علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 48

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 48

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- دشنام

1- آثار دشنام به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 5

5 - دشنام عليه كافران موجب دشمنى و كينه توزى جاهلانه و بدون توجه آنان عليه خداوند مى گردد.

و لاتسبوا الذين . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

2- آثار روانى دشنام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 25 - 3

3 - تأثير سوء بيهوده گويى و نسبت هاى ناروا دادن ، در سلامت روحى و روانى جامعه

لايسمعون فيها لغوًا و لاتأثيمًا

3- اجتناب از دشنام به بتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 1

1 - لزوم اجتناب از دشنام به بتها و ديگر مقدسات مشركان

و لاتسبوا الذين يدعون من دون الله

درباره مراد از موصول «الذين . ..» دو احتمال وجود دارد: يكى آنكه مقصود مشركان و ديگر آنكه معبودهاى آنان باشد، يعنى:

«لاتسبوا الذين يدعونهم». البته عائد صله «هم» حذف گرديده است.

4- احكام دشنام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 4

4 - حرمت دشنام دادن و ناسزا گفتن به مردم

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول

برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «بالسوء من القول»، خصوص دشنام دادن و ناسزا گويى است.

5- حرمت دشنام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 4

4 - حرمت دشنام دادن و ناسزا گفتن به مردم

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول

برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «بالسوء من القول»، خصوص دشنام دادن و ناسزا گويى است.

6- دشنام با كلمه راعنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 16

16 - امام باقر ( ع ) فرمود : « هذه الكلمة سب بالعبرانية ، إليه كانوا يذهبون ;

اين كلمه (راعنا) به زبان عبرى فحش است و آنان (يهود) اين كلمه را به عنوان فحش استعمال مى كردند».

7- دشنام به اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 23

23 - عن أبى عبدالله(ع) فى حديث طويل: . .. و إياكم و سب اعداء الله حيث يسمعونكم فيسبوا الله عدوا بغير علم و قد ينبغى لكم ان تعلموا حد سبهم لله كيف هو؟ إنه من سب اولياء الله فقد انتهك سب الله و من أظلم عند الله ممن استسب لله و لأولياء الله؟ ... .

از امام صادق(ع) ضمن حديثى طولانى روايت شده است: . .. از ناسزاگويى به دشمنان خدا در جائى كه آن را مى شنوند بپرهيزيد،

كه در نتيجه آنان نيز خدا را از روى دشمنى و ناآگاهى دشنام خواهند داد، سزاوار است بدانيد چه سخنانى از مشركان، ناسزاگويى به خداوند محسوب مى شود، هر كس به اولياى خدا ناسزا گويد در حقيقت خدا را دشنام داده است و چه كسى ظالمتر از آنكه موجب دشنام گويى به خدا و اولياى او شود؟ ... .

8- دشنام به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 7،9،23

7 - ناسزاگويى به خداوند، عملى جاهلانه و تجاوز به حريم قدس الهى است.

فيسبوا الله عدوا بغير علم

«عدوا» از ريشه «عدى» به معنى ظلم و تجاوز و فرا رفتن از حد است. (قاموس اللغة).

9 - دشنام به خدا براى دفاع از باورهاى خويش، عملى شايسته و زيبا در نظر مشركان است.

فيسبوا الله عدوا بغير علم كذلك زينا لكل أمة عملهم

23 - عن أبى عبدالله(ع) فى حديث طويل: . .. و إياكم و سب اعداء الله حيث يسمعونكم فيسبوا الله عدوا بغير علم و قد ينبغى لكم ان تعلموا حد سبهم لله كيف هو؟ إنه من سب اولياء الله فقد انتهك سب الله و من أظلم عند الله ممن استسب لله و لأولياء الله؟ ... .

از امام صادق(ع) ضمن حديثى طولانى روايت شده است: . .. از ناسزاگويى به دشمنان خدا در جائى كه آن را مى شنوند بپرهيزيد، كه در نتيجه آنان نيز خدا را از روى دشمنى و ناآگاهى دشنام خواهند داد، سزاوار است بدانيد چه سخنانى از مشركان، ناسزاگويى به خداوند محسوب مى شود، هر كس به اولياى خدا ناسزا گويد در حقيقت خدا را دشنام داده است و چه كسى ظالمتر از آنكه موجب دشنام گويى به خدا و اولياى او شود؟ ... .

9- دشنام به دشمنان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 23

23 - عن أبى عبدالله(ع) فى حديث طويل: . .. و إياكم و سب اعداء الله حيث يسمعونكم فيسبوا الله عدوا بغير علم و قد ينبغى لكم ان تعلموا حد سبهم لله كيف هو؟ إنه من سب اولياء الله فقد انتهك سب الله و من أظلم عند الله ممن استسب لله و لأولياء الله؟ ... .

از امام صادق(ع) ضمن حديثى طولانى روايت شده است: . .. از ناسزاگويى به دشمنان خدا در جائى كه آن را مى شنوند بپرهيزيد، كه در نتيجه آنان نيز خدا را از روى دشمنى و ناآگاهى دشنام خواهند داد، سزاوار است بدانيد چه سخنانى از مشركان، ناسزاگويى به خداوند محسوب مى شود، هر كس به اولياى خدا ناسزا گويد در حقيقت خدا را دشنام داده است و چه كسى ظالمتر از آنكه موجب دشنام گويى به خدا و اولياى او شود؟ ... .

10- دشنام به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 4

4 - دشنام به كافران و مقدسات آنها، در صورتى كه موجب عكس العمل متقابل آنان گردد، حرام است. *

و لاتسبوا . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

در صورتى كه جمله «فيسبوا . ..» علت نهى باشد، نه حكمت آن، حرمت دشنام به كافران و مقدسات آنها به مواردى محدود است كه عكس العمل متقابل مشركان را در پى داشته باشد.

11- دشنام به متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 35 - 2

2 - تقواپيشگان در دنيا ، گرفتار سخنان زشت و ياوه سرايى هاى مخالفان

لايسمعون فيها لغوًا

مژده به نبود بعضى از زشتى ها در بهشت - با توجّه به بى شمار بودن آنچه بهشت عارى از آن است - بيانگر اين مطلب است كه بهشتيان در دنيا، با اين امور ناخوشايند مواجه و از آن در رنج خواهند بود.

12- دشنام به معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 22

22 - عن أبى عبدالله(ع): . .. كان المؤمنون يسبون ما يعبد المشركون من دون الله و كان المشركون يسبون ما يعبد المؤمنون فنهى الله المؤمنين عن سب آلهتهم لكى لايسب الكفار إله المؤمنين ... فقال: «و لاتسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم».

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. مؤمنان، معبودهاى غير خدا را كه مورد پرستش مشركان بود، دشنام مى دادند و مشركان نيز معبود مؤمنان را ناسزا مى گفتند، پس خداوند مؤمنان را از دشنام دادن به معبودهاى مشركان نهى فرمود، تا كفار نيز معبود مؤمنان را دشنام ندهند و آيه فوق را در اين مورد نازل كرد.

13- دشنام به مقدسات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 4

4 - دشنام به كافران و مقدسات آنها، در صورتى كه موجب عكس العمل متقابل آنان گردد، حرام است. *

و لاتسبوا . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

در صورتى كه جمله «فيسبوا . ..» علت نهى باشد، نه حكمت آن، حرمت دشنام به كافران و مقدسات آنها به مواردى محدود است كه عكس العمل متقابل مشركان را در پى داشته باشد.

14- دشنام به نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 11

11 - طرد شدن نوح پيامبر ( ع ) ، از سوى قومش ، با دشنام و اتهام

و قالوا مجنون و ازدجر

برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه «و ازدجر» به معناى «و ازدجره قومه» باشد.

15- دشنام جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 5

5 - مظلوم ، مجاز به دشنام دادن ظالم و افشاگرى عليه اوست .

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم

16- دشنام حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 4

4 - دشنام به كافران و مقدسات آنها، در صورتى كه موجب عكس العمل متقابل آنان گردد، حرام است. *

و لاتسبوا . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

در صورتى كه جمله «فيسبوا . ..» علت نهى باشد، نه حكمت آن، حرمت دشنام به كافران و مقدسات آنها به مواردى محدود است كه عكس العمل متقابل مشركان را در پى داشته باشد.

17- دشنام در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 25 - 1

1 - در بهشت پيشتازان ( سابقون ) ، هرگز كسى از ديگرى سخن لغو و بيهوده و يا نسبت ناروا نخواهد شنيد .

لايسمعون فيها لغوًا و لاتأثيمًا

«لغو» به سخنى گفته مى شود كه هيچ فايده اى بر آن مترتب نباشد و «تأثيم» به معناى نسبت دادن گناه به كسى است.

18- دشنام در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 14

14 - ناسزاگويى و لعن ديگران ، در روز قيامت ، امرى ممكن است .

ثمّ يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض و يلعن بعضكم بعضًا

19- دشنام در يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 16

16 - امام باقر ( ع ) فرمود : « هذه الكلمة سب بالعبرانية ، إليه كانوا يذهبون ;

اين كلمه (راعنا) به زبان عبرى فحش است و آنان (يهود) اين كلمه را به عنوان فحش استعمال مى كردند».

20- دشنام دهندگان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 3

3 - بدگويى و ياوه سرايى كافران مرفه ، عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محفل هاى شبانه شان

سمرًا تهجرون

سمر» (مصدر «سامر»); يعنى، گفت وگو و تشكيل محفل شبانه. «سامر» اسم جمع است مانند: «حاج»، «حاضر» و «حامل». «سامراً» حال ديگر براى ضمير فاعل «تنكصون» است. «تهجرون» - به تقدير تهجرون به - مشتق از «هُجر» (بدگويى) و يا «هَجر» (هزيان و ياوه گويى) است. جمله «تهجرون» (فعل و فاعل) در محل نصب و نعت براى «سامراً» مى باشد; يعنى، «در حالى كه در محافل شبانه، درباره آن بدگويى مى كرديد».

21- دشنام دهندگان به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 3

3 - بدگويى و ياوه سرايى كافران مرفه ، عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محفل هاى شبانه شان

سمرًا تهجرون

سمر» (مصدر «سامر»); يعنى، گفت وگو و تشكيل محفل شبانه. «سامر» اسم جمع است مانند: «حاج»، «حاضر» و «حامل». «سامراً» حال ديگر براى ضمير فاعل «تنكصون» است. «تهجرون» - به تقدير تهجرون به - مشتق از «هُجر» (بدگويى) و يا «هَجر» (هزيان و ياوه گويى) است. جمله «تهجرون» (فعل و فاعل) در محل نصب و نعت براى «سامراً» مى باشد; يعنى، «در حالى كه در محافل شبانه، درباره آن بدگويى مى كرديد».

22- زشتى دشنام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 25 - 4

4 - زشتى و ناروايى بيهوده گويى و دادن نسبت هاى ناروا به ديگران

لايسمعون فيها لغوًا و لاتأثيمًا

23- سرزنش دشنام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 2

2 - ناخشنودى خداوند از بدزبانى و زشت گويى مردم نسبت به يكديگر

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «من القول» قيد براى «السوء» باشد كه با توجه به استثناى «الا من ظلم»، معلوم مى شود مراد از «سوء من القول»، سخنان ناروايى است كه درباره ديگرى گفته شود.

24- سرزنش دشنام به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 1

1 - سرزنش رفاه زدگان از سوى خدا ، به خاطر ياوه سرايى هاى آنان عليه قرآن

مستكبرين به سمرًا تهجرون . أفلم يدّبّروا القول ... ءاباءهم الأوّلين

استفهام در آيه فوق، استفهام توبيخى است و ضمير جمع در آن به «مترفين» باز مى گردد. خداوند در اين بخش از آيات، آنها را به خاطر اتهاماتى كه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن مى زدند، مورد سرزنش قرار داده و با ارائه دلايل گوناگون، همه راه هاى عذرتراشى شان را سد كرده است. آيه فوق، در ردّ اتهامات آنان به قرآن است.

25- عذاب اخروى دشنام دهندگان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 5

5 - ناسزا گويان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از امداد هاى الهى در برابر عذاب قيامت

لاتجئروا اليوم . .. سمرًا تهجرون

26- عذاب اخروى دشنام دهندگان به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 5

5 - ناسزا گويان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از امداد هاى الهى در برابر عذاب قيامت

لاتجئروا اليوم . .. سمرًا تهجرون

27- علم اهميت اجتناب از دشنام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 1

1 - لزوم اجتناب از دشنام به بتها و ديگر مقدسات مشركان

و لاتسبوا الذين يدعون من دون الله

درباره مراد از موصول «الذين . ..» دو احتمال وجود دارد: يكى آنكه مقصود مشركان و ديگر آنكه معبودهاى آنان باشد، يعنى: «لاتسبوا الذين يدعونهم». البته عائد صله «هم» حذف گرديده است.

28- محروميت دشنام دهندگان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 5

5 - ناسزا گويان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از امداد هاى الهى در برابر عذاب قيامت

لاتجئروا اليوم . .. سمرًا تهجرون

29- محروميت دشنام دهندگان به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 5

5 - ناسزا گويان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از امداد هاى الهى در برابر عذاب قيامت

لاتجئروا اليوم . .. سمرًا تهجرون

30- ناپسندى دشنام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 26 - 3

3 - بيهوده گويى و دادن نسبت هاى ناروا ، دو بيمارى روحى - روانى براى انسان ها

إلاّ قيلاً سلمًا سلمًا

از تعبير «سلاماً» استفاده مى شود كه «لغو» و «تأثيم» - كه در آيه پيش آمده - دو گونه از بيمارى است.

2- دعا

1- دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 7

7 - حواريون از خداوند درخواست كردند كه همواره - در دنيا و آخرت - ، همراه گواهان ( انبيا ) باشند .

فاكتبنا مع الشاهدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 1،2

1 - پيامبران الهى و دست پروردگان آنان ، دعاكنندگان به درگاه پروردگار يكتا

و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا

در برداشت فوق، ضمير «قولهم» به پيامبران و ياوران آنان (ربّيّون) برگشت داده شده است.

2 - درخواست بخشايش گناهان و زياده روى ها ، پايدارى بر راه پيامبران و چيرگى بر كافران ، تنها سخن دست پروردگان انبيا در هنگامه هاى پيكار

و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا و ثبّت اقدا

در برداشت فوق، ضمير «قولهم»، تنها به «ربّيّون» برگشت داده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 1،2،8،11

1 - پذيرفته شدن دعاى همرزمان انبياى گذشته ، در پيكار با دشمنان دين

فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا و حسن ثواب الاخرة

«ثواب الدّنيا»، مى تواند اشاره به پيروزى مجاهدان باشد كه با جمله «و انصرنا على القوم الكافرين» درخواست شده بود. و «ثواب الاخرة»، حكايت از برآورده شدن خواسته ديگر آنان دارد كه با جمله «و اغفرلنا ذنوبنا»، درخواست شده بود. زيرا ثواب آخرت در

گرو آمرزش گناهان است.

2 - ثبات قدم ( پايمردى ) و پيروزى بر دشمنان ، پاداش دنيوى خداوند به مجاهدان صابر و نيايشگر

ربّنا . .. و ثبّت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا

8 - دعا و درخواست پيكارگران شكيبا به درگاه خداوند در هنگامه كارزار ، مقرون به استجابت است .

ربّنا اغفرلنا . .. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا

11 - پيكارگران شكيبا و نيايشگران به درگاه خدا ، نيكوكار و محبوب خداوند هستند .

و كايّن من نبىّ قاتل . .. ربّنا ... و اللّه يحبّ المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 14

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به گذشت از حقوق خويش بر مردم و طلب آمرزش براى آنان نسبت به حقوق الهى

فاعف عنهم و استغفر لهم

از اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از يكسو مأمور به گذشت از مردم و از سوى ديگر مأمور به طلب مغفرت براى آنان از خدا مى شود، مى توان به دست آورد كه مراد از «فاعف»، گذشت از حقوق خود پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مراد از «فاستغفر»، طلب مغفرت در مورد حقوق خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 6

6 - شادمانى و علاقه شهيدان نسبت به سعادتمندى ديگر مجاهدان و رسيدنشان به مقام كشته شدگان راه خدا

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 28

28 - دعاى خردمندان براى رهايى از عذاب دوزخ

لاولى الالباب . .. فقنا عذاب النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 192 - 5

5 - خردمندان ، خواستار كرامت انسانى و گريزان از خذلان و خوارى

لاولى الالباب . .. ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته

خردمندان از آن جهت خواهان دورى از آتشند كه ورود در آتش را حاكى از خوارى و خفّت خويش در پيشگاه خداوند مى دانند و اين معنا كاشف از كرامتخواهى آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 9

9 - آمرزش گناهان و پوشاندن بدى ها ، تقاضاى خردمندان از پيشگاه پروردگار

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 1،12،13

1 - بهره مندى از پاداش هاى موعود الهى ، خواسته خردمندان از پروردگار خويش

لاولى الالباب . .. ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك

12 - خردمندان ، خواستار عزّت و سرافرازى از خداوند در دنيا و آخرت

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

13 - دور ماندن از خوارى و خذلان در روز قيامت ، خواسته و دعاى خردمندان به پيشگاه خداوند

و لا تخزنا يوم القيمة

2- آثار اجتماعى دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 18

18 - دعا و نيايش ، در خدمت ايجاد الفت اجتماعى ميان مؤمنان

ربّنا اغفر لنا . .. و لاتجعل فى قلوبنا

محتواى دعا در اين آيه، مى رساند كه دعا به نوبه خويش زمينه ساز الفت اجتماعى و تحكيم بخشِ پيوندهاى امت اسلامى است.

3- آثار اخلاص در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 7

7 - نيايش خالصانه به درگاه خدا ، عامل جلب رحمت او و بر طرف كننده گرفتارى ها است .

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه ثمّ إذا خوّله نعمة منه

«تخويل» (مصدر «خول») به معناى اعطا و بخشش است و مقصود از جمله «إذا خوّله نعمة منه»، رفع گرفتارى و اعطاى نعمت آسودگى است كه پس از دعا و نيايش بندگان به درگاه الهى تحقق مى پذيرد.

4- آثار التزام به دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 12

12- پاى بندى به دعا و عبادت ، شرط شايستگى افراد براى همنشينى و مصاحبت است .

و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ

5- آثار اميدوارى در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 19

19- نقش مؤثر پيشى گرفتن در كار هاى نيك و دعاى همراه با رغبت و اميد و خشوع به درگاه الهى ، در استجابت دعا

فاستجبنا له . .. إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت ... و كانوا لنا خشعين

6- آثار تداوم دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 11

11- خو گرفتن به دعا و نيايش در صبح و پسين ، مايه ارجمندى نزد خداوند و شايستگى براى همنشينى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ

فعل «يدعون» مضارع و براى استمرار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 144 - 3

3 - دعا و تسبيح مستمر خداوند ، مايه نجات از گرفتارى و غم و اندوه

فلولا أنّه كان من المسبّحين . للبث فى بطنه إلى يوم يبعثون

7- آثار ترك دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 7

7 - روى گردانى از نيايش و تضرع در برابر خدا ، گردنكشى و موجب محروميت از محبت الهى است .

ادعوا ربكم . .. إنه لايحب المعتدين

8- آثار دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 6 - 11

11 - دعا به درگاه خدا ، نقش مؤثرى در دستيابى به هدايت دارد .

إهدنا الصرط المستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 14

14 - دعا به درگاه خداوند ، مؤثر در برآورده شدن خواسته هاى معنوى انسان است .

ربنا واجعلنا مسلمين لك . .. و تب علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 161 - 7

7 - تأثير و نقش دعا و نفرين فرشتگان و انسان ها در دورى گنهكاران از رحمت الهى

أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 186 - 13

13 - دعا كردن به درگاه خدا و باور داشتن به اجابت آن ، زمينه ساز هدايت يابى انسان است .

فليستجيبوا لى و ليؤمنوا بى لعلهم يرشدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 202 - 1،2

1 - آنان كه خواهان حَسَنه دنيوى و اُخرويند ، از آنچه انجام داده اند ، بهره خواهند برد .

و منهم من يقول ربّنا اتنا . .. اولئك لهم نصيب مما كسبوا

2 - نقش دعا ، در رسيدن به مطلوب

ربّنا اتنا فى الدنيا حسنة . .. اولئك لهم نصيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 2،5

2 - نقش دعا در پيروزى رزمندگان جبهه حقّ

قالوا ربّنا . .. فهزموهم باذن اللّه

5 - اجابت دعا و نيايش طالوتيان ، با هزيمت و شكست سپاه جالوت

قالوا ربّنا . .. و انصرنا على القوم الكافرين. فهزموهم باذن اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 8 - 13

13 - تداوم هدايت ، در پرتو دعا و استمداد از پروردگار

ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 10

10 - نقش دعا و درخواست از خداوند ، در دستيابى انسان به آرمان خويش

هنا لك دعا زكريا ربّه قال ربّ هب لى من لدنك ذرية طيبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 6،7

6 - نقش سازنده دعا در ميدان جنگ و تشويق الهى به آن

و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا . .. و انصرنا على القوم الكافر

7 - نقش بنيادين و سازنده دعا در صلابت ، قوّت و تسليم ناپذيرى پيكارگران

فما وهنوا . .. و ما ضعفوا و ما استكانوا ... و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا ا

يادآورى دعاى مجاهدان ربّانى پس از بيان استقامت آنان، مى تواند اشاره اى باشد به اينكه دعا از موجبات استقامت و حماسه آفرينى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 3،14

3 - مجاهدت در راه خدا به همراهى پيامبران الهى و دعا به درگاه او ، موجب بهره مندى از پاداش هاى دنيوى و اخروى

و كايّن من نبىّ . .. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا و حسن ثواب الاخرة

14 - جهاد ، صبر ، دعا ، استغفار و بينش خدامحورى ، از عوامل جلب محبّت الهى

قاتل معه . .. و اللّه يحبّ الصّابرين ... ربّنا اغفر لنا ... و انصرنا ... و اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 34

34 - دعا براى نجات يافتن از عذاب دوزخ ، وسيله اى براى رهايى يافتن از آن

فقنا عذاب النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 19

19 - نقش دعا در تحقق وعده هاى الهى و رهايى از خذلان در آخرت

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

اگر دعا در تحقق وعده هاى الهى تأثير نداشت، خداوند آن را به عنوان ويژگى مؤمنان خردمند نقل نمى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 19

19 - نقش دعا در جلب فضل الهى

و سئلوا اللّه من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 106 - 2

2 - ضرورت نيايش قاضيان به درگاه خداوند ، براى دورى نفس آنان از تمايل به خيانتكاران

و لاتكن للخائنين خصيماً. و استغفر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 6

6 - دعا از اسباب برطرف شدن عذابها و دشواريها

إن أتيكم عذاب اللّه . .. فيكشف ما تدعون إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 8

8 - دعا و نيايش محسنان به درگاه خدا مايه به فعليت رسيدن استعداد آنان براى دستيابى به رحمت خاص الهى است .

و ادعوه . .. إن رحمت اللّه قريب من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 135 - 4

4 - دعا به درگاه خداوند ، مؤثر در جلب رحمت او و رفع دشوارى ها و بلاها

فلما كشفنا عنهم الرجز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 16

16 - دعا به درگاه خدا نقش مؤثر براى جلب رحمت او دارد .

و اكتب لنا . .. فسأكتبها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 6

6 - دعا و استغاثه آدمى به درگاه خداوند از اسباب بهره مندى وى از امداد هاى الهى

إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 17

17- درخواست بصيرت از خداوند ، توجه به قرآن و حقايق مطرح شده در آن و مطالعه تورات ، راه هاى زدودن شك و شبهه درباره حقانيت قرآن است .

أفمن كان على بيّنة . .. فلاتك فى مرية منه

روشن است كه شك و شبهه، همانند علم و يقين كه از امور قلبى است، با امر و نهى قابل ايجاد و رفع نيست. بنابراين جمله «فلاتك فى مرية منه» (در حقانيت قرآن شك نداشته باش) ارشاد به فراهم آوردن زمينه هايى است كه مايه برطرف شدن شك مى شود و آنها همان حقايقى است كه در صدر آيه، بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 15

15- دعا و نيايش به درگاه خدا و استمداد از او ، راه مصون ماندن از گناه و انحرافات جنسى است .

رب . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 4،5

4- اظهار نياز به درگاه خدا ، داراى نقشى بسزا در جلب حمايت او و برآورده شدن نياز هاى انسان

فاستجاب له ربه . .. إنه هو السميع العليم

5- نقش دعا در رقم خوردن سرنوشت آدمى

إلاّ تصرف عنى كيدهنّ . .. فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 13

13- دعا مى تواند در قلب و جان ديگران تأثير گذارد و آن را دگرگون سازد .

فاجعل أفئدة من الناس تهوى إليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 9،14

9- نقش مؤثر دعا در فرزنددار شدن انسان ، حتى در سالخوردگى و هنگام يأس از تأثير عوامل طبيعى

الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمعيل و إسحق إن ربّى لسميع الدعاء

14- نقش مؤثر دعا در كنار ديگر عوامل طبيعى ، براى تأمين نياز ها و خواسته هاى انسان

الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمعيل و إسحق إن ربّى لسميع الدعاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 15

15- دعا زمينه دستيابى به « وجه اللّه » و جلب رضايت او است .

يدعون ربّهم بالغدوة . .. يريدون وجهه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 3 - 3،8

3- پيامبران نيز براى حل مشكلات خويش به دعا رو مى آوردند .

عبده زكريّا . إذ نادى ربّه نداءً خفيًّا

8- نقش مهم دعا و التجا به درگاه خدا ، در تحولات زندگى انسان و تأمين نياز هاى وى

ذكر رحمت ربّك عبده زكريّا . إذ نادى ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 4 - 7،8،11

7- زكريا همواره از دعا ، براى رفع مشكلات خويش ، بهره مى گرفت .

و لم أكن بدعائك ربّ شقيًّا

«باء» در «بدعائك» سببيه يا به معناى «فى» است و مفاد آيه اين است كه در دعاهاى گذشته ام هيچ گاه محروم نشده ام و به سبب آنها سعادت مند بوده ام.

8- دعا و نيايش به درگاه خدا ، از ميان برنده سختى ها و مانع گرفتارى انسان به دام شقاوت است .

و لم أكن بدعائك ربّ شقيًّا

«شقاوت» نقطه مقابل سعادت است (مفردات راغب) و به معناى «سختى و زحمت» نيز مى آيد (قاموس).

11- زكريا ، زندگى سعادت مندانه خود را مرهون راز و نياز و دعا به پيشگاه خداوند مى دانست .

و لم أكن بدعائك ربّ شقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 11،16،20

11- دعا ، حتى براى پيامبران ، امرى سازنده و مؤثر است .

و أعتزلكم . .. و أدعوا ربّى

16- ابراهيم ( ع ) ، در آستانه هجرت خود از ديار بت پرستان ، به رفع سختى ها و كسب سعادت خود اميدوار بود و دعا به درگاه خداوند را عامل آن مى دانست .

عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا

20- دعا ، مانع شقاوت و بدبختى انسان است .

عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 25 - 9

9 - دعا در رشد و تربيت پيامبران ، داراى نقش اساسى است .

ربّ اشرح لى صدرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 26 - 5

5 - دعا در آسان شدن مشكلات تبليغ دين ، داراى نقش اساسى است .

و يسّر لى أمرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 27 - 6

6 - دعا در درمان بيمارى ها و شفاى آسيب ديدگى هاى انسان مؤثر است .

واحلل عقدة من لسانى

گفته شده است لكنت زبان موسى(ع)، از صدمه ديدن براثر آتشى بوده كه در دوران كودكى به دهان برده و بر زبان نهاده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 31 - 3

3 - دعا در اثر بخشى خدمات ديگران به پيشبرد اهداف نظراتشان ، مؤثر است .

أشدّد به أزرى

خواسته موسى از خداوند اين بود كه هارون(ع) را وسيله قوت يافتن او قرار دهد، چنين خواسته اى حاكى از اين است كه موسى(ع) مى دانست دعاى او در ثمربخشى تلاش هارون بى اثر نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 36 - 4

4 - دعا و درخواست از خداوند ، در برآورده شدن خواسته ها و رسيدن به آن ، مؤثر است .

قال ربّ اشرح . .. قال قد أُتيت سؤلك

برآورده شدن خواسته هاى موسى(ع) پس از دعا و تقاضاى ملتمسانه او به درگاه خداوند بود و اين نشان دهنده نقش دعا در اجابت خواسته ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 3

3- نداكردن خدا و دعا و نيايش به درگاه او ، استجابت و پاسخ گويى او را در پى دارد .

إذ نادى ربّه . .. فاستجبنا له فكشفنا ما به من ضرّ

آيه شريفه - همان گونه كه جمله «رحمة من عندنا و ذكرى . ..» به صراحت بيان مى دارد - در صدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و نيز براى درس آموزى است. از اين رو آيه شريفه، اختصاص به ايوب(ع) ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 4

4- دعا ، وسيله اى مؤثر براى نجات از گرفتارى و اندوه

فنادى . .. و نجّينه من الغمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 11

11- دعا و نيايش ، از موجبات و زمينه هاى فرزنددار شدن و اصلاح نازايى است .

ربّ لاتذرنى فردًا . .. فاستجبنا له و وهبنا له يحيى و أصلحنا له زوجه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 93 - 4

4 - نقش مؤثر دعا ، در ايمن ماندن از شرور

قل ربّ إمّا ترينّى ما يوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 6

6 - نقش مؤثر دعا در ايمن ماندن انسان ها از خطر وسوسه هاى شياطين

و قل ربّ أعوذ بك من همزت الشيطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 7

7 - استغفار و دعا براى جلب رحمت الهى ، از مشخصات عبوديت و ايمان

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا و ارحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 18

18 - تأثير مثبت و سازنده دعا و آرزو كردن در نيل به مقامات والا و رشد و كمال معنوى

و اجعلنا للمتّقين إمامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 77 - 1،2،3

1 - ارزش و منزلت انسان در پيشگاه خداوند ، منوط به دعا و عبادت كردن او است .

قل مايعبؤا بكم ربّى لولا دعاؤكم

2- «دعاؤكم» اضافه مصدر به مفعولش باشد; كه در اين صورت «دعا» به معناى دعوت است; يعنى، «لولا دعاؤه إيّاكم إلى الإسلام; اگر نبود دعوت كردن خدا يا پيامبر شما را به سوى اسلام». گفتنى است برداشت فوق مبتنى بر ديدگاه نخست است.

2 - دعا و عبادت ، موجب توجه و عنايت خدا به انسان است .

قل مايعبؤا بكم ربّى لولا دعاؤكم

3 - انسان ، من هاى دعا و عبادت ، فاقد ارزش و منزلت در پيشگاه خداوند است .

قل مايعبؤا بكم ربّى لولا دعاؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 170 - 3

3 - دعا و التجا به درگاه خدا ، داراى تأثير در سرنوشت انسان

ربّ نجّنى . .. فنجّينه و أهله أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 62 - 3،6

3 - نقش دعاى خالصانه در حل مشكلات و رفع گرفتارى ها

أمّن يجيب المضط-ّر إذا دعاه و يكشف السوء

6 - رفع ناخوشايندى ها از انسان در پرتو دعا ، زمينه ساز اقتدار و توانمندى انسان در گستره حيات

و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الأرض

ذكر «يجعلكم خلفاء» بعد از «يكشف السوء» بيانگر اين نكته است كه اگر مشكلات همواره بر انسان هجوم آورد و خداوند آنها را از وى دور سازد، بشر زمينگير شده و قادر به ادامه حيات نخواهد بود. پس اين گره گشايى هاى خدا است كه زمينه آسايش و رفاه انسان را در پهنه زمين فراهم مى آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 9

9 - دعا به پيشگاه خداوند ، زمينه نجات از ناملايمات و سختى ها است .

و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم . .. ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة

اِعطاى رحمت به بندگان گرفتار در ناملايمات، در پى دعاى آنان براى نجات از آن وضعيّت، احتمال دارد به خاطر دعا و تأثير آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 17

17 - نجات از بلا هاى خطرناك و مرگ آفرين در پى دعا ، از آيه هاى توحيد خداوند است .

دعوا اللّه مخلصين . .. فلمّا نجّيهم ... و ما يجحد بأيتنا إلاّ كلّ ختّار كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 75 - 6

6 - ندا كردن خدا و حاجت بردن به درگاه او ، اجابت الهى را در پى دارد .

و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون

برداشت ياد شده از تعبير «بهترين پاسخ دهنده» براى خداوند به دست مى آيد; زيرا بهترين اجابت كننده آن كسى است كه به درخواست ها كاملاً پاسخ دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 100 - 4

4 - امكان فرزنددار شدن انسان با دعا و توسل به ربوبيت الهى

ربّ هب لى من الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 9

9 - دعا ، عامل رفع مشكلات و رنج هاى طاقت فرسا و باعث جلب رحمت و لطف الهى

إذ نادى ربّه . .. هذا مغتسل بارد و شراب . و وهبنا له أهله و مثلهم معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 7

7 - نيايش به درگاه خداوند ، عامل جلب رحمت او و برطرف كننده گرفتارى ها است .

فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا

«تخويل» (مصدر «خول») به معناى اعطا و بخشش است و مقصود از جمله «ثمّ إذا خوّلناه نعمة من-ّا» رفع گرفتارى و اعطاى نعمت آسودگى است كه پس از دعا و نيايش بندگان به درگاه الهى تحقق مى پذيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 22

22 - نقش مؤثر دعا و مناجات ، در پذيرش توبه و آمرزش گناهان و مصونيت از عذاب دوزخ

فاغفر للذين تابوا . .. و قهم عذاب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 27 - 3

3 - برخى از تقاضا ها و دعا هاى انسان ، مايه فساد و انحطاط او است .

و يستجيب الذين ءامنوا . .. و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 50 - 8

8 - دعا به درگاه خداوند ، داراى تأثير در رهايى انسان از مشكلات و سختى ها

ادع لنا ربّك . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 28 - 1،2

1 - دعا و نيايش به درگاه خداوند ، زمينه ساز راهيابى انسان به بهشت و رهايى از دوزخ

فمنّ اللّه علينا و وقينا عذاب السموم . إنّا كنّا من قبل ندعوه

2 - متقين ، دستيابى خود به بهشت را مرهون دعا ها و نيايش هاى خود به درگاه خداوند مى دانند .

فمنّ اللّه علينا . .. إنّا كنّا من قبل ندعوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 29 - 8

8 - نياز بردن به درگاه خداوند ، زمينه ساز برخوردارى از فيض او

يسله من . .. كلّ يوم هو فى شأن

از ارتباط ميان «يسئله» با«كلّ يوم. ..» و تقدم «يسئله»، مى توان مطلب بالا را برداشت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 13

13 - دعا و نيايش به درگاه خداوند ، داراى تأثير در تزكيه قلب ها از كينه و بدخواهى

يقولون ربّنا . .. و لاتجعل فى قلوبنا غلاّ

تمجيد خداوند از دعاى مؤمنان، نشانگر تأثير آن است; زيرا در صورتى كه دعا و تمنا لغو و بى تأثير باشد، مجالى براى تمجيد نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 2

2 - تأثير دعا ، در تغيير حوادث و مسائل اجتماعى

ربّنا لاتجعلنا فتنة

از اين كه كسى چون حضرت ابراهيم(ع) براى بر طرف شدن مشكل دعا كرده و خداوند عمل او را به عنوان عملى بايسته و الگو معرفى مى نمايد، نشانه تأثير داشتن دعا در برداشته شدن مشكلات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 4

4 - به زحمت افكندن خويش در اوقات فراغت ، براى دعا به درگاه خداوند ، تلاشى ثمربخش و درپى دارنده آسانى و آسودگى است .

إنّ مع العسر يسرًا . فإذا فرغت فانصب

حرف «فاء»، اين آيه را بر مفاد آيه قبل تفريع كرده است; يعنى، حال كه هر دشوارى، سهولت آفرين است; پس سختىِ تضرع و دعا را بر خود هموار ساز.

9- آثار دعاى خالصانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 4،9،11

4 - خداوند برطرف كننده عذاب و سختى از مشركان، پس از توجه و دعاى خالصانه آنان

بل إياه تدعون فيكشف ما تدعون إليه

9 - امكان برطرف شدن عذابهاى قيامت با دعاى خالصانه گرفتاران به آن

أو أتتكم الساعة . .. فيكشف ما تدعون إليه إن شاء

اگر مراد از «الساعة» قيامت باشد، آيه برطرف شدن شدايد قيامت را پس از توجه خالصانه، امرى ممكن، ولى منوط به مشيت خدا، دانسته است.

11 - امكان تأخير مرگ با دعاى خالصانه

أو أتتكم الساعة . .. فيكشف ما تدعون إليه

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الساعة» هنگام مرگ و جان كندن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 12 - 7

7 - نيايش خالصانه به درگاه خدا ، عامل جلب رحمت او و مايه رفع گرفتاريهاست .

و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا . .. فلما كشفنا عنه ضرّه

تفريع جمله «لما كشفنا» بر «دعانا» بيانگر برداشت فوق است.

10- آثاردعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 32 - 6

6 - تأثير دعا در رشد و تعالى ديگران

و أشركه فى أمرى

11- آداب دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 6 - 3

3 - ستايش خدا و اظهار عبوديت به درگاه او از آداب دعاست .

الحمد للّه رب العلمين . .. إهدنا الصرط المستقيم

از اينكه دعا به درگاه خدا و درخواست از او (اهدنا الصراط المستقيم)، پس از حمد و ستايش الهى و اظهار عبوديت در پيشگاه وى ذكر شده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 2

2 - التجا به مقام ربوبى خداوند ، از آداب دعا و درخواست نياز ها از درگاه اوست .

رب اجعل هذا بلداً ءامناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 6،9،13

6 - عمل نيك را در پيشگاه خداوند شايسته ذكر ندانستن ، امرى پسنديده است . *

ربنا تقبل منا

مفعول «تقبل» (بپذير) ساختن كعبه است. ابراهيم و اسماعيل (ع) با نياوردن مفعول; يعنى، ياد نكردن از عمل نيكشان، اين نكته را بيان مى دارند كه عملشان در پيشگاه خداوند شايسته ذكر نيست.

9 - التجا به مقام ربوبى خداوند ، از آداب دعا به درگاه اوست .

ربنا تقبل منا

13 - ستايش خداوند ، از آداب دعاست .

ربنا تقبل منا إنك أنت السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 12

12 - ستايش خداوند در پايان دعا ، از آداب دعاست .

ربنا وابعث . .. إنك أنت العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 3

3 - توجّه به ربوبيّت الهى ، از آداب دعا

من يقول ربّنا اتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 201 - 1،2،3

1 - تمجيد آن دسته از مردم كه پس از انجام مناسك حج ، خواهان نيكو هاى دنيا و آخرت و نجات از آتش هستند .

و منهم من يقول ربنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النّار

2 - درخواست از مقام ربوبيّت خداوندى ، از آداب دعا

ربّنا اتنا

3 - تعليم چگونگى دعا و درخواست از خداوند

و منهم من يقول ربّنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 8 - 14

14 - دعا به هنگام برخوردارى از نعمت هدايت الهى ، براى تداوم بخشيدن به آن ، شيوه راسخين در علم

و الرّاسخون فى العلم . .. ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 16 - 5،7،9

5 - اظهار ايمان قبل از دعا ، از آداب طلب غفران و نيايش

امنّا فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

7 - مطلوبيّت دعا و تعميم دادن آن نسبت به همگان

ربّنا . .. فاغفرلنا

9 - درخواست از مقام ربوبيّت حق و عدم اتّكاى به عمل صالح خويش ، ادب دعا

ربّنا انّنا امنّا

همواره در قرآن، ايمان و عمل صالح با هم ذكر مى شود; ولى در اينجا چون مقام دعاست، گوينده على رغم دارا بودن عمل صالح «تقوا»، يادى از آن نمى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 4،5

4 - سحرگاهان ، مناسبترين زمان براى استغفار و طلب آمرزش از درگاه خداوند

و المستغفرين بالاسحار

5 - مزيّت و برترى بعضى از زمان ها ، براى دعا و استجابت

و المستغفرين بالاسحار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 9،15،17

9 - درخواست از مقام ربوبيّت خدا ، ادب دعا

ربّ انّى نذرت لك

15 - اقرار به شنوايى و علم گسترده الهى ، ادب دعا

ربّ . .. انّك انت السميع العليم

17 - احساس حضور در پيشگاه پروردگار شنوا و دانا ، ادب دعا

ربّ . .. فتقبّل منّى انّك انت السميع العليم

«احساس حضور»، از ضماير خطاب استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 7

7 - درخواست از مقام « ربوبيت » خدا ، ادب دعا

قال ربّ هب لى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 2

2 - توجّه زكريا به ربوبيّت خدا ، در هنگام دعا

قال ربّ اجعل لى اية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 2

2 - تمسك به ربوبيت خدا ، ادب دعا و نيايش

ربّنا امنا بما انزلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 22

22 - ابتهال در دعا ، باز كردن و بالا بردن دست ها و ساعد ها به سوى آسمان است .

ثم نبتهل

امام صادق (ع): . .. و الابتهال تبسط يديك و ذراعيك الى السّماء.


كافى، ج 2، ص 480، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 350، ح 171.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 13،18

13 - توجّه به ربوبيّت خداوند ، از آداب دعا

ربّنا انّنا . .. ربّنا فاغفرلنا

18 - شريك ساختن همكيشان در دعا ، از آداب آن

ربّنا انّنا سمعنا . .. فامنّا ربّنا فاغفرلنا ... و كفّر عنّا ... و توفّنا مع الا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 18

18 - لزوم اميدوارى به فضل خداوند در دعا و تقاضا از او

و سئلوا اللّه من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 17

17 - توجه به ربوبيّت خدا ، از آداب دعا

ربّنا اخرجنا . .. و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك نصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 14

14 - توجه به ربوبيت خداوند از آداب دعا و نيايش

ربنا ءامنا فاكتبنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 4

4 - درخواست از مقام الوهيت و ربوبيت خداوند از آداب دعا و مؤثر در استجابت آن

قال عيسى ابن مريم اللّهم ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 3،4،5،8

3 - لزوم تضرع ( احساس ذلت و كوچكى ) در دعا به درگاه خداوند

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية

«تضرع» (تذلل و اظهار كوچكى) مصدر است و در آيه به معناى اسم فاعل و حال براى فاعل «ادعوا» مى باشد ; يعنى: ادعوا ربكم متضرعين.

4 - دعا در نهان ، توصيه خداوند به بندگان

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية

«خفية» (نهان كردن) مصدر است و در آيه به معناى اسم فاعل و حال براى فاعل «ادعوا» مى باشد ; يعنى: ادعوا ربكم مخفين دعاءكم.

5 - لزوم اخلاص در دعا

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية

ترغيب به نهان ساختن دعاها مى تواند براى پيشگيرى از نفوذ ريا در دعا باشد.

8 - علنى ساختن دعا و نداشتن تضرع در آن ، تجاوز از آداب دعا به درگاه خداست .

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية إنه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 5

5 - هراس از مقام ربوبى خدا و نقمت او و اميد داشتن به رحمت وى ، از آداب دعا و نيايش به درگاه خداوند است .

و ادعوه خوفاً و طمعاً

هر يك از «خوفاً» و «طمعاً» مصدرى است به معناى اسم فاعل و حال براى فاعل «ادعوه» مى باشد. يعنى «ادعوه خائفين و طامعين». متعلق «طمعاً» به قرينه فراز بعد رحمت خداست و در مقابل، متعلق «خوفاً» نقمت خدا و دورى از رحمت او خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 126 - 15

15 - توسل به ربوبيت خداوند از آداب دعا به درگاه اوست .

ربنا أفرغ علينا صبراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 151 - 6،10

6 - توجه و تمسك به ربوبيت خداوند ، از آداب دعا به درگاه اوست .

قال رب

10 - بيان « أرحم الراحمين » بودن خدا پس از درخواست آمرزش و رحمت ، از آداب دعا به درگاه ربوبى است .

و أنت أرحم الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 8

8 - بنى اسرائيل ، در دعاى خود به صفت رحمت خداوند متوسل شدند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 1

1 - اظهار خضوع و تذلل همراه توسل به ربوبيت خداوند و اعتراف مكرر به آن ، از آداب دعاست .

و قال موسى ربنا . .. ربنا ليضلوا ... ربنا اطمس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 45 - 2

2- التجا به مقام ربوبى ، از آداب دعاست .

و نادى نوح ربه فقال رب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 3

3- تمسك و توسل به ربوبيت خداوند ، از آداب دعاست .

قال رب . .. إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 17

17- توجه به ربوبيت خدا ، از آداب دعاست .

قال رب . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 17

17- توصيف خداوند به صفت رحمت بخشى ( مانند ارحم الراحمين ) از آداب استغفار و دعا براى آمرزش است .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 6

6- توجه به ربوبيّت خدا از آداب دعا و استغفار است .

سوف أستغفر لكم ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 2،26

2- توجه به ربوبيّت خداوند از آداب دعا و نيايش است .

رب قد ءاتيتنى . .. توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصلحين

26- ياد كردن از نعمت هاى خداوند و ستايش كردن او با صفاتى شايسته ، از آداب دعا به درگاه اوست .

رب قد ءاتيتنى من الملك . .. فاطر السموت و الأرض ... توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 6

6- خواندن خداوند با اسم « ربّ » از آداب دعاست .

ربّ اجعل هذا البلد ءامنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 38 - 3،4

3- ذكر صفت هاى خداوند ( صفات كمال و جمال ) از آداب دعا به درگاه اوست .

ربّنا إنك تعلم ما نخفى و ما نعلن

4- حسن عرض حاجت كردن و بر زبان راندن نياز ها و مشكلات به درگاه خداوند به هنگام دعا

ربّ اجعل هذا البلد ءامناً . .. ربّنا إنى ... بواد غير ذى زرع ... ربّنا إنك تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 6

6- برشمردن و به زبان آوردن نعمت ها به هنگام حمد و ستايش خداوند ، امرى پسنديده و از آداب دعاست .

الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمعيل و إسحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 40 - 8

8- دعا براى استجابت دعا ها ، از آداب دعاست .

ربّنا و تقبّل دعاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 41 - 10

10- هر دعا كننده اى لازم است خواسته هاى اساسى خويش را ، در دعا ، در اولويت قرار دهد . *

ربّنا اغفرلى و لولدىّ . .. يوم يقوم الحساب

اينكه حضرت ابراهيم(ع) در دعاها و مناجاتش، به ويژه در طلب آمرزش، خود را بر ديگران مقدم داشته است، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه هر فرد دعا كننده اى خواسته اساسى خود را در دعا بايد مقدم بدارد; هر چند كه نبايد ديگران را نيز از نظر دور داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 36 - 7

7- ذكر صفت ربوبيت خدا در دعا ، امرى پسنديده و مطلوب است .

قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 37 - 7

7- « قال أبوعبدالله ( ع ) : إن على بن الحسين ( ع ) . . . قال : . . . يا من استجاب لأبغض خلقه إليه إذ قال أنظرنى إلى يوم يبعثون ، إستجب لى . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: على بن الحسين(ع) فرمود: اى كسى كه [خواسته] مبغوض ترين خلق خود را اجابت كردى! آن گاه كه گفت: «أنظرنى إلى يوم يبعثون» خواسته مرا اجابت فرما. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 11

11- تمسك به ربوبيت الهى در مقام دعا و نيايش ، امرى پسنديده و نيكوست .

قل ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 2،4

2- التجا به ربوبيت خدا و خود را مربوب او دانستن ، از آداب دعا و نيايش

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق

4- بر زبان آوردن خواسته ها در پيشگاه خدا ، از آداب دعا و نيايش

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 1،4،6،11،14،20

1- جواز خواندن خدا به هر يك از نام ها و اوصاف متعدد او

ادعوا الله أو ادعوا الرحمن

4- توجه به ذات يكتاى پروردگار ، مقصود اصلى در خواندن او با نام ها و صفات متعدد

أيًّاما تدعوا فله الأسماء الحسنى

6- عدم جواز خواندن خدا به اسما و صفاتى كه داراى شايبه نقص ، كاستى و محدوديت است .

ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أيًّاما تدعوا فله الأسماء الحسنى

11- لزوم رعايت اعتدال صوت در دعا و نيايش به درگاه خداوند

لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها

14- لزوم رعايت اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط ، در نحوه انجام عبادات و نيايشها

و لاتجهر . .. و لاتخافت بها و ابتغ بين ذلك سبيلاً

احتمال دارد كه ذكر نماز و يا دعا به عنوان مظهر و مصداق اصلى عبادات و نيايشها آمده باشد و اين دو و نيز با آواز خواندن و يا با سكوت خواندن خصوصيتى نداشته باشد. بنابراين، از آيه رعايت اعتدال در نحوه انجام عبادتها قابل استفاده است.

20- « إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال : « و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها » إنما نزلت فى الدعاء . . . ;

همانا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها» [اين آيه] فقط در مورد دعا نازل شده است . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 10 - 8

8- التجا به ربوبيّت الهى ، از آداب دعا و نيايش

فقالوا ربّنا ءاتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 24 - 26

26- اظهار اميدوارى به امداد هاى الهى ، از شيوه هاى دعا به درگاه خداوند و درخواست كمك از او است .

و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا

به زبان آوردن اميد (گفتن «عسى أن . ..») انگيزه اى جز اظهار نياز و درخواست اجابت ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 9

9- توجه به ربوبيّت خداوند ، از آداب دعا است .

يدعون ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 3 - 5

5- پنهانى بودن دعا و دوربودن آن از انظار ، از آداب دعا است . *

نادى ربّه نداءً خفيًّا

يادكردن از دعاى پنهانى حضرت زكريا و نيز آيات بعدى كه استجابت دعاى او را مطرح ساخته، ممكن است به مطلوب بودن دعاى پنهانى و دور از انظار اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 4 - 3،6،12

3- توسل به ربوبيت الهى و تكرار آن ، از آداب دعا است .

قال ربّ . .. لم أكن بدعائك ربّ

6- برشمردن ضعف ها و كاستى ها و بيان ناتوانى خود از انجام خواسته ها و رفع نيازمندى ها ، از آداب دعا و نيايش است .

قال ربّ إنّى وهن العظم منّى واشتعل الرأس شيبًا

12- برشمردن لطف و عنايت هاى مكرر خداوند درگذشته عمر ، زمينه جلب رحمت و لطف الهى و از آداب دعا است .

قال ربّ . .. لم أكن بدعائك ربّ شقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 6 - 17

17- توسل به نام مقدس « ربّ » از آداب دعا است .

واجعله ربّ رضيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 4

4- زكريا ( ع ) ، هنگام دعا ، به ربوبيت خداوند توجه داشت .

قال ربّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 17

17- توجه به ربوبيت خدا ، از آداب دعا و استغفار است .

سأستغفر لك ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 14،21

14- توجه به ربوبيت الهى و نام مقدس « ربّ » از آداب دعا است .

و أدعوا ربّى . .. بدعاء ربّى

21- « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : رحم اللّه عبداً طلب من اللّه - عزّوجلّ- حاجة فألحّ فى الدعاء استجيب له أو لم يستجب ( له ) و تلا هذه الأية : « و أدعوا ربّى عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيّاً » . . . ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: رحمت خداوند بر بنده اى كه از خداى - عزّوجلّ- چيزى بخواهد و بر خواسته خود پافشارى كند، خواه دعاى او مستجاب شود و خواه مستجاب نگردد. سپس پيامبر(صلی الله علیه و آله) اين آيه را كه نقل كلام ابراهيم(ع) است تلاوت كرد «و أدعوا ربّى عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيّاً»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 25 - 6

6 - ياد كرد ربوبيت الهى و به زبان آوردن نام مقدس « ربّ » ، از آداب دعاى به درگاه او است .

قال ربّ اشرح لى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 27

27 - ذكر نام « ربّ » در دعا ، از آداب آن است .

و قل ربّ زدنى علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 5،12

5- خواندن خداوند با نام « ربّ » ، از آداب دعا و نيايش است .

و أيّوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الضرّ

12- التجاى انسان به صفت رحمت الهى ، به هنگام درخواست نياز و نيايش از آداب دعا است .

و أيّوب إذ نادى . .. و أنت أرحم الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 19

19- تهليل و تنزيه خداوند و اعتراف به تقصير و گناه كارى خويش ، از آداب دعا و نيايش است .

فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك إنّى كنت من الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 3

3- نقش تهليل و تسبيح خدا و اقرار به ظلم به خويشتن ، در استجابت دعا و رهايى از غم ها

فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك إنّى كنت من الظلمين . فاستجبنا له و ن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 11،13

11- توجه به ربوبيت خداوند و ذكر آن به هنگام دعا ، از آداب دعا و نيايش

إذ نادى ربّه ربّ لاتذرنى

13- حسن ستايش خدا و يادكردن صفات و اسماى او به گونه اى مناسب با نياز ، به هنگام نيايش و دعا

و أنت خير الورثين

برداشت ياد شده به اين دليل است كه زكريا(ع) متناسب با نياز و خواسته اش (حفظ دستاوردهاى خود در پرتو فرزنددار شدن)، خدا را به «بهترين وارث بودن» ياد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 21

21- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : الرغبة أن تستقبل ببطن كفيك إلى السماء و الرهبة أن تجعل ظهر كفيك إلى السماء ;

از امام صادق(ع) روايت شده: «رغبت» (در دعا) اين است كه كف دست هاى خود را به طرف آسمان كنى و «رهبت» اين است كه پشت دست ها را به طرف آسمان قرار دهى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 2،3

2 - لزوم التجا به مقام ربوبيت و پروردگارى خدا به هنگام دعا و عرض نياز

و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا

به كارگيرى كلمه «ربّ» در مقام عرض حاجت به جاى كلمات ديگر، مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

3 - ثنا و ستايش خدا در دعا ، با ذكر صفاتى مطابق و متناسب با درخواست و عرض نياز ، امرى پسنديده

و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا و أنت خير المنزلين

«منزل» در اين جا، كنايه از سرزمينى است كه حضرت نوح(ع) خواستار فرود آمدن در آن بود. ذكر جمله «و أنت خير المنزلين» (و تو بهترين ميزبانان هستى) در پايان دعا و متناسب با عرض نياز، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 93 - 2

2 - التجا به پروردگار ، از آداب دعا و آموزه اى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل ربّ إمّا ترينّى ما يوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 94 - 2

2 - التجا به ربوبيت خدا در دعا ، مؤثر در جلب رحمت او

قل ربّ. .. ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 3

3 - التجا به ربوبيت الهى در دعا ، از آداب توصيه شده از سوى خدا

و قل ربّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 9

9 - التجا به ربوبيت الهى و بر شمردن صفات رحمت آفرين او ، از آداب دعا و نيايش است .

يقولون ربّنا . .. و أنت خير الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 118 - 7

7 - التجا به ربوبيت الهى و برشمردن صفات رحمت آفرين او ، از آداب دعا و نيايش

و قل ربّ اغفر و ارحم و أنت خير الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 20

20 - توسل به اسم « ربّ » و ياد كرد ربوبيت خداوند ، از آداب دعا

و الذين يقولون ربّنا هب لنا . .. و اجعلنا للمتّقين إمامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 88 - 3

3 - دعا و نيايش به درگاه خداوند ، از توصيه هاى او به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتدع مع اللّه إلهًا ءاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 2،3،5،11،14

2 - به زبان آوردن استغفار ، امرى پسنديده و از آداب دعا است .

قال ربّ اغفرلى

3 - توسل به ربوبيت خداوند ، از آداب دعا است .

قال ربّ اغفرلى

5 - استغفار ، پيش از دعا و اظهار حاجت به درگاه الهى ، زمينه ساز استجابت دعا و برآوردن حاجت است .

قال ربّ اغفرلى و هب لى ملكًا

برداشت ياد شده از استغفار سليمان(ع)، پيش از اظهار حاجت و درخواست پادشاهى از خداوند برمى آيد.

11 - برترى درخواست ها و نياز هاى معنوى و اخروى ، بر درخواست ها و نياز هاى مادى و دنيايى در دعا و عرض حاجت به درگاه الهى

قال ربّ اغفر لى و هب لى ملكًا

14 - ستايش خداوند ، از آداب دعا و عرض حاجت به درگاه او است .

ربّ اغفر لى و هب لى ملكًا . ..إنّك أنت الوهّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 79 - 7

7 - ذكر صفت ربوبيت خدا در دعا ، امرى پسنديده و مطلوب

قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 81 - 7

7 - انسان در هيچ حال نبايد از استجابت دعايش به درگاه الهى ، مأيوس شود .

قال ربّ فأنظرنى . .. قال فإنّك من المنظرين . إلى يوم الوقت المعلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 3،4،17

3 - ذكر « اللّهمّ » ، سرفصل دعا و نيايش مؤمنان با خداوند

قل اللّهمّ

4 - ذكر « اللّهمّ » در آغاز ، از آداب دعا به درگاه الهى

قل اللّهمّ

17 - ثناى خداوند و ذكر اوصاف او ، پيش از اظهار حاجت ، امرى شايسته و از آداب دعا است .

قل اللّهمّ فاطر السموت . .. علم ... أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 16

16 - مناجات با خداوند و ذكر صفت ربوبيت او ، از آداب دعا و حاجت خواهى از او

ربّنا وسعت . .. فاغفر للذين تابوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 17 - 6

6 - شب هنگام ، وقت مناسب و شايسته براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 19

19 - توسل به اسما و صفات الهى ، از آداب نيايش و زمينه اجابت دعا *

ربّنا إنّك رءوف رحيم

ذكر اوصاف متعدد خداوند (ربّ، رؤوف و رحيم) در اين آيه - كه رهنمودى است به دعا كنندگان - بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 8 - 9،11

9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) : . . .قوله « و تبتّل إليه تبتيلاً » قال : الدّعاء بأصبع واحدة تشير بها . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «و تبتّل إليه تبتيلاً» روايت شده كه فرمود: [مقصود] دعا كردن همراه با اشاره يك انگشت است. ..».

11 - « عن موسى بن جعفر ( ع ) قال : التبتّل أن تقلّب كفّيك فى الدّعاء إذا دعوت . . . ;

از امام كاظم(ع) روايت شده كه فرمود: «تبتّل» آن است كه هنگامى كه دعا مى كنى، كف دست هايت را برگردانى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 3،7

3 - براى توجّه به خدا و درخواست از او ، بايد نهايت تلاش را به كار برد .

فانصب

7 - « عن مَسْعدَة بن صَدَقَة قال : سمعت جعفراً يقول : كان أبى ( رضى اللّه عنه ) يقول : فى قول اللّه تبارك و تعالى « فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب » إذا قَضَيْتَ الصلاة بعد أن تُسَلِّم و أنت جالس فانصب فى الدّعاء من أمر الدنيا و الآخرة فإذا فرغت من الدعاء فارغب إلى اللّه تبارك و تعالى أن يتقبّل ها منك ;

از مسعدة بن صدقه روايت شده كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: پدرم - كه خداوند از او راضى باد - درباره سخن خداوند تبارك و تعالى «فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب» مى فرمود: زمانى كه نماز را بعد از سلام به پايان رساندى و هنوز نشسته اى، براى امر دنيا و آخرت در دعا بكوش پس هنگامى كه از دعا فارغ شدى، به درگاه خداى تبارك و تعالى تضرّع و زارى كن كه آن را از تو قبول كند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 8 - 6

6 - بهره مندان از نعمت هاى الهى ، بايد تنها به درگاه خداوند دعا كرده ، حاجت هاى خويش را از او طلب كنند .

ألم نشرح . .. و وضعنا ... و رفعنا ... و إلى ربّك فارغب

12- آهسته گويى در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 9

9- نهى خداوند از خواندن دعا و نيايش با خدا ، با صدايى بسيار بلند يا بسيار آهسته

و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها

بنابر اينكه مراد از «صلاة» مطلق دعا باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

13- اجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 186 - 4،5،9

4 - خداوند ، دعاى درخواست كنندگان را اجابت مى كند .

أجيب دعوة الداع

5 - اجابت دعا ها از سوى خداوند ، نشانه نزديكى او به بندگان است .

فإنى قريب أجيب دعوة الداع

جمله «أجيب دعوة الداع» (دعاى درخواست كننده را اجابت مى كنم) مى تواند به منزله علت براى «فإنى قريب» باشد.

9 - ضرورت ايمان به نزديك بودن خداوند به بندگان و توان او بر اعطاى درخواست هاى ايشان

و ليؤمنوا بى

از آن جا كه «و ليؤمنوا بى» پس از بيان قرب الهى به بندگان و اجابت درخواستهاى ايشان مطرح شده، مى توان گفت: مراد از ايمان در اين جا ايمان به نزديكى خدا و اجابت درخواستهاى بندگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 10

10 - اجابت دعا ها و درخواست هاى دنيوى حج گزارانِ دنياطلب

فمن الناس من يقول ربّنا اتنا فى الدنيا و ماله فى الاخرة من خلاق

واو عاطفه در جمله «و ماله . ..»، بيانگر جمله اى محذوف است. مثل «نؤتيه» (به او عطا مى كنيم) و از آخرت نصيبى نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 243 - 18

18 - خداوند به درخواست حضرتِ حِزقيل ، چندين هزار نفر از مُردگان را زنده ساخت .

و هم الوف حذر الموت فقال لهم اللّه موتوا ثمّ احياهم

امام باقر (ع): . .. فمربهم نبىّ ... يقال له حزقيل ... قال ربّ لو شئت لاحييتهم ... فاوحى اللّه تعالى اليه افتحبّ ذلك قال نعم يا ربّ ... فعادوا احياء ...


كافى، ج 8، ص 198، ح 237 ; عيون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 160، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 5،12

5 - اجابت دعا و نيايش طالوتيان ، با هزيمت و شكست سپاه جالوت

قالوا ربّنا . .. و انصرنا على القوم الكافرين. فهزموهم باذن اللّه

12 - خداوند برخى دانش هاى درخواستى داود را به وى آموخت . *

و علّمه ممّا يشاء

چنانچه «من» در «ممّا يشاء» براى تبعيض باشد، مراد از ضمير فاعلى در «يشاء»، داود خواهد بود; نه اللّه. چون معنا ندارد خداوند چيزى را بخواهد ; ولى برخى از آن انجام پذيرد .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 22

22 - اجابت دعاى همسر عمران ، در مورد حفظ مريم ( س ) و فرزندش از شرّ شيطان

و انّى اعيذها بك و ذريّتها من الشّيطان الرّجيم

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): . .. و قال عيسى (ع) فيما يثنى على ربه: و اعاذنى و امّى من الشّيطان الرجيم فلم يكن له علينا سبيل.


الدر المنثور، ج 2، ص 184.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 2،5

2 - اجابت دعاى مادر مريم از سوى خداوند ، درباره حفظ مريم ( س ) از شر شيطان

انّى اعيذها . .. فتقبّلها ... و انبتها نباتاً حسناً

5 - پذيرش دعاى خالصانه بندگان ، جلوه اى از ربوبيّت خداوند است .

فتقبّلها ربّها بقبول حسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 12،14

12 - خداوند ، شنواى دعاى بندگان و اجابت كننده آن

انّك سميع الدعاء

«سميع الدعاء»، تنها به معناى شنيدن دعا نيست; بلكه كنايه از استجابت آن است.

14 - نقش مسجد و محراب - مكان هاى مقدس - در استجابت دعا *

دخل عليها زكريّا المحراب . .. هنا لك دعا زكريّا ربّه

برداشت فوق بر اين اساس است كه مشاراليه «هنالك»، «المحراب» باشد; و جمله «و هو قائم يصلى فى المحراب»، در آيه بعد مؤيد اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 39 - 3،4

3 - اجابت دعاى زكريا در مورد درخواست ذريّه ، از سوى خداوند

قال ربّ هب لى من لدنك ذريّة . .. فنادته الملئكة

4 - بشارت اعطاى يحيى به زكريا ، در اجابت درخواست ذريّه پاك از خداوند

فنادته الملئكة . .. انّ اللّه يبشرك بيحيى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 1

1 - پذيرفته شدن دعاى همرزمان انبياى گذشته ، در پيكار با دشمنان دين

فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا و حسن ثواب الاخرة

«ثواب الدّنيا»، مى تواند اشاره به پيروزى مجاهدان باشد كه با جمله «و انصرنا على القوم الكافرين» درخواست شده بود. و «ثواب الاخرة»، حكايت از برآورده شدن خواسته ديگر آنان دارد كه با جمله «و اغفرلنا ذنوبنا»، درخواست شده بود. زيرا ثواب آخرت در گرو آمرزش گناهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 1،2

1 - اجابت سريع دعاى خردمندان مؤمن از سوى پروردگارشان

لاولى الالباب . .. ربّنا ... فاستجاب لهم ربّهم

برداشت فوق بر اين مبناست كه مفعول «استجاب» در تقدير باشد ; يعنى «فاستجاب دعائهم» ; و حرف «فاء» در «فاستجاب»، دلالت بر نبودن فاصله بين دعاى خردمندان و استجابت آن از سوى خداوند دارد.

2 - استجابت دعا ، جلوه اى از ربوبيّت خداوند است .

فاستجاب لهم ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 3

3 - دعاى مقربان الهى درباره ديگران مقرون به اجابت

قال عيسى ابن مريم اللّهم ربنا أنزل علينا مائدة من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 134 - 9

9 - استجابت دعا ، از شؤون ربوبى خداوند است .

ادع لنا ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 190 - 2

2 - خداوند ، اجابت كننده دعاى بندگان

دعوا اللّه ربهما . .. فلما ءاتيهما صلحاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 7

7 - اجابت دعا ، از راه هاى شناسايى معبود راستين است .

سواء عليكم أدعوتموهم أم أنتم صمتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 22

22- خداوند ، به انسان ها نزديك است و درخواست هاى آنان را اجابت مى كند .

إن ربى قريب مجيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 25

25- پذيرش درخواست آدمى از جانب خدا و حفظ او از ارتكاب گناه ، جلوه اى از ربوبيت الهى است .

معاذ الله إنه ربى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 7

7- اجابت دعاى بندگان ، پرتوى از ربوبيت الهى است .

فاستجاب له ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 5

5- توانايى بر رفع نياز بندگان و اجابت درخواست ها و دعا هاى آنان ، نشانه خدايى است .

له دعوة الحق والذين يدعون من دونه لايستجيبون لهم بشىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 54 - 3

3- دعا و تضرع انسان هاى گرفتار در وضعيت هاى ناگوار ، مورد اجابت خداوند قرار مى گيرد . *

إذا مسّكم الضرّ فإليه تجئرون . ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم

احتمال دارد رفع ناگوارى از گرفتارانى كه ملتمسانه به درگاه خداوند دعا مى كنند، ناشى از دعاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 3،13

3- نداكردن خدا و دعا و نيايش به درگاه او ، استجابت و پاسخ گويى او را در پى دارد .

إذ نادى ربّه . .. فاستجبنا له فكشفنا ما به من ضرّ

آيه شريفه - همان گونه كه جمله «رحمة من عندنا و ذكرى . ..» به صراحت بيان مى دارد - در صدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و نيز براى درس آموزى است. از اين رو آيه شريفه، اختصاص به ايوب(ع) ندارد.

13- عطاى الهى به انسان ، افزون تر از آن چه او آرزو كرده ، نمودى از رحمت خاص خداوند به وى است .

و أنت أرحم الرحمين . .. و ءاتينه أهله و مثلهم معهم رحمة من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 11

11 - دعاى خالصانه به درگاه خداوند ، اجابت مى شود .

دعوا اللّه مخلصين له الدين فلمّا نجّيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 5

5- معبود واقعى و شايسته پرستش ، توانا بر شنيدن صداى عبادت گران و قادر بر اجابت خواسته هاى آنان

و من أضلّ ممّن يدعوا من دون اللّه من لايستجيب له إلى يوم القيمة

خداوند، مشركان را به سبب پرستش موجوداتى كه قادر به شنوايى و اجابت دعاى آنان نيستند، سرزنش كرده است. مفهوم اين سخن آن است كه معبود واقعى، بايد قادر بر شنيدن و اجابت خواسته ها و نيازهاى مخلوقات باشد.

14- اجابت دعا در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 8

8 - دعا و درخواست پيكارگران شكيبا به درگاه خداوند در هنگامه كارزار ، مقرون به استجابت است .

ربّنا اغفرلنا . .. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا

15- اجابت دعا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 10

10 - امكان استجابت دعا در قيامت

أو أتتكم الساعة . .. فيكشف ما تدعون إليه إن شاء

16- اجابت دعاى خالصانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 1

1 - دعاى خالصانه و بى شائبه مشركان مورد اجابت خداوند

دعوا اللّه مخلصين له الدين . .. فلما أنجيهم إذا هم يبغون

تفريع جمله «أنجاهم» بر «دعوا اللّه مخلصين له الدين» مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

17- اجابت كننده دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 12

12- خداوند ، شنواى دعاى بندگان و اجابت كننده آن است .

فاستجاب له ربه . .. إنه هو السميع

«سميع» علاوه بر اينكه دلالت بر شنوايى خداوند دارد ، به قرينه «فاستجاب له ربه» حاكى از اجابت دعا نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 16

16- خداوند ، شنوا و اجابت كننده دعاست .

إن ربّى لسميع الدعاء

18- احكام دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 9

9- نهى خداوند از خواندن دعا و نيايش با خدا ، با صدايى بسيار بلند يا بسيار آهسته

و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها

بنابر اينكه مراد از «صلاة» مطلق دعا باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 3 - 4

4- جواز بلندكردن صدا در دعا

إذ نادى ربّه نداءً

19- اخلاص در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 186 - 6

6 - خلوص در دعا ( تنها خداوند را خواندن و از او درخواست كردن ) شرط اجابت دعاست .

أجيب دعوة الداع إذا دعان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 5،7

5 - توجه خالصانه به خداوند در دعا، از شرايط استجابت آن

بل إياه تدعون فيكشف ما تدعون إليه

7 - يأس از غير خداوند و دعاى خالصانه به درگاه او، از اسباب استجابت سريع دعا

بل إياه تدعون فيكشف ما تدعون إليه

حرف «فاء» براى افاده معنى ترتيب بدون انفصال است. بنابراين ميان «تدعون» و «فيكشف» فاصله اى فرض نشده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 8

8 - ارزش والا و اهميت نيايش خالصانه به درگاه خداوند

و لا تطرد الذين يدعون ربهم . .. يريدون وجهه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 7

7 - ضرورت اخلاص در دعا و عبادت

و ادعوه مخلصين له الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 5

5 - لزوم اخلاص در دعا

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية

ترغيب به نهان ساختن دعاها مى تواند براى پيشگيرى از نفوذ ريا در دعا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 14،29

14- دعا ، بايد خالصانه ، و تنها براى جلب رضايت خداوند و توجه او باشد .

يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

29- دعاى خالصانه در سپيده دم و پسين ، نشانه حضور ياد خدا در قلب انسان است .

الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 7

7- وعده خداوند به نجات مؤمنان از غم و گرفتارى ، در صورت دعاى خالصانه آنان

فنادى . .. و كذلك ننجى المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 6،8

6 - اخلاص در دعا و پرهيز از هرگونه شرك ، امرى بايسته و لازم است .

دعوا اللّه مخلصين له الدّين

8 - دعاى مخلصانه به هنگام اضطرار و احساس خطر ، مورد اجابت خداوند است .

فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه مخلصين له الدّين فلمّا نجّيهم

«فا» در «فلمّا نجّاهم» تفريع است بر «دعوا اللّه» و مفيد حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 10

10 - دعاى خالصانه ، زمينه ساز برخوردارى انسان از رحمت الهى است .

دعوا ربّهم منيبين إليه ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 1،6،11

1 - انسان ها ، هنگام ابتلا به امواج متلاطم و خروشان دريا ، خالصانه به خدا روى مى آورند .

و إذا غشيهم موج كالظّلل دعوا اللّه مخلصين

«غشى» به معناى «پوشاندن» است (مفردات راغب) و در آيه، معناى «فراگيرى» را مى دهد. «ظُلل» جمع «ظُلّة» است كه به معناى «ابرِ سايه انداز» است (مفردات راغب) «موج» اسم جنس است و نكره آورده شدن اش، به منظور كثرت و عظمت آن مى باشد.

6 - لازم است كه رويكرد به خداوند خالصانه باشد .

دعوا اللّه مخلصين له الدين

از اين كه خداوند، چنين وصفى را براى گرفتاران در امواج متلاطم دريا آورده، نشان مى دهد كه اين صفت، مورد پسند خداوند است.

11 - دعاى خالصانه به درگاه خداوند ، اجابت مى شود .

دعوا اللّه مخلصين له الدين فلمّا نجّيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 1

1 - نيايش خالصانه انسان با خداوند ، به هنگام گرفتارى ها و مصيبت ها

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه

«ضرّ» (ضد «نفع») به معناى مطلق آسيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 1

1 - نيايش خالصانه انسان با خدا ، به هنگام گرفتارى ها و مصيبت ها

فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا

«ضرّ» (ضد «نفع») به معناى مطلق آسيب است.

