَرَفْتُ ما اَصْدَرْتَ اِذْ عَرَّفْتَنيهِ
سپس به زشتى گناه آگاهم فرمودى و از آنم بازداشتى و من از آن آگاه شدم
فَاسْتَغْفَرْتُ فَاَقَلْتَ
پس از تو آمرزش خواستم و از من درگذشتى
فَعُدْتُ فَسَتَرْتَ -
ولى به گناه بازگشتم و تو پوشاندى
فَلَكَ - اِلهِى الْحَمْدُ.
پس ستایش توراست اى خداى من
تَقَحَّمْتُ اَوْدِيَةَ الْهَلاكِ
خود را به وادیهاى هلاکت افکندهام
وَحَلَلْتُ شِعابَ تَلَفٍ .
و به درّههاى تباهى وارد شدهام
تَعَرَّضْتُ فيها لِسَطَواتِكَ
و با ورود در آن در معرض قهر تو قرار گرفتهام
وَ بِحُلُولِها عُقُوباتِكَ
وبا فرود آمدن در آن با عقوبتت روبرو شدهام
وَ وَسِيلَتى اِلَيْكَ التَّوْحيدُ
و وسیلهام به سوى تو توحید است
وَذَريعَتى اَنّى لَمْ اُشْرِكْ بِكَ شَيْئاً
و دستگیرهام آن است که چیزى را با حضرتت شریک نساختم
وَ لَمْ اَتَّخِذْ مَعَكَ اِلهاً
و با حضرتت خدایى نگرفتم
وَقَدْ فَرَرْتُ اِلَيْكَ بِنَفْسى
و اکنون با وجودم به سویت گریزانم
وَ اِلَيْكَ مَفَرُّ الْمُسىءِ
و گریزگاه انسان بدکار
وَمَفْزَعُ الْمُضَيِّعِ لِحَظِّ نَفْسِهِ الْمُلْتَجِئِ
و پناهگاه آن که سود خویش را از دست داده و پناهنده شده درگاه توست
فَكَمْ مِنْ عَدُوٍّ انْتَضى عَلَىَّ سَيْفَ عَداوَتِهِ
پس چه بسا دشمنى که شمشیر دشمنیش را بر من برهنه نموده
وَشَحَذَ لى ظُبَةَ مُدْيَتِهِ
و دم تیغش را علیه من تیز کرده
وَ اَرْهَفَ لى شَبا حَدِّهِ
و سر نیزهاش را به قصد حمله بر من تند ساخته
وَ دافَ لى قَواتِلَ سُمُومِهِ
و زهرهاى کشندهاش را به آشامیدنیم آمیخته
وَ سَدَّدَ نَحْوى صَوآئِبَ سِهامِهِ
و مرا آماج تیرهاى خود نموده
وَلَمْ تَنَمْ عَنّى عَيْنُ حِراسَتِهِ
و دیده مراقبتش از من نخفته
وَاَضْمَرَ اَنْ يَسُومَنِى الْمَكْرُوهَ
و تصمیم گرفته که به من زیانى رساند
وَ يُجَرِّعَنى زُعاقَ مَرارَتِهِ
و از آب ناگوار و تلخش به من بچشاند
فَنَظَرْتَ يااِلهى - اِلى ضَعْفى عَنِ احْتِمالِ الْفَوادِحِ
ولى تو اى خداى من - ناتوانى و ضعفم را از تحمل بارهاى گران
وَعَجْزى عَنِ الْاِنْتِصارِ مِمَّنْ قَصَدَنى بِمُحارَبَتِهِ
و عجزم را از انتقام گرفتن از آن که قصد کارزار - من کرده
وَ وَحْدَتى فى كَثيرِ عَدَدِ مَنْ ناوانى
و تنهایى مرا در برابر بسیارىِ عدّه کسانىکه با من دشمنى نموده
وَ اَرْصَدَ لى بِالْبَلآءِ فيما لَمْ اُعْمِلْ فيهِ فِكْرى
و در حال بىخبرى من در کمین گرفتار کردن من نشستهاند در نظر گرفتى
فَابْتَدَاْتَنى بِنَصْرِكَ
پس به نصرتم آغاز کردى
وَشَدَدْتَ اَزْرى بِقُوَّتِكَ
و پشتم را به قدرتت محکم نمودى
ثُمَّ فَلَلْتَ لى حَدَّهُ
آنگاه حِدّت او را شکستى
وَصَيَّرْتَهُ مِنْ بَعْدِ جَمْعٍ عَديدٍ وَحْدَهُ
و پس از آنکه در جمع کثیرى بود وى را تنها گذاشتى
وَ اَعْلَيْتَ كَعْبى عَلَيْهِ
و مرا بر او پیروز نمودى
وَ جَعَلْتَ ما سَدَّدَهُ مَرْدُوداً عَلَيْهِ
و تیرى را که بهسوى من نشانه گرفته
فَرَدَدْتَهُ لَمْ يَشْفِ غَيْظُهُ
بود به سوى خودش بازگرداندى
وَلَمْ يَسْكُنْ غَليلُهُ
و بدون اینکه خشمش تسکین یابد
قَدْ عَضَّ عَلى شَواهُ
و آتشکینهاش فرو نشیند
وَاَدْبَرَ مُوَلِّياً قَدْ اَخْلَفَتْ سَراياهُ.
اورا بازگرداندى تا سر انگشتان خود را به دندان گزید و رخ برتافت در حالىکه لشگرش از هم پاشید.
وَكَمْ مِنْ باغٍ بَغانى بِمَكآئِدِهِ
و چه بسا متجاوزى که با حیلههاى خود دربارهام ستم کرده
وَنَصَبَ لى شَرَكَ مَصآئِدِهِ
و دامهاى شکارش را برایم پهن کرده
وَ وَكَّلَ بى تَفَقُّدَ رِعايَتِهِ
و همّت خود را بر زیر نظر داشتن من گماشته
وَاَضْبَاَ اِلَىَّ اِضْبآءَ السَّبُعِ لِطَريدَتِهِ انْتِظاراً لاِنْتِهازِ الْفُرْصَةِ لِفَريسَتِهِ
و چون درندهاى کهبه انتظار به دستآوردن فرصت براى شکارش کمین نماید در کمین من نشسته
وَهُوَ يُظْهِرُ لى بَشاشَةَ الْمَلَقِ
در حالىکه خوشرویى چاپلوسى را برایم اظهار مىکرد
وَيَنْظُرُنى عَلىشِدَّةِ الْحَنَقِ
و با شدت خشم مرا مىپایید
فَلَمّا رَاَيْتَ - يااِلهى -
و چون تو - اى خداى من
تَبارَكْتَ وَتَعالَيْتَ دَغَلَ سَريرَتِهِ وَقُبْحَ مَا انْطَوى عَلَيْهِ
که والا و برترى - فساد باطن و زشتى آنچه را در دل داشت دیدى
اَرْكَسْتَهُ لاُِمِّ رَاْسِهِ فى زُبْيَتِهِ
او را با مغز در آن گودالى که براى شکار کنده بود درانداختى
وَ رَدَدْتَهُ فى مَهْوى حُفْرَتِهِ
و در پرتگاه ساختهاش افکندى
فَانْقَمَعَ بَعْدَ اسْتِطالَتِهِ ذَليلاً فى رِبَقِ حِبالَتِهِ الَّتى كانَ يُقَدِّرُ اَنْ يَرانى فيها
تا پس از طغیانش ذلیلانه در بند دامى که خیال داشت مرا در آن ببیند درافتاد
وَقَدْ كادَ اَنْ يَحُلَّ بى لَوْلا رَحْمَتُكَ ما حَلَّ بِساحَتِهِ.
