ghaemiyeh.com
سرشناسه:محمدی ریشهری، محمد، ۱۳۲۵ -
عنوان و نام پدیدآور:کیمیای عشق/ محمد محمدی ری شهری؛ تلخیص عبدالهادی مسعودی؛ ترجمه حسن اسلامی.
مشخصات نشر:قم : دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر، ۱۳۸۳.
مشخصات ظاهری:۲26 ص.
فروست:مرکز تحقیقات دارالحدیث؛ ۶۲.
شابک:۸۰۰۰ ریال 964-7489-70-6 : ؛ ۲۰۰۰۰ ریال: چاپ دوم978-964-7489-70-6 :
یادداشت:کتاب حاضر برگزیدهای از ترجمه کتاب "المحبه فی الکتاب و السنه" اثر محمد ری شهری است
یادداشت:فارسی - عربی.
یادداشت:چاپ قبلی: دارالحدیث: سازمان چاپ و نشر، ۱۳۸۲.
یادداشت:چاپ دوم: ۱۳۸۷.
یادداشت:کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع:احادیث شیعه -- قرن ۱۴
موضوع:دوستی -- احادیث
شناسه افزوده:مسعودی، عبدالهادی، ۱۳۴۳ -، خلاصه کننده
شناسه افزوده:اسلامی، سیدحسن، ۱۳۳۹ -، مترجم
شناسه افزوده:دار الحدیث. مرکز چاپ و نشر
رده بندی کنگره:BP۱۴۱/۵ /د۹م۳۸۰۱۸۷۲ ۱۳۸۳
رده بندی دیویی:۲۹۷/۲۱۲
شماره کتابشناسی ملی:م۸۴-۲۲۴۷۰
کیمیای عشق
محمد محمدی ری شهری
تلخیص عبدالهادی مسعودی
ترجمه حسن اسلامی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد للّهرب العالمین والصلاة والسلام علی عبده المصطفی محمّد وآله الطاهرین و خیار صحابته أجمعین.
امروز،جهان بیش از هر وقت دیگر،تشنۀ دوستی و الفت و مهر و محبّت است.
در دنیای امروز که بدبینی،کینهتوزی،خشونت و ترور بر جهان حکومت میکند،جامعۀ بشری بیش از هر زمانی احساسِ نیاز به کیمیای محبّت دارد.
کیمیای محبّت،اصلیترین عامل تنشزدایی در سطح بینالملل و تنها راه رسیدن به صلح همهجانبه و فراگیر است.
امّا باید توجّه داشت که تنها با سخن و شعار و گفتگو،نمیتوان به این کیمیا دست یافت.راه دستیابی به این کیمیا،خودسازی و اصلاح فرهنگ عمومی است و نخستین گام در این راه،مبارزه با عوامل کینه و نفرت،و گام دوم،ایجاد و تقویتِ بنیادهای مهر و محبّت است.
حرکت در این راه،نیاز به تعلیم،تربیت،آموزش و آموزگار دارد و بهترین و بزرگترین آموزگارِ مهر و محبّت،مهربانترین مهربانان،آفریدگار جهان است.او که سخن خود را با انسان در قرآن با نام«رحیم»و«رحمان»آغاز میکند (اشاره به اینکه او نه تنها«رحیم»است و به اهلِ ایمان و انسانهای شایسته،سخت مهر میورزد،بلکه«رحمان»نیز هست).او همه را دوست دارد و خوب و بد،از رحمت و محبّت عامّۀ او بهره میگیرند که:
«وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ» 1
ادیم زمین،سفرۀ عام او است چه دشمن بر این خوان یغما،چه دوست (1)
امیر مؤمنان علیه السلام با الهام از این سنّت خدای مهربان،در منشور حکومت مصر به مالک اشتر مینویسد:
وَأشعِر قَلبَکَ الرَّحمَةَ لِلرَّعِیَّةِ،وَالمَحَبَّةَ لَهُم،وَاللُّطفَ بِهِم، وَلا تَکونَنَّ عَلَیهِم سَبُعاً زارِیاً تَغتَنِمُ أکلَهُم،فَإِنَّهُم صِنفانِ:إمّا أخٌ لَکَ فِی الدّینِ،وَإمّا نَظیرٌ لَکَ فِی الخَلقِ؛ (2)
احساس رحمت،محبّت و لطفِ به شهروندان را بر دلت بپوشان و بر آنان،درندهای آسیبرسان مباش که خوردن
شکارش را غنیمت داند؛چرا که آنان،دو دستهاند:دستهای برادرِ دینی تو اند،و دستهای دیگر،در آفرینش،همانندِ تو.
و نیز میفرماید:
أَبلَغُ ما تَستَدَرُّ بِهِ الرَّحمَةَ أن تُضمِرَ لِجَمیعِ النّاسِ الرَّحمَةَ. (1)
.غرر الحکم:3353. [1]
بهترین راه جذب رحمت [و مهربانیِ] الهی این است که [در دل،] نیّتِ رحمت [و مهربانی] به همۀ مردم داشته باشی.
باری،آفریدگار مهربان،نه تنها بزرگترین آموزگار دوستی است،بلکه همۀ مهرورزیها ریشه در رحمت و محبّت او دارند و بدون پیوند با او،هیچ محبّتی نمیپاید و هیچ کینه و دشمنیای از جهان رخت برنخواهد بست و آرزوی فراگیر شدن مهر و دوستی در جامعۀ بشری و حاکمیّت صلح همهجانبه هرگز تحقّق نخواهد یافت.
کتاب دوستی در قرآن و حدیث،شرح این اجمال است.انتشار این کتاب به زبان عربی مورد استقبال فرهیختگان جهان اسلام قرار گرفت تا آنجا که برخی از چهرههای علمی حجاز ضمن تأکید بر نیاز همه مسلمانان به این نوشتار پیشنهاد انتشار آن را در سطح گسترده در جوامع اسلامی ارائه کردند.
به دنبال این پیشنهاد،کتاب«دوستی»توسط فاضل گرانمایه جناب آقای عبدالهادی مسعودی تلخیص گردید و اینک گزیدۀ آنچه از این کتاب مربوط به مهرورزی انسانها نسبت به خدای
1) (1)
منّان است با عنوان«کیمیای عشق»در برابر شماست.«کیمیای عشق»گزیدۀ بخش دوم کتاب«دوستی در قرآن و حدیث»است که تقریباً همه عناوین اصلی و فرعی آن حفظ و تنها از تعداد احادیث آن کاسته شده است،بدیهی است مطالعه اصل کتاب برای آگاهی کاملتر از رهنمودهای اسلام در زمینۀ مهرورزی انسانها به پروردگارشان ضروری است.
به امید روزی که با بهرهگیری از رهنمودهای سازندۀ اسلام قلب مردم جهان مالامال از محبّت و عشق به خدای سبحان شود،طبعاً چنین عشقی،الفت و سازگاری مردم با یکدیگر را نیز در کاملترین شکل آن در پی خواهد داشت.
در اینجا از همۀ کسانی که در مرکز تحقیقات دار الحدیث به گونهای در تهیۀ این مجموعۀ ارزنده سهیم هستند صمیمانه سپاسگزاری مینمایم به ویژه حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای محمّد تقدیری که متن اصلی کتاب با همکاری ایشان سامان یافت و نیز حجت الاسلام جناب آقای عبدالهادی مسعودی که گزیدۀ آن را تهیه کردند،همچنین حجت الاسلام جناب آقای سید حسن اسلامی که زحمت ترجمه آن را پذیرا شدند،و برای همۀ آنان از خداوند منان پاداشی در خور فضل و کرامت خود مسئلت دارم.
در پایان،جالب است به رؤیایی شگفتانگیز دربارۀ ترجمۀ این کتاب به زبان اردو،اشاره کنم:
گفتنی است که ترجمۀ کتاب دوستی به زبان اردو،اخیراً به وسیلۀ «مؤسسّۀ امام المنتظر»و با همّت حجت الاسلام جناب آقای سیّد نیاز نقوی منتشر شد.
ایشان نقل کرده که:کارِ تایپ و تنظیم ترجمۀ کتاب به زبان اردو،به عهدۀ دامادش آقای سیّد محمّد رضا نقوی بود که مدّتی پیش در سنّ بیست و هفت سالگی به رحمت ایزدی پیوست؛ رضوان اللّه تعالی علیه! دو روز پس از وفات وی،یکی از دوستانش آقای سیّد ظهیر الحسنین شیرازی که از نقش مرحوم سیّد محمّد رضا در تنظیم ترجمۀ کتاب دوستی به زبان اردو، بیاطّلاع بوده،به وی (آقای سیّد نیاز نقوی پدر خانم آن مرحوم) مراجعه میکند و میپرسد:
جریان کتاب محبّت چیست؟چون من او را در عالم رؤیا دیدم و گفت:«مشکل من (در عالم برزخ) به خاطر مفاتیح الجنان و کتاب محبّت حل شد»....
با توجّه به اینکه بینندۀ خواب،از جریان کارِ آن مرحوم در مورد این کتاب بیاطّلاع بوده،میتوان اطمینان یافت که این رؤیا از رؤیاهای صادقه است.لذا از آقای نقوی خواستم که آقای سیّد ظهیر،عین آنچه را در رؤیا دیده،برایم بنویسد.ایشان نوشت:
بنده چند سالی با مرحوم آقای سیّد محمّد رضا نقوی-اعلی اللّه مقامه-آشنایی و رفاقت داشتم.او دو روز بعد از وفاتش به خواب من آمد (شب چهارشنبه نزدیک اذان صبح) و به من گفت:«حالم بسیار خوش است.زیاد به فکر من نباشید.
فقط در دعاها مرا فراموش نکنید.بعضیها به من میگفتند:
همیشه مشغول کار تایپ و تنظیم کتابها هستی و داری وقتت را ضایع میکنی؛[امّا] تایپ و تنظیم کتاب مفاتیح الجنان و المحبّة فی الکتاب والسنة (به اردو)،خیلی بدردم خورد و باعث نجاتم شد!
آری،آنچه بیش از هر چیز دیگر،برای انسان در این جهان و جهانِ پس از مرگ،کارساز است،کیمیای محبّت است: یک جو ثمر نمیبرد از خرمن کمال در دل،هر آن که تخم محبّت نکِشته است
إلهی! لم یکن لی حول فأنتقل به عن معصیتک إلّافی وقت أیقظتنی لمحبّتک، فانهج لی إلی محبّتک سبیلاً سهلة أکمل لی بها خیر الدنیا والآخرة.
محمّد محمّدی ری شهری
1382/9/10
دست از مسِ وجود چو مردان ره بشوی تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی حافظ
اسلام که دینِ همۀ انبیای راستین و برنامۀ تکامل انسان است، ریشه در محبّت خدا دارد.امام علی علیه السلام در این باره میفرماید:
إنَّ هذَا الإِسلامَ دینُ اللّهِ الَّذِی اصطَفاهُ لِنَفسِهِ...وأقامَ دَعائِمَهُ عَلی مَحَبَّتِهِ.
این اسلام،دین خداوند است که آن را برای خود برگزیده است و ستونهایش را بر محبّت خویش استوار ساختهاست. (1)
.ر.ک:دوستی در قرآن و حدیث،ص 309 ح 954. [1]
و این،بدان معناست که خدا دوستی،اصلیترین پایههای سازندگی فردی و اجتماعی و تکامل مادّی و معنوی انسان است و همۀ آنچه انبیای الهی برای هدایت جامعۀ بشر آوردهاند،در صورتی به نتیجۀ مطلوب میرسد که بر این پایه استوار باشد و تا
1) (1)
انسان به کیمیای محبّتِ خدا دست نیافته،به فلسفۀ خلقت خود، دست نخواهد یافت. (1)
.عاشق شو ار نه روزی،کار جهان سرآید ناخوانده نقش مقصود،از کارگاه هستی
امام سجاد علیه السلام در دعای«مکارم الأخلاق»از صحیفۀ سجادیه،به کیمیاگری محبّت اشاره کردهاست،آنجا که میفرماید:
وَانهَج لی إلی مَحَبَّتِکَ سَبِیلاً سَهلَةً أکمِل لی بِها خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ.
به سوی محبّتت،راهی آسان برایم بگشا که بدان،خیر دنیا و آخرت را برایم کامل کنی (2).
بر این اساس،هر چه محبّت انسان نسبت به آفریدگار جهان، بیشتر و قویتر باشد،توفیق بیشتری برای رسیدن به راز آفرینش خود و کسب کمالات انسانی دارد.لذا در زیارت پیشوایان دین، اهل بیت رسول خدا که در اوج قلّۀ انسانیت و امامت قرار دارند،با صفت«
التّامّینَ فی مَحَبَّةِ اللّهِ (کاملان در دوستی خدا)» (3)مورد خطاب قرار میگیرند.
فصل اوّل از بخش دوم این کتاب،دربارۀ آیات و احادیثی است که با بیانهای گوناگون،اهل ایمان را به تحصیل کیمیای محبّت خدا دعوت میکنند.
مسئلۀ اصلی،چگونگیِ به دست آوردن محبّت خداست.
رهنمودهای اهل بیت در این باره،در فصل دوم خواهد آمد.
خلاصۀ این رهنمودها این است که اصلیترین مبادی محبّت خدا پس از فضل و رحمتش،معرفت است.خداوند سبحان،به فضل و رحمت خود،عشق به خوبیها و زیباییها را در سرشت انسان نهاد و از آنجا که خود،جامعِ همۀ کمالات و زیباییهاست،ممکن نیست کسی حقیقتاً او را بشناسد و او را دوست نداشته باشد.از این رو،امام مجتبی علیه السلام تأکید میفرماید که:
مَن عَرَفَ اللّهَ أحَبَّهُ. (1)
.تنبیه الخواطر:52/1. [1]
هرکه خدا را بشناسد،دوستش خواهد داشت.
دو نوع معرفت برای انسان نسبت به حضرت حق-جلّ و علا- امکانپذیر است:اوّل،معرفت از طریق برهان که تکیهگاه ایمان است و دوم،معرفت از طریق شهود که یقین نامیده میشود.لذا وقتی میگوییم:معرفت خدا،مبدأ محبّت اوست،این سؤال پیش میآید که کدام معرفت؟معرفت برهانی یا شهودی،و یا هر دو؟
پاسخ این است که:هر دو.هر قدر انسان نسبت به خداوند متعال معرفت پیدا کند،به همان میزان،با زیباییها و کمالات او آشنا میشود و نسبت به او علاقه پیدا مینماید.به همین جهت،
1) (1)
معرفت برهانی هم میتواند مبدأ محبّت خدا باشد و از این رو وقتی حضرت داوود علیه السلام از خداوند میپرسد:«
کَیفَ احَبِّبُک إلی خَلقِکَ؟ ؛چه گونه محبّت ترا بین مردم ایجاد کنم؟»،پاسخ میشنود:«
اُذکُر أیادِیَّ عِندَهُم،فَإِنَّکَ إذا ذَکَرتَ لَهُم ذلِکَ أحَبّونی ؛دست احسانم به ایشان را یاد کن که اگر به یادشان بیاوری دوستم خواهند داشت». (1)
.ر.ک:دوستی در قرآن و حدیث،بخش دوم، [1]فصل اوّل ص 301 ح 941.
با این همه،تردیدی نیست که محبّت تامّ و کامل که از آن به عشق تعبیر میشود،جز از طریق معرفت شهودی حاصل نمیگردد.به گفتۀ برخی از اهل معرفت:
تمام مطلب این است که تا انسان،معرفت شهودی نسبت به خدا پیدا نکند،عاشق نمیشود.اگر اینگونه عارف شد، میبیند که همۀ خوبیها در خدا جمع است: «آللّهُ خَیْرٌ أَمّا یُشْرِکُونَ» . (2)بنابر این،محال است انسان به غیر خدا توجّه کند. (3)
بر این اساس،آنان که معرفتشان نسبت به خداوند متعال،معرفت شهودی است،بالاترین درجات عشق و محبّت را نسبت به ذات مقدس او دارند،و آنان دو طایفهاند:یکی«ملائکه»و دیگری «أولوا العلم»؛همانگونه که خداوند سبحان میفرماید:
شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ . (1)
.سورۀ آل عمران،آیۀ 18. [1]
خداوند گواهی میدهد که جز او هیچ معبودی نیست؛و نیز فرشتگان [او] و دانشوران.
امام علی علیه السلام دربارۀ شدّت محبّت طایفۀ اوّل،یعنی فرشتگان، نسبت به حضرت حق-عزّوجل-چنین میفرماید:
...قَدِ استَفرَغَتهُم أشغالُ عِبادَتِهِ و وَصَلَت حَقائِقُ الإِیمانِ بَینَهُم و بَینَ مَعرِفَتِهِ وقَطَعَهُمُ الإِیقانُ بِهِ إلَی الوَلَهِ إِلَیهِ،و لَم تُجاوِز رَغَباتُهُم ما عِندَهُ إلی ما عِندَ غَیرِهِ،قَد ذاقوا حَلاوَةَ مَعرِفَتِهِ،وشَرِبوا بِالکَأسِ الرَّوِیَّةِ مِن مَحَبَّتِهِ.
اشتغال به عبادتش،آنان را از هر چیز دیگر بازداشته است و حقایق ایمان،آنان را به معرفت پروردگارشان پیوند دادهاست و یقین به او،آنان را از دیگران بریده و شیفتۀ او ساخته است و خواستههایشان از آنچه نزد اوست،به آنچه نزد دیگری است،درنمیگذرد.آنان،شیرینی معرفتش را چشیده و از جام لبریز محبّتش نوشیدهاند. (2)
و لذّت طایفۀ دوم از معرفت خدا را امام صادق علیه السلام چنین توصیف مینماید:
لَو یَعلَمُ النّاسُ ما فی فَضلِ مَعرِفَةِ اللّهِ-عَزَّوجَلَّ-ما مَدّوا أعیُنَهُم إلی ما مَتَّعَ اللّهُ بِهِ الأَعداءَ مِن زَهرَةِ الحَیاةِ الدُّنیا و نَعیمِها،و کانَت
دُنیاهُم أقَلَّ عِندَهُم مِمّا یَطَؤونَهُ بِأَرجُلِهِم ولَنَعِموا بِمَعرِفَةِ اللّهِ-جَلَّ وعَزَّ-وتَلَذَّذوا بِها تَلَذُّذَ مَن لَم یَزَل فی رَوضاتِ الجِنانِ مَعَ أولِیاءِ اللّهِ.
اگر مردم از فضیلت شناخت خدای-عزّوجل-باخبر میشدند،به نعمتها و خوشیهای زندگی دنیوی که خداوند دشمنان را از آن برخوردار ساخته است،چشم نمیدوختند و دنیایشان از آنچه با گامهایشان بر آن پای مینهند نیز کمتر میشد و با نعمت خدا متنعّم میشدند و از آن لذّت میبردند؛لذّت بردن کسی که همواره در باغهای بهشت،در کنار اولیای خداست. (1)
.کافی،ج 8،ص 247 ح 347 و ر.ک:دوستی در قرآن و حدیث،ص 319 ح 968. [1]
راه رسیدن به معرفت شهودی،تخلیه و تجلیۀ قلب است.تخلیۀ قلب،به معنای پاکسازی آینۀ دل از کدورتها و زنگار کارهای ناشایسته است.امام سجاد علیه السلام در دعاییکه ابوحمزۀ ثمالی از آن حضرت نقل کردهاست،خطاب به خداوند متعال میفرماید:
وأنَّ الرَّاحِلَ إلَیکَ قَرِیبُ المَسافَةِ وأنَّکَ لَاتَحتَجِبُ عَن خَلقِکَ إلّاأن تَحجُبَهُمُ الأَعمالُ دونَکَ. (2)
آنکه به سوی تو کوچ کردهاست،راهش بس نزدیک است و تو از خلقت در حجاب نشدهای،جز آن که کردارشان،آنان
را از تو میپوشاند.
امام در این کلام،تصریح میکند که جمالِ جمیل حضرت حق- جلّ و علا-حجاب ندارد.حجاب،از ناحیۀ کارهای ناشایسته است،و اگر حجابِ زنگارهای اعمال ناشایسته از آینۀ دل زدوده شود،انسان به معرفت شهودی میرسد.
با عنایت به این مقدمه،به این نتایج میرسیم که:
اولاً تجلیۀ قلب،راه دوم برای معرفت شهودی محسوب نمیشود؛بلکه تخلیه و پاکسازی دل از زنگارهای کارهای ناشایسته،برای رسیدن به معرفت شهودی کافی است و تجلیه دل، به وسیلۀ کارهای شایسته،بر قوّت این معرفت،خواهد افزود.
ثانیاً حجابهای معرفت خدا،با موانع محبّت او یکی است؛زیرا چنانکه دانستیم،معرفت شهودی خداوند متعال،با محبّت او همراه است.از این رو کسانی که با عنصر تقوا حجابهای معرفت شهودی را کنار زدهاند،با کیمیای محبّت خدا رشتۀ محبّت غیر او را گسستهاند.امام باقر علیه السلام آنها را چنین توصیف میفرماید:
...قَطَعوا مَحَبَّتَهُم بِمَحَبَّةِ رَبِّهِم...ونَظَروا إلَی اللّهِ-عَزَّوجَلَّ-و إلی مَحَبَّتِهِ بِقُلوبِهِم.
محبّت خویش را [به دنیا] برای محبّت پروردگارشان بریدهاند...و با دلهای خود،به خداوند عزّوجل و محبتش نگریستهاند. (1)
.ر.ک:دوستی در قرآن و حدیث، [1]اسباب خدا دوستی،تقوا:ص 323 ح 977.
1) (1)
ثالثاً برخی از عناوینی که در«اسباب خدا دوستی» (1)
.ر.ک:ص 65. [1]
آمد و یا در «اسباب محبوبیت نزد خدا» (2)میآید؛مانند:تقوا و توبه،اسباب تجلیۀ قلب و بیشتر آنها اسباب تحلیۀ قلب نیز محسوب میشوند.تفکیک میان«اسباب خدا دوستی»و«اسباب محبوبیت»،به دلیل آن است که دستۀ اوّل،اسباب محبّت بنده نسبت به خدای تعالی را توضیح میدهد و دستۀ دوم،اسباب محبّت خداوند متعال نسبت به بنده را بیان مینماید؛ولی به کار بردن اسباب هر یک از این دو طایفه در مورد هدفِ اسباب طایفۀ دیگر،بلامانع است.
مثلاً در متن قرآن و حدیث،توبه،سبب محبّت خدا به بنده شمرده شده است؛لیکن با توضیحاتی که داده شد،سبب محبّت بنده به خدا نیز هست؛یا معرفت خدا،تقوا و دعا که جزء اسباب محبّت بنده نسبت به خدا ذکر شدهاند،در صورتی که موجب محبّت خدا به بنده نیز هستند و در بعضی از اسباب (مانند«یاد خدا» (3)) به این نکته تصریح شدهاست که موجب محبّت خدا به بنده و بنده به خداوند متعال است.
دنیا دوستی،اصل هر گناه،ریشۀ هر حجاب و بذر هر یک از موانع خدا دوستی است.از این رو در باب اوّل از ابواب موانع محبّت
خدا،آن را (خطرناکترین مانع) (1)
.ر.ک:ص 149. [1]
محبّت خدا نامیدهایم.بر اساس نصوص این باب،محبّت خدا به هیچ وجه قابل جمع با محبّت دنیا نیست و تا ذرّهای از غبار این محبّت بر آینۀ دل نشسته باشد، معرفت و محبّت حقیقی خدا برای انسان،امکانپذیر نیست.در اینجا این سؤال پیش میآید که:دنیا چیست؟و چرا محبّت آن،با محبّت خدا قابل جمع نیست؟
دنیا در فرهنگ نصوص اسلامی عبارت است از هدف قرار دادن امکانات و لذایذ مادّی و دنیوی.اگر برخورداری از لذایذ مادّی و دنیوی،مقدمۀ معنویت و آخرت و رسیدن به قرب الهی باشد،در فرهنگ اسلام،دنیا محسوب نمیشود.لذا نه تنها مانع برای محبّت خدا نیست؛بلکه مقدمۀ آن است.امّا اگر کامیابیهای مادّی هدف قرار گرفت،خطرناکترین آفات معنویت و محبّت است: «ما جَعَلَ اللّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ ؛خداوند در درون یک فرد دو دل قرار ندادهاست» (2).دلی که ظرف محبّت دنیا و لبریز از تاریکیهای معنوی است،چگونه میتواند عرش رحمان باشد و نور آسمانها و زمین را در خود جای دهد؟لذا امامالعارفین میفرماید:
کَما أنَّ الشَّمسَ وَاللَّیلَ لا یَجتَمِعانِ کَذلِکَ حُبُّ اللّهِ وحُبُّ الدُّنیا لا یَجتَمِعانِ. (3)
همان گونه که خورشید و شب،جمع نمیشوند،خدا دوستی و دنیا دوستی نیز باید یکدیگر جمع نمیشوند.
در این باب،تفاوتی میان کامیابیهای حلال و حرام نیست.
کامیابیهای حلال هم اگر هدف باشد،تاریکی میآورد و مانع محبّت حقیقیِ نورِ مطلق است.لذا پیامبر اکرم به ابوذر فرمود:
لِیَکُن لَکَ فِی کُلِّ شَیءٍ نِیَّةٌ صالِحَةٌ حَتَّی الأَکلَ وَالنَّومَ. (1)
.میزان الحکمة،ش 20999، [1]مکارم الاخلاق:2661/370/2. [2]
در هر چیز باید نیتی شایسته داشتهباشی؛حتّی در خورد و خواب.
البته تردیدی نیست که ظلمت کامیابیهای حرام،بیشتر و بازدارندگیاش افزونتر است.
اجتناب از مطلق دنیادوستی،بالاترینِ مراتب تقواست که اگر انسان بدان دست یابد،به کیمیای محبّت و بالاترین درجات کمالات معنوی دست یافتهاست.امام باقر علیه السلام دربارۀ این گروه از متّقین و کسانی که به این مرتبه رسیدهاند میفرماید:
قَطَعوا مَحَبَّتَهُم بِمَحَبَّةِ رَبِّهِم...ونَظَروا إلَی اللّهِ... (2)
محبّت خویش را [به دنیا] به خاطر دوستیِ خدا بُریدند و چشم به خدا دوختند...
دنیادوستی،ریشه در بیماریهای دل دارد.قلب سلیم،از محبّت
دنیا خالی است.امام صادق علیه السلام در تبیین آیۀ شریف «إِلاّ مَنْ أَتَی اللّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ؛جز آنکه با دلی سلیم در پیشگاه الهی حاضر شود» (1)
.سورۀ شعرا،آیۀ 89. [1]
میفرماید:هُوَ القَلبُ الَّذِی سَلِمَ مِن حُبِّ الدُّنیا. (2)
آن دلی است که از محبّت دنیا فارغ است.
در اینجا این سؤال پیش میآید:ریشۀ بیماریهای دل که سبب محبّت دنیا نیز هست،چیست؟
پاسخ ایناستکه ریشۀ بیماریهایقلب و سبب همۀ رذایل اخلاقی،خودخواهی است.بنابراین،برای درمان اساسی دنیادوستی،راهی جز مبارزه با خودخواهی وجود ندارد.
امام خمینی رحمه الله در این باره،خطاب به فرزندش چنین میفرماید:
فرزندم! از خودخواهی و خودبینی به در آی که این،ارث شیطان است که به واسطۀ خودبینی و خودخواهی از امر خدای تعالی به خضوع برای ولی و صفیّ او-جلّ و علا- سر باز زد؛و بدان که تمام گرفتاریهای بنیآدم،از این ارث شیطانی است که اصل اصول فتنه است و شاید آیۀ شریفۀ «وَ قاتِلُوهُمْ حَتّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّهِ» 3 در بعضی مراحل آن،اشاره به جهاد اکبر و مقاتله با ریشۀ فتنه که
شیطان بزرگ و جنود آن که در تمام اعماق قلوب انسانها شاخه و ریشه دارد،باشد؛و هرکس،برای رفع فتنه از درون و برون خویش،باید مجاهده نماید و این جهاد است که اگر به پیروزی رسید،همه چیز و همه کس اصلاح میشود. (1)
.صحیفۀ نور:371/22 و 372.
در اینجا،فرصت نقد و بررسی روش علمای اخلاق در مبارزه با خودخواهی و معالجۀ رذایل اخلاقی و سالمسازی دل از طریق ممارست بر ضدّ آنها نیست.لذا تنها به بحث و بررسی درباره رهنمود مهم امام علی علیه السلام بسنده میکنیم.ایشان دربارۀ اساسیترین کاری که به سالمسازی قلب میانجامد،چنین میفرماید:
أَصلُ صَلاحِ القَلبِ اشتِغالُهُ بِذِکرِ اللّهِ. (2)
اصل صلاح دل،مشغول داشتن آن به یاد خداست.
این سخن،از سخنان درخشان و برجستۀ امام علی علیه السلام است؛ بلکه از معجزات علمی آن بزرگوار محسوب میشود.در این کلام، امام،دقیقترین درسهای سالمسازی دل و سیر و سلوک الی اللّه را به کسانی که طالب این راه هستند،داده است.
بر اساس این رهنمود،یاد خدا رمز خودسازی است.یاد خدا، در واقع انسان را از خودِ حیوانی تهی میکند و بدینوسیله،انسان میتواند خویشتن را از رذایل اخلاقی پاک نماید و خودِ انسانیِ
خویش را بیابد و با این دریافت،به معرفت و محبّت خدا برسد که «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ؛ (1)
.غرر الحکم:5162، [1]مناقب خوارزمی:ص 375 ح 395 نقل از مائة کلمه جاحظ عن امامعلی علیه السلام،شرح نهج البلاغه:ج 20 ص 292 ح 239،صراط المستقیم:ج 1 ص 156،عوالی اللآلی:ج 4 ص 102 ح 149. [2]
هرکس خود را شناخت، پروردگارش را شناخته است».در نصوص اسلامی،نقش یاد خدا در سازندگی انسان،به تفصیل مورد توجّه قرار گرفته است که برای نمونه،به سه دسته از آنها اشاره میکنیم:
دستۀ اوّل،روایاتی که در آنها نقش یاد خدا در آفتزدایی و سالمسازی قلب،مورد توجه قرار گرفتهاست؛مانند این روایات که از امام علی علیه السلام نقل شده است:
ذِکرُ اللّهِ،مَطرَدَةُ الشَّیطانِ. (2)
یاد خدا،دور کننده شیطان است.
ذِکرُ اللّهِ،رَأسُ مَالِ کُلِّ مُؤمِنٍ ورِبحُهُ السَّلامَةُ مِنَ الشَّیطانِ. (3)
یاد خدا،سرمایه هر مؤمن و سود آن،سلامتی در برابر شیطان است.
ذِکرُ اللّهِ،دَواءُ أَعلالِ النُّفوسِ. (4)
یاد خدا،داروی دردهای جانها است.
یا مَنِ اسمُهُ دَواءٌ و ذِکرُهُ شِفاءٌ. (1)
.مصباح المتهجد:361. [1]
ای آن که نامش دوا و یادش شفا است.
دستۀ دوم،متونی که بیان کنندۀ نقش یاد خدا در آرامش دل و شرح صدر،و نورانیت قلب و فکر،و ایجاد حیات و حواسّ باطنی،و رشد و تکامل معنوی است؛مانند گفتار خداوند متعال:
أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . (2)
آگاه باش؛به یاد خدا دلها استوار میگردد.
و آنچه از امیر مؤمنان نقل شدهاست:
الذِّکرُ،یَشرَحُ الصَّدرَ. (3)
یاد خدا دل را گشایش میدهد.
دَوامُ الذِّکر ِ،یُنیرُ القَلبَ وَالفِکرَ. (4)
یاد مداوم خدا دل و خرد را درخشان میکند.
مَن ذَکَرَ اللّهَ،أحیا قَلبَهُ و نَوَّرَ عَقلَهُ و لُبَّهُ. (5)
آن که یاد خدا کند دلش را زنده بدارد و عقلش را درخشان کند.
إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ جَعَلَ الذِّکرَ جِلاءً لِلقُلوبِ،تَسمَعُ بِهِ بَعدَ الوَقرَةِ،
وتُبصِرُ بِهِ بَعدَ العَشوَةِ وتَنقادُ بِهِ بَعدَ المُعانَدَةِ. (1)
.نهج البلاغه:خطبۀ 222. [1]
خداوند سبحان یاد خود را مایه صفای دلها قرار دادهاست، که پس از ناشنیدن،بدان میشنود،و در پی نادیدن،بدان میبیند و پس از سرپیچی،بدان پیروی او میکند.
مُداوَمَةُ الذِّکرِ،قوتُ الأَرواحِ ومِفتاحُ الفَلاحِ. (2)
تداوم یاد خدا،نیروی جانها و کلید رستگاری است.
دستۀ سوم،متونی که انس با خدا،همنشینی با او و عشق و محبّت او را ثمرۀ یاد خدا میدانند.مانند آنچه از پیامبر اسلام نقل شدهاست:
مَن أکثَرَ ذِکرَ اللّهِ،أحَبَّهُ. (3)
آن که فراوان یاد خدا کند،او را دوست خواهد داشت.
و آنچه از امیر مؤمنان نقل شده است:
الذِّکرُ مِفتاحُ الاُنسِ. (4)
یاد الهی،کلید انس است.
ذِکرُ اللّهِ قوتُ النُّفوسِ ومُجالَسَةُ المَحبوبِ. (5)
یاد خدا،نیروی جانها و همنشینی با محبوب است.
بر اساس این نصوص،یاد خدا در نخستین گام سلوک به سوی او،آینۀ دل را از زنگار اخلاق و اعمال ناشایسته پاک میکند و در
گام دوم،آمادگی آن را برای انعکاس معارف شهودی تقویت مینماید و در گام سوم،کیمیای عشق و محبّتِ دادار یگانه هستی را به سالک،اهدا مینماید.
با عنایت به این آثار و برکات عظیم و نقش کلیدیِ یاد خدا در سازندگی انسان و جامعۀ توحیدی است که قرآن کریم و احادیث اسلامی،مکرّر بر کثرتِ ذکر،بلکه تداوم آن،تأکید دارند.خداوند سبحان میفرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللّهَ ذِکْراً کَثِیراً * وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَ أَصِیلاً» . (1)
.احزاب:41-42. [1]
ای آنان که ایمان آوردهاید خدا را فراوان یاد کنید و او را سحرگاهان و شامگاهان تسبیح کنید.
«فَإِذا قَضَیْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْکُرُوا اللّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلی جُنُوبِکُمْ». 2
آن گاه که نماز را به پایان رسانیدید ایستاده،نشسته و بر پهلو یاد خدا کنید.
امام صادق علیه السلام نیز میفرماید:
ما مِن شَیءٍ إلّاولَهُ حَدٌّ یَنتَهی إلَیهِ إلّاالذِّکرَ فَلَیسَ لَهُ حَدٌّ یَنتَهی إلَیهِ. (2)
هر چیزی را حدّی است که بدان پایان مییابد،جز ذکر که
آن را حدّ و انتهایی پایانپذیر نیست.
سپس حضرت این آیه را برخواند:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللّهَ ذِکْراً کَثِیراً». 1
ای آنانی که ایمان آوردید،خداوند را بسیار یاد کنید.
در اینجا توجّه به دو نکتۀ مهم،ضروری است:
1-آنچه موجب بروز و ظهور آثار ذکر در تخلیه و تجلیۀ قلب و رسیدن به معرفت شهودی و محبّت خداست،تداوم ذکر است؛ چنانکه در بسیاری از نصوصی که گذشت،بدان تصریح شدهاست.بنابراین،ذکری که تداوم ندارد و بر قلب غلبه نمیکند، نمیتواند موجب حرکت انسان به سوی کمال مطلق باشد.
فقیه و محدّث بزرگ،فیض کاشانی رحمه الله،در هجدهمین رهنمود از بیست و پنج رهنمودی که رسالۀ زاد السالک در پاسخِ نامۀ یکی از روحانیان دربارۀ کیفیت سلوک راه حق ارائه کرده است میفرماید:
قدری از اذکار و دعوات وردِ خود ساختن در اوقات معیّنه، خصوصاً بعد از نمازهای فریضه،و اگر تواند که اکثر اوقات زبان را مشغول ذکر حق دارد؛و اگر چه جوارح در کارهای دیگر مصروف باشد،زهی سعادت.
از حضرت امام محمّد باقر علیه السلام منقول است که زبان مبارک
ایشان در اکثر اوقات،تَر بوده است به کلمۀ طیّبۀ:«لا إله إلّا اللّه»؛اگر چیزی میخوردهاند و اگر سخن میگفتهاند و اگر راه میرفتهاند،الی غیر ذلک. (1)
.متن حدیث،از امام صادق علیه السلام بدین شرح است:«وکانَ أبی کَثیر الذِّکرِ لَقَد کُنتُ أمشی مَعَهُوإنَّهُ لَیَذکُرُ اللّهَ وآکُلُ مَعَهُ الطَّعامَ وإنَّهُ لَیَذکُرُ اللّهَ وَلَقَد کانَ یُحَدِّثُ القَومَ وما یَشغَلُهُ ذلِکَ عَن ذِکرِ اللّهِ وکُنتُ أری لِسانَهُ لازِقاً بِحَنَکِهِ یَقولُ:لا إلهَ إلَّااللّهُ؛پدرم بسیار ذکرگو بود،در کنارش راه میرفتم و او یاد خدا میکرد بر او سر سفره مینشستم و او یاد خدا میکرد با مردم سخن میگفت ولی این کار وی را از یاد خدا باز نمیداشت و میدیدم که زبانش از تکرار«لا اله الّا اللّه»به کامش میچسبید.(کافی،ج 2،ص 498).
چه این،ممدّ و معاونی قوی است،هر سالک را و اگر ذکر قلبی را نیز مقارنِ ذکر لسانی سازد،به اندک زمانی فتوح بسیار رو میدهد،تا میتواند سعی نماید که دم به دم متذکّر حق میبوده باشد،تا غافل نشود که هیچ امری به این نمیرسد در سلوک،و این،مددی است قوی در ترک مخالفت حق سبحانه به معاصی. (2)2-حقیقت ذکر،احساس حضور در محضر حق تعالی است؛ احساسی که انسان را به مسئولیتهای فردی و اجتماعی وادار نماید.هر قدر این احساس در انسان تقویت شود،ذکر،واقعیّت بیشتری پیدا میکند و آثار و برکات افزونتری دارد.تداوم ذکرِ بدین معنا بسیار دشوار است.امام صادق علیه السلام در این باره به یکی از اصحاب خود میفرماید:
«ألا اخبِرُکَ بِأَشَدِّ مَا فَرَضَ اللّهُ-عَزَّوجَلَّ-عَلی خَلقِهِ؟قالَ:قُلتُ:
بَلی؛قَالَ:إنصافُ النّاسِ مِن نَفسِکَ،و مُواساتُکَ أخاکَ،و ذِکرُ اللّهِ
فی کُلِّ مَوطِنٍ.أما إنّی لا أقولُ:سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ،ولا إلهَ إلَّا اللّهُ،وَاللّهُ أکبَرُ،وإن کانَ هَذا مِن ذاکَ،ولکِن ذِکرُ اللّهِ جَلَّ وَعَزَّ فی کُلِّ مَوطِنٍ إذا هَجَمتَ عَلی طاعَةٍ أو عَلَی مَعصِیَةٍ». (1)
.کافی:ج 2 ص 145 ح 8.
«آیا از سختترین چیزی که خداوند آن را واجب کرده، آگاهت نسازم؟»گفتم:«چرا».فرمود:«انصاف تو با دیگران و سهیم کردن با برادران و یاد خدا در همه جا.بدان که منظورم سبحان اللّه،والحمد للّه،ولا إله إلّااللّهُ وَاللّهُ أکبر گفتن نیست،گرچه این نیز یاد خدا است بلکه یاد خدا در هرجا که بر اطاعت و یا معصیت او تصمیم میگیری».
نماز،کاملترین مصداق ذکر است و آیۀ شریف «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی» . (2)به همین نکتۀ ظریف،اشارت دارد.نماز اگر با آداب و شرایط آن بویژه حضور قلب،انجام شود،در گام اوّل،دل را از همۀ زشتیها و آلودگیها پاک میکند؛همانطور که خداوند سبحان میفرماید: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ» 3 و با پاکی از آلودگیها،انسان به صفت تقوا متّصف میگردد و در گام دوم، انسان را به بساط قرب و انس و محبّت خداوند متعال میرساند؛ چنانکه امام علی علیه السلام میفرماید:
الصَّلاةُ قُربانُ کُلِّ تَقِیٍّ. (1)
.خصال،ج 2 ص 620 ح 10،نهج البلاغه:حکمت 136.
نماز نردبان هر پرهیزگار است.
بنابراین،نماز،بهترین وسیله برای خودسازی و سازندگی و ساختن جامعۀ توحیدی و مبتنی بر محبّت خداست.به همین جهت،پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از آن به عنوان«
خَیرُ مَوضُوع» (2)یاد میکند و امام صادق علیه السلام دربارۀ ارزش نماز و نقش آن در سازندگی انسان میفرماید:
ما مِن شَیءٍ بَعدَ المَعرِفَةِ تَعدِلُ هذِهِ الصَّلاةَ. (3)
پس از شناخت [خدا] هیچ چیزی همپایۀ نماز نیست.
از این رو،امام خمینی رحمه الله در وصیّت نامۀ اخلاقی خود،پس از آنکه خودخواهی و خودبینی را ریشۀ همۀ فتنهها و گرفتاریهای بنیآدم میخواند و جهاد برای قطع این ریشه را جهاد اکبر مینامد و پیروزی در این جهاد را مایۀ اصلاح همه چیز و همه کس تعریف میکند،تأکید میفرماید که راه رسیدن به این پیروزی-پس از استمداد از خداوند متعال-نماز است.متن نوشتۀ امام،خطاب به فرزندش چنین است:
پسرم! سعی کن که به این پیروزی دست یابی،یا دستکم به
بعض مراحل آن.همّت کن و از هواهای نفسانیه که حدّ و حصر ندارد،بکاه و از خدای متعال-جلّ و علا-استمداد کن که بی مدد او،کسی به جایی نرسد و نماز،این معراج عارفان و سفر عاشقان،راه وصول به این مقصد است و اگر توفیق یابی و یابیم به تحقّق یک رکعتِ آن و مشاهدۀ انوار مکنون در آن و اسرار مرموز آن،ولو به قدر طاقت خویش، شمّهای از مقصد و مقصود اولیای خدا را استشمام نمودیم و دورنمایی از صلاة معراج سید انبیای عرفا-علیه وعلیهم وعلی آله الصلاة والسّلام-را مشاهده کردیم که خداوند منّان،ما و شما را به این نعمت بزرگ،منّت نهد. (1)
.صحیفۀ نور،ج 22،ص 372.