20- ارزش دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 8

8 - ارزش والا و اهميت نيايش خالصانه به درگاه خداوند

و لا تطرد الذين يدعون ربهم . .. يريدون وجهه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 10 - 10

10- دعا در كنار اقدام و تلاش ، كارى شايسته و ارجمند است .

إذ أوى الفتية . .. فقالوا ربّنا ءاتنا من لدنك رحمة

حرف «فاء» در «فقالوا» دلالت مى كند كه اصحاب كهف، پس از آن كه از شهر و ديار خود گريختند و جهت حفظ ايمان به غار پناه بردند، دست به دعا برداشته و از خداوند تقاضاى رحمت و راهنمايى و راهگشايى كردند، نه اين كه بدون آغاز هيچ حركتى، خواهان رشد شده باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 36

36- نيايش به درگاه خداوند و تأكيد در توبه و اظهار بندگى ، داراى ارزشى والا

قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين

بيان گزارش گونه آيه شريفه، در حقيقت ترسيمى از انسان ايده آل و كامل است و تعبير «إنّى تبت إليك» و «إنّى من المسلمين» بيانگر تأكيد و الحاح است.

21- ارزش دعا براى ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 41 - 4

4- دعا براى ديگران ، ارزشمند و پسنديداست .

ربّنا اغفرلى و لولدىّ و للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 86 - 4

4 - ارزش دعا براى رهايى ديگران از گمراهى و ضلالت

و اغفر لأبى إنّه كان من الضالّين

با فرض اين كه دعاى ابراهيم(ع) در زمان حيات پدرش بوده باشد، عبارت «إغفر لأبى» متضمن دعا براى رهايى از گمراهى نيز هست. جمله «إنّه كان من الضالّين» - كه تعليل براى طلب آمرزش است - مؤيد همين معنا است.

22- ارزش دعا براى فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 12

12- دعا براى فرزندان و توجه به سرنوشت اخروى و ديانت و سعادت آنان ، امرى مهم و ارزشمند است .

و إذ قال إبرهيم ربّ . .. اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام

23- استجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 12

12 - توجه به خداوند در انجام عمل نيك و دعا براى پذيرش آن به درگاه خدا ، از آداب عمل است .

إذ يرفع إبرهيم القواعد . .. ربنا تقبل منا إنك أنت السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 186 - 7

7 - دعا به درگاه خدا و درخواست اجابت آن ، سفارش و توصيه خداوند به بندگان خويش

فليستجيبوا لى

استجابت مى تواند به معناى طلب اجابت باشد. بنابراين «فليستجيبوا لى»; يعنى، بندگان از من بخواهند كه خواسته هاى آنها را اجابت كنم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 18

18 - استجابت دعاى مستضعفان مكّه ، با صدور فرمان جهاد از سوى خدا براى رهايى آنان

و ما لكم لا تقاتلون . .. الّذين يقولون ربّنا اخرجنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 40 - 8

8- دعا براى استجابت دعا ها ، از آداب دعاست .

ربّنا و تقبّل دعاء

24- استغفار در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 151 - 10

10 - بيان « أرحم الراحمين » بودن خدا پس از درخواست آمرزش و رحمت ، از آداب دعا به درگاه ربوبى است .

و أنت أرحم الرحمين

25- استقامت در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 89 - 6

6 - اجابت دعا و خواسته هاى حق طلبان از سوى خدا و تحقق بخشيدن پيروزى آنان بر مستكبران ، مقتضى استقامت و پايدارى آنان در ميدان مبارزه است .

قال قد أجيبت دعوتكما فاستقيما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 3

3 - براى توجّه به خدا و درخواست از او ، بايد نهايت تلاش را به كار برد .

فانصب

26- استقامت و دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 3

3 - همراه نمودن دعا با مجاهدت و مقاومت در راه خدا ، از ويژگى هاى پيامبران الهى و پرورش يافتگان آنان

و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا . .. و انصرنا

27- اسما و صفات در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 38 - 3

3- ذكر صفت هاى خداوند ( صفات كمال و جمال ) از آداب دعا به درگاه اوست .

ربّنا إنك تعلم ما نخفى و ما نعلن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 1،4

1- جواز خواندن خدا به هر يك از نام ها و اوصاف متعدد او

ادعوا الله أو ادعوا الرحمن

4- توجه به ذات يكتاى پروردگار ، مقصود اصلى در خواندن او با نام ها و صفات متعدد

أيًّاما تدعوا فله الأسماء الحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 13

13- حسن ستايش خدا و يادكردن صفات و اسماى او به گونه اى مناسب با نياز ، به هنگام نيايش و دعا

و أنت خير الورثين

برداشت ياد شده به اين دليل است كه زكريا(ع) متناسب با نياز و خواسته اش (حفظ دستاوردهاى خود در پرتو فرزنددار شدن)، خدا را به «بهترين وارث بودن» ياد كرد.

28- اصرار در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 21

21- « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : رحم اللّه عبداً طلب من اللّه - عزّوجلّ- حاجة فألحّ فى الدعاء استجيب له أو لم يستجب ( له ) و تلا هذه الأية : « و أدعوا ربّى عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيّاً » . . . ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: رحمت خداوند بر بنده اى كه از خداى - عزّوجلّ- چيزى بخواهد و بر خواسته خود پافشارى كند، خواه دعاى او مستجاب شود و خواه مستجاب نگردد. سپس پيامبر(صلی الله علیه و آله) اين آيه را كه نقل كلام ابراهيم(ع) است تلاوت كرد «و أدعوا ربّى عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيّاً»...».

29- اظهار ضعف در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 4 - 6

6- برشمردن ضعف ها و كاستى ها و بيان ناتوانى خود از انجام خواسته ها و رفع نيازمندى ها ، از آداب دعا و نيايش است .

قال ربّ إنّى وهن العظم منّى واشتعل الرأس شيبًا

30- اعتدال در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 14

14- لزوم رعايت اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط ، در نحوه انجام عبادات و نيايشها

و لاتجهر . .. و لاتخافت بها و ابتغ بين ذلك سبيلاً

احتمال دارد كه ذكر نماز و يا دعا به عنوان مظهر و مصداق اصلى عبادات و نيايشها آمده باشد و اين دو و نيز با آواز خواندن و يا با سكوت خواندن خصوصيتى نداشته باشد. بنابراين، از آيه رعايت اعتدال در نحوه انجام عبادتها قابل استفاده است.

31- اعتدال صدا در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 9،11،20

9- نهى خداوند از خواندن دعا و نيايش با خدا ، با صدايى بسيار بلند يا بسيار آهسته

و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها

بنابر اينكه مراد از «صلاة» مطلق دعا باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

11- لزوم رعايت اعتدال صوت در دعا و نيايش به درگاه خداوند

لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها

20- « إن رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال : « و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها » إنما نزلت فى الدعاء . . . ;

همانا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها» [اين آيه] فقط در مورد دعا نازل شده است . ..».

32- التجا در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 45 - 2

2- التجا به مقام ربوبى ، از آداب دعاست .

و نادى نوح ربه فقال رب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 12

12- التجاى انسان به صفت رحمت الهى ، به هنگام درخواست نياز و نيايش از آداب دعا است .

و أيّوب إذ نادى . .. و أنت أرحم الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 2

2 - لزوم التجا به مقام ربوبيت و پروردگارى خدا به هنگام دعا و عرض نياز

و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا

به كارگيرى كلمه «ربّ» در مقام عرض حاجت به جاى كلمات ديگر، مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 93 - 2

2 - التجا به پروردگار ، از آداب دعا و آموزه اى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل ربّ إمّا ترينّى ما يوعدون

33- اميدوارى به اجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 17

17- مؤمنان ، بايد به اجابت دعاى خويش از سوى خداوند اميدوار باشند .

عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 14

14 - رحمت و علم همه جانبه و گسترده خداوند ، مقتضىِ طلب آمرزش از او و اميد بستن به اجابت او است .

و يستغفرون للذين ءامنوا ربّنا وسعت كلّ شىء رحمة و علمًا فاغفر للذين تابوا

برداشت ياد شده از تفريع «فاغفر للذين تابوا. ..» بر «ربّنا وسعت...» استفاده مى شود; يعنى، اى پروردگار ما! چون رحمت و علم تو گسترده و جهان شمول است، پس بيامرز مؤمنان توبه كننده را... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 8 - 19

19 - قدرت مطلق و بى پايان خداوند ، مقتضى اميد و دلبستگى مؤمنان به استجابت دعايشان در درگاه الهى

يقولون ربّنا أتمم لنا نورنا و اغفرلنا إنّك على كلّ شىء قدير

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّك على كلّ شىء قدير» در مقام تعليل براى دعاها و درخواست هاى مؤمنان از خداوند است.

34- اميدوارى در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 18

18 - لزوم اميدوارى به فضل خداوند در دعا و تقاضا از او

و سئلوا اللّه من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 10

10 - نيايش كنندگان به درگاه خدا با حالت بيم و اميد ، از زمره محسانند .

و ادعوه خوفاً و طمعاً إن رحمت اللّه قريب من المحسنين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «إن ال---لّه . .. » بيانگر علت «فادعوه ... » باشد يعنى توصيه ما به دعا و نيايش

بدان جهت است كه شما را مشمول رحمت خويش قرار دهيم بر اين مبنا آيه دلالت مى كند كه دعا و نيايش مصداق احسان و نيايش كنندگان از زمره محسنانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 4 - 10

10- اميدوارى زكريا ( ع ) به استجابت دعايش از سوى خدا

و لم أكن بدعائك ربّ شقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 16،18،20

16- زكريا ( ع ) و همسر و فرزند او ( يحيى ) ، خدا را با رغبت و اميد مى خواندند .

و يدعوننا رغبًا و رهبًا

18- پيشى گرفتن در كار هاى نيك ، دعاى همراه با رغبت و بيم و نيز خشوع پيامبران ( ع ) ، عامل بهره مندى آنان از موهبت هاى الهى بود .

و لقد ءايتنا موسى و هرون . .. إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت ... و كانوا لنا خش

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به پيامبران بازگردد، چه اين كه آيات پيشين در مورد آنان بود. 2- جمله «إنّهم كانوا يسارعون...» و جملات بعد، در مقام تعليل باشد.

20- شتاب و پيشگامى در كار هاى خير ، دعاى همراه با رغبت و اميد و خشوع به درگاه الهى ، از ارزش هاى والا و صفات برجسته مردان الهى

إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت و يدعوننا رغبًا و رهبًا و كانوا لنا خشعين

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه آيه شريفه، در توصيف پيامبران الهى است و از ميان ده ها صفات و ويژگى هاى ايشان، تنها به اين سه صفت و ويژگى اشاره شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 3،5

3 - نيايش مؤمنان راستين به درگاه خدا در دل شب ، همراه با بيم و اميد است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

5 - توأم بودن بيم و اميد در دعا و نيايش ، امرى بايسته و لازم است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 81 - 7

7 - انسان در هيچ حال نبايد از استجابت دعايش به درگاه الهى ، مأيوس شود .

قال ربّ فأنظرنى . .. قال فإنّك من المنظرين . إلى يوم الوقت المعلوم

35- انگيزه اهل دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 13

13- انگيزه اهل دعا و استغاثه در عصر بعثت ، جلب رضايت خداوند و قرار گرفتن در حالتى مناسب با صفات او بود .

يدعون . .. يريدون وجهه

مراد از «وجه» در «يريدون وجهه» نه معناى حقيقى «وجه» است - زيرا، خداوند، داراى صورت نيست - و نه كنايه از ذات خداوند است - زيرا، نمى توان آن را اراده كرد - بنابراين، يا كنايه از رضايت خداوند است، به اين مناسبت كه انسان ها، در هنگام رضايت، صورت خود را به سوى مخاطب خود برمى گردانند و يا كنايه از صفات خدا است كه اهل دعا، يا خود را مشمول آن قرار مى دهند و يا در برابر هر صفتى نظير عزّت و علم خداوند، وضعيّتى مناسب، نظير ذلّت و ناآگاهى به خود مى گيرند.

36- انگيزه دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 14

14- دعا ، بايد خالصانه ، و تنها براى جلب رضايت خداوند و توجه او باشد .

يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

37- اولويتها در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 41 - 10

10- هر دعا كننده اى لازم است خواسته هاى اساسى خويش را ، در دعا ، در اولويت قرار دهد . *

ربّنا اغفرلى و لولدىّ . .. يوم يقوم الحساب

اينكه حضرت ابراهيم(ع) در دعاها و مناجاتش، به ويژه در طلب آمرزش، خود را بر ديگران مقدم داشته است، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه هر فرد دعا كننده اى خواسته اساسى خود را در دعا بايد مقدم بدارد; هر چند كه نبايد ديگران را نيز از نظر دور داشته باشد.

38- اهتمام ابراهيم(ع) بر دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 15

15 - ابراهيم ( ع ) ، اهل دعا و نيايش بسيار و شخصيتى حليم و بردبار بود .

إن إبرهيم لأوّه حليم

در روايتى از امام باقر(ع) نقل شده كه حضرت فرمودند: «لأوّاه الدعاء»: يعنى اوّاه كسى است كه بسيار دعا و نيايش كند.

39- اهميت اخلاص در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 7

7 - اخلاص ، در دعا و توجه به خدا ، اهميت زيادى دارد .

دعوا اللّه مخلصين له الدين

40- اهميت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 6 - 2،11

2 - لزوم دعا به درگاه الهى براى دستيابى به صراط مستقيم

إهدنا الصرط المستقيم

11 - دعا به درگاه خدا ، نقش مؤثرى در دستيابى به هدايت دارد .

إهدنا الصرط المستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 186 - 7

7 - دعا به درگاه خدا و درخواست اجابت آن ، سفارش و توصيه خداوند به بندگان خويش

فليستجيبوا لى

استجابت مى تواند به معناى طلب اجابت باشد. بنابراين «فليستجيبوا لى»; يعنى، بندگان از من بخواهند كه خواسته هاى آنها را اجابت كنم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 6

6 - انسانها موظف به دعا و نيايش به درگاه خداوند

و ادعوه مخلصين له الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 1

1 - لزوم دعا به درگاه خداوند

ادعوا ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 4

4 - ضرورت دعا و نيايش به درگاه خدا

و ادعوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 5

5 - كافران مكه معتقد به تأثير دعا به درگاه خدا براى تحقق بخشى به درخواست هاى آنان

اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 5

5 - آميختنِ عبادت و نيايش به امورى لغو و بيهوده ، امرى ناروا و بس نكوهيده

و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 14

14 - لزوم دعا و قدردانى رهبر جامعه اسلامى نسبت به انفاقگران و انجام دهندگان خدمات دينى

و يتخذ ما ينفق . .. صلوت الرسول

از اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى انفاقگران دعا مى كرد و اين را خداوند به عنوان يك ارزش ذكر كرده است، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 12 - 11

11 - انسان بايد در حال آسايش و سختى ، متوجه خدا بوده و به درگاه او نيايش داشته باشد .

و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا . .. فلما كشفنا عنه ضرّه مرّ كأن لم يدعنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 75 - 5

5- بردبارى ، تأسف و تأثر بر مشكلات مردم و توجّه داشتن به خدا و درخواست حاجت ها از او ، صفات و خصلتهايى نيكو و پسنديده است .

إن إبرهيم لحليم أوّه منيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 24

24- انسان بايد براى تسليم بودن در برابر خدا و عاقبت به خير شدن و زيستن با صالحان در سراى آخرت ، دعا كرده و به درگاه خدا نيايش كند .

توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 3

3- فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دعا و نيايش همراه با نماز و نوافل

أقم الصلوة . .. فتهجّد به نافلة لك ... و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «و قل رب» عطف به «فتهجّد. ..» بوده و ذكر خاص بعد از عام بيانگر يكى از اعمال باشد كه شايسته است در تهجّد و نماز شب انجام گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 118 - 2

2 - همه انسان ها ، حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نيازمند دعا و نيايش براى جلب رحمت خداوند

و قل ربّ اغفر و ارحم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 14

14 - انفاق ، داراى اهميتى در رتبه نيايش و دعا به درگاه خداوند است .

يدعون ربّهم . .. و ممّا رزقنهم ينفقون

ذكر انفاق در رديف، تهجّد و دعا و تسبيح، نشان دهنده اهميت آن و هم رتبه بودنش با آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ستايش پروردگار و نيايش به درگاه او

قل اللّهمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 60 - 1

1 - دعا و عرض حاجت به پيشگاه خداوند ، توصيه الهى به مردم

و قال ربّكم ادعونى أستجب لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 51 - 11

11 - لزوم دعا و ارتباط با خدا ، در همه حالات و نه تنها به هنگام سختى و گرفتارى

و إذا أنعمنا . .. أعرض ... و إذا مسّه الشرّ فذو دعاء عريض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 15

15- خداوند ، خواهان بروز و ظهور نماز و نيايش مؤمنان ، در گستره جامعه *

تريهم ركّعًا سجّدًا

واژه «تراهم» مى رساند كه ركوع، سجود و نيايش مؤمنان، به گونه مخفى صورت نمى گيرد; بلكه آن چنان است كه اگر شخصى به جامعه اسلامى نگاه كند، به آسانى روحيه نيايش و نمازگزارى را در آنان مشاهده مى كند. از سوى ديگر لحن آيه شريفه، تمجيد از چنين روش و منش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 6

6 - تلاش براى عبادت و دعا ، تكليفى الهى برعهده بهره مندان از نعمت

ألم نشرح . .. و وضعنا... و رفعنا... فإذا فرغت فانصب

خطاب آيه شريفه گرچه متوجّه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى از تفريع «فإذا فرغت. ..» بر نعمت هاى بيان شده در آغاز سوره، مى توان اصلى كلى انتزاع كرد و بر همگان تعميم داد.

41- اهميت دعا براى فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 12

12- دعا براى فرزندان و توجه به سرنوشت اخروى و ديانت و سعادت آنان ، امرى مهم و ارزشمند است .

و إذ قال إبرهيم ربّ . .. اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 6 - 11

11- لزوم دعا براى صلاح فرزند ، حتى قبل از انعقاد نطفه

واجعله ربّ رضيًّا

42- اهميت دعا در شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 8

8 - دعا و نيايش در تاريكى شب ، امرى بايسته و پسنديده است .

تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

43- ايمان اجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 186 - 13

13 - دعا كردن به درگاه خدا و باور داشتن به اجابت آن ، زمينه ساز هدايت يابى انسان است .

فليستجيبوا لى و ليؤمنوا بى لعلهم يرشدون

44- بلندكردن دستها در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 21

21- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : الرغبة أن تستقبل ببطن كفيك إلى السماء و الرهبة أن تجعل ظهر كفيك إلى السماء ;

از امام صادق(ع) روايت شده: «رغبت» (در دعا) اين است كه كف دست هاى خود را به طرف آسمان كنى و «رهبت» اين است كه پشت دست ها را به طرف آسمان قرار دهى».

45- بنى اسرائيل و دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 5

5 - بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواستند تا براى رسيدن به خوراكى هاى گياهى به درگاه خدا دعا كند .

فادع لنا ربك يخرج لنا مما تنبت الأرض

46- بيان حاجت در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 38 - 4

4- حسن عرض حاجت كردن و بر زبان راندن نياز ها و مشكلات به درگاه خداوند به هنگام دعا

ربّ اجعل هذا البلد ءامناً . .. ربّنا إنى ... بواد غير ذى زرع ... ربّنا إنك تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 4

4- بر زبان آوردن خواسته ها در پيشگاه خدا ، از آداب دعا و نيايش

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق

47- پاداش دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 2

2 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، ترس از قيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دعا ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، موجب ورود به بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت نيكوى آن

الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة

48- پاداش دعا براى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 26 - 10

10 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله تبارك و تعالى « و يستحيب الذين آمنوا و عملوا الصالحات و يزيدهم من فضله » قال : هو المؤمن يدعوا لأخيه بظهر الغيب فيقول له الملك : آمين . و يقول اللّه العزيز الجبّار و لك مِثلا ما سألت و قد أعطيت ما سألت بحبّك إيّاه ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند تعالى: «و يستحيب الذين آمنوا و عملوا الصالحات و يزيدهم من فضله» روايت شده كه فرمود: مراد مؤمنى است كه پشت سر برادر دينى خود دعا مى كند و فرشته براى او آمين مى گويد و خداى عزيز جبار مى فرمايد (اى مؤمن) و براى تو است دو برابر آنچه براى برادرت خواستى و به خاطر اين كه برادرت را دوست داشتى آنچه را درخواست كردى به تو عطا كردم».

49- ترس در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 10

10 - نيايش كنندگان به درگاه خدا با حالت بيم و اميد ، از زمره محسانند .

و ادعوه خوفاً و طمعاً إن رحمت اللّه قريب من المحسنين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «إن ال---لّه . .. » بيانگر علت «فادعوه ... » باشد يعنى توصيه ما به دعا و نيايش بدان جهت است كه شما را مشمول رحمت خويش قرار دهيم بر اين مبنا آيه دلالت مى كند كه دعا و نيايش مصداق احسان و نيايش كنندگان از زمره محسنانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 3،5

3 - نيايش مؤمنان راستين به درگاه خدا در دل شب ، همراه با بيم و اميد است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

5 - توأم بودن بيم و اميد در دعا و نيايش ، امرى بايسته و لازم است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

50- ترك دعاى بيجا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 5،6

5- لزوم استعاذه به خداوند و پناه بردن به او ، براى دورماندن از درخواست هاى نابه جا از او

قال رب إنى أعوذبك أن أسئلك ما ليس لى به علم

6- احتمال غير حكيمانه بودن درخواست ، در لزوم پرهيز از تقاضاى آن از درگاه خداوند كافى است .

إنى أعوذبك أن أسئلك ما ليس لى به علم

علم نداشتن به حكيمانه بودن درخواست - كه مفاد «ما ليس لى به علم» است - شامل موردى كه انسان حتى گمان به مصلحت دارد ولى هنوز به مرتبه علم و اطمينان نرسيده است ، نيز مى شود.

51- تسبيح خدا در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 19

19- تهليل و تنزيه خداوند و اعتراف به تقصير و گناه كارى خويش ، از آداب دعا و نيايش است .

فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك إنّى كنت من الظلمين

52- تشويق به دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 19

19 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند به دعا و طلب آمرزش و همراهى با ابرار و حسن عاقبت

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا و توفّنا مع الابرار

ستايش خردمندان به ويژگيهاى ياد شده، به اين منظور است كه مؤمنان هم، خواستار موارد ياد شده باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 10

10 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند به دعا و درخواست پاداش هاى موعود وى

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 9

9 - تشويق خداوند به دعا و تضرع به درگاه الهى و درخواست رهايى از عذاب اخروى

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا . .. إنّ عذابهاكان غرامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 21

21 - دعا براى صلاح و نيك شدن همسر و فرزندان و خيرخواهى براى ايشان ، از اوصاف بندگان خالص خدا و امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 75 - 5

5 - تشويق خداوند به ندا كردن او و حاجت بردن ، تنها به درگاه الهى

و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون

برداشت ياد شده از آهنگِ تشويق گونه آيه شريفه به دست مى آيد.

53- تضرع در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 3،8

3 - لزوم تضرع ( احساس ذلت و كوچكى ) در دعا به درگاه خداوند

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية

«تضرع» (تذلل و اظهار كوچكى) مصدر است و در آيه به معناى اسم فاعل و حال براى فاعل «ادعوا» مى باشد ; يعنى: ادعوا ربكم متضرعين.

8 - علنى ساختن دعا و نداشتن تضرع در آن ، تجاوز از آداب دعا به درگاه خداست .

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية إنه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 8

8- حالت زارى و التماس حضرت ابراهيم ( ع ) در دعا و درخواست از خداوند

ربّ اجعل . .. ربّ إنّهنّ ... ربّنا إنى ... ربّنا ليقيموا ... ربّنا إنّك

برداشت فوق از تكرار كلمه «ربّ» و «ربّنا» استفاده گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 7

7 - « عن مَسْعدَة بن صَدَقَة قال : سمعت جعفراً يقول : كان أبى ( رضى اللّه عنه ) يقول : فى قول اللّه تبارك و تعالى « فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب » إذا قَضَيْتَ الصلاة بعد أن تُسَلِّم و أنت جالس فانصب فى الدّعاء من أمر الدنيا و الآخرة فإذا فرغت من الدعاء فارغب إلى اللّه تبارك و تعالى أن يتقبّل ها منك ;

از مسعدة بن صدقه روايت شده كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: پدرم - كه خداوند از او راضى باد - درباره سخن خداوند تبارك و تعالى «فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب» مى فرمود: زمانى كه نماز را بعد از سلام به پايان رساندى و هنوز نشسته اى، براى امر دنيا و آخرت در دعا بكوش پس هنگامى كه از دعا فارغ شدى، به درگاه خداى تبارك و تعالى تضرّع و زارى كن كه آن را از تو قبول كند».

54- تعليم دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 1

1 - تعليم نيايش و ستايش از جانب پروردگار به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل اللّهمّ

كلمه «اللّهمّ» در زبان عرب، اختصاصاً براى نداى خداوند به وقت دعا به كارمى رود; يعنى، يا اللّه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 26 - 1

1 - تعليم نيايش و ستايش از جانب پروردگار به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل اللّهم مالك الملك

55- تعليم دعا به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 1

1- تعليم خواستنى ها و گونه نيايش و دعا ، از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 118 - 1

1 - تعليم روش دعا و نيايش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

و قل ربّ . .. خير الرحمين

56- تعليم دعا به نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 6

6 - تعليم روش دعا به نوح ( ع ) از سوى خدا

فقل الحمد للّه . .. و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا و أنت خير المنزلين

57- تناسب دعا با نياز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 13

13- حسن ستايش خدا و يادكردن صفات و اسماى او به گونه اى مناسب با نياز ، به هنگام نيايش و دعا

و أنت خير الورثين

برداشت ياد شده به اين دليل است كه زكريا(ع) متناسب با نياز و خواسته اش (حفظ دستاوردهاى خود در پرتو فرزنددار شدن)، خدا را به «بهترين وارث بودن» ياد كرد.

58- توسل در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 126 - 15

15 - توسل به ربوبيت خداوند از آداب دعا به درگاه اوست .

ربنا أفرغ علينا صبراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 1

1 - اظهار خضوع و تذلل همراه توسل به ربوبيت خداوند و اعتراف مكرر به آن ، از آداب دعاست .

و قال موسى ربنا . .. ربنا ليضلوا ... ربنا اطمس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 3

3- تمسك و توسل به ربوبيت خداوند ، از آداب دعاست .

قال رب . .. إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 4 - 3

3- توسل به ربوبيت الهى و تكرار آن ، از آداب دعا است .

قال ربّ . .. لم أكن بدعائك ربّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 20

20 - توسل به اسم « ربّ » و ياد كرد ربوبيت خداوند ، از آداب دعا

و الذين يقولون ربّنا هب لنا . .. و اجعلنا للمتّقين إمامًا

59- توصيه به دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 1

1 - روى آوردن به دعا - پس از استقرار يافتن در كشتى - و درخواست فرود آمدن در جايى پر بركت ، رهنمود ديگر خداوند به نوح ( ع )

فإذا استويت . .. فقل الحمد للّه ... و قل ربّ أنزلنى ... و أنت خير المنزلين

واژه «ربّ» مشترك لفظى ميان مصدر (تربيت كردن) و وصف ( مربى و تربيت كننده) است كه در اين جا معناى وصفى دارد. «منزل» مى تواند مصدر ميمى به معناى إنزال باشد و نيز مى تواند اسم مكان به معناى منزلگاه و مهمان سرا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 8 - 1

1 - حاجت خواستن از خداوند و تضرّع به درگاه او ، تكليف و توصيه اى الهى به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)

و إلى ربّك فارغب

«رغب إليه»; يعنى، در دعا خالصانه كوشيد و يا اظهار فروتنى كرد و حاجت خواست. (برگرفته از قاموس)

60- توصيه دعا به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 1

1 - بهره بردن از ساعات فراغت و به زحمت افكندن خويش در آن فرصت ها براى دعا ، فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإذا فرغت فانصب

از آن جا كه متعلق «إذا فرغت» ذكر نشده است، مفاد آن را مى توان بر هرگونه فراغتى - از جمله فراغت از «نماز» يا «فرائض» يا «امور دنيايى» - تطبيق داد. «نَصَبَ» (ماضى «انصَبْ); يعنى، به رنج و تعب افكند (مصباح). به قرينه آيه بعد، مراد از آن، اشتغال به تضرّع و دعا به درگاه خداوند است.

61- تهليل در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 19

19- تهليل و تنزيه خداوند و اعتراف به تقصير و گناه كارى خويش ، از آداب دعا و نيايش است .

فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك إنّى كنت من الظلمين

62- حقانيت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 1

1- خواندن خدا و دعا كردن به درگاه او امرى حق و بجاست .

له دعوة الحق

«دعوة» به معناى خواندن و نيز درخواست كردن مى باشد. اين كلمه در آيه شريفه موصوفى است كه به صفتش (الحق) اضافه شده است ; يعنى: «الدعوة الحقة».

63- حقيقت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 202 - 4

4 - دعا كردن ، نوعى كسب است .

ربّنا . .. اولئك لهم نصيب مما كسبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 12

12 - دعا ، از مصاديق عمل

ربّنا . .. ربّنا ... ربّنا ... فاستجاب لهم ربّهم انّى لا اضيع عمل عامل منكم

از آنجا كه خداوند پس از دعاى مؤمنان فرموده است «لا اضيع عمل عامل منكم»، بنابراين دعا از مصاديق عمل شمرده شده كه خداوند فرموده است عمل هيچكس را ضايع نمى كنم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 60 - 8،9

8 - دعا ، نوعى عبادت است .

ادعونى أستجب لكم إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى

برداشت ياد شده از آنجااست كه خداوند مردم را به دعا فراخوانده ولى به جاى آنكه ترك كنندگان دعا را به دوزخ تهديد كند، ترك كنندگان عبادت را تهديد فرمود.

9 - « فى الصحيفة السجّاديّة : و قلت : « ادعونى أستجب لكم إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم داخرين » فسمّيت دعاءك عبادة و تركه استكباراً و توعّدت على تركه دخول جهنّم داخرين . . . ;

در صحيفه سجاديه آمده است: [خدايا] تو فرمودى مرا بخوانيد تا شما اجابت كنم[و فرمودى] كسانى كه از روى كبر از عبادت من روى برمى گردانند، به زودى با ذلت وارد دوزخ خواهند شد. پس خواندن خودت را عبادت ناميدى و ترك آن را استكبار خواندى و بر ترك آن وعده دخول ذليلانه به جهنم را دادى».

64- حمد خدا در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 3

3 - ثنا و ستايش خدا در دعا ، با ذكر صفاتى مطابق و متناسب با درخواست و عرض نياز ، امرى پسنديده

و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا و أنت خير المنزلين

«منزل» در اين جا، كنايه از سرزمينى است كه حضرت نوح(ع) خواستار فرود آمدن در آن بود. ذكر جمله «و أنت خير المنزلين»

(و تو بهترين ميزبانان هستى) در پايان دعا و متناسب با عرض نياز، بيانگر مطلب بالا است.

65- حمد در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 12،13

12 - ستايش خداوند در پايان دعا ، از آداب دعاست .

ربنا وابعث . .. إنك أنت العزيز الحكيم

13 - ستايش خداوند ، مؤثر در اجابت دعا به درگاه اوست .

ربنا وابعث فيهم . .. إنك أنت العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 13

13- حسن ستايش خدا و يادكردن صفات و اسماى او به گونه اى مناسب با نياز ، به هنگام نيايش و دعا

و أنت خير الورثين

برداشت ياد شده به اين دليل است كه زكريا(ع) متناسب با نياز و خواسته اش (حفظ دستاوردهاى خود در پرتو فرزنددار شدن)، خدا را به «بهترين وارث بودن» ياد كرد.

66- خدا و دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 15 - 4

4 - بى نيازى خداوند ، از عبادت ، ستايش و حاجت خواهى بندگان

إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم . .. أنتم الفقراء إلى اللّه و اللّه هو الغنىّ

67- خشوع در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 18

18- پيشى گرفتن در كار هاى نيك ، دعاى همراه با رغبت و بيم و نيز خشوع پيامبران ( ع ) ، عامل بهره مندى آنان از موهبت هاى الهى بود .

و لقد ءايتنا موسى و هرون . .. إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت ... و كانوا لنا خش

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- ضميرهاى جمع در جمله «إنّهم كانوا يسارعون. ..» به پيامبران بازگردد، چه اين كه آيات پيشين در مورد آنان بود. 2- جمله «إنّهم كانوا يسارعون...» و جملات بعد، در مقام تعليل باشد.

68- خضوع در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 1

1 - اظهار خضوع و تذلل همراه توسل به ربوبيت خداوند و اعتراف مكرر به آن ، از آداب دعاست .

و قال موسى ربنا . .. ربنا ليضلوا ... ربنا اطمس

69- درخواست دعا از انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 97 - 7

7- جواز توسّل به پيامبران براى درخواست دعا و طلب آمرزش

يأبانا استغفر لنا ذنوبنا

70- دعا با لغو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 5

5 - آميختنِ عبادت و نيايش به امورى لغو و بيهوده ، امرى ناروا و بس نكوهيده

و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

71- دعا بر فرزندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 15

15 - نقش دعاى مادر و كمالات معنوى او ، در سعادت فرزند

ربّ انّى نذرت . .. و انّى اعيذها بك

72- دعا براى ازدياد علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 26

26 - براى زيادتى علم ، بايد به درگاه خداوند دعا كرد .

و قل ربّ زدنى علمًا

73- دعا براى انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 6،14

6 - اقدام پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دعا براى انفاقگران ، پس از دريافت انفاق هاى آنان

و يتخذ ما ينفق و صلوت الرسول

14 - لزوم دعا و قدردانى رهبر جامعه اسلامى نسبت به انفاقگران و انجام دهندگان خدمات دينى

و يتخذ ما ينفق . .. صلوت الرسول

از اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى انفاقگران دعا مى كرد و اين را خداوند به عنوان يك ارزش ذكر كرده است، برداشت فوق استفاده مى شود.

74- دعا براى تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 1

1 - نگه داشتن مؤمنان تائب و صالحان ، از بدى ها و ناراحتى هاى روز قيامت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش الهى از خداوند

و قهم السيّئات

الف و لام جنس در «السيّئات» مفيد استغراق و عموم است و مقصود از آن در آيه شريفه، بدى ها و ناراحتى هايى است كه يا بر اثر گناهان و لغزش هاى خود انسان و يا به خاطر شرايط سخت روز قيامت براى آدمى پديد مى آيد.

75- دعا براى توفيق فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 6 - 13

13- زكريا ( ع ) با دعا به درگاه خداوند ، خواهان توفيق كامل فرزند خويش در استفاده صحيح از ميراث او و خاندان يعقوب پيامبر ( ع )

يرثنى و يرث من ءال يعقوب واجعله ربّ رضيًّا

76- دعا براى حل مشكلات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 12

12 - دعا براى رفع گرفتارى و مشكلات دنيوى ، كارى شايسته است .

إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 10

10 - منافات نداشتن دعا و درخواست از خداوند براى رفع گرفتارى با مقام صبر و شكيبايى

إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن . .. إنّا وجدنه صابرًا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، ايوب(ع) را - كه درخواست رفع گرفتارى از خود را داشت - به صبور و شكيبا بودن توصيف و ستايش كرده است.

77- دعا براى خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 28 - 12

12 - دعا و آمرزش خواهى براى پدر و مادر ، اعضاى خانواده و عموم مردان و زنان مؤمن ، عملى پسنديده و شايسته

ربّ اغفر لى و لولدىّ . و للمؤمنين و المؤمنت

78- دعا براى خدمتگزاران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 14

14 - لزوم دعا و قدردانى رهبر جامعه اسلامى نسبت به انفاقگران و انجام دهندگان خدمات دينى

و يتخذ ما ينفق . .. صلوت الرسول

از اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى انفاقگران دعا مى كرد و اين را خداوند به عنوان يك ارزش ذكر كرده است، برداشت فوق استفاده مى شود.

79- دعا براى خطاكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 9

9- گذشت از خطاكاران و دعا براى آمرزش آنان ، خصلتى نيكو و از صفات محسنان است .

فإن الله لايضيع أجر المحسنين . .. لاتثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 9

9- گذشت از خطاكاران و دعا براى آنان ، خصلتى نيكو و از صفات پيامبران الهى است .

يأبانا استغفر لنا . .. قال سوف أستغفر لكم ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 14

14- گذشت از خطاكاران و دعا براى آنان ، خصلتى نيكو و از صفات پيامبران است .

لأرجمنّك واهجرنى . .. سأستغفر لك ربّى

80- دعا براى ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 41 - 3

3- عنايت و توجه ويژه حضرت ابراهيم ( ع ) به ديگران ، در دعا

ربّنا اغفرلى و لولدىّ و للمؤمنين

از اينكه حضرت ابراهيم(ع) در مناجاتش با پروردگار تنها براى خود، دعا نكرد; بلكه فرزندان، پدر و مادرش و تمامى مؤمنان را در دعاى خويش شريك كرد، برداشت فوق به دست مى آيد.

81- دعا براى رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 118 - 2

2 - همه انسان ها ، حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نيازمند دعا و نيايش براى جلب رحمت خداوند

و قل ربّ اغفر و ارحم

82- دعا براى زكات دهنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 13

13 - توصيه خداوند به دعا كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و گيرندگان زكات ، براى زكات دهنده ، به هنگام دريافت آن

خذ من أمولهم . .. و صل عليهم

83- دعا براى زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 18

18 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در دعا براى زنان بيعت كننده با آن حضرت و آمرزش خواهى براى آنان

و استغفر لهنّ اللّه

84- دعا براى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 1

1 - وارد كردن مؤمنان تائب و پيرو راه خدا و نيز پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بوستان هاى ماندگار بهشت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش از درگاه الهى

ربّنا و أدخلهم جن-ّت. .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم

«مَن» در «و من صلح. ..» مى تواند عطف بر ضمير «هم» در «أدخلهم...» و يا عطف بر ضمير«هم» در «وعدتهم» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 1

1 - نگه داشتن مؤمنان تائب و صالحان ، از بدى ها و ناراحتى هاى روز قيامت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش الهى از خداوند

و قهم السيّئات

الف و لام جنس در «السيّئات» مفيد استغراق و عموم است و مقصود از آن در آيه شريفه، بدى ها و ناراحتى هايى است كه يا بر اثر گناهان و لغزش هاى خود انسان و يا به خاطر شرايط سخت روز قيامت براى آدمى پديد مى آيد.

85- دعا براى عمل به تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 13

13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به دعا و نيايش به درگاه خدا ، براى كسب قدرت و توان در انجام پيروزمندانه رسالت خويش

و قل ربّ . .. و اجعل لى من لدنك سلطنًا نصيرًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «سلطان» - آن گونه كه برخى از مفسران گفته اند - به معناى نيروى قوى و برتر باشد.

86- دعا براى فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 4

4 - دعا براى نيل فرزندان به فراگيرى معالم و احكام الهى و تربيت دينى امرى نيكو و شايسته است .

ربنا وابعث فيهم رسولا . .. و يزكّيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 7

7- دعاى پدران در حق فرزندان ، به اجابت نزديك تر است .

يأبانا استغفر لنا . .. قال سوف أستغفر لكم ربى

درخواست فرزندان يعقوب از او براى طلب آمرزش مى رساند كه آنان دعاى وى را به اجابت نزديك تر مى دانستند ; حال يا به اين لحاظ كه او پدر ايشان است يا به اين سبب كه وى پيامبر خداست و يا هر دو لحاظ در نظر آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 10

10- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار مصونيت خويش و فرزندانش از گرايش به بت پرستى شد .

و إذ قال إبرهيم ربّ . .. اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 12،14

12- حضرت ابراهيم ( ع ) براى رفع خطر تنهايى و انزواى فرزندانش در مكه ، از خداوند خواستار توجه قلبى برخى از مردم به سوى آنان و زندگى جمعى شد . *

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ... فاجعل أفئدة من الناس تهوى إل

14- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار بهبود وضعيت معيشتى و برخوردارى از انواع نعمت ها و محصولات براى فرزندانش و ساكنان مكه شد .

و ارزقهم من الثمرت

با توجه به اينكه حضرت ابراهيم(ع) فرزندانش را در سرزمين بى كشت و زرع اسكان داد، مقصود از «ثمرات» مى تواند انواع نعمتها و محصولات مادى و خوراكى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 41 - 6

6- عنايت خاص حضرت ابراهيم ( ع ) به سرنوشت دنيوى و اخروى فرزندان و خاندانش و ياد كردن از آنان در تمامى دعاهايش

و اجنبنى و بنىّ . .. من ذرّيتى ... ليقيموا الصلوة فاجعل أفئدة من الناس تهوى إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 6 - 9

9- زكريا ( ع ) ، براى صلاح و شايستگى معنوى فرزند خويش دعا كرد .

يرثنى . .. واجعله ربّ رضيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 12،21

12 - تأثير مثبت و سازنده دعاى پدر و مادر ، در حق فرزندان خود و در سرنوشت و سعادت آنان

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

21 - دعا براى صلاح و نيك شدن همسر و فرزندان و خيرخواهى براى ايشان ، از اوصاف بندگان خالص خدا و امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 29

29- ارزش دعاى پدر و مادر براى صلاح فرزند

و أصلح لى فى ذرّيّتى

87- دعا براى گناهكاران پشيمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 16

16 - دستور خدا به دلجويى كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از گنهكاران نادم ، با قبول صدقه شان و دعا براى آنان

خذ من أمولهم صدقة . .. و صل عليهم إن صلوتك سكن لهم

برداشت فوق با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش است كه درباره متخلفان نادمى نازل شده كه براى جبران تخلفشان از جنگ تبوك عزم انفاق تمامى اموال خود را داشتند.

88- دعا براى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 56 - 12

12 - « عن ابن أبى حمزة عن أبيه قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « إنّ اللّه و ملائكته يصلّون على النبىّ يا أيّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماً » فقال : الصلاة من اللّه عزّوجلّ رحمة و من الملائكة تزكية و من الناس دعاء . . . ;

على بن ابوحمزه، از پدرش، روايت كرده كه: از امام صادق(ع) از اين سخن خداوند عزّوجلّ «إنّ اللّه و ملائكته يصلّون. ..» پرسيدم، فرمود: صلوات خداوند، همان رحمت و صلوات ملائكه به پاكى ياد كردن و صلوات مردم دعا است...».

89- دعا براى مربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 10

10- انسان بايد از مربى خويش قدردانى و براى او از خداوند طلب رحمت كند .

ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا

90- دعا براى مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 7

7 - مشروعيت و پسنديده بودن حضور بر مزار مؤمنان و دعا و استغفار براى آنان

و لاتصل . .. و لاتقم على قبره

آنچه در آيه نهى شده در خصوص منافقان است و همين تخصيص مى رساند كه حضور يافتن بر مزار مؤمنان و دعا براى آنان امرى جايز، بلكه پسنديده است.

91- دعا براى مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 62 - 15

15 - دعا و طلب مغفرت براى آنانى كه به منظور رسيدگى به امور مهم زندگى شخصى ، اذن ترك حضور در حل و فصل مسائل اجتماعى داده شده است ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم و استغفر لهم اللّه

92- دعا براى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 6

6 - حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مزار مؤمنان و دعا و استغفار آن حضرت براى آنان

و لاتصل . .. و لاتقم على قبره

از اينكه خداوند حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) را بر سر قبر منافقان نهى كرده است، استفاده مى شود كه روش آن حضرت حضور يافتن بر مزار مسلمانان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 1

1 - وارد كردن مؤمنان تائب و پيرو راه خدا و نيز پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بوستان هاى ماندگار بهشت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش از درگاه الهى

ربّنا و أدخلهم جن-ّت. .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم

«مَن» در «و من صلح. ..» مى تواند عطف بر ضمير «هم» در «أدخلهم...» و يا عطف بر ضمير«هم» در «وعدتهم» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 1

1 - نگه داشتن مؤمنان تائب و صالحان ، از بدى ها و ناراحتى هاى روز قيامت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش الهى از خداوند

و قهم السيّئات

الف و لام جنس در «السيّئات» مفيد استغراق و عموم است و مقصود از آن در آيه شريفه، بدى ها و ناراحتى هايى است كه يا بر اثر گناهان و لغزش هاى خود انسان و يا به خاطر شرايط سخت روز قيامت براى آدمى پديد مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 19 - 9

9- دعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مؤمنان و وساطت آن حضرت ، داراى ارزش و اعتبار نزد خداوند

و استغفر لذنبك و للمؤمنين و المؤمنت

از اين كه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمان داده است كه براى اهل ايمان دعا كند; استفاده مى شود كه دعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى امت

داراى تأثيرى بسزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 21

21 - دعاى شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مؤمنان ، داراى ارزش و تأثيرى ويژه نزد خداوند

و استغفر لهنّ اللّه

از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، موظف به استغفار براى امت شده است - نه خود آنان - استفاده مى شود كه دعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در پيشگاه الهى ارج و تأثير ويژه اى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 28 - 12

12 - دعا و آمرزش خواهى براى پدر و مادر ، اعضاى خانواده و عموم مردان و زنان مؤمن ، عملى پسنديده و شايسته

ربّ اغفر لى و لولدىّ . و للمؤمنين و المؤمنت

93- دعا براى نجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 10

10 - درخواست از خدا براى نجات از گرفتارى ، مقتضاى ربوبيت او است .

ناكسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا

94- دعا براى نجات مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 118 - 2

2 - دعاى نوح به درگاه خدا ، براى نجات خود و مؤمنان همراهش از شرّ قوم كفرپيشه خويش

ربّ إنّ قومى كذّبون . .. نجّنى و من معى من المؤمنين

متعلق «نجّنى» حذف شده است و تقدير آن «نجّنى و. .. من شرّهم» مى باشد.

95- دعا براى والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 5،9،12

5- دعا و طلب رحمت بى دريغ از پروردگار براى پدر و مادر ، از وظايف فرزند است .

قل ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا

«كما» مى تواند اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه چون رحمت پدر و مادر به فرزند بى دريغ بوده، پس فرزند نيز متقابلاً بايد چنين رحمتى را براى پدر و مادرش درخواست كند.

9- درخواست رحمت از پروردگار براى پدر و مادر ، اداى گوشه اى از زحمت هاى بى دريغ آنان است .

و قل ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا

«كما» حرف تشبيه مجازى و به معناى «لما» است; يعنى، خداوندا به آنان ترحم كن به خاطر آنكه آنان مرا با زحمتهاى خود پرورش داده اند.

12- دعاى فرزند براى پدر و مادر ، داراى تأثير و موجب توجه ويژه خداوند و در مظان استجابت است .

و قل ربّ ارحمهما

از اينكه خداوند دستور به دعا براى والدين با كيفيت و الفاظ خاص داده است به دست مى آيد كه خداوند به اين دعا عنايت ويژه داشته و احتمال اجابت آن زياد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 2

2- دعوت به توحيد ، خداپرستى ، احسان به والدين ، اجتناب از پرخاشگرى بر آنان ، دعا براى والدين و پرداخت حقوق خويشاوندان ، تعاليمى حكيمانه و وحى الهى است .

ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 23

23- به ياد داشتن پدر و مادر به هنگام نيايش ، از احسان فرزند به ايشان

و وصّينا الإنسن بولديه إحسنا . .. قال ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك الّتى أنعمت علىّ

با توجه به اين كه احسان به والدين، نكته بارز اين آيه به شمار مى رود و در صدر آن قرار دارد، مى توان چنين استفاده كرد كه ساير بخش هاى آيه نيز، به نوعى با احسان به والدين در ارتباط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 28 - 12

12 - دعا و آمرزش خواهى براى پدر و مادر ، اعضاى خانواده و عموم مردان و زنان مؤمن ، عملى پسنديده و شايسته

ربّ اغفر لى و لولدىّ . و للمؤمنين و المؤمنت

96- دعا براى هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 24 - 12

12- درخواست كوتاه ترين راه رشد و هدايت و اظهار اميدوارى به نيل به آن ، فرمان و توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا

97- دعا براى همسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 21

21 - دعا براى صلاح و نيك شدن همسر و فرزندان و خيرخواهى براى ايشان ، از اوصاف بندگان خالص خدا و امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم

98- دعا به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 43 - 4

4 - دعا و تحيت فرشتگان بر مؤمنان

هو الذى يصلّى عليكم و ملئكته

99- دعا در آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 10

10 - انسان بايد در حال آسايش و سختى ، متوجه خدا بوده و تنها به درگاه او نيايش داشته باشد .

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه . .. ثمّ إذا خوّله نعمة منه نسى ما كان يدعوا إليه

100- دعا در اضطرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 8

8 - دعاى مخلصانه به هنگام اضطرار و احساس خطر ، مورد اجابت خداوند است .

فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه مخلصين له الدّين فلمّا نجّيهم

«فا» در «فلمّا نجّاهم» تفريع است بر «دعوا اللّه» و مفيد حقيقت ياد شده است.

101- دعا در اوقات فراغت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 1،2،4،5

1 - بهره بردن از ساعات فراغت و به زحمت افكندن خويش در آن فرصت ها براى دعا ، فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإذا فرغت فانصب

از آن جا كه متعلق «إذا فرغت» ذكر نشده است، مفاد آن را مى توان بر هرگونه فراغتى - از جمله فراغت از «نماز» يا «فرائض» يا «امور دنيايى» - تطبيق داد. «نَصَبَ» (ماضى «انصَبْ); يعنى، به رنج و تعب افكند (مصباح). به قرينه آيه بعد، مراد از آن، اشتغال به تضرّع و دعا به درگاه خداوند است.

2 - اوقات فراغت انسان ، بايد با توجّه به خدا و دعا به درگاه او سپرى شود .

فإذا فرغت فانصب

4 - به زحمت افكندن خويش در اوقات فراغت ، براى دعا به درگاه خداوند ، تلاشى ثمربخش و درپى دارنده آسانى و آسودگى است .

إنّ مع العسر يسرًا . فإذا فرغت فانصب

حرف «فاء»، اين آيه را بر مفاد آيه قبل تفريع كرده است; يعنى، حال كه هر دشوارى، سهولت آفرين است; پس سختىِ تضرع و دعا را بر خود هموار ساز.

5 - توجّه به امداد هاى ويژه خداوند ، برانگيزاننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به استفاده از فرصت هاى فراغت ، براى سخت كوش بودن در عبادت و دعا

ألم نشرح . .. و وضعنا ... و رفعنا ... فإذا فرغت فانصب

102- دعا در باردارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 189 - 11

11 - دوران جنينى كودك ، دوران توجه والدين به خدا براى درخواست فرزندى سالم و شايسته

فلما أثقلت دعوا اللّه ربهما لئن ءاتيتنا صلحاً

چنانچه مقصود از نفس واحده و همسرش، آدم(ع) و حوا باشد، بيان حقايق مطرح شده درباره آنها به عنوان پدر و مادر نخستين، جنبه داستانى و بيان سرگذشت ندارد و بلكه اشاره به طبيعت نوعى انسان است.

103- دعا در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 250 - 2

2 - ضرورتِ نيايشِ با خداوند ، در هنگامه پيكار با دشمنان

و لمّا برزوا الجالوت و جنوده قالوا ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 2،3،6

2 - درخواست بخشايش گناهان و زياده روى ها ، پايدارى بر راه پيامبران و چيرگى بر كافران ، تنها سخن دست پروردگان انبيا در هنگامه هاى پيكار

و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا و ثبّت اقدا

در برداشت فوق، ضمير «قولهم»، تنها به «ربّيّون» برگشت داده شده است.

3 - همراه نمودن دعا با مجاهدت و مقاومت در راه خدا ، از ويژگى هاى پيامبران الهى و پرورش يافتگان آنان

و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا . .. و انصرنا

6 - نقش سازنده دعا در ميدان جنگ و تشويق الهى به آن

و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا . .. و انصرنا على القوم الكافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 2

2 - مجاهدان بدر پيش از نبرد با نيايش به درگاه خدا از وى استمداد كردند .

إذ تستغيثون ربكم

«غوث» به معناى يارى كردن است و استغاثه طلب يارى و امداد است.

104- دعا در حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 10

10 - اجابت دعا ها و درخواست هاى دنيوى حج گزارانِ دنياطلب

فمن الناس من يقول ربّنا اتنا فى الدنيا و ماله فى الاخرة من خلاق

واو عاطفه در جمله «و ماله . ..»، بيانگر جمله اى محذوف است. مثل «نؤتيه» (به او عطا مى كنيم) و از آخرت نصيبى نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 201 - 1

1 - تمجيد آن دسته از مردم كه پس از انجام مناسك حج ، خواهان نيكو هاى دنيا و آخرت و نجات از آتش هستند .

و منهم من يقول ربنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 202 - 5

5 - تنها آنان كه پس از انجام حج ، خواهان حسنه دنيوى و اُخروى هستند ، از حج خود بهره خواهند برد .

فاذا قضيتم مناسككم . .. اولئك لهم نصيب مما كسبوا

بنابراينكه مراد از «ممّا كسبوا» انجام فريضه حج باشد.

105- دعا در رفاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 10

10 - انسان بايد در حال آسايش و سختى ، متوجه خدا بوده و تنها به درگاه او نيايش داشته باشد .

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه . .. ثمّ إذا خوّله نعمة منه نسى ما كان يدعوا إليه

106- دعا در سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 12 - 1،6

1 - نيايش خالصانه انسان با خدا ، به هنگام گرفتارى ها و مصيبت هاى سخت و جانكاه

و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا

«ضرّ» به معناى مطلق آسيب است، ولى در اين جا با توجه به «ال» - كه به اصطلاح اهل ادب «ال» كماليه است - به معناى آسيب سخت و جانكاه مى باشد.

6 - نيايش خالصانه شرك پيشگان به درگاه خداوند ، به هنگام گرفتارى ها و مصايب ، دليلى روشن بر پوچى انديشه شرك و حقانيت توحيد ربوبى

و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا

روى سخن در اين سوره با مشركان مكه است و آيه شريفه در مقام بيان يكى از دليلهاى روشن توحيد ربوبى و پوچى انديشه شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 54 - 3

3- دعا و تضرع انسان هاى گرفتار در وضعيت هاى ناگوار ، مورد اجابت خداوند قرار مى گيرد . *

إذا مسّكم الضرّ فإليه تجئرون . ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم

احتمال دارد رفع ناگوارى از گرفتارانى كه ملتمسانه به درگاه خداوند دعا مى كنند، ناشى از دعاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 1،4،10

1 - نيايش خالصانه انسان با خداوند ، به هنگام گرفتارى ها و مصيبت ها

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه

«ضرّ» (ضد «نفع») به معناى مطلق آسيب است.

4 - انسان ها ، به هنگام گرفتارى و رنج ، روى به خدا آورده و او را به فريادرسى مى خوانند .

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه

«إنابة» (مصدر «منيباً») به معناى رجوع است و «منيباً إليه»; يعنى، بازگشت به خدا با توبه و اخلاص (مفردات راغب).

10 - انسان بايد در حال آسايش و سختى ، متوجه خدا بوده و تنها به درگاه او نيايش داشته باشد .

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه . .. ثمّ إذا خوّله نعمة منه نسى ما كان يدعوا إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 1،4،5

1 - نيايش خالصانه انسان با خدا ، به هنگام گرفتارى ها و مصيبت ها

فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا

«ضرّ» (ضد «نفع») به معناى مطلق آسيب است.

4 - انسان ها ، هنگام گرفتارى و رنج ، روى به خدا آورده و او را به فريادرسى مى خوانند .

فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا

5 - انسان ها ، هنگام گرفتارى و رنج ، به ناتوانى خود و قدرت يارى رسانى خداوند پى برده و اعتراف مى كنند .

فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا

107- دعا در سختى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 10 - 4

4 - دعا به درگاه پروردگار ، نقطه اميد پيامبران در اوج مشكلات

فدعا ربّه أنّى مغلوب فانتصر

108- دعا در شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 1،3

1 - بركندن تَن از بستر آسايش در دل شب ، براى نيايش خدا ، نشان مؤمنان راستين است .

إنّما يؤمن بأيتنا الذين . .. تتجافى جنوبهم عن المضاجع

«تتجافى» از ريشه «جفى» به معناى «ملازم نبودن با مكان و جا» است (المنجد) لازم به ذكر است كه «تتجافى» حال براى «الذين» در آيه پيش است.

3 - نيايش مؤمنان راستين به درگاه خدا در دل شب ، همراه با بيم و اميد است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

109- دعا در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 7،8،11،29

7- گروهى از مؤمنان عصر بعثت ، با وجود محروميّت هاى مادّى ، همواره و در صبح و پسين ، بر دعا و نيايش خود به درگاه خداوند مراقبت داشتند .

الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ

«غداة» - براساس يكى از معانى ذكر شده در «قاموس» - به فاصله زمانى بين نماز صبح و طلوع خورشيد گفته مى شود و «عشىّ» را، برخى، «ميان ظهر تا غروب» و برخى، «فاصله ظهر تا صبح فردا» معنى كرده اند. ( ر.ك: المصباح المنير).

8- سپيده دم و پسين ، فرصت هايى مناسب براى دعا به درگاه خداوند است .

بالغدوة و العشىّ

مراد از «غداة و عشىّ» ممكن است دو زمان مخصوص باشد و احتمال مى رود تمام ساعات شبانه روز مورد نظر باشد. برداشت بالا، ناظر به نخستين معنا است.

11- خو گرفتن به دعا و نيايش در صبح و پسين ، مايه ارجمندى نزد خداوند و شايستگى براى همنشينى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ

فعل «يدعون» مضارع و براى استمرار است.

29- دعاى خالصانه در سپيده دم و پسين ، نشانه حضور ياد خدا در قلب انسان است .

الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا

110- دعا در عصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 7،8،11،29

7- گروهى از مؤمنان عصر بعثت ، با وجود محروميّت هاى مادّى ، همواره و در صبح و پسين ، بر دعا و نيايش خود به درگاه خداوند مراقبت داشتند .

الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ

«غداة» - براساس يكى از معانى ذكر شده در «قاموس» - به فاصله زمانى بين نماز صبح و طلوع خورشيد گفته مى شود و «عشىّ» را، برخى، «ميان ظهر تا غروب» و برخى، «فاصله ظهر تا صبح فردا» معنى كرده اند. ( ر.ك: المصباح المنير).

8- سپيده دم و پسين ، فرصت هايى مناسب براى دعا به درگاه خداوند است .

بالغدوة و العشىّ

مراد از «غداة و عشىّ» ممكن است دو زمان مخصوص باشد و احتمال مى رود تمام ساعات شبانه روز مورد نظر باشد. برداشت بالا، ناظر به نخستين معنا است.

11- خو گرفتن به دعا و نيايش در صبح و پسين ، مايه ارجمندى نزد خداوند و شايستگى براى همنشينى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ

فعل «يدعون» مضارع و براى استمرار است.

29- دعاى خالصانه در سپيده دم و پسين ، نشانه حضور ياد خدا در قلب انسان است .

الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا

111- دعا در ماه رمضان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 186 - 15

15 - ماه رمضان ، زمان مناسب براى دعا به درگاه خداوند

شهر رمضان . .. و إذا سألك عبادى عنى فإنى أجيب دعوة الداع

برداشت فوق بيانگر وجه ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل است.

112- دعا در ماه محرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 16

16 - دعاى زكريا و تقاضاى نسلى پسنديده از خداوند ، در روز اوّل محرم

هنا لك دعا زكريا ربّه قال ربّ هب لى من لدنك ذريّة طيبة

امام رضا (ع) به شخصى كه اوّل محرّم به حضور آن حضرت رسيد فرمود: ان هذا اليوم هو اليوم الذى دعا فيه زكريّا (ع) ربّه عزّ و

جلّ فقال ربّ هب لى من لدنك ذريّة طيّبة . .. .


عيون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 299، ح 58 ; امالى صدوق، ص 112، ح 5، مجلس 17.

113- دعا در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 13

13 - لزوم توأم بودن مبارزه ( برائت از كافران معاند ) ، با دعا و استغفار به درگاه خداوند

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا. .. ربّنا عليك توكلنا... ربّنا لاتجعلنا

114- دعا در مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 14

14 - نقش مسجد و محراب - مكان هاى مقدس - در استجابت دعا *

دخل عليها زكريّا المحراب . .. هنا لك دعا زكريّا ربّه

برداشت فوق بر اين اساس است كه مشاراليه «هنالك»، «المحراب» باشد; و جمله «و هو قائم يصلى فى المحراب»، در آيه بعد مؤيد اين معناست.

115- دعا در مصيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 1،4

1 - نيايش خالصانه انسان با خداوند ، به هنگام گرفتارى ها و مصيبت ها

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه

«ضرّ» (ضد «نفع») به معناى مطلق آسيب است.

4 - انسان ها ، به هنگام گرفتارى و رنج ، روى به خدا آورده و او را به فريادرسى مى خوانند .

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه

«إنابة» (مصدر «منيباً») به معناى رجوع است و «منيباً إليه»; يعنى، بازگشت به خدا با توبه و اخلاص (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 1

1 - نيايش خالصانه انسان با خدا ، به هنگام گرفتارى ها و مصيبت ها

فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا

«ضرّ» (ضد «نفع») به معناى مطلق آسيب است.

116- دعا در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 238 - 12

12 - ارجمندى دعا در حال قيام به هنگام نماز

و قوموا للّه قانتين

امام باقر (ع): «و القنوت» هو الدعاء فى الصلوة فى حال القيام


مجمع البيان، ج 2، ص 600 ; نورالثقلين، ج 1، ص 237، ح 940.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 3

3- فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دعا و نيايش همراه با نماز و نوافل

أقم الصلوة . .. فتهجّد به نافلة لك ... و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «و قل رب» عطف به «فتهجّد. ..» بوده و ذكر خاص بعد از عام بيانگر يكى از اعمال باشد كه شايسته است در تهجّد و نماز شب انجام گردد.

117- دعا در نماز شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 7،9

7- درخواست توفيق از خداوند در نوافل و نماز شب ، براى ورود در كار ها به صدق و راستى و خروج از آن به راستى و درستى ، امرى مطلوب و پسنديده است .

و من الّيل فتهجّد به نافلة لك . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

9- لزوم درخواست توفيق و خلوص و صداقت كامل از خداوند در نوافل شب

و من الّيل فتهجّد به . .. و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق

از اينكه خداوند، در پى توصيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تهجّد، از او خواسته است كه براى اخلاص در هر كارى به درگاه او دعا كند، مى تواند مشعر به معناى فوق باشد.

118- دعا در نماز نافله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 3

3- فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دعا و نيايش همراه با نماز و نوافل

أقم الصلوة . .. فتهجّد به نافلة لك ... و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «و قل رب» عطف به «فتهجّد. ..» بوده و ذكر خاص بعد از عام بيانگر يكى از اعمال باشد كه شايسته است در تهجّد و نماز شب انجام گردد.

119- دعا و تلاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 10 - 10

10- دعا در كنار اقدام و تلاش ، كارى شايسته و ارجمند است .

إذ أوى الفتية . .. فقالوا ربّنا ءاتنا من لدنك رحمة

حرف «فاء» در «فقالوا» دلالت مى كند كه اصحاب كهف، پس از آن كه از شهر و ديار خود گريختند و جهت حفظ ايمان به غار پناه بردند، دست به دعا برداشته و از خداوند تقاضاى رحمت و راهنمايى و راهگشايى كردند، نه اين كه بدون آغاز هيچ حركتى، خواهان رشد شده باشند.

120- دعا و عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 202 - 3

3 - دعاى همراه با تلاش و عمل ، شرط رسيدن به مطلوب

ربّنا اتنا . .. اولئك لهم نصيب مما كسبوا

بنابراينكه مراد از «ممّا كسبوا»، همان دعاى آنان باشد.

121- دعا و قضاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 12

12- دعا و شفاعت ، حتى از ناحيه پيامبران ، در قضا هاى حتمى خداوند بى تأثير است .

و لاتخطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون

122- دعا هنگام درماندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 14

14 - مردم هنگام درماندگى و خطر مرگ ، به درگاه خدا دعا كرده و همراه با سوگند ، قول مى دهند كه جزو سپاسگزاران او خواهند بود .

و ظنوا أنهم أحيط بهم دعوا اللّه مخلصين له الدين لئن أنجيتنا من هذه لنكوننّ من ال

123- دعا هنگام سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 4،8

4- شايسته بودن روى آورى انسان به درگاه پروردگار ، به هنگام رنج و گرفتارى

و أيّوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الضرّ

8- ربوبيت الهى ، مقتضى روى آورى انسان به درگاه او به هنگام رنج و نياز

و أيّوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الضرّ

124- دعا هنگام طوفان دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 10

10 - طوفانى شدن دريا و احساس خطر غرق شدن كشتى ، از مقطعهايى كه انسان به خدا و نيايش خالصانه به درگاه او روى مى آورد .

و جاءهم الموج من كل مكان و ظنوا أنهم أحيط بهم دعوا اللّه مخلصين له الدين

125- دعاى آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 8

8 - علنى ساختن دعا و نداشتن تضرع در آن ، تجاوز از آداب دعا به درگاه خداست .

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية إنه لايحب المعتدين

126- دعاى ارزشمند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 5

5 - نيايش به درگاه الهى ، براى تأمين نياز هاى جامعه امرى پسنديده و ارزشمند

قال عيسى ابن مريم اللّهم ربنا أنزل علينا مائدة من السماء . .. و ارزقنا

127- دعاى بيجا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 46 - 17

17- دعا به درگاه خداوند و تقاضاى امرى كه به حكيمانه بودنش اطمينان نيست ، كارى جاهلانه است .

فلاتسئلن ما ليس لك به علم إنى أعظك أن تكون من الجهلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 4

4- درخواست امرى نابه جا و غير حكيمانه از خداوند ، لغزش و خطاست .

قال رب إنى أعوذبك أن أسئلك ما ليس لى به علم

استعاذه و پناه بردن به خداوند ، در موردى است كه متعلق آن ، امرى ناپسند و شرّآفرين باشد.

128- دعاى پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 12

12 - درخواست از خداوند براى نابودى ثروت ها و امكاناتى كه سد راه خدا مى باشد ، امرى پسنديده است .

ليضلوا عن سبيلك ربنا اطمس على أمولهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 7

7 - آرزو و دعا كردن براى داشتن همسر و فرزند ، امرى پسنديده و شايسته

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 83 - 6

6 - آرزوى به دست گرفتن حكومت و مديريت جامعه ايمانى و درخواست آن از خداوند ، امرى پسنديده و شايسته

ربّ هب لى حكمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 100 - 5

5 - دعا به درگاه الهى براى فرزنددار شدن ، امرى پسنديده است .

ربّ هب لى من الصلحين

از درخواست حضرت ابراهيم(ع) - كه از پيامبران بزرگ الهى بود - مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

129- دعاى پنهانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 6

6 - دعاى خاضعانه و پنهانى به درگاه خداوند، مطلوب و قرين اجابت است.

من ينجيكم . .. تدعونه تضرعا و خفية

چون نجات از سختى در آيه در پى «تضرع» و «خفية» مطرح شده است و تعليق بر وصف اشعار به عليت دارد، چنين به نظر مى آيد كه اين دو حالت در استجابت دعا نقش مهمى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 4

4 - دعا در نهان ، توصيه خداوند به بندگان

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية

«خفية» (نهان كردن) مصدر است و در آيه به معناى اسم فاعل و حال براى فاعل «ادعوا» مى باشد ; يعنى: ادعوا ربكم مخفين دعاءكم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 3 - 1،5

1- زكريا به دور از انظار مردم و با صداى بلند ، خدا را خواند و از او حاجت طلبيد .

إذ نادى ربّه نداءً خفيًّا

«نداء»; يعنى، خواندن كسى با بلند كردن صدا و «ذكر خفىّ»، آن است كه ذاكر آن را از مردم مستور بدارد (لسان العرب). آيات بعد بيانگر اين است كه نداى زكريا در رابطه با درخواست فرزند بوده است.

5- پنهانى بودن دعا و دوربودن آن از انظار ، از آداب دعا است . *

نادى ربّه نداءً خفيًّا

يادكردن از دعاى پنهانى حضرت زكريا و نيز آيات بعدى كه استجابت دعاى او را مطرح ساخته، ممكن است به مطلوب بودن دعاى پنهانى و دور از انظار اشاره داشته باشد.

130- دعاى خاضعانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 6

6 - دعاى خاضعانه و پنهانى به درگاه خداوند، مطلوب و قرين اجابت است.

من ينجيكم . .. تدعونه تضرعا و خفية

چون نجات از سختى در آيه در پى «تضرع» و «خفية» مطرح شده است و تعليق بر وصف اشعار به عليت دارد، چنين به نظر مى آيد كه اين دو حالت در استجابت دعا نقش مهمى دارند.

131- دعاى خالصانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 13

13 - ايمان و نيايش خالصانه به درگاه خداوند، سپاسگزارى است.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه . .. أليس اللّه بأعلم با

132- دعاى رفع عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 135 - 1،2

1 - موسى ( ع ) با پذيرش تقاضاى فرعونيان ( دعا براى رفع عذاب ) ، برطرف شدن عذاب را از خداوند درخواست كرد .

فلما كشفنا عنهم الرجز

سياق آيه نشان مى دهد كه جمله اى همانند «فدعا موسى فكشفنا عنهم الرجز» در تقدير است كه به سبب وضوحش در كلام آورده نشده است.

2 - خداوند با اجابت درخواست موسى ، عذاب را از فرعونيان برطرف ساخت .

فلما كشفنا عنهم الرجز

133- دعاى روزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 28

28 - درخواست روزى افزونتر از روزى مقدّر از درگاه خداوند ، خواسته اى پسنديده و سزاوار

و سئلوا اللّه من فضله

امام صادق (ع): انّ اللّه قسّم الارزاق بين عباده و افضل فضلا كثيراً لم يقسّمه بين احد قال اللّه عز و جل: «و سئلوا اللّه من فضله».


تفسير عياشى، ج 1، ص 239، ح 117 ; نورالثقلين، ج 1، ص 475، ح 220 ; تفسير برهان، ج 1، ص 366، ح 4 ; بحارالانوار، ج 5، ص 145، ح 5.

134- دعاى كمبود آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 14

14 - دعا و مناجات به درگاه خدا براى رفع كمبود آب ( استسقا ) امرى نيكو و شايسته ، و وظيفه اى بر عهده رهبران دين

و إذاستسقى موسى لقومه

135- دعاى مردود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 2

2- خواندن معبود هاى دروغين و درخواست كردن از آنها ، كردارى بيهوده و باطل است .

له دعوة الحق

تقديم «له» بر «دعوة الحق» حاكى از حصر است ; يعنى ، دعوت حق تنها از آنِ اوست نه از آن غير او. و مراد از غير او به قرينه جمله بعد معبودهايى است كه مشركان آنان را مى خواندند و مى پرستيدند.

136- دعاى ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 5

5 - آميختنِ عبادت و نيايش به امورى لغو و بيهوده ، امرى ناروا و بس نكوهيده

و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

137- دعاى نجات از ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 7

7 - از امام باقر و امام صادق - عليهما السلام - روايت شده است كه درباره سخن خداوند : « ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظالمين » فرمود : لا تسلطهم علينا فتفتنهم بنا ;

پروردگارا! گروه ستمگران را بر ما مسلط مكن كه ما را وسيله آزمايش آنان قرار دهى».

138- دعاى نجات از ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 10،15

10 - دعاى مسلمانان مظلوم و مستضعف مكّه به درگاه پروردگار براى رهايى از ستم حاكم بر آنان

و المستضعفين . .. الّذين يقولون ربّنا اخرجنا من هذه القرية الظّالم اهلها

15 - مسلمانان مستضعف صدر اسلام ، خواستار فرمانده و نيروى انسانى از جانب خداوند براى رهايى از ستم كفرپيشگان مكّه

و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك نصيراً

139- دعاى نجات از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 1

1 - درخواست مؤمنان قوم موسى از خداوند ، براى نجات از گروه كفرپيشه

ربنا لا تجعلنا فتنة . .. و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

140- دعاى هجرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 7

7 - بنى اسرائيل ، در دعاى خويش از خداوند خواستند : زمينه هجرتشان از سرزمين مصر به سرزمينى ديگر را فراهم كند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

جمله «و نجنا برحمتك من القوم الكافرين» به معناى (ما را از كافران خلاص نما) است و مقصود از آن مى تواند درخواست هجرت به سرزمين ديگر باشد.