و اگر رحمت تو نبود آنچه بر سر او آمد نزدیک بود بر سر من آید.
وَكَمْ مِنْ حاسِدٍ قَدْ شَرِقَ بى بِغُصَّتِهِ
و چه بسا حسودى که بهسبب من اندوه گلوگیرش شد
وَشَجِىَ مِنّى بِغَيْظِهِ
و شدت خشم همچون استخوان در گلویش گیر کرد
وَسَلَقَنى بِحَدِّ لِسانِهِ
و با نیش زبان مرا اذیت کرد
وَ وَحَرَنى بِقَرْفِ عُيُوبِهِ
و مرا به عیوب خودش طعنه زد
وَجَعَلَ عِرْضى غَرَضاً لِمَراميهِ
و آبرویم را آماج تیر حسادت کرد
وَقَلَّدَنى خِلالاً لَمْ تَزَلْ فيهِ
و مسائلى بر من بست که دائم در خودش بود
وَ وَحَرَنى بِكَيْدِهِ
و از روى نیرنگ بر من خرده گرفت
وَ قَصَدَنى بِمَكيدَتِهِ
و با فریبش آهنگ من نمود
فَنادَيْتُكَ - يااِلهى - مُسْتَغيثاً بِكَ
آنگاه - اى خداى من - فریاد خواهانه تو را صدا زدم
واثِقاً بِسُرْعَةِ اِجابَتِكَ
در حالىکه به سرعت مستجاب شدن دعا اطمینان داشتم
عالِماً اَنَّهُ لايُضْطَهَدُ مَنْ اَوى اِلى ظِلِّ كَنَفِكَ
و آگاه بودم که هرکس در سایه حمایتت جا گرفت ستم نبیند
وَلايَفْزَعُ مَنْ لَجَأَ اِلى مَعْقِلِ انْتِصارِكَ
و هر که به پناهگاه انتقام تو پناه برد او را وحشتى نباشد
فَحَصَّنْتَنى مِنْ بَاْسِهِ بِقُدْرَتِكَ
و تو مرا به قدرت خود از شر او نگاهداشتى.
وَكَمْ مِنْ سَحآئِبِ مَكْرُوهٍ جَلَّيْتَها عَنّى
و چه بسا ابرهاى گرفتارى که از من برطرف فرمودى
وَسَحآئِبِ نِعَمٍ اَمْطَرْتَها عَلَىَّ
و ابرهاى نعمت که بر من باراندى
وَجَداوِلِ رَحْمَةٍ نَشَرْتَها
و چه جویبارهاى رحمت که روان ساختى
وَعافِيَةٍ اَلْبَسْتَها
وعافیت که بر من پوشاندى
وَاَعْيُنِ اَحْداثٍ طَمَسْتَها
و چشمههاى حوادث که به خاک انباشتى
وَغَواشى كُرُباتٍ كَشَفْتَها.
و پردههاى غم که برطرف کردى
وَ كَمْ مِنْ ظَنٍّ حَسَنٍ حَقَّقْتَ .
و چه بسا گمان نیکو که آن را تحقق دادى
وَ عَدَمٍ جَبَرْتَ
و تهیدستى که جبران فرمودى
وَصَرْعَةٍ اَنْعَشْتَ
و درافتادنى که بلند کردى
وَمَسْكَنَةٍ حَوَّلْتَ
و بیچارگى که از میان برداشتى
كُلُّ ذلِكَ اِنْعاماً وَتَطَوُّلاً مِنْكَ
تمام اینها از روى تفضل و انعام تو بوده
وَفى جَميعِهِ انْهِماكاً مِنّى عَلى مَعاصيكَ
و در همه آنها من در گناهان دست و پا مىزدم
لَمْتَمْنَعْكَ اِسآئَتى عَنْ اِتْمامِ اِحْسانِكَ
اما بدکردارى من تو را از کامل کردن احسانت بازنداشت
وَلا حَجَرَنى ذلِكَ عَنِ ارْتِكابِ مَساخِطِكَ
و این احسانت مرا از ارتکاب علل خشم تو منع ننمود
لاتُسْئَلُ عَمّا تَفْعَلُ
تو در انجام برنامه خود مسئول نیستى
وَ لَقَدْ سُئِلْتَ فَاَعْطَيْتَ
و همانا از تو درخواست شد عطا کردى
وَلَمْ تُسْئَلْ فَابْتَدَاْتَ
و درخواست نشد و آغاز به بخشش نمودى
وَاسْتُميحَ فَضْلُكَ فَما اَكْدَيْتَ
و - فضلت طلبیده شد و کم نگذاشتى
اَبَيْتَ يامَوْلاىَ اِلاّ اِحْساناً وَامْتِناناً وَتَطَوُّلاً وَ اِنْعاماً
تو خوددارى کردى اى مولاى من مگر از احسان و اکرام و تفضل و انعام
وَ اَبَيْتُ اِلاّ تَقَحُّماً لِحُرُماتِكَ
و من خوددارى کردم مگر از درافتادن در محرمات
وَ تَعَدِّياً لِحُدُودِكَ
و تجاوز از حدودت
وَغَفْلَةً عَنْ وَعيدِكَ
و غفلت از تهدیدت.
فَلَكَ الْحَمْدُ اِلهى
پس حمد مخصوص توست اى خداى من:
مِنْ مُقْتَدِرٍ لايُغْلَبُ
مقتدرى که مغلوب نمىگردى
وَ ذى اَناةٍ لاتَعْجَلُ.
و مهلتدهندهاى که - شتاب نمىکنى
هذا مَقامُ مَنِ اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النِّعَمِ
این مقام کسى است که به فراوانى نعمتها اعتراف نموده
وَ قابَلَها بِالتَّقْصيرِ
و آن را بهتقصیر مقابله کرده
وَشَهِدَ عَلى نَفْسِهِ بِالتَّضْييعِ.
و درباره خود به ضایع کردن همه امورش گواهى داده است
اَللَّهُمَّ فَاِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِالْمُحَمَّدِيَّةِ الرَّفيعَةِ .
بار خدایا به وسیله مقام بلند محمدى
وَالْعَلَوِيَّةِ الْبَيْضآءِ
و ولایت روشن علوى به تو تقرب مىجویم
وَ اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِهِما اَنْ تُعيذَنى مِنْ شَرِّ كَذا وَكَذا
و به واسطه آن دو به سویت رو مىکنم که مرا از شر فلان و فلان پناه دهى
فَاِنَّ ذلِكَ لايَضيقُ عَلَيْكَ فى وُجْدِكَ
زیرا این پناه دهى در جنب توانگریت تورا دچار مضیقه نمىکند
وَ لا يَتَكَاَّدُكَ فى قُدْرَتِكَ
و در جنب قدرتت تورا به زحمت نمىاندازد
وَ اَنْتَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.
و تو بر همه چیز توانایى.
فَهَبْ لى - يا اِلهى - مِنْ رَحْمَتِكَ وَدَوامِ تَوْفيقِكَ ما اَتَّخِذُهُ سُلَّماً اَعْرُجُ بِهِ اِلى رِضْوانِكَ
پس از رحمت و دوام توفیق خود بهرهاى به من بخش که آن را نردبان رسیدن به خشنودى تو کنم
وَامَنُ بِهِ مِنْ عِقابِكَ
و به سبب آن از عقوبتت ایمن گردم
يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.
اى مهربانترین مهربانان.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام فِى الرَّهْبَةِ
«دعاى آن حضرت در خوف از خدا»
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ خَلَقْتَنى سَوِيّاً
بار خدایا تو مرا درست اندام و موزون ساختى
وَ رَبَّيْتَنى صَغيراً
و در کودکى پروردى
وَ رَزَقْتَنى مَكْفِيّاً.
و روزیم را متکفّل شدى.
اَللَّهُمَّ اِنّى وَجَدْتُ فيما اَنْزَلْتَ مِنْ كِتابِكَ
بارالها من در کتابت که نازل کردهاى و در آنچه بندگانت
وَ بَشَّرْتَ بِهِ عِبادَكَ اَنْ قُلْتَ:
را به آن بشارت دادهاى یافتهام که فرمودهاى:
«يا عِبادِىَ الَّذينَ اَسْرَفُوا عَلى اَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِاللَّهِ اِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً»
وَ قَدْ تَقَدَّمَ مِنّى ما قَدْ عَلِمْتَ وَ ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى
و از من کارهائى صادر شده که تو مىدانى و از من به آن داناترى
فَياسَوْاَتا مِمّا اَحْصاهُ عَلَىَّ كِتابُكَ
پس واى از این رسوایى که در پرونده من ثبت است
فَلَوْلاَ الْمَواقِفُ الَّتى اُؤَمِّلُ مِنْ عَفْوِكَ الَّذى شَمِلَ كُلَّ شَىْءٍ لَألْقَيْتُ بِيَدى
و اگر نبود مواقفى که به بخشش فراگیرت در آن امید بستهام به کلى از رحمتت ناامید مىشدم
وَلَوْ اَنَّ اَحَداً اسْتَطاعَ الْهَرَبَ مِنْ رَبِّهِ لَكُنْتُ اَنَا اَحَقَّ بِالْهَرَبِ مِنْكَ
واگر کسى را قدرت فرار از پروردگارش بود هر آینه من به فرار از تو سزاوارتر بودم
وَاَنْتَ لاتَخْفى عَلَيْكَ خافِيَةٌ فِى الْاَرْضِ وَلا فِى السَّماءِ اِلاّ اَتَيْتَ بِها
و تویى که نه در زمین از تو چیزى پوشیده است و نه در آسمان مگر آنکه همه را گرد مىآورى
وَكَفى بِكَ جازِياً
و تو بسنده جزا دهندهاى هستى
وَكَفى بِكَ حَسيباً
و از هر محاسبى. بىنیازى.
اَللَّهُمَّ اِنَّكَ طالِبى اِنْ اَنَا هَرَبْتُ
خداوندا تو جوینده منى اگر فرار کنم
وَ مُدْرِكى اِنْ اَنَا فَرَرْتُ
و دریابنده منى اگر بگریزم
فَها اَنَاذا بَيْنَ يَدَيْكَ خاضِعٌ ذَليلٌ راغِمٌ
پس اینک منم در پیشگاهت خاضع و ذلیل و سرشکسته
اِنْ تُعَذِّبْنى فَاِنّى لِذلِكَ اَهْلٌ
اگر عذابم کنى سزاوار آنم
وَهُوَ - يا رَبِّ - مِنْكَ عَدْلٌ
و آن از ناحیه تو - پروردگارا - عین عدالت است
وَ اِنْ تَعْفُ عَنّى فَقَديماً شَمَلَنى عَفْوُكَ.
و اگر از من عفو کنى پس از دیرباز عفوت شامل حالم بوده .
وَاَلْبَسْتَنى عافِيَتَكَ فَاَسْئَلُكَ - اللَّهُمَّ - بِالْمَخْزُونِ مِنْ اَسْمآئِكَ
و لباس عافیت را بر من پوشاندهاى پس تو را سوگند به آن نامها که در گنجینه دارى
وَ بِما وارَتْهُ الْحُجُبُ مِنْ بَهآئِكَ اِلاّ رَحِمْتَ هَذِهِ النَّفْسَ الْجَزُوعَةَ
و به آنچه از جلالت در پس پرده قرار گرفته که رحمت آرى بر این وجود بىتاب
وَهذِهِ الرِّمَّةَ الْهَلُوعَةَ الَّتى لاتَسْتَطيعُ حَرَّ شَمْسِكَ
و این مشت استخوان بىطاقت که تاب آفتاب تو را ندارد
فَكَيْفَ تَسْتَطيعُ حَرَّ نارِكَ؟
تا چه رسد به گرمى دوزخت!
وَ الَّتى لاتَسْتَطيعُ صَوْتَ رَعْدِكَ
و قدرت شنیدن صداى رعد تو را ندارد
فَكَيْفَ تَسْتَطيعُ صَوْتَ غَضَبِكَ؟
تا چه رسد به فریاد خشمت!
فَارْحَمْنِى - اللَّهُمَّ - فَاِنِّى امْرُؤٌ حَقيرٌ
پس خدایا بر من رحم کن زیرا که فردى کوچکم
وَخَطَرى يَسيرٌ
و قدر و منزلتم ناچیز است
وَلَيْسَ عَذابى مِمّا يَزيدُ فى مُلْكِكَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ
و عذابم چیزى نیست که به مقدار ذرّهاى در پادشاهیت بیفزاید
وَلَوْ اَنَّ عَذابى مِمّا يَزيدُ فى مُلْكِكَ لَسَئَلْتُكَ الصَّبْرَ عَلَيْهِ
و اگر عذابم در پادشاهى تو مىافزود هرآینه صبر بر
وَ اَحْبَبْتُ اَنْ يَكُونَ ذلِكَ لَكَ
و دوست مىداشتم که آن فزونى تو را باشد
وَلكِنْ سُلْطانُكَ - اللَّهُمَّ - اَعْظَمُ وَمُلْكُكَ اَدْوَمُ مِنْ اَنْ تَزيدَ فيهِ طاعَةُ الْمُطيعينَ
اما اى خدا سلطنت تو بزرگتر و پادشاهیت با دوامتر از آن است که طاعت مطیعان در آن بیفزاید
اَوْ تَنْقُصَ مِنْهُ مَعْصِيَةُ الْمُذْنِبينَ
یا عصیان گنهکاران از آن بکاهد
فَارْحَمْنى يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
پس بر من رحم کن اى رحم کنندهترین رحمکنندگان
وَ تَجاوَزْ عَنّى يا ذَاالْجَلالِ وَالْاِكْرامِ
و از من بگذر اى صاحب جلال و اکرام
وَتُبْ عَلَىَّ
و توبهام را بپذیر
اِنَّكَ اَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ.
که تویى توبهپذیر مهربان.
وَكان مِن دعائِه عليهالسلام فِى التَّضَرُّعِ وَالاِسْتِكانَة
«دعاى آن حضرت در تضرّع و فروتنى»
اِلهى اَحْمَدُكَ –
خداوندا تو را مىستایم -
وَاَنْتَ لِلْحَمْدِ اَهْلٌ –
و تو سزاوار سپاسى -
عَلى حُسْنِ صَنيعِكَ اِلَىَّ
در برابر احسانت به من
وَسُبُوغِ نَعْمآئِكَ عَلَىَّ
و فراوانى نعمتهایت بر من
وَجَزيلِ عَطآئِكَ عِنْدى
و عطاى بزرگت به نزد من
وَعَلى ما فَضَّلْتَنى بِهِ مِنْ رَحْمَتِكَ
و بر رحمتى که مرا به آن فضیلت دادى
وَاَسْبَغْتَ عَلَىَّ مِنْ نِعْمَتِكَ
و نعمتى که بر من فراوان فرمودى
فَقَدِاصْطَنَعْتَ عِنْدى مايَعْجِزُ عَنْهُ شُكْرى
زیرا که آنقدر به من عنایت کردى که شکر من - از آن قاصر است
وَلَوْلا اِحْسانُكَ اِلَىَّ
و اگر احسان و لطف تو نسبت به من
وَسُبُوغُ نَعْمآئِكَ عَلَىَّ ما بَلَغْتُ اِحْرازَ حَظّى
و کمال نعمتت بر من در میان نبود هرگز در به دست آوردن بهرهام
وَلااِصْلاحَ نَفْسى
و اصلاح خویش موفق نمىشدم
وَلكِنَّكَ ابْتَدَاْتَنى بِالْاِحْسانِ
این تو بودى که احسان را نسبت به من آغاز فرمودى
وَرَزَقْتَنى فى اُمُورى كُلِّهَا الْكِفايَةَ
و کفایت در تمام کارهایم را روزى من نمودى
وَصَرَفْتَ عَنّى جَهْدَ الْبَلآءِ
و رنج و زحمت بلا را از من گرداندى
وَمَنَعْتَ مِنّى مَحْذُورَ الْقَضآءِ.
و قضاى دهشتزا را از من منع کردى.
اِلهى فَكَمْ مِنْ بَلآءٍ جاهِدٍ قَدْ صَرَفْتَ عَنّى
خداوندا چه بسا بلاى جانکاه که از من گرداندى
!! وَكَمْ مِنْ نِعْمَةٍ سابِغَةٍ اَقْرَرْتَ بِها عَيْنى! وَكَمْ
و چه بسا نعمت فراوانى که دیدهام را به آن روشن ساختى! و چه بسا
مِنْ صَنيعَةٍ كَريمَةٍ لَكَ عِنْدى!
خوبیهاى ارجمندى که به من ارزانى داشتى!
اَنْتَ الَّذى اَجَبْتَ عِنْدَ الْاِضْطِرارِ دَعْوَتى
تویى که به وقت اضطرار دعایم را اجابت کردى
وَ اَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثارِ زَلَّتى
و به وقت درافتادن از لغزشم گذشتى
وَ اَخَذْتَ لى مِنَ الْاَعْدآءِ بِظُلامَتى
و حق مرا از دشمنان گرفتى.
اِلهى ما وَجَدْتُكَ بَخيلاً حينَ سَئَلْتُكَ
خداوندا وقتى به درگاهت به گدایى برخاستم تو را بخیل نیافتم
وَلا مُنْقَبِضاً حينَ اَرَدْتُكَ
و چون قصد تو کردم تو را گرفته ندیدم
بَلْ وَجَدْتُكَ لِدُعآئى سامِعاً
بلکه تو را شنونده دعایم
وَ لِمَطالِبى مُعْطِياً
و عطا کننده خواستههایم دیدم
وَ وَجَدْتُ نُعْماكَ عَلَىَّ سابِغَةً فى كُلِّ شَاْنٍ مِنْ شَاْنى
و نعمتهاى تو را بر خود کامل دیدم در هر حالى از حالاتم
وَكُلِّ زَمانٍ مِنْ زَمانى
و هر زمانى از زمانهایم
فَاَنْتَ عِنْدى مَحْمُودٌ
تو نزد من ستودهاى
وَصَنيعُكَ لَدَىَّ مَبْرُورٌ
و احسانت در نظرم پسندیده است
تَحْمَدُكَنَفْسى وَ لِسانى وَعَقْلى
جان و زبان و خرد من تورا مىستایند
حَمْداً يَبْلُغُ الْوَفآءَ وَحَقيقَةَ الشُّكْرِ
چنان ستایشى که به کمال و کنه شکر رسد
حَمْداً يَكُونُ مَبْلَغَ رِضاكَ عَنّى
ستایشى که در نهایت خشنودى تو از من باشد
فَنَجِّنى مِنْ سُخْطِكَ.
پس مرا از خشم خود رهایى ده.
ياكَهْفى حينَ تُعْيينِى الْمَذاهِبُ
اى پناه من به وقتى که راهها مرا خسته کند
وَيا مُقيلى عَثْرَتى
و اى درگذرنده لغزشهایم
فَلَوْلا سَتْرُكَ عَوْرَتى لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحينَ
اگر عیبپوشى تو بر من نبود از رسوایان بودم
وَيا مُؤَيِّدى بِالنَّصْرِ
و اى دستگیر من از سر نصرت و یارى
فَلَوْلا نَصْرُكَ اِيّاىَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبينَ
اگر یارى تو نبود از شکست خوردگان بودم
وَيا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نِيرَ الْمَذَلَّةِ عَلى اَعْناقِها
و اى آن که سلاطین در پیشگاهت یوغ خوارى و ذلّت بر گردنهایشان نهادهاند
فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خآئِفُونَ
و از سطوت حضرتت در خوف و وحشتند
وَ يا اَهْلَ التَّقْوى
اى آن که سزاوارى که از تو پروا گیرند
وَيا مَنْ لَهُ الْاَسْمآءُ الْحُسْنى
اى آنکه نامهاى نیکو از آن توست
اَسْئَلُكَ اَنْ تَعْفُوَعَنّى
از تو خواهش دارم که از من بگذرى
وَتَغْفِرَ لى
و مرا مورد مغفرت قرار دهى
فَلَسْتُ بَرِيئاً فَاَعْتَذِرَ
چون از گناه پاک نیستم تا معذور باشم
وَلا بِذى قَوَّةٍ فَاَنْتَصِرَ
و نیرومند نیستم تا پیروز شوم
وَلا مَفَرَّ لى فَاَفِرَّ
و گریزگاهى ندارم که بگریزم
وَ اَسْتَقيلُكَ عَثَراتى
از تو مىخواهم که لغزشم را نادیده بگیرى
وَ اَتَنَصَّلُ اِلَيْكَ مِنْ ذُنُوبِى الَّتى قَدْ اَوْبَقَتْنى
و پوزش مىطلبم از گناهانم که مرا دچار ساخته
وَ اَحاطَتْ بى فَاَهْلَكَتْنى
و سراپایم را فرا گرفته و سبب هلاکتم شده
مِنْها فَرَرْتُ اِلَيْكَ - رَبِّ - تآئِباً فَتُبْ عَلَىَّ مُتَعَوِّذاً فَاَعِذْنى
من از گناهانم در حال توبه بهجانب تو گریختهام پس توبهام را بپذیر
مُسْتَجيراً فَلاتَخْذُلْنى
بهتو پناهنده شدهام پس پناهم بده
سآئِلاً فَلاتَحْرِمْنى
از تو - زنهار مىطلبم پس دست از یاریم مکش
مُعْتَصِماً فَلاتُسْلِمْنى
سائل درگاهت هستم پس محرومم به دامان توام پس رهایم مکن مگردان
داعِياً فَلاتَرُدَّنى خآئِباً.
دست دعاکنندهام پس نومیدم مساز.
دَعَوْتُكَ يا رَبِّ مِسْكيناً مُسْتَكيناً مُشْفِقاً خآئِفاً وَجِلاً فَقيراً
خداى من تورا در حالى که مسکین مستکین ترسنده هراسناک بیمناک فقیر و
مُضْطَرّاً اِلَيْكَ
بیچاره درگاهت هستم خواندم
اَشْكُو اِلَيْكَ - يا اِلهى - ضَعْفَ نَفْسى عَنِ الْمُسارَعَةِ فيما وَعَدْتَهُ اَوْلِيآئَكَ
خداوندا از ضعف نفسم که نمىتوانم در آنچه دوستانت را وعده دادهاى پیشى گیرم
وَالْمُجانَبَةِ عَمّا حَذَّرْتَهُ اَعْدآئَكَ
و از آنچه دشمنانت را برحذر داشتهاى دورى کنم
وَكَثْرَةَ هُمُومى
و از اندوه زیاد
وَ وَسْوَسَةَ نَفْسى.
و وسوسههاى نفس خود به حضرتت شکایت آوردهام.
اِلهى لَمْتَفْضَحْنى بِسَريرَتى
خداوندا مرا به نیت سوئم رسوا ننمودى
وَلَمْ تُهْلِكْنى بِجَريرَتى
و به گناهم هلاک نساختى
اَدْعُوكَ فَتُجيبُنى وَاِنْ كُنْتُ بَطيئاً حينَ تَدْعُونى
تو را مىخوانم و تو مرا پاسخ مىگویى گرچه هنگامىکه تو مرا مىخوانى در پاسخ تو کند هستم
وَ اَسْئَلُكَ كُلَّ ما شِئْتُ مِنْ حَوآئِجى
و هر حاجتى که دارم از تو مىطلبم
وَحَيثُ ماكُنْتُ وَضَعْتُ عِنْدَكَ سِرّى
و هر کجا که باشم رازم را پیش تو مىسپارم
فَلا اَدْعُو سِواكَ
پس غیر تو کسى را نمىخوانم
وَلا اَرْجُو غَيْرَكَ
و به غیر حضرتت به احدى امید ندارم
لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ
لبّیک لبّیک
تَسْمَعُ مَنْ شَكا اِلَيْكَ
تو شکایت شاکى به درگاهت را مىشنوى
وَتَلْقى مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ
و به کسىکه به تو اعتماد کند رو مىآورى
وَتُخَلِّصُ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ
و هرکه را به دامان رحمتت درآویزد رهایى مىدهى
وَتُفَرِّجُ عَمَّنْ لاذَ - بِكَ.
و هر که به تو پناهنده شود غمش را مىزدایى
اِلهى فَلا تَحْرِمْنى خَيْرَ الْاخِرَةِ وَالْاُولى لِقِلَّةِ شُكْرى
خداوندا پس مرا به خاطر کمى شکرم از خیر دنیا و آخرت محروم مکن
وَ اغْفِرْ لى ما تَعْلَمُ مِنْ ذُنُوبى
و گناهانى را که از من خبردارى ببخش
اِنْ تُعَذِّبْ فَاَنَا الظّالِمُ الْمُفَرِّطُ الْمُضَيِّعُ الْاثِمُ
اگر مرا عذاب كنى من آنم كه بر خود ستم روا داشتم و از حدّ و مرز خود پاى
المقَصر المضَجع المغفٍل حَظ نفسي, وَ اٍن تَغفٍر
نهادم و فرمانت را چنانكه بايد مواظبت نكردم و از نصيب خويش از جانب تو غفلت ورزيدم، و چنانچه
فَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ.
پس تو مهربانترین مهربانانى.
وَكان مِن دعائِه عليهالسلام فِى الاِلْحِاح عَلَى اللَّهِ تعالى
«دعادر پافشارى در خواهش از خدا»
يا اَللَّهُ الَّذى لايَخْفى عَلَيْهِ شَىْءٌ فِى الْاَرْضِ وَلا فِى السَّمآءِ
اى خدائىکه در آسمان و زمین چیزى بر تو پوشیده نیست
وَكَيْفَ يَخْفى عَلَيْكَ - يااِلهى - ما اَنْتَ خَلَقْتَهُ؟
و چگونه اى خداى من بر تو پوشیده باشد آنچه تو خود به وجود آوردهاى؟
وَكَيْفَ لاتُحْصى ما اَنْتَ صَنَعْتَهُ
و چگونه شمار آنچه را خود ساختهاى نداشته باشى؟
اَوْ كَيْفَ يَغيبُ عَنْكَ ما اَنْتَ تُدَبِّرُهُ؟
یا چگونه از تو پوشیده باشد آنچه را تو تدبیرش مىنمایى؟
اَوْ كَيْفَ يَسْتَطيعُ اَنْ يَهْرُبَ مِنْكَ مَنْ لاحَيوةَ لَهُ اِلاّ بِرِزْقِكَ؟
یا چگونه قدرت دارد از تو فرار کند کسىکه جز به روزیت زنده نیست؟
اَوْكَيْفَ يَنْجوُ مِنْكَ مَنْ لامَذْهَبَ لَهُ فى غَيْرِ مُلْكِكَ؟
یا به چه صورت از تو نجات یابد آن که در غیر ملک تو راهى برایش نیست؟
سُبْحانَكَ! اَخْشى خَلْقِكَ لَكَ اَعْلَمُهُمْ بِكَ
پاکى تو ترسندهترین خلق تو در درگاهت داناترین آنهاست
وَ اَخْضَعُهُمْ لَكَ اَعْمَلُهُمْ بِطاعَتِكَ
و افتاده ترینشان عاملترین آنان به فرمان حضرت توست
وَ اَهْوَنُهُمْ عَلَيْكَ مَنْ اَنْتَ تَرْزُقُهُ وَ هُوَ يَعْبُدُ غَيْرَكَ.
و پستترین آنها در پیشگاهت آن است که تو روزیش را مىدهى و او غیر تو را پرستش مىنماید
سُبْحانَكَ! لايَنْقُصُ سُلْطانَكَ مَنْ اَشْرَكَ بِكَ وَكَذَّبَ رُسُلَكَ
پاکى تو هر کس براى وجود مبارکت شریکى پنداشته و به تکذیب پیامبرانت برخاسته در سلطنت کاستى نیاورد
وَلَيْسَ يَسْتَطيعُ مَنْ كَرِهَ قَضآءَكَ اَنْ يَرُدَّ اَمْرَكَ
و هر که حکمت را نپسندد قدرت ردّ فرمانت را ندارد
وَلايَمْتَنِعُ مِنْكَ مَنْ كَذَّبَ بِقُدْرَتِكَ
و هر که به انکار قدرتت برخیزد از دایره توان تو بیرون نیست
وَلا يَفُوتُكَ مَنْ عَبَدَ غَيْرَكَ
و هر که غیر تو را بپرستد از دست قدرتت بیرون نرود
وَلا يُعَمَّرُ فِى الدُّنْيا مَنْ كَرِهَ لِقآءَكَ.
و هر که لقاى تو را ناپسند دارد در حیات دنیا جاوید نخواهد ماند.
سُبْحانَكَ! ما اَعْظَمَ شَاْنَكَ! وَ اَقْهَرَ
پاکى تو چه بزرگ است مرتبهات! و قاهر است
سُلْطانَكَ! وَ اَشَدَّ قُوَّتَكَ! وَ اَنْفَذَ اَمْرَكَ!
سلطنتت! و شدید است نیرویت! و نافذ است فرمانت!
! سُبْحانَكَ قَضَيْتَ عَلى جَميعِ خَلْقِكَ الْمَوْتَ:
پاکى تو تمام آفریدگانت را محکوم به مرگ کردهاى:
مَنْ وَحَّدَكَ وَمَنْ كَفَرَ بِكَ
چه آنکه اهل توحید بوده و چه آن که به کفر گرائیده
وَكُلٌّ ذآئِقٌ الْمَوْتَ
و همگى طعم مرگ را مىچشند
وَكُلٌّ صآئِرٌ اِلَيْكَ
و یکسره به سویت باز مىگردند
فَتَبارَكْتَ وَ تَعالَيْتَ
پس پاک و والا و برترى
لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ
و خدایى جز تو نیست تنهایى و شریکى براى تو وجود ندارد
امَنْتُ بِكَ
به تو گرویدم
وَصَدَّقْتُ رُسُلَكَ
و فرستادگانت را تصدیق کردم
وَ قَبِلْتُ كِتابَكَ
و کتابت (قرآن) را پذیرفتم
وَكَفَرْتُ بِكُلِّ مَعْبُودٍ غَيْرِكَ
و به هر معبودى جز تو کافر شدم
وَ بَرِئْتُ مِمَّنْ عَبَدَ سِواكَ
و از هر که غیر تورا عبادت کرده بیزارم.
اَللَّهُمَّ اِنّى اُصْبِحُ وَ اُمْسى مُسْتَقِلاًّ لِعَمَلى
خداوندا در حالى صبح مىکنم و روزم را به شب مىرسانم که عمل خود را در پیشگاهت اندک شمرده
مُعْتَرِفاً بِذَنْبى
و به گناه خویش اعتراف دارم
مُقِرّاً بِخَطاياىَ
و به خطاهایم اقرار مىکنم
اَنَا بِاِسْرافى عَلى نَفْسى ذَليلٌ
من به خاطراسراف درباره خویش خوارم
عَمَلى اَهْلَكَنى
عملم مرا به عرصه هلاکت برده
وَ هَواىَ اَرْدانى
و هوسم مرا به تباهى انداخته
وَ شَهَواتى حَرَمَتْنى
و شهواتم مرا محروم نموده
فَاَسْئَلُكَ يا مَوْلاىَ سُؤالَ مَنْ نَفْسُهُ لاهِيَةٌ لِطُولِ اَمَلِهِ
مولاى من پس از تو درخواست دارم درخواست کسىکه بهسبب آرزوهاى دور و دراز بهلهو و بیهوده کارى پرداخته
وَ بَدَنُهُ غافِلٌ لِسُكُونِ عُرُوقِهِ
و بدنش به خاطر سلامتى از عبادت بىخبر مانده
وَ قَلْبُهُ مَفْتُونٌ بِكَثْرَةِ النِّعَمِ عَلَيْهِ
و دلش به واسطه فراوانى نعمت به فتنه لذّت افتاده
وَفِكْرُهُ قَليلٌ لِما هُوَ صآئِرٌ اِلَيْهِ
و اندیشهاش نسبت به فرجام کارش کم است
سُؤالَ مَنْ قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْاَمَلُ
درخواست کسى که آرزو بر او غالب شده
وَفَتَنَهُ الْهَوى
و هواى نفس گرفتارش کرده
وَ اسْتَمْكَنَتْ مِنْهُ الدُّنْيا
و دنیا بر او دست یافته
وَ اَظَلَّهُ الْاَجَلُ
و مرگ بر سرش سایه انداخته
سُؤالَ مَنِ اسْتَكْثَرَ ذُنُوبَهُ
درخواست کسىکه گناهانش را بسیار شمرده
وَ اعْتَرَفَ بِخَطيئَتِهِ
و به خطاهاى خود اعتراف کرده
سُؤالَ مَنْ لا رَبَّ لَهُ غَيْرُكَ
درخواست کسىکه پروردگارى جز تو
وَلا وَلِىَّ لَهُ دُونَكَ
و سرپرستى غیر تو
وَلا مُنْقِذَ لَهُ مِنْكَ
و رهانندهاى از تو ندارد
وَلا مَلْجَاَ لَهُ مِنْكَ اِلاّ اِلَيْكَ.
و براى او پناهگاهىاز تو جز به سوى تو نیست.
اِلهى اَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ الْواجِبِ عَلى جَميعِ خَلْقِكَ
خداوندا از تو به حقى که بر همه مخلوقاتت دارى
وَبِاسْمِكَ الْعَظيمِ الَّذى اَمَرْتَ رَسُولَكَ اَنْ يُسَبِّحَكَ بِهِ
و بهنام عظیمت که به پیامبرت فرمان دادى که تو را به آن تسبیح کند
وَبِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَريمِ
و به بزرگى ذات کریمت
الَّذى لايَبْلى وَ لايَتَغَيَّرُ
که فرسایش ندارد و دگرگون نمىگردد
وَلا يَحُولُ وَ لايَفْنى
و تغییر حال نمىدهد و فناپذیر نیست مسئلت دارم
اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ
که بر محمد و آلش درود فرستى
وَاَنْ تُغْنِيَنى عَنْ كُلِّ شَىْءٍ بِعِبادَتِكَ
و مرا با عبادت خود از هر چیز بىنیاز کنى
وَاَنْ تُسَلِّىَ نَفْسى عَنِ الدُّنْيا بِمَخافَتِكَ
و با ترس خود قلبم را از اندوه دنیا تسلیت دهى
وَ اَنْ تُثْنِيَنى بِالْكَثيرِ مِن كَرامَتِكَ بِرَحْمَتِكَ
و به رحمتت با دست پر از کرامتهاى فراوانت بازم گردانى
فَاِلَيْكَ اَفِرُّ
زیرا که به سوى تو مىگریزم
وَمِنْكَ اَخافُ
و از تو مىترسم
وَ بِكَ اَسْتَغيثُ
و از حضرتت فریادرسى مىنمایم
وَاِيّاكَ اَرْجُو
و به تو امیدوارم
وَ لَكَ اَدْعُو
و تو را مىخوانم
وَ اِلَيْكَ اَلْجَاُ
و به تو پناه مىآورم
وَ بِكَ اَثِقُ
و به تو اطمینان دارم
وَ اِيّاكَ اَسْتَعينُ
و از تو یارى مىخواهم
وَ بِكَ اُومِنُ
و به تو ایمان دارم
وَعَلَيْكَ اَتَوَكَّلُ
و بر تو توکل مىکنم
وَ عَلى جُودِكَ وَ كَرَمِكَ اَتَّكِلُ.
و بر جود و کرمت اعتماد مىنمایم
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلامفى التَّذَلُّلِ لِلَّهِ عزَّوَجَلّ
«دعادر اظهارفروتنى به درگاه حضرت حق»
رَبِّ أَفْحَمَتْنِي ذُنُوبِي وَ انْقَطَعَتْ مَقَالَتِي فَلاَ حُجَّةَ لِي
اى پروردگار من گناهانم زبانم را بند آورده اند و از گفتار عاجز آمده ام و ياراى آنم نيست كه عذرى آورم يا حجتى اقامه كنم.
فَأَنَا الْأَسِيرُ بِبَلِيَّتِي الْمُرْتَهَنُ بِعَمَلِي الْمُتَرَدِّدُ
اسير بليه خويشتنم و در گرو اعمال خود.
فِي خَطِيئَتِي الْمُتَحَيِّرُ عَنْ قَصْدِي الْمُنْقَطَعُ بِي
در وادى خطاى خود سرگردانم و ندانم به كجا مىروم چونان مسافرى از همه جا بريده و در راه مانده.
قَدْ أَوْقَفْتُ نَفْسِي مَوْقِفَ الْأَذِلاَّءِ الْمُذْنِبِينَ
خود را در جايگاه گنهكاران ذليل بر پاى داشته ام
مَوْقِفَ الْأَشْقِيَاءِ الْمُتَجَرِّينَ عَلَيْكَ الْمُسْتَخِفِّينَ بِوَعْدِكَ
در جايگاه شوربختانى كه در برابرت گستاخى كرده اند و وعده هاى عذابت را به چيزى نشمرده اند.
سُبْحَانَكَ أَيَّ جُرْأَةٍ اجْتَرَأْتُ عَلَيْكَ وَ أَيَّ تَغْرِيرٍ غَرَّرْتُ بِنَفْسِي
منزهى تو اى خداوند. به كدام جرأت با تو گستاخى كردم؟ به دمدمه كدام فريب خود را در ورطه هلاكت افكندم؟
مَوْلاَيَ ارْحَمْ كَبْوَتِي لِحُرِّ وَجْهِي وَ زَلَّةَ قَدَمِي
اى مولاى من مى بينى كه چسان لغزيده ام و به رو در افتاده ام
وَ عُدْ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِي وَ بِإِحْسَانِكَ عَلَى إِسَاءَتِي
پس بر من رحمت آور و به حلم خود بر جهل من و به احسان خود بر بدكرداريم ببخشاى
فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِي الْمُعْتَرِفُ بِخَطِيئَتِي
كه به گناه خود اقرار مى كنم و به خطاى خود معترفم.
وَ هَذِهِ يَدِي وَ نَاصِيَتِي أَسْتَكِينُ بِالْقَوَدِ مِنْ نَفْسِي
اين دست من و اين سر من كه اكنون براى قصاص از نفس خود زاروار تسليم كرده ام.
ارْحَمْ شَيْبَتِي وَ نَفَادَ أَيَّامِي وَ اقْتِرَابَ أَجَلِي وَ ضَعْفِي وَ مَسْكَنَتِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي
بار خدايا بر پيرى من و پايان يافتن روزگار من و نزديك شدن اجل من و ناتوانى و بيچارگى من رحم كن.
مَوْلاَيَ وَ ارْحَمْنِي إِذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْيَا أَثَرِي
اى مولاى من بر من رحمت آور آنگاه كه نشان من از جهان بر افتد
وَ امَّحَى مِنَ الْمَخْلُوقِينَ ذِكْرِي وَ كُنْتُ مِنَ الْمَنْسِيِّينَ كَمَنْ قَدْ نُسِيَ
و نامم از ميان آفريدگان محو شود و در زمره فراموش شدگان در آيم.
مَوْلاَيَ وَ ارْحَمْنِي عِنْدَ تَغَيُّرِ صُورَتِي وَ حَالِي
اى مولاى من بر من رحمت آور آنگاه كه چهره ام و حالتم دگرگون شود:
إِذَا بَلِيَ جِسْمِي وَ تَفَرَّقَتْ أَعْضَائِي وَ تَقَطَّعَتْ أَوْصَالِي
آن هنگام كه پيكرم بپوسد و اعضايم پراكنده گردد و بند بندم از هم بگسلند.
يَا غَفْلَتِي عَمَّا يُرَادُ بِي
اى واى بر غفلت من از آنچه برايم مهيا كرده اند.
مَوْلاَيَ وَ ارْحَمْنِي فِي حَشْرِي وَ نَشْرِي
اى مولاى من رحم كن بر من در آن روز كه زنده شوم و براى حساب حاضر آيم
وَ اجْعَلْ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ مَعَ أَوْلِيَائِكَ مَوْقِفِي وَ فِي أَحِبَّائِكَ مَصْدَرِي وَ فِي جِوَارِكَ مَسْكَنِي
در آن روز جايگاه ايستادنم را در ميان اولياى خود قرار ده و چنان كن كه با دوستان تو باز گردم و مرا در جوار خود مسكن ده.
يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ.
يا رب العالمين.
وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام فِى اسْتِكشافِ الْهُمُوم
«دعادر زدودن اندوهها»
يا فارِجَ الْهَمِّ وَكاشِفَ الْغَمِّ
اى زداینده اندوه و برطرف کننده غم
يا رَحْمنَ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ وَ رَحيمَهُما
اى رحمن دنیا و آخرت و رحمت آورنده در دو
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ
دنیا بر محمد و آلش درود فرست
وَافْرُجْ هَمّى
و اندوه مرا برطرف ساز
وَاكْشِفْ غَمّى
و غم دلم را بزداى
ياواحِدُ يااَحَدُ ياصَمَدُ
اى یگانه اى یکتا اى بىنیاز
يامَنْ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ
اى کسىکه نزادهاى و زائیده نشدهاى
وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ
و کسى همتاى حضرت تو نیست
اِعْصِمْنى وَطَهِّرْنى
مرا حفظ کن و به پاکى آر
وَ اذْهَبْ بِبَلِيَّتى
و گرفتاریم را برطرف کن.
وَاقْرَاْ ايَةَ الْكُرْسِىِّ وَالْمُعوِّذَتَيْن وَ قُلْ هُوَاللَّهُ اَحَدٌ وَ قُلْ: -
و آیةالکرسى و معوّذتین (سورههاى فلق و ناس) و قل هوالله را بخوان و بگو: -
اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ
خداوندا از تو مىخواهم همچون خواهش کسى که نیازش سخت
وَضَعُفَتْ قُوَّتُهُ
و نیرویش سست است
وَكَثُرَتْ ذُنُوبُهُ
و گناهانش افزایش یافته
سُؤالَ مَنْ لايَجِدُ لِفاقَتِهِ مُغيثاً
همچون خواهش کسى که براى نیاز خود فریادرسى
وَلا لِضَعْفِهِ مُقَوِّياً
و براى ضعفش نیرودهندهاى
وَلا لِذَنْبِهِ غافِراً غَيْرَكَ
و براى معصیتش آمرزندهاى جز تو نمىیابد
ياذَاالْجَلالِ وَالْاِكْرامِ
اى صاحب جلال و اکرام
اَسْئَلُكَ عَمَلاً تُحِبُّ بِهِ مَنْ عَمِلَ بِهِ
از تو درخواست عملى دارم که هرکه آن را بجاى آورد دوستش دارى
وَيَقيناً تَنْفَعُ بِهِ مَنِ اسْتَيْقَنَ بِهِ حَقَّ الْيَقينِ فى نَفاذِ اَمْرِكَ.
و یقینى که هر کس در مسیر قضاى تو به آن آراسته به حقّ یقین گردد او را بدین خاطر نفع رسانى.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست
وَاقْبِضْ عَلَى الصِّدْقِ نَفْسى
و جان مرا در حال - ثبات و استوارى بگیر
وَاقْطَعْ مِنَ الدُّنْيا حاجَتى
و نیازم را از دنیا قطع کن
وَاجْعَلْ فيما عِنْدَكَ رَغْبَتى شَوْقاً اِلى لِقآئِكَ
و رغبتم را به رحمتت برانگیز تا شوق لقایت در سر داشته باشم
وَ هَبْ لى صِدْقَ التَّوَكُّلِ عَلَيْكَ
و مرا صدق توکّل بر خودت مرحمت فرما.
اَسْئَلُكَ مِنْ خَيْرِ كِتابٍ قَدْ خَلا
از تو بهترین سرنوشت گذشته رامسئلت دارم
وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كِتابٍ قَدْ خَلا
و از بدترین سرنوشت گذشته به تو پناه مىبرم
اَسْئَلُكَ خَوْفَ الْعابِدينَ لَكَ
پروردگارا از تو درخواست دارم. ترس بندگان
وَ عِبادَةَ الْخاشِعينَ لَكَ
و عبادت خاشعان
وَيَقينَ الْمُتَوَكِّلينَ عَلَيْكَ
و یقین توکل کنندگان
وَتَوَكُّلَ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْكَ.
و توکل مؤمنان را خداوندا
اَللَّهُمَّ اجْعَلْ رَغْبَتى فى مَسْئَلَتى مِثْلَ رَغْبَةِ اَوْلِيآئِكَ فى مَسآئِلِهِمْ
رغبت و شوق مرا در گدائیم مانند رغبت عاشقانت در گدائیشان
وَ رَهْبَتى مِثْلَ رَهْبَةِ اَوْلِيآئِكَ
و ترسم را مانندترس اولیائت قرار ده
وَاسْتَعْمِلْنى فى مَرْضاتِكَ
و مرا در رضاى خود چنان بهکار دار که با وجود
عَمَلاً لا اَتْرُكُ مَعَهُ شَيْئاً مِنْ دينِكَ مَخافَةَ اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ.
آن چیزى از دین تو را به خاطر وحشت از آفریدهاى ترک نکنم.
اَللَّهُمَّ هذِهِ حاجَتى
خداوندا این نیاز من است
فَاَعْظِمْ فيها رَغْبَتى
پس رغبتم را در آن عظیم کن
وَ اَظْهِرْ فيها عُذْرى
و عذرم را در آن آشکار فرما
وَلَقِّنّى فيها حُجَّتى
و حجتم را در آن بر زبانم گذار
وَ عافِ فيها جَسَدى.
و جسمم را در آن سلامت بخش.
اَللَّهُمَّ مَنْ اَصْبَحَ لَهُ ثِقَةٌ اَوْ رَجآءٌ غَيْرُكَ
خداوندا هرکس روز کند در حالى که به غیر تو اعتماد و امیدى داشته باشد
فَقَدْ اَصْبَحْتُ وَاَنْتَ ثِقَتى وَ رَجآئى فِى الْاُمُورِ كُلِّها
پس من روز کردم در حالىکه در همه کارها اعتماد وامیدم تویى
فَاقْضِلى بِخَيْرِها عاقِبَةً
پس - برایم برنامهاى مقدّر فرماى که پایان آن از همه فرخندهتر باشد
وَ نَجِنّى مِنْ مُضِلاَّتِ الْفِتَنِ
و از فتنههاى گمراهکننده رهائیم بخش به
بِرَحْمَتِكَ يااَرْحَمَ الرَّاحِمينَ
حق مهربانیت اى مهربانترین مهربانان.
وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى سَيِّدنا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ الْمُصْطَفى
و درود و برکات خداوند بر سرور ما محمّد فرستاده و برگزیده حق
وَ عَلى آلِهِ الطَّاهِرينَ.
و بر خاندان پاکش باد.