نکتۀ قابل توجّه اینکه بهرهگیری کامل از آثار و برکات نماز در سیر و سلوک إلی اللّه،دو شرط اصلی دارد:
راه توحید و معرفت و محبّت خداوند متعال،راهی است بس دشوار و صعبالعبور که طی کردن آن بدون چراغ و راهنما و تمسّک به ولایت و بهرهگیری از شفاعت وسایلی که خداوند متعال برای تقرّب (2)به خود معین فرمودهاست و ورود از دری که خداوند متعال برای گام نهادن بر بساط قرب خود مشخص کردهاست، (3)
امکانپذیر نیست.لذا در زیارت ائمۀ اهل بیت میخوانیم:
مَن أرادَ اللّهُ بَدَأ بِکُم ومَن وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنکُم وَمَن قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِکُم. (1)
.من لا یحضره الفقیه:ج 2 ص 615،زیارت جامعۀ کبیره.
هرکه خواهد را بخواهد،از شما میآغازد و هر که او را به یگانگی بشناسد،از شما پذیرفتهاست و هرکه قصدِ او کند، به شما روی میآورد.
لذا امام صادق علیه السلام برای دستیابی به حقیقت نماز و بهرهگیری کامل از این بهترین وسیلۀ سلوک إلی اللّه،میفرماید:
إذا قُمتَ إلَی الصَّلاةِ فَقُل:«اللّهُمَّ! إنّی اقَدِّمُ إلَیکَ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله بَینَ یَدَی حاجَتی وأتَوَجَّهُ بِهِ إلَیکَ،فَاجعَلنی بِهِ وَجیهاً عِندَکَ فِی الدُّنیا وَالآخِرَةِ ومِنَ المُقَرَّبینَ،اجعَل صَلاتِی بِهِ مَقبولَة،وذَنبی بِهِ مَغفوراً،وَدُعائی بِهِ مُستَجاباً إنَّکَ أنتَ الغَفورُ الرَّحیم. (2)
هرگاه به نماز ایستادی،بگو:بارالها! من محمد صلی الله علیه و آله را برای برآوردن حاجتم به درگاهت میآورم و به وسیلۀ او به تو روی میآورم.پس به سبب او مرا در دنیا و آخرت،نزدت آبرومند و از مقرّبان قرار ده.نمازم را به سبب او مقبول، گناهم را آمرزیده و دعایم را مستجاب کن که تویی بخشایندۀ مهربان.
یکی از شرایط مهم پذیرفته شدن نماز و بهرهگیری از آثار و انوار و
برکات آن که در متون اسلامی بر آن تأکید شده،زکات است.قرآن کریم در کنار نماز،مردم را به پرداختن زکات دعوت کردهاست.
امام رضا علیه السلام دربارۀ راز این اقتران میفرماید:
إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ أمَرَ بِثَلاثَةٍ مَقرُونٍ بِها ثَلاثَةٌ اخری:أمَرَ بِالصَّلاةِ وَالزَّکاةِ،فَمَن صَلّی ولَم یُزَکِّ لَم تُقبَل صَلاتُهُ.... (1)
.بحار الأنوار،ج 96،ص 12 ح 17 [1] به نقل از خصال.
خداوند عزّوجل،سه چیز را قرین سه چیز دیگر قرار داد:به نماز و زکات فرمان داد.پس هرکه نماز بخواند،امّا زکات نپردازد،نمازش پذیرفته نمیشود....
نقش پرداخت زکات در بهرهگیری از آثار نماز تا آنجا است که امام صادق علیه السلام میفرماید:
لا صَلاةَ لِمَن لا زَکاةَ لَهُ. (2)
هرکه زکات نپردازد،نمازی ندارد.
زکات در مفهوم عام خود،شامل مطلق حقوق مالی،اعم از واجب و مستحب است.لذا هنگامی که شخصی از امام صادق علیه السلام میپرسد:«
فی کَم تَجِبُ الزَّکاةُ مِنَ المالِ ؛حدّ نصاب مالی در زکات چیست؟».امام میفرماید:
«الزَّکاةَ الظَّاهِرَةَ أمِ الباطِنَةَ تُریدُ؟»،قَالَ:«اُریدُهُما جَمیعاً».
فَقالَ:«أمَّا الظّاهِرَةُ فَفی کُلِّ ألفٍ خَمسَةٌ وَعِشرونَ دِرهَماً،وأمَّا
الباطِنَةُ فَلا تَستَأثِر عَلی أخیکَ بِما هُوَ أحوَجُ إلَیکَ مِنکَ. (1)
.معانی الأخبار،ص 153،(ح 1).
[امام فرمود:]«مقصودت،زکات ظاهری است یا باطنی؟».
پرسنده گفت:«هر دو را میپرسم».حضرت فرمود:«امّا نصاب زکات ظاهری،در هر هزار درهمی،بیست و پنج درهم است؛امّا زکات باطنی،آن است که آنچه را برادرت بدان نیازمندتر است،ویژۀ خود نکنی.
بر این اساس،میتوان گفت که همه گونه احسان به خلق،برای خدا،شرط کمالِ بهرهگیری از برکات هر نوع ذکر و در رأس آن، نماز است.
خدمت به مردم،تا آنجا در تکامل انسان نقش دارد که پیغمبر اسلام خدمتگزاران مردم را بهترینِ مردم مینامد و در این باره میفرماید:
خَیرُ النّاسِ مَنِ انتَفَعَ بِهِ النّاسُ. (2)
بهترین مردم،کسی است که مردم از او بهره برند.
و امام علی علیه السلام احسان را در کنار اطاعت خداوند متعال به عنوان فلسفۀ خلقت انسان مطرح میکند و میفرماید:
بِتَقوَی اللّهِ امِرتُم ولِلإِحسانِ وَالطّاعَةِ خُلِقتُم. (3)
به تقوای خدا فرمان یافتید و برای احسان[ به خلق] و
اطاعت [ از خدا]،آفریده شدید.
اصولاً همان طور که امام خمینی فرموده، (1)
.در وصیّتنامه اخلاقی امام(ره) به فرزندش آمدهاست:«پسرم! زیر بار مسئولیت انسانی کهخدمتبهحق در صورتخدمت بهخلق است،شانه خالی مکن...(صحیفۀ نور،ج22،ص359).
خدمت به خلق،در واقع،خدمت به خدا و عبادت اجتماعی است و هر چه انسان به خلق،خصوصاً مردم محروم،بیشتر خدمت کند،به خالق نزدیکتر میشود و به بساط انس و قرب و محبّت او بهتر راه مییابد؛چنانکه در حدیث قدسی آمدهاست:یا أحمَدُ ! مَحَبَّتی،مَحَبَّةُ الفُقَراءِ. (2)
دوستیِ من،دوست داشتنِ فقیران است.
باری ! آنچه دربارۀ راه رسیدن به معرفت شهودی و محبّت خدا گفتیم در پنج نکته خلاصه میشود:
1.حضور دایم در محضر حق تعالی؛
2.اهتمام به حضور قلب در نماز؛
3.استمداد از خداوند متعال؛
4.تمسّک و توسّل به اهل بیت علیهم السلام؛
5.خدمت به خلق برای خدا.
ر.ک: ص 65 (اسباب خدا دوستی).
کیمیای عشق
فصل یکم:تشویق به خدا دوستی
فصل دوم:اسباب خدا دوستی
فصل سوم:اسباب محبوبیت نزد خدا
فصل چهارم:موانع خدا دوستی
فصل پنجم:نشانههای دوستداران خدا
فصل ششم:ویژگی محبوبان خدا
فصل هفتم:آثار خدا دوستی
الفصل الأوّل:التَّرغیبُ فی مَحَبَّةِ اللّهِ
1/1-فَضلُ مَحَبَّةِ اللّهِ
الکتاب
«وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّهِ» . (1)
.البقرة:165. [1]
«قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشِیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّی یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ» . (2)
قرآن
«برخی از مردم،در برابر خدا شریکانی برمیگزینند و آنان را چنان دوست میدارند که خدا را،اما کسانی که ایمان آوردهاند،محبتشان به خدا شدیدتر است».
«بگو:اگر پدرانتان،فرزندانتان،برادرانتان،همسرانتان، خویشاوندانتان و اموالی که اندوختهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که بدان دلخوش هستید،برایتان از خدا و فرستادهاش و جهاد در راهش دوست داشتنیتر است،منتظر باشید تا خدا فرمان خویش بیاورد،و خدا مردم فاسق را هدایت نخواهد کرد».
الحدیث
1.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أحِبُّوا اللّهَ مِن کُلِّ قُلوبِکُم. (1)
.کنز العمّال:44147/124/16 نقلاً عن هنّاد عن أبی سلمة بن عبدالرحمن.
2.إرشاد القلوب: رُوِیَ أنَّهُ صلی الله علیه و آله سَلَّمَ عَلَیهِ غُلامٌ دونَ البُلوغِ وبَشَّ لَهُ و تَبَسَّمَ فَرَحاً بِالنَّبِیِّ صلی الله علیه و آله،فَقالَ لَهُ:أتُحِبُّنی یا فَتی؟
فَقالَ:إیوَ اللّهِ یا رَسولَ اللّهِ.
فَقالَ لَهُ:مِثلَ عَینَیکَ؟
فَقالَ:أکثَرَ.
فَقالَ:مِثلَ أبیکَ؟
فَقالَ:أکثَرَ.
فَقالَ:مِثلَ امِّکَ؟
فَقالَ:أکثَرَ.
فَقالَ:مِثلَ نَفسِکَ؟
فَقالَ:أکثَرَ وَ اللّهِ یا رَسولَ اللّهِ.
فَقالَ:أمِثلَ رَبِّکَ،
فَقالَ:اللّهَ اللّهَ اللّهَ یا رَسولَ اللّهِ،لَیسَ هذا لَکَ و لا لِأَحَدٍ فَإِنَّما أحبَبتُکَ لِحُبِّ اللّهِ.
فَالتَفَتَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله إلی مَن کانَ مَعَهُ و قالَ:هکَذا کونوا،أحِبُّوا اللّهَ لِإِحسانِهِ إلَیکُم و إنعامِهِ عَلَیکُم،و أحِبّونی لِحُبِّ اللّهِ. (2)
حدیث
1.رسول خدا صلی الله علیه و آله: با همۀ دل،خدا را دوست بدارید.
2.إرشاد القلوب: منقول است که نوجوانی که هنوز به سنّ بلوغ نرسیده بود،به پیامبر صلی الله علیه و آله سلام کرد و از خوشحالی دیدن ایشان،چهرهاش گشاده گشت و لبخند زد.
حضرت به او فرمود:«ای جوان! مرا دوست داری؟».
گفت:«ای رسول خدا ! به خدا قسم،آری».
فرمود:«همچون چشمانت؟»
گفت:«بیشتر».
فرمود:«همچون پدرت؟».
گفت:«بیشتر».
فرمود:«همچون مادرت؟»
گفت:«بیشتر».
فرمود:«همچون خودت؟».
گفت:«ای رسول خدا ! به خدا قسم،بیشتر».
فرمود:«همچون پروردگارت؟».
گفت:«خدا را،خدا را،خدا را،ای رسول خدا،که این مقام،نه برای توست و نه دیگری! در حقیقت،تو را برای دوستی خدا،دوست میدارم».
در این هنگام،پیامبر صلی الله علیه و آله به همراهان خود روی کرد و فرمود:«این گونه باشید.خدا را به سبب احسان و نیکیاش به شما دوست بدارید و مرا برای دوستی خدا،دوست بدارید».
3.الإمام الصادق علیه السلام: الحُبُّ أفضَلُ مِنَ الخَوفِ. (1)
.الکافی:98/129/8 [1] عن حفص بن غیاث،تحف العقول:357،بحار الأنوار:95/226/78 و ص 109/270. [2]
4.عنه علیه السلام: أوحَی اللّهُ عَزَّوجَلَّ إلی داودَ علیه السلام:یا داودُ،بی فَافرَح، وبِذِکری فَتَلَذَّذ،وبِمُناجاتی فَتَنَعَّم،فَعَن قَریبٍ اخلِی الدّارَ مِنَ الفاسِقینَ،وأجعَلُ لَعنَتی عَلَی الظّالِمینَ. (2)
5.عنه علیه السلام -فی دعائه-:إلهی فَتَدارَکنی بِرَحمَتِکَ الَّتی بِها تَجمَعُ الخَیراتِ لِأَولِیائِکَ،وبِها تَصرِفُ السَّیِّئاتِ عَن أحِبّائِکَ. (3)
6.عنه علیه السلام: لا یَمحَضُ رَجُلٌ الإِیمانَ بِاللّهِ حَتّی یَکونَ اللّهُ أحَبَّ إلَیهِ (4)مِن نَفسِهِ وأبیهِ واُمِّهِ ووُلدِهِ وأهلِهِ ومالِهِ و (5)مِنَ النّاسِ کُلِّهِم. (6)
2/1-التّامّونَ فی مَحَبَّةِ اللّهِ
7.رسول اللّه صلی الله علیه و آله -فی دعائه-:اللّهُمَّ اجعَل حُبَّکَ أحَبَّ الأَشیاءِ إلَیَّ، وَاجعَل خَشیَتَکَ أخوَفَ الأَشیاءِ عِندی،وَاقطَع عَنّی حاجاتِ الدُّنیا
1) (1)
2) (2) .الأمالی للصدوق:280/263، [3]قصص الأنبیاء:254/199 [4] کلاهما عن یونس بن ظبیان ولیس فیه«وأجعل لعنتی...»،روضة الواعظین:505، [5]بحار الأنوار:3/34/14. [6]
3) (3) .مهج الدعوات:263، [7]بحار الأنوار:3/381/94. [8]
4) (4) .فی المصدر:«أحبّ اللّه»،والصحیح ما أثبتناه من بحار الأنوار.
5) (5) .سقطت الواو من المصدر وأضفناها من بحار الأنوار.
6) (6) .فلاح السائل:101 [9] عن الحسین بن سیف،بحار الأنوار:25/24/70. [10]
3.امام صادق علیه السلام: دوستی [خدا] برتر از ترس [از خدا] است.
4.امام صادق علیه السلام: خداوند-عزّ وجلّ-به داوود علیه السلام وحی کرد:
«ای داوود ! به من شادمان باش و از یادم لذّت ببر و با مناجات من متنعّم شو که به زودی،خانه را از فاسقانْ خواهم پرداخت و لعنت خود را بر ظالمان قرار خواهم داد».
5.امام صادق علیه السلام -در دعایش-:بارالها! با رحمت خود که با آن، همۀ نیکیها را برای اولیایت گِرد آوردهای و با آن،بدیها را از دوستانت دور ساختهای،مرا دریاب.
6.امام صادق علیه السلام: ایمانِ کسی برای خدا خالص نمیشود، تا آنکه خداوند،نزدش از خودش،پدرش،مادرش، فرزندانش،خانوادهاش و هر آنچه از مردم دارد،محبوبتر باشد.
7.رسول خدا صلی الله علیه و آله -در دعایش-:بارالها! دوستیات را محبوبترین چیزها برایم قرار ده،ترس از خودت را ترسآورترین چیزها نزدم قرار ده و با شوق به دیدارت،
بِالشَّوقِ إلی لِقائِکَ. (1)
.کنز العمّال:3648/182/2 نقلاً عن حلیّة الأولیاء عن الهیثم بن مالک الطائی.
8.الإمام علیّ علیه السلام -فی مناجاته-:إلهی،وعِزَّتِکَ وجَلالِکَ لَقَد أحبَبتُکَ مَحَبَّةً استَقَرَّت حَلاوَتُها فی قَلبی،وما تَنعَقِدُ ضَمائِرُ مُوَحِّدیکَ عَلی أنَّکَ تُبغِضُ مُحِبِّیکَ. (2)
9.الإمام الحسین علیه السلام -فی دُعائِهِ-:أنتَ الَّذی أزَلتَ الأَغیارَ عَن قُلوبِ أحِبّائِکَ حَتّی لَم یُحِبّوا سِواکَ...ماذا وَجَدَ مَن فَقَدَکَ؟! ومَا الَّذی فَقَدَ مَن وَجَدَکَ؟! لَقَد خابَ مَن رَضِیَ دونَکَ بَدَلاً. (3)
10.الإمام زین العابدین علیه السلام -فی دُعائِهِ-:إلهی وسَیِّدی،هَدَأَتِ العُیونُ،وغارَتِ النُّجومُ،وسَکَنَتِ الحَرَکاتُ مِنَ الطَّیرِ فِی الوُکورِ وَالحیتانِ فِی البُحورِ،وأنتَ العَدلُ الَّذی لا یَجورُ،وَالقِسطُ الَّذی لا تَمیلُ،وَالدّائِمُ الَّذی لا یَزولُ،أغلَقَتِ المُلوکُ أبوابَها،ودارَت عَلَیها حُرّاسُها،وبابُکَ مَفتوحٌ لِمَن دَعاکَ یا سَیِّدی،وخَلا کُلُّ حَبیبٍ بِحَبیبِهِ،وأنتَ المَحبوبُ إلَیَّ. (4)
11.عنه علیه السلام -أیضاً-:إلهی،لَو قَرَنتَنی بِالأَصفادِ،ومَنَعتَنی سَیبَکَ مِن بَینِ الأَشهادِ...ماقَطَعتُ رَجائی مِنکَ،ولا صَرَفتُ وَجهَ تَأمیلی
نیازهای دنیایی را از من بِبُر.
8.امام علی علیه السلام -در نیایشش-:بارالها! به عزّت و جلالت سوگند، چنان تو را دوست دارم که شیرینی آن،در دلم استوار گشته است.هرگز جانهای کسانی که تو را به یگانگی میپرستند،به این باور نمیرسند که تو دوستانت را دشمن میداری.
9.امام حسین علیه السلام -در دعایش-:این تویی که اغیار را از دلهای دوستانت زدودی تا آنکه جز تو را دوست نداشتند...
آنکه تو را از دست داد،چه به دست آورد؟و آنکه تو را یافت،چه از دست داد؟آنکه جز تو را به عنوان عوض پذیرفت،زیان کرد.
10.امام سجّاد علیه السلام -در دعایش-:بارالها ! سرورا ! چشمها آرام گرفت،ستارهها فرو رفت،جنبش پرندگان در آشیانهها و ماهیها در دریاها آرام گرفت،و تو دادگری هستی که ستم نمیکند و عادلی هستی که [از حق] منحرف نمیشود و پایداری هستی که زایل نمیشود.پادشاهان،درهای خود را بستهاند و نگهبانان،بر آنها در گردشاند؛امّا درِ [رحمت] تو، ای سرورم ! برای آنکه تو را بخواند،گشوده است.هر دوستی با محبوبش خلوت کرده است و تو محبوب منی.
11.امام سجّاد علیه السلام -در دعایش-:بارالها ! اگر مرا به زنجیر کشی و عطای خود را در میان شاهدان از من بازداری،...امیدم را از
لِلعَفوِ عَنکَ،ولا خَرَجَ حُبُّکَ مِن قَلبی. (1)
.إقبال الأعمال:167/1 [1] عن أبی حمزة الثمالی.
12.عنه علیه السلام -فی زِیارَةِ أمینِ اللّهِ-:اللّهُمَّ إنَّ قُلوبَ المُخبِتینَ إلَیکَ والِهَةٌ،وسُبُلَ الرّاغِبینَ إلَیکَ شارِعَةٌ. (2)
13.عنه علیه السلام -فی مُناجاتِهِ-:سَیِّدی،أنتَ دَلیلُ مَنِ انقَطَعَ دَلیلُهُ،وأمَلُ مَنِ امتَنَعَ تَأمیلُهُ،فَإِن کانَت ذُنوبی حالَت بَینَ دُعائی وإجابَتِکَ فَلَم یَحُل کَرَمُکَ بَینی وبَینَ مَغفِرَتِکَ،وإنَّکَ لا تُضِلُّ مَن هَدَیتَ، ولا تُذِلُّ مَن والَیتَ،ولا یَفتَقِرُ مَن أغنَیتَ،ولا یَسعَدُ مَن أشقَیتَ، وعِزَّتِکَ لَقَد أحبَبتُکَ مَحَبَّةً استَقَرَّت فی قَلبی حَلاوَتُها،وأنِسَت نَفسی بِبِشارَتِها،ومُحالٌ فی عَدلِ أقضِیَتِکَ أن تَسُدَّ أسبابَ رَحمَتِکَ عَن مُعتَقِدی مَحَبَّتِکَ. (3)
14.عنه علیه السلام -أیضاً-:إلهی،کَسری لا یَجبُرُهُ إلّالُطفُکَ وحَنانُکَ،..
ولَوعَتی لا یُطفِئُها إلّالِقاؤُکَ،وشَوقی إلَیکَ لا یَبُلُّهُ إلَّاالنَّظَر إلی وَجهِکَ. (4)
15.الإمام الصادق علیه السلام -فی دُعائِهِ-:اللّهُمَّ هَدَأَتِ الأَصواتُ، وسَکَنَتِ الحَرَکاتُ،وخَلا کُلُّ حَبیبٍ بِحَبیبِهِ وخَلَوتُ بِکَ،أنتَ
تو نخواهم بُرید و چهرۀ امیدوار به گذشتت را از تو نخواهم گرداند و محبّتت از قلبم بیرون نخواهد رفت.
12.امام سجّاد علیه السلام -در زیارت امیناللّه-:بارالها ! دلهای خاشعان،شیفتۀ تو،و راههای راغبانْ به سوی تو،هموار است.
13.امام سجّاد علیه السلام -در نیایشش-:سرورا ! تو راهنمای کسی هستی که بی راهنما شده و امید کسی هستی که امیدش ناامید گشته است.پس اگر گناهانم میان دعایم و اجابت تو حایل شده است،کَرَم تو میان من و بخششت حایل نشده است.تو آن را که هدایت کردهای،گمراه نمیسازی و آن را که با او دوستی کردهای،خوار نمیکنی.آنکه بی نیازش ساختهای، محتاج و نیازمند نمیشود و آنکه شوربختش کردهای، نیکبخت نمیشود.سوگند به عزتّت که چنان دوستت میدارم که شیرینی آن،در قلبم جایگیر شده و جانم به مژدۀ آن،انس گرفته است.از داوریهای عادلانۀ تو محال است که دلبستگانِ به محبتت را از اسباب رحمتت محروم فرمایی.
14.امام سجّاد علیه السلام -در نیایشش-:بارالها ! شکستگیام را جز لطف و مهر تو درمان نمیکند...آتش درونم را جز دیدارت خاموش نمیسازد و درد اشتیاقم به تو را جز نگریستن به چهرهات،بهبود نمیبخشد.
15.امام صادق علیه السلام -در دعایش-:بارالها ! صداها فرو نشست و جنبشها آرام گرفت و هر دوستی،با محبوب خود خلوت
المَحبوبُ إلَیَّ،فَاجعَل خَلوَتی مِنکَ اللَّیلَةَ العِتقَ مِنَ النّارِ. (1)
.الکافی:33/594/2 [1]عن أبی بصیر،مصباح المتهجّد:278، [2]جمال الاُسبوع:144 [3] وفیهما«یا إلهی»بدل«أنت المحبوب إلیَّ»،بحار الأنوار:10/303/89. [4]
16.عنه علیه السلام -أیضاً-:سَیِّدی،أنَا مِن حُبِّکَ جائِعٌ لا أشبَعُ،أنَا مِن حُبِّکَ ظَمآنُ لا أروی،وا شَوقاهُ إلی مَن یَرانی ولا أراهُ ! یا حَبیبَ مَن تَحَبَّبَ إلَیهِ،یا قُرَّةَ عَینِ مَن لاذَ بِهِ وَانقَطَعَ إلَیهِ،قَد تَری وَحدَتی مِنَ الآدَمِیّینَ ووَحشَتی فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ وَاغفِر لی وآنِس وَحشَتی وَارحَم وَحدَتی وغُربَتی. (2)
17.الإمام الهادی علیه السلام -فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ-:السَّلامُ عَلَی الدُّعاةِ إلَی اللّهِ،وَالأَدِلّاءِ عَلی مَرضاةِ اللّهِ،المُستَقِرّینَ فی أمرِ اللّهِ،وَالتّامّینَ فی مَحَبَّةِ اللّهِ (3). (4)
3/1-عِبادَةُ المُحِبّینَ
18.الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ النّاسَ یَعبُدونَ اللّهَ عَزَّوجَلَّ عَلی ثَلاثَةِ
1) (1)
2) (2) .إقبال الأعمال:135/1، [5]بحار الأنوار:1/338/97. [6]
3) (3) .فی تهذیب الأحکام«حجّة اللّه»بدل«محبّة اللّه»وهو تصحیف والشاهد علیه مع المصادر الاُخری:الطبعة الجدیدة المحقّقة من تهذیب الأحکام:108/6.
4) (4) .تهذیب الأحکام:177/96/6،الفقیه:3213/610/2 کلاهما عن موسی بن عبداللّه النخعی،عیون أخبار الرضا علیه السلام:1/273/2 [7] عن موسی بن عمران النخعی وفیه«أمر اللّه ونهیه»،بحار الأنوار:4/128/102. [8]
کرد.من نیز با تو خلوت کردهام.تو محبوب منی.پس (تحفۀ) خلوت امشب مرا با خود،[سبب] رهایی از دوزخْ قرار ده.
16.امام صادق علیه السلام -در دعایش-:سرورم ! من گرسنۀ دوستی توام و سیر نمیشوم.من تشنۀ دوستی توام و سیراب نمیشوم.
آه،چه اشتیاقی دارم به آنکه مرا میبیند و من او را نمیبینم ! ای محبوبِ آنکه او را دوست بدارد ! ای روشنی چشم آنکه به او پناه ببرد و یکسره به او بپیوندد ! تو تنهایی و بیکسیِ مرا در میان آدمیزادگان میبینی.پس بر محمّد و آل محمّد،درود بفرست و مرا بیامرز و وحشتم را به انس بدل کن،و به تنهایی و غربتم،رحم نما.
17.امام هادی علیه السلام -در زیارت جامعه برای همۀ امامان علیهم السلام-:
سلام بر دعوتگران به سوی خدا و راهنمایان به سوی خشنودی خدا ! آنان که به فرمان خدا پایدارند و در دوستی خدا،به کمال رسیدهاند.
18.امام صادق علیه السلام: مردم،خداوند-عزّ وجلّ-را سه گونه
أوجُهٍ:فَطَبَقَةٌ یَعبُدونَهُ رَغبَةً فی ثَوابِهِ فَتِلکَ عِبادَةُ الحُرَصاءِ وهُوَ الطَّمَعُ،وآخَرونَ یَعبُدونَهُ فَرَقاً مِنَ النّارِ فَتِلکَ عِبادَةُ العَبیدِ وهِیَ الرَّهبَةُ،ولکِنّی أعبُدُهُ حُبّاً لَهُ عَزَّوجَلَّ فَتِلکَ عِبادَةُ الکِرامِ وهُوَ الأَمنُ؛لِقَولِهِ عَزَّوجَلَّ: «وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ» 1
،ولِقَولِهِ عَزَّوجَلَّ: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ» 2
،فَمَن أحَبَّ اللّهَ أحَبَّهُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ،ومَن أحَبَّهُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ کانَ مِنَ الآمِنینَ. (1)
19.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: بَکی شُعَیبٌ علیه السلام مِن حُبِّ اللّهِ عَزَّوجَلَّ حَتّی عَمِیَ، فَرَدَّ اللّهُ عَزَّوجَلَّ عَلَیهِ بَصَرَهُ،ثُمَّ بَکی حَتّی عَمِیَ،فَرَدَّ اللّهُ عَلَیهِ بَصَرَهُ،ثُمَّ بَکی حَتّی عَمِیَ،فَرَدَّ اللّهُ عَلَیهِ بَصَرَهُ،فَلَمّا کانَتِ الرّابِعَةُ أوحَی اللّهُ إلَیهِ:یا شُعَیبُ،إلی مَتی یَکونُ هذا أبَداً مِنکَ؟! إن یَکُن هذا خَوفاً مِنَ النّارِ فَقَد أجَرتُکَ،وإن یَکُن شَوقاً إلَی الجَنَّةِ فَقَد أبَحتُکَ.
قالَ:إلهی وسَیِّدی،أنتَ تَعلَمُ أنّی ما بَکَیتُ خَوفاً مِن نارِکَ، ولا شَوقاً إلی جَنَّتِکَ،ولکِن عَقَدَ حُبُّکَ عَلی قَلبی،فَلَستُ أصبِرُ
1) (3) .الخصال:259/188،علل الشرایع:8/12، [1]الأمالی للصدوق:65/91 [2] کلّها عن یونس بن ظبیان،روضة الواعظین:456، [3]مشکاة الأنوار:123، [4]بحار الأنوار:9/18/70. [5]
میپرستند:طبقهای خدا را بهامید پاداشش میپرستند که این، پرستش آزمندان است و [انگیزۀ] آن،آزمندی است.دیگرانی، خدا را از ترس دوزخ میپرستند که این،پرستش بندگان است و [ انگیزۀ ] آن،ترس.لیکن من،خداوند-عزّ وجلّ-را از سرِ دوستیاش میپرستم که این،پرستش بزرگواران است و اینگونه عبادت [ سبب ] ایمنی است؛چون که خداوند-عزّ وجلّ- میفرماید:«آنان در آن روز،از هراسْ ایمناند».و نیز به سبب این گفتۀ خدای-عزّ وجلّ-:«بگو:اگر خدا را دوستمیدارید،از من پیروی کنید تا دوستتان بدارد و گناهانشما را بیامرزد».پسهرکه خدا را دوست بدارد،خداوند-عزّ وجلّ-،دوستش خواهد داشت، و هرکه خداوند-عزّ وجلّ-دوستش بدارد،از آن افرادِ ایمن،به شمار خواهد رفت.
19.رسول خدا صلی الله علیه و آله: شعیب علیه السلام از دوستی خداوند-عزّ وجلّ-، چندان گریست که نابینا شد.پس خداوند،بیناییاش را به او بازگرداند.باز چندان گریست تا آنکه نابینا شد.پس خداوند، بیناییاش را به او بازگرداند.باز چندان گریست که نابینا شد.
پس خداوند،بیناییاش را به او بازگرداند.در مرتبۀ چهارم، خداوند به او وحی کرد:«ای شعیب ! این کار را تا کی میخواهی همچنان تکرار کنی؟اگر این کارت از ترس دوزخ باشد،آن را از تو باز داشتم و اگر از اشتیاق به بهشت باشد،آن را بر تو روا ساختم».
شعیب گفت:«بارالها و سرورا ! تو خود میدانی که از ترس دوزخت و یا از سرِ اشتیاق به بهشتت گریه نمیکنم؛لیکن
أو أراکَ.فَأَوحَی اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ إلَیهِ:أما إذا کانَ هذا هکَذا فَمِن أجلِ هذا ساُخدِمُکَ کَلیمی موسَی بنَ عِمرانَ. (1)
.علل الشرایع:1/57 [1] عن أنس،إرشاد القلوب:171 [2] نحوه؛تاریخ بغداد:315/6، [3]کنز العمّال:32339/498/11 نقلاً عن ابن عساکر وکلاهما عن شدّاد بن أوس نحوه.
4/1-إنّی احِبُّکَ فَکُن لی مُحِبّاً
20.مسکِّن الفؤاد -فی أخبارِ داودَ علیه السلام-:یا داودُ،أبلِغ أهلَ أرضی أنّی حَبیبُ مَن أحَبَّنی،وجَلیسُ مَن جالَسَنی،ومُؤنِسٌ لِمَن أنِسَ بِذِکری، وصاحِبٌ لِمَن صاحَبَنی،ومُختارٌ لِمَنِ اختارَنی،ومُطیعٌ لِمَن أطاعَنی.
ما أحَبَّنی أحَدٌ أعلَمُ ذلِکَ یَقیناً مِن قَلبِهِ إلّاقَبِلتُهُ لِنَفسی، وأحبَبتُهُ حُبّاً لایَتَقَدَّمُهُ أحَدٌ مِن خَلقی.مَن طَلَبَنی بِالحَقِّ وَجَدَنی، ومَن طَلَبَ غَیری لَم یَجِدنی.فَارفُضوا-یا أهلَ الأَرضِ-ما أنتُم عَلَیهِ مِن غُرورِها،وهَلُمّوا إلی کَرامَتی ومُصاحَبَتی ومُجالَسَتی ومُؤانَسَتی،وأنَسوا بی اؤانِسکُم واُسارِع إلی مَحَبَّتِکُم. (2)
21.إرشاد القلوب: إنَّ اللّهَ تَعالی أنزَلَ فی بَعضِ کُتُبِهِ:عَبدی،أنَا وحَقّی لَکَ مُحِبٌّ،فَبِحَقّی عَلَیکَ کُن لی مُحِبّاً. (3)
دوستی تو با قلبم پیوند خورده است.از این رو،تاب صبوری ندارم تا تو را ببینم».پس خداوند-جلّ جلاله-به او وحی کرد:
«هان ! حال که کارت اینچنین است،به زودی موسی بن عمران، همسخنِ خود را به خدمت تو درخواهم آورد».
20.مسکّن الفؤاد -در اخبار داوود علیه السلام آمده-:ای داوود ! به اهل زمینِ من خبر ده که من،دوستدار کسی هستم که دوستم بدارد، و همنشینِ کسی هستم که با من،همنشینی کند،و مونس کسی هستم که با یاد من،انس گیرد،و همراه کسی هستم که با من، همراهی کند.برگزینندۀ کسیهستم که مرا برگزیند،و مطیع کسی هستم که از من،اطاعت کند.
هر که به یقین بدانم که دوستم میدارد،او را میپذیرمو چنان دوستش خواهم داشت که هیچ یک از خلقم بر او پیشی نخواهند گرفت.هر که مرا به حق بجوید،مرا خواهد یافت و هر که جز مرا بجوید،مرا نخواهد یافت.ای زمینیان! این غروری را که برآنید ترک کنید و به سوی کرامت،مصاحبت،همنشینی و همدمی من بشتابید و با من انس گیرید،تا با شما انس گیرم و به دوستی شما بشتابم.
21.إرشاد القلوب: خداوند متعال در یکی از کتابهایش چنین نازلکرده است:«بندهام ! به حقّ خودم سوگند که من تو را دوست دارم.پس به حقّ خودم بر تو،سوگندت میدهم که مرا دوست بدار».
5/1-أحِبُّوا اللّهَ وحَبِّبوهُ
22.رسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ عزَّ وَ جَلَّ لِداودَ علیه السلام:أحبِبنی وحَبِّبنی إلی خَلقی.
قالَ:یا رَبِّ،نَعَم أنا احِبُّکَ،فَکَیفَ احَبِّبُکَ إلی خَلقِکَ؟
قالَ:اُذکُر أیادِیَّ عِندَهُم،فَإِنَّکَ إذا ذَکَرتَ لَهُم ذلِکَ أحَبّونی (1)
.قصص الأنبیاء:266/205. [1]
.23.الإمام الباقر علیه السلام: أوحَی اللّهُ تَعالی إلی موسی علیه السلام:أحبِبنی وحَبِّبنی إلی خَلقی.قالَ موسی:یا رَبِّ،إنَّکَ لَتَعلَمُ أنَّهُ لَیسَ أحَدٌ أحَبَّ إلَیَّ مِنکَ،فَکَیفَ لِی رَبّی بِقُلوبِ العِبادِ؟فَأَوحَی اللّهُ تَعالی إلَیهِ:فَذَکِّرهُم نِعمَتی وآلائی،فَإِنَّهُم لا یَذکرونَ مِنّی إلّاخَیراً (2).
6/1-غایَةُ آمالِ المُحِبّینَ
24.فاطمة بنت رسول اللّه صلی الله علیه و آله -فی دُعائِها-:یا أکرَمَ الأَکرَمینَ، ومُنتَهی امنِیَّةِ السّائِلینَ،أنتَ مَولایَ،فَتَحتَ لی بابَ الدُّعاءِ وَالإِنابَةِ،فَلا تُغلِق عَنّی بابَ القَبولِ وَالإِجابَةِ. (3)
22.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خدای عزوجلبه داود علیه السلام فرمود:مرا دوست بدار و نزد خلقم نیز محبوب گردان.
عرض کرد:پروردگارا! من که دوستت دارم اما چگونه تو را نزد بندگانت محبوب گردانم؟
فرمود:نعمتهایی را که به آنان دادهام یادآور شو،زیرا اگر خوبیهایم را یادآورشان شوی،مرا دوست خواهند داشت.
فرمود:«آیات،نعمتها و عطای مرا به آنان یادآوری کن».
23.امام باقر علیه السلام: خدای تعالی به موسی علیه السلام وحی فرمود:مرا دوست بدار و محبوب بندگانم گردان.موسی عرض کرد:
پروردگارا! تو میدانی که احدی را بیشتر از تو دوست نمیدارم،اما پروردگارا! بادلهای بندگان چه کنم؟خدای تعالی به او وحی فرمود:نعمتها و نیکیهایم را به آنان یادآور شو؛زیرا که آنان جز خوبی از من ندیده و به یاد ندارند.
24.فاطمه علیها السلام -در دعایش-:ای گرامیترینِ گرامیان و نهایتِ آرزوی خواستاران ! تو سرور منی که درِ دعا و توبه را برای من گشودی.پس درِ قبول و اجابت دعا را بر من مبند.
25.الإمام زین العابدین علیه السلام -فی مُناجاتِهِ-:إلهی...یا مُنتَهی أمَلِ الآمِلینَ،ویا غایَةَ سُؤلِ السّائِلینَ،ویا أقصی طَلِبَةِ الطّالِبینَ، ویا أعلی رَغبَةِ الرّاغِبینَ...لَکَ تَخَضُّعی وسُؤالی،وإلَیکَ تَضَرُّعی وَابتِهالی. (1)
.بحار الأنوار:150/94. [1]
26.عنه علیه السلام:
أتُحرِقُنی بِالنّارِ یا غایَةَ المُنی؟! فَأَینَ رَجائی! ثُمَّ أینَ مَحَبَّتی! (2)
7/1-أطیَبُ شَیءٍ فِی الجَنَّةِ
الکتاب
«وَ رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ أَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» . (3)
الحدیث
27.تفسیر العیّاشی عن ثُویر عن الإمام زین العابدین علیه السلام: إذا صارَ أهلُ الجَنَّةِ فِی الجَنَّةِ،ودَخَلَ وَلِیُّ اللّهِ إلی جَنّاتِهِ ومَساکِنِهِ...ثُمَّ إنَّ الجَبّارَ یُشرِفُ عَلَیهِم فَیَقولُ لَهُم:أولِیائی وأهلَ طاعَتی وسُکّانَ جَنَّتی فی جِواری،ألا هَل انَبِّئُکُم بِخَیرٍ مِمّا أنتُم فیهِ؟فَیَقولونَ:
25.امام سجّاد علیه السلام -در نیایشش-:بارالها !...ای نهایت آرزوی آرزومندان! ای نهایت درخواستِ درخواست کنندگان! ای غایت خواستۀ خواستاران ! ای والاترین امیدِ امیدواران !...فروتنیام برای تو و درخواستم از توستو مویه و زاریام بهسوی توست.
26.امام سجّاد علیه السلام:
ای منتهای آرزو ! آیا مرا به آتش میسوزانی؟
پس امیدم چه میشود؟پس آنگاه دوستیام چه میشود؟
ر.ک:ص 47 (کاملان در خدا دوستی)؛ص 213 (دیدار خدا).
قرآن
«خشنودی خدا بزرگتر [از سایر لذّتهای بهشت] است.این،همان رستگاری بزرگ است».
حدیث
27.تفسیر عیاشی به نقل از ثُویر به نقل از امام سجّاد علیه السلام:
چون بهشتیان به بهشت درآیند و دوست خدا به بهشتها و مسکنهای خود درآید...آنگاه،خدای جبّار بر آنان مینگرد و به آنان میگوید:«ای دوستانم و اهل طاعتم و ساکنان بهشتم در جوار من،هان ! شما را از چیزی باخبر کنم که از آنچه که در آنید بهتر است؟».
رَبَّنا وأیُّ شَیءٍ خَیرٌ مِمّا نَحنُ فیهِ! [نَحنُ] فیمَا اشتَهَت أنفُسُنا ولَذَّت أعیُنُنا مِنَ النِّعَمِ،فی جِوارِ الکَریمِ.
قالَ:فَیَعودُ عَلَیهِمُ القَولَ،فَیَقولونَ:رَبَّنا نَعَم،فَأتِنا بِخَیرٍ مِمّا نَحنُ فیهِ.فَیَقولُ لَهُم تَبارکَ وتَعالی:رِضایَ عَنکُم ومَحَبَّتی لَکُم خَیرٌ وأعظَمُ مِمّا أنتُم فیهِ.
قالَ:فَیَقولونَ:نَعَم یا رَبَّنا،رِضاکَ عَنّا ومَحَبَّتُکَ لَنا خَیرٌ لَنا وأطیَبُ لِأَنفُسِنا.
ثُمَّ قَرَأَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام هذِهِ الآیَةَ: «وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ أَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» 1. (1)
1) (2) .تفسیر العیّاشی:88/96/2 [1] عن ثویر،بحار الأنوار:57/140/8. [2]
پس آنان میگویند:«پروردگارا ! چه چیز از آنچه ما در آنیم،بهتر است،حال آنکه ما در جایی هستیم که هرچه جانهایمان از نعمتها بخواهد و چشمانتان لذّت ببرد،در جوار خدای کریم،فراهم است؟».
خداوند،پرسش خود را تکرار میکند و آنان میگویند:
«آری،به ما بهتر از آنچه در آن هستیم را بنما».
پس خداوند-تبارک و تعالی-میگوید:«خشنودیام از شما و دوستیام نسبت به شما،بهتر و بزرگتر از چیزی است که در آنید».
پس میگویند:«پروردگارا ! آری،خشنودیات از ما و دوستیات نسبت به ما برای ما بهتر و شیرینتر است».
آنگاه،امام سجّاد علیه السلام این آیه را تلاوت فرمود:
«خداوند به مردان و زنان مؤمن،باغهایی وعده داده است که از زیر آن،نهرها جاری است که در آن،جاودانه خواهند بود و سراهایی پاکیزه در بهشتهایی جاودان،و خشنودی خدا بزرگتر است.این،همان رستگاری بزرگ است».
الفصل الثانی-مَبادِئُ مَحَبَّةِ اللّهِ
1/2-رَحمَةُ اللّهِ
الکتاب
«وَ لکِنَّ اللّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ أُولئِکَ هُمُ الرّاشِدُونَ» . (1)
.الحجرات:7. [1]
الحدیث
28.الإمام علیّ علیه السلام: إذا أکرَمَ اللّهُ عَبداً شَغَلَهُ بِمَحَبَّتِهِ. (2)
29.الإمام زین العابدین علیه السلام -مِن دُعائِهِ فِی التَّحمیدِ للّهِِ عَزَّوجَلَّ-:
ابتَدَعَ بِقُدرَتِهِ الخَلقَ ابتِداعاً،وَاختَرَعَهُم عَلی مَشِیَّتِهِ اختِراعاً،ثُمَّ سَلَکَ بِهِم طَریقَ إرادَتِهِ،وبَعَثَهُم فی سَبیلِ مَحَبَّتِهِ. (3)
قرآن
«ولیکن خدا ایمان را محبوب شما ساخت و آن را در دلهایتان بیاراست و کفر و فسق و گناه را ناخوشایندتان گردانْد.کسانی که دارای این ویژگیهایند راهیافتگاناند».