141- دعوت به دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 4

4 - توصيه خدا به اهل شرك ، به دست برداشتن از بت پرستى و روى آوردن به توحيد و نيايش به درگاه او

يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 1

1 - خداوند ، فراخوان مردم به دعا و نيايش به درگاه او

فادعوا اللّه

142- دنياطلبى در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 8،10

8 - برخى مردم ، تنها دنيا را از پروردگارشان خواهانند .

و من الناس من يقول ربنا اتنا فى الدنيا

چون گروهى كه در آيه بعد مطرح است، خواهان دنيا و نيز آخرتند، به قرينه مقابله، اين گروه تنها طالب دنيايند.

10 - اجابت دعا ها و درخواست هاى دنيوى حج گزارانِ دنياطلب

فمن الناس من يقول ربّنا اتنا فى الدنيا و ماله فى الاخرة من خلاق

واو عاطفه در جمله «و ماله . ..»، بيانگر جمله اى محذوف است. مثل «نؤتيه» (به او عطا مى كنيم) و از آخرت نصيبى نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 5

5 - نيايش به درگاه الهى ، براى تأمين نياز هاى جامعه امرى پسنديده و ارزشمند

قال عيسى ابن مريم اللّهم ربنا أنزل علينا مائدة من السماء . .. و ارزقنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 10

10 - دعا براى امور دنيوى ( مانند داشتن قدرت سياسى و رهبرى ) در صورت داشتن هدف الهى از آن ، امرى پسنديده براى مردان الهى است .

و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى

143- ذكر با دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 9

9 - دعا و درخواست از خداوند ، ذكر اوست .

فاذكروا اللّه . .. فمن الناس من يقول ربّنا

144- ذكر خدا در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 4

4- توجه به ذات يكتاى پروردگار ، مقصود اصلى در خواندن او با نام ها و صفات متعدد

أيًّاما تدعوا فله الأسماء الحسنى

145- ذكر در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 3،4

3 - ذكر « اللّهمّ » ، سرفصل دعا و نيايش مؤمنان با خداوند

قل اللّهمّ

4 - ذكر « اللّهمّ » در آغاز ، از آداب دعا به درگاه الهى

قل اللّهمّ

146- ربوبيت خدا در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 36 - 7

7- ذكر صفت ربوبيت خدا در دعا ، امرى پسنديده و مطلوب است .

قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون

147- زمان در اجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 10

10- تفاوت زمان ها در اجابت دعا و درخواست آمرزش و رحمت

سوف أستغفر لكم ربى

كلمه «سوف» مى رساند كه يعقوب(ع) استغفار براى فرزندانش را به زمان آينده موكول كرد. گويا هدف او از اين تأخير آمدن زمانى بوده كه دعا در آن به اجابت نزديك تر باشد.

148- زمان دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 5

5 - مزيّت و برترى بعضى از زمان ها ، براى دعا و استجابت

و المستغفرين بالاسحار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 16

16 - دعاى زكريا و تقاضاى نسلى پسنديده از خداوند ، در روز اوّل محرم

هنا لك دعا زكريا ربّه قال ربّ هب لى من لدنك ذريّة طيبة

امام رضا (ع) به شخصى كه اوّل محرّم به حضور آن حضرت رسيد فرمود: ان هذا اليوم هو اليوم الذى دعا فيه زكريّا (ع) ربّه عزّ و جلّ فقال ربّ هب لى من لدنك ذريّة طيّبة . .. .


عيون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 299، ح 58 ; امالى صدوق، ص 112، ح 5، مجلس 17.

149- زمينه اجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 13

13 - ستايش خداوند ، مؤثر در اجابت دعا به درگاه اوست .

ربنا وابعث فيهم . .. إنك أنت العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 15

15 - سه روز روزه سكوت ( سخن نگفتن جز با رمز و اشاره ) ، كثرت ذكر خدا و تسبيح او ، دستورالعمل خدا به زكريا براى دستيابى به خواسته خويش ( فرزند صالح ) *

قال ايتك الاّ تكلّم . .. و اذكر ربّك كثيراً و سبّح

در برداشت فوق، فعل «الاّ تكلّم» كه به صيغه نفى است، به معناى نهى گرفته شده است; به قرينه فعل امر «اذكر» كه بر آن عطف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 9

9 - نقش اعمال انسان در استجابت دعا از سوى خداوند

فاستجاب لهم ربّهم انّى لا اضيع عمل عامل منكم

جمله «انّى لا اضيع»، بيان سبب اجابت دعاى خردمندان است. يعنى اجابت دعاى خردمندان به سبب اعمال نيك آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 4

4 - درخواست از مقام الوهيت و ربوبيت خداوند از آداب دعا و مؤثر در استجابت آن

قال عيسى ابن مريم اللّهم ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 9

9 - احسان و كردار نيك آدمى زمينه ساز استجابت دعا هاى وى به درگاه خداست .

و ادعوه . .. إن رحمت اللّه قريب من المحسنين

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «إن اللّه . .. » توضيحى باشد براى «و ادعوه» نه تعليل آن. يعنى خدا را بخوانيد و به درگاه او نيايش بريد ولى اين را نيز بدانيد كه آنگاه دعاهاى شما مقبول درگاهش قرار خواهد گرفت كه مردمى نيكوكار باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 4

4- اظهار نياز به درگاه خدا ، داراى نقشى بسزا در جلب حمايت او و برآورده شدن نياز هاى انسان

فاستجاب له ربه . .. إنه هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 7

7- دعاى پدران در حق فرزندان ، به اجابت نزديك تر است .

يأبانا استغفر لنا . .. قال سوف أستغفر لكم ربى

درخواست فرزندان يعقوب از او براى طلب آمرزش مى رساند كه آنان دعاى وى را به اجابت نزديك تر مى دانستند ; حال يا به اين لحاظ كه او پدر ايشان است يا به اين سبب كه وى پيامبر خداست و يا هر دو لحاظ در نظر آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 12

12- دعاى فرزند براى پدر و مادر ، داراى تأثير و موجب توجه ويژه خداوند و در مظان استجابت است .

و قل ربّ ارحمهما

از اينكه خداوند دستور به دعا براى والدين با كيفيت و الفاظ خاص داده است به دست مى آيد كه خداوند به اين دعا عنايت ويژه داشته و احتمال اجابت آن زياد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 13

13- رحمت گسترده و مهربانى بى مانند خداوند ، مقتضى استجابت دعاى بندگان از جانب او است .

و أيّوب إذ نادى . .. و أنت أرحم الرحمين

از اين كه ايوب(ع) پس از بيان مشكلات خود، خدا را به صفت «أرحم الراحمين» ياد كرد، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 90 - 19

19- نقش مؤثر پيشى گرفتن در كار هاى نيك و دعاى همراه با رغبت و اميد و خشوع به درگاه الهى ، در استجابت دعا

فاستجبنا له . .. إنّهم كانوا يسرعون فى الخيرت ... و كانوا لنا خشعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 62 - 2

2 - قرار گرفتن انسان در شرايط اضطرار و درماندگى ، زمينه ساز استجابت دعاى وى از سوى خدا

أمّن يجيب المضط-ّر إذا دعاه

تصريح به عنوان «مضط-ّر» نشان مى دهد كه شرايط اضطرار (يعنى شرايطى كه انسان در آن شرايط از همه اسباب و عوامل قطع اميد مى كند) اين زمينه را فراهم مى آورد كه انسان، خالصانه و بى شائبه از شرك، خدا را بخواند. فريادخواهى خالصانه از خداوند (إذا دعاه) نيز درپى دارنده اجابت آن از سوى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 75 - 6

6 - ندا كردن خدا و حاجت بردن به درگاه او ، اجابت الهى را در پى دارد .

و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون

برداشت ياد شده از تعبير «بهترين پاسخ دهنده» براى خداوند به دست مى آيد; زيرا بهترين اجابت كننده آن كسى است كه به درخواست ها كاملاً پاسخ دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 80 - 5

5 - تأثير احسان و نيكوكارى در اجابت دعا ، بقاى نسل و نام نيك ، تقرب به پيشگاه خداوند و محبوبيت در ميان خلق

و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. سلم على نوح فى العلمين . إنّا كذلك نجزى ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 5

5 - استغفار ، پيش از دعا و اظهار حاجت به درگاه الهى ، زمينه ساز استجابت دعا و برآوردن حاجت است .

قال ربّ اغفرلى و هب لى ملكًا

برداشت ياد شده از استغفار سليمان(ع)، پيش از اظهار حاجت و درخواست پادشاهى از خداوند برمى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 11 - 2

2 - اضطرار و انقطاع از غير خداوند ، زمينه استجابت دعا

فدعا ربّه أنّى مغلوب . .. ففتحنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 17،19

17 - رأفت و رحمت گسترده خداوند ، پشتوانه اجابت دعا ها و استغفار هاى انسان

يقولون ربّنا اغفر لنا . .. ربّنا إنّك رءوف رحيم

19 - توسل به اسما و صفات الهى ، از آداب نيايش و زمينه اجابت دعا *

ربّنا إنّك رءوف رحيم

ذكر اوصاف متعدد خداوند (ربّ، رؤوف و رحيم) در اين آيه - كه رهنمودى است به دعا كنندگان - بيانگر مطلب ياد شده است.

150- زمينه دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 6

6 - مشاهده كمالات ديگران ، برانگيزنده انسان به درخواست كمالات از خدا براى خويش

هنا لك دعا زكريا ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 3

3 - توجه به ربوبيت خدا ، برانگيزنده انسان به دعا

ربّنا امنا بما انزلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 13

13 - ربوبيت خداوند ، زمينه دعا و درخواست از او

قال رب . .. فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 42 - 6

6 - مشكلات و سختيها، زمينه توجه به خدا و تضرع و دعا به درگاه او

فأخدنهم بالبأساء و الضراء لعلهم يتضرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 2،9

2 - شناخت ربوبيت الهى ، مستلزم روى آورى انسان به دعا به درگاه اوست .

إن ربكم اللّه الذى . .. ادعوا ربكم تضرعاً

بيان ضرورت دعا پس از بيان ربوبيت خداوند و تدبير جهان هستى از سوى او مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

9 - توجه به ربوبيت خداوند ، برانگيزنده آدمى به دعا به درگاه او

ادعوا ربكم

هدف از بيان ربوبيت خدا به انسانها، در ضمن دعوت آنان به دعا به درگاه او، ايجاد انگيزه دعا در ايشان است. يعنى باور به ربوبيت خدا همان و روى آورى به درگاه او همان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 29

29 - اتكا و توكل بر خدا واداركننده آدمى به درخواست نياز ها از وى و نيايش به درگاه اوست .

على اللّه توكلنا ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 4

4- توجّه آدمى به اسما و صفات خدا ، زمينه ساز ديدن خويش در محضر او و روى آورى به دعا و نيايش به درگاه وى

إنه هو العليم الحكيم. رب قد ءاتيتنى من الملك ... توفنى مسلمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 10

10- توجه به ربوبيّت خداوند ، سوق دهنده آدمى به استغاثه و دعا به درگاه او است .

يدعون ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 8

8- ربوبيت الهى ، مقتضى روى آورى انسان به درگاه او به هنگام رنج و نياز

و أيّوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الضرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 26 - 3

3 - اعتقاد به ربوبيت خداى يگانه ، مستلزم بردن نياز ها به درگاه او

قال ربّ انصرنى بما كذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 5

5 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، مقتضى ترس ، اضطراب ، تضرع و دعا كردن به درگاه الهى براى رهايى از آن

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 3

3 - سرنوشت بد و اقامتگاه ناگوار انسان در جهنم ، مقتضى هراسان بودن ، اضطراب ، تضرع و دعا كردن به درگاه الهى است .

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . .. إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 30 - 2

2 - ربوبيت خداوند ، مقتضى دعا به درگاه او و استمداد از او است .

قال ربّ انصرنى على القوم المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 1،2،3

1 - مواجه شدن با سختى ها و ناملايمات ، موجب توجّه انسان ها به خدا و دعا به پيشگاه او است .

و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم منيبين إليه

«ضرّ» در لغت، به معناى «بدحالى روحى و يا بدنى» است (مفردات راغب).

2 - انسان هاى گرفتار در سختى ها و تنگنا ها ، مرجع خود را ، خداوند مى دانند و براى نجات خويش ، به او روى مى آورند .

و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم منيبين إليه

«إنابة» مصدر «منيب» به معناى «رجوع مكرّر در مكرّر» است (مفردات راغب).

3 - توجّه و رويكرد به خدا ، به هنگام مواجه شدن با سختى ها و دشوارى ها ، دليل سرشت توحيدى آدميان است .

فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها . .. و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 8

8 - احساس خطر شديد و يأس از عوامل نجات دهنده مادى ، زمينه توجه انسان به خدا و دعا به درگاه او است .

و إذا غشيهم موج كالظّلل دعوا اللّه مخلصين له الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 10

10 - درخواست از خدا براى نجات از گرفتارى ، مقتضاى ربوبيت او است .

ناكسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 4

4 - ربوبيت خداوند ، متقاضاى دعا به درگاه او است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 68 - 5

5 - ربوبيت خداوند ، مقتضاى استدعا به درگاه او است .

ربّنا ءاتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 6

6 - درخواست و دعا به درگاه خداوند ، از شؤون ربوبيت الهى است .

فقالوا ربّنا بعد بين أسفارنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 13

13 - وهابيت و بخشندگى بسيار خداوند ، مقتضى درخواست هاى بزرگ از او است .

ربّ اغفر لى و هب لى ملكًا . .. إنّك أنت الوهّاب

يادآورى صفت وهابيت خداوند، پس از دعا و درخواست پادشاهى بزرگ از سوى سليمان(ع)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 4

4 - انسان ها ، به هنگام گرفتارى و رنج ، روى به خدا آورده و او را به فريادرسى مى خوانند .

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه

«إنابة» (مصدر «منيباً») به معناى رجوع است و «منيباً إليه»; يعنى، بازگشت به خدا با توبه و اخلاص (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 5

5 - نزول رزق انسان ( باران ) از سوى خداوند ، مقتضى دعا و عبادت به دور از شرك و خالصانه او است .

و ينزّل لكم من السماء رزقًا . .. فادعوا اللّه مخلصين له الدين

با توجه به تفريع جمله «فادعوا اللّه . ..» بر جملات پيشين (ينزّل لكم من السماء رزقاً) برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 49 - 8

8 - ربوبيت خداوند ، مقتضى انحصار دعا و درخواست از او است .

ادعوا ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 60 - 3

3 - ربوبيت خداوند ، مقتضى دعا و حاجت خواهى بندگان از او است .

و قال ربّكم ادعونى أستجب لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 6 - 6

6 - اميدوارى به رحمت خدا و باورمندى به قيامت ، زمينه ساز روآورى انسان به توكل ، انابه و نيايش

ربّنا عليك توكلنا . .. لقد كان لكم فيهم أسوة حسنة لمن كان يرجوا اللّه و اليوم ال

در صورتى كه الگو بودن، نظر به محتواى آيات پيشين داشته باشد - كه درباره توكل، توبه و نيايش بود - تعبير «لمن كان. ..» افاده مطلب بالا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 8 - 2

2 - توجّه به ربوبيت خداوند ، برانگيزاننده انسان به ابتهال و تضرّع به درگاه او است .

و إلى ربّك فارغب

قيد «إلى ربّك» متعلق به «ارغب» است. تقديم آن و آوردن حرف «فاء» پس از آن، بيانگر نقش ربوبيت خداوند، در لزوم توجّه به او است.

151- زمينه هاى دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 10

10 - توجّه به « ربوبيّت » خداوند ، برانگيزنده انسان به دعا و درخواست از او

ربّنا اغفرلنا ذنوبنا

152- سازندگى دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 7

7 - نقش بنيادين و سازنده دعا در صلابت ، قوّت و تسليم ناپذيرى پيكارگران

فما وهنوا . .. و ما ضعفوا و ما استكانوا ... و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا ا

يادآورى دعاى مجاهدان ربّانى پس از بيان استقامت آنان، مى تواند اشاره اى باشد به اينكه دعا از موجبات استقامت و حماسه آفرينى است.

153- سرزنش ترك دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 1

1 - نكوهش اهل شرك ، به خاطر ترك نيايش به درگاه خدا و بردن عرض حاجت پيش بت ها

يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه

154- شرايط اجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 186 - 6

6 - خلوص در دعا ( تنها خداوند را خواندن و از او درخواست كردن ) شرط اجابت دعاست .

أجيب دعوة الداع إذا دعان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 202 - 3،5

3 - دعاى همراه با تلاش و عمل ، شرط رسيدن به مطلوب

ربّنا اتنا . .. اولئك لهم نصيب مما كسبوا

بنابراينكه مراد از «ممّا كسبوا»، همان دعاى آنان باشد.

5 - تنها آنان كه پس از انجام حج ، خواهان حسنه دنيوى و اُخروى هستند ، از حج خود بهره خواهند برد .

فاذا قضيتم مناسككم . .. اولئك لهم نصيب مما كسبوا

بنابراينكه مراد از «ممّا كسبوا» انجام فريضه حج باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 3

3 - حركت و اقدام عملى ، مقدمه اى براى دعا و استجابت آن

و لمّا برزوا . .. قالوا ربّنا ... فهزموهم

مؤمنانِ به طالوت صرفاً دعا نكردند; بلكه پس از آنكه دست به عمل زدند و خود را مهيّاى جنگ نمودند، دعا كردند و آنگاه دعايشان مستجاب شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 17 - 5

5 - مزيّت و برترى بعضى از زمان ها ، براى دعا و استجابت

و المستغفرين بالاسحار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 5

5 - توجه خالصانه به خداوند در دعا، از شرايط استجابت آن

بل إياه تدعون فيكشف ما تدعون إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 6

6 - دعاى خاضعانه و پنهانى به درگاه خداوند، مطلوب و قرين اجابت است.

من ينجيكم . .. تدعونه تضرعا و خفية

چون نجات از سختى در آيه در پى «تضرع» و «خفية» مطرح شده است و تعليق بر وصف اشعار به عليت دارد، چنين به نظر مى آيد كه اين دو حالت در استجابت دعا نقش مهمى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 89 - 6

6 - اجابت دعا و خواسته هاى حق طلبان از سوى خدا و تحقق بخشيدن پيروزى آنان بر مستكبران ، مقتضى استقامت و پايدارى آنان در ميدان مبارزه است .

قال قد أجيبت دعوتكما فاستقيما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 4

4 - استجابت دعا و قبولى نيايش انسان به درگاه الهى ، مشروط به عبادت به دور از شرك و خالصانه او است .

فادعوا اللّه مخلصين له الدين

برداشت ياد شده از توصيه خداوند به اخلاص در عبادت - پس از فراخواندن به دعا و نيايش - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 26 - 2

2 - ايمان و عمل صالح ، شرط پذيرش دعا از سوى خداوند است .

و يستجيب الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 34

34- توبه و تسليم به درگاه پروردگار ، زمينه و شرط استجابت دعا

قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين

«إنّى» بيانگر نوعى تعليل است; يعنى، پروردگارا! مرا در راستاى شكر و صلاح يارى ده; زيرا من تائب و تسليم درگاه توأم. اين تعبير مى نماياند كه توبه و تسليم، داراى تأثير ويژه در استجابت دعا است.

155- شرايط تأثير دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 12

12- دعا و شفاعت ، حتى از ناحيه پيامبران ، در قضا هاى حتمى خداوند بى تأثير است .

و لاتخطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون

156- شرايط دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 8

8 - پايبندى خالصانه به دين و پرهيز از شرك و التقاط، از شرايط دعا و نيايش به درگاه خداوند

و ادعوه مخلصين له الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 46 - 17

17- دعا به درگاه خداوند و تقاضاى امرى كه به حكيمانه بودنش اطمينان نيست ، كارى جاهلانه است .

فلاتسئلن ما ليس لك به علم إنى أعظك أن تكون من الجهلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 6

6- احتمال غير حكيمانه بودن درخواست ، در لزوم پرهيز از تقاضاى آن از درگاه خداوند كافى است .

إنى أعوذبك أن أسئلك ما ليس لى به علم

علم نداشتن به حكيمانه بودن درخواست - كه مفاد «ما ليس لى به علم» است - شامل موردى كه انسان حتى گمان به مصلحت دارد ولى هنوز به مرتبه علم و اطمينان نرسيده است ، نيز مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 7

7 - دعا و عبادت ، تنها شايسته خداوند يكتا و دارنده حيات حقيقى است .

هو الحىّ لا إله إلاّ هو فادعوه

«فا» در «فادعوه» عاطفه بوده و براى ربط ميان سبب و مسبب است; يعنى، به سبب آن كه خدا دارنده حيات حقيقى و يكتا است، پس او را بايد عبادت كرد و از او حاجت خواست.

157- صفات خدا در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 3

3 - ثنا و ستايش خدا در دعا ، با ذكر صفاتى مطابق و متناسب با درخواست و عرض نياز ، امرى پسنديده

و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا و أنت خير المنزلين

«منزل» در اين جا، كنايه از سرزمينى است كه حضرت نوح(ع) خواستار فرود آمدن در آن بود. ذكر جمله «و أنت خير المنزلين» (و تو بهترين ميزبانان هستى) در پايان دعا و متناسب با عرض نياز، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 118 - 7

7 - التجا به ربوبيت الهى و برشمردن صفات رحمت آفرين او ، از آداب دعا و نيايش

و قل ربّ اغفر و ارحم و أنت خير الرحمين

158- عوامل اجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 7،8

7 - يأس از غير خداوند و دعاى خالصانه به درگاه او، از اسباب استجابت سريع دعا

بل إياه تدعون فيكشف ما تدعون إليه

حرف «فاء» براى افاده معنى ترتيب بدون انفصال است. بنابراين ميان «تدعون» و «فيكشف» فاصله اى فرض نشده است.

8 - استجابت دعا و برطرف شدن عذاب و سختى منوط به مشيت الهى است.

بل إياه تدعون فيكشف ما تدعون إليه إن شاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 40 - 9

9- ربوبيت الهى ، مقتضى استجابت دعا و پذيرش درخواست هاى بندگان است .

ربّنا و تقبّل دعاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 13

13- ربوبيت الهى ، مقتضى اجابت دعا هاى بندگان است .

و أدعوا ربّى . .. بدعاء ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 3

3- نقش تهليل و تسبيح خدا و اقرار به ظلم به خويشتن ، در استجابت دعا و رهايى از غم ها

فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك إنّى كنت من الظلمين . فاستجبنا له و ن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 8

8 - دعاى مخلصانه به هنگام اضطرار و احساس خطر ، مورد اجابت خداوند است .

فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه مخلصين له الدّين فلمّا نجّيهم

«فا» در «فلمّا نجّاهم» تفريع است بر «دعوا اللّه» و مفيد حقيقت ياد شده است.

159- عوامل دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 12 - 4

4 - آدميان ، به هنگام گرفتارى و رنج ، اهل دعا شده و در هر حالتى خدا را به فريادرسى مى خوانند .

و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا لجنبه أو قاعداً أو قائماً

160- عوامل مؤثر در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 15

15 - درجات معرفت ، ايمان و تقوا ، مؤثر در انگيزه و نحوه نيايش به درگاه الهى و درخواست از او

هل يستطيع ربك . .. و ءاية منك و ارزقنا

مقايسه سخنان مؤدبانه عيسى(ع) با سخنان ناشايست حواريون در تقاضاى مائده، رساى به اين است كه انگيزه آدمى و نحوه نيايش وى به درگاه خدا برخاسته از درجات ايمان و معرفت اوست.

161- فرياد در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 9

9- نهى خداوند از خواندن دعا و نيايش با خدا ، با صدايى بسيار بلند يا بسيار آهسته

و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها

بنابر اينكه مراد از «صلاة» مطلق دعا باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 3 - 4

4- جواز بلندكردن صدا در دعا

إذ نادى ربّه نداءً

162- فضيلت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 238 - 12

12 - ارجمندى دعا در حال قيام به هنگام نماز

و قوموا للّه قانتين

امام باقر (ع): «و القنوت» هو الدعاء فى الصلوة فى حال القيام


مجمع البيان، ج 2، ص 600 ; نورالثقلين، ج 1، ص 237، ح 940.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 11

11 - ارزش و اهميّت دعا و استغفار به درگاه خداوند

ربّنا فاغفرلنا . .. و كفّر عنّا ... و توفّنا

چون خداوند در مقام ستايش از خردمندان، اين دو ويژگى را براى آنان، ذكر كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 35 - 5

5 - دعا به درگاه خداوند و درخواست از او در عين آگاهى و بصيرت او بر حال بندگان ، مطلوب و پسنديده است .

و أشركه فى أمرى . .. إنّك كنت بنا بصيرًا

موسى(ع) در عين سخن از آگاهى خداوند بر احوال خود و هارون به درگاه او دعا كرده و خواسته هاى خود را مطرح كرده است. اين رويه موسى(ع) نشان آن است كه در عين آگاهى خداوند از همه چيز، دعا به درگاه او مطلوب و كارساز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 77 - 11

11 - « عن يزيدبن معاوية العجلى . قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) كثرة القرائة أفضل أم كثرة الدعاء أفضل ، قال كثرة الدعاء أفضل ، و قرء هذه الآية ;

يزيدبن معاويه عجلى گويد: به امام باقر(ع) گفتم: زياد خواندن قرآن بهتر است يا زياد دعا كردن؟ فرمود: زياد دعا كردن با فضيلت تر است و اين آيه را قرائت فرمود: «قل مايعبؤا ربّى لولا دعاؤكم. ..».

163- فلسفه دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 15

15- دعا ، راه اميدى براى مأيوس شدگان از عوامل طبيعى و عادى در رسيدن به مطلوب خويش

الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمعيل و إسحق إن ربّى لسميع الدعاء

164- كافران مكه و دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 5

5 - كافران مكه معتقد به تأثير دعا به درگاه خدا براى تحقق بخشى به درخواست هاى آنان

اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

165- كيفر ترك دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 60 - 9

9 - « فى الصحيفة السجّاديّة : و قلت : « ادعونى أستجب لكم إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم داخرين » فسمّيت دعاءك عبادة و تركه استكباراً و توعّدت على تركه دخول جهنّم داخرين . . . ;

در صحيفه سجاديه آمده است: [خدايا] تو فرمودى مرا بخوانيد تا شما اجابت كنم[و فرمودى] كسانى كه از روى كبر از عبادت من روى برمى گردانند، به زودى با ذلت وارد دوزخ خواهند شد. پس خواندن خودت را عبادت ناميدى و ترك آن را استكبار خواندى و بر ترك آن وعده دخول ذليلانه به جهنم را دادى».

166- محمد(صلی الله علیه و آله) و دعا بر منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 4

4 - ممنوع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حضور يافتن بر سر قبر منافقان و دعا و استغفار براى آنان

و لاتقم على قبره

167- معبودان باطل و اجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 4

4- خدايان دروغين ، از اجابت كردن درخواست ها ناتوانند .

والذين يدعون من دونه لايستجيبون لهم بشىء

مراد از ضمير «يدعون» و «لهم» مشركان است و ضميرى كه بايد به موصول (الذين) باز گردد محذوف مى باشد. بنابراين «والذين يدعون ...» ; يعنى ، آن چيزه او كسانى كه مشركان آنان را مى خوانند، ايشان را اجابت نمى كنند به كمترين اجابتى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 1،3

1 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از شنيدن دعا و درخواست انسان ها و استجابت آن

إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و لو سمعوا ما استجابوا لكم

3 - استجابت دعا و بر آوردن حاجت ، تنها در توان ربّ و مالك حقيقى جهان ( اللّه ) است .

ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من دونه . .. إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و

168- منشأ اجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 11

11 - تنها خداوند شنواى دعاى بندگان ، اجابت كننده درخواست هاى ايشان و آگاه به نياز هاى آنان است .

ربنا تقبل منا إنك أنت السميع العليم

شنوا بودن خداوند به مناسبت جمله قبل - كه حاوى دعا و درخواست است - كنايه از اجابت كردن و برآورده ساختن تقاضاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 3،4

3- تنها خداوند بر اجابت درخواست هاى بندگان تواناست .

له دعوة الحق

جمله «لايستجيبون لهم بشىء إلاّ كبسط . ..» بيانگر ملاك و معيار دعوت حق است. بنابراين حق بودن خواندن خداوند به اين دليل است كه او هم آگاه به درخواستهاست و هم توانا بر اجابت آنها.

4- خدايان دروغين ، از اجابت كردن درخواست ها ناتوانند .

والذين يدعون من دونه لايستجيبون لهم بشىء

مراد از ضمير «يدعون» و «لهم» مشركان است و ضميرى كه بايد به موصول (الذين) باز گردد محذوف مى باشد. بنابراين «والذين يدعون ...» ; يعنى ، آن چيزه او كسانى كه مشركان آنان را مى خوانند، ايشان را اجابت نمى كنند به كمترين اجابتى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 3 - 7

7- مقام ربوبيت خدا ، مقام اجابت درخواست بندگان است .

إذ نادى ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 12

12- اجابت دعا و رفع گرفتارى ها ، جلوه اى از رحمت بى كران الهى است .

و أنت أرحم الرحمين . فاستجبنا له ... رحمة من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 62 - 1،8

1 - خداوند ، اجابت كننده دعاى درماندگانى كه از تدبير ناتوانند .

أمّن يجيب المضط-ّر إذا دعاه

8 - روى آورندگان به شرك ، على رغم حل شدن مشكلاتشان به اراده خدا ، مردمى غفلت زده و مستحق نكوهش

أمّن يجيب المضط-ّر . .. قليلاً ما تذكّرون

عبارت «قليلاً ما تذكّرون» نكوهش از كسانى است كه حقايق وحى را با همه روشنى درنمى يابند و با اين كه خداوند همواره گرفتارى هايشان را برطرف و مشكلاتشان را حل مى كند، از او غافلند و به غير او روى مى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 3

3 - معبود هاى ادعايى مشركان ، در دنياو آخرت از استجابت دعا و درخواست انسان ها ناتوان اند .

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

169- موانع اجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 34 - 12

12- روحيه ستم پيشگى و ناسپاسى انسان ، فلسفه دريغ نمودن خداوند از برآوردن تمامى درخواست ها و تقاضا هاى او

و ءاتيكم من كلّ ما سألتموه . .. إنّ الإنسن لظلوم كفّار

برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» در «من كلّ» براى تبعيض و مقصود از سؤال درخواست زبانى باشد و نيز جمله «إن الإنسان لظلوم كفّار» تعليل براى جملات پيشين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 26 - 8

8 - كفر ، مانع بهره مندى از نتايج دعا و موجب محروميت از تفضل الهى است .

الذين ءامنوا . .. و يزيدهم من فضله و الكفرون لهم عذاب شديد

به قرينه مقابله بين دو فراز آيه، مى توان استفاده كرد كه كافران از تفضل خداوند بى بهره اند.

170- موجبات اجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 101 - 10

10 - ربوبيت الهى ، مقتضى استجابت دعاى بندگان خالص است .

ربّ هب لى من الصلحين . فبشّرنه بغلم حليم

171- موجبات دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 47 - 12

12 - مشاهده منظره ناهنجار دوزخيان ، برانگيزنده اعرافيان به دعا به درگاه خداوند براى دور ماندن از ابتلا به سرنوشت آنها

إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا لاتجعلنا مع القوم الظلمين

172- نقش دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 15

15 - نقش دعاى مادر و كمالات معنوى او ، در سعادت فرزند

ربّ انّى نذرت . .. و انّى اعيذها بك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 10

10 - نقش دعا و درخواست از خداوند ، در دستيابى انسان به آرمان خويش

هنا لك دعا زكريا ربّه قال ربّ هب لى من لدنك ذرية طيبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 11

11 - ارزش و نقش دعا ، در زندگى انسان

ربّنا . .. فاكتبنا مع الشاهدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 26 - 6

6 - دعا براى آسان شدن امور زندگانى ، امرى مطلوب است .

و يسّر لى أمرى

مراد از «أمرى» مى تواند همه امور زندگانى باشد.

173- نقش زمان در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 13

13 - لحظه ها و اوقات شبانه روز ، در شايستگى براى ذكر و دعا با هم برابر نيستند .

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع . .. ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

174- نهى از دعا بر منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 1

1 - نهى شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى هميشه ، از نمازگزاردن بر جنازه منافقان و دعا كردن براى آنها بعد از جنگ تبوك

و لاتصل على أحد منهم مات أبداً

175- نياز به دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 7

7 - مؤمنان نبايد به خاطر عبادت و رفتار خوب خود ، به عجب و غرور گرفتار آيند و خويشتن را بى نياز از تضرع و دعا بپندارند .

و الذين يبيتون لربّهم . .. يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 22

22 - نياز همه انسان ها حتى پيامبران ، به دعا براى كسب توفيق از درگاه خدا

و قال ربّ أوزعنى أن أشكر . .. و أن أعمل صلحًا ترضيه و أدخلنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 40 - 6

6 - نيازمندى انسان ها حتى پيامبران ، به ارتباط مستمر و مداوم با خداوند

و سب-ّح بحمد رب-ّك قبل طلوع الشمس . .. و أدبر السجود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 6

6 - نياز همه انسان ها حتى پيامبران ، به دعا و طلب آمرزش از خداوند

ربّنا عليك توكلنا. .. ربّنا لاتجعلنا فنتة ... واغفر لنا

از اين كه خداوند به مؤمنان رهنمود داده است كه چون ابراهيم(ع)، دعا و استغفار كنند، نياز داشتن آنان به دعا و استغفار استفاده مى شود.

176- وعده اجابت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 60 - 2

2 - استجابت دعاى بندگان و برآوردن خواسته هاى آنان ، وعده الهى است .

و قال ربّكم ادعونى أستجب لكم

177- وقت دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 186 - 15

15 - ماه رمضان ، زمان مناسب براى دعا به درگاه خداوند

شهر رمضان . .. و إذا سألك عبادى عنى فإنى أجيب دعوة الداع

برداشت فوق بيانگر وجه ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 9

9 - بامدادان و شامگاهان، فرصتهايى مناسب براى نيايش و دعاست.

يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 8

8- سپيده دم و پسين ، فرصت هايى مناسب براى دعا به درگاه خداوند است .

بالغدوة و العشىّ

مراد از «غداة و عشىّ» ممكن است دو زمان مخصوص باشد و احتمال مى رود تمام ساعات شبانه روز مورد نظر باشد. برداشت بالا، ناظر به نخستين معنا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 15

15- خصوصيت هاى زمانى ، در اجابت دعا و درخواست آمرزش و رحمت دخيل است .

سأستغفر لك ربّى

3- دعوت

1- دعوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 6،11،12،18

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت اهل كتاب و مشركان مكه و درس نخواندگان فاقد كتاب به تسليم در برابر خدا

و قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن ءاسلمتم

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگران عدم ايفاى رسالت خويش ، به صرف ابلاغ دين به مردم

و ان تولّوا فانّما عليك البلاغ

بنابراينكه «فانّما عليك البلاغ»، در برابر نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از انجام وظيفه باشد.

12 - وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها ابلاغ پيام خدا به مردم است ; نه مجبور ساختن ايشان به ايمان .

فانّما عليك البلاغ

18 - ابلاغ دين از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اتمام حجّت خداوند بر مردم

فانّما عليك البلاغ و اللّه بصير بالعباد

2- آثار دعوت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 55 - 2

2- دعوت حضرت ابراهيم ( ع ) به توحيد و ردّ انديشه شرك و بت پرستى ، موجب ترديد مردم بت پرست در عقيده خود شد .

ما هذه التماثيل . .. أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين . قالوا أجئتنا بالحقّ أم أنت م

3- آثار دعوت به اجتناب از

شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 10

10- حقايق توحيدى قرآن و دعوت آن به يكتاپرستى و نفى شرك ، عامل مخالفت برخى از يهود و نصارا با آن

و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله

طرح مسأله توحيد و يكتاپرستى پس از «من ينكر بعضه» گوياى اين است كه از دلايل انكار قرآن از ناحيه برخى احزاب ، اصرار قرآن بر توحيد و نفى شرك است.

4- آثار دعوت به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 11

11- فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك ، نشانه صداقت در پيروى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

5- آثار دعوت به توحيد عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 10

10- حقايق توحيدى قرآن و دعوت آن به يكتاپرستى و نفى شرك ، عامل مخالفت برخى از يهود و نصارا با آن

و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله

طرح مسأله توحيد و يكتاپرستى پس از «من ينكر بعضه» گوياى اين است كه از دلايل انكار قرآن از ناحيه برخى احزاب ، اصرار قرآن بر توحيد و نفى شرك است.

6- آثار دعوت به خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 106 - 3

3 - اعتصام به ريسمان الهى ، دعوت به نيكى ها ، امر به معروف و نهى از منكر ، موجب روسفيدى در قيامت

و اعتصموا بحبل اللّه . .. و لتكن منكم امّة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ي

به مقتضاى ارتباط با آيات قبل، سفيدرويى مى تواند پاداش نيكيهاى مذكور در آيات قبل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 107 - 2،4

2 - اعتصام به حبل اللّه ، دعوت به نيكى ها و امر به معروف و نهى از منكر ، موجب استغراق در رحمت جاودانه الهى

و اعتصموا بحبل اللّه . .. و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف ...

به مقتضاى ارتباط اين آيه و آيات پيشين، روسفيدى مى تواند نتيجه اعمال نيك ياد شده در آيات قبل باشد.

4 - تمسك كنندگان به ريسمان الهى و دعوت گران به خير ، امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر ، روسفيدان در قيامت و مستغرق در رحمت جاودانه الهى

و اعتصموا بحبل اللّه . .. يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف ... اما الذين ابيضّت

مستفاد از ارتباط ميان اين آيه و آيات قبل.

7- آثار دعوت به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 3

3- امكان تعدى كافران به مؤمنان ، در قبال فراخوانده شدن به دين

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

8- آثار دعوت به شرك ستيزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 11

11- فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك ، نشانه صداقت در پيروى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

9- آثار دعوت به كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 4،6

4 - كفرورزى و نيز دعوت به آن ، موجب خلود در آتش

قال للإنسن اكفر فلمّا كفر . .. فكان عقبتهما أنّهما فى النار خلدَين فيها

6 - كفرورزى و دعوت به آن ، از مصاديق ظلم

قال للإنسن اكفر فلمّا كفر . .. فكان عقبتهما أنّهما فى النار خلدَين فيها و ذلك

10- آثار دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 7 - 3

3 - دعوت پيامبراسلام و هشدار به مردم ، مشكلات و سختى هاى فراوانى براى آن حضرت در پى داشت .

قم فأنذر . .. و لربّك فاصبر

11- آثار دعوت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 6 - 1

1 - تلاش مستمر نوح ( ع ) ، براى ايمان آوردن قومش ، حاصلى جز فرار و دورى آنان نداشت .

فلم يزدهم دعاءى إلاّ فرارًا

12- آغاز دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 2 - 2

2 - انذار و اخطار به مردم ، رسالت اصلى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نقطه آغازين دعوت آن حضرت

قم فأنذر

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين سوره، از سوره هايى است كه در مراحل اوليه رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) نازل شده است.

13- اجابت دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 5

5 - جامعه اى از حيات واقعى برخوردار است كه به دعوت پيامبران پاسخ مثبت دهد.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

14- اجابت دعوت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 1

1 - تنها كسانى به دعوت خدا و رسول او پاسخ مى دهند كه به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) گوش فرادهند و آن را دريابند.

إنما يستجيب الذين يسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 6 - 5

5 - روى گردانان از دعوت به حق پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناگزير از اجابت دعوت الهى در قيامت براى حسابرسى و مجازات

فما تغن النذر . .. يوم يدع الداع إلى شىء نكر

15- اجابت دعوت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 7،8،11

7- شيطان در قيامت به پيروان گمراه خويش اعلام خواهد كرد كه وى هيچ سلطه اى بر آنها ندارد و صرفاً آنان به دعوت او پاسخ مثبت داده اند .

و قال الشيطن . .. و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى

8- تابعان شيطان ، بى آنكه دليل و برهانى از وى مشاهده كنند ، بى درنگ به فراخوانى او پاسخ مثبت مى دهند .

و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى

«سلطان» به حجت و برهان اطلاق شده است و مراد از آن استفاده از دليل و برهان به منظور چيره شدن برطرف مقابل است.

11- رهبران مستكبر و پيروانشان از اجابت كنندگان دعوت شيطانند .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا . .. و قال الشيطن لما قضى الأم

برداشت فوق بر اين اساس است كه مخاطب شيطان، به قرينه ذكر اين آيه پس از ذكر ماجراى مستكبران و پيروان آنها در قيامت، مستكبران و پيروانشان باشد.

16- اجابت دعوت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 9

9 - حواريون به دعوت عيسى ( ع ) ، پاسخ مثبت داده و براى يارى او اعلام آمادگى كردند .

قال الحواريّون نحن أنصار اللّه

17- اجابت دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 1،4

1 - تنها كسانى به دعوت خدا و رسول او پاسخ مى دهند كه به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) گوش فرادهند و آن را دريابند.

إنما يستجيب الذين يسمعون

4 - اجابت كنندگان دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به او، زندگانند.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

18- اجتناب از دعوت به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 7

7 - ر ها ساختن تعاليم قرآن و كناره گيرى از فراخواندن مردم به سوى آنها ، زمينه ساز قرار گرفتن در صف كافران است .

لايصدّنّك عن ءايت اللّه . .. و ادع إلى ربّك و لاتكوننّ من المشركين

گفتنى است كه از صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، ارتباط ميان موضوع جدا شدن از صف مشركان و موضوع ابلاغ رسالت الهى و دعوت به توحيد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

19- ارزش دعوت به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 33 - 2

2 - ارزش دعوت به سوى خدا و تبليغ آيين الهى ، در گرو نيك كردارى دعوت كنندگان و مبلغان آن است .

و من أحسن قولاً ممّن دعا إلى اللّه و عمل صلحًا

20- ارزش دعوت به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 33 - 2

2 - ارزش دعوت به سوى خدا و تبليغ آيين الهى ، در گرو نيك كردارى دعوت كنندگان و مبلغان آن است .

و من أحسن قولاً ممّن دعا إلى اللّه و عمل صلحًا

21- اشراف فرعون و دعوت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 78 - 9

9 - فرعون و اطرافيانش ، به موسى و هارون ( ع ) اعلام كردند كه دعوت آنان را نپذيرفته و تسليم ايشان نخواهند شد .

و ما نحن لكما بؤمنين

به قرينه لام در «لكما» ; در كلمه «مؤمنين» معناى تسليم تضمين شده است.

22- اشراف فرعون و دعوت هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 78 - 9

9 - فرعون و اطرافيانش ، به موسى و هارون ( ع ) اعلام كردند كه دعوت آنان را نپذيرفته و تسليم ايشان نخواهند شد .

و ما نحن لكما بؤمنين

به قرينه لام در «لكما» ; در كلمه «مؤمنين» معناى تسليم تضمين شده است.

23- اصول دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 8

8 - مبارزه و جهاد فرهنگى با كفر و شرك ، هدف كلى قرآن و محور اصلى دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و جهدهم به جهادًا كبيرًا

24- اعراض از دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 23 - 1

1 - روى گردانى كامل وليدبن مغيره ، از آيات الهى و دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

ثمّ أدبر و استكبر

«إدبار» (مصدر «أدبر») به معناى پشت كردن است و مقصود از آن اعراض و روى گردانى كامل است.

25- امت ها و دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 2،3،10،11،12،14

2 - پرسش از برخورد امت ها با دعوت انبيا هدف از گردآورى پيامبران در عرصه قيامت

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول ماذا اجبتم

3 - قيامت صحنه حسابرسى از امت ها و واكنش هاى آنان در برابر دعوت پيامبران

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول ماذا اجبتم

10 - امت ها ، موظف به پذيرش دعوت رسولان الهى

ماذا اجبتم

11 - اظهار بى اطلاعى پيامبران در قيامت از چگونگى برخورد امت ها با دعوت آنان

فيقول ماذا اجبتم قالوا لاعلم لنا

امام باقر(ع) درباره آيه فوق فرمود: ان لهذا تأويلا يقول: ماذا اجبتم فى اوصيائكم الذين خلقتموهم على اممكم؟ فيقولون لا علم لنا بما فعلوا بعدنا.


كافى، ج 8، ص 338، ح 535; نورالثقلين، ج 1، ص 688، ح 427.

12 - علم به چگونگى برخورد واقعى امت ها با دعوت پيامبران از جمله علوم غيبى

فيقول ماذا اجبتم قالوا لاعلم لنا انك انت علّم الغيوب

14 - آگاهى كامل خداوند به واكنش هاى امت ها در برابر دعوت و رسالت پيامبران

فيقول ماذا اجبتم . .. انك انت علّم الغيوب

26- اولين دعوت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 3 - 2

2 - توحيد و خداپرستى ، اولين و مهم ترين دعوت حضرت نوح ( ع )

أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون

برداشت ياد شده، از تقدم ذكرى «اعبدوا اللّه» به دست مى آيد.

27- اولين دعوت هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 6

6 - دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام هود براى قوم عاد

قال يقوم اعبدوا اللّه

28- اهداف دعوت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 7 - 3

3 - جلب غفران و آمرزش خداوند براى مردم ، از اهداف دعوت حضرت نوح ( ع )

و إنّى كلّما دعوتهم لتغفر لهم

29- اهل مكه و دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 15

15 - مردم مكه در واكنش به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) دو دسته بودند : مؤمن و كافر .

أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا . .. قال الكفرون

30- اهميت اجابت دعوت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 4،5

4- اجابت كنندگان دعوت خدا ، از حسابرسى روز قيامت رنجى نمى برند و بر آنان سخت گرفته نمى شود .

للذين استجابوا لربهم الحسنى

مقصود از«الحسنى» به قرينه مقابله آن - در ذيل آيه - با فرجام روى گردانان از دعوت خدا ، معنايى مقابل «سوء الحساب» و نيز مقابل «جهنم» است. بنابراين مراد از «الحسنى» حساب آسان و نيز بهشت مى باشد.

5- بهشت ، جايگاه اجابت كنندگان دعوت خداوند است .

للذين استجابوا لربهم الحسنى

31- اهميت دعوت به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 77 - 4

4 - فراخوانى انسان ها به اسلام ، علت و فلسفه توجه و عنايت خداوند به آنان است .

قل مايعبؤا بكم ربّى لولا دعاؤكم

32- اهميت دعوت به تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 124 - 5

5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى هود پيامبر

إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 126 - 1

1 - دعوت مجدد هود ( ع ) از عاديان ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

33- اهميت دعوت به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 3

3- دعوت به توحيد و مبارزه با شرك ، مهمترين رسالت پيامبران

أن لاتعبدوا إلاّ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 1

1- پيامبران پيشين براى گرايش دادن مردم به توحيد تلاشى پى گير داشتند و مدتى مديد به هدايت آنان همّت مى گماشتند .

حتّى إذا استيئس الرسل و ظنوا أنهم قد كذبوا

«حتى» غايت براى جمله اى محذوف است و تقدير كلام با توجه به آيه قبل و نيز آيه مورد بحث مى تواند اين گونه باشد: آن پيامبرانى كه به سوى امتهاى پيشين فرستاديم، مردم خويش را دعوت كردند ; ولى آنان نپذيرفتند. ايشان را به آمدن عذاب هشدار دادند، دست برنداشتند تا اينكه ... . روشن است كه نااميد شدن پيامبران در مدت كوتاه تحقق نمى يابد و بدون تلاش نيز مأيوس شدن وجه صحيحى ندارد. از اين رو «حتّى إذا استيئس الرسل» حاكى از تلاش پى گير در مدت طولانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 7

7 - آشنا ساختن مردم با خداوند و وحدانيت او ، پايه و مقدمه دعوت آنان به عبادت خدا است .

إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا فاعبدنى

«فاء» در «فاعبدنى» تفريع بر جمله قبل است كه به معرفى خداوند و وحدانيت او پرداخته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 35 - 3

3 - فراخوانى به توحيد و نفى شرك ، محور اصلى رسالت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

إذا قيل لهم لا إله إلاّ اللّه يستكبرون

طرح تنهاى مسأله توحيد و استكبار در برابر آن، براى مجرم و دوزخى شناختن مشركان، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 24

24 - دعوت به توحيد و انذار مشركان ، وظيفه اى عمومى براى مسلمانان

كبر على المشركين ما تدعوهم إليه

با توجه به جمع بودن «ما تدعوهم»، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

34- اهميت دعوت به توحيد ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 1

1 - پيام اصلى و بنيادين عيسى ( ع ) ، دعوت مردم به توحيد در ربوبيت و پرستش خداوند يكتا است .

إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم فاعبدوه

35- اهميت دعوت به توحيد عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 1

1 - پيام اصلى و بنيادين عيسى ( ع ) ، دعوت مردم به توحيد در ربوبيت و پرستش خداوند يكتا است .

إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم فاعبدوه

36- اهميت دعوت به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 33 - 1

1 - سخنى كه در راستاى دعوت مردم به سوى خداوند ايراد شود ، بهترين و زيباترين گفتار است .

و من أحسن قولاً ممّن دعا إلى اللّه

37- اهميت دعوت به خدا شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 7

7 - آشنا ساختن مردم با خداوند و وحدانيت او ، پايه و مقدمه دعوت آنان به عبادت خدا است .

إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا فاعبدنى

«فاء» در «فاعبدنى» تفريع بر جمله قبل است كه به معرفى خداوند و وحدانيت او پرداخته بود.

38- اهميت دعوت عملى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 8

8 - لزوم به كارگيرى دعوت عملى در كنار دعوت لفظى

وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها

وظيفه پايدارى بر نماز پس از دعوت ديگران به آن، ممكن است به منظور تأثير آن در تشويق ديگران به نماز باشد.

39- اهميت دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 63 - 1،2

1 - فراخوانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ، نبايد همسنگ با فراخوانى ديگران دانست .

لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه اضافه «دعا» به «الرسول» اضافه مصدر به فاعلش باشد; يعنى، دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) شما را. .. .

2 - اجابت دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى لازم و فراخوانى او ، برتر از هر فراخوانى ديگر

لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضًا

40- اهميت قبول دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 63 - 3

3 - پاسخ به فراخوانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى حضور در كنار او ، جهت حل و فصل مسائل اجتماعى و مشاوره و كنكاش در آنها ، امرى لازم و برتر از هر كارى

و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتّى يستئذنوه . .. لاتجعلوا دعاء الرسول ب

مقصود از فراخوانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) - با توجه به آيه پيش كه درباره فراخوانى آن حضرت براى امر جامع و عمومى بود - مى تواند فراخوانى براى حل و فصل امور اجتماعى و مشاوره پيرامون آنها باشد.

41- برهان در دعوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 1،9

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور دعوت مردم به راه پروردگار در پرتو حكمت ( برهان هاى عقلى و علمى ) و موعظه نيك

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

«حكمت» به معناى دستيابى به حق در پرتو علم و عقل است (مفردات راغب). بنابراين «بالحكمة»; يعنى، به وسيله براهين عقلى و علمى به حق رسيدن.

9- انسان براى گرايش به راه خدا ، نيازمند موعظه نيك در كنار دلايل متقن عقلى

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «الموعظة» عطف بر «بالحكمة» است و با يك سياق ذكر شده، در حالى كه «و جادلهم» با بيان ديگر و امرى مجزّا آمده است.

42- برهان در دعوت به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 7

7 - قانع كردن فكر مخاطب ، با برهانى محكم ، هنگام دعوت به توحيد ، از روش هاى هدايتى قرآن كريم

لاتشرك . .. إنّ الشرك لظلم

43- بى اعتنايى به دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 3

3 - كسانى كه آيات الهى و دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را ناشنيده مى انگارند، مردگانى متحركند.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

به كار رفتن كلمه «الموتى» در برابر «الذين يسمعون» حاكى از آن است كه آن دسته كه در برابر دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به گونه اى رفتار مى كنند كه گويا اصلاً چيزى نشنيده اند، مرده دلانى هستند كه كلمه «الموتى» در خور آنان است.

44- پاداش دعوت به حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 72 - 4

4 - مزد و پاداش دعوت به حق و تبليغ دين ، بر عهده خداست .

إن أجرى إلا على اللّه

45- پاداش دعوت به خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 114 - 8،9

8 - دعوت كنندگان مردم به دستگيرى از مستمندان ، بهره مند از پاداش عظيم الهى

الا من امر بصدقة . .. فسوف نؤتيه أجراً عظيماً

9 - فراخوانى مردم به همزيستى مسالمت آميز ، داراى پاداشى عظيم الهى

الا من امر بصدقة او معروف او اصلح بين الناس . .. نؤتيه أجراً عظيماً

46- پذيرش دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 24 - 4

4 - ايمان واقعى مستلزم اجابت دعوت خدا و رسول

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول

مخاطب قرار دادن مسلمانان با وصف ايمان و سپس فرمان به اجابت خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند ناظر به برداشت فوق باشد.

47- پذيرش دعوت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 24 - 1،4،13،15

1 - اهل ايمان وظيفه دار اجابت و پذيرش دعوت خدا و رسول او هستند .

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول إذا دعاكم

4 - ايمان واقعى مستلزم اجابت دعوت خدا و رسول

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول

مخاطب قرار دادن مسلمانان با وصف ايمان و سپس فرمان به اجابت خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند ناظر به برداشت فوق باشد.

13 - توجه به علم كامل خداوند بر انديشه ها ، زمينه ساز اجابت دعوت خدا و رسول و پرهيز از نفاق و دورويى

لاتكونوا كالذين قالوا سمعنا و هم لايسمعون . .. و اعلموا أن اللّه يحول

15 - توجه انسان ها به حشر قهرى ايشان به پيشگاه الهى ، زمينه ساز گرايش آنان به اجابت دعوت خدا و رسول

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا . .. و أنه إليه تحشرون

هدف از بيان حشر آدميان به سوى خداوند پس از «استجيبوا . .. »، ايجاد زمينه براى اجابت دعوت خدا و رسول است.

48- پذيرش دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 24 - 1،4،13،15

1 - اهل ايمان وظيفه دار اجابت و پذيرش دعوت خدا و رسول او هستند .

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول إذا دعاكم

4 - ايمان واقعى مستلزم اجابت دعوت خدا و رسول

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول

مخاطب قرار دادن مسلمانان با وصف ايمان و سپس فرمان به اجابت خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند ناظر به برداشت فوق باشد.

13 - توجه به علم كامل خداوند بر انديشه ها ، زمينه ساز اجابت دعوت خدا و رسول و پرهيز از نفاق و دورويى

لاتكونوا كالذين قالوا سمعنا و هم لايسمعون . .. و اعلموا أن اللّه يحول

15 - توجه انسان ها به حشر قهرى ايشان به پيشگاه الهى ، زمينه ساز گرايش آنان به اجابت دعوت خدا و رسول

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا . .. و أنه إليه تحشرون

هدف از بيان حشر آدميان به سوى خداوند پس از «استجيبوا . .. »، ايجاد زمينه براى اجابت دعوت خدا و رسول است.

49- تأكيد بر مشتركات در دعوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 23

23 - لزوم تأكيد و بهره مندى از باور هاى مشترك و مورد اتفاق در مقام دعوت دينى

قل ءامنت . .. اللّه ربّنا و ربّكم

50- تداوم دعوت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 10 - 2

2 - نوح پيامبر ، مردم را به رغم مخالفت طولانى آنان ، به سوى توبه و بازگشت از راه باطل و روى آورى به خداى غفار تشويق و ترغيب مى كرد .

فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا

فراخواندن به استغفار، در حقيقت دعوت به توبه و بازگشت از راه باطل گذشته است.

51- ترك دعوت به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 14،17

14- كفرپيشگان قوم ثمود از صالح ( ع ) مى خواستند كه از ادعاى خويش دست بردارد و از فراخوانى مردم به توحيد منصرف شود .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته فما تزيدوننى غير تخسير

«فاء» در «فما تزيدوننى . ..» فاى فصيحه است و حاكى از جمله اى مقدر مى باشد و - به قرينه «أتنهنا ...» در آيه قبل - مفاد آيه چنين است: بنابراين اگر به خواسته شما (ترك ابلاغ توحيد) گردن نهم، شما جز خسارت زدن چيزى بر من نخواهيد افزود.

17- افزايش اطمينان صالح ( ع ) به زيان كارى كافران ثمود ، تنها دستاورد اصرار آنان بر انصراف او از دعوت به توحيد

فما تزيدوننى غير تخسير

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «تخسير» به معناى نسبت دادن خسارت و تباهى باشد، همانند تكفير و تفسيق كه به معناى نسبت دادن كفر و فسق مى باشد. بر اين مبنا، فاعل «تخسير» حضرت صالح(ع) است و مفاد جمله «فما تزيدوننى ...» چنين خواهد شد: آنچه اصرار شما بر ترك دعوت به توحيد، بر من مى افزايد اين است كه شما را در خسارت و تباهى ببينم.

52- ترك دعوت به خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 106 - 4

4 - دعوت نكردن به خير و ترك امر به معروف و نهى از منكر ، موجب روسياهى در قيامت

يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر . .. و تسودّ وجوه

به مقتضاى ارتباط با آيات قبل، روسياهى مى تواند كيفر گناهان مذكور در آن آيات باشد.

53- جادوگران فرعون و دعوت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 10

10 - ساحران فرعون ، از دعوت موسى ( ع ) و هماهنگى هارون با او ، پيش از اقدام به مبارزه با آنان آگاه بودند .

ءامنّا بربّ هرون و موسى

54- جادوگران فرعون و دعوت هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 10

10 - ساحران فرعون ، از دعوت موسى ( ع ) و هماهنگى هارون با او ، پيش از اقدام به مبارزه با آنان آگاه بودند .

ءامنّا بربّ هرون و موسى

55- حقانيت دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 63 - 4

4 - محتواى دعوت عيسى ( ع ) و ديگر پيامبران الهى ، غيرقابل خدشه و ترديدناپذير

قال قد جئتكم بالحكمة

واژه «حكمت» به معناى معارف و احكام متقن و قطعى است.

56- حقانيت دعوت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 63 - 4

4 - محتواى دعوت عيسى ( ع ) و ديگر پيامبران الهى ، غيرقابل خدشه و ترديدناپذير

قال قد جئتكم بالحكمة

واژه «حكمت» به معناى معارف و احكام متقن و قطعى است.

57- حكمت در دعوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور دعوت مردم به راه پروردگار در پرتو حكمت ( برهان هاى عقلى و علمى ) و موعظه نيك

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

«حكمت» به معناى دستيابى به حق در پرتو علم و عقل است (مفردات راغب). بنابراين «بالحكمة»; يعنى، به وسيله براهين عقلى و علمى به حق رسيدن.

58- دعوت آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 17 - 1

1 - آتش دوزخ ، مجرمان و حق گريزان را به سوى خود فرامى خواند .

تدعوا من أدبر و تولّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 18 - 1

1 - آتش دوزخ ، مجرمان و ثروت اندوزان را به سوى خود فرامى خواند .

تدعوا من . .. و جمع فأوعى

«وعاء» (ماده «أوعى») به معناى ظرف است و مقصود از «جمع فأوعى» اندوختن و ذخيره كردن مال و ثروت است.

59- دعوت آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 3

3 - دعوت آشكارا ، كاملاً سرّى ، خصوصى و يا عمومى ، از روش هاى تبليغى ، تربيتى و هدايتى

ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا

60- دعوت آشكار نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 1

1 - نوح ( ع ) ، با استفاده از دو روش علنى و سخت پنهانى ( خصوصى و عمومى ) ، مردم را به ايمان فراخواند .

ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا

61- دعوت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 258 - 10،17

10 - استدلال ابراهيم ( ع ) به اماته ( ميراندن ) و احياء ( زنده كردن ) پروردگار ، بر وحدانيّت و ربوبيّت وى

اذ قال ابرهيم ربّى الّذى يحيى و يميت

17 - ثابت شدن توحيد ربوبى خداوند بر نمرود ، پس از بيان دلايل روشن توسط ابراهيم ( ع )

اذ قال ابرهيم ربّى . .. فبهت الّذى كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 1

1 - ابراهيم ( ع ) ، منادى توحيد و يكتاپرستى

إلاّ الذى فطرنى فإنّه سيهدين

62- دعوت اخروى از امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 8

8 - فراخوانده شدن هر امت ، به سوى نامه اعمال خويش در قيامت

كلّ أمّة تدعى إلى كتبها

63- دعوت اديان آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 2

2 - اديان آسمانى ، از تعاليم انحرافى مبرّا بوده و مردم را تنها به عبادت خداوند ، اخلاص ، اعتدال در دين ، اقامه نماز و پرداخت

زكات ، فرمان داده اند .

و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتب . .. و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الد

حصر در «إلاّ ليعبدوا اللّه»، حصر اضافى و در مقايسه با تفرقه اى است كه آيه قبل آن را گريبان گير پيروان اديان آسمانى دانسته بود. بنابراين مفاد آيه اين است كه خداوند، به تفرقه فرمان نداده است; بلكه خواسته او توحيد، اعتدال، نماز و زكات است.

64- دعوت از آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 2،4

2- آگاهى و دانش الهى حضرت ابراهيم ( ع ) ، مبنا و مجوّز او براى دعوت آزر به پيروى از خود

إنّى قد جاءنى من العلم ما لم يأتك فاتّبعنى

4- حضرت ابراهيم ( ع ) ، آزر را به رهاساختن شرك و پيروى از وى فرا خواند .

يأبت إنّى قد جاءنى من العلم ما لم يأتك فاتّبعنى

65- دعوت از ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 88 - 1،2

1 - حضرت ابراهيم ( ع ) - پس از دعوت شدن از سوى قومش براى خروج از شهر- به تفكر عميق در اين باره پرداخت .

فنظر نظرة فى النجوم

برداشت ياد شده براساس دو نكته است: 1- «فاء» در «فنظر» عاطفه و جمله «فنظر. ..» عطف بر جمله مقدر است و تقدير آن چنين است: «قال قومه اُخرج معنا فنظر...». 2- جمله «فنظر نظرة فى النجوم»، ضرب المثلى است براى كسى كه مى خواهد به تفكر بپردازد. ازاين رو به آسمان مى نگرد تا اشيا و موجودات پيرامونش، او را از تفكر درست باز ندارد (لسان العرب).

2 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، به هنگام فراخوانده شدن براى خروج از شهر ، به منظور تصميم گيرى در اين باره به ستارگان نگريست .

66- فنظر نظرة فى النجوم

برداشت ياد شده، بر اين اساس مبتنى است كه نگاه حضرت ابراهيم(ع) به ستارگان به معناى حقيقى آن باشد; نه كنايه از به تفكر فرورفتن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 89 - 1،2

1 - ابراهيم ( ع ) ، پس از انديشه عميق ، مريض بودن خود را به قومش اعلام كرد .

فنظر نظرة فى النجوم . فقال إنّى سقيم

2 - مريض بودن ابراهيم ( ع ) ، به هنگام دعوت شدن از جانب قوم خود براى خروج از شهر

فقال إنّى سقيم

67- دعوت از اشراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 10

10- گرايش دادن اشراف به توحيد و معارف دين ، هرگز مجوز طرد مؤمنان محروم و تهى دست نيست .

و ما أنا بطارد الذين ءامنوا

68- دعوت از اشراف قوم سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 5

5 - فراخوانى دربار سبا از سوى سليمان براى تسليم شدن در برابر خداى يگانه

بسم اللّه الحمن الرحيم . .. و أتونى مسلمين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از «مسلمين» (به قرينه «بسم اللّه. ..») و نيز آيه 44 (أسلمت مع سليمان للّه) تسليم شدن در برابر خدا باشد; يعنى، «و أتونى مسلمين للّه».

69- دعوت از اصحاب ايكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 177 - 4

4 - سخن دلسوزانه شعيب ( ع ) با مردم ايكه ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألاتتّقون» (آيا نمى خواهيد تقواپيشه كنيد) بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 2

2 - دعوت شعيب ( ع ) از مردم ايكه ، مبنى بر پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدّى گرفتن هشدارهايش

ألاتتّقون إنّى لكم رسول أمين

واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون» (فرد مورد وثوق و اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى از جانب شعيب(ع) است كه مردم به او اعتماد كنند (به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدّى بگيرند).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 1،2

1 - دعوت مجدد شعيب ( ع ) از مردم ايكه ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون

2 - شعيب ( ع ) ، خواهان اطاعت اصحاب ايكه از او ، به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى اش

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

برداشت ياد شده از تفريع «اتّقوا. ..» بر «إنّى لكم رسول» به دست مى آيد.

70- دعوت از اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 16

16- اقوام كافر ، نه تنها در جواب دعوت انبيا سكوت اختيار كرده و جواب مثبت ندادند بلكه به صراحت كفر خويش را به پيام آنان اعلام داشتند .

جاءتهم رسلهم بالبيّنت فردّوا أيديهم فى أفوههم و قالوا إنا كفرنا بما أُرسلتم به

طبق نقل روح المعانى (ج 13، ص 194)، از ابوعبيده و اخفش، عبارت «فردّوا أيديهم فى أفواههم» ضرب المثل براى كسى است كه جواب مثبت به درخواست نمى دهد و سكوت اختيار مى كند.

71- دعوت از انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 83 - 9

9- خداوند ، انسان ها را به مطالعه آثار گذشتگان و عبرت گيرى از فرجام شوم ستم كاران ، فرا خوانده است .

و ما هى من الظلمين ببعيد

بر اساس اينكه مراد از ضمير «هى» آباديهاى قوم لوط باشد ، هدف از جمله «ما هى . ..» ترغيب انسانها به گذر كردن بر ديار قوم لوط و ديدن آثار عذاب الهى است; تا بدين وسيله عبرت گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 2

2- فراخوانى همه مخاطبان قرآن ( جن و انس ) به آزمودن اعجاز قرآن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 1،3

1 - خداوند ، فراخوان مردم به دعا و نيايش به درگاه او

فادعوا اللّه

3 - خداوند ، فراخوان انسان ها به عبادت خالصانه او

مخلصين له الدين

طبق گفته مفسران، واژه «دين» در اين آيه، به معناى عبادت است. آمدن اين واژه در معناى ياد شده از كاربردهاى رايج در لغت عرب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 41 - 6

6 - مؤمنان ، وظيفه دار فراخواندن مردم به نجات و رستگارى

و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 5

5 - آموختن تعاليم قرآن و پايدارى بر عمل به آن ، دعوت خداوند از همه انسان ها است .

إن هو إلاّ ذكر للعلمين . لمن شاء منكم أن يستقيم

مخاطبان در «منكم» گرچه همان كسانى اند كه «أين تذهبون» خطاب به آنان بود; ولى به قرينه «للعالمين» اين رهنمود براى عموم مردم است.

72- دعوت از اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 11

11 - حبيب نجار ، مردم انطاكيه را به اقتدا و پيروى از رسولان الهى ، فراخوانده بود .

قال يقوم اتّبعوا المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 25 - 2

2 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، مردم را به گوش فرادادن به سخنان خود و تأمل و تفكر در انديشه ها و باور هاى خود فراخواند .

فاسمعون

73- دعوت از اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 1

1 - دعوت خداوند از اهل كتاب براى ايمان به قرآن

يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 1،13

1 - دعوت خداوند از اهل كتاب براى پذيرش اسلام و ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ياهل الكتب قد جاءكم رسولنا

13 - ايمان به قرآن ، دعوت از اهل كتاب

ياهل الكتب . .. قد جاءكم من اللّه نور و كتب مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 1

1 - دعوت خداوند از تمامى اهل كتاب براى ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پذيرش اسلام

ياهل الكتب قد جاءكم رسولنا

74- دعوت از اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 6،15،16

6- دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام شعيب ( ع ) براى مردم مدين بود .

قال يقوم اعبدوا الله

15- شعيب ( ع ) ، با آگاه ساختن قوم خويش به نبود معبودى جز خدا ، آنان را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

16- شعيب ( ع ) ، از مردم خويش خواست تا از مقدار پيمانه ها و وزنه ها ، نكاهند و از كم فروشى بپرهيزند .

و لاتنقصوا المكيال و الميزان

«مكيال» به معناى پيمانه است. ناقص گذاردن پيمانه، يا به اين است كه آن را كم حجم تر از حد متعارف بسازند يا پيمانه متعارف را پر نكنند. «ميزان» هم به معناى ترازوست. ناقص گذاردن ترازو، يا به اين است كه وزنه هاى مورد استفاده در آن كمتر از حد

معمول باشد يا جنس پرداخت شده، كمتر از مقدار وزنه هاى آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 85 - 1،2

1- شعيب ( ع ) ، از مردم خويش خواست تا در فروش اجناس ، پيمانه ها را پر كنند و از وزنه هاى ترازو نكاهند .

و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط

«مكيال»; يعنى «پيمانه» و ايفاى آن به اين است كه گنجايش پيمانه مورد استفاده كمتر از حد متعارف نباشد و تا حد معمول آن پر شود. و ايفاى ميزان به اين است كه مقدار وزنه هاى مورد استفاده، كمتر از حد معمول نباشد و جنس پرداخت شده، كمتر از مقدار وزنه ها نباشد.

2- شعيب ( ع ) ، دعوت كننده مردم به برقرار ساختن قسط و عدالت در معاملات خويش

و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 3

3- شعيب ( ع ) ، مردم مدين را به استغفار از گناهان ، حركت به سوى خدا و تقرب يافتن به درگاه او فراخواند .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 92 - 2

2- شعيب ( ع ) از مردم خويش خواست با در نظر گرفتن عزت و شكوه خداوند ، معارف و احكام الهى را بپذيرند .

أرهطى أعزّ عليكم من الله

با توجه به اينكه جمله «أرهطى أعزّ . ..» پاسخ شعيب(ع) در برابر «لولا رهطك ...» است، مى توان گفت: مقصود او اين است كه اگر به خاطر عزت خاندانم مرا سنگسار نمى كنيد، چرا عزت و شكوه خداوند را - كه از هر كسى عزتمندتر است - در نظر نمى آوريد و غير او را پرستش مى كنيد و ....

75- دعوت از اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 6

6 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مردم مكه براى انديشيدن درباره جنون نسبت داده شده به آن حضرت

ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة

مراد از «صاحب»، به قرينه «هو» در عبارت بعدى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

76- دعوت از برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 16

16- يوسف ( ع ) برادرانش را به تقوا و صبر و درآمدن در زمره محسنان فراخواند .

إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

77- دعوت از بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 13

13- خداوند ، فراخوان مؤمنان و بندگان خالص خويش به انفاق اموال خود ، قبل از فرا رسيدن مرگ

قل لعبادى الذين ءامنوا . .. و ينفقوا ... من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

78- دعوت از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 43 - 1

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را به اقامه نماز و پرداخت زكات دعوت كرد .

يبنى إسرائيل اذكروا . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 8

8 - خداوند از موسى خواست تا قومش را به فراگيرى معارف نوشته شده بر الواح و احكام ياد شده در آن فرمان دهد .

و أمر قومك يأخذوا بأحسنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 2 - 2

2- بنى اسرائيل ، مخاطبان اصلى دعوت موسى ( ع ) و هدايت آنان ، مهم ترين هدف و وظيفه آن حضرت

و ءاتينا موسى الكتب و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل

از مجموع آيات مربوط به حضرت موسى(ع) برمى آيد كه دعوت ايشان، دعوتى فراگير بوده است و ذكر بنى اسرائيل در اين آيه، مى تواند براى اين باشد كه آنان مخاطبان اصلى دعوت بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 15

15 - هارون در غياب موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را به ترك تبعيت سامرى ، و پيروى و اطاعت از خود فرا خواند .

لقد قال لهم هرون من قبل . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى

79- دعوت از بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 69 - 2

2- يوسف ( ع ) در پى ملاقات با برادرانش ، بنيامين را فراخواند و او را در كنار خويش جاى داد .

و لما دخلوا . .. ءاوى إليه أخاه

80- دعوت از پسر نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 42 - 7،8

7- نوح ( ع ) با فريادى رسا و بلند ، فرزندش را براى سوار شدن به كشتى فرا خواند .

نادى نوح ابنه و كان فى معزل يبنىّ اركب معنا

«نداء» بلند كردن صدا و ابراز كردن آن است (مفردات راغب).

8- نوح ( ع ) در آستان غرق شدن فرزندش ، وى را به ايمان و يكتاپرستى دعوت كرد .

يبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكفرين

مراداز «مَعَنا» همراهىو معيت عقيدتى است نه جسمانى; زيرا جمله «اركب» در دلالت بر همراهى و معيت جسمانى كافى بود. بنابراين اگر مراد از «مَعَنا» مجرد همراهى با نوح و پيروان او باشد، آوردن كلمه «مَعَنا» ضرورتى نداشت. جمله «و لاتكن ...» مؤيد اين معناست.

81- دعوت از پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 5

5 - شيطان ، پيروانش را هرگز ر ها نمى كند ; بلكه مدام آنان را به انواع فحشا و منكرات فرا مى خواند .

و من يتّبع خطوت الشيطن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر

برداشت ياد شده از به كارگيرى فعل مضارع «يأمر» استفاده شده است; زيرا فعل مضارع بيانگر استمرار است.

82- دعوت از پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 1

1- نوح ( ع ) ، پس از شروع طوفان و انجام مقدمات حركت ، ازپيروان و خانواده اش خواست تا بر كشتى سوار شوند .

و قال اركبوا فيها

به نظر مى رسد جمله «قال اركبوا . ..» عطف بر جملاتى مقدر باشد كه به خاطر دخالت نداشتن آنها در هدفهاى نقل ماجرا بيان نشده است; يعنى: قلنا احمل فيها ... ففعل كذا و كذا و قال اركبوا فيها .... و لذا در برداشت «انجام مقدمات حركت» آورده شد.

83- دعوت از ثروت اندوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 18 - 1

1 - آتش دوزخ ، مجرمان و ثروت اندوزان را به سوى خود فرامى خواند .

تدعوا من . .. و جمع فأوعى

«وعاء» (ماده «أوعى») به معناى ظرف است و مقصود از «جمع فأوعى» اندوختن و ذخيره كردن مال و ثروت است.

84- دعوت از جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 36 - 5

5 - تدبير مشاوران فرعون ، مبنى بر اعزام اشخاصى به تمام شهر ها و گردآورى نيروى لازم جهت مبارزه با موسى ( ع ) و برادرش

قالوا . .. و ابعث فى المدائن حشرين

«المدائن» جمع محلّى به «ال» و مفيد عموم است; يعنى، همه شهرها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 38 - 1

1 - پيشنهاد مشاوران مبنى بر فراخوانى ساحران از همه شهر ها ، مورد پذيرش فرعون

قالوا . .. و ابعث فى المدائن ... فجمع السحرة

85- دعوت از جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 2

2- فراخوانى همه مخاطبان قرآن ( جن و انس ) به آزمودن اعجاز قرآن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل

86- دعوت از حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 17

17 - شيطان ، فراخوان حق ناپذيران به دوزخ

كان الشيطن يدعوهم إلى عذاب السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 17 - 1

1 - آتش دوزخ ، مجرمان و حق گريزان را به سوى خود فرامى خواند .

تدعوا من أدبر و تولّى

87- دعوت از حواريون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 7

7 - عيسى بن مريم ( ع ) ، از حواريون خواست او را در هدايت خلق به سوى خداوند يارى كنند .

كما قال عيسى ابن مريم للحواريّين من أنصارى إلى اللّه

88- دعوت از خانواده نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 1

1- نوح ( ع ) ، پس از شروع طوفان و انجام مقدمات حركت ، ازپيروان و خانواده اش خواست تا بر كشتى سوار شوند .

و قال اركبوا فيها

به نظر مى رسد جمله «قال اركبوا . ..» عطف بر جملاتى مقدر باشد كه به خاطر دخالت نداشتن آنها در هدفهاى نقل ماجرا بيان

نشده است; يعنى: قلنا احمل فيها ... ففعل كذا و كذا و قال اركبوا فيها .... و لذا در برداشت «انجام مقدمات حركت» آورده شد.

89- دعوت از خبرگان امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 6

6 - فراخوانى خبرگان جوامع شرك پيشه از سوى خدا در قيامت ، براى اقامه برهان و ارائه دليل روشن بر شركورزى خويش

فقلنا هاتوا برهنكم

90- دعوت از خويشاوندان اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 1

1- اسماعيل صادق الوعد ، همواره خويشاوندان و خانواده اش را به نماز و زكات فرمان مى داد .

و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة

اهل هر مردى، قبيله و خويشاوندان او است (لسان العرب).

91- دعوت از دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 7

7 - جنگ با دشمنان پيمان شكن و دعوت آنان به توبه و بازگشت به دامن اسلام ، دستورى برخاسته از علم و حكمت خداوند

قتلوهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم

92- دعوت از زنان اشراف مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 29

29- « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . فأرسلت إليهنّ و هيأت لهنّ طعاماً و مجلساً ثم أتتهنّ باترج و « آتت كل واحدة منهنّ سكّيناً . . . » ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. پس همسر عزيز [پيكى] به سوى بانوان فرستاد و از آنان دعوت كرد و برايشان طعامى آماده كرد و مجلسى آراست و آن گاه براى بانوان ترنج آورد و به هر يك كاردى داد ...».

93- دعوت از صاحبان نفس راضيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 1

1 - خداوند ، با دعوت از صاحبان دل آرام و خشنود ، آنان را به جمع بندگان خاص خود بار مى دهد .

فادخلى فى عبدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 30 - 1

1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .

و ادخلى جنّتى

اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.

94- دعوت از صاحبان نفس مرضيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 1

1 - خداوند ، با دعوت از صاحبان دل آرام و خشنود ، آنان را به جمع بندگان خاص خود بار مى دهد .

فادخلى فى عبدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 30 - 1

1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .

و ادخلى جنّتى

اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.

95- دعوت از صاحبان نفس مطمئنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 28 - 1،2

1 - خداوند در قيامت ، صاحبان قلب مطمئن را شايسته حضور در نزد خود خوانده و آنان را به قرب خويش دعوت خواهد كرد .

ارجعى إلى ربّك

2 - خداوند با فراخواندن صاحبان قلب آرام در قيامت به سوى خويش ، جلوه هاى ربوبيت خود را بر آنان مى گستراند .

ارجعى إلى ربّك

ذكر هر يك از اسماى خداوند در اين موارد، بيانگر نوع مواجه شدن افراد با او است و تعبير «ربّك»، بيانگر اين نكته است كه صاحبان نفس مطمئن، مشمول ربوبيت خداوند و كمال افزون تر خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 1

1 - خداوند ، با دعوت از صاحبان دل آرام و خشنود ، آنان را به جمع بندگان خاص خود بار مى دهد .

فادخلى فى عبدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 30 - 1

1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .

و ادخلى جنّتى

اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.

96- دعوت از فراريان غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 1

1 - خداوند ، گريختگان از ميدان كارزار حنين را به توبه و استغفار فراخواند .

ثم وليتم مدبرين . .. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء

كلمه «ذلك» در «من بعد ذلك» اشاره به فرار مسلمانان از ميدان نبرد حنين دارد. اعلام اينكه خدا توبه فراريان را مى پذيرد، فراخوانى آنان به توبه و استفغار از آن خطاست.

97- دعوت از فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 21

21 - موسى و هارون ( ع ) ، محروميت فرعون از هدايت را به وى گوشزد نموده و او را به پيروى از هدايت دعوت كردند .

والسلم على من اتبع الهدى

جمله «السلام على. ..» خبريه است و به كار بردن عنوان «من اتبع...»، اشاره به نبود اين وصف در فرعون و براى ترغيب او به تحصيل آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 38 - 1

1 - گفت وگوى فرعون با سران و اشراف مصر ، درباره دعوت موسى از آنان مبنى بر پذيرش خداى يگانه

و قال فرعون يأيّها الملأما علمت لكم من إله غيرى

«ملأ» به شخصيت هاى برجسته و بزرگان قوم گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 1

1 - موسى ( ع ) از جانب خداوند ، مأمور راهنمايى فرعون به راه تكامل و درست كارى و ترغيب او به پاكسازى خويش از آلودگى ها

فقل هل لك إلى أن تزكّى

زكات به دو معنا است: 1. نمو 2. طهارت (مقاييس اللغة) و به كسى كه صالح و درست كار شود، مى گويند «تزكيه» شده است. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 19 - 2

2 - دعوت فرعون به خشيت از خداوند ، از اهداف رسالت موسى ( ع )

فتخشى

دعوت فرعون به خشيت از خداوند، از اهداف رسالت موسى(ع)

98- دعوت از فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 64 - 1

1 - ايادى و مبلغان فرعون ، همه فرعونيان را به هم فكرى ، اتحاد و به كاربستن تمامى حيله ها ، عليه موسى ( ع ) دعوت مى كردند .

فتنزعوا . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا

از آيات پيشين چنين برمى آيد كه پس از سخنان موسى(ع)، در بين فرعونيان اختلافاتى بروز كرد (فتنازعوا) و گروه حاميان و مبلغان فرعون درصدد توجيه گروه ديگر برآمدند كه نسبت به موسى(ع) و مبارزه با او ترديد داشتند. به نظر مى رسد «فأجمعوا»

نيز از ناحيه همان گروه به عنوان نتيجه سخنان قبلى آنان ابراز شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 38 - 1

1 - گفت وگوى فرعون با سران و اشراف مصر ، درباره دعوت موسى از آنان مبنى بر پذيرش خداى يگانه

و قال فرعون يأيّها الملأما علمت لكم من إله غيرى

«ملأ» به شخصيت هاى برجسته و بزرگان قوم گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 41 - 2

2 - اظهار شگفتى مؤمن آل فرعون از فراخواندن قوم خود ، به نجات و رستگارى و دعوت آنان از او به سرنوشت هلاكت بار دوزخ

و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار

استفهام در «مالى» براى تعجب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 11

11 - مؤمن آل فرعون ، مردم مصر را به خداى عزيز و غفار خواند .

و أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّ-ر

99- دعوت از قاتلان مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 12

12 - خداوند ، گنه كاران - حتى قاتلان مردم مؤمن - را به توبه دعوت كرده است .

ثمّ لم يتوبوا

بيان اختصاص عذاب به كسانى كه توبه نكرده اند، ترغيب به توبه است.

100- دعوت از قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 11،12

11 - دعوت ابراهيم ( ع ) از قوم اش به پرستش خداوند پس از نهى آنان از بت پرستى

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا ... و اعبدوه

12 - دعوت ابراهيم ( ع ) از قوم اش به سپاسگزارى به درگاه خداوند

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. و اشكروا له

101- دعوت از قوم الياس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 124 - 1

1 - الياس ( ع ) ، قومش را به تقواپيشگى فراخواند .

إذ قال لقومه ألاتتّقون

102- دعوت از قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 6

6 - دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام صالح ( ع ) براى قوم ثمود

قال يقوم اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 5

5- دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام صالح ( ع ) براى قوم ثمود

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 7

7- حضرت صالح ( ع ) ، مورد اعتراض و سرزنش قوم ثمود به خاطر فراخوانى آنان به يكتاپرستى و نفى خدايان دروغين

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

استفهام در «أتنهنا أن نعبد . ..» استفهام توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 2

2 - سخن دلسوزانه صالح ( ع ) با ثموديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 2

2 - فراخوانى صالح ( ع ) قومش را ، به پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدى گرفتن هشدارهايش

ألاتتّقون . إنّى لكم رسول أمين

واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون»; (يعنى، فرد مورد اعتماد) باشد. بنابراين آوردن اين قيد دعوتى است از جانب صالح(ع) كه به او اعتماد كنند و به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدى بگيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 1،2

1 - دعوت مجدد صالح ( ع ) از ثموديان براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

2 - صالح ( ع ) ، خواهان اطاعت ثموديان از او به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى وى

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتّقوا اللّه» بر«إنّى لكم رسول أمين» مى تواند مفيد اين مطلب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 150 - 1

1 - فراخوانى مجدّد صالح ثموديان را براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 45 - 5

5 - دعوت به پرستش خداى يگانه ، مهم ترين و نخستين پيام صالح براى ثموديان

و لقد أرسلنا إلى ثمود . .. أن اعبدوا اللّه

اهميت پيام و نخستين بودن آن از اين جهت استفاده مى شود كه آيه شريفه دعوت به خداپرستى را در رأس همه پيام ها و قبل از هر پيام ديگر آورده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 2

2 - فرستادگان الهى ( هود و صالح ) ، مبلغ توحيد در ميان قوم عاد و ثمود

إذ جاءتهم الرّسل . .. ألاّ تعبدوا إلاّ اللّه

103- دعوت از قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 5

5- دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام هود ( ع ) براى قوم عاد

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 11

11- هود ( ع ) ، قومش را به انديشه كردن و فهميدن حقايق و معارف دين فراخواند .

أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 20

20- هود ( ع ) از قوم عاد خواست تا از دعوتش ( پذيرش توحيد ، يكتاپرستى و ترك شرك و استغفار از گناهان ) اعراض نكنند و بر گناه خويش اصرار نورزند .

و لاتتولوا مجرمين

«تولّى» (مصدر لاتتولوا) به معناى اعراض كردن و نپذيرفتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 55 - 2

2- هود ( ع ) ، همه مشركان قوم عاد و خدايان آنان را ، به توطئه و مبارزه عليه خويش فرا خواند .

فكيدونى جميعًا

چون در آيه قبل ، سخن از مشركان و نيز بتهاى آنان بود ، مقصود از «جميعاً» تمامى مشركان و همه بتهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 124 - 2

2 - سخن دلسوزانه هود ( ع ) با عاديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون

قيد «أخوهم» و وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 125 - 2

2 - دعوت هود ( ع ) از قومش مبنى بر پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدى گرفتن هشدارهايش

ألاتتّقون . إنّى لكم رسول أمين

واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمْن» و به معناى «مأمون»; (فرد مورد اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى

است از جانب هود(ع) به قومش كه به او اعتماد كنند (به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدى بگيرند).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 126 - 1

1 - دعوت مجدد هود ( ع ) از عاديان ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 131 - 1

1 - دعوت مجدّد هود ( ع ) از قوم عاد ، براى اطاعت از وى ، رعايت تقواى الهى و پرهيز از بيهودگى ، غرور و خشونت

أتبنون . .. تعبثون ... بطشتم جبّارين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 2

2 - فرستادگان الهى ( هود و صالح ) ، مبلغ توحيد در ميان قوم عاد و ثمود

إذ جاءتهم الرّسل . .. ألاّ تعبدوا إلاّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 15

15- هود ( ع ) ، پيامدار توحيد و خداپرستى براى قوم خويش

و اذكر أخا عاد إذ أنذر قومه بالأحقاف . .. ألاّتعبدوا إلاّ اللّه

در برداشت ياد شده «ألاّتعبدوا. ..» ادامه انذارها و سخنان هود(ع) دانسته شده است. در اين صورت تنها جمله «و قد خلت النذر...» جمله معترضه مى باشد.

104- دعوت از قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 69 - 1

1- حضرت لوط ( ع ) قوم خود را در برابر تجاوز به مهمانانش ، به رعايت تقواى الهى فرا خواند .

و اتقوا الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 161 - 2

2 - سخن دلسوزانه لوط ( ع ) با قوم خود ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد) حكايت از مطلب ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 162 - 2

2 - دعوت لوط ( ع ) از قوم خود به پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدى گرفتن هشدارهايش

ألاتتّقون . إنّى لكم رسول أمين

واژه «أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون» (فرد مورد اعتماد) باشد. اين تعبير، بيان دعوتى است از سوى لوط(ع) كه بايد قومش به او اعتماد كنند، به سخنانش گوش فرادهند و هشدارهايش را جدى بگيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 163 - 1،4

1 - دعوت مجدد لوط ( ع ) از قوم خود ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

4 - لوط ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او به دليل آشكار بودن صداقت و امانت دارى وى

فاتّقوا اللّه و أطيعون

تفريع «اتّقواللّه» بر «إنّى لكم رسول أمين» بيانگر مطلب ياد شده است.

105- دعوت از قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 5

5 - دعوت به توحيد و پرستش خداى يگانه ، نخستين و مهم ترين سخن نوح ( ع ) با قوم خويش

فقال يقوم اعبدوا اللّه . .. أفلاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 106 - 2

2 - سخن گفتن دلسوزانه نوح ( ع ) با قوم خويش ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در «ألاتتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد) بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 107 - 2

2 - دعوت نوح ( ع ) از قومش ، براى پذيرفتن رسالت وى ، اعتماد كردن به او و جدّى گرفتن هشدارهايش

إنّى لكم رسول أمين

«أمين» مى تواند از ريشه «أمن» و به معناى «مأمون» (فرد مورد اعتماد) باشد. در اين صورت آوردن قيد «أمين» دعوتى است از جانب نوح(ع) به قومش كه به او اعتماد كنند، به سخنانش گوش فرا دهند و هشدارهايش را جدّى بگيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 108 - 1،5

1 - دعوت نوح ( ع ) از قومش ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

5 - نوح ( ع ) ، خواهان اطاعت قومش از او به خاطر صداقت و امانت دارى وى

إنّى لكم رسول أمين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 110 - 1

1 - نوح ( ع ) ، خواهان گرايش قومش به اطاعت از وى و رعايت تقواى الهى

فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 3 - 1

1 - حضرت نوح ( ع ) ، مردم را به عبادت خدا ، تقواى الهى و اطاعت از خود ، فرا مى خواند .

أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 5 - 3

3 - دعوت شبانه روزى حضرت نوح ( ع ) ، از قوم خود براى ايمان به خدا

قال ربّ إنّى دعوت قومى ليلاً و نهرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 6 - 1

1 - تلاش مستمر نوح ( ع ) ، براى ايمان آوردن قومش ، حاصلى جز فرار و دورى آنان نداشت .

فلم يزدهم دعاءى إلاّ فرارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 8 - 1،2

1 - دعوت نوح ( ع ) از مردم ، براى ايمان آوردن با صدايى بلند و رسا

ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا

«جهار» اسم مصدر «جهر» است و چنانچه در مورد كلام و سخن به كار رود، به معناى صدا و آواز بلند و در غير آن به معناى علنى و آشكار خواهد بود.

2 - دعوت نوح ( ع ) در ميان قومش ، در آغاز به صورت سرّى و بى سروصدا بود .

و إنّى كلّما دعوتهم . .. و استكبروا استكبارًا . ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا

دعوت نوح(ع) با صداى بلند و رسا، پس از دعوت ايشان و واكنش انكارآميز و مستكبرانه قومش ياد شده است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه دعوت قبلى، سرّى و بى سروصدا بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 2

2 - نوح ( ع ) ، برخى از مردم را به صورت مخفى و خصوصى و برخى را به شكل عمومى و علنى به ايمان فراخواند .

ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين احتمال است كه دعوت علنى و مخفى حضرت نوح(ع)، ممكن است در يك زمان و در شرايط اجتماعى خاصّى انجام گرفته شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 10 - 1،2

1 - نوح ( ع ) ، قومش را به استغفار و آمرزش خواهى به پيشگاه خداوند فرامى خواند .

فقلت استغفروا ربّكم

2 - نوح پيامبر ، مردم را به رغم مخالفت طولانى آنان ، به سوى توبه و بازگشت از راه باطل و روى آورى به خداى غفار تشويق و ترغيب مى كرد .

فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا

فراخواندن به استغفار، در حقيقت دعوت به توبه و بازگشت از راه باطل گذشته است.

106- دعوت از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 1

1 - فراخوانى خداوند كفرپيشگان را به پيروى از قرآن و رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و إذا قيل لهم تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 4

4 - خداوند ، فراخوان كفار و مشركان به توبه ( ترك آيين شرك و پذيرش اسلام )

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 2

2 - فراخوانده شدن كافران به تدبر و انديشه در آيات قرآن و پرهيز از داورى هاى نسنجيده درباره آن

أفلم يدّبّروا القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 4

4 - اتكاى كافران به حس و تجربه عذاب ، على رغم فرا خوانده شدن به تعقل و تدبر در فرجام شوم مجرمان تاريخ

فانظروا كيف كان عقبة المجرمين . .. و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

على رغم اين كه خداوند از كافران مكه مى خواهد تا با مطالعه تاريخ و تدبر در فرجام مجرمان گذشته، درس عبرت بگيرند و بينش خود را تصحيح كنند، آنان براى پى بردن به حقانيت وعده الهى، خواهان لمس و شهود عذاب مى شوند و تعيين زمان آن را مى طلبند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران و مشركان معاند را به مقابله فرا خواند و به شكست ذلت بار ( چون شكست روز بدر ) تهديد كرد .

من يأتيه عذاب يخزيه

بيشتر مفسران بر اين ديدگاه اند كه مقصود از عذاب خواركننده در دنيا، شكست كافران و مشركان معاند در جنگ ها (همچون جنگ بدر) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 6

6 - بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران حق ناپذير ، پس از اتمام حجت و دعوت مكرر آنان به ايمان است .

لمقت اللّه أكبر . .. إذ تدعون إلى الإيمن فتكفرون

آمدن فعل هاى مضارع «تدعون» و «تكفرون» بر استمرار دلالت دارد; يعنى، شما همواره به ايمان فراخوانده مى شديد; ولى به جاى ايمان آوردن، به طور مستمرّ كفر مىورزيديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 2

2 - عذاب شدن كافران و مشركان در قيامت ، پس از اتمام حجت و دعوت شدن آنان به ايمان از سوى خداوند

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 71 - 3

3 - دعوت از كافران و منكران معاد به مطالعه در چوب آتش زنه ، براى پى بردن به قدرت خداوند و توانايى او بر احياى مردگان

أفرءيتم النار التى تورون

با توجه به اين كه روى سخن در اين آيات با منكران معاد است، توجه دادن به مسأله كيفيت افروختن آتش و روشن كردن آن با عمل ساييدن، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 3

3 - فراخوانده شدن كافران و مشركان به سجده و خضوع در برابر خداوند در دنيا و امتناع آنان از اين كار

و قد كانوا يدعون إلى السجود و هم سلمون

107- دعوت از كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 6

6 - سران شرك و كفر با دعوت پيروانشان به چشيدن از عذاب مضاعف دوزخ، آنان را سرزنش و ملامت مى كنند.

ربنا هؤلاء أضلونا . .. فذوقوا العذاب بما كنتم تكسبون

«ال» در كلمه «العذاب» عهد ذكرى است و اشاره به همان عذاب مضاعف دارد كه از «لكل ضعف» استفاده مى شود.

108- دعوت از كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 45 - 3

3 - كافران صدراسلام ، به بهره مند شدن از رحمت و لطف خدا در سايه پرهيز از گناهان فراخوانده شدند .

و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم لعلّكم ترحمون

109- دعوت از گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 11

11 - دعوت گمراهان به راه هدايت و صراط مستقيم ، وظيفه الهى تمامى ره يافتگان به آن

و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم

جمله «إنّك لعلى هدًى مستقيم» تعليل براى «و ادع إلى ربّك» است; يعنى، چون تو برطريق هدايت و در صراط مستقيم هستى،

آن گمراهان شرك پيشه را به سوى پروردگارت دعوت كن، تا شايد از ضلالت و گمراهى نجات يابند و به راه تو باز گردند.

110- دعوت از گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 17 - 1

1 - آتش دوزخ ، مجرمان و حق گريزان را به سوى خود فرامى خواند .

تدعوا من أدبر و تولّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 18 - 1

1 - آتش دوزخ ، مجرمان و ثروت اندوزان را به سوى خود فرامى خواند .

تدعوا من . .. و جمع فأوعى

«وعاء» (ماده «أوعى») به معناى ظرف است و مقصود از «جمع فأوعى» اندوختن و ذخيره كردن مال و ثروت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 12

12 - خداوند ، گنه كاران - حتى قاتلان مردم مؤمن - را به توبه دعوت كرده است .

ثمّ لم يتوبوا

بيان اختصاص عذاب به كسانى كه توبه نكرده اند، ترغيب به توبه است.

111- دعوت از متخلفان مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 1

1 - دعوت خداوند از متخلّفان سفر حديبيه ، براى شركت در جنگى دشوار به منظور جبران گذشته خود

قل للمخلّفين . .. ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد

112- دعوت از متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 1

1- دعوت از تقواپيشگان براى ورود به بهشت ، همراه با سلامت و امنيت كامل و به دور از هرگونه رنج ، درد ، ناخوشى و ناامنى است .

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون

«باء» در «بسلام» در معناى «مصاحبت» به كار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 13

13- دعوت فرشتگان از تقواپيشگان به هنگام قبض روح آنان ، براى ورود به بهشت

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون ... ادخلوا الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 73 - 13

13 - دعوت دربانان بهشت از تقواپيشگان براى ورود به آن

قال لهم خزنتها . .. فادخلوها خلدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 3

3 - دعوت خداوند از تقواپيشگان ، براى ورود آنان همراه با همسرانشان به بهشت

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 19 - 1

1 - تقواپيشگان ، مورد تكريم و دعوت الهى براى بهرهورى آزاد از نعمت هاى بهشتى

كلوا و اشربوا

113- دعوت از مجادله گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 1

1 - در صورت دعوت از مجادله گران درباره خدا براى پيروى از تعاليم آسمانى ، آنان ، خود را پيروِ آيين نياكان شان معرفى مى كنند .

الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . .. و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا

114- دعوت از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 8

8- خداوند ، فراخوان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى در امر رسالت و مقاومت در برابر مشركان و آزار هاى آنان

فاصبر

بيان سرگذشت نوح(ع) و سپس دعوت كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و مقاومت ، گوياى اين است كه: مصداق مورد نظر براى «صبر» تحمل مشكلات و مشقتهاى تبليغ رسالت و مقاومت در برابر آزارها و كارشكنيهاى مخالفان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 1

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به انديشه و تحليل در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و رسالت آن حضرت ، فراخواند

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 1

1 - خداوند ، فراخوان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به رويكرد تمام عيار به دين اسلام

فأقم وجهك للدين حنيفًا

احتمال دارد «ال» در «الدين» عهد بوده و مراد از آن، اسلام باشد. لازم به گفتن است كه مراد از «إقامه وجه» اقبال و روى آوردن به چيزى با تمام توجه و بدون نظر به چيز ديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 1 - 3

3 - دعوت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رعايت تقوا و پرهيز از تبعيت از كافران ، دعوتى خطير بود .

يأيّها النبىّ اتّق اللّه

منادا، وقتى با «أيّها» آورده مى شود، يا به خاطر از غفلت بيرون آوردن منادا است و يا به خاطر خطير بودن ندا، چون درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) غفلت، صادق نيست، به خصوص با توجه به اين كه از او به «النبىّ» تعبير شده است، پس نكته دوم باعث شده است كه خطاب به پيامبر، با واژه «أيّها» صورت گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 2

2 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره تن دادن به درخواست مشركان مبنى بر عبادت غير او

قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد . .. لئن أشركت ليحبطنّ عملك

از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه در آن مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته بودند كه غيرخدا را عبادت كند - برداشت بالا به دست مى آيد.

115- دعوت از مرتد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 19

19 - مرتد به سرگردانى در بيابان مى ماند كه شيطانها او را به بى راهه مى خوانند و گروهى نيز او را به راه هدايت دعوت مى كنند.

كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا

«فى الأرض» متعلق به «استهوى» است، و «استهوى فى الأرض» به معنى عقل او را در بيابان ربوده اند، مى تواند باشد و مراد از «اصحاب» در «له اصحاب يدعونه» ممكن است مشركان و يا موحدان باشند كه در برداشت فوق احتمال دوم برگزيده شده است.

116- دعوت از مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 2

2- فراخوانى مردم به خدا و سوق دادن آنان به سوى او ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و راه و رسم او بود .

أدعوا إلى الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 62 - 3

3 - حل و فصل امور مهم اجتماعى و فراخوانى مردم براى مشاوره و كنكاش پيرامون مسائل عمومى ، از وظايف و اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى

إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو

117- دعوت از مردم صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 4

4 - فراخوانده شدن مردم صدراسلام به توحيد و تلاوت شدن آيات قرآن بر آنان از سوى مؤمنان

و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. بالذين يتلون عليهم ءايتنا

118- دعوت از مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 128 - 11

11 - رنج و اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مشكلات مسلمانان ، در عين فراخوانى آنان به جنگ با دشمنان و تحمل سختى هاى نبرد

رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم

با توجه به اينكه در آيات قبل، سخن از جنگ تبوك و مشكلات توان فرساى آن بود و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مؤمنان را به شركت در آن فرمان داده بود، يادآورى خصلتهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در پايان اين بخش، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

119- دعوت از مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 4

4 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مؤمنان ، براى شركت در سفر مكه ( قبل از صلح حديبيه )

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

از واژه «مخلّفون» و عذرتراشى هاى آنان، استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى اين سفر، دعوت همگانى كرده است.

120- دعوت از مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 1

1 - دعوت خداوند از معتقدان به تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) ، براى استغفار و بازگشت به خدا

افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه

به قرينه آيات پيشين (قالوا ان اللّه هو المسيح . .. قالوا ان اللّه ثالث ثلثة) فاعل «يتوبون ...» مسيحيان هستند و متعلق توبه و استغفار، عقيده به الوهيت مسيح(ع) و تثليث مى باشد.

121- دعوت از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 6

6 - دعوت خداوند از مشركان و قائلان به تثليث جهت گرايش به توحيد و يكتاپرستى

ما من اله الا اله وحد و إن لم ينتهوا عما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 4

4 - خداوند ، فراخوان كفار و مشركان به توبه ( ترك آيين شرك و پذيرش اسلام )

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 5

5 - خداوند ، مشركان را از پافشارى بر كفر برحذر داشته و به آنان هشدار داد كه تا پيش از نزول عذاب استيصال ، متنبه شده و ايمان بياورند .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 10

10- خداوند ، با توجه دادن مشركان به الهى بودن قرآن ، آنان را به پذيرش اسلام و قرآن دعوت كرد .

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا . .. فهل أنتم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 2

2- دعوت خداوند از مشركان ، براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله

مرجع ضمير «يروا» در اين برداشت «مشركان» مى باشد كه در آيات قبل از آنان سخن به ميان آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 7

7 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داد كه از مشركان بخواهد به جاى ستيزه جويى با وى و مخالفت با حدود و مقررات الهى ، به سوى خداى يگانه بازگردند و به پرستش او برخيزند .

فلاينزعنّك فى الأمر و ادع إلى ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 2

2 - فراخوانى مشركان براى استماع ضرب المثل خداوند ، در تبيين سستى بنيان انديشه شرك

يأيّها الناس ضرب مثل فاستمعوا له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 10

10 - خداوند ، خواهان دليلى قاطع و قانع كننده از سوى مشركان براى عقيده نارواى شرك

أءله مع اللّه قل هاتوا برهنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 3

3 - فراخواندن مشركان از سوى خداوند ، براى يارى خواستن از معبودهايشان در قيامت .

و قيل ادعوا شركاءكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 4

4 - خداوند ، مشركان را به ارائه مخلوقات معبودان شان ، فرا مى خواند .

فأرونى ماذا خلق الذين من دونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 4

4 - خداوند ، فراخوان مشركان به مطالعه درباره مسخّر بودن موجودات و نعمت هاى فراوان خدادادى جهت راه يافتن به توحيد

هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه. .. ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فراخوان مشركان به آزمودن ناتوانى خدايانشان از طريق دعاى خود

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران و مشركان معاند را به مقابله فرا خواند و به شكست ذلت بار ( چون شكست روز بدر ) تهديد كرد .

من يأتيه عذاب يخزيه

بيشتر مفسران بر اين ديدگاه اند كه مقصود از عذاب خواركننده در دنيا، شكست كافران و مشركان معاند در جنگ ها (همچون جنگ بدر) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 2

2 - عذاب شدن كافران و مشركان در قيامت ، پس از اتمام حجت و دعوت شدن آنان به ايمان از سوى خداوند

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 19 - 2

2 - فراخوانى مشركان از سوى خداوند ، به انديشه و تأمل درباره پوچى مكتب شرك

أفرءيتم اللّ-ت و العزّى

از واژه «أفرأيتم» مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 3

3 - فراخوانده شدن كافران و مشركان به سجده و خضوع در برابر خداوند در دنيا و امتناع آنان از اين كار

و قد كانوا يدعون إلى السجود و هم سلمون

122- دعوت از مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 6

6 - سران شرك و كفر با دعوت پيروانشان به چشيدن از عذاب مضاعف دوزخ، آنان را سرزنش و ملامت مى كنند.

ربنا هؤلاء أضلونا . .. فذوقوا العذاب بما كنتم تكسبون

«ال» در كلمه «العذاب» عهد ذكرى است و اشاره به همان عذاب مضاعف دارد كه از «لكل ضعف» استفاده مى شود.

123- دعوت از مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 10

10- دعوت خداوند از مشركان مكه براى تفحص و تحقيق از عالمان ، جهت به دست آوردن حقانيت وحى به انسان

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

مخاطب فعل «فسئلوا» به قرينه آيات قبل - كه درباره مشركان بود - مى تواند مشركان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 8

8- دعوت خداوند از مشركان مكه ، مبنى بر پرسش از آگاهان در زمينه بشر بودن پيامبران پيشين

فسلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ترك مناظره و منازعه با مشركان لجوج مكه و دعوت ايشان به مسالمت اجتماعى با مسلمانان

فاصفح عنهم و قل سلم

با توجه به مفهوم «سلام» كه به معناى مسالمت است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

124- دعوت از مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 1

1 - دعوت خداوند ، از منكران قرآن براى هماوردى با مضامين بلند آن

فليأتوا بحديث مثله

125- دعوت از مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 68 - 2

2 - دعوت از منكران معاد ، به مطالعه در آب نوشيدنى و كيفيت قرار گرفتن آن در دسترس آنان براى پى بردن به قدرت الهى

أفرءيتم الماء الذى تشربون

خطاب در اين بخش از آيات، متوجه كافران و منكران معاد است. دعوت از آنان براى مطالعه در نقش آب شرب در زندگى بشر، بدان منظور است كه آنان پى به قدرت الهى ببرند و بدين وسيله از انكار رستاخيز - كه از غفلت كردن از قدرت الهى نشأت مى گيرد - دست بردارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 71 - 3

3 - دعوت از كافران و منكران معاد به مطالعه در چوب آتش زنه ، براى پى بردن به قدرت خداوند و توانايى او بر احياى مردگان

أفرءيتم النار التى تورون

با توجه به اين كه روى سخن در اين آيات با منكران معاد است، توجه دادن به مسأله كيفيت افروختن آتش و روشن كردن آن با عمل ساييدن، گوياى برداشت ياد شده است.

126- دعوت از ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 5

5 - فراخوانى دربار سبا از سوى سليمان براى تسليم شدن در برابر خداى يگانه

بسم اللّه الحمن الرحيم . .. و أتونى مسلمين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از «مسلمين» (به قرينه «بسم اللّه. ..») و نيز آيه 44 (أسلمت مع سليمان للّه) تسليم شدن در برابر خدا باشد; يعنى، «و أتونى مسلمين للّه».

127- دعوت از منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 53 - 9

9 - خداوند ، منافقان را به فرمان برى شايسته - به جاى سوگند بر انجام كار خير - فراخوانده است .

و أقسموا باللّه جهد أيمنهم لئن أمرتهم ليخرجنّ قل لاتقسموا

«طاعة معروفة» يا مبتدا براى خبر محذوفى همچون «خير من قسمكم» و يا خبر براى مبتداى محذوفى مانند «أمرنا» است. در هر صورت اين جمله نوعى فراخونى از جانب پروردگار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 1

1 - خداوند ، فراخوان منافقان به اطاعت از خدا و رسول او و پرهيز از سرپيچى فرمان هاى ايشان

قل أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول فإن تولّوا

128- دعوت از منافقان به ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 13 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) فراخوان منافقان به ايمانى ، همانند ايمان توده مردم

و إذا قيل لهم ءامنوا كما ءامن الناس

چون در آيه بعد، مطرح شده كه منافقان در برابر مردم اظهار ايمان مى كنند، اين احتمال رخ مى دهد كه گفتگوى مطرح شده در اين آيه - كه در آن منافقان ابراز بى ايمانى مى كنند - ميان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل نفاق بوده است.

129- دعوت از منافقان توطئه گر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 19

19 - خداوند ، فراخوان منافقان مرتد و توطئه گر ، به توبه و بازگشت به دامن اسلام

فإن يتوبوا يك خيراً لهم

130- دعوت از منافقان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 48 - 1

1 - دسته اى از منافقان صدراسلام ، هنگام فراخوانده شدن براى داورى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ميان آنان ، از پذيرش آن خوددارى مى كردند .

و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون

131- دعوت از منافقان مرتد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 19

19 - خداوند ، فراخوان منافقان مرتد و توطئه گر ، به توبه و بازگشت به دامن اسلام

فإن يتوبوا يك خيراً لهم

132- دعوت از موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 1

1 - خداوند ، پس از نجات بنى اسرائيل از سيطره فرعونيان ، موسى ( ع ) را براى عبادت و مناجاتى خاص فرا خواند .

و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة

به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب) - با وجود اينكه معمولا در بيان شبانه روز و مانند آن، از كلمه «يوم» (روز) استفاده مى شود - اشاره به اين معنا دارد كه: وعده خدا با موسى (ع) براى عبادت و مناجات بوده است. از آن جا كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل نيز اعمال عبادى داشته، معلوم مى شود آن دعوت براى عبادت و مناجاتى خاص بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 1،4،5،7

1 - بازگشت يكى از دختران شعيب نزد موسى به فرمان پدر

فجاءته إحديهما . .. قالت إنّ أبى يدعوك

4 - دختر شعيب ، پيامدار دعوت پدرش از موسى ( ع )

قالت إنّ أبى يدعوك

5 - دعوت شعيب از موسى ، براى پرداختن مزد در قبال آب دادن وى به گوسفندانش

إنّ أبى يدعوك ليجزيك أجر ما سقيت لنا

7 - پذيرش دعوت شعيب از سوى موسى ( ع ) و رفتن وى به نزد او

قالت إنّ أبى يدعوك . .. فلمّا جاءه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 4

4 - دعوت خداوند از موسى ( ع ) ، به حفظ آرامش و دور ساختن ترس از خود

و اضمم إليك جناحك من الرّهب

«جناح» كنايه از «بازو» يا «دست» است. «رهب» نيز معادل «خوف» و «ال» در آن براى عهد است و اشاره به ترسى دارد كه بر موسى(ع) در وادى طور، به خاطر مواجه شدن با چيزهاى ناگهانى و دور از انتظار، غلبه يافته بود. بنابراين «و اضمم إليك...»; يعنى، براى فائق آمدن بر اين ترسى كه بر تو مستولى شده، بازوانت را به خودت بچسبان.

133- دعوت از مؤمن آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 41 - 2

2 - اظهار شگفتى مؤمن آل فرعون از فراخواندن قوم خود ، به نجات و رستگارى و دعوت آنان از او به سرنوشت هلاكت بار دوزخ

و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار

استفهام در «مالى» براى تعجب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 1

1 - مردم مصر ( قبطيان و فرعونيان ) ، مؤمن آل فرعون را به كفر و شرك به خدا فراخواندند .

تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به

134- دعوت از مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 8

8 - خداوند ، فراخوان مؤمنان به صبر و تحمل مشكلات پيش آمده از نبرد با دشمنان

و اصبروا إن اللّه مع الصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 1،2

1 - خداوند ، فراخوان مؤمنان به رعايت تقوا و پرهيز از مخالفت او

يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه

2 - خداوند ، فراخوان مؤمنان به راستى و درستى در گفتار و عمل

يأيها الذين ءامنوا . .. كونوا مع الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 12

12- انبياى الهى به اقوام خود اعلام كردند مؤمنان بايد تنها خداوند راتكيه گاه خويش قرار بدهند و بر او توكل كنند .

و على الله فليتوكّل المؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 13

13- خداوند ، فراخوان مؤمنان و بندگان خالص خويش به انفاق اموال خود ، قبل از فرا رسيدن مرگ

قل لعبادى الذين ءامنوا . .. و ينفقوا ... من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 77 - 1

1 - فراخوانى اهل ايمان به اقامه نماز از سوى خداوند

يأيّها الذين ءامنوا اركعوا و اسجدوا

«ركوع» (مصدر «اركعوا«) و نيز «سجود» (مصدر «اسجدوا») به معناى خضوع و اظهار تذلل مى باشد; لكن ركوع اظهار تذلل به صورت خم شدن و سجود اظهار خضوع به صورت بر زمين گذاشتن پيشانى است. متعلق «اركعوا» و «اسجدوا» حذف شده و تقدير آن به قرينه «و اعبدوا ربّكم»، «اركعوا و اسجدوا لربّكم» مى باشد. گفتنى است اظهار خضوع براى خداوند به صورت ركوع و سجود، در موارد ديگر «صلاة» ناميده شده است. بنابراين «اركعوا و اسجدوا» كنايه از «صلّوا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 30

30 - خداوند ، فراخوان تمامى مؤمنان به توبه و باز گشت به درگاه خويش

و توبوا إلى اللّه جميعًا أيّه المؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 51 - 1

1 - « حرف شنوا و مطيع هستيم » ، تنها سخن هميشگى مؤمنان راستين در برابر فرا خوانده شدن آنان به پذيرش حكم خدا و داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و

فعل مضارع «يقولوا» همراه با فعل «كان» بر استمرار و كلمه «إنّما» - كه اصطلاحاً آن را قصر افرادى مى گويند - بر حصر دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فراخواندن مؤمنان به تقواپيشگى و پرواداشتن از پروردگار

قل يعباد الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 38 - 13

13 - دعوت خداوند از اهل ايمان ، به انفاقِ بخشى از دارايى هاى خود و نه همه آن

و الذين استجابوا لربّهم . .. و ممّا رزقنهم ينفقون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «مِنْ» در «ممّا» براى تبعيض باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 1

1- دعوت خداوند ، از مؤمنان براى جهاد و يارى دين

يأيّها الذين ءامنوا إن تنصروا اللّه ينصركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 1،2

1- دعوت الهى از مؤمنان ، به انفاق ، مواجه با بخلورزى برخى از آنان

هأنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا . .. فمنكم من يبخل

2- دعوت الهى از مؤمنان ، به انفاق در مسير جهاد *

تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه

با توجه به اين كه آيات پيشين درباره جهاد مى باشد; ممكن است مراد از «فى سبيل اللّه» نيازهاى مالى جهاد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 1،4

1 - خداوند ، مؤمنان را به يارى خود فراخوانده است .

يأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه

4 - خداوند ، از مؤمنان مى خواهد در يارى او مانند حواريون عيسى ( ع ) باشند .

يأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه كما قال عيسى ابن مريم . .. قال الحواريّون

135- دعوت از همبندان يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 3

3- يوسف ( ع ) ، هم بندان خويش را به توحيد و دورى از شرك فراخواند .

يصحبى السجن ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد

136- دعوت از همسران متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 3

3 - دعوت خداوند از تقواپيشگان ، براى ورود آنان همراه با همسرانشان به بهشت

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم

137- دعوت از همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 11

11 - همسران پيامبر ، وظيفه داشتند كه تقواى الهى را رعايت كنند .

و اتّقين اللّه

138- دعوت از يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 6

6- زنان اشراف مصر ( ميهمانان زليخا ) ، جملگى يوسف ( ع ) را به وصال خويش فرا مى خواندند .

مما يدعوننى إليه

«يدعون» در جمله فوق ، جمع مؤنث است و فاعل آن زنانى هستند كه ميهمان زليخا بودند - آنان نيز به قرينه «أصب إليهنّ» - يوسف(ع) را به خويش دعوت مى كردند و - به دليل مضارع بودن «يدعون» - بر آن اصرار مىورزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 54 - 1،2،4

1- پادشاه مصر پس از آشكار شدن بى گناهى و كمال عفت و پاكدامنى يوسف ( ع ) ، به ديدار او دل بست و با فرمانى مجدد او را به دربار خويش فراخواند .

ذلك ليعلم أنى لم أخنه . .. و قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى

2- پادشاه مصر در فراخوانى يوسف ( ع ) به دربار ، يادآور شد كه وى را مشاور ويژه خويش خواهد ساخت .

قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى

آن گاه كه آدمى كسى را محرم اسرار خود قرار دهد و در امور خويش وى را مداخله دهد، گفته مى شود: «أستخلصه» (برگرفته شده از لسان العرب). بنابراين «أستخلصه لنفسى» ; يعنى، تا يوسف(ع) را محرم اسرار خويش سازم و در اداره امور مملكتى او را مداخله دهم. از اين معنا مى توان به مشاور مخصوص تعبير كرد.

4- يوسف ( ع ) و پادشاه در نخستين ملاقاتشان با يكديگر ، درباره رؤياى پادشاه ، تعبير يوسف ( ع ) و گزينش او به سمت مشاور ، به گفت و گو پرداختند .

و قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى فلما كلّمه

اگرچه در آيه شريفه تصريح نشده كه پادشاه و يوسف(ع) درباره چه موضوعى گفت و گو كردند ; ولى قراين حاليه و مقاليه حاكى است كه موضوع سخن درباره رؤياى پادشاه و تعبير يوسف(ع) و نيز دعوت از يوسف(ع) به همكارى و مشاوره و. .. بوده است.

139- دعوت از يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، يهوديان را به پذيرش اسلام و ايمان آوردن به قرآن فرا مى خواند .

و إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه

فاعل «قيل» به قرينه «قل فلم تقتلون» (در ذيل آيه) پيامبر است; يعنى: و إذا قلت لهم . ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 6 - 5

5 - خداوند توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به يهود پيشنهاد كرد براى اثبات ادعاى خود ( اين كه آنان دوستان خدايند ) ، آرزوى مرگ كنند .

قل يأيّها الذين هادوا. .. فتمنّوا الموت إن كنتم صدقين

140- دعوت ازمردم دوران داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 13

13- خداوند ، مردم عصر داوود ( ع ) را به شكرگزارى در برابر اعطاى نعمت اسلحه سازى به ايشان ، فرا خواند .

و علّمنه صنعة لبوس لكم . .. فهل أنتم شكرون

استفهام در جمله «فهل أنتم شاكرون»، متضمن معناى امر است.

141- دعوت اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 1

1- اسماعيل صادق الوعد ، همواره خويشاوندان و خانواده اش را به نماز و زكات فرمان مى داد .

و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة

اهل هر مردى، قبيله و خويشاوندان او است (لسان العرب).

142- دعوت امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 9

9 - فراخوانى امت ها به پيروى از فرمان هاى خداوند سرلوحه رسالت انبيا و يكى از وظايف آنان

يوم يجمع اللّه الرسل فيقول ماذا اجبتم

143- دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 6،11،12،18

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت اهل كتاب و مشركان مكه و درس نخواندگان فاقد كتاب به تسليم در برابر خدا

و قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن ءاسلمتم

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگران عدم ايفاى رسالت خويش ، به صرف ابلاغ دين به مردم

و ان تولّوا فانّما عليك البلاغ

بنابراينكه «فانّما عليك البلاغ»، در برابر نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از انجام وظيفه باشد.

12 - وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها ابلاغ پيام خدا به مردم است ; نه مجبور ساختن ايشان به ايمان .

فانّما عليك البلاغ

18 - ابلاغ دين از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اتمام حجّت خداوند بر مردم

فانّما عليك البلاغ و اللّه بصير بالعباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 - 18

18 - تشويق خداوند به تبعيّت و تصديق و قبول دعوت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

قل ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى

امير المؤمنين (ع): . .. فقال تبارك و تعالى فى التحريض على اتباعه و الترغيب فى تصديقه و القبول لدعوته «قل ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى».


كافى، ج 8، ص 26، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 326، ح 87.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 6

6 - معجزات روشنگر انبياى الهى ، نشانه صدق دعواى رسالت آنان

باية من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 11

11 - عيسى ( ع ) پس از ارائه معجزات ، بنى اسرائيل را از مخالفت با خدا بر حذر داشت و به اطاعت خويش دعوت كرد .

و جئتكم باية من ربّكم فاتقوا اللّه و اطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 2،10

2 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از اهل كتاب به توحيد در عبادت ، نفى شرك و عدم پذيرش حاكميّت غير خداوند

يا اهل الكتاب تعالوا . .. و لا يتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه

10 - مأموريّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر دعوت اهل كتاب به آزادانديشى و داشتن شخصيّت مستقل انسانى

تعالوا . .. و لا يتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 7،9،10

7 - پيامبران ، مردم را تنها به بندگى خدا دعوت مى كردند .

ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه و لكن كونوا ربّانيّن

9 - ناسازگارى مقام نبوّت و دارا بودن كتاب و حكمت ، با دعوت مردم به پرستش خويش

ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه

10 - عبوديّت براى خداوند و نفى آن از غير او محور اصلى دعوت انبيا

ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه و لكن كونوا ربّانيّن

ربانى كسى است كه با ربّ ارتباط شديد داشته و او را بسيار عبادت كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 80 - 1،7

1 - پيامبران ، كسى را به برگزيدن فرشتگان و انبيا به عنوان ربّ ، فرمان نداده اند .

ما كان لبشر . .. و لا يامركم ان تتخذوا الملئكة و النّبيّن ارباباً

7 - توحيد و تسليم در برابر خداوند ، روح دعوت انبيا

و لا يأمركم ان تتّخذوا . .. ايأمركم بالكفر بعد اذ انتم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 81 - 22

22 - پيامبران موظّفند مردم را در جريان ميثاق اكيد الهى از آنان ، در مورد ايمان به انبيا و نصرت آنان ، بگذارند .

و اخذتم على ذلكم اصرى . .. فاشهدوا و انا معكم من الشّاهدين

بنابراينكه «فاشهدوا»، يعنى شهادت دهيد در برابر امّتهاى خود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 84 - 12

12 - دعوت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از پيروان اديان الهى به وحدت عقيدتى و فرق نگذاشتن ميان انبياى الهى در جهت ايمان به آنان

لا نفرّق بين احد منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 8

8 - ايمان به ربوبيّت خداوند ، از دعوت هاى اساسى انبيا

سمعنا منادياً ينادى للايمان ان امنوا بربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 55 - 7

7 - تقويت روحى پيامبر اسلام ( رهبران و مبلغان دين ) ، با يادآورى مخالفت برخى از مردم در برابر دعوت انبياى گذشته *

فمنهم من امن به و منهم من صدّ عنه

بيان موضگيريهاى متفاوت مردمان در برابر پيامبران (ايمان و كفر) مى تواند براى دلدارى آن حضرت باشد كه پيامبران گذشته نيز با چنين مردمى روبرو بودند و همچنان مقاومت مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 10

10 - غرور علمى يهود در برابر دعوت انبيا ، موجب گرفتارى آنان به لعنت خداوند

و قولهم قلوبنا غلف

كلمه «قولهم» عطف بر «نقضهم» است، بنابراين متعلق به فعل محذوف «لعناهم» است. يعنى «بقولهم ... لعناهم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 11

11 - پيامبران الهى منزه از دعوت به پرستش خود و خدا خواندن خويش

ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 24 - 6

6 - دعوت خدا و رسولش داراى هويتى واحد براى هدايت انسان ها به حيات واقعى

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 11

11- پيامبران ، مأمور پايدارى در مسير تبليغ و ماندن در ميان مردم و جامعه خويش تا آخرين مرحله

و ذاالنون إذ ذهب مغضبًا فظنّ أن لن نقدر عليه

توبيخ شدن يونس(ع) به خاطر ترك قوم خويش، قبل از اين كه فرمانى دراين زمينه از جانب خداوند دريافت كند; براين نكته دلالت دارد كه پيامبران مجاز به ترك مأموريت و مردم خود، قبل از آمدن فرمان و رخصت از جانب خداوند نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 13

13- دعوت به توحيد و انذار از عواقب شرك ، محور اصلى و مشترك دعوت پيامبران

ألاّتعبدوا إلاّ اللّه

بنابراين كه «ألاّتعبدوا. ..» در ادامه «و قد خلت النذر» و مصداق انذار آنان باشد - و نه صرفاً ادامه سخن هود - برداشت بالا به دست مى آيد.

144- دعوت انبيا و اخلالگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 55 - 5

5 - وجود دو گروه مؤمن و اخلالگر در برابر دعوت پيامبران در طول تاريخ

فمنهم من امن به و منهم من صدّ عنه

145- دعوت انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 8

8 - ناتوانى مردم انطاكيه در برابر دعوت به حق و پيام روشن پيامبران خود

و ما علينا إلاّ البلغ المبين . قالوا ... لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

تهديد به سنگسار و شكنجه كردن پيامبران، در برابر سخن به حق و پيام روشن آنان، گوياى حقيقت ياد شده است.

146- دعوت انبياى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 25

25 - بسيارى از بنى اسرائيل ، على رغم دعوت پيامبرانشان ، مردمى اسرافكار و قانونشكن بودند .

و لقد جاءتهم رسلنا بالبينت ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

اسراف به معناى خروج از حد اعتدال است و كلمه «فى الارض» مى رساند كه منظور از اسراف، خروج از حد اعتدال در مسائل اجتماعى است كه از آن به قانونشكنى تعبير شده است.

147- دعوت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 24

24 - تبليغات ياوران خداترس موسى ( ع ) ( يوشع و كالب ) به هدف برانگيختن و بسيج بنى اسرائيل براى هجوم به سرزمين مقدس و نبرد با زورگويان

قال رجلان . .. ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 9

9 - نجات بنى اسرائيل از فرعونيان و دعوت آنان به كوه طور براى مناجات و فرو فرستادن منّ و سلوى بر آنان ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل در زمان موسى ( ع )

يبنى اسرءيل قد أنجينكم . .. و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

148- دعوت به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 4

4 - نخستين پيام شعيب ( ع ) به مردم مدين ، دعوت به خداپرستى و اميدوارى به روزواپسين بود .

إلى مدين أخاهم شعيبًا فقال يقوم اعبدوا اللّه و ارجوا اليوم الأخر

149- دعوت به آرامش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 4

4 - دعوت خداوند از موسى ( ع ) ، به حفظ آرامش و دور ساختن ترس از خود

و اضمم إليك جناحك من الرّهب

«جناح» كنايه از «بازو» يا «دست» است. «رهب» نيز معادل «خوف» و «ال» در آن براى عهد است و اشاره به ترسى دارد كه بر موسى(ع) در وادى طور، به خاطر مواجه شدن با چيزهاى ناگهانى و دور از انتظار، غلبه يافته بود. بنابراين «و اضمم إليك...»; يعنى، براى فائق آمدن بر اين ترسى كه بر تو مستولى شده، بازوانت را به خودت بچسبان.

150- دعوت به اتحاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 64 - 1

1 - ايادى و مبلغان فرعون ، همه فرعونيان را به هم فكرى ، اتحاد و به كاربستن تمامى حيله ها ، عليه موسى ( ع ) دعوت مى كردند .

فتنزعوا . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا

از آيات پيشين چنين برمى آيد كه پس از سخنان موسى(ع)، در بين فرعونيان اختلافاتى بروز كرد (فتنازعوا) و گروه حاميان و مبلغان فرعون درصدد توجيه گروه ديگر برآمدند كه نسبت به موسى(ع) و مبارزه با او ترديد داشتند. به نظر مى رسد «فأجمعوا» نيز از ناحيه همان گروه به عنوان نتيجه سخنان قبلى آنان ابراز شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به دعوت مردمان به اقامه دين و پرهيز از اختلافات و تفرقه در آن

أن أقيموا الدين و لاتتفرّقوا فيه . .. فلذلك فادع

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «ذلك» اشاره به جمله «أقيموا الدين و. ..» باشد. گفتنى است كه بر اين مبنا لام «لذلك» به معناى «إلى» خواهد بود.

151- دعوت به اجابت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 47 - 1

1 - خداوند ، فراخوان انسان ها به اجابت دعوت خويش

استجيبوا لربّكم

152- دعوت به اجتناب از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 20

20- هود ( ع ) از قوم عاد خواست تا از دعوتش ( پذيرش توحيد ، يكتاپرستى و ترك شرك و استغفار از گناهان ) اعراض نكنند و بر گناه خويش اصرار نورزند .

و لاتتولوا مجرمين

«تولّى» (مصدر لاتتولوا) به معناى اعراض كردن و نپذيرفتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 15

15- شعيب ( ع ) ، با آگاه ساختن قوم خويش به نبود معبودى جز خدا ، آنان را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 3

3- يوسف ( ع ) ، هم بندان خويش را به توحيد و دورى از شرك فراخواند .

يصحبى السجن ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 4

4- دعوت به توحيد و نفى شرك ، روح اديان الهى

و قال الله لاتتخذوا إلهين اثنين إنما هو إله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 6

6 - توحيد و يكتاپرستى ، راه خدا و اسلام ، فراخوان مردم به پيمودن اين راه و ترك آيين هاى شرك

و من الناس من يجدل فى اللّه . .. ليضلّ عن سبيل اللّه

153- دعوت به اجتناب از كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) فراخوان مردم به ايمان و ترك كفر براى دستيابى به رحمت و سعادت دنيا و آخرت

يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة

«ال» در «الحسنة» عهد ذهنى است و اشاره به نويدهايى دارد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اهل ايمان ابلاغ مى كرد و به قرينه مقابله آن با «السيئة» دورى از عذاب دنيا و آخرت و رسيدن به آسايش و سعادت در دنيا و آخرت است.

154- دعوت به احسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 128 - 13

13 - سفارش خداوند به شوهران ، درباره رعايت تقوا و احسان به همسران خويش

و إن تحسنوا و تتقوا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مخاطبان «ان تحسنوا . ..» خصوص شوهران باشند ; زيرا فرض آيه بر نشوز و اعراض مردان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 16

16- يوسف ( ع ) برادرانش را به تقوا و صبر و درآمدن در زمره محسنان فراخواند .

إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 2

2- دعوت به توحيد ، خداپرستى ، احسان به والدين ، اجتناب از پرخاشگرى بر آنان ، دعا براى والدين و پرداخت حقوق خويشاوندان ، تعاليمى حكيمانه و وحى الهى است .

ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة

155- دعوت به اخلاص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 2

2 - اديان آسمانى ، از تعاليم انحرافى مبرّا بوده و مردم را تنها به عبادت خداوند ، اخلاص ، اعتدال در دين ، اقامه نماز و پرداخت زكات ، فرمان داده اند .

و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتب . .. و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الد

حصر در «إلاّ ليعبدوا اللّه»، حصر اضافى و در مقايسه با تفرقه اى است كه آيه قبل آن را گريبان گير پيروان اديان آسمانى دانسته بود. بنابراين مفاد آيه اين است كه خداوند، به تفرقه فرمان نداده است; بلكه خواسته او توحيد، اعتدال، نماز و زكات است.

156- دعوت به اداى زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 2،8،13

2 - اديان آسمانى ، از تعاليم انحرافى مبرّا بوده و مردم را تنها به عبادت خداوند ، اخلاص ، اعتدال در دين ، اقامه نماز و پرداخت زكات ، فرمان داده اند .

و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتب . .. و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الد

حصر در «إلاّ ليعبدوا اللّه»، حصر اضافى و در مقايسه با تفرقه اى است كه آيه قبل آن را گريبان گير پيروان اديان آسمانى دانسته بود. بنابراين مفاد آيه اين است كه خداوند، به تفرقه فرمان نداده است; بلكه خواسته او توحيد، اعتدال، نماز و زكات است.

8 - استوارى و سامان بخشى ، ويژه دينى است كه بدون پيرايه باشد و مردم را به عبادت خالصانه و معتدل ، اقامه نماز و پرداخت زكات فرمان دهد .

و ما أُمروا إلاّ. .. و ذلك دين القيّمه

13 - اسلام ، دينى توحيدى و معتدل و فراخوان مردم به اقامه نماز و پرداخت زكات

و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الز

مراد از «الذين اُوتوا الكتاب» - كه مرجع ضمير «أمروا» است - ممكن است آن دسته از اهل كتاب باشد كه به اسلام كفر ورزيدند. در اين مبنا، «الذين كفروا» در آيه اول نيز، به همان گروه نظر دارد.

157- دعوت به ارتداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 5

5 - منافقان ، در غزوه احزاب ، براى وادار كردن مؤمنان به ترك اسلام و روى آوردن به كفر ، تلاش مى كردند .

يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

برداشت بالا، بر اين احتمال است كه مراد از «لامقام لكم» ماندن در دين رسول اللّه و مراد از «فارجعوا» دعوت به رجوع به كفر باشد.

158- دعوت به استغفار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 1

1 - دعوت خداوند از معتقدان به تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) ، براى استغفار و بازگشت به خدا

افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه

به قرينه آيات پيشين (قالوا ان اللّه هو المسيح . .. قالوا ان اللّه ثالث ثلثة) فاعل «يتوبون ...» مسيحيان هستند و متعلق توبه و استغفار، عقيده به الوهيت مسيح(ع) و تثليث مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 20

20- هود ( ع ) از قوم عاد خواست تا از دعوتش ( پذيرش توحيد ، يكتاپرستى و ترك شرك و استغفار از گناهان ) اعراض نكنند و بر گناه خويش اصرار نورزند .

و لاتتولوا مجرمين

«تولّى» (مصدر لاتتولوا) به معناى اعراض كردن و نپذيرفتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 3

3- شعيب ( ع ) ، مردم مدين را به استغفار از گناهان ، حركت به سوى خدا و تقرب يافتن به درگاه او فراخواند .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 10 - 1،7

1 - نوح ( ع ) ، قومش را به استغفار و آمرزش خواهى به پيشگاه خداوند فرامى خواند .

فقلت استغفروا ربّكم

7 - استغفار و آمرزش خواهى از درگاه خداوند ، از رهنمود هاى مؤكد و مكرر نوح ( ع )

يغفر لكم من ذنوبكم . .. دعوتهم لتغفر لهم ... فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارً

159- دعوت به استقامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 1

1 - موسى ( ع ) پس از تصميم فرعون به سركوبى بنى اسرائيل ، مردمش را به استعانت از خدا و صبر و مقاومت در برابر آزار هاى فرعونيان فراخواند .

قال موسى لقومه استعينوا باللّه و اصبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 8

8- خداوند ، فراخوان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى در امر رسالت و مقاومت در برابر مشركان و آزار هاى آنان

فاصبر

بيان سرگذشت نوح(ع) و سپس دعوت كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و مقاومت ، گوياى اين است كه: مصداق مورد نظر براى «صبر» تحمل مشكلات و مشقتهاى تبليغ رسالت و مقاومت در برابر آزارها و كارشكنيهاى مخالفان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 5

5 - آموختن تعاليم قرآن و پايدارى بر عمل به آن ، دعوت خداوند از همه انسان ها است .

إن هو إلاّ ذكر للعلمين . لمن شاء منكم أن يستقيم

مخاطبان در «منكم» گرچه همان كسانى اند كه «أين تذهبون» خطاب به آنان بود; ولى به قرينه «للعالمين» اين رهنمود براى عموم مردم است.

160- دعوت به استهزاى معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 14 - 3

3 - دعوت مشركان از يكديگر براى به تمسخر گرفتن معجزات الهى

و إذا رأوا ءاية يستسخرون

آمدن فعل «يستسخرون» به قالب باب استفعال، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

161- دعوت به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، يهوديان را به پذيرش اسلام و ايمان آوردن به قرآن فرا مى خواند .

و إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه

فاعل «قيل» به قرينه «قل فلم تقتلون» (در ذيل آيه) پيامبر است; يعنى: و إذا قلت لهم . ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 23

23 - وعده و تضمين اجر و پاداش ، از روش هاى قرآن براى دعوت مردم به اسلام و ايمان به قرآن

اولئك لهم اجرهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 1

1 - دعوت خداوند از اهل كتاب براى پذيرش اسلام و ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ياهل الكتب قد جاءكم رسولنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 28

28 - عن أبىّ بن كعب قال: أتى رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) بأسارى فقال لهم: هل دعيتم إلى الإسلام؟ قالوا: لا. فخلى سبيلهم، ثم قرأ «و أوحى إلىّ هذا القرآن لأنذركم به و من بلغ» ثم قال: خلوا سبيلهم حتى يأتوا مأمنهم من أجل أنهم لم يدعوا.

أبى بن كعب گويد: اسيرانى را نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آوردند، حضرت به آنان فرمود: آيا تاكنون به اسلام دعوت شده ايد؟ گفتند نه، پس آنان را آزاد كرد و آيه «و أوحى إلىّ . .. » را تلاوت كرد. و سپس فرمود: آنان را آزاد كنيد تا به جايگاه امن خويش بروند، زيرا ايشان هنوز به اسلام دعوت نشده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 3،4،7

3 - تذكر خداوند به باز بودن راه بازگشت به اسلام ، براى مشركان پيمان شكن

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء

4 - خداوند ، فراخوان كفار و مشركان به توبه ( ترك آيين شرك و پذيرش اسلام )

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء

7 - جنگ با دشمنان پيمان شكن و دعوت آنان به توبه و بازگشت به دامن اسلام ، دستورى برخاسته از علم و حكمت خداوند

قتلوهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 10

10- خداوند ، با توجه دادن مشركان به الهى بودن قرآن ، آنان را به پذيرش اسلام و قرآن دعوت كرد .

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا . .. فهل أنتم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 1

1 - خداوند ، فراخوان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به رويكرد تمام عيار به دين اسلام

فأقم وجهك للدين حنيفًا

احتمال دارد «ال» در «الدين» عهد بوده و مراد از آن، اسلام باشد. لازم به گفتن است كه مراد از «إقامه وجه» اقبال و روى آوردن به چيزى با تمام توجه و بدون نظر به چيز ديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 1

1 - خداوند ، فراخوان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به رويكرد تمام عيار به اسلام

فأقم وجهك للدين القيّم

«ال» در «الدين» ممكن است عهد و مراد از آن اسلام باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 3

3 - دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، با حيله ها و مكر هاى مخالفان روبه رو بود .

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا. .. و مكر السّيّىِ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 2 - 1

1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قيام براى انجام رسالت و دعوت مردم به اسلام

قم

162- دعوت به اصلاح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 114 - 2

2 - ارزش والاى نجوا ها و مذاكرات محرمانه ، به انگيزه وادار نمودن ديگران به صدقه و دعوت به كار نيك و اصلاح ميان مردمان

لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلح بين الناس

163- دعوت به اطاعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 53 - 9

9 - خداوند ، منافقان را به فرمان برى شايسته - به جاى سوگند بر انجام كار خير - فراخوانده است .

و أقسموا باللّه جهد أيمنهم لئن أمرتهم ليخرجنّ قل لاتقسموا

«طاعة معروفة» يا مبتدا براى خبر محذوفى همچون «خير من قسمكم» و يا خبر براى مبتداى محذوفى مانند «أمرنا» است. در هر صورت اين جمله نوعى فراخونى از جانب پروردگار است.

164- دعوت به اطاعت از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 53 - 11

11 - خداوند ، همگان را به فرمان برى شايسته از خدا و رسول او - به جاى اظهار مكرر ايمان - فراخوانده و تشويق كرده است .

و أقسموا باللّه جهد أيمنهم . .. قل لاتقسموا طاعة معروفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 1

1 - خداوند ، فراخوان منافقان به اطاعت از خدا و رسول او و پرهيز از سرپيچى فرمان هاى ايشان

قل أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول فإن تولّوا

165- دعوت به اطاعت از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 53 - 11

11 - خداوند ، همگان را به فرمان برى شايسته از خدا و رسول او - به جاى اظهار مكرر ايمان - فراخوانده و تشويق كرده است .

و أقسموا باللّه جهد أيمنهم . .. قل لاتقسموا طاعة معروفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 1

1 - خداوند ، فراخوان منافقان به اطاعت از خدا و رسول او و پرهيز از سرپيچى فرمان هاى ايشان

قل أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول فإن تولّوا

166- دعوت به اطاعت از نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 3 - 1

1 - حضرت نوح ( ع ) ، مردم را به عبادت خدا ، تقواى الهى و اطاعت از خود ، فرا مى خواند .

أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون

167- دعوت به اعتدال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 2

2 - اديان آسمانى ، از تعاليم انحرافى مبرّا بوده و مردم را تنها به عبادت خداوند ، اخلاص ، اعتدال در دين ، اقامه نماز و پرداخت زكات ، فرمان داده اند .

و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتب . .. و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الد

حصر در «إلاّ ليعبدوا اللّه»، حصر اضافى و در مقايسه با تفرقه اى است كه آيه قبل آن را گريبان گير پيروان اديان آسمانى دانسته بود. بنابراين مفاد آيه اين است كه خداوند، به تفرقه فرمان نداده است; بلكه خواسته او توحيد، اعتدال، نماز و زكات است.

168- دعوت به امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 1،2

1 - اهتمام به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و شكيبايى در بلا ها ، از مواعظ لقمان به پسر خويش بود .

يبنىّ أقم الصلوة . .. و اصبر على ما أصابك

2 - توصيه به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، نمودى از حكمت لقمان

و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... يبنىّ أقم الصلوة

169- دعوت به انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 13

13- خداوند ، فراخوان مؤمنان و بندگان خالص خويش به انفاق اموال خود ، قبل از فرا رسيدن مرگ

قل لعبادى الذين ءامنوا . .. و ينفقوا ... من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 38 - 13

13 - دعوت خداوند از اهل ايمان ، به انفاقِ بخشى از دارايى هاى خود و نه همه آن

و الذين استجابوا لربّهم . .. و ممّا رزقنهم ينفقون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «مِنْ» در «ممّا» براى تبعيض باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 1،2

1- دعوت الهى از مؤمنان ، به انفاق ، مواجه با بخلورزى برخى از آنان

هأنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا . .. فمنكم من يبخل

2- دعوت الهى از مؤمنان ، به انفاق در مسير جهاد *

تدعون لتنفقوا فى سبيل اللّه

با توجه به اين كه آيات پيشين درباره جهاد مى باشد; ممكن است مراد از «فى سبيل اللّه» نيازهاى مالى جهاد باشد.

170- دعوت به ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 5

5 - خداوند ، از منكران قرآن خواسته است تا در صورت عجز از آوردن همانند براى قرآن ، به قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ايمان آورند .

فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار

مراد از لزوم دورى از آتش دوزخ پرهيز از موجبات آن است و موجبات آتش - به قرينه موضوع بحث در اين دو آيه (حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)) - انكار قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى باشد. بنابراين «فاتقوا النار»; يعنى: فاتقوا الكفر بالقرآن و الرسول لتتقوا النار.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 3،5،6

3 - دعوت كنندگان مردم به ايمان ، داراى مقامى والا و ارجمند

ربّنا انّنا سمعنا منادياً ينادى للايمان ان امنوا بربّكم

5 - خردمندى ، زمينه پاسخ به دعوت منادياًن ايمان

لايات لاولى الالباب . .. ربّنا انّنا سمعنا منادياً ينادى للايمان ان امنوا بربّكم

6 - ايمان نياوردن به ربوبيّت خداوند ، پس از شنيدن نداى قرآن و دعوت پيامبر به آن ، نشانه بى خردى است .

ربّنا انّنا سمعنا . .. فامنّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 1

1 - دعوت خداوند از اهل كتاب براى ايمان به قرآن

يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 1

1 - دعوت خداوند از اهل كتاب براى پذيرش اسلام و ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ياهل الكتب قد جاءكم رسولنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 2

2 - دعوت خداوند از اهل كتاب به رعايت تقوا و ايمان به خدا ، قرآن و ديگر كتب آسمانى

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 1

1 - خداوند در الهام به حواريون پس از قصه مائده ، آنان را به ايمان به خود و رسولش مسيح فراخواند .

و اذ اوحيت إلى الحواريون ان ءامنوا بى و برسولى

ظاهراً «اذ قال . ..» در آيه بعد كه بيانگر داستان نزول مائده آسمانى است ظرف براى «اوحيت» مى باشد بنابراين مفاد آيه چنين مى شود: الهام خداوند به حواريون پس از جريان مائده بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 5

5 - خداوند ، مشركان را از پافشارى بر كفر برحذر داشته و به آنان هشدار داد كه تا پيش از نزول عذاب استيصال ، متنبه شده و ايمان بياورند .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 2

2 - موسى و هارون ( ع ) از سوى خدا مأمور بودند رسالت خود را به فرعون و سران حكومتش اعلان كنند و آنان را به ايمان فراخوانند .

ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه

«ملأ» به معناى رؤساست (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 42 - 8

8- نوح ( ع ) در آستان غرق شدن فرزندش ، وى را به ايمان و يكتاپرستى دعوت كرد .

يبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكفرين

مراداز «مَعَنا» همراهىو معيت عقيدتى است نه جسمانى; زيرا جمله «اركب» در دلالت بر همراهى و معيت جسمانى كافى بود. بنابراين اگر مراد از «مَعَنا» مجرد همراهى با نوح و پيروان او باشد، آوردن كلمه «مَعَنا» ضرورتى نداشت. جمله «و لاتكن ...» مؤيد اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) فراخوان مردم به ايمان و ترك كفر براى دستيابى به رحمت و سعادت دنيا و آخرت

يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة

«ال» در «الحسنة» عهد ذهنى است و اشاره به نويدهايى دارد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اهل ايمان ابلاغ مى كرد و به قرينه مقابله آن با «السيئة» دورى از عذاب دنيا و آخرت و رسيدن به آسايش و سعادت در دنيا و آخرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 10

10- خداوند ، فراخوان مردم به ايمان ، براى آمرزش برخى از گناهانشان و به تأخير انداختن أجل آنان تا مدت معين

يدعوكم ليغفر لكم من ذنوبكم و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 21

21- ايمان به توحيد و نبوت و معاد و دعوت به انجام دادن عمل صالح ، چكيده دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

قل إنّما أنا بشر . .. و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا

جمله «يوحى إلىّ . ..» نبوت و «أنّما إلهكم...» توحيد و «يرجو لقاء ...» معاد و «عملاً صالحاً» عمل صالح را مطرح كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 4

4 - خداوند ، خواهان روى آوردن انسان به درگاه او در زندگى دنيوى است ; نه در تنگناى آتش دوزخ .

قال اخسئوا فيها و لاتكلّمون . إنّه كان ... ربّنا ءامنّا فاغفر لنا و ارحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 6

6 - بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران حق ناپذير ، پس از اتمام حجت و دعوت مكرر آنان به ايمان است .

لمقت اللّه أكبر . .. إذ تدعون إلى الإيمن فتكفرون

آمدن فعل هاى مضارع «تدعون» و «تكفرون» بر استمرار دلالت دارد; يعنى، شما همواره به ايمان فراخوانده مى شديد; ولى به جاى ايمان آوردن، به طور مستمرّ كفر مىورزيديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 2

2 - عذاب شدن كافران و مشركان در قيامت ، پس از اتمام حجت و دعوت شدن آنان به ايمان از سوى خداوند

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 1

1- دعوت جنيان ايمان آورده به قرآن ، از قوم خود براى گرويدن به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يقومنا أجيبوا داعى اللّه

مراد از «داعى اللّه» پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه مردم را به سوى خدا دعوت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 36 - 11

11- هدف اصلى و نهايى دين ، دعوت مردم به ايمان و تقوا و نه دريافت مال از ايشان

و إن تؤمنوا و تتّقوا يؤتكم أجوركم و لايسئلكم أمولكم

«لايسئلكم أموالكم» مى تواند در قبال «إن تؤمنوا و تتّقوا» و در مقايسه با آن باشد; يعنى، پيام دين، پيام ايمان و تقوا است; نه دريافت مال.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 5 - 3

3 - دعوت شبانه روزى حضرت نوح ( ع ) ، از قوم خود براى ايمان به خدا

قال ربّ إنّى دعوت قومى ليلاً و نهرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 6 - 1

1 - تلاش مستمر نوح ( ع ) ، براى ايمان آوردن قومش ، حاصلى جز فرار و دورى آنان نداشت .

فلم يزدهم دعاءى إلاّ فرارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 8 - 1

1 - دعوت نوح ( ع ) از مردم ، براى ايمان آوردن با صدايى بلند و رسا

ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا

«جهار» اسم مصدر «جهر» است و چنانچه در مورد كلام و سخن به كار رود، به معناى صدا و آواز بلند و در غير آن به معناى علنى و آشكار خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 2

2 - نوح ( ع ) ، برخى از مردم را به صورت مخفى و خصوصى و برخى را به شكل عمومى و علنى به ايمان فراخواند .

ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين احتمال است كه دعوت علنى و مخفى حضرت نوح(ع)، ممكن است در يك زمان و در شرايط اجتماعى خاصّى انجام گرفته شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 10 - 2

2 - نوح پيامبر ، مردم را به رغم مخالفت طولانى آنان ، به سوى توبه و بازگشت از راه باطل و روى آورى به خداى غفار تشويق و ترغيب مى كرد .

فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا

فراخواندن به استغفار، در حقيقت دعوت به توبه و بازگشت از راه باطل گذشته است.

171- دعوت به بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 64 - 1

1 - درخواست تهديدآميز و آمرانه مشركان از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) به عبادت معبودهايى جز اللّه

قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد

172- دعوت به بخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 37 - 2،3،8،10،12،13

2 - خداوند ، كسانى را كه مردم را به بخلورزى دعوت كنند ، دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل

3 - بخلورزى و دعوت ديگران به بخل ، از آثار تكبر و فخرفروشى

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً. الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل

8 - عذاب خواركننده ، كيفر بخيلان و دعوت كنندگان به بخل

الذين يبخلون . .. و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً

مراد از كافران در آيه، يا خصوص بخيلان و آمران به بخل است و يا مصداق مورد نظر از آن.

10 - بخلورزى و دعوت ديگران به بخل و پنهان نمودن نعمت هاى خدادادى ، زمينه كفرورزى

الذين يبخلون . .. اعتدنا للكافرين

اطلاق كافر بر بخيل و . .. يا بدين جهت است كه بخيل در حقيقت كافر است، و يا هشدار به اين است كه سرانجام بخلورزى كفر است.

12 - بخيلان و دعوت كنندگان مردم به بخل ، كافر هستند .

الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل . .. و اعتدنا للكافرين

13 - حرمت بخل ورزى و دعوت مردم به آن

الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل . .. و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً

173- دعوت به بدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 5

5 - نقش شيطان ، فريب كارى و فراخواندن به بدى است .

إنّما يدعوا حزبه ليكونوا من أصحب السعير

برداشت ياد شده، از آن جا است كه در اين آيه نسبت به تلاش شيطان، تعبير «دعوت» به كار رفته است.

174- دعوت به برپايى نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 24

24 - « روى عن الباقر ( ع ) فى قوله تعالى : « و أمر أهلك بالصلاة و اصطبر عليها » قال : أمر اللّه نبيّه أن يخص أهل بيته و أهله دون الناس ليعلم الناس أنّ لأهله منزلة عنداللّه ليست لغيرهم فأمرهم مع الناس عامّة ثمّ أمرهم خاصة ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه در باره سخن خدا«و أمر أهلك بالصلاة. ..» فرمود: خدا به پيامبر خود امر كرده كه خانواده و خاندان خود را جداى از مردم [در امر به نماز ]اختصاص دهد تا مردم بدانند كه براى اهل پيامبر(صلی الله علیه و آله) منزلتى در نزد خداوند است كه براى غير آنان نيست، پس خدا [يك بار]اهل پيامبر(صلی الله علیه و آله) را با جمع مردم فرمان داده است. سپس آنان را به طور خاص مورد امر قرار داده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 1،2

1 - اهتمام به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و شكيبايى در بلا ها ، از مواعظ لقمان به پسر خويش بود .

يبنىّ أقم الصلوة . .. و اصبر على ما أصابك

2 - توصيه به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، نمودى از حكمت لقمان

و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... يبنىّ أقم الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 2،8،13

2 - اديان آسمانى ، از تعاليم انحرافى مبرّا بوده و مردم را تنها به عبادت خداوند ، اخلاص ، اعتدال در دين ، اقامه نماز و پرداخت زكات ، فرمان داده اند .

و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتب . .. و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الد

حصر در «إلاّ ليعبدوا اللّه»، حصر اضافى و در مقايسه با تفرقه اى است كه آيه قبل آن را گريبان گير پيروان اديان آسمانى دانسته بود. بنابراين مفاد آيه اين است كه خداوند، به تفرقه فرمان نداده است; بلكه خواسته او توحيد، اعتدال، نماز و زكات است.

8 - استوارى و سامان بخشى ، ويژه دينى است كه بدون پيرايه باشد و مردم را به عبادت خالصانه و معتدل ، اقامه نماز و پرداخت زكات فرمان دهد .

و ما أُمروا إلاّ. .. و ذلك دين القيّمه

13 - اسلام ، دينى توحيدى و معتدل و فراخوان مردم به اقامه نماز و پرداخت زكات

و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الز

مراد از «الذين اُوتوا الكتاب» - كه مرجع ضمير «أمروا» است - ممكن است آن دسته از اهل كتاب باشد كه به اسلام كفر ورزيدند. در اين مبنا، «الذين كفروا» در آيه اول نيز، به همان گروه نظر دارد.

175- دعوت به بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 10

10 - دعوت خداوند به بصيرت و دقت نظر در تحولات طبيعى ، به منظور پى بردن به گرداننده و ايجادكننده آنها است .

أوَلم يروا أنّا نسوق الماء . .. فنخرج به زرعًا... أفلايبصرون

176- دعوت به بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 21

21 - خداوند ، دعوت كننده انسان ها به بهشت و آمرزش خويش است .

و اللّه يدعوا الى الجنّة و المغفرة باذنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 25 - 2

2 - خدا ، مردم را از فريفته شدن به زندگى ناپايدار دنيا بر حذر داشته و به سرايى سراسر امن و سلامت ( بهشت ) فرامى خواند .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. و اللّه يدعوا إلى دارالسلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 46 - 1

1- دعوت از تقواپيشگان براى ورود به بهشت ، همراه با سلامت و امنيت كامل و به دور از هرگونه رنج ، درد ، ناخوشى و ناامنى است .

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون

«باء» در «بسلام» در معناى «مصاحبت» به كار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 13

13- دعوت فرشتگان از تقواپيشگان به هنگام قبض روح آنان ، براى ورود به بهشت

المتّقين . الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين يقولون ... ادخلوا الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 11

11 - تلاش براى سوق دادن انسان ها به بهشت و نجات آنان از ابتلاى به آتش جهنم ، از هدف هاى پيامبران الهى

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 3

3 - دعوت خداوند از تقواپيشگان ، براى ورود آنان همراه با همسرانشان به بهشت

ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 30 - 1

1 - خداوند در قيامت ، انسان هاى دل آرام ، راضى و مورد پسند خويش را به بهشتى خاص دعوت خواهد كرد .

و ادخلى جنّتى

اضافه «جنّة» به ضمير متكلم و انتساب آن به خداوند، ممكن است براى بيان شرافت همان بهشت معروف و يا بيانگر اختصاصى بودن بهشتى باشد كه اين دسته از بندگان به آن وارد خواهند شد.

177- دعوت به پاكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 4

4 - دعوت به پاكى و درست كارى ، سرلوحه برنامه پيامبران

فقل هل لك إلى أن تزكّى

178- دعوت به تحدّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 7،8

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا مأمور شد تا براى اثبات ناتوانى بت ها ، مشركان را به تحدى و مبارزه عليه خويش دعوت كند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

8 - خداوند از مشركان خواست اگر خدايانشان بر امرى توانا هستند با كمك آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توطئه كنند و براى از ميان بردن وى هيچ درنگى رواندارند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

«كيدون» مركب از فعل امر «كيدوا» (از «كيد»، به معنى فكر كردن و توطئه چيدن) و نون وقايه است. كسره نون دلالت بر حذف «ياء» متكلم دارد. بنابراين «كيدون» (كيدونى) يعنى عليه من توطئه كنيد. «انظار» مصدر «لاتنظروا» به معناى مهلت دادن است. «لاتنظرون» نيز مركب از فعل نهى و نون وقايه است ; يعنى: فلاتنظرونى، مرا مهلت ندهيد.

179- دعوت به تدبر در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 2

2 - فراخوانده شدن كافران به تدبر و انديشه در آيات قرآن و پرهيز از داورى هاى نسنجيده درباره آن

أفلم يدّبّروا القول

180- دعوت به ترك شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 4

4 - خداوند ، فراخوان كفار و مشركان به توبه ( ترك آيين شرك و پذيرش اسلام )

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء

181- دعوت به ترك عمل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 3

3 - انجام نيكى ها و پرهيز از بدى ها ، يكى ديگر از محور هاى تبليغى صالح پيامبر ( ع )

يقوم لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة

182- دعوت به ترك گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 108 - 1

1 - دعوت نوح ( ع ) از قومش ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 126 - 1

1 - دعوت مجدد هود ( ع ) از عاديان ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 131 - 1

1 - دعوت مجدّد هود ( ع ) از قوم عاد ، براى اطاعت از وى ، رعايت تقواى الهى و پرهيز از بيهودگى ، غرور و خشونت

أتبنون . .. تعبثون ... بطشتم جبّارين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 2

2 - سخن دلسوزانه صالح ( ع ) با ثموديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 1

1 - دعوت مجدد صالح ( ع ) از ثموديان براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 150 - 1

1 - فراخوانى مجدّد صالح ثموديان را براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 161 - 2

2 - سخن دلسوزانه لوط ( ع ) با قوم خود ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد) حكايت از مطلب ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 163 - 1

1 - دعوت مجدد لوط ( ع ) از قوم خود ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 1

1 - دعوت مجدد شعيب ( ع ) از مردم ايكه ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون

183- دعوت به تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 43 - 3

3 - مبارزه با هواى نفس ، در رأس دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

أرءيت من اتّخذ إلهه هويه

184- دعوت به تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت اهل كتاب و مشركان مكه و درس نخواندگان فاقد كتاب به تسليم در برابر خدا

و قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن ءاسلمتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 108 - 6

6- روحيه تسليم ، امرى مهم در اديان الهى و پيامبر (صلی الله علیه و آله) فراخوان مردم به آن

فهل أنتم مسلمون

جمله «فهل أنتم مسلمون» متضمن معناى امر (أسلموا) است و از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) همراه دعوت مردم به توحيد، آنان را به تسليم در برابر خدا فراخوانده است، اهميت و جايگاه بلند آن به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 5

5 - فراخوانى دربار سبا از سوى سليمان براى تسليم شدن در برابر خداى يگانه

بسم اللّه الحمن الرحيم . .. و أتونى مسلمين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از «مسلمين» (به قرينه «بسم اللّه. ..») و نيز آيه 44 (أسلمت مع سليمان للّه) تسليم شدن در برابر خدا باشد; يعنى، «و أتونى مسلمين للّه».

185- دعوت به تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 7 - 5،8

5 - دعوت كردن مردم به تسليم شدن در برابر خداوند و دستور هاى او ، رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و هو يدعى إلى الإسلم

«يدعى» به صورت مجهول آمده است; چون، دعوت كننده (پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله)) معلوم مى باشد. بنابراين، اصل جمله به شكل زير است: «و الرسول يدعوه إلى الإسلام». گفتنى است كه كلمه «اسلام» در لغت به معناى تسليم و انقياد است و دين خداوند بدين جهت اسلام ناميده شده كه مردم را به اطاعت و انقياد در برابر فرمان ها و دستورات الهى فرا مى خواند.

8 - دعوت مردم از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به تسليم و انقياد در برابر خداوند - و نه فراخوانى آنان به اطاعت خويش - نشانه حقانيت او است .

و من أظلم ممّن افترى على اللّه . .. و هو يدعى إلى الإسلم

186- دعوت به تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 7

7 - خداوند ، خواهان خضوع و تضرع انسان ها به درگاه او

فما استكانوا لربّهم و ما يتضرّعون

187- دعوت به تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 6

6- قرآن ، فراخوان مردم به هوشمندى و ژرف نگرى در آيات الهى و حوادث و تحولات تاريخى

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت للمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار فراخوانى مردمان به انديشه و مقايسه ميان فرجام كافران و تقواپيشگان

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 4

4 - اتكاى كافران به حس و تجربه عذاب ، على رغم فرا خوانده شدن به تعقل و تدبر در فرجام شوم مجرمان تاريخ

فانظروا كيف كان عقبة المجرمين . .. و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

على رغم اين كه خداوند از كافران مكه مى خواهد تا با مطالعه تاريخ و تدبر در فرجام مجرمان گذشته، درس عبرت بگيرند و بينش خود را تصحيح كنند، آنان براى پى بردن به حقانيت وعده الهى، خواهان لمس و شهود عذاب مى شوند و تعيين زمان آن را مى طلبند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 25 - 2

2 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، مردم را به گوش فرادادن به سخنان خود و تأمل و تفكر در انديشه ها و باور هاى خود فراخواند .

فاسمعون

188- دعوت به تعلم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 5

5 - آموختن تعاليم قرآن و پايدارى بر عمل به آن ، دعوت خداوند از همه انسان ها است .

إن هو إلاّ ذكر للعلمين . لمن شاء منكم أن يستقيم

مخاطبان در «منكم» گرچه همان كسانى اند كه «أين تذهبون» خطاب به آنان بود; ولى به قرينه «للعالمين» اين رهنمود براى عموم مردم است.

189- دعوت به تفكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 184 - 2

2 - خداوند كفرپيشگان را به تفكر در ادعاى ناصوابشان ( مجنون پنداشتن پيامبر ) فراخواند .

أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 20

20- تشويق و فراخوانى خداوند به تفكر و انديشه در طبيعت براى شناخت حقايق الهى

إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 6

6 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مردم مكه براى انديشيدن درباره جنون نسبت داده شده به آن حضرت

ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة

مراد از «صاحب»، به قرينه «هو» در عبارت بعدى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 19 - 2

2 - فراخوانى مشركان از سوى خداوند ، به انديشه و تأمل درباره پوچى مكتب شرك

أفرءيتم اللّ-ت و العزّى

از واژه «أفرأيتم» مطلب بالا استفاده مى شود.

190- دعوت به تقرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 3

3- شعيب ( ع ) ، مردم مدين را به استغفار از گناهان ، حركت به سوى خدا و تقرب يافتن به درگاه او فراخواند .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 39 - 3

3 - انتخاب راه خدا و هدف قرار دادن قرب او ، دعوت الهى از تمام مردم

فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا

تعبير «إلى ربّه مأباً» - به قرينه «للطاغين مأباً» در آيات پيشين - دعوت به اعراض از فرجام طغيانگران (جهنم) و برگزيدن قرب خداوند به عنوان مقصد نهايى است. حرف «إلى» در «إلى ربّه» دلالت مى كند كه مقصد نهايى، راهى است كه سمت و جهت آن به سوى خداوند باشد. اين تعبير كنايه از قرب به خداوند است; نه وصول به آن ذات اقدس; زيرا در آن صورت به حرف «إلى» نيازى نبود.

191- دعوت به تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 206 - 1،2،9،10

1 - سرسختى ، تكبّر و غرور رياكارانِ مدعى اصلاح ( منافقان ) ، در مقابل دعوت به تقوا

و من الناس من يعجبك . .. و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم

2 - تكبّر ، غرور و سرسختى ، در قبال دعوت به تقوا ، از نشانه هاى حاكمان ناصالح و مفسد

و اذا تولّى سعى . .. و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم

در صورتى كه «تولى»، به معناى پذيرش حكومت باشد.

9 - حاكمان مفسد در برابر دعوت به تقوا ، به خاطر سرسختى ، تكبر و غرور ، آلوده به گناه مى شوند .

اخذته العزة بالاثم

بنابراينكه «باء» سببيه در «بالإثم»، متعلق به «اخذته» باشد.

10 - نفاق ، فساد در زمين و نصيحت ناپذيرى در برابر دعوت به تقوا ، گناه و موجب عذاب جهنّم

و من الناس من يعجبك . .. فحسبه جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 128 - 13

13 - سفارش خداوند به شوهران ، درباره رعايت تقوا و احسان به همسران خويش

و إن تحسنوا و تتقوا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مخاطبان «ان تحسنوا . ..» خصوص شوهران باشند ; زيرا فرض آيه بر نشوز و اعراض مردان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 42

42 - تقوا ، زمينه ساز همكارى در نيكى ها ، فراخوانى يكديگر به تقواپيشگى و پرهيز از تعاون بر گناه و تجاوز است .

واتقوا اللّه

جمله «اتقوا اللّه» پس از امر به تعاون در كارهاى نيك و نهى از همكارى در گناه، مى تواند اشاره به راهى جهت تحقق امر و نهى ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 2

2 - دعوت خداوند از اهل كتاب به رعايت تقوا و ايمان به خدا ، قرآن و ديگر كتب آسمانى

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 63 - 10

10 - گرايش مردم به تقواپيشگى در پرتو رسالت انبيا ، از اهداف نزول دين و و معارف الهى است .

أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم و لتتقوا

«لتتقوا» عطف بر «لينذركم» است و در نتيجه نيل مردم به تقوا از اهداف آمدن ذكر و معارف دين مى باشد. و چون بيان اين هدف در پى «لينذركم» ذكر شده است، مى توان گفت نيل انسانها به تقواپيشگى در پرتو امداد و اندرز پيامبران امكان پذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 1

1 - خداوند ، فراخوان مؤمنان به رعايت تقوا و پرهيز از مخالفت او

يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 78 - 14

14- لوط ( ع ) ، از مهاجمان تبه كار خواست تا از خدا پروا كنند و متعرض مهمانانش نشوند .

فاتقوا الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 16

16- يوسف ( ع ) برادرانش را به تقوا و صبر و درآمدن در زمره محسنان فراخواند .

إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 15

15- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و ديگر رسولان الهى فراخوان مردم به تقواپيشگى

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. و لدار الأخرة خير للذين اتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 69 - 1

1- حضرت لوط ( ع ) قوم خود را در برابر تجاوز به مهمانانش ، به رعايت تقواى الهى فرا خواند .

و اتقوا الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 15

15- عصاره دعوت انبيا ، دعوت به توحيد و خداترسى است .

لا إله إلاّ أنا فاتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 18 - 1

1- برانگيختن روحيه تقوا و خداترسى در مرد ناشناس ، واكنش اعتراض آميز مريم ( س ) ، هنگام مشاهده او در خلوت گاه خويش بود .

قالت إنّى أعوذ بالرحمن منك إن كنت تقيًّا

جمله «إن كنت تقيّاً» دعوت به تقوا در قالب جمله شرطيه است، مفاد آيه اين است كه اگر متّقى هستى - كه بايد باشى - از من دور شو و خود را گرفتار خشم خداوند مساز، كه من خود را در پناه او قرار داده و دفع خطر تو را از او مى خواهم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 106 - 2،5

2 - سخن گفتن دلسوزانه نوح ( ع ) با قوم خويش ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در «ألاتتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد) بيانگر برداشت ياد شده است.

5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى نوح ( ع )

إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 108 - 1

1 - دعوت نوح ( ع ) از قومش ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 110 - 1،4

1 - نوح ( ع ) ، خواهان گرايش قومش به اطاعت از وى و رعايت تقواى الهى

فاتّقوا اللّه و أطيعون

4 - دعوت به تقوا و پيروى از حق ، محور تبليغ و هدايت گرى نوح ( ع )

ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون ... فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 124 - 2،7

2 - سخن دلسوزانه هود ( ع ) با عاديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون

قيد «أخوهم» و وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.

7 - دعوت به تقوا ، لازمه اخوت و برادرى راستين

إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه اطلاق «أخ» نه صرفاً از جهت انتساب نژادى باشد; بلكه به منظور بيان دلسوزى و خيرخواهى نيز باشد كه دعوت به تقوا لازمه حتمى آن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 131 - 1

1 - دعوت مجدّد هود ( ع ) از قوم عاد ، براى اطاعت از وى ، رعايت تقواى الهى و پرهيز از بيهودگى ، غرور و خشونت

أتبنون . .. تعبثون ... بطشتم جبّارين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 2،5،7

2 - سخن دلسوزانه صالح ( ع ) با ثموديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.

5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى صالح پيامبر

إذ قال لهم أخوهم صلح . .. ألاتتّقون

7 - دعوت به تقوا ، لازمه اخوت و برادرى راستين

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه اطلاق «أخ» صرفا از جهت انتساب نژادى نباشد; بلكه به منظور بيان دلسوزى و

خيرخواهى نيز باشد كه دعوت به تقوا لازمه حتمى آن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 1

1 - دعوت مجدد صالح ( ع ) از ثموديان براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 150 - 1

1 - فراخوانى مجدّد صالح ثموديان را براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 161 - 2،5

2 - سخن دلسوزانه لوط ( ع ) با قوم خود ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد) حكايت از مطلب ياد شده دارد.

5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى لوط ( ع )

إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 163 - 1

1 - دعوت مجدد لوط ( ع ) از قوم خود ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 177 - 3،4

3 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى شعيب پيامبر

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون

4 - سخن دلسوزانه شعيب ( ع ) با مردم ايكه ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألاتتّقون» (آيا نمى خواهيد تقواپيشه كنيد) بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 1

1 - دعوت مجدد شعيب ( ع ) از مردم ايكه ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 184 - 1

1 - تأكيد شعيب ( ع ) بر رعايت تقواى الهى و پرهيز از مخالفت با آفريدگار

و اتّقوا الذى خلقكم

«إتّقا» (مصدر «اتّقوا») به معناى ترسيدن و پروا كردن و «جبلّة» مرادف «خلقة» است. بنابراين «والجبلّة الأوّلين» يا به معناى «والمخلوقات الأوّلين» است (مصدر به معناى مفعول) و يا به تقدير «و ذوى الجبلّة الأوّلين» مى باشد. در هر حال مقصود اين است كه: «اتّقوا الذى خلقكم و خلق الأمم قبلكم; از آن كس كه شما و امت هاى پيش از شما را آفريد پروا كنيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 16 - 1،2

1 - ابراهيم ( ع ) فرستاده خداوند براى دعوت قوم اش به عبادت خدا و رعايت تقوا بود .

لقد أرسلنا . .. و إبرهيم إذ قال لقومه

2 - دعوت به يكتاپرستى و رعايت تقوا ، از اصول تعاليم ابراهيم ( ع ) بود .

و إبرهيم إذ قال لقومه اعبدوا اللّه و اتّقوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 1

1 - خداوند ، فراخوان مردمان به تقوا و ترس از روز قيامت

يأيّها الناس اتّقوا ربّكم و اخشوا يومًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 1 - 3

3 - دعوت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رعايت تقوا و پرهيز از تبعيت از كافران ، دعوتى خطير بود .

يأيّها النبىّ اتّق اللّه

منادا، وقتى با «أيّها» آورده مى شود، يا به خاطر از غفلت بيرون آوردن منادا است و يا به خاطر خطير بودن ندا، چون درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) غفلت، صادق نيست، به خصوص با توجه به اين كه از او به «النبىّ» تعبير شده است، پس نكته دوم باعث شده است كه خطاب به پيامبر، با واژه «أيّها» صورت گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 8،9،32

8 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از زيد بن حارثه ، براى رعايت تقواى الهى درباره همسرش زينب

و إذ تقول للذى أنعم اللّه عليه . .. و اتّق اللّه

9 - سفارش پيامبر (صلی الله علیه و آله) به زيد ، براى نگهدارى همسرش و نيز رعايت تقواى الهى ، امرى شايسته ياد و يادآورى است .

و إذ تقول للذى أنعم اللّه عليه . .. و اتّق اللّه

«إذ» متعلق به «اُذكر» مقدر است و در نتيجه، نكته ياد شده، از آن فهميده مى شود.

32 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . .انّ رسول اللّه خطب على زيدبن حارثه ، زينب بنت جحش . . . فزوّجها إيّاه فمكثت عند زيد ماشاء اللّه ، ثمّ إنّهما تشاجرا فى شىء إلى رسول اللّه . . . فقال زيد : يا رسول اللّه ! تأذن لى فى طلاقها فإنّ فيها كبراً و إنّها لتؤذينى بلسانها ، فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : اتّق اللّه و أمسك عليك زوجك . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، زينب دختر جحش را براى زيد خواستگارى كرد . .. و او را به عقد وى در آورد. سپس مدتى را كه خدا مقدر كرده بود، زينب، پيش زيد بود. آن گاه ميان زيد و زينب، مشاجره اى رخ داد و هر دو پيش رسول خدا، شكوه بردند. زيد گفت: اى رسول خدا! آيا اجازه مى دهى او را طلاق بدهم. به خاطر اين كه او متكبر است و با زبانش مرا اذيت مى كند؟ رسول خدا فرمود: از خدا بترس و همسرت را نگه دار...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 11

11 - همسران پيامبر ، وظيفه داشتند كه تقواى الهى را رعايت كنند .

و اتّقين اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 124 - 1،4

1 - الياس ( ع ) ، قومش را به تقواپيشگى فراخواند .

إذ قال لقومه ألاتتّقون

4 - دعوت به تقوا ، در رأس اهداف الياس ( ع ) قرار داشت .

إذ قال لقومه ألاتتّقون

برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه الياس(ع) در نخستين خطاب خود به مردم، مسأله تقوا را ياد آور شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فراخواندن مؤمنان به تقواپيشگى و پرواداشتن از پروردگار

قل يعباد الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 36 - 11

11- هدف اصلى و نهايى دين ، دعوت مردم به ايمان و تقوا و نه دريافت مال از ايشان

و إن تؤمنوا و تتّقوا يؤتكم أجوركم و لايسئلكم أمولكم

«لايسئلكم أموالكم» مى تواند در قبال «إن تؤمنوا و تتّقوا» و در مقايسه با آن باشد; يعنى، پيام دين، پيام ايمان و تقوا است; نه دريافت مال.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 3 - 1

1 - حضرت نوح ( ع ) ، مردم را به عبادت خدا ، تقواى الهى و اطاعت از خود ، فرا مى خواند .

أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 6

6 - بشارت و انذار در كنار يكديگر ، از شيوه هاى قرآن در دعوت به تقوا و مبارزه با كفر

إنّ للمتّقين مفازًا . .. إنّا أنذرنكم عذابًا قريبًا

192- دعوت به تكامل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 1

1 - موسى ( ع ) از جانب خداوند ، مأمور راهنمايى فرعون به راه تكامل و درست كارى و ترغيب او به پاكسازى خويش از آلودگى ها

فقل هل لك إلى أن تزكّى

زكات به دو معنا است: 1. نمو 2. طهارت (مقاييس اللغة) و به كسى كه صالح و درست كار شود، مى گويند «تزكيه» شده است. (قاموس)

193- دعوت به توبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 89 - 5

5 - دعوت از اهل كتاب و مرتدان به توبه و گرايش به اسلام و بازگشت از انحراف

قوماً كفروا . .. الاّ الذين تابوا

بنابراينكه مراد از «قوماً كفروا . .. »، اهل كتاب نيز باشد كه به حقانيّت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) كفر ورزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 1

1 - دعوت خداوند از معتقدان به تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) ، براى استغفار و بازگشت به خدا

افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه

به قرينه آيات پيشين (قالوا ان اللّه هو المسيح . .. قالوا ان اللّه ثالث ثلثة) فاعل «يتوبون ...» مسيحيان هستند و متعلق توبه و استغفار، عقيده به الوهيت مسيح(ع) و تثليث مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 4،7

4 - خداوند ، فراخوان كفار و مشركان به توبه ( ترك آيين شرك و پذيرش اسلام )

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء

7 - جنگ با دشمنان پيمان شكن و دعوت آنان به توبه و بازگشت به دامن اسلام ، دستورى برخاسته از علم و حكمت خداوند

قتلوهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 1

1 - خداوند ، گريختگان از ميدان كارزار حنين را به توبه و استغفار فراخواند .

ثم وليتم مدبرين . .. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء

كلمه «ذلك» در «من بعد ذلك» اشاره به فرار مسلمانان از ميدان نبرد حنين دارد. اعلام اينكه خدا توبه فراريان را مى پذيرد، فراخوانى آنان به توبه و استفغار از آن خطاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 19

19 - خداوند ، فراخوان منافقان مرتد و توطئه گر ، به توبه و بازگشت به دامن اسلام

فإن يتوبوا يك خيراً لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 30

30 - خداوند ، فراخوان تمامى مؤمنان به توبه و باز گشت به درگاه خويش

و توبوا إلى اللّه جميعًا أيّه المؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 10 - 2

2 - نوح پيامبر ، مردم را به رغم مخالفت طولانى آنان ، به سوى توبه و بازگشت از راه باطل و روى آورى به خداى غفار تشويق و ترغيب مى كرد .

فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا

فراخواندن به استغفار، در حقيقت دعوت به توبه و بازگشت از راه باطل گذشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 12

12 - خداوند ، گنه كاران - حتى قاتلان مردم مؤمن - را به توبه دعوت كرده است .

ثمّ لم يتوبوا

بيان اختصاص عذاب به كسانى كه توبه نكرده اند، ترغيب به توبه است.

194- دعوت به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 1

1 - عيسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را به توحيد ربوبى و پرستش خدا دعوت كرد .

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 17

17 - يارى كردن دعوتگران راستين الهى ، يارى خداست .

قال من انصارى الى اللّه . .. نحن انصار اللّه

از اينكه حواريون در جواب درخواست عيسى (ع) (چه كسى مرا يارى مى كند)، گفتند (ما ياوران خداييم)، معلوم مى شود يارى كردن پيامبر، همان يارى خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 6

6 - دعوت خداوند از مشركان و قائلان به تثليث جهت گرايش به توحيد و يكتاپرستى

ما من اله الا اله وحد و إن لم ينتهوا عما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 23

23 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اعلام يگانگى خداوند و اظهار بيزارى از شرك و معبودهاى مشركان

قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 8

8 - مبارزه با شرك و دعوت به توحيد ، مهمترين رسالت نوح

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 1،2،12

1 - هود با ابلاغ مأموريت خويش از جانب خداوند ، مردمش را به توحيد ، عبادت خداوند و ترك پرستش معبودان دروغين فراخواند .

أجئتنا لنعبد اللّه وحده و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

2 - قوم عاد ، رسالت هود را از سوى خداوند ، براى دعوت به توحيد و مبارزه با شرك باور نداشتند .

أجئتنا لنعبد اللّه وحده

استفهام در جمله «أجئتنا . .. » استفهام انكارى ابطالى است. يعنى دلالت مى كند كه آنچه مورد استفهام واقع شده (مأموريت هود براى دعوت به يكتاپرستى)، بى اساس است و مدعى آن (حضرت هود) دروغگوست.

12 - قوم عاد ، مردمى مغرور ، متعصب و لجوج در برابر دعوت توحيدى هود ( ع )

فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 13

13 - صالح پيامبر ، دعوت كننده قوم ثمود به توحيد با تكيه بر دليل و معجزه اى آشكار از جانب خداوند

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 14

14 - شعيب با ارائه بينه اى روشنگر ، قوم خويش را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 3،5

3 - قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .

إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه

كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .

5 - حضرت نوح ( ع ) ، در دعوت به توحيد و يكتاپرستى و زدودن انديشه شرك ، آيات و نشانه هاى خدا را به قومش يادآورى مى كرد .

مقامى و تذكيرى بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 10

10- گرايش دادن اشراف به توحيد و معارف دين ، هرگز مجوز طرد مؤمنان محروم و تهى دست نيست .

و ما أنا بطارد الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 9

9- برخوردارى شعيب ( ع ) از مقام نبوت ، برانگيزنده او به فراخوانى مردمان به توحيد و رعايت عدل و انصاف در مبادلات

قالوا يشعيب أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى و رزقنى

سخنان شعيب(ع) در آيه مورد بحث ، پاسخى است به تحليل استهزاآميز قومش (أصلوتك). شعيب(ع) با جمله «أرءيتم ...» بيان مى دارد كه منشأ مخالفت وى با آرا و عقايد آنان و عملكرد ناصوابشان ، مسؤوليتى است كه خداوند برعهده او قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 3

3- يوسف ( ع ) ، هم بندان خويش را به توحيد و دورى از شرك فراخواند .

يصحبى السجن ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 2،5،9

2- فراخوانى مردم به خدا و سوق دادن آنان به سوى او ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و راه و رسم او بود .

أدعوا إلى الله

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر عقيده توحيدى خويش و نفى شرك و نيز لزوم فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك ، از دليل و حجّتى روشن برخوردار بود .

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

«بصيرة» به معناى حجت و دليل روشن است (لسان العرب). آيات قبل و نيز آيه مورد بحث، بيانگر متعلق «بصيرة» است كه در برداشت، برخى از آنها آورده شد. قابل ذكر است كه در تركيب اين فراز چند نظر ابراز شده است. از جمله اينكه «على بصيرة» خبر براى «أنا» و «من اتبعنى» عطف بر «أنا» است ; يعنى: «أنا و من اتبعنى على بصيرة».

9- پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك

أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «على بصيرة» متعلق به «أدعوا» باشد. بر اين مبنا «أنا» تأكيد براى ضمير «أدعوا» و «من اتبعنى» عطف بر فاعل «أدعوا» مى شود ; يعنى: «أنا أدعوا إلى الله على بصيرة و من اتبعنى يدعو إلى الله على بصيرة».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 15

15- عصاره دعوت انبيا ، دعوت به توحيد و خداترسى است .

لا إله إلاّ أنا فاتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 4

4- دعوت به توحيد و نفى شرك ، روح اديان الهى

و قال الله لاتتخذوا إلهين اثنين إنما هو إله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 2

2- دعوت به توحيد ، خداپرستى ، احسان به والدين ، اجتناب از پرخاشگرى بر آنان ، دعا براى والدين و پرداخت حقوق خويشاوندان ، تعاليمى حكيمانه و وحى الهى است .

ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 6

6 - بهره جستن موسى ( ع ) از تجمع مردم مصر جهت تماشاى صحنه مقابله او و ساحران ، براى بيم دادن مردم و دعوت آنان به توحيد و ايمان

قال لهم موسى ويلكم لاتفتروا على اللّه كذبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 24 - 9

9- توحيد و نفى شرك ، پيام تمامى پيامبران ، موحدان و كتاب هاى آسمانى

هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى

مشاراليه «هذا» به قرينه آيات قبل، توحيد و نفى شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 55 - 2

2- دعوت حضرت ابراهيم ( ع ) به توحيد و ردّ انديشه شرك و بت پرستى ، موجب ترديد مردم بت پرست در عقيده خود شد .

ما هذه التماثيل . .. أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين . قالوا أجئتنا بالحقّ أم أنت م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 108 - 1،2

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت مردم به توحيد و اعلان مواضع خويش به آنان

قل إنّما يوحى إلىّ أنّما إلهكم إله وحد

2- دعوت به توحيد ، اساس رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بود .

و ما أرسلنك . .. قل إنّما يوحى إلىّ أنّما إلهكم إله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 6

6 - توحيد و يكتاپرستى ، راه خدا و اسلام ، فراخوان مردم به پيمودن اين راه و ترك آيين هاى شرك

و من الناس من يجدل فى اللّه . .. ليضلّ عن سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 4

4 - توصيه خدا به اهل شرك ، به دست برداشتن از بت پرستى و روى آوردن به توحيد و نيايش به درگاه او

يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 4

4 - فراخوانده شدن مردم صدراسلام به توحيد و تلاوت شدن آيات قرآن بر آنان از سوى مؤمنان

و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. بالذين يتلون عليهم ءايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 38 - 1،2

1 - گفت وگوى فرعون با سران و اشراف مصر ، درباره دعوت موسى از آنان مبنى بر پذيرش خداى يگانه

و قال فرعون يأيّها الملأما علمت لكم من إله غيرى

«ملأ» به شخصيت هاى برجسته و بزرگان قوم گفته مى شود.

2 - فرعون ، درباره خداى مورد ادعاى موسى اظهار ترديد كرد .

و قال فرعون . .. ما علمت لكم من إله غيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار فراخواندن مردم به سوى پروردگار يگانه

و ادع إلى ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 16 - 2

2 - دعوت به يكتاپرستى و رعايت تقوا ، از اصول تعاليم ابراهيم ( ع ) بود .

و إبرهيم إذ قال لقومه اعبدوا اللّه و اتّقوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 11

11 - دعوت ابراهيم ( ع ) از قوم اش به پرستش خداوند پس از نهى آنان از بت پرستى

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا ... و اعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 4

4 - كشتن و آتش زدن ، از شيوه هاى قوم ابراهيم ، براى رويارويى با دعوت توحيدى او بود .

إبرهيم إذ قال . .. ذلكم خير لكم ... فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو حر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 26 - 1،3

1 - حضرت لوط ( ع ) به دعوت ابراهيم ( ع ) در پى فراخوانى او به توحيد ، ايمان آورد .

و إبرهيم إذ قال لقومه اعبدوا اللّه . .. فأمن له لوط

3 - حضرت ابراهيم ( ع ) از سرزمين خويش ، پس از واقعه دعوت به توحيد و انداخته شدن در آتش و نجات اش از آن ، هجرت كرد .

و إبرهيم إذ قال . .. اعبدوا اللّه ... فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا ... أو حرّ

به قرينه سياق، مرجع ضمير فاعلى «قال» حضرت ابراهيم(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 4

4 - نخستين پيام شعيب ( ع ) به مردم مدين ، دعوت به خداپرستى و اميدوارى به روزواپسين بود .

إلى مدين أخاهم شعيبًا فقال يقوم اعبدوا اللّه و ارجوا اليوم الأخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 9

9 - موعظه انسان ها با منطق و برهانى محكم ، براى توجه دادن آنان به توحيد عملى حكيمانه است .

و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال لقمن لإبنه... لاتشرك باللّه إنّ الشرك لظل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 7

7 - توحيد ، سرلوحه و اساس دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يوحى إلىّ أنّما إلهكم إله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 1

1 - ابراهيم ( ع ) ، منادى توحيد و يكتاپرستى

إلاّ الذى فطرنى فإنّه سيهدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 13

13- دعوت به توحيد و انذار از عواقب شرك ، محور اصلى و مشترك دعوت پيامبران

ألاّتعبدوا إلاّ اللّه

بنابراين كه «ألاّتعبدوا. ..» در ادامه «و قد خلت النذر» و مصداق انذار آنان باشد - و نه صرفاً ادامه سخن هود - برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 3 - 2

2 - توحيد و خداپرستى ، اولين و مهم ترين دعوت حضرت نوح ( ع )

أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون

برداشت ياد شده، از تقدم ذكرى «اعبدوا اللّه» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 20 - 4

4 - توحيد و نفى شرك ، اساس و محور دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل إنّما أدعوا ربّى و لاأُشرك به أحدًا

195- دعوت به توحيد افعالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 19

19 - نفى بت پرستى ، توحيد عبادى ، توحيد افعالى ، شكر پروردگار ، عقيده به معاد ، بازگشت نهايى انسان ها به سوى خدا ، از تعاليم حضرت ابراهيم ( ع )

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا ... فابتغوا عند الل

196- دعوت به توحيد ذاتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 4

4 - دعوت مردمان به توحيد و پرستش خداوند يكتا از اساسى ترين وظائف و رسالت هاى عيسى ( ع )

ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم

تفسير «ما امرتنى به» به «ان اعبدوا اللّه» - با اينكه حضرت عيسى(ع) به جز فرمان به عبادت خدا پيامهاى ديگر نيز داشت - گوياى اين است كه ابلاغ فرمان توحيد از اساسى ترين وظايف مسيح(ع) بوده است.

197- دعوت به توحيد ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 3

3- دعوت همه مردم به پذيرش توحيد ربوبى و پرستش خداى يگانه ، از جمله سخنان عيسى ( ع ) در گهواره

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 47 - 7

7 - مبارزه با شرك و دعوت مردم به ربوبيت مطلق خداوند بر جهان هستى ، پيام اصلى حضرت موسى ( ع )

قالوا ءامنّا بربّ العلمين

برداشت ياد شده از اعتراف ساحران در حضور موسى(ع)، به ربوبيت مطلق خداوند بر جهان به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 12

12 - دعوت به توحيد ربوبى ، برجسته ترين عنصر در رسالت حضرت موسى ( ع )

فقال إنّى رسول ربّ العلمين

از اين كه موسى(ع) در اولين گام رسالت خويش، از ربوبيت خداوند سخن به ميان آورده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 24 - 5

5 - ادعاى ربوبيت برتر ، موضع گيرى فرعون در برابر طرح توحيد ربوبى از سوى موسى ( ع )

و أهديك إلى ربّك . .. أنا ربّكم الأعلى

جمله «و أهديك إلى ربّك» در آيات پيشين، سخنى بود كه موسى(ع)، آن را با توجه به انكار ربوبيت خداوند از سوى فرعون، مطرح ساخت. فرعون در واكنش به اين دعوت، برترين ربوبيت را براى خود قائل شد.

198- دعوت به توحيد عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 4

4 - دعوت مردمان به توحيد و پرستش خداوند يكتا از اساسى ترين وظائف و رسالت هاى عيسى ( ع )

ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم

تفسير «ما امرتنى به» به «ان اعبدوا اللّه» - با اينكه حضرت عيسى(ع) به جز فرمان به عبادت خدا پيامهاى ديگر نيز داشت - گوياى اين است كه ابلاغ فرمان توحيد از اساسى ترين وظايف مسيح(ع) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 6

6 - دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام هود براى قوم عاد

قال يقوم اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 6

6 - دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام صالح ( ع ) براى قوم ثمود

قال يقوم اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 6

6 - دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام شعيب براى مردم مدين

قال يقوم اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 2

2- دعوت به يكتاپرستى ، در رأس برنامه تبليغى حضرت نوح ( ع ) بود .

إنى لكم نذير مبين. أن لاتعبدوا إلاّ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 42 - 8

8- نوح ( ع ) در آستان غرق شدن فرزندش ، وى را به ايمان و يكتاپرستى دعوت كرد .

يبنىّ اركب معنا و لاتكن مع الكفرين

مراداز «مَعَنا» همراهىو معيت عقيدتى است نه جسمانى; زيرا جمله «اركب» در دلالت بر همراهى و معيت جسمانى كافى بود. بنابراين اگر مراد از «مَعَنا» مجرد همراهى با نوح و پيروان او باشد، آوردن كلمه «مَعَنا» ضرورتى نداشت. جمله «و لاتكن ...» مؤيد اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 5

5- دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام هود ( ع ) براى قوم عاد

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 20

20- هود ( ع ) از قوم عاد خواست تا از دعوتش ( پذيرش توحيد ، يكتاپرستى و ترك شرك و استغفار از گناهان ) اعراض نكنند و بر گناه خويش اصرار نورزند .

و لاتتولوا مجرمين

«تولّى» (مصدر لاتتولوا) به معناى اعراض كردن و نپذيرفتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 5

5- دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام صالح ( ع ) براى قوم ثمود

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 7،10،15

7- حضرت صالح ( ع ) ، مورد اعتراض و سرزنش قوم ثمود به خاطر فراخوانى آنان به يكتاپرستى و نفى خدايان دروغين

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

استفهام در «أتنهنا أن نعبد . ..» استفهام توبيخى است.

10- جوانان و ميانسالان قوم ثمود ، مخاطبان اصلى حضرت صالح ( ع ) در دعوت به توحيد ويكتاپرستى

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

فعل مضارع «يعبد» گوياى اين است كه مخاطبان صالح ، كسانى اند كه پدرانشان زنده بودند و به پرستش خدايان مشغول بودند.

15- دعوت به توحيد و بيان ضرورت يكتاپرستى از سوى حضرت صالح ( ع ) ، مايه ترديد قوم ثمود در خردمندى و هوشيارى او

و إنّنا لفى شك مما تدعونا إليه مريب

«مريب» (ترديدافكن) صفت براى «شك» است و متعلق آن - به قرينه جمله «قد كنت فينا مرجوّاً» - خردمندى و هوشيارى صالح(ع) مى باشد. بنابراين جمله «إنّنا لفى ...»; يعنى، ما در درستى تعاليم تو شك داريم، آن چنان شكى كه باعث شده درباره خردمندى و هوشيارى ات نيز ترديدكنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 6،15

6- دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام شعيب ( ع ) براى مردم مدين بود .

قال يقوم اعبدوا الله

15- شعيب ( ع ) ، با آگاه ساختن قوم خويش به نبود معبودى جز خدا ، آنان را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 11

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مردمان را فقط به خداوند يكتا دعوت مى كرد و به پرستش او فرا مى خواند .

إليه أدعوا

تقديم «إليه» بر «أدعوا» حاكى از حصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 5

5- برانگيختن انبيا در ميان همه امت ها براى دعوت به توحيد عبادى ، دليل بطلان عقيده مشركان به جبرى بودن شركشان

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و لقد بعثنا فى كلّ أ

آوردن عبارت «قد بعثنا. ..» پس از بيان كلام مشركان درباره جبرى بودن شركشان، به منزله جواب براى آن است; با اين بيان كه اگر شركْ خواست خداوند بود، نبايد انبيا را مبعوث مى كرد و حال آنكه آنان رابراى هدايت برانگيخته است و اين حكايت از بطلان عقيده آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 0

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 7

7 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داد كه از مشركان بخواهد به جاى ستيزه جويى با وى و مخالفت با حدود و مقررات الهى ، به سوى خداى يگانه بازگردند و به پرستش او برخيزند .

فلاينزعنّك فى الأمر و ادع إلى ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 68 - 2

2 - ردّ دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( دعوت به يكتاپرستى ) ، از سوى مشركان و پافشارى آنان بر شرك و بت پرستى

و ادع إلى ربّك . .. و إن جدلوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 5

5 - دعوت به توحيد و پرستش خداى يگانه ، نخستين و مهم ترين سخن نوح ( ع ) با قوم خويش

فقال يقوم اعبدوا اللّه . .. أفلاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 19

19 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : كانت شريعة نوح أن يعبد اللّه بالتوحيد . . . فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عاماً يدعوهم سراً و علانية . . . فأوحى اللّه عزّوجلّ إليه : أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتأس بماكانوا يفعلون » فلذلك قال نوح : « و لايلدوا إلاّفاجراً كفاراً » و أوحى اللّه إليه « أن اصنع الفلك » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. شريعت نوح آن بود كه خدا به يكتايى پرستش مى شد... پس نوح(ع) در بين قوم خويش 950 سال توقف كرد و آنها را آشكار و پنهان به خدا دعوت نمود... سپس خداوند - عزّوجلّ - به او وحى فرستاد: «أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتئس بما كانوا يفعلون» و به همين خاطر نوح گفت: «و لايلدوا إلاّ فاجراً كفاراً» و خداوند به نوح وحى كرد:«أن اصنع الفلك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 4

4 - دعوت به توحيد و پرستش خداى يگانه ، اولين و مهم ترين پيام نخستين پيامبر پس از نوح ( هود يا صالح )

أن اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

«أن» براى تفسير پيامى است كه پيامبر (پيامبرى كه براى جامعه پس از طوفان نوح برانگيخته شده بود)، مأمور ابلاغ آن به مردم بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 213 - 2

2 - دعوت به توحيد و پرستش خداى يگانه ، عصاره پيام قرآن

فلاتدع مع اللّه إِلهًا ءاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 45 - 5،6

5 - دعوت به پرستش خداى يگانه ، مهم ترين و نخستين پيام صالح براى ثموديان

و لقد أرسلنا إلى ثمود . .. أن اعبدوا اللّه

اهميت پيام و نخستين بودن آن از اين جهت استفاده مى شود كه آيه شريفه دعوت به خداپرستى را در رأس همه پيام ها و قبل از هر پيام ديگر آورده است.

6 - رهيابى مردم به پرستش خداى يگانه ، محورى ترين هدف رسالت پيامبران

و لقد أرسلنا . .. أن اعبدوا اللّه

بديهى است آنچه در رأس دعوت ها قرار گيرد، در واقع اساس و محور برنامه هاى بعدى به حساب آمده و راه را براى حركت هاى جديد خواهد گشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 2

2 - پرستش پروردگار يگانه و تسليم محض در برابر او ، پيام و هدف استوار و تغييرناپذير پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّما أُمرت أن أعبد ربّ هذه البلدة . .. أن أكون من المسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 19

19 - نفى بت پرستى ، توحيد عبادى ، توحيد افعالى ، شكر پروردگار ، عقيده به معاد ، بازگشت نهايى انسان ها به سوى خدا ، از تعاليم حضرت ابراهيم ( ع )

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا ... فابتغوا عند الل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 1

1 - تنها واكنش قوم ابراهيم در برابر دعوت آن حضرت به توحيد عبادى ، تصميم به قتل و يا سوزاندن وى بود !

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. اعبدوه ... فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 11

11 - بازداشتن مردم از تبهكارى و افساد در حد دعوت به توحيد عبادى و آخرت طلبى ، اهميت دارد .

يقوم اعبدوا اللّه و ارجوا اليوم الأخر و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

ذكر شدن نهى «لاتعثوا» در كنار دو امر مهم اعتقادى (توحيد و آخرت)، حاكى از اهميت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 18

18 - دعوت مردم به يكتاپرستى و اعتقاد به روز رستاخيز ، در رأس برنامه هاى فرستادگان الهى

يتلون عليكم ءايت ربّكم و ينذرونكم لقاء يومكم هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 32

32 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . انّ اللّه عزّوجلّ بعث نوحاً إلى قومه « أن اعبدوا اللّه واتّقوه و أطيعون » ثمّ دعاهم إلى اللّه وحده و أن يعبدوه و لايشركوا به شيئاًثمّ بعث الأنبياء على ذلك إلى أن بلغوا محمداً فدعاهم إلى أن يعبدوا اللّه و لايشركوا به شيئاً و قال : « شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحاً و الذى أوحينا . . . » ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . ..خداوند عزّوجلّ نوح را به سوى قومش مبعوث نمود كه خدا را عبادت نماييد و از او پروا داشته باشيد و مرا اطاعت كنيد. سپس آنها را دعوت نمود به خداى يگانه كه او را عبادت نماييد و هيچ گونه شريكى براى او نگيريد و بعد پيامبران را بر همين منوال فرستاد تا به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رسيد، و آنان را به عبادت خدا و اين كه نسبت به او هيچ گونه شركى نورزند، فرا خوانده و فرمود: شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحاً...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 15

15- هود ( ع ) ، پيامدار توحيد و خداپرستى براى قوم خويش

و اذكر أخا عاد إذ أنذر قومه بالأحقاف . .. ألاّتعبدوا إلاّ اللّه

در برداشت ياد شده «ألاّتعبدوا. ..» ادامه انذارها و سخنان هود(ع) دانسته شده است. در اين صورت تنها جمله «و قد خلت النذر...» جمله معترضه مى باشد.

199- دعوت به توكل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 11

11 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . ان قوم موسى استعبدهم آل فرعون و قالوا : لو كان لهؤلاء على اللّه كرامة كما يقولون ما سلطنا عليهم فقال موسى لقومه : يا قوم إن كنتم آمنتم باللّه فعليه توكلوا . . . ;

. .. همانا آل فرعون، قوم موسى را به بردگى گرفته بودند و مى گفتند اگر آنان همان گونه كه مى گويند در نزد خداوند كرامتى داشتند، ما را بر آنان مسلط نمى ساخت. پس موسى(ع) به قوم خود گفت: اى قوم! اگر ايمان به خدا داريد، پس بر او توكل كنيد ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 12

12- انبياى الهى به اقوام خود اعلام كردند مؤمنان بايد تنها خداوند راتكيه گاه خويش قرار بدهند و بر او توكل كنند .

و على الله فليتوكّل المؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 12 - 11

11- انبيا ، توكل بر خداوند را با دعوت و عمل خويش به مردم آموزش مى دادند .

و على الله فليتوكّل المؤمنون. و ما لنا ألاّ نتوكّل على الله ... و على الله فليتو

200- دعوت به جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 12

12 - يوشع و كالب ، در عين ترس از دشمن ، مردم را براى يورش به سرزمين مقدس فرا خواندند .

قال رجلان من الذين يخافون

برداشت فوق مبنى بر اين است كه مفعول محذوف «يخافون»، «جبارين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 128 - 11

11 - رنج و اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مشكلات مسلمانان ، در عين فراخوانى آنان به جنگ با دشمنان و تحمل سختى هاى نبرد

رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم

با توجه به اينكه در آيات قبل، سخن از جنگ تبوك و مشكلات توان فرساى آن بود و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مؤمنان را به شركت در آن فرمان داده بود، يادآورى خصلتهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در پايان اين بخش، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

201- دعوت به جنگ سخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 1

1 - دعوت خداوند از متخلّفان سفر حديبيه ، براى شركت در جنگى دشوار به منظور جبران گذشته خود

قل للمخلّفين . .. ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد

202- دعوت به جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 1

1- دعوت خداوند ، از مؤمنان براى جهاد و يارى دين

يأيّها الذين ءامنوا إن تنصروا اللّه ينصركم

203- دعوت به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 41 - 4،9

4 - فرعون و دارودسته وى ، از نوع پيشوايان دعوت كننده به دوزخ

و جعلنهم أئمة يدعون إلى النار

9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . . قال اللّه تبارك و تعالى . . . « و جعلناهم أئمة يدعون إلى النار » يقدمون أمرهم قبل أمر اللّه و حكمهم قبل حكم اللّه و يأخذون بأهوائهم خلاف ما فى كتاب اللّه عزّوجلّ ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: . .. خداى تبارك و تعالى فرموده است: ... «و جعلناهم أئمة يدعون إلى النار» آنان فرمان خود را بر فرمان خدا مقدم مى دارند و حكم خود را نيز بر حكم خدا مقدم مى دارند و براساس هواهاى نفسانى، برخلاف آنچه در

كتاب خدا است عمل مى كنند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 17

17 - شيطان ، فراخوان حق ناپذيران به دوزخ

كان الشيطن يدعوهم إلى عذاب السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 41 - 2

2 - اظهار شگفتى مؤمن آل فرعون از فراخواندن قوم خود ، به نجات و رستگارى و دعوت آنان از او به سرنوشت هلاكت بار دوزخ

و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار

استفهام در «مالى» براى تعجب است.

204- دعوت به حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 27 - 1،3،14

1 - فراخوانى مردم به حج از سوى حضرت ابراهيم ( ع ) به فرمان خداوند

و أذّن فى الناس بالحجّ

«تأذين» (مصدر «أذّن») به معناى اعلان و ندا در دادن است; يعنى، «اى ابراهيم! به ميان مردم برو و آنان را به حج و زيارت بيت اللّه، فرا بخوان».

3 - تبليغ و فراخوانى مردم به حج و زيارت بيت اللّه ، از وظايف رهبران الهى

و أذّن فى الناس بالحجّ

14 - « عن عبيد اللّه بن على الحلبى ، عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال : سألته لم جعلت التلبيه ؟ فقال : إنّ اللّه عزّوجلّ أوحى إلى ابراهيم ( ع ) « و أذّن فى الناس بالحج يأتوك رجالاً » فنادى فأجيب من كلّ فجّ يلبّون ;

عبيداللّه بن على الحلبى گويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم: چرا[ در حج] تلبيه مقرر شده است؟ فرمود: همانا خداوند به حضرت ابراهيم(ع) وحى كرد: «و أذّن فى الناس بالحجّ يأتوك رجالاً» پس ابراهيم ندا در داد و از هر راه دورى با لبيك گفتن به ابراهيم(ع)، پاسخ داده شد».

205- دعوت به حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 9

9 - تعاليم پيامبران ، مطابق حق بوده و آنان مردم رابه سوى حق فرامى خواندند .

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ليدحضوا به الحقّ

206- دعوت به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 57 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها مأمور فراخواندن مردم به راه خدا و دين الهى بود و نه مجبور ساختن آنان به پذيرش آن .

و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا . .. إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً

از اين كه خداوند در آيه قبل رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را، منحصر به انذار و بشارت دانست و در آيه مورد بحث، انسان را در انتخاب راه الهى آزاد گذاشت، مى توان استفاده كرد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) حق نداشت مردم را به پذيرش دين مجبور كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 46 - 1،2

1 - دعوت مردم به خداوند ، از جمله مسؤوليت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

يأيّها النبىّ إنّا أرسلنك . .. و داعيًا إلى اللّه

2 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مردم براى حركت در راه خداوند ، به اذن و فرمان خدا است .

و داعيًا إلى اللّه بإذنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 11

11 - مؤمن آل فرعون ، مردم مصر را به خداى عزيز و غفار خواند .

و أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّ-ر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، منادى حق و دعوت كننده خلق به سوى خداوند

أجيبوا داعى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 8

8 - دعوت به سوى خدا ، محور مسؤوليت حضرت عيسى ( ع )

من أنصارى إلى اللّه

207- دعوت به خدا شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 2

2 - خداوند ، فراخوان انسان ها به شناخت ربوبيت او با مطالعه در پديده هاى آفرينش

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ

استفهام در «ألم تر. ..» تقريرى و متضمن معناى تشويق است.

208- دعوت به خداپرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 22

22- اقوام كافر گذشته ، دعوت انبيا را به خداپرستى تلاشى براى خارج كردن معبودهايشان از صحنه مى دانستند و با آن به مخالفت برمى خاستند .

تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا

209- دعوت به خشيت از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 19 - 2،8

2 - دعوت فرعون به خشيت از خداوند ، از اهداف رسالت موسى ( ع )

فتخشى

دعوت فرعون به خشيت از خداوند، از اهداف رسالت موسى(ع)

8 - هدايت مردم به خداوند و بيان ربوبيت او و ايجاد حالت خداترسى در آنان ، از نخستين اهداف پيامبران است .

فقل . .. و أهديك إلى ربّك فتخشى

هدايت مردم به خداوند و بيان ربوبيت او و ايجاد حالت خداترسى در آنان، از نخستين اهداف پيامبران است.

210- دعوت به خضوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 7

7 - خداوند ، خواهان خضوع و تضرع انسان ها به درگاه او

فما استكانوا لربّهم و ما يتضرّعون

211- دعوت به خضوع بر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 3

3 - فراخوانده شدن كافران و مشركان به سجده و خضوع در برابر خداوند در دنيا و امتناع آنان از اين كار

و قد كانوا يدعون إلى السجود و هم سلمون

212- دعوت به خوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 3

3 - انجام نيكى ها و پرهيز از بدى ها ، يكى ديگر از محور هاى تبليغى صالح پيامبر ( ع )

يقوم لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة

213- دعوت به خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 21

21 - خداوند ، دعوت كننده انسان ها به بهشت و آمرزش خويش است .

و اللّه يدعوا الى الجنّة و المغفرة باذنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 95 - 2

2 - دعوت خداوند از مردم ، براى پيروى از آيين ابراهيم ( ع )

فاتّبعوا ملّة ابراهيم حنيفاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 104 - 1،3،4،6،9،10،11

1 - ضرورت وجود جمعى از اهل ايمان ، براى دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر

و لتكن منكم امّة . .. عن المنكر

بنابراينكه «من» در «منكم»، تبعيضيّه باشد.

3 - ضرورت وجود جمعى از اهل ايمان ، براى دعوت جامعه به اتحاد و اُلفت ميان دل ها و برادرى ميان آنها

و اعتصموا بحبل اللّه . .. و لتكن منكم امة يدعون الى الخير

4 - دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر ، از شيوه هاى ايجاد وحدت در ميان مؤمنين

و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً . .. و لتكن منكم امة يدعون الى الخير

به نظر مى رسد «ولتكن» به مقتضاى ارتباط با آيه قبل، ارائه راهى براى تحقق اعتصام به ريسمان الهى باشد.

6 - امر به معروف و نهى از منكر ، دعوت به خير است . *

و لتكن منكم امّة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

بنابراينكه «واو» در «و يأمرون»، تفسيريّه براى «يدعون الى الخير» باشد، و يا مصداقى از دعوت به خير.

9 - دعوت به نيكى ها و امر به معروف و نهى از منكر ( نظارت همگانى ) ، وظيفه همه افراد جامعه اسلامى

و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

بنابراينكه من در «منكم» بيانيّه باشد.

10 - تنها دعوتگران به خير و امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر ، اهل رستگارى هستند .

و لتكن منكم . .. اولئك هم المفلحون

بنابراينكه مشاراليه «اولئك»، دعوت كنندگان به خير و امركنندگان و نهى كنندگان باشند.

11 - نقش بنيادين دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر ، در رستگارى جامعه

و لتكن منكم امّة . .. و اولئك هم المفلحون

بنابراينكه مشاراليه «اولئك» جامعه اسلامى باشد; يعنى تنها خودِ امركنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر رستگار نيستند، بلكه افراد جامعه بخاطر وجود چنين افرادى بهره مند از رستگارى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 105 - 2،3

2 - دعوت به نيكى ها ، امر به معروف و نهى از منكر ، مانع بروز تفرقه و اختلاف در جامعه

و لتكن منكم امّة يدعون الى الخير . .. و لا تكونوا كالذين تفرّقوا

جمله «لا تكونوا . .. »، احتمالا بيان نتيجه آيه قبل است.

3 - سرانجام ترك دعوت به نيكى ها و ترك امر به معروف و نهى از منكر ، تفرقه و اختلاف در جامعه

و لتكن منكم امة يدعون . .. و لا تكونوا كالذين تفرّقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 108 - 3

3 - فرمان به اعتصام به حبل الهى ، پرهيز از تفرقه ، دستور به دعوت خير ، امر به معروف و نهى از منكر ، از آيات بحق الهى

و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا تفرّقوا . .. و لتكن منكم امّة ... تلك ايات اللّ

بنابراينكه مشاراليه «تلك»، تمامى مطالب گذشته در آيات قبل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 114 - 12

12 - گفتگوى محرمانه در مورد توصيه به قرض الحسنه ، كارى پسنديده و شايسته

لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف

امام صادق(ع) در مورد «معروف» در آيه فوق فرمود: يعنى بالمعروف القرض.


كافى، ج 4، ص 34، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 549، ح 558.

214- دعوت به درخواست مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 6 - 5

5 - خداوند توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به يهود پيشنهاد كرد براى اثبات ادعاى خود ( اين كه آنان دوستان خدايند ) ، آرزوى مرگ كنند .

قل يأيّها الذين هادوا. .. فتمنّوا الموت إن كنتم صدقين

215- دعوت به درك حقايق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 6

6- خداوند ، فراخوان مردم به فهميدن معارف و حقايق و توجه داشتن به آنها

أفلاتذكّرون

متعلق «تذكّرون» مى تواند مطلق حقايق و معارف باشد و مى تواند خصوص حقايقى باشد كه در آيه مورد بحث بود. برداشت فوق براساس احتمال اول است. قابل ذكر است كه استفهام در «أفلاتذكّرون» به داعى امر و ترغيب ايراد شده است; يعنى، حقايق را بفهميد و بدانها توجه داشته باشيد.

216- دعوت به درك مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 7

7- خداوند ، فراخوان مردم به فهميدن امتياز مؤمنان بر كافران و توجه داشتن به آن

هل يستويان مثلاً أفلاتذكّرون

217- دعوت به دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 4

4 - توصيه خدا به اهل شرك ، به دست برداشتن از بت پرستى و روى آوردن به توحيد و نيايش به درگاه او

يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 1

1 - خداوند ، فراخوان مردم به دعا و نيايش به درگاه او

فادعوا اللّه

218- دعوت به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 10

10- گرايش دادن اشراف به توحيد و معارف دين ، هرگز مجوز طرد مؤمنان محروم و تهى دست نيست .

و ما أنا بطارد الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 57 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها مأمور فراخواندن مردم به راه خدا و دين الهى بود و نه مجبور ساختن آنان به پذيرش آن .

و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا . .. إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً

از اين كه خداوند در آيه قبل رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را، منحصر به انذار و بشارت دانست و در آيه مورد بحث، انسان را در انتخاب راه الهى آزاد گذاشت، مى توان استفاده كرد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) حق نداشت مردم را به پذيرش دين مجبور كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 1،10

1 - در صورت دعوت از مجادله گران درباره خدا براى پيروى از تعاليم آسمانى ، آنان ، خود را پيروِ آيين نياكان شان معرفى مى كنند .

الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . .. و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا

10 - پاسخ منفى دادن به فراخوان عمل به تعاليم دين آسمانى ، به بهانه پيروى از آيين نياكان ، جاهلانه و مجادله اى بدون دليل است .

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم و لا هدًى و لا كتب منير . و إذا قيل لهم ا

219- دعوت به ديندارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 44 - 5

5- خدا و رسولش ، فراخوان مردم به استفاده صحيح و بهره بردارى كافى از فرصت ها و امكانات زندگى براى هدايت و ديندارى

و أنذر الناس . .. فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا إلى أجل قريب نجب دعوتك و نتّبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به دعوت مردمان به اقامه دين و پرهيز از اختلافات و تفرقه در آن

أن أقيموا الدين و لاتتفرّقوا فيه . .. فلذلك فادع

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «ذلك» اشاره به جمله «أقيموا الدين و. ..» باشد. گفتنى است كه بر اين مبنا لام «لذلك» به معناى «إلى» خواهد بود.

220- دعوت به رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) فراخوان مردم به ايمان و ترك كفر براى دستيابى به رحمت و سعادت دنيا و آخرت

يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة

«ال» در «الحسنة» عهد ذهنى است و اشاره به نويدهايى دارد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اهل ايمان ابلاغ مى كرد و به قرينه مقابله آن با «السيئة» دورى از عذاب دنيا و آخرت و رسيدن به آسايش و سعادت در دنيا و آخرت است.

221- دعوت به رد شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 20 - 4

4 - توحيد و نفى شرك ، اساس و محور دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل إنّما أدعوا ربّى و لاأُشرك به أحدًا

222- دعوت به رستگارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 41 - 2،6

2 - اظهار شگفتى مؤمن آل فرعون از فراخواندن قوم خود ، به نجات و رستگارى و دعوت آنان از او به سرنوشت هلاكت بار دوزخ

و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار

استفهام در «مالى» براى تعجب است.

6 - مؤمنان ، وظيفه دار فراخواندن مردم به نجات و رستگارى

و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة

223- دعوت به زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 1

1- اسماعيل صادق الوعد ، همواره خويشاوندان و خانواده اش را به نماز و زكات فرمان مى داد .

و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة

اهل هر مردى، قبيله و خويشاوندان او است (لسان العرب).

224- دعوت به سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 1،2،3،9

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور دعوت مردم به راه پروردگار در پرتو حكمت ( برهان هاى عقلى و علمى ) و موعظه نيك

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

«حكمت» به معناى دستيابى به حق در پرتو علم و عقل است (مفردات راغب). بنابراين «بالحكمة»; يعنى، به وسيله براهين عقلى و علمى به حق رسيدن.

2- رشد و كمال پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پرتو ربوبيت الهى ، مقتضى دعوت ديگران به راه خداست .

ادع إلى سبيل ربّك

واژه «ربّ» - كه در لغت به معناى تربيت است (مفردات راغب) - مى تواند اشاره به اين جهت داشته باشد كه: بهرهورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ربوبيت خدا، مقتضى آن است كه آن حضرت ديگران را نيز از ربوبيت خدا بهره مند سازد.

3- تبليغ دين و دعوت ديگران به راه خدا ، تكليفى الهى بر همگان

ادع إلى سبيل ربّك

برداشت فوق، با الغاى خصوصيت از مخاطب اصلى آيه; يعنى، پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) است.

9- انسان براى گرايش به راه خدا ، نيازمند موعظه نيك در كنار دلايل متقن عقلى

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «الموعظة» عطف بر «بالحكمة» است و با يك سياق ذكر شده، در حالى كه «و جادلهم» با بيان ديگر و امرى مجزّا آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 39 - 3

3 - انتخاب راه خدا و هدف قرار دادن قرب او ، دعوت الهى از تمام مردم

فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا

تعبير «إلى ربّه مأباً» - به قرينه «للطاغين مأباً» در آيات پيشين - دعوت به اعراض از فرجام طغيانگران (جهنم) و برگزيدن قرب خداوند به عنوان مقصد نهايى است. حرف «إلى» در «إلى ربّه» دلالت مى كند كه مقصد نهايى، راهى است كه سمت و جهت آن به سوى خداوند باشد. اين تعبير كنايه از قرب به خداوند است; نه وصول به آن ذات اقدس; زيرا در آن صورت به حرف «إلى» نيازى نبود.

225- دعوت به سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 3

3 - كافران و مشركان در عرصه قيامت به سجده فرا خوانده مى شوند ; ولى آنان از اين كار ناتوان اند .

و يدعون إلى السجود فلايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 3

3 - فراخوانده شدن كافران و مشركان به سجده و خضوع در برابر خداوند در دنيا و امتناع آنان از اين كار

و قد كانوا يدعون إلى السجود و هم سلمون

226- دعوت به سعادت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) فراخوان مردم به ايمان و ترك كفر براى دستيابى به رحمت و سعادت دنيا و آخرت

يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة

«ال» در «الحسنة» عهد ذهنى است و اشاره به نويدهايى دارد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اهل ايمان ابلاغ مى كرد و به قرينه مقابله آن با «السيئة» دورى از عذاب دنيا و آخرت و رسيدن به آسايش و سعادت در دنيا و آخرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 11

11 - تلاش براى سوق دادن انسان ها به بهشت و نجات آنان از ابتلاى به آتش جهنم ، از هدف هاى پيامبران الهى

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

227- دعوت به سعادت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) فراخوان مردم به ايمان و ترك كفر براى دستيابى به رحمت و سعادت دنيا و آخرت

يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة

«ال» در «الحسنة» عهد ذهنى است و اشاره به نويدهايى دارد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اهل ايمان ابلاغ مى كرد و به قرينه مقابله آن با «السيئة» دورى از عذاب دنيا و آخرت و رسيدن به آسايش و سعادت در دنيا و آخرت است.

228- دعوت به سياحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 20 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بود تا پيام خداوند را مبنى بر سير در زمين و مطالعه در پديده هاى آفرينش ، ابلاغ كند .

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف بدأ الخلق

229- دعوت به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 18

18 - مشركان، مرتدان متحير را به شرك دعوت مى كنند و خود را هدايت يافته مى پندارند.

له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا

مراد از «اصحاب»، بنا بر يك احتمال، مشركان و منحرفانى هستند كه مرتدان را تشويق مى كنند و به جانب خود سوق مى دهند و راه خود را طريق هدايت مى شمارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 7

7 - تلاش اغواگرانه - به اعتقاد پيشوايان شرك - تنها دعوت و فراخوانى است ; نه اجبار و سلب كردن اختيار از ديگران

أغوينهم كما غوينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 1

1 - مردم مصر ( قبطيان و فرعونيان ) ، مؤمن آل فرعون را به كفر و شرك به خدا فراخواندند .

تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 1

1 - توصيه أكيد صاحبان زر و زور به مردم در عصر نوح ( ع ) ، به دست بر نداشتن از عبادت معبود هاى خويش

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم

«إله» (مفرد «آلهه») به معناى معبود است. گفتنى است تأكيد در برداشت ياد شده از آمدن «ن» تأكيد ثقيله «لاتذرنّ» استفاده مى شود.

230- دعوت به شرك ستيزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 5،9

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر عقيده توحيدى خويش و نفى شرك و نيز لزوم فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك ، از دليل و حجّتى روشن برخوردار بود .

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

«بصيرة» به معناى حجت و دليل روشن است (لسان العرب). آيات قبل و نيز آيه مورد بحث، بيانگر متعلق «بصيرة» است كه در برداشت، برخى از آنها آورده شد. قابل ذكر است كه در تركيب اين فراز چند نظر ابراز شده است. از جمله اينكه «على بصيرة» خبر براى «أنا» و «من اتبعنى» عطف بر «أنا» است ; يعنى: «أنا و من اتبعنى على بصيرة».

9- پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك

أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «على بصيرة» متعلق به «أدعوا» باشد. بر اين مبنا «أنا» تأكيد براى ضمير «أدعوا» و «من اتبعنى» عطف بر فاعل «أدعوا» مى شود ; يعنى: «أنا أدعوا إلى الله على بصيرة و من اتبعنى يدعو إلى الله على بصيرة».

231- دعوت به شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 12،19

12 - دعوت ابراهيم ( ع ) از قوم اش به سپاسگزارى به درگاه خداوند

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. و اشكروا له

19 - نفى بت پرستى ، توحيد عبادى ، توحيد افعالى ، شكر پروردگار ، عقيده به معاد ، بازگشت نهايى انسان ها به سوى خدا ، از تعاليم حضرت ابراهيم ( ع )

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا ... فابتغوا عند الل

232- دعوت به شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 13

13- خداوند ، مردم عصر داوود ( ع ) را به شكرگزارى در برابر اعطاى نعمت اسلحه سازى به ايشان ، فرا خواند .

و علّمنه صنعة لبوس لكم . .. فهل أنتم شكرون

استفهام در جمله «فهل أنتم شاكرون»، متضمن معناى امر است.

233- دعوت به شناخت موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 41 - 15

15 - خداوند ، فراخوان انسان ها به شناخت جهت گيرى همه موجودات جهان آفرينش

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض و الطير صفّ-ت كلّ قد علم صلاته

234- دعوت به صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 9

9 - لزوم پيشه ساختن صبر و شكيبايى ، قبل از دعوت ديگران به صبر و استقامت *

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

برداشت فوق مبتنى بر اين معناست كه مراد از «صابروا»، دعوت يكديگر به صبر و استقامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 1

1 - موسى ( ع ) پس از تصميم فرعون به سركوبى بنى اسرائيل ، مردمش را به استعانت از خدا و صبر و مقاومت در برابر آزار هاى فرعونيان فراخواند .

قال موسى لقومه استعينوا باللّه و اصبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 8

8- خداوند ، فراخوان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى در امر رسالت و مقاومت در برابر مشركان و آزار هاى آنان

فاصبر

بيان سرگذشت نوح(ع) و سپس دعوت كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و مقاومت ، گوياى اين است كه: مصداق مورد نظر براى «صبر» تحمل مشكلات و مشقتهاى تبليغ رسالت و مقاومت در برابر آزارها و كارشكنيهاى مخالفان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 1

1- خداوند ، پيامبرش را به صبرپيشگى و شكيبايى فرا خواند .

واصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 16

16- يوسف ( ع ) برادرانش را به تقوا و صبر و درآمدن در زمره محسنان فراخواند .

إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 1،2

1 - اهتمام به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و شكيبايى در بلا ها ، از مواعظ لقمان به پسر خويش بود .

يبنىّ أقم الصلوة . .. و اصبر على ما أصابك

2 - توصيه به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و صبر ، نمودى از حكمت لقمان

و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... يبنىّ أقم الصلوة

235- دعوت به صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 119 - 2

2 - خداوند ، فراخوان مؤمنان به راستى و درستى در گفتار و عمل

يأيها الذين ءامنوا . .. كونوا مع الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 4

4 - دعوت به پاكى و درست كارى ، سرلوحه برنامه پيامبران

فقل هل لك إلى أن تزكّى

236- دعوت به صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 12

12- دعوت به عدالت و بر صراط مستقيم بودن ، منشأ قدرت ، استقلال و خيرات براى جامعه است .

أحدهما أبكم لايقدر على شىء . .. هل يستوى هو و من يأمر بالعدل و هو على صرط مستقيم

برداشت فوق، از تقابل «من يأمر بالعدل. ..» و «أحدهما أبكم ... لايأت بخير» به دست آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 11

11- عيسى ( ع ) ، دعوت كننده مردم به صراط مستقيم

هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 73 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت كننده راستين مردم ، به راه مستقيم

و إنّك لتدعوهم إلى صرط مستقيم

237- دعوت به عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 7

7 - محور دعوت عيسى ( ع ) ، بيان ربوبيّت خدا و هدايت مردم به پرستش او

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 1

1 - هود با ابلاغ مأموريت خويش از جانب خداوند ، مردمش را به توحيد ، عبادت خداوند و ترك پرستش معبودان دروغين فراخواند .

أجئتنا لنعبد اللّه وحده و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 2

2- دعوت به توحيد ، خداپرستى ، احسان به والدين ، اجتناب از پرخاشگرى بر آنان ، دعا براى والدين و پرداخت حقوق خويشاوندان ، تعاليمى حكيمانه و وحى الهى است .

ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 16 - 1

1 - ابراهيم ( ع ) فرستاده خداوند براى دعوت قوم اش به عبادت خدا و رعايت تقوا بود .

لقد أرسلنا . .. و إبرهيم إذ قال لقومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 3

3 - خداوند ، فراخوان انسان ها به عبادت خالصانه او

مخلصين له الدين

طبق گفته مفسران، واژه «دين» در اين آيه، به معناى عبادت است. آمدن اين واژه در معناى ياد شده از كاربردهاى رايج در لغت عرب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 2

2 - اديان آسمانى ، از تعاليم انحرافى مبرّا بوده و مردم را تنها به عبادت خداوند ، اخلاص ، اعتدال در دين ، اقامه نماز و پرداخت زكات ، فرمان داده اند .

و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتب . .. و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الد

حصر در «إلاّ ليعبدوا اللّه»، حصر اضافى و در مقايسه با تفرقه اى است كه آيه قبل آن را گريبان گير پيروان اديان آسمانى دانسته بود. بنابراين مفاد آيه اين است كه خداوند، به تفرقه فرمان نداده است; بلكه خواسته او توحيد، اعتدال، نماز و زكات است.

238- دعوت به عبادت خالصانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 8

8 - استوارى و سامان بخشى ، ويژه دينى است كه بدون پيرايه باشد و مردم را به عبادت خالصانه و معتدل ، اقامه نماز و پرداخت زكات فرمان دهد .

و ما أُمروا إلاّ. .. و ذلك دين القيّمه

239- دعوت به عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 9،11

9 - دعوت مسيح ( ع ) از بنى اسرائيل به پرستش خداى يگانه و توحيد ربوبى

و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

11 - دعوت مسيح ( ع ) به پرستش خداى يگانه ، دليل و گواهى روشن بر خدا نبودن او

قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو

جمله حاليه «و قال المسيح» استدلالى است بر رد پندار الوهيت براى مسيح(ع).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 3 - 1،2

1 - حضرت نوح ( ع ) ، مردم را به عبادت خدا ، تقواى الهى و اطاعت از خود ، فرا مى خواند .

أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون

2 - توحيد و خداپرستى ، اولين و مهم ترين دعوت حضرت نوح ( ع )

أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون

برداشت ياد شده، از تقدم ذكرى «اعبدوا اللّه» به دست مى آيد.

240- دعوت به عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 2

2 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره تن دادن به درخواست مشركان مبنى بر عبادت غير او

قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد . .. لئن أشركت ليحبطنّ عملك

از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه در آن مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته بودند كه غيرخدا را عبادت كند - برداشت بالا به دست مى آيد.

241- دعوت به عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 4

4 - دعوت خداوند از خلق ، براى پندگيرى از آيات او و رخداد طوفان نوح

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

تعبير«فهل من مدكر» براى انگيزش است.

242- دعوت به عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 6

6 - دعوت مردمان به بندگى خداوند ، اصلى بنيادين در رسالت پيامبران الهى

ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه

243- دعوت به عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 22

22 - دعوت مردم به سلامت اقتصادى و رعايت عدالت در خريد و فروش ، از مهمترين رسالت هاى شعيب براى قوم خويش پس از دعوت به توحيد

يقوم اعبدوا اللّه . .. فأوفوا الكيل و الميزان و لاتبخسوا الناس أشياءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 7،9،10،12

7- دعوت به عدل ، مهم ترين اثر و نشان انسان ارزشمند

و ضرب الله مثلاً رجلين أحدهما أبكم لايقدر على شىء . .. هل يستوى هو و من يأمر بال

9- خداوند ، دعوت كننده انسان ها به عدل

هل يستوى هو و من يأمر بالعدل

برداشت فوق، بر اين اساس است كه ضرب المثل آيه را در جهت نفى شرك بدانيم; يعنى، انسان لالِ ناتوان، مَثَلى باشد براى مخلوقات و امر كننده به عدل، مَثَلى باشد از خداوند.

10- تنها انسان درست كردار و ايستاده بر صراط مستقيم ، شايستگى دعوت ديگران به عدل را دارد .

و من يأمر بالعدل و هو على صرط مستقيم

توصيف امر كننده به عدل به اينكه خود در صراط مستقيم باشد، در حقيقت بيان شرط شايستگى براى چنين مسؤوليت است.

12- دعوت به عدالت و بر صراط مستقيم بودن ، منشأ قدرت ، استقلال و خيرات براى جامعه است .

أحدهما أبكم لايقدر على شىء . .. هل يستوى هو و من يأمر بالعدل و هو على صرط مستقيم

برداشت فوق، از تقابل «من يأمر بالعدل. ..» و «أحدهما أبكم ... لايأت بخير» به دست آمد.

244- دعوت به عدالت اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 85 - 2،4

2- شعيب ( ع ) ، دعوت كننده مردم به برقرار ساختن قسط و عدالت در معاملات خويش

و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط

4- شعيب ( ع ) ، از قوم خويش خواست تا به هنگام خريد ، اجناس مردم را كم تعدادتر و كم ارزش تر از آنچه هست ، جلوه ندهند .

و لاتبخسوا الناس أشياءهم

«بخس»; يعنى، كم كردن و عيب گرفتن (المصباح المنير).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 9

9- برخوردارى شعيب ( ع ) از مقام نبوت ، برانگيزنده او به فراخوانى مردمان به توحيد و رعايت عدل و انصاف در مبادلات

قالوا يشعيب أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى و رزقنى

سخنان شعيب(ع) در آيه مورد بحث ، پاسخى است به تحليل استهزاآميز قومش (أصلوتك). شعيب(ع) با جمله «أرءيتم ...» بيان مى دارد كه منشأ مخالفت وى با آرا و عقايد آنان و عملكرد ناصوابشان ، مسؤوليتى است كه خداوند برعهده او قرار داده است.

245- دعوت به عمل به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 5

5 - آموختن تعاليم قرآن و پايدارى بر عمل به آن ، دعوت خداوند از همه انسان ها است .

إن هو إلاّ ذكر للعلمين . لمن شاء منكم أن يستقيم

مخاطبان در «منكم» گرچه همان كسانى اند كه «أين تذهبون» خطاب به آنان بود; ولى به قرينه «للعالمين» اين رهنمود براى عموم مردم است.

246- دعوت به عمل پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 17

17- انديشه توحيدى ، فراخوان آدمى به عملكردى متناسب با آن

لا إله إلاّ أنا فاتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 1

1 - موسى ( ع ) از جانب خداوند ، مأمور راهنمايى فرعون به راه تكامل و درست كارى و ترغيب او به پاكسازى خويش از آلودگى ها

فقل هل لك إلى أن تزكّى

زكات به دو معنا است: 1. نمو 2. طهارت (مقاييس اللغة) و به كسى كه صالح و درست كار شود، مى گويند «تزكيه» شده است. (قاموس)

247- دعوت به عمل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 114 - 2،7

2 - ارزش والاى نجوا ها و مذاكرات محرمانه ، به انگيزه وادار نمودن ديگران به صدقه و دعوت به كار نيك و اصلاح ميان مردمان

لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلح بين الناس

7 - نجوا ها و مذاكرات محرمانه براى دعوت مردم به كار هاى نيك ، موجب پاداش بزرگ الهى

من نجويهم . .. و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات اللّه فسوف نؤتيه أجراً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 21

21- ايمان به توحيد و نبوت و معاد و دعوت به انجام دادن عمل صالح ، چكيده دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

قل إنّما أنا بشر . .. و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا

جمله «يوحى إلىّ . ..» نبوت و «أنّما إلهكم...» توحيد و «يرجو لقاء ...» معاد و «عملاً صالحاً» عمل صالح را مطرح كرده است.

248- دعوت به عمل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 6،7

6 - دعوتگرى شيطان به بدى ها و بدعتگذارى ها ، نمودى از شيطنت او و دليل دشمنى وى با انسانهاست .

إنه لكم عدو مبين. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء و أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

جمله «إنما يأمركم . ..» دليلى است براى «إنه لكم عدو»; يعنى، نشانه و دليل دشمنى شيطان با شما انسانها اين است كه او شما را به كارهاى ناروا ترغيب مى كند.

7 - فراخوانى مردم به كار هاى ناروا و زشت ، كارى شيطانى و معيارى براى شناسايى دشمنان انسان است .

إنه لكم عدو مبين. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

از آن جا كه جمله «إنما يأمركم» استدلالى است و براى «إنه لكم عدو» مى توان به برداشت فوق دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 18

18 - دعوت به اعمال و رفتار ناشايست ، كارى شيطانى

و لامرنهم فليبتكن . .. و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه

249- دعوت به فحشا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 5

5 - شيطان ، پيروانش را هرگز ر ها نمى كند ; بلكه مدام آنان را به انواع فحشا و منكرات فرا مى خواند .

و من يتّبع خطوت الشيطن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر

برداشت ياد شده از به كارگيرى فعل مضارع «يأمر» استفاده شده است; زيرا فعل مضارع بيانگر استمرار است.

250- دعوت به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، يهوديان را به پذيرش اسلام و ايمان آوردن به قرآن فرا مى خواند .

و إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه

فاعل «قيل» به قرينه «قل فلم تقتلون» (در ذيل آيه) پيامبر است; يعنى: و إذا قلت لهم . ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 12

12 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در دعوت مردم به پذيرش كتاب الهى ، در پى جلب منفعت براى خود يا دفع ضرر از خويش نبود .

فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها

251- دعوت به قرض الحسنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 114 - 12

12 - گفتگوى محرمانه در مورد توصيه به قرض الحسنه ، كارى پسنديده و شايسته

لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف

امام صادق(ع) در مورد «معروف» در آيه فوق فرمود: يعنى بالمعروف القرض.


كافى، ج 4، ص 34، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 549، ح 558.

252- دعوت به قضاوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 48 - 1

1 - دسته اى از منافقان صدراسلام ، هنگام فراخوانده شدن براى داورى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ميان آنان ، از پذيرش آن خوددارى مى كردند .

و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون

253- دعوت به كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 1

1 - مردم مصر ( قبطيان و فرعونيان ) ، مؤمن آل فرعون را به كفر و شرك به خدا فراخواندند .

تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به

254- دعوت به كفر ستيزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 6

6 - بشارت و انذار در كنار يكديگر ، از شيوه هاى قرآن در دعوت به تقوا و مبارزه با كفر

إنّ للمتّقين مفازًا . .. إنّا أنذرنكم عذابًا قريبًا

255- دعوت به كوه طور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 9

9 - نجات بنى اسرائيل از فرعونيان و دعوت آنان به كوه طور براى مناجات و فرو فرستادن منّ و سلوى بر آنان ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل در زمان موسى ( ع )

يبنى اسرءيل قد أنجينكم . .. و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

256- دعوت به مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران و مشركان معاند را به مقابله فرا خواند و به شكست ذلت بار ( چون شكست روز بدر ) تهديد كرد .

من يأتيه عذاب يخزيه

بيشتر مفسران بر اين ديدگاه اند كه مقصود از عذاب خواركننده در دنيا، شكست كافران و مشركان معاند در جنگ ها (همچون جنگ بدر) است.

257- دعوت به محبت اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر دعوت مؤمنان به مودت اهل بيت ، در معرض اتهام كذب از سوى عناصر سست ايمان *

أم يقولون افترى على اللّه كذبًا

چنانچه مخاطب در «لا أسئلكم» مسلمانان باشند، از ارتباط «أم يقولون» با آيه شريفه، مى توان استفاده كرد كه فاعل «يقولون» عناصر سست ايمان هستند و نه مشركان.

258- دعوت به محضر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 28 - 1

1 - خداوند در قيامت ، صاحبان قلب مطمئن را شايسته حضور در نزد خود خوانده و آنان را به قرب خويش دعوت خواهد كرد .

ارجعى إلى ربّك

259- دعوت به مسافرت مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 4

4 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مؤمنان ، براى شركت در سفر مكه ( قبل از صلح حديبيه )

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

از واژه «مخلّفون» و عذرتراشى هاى آنان، استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى اين سفر، دعوت همگانى كرده است.

260- دعوت به مشاوره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 62 - 3

3 - حل و فصل امور مهم اجتماعى و فراخوانى مردم براى مشاوره و كنكاش پيرامون مسائل عمومى ، از وظايف و اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى

إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو

261- دعوت به مطالعه آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 19 - 2

2- دعوت خداوند از مردم براى مطالعه عميق در آفرينش جهت پى بردن به هدفمندى آن

ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 1،2،3

1- دعوت خداوند از انسان ها براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل

برداشت فوق مبتنى بر نكات زير است :1. فعل «رأى» هرگاه به «إلى» وصل شود، متضمن معناى «نظر» است و «نظر» در لغت به معناى تأمل در چيزى با نگاه است. 2- مرجع ضمير «يروا» در آيه، احتمال دارد «ناس» باشد. 3- همزه استفهام، انكارى توبيخى است و نتيجه آن دعوت به مطالعه است.

2- دعوت خداوند از مشركان ، براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله

مرجع ضمير «يروا» در اين برداشت «مشركان» مى باشد كه در آيات قبل از آنان سخن به ميان آمده است.

3- دعوت خداوند ، براى مطالعه و دقت در حركات و آثار منظومه شمسى

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل

دعوت براى ژرف نگرى در سايه هاى پديده هاى مادى، مى تواند إشعار به مطالعه در منظومه شمسى باشد; چه اينكه گردش سايه اجسام، معلول خود آنها نيست; بلكه حاصل طلوع و غروب و گردش منظومه شمسى است.

262- دعوت به مطالعه خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 37 - 4

4 - فراخواندن خداوند ، به مطالعه درباره مبدأ و مراحل تكوين انسان

ألم يك نطفة من منىّ يمنى

263- دعوت به مطالعه طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 20 - 4

4 - فراخوانى به مطالعه طبيعت ، براى پى بردن به قدرت خداوند ، و در نتيجه ، رفع ترديد در امكان معاد ، روش هدايتى قرآن است .

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف بدأ الخلق

264- دعوت به مطالعه گردش سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 1،2

1- دعوت خداوند از انسان ها براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل

برداشت فوق مبتنى بر نكات زير است :1. فعل «رأى» هرگاه به «إلى» وصل شود، متضمن معناى «نظر» است و «نظر» در لغت به معناى تأمل در چيزى با نگاه است. 2- مرجع ضمير «يروا» در آيه، احتمال دارد «ناس» باشد. 3- همزه استفهام، انكارى توبيخى است و نتيجه آن دعوت به مطالعه است.

2- دعوت خداوند از مشركان ، براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله

مرجع ضمير «يروا» در اين برداشت «مشركان» مى باشد كه در آيات قبل از آنان سخن به ميان آمده است.

265- دعوت به معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 184 - 1

1 - كفرپيشگان عصر بعثت ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به سبب دعوت به توحيد و معاد ، فردى مجنون مى پنداشتند .

أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة

«جنة» به معناى ديوانگى است. به دليل آيات بعد كه مسأله قيامت و توحيد مطرح شده است، مى توان گفت اين دو مسأله در بين معارف الهى بيشترين نقش را در متهم كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جنون داشته است.

266- دعوت به نجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 41 - 6

6 - مؤمنان ، وظيفه دار فراخواندن مردم به نجات و رستگارى

و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة

267- دعوت به نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 1،4

1 - خداوند ، مؤمنان را به يارى خود فراخوانده است .

يأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه

4 - خداوند ، از مؤمنان مى خواهد در يارى او مانند حواريون عيسى ( ع ) باشند .

يأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه كما قال عيسى ابن مريم . .. قال الحواريّون

268- دعوت به نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 1

1- اسماعيل صادق الوعد ، همواره خويشاوندان و خانواده اش را به نماز و زكات فرمان مى داد .

و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة

اهل هر مردى، قبيله و خويشاوندان او است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 1

1 - فرمان دادن و فراخوانى خانواده و خويشاوندان به نماز ، از جمله وظايف الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

وأمر أهلك بالصلوة

اهل هر شخصى، عشيره و خويشاوندان او هستند و نيز به كسانى كه وابستگى بيشترى به شخص داشته باشند «أهل» گفته مى شود (لسان العرب) و چون سوره «طه» در مكه نازل شده است، بستگان آن حضرت در مكه (على(ع)، خديجه(س) و. ..) مورد نظر هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 77 - 1

1 - فراخوانى اهل ايمان به اقامه نماز از سوى خداوند

يأيّها الذين ءامنوا اركعوا و اسجدوا

«ركوع» (مصدر «اركعوا«) و نيز «سجود» (مصدر «اسجدوا») به معناى خضوع و اظهار تذلل مى باشد; لكن ركوع اظهار تذلل به صورت خم شدن و سجود اظهار خضوع به صورت بر زمين گذاشتن پيشانى است. متعلق «اركعوا» و «اسجدوا» حذف شده و تقدير آن به قرينه «و اعبدوا ربّكم»، «اركعوا و اسجدوا لربّكم» مى باشد. گفتنى است اظهار خضوع براى خداوند به صورت ركوع و سجود، در موارد ديگر «صلاة» ناميده شده است. بنابراين «اركعوا و اسجدوا» كنايه از «صلّوا» مى باشد.

269- دعوت به نهى از منكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 1

1 - اهتمام به برپايى نماز و امر به معروف و نهى از منكر و شكيبايى در بلا ها ، از مواعظ لقمان به پسر خويش بود .

يبنىّ أقم الصلوة . .. و اصبر على ما أصابك

270- دعوت به نيكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 1

1 - عالمان بنى اسرائيل ، مردمان رابه كار هاى نيك دعوت مى كردند .

أتأمرون الناس بالبر

چون مخاطبان «أتأمرون» بايد غير از «الناس» باشند، مى توان گفت: مراد از مخاطبان - به قرينه «و أنتم تتلون الكتاب» - عالمان دينى و مقصود از «الناس» توده هاى مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 5

5 - بيان كار هاى نيك براى مردم ( امر به معروف ، ارشاد به نيكى ها و . . . ) از عهد هاى خداوند با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل . .. و قولوا للناس حسناً

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «حسناً» مفعولٌ به براى قولوا باشد. بنابراين «قولوا ...»; يعنى، نيكيها را براى مردم بگوييد و بيان كنيد.

271- دعوت به هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 19

19 - مرتد به سرگردانى در بيابان مى ماند كه شيطانها او را به بى راهه مى خوانند و گروهى نيز او را به راه هدايت دعوت مى كنند.

كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا

«فى الأرض» متعلق به «استهوى» است، و «استهوى فى الأرض» به معنى عقل او را در بيابان ربوده اند، مى تواند باشد و مراد از «اصحاب» در «له اصحاب يدعونه» ممكن است مشركان و يا موحدان باشند كه در برداشت فوق احتمال دوم برگزيده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 44 - 5

5- خدا و رسولش ، فراخوان مردم به استفاده صحيح و بهره بردارى كافى از فرصت ها و امكانات زندگى براى هدايت و ديندارى

و أنذر الناس . .. فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا إلى أجل قريب نجب دعوتك و نتّبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 21

21 - موسى و هارون ( ع ) ، محروميت فرعون از هدايت را به وى گوشزد نموده و او را به پيروى از هدايت دعوت كردند .

والسلم على من اتبع الهدى

جمله «السلام على. ..» خبريه است و به كار بردن عنوان «من اتبع...»، اشاره به نبود اين وصف در فرعون و براى ترغيب او به تحصيل آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 11

11 - دعوت گمراهان به راه هدايت و صراط مستقيم ، وظيفه الهى تمامى ره يافتگان به آن

و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم

جمله «إنّك لعلى هدًى مستقيم» تعليل براى «و ادع إلى ربّك» است; يعنى، چون تو برطريق هدايت و در صراط مستقيم هستى، آن گمراهان شرك پيشه را به سوى پروردگارت دعوت كن، تا شايد از ضلالت و گمراهى نجات يابند و به راه تو باز گردند.

272- دعوت به همزيستى مسالمت آميز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ترك مناظره و منازعه با مشركان لجوج مكه و دعوت ايشان به مسالمت اجتماعى با مسلمانان

فاصفح عنهم و قل سلم

با توجه به مفهوم «سلام» كه به معناى مسالمت است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 9 - 3

3 - خداوند ، خواهان حاكميت جوّ مسالمت و صلح ، ميان گرو هاى امت اسلامى

و إن طائفتان . .. فأصلحوا بينهما

273- دعوت به همسردارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 32

32 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . .انّ رسول اللّه خطب على زيدبن حارثه ، زينب بنت جحش . . . فزوّجها إيّاه فمكثت عند زيد ماشاء اللّه ، ثمّ إنّهما تشاجرا فى شىء إلى رسول اللّه . . . فقال زيد : يا رسول اللّه ! تأذن لى فى طلاقها فإنّ فيها كبراً و إنّها لتؤذينى بلسانها ، فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : اتّق اللّه و أمسك عليك زوجك . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، زينب دختر جحش را براى زيد خواستگارى كرد . .. و او را به عقد وى در آورد. سپس مدتى را كه خدا مقدر كرده بود، زينب، پيش زيد بود. آن گاه ميان زيد و زينب، مشاجره اى رخ داد و هر دو پيش رسول

خدا، شكوه بردند. زيد گفت: اى رسول خدا! آيا اجازه مى دهى او را طلاق بدهم. به خاطر اين كه او متكبر است و با زبانش مرا اذيت مى كند؟ رسول خدا فرمود: از خدا بترس و همسرت را نگه دار...».

274- دعوت به هوشيارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 1

1- خداوند ، فراخوان مردم به مطالعه و تيزبينى در چگونگى مثالهايش براى دريافت حقايق

ألم تر كيف ضرب الله مثلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 6

6- قرآن ، فراخوان مردم به هوشمندى و ژرف نگرى در آيات الهى و حوادث و تحولات تاريخى

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت للمت

275- دعوت پنهانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 3

3 - دعوت آشكارا ، كاملاً سرّى ، خصوصى و يا عمومى ، از روش هاى تبليغى ، تربيتى و هدايتى

ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا

276- دعوت پنهانى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 8 - 2

2 - دعوت نوح ( ع ) در ميان قومش ، در آغاز به صورت سرّى و بى سروصدا بود .

و إنّى كلّما دعوتهم . .. و استكبروا استكبارًا . ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا

دعوت نوح(ع) با صداى بلند و رسا، پس از دعوت ايشان و واكنش انكارآميز و مستكبرانه قومش ياد شده است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه دعوت قبلى، سرّى و بى سروصدا بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 1،2

1 - نوح ( ع ) ، با استفاده از دو روش علنى و سخت پنهانى ( خصوصى و عمومى ) ، مردم را به ايمان فراخواند .

ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا

2 - نوح ( ع ) ، برخى از مردم را به صورت مخفى و خصوصى و برخى را به شكل عمومى و علنى به ايمان فراخواند .

ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين احتمال است كه دعوت علنى و مخفى حضرت نوح(ع)، ممكن است در يك زمان و در شرايط اجتماعى خاصّى انجام گرفته شده باشد.

277- دعوت پيروان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 9

9- پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك

أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «على بصيرة» متعلق به «أدعوا» باشد. بر اين مبنا «أنا» تأكيد براى ضمير «أدعوا» و «من اتبعنى» عطف بر فاعل «أدعوا» مى شود ; يعنى: «أنا أدعوا إلى الله على بصيرة و من اتبعنى يدعو إلى الله على بصيرة».

278- دعوت ثروتمندان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 1

1 - توصيه أكيد صاحبان زر و زور به مردم در عصر نوح ( ع ) ، به دست بر نداشتن از عبادت معبود هاى خويش

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم

«إله» (مفرد «آلهه») به معناى معبود است. گفتنى است تأكيد در برداشت ياد شده از آمدن «ن» تأكيد ثقيله «لاتذرنّ» استفاده مى شود.

279- دعوت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 258 - 4

4 - دعوت خداوند به دقّت در محاجّه نمرود با ابراهيم ( ع )

الم تر الى الّذى حاجّ ابرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 9

9 - آزادىِ انسان در پذيرش دعوت خدا و يا وسوسه شيطان

الشّيطان يعدكم . .. و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 1،4،5،11

1 - پاداش بزرگ الهى براى آنان كه على رغم تحمّل جراحت هاى نبرد پيشين ، دعوت خدا و رسولش را براى نبردى ديگر اجابت كردند .

الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح . .. اجر عظيم

چون آيات پيشين و نيز آيات بعد درباره نبرد و جهاد است، معلوم مى شود كه فرمان اجابت شده (استجابوا)، فرمان جنگ و مبارزه بوده است.

4 - پاداش بزرگ الهى براى اجابت كنندگان دعوت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) به نبردى ديگر در عين تحمّل جراحات نبرد احد ، مشروط به احسان و تقواى آنان است .

الّذين استجابوا . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم

مفسران برآنند كه نبرد پيشين كه مسلمانان در آن جراحتها ديدند، همان نبرد احد است. به دليل وقوع اين آيه پس از بيان نبرد احد و اينكه سخن از قرح به ميان آورده است ; چنانچه درباره نبرد احد نيز فرموده بود: «ان يمسسكم قرح».

5 - برخى از مجروحان جنگ احد على رغم پذيرش دعوت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نبردى ديگر ، از احسان و تقواى لازم برخوردار نبودند .

الّذين استجابوا . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم

«منهم»، حال براى ضمير «احسنوا» است و كلمه «من»، ظهور در تبعيض دارد ; يعنى اجابت كنندگان را به دارندگان تقوا و احسان و فاقدان آن تقسيم مى كند.

11 - ارزش والاى ثبات بر ايمان و پذيرش دعوت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، پس از تحمّل شدائد و مشكلات

انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين. الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 1

1 - دعوت خداوند از اهل كتاب براى ايمان به قرآن

يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 3،4

3 - خداوند ، دعوت كننده مسلمانان به ايمان راستين و اكتفا نكردن به ايمان ظاهرى

يأيها الذين ءامنوا ءامنوا

بدان احتمال كه مراد از ايمان در «يايها الذين ءامنوا»، ايمان صورى باشد، بنابراين مقصود از «ءامنوا»، دعوت آنان به تلاش براى دستيابى به ايمان و باور واقعى خواهد بود.

4 - دعوت خداوند از مؤمنان ، به ثبات و پايدارى در طريق ايمان

يأيها الذين ءامنوا ءامنوا باللّه

برداشت فوق توجيه ديگرى است براى دعوت مؤمنان به ايمان، يعنى اى اهل ايمان بر ايمان خويش همواره پايدار باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 10

10 - دعوت خداوند از مردم ، براى دستيابى به عزت و قدرتى شكست ناپذير در پرتو عزت او

أيبتغون عندهم العزّة فإن العزّة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 152 - 2

2 - ايمان به همه پيامبران و از بين بردن زمينه اختلافات مذهبى ، مورد دعوت و تأكيد خداست .

و الذين ءامنوا باللّه و رسله و لم يفرقوا بين أحد منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 1،13

1 - دعوت خداوند از اهل كتاب براى پذيرش اسلام و ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ياهل الكتب قد جاءكم رسولنا

13 - ايمان به قرآن ، دعوت از اهل كتاب

ياهل الكتب . .. قد جاءكم من اللّه نور و كتب مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 1

1 - دعوت خداوند از تمامى اهل كتاب براى ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پذيرش اسلام

ياهل الكتب قد جاءكم رسولنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 6

6 - خداوند فراخوان محاربان و مفسدان به دست شستن از فسادگرى و ستيزه جويى با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 50 - 16

16 - خداوند ، فراخوان مردم به مقايسه قوانين الهى با ساير قوانين براى باور به برترى احكام الهى

و من احسن من اللّه حكماً لقوم يوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 2

2 - دعوت خداوند از اهل كتاب به رعايت تقوا و ايمان به خدا ، قرآن و ديگر كتب آسمانى

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 1

1 - دعوت خداوند از اهل كتاب به اقامه تورات ، انجيل و ساير معارف و تعاليم الهى

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 6

6 - دعوت خداوند از مشركان و قائلان به تثليث جهت گرايش به توحيد و يكتاپرستى

ما من اله الا اله وحد و إن لم ينتهوا عما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 1

1 - دعوت خداوند از معتقدان به تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) ، براى استغفار و بازگشت به خدا

افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه

به قرينه آيات پيشين (قالوا ان اللّه هو المسيح . .. قالوا ان اللّه ثالث ثلثة) فاعل «يتوبون ...» مسيحيان هستند و متعلق توبه و استغفار، عقيده به الوهيت مسيح(ع) و تثليث مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 4،5

4 - دستيابى حواريون به مقام تسليم و ايمانى راستين در پى پذيرش دعوت خاص خداوند .

قالوا ءامنا

5 - الهام خداوند و ارشاد خاص وى ، مايه دستيابى مؤمنان به مراحل عاليتر ايمان

و اذ اوحيت إلى الحواريون ان ءامنوا بى و برسولى قالوا ءامنا

الهام خداوند به حواريون - چنانچه گذشت - بعد از قصه مائده بوده است و جمله «واتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين» در آن داستان و نيز كلمه «حواريون» كه به معناى ياران مخلص است حاكى از اين است كه آنان پيش از اين الهام به عيسى(ع) ايمان داشته اند، بنابراين جمله «ءامنا» بيانگر نيل آنان به مراحل عاليتر ايمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 1

1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از عبور بنى اسرائيل از دريا ، براى عبادت و مناجاتى خاص فراخواند .

و وعدنا موسى ثلثين ليلة

به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب)، با وجود اينكه معمولاً در بيان شبانه روز و مانند آن از كلمه «يوم» استفاده مى شود، اشاره به اين دارد كه مواعده خدا با موسى براى عبادت بوده است. و چون موسى در ميان قومش نيز عبادت و مناجات داشته، معلوم مى شود كه اين، عبادت و مناجاتى خاص بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 7

7 - خداوند دعوت كننده موسى ( ع ) به جدّيت در فراگيرى لوحه هاى دريافتى و به كار بستن آن

فخذها بقوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 24 - 5،6

5 - برخى از دعوت ها و دستورات خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دستوراتى زيربنايى و حياتبخش براى جامعه ايمانى *

إذا دعاكم لما يحييكم

اگر جمله شرطيه «إذا دعاكم . .. » داراى مفهوم باشد، اين جمله با منطوق و مفهومش بيانگر دو نوع دستور است. دستوراتى زيربنايى، اساسى و حياتبخش براى كل جامعه ايمانى، همانند مسائل حكومت و ولايت، و دستوراتى كه جنبه فردى دارد و حيات كل جامعه در گرو آن نيست.

6 - دعوت خدا و رسولش داراى هويتى واحد براى هدايت انسان ها به حيات واقعى

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 1

1 - خداوند ، مؤمنان را به رعايت تقوا و پرهيز از مخالفت با وى فراخوانده است .

يأيها الذين ءامنوا إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 1،5

1 - خداوند ، كافران ستيزه گر عصر بعثت را به ترك مبارزه عليه اسلام و مسلمانان فراخواند .

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم

انتهاء به معناى پذيرش نهى است ; يعنى انجام ندادن كارى بر اثر نهى شدن از آن. بنابراين با توجه به اينكه متعلق «ينتهوا» شرارتهاى كافران عليه مسلمانان است، جمله «ان ينتهوا» دلالت مى كند كه خداوند كافران را از تعرض به مسلمانان نهى كرده است.

5 - خداوند ، كافران حق ستيز را به عبرت گرفتن از سرنوشت شوم همسانان گذشته خويش فرامى خواند .

و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 8

8 - خداوند ، فراخوان مؤمنان به صبر و تحمل مشكلات پيش آمده از نبرد با دشمنان

و اصبروا إن اللّه مع الصبرين

280- دعوت رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 6

6 - سران شرك و كفر با دعوت پيروانشان به چشيدن از عذاب مضاعف دوزخ، آنان را سرزنش و ملامت مى كنند.

ربنا هؤلاء أضلونا . .. فذوقوا العذاب بما كنتم تكسبون

«ال» در كلمه «العذاب» عهد ذكرى است و اشاره به همان عذاب مضاعف دارد كه از «لكل ضعف» استفاده مى شود.

281- دعوت رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 6

6 - سران شرك و كفر با دعوت پيروانشان به چشيدن از عذاب مضاعف دوزخ، آنان را سرزنش و ملامت مى كنند.

ربنا هؤلاء أضلونا . .. فذوقوا العذاب بما كنتم تكسبون

«ال» در كلمه «العذاب» عهد ذكرى است و اشاره به همان عذاب مضاعف دارد كه از «لكل ضعف» استفاده مى شود.

282- دعوت زليخا از زنان مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 3،4

3- زليخا ، پس از آگاهى به توطئه زنان و ملامت گرى هاى ايشان ، آنان را به منزل خويش دعوت كرد .

فلما سمعت بمكرهنّ أرسلت إليهنّ

مراد از «به سوى آنان فرستاد» - كه مفاد «أرسلت إليهنّ» است - به قرينه جمله «و أعتدت لهنّ متّكئاً و . ..» اين است كه آنان را به مهمانى دعوت كرد.

4- زليخا براى پاسخ گويى به زنان ملامت كننده ، ضيافتى ترتيب داد و مجلس ويژه اى آراست .

أرسلت إليهنّ و أعتدت لهنّ متّكئًا

283- دعوت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 5،6،14،22

5 - شعيب با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم اعبدوا اللّه

شعيب با نسبت دادن مردم مدين به خويشتن با گفتن «يقومِ» (اى قوم من) در صدد تحريك عواطف آنان بوده تا به اين وسيله به آنان تفهيم كند كه رسالتش در جهت منافع ايشان است.

6 - دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام شعيب براى مردم مدين

قال يقوم اعبدوا اللّه

14 - شعيب با ارائه بينه اى روشنگر ، قوم خويش را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

22 - دعوت مردم به سلامت اقتصادى و رعايت عدالت در خريد و فروش ، از مهمترين رسالت هاى شعيب براى قوم خويش پس از دعوت به توحيد

يقوم اعبدوا اللّه . .. فأوفوا الكيل و الميزان و لاتبخسوا الناس أشياءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 3،12

3 - شعيب از مردم خويش خواست تا دست از تهديد اهل ايمان بردارند و آنان را از پيمودن راه خدا بازندارند .

و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به

12 - شعيب ، مردم خويش را به مطالعه و بررسى فرجام شوم فسادگران تاريخ فراخواند .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 2،10

2 - شعيب ( ع ) ، دعوتگر مؤمنان قوم خويش به صبر در برابر كفرپيشگان

إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به . .. فاصبروا

در اينكه مخاطب «فاصبروا» چه كسانى هستند سه احتمال وجود دارد: خصوص مؤمنان، خصوص كافران، هر دو طايفه. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. در اين صورت متعلق صبر، آزارها و اذيتهاى كافران است. يعنى: فاصبروا على ما يصيبكم من الكفار. (اى اهل ايمان در برابر آزار كافران صبر كنيد و بر ديندارى خويش استقامت ورزيد.)

10 - شعيب ( ع ) از مؤمنان و كافران قوم خويش خواست با وانهادن داورى به خداوند از تعرض به يكديگر پرهيز كنند .

إن كان طائفة منكم ءامنوا . .. و طائفة لم يؤمنوا ... فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در «فاصبروا» علاوه بر مؤمنان متوجه كافران نيز باشد. در اين صورت مراد از صبر در «فاصبروا» عدم تعرض به يكديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 5،15،16

5- شعيب ( ع ) با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم اعبدوا الله

خطاب «يا قوم» (اى مردم من) تحريك كننده عواطف مخاطبان است.

15- شعيب ( ع ) ، با آگاه ساختن قوم خويش به نبود معبودى جز خدا ، آنان را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

16- شعيب ( ع ) ، از مردم خويش خواست تا از مقدار پيمانه ها و وزنه ها ، نكاهند و از كم فروشى بپرهيزند .

و لاتنقصوا المكيال و الميزان

«مكيال» به معناى پيمانه است. ناقص گذاردن پيمانه، يا به اين است كه آن را كم حجم تر از حد متعارف بسازند يا پيمانه متعارف را پر نكنند. «ميزان» هم به معناى ترازوست. ناقص گذاردن ترازو، يا به اين است كه وزنه هاى مورد استفاده در آن كمتر از حد معمول باشد يا جنس پرداخت شده، كمتر از مقدار وزنه هاى آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 85 - 1،2،4

1- شعيب ( ع ) ، از مردم خويش خواست تا در فروش اجناس ، پيمانه ها را پر كنند و از وزنه هاى ترازو نكاهند .

و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط

«مكيال»; يعنى «پيمانه» و ايفاى آن به اين است كه گنجايش پيمانه مورد استفاده كمتر از حد متعارف نباشد و تا حد معمول آن پر شود. و ايفاى ميزان به اين است كه مقدار وزنه هاى مورد استفاده، كمتر از حد معمول نباشد و جنس پرداخت شده، كمتر از مقدار وزنه ها نباشد.

2- شعيب ( ع ) ، دعوت كننده مردم به برقرار ساختن قسط و عدالت در معاملات خويش

و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط

4- شعيب ( ع ) ، از قوم خويش خواست تا به هنگام خريد ، اجناس مردم را كم تعدادتر و كم ارزش تر از آنچه هست ، جلوه ندهند .

و لاتبخسوا الناس أشياءهم

«بخس»; يعنى، كم كردن و عيب گرفتن (المصباح المنير).

284- دعوت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 5،6،13

5 - صالح ( ع ) با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم

6 - دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام صالح ( ع ) براى قوم ثمود

قال يقوم اعبدوا اللّه

13 - صالح پيامبر ، دعوت كننده قوم ثمود به توحيد با تكيه بر دليل و معجزه اى آشكار از جانب خداوند

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره قد جاءتكم بينة من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 4،12

4 - صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا سرنوشت شوم قوم عاد را همواره به ياد داشته باشند .

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد

12 - صالح ( ع ) از مردم خويش خواست تا همواره تمامى نعمت هاى الهى را به خاطر داشته باشند .

فاذكروا ءالاء اللّه

«الاء» جمع «إلى» و به معناى نعمتهاست.

285- دعوت علنى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 94 - 6،7

6- « عن عبيدالله بن على الحلبى قال : سمعت أباعبدالله ( ع ) يقول : مكث رسول الله (صلی الله علیه و آله) بمكة بعد ما جاءه الوحى عن الله تبارك و تعالى ثلاث عشرة سنة منها ثلاث سنين مختفياً خائفاً لايظهر ، حتى أمره الله عزّوحلّ أن يصدع بما أمره به ، فأظهر حينئذ الدّعوة ;

عبيدالله بن على الحلبى گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: پس از آنكه از جانب خداوند بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وحى نازل شد، مدت سيزده سال در مكه ماند كه سه سال آن را پنهان و خائف بود [و در اجتماعات ]ظاهر نمى شد تا اينكه خدا به آن حضرت فرمان داد كه آنچه را به او امر كرده است آشكار كند; از آن هنگام دعوتش را آشكار كرد».

7- « عن محمدبن على الحلبى عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إكتتم رسول الله (صلی الله علیه و آله) بمكة مختفياً خائفاً خمس سنين ليس يظهر أمره . . . ثم أمره الله عزّوحلّ أن يصدع بما أمر به فظهر رسول الله (صلی الله علیه و آله) و أظهر أمره ;

محمدبن على الحلبى از امام صادق(ع) روايت كرده است كه فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به مدت پنچ سال در مكه رسالت خود را پنهان مى داشت. آن حضرت پنهان و ترسان بود و مأموريت خود را آشكار نمى كرد ... سپس خداوند عزّوحلّ او را فرمان داد تا مأموريت خود را علنى سازد; پس آن حضرت آشكار شد و رسالت خود را علنى كرد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 3،6

3- حمايت خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر دشمنان ، پشتوانه آن حضرت در آشكارا و علنى كردن دعوت خويش و بى اعتنايى به مشركان و دشمنان

فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين . إنا كفينك المستهزءين

جمله «إنا كفيناك . ..» به منزله تعليل براى جمله «فاصدع بماتؤمر ...» است; يعنى، چون ما از تو حمايت مى كنيم، پس به آنچه مأمور شدى عمل كن و از مشركان اعراض نما.

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به دشمنى ، آزار روحى و تمسخر مشركان و كافران در صورت علنى و آشكارا نمودن دعوت خويش ، نگران بود .

فاصدع بما تؤمر . .. إنا كفينك المستهزءين

جمله «إنا كفيناك المستهزءين» احتمال دارد پاسخى باشد در برابر نگرانيهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه ممكن بود پس از فرمان آشكار كردن دعوت خود و اعراض از مشركان (فاصدع بما تؤمر . .. و أعرض عن المشركين) بروز كند.

286- دعوت عملى مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 7

7 - لزوم پايدارى و تلاش افزون تر مبلغان ، در عمل به توصيه هاى خود

وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها

وظيفه صبر شديد بر نماز، پس از توصيه خانواده به آن، گوياى نكته ياد شده است.

287- دعوت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 5

5 - معجزات روشنگر عيسى ( ع ) ، دليل صدق دعوت او

انّى قد جئتكم باية من ربّكم

چون عيسى (ع) مدعى رسالت بود، نخست مى بايست آن را اثبات كند. بنابراين منظور از آيه و نشانه در «باية من ربّكم»، نشانه نبوت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 7

7 - محور دعوت عيسى ( ع ) ، بيان ربوبيّت خدا و هدايت مردم به پرستش او

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 13

13 - حواريون ، تنها اجابت كنندگان دعوت عيسى ( ع ) ، براى يارى وى در جهت حركت به سوى خدا

من انصارى الى اللّه قال الحواريّون نحن انصار اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 9،10،11

9 - دعوت مسيح ( ع ) از بنى اسرائيل به پرستش خداى يگانه و توحيد ربوبى

و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

10 - پيراسته بودن مسيح ( ع ) از دعوت مردم به پرستش خويش

اعبدو اللّه ربى و ربكم

11 - دعوت مسيح ( ع ) به پرستش خداى يگانه ، دليل و گواهى روشن بر خدا نبودن او

قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو

جمله حاليه «و قال المسيح» استدلالى است بر رد پندار الوهيت براى مسيح(ع).

288- دعوت قدرتمندان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 1

1 - توصيه أكيد صاحبان زر و زور به مردم در عصر نوح ( ع ) ، به دست بر نداشتن از عبادت معبود هاى خويش

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم

«إله» (مفرد «آلهه») به معناى معبود است. گفتنى است تأكيد در برداشت ياد شده از آمدن «ن» تأكيد ثقيله «لاتذرنّ» استفاده مى شود.

289- دعوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 2

2 - قرآن ، فراخوان اهل كتاب به خوددارى از گفتار باطل درباره خداوند

ياهل الكتب . .. لاتقولوا على اللّه الا الحق

290- دعوت كالب بن يافنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 12،19

12 - يوشع و كالب ، در عين ترس از دشمن ، مردم را براى يورش به سرزمين مقدس فرا خواندند .

قال رجلان من الذين يخافون

برداشت فوق مبنى بر اين است كه مفعول محذوف «يخافون»، «جبارين» باشد.

19 - يوشع و كالب براى مقابله با زورگويان و پيروزى بر آنان ، قوم موسى ( ع ) را به تلاش همراه با توكل بر خدا فرا خواندند .

ادخلوا عليهم الباب . .. فانكم غلبون و على اللّه فتوكلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 3

3 - بى اعتنايى قوم موسى ( ع ) به فراخوانى يوشع و كالب براى يارى موسى ( ع ) در مبارزه با جباران

ادخلوا عليهم الباب . .. قالوا يموسى إنّا لن ندخلها

بنى اسرائيل پس از شنيدن سخنان يوشع و كالب، حضرت موسى(ع) را مخاطب قرار دادند تا بى اعتنايى و بى توجهى خود را به دعوت آن دو نفر اعلام كرده باشند.

291- دعوت كنندگان به بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 41 - 2

2 - پيشوايان و رهبران جوامع در بينش الهى دو دسته اند : دعوت كنندگان به آتش دوزخ و فراخوانان به نعمت هاى بهشت .

و جعلنهم أئمة يدعون إلى النار

292- دعوت كنندگان به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 41 - 2

2 - پيشوايان و رهبران جوامع در بينش الهى دو دسته اند : دعوت كنندگان به آتش دوزخ و فراخوانان به نعمت هاى بهشت .

و جعلنهم أئمة يدعون إلى النار

293- دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 13 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) فراخوان منافقان به ايمانى ، همانند ايمان توده مردم

و إذا قيل لهم ءامنوا كما ءامن الناس

چون در آيه بعد، مطرح شده كه منافقان در برابر مردم اظهار ايمان مى كنند، اين احتمال رخ مى دهد كه گفتگوى مطرح شده در اين آيه - كه در آن منافقان ابراز بى ايمانى مى كنند - ميان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل نفاق بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، يهوديان را به پذيرش اسلام و ايمان آوردن به قرآن فرا مى خواند .

و إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه

فاعل «قيل» به قرينه «قل فلم تقتلون» (در ذيل آيه) پيامبر است; يعنى: و إذا قلت لهم . ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فراخوان همه انسان ها به پيروى از قرآن و احكام الهى

و اذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 84 - 12

12 - دعوت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از پيروان اديان الهى به وحدت عقيدتى و فرق نگذاشتن ميان انبياى الهى در جهت ايمان به آنان

لا نفرّق بين احد منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 - 4

4 - بى اعتنايى منافقان به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و يا برخى مسلمانان ، براى حضور در پيكار عليه كافران

و قيل لهم تعالوا قاتلوا فى سبيل اللّه او ادفعوا

مراد از منافقان در برداشت فوق، كسانى هستند كه نفاق آنان پس از دعوت براى نبرد و نپذيرفتن آن مشخّص شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 174 - 3

3 - اجابت مؤمنان به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى شركت در غزوه حمراء الاسد يا بدر صغرا

الّذين استجابوا للّه و الرّسول . .. فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 8

8 - تكذيب كنندگان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حقانيت آن حضرت و دعوت او را در قيامت درمى يابند.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

مراد از «الموتى» در آيه، به قرينه جملات قبل، كسانى هستند كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پاسخ مثبت نمى دهند، جمله «يبعثهم اللّه»، گذشته از اينكه خبر بعثت قيامت است، كنايه از اين مطلب است كه خداوند اين مرده دلان را برخواهد انگيخت تا حقانيت دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و وعده هاى آن حضرت را دريابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 151 - 1

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب خدا فرمان يافت تا مردم را فراخواند و محرمات الهى را براى آنان بيان كند.

قل تعالوا أتل ما حرم ربكم عليكم

«تلاوت»، مصدر «أتل»، به معناى خواندن است. چون «أتل» در جواب فعل امر (تعالوا) قرار گرفته، به شرط مقدر مجزوم شده است. «عليكم» متعلق به «أتل» و نيز «حرم» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 24 - 5،6

5 - برخى از دعوت ها و دستورات خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دستوراتى زيربنايى و حياتبخش براى جامعه ايمانى *

إذا دعاكم لما يحييكم

اگر جمله شرطيه «إذا دعاكم . .. » داراى مفهوم باشد، اين جمله با منطوق و مفهومش بيانگر دو نوع دستور است. دستوراتى زيربنايى، اساسى و حياتبخش براى كل جامعه ايمانى، همانند مسائل حكومت و ولايت، و دستوراتى كه جنبه فردى دارد و حيات كل جامعه در گرو آن نيست.

6 - دعوت خدا و رسولش داراى هويتى واحد براى هدايت انسان ها به حيات واقعى

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 21

21- ايمان به توحيد و نبوت و معاد و دعوت به انجام دادن عمل صالح ، چكيده دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

قل إنّما أنا بشر . .. و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا

جمله «يوحى إلىّ . ..» نبوت و «أنّما إلهكم...» توحيد و «يرجو لقاء ...» معاد و «عملاً صالحاً» عمل صالح را مطرح كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 4

4 - عدم تأثير دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مشركان متعصب و متحجر

فذرهم فى غمرتهم حتّى حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 43 - 3

3 - مبارزه با هواى نفس ، در رأس دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

أرءيت من اتّخذ إلهه هويه

294- دعوت مخفى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 94 - 2،6،7

2- دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت ( دوران مكه ) با برخى مخفى كارى ها ، رازدارى ها و تقيه همراه بود .

فاصدع بما تؤمر

لازمه آشكار كردن دعوت، مخفى داشتن آن است هر چند در برهه اى از زمان و در بخشى از دعوت باشد.

6- « عن عبيدالله بن على الحلبى قال : سمعت أباعبدالله ( ع ) يقول : مكث رسول الله (صلی الله علیه و آله) بمكة بعد ما جاءه الوحى عن الله تبارك و تعالى ثلاث عشرة سنة منها ثلاث سنين مختفياً خائفاً لايظهر ، حتى أمره الله عزّوحلّ أن يصدع بما أمره به ، فأظهر حينئذ الدّعوة ;

عبيدالله بن على الحلبى گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: پس از آنكه از جانب خداوند بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وحى نازل شد، مدت سيزده سال در مكه ماند كه سه سال آن را پنهان و خائف بود [و در اجتماعات ]ظاهر نمى شد تا اينكه خدا به آن حضرت فرمان داد كه آنچه را به او امر كرده است آشكار كند; از آن هنگام دعوتش را آشكار كرد».

7- « عن محمدبن على الحلبى عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إكتتم رسول الله (صلی الله علیه و آله) بمكة مختفياً خائفاً خمس سنين ليس يظهر أمره . . . ثم أمره الله عزّوحلّ أن يصدع بما أمر به فظهر رسول الله (صلی الله علیه و آله) و أظهر أمره ;

محمدبن على الحلبى از امام صادق(ع) روايت كرده است كه فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به مدت پنچ سال در مكه رسالت خود را پنهان مى داشت. آن حضرت پنهان و ترسان بود و مأموريت خود را آشكار نمى كرد ... سپس خداوند عزّوحلّ او را فرمان داد تا مأموريت خود را علنى سازد; پس آن حضرت آشكار شد و رسالت خود را علنى كرد».

295- دعوت مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 7

7- خداوند ، فراخوان مردم به فهميدن امتياز مؤمنان بر كافران و توجه داشتن به آن

هل يستويان مثلاً أفلاتذكّرون

296- دعوت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 14

14 - مشركان ، دعوت كنندگان به آتش جهنّم

اولئك يدعون الى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 18

18 - مشركان، مرتدان متحير را به شرك دعوت مى كنند و خود را هدايت يافته مى پندارند.

له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا

مراد از «اصحاب»، بنا بر يك احتمال، مشركان و منحرفانى هستند كه مرتدان را تشويق مى كنند و به جانب خود سوق مى دهند و راه خود را طريق هدايت مى شمارند.

297- دعوت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 2

2 - دعوت بنى اسرائيل از سوى موسى ( ع ) به يادآورى نعمت هاى الهى بر آنان

و اذ قال موسى لقومه يقوم اذكروا نعمة اللّه عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 1

1 - موسى ( ع ) پس از تصميم فرعون به سركوبى بنى اسرائيل ، مردمش را به استعانت از خدا و صبر و مقاومت در برابر آزار هاى فرعونيان فراخواند .

قال موسى لقومه استعينوا باللّه و اصبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 2

2 - موسى و هارون ( ع ) از سوى خدا مأمور بودند رسالت خود را به فرعون و سران حكومتش اعلان كنند و آنان را به ايمان فراخوانند .

ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه

«ملأ» به معناى رؤساست (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 3،11

3 - موسى ( ع ) تسليم و توكل را نشانه هاى ايمان راستين به خدا اعلام كرده و قوم خويش را به دست يافتن به آن فراخواند .

و قال موسى يقوم إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

11 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . ان قوم موسى استعبدهم آل فرعون و قالوا : لو كان لهؤلاء على اللّه كرامة كما يقولون ما سلطنا عليهم فقال موسى لقومه : يا قوم إن كنتم آمنتم باللّه فعليه توكلوا . . . ;

. .. همانا آل فرعون، قوم موسى را به بردگى گرفته بودند و مى گفتند اگر آنان همان گونه كه مى گويند در نزد خداوند كرامتى داشتند، ما را بر آنان مسلط نمى ساخت. پس موسى(ع) به قوم خود گفت: اى قوم! اگر ايمان به خدا داريد، پس بر او توكل كنيد ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 1

1 - قوم موسى ، پس از توصيه و دعوت او ، اعلام داشتند : ما تنها بر خدا توكل كرده و جز او بر احدى اتكال نخواهيم كرد .

و قال موسى يقوم . .. فعليه توكلوا ... فقالوا على اللّه توكلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 58 - 11،12

11 - دعوت موسى ( ع ) و مقابله فرعون با آن حضرت ، موضوعى مطرح در افكار عمومى مردم مصر

فاجعل . .. موعدًا ... مكانًا سوًى

سعى فرعون در مقابله با موسى(ع) به وسيله سحر، و دعوت از مردم براى شركت در اين رويارويى، حكايت از آن دارد كه موضوع دعوت آن حضرت، موضوعى مطرح در جامعه آن زمان بوده و مردم اين رويداد را تعقيب مى كرده اند.

12 - فرعون ، ناگزير از قانع كردن افكار عمومى مردم مصر ، دربرابر دعوت و معجزات حضرت موسى ( ع )

فلنأتيّنك بسحر مثله فاجعل . .. مكانًا سوًى

298- دعوت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 3،5،11

3 - قيام حضرت نوح ( ع ) ، عليه شرك و بت پرستى و دعوت به توحيد و يكتاپرستى ، براى قومش سنگين و غير قابل تحمل بود .

إن كان كبر عليكم مقامى و تذكيرى بأيت اللّه

كلمه «مقام» مشترك بين سه صيغه است: مصدر ميمى، اسم زمان و اسم مكان. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، اگر قيام من براى دعوت به توحيد و يادآورى آيات و نشان هاى خداوند، بر شما سنگين و دشوار است و ... .

5 - حضرت نوح ( ع ) ، در دعوت به توحيد و يكتاپرستى و زدودن انديشه شرك ، آيات و نشانه هاى خدا را به قومش يادآورى مى كرد .

مقامى و تذكيرى بأيت اللّه

11 - حضرت نوح ( ع ) با توكل بر خداوند ، قومش را به مقابله همه جانبه با خود فراخواند .

فعلى اللّه توكلت فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إلىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 72 - 5

5 - حضرت نوح ( ع ) در امر دعوت ، تسليم خدا بوده و تنها به فرمان او عمل مى كرد .

و أمرت أن أكون من المسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 19

19 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : كانت شريعة نوح أن يعبد اللّه بالتوحيد . . . فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عاماً يدعوهم سراً و علانية . . . فأوحى اللّه عزّوجلّ إليه : أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتأس بماكانوا يفعلون » فلذلك قال نوح : « و لايلدوا إلاّفاجراً كفاراً » و أوحى اللّه إليه « أن اصنع الفلك » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. شريعت نوح آن بود كه خدا به يكتايى پرستش مى شد... پس نوح(ع) در بين قوم خويش 950 سال توقف كرد و آنها را آشكار و پنهان به خدا دعوت نمود... سپس خداوند - عزّوجلّ - به او وحى فرستاد: «أنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن فلاتبتئس بما كانوا يفعلون» و به همين خاطر نوح گفت: «و لايلدوا إلاّ فاجراً كفاراً» و خداوند به نوح وحى كرد:«أن اصنع الفلك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 3 - 1

1 - حضرت نوح ( ع ) ، مردم را به عبادت خدا ، تقواى الهى و اطاعت از خود ، فرا مى خواند .

أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 5 - 3

3 - دعوت شبانه روزى حضرت نوح ( ع ) ، از قوم خود براى ايمان به خدا

قال ربّ إنّى دعوت قومى ليلاً و نهرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 7 - 1،2،7

1 - دعوت حضرت نوح ( ع ) ، در تمامى دفعات با مخالفت شديد قومش روبه رو مى شد .

و إنّى كلّما دعوتهم لتغفر لهم جعلوا أصبعهم فى ءاذانهم و استغشوا ثيابهم

2 - انگشت ها را در گوش ها نهادن و جامه ها را بر سر كشيدن ، واكنش معمول قوم نوح در برابر دعوت آن حضرت

و إنّى كلّما دعوتهم . .. جعلوا أصبعهم فى ءاذانهم و استغشوا ثيابهم

7 - دعوت نوح ( ع ) ، با استكبار و گردن فرازى شديد قومش روبه رو شد .

و استكبروا استكبارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 10 - 1

1 - نوح ( ع ) ، قومش را به استغفار و آمرزش خواهى به پيشگاه خداوند فرامى خواند .

فقلت استغفروا ربّكم

299- دعوت هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 2

2 - موسى و هارون ( ع ) از سوى خدا مأمور بودند رسالت خود را به فرعون و سران حكومتش اعلان كنند و آنان را به ايمان فراخوانند .

ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه

«ملأ» به معناى رؤساست (لسان العرب).

300- دعوت هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 5

5 - هود با برانگيختن عواطف قومى مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 16،18،19

16 - هود ( ع ) به منظور ايجاد زمينه رستگارى در قوم خويش آنان را به يادآورى دو نعمت بزرگ الهى ( جانشينى قوم نوح ، برخوردارى از نيرويى چشمگير ) فراخواند .

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح . .. لعلكم تفلحون

18 - هود از مردم خويش خواست تا همواره نعمت هاى الهى را به خاطر داشته باشند .

فاذكروا ءالاء اللّه

19 - توجه دادن مردم به نعمت هاى الهى ، از روش هاى تبليغى - هدايتى هود ( ع )

فاذكروا ءالاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 1،12

1 - هود با ابلاغ مأموريت خويش از جانب خداوند ، مردمش را به توحيد ، عبادت خداوند و ترك پرستش معبودان دروغين فراخواند .

أجئتنا لنعبد اللّه وحده و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

12 - قوم عاد ، مردمى مغرور ، متعصب و لجوج در برابر دعوت توحيدى هود ( ع )

فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 2

2 - هود ( ع ) در پاسخ ناباورى قوم عاد به اخطار هاى عذاب ، فراهم آمدن زمينه هاى عذاب ( پليد گشتن و گرفتارى به غضب خدا ) را به آنان ابلاغ كرد .

فأتنا بما تعدنا . .. قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب

301- دعوت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 69 - 2

2- يوسف ( ع ) در پى ملاقات با برادرانش ، بنيامين را فراخواند و او را در كنار خويش جاى داد .

و لما دخلوا . .. ءاوى إليه أخاه

302- دعوت يوشع بن نون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 12،19

12 - يوشع و كالب ، در عين ترس از دشمن ، مردم را براى يورش به سرزمين مقدس فرا خواندند .

قال رجلان من الذين يخافون

برداشت فوق مبنى بر اين است كه مفعول محذوف «يخافون»، «جبارين» باشد.

19 - يوشع و كالب براى مقابله با زورگويان و پيروزى بر آنان ، قوم موسى ( ع ) را به تلاش همراه با توكل بر خدا فرا خواندند .

ادخلوا عليهم الباب . .. فانكم غلبون و على اللّه فتوكلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 3

3 - بى اعتنايى قوم موسى ( ع ) به فراخوانى يوشع و كالب براى يارى موسى ( ع ) در مبارزه با جباران

ادخلوا عليهم الباب . .. قالوا يموسى إنّا لن ندخلها

بنى اسرائيل پس از شنيدن سخنان يوشع و كالب، حضرت موسى(ع) را مخاطب قرار دادند تا بى اعتنايى و بى توجهى خود را به دعوت آن دو نفر اعلام كرده باشند.

303- رد دعوت به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 4

4 - متعصّانِ تابعِ احساسات خويشاوندى ، هر دعوتى را ، از هر كسى ، براى پيروى از تعاليم آسمانى ، جواب منفى مى دهند .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ماأنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

آورده شدن فعل مجهول «قيل» به جاى اين كه دعوت كننده و گوينده خاصى را، مانند انبيا، مشخص كند، احتمال دارد به خاطر نكته ياد شده باشد.

304- رد دعوت به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 8 - 6،7

6 - از هر دعوت و تلاش شرك آلودى ، بايد سرپيجى كرد .

و إن جهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلاتطعهما

7 - هشدار خداوند ، به فرزند ، درباره جواب مساعد دادن به دعوت و تلاش والدين در جهت مشرك ساختن او

و إن جهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلاتطعهما

305- رد دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 68 - 2

2 - ردّ دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( دعوت به يكتاپرستى ) ، از سوى مشركان و پافشارى آنان بر شرك و بت پرستى

و ادع إلى ربّك . .. و إن جدلوك

306- رد دعوت والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 8 - 7

7 - هشدار خداوند ، به فرزند ، درباره جواب مساعد دادن به دعوت و تلاش والدين در جهت مشرك ساختن او

و إن جهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلاتطعهما

307- روش دعوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 1،2

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور دعوت مردم به راه پروردگار در پرتو حكمت ( برهان هاى عقلى و علمى ) و موعظه نيك

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

«حكمت» به معناى دستيابى به حق در پرتو علم و عقل است (مفردات راغب). بنابراين «بالحكمة»; يعنى، به وسيله براهين عقلى و علمى به حق رسيدن.

2- رشد و كمال پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پرتو ربوبيت الهى ، مقتضى دعوت ديگران به راه خداست .

ادع إلى سبيل ربّك

واژه «ربّ» - كه در لغت به معناى تربيت است (مفردات راغب) - مى تواند اشاره به اين جهت داشته باشد كه: بهرهورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ربوبيت خدا، مقتضى آن است كه آن حضرت ديگران را نيز از ربوبيت خدا بهره مند سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 8

8 - لزوم به كارگيرى دعوت عملى در كنار دعوت لفظى

وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها

وظيفه پايدارى بر نماز پس از دعوت ديگران به آن، ممكن است به منظور تأثير آن در تشويق ديگران به نماز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 23

23 - لزوم تأكيد و بهره مندى از باور هاى مشترك و مورد اتفاق در مقام دعوت دينى

قل ءامنت . .. اللّه ربّنا و ربّكم

308- روش دعوت به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 4

4 - توجه دادن مردم به امدادهاى خداوند در دشواريها و تنگناهاى هولناك زندگى، روشى در تبليغ و دعوت به توحيد

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية

«قل» فرمانى است به پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى بيان مضمون آيه از اين دستور چنين بر مى آيد كه اين سبك احتجاج بايد به عنوان محورى در تبليغ مورد توجه قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 7

7 - قانع كردن فكر مخاطب ، با برهانى محكم ، هنگام دعوت به توحيد ، از روش هاى هدايتى قرآن كريم

لاتشرك . .. إنّ الشرك لظلم

309- روش دعوت به خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 58 - 14

14 - موعظه ، روشى مفيد براى دعوت مردم به نيكيها

انّ اللّه نعمّا يعظكم به

چون خداوند بهترين پاداشها را براى تربيت برمى گزيند، معلوم مى شود موعظه از روشهاى بسيار مفيد براى تربيت مردم است.

310- روش دعوت به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 48 - 6

6- يادآورى برآورده شدن خواسته هاى انسان در بهشت ، از روش هاى هدايت و جذب انسان ها به دين *

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون . ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 9

9- لزوم نگرشى يكسان و پرهيز از تبعيض و تفاوت در دعوت مردم به دين

فقل ءاذنتكم على سواء

311- زمان دعوت از ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 88 - 3

3 - دعوت مشركان از ابراهيم ( ع ) براى خروج از شهر ، در شب هنگام بود .

فنظر نظرة فى النجوم

نگاه ابراهيم(ع)، به ستارگان حاكى است كه اين نگاه در شب بود; زيرا ستارگان در شب مشاهده مى شوند.

312- زمينه اجابت دعوت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 3

3- باور به ربوبيت خدا و توجه به آن ، زمينه ساز پذيرش دعوت اوست .

للذين استجابوا لربهم

313- زمينه دعوت به تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 106 - 7

7 - دعوت به تقوا لازمه اخوت و برادرى راستين

إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه قيد «أخوّت» نه صرفاً از جهت انتساب نژادى; بلكه به منظور بيان دلسوزى و خيرخواهى نيز باشد; كه در اين صورت ذكر دعوت به تقوا پس از آن، بيانگر ارتباط حتمى ميان تقوا و اخوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 161 - 7

7 - دعوت به تقوا ، لازمه اخوت و برادرى راستين

إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه اطلاق «أخ» نه صرفاً از جهت انتساب نژادى باشد; بلكه به منظور بيان دلسوزى و خيرخواهى نيز باشد كه دعوت به تقوا لازمه حتمى آن خواهد بود.

314- زمينه قبول دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 2

2 - بيمناكان از حشر و حضور در پيشگاه خداوند داراى زمينه مساعد براى پذيرش انذار و دعوت پيامبران هستند.

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم

315- زمينه قبول دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 14

14 - تهيدستان و طبقات پايين جامعه، داراى زمينه بيشتر براى پذيرش ايمان و دعوت پيامبرند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم . .. أليس اللّه بأعلم بالشكرين

316- سرزنش دعوت به بخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 24 - 4

4 - بخلورزى و توصيه مردم به آن ، امرى بس ناپسند و نكوهيده

و اللّه لايحبّ . .. الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل

317- صبر در دعوت به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 7

7- منفعت برتر و خير مؤمنان به هنگام دعوت به اسلام ، در صبر و عدم تعجيل در انتقام از دشمنان و مقابله به مثل با آنان است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

318- عقلانيت دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 11

11 - دعوت پيامبران ، مبتنى بر منطق روشن و منطبق با مبانى عقلى و علمى

ثمّ أرسلنا . .. و سلطن مبين

319- فرعون و دعوت موسى (ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 78 - 9

9 - فرعون و اطرافيانش ، به موسى و هارون ( ع ) اعلام كردند كه دعوت آنان را نپذيرفته و تسليم ايشان نخواهند شد .

و ما نحن لكما بؤمنين

به قرينه لام در «لكما» ; در كلمه «مؤمنين» معناى تسليم تضمين شده است.

320- فرعون و دعوت هارون (ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 78 - 9

9 - فرعون و اطرافيانش ، به موسى و هارون ( ع ) اعلام كردند كه دعوت آنان را نپذيرفته و تسليم ايشان نخواهند شد .

و ما نحن لكما بؤمنين

به قرينه لام در «لكما» ; در كلمه «مؤمنين» معناى تسليم تضمين شده است.

321- فرعونيان و دعوت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 49 - 7

7 - فرعونيان ، گرفتار تناقض فكرى و رفتارى در برابر دعوت موسى ( ع )

و قالوا يأيّه الساحر ادع لنا ربّك

فرعونيان، از يك سو موسى(ع) را ساحر مى خوانند و از سوى ديگر براى رفع بلا دست به دامان او مى شوند و اين خود نمايانگر تشتت و تناقضى است كه بدان گرفتار آمده اند.

322- فلسفه دعوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 12

12 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در دعوت مردم به پذيرش كتاب الهى ، در پى جلب منفعت براى خود يا دفع ضرر از خويش نبود .

فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها

323- قبول دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 130 - 3،4

3 - دست كشيدن از انحراف هاى عقيدتى ، پذيرش دعوت پيامبران و روى آورى به خدا ، فلسفه بلا ها و مشكلات

و لقد أخذنا . .. لعلهم يذّكّرون

با توجه به آيات قبل كه سخن از ربوبيت خدا و رسالت موسى(ع) بود، معلوم مى شود متعلق «يذكرون» همان توحيد ربوبى و پيامبرى موسى(ع) و رسالتهاى اوست.

4 - باور به توحيد ربوبى و پذيرش دعوت پيامبران ، امرى لازم بر عهده بندگان

لعلهم يذّكّرون

324- قبول دعوت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 51 - 2،4

2 - مؤمنان راستين ، به دعوت خدا و رسول او لبيك گفته و حرف شنوا و فرمانبراند .

إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه . .. أن يقولوا سمعنا و أطعنا

4 - لبيك گفتن به دعوت خدا و رسول او و پذيرش بى چون و چراى داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، از نشانه هاى ايمان واقعى و اوصاف مؤمنان راستين

إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و

325- قبول دعوت مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 4

4- اجابت پيام مبلغان الهى ، ايمان به خداوند است .

أجيبوا داعى اللّه و ءامنوا به

در برداشت ياد شده جمله «آمنوا به» تفسير «أجيبوا» دانسته شده و ضمير «به» به «اللّه» بازگردانده شده است. احتمال ديگر اين است كه «آمنوا» جمله مستقل باشد و ضمير «به» به داعى اللّه» ارجاع كردد.

326- قبول دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 51 - 2،4

2 - مؤمنان راستين ، به دعوت خدا و رسول او لبيك گفته و حرف شنوا و فرمانبراند .

إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه . .. أن يقولوا سمعنا و أطعنا

4 - لبيك گفتن به دعوت خدا و رسول او و پذيرش بى چون و چراى داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، از نشانه هاى ايمان واقعى و اوصاف مؤمنان راستين

إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 63 - 2

2 - اجابت دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى لازم و فراخوانى او ، برتر از هر فراخوانى ديگر

لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضًا

327- كافران و دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 2

2 - كفرپيشگان از دعوت پيامبران جز فرياد و سر و صدا ، چيز ديگرى در نمى يابند .

و مثل الذين كفروا كمثل الذى ينعق بما لايسمع إلا دعاءً و نداءً

بر اساس توضيح برداشت قبل، معناى جمله «مثل الذين كفروا . .. إلا دعاءً و نداءً» چنين مى شود: مَثَل كافران در ارتباط با دعوت كنندگان به ايمان مَثَل گوسفندان و چوپان آنهاست; همان گونه كه گوسفندان از سخن و امر و نهى چوپان چيزى جز فرياد نمى فهمند، كافران نيز از دعوت پيامبران حقيقتى را درك نمى كنند.

328- كافران و دعوت به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 12

12 - كافران مجرم ، تنها ، منكر رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) نبودند ، بلكه هر دعوت كننده به خدا را ، ياوه سرا مى دانستند .

ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون

با اين كه خداوند، آورنده معجزه را، تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) معرفى فرموده است (لئن جئتهم) اما آنان در جواب، جمعى را مخاطب قرار مى دهند (إن أنتم. ..) اين حقيقت را حكايت مى كند كه آنان، هر دعوت كننده اى را داراى چنان وصفى مى پندارند.

329- كافران و دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 9

9 - از امام باقر ( ع ) درباره آيه فوق روايت شده : « مثل الذين كفروا فى دعائك إياهم أى مثل الداعى لهم إلى الإيمان كمثل الناعق فى دعائه المنعوق به من البهائم التى لاتفهم و إنما تسمع الصوت فكما ان الأنعام لايحصل ل ها من دعاء الراعى إلا السماع دون تفهم المعنى فكذلك الكفار لايحصل لهم من دعائك إياهم إلى الإيمان إلا السماع دون تفهم المعنى ;

مثل تو اى رسول ما در دعوت اين كافران، به سان چوپانى است كه گوسفندان را فرا مى خواند و آن گوسفندان نمى فهمند او چه مى گويد و تنها صدايى مى شنوند. پس همان طور كه گوسفندان از فرياد چوپان غير از صدا، معنايى نمى فهمند، كافران نيز از دعوت تو آنها را به ايمان غير از شنيدن صدا هيچ معنايى نمى فهمند».

330- گمراهى معرضان از دعوت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 32 - 6

6- روى گردانان از مبلغان الهى و دعوت حق ، گرفتار گمراهى آشكار

و من لايجب داعى اللّه . .. أُولئك فى ضلل مبين

331- گناه ترك دعوت به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 9،10

9- صالح ( ع ) به مردم خويش اعلام كرد : در صورت پذيرش خواسته آنان ( ترك دعوت به توحيد ) گنه كار و مستحق عذاب الهى خواهد بود .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

10- پيامبران ، در صورت مسامحه در امر رسالت و ترك ابلاغ توحيد ، گنه كارند .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

332- گناه دعوت به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 16

16 - دعوت مردم به كفر و شرك، گناهى همسان با كفرپيشگى و شركورزى

ربنا هؤلاء أضلونا فاتهم عذابا ضعفا من النار قال لكل ضعف

333- گناه دعوت كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 16

16 - دعوت مردم به كفر و شرك، گناهى همسان با كفرپيشگى و شركورزى

ربنا هؤلاء أضلونا فاتهم عذابا ضعفا من النار قال لكل ضعف

334- مبانى دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 11

11 - دعوت پيامبران ، مبتنى بر منطق روشن و منطبق با مبانى عقلى و علمى

ثمّ أرسلنا . .. و سلطن مبين

335- محدوده دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 1

1 - مسؤوليت تبليغ و دعوت انبياى الهى، تنها در محدوده بشارت و انذار

و ما نرسل المرسلين إلا مبشرين و منذرين

336- مخاطبان دعوت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 2 - 2

2- بنى اسرائيل ، مخاطبان اصلى دعوت موسى ( ع ) و هدايت آنان ، مهم ترين هدف و وظيفه آن حضرت

و ءاتينا موسى الكتب و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل

از مجموع آيات مربوط به حضرت موسى(ع) برمى آيد كه دعوت ايشان، دعوتى فراگير بوده است و ذكر بنى اسرائيل در اين آيه، مى تواند براى اين باشد كه آنان مخاطبان اصلى دعوت بودند.

337- مراد از دعوت حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 9

9- « عن على بن أبى طالب ( ع ) فى قوله : « له دعوة الحق » قال : التوحيد ، لا إله إلاّ الله ;

از على بن ابى طالب(ع) روايت شده كه درباره قول خدا: «له دعوة الحق» فرمود: مقصود توحيد و لا إله إلاّ الله است».

338- مشركان و دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 4

4 - التزام به تبعيت از نياكان و آداب و سنن آنان ، پاسخ مشركان در برابر دعوت پيامبر به پيروى از احكام خدا

و إذا قيل لهم اتبعوا . .. قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا

«ألفاء» (مصدر ألفينا) به معناى يافتن است.

339- مشكلات دعوت به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 11

11 - موهومات و عقايد خرافى از مشكلات تبليغ توحيد

و لا أخاف ما تشركون به

340- ممانعت از دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 2

2 - كافران ، متوقف كردن دعوت به اسلام و محدود ساختن آن را ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .

و لو شئنا لبعثنا فى كلّ قرية نذيرًا . فلاتطع الكفرين

با توجه به معناى لغوى «طاعت» (عمل كردن به آنچه كه از انسان خواسته شده است) مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد; زيرا آنچه كه كافران از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته بودند - با توجه به آيه قبل كه سخن از جهانى بودن رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) بود و آيه شريفه متفرع بر آن شده (فلاتطع الكافرين) - مى تواند توقف و محدود شدن رسالت باشد.

341- منشأ دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 7

7- دعوت پيامبران ، تنها مبتنى بر وحى الهى بود .

بل قالوا أضغث . .. بل هو شاعر ... و ما أرسلنا قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم

342- منشأ دعوت به بخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 24 - 2

2 - بخلورزى و توصيه ديگران به آن ، زاييده كبر و خودپسندى است .

كلّ مختال فخور . الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل

تقديم «كلّ مختال» بر «الذين يبخلون. ..»، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه عجب و خودپسندى، ريشه بخل است و انسان هاى بخيل، در ابتدا گرفتار عجب مى شوند. سپس آن صفت ناپسند، باعث مى شود كه آنان از دستگيرى ديگران و انفاق براى آنان، امساك ورزند.

343- منشأ دعوت به تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 1 - 10

10 - فرمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رعايت تقوا ، برخاسته از علم و حكمت الهى است .

يأيّها النبىّ اتّق اللّه . .. إنّ اللّه كان عليمًا حكيمًا

جمله «إنّ اللّه. ..» مى تواند تعليل براى فرمان به رعايت تقوا باشد; يعنى، چون خداوند، داراى آگاهى فراوان و صاحب حكمت است، چنين فرمانى را صادر كرده است.

344- موانع دعوت به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 9

9 - هواپرستى و تمايلات نفسانى ، مخالف اهداف دعوت الهى است .

و لاتتّبع أهواءهم

345- موعظه در دعوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 1،9

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور دعوت مردم به راه پروردگار در پرتو حكمت ( برهان هاى عقلى و علمى ) و موعظه نيك

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

«حكمت» به معناى دستيابى به حق در پرتو علم و عقل است (مفردات راغب). بنابراين «بالحكمة»; يعنى، به وسيله براهين عقلى و علمى به حق رسيدن.

9- انسان براى گرايش به راه خدا ، نيازمند موعظه نيك در كنار دلايل متقن عقلى

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «الموعظة» عطف بر «بالحكمة» است و با يك سياق ذكر شده، در حالى كه «و جادلهم» با بيان ديگر و امرى مجزّا آمده است.

346- مهمترين دعوت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 4

4 - دعوت به توحيد و پرستش خداى يگانه ، اولين و مهم ترين پيام نخستين پيامبر پس از نوح ( هود يا صالح )

أن اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

«أن» براى تفسير پيامى است كه پيامبر (پيامبرى كه براى جامعه پس از طوفان نوح برانگيخته شده بود)، مأمور ابلاغ آن به مردم بود.

347- مهمترين دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 20 - 4

4 - توحيد و نفى شرك ، اساس و محور دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل إنّما أدعوا ربّى و لاأُشرك به أحدًا

348- مهمترين دعوت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 42 - 9

9 - ياد خدا و سخن از او ، محور و شعار دعوت و رسالت موسى و هارون ( ع )

و لاتنيا فى ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 9

9 - موسى و هارون ( ع ) ، دعوت به پذيرش ربوبيت خداوند را سرلوحه دعوت هاى خويش قرار داده بودند .

بربّ هرون و موسى

349- مهمترين دعوت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 4،8،13

4 - دعوت به پرستش خداى يگانه ، در رأس برنامه تبليغى نوح ( ع )

فقال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

8 - مبارزه با شرك و دعوت به توحيد ، مهمترين رسالت نوح

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

13 - هشدار به روز قيامت و عذاب هول انگيز آن ، از رسالت هاى اساسى نوح ( ع )

إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 5

5 - دعوت به توحيد و پرستش خداى يگانه ، نخستين و مهم ترين سخن نوح ( ع ) با قوم خويش

فقال يقوم اعبدوا اللّه . .. أفلاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 3 - 2

2 - توحيد و خداپرستى ، اولين و مهم ترين دعوت حضرت نوح ( ع )

أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون

برداشت ياد شده، از تقدم ذكرى «اعبدوا اللّه» به دست مى آيد.

350- مهمترين دعوت هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 42 - 9

9 - ياد خدا و سخن از او ، محور و شعار دعوت و رسالت موسى و هارون ( ع )

و لاتنيا فى ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 9

9 - موسى و هارون ( ع ) ، دعوت به پذيرش ربوبيت خداوند را سرلوحه دعوت هاى خويش قرار داده بودند .

بربّ هرون و موسى

351- مهمترين دعوت هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 4

4 - دعوت به توحيد و پرستش خداى يگانه ، اولين و مهم ترين پيام نخستين پيامبر پس از نوح ( هود يا صالح )

أن اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

«أن» براى تفسير پيامى است كه پيامبر (پيامبرى كه براى جامعه پس از طوفان نوح برانگيخته شده بود)، مأمور ابلاغ آن به مردم بود.

352- وضوح دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 11

11 - دعوت پيامبران ، مبتنى بر منطق روشن و منطبق با مبانى عقلى و علمى

ثمّ أرسلنا . .. و سلطن مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 32 - 7

7- دعوت پيامبران و مبلغان الهى ، همراه با ادله روشن و آشكار

و من لايجب داعى اللّه . .. أُولئك فى ضلل مبين

در اين آيه مخالفت با دعوت گران به سوى خداوند، گمراهى آشكار شمرده شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه پيام مناديان الهى، حق آشكار بوده است.

353- وضوح دعوت مبلغان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 32 - 7

7- دعوت پيامبران و مبلغان الهى ، همراه با ادله روشن و آشكار

و من لايجب داعى اللّه . .. أُولئك فى ضلل مبين

در اين آيه مخالفت با دعوت گران به سوى خداوند، گمراهى آشكار شمرده شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه پيام مناديان الهى، حق آشكار بوده است.

354- ويژگيهاى دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 1

1 - دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اصول و مبانى و برنامه هاى آن متكى بر حجت و دليل روشن است.

قل إنى على بينة من ربى

در آيات گذشته از توحيد و روش برخورد و . .. سخن به ميان آمده و لذا جمله «إنى على بينة» به منزله پشتوانه و تأييدى براى كليه موارد ذكر شده است.

355- ويژگيهاى دعوت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 72 - 2

2 - حضرت نوح ( ع ) ، براى انجام رسالت خويش ، از مردم كمترين مزدى مطالبه نمى كرد .

فإن توليتم فما سألتكم من أجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 8 - 1،2

1 - دعوت نوح ( ع ) از مردم ، براى ايمان آوردن با صدايى بلند و رسا

ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا

«جهار» اسم مصدر «جهر» است و چنانچه در مورد كلام و سخن به كار رود، به معناى صدا و آواز بلند و در غير آن به معناى علنى و آشكار خواهد بود.

2 - دعوت نوح ( ع ) در ميان قومش ، در آغاز به صورت سرّى و بى سروصدا بود .

و إنّى كلّما دعوتهم . .. و استكبروا استكبارًا . ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا

دعوت نوح(ع) با صداى بلند و رسا، پس از دعوت ايشان و واكنش انكارآميز و مستكبرانه قومش ياد شده است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه دعوت قبلى، سرّى و بى سروصدا بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 2

2 - نوح ( ع ) ، برخى از مردم را به صورت مخفى و خصوصى و برخى را به شكل عمومى و علنى به ايمان فراخواند .

ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين احتمال است كه دعوت علنى و مخفى حضرت نوح(ع)، ممكن است در يك زمان و در شرايط اجتماعى خاصّى انجام گرفته شده باشد.

356- يوسف(ع) و رد دعوت پادشاه مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 1

1- يوسف ( ع ) در زندان مصر ، علت هاى نپذيرفتن دعوت پادشاه و حاضر نشدن در نزد او و تقاضاى دادرسى را بيان كرد .

قال ارجع إلى ربك . .. ذلك ليعلم

در اينكه جمله «ذلك ليعلم . ..» تا آخر آيه بعد كلام يوسف(ع) است يا سخن زليخا، دو نظر ابراز شده است. دلايل متعددى مؤيد نظر نخست است كه به برخى از آنها اشاره مى شود: 1- ظاهر اين است كه «أن الله ...» عطف بر «أنى لم أخنه ...» باشد ; يعنى: «ذلك ليعلم... أن الله لايهدى ...». اين معنا محتمل نيست كه سخن زليخا باشد. 2- آنچه در آيه بعد آمده، حقايق و معارفى بلند است كه اعتقاد و باور به آنها از زنى چون زليخا - كه در سلك مشركان است - برنمى آيد.

دعوا

357- ادله اثبات دعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 82 - 7

7- گواهى شهود عينى ، طريقى معتبر براى اثبات مدعا

وسئل القرية . .. والعير التى أقبلنا فيها

358- امارات قضايى در اثبات دعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 26 - 11

11- داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، صداقت زليخا و دروغ گويى يوسف ( ع ) را منوط به پاره شدن پيراهن يوسف ( ع ) از پيشِ رو دانست .

إن كان قميصه قُدّ من قُبل فصدقت و هو من الكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 27 - 1

1- داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، كذب ادعاى زليخا و صداقت يوسف ( ع ) را منوط به پاره شدن پيراهن از پشتِ سر دانست .

و إن كان . .. و هو من الصدقين

4- دنيا

1- دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 145 - 10

10 - دنيا ، ميدان عمل براى آخرت

و من يرد ثواب الاخرة نؤته منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 12

12 - خردمندان ، خواستار عزّت و سرافرازى از خداوند در دنيا و آخرت

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 196 - 1،2،3

1 - كافران صدر اسلام ، برخوردار از شوكت ظاهرى و بهره هاى دنيوى

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد

2 - كافران عصر بعثت ، بهره مند از سود هاى فراوان تجارى و نفوذ سياسى ، بر اثر گشت و گذار در شهر ها و سرزمين هاى مختلف

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد

3 - قدرت و شكوه ظاهرى كافران و برخوردارى آنان از بهره هاى مادى ، امرى فريبنده براى مسلمانان

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 62 - 1

1 - جهان فعلى ، نشأه نخستين است و در پى آن نشأه ديگرى خواهد آمد .

و لقد علمتم النشأة الأُولى

2- آثار ادبار دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 11

11 - اقبال دنيا به مردم ، زمينه ساز غفلت از خدا و ادبار آن ، عامل توجه به خداست .

و جرين بهم بريح طيبة و فرحوا بها جاءتها ريح عاصف . .. و ظنوا أنهم أحيط بهم دعوا

3- آثار اعراض از دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 22 - 2

2 - آخرت طلبى و دل نبستن به دنيا ، موجب سرور و تابناكى چهره ها در قيامت

وجوه يومئذ ناضرة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر جايگاه اخروى كسانى است كه در قطب مخالف دلبستگان به دنيا قرار دارند.

4- آثار اقبال دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 11

11 - اقبال دنيا به مردم ، زمينه ساز غفلت از خدا و ادبار آن ، عامل توجه به خداست .

و جرين بهم بريح طيبة و فرحوا بها جاءتها ريح عاصف . .. و ظنوا أنهم أحيط بهم دعوا

5- آثار ترجيح دنيا بر آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 10

10- سوداگرى با دين و ترجيح دادن دنيا بر آخرت ، نشان جهل و نادانى است .

و لاتشتروا بعهد الله . .. إنما عند الله هو خير لكم إن كنتم تعلمون

6- آثار جهل به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 16

16 - دلبستگى به زندگى دنيوى ، نتيجه عدم شناخت صحيح دنياست .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. و ظن أهلها أنهم قدرون عليها ... كذلك نفصل الأيت لقوم

7- آثار ذكر فناپذيرى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 27 - 4

4- توجه به عمر محدود دنيا و گرفتارى هاى لحظه مرگ ، بازدارنده انسان از گناه و انحراف

فكيف إذا توفّتهم الملئكة

تعبير «فكيف. ..» در مقام بازداشتن منافقان و منحرفان از بى ايمانى و نفاق است بدين منظور اولاً مرگ را به رخ آنان كشيده تا بدانند زندگى دنيا ديرى نمى پايد. ثانياً كيفر و عقاب را به ياد آنان آورده تا بدانند حق ستيزى، فرجامى سخت و دشوار دارد.

8- آثار شناخت دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 39 - 6

6 - يافتن راه درست زندگى ، در گرو درك صحيح از حقيقت زندگى و آخرت

يقوم اتّبعون أهدكم سبيل الرشاد . .. إنّما هذه الحيوة الدنيا متع و إنّ الأخرة

برداشت ياد شده از آن جا است كه مؤمن آل فرعون در نخستين برنامه هدايتى خود (نشان دادن راه درست زندگى)، به مسأله حقيقت زندگى دنيايى و اخروى پرداخته است.

9- آثار فريبندگى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 6

6 - فريبندگى حيات دنيا زمينه ساز گرايش گروهى از انسان ها به كفرپيشگى و انكار مداوم آيات خدا

حرمهما على الكفرين . .. غرتهم الحيوة الدنيا ... و ما كانوا بايتنا يجحدون

10- آخرت و دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 7

7 - دنيا ، عرصه تجارت سعادت و كسبِ توشه اخروى است ; نه قيامت .

انفقوا . .. من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه

11- آرزوى بازگشت به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 1،14

1 - بازگشت به دنيا براى تبرّى از سران شرك و مخالفت كردن با آنان ، آرزوى مشركان پيرو در صحنه قيامت

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

«كرّ» به معناى رجوع و «كرّة» به معناى يكبار رجوع كردن است و مراد از آن، بازگشت به دنيا مى باشد. بنابراين «لو أن لنا كرّة»; يعنى، اى كاش يكبار ديگر به دنيا باز مى گشتيم!

14 - آرزوى بازگشت از سراى قيامت به دنيا ، آرزويى پوچ كه هرگز تحقق نخواهد يافت .

لو أن لنا كرة . .. و ما هم بخرجين من النار

«و ما هم بخارجين . ..» در حقيقت پاسخى است به اظهار آرزوى مشركان مبنى بر بازگشت به دنيا. جمله مذكور بيان مى دارد كه آنان نه تنها به دنيا باز نمى گردند، بلكه از آتش دوزخ نيز رهايى نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 2

2 - كافران به هنگام روبرو شدن با آتش دوزخ در آرزوى بازگشت به دنيا، تكذيب نكردن آيات پروردگار و قرار گرفتن در زمره مؤمنان هستند.

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 1

1 - پديدار شدن عذابى كه مشركان آن را انكار مى كردند، موجب آرزوى بازگشت به دنيا، نه ايمان واقعى به خداوند و آيات

فقالوا يليتنا نرد . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون من قبل

جمله «ياليتنا . .. و نكون من المؤمنين» در آيه قبل، بيان آرزوى مشركان براى بازگشت به دنيا و ايمان آوردن بود. حرف «بل»

اضراب از آن مطالب است. يعنى نه اينكه آرزوى بازگشت براى ايمان باشد، بلكه به پندار رهايى از عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 95 - 2

2- جوامع هلاك شده ، آرزومند بازگشت به دنيا و تدارك اعمال خويش اند .

حرم على قرية أهلكنها أنّهم لايرجعون

اگر مراد از بازگشت، بازگشت به دنيا باشد; با توجه به تأكيد خداوند (حرام. .. أنّهم لايرجعون) چنين استفاده مى شود كه امت ها خواهان بازگشت بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 6،8

6 - ندامت كافران در هنگام مرگ و تمناى آنان از خدا ، براى بازگشت به دنيا

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

8 - « عن الصادق ( ع ) . . . إذا مات الكافر شيّعه سبعون ألفاً من الزبانية إلى قبره و انّه ليناشد حامليه بصوت يسمعه كلّ شىء إلاّ الثقلان . . . و يقول : « رّب ارجعون لعلّى أعمل صالحاً فيما تركت « فتجيبه الزبانية كلاَّ إنّها كلمة أنت قائلها ;

از امام صادق(ع) روايت شده است : هنگامى كه كافرى مى ميرد، هفتاد هزار فرشته عذاب او را به سوى قبرش مى برند و آن كافر با صداى بلند - كه تمام موجودات غير از انس و جن مى شنوند - تشييع كنندگان را قسم مى دهد . ..و مى گويد: «ربّ ارجعون لعلّى أعمل صالحاً فيما تركت». پس فرشتگان عذاب به او جواب مى دهند: هرگز! اين كلامى است كه تو گوينده آنى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 3،7

3 - آرزوى كافران در هنگام مرگ ، براى بازگشت به دنيا و استفاده از امكانات و اموال خود در راه خير *

قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صلحًا فيما تركت

برداشت فوق، بدان احتمال است كه مراد از «ما تركت» اموال و امكاناتى باشد كه فرد، پس از مرگ خويش بر جاى مى گذارد; نه فرصت هاى از دست رفته; چنان كه در برداشت پيشين بيان شد.

7 - تمناى كافران بر بازگشت به دنيا ، تمنايى مردود و غير قابل پذيرش

قال ربّ ارجعون . .. كلاَّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 102 - 1

1 - دوزخيان ، آرزومند بازگشت به دنيا ، حتى براى يك بار و قرار گرفتن در صف مؤمنان

فلو أنّ لنا كرّة فنكون من المؤمنين

حرف «لو» براى «تمنّى» به كار مى رود و «كرّة» به معناى (يك بار بازگشتن) است. بنابراين «لو أنّ لنا كرّة»; يعنى، اى كاش! براى ما هرچند براى يك بار هم كه شده، فرصت بازگشتى مى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 1،2

1 - آرزوى كافران و گنه كاران ، هنگام مشاهده عذاب الهى ، به بازگشت دوباره به دنيا

أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة

«لو» در آيه شريفه، براى تمنّى است.

2 - احسان ( نيك كردارى و نيكى كردن به ديگران ) ، هدف و فلسفه درخواست كافران از بازگشت دوباره به زندگى دنيايى

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

«إحسان» هم شامل نيكى به خود مى باشد و هم نيكى به ديگران (لسان العرب ). اين واژه در آيه شريفه ممكن است به هر دو معنا باشد.

12- احاطه بر دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 13 - 3

3 - بى ثمر بودن ثروت ، در نجات از هلاكت و سقوط ، برخاسته از سلطه كامل خداوند بر دنيا و آخرت است .

و ما يغنى عنه ماله إذا تردّى . .. و إنّ لنا للأخرة و الأُولى

13- اديان و آبادانى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 15

15- آبادانى و برخوردار شدن جامعه هاى بشرى از نعمت ها و موهبت هاى دنيوى ، از اهداف پيامبران و اديان الهى است .

يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة إلى قوّتكم

14- ارزش امكانات دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 7،8،9

7 - آمرزش و رحمت الهى ، داراى ارزش برتر از تمامى ثروت هاى به دست آمده و امكانات دنيوى

لمغفرة من اللّه و رحمة خير ممّا يجمعون

8 - مرگ و يا شهادت در راه خدا ، داراى ارزشى برتر از ماندن در دنيا و ثروت اندوزى

و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم . .. خير ممّا يجمعون

9 - ارزش والاتر ماندگاى در دنيا و ثروت اندوزى ، بر شهادت و رحمت و آمرزش الهى ، در پندار غلط كفرپيشگان

لو كانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا . .. لمغفرة من اللّه و رحمة خير ممّا يجمعون

جمله «لو كانوا . .. » شيفتگى كفرپيشگان را نسبت به ماندگارى در دنيا بيان مى كند، و جمله «خير ممّا يجمعون» هدف و يا عاقبت از ماندگارى را توضيح مى دهد. يعنى هدف كفرپيشگان از ماندگارى در دنيا به چنگ آوردن منافع دنيوى و ثروت اندوزى است و آنان اين منافع گذرا را بالاتر از رحمت و آمرزش الهى مى پندارند و لذا بر كشته هاى در راه خدا تأسف مى خورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 6

6 - ارزشمندى داده هاى الهى ( امكانات مادى و معنوى ) به انسانها

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله

از اينكه خداوند امكاناتى را كه در دسترس انسانها قرار داده، فضل خويش ناميده و به خود نسبت داده است، ارزشمندى آن به دست مى آيد ; البته بنابر اينكه ضمير «فضله»، به «اللّه» برگردانده شود ; نه به «ما آتيهم اللّه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 18

18 - ناچيز و بى ارزش بودن هر آنچه ( دنيا و لذائذ و زخارف آن و . . . ) در مقابل از دست دادن دين و رهاسازى كتاب آسمانى و بىوفايى به پيمان الهى باشد .

و اشتروا به ثمناً قليلا

آنچه عالمان اهل كتاب در مقابل دين فروشى مى گرفتند، به اعتقاد خودشان اندك نبوده است ; چون با كتمان حقانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله)، به خواسته هاى دنيوى، رياست بر مردم و . .. مى رسيدند ; ولى در عين حال خداوند همه آنها را به بى ارزشى و ناچيزى توصيف كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 103 - 6

6 - خداوند ، خواهان آگاهى يافتن مردم به ارزش برتر پاداش هاى الهى بر منافع دنيوى

لمثوبة من عنداللّه خير لو كانوا يعلمون

«لو» در «لو كانوا يعلمون» به معناى تمنى است و تمنى درباره خداوند به معناى اراده تشريعى است. مفعول «يعلمون» همه حقايقى است كه در جمله هاى قبل بيان شده است. از آنهاست برترى پاداش دنيا بر ديگر منافع; يعنى: ليت هم يعلمون ان مثوبة اللّه خير.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 5

5 - ارزش برتر پاداش هاى اخروى نسبت به امكانات دنيوى

ثواب اللّه خير

15- ارزش دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 6

6 - دستيابى به دنيا بدون داشتن ايمان و تقوا ، فاقد ارزش در پيشگاه خداوند

من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 11

11 - انديشه و تعقل درباره دنيا و آخرت و ارزش و جايگاه هر يك، زمينه مصون ماندن از زيان و حسرت در قيامت

قد خسر الذين كذبوا . .. و ما الحيوة الدنيا إلا ... أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 10

10- سراى آخرت ، بسى بهتر از سراى دنياست .

و لدار الأخرة خير

16- استحاله بازگشت به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 95 - 1

1- عدم امكان بازگشت امت هاى هلاك شده به دنيا و تدارك اعمال خويش

و حرم على قرية أهلكنها أنّهم لايرجعون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «حرام» خبر مقدم و مصدر مؤوّل (رجوع) در «أنّهم لايرجعون» مبتداى مؤخّر باشد. هم چنين «لا» در «لايرجعون» زايده و مقصود از رجوع، بازگشت به دنيا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 96 - 1

1- سنت الهى بر ثبت اعمال مؤمنان براى پاداش و محروميت هلاك شدگان از بازگشت به دنيا ، تا خروج يأجوج و مأجوج ( انقراض دنيا ) ادامه خواهد داشت .

فمن يعمل . .. و حرم على ... حتّى إذا فتحت يأجوج و مأجوج

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «حتى» معناى غايت را افاده كند. البته ميان اهل ادب در افاده آن براى غايت، اختلاف نظر وجود دارد; ولى از سياق و آهنگ آيه، غايت قابل استفاده است. براين اساس «حتّى إذا فتحت...» غايت براى «فمن يعمل من

الصالحات... و حرام قرية...» خواهد بود. گفتنى است كه نوع مفسران بر آنند كه مقصود از يأجوج و مأجوج، دوگروه از مردمى هستند كه در آخر الزمان ظاهر مى شوند و به تاختوتاز و فتوحات دست مى زنند و پس از مرگ آنان، عمر دنيا به پايان مى رسد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 108 - 4

4 - عدم امكان بازگشت انسان به دنيا ، پس از برپايى قيامت

ربّنا أخرجنا منها . .. قال اخسئوا فيها و لاتكلّمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 102 - 5،6

5 - بازگشت به دنيا پس از برپايى قيامت ، ممكن نيست .

فلو أنّ لنا كرّة فنكون من المؤمنين

برداشت ياد شده با توجه به آمدن واژه «لو» است كه معمولاً در موارد غير ممكن به كار مى رود.

6 - توجه انسان ها در قيامت ، به عدم امكان بازگشت به دنيا و تدارك گذشته ها

فلو أنّ لنا كرّة فنكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 3

3 - اقوام عذاب شده و به هلاكت رسيده ، هرگز زنده نشده و به دنيا باز نخواهند گشت .

أنّهم إليهم لايرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 4

4 - بازگشت به دنيا - حتى براى احسان كردن و جبران گذشته ها - براى هيچ كس ممكن نيست .

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

17- استفاده كم از دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 117 - 4

4- ابتلاى بدعت گذاران به عذاب دردناك ، پس از بهرهورى اندك از دنيا ، گواه عدم رستگارى آنان است .

إن الذين يفترون على الله الكذب لايفلحون . متع قليل و لهم عذاب أليم

18- استفاده ناپسند از دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 8

8 - بهره جويى هاى ظالمانه از دنيا ، ناسپاسى در برابر خداست .

لئن أنجيتنا من هذه لنكوننّ من الشكرين. فلما أنجيهم إذا هم يبغون فى الأرض بغير ال

19- اكتفا به بهره دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 11

11 - قوم خيرخواه قارون ، خواهان بسنده كردن وى به سهم خويش و صرف كردن مازاد آن در راه خدا

و لاتنس نصيبك من الدنيا

20- امكانات دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 10،11،12

10 - امكانات مادى ، و تمايل به آنها ، فقط وسيله اى براى گذران زندگانى دنياست و هدف آفرينش نيست .

زيّن للنّاس ذلك متاع الحيوة الدّنيا

11 - ارزش محدود و مقطعى بهره هاى دنيوى

ذلك متاع الحيوة الدنيا

12 - هشدار خداوند به زوال پذيرى بهرهورى ها و امكانات دنيا

ذلك متاع الحيوة الدنيا

21- امكانات دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 5

5 - دنياطلبان ، زيبايى ها را تنها در امكانات و بهره هاى دنيوى مى پندارند .

فمن الناس من يقول ربنا اتنا فى الدنيا

از اينكه در هنگام خواسته هايشان قيد «حَسَنه» را ذكر نكرده اند، چنين برمى آيد كه هر چه را در دنياست، زيبا مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 8

8 - برخوردارى از امكانات دنيا ، ملاك سنجش شخصيّت افراد از ديدگاه كافران

زين للذين . .. و يسخرون من الذين امنوا

چون كافران فريفته دنيا هستند، لذا هر كسى كه برخوردار از آن نباشد - كه مؤمنان صدر اسلام غالباً تهيدست بودند -، به نظرشان حقير مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 12

12 - لزوم مقدم داشتن ارزش هاى الهى ، در برابر جاذبه هاى مادى و ظواهر دنيوى ( زيبايى ، ثروت و . . . )

و لا تنكحوا المشركات حتى يؤمنَّ و لامة مؤمنة خير من مشركة و لو اعجبتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 21

21 - بهره هاى دنيا در برابر پاداش هاى كامل اخروى اعمال ، فريبى بيش نيست .

و انّما توفّون اجوركم يوم القيمُة . .. و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 197 - 1،2،3

1 - قدرت و توشه هاى مادى ، هر اندازه باشد ، ناچيز و اندك است .

لا يغرّنك . .. متاع قليل

على رغم اينكه امكانات مادى كافران به اندازه اى بوده كه خطر فريبندگى داشته، خداوند آنها را اندك مى شمارد.

2 - بهره مندى كافران از قدرت و امكانات مادى ، محدود و كوتاه است .

متاع قليل ثمّ ماويهم جهنّم

3 - توان و امكانات مادى كافران ، دليلى بر حقّانيّت آنان نيست .

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد. متاع قليل ثمّ ماويهم جهنّم

تصريح به اندك بودن بهره مندى كافران در دنيا و يادآورى فرجام شوم آنان، اشاره به اين معنا دارد كه شوكت ظاهرى آنان، نه به خاطر تقرّبشان در پيشگاه خداوند است و نه نشانه حقانيّت آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 1،3،5،7

1 - بى ارزشى بهره ها و قدرت محدود كافران در دنيا ، نسبت به نعمت جاودانه بهشت

متاع قليل ثمّ ماويهم جهنّم . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات ... خالدين فيه

3 - تلاش براى دستيابى به ثروت و امكانات مادى با حفظ تقوا ، آسيبى به سعادت اخروى نمى رساند .

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد . .. لكن الّذين اتّقوا

«لكن»، براى استدراك توهمى است كه از آيات قبل به ذهن مى رسد، و آن اينكه تلاش كافران براى به دست آوردن امكانات مادى، موجب جهنمى شدن آنهاست ; كلمه «لكن»، اين توهم را از بين برده و بيان مى دارد كه در صورت تقوا، كسب و ثروت ضررى به سعادت انسان وارد نمى سازد.

5 - فريفته نشدن در برابر شوكت ظاهرى و قدرت اقتصادى كافران ، از مصاديق تقواپيشگى است . *

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم

نهى از فريفته شدن و آنگاه بشارت بهشت به تقواپيشگان، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

7 - توجّه به بهشت جاودانه ، موجب گرايش به تقوا و فريفته نشدن در برابر بهره هاى اندك دنيا

متاع قليل . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات ... خالدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 15 - 1،3

1 - خداوند ، راهنماى انسان به امكاناتى برتر از دارايى هاى دنيوى

ذلك متاع الحيوة الدنيا . .. قل اؤنبّئكم بخير من ذلكم

3 - لذّت هاى اُخروى ( باغ هاى بهشتى و رضايت خدا و زنان پاكيزه ) ، برتر از خوشى ها و امكانات دنيا

بخير من ذلكم . .. جنات ... و ازواج مطهرة و رضوان من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 26 - 15

15 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله تعالى: «قد أنزلنا عليكم لباسا . .. و ريشا» ... و اما الرياش فالمتاع و المال ... .

از امام باقر(ع) روايت شده است: مراد از «ريشا» در آيه «قد أنزلنا عليكم . .. و ريشا» متاع و مال است.

22- انبيا و آبادانى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 15

15- آبادانى و برخوردار شدن جامعه هاى بشرى از نعمت ها و موهبت هاى دنيوى ، از اهداف پيامبران و اديان الهى است .

يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة إلى قوّتكم

23- انقراض دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 6

6 - برپايى جهان آخرت در پى انقراض جهان كنونى است .

يبدؤا الخلق ثم يعيده

24- اهميت شناخت دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 1

1 - معرفت و شناخت درست نسبت به ماهيت و حقيقت حيات دنيوى ، امرى لازم براى انسان ها

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا لعب و لهو . .. و تكاثر فى الأمول و الأولد

25- برترى آخرت بر دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 10

10- سراى آخرت ، بسى بهتر از سراى دنياست .

و لدار الأخرة خير

26- بى ارزشى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 10

10 - سراى دنيا و نعمت هاى آن در قياس با آخرت ، ناچيز و بى مقدار است .

إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

چنانچه نعمتهاى دنيا در برابر سراى آخرت ارزشى داشت، تمناى مرگ براى نيل به آن وجهى نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 72 - 12

12 - تحقير دنيا و حاكميت موقت فرعون در آن ، از سوى ساحران مؤمن

إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا

فعل «تقضى» خطاب به فرعون و «هذه الحياة» مفعول فيه آن است; يعنى، «إنّما تقضى مدة هذه الحياة الدنيا» (دايره حكم رانى تو، همين زندگى دنيايى است و فراتر از آن در دسترس تو نيست).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 21

21 - زندگانى دنيا ، در مقايسه با آخرت ، كالايى فريبنده بيش نيست .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 17 - 1

1 - جهان آخرت ، بهتر از زندگانى دنيا و سراسر خير است .

و الأخرة خير

كلمه «خير» - مانند كلمه «شرّ» - گاهى اسم و گاهى وصف تفضيلى است. در صورت اول; يعنى، آنچه همگان به آن رغبت مى كنند و در صورت دوم; يعنى، برتر (مفردات راغب). در اين آيه هر دو معنا احتمال مى رود; گر چه - به قرينه كلمه «أبقى» - معناى تفضيل مناسب تر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 5 - 6

6 - دنيا ، فاقد زمينه مناسب براى بهره بردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از عطا هاى ويژه الهى و رسيدن آن حضرت به خرسندى كامل

و للأخرة خير لك من الأُولى . و لسوف يعطيك ربّك فترضى

27- بى ارزشى منافع دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 117 - 2

2- ناچيزى هر بهره دنيوى ، در قبال عذاب دردناك اخروى

متع قليل و لهم عذاب أليم

28- پايان دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 6

6 - زمان برپايى قيامت ، در آخرين لحظه هاى پايانى دنيا است . *

و يوم تقوم الساعة

ناميده شدن قيامت به «الساعة» ممكن است به جهت اين باشد كه قيامت، در آخرين دقيقه ها و لحظه هاى عمر دنيا رخ مى دهد و ازاين رو، مى توان نكته ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 81 - 4

4 - پايان عمر دنيا و آغاز جهان آخرت ، در نزد خداوند مشخص و معلوم است .

فأنظرنى إلى يوم يبعثون . قال فإنّك من المنظرين . إلى يوم الوقت المعلوم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين اساس است كه مقصود از «الوقت المعلوم» نفخه اولى و پايان عمر دنيا باشد.

29- پايان عمر دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 1 - 2

2 - از عمر دنيا ، مقدار كمترى باقى مانده است .

اقتربت الساعة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه نزديك شدن لحظه برپايى قيامت - كه با به پايان رسيدن عمر دنيا صورت مى پذيرد - در مقايسه با گذشته عمر دنيا سنجيده شده است.

30- پندار جاودانگى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 14 - 3،4

3 - جاودانه پنداشتن دنيا و استبعاد معاد از سوى ناباوران ، بر پايه گمان است ; نه برهان و يقين .

إنّه ظنّ

4 - جاودانه پنداشتن دنيا و بعيد شمردن معاد ، ريشه دل خوشى هاى نابجا و دلبستگى به خانواده و خاندان است .

إنّه كان فى أهله مسرورًا . إنّه ظنّ أن لن يحور

حرف «إنّ» در «إنّه ظنّ»، براى بيان علت سُرورى است كه در «كان فى أهله مسروراً» بيان شده است.

31- ترجيح آخرت بر دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 10

10 - لزوم توجه به ارزش هاى حيات اخروى و ترجيح دادن آن بر زندگى دنيوى ، به هنگام ارزيابى اعمال و تصميم گيرى و انتخاب

أرضيتم بالحيوة الدنيا من الأخرة فما متع الحيوة الدنيا فى الأخرة إلا قليل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 17 - 5

5 - ترجيح آخرت بر زندگانى دنيا ، مايه رستگارى است .

قد أفلح . .. و الأخرة خير و أبقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 18 - 1

1 - جاودانگى جهان آخرت و برترى آن بر زندگانى دنيا ، در تمام كتاب هاى آسمانى مطرح شده است .

و الأخرة خير و أبقى . إنّ هذا لفى الصحف الأُولى

«الصحف»، جمع محلى به «ال» و مفيد عموم است. تصريح به بعضى از صحف در آيه بعد، تنها بر اهميت آنها دلالت دارد و عموم را از بين نمى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 19 - 3

3 - برترى آخرت بر زندگانى دنيا و توقف رستگارى بر تزكيه ، ياد نام خدا و اداى نماز ، از معارف ياد شده در كتاب هاى آسمانى ابراهيم و موسى ( ع )

قد أفلح . .. بل تؤثرون ... صحف إبرهيم و موسى

32- ترجيح آخرت به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 1

1- كافران ، زندگى دنيوى را محبوب خود دانسته و آن را به جاى حيات اخروى برمى گزينند .

ويل للكفرين من عذاب شديد . الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة

برداشت فوق بنابراين اساس است كه «الذين يستحبّون الحياة . ..» جمله وصفى براى «للكافرين» باشد.

33- ترجيح دنيا بر آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 9

9 - دلخوش كردن به زندگى دنيوى و ترجيح دادن آن بر حيات اخروى ، امرى است ناپسند و مورد نكوهش خداوند .

أرضيتم بالحيوة الدنيا من الأخرة فما متع الحيوة الدنيا فى الأخرة إلا قليل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 1،6،8،9،10

1- كافران ، زندگى دنيوى را محبوب خود دانسته و آن را به جاى حيات اخروى برمى گزينند .

ويل للكفرين من عذاب شديد . الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة

برداشت فوق بنابراين اساس است كه «الذين يستحبّون الحياة . ..» جمله وصفى براى «للكافرين» باشد.

6- ترجيح دهندگان دنيا بر آخرت و سد كنندگان راه خدا و كج جلوه دهندگان آن در نهايت گمراهى هستند .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا أُ

8- دلبستگى به دنيا و برگزيدن آن بر آخرت ، محكوم و ناپسند است .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة . .. أُولئك فى ضلل بعيد

9- دلبستگى به دنيا و ترجيح دادن آن بر آخرت ، زمينه ساز دين ستيزى و كفر است .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله

تقديم «يستحبّون الحياة الدنيا» بر جمله «و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجاً» احتمالاً بيانگر معناى ياد شده باشد.

10- ترجيح دادن همواره دنيا بر آخرت ، سد مدام راه خدا و كج جلوه دادن تعاليم الهى ، از نشانه هاى كفرپيشگى است .

ويل للكفرين . .. الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 1،4،6

1- ترجيح زندگى دنيا بر آخرت ، ريشه اصلى ارتداد و گرايش به كفر است .

من كفر بالله من بعد إيمنه . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

جمله «ذلك بأنهم . ..» در مقام تعليل براى آيه قبل است و نيز «ذلك» اشاره دارد به ارتداد و كفر پس از ايمان.

4- گرفتارى به خشم الهى و عذاب اخروى ، معلول دلبستگى انسان به دنيا و ناديده گرفتن آخرت است .

فعليهم غضب . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «غضب من الله . ..» باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

6- ترجيح دنيا بر آخرت - و نه صرف تأمين نياز هاى زندگى - امرى نكوهيده است .

فعليهم غضب من الله . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 4

4- مهر شدن قلب و قواى شنوايى و بينايى ( محروميت از درك حقايق ) ، كيفر ترجيح دهندگان زندگى دنيا بر آخرت

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 5

5- ترجيح زندگى دنيا بر آخرت ، موجب زيان و ورشكستگى واقعى انسان در آخرت است .

ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة . .. لاجرم أنهم فى الأخرة هم الخسرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 26 - 1

1 - كسى كه سرانجامش مرگ است ، نبايد دنيا را بر آخرت ترجيح دهد و خود را دل بسته آن كند .

بل تحبّون العاجلة . .. كلاّ إذا بلغت التراقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 38 - 2،3

2 - طغيان گران ، دنيا طلبانى هستند كه آن را بر آخرت ترجيح مى دهند .

من طغى . و ءاثر الحيوة الدنيا

3 - علاقه شديد به دنيا و ترجيح آن بر آخرت ، پيامد طغيانگرى و سرپيچى از اطاعت خداوند است .

فأمّا من طغى . و ءاثر الحيوة الدنيا

ترتيبى كه آيه شريفه در ذكر طغيان و دنيا طلبى به كار برده، ممكن است برخاسته از ترتّب خارجى آن دو باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 39 - 3

3 - ترجيح دنيا بر آخرت ، مايه گرفتارى به آتش دوزخ

و ءاثر الحيوة الدنيا . فإنّ الجحيم هى المأوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 19

19 - ترجيح دهندگان دنيا بر آخرت ، پيروان هواى نفس خويش اند .

و ءاثر الحيوة الدنيا . .. و أمّا من ... نهى النفس عن الهوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 16 - 2،3

2 - مردم با گزينش دنيا به جاى آخرت ، خود را از تزكيه ، ياد خدا و اداى نماز دور نگه داشته ، از رستگارى محروم مى سازند .

قد أفلح . .. بل تؤثرون الحيوة الدنيا

3 - برتر ديدن زندگانى دنيا از آخرت ، ديدگاهى ناروا و مايه شقاوت و روى گردانى از تذكّرات قرآن و گرفتارى به آتش دوزخ است .

و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار ... بل تؤثرون الحيوة الدنيا

34- تزيين دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 2

2- خداوند ، توصيف كننده بهشت براى متقين ، در قبال جلوه دنيا در چشم كافران

و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون . .. زيّن له سوء عمله ... مثل الجنّة الّتى وعد ا

در صورتى كه «مثل» به معناى توصيف باشد، از ارتباط اين آيه با آيات پيشين مطلب بالا استفاده مى شود.

35- تشبيه مدت دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 1،2

1 - فاصله ولادت تا قيامت - در ديدگاه اهل محشر - فاصله اى ناچيز و همسان با عصر يك روز و يا وقت چاشت آن

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحها

مراد از «لَبْث» در «لم يلبثوا»، درنگى است كه در دنيا و برزخ رخ مى دهد. اين زمان گرچه زياد باشد، در مقايسه با آنچه انسان پس از حشر با آن مواجه خواهد شد، اندك است. براى «عشيّة» معانى متفاوتى ذكر شده است; از قبيل: «ظهر تا غروب»، «آخر روز» و «ظهر تا صبح فردا» (مصباح). «ضحى»; يعنى، گسترش نور خورشيد و پهناور شدن روز (مفردات راغب). اضافه «ضحى» به «عشيّة»، براى بيان اين نكته است كه مقدار صبح يا عصر از يك روز مراد است.

2 - فاصله قيامت و دنيا - هرچند طولانى باشد - در برابر عظمت حوادث قيامت ناچيز و بسان گذشت نيمروز از عمر دنيا است .

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحيها

مفاد «يرونها» ممكن است در ناچيز ديدن دوران گذشته، دخيل باشد; يعنى، ديدن قيامت و رخدادهاى آن، اين ذهنيت را در انسان ايجاد مى كند كه فاصله طولانى دنيا و برزخ، در نظر او اندك آيد.

36- تعقل در حقيقت دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 9،11

9 - نينديشيدن درباره حقيقت زندگى دنيا و آخرت و جايگاه و ارزش هر يك، مورد توبيخ خداوند

و ما الحيوة الدنيا . .. أفلا تعقلون

11 - انديشه و تعقل درباره دنيا و آخرت و ارزش و جايگاه هر يك، زمينه مصون ماندن از زيان و حسرت در قيامت

قد خسر الذين كذبوا . .. و ما الحيوة الدنيا إلا ... أفلا تعقلون

37- تعقل در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 20

20 - ترغيب خداوند به تفكر درباره دنيا و آخرت

لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

38- تفاوت دنيا با آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 5 - 10

10 - آخرت و معيار سنجش زمان آن ، با دنيا و معيار هاى دنيوى ، متفاوت است .

فى يوم كان مقداره ألف سنة ممّا تعدّون

39- تفكر در حقيقت دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 7 - 5،6

5 - درك عميق و ژرف از حقيقت دنيا ، امرى شايسته و لازم است .

يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا

عبارت «يعلمون ظاهراً. ..» به قرينه «و لكنّ أكثر الناس لايعلمون» درصدد سرزنش و مذمت سطحى نگرى به دنيا و توجه نكردن به ژرفا و باطن آن است. بنابراين، شايسته است كه انسان ها، تنها به ظواهر بسنده نكنند، بلكه براى درك باطن آن تلاش كنند.

6 - ژرف نگرى درباره حيات دنيوى ، زمينه توجّه به آخرت است .

يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا و هم عن الأخرة هم غفلون

تقديم صفت سطحى نگرى درباره دنيا بر صفت غفلت از آخرت، احتمال دارد به خاطر اين واقعيت باشد كه سطحى نگرى درباره دنيا، غفلت از آخرت را در پى دارد. بنابراين، ژرف نگرى درباره دنيا و توجه به باطن آن، در رويكرد به آخرت مى تواند نقش داشته باشد.

40- تلاش براى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 145 - 7

7 - تلاشگران براى پاداش هاى دنيوى ، از نعمت دنيا بهره مند خواهند شد .

و من يرد ثواب الدّنيا نؤته منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 3

3 - تلاش براى دستيابى به ثروت و امكانات مادى با حفظ تقوا ، آسيبى به سعادت اخروى نمى رساند .

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد . .. لكن الّذين اتّقوا

«لكن»، براى استدراك توهمى است كه از آيات قبل به ذهن مى رسد، و آن اينكه تلاش كافران براى به دست آوردن امكانات مادى، موجب جهنمى شدن آنهاست ; كلمه «لكن»، اين توهم را از بين برده و بيان مى دارد كه در صورت تقوا، كسب و ثروت ضررى به سعادت انسان وارد نمى سازد.

41- جدايى از دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 28 - 1

1 - درك نشانه هاى جدايى كامل از دنيا از سوى محتضر ، پيش از فرا رسيدن لحظه نهايى مرگ وى

و ظنّ أنّه الفراق

42- جذابيت دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 5

5 - جاذبه و فريبندگى شديد دنيا و امكانات تجمّلى آن براى تمامى انسان ها

و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة لجعلنا . .. سقفًا من فضّة

از اين كه در فرض رفاه تمامى كافران، كفر سراسر جهان را فرامى گرفت، اين نكته استفاده مى شود كه جاذبه دنيا، چنان شديد است كه تمامى انسان ها را به وادى كفر مى كشاند تا به امكانات دنيايى دست پيدا كنند.

43- حسن فرجام دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 9

9- دنيا ، داراى عاقبت و فرجامى نيك است .

لمن عقبى الدار

«ال» در «الدار» عهد حضورى و اشاره به حيات دنيا دارد. مراد از فرجام حيات دنيا بهشت و نعمتهاى آن است.

44- حقيقت دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 25 - 5

5 - دنيا ، سرايى نيست كه در آن بتوان گنه كاران را به كيفر گناهانشان رساند .

يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ

«يومئذ» ظرف و متعلق به «يوفّيهم» است. بنابراين تقديم آن بر «يوفّيهم» يا به خاطر اهتمام به ذكر «قيامت» و يا براى بيان حصر مى باشد. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال دوم است; زيرا در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: تنها در آن روز (قيامت) است نه روزى ديگر (دنيا) كه خداوند، جزاى آنان را به صورت تام و كامل خواهد داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 20 - 7

7 - دنيا ، ناپايدار است و به سوى زوال پيش مى رود .

كيف بدأ الخلق ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 2

2 - دنيا ، جهانى است گذرا و ناپايدار .

إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة

برداشت ياد شده، از نام گذارى دنيا به «عاجلة» (زودگذر) استفاده مى شود.

45- حيات دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 204 - 6

6 - ظاهرسازى و فريفتن ديگران ، فقط در تنگناى حيات دنيا ممكن است .

و من الناس من يعجبك قوله فى الحيوة الدنيا

بنابراينكه «فى الحيوة الدنيا»، متعلّق به «يعجبك» باشد ; يعنى شگفتى گفتارشان در دنياست ; در آخرت كه روز حقيقت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 17

17 - زمين در بردارنده وسيله زندگانى و معيشت انسان ها براى زمانى موقت و نامعلوم

و لكم فى الأرض مستقر و متع إلى حين

«متاع» به چيزى گفته مى شود كه مايه منفعت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 1،2،3

1 - آراستگى زندگانى دنيا ، در ديدگاه كافران

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا

2 - زينت زندگانى دنيا در نظر كافران ، واقعيّت آن را پوشانده است .

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا

3 - كفر ، زمينه اصيل پنداشتن زندگى دنيا و ارزش هاى مادى

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 2

2 - چگونه سپرى كردن زندگانى دنيا ، پرسش فرشتگان از گناهكاران مستضعف پس از مرگ ( سؤال قبر )

انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 40 - 7

7 - ارتباط و پيوند وثيق ميان حيات دنيوى و اخروى انسان

أيحسب الإنسن أن يترك سدًى . .. أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى

از همراه هم آمدن دو موضوع هدفمندى زندگى بشر و احياى مجدد مردگان مطلب ياد شده به دست مى آيد.

46- خفاى حقايق در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 16

16- مخفى ماندن برخى از حقايق و مسائل مورد اختلاف انسان ها ، در دنيا

و ليبيّننّ لكم يوم القيمة ما كنتم فيه تختلفون

ترديدى نيست كه حق در پاره اى از مسائل مورد اختلاف مردم در دنيا روشن است. بنابراين تبيين حقايق مورد اختلاف در قيامت، مربوط به مسائلى است كه حق در آنها روشن نيست.

47- درخواست بازگشت به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 7

7 - منكران قرآن پس از برپايى قيامت در آرزوى يافتن شفيعان نجات دهنده از عذاب و يا بازگشت به دنيا براى انجام اعمالى سعادت آفرين

يقول الذين نسوه . .. فيشفعوا لنا او نرد فنعمل غير الذين كنا نعمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 44 - 4

4- ظالمان به وقت مشاهده عذاب در قيامت خواستار مهلتى كوتاه براى بازگشت به دنيا جهت پاسخ گويى به دعوت خداوند و پيروى از رسولان الهى مى شوند . *

يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا إلى أجل قريب نجب دعوتك و نتّبع

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «يوم يأتيهم العذاب» روز قيامت باشد، نه عذاب استيصال.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 9،13،19

9 - مجرمان در قيامت ، براى بازگشت به دنيا ، به ربوبيت الهى متمسك مى شوند .

ربّنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا

13 - مجرمان در قيامت ، براى بازگشت به دنيا و يافتن فرصت انجام اعمال نيك ، تمنا مى كنند .

فارجعنا نعمل صلحًا

19 - به يقين رسيدن مجرمان درباره معاد ، در قيامت دليل درخواست شان از خدا جهت بازگشت به دنيا است .

فارجعنا نعمل صلحًا إنّا موقنون

«إنّا موقنون» به منزله تعليل براى درخواست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 13 - 11

11 - مشيت خداوند ، تعلق نگرفته است كه به درخواست كنندگان بازگشت به دنيا از آخرت ، جواب مساعد بدهد .

ربّنا . ..فارجعنا نعمل صلحًا... و لو شئنا لأتينا كلّ نفس هديها

فراز «حقّ القول منّى لأملأنّ جهنّم» مى تواند قرينه باشد به اين كه مراد از «لو شئنا لأتينا كلّ نفس هديها» بازگشت دادن به دنيا و در واقع جواب مثبت دادن به درخواست مجرمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 1

1 - درخواست مجرمان در قيامت براى بازگشت به دنيا ، از سوى خداوند شديداً رد مى شود .

فارجعنا نعمل صلحًا . .. فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا

احتمال دارد امر «ذوقوا» جواب درخواست مشركان باشد كه در آيه پيش (12) مطرح شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 6

6 - ستمكاران ، خواهان بازگشت به دنيا و جبران گناهان گذشته خود به هنگام مشاهده عذاب

و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يقولون هل إلى مردّ من سبيل

48- دنيا در تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 19

19 - خير و سعادت بودن آخرت و برترى آن بر دنيا ، از تعاليم تورات به يهوديان

ألم يؤخذ عليهم ميثق الكتب . .. و الدار الأخرة خير للذين يتقون

49- دنيا طلبى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 113 - 4

4 - دوزخيان در قيامت ، به اشتباه خود در دل بستن به زندگى محدود دنيا پى خواهند برد .

قالوا لبثنا يومًا أو بعض يوم

50- دنيا محل عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 12

12 - دنيا ، سراى تلاش است و جهان پس از مرگ ، براى كيفر و پاداش مى باشد .

إذا هم يبغون . .. متع الحيوة الدنيا ثم إلينا مرجعكم فننبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 1

1 - دنيا سراى تلاش و آخرت سراى كيفر و پاداش است .

للذين أحسنوا الحسنى . .. و الذين كسبوا السيئات جزاء سيئة بمثلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 3

3 - دنيا ، جايگاه عمل براى جهان آخرت است .

هنالك تبلوا كل نفس ما أسلفت

51- دنيا و آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 10

10 - سراى دنيا و نعمت هاى آن در قياس با آخرت ، ناچيز و بى مقدار است .

إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

چنانچه نعمتهاى دنيا در برابر سراى آخرت ارزشى داشت، تمناى مرگ براى نيل به آن وجهى نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 8،12

8 - حج ، ميدان انجام اعمال خير و كسب توشه براى آخرت

و ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه و تزوّدوا

12 - انسان در دنيا ، همچون مسافر است .

و تزوّدوا فان خير الزاد التقوى

از به كار بردن «تزوّدوا» استفاده مى شود كه انسان تشبيه به مسافرى شده است كه نياز به توشه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 7

7 - جمع بين دنيا و آخرت و دستيابى به سعادت هر دو جهان امرى ممكن در ديدگاه اسلام و قرآن

فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 3

3 - آميختگى دنيا و آخرت (زينت و عبادت) در بينش اسلامى

يبنى ءادم خذوا زينتكم عند كل مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 26 - 4

4- حيات دنيا در قياس با حيات اخروى جز توشه اى اندك نيست .

و ما الحيوة الدنيا فى الأخرة إلاّ متع

حرف «فى» در «فى الأخرة» به معناى مقايسه است. «متاع» به معناى كالا و هر آنچه در زندگى از آن بهره مى برند است. نكره آوردن آن براى رساندن قلّت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 30 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) محمّد بن علىّ الباقر ( ع ) أنّه سُئِل عن قول اللّه عزّوجلّ : « و قيل من راق » قال : ذاك قولُ ابن آدم إذا حضره الموتُ قال : هل مِن طبيب ، هل من راق ، قال : « و ظنّ أنّه الفراق » يعنى فراق الأهل و الأحِبّة ، عند ذلك قال : « و التفّت الساق بالساق » قال : التفّت الدنيا بالآخرة قال : « إلى ربّك يومئذ المساق » إلى ربّ العالمين يومئذ المصير ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه از آن حضرت درباره سخن خداى عزّوجلّ: «و قيل من راق» سؤال شد، فرمود: اين سخن فرزند آدم است كه وقتى مرگش فرا رسد، گويد: آيا طبيبى هست؟ آيا شفادهنده اى هست؟ مقصود از [جدايى در آيه «و ظنّ أنّه الفراق» ]جدايى از اهل، عيال و دوستان است. از اين جا است كه خداوند مى فرمايد: «و التفّت الساق بالساق»; يعنى، دنيا به آخرت پيچيده است و نيز فرمود: «إلى ربّك يومئذ المساق»; يعنى، در اين روز بازگشت همه به سوى پروردگار عالميان است».

52- رابطه آخرت با دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 201 - 1

1 - تمجيد آن دسته از مردم كه پس از انجام مناسك حج ، خواهان نيكو هاى دنيا و آخرت و نجات از آتش هستند .

و منهم من يقول ربنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النّار

53- رابطه دنيا با آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 9 - 5

5 - هدف از گردآوردن انسان ها در دنيا ، حضور آنان در قيامت و دادن جزاى اعمال است . *

ربّنا انّك جامع الناس ليوم لا ريب فيه

بنابراينكه «لام» در «ليوم»، غايت باشد; نه به معناى «فى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 8

8 - دنيا ، فرصتى مناسب براى تهيه نيازمندى هاى آخرت و پيش فرستادن آن

ما قدّمت يداه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 6

6 - سرنوشت انسان در آخرت ، وابسته به كردار و خصلت هاى او در دنيا است .

و ءاثر الحيوة الدنيا . .. خاف مقام ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 5،6

5 - انجام دادن كار هاى سودمند براى آخرت ، تنها در دنيا امكان پذير است .

يليتنى قدّمت لحياتى

6 - پى بردن اهل محشر ، به نتيجه بخش بودن كار هاى دنيا در آخرت

يومئذ يتذكّر الإنسن . .. يقول يليتنى قدّمت لحياتى

جمله «يقول. ..» يا حال براى «الإنسان» و يا بدل اشتمال براى «يتذكّر» است. در هر دو صورت، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

54- رابطه دنيا و آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 12

12 - تناسب زندگى دنيوى انسان ، با حيات اخروى او

أم حسب الذين . .. سواء محياهم و مماتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 2

2 - انسان ها ، بايد دنيا را ميدان مسابقه جهت دست يافتن به بهشت و آمرزش الهى قرار دهند .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 15 - 8

8 - زندگى دنيوى ، گذرگاهى است براى عبور به عالم آخرت .

و إليه النشور

يادآورى نشر و رستاخيز انسان ها - پس از بيان آفرينش زمين و تأمين نيازمندى هاى بشر در آن - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 145 - 10

10 - دنيا ، ميدان عمل براى آخرت

و من يرد ثواب الاخرة نؤته منها

55- رهبران در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 98 - 4

4- پيشوايان انسان ها در قيامت ، همان پيشوايان آنان در دنيا خواهند بود .

فاتبعوا أمر فرعون . .. يقدم قومه يوم القيمة

مطرح ساختن پيشوايى فرعون در صحنه آخرت (يقدم قومه) پس از بيان پيشوايى او در دنيا (فاتبعوا أمر فرعون)، اشاره به اين نكته دارد كه: انسانها در دنيا از هر كسى پيروى كنند در آخرت نيز همراه او بوده و در پى او حركت خواهند كرد.

56- زمان در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 5 - 10

10 - آخرت و معيار سنجش زمان آن ، با دنيا و معيار هاى دنيوى ، متفاوت است .

فى يوم كان مقداره ألف سنة ممّا تعدّون

57- زمينه ترجيح دنيا بر آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 6

6- كوتاه نگرى ، دون همتى و دنياطلبى ، ريشه گرايش انسان به شكستن پيمان هاى الهى و ترجيح دادن دنيا بر آخرت است .

و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

58- زندگى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 15،18

15 - هشدار الهى به اينكه زندگى دنيا ، جز بهره اى فريبنده نيست .

و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور

«الغرور»، يا مصدر است و به معناى فريب دادن و گول زدن; و يا اسم فاعل است و جمع «غارّ» به معناى فريب دهنده.

18 - لزوم هشيارى در قبال زندگانى دنيا

و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور

خداوند حيات دنيا را به فريبندگى توصيف كرد تا به انسانها بفهماند كه مبادا ظاهر فريبنده حيات دنيا، شما را از بهشت كه فوز و سعادت است، غافل سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 48 - 3

3- شرايط زندگى و حيات انسان در قيامت متفاوت با دنياست .

يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السموت

روشن است كه با تبديل و دگرگونى نظام جهان زندگى انسان هم متناسب با آن تغيير مى يابد; چون بين زندگى انسان و نظام موجود جهان، پيوندى ناگسستنى است.

59- سرزنش ترجيح دنيا بر آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 18 - 3

3 - كتاب هاى آسمانى امت هاى گذشته ، رستگارى را در گرو تزكيه ، يادِ نام خدا و اداى نماز دانسته ، از ترجيح زندگانى دنيا بر آخرت نكوهش كرده اند .

قد أفلح . .. إنّ هذا لفى الصحف الأُولى

مشاراليه «هذا» مى تواند آيه قبل (و الآخرة خير و أبقى) باشد و ممكن است آن را اشاره به مفاد آيات «قد أفلح. ..» به بعد بدانيم. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال دوم است.

60- سرگرمى به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 8

8 - هلاكت امت هاى كافر پيشين ، در حال غفلت و سرگرمى آنان به دنيا ، بوده است .

أهلكنا . .. يمشون فى مسكنهم

احتمال دارد كه جمله «يمشون. ..» حال براى مفعول «أهلكنا» باشد.

61- ظهور حقايق در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 39 - 4

4- ظهور كامل حقيقت امور اختلافى ، در دنيا امكان پذير نيست .

بلى وعدًا عليه حقًّا . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه

با اينكه براى خداوند امكان تبيين حقايق در دنيا هم وجود دارد، اما از جمله دلايل وقوع حتمى قيامت را ظهور حقايق در آن معرفى مى كند و اين نشان دهنده آن است كه علت فاعلى تبيين حقايق، مشكل ندارد; بلكه ظرف، قابليت چنان امرى را دارا نيست.

62- علاقه به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 7

7 - دلبستگى انسان ها به مظاهر ناپايدار دنيا

تريدون عرض الدنيا و اللّه يريد الأخرة

فعل مضارع «تريدون» حاكى از استمرار است و دلالت بر اين دارد كه اين صفت (تلاش براى دنيا) با انسان عجين شده است. تعبير از كالا و متاع دنيوى به «عرض الدنيا»، اشاره به ناپايدارى مواهب دنيايى است. زيرا «عرض» به معناى چيز ناپايدار است.

63- علماى دنيا طلب و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 2

2 - ناسازگارى حقايق كتاب هاى آسمانى با منافع عالمان دنياطلب ، وادار كننده آنان به كتمان آن حقايق

إن الذين يكتمون . .. و يشترون ... ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به «كتمان» - كه از جمله «يكتمون . ..» به دست مى آيد - داشته باشد. بر اين مبنا از يك سو حق ستيزى دليل كتمان معارف و احكام كتب آسمانى دانسته شده است (ذلك ]الكتمان[ بأن اللّه نزل الكتاب بالحق) و از سوى ديگر جمله «يشترون به ثمناً قليلا در آيه 174» رسيدن به منافع دنيوى را دليل و انگيزه كتمان معارف مى شمرد. نتيجه اين دو دليل اين است كه: حقايق كتابهاى آسمانى با منافع گروهى دنياطلب ناسازگار است و اين ناسازگارى مايه كتمان آن حقايق مى شود.

64- عمل در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 145 - 10

10 - دنيا ، ميدان عمل براى آخرت

و من يرد ثواب الاخرة نؤته منها

65- غفلت از محدوديت عمر دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 3 - 6

6 - بى توجهى به محدوديت عمر ، زمينه ساز بى اعتنايى به شخصيت ديگران و ضربه زدن به اعتبار آنان است .

همزة لمزة . .. يحسب أنّ ماله أخلده

66- فرجام دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 15

15- زندگى دنيا داراى عاقبت و فرجامى نيك ( بهشت ) مى باشد .

أُولئك لهم عقبى الدار

«ال» در «الدار» عهد حضورى است و لذا مراد از «الدار» حيات دنياست. مقصود از فرجام نيك آن (عقبى الدار) به قرينه آيه بعد بهشت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 23 - 1

1- بهشت ، سرانجام و فرجام حيات دنياست .

أُولئك لهم عقبى الدار. جن-ّت عدن

«جنات عدن» عطف بيان و يا بدل براى «عقبى الدار» در آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 11

11- حكومت واحد جهانى به دست بندگان صالح خدا ، فرجام نهايى زندگى بشر در زمين

أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 11

11 - منتهى شدن نظام دنيا به جهان آخرت و قيامت ، وعده مكرر خداوند به خلق

يومهم الذى يوعدون

از فعل مضارع «يوعدون» - كه دلالت بر استمرار مى كند - مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 4 - 3

3 - زمين پس از تحوّلاتى در سه مرحله ( « لرزش ويرانگر در پايان عمر دنيا » ، « اخراج مردگان از درون خود در آغاز قيامت » و « اظهار اطلاعات بايگانى شده در خود » ) ، مكان حسابرسى اعمال انسان ها خواهد شد .

إذا زلزلت . .. و أخرجت ... تحدّث أخبارها

آيات اين سوره مى تواند بيانگر حوادث آخرت باشد كه از پايان نظام موجود، شروع مى شود. تعبير «يومئذ» - در اين احتمال - نشانگر وقوع تمام آن حوادث، در يك زمان گسترده است.

67- فروش آخرت به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 28

28 - وابستگى به مال و منال گذراى دنيا به قيمت از دست دادن سراى جاودانه آخرت ، به دور از خرد و انديشه صحيح است .

يأخذون عرض هذا الأدنى . .. و الدار الأخرة خير للذين يتقون أفلا تعقلون

از امام صادق(ع) روايت شده است كه خداوند، بندگان خود را به دو آيه از كتاب خود، توجه مخصوص داده (تا دو مطلب را فراگيرند)، يكى اينكه چيزى را نگويند مگر اينكه به آن علم داشته باشند . .. سپس آيه «ألم يؤخذ عليهم ... » را تلاوت فرمود ... .

68- فريبكارى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 16،17،21

16 - توجّه دادن به مرگ و كيفر و پاداش اعمال در قيامت و فريبنده بودن دنيا از روش هاى قرآن براى هدايت انسانها

كلّ نفس ذائقة الموت . .. و ما الحيوة الدّنيا الّا متاع الغرور

17 - فريب در برابر بهره هاى دنيوى ، موجب محروميّت از سعادت و نجات اخروى

فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور

21 - بهره هاى دنيا در برابر پاداش هاى كامل اخروى اعمال ، فريبى بيش نيست .

و انّما توفّون اجوركم يوم القيمُة . .. و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 7

7 - توجّه به مرگ و اجر اخروى و نيز فريبندگى دنيا ، زمينه ساز پيروزى انسان در آزمايش الهى

كلّ نفس ذائقة الموت . .. لتبلونّ فى اموالكم و انفسكم

ظاهراً آيه قبل (كلّ نفس . .. ) رهنمودى براى پيروز شدن مؤمنان درامتحانهاى جانى و مالى است. چون بهترين راه براى از جان گذشتگى و جهاد اين است كه آدمى بداند چه جهاد كند و يا سستى نمايد، طعم مرگ را خواهد چشيد. و راه معقول براى صرفنظر كردن از اموال اين است كه آدمى بداند دنيا و آنچه در آن است، فريبنده و پوچ است.

69- فريبندگى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 12

12 - مفتون نشدن به دنيا و توجه كردن به آخرت و معاد، مقتضاى خرد و انديشه است.

و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو . .. أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 7،9،10

7 - زندگانى دنيا فريبنده و لغزشگاهى پر مخاطره است.

و غرتهم الحيوة الدنيا

9 - كسانى كه دين را بازيچه و سرگرمى قرار مى دهند، فريب خوردگان دنيا و دلبسته به آنند.

و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا و غرتهم الحيوة الدنيا

10 - لزوم هشيارى در برابر فريبندگى زندگانى دنيا و لغزشگاههاى پر جاذبه آن

و غرتهم الحيوة الدنيا

هدف از بيان اين جمله (و غرتهم . .. )، كه به عنوان عامل انحراف ذكر گرديده، هشدار به عموم مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 10،11،12

10 - زندگى دنيا داراى جلوه هاى فريبنده و گمراه كننده است.

و غرتهم الحيوة الدنيا

11 - زندگى دنيا عامل فريب خوردن كافران در نپذيرفتن آيات و پند نگرفتن از انذار انبيا

و غرتهم الحيوة الدنيا

12 - لزوم هشيارى در برابر جلوه هاى فريبنده دنيا براى مصون ماندن از گمراهى

و غرتهم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 3،4،5،9

3 - حيات دنيا ، حياتى فريبنده و سرگرم كننده

غرتهم الحيوة الدنيا

غرور (مصدر غرّت) به معناى فريب دادن است.

4 - كفرپيشگان ، مردمانى فريفته به زندگانى دنيا

حرمهما على الكفرين. الذين ... غرتهم الحيوة الدنيا

5 - سرگرمى و بازيچه گرفتن دين و فريفته شدن به زندگانى دنيا ، موجب محروميت از بهشت و مواهب آن

إن اللّه. حرمهما على الكفرين. الذين اتخذوا ... و غرتهم الحيوة الدنيا

توصيف كافران دوزخى به «الذين اتخذوا . .. » بيانگر علت گرفتارى آنان به آتش جهنم است.

9 - فريفته شدن به زندگانى دنيا و سرگرم شدن به آن ، عامل فراموشى روز قيامت و آتش دوزخ است .

و غرتهم الحيوة الدنيا فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا

«كما نسوا . .. » مى رساند كه از علل بى اعتنايى خداوند به دوزخيان اين است كه آنان روز قيامت را فراموش كردند و چون جمله «اليوم ننسيهم ... » به وسيله فاء بر «غرتهم الحيوة الدنيا» تفريع شده، معلوم مى شود كه از ريشه هاى فراموشى قيامت، فريفته شدن به زندگانى دنياست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 6

6 - معارف و احكام قرآن موجب هشيارى انسان از فريفتگى به حيات دنياست .

غرتهم الحيوة الدنيا . .. و لقد جئنهم بكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 9

9 - دنيا ، سرايى است فريبنده .

إنما مثل الحيوة الدنيا كماء . .. حتى إذا أخذت الأرض زخرفها و ازينت

تشبيه دنيا به مزرعه سرسبز و زيبا، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 15،16،17

15 - خداوند ، درباره فريفته شدن انسان ها به وسيله جلوه هاى زندگى دنيا ، هشدار داده است .

فلاتغرّنّكم الحيوة الدنيا

16 - زندگى دنيا ، فريبنده و مايه غفلت انسان از خدا و قيامت است .

اتّقوا ربّكم و اخشوا يومًا . .. فلاتغرّنّكم الحيوة الدنيا

17 - تقوا و ايمان به قيامت و وعده هاى خدا ، مانع فريفتگى انسان به زندگى دنيا است .

اتقوا ربّكم و اخشوا يومًا . .. إنّ وعد اللّه حقّ فلاتغرّنّكم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 5

5 - جاذبه و فريبندگى شديد دنيا و امكانات تجمّلى آن براى تمامى انسان ها

و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة لجعلنا . .. سقفًا من فضّة

از اين كه در فرض رفاه تمامى كافران، كفر سراسر جهان را فرامى گرفت، اين نكته استفاده مى شود كه جاذبه دنيا، چنان شديد است كه تمامى انسان ها را به وادى كفر مى كشاند تا به امكانات دنيايى دست پيدا كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 16

16 - مظاهر دنيا ، بسيار فريبنده است .

و غرّكم باللّه الغرور

«غرور» صيغه مبالغه (مصباح المنير) و به معناى بسيار فريبنده است. برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «الغرور» در اين آيه دنيا باشد.

70- فناپذيرى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 3 - 13

13- كافران ، گريزان از هشدار هاى الهى نسبت به زوال پذيرى دنيا و وجود معاد

و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون

در اين آيه، پيش از مسأله انذار، موضوع حقانيت هستى و محدود بودن حيات دنيوى مطرح شده است. با توجه به اين مطلب مى توان گفت: يكى از موضوعات مورد انذار، ناپايدارى حيات دنيا و وجود رستاخيز بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 17 - 2

2 - جهان آخرت طولانى تر و پاينده تر از دنيا است .

و الأخرة . .. أبقى

71- قدرت دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 197 - 1،2

1 - قدرت و توشه هاى مادى ، هر اندازه باشد ، ناچيز و اندك است .

لا يغرّنك . .. متاع قليل

على رغم اينكه امكانات مادى كافران به اندازه اى بوده كه خطر فريبندگى داشته، خداوند آنها را اندك مى شمارد.

2 - بهره مندى كافران از قدرت و امكانات مادى ، محدود و كوتاه است .

متاع قليل ثمّ ماويهم جهنّم

72- قياس دنيا با آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 21

21 - زندگانى دنيا ، در مقايسه با آخرت ، كالايى فريبنده بيش نيست .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور

73- كافران در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 4

4- كافران ، در دنيا هرگز به سختى و شدت آتش دوزخ و به بى ياورى خود در قيامت پى نخواهند برد .

لو يعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار . .. و لا هم ينصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «حين» مفعولٌ به براى «يعلم» باشد. در اين صورت پيام آيه چنين مى شود: كاش آنان كه كافر شدند، مى دانستند - و نمى دانند - زمانى را كه نمى توانند آتش را از چهره ها و... باز بدارند.

74- كافران و بازگشت به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 7،8

7 - وعده دروغين برخى كفار مبنى بر اصلاح خويش و تكذيب نكردن آيات الهى در صورت بازگشت به دنيا

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب . .. و إنهم لكذبون

8 - كافران تكذيب كننده آيات الهى حتى در صورت بازگشت به دنيا ايمان نمى آورند.

فقالوا يليتنا نرد . .. و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 3

3 - برخى كافران، حتى در صورت بازگشت به دنيا، زندگى را منحصر به دنيا دانسته و قيامت را انكار مى كنند.

و لو ردوا لعادوا . .. و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

جمله «و قالوا» مى تواند عطف بر جمله «لعادوا» باشد. يعنى اگر به دنيا بازگردند، به همان روش باطل خودروى آورده و باز هم معاد را انكار مى كنند.

75- كوتاهى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 22

22- عمر دنيا ، على رغم طولانى جلوه شدن آن در نظر انسان ، كوتاه و بسيار محدود است .

قل عسى أن يكون قريبًا

كلام خداوند درباره نزديك بودن زمان وقوع قيامت، صريح و حقيقى است و كنايه و مجازى در آن نيست. از طرفى، اين نكته نيز روشن است كه براى مردم گذشت زمان در دنيا طولانى است. توجه به اين دو نكته گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 9،10

9- انسان ها ، پس از حضور در قيامت ، درمى يابند كه زندگى دنيوى ، بسيار كوتاه بوده است .

يوم يدعوكم فتستجيبون . .. تظنّون إن لبثتم إلاّ قليلاً

بنابر اينكه مراد از «إن لبثتم» حيات دنيوى باشد كه تصور مى شد تا برپايى قيامت بسيار طولانى است، برداشت فوق به دست مى آيد.

10- دنيا ، على رغم تصور طولانى بودنش ، بسيار زودگذر است .

يقولون متى هو قل عسى أن يكون قريبًا . .. تظنّون إن لبثتم إلاّ قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 1

1 - فاصله ولادت تا قيامت - در ديدگاه اهل محشر - فاصله اى ناچيز و همسان با عصر يك روز و يا وقت چاشت آن

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحها

مراد از «لَبْث» در «لم يلبثوا»، درنگى است كه در دنيا و برزخ رخ مى دهد. اين زمان گرچه زياد باشد، در مقايسه با آنچه انسان پس از حشر با آن مواجه خواهد شد، اندك است. براى «عشيّة» معانى متفاوتى ذكر شده است; از قبيل: «ظهر تا غروب»، «آخر روز» و «ظهر تا صبح فردا» (مصباح). «ضحى»; يعنى، گسترش نور خورشيد و پهناور شدن روز (مفردات راغب). اضافه «ضحى»

به «عشيّة»، براى بيان اين نكته است كه مقدار صبح يا عصر از يك روز مراد است.

76- كوردلان در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 72 - 1،7،8

1- كوردلان در دنيا ، در آخرت نيز نابينا و راه گم كردگانند .

و من كان فى هذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً

7- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول الله عزّوجلّ : « و من كان فى هده أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً » قال : من لم يدلّه خلق السماوات و الأرض و اختلاف الليل و النهار و دوران الفلك و الشمس و القمر و الأيات العجيبات على أن وراء ذلك أمراً أعظم منه فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً قال : فهو عمّا لم يعين أعمى و أضلّ ;

از امام باقر(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «و من كان فى هذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً» روايت شده است كه فرمود: كسى كه آفرينش آسمانها و زمين و پى در پى درآمدن شب و روز و گردش فلك و خورشيد و ماه و نشانه هاى عجيب، او را به اين حقيقت راهنمايى نكند كه در پس اين آفرينش، حقيقتى بزرگ تر از آن وجود دارد; چنين شخص نابينا و گمراه، در آخرت نابيناتر و گمراه تر خواهد بود. [امام] فرمود: پس اين شخص نسبت به چيزى كه نديده و تجربه نكرده است، نابيناتر و گمراه تر است».

8- « عن أبى محمد ( ع ) . . . يا إسحاق ! انه من خرج من هذه الدنيا أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً يا إسحاق ليس تعمى الأبصار و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور . . . ;

از امام هادى(ع) روايت شده است كه آن حضرت به اسحاق نوشت: اى اسحاق! [مراد از ]كسى كه از اين دنيا نابينا بيرون رود، در آخرت نيز نابينا و گمراه تر است، يا اسحاق! نابينايى چشم نيست; بلكه كورى قلبهايى است كه در سينه ها جاى دارد».

77- گمراهان در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 72 - 3

3- گمراهان و راه نايافتگان دنيا ، در آخرت در گمراهى افزون ترى فرو مى روند .

و من كان فى هذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً

78- لذتهاى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 17

17 - بالاترين لذت هاى مردم در دنيا و آخرت ، لذت بردن از زنان است .

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات من النّساء . .. ذلك متاع الحيوة الدّنيا و اللّه عنده حس

امام صادق (ع): ما تلذّذ فى الدنيا و الاخرة بلذّة اكثر لهم من لذة النساء و هو قول اللّه عز و جل: زيّن للنّاس . .. .


كافى، ج 5، ص 321، ح 10 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 164، ح 10.

79- لقاءالله در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 13

13- امكان رسيدن به مقام لقاى خداوند در دنيا

إنهم ملقوا ربهم

80- لهو بودن دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 64 - 1،7

1 - زندگى دنيايى ، جز سرگرمى و بازى نيست .

و ما هذه الحيوة الدنياإلاّ لهو و لعب

«لهو» چيزى است كه انسان را از هدف باز مى دارد (مفردات راغب) و «لعب»، انجام دادن كارى است كه قصدى در آن نيست (مفردات راغب)

7 - مشركان ، از بازيچه بودن حيات دنيوى و حيات راستين بودن عالم آخرت ، بى خبرند .

و لئن سألتهم من . .. و ما هذه الحيوة الدنيا ... لو كانوا يعلمون

بنابراين كه ضمير فاعلى «يعلمون» - به قرينه سياق - مشركانى باشد كه در آيات پيشين، از آنها سخن گفته شده است، نكته بالا، قابل استفاده است.

81- مالك دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 15 - 2

2 - دنيا و آخرت ، تنها در اختيار خداوند

من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه فى الدنيا و الأخرة. .. هل يذهبنّ كيده ما يغيظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 25 - 1

1 - ولايت و مالكيت مطلقه دنيا و آخرت ، از آن خداوند است .

فللّه الأخرة و الأُولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 13 - 1،2

1 - جهان آخرت و عالم دنيا ، مملوك خداوند و در اختيار او است .

و إنّ لنا للأخرة و الأُولى

2 - مالكيت خداوند بر دنيا و آخرت ، دليل سلطه كامل او بر فرجام انسان هاى نيك و بد

فسنيسّره لليسرى . .. للعسرى ... و إنّ لنا للأخرة و الأُولى

82- محدوديت پاداش در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 11

11 - دنيا ، فاقد گنجايش و امكانات لازم براى جزاى اعمال آدميان است .

الساعة ءاتية . .. لتجزى كلّ نفس بما تسعى

ضرورت برپايى قيامت براى تحقق جزا، اشاره به اين نكته دارد كه ظرف دنيا گنجايش جزا دادن به تلاش هاى خوب و بد را ندارد، لذا روز ديگر و شرايط ديگرى بايد فراهم گردد تا «جزا» بتواند تحقق يابد.

83- محدوديت كيفر در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 11

11 - دنيا ، فاقد گنجايش و امكانات لازم براى جزاى اعمال آدميان است .

الساعة ءاتية . .. لتجزى كلّ نفس بما تسعى

ضرورت برپايى قيامت براى تحقق جزا، اشاره به اين نكته دارد كه ظرف دنيا گنجايش جزا دادن به تلاش هاى خوب و بد را ندارد، لذا روز ديگر و شرايط ديگرى بايد فراهم گردد تا «جزا» بتواند تحقق يابد.

84- محدويت عمر دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 3 - 5

5 - دنيا براى هيچ انسانى ، حتى در صورت برخوردارى او از ثروت هنگفت ، جاودانه نخواهد ماند .

يحسب أنّ ماله أخلده

85- محرومان از دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 7

7- برخى از دنياطلبان هم از دنيا و هم از آخرت محرومند .

من كان يريد العاجلة عجّلنا له . .. لمن نريد ثمّ جعلنا له جهنّم

مرجع ضمير «له» در «جعلنا له جهنّم»، «من» در «من كان . ..» است; يعنى، هر كس به دنبال دنيا باشد جايگاهش دوزخ است، چه برخى از آنان با خواست خداوند به آرزوهاى دنيوى خود برسند و چه ناكام شوند. بنابراين عده اى هر چند كه به خواسته هاى دنيوى خويش نرسيده اند، در آخرت دوزخى اند و از دنيا و آخرت محروم خواهند بود.

86- مشركان در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 53 - 2

2 - مشركان ، در دنيا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافر بودند ; ولى در قيامت به آن حضرت اظهار ايمان مى كنند .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به ... و قد كفروا به من قبل

87- مشركان و بازگشت به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 9

9 - لجاجت پيشگان مشرك، پس از ديدن جهنم نيز اگر دنيا بازگردند اصلاح نمى شوند.

و لو ترى إذ وقفوا على النار . .. و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

88- ملائكه حسابگر در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 113 - 6

6 - وجود فرشتگان حسابگر براى شمارش مدت زندگى انسان در دنيا و يا در عالم برزخ

فسئل العادّين

89- ناامنى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 10

10 - دنيا سرايى است ناامن و آرميدن در آن و گردش بر مدار آن ، نشانه اى است از كوته نظرى .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

غرض از تمثيل در آيه شريفه - به قرينه آيه بعد (و اللّه يدعوا إلى دارالسلام . .. ) - بيان اين حقيقت است كه: اين سرا، سرايى است كه در معرض انواع حوادث و رخدادهاى مرگبار است و انسان نبايد به چنين جايى بسنده كند و آن را وجهه همت خود قرار دهد. گفتنى است كه از ذيل آيه (لقوم يتفكرون) استفاده مى شود كه اهل دنيا مردمانى فاقد فكر و انديشه هستند.

90- ناپايدارى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 1

1- پيامبر ، وظيفه دار استفاده از تمثيل براى بيان حقيقت زندگى دنيا و ناپايدارى آن است .

و اضرب لهم مثل الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 2

2 - متاع دنيا و زينت هاى آن ، چونان خود دنيا ناپايدار و زوال پذير است .

و ما أوتيتم من شىء فمتع الحيوة الدنيا و زينتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 20 - 7

7 - دنيا ، ناپايدار است و به سوى زوال پيش مى رود .

كيف بدأ الخلق ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 20 - 5

5 - دنيا ، جهانى است گذرا و ناپايدار .

كلاّ بل تحبّون العاجلة

برداشت ياد شده، از نام گذارى دنيا به «عاجلة» (زودگذر) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 2

2 - دنيا ، جهانى است گذرا و ناپايدار .

إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة

برداشت ياد شده، از نام گذارى دنيا به «عاجلة» (زودگذر) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 15 - 4

4 - دنيا و شادى هاى آن ، جاودانه نيست و دگرگون خواهد شد .

إنّه كان فى أهله مسرورًا . إنّه ظنّ أن لن يحور . بلى

91- نقش دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 14 - 3

3 - دنيا ، محل تكليف و ميدان آزمون انسانهاست .

ثم جعلنكم خلئف فى الأرض . .. لننظر كيف تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 6

6- دنيا ، جايگاه عمل براى آخرت است .

للذين أحسنوا فى هذه الدنيا

در صورتى كه «فى هذه الدنيا» متعلق به «أحسنوا» باشد، مفيد معناى فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 3

3- دنيا ، ظرفى مناسب براى تلاش هاى سودمند و كفر ، مايه بهره نبردن از فرصت هاى موجود در آن است .

ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 11

11- تكاليف الهى ، محدود به زندگى دنيوى انسان ها است .

مادمت حيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 10

10 - دنيا ، محل تلاش و آخرت جاى كيفر و پاداش و مواجه شدن با نتيجه تلاش است .

إنّ الساعة ءاتية . .. لتجزى كلّ نفس بما تسعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 108 - 5

5 - دنيا ، يگانه ميدان عمل

ربّنا أخرجنا منها . .. قال اخسئوا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 102 - 2

2 - تنها دنيا عرصه گرايش به ايمان و نه آخرت

فلو أنّ لنا كرّة فنكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 7

7 - دنيا ، جايگاهى مناسب و فرصتى مغتنم ، براى تصحيح باور است .

فأقم وجهك للدين القيّم من قبل أن يأتى يوم لا مردّ له من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 52 - 8

8 - جايگاه ايمان آوردن ، عالم دنيا است ، نه آخرت .

و لو ترى إذ فزعوا . .. و قالوا ءامنّا به و أنّى لهم التناوش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 5 - 4

4 - دنيا ، زمينه فريب و لغزشگاه انسان

فلاتغرنّكم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 10

10 - دنيا ، عرصه تلاش و كوشش و جهان آخرت ، عرصه اجر و پاداش

للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 39 - 4

4 - دنيا ، گذرگاه و مقدمه براى حيات جاودانه آخرت است .

إنّما هذه الحيوة الدنيا متع و إنّ الأخرة هى دار القرار

واژه «متاع» در برخى از موارد به چيزى گفته مى شود كه بهره انسان از آن كم و ناپايدار باشد. بنابراين توصيف زندگى دنيايى به «متاع» و زندگى اخروى به «دار القرار» (سراى پايدار)، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 3

3 - دنيا ، جايگاه تلاش و كوشش و مزرعه اى براى آخرت است .

من كان يريد حرث الأخرة نزد له فى حرثه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 2

2 - توبه و اقرار به خطا ها ، تنها در فرصت زندگى دنيا داراى تأثير است ; و نه در آخرت .

و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 11

11- زندگى دنيا ، صحنه عمل و آخرت ميدان دريافت اعمال و نتايج آن *

و لكلّ درجت ممّا عملوا و ليوفّيهم أعملهم

بنابراين كه «حقّ عليهم القول» در آيه قبل، عذاب اخروى باشد; از اين آيه استفاده مى شود كه مراد از «درجات» درجه هاى اخروى است و در آن جايگاه، نتايج اعمال استيفا مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 16 - 6

6 - تنها دنيا ، سراى عمل و اندوختن توشه آخرت است .

كانوا قبل ذلك محسنين

تصريح به «قبل ذلك»، مى رساند كه متقين، قبل از حضور در صحنه قيامت (در زندگى دنيا) توشه عمل برگرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 13 - 11

11 - دنيا ، محل كسب نور براى آخرت

قيل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورًا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «ورائكم» در «ارجعوا ورائكم» دنيا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 4

4 - دنيا ، عرصه مسابقه و تلاش براى كسب سعادت اخروى ( بهشت پهناور ) است ; نه ميدان بازى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى .

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 10 - 9

9 - دنيا ، عرصه عمل و كسب توشه اخروى است .

و أنفقوا . .. من قبل أن يأتى أحدكم الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 2 - 7،8،9

7 - دنيا ، عرصه آزمايش انسان ها و آخرت ، جايگاه پاداش و جايزه است .

ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً

روشن است كه براى هر آزمايش و مسابقه اى، پاداش و جايزه اى مقرر شده است و چون آزمايش و مسابقه بشر در تمام دوران حيات دنيوى است; بنابراين پاداش و جايزه او نيز بايد در ظرف حيات ديگرى مقرر شده باشد و اين حقيقت در بينش الهى، در آخرت محقق خواهد شد. گفتنى است اگر مقصود از «حيات» در اين آيه حيات اخروى باشد; مؤيد ديگرى براى اثبات مطلب ياد شده است.

8 - دنيا ، بستر مناسب براى رشد و تعالى و انجام كار خير

ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً

9 - دنيا براى انسان ، گذرگاه و مقدمه براى زندگى ديگر ( حيات اخروى ) است ; نه مقصد و مقصود او .

الذى خلق الموت و الحيوة ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 8

8 - دنيا ، فرصتى مناسب براى تهيه نيازمندى هاى آخرت و پيش فرستادن آن

ما قدّمت يداه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 35 - 3

3 - دنيا ، محل تلاش و آخرت ، جاى بهره مندى از تلاش ها است .

فإذا جاءت الطامّة الكبرى . يوم يتذكّر الإنسن ما سعى

بيان «يادآورى اعمال در قيامت»، صرفاً به منظور خبر از آينده نيست; بلكه بشارت دادن و انذار انسان ها نسبت به فرجام اعمالشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 26 - 5

5 - دنيا ، عرصه تلاش براى رسيدن به لذت هاى آخرت است .

فليتنافس المتنفسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 5

5 - انجام دادن كار هاى سودمند براى آخرت ، تنها در دنيا امكان پذير است .

يليتنى قدّمت لحياتى

92- ويژگيهاى آتش دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 8

93- ويژگيهاى دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 7

7- رشد انبوه گياهان با نزول باران و زوال سريع آن با خزان ، نمودى از سرخوشى هاى ناپايدار زندگى دنيا است .

الحيوة الدنيا كما أنزلنه من السماء فاختلط به نبات الأرض فأصبح هشيمًا تذروه الري

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 9

9 - نظام توالى شب و روز ويژه عالم دنيا است .

إن جعل اللّه عليكم الّيل سرمدًا إلى يوم القيمة

برداشت ياد شده با توجه به تقييد «سرمداً» به قيد «إلى يوم القيامة» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 12

12 - نظام توالى شب و روز ، مخصوص عالم دنيا است .

إن جعل اللّه عليكم النهار سرمدًا إلى يوم القيمة

با توجه به مقيد شدن «سرمداً» به قيد «إلى يوم القيامة»، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

94- همانندى آخرت با دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 7

7 - جهان آخرت ، جهانى مثال و مانند جهان كنونى است .

يبدؤا الخلق ثم يعيده

95- دنيا و آخرت

{دنيا و آخرت}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 9

9 - دنيا ، محل اندوختن و كسب سرمايه ; و آخرت روز دريافت اندوخته هاست .

و وفّيت كل نفس ما كسبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 4

4 - دنيا و آخرت ، عرصه بهره مندى دست پروردگان انبيا از پادش هاى الهى

و كايّن من نبىّ قاتل معه ربّيّون . .. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا و حسن ثواب الاخر

96- دنيا و آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 10

10 - سراى دنيا و نعمت هاى آن در قياس با آخرت ، ناچيز و بى مقدار است .

إن كانت لكم الدار الأخرة . .. فتمنوا الموت

چنانچه نعمتهاى دنيا در برابر سراى آخرت ارزشى داشت، تمناى مرگ براى نيل به آن وجهى نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 8،12

8 - حج ، ميدان انجام اعمال خير و كسب توشه براى آخرت

و ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه و تزوّدوا

12 - انسان در دنيا ، همچون مسافر است .

و تزوّدوا فان خير الزاد التقوى

از به كار بردن «تزوّدوا» استفاده مى شود كه انسان تشبيه به مسافرى شده است كه نياز به توشه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 7

7 - جمع بين دنيا و آخرت و دستيابى به سعادت هر دو جهان امرى ممكن در ديدگاه اسلام و قرآن

فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 3

3 - آميختگى دنيا و آخرت (زينت و عبادت) در بينش اسلامى

يبنى ءادم خذوا زينتكم عند كل مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 26 - 4

4- حيات دنيا در قياس با حيات اخروى جز توشه اى اندك نيست .

و ما الحيوة الدنيا فى الأخرة إلاّ متع

حرف «فى» در «فى الأخرة» به معناى مقايسه است. «متاع» به معناى كالا و هر آنچه در زندگى از آن بهره مى برند است. نكره آوردن آن براى رساندن قلّت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 30 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) محمّد بن علىّ الباقر ( ع ) أنّه سُئِل عن قول اللّه عزّوجلّ : « و قيل من راق » قال : ذاك قولُ ابن آدم إذا حضره الموتُ قال : هل مِن طبيب ، هل من راق ، قال : « و ظنّ أنّه الفراق » يعنى فراق الأهل و الأحِبّة ، عند ذلك قال : « و التفّت الساق بالساق » قال : التفّت الدنيا بالآخرة قال : « إلى ربّك يومئذ المساق » إلى ربّ العالمين يومئذ المصير ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه از آن حضرت درباره سخن خداى عزّوجلّ: «و قيل من راق» سؤال شد، فرمود: اين سخن فرزند آدم است كه وقتى مرگش فرا رسد، گويد: آيا طبيبى هست؟ آيا شفادهنده اى هست؟ مقصود از [جدايى در آيه «و ظنّ أنّه الفراق» ]جدايى از اهل، عيال و دوستان است. از اين جا است كه خداوند مى فرمايد: «و التفّت الساق بالساق»; يعنى، دنيا به آخرت پيچيده است و نيز فرمود: «إلى ربّك يومئذ المساق»; يعنى، در اين روز بازگشت همه به سوى پروردگار عالميان است».

97- رابطه دنيا و آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 145 - 10

10 - دنيا ، ميدان عمل براى آخرت

و من يرد ثواب الاخرة نؤته منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 12

12 - تناسب زندگى دنيوى انسان ، با حيات اخروى او

أم حسب الذين . .. سواء محياهم و مماتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 2

2 - انسان ها ، بايد دنيا را ميدان مسابقه جهت دست يافتن به بهشت و آمرزش الهى قرار دهند .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 15 - 8

8 - زندگى دنيوى ، گذرگاهى است براى عبور به عالم آخرت .

و إليه النشور

يادآورى نشر و رستاخيز انسان ها - پس از بيان آفرينش زمين و تأمين نيازمندى هاى بشر در آن - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

98- دنياپرستان

{دنياپرستان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 22

22 - انكار حقانيّت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و نادرست پنداشتن وعده هاى الهى به پيروزى ، چيزى است كه خودگزينان شركت كننده در نبرد احد از رسول خدا پنهان مى داشتند .

و طائفة . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك

99- آخرت فروشى دنياپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 6

6 - دنياخواهان ، محروم از بهره هاى اخروى

و ماله فى الاخرة من خلاق

مراد از دنياخواهان - به قرينه آيه بعد - مردمى هستند كه نسبت به آخرت انگيزه اى ندارند و دنيا را - چه مورد رضايت خدا باشد و يا نباشد - طالبند.

100- بينش دنياپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 5

5 - دنياطلبان ، زيبايى ها را تنها در امكانات و بهره هاى دنيوى مى پندارند .

فمن الناس من يقول ربنا اتنا فى الدنيا

از اينكه در هنگام خواسته هايشان قيد «حَسَنه» را ذكر نكرده اند، چنين برمى آيد كه هر چه را در دنياست، زيبا مى پنداشتند.

101- ترس دنياپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 23

23 - ترس مسلمانان خودگزين و دنياطلبِ احد از افشاى موضع جاهلانه و شرك آميزشان در برابر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و طائفة قد اهمّتهم انفسهم . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك

102- دنياپرستان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 15

15 - جايگاه پست دنياپرستان و كافران در آخرت

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

103- محروميت دنياپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 7

7 - حج گزارانِ دنياطلب ، محروم از بهره هاى اخروى

فاذا قضيتم مناسككم . .. فمن الناس من يقول ربنا ... و ماله فى الاخرة من خلاق

104- دنياپرستى

{دنياپرستى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 4،5،6،7

4 - شيطان ، زينت دهنده محبّت دنيا براى مردم *

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات من النساء

بنابراينكه فاعل محذوف از «زيّن»، شيطان باشد; چنانچه برخى از مفسّرين گفته اند. زيّن لهم الشيطان.


الدر المنثور، ج 2، ص 161.

5 - شيفتگى مردم نسبت به زن ، فرزندان ذكور ، سيم و زر و مَركب هاى نامدار

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات من النّساء و البنين و القناطير المقنطرة من الذّهب و الف

6 - شيفتگى مردمان نسبت به چهارپايان ( دامدارى ) و كشاورزى و توليد ( امكانات مادى )

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات . .. الانعام و الحرث

7 - هشدار الهى در مورد جاذبه هاى موهومِ امور مادى و دنيوى

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات . .. متاع الحيوة الدّنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 - 7

7 - دريافت بهاى دنيوى در قبال سوداگرى بر سر عهد الهى ، هر چند زياد باشد ، اندك است .

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه و ايمانهم ثمناً قليلا

ظاهراً ثمنى (رياستها و ثروتها) كه سوداگران آيات الهى مى گرفتند، اندك نبود; ولى خداوند آن را اندك معرفى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 117 - 7،8

7 - انگيزه كافران در انفاق هاى خويش ، رسيدن به زندگى پَست دنياست . *

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا

تقييد انفاق به حيات دنيا، مى تواند گوياى انگيزه كافران به انفاق در محدوده حيات دنيا باشد.

8 - انگيزه قرار دادن دنيا در انفاق ، ستمى است بر خويشتن . *

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم ظلموا انفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 20،23

20 - جمعى از پيكارگران احد ، در پى دنيا و گردآورى غنائم و گروهى ديگر خواهان آخرت بودند .

منكم من يريد الدّنيا و منكم من يريد الاخرة

23 - شكست ها ، آزمون مناسبى براى روشن شدن صفوف پايمردان آخرت طلب ، از سست عنصران دنياجو

منكم من يريد الدّنيا . .. ثمّ صرفكم عنهم ليبتليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 13

13 - دين فروشى و دنياپرستى عالمان اهل كتاب

و اشتروا به ثمناً قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 4

4 - شادمانى عالمان اهل كتاب از بيان برخى حقايق كتاب هاى آسمانى ( آنچه با دنياخواهى آنان منافات نداشته )

لا تحسبنّ الّذين يفرحون بمآ اتوا

مراد از «مآ اتوا»، مى تواند بيان حقايقى از كتاب باشد كه به قرينه «و اشتروا به ثمناً»، با دنياطلبى آنان برخوردى نداشته است.

105- آثار دنياپرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 7

7 - حج گزارانِ دنياطلب ، محروم از بهره هاى اخروى

فاذا قضيتم مناسككم . .. فمن الناس من يقول ربنا ... و ماله فى الاخرة من خلاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 4،7

4 - دلبستگى به جلوه هاى مادى دنيا ، از عوامل تحريف آيات الهى و تبديل نعمت هاى او

و من يبدل . .. زين للذين كفروا

جلمه «زيّن . ..»، بيان علّت براى «و من يبدّل ...» است.

7 - تمسخر مؤمنان ، روش دنياپرستان و كافران

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا و يسخرون من الذين امنوا

فعل مضارع «يسخرون»، دلالت بر استمرار دارد كه از آن در برداشت فوق، به «روش» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 10 - 4

4 - مال و اولاد ، اهرم بازدارنده از گرايش به خدا

لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 1،2،16

1 - توجه و علاقه به ماديّات ، زمينه محروميّت از پندگيرى و بينش صحيح

انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار. زيّن للنّاس حبّ الشّهوات

برداشت فوق از ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل استفاده شده است; گويا «زيّن» بيان مى كند كه چرا همه انسانها اهل بصيرت نيستند.

2 - شهوت پرستى و زراندوزى ، زمينه كفر و تكذيب آيات الهى

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات . .. من الذهب و الفضّة

بنابراينكه منظور از «للنّاس»، كافران باشد; به قرينه آيات پيشين كه سخن از آنان بود.

16 - شيفتگى به امكانات زندگى دنيا ، مانع دستيابى انسان به فرجام نيك

ذلك متاع الحيوة الدّنيا و اللّه عنده حسن المئاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 - 5،22

5 - دنياپرستى ، ريشه سوداگرى بر سر عهد الهى و مسؤوليّت هاى ناشى از آن

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه . .. ثمناً قليلا

22 - دنياپرستى ، موجب محروميت از مواهب اخروى و سخن و نظر خدا در قيامت و مانع رشد يافتن و پاك گشتن

انّ الذين يشترون . .. ثمناً قليلا ... و لا يزكيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 3،7

3 - دلبستگى به دنيا ، موجب محروميّت از نيل به مقام بِرّ

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

7 - محروميّت بنى اسرائيل از مقام برّ ، پيامد ترك انفاق از اشياى مورد علاقه خود و دلبستگى آنان به دنيا *

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

با توجه به آيات قبل و بعد مى توان گفت: بنى اسرائيل از جمله مخاطبان آيه مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 16،17،18،19

16 - دنياطلبى برخى از پيكارگران احد ، موجب سستى ، اختلاف و سرپيچى از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و شكست در آن كارزار

حتّى اذا فشلتم و . .. منكم من يريد الدّنيا

به نظر مى رسد جمله «منكم من يريد الدّنيا»، دليل «اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم» باشد.

17 - دنياطلبى و دلدادگى به مادّيات ، از عوامل سستى در مبارزه و رويارويى با دشمنان دين

حتّى اذا فشلتم و . .. منكم من يريد الدّنيا

18 - دنياطلبى و دلدادگى به مادّيات ، از عوامل نزاع و اختلاف در صفوف مبارزان و شكست آنان

و تنازعتم فى الامر . .. منكم من يريد الدّنيا

19 - دنياطلبى و دلدادگى به مادّيات ، از عوامل سرپيچى از فرمان رهبران الهى

و عصيتم . .. منكم من يريد الدّنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 8،14

8 - دنياطلبى و خودگزينى آدمى ، موجب محروميّت وى از موهبت آرامش روحى

ثمّ انزل . .. يغشى طائفة منكم و طائفة قد اهمّتهم انفسهم

14 - خودگزينى و دنياطلبى ، منحرف كننده بينش توحيدى آدمى و عقايد دينى اوست .

و طائفة قد اهمّتهم انفسهم يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة

بنابر اينكه «يظنّون باللّه . .. » نتيجه «قد اهمّتهم» باشد، نه بيان علت آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 5،7

5 - خودخواهى و دنياپرستى برخى مجاهدان احد ، موجب نفوذ شيطان در آنان و گريزشان از صحنه كارزار

قد اهمّتهم انفسهم . .. انّ الّذين تولّوا .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبو

خودمحورى و دنياطلبى، كه معناى جمله «قد اهمّتهم انفسهم» است، مى تواند مصداق روشن و مورد نظر از جمله «ببعض ما كسبوا» باشد.

7 - خودمحورى و دنياپرستى انسان ، زمينه نفوذ شيطان براى فرار از كارزار و ترك جهاد

قد اهمّتهم انفسهم . .. انّ الّذين تولّوا .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 17،19

17 - فريب در برابر بهره هاى دنيوى ، موجب محروميّت از سعادت و نجات اخروى

فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور

19 - حيات دنيا و لذّت هاى آن ، غافل كننده انسان از رسيدن مرگ و نابودى آن لذّت ها و خوشيها

كلّ نفس ذائقة الموت . .. و ما الحيوة الدّنيآ الّا متاع الغرور

از تذكّر به رسيدن مرگ، على رغم آگاهى همگان از آن، و سپس فريبنده خواندن حيات دنيا، معلوم مى شود كه مصداق بارز فريبندگى دنيا، غافل نمودن انسانها از مرگ و نابودى لذّتهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 15

15 - دنياپرستى از موانع انجام تكاليف و عمل به ميثاق خداوند

لتبيّننّه . .. فنبذوه ... و اشتروا به ثمناً قليلا

ظاهراً جمله «و اشتروا به . .. »، بيانگر علّت رهاسازى كتب آسمانى و وفادار نبودن به پيمان الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 15

15 - ناديده گرفتن آيات بيانگر حقّانيّت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تورات از سوى علماى يهود ، به خاطر متاع اندك دنيا

انّ من اهل الكتب لمن . .. لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا

تمجيد خداوند از عالمان مؤمن اهل كتاب، به خاطر ايمان به قرآن و سوداگرى نكردن بر سر آيات الهى

106- دنياپرستى آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 1

1 - تكيه بر مال ، اولاد و احساس بى نيازى از خدا ، شيوه فرعونيان و پيشنيان آنان

لن تغنى عنهم . .. كدأب ال فرعون و الذين من قبلهم

107- دنياپرستى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 13

13 - دين فروشى و دنياپرستى عالمان اهل كتاب

و اشتروا به ثمناً قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 4

4 - شادمانى عالمان اهل كتاب از بيان برخى حقايق كتاب هاى آسمانى ( آنچه با دنياخواهى آنان منافات نداشته )

لا تحسبنّ الّذين يفرحون بمآ اتوا

مراد از «مآ اتوا»، مى تواند بيان حقايقى از كتاب باشد كه به قرينه «و اشتروا به ثمناً»، با دنياطلبى آنان برخوردى نداشته است.

108- دنياپرستى در مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 9،10،21،26

9 - مسلمانان در پيكار احد متشكّل از دو جناح ، خداجويانِ آخرت طلب و خودگزينانِ دنياخواه بودند .

يغشى طائفة منكم و طائفة قد اهمّتهم انفسهم

10 - پندار هاى جاهلى مسلمانانِ خودگزين و دنياطلب احد ، نسبت به خداوند

و طائفة قد اهمّتهم . .. يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة

21 - برخورد منافقانه خودمحوران و دنياطلبان مسلمان با رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و طائفة قد اهمّتهم انفسهم . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك

26 - پيروزى و فتح يا شكست و شهادت مسلمانان ، نشانه حقّانيّت و يا باطل بودن اسلام نيست .

ظنّ الجاهليّة . .. يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

109- دنياپرستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 1،2

1 - آراستگى زندگانى دنيا ، در ديدگاه كافران

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا

2 - زينت زندگانى دنيا در نظر كافران ، واقعيّت آن را پوشانده است .

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 10 - 1،2

1 - كافران به جاى تكيه بر رحمت الهى ، بر مال و اولاد خويش متّكى هستند .

ربّنا . .. هب لنا من لدنك رحمة ... انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اول

2 - كافران ، بى نيازى را در مال و اولاد مى جويند ; در حالى كه هرگز آن را نمى يابند .

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 2

2 - فرعونيان ، نمونه بارز كافرانى كه امكانات مادى و انسانيشان ، آنها را از عذاب نرهانيد و از خدا بى نيازشان نكرد .

انّ الذين كفروا . .. كدأب ال فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 117 - 7

7 - انگيزه كافران در انفاق هاى خويش ، رسيدن به زندگى پَست دنياست . *

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا

تقييد انفاق به حيات دنيا، مى تواند گوياى انگيزه كافران به انفاق در محدوده حيات دنيا باشد.

110- زمينه دنياپرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 3

3 - كفر ، زمينه اصيل پنداشتن زندگى دنيا و ارزش هاى مادى

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا

111- سرزنش دنياپرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 4

4 - مذمّت آن گروه از مردم كه پس از انجام مناسك حج ، تنها خواهان بهره هاى دنيوى از پروردگار خويشند .

فمن الناس من يقول ربّنا اتنا فى الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 5

5 - نكوهش فريفتگى و دلبستگى به زندگى دنيا

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا

112- عوامل دنياپرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 26 - 13

13 - حكومت و حاكميت ، دلبستگى آور است .

و تنزع الملك ممن تشاء

«نزع»، به معناى كندن است و كندن، مسبوق به اتصال دو چيز با يكديگر است كه در مورد حكومت، از آن تعبير به «دلبستگى» مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 12

12 - بينش غلط و جاهلى نسبت به خداوند ، از عوامل خودگزينى و دنياطلبى

و طائفة قد اهمّتهم انفسهم يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة

113- موانع دنياپرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 11

11 - ايمان ، مانع فريفتگى و دلبستگى به دنيا و اصالت دادن به آن

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا

مفهوم «زيِّن للّذين . ..»، اين است كه زندگى دنيا نزد مؤمنان، زيبا و دلفريب نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 12

12 - ايمان به ارزشمندى والاى شهادت و مرگ در راه خدا ، رهايى بخش آدمى از وابستگى هاى دنيوى

و لئن قتلتم . .. لمغفرة من اللّه و رحمة خير ممّا يجمعون

114- دنياطلبان

{دنياطلبان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 2

2 - گروهى از انسان ها با از دست دادن آخرت و نعمت هاى آن ، در پى دستيابى به مزاياى دنيا هستند .

أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 6

6 - دنياپرستى يهود از پيشگويى هاى قرآن

لتجدنهم أحرص الناس على حيوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 9

9 - كسانى كه دين را بازيچه و سرگرمى قرار مى دهند، فريب خوردگان دنيا و دلبسته به آنند.

و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا و غرتهم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 4

4 - مشركان صدر اسلام ، مردمانى دنياطلب بودند .

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 7

7 - دلخوش بودن به دنيا و آرامش يافتن به آن و غفلت از آيات الهى ، از اوصاف كافران و امرى مذموم و ناپسند

إن الذين . .. و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنوا بها ... غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 4

4- پيمان شكنان و نقض كنندگان سوگند و عهد الهى ، مردمى دنياپرست ، كوتاه نگر و دون همتند .

لاتتخذوا أيمنكم دخلاً بينكم . .. و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

از تعبير «ثمناً قليلاً» (بهاى كم و ناچيز) كوتاه نظرى و دون همتى استفاده مى شود; زيرا هيچ عاقل و صاحب فكرى، كالايش را به بهاى كم و ناچيز و كمتر از ارزش واقعى آن نمى فروشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 1

1 - محبت و دلبستگى به دنيا و بى اعتنايى به قيامت و حيات اخروى ، از نشانه هاى كافران و گناه پيشگان است .

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 16 - 1

1 - عموم مردم ، دنيا را بر آخرت ترجيح مى دهند .

بل تؤثرون الحيوة الدنيا

«ايثار» به معناى تفضيل و برترى دادن است (مصباح) و خطاب «تؤثرون»، ناظر به طبيعت دنياگرايانه اى است كه در غالب انسان ها وجود دارد.

115- آثار تكبر دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 14

14 - غرور دنياگرايان ، موجب ناسپاسى آنان نسبت به خداوند

ليقولنّ هذا لى . .. و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى

بنابراين كه لام در «هذا لى» و «إنّ لى» افاده استحقاق كند، روشن مى شود كه دنياگرايان خود را مستحق برخوردارى از نعمت هاى دنيوى و اخروى مى دانند و بدين جهت خويشتن را موظف به سپاس گزارى در برابر خداوند نمى بينند.

116- آرزوهاى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 5

5 - ناكامى دنياطلبان ، در رسيدن به تمامى آمال دنيوى خويش

من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها

117- آرزوى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 11

11 - دستيابى به ثروتى هم چون ثروت قارون ، نهايت آرزوى دنياطلبان غافل قوم وى بود .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون

118- اجابت آرزوهاى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 4،5

4- خداوند ، خواسته ها و آرزو هاى مادى برخى از دنياطلبان را در دنيا برآورده مى كند و به آنان اجازه بهره مندى مى دهد .

من كان يريد العاجلة عجّلنا له فيها

5- دنياطلبان ، تنها به بخشى از آرزو هاى دنيوى خويش مى رسند و نه به همه آنها

من كان يريد العاجلة عجّلنا له فيها ما نشاء

خداوند، دستيازى دنياطلبان به آرزوهاى خويش را منوط به مشيت خود ساخته است (ما نشاء) و اين مى رساند كه آنان به همه خواسته هاى خويش نمى رسند و تنها به آن مقدار كه خداوند بخواهد، دست مى يابند.

119- ارزشگذارى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 34 - 4

4- كثرت مال و عزّت اجتماعى حاصل آمده از آن ، مهم ترين ارزش در نظر دنياگرايان است .

فقال لصحبه . .. أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا

120- استهزاهاى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 1

1 - استهزاى آيات الهى ، شيوه كافران مستكبر و دنيامحور

فاستكبرتم . .. اتّخذتم ءايت اللّه هزوًا

از اين كه به جاى «استهزأتم» و يا تعابير مشابه ديگر، گفته شده «اتّخدتم آيات اللّه هزواً»، مى توان به مطلب بالا راه برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 12 - 2

2 - پندارگرايان دنيا زده غافل ، درصدد انكار معاد با تمسخر و استهزا *

الخرّصون . الذين هم فى غمرة ساهون . يسئلون أيّان يوم الدّين

از ارتباط «يسئلون. ..» با آيات پيشين، استفاده مى شود كه اين سؤال نمونه اى از غفلت و دنيازدگى آنان است كه گاه اصل را انكار مى كنند و گاه با پرسش از زمان معاد، آن را بعيد و غير علمى مى نمايانند.

121- اضلال دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 7

7- ايجاد انحراف در دين ، از شيوه ها و ابزار هاى دنياپرستان و صاحبان زر و زور براى نيل به هدف هاى مادى خود

و أحلّوا قومهم . .. و جعلوا لله أندادًا ... قل تمتّعوا

122- اعراض از دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 20

20- رهبران الهى ، بايد از دنياطلبى و توجه به دنياگرايان و غفلت از تهيدستان با ايمان ، پرهيز كنند .

و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا

123- اقرار دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 13

13 - اعتراف آرزوكنندگان ثروت قارونى به لطف و رحمت خداوند در حق ايشان ، به خاطر گرفتار نساختن آنان به سرنوشت قارون ( فرو نبردن آنان در زمين )

لولا أن منّ اللّه علينا لخسف بنا

124- امكانات دنيوى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 4

4 - دنياطلبان ، برخوردار از بخشى از مطامع دنيايى خويش و نه همه آن

من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها

با توجه به حرف «مِن» - كه براى تبعيض است - برداشت بالا به دست مى آيد.

125- انفاق دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 34 - 3

3 - دلبستگى شديد دنيامداران به اموال و دارايى ، در هنگام انفاق و احسان به ديگران نمايان مى شود . *

و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا . .. و أعطى قليلاً

ذكر «قليلاً» مى تواند اشاره به آن باشد كه كافران دنيامدار در صورت تمايل به احسان، تنها بخش ناچيزى از اموال خويش را انفاق مى كردند.

126- بى ارزشى عمل پسنديده دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 16 - 3

3- اعمال نيك دلبستگان به دنيا و زيبايى هاى آن ، در آخرت حبط شده و در پيشگاه خداوند ارزشى نخواهد داشت .

أُولئك . .. و حبط ما صنعوا فيها

ضمير در «فيها» به «الحياة الدنيا» برمى گردد و ظرف «حبط» - به قرينه «فى الأخرة» در فراز قبل - جهان آخرت است; يعنى: و حبط فى الأخرة ما صنعوا فى الدنيا. با توجه به معناى صنيعة (عمل خير) به نظر مى رسد، مراد از «ما صنعوا» اعمال نيك، همانند دستگيرى از مستمندان و ... و مقصود از «ما كانوا يعملون» اعمال متعارف، همانند تجارت و ... باشد.

127- بى اعتنايى به دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 6

6 - لزوم پرهيزِ رهبران الهى ، از دنياطلبى و توجه به دنياگرايان

لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا

128- بى لياقتى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 18

18- شرافت پاسدارى از دين ، شايسته ملت هاى مجاهد و انفاقگر و نه بخلورزان دنياگرا

و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم ثمّ لايكونوا أمثلكم

با توجه به اين كه آيات پيشين در زمينه جهاد و انفاق و نيز روى گردانان از جهاد و انفاق بود; اين آيه مى تواند خطاب به جامعه

مسلمين عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد كه اگر آنان از جهاد و انفاق روى گردانند، خداوند شرافت پاسدارى از دين را از آنان سلب كرده و به امتى خواهد داد كه اين چنين نباشند.

129- بينش دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 34 - 4

4- كثرت مال و عزّت اجتماعى حاصل آمده از آن ، مهم ترين ارزش در نظر دنياگرايان است .

فقال لصحبه . .. أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 36 - 11

11- در بينش دنياگرايان ، ثروت مندى ، نشانه محبوبيّت بيشتر انسان نزد خداوند است .

ولئن رُددتُّ إلى ربّى لأجدنّ خيرًا منها منقلبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 42 - 12

12- توجه دنياگرايان به خدا ، براى منافع و مطامع مادّى آنان است . *

و أُحيط بثمره . .. و هى خاوية على عروشها و يقول يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا

احتمال دارد كه تأسّف مرد مغرور سرمايه از دست داده، بر شرك خويش، نه از آن رو باشد كه به قبح ذاتى شرك پى برده، بلكه از آن رو باشد كه چرا شرك ورزيده تا منافع اش تهديد و سرمايه اش نابود شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 11

11 - دنيامداران ، مغرور به آخرت اند و سرنوشت خويش را در آن جا نيك مى پندارند .

و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 4

4 - خرافات و موهومات ، اوج ديد و نگرش مشركان دنياگرا

ليسمّون الملئكة تسمية الأُنثى و ما لهم به من علم . .. ذلك مبلغهم من العلم

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ذلك» اشاره به عقايد خرافى مشركان در مورد دختر انگاشتن ملائكه براى خداوند، داشته باشد.

130- بينش دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 9،12

9 - از ديد دنياطلبان ، قارون در اوج لذت و خوشبختى قرار داشت .

فخرج على قومه . .. قال الذين يريدون الحيوة الدنيا ... إنّه لذو حظّ عظيم

«حظّ» به معناى بهره و نصيب است; يعنى، او از سعادت و نيك بختى بهره بزرگى دارد.

12 - قدرت و ثروت ، ملاك ارزش و معيار اصلى بهره مندى و خوشبختى در نگاه دنياطلبان قوم قارون

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون إنّه لذو حظّ عظيم

131- پشيمانى دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 5

5 - پشيمان شدن دنياطلبان غافل از سخنان نسنجيده روز پيش خويش با ديدن فرجام شوم قارون

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد

برخى از مفسران واژه «وَىْ» را كلمه «تندم» گرفته و گفته اند: اين واژه در مقام اظهار پشيمانى به كار مى رود.

132- تذكر به دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 27 - 2

2 - لحظه نااميدى حاضران بر بستر محتضر و بر زبان آوردن كلمات يأس ، شايان يادآورى براى دلبستگان دنيا

و قيل من راق

133- ترس اخروى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 2

2 - منكران رستاخيز و دنيامداران ، هراسناك از دستاورد هاى خود ، در قيامت

ترى الظلمين

تعبير «الظالمين» در آيه شريفه، عنوانى است كه بر منكران معاد و دنيامداران مطرح درآيات پيشين اطلاق شده است.

134- تعجب دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 4

4 - آرزوكنندگان ثروت قارونى ، با مشاهده فرورفتن وى و خانه اش در زمين شگفت زده شدند .

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ

واژه «وَىْ» وقتى به كار مى رود كه شخص بخواهد شگفتى خود را از موضوعى بيان كند.

135- تكبر دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 11

11 - دنيامداران ، مغرور به آخرت اند و سرنوشت خويش را در آن جا نيك مى پندارند .

و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى

136- تكذيبگرى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 12 - 2

2 - پندارگرايان دنيا زده غافل ، درصدد انكار معاد با تمسخر و استهزا *

الخرّصون . الذين هم فى غمرة ساهون . يسئلون أيّان يوم الدّين

از ارتباط «يسئلون. ..» با آيات پيشين، استفاده مى شود كه اين سؤال نمونه اى از غفلت و دنيازدگى آنان است كه گاه اصل را انكار مى كنند و گاه با پرسش از زمان معاد، آن را بعيد و غير علمى مى نمايانند.

137- تنبه دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 6،12،14

6 - فرورفتن شبانه قارون با خانه اش در كام زمين ، رخدادى سخت تكان دهنده ، بيدارگر و درس آموز براى كسانى كه روز پيش آرزوى ثروتى چونان ثروت وى را داشتند .

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد

كلمه «مكانه»، منصوب به نزع خافض و صفت براى اسم محذوف «مكاناً» است; يعنى، «الذين تمنّوا مكاناً مثل مكانه; آنان كه ديروز منزلتى هم چون منزلت قارون را آرزو كرده بودند. ..».

12 - آگاهى دل باختگان دنيا به عاقبت شوم دنياطلبى ، پس از مشاهده نگون بختى قارون

لولا أن منّ اللّه علينا لخسف بنا

14 - آگاهى يافتن آرزومندان مال و ثروت به پى آمد شوم ناسپاسى در برابرنعمت هاى الهى ، با مشاهده نگون بختى قارون

ويكأنّه لايفلح الكفرون

«كفر» (مصدر «كافرون») در اين جا مقابل «شكر» و به معناى ناسپاسى است. جمله «و يكأنّه لايفلح الكافرون» اعتراف دنياطلبان به ناسپاسى خود در مقابل خدا است و اشاره به علت هلاكت قارون دارد.

138- تهديد دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 10

10 - تهديد الهى نسبت به دنياپرستى و دنياپرستان

من كان يريد ثواب الدنيا . .. و كان اللّه سميعاً بصيراً

تذكر اين واقعيت كه خداوند ناظر اعمال دنياپرستان و شنواى گفتار آنهاست، در حقيقت تهديد آنان به مؤاخذه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 4

4 - روى گردانان از جهاد ، به خاطر علقه هاى عاطفى ( محبت پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان ) و دلبستگى مادى ( مال ، شغل و مسكن ) مورد تهديد خداوند

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أمول اقترفتموها و ... أحب إليكم ... و جهاد فى سبيله فتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 7 - 4

4 - مشاهده جهنم و آتش سوزان آن و پيدايش علم حضورى براى گرفتاران به آن در قيامت ، تهديدى الهى و هشدارى ترديدناپذير ، براى دل بستگان به امتيازات دروغين

ألهيكم التكاثر . .. ثمّ لترونّها عين اليقين

139- تهديد دنياطلبان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 28 - 3

3 - تهديد شدن گنه پيشگان و كافران دنياگرا در صدر اسلام ، به هلاكت و جايگزين شدن مردمى ديگر ، از سوى خداوند

وإذا شئنا بدّلنا أمثلهم تبديلاً

140- جهل دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 5 - 2

2 - كسانى كه به امتيازات مادى ، دل بسته و به آن فخر مىورزند ، از علم و يقين محروم و از دستيابى به آن ناتوان اند .

كلاّ لو تعلمون علم اليقين

مخاطبانى كه در آغاز سوره، با جمله «ألهيكم التكاثر» توبيخ شدند; در اين آيه به دليل حرف «لو» - كه براى امتناع است - محروم از «علم اليقين» معرفى شده اند. اضافه «علم»به «يقين»، اضافه بيانيه و نشانگر اين است كه علم مورد نظر، علمى است كه از هر گونه شكّى به دور باشد.

141- حسرت دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 8

8 - اظهار حسرت و دريغ از سوى دنياطلبان غافل ، به هنگام مشاهده قارون در تجمل ويژه خود

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون

142- حسرت دنيوى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 66 - 2

2 - واكنش كافران دنياگرا در برابر فشار هاى ناگهانى اقتصادى ، واكنشى ذليلانه و حسرت بار است .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون

143- حسن فرجام دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 11

11 - دنيامداران ، مغرور به آخرت اند و سرنوشت خويش را در آن جا نيك مى پندارند .

و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى

144- ختم قلب دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 1،4

1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ

4- مهر شدن قلب و قواى شنوايى و بينايى ( محروميت از درك حقايق ) ، كيفر ترجيح دهندگان زندگى دنيا بر آخرت

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم

145- خواسته هاى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 11

11 - دنياطلبان ، مردمانى دون همت

أرضيتم بالحيوة الدنيا من الأخرة فما متع الحيوة الدنيا فى الأخرة إلا قليل

146- دنياطلبان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 5

5- مشركان و دنياگرايان ، از منظر لطف و رحمت الهى ، در قيامت ، ساقط اند .

و عرضوا على ربّك صفًّا

در صورتى كه نايب فاعل «عرضوا» مشركان و دنياگرايان باشند - كه در آيات قبل، ياد آنان به ميان آمد - مجهول آمدن فعل و نيز به كار رفتن «ربّك» - كه خطاب پيامبر(صلی الله علیه و آله) است - به جاى «ربّهم» دال بر تحقير ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 38 - 1

1 - آنان كه زندگانى دنيا را برگزيده و آن را بر آخرت ترجيح دادند ، كردار خويش را در قيامت به ياد آورده ، جهنم را حاضر خواهند يافت .

يوم يتذكّر . ... و برّزت الجحيم ... و ءاثر الحيوة الدنيا

147- دنياطلبان و امكانات دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 6

6- همه دنياطلبان ، به منافع و امكانات دنيوى ، دست نمى يابند .

من كان يريد العاجلة عجّلنا له . .. لمن نريد

148- دنياطلبان و ثروت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 34 - 4

4- كثرت مال و عزّت اجتماعى حاصل آمده از آن ، مهم ترين ارزش در نظر دنياگرايان است .

فقال لصحبه . .. أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا

149- دنياطلبان و معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 36 - 8

8- عقيده به معاد ، ناسازگار با دنياپرستى و غيرقابل پذيرش براى دنياپرستان است .

أنا أكثر منك مالاً . .. و ما أظنّ الساعة قائمة

مرد ثروت مند، در پى غرور و افتخار به مال و منال و پندار جاودانه بودن آن، به انكار قيامت پرداخت. به نظر مى رسد كه ارتباط اين دو قسمت، به صورت زمينه و نتيجه باشد; يعنى، آنچه كه فرد را به موضع انكار قيامت كشاند، دنياپرستى و فريفته شدن بدان بود. فعل مجهول «رُددت» (برگردانده شوم) - كه حاكى از اجبار شدن است - نيز گوياى نكته ياد شده است.

150- دنياطلبان و موقعيت اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 34 - 4

4- كثرت مال و عزّت اجتماعى حاصل آمده از آن ، مهم ترين ارزش در نظر دنياگرايان است .

فقال لصحبه . .. أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا

151- دنياطلبان يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 1،2،4

1 - تاريخ يهود ، شاهد نسلهايى دنياگرا و معصيتكار

فخلف من بعدهم خلف ورثوا الكتب يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون

2 - دنياگرايان يهود ، على رغم ادعاى اعتقاد به تورات و دسترسى به آن ، از راه هاى نامشروع به مال و منال دنيا چنگ مى زدند .

ورثوا الكتب يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

جمله «ورثوا الكتب» (تورات را به ارث بردند) اشاره به دو معنا دارد كه هر دو در سرزنش دنياگرايان يهود دخيل است: دسترسى به تورات داشتند ; مدعى اعتقاد به آن بودند.

4 - دنياگرايان يهود به گناه خويش ( دستيابى به مال و منال دنيا از راه هاى نامشروع ) ، اصرار مىورزيدند .

و إن يأتهم عرض مثله يأخذوه

جمله «و إن يأتهم . .. » (اگر مال و منال دنيا در مرتبه و زمانى ديگر به آنان روى مى آورد از گرفتن آن دريغ نداشتند)، اشاره به اصرار يهوديان دنياگرا به گناه كسب درآمدهاى نامشروع دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 170 - 4

4 - گروهى از يهوديان نسل هاى پيشين ، بر خلاف دنياگرايان ايشان ، به محتواى تورات و ميثاق هاى آن پايبند بودند و نماز را به پا داشتند .

و الذين يمسكون بالكتب و أقاموا الصلوة

152- ذلت دنيوى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 66 - 2

2 - واكنش كافران دنياگرا در برابر فشار هاى ناگهانى اقتصادى ، واكنشى ذليلانه و حسرت بار است .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون

153- رد خواسته هاى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 3

3- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در شيوه برخورد با دنياگرايان و رد پيشنهاد هاى نادرست آنان تعليم داد .

و لاتطع من . .. و قل الحقّ من ربّكم

154- رضايت دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 7

7 - پيدايش روحيه تسليم و رضا ( تسليم در برابر اراده خدا و رضا به داده او ) در آرزومندان ثروت قارونى ، با مشاهده هلاكت غافلگيرانه وى

و أصبح الذين . .. ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر

تعبير «اللّه يبسط الرزق. ..» نشانگر اين حقيقت است كه روزىِ انسان ها در دست خداوند است. بنابراين ما به هر چه او مصلحت بداند (هر چند فقر و تنگدستى) راضى و تسليم هستيم.

155- روش برخورد با دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 3

3- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در شيوه برخورد با دنياگرايان و رد پيشنهاد هاى نادرست آنان تعليم داد .

و لاتطع من . .. و قل الحقّ من ربّكم

156- روش برخورد دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 1

1 - استهزاى آيات الهى ، شيوه كافران مستكبر و دنيامحور

فاستكبرتم . .. اتّخذتم ءايت اللّه هزوًا

از اين كه به جاى «استهزأتم» و يا تعابير مشابه ديگر، گفته شده «اتّخدتم آيات اللّه هزواً»، مى توان به مطلب بالا راه برد.

157- زمينه عبرت دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 27 - 5

5- امكانات دنيوى به جاى مانده از مستكبران فرعونى ، درس عبرت براى دنياخواهان عشرت طلب

كم تركوا من جنّ-ت . .. و نعمة كانوا فيها فكهين

تعبير «كم تركوا. ..» در مقام درس آموزى و تأمل برانگيزى آدميان در سونوشت فرعونيان است.

158- زمينه كفران دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 14

14 - غرور دنياگرايان ، موجب ناسپاسى آنان نسبت به خداوند

ليقولنّ هذا لى . .. و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى

بنابراين كه لام در «هذا لى» و «إنّ لى» افاده استحقاق كند، روشن مى شود كه دنياگرايان خود را مستحق برخوردارى از نعمت هاى دنيوى و اخروى مى دانند و بدين جهت خويشتن را موظف به سپاس گزارى در برابر خداوند نمى بينند.

159- زياده طلبى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 30 - 6

6 - طبع دوزخ ، همچون طبع دنياطلبان ، فزون طلب و زياده خواه *

يوم نقول . .. و تقول هل من مزيد

با توجه به اين كه دوزخ و بهشت، مقام ظهور و تجلّى حقايقى است كه آدمى در عالم «ناسوت» تدارك ديده است، آيه مى تواند كنايه از فزون طلبى دنياداران دوزخى باشد.

160- زيان اقتصادى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 66 - 2

2 - واكنش كافران دنياگرا در برابر فشار هاى ناگهانى اقتصادى ، واكنشى ذليلانه و حسرت بار است .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون

161- زيانكارى اخروى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 1

1- كافران دنياگراى غافل ( مرتدان ) ، بى ترديد در آخرت ورشكسته و زيانكارند .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. القوم الكفرين ... هم الغفلون . لاجرم أنهم فى الأخر

162- سرزنش اخروى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 9

9- دنياطلبان در آخرت ، مورد نكوهش واقع شده و از رحمت خداوند محروم و مطرود خواهند شد .

من كان يريد العاجلة . .. ثمّ جعلنا له جهنّم يصلها مذمومًا مدحورًا

163- سرزنش دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 2

2 - دل باختگان دنيا ، سزاوار سرزنش و نكوهش اند .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا . .. و قال الذين أُوتوا العلم ويلكم

164- سرزنش دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 1

1 - موضع گيرى تند و عتاب آميز فرزانگان بنى اسرائيل در برابر آرزومندان ثروت قارونى .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون . .. و قال الذين أُوت

165- شكست دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 19 - 5

5- منافع اخروى آخرت طلبان ، برخلاف امكان شكست و ناكامى دنياطلبان در رسيدن به اهدافشان ، قطعى و تضمين شده است .

و من يريد العاجلة . .. ما نشاء لمن نريد ... و من أراد الأخرة ... كان سعيهم مشكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 5

5 - ناكامى دنياطلبان ، در رسيدن به تمامى آمال دنيوى خويش

من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها

166- صفات دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 30 - 6

6 - طبع دوزخ ، همچون طبع دنياطلبان ، فزون طلب و زياده خواه *

يوم نقول . .. و تقول هل من مزيد

با توجه به اين كه دوزخ و بهشت، مقام ظهور و تجلّى حقايقى است كه آدمى در عالم «ناسوت» تدارك ديده است، آيه مى تواند كنايه از فزون طلبى دنياداران دوزخى باشد.

167- ضعف دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 1

1 - دنيامداران و خودمحوران ، لياقت و توانايى نبرد در راه خدا را ندارند .

و انّ منكم لمن ليبطّئنّ . .. فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين

اينكه خداوند تنها از مسلمانان آخرت طلب خواسته در راه او جهاد كنند، با وجود اينكه جهاد بر تمامى مسلمانان واجب است، اشاره به اين است كه دنياطلبان نه لياقت جهاد در راه خدا را دارند و نه توان آن را. كلمه «فاء» در «فليقاتل»، دلالت روشن بر اين معنا دارد.

168- عبرت دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 8

8- توجه به سرعت زوال زندگى دنيا ، مايه هشدار و عبرت رفاه مندان و دنياطلبان است .

واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه . .. تذروه الريح

با توجه به ارتباط آيه با آيات قبل كه در زمينه نشان دادن انديشه هاى رفاه مندان مغرور و فرجام آنان بود، نكته بالا فهميده مى شود.

169- عبرت دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 6

6 - فرورفتن شبانه قارون با خانه اش در كام زمين ، رخدادى سخت تكان دهنده ، بيدارگر و درس آموز براى كسانى كه روز پيش آرزوى ثروتى چونان ثروت وى را داشتند .

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد

كلمه «مكانه»، منصوب به نزع خافض و صفت براى اسم محذوف «مكاناً» است; يعنى، «الذين تمنّوا مكاناً مثل مكانه; آنان كه ديروز منزلتى هم چون منزلت قارون را آرزو كرده بودند. ..».

170- عجز دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 5

5 - فرورفتگان در زندگى مادى و سرمستان بازى و بيهودگى ، ناتوان از توصيف بايسته پروردگار

سبحن . .. عمّا يصفون . فذرهم يخوضوا و يلعبوا

با توجه به ارتباط دو آيه، مى توان استفاده كرد كه اهل بازى و بيهودگى، قادر به توصيف حق نيستند. در اين صورت وصف «يخوضوا و يلعبوا» مى تواند مشعر به عليت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 13

13 - انسان هاى مادى ، ناتوان از درك گستره قدرت خداوند ، در محاسبات خويش

ما ظننتم أن يخرجوا و ظنّوا . .. فأتيهم اللّه من حيث لم يحتسبوا

171- عذاب اخروى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 8

8- دنياطلبان علاوه بر عذاب جسمانى ، در آخرت نيز گرفتار عذاب روحى مى شوند .

ثمّ جعلنا له جهنّم يصلها مذمومًا مدحورًا

«يصلاها» (در آتش سوزان حهنّم مى سوزد) اشاره به عذاب جسمى و «مذموماً مدحوراً» (نكوهش شده و مطرود) اشاره به رنج روحى دارد.

172- عذاب دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 9

9 - كسانى كه به انگيزه دستيابى به دنيا ، آخرت خويش را تباه مى كنند ، براى رهايى از عذاب ، ياورى نخواهند داشت .

فلا يخفف عنهم العذاب و لاهم ينصرون

173- عذاب روحى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 8

8- دنياطلبان علاوه بر عذاب جسمانى ، در آخرت نيز گرفتار عذاب روحى مى شوند .

ثمّ جعلنا له جهنّم يصلها مذمومًا مدحورًا

«يصلاها» (در آتش سوزان حهنّم مى سوزد) اشاره به عذاب جسمى و «مذموماً مدحوراً» (نكوهش شده و مطرود) اشاره به رنج روحى دارد.

174- عقيده دنياطلبان يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 3،7،11

3 - دنياگرايان يهود خود به گناه دنياگرايى و كسب مال و منال از راه هاى ناروا معترف بودند .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

جمله «سيغفر لنا» (آمرزيده خواهيم شد)، اعتراف يهوديان دنياگرا به گنهكارى خويش و بيانگر اين است كه جمله «يأخذون . .. » ناظر به كسب مال از راههاى نامشروع است.

7 - دنياگرايان يهود بر اين باور بودند كه خداوند گناهان آنان را ، حتى بدون توبه ، خواهد آمرزيد .

و يقولون سيغفر لنا و إن يأتهم عرض مثله يأخذوه

جمله «و إن يأتهم عرض . .. » حاكى از اين است كه گنهكاران يهود در عين آمادگى براى حرامخوارى مجدد، خود را مورد عفو و

مغفرت خداوند مى پنداشتند. يعنى هرگز از عمل گذشته پشيمان نبودند تا توبه كنند.

11 - ادعاى آمرزش گناه يهوديان بدون توبه ، از نسبت هاى دروغين دنياگرايان يهود به خداوند

و يقولون سيغفر لنا . .. ألم يؤخذ عليهم ... أن لا يقولوا على اللّه إلا الحق

175- عمل دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 9

9 - نظارت دقيق خداوند بر اعمال و گفتار دنياپرستان

من كان يريد ثواب الدنيا . .. و كان اللّه سميعاً بصيراً

176- عوامل تنبه دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 26 - 3

3 - يادآورى حالات محتضر در هنگام احتضار ، تأثيرگذار در بيدارگرى و غفلت زدايى نسبت به دلبستگان دنيا

بل تحبّون العاجلة . .. كلاّ إذا بلغت التراقى

177- غفلت دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 7

7- كافران دنياگرا ، غافلان واقعى اند .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين ... و أُولئك هم الغفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 12 - 2

2 - پندارگرايان دنيا زده غافل ، درصدد انكار معاد با تمسخر و استهزا *

الخرّصون . الذين هم فى غمرة ساهون . يسئلون أيّان يوم الدّين

از ارتباط «يسئلون. ..» با آيات پيشين، استفاده مى شود كه اين سؤال نمونه اى از غفلت و دنيازدگى آنان است كه گاه اصل را انكار مى كنند و گاه با پرسش از زمان معاد، آن را بعيد و غير علمى مى نمايانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 2

2 - فريفتگان زندگى دنيوى ، مردمانى غافل و فاقد معرفت درست نسبت به حقيقت آن

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر فى الأمول و الأولد

امر «اعلموا» بيانگر آن است كه اگر انسان ها، به ماهيت زندگى دنيايى آگاهى درست داشتند، فريب آن نمى خورند و خود را وقف آن نمى كنند.

178- فرجام اخروى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 11

11 - دنيامداران ، مغرور به آخرت اند و سرنوشت خويش را در آن جا نيك مى پندارند .

و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى

179- فرجام شوم دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 14

14- اخطار و هشدار به سرنوشت شوم كافرانِ دنياطلب ، روشى براى بازداشتن از كفر و دنياطلبى

ربما يودّ الذين كفروا . .. ذرهم يأكلوا و ... فسوف يعلمون

180- كرى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 1،4

1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ

4- مهر شدن قلب و قواى شنوايى و بينايى ( محروميت از درك حقايق ) ، كيفر ترجيح دهندگان زندگى دنيا بر آخرت

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم

181- كورى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 4

4- مهر شدن قلب و قواى شنوايى و بينايى ( محروميت از درك حقايق ) ، كيفر ترجيح دهندگان زندگى دنيا بر آخرت

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم

182- كيفر دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 3

3 - برگزيدن دنيا در قبال از دست دادن آخرت ، در پى دارنده عذابى تخفيف ناپذير است .

أولئك . .. فلا يخفف عنهم العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 4

4- مهر شدن قلب و قواى شنوايى و بينايى ( محروميت از درك حقايق ) ، كيفر ترجيح دهندگان زندگى دنيا بر آخرت

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 25

25- غفلت از ياد خدا ، كيفر الهى براى دنياگرايان دل بسته به جلوه هاى مادّى است .

تريد زينة الحيوة الدنيا و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا

توصيف دنيازدگان به كسانى كه قلب شان از ياد خدا غافل است، گوياى ارتباط غفلت قلب با دنيازدگى است و اسناد اغفال به خداوند (اغفلنا) كيفر بودن آن را مى رساند.

183- كيفيت عبادت دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 42 - 12

12- توجه دنياگرايان به خدا ، براى منافع و مطامع مادّى آنان است . *

و أُحيط بثمره . .. و هى خاوية على عروشها و يقول يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا

احتمال دارد كه تأسّف مرد مغرور سرمايه از دست داده، بر شرك خويش، نه از آن رو باشد كه به قبح ذاتى شرك پى برده، بلكه از آن رو باشد كه چرا شرك ورزيده تا منافع اش تهديد و سرمايه اش نابود شد.

184- گمراهى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 6

6- ترجيح دهندگان دنيا بر آخرت و سد كنندگان راه خدا و كج جلوه دهندگان آن در نهايت گمراهى هستند .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا أُ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 22

22 - دنياطلبان ، انسان هايى فريب خورده اند .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور

185- گناه دنياطلبان يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 8

8 - يهوديان دنياگرا به بهانه مغفرتى تضمين شده از جانب خدا ، