ghaemiyeh.com
فصل نامه علمی _ تخصصی
سال هفتم، شماره 27، پاییز 1401
صاحب امتیاز و مدیرمسئول: دکتر محمدحسین مردانی نوکنده
سردبیر: دکتر محمدحسین مردانی نوکنده
مدیر داخلی: علی سعیدی
مدیر اجرایی: علیرضا شابدین
ویراستار فارسی: دکتر سمانه خلیلی فر
مترجم و ویراستار انگلیسی: دکتر محمدرضافخرروحانی
ویراستار دیجیتالی:محمد منصوری
طراح جلد: حسن فرزانگان
صفحه آرا: علی قنبری
سایت:دکتر سمانه خلیلی فر
مدیر روابط عمومی: علیرضا شابدین
لیتوگرافی، چاپ و صحافی: مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی
هیئت تحریریه:
دکتر نجف لک زایی استاد دانشگاه باقر العلوم(علیه السلام)
دکتر حسین خنیفر استاد دانشگاه تهران
دکتر مجتبی رحماندوست دانشیار دانشگاه تهران
دکتر ناصر رفیعی محمدی دانشیار جامعة المصطفی العالمیه
دکتر علی بیات دانشیار دانشگاه تهران
دکتر علی حاجی خانی دانشیار دانشگاه تربیت مدرس
دکتر غلامرضا منتظری استادیار دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی
دکتر محمدرضا سنگری استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
دکتر محمد رنجبرحسینی استادیار دانشگاه قرآن و حدیث
دکتر محمد رضا فخر روحانی استادیار دانشگاه قم
دکتر مهدی مردانی(گلستانی) استادیار دانشگاه قرآن و حدیث
نشانی پستی: گرگان _ صندوق پستی853-49175، فصل نامه پژوهش نامه معارف حسینی
کدپستی: 4916935379
نمابر: 32131590-017 همراه: 09113701235
ایمیل فصل نامه: ayate.boostan@gmail.com http://www.maarefehosseini.ir
شمارگان: 1200 نسخه بها: 000/125 ریال
این فصل نامه با همکاری اداره کل تبلیغات اسلامی گلستان منتشر می گردد.
فصل نامه بین المللی پژوهش نامه معارف حسینی نشریه ای با موضوع مطالعات اسلامی (با تمرکز بر معارف امام حسین (علیه السلام)) به زبان فارسی و گستره بین الملل و جهان اسلام و نوع انتشار مجله ای به شماره ثبت75858 فعالیت خویش را با رویکرد علمی _ تخصصی آغاز نموده است.
فصل نامه بین المللی پژوهش نامه معارف حسینی در پایگاه های زیر نمایه می شود:
بانک نشریات کشور www.magiran.ir
مرکز اطلاعات و مدارک علمی جهاد دانشگاهی www.sid.ir
پایگاه مجلات تخصصی نور www.noorrmags.ir
پرتال جامع علوم انسانی _ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
سامانه نشریات علمی کتابخانه ملی ایران iranjurnals.nlai.ir
کتابخوان همراه پژوهان @pajoohaan_ir
مشاور عالی:
حجت الاسلام نورالله ولی نژاد
مشاوران علمی فصل نامه در عرصه بین الملل:
دکتر لیاقت علی تکیم (دانشگاه مک مستر کانادا)
دکتر محمد حسین علی (دانشگاه کربلا)
دکتر سید حسن عیسی الحکیم (دانشگاه کوفه)
دکتر هادی التمیمی (الجامعة الاسلامیة نجف اشرف)
دکتر سید سلمان هادی آل طعمه (پژوهشگر کربلا)
دکتر محمد حسنین نادر (سردبیر مجله معرفت نور پاکستان)
سید حیدر غازی جاسم الموسوی (دانشگاه بابل، مؤسسه ترجمه الکفیل)
دکتر اولیور شاربروت (دانشگاه بیرمنگهام انگلیس)
دکتر محمدرضا کاظمی (سردبیر مجله علمی تاریخ پاکستان)
شیوه نگارش و چگونگی پذیرش مقاله در آیت بوستان- پژوهش نامه معارف حسینی
مقاله باید حاصل پژوهش علمی در یکی از موضوعات مرتبط با معارف حسینی باشد.
هیئت تحریریه در رد پذیرش و ویرایش مقاله ها آزاد است.
تقدم و تأخر چاپ مقاله ها با بررسی و نظر هیئت تحریریه مشخص می شود.
مسئولیت درستی مطالب مندرج در مقاله به عهده نویسنده است و فصلنامه آیت بوستان هیچگونه مسئولیتی در قبال آن ندارد.
در هر مقاله ، فاصله خطوط 1 ، حاشیه از دو طرف 4 و از زیر و زبر 5 سانتی متر باشد و هر مقاله باید حداکثر 18 صفحه A4 ( با قلم نازنین (12) و برپایه دستور خط مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی (www.persianacademy.com) نگاشته شود.
مقالات باید در محیط Word 2000 / 2003 XP حروف چینی و به دفتر فصلنامه ارسال شود.
در صفحه عنوان ، به ترتیب ، عنوان مقاله نازنین (15 زیر عنوان نازنین (13) ، نام نویسنده / نویسندگان (نازنین) (13) ، رتبه علمی و نام دانشگاه یا سازمان وابسته همان قلم) ، چکیده (در 5 تا 8 خط ، کلید واژه ها ( 5 تا 7 واژه ، شماره تماس و نشانی الکترونیکی نویسنده در پاورقی آورده شود. اطلاعات مندرج در بند پیشین به زبان انگلیسی ، در صفحه ای جداگانه آورده شود.
تصویرها ، جدولها و نمودارها با مشخصات دقیق در صفحات جداگانه آورده شود.
هر مقاله باید شامل مقدمه مواد روشها و بحث و نتیجه گیری باشد.
توضیحات در انتهای مقاله به صورت پی نوشت ذکر شود.
ارجاعات تمام نقل و قولها مستقیم و غیر مستقیم باید به صورت زیر تنظیم شود : (نام خانوادگی نویسنده / نویسندگان ، سال نشر: شماره صفحه)
اگر از یک نویسنده در یک سال بیش از یک اثر منتشر شده باشد ، این آثار با ذکر حروف الف : ب ، و... ی ا b a و... پس از سال انتشار از هم متمایز شوند.
اگر کتاب بیش ار سه نویسنده داشته باشد، پس از نام نخستین نویسنده عبارت « و همکاران» نوشته شود؛ اثری که نام نویسنده ندارد به نام کتاب ارجاع داده شود؛ اثری که توسط مؤسسه یا سازمانی فراهم آمده باشد به نام مؤسسه یا سازمان ارجاع شود.
فهرست منابع و مآخذ در پایان مقاله به ترتیب حروف الفبا و به صورت زیر تنظیم شود: کتاب : نام خانوادگی، نام نویسنده / نویسندگان) سال نشر). نام کتاب. نام و نام خانوادگی افراد دخیل (مصحح، مترجم، ویراستار و ...). شمارۀ چاپ محل نشر ناشر کتابی که نام مؤلف ندارد: نام کتاب سال نشر) شماره چاپ محل نشر: ناشر کتابی که تالیف یک مؤسسه است: نام مؤسسه مؤلف. سال نشر نام کتاب شماره چاپ. محل نشر: ناشر.
مقاله: نام خانوادگی، نام نویسنده / نویسندگان سال نشر عنوان مقاله». نام ویراستاریا گرد آورنده.
نام مجموعه مقالات محل نشر: نام ناشر. شماره صفحات مقاله.
حق چاپ مقاله، پس از پذیرش برای آیت بوستان پژوهش نامه معارف حسینی) محفوظ است و نویسنده نمی تواند آن را به نشریه دیگر ارائه دهد.
مقاله های دریافت شده بازگردانده نمی شود.
فصلنامه آیت بوستان - پژوهش نامه معارف حسینی
نگاهی تاریخی به حماسه عاشورا از منظر ادب فارسی... 7
دکتر محمد حسن بیگی، دکتر اصغر شهبازی
قیام امام حسین (علیه السلام) و عاشورا در اندیشه و اشعار اقبال لاهوری... 27
دکتر سیدکمال حسینی، محمد عمر مبارز
مرثیه سرایی بانوان اهل بیت (علیهم السلام) در شهادت امام حسین (علیه السلام) با تأکید بر اشعار ام لقمان... 47
دکتر علی فارسی مدان
بررسی تطبیقی اشعار عاشورایی الهامی کرمانشاهی و عباسقلی یحیوی اردبیلی از بُعد حماسی... 69
دکتر خدابخش اسداللهی، غلامرضا ضیائی نیری
بازتاب واقعۀکربلا در آثار داستانی راضیه تجار... 93
دکتر احمد سنچولی، دکتر محمد مجوز شهلا کلبعلی
آسیب شناسی شعر عاشورایی از منظر مقام معظم رهبری(مدظله) با تکیه بر اشعار معاصر... 115
فاطمه پیری علی فرزین
نکته هایی از معارف حسینی... 129
دکتر محمدحسین مردانی نوکنده
معرفی کتاب... 131
دکتر محمدرضا فخر روحانی
دکتر محمد حسن بیگی(1)دکتر اصغر شهبازی(2)
تاریخ دریافت: 21/03/1401 تاریخ پذیرش: 22/04/1401
چکیده
ادبیات نمایان گر رویدادهای تاریخی است که اغلب با عواطف و خیال ادبا عجین بوده است. از این منظر، ادبیات و تاریخ به هم پیوسته و جدا ناشدنی اند. روایت حماسه امام حسین (علیه السلام) در ادب فارسی، در قالب های متنوع ادبی ارائه شده است. چنین آثار ادبی در هر دوره ای جلوه های گوناگونی از آن حماسه را مکتوب کرده است. در این نوشتار با مروری بر سروده های عاشورایی از گذشته تا کنون، تلاش شد تا برجسته ترین موضوعات مورد اهتمام شاعران استخراج و از این طریق چگونگی ارائه این حماسه جاودان در آثار شاعران ترسیم شود.
کلیدواژه ها: ادبیات مذهبی، حماسه عاشورا، شعر عاشورایی.
از آنجا که شعر حسینی به عنوان بخشی از ادبیّات عاشورایی است، شایسته است نخست، آشنایی مختصری با واژه عاشورا و ادبیّات عاشورایی داشته باشیم. عاشورا
واژه ای سامی است که از زبان آرامی به زبان عربی راه یافته است. عاشورا از آغاز وضع واژه ای مقدّس و محترم بوده است و در اسلام دهم محرم را که امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسید را عاشورا گویند. مقصود از ادبیّات عاشورا، که گاه ادبیّات کربلا و ادبیّات طفّ(1)نیز نامیده می شود، کلّیه ادعیه و زیارات، مراثی، مقاتل و مصیبت نامه، نمایشنامه و اشعار و نظایر آن در موضوع عاشورا است. ادبیّات عاشورا، از نظر محتوا نیز ادبیّاتی تعلیمی، تبلیغی، ارشادی و انسانی است که رسالتش آموزش حق جویی، ستم ستیزی، ارشاد به اصول آزادی و عدالت است (نک. افتخارزاده، 1374: 82). شعر حسینی یا همان شعر عاشورایی نیز بخشی از گستره ادبیّات عاشورایی است که از یک سو، به شکل خاص، حال و هوای شیعه را در واکنش به این حادثه به نمایش می گذارد و از سوی دیگر، به شکل عام، وضعیت مسلمانان و جامعه را در قبال آن به تصویر می کشد (شمس الدین، بی تا: 149). به عبارت دیگر، در تلاش است چهره راستینی از آنچه که در حادثه وقوع یافته، در قالب کلام خیالی و سرشار از عاطفه ترسیم کند. تأیید و تشویق شاعران از سوی اهل بیت (علیهم السلام) و تعهّد آنها در برابر دین و جامعه، به شکل گیری و تداوم این نوع از شعر کمک شایانی کرد(2)(الحسن، 1418: 185). در تعریف دیگری از این نوع شعر چنین آمدهاست: «شعر عاشورایی به شعری گفته می شود که پیرامون قیام الهی حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)، مبتنی بر شهادت ایشان و یارانشان، توصیف شخصیت های عاشورا، توصیف صحنه های جنگ کربلا، حوادث قبل و بعد از آن و نیز پیوند تاریخ و تطبیق تاریخ با آن حادثه سخن می گوید» (کافی، 1386: 35).
باید به این نکته توجه داشت که شاعران در سرودن اشعار حسینی عوامل و انگیزه های متفاوتی داشته اند. از مهم ترین انگیزه ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1) . طفّ در لغت به معنای «ساحل البحر» و «جانب البحر» است و کربلا چون در ساحل رود فرات قرار گرفته است، به این نام معروف گشت (ابن منظور، 1408: 8/ 117).
2) . به عنوان نمونه، امام صادق (علیه السلام) در حمایت شاعرانی که درباره امام حسین (علیه السلام) شعر بسرایند، می فرمایند: «مَنْ قَالَ فِی الحُسَیْنِ شِعْراً فَبَکَى وَأَبْکَى غَفَرَ اللهُ لَهُ وَوَجَبَتْ لَهُ الجَنَّةُ» (الحسن، 1418: 186).
الف) عشق و ارادت به امام حسین (علیه السلام) به عنوان اهل بیت (علیهم السلام) و محبوب پیامبر اسلام از بالاترین انگیزه هایی است که بسیاری از شاعران را به تجلیل ایشان واداشته است.
ب) گروهی به نیت ثواب و به امید کرامت در سرای آخرت به حوزه شعر عاشورایی وارد شده اند؛ اینان با توجه به ترغیب ائمه (علیهم السلام) و تشویق آنان به این فن روی آورده اند، برخی نیز در این زمینه تبحّر نداشته اند، برخی از اشعار فقها و مجتهدان در این زمره قرار می گیرد.
ج) برخی دیگر به دلیل تعلّقات اعتقادی و وابستگی های مذهبی، نه رسیدن به ثواب، به این میدان گام نهاده اند. بسیاری از شاعران شیعه و ملحمه سرایان حسینی را باید در این گروه قرار داد.د) گروهی از شاعران، مجذوب حماسه امام حسین (علیه السلام) گشته اند و در اقتدا به راه و رسم او زبان به شعر گشوده اند. در میان این شاعران مسلک ها و مذاهب گوناگون وجود دارد، شاعرانی با مذهب سنی چون ابن ابی الحدید، امام محمد شافعی و شاعر مسیحی بولس سلامه از آن جمله اند.
ه) عمق فاجعه و شدّت این واقعه عظیم نیز از عواملی است که بسیاری از ادیبان از هر مسلک و مرام را تحت تأثیر خود قرار داده و آنها را به ترسیم جنبه های گوناگون آن وا داشت (خزعلی، 1383: 16- 17).
پرتوهای حماسه پرشور حسینی، معنویت و روحانیتی عظیم در ادبیّات ایران زمین پدید آورده است. وقتی به شعر فارسی در دیوان شاعران در طی روزگاران مختلف می نگریم، اشعار زیادی را، به ویژه پس از دوره صفویه، در رثا، مدح و ستایش امام حسین (علیه السلام) و یارانش می یابیم، اشعاری که از قلب ها تراویده و بر دامان ادبیّات نگارین گشته است. این اشعار، همچون نمونه هایش در ادبیّات عربی، دوره های مختلفی به خود دیده و از فرود و فراز های مختلف سیاسی، تحوّلات اجتماعی و فرهنگی گذر کرده است.
برای شناخت بهتر شعر حسینی در ادبیّات فارسی، آن را به دوره هایی تقسیم بندی کردیم تا با شناخت ویژگی های برجسته هر دوره، آشنایی کلّی از سیر آن در گذر تاریخ داشته باشیم.
_ عصر نخست: دوره پیش از صفویه (از قرن چهارم تا پایان قرن نهم).
_ عصر دوم: دوره حکومت صفویه (قرن های دهم و یازدهم).
_ عصر سوم: دوره پس از صفویه تا پایان قاجاریه (قرن های دوازدهم وسیزدهم).
_ عصر چهارم: دوره معاصر (از 1300 هجری شمسی به بعد) (کافی، همان: 36).
همان طوری که در این تقسیم بندی ملاحظه می شود، برخلاف شعر حسینی در ادبیّات عربی که آغاز آن از سده نخست هجری است، در ادبیّات فارسی دوره نخست از قرن چهارم آغاز می شود. حال چنین سؤالاتی در ذهن متبلور می شود: وضعیت شاعران متعهّد فارسی سرا در آن دوران چگونه بوده است؟ مگر جز این است که این حماسه در سده نخست هجری در چهره روزگار نقش بست؛ پس علت نداشتن اشعاری در این باب، در زبان فارسی چیست؟ برای پاسخ به این دو پرسش و نظایرآن، باید گفت که آفرینش و شکفتن آثار ادبی، علاوه بر نیاز اجتماعی به شرایط مطلوب و مقبول سیاسی و فرهنگی نیز نیازمند است و این در حالی است که ادبیّات عاشورا به عنوان محوری ارجمند برای ادبیّات شیعه، در حصر و حبس هایی قرار داشته و همواره در طول تاریخ با موانعی روبه رو گشته است. همچنین باید به این نکته توجه کرد که در ایران از زمان ظهور اسلام تا پایان دوره مغولان مذهب رایج در نشأتگاه شعر فارسی، مذهب سنّی بوده است؛ از این رو، نباید انتظار این را داشت که شاعران مراثی بسیاری درباره آل علی (علیه السلام) سروده باشند (حسن لی و کافی، 1385: 33). در آن روزگاران، دشمنان، شیعه و خط سرخ آل علی و امامت و رهبری امامان معصوم (علیهم السلام) را مزاحم تداوم سلطه گری خود می دیدند و همواره برای نابودی شیعه و آثار فرهنگی اش در تلاش بودند. مؤلّف کتاب دانشنامه شعر عاشورایی با بیان گرایش شعر فارسی به مدح و رثای خاندان پیامبر از قرن چهارم هجری،فضای حکومتی را از دلایل اصلی نبود شعر حسینی می داند و می گوید: «جای شگفت این جاست که شاعرانی چون کمیت و نظایر وی در ادبیّات عربی چگونه در
پایگاه های خلافت، آشکارا به طرفداری و ستایش اهل بیت (علیهم السلام) پایبندی داشته اند!» (محمّدزاده، 1383: 717-718). با جمع بندی نظریات در باب معذوریت های شیعه و شاعران آن می توان عوامل زیر را به عنوان موانع کار در مسیر شعر حسینی برشمرد:
الف) عدم وجود یک پایگاه ثابت و رسمی حکومتی برای تشیّع؛ از این رو شیعیان آثار خود را از ترس حکومت پنهان می کردند.
ب) بسیاری از شاعران، حب و عشق به اهل بیت (علیهم السلام) را در دل پنهان داشته و تقیه می ورزیدند.
ج) بسیاری از شاعران درباری، برای کسب صله و جایزه، صدها بیت شعر در وصف پادشاهان و امرا می سرودند، این در حالی است که شعرای پاک باخته شیعی به جرم حقّ گویی و دفاع از تشیّع جان می باختند. بنابراین، نه تنها تشویق و ترغیبی بر شعرای حسینی در کار نبود، بلکه تهدیدها و تکفیرهای دشمنان آنها را مأیوس می ساخت.
د) گاه با مهاجرت شاعران شیعی برای نجات جان زن و فرزند، آثار علوی نیز در بلاد پهناور آن روز پراکنده می شد و چه بسا که از بین می رفت (حجازی و محمدزاده، 1387: 22- 23).
افزون بر موارد گفته شده، با مروری بر تاریخ به خوبی روشن می شود که تا اوایل سده چهارم، اجازه عزاداری عمومی در سوگ سالار شهیدان و شهدای کربلا بهدوستداران ایشان داده نمی شد و به خاطر حاکمیت فرمانروایان سنّی مذهب در جای جای ایران و سخت گیری های متعصبانه آنان، از پیشینه شعر عاشورا در سه سده نخستین هجری نمی توان مطلبی را ارائه کرد. البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که در سه سده نخستین هجری از شعر فارسی با سبک و اسلوب امروزین خود خبری نیست، سعید نفیسی (1363: 16) در کتاب تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، در این زمینه چنین می نگارد:
نزدیک به سیصد سال کشمکش دایمی در میان ایرانیان مغلوب و تازیان غالب در سراسر ایران در میان بوده و به هیچ وجه مجال نبوده است که مردم ایران به کارهای علمی و ادبی بپردازند و به همین جهت در این مدت سیصد و چند
سال، ایران از شاعر و نویسنده به زبان خود تهی مانده است و از طرف دیگر، زبان فارسی که در نتیجه آمیزش زبان پهلوی و زبان دری با کلمات عربی به وجود آمده است، هنوز کاملاً به صورت امروز ساخته نشده بود و در حال کمون بود.
با روی کار آمدن سلسله آل بویه، خصوصاً حکمرانی معزالدوله احمد بن بویه (320 - 356ق) بر عراق، خوزستان، فارس و کرمان، به خاطر ارادت این دودمان ایرانی نژاد به خاندان رسول، سیاست حکومتی در ایران به نفع شیعه رقم خورد و با رواج تدریجی مذهب تشیّع، ادب عاشورا نیز از نیمه دوم سده چهارم به تدریج فصل ممتازی را به خود اختصاص داد (مجاهدی، 1379: 57). درباره این دوران دکتر صفا، مؤلّف تاریخ ادبیّات در ایران، می گوید: «وضع شیعه در قرن چهارم و اوایل قرن پنجم از میان سایر قرون ممتاز است؛ زیرا دراین دوره بر اثر غلبه سادات طالبیه و امرای آنان از قبیل اسفار، ماکان، مردآویج و آل بویه قسمت بزرگی از ایران تحت تسلط دولت های طرفدار تشیّع یا دولت های غیر مزاحم نسبت به شیعه قرار داشت. آل سامان هم بر اثر بی آزاری خود نسبت به اهل ادیان و مذاهب مختلف، با شیعه از در مخالفت در نمی آمدند» (صفا، 1355: 1/244-245). همچنین گفتنی است که در همین دوران، به وسیله حکومت آل بویه، مجالس نوحه سرایی و سوگواری بر امام شهید (علیه السلام) گسترش می یابد و از دایره تنگ نوحه سرایی در خانه ها و مجالس خصوصی به مساجد و خیابان ها مبدّل می شود (شهرستانی، 1403: 213). به نظر می رسد، شعر کسایی مروزی (341-391ق)، از نخستین بارقه های شعر حسینی است که بر چهره ادبیّات پارسی نقش بست و به طور مستقیم شهادت امام حسین (علیه السلام) و وقایع روز عاشورا را ترسیم کرد:
باد صبا در آمد فردوس گشت صحرا *** آراست بوستان را نیسان به فرش دیبا
دست ازجهان بشویم، عزّ و شرف نجویم *** مدح و غزل نگویم، مقتل کنم تقاضا
میراث مصطفی را، فرزند مرتضی را *** مقتول کربلا را، تازه کنم تولّا
(ریاحی، 1368: 37)
ناصرخسرو قبادیانی (394- 481ق) که از مدح درباریان روی برتافته و به تعبیر خود
گوهرهای پاک پارسی را در خدمت آیین و آرمان خود قرار داده و خدمت حاکمان و فرمانروایان نمی کند:
من آنم که در پای خوکان نریزم *** مر این قیمتی دُرّ لفظ دری را
(قبادیانی، 1361: 36)
نیز در رثای حسین (علیه السلام) با زبانی آتشین و گرم به ستیز با یزیدیان برخاسته و چنین می سراید:
لعنت کنم بر آن بت کز فاطمه فدک را *** بستدبه قهر تا شد رنجور و خوار و غمگین
لعنت کنم بر آن بت کو کرد و شیعت *** حلق حسین تشنه درخون خضاب ورنگین
(همان، 473)
از ویژگی های شعر عاشورایی این دوران نگاه عرفانی - عاشقانه و برداشت فلسفی - عرفانی از حماسه امام حسین (علیه السلام) است (کافی، همان: 132) که در اشعار شاعرانی چون سنایی غزنوی (473- 532ق) شاعر نامی و عارف روزگار خود آشکار است:
حبَّذا کربلا و آن تعظیم *** کز بهشت آورد به خلق نسیم
و آن تن سر بریده در گل و خاک *** و آن عزیزان به تیغ دل ها چاک...
تیغ ها لعل گون ز خون حسین *** چه بود در جهان بتر زین شِین؟(1)
زخم شمشیر و نیزه و پیکان *** بر سر نیزه، سر به جای سنان
(سنایی، 1359: 266)
عطار نیشابوری (540-617ق) نیز در مصیبت نامه، به کربلا نگاهی عارفانه دارد و ضمن ستایش امام حسین (علیه السلام)، سخنان غضب آلودش را متوجه بنی امیّه می سازد:
آفتاب آسمان معرفت *** آن محمّد صورت و حیدر صفت
قرّة العین آن امام مجتبی *** شاهد زهرا، شهید کربلا...
کی کنند این کافران با این همه *** کو محمّد؟ کو علی؟ کو فاطمه؟
صد هزاران جان پاک انبیا *** صف زده بینم به خاک کربلا
با جگر گوشه ی پیمبر این کنند! *** وانگهی دعوی داد و دین کنند!
(عطار، 1380: 37)
1) . شِین: عیب و زشتی.
مولانا (بی تا: 1004)، خداوندگار عشق و عرفان، در غزلی دل انگیز به یاد شهیدان دشت کربلا چنین می سراید:
کجایید ای شهیدان خدایی *** بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق *** پرنده تر ز مرغان هوایی
قصیده سیف فَرغانی، شاعر بزرگ اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم نیز از نمونه های برجسته شعر عاشورایی این دوران به شمار می آید. به گفته دکتر صفا «او در زمره قدیمی ترین سخنورانی است که در رثاء شهیدان کربلا شعر گفته» است (صفا، همان: 1/31). فرغانی در این ابیات خلق را به اقامه مراسم تعزیت و زاری دعوت کرده و گریه در این ماتم را موجب شست و شوی «غبار کدورت از دل» و «نزول غیث رحمت» دانسته است:
ای قوم در این عزا بگریید *** بر کشته ی کربلا بگریید...
تا شسته شود کدورت از دل *** یک دم ز سر صفا بگریید
نسیان گُنه صواب نَبود *** کردید بسی خطا بگریید
وز بهر نزول غیث رحمت *** چون ابر گَه دعا بگریید
(فرغانی، 1341: 176- 177)
شایان ذکر است که با مروری بر مرثیه سرایی شاعران این دوران، آنچه به وضوح، به ویژه در سده های چهارم و پنجم هجری، نمایان است، استفاده تلویحی و تلمیحی از عاشورا، کربلا و امام حسین (علیه السلام) در اشعار است؛ یعنی، شاعر از این تعابیر تنها برای بیان مقصود خویش بهره گرفته و غرضش از این تلمیحات، مضمون پروری و مشابهت سازی است و نه مرثیه سرایی. برای تأیید مطالب بالا می توان به ابیات زیر اشاره کرد:
قطران تبریزی (1333: 368) در مرگ ممدوحش که ظاهراً از امیران بوده است و به تشنگی جان داده یا مرض استسقا داشته، چنین می سراید:
ای میر بسان مصطفی بودی *** چون او زهمه بدی جدا بودی
بسیار بلا کشیدی از گیتی *** بی آن که تو خلق را بلا بودیرفتی
ز جهان به تشنگی بیرون *** مانند شهید کربلا بودی
مسعود سعد سلمان (438- 515 ق)، گریه روز و شب خود را چنین وصف کرده است:
چندان کز این دو دیده ی من رفت روز و شب *** هرگز نرفت خون شهیدان کربلا
(سلمان، 1364: 23)
از دیگر ویژگی های برجسته شعر حسینی این دوره که به وضوح دیده می شود، روح حماسی اشعار و فخامت آنهاست؛ یعنی، در بسیاری از اشعار جزالت سخن و پیراستگی کلام و گرایش به توصیف دلاوری ها و فداکاری ها از بار عاطفه حزن انگیز و احساسات غم پرور می کاهد و «بی گمان اگر غیرت شیعه گری و نگاهی که در قرون بعد به واقعه عاشورا از منظر تقابل حقّ و باطل و جنگ اسلام و کفر می شد، در این عصر حضور داشت، شعر عاشورایی این دوران حماسه ترین شکل شعر فارسی نام می گرفت» (حسن لی و کافی، 1385: 50). به عنوان نمونه، این شعر خواجوی کرمانی (1369: 131) از حماسه موج می زند:
شیری که قاف شد ز تیغ او چو کاف *** عنقا ز باز رایت او مختفی به قاف...
در حضرتش حکایت شاهان چین خطا *** در معرضش حدیث ملوک عجم گزاف
چهره های دیگری مانند انوری، جمال الدین عبدالرزاق، سلمان ساوجی، اوحدی مراغه ای و ابن یمین از شاعران شعر عاشورایی این دوره هستند.
پس از استقرار صفویان بر تخت سلطنت، مذهب تشیّع توسط شاه اسماعیل صفوی رسمی شد. از این رو، بر خلاف دوره های پیشین، شعرحسینی از قید وبندهایی که در گذشته با آن رو به رو بود، آزاد شد. این رهایی، آغازی شکوهمند و پُردامنه برای این گونه از شعر بود و بر خلاف سده های پیشین شاعران به طور گسترده به شعر حسینی روی آوردند و تقریباً تمامی شاعران، دیوان و دفتر خود را با آن پیوند زدند، تا جایی که گویی «این کار را زکات طبع و قریحه خود به شمار می آوردند» (صفا، همان: 5/622). حمایت فرمانروایان از سروده های آیینی شاعران و دامن گستردن عزاداری و تعزیه، از عوامل اساسی رواج و
رونق مرثیه های حسینی بود. توجه به جنبه های حزن و اندوه حادثه کربلا از گرایش های بیشتر شاعران این دوره است؛ به همین دلیل، جنبه عاطفی و رثایی بر بُعد حماسی غالب اشعار پیشی یافته است. موضوعاتی نظیر: ترسیم تشنگی یاران امام حسین (علیه السلام)، سوگواری افلاک و فرشتگان، اشاره به مظلومیت و اسارت، بیش از دوره پیشین، در اشعار متجلّی شده است. اهلی شیرازی برای نمایش شدت ماتم، تشنگی حضرت علی اصغر (علیه السلام) را توصیف کرده است:
حلقی که تشنه دم آبی است چون خورد *** تیغی که زهر آب ز ارقم گرفته است(1)
(حجازی، همان: 129)
ترکیب بند محتشم کاشانی (1363: 323) که بر فراز مرثیه های حسینی این دوران است از اندوه فرشتگان در عالم والا می گوید:
در بارگاه قدس که جای ملال نیست *** سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند *** گویا عزای اشرف اولاد آدم است
صائب تبریزی (1016-1086ق) نیز ماتم روزگار و پرندگان را در شهادت امام حسین (علیه السلام) ترسیم کرده است:در
ماتم تو چرخ به سر، کاه ریخته است *** این نیست کهکشان که ز گردون شدآشکار
از بس که طایران هوا خون گریستند *** از ماتم تو روی زمین گشت لاله زار
(حجازی، همان: 196)
امید به شفاعت و ثواب سرای آخرت دیگر موضوعی است که در اشعار حسینی این دوران قوّت بیشتری می یابد. فضولی بغدادی ( 1962: 205-206) از شعرای سده دهم هجری، از شهید کربلا طلب عنایت و بخشش می کند:
یا شهید کربلا از من عنایت کم مکن *** چون تو شاه کربلایی من گدای کربلا
در دلم دردی ست استیلای بیم معصیت *** شربتی می خواهم از دارالشفای کربلا
محتشم (همان: 659) نیز از خداوند شفاعت حسین (علیه السلام) را در روز جزا طلب می کند:
خداوندا به حقّ آل حیدر *** به حقّ عترت پاک پیمبر
1) . ارقم: مار سفید و سیاه رنگ.
که سوی محتشم چشم عطا کن *** شفیعش را شهید کربلا کن
در این دوره، برخی رویکردهای دولت صفوی که بیشتر بنیان سیاسی داشت تا پایه ای اعتقادی، اغراق را ترویج داد و موجبات ملولی شعر حسینی را فراهم آورد. در کنار نگاه مدّاحانه سخنوران به اصحاب عاشورا، هجو یزید و حامیانش از شدت بیشتری برخوردار شد تا جایی که در برخی از اشعار، شاعر گام فراتر نهاده و زبان به لعن و نفرین گشود. نظیری نیشابوری که از کینه ابن زیاد لبریز است، در این راستا، چنین می گوید:
ابن زیاد سگ به صلاح یزید شوم *** شمشیر جور و کین به صف خاندان نهاد
(حجازی، همان: 177)
زلالی خوانساری، از شاعران اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری نیز، زبان به نفرین شمر و زیاد و خانداش گشوده است:
لعن خدای تا به قیامت زیاد باد *** بر شمر و بر زیاد و بر آل زیاد باد
(همان، 181)
واعظ قزوینی (1359: 483) در شعرش علت رویدن سبزه ها را در هر سال لعن یزید می داند:
نه سبزه است که هر سال می دمد از خاک *** زبان شود در و دشت، از برای لعن یزید
در برخی از اشعار هم شاعر زبان به هجو روزگار گشوده و از دست آن بیداد می کند، گویی روزگار مسئول شهادت امام حسین (علیه السلام) است. شکوه از روزگار و اندیشه های جبرگرایی از سوی دستگاه های حکومتی ترویج شد تا از این طریق ظلم و ستم خویش را توجیه کنند (سبحانی، 1361: 107-108) شاعرانی همچون محتشم و صائب تبریزی این عقیده را در شعر خود منعکس کرده اند:
ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای *** و ز کین چه ها در این ستم آباد کرده ای
بر طعنت این بس است که بر عترت رسول *** بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای
(محتشم، همان: 327)
لعل لبی که بوسه گه جبرئیل بود *** بی آب شد از سنگدلی های روزگار
رنگین ز خون شده است، ز بی رویی سپهر *** رویی که می گذاشت بر او، مصطفی، عذار
(حجازی، همان: 196)
با دقّت در اشعار آیینی این دوره تاریخی، روشن است که هر چند با گستره فراوان مراثی و مدائح اهل بیت (علیهم السلام) و مکارم و فضایل پیامبر اکرم روبه رو هستیمولی برخی از این اشعار گاه به علت گرایش به جنبه های عاطفی صرف و اغراق در مدایح و هجو موجب شده است تا شاعر نتواند تصویر دقیقی از قیام کربلا و اهداف عالی امام حسین (علیه السلام) ترسیم کند.
این دوره، از نظر سیاسی مصادف با حکومت های افشاریه، زندیه و قاجار است. با مطالعه ادبیّات این دوران چنین به نظر می رسد که هرج و مرج های پس از سقوط صفویه و ستیزه طلبی حکومت افشاریه، رونق پیشین هنر و ادبیّات را فرو کاست، البته آرامش نسبی بعد از روی کار آمدن دولت زندیه و سپس دولت قاجاریه موجب رقم خوردن برگ دیگری در تاریخ ادبیّات فارسی گشت. حمایت آنان از ادیبان و شاعران، نوعی آسودگی خاطر را فراهم آورد که زمینه را برای رشد سخنوری مهیا ساخت (نک. شمس لنگرودی، 1372: 57-62). از نظر ادبی این عصر، به عنوان دوره بازگشت شناخته می شود. نازک اندیشی های سبک هندی و افراط در پروردن مضمون غریب، شعر را حتی از فهم خواص بیرون برد، این در حالی بود که جزالت و فخامت در سخن چندان نمایان نبود و بازگشت به شاعران سبک عراقی و پیش از آن تدبیری بود که از سوی شاعران این زمان اندیشیده شد. تدبیر سیاسی این دوران، به غیر از دوره نادر شاه، بر پاسداشت شعائر اسلامی و شیعی، خاصه عزاداران حضرت بود؛ به همین دلیل، اشعار عاشورایی همچنان در ادبیّات فارسی رو به گسترش بود.
بیشتر مضامین شعر حسینی این دوره نیز در مسیر شعر دوره پیشین، صفویه، قرار دارد. تکرار و تقلید از ترکیب بند محتشم کاشانی در میان برخی ازشاعران همچون: عاشق اصفهانی، صباحی بیگدلی، وصال شیرازی، ادیب الممالک فراهانی، کمپانی اصفهانی آشکار است. با این وجود، گاه با شاعرانی پیشگام در برخی از عرصه ها روبه رو می شویم، همچون فدایی مازندارنی که نخستین مقتل منظوم را می سراید و یغمای جندقی که قالب مستزاد را برای شعر حسینی انتخاب کرده و «مکتوب کردن نوحه سینه زنی از ابداعات اوست» (همان، 298). ناگفته نماند که شعر عاشورایی این دوره بی تأثیر از انقلاب مشروطه نیست، پیوند با واقعه عظیم عاشورا و استفاده از عنصر حماسه ای که در این حادثه است، آزادی خواهی و ستم ستیزی را در شعر شاعران مشروطه روان ساخت.
در بُعد رثا و اندوه، گرایش شعراء، همچون گذشته، به ترسیم موضوعاتی چون: مظلومیت، شهادت، اسارت، تشنگی و عطش است. عاشق اصفهانی (1343: 451) با اندوهی تمام از شهادت نور دیده فاطمه (علیها السلام) و پیامبر پرسش می کند:
نور دو چشم فاطمه و بوتراب کو؟ *** تاریک گشت هر دو جهان، آفتاب کو؟
مهمان کربلا که به غیر از سنان و تیغ *** او را به حلقِ تشنه نکردند آب کو؟
غلمان و حور تعزیه دارند و سوگوار *** ای روزگار، «سید اهل شباب»کو؟(1)
قاآنی (1222- 1270ق) هم با اسلوب پرسش و پاسخ به زیبایی غم حادثه راتوصیف می کند:
بارد، چه؟ خون، ز دیده، چسان؟ روز و شب، چرا؟ *** از غم، کدام غم؟ غم سلطان کربلا
1) . اشاره به حدیث «الحسنُ وَالحسینُ سَیِّدا شبابِ أهلِ الجنَّةِ».
نامش که بُد؟ حسین، ز نژاد که؟ از علی (علیه السلام) *** مامش که بود؟ فاطمه، جدّش که؟ مصطفی
(قاآنی، 1336: 948)
شکوه از روزگار و سپهر همچون گذشته در شعر بیشتر شعرا نمود دارد، وصال شیرازی (1197- 1262 ق) واقعه کربلا را از بزرگترین بیدادگری های چرخ گردون به شمار می آورد:
با این همه تطاول و با این همه خلاف *** ظلمی به سان واقعه ی کربلا نشد
(وصال شیرازی، بی تا: 903)
یغمای جندقی (1196- 1276ق) هم در مرثیه اش از روزگار شکوه کرده و آن را مسئول شهادت امام حسین (علیه السلام) می داند:
سال وماه وشب و روز از تو نیم شاد، فلک *** از تو فریاد فلک
صَرصَر(1)قهر تو در ماریه از آل زیاد *** آتشی ریخت که داد
خاک اولاد پیمبر همه بر باد فلک *** از تو فریاد فلک
(یغما، 1367: 317)
نقل روایی حادثه عاشورا و ترسیم جزئیات واقعه، در شعر برخی از شاعران رواج یافت، تاجایی که گاه صورت مقتل منظوم به خود می گیرد.(2)فداییمازندرانی (1200- 1282ق) گفت وگوی حرّ را با امام حسین (علیه السلام) توصیف می کند:
نادم شدم ز فعل خود و توبه کرده ام *** آیا قبول توبه ی من می کند خدا؟
گفتا شه شهید بوَد توبه ات قبول *** غمگین مشو که هست خدا غافرالخطا
وانگه به اذن سرور دین، حُرّ شیر دل *** انگیخت خِنگ جانب میدان اشقیا(3)
آن شیر دل فکند چهل تن به روی خاک *** ناگه در آن میانه یکی شومِ ناروا
زد نیزه ای به سینه آن با وفا چنان *** کز پشت او زبان سنان گشت بر ملا...
(محمّدزاده، 1383: 2/ 898)
عمّان سامانی (1258- 1322ق) با اثر جاودانش در شعر عاشورایی، به نام گنجینه اسرار، با قرائتی عارفانه از عاشورا به شرح جزئیات حماسه امام حسین (علیه السلام)، پرداخته است:
خواهرش بر سینه و بر سر زنان *** خرمن آزادگان را سوخته
سیل اشکش بست بر شه، راه را *** دود آهش کرد حیران شاه را
در قفای شاه رفتی هر زمان *** بانگ مهلاً مهلاًش بر آسمان
کای سوار سرگران کم کن شتاب *** جان من لختی سبک تر زن رکاب...
(عمان سامانی، 1376: 86)
پرداختن به اصحاب عاشورا و پر رنگ شدن نقش آنها، ثمره توجه به جزئیات حادثه در شعر عاشورایی این دوره است که در دوره پیشین نیز تا حد کمی مشهود بود. در این دوره، در شعر شاعرانی چون: وصال شیرازی، قاآنی، یغمای جندقی، سروش اصفهانی، فدایی مازندرانی، عمّان سامانی، ادیب الممالک فراهانی، شخصیت های دیگر عاشورا، برخلاف برخی از اشعار که ازساحت امام حسین (علیه السلام) فراتر نمی رفت، تجلّی دارد. زینب (علیها السلام)، ابوالفضل، علی اصغر، علی اکبر و حضرت زین العابدین (علیهم السلام) مورد توجه شاعران این دوره هستند. به عنوان نمونه در شعر ادیب الممالک فراهانی (بی تا: 571) چنین می خوانیم:
آمد میان معرکه گفت: ای گروه دون *** کز راه حقّ شدید به یکبارگی برون
از جورتان تپید به خون اکبر جوان *** وز ظلمتان لوای ابی الفضل شد نگون
این طفل شیرخواره سه روز است کز عطش *** نوشد به جای شیر زپستان غصّه خون...
سیر شعر عاشورایی را در این دوره باید در دو مقطع قبل از انقلاب اسلامی و بعد از انقلاب دنبال کنیم، چون در هر یک گرایش شاعران به گونه ای خاص است. در شعر قبل از انقلاب، تاحدودی مضامین و مفاهیم مذهبی، در انزوا و غربت قرار می گیرد، چون ازسویی گرایش های نوین غربی در میان شاعران شدت می گیرد و ازسوی دیگر حاکمیت پهلوی به مذهب و امور مذهبی پابندی و علاقه ای نشان نمی دهد. از همین رو، در آثار شاعران برجسته قبل از انقلاب نظیر: نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو،
فروغ فرخ زاد و سهراب سپهری نشانه هایی از شعر حسینی نمی یابیم. با وقوع انقلاب اسلامی برگ تازه ای در تاریخ اشعار عاشورایی رقم می خورد. وقوع جنگ میان ایران و عراق و دگرگونی های سیاسی و اجتماعی در جهت گسترش فرهنگ اسلامی، پیوندی میان سخنوران و حادثه عاشورا بر قرار ساخت که حاصل آن شکوفایی ادبیّات عاشورایی بود.
نگاه شاعر امروز متفاوت از گذشته است، اشعار امروز، با قالب های سنتی و نو، بیشتر رنگ و بوی حماسه را می دهند تا رثای محض، گویی لباس حماسه و قیام و دادخواهی بر اندام آن دوخته اند. برخی از صاحب نظران، شعر حسینی این دوره را شکوفا و بالنده می دانند که نگاهش همه سونگرانه است: «در هیچ دورانی از هزار سال شعر فرهیخته و بالنده شعر فارسی، شعر عاشورایی گسترش، ژرفا و نگاه همه سونگرانه چون روزگار ما به خود ندیده است. چهار بُعد حادثه عظیم عاشورا یعنی سوگ، حماسه، اندیشه و عرفان، در هیچ عصری به روشنی و زیبایی عصر ما در شعر حضور نیافته است» (سنگری، 1385: 14). موسوی گرمارودی، طاهره صفارزاده، علی معلّم، سید حسن حسینی و قیصر امین پور توفیقات بسیاری در این زمینه به دست آورده که می توان از آنها به عنوان نمایندگان تعالی بخش شعر حسینی یاد کرد. رویکرد شاعر امروز بیان عظمت های عاشورا است نه غم و اندوه، اگر هم جنبه رثا مورد نظر است آمیزه ای از حماسه ها و عرفان و عشق دارد: «آه ای مرگ تو معیار! / مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت/ و آن را بی قدر کرد/ که مردنی چنان/ غبطه زندگانی شد/ خونت با خونبهای حقیقت/ دریک طراز ایستاد/ و عزمت، ضامن دوام جهان شد» (موسوی گرمارودی، 1363: 140-141). قیصر امین پور با نگاهی عارفانه و عاشقانه به واقعه کربلا پرداخته است: «آن طرف، انبوه دشمن/ غرق در فولاد و آهن بود/ این طرف، منظومه خورشید روشن بود/ این طرف هفتاد سیاره/ بر مدار روشن منظومه می چرخید/ دشمنان، بسیار/ دوستان اندک/ این طرف کم بود و تنها بود/ این طرف کم بود، امّا عشق با ما بود» (سنگری، همان: 44). در شعر علی معلّم دامغانی (1376: 63) آمیزه ای از مدح و رثای امام حسین (علیه السلام) را می بینیم:
روزی که بر جام شفق مُل کرد خورشید(1)*** بر خشک چوب نیزه ها گل کرد خورشید
شید وشفق را چون صدف در آب دیدم *** خورشید را بر نیزه گویی خواب دیدم
پیوند عاشورا با مسایل روز نیز در شعر برخی از شاعران تبلور یافته است:
گر بر ستم قرون برآشفت حسین (علیه السلام) *** بیداری ما خواست، به خون خفت حسین
آن جا که زبان محرم اسرار نبود *** با لهجه خون سِرّ مَگو گفت حسین
(حسینی، 1388: 111)
با بررسی اشعار عاشورایی فارسی در گستره زمان مشخص شد که این بخش از ادبیات، همواره بازتاب دهنده ابعاد متنوعی بوده است. ادبا و شاعران با یک نگاه و از یک منظر به حماسه امام حسین (علیه السلام) نگاه نکرده و موضوعات مختلفی را در این نوع از سروده ها بیان داشته اند، هم چنان که گاه از شرایط سیاسی، اجتماعی و اقلیمی متأثر بوده اند. به همین دلیل در هر برهه، جلوه های گوناگونی از این حماسه آشکار شده است. گاه دردناکی حادثه، عاطفه و احساس شاعر را برانگیخته و سبب پدیدار شدن رثای حسینی شده است. گاه بزرگداشت یاد امام (علیه السلام)، توجه به کرامت، علم و حکمت ایشان در اشعار جلوه کرده است. همچنین جنبه های حماسی عاشورا، شجاعت ها و فداکاری ها نیز در قالب اشعار حماسی ابراز شده است. نیز یاد نام و نهضت حسین (علیه السلام) به عنوان الگوی نهضت ها، دریچه دیگری از ادبیّات را در طی تاریخ فرا روی مخاطبان خود گشود که تبلور شعر مقاومت در عصر حاضر در این راستا به شمار می آید. غالب موضوعات شعر عاشورایی، در اغراضی چون رثا، مدح، حماسه و هجو بیان گشته و اغلب شاعران به
1) . مُل: شراب.
یادآوری جایگاه و عظمت سرور شهیدان، اهتمام داشته اند.
_ ابن منظور، محمد بن مکرم (1408ق)، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
_ افتخارزاده، محمود رضا (1374ش)،«ادبیات عاشورا، در دوره امامان (علیهم السلام) (61- 260ه)»، مجموعه مقالات کنگره بین المللی امام خمینی(ره) و فرهنگ عاشورا، دفتر اول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
_ حجازی، علی رضا و مرضیه محمدزاده (1387ش)، «بازتاب حماسه عاشورا در شعر بعضی از شاعران عرب زبان» فصلنامه علمی - پژوهشی شیعه شناسی، شماره23، ص 199- 221.
_ الحسن، عبدالله (1418ق)، لیله عاشوراء فی الحدیث والأدب. د.م، د.ن.
_ حسن لی، کاووس و غلامرضا کافی (1385- 1386)، «ویژگی شعر عاشورایی از قرن چهارم تا پایان قرن نهم»، فصلنامه علمی پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهراء(س)، شماره61 و 62 ، ص31- 69.
_ حسینی، حسن (1388ش)، هم صدا با حلق اسماعیل، تهران، سوره مهر._ خزعلی، انسیه (1383ش)، امام حسین (علیه السلام) در شعر معاصر عربی، تهران، امیرکبیر.
_ خواجوی کرمانی، محمود بن علی (1369)، دیوان اشعار، به اهتمام احمد سهیلی خوانساری، تهران، پاژنگ.
_ ریاحی، امین (1368ش)، کسایی مروزی، زندگی، اندیشه و شعر او، تهران، توس.
_ سبحانی، جعفر (1361ش)، سرنوشت از دیدگاه علم و فلسفه، قم، توحید.
_ سلمان، مسعود سعد (1364ش)، دیوان اشعار، تصحیح مهدی نوریان و رشید یاسمی، اصفهان، نشر کمال.
_ سنایی، محدود بن آدم (1359ش)، حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، به کوشش مدرس رضوی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
_ سنگری، محمدرضا (1385ش)، راز رشید، مجموعه شعر عاشورایی، تهران، سوره مهر.
_ شمس الدین، محمد مهدی (بی تا)، واقعه الکربلا فی الوجدان الشعبی، بیروت، الموسسه الدولیه للدراسات والنشر.
_ شمس لنگرودی، محمد (1372ش)، مکتب بازگشت، بررسی شعر دوره های افشاریه، زندیه، قاجاریه، تهران، مؤلف.
_ شهرستانی، صالح (1403ق)، عزای حسین از آدم تا زمان ما، قم، عمادزاده.
_ صفا، ذبیح الله (1355ش)، تاریخ ادبیّات در ایران، از آغاز عهد اسلامی تا دوره سلجوقی، تهران، امیرکبیر.
_ عاشق اصفهانی، محمد (1343ش)، دیوان عاشق اصفهانی، تهران، انتشارات جاویدان._ عطار نیشابوری، شیخ فریدالدین (1380ش)، مصیبت نامه، به اهتمام و تصحیح دکتر نورانی وصال، تهران، انتشارات زوّار.
_ عمان سامانی، نورالله بن عبدالله (1376ش)، گنجینه اسرار، به کوشش حمید یعقوبی سامانی، اصفهان، مؤسسه انتشاراتی عمان سامانی.
_ فراهانی، ادیب الممالک (بی تا)، دیوان اشعار، تصحیح وحید دستگردی، تهران، فردوس.
_ فرغانی، سیف الدین محمد (1341ش)، دیوان سیف الدین محمد فرغانی، به کوشش ذبیح الله صفا، تهران، فردوس.
_ فضولی بغدادی، محمد بن سلیمان (1962م)، دیوان اشعار، تصحیح حسیبه مازی اوغلی، بی جا، انتشارات دوستان.
_ قاآنی، حبیب الله بن محمد علی (1336 ش)، دیوان حکیم قاآنی شیرازی، تصحیح محمد جعفر محجوب، تهران، امیرکبیر.
_ قبادیانی، ناصر خسرو (1361ش)، دیوان اشعار، از روی تصحیح سید نصرالله تقوی، تهران، نشر چکامه.
_ قطران تبریزی، شرف الزمان (1333ش)، دیوان قطران، به اهتمام محمد نخجوانی، تهران، ققنوس.
_ کافی، غلامرضا (1386ش)، شرح منظومه ظهر، نقد و تحلیل شعر عاشورایی از آغاز تا امروز، تهران، مجتمع فرهنگی عاشورا.
_ مجاهدی، محمّدعلی (1379ش)، شکوه شعر عاشورا، قم، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه.
محتشم کاشانی، علی بن محمد (1363ش)، دیوان مولانا محتشم کاشانی،_ بی جا، انتشارات محمودی.
_ محمدزاده، مرضیه (1383ش)، دانشنامه شعر عاشورایی، انقلاب حسینی در شعر شاعران عرب و عجم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
_ معلم دامغانی، علی (1376ش)، رجعت سرخ ستاره، تهران، حوزه اندیشه و هنر اسلامی.
_ موسوی گرمارودی، علی (1363ش)، خط خون، تهران، کتابفروشی زوّار.
_ مولوی، جلال الدین محمد بن محمد (بی تا)، کلیات شمس تبریزی، تهران، امیرکبیر.
_ نفیسی، سعید (1363ش)، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، انتشارات فروغی.
_ واعظ قزوینی، محمد رفیع (1359ش)، دیوان اشعار، بی جا، موسسه مطبوعاتی علی اکبر علمی.
_ وصال شیرازی، محمد شفیع بن محمد اسماعیل (بی تا)، کلیات اشعار، تصحیح محمد عباسی، بی جا، کتابفروشی فخر رازی.
_ یغما، ابوالحسن بن ابراهیم قلی (1367 ش)، دیوان اشعار، تصحیح سید علی آل داود، تهران، انتشارات توس.
دکتر سیدکمال حسینی(1)محمد عمر مبارز(2)
تاریخ دریافت: 30/11/1401 تاریخ پذیرش: 25/04/1401
چکیده
عاشورای حسینی نهضتی جهانی است که توسطِ عزیزترین فرزند خاندان نبوت، امام حسین (علیه السلام) آغاز و به عنوان مکتب فکری نسل اندر نسل توسط آزادی خواهان حفظ شده است. یکی از طلایه داران نهضت عاشورای حسینی، مجاهد بیدارگر علامه اقبال لاهوری از اندیشمندان اهل سنت هند و پاکستان است. اقبال لاهوری دارای منظومه فلسفی و جهان بینی خاصی است، لذا اشاراتی کوتاه به خطوط کلی فلسفه و جهان بینی خود و نسبت آن با جایگاه و منزلت والای امام حسین (علیه السلام) و یارانشان کرده است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و به صورت کتابخانه ای، جایگاه عاشورای حسینی را از دیدگاه اقبال لاهوری کاویده است. یافته های پژوهش جایگاه حماسه حسینی در منظومه فکری اقبال و تأثیرپذیری او از مزایای ارزشمند حماسه
حسینی را نشان می دهد. از نظر اقبال بهترین نسخه علاج مسلمانانی که در انحطاط فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی قرار گرفته اند، عاشورا است. در اندیشه کلان تمدنی اقبال، نهضت عاشورا می تواند به عنوان حلقه وصل ملت ها قرار بگیرد.
کلیدواژه ها: اقبال لاهوری، امام حسین (علیه السلام)، نهضت عاشورا.
در تاریخ اندیشه سیاسی اسلام، نهضت عاشورا به عنوان یک حادثه مهم ثبت شده است که به شهادت عزیزترین فرزند خانواده نبوت انجامید. اکنون بیش از چهارده قرن از این واقعه خون بار می گذرد اما این جریان هنوز به شکلی پویا و زنده در صحنه حیات بشری، حضور دارد. واقعه عاشورا از همان ابتدا موضوع بحث اندیشمندان بوده است و تاکنون اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان نظریات بسیار متنوعی در تحلیل این واقعه ارائه داده اند و هر دانشمندی واقعه را با توجه به اطلاعات خود، مورد ارزیابی قرار داده است. در میان اهل سنت بیشتر جنبه تاریخی نقطه عطف بوده است و جنبه های حماسی و انقلابی تا حدودی مغفول مانده است در حالی که در عصر حاضر شعر و ادبیات نقش بسیار ارزنده در عرصه های مختلف دارد و شاعران همواره در صدر کارهای فرهنگی بوده اند. کام ها و لب های کلان ترین انقلاب ها و حرکت ها با شعر و ادبیات شرین مانده است. شاعران اهل سنت در سروده هایشان از واقعه کربلا و شهادت سالار شهیدان و یارانش به عنوان الگوی مقاومت و ایستادگی، آزادی، عدالت خواهی، اصلاح مردم و مانند اینهایاد کرده اند. پرسشی که در این زمینه مطرح می شود این است که نهضت عاشورای حسینی از دیدگاه اقبال لاهوری شاعر پرآوازه اهل سنت چیست؟ به نظر می رسد که اندیشه های انقلابی اندیشمند بزرگ اهل سنت، علامه اقبال لاهوری در مورد عاشورا خیلی ارزشمند است. تبیین عاشورا به واسطه اقبال در زمان های واپسین بهترین الگوی فکری برای نهضت های معاصر اسلامی شده است و نقش سروده های این شاعر بلند پایه در سبک زندگی مردم به وضوح دیده می شود.
دشمنان اسلام در عصر کنونی بیشتر از هر زمان دیگر با استفاده از جنگ نرم و
تبلیغات رسانه به دنبال شعله ور ساختن آتش نفاق و درگیری میان شیعه وسنی است. برای نمونه تمام سعی و تلاش وخود را به خرج می دهد تا مانع آگاهی شیعه و سنی از معارف یکدیگر شود در حالی که مشترکات این دو مذهب بی نهایت زیاد است. یکی از این موارد، واقعه تاریخی عاشورای حسینی است که در آن فرزند و جگرگوشه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه خانواده اش شهید می شود. گروه های منافق به گونه ای تبلیغ می کنند که این واقعه فقط مربوط به تاریخ تشیع می شود، در حالی که اهل سنت در منابع فقهی، کلامی، تاریخی و تفسیری کمتر از شیعه بحث نکرده اند. در رابطه با نهضت عاشورای حسینی کتاب ها و مقالات زیادی از دیدگاه تاریخی، اخلاقی و اجتماعی نوشته شده است ولی از دیدگاه شعراء اهل سنت کمتر مورد بررسی قرار گرفته است؛ از این رو پرداختن به این موضوع ضروری بود. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی به استخراج نظریات شاعر شهیر سنی مذهب، علامه اقبال لاهوری پیرامون بحث مورد نظر پرداخته است. از مهمترین اهدافپژوهش حاضر می توان به موارد زیر اشاره کرد:
بررسی نهضت عاشورا بر اساس اندیشه های اقبال لاهوری شاعر پرآوازه اهل سنت، تا آشکار شود، عاشورا فقط مربوط به یک گروه خاص نیست، بلکه گفتمان بین المللی است.
پژوهش حاضر بر آن است تا با احیای اندیشه های اقبال لاهوری، جهان اسلام را آماده تبدیل شدن به ملت واحد و همسو با منافع اسلامی کند.
چهره عقلانی و عرفانی عاشورای حسینی را به دور از افراط وتفریط تبیین کند، تا نقطه وصل امت ها و ملت ها قرار گیرد.
از جمله پژوهش هایی که در ساخت و شکل دهی موضوع و رویکرد این پژوهش الهام بخش بوده می توان به مقالاتی نظیر «عاشورا و قیام امام حسین در شعر شاعران اهل سنت» اثر فاطمه آزادی نژاد و حمزه علی، «امام حسین (علیه السلام) و عاشورا از دیدگاه اهل سنت» نگارش سید محمد حسینی شاهرودی و «ادبیات عاشورایی، سیر تحول و تکامل آن در
ادب فارسی» به قلم ماهرخ آهمه اشاره کرد. با این همه هیچ یک از این آثار به بررسی دیدگاه اقبال لاهوری دباره قیام امام حسین (علیه السلام) نوشته نشده است.
جهت تبیین و درک درست از پژوهش، توضیح مفاهم کلیدی و کاربردی در پژوهش ضرورت دارد. از این رو نخست به بیان و توضیح مفاهیم کلیدی پرداخته می شود.
سیاست واژه ای عربى است که اصل آن «سَوْس» به معناى: نگهدارى کردن، سرپرستى، اصلاح و ارشاد مردم به راه رستگارى، حکومت دارى، اداره امور مملکت، فن کشوردارى و اداره امور داخلى و خارجى آن آمده است (مرتضی الزَّبیدی، 1984: 4/ 169؛ ابن منظور، 1414: 6/ 108). منظور ما از سیاست شرعی همان است که فقهای اسلامی آن را به کار گرفته اند. علماى اسلام با توجه به مفهوم عام و خاص این کلمه و با استنباط از دلایل شرعى و سیرت نبوى در نحوه حکومت دارى معنى سیاست شرعى را چنین بیان داشته اند: «السیاسة الشرعیة هی تدبیر الشئون العامة للدولة الإسلامیه بما یکفل تحقیق المصالح ورفع المضار، مما لا یتعدى حدود الشریعة وأصولها الکلیة»؛ «سیاست شرعى عبارت از: اداره امور داخلى و خارجى دولت اسلامى در پرتو احکام و مقررات و قواعد کلى شریعت به نحوى که مصالح علیای دولت تحقیق یافته و ازخطر مصون بوده باشد» (راجی، بی تا: 5). بنابراین سیاست حکومت اسلامی، دارای قانون و شریعت واضح، سیاست اقتصادی عادلانه، سیاست عسکری با ارزش های متعالی، سیاست تعلیمی مفید و کارآمد و سیاست اعلامی و نشراتی با اهداف متعالی است.
شعر در لغت به معنای ترانه، چامه، چکامه، رباعی، غزل، قصیده، کلام مخیل و نظم آمده است. در لغت نامه ها برای شعر تعریف های گوناگونی آورده شده است. علمای عربی سخنی که دارای وزن و قافیه موزون باشد و دلالت بر معانی کند را شعر گویند (دهخدا، 1377: 7/ 124).
اهل سنت اصطلاحى در علم ملل و نحل است که بر گروهى از مسلمانان اطلاق مى شود. «اهل» در لغت به معنی شایسته و سزاوار، خانواده، فامیل و به معناى گروهى است که در امرى از امور با هم شریک باشند مانند «اهل بیت» که در پیوند خانوادگى و «اهل اسلام» که در عقیدۀ قلبى، شریک یکدیگر هستند و کسانی که در یک جای اقامت دارند (عمید، 1388: 170). «سنت» از فعل «سَنَّ، یَسِنُّ و یَسُنُّ» و مصدر «السَّنُّ» (الازهری، 2001: 12/ 211) گرفته شده که جمع آن به صورت های «السُّنَنُ، السَّنَنُ، السِّنَنُ» به معنی طریقه، راه و روش پیروی شده و پیموده شده، چه نیک و ستوده شده باشد، چه زشت و ناپسند نیز آمده است (الفیومی، بی تا: 1/ 292؛ مرتضی الزَّبیدی، 1984: 35/ 231؛ رازی، 1420: 326). به معنی حکم و قانون الهی؛ چنانچه خداوند می فرماید: «وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبْدِیلاً» (احزاب/ 62؛ فتح/23)؛ «و هرگز برای سنت و قانون الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت» (عبدالحمید عمر، 1429: 2/1122) و به معنی الگو و نمونه ای که مورد تقلید قرار گیرد، چنانچه عرب ها می گویند: «بنوا بیوتهم على سنن واحد» (مصطفی و زیات، بی تا: 1/ 456)؛ خانه هایشان را بر یک نمونه و مثل هم ساخته اند. «سنت» در میان علما، دو کاربرد دارد. یکی عبارت از: «تمام آنچه که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما نقل شده باشد، سنت گفته می شود که عبارت اند از قول، فعل، تقریر، ویژگی های انسانی و اخلاقی ایشان، سیره ذاتی، غَزَوات و تمام اخبار و اطلاعات پیش از بعثت و بعد از آن که متعلق به زندگی آن حضرت باشد» (نمله، 1420: 2/ 636). مجلسی از محدثین امامیه اینگونه تعریف می کند: «سنت عبارت از: راه و روش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم (علیهم السلام) در قول، فعل و تقریر که از ایشان حکایت شده است» (مجلسی،1403: 1/ 20). و دیگری «سنت» در مقابل «بدعت» است. عمل و کارى که قابل استناد به شریعت باشد «سنت» و خلاف آن «بدعت» است. چنان که امام على (علیه السلام) فرموده است: «أحیوا السنّة و أماتوا البدعة» (نهج البلاغه، خطبه 182)؛ آنان سنت را زنده کرده و بدعت را میرانده اند.
منظور از اهل سنت در اصطلاح کلامی گروهی است که دارای نظام معرفتی خاص هستند. ایشان امامت را بعد از نبوت به عنوان امر منصوص قبول ندارند، فرقه ای از
مسلمانان که قائل به خلافت ابوبکر هستند و خلاف شیعه که علی بن ابی طالب را جانشین بلافصل و منصوص پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می دانند (ربانی گلپایگانی، 1389: 592).
نهضت به معنی حرکت است. «استطاع الطَّیرانَ بعد نهضةٍ»: پرندگان بعد از یک حرکت توانمندی پرواز را دریافتند؛ «نهضة الشَّباب المال»: جوان قدرت در یافتن مال را پیدا کرد. از این رو خیزش در راه انقلاب اجتماعی و برای مکان بلند نهضه گفته می شود، چرا که از سایر مکان ها در بلندی پیشتر است. منظور از «نهضت اسلامی» در این پژوهش، به آن بخشی از امت اطلاق می شود که امکانات و منابع معنوی، فکری، مادی و انسانی خود را در جهت تأسیس حکومت اسلامی بسیج کنند. اگر بخواهیم واژه نهضت/جنبش را با پسوند «اسلامی» به کار ببریم، باید معنای آن «تلاش جمعی و نسبتا منظم برای پیشبرد اهداف اسلامی» دانسته شود؛ چنانچه عمید زنجانی (1368: 21) در تعریف نهضت می نویسد: «انقلاب اسلامی عبارت از دگرگونی بنیادی در ساختار کلی جامعه، نظام سیاسی منطبق بر جهان بینی و موازین و ارزش های اسلامیاست».
جنبش های اسلامی در یک امر محوری، اشترک دارند و آن احیای قوانین و ارزش های دین مقدس اسلام است. اما اینکه ارزش ها دارای ماهیت سنتی، نوگرا، اصلاح طلب و یا انقلابی باشد، گرایش های مختلفی را در نهضت های اسلامی به وجود می آورد. با توجه به توضیحات پیش آمده منظور ما از نهضت عاشورا در این پژوهش قیام امام حسین (علیه السلام) در برابر حکومتی است که بر ارزش های اسلامی پای بند نبود و امام حسین (علیه السلام) برای تحقق عملی قوانین و احکام اسلامی در تمامی زمینه ها از طریق در اختیار گرفتن قدرت سیاسی قیام کرد تا جهان را از ظلمت نجات بخشد و با تشکیل خلافت اسلامی و احیای سنت امر به معروف و نهی از منکر بستر هدایت را فراهم سازد. وی به سمت کوفه حرکت کرد ولی مردم آنجا به عهد خود وفا نکردند. امام (علیه السلام) با لشکر عمر بن سعد رو برو شد و حضرت برای احیای خلافت الهی که توسطه معاویه به ملوکیت تبدیل شده بود، قیام کرد. تقدیر الهی بر شهادت رقم خورد (ابن کثیر، بی تا: 4/ 130). وقتی خبر شهادت
حسین (علیه السلام) به مدینه و سایر شهرهای اسلامی توسط یزید رسید، مردم نفرت خود را نسبت به دستگاه حکومت اظهار کردند. از همان زمان تا به امروز از حسین (علیه السلام) به عنوان الگوی شجاعت و مردانگی یاد می کنند و راه او را ادامه می دهند (ابن عبدالبر، بی تا: 1/ 382). پس آن نهضت های دیگری مانند نهضت عبدالله بن زبیر در حجاز رخ داد. ابن کثیر نقل می کند فرزند دوم یزید به نام معاویه، مشعل دار پرچمی شد که حسین (علیه السلام) برداشته بود و می گفت من هرگز شیرینی خلافت را نچشیده ام بار تلخی آن را هم به دوش نمی گیرم (خطیب بغدادی، بی تا: 13/ 368). مختار ثقفی خود را بر عدمیاری حسین (علیه السلام) ندامت کرد و مانند بنی امیه، تمام قاتلین را کشت و خانه هایشان را ویران کرد. وی عبدالله بن زیاد، ابن سعد، شمر بن ذی الجوشن، خولی بن یزید و حصین بن نمیر و همه کسانی که در شهادت امام (علیه السلام) نقش داشتند را کشت (برفی، 1396: 179-180).
اقبال فرزند شیخ نور محمد است. وی مردی عفیف و با ایمان بود که تجارت بزازی داشت و به دلیل دانش دوستی، خانه و دکان او همچون دارالعلوم برای مباحثه و مناظره میان عالمان و شاعران محلی درآمده بود. بیشتر نگاه صوفیانه در خانه حاکم بود و در آن فتوحات مکیه و فصول الحکم ابن عربی بحث می شد. اقبال در یکی از مصاحبه های خود گفت: درباره احوال زندگیم اگر بپرسید در آن چیزی جالبی نیست. در مورد تاریخ تولد وی اختلاف است. گفته می شود وی در سال هجدهم آبان 1256 در سیالکوت چشم به جهان گشود و در اول اردیبهشت 1317ش در لاهور به دیار باقی شتافت.
محمد اقبال لاهوری شاعر متفکر پاکستانی، آخرین شاعر بزرگ فارسی گوی شبه قاره هندوستان است. وی تحصیلات خود را در انگلستان و آلمان به پایان رسانید و از پیشروان و اصلاح طلبان بزرگ مسلمان هند و از بانیان کشور پاکستان شمرده می شود. آثار او در مجموعه هایی به نام «پیام مشرق»، «زبور عجم»، «اسرار و رموز»، «ارمغان حجاز»، «جاوید نامه» به چاپ رسیده است و ده ها کتاب و مقالات دیگر نیز از او به جای مانده است. در تاریخ ادبیات فارسی اقبال شاعری در ردیف قهرمانان
جاوید شعر فارسی از قبیل مولانا، سعدی و حافظ است و سبک جدیدی در شعر دارد (اقبال، 1362: 75- 140).
شعراء اهل سنت حادثه کربلا و شخصیت بی نظیر امام حسین (علیه السلام) و یاران با وفاء و خاندان ایشان را در هر عصر و زمانی و با هر لحن و زبانی ستوده اند. زمزمه های تاریخی نهضت عاشورای حسینی همواره زنده است. در این میان شعر و ادب به اندازه خودش در احیاء نهضت عاشورای حسینی نقش داشته است. شعر سرایی در وصف نهضت عاشورای حسینی از گذشتگان ما به میراث مانده است. محمد بن ادریس شافعی، معروف به امام شافعی از پیشوایان اهل سنت در قرن دوم هجری می زیسته است. او نه تنها در فقه، بلکه در شعر هم پرآوازه بود. اهل بیت (علیهم السلام) در اشعار او جایگاه ویژه ای داشتند.
یا آل بیتِ رسول الله حبُّکُم *** فَرضُ مِن الله فى القرآن أنزَلَهُ
یَکفیکُم من عظیم الفخرِ انکُم *** مَن لَم یُصَلَّ عَلَیکُم لا صَلاة له
اى خاندان رسول خدا، محبت و دوستى شما از طرف خداوند واجب شده و این فریضه اى است که آن را قرآن نازل کرد. همین افتخار بزرگ براى شما بس که هر کس بر شما صلوات نفرستد نمازش، باطل است.
به همین منوال شاعران متعدد دیگری در مورد نهضت عاشورای حسینی شعر سرودند. یکی از این شعراء انقلابی علامه اقبال لاهوری است. اقبال حکیمی فرزانه و شاعر متعهدی است که اشعارش وسیله بیداری مسلمانان است. وی اهداف عالیه خود را توسط کلمات موزون و عبارات مسجع بیان می کرد.
از ستایش گستری بالاترم *** پیش هر دیوان فرو ناید سرم
اقبال شعر را وسیله تبیین افکار فیلسوفانه و حکیمانه خود برای سازندگی و استقلال قرار داده بود (شادروان، 1382: 173).
یکی از وقایع ارزنده در تاریخ اندیشه اسلامی، واقعه عاشورا است که از دیدگاه اندیشمندان مسلمان منبع الهام بخش برای نگاه حکیمانه شعراء است که به ویژه در میان شعراء انقلابی و جهادی و تمام انسان های آزاد اندیش محبوبیت خاص دارد.
شعراء اهل سنت این واقعه را در اشعار فاخر و زیبایشان در قالب شعر سروده اند و در احیاء و زنده نگهداشتن این حرکت انقلابی نقش داشته اند. اما آنچه اقبال را ممتاز می کند این است که او در عصری می زیست که مزرعه فرهنگی اسلام را آفت استعمار شخم زده بود و در سکوت غم انگیز و مرگبار پاِییزی فرو رفته بود. در این زمان اقبال اندیشمند، فیلسوف، سیاستمدار، مجاهد و محقق، عارف، اسلام شناس، صاحب دو فرهنگ شرق و غرب و شاعر در صحنه حضور یافت و در کنار سایر فعالیت های خویش، اسلام و شخصیت های اسلامی را با شعر توصیف و تمجید کرد. وی آیین حیدری، زندگی بر سبک حضرت علی (علیه السلام)، را پیشنهاد می دهد.
لافتی الّا علی *** لاسیف الّا ذوالفقهار
هرکه گردد در جهان چون بو تراب *** باز گردد ز مغرب آفتاب
اقبال اینگونه به شعر تعهد داشت و برای عرب و عجم با کمال عشق و سوز، ترانه های آسمانی سرود و رسالت خود را انجام داد (شادروان، 1382: 181).
اقبال لاهوری از اندیشمندان پرطرفدار جهان اسلام است. اندیشه و تفکراقبال با خواندن کتاب های متعدد و اندیشه های مختلف شرقی و غربی تکامل یافته است. مطالعه و بررسی اندیشه های اقبال نشان می دهد وی همانند سایر آزدی خواهان و انقلابی ها متأثر از نهضت عاشورای حسینی بوده است. اقبال در روزگار خودش متفاوت اندیشید و متفات زیست و در زنده نگهداشتن تراث گران سنگ اسلامی نهایت تلاش کرد. نهضت عاشورای حسینی در خلال اعصار طولانی در خلافت هایی مانند عباسیان، طاهریان، صفاریان، سامانیان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، مغولان، ابدالیان، عثمانیان و صفویان وجود داشته است. در برخی حکومت ها، کم رنگ و در برخی دیگر به گونه پر رنگ به عنوان غذای فکر و روح و به عنوان عنصر وحدت بخش وجود داشت. بارها حکومت ها و مردمان مظلوم در برابر حکومت ها و مردمان ظالم با الگوی نهضت عاشورا قیام کرده اند. امام ابوحنیفه پیشوای بزرگترین مذهب فقهی اهل سنت هر گونه بیعت با
حکومتی که از طریق جبر، اکراه و غلبه شکل گرفته باشد، مردود می داند. تنها راه انتخاب خلیفه و تشکلیل حکومت، بیعت و پذیرش اهل حل و عقد است که شخص دارای شرایط خلافت برگزیده شود و اگر حاکم از غیر این طریق به حکومت بیاید آن را غیرمشروع می داند (شلبی، 1983: 59-64). با نو شدن جهان و تعامل انسان مسلمان با جهان غرب، پس از آنکه استعمار انگلیس، روس و فرانسه به جهان اسلامی سلطه پیدا کردند، و پس از آن نظم امپراتوری را به نظم ویستفالیایی یا دولت ملت تغییر دادند و کشورهای اسلامی را به عنوان مستعمره های خود قلمداد کرد، در این بازه زمانی بازخوانی حماسه حسینی نقش ارزنده ای را برای احیاء تمدن اسلامی، جنبش های متعدد و گوناگون همچون جنبش خلافت در هندوستان در برابراستعمار انگلیس، جنبش باسماچی ها در ماوراءالنهر در برابر قشون سرخ شوروی، نهضت و جنبش جهادی افغانستان بر علیه اتحاد جماهیر شوروی و جنبش های آزادی بخش در کشورهای افریقایی ایفا کرد. در هند اسلامی اصلاح طلبانی همچون اقبال سعی کردند تا علما را آموزش بدهند و از این طریق جلوی استعمار را بگیرند (ساکت، 1385: 103). اقبال لاهوری درباره عاشورا قرائت جدید انقلابی ارائه و زمان معاصر را با تراث گذشته مسلمانان پیوند داد و با تمام سیاست های استعماری مخالف کرد. وی با آنکه در اروپا تحصیل کرد ولی مجذوب زرق و برق تمدن سکولار غرب نشد. وی هرچند از بسیاری از متفکران مغرب زمین تأثیر پذیرفته است ولی او را نمی توان پیروی یکی از فیلسوفان غرب دانست (همان، 182). اقبال لاهوری پیش آهنگ و مبشر پاکستان جدید است و از او به عنوان بنیانگذار دولت اسلامی جدید یاد می کنند (خامنه ای، 1347: 246). آزادی پاکستان به عنوان یک دولت مستقل با انقلاب و قیام هایی گره خورده است که در تراث گرانسنگ اسلامی ما ارزنده بود. ازدیدگاه اقبال فلسفه قیام امام حسین (علیه السلام) و یارانش برای کسب آزادی، گریز از بندگی غیر خدا، اثبات بندگی خدا و برخورداری از آزادی در سایه تعبد الهی بود، لذا بهترین درسی که از قیام حسین بن علی (علیه السلام) می توان آموخت، حریت است (قنبری، 1393: 203) اقبال می نویسد:
در نوای زندگی سوز از حسین *** اصل حریت بیاموز از حسین
از دیدگاه اقبال فلسفه قیام عاشورا، آزادی از قید و بند است همانگونه که سجع و قافیه در شعر ارزنده است، محتوا ارزنده تر است. بدون تردید اقبال از محتوا و مضامین بلند اسلامی به خوبی استفاده کرده است. اقبال برای زیباییمحتوای اشعار خود صحنه های حماسی، عاطفی، عقلانی، اجتماعی و فرهنگی را به تصویر می کشد. مجموعه ای از کنش ها و واکنش هایی که از جانب امام حسین (علیه السلام) صورت گرفت، بی سابقه بود و از همه مهمتر قیام او در برابر یک حکومت تا دندان مسلح انجام گرفته است. این قیام را در گفتار، پندار، مباحث کلامی، برخورد با سیاست مداران، ارتباط تشکیلاتی، میراث فرهنگی، سنت وآداب مسلمانان تأثیرگذار می داند و قیام امام حسین (علیه السلام) را یک حرکت اصلاحی مورد تأیید قرار می دهد وآن را به هیچ زمانی محدود نمی سازد، بلکه همواره در سبک زندگی اسلامی در عرصه های کلان سیاسی و فردی تاثیرگذار است و اوج تأثیرپذیری خود را این گونه به تصویر می کشاند:
رمز قرآن از حسین آموختیم *** ز آتش او شعله ها اندوختیم
اوج تمدن و فرهنگ اسلامی میانه قرن های دوم تا چهارم هجری با مرکزیت شهرهایی مانند بغداد، دمشق، غرناطه (اسپانیا)، نیشابور و مانند اینها بود و مسلمانان همیشه با غرور از این دوران تاریخی و شکوفایی فرهنگی یاد می کنند. از این رو از یک فیلسوف علامه همانند اقبال بیش از دیگران انتظار می رود که به چنین دورانی با چنین فرهنگی ببالد. از نظر اقبال مکتب حسین متشکل از یک مجموعه نظام مند از قبیل آداب، سنت ها، بینش ها، اندیشه ها، نظام باورها، هنجارها، سیر و سلوک فردی و اجتماعی و میراث علمی و فرهنگی است. از همین جهت وی در اشعار، مقالات و سخنرانی های خود، همواره سعی کرده است که قهرمانان اسلامی را از لابلای تاریخ بیرون بکشد و جلوی چشمان مسلمانان قرار بدهد و الگویی برای سایر مسلمانان ارائه دهد. اقبال همیشه تلاش و سعی کرده است که مجدها، عضمت ها، فرهنگ ها،لیاقت ها و شایستگی های این امت را به یاد مسلمانان بیاورد از این رو اقبال لاهوری اندیشمند شهیر اسلام حق بزرگی بر گردن امت اسلامی دارد (اقبال، 1362: 13).
همانگونه که امام حسین (علیه السلام) دغدغه احیاء دین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را داشت و فرمود: «وأنا اَدْعُوکُمْ إلی کتابِ اللهِ و سُنَّةِ نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) فَإنَّ السُّنَّةَ قَدْ أمِیتَتْ» (سماوی، 1419: 1/ 5)؛ من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش فرا می خوانم؛ چرا که (این گروه) سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از بین برده اند؛ همین دغدغه را اقبال نیز داشت. ایشان سنت ها و رهنمون های پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را مایه رشد و سعادت بشر و بی توجهی به آنها را سبب شکست دانسته است.
هست دین مصطفی دین حیات *** شرع او تفسیر آیین حیات
گر زمینی آسمان سازد تو را *** آنچه حق می خواهد آن سازد تو را
صیقلش آیینه سازد سنگ را *** از دل آهن رباید زنگ را
تا شعار مصطفی از دست رفت *** قوم را رمز بقا از دست رفت
اقبال لاهوری یک روح چند بعدی است. وی تمام تلاش خود را کرد تا ایدئولوژی اسلامی را که در طول تاریخ به وسیله خدعه های سیاسی و یا گرایش های ضد و نقیض فلسفی قطعه قطعه شده بود و هر قطعه آن در میان گروهی نگهداری می شد، همه را جمع کند و کتاب تجدید بنای تفکر مذهبی اسلامی را بنگارد (گنگره بزرگداشت اقبال در حسینیه ارشاد علامه اقبال، بی تا: 114). شاهکار عظیم تر وی ساختن شخصیت بدیع و چند بعدی و تمام خودش است (شریعتی، 1384: 109).
اقبال در تجزیه و تحلیل قیام عاشورا، مبانی خاصی داشت. در نگاه او قیام امام حسین (علیه السلام)، بسان حرکت اصلاحی مورد تأئید قرار می گیرد و متعلق به زمان محدود نخواهد بود. از جمله این مبانی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
اولین مسئله ای که در بحث دولت ها و حکومت ها مطرح می شود، حاکمیت است. معاویه خلافت را مورثی کرد و برخلاف سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و خلفای چهارگانه و عهدنامه صلح با امام حسن (علیه السلام)، فرزندش یزید را بر تخت سلطنت نشاند. امام ابوحنیفه هر گونه بعیت با حکومتی را که از طریق جبر، اکراه، غلبه و استیلاء شکل گرفته باشد را مردود
می دانست. یگانه راه انتخاب خلیفه و تشکیل حکومت، بیعت و پذیرش اهل حل و عقد بود که شخص دارای شرایط امامت و خلافت را بر می گزیدند و به مقام خلافت انتخابش می کردند. حتی اگر شخص خلیفه شرایط خلافت را دارا می بود، ولی افرادی که شورای حل و عقد از آنان تشکیل شده، شرایط شورا را نمی داشتند، باز هم با انتخاب آنان حکومت تشکیل نمی شد و خلافت خلیفه مشروعیت نداشت (شلبی، 1983: 59-64). یزید پس از مرگ معاویه و در اولین اقدام برای تثبیت قدرت خود و نسق گرفتن از مخالفین برای بیعت گرفتن از چهره های شاخص جامعه و در رأس آنها امام حسین (علیه السلام) اقدام کرد. اقبال لاهوری (1343: 74) اینگونه می سراید:
چون خلافت رشته از قرآن گسیخت *** حریت را زهر اندر کام ریخت
خاست(1)آن سر جلوه خیر الامم *** چون سحاب (ابر) قبله باران در قدم
عدالت از اصول خدشه ناپذیر آموزه های اسلامی در حکومت داری اسلامی است. از بارزترین مفاسد حکومت اموی، ظلم به مردم و نادیده گرفتن حقوق آنان و در مقابل، یکی از محورهای عمدة قیام امام حسین (علیه السلام)، عدالت خواهی و ظلم ستیزی است. تکلیف هر مسلمان ایجاب می کند که در مقابل طاغوت و ظلم قیام کند. پیام عاشورا دعوت انسان ها برای تلاش در راه اقامۀ عدل و قسط است که بدون این موضوع، حیات بشری تباه می شود و زمینۀ مرگ دستورهای الهی و دینی فراهم می آید. اقبال لاهوری در این زمینه معتقد است که یکی از مهمترین اهداف قیام امام حسین (علیه السلام) عدالت خواهی است. علت قیام را گسستگی خلافت (حاکمیت اسلامی) از حریت و آزادگی می داند، چون خلافت اسلامی به ملوکیت (پادشاهی) تبدیل و حاکمیت از حریت (آزادی و آزادگی)، مساوات (برابری) و اخوت (برادری) تهی شد، مردم تشنه و در آرزوی عدالت بودند؛ ناگهان ابر رحمتی بر آسمان به غم نشسته اسلام ظاهر شد و بر صحرای کربلا آغاز به باریدن کرد و اقبال (1343: 74) این صحنه را این گونه
1) . به پا خاست و قیام کرد.
به تصویر می کشد:
بر زمین کربلا بارید و رفت *** لاله در ویرانه ها کارید و رفت
عزم او چون کوهساران استوار *** پایدار و تندسیر و کامکار
تا قیامت قطع استبداد کرد *** موج خون او چمن ایجاد کرد
اقبال مدعی است که امام (علیه السلام) با این کارش ریشه استبداد را برای همیشه قطع کرد. مگر نه اینکه امام (علیه السلام) و یارانش قتل عام شدند و زنان و فرزندانشان به اسارت گرفته شدند، پس چه جای گفتن چنین سخنی است؟ آری اقبال هم این را می داند و به خوبی هم می داند، اما او مقصود دیگری دارد. او می خواهد بگوید امام (علیه السلام) و یارانش با ایثار، به صورت نمادین بنای استبداد را ویران کردند و نشان دادند که از این پس هر کس باورمند به اسلام حسین (علیه السلام) است، قاطع شجره خبیته استبداد است. یعنی مسلمان حسینی و موحد قرآنی بودن نه استبدادگراست و نه استبدادپذیر. پس هر کس و با هر نام و نشان استبداد بورزد یا بپذیرد و با این وجود خود را حسینی بداند یا نادان است یا نیرنگ باز. به نظر می رسد که اقبال معتقد است ایثار و فداکاری برای از بین بردن ظلم و ستم حتی اگر به قیمت جان انسان ها هم تمام شود، کامیابی و موفقیت است و هرکسی در برابر ظلم و ستم ندای عدالت بلند می کند آن شخص حسینی است.
در نوای زندگی سوز از حسین *** اصل حریت بیاموز از حسین
بنابراین، عدالت خواهی یکی از مهمترین فلسفه قیام عاشورای حسینی است که اقبال آن را تایید کرده است (قنبری، 1393: 203). مسیر اقبال عدالت خواهی است؛ چنانچه شریعتی در مورد او می گوید: اقبال یک رهبر ضد استعمار است. در برخی شرایط تاریخی و اجتماعی یک جهت گیری خاص می تواند معرف همه وجوه یک شخصیت یا جنس و جوهر یک فکر و یکمکتب باشد (شریعتی، 1384: 89).
یکی دیگر از مبانی فکری امام ابوحنیفه عدالت محوری است؛ لذا قیام در برابر حکومت ظالم را جایز می دانست و کسانی را که بر چنین حکومتی قیام می کردند، اگر
اهل علم و تقوا می بودند، همکاری و پشتیبانی کردن از آنان را واجب می شمرد. اگر شخصی توانایی همکاری جانی را نمی داشت، همکاری مالی و... را بر او واجب می دانست، لذا تاریخ بیان می کند که امام ابوحنیفه قیام کردن در برابر حکومت امویان را شرعاً جایز دانسته و از همین جهت حمایت خود را از قیام زید بن علی اعلام می دارد (طارق، 2011: 135). اقبال از نظر مکتب کلامی و فقهی حنفی است و در زمانی می زیست که استعمار انگلیس بر مسلمانان سیطره کرده بود، لذا باتوجه به مبانی فکری خود، در اشعار حماسی خویش به دنبال آزادی و پیکار علیه انگیزه ها و دست های استعمارگر بود. اقبال مردی انقلابی است از همین جهت کسی را مسلمان می داند که پیشگاه هیچ کس، به جز خدا، سر تعظیم و کرنش فرود نیاورد و همیشه با روحیه انقلابی زندگی کند و با این روحیه زنده بماند.
مسلمانی که داند رمز دین را *** نساید پیش غیر الله جبین را
اگر گردون به کام او نگردد *** به کام او بگرداند زمین را
اقبال در شعری دیگر برای رهایی از بردگی و استثمار فکری، خاور و شرق را به انقلاب فرا می خواند.
پس چه باید کرد ای اقوام شرق؟ *** باز روشن می شود ایام شرق
در ضمیرش انقلاب آمد پدید *** شب گذشت و آفتاب آمد پدید
یورپ از شمشیر خود بسمل فتاد *** زیر گردون رسم لادینی نهاد
گرگی اندر پوستین بره ئی *** هر زمان اندر کمین بره ئی
اقبال لاهوری، در اشعار حماسی خود به انقلاب تأکید می کند. در طول تاریخ اسلام از آغاز تا کنون، قیام های متعددی شده است ولی حساس ترین و سرنوشت سازترین آنها، قیام امام حسین (علیه السلام) است که در برابر یزید ایستادگی کرد و تکلیف خود را از همه سنگین تر دانست (ابن اثیر، 1997: 4/ 48). در حقیقت قیام امام حسین (علیه السلام) الگوی آزادی خواهان همچون اقبال شد.
بهر حق در خاک و خون غلتیده است *** پس بنای لا اله گردیده است
راز ابراهیم و اسماعیل بود *** یعنی آن اجمال را تفصیل بود
عزم او چون کوهساران استوار *** پایدار و تند سیر و کامکار
خون او تفسیر این اسرار کرد *** ملت خوابیده را بیدار کرد
تیغ لا چون از میان بیرون کشید *** از رگ ارباب باطل خون کشید
نقش الا الله بر صحرا نوشت *** سطر عنوان نجات ما نوشت
رمز قرآن از حسین آموختیم *** ز آتش او شعله ها افروختیم
شوکت شام و فر بغداد رفت *** سطوت غرناطه هم از یاد رفت
تار ما از زخمه اش لرزان هنوز *** تازه از تکبیر او ایمان هنوز
ای صبا ای پیک دور افتادگان *** اشک ما بر خاک پاک او رسان
(اقبال لاهوری، 1343: 74)
اقبال معتقد است که امام حسین (علیه السلام) با خون خویش کلمه طیبه «لا اله الا الله» را، که سند نجات و آزادی موحدان از بندگی استبداد و همه معبودهای زمینی است، تفسیر کرد و در آن صحرا شجاعانه جام شهادت نوشید و نشان داد که هیچ کسی نمی تواند مسلمان موحد را به بند و بندگی بکشد.
ای صبا ای پیک دور افتادگان *** اشک ما بر خاک پاک او رسان
شهیدان آزادی و حریت برای اعلای کلمة الله، جان های شرین شان قربانیمی کنند. انگیزه و دلیل اساسی شهادت در مکتب اسلام عشق است. از همین جهت اقبال برای عشق و ایثار ارزش والایی قایل است، معشوق ازلی و ابدی باری تعالی است که ضمیرهای پاک و فطرت های صاف آن را با اعیان قلوب می بیند و در راه او جان می دهد، اقبال معتقد است شهادت امتحان عملی عبادت و زهد است و درجه اعلای اخلاص و داد است. شهیدان با خون، دفتر عشق و توحید را می نگارند و برای همیشه زنده و جاوید می مانند؛ چنانچه خداوند متعال می فرماید: «وَلَا تَقُولُواْ لِمَن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء ولکن لاتشعرون» (بقره/ 154)؛ برای کسانی که در راه خدا کشته شدند، مرده نگویید که آنها زنده هستند ولکن شما نمی دانید (شادروان، 1382: 196).
مزار شهیدان یکی عنان درکش *** که بی زبانی او حرف گفتنی دارد
علامه اقبال لاهوری معتقد است که شمشیر یکی از عوامل ریشه کن کننده کفر و الحاد است. در موارد بسیار دشمن با ارشاد و ارائه حقایق تسلیم حقیقت نمی شود، بلکه از سکوت مسلمانان سوء استفاده می کند:
آدم از بی بصری بندگی آدم کرد *** گوهری داشت ولی نذر قباد و جم کرد
یعنی از خوی غلامی زسگان خوارتر است *** من ندیدم که سگی پیش سگی سرخم کرد
از این رو امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا از شمشیر استفاده کرد.
کشید تیغ تف قهر حق نمود شراره *** زآب پسند بلیغش نشد علاجی و چاره
(همان، 203)
قیام امام حسین (علیه السلام) در برابر حکومت امویان به واقعه خونباری به پایان رسید اما این جریان از زمان وقوع تا امروز به شکل پویا در صحنه حیات بشری حضور داشته و به سیر حرکت خود ادامه داده است. در همان زمان برخی به شکل مستقیم از این حرکت پشتیبانی کردند و برخی دیگر واکنش های متفاوتی از خود نشان دادند و با افکار و اندیشه خود برای همیشه در برابر آن رزمیدند. بعد از قرن ها راه امام حسین (علیه السلام)، الگوی فکری برخی نهضت ها و انقلاب های معاصر قرار گرفت. افزون بر اندیشمندان شیعه، اندیشمندان مشهور اهل سنت نیز در مورد نهضت عاشورای حسینی قلم فرسایی کردند و در احیاء آن کوشیدند و به عنوان الگوی زندگی خود از آن متأثر شدند. یکی از این اندیشمندان مشهور علامه اقبال لاهوری است مردی که در مورد قیام امام حسین (علیه السلام) حرف های ارزشمند دارد. وی از متن جامعه برخواست و با روح تحوّل و اصلاح طلبی و با الگوی حسینی، امت اسلامی را به قیام و مبارزه دعوت کرد. اشعار اقبال تحت تأثیر نهضت عاشورای حسینی سرشار از عشق به خالق یکتا، شهادت، زهد و... است. از
لحاظ سیاسی وی معتقد است که نباید امامت و خلافت ناخواسته و تحمیلی را قبول کرد، از همین جهت قیام امام حسین (علیه السلام) را تأیید کرده است و در مبارزه علیه استعمار از این قیام به عنوان شاهد استفاده کرده است. از آنجایی که اندیشه های اقبال هیچ گاه در تضاد با فرقه های کلامی و فقهی نبود و دور نمای تفکر اقبال رسیدن به تمدن سکولار غرب بود، لذا اندیشه های این عالم فرزانه می تواند زمینه ساز زندگی مسالمت آمیز امت اسلامی و اقتدار و عزت جامعه دینی شود.
_ قرآن کریم.
_ نهج البلاغه.
_ ابن اثیر، علی بن أبی الکرم (1997م)، الکامل فی التاریخ، تحقیق عمر عبد السلام تدمری، بیروت، دارالکتب العلمیة.
_ ابن عبدالبر، ابوعمر یوسف بن عبدالله بن محمد (بی تا)، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب بهامش لاصابة، بیروت، دار احیاء التراث.
_ ابن کثیر قرشی، ابو الفداء اسماعیل بن عمر (بی تا)، البدایه والنهایة، بیروت، مکتبة المعارف.
_ ابن منظور، محمد بن مکرم (1414ق)، لسان العرب، بیروت، دار صادر.
_ ابوزهرة، محمد (1947م)، ابوحنیفة حیاته و عصره- آراؤه الفقهیة، قاهرة، دار الفکر العربی.
_ الأزهری الهروی، محمد بن احمد (2001م)، تهذیب اللغة، تحقیق محمد عوض مرعب، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
_ اقبال، جاوید (1362ش)، زندگی نامه اقبال لاهوری، ترجمه شهیندخت کامران مقدم، بی جا، بی نا.
_ برفی، محمد (1396ش)، سیمای حسین (علیه السلام) از منظر اهل سنت، تهران، محراب فکر.
_ حنفی الرازی، زین الدین محمد بن ابی بکر (1420ق)، مختار الصحاح، صیدا، الدار النموذجیة.
_ خطیب بغدادی، ابو بکر احمد بن علی (بی تا)، تاریخ بغداد، بیروت، دار الکتب العلمیة._ دهخدا، علی اکبر (1377ش)، لغت نامۀ دهخدا، تهران، دانشگاه تهران.
_ راجی، عبدالقدوس (بی تا)، نظام سیاسی اسلام، سایت کتابخانه عقیده.
_ رازی، محمدبن ابی بکر بن عبدالقادر (1420)، مختارالصحاح، بیروت، مکتبه لبنان.
_ ربانی گلپایگانی، علی (1389ش)، درآمدی بر شیعه شناسی، قم، ترجمه و نشر المصطفی.
_ ساکت، محمد حسین (1385ش)، ماهتاب شام شرق (گزاره و گزینه ای اندیشه شناسی اقبال)، تهران، میراث مکتوب.
_ سعدی، ابوحبیب (1408 ه- = 1988م)، القاموس الفقهی، دمشق، دار الفکر.
_ شادروان، حسن (1382ش)، مختصری از مفاهیم و شرح اسرار خودی - رموز بیخودی علامه اقبال لاهوری، تهران، انتشارات راه دانش.
_ شریعتی، علی (1384ش)، ما و اقبال (مجموعه آثار)، تهران، الهام- بنیاد فرهنگی دکتر شریعتی.
_ شلبی، احمد (1983م)، الساسیة فی الفکر الاسلامی، قاهرة، مکتبة النهضة المصریة.
_ طارق، سوید (2011م)، ابوحنیفة النعمان الامام الاعظم، بی جا، الابداع الفکری.
_ عبد الحمید عمر، أحمد مختار (1429ق)، معجم اللغة العربیة المعاصرة، بی جا، عالم الکتب، الطبعة الأولى.
_ عمید زنجانی، عباس علی (1368ش)، انقلاب اسلامی و ریشه های آن، تهران، نشر کتاب سیاسی.
_ عمید، حسن (1388ش)، فرهنگ عمید، قم، انتشارات فرهنگ نما._ الفیومی، احمد بن محمد (بی تا)، المصباح المنیر، تحقیق: یوسف الشیخ محمد، بی جا، المکتبة العصریة.
_ قنبری، بخشعلی (1393ش)، فلسفه قیام امام حسین (علیه السلام)، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی.
_ لاهوری، محمد اقبال (1343ش)، کلیات اشعار فارسی، به کوشش احمد سروش، تهران، بی نا.
_ لاهوری، محمداقبال (1343ش)، کلیات اشعار فارسی اقبال مولانا اقبال لاهوری، مقدمه و شرح: احمد سروش، تهران، کتابخانه سنایی.
_ مجلسی، محمد باقر (1043ق)، بحار الانوار، بیروت، مؤسسة الوفا.
_ محمد بن طاهر، السماوی (1419ق)، ابصار العین فی انصار الحسین (علیه السلام)، بی جا، مرکز الدراسات الاسلامیة لحرس الثورة.
_ مرتضی الزَّبیدی، محمّد بن محمّد (1984م)، تاج العروس من جواهر القاموس، بی جا، دار الهدایة.
_ مصطفى، إبراهیم و أحمد الزیات (بی تا)، المعجم الوسیط، تحقیق: مجمع اللغة العربیة، بی جا، دار الدعوة.
_ نمله، عبدالکریم (1420ق)، المهذب فی علم اصول الفقه المقارن، ریاض، مکتبة الرشد.
دکتر علی فارسی مدان(1)
تاریخ دریافت: 29/02/1401 تاریخ پذیرش: 21/05/1401
چکیده
بانوان اهل بیت (علیهم السلام)، با مرثیه سرایی، عزاداری و سرودن اشعار، نقش بسزایی در حفظ یاد شهدای کربلا داشتند. این پژوهش درصدد است با روش توصیفی و تحلیلی به این سؤال اساسی پاسخ دهد که کدام یک از زنان هاشمی بعد از آگاهی و اطلاع از شهادت امام حسین (علیه السلام) در مدینه با سرودن اشعار به عزاداری پرداختند؟ بر این اساس مقاله حاضر معرفی مرثیه سرایی ام سلمه، ام البنین و دختران عقیل بن ابی طالب مانند اسماء، زینب، رمله، فاطمه، ام لقمان و بررسی اشعار ام لقمان پرداخته است. بیشتر مورخان و محدثان اشعار ام لقمان را ذکر کرده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که دو عنصر انتخاب مکان شعر گفتن و توجه به زبان بدن موجب اهمیت اشعار او و سبب همراهی زنان هاشمی و دیگر مردم مدینه با ام لقمان شده است.
کلیدواژه ها: امام حسین (علیه السلام)، ام لقمان، شعر عاشورایی، مرثیه سرایی.
1) . دانش آموخته سطح چهار فقه و اصول حوزه علمیه قم. alifarsimadan98@gmail.com
یکی از راه های زنده نگه داشتن نهضت حسینی، مرثیه سرایی و سرودن اشعار عاشورایی است. شعر یکی از ابزارهای مؤثر در نشر افکار و عقاید است. لذا شاعران پس از واقعه عاشورا با اشعار حماسی در عزای شهادت امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا نقش مهمی را در تبیین نهضت حسینی ایفاء کردند. اهمیت شعر از آن جهت مهم و ضروری بود که بعد از واقعه کربلا، جامعه دچار خفقان سیاسی شد و امام سجاد (علیه السلام) با عزاداری و گریه به حفظ حماسه عاشورا پرداخت. بدین جهت شعر و اشعار عاشورایی اهمیت خاصی پیدا کرد و مرثیه هاى حسینى از کربلا شروع و در مدینه تداوم پیدا کرد. البته در طول تاریخ افرادی مانند کمیت و دعبل خزاعى و دیگران ماندگار شدند. در میان بانوان هاشمی، امّ سلمه نخستین کسى بود که در مدینه براى امام حسین (علیه السلام) سوگوارى و عزاداری کرد (یعقوبى، بی تا: 2/ 245). ایشان در مسجد النبى خیمه زد، در آن نشست و لباس سیاه پوشید (مغربی، 1409: 3/ 171). همچنین افرادی مانند ام البنین و دختران عقیل بن ابی طالب با اشعار خود به عزاداری و سوگواری پرداختند. یکی از بانوانی که اشعار حماسی در شهادت امام حسین (علیه السلام) سرود، ام لقمان است. ایشان پس از شنیدن خبر شهادت امام حسین (علیه السلام)، در مدینه کنار بقیع مجلس عزادارى تشکیل داد و با حضور خواهرانش در سوگ امام حسین (علیه السلام) با سرودن اشعاری مرثیه سرایى کرد و تحول روحی و معنوی در میان مردم به وجود آورد. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی با تأکید بر اشعار حماسی به بررسی سوالات زیر خواهد پرداخت:
ام لقمان اشعار شهادت امام حسین (علیه السلام) را در کجا بیان کرد؟
اشعار ام سلمه در چه منابعی ذکر شده است؟
عناصر تاثیرگذار در شعر ام لقمان چیست؟
شعر و مرثیه در جاودانگی کربلا چه نقشی دارد؟
گریه، عزاداری، شعرخوانی و مرثیه خوانی چه آثار و برکاتی دارد؟
نویسندگان و پژوهشگران درباره اشعار حماسی و اشعار عاشورایی قلم فرسایی کرده اند، اما این مقاله درصدد است به بانوان مرثیه سرای اهل بیت (علیه السلام) که در شهادت
امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا با اشعار حماسی خود عزاداری کردند، بپردازد. البته در این مقاله به اشعار ام لقمان و عناصر تأثیرگذار آن توجه بیشتری شده است.
مرثیه به معنای مداحی کردن بعد از مرگ و گریه بر ایشان است (ابن منظور، 1414: 14/ 309؛ حسینی، 1414: 19/ 447). در لغت نامه دهخدا، مرثیه در معانی «مرده ستایى، عزادارى، شرح محامد و اوصاف مرده، چکامه اى که در عزاى از دست رفته اى سرایند، در عزاى کسى شعر سرودن، گریستن بر مرده و برشمردن و ذکر محاسن وى، سوگوارى، روضه، مراسم عزایى که به یاد شهیدان راه دین و به خصوص در ایّام محرّم و به یاد واقعۀ کربلا برپا کنند، اشعارى که در ذکر مصائب و شرح شهادت پیشوایان دین و بخصوص شهیدان کربلا سرایند و خوانند»، آمده است. منظور از مرثیه در این پژوهش، گفتن شعر و ذکر مصیبت های امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا است تا احساسات و عواطف مردم را برانگیزانند و نتیجه نهایی آن یادآوری فلسفه و چرایی قیامعاشورا و نزدیکی به امام حسین (علیه السلام) است. حتی در کتاب فقهی جواهر الکلام آمده است، اگر مرثیه خوانى و نوحه گرى بر امام حسین (علیه السلام) به گونه صحیح باشد و حق قلمداد شود، غناى حرام محسوب نمی شود (نک. نجفى، 1404: 22/ 55).
شعر در اصل به معنى دانستن و توجّه خاصّ است و در اصطلاح به کلام موزون و قافیه دار اطلاق می شود که در آن دقت و ذوق مخصوص به کار رفته است (قرشى، 1412: / 43). به عبارت دیگر شعر، سخنى ادبى، غالباً موزون و داراى قافیه است که عواطف و تخیل گوینده را بیان می کند (هاشمی شاهرودی، 1382: 4/ 682). منظور از شعر در این پژوهش، اشعاری است که در مدح و مصیبت اهل بیت (علیهم السلام) گفته می شود. بدین جهت ابوطالب (علیه السلام) به فرزندانش شعر آموخت (عاملى، 1409: 17/ 331). خواندن شعر در مدح و رثاى اهل بیت (علیهم السلام)؛ به ویژه مصائب حضرت امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا مستحب
بوده و در روایات به آن ترغیب و تأکید شده است. براین اساس در کامل الزیارات به «ثواب کسى که بواسطه گفتن شعر در مصیبت حضرت امام حسین (علیه السلام) گریه کند و دیگران را بگریاند» اشاره شده (ابن قولویه، 1356: 104) و یا در ثواب الأعمال و عقاب الأعمال (ابن بابویه، 1406: 83) و وسائل الشیعة (عاملى، 1409: 14/ 593) استحباب سرودن شعر در شأن اهل بیت (علیهم السلام) آمده است. در این صورت اشعار مستند به واقعیت بوده و با شعر [معمولی که] بیشتر توأم با تخیّلات است (قرشى، 1412: / 43) متفاوت خواهد بود. در فقه نیز سرودن شعر در صورتی که در آن فحش، ناسزا و بیان زیبایی هاى زن مؤمن نباشد، مباح و در غیر این صورت حرام است (حلّى، 1410: 2/ 124؛ عاملى، 1413: 14/ 181).
در اسناد تاریخی از شرح حال أمّ لقمان، بنت عقیل بن أبی طالب اطّلاع چندانى در دست نیست (مظفری، 1383: 195). اما با مطالعه و تطبیق اسناد و گزارش هایی روشن شد، مورخان و نویسندگان نام ایشان را زینب دختر عقیل بن ابی طالب ثبت کرده اند (مصعب، 1999: 84؛ اعلمى حائرى، 1407: 2/ 157؛ ابن جوزى، 1418: 240؛ السمهودى، 1405: 3/ 389). البته برخی ایشان را با عنوان زینب صغری آورده اند (مغربى، 1409: 3/ 547؛ ابن المغازلى، 1424: 307؛ تاریخ امام حسین (علیه السلام)، 1378: 7/ 212). نام مادر ایشان، أمّ ولد است. او بزرگترین دختر عقیل و باهوش ترین آنها بود (أهل البیت فی مصر، 1427: 453؛ تاریخ امام حسین (علیه السلام)، 1378: 14/ 10).
یکی از مؤلفه ها و عناصر مهم در ماندگاری و جاودانگی کربلا، شعر و مرثیه است. بدین جهت ائمه معصومین (علیهم السلام) بر مرثیه خوانی و سرودن شعر تأکید فراوان داشتند. تاریخ ائمه (علیهم السلام) گواه و شاهد بر این مطلب است و می توان به شاعران برجسته و توانمندی همچون دعبل اشاره کرد. در روایتی امام رضا (علیه السلام) به دعبل خزاعی فرمود:
یَا دِعْبِلُ أُحِبُّ أَنْ تُنْشِدَنِی شِعْراً فَإِنَّ هَذِهِ الْأَیَّامَ أَیَّامَ حُزْنٍ کَانَتْ عَلَیْنَا أَهْلَ الْبَیْتِ؛
(مجلسى، 1403: 45/ 257؛ نورى، 1408: 10/ 386)
اى دعبل، دوست دارم برایم شعر بسرایى و بخوانى، چون این روزها (ایام عاشورا)، روزهاى اندوه و غمی است که بر ما اهل بیت رفته است.اهمیت شعر و مرثیه خوانی بعد از واقعه عاشورا به جهت اختناق و خفقان شدید جامعه، دوچندان شد. امام سجاد (علیه السلام) برای حفظ آثار و برکات خون سید الشهداء (علیه السلام) و زنده ماندن خط مشی اسلام، به دعا، گریه و عزاداری پرداخت. در مجلسی در شام؛ خطیب به دستور یزید بر منبر رفت و به سبّ و نکوهش و سرزنش امام علی (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) پرداخت و در مدح و تمجید معاویه و یزید صحبت کرد. امام سجاد (علیه السلام) در پاسخ به ایشان به ایراد صحبت پرداخت و برای تکمیل سخنان خود شعر «ابن سنان خفاجی» را انشاد کرد که در وصف علی و فرزندانش (علیهم السلام) چنین سروده بود:
اعلی المنابر تعلنون بسبّه *** بسیفه نصبت لکم أعوادها
«بالای منبرها به طور آشکار از امیرالمومنان علی (علیه السلام) بدگویی می کنید، با اینکه با شمشیر آن حضرت، چوب های منبر برای شما نصب و استوار گشت» (ابن طاووس، 1348: 187- 188).
بعد از امام سجاد (علیه السلام)، سایر ائمه (علیهم السلام) نیز مردم و شاعران را به شعر خوانی و مرثیه خوانی برای امام حسین (علیه السلام) تشویق کردند. ابو هارون مکفوف مى گوید، بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم، حضرت به من فرمودند: برایم شعر بخوان، پس براى آن حضرت شعر خواندم. حضرت فرمودند: «فَقَالَ لَا کَمَا تُنْشِدُونَ وَ کَمَا تَرْثِیهِ عِنْدَ قَبْرِهِ»؛ نه، آن طور که در جمع خودتان مى خوانى و به همان نحو که در کنار قبر آن حضرت (حضرت امام حسین (علیه السلام)) مرثیه مى خوانى، بخوان. ابو هارون مى گوید: پس این شعر را براى آن حضرت خواندم:
امْرُرْ عَلَى جَدَثِ الْحُسَیْنِ *** فَقُلْ لِأَعْظُمِهِ الزَّکِیَّةِ(1)ابو هارون مى گوید: وقتى حضرت گریستند، خواندن را متوقف کردم، پس حضرت فرمودند: بگذر، پس من گذشتم، سپس فرمودند: بیشتر برایم بخوان، بیشتر برایم بخوان. ابو
1) . گذر کن بر قبر حسین بن على (علیه السلام)، پس به استخوان هاى پاک و مطهّرش بگو.
هارون مى گوید: این بیت را خواندم:
یَا مَرْیَمُ قُومِی فَانْدُبِی مَوْلَاکِ *** وَ عَلَى الْحُسَیْنِ فَأَسْعِدِی بِبُکَاکِ (1)
ابو هارون مى گوید: پس از خواندن این بیت، حضرت گریست و زنان شیون و زارى کردند. وقتى بانوان آرام گرفتند حضرت به من فرمودند:
مَنْ أَنْشَدَ فِی الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَأَبْکَى عَشَرَةً فَلَهُ الْجَنَّةُ ثُمَّ جَعَلَ یَنْقُصُ وَاحِداً وَاحِداً حَتَّى بَلَغَ الْوَاحِدَ- فَقَالَ مَنْ أَنْشَدَ فِی الْحُسَیْنِ فَأَبْکَى وَاحِداً فَلَهُ الْجَنَّةُ ثُمَّ قَالَ مَنْ ذَکَرَهُ فَبَکَى فَلَهُ الْجَنَّةُ؛ (ابن قولویه، 1356: 105- 106)
کسى که در مرثیه حضرت امام حسین (علیه السلام) شعر بخواند و ده نفر را بگریاند بهشت براى او است. سپس حضرت نفرات گریه کنندگان را یکى یکى کاهش داده تا به «واحد» رسیده و فرمودند: کسى که در رثاء حضرت حسین (علیه السلام) شعر خوانده و یک نفر را بگریاند بهشت براى او است. سپس فرمودند: کسى که یاد امام حسین (علیه السلام) کرده و براى آن حضرت بگرید بهشت براى او است.
توصیه و سفارش شعرخوانی و مرثیه خوانی توسط شاعران علاوه بر حفظ حماسه عاشورا؛ آثار و برکات فراوانی دارد که عبارتنداز:
عزاداری و مرثیه بر امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا و بزرگداشت اولیای دین ازمصادیق تعظیم شعائر دینی است که خداوند می فرماید:
وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ؛ (حج/ 32)
هرکس نشانه های خدا را تعظیم کند، این کار از تقوای دلها است.
براین اساس عزاداری، مرثیه و شعر بر امام حسین (علیه السلام) احیای امر دین است. چنانکه امام صادق (علیه السلام) با لحن و بیان تشویق گونه خطاب به فضیل بن یسار مى فرماید: آیا مجلس
1) . اى مریم (مادر حضرت عیسى (علیه السلام)) بایست و بر سرور خود ندبه و زارى نما، زارى کن بر حضرت حسین (علیه السلام) و با این زارى و گریه خود او را نصرت و یارى نما.
تشکیل مى دهید و باهم دربارۀ ما سخن مى گویید؟ فضیل گفت: آرى. امام (علیه السلام) فرمود:
إِنَّ تِلْکَ الْمَجَالِسَ أُحِبُّهَا، فَأَحْیُوا أَمْرَنَا یَا فُضَیْلُ، فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْیَا أَمْرَنَا؛ (حمیرى، 1413: 36)
من این مجالس را دوست دارم، پس هدف ما را زنده نگه دارید. خدا رحمت کند کسى را که هدف و امر ما را احیا کند.
سروده ها و مرثیه های شاعران در مدح و مرثیه اهل بیت (علیهم السلام)، به طور ضمنى خلفاى جور و مظالم حکّام غاصب را هم مورد انتقاد قرار مى دادند (محدثی، 1376: 413). بدین جهت شعر بهترین ابزار برای تنفر از حاکمان ظلم و جور محسوب می شود.
گریه و عزادرای در قالب شعرخوانی و مرثیه خوانی بر امام حسین (علیه السلام)، «نشانه نوعی محبت به حضرت و تنفر نسبت به ظلمی که بر ایشان شده است و همچنین تنفر از دشمنان حضرت است. موجب می شود که در وجود عزادار نوعی پیوند قلبی و سنخیت با وجود مقدس آن حضرت ایجاد شود که این پیوند به نوبه خود محبت به ایشان را افزایش می دهد» (شجاعی، 1385: 94).
در شعر مذهبى، نظر کلّى بر نشر مبادى دین، احیاى حقایق ایمان، زنده کردن دل ها، جارى ساختن خون حماسه و تعهّد در رگ ها است (محدثی، 1376: 413).
در شعر خوانی، مرثیه خوانی، گریه و عزاداری بر «سیدالشهداء (علیه السلام) موجب سنخیت و شباهت با اهل بیت (علیهم السلام) می شود و اینکه عزادار مورد پسند و رضای خدا و اهل بیت (علیهم السلام) قرار گیرد، به الگوگیری از آنها می پردازد و در سایه الگوگیری به خودسازی و سازندگی های زیادی دست می زند» (شجاعی، 1385: 95).
بعد از شهادت امام حسین (علیه السلام)، بانوان اهل بیت (علیهم السلام) نقش مهمی در تبلیغ و احیای
نهضت حسینی ایفاء کردند. یکی از روش های مؤثر بانوان در این جهت مرثیه سرایی و ذکر مصیبت برای شهدای واقعه عاشورا است. در اینجا به برخی از افرادی که به سوگواری پرداختند اشاره می کنیم:
اولین شخصیتی که در مدینه براى امام حسین (علیه السلام) سوگوارى کرد، امّ سلمه، همسر پیامبر بود. نقل شده پیامبر شیشه اى را که در آن خاکى بود به او داد و فرمود: «ان جبرئیل اعلمنى ان امتى تقتل الحسین»؛ جبرئیل به من خبر داده، امت من حسین (علیه السلام) را مى کشند. سپس فرمودند: «اذا صارت دما عبیطا فاعلمى ان الحسین قد قتل»؛ هر گاه خون تازه گردید، بدان که حسین کشته شده. خاک نزد امّ سلمه بود و چون وقت آن رسید، دید که خاک خون گردیده؛ فریاد برآورد: اى حسین، اى پسر پیامبر خدا. پس زنان از هر سو شیون برآوردند تااز شهر مدینه چنان شیونى برخاست که هرگز مانند آن شنیده نشده بود (یعقوبى، بى تا: 2/ 245- 246).
امام علی (علیه السلام) بعد از شهادت حضرت فاطمه (علیها السلام) با انتخاب برادرش جناب عقیل، با فاطمه ام البنین فرزند حزام بن خالد ازدواج کرد (امین، 1403: 8/ 389). ثمره این ازدواج، چهار فرزند به نام های عباس، عبدالله، جعفر و عثمان بود که همگی در کربلا به همراه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند (طبری، 1387: 5/ 153؛ ابن أثیر، 1385: 3/ 397). ام البنین، شخصیتی ادیب و شاعرى فصیح و شجاع بود (امین، 1403: 8/ 389). وی در واقعه کربلا حضور نداشت اما علاقه شدیدی به امام حسین (علیه السلام) داشت. چنانکه در گزارش تاریخی آمده؛ بعد از شهادت امام (علیه السلام) و یارانش، بشیر به مدینه بازگشت و ام البنین را ملاقات کرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به ایشان بگوید، ام البنین گفت: درباره حسین (علیه السلام) بگو. بشیر قتل فرزندانش را یکایک به او خبر داد. ام البنین گفت: رگ قلبم را پاره کردى. بچه هایم و آنچه زیر آسمان است فداى ابا عبداللّه (علیه السلام). از حسین (علیه السلام) برایم بگو (مامقانى، بى تا: 3/ 70). مامقانى پس از نقل گفتگوی
ام البنین با بشیر مى گوید: «فإنّ علقتها بالحسین (علیه السلام) لیس إلّا لامامته (علیه السلام) و تهوینها على نفسها موت مثل هؤلاء الاشبال الاربعة ان سلم الحسین (علیه السلام) یکشف عن مرتبة فى الدّیانة رفیعة و إنّى أعتبرها لذلک من الحسان»؛ علاقه و ارادتش به امام حسین (علیه السلام) به سبب امر امامت بود (زیرا حسین (علیه السلام) امام و پیشوایش بود) و اینکه به شرط سلامت حسین (علیه السلام)، مرگ چهار فرزندش را بر خود آسان گرفت. این نشان از درجه عالى ایمان اوست، مناو را از نیکان به حساب مى آورم (مامقانى، بى تا: 3/ 70- 71). سماوى (1419: 64) نقل کرده ام البنین هر روز به همراه عبیداللّه (فرزند حضرت ابوالفضل (علیه السلام)) به بقیع مى رفت و براى امام حسین (علیه السلام) و فرزندانش نوحه سرایى مى کرد، مردم مدینه از جمله مروان حکم براى شنیدن نوحه سرایى آن بانو، گرد مى آمدند و از سوز و گداز آن نوحه سرایى مى گریستند، آنجا که مى فرمود:
یا من رأى العبّاس کرّ *** على جماهیر النقد
و و راه من أبناء حیدر *** کلّ لیث ذى لبد
انبئت أن ابنى اصیب *** برأسه مقطوع ید
و یلى على شبلى أما *** ل برأسه ضرب العمد
لو کان سیفک فى ید *** یک لما دنا [منک] أحد
اى کسانى که عباس را دیده اید بر گله گوسفندان حمله مى برد و پشت سرش فرزندان حیدر هر یک به سان شیرى شجاع بودند. به من خبر دادند که گرز آهنین بر سر فرزندم زده اند و دست هایش از بدن جدا شده بود. دل ها براى شیر بچه ام بسوزد که عمود بر سرش نواختند. عباسم! اگر شمشیر در دست داشتى، کسى جرأت نزدیک شدن به تو را نداشت. و نیز مى فرمود:
لا تدعونّى و یک امّ البنین *** تذکّرینى بلیوث العرین
کانت بنون لى ادعى بهم *** و الیوم اصبحت و لا من بنین
أربعة مثل نسور الربى *** قد واصلوا الموت بقطع الوتین
تنازع الخرصان أشلائهم *** فکلّهم أمسى صریعا طعین
یا لیت شعرى أ کما أخبروا *** بأنّ عبّاسا قطیع الیمین
دیگر مرا ام البنین نخوانید که من را به یاد شیر بچه هایم مى افکنید. تا وقتى چهار پسر داشتم ام البنین بودم، ولى امروز دیگر پسرى ندارم که مرا ام البنین گویند. چهار پسر داشتم که چون ستاره مى درخشیدند بر سر جنازه هایشاننیزه ها با یکدیگر در افتادند و همه آنها از ضربت نیزه بر زمین افتادند و همه با قطع رگ هاى گردنشان به شهادت پیوستند. اى کاش مى دانستم همان گونه که خبر دادند، آیا درست است که دست راست عباسم از بدن جدا شده است.
اسماء: وی با عمر بن علىّ بن أبى طالب ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد (مصعب، 1999: 80). برادر ایشان مسلم بن عقیل از یاران باوفای امام حسین (علیه السلام) و شهدای نهضت حسینی بود (مفید، 1413ب: 2/ 63)، بدین جهت ایشان از زنان داغدار واقعه تلخ عاشورا است. در منابع معتبر (نک. مفید، 1413الف: 319؛ طوسى، 1414: 89، 90؛ مجلسى، 1403: 45/ 188؛ مقرم، 1426: 353) نقل کرده اند، وقتی خبر شهادت امام حسین (علیه السلام) به مدینه رسید، اسماء دختر عقیل بن ابى طالب در میان گروهى از زنان خاندانش بیرون آمد تا به آرامگاه رسول خدا رسید، پس خود را به قبر مبارک چسبانید و ناله و فریاد کرد، سپس رو به مهاجرین و انصار کرد و این اشعار را گفت:
مَا ذَا تَقُولُونَ إِنْ قَالَ النَّبِیُّ لَکُمْ *** یَوْمَ الْحِسَابِ وَ صِدْقُ الْقَوْلِ مَسْمُوعٌ
خَذَلْتُمْ عِتْرَتِی أَوْ کُنْتُمْ غُیَّباً *** وَ الْحَقُّ عِنْدَ وَلِیِّ الْأَمْرِ مَجْمُوعٌ
أَسْلَمْتُمُوهُمْ بِأَیْدِی الظَّالِمِینَ فَمَا *** مِنْکُمْ لَهُ الْیَوْمَ عِنْدَ اللَّهِ مَشْفُوعٌ
مَا کَانَ عَنْهُ غَدَاةَ الطَّفِّ إِذْ حَضَرُوا *** تِلْکَ الْمَنَایَا وَ لَا عَنْهُنَّ مَدْفُوعٌ
شما چه جواب دارید اگر پیامبر در روز قیامت به شما بگوید و البتّه که گفتار راست شنیده خواهد شد. شما دست از یارى عترت و خاندان من برداشتید یا اینکه غائب بودید؟ در حالى که حق نزد ولى أمر محفوظ و فراهم بود. شما آنان را بدست ظالمان سپردید، پس امروز به نفع هیچ یک از شما نزدخداوند کسى که شفاعتش پذیرفته
باشد، وجود ندارد. چه شد که شما در صبح روز طفّ(1)آنان را به هنگامى که با انواع بلاهاى مرگبار رو برو شدند یارى نکردید و آن بلاها به هیچ وجه از آنان دفع و ردّ نشد؟!. سپس راوى گفت:
فَمَا رَأَیْنَا بَاکِیاً وَ لَا بَاکِیَةً أَکْثَرَ مِمَّا رَأَیْنَا ذَلِکَ الْیَوْمَ؛ (همان)
ما تا آن زمان به قدر آن روز مرد و زن گریان ندیده بودیم.
زینب: یکی از بانوان اهل بیت (علیهم السلام) که بر امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا مرثیه سرایی و عزداری کرد، زینب دختر عقیل است. زینب با على بن یزید از فرزندان مطلب بن عبد مناف ازدواج کرد و صاحب فرزندی از جمله عبدة شد که مادر وهب بن وهب ابو البخترى قاضى است (بلاذرى، 1417: 3/ 221). بنابر نقل ابن طاوس، عبیداللَّه بن زیاد به یزید بن معاویه و عمرو بن سعید بن عاص والى مدینه داستان کربلا و شهادت امام حسین (علیه السلام) و یارانش و اسارت اهل بیت (علیهم السلام) را گزارش داد. عمرو بن سعید، با دریافت خبر تلخ کربلا به منبر رفت و خطبه خواند و ماجرای عاشورا را به مردم اعلان داشت. این خبر و مصیبت بر بنى هاشم سخت ناگوار آمد و آنان آداب عزادارى را برپاداشتند و زینب دختر عقیل بن ابى طالب بر امام حسین (علیه السلام) مرثیه سرود و این اشعار را خواند:
مَا ذَا تَقُولُونَ إِنْ قَالَ النَّبِیُ لَکُمْ *** مَا ذَا فَعَلْتُمْ وَ أَنْتُمْ آخِرُ الْأُمَمِ
بِعِتْرَتِی وَ أَهْلِ بَیْتِی بَعْدَ مُفْتَقَدِی *** مِنْهُمْ أُسَارَى وَ مِنْهُمْ ضُرِّجُوا بِدَمٍ
مَا کَانَ هَذَا جَزَائِی إِذْ نَصَحْتُ لَکُمْ *** أَنْ تَخْلُفُونِّی بِسُوءٍ فِی ذَوِی رَحِمِی
چه خواهید گفت آنگاه که پیامبر از شما بپرسد: شما که آخر امّتهایید چه کردید؟ با عترت و اهلم بعد از رحلتم، بعضى اسیر و برخى دیگر بخونشانآغشته شدند. و اگر به شما توصیه مى کردم که با اهل بیتم بدى کنید هرگز بدین قدر که کردید نمى رسید. راوی نقل کرد، چون شب فرا رسید مردم مدینه شنیدند که هاتفى ندا داد و مى گفت:
ایّها القاتلون ظلما حسینا *** ابشروا بالعذاب و التّنکیل
کلّ من فی السّماء یبکى علیه *** من نبیّ و شاهد و رسول
1) . روز عاشورا که در سرزمین طف یعنى کربلا واقع شد.
قد لعنتم على لسان بن داود *** و موسى و صاحب الإنجیل
اى آنانى که حسین را از سر ستم کشتید، شما را به عذاب و کیفر بشارت باد. هر آن که در آسمان است و هر پیامبر و رسول و شاهدى بر او بگریست. شما بر زبان سلیمان و موسى و عیسى لعنت شده اید (ابن طاوس، 1348: 169- 170). برخی دیگر از مورخان و نویسندگان همچون ابن حیون مغربی (1409: 3/ 199)، مصعب بن عبد الله (1999: 84- 85)، بلاذرى ( 1417: 3/ 221) این ابیات و مرثیه سرایی و عزداری زینب را ذکر کرده اند.
رمله: امین در أعیان الشیعة، رمله را بزرگترین دختر عقیل برشمرده و می گوید، ایشان جزو افرادی است که در حالی که برای امام حسین (علیه السلام) و شهدای طف گریه می کرد این اشعار را سرود:
ما ذا تقولون ان قال النبی لکم *** ما ذا فعلتم و أنتم آخر الأمم
بعترتی و باهلی بعد مفتقدی *** منهم أسارى و منهم ضرجوا بدم
چه مى گویید، اگر پیامبر به شما بگوید، چه کردید، در حالى که بهترین امّتها هستید. با عترت و با یاران و ذریّه ام که بعضى از آنان اسیر و بعضى کشته و آغشته به خون گشته اند (امین، 1403: 7/ 36).
فاطمه: قندوزى در ینابیع المودة فاطمه را از دختران عقیل ذکر کرده که برای امام حسین (علیه السلام) این اشعار را سروده است:
عینی ابکی بعبرة و عویل *** و اندبی إن ندبت آل الرسول
تسعة کلّهم لصلب علی *** قد أصیبوا و خمسة لعقیل
اى چشم من! با اشک و شیون، گریه کن و سوگوارى نما اگر براى خاندان پیامبر سوگوارى کنى. نه نفر از آنان، از نسل على بودند که نابود شدند و پنج نفر از نسل عقیل بودند (قندوزى، 1422: 3/ 47).
أمّ لقمان: یکی از بانوانی که بعد از آگاهی و اطلاع از شهادت امام حسین (علیه السلام) در زنده نگه داشتن یاد شهدای کربلا به مرثیه سرایی و بیان شعر پرداخت و نقش اساسی ایفاء کرد، ام لقمان بود. وى پس از شنیدن خبر شهادت امام حسین (علیه السلام)، با روى باز از خانه اش در مدینه بیرون آمد و مجلس عزادارى تشکیل داد و با حضور خواهرانش در سوگ سالار
شهیدان مرثیه سرایى کرد (مظفری، 1383: 195). البته سمعانی (1382: 8/ 185- 186) نام او را ذکر نکرده و فقط گفته که ایشان دختری از دختران عبدالمطلب است و برخی دیگر گفته اند، ایشان دختر عقیل بن ابی طالب بوده است (نک. مرعشى، 1409: 33/ 663؛ طبری، 1387: 5/ 466؛ ابن أثیر، 1385: 4/ 88؛ ابن الجوزی، 1412: 5/ 344؛ قمى، 1421: 380) اما ابومخنف در وقعة الطف (1417: 273)، شیخ مفید در الإرشاد (1413: 2/ 124) ابن جوزى در تذکرة الخواص (1418: 240) به صراحت گفته اند که ایشان، زینب دختر عقیل بوده است.
اشعار و مرثیه سرایی ایشان را منابع معتبری ذکر کرده اند که به برخی از آن موارد اشاره خواهد شد:
یفلقن هاما من رجال أعزة *** علینا و هم کانوا أعق و أظلما(1)
سپس یزید کاروان اسراء را به مدینه فرستاد (سمعانى، 1382: 8/ 185- 186). البته در منابع آمده است، هنوز سخن یزید به پایان نرسانده بود که فردی به نام ابو برزه اسلمى، بر او اعتراض کرد و به وى گفت: «آیا با چوب دستى ات بر دهان حسین مى کوبى؟ این چوب دستى تو بر دهان او جاى گرفته، من پیامبر خدا را دیده ام که آن را مى بوسید، اما تو اى یزید! روز قیامت مى آیى و ابن زیاد شفیع تو باشد ولى این مى آید و محمد شفیع اوست» (نک. شبراوى، 1423؛ 155؛ ابن کثیر، بی تا: 8/ 192؛ طبرى، 1387: 5/ 390). وقتی زنی از دختران عبدالمطلب آنها را زیارت و ملاقات کرد. در حالی که گریه می کرد این اشعار را سرود:
مَا ذَا تَقُولُونَ إِنْ قَالَ النَّبِیُ لَکُمْ *** مَا ذَا فَعَلْتُمْ وَ أَنْتُمْ آخِرُ الْأُمَمِ
1) . آن شمشیر سر مردانى را می شکافت که آن مردان براى ما بسى عزیز و گرامى بودند اگر چه نسبت بما عاق (قاطع رحم) و ستمگر بوده.
بِعِتْرَتِی وَ أَهْلِ بَیْتِی بَعْدَ مُفْتَقَدِی *** مِنْهُمْ أُسَارَى وَ مِنْهُمْ ضُرِّجُوا بِدَمٍ
مَا کَانَ هَذَا جَزَائِی إِذْ نَصَحْتُ لَکُمْ *** أَنْ تَخْلُفُونِّی بِسُوءٍ فِی ذَوِی رَحِمِی
چه مى گویید، اگر پیامبر به شما بگوید، چه کردید، در حالى که بهترین امّتها هستید. با عترت و با یاران و ذریّه ام که بعضى از آنان اسیر و بعضى کشته و آغشته به خون گشته اند. این سزاى من نبود که براى شما دلسوزى نمودم و شما این چنین بعد از من با خویشاوندانم بدى کرده اید (سمعانى، 1382: 8/ 185- 186).2. ابو مخنف کوفى در کتاب مقتل خود می گوید، هنگامى که خبر شهادت امام حسین [ (علیه السلام)] به اهالى مدینه رسید أمّ لقمان، دختر عقیل بن أبى طالب با زنان مدینه بیرون آمد، در حالى که روسرى خود را هنوز نپیچیده بود و داشت بر سر مى پیچید [با زبان شعر] مى گفت:
ما ذا تقولون إن قال النبیّ لکم *** ما ذا فعلتم و أنتم آخر الامم
بعترتی و بأهل بعد مفتقدی *** منهم اسارى و منهم ضرّجوا بدم
اگر پیامبر به شما بگوید، شما که آخرین امّت بودید بعد از من با عترت و خاندانم چه کرده اید که برخى اسیر و برخى بخون خود آغشته شده اند، چه خواهید گفت (ابو مخنف، 1417: 273).
مَا ذَا تَقُولُونَ إِذْ قَالَ النَّبِیُّ لَکُمْ *** مَا ذَا فَعَلْتُمْ وَ أَنْتُمْ آخِرُ الْأُمَمِ
بِعِتْرَتِی وَ بِأَهْلِی بَعْدَ مُفْتَقَدِی *** مِنْهُمْ أُسَارَى وَ مِنْهُمْ ضُرِّجُوا بِدَمِ
مَا کَانَ هَذَا جَزَائِی إِذْ نَصَحْتُ لَکُمْ *** أَنْ تَخْلُفُونِی بِسُوءٍ فِی ذَوِی رَحِمِی
چه پاسخ دهید اگر پیغمبر به شما بگوید: شما که آخرین امتها بودید چه کردید. با عترت و خاندان من پس از رفتن من؟ گروهى را اسیر کردید و دسته اى را بخون آغشتید؟. پاداش نصیحت هاى من این نبود که پس از من در باره نزدیکانم به بدى رفتار کنید؟
(مفید، 1413ب: 2/ 124).
مضمون این عبارت در کتاب های معتبری همچون کشف الغمة (اربلى، 1381: 2/ 68)، أعیان الشیعة (امین، 1403: 1/ 622)، بحار الأنوار (مجلسى،1403: 45/ 123) و روضة الواعظین (فتال نیشابورى، 1375: 1/ 192-193) آمده است.
ما ذا تقولون إن قال النبی لکم *** ما ذا فعلتم و أنتم آخر الأمم
بأهل بیتی و أنصاری أما لکم *** عهد کریم أما توفون بالذمم
ذرّیتی و بنو عمی بمضیعة *** منهم أسارى و قتلى ضرّجوا بدم
ما کان ذاک جزائی إذ نصحتکم *** أن تخلفونی بسوء فی ذوی رحم
چه جواب پیامبر را مى دهید وقتى که از شما بپرسد شما امت آخر الزمان با اهل و اولاد من چه کردید؟ آیا شما عهد و پیمان ندارید؟ آیا وفاى به عهد ندارید؟ اولاد و عموزادگان من در مرکز تلف و محلّ تباهى، بعضى از آنها اسیر و برخى کشتگان آغشته به خون شدند! این پاداش من نبود که خیرخواه شما بودم، پس از من با بستگان و خویشانم چنین بدرفتار کنید! (بلاذرى، 1417: 3/ 221).
این اشعار در کتاب های جواهر العقدین (السمهودى، 1405: 3/ 389) و موسوعة کربلاء (بیضون، 1427: 2/ 571) نیز آمده است. البته عزاداری و مرثیه سرایی بانوان اهل بیت (علیهم السلام) و زنان بنی هاشم فقط به عزاداری و سرودن شعر منحصر نشد، بلکه آنها همواره به طور مختلف عزادار بودند، چنانکه محدثان بعد از نقل اشعار ام لقمان در شهادت امام حسین (علیه السلام) به نقل روایت امام صادق (علیه السلام) پرداخته اند که آن حضرت فرمودند:
مَا اکْتَحَلَتْ هَاشِمِیَّةٌ وَ لَا اخْتَضَبَتْ وَ لَا رُئِیَ فِی دَارِ هَاشِمِیٍّ دُخَانٌ خَمْسَ حِجَجٍ حَتَّى قُتِلَ عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ زِیَادٍ؛ (نک. شبر، 1409: 1/ 68؛ مجلسى، 1403: 45/ 386؛ ابن نما حلى، 1416: 144)
بعد از شهادت امام حسین (علیه السلام) زنى از بنى هاشم سرمه در چشم نکشید و خود را خضاب نفرمود و دود از مطبخ بنى هاشم برنخاست تا پس از پنج سال که
عبیداللّه بن زیاد لعین به درک واصل شد.
یا در روایت دیگری فاطمه دختر امام علی (علیه السلام) فرمودند:
ما تحنّأت امرأة منا و لاأجالت فی عینها مرودا، و لا امتشطت حتى بعث المختار برأس عبید اللّه بن زیاد» (شبر، 1409: 1/ 68-69؛ مجلسى، 1403: 45/ 386).
در این روایت نوع عزاداری و سیره عملی زنان بنی هاشم در غم شهادت شهدای کربلا بیان شده است. لذا ایشان فرمودند، هیچ زنى از ما اهل بیت خضاب نکرد، روغن به خود نمالید، سرمه نکشید و موهایش را شانه نزد تا وقتى که سر عبیداللَّه بن زیاد را به نزد ما فرستادند.
شعر یکی از ابزارهای مؤثر در تحریک احساسات دینی مردم و نیز از ابزارهای قوی و مؤثر در نشر افکار و عقاید است. بدین جهت مبلغان دینی می توانند با اشعار اعتقادی، اخلاقی، تربیتی، مدایح و مراثی، سیاسی و حماسی اهداف و برنامه های تربیتی و تبلیغی خویش را پیش ببرند. خطیب، مبلغ یا مربی نیز با استفاده از اشعار زیبا، پرمغز و با مفاهیم بلند؛ می توانند احساسات و عواطف مخاطب و شنونده را برانگیزند. بنابر نقل تاریخی، دختران عقیل پس از شهادت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) و یارانش با مرثیه سرایی و سرودن اشعار در برانگیختن احساسات مردم و ایجاد تحوّل روحى درآنان نقشى به سزا داشتند (شاوی، 1386: 6/ 351). این پژوهش بر آن است تا دو عنصر مهم و تأثیرگذار شعر ام لقمان را بررسی کند:
یکی از عناصر تأثیرگذار در شعر، مکان و موقعیت آن است. برخی به طور کلی گفته اند که مکان خواندن شعر ام لقمان در مدینه بوده (ابومخنف، 1417: 273؛ ابن جوزى، 1418: 240) اما بسیاری از مورخان و نویسندگان تصریح کرده اند که مکان این شعر در بقیع بوده است (نک. مغربی، 1409: 3/ 199؛ گنجى، 1404: 441؛ مصعب، 1999: 84- 85؛ بلاذرى، 1417: 3/ 221). این واقعه در کنار بقیع اتفاق افتاد؛ جایی که
به طور معمول اکثر مردم به خاطر شرافت، اهمیت و عظمت آن مکان در آنجا رفت و آمد می کردند و بهترین فرصت برای ام لقمان و زنان هاشمی برای افشاگری بود. آنان موفق شدند هر چند کوتاه با مرثیه سرایی و سرودن شعر در زنده نگه داشتن واقعه عاشورا و نهضت حسینی سهیم باشند و موجب بیداری مردم مدینه و تحول جامعه شوند.
یکی از نکات مهم در مرثیه سرایی و سرودن شعر، توجه به زبان بدن یعنی هماهنگی کل بدن انسان با شعر است. شاعر در صورتی می تواند احساسات را تهییج کند که از حالت سکون و ایستایی خارج شود. بدین جهت مورخان و نویسندگان درباره زبان بدن و چگونگى بیرون آمدن و به حالت سرودن شعر توجه داشته و بیان کرده اند، لذا این موضوع سبب همراهی زنان هاشمی و مردم مدینه با ام لقمان و خواهران ایشان شد. گزارش های تاریخی این گونه واقعه را بیان کرده اند:
2-1. ابومخنف کوفى (1417: 273) در کتاب مقتل خود می گوید، هنگامى که خبر شهادت امام حسین [ (علیه السلام)] به اهالى مدینه رسید أمّ لقمان، دختر عقیل بنأبى طالب با زنان مدینه بیرون آمد، در حالى که روسرى خود را هنوز نپیچیده بود و داشت بر سر مى پیچید. چنانکه مسعودى (1409: 3/ 68) نیز به آن اشاره کرده و گفته، ایشان با شنیدن خبر کشته شدن بزرگان، همراه با شمارى دیگر از زنان قبیله اش پریشان مو و سراسیمه بیرون آمد.
2-2. شیخ مفید (1413ب: 2/ 124) آن صحنه دردناک و جانسوز را این گونه گزارش کرده است، ام لقمان دختر عقیل بن ابى طالب چون خبر کشته شدن حسین و همراهانش را شنید سر و روى باز با خواهرانش ام هانى، اسماء، رملة، زینب، دختران عقیل از خانه بیرون آمده براى کشته هاى خود در طف (کربلا) می گریست.
2-3. ابن جوزى در تذکرة الخواص (1418: 240) و قندوزی در ینابیع الموده (1422: 3 /47) به نقل از واقدى می گویند: «چون اسیران به مدینه رسیدند، هیچ کس در مدینه باقى نماند و همگى گریه و شیون کنان بیرون آمدند. زینب دختر عقیل نیز با روى باز و موى پریشان بیرون آمد و فریاد مى زد: وا حسینا! وا اخوتا وا اهلاه، وا محمّدا!».
2-4. علامه مجلسى در جلاء العیون آورده، امّ لقمان دختر عقیل بن أبی طالب با خواهران خود صدا به نوحه و زارى بلند کردند و بر سیّد الشّهداء (علیه السلام) و شهیدان دیگر مى گریستند و مرثیه ها مى خواندند. به روایت دیگر: زینب دختر عقیل گیسوهاى خود را پریشان کرد، خوناب اشک از دیده روان کرد و مى گفت: اى کافران بى حیا چه خواهید گفت در جواب سیّد انبیا در وقتى که از شما پرسد که چه کردید با عترت برگزیده من بعد از من؟ و به چه جهت ایشان را کشتید و اسیر کردید؟ آیا این بود جزاى نیکی هاى من؟ ناگاه در میان هوا مرثیه ها شنیدند که کسى مى خواند براى آن امام مظلوم و او را نمى دیدند. چونشب شد، از هر طرف اشعار و مراثى بسیار بر آن امام اخیار و شهید تیغ اشرار از جنّیان مى شنیدند (مجلسى، 1382: 724).
2-5. ابن نما حلی در مثیر الأحزان (1406: 95) می گوید: چون دو فرستادۀ یزید به مدینه رسیدند، زنى از دختران عبدالمطلب با موى پریشان بیرون آمد - که گویند وى زینب دختر عقیل بوده است -؛ و آستینش را بالاى سر نهاده بود و چون به آنها رسید در حالى که مى گریست [به عزاداری و مرثیه سرایی پرداخت].
این مقاله به بررسی بانوان مرثیه سرای اهل بیت (علیهم السلام) که در شهادت امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا با اشعار حماسی خود در سوگ امام حسین (علیه السلام) عزاداری کردند، پرداخت. یکی از راه های زنده نگه داشتن نهضت حسینی، مرثیه سرایی و سرودن اشعار عاشورایی است. بدین جهت شاعران با اشعار حماسی خود نقش مهمی در تبیین نهضت حسینی ایفاء کردند. در میان بانوان هاشمی، امّ سلمه نخستین کسى بود که در مدینه براى امام حسین (علیه السلام) سوگوارى و عزاداری کرد. دختران عقیل بن ابی طالب با اشعار خود به عزاداری و سوگواری پرداختند که یکی از دختران ایشان ام لقمان است، وی پس از شنیدن خبر شهادت امام حسین (علیه السلام) با اشعار حماسی خود در بقیع با حضور خواهرانش و مردم مدینه، مجلس عزادارى تشکیل داد و تحول روحی و معنوی در میان مردم به وجود آورد. در اشعار ام لقمان دو عنصر مهم و اثرگذار همچون انتخاب مکان شعر گفتن و توجه
به زبان بدن باعث برانگیختن احساسات مردم و ایجاد تحوّل روحى در میان مردم مدینه شد.
_ قرآن کریم.
_ ابن أثیر، عز الدین أبوالحسن على بن ابى الکرم (1385)، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر - دار بیروت.
_ ابن الجوزی، ابو الفرج (1412)، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، دار الکتب العلمیة.
_ ابن المغازلى، على بن محمد الجلابى (1424)، مناقب الإمام على بن أبى طالب (علیه السلام)، بیروت، دار الأضواء.
_ ابن بابویه، محمد بن على (1406)، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم، دار الشریف الرضی للنشر.
_ ابن جوزى، سبط (1418)، تذکرة الخواص، قم، منشورات الشریف الرضى.
_ ابن طاوس، سید رضى الدین، على بن موسى بن جعفر (1348)، اللهوف على قتلى الطفوف، تهران، جهان.
_ ابن قولویه، جعفر بن محمد (1356)، کامل الزیارات، نجف اشرف، دار المرتضویة.
_ ابن کثیر دمشقى (بی تا)، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر.
_ ابن منظور، محمد بن مکرم (1414)، لسان العرب، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع- دار صادر.
_ ابن نما حلى (1406)، مثیر الأحزان، قم، مدرسة الإمام المهدی (عجل الله تعالی فرجه و الشریف).
_ --------------- (1416)، ذوب النضار فی شرح الثار، قم، مؤسسة النشر الإسلامى._ ابومخنف کوفى، لوط بن یحیى (1417)، وقعة الطفّ، قم، جامعه مدرسین.
_ اربلى، على بن عیسى (1381)، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، تبریز، بنى هاشمى.
_ اعلمى حائرى، محمد حسین (1407)، تراجم أعلام النساء، بیروت، مؤسسة الأعلمی
للمطبوعات.
_ امین، محسن (1403)، أعیان الشیعة، بیروت، دار التعارف للمطبوعات.
_ أهل البیت فی مصر، عدة من الباحثین-اعداد سید هادى خسروشاهى (1427)، تهران، المجمع العالمى للتقریب بین المذاهب الإسلامیة- المعاونیة الثقافیة-مرکز التحقیقات و الدراسات العلمیة.
_ بلاذرى، احمد بن یحیى (1417)، أنساب الأشراف، بیروت، دار الفکر.
_ بیضون، لبیب (1427)، موسوعة کربلاء، بیروت، مؤسسة الاعلمى.
_ تاریخ امام حسین (علیه السلام) = موسوعة الإمام الحسین (علیه السلام) (1378)، گروهی از نویسندگان، تهران، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، دفتر انتشارات کمک آموزشی.
_ حسینی زبیدی، محمد مرتضى (1414)، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دار الفکر.
_ حلّى، ابن ادریس، محمد بن منصور بن احمد (1410)، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوى، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
_ حمیرى، عبدالله بن جعفر (1413)، قرب الإسناد، قم، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام).
_ دهخدا، علی اکبر (1377)، لغت نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران._ سماوى، محمد بن طاهر (1419)، إبصار العین، قم، دانشگاه شهید محلاتى.
_ سمعانى، عبدالکریم بن محمد (1382)، الأنساب، 13جلد، هند _ حیدرآباد، مطبعة مجلس، دائرة المعارف العثمانیة.
_ السمهودى، على بن عبدالله الحسن (1405)، جواهر العقدین فی فضل الشرفین، بغداد، مطبعة العانى.
_ شاوی، علی (1386)، با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه، قم، زمزم هدایت.
_ شبّر، جواد (1409)، ادب الطف، بیروت، دار المرتضى.
_ شبراوى، جمال الدین (1423)، الإتحاف بحب الأشراف، قم، دار الکتاب.
_ شجاعی، محمد (1385)، عزادار حقیقی، قم، نشر محیی.
_ طبری، أبوجعفر محمد بن جریر (1387)، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبو
الفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث.
_ طوسى، محمد بن الحسن (1414)، الأمالی، قم، دار الثقافة.
_ عاملى، شهید ثانى، زین الدین بن على (1413)، مسالک الأفهام إلى تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة.
_ عاملى، شیخ حر محمد بن حسن (1409)، وسائل الشیعة، قم، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام).
_ فتال نیشابورى، محمد بن احمد (1375)، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، قم، انتشارات رضى.
_ قرشى، سید على اکبر (1412)، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الإسلامیة.
_ قمى، شیخ عباس (1421)، نفس المهموم، نجف، المکتبة الحیدریة.
قندوزى، سلیمان بن ابراهیم (1422)، ینابیع المودة لذوی القربى، قم، منظمة_ الاوقاف و الشؤون الخیریة، دار الأسوة للطباعة و النشر.
_ گنجى شافعى، محمد بن یوسف (1404)، کفایة الطالب فی مناقب على بن أبى طالب، تهران، دار إحیاء تراث أهل البیت (علیهم السلام)..
_ مامقانى، عبدالله (بی تا)، تنقیح المقال فی علم الرجال (رحلی)، [بی جا، بى نا] (نرم افزار رجال شیعه).
_ مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى (1382)، جلاء العیون: تاریخ چهارده معصوم، قم، سرور.
_ ------------------------------------------ (1403)، بحار الأنوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
_ محدثی، جواد (1376)، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف.
_ مرعشى التستری، قاضى نور الله (1409)، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، قم، مکتبة آیة الله المرعشى النجفى.
_ مسعودی، أبوالحسن على بن الحسین بن على (1409)، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجرة.
_ مصعب بن عبد الله (1999)، کتاب نسب قریش، مصر- قاهره، دار المعارف.
_ مظفری، محمد (1383)، اسیران و جانبازان کربلا (به ضمیمه زنان نقش آفرین در نهضت
عاشورا)، قم، فراز اندیشه.
_ مغربى، ابن حیون (1409)، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار (علیهم السلام)، قم، جامعه مدرسین.
_ مفید، محمد بن محمد (1413 الف)، الأمالی، قم، کنگره شیخ مفید.
---------------------------- (1413 ب)، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد،_ قم، کنگره شیخ مفید.
_ مقرم، عبدالرزاق (1426)، مقتل الحسین (علیه السلام)، بیروت-لبنان، مؤسسة الخرسان للمطبوعات.
_ نجفى، محمد حسن (1404)، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، بیروت-لبنان، دار إحیاء التراث العربی.
_ نورى، حسین بن محمد تقى (1408)، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام).
_ هاشمی شاهرودی، محمود (1382)، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم السلام)، قم، موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت (علیهم السلام).
_ یعقوبى، احمد بن أبى یعقوب بن جعفر بن وهب (بی تا)، تاریخ الیعقوبى، بیروت، دار صادر.
و عباسقلی یحیوی اردبیلی از بُعد حماسی
دکتر خدابخش اسداللهی(1)غلامرضا ضیائی نیری(2)
تاریخ دریافت: 15/02/1401 تاریخ پذیرش: 27/05/1401
چکیده
واقعه بزرگ عاشورا مملو از پایمردی ها و حماسه هایی است که امام حسین (علیه السلام) و اصحاب بزرگوار آن حضرت، قهرمان آن بودند. بعد حماسی این واقعه، بیشتر از سایر ابعاد جلوه کرده و از برجستگی ویژه ای برخوردار است. در مقاله حاضر با نگرش تطبیقی، زمینه های حماسی، آیینی و عاشورایی در آثار الهامی کرمانشاهی و عباسقلی یحیوی اردبیلی بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که انعکاس ارزش های آیینی (دینی) و حماسی عاشورا از قبیل پایمردی، ایثار، مقاومت و مبارزه، ایستادگی در برابر بیدادگری اشخاص و حکومت های ظالم، ستایش آزادگی و آزادی خواهی، سازش ناپذیری در برابر ظلم، دعوت به مبارزه و پایداری در برابر بیدادگران، جهاد،
شهادت و اندیشه های انقلابی تشیع با ارائه نمونه های تأمل برانگیز و آموزنده در این آثار ارائه شده است.
کلیدواژه ها: الهامی کرمانشاهی، حماسه های مذهبی، شعر عاشورایی، یحیوی اردبیلی.
کشور ایران دارای اقوام متعدد با گویش ها، زبان ها و فرهنگ های متفاوت است که در کنار هم زندگی می کنند و لذا باید برای روابط بین اقوام ارزش قائل شد و به شناخت آنها از طریق تحقیق و پژوهش در حوزه تاریخ و ادبیات اقدام کرد. یکی از راه های این ارتباط، شناخت، بررسی و مقایسه بین نویسندگان و شاعران اقوام با زبان مختلف است. به وسیله ادبیات به ویژه ادبیات آیینی می توان فرهنگ اندیشه ها و باورهای دینی و عقیدتی یک قوم را شناخت.
حماسه بخشی از هویت و فرهنگ ایرانی را شامل می شود که در شاهنامه و دیگر آثار تجلی یافته است. همچنین شعر و ادب فارسی و ترکی نیز بیش از هر موضوع دیگری تجلی گاه شکوه حماسه عاشورا است. در پژوهش های صورت گرفته پیرامون ادبیات عاشورایی، توجه محققان عمدتاً در حوزه مورد بحث شاعران فارسی زبان است و اندک تحقیقاتی نیز در ادبیات عاشورایی ترکی صورت گرفته است. تاکنون هیچ گونه پژوهشی در زمینه تطبیق این نوع ادبیات در دو حوزه زبان فارسی و ترکی انجام نشده است.
جایگاه «شعر عاشورا» در میان شعر شیعی، همچون نگینی درخشان در حلقه ادبیات مکتبی است. ورود حماسه کربلا به حیطه شعر و ادب، یکی از عوامل ماندگاری و پایایی آن نهضت است؛ چرا که قالب تأثیرگذار و نافذ شعر و مرثیه، میان دل ها و عاطفه ها از یک سو، و حادثه عاشورا و شخصیت هایکربلا از سوی دیگر، پیوند زده و احساس های شیفتگان را به آن ماجرای خونین و حماسی، وصل کرده است (محدثی، 1384).
شاید به جرأت بتوان گفت که کم تر رخدادى در تاریخ اسلام این همه مورد بحث قرار گرفته است و اهل اندیشه و قلم درباره آن، قلم فرسایى کرده اند؛ اما باز از هر که مى شنویم و هر چه مى خوانیم حدیث نامکرر است (بیات، 1381). با این همه تحقیقات این چنینی
به شناخت ادبیات عاشورایی و منابع با ارزش و معتبر این حوزه و نیز خصایص سبکی شاعران مورد نظر در پژوهش ما، کمک قابل توجهی خواهد کرد.
کتاب ها، مقالات و رساله های بسیاری در مورد ادبیات آیینی و اشعار عاشورایی فارسی به زیور طبع آراسته شده و تحقیقات بسیار گسترده ای در این حوزه به انجام رسیده است اما درباره موضوع پژوهش حاضر، اثر مستقلی در داخل ایران نوشته نشده است. علی رغم دیرینگی ادبیات عاشورایی ترکی و داشتن آثار فاخر و بسیار ارزنده در دوره های کلاسیک و معاصر. متاسفانه تحقیقات بسیار اندکی در این حوزه صورت گرفته و پیشینه پژوهش در ادبیات عاشورایی آیینی و اشعار عاشورایی ترکی نوپا است. در ذیل به برخی از این آثار اشاره می شود:
حیدری و همکاران (1399) در مقاله «بازخوانی جلوه های مقاومت در خطبه های حضرت زینب (علیها السلام) و شعر عاشورایی الهامی»، نشان دادند که آگاهی بخشی اصلی ترین عنصر پایداری، نوید پیروزی حق بر باطل و امید به انتقام، ستم ستیزی و اعتراض، نکوهش و سرزنش مردم کوفه و حاکمان،رویارویی با ستمکاران، فرهنگ شهادت و پایداری و سرانجام پیروزی حق بر باطل از جلوه های پایداری در خطبه های حضرت زینب (علیها السلام) است که الهامی کرمانشاهی بدان ها توجّه داشته و بن مایة موضوعی شعر خویش کرده است. صفاری (1399) در مقاله «تأملی به دستاورد های ایثار حسینی در دو شعر عاشورایی از سید عباس شبّر و خوشدل تهرانی»، با روش تحلیلی _ توصیفی با انتخاب دو قطعه شعر از سید عباس شبر و مرحوم خوشدل تهرانی به بررسی مهم ترین ابعاد واقعۀ عاشورا از دریچۀ واژگان این دو ادیب پرداخته است. پورزمان (1398) در مقاله «ابعاد حماسی شعر عاشورایی معاصر»، نشان می دهد که در شعر عاشورایی گذشته، حماسه به صورت گسترده مورد توجه نبوده است و حال آنکه شاعران عاشورایی معاصر در ابعاد معنایی و واژگانی، بیش از گذشته به این مقوله پرداخته اند. همچنین توجه به عناصر حماسی، از عوامل مهم شاخص شدن و ماندگاری شماری از اشعار
عاشورایی معاصر شده است. جهان تیغ (1393) در مقاله «سبک ایدئولوژیک شعر عاشورایی معاصر، مطالعۀ موردی؛ شعر علی معلم، علی موسوی گرمارودی و طاهره صفارزاده»، بیان می کند که موسوی گرمارودی، شاعری است که بیش از دیگران به هنر شاعری و زیبایی صنایع شعری اش بها داده و نسبت به شاعران دیگر کم تر پای بند سنت های دینی بوده است. در مقابل طاهره صفارزاده، بسیار محتاطانه از مفاهیم ایدئولوژیک مذهبی استفاده می کند و اولویت را بیش از ظاهر و فرم شعر به ایدئولوژی و محتوای شعر می دهد. صفاکیش (1391) در مقاله «جستاری در شعر و موسیقی مذهبی و جایگاه تاریخی آن»، بر آن است تا با دستیابی به ریشه های تاریخی و فرهنگی این هنرها و تأثیرات مذهب درآن، به پیشینه تاریخ و هنر این مرز و بوم دست یافته، راهگشای تحقیقات بعدی آنان شود. سیدی و استادی (1388) در مقاله «تجلی عاشورا و انقلاب حسینی در شعر شیعه»، با بررسی زمینه های تاریخی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ادبی شعر حماسی - آیینی عاشورایی، دوره شکل گیری و تحول آغازین و ساختار آن را تبیین می کند و ارزش های دینی نهفته در قیام کربلا، همچون استمرار غدیر و ولایت، تولی و تبری، جهاد و شهادت و انتظار را منعکس می سازد. در ادامه، شیوه های تبلیغ و ترویج آرمان های انسانی و اسلامی همانند ظلم ستیزی، عدالت محوری و اندیشه های انقلابی تشیع را مطرح می کند. مقاله حاضر، در موضوعات یاد شده، نمونه های تأمل برانگیز و آموزنده را از گستره ادبیات عربی ارائه می دهد و در پایان به بررسی پیامدهای ارزشی و ادبی این شعر می پردازد.
ادبیات شیعه به عنوان یک پدیده تاریخی تأثیرگذار قابل اغماض و چشم پوشی نیست. گواه این حقیقت آشکار، شواهد و قراین بسیاری از کتاب های تاریخ و تراجم و اعلام تا دیوان های شعر و قطعات ادبی و نیز گروه بی شمار شاعران توانا است. شیعه نیز با برخورداری از جایگاه ممتاز و استوار در ادبیات فارسی و ترکی و آفرینش آثار ماندگار، جهت گیری هدفمند اندیشه ها و باورها، جریانی پویا و پر شور پدید آورده است. چگونگی
شکل گیری این جریان، پیوندی ناگسستنی با تغییر و تحولات تاریخ اسلام و شیعه دارد. بی گمان پس از قیام عاشورا، شعر شیعه در مسیر دیگری گام برداشت و رثا، شکل حماسی آیینی به خود به خود گرفت و شعر عاشوراییتجلی کامل و زیباترین جلوه های هنری و ادبی آن شد. بی شک حماسه عاشورا و قیام سیدالشهدا (علیه السلام)، مهم ترین رخدادی بوده که باعث تحول مضمونی و معنایی در ادبیات فارسی و عربی شده است (صالحی و سهیلی گیلان، 1395).
بررسی تصاویر هنری در شعر شاعران از زمان های قدیم تا به حال با روش های متفاوتی شکل گرفته است. در ادبیات قدیم صور خیال، تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه عناصر تصویرساز شعر بوده اند. در نقد معاصر به جز تصاویر شعری گذشته بررسی عناصری مانند گفت و گو، حرکت و رنگ نیز وارد حوزه نقد تصویر شده است. از طرفی شعر عاشورایی به عنوان بخشی از ادبیات متعهد ملت های مسلمان به خصوص شیعه در طی چند قرن تلاش کرده تا با بیانی تأثیرگذار به ترسیم حوادث و آرمان های این واقعه عظیم بپردازد (فرید و ملازاده، 1396).
امر به معروف و نهی از منکر، آزادگی ایثار و فداکاری بیداری حق طلبی و دفاع از مظلوم؛ شعارهای امام حسین (علیه السلام) بود که در دوره های بعد در برابر ستمکاران و منحرفان از دین استفاده می شد. این نکته را نیز باید افزود که امام حسین (علیه السلام) مشروعیت قیام بر ضد ظالمان را به لحاظ دینی تأیید کرد و از این نظر نیز قیام ایشان می توانست الگویی مناسب برای پیروی باشد. در دوره های بعد شاعران شیعه تحت تأثیر این رویکرد امام (علیه السلام) و اصحابش به انعکاس شاعرانه این رخداد مکتبی و ابعاد گوناگون آن در آفریده های شعری خود پرداختند و بدین گونه دفاع از حریم ولایت و مقدسات اسلامی، که به نحوی کامل در بیان امام حسین (علیه السلام) تجلی یافته بود به شعر شاعران شیعه مانند الهامی کرمانشاهی ویحیوی اردبیلی راه یافت.
در دوران حکومت صفویه، تشیع مذهب رسمی ایران شد و نظم و نثر مذهبی به زبان
ترکی پیشرفت کرد. فرمانروایان این سلسله که نسب خود را به امام کاظم (علیه السلام) می رساندند، به مدح و ستایش خود توجهی نداشته و به شاعران انعام و صله می دادند که بزرگان دین و ائمه اطهار (علیهم السلام) را ستایش کنند. بنابراین شعرا به جای مدح شاهان صفوی به نعت انبیا و اولیا پرداختند و مدح و مرثیه آل رسول (علیهم السلام) را موضوع قرار دادند و مورد تشویق و ترغیب فرمانروایان صفوی قرار گرفتند.
حادثه عاشورا دارای ابعاد ارزشی و قرائت های گوناگونی است. در روزگار قاجار با نگاه بازگشتی به ادبیات و رونق گرفتن قرائت حماسی و عرفانی از عاشورا قالب قصیده و مثنوی در کنار غزل و سایر قالب ها رونق گرفت و با احیای رسم ملک الشعرایی، برخی از شاعران به شعر حماسی، تاریخی و مذهبی روی آورند. با احیای قالب های مثنوی، قصیده و مخمس در اشعار ترکی و توجه به لحن حماسی و رجزگونه باعث شد شعر عاشورا لحنی فاخر و حماسی به خود گیرد. یکی از منظومه های حماسی - مذهبی و در واقع آخرین آنها در دوره قاجار، شاهد نامه (چهارخیابان فردوس) سروده میرزا احمد بن رستم متخلص به الهامی کرمانشاهی است. وی با تقلید از فردوسی دست به خلق یکی از زیباترین حماسه های مذهبی زد.
عباسقلی یحیوی اردبیلی ملقب به تاج شعرا از بزرگ ترین شاعران حماسه سرای عاشورایی آذربایجان است. تخلص ایشان در شعر «احقر» و «یحیوی» است. بساط کربلا، اسرار عاشورا، پرچم عزا، آخرین آثار یحیوی،یادگار یحیوی، بهارستان یحیوی و نگارستان یحیوی از آثار تامل برانگیز این شاعر است. یحیوی روح حماسی فردوسی و تصویرگری نظامی را در قالب عاشورایی به تصویر کشید و بزم و رزم را به هم آمیخت.
واقعه عاشورا از تأثیرگذارترین اتفاقات مذهبی است که ایرانیان مسلمان شده را متأثر کرد. با روی کار آمدن حکومت قاجار و اهیت دادن به تعزیه و نواختن شاعران مذهبی، این جریان ادامه پیدا می کند و منظومه های عاشورایی تأثیرگذاری در این دوره سروده می شود. بعد از قاجار به دلیل سیاست های غرض ورزانه حکومت پهلوی، سرودن شعر آئینی و عاشورایی از رونق افتاد. با پیروزی انقلاب اسلامی، جریان شعر عاشورایی در ایران در مسیر رشد و تکامل قرار گرفت و آثار ارزشمند و فاخری در این زمینه خلق شد.
این پژوهش تلاشی برای بررسی تطبیقی اشعار عاشورایی الهامی کرمانشاهی و عباسقلی یحیوی از دید حماسی است.
«حماسه واژه ای عربی است که به معنای شدت، صلابت، شجاعت، دلاوری، با نشاط بودن، غیرت به خرج دادن و دلیری می آید» (فرهنگ معین). و در اصطلاح نوشته اند: «حماسه نوعی از اشعار وصفی است که مبتنی بر توصیف اعمال پهلوانی و مردانگی ها و افتخارات و بزرگی های قومی یا فردی باشد بنحوی که شامل مظاهر مختلف زندگی آنان گردد. این گونه شعر داستانی منظومه بزرگ و چند سویه است که آمیزه اسطوره و تاریخ و افسانه و فولکلور است و غالبا در مرحله نخستین یا دوران پیدایش خود، از داستان- سروده ها و روایت های شفاهی پراکنده در ستایش پهلوانان و یادکردهای قومی و نبردهایقومی و... آغاز می شود، و در مرحله پایانی یا دوران تدوین و تنظیم هنری خود، به صورت منظومه ای یگانه، با مشخصات ملی، در می آید» (صفا، 1390: 24).
«حماسه ها به لحاظ اهداف و آرمان هایی که دارند گاهی مقدس هستند و گاهی نامقدس. حماسه مقدس آن است که به عدالت، حقیقت، انسانیت و کمال جامعه بشری می اندیشد و محدود به خواسته ها و خواهش های نفسانی شخص حماسه ساز یا گروه و جمع خاص وابسته به او نمی شود. اما آرمان حماسه نامقدس کشورگشایی، دنیا طلبی، رسیدن به حطام پست مادی، به دست آوردن قدرت ظاهری و خلاصه اشباع روحیه درنده خویی و ارضای خوی جاه طلبی شخص حماسه ساز است، گرچه اجمالاً منفعتی برای دیگران هم دارد. ولی در اندیشه اصلاح نسل بشر و جامعه انسانی نیست» (جوادی آملی، 1396: 88).
در پهنه ای که حکیم ابوالقاسم فردوسی به میدان آمده است، پهلوانان صاحب نام در عرصه سخن همه در برابر او سپر انداخته و تاکنون که ده قرن از روزگار او می گذرد، همچنان یکه تاز بلامنازع در عرصه حماسه سرایی است و در قله اوج قرار دارد و شاعری را توان برابری با او نیست، اما اگر قرار شود به شاعران آئینی پارسی زبان سمت و منصبی را
بدهند، الهامی در آن میانه نام و جایگاه فردوسی را از آن خود می کند، چرا که شباهت های فراوان از جهت فرم و زبان شاهنامه دارد. الهامی کرمانشاهی به طریق دیگری راه عرض ادب به ساحت مقدس اهل بیت (علیهم السلام) و رضای پروردگار متعال را پیموده است. او در منظومه «چهارخیابان باغ فردوس» همان «شاهدنامه» راوی وقایع از حرکت تاشهادت امام (علیه السلام) و یاران او، اسارت خاندان و قافله سالاری حضرت زینب کبری (علیها السلام) (تا برگشت به مدینه و قیام مختار به صورت حماسی و در بحر متقارب و وزن شاهنامه فردوسی) است.
منظومه های حماسی همچون شاهنامه، معمولا به جهت داستان وارگی، منظومه های بلندی را شامل می شوند که تعداد ابیات آنها گاه بسیار طولانی است. در نوحه معمولا با اشعار طویل روبه رو نیستیم. لیکن به نظر نگارنده می توان هرکدام از شعرهای کوتاه یک مجموعه را در قالب یک منظومه حماسی به جهت دارا بودن مختصات حماسی در نظر گرفت، چرا که معمولا عناصر سازنده حماسه در این گونه اشعار موجود است. تاج الشعرا عباسقلی یحیوی، یکی از افراد برجسته ژانر ادبی «حماسه» در تاریخ نوحه پردازی آذربایجان است.
شعر زیر که اشاره به حسین (علیه السلام) به عنوان دوست پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، چراغ راه امامت، عامل سعادت بشر و طریقی برای هدایت بشر دارد، در فضایل حضرت سیدالشهدا (علیه السلام)، از کتاب اسرار عاشورا بر وزن فعولن فعولن فعولن فعل(1)(بحر متقارب) ساخته شده است.
حبیب رسالت حسین دور حسین *** سراج امامت حسین دور حسین
دلیل سعادت حسین دور حسین *** صراط هدایت حسین دور حسین
(یحیوی، 1386: 43)
یا رجز مخصوص روز عاشورا با مطلع زیر که بسیار مشهور است و از یک وزن سریع و کوبنده برخوردار است و اشاره به عمق مصیبت و فاجعه ای داردکه در صحرای کربلا بر سر حسین و خاندانش آمده است:
1) . وزن اصلی بسیاری از حماسه های مشهور و ملی.
صحرای کربلا ده طوفاندی یا محمد *** گوندر کفن حسینه عریاندی یامحمد
(یحیوی، 1386: 319)
معمولا حماسه ها دراماتیک و نمایشی هستند. در این نمایش ها تصویر دقیق صحنه جنگ، چهره جنگجویان و ابزار آلات جنگی نشان داده می شود. قهرمان و ضدقهرمان هر کدام به فراخور موقعیت خود، حماسه سرایی یا رجزخوانی می کند. حوادثی که پشت سرهم اتفاق می افتد داستان را پیش می برد و حتی کوچک ترین حرکات کاراکترها به نمایش در می آید. شیوه عمل و عکس العمل مبارزان در صحنه نبرد با جزئیاتش توسط راوی بیان می شود. یحیوی اردبیلی و الهامی کرمانشاهی با آگاهی از شیوه پردازش حماسه ها، واقعه عاشورا را به نحو شایسته ای بازسازی می کنند و مخاطب خود را هنگام خوانش در صحنه می بینند و صدای شیهه اسب ها و چکاچک شمشیرها و پوشش جنگجویان را می شنوند و می بینند. برای نمونه عباسقلی یحیوی درکتاب اسرار عاشورا (1386: 110) در شعر «مبارزات حضرت حسین (علیه السلام) با لشکر اشقیا» می گوید:
سواره تیغ برق افشان الینده فکری دعوادور *** مرصع دور لجامی، مرکبون زینی مطلّا دور
قیزیل جوشن وار اگنینده، جلال و شانی اعلادور *** حسین بن علی روح نبی دلبند زهرا دور
بو وصفیلن گلوب میدان جنگه حیف تنها دور
سلام جنگینون هر قطعه سی میراث سلطانی *** رسول اکرمون درّاعه و دستار شایانی
جناب حمزه نون گوهر نشان نه قبه قلخانی *** علی المرتضی نون ذوالفقار تیز و برانی
طلا بفت و جواهرکوب و یک قبضه دو پهنادور
این ابیات اشاره بر جلال و جبروت امام حسین (علیه السلام) دارد. از شمشیر مبارک حضرت تا مرکب و جوشن عالی شان که با یاران اندکی به میدان جنگ آمده است. سلاح جنگی امام حسین (علیه السلام)، میراث گران بها و ارزشمندی از اجداد خویش است، دستار رسول
اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در سر، قلخان حمزه سیدالشهدا در یک دست و ذوالفقار تیز و بران حضرت علی (علیه السلام) را در دست دیگر دارد. در حقیقت این شعر یکی از تکان دهنده ترین و حماسی ترین اشعار تاج الشعرا است که نمودهای واقعی حماسه را در آن می توان مشاهده کرد. در ادامه همین شعر، زمانی که لشکریان یزید توانایی جنگ تن به تن با امام (علیه السلام) را نداشتند، عمر سعد دستور حمله گروهی صادر می کند:
گوروب سعد اوغلو تاپماز قصدی بو ترتیبیلن انجام *** وئروب فرمان یئریندن اوینادی نیروی خون آشام
قشون واحدلری جنگ وجود واحده اعزام *** او غیر عادلانه حمله که اونلار ائدوب اقدام
نه قانون عرب طرز عجم نه رسم ترسادور
نئجه پوهره وئرور یای فصلی پشّه شهدناب اوسته *** اونون مثلینده لشکر حمله گتدی اول جناب اوسته
نئجه بیر خشمگین شهباز اوچار فوج غراب اوسته *** اونون مثلینده حضرت زینیدن قالخوب رکاب اوسته
ملخده ن موریده ن زنبوریده ن شیره نه پروادور
(یحیوی، 1386: 114، 115)
در اینجا شاعر اشاره به عدم توانایی در رویارویی لشکریان عمرسعدبه صورت انفرادی در برابر امام (علیه السلام) را دارد و در ادامه فرمان حمله گروهی برای مقابله با امام (علیه السلام) صادر می شود که این نوع جنگ در هیچ یک از قوانین عرب، عجم و مسیحیان وجود نداشت.
الهامی کرمانشاهی (1389: 45) در جریان حمله دوم پسر شیر کردگار بر آن گروه روبه کردار می گوید:
نیامد چو دیگر کسی رزمجوی *** شهنشه به قلب سپر کرد روی
دگر باره شور قیامت برخاست *** غوالحذر از سپه گشت، راست
بدیشان زهر جوهر ذو الفقار *** عیان شد یکی دوزخی شعله بار
سر و خود مردان پرخاشجوی *** به زیر سم باره غلطان چو گوی
ز بس ریخت بر روی هم کشته ها *** زمین گشت از کشته ها، پشته ها
چنان گرد بگرفت روی هوا *** که کردی ره گوش را گم، نوا
تن جنگیان زیر رخت نبرد *** بلرزید چون شاخ از باد سرد
شاعر در این شعر از آرایه اغراق بهره گرفته است و اشاره به خاک و خون کشیده شدن لشکریان دشمن دارد. الهی کرمانشاهی (1389: 170) در خیابان دوم (شاهدنامه) در ستایش حضرت علی اکبر (علیه السلام) اشعار زیر را می سراید و او را جوان نوگلی می انگارد که در عقل، عمل، قدرت و شجاعت نظیری ندارد و به جهت خلق، خوی و منطق شبیه ترین فرد به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است:
هنوزش نرسته بنفشه زگل *** به دانش قرین بود با عقل کل
به هجده درون سال آن بی همال *** ولی آدمش کودکی خرد سال
چو فرزند استاد جبریل بود *** دلش آگه از راز تنزیل بود
به خَلق و به خُلق و به منطق، رسول *** به نیروی بازو چو شوی بتول
شه کربلا را بدان نامدار *** ز جد و پدر بهترین یادگار
چو کردی دلش آرزوی نیا *** از آن چهره می دید روی نیا
که را نیز، ز اصحاب شاه حجاز *** به دیدار پیغمبری بد نیاز
به دیدار شهزاده بشتافتی *** ز رخسار او کام دل یافتی
خدایی که هر نیک و بد آفرید *** به جز نیکویی در خور وی ندید
رخش مظهر حسن لاریب بود *** سراپاش عاری ز هر عیب بود
چو از غیر حق بد سراپا تهی *** خدایش ببخشید فرّ بهی
چو کنه پرستش خدایی بود *** علی اکبر الله اکبر شود...
بهشتی برین آیتی از رخش *** روان کوثر از شکّرین پاسخش
عباسقلی یحیوی (1395: 339-340) نیز در ستایش و شجاعت حضرت علی اکبر (علیه السلام) چنین می سراید:
ملکوت اهلی دی مهمان بشرستانه گلیب *** یا ملک شکل بشرده عربستانه گلیب
بشر کیف بشر اوغلی خرامانه گلیب *** بو لطافتده جوان رزمه دلیرانه گلیب
نیه لیلا قویوب آیا اونی میدانه گلیب
نه بشردور نه ملک،نوریدی ظلمات اوسته *** خلقتا روحیدی سیر ائله ییر اموات اوسته
صورتا جسمیدی نه روحیدی مرآت اوسته *** سحر اعدانی شکست ائتمگه مردانه گلیب
بو ملک زاده که سرعتله ائدور طی نهاج *** فکری وار فرعی آتوب ائلیه اصله معراج
کئچه سرحد فنا ملک بقاده قویا تاج
در اینجا شاعر به وصف کمال و جمال حضرت علی اکبر (علیه السلام) می پردازد. او را جوانی از جنس فرشتگان می داند که از عالم ملکوت به عربستان آمده و با تمامجوانی، لطافت و نور وجودی اش، بسیار دلیرانه برای پیکار و دفاع از پدر آمده است.
الهی کرمانشاهی از گفتگوی بکر و عمر درباره حضرت علی اکبر (علیه السلام) سخن می گوید که بکر سعی بر تحقیر و کوچک شمردن آن حضرت داشت:
چو بکر پلید از عمر این شنفت *** بر آشفت با دیو دژخیم گفت
که تا چند ای مرد حیلت سگال *** ستایش کنی از یکی خردسال
جوانی نو آموز و رزم آورست *** نه خود کوه خارا و شیر نرست
چو آمد، خروشید و گفت ای جوان *** یکی سوی من بازگردان عنان
که ایدون براندازمت از سمند *** بگرید به تو مادر مستمند
عباسقلی یحیوی (1395: 339-340)
در مورد نبرد حضرت علی اکبر (علیه السلام) با بکر بن غانم با اشاره به شجاعت و رشادت
حضرت آورده است:
گوردی سعد اوغلی اولوب طالع منحوسی زبون *** بکر سرکرده ی بیر هنگیدی دارای فنون
اونی مامور قتال ائتدی او بد طینت و دون *** گرچه ذیفنّیدی بو رزمیده نقصی وار اونون
درس جنگ آلماقیچون طفل دبستانه گلوب
بیر قوی پیکر آت اوستونده او داغ پارچاسی تک *** تیتریور پنجه سی آلتیندا آتون گاو و سمک
قاباغیندا چکیلور فرّ و شکوهیله یدک *** طبل و شیپور سسیندن دوتولور گوش فلک
شاعر در این شعر به بکر که یکی از سرکردگان و کار بلد جنگ در لشکر اشقیا است و عمرسعد او را مامور قتل علی اکبر (علیه السلام) می کند، اشاره دارد و جلال وشکوه این جنگ سرنوشت ساز را به تصویر می کشد. مبارزات بکر بن غانم با حضرت علی اکبر (علیه السلام) و کشته شدن او به دست حضرت از داستان های شنیدنی الهامی کرمانشاهی (1389: 170-172) نیز هست:
در آن روز در خیل کوفی سپاه *** یکی بد گهر مرد بد رزمخواه
ز چنگال او بوی خون آمدی *** که هر شیر نر زو زبون آمدی
چو گشتی به میدان کین رهسپر *** ز آهن دو جوشن فکندی به بر
که خود بکربن غانمش نام بود *** زخون دلیران می آشام بود....
حضرت علی اکبر (علیه السلام) در میدان نبرد، ده ها نفر از اشقیا را به دوزخ واصل می کند. سرانجام عمرسعد، بکر بن غانم را برای نبرد با حضرت فرامی خواند. عمر از دلاوری و رشادت علی اکبر (علیه السلام) سخن می گوید و بکر عصبانی شده و به سوی رزمگاه می رود:
عمر خویشتن سوی او رفت و گفت *** که ای با هنرمندی انباز و جفت
جوانی به میدان رزم آمده *** که رزمش چون دیوان بزم آمده
بسی پردلان را به شمشیر خست *** بسی سر بیفکند و بر خاک پست ...
چو طارق دلیری شد از وی تباه *** که بشکست کشتنش پشت سپاه
دو پور و برادرش را نیز کشت *** به نیروی بازو و زخم درشت
ز بیمش سپه زهره را باختند *** ز همرزمی اش دل تهی ساختند
زخیمه در آنسوی دشت نبرد *** در این پهنه با وی زمانی بگرد
مگر آوری آب رفته به جوی *** که جز تو نبینم کسی مرد اوی
بکر در پاسخ به عمرسعد چنین گفت:
چو بکر پلید از عمر این شنفت *** بر آشفت و با دیو دژخیم گفت
که تا چند ای مرد حیلت سگال *** ستاش کنی از یکی خردسال؟من
ار شیر باشد بهم بشکنم *** و گر کوه باشد زجا برکنم
سوی پهنه شد با رخی قیرگون *** چو دیوی که آید ز دوزخ برون
چو آمد، خروشید و گفت این جوان *** یکی سوی من بازگردان عنان
که ایدون بر اندازمت از سمند *** بگرید به تو مادر مستمند
در شاهدنامه الهامی کرمانشاهی و در ادامه همین نبرد، آمده است که امام حسین (علیه السلام) زمانی که مشاهده می کند برای جنگ با فرزند برومندش، فردی قوی و کارآزموده به میدان آمده، به اهل خیام دستور می دهد که در این کارزار سخت، برای علی اکبر (علیه السلام) دعا کنند.
چو شه دیده بگماشت زی کارزار *** بدید آن پرو یال گبر سوار
بترسید از وی به پور جوان *** روان شد ز خرگاه، زی بانوان
یکی تیره دل مرد ناپاکخوی *** به رزم جوان من آورد روی
که دانندش اندر صف کارزار *** برابر به میدان جنگی هزار
من ایدون بخواهم ز یزدان به درد *** که گردد علی چیره بر هم نبرد
روان از مژه اشک خونین کنید *** همه بر دعای من آمین کنید
در همین زمینه تاج الشعرا یحیوی سروده است:
گوردی اوضاعی خطرناکدو شاه شهدا *** دئدی لیلایه که ای هاجر صحرای کربلا
گئت اوتور خیمه ده اسماعیلووی ائله دعا *** تیغ برانیله میداندا بدون پروا
اکبرون جنگینه بیر ظالم فتّانه گلوب
زلفینی آچدی خانم ائیله دی آغاز سخن *** ای خلیله شرر آتشی گلزار ائلین
هاجره اوغلی ذبیح اللهی سالم یئتورن *** عزت و شوکتیله یوسفی یعقوبه وئرن
درگه رحمتوه لیلی ذلیلانه گلوب
آند وئرره م سنی یارب آچیلان زلفلریمه *** ابر نیسان کیمی اشکیله دولان گوزلریمه
گوز یاشیلا اولان آلوده قرا معجریمه *** حافظ اول یئتمیه تا صدمه علی اکبریمه
که گوروم خیمه لره سالم او فرزانه گلوب
افتراق در دعا در شعر دو شاعر، قابل تأمل است. در شعر الهامی، دعا کننده برای سلامتی و پیروزی علی اکبر (علیه السلام)، شخص پدر (امام حسین (علیه السلام)) و در شعر یحیوی با دستور امام (علیه السلام) بر عهده مادر است. الهامی کرمانشاهی (1389: 172) نتیجه جنگ تن به تن حضرت علی اکبر (علیه السلام) با بکر را این گونه آورده است:
وز آن سوی سرو گلستان دین *** فروزان چراغ شبستان دین
خروشید بر دشمن نابکار *** که مانا سرآمد تو را روزگار
که این سان به میدان دلیر آمدی *** به آورده کوشنده چیر آمدی
خروشید اهریمن از کین چو تیغ *** بر آمیخت بر فرق او دست و تیغ
بپیچید و تیغ از کفش دور کرد *** بد اختر بپیچید بر خود ز درد
سبک نوجوان تیغ خود بر کشید *** بزد بر کمر بند خصم پلید
بدانسان که یکباره دو نیمه گشت *** یکی نیمش افتاد بر روی دشت
دگر نیم بر پشت زین هیون *** همی رفت و از وی همی ریخت خون
برون رفت باد غرور از سرش *** سوی دوزخ ابلیس شد رهبرش ...
شاعر صحنه جنگ و چگونگی پیروزی و غلبه بر بکر را به تصویر کشید و نشان داد که چگونه حضرت علی اکبر جوان بر بکر و لشکریان انبوه وی غلبه کرد و وی را به دوزخ فرستاد. پایان ماجرا را یحیوی (1395: 342) اینگونه به نظم درآورده است:
آنا مشغول دعا دور بالا مشغول ستیز *** باخانون گوزلرینه خیره سالور حربه ی تیز
گوستریب غیظ تمامیله آتا بیر مهمیز *** آتی اویناتدی یئریده ن او حریف خونریز
یئددّی دفعه دولانوب عرصه نی جولانه گلوب
چرخ وئردی ائده غفلتده او آهونی شکار *** قوپدی توز یئرده ن هوانی بورودی گرد وغبار
نه علی اکبری گوردیله نه بکری حضّار *** دئدیلر حیف اوجواندان قلیجا اولدی دچار
او هیاهوده او طوفاندا دوتوب توز فلکی *** جوشن بکری گوروب زیر بغلده شبکی
یادگار اسد الله آلیجی شیر تکی *** بیر قلیج ووردی اونون قولتوقی آلتدان چپکی
قولی اوستونده باشی قوش کیمی طیرانه گلوب
اوجوان مدنی اشبه ناس نبوی *** دست پرورده عباس رشید علوی
ئولدوروب هنگ رئیسین ائله دی پیشروی *** تحفه سی الده سر بی تن مرد اموی
جایزه آلماق اوچون محضر سلطانه گلوب ...
شاعر صحنه رزم و غلبه علی اکبر (علیه السلام) بر بکر را به تصویر می کشد و نشان داد که نواده خاندان نبوت چگونه شاخ بکر ملعون و سپاهیانش را به خاک می مالد و در حالی که سر بریده بکر را به عنوان تحفه در دست گرفته، پیش پدر جهت گرفتن جایزه برمی گردد.
بدون تردید نخستین نشانه های شعر حماسی را می توان در رجزهای عاشورایی جستجو کرد. پرشورترین این رجزها که بر زبان اباعبدالله الحسین (علیه السلام) و نزدیکان و یاران باوفایش جاری شد، استقبال از شهادت بود. تصاویر خونبار، جانگداز، شجاعانه و عبرت انگیزی که رجزهای عاشورایی از پیکار دلیرانه مردان خدا ارائه کرد، برای همیشه شاعران متعهد شیعه را وامدار خود ساخت. تا آنجا که شعر حماسی آیینی و عاشورایی در سخت ترین شرایط از آزار، شکنجه، اسارت و کشتار بی رحمانه ستمگران و غاصبان به حیات خود ادامه داد و در گستره ادبیات عربی، فارسی و ترکی آثار ماندگار و اثرگذار و ارزشمند ادبی را پدید آورد. در رجزهای عاشورایی معیار مفاخره، معرفی نام و نسب خود، ذکر عقاید مذهبی و صفات اخلاقی، حریف طلبیدن، سرزنش حریف و پند و اندرزگویی است. الهامی کرمانشاهی (1389: 321) در باب آمدن سید مظلومان به میدان عمر سعد و بیان فرمودن نسب و حسب خود برای آن گروه ظلوم آورده است:
سمند سرافراز پر باز کرد *** سوی پهنه چون باز، پرواز کرد
بگرفتی اش گر عنان، شاه دین *** به زینش همایی، سرش عرش سای...
چو آمد به نزدیک لشکر فراز *** بزد بر زمین نیزه ی شست باز
بفرمود کای مردم زشت خوی *** زکین، با جهان آفرین جنگجوی
ز یزدان چرا روی برکاشتید؟ *** سوی اهریمن گام بگذاشتید...
هم اکنون پی کشتن من که هست *** پدرم آن شهنشاه یزدان پرست...
گناهی مرا نیست اندر جهان *** به جز آن که دارم نژاد مهان
همی کرده ام فخرها از نیا *** دگر از پدرم آن شه اولیا
از این گفته هرگز نگردم خموش *** کنون نیز گویم اگر هست گوشبه
از آفرینش نیای من است *** بس آن باب خیبر گشای من است
من آن شهریار بلند افسرم *** که دخت پیامبر بود مادرم
پدرم آن ظفرمند بدر و حنین *** ز شمشیرش اسلام را، زیب و زین
منم یک تن از پنج آل عبا *** بود قهر و مهرم، سموم و صبا
بود عمّ من جعفر نامور *** که دادش خدا از زمرّد دو پر...
شاعر در این ابیات به زیبایی از زبان امام حسین (علیه السلام) به وصف پدر و جدش می پردازد. او اشاره میکند دشمنانش به آن حضرت پشت کردند و به تعبیری از خداوند روی برگرداندند و به دنبال شیطان رهسپار شدند. امام (علیه السلام) تنها گناه خود را که موجب این مصیبت می شود، تعلق به خاندان امامت و ولایت معرفی می کند. در رابطه با همین موضوع عباسقلی یحیوی (1386: 113) به توصیف افرادی همانند شیوخ نهروان پرداخته که در ظاهری مقدس مآب و دیندار و باطنی شیطانی برای ریختن خون امام حسین (علیه السلام) از یکدیگر سبقت می گیرند و در کربلا حاضر شده اند و امام (علیه السلام) در برابر این لشکر اشقیا ایستاده و خود را معرفی می کند:
شیوخ نهروان قرآن حمایل آلنی برجسته *** سنین نیزه لر بنظر زبان افعی مسته
سه شعبه تیر و پیکان جعبه دانلاردا نئچه بسته *** قیلیجلار سولانوب قول چیمانوب دامن بئله بسته
امام ئولدورمگه الله اکبر گورنه غوغادور
نقاب اعرفونی اتدی وجه الله جمالیندن *** اونا بینالر السون فایده شمع وصالیندن
یاغاردی در و ابیض لعل و یاقوت اتصالیندناولون *** اگه جماعت سوز حسینون شرح حالیندن
بابام احمد اتام حیدر انام زهرای کبری دور...
شاعر در این اشعار به زیبایی وصفی از جماعت نهروان می کند که برای کشتن امام (علیه السلام) در کمال وقاحت آماده به رکاب هستند و امام (علیه السلام) اصل و نسب خویش را در مقابل لشکریان عمرسعد بیان کرده و اظهار می دارد که جدم رسول خدا (علیه السلام)، پدرم حیدر کرار و مادرم زهرای کبری (علیها السلام) است.
«به اعمال خارق العاده ای که به دست قهرمان حماسه انجام می گیرد یا در جریان داستان اتفاق می افتد، خوارق عادت گفته می شود. قهرمان حماسه با اعمال فوق العاده خود باعث برانگیختن حس شگفتی و اعجاب خواننده می گردد. کارهایی از قبیل کشتن هیولا، دیوان، شیر، اژدها، نبردی طولانی و یک تنه با لشکری انبوه که در حالت عادی از انسان های معمولی ساخته نیست» (شمیسا، 1393: 130).
فضای شاهدنامه الهامی، مذهبی و تاریخی است، با این حال خوارق در برخی موارد دیده شده است. زمانی که سر مطهر امام (علیه السلام) در تنور خولی قرار دارد، شباهنگام زن خولی، نوری از تنور و مطبخ مشاهده می کند که زحیرت بمالید بر دیده دست:
به مطبخ بسی مرغ موینده دید *** ز خون، سرخ منقار و پرها سپید
از آن نور و مرغان شدند در شگفت *** شتابان بدان سوی ره بر گرفت
زحیرت همی گفت حق را درود *** به ناگاه آمد ز گردون فرود
یک چیز سبز هودج در آن چارزن *** سیه پوش چون طره خویشتنیحیوی در مورد نامیرایی امام حسین (علیه السلام) و اتفاقات خرق عادت و معجزاتی که پس از شهادت ایشان رخ داد سروده است:
امام ئولسیدی باشی نیزه باشینده دانیشمازدی *** امام ئولسیدی قوشلار نعشی اوسته شهپر اچمازدی
امام ئولسیدی استقباله دیرانی قاچمازدی *** امام ئولسیدی زیر خیزراندا قانی داشمازدی
امام ئولسیدی مسلم ایلینمزدی نصارانی *** امام ئولسیدی قانلو گوزلرین طشتده آچانمازدی
کسوک باشی قولی باغلو عیالینه باخانمازدی *** امام ئولسیدی راه شامیده باشی دایانمازدی
امام ئولسیدی باشیز پیکری نیم خیز اولانمازدی *** دئیوب اذان، صداسی دولدورانمازدی بیابانی
و درباره قدرت طی الارض داشتن چهارده معصوم سروده است:
فلز الاتیله تشکیل وئریب بیر هیکل پردار *** غذاسی بنز و اکسیژن رطوبت اتشه همکار
بشر علمیله اون تن آهنی یئردن گویه قوزار *** فضای شرق و غربه مختصر وقته اولور سیار
بو طی الارض مادیلن گزر اطراف دنیانی
بو بیر مادی عوالمدور بشرده وار بئله صنعت *** ولیکن اهل معناده وار اول اندازه ده قدرت
گئدر بیر آز زاماندا عرش اعلایه ائدر رجعت *** بو علمی چارده معصومه الله وئروب خلعت
بولادور معنویتده جهان پیمای روحانی(یحیوی، 1386: 25)
«اغراق در سایر انواع ادبی نیز وجود دارد اما در حماسه یک ویژگی اصلی است و از ذاتیات آن محسوب می شود و نه به عنوان یک صنعت بدیعی. حماسه با اعمال محیرالعقول و خارق العاده همراه است و در آن سخن از بهادری ها و جنگ های غریبی است. بدیهی است که بیان چنین وقایعی، خود به خود با اغراق و غلو همراه خواهد بود» (شمیسا، 1393: 120). «در حماسه اغراق شاعرانه جای همه انواع تصویر را می گیرد زیرا
تشبیه و استعاره حادثه را محدود و کوچک می نماید» (شفیعی کدکنی، 1375: 447). الهامی کرمانشاهی اغراق و مبالغه را بیش از سایر صناعات ادبی در شعرش به کار برده و با این کار ارزش حماسی سروده خود را افزایش داده است. نکته قابل توجه این است که این اغراق ها ادعایی و نامناسب نیستند و در روند طبیعی زبان داستان پیش می روند و اغلب هنری هستند.
نگهبان و جاسوس بر شه گماشت *** به عیوب، منجوق کین برافراشت
(الهامی کرمانشاهی، 1389: 149)
ز رخ سودنش بر رکاب هیون *** رکاب آهنین بود، شد سیمگون
(همان، 365)
بدانسان به گشتند بر گرد هم *** که گاوزمین را به شد پشت، خم
(همان، 318)
به ناگه برآمد غو بوق و کوس *** بشد گرد تا گنبد آبنوس
(همان، 428)
نمونه هایی از اغراق در اشعار یحیوی اردبیلی:
فرصت ال وئریب اوخ اتانلارا *** دورت مین اوخ قویولدی چله کمانه
(یحیوی، 1395: 102)
در این شعر، نوعی مبالغه در تعداد تیرهایی که داخل کمان گذاشته شده است، دیده می شود. در شعر زیر نیز شمشیر خود را در گلوی حرف صیقل دادن، نوعی اغراق است:
ایام رستم یل یل *** تماشایه اوزون گل
نئجه گور او اوزون ال *** حریفون بوغازیندا وئریر تیغینه صیقل
(همان، 340)
شعر زیر اشاره اغراق آمیز به تعدد ادوات جنگی که در نهایت از برق خیره کننده شمشیر پروانه، جذب می شود، دارد:
ال گئدوب نیزه لره رسم نبردیله ازل *** اون ایکی طعن ارادا نیزه اولوب رد و بدل
خنجر و شش پر و زوبین و کمند اولدی عمل *** بو معمای جدل اولمادی هئچ وجهیله حل
نوبه شمشیره یتوب برقینه پروانه گلیب
(همان، 341)
شاهنامه فردوسی یکی از منابع ارزشمند زبان فارسی و آینه تمام نمای عناصر حماسی ایران است که می توان سیطره آن را در تمام آثار حماسی بعد از خود با شدت و ضعف به وضوح مشاهده کرد. تأثیر جذابیت های اخلاقی و دینی موجود در شاهنامه موجب شده است که گروهی از سخنوران به جنگ ها و اتفاقات مذهبی توجه کنند و داستان های حماسی با مضامین دینی بسرایند. یکی از منظومه های حماسی-مذهبی اواخر دوره قاجار شاهد نامه (چهار خیابانفردوس) سروده الهامی کرمانشاهی است. این منظومه با قرائت حماسی از واقعه عاشورا و قیام امام حسین (علیه السلام) با تقلید از شاهنامه فردوسی به سبکی فاخر سروده شده است. عباسقلی یحیوی حماسه سرای نامدار آذربایجان نیز علاوه بر داشتن سبک خاص به لحاظ نوآوری و ایجاد تحول بنیادین در سوگ نامه پردازی و حماسه سرایی، سرآمد روزگار و پایه گذار مکتب شعری ویژه ای است. به طوری که بسیاری از سخنوران و سوگ چامه پردازان اهل بیت (علیهم السلام) در مناطق ترک نشین، از شیوه سخن آرایی وی پیروی می کنند. اوزان حماسی و رجزگونه و سریع، تصویر دقیق صحنه های جنگ و چهره های جنگجویان، نشان دادن ابزارآلات جنگی (شعر نمایشی و دراماتیک)، شگردی نو در قالبی جدید (بحر طویل هایی که اوزان حماسی دارند)، حماسه سرایی همراه با سوزناکی کلام، به کارگیری ردیف های مشکل در جهت افزایش بار حماسی، منظره پردازی و تابلو آفرینی های منحصر به فرد، مواردی است که با بررسی آثار یحیوی به دست می آید. هر دو شاعر مورد نظر در این پژوهش، در زمینه رعایت عناصر و مختصات حماسی نظیر توصیف ظاهری و روحی قهرمانان، فضاسازی در سرآغاز داستان ها و نبردها، به کاربردن صور خیال حماسی، تعامل حکیمانه و پند و اندرز
در میان داستان ها، نفرین ها و آفرین ها با صبغه دینی و مذهبی در توصیف قهرمانان اهل بیت (علیهم السلام) اشتراکاتی دارند. ایشان علاوه بر نیروی بدنی، تایید الهی و ایمان قوی را نیز به نحو بسیار چشمگیر و زیبا به تصویر کشیده اند و اعمال خارق عادت بر دست ایشان را، نتیجه قدرت روحی آنان می دانند. در بیان اغراق و مبالغه، پیشگویی ها و دیگر عناصر حماسی از جمله مفاخره ها، رجزخوانی ها و مانند اینها، جانب اعتدال، عقلانیت وحقیقت نمایی را مراعات کرده اند و کارهای بزرگ سیدالشهدا (علیه السلام) و دیگر شهیدان روز عاشورا را نتیجه حکمت بالغه الهی می دانند. از افتراقات برجسته در اشعار حماسی-مذهبی این دوشاعر، می توان تقلید الهامی از شاهنامه فردوسی با شدت بیشتر و الگوبرداری یحیوی اردبیلی از همان منبع را البته به اندازه ضعیف، ذکر کرد. منظومه های حماسی معمولاً به جهت داستان وارگی، تعداد ابیات آنها بسیار طولانی است همچون شاهد نامه، اما در ژانر نوحه معمولاً اشعار طویل وجود ندارد، لیکن می توان هر کدام از شعرهای کوتاه یک مجموعه را در قالب یک منظومه حماسی به جهت دارا بودن مختصات حماسی درنظر گرفت، مانند اشعار یحیوی چرا که عناصر سازنده حماسه در این گونه اشعار موجود است.
_ الهامی کرمانشاهی، احمد (1389)، شاهدنامه، تهران، منیر.
_ بیات، علی (1381)، «قیام عاشورا: بایدها و پیامدها»، حوزه و دانشگاه، شماره 33.
_ شفیعی کدکنی، محمدرضا (1375)، صورخیال در شعر فارسی، تهران، آگاه.
_ شمیسا، سیروس (1393)، نقد ادبی، تهران، میترا.
_ صالحی، پ. و س سهیلی گیلان (1395)، «عاشورا و امام حسین (علیه السلام) در اشعار شاعران فارسی و عربی معاصر»، آیت بوستان (پژوهش نامه معارف حسینی)، 1(2)، 123-151.
_ صفا، ذبیح الله (1390)، حماسه سرایی در ایران، تهران، فردوس.
فرید، زهرا و ریحانه ملازاده (1396)، «بررسی تصویرهای هنری در شعر عاشورایی
شریف رضی (مطالعه مورد پژوهانه: قصیدۀ کربلا)»، فصلنامه_ مطالعات ادبی متون اسلامی, 2(8), 61-89. doi: 10.22081/jrla.2018.47269.1120
_ محدثى، جواد (1384)، «شعر عاشورایی»، فرهنگ کوثر، شماره 61.
_ یحیوی، عباسقلی (1386)، اسرارعاشورا، تهران، پیری.
بازتاب واقعۀ کربلا در آثار داستانی راضیه تجار(1)
دکتر احمد سنچولی(2)دکتر محمد مجوز(3)شهلا کلبعلی(4)
تاریخ دریافت: 21/12/1400 تاریخ پذیرش: 28/03/1401
چکیده
راضیه تجار از نویسندگان متعهدی است که در آثار داستانی خویش، به ترویج ارزش های دینی و مذهبی به ویژه فرهنگ شهادت و ایثار پرداخته است. او با پیوند میان واقعۀ کربلا و دفاع مقدس ایران در جنگ تحمیلی، ارادت خالصانۀ خود را به اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به ویژه امام حسین (علیه السلام) ابراز داشته است. پژوهش حاضر با بررسی توصیفی و تحلیلی یازده اثر داستانی راضیه تجار نشان می دهد که بازتاب ارزش های دینی در آن آثار در هر دهه متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی متفاوتاست.
کلیدواژه ها: امام حسین (علیه السلام)، راضیه تجار، واقعۀ کربلا.
1) . مقالۀ حاضر برگرفته از پایان نامۀ کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ملی زابل است.
2) . دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل (نویسنده مسئول). ah-sanchooli@uoz.ac.ir
3) . استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل. momjavezy@yahoo.com
4) . کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل. kalbalishahla@gmail.com
فرهنگ و ادب ایرانی، همواره در طول دوران ها ادبیّاتی متعهد و اجتماعی بوده است و ادبیّات پایداری در آن به مَثَل «درخت باروری است که ریشه های آن در عمق فرهنگ و ادب ایران گسترده شده و سپس به مناسبت در هر زمانی میوه ای داده وسایه ای گسترانده و به زندگی، زیبایی و معنا بخشیده است» (صرفی، 1393: 209). یکی از مؤلفه های ادبیات مقاومت، نوشتن و سرودن از واقعۀ بزرگ عاشورا، کربلا و امام شهدا است. «ادبیات داستانی نیز به عنوان آیینه ای از باور ها و رخداد های اجتماعی، این واقعه را در خود بازتاب داده است و به ایجاد گستره ای انجامید، که آن را «ادبیات عاشورا» نام نهاده اند» (حسین زاده و شهپرراد، 1394: 101).
سابقۀ ادبیات عاشورایی، به نخستین سال های اوج و گسترش ادب فارسی می رسد. از کسایی (متوفای390) شاعر پر آوازۀ قرن چهارم، تا مولوی و محتشم و تا به امروز، چه در نظم، چه در نثر، اعم از شیعه و سنی ارادت خویش را به سرور آزادگان جهان نشان داده اند. فریاد «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» امام حسین (علیه السلام) و یارانش در فراخنای تاریخ به گوش می رسد و «کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا» در گسترۀ تاریخ مصداق یافته و تکرار می شود. اوضاع و تحولات اجتماعی بعد از انقلاب و تأثیرگذاری قالب ادبی داستان و نگاه نو نویسندگان، که تفکّر آنان را، از داستان های مدرن و غربی متمایز می کرد، نویسندگان متعهد را، به سوی ادبیات عاشورایی سوقداده است. از دیگر برکات و اثرات انقلاب اسلامی در حوزۀ ادبیات، ظهور و درخشش بیش از پیش نویسندگان زن در حوزۀ دفاع مقدس بوده است. «اما متأسفانه ایشان و کار آنها به سبب عدم بررسی های اصولی و مستمر و منتقدانه آن طور که شایسته است به جامعه معرفی نشده است» (حُری، 1377: 106).
راضیه تجّار، از نویسندگان سبک رئالیست، داستان هایش برگرفته از زندگی واقعی شهدا و رزمندگان است. او با عشق و اعتقادی که در خود سراغ دارد، مروّج فرهنگ شهادت و ایثار است. وی در داستان هایش، از جلوه های گوناگون محرم بهره برده است و مکتب انسان ساز عاشورا را، جایگاه واقعی عرفان می داند و «براساس این قرائت، قیام
عاشورا، معلول و زاییده عشق است» (وکیلی و ادوای، 1395: 159). عشقی که، راضیه تجارآن را محرک جوانان برای دفاع در مقابل دشمن می داند. او امام حسین (علیه السلام) و قیام ایشان را، الگوی استقامت رزمندگان در جبهه حق علیه باطل دانسته است و عظمت این واقعه را در داستان هایش، انعکاس داده است. تجار، باورمندی و علاقه و توسل خود به سرور و سالار شهیدان را، از زبان شخصیت های داستانی اش بیان می دارد. «تجار خودش را در داستان ها به جا می گذارد و رد پای وی به وضوح احساس می شود» (جمشیدی، 1371: 23). او سفرهای متعددی به کربلای معلا و دیدن قبرهای غبار گرفته و غربت زده طفلان مسلم، داشته است. وی زیارت کربلا را، جرقه ای در ایجاد تحّول فکری خود می داند و امام (علیه السلام) را ستارۀ هدایت، در طول مسیر زندگی خویش دانسته و معتقد است وقتی به ائمۀ اطهار (علیهم السلام) متوسل می شویم، آنان نیز صدای ما را می شنوند. او اهل بیت (علیهم السلام) را ستون های هدایتی در مسیر زندگی می داند که تغافل از ذکر آنان تبعات زیان باری در تمام عرصه ها به دنبال خواهد داشت. از آنجا که وی، پیوندعمیقی میان حادثۀ کربلا و رشادت و شهادت رزمندگان اسلام، در جنگ تحمیلی عراق برقرار کرده و در یک کلام «کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا» را، در آثار داستانی اش عینیت بخشیده، در این پژوهش تلاش شد تا جلوه های گوناگون فرهنگ عاشورایی، در آثار داستانی منتخب وی؛ از دهه های 60 تا 90 مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد؛ زیرا ذکر حسین (علیه السلام) آشامانیدن جام آگاهی به نسل هایی است که در جست و جوی هویت فرهنگی خویش، هستند و رشد و تعالی آنان از سردرگمی و انحطاط، آشنایی با این چراغ هدایت و کشتی نجات است. پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به سؤالات زیر است:
تأثیر فرهنگ عاشورا و واقعۀ کربلا در آثار تجار چگونه منعکس شده و به چه مفاهیم ارزشی قابل تقسیم است؟
تجلی واقعۀ کربلا در دهه های مختلف در آثار این نویسنده چگونه انعکاس یافته است؟
اغلب تحقیقات انجام گرفته در مورد آثار تجار، به ساختار داستانی و سبک زنانه و یا
به مقایسه سبک وی با آثار دیگران پرداخته اند. پارسی نژاد (1380) در مقاله ای با عنوان «گشت وگذار در کوچۀ اقاقیا»، معتقد است که نویسنده بر سازه های داستانی و نوع کنش هر یک در قبال یکدیگر، مطلع بود و با ایجاد زنجیره ای مستحکم و قوی حقایق داستانی را به هم متصل کرده است؛ تا آنجا که کوچۀ اقاقیا از ساختمان پایدار و قوام یافته ای برخوردار شده است. ولی مراد (1383) در مقاله «راضیه تجار و نگاهی به کوچۀ اقاقیای او»، به بیان، قدرت نویسندگی تجار در تصویر سازی پرداخته است. وی بیان می دارد، که نویسندهدر این داستان فضایی خلق کرده تا خواننده خود گذشته را ببیند و نسبت به خوبی ها و بدی ها تصمیم بگیرد و از آداب و رسومی که سلامت روح و روان آدمی را خدشه دار می کند، تبری جوید. عرب یوسف آبادی و کلبعلی (1397) در مقاله ای با عنوان «بررسی سبک زنانه در رمان کوچه اقاقیا»، ضمن بررسی مؤلفه های سبک زنانه درکاربرد کلمات، رنگ ها و به تعریض سخن گفتن، معتقدند که در رمان مورد نظر فضای اجتماعی- فرهنگی و وجود مرد سالاری در دهه های پیش از انقلاب، بر سرنوشت زنان سایه گسترده است. زارع پستکی زاد و جابری نسب (1398) در مقاله «سیمای زن در مجموعه داستان های کوتاه راضیه تجار»، بر این باورند که زنان در سیطره نظام مرد سالاری قرار دارند و بی اعتماد به جامعۀ مرد سالار هستند. اغلب پژوهش های صورت گرفته، در خصوص نقد و تحلیل آثار داستانی راضیه تجار از حیث سبک و ساختار داستانی است و به بازتاب واقعۀ کربلا در آثار داستانی وی پرداخته نشده است و این جستار، نخستین پژوهشی است که بر روی آثار ایشان با این مضمون انجام گرفته است.
این پژوهش با روش توصیفی و تحلیل محتوا انجام گرفته است. ابتدا اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسناد که همان کتب خود ایشان است، جمع آوری شده و پس از فیش برداری با مشخص کردن واحدهای معنایی و دسته بندی آنها، موارد مربوطه ثبت و واحدهای به دست آمده تجزیه و تحلیل شد و سپس تحلیل کیفی و آماری آن انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش یازده کتاب در حوزۀ دفاع مقدس نوشتۀ راضیه تجار است. کتاب نرگس ها و زن شیشه ای به دهۀ 60، هفت بند، ستارۀ من و شعله در عشق دهۀ 70، گمان مبر که شعله بمیرد، جای خالی آفتاب گردان ها، آواز پرواز، شهید شیرودی و
بانوی آبی ها دهۀ 80 و محبوبۀ صبح به دهۀ 90 مرتبط است.
راضیه تجار، همواره از توسل، عشق و ارادت و مددجویی رزمندگان از امام حسین (علیه السلام) و بزرگان کربلا نوشته است. امامی که در تحمل سختی ها و مصائب مقتدای آنان است.
جدول شماره1- مفاهیم ارزشی در مورد امام حسین (علیه السلام) در آثار مؤلف
عکس
ماجرای کربلا و ظلمی که در حق اولاد پیامبر روا شد؛ ذکر مظلومیّت ایشان و ستمکار گی دشمنان است و ماتمی که هرگز التیام نمی پذیرد. تجار در کتاب گمان مبر که شعله بمیرد، به اشاعۀ این مظلومیت از زبان مادر شهید «محمود اخلاقی» پرداخته است. مادر یاد خاطره ای از فرزندش افتاد و گفت: «قربان لب تشنه ات یا حسین!» (تجار، 1381: 33). تجار در کتاب جای خالی آفتاب گردان ها، داستان کوتاه «آب و عطش» نیز به ذکر مظلومیت امام حسین (علیه السلام) اززبان شخصیت های داستان، پرداخته است. مجروحی که شفا می گیرد، «از لبۀ تخت به زیر آمد. از لبۀ درگاه بالا رفت. شانه بر لته گشوده پنجره داد. جمعیت سیاهپوش، زیر نور مهتاب، چون موجاموج آب، بالا و پایین می رفت. -حسین عطشان. دستی را که جان گرفته بود، آرام بالا آورد و به سینه کوبید» (تجار،
1384: 216).
تجار، ذکر مظلومیت حسین (علیه السلام) را در وصیت نامۀ شهدا به گوش جان ها می رساند: «ای یادگار خاتم الانبیاء و ای عصارۀ مظلومیت در طول تاریخ!» (تجار، 1379: 88). شهید بابایی، با خود واگویه می کند و می خواهد؛ خود را همچون حسین (علیه السلام)، فدای بقای اسلام کند و از این دین مبین، حراست نماید: «من حسینم؛ حسین تو. همان حسینی که برایش لباس خلبانی خریدی» (تجار، 1394: 138).
راضیه تجار در داستان «ازستاره تا ستارگان»، معنای عزّت مداری حسین (علیه السلام) را در رفتار رزمندگان به تصویر می کشد. امامی که «پیش ازحرکت به سوی کربلا در جواب برادرشان محمّد حنفیّه که از او می خواست برای حفظ جانش با یزید بیعت کند فرمود: انّهُ لا اعطی الدنیّه من نفسی أبداً: و حقیقت این است که هرگز تن به پستی ندهم» (ابن طاووس، 1387: 27). دو برادر با نام های افشین و تگین در کتاب نرگسها، عضو گروه تجسس بودند. آنان نیز همچون مولای خویش تن به ذلّت نمی دادند: «دو برادر یکدیگر را گم کردند؛ که حالا دوازده برادر بودند. طلایه دار خم شده بود؛ بی شکستنی. به سجود؛ بی شکستنی. هیهات منّ الذلّه» (تجار، 1393الف: 52).
راضیه تجار، عشق و توسل رزمندگان را به امام حسین (علیه السلام) نشان می دهد. عشقی که نیروی آنها را برای تحمل سختی ها، دو چندان می کند؛ زیرا «سخن حسین، عمل حسین، حادثۀ حسین، روح حسین، همه چیز هیجان است، تحرک است، درس است، القای نیروست. حسین سرود انسانیّت است و به همین دلیل، نظیر ندارد» (مطهری، 1369: 3/ 18).
در داستان «ستاره و سیم خاردار»، از مجموعه گمان مبر که شعله بمیرد، سلیمانی که بیمار شده بود، با خود واگویه می کرد و به اهل بیت (علیهم السلام) و امام حسین (علیه السلام) توسل
می جست: «ماشین روحیه کجاست؟ ضد زنگ بزنید تابلوها را. نی ها را ببرید. بچه ها گم شدند. خدا... بگو یا علی... بگو یا حسین» (تجار، 1381: 97). در کتاب ستارۀ من، متعلق به دهۀ هشتاد نیز این توکل را می بینیم. تجار، از زبان همرزمِ حمید عرب نژاد می نویسد: «پیش از اینکه بچه ها گلوله را رها کنند، نوشتۀ روی آن را خواندم: یا حسین و ما رمیتَ و اذا رمیتَ» (تجار، 1387: 56).
مددخواهی از اهل بیت (علیهم السلام) و امام حسین (علیه السلام) در آثار تجار، یادآور عشق عمیق رزمندگان به امام حسین (علیه السلام) است: «خمپاره ای کنارش منفجر شد. هفت هشت متری بلند کرده، به جلو پرتابش کرد. همه فکر کردند، شهید شده است. جلو دویدند و یا حسین (علیه السلام) گفتند» (همان، 57). تجار (1390: 44) معتقد است که در بحرانی ترین لحظات، یاد و نام حسین (علیه السلام)، قوت قلوب رزمندگان و سرداران اسلام بود. علی اکبر شیرودی هم در انجام عملیات های سخت از حسین (علیه السلام) مدد می گرفت: «با هلی کوپتر مهمات می برد... و ذکر می گفت:... یاحسین،یاحسین، یاحسین».
تجار، بر این عقیده است، که با خوردن غذای نذری متبرک شده به نام حسین (علیه السلام)، شفا و برکت نصیب متوسلین خواهد شد. همان «پیشکش ها و نذرها که ابزار پیوندی میان انسان و الوهیت هستند، ادامه و شکل دگرگون شده قربانی کردن های جادویی اند» (کاسیرز، 1387: 2/235). اکنون فقط انگیزۀ حرمت گذاشتن به آن معنا می دهد. تجار (1384: 215)، شفا گرفتن از این مائده های زمینی را در داستان «آب و عطش» آورده است. داستان رزمندۀ معلول و همسرش آفاق: «آفاق جلو آمد؛ با همان چادر حریر سپید و سینی غذا در دست. هنوز رو چرخانده بود که آمد بر لبه تخت نشست. -پلو امام حسین (علیه السلام) است. تبرک است پسر عمو».
تجار (1393ت: 86)، از ارادت پدرانی می گوید که باورمندی آنان، سبب بارور شدن درخت ایمان فرزندانشان شده است: «قطعه نوزده، چراغ های ریز رنگی، چراغ های سرخ و زرد. باران ریز وتند می بارید و آنها چشمک می زدند. پدر آنجا را چراغانی و گل کاری کرده بود. اول او شروع کرده بود، بعد پدران شهدای دیگر آمده بودند کمک. حسینیه ای
ساخته بودند تا روزهای تاسوعا و عاشورا نذری بپزند و خرج بدهند».
به منظور بزرگداشت نام ائمه (علیهم السلام)، نام متبرّک ایشان را بر تیپ ها و گرادن ها می نهادند تا رزمندگان با تأسی از ایشان، به جهاد ترغیب شوند. راضیه تجار، با یادآوری این نکته عشق رزمندگان به اهل بیت (علیهم السلام) را نشان می دهد. سلیمانیگفت: «التماس دعا... عطر و گلاب کو؟ گردان امام حسین (علیه السلام)، گردان موسی بن جعفر (علیه السلام)، بی سیم را روشن کن» (تجار، 1381: 96). راضیه تجار (1387: 76-75) در کتاب ستارۀ من، مربوط به دهۀ هفتاد، نیز چنین مفهومی را از کاربرد نام امام حسین (علیه السلام) در ذهن تداعی می کند: «دوباره درخواست کمک کردیم این بار تیپ امام حسین (علیه السلام) لودری آوردند و جاده را بستیم».
در داستان از «شهد تا شهادت»، در کتاب شعله در عشق، تجار (1379: 52) از زبان حاج حسن، این ارادت خالصانه و عمیق را، بیان می کند: «در پناه نور فانوس چیزی می نوشت؛ چیزی هم می خواند: من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم روز اول که آمدم دستور تا آخر گرفتم بر مشامم چون زدند یک قطره ازمشک حسینی». و باز هم در داستان «درخت گیسو پریشان»، محمد به مادر که آرزوی رفتن به کربلا را داشت گفت: «- جانم فدای حسین. اگر بطلبد خودم نوکری ات را می کنم می برمت وتمام مدت هم خدمتت را می کنم» (تجار، 1381: 28).(1)
راضیه تجار، به توصیف حال و هوای مراسم نیز پرداخته است و آیین ها و اعتقادات شخصی، مجروحان و خانوادۀ آنها را، به تصویر کشیده است. در داستان کوتاه «شریک»، رزمنده ای را می بینیم، که بعد ازسقوط هلی کوپتر کمرش آسیب دیده؛ اما با این حال از سوگواری محرم غافل نیست: «روی صندلی چرخ دار نشسته بود و از ایوان کوچک
1) . جای خالی آفتاب گردان ها، 215؛ ستارۀ من، 23، 76؛ آواز پرواز، 48، 51.
آپارتمان به محوطۀ پادگان نگاهمی کرد... دسته های سینه زن از انتهای خیابان شنی پایگاه می آمد» (تجار، 1394: 47).
تجار، از زنان صبور و استوار در آثار داستانیش، سخن می گوید که در دفاع، همسنگر مردان غیورشان بودند. زنی جوان که در عزای حسین (علیه السلام)، سبز می پوشد و عشق، ایمان و امید را تداعی می کند: «مرواری خانم، زن همسایه، با سینی چای از دو پلۀ ایوان بالا آمد. زن جوان، سراپا سبز پوشیده بود. به گفتۀ خودش نذر داشت دهۀ محرم به جای سیاه، سبز بپوشد» (تجار، 1394: 110).
تجار، عاشق اهل بیت (علیهم السلام) و هنرمندی مسئول است، وی در رشته روانشناسی درس خوانده است و با بیان نکاتی در داستان هایش، دغدغۀ فکری خود را برای تعالی فرزندان این مرز و بوم بیان می دارد. او، همچون روانشناسی کارآزموده، نهادینه شدن ارزش ها را در کودکان، آشنایی آنان با معیارهای ارزشی، از همان دوران طفولیت می داند و به سخن پیامبر ایمان دارد، که علم در کودکی مانند نقش کردن بر سنگ، ماندگار است. در داستان «از شهد تا شهادت»، ازکتاب شعله در عشق، چنین می نویسد: «من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم روز اول که آمدم دستور تا آخر گرفتم بر مشامم چون زدند یک قطره از مشک حسینی» (تجار، 1379: 52).
«مردها زنجیر می زدند و زن ها درصفی کوتاه، با فاصله از آنها، در پشت سرشان، آرام آرام می آمدند. صورت هایشان در پسِ چادر پنهان شده بود...
_ پوریا را می بینی؟
_ می بینم._ ببین چه سینه ای می زند!
_ از همین بچگی باید عاشق شد» (تجار، 1394: 48).
شخصیت ها و مجاهدانی که در داستان های تجار نقش آفرینی می کنند، برای اجرای
اوامر الهی خود را موظف به جهاد می دانند و پس از مرگ نیز وصیت آنان سفارش به امر به معروف و نهی از منکر و احیای فضیلت های اخلاقی است. در وصیت نامۀ محمود منتظر، می خوانیم: «مبادا با ظلم و سکوت و ترک امر به معروف و نهی از منکر، دل سرور مظلومان حسین بن علی (علیه السلام) را بیازارید» (تجار، 1379: 99).
تجار، عشقی را که پس از گذشت هزاران سال، در خون مجاهدان نهفته است؛ نشان می دهد. عشقی که هنوز هم برای لبیک به دعوت حسین (علیه السلام) به آنان نیرو می بخشد. در وصیت نامۀ سردار شهید محمود منتظر، می خوانیم: «ای مؤمنین، مستضعفین و ای خوانندگان این وصیت نامه! گواه باشید من رفتم تا پس از گذشت هزار و سیصد و چهل و دو سال از برخاستن ندای حسین، او را یاری کنم... من در سال 1361 رفتم تا ندای حسین را پاسخ دهم» (تجار، 1379: 89).
جدول شماره 2- مفاهیم ارزشی در مورد ابوالفضل (علیه السلام) در آثار مؤلف
عکس
این گرامیداشت را تجار با گذاشتن نام ایشان بر گردان های نظامی نشان داده است. محمد سلیمانی در معرض مواد شیمیایی قرار گرفته و آسیب دیده بود. با خود واگویه می کرد: «گردان محمد، به گوشم. راکت... گردان ابالفضل... بزنید» (تجار، 1381: 94).(1)
ابوالفضل (علیه السلام)، باب الحوائج، پسرعلی (علیه السلام) و ام البنین (علیه السلام)، علم دار نینوا است که
1) . گمان مبر که شعله بمیرد، 108.
«آب رسانی به خیمه ها و حرم سیدالشهداء (علیه السلام) بر عهدۀ حضرت ابالفضل (علیه السلام) بود و او را لقب سقای دشت کربلا داده اند» (محدثی، 1391: 245). راضیه تجار، با آوردن نام مقدس عباس بن علی (علیه السلام)، ضمن نشان دادن ارادت خویش به قمر بنی هاشم (علیه السلام)، ایشان را ملجأ و پناهگاه بی پناهان و مظلومان می داند. مادر محمد سلیمانی چنین تعریف می کند: «نگاه انداختم به ته خیابان، برق آفتاب افتاده بود روی نفربر ها و زره پوش ها. تعدادی چماقدارکه زنده باد اعلی حضرت می گفتند دوان دوان جلو آمدند و یک مرتبه در هنرستان باز شد و بچه ها مثل کفتر پر زدند و پراکنده شدند. نگاهم به دنبال محمد بود. بی اختیار داد زدم. -یا محمد... یا فاطمه... یا ابوالفضل» (تجار،1381: 22-21). وقتی علی اکبر راننده ایی را که مورد حمله رگبار منافقان قرار گرفته بود و تکه ای از سرش به سینه چسبیده بود، دید: «خواست فریاد بزند؛ اما دیدن نگاه به طاق دوختهشدۀ دو سپاهی، هر کلامی را از ذهنش دورکرد؛ یا ابوالفضل (علیه السلام)» (تجار،1390: 36).(1)
جدول شماره3- مفاهیم ارزشی در مورد حضرت زینب (علیها السلام) در آثار مؤلف
عکس
راضیه تجار، از زینب (علیها السلام)، دختر علی (علیه السلام) و فاطمه زهرا (علیها السلام) نوشته است. زینب (علیها السلام)، داغدار همیشگی گودال قتلگاه است؛ اما «صبر و بردباری، شجاعت و ایستادگی و مقاومت، مدیریت بحران و عظمت شخصیّت حضرت زینب (علیها السلام) مثال زدنی وکم نظیرست» (ابن طاووس، 1387: 173). زهرا خانم مادر محبوبۀ شهید، در خواب دید «خانمی سیاه پوش انگشت اشاره روی بینی خودگذاشت و او را متوجه قتلگاه کرد.
1) . گمان مبر که شعله بمیرد، 74.
آرامشی عجیب قلبش را فراگرفت. از خواب پرید» (تجار، 1393ث: 106). تجار، این بانوی افتخارآفرین دنیای اسلام را، آرامش دهندۀ قلب های هراسان و هدایتگر قافله بشری معرفی کرده است. پدر بابایی، حاج اسماعیل، برای اینکه آرام شود؛ دوست داشت در ایوان بخوابد. در آنجا نسخه های تعزیه بود که او را آرامش می داد: «ذبح حضرت حسین، حضرت زینب... اینجا احساس امنیت می کرد. انگار ترسش می ریخت» (تجار، 1394: 108).
جدول شماره4- مفاهیم ارزشی در مورد امام سجاد (علیه السلام) در آثار مؤلف
عکس
امام سجاد (علیه السلام)، پیشوای چهارم شیعیان جهان، امامی بزرگ که در پیشبرد اهداف عاشورا، چون زینب (علیها السلام) زنده کنندۀ این راه است و عاشقان در هر جایی با ایشان ارتباط قلبی دارند. محمد سلیمانی بر اثر بیماری ای که از حضور در جبهه نصیبش شده بود؛ در خیالش با ائمه (علیهم السلام) سخن می گفت و با آنان درد دل می کرد: «آقا زین العابدین ببین چه جوری قلبم می زند. ببین این لکه ها را» (تجار، 1381: 100).
امامی که در سخنانش شهادت را، چنین آرزو می کند: «از دوستان خدا باشیم و در صف شهیدان به تیغ دشمنان خدا محشور شویم» (انصاریان، 1392: 10). رزمندگان ما از این امام معصوم (علیهم السلام) و سیرۀ ایشان تبعیت می کردند.
همرزم حمید می گوید: «در یکی از شب های رانندگی، نوار موسیقی اصیل در پخش صوت گذاشتم که گفت: - این نوار را در بیاور و جایش این یکی را بگذار. نواری که به من داد، دربارۀ امام سجاد (علیه السلام) بود. بعد از این، فرصت بیشتری برای بحث سیاسی و تبادل نظر پیش آمد» (تجار، 1387: 17).
جدول شماره5- مفاهیم ارزشی در مورد حضرت رقیه (علیها السلام) در آثار مؤلف
عکس
حضرت رقیه (علیها السلام)، طفل سه سالۀ امام حسین (علیه السلام)، در دشت کربلا شاهد مرارت ها و ظلم یزیدیان بود. تجار، اعتقاد رزمندگان، به شفا گرفتن از این طفل سه ساله را، در کتاب گمان مبر که شعله بمیرد، نشان داده است. سلیمانی بیمار شده و با خود واگویه می کند: «حاج احمد مرادی... روضۀ حضرت رقیه (علیها السلام) را بخوان» (تجار، 1381: 99).
جدول شماره6- مفاهیم ارزشی در مورد کربلا در آثار مؤلف
یکی از آرزوهای محبان اهل بیت (علیهم السلام)، زیارت قبر امام حسین (علیه السلام)، در کربلای معلا است. راضیه تجار، این شوق و اشتیاق را، در داستان هایش بیان کرده است و زیارت کربلا را مقصد و هدف مبارزان و رزمندگان می داند. در کتاب ستارۀ من، همسر حمید از اینکه این بار، حمید بعد از رفتنش خبری به او نداده، نگران شده بود و فکر می کرد: «حتماً یا زخمی شده یا شهید. خواهر شوهرم دلداری ام می داد: _ فکر بیهوده نکن. او بر می گردد. _ مگر نامه اش را نخواندی؟ انگار وصیت نامه اش را نوشته است. وقت رفتنش هم گفت کربلاکاری نداری؟» (تجار، 1387: 129).
در داستان «فقط سبز!»، تجار، دربارۀ خوابِ مادر محمود منتظر، چنین می نویسد: «دیشب خواب دیدم لباس پاسداری تنش است و همراه با حضرت امام(ره)، از کربلا، برای زیارت خانم معصومه (علیها السلام) آمده است» (تجار، 1379: 96). عاشقان حسین (علیه السلام)، نه تنها برای رفتن به کربلا لحظه شماری می کنند؛ بلکه برای رسیدن به این عشق با هم به رقابت می پردازند و آیۀ «فَاستَبِقوا الخیرات» را معنا می کنند: «سرود حماسی پخش می شود. نیروهای پیاده قرآن را می بوسند و راه می افتند. ماشین دور و دورتر می شود. - هر که دارد هوس کرب بلا بسم الله» (همان، 112).(1)
تجار، از زاینده رودی می نویسد که از مکتب کربلا در روح بشریت جاری گردیده است. او کربلای خمینی را، ادامۀ کربلای حسین (علیه السلام) می داند: «- غم از دلت دور باد جوان! راستی آن نمایشنامه از کربلای حسینی تا کربلای خمینی را اجرا کردید؟» (تجار، 1379: 56). تجار، از مجاهدانی می گوید که سیرۀ امام حسین (علیه السلام) را در زندگی و مرگ سرلوحۀ خود قرار داده اند. امامی که «با نهضت خویش آمد تا انوار اسلام ناب پیامبر و علی (علیه السلام) را در دل ها روشن کند» (محمدی اشتهاردی، 1387: 14). تجار درکتاب گمان مبر که شعله بمیرد، با تأکید بیشتری مناطق جنگی ما را، کربلایی دیگر می خواند و کربلا را منحصر به زمان و مکانی خاص نمی داند: «بنویس کاتب همچنان که نوشتند از کربلا... امروز بنویس از شلمچه و چزابه و دو کوهی و حاجی عمران و بازی دراز» (تجار، 1381: 9). در کنار پیکر غرق به خون «حمید عرب نژاد» صحنه کربلا، تکرارمی شود: «سینه و صورت بر اثر برخورد گلولۀ خمپاره شناخته نمی شد؛ اما چیزی ورای شکل ظاهری به ما می گفت که این حمید است... صحنه، صحنۀ کربلا بود. برادرانش، پیکرش را در آغوش کشیدند و مویه کردند» (تجار، 1387: 81).(2)
راضیه تجار، در کتاب شعله در عشق از زبان مادری که از رنج فرزند رزمنده اش، رنج
می برد به نام عملیات ها اشاره می کند: «- بچه ام تو عملیات بستان پایش مجروح شد. در کربلای پنج بدنش سوخت. تو عملیات چی بود؟ ترکش تنش را آبکش کرد. اما... هر وقت که دیدمش دریغ از یک آخ» (تجار، 1379: 28).
جدول شماره7- مفاهیم ارزشی عاشورا در آثار مؤلف
عکس
راضیه تجار، جبهه را عاشورایی دیگر معرفی می کند و استقامت رزمندگان را، با آن مکتب مقایسه می کند. استقامتی «که اصحاب امام حسین (علیه السلام)- در حادثۀ عاشورا بخرج دادند و حماسه ای که در آن صحنه آفریدند دوست و دشمن رابه شگفتی واداشت» (جوادی آملی، 1383: 270). در داستان های تجار، این شگفتی و عظمت، انگیزه ای مضاعف برای جهاد و مقاومت به رزمندگان می بخشد: «جنگیدن و مقاومت در آن شرایط سخت بود. با این همه، این قدر ایمان داشتیم که بمانیم و بجنگیم. یکباره تانک های عراقی پیش آمدند. آتش بود که می بارید. ظهر، ظهری عاشورا بود» (تجار، 1387: 76). همان شعاری که ریشه آن را، در روایات زیارات و دیگر سخنان به جای مانده از امام حسین (علیه السلام) به خصوص در حدیث «فلکم فی اسوه»، می توان یافت که رسانندۀ لزوم پیروی از ایشان نه تنها در جهاد بلکه در همۀ جوانب حیات، در هر زمانی و مکانی است (شاهرودی و فراهانی، 1400: 268). استاد مطهری، در خصوص این شعار معتقدند: تحریف اصلی در نهضت عاشورا که تغییر هویت آن محسوب می شود، تحریف معنوی است که اساساً حرکت امام حسین (علیه السلام) را یک تکلیف فردی معرفی
کرده اند که قابل پیروی نیست. ایشان این تحریف را به عنوان بالاترین خیانت به حسین بن علی (علیه السلام) یاد می کنند (مطهری، 1376: 110).
عاشورا «به عنوان الگویی ارزشمند و کامل، از ابتدا پشتوانۀ فکری انقلاب اسلامی بود. جنگ هشت سالۀ ایران با عراق، مشابهت های بسیاری با نبرد حق و باطل در کارزار کربلا داشت که این دو حادثه را از جهات متعدد بهم پیوند می زند» (نظری و جعفرنیا، 1389: 62). او نیز بر این پیوند، با زنده نگه داشتن عاشورای جبهه ها تأکید می کند: «گفتی بگو سلیمانی بیاید. مرا بردی بالای گودال. گفتی: کجایند مقتل نویسان؟! تا شهادت مظلومیت ما را بدهند. بگوبنویسند و با نوشتن زنده نگه دارند. این عاشورا را» (تجار، 1381: 107).(1)
راضیه تجار، از انسان سازی این مکتب غفلت نکرده است و بر این باور است که «هیچ کس نیست که فصلی از این کتاب بخواند و همۀ فصول جان را به چهارفصل این حادثه نسپارد» (سنگری، 1385: 1). تجار (1379: 88)، امام حسین (علیه السلام) را معلم بزرگ و درس آموز این مکتب می داند و این مهم را، وصیت نامه شهید «محمود منتظر» می نویسد: «سلام خدا بر تو ای حسین! درس آموز مکتب ایثار و شهادت! ای یادگار خاتم الانبیاء و ای عصارۀ مظلومیت در طول تاریخ!».
نقش حیات بخش عاشورا و این نکته که عاشورا زنده کنندۀ قلب هاست، از نکات ارزشمندی است که در آثار تجار (1381: 95) به چشم می خورد. در مجموعۀ گمان مبر که شعله بمیرد، از زبان محمد سلیمانی می گوید: «... عاشورا را مقتل زنده نگهداشت. ما از قیام عاشورا زنده ایم».
راضیه تجار، شب عاشورا را، شب توسل و گرفتن مراد می نامد و از معجزات و
1) . گمان مبر که شعله بمیرد، 28، 55، 74، 94، 96، 109-111؛ ستارۀ من، 76.
شگفتی هایی می نویسد که در این شب برای معتقدان و متوسلان اتفاق افتاده است. رزمنده ای دردمند و جامانده از جبهه ها، که همسرش آفاق همچنان از او پرستاری می کند: «صدای سینه زن ها همچنان از داخل حیاط می آمد. به یاد حرف آفاق افتاد؛ وقتی که پیش از ظهر، هنگامی که او را از اینگرده به آن گرده می چرخاند؛ تا بر زخم های پشتش مرهم بگذارد، گفته بود: امشب شب عاشوراست. پسر عمو. شب گرفتن مراد است» (تجار، 1384: 214).(1)
جدول8- تحلیل کمی بازتاب واقعۀ کربلا در آثار مؤلف
عکس
1) . جای خالی آفتاب گردان ها، 216.
عکس
راضیه تجار، به بزرگداشت نام امام حسین (علیه السلام) و شخصیت های کربلا همت گماشته است و آنان را در داستان های خود، یاور و پناهگاه رزمندگان معرفی می کند. وی همچنین به الگو گیری و گرامی داشت نام بزرگان کربلا، امام حسین، حضرت ابوالفضل، حضرت زینب، امام سجاد و حضرت رقیه (علیهم السلام) پرداخته است. او با مدددجویی از ایشان و همچنین انجام مراسم سوگواری که گاه با لباس سبز صورت گرفته است، عشق خود را به حسین (علیه السلام) و شخصیت های کربلا، نشان می دهد. ظلم ستیری حسین (علیه السلام)، از موارد دیگری است، که راضیه تجار آن را در روحیات شخصیت های داستان، رزمندگان و شهدا نشان داده است. وی عاشورا را، جبهه ای دیگر و مکتبی انسان ساز می داند و این واقعه را، جبهه ای به گسترۀ تاریخ برای مجاهدان و آزادی خواهان و دلدادگان واقعی در طول دوران ها معرفی می کند. آرزوی رفتن به کربلا، زیباترین و معنوی ترین آرزوی شیعه و همچنین رزمندگان اسلام در طول تاریخ بوده که در داستان های منتخب او بیان شده است. تجار، آمادگی مبارزه، برای قیام را در هر لحظه وزمان و مکانی، هشدار داده و متذکر شده است. همچنین وی به سخن معروف امام حسین (علیه السلام) «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة»، اشاره و عزت مداری و مقاومت ایشان را، مطرح کرده است و با این رسالت که تمام مکان ها کربلاست، بر بیداری و بصیرت افزایی مخاطب صحه می گذارد. دستاورد دیگر
این پژوهش در مورد کتاب زن شیشه ای است که با وجود قرار داشتن در لیست کتب دفاع مقدس فاقد مطالبی در مورد این حوزه است. همچنین کتاب های منتخب دهۀ هشتاد راضیه تجار، بیشترین نمود بازتاب واقعۀ کربلا را دارند و این دهه، دهۀ طلایی آثار اوست. کتاب های برگزیدۀ دهۀ هفتاد، مضمون جبهه کربلایی دیگر را از دهه های دیگر بیشتر در خود منعکس کرده است؛ اما آثار منتخب دو دهۀ شصت و نود کمترین نمود این واقعه را نشان می دهند. دهۀ شصت به این دلیل که نقطۀ آغاز نوشتن از جنگ می باشد، از معیارهای فنی کمتری برخوردار است و در سال های نخستین دهۀ نود به دلیل فاصله گرفتن از جنگ و تحولات اجتماعی، این مؤلّفه در آثار منتخب راضیه تجار کمتر از دهه های دیگر بروز کرده است. بنابراین راضیه تجار، با ترویج فرهنگ عاشورایی و بیان جلوه های گوناگون محرم در آثارش و ذکر قداست کربلا، در جرگۀ نویسندگان متعهدی قرار می گیرد که یاد سیدالشهداء (علیه السلام)، محرم و بازتاب های آن حماسۀ انسان ساز، در آثاراو متجلی است و ابعاد مختلفی را به خود اختصاص داده است.
_ ابن طاووس، سید (1387)، لهوف علی قتلی الطفوف، ترجمۀ محمدرضا مجیری، قم، بقیه الله.
انصاریان، حسین (1392)، ترجمۀ صحیفۀ سجادیه، تهران، مرکز طبع و نشر_ قرآن کریم.
_ پارسی نژاد، کامران (1380)، «گشت و گذار در کوچه اقاقیا»، کرمانشاه، ادبیات داستانی، شمارۀ 54.
_ تجار، راضیه (1379). شعله در عشق، چاپ اول، قم، یادواره سرداران و فرمانده 5200 شهید استان قم.
_ ----------------- (1381)، گمان مبرکه شعله بمیرد، چاپ اول، تهران، نسل کوثر.
_ ----------------- (1384)، جای خالی آفتاب گردان ها، چاپ اول، تهران، انجمن قلم ایران.
_ ----------------- (1387)، ستارۀ من، چاپ دوم، کرمان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی لشکر41 ثارالله.
_ ----------------- (1390)، شهید شیرودی. چاپ سوم، تهران، مؤسسه فرهنگی مدرسه برهان.
_ ----------------- (1393الف)، نرگسها. چاپ سوم، تهران، سورۀ مهر.
_ ----------------- (1393ب)، زن شیشه ای، چاپ دوم، تهران، سورۀ مهر.
_ ----------------- (1393پ)، هفت بند، چاپ چهارم، تهران، حوزۀ هنری.
_ ----------------- (1393ت)، بانوی آبی ها، چاپ دوم، تهران، سوره مهر.
_ ----------------- (1393ث)، محبوبۀ صبح، چاپ اول، تهران، سورۀ مهر.
_ ----------------- (1394)، آواز پرواز، چاپ دوم، تهران، نشر شاهد.
_ جمشیدی، مصطفی (1371)، « نقد و بررسی قصه های پس از انقلاب»، کیهان فرهنگی، شماره 93. ص 35-22.
جوادی آملی، عبدالله (1383)، حماسه و عرفان، چاپ چهارم، قم، مرکز نشر_ اسراء.
_ حُری، ابوالفضل (1377)، «سفر به ریشه ها، نقد آثار داستانی راضیه تجار»، ادبیات داستانی، شمارۀ 46، ص 113-105.
_ حسین زاده، آذین و کتایون شهپر راد (1394)، «بیناخوانش تا بینامتنیّت؛ روایت شناسی میراث عاشورا در آثار داستانی محمود دولت آبادی»، تهران، متن پژوهی ادبی، شماره65.
_ زارع پستکی، مریم و نرگس جابری نسب (1398)، «سیمای زن در مجموعه داستان های کوتاه راضیه تجار»، اهواز، زن و فرهنگ، دورۀ 11، شمارۀ 41.
_ سنگری، محمدرضا (1385)، سیب و عطش، چاپ دوم، تهران، خورشید باران.
_ شاهرودی، محمدرضا و محمد فراهانی (1400)، «جستاری در شعار کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، سیر تاریخی شکل گیری معناشناسی و صحت»، حدیث پژوهی، شماره 25، ص274-257.
_ صرفی، محمدرضا (1393)، «گسترۀ ادبیّات پایداری»، ادبیّات پایداری، سال ششم، شمارۀ ده، ص238-207.
_ عرب یوسف آبادی، فائزه و شهلا کلبعلی (1397)، «بررسی سبک زنانه در رمان کوچۀ اقاقیا (نوشتۀ راضیه تجار)»، اهواز، زن و فرهنگ، سال نهم، شمارۀ 35.
_ کاسیرز، ارنست (1387)، فلسفه صورت های سمبلیک: اندیشه های اسطوره ای، ترجمه یدالله موقن، تهران، هرمس.
_ محدثی، جواد (1391)، فرهنگ عاشورا، چاپ هفدهم، قم، معروف._ محمدی اشتهاردی، محمد (1387)، غم نامۀ کربلا ترجمۀ لهوف، تهران. مطهر.
_ مطهری، مرتضی (1369)، حماسۀ حسینی، چاپ دهم، تهران، صدرا.
_ ----------------- (1376)، مجموعۀ آثار شهید مطهری، چاپ هفتم، تهران، صدرا.
_ نظری، نجمه و صغری سادات جعفرنیا (1389)، «انعکاس عاشورا، یکی از خصیصه های شعر دفاع مقدس»، بهار ادب، سال سوم، شماره 1، پیاپی(7).
_ وکیلی، هادی و مظهر ادوای (1395)، «بازتاب واقعۀ عاشورا در ادبیات هورامی (با تأکید بر نسخۀ خطی مقتل امام حسین (علیه السلام) به زیان هورامی)»، قم، شیعه شناسی، دورۀ 14، شمارۀ 54.
_ ولی مراد، فرشته (1383)، «راضیه تجار و نگاهی به کوچه اقاقیای او»، کرمانشاه، ادبیات داستانی، شمارۀ 86.
معظم رهبری(مدظله) با تکیه بر اشعار معاصر
تاریخ دریافت: 13/02/1401 تاریخ پذیرش: 28/05/1401
چکیده
واقعه عاشورا یکی از اثرگذارترین و ماندگارترین حوادث تاریخ است که اثرات آن بر قلوب مؤمنان تاکنون قابل بررسی است. در این جستار بیانات مقام معظم رهبری(مدظله) در ارتباط با آسیب های اشعار عاشورایی مورد مطالعه قرار گرفته است. در این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، بیشتر از منابع دیجیتالی به ویژه پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری(مدظله) استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که از نظر ایشان آسیب های متعددی از جمله غلو، دروغ، اشعار سست و بدون سند، اشعار با محتوای نامناسب و یا بدون معرفت افزایی، استفاده از عبارات سخیف و نیز برهم زننده اتحاد بین مسلمین دراشعار عاشورایی وجود دارد. بر این اساس شعرا باید با ملاک قرار دادن بیانات رهبری زمینه ساز تعالی مضامین
اشعار عاشورایی و در نهایت موجب تعالی و رشد جامعه شوند.
کلیدواژه ها: شعر حماسی، شعر عاشورایی، مقام معظم رهبری.
حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) سرور جوانان بهشت است (خطیب بغدادی، بی تا: 10/ 231) و شهادت ایشان، عالم را ماتم زده کرد طوری که همه هنر دست به دست هم دادند تا دین خود را در راستای اقامه عزای حسینی اداء کنند. ادبیات در این بین مسئولیت مهمی را برعهده گرفت و عمق فاجعه کربلا را به نظم و نثر درآورد. اما این کار بزرگ که قلب انسان را به تأثر و ترحم وا می دارد، در بین راه با آسیب هایی نیز مواجه شد و افراد خواسته یا ناخواسته دچار برخی آسیب ها در بیان نظم و نثر واقعه کربلا شدند. برخی افراط کرده و دست به غلو زدند و برخی از روی احساسات عبارت هایی خارج از شأن اهل بیت (علیهم السلام) و فرزندانشان، بدان ها متصف کردند. همه کارهای علمی، فرهنگی و هنری ممکن است با آسیب هایی همراه شود اما نظم و نثر و مرثیه سرائی در مورد واقعه کربلا نیازمند دقت و حساسیت بالا است. البته اهل قلم همواره در تلاش بوده اند تا مسیر اصلی را برای شعرا و ادبای این مهم ترسیم کنند و جلوی انحرافات و بدعت ها و غلو را بگیرند. پژوهش حاضر نیز در تلاش است قطره ای در دریای حسینی باشد و قدمی برای خدمت به مکتب سیدالشهداء (علیه السلام) بردارد و معیارهایی را از دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله) برای ادبیات عاشورایی بیان کرده و دیدگاه ایشان را در باب معیارشناسی آسیب های ادبیات عاشورایی بیان کند. باتوجه به اینکه واقعه عاشورا انسان ساز بوده و عزاداریباید آموزنده باشد و نفوس انسان تربیت کند، لازم است آسیب های اشعار معاصر که نقش محوری در عزاداری ها را به عهده دارد، بیان شود. در این راستا دیدگاه های مقام معظم رهبری(مدظله) می تواند شاخصی برای ترسیم راه شعر عاشورایی و بیان آسیب های آن باشد.
قرآن پیوسته زندگی بشر را از آسیب ها برحذر می دارد وگروهی را ملزم به آسیب شناسی می کند. «وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ
وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (آل عمران/104)؛ باید که از میان شما گروهى باشند که به خیر دعوت کنند و امر به معروف و نهى از منکر کنند. اینان رستگارانند. کار انبیاء (علیهم السلام) نیز انذار، تبشیر، آسیب شناسی و آسیب زدایی است. «إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِیهَا نَذِیرٌ» (فاطر/24)؛ ما تو را به حق به رسالت فرستادیم تا مژده دهى و بیم دهى و هیچ ملتى نیست مگر آنکه به میانشان بیم دهنده اى بوده است.
در واقع با بیان آسیب ها، مسیر درست ترسیم می شود و انسان از لغزش ها دور می ماند. در بحث حاضر نیز با بیان آسیب های شعر عاشورایی، فعالان در این حوزه را بصیرت افزایی کرده و راه صحیح را ترسیم می کند. با عنایت به مطالبی که گفته شد، ورود به حوزه آسیب شناسی به منظور تبیین و اصلاح تحریف های لفظی و معنوی قیام انسان ساز حسینی برای کسانی که دغدغه دین و آیین دارند، حکم یک تکلیف الهی را دارد؛ چرا که امروز آسیب شناسی شعر و ادبیات آیینی، حکم امر به معروف و نهی از منکر را دارد و مخالفت با آن، مخالفت با به جا آوردن یک واجب الهی و تکلیف دینی است. در حال حاضر نیز باعث افتخار جامعه ادبی ماست که مقام معظم رهبری در کسوت عالمیروشن اندیش و ادیبی فرهیخته؛ یکی از بزرگ ترین طلایه داران آسیب شناسی شعر دینی و آیینی روزگار ما هستند.
انسان های فرهیخته و هنرمند همیشه الگویی برای جامعه بوده اند و اخلاق و رفتار آنان در تربیت جامعه تأثیرگذار است. در ایران که مهد مدیحه و مرثیه سرایی برای اهل بیت (علیهم السلام) در عصر حاضر است، مدح، مرثیه، مداح و شعر مرثیه تأثیر شگرفی در تربیت انسان ها دارد و اگر در مسیر سعادت باشد مردم را سعادتمند خواهد کرد و اگر در مسیر انحرافی قرار گیرد، پایه گذار بدعت و گمراهی خواهد بود. مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند: «مردم از صداى شما خوششان مى آید، از شعر شما لذت می برند، از اجراى شما - چه در مدحتان، چه در مصیبتتان _ دل هایشان تکان می خورد و اشک می ریزند؛ اما به خود شما هم نگاه می کنند. اگر شما از لحاظ اخلاق، از لحاظ تدین، از لحاظ عفت، نمود تحسین آورى داشتید، همه آنچه را که عرض کردیم، به صورت
مضاعف در مردم اثر خواهد کرد. اما اگر خداى نکرده بعکس شد؛ مردم نشانه تزلزل اخلاقى، نشانه عقب ماندگى از لحاظ اخلاق و رفتار و خداى نکرده عفت و این چیزها مشاهده کنند، اثر این هنرها و زیبائى هائى که در کار شما هست» (پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، 1392).
این فرمایش رهبری نشان می دهد جایگاه شاعر و شعر عزاداری عاشورایی فوق العاده بالا و تأثیرگذار در قلوب مردم است. لذا لازم است اشعار پالایش شوند، آسیب شناسی شوند و حتی شعرا متخلق به اخلاق اهل بیت (علیهم السلام) شوند تا زمینه سوء استفاده دشمن از بین برود. لازم است مواردی که از نظر رهبری معظم آسیب شعر عاشورایی به حساب می آید بیان شود تا معیاری برای فعالاناین عرصه شده و خط کشی برای حفظ محتوای عاشورایی باشد.
یکی از آسیب های ادبیات عاشورایی؛ مشخصا اشعارعاشورایی، بیان تعابیر عاشقانه با مضامین عشق زمینی است. به عبارت دیگر اوصافی که انسان برای معشوق خود بیان می دارد؛ آن هم معشوق زمینی، شایسته امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا نیست. به عنوان مثال شاعری اندام، چشم، ابروان و قد شهدای کربلا را به قلم کشد از محتوای هدایت گری خالیست و صرفا برای تهییج عواطف و احساسات عامه و یا بیان احساسات شاعر است. مقام معظم رهبری(مدظله) در این خصوص می فرمایند: «از برخی تعابیر درباره ائمه (علیهم السلام) نباید استفاده کرد. اینها سبک است. از آن تعبیری که هر شاعری چه شاعر درست و حسابی گوی و چه شاعر هرزه گوی، برای محبوب و معشوق خودش ذکر می کند، نباید استفاده کرد باید از تعبیرات متناسبی استفاده کرد. اعتقاد من این است که اگر شعرای عزیز لفظ و معنا را برای بیان معرفتی که امروز جامعه ما نیاز دارد تا از مکتب فاطمه زهرا (علیها السلام) تعلیم بگیرد، بکارگیرند و آن را مداح با صدای خوش و آهنگ مناسب با این کار عرضه کند، یکی از بهترین انواع تبلیغ و ترویج صورت گرفته است، یعنی همان دعبل و فرزدق و کمیت تاریخ در اینجا ظهور و تجلی پیدا کرده است. ارزش، همان ارزش خواهد بود و می تواند اجرهای بزرگ الهی را به دنبال خود داشته باشد»
(پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، 1394). در جای دیگر بیان می دارند: «چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم، استفاده از مدح ها و تمجیدهای بی معناست که گاهی هم مضر است. فرض کنید راجع به حضرت ابوالفضل (علیه السلام) صحبت می شود. بنا کنند از چشم و ابروی آن بزرگوارتعریف کردن مثلا قربون چشمت بشم. مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش ابوالفضل (علیه السلام) به چشم هایش بوده! اصلا شما مگر اباالفضل (علیه السلام) را دیده اید و می دانید چشمش چگونه بوده؟ اینها سطح معارف دینی ما را پایین می آورد. معارف شیعه در اوج اعتلاست» (پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، 1384).
طبیعتا سرودن چنین اشعاری در وصف قمربنی هاشم (علیه السلام) و سایر شهدای کربلا اگر موجب وهن نباشد، حرام نیست اما خالی از جنبه هدایتگری و علم آموزی و تربیتی عاشورا است و چنین اشعاری هرچند می تواند جنبه عاطفی داشته باشد، بنا به فرمایش رهبری، نوعی نگاه سطحی و کم عمق به فاجعه عاشورا است.
دروغ یکی از بزرگ ترین گناهان است که باطن مشمئزکننده ای دارد. قرآن در این خصوص می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ» (غافر/28)؛ خداوند کسی را که اسرافکار و بسیار دروغگو است، هدایت نمی کند. در آیه دیگر آمده: «إِنَّمَا یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْکَاذِبُونَ» (نحل/105)؛ کسانى دروغ مى بافند که به آیات خدا ایمان ندارند. اینان خود دروغ گویند. در روایتی امام حسن عسکری (علیه السلام) می فرماید: «جعلت الخبائث کلها فی بیت و جعل مفتاحها الکذب» (نراقی، 1394: 2/ 233)؛ تمام پلیدی ها در اطاقی قرار داده شده و کلید آن دروغ است.
یکی از مهم ترین و اساسی ترین پایه های شعر عاشورایی بنا نهادن شعر بر اساس واقعیت و دوری از هر گونه خرافات است. شاید برخی بر این گمان باشند اگر برخی نقل ها هرچند دروغ هم باشد بر بعد عاطفی واقعه عاشوراکمک می کند اما واقعیت چنین نیست و مصیبت سیدالشهداء (علیه السلام) آن چنان عظیم است که در بعد عاطفی هم در اوج است و نیازی به افزودن دروغ نخواهد داشت. مقام معظم رهبری در این خصوص بیان
می دارند: «واقعه خوانی، تا حد ممکن باید متقن باشد. مثلا در حد لهوف ابن طاووس و ارشاد مفید و امثال اینها» (پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای). ایشان در جای دیگری می فرمایند: «پرهیز از انحراف، پرهیز از خرافه گرایی، پرهیز از مشکل تراشی در عقاید جوان ها؛ گاهی ما یک کلمه ای می گوییم که یک گرهی در ذهن جوانِ مخاطب ما به وجود می آید؛ این گره را چه کسی می خواهد باز کند؟ این گرهی را که ما با بیان ناقص خودمان یا بیان غلط خودمان یا بی توجّهی و بی مسئولیّتی خودمان در ذهن این جوان به وجود می آوریم و عقیده او را دچار مشکل می کنیم، این گره چگونه باز خواهد شد؟ اینها مسئولیّت است» (پایگاه اطلاع رسانی دفترمقام معظم رهبری). در باب تحریف می فرمایند: «اکنون باید هوشیارانه از تحریف ها و پیرایه های لفظی و معنوی، که آگاهانه و ناآگاهانه سیمای حماسی و تابناک عاشورا را در هاله ای از ابهام فرو می برد و فرهنگ گلرنگ شهادت را بد جلوه می دهد و از صلابت و پیام دهی و خیزش آوری عاشورا و از فحوای بلند توحیدی آن می کاهد، جلوگیری کرد» (پایگاه اطلاع رسانی حوزه). مبارزه با تحریف ادبیات عاشورایی می تواند نسل آینده را از انحراف جدی نجات دهد.
هدف از روضه خوانی، سخنرانی، مدّاحی، خواندن نوحه، سینه زنی و سخنرانی های آموزنده، معرفی اهداف قیام امام حسین (علیه السلام) است. یعنی همان هدفی که در کلمات خود آن بزرگوار هست: «وانی لم اخرجِ اشراً و لابطرا و لاظالماً و لا مفسداً، و انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امّة جدّی» (مجلسی، 1386: 44، 329؛ قمی، 1395: 45)، بیان شود. نیز عباراتی مانند: «ایها النّاس، انّ رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله و سلم) قال: من رأی سلطاناً جائراً، مستحلاً لحرم اللَّه، ناکثاً لعهد اللَّه...، فلم یغیّر علیه بفعل و لاقول، کان حقاً علی اللَّه ان یدخله مدخله» (پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی) و «من کان بادلاً فینامهجته و موطّناً علی لقاءاللَّه نفسه فلیرحل معنا» (طبری، 1398: 4/ 304).
«نباید بگذارید منبر ده دقیقه ای یا بیست دقیقه ای شما از معارف خالی باشد. امسال
دیدم بعضی از برادران مداح در ماه محرم و در دهه فاطمیه بحمدالله این نکته را رعایت کرده بودند. در منبر مداحی حتما در اول، فصلی اختصاص بدهید به نصیحت با بیان معارف به زبان شعر. اصلاً رسم مداحی از قدیم این طوری بوده، الان یک مقدار آن رسم ها کم شده، مداح در اول منبر یک قصیده، یک ده بیت شعر، کمتر، بیشتر، فقط در نصیحت و اخلاق با الفاظ زیبا خطاب به مردم بیان می کرد. مردم هم می فهمیدند و اثر هم می گذارد. من یک وقتی گفتم که گاهی شعر یک مداح از یک منبر یک ساعتی، اثرش بیشتر است. البته همیشگی نیست، گاهی است. اگر خوب انتخاب و اجرا شود اینطوری خواهد بود» ( پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، 1384).
رهبری در فرمایشات خود تأکید دارند که به مسائل دین و سیاست به حالت اعتدال توجه داشته باشیم و اشعار، دارای محتوای سیاست دینی باشد (نک. پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، 1384). چرا که نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دین راآمیخته با سیاست کردند و حکومت دینی را در بین مسلمین بنا نهادند و هدف سیدالشهداء (علیه السلام) نیز امر به معروف و نهی از منکر بود. اگر دقت شود نهی از منکری که به مرحله شمشیر برسد، هدف عالی همچون برپایی حکومت الهی را نیز می تواند درپی داشته باشد.
در روایاتی متعدد گریه بر سیدالشهداء (علیه السلام) را، دارای ثواب فراوان، باعث ریزش گناهان و حتی سبب ورود به بهشت معرفی می کنند. امام رضا (علیه السلام) در این خصوص می فرمایند: «یا ابن شبیب اِنْ بَکَیْتَ عَلَی الحُسَینِ (علیه السلام) حَتّی تَصیرَ دُمُوعُکَ عَلی خَدَّیْکَ غَفَرَ اللّهُ لَکَ کُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتَهُ صَغیرا کانَ اَوْ کَبیراً قَلیلا کانَ اَوْ کثیراً؛ ای پسر شبیب اگر بر حسین (علیه السلام) گریه کنی تا اینکه اشکهایت بر گونه هایت جاری شود، خداوند گناهانی که مرتکب شدی، چه بزرگ و چه کوچک، چه کم و چه زیاد را می بخشد» (مجلسی، 1386: 44/ 285). و روایاتی از این نوع که در صحت آنها هیچ تردیدی وجود ندارد. اما باید توجه کنیم اسلام دین عمل است، قرآن در این باره می فرماید: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ
آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» (عصر/2-3)؛ که آدمى در خسران است. مگر آنها که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند.
آیات فوق قاعده سعادت و خروج از خسران را عمل صالح معرفی می کند. بنابراین نباید طوری تداعی کنیم که شفاعت بدون ایمان و یا عمل صالح به همه خواهد رسید. مقام معظم رهبری(مدظله) در خصوص این مبحث می فرمایند: «شعری که الان برادرمان خواندند، مضمون درستی نیست که ما بگوییم چون شیعه و محب هستیم، اگر گناه هم کردیم، خدای متعال ما را مجازات نمی کند؛نه، این طور نیست من اطاع اللَّه فهو لنا ولی؛ (کلینی، 1387: 2/ 74). ولیِ آنها باید خدا را اطاعت کند؛ چون خود این بزرگواران با اطاعت خدا به این مقام و رتبه رسیدند. امتحان اینها، قبل از وجود و آمدنشان به این دنیا صورت گرفته است؛ امتحنک اللَّه قبل ان یخلقک فوجدک لمن امتحنک صابرة (صدوق، 1387: 11). دستگاه خدا بی حساب و کتاب نیست» (پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، 1382). بی توجهی به بعد بندگی سیدالشهداء (علیه السلام) باعث می شود انسان توقع بی مورد و بدون حساب و کتاب نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) داشته باشد، بدون اینکه شرایط استحقاق شفاعت را دارا باشد. در ارتباط با شرایط شفاعت آثار مکتوب فراوانی نگاشته شده و آیات شفاعت به طور مفصل مورد بحث و بررسی قرار گرفته است که شفاعت را وابسته به اذن الهی می داند و قرآن نیز تأکید بر آن دارد «َا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ» (طه/109). در آن روز شفاعت سود ندهد، مگر آن را که خداى رحمان اجازت دهد و هرجا هم سخن از شفاعت است متعلق اراده خداست و برای هیچ کس استقلالی درکار نیست (نک. نجارزادگان، 1391: 37). بنابراین شفاعت هم به اختیار خدا است و او مصادیق را تعریف می کند. بیان مطالب فوق به معنای انکار آثار گریه برسیدالشهداء (علیه السلام) نیست بلکه بیان نظام مند بودن بحث شفاعت و وجود حساب رسی است.
امام خمینی(ره)، پایه گذار اتحاد بین شیعه و سنی در عصر حاضر بودند و در
سخنرانی ها و آثار خویش، همه را به رعایت اتحاد بین شیعه و سنی دعوت و آن را عامل پیروزی بر دشمنان اسلام معرفی می کردند (نک. موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی(ره)). مقام معظم رهبری(مدظله) نیز همان شیوه امام خمینی(ره) را در جهت حفظ اتحاد بین شیعه و سنی در پیش گرفته می فرمایند: «امام بزرگوار ما که منادی اتحاد بین مسلمین بود، از همه اینهایی که مدعی اند، ولایتش و اعتقادش و ارادتش و عشقش به ائمه بیشتر بود. او بهتر می فهمید ولایت را یا فلان آدم عامی که حالا به اسم ولایت کارهای خلاف می کند؟ حرف های بی ربط می زند در مجالس عام و خاص؟ وحدت را حفظ کنید. اگر دیدید در جامعه بین شما کسانی هستند که عکس این رفتار می کنند، آنها را طردشان کنید. مخالفت خودتان را به آنها ابراز و اعلام کنید. اینها ضرر می زنند، ضربه می زنند، ضربه ای به اسلام می زنند، ضربه ای به تشیع می زنند، ضربه ای به جامعه اسلامی می زنند. این از جمله مسائل بسیار مهم است. نکته بعدی این است که یکی از هدف های نظام جمهوری اسلامی که ما تعریف کردیم، عبارت است از ایجاد تمدّن نوین اسلامی؛ یعنی یکی از اهداف نظام جمهوری اسلامی و اهداف انقلاب اسلامی، ایجاد تمدّن نوین اسلامی است: تمدّن اسلامی با نگاه به ظرفیّت های امروز و حقایق و واقعیّات امروز. این کار جز با اتّحاد شیعه و سنّی امکان پذیر نیست؛ این را تنها یک کشور و یک فرقه نمی تواند انجام بدهد؛ برای این بایستی همه با هم همکاری کنند» (پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری). بنابراین اشعار عاشورایی در عین حال که عمق فاجعه و مصیب را ترسیم می کنند و از واقعیت های تاریخ پرده برمی دارند، نباید موجبات اختلاف افکنی بین شیعه وسنی را فراهم آورند.
برخی از کسانی که تلاش می کنند تا خود را خادم اهل بیت (علیهم السلام) معرفی و از این راه اظهار محبت به آستان ایشان کنند، گاهی در اثر بی توجهی و یا یک جانبهگرایی، اقدام به سرودن و یا خواندن مطالبی می کنند که به احتمال زیاد هم قصد تقرب داشته باشند اما نتیجه مخرب و به دور از عقلانیت شیعه را دارد. به عنوان مثال در شعری خود را «کلب» آستان معرفی می کند و کلماتی از این دست که باعث وهن به شیعه و موجبات
سوء استفاده دشمن را فراهم می آورد. مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند: از چنین اقداماتی اجتناب شود (نک. محمودی، 1383: 3/ 37). بنابراین لازم هست ادبیات عاشورایی دور از هر گونه مطالب وهن آمیز باشد که در آن کرامت انسانی زیر سوال برود. هرچند آن شاعر ممکن است از عشق و علاقه قلبی اقدام به سرودن چنین اشعاری کند؛ اما لازم است، نگاه کلی و همه جانبه داشته و ارزش ها و کرامات و شرع را مورد توجه قرار دهد.
معجزه پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از نوع کلمه و کلام است. کلامی که در اوج فصاحت و تأثیرگذاری قرار دارد و همواره بدان تحدی نیز می کند (نک. فرزین، 1398: 108). قرآن در آیات متعدد بدان اشاره کرده است: «وَإِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ» (بقره/23)؛ اگر در آنچه بر بنده خویش نازل کرده ایم در تردید هستید، سوره اى همانند آن بیاورید و جز خداى همه حاضرانتان را فراخوانید اگر راست مى گویید. اشعار نیز که از جنس کلمه هست باید در اوج فصاحت بوده و تأثیرگذار باشند. مقام معظم رهبری(مدظله) در این خصوص می فرمایند: «یک وقت یکی از برادران مداح می گفت ما اگر از شعرهای خوب و شعرای بزرگ شعری انتخاب کنیم، مردم نمی فهمند؛ بنابراین مجبوریم از این شعرها استفاده کنیم. این طوری نیست؛ من این را قبول ندارم. وقتی با زبان شعر بامردم حرف بزنید، هرچه شعر پیچیده هم باشد، وقتی مداح با هنر مداحی خود توانست این را کلمه کلمه به مردم القاء و مخاطبه کند، در دل مردم اثر می گذارد. شعر را از لحاظ هنری، سطح خوب انتخاب کنید. شما ببینید خدای متعال برای بیان عالی ترین معارف، فصیح ترین بیان را انتخاب کرد» (پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری). بنابراین لازم است اشعار عاشورایی با زبان مردم سروده شوند، دارای جنبه هنری و فصیح باشند و قدرت تأثیرگذاری بالایی هم داشته باشند.
واقعه کربلا پر از عقلانیت و ارزش ها و اهداف بلند است که عقل و دین و احساس را
در کنار هم و در مسیر الهی قرار می دهد.
بزرگ فلسفۀ قتل شاه دین این است *** که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است
شعر بالا نشان از اهداف بلند و عقلائی سیدالشهداء (علیه السلام) دارد. مقام معظم رهبری هم بارها به این نکته تأکید داشته اند (نک. پایگاه اطلاع رسانی دفترمقام معظم رهبری).
قرآن بارها انسان را به بصیرت افزایی فراخوانده است: «قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ» (یوسف/108)؛ بگو طریقه من و پیروانم همین است که خلق را به خدا با بینایی و بصیرت دعوت کنیم. مقام معظم رهبری نیز معتقدند اشعار عاشورایی باید محتوای بصیرت زایی داشته باشد. «سعی کنیم آنچه را به عنوان مضمون و محتوا در شعر خودمان می گنجانیم، هر کلمه آن آموزنده باشد. فرق نمی کند؛ گاهی مصیبت است، گاهی مدح است؛ همه اینها می تواند جوری انتخاب بشود که آموزنده باشد. در دوران شور و هیجانانقلاب، در محرّمی که آخرین محرّم دوران طاغوت بود و محرّمی بود که بلافاصله بعد از محرّم و صفر، پیروزی انقلاب اتّفاق افتاد، هیئات مذهبی در شهرهای مختلف، نوحه هایی را می خواندند که هر یک از این نوحه ها به قدر یک خطابه بلند و بلیغ، مردم را آگاه می کرد و بصیرت می داد. باید همیشه همین جور باشد؛ نوحه ها را [پرمحتوا کنید]. این کاری که نوحه خوان انجام می دهد، کار بسیار جذّاب و جالبی است» (دفترحفظ و نشرآثار آیت الله خامنه ای). اگر محتوای شعر از بصیرت افزایی به دور باشد خود نوعی آسیب ادبیاتی بوده و در رساندن پیام ناتوان خواهد بود.
یکی دیگر از آسیب های مهم و جدی در حوزه ادبیات عاشورایی، دور شدن از محتوا و منابع معتبر است که باعث انحراف در این حوزه خواهد شد. رهبر معظم(مدظله) در این خصوص بیان می دارند: «بهترین مجموعه شعری که می شود در یک منبرِ مداحی انسان فکر کند، چیزی است که در آن، اولاً منقبت اهل بیت (علیهم السلام) باشد. ذکر مناقب آنها دل ها را روشن می کند، شاد می کند، شوق را در انسان برمی انگیزد، اشک را از چشم ها جاری
می کند. البته منظور، مناقب متقن است. اینجور نباشد که انسان به حرف های سست تکیه کند. این همه مناقب اهل بیت (علیهم السلام) در کتاب های معتبر وجود دارد؛ از آنها استفاده بشود؛ از گفته های افرادی که خودشان سندند، ثقه و معتبرند؛ مثل همین شعری که امروز یکی از آقایان از مرحوم آشیخ محمدحسین اصفهانی - مفتقر - خواندند. خب، این بزرگوار استاد مجتهدین است. مجتهدین بزرگ و مراجع تقلید بزرگ، در فقه و اصول و فلسفه شاگردهای او هستند. ایشان شاعر هم بوده. خب، اینشعر می شود سند. یا روایات گوناگونی که در کتب مناقب وجود دارد، شرح حال ائمه (علیهم السلام)، مناقب معتبر» (پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله سید علی خامنه ای). مضامین و منابع معتبر باعث ایجاد اعتماد در مخاطب شده و نیز به دور از اشکالات مخالفین خواهد بود.
در طول تاریخ اشعار عاشورا همواره در حال همراهی با فرهنگ زمانه بوده و در عین حال اصالت خود را حفظ کرده است. سبک شعر و در امتداد آن سبک مداحی در عین تنوع آهنگ ها سعی در حفظ وزانت و اصالت خویش داشته است. رهبر معظم در این خصوص می فرمایند: «نوآوری نباید به هنجارشکنی و تغییر هویت مداحی منجر شود و اجرای مداح را به سمت اموری که مداحی نیست بلغزاند؛ چرا که مداحی، موسیقیِ پاپ نیست» (پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله سید علی خامنه ای). بنابراین شعرای عصر حاضر باید توجه کنند صرف نوآوری و تنوع در سبک و قالب های آوازی که شعر باتوجه به آن سروده شده، کافی نیست و نباید با موسیقی پاپ اشتباه گرفته شود. متاسفانه برخی پا را فراتر گذاشته و از آهنگ های نامناسب نیز استفاده می کنند. آیت الله خامنه ای تلاش و نوآوری مداحان برای جذب جوانان را اقدامی خوب و تعالی بخش خواندند و در عین حال تأکید دارند مراقبت صورت گیرد، جذب جوانان به هر قیمتی نباشد و اینگونه نشود که برای جذب جوان، از برخی آهنگ ها و نواهای نامناسب استفاده شود.
پژوهش حاضر به بررسی دیدگاه و بیانات مقام معظم رهبری(مدظله) در خصوص آسیب های اشعار عاشورایی پرداخته و دغدغه های ایشان در جمع اهل فن ادبیات آئینی، به تفصیل بیان شد. از جمله آنها می توان به بحث دروغ و غلو در شعر عاشورایی اشاره کرد که معظم له بیان می دارند اشعار عاشورایی باید متقن، مستند و خالی از هر گونه بیان غلوآمیز و غیرواقع باشد. همچنین ایشان تأکید فراوانی بر مباحث معرفتی دارند و اینکه اشعار عاشورایی باید جنبه تعلیمی، هدایتگری و بصیرت افزایی داشته باشد. مطلب مهم دیگری که از نظر معظم له از آسیب های جدی ادبیات عاشورایی به شمار می آید، دور شدن از عقلانیت و ورود به مباحث احساسی که با هیچ حساب عقلی قابل پیوند نباشد درحالی که واقعه کربلا با موج عقلانیت عجین شده است. از دیگاه رهبری شعر عاشورایی در عین حال که عامیانه و همه فهم است نباید جنبه های هنری و فصاحت خود را از دست بدهد و باید از نظر ادبی در قله هنر باشد و از سرودن شعر با مرتبه هنری کم اجتناب شود. شعرای عاشورایی نباید در هنر شعری خویش اتحادی که سرمایه مسلمین است و در طول انقلاب اسلامی از پایه های اساسی آن به شمار می رود و موجب الفت بین برادران شیعی و سنی شده است را مورد آماج حملات ناشیانه و بعضا جاهلانه و یا احساسی خویش قرار دهند چرا که اهل سنت خود معتقد به واقعه کربلا هستند و برای سیدالشهداء (علیه السلام) عزاداری می کنند و بهره این حملات را دشمنان اسلام خواهند برد. آسیب دیگری که از نظری رهبری مورد تأکید است، دسترسی بی حساب عزاداران حسینی به بهشت است، بدین معنا که ایشان اشاره دارند اسلام دین عمل است و کشتی حسینی (علیه السلام) تسهیل کننده به مقصد است اما افراد بی عمل چگونه ادعایورود به بهشت دارند درحالی که کتاب عملشان خالی از عمل صالح باشد. اتحاد و عدم جدایی دین از سیاست نیز مطلب مهم دیگری هست که باید در بن مایه اشعار عاشورایی قرار گیرد و نباید بر طبل عزای بدون سیاست دینی زد در حالی که گریه های حضرت سجاد (علیه السلام) گریه سوز سیاسی بود و موجبات قیام و برپایی حکومت شیعی را بعد از جریان کربلا فراهم آورد. در نهایت مغفول ماندن شعرعاشورایی از اهداف قیام
حسینی (علیه السلام) بزرگ ترین آسیب ها از نظر مقام معظم رهبری به شمار می رود و لذا شعری که برای بیان اوج مصیبت کربلا به خدمت گرفته می شود باید بیانگر اهداف و علت قیام کربلا هم باشد تا نسل جوان با هدف های قیام امام حسین (علیه السلام) آشنا شده و آنها را سرلوحه زندگی خویش قرار داده و موجب سعادت جامعه شود.
_ قرآن
_ خطیب بغدادی، ابوبکراحمدبن علی (بی تا)، تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العربی.
_ صدوق، ابن بابویه محمد بن علی (1387)، صفات الشیعه، قم، مسجد مقدس جمکران.
_ طبری، محمد بن جریر (1398)، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر.
_ فرزین، علی (1398)، نمی ازیم، بررسی تطبیقی آراءعلوم قرآنی علامه معرفت و آیت الله خوئی، اول. اردبیل:خط هشت
_ قمی، شیخ عباس (1395)، نفس المهموم، قم، نگاران قلم._ کلینی، محمد بن یعقوب (1387)، الکافی، قم، دار الحدیث.
_ مجلسی، محمدباقر (1386)، بحارالأنوار، تهران، اسلامیه.
_ محمودی، سیدمحسن (1383)، مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ورامین، علمی و فرهنگی صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه و الشریف).
_ نجارزادگان، فتح الله (1391)، دوازده نکته در بررسی وارزیابی ادله توسل، شفاعت، تبرک و زیارت، قم، زائر.
_ نراقی، مهدی (1390)، جامع السعادات، قم، قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم).
_ https://hawzah.net
_ https://farsi.khamenei.ir
_ http://www.imam-khomeini
_ https://makarem.ir
_ https://www.leader.ir
دکتر محمدحسین مردانی نوکنده
ناصرالدین شاه طبع شعر داشت و اشعاری درباره حادثه کربلا سروده است. ابیات زیر بخشی از سروده های اوست که ذوق و قریحه شاعری شاه قاجار را به خوبی نشان می دهد:
عشق بازی کار هر شیاد نیست *** این شکار دام هر صیاد نیست
عاشقی را قابلیت لازم است *** طالب حق را حقیقت لازم است
عشق، از معشوق اول سر زند *** تا به عاشق جلوه دیگر کند
تا به حدی که برد هستی از او *** سر زند صد شورش و مستی از او
شاهد این مدعی خواهی اگر *** بر حسین و حالت او کن نظر
روز عاشورا در آن میدان عشق *** کرد رو را جانب سلطان عشق
بارالها این سرم، این پیکرم *** این علمدار رشید، این اکبرم
این سکینه، این رقیه، این رباب *** این عروس دست و پا خون در خضاب
این من و این ساربان، این شمر دون *** این تن عریان میان خاک و خون
این من و این ذکر یارب یاربم *** این من و این ناله های زینبم
پس خطاب آمد ز حق کای شاه عشق *** ایحسین یکه تاز راه عشق
گر تو بر من عاشقی ای محترم *** پرده برکش من به تو عاشق ترم
غم مخور که من خریدار توام *** مشتری بر جنس بازار توام
هر چه بودت داده ای در راه ما *** مرحبا صد مرحبا خود هم بیا
خود بیا که می کشم من ناز تو *** عرشو فرشم جمله پاانداز تو
لیک خود تنها نیا در بزم یار *** خود بیا و اصغرت را هم بیار
خوش بود در بزم یاران بلبلی *** خاصه در منقار او برگ گلی
خود تو بلبل، گل علی اصغرت *** زودتر بشتاب سوی داورت
دکتر محمدرضا فخر روحانی(1)
سید مهدی محمودی، زیارت عاشورا: از آغاز تا امروز، قم: موسسه کتابشناسی شیعه؛ کربلاء: العتبة الحسینیة المقدسة، 1400ش.
از جمله زیارت نامه های مشهور امام حسین (علیه السلام)، زیارت عاشورای معروفه بوده که دارای لعن و سلام در عبارت های پایانی است. هرچند سند این زیارت نامه به خداوند بزرگ می رسد. یعنی انشا کننده اولیه آن، حضرت حق تعالی است، اما در حدود 30 سال اخیر، دو نظر درباره این متن وجود داشته است. یکی زیر سوال بردن کل زیارت عاشورا و سندیت آن به لحاظ حدیثبودن است، زیرا از زبان حضرت امام محمدباقر و امام جعفرصادق (علیهم السلام) صادر شده است. دیگری، بحث درباره عبارات لعن موجود در فراز پایانی زیارت نامه است.
1) . استادیار دانشگاه قم (Abumahdi1061@gmail.com)
منکران اصالت زیارت عاشورا از این راه طرفی نبسته، راه به جایی نبردند. جواب های مفصل دریافت کردند. قدسیت زیارت عاشورا قابل انکار نیست. گروه دیگر که عبارت های لعن را افزوده های متاخر می دانند در این کتاب مورد خطاب هستند. در جواب به شبهات وارد شده، حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی محمودی بیش از 5/1 سال تلاش مستمر، بیش از 160 نسخه کهن از متن زیارت عاشورا را بررسی کرده، به این نتیجه رسیدند که تحریفی صورت نگرفته است.
در پایان باید اشاره شود که رعایت تقیه سبب شد تا در بعضی از نسخه های قدیم تر زیارت عاشورا، عبارت های لعن کوتاه تر باشد، زیرا زیارت عاشورا از ابتدا از جمله اسرار مهم و اعتقادی شیعه محسوب می شد. از جمله شخصیت های برجسته ای که این اصل تقیه را رعایت کردند، مرحوم شیخ طوسی بود. ایشان در دوره اقامت در بغداد مجبور به رعایت تقیه بود، به همین دلیل نسخه زیارت عاشورا در کتاب المصباح ایشان دارای عبارت مختصر شده لعن است. اما بعد از آنکه به دلیل فشارهای حنبلیان متعصب مجبور به هجرت به نجف اشرف شد، دیگر جایی برای تقیه نبوده، در کتاب المصباح الکبیر(تحریر نجف) صورت کامل و اصلی زیارت عاشورا نقل شده است.
برای اثبات این مطلب، کتاب مورد بررسی دارای تصاویر متعدد از عبارات لعن در نسخ قدیمی و کهن زیارت عاشورا است. تلاش های نویسنده محترمدر به دست آوردن این همه نسخه های خطی کهن که از کتابخانه های شهرهای مختلف بوده، بسیار ارزشمند است. ایشان در اواخر بهمن سال 1400 به دعوت حرم مطهر حسینی سخنرانی هایی در تبیین یافته های خویش در کربلا ارائه فرمودند که مورد تحسین علمای اعلام کربلا قرار گرفت. همچنین در دیدارهایی که با علمای بزرگ و مراجع تقلید در نجف اشرف داشتند، همگی بر تلاش های ایشان صحه گذاشتند. کتاب دارای تقریظ مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی است.
فراخوان نگارش مقاله برای فصل نامه پژوهش نامه معارف حسینی
با توجه به اهمیت و تأثیر عاشورا و امام حسین (علیه السلام) در جوامع بشری به ویژه جامعه امروز اسلام، جمعی از دردمندان صاحب قلم و اندیشه ور که ترکیبی از اساتید حوزه و دانشگاه هستند، با نیتی الهی و به دور از نگرش های سیاسی و زودگذر، بر آن شدند که انتشار فصل نامه پژوهش نامه معارف حسینی را با رویکردی علمی در مرحله اول برای مخاطبان داخل کشور و در گام بعدی برای دنیای اسلام آغاز نمایند.
فصل نامه علمی _ تخصصی پژوهش نامه معارف حسینی ضمن قدردانی از تلاش های صورت گرفته در تبلیغ و ترویج فرهنگ حسینی، درصدد است در حوزه های ذیل به ترویج و گسترش فرهنگ حسینی بپردازد:
شخصیت و ویژگی های سیدالشهداء (علیه السلام) به عنوان امام، اسوه و الگو
معارف و احادیث گزارش شده از امام حسین (علیه السلام) یا مرتبط با ایشان
تبیین تاریخی و تاریخ تحلیلی نهضت عاشورا و حماسه کربلا
سیره و سبک زندگی سیدالشهداء (علیه السلام)
تحلیل عصری و روزآمد از سیره حسینی و نهضت عاشورا
معرفی توصیفی، تحلیلی و انتقادی منابع و مصادر مرتبط با امام حسین (علیه السلام) و نهضت عاشورا
ادب و هنر عاشورایی
سایر موضوعات مرتبط با معارف حسینی
از تمامی علاقه مندان و نویسندگان محترم درخواست می شود که مقالات علمی خود را بر اساس فرمت تعریف شده نشریه، به سامانه فصل نامه ارسال نمایند.
ای که از روز ازل ما را جدا کردی حسین *** یک نگه کردی و ما را مبتلا کردی حسین
حق اشتراک سالیانه 000/200/3 ریال
هزینه اشتراک فصل نامه را به شماره حساب 0111650896001 بانک ملی به نام کانون فرهنگی تبلیغی فرات واریز نمایید.
آدرس پستی مجله: خیابان پیروزی، خیابان شهید هادی بنایی، کوچه نهم،
پلاک 16، طبقه سوم، فصل نام پژوهش نامه معارف حسینی کدپستی: 1735813677
تلفن: 33328769-021 همراه: 09113701235
فرم اشتراک فصل نامه بین المللی پژوهش نامه معارف حسینی
مشخصات متقاضی
نام خانوادگی:.............................................. نام: ...........................................
جنسیت: زن £ مرد £ _ میزان تحصیلات:............... رشته تحصیلی: ..........
شغل:...................... تاریخ و شماره فیش بانکی:.................................... مبلغ واریز شده:
متقاضی اشتراک از شماره:........ آدرس پستی و کد پستی: .......................
............................................................................................................... صندوق پستی:........................................ تلفن: ............................................ همراه: .....................................................................................................
امضای متقاضی
مشخصات مؤسسۀ متقاضی دریافت فصل نامه
نام مؤسسه:..................................... واحد درخواست کننده: ....................... آدرس پستی: ........................................................................................... ................................................................................................................
صندوق پستی:..................تلفن:..................... همراه: ..................................
تاریخ و شماره فیش بانکی: ..................................................................... مبلغ واریز شده: ......................................................................................
امضای مسئول و مهر مؤسسه
International of Husayni Research Studies
Vol. 7, No.27, Autumn 2022
International of Husayni Research Studies is credited with being the first Iranian quarterly journal of research papers in the realm of Husayni, particularly Ashura, studies. Although published mainly in Persian, the scope of papers published in it is by no means limited to Iran and/or the Persian language; it is international in both scope and theme.
Proprietor and founder: Dr. Muhammad-Husayn Mardani Nowkandeh Editor-in-Chief: Dr. Muhammad-Husayn Mardani Nowkandeh
Editorial Board:
Dr. Najaf Lakzayi, Baqir al-Ulum University, Qum
Dr. Hosein Khnifar, University of Tehran
Dr. Mojtaba Rahmandoust, University of Tehran
Dr. Ali Hajikhani, Tarbiat Modarres University
Dr. Ali Bayat, University of Tehran
Dr. Nasser Rafi'i-Muhammadi, Al-Mustafa International University
Dr. Gholam-Reza Khoshfar, University of Golestan
Dr. Muhammad-Reza Sangari, Institute of Islamic Culture and Thought
Dr. Mohammad Ranjbar Hosseini, Quran and Hadith University
Dr. Muhammad-Reza Fakhr-Rohani, University of Qum
Dr. Mahdi Mardani (Golestani), Quran and Hadith University
English sections: Dr. Muhammad-Reza Fakhr-Rohani
Contact information
Telefax: +98-21-43855828
Mailing address: International of Hussaini Reaserch Studies, Floor 3 No 16.9th Alley, Shahid Hadi Banayist, Piruzi Ave., Tehran 1735813677 http://www.maarefehosseini.ir Ayate.boostan@gmail.com
An Historical Overview of Ashura in Persian Literature
Dr. Asghar Shahbazi and Dr. Muhammad Hasan Beygi
Literature may be regarded as a mirror that reflects historic events, commingled with literary imagination, hence creating long-lasting effects. As such, the epic movement of Imam al-Husayn left its tremendous impressions and effects on Persian literature. From this perspective, the Ashura-oriented poetic compositions depict such a profound influence. Keywords: The Ashura epic, Persian literature, Ashura-oriented poetry.
The Ashura Movement of Imam
al-Husayn as Viewed by Dr. Muhammad Iqbal
Dr. Sayyid Kamal Husayni Muhammad Umar Mobarez
The Ashura movement has been a world-famous movement that was initiated by a descendant of the Prophet Muhammad and has been preserved by liberation-seeking people in the world. It was also observed by Dr. Muhammad Iqbal who was a profound intellectual of the Indian subcontinent. The present paper is devoted to his thoughts and reflections on the Ashura episode. According to Iqbal, whenever Muslims experience intellectual, cultural, political, and social regression, Ashura can prove a good solution for them. Hence Iqbal's views may be a linking ring among various peoples. His poems in this regard have been of deep impact and lessons on its readership.
Keywords: Imam al-Husayn, Muhammad Iqbal, justice, liberation, martyrdom, poetry.
The Females of the Ahl al-Bayt's Elegies on the Martyrdom of Imam al-Husayn: Evidence from Umm Luqman's Elegies
Dr. Ali Farsi Madan
The females of the Ahl al-Bayt played significant roles in preserving the Ashura movement through their lamentation, elegies, and holding ceremonies. The present paper deals with the issue that who of the Ahl al- Bayt females continued the Ashura Umm al-Banin, the daughters of `Aqil b. Abi Talib, eg, Asma, Zaynab, Ramalah, Fatimah, and Umm Luqman. Among theirs, Umm Luqman's elegies are the most quoted ones, as she paid careful attention to such elements as space, time, mode of composition, and the physical circumstances involved.
Keywords: Imam al-Husayn, poetry, elegy, Umm Luqman.
A Comparative Study of the Ashura-oriented Poems of Elahi Kermanshahi and Abbasqoli Yahyavi Ardabili from Epic Perspective
Dr. Khodabakhsh Asadollahi Gholamreza Ziyaee Nayyeri
The Ashura episode is replete with various kinds of steadfastness as practised and led by Imam al-Husayn and his companions, hence the epic aspect of the whole event has been shown much more than its other aspects. The present paper attempts to provide a comparison of the Ashura-oriented poems of Elahi Kermanshahi and Abbasqoli Yahyavi Ardabili. They portray various religio-ritual and epic values highlighted therein. Such values pertain to steadfastness, sacrifice, resistance, challenges, and fighting oppression. Composed in Persian and Turkish, they embody educative values and standards, too.
Keywords: Ashura-oriented poems, religious epics, Elhami, Yahyavi.
Raziyeh Tojjar's Novels on the Karbala Episode
Dr. Ahmad Sanchooli Dr. Muhammad Mojavvez
Shahla Kalbeali
Raziyeh Tojjar is a committed novelist who made connections between the Karbala episode and the sacred defence, ie, the Iraqi imposed war on Iran.
Through the connections made, she tries to make similaries between the two noteworthy events. The present study draws upon eleven novels of hers. Keywords: Resistance, Imam al-Husayn, the Karbala episode, Raziyeh Tojjar.
Threats Associated with Contemporary Ashura-themed Poems in the Words of the Supreme Leade
Fatemeh Piri
Ali Farzin
The event of Ashura has been truly a historic and eternally influential event. It has since burned the hears of all true believers. According to the Supreme Leader, Ayatollah Kamenehyi, some of the major defects of contemporary Persian Ashura-oriented poems include exaggeration, untrue statements, weak poems, poems with poor supportive evidence, and statements that harm Muslims' integrity.
Keywords: Ashura, letters, the Supreme Leader, threats.