حدیث
28.امام علی علیه السلام: هرگاه خداوند،بندهای را گرامی بدارد،او را به دوستیِ خود مشغول میسازد.
29.امام سجّاد علیه السلام -در دعایش در ستایش خداوند،عزّ وجلّ-:
خلق را با قدرت خود،بی هیچ سابقهای بیافرید و آنان را مطابق خواست خود ایجاد نمود.سپس آنان را در راه ارادهاش پیش برد و در راه دوستیاش برانگیخت.
2/2-مَعرِفَةُ اللّهِ
30.الإمام علیّ علیه السلام -فی صِفَةِ المَلائِکَةِ-:ثُمَّ خَلَقَ سُبحانَهُ لِإِسکانِ سَماواتِهِ وعِمارَةِ الصَّفیحِ الأَعلی مِن مَلَکوتِهِ خَلقاً بَدیعاً مِن مَلائِکَتِهِ...قَدِ استَفرَغَتهُم أشغالُ عِبادَتِهِ،ووَصَلَت حَقائِقُ الإِیمانِ بَینَهُم وبَینَ مَعرِفَتِهِ،وقَطَعَهُم الإِیقانُ بِهِ إلَی الوَلَهِ إلَیهِ، ولَم تُجاوِز رَغَباتُهُم ما عِندَهُ إلی ما عِندَ غَیرِهِ،قَد ذاقوا حَلاوَةَ مَعرِفَتِهِ،وشَرِبوا بِالکَأسِ الرَّوِیَّةِ مِن مَحَبَّتِهِ. (1)
.نهج البلاغة:الخطبة 91، [1]بحار الأنوار:90/109/57 و ج 17/320/77. [2]
31.عنه علیه السلام: الشَّوقُ شیمَةُ الموقِنینَ. (2)
32.عنه علیه السلام -فی دُعائِهِ-:یا غایَةَ آمالِ العارِفینَ،یا غِیاثَ المُستَغیثینَ،یا حَبیبَ قُلوبِ الصّادِقینَ. (3)
33.الإمام زین العابدین علیه السلام -فی مُناجاتِهِ-:یا مَن آنَسَ العارِفینَ بِطولِ مُناجاتِهِ،وألبَسَ الخائِفینَ ثَوبَ مُوالاتِهِ. (4)
34.الإمام الصادق علیه السلام: لَو یَعلَمُ النّاسُ ما فی فَضلِ مَعرِفةِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ ما مَدّوا أعیُنَهُم إلی ما مَتَّعَ اللّهُ بِهِ الأعداءَ مِن زَهرَةِ الحَیاةِ الدُّنیا
30.امام علی علیه السلام -در وصف ملائکه-:آنگاه خداوند سبحان، برای جای دادن در آسمانهایش و آباد کردنِ برترین آسمان، از ملکوت اعلا،آفریدگانی نوپدید از ملائکهاش بیافرید...
اشتغال به عبادتش،آنان را از هر چیز دیگر بازداشته است و حقایق ایمان،آنان را به معرفت پروردگارشان پیوند داده است و یقین به او،آنان را از دیگران بریده و شیفتۀ او ساخته است و خواستههایشان از آنچه نزد اوست،به آنچه نزد دیگری است،درنمیگذرد.آنان،شیرینی معرفتش را چشیده و از جام لبریز محبّتش نوشیدهاند.
31.امام علی علیه السلام: شوق،خوی صاحبان یقین است.
32.امام علی علیه السلام -در دعایش-:ای غایت آرزوی عارفان ! ای فریادرس کمکخواهان و ای محبوب دلهای صادقان !
33.امام سجّاد علیه السلام -در نیایشش- : ای آنکه عارفان را با رازگویی طولانیاش،مأنوس ساخت و بر خائفان،لباس دوستی خود پوشاند !
34.امام صادق علیه السلام: اگر مردم از فضیلت شناختِ خداوند -عزّ وجلّ-باخبر میشدند،به نعمتها و خوشیهای زندگی دنیوی که خداوند،دشمنان را از آن برخوردار ساخته است،
ونَعیمِها،وکانَت دُنیاهُم أقَلَّ عِندَهُم مِمّا یَطَؤونَهُ بِأرجُلِهِم، ولَنَعِموا بِمَعرِفَةِ اللّهِ جَلَّ وعَزَّ،وتَلَذَّذوا بِها تَلَذُّذَ مَن لَم یَزَل فی رَوضاتِ الجِنانِ مَعَ أولِیاءِ اللّهِ.
إنَّ مَعرِفَةَ اللّهِ عَزَّوجَلَّ آنِسٌ مِن کُلِّ وَحشَةٍ،وصاحِبٌ مِن کُلِّ وَحدَةٍ،ونورٌ مِن کُلِّ ظُلمَةٍ،وقُوَّةٌ مِن کُلِّ ضَعفٍ،وشِفاءٌ مِن کُلِّ سُقمٍ. (1)
.الکافی:347/247/8 [1] عن جمیل بن درّاج.
3/2-ذِکرُ اللّهِ
35.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن أکثَرَ ذِکرَ اللّهِ عَزَّوجَلَّ أحَبَّهُ اللّهُ،ومَن ذَکَرَ اللّهَ کَثیراً کُتِبَت لَهُ بَراءَتانِ:بَراءَةٌ مِنَ النّارِ،وبَراءَةٌ مِنَ النِّفاقِ. (2)
36.عنه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ لی:یا مُحَمَّدُ،لَو أنَّ الخَلائِقَ نَظَروا إلی عَجائِبِ صُنعی ما عَبَدوا غَیری،ولَو أنَّهُم وَجَدوا حَلاوَةَ ذِکری فی قُلوبِهِم لَزِموا بابی،ولَو أنَّهُم نَظَروا إلی لَطائِفِ بِرّی مَا اشتَغَلوا بِشَیءٍ سِوایَ. (3)
چشم نمیدوختند و دنیایشان از آنچه با گامهایشان بر آن پای مینهند نیز کمتر میشد و با نعمت معرفت خدا عزَّ و جلَّ متنعّم میشدند و از آن،لذّت میبردند؛لذّت بردن کسی که همواره در باغهای بهشت،در کنار اولیای خداست !
در حقیقتْ شناخت خدا،مونسی در برابر هر بیکسی، همدمی در برابر هر تنهایی،نوری در برابر هر تاریکی، نیرویی در برابر هر ناتوانی،و درمان برای هر بیماری است !
35.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرکه بسیار یاد خداوند-عزّ وجلّ-کند، خداوند،دوستش خواهد داشت،و هرکه بسیار یاد خدا کند، برایش دو برائتنامه نوشته خواهد شد:برائتی از دوزخ و برائتی از نفاق.
36.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند-عزّ وجلّ-میفرماید:«ای محمّد! اگر آفریدگان به ساختههای شگفت من مینگریستند،جز مرا نمیپرستیدند و اگر شیرینی یاد مرا در دلهایشان میچشیدند،ملازم درگاه من میشدند و اگر به ظرائف نیکیهای من مینگریستند،به چیزی جز من نمیپرداختند».
37.عنه صلی الله علیه و آله: یَقولُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ:إذا کانَ الغالِبُ عَلَی العَبدِ الاشتِغالَ بی جَعَلتُ بُغیَتَهُ ولَذَّتَهُ فی ذِکری،فَإِذا جَعَلتُ بُغیَتَهُ ولَذَّتَهُ فی ذِکری عَشِقَنی وعَشِقتُهُ،فَإِذا عَشِقَنی وعَشِقتُهُ رَفَعتُ الحِجابَ فیما بَینی وبَینَهُ،وصَیَّرتُ ذلِکَ تَغالُباً عَلَیهِ،لا یَسهو إذا سَهَا النّاسُ،اُولئِکَ کَلامُهُم کَلامُ الأَنبِیاءِ،اُولئِکَ الأبطالُ حَقّاً. (1)
.کنز العمّال:1872/433/1 نقلاً عن حلیة الأولیاء.
38.الإمام علیّ علیه السلام: الذِّکرُ مِفتاحُ الاُنسِ. (2)
39.عنه علیه السلام: ذِکرُ اللّهِ قُوتُ النُّفُوسِ وَمُجالَسَةُ الْمَحبُوبِ. (3)
40.الإمام زین العابدین علیه السلام -فی دُعائِهِ-:اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ، ونَبِّهنی لِذِکرِکَ فی أوقاتِ الغَفلَةِ،وَاستَعمِلنی بِطاعَتِکَ فی أیّامِ المُهلَةِ، وَانهَج لی إلی مَحَبَّتِکَ سَبیلاً سَهلَةً،أکمِل لی بِها خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ. (4)
4/2-التَّقوی
41.الإمام الباقر علیه السلام -لِجابِرٍ-:اِعلَم یا جابِرُ،أنَّ أهلَ التَّقوی أیسَرُ أهلِ الدُّنیا مَؤونَةً،وأکثَرُهُم لَکَ مَعونَةً،تَذکُر فَیُعینونَکَ،وإن
37.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند-عزّ وجلّ-میفرماید:«هرگاه اشتغال به من بر بندهام چیره گردد،خواسته و لذّتش را در یاد خود قرار خواهم داد.پس چون خواسته و لذّتش را در یاد خود قرار دادم، عاشق من میشود و من عاشق او میشوم.پس چون عاشق من شد و من عاشق او شدم،پردۀ میان خود و او را برخواهم داشت و این حالت را بر او مسلّط خواهم کرد،تا آنکه چون مردم غافل شدند،او غافل نشود«این کسان،سخنشان سخن پیامبران است.آنان،قهرمانان حقیقی هستند».
38.امام علی علیه السلام: یاد خدا،کلید انس گرفتن است.
39.امام علی علیه السلام: یاد خدا،قوت جانها و همنشینیبا محبوب است.
40.امام سجّاد علیه السلام -در دعایش-:بارالها ! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و به هنگام غفلت،مرا به یاد خود هشیار ساز.به روزگار مهلت،مرا در راه طاعت خود به کار گیر و راه آسانی به سوی دوستیات برایم بگشا که با آن،خیر دنیا و آخرت را بر من کامل گردانی.
ر.ک: ص 195 (انس با خدا)؛ص 213 (دیدار خدا).
41.امام باقر علیه السلام -خطاب به جابر-:ای جابر ! بدان که باتقوایان، برایت کمهزینهترینِ مردم دنیا و بیشترین یاریرسان هستند.
نَسیتَ ذَکَّروکَ،قَوّالونَ بِأَمرِ اللّهِ،قَوّامونَ عَلی أمرِ اللّهِ،قَطَعوا مَحَبَّتَهُم بِمَحَبَّةِ رَبِّهِم،ووَحَشُوا الدُّنیا لِطاعَةِ مَلیکِهِم،ونَظَروا إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ وإلی مَحَبَّتِهِ بِقُلوبِهِم،وعَلِموا أنَّ ذلِکَ هُوَ المَنظورُ إلَیهِ لِعَظیمِ شَأنِهِ. (1)
.الکافی:16/133/2 [1]عن جابر،بحار الأنوار:17/36/73. [2]
5/2-العَزم
42.الإمام الصادق علیه السلام -فی دُعائِهِ عَندَ دُخولِهِ عَلَی المَنصورِ-:
اللّهُمَّ...أعلَمُ أفضَلُ زادِ الرّاحِلِ إلَیکَ عَزمُ الإِرادَةِ،وخُضوعُ الاِستِغاثَةِ،وقَد ناجاکَ بِعَزمِ الإِرادَةِ وخُضوعِ الاِستِکانَةِ قَلبی. (2)
43.الإمام الکاظم علیه السلام -مِن دُعائِهِ علیه السلام لمّا حمل إلی بغداد-:
وقَد عَلِمتُ أنَّ أفضَلَ الزّادِ لِلرّاحِلِ إلَیکَ عَزمُ إرادَةٍ یَختارُکَ بِها وَقَد ناجَاک بِعَزمِ الإرادَةِ قَلبِی. (3)
6/2-الطَّلَب
44.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: اللّهُمَّ إنّی أسأَلُکَ...الرِّضا بِالقَضاءِ،وبَرَکَةَ المَوتِ
[خدا را] یاد میکنی و آنان،یاریات میکنند و اگر فراموش کنی،به یادت میآورند؛فرمان خدا را هموارهبر زبانمیآورند و پایبند و اجرا کنندۀ فرمان خدا هستند؛محبّتِ خود [به غیر خدا] را برای دوستی پروردگارشان بُریدهاند و از دنیا برای پیروی از فرمانروایشان،روی گرداندهاند و با دلهای خود،به خداوند-عزّ وجلّ-و دوستیاش نگریستهاند و دانستهاند که همو به سبب جایگاه بزرگش شایستۀ نگریستن است.
42.امام صادق علیه السلام -در دعایش هنگام رفتن نزد منصور،خلیفۀ عبّاسی-:بارالها !...میدانم برترین توشۀ رهرو به سوی تو، ارادۀ استوار و فروتنی یاریخواهانه است و اینک،قلبم با ارادهای استوار و فروتنی متواضعانه با تو رازگویی میکند.
43.امام کاظم علیه السلام -در دعایش زمانی که او را به سوی بغداد میبردند-:میدانم که برترین توشۀ رهرو به سوی تو،ارادۀ استواری است که با آن تو را برمیگزیند و اینک،قلبم با ارادهای استوار با تو رازگویی میکند.
44.رسول خدا صلی الله علیه و آله: بارالها ! من از تو خشنودی به قضایت،برکت
بَعدَ العَیشِ،وبَردَ العَیشِ بَعدَ المَوتِ،ولَذَّةَ المَنظَرِ إلی وَجهِکَ، وشَوقاً إلی رُؤیَتِکَ ولِقائِکَ،مِن غَیرِ ضَرّاءَ مُضِرَّةٍ،ولا فِتنَةٍ مُضِلَّةٍ. (1)
.الکافی:6/548/2، [1]الفقیه:960/328/1 نحوه وکلاهما عن محمّد بن الفرج عن الإمام الجواد علیه السلام،بحار الأنوار:2/2/86؛ [2]سنن النسائی:55/3 عن عمّار بن یاسر،مسند ابن حنبل:21724/156/8 [3] عن زید بن ثابت نحوه،کنز العمّال:3611/174/2.
45.عنه صلی الله علیه و آله: اللّهُمَّ اجعَل حُبَّکَ أحَبَّ الأَشیاءِ إلَیَّ،وَاجعَل خَشیَتَکَ أخوَفَ الأَشیاءِ عِندی،وَاقطَع عَنّی حاجاتِ الدُّنیا بِالشَّوقِ إلی لِقائِکَ،وإذا أقرَرتَ أعیُنَ أهلِ الدُّنیا مِن دُنیاهُم فَأَقرِر عَینی مِن عِبادَتِکَ. (2)
46.عنه صلی الله علیه و آله: کانَ مِن دُعاءِ داودَ یَقولُ:اللّهُمَّ إنّی أسأَلُکَ حُبَّکَ،وحُبَّ مَن یُحِبُّکَ،وَالعَمَلَ الَّذی یُبَلِّغُنی حُبَّکَ.اللّهُمَّ اجعَل حُبَّکَ أحَبَّ إلَیَّ مِن نَفسی وأهلی ومِنَ الماءِ البارِدِ. (3)
47.عنه صلی الله علیه و آله -فی دُعائِهِ-:اللّهُمَّ اجعَلنا مَشغولینَ بِأَمرِکَ،آمِنینَ بِوَعدِکَ،آیِسینَ مِن خَلقِکَ،آنِسینَ بِکَ،مُستَوحِشینَ مِن غَیرِکَ، راضینَ بِقَضائِکَ،صابِرینَ عَلی بَلائِکَ،شاکِرینَ عَلی نَعمائِکَ، مُتَلَذِّذینَ بِذِکرِکَ،فَرِحینَ بِکِتابِکَ،مُناجینَ إیّاکَ آناءَ اللَّیلِ
مرگِ پس از زندگی،خوشی زندگی پس از مرگ،لذّت نگریستن به رخسارت،شوق دیدار و دیدنت بیتنگنایی زیانبار و یا فتنهای گمراه کننده را خواستارم.
45.رسول خدا صلی الله علیه و آله: بارالها ! دوستیات را محبوبترین چیزها نزدم گردان.ترس از خودت را ترسبارترین چیزها برایم قرار ده و با شوق دیدارت،نیازهای دنیا را از من ببُر و هر گاه چشمْ روشنی اهل دنیا را از دنیایشان قرار دادی،چشمم را با عبادتت روشن کن.
46.رسول خدا صلی الله علیه و آله: داوود در دعاهای خود میگفت:«بارالها ! من دوستی تو و دوستی آنکه دوستت دارد و کرداری که مرا به دوستیات میرساند،از تو درخواست میکنم.بارالها ! دوستیات را نزدم محبوبتر از خودم،خانوادهام و آب خُنکْ قرار ده».
47.رسول خدا صلی الله علیه و آله -در دعایش-:بارالها ! ما را به فرمانت مشغول،به وعدهات مطمئن،از آفریدهات نومید،به خود مأنوس،از غیر از خود ترسان،به قضایت خشنود،در بلایت شکیبا،بر نعمتت سپاسگزار،به یادت کامروا،به کتابت شادمان،با خودت در شبانهروزْ رازگو،برای مرگ،آماده،
وأطرافَ النَّهارِ،مُستَعِدّینَ لِلمَوتِ،مُشتاقینَ إلی لِقائِکَ. (1)
.جامع الأخبار:1013/364، [1]بحار الأنوار:16/360/95. [2]
48.فاطمة علیها السلام -أیضاً-:اللّهُمَّ...أسأَلُکَ النَّظَرَ إلی وَجهِکَ،وَالشَّوقَ إلی لِقائِکَ. (2)
49.الإمام زین العابدین علیه السلام -أیضاً-:اللّهُمَّ وإنّی أتوبُ إلَیکَ مِن کُلِّ ما خالَفَ إرادَتَکَ،أو زالَ عَن مَحَبَّتِکَ؛مِن خَطَراتِ قَلبی، ولَحَظاتِ عَینی،وحِکایاتِ لِسانی. (3)
50.عنه علیه السلام -فی مُناجاتِهِ-:اللّهُمَّ اجعَلنی مِنَ الَّذینَ جَدّوا فی قَصدِکَ فَلَم یَنکِلوا،و سَلَکُوا الطَّریقَ إلَیکَ فَلَم یَعدِلوا،وَاعتَمَدوا عَلَیکَ فِی الوُصولِ حَتّی وَصَلوا،فَرَوِیَت قُلوبُهُم مِن مَحَبَّتِکَ،وأنِسَت نُفوسُهُم بِمَعرِفَتِکَ. (4)
51.عنه علیه السلام -فی دُعائِهِ-:اللّهُمَّ...وَاعمِ أبصارَ قُلوبِنا عَمّا خالَفَ مَحَبَّتَکَ. (5)
52.عنه علیه السلام -أیضاً-:اللّهُمَّ...لا تَبتَلِیَنّی بِالکَسَلِ عَن عِبادَتِکَ، ولَا العَمی عَن سَبیلِکَ،ولا بِالتَّعَرُّضِ لِخِلافِ مَحَبَّتِکَ. (6)
و به دیدارت مشتاق ساز.
48.فاطمه علیها السلام -در دعایش-:بارالها! نگریستن به رخسارت و شوق دیدارت را از تو درخواست میکنم.
49.امام سجّاد علیه السلام -در دعایش-:بارالها ! من از هرچه با ارادۀ تو مخالفت دارد و یا از محبّت تو به دور است،به سویت توبه میکنم؛از آنچه در دلم میگذرد،نگاههای چشمم و گفتههای زبانم.
50.امام سجّاد علیه السلام -در دعایش-:بارالها ! مرا از کسانی قرار ده که برای دیدنت جدّیت به خرج دادند و باز نماندند و راه به سوی تو را پیمودند و از آن،منحرف نشدند و برای رسیدن، به تو اعتماد کردند،تا آنکه رسیدند.پس دلهایشان را از محبّت خود سیراب ساختی و جانهایشان را به معرفت خویش،مأنوس کردی.
51.امام سجّاد علیه السلام -در دعایش-:بارالها !...دیدۀ دلهایمان را از آنچه مخالف دوستی توست،کور گردان.
52.امام سجّاد علیه السلام -در دعایش-:بارالها !...مرا به کسالت در عبادتت،کوری از راهت و بیرون شدن از طریق محبّتت، مبتلا مکن.
53.عنه علیه السلام -مُناجاتِهِ-:إلهی،فَاجعَلنا مِنَ الَّذینَ تَوَشَّحَت أشجارُ الشَّوقِ إلَیکَ فی حَدائِقِ صُدورِهِم،وأخَذَت لَوعَةُ مَحَبَّتِکَ بِمَجامِعِ قُلوبِهِم،فَهُم إلی أَوکارِ الأَفکارِ یَأوونَ،وفی رِیاضِ القُربِ وَالمُکاشَفَةِ یَرتَعُونَ،ومِن حِیاضِ المَحَبَّةِ بِکأسِ المُلاطَفَةِ یَکرَعُونَ،وشَرائِعَ المُصافاةِ یَرِدونَ. (1)
.بحار الأنوار:150/94 [1] نقلاً عن بعض کتب الأصحاب.
54.الإمام الصادق علیه السلام -کانَ یَقولُ-:اللّهُمَّ املَأ قَلبی حُبّاً لَکَ، وخَشیَةً مِنکَ،وتَصدیقاً وإیماناً بِکَ،وفَرَقاً مِنکَ،وشَوقاً إلَیکَ، یا ذَا الجَلالِ وَالإِکرامِ. (2)
55.عنه علیه السلام: تَدعو بِهذَا الدُّعاءِ فی دُبُرِ رَکَعَتی طَوافِ الفَریضَةِ،تَقولُ بَعدَ التَّشَهُّدِ:اللّهُمَّ ارحَمنی بِطَواعِیَتی إیّاکَ وطَواعِیَتی رَسولَکَ صلی الله علیه و آله،اللّهُمَّ جَنِّبنی أن أتَعَدّی حُدودَکَ،وَاجعَلنی مِمَّن یُحِبُّکَ ویُحِبُّ رَسولَکَ ومَلائِکَتَکَ وعِبادَکَ الصّالِحینَ. (3)
53.امام سجّاد علیه السلام -در دعایش-:بارالها ! ما را از کسانی قرار ده که درختان شوق به تو در بوستان سینههایشان آراسته شد و آتش محبّتت،دلهایشان را بیقرار ساخت.پس آنان در آشیانههای اندیشهها جای گرفتهاند و در باغهای قرب و مکاشفه میخرامند و از حوضهای محبّت،با جامهای ملاطفت مینوشند و به سرچشمههای صفا و یکرنگی وارد میشوند.
54-امام صادق علیه السلام: بارالها ! قلبم را از محبّت نسبت به خودت،ترس از خودت،تصدیق و ایمان به خودت،هراس از خودت و شوق به خودت،لبریز ساز،ای صاحب جلال و کرامت!
55.امام صادق علیه السلام: پس از تشهّد و پایان دادن دو رکعت نماز طواف واجب،این دعا را بخوان:«بارالها ! به سبب فرمانبریام از تو و فرمانبریام از پیامبرت به من رحم کن.
بارالها ! مرا از تجاوز به حدودت بازدار و مرا از کسانی قرار ده که دوستت دارند و پیامبرت و فرشتگانت و بندگان صالحت را نیز دوست دارند.
ر.ک:ص 15 (درآمد/شاهراه تکامل).
الفصل الثالث-مَبادِئُ التَّحَبُّبِ إلَی اللّهِ
1/3-التَّوبَة
الکتاب
«إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ» . (1)
.البقرة:222. [1]
الحدیث
56.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ تَعالی یُحِبُّ الشّابَّ التّائِبَ. (2)
57.الإمام علیّ علیه السلام: توبوا إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ،وَادخُلوا فی مَحَبَّتِهِ؛فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّابینَ ویُحِبُّ المُتَطَهِّرینَ،وَالمُؤمِنُ تَوّابٌ. (3)
58.الکافی عن أبی بصیر: قُلتُ لِأَبی عَبدِاللّهِ علیه السلام: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا
قرآن
«خداوند،توبهکاران و پاکیزگان را دوست دارد».
حدیث
56.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،جوان توبهکار را دوست دارد.
57.امام علی علیه السلام: به سوی خداوند-عزّ وجلّ-توبه کنید و به دوستیاش درآیید؛که خداوند،توبهکاران و پاکیزگان را دوست دارد،و مؤمنْ توبهکار است.
58.الکافی به نقل از ابو بصیر: از امام صادق علیه السلام دربارۀ آیۀ «ای کسانی که ایمان آوردهاید! به سوی خدا خالصانه توبه کنید»، پرسیدم؟
تُوبُوا إِلَی اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً» 1
قالَ:هُوَ الذَّنبُ الَّذی لا یَعودُ فیهِ أبَداً.
قُلتُ:وأیُّنا لَم یَعُد؟!
فَقالَ:یا أبا مُحَمَّدٍ،إنَّ اللّهَ یُحِبُّ مِن عِبادِهِ المُفَتَّنَ التَّوّابَ. (1)
59.الإمام زین العابدین علیه السلام -فی دُعائِهِ-:قَد قُلتَ یا إلهی فی مُحکَمِ کِتابِکَ إنَّکَ تَقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِکَ وتَعفو عَنِ السَّیِّئاتِ وتُحِبُّ التَّوّابینَ،فَاقبَل تَوبَتی کَما وَعَدتَ،وَاعفُ عَن سَیِّئاتی کَما ضَمِنتَ،وأوجِب لی مَحَبَّتَکَ کَما شَرَطتَ. (2)
60.عنه علیه السلام -أیضاً-:أعتَذِرُ إلَیکَ یا إلهی...فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ، وَاجعَل نَدامَتی عَلی ما وَقَعتُ فیهِ مِنَ الزَّلّاتِ وعَزمی عَلی تَرکِ ما یَعرِضُ لی مِنَ السَّیِّئاتِ تَوبَةً توجِبُ لی مَحَبَّتَکَ،یا مُحِبَّ التَّوّابینَ. (3)
61.عنه علیه السلام -أیضاً-:اللّهُمَّ ارزُقنا خَوفَ عِقابِ الوَعیدِ...وَاجعَلنا عِندَکَ مِنَ التَّوّابینَ الَّذینَ أوجَبتَ لَهُم مَحَبَّتَکَ،وقَبِلتَ مِنهُم مُراجَعَةَ طاعَتِکَ،یا أعدَلَ العادِلینَ. (4)
1) (2) .الکافی:4/432/2 و ح 3 [1] عن محمّد بن الفضیل عن الإمام الکاظم علیه السلام نحوه،الزهد للحسین بن سعید:191/72، [2]الاُصول الستّة عشر:37 عن أبی بصیر عن الإمام الباقر علیه السلام نحوه،بحار الأنوار:69/39/6، [3]جامع الأحادیث للقمّی:198،وراجع:ص 132 (أحبّ الناس إلی اللّه).
2) (3) .الصحیفة السجّادیة:125 الدعاء 31 و ص 147 الدعاء 38. [4]
3) (4) .الصحیفة السجّادیة:125 الدعاء 31 و ص 147 الدعاء 38. [5]
4) (5) .الصحیفة السجّادیة:179 الدعاء 45، [6]مصباح المتهجّد:647، [7]إقبال الأعمال:429/1 [8] وفیه«غم»بدل«عقاب»،بحار الأنوار:1/176/98. [9]
فرمود:«مقصود،گناهی است که پس از توبه،دیگر هرگز به آن باز نگردند».
گفتم:«کدامیک از ما [چنین است و] دیگر به گناه باز نمیگردد؟».
فرمود:«ای ابومحمّد! خداوند از میان بندگانش،بندۀ آزموده شدۀ [به گناهِ ] بسیار توبهکار را دوست دارد».
59.امام سجّاد علیه السلام -در دعا-:بارالها ! در کتاب استوارت فرمودی که از بندگانت توبه را میپذیری و از گناهان درمیگذری و توبهکاران را دوست میداری.پس همانگونه که وعده دادهای، توبهام را بپذیر و همانگونه که تضمین کردهای،از گناهانمدرگذر و همانگونه که شرط کردهای،دوستیات را بر من مقرّر دار.
60.امام سجّاد علیه السلام -در دعا-:بارالها ! از تو پوزش میخواهم...
پس بر محمّد و آل محمّد،درود بفرست و پشیمانیام را از لغزشهایی که دچار آن شدم و عزمم را بر واگذاشتن گناهانی که با آنها رویاروی میشوم،توبهای قرار ده که محبّتت را برایم در پی بیاورد،ای دوستدار توبهکاران!
61.امام سجّاد علیه السلام -در دعا-:بارالها ! ترس از کیفر موعود را روزی ما گردان...و ما را نزد خود،از توبهکارانی قرار ده که محبّتت را بر آنان مقرّر داشتی و بازگشتشان را به فرمانبریات پذیرفتی،ای عادلترین عادلان!
62.الإمام الصادق علیه السلام: إذا تابَ العَبدُ تَوبَةً نَصوحاً أحَبَّهُ اللّهُ،فَسَتَرَ عَلَیهِ فِی الدُّنیا وَالآخِرَةِ. (1)
.الکافی:1/430/2، [1]ثواب الأعمال:1/205 کلاهما عن معاویة بن وهب،مشکاة الأنوار:111 [2] عن الإمام الباقر علیه السلام نحوه،بحار الأنوار:31/28/6. [3]
2/3-طاعَةُ اللّهِ
الکتاب
«قُلْ أَطِیعُوا اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْکافِرِینَ» . (2)
الحدیث
63.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ أحَبَّ الناسِ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ یَومَ القِیامَةِ أطوَعُهُم لَهُ،وأتقاهُم. (3)
64.الإمام علیّ علیه السلام: إن تَنَزَّهوا عَنِ المَعاصی یُحبِبکُمُ اللّهُ. (4)
65.الإمام الصادق علیه السلام: قالَ اللّهُ تَبارَکَ وتَعالی:ما تَحَبَّبَ إلَیَّ عَبدی بِأَحَبَّ مِمَّا افتَرَضتُ عَلَیهِ. (5)
66.الأمالی للصدوق عن محمّد بن أبی عمیر: حَدَّثَنی مَن سَمِعَ أبا عَبدِاللّهِ الصَّادِقَ علیه السلام یَقولُ:ما أحَبَّ اللّهُ عَزَّوجَلَّ مَن عَصاهُ.ثُمَّ
62.امام صادق علیه السلام: هرگاه بنده خالصانه توبه کند،خداوند او را دوست بدارد و گناهانش را در دنیا و آخرت بر او بپوشاند.
قرآن
«بگو:از خدا و پیامبرش فرمان ببرید.پس اگر پشت کردند،خداوند کافران را دوست ندارد».
حدیث
63.رسول خدا صلی الله علیه و آله: محبوبترینِ مردم نزد خداوند در روز قیامت،فرمانبرترینِ آنها نسبت به او و پرهیزگارترینِ آنان است.
64.امام علی علیه السلام: اگر خود را از معصیتها پاک کنید،خداوند، دوستتان خواهد داشت.
65.امام صادق علیه السلام: خداوند-تبارک و تعالی-میفرماید:بندهام با انجام چیزی مانند آنچه بر او واجب کردهام،به من دوستی نمیورزد.
66.امالی صدوق به نقل از محمّد بن ابی عمیر: کسی که خود از امام صادق علیه السلام شنیده بود برایم نقل کرد که ایشان میفرمود:
«خداوند کسی را که نافرمانیاش کند،دوست نمیدارد».
آنگاه حضرت این شعر را برخواند:
تَمَثَّلَ فَقالَ:
تَعصِی الإِلهَ وأنتَ تُظهِرُ حُبَّهُ
3/3-اِتِّباعُ أهلِ البَیتِ
الکتاب
«قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» . (1)
الحدیث
67.الإمام علیّ علیه السلام: أحَبُّ العِبادِ إلَی اللّهِ المُتَأَسّی بِنَبِیِّهِ،وَالمُقتَصُّ لِأَثَرِهِ. (2)
68.الإمام الصادق علیه السلام: مَن سَرَّهُ أن یَعلَمَ أنَّ اللّهَ یُحِبُّهُ فَلیَعمَلْ بِطاعَةِ اللّهِ،وَلیَتَّبِعنا؛ألَم یَسمَع قَولَ اللّهِ عَزَّوجَلَّ لِنَبِیِّهِ صلی الله علیه و آله:«قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ»؟! وَاللّهِ
«نافرمانی خدا را میکنی و باز اظهار دوستی او را مینمایی؟!
این محال و از کارهای شگفت است.
اگر دوستیات راستین بود،از او فرمان میبردی
زیرا که دوستدار،فرمانبر کسی است که دوستش میدارد».
قرآن
«بگو:اگر خدا را دوست دارید،از من پیروی کنید،تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد که خداوند،آمرزنده و مهربان است».
حدیث
67.امام علی علیه السلام: محبوبترینِ بندگان نزد خداوند،اقتدا کنندۀ به پیامبرش و پیسپارِ راه اوست.
68.امام صادق علیه السلام: کسی که از دانستن اینکه خداوند دوستش میدارد،شادمان میشود،پس به فرمانبری از خدا بپردازد و از ما پیروی کند.آیا سخن خداوند-عزّ وجلّ-را به پیامبرش صلی الله علیه و آله نشنیده است:«بگو:اگر خدا را دوست دارید،از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد»؟به خدا سوگند،هیچ بندهای از خدا فرمانبری نمیکند،مگر آنکه
لا یُطیعُ اللّهَ عَبدٌ أبَداً إلّاأدخَلَ اللّهُ عَلَیهِ فِی طاعَتِهِ اتِّباعَنا،ولا وَاللّهِ لا یَتَّبِعُنا عَبدٌ أبَداً إلّاأحَبَّهُ اللّهُ.ولا وَاللّهِ لا یَدَعُ أحَدٌ اتِّباعَنا أبَداً إلّا أبغَضَنا،ولا وَاللّهِ لا یُبغِضُنا أحَدٌ أبَداً إلّاعَصَی اللّهَ،ومَن ماتَ عاصِیاً للّهِِ أخزاهُ اللّهُ وأکَبَّهُ عَلی وَجهِهِ فِی النّارِ،وَالحَمدُ للّهِِ رَبِّ العالَمینَ. (1)
.الکافی:1/14/8 [1]عن إسماعیل بن مخلّد السرّاج،بحار الأنوار:93/224/78. [2]
69.بحار الأنوار عن الفضیل: قُلتُ لِأَبِی الحَسَنِ علیه السلام:أیُّ شَیءٍ أفضَلُ ما یَتَقَرَّبُ بِهِ العِبادُ إلَی اللّهِ فیمَا افتَرَضَ عَلَیهِم؟
فَقالَ:أفضَلُ ما یَتَقَرَّبُ بِهِ العِبادُ إلَی اللّهِ طاعَةُ اللّهِ وطاعَةُ رَسولِهِ،وحُبُّ اللّهِ وحُبُّ رَسولِهِ واُولِی الأَمرِ. (2)
4/3-مَکارِمُ الأَخلاقِ
أ-حُسنُ الخُلُقِ
70.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أحَبُّکُم إلَی اللّهِ أحاسِنُکُم أخلاقاً،المُوَطَّؤونَ أکنافاً،الَّذینَ یَألَفونَ ویُؤلَفونَ. (3)
71.الإمام الصادق علیه السلام: عَلَیکُم بِمَکارِمِ الأَخلاقِ؛فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ
خداوند،پیروی از ما را نیز جزو طاعتش قرار میدهد.به خدا سوگند،هیچ بندهای از ما پیروی نمیکند،مگر آنکه خداوند دوستش خواهد داشت.به خدا سوگند،هیچ بندهای پیروی از ما را فرو نمیگذارد،مگر آنکه با ما دشمنی کرده باشد.به خدا سوگند،هیچ کس با ما دشمنی نمیکند،مگر آنکه از خدا نافرمانی کرده باشد،و هرکه در حال نافرمانی خدا بمیرد، خداوند خوارش میکند و او را به رو در آتش میاندازد.
ستایش،ویژۀ پروردگار عالمیان است.
69.بحار الانوار به نقل از فضیل: به امام کاظم علیه السلام گفتم:«از میان فریضههایی که خداوند واجب ساخته است،کدامیک بیشتر مایۀ تقرّب بندگان به خداوند است؟».
فرمود:«برترین چیزی که بندگان با آن به خداوند تقرّب میجویند،فرمانبری از خدا و پیامبرش و دوستیِ خدا و پیامبرش و اولوالأمر [ ائمۀ اطهار علیهم السلام ] است».
70.رسول خدا صلی الله علیه و آله: محبوبترینِ شما نزد خداوند، خوشخوترینهای شما هستند؛آنان که فروتنی میکنند و با دیگران الفت میگیرند و دیگران با آنان،الفت میگیرند.
71.امام صادق علیه السلام: خوهای والا را به دست آورید که خداوند
یُحِبُّها،وإیّاکُم ومَذامَّ الأَفعالِ؛فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یُبغِضُها. (1)
.الأمالی للصدوق:586/441 عن المفضّل بن عمر،روضة الواعظین:413 وفیه إلی«یحبّها»،بحار الأنوار:4/197/92. [1]
ب-مَعالِی الاُمورِ
72.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ مَعالِیَ الاُمورِ وأشرافَها،ویَکرَهُ سَفسافَها. (2)
73.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ کَریمٌ یُحِبُّ الکَرَمَ،ویُحِبُّ مَعالِی الأَخلاقِ، وَیکرَهُ سَفسافَها (3). (4)
ج-الرَّغبَةُ فیما عِندَ اللّهِ
74.الإمام علیّ علیه السلام: تَحَبَّب إلَی اللّهِ سُبحانَهُ بِالرَّغبَةِ فیما لَدَیهِ. (5)
75.الإمام الصادق علیه السلام: قالَ رَجُلٌ لِلنَّبِیِّ صلی الله علیه و آله:یا رَسولَ اللّهِ،عَلِّمنی شَیئاً إذا أنَا فَعَلتُهُ أحَبَّنِی اللّهُ مِنَ السَّماءِ،وأحَبَّنی أهلُ الأَرضِ.
قالَ:اِرغَب فیما عِندَ اللّهِ یُحِبَّکَ اللّهُ،وَازهَد فیما عِندَ النّاسِ یُحِبَّکَ النّاسُ. (6)
1) (1)
2) (2) .المعجم الکبیر:2894/131/3 عن فاطمة عن أبیها الإمام الحسین علیه السلام،مسند الشهاب:1076/150/2 عن فاطمة بنت الحسین عن الإمام زین العابدین عن أبیه علیهما السلام عنه صلی الله علیه و آله،النوادر للراوندی:7 [2] عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله نحوه،بحار الأنوار:5/137/75. [3]
3) (3) .سفسافها:السفساف:الأمر الحقیر والردیء منکلّ شیء.وهو ضدّ المعالی والمکارم( [4]النهایة:373/2). [5]
4) (4) .المستدرک علی الصحیحین:151/111/1،المعجم الکبیر:5928/181/6 کلاهما عن سهل ابن سعد،السنن الکبری:20780/322/10 عن طلحة بن کریز،کنز العمّال:15991/347/6.
5) (5) .غرر الحکم:4503. [6]
6) (6) .تهذیب الأحکام:1102/377/6،الخصال:84/61،ثواب الأعمال:1/217،مکارم الأخلاق:928/296/1، [7]بحار الأنوار:4/15/70. [8]
-عزّ وجلّ-آنها را دوست دارد،و از کارهای نکوهیده بپرهیزید که خداوند-عزّ وجلّ-آنها را دشمن میدارد.
72.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،کارهای والا و ارجمند را دوست میدارد و کارهای پَست را ناخوش میدارد.
73.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،بزرگوار است و بزرگواری را دوست میدارد،خوهای والا را دوست میدارد و خوهای پَست را ناخوش میدارد.
74.امام علی علیه السلام: با رغبت به آنچه نزد خداوند است،با او دوستی کن.
75.امام صادق علیه السلام: مردی به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت:«ای رسول خدا ! به من کاری بیاموز که چون انجامش دهم،خدا در آسمان،و زمینیانْ دوستم بدارند».
حضرت فرمود:«به آنچه نزد خداوند است،رغبت کن، تا خداوند دوستت بدارد و به آنچه نزد مردم است،بیمیلی نشان بده،تا مردمْ دوستت بدارند».
د-الحُبُّ فِی اللّهِ
76.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ رَجُلاً زارَ أخاً لَهُ فی قَریَةٍ اخری،فَأَرصَدَ اللّهُ لَهُ عَلی مَدرَجَتِهِ مَلَکاً،فَلَمّا أتی عَلَیهِ قالَ:أینَ تُریدُ؟قالَ:اُریدُ أخاً لی فی هذِهِ القَریَةِ.قالَ:هَل لَکَ عَلَیهِ مِن نِعمَةٍ تَرُبُّها (1)
.تربّها:أی تقوم بإصلاحها،وتنهض إلیه بسبب ذلک (هامش المصدر).
؟قالَ:لا،غَیرَ أنّی أحبَبتُهُ فِی اللّهِ عَزَّوجَلَّ.قالَ:فَإِنّی رَسولُاللّهِ إلَیکَ بِأَنَّ اللّهَ قَد أحَبَّکَ کَما أحبَبتَهُ فیهِ. (2)
77.عنه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ تَبارَکَ وتَعالی:وَجَبَت مَحَبَّتی لِلمُتَحابّینَ فِیَّ، وَالمُتَجالِسینَ فِیَّ،وَالمُتَزاوِرینَ فِیَّ،وَالمُتَباذِلینَ فِیَّ. (3)
ه-البُغضُ فِی اللّهِ
78.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قالَ عیسَی بنُ مَریَمَ لِلحَوارِیّینَ:تَحَبَّبوا إلَی اللّهِ وتَقَرَّبوا إلَیهِ.
قالوا:یا روحَ اللّهِ،بِماذا نَتَحَبَّبُ إلَی اللّهِ ونَتَقَرَّبُ؟ قالَ:بِبُغضِ أهلِ المَعاصی،وَالتَمِسوا رِضَی اللّهِ بِسَخَطِهِم. (4)
79.الإمام الصادق علیه السلام: طَلَبتُ حُبَّ اللّهِ عَزَّوجَلَّ فَوَجَدتُهُ فی بُغضِ
1) (1)
2) (2) .صحیح مسلم:38/1988/4،مسند ابن حنبل:9302/378/3، [1]شُعبالإیمان:9004/488/6، [2]کنز العمّال:24663/7/9؛کشف الریبة:80 کلّها عن أبی هریرة.
3) (3) .الموطّأ:16/954/2، [3]مسند ابن حنبل:22091/239/8، [4]المستدرک علی الصحیحین:7314/187/4 کلّها عن معاذ بن جبل.
4) (4) .تحف العقول:44،تنبیه الخواطر:235/2، [5]إرشاد القلوب:77 [6] کلاهما نحوه،بحار الأنوار:60/147/77؛ [7]ربیع الأبرار:483/1، [8]کنز العمّال:5518/65/3.
76.رسول خدا صلی الله علیه و آله: مردی راهیِ دیدار برادر [و دوست] خود در روستایی شد.خداوند،فرشتهای سرِ راه او قرار داد.چون آن مرد پیش آمد،فرشته از او پرسید:«به کجا میروی؟».
پاسخ داد:«به دیدار برادری که در این روستا دارم،میروم».
پرسید:«آیا نعمتینزد او داری کهبرای رسیدنِ به آن،نزدش میروی؟».
پاسخ داد:«نه،جز این که او را در راه خداوند-عزّ وجلّ- دوست میدارم».
فرشتهگفت:«من نیز پیامآور خدا بهسویت هستم که خداوند، تو را دوست دارد،همانگونه که تو در راهش دوستی میورزی».
77.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند-تبارک و تعالی-میفرماید:«دوست داشتن آنان که به خاطر من یکدیگر را دوست میدارند،به خاطر من با یکدیگر همنشینی میکنند،به خاطر من به دیدار یکدیگر میروند و به خاطر من به یکدیگر میبخشند،بر من واجب است».
78.رسول خدا صلی الله علیه و آله: عیسی بن مریم به حواریان خود فرمود:«با خداوند،دوستی کنید و به او نزدیک شوید».
أهلِ المَعاصی. (1)
.مستدرک الوسائل:13810/173/12.
و-الزُّهدُ فِی الدُّنیا
80.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إن أحبَبتَ أن یُحِبَّکَ اللّهُ فَازهَد فِی الدُّنیا،وإن أحبَبتَ أن یُحِبَّکَ النّاسُ فَلا یَقَعُ فی یَدِکَ مِن حُطامِها شَیءٌ إلّا نَبذتَهُ إلَیهِم. (2)
ز-بغض الدُّنیا
81.المسیح علیه السلام -لَمّا سُئِلَ عَن عَمَلٍ یورِثُ مَحَبَّةَ اللّهِ-:أبغِضُوا الدُّنیا یُحبِبکُمُ اللّهُ. (3)
ح-کَظمُ الغَیظِ
82.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: وَجَبَت مَحَبَّةُ اللّهِ عَلی مَن غَضِبَ فَحَلُمَ. (4)
83.عنه صلی الله علیه و آله -لِرَجُلٍ-:إنَّ فیکَ لَخَصلَتَینِ یُحِبُّهُمَا اللّهُ:الحِلمَ وَالأَناةَ. (5)
1) (1)
2) (2) .عیون الأخبار لابن قتیبة:174/3 [1] عن منصور بن المعتمر،حلیة الأولیاء:52/8 عن أرطاة بن المنذر،ربیع الأبرار:496/1 [2] کلاهما نحوه.
3) (3) .تنبیه الخواطر:134/1، [3]بحار الأنوار:54/328/14. [4]
4) (4) .تاریخ دمشق:3622/404/14،تاریخ أصبهان:1214/100/2 [5] کلاهما عن عائشة،کنز العمّال:5826/131/3؛مشکاةالأنوار:309. [6]
5) (5) .صحیح مسلم:18/49/1،السننالکبری:20802/327/10،مسندابن حنبل:11175/47/4 [7] کلّها عن أبی سعید،کنز العمّال:5837/133/3.
گفتند:«ای روح خدا ! با چه به خدا نزدیک شویم و با او دوستی کنیم؟».
فرمود:«با دشمنی با معصیت کاران.خشنودی خدا را با ناخشنودی آنان به دست آورید».
79.امام صادق علیه السلام: دوستی خدا را جُستم و آن را در دشمنی با معصیتکاران یافتم.
80.رسول خدا صلی الله علیه و آله: اگر دوست داری که خداوند دوستت بدارد، به دنیا بیرغبت باش و اگر دوست داری مردم دوستت بدارند،هرگاه از مال دنیا چیزی به دستت افتاد،آن را به سوی آنان بیفکن.
81.مسیح علیه السلام -چون از ایشان دربارۀ کاری که موجب دوستیِ خدا است،پرسیدند-:دنیا را دشمن بدارید،تا خدا دوستتان بدارد.
82.رسول خدا صلی الله علیه و آله: دوستی خدا برای آنکه چون خشمگین شود، بردباری کند،قطعی است.
83.رسول خدا صلی الله علیه و آله -به مردی فرمود-:در تو دو صفت است که خداوند آنها را دوست دارد:بردباری و درنگ در کارها.
ط-السَّخاء
84.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ السَّخِیَّ؛فَأَحِبّوهُ،ویُبغِضُ البَخیلَ؛ فَأَبغِضوهُ. (1)
.درر الأحادیث:35 عن یحیی بن الحسین.
85.عنه صلی الله علیه و آله: السَّخِیُّ الجَهولُ أحَبُّ إلَی اللّهِ مِنَ العابِدِ البَخیلِ. (2)
ی-التَّواضُع
86.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: یا عائِشَةُ تَواضَعی؛فَإِنَّ اللّهَ تَعالی یُحِبُّ المُتَواضِعینَ،ویُبغِضُ المُتَکَبِّرینَ. (3)
ک-الغَیرَة
87.الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ اللّهَ تَبارکَ وتَعالی غَیورٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیورٍ، ولِغَیرَتِهِ حَرَّمَ الفَواحِشَ ظاهِرَها وباطِنَها. (4)
ل-الرِّفق
88.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ الرِّفقَ فِی الأَمرِ کُلِّهِ. (5)
1) (1)
2) (2) .البخلاء للخطیب:45،الفردوس:3546/342/2 وفیه«العالم»بدل«العابد»وکلاهما عن عائشة،کنز العمّال:16210/392/6.
3) (3) .الفردوس:8634/427/5،کنز العمّال:5734/113/3 نقلاً عن أبی الشیخ وکلاهما عن عائشة.
4) (4) .الکافی:1/535/5، [1]مشکاة الأنوار:236. [2]
5) (5) .صحیح البخاری:5678/2242/5،صحیح مسلم:2165/1706/4،سنن الترمذی:2701/60/5 کلّها عن عائشة،کنزالعمّال:5333/34/3.
84.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،بخشندگان را دوست میدارد؛ پس دوستشان بدارید و بخیلان را دشمن میدارد؛پس دشمنشان بدارید.
85.رسول خدا صلی الله علیه و آله: نزد خدا،بخشندۀ نابخرد از پارسای بخیل، محبوبتر است.
86.رسول خدا صلی الله علیه و آله: ای عایشه ! فروتن باش که خداوند متعال، فروتنان را دوست میدارد و گردنکشان را دشمن میدارد.
87.امام صادق علیه السلام: خداوند-تبارک و تعالی-باغیرت است و هر باغیرتی را دوست دارد و به سبب غیرتش بود که همۀ کارهای زشت-آشکار و نهانش-را حرام کرده است.
88.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،نرمش و ملایمت در همه چیز را دوست دارد.
5/3-مَحاسِنُ الأَعمالِ
أ-الجِهادُ فی سَبیلِ اللّهِ
الکتاب
«إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ» . (1)
.الصفّ:4. [1]
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ» . (2)
الحدیث
89.تفسیر الدرّ المنثور عن زید بن أسلم -فیقَولِهِ تَعالی: «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ...» -:نَزَلَت هذِهِ الآیَةُ فی نَفَرٍ مِنَ الأَنصارِ فیهِم عَبدُاللّهِ بنُ رَواحَةَ،قالوا فی مَجلِسٍ:لَو نَعلَمُ أیُّ الأَعمالِ أحَبُّ إلَی اللّهِ لَعمِلنا بِهِ حَتّی نَموت ! فَأَنزَلَ اللّهُ هذِهِ فیهِم،فَقالَ ابنُ رَواحَةَ:لا أبرَحُ حَبیساً فی سَبیلِ اللّهِ حَتّی أموتَ شَهیداً. (3)
قرآن
«خداوند،کسانی را که در راهش چونانصفی برآمده از سرب، میجنگند،دوست دارد».
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما از دین خود برگردد،به زودی خدا گروهی را میآورد که دوستشان میدارد و آنان دوستش میدارند؛با مؤمنانْ فروتن و در برابر کافرانْ خلل ناپذیرند؛در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ سرزنشگری نمیهراسند.این فضل خداست که به هر که بخواهد،آن را میدهد که خداوند،گشایشگر داناست».
حدیث
89.تفسیر الدرّ المنثور به نقل از زید بن اسلم -دربارۀ گفتۀ خداوند متعال که«خداوند،کسانی را که در راهش چونان صفی (برآمده از سرب) میجنگند،دوست دارد»-:این آیه،دربارۀ گروهی از انصار،از جمله عبداللّه بن رواحه نازل شد.آنان در مجلسی گفتند:«اگر میدانستیم محبوبترینِ کارها نزد خدا چیست،تا پای مرگ انجامش میدادیم».در این باره خداوند،این آیه را نازل ساخت.پس عبداللّه بن رواحه گفت:«من خود را در راه خدا وقف میکنم تا به شهادت از دنیا بروم».
ب-قِراءَةُ القُرآنِ
90.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: حَمَلَةُ القُرآنِ هُمُ المَحفوفونَ بِرَحمَةِ اللّهِ، المَلبوسونَ بِنورِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ.یا حَمَلَةَالقُرآنِ،تَحَبَّبوا إلَی اللّهِ بِتَوقیرِ کِتابِهِ یَزِدکُم حُبّاً ویُحَبِّبکُم إلی خَلقِهِ. (1)
.جامع الأخبار:202/115 [1] نقلاً عن تفسیر أبی الفتوح الرازی.
91.الکافی عن أبی بصیر: قُلتُ لِأَبی جَعفَرٍ علیه السلام:إذا قَرَأتُ القُرآنَ فَرَفَعتُ بِهِ صَوتی جاءَنِیَ الشَّیطانُ فَقالَ:إنَّما تُرائی بِهذا أهلَکَ وَالنّاسَ.
قالَ:یا أبا مُحَمَّدٍ اقرَأ قِراءَةَ ما بَینَ القِراءَتَینِ تُسمِعُ أهلَکَ، ورَجِّع بِالقُرآنِ صَوتَکَ؛فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یُحِبُّ الصَّوتَ الحَسَنَ یُرَجَّعُ فیهِ تَرجیعاً. (2)
92.الإمام الصادق علیه السلام: مَن قَرَأَ فی کُلِّ لَیلَةِ جُمُعَةٍ الواقِعَةَ أحَبَّهُ اللّهُ، وأحَبَّهُ (3)إلَی النّاسِ أجمَعینَ،ولَم یَرَ فِی الدُّنیا بُؤساً أبَداً ولا فَقراً ولا فاقَةً ولا آفَةً مِن آفاتِ الدُّنیا،وکانَ مِن رُفَقاءِ أمیرِالمُؤمِنینَ علیه السلام.وهذِهِ السّورَةُ لِأَمیرِالمُؤمِنین علیه السلام خاصَّةً، لا یَشرَکُهُ فیها أحَدٌ. (4)
90.رسول خدا صلی الله علیه و آله: رحمت خدا،حاملان قرآن را فرا گرفته است و آنان به نور خداوند-عزّ وجلّ-پوشیده شدهاند.ای حاملان قرآن ! با بزرگداشتِ کتابش با خدا دوستی کنید،تا شما را بیشتر دوست بدارد و شما را محبوب خلقش گرداند.
91.الکافی به نقل از ابو بصیر: به امام باقر علیه السلام گفتم:«هرگاه قرآن میخوانم و صدایم را بدان بلند میکنم،شیطان نزدم میآید و میگوید:در واقع با اینکارت،برای خانوادهات و مردم،ریا کاری میکنی».
حضرت فرمود:«ای ابومحمّد! با صدایی میانۀ آهسته و بلند، چنان بخوان که خانوادهات بشنوند،و قرآن را با صدایی آهنگین و خوش بخوان که خداوند-عزّ وجلّ-،با صدای خوش و آهنگین خواندن را دوست دارد».
92.امام صادق علیه السلام: هرکس در هر شب جمعه،سورۀ واقعه را بخواند،خداوند او را دوست بدارد و محبوب همۀ مردمانش گرداند،و هرگز در دنیا گرفتار درویشی،فقر،درماندگی و هیچ آفتی از آفات دنیا نخواهد شد و از همراهان امیر مؤمنان خواهد بود.اینسوره،ویژۀ امیرمؤمنان است و کسی در آنْ شریکش نیست.
93.عنه علیه السلام: لا تَدَعوا قِراءَةَ سورَةِ طه؛فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّها،ویُحِبُّ مَن قَرَأَها.ومَن أدمَنَ قِراءَتَها أعطاهُ اللّهُ یَومَ الِقیامَةِ کِتابَهُ بِیَمینِهِ، ولَم یُحاسِبهُ بِما عَمِلَ فِی الإِسلامِ،واُعطِیَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الأَجرِ حَتّی یَرضی. (1)
.ثواب الأعمال:134 عن إسحاق بن عمّار،مصباح الکفعمی:441. [1]
94.عنه علیه السلام: مَن قَرَأَ فی فَرائِضِهِ «أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ...» 2 شَهِدَ لَهُ یَومَ القِیامَةِ کُلُّ سَهلٍ وجَبَلٍ ومَدَرٍ بِأَنَّهُ کانَ مِنَ المُصَلّینَ، ویُنادی لَهُ یَومَ القِیامَةِ مُنادٍ:صَدَقتُم عَلی عَبدی،قَبِلتُ شَهادَتَکُم لَهُ وعَلَیهِ،أدخِلوهُ الجَنَّةَ،ولا تُحاسِبوهُ؛فَإِنَّهُ مِمَّن احِبُّهُ واُحِبُّ عَمَلَهُ. (2)
ج-اصطِناعُ المعروف
95.الإمام الصادق علیه السلام: أوحَی اللّهُ عَزَّوجَلَّ إلی ذِی القَرنَینِ:وعِزَّتی وجَلالی،ما خَلَقتُ خَلقاً أحَبَّ إلَیَّ مِنَ المَعروفِ،وسَأَجعَلُ لَهُ عَلَماً؛فَمَن رَأَیتَنی حَبَّبتُ (3)إلَیهِ المَعروفَ وَاصطِناعَهُ،وحَبَّبتُ إلَی النّاسِ الطَّلَبَ إلَیهِ فَأَحِبَّهُ وتَوَلَّهُ؛فَإِنّی احِبُّهُ وأتَوَلّاهُ.ومَن رَأَیتَنی کَرَّهُت إلَیهِ المَعروفَ،وبَغَّضتُ إلَی النّاسِ الطَّلَبَ إلَیهِ فَأَبغِضهُ
93.امام صادق علیه السلام: خواندن سورۀ طه را ترک مکنید که خداوند، آن را و هرکه آن را بخواند،دوست دارد.هرکه پیوسته آن را بخواند،خداوند در روز قیامت،نامۀ اعمالش را به دست راستش خواهد داد و تنها از آنچه در زمان اسلام انجام داده است،از او حسابرسی خواهد کرد،و در آخرتْ چندان به او پاداش داده شود تا خشنود گردد.
94.امام صادق علیه السلام: هرکه در نمازهای واجب خویش،«آیا ندیدی پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟...»(سورۀ فیل) را بخواند،روز قیامت،هر دشت و کوه و کلوخی برایش شهادت خواهد داد که او از نمازگزاران بوده است و فریادگری روز قیامتْ برایش ندا خواهد داد:«دربارۀ بندهام راست گفتید.شهادت شما را دربارۀ او و بر او میپذیرم.او را به بهشت درآورید و از او حسابرسی مکنید که او از کسانی است که آنان و کردارشان را دوست دارم».
95.امام صادق علیه السلام: خداوند-عزّ وجلّ-به ذوالقرنین وحی کرد:
«به عزّت و جلالم سوگند،هیچ آفریدهای که نزدم محبوبتر از کار نیک باشد،نیافریدم.از این رو،نشانی برایش خواهم گذاشت.پس هرکه را دیدی که کار نیک و انجام دادن آن را برایش محبوب گرداندهام و درخواست کردن از او را محبوب مردم ساختهام،او را دوست بدار و با او دوستی کن که من دوستش دارم و با او دوستی میکنم؛و هرکه را دیدی که کار
ولا تَتَوَلَّهُ؛فَإِنَّهُ مِن شَرِّ مَن خَلَقتُ. (1)
.الفردوس:515/144/1 عن عبداللّه المزنی،کنز العمّال:16451/441/6.
د-إغاثَةُ اللَّهفانِ
96.الإمام الباقر علیه السلام: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ إراقَةَ الدِّماءِ،وإطعامَ الطَّعامِ،وإغاثَةَ اللَّهفانِ. (2)
ه-سَقیُ العَطشانِ
97.الإمام الباقر علیه السلام: إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی یُحِبُّ إبرادَ الکَبِدِ الحَرّی،ومَن سَقی کَبِداً حَرّی مِن بَهیمَةٍ أو غَیرِها أظَلَّهُ اللّهُ یَومَ لا ظِلَّ إلّاظِلُّهُ. (3)
و-الإِیثار
98.الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ مِمّا خَصَّ اللّهُ عَزَّوجَلَّ بِهِ المُؤمِنَ أن یُعرِّفَهُ بِرَّ إخوانِهِ وإن قَلَّ،ولَیسَ البِرُّ بِالکَثرَةِ؛وذلِکَ أنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یَقولُ فی کِتابِهِ: «وَ یُؤْثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ» ،ثُمَّ قالَ: «وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» 4،
ومَن عَرَفَهُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ بِذلِکَ أحَبَّهُ اللّهُ،ومَن أحَبَّهُ
نیک را ناخوشایندش ساختهام و درخواست از او را ناخوشایند مردم گرداندهام،با او دشمنی کن و با او دوستی مکن که او از بدترینْ آفریدههای من است».
ر.ک: ص 133 (محبوبترین مردم نزد خدا).
96.امام باقر علیه السلام: خداوند،ریختن خون (قربانی) و غذا دادن به مردم و یاری کردن دادخواهان را دوست دارد.
97.امام باقر علیه السلام: خداوند-تبارک و تعالی-،خُنَک کردن جگر تفته را دوست دارد.هرکه جگری تفته را آب بنوشاند،چه [متعلّق به] چارپایان باشد یا جز آن،خداوند،در آن روزی که سایهای جز سایۀ او نیست،بر او سایه افکند.
98.امام صادق علیه السلام: از جمله ویژگیهایی که خداوند به مؤمن بخشیده،آن است که نیکی کردن به برادرانش را-گرچه کم باشد -به او آموخته است.نیکی کردن،به زیاد بودن آن نیست؛زیرا خداوند-عزّ وجلّ-در کتابش میفرماید:«دیگران را بر خویشتن مقدّم میدارند،گرچه [خود] بدان نیازمند باشند».آنگاه میفرماید:
«هرکه جانش از بخل ایمن گردد،پس آنان همان رستگاراناند».هر که را خداوند-عزّ وجلّ-بدین صفت بشناسد،او را دوست بدارد و خداوند-تبارک و تعالی-هرکه را دوست بدارد،روز قیامت،
اللّهُ تَبارَکَ وتَعالی وَفّاهُ أجرَهُ یَومَ القِیامَةِ بِغَیرِ حِسابِ. (1)
.الکافی:6/206/2 [1] عن جمیل،بحار الأنوار:35/299/74.
ز-الطَّهارَة
الکتاب
«لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَی التَّقْوی مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِیهِ فِیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَ اللّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ» . (2)
الحدیث
99.المستدرک علی الصحیحین عن أبی أیّوب الأنصاریّ وجابر بن عبداللّه وأنس بن مالک: إنَّ هذِهِ الآیَةَ لَمّا نَزَلَت- «فِیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا» -قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:یا مَعشَرَ الأَنصارِ،إنَّ اللّهَ قَد أثنی عَلَیکُم فِی الطَّهورِ خَیراً،فَما طَهورُکُم هذا؟قالوا:نَتَوَضَّأُ لِلصَّلاةِ، ونَغتَسِلُ مِنَ الجَنابَةِ،ونَستَنجی بِالماءِ.قالَ:هُوَ ذاکَ فَعَلَیکُم بِهِ. (3)
ح-النَّظافَة
100.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ تَعالی یُحِبُّ النّاسِکَ النَّظیفَ. (4)
101.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ طَیّبٌ یُحِبُّ الطَّیِّبَ،نَظیفٌ یُحِبُّ النَّظافَةَ. (5)
1) (1)
2) (2) .التوبة:108 [2] وراجع البقرة:222. [3]
3) (3) .المستدرک علیالصحیحین:3287/365/2،سننابن ماجة:355/127/1،السنن الکبری:513/171/1 [4] کلاهما نحوه،کنز العمّال:33709/7/12.
4) (4) .تاریخ بغداد:12/10 [5] عن جابر بن عبداللّه،کنز العمّال:26000/277/9.
5) (5) .صحیح الترمذی:2799/112/5 عن سعد بن أبی وقّاص،کنز العمّال:41500/389/15.
پاداش او را بیحساب و بهکمال،پرداخت خواهد کرد.
قرآن
«مسجدی که از روز نخست بر [اساس] پرهیزگاری بنا شده، شایستهتر است که در آن [به نماز] بایستی.در آن،مردانیاند که دوست دارند خود را پاک کنند،و خداوند کسانی را که خواهان پاکیاند،دوست دارد».
حدیث
99.المستدرک علی الصحیحین به نقل از ابو ایّوب انصاری و جابر بن عبداللّه و انس بن مالک: چون آیۀ«در آن،مردانی هستند که دوست دارند خود را طاهر کنند،و خداوند،کسانی را که خواهان طهارتاند،دوست دارد»نازل شد،رسول خدا فرمود:«ای گروه انصار ! خداوند به سبب طهارتْ شما را ستوده است.
حال،طهارت شما به چیست؟».
گفتند:«برای نماز وضو میگیریم.پس از جنابت،غسل میکنیم و با آبْ نجاست را از خود برطرف میسازیم».
حضرت فرمود:«طهارتْ همین است.پس پایبند آن باشید».
100.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،عبادتپیشۀ پاکیزه را دوست دارد.
101.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،پاک است و پاکان را دوست دارد؛ پاکیزه است و پاکیزگان را دوست دارد.
102.الإمام علیّ علیه السلام: تَنَظَّفوا بِالماءِ مِنَ النَّتِنِ الرّیحِ الَّذی یُتَأَذّی بِهِ، تَعَهَّدوا أنفُسَکُم؛فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یُبغِضُ مِن عِبادِهِ القاذورَةَ الَّذی یَتَأَنَّفُ بِهِ مَن جَلَسَ إلَیهِ. (1)
.الخصال:10/620 عن أبی بصیر ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام،تحف العقول:110 نحوه وفیه«یتأفّف»بدل«یتأنّف»،بحار الأنوار:1/99/10. [1]
ط-السَّماحَة
103.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أحَبَّ اللّهُ تَعالی عَبداً سَمحاً إذا باعَ،وسَمحاً إذَا اشتَری،وسَمحاً إذا قَضی،وسَمحاً إذَا اقتَضی. (2)
104.الإمام علیّ علیه السلام: إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ یُحِبُّ السَّهلَ النَّفسُ،السَّمحَ الخَلیقَةُ،القَریبَ الأَمرُ. (3)
ی-قَولُ الحَقِّ
105.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما مِن صَدَقَةٍ أحَبُّ إلَی اللّهِ مِن قَولِ الحَقِّ. (4)
6/3-ما یُحِبُّهُ اللّهُ
106.الکافی عن الحلبیّ عن الإمام الصادق علیه السلام: سَأَلتُهُ عَن قَولِ اللّهِ
102.امام علی علیه السلام: با آبْ خود را از بوی آزارنده پاک کنید و به خودتان برسید که خداوند-عزّ وجلّ-،بندۀ پلشتی را که هرکس کنارش بنشیند،از [بوی بد] او رنجه شود،دشمن میدارد.
103.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند متعال،بندهای را دوست دارد که چون بفروشد،آسانگیر باشد؛چون بخرد،آسانگیر باشد؛در پس دادنِ وام،آسانگیر باشد؛و در پس گرفتنِ وام،آسانگیر باشد.
104.امام علی علیه السلام: خداوند-پاک و بلندمرتبه دوست میدارد هموار نفس (1)
.اشاره است به سختگیر و درشتخو نبودن.
،بخشنده خوی،نزدیک کار (2)را.105.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هیچ صدقهای نزد خدا،محبوبتر از حقگویی نیست.
106.الکافی به نقل از حلبی: از امام صادق علیه السلام دربارۀ [ مقصود ] سخن خداوند-عزّ وجلّ-:«یا زنان را لمس کردید»پرسیدم.
عَزَّوجَلَّ: «أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ» 1 ،فَقالَ:هُوَ الجِماعُ،ولکِنَّ اللّهَ سَتیرٌ یُحِبُّ السَّترَ؛فَلَم یُسَمِّ کَما تُسَمّونَ. (1)
107.مسند الشهاب عن عمران بن حصین: أخَذَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله بِطَرَفِ عِمامَتی فَقالَ:یا عِمرانُ،إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی یُحِبُّ الإِنفاقَ،ویُبغِضُ الإِقتارَ؛فَأَنفِق وأطعِم،ولا تَصُرَّ صَرّاً فَیَعَسُرَ عَلَیکَ الطَّلَبُ.وَاعلَم أنَّ اللّهَ یُحِبُّ البَصَرَ النّافِذَ عِندَ مَجیءِ الشَّهَواتِ،وَالعَقلَ الکامِلَ عِندَ نُزولِ الشُّبُهاتِ، ویُحِبُّ السَّماحَةَ ولَو عَلی تَمَراتٍ،ویُحِبُّ الشَّجاعَةَ ولَو عَلی قَتلِ حَیَّةٍ. (2)
108.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمالَ،ویُحِبُّ أن یَری أثَرَ نِعمَتِهِ عَلی عَبدِهِ. (3)
109.عنه صلی الله علیه و آله: ما مِن نَفَقَةٍ أحَبُّ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ مِن نَفَقَةِ قَصدٍ. (4)
1) (2) .الکافی:5/555/5، [1]تفسیرالعیّاشی:141/243/1، [2]بحار الأنوار:13/220/80. [3]
2) (3) .مسند الشهاب:1080/152/2،حیاة الحیوان:257/1، [4]نوادر الاُصول:325/1 عن الزبیر نحوه،کنز العمّال:17008/582/6.
3) (4) .المعجمالأوسط:4668/60/5 عن أبی ریحانة،مسند أبی یعلی:1050/18/2 عن أبی سعید،کنز العمّال:17187/642/6؛الکافی:1/438/6 [5] عن أبی بصیر عن الإمام الصادق عن الإمام علیّ علیهما السلام،بحار الأنوار:1/92/10. [6]
4) (5) .الفقیه:3621/167/3،المحاسن:1280/104/2 [7] کلاهما عن ابن أبی یعفور عن الإمام الصادق علیه السلام،بحار الأنوار:4/122/99. [8]
فرمود:«مقصود،آمیزشِ [جنسی] است؛لیکن خداوند، عفیف است و عفّتِ [کلام] را دوست دارد.لذا آنگونه که شما نام میبرید،نام نبردهاست».
107.مسند الشهاب به نقل از عمران بن حصین: رسول خدا گوشۀ عمامهام را گرفت و فرمود:«ای عمران ! خداوند-تبارک و تعالی-،بخشش کردن را دوست میدارد و تنگ گرفتنِ خانواده را دشمن میدارد.پس ببخش و بخوران و چندان سخت مگیر که طلب [ روزی ] بر تو دشوار شود.بدانکه خداوند،دیدۀ تیزبین به هنگام در رسیدن شهوتها،و عقل کامل به هنگام فرود آمدن شبهات را دوست دارد.همچنین خداوند،بخشش را،گرچه به چند دانۀ خرما،و دلاوری را، گر چه به کشتن ماری،دوست دارد.
108.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،زیباست و زیبایی را دوست دارد و خوش دارد که اثر نعمت خود را در بندهاش ببیند.
109.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هیچ هزینهای نزد خدا محبوبتر از هزینۀ میانه و معتدل نیست.
110.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ تَعالی یُحِبُّ أن یَری عَبدَهُ تَعِباً فی طَلَبِ الحَلالِ. (1)
.کنز العمّال:9200/4/4 نقلاً عن الفردوس عن الإمام علیّ علیه السلام.
111.عنه صلی الله علیه و آله: ما مِنَ الکَلامِ کَلِمَةٌ أحَبُّ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ مِن قَولِ:
«لا إلهَ إلَّااللّهُ». (2)
112.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ أن یُؤخَذَ بِرُخصَتِهِ،کَما یُحِبُّ أن یُؤخَذَ بِعَزائِمِهِ.إنَّ اللّهَ بَعَثَنی بِالحَنیفِیَّةِ السَّمحَةِ دینِ إبراهیمَ. (3)
113.عنه صلی الله علیه و آله: ما مِن قَطرَةٍ أحَبُّ إلَی اللّهِ مِن قَطرَتَینِ:قَطرَةِ دَمٍ فی سَبیلِ اللّهِ،وقَطرَةِ دَمعٍ-فی سَوادِ اللَّیلِ-مِن خَشیَةِ اللّهِ. (4)
114.عنه صلی الله علیه و آله: إنّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یُحِبُّ الصَّمتَ عِندَ ثَلاثٍ:عِندَ تِلاوَةِ القُرآنِ،وعِندَ الزَّحفِ،وعِندَ الجَنازَةِ. (5)
115.عنه صلی الله علیه و آله: أحَبُّ العَمَلِ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ تَعجیلُ الصَّلاةِ لِأَوَّلِ وَقتِها. (6)
1) (1)
2) (2) .التوحید:14/21، [1]ثواب الأعمال:2/21،مکارم الأخلاق:2211/82/2 [2] کلّها عن ابن عبّاس،بحار الأنوار:16/196/93.
3) (3) .کنز العمّال:5341/34/3 نقلاً عن ابن عساکر عن الإمام علیّ علیه السلام.
4) (4) .الأمالی للمفید:8/11 عن أبی حمزة عن الإمام زین العابدین علیه السلام،الکافی:3/53/5 [3] عن أبی حمزة عن الإمام الباقر عن أبیه علیهما السلام،الخصال:60/50 عن أبی حمزة عن الإمام زین العابدین [4]علیه السلام وکلاهما نحوه،بحار الأنوار:13/152/78؛ [5]الفردوس:6205/65/4 عن أبی امامة نحوه.
5) (5) .المعجم الکبیر:5130/213/5 عن زید بن أرقم،کنز العمّال:6884/350/3.
6) (6) .مسند ابن حنبل:27175/316/10، [6]سننالدارقطنی:12/248/1،المعجمالکبیر:208/82/25 کلّها عن امّ فروة،کنز العمّال:19263/360/7.
110.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند متعال،دوست دارد که بندهاش را در جستجوی مال حلال،خسته ببیند.
111.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هیچ سخنی نزد خداوند،محبوبتر از گفتار «لا اله الا اللّه»نیست.
112.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،دوست دارد به کارهای مباح عمل شود،همانگونه که دوست دارد به واجباتش عمل کنند.خداوند،مرا با دین راحت و آسان برانگیخت:دین ابراهیم.
113.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هیچ قطرهای نزد خداوند،محبوبتر از دو قطره نیست:قطرۀ خونی در راه خدا،و قطرۀ اشکی در سیاهی شب از ترس خدا.
114.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،سکوت را در سه جا دوست دارد:
به هنگام خوانده شدن قرآن،به هنگام [جنگ و] پیش روی به سوی دشمن،و به هنگام تشییع جنازه.
115.رسول خدا صلی الله علیه و آله: محبوبترین کارها نزد خداوند،شتاب در به جا آوردن نماز در اوّلِ وقتش است.
116.عنه صلی الله علیه و آله: اللّهُ عَزَّوجَلَّ عَفُوٌّ یُحِبُّ العَفوَ. (1)
.مسند ابن حنبل:3977/98/2،السنن الکبری:17612/575/8 کلاهما عن أبی ماجد،المستدرک علی الصحیحین:8155/424/4 عن ابن مسعود،کنز العمّال:7005/373/3.
117.الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ القَصدَ أمرٌ یُحِبُّهُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ. (2)
118.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ تَعالی یُحِبُّ أن تَعدِلوا بَینَ أولادِکُم. (3)
119.عنه صلی الله علیه و آله: ثَلاثَةٌ یُحِبُّهَا اللّهُ:قِلَّةُ الکَلامِ،وقِلَّةُ المَنامِ،وقِلّةُ الطَّعامِ.
ثَلاثَةٌ یُبغِضُهَا اللّهُ:کَثرَةُ الکَلامِ،وکَثرَةُ المَنامِ،وکَثرَةُ الطَّعامِ. (4)
120.عنه صلی الله علیه و آله: ثَلاثَةٌ یُحِبُّهَا اللّهُ سُبحانَهُ:القِیامُ بِحَقِّهِ،وَالتَّواضُعُ لِخَلقِهِ، وَالإِحسانُ إلی عِبادِهِ. (5)
121.الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یُحِبُّ البَیتَ الَّذی فیهِ العُرسُ. (6)
122.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما بُنِیَ فِی الإِسلامِ بِناءٌ أحَبُّ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ وأعَزُّ مِنَ التَّزویجِ. (7)
1) (1)
2) (2) .الکافی:2/52/4، [1]الخصال:36/10،ثواب الأعمال:1/221 کلّها عن داود الرقّی،بحار الأنوار:10/346/71.
3) (3) .کنز العمّال:45356/446/16 نقلاً عن الطبرانی و ص 45350/445 نقلاً عن ابن النجّار وزاد فیه«حتّی فی القُبَل»وکلاهما عن النعمان بن بشیر.
4) (4) .تنبیه الخواطر:213/2،121/2. [2]
5) (5) .تنبیه الخواطر:213/2،121/2. [3]
6) (6) .الکافی:2/54/6 [4] عن أبی خدیجة.
7) (7) .بحار الأنوار:40/222/103 [5] نقلاً عن الهدایة.
116.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،بخشایشگر است و گذشت [از خطای دیگران] را دوست دارد.
117.امام صادق علیه السلام: خداوند-عزّ وجلّ-،میانهروی را دوست دارد.
118.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند متعال،دوست دارد که میان فرزندانتان به عدالت رفتار کنید.
119.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،سه چیز را دوست میدارد:
کم گویی،کم خوابی و کم خوری؛و سه چیز را خداوند دشمن میدارد:پُرگویی،پُرخوابی و پُرخوری.
120.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند سبحان،سه چیز را دوست میدارد:
به جا آوردن حقوقش،فروتنی برای خلقش،و نیکوکاری به بندگانش.
121.امام صادق علیه السلام: خداوند،خانهای را که در آن عروسی است، دوست دارد.
122.رسول خدا صلی الله علیه و آله: در اسلام،هیچ کاری نزد خداوند-عزّ وجلّ- محبوبتر و ارجمندتر از تشکیل خانواده نیست.
123.عنه صلی الله علیه و آله: إذَا التَقَی المُسلِمانِ فَسَلَّمَ کُلٌّ مِنهُما عَلی صاحِبِهِ وتَصافَحا کانَ أحَبُّهُما إلَی اللّهِ أحسَنَهُما بِشراً لِصاحِبِهِ. (1)
.شُعب الإیمان:8052/253/6، [1]نوادر الاُصول:69/2 نحوه وکلاهما عن عمر،کنز العمّال:25245/114/9.
7/3-أحَبُّ الأَعمالِ إلَی اللّهِ
124.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أحَبُّ الأَعمالِ إلَی اللّهِ سُرورٌ تُدخِلُهُ عَلَی المُؤمِنِ؛ تَطرُدُ عَنهُ جَوعَتَهُ،أو تَکشِفُ عَنهُ کُربَتَهُ. (2)
125.الإمام الصادق علیه السلام: مِن أحَبِّ الأَعمالِ إلَی اللّهِ تَعالی زِیارَةُ قَبرِ الحُسَینِ علیه السلام. (3)
126.الإمام علیّ علیه السلام: أحَبُّ الأَعمالِ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ فِی الأَرضِ الدُّعاءُ. (4)
127.الإمام الصادق علیه السلام -لَمّا سَأَ لَهُ یَزیدُ بنُ هارونَ الواسِطِیُّ عَنِ الفَلّاحینَ-:هُمُ الزّارِعونَ کُنوزَ اللّهِ فی أرضِهِ.وما فِی الأَعمالِ
1) (1)
2) (2) .الکافی:11/191/2، [2]جامع الأحادیث للقمّی:182 کلاهما عن مالک بن عطیّة عن الإمام الصادق علیه السلام،بحار الأنوار:24/295/74؛ [3]المعجم الکبیر:13646/346/12 عن ابن عمر،قضاء الحوائج لابن أبی الدنیا:36/47 کلاهما نحوه.
3) (3) .کامل الزیارات:146 [4] عن أبان الأزرق عن رجل.
4) (4) .مکارم الأخلاق:1985/9/2.
123.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه دو مسلمان یکدیگر را ببینند و یکی از آنان به دیگری سلام کند و با او دست دهد، محبوبترین آنان نزد خداوند،خوشروترین آنان نسبت به دیگری است.
124.رسول خدا صلی الله علیه و آله: محبوبترینِ کارها نزد خدا،شادمان ساختن مؤمن است،مانند برطرف ساختن گرسنگیاش و یا زدودن اندوهش.
125.امام صادق علیه السلام: از محبوبترینِ کارها نزد خداوند متعال، زیارت آرامگاه حسین علیه السلام است.
126.امام علی علیه السلام: محبوبترینِ کارها نزد خدا بر روی زمین، دعاست.
127.امام صادق علیه السلام -چون یزید بن هارون واسطی دربارۀ کشاورزان از ایشان پرسید-:آنان،کشتگران گنجینههای خدا در زمینش هستند.هیچیک از کارها نزد خداوند،محبوبتر
شَیءٌ أحَبُّ إلَی اللّهِ مِنَ الزِّراعَةِ،وما بَعَثَ اللّهُ نَبِیّاً إلّازَرّاعاً،إلّا إدریسَ علیه السلام فَإِنَّهُ کانَ خَیّاطاً. (1)
.تهذیب الأحکام:1138/384/6،جامع الأحادیث للقمّی:183 ولیس فیه صدره،بحار الأنوار:25/69/103. [1]
128.الإمام علیّ علیه السلام: انتَظِرُوا الفَرَجَ،ولاتَیأَسوا مِن رَوحِ اللّهِ؛فَإِنَّ أحَبَّ الأَعمالِ إلَیاللّهِ عَزَّوجَلَّ انتِظارُ الفَرَجِ،مادامَ عَلَیهِ العَبدُ المُؤمِنُ. (2)
8/3-مَن یُحِبُّهُمُ اللّهُ
الکتاب
«وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» . (3)
«فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ» . (4)
«وَ اللّهُ یُحِبُّ الصّابِرِینَ» . (5)
«فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ» . (6)
«إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ» . (7)
از کشاورزی نیست و هیچ پیامبری برانگیخته نشد،مگر آنکه کشاورز بود،جز ادریس علیه السلام که خیّاط بود.
128.امام علی علیه السلام: در انتظار فرج باشید و از رحمت خدا نومید مشوید که محبوبترینِ کارها نزد خداوند-عزّ وجلّ-،انتظار فرج است،تا وقتی که بندۀ مؤمن،بر آن مداومت ورزد.
قرآن
«و نیکی کنید که خداوند،نیکوکاران را دوست دارد».
«خداوند،پرهیزگاران را دوست دارد».
«خداوند،شکیبایان را دوست دارد».
«پس هرگاه مصمّم [به کاری] شدی،بر خداوند توکّل کن که خداوند، توکّلکنندگان را دوست دارد».
«خداوند،دادگران را دوست دارد».
الحدیث
129.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُؤمِنَ المُحتَرِفَ. (1)
.المعجمالأوسط:8934/380/8،شُعب الإیمان:1237/88/2 [1] کلاهما عن سالم عن أبیه،کنز العمّال:9199/4/4؛مسند زید:255 عن الإمام زین العابدین عن أبیه عن جدّه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله.
130.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ الحَیِیَّ الحَلیمَ العَفیفَ المُتَعَفِّفَ. (2)
131.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ عَبدَهُ المُؤمِنَ الفَقیرَ المُتَعَفِّفَ أبَا العِیالِ. (3)
132.سنن الترمذی عن عبداللّهبن مسعود یرفعه: قالَ [رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ]:
ثَلاثَةٌ یُحِبُّهُمُ اللّهُ:رَجُلٌ قامَ مِنَ اللَّیلِ یَتلو کِتابَ اللّهِ،ورَجُلٌ تَصَدَّقَ صَدَقَةً بِیَمینِهِ یُخفیها-أراهُ قالَ:-مِن شِمالِهِ،ورَجُلٌ کانَ فی سَرِیَّةٍ فَانهَزَمَ أصحابُهُ فَاستَقبَلَ العَدُوَّ. (4)
133.مسند ابن حنبل عن مطرف بن عبداللّه بن الشّخّیر: بَلَغَنی عَن أبی ذَرٍّ حَدیثٌ،فَکُنتُ احِبُّ أن ألقاهُ،فَلَقیتُهُ،فَقُلتُ لَهُ:یا أبا ذَرٍّ،بَلَغَنی عَنکَ حَدیثٌ،فَکُنتُ احِبُّ أن ألقاکَ فَأَسأَلَکَ عَنهُ.
فَقالَ:قَد لَقیتَ فَاسأَل.
1) (1)
2) (2) .الکافی:8/112/2 [2] عنجابر عن الإمام الباقر علیه السلام،تحف العقول:300 عن الإمامالباقر علیه السلام،بحار الأنوار:18/405/71؛ [3]المعجم الکبیر:10442/196/10 عنابن مسعود عن فاطمة علیها السلام عنه صلی الله علیه و آله؛کنز العمّال:17192/643/6 نقلاً عن أمالی ابن صصری عن أبی هریرة.
3) (3) .سنن ابن ماجة:4121/1380/2،المعجم الکبیر:607/242/18 کلاهما عن عمران بن حصین،کنز العمّال:7091/390/3؛تنبیه الخواطر:7/1 [4] وفیه«إنّ اللّه یحبّ عبده الفقیر المتعفّف بالعیال».
4) (4) .سنن الترمذی:2567/697/4 عن ابن مسعود،کنز العمّال:43256/820/15.
حدیث
129.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،مؤمنِ پیشهور را دوست دارد.
130.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،شخصِ آزرمگینِ بردبارِ عفیفِ خویشتندار را دوست دارد.
131.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،بندۀ مؤمنِ خود را که تهیدست خویشتندارِ عیالوار است،دوست دارد.
132.سنن الترمذی به نقل از عبد اللّه بن مسعود -حدیث را به پیامبر صلی الله علیه و آله میرساند-:[رسول خدا] فرمود:«خداوند،سه تن را دوست دارد:شخصی که شبانه برمیخیزد و به تلاوت قرآن میپردازد؛شخصی که با دست راستش صدقه میدهد»- گمان میکنم پس از آن فرمود:«و آن را از دست چپش پنهان میدارد؛و شخصی که همراه گروهی رزمنده باشد و چون یارانش فرار کنند،خود به رویارویی دشمن میشتابد».
133.مسند ابن حنبل به نقل از مطرف بن عبداللّه بن شخّیر: حدیثی از ابوذر برایم نقل کرده بودند و من دوست داشتم او را ببینم.
پس چون او را دیدم،به او گفتم:«ای ابوذر! از تو حدیثی برایم نقل کردهاند که دوست داشتم تو را ببینم و دربارۀ آن از تو بپرسم».
ابوذر گفت:«اینک دیدی.پس بپرس».
قُلتُ:بَلَغَنی أنَّکَ تَقولُ:سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقولُ:
«ثَلاثَةٌ یُحِبُّهُمُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ،وثَلاثَةٌ یُبغِضُهُمُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ»؟
قالَ:نَعَم،فَما أخالُنی أکذِبُ عَلی خَلیلی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله-ثَلاثاً یَقولُها-.
قُلتُ:مَنِ الثَّلاثَةُ الَّذینَ یُحِبُّهُمُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ؟
قالَ:رَجُلٌ غَزا فی سَبیلِ اللّهِ،فَلَقِیَ العَدوَّ مُجاهِداً مُحتَسِباً فَقاتَلَ حَتّی قُتِلَ؛وأنتُم تَجِدونَ فی کِتابِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ: «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا». (1)
.الصفّ:4. [1]
یَکفِیَهُ اللّهُ إیّاهُ؛بِمَوتٍ أو حَیاةٍ.
ورَجُلٌ یَکونُ مَعَ قَومٍ فَیَسیرونَ حَتّی یَشُقَّ عَلَیهِمُ الکَری أوِ النُّعاسُ، فَیَنزِلونَ فی آخِرِ اللَّیلِ فَیَقومُ إلی وُضوئِهِ وصَلاتِهِ. (2)
134.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ثَلاثَةٌ یَضحَکُ اللّهُ یَومَ القِیامَةِ إلَیهِم:الرَّجُلُ إذا قامَ مِنَ اللَّیلِ یُصَلّی،وَالقَومُ إذا صَفّوا لِلصَّلاةِ،وَالقَومُ إذا صَفّوا لِقِتالِ العَدُوِّ. (3)
135.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ حَیِیٌّ سَتیرٌ یُحِبُّ الحَیاءَ وَالسَّترَ؛فَإِذَا اغتَسَلَ أحَدُکُم فَلیَستَتِر. (4)
1) (1)
2) (2) .مسند ابن حنبل:21586/126/8، [2]المستدرک علی الصحیحین:2446/98/2،السنن الکبری:18501/269/9 کلاهما نحوه،کنز العمّال:44073/104/16.
3) (3) .مسند أبی یعلی:1000/468/1،المنتخب من مسند عبد بن حمید:911/285 کلاهما عن أبی سعید الخدریّ،کنز العمّال:43349/842/15.
4) (4) .سنن أبی داود:4012/40/4، [3]سنن النسائی:200/1،السنن الکبری:956/306/1 کلّها عن یعلی بن امیّة،کنز العمّال:26627/391/9.
گفتم:«شنیدهام که میگویی:رسول خدا فرمود:خداوند عزّ وجلّ،سه تن را دوست دارد و سه تن را دشمن دارد؟»
گفت:«آری،گمان ندارم که به دوستم محمد صلی الله علیه و آله دروغ میبندم»،و این جمله را سه بار تکرار کرد.
گفتم:«آن سه تن که خداوند دوستشان دارد،کیاناند؟».
گفت:«مردی که در راه خدا میجنگد.پس برای جهاد و به انتظار پاداشِ خدا،با دشمن رویاروی میشود و پیکار میکند تا کشته شود.شما نیز در کتاب خداوند عزّ وجلّ،در این باب میخوانید:«خداوند،کسانی را که در راهش چون صفی میجنگند، دوست دارد»؛و مردی که همسایهاش او را میآزارد و او بر آزارش شکیبایی میورزد و انتظار پاداش از خدا دارد.پس خداوند او را با مرگ یا زندگی از این آزار،ایمن میگرداند؛و مردی که همراه مردمی است.پس در حرکت هستند تا آنکه خواب یا چرت بر آنان چیره میشود و آنان،آخر شب [برای خواب] فرود میآیند،امّا او به وضو و نمازش میپردازد.
134.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،روز قیامت به سه تن لبخند میزند:
کسی که شبانه برمیخیزد و نماز میخواند،مردمی کهبرای نماز، صف میبندند؛و مردمی که برای پیکار با دشمن صف میبندند.
135.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند-عزّ وجلّ-آزرمگین و پردهپوش است و پوشیدگی را دوست دارد.پس هرکس از شما غُسل کرد،خود را بپوشاند.
136.عنه صلی الله علیه و آله: أتانی جِبرائیلُ علیه السلام مَعَ سَبعینَ ألفَ مَلَکٍ بَعدَ صَلاةِ الظُّهرِ وقالَ...یا مُحَمَّدُ،مَن أحَبَّ الجَماعَةَ أحَبَّهُ اللّهُ وَالمَلائِکَةُ أجمَعونَ. (1)
.جامع الأخبار:475/193 [1]عن أبی سعید الخدری،بحار الأنوار:27/15/88. [2]
137.الإمام علیّ علیه السلام: کَفِّروا ذُنوبَکُم وتَحَبَّبوا إلی رَبِّکُم بِالصَّدَقَةِ وصِلَةِ الرَّحِمِ. (2)
138.الإمام الباقر علیه السلام: إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی یُحِبُّ المُداعِبَ فِی الجَماعَةِ بِلا رَفَثٍ،المُتَوَحِّدَ بِالفِکَرِ،المُتَخَلِّیَ بِالعِبَرِ،السّاهِرَ بِالصَّلاةِ. (3)
139.الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ العَبدَ أن یَطلُبَ إلَیهِ فِی الجُرمِ العَظیمِ،ویُبغِضُ العَبدَ أن یَستَخِفَّ بِالجُرمِ الیَسیرِ. (4)
140.الزهد لابن مبارک عن فضالة بن عبید: إنَّ داودَ علیه السلام سَأَلَ رَبَّهُ عَزَّوجَلَّ:...یا رَبِّ،أخبِرنی بِأَحِبّائِکَ مِن خَلقِکَ احِبَّهُم لَکَ؟
قالَ:ذو سُلطانٍ یَرحَمُ النّاسَ،ویَحکُمُ لِلنّاسِ کَما یَحکُمُ لِنَفسِهِ، ورَجُلٌ آتاهُ اللّهُ مالاً فَهُوَ یُنفِقُ مِنهُ ابتِغاءَ وَجهِ اللّهِ وفی طاعَةِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ،ورَجُلٌ یُفنی شَبابَهُ وقُوَّتَهُ فی طاعَةِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ،
1) (1)
2) (2) .غرر الحکم:7258. [3]
3) (3) .الفقیه:1372/474/1،المحاسن:1056/456/1 [4] عن عبداللّه بن محمّد الجعفی وفیه«المتحلّی بالصبر،المتباهی بالصلاة»بدل«المتخلّی بالعبر،الساهر بالصلاة»،مشکاة الأنوار:147 [5] نحوه،بحار الأنوار:18/325/71. [6]
4) (4) .الکافی:6/427/2، [7]المحاسن:1055/456/1 [8] کلاهما عن عنبسة العابد،بحار الأنوار:80/359/73. [9]
136.رسول خدا صلی الله علیه و آله: جبرئیل همراه هفتاد هزار فرشته پس از نماز ظهر نزدم آمد و گفت:...ای محمّد ! هرکس با جماعت بودن را دوست داشته باشد [و از اختلاف بپرهیزد]،خداوند و همۀ فرشتگان دوستش خواهند داشت.
137.امام علی علیه السلام: با دادن صدقه و پیوند با خویشاوندان،گناهانتان را پاک کنید و محبوب خداوند شوید.
138.امام باقر علیه السلام: خداوند-تبارک و تعالی-،شخصی را دوست دارد که در میان جمع،بیآنکه هرزهدرایی کند و ناسزایی گوید،شوخ باشد،با تفکّرش تنها شود،با عبرتها خلوت گزیند،و با نماز،شبزندهداری کند.
139.امام صادق علیه السلام: خداوند،دوست دارد که بندهاش دربارۀ گناه بزرگ از او [بخشش] بخواهد،و بندهای را که گناه کوچک را سبُک شمارد،دشمن میدارد.
140.الزهد،ابن مبارک به نقل از فضالة بن عبید: داوود علیه السلام از پروردگارش-عزّ وجلّ-پرسید:«...پروردگارا ! مرا از محبوبترین بندگانت باخبر ساز».
فرمود:«قدرتمندی که به مردم رحم میکند و چنان برای مردم حکم میکند که برای خودش حکم میکند؛و کسی که خداوند به او مالی بخشیده است.پس او در جهت رضایت خداوند و در راه فرمانبریِ خداوند-عزّ وجلّ-،از آن خرج مینماید؛و کسی که جوانی و نیرویش را در راه فرمانبری از خداوند-عزّ وجلّ-،صرف میکند؛و کسی که به دلیل
ورَجُلٌ کانَ قَلبُهُ مُعَلَّقاً فِی المَساجِدِ مِن حُبِّهِ إیّاها،ورَجُلٌ لَقِیَ امرَأَةً حَسناءَفَأَمکَنَتهُ مِننَفسِها فَتَرَکَها مِنخَشیَةِ اللّهِ،ورَجُلٌ حَیثٌ کانَ یَعلَمُ أنَّ اللّهَ تَعالی مَعَهُ،نَقِیَّةٌ قُلوبُهُم،طَیِّبٌ کَسبُهُم،یَتَحابّونَ بِجَلالی،اُذکَرُ بِهِم،ویُذکَرونَ بِذِکری.ورَجُلٌ فاضَت عَیناهُ مِن خَشیَةِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ. (1)
.الزهد لابن المبارک:471/161.
141.المستدرک علی الصحیحین عن ابن عبّاس عن رسول اللّه صلی الله علیه و آله:
ثَلاثَةٌ مَن کُنَّ فیهِ آواهُ اللّهُ فی کَنَفِهِ،وسَتَرَ عَلَیهِ بِرَحمَتِهِ،وأدخَلَهُ فی مَحَبَّتِهِ.
قیلَ:ما هُنَّ یا رَسولَ اللّهِ؟
قالَ:مَن إذا اعطِیَ شَکَرَ،وإذا قَدَرَ غَفَرَ،وإذا غَضِبَ فَتَرَ. (2)
142.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن سَرَّهُ أن یُحِبَّ اللّهَ ورَسولَهُ أو یُحِبَّهُ اللّهُ ورَسولُهُ فَلیَصدُق حَدیثَهُ إذا حَدَّثَ،وَلیُؤَدِّ أمانَتَهُ إذَا ائتُمِنَ،وَلیُحسِن جِوارَ مَن جاوَرَهُ. (3)
143.عیسی علیه السلام: إن أرَدتُم أن تَکونوا أحِبّاءَ اللّهِ وأصفِیاءَ اللّهِ فَأَحِسِنوا إلی مَن أساءَ إلَیکُم،وَاعفوا عَمَّن ظَلَمَکُم،وسَلِّموا عَلی مَن أعرَضَ عَنکُم. (4)
1) (1)
2) (2) .المستدرک علی الصحیحین:433/215/1،شُعب الإیمان:4433/105/4، [1]الفردوس:2452/83/2 نحوه وکلّها عن ابن عبّاس،کنز العمّال:43214/808/15.
3) (3) .شُعب الإیمان:1533/201/2، [2]اُسد الغابة:3279/485/3 [3] ولیس فیه«یحبّ اللّه ورسوله أو»،کنز العمّال:43278/825/15 نقلاً عن الطبرانی نحوه وکلّها عن عبدالرحمن بن أبی قراد.
4) (4) .تحف العقول:503،بحار الأنوار:17/306/14. [4]
علاقهاش به مسجد همواره دلش آنجا است و مردی که زنی زیبا را ببیند که خود را در اختیارش گذاشته است،امّا از ترس خدا او را واگذارد؛و کسی که هرجا باشد،میداند خدا با اوست.اینان، دلهایشان پاک،و کسب و کارشان پاکیزه است و به سبب جلال و عظمت من،یکدیگر را دوست میدارند.دیگران به وسیلۀ آنان مرا یاد میکنند و با یادم،آنان را یاد مینمایند.نیز کسی که از ترس خداوند-عزّ وجلّ-،چشمانش اشکبار شود.
141.المستدرک علی الصحیحین به نقل از ابن عبّاس: رسول خدا فرمود:«هر که دارای سه صفت باشد،خداوند او را در پناه خود گیرد،رحمتش را بر او بگسترد و او را مشمول محبّت خود کند».
گفتند:«ای رسول خدا! آنها چیستند؟».
فرمود:«آنکه چون به او چیزی دهند،سپاس بگزارد؛ چون [بر دشمن خود] توانا شود،ببخشد؛و چون خشمگین شود،درنگ و سستی کند».
142.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرکه شادمان میشود که خدا و پیامبرش را دوست بدارد و یا خدا و پیامبرش او را دوست بدارند،هرگاه سخن میگوید،راست بگوید و هرگاه او را امین دارند، امانتداری کند و با همسایگانش،نیکْ همسایهداری کند.
143.عیسی علیه السلام: اگر میخواهید دوستان و برگزیدگان خدا باشید، به آنکه به شما بدی میکند،نیکی کنید و از آنکه به شما ستم میکند،درگذرید و بر آنکه از شما روی میگرداند،سلام دهید.
144.إرشاد القلوب: رُوِیَ عَن أمیرِ المُؤمِنینَ علیه السلام أنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله سَأَلَ رَبَّهُ سُبحانَهُ لَیلَةَ المِعراجِ فَقالَ:یا رَبِّ،أیُّ الأَعمالِ أفضَلُ؟
فَقالَ اللّهُ تَعالی:لَیسَ شَیءٌ أفضَلَ عِندی مِنَ التَّوَکُّلِ عَلَیَّ، وَالرِّضا بِما قَسَمتُ.یا مُحَمَّدُ،وَجَبَت مَحَبَّتی لِلمُتَحابّینَ فِیَّ، ووَجَبَت مَحَبَّتی لِلمُتَعاطِفینَ فِیَّ،ووَجَبَت مَحَبَّتی لِلمُتَواصِلینَ فِیَّ،ووَجَبَت مَحَبَّتی لِلمُتَوَکِّلینَ عَلَیَّ.ولَیسَ لِمَحَبَّتی عَلَمٌ ولا غایَةٌ ولا نِهایَةٌ،وکُلَّما رَفَعتُ لَهُم عَلَماً وَضَعتُ لَهُم عَلَماً،اُولئِکَ الَّذینَ نَظَروا إلَی المَخلوقینَ بِنَظَری إلَیهِم،ولَم یَرفَعُوا الحَوائِجَ إلَی الخَلقِ،بُطونُهُم خَفیفَةٌ مِن أکلِ الحَرامِ،نَعیمُهُم فِی الدُّنیا ذِکری ومَحَبَّتی ورِضائی عَنهُم. (1)
.إرشاد القلوب:199، [1]بحار الأنوار:6/21/77. [2]
145.الإمام علیّ علیه السلام: جاءَ رَجُلٌ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقالَ:عَلِّمنی عَمَلاً یُحِبُّنِی اللّهُ عَلَیهِ،ویُحِبُّنِی المَخلوقونَ،ویُثرِی اللّهُ مالی،ویُصِحُّ بَدَنی،ویُطیلُ عُمُری،ویَحشُرُنی مَعَکَ.
فَقالَ:هذِهِ سِتُّ خِصالٍ،تَحتاجُ إلی سِتّ خِصالٍ:إذا أرَدتَ أن یُحِبَّکَ اللّهُ فَخَفهُ وَاتَّقِهِ.وإذا أرَدتَ أن یُحِبَّکَ المَخلوقونَ فَأحسِن إلَیهِم،وَارفِض ما فی أیدیهِم.وإذا أرَدتَ أن یُثرِیَ اللّهُ مالَکَ فَزَکِّهِ.وإذا أرَدتَ أن یُصِحَّ بَدَنَکَ فَأَکثِر مِنَ الصَّدَقَةِ.
1) (1)
144.إرشاد القلوب: از امیر مؤمنان منقول است که پیامبر صلی الله علیه و آله از پروردگارش در شب معراج پرسید:«پروردگارا ! کدامیک از اعمالْ برتر است؟».
خداوند متعال فرمود:«هیچ چیز نزدم برتر از توکّل به من و خشنودی به قسمت من نیست.ای محمّد! دوستیام برای آنانکه به خاطر من یکدیگر را دوست میدارند،ثابت است؛و دوستیام برای آنان که به خاطر من به یکدیگر مهر میورزند، ثابت است؛و دوستیام برای آنان که به خاطر من به یکدیگر میپیوندند،ثابت است؛و دوستیام برای توکّل کنندگان بر من، ثابت است.برای دوستیام،نه نشان [ثابت] و اندازهای است،و نه فرجام و نهایتی.هرگاه برایشان نشانی بردارم،نشانی دیگر بگذارم.آنان هستند که به [خاطر] نگاه من به آفریدگانم،به آنها مینگرند و نیازهایشان را نزد خلق نمیبَرَند؛شکمهایشان از حرامخواری سَبُک است؛خوشیشان در دنیا یاد من و دوستی من و خشنودی من [از آنان] است.
145.امام علی علیه السلام: مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت:«به من کاری بیاموز که با انجام دادنش،خداوند مرا دوست بدارد،آفریدگان نیز دوستم بدارند،خداوند داراییام را بیفزاید،تندرستم گرداند،عمرم را طولانی کند و مرا با تو محشور سازد».
حضرت فرمود:«اینها شش صفت است که نیازمند شش صفت دیگر است:هرگاه خواستی خداوند دوستت بدارد،از او بترس و تقوای او را پیشه کن؛و هرگاه خواستی آفریدگان
وإذا أرَدتَ أن یُطیلَ اللّهُ عُمُرَکَ فَصِل ذَوی أرحامِکَ.وإذا أرَدتَ أن یَحشُرَکَ اللّهُ مَعی فَأَطِلِ السُّجودَ بَینَ یَدَیِ اللّهِ الواحِدِ القَهّارِ. (1)
.أعلام الدین:268، [1]المواعظ العددیّة:291 نحوه،بحار الأنوار:12/164/85. [2]
146.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: المُؤمِنُ القَوِیُّ خَیرٌ وأحَبُّ إلَی اللّهِ مِنَ المُؤمِنِ الضَّعیفِ، وفی کُلٍّ خَیرٌ.اِحرِص عَلی ما یَنفَعُکَ،وَاستَعِن بِاللّهِ،ولا تَعجَز.وإن أصابَکَ شَیءٌ فَلا تَقُل:«لَو أنّی فَعَلتُ کانَ کَذا وکَذا»،ولکِن قُل:«قَدَرُ اللّهِ،وما شاءَ فَعَلَ»؛فَإِنَّ«لَو»تَفتَحُ عَمَلَ الشَّیطانِ. (2)
147.عنه صلی الله علیه و آله: مَن أکَثرَ ذِکرَ المَوتِ أحَبَّهُ اللّهُ. (3)
148.عنه صلی الله علیه و آله: طَلبُ العِلمِ فَریضَةٌ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ،ألا إنَّ اللّهَ یُحِبُّ بُغاةَ العِلمِ. (4)
149.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ الأَبرارَ الأَتقِیاءَ الأَخفِیاءَ؛الَّذینَ إذا غابوا لَم یُفتَقَدوا،وإن حَضَروا لَم یُدعَوا ولَم یُعرَفوا،قُلوبُهُم مَصابیحُ الهُدی،یَخرُجونَ مِن کُلِّ غَبراءَ مُظلِمَةٍ. (5)
1) (1)
2) (2) .صحیح مسلم:34/2052/4،سنن ابن ماجة:79/31/1،مسند ابن حنبل:8799/295/3 [3] نحوه وکلّها عن أبی هریرة،کنز العمّال:540/115/1.
3) (3) .الکافی:3/122/2، [4]تنبیه الخواطر:190/2 [5] کلاهما عن عبدالرحمن بن الحجّاج عن الإمام الصادق علیه السلام،بحار الأنوار:64/265/16؛ [6]المعجم الأوسط:4894/140/5 عن عائشة.
4) (4) .الکافی:1/30/1 [7] عن عبد الرحمن بن زید عن أبیه عن الإمام الصادق علیه السلام،المحاسن:745/353/1 [8]عن الإمام الصادق علیه السلام،مشکاة الأنوار:133، [9]بحار الأنوار:26/172/1. [10]
5) (5) .سننابن ماجة:3989/1321/2،المستدرک علی الصحیحین:4/44/1،المعجم الکبیر:321/154/20،کلّها عن معاذ بن جبل،کنز العمّال:5947/156/3.
دوستت بدارند،به آنان نیکی کن و آنچه را در دست دارند،رها کن؛و هرگاه خواستی خداوند داراییات را بیفزاید،زکات بپرداز؛و هرگاه خواستی خداوند تندرستت گرداند،بسیار صدقه بده؛و هرگاه خواستی خداوند عمرت را طولانی کند،به دیدار خویشاوندانت برو؛وهرگاه خواستیخداوند تو را با من محشور سازد،در برابر خدای یگانۀ قهّار،سجدهات را طولانی کن».
146.رسول خدا صلی الله علیه و آله: مؤمنِ نیرومند،بهتر و نزد خدا محبوبتر از مؤمن ناتوان است،گرچه در هر یک،خیری است.برای به دست آوردن آنچه برایت سودمند است،سرسختانه بکوش و از خدا یاری بخواه و از خود،عجز نشان مده،و اگر دچار مشکلی شدی،مگو:«اگر چنین میکردم،چنین و چنان میشد»؛بلکه بگو:«این تقدیر خدا بود و هرچه خدا بخواهد،همان میشود»؛ زیرا«اگر»گفتن،راه بر کردار شیطان میگشاید.
147.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرکه بسیار یاد مرگ کند،خداوند دوستش خواهد داشت.
148.رسول خدا صلی الله علیه و آله: دانشجویی،بر هر مسلمانی واجب است.
هان ! خداوند،جویندگان دانش را دوست دارد.
149.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،نیکانِ پرهیزگار پنهان (ناشناخته) را دوست دارد؛آنان که چون نباشند،نبودشان محسوس نیست و چون حضور یابند،فراخوانده نشوند و شناخته نگردند؛دلهایشان چراغهای هدایت است و از [خطر] هر فضای غبارآلود و تاریک [و برخاسته از شبهه،به سلامت] بیرون میآیند.
150.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ لَیُحِبُّ المُلِحّینَ فِی الدُّعاءِ. (1)
.شُعب الإیمان:1108/38/2، [1]نوادر الاُصول:19/2 کلاهما عن عائشة؛الدعوات:15/20،جامع الأخبار:1009/363،عوالی اللآلی:35/223/2، [2]بحار الأنوار:37/300/93. [3]
151.عیسی علیه السلام: کَیفَ یَستَکمِلُ حُبَّ رَبِّهِ مَن لا یُقرِضُهُ بَعضَ ما رَزَقَهُ؟! (2)
9/3-أحَبُّ النّاسِ إلَی اللّهِ
152.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: الخَلقُ عِیالُ اللّهِ،فَأَحَبُّ الخَلقِ إلَی اللّهِ مَن نَفَعَ عِیالَ اللّهِ،وأدخَلَ عَلی أهلِ بَیتٍ سُروراً. (3)
153.عنه صلی الله علیه و آله: أحَبُّ عِبادِ اللّهِ إلَی اللّهِ أنفَعُهُم لِعِبادِهِ،وأقوَمُهُم بِحَقِّهِ؛ الَّذینَ یُحَبِّبُ إلَیهِمُ المَعروفَ وفِعالَهُ. (4)
154.عنه صلی الله علیه و آله: أحَبُّ المُؤمِنَینَ إلَی اللّهِ مَن نَصَبَ نَفسَهُ فی طاعَةِ اللّهِ، ونَصَحَ لِاُمَّةِ نَبِیِّهِ،وتَفَکَّرَ فی عُیوبِهِ،وأبصَرَ وعَقَلَ وعَمِلَ. (5)
155.عنه صلی الله علیه و آله: یَقولُ اللّهُ تَبارَکَ وتَعالی:إنَّ أحَبَّ العِبادِ إلَیَّ المُتَحابّونَ
1) (1)
2) (2) .تحف العقول:507،بحار الأنوار:17/309/14. [4]
3) (3) .الکافی:6/164/2 [5] عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام،نوادر الراوندی:11، [6]الجعفریّات:193 [7] کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله،بحار الأنوار:121/339/74. [8]
4) (4) .تحف العقول:49،بحار الأنوار:110/152/77. [9]
5) (5) .تنبیه الخواطر:213/2، [10]إرشاد القلوب:14 [11] عن سالم عن أبیه نحوه.
150.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،اصرارکنندگان و پیگیران در دعا را دوست دارد.
151.مسیح علیه السلام: چگونه کسی که برخی از آنچه را خداوند روزیاش ساخته،به او وام نمیدهد [یعنی انفاق نمیکند ]، محبّت پروردگارش را به کمال میرساند؟
152.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خلق،نانخور خدایند،از اینرو محبوبترینِ خلق نزد خدا،کسی است که به نانخوران خدا سودی رساند و خانوادهای را شادمان کند.
153.رسول خدا صلی الله علیه و آله: محبوبترین بندگان نزد خداوند، سودمندترینشان نسبت به بندگان و پایبندترینشان نسبت به گزاردن حقّش است؛کسانی که خداوند،کار نیک و به جا آوردنش را محبوبشان ساخته است.
154.رسول خدا صلی الله علیه و آله: محبوبترینِ مؤمنان نزد خداوند متعال،کسی است که در راه فرمانبری خدا بکوشد،خیرخواه امّت پیامبرش باشد،در عیبهایش بیندیشد و آگاه گردد،خِرد ورزد و عمل کند.
155.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند-تبارک و تعالی-میفرماید:
«محبوبترینِ بندگانم نزد من،کسانی هستند که برای من با
مِن أجلی،المُتَعَلِّقَةُ قُلوبُهُم بِالمَساجِدِ،وَالمُستَغِفرونَ بِالأَسحارِ،اُولئِکَ إذا أرَدتُ بِأَهلِ الأَرضِ عُقوبَةً ذَکَرتُهُم فَصَرَفتُ العُقوبَةَ عَنهُم. (1)
.مکارم الأخلاق:2661/375/2 [1] عن أبی ذرّ،بحار الأنوار:3/86/77. [2]
156.عنه صلی الله علیه و آله: یَقولُ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ:مَلائِکَتی،وعِزَّتی وجَلالی ما خَلَقتُ خَلقاً أحَبَّ إلَیَّ مِنَ المُقِرّینَ لی بِتَوحیدی وأن لا إلهَ غَیری،وحَقٌّ عَلَیَّ أن لا اصلِیَ بِالنّارِ أهلَ تَوحیدی. (2)
157.عنه صلی الله علیه و آله: اعتَرِفوا بِنِعمَةِ اللّهِ رَبِّکُم عَزَّوجَلَّ وتوبوا إلَیهِ مِن جَمیعِ ذُنوبِکُم؛فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الشّاکِرینَ مِن عِبادِهِ. (3)
158.عنه صلی الله علیه و آله: یا رَبِّ،أیُّ عِبادِکَ أحَبُّ إلَیکَ؟قالَ:الَّذینَ یَتَحابّونَ فِیَّ،ویَغضَبونَ لِمَحارِمی کَما یَغضَبُ النَّمِرُ إذا حَرَنَ. (4)
159.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ أحَبَّ النّاسِ إلَی اللّهِ یَومَ القِیامَةِ وأدناهُم مِنهُ مَجلِساً إمامٌ عادِلٌ. (5)
1) (1)
2) (2) .التوحید:31/29،الأمالی للصدوق:469/372 [3] کلاهما عن ابن عبّاس،بحار الأنوار:23/359/8. [4]
3) (3) .بحار الأنوار:8/153/48. [5]
4) (4) .المتحابّین فی اللّه:34.
5) (5) .سنن الترمذی:1329/617/3، [6]مسند ابن حنبل:11174/46/4 و ص 11525/111، [7]السنن الکبری:20169/152/10 کلّها عن أبی سعید الخدریّ،کنز العمّال:14607/9/6؛روضة الواعظین:512، [8]عوالی اللآلی:83/372/1 [9] نحوه،بحار الأنوار:59/351/75. [10]
یکدیگر دوستی میکنند،دلبستۀ مسجدهایند و سحرگاهان به استغفار مشغول.آنان هستند که هرگاه بخواهم زمینیان را کیفری دهم،یادشان میکنم و به سبب آنان،کیفر را از زمینیانْ بازمیدارم».
156.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند-جلّ جلاله-میفرماید:ای فرشتگانم ! به عزّت و جلالم سوگند،هیچ آفریدهای نزدم محبوبتر از کسانی که به یگانگی من و اینکه جز من خدایی نیست،اعتراف میکنند،نیافریدم.بر من حقّ است که اهل یگانگیام را با آتش نسوزانم.
157.رسول خدا صلی الله علیه و آله: به نعمت پروردگارتان-عزّ وجلّ-اعتراف کنید و از همۀ گناهانتان به سویش توبه نمایید که خداوند، بندگان سپاسگزارش را دوست دارد.
158.رسول خدا صلی الله علیه و آله: «پروردگارا ! کدام بندگان نزدت محبوبترند؟».
فرمود:«کسانی که به خاطر من با یکدیگر دوستی میکنند و چنان برای [شکسته شدن] حرمتهایم خشمگین میشوند که پلنگ سرکش،خشمگین میشود».
159.رسول خدا صلی الله علیه و آله: محبوبترینِ مردم نزد خداوند در روز قیامت و نزدیکترین آنان به او،پیشوای دادگر است.
160.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ أحَبَّکُم إلَی اللّهِ أحسَنُکُم عَمَلاً. (1)
.الجعفریّات:238 [1] عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام،الکافی:24/68/8، [2]الفقیه:5884/408/4 کلاهما عن أبی حمزة الثمالی عن الإمام زین العابدین علیه السلام،بحار الأنوار:13/136/78. [3]
161.عنه صلی الله علیه و آله: أحَبُّ العَبیدِ إلَی اللّهِ تَبارَکَ وتَعالی الأَتقِیاءُ الأَخفِیاءُ. (2)
162.حلیة الأولیاء عن وهب بن منبّه: قالَ داودُ علیه السلام:یا رَبِّ،أیُّ عِبادِکَ أحَبُّ إلَیکَ؟قالَ:مُؤمِنٌ حَسَنُ الصَّلاةِ.قالَ:یا رَبِّ،أیُّ عِبادِکَ أبغَضُ إلَیکَ؟قالَ:کافِرٌ حَسَنُ الصّورَةِ؛کَفَرَ هذا وشَکَرَ هذا. (3)
163.تفسیر الطبری عن ابن عبّاس: سَأَلَ موسی رَبَّهُ وقالَ:ربِّ،أیُّ عِبادِکَ أحَبُّ إلَیکَ؟
قالَ:الَّذی یَذکُرُنی ولا یَنسانی. (4)
164.الإمام علیّ علیه السلام -لِکُمَیلِ بنِ زِیادٍ-:یا کُمَیلُ،إنَّ أحَبَّ ما تَمتَثِلُهُ العِبادُ إلَی اللّهِ-بَعدَ الإِقرارِ بِهِ وبِأَولِیائِهِ-التَّعَفُّفُ،وَالتَحَمُّلُ، وَالاِصطِبارُ. (5)
165.عنه علیه السلام -فی بَیانِ صِفاتِ المُتَّقینَ-:عِبادَ اللّهِ،إنَّ مِن أحَبِّ عِبادِ اللّهِ إلَیهِ عَبداً أعانَهُ اللّهُ عَلی نَفسِهِ،فَاستَشعَرَ الحُزنَ وتَجَلبَبَ
1) (1)
2) (2) .المستدرک علی الصحیحین:5182/303/3،المعجم الکبیر:53/37/20،مسند الشهاب:1298/252/2 کلّها عن معاذ بن جبل،کنز العمّال:7478/472/3؛التحصین لابن فهد:34/19.
3) (3) .حلیة الأولیاء:55/4.
4) (4) .تفسیر الطبری:/9الجزء 277/15، [4]تفسیر البیضاوی:27/3، [5]تفسیر الدرّ المنثور:419/5 [6] نقلاً عن الخطیب وابن عساکر؛بحار الأنوار:281/13. [7]
5) (5) .تحف العقول:173،بحار الأنوار:38/414/77. [8]
160.رسول خدا صلی الله علیه و آله: محبوبترینِ شما نزد خداوند،نیکْ کردارترینِ شماست.
161.رسول خدا صلی الله علیه و آله: محبوبترینِ بندگان نزد خداوند-تبارک و تعالی-،پرهیزگارانِ پنهان (ناشناخته) هستند.
162.حلیة الاولیاء به نقل از وهب بن منبّه: داوود علیه السلام گفت:
«پروردگارا ! کدامیک از بندگانت نزدت محبوبتر است؟».
فرمود:«مؤمنِ خوش نماز».
پرسید:«پروردگارا ! کدام یک از بندگانت را بیشتر دشمن میداری؟».
فرمود:«کافرِ خوش چهره؛این یک،کفر ورزیده است و آن یک،سپاس گزارده است».
163.تفسیر الطبری به نقل از ابن عبّاس: موسی علیه السلام از پروردگارش پرسید و گفت:«پروردگارا ! کدام یک از بندگانت نزدت محبوبتر است؟».
فرمود:«آنکه به یاد من است و فراموشم نمیکند».
164.امام علی علیه السلام -به کمیل بن زیاد-:ای کمیل ! محبوبترین چیزی که بندگان،پس از اقرار به خدا و اولیایش،به درگاهش پیش میآورند،خویشتنداری،تحمّل و شکیبایی است.
165.امام علی علیه السلام -در بیان صفتهای پرهیزگاران-:ای بندگان خدا ! محبوبترینِ بندگان نزد خداوند،بندهای است که خداوند،او را بر نفْس خود یاری داده است.پس اندوه را
الخَوفَ؛فَزَهَرَ مِصباحُ الهُدی فی قَلبِهِ،وأعَدَّ القِری (1)
.القِری-بالکسر-:ما یهیّأ للضیف،وهو هنا العمل الصالح یهیّئه للقاء الموت وحلول الأجل (هامشالمصدر ضبط صبحی الصالح).
لِیَومِهِ النّازِلِ بِهِ،فَقَرَّبَ عَلی نَفسِهِ البَعیدَ،وهَوَّنَ الشَّدیدَ. (2)166.عنه علیه السلام: مَن مَقَتَ نَفسَهُ أحَبَّهُ اللّهُ. (3)
167.عنه علیه السلام: إنَّ اللّهَ تَعالی یُحِبُّ المُؤمِنَ العالِمَ الفَقیهَ الزّاهِدَ الخاشِعَ الحَیِیَّ العَلیمَ الحَسَنَ الخُلُقُ المُقتَصِدَ المُنصِفَ. (4)
168.عنه علیه السلام: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یُحِبُّ المُحتَرِفَ الأَمینَ. (5)
169.عنه علیه السلام: أفضَلُ الخَلقِ أقضاهُم بِالحَقِّ،وأحَبُّهُم إلَی اللّهِ سُبحانَهُ أقوَلُهُم لِلصِّدقِ. (6)
170.الإمام زین العابدین علیه السلام -فی دُعائِهِ فِی الاِعتِرافِ-:أتوبُ إلَیکَ فی مَقامی هذا...تَوبَةَ...عالِمٍ بِأَنَّ العَفوَ عَنِ الذَّنبِ العَظیمِ لا یَتَعاظَمُکَ...وأنَّ أحَبَّ عِبادِکَ إلَیکَ مَن تَرَکَ الاِستِکبارَ عَلَیکَ، وجانَبَ الإِصرارَ،ولَزِمَ الاِستِغفارَ. (7)
1) (1)
2) (2) .نهج البلاغة:الخطبة 87، [1]غرر الحکم:3577، [2]بحار الأنوار:36/56/2. [3]
3) (3) .غرر الحکم:7897. [4]
4) (4) .مطالب السؤول:48؛ [5]بحار الأنوار:56/6/78. [6]
5) (5) .الکافی:1/113/5 [7] عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق علیه السلام،الفقیه:3580/158/3،تحف العقول:111،بحار الأنوار:1/100/10. [8]
6) (6) .غرر الحکم:3323. [9]
7) (7) .الصحیفة السجّادیة:55 الدعاء 12. [10]
زیرپوش و ترس را بالاپوش خود قرار داده و در نتیجه،چراغ هدایت،در دلش درخشیده و برای میزبانیِ روزی که به سراغش میآید،خود را مهیّا ساخته است.پس دور را بر جان خود نزدیک،و سخت را آسانْ نموده است.
166.امام علی علیه السلام: هرکه نفْس خود را دشمن بدارد،خداوند، دوستش خواهد داشت.
167.امام علی علیه السلام: خداوند متعال،مؤمنِ دانایِ ژرف اندیشِ پارسایِ فروتنِ آزرمگینِ دانشورِ خوشخویِ میانهروِ با انصاف را دوست دارد.
168.امام علی علیه السلام: خداوند-عزّ وجلّ-،پیشهورِ درستکار را دوست دارد.
169.امام علی علیه السلام: محبوبترینِ خلق،راستگوترینشان است.
170.امام سجّاد علیه السلام -ضمن نیایش در اعتراف به قصور و تقصیر-:
در این جایگاهم به سویت توبه میکنم؛توبۀ کسی که میداند گذشت از گناه بزرگ،بر تو دشوار و بزرگ نمینماید...و این که محبوبترینِ بندگانت نزدت،کسی است که گردنْفرازی در برابر تو را واگذارد و پافشاری [بر گناه] را رها کند و پایبند استغفار گردد.
171.عنه علیه السلام: إنَّ أحَبَّ عَبیدی إلَیَّ التَّقِیُّ الطّالِبُ لِلثَّوابِ الجَزیلِ، اللّازِمُ لِلعُلَماءِ،التّابِعُ لِلحُلَماءِ،القابِلُ عَنِ الحُکَماءِ. (1)
.الکافی:5/35/1 [1]عن أبی حمزة،بحار الأنوار:109/185/1. [2]
172.الإمام الصادق علیه السلام: أحَبُّ العِبادِ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ رَجُلٌ صَدوقٌ فِی حَدیثِهِ،مُحافِظٌ عَلی صَلَواتِهِ ومَا افتَرَضَ اللّهُ عَلَیهِ،مَعَ أداءِ الأَمانَةِ. (2)
173.الإمام الباقر علیه السلام: لا تُحَقِّروا صَغیراً مِن حَوائِجِکُم؛فَإِنَّ أحَبَّ المُؤمِنینَ إلَی اللّهِ تَعالی أسأَلُهُم. (3)
171.امام سجّاد علیه السلام [خداوند متعال میفرماید]:محبوبترینِ بندگانم نزد من،شخص پرهیزگارِ جویندۀ پاداشِ بسیار، ملازمِ عالمان،پیرو بردباران،و پذیرنده از حکیمان است.
172.امام صادق علیه السلام: محبوبترینِ بندگان نزد خداوند -عزّ وجلّ-،کسی است که در گفتارش راستگوست و مواظب نمازهای خود و واجباتی است که خداوند،بر او واجب داشته و امانتدار است.
173.امام باقر علیه السلام: هیچیک از نیازهای کوچک خود را حقیر مشمارید [نیازهای کوچک خود را نیز از خدا بخواهید]؛زیرا محبوبترین مؤمنان نزد خداوند متعال،کسی است که بیشتر از همه از او درخواست میکند.
آنچه در این فصل آمده،به روشنی دلالت دارد که عقاید،اخلاق و اعمال شایسته،موجب محبّت آفریدگار به آفریدۀ خود میگردد و از آنجا که تغییر و تحوّل در ذات مقدّس خداوند متعالْ راه ندارد،این سؤال مطرح میشود که معنای محبّت خدا نسبت به انسان چیست؟
در پاسخ به این سؤال،برخی گفتهاند:
مَحَبَّةُ اللّهِ لِلعِبادِ إنعامُهُ عَلَیهِم وأن یُوَفِّقَهُم لِطاعَتِهِ ویَهدِیَهُم لِدینِهِ الَّذِی ارتَضاهُ،وحُبُّ العِبادِ للّهِِ أن یُطیعوهُ وَلا یَعصوهُ.
محبّت خدا نسبت به بندگان،آن است که به آنانْ نعمت میبخشد و به فرمانبری از خود،توفیقشان میدهد و به دینی که پسندیدۀ اوست،هدایتشان میکند.دوستی بندگان نسبت به خداوند نیز آن است که از او فرمانبری کنند و نافرمانیاش نکنند. (1)
.مجمع البحرین:ج 1،ص 348. [1]
نیز گفتهاند:
مَحَبَّةُ اللّهِ صِفَةٌ مِن صِفاتِ فِعلِهِ،فَهِیَ إحسَان مَخصوصٍ یَلیقُ بِالعَبدِ،وأمّا مَحَبَّةُ العَبدِ للّهِِ تَعالی فَحَالَةٌ یَجِدُها فِی قَلبِهِ،یَحصُلُ مِنهَا التَّعظِیمُ لَهُ وإیثَارُ رِضاهُ وَالإِستِئناسُ بِذِکرِهِ.
1) (1)
محبّت خدا،صفتی از صفات فعل اوست و احسانِ ویژهای است که شایستۀ بندگان است.امّا محبّت بنده نسبت به خدا، حالتی است که در قلب بنده پدیدار میشود که بر اثر آن، بزرگداشتِ خداوند و مقدّم شمردن رضای او و انس گرفتن به یادش،حاصل میگردد. (1)
.مجمع البحرین:ج 1،ص 348.
انصاف این است که برای تبیین معنای محبّت آفریدگار به آفریده،باید دید که:مقصود از محبّت آفریده به آفریدگار چیست؟
«فَإِنَّ اللّهَ سُبحَانَه یُنزِلُ العَبدَ مِنهُ حَیثُ أنزَلَهُ مِن نَفسِهِ؛
خداوند بنده را نسبت به خود،در جایگاهی قرار میدهد که وی،خدا را بدان گونه در جان خویش قرار دهد». (2)
محبّتِ دستهای از اهل ایمان نسبت خداوند متعال،به معنای اطاعت از او و ترک نافرمانی اوست.اینان،در واقع از نعمت محبّت او برخوردار نیستند.عبادات آنها بر مبنای محبّت نیست؛ بلکه بر اساس خوف و خشیت است. (3)محبّت خداوند متعال نسبت به این طایفه نیز به معنای توفیق کارهای نیک در دنیا و پاداش بهشت در آخرت است.
امّا در میان بندگان خدا کسانی هستند که هر چند اندکْشمارند، حقیقتاً خدا را دوست دارند.اطاعت آنها از خدا از ترس دوزخ و یا طمع بهشت نیست؛بلکه به دلیل عشق و علاقۀ آنها به خداست. (4)
آنان که در مقام نیایش میگویند:
«سَیِّدی...أنَا مِن حُبِّکَ ظَمآنُ لا أروی؛
سرورم! من از محبّتت تشنهای هستم که سیراب نمیشوم»؛ (1)
.بنگرید به:ص 53،ح 16 (کاملانِ در خدا دوستی).
و...
«مَا أطیَبَ طَعْمَ حُبِّکَ!؛
طعم محبّتت،چه شیرین است!»...
«یا نِعَمی وَجَنَّتی!؛
ای نعمت و بهشت من!» (2)...
«فَهَبنی-یا إلهی وسَیِّدی ومَولایَ و رَبّی-صَبَرتُ عَلی عَذابِکَ فَکَیفَ أصبِرُ عَلی فِراقِکَ؛
خدایا! گیرم که بر عذابت صبر کردم،بر فراقت چگونه صبر کنم؟» (3)و...
محبّت خدا نسبت به این طایفه،مفهومی دیگر دارد.معنا و مفهوم واقعی این دو نوع محبّت را تنها کسانی میتوانند درک کنند که به آن رسیده باشند.هر سخنی در تبیین و تفسیر محبّت حقیقی آفریده به آفریدگار و بالعکس،ناقص و نارساست.بهترین بیان در توضیح آثار این محبّت،همان است که در حدیث«قرب نوافل»،آمدهاست. (4)
فقیه و محقّق بزرگوار،شیخ بهایی؛دربارۀ این حدیث میفرماید:
سند این حدیث صحیح است و از احادیث مشهور میان شیعه و اهل سنّت به شمار میرود که آن را با تغییری اندک در کتب صحاح خود روایت کردهاند.
و در تبیین جملۀ«او با انجام دادن نوافل به من نزدیک و نزدیکتر میشود تا آنجا که او را دوست میدارم»میگوید:
نوافل،همۀ اعمال غیر واجبی است که برای خدا سبحان به جای آورده میشود؛لیکن تخصیص آن به نمازهای مستحبّی،عارضی و حاصل استعمال عرف است.معنای محبّت خدای سبحان نسبت به بنده،توفیق دادن او برای دوری جستن از سرای فریب و ترقّی به سوی عالم نور،و انس گرفتن به خدا و وحشت از ماسوای او و یکی شدن همۀ اندیشهها و هموم است.یکی از عارفان میگوید:«اگر میخواهی مقام خود را بشناسی،بنگر تو را در کجا جای دادهاست».
و نیز در توضیح گفتار خداوند متعال در حدیث قدسی که
«فَإِذا أَحبَبتُهُ کُنتُ سَمعَهُ الَّذی یَسْمَعُ بِهِ... ؛پس چون او را دوست بدارم،گوش شنوایش خواهم بود...، (1)
.بنگرید به:صحیح البخاری:ج 5،ص 2385،ح 6137.
میگوید:صاحبدلان را در این مقام،کلماتی ارجمند،اشاراتی رمزی و تلویحاتی ذوقی است که مشام جانها را مینوازد و معطّر
1) (1)
میکند و استخوانهای پوسیده را زنده میسازد که تنها آنان که تن خود را با ریاضت خسته کرده و جانشان را با مجاهدت رنجه ساختهاند و مشرب آنان را دریافته و مقصود و مطلبشان را فهمیدهاند،به معانی و ژرفایش دست مییابند.
لیکن کسی که به سبب دل بستن به بهرههای دنیوی و فرو رفتن در لذّات جسمانی،این رمزها را درنیافته و به این گنجینهها راه نبردهاست،به هنگام شنیدن این سخنان،در آستانۀ خطر بزرگی،همچون فرو رفتن در تاریکیهای الحاد و در افتادن در پرتگاههای حلول و اتّحاد است؛تعالی اللّه عن ذلک علواً کبیراً.
ما در این مقام،به گونهای که دریافت آن بر اذهان آسان باشد،میگوییم که در این تعبیرات،مبالغۀ در قرب و بیان چیرگی سلطان محبّت بر ظاهر و باطن و پیدا و پنهان بنده است.بنابراین،مقصود-واللّه اعلم-آن است که چون بندهام را دوست بدارم،او را به جایگاه انس خود فرا میکشم و به عالم قدس برمیآورم و اندیشهاش را در اسرار ملکوت، غرقه و حواسش را منحصر به برگرفتن انوار آن میکنم.در نتیجه،قدمش در مقام قربْ استوار میگردد و گوشت و خونش با محبّت درمیآمیزد،تا آنکه خود را فراموش کند و از حسّ خود غافل گردد و اغیار در برابرش از میان بروند تا آنجا که به منزلۀ چشم و گوش او گردم». (1)
.الأربعون،شیخ بهایی،تخریج و تصحیح عبدالرحیم عقیقی بخشایشی:ص 689،ح 35.
1) (1)
الفصل الرابع-مَوانِعُ مَحَبَّةِ اللّهِ
1/4-أخطَرُ المَوانِعِ
الکتاب
«ما جَعَلَ اللّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ» . (1)
.الأحزاب:4. [1]
«کَلاّ بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ * وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ» . (2)
الحدیث
174.عیسی علیه السلام: بِحَقٍّ أقولُ لَکُم:إنَّ العَبدَ لا یَقدِرُ عَلی أن یَخدِمَ رَبَّینِ، ولا مَحالَةَ أنَّهُ یُؤثِرُ أحَدَهُما عَلَی الآخَرِ وإن جَهَدَ،کَذلِکَ لا یَجتَمِعُ لَکُم حُبُّ اللّهِ وحُبُّ الدُّنیا. (3)
قرآن
«خداوند در درون هیچ مردی دو قلب ننهاده است».
«چنین نیست که شما میپندارید (و دلایل معاد را کافی نمیدانید)؛بلکهشما دنیایِ زودگذر را دوست دارید (و هوسهای بیقید و شرط را) و آخرت را وامینهید».
حدیث
174.عیسی علیه السلام: به حق برایتان میگویم:بنده نمیتواند خدمتگزار دو پروردگار باشد و هرچه بکوشد،باز یکی را بر دیگری ترجیح خواهد داد.همچنین خدا دوستی و دنیا دوستی،برای شما جمع نخواهد شد.
175.مسکّن الفؤاد: فی أخبارِ داودَ علیه السلام:ما لِأَولِیائی وَالهَمِّ بِالدُّنیا؟! إنَّ الهَمَّ یُذهِبُ حَلاوَةَ مُناجاتی فی قُلوبِهِم.یا داودُ،إنَّ مَحَبَّتی مِن أولِیائی أن یَکونوا روحانِیِّینَ لا یَغتَمّونَ. (1)
.مسکّن الفؤاد:80،بحار الأنوار:26/143/82. [1]
176.إرشاد القلوب فی حدیث المعراج -قالَ اللّهُ تعالی-:یا أحمَدُ، لَو صَلَّی العَبدُ صَلاةَ أهلِ السَّماءِ وَالأَرضِ،وصامَ صِیامَ أهلِ السَّماءِ وَالأَرضِ،وطَوی مِنَ الطَّعامِ مِثلَ المَلائِکَةِ،ولَبِسَ لِباسَ العاری،ثُمَّ أری فی قَلِبهِ مِن حُبِّ الدُّنیا ذَرَّةً أو سُمعَتِها أو رِئاسَتِها أو حُلِیِّها أو زینَتِها لا یُجاوِرُنی فی داری،ولَأَنزَعَنَّ مِن قَلبِهِ مَحَبَّتی،وعَلَیکَ سَلامی ومَحَبَّتی. (2)
177.الإمام علیّ علیه السلام: کَما أنَّ الشَّمسَ وَاللَّیلَ لا یَجتَمِعانِ کَذلِکَ حُبُّ اللّهِ وحُبُّ الدُّنیا لا یَجتَمِعانِ. (3)
178.عنه علیه السلام: مَن أحَبَّ لِقاءَ اللّهِ سُبحانَهُ سَلا عَنِ الدُّنیا. (4)
179.عنه علیه السلام -فِی الحِکَمِ المَنسوبَةِ إلَیهِ-:حُبُّ الرِّئاسَةِ شاغِلٌ عَن حُبِّ اللّهِ سُبحانَهُ. (5)
180.الإمام زین العابدین علیه السلام -فی دُعائِهِ-:وَانزَع مِن قَلبی حُبَّ دُنیا دَنِیَّةٍ؛تَنهی عَمّا عِندَکَ،وتَصُدُّ عَنِ ابتِغاءِ الوَسیلَةِ إلَیکَ،وتُذهِلُ
175.مسکّن الفؤاد: در اخبار داوود علیه السلام [از زبان خداوند] آمده است:
دوستانم را با اندیشۀ دنیا چه کار؟این اندیشه،شیرینیِ مناجاتم را از دلهایشان میزداید.ای داوود ! محبّت دوستانم به من،در گرو آن است که اهلمعنویت باشند و [برایدنیا] غمگین نباشند.
176.إرشاد القلوب در حدیث معراج: خداوند متعال فرمود:
ای احمد ! اگر بندهای به مقدار نماز آسمانیان و زمینیان،نماز بخواند و به مقدار روزۀ آسمانیان و زمینیان،روزه بگیرد و همچو فرشتگان،از خوردنْ باز ایستد و چون برهنگانْ لباس بپوشد،آنگاه ذرّهای دوستی دنیا یا شهرت یا ریاست و یا زیب و زیور آن را در قلبش ببینم،در خانهام همسایۀ من نخواهد بود و محبّتم را از قلبش برخواهم کَند.سلام و محبّت من بر تو باد!
177.امام علی علیه السلام: همچنانکه خورشید و شب با یکدیگر جمع نمیشوند،خدادوستی و دنیادوستی با یکدیگر جمع نمیشوند.
178.امام علی علیه السلام: هرکه دوستدار دیدار خداوند سبحان شود،دنیا را فراموش میکند.
179.امام علی علیه السلام -در حکمتهای منسوب به ایشان-:
ریاستْدوستی،از دوستی خدای سبحان باز میدارد.
180.امام سجّاد علیه السلام -در دعایش-:دوستیِ دنیای پست را از قلبم برکَنکه از آنچه نزد توست،باز میدارد و مانع طلب وسیله برای
عَنِ التَّقَرُّبُ مِنکَ. (1)
.الصحیفة السجّادیة:197 الدعاء 47. [1]
181.الإمام الصادق علیه السلام: إذا تَخَلَّی المُؤمِنُ مِن الدُّنیا سَما،ووَجَدَ حَلاوَةَ حُبِّ اللّهِ،وکانَ عِندَ أهلِ الدُّنیا کَأَنَّهُ قَد خُولِطَ (2)،وإنَّما خالَطَ القَومُ حَلاوَةَ حُبِّ اللّهِ فَلَم یَشتَغِلوا بِغَیرِهِ. (3)
182.عنه علیه السلام: إذا رَأَیتُمُ العالِمَ مُحِبّاً لِدُنیاهُ فَاتَّهِموهُ عَلی دینِکُم؛فَإِنَّ کُلَّ مُحِبٍّ لِشَیءٍ یَحوطُ ما أحَبَّ.
وقالَ صلی الله علیه و آله:أوحَیاللّهُ إلی داودَ علیه السلام:لاتَجعَل بَینی وبَینَکَ عالِماً مَفتوناً بِالدُّنیا؛فَیَصُدَّکَ عَن طَریقِ مَحَبَّتی؛فَإِنَّ اولئِکَ قُطّاعُ طَریقِ عِبادِیَ المُریدینَ.إنَّ أدنی ما أنَا صانِعٌ بِهِم أن أنزَعَ حَلاوَةَ مُناجاتی عَن قُلوبِهِم. (4)
2/4-مَن لا یُحِبُّهُمُ اللّهُ
الکتاب
«إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» . (5)
1) (1)
2) (2) .خولط فلان فی عقله مخالطة:إذا اختلّ عقله (النهایة:64/2). [2]
3) (3) .الکافی:10/130/2 [3] عن عبداللّه بن القاسم،مشکاة الأنوار:121 [4] نحوه،بحار الأنوار:28/56/73. [5]
4) (4) .الکافی:4/46/1، [6]علل الشرایع:12/394 [7] کلاهما عن حفص بن غیاث،منیة المرید:138، [8]مشکاة الأنوار:140، [9]بحار الأنوار:7/107/2 و 8. [10]
5) (5) .البقرة:190، [11]وراجع المائدة:87، [12]الأعراف:55. [13]
رسیدن به تو میگردد و نزدیک شدن به تو را از یاد میبَرَد.
181.امام صادق علیه السلام: هرگاهمؤمن خود را از دنیا خالی کند،والا گردد وشیرینی دوستیِ خدا را دریابد و از نظر اهلدنیا، گوییدیوانه به شمار آید؛حال آنکه شیرینیِ دوستیخدا،با اینان درآمیخته است و در نتیجه،به کسی جز او نمیپردازند.
182.امام صادق علیه السلام: هرگاه عالمی را دوستدار دنیایش دیدید،در دین خود،به او اعتماد مکنید؛زیرا هر که دوستدار چیزی باشد،فقط آنچه را که دوست دارد،را حفظ میکند.
نیز [حضرت] فرمود:خداوند به داوود علیه السلام وحی کرد که میان من و خودت،عالِمی دلباختۀ دنیا قرار مده،که تو را از طریق محبّتم باز میدارد.در حقیقت،اینانْ راهزنان راه بندگانِ خواستارم هستند.کمترین کیفری که به آنان میدهم، آن است که شیرینیِ مناجات با خودم را از دلهایشان برمیدارم.
قرآن
«خداوند،تجاوزکاران را دوست ندارد».
«وَ اللّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ کَفّارٍ أَثِیمٍ» . (1)
.البقرة:276. [1]
«وَ اللّهُ لا یُحِبُّ الظّالِمِینَ» . (2)
«إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ خَوّاناً أَثِیماً» . (3)
«وَ اللّهُ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ» . (4)
«إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» . (5)
«إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْخائِنِینَ» . (6)
«إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ» . (7)
«إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ خَوّانٍ کَفُورٍ» . (8)
«إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسی فَبَغی عَلَیْهِمْ وَ آتَیْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ» . (9)
«إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْکافِرِینَ» . (10)
«خداوند،هیچ ناسپاسِ گنهکاری را دوست ندارد».
«خداوند،ستمکاران را دوست ندارد».
«خداوند،کسی را که خیانتکار و گنهکار است،دوست ندارد».
«خداوند،مفسدان را دوست ندارد».
«خداوند،مسرفان را دوست ندارد».
«خداوند،خائنان را دوست ندارد».
«خداوند،مستکبران را دوست ندارد».
«خداوند،هیچ خیانتکارِ ناسپاسی را دوست ندارد».
«قارون از قوم موسی بود که بر آنان ستم ورزید و ما از گنجینهها،آن قدر به او داده بودیم که [حمل] کلیدهای آن بر یک گروه نیرومند مشکل بود ( به خاطر آورید)،آنگاه که قوم وی به او گفتند:سرمست مشو که خدا،سرمستان را دوست ندارد».
«خداوند،کافران را دوست ندارد».
«وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّاسِ وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ» . (1)
.لقمان:18، [1]وراجع:الحدید:23. [2]
3/4-مَن یُبغِضُهُمُ اللّهُ
183.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ثَلاثَةٌ لا یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ ولا یَنظُرُ إلَیهِم:أمیرٌ جائِرٌ، وشَیخٌ زانٍ،وعابِدٌ مُتَکَبِّرٌ. (2)
184.مسند ابن حنبل عن مطرف بن عبداللّه: بَلَغَنی عَن أبی ذَرٍّ حَدیثٌ، فَکُنتُ احِبُّ أن ألقاهُ،فَلَقیتُهُ،فَقُلتُ لَهُ:...بَلَغَنی أنَّکَ تَقولُ:
سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقولُ:«ثَلاثَةُ یُحِبُّهُمُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ وثَلاثَةٌ یُبغِضُهُمُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ»؟قالَ:نَعَم،فَما أخالُنی أکذِبُ عَلی خَلیلی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله-ثَلاثاً یَقولُها-...قُلتُ:مَنِ الثَّلاثَةُ الَّذینَ یُبغِضُهُمَ اللّهُ؟قالَ:«الفَخورُ المُختالُ؛وأنتُم تَجِدونَ فی کِتابِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ: «إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً»،
وَالبَخیلُ المَنّانُ،وَالتّاجِرُ والبَیّاعُ الحَلّافُ». (3)
«از مردم [از سر تکبّر] رخ برمتاب و در زمین،متکبّرانه راه مرو که خداوند،هیچ متکبّر فخرفروشی را دوست ندارد».
183.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند به سه تن نمینگرد و با آنان سخن نمیگوید:پیشوای ستمکار،پیرِ زناکار و عابد متکبّر.
184.مسند ابن حنبل به نقل از مطرف بن عبداللّه: از ابوذر حدیثی برایم نقل کردهبودند که دوست داشتم برای آنْ ببینمش.پس او را دیدم و به او گفتم:«شنیدهام که گفتهای:
شنیدم رسول خدا میفرمود:خداوند-عزّ وجلّ-،سه تن را دوست و سه تن را دشمن میدارد؟».
پاسخ داد:«آری.گمان ندارم که بر دوستم محمّد صلی الله علیه و آله دروغ ببندم»(و این جمله را سه بار تکرار کرد)...
پرسیدم:«آن سه تن که خداوند دشمنشان میدارد، کیستند؟».
گفت:«فخرفروش متکبّر،که شما در کتاب خدای -عزّ وجلّ-میخوانید ''خداوند،هیچ متکبّر فخر فروشی را دوست ندارد،بخیل منّتگذار و بازرگان و فروشندۀ سوگندخوار».
185.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ثَلاثَةٌ یُبغِضُهُمُ اللّهُ:المَنّانُ بِصَدَقَتِهِ،وَالمُقتِرُ مَعَ سَعَتِهِ،وَالفَقیرُ المُسرِفُ. (1)
.تنبیه الخواطر:121/2. [1]
186.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُبغِضُ الشَّیخَ الزّانِیَ،وَالغَنِیَّ الظَّلومَ،وَالفَقیرَ المُختالَ،وَالسّائِلَ المُلحِفَ.ویُحبِطُ أجرَ المُعطِی المَنّانِ.
ویَمقُتُ البَذیخَ الجَرِیَّ الکَذّابَ. (2)
187.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یُبغِضُ رَجُلاً یُدخَلُ عَلَیهِ فی بَیتِهِ ولا یُقاتِلُ. (3)
188.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یُبغِضُ المُعَبِّسَ فی وُجوهِ إخوانِهِ. (4)
189.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ تَعالی یُبغِضُ البَخیلَ فی حَیاتِهِ،السَّخیَّ عِندَ مَوتِهِ. (5)
190.عنه صلی الله علیه و آله: خُلُقانِ یُحِبُّهُمَا اللّهُ،وخُلُقانِ یُبغِضُهُمَا اللّهُ؛فَأَمَّا اللَّذانِ یُحِبُّهُمَا اللّهُ فَالسَّخاءُ وَالسَّماحَةُ.وأمَّا اللَّذانِ یُبغِضُهُمَا اللّهُ تَعالی
1) (1)
2) (2) .تحف العقول:42،بحار الأنوار:46/145/77. [2]
3) (3) .عیون أخبار الرضا علیه السلام:24/28/2 [3] عن أحمد بن عامر الطائی عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام،تهذیب الأحکام:280/157/6 عن السکونی عن الإمام الصادق عن الإمام الباقر علیهما السلام،مشکاة الأنوار:236 [4]عن الإمام علیّ علیه السلام،بحارالأنوار:8/196/79. [5]
4) (4) .الفردوس:555/153/1 عنالإمام علیّ علیه السلام،کنز العمّال:7350/441/3.
5) (5) .البخلاء للخطیب:44 عن الإمام علیّ علیه السلام،کنز العمّال:7376/447/3؛أعلامالدین:295، [6]بحارالأنوار:8/173/77. [7]
185.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،سه تن را دشمن میدارد:کسی که منّتگذارانه صدقه میدهد؛آنکه در عین دارایی،در خرجی دادنْ تنگ میگیرد؛و فقیرِ ولخرج.
186.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،پیرِ زناکار،دولتمندِ ستمکار،فقیرِ متکبّر و گدای سِمِج را دشمن میدارد و پاداشِ بخشندۀ منّتگذار را از میان میبرَد و متکبّرِ گستاخِ دروغگو را سخت دشمن میدارد.
187.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،کسی را که به خانهاش یورش بَرَند و او [در دفاع از خانوادهاش] نجنگد،دشمن میدارد.
188.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند-عزّ وجلّ-،کسی را که برابر برادرانش روی در هم میکشد،دشمن میدارد.
189.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند متعال،کسی را که در زندگیاش بخیل است و به هنگام مرگش بخشنده میشود،دشمن میدارد.
190.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،دو خویرا دوست دارد و دو خوی را دشمن میدارد.آن دو خوی که خداوند دوستشان میدارد، بخشندگی و آسانگیری است،و آن دو که خداوند متعال
فَسوءُ الخُلُقِ وَالبُخلُ.وإذا أرادَ اللّهُ بِعَبدٍ خَیراً استَعمَلَهُ عَلی قَضاءِ حَوائِجِ النّاسِ. (1)
.شُعب الإیمان:7659/117/6 و ج 10839/426/7، [1]الفردوس:2989/199/2 نحوه وکلّها عن عبداللّه بن عمرو،کنز العمّال:16014/351/6.
191.الإمام الباقر علیه السلام: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یُبغِضُ کُلَّ مِطلاقٍ ذَوّاقٍ. (2)
192.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُبغِضُ کُلَّ...عالِمٍ بِالدُّنیا جاهِلٍ بِالآخِرَةِ. (3)
193.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُبغِضُ کُلَّ مُبتَدِعٍ. (4)
194.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ موسَی بنَ عِمرانَ سَأَلَ رَبَّهُ ورَفَعَ یَدَیهِ فَقالَ:«یا رَبِّ،أینَ ذَهَبتُ اوذیتُ»! فَأَوحَی اللّهُ تَعالی إلَیهِ:یا موسی،إنَّ فی عَسکَرِکَ غَمّازاً.فَقالَ:یا رَبِّ،دُلَّنی عَلَیهِ؟فَأَوحَی اللّهُ تَعالی إلَیهِ:إنّی ابغِضُ الغَمّازَ فَکَیفَ أغمِزُ؟! (5)
195.عنه صلی الله علیه و آله: إیّاکُم وَالفُحشَ؛فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ لا یُحِبُّ الفاحِشَ المُتَفَحِّشَ. (6)
196.الإمام الباقر علیه السلام: إنَّ اللّهَ یُبغِضُ اللَّعّانَ،السَّبّابَ الطَّعّانَ عَلَی
1) (1)
2) (2) .الکافی:4/55/6 [2] عن طلحة بن زید عن الإمام الصادق علیه السلام.
3) (3) .السنن الکبری:20804/327/10،موارد الظمآن:1975/485 نحوه،کنز العمّال:28982/188/10 نقلاً عن الحاکم فی تاریخه وکلّها عن أبی هریرة.
4) (4) .کنز العمّال:1676/388/1 نقلاً عن ابن عساکر عن أنس.
5) (5) .صحیفة الرضا علیه السلام:68/113،بحار الأنوار:1/293/75. [3]
6) (6) .الخصال:235/176 عن أبی هریرة،الکافی:4/324/2 [4] عن الإمام الباقر علیه السلام نحوه.
دشمنشان میدارد،بداخلاقی و بُخل است.هرگاه خداوند خوبی بندهای را بخواهد،او را به برآوردن نیازهای مردم،به کار وا میدارد.
191.امام باقر علیه السلام: خداوند-عزّ وجلّ-،هرکس را که زود به زود طلاق میدهد و همسر عوض میکند،دشمن میدارد.
192.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،هر دانای به دنیا و نادان نسبت به آخرت را دشمن میدارد.
193.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،هر بدعتگذاری را دشمن میدارد.
194.رسول خدا صلی الله علیه و آله: موسی بن عمران،از پروردگارش مسئلت کرد و دستانش را به دعا برداشت و گفت:«پروردگارا ! هرجا که رفتم،آزارم دادند».
خداوند به او وحی کرد:«ای موسی ! در میان لشکرت سخنچینی هست».
موسی گفت:«پروردگارا ! او را به من بنما»؟
خداوند متعال به او وحی کرد:«من سخن چین را دشمن میدارم؛پس چگونه خودم سخنچینی کنم؟».
195.رسول خدا صلی الله علیه و آله: از سخن زشت و ناسزا بپرهیز که خداوند -عزّ وجلّ-،بد زبانِ ناسزاگوی را دشمن میدارد.
196.امام باقر علیه السلام: خداوند،شخص لعنت کنندۀ دشنام دهنده،
المُؤمِنینَ،الفاحِشَ،المُتَفَحِّشَ،السّائِلَ المُلحِفَ. (1)
.تحفالعقول:300،تفسیرالعیّاشی:63/48/1 [1] ولیس فیه«الفاحش»،تفسیر مجمعالبیان:298/1 کلاهما عن جابر،مشکاة الأنوار:189، [2]بحار الأنوار:67/181/78. [3]
197.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُبغِضُ ابنَ السَّبعینَ فی هَیئَةِ ابنِ عِشرینَ؛ فی مِشیَتِهِ ومَنظَرِهِ. (2)
198.الإمام الصادق علیه السلام: قالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله:إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ لَیُبغِضُ المُؤمِنَ الضَّعیفَ الَّذی لا دینَ لَهُ.فَقیلَ لَهُ:ومَا المُؤمِنُ الَّذی لا دینَ لَهُ؟قالَ:الَّذی لا یَنهی عَنِ المُنکَرِ. (3)
199.الإمام علیّ علیه السلام: إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ لَیُبغِضُ الوَقِحَ المُتَجَرِّئَ عَلَی المَعاصی. (4)
200.عنه علیه السلام: إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ لَیُبغِضُ الطَّویلَ الأَمَلُ السَّیِّئَ العَمَلُ. (5)
201.الخصال عن ابن أبی عمیر (عن) الحسین بن عثمان عَنِ الإِمامِ الصّادِقِ علیه السلام: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یُبغِضُ الغَنِیَّ الظَّلومَ،وَالشَّیخَ الفاجِرَ، وَالصُّعلوکَ المُختالَ.ثُمَّ قالَ:أتَدری مَا الصُّعلوکُ المُختالُ؟
فَقُلنا:القَلیلُ المالُ.
طعنهزنِ به مؤمنان،بدزبانِ ناسزاگوی و گدایِ سِمِج را دشمن میدارد.
197.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،آدم هفتاد سالهای را که در رفتار و جلوه،چون جوان بیست ساله است،دشمن میدارد.
198.امام صادق علیه السلام: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«خداوند-عزّ وجلّ-،مؤمن ناتوانی را که دین ندارد،دشمن میدارد».به ایشان گفتند:
«مؤمنی که دین ندارد،کیست؟».
فرمود:«آنکه نهی از منکر نمیکند».
199.امام علی علیه السلام: خداوندِ سبحان،شخصِ بی شرمِ گستاخِ بر گناهان را دشمن میدارد.
200.امام علی علیه السلام: خداوندِ سبحان،شخصِ دراز آرزویِ بدکار را دشمن میدارد.
201.الخصال به نقل از حسین بن عثمان -از امام صادق علیه السلام-:
خداوند-عزّ وجلّ-،دولتمندِ ستمکار،پیرِ زناکار و صُعلوکِ فخرفروش را دشمن میدارد».
سپس فرمود:«میدانی صُعلوکِ فخرفروش کیست؟».
گفتیم:«شخص مستمند است؟».
فرمود:«نه،کسی است که با بخشیدن پارهای از اموالش،
قالَ:لا،هُوَ الَّذی لا یَتَقَرَّبُ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ بِشَیءٍ مِن مالِهِ. (1)
.الخصال:19/87،الاُصول الستّة عشر:109 عن الحسین بن مختار وفیه«المحتال»بدل«المختال»فی کلا الموضعین،بحار الأنوار:19/65/72.
202.الإمام علیٌّ علیه السلام: إنَّ اللّهَ یُبغِضُ العَبدَ فاغِراً (2)فاهُ ویَقولُ:اللّهُمَّ ارزُقنی،ویَترُکُ الطَّلَبَ. (3)
203.من لا یحضره الفقیه: قیلَ لِلصّادِقِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام:بَلَغَنا أنَّ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ:«إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی لَیُبغِضُ البَیتَ اللَّحِمَ، وَاللَّحِمَ السَّمینَ»!
فَقالَ علیه السلام:إنّا لَنَأکُلُ اللَّحمَ ونُحِبُّهُ،وإنَّما عَنی صلی الله علیه و آله البَیتَ الَّذی تُؤکَلُ فیهِ لُحومُ النّاسِ بِالغیبَةِ،وعَنی ب«اللَّحِمِ السَّمینِ» المُتَبَختِرَ المُختالَ فی مِشیَتِهِ. (4)
204.الإمام الصادق علیه السلام: إذا أبغَضَ اللّهُ عَبداً حَبَّبَ إلَیهِ المالَ،وبَسَطَ لَهُ الآمالَ،وألهَمَهُ دُنیاهُ،وَوکَلَهُ إلی هَواهُ؛فَرَکِبَ العِنادَ،وبَسَطَ الفَسادَ،وظَلَمَ العِبادَ. (5)
205.الإمام الکاظم علیه السلام: إنَّ اللّهَ جَلَّ وعَزَّ یُبغِضُ العَبدَ النَّوّامَ الفارِغَ. (6)
1) (1)
2) (2) .فَغَرَ فاهُ:أی فَتَحَهُ (لسان العرب:59/5). [1]
3) (3) .عوالی اللآلی:66/22/4، [2]الفقیه:3721/192/3 عن علیّ بن عبد العزیز نحوه.
4) (4) .الفقیه:4231/350/3،وراجع الکافی:6/309/6، [3]بحار الأنوار:26/232/73. [4]
5) (5) .أعلام الدین:278، [5]بحار الأنوار:34/26/103. [6]
6) (6) .الکافی:2/84/5 [7] عن بشیر الدهّان،الفقیه:3635/169/3 نحوه.
به خداوند-عزّ وجلّ-نزدیکی نمیجوید».
202.امام علی علیه السلام: خداوند،بندهای را که دهان خود را میگشاید و میگوید:«بارالها ! به من روزی بده»؛ولی دست از طلبِ روزی میکشد،دشمن میدارد.
203.کتاب من لا یحضره الفقیه: به امام صادق علیه السلام گفتند:«شنیدهایم رسول خدا فرموده است که خداوند-تبارک و تعالی-، خانهای را که در آن گوشت هست و چاقِ فربه را دشمن میدارد».
حضرت فرمود:«ما خود،گوشت میخوریم و آن را دوست داریم.در حقیقت،مقصودایشانْ خانهایاست کهدر آن،با غیبت،گوشت مردم خورده میشود و مقصودشان از چاقِ فربه،شخص متکبّری است که در رفتارش فخرفروشی میکند».
204.امام صادق علیه السلام: هرگاه خداوند،بندهای را دشمن داشته باشد، مال را محبوب او میگرداند،آرزوهایش را میگستراند، اندیشۀ دنیا خواهی را در او میافکند و او را با هوای نفسش وا میگذارد.در نتیجه،او بر توسن سرکشی سوار میشود، فساد را میگسترد و به بندگانْ ستم میکند.
205.امام کاظم علیه السلام: خداوند-عزّ وجلّ-،بندۀ پُر خوابِ بیکار را دشمن میدارد.
4/4-أبغَضُ النّاسِ إلَی اللّهِ
206.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: أبغَضُ النّاسِ إلَی اللّهِ وأبعَدُهُم مِنهُ مَجلِساً إمامٌ جائِرٌ. (1)
.سنن الترمذی:1329/617/3، [1]مسند ابنحنبل:11174/46/4 [2] نحوه کلاهما عن أبیسعید الخدریّ،کنز العمّال:14604/9/6؛روضة الواعظین:512 [3] نحوه،بحار الأنوار:59/351/75. [4]
207.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ مِن أبغَضِ الخَلقِ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ لَمَنَ آمَنَ ثُمَّ کَفَرَ. (2)
208.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ أبغَضَ الرِّجالِ إلَی اللّهِ الأَلَدُّ الخَصِمُ. (3)
209.عنه صلی الله علیه و آله: أبغَضُ الخَلقِ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ مَن جَرَّدَ ظَهرَ مُسلِمٍ بِغَیرِ حَقٍّ، ومَن ضَرَبَ فی غَیرِ حَقٍّ مَن لَم یَضرِبهُ،أو قَتَلَ مَن لَم یَقتُلهُ. (4)
210.عنه صلی الله علیه و آله: أبغَضُ العِبادِ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ مَن ضَنَّ (5)عَلی عِیالِهِ. (6)
211.جامع الأحادیث: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:ألا اخبِرُکُم بِأَبغَضِ الخَلقِ إلَی اللّهِ تَعالی؟
قالوا:بَلی یا رَسولَ اللّهِ.
1) (1)
2) (2) .المعجمالکبیر:226/114/20،حلیةالأولیاء:156/5 کلاهما عن معاذ،کنز العمّال:388/90/1.
3) (3) .صحیح البخاری:2325/867/2،صحیح مسلم:2668/2054/4،سنن الترمذی:2976/214/5 کلّها عن عائشة،کنز العمّال:7926/565/3.
4) (4) .دعائم الإسلام:1551/444/2. [5]
5) (5) .الضنین:البخیل الشحیح (مجمع البحرین:1087/2).
6) (6) .الفردوس:1482/367/1 عن أبی هریرة،کنز العمّال:16170/384/6.
206.رسول خدا صلی الله علیه و آله: دشمنترینِ مردم نزد خدا و دورترینشان در منزلت نزد او،پیشوای ستمکار است.
207.رسول خدا صلی الله علیه و آله: از جملۀ دشمنترینِ آفریدگان نزد خدا،کسی است که ایمان آورده و سپس کفر ورزیده است.
208.رسول خدا صلی الله علیه و آله: دشمنترینِ کسانْ نزد خدا،دشمنِ کینهتوزِ ستیزهگر است.
209.رسول خدا صلی الله علیه و آله: دشمنترینِ مردم نزد خداوند-عزّ وجلّ-، کسی است که به ناحق،پشت مسلمانی را برهنه کند [و بر آن تازیانه زند] و کسی است که به ناحق،کسی را که وی را نزده است،بزند یا آن را که [که مرتکب قتلی نشده است] بکشد.
210.رسول خدا صلی الله علیه و آله: دشمنترینِ بندگان نزد خداوند-عزّ وجلّ-، کسی است که نسبت به خانوادهاش بخل ورزد.
211.جامع الأحادیث: رسول خدا فرمود:«هان ! شما را از دشمنترینِ آفریدگانْ نزد خداوند متعال،باخبر سازم؟».
گفتند:«آری،ای رسول خدا !».
قالَ:الزَّنّاؤونَ بِحَلائِلِ جیرانِهِم. (1)
.جامع الأحادیث للقمّی:201؛وراجع:الفردوس:3371/301/2.
212.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ أبغَضَ النّاسِ إلَی اللّهِ مَنِ اتَّقاهُ النّاسُ لِلِسانِهِ. (2)
213.عنه صلی الله علیه و آله: إنّ أبغَضَ النّاسِ إلَی اللّهِ تَعالی مَن یَقتَدی بِسَیِّئَةِ المُؤمِنِ ولا یَقتَدی بِحَسَنَتِهِ. (3)
214.عنه صلی الله علیه و آله: أبغَضُ النّاسِ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ مَن کانَ ثَوبُهُ خَیراً مِن عَمَلِهِ،وأن یَکونَ ثِیابُهُ ثِیابَ الأَنبِیاءِ وعَمَلُهُ عَمَلَ الجَبابِرَةِ. (4)
215.عنه صلی الله علیه و آله: ثَمانِیَةٌ أبغَضُ خَلیقَةِ اللّهِ إلَیهِ یَومَ القِیامَةِ:السَّقّارونَ؛وهُمُ الکَذّابونَ،وَالخَیّالونَ؛وهُمُ المُستَکبِرونَ،وَالَّذینَ یَکنِزونَ البَغضاءَ لِإِخوانِهِم فی صُدورِهِم فَإِذا لَقوهُم حَلَفوا لَهُم،وَالَّذینَ إذا دُعوا إلَی اللّهِ ورَسولِهِ کانوا بِطاءً وإذا دُعوا إلَی الشَّیطانِ وأمرِهِ کانوا سِراعاً،وَالَّذینَ لا شَرِفَ لَهُم طَمَعٌ مِنَ الدُّنیا إلَّااستَحَلّوهُ بِأَیمانِهِم وإن لَم یَکُن لَهُم بِذلِکَ حَقٌّ،وَالمَشّاؤونَ بِالنَّمیمَةِ،وَالمُفَرِّقونَ بَینَ الأَحِبَّةِ،وَالباغونَ البُرَآءَ الرُّخصَةَ. (5)اولئِکَ یَقذَرُهُمُ الرَّحْمنُ عَزَّ وجَلَّ. (6)
1) (1)
2) (2) .عوالی اللآلی:135/72/1، [1]الکافی:4/323/2 [2] عن عیص بن القاسم عن الإمام الصادق علیه السلام وفیه«إنّ أبغض خلق اللّه عبد اتّقی الناس لسانه».
3) (3) .الجعفریّات:197، [3]النوادر للراوندی:8 [4] کلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام،بحار الأنوار:10/208/72. [5]
4) (4) .الفردوس:1481/367/1 عن عائشة،کنز العمّال:7483/472/3.
5) (5) .فی المختصر:الدّحضة (هکذا فی هامش المصدر).
6) (6) .تاریخ دمشق:1622/86/7.
فرمود:«کسانی که با زنان همسایگانِ خویش،زنا میکنند».
212.رسول خدا صلی الله علیه و آله: دشمنترینِ مردم نزد خداوند،کسی است که مردم از زبانش بترسند.
213.رسول خدا صلی الله علیه و آله: دشمنترینِ مردم نزد خداوند متعال،کسی است که کار بد مؤمن را سرمشق قرار میدهد؛امّا کار نیکش را سرمشق قرار نمیدهد.
214.رسول خدا صلی الله علیه و آله: دشمنترینِ مردم نزد خداوند-عزّ وجلّ-، کسی است که لباسش از کردارش بهتر باشد؛لباسش لباسِ پیامبران باشد و کردارش کردارِ جبّاران.
215.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هشت تن هستند که در روز قیامت،دشمنترین کسان نزد خداوند خواهند بود:دروغگویان؛مستکبران؛کسانی که کینۀ برادرشان را در سینه نگه میدارند و چون آنان را ببینند برایشان سوگند میخورند [که دوستشان دارند]؛کسانی که چون به سوی خدا و پیامبرش خوانده شوند،درنگ کنند و کُندی نمایند و چون به سوی شیطان و کارهایش خوانده شوند، بشتابند؛کسانی که هرگاه آزمندی دنیا برایشان جلوهگر شود،آن را با سوگندهایشان،برای خود حلال میشمرند؛گرچه بدان حقی نداشته باشند،سخنچینان؛تفرقهاندازان میان برادران؛و کسانی که برای بیگناهان،لغزش میجویند و میتراشند.خدای رحمان و عزّ وجلّ،اینان را پلید میشمارد.
216.الإمام علیّ علیه السلام: إنَّ أبغَضَ خَلقِ اللّهِ إلَی اللّهِ رَجُلٌ قَمَشَ (1)
.قمش:فی الحدیث:ورجل قمش جهلاً:أی جمعه من هنا ومن هنا (مجمع البحرین:1513/3).
عِلماً مِن أغمارِ غَشوَةٍ وأوباشِ (2)فِتنَةٍ،فَهُوَ فی عَمیً عَنِ الهُدَی الَّذی أتی مِن عِندِ رَبِّهِ،وضالٌّ عَن سُنَّةِ نَبِیِّهِ صلی الله علیه و آله،یَظُنُّ أنَّ الحَقَّ فی صحفِهِ. (3)217.عنه علیه السلام: إنَّ مِن أبغَضِ الخَلقِ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ لَرَجُلَینِ:
رَجُلٌ وَکَلَهُ اللّهُ إلی نَفسِهِ؛فَهُوَ جائِرٌ عَن قَصدِ السَّبیلِ، مَشعوفٌ (4)بِکَلامِ بِدعَةٍ،قَد لَهِجَ (5)بِالصَّومِ وَالصَّلاةِ،فَهُوَ فِتنَةٌ لِمَنِ افتَتَنَ بِهِ،ضالٌّ عَن هَدیِ مَن کانَ قَبلَهُ،مُضِلٌّ لِمَنِ اقتَدی بِهِ فی حَیاتِهِ وبَعدَ مَوتِهِ،حَمّالٌ خَطایا غَیرِهِ،رَهنٌ بِخَطیئَتِهِ.
ورَجُلٌ قَمَشَ جَهلاً فی جُهّالِ النّاسِ،عانٍ بِأَغباشِ الفِتنَةِ، قَد سَمّاهُ أشباهُ النّاسِ عالِماً ولَم یَغنَ فیهِ یَوماً سالِماً. (6)
218.الإمام علیّ علیه السلام: إنَّ مِن أبغَضِ الرِّجالِ إلَی اللّهِ تَعالی لَعَبداً وَکَلَهُ اللّهُ إلی نَفسِهِ،جائِراً عَن قَصدِ السَّبیلِ،سائِراً بِغَیرِ دَلیلٍ،إن دُعِیَ إلی حَرثِ الدُّنیا عَمِلَ،وإن دُعِیَ إلی حَرثِ الآخِرَةِ کَسِلَ،کَأَنَّ
1) (1)
2) (2) .الأوباش من الناس:الأخلاط (مجمع البحرین:1900/3).
3) (3) .الأمالی للطوسی:416/235 [1] عن خالد بن طلیق،بحار الأنوار:29/300/2. [2]
4) (4) .الشعف:شدّة الحبّ وما یغشی قلب صاحبه (النهایة:481/2). [3]
5) (5) .لهج بالشیء:إذا ولع به (النهایة:281/4). [4]
6) (6) .الکافی:6/55/1 [5] عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق علیه السلام،نهج البلاغة:الخطبة 17، [6]الإرشاد:231/1، [7]الاحتجاج:143/621/1 [8] کلّها نحوه،بحار الأنوار:2/284/2. [9]
216.امام علی علیه السلام: دشمنترین خلقِ خدا نزد خدا،کسی است که دانش را به صورت پراکنده از جاهلانی شبکور و اوباشی فتنهجو،گرد آورده است.در نتیجه،نسبت به هدایتی که از سوی پروردگارش برایش آمده،کور است و از سنّت پیامبرش گمراه است و میپندارد که حق،همان است که در نوشتههای او موجود است.
217.امام علی علیه السلام: دو تن هستند که از دشمنترینِ خلق نزد خدایند:
آنکه خداوند،او را به خود وا گذاشته است و در نتیجه،از راه راست منحرف شده،شیفتۀ سخنی بدعتآمیز گشته و دلبستۀ روزه و نماز شده است.پس او مایۀ فتنۀ فریبخوردگان است و از راه هدایت پیشینیان خود،گمراه گشته و گمراه کنندۀ کسی است که در زمان حیاتش و پس از مرگش از او پیروی کند و بارکشِ گناهان دیگران و در گروِ گناه خود است.
و دیگری آنکه جهلی از مردمان جاهل،گرد آورده و راهیِ تاریکیهای فتنه است.مردمنمایان،او را عالم نامیدهاند،حال آنکه حتّی یک روز نیز در فضای علم،به سلامتْ نزیسته است.
218.امام علی علیه السلام: از دشمنترینِ مردم نزد خداوند متعال،بندهای است کهخداوند او را به خود وا نهاده و او از راه راست،منحرف شده است و بی راهنما پیش میرود.اگر برای کِشتِ دنیا خوانده شود،دست به کار میشود و اگر برای کِشتِ آخرت
ما عَمِلَ لَهُ واجِبٌ عَلَیهِ،وکَأَنَّ ما وَنی (1)
.وَنی:إذا فَتَر وقصّر (النهایة:231/5).
فیهِ ساقِطٌ عَنهُ. (2)219.عنه علیه السلام: أبغَضُ الخَلائِقِ إلَی اللّهِ المُغتابُ. (3)
220.عنه علیه السلام: أمقَتُ العِبادِ إلَی اللّهِ سُبحانَهُ مَن کانَ هِمَّتُهُ بَطنَهُ وفَرجَهُ. (4)
221.عنه علیه السلام: أبعَدُ الخَلائِقِ مِنَ اللّهِ تَعالی البَخیلُ الغَنِیُّ. (5)
222.الإمام زین العابدین علیه السلام: إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی أوحی إلی دانِیالَ:
إنَّ أمقَتَ عَبیدی إلَیَّ الجاهِلُ المُستَخِفُّ بِحَقِّ أهلِ العِلمِ،التّارِکُ لِلاِقتِداءِ بِهِم. (6)
223.عنه علیه السلام: ألا وإنَّ أبغَضَ النّاسِ إلَی اللّهِ مَن یَقتَدی بِسُنَّةِ إمامٍ ولا یَقتَدی بِأَعمالِهِ. (7)
224.الإمام الباقر علیه السلام: ما أحَدٌ أبغَضَ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ مِمَّن یَستَکبِرُ عَن عِبادَتِهِ،ولا یَسأَلُ ما عِندَهُ. (8)
1) (1)
2) (2) .نهج البلاغة:الخطبة 103، [1]إرشاد القلوب:35 [2] نحوه،بحار الأنوار:37/58/2. [3]
3) (3) .غرر الحکم:3128. [4]
4) (4) .غرر الحکم:3294، [5]تحفالعقول:120 وفیه«أبعد ما یکونالعبد مناللّه إذا کانت همّته بطنه وفرجه».
5) (5) .غرر الحکم:3162. [6]
6) (6) .الکافی:5/35/1 [7] عن أبی حمزة الثمالی،جامع الأحادیث للقمّیّ:198،منیة المرید:111، [8]بحار الأنوار:23/379/14. [9]
7) (7) .الکافی:312/234/8، [10]الخصال:62/18،تنبیه الخواطر:152/2 [11] کلّها عن أبی حمزة الثمالی،تحف العقول:280،بحار الأنوار:4/207/1. [12]
8) (8) .الکافی:2/466/2، [13]مکارم الأخلاق:1976/7/2، [14]عوالی اللآلی:49/19/4 [15] کلّها عن سدیر الصیرفی،بحار الأنوار:23/294/93. [16]
خوانده شود،تنبلی میکند.گویی آنچه انجام داده، بر او واجب است و آنچه در آن سستی کرده،از او برداشته شده است.
219.امام علی علیه السلام: دشمنترینِ آفریدگان نزد خداوند،غیبت کننده است.
220.امام علی علیه السلام: منفورترینِ بندگان نزد خداوند سبحان،کسی است که جز در اندیشۀ شکم و شرمگاهش نیست.
221.امام علی علیه السلام: دورترین آفریدگانِ از خداوند متعال،دولتمندِ بخیل است.
222.امام سجّاد علیه السلام: خداوند-تبارک و تعالی-به دانیال وحی کرد:«دشمنترین بندگانم نزد من،نادانی است که حقّ عالمان را سَبُک میشمارد و از پیروی آنان،تن میزند».
223.امام سجّاد علیه السلام: هان ! دشمنترینِ مردم نزد خدا،کسی است که سنّت امامی را سرمشق خود قرار میدهد؛امّا کردارش را سرمشق خود قرار نمیدهد.
224.امام باقر علیه السلام: هیچ کس نزد خداوند-عزّ وجلّ-،دشمنتر از کسی نیست که نسبت به عبادتش تکبّر میورزد و از درخواست آنچه نزد اوست،تن میزند [دعا نمیکند].
225.المحاسن عن عثمان بن عیسی عَمَّن ذَکَرَهُ عَن بَعضِ أصحابِنا:
قُلتُ لِأَبی عَبدِاللّهِ علیه السلام:مَن أبغَضُ الخَلقِ إلَی اللّهِ؟قالَ:مَن یَتَّهِمُ اللّهَ.قُلتُ:وأحَدٌ یَتَّهِمُ اللّهَ؟! قالَ:نَعَم،مَنِ استَخارَ اللّهَ فَجاءَتهُ الخِیَرَةُ بِما یَکرَهُ فَسَخِطَ،فَذلِکَ یَتَّهِمُ اللّهَ. (1)
.المحاسن:2499/432/2، [1]تحف العقول:364،جامع الأحادیث للقمّی:204 عن القاسم بن الولید،مکارم الأخلاق:2288/100/2، [2]بحار الأنوار:2/223/91. [3]
5/4-ما یُبغِضُهُ اللّهُ
الکتاب
«لا یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللّهُ سَمِیعاً عَلِیماً» . (2)
«وَ اللّهُ لا یُحِبُّ الْفَسادَ» . (3)
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ * کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ» . (4)
الحدیث
226.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُبغِضُ الوَسِخَ وَالشَّعثَ. (5)
225.المحاسن به نقل از عثمان بن عیسی -به نقل از یکی از راویان شیعه-:از امام صادق علیه السلام پرسیدم:«دشمنترینِ خلق نزد خداوند کیست؟».
فرمود:«کسی که خدا را متّهم میدارد».
پرسیدم:«مگر کسی خدا را متّهم میدارد؟».
فرمود:«آری.آنکه از خداوند،خیرخواهی میکند و چون خیر با سختی و به صورت ناخوشایند او برایش پدیدار شد، خشمگین میشود،همان کسی است که خدا را متّهم میدارد».
قرآن
«خداوند،دوست ندارد کسیبا سخنان خود،بدیهای(دیگران) را آشکار کند،مگر آن کس که به او ستم شدهباشد،و خداوند،شنوا و داناست».
«خداوند،فساد را دوست ندارد».
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! چرا چیزی را میگویید که انجام نمیدهید؟نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمیکنید».
حدیث
226.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،چرکی و ژولیدگی را دشمن میدارد.
227.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ الإِنفاقَ ویُبغِضُ الإِقتارَ. (1)
.نوادر الاُصول:326/1 عنالزبیر بنالعوّام؛بحار الأنوار:43/282/64.
228.عنه صلی الله علیه و آله: إنّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یُبغِضُ الآکِلَ فَوقَ شِبَعِهِ،وَالغافِلَ عَن طاعَةِ رَبِّهِ،وَالتّارِکَ سُنَّةَ نَبِیِّهِ،وَالمُخفِرَ (2)ذِمَّتَهُ،وَالمُبغِضَ عِترَةَ نَبِیِّهِ،وَالمُؤذِیَ جیرانَهُ. (3)
229.عنه صلی الله علیه و آله: لا یُحِبُّ اللّهُ إضاعَةَ المالِ،ولا کَثرَةَ السُّؤالِ،ولا قیلَ وقالَ. (4)
230.عنه صلی الله علیه و آله: أبغَضُ الکَلامِ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ أن یَقولَ الرَّجُلُ لِلرَّجُلِ:
«اِتَّقِ اللّهَ»فَیَقولَ:«عَلَیکَ بِنَفسِکَ». (5)
231.عنه صلی الله علیه و آله: کَبُرَ مَقتاً عِندَ اللّهِ الأَکلُ مِن غَیرِ جوعٍ،وَالنَّومُ مِن غَیرِ سَهَرٍ،وَالضِّحکُ مِن غَیرِ عَجَبٍ،وصَوتُ الرَّنَّةِ عِندَ المُصیبَةِ، وَالمِزمارُ عِندَ النِّعمَةِ. (6)
1) (1)
2) (2) .أخفر الذمّة:لم یفِ بها.وفیالحدیث:مَن صلّیالغداة فإنّه فی ذمّةاللّه فلا تُخفِرُنَّ اللّه فی ذمّته (لسانالعرب:253/4). [1]
3) (3) .کنز العمّال:44029/87/16 نقلاً عن الدیلمی عن أبی هریرة.
4) (4) .مسند أبی یعلی:6560/104/6،صحیح مسلم:1715/1340/3،مسند ابن حنبل:8807/296/3 کلّها عن أبی هریرة،کنز العمّال:43871/46/16؛الکافی:5/301/5 [2] عن الوشّاء عن الإمام الکاظم علیه السلام،تحف العقول:443 عن الإمام الرضا علیه السلام،بحار الأنوار:16/335/78.
5) (5) .شُعب الإیمان:630/436/1، [3]کنز العمّال:8387/660/3.
6) (6) .الفردوس:4920/306/3 عن عبداللّه بن عمرو،کنز العمّال:44011/80/16.
227.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،هزینه کردن را دوست میدارد و ناخنْ خشکی را دشمن میدارد.
228.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند-عزّ وجلّ-،کسی را که پس از سیری باز میخورد،کسی را که از فرمانبری پروردگارش غفلت میکند،آنکه سنّت پیامبرش را رها میکند،آنکه به پیمانش وفادار نیست،آنکه با خاندان پیامبرش دشمنی میورزد،و آنکه همسایگانش را میآزارد،دشمن میدارد.
229.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،تباه کردن مال،پرسش بسیار،و قیل و قال را دوست ندارد.
230.رسول خدا صلی الله علیه و آله: ناخوشترینِ سخنان نزد خداوند-عزّ وجلّ-، آن است که کسی به دیگری بگوید:«از خدا بترس»و آن شخص پاسخ دهد:«تو خودت را بپای»[و پندش را گوش نکند].
231.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خوردن از سرِ سیری،خواب بیشبزندهداری،خندۀ بی[موجب] شگفتی،ناله و مویۀ بلند به هنگام مصیبت،و بانگ نای در نعمت و شادمانی،نزد خدا سخت ناپسند است.
232.عنه صلی الله علیه و آله: مِنَ الغَیرَةِ ما یُحِبُّ اللّهُ،ومِنها ما یُبغِضُ اللّهُ؛فَأَمَّا الَّتی یُحِبُّهَا اللّهُ فَالغَیرَةُ فِی الرّیبَةِ.وأمَّا (الغَیرَةُ) الَّتی یُبغِضُهَا اللّهُ فَالغَیرَةُ فی غَیرِ ریبَةٍ.
وإنَّ مِنَ الخُیَلاءِ ما یُبغِضُ اللّهُ،ومِنها ما یُحِبُّ اللّهُ،فَأَمَّا الخُیَلاءُ الَّتی یُحِبُّ اللّهُ فَاختِیالُ الرَّجُلِ نَفسَهُ عِندَ القِتالِ، وَاختِیالُهُ عِندَ الصَّدَقَةِ.وأمَّا الَّتی یُبغِضُ اللّهُ فَاختِیالُهُ فِی البَغیِ. (1)
.سنن أبی داود:2659/50/3، [1]سنن النسائی:78/5،مسند ابن حنبل:23811/193/9، [2]صحیح ابن حبّان:295/530/1 کلاهما نحوه وکلّها عن جابر بن عتیک،کنز العمّال:7066/385/3.
233.الکافی عن صفوان بن مهران عن الإمامِ الصادِقِ علیه السلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:...ما مِن شَیءٍ أبغَضُ إلَی اللّهِ عَزَّ وجَلَّ مِن بَیتٍ یَخرَبُ فِیالإِسلامِ بِالفُرقَةِ-یَعنی بِالطّلاقِ-.ثُمَّ قالَ أبو عبدِاللّهِ علیه السلام:إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ إنَّما وَکَّدَ فِی الطَّلاقِ وکَرَّرَ فیهِ القَولَ مِن بُغضِهِ الفُرقَةَ (2).
234.الإمام الرضا علیه السلام: إنَّ اللّهَ یَکرَهُ شُهرَةَ العِبادَةِ،وشُهرَةُ النّاسِ. (3)
6/4-أبغَضُ الأَعمالِ إلَی اللّهِ
235.الکافی عن عبداللّه بن محمّد عن الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ رَجُلاً
232.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خدا نوعی از غیرت را دوست دارد و نوعی را دشمن میدارد؛امّا غیرتی که خدا دوست دارد،غیرت در امور شبههناک است،و آن (غیرتی) که دشمنش میدارد، غیرت بدون شبهه است.
خداوند نوعی از تکبّر را دوست دارد و نوعی را دشمن میدارد.امّا تکبّری که خداوند دوستش میدارد،خودپسندی و تکبّر انسان به هنگام کارزار [در راه خدا] و تکبّر به هنگام صدقه (مناعت طبع و نگرفتن آن) است؛و امّا آنچه خدا دشمنش میدارد،تکبّر بنده در راه ستمگری و تجاوز است.
233.الکافی به نقل از صفوان بن مهران -از امامصادق علیه السلام نقل میکند-:رسول خدا فرمود:«نزد خداوند،هیچ چیز مبغوضتر از خانهای که بر اثر طلاق ویران شود،نیست».
سپسامامصادق علیه السلام فرمود:«خداوند-عزّ وجلّ-،به سبب دشمنیای که با جدایی داشت،دربارۀ طلاق تأکید ورزید و سخن را در آن باب،بارها باز گفت.
234.امام رضا علیه السلام: خداوند،انگشتنما شدن در عبادت و انگشتنما شدن در برابر مردم را ناخوش میدارد.
235.الکافی به نقل از عبداللّه بن محمّد -به نقل از امام صادق علیه السلام-:مردی از قبیلۀ خثعم نزد رسول خدا آمد و گفت:
مِن خَثعَمٍ جاءَ إلی رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله فَقالَ:یا رَسولَ اللّهِ،أخبِرنی ما أفضَلُ الإِسلامِ؟قالَ:الإِیمانُ بِاللّهِ.قالَ:ثُمَّ ماذا؟قالَ:ثُمَّ صِلَةُ الرَّحِم.قالَ:ثُمَّ ماذا؟قالَ:الأَمرُ بِالمَعروفِ،وَالنَّهیُ عَنِ المُنکَرِ.
قالَ:فَقالَ الرَّجُلُ:فَأَیُّ الأَعمالِ أبغَضُ إلَی اللّهِ؟قالَ:
الشِّرکُ بِاللّهِ.قالَ:ثُمَّ ماذا؟قالَ:قَطیعَةُ الرَّحِمِ.قالَ:ثُمَّ ماذا؟ قالَ:الأَمرُ بِالمُنکَرِ،وَالنَّهیُ عَنِ المَعروفِ. (1)
.الکافی:9/58/5، [1]تهذیب الأحکام:355/176/6،المحاسن:1048/454/1 [2] عن طلحة بن زید،بحار الأنوار:30/96/74. [3]
236.الإمام زین العابدین علیه السلام -فی سُجودِهِ-:اللّهُمَّ إن کُنتُ قَد عَصَیتُکَ فَإِنّی قَد أطَعتُکَ فی أحَبِّ الأَشیاءِ إلَیکَ؛وهُوَ الإِیمانُ بِکَ،مَنّاً مِنکَ عَلَیَّ،لا مَنّاً مِنّی علَیکَ.وتَرَکتُ مَعصِیَتَکَ فی أبغَضِ الأَشیاءِ إلَیکَ؛وهُوَ أن أدعُوَ لَکَ وَلَداً أو أدعُوَ لَکَ شَریکاً،مَنّاً مِنکَ عَلَیَّ،لا مَنّاً مِنّی علَیکَ. (2)
237.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ما مِن شَیءٍ أحَبُّ إلَی اللّهِ تَعالی مِن شابٍّ تائِبٍ، وما مِن شَیءٍ أبغَضُ إلَی اللّهِ تَعالی مِن شَیخٍ مُقیمٍ عَلی مَعاصیهِ.
وما فِی الحَسَناتِ حَسَنَةٌ أحَبُّ إلَی اللّهِ تَعالی مِن حَسَنَةٍ تُعمَلُ
«منفورترین کار نزد خداوند چیست؟».
فرمود:«شرک ورزیدن به خداوند».
پرسید:«پس از آن چیست؟».
فرمود:«بُریدن از خویشان».
پرسید:«پس از آن چیست؟».
فرمود:«امر به منکر و نهی از معروف».
236.امام سجّاد علیه السلام -در سجدهاش-:بارالها ! اگر تو را نافرمانی کردم،در مورد محبوبترین چیزها نزدت،یعنی ایمان به تو،از تو فرمان بردم،و تو را بدین سبب بر من منّت است و مرا بر تو منّتی نیست؛و در مورد منفورترین چیزها نزدت، یعنی اینکه برایت فرزندی یا شریکی قرار دهم و بخوانم، نافرمانی تو را نکردم؛و تو را بدین سبب بر من منّتی است و مرا بر تو منّتی نیست.
237.رسول خدا صلی الله علیه و آله: نزد خداوند متعال،هیچ چیز محبوبتر از جوان توبهکار و نزدش هیچ چیز منفورتر از پیری که همچنان گناه میکند،نیست.در میان نیکیها هیچ نیکیای نزد خداوند متعال،محبوبتر از نیکیای که در شب جمعه و یا روز جمعه به جای آورده شود،نیست و در میان گناهان نیز
فی لَیلَةِ جُمُعَةٍ أو یَومِ جُمُعَةٍ،وما مِنَ الذُّنوبِ ذَنبٌ أبغَضُ إلَی اللّهِ تَعالی مِن ذَنبٍ یُعمَلُ فی لَیلَةِ الجُمُعَةِ أو یَومِ الجُمُعَةِ. (1)
.کنز العمّال:10233/217/4 نقلاً عن أمالی السمعانی عن سلمان.
238.عنه صلی الله علیه و آله: ما شَیءٌ أبغَضُ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ مِنَ البُخلِ،وسوءِ الخُلُقِ،وإنَّهُ لَیُفسِدُ العَمَلَ کَما یُفسِدُ الخَلُّ العَسَلَ. (2)
239.الإمام الصادق علیه السلام عَن آبائِهِ علیهم السلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:إنَّ أحَبَّ السُّبحَةِ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ سُبحَةُ الحَدیثِ،وأبغَضُ الکَلامِ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ التَّحریفُ.
قیلَ:یا رَسولَ اللّهِ وما سُبحَةُ الحَدیثِ؟
قالَ:الرَّجُلُ یَسمَعُ حِرصَ الدُّنیا وباطِلَها فَیَغتَمُّ عِندَ ذلِکَ، فَیَذکُرُ اللّهَ عَزَّوجَلَّ.وأمَّا التَّحریفُ فَکَقَولِ الرَّجُلِ:إنّی لَمَجهودٌ، وما لی،وما عِندی. (3)
240.الإمام الصادق علیه السلام: أبغَضُ ما یَکونُ العَبدُ إلَی اللّهِ عَزَّوجَلَّ إذَا امتَلَأَ بَطنُهُ. (4)
1) (1)
2) (2) .مکارم الأخلاق:19/51/1 [1]عن ابن عبّاس،بحار الأنوار:35/231/16. [2]
3) (3) .معانی الأخبار:1/258 عن السکونی،الجعفریّات:223 [3] عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام نحوه،بحار الأنوار:2/325/72. [4]
4) (4) .الکافی:4/269/6، [5]المحاسن:1707/231/2 [6] کلاهما عن أبی بصیر،بحار الأنوار:25/336/66. [7]
هیچ گناهی نزد خداوند متعال،منفورتر از گناهی که در شب جمعه یا روز جمعه انجام شود،نیست.
238.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هیچ چیز نزد خداوند-عزّ وجلّ-،منفورتر از بخل و بدخویی نیست که این یک،همانگونه که سرکه عسل را تباه میکند،ایمان را تباه میکند.
239.امام صادق علیه السلام -به نقل از پدرانش-:رسول خدا فرمود:
«محبوبترین تسبیح نزد خداوند-عزّ وجل-،''سُبحۀ حدیث و منفورترین سخن نزد خداوند-عزّ وجلّ-، ''تحریف است».
پرسیدند:«ای رسول خدا ! معنای سُبحۀ حدیث چیست؟».
فرمود:«آن است که انسان،چون دربارۀ آزمندی و باطل دنیا بشنود،غمگین گردد و در آن هنگام،به یاد خدا افتد.
تحریف مانند این است که شخص بگوید:من درماندهام، دستم نمیرسد و چیزی ندارم».
240.امام صادق علیه السلام: منفورترین حالتِ بنده نزد خداوند -عزّ وجلّ-،هنگامی است که شکمش پُر باشد.
الفصل الخامس-عَلاماتُ المُحِبّینَ للّهِِ
1/5-النَّصَبُ للّهِِ
241.الإمام علیّ علیه السلام: القَلبُ المُحِبُّ للّهِِ یُحِبُّ کَثیراً النَّصَبَ للّهِِ،وَالقَلبُ اللّاهی عَنِ اللّهِ یُحِبُّ الرّاحَةَ،فَلا تَظُنَّ یَابنَ آدَمَ أنَّکَ تُدرِکُ رِفعَةَ البِرِّ بِغَیرِ مَشَقَّةٍ؛فَإِنَّ الحَقَّ ثَقیلٌ مُرٌّ،وَالباطِلَ خَفیفٌ حُلوٌ وَنِیٌّ (1)
.الونیّ:الضعیف (النهایة:231/5).
. (2)242.الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی أوحی إلی داودَ علیه السلام:ما لی أراکَ وحداناً؟!
قالَ:هَجَرتُ النّاسَ وهَجَرونی فیکَ.
قالَ:فَما لی أراکَ ساکِتاً؟!
قالَ:خَشیَتُکَ أسکَتَتنی.
241.امام علی علیه السلام: قلب دوستدار خدا،رنج و زحمت برای خدا رابسیار دوست دارد و قلب بیخبر از یاد خدا،آسایش را دوست دارد.پس ای آدمیزاد ! گمان مبر که مقام والایِ نیکی را بی سختی به دست میآوری؛زیرا حق،سنگین و تلخ است و باطل،سَبُک،شیرین و سست.
242.امام صادق علیه السلام: خداوند-تبارک و تعالی-به داوود علیه السلام وحی کرد:«چرا تنهایت میبینم؟».
گفت:«در راه تو از مردم بریدهام و آنان از من بریدهاند».
خداوند فرمود:«چرا خاموشت میبینم؟».
گفت:«ترس از تو خاموشم کرده است».
قالَ:فَما لی أراکَ نَصِباً؟!
قالَ:حُبُّکَ أنصَبَنی. (1)
.الأمالی للصدوق:280/263 [1] عن یونس بن ظبیان،مشکاة الأنوار:227 [2]وفیه من«فما لی أراک ساکتاً»إلخ،بحار الأنوار:3/34/14. [3]
243.عنه علیه السلام: کانَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام شَدیدَ الاِجتِهادِ فِی العِبادَةِ؛ نَهارَهُ صائِمٌ ولَیلَهُ قائِمٌ،فَأَضَرَّ ذلِکَ بِجِسمِهِ،فَقُلتُ لَهُ:یا أبَة، کَم هذَا الدُّؤوبُ؟!
فَقالَ:أتَحَبَّبُ إلی رَبّی لَعَلَّهُ یُزلِفُنی. (2)
2/5-حُبُّ الخَیرِ وأهلِهِ
244.المناقب لابن شهرآشوب عن عبداللّه بن مسعود: کُنّا عِندَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله،فَأَقبَلَ راکِبٌ حَتّی أناخَ بِالنَّبِیِّ صلی الله علیه و آله،فَقالَ:یا رَسولَ اللّهِ،إنّی أتَیتُکَ مِن مَسیرَةِ سَبعٍ-أنصَبتُ بَدَنی، وأسهَرتُ لَیلی،وأظمَأتُ نَهاری،وأنصَبتُ راحِلَتی-؛لِأَسأَلَکَ عَن خَصلَتَینِ أسهَرَتانی.فَقالَ لَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله:مَا اسمُکَ؟
فَقالَ:زَیدُ الخَیلِ.
قالَ:أنتَ زَیدُ الخَیرِ،سَل،فَرُبَّ مُعضِلَةٍ قَد سُئِلَ عَنها.
خداوند فرمود:«چرا خستهات میبینم؟».
گفت:«محبتّت خستهام ساخته است».
243.امام صادق علیه السلام: علی بن حسین علیه السلام در کار عبادت،بسیار میکوشید.روز را روزهدار بود و شب را شبزنده دار.این کار به بدنش زیان زد.از این رو به او گفتم:«پدر ! این پیوستگی و زحمت دیدن در عبادت تا کی و برای چیست؟».
فرمود:«بدین ترتیب،با پروردگارم دوستی میکنم،تا مرا به خود،نزدیک سازد».
ر.ک: ص 195 (دوستی نزد دوستان خدا).
244.المناقب ابن شهرآشوب به نقل از عبداللّه بن مسعود: نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بودیم که سواری آمد و مَرکب خود را کنار پیامبر صلی الله علیه و آله نشاند و گفت:«ای رسول خدا ! من از فاصلۀ هفت (شب راه) به سویت آمدهام.بدنم را خسته کردهام،شب را به بیداری و روز را به تشنگی گذرانده و مَرکبم را خسته کردهام تا از تو دربارۀ دو خصلت که خواب شبانه را از من ربوده است،بپرسم».
پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود:«نامت چیست؟».
گفت:«زیدالخیل (زیدِ اسبْ یار)».
فرمود:«تو زیدالخیر (زیدِ نیکْ یار) هستی.بپرس که چهبسا دشواریای که دربارهاش پرسششده [و پاسخ گرفتهشده] است».
فَقالَ:أسأَلُکَ عَن عَلامَةِ اللّهِ تَعالی فیمَن یُریدُ وعَلامَتُهُ فیمَن لا یُریدُ؟
فَقالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله:کَیفَ أصبَحتَ؟
قالَ:أصبَحتُ احِبُّ الخَیرَ ومَن یَعمَلُ بِهِ،وإن عَمِلتُ بِهِ أیقَنتُ ثَوابَهُ،وإن فاتَنی مِنهُ شَیءٌ حَنَنتُ إلَیهِ.
فَقالَ لَهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله:هیهِ،هذِهِ عَلامَةُ اللّهِ فیمَن یُریدُ،وعَلامَتُهُ فیمَن لا یُریدُ أن لَو أرادَکَ لِلآخَرینَ لَهَیَّأَکَ لَها ثُمَّ لا یُبالی بِأَیِّ وادٍ هَلَکتَ. (1)
.السنّة لابن أبی عاصم:415/180،المعجم الکبیر:10464/202/10،حلیة الأولیاء:376/1 [1] کلاهما نحوه،تاریخ دمشق:4577/520/19،کنز العمّال:30809/105/11.
3/5-حُبُّ أهلِ البَیتِ
245.الإمام الصادق علیه السلام: وَاللّهِ ما أحَبَّ اللّهَ مَن أحَبَّ الدُّنیا ووالی غَیرَنا،ومَن عَرَفَ حَقَّنا وأحَبَّنا فَقَد أحَبَّ اللّهَ تَبارَکَ وتَعالی. (2)
246.الإمام الهادی علیه السلام -فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ-:ومَن أحَبَّکُم
گفت:«از تو دربارۀ نشانۀخداوند متعالدر کسی که او را میخواهد و نشانهاش در آنکه او را نمیخواهد،میپرسم»؟
فرمود:«شب را چگونه به صبح آوردی؟».
گفت:«در حالی بهصبح آوردم کهنیکی را و هرکه آن را انجام دهد،دوست دارم و اگر خود آن را انجام دهم،یقین به پاداشش دارم و اگر آن را از دست بدهم،احساس علاقه به آن میکنم».
پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود:«هان! این هماننشانۀ خداوند در کسی است که او را میخواهد؛و امّا نشانهاش در آن که او را نمیخواهد،آن است که اگر تو را برای کارهای دیگری [جز نیکی] میخواست،تو را برای آنها آماده میکرد و باکش نبود که در کجا تباه گردی!».
245.امام صادق علیه السلام: به خدا سوگند،آنکه دنیا را دوست دارد و با جز ما دوستی میکند،خدا را دوست ندارد.هرکه حقّ ما را بشناسد و ما را دوست بدارد،در حقیقت،خداوند-تبارک و تعالی-را دوست داشته است.
246.امام هادی علیه السلام -در زیارت جامعه-:هرکه شما را دوست
فَقَد أحَبَّ اللّهَ،ومَن أبغَضَکُم فَقَد أبغَضَ اللّهَ. (1)
.تهذیب الأحکام:97/6 و ص 177/101،الفقیه:613/2 و ص 3213/617 کلاهما عن موسی بن عبداللّه النخعی،عیون أخبار الرضا علیه السلام:1/277/2 [1] عن موسی بن عمران النخعی،البلد الأمین:303، [2]بحار الأنوار:4/129/102. [3]
4/5-قِیامُ اللَّیلِ
247.الإمام الصادق علیه السلام: کانَ فیما ناجَی اللّهُ عَزَّوجَلَّ بِهِ موسَی بنَ عِمرانَ علیه السلام أن قالَ لَهُ:یَابنَ عِمرانَ،کَذِبَ مَن زَعَمَ أنَّهُ یُحِبُّنی فَإِذا جَنَّهُ اللَّیلُ نامَ عَنّی؛ألَیسَ کُلُّ مُحِبٍّ یُحِبُّ خَلوَةَ حَبیبِهِ؟! ها أنَا ذا-یَابنَ عِمرانَ-مُطَّلِعٌ عَلی أحِبّائی،إذا جَنَّهُمُ اللَّیلُ حُوِّلَت أبصارُهُم مِن قُلوبِهِم،ومَثُلَت عُقوبَتی بَینَ أعیُنِهِم، یُخاطِبونّی عَنِ المُشاهَدَةِ،ویُکَلِّمونّی عَنِ الحُضورِ.
یَابنَ عِمرانَ،هَب لی مِن قَلبِکَ الخُشوعَ،ومِن بَدَنِکَ الخُضوعَ،ومِن عَینَیکَ الدُّموعَ فِی ظُلَمِ اللَّیلِ،وَادعُنی؛فَإِنَّکَ تَجِدُنی قَریباً مُجیباً. (2)
بدارد،خدا را دوست داشته است،و هرکه شما را دشمن بدارد،خدا را دشمن داشته است.
247.امام صادق علیه السلام: از جمله رازگوییهای خداوند-عزّ وجلّ- با موسی بن عمران علیه السلام آن بود که به او فرمود:«ای پور عمران ! دروغ میگوید آنکه میپندارد دوستم میدارد و چون شب درآید،از من غفلت کند و بخوابد.مگر هر دوستداری، خلوت با محبوبش را دوست ندارد؟ای پور عمران ! اینک این منم که بر دوستانم آگاهم که چون شبْ آنان را فرو پوشد، دیدۀ دلشان بگردد و کیفرم پیش چشمانشان پدیدار شود و چنان با من سخن گویند که گویی مرا میبینند و چنان مرا مخاطب میسازند که گویی در حضورم هستند.
ای پور عمران ! از قلبتْ شکستگی،از تنتْ افتادگی و از چشمانتْ اشکها را در تاریکی شب،نثار من کن و مرا بخوان که مرا نزدیک و اجابتکننده خواهی یافت».
الفصل السّادس-خَصائِصُ المَحبوبینَ عِندَ اللّهِ
1/6-میزانُ مَنزِلَةِ العَبدِ عِندَ اللّهِ
248.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: مَن کانَ یُحِبُّ أن یَعلَمَ مَنزِلَتَهُ عِندَ اللّهِ فَلیَنظُر کَیفَ مَنزِلَةُ اللّهِ عِندَهُ؛فَإِنَّ اللّهَ یُنزِلُ العَبدَ مِنهُ حَیثُ أنزَلَهُ مِن نَفسِهِ. (1)
.المستدرک علی الصحیحین:1820/672/1،المعجم الأوسط:2501/67/3،مسند أبی یعلی:1860/345/2 وص2135/428،شُعب الإیمان:528/398/1 [1] کلّها عن جابربن عبداللّه،کنزالعمّال:1877/435/1؛مسکّن الفؤاد:80،عدّة الداعی:167 [2]عن الإمام الصادق علیه السلام،بحار الأنوار:42/163/93. [3]
249.الإمام علیّ علیه السلام: مَن أحَبَّ أن یَعلَمَ کَیفَ مَنزِلَتُهُ عِندَ اللّهِ فَلیَنظُر کَیفَ مَنزِلَةُ اللّهِ عِندَهُ؛فَإِنَّ کُلَّ مَن خیرَ لَهُ أمرانِ؛أمرُ الدُّنیا وأمرُ الآخِرَةِ،فَاختارَ أمرَ الآخِرَةِ عَلَی الدُّنیا فَذلِکَ الَّذی یُحِبُّ اللّهَ، ومَنِ اختارَ أمرَ الدُّنیا فَذلِکَ الَّذی لا مَنزِلَةَ للّهِِ عِندَهُ. (2)
248.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرکه دوست دارد بداند نزد خدا چه موقعیتی دارد،به موقعیت خدا نزد خودش توجّه کند؛زیرا خدا بنده را در همان جایگاهیمینهد کهاو خدا را نزد او،در چنان جایگاه نهاده است.
249.امام علی علیه السلام: هرکه دوست دارد بداند نزد خدا چه موقعیتی دارد،به موقعیت خدا نزد خودش بنگرد؛زیرا به هرکه حقِّ انتخاب دو کار داده شود:کار این جهانی و کار آن جهانی،و او کار آنجهانی را بر کار این جهانی برگزیند.او کسیاست که خدا را دوست دارد؛و هرکه کار این جهانی را برگزیند،او کسی است که خدا نزد او موقعیتی ندارد.
ر.ک: کتاب راهنمای محبت ص 123 (گواهی دل).
2/6-المَحَبَّةُ عِندَ أحِبّاءِ اللّهِ
250.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبداً مِن امَّتی قَذَفَ فی قُلوبِ أصفِیائِهِ وأرواحِ مَلائِکَتِهِ وسُکّانِ عَرشِهِ مَحَبَّتَهُ لِیُحِبّوهُ،فَذلِکَ المُحِبُّ حَقّاً،طوبی لَهُ،ولَهُ شَفاعَةٌ عِندَ اللّهِ یَومَ القِیامَةِ. (1)
.مصباح الشریعة:524، [1]بحار الأنوار:23/24/70. [2]
3/6-الاُنسُ بِاللّهِ
251.رسول اللّه صلی الله علیه و آله -مخاطباً للّهِِ عَزَّوجَلَّ-:یا رَبِّ،وَدَدتُ أنّی أعلَمُ مَن تُحِبُّ مِن عِبادِکَ فَاُحِبُّهُ.
قالَ:إذا رَأَیتَ عَبدی یُکثِرُ ذِکری فَأَنَا أذِنتُ لَهُفی ذلِکَ،وأنَا احِبُّهُ، وإذا رَأَیتَ عَبدی لا یَذکُرُنی فَأَنَا حَجَبتُهُ عَن ذلِکَ،وأنَا أبغَضتُهُ. (2)
252.عنه صلی الله علیه و آله: عَلامَةُ حُبِّ اللّهِ حُبُّ ذِکرِ اللّهِ،وعَلامَةُ بُغضِ اللّهِ بُغضُ ذِکرِ اللّهِ. (3)
1) (1)
2) (2) .الدعوات:18/20،بحار الأنوار:41/160/93؛ [3]کنز العمّال:3923/241/2 نقلاً عن العسکری فی المواعظ عن عمر وج 1870/433/1 نقلاً عن الدارقطنی فی الإفراد وابن عساکر عن ابن عمر عنه صلی الله علیه و آله عن موسی علیه السلام.
3) (3) .شُعب الإیمان:410/367/1، [4]الفردوس:4141/54/3 کلاهما عن أنس،کنز العمّال:1776/417/1؛جامع الأخبار:979/352، [5]مستدرک الوسائل:5870/286/5 [6] نقلاً عن لبّ اللباب للراوندی.
250.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه خداوند،بندهای از امّتم را دوست بدارد،محبّتش را در دلهای برگزیدگانش،در جانهای فرشتگانش و ساکنان عرشش میافکند،تا دوستش بدارند.به حقیقتْ چنین کسی،دوستدار خدا است.خوشا به حالش! و او را در روز قیامتْ نزد خداوند،حقّ شفاعت است.
ر.ک: کتاب راهنمای محبت ص 46 (ایمان و کار شایسته)؛
ص 187 (دوستی نیکی و نیکان).
251.رسول خدا صلی الله علیه و آله -خطاب به خداوند عزّ وجلّ-:«پروردگارا ! دوست داشتم بدانم که کدام بندهات را دوست میداری،تا دوستش بدارم؟».
خداوند فرمود:«هرگاه دیدی بندهای بسیار مرا یاد میکند، پس من به او اجازۀ یاد کردن خود را دادهام و من او را دوست دارم؛امّا هرگاه دیدی بندهام مرا یاد نمیکند،پس من او را از آن بازداشتهام و من او را دشمن میدارم».
252.رسول خدا صلی الله علیه و آله: نشانۀ دوستی خدا،دوست داشتن یاد خداست و نشانۀ دشمنی با خدا،دشمنی با یاد کردن خداست.
253.الإمام علیّ علیه السلام: الذِّکرُ لَذَّةُ المُحِبّینَ. (1)
.غرر الحکم:4040. [1]
254.عنه علیه السلام -فی دُعاءٍ لَهُ یَلجَأُ فیهِ إلَی اللّهِ لِیَهدِیَهُ إلَی الرَّشادِ-:
اللّهُمَّ إنَّکَ آنَسُ الآنِسینَ لِأَولِیائِکَ،وأحضَرُهُم بِالکِفایَةِ لِلمُتَوَکِّلینَ عَلَیکَ،تُشاهِدُهُم فی سَرائِرِهِم،وتَطَّلِعُ عَلَیهِم فی ضَمائِرِهِم،وتَعلَمُ مَبلَغَ بَصائِرِهِم؛فَأَسرارُهُم لَکَ مَکشوفَةٌ، وقُلوبُهُم إلَیکَ مَلهوفَةٌ،إن أوحَشَتهُمُ الغُربَةُ آنَسَهُم ذِکرُکَ،وإن صُبَّت عَلَیهِمُ المَصائِبُ لَجَؤوا إلَی الاِستِجارَةِ بِکَ؛عِلماً بِأَنَّ أزِمَّةَ الاُمورِ بِیَدِکَ،ومَصادِرَها عَن قَضائِکَ. (2)
255.الإمام الحسین علیه السلام -فی دُعائِهِ یَومَ عَرَفَةَ-:أنتَ الَّذی أزَلتَ الأَغیارَ عَن قُلوبِ أحِبّائِکَ...أنتَ المونِسُ لَهُم حَیثُ أوحَشَتهُمُ العَوالِمُ. (3)
256.الإمام زین العابدین علیه السلام -فِی مُناجاةِ الذّاکِرین-:إلهی...
أستَغفِرُکَ مِن کُلِّ لَذَّةٍ بِغَیرِ ذِکرِکَ،ومِن کُلِّ راحَةٍ بِغَیرِ انسِکَ، ومِن کُلِّ سُرورٍ بِغَیرِ قُربِکَ ومِن کُلِّ شُغلٍ بِغَیرِ طاعَتِکَ. (4)
257.عنه علیه السلام -فی مُناجاتِهِ-:یا مَن آنَسَ العارِفینَ بِطولِ مُناجاتِهِ، وألبَسَ الخائِفینَ ثَوبَ مُوالاتِهِ. (5)
253.امام علی علیه السلام: یاد خدا،لذّت دوستداران [ خدا ] است.
254.امام علی علیه السلام -در دعایی که در آن به خدا پناهنده میشود تا او را به راه صوابْ هدایت فرماید-:بارالها ! تو برای دوستانت همدمترین همدمانی و برای توکّلکنندگان به تو،از همه کاردانتری.بر نهانیهایشان بینایی،و از درونهایشانْ باخبر،و از حدّ بینش آنانْ آگاه.رازهایشان بر تو آشکار است و دلهایشان شیفتۀ تو.اگر غربت به وحشتشان اندازد،یاد تو آرامشان میسازد و اگر مصیبتها بر آنان فرو بارد،به سوی تو پناه آورند؛زیرا میدانند که سررشتۀ کارها به دست توست و خاستگاهشانْ قضای توست.
255.امام حسین علیه السلام -در دعای روز عرفه-:این تویی که اغیار را از دلهای دوستانت زدودی...و چون عالَمها آن را وحشتزده کند،تو همدم آنانی.
256.امام سجّاد علیه السلام -در مناجات ذاکرین-:بارالها !...از هر لذّتی جز یاد تو،از هر آسایشی جز همدمی تو،از هر شادمانیای جز نزدیکی به تو،و از هر کاری جز فرمانبریات،از تو آمرزش میخواهم.
257.امام سجّاد علیه السلام -در نیایشش-:ای آنکه با رازگویی طولانیاش،همدم عارفان گشت و لباس دوستیاش را بر تن ترسیدگان پوشاند !
258.عنه علیه السلام -فی دُعائِهِ-:اللّهُمَّ...ألبِس قَلبِیَ الوَحشَةَ مِن شِرارِ خَلقِکَ،وهَب لِیَ الاُنسَ بِکَ وبِأَولِیائِکَ وأهلِ طاعَتِکَ. (1)
.الصحیفة السجّادیة:91 الدعاء 21. [1]
4/6-الحِمیَةُ مِنَ الدُّنیا
259.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبداً حَماهُ الدُّنیا؛کَما یَظَلُّ أحَدُکُم یَحمی سَقیمَهُ الماءَ. (2)
260.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یُعطِی الدُّنیا مَن یُحِبُّ ومَن لا یُحِبُّ،ولا یُعطِی الدّینَ إلّالِمَن أحَبَّ؛فَمَن أعطاهُ اللّهُ الدّینَ فَقَد أحَبَّهُ. (3)
261.الإمام علیّ علیه السلام: مِمّا یَدُلُّکَ عَلی دَناءَةِ الدُّنیا أنَّاللّهَ جَلَّ ثَناؤُهُ زَواها عَن أولِیائِهِ وأحِبّائِهِ؛نَظَراً وَاختِیاراً،وبَسَطَها لِأَعدائِهِ؛ فِتنَةً وَاختِباراً (4).
1) (1)
2) (2) .سنن الترمذی:2036/381/4،المستدرک علی الصحیحین:7464/230/4،صحیح ابن حبّان:669/444/2 کلّها عن قتادة بن النعمان،کنز العمّال:16597/471/6؛تنبیه الخواطر:32/2 [2] نحوه.
3) (3) .مسند ابن حنبل:3672/33/2، [3]المستدرک علی الصحیحین:3671/485/2 کلاهما عن عبداللّه بن مسعود،کنز العمّال:43431/862/15؛الکافی:2/215/2، [4]المحاسن:704/341/1 [5] کلاهما عن مالک بن أعین عن الإمام الباقر علیه السلام نحوه،بحار الأنوار:2/203/68. [6]
4) (4) .بحار الأنوار:109/110/73 [7] نقلاً عن عیون الحکم والمواعظ.
258.امام سجّاد علیه السلام -در دعایش-:بارالها !...قلبم را از وحشت آفریدگانِ بدت بپوشان،و انس به خود و دوستان و فرمانبرانت را به من ببخش.
259.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه خدا بندهای را دوست بدارد،او را از دنیا میپرهیزاند،همانگونه که یکی از شما بیمار خود را از آب میپرهیزاند.
260.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند،دنیا را به کسی که دوست دارد و کسی که دوست ندارد،میدهد؛امّا دین را جز به کسی که دوست دارد،نمیدهد.پس خداوند به هرکه دین داده، دوستش داشته است.
261.امام علی علیه السلام: از جمله چیزهایی که پستی دنیا را به تو نشان میدهد،آن است که خداوند-جلّ ثناؤه-بساط آنرا از روی عنایت و خیرخواهی،از سرِ اولیا و دوستانش برکشیده و از روی آزمون و فتنه،آن را برای دشمنانش گسترده است.
5/6-الاِبتِلاءُ بِعَظیمِ البَلاءِ
262.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبداً ابتَلاهُ بِعَظیمِ البَلاءِ،فَمَن رَضِیَ فَلَهُ عِندَ اللّهِ الرِّضی،ومَن سَخَطَ البَلاءَ فَلَهُ عِندَ اللّهِ السَّخَطُ. (1)
.الکافی:8/253/2 [1] عن زید الزرّاد،الخصال:64/18 عن زید الشحّام،مشکاة الأنوار:297 [2] کلّها عن الإمام الصادق علیه السلام،بحار الأنوار:11/209/67. [3]
263.عنه صلی الله علیه و آله: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبداً ألصَقَ بِهِ البَلاءَ؛فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یُریدُ أن یُصافِیَهُ. (2)
264.عنه صلی الله علیه و آله: إذا أحَبَّ اللّهُ عَزَّوجَلَّ عَبداً صَبَّ عَلَیهِ البَلاءَ صَبّاً، وثَجَّهُ (3)عَلَیهِ ثَجّاً.فَإِذا دَعَا العَبدُ قالَ جِبریلُ:أی رَبِّ،اِقضِ حاجَتَهُ؟فَیَقولُ تَعالی:دَعهُ؛فَإِنّی احِبُّ أن أسمَعَ صَوتَهُ.فَإِذا دَعا،یَقولُ عَزَّوجَلَّ:لَبَّیکَ عَبدی،وعِزَّتی لا تَسأَلُنی شَیئاً إلّا اعطیکَ،ولا تَدعونی بِشَیءٍ إلَّااستَجَبتُ،فَإِمّا أن اعَجِّلَ لَکَ، وإمّا أن أدَّخِرَ لَکَ أفضَلَ مِنهُ. (4)
262.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه خداوند بندهای را دوست بدارد، او را به بلایی بزرگ مبتلا میکند.پس اگر آن بنده راضی گشت،بهرهاش نزد خداوند،رضایت است و اگر ناخشنود گشت،بهرهاش نزد خداوند،ناخشنودی است.
263.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه خداوند بندهای را دوست بدارد، بلا را به او میپیوندد؛زیرا خداوند-عزّ وجلّ-،میخواهد او را خالص سازد.
264.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه خداوند-عزّ وجلّ-،بندهای را دوست بدارد،بلا را سخت را بر سر او سرازیر میکند و آن را سخت بر او میبارانَد.پس چون بنده دعا کند،جبرئیل گوید:
«پروردگارا ! حاجتش را برآورم؟».
امّا خداوند متعال میگوید:«او را رها کن که من دوست دارم صدایش را بشنوم»و چون دعا کند،خداوند-عزّ وجلّ- گوید:«بندهام،لبّیک ! به عزّتم سوگند که هرچه از من بخواهی،به تو عطا کنم و هرچه را دعا کنی،اجابت نمایم [بدین معنا که] یا آن را زود برایت برآورم و یا بهتر از آن را برایت ذخیره کنم».
265.الإمام الصادق علیه السلام: إنَّ عَظیمَ الأَجرِ لَمَعَ عَظیمِ البَلاءِ،وما أحَبَّ اللّهُ قَوماً إلَّاابتَلاهُم. (1)
.الکافی:3/252/2 و ص 2/109، [1]التمحیص:6/31 کلّها عن زید الشحّام،المؤمن:36/24، [2]مشکاة الأنوار:297، [3]بحار الأنوار:21/408/71. [4]
6/6-النَّوادِر
الکتاب
«أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» . (2)
الحدیث
266.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: إذا أحَبَّ اللّهُ تَعالی عَبداً نَکَتَ فی قَلبِهِ نُکتَةً بَیضاءَ،وفَتَحَ مَسامِعَ قَلبِهِ،ووَکَّلَ بِهِ مَلَکاً یُسَدِّدُهُ. (3)
267.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ تَعالی إذا أحَبَّ عَبداً جَعَلَ رِزقَهُ کَفافاً. (4)
268.عنه صلی الله علیه و آله: الأَخلاقُ مَنائِحُ مِنَ اللّهِ عَزَّوجَلَّ؛فَإِذا أحَبَّ عَبداً مَنَحَهُ خُلُقاً حَسَناً،وإذا أبغَضَ عَبداً مَنَحَهُ خُلُقاً سَیِّئاً. (5)
1) (1)
2) (2) .یونس:62. [5]
3) (3) .أعلام الدین:135، [6]الکافی:7/214/2 [7] عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق علیه السلام،التوحید:14/415،تفسیر العیّاشی:110/321/1 [8] کلاهما عن سلیمان بن خالد عن الإمام الصادق علیه السلام وفیها«إنّ اللّه إذا أراد بعبد خیراً»بدل«إذا أحبّ اللّه»،بحار الأنوار:17/211/68. [9]
4) (4) .کنز العمّال:7089/390/3 نقلاً عن أبی الشیخ عن الإمام علیّ علیه السلام.
5) (5) .الاختصاص:225،بحار الأنوار:64/394/71؛ [10]کنز العمّال:5216/15/3 نقلاً عن العسکری فی الأمثال عن عائشة.
265.امام صادق علیه السلام: پاداش بزرگ،همراه بلای بزرگ است و خداوند،مردمی را دوست نمیدارد،مگر آنکه مبتلایشان میکند.
قرآن
«آگاه باشید (دوستان و) اولیای خدا،نه ترسی دارند و نه غمگین میشوند».
حدیث
266.رسول خدا صلی الله علیه و آله: هرگاه خداوند متعال،بندهای را دوست بدارد،نقطهای سپید در قلبش پدید میآورد،گوشهای قلبش را میگشاید و فرشتهای بر او میگمارد،تا بر راه راستْ استوارش دارد.
267.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند متعال،هرگاه بندهای را دوست بدارد،روزیاش را بهاندازه قرار میدهد.
268.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خویها،بخششهای خداوند-عزّ وجلّ- است.از این رو هرگاه خداوند بندهای را دوست بدارد،به او خویی خوش میبخشد.
269.عنه صلی الله علیه و آله عَن جَبرَئیلَ عَنِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ:الإِخلاصُ سِرٌّ مِن أسرارِی،استَودَعتُهُ قَلبَ مَن أحبَبتُ مِن عِبادی. (1)
.منیة المرید:133، [1]بحار الأنوار:24/249/70. [2]
270.الإمام علیّ علیه السلام: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبداً ألهَمَهُ الصِّدقَ. (2)
271.عنه علیه السلام: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبداً زَیَّنَهُ بِالسَّکینَةِ وَالحِلمِ. (3)
272.عنه علیه السلام: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبداً حَبَّبَ إلَیهِ الأَمانَةَ. (4)
273.عنه علیه السلام: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبداً ألهَمَهُ رُشدَهُ،ووَفَّقَهُ لِطاعَتِهِ. (5)
274.عنه علیه السلام: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبداً وَعَظَهُ بِالعِبَرِ. (6)
275.عنه علیه السلام: إذا أحَبَّ اللّهُ عَبداً رَزَقَهُ قَلباً سَلیماً،وخُلُقاً قَویماً. (7)
276.عنه علیه السلام: السَّخاءُ وَالشَّجاعَةُ غَرائِزُ شَریفَةٌ،یَضَعُهَا اللّهُ سُبحانَهُ فیمَن أحَبَّهُ وَامتَحَنَهُ. (8)
277.الإمام الصادق علیه السلام: إذا أحَبَّ اللّهُ تَعالی عَبداً ألهَمَهُ العَمَلَ بثَمانِ خِصالٍ:غَضِّ البَصَرِ عَنِ المَحارِمِ،وَالخَوفِ مِنَ اللّهِ جَلَّ ذِکرُهُ،وَالحَیاءِ،وَالحلفِ (9)،[وَ] الصَّبرِ،وَالأَمانَةِ،
269.رسول خدا صلی الله علیه و آله -به نقل از جبرئیل از خداوند عز و جل نقل میکند-:
اخلاص،رازی از رازهای من است که آن را به قلب هریک از بندگانم که دوستش داشته باشم،میسپارم.
270.امام علی علیه السلام: هرگاه خداوند،بندهای را دوست بدارد،راستی را به او الهام میکند.
271.امام علی علیه السلام: هرگاه خداوند،بندهای را دوست بدارد،او را با آرامش و بردباری میآراید.
272.امام علی علیه السلام: هرگاه خداوند،بندهای را دوست بدارد، امانتداری را محبوبش میگرداند.
273.امام علی علیه السلام: هرگاه خداوند،بندهای را دوست بدارد،راه صواب و هدایتش را به او مینماید و به او توفیق فرمانبری از خود میدهد.
274.امام علی علیه السلام: هرگاه خداوند،بندهای را دوست بدارد،او را با عبرتها پند میدهد.
275.امام علی علیه السلام: هرگاه خداوند،بندهای را دوست بدارد،قلبی سلیم و پاک و خویی استوار،روزیاش میکند.
276.امام علی علیه السلام: بخشندگی و دلاوری،صفاتی ارجمند هستند که خداوند سبحان،آنها را در وجود هرکه دوستش بدارد و آزموده باشد،مینهد.
277.امام صادق علیه السلام: هرگاه خداوند،بندهای را دوست بدارد،عمل کردن به هشت صفت را به او الهام فرماید:چشمْ فرو پوشیدن
وَالصِّدقِ،وَالسَّخاءِ. (1)
.معدن الجواهر:63.
278.عنه علیه السلام: اجتَهَدتُ فِی العِبادَةِ وأنَا شابٌّ،فَقالَ لی أبی:یا بُنَیَّ، دونَ ما أراکَ تَصنَعُ؛فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ إذا أحَبَّ عَبداً رَضِیَ عَنهُ بِالیَسیرِ. (2)
279.عنه علیه السلام: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ إذا أحَبَّ عَبداً فَعَمِلَ عَمَلاً قَلیلاً جَزاهُ بِالقَلیلِ الکَثیرَ،ولَم یَتَعاظَمهُ أن یَجزِیَ بِالقَلیلِ الکَثیرَ لَهُ. (3)
280.عنه علیه السلام: إذا أحَبَّ اللّهُ تَعالی عَبداً ألهَمَهُ الطّاعَةَ،وألزَمَهُ القَناعَةَ، وفَقَّهَهُ فِی الدّینِ،وقَوّاهُ بِالیَقینِ؛فَاکتَفی بِالکَفافِ،وَاکتَسی بِالعَفافِ. (4)
281.عنه علیه السلام: إنَّ اللّهَ إذا أحَبَّ عَبداً عَصَمَهُ،(وجَعَلَ غَناهُ فی نَفسِهِ)، وجَعَلَ ثَوابَهُ بَینَ عَینَیهِ. (5)
از گناهان،ترس از خداوند-جلّ ذِکرُه-،شرم،بردباری، شکیبایی،امانتداری،راستی و بخشندگی.
278.امام صادق علیه السلام: در جوانی،سخت در عبادت کوشا بودم.
پدرم به من فرمود:«پسرکم ! کمتر از آنچه میبینم،خودت را رنجه ساز که خداوند-عزّ وجلّ-،هرگاه بندهای را دوست بدارد،از او به کم خشنود میشود».
279.امام صادق علیه السلام: خداوند-عزّ وجلّ-،هرگاه بندهای را دوست بدارد و او اندکْ کار خیری انجام دهد،در برابر آن اندک،به او پاداشِ بسیار میدهد و دادن پاداش بسیار در برابر کارِ اندک، بر او سنگین نمیآید.
280.امام صادق علیه السلام: هرگاه خداوند متعال،بندهای را دوست بدارد،فرمانبری را به او الهام میکند،قناعت را همراهش میسازد،فهم عمیق در دین را ارزانیاش میدارد و با یقین، او را نیرومند میکند.در نتیجه،آن بنده به روزیِ مورد نیازش بسنده میکند و لباس عفّت میپوشد.
281.امام صادق علیه السلام: خداوند،هرگاه بندهای را دوست بدارد،او را از گناهانْ حفظ میکند [و بینیازیاش را در جانش قرار میدهد] و پاداشش را برابر چشمانش مینهد.
الفصل السابع-آثارُ مَحَبَّةِ اللّهِ
1/7-اِستِجابَةُ الدَّعَواتِ
282.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: قالَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ:مَن أهانَ لی وَلِیّاً فَقَد أرصَدَ لِمُحارَبَتی.وما تَقَرَّبَ إلَیَّ عَبدٌ بِشَیءٍأحَبَّإلَیَّ مِمَّاافتَرَضتُ عَلَیهِ، وإنَّهُ لَیَتَقَرَّبُ إلَیَّ بِالنّافِلَةِ حَتّی احِبَّهُ،فَإِذا أحبَبتُهُ کُنتُ سَمعَهُ الَّذی یَسمَعُ بِهِ،وبَصَرَهُ الَّذی یُبصِرُ بِهِ،ولِسانَهُ الَّذی یَنطِقُ بِهِ، ویَدَهُ الَّتی یَبطِشُ بِها،إن دَعانی أجَبتُهُ،وإن سَأَلَنی أعطَیتُهُ. (1)
.الکافی:7/352/2 [1] عن حمّاد بن بشیر عن الإمام الصادق علیه السلام،المحاسن:1047/454/1 [2] عن حنان بن سدیر عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله،التوحید:1/399 [3] عن أنس،المؤمن:61/32 عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله وکلّها نحوه،بحار الأنوار:21/22/70. [4]
283.عنه صلی الله علیه و آله: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یَقولُ:...ما یَزالُ عَبدی یَتَقَرَّبُ إلَیَّ بِالنَّوافِلِ حَتّی احِبَّهُ؛فَأَکونَ أنَا سَمعَهُ الَّذی یَسمَعُ بِهِ،وبَصَرَهُ الَّذی
1) (1)
282.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند-عزّ وجلّ-فرمود:«هرکس یکی از دوستانم را خوار سازد،به پیکار با من برخاسته است.هیچ بندهای با چیزی نزد من محبوبتر از آنچهبر او واجب ساختهام،به من نزدیک نمیشود.بنده،با کارهای مستحب به من نزدیک میشود،تا آنجا که او را دوست میدارم.پس چون دوستش داشتم،گوش شنوایش،چشمبینایش، زبانگویایش و دست نیرومندش میشوم.اگر مرا بخواند، پاسخش دهم و اگر از من بخواهد،به او ببخشم».
283.رسول خدا صلی الله علیه و آله: خداوند متعال میفرماید:«...بندهام با کارهای مستحب پیوسته به من نزدیک میشود،تا آنجا که دوستش میدارم.در نتیجه،گوش شنوایش،چشم بینایش،زبان گویایش و قلب دریابندهاش میشوم.اگر مرا بخواند،پاسخش
یُبصِرُ بِهِ،ولِسانَهُ الَّذی یَنطِقُ بِهِ،وقَلبَهُ الَّذی یَعقِلُ بِهِ،فَإِذا دَعا أجَبتُهُ،وإذا سَأَلَنی أعطَیتُهُ. (1)
.المعجم الکبیر:7833/206/8 وص7880/222 نحوه وکلاهما عن أبیأُمامة،کنز العمّال:1155/229/1.
284.المناقب لابن شهرآشوب: رُوِیَ أنَّهُ استَسقی عُبّادُ البَصرَةِ-مِثلُ أیّوبَ السِّجِستانِیِّ،وصالِحٍ المَزیّ،وعُتبَةَ العلامِ،وحَبیبٍ القادِسِیِّ، ومالِکِ بنِ دینارٍ،وأبی صالِحٍ الأَعمی،وجَعفَرِ بنِ سُلَیمانَ،وثابِتٍ البَنانِیِّ،ورابِعَةَ،وسُعدانَةَ-وَانصَرَفوا خائِبینَ،فَإِذا هُم بِفَتیً قَد أقبَلَ وقَد أکرَبَتهُ أحزانُهُ وأقلَقَتهُ أشجانُهُ،فَطافَ بِالکَعبَةِ أشواطاً،ثُمَّ أقبَلَ عَلَینا وسَمّانا واحِداً واحِداً،فَقُلنا:لَبَّیکَ یا شابُّ.
فَقالَ:أما فیکُم أحَدٌ یُجیبُهُ الرَّحمنُ؟!
فَقُلنا:یا فَتی،عَلَینَا الدُّعاءُ وعَلَیهِ الإِجابَةُ.
قالَ:اُبعُدوا عَنِ الکَعبَةِ؛فَلَو کانَ فیکُمأحَدٌ یُجیبُهُ الرَّحمنُ لَأَجابَهُ.
ثُمَّ أتَی الکَعبَةَ فَخَرَّ ساجِداً،فَسَمِعتُهُ یَقولُ فی سُجودِهِ:
«سَیِّدی،بِحُبِّکَ لی إلّاأسقَیتَهُمُ الغَیثَ»،فَمَا استَتَمَّ الکَلامَ حَتّی أتاهُمُ الغَیثُ کَأَفواهِ القِرَبِ.ثُمَّ وَلّی عَنّا قائِلاً: مَن عَرَفَ الرَّبَّ فَلَم تُغنِهِ
1) (1)
دهم و اگر از من درخواست کند،به او ببخشم».
284.مناقب ابن شهرآشوب: منقول است که عابدان بصره،مانند ایّوب سجستانی،صالح مَزیّ،عُتبَه علام،حبیب قادسی،مالک بن دینار،ابوصالح اعمی،جعفر بن سلیمان،ثابت بنانی،رابعه و سُعدانه،از خداوند به دعا خواستار باران شدند؛امّا نومید بازگشتند.ناگاه جوانی-که اندوههایش او را غمگین ساخته بود-پیش آمد و چند دور پیرامون کعبه طواف کرد.سپس به سوی ما آمد و نام یکایک ما را گفت.گفتیم:«ای جوان،لبّیک!».
گفت:«آیا در میان شما کسی نیست که خدای رحمان دوستش داشته باشد؟».
گفتیم:«ای جوان ! از ما دعاست و از او اجابت».
گفت:«از کعبه دور شوید کهاگر در میان شما کسی شایستۀ اجابت خدای مهربان بود تاکنون اجابتش کرده بود».
سپس به کعبه نزدیک شد و به سجده افتاد.پس از آن،شنیدم که در سجدهاش میگوید:«سرورم ! تو را به محبّتی که نسبت به منداری،سوگند میدهم که بر آنان باران ببارانی».هنوز سخنش تمام نشدهبود که باران،چون دهانۀ گشودۀ مشکها بر ایشان فرو ریخت.سپسدر حالیکه این اشعار را میخواند از پیشما رفت:
«هرکه پروردگار را بشناسد و بی نیازش نکند/
شناخت پروردگارش [از دیگران]،او شوربخت است.
عارف در فرمانبری،از آنچه بدو رسد زیان نمیکند/
در طاعت خدا و رنجی که در این راه میبیند
بنده را با عزّت توانگر چه کار/
در حالی که همۀ عزّت،از آنِ پرهیزگار است؟».
فَسُئِلَ عَنهُ،فَقالوا:هذا زَینُ العابِدینَ علیه السلام. (1)
.المناقب لابن شهر آشوب:140/4، [1]الاحتجاج:186/149/2، [2]بحار الأنوار:50/46. [3]
2/7-لِقاءُ اللّهِ
285.الإمام علیّ علیه السلام: إنَّ اللّهَ أوحی إلی موسی علیه السلام:مَن أحَبَّ حَبیباً أنِسَ بِهِ،ومَن أنِسَ بِحَبیبٍ صَدَّقَ قَولَهُ ورَضِیَ فِعلَهُ،ومَن وَثَقَ بِحَبیبٍ اعتَمَدَ عَلَیهِ،ومَنِ اشتاقَ إلی حَبیبٍ جَدَّ فِی السَّیرِ إلَیهِ.
یا موسی،ذِکری لِلذّاکِرینَ،وزِیارَتی لِلمُشتاقینَ،وجَنَّتی لِلمُطیعینَ،وأنَا خاصَّةً لِلمُحِبّینَ. (2)
286.المحجّة البیضاء: فی أخبارِ داودَ علیه السلام:إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ أوحی إلَیهِ:
یا داودُ،إلی کَم تَذکُرُ الجَنَّةَ ولا تَسأَلُنِی الشَّوقَ إلَیَّ؟!
قالَ:یا رَبِّ،مَنِ المُشتاقونَ إلَیکَ؟
قالَ:إنَّ الُمشتاقینَ إلَیَّ الَّذینَ صَفَّیتُهُم مِن کُلِّ کَدَرٍ،وأنبَهتُهُم بِالحَذَرِ،وخَرَقتُ مِن قُلوبِهِم إلَیَّ خَرقاً یَنظُرونَ إلَیَّ...
یا داودُ،إنّی خَلَقتُ قُلوبَ المُشتاقینَ مِن رِضوانی،ونَعَّمتُها بِنورِ وَجهی،وَاتَّخَذتُهُم لِنَفسی مُحَدَّثینَ،وجَعَلتُ أبدانَهُم
دربارۀنامآن جوان پرسیدند،گفتند:«این،زینالعابدین است».
285.امام علی علیه السلام: خداوند به موسی علیه السلام وحی کرد:«هرکه محبوبی را دوست بدارد،با او همدممیشود و هرکه با محبوبی همدم گشت،سخنش را تصدیق میکند و از کردارش خشنود میشود،و هرکه به محبوبی اطمینان کند،به او اعتماد میورزد، و هرکه مشتاق محبوبی شود،در رفتن به سویش میکوشد.
ای موسی ! یادم از آنِ یادآوران،دیدارم از آنِ شیفتگان،و بهشتماز آنِ فرمانبراناست و من خود،ویژۀ دوستدارانم هستم».
286.محجة البیضاء: در اخبار داوود علیه السلام آمده است:خداوند عزّوجل به او وحی کرد:ای داوود ! تا کی از بهشت یاد میکنی و شوق دیدار مرا درخواست نمیکنی؟
گفت:پروردگارا ! مشتاقانت کیانند؟
فرمود:مشتاقانم کسانی هستند که آنان را از هر غبار کدورتی پیراستهام و با پرهیزْ هشیارشان ساختهام و حجاب از برابر دلهایشان چنان برداشتهام که به من مینگرند....
ای داوود ! من دلهای مشتاقان را از رضوان و خشنودی خود آفریدهام و با نور رخسارم پروریدهام و متنعم ساختهام و آنان را چونان سخنگویانی برای خود برگزیدهام و پیکرهایشان را جایگاه نگاهم به زمین ساختهام و از دلهایشان راهی به
مَوضِعَ نَظَری إلَی الأَرضِ،وقَطَعتُ مِن قلُوبِهِم طَریقاً یَنظُرونَ بِهِ إلَیَّ،یَزدادونَ فی کُلِّ یَومٍ شَوقاً. (1)
.المحجّة البیضاء:59/8.
287.الإمام زین العابدین علیه السلام -فی مُناجاةِ العارِفین-:إلهی،فَاجعَلنا مِنَ الَّذینَ تَوَشَّحَت أشجارُ الشَّوقِ إلَیکَ فی حَدائِقِ صُدورِهِم، وأخَذَت لَوعَةُ مَحَبَّتِکَ بِمَجامِعِ قُلوبِهِم...وقَرَّت بِالنَّظَرِ إلی مَحبوبِهِم أعیُنُهُم. (2)
288.عنه علیه السلام -فی مُناجاةِ المُحِبّینَ-:إلهی،مَن ذَا الَّذی ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِکَ فَرامَ مِنکَ بَدَلاً ! ومَن ذَا الَّذی أنِسَ بِقُربِکَ فَابتَغی عَنکَ حِوَلاً ! إلهی،فَاجعَلنا مِمَّنِ اصطَفَیتَهُ لِقُربِکَ ووِلایَتِکَ،وأخلَصتَهُ لِوُدِّکَ ومَحَبَّتِکَ،وشَوَّقتَهُ إلی لِقائِکَ،ورَضَّیتَهُ بِقَضائِکَ،ومَنَحتَهُ بِالنَّظَرِ إلی وَجهِکَ،وحَبَوتَهُ بِرِضاکَ،وأعَذتَهُ مِن هَجرِکَ وقَلاکَ، وبَوَّأتَهُ مَقعَدَ الصِّدقِ فی جِوارِکَ،وخَصَصتَهُ بِمَعرِفَتِکَ،وأهَّلتَهُ لِعِبادَتِکَ،وهَیَّمتَهُ لِإِرادَتِکَ،وَاجتَبَیتَهُ لِمُشاهَدَتِکَ،وأخلَیتَ وَجهَهُ لَکَ،وفَرَّغتَ فُؤادَهُ لِحُبِّکَ،ورَغَّبتَهُ فیما عِندَکَ،وألهَمتَهُ ذِکرَکَ،وأوزَعتَهُ شُکرَکَ،وشَغَلتَهُ بِطاعَتِکَ،وصَیَّرتَهُ مِن صالِحی بَرِیَّتِکَ،وَاختَرتَهُ لِمُناجاتِکَ،وقَطَعتَ عَنهُ کُلَّ شَیءٍ یَقطَعُهُ عَنکَ.
سوی خود گشودهام که از آن به من مینگرند و هر روز بر شوقشان افزوده میشود.
287.امام سجّاد علیه السلام -در مناجات العارفین-:بارالها ! ما را از کسانی قرار ده که درختان شوق تو در باغ سینههاشان،شاخه گسترده و آراسته شده و آتش محبّتت،دلهایشان را فرا گرفته است...و چشمانشان با نگریستن به تو روشن گشته است.
288.امام سجّاد علیه السلام -در مناجات المحبّین-:بارالها ! چه کسی شیرینی محبّت تو را چشید و پس از آن،در پیِ جایگزینی برایت برآمد؟چه کسی با نزدیکی تو انس گرفت و پس از آن، خواستار جابهجایی از کنارت شد؟بارالها ! ما را از کسانی قرار ده که برای نزدیکی و دوستیات برگزیدی،و برای محبّت و دوستیات خالصشان ساختی،و به دیدارت مشتاقشان کردی، و به قضایت خشنودشان نمودی،و نگریستن به رخسارت را به آنان بخشیدی،و خشنودیات را به آنان عطا کردی،و از دوری و هجرانت ایمنشان ساختی،و در کنارت در جایگاهی راستینْ جایشاندادی،وشناختت را ویژۀ ایشان ساختی،و آنان را اهلیّت عبادتت دادی و شیفتۀ ارادهات کردی،و برای مشاهدۀ خودت برگزیدی و چهرهات را برایشان بیپرده ساختی و دلشان را به دوستی خودت پرداختی و آنان را خواستار آنچه نزدت هست، نمودی،و یادت را به آنانْ الهام نمودی،و آنان را وادار به شکرگزاریات کردی و به فرمانبریات مشغول ساختی،و آنان را از صالحانِ خلقت قرار دادی،و آنان را برای رازگوییات برگزیدی و هر آنچه که آنان را از تو بِبُرَد،از آنان بریدی.
اللّهُمَّ اجعَلنا مِمَّن دَأبُهُمُ الاِرتِیاحُ إلَیکَ وَالحَنینُ،ودَهرُهُمُ الزَّفرَةُ وَالأَنینُ،جِباهُهُم ساجِدَةٌ لِعَظَمَتِکَ،وعُیونُهُم ساهِرَةٌ فی خِدمَتِکَ،ودُموعُهُم سائِلَةٌ مِن خَشیَتِکَ،وقُلوبُهُم مُتَعَلِّقَةٌ بِمَحَبَّتِکَ،وأفئِدَتُهُم مُنخَلِعَةٌ مِن مَهابَتِکَ.
یا مَن أنوارُ قُدسِهِ لِأَبصارِ مُحِبّیهِ رائِقَةٌ،وسُبُحاتُ وَجهِهِ لِقُلوبِ عارِفیهِ شائِقَةٌ،یا مُنی قُلوبِ المُشتاقینَ،ویا غایَةَ آمالِ المُحِبّینَ،أسأَلُکَ حُبَّکَ،وحُبَّ مَن یُحِبُّکَ،وحُبَّ کُلِّ عَمَلٍ یوصِلُنی إلی قُربِکَ،وأن تَجعَلَکَ أحَبَّ إلَیَّ مِمّا سِواکَ،وأن تَجعَلَ حُبّی إیّاکَ قائِداً إلی رِضوانِکَ،وشَوقی إلَیکَ ذائِداً عَن عِصیانِکَ،وَامنُن بِالنَّظَرِ إلَیکَ عَلَیَّ،وَانظُر بِعَینِ الوُدِّ وَالعَطفِ إلَیَّ،ولا تَصرِف عَنّی وَجهَکَ،وَاجعَلنی مِن أهلِ الإِسعادِ وَالحُظوَةِ عِندَکَ،یا مُجیبُ،یا أرحَمَ الرّاحِمینَ. (1)
.بحار الأنوار:150/94 و ص 148. [1]
289.عنه علیه السلام: إنَّما اولُو الأَلبابِ الَّذینَ عَمِلوا بِالفِکرَةِ حَتّی وَرِثوا مِنهُ حُبَّ اللّهِ؛فَإِنَّ حُبَّ اللّهِ إذا وَرِثَهُ القَلبُ استَضاءَ،وأسرَعَ إلَیهِ اللُّطفُ،فَإِذا نَزَلَ مَنزِلَةَ اللُّطفِ صارَ مِن أهلِ الفَوائِدِ؛تَکَلَّمَ بِالحِکمَةِ،فَإِذا تَکَلَّمَ بِالحِکمَةِ صارَ صاحِبَ فِطنَةٍ،فَإِذا نَزَلَ مَنزِلَةَ الفِطنَةِ عَمِلَ بِها فِی القُدرَةِ،فَإِذا عَمِلَ بِها فِی القُدرَةِ
1) (1)
بارالها ! ما را از کسانی قرار ده که عادتشان،شادابی و شوق به تو باشد و روزگارشان در سوز و گداز و نالۀ (وصل) تو به سر شود.پیشانیهایشان برای عظمت تو به سجده درآمده، چشمانشان در خدمت به تو شبها بیدار مانده،اشکهایشان از هراست ریزان است،قلبهایشان به محبتّت پیوسته،و دلهایشان از هیبت و شکوه تو برکَنده است.
ای آنکه روشنیهای قدسش برای چشمان دوستدارانش میدرخشد و درخششهای رخسارش برایدلهای شناسندگانش شوقآور است ! ای امید دلهای مشتاقان و ای نهایت آرزوهای دوستداران ! دوستی تو و دوستی آنان که دوستت دارند و دوستی هر آن عملی که مرا به نزدیکی تو میرساند،از تو مسئلت میکنم.از تو میخواهم که خودت را نزدم محبوبتر از هر آنچه جز توست،قرار دهی و دوستی مرا نسبت به خودت،راهبر به سوی خشنودیات و شوق مرا به تو، بازدارنده از نافرمانیات قرار دهی.بر من منّت بگذار تا به تو بنگرم،و با نگاه دوستی و توجّه به من بنگر و رخسارت را از من برمگردان و مرا از سعادتمندان و بهرهمندان نزد خودت قرار بده،ای اجابت کننده و ای مهربانترینِ مهربانان !
289.امام سجّاد علیه السلام: خردمندان،در حقیقتْ کسانی هستند که اندیشهشان را به کار بستند،تا آنکه از آن،خدا دوستی را به میراث بردند؛زیرا چون قلبْ خدا دوستی را به میراث بَرَد، روشنی گیرد و لطف و توجّه به سویش بشتابد.پس چون به
عَرَفَ الأَطباقَ السَّبعَةَ،فَإِذا بَلَغَ إلی هذِهِ المَنزِلَةِ صارَ یَتَقَلَّبُ فِکرُهُ بِلُطفٍ وحِکمَةٍ وبَیانٍ،فَإِذا بَلَغَ هذِهِ المَنزِلَةَ جَعَلَ شَهوَتَهُ ومَحَبَّتَه (1)
.فی المصدر مَحَبَّة والصحیح ما أثبتناه.
فی خالِقِهِ،فَإِذا فَعَلَ ذلِکَ نَزَلَ المَنزِلَةَ الکُبری؛فَعایَنَ رَبَّهُ فی قَلبِهِ،ووَرِثَ الحِکمَةَ بِغَیرِ ما وَرِثَهُ الحُکَماءُ،ووَرِثَ العِلمَ بِغَیرِ ما وَرِثَهُ العُلَماءُ،ووَرِثَ الصِّدقَ بِغَیرِ ما وَرِثَهُ الصِّدّیقونَ. (2)3/7-خَیرُ الدُّنیا وَالآخِرَة
الکتاب
«مَنْ کانَ یُرِیدُ ثَوابَ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللّهِ ثَوابُ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ» . (3)
الحدیث
290.رسول اللّه صلی الله علیه و آله: ألقَلبُ ثَلاثَةُ أنواعٍ،قَلبٌ مَشغولٌ بِالدُّنیا،وقَلبٌ مَشغولٌ بِالعُقبی،وقَلبٌ مَشغولٌ بِالمَولی،أَمَّا القَلبُ المَشغولُ بِالدُّنیا فَلَهُ الشِّدَّةُ وَالبَلاءُ،وأمَّا القَلبُ المَشغولُ بِالعُقبی فَلَهُ
منزلت لطف و توجّه برسد،از فایدهمندان گردد؛یعنی حکیمانه سخنگوید.پس چون حکیمانه سخن بگوید، دارای هشیاری و زیرکیشود.پسچون به منزلتِ زیرکی برسد،آن را در راه قدرت به کار برد و چون زیرکی را در قدرت به کار بَرَد،طبقات هفتگانه را بشناسد و چون به این منزلت برسد،اندیشهاش با لطف،حکمت و بیانْ همراه شود و آنها را به کار بندد و چون به این منزلت برسد،خواسته و دوستیاش را در راه خالق خود قرار دهد.پس چون چنین کرد،به منزلتِ بزرگتر میرسد و خدا را باچشمِ دلش میبیند و حکمترا از راهیجز راه حکیمان به میراث بَرَد،و علم را از راهی جز راه عالمان به میراث بَرَد و صدق را از راهی جز راه صدّیقان به میراث بَرَد.
قرآن
«هر که خواستار پاداش دنیاست،پس [بداند که] ثواب دنیا و آخرتْ نزد خداوند است».
حدیث
290.رسول خدا صلی الله علیه و آله: قلبها سه گونهاند:قلبی مشغول به دنیا، قلبی مشغول به عقبا و قلبی مشغول به مولاست.امّا قلب
الدَّرَجاتُ العُلی،وَأَمَّا القَلبُ المَشغُولُ بِالمَولی فَلَهُ الدُّنیا وَالعُقبی وَالمَولی. (1)
.المواعظ العددیّة:146.
291.الإمام زین العابدین علیه السلام -فِی الدُّعاءِ-:وَانهَج لی إلی مَحَبَّتِکَ سَبیلاً سَهلَةً،أکمِل لی بِها خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ. (2)
اللّهمّ صلّ علی محمّد وآله واجعلنا آنسین بک،مستوحشین من غیرک، متلذذین بذکرک مشتاقین إلی لقائک.
اللّهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد ونبهنی لذکرک فی أوقات الغفلة واستعملنی بطاعتک فی أیام المهلة وانهج لی إلی محبّتک سبیلاً سهلة أکمل لی بها خیر الدُّنیا والآخرة وتقبّل منّا، یا مبدّل السیّئات بالحسنات یا أرحم الراحمین.
مشغول به دنیا را سختی و بلاست.امّا قلب مشغول به عقبا را درجات والاست؛و امّا قلب مشغول به مولا را دنیا و عقبا و مولاست.
291.امام سجّاد علیه السلام -در دعا-:و به سوی محبّتت راهی آسان برایم بگشا که بدان،خیر دنیا و آخرت را برایم کامل گردانی.
ر.ک:ص 49 (ح 9).
پیشتر گفتیم که محبّت خداوند سبحان،رمز موفّقیت در زندگی، کیمیای خودسازی و سازندگی و راهِ رسیدن به همۀ آمال و آرزوهاست، (1)
.ر.ک:ص 15،شاهراه تکامل.
همانگونه که در دعای عرفه آمدهاست:ماذا وَجَدَ مَن فَقَدَکَ ومَا الَّذی فَقَدَ مَن وَجَدَکَ.لَقَد خابَ مَن رَضِیَ دونَکَ بَدَلاً. (2)
چه چیز یافت آن که تو را گم کرد؟و چه چیز گم کرد آن که تو را یافت؟بیگمان نومید شد هرکه به جز تو رضا داد.
حال با عنایت به نصوص این فصل و برخی از احادیث مرتبط با آن در فصول گذشته،برجستهترین و جامعترین آثار و برکات محبّت خدا را در دو اثر،میتوان خلاصه کرد:
عشق و محبّت خداوند متعال از یکسو-چنانکه قبلاً در مدخل این بخش توضیح دادیم-ریشه در معرفت شهودی دارد و از سوی دیگر، مقدمهای است برای وصول به شناخت بیشترِ صفات و کمالاتِ حضرت حق-عزّوجل.از آنجا که کمالات خداوند متعال،بینهایت
است،محبّت او نیرویی است که همواره انسان را از برکات بالاترین درجات توحید،برخوردار میسازد.به فرمودۀ برخی از اهل معرفت:
اگر در توحیدْ مستغرق باشی،هرلحظه از عنایتهای خاصّ حق تعالی بهرهمند میشوی که در لحظۀ قبل،برخوردار نبودهای،عنایتهای حق،هردمْ تازگی خواهد داشت. (1)
.ر.ک:کیمیای محبّت،فصل دوم ص 143.
فلسفۀ خلقت انسان،جانشینی و خلافت خداست،همانطور که خداوند سبحان میفرماید: «وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً ؛و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت:من در زمین جانشینی خواهم گذاشت» (2)،خلیفۀ خدا باید بتواند کار او را انجام دهد و در این باره گفته شده:
العُبودِیَّةُ جَوهَرَةٌ کُنهُهَا الرُّبوبِیَّةُ. (3)
بندگی حقیقتی است که خمیر مایه آن ربوبیت است.
و در حدیث قدسی آمدهاست:
عَبدی أطِعنِی حَتّی أجعَلَکَ مِثلی. (4)
بندهام پیرویام کن تا تو را چون خود سازم.
و نیز روایت شده است:
إنَّ اللّهَ تَعالی یَقولُ فی بَعضِ کُتُبِهِ:یَا ابنَ آدَمَ! أنَا حَیٌّ لا أموتُ،
أطِعنی فِیما أمَرتُکَ حَتّی أجعَلَکَ حَیّاً لا تَموتُ،یَابنَ آدَمَ! أنَا أقولُ لِلشَّیءِ:کُن،فَیَکونُ،أطِعنی فیما أمَرتُکَ أجعَلکَ تَقولُ لِلشَّیءِ:
کُن،فَیَکُونُ. (1)
.مستدرک الوسائل،ج 11،ص 258 (ح 12928)، [1]بحار الانوار:ج 93 ص 376 ح 16، [2]تاریخ یعقوبی:ج1 ص95. [3]
خداوند متعال در پارهای کتابهایش فرموده:ای آدمیزاد! من زندۀ نامیرا هستم در آنچه که فرمانت میدهم پیرویم کن تا ترا زندۀ جاودان سازم،ای آدمیزاد! به هر چیزی بگویم «باش»بوجود میآید در آن چه که دستورت میدهم پیرویم کن تا ترا به گونهای قرار دهم که به هر چیزی بگویی«باش» بوجود آید.
آنچه میتواند انسان را به مقام خلافت خدا برساند،محبّت اوست؛همانگونه که یکی از اهل معرفت سخنی بدین مضمون دارد:
همانگونه که آتش،وقتی در آهن نفوذ کند،آهن کار آتش را انجام میدهد؛همچنین اگر محبّت خدا در دل نفوذ کند، آفریده میتواند-به اذن خدا-کار خدایی انجام دهد. (2)
همانگونه که در احادیث قرب نوافل-که فریقین آن را نقل کردهاند-آمده است،انسان بر اثر«نوافل»که همان مبادی محبّت خداست،گام به گام به او نزدیک میشود تا شایستگی پیدا میکند و مورد محبّت آفریدگار خود قرار میگیرد.در این هنگام،علاقۀ خدا نسبت به بنده با او،کاری میکند که خدا چشم،گوش،زبان،دست، پا و قلب او میگردد. (3)به عبارت دیگر،انسان در خدا ذوب میشود و
به مقام«فناء فی اللّه»میرسد،و در این حال،دیگر از خود ارادهای ندارد؛چشمش آن را میبیند که خدا میخواهد؛زبانش آن را میگوید که او دوست دارد؛همچنین سایر اعضا و جوارح او بر مبنای خواست خدا عمل میکند و مهمتر آن که اندیشهاش آنگونه درک میکند که خداوند متعال،اراده فرموده است. (1)
.ر.ک:دوستی در قرآن و حدیث،ص 401 ( [1]معنای دوستی خدا).
انسان در این موقعیت،صبغۀ خلیفۀ خدا مییابد؛مَثَل خدا میشود و آنچه بخواهد انجام دهد،با درخواست از خدا و به اذن او امکانپذیر است.
بار خدایا ! بر محمّد و دودمانش درود فرست و ما را انس گیرنده با خودت و گریزان از غیر، بهرهمند از یادت و علاقهمند به دیدارت قرار ده !
بار خدایا ! بر محمّد و دودمانش درود فرست و در هنگامۀ غفلت،با یادت آگاهم ساز و در فرصتها،به طاعت و بندگی مشغولم دار و راهی آسان به سوی دوستیات فرارویم بگشا و بدین گونه،خیر دنیا و آخرت را برایم کامل کن ! از ما بپذیر، ای تبدیل کنندۀ بدیها به خوبیها ! ای مهربانترینِ مهربانان !
1) (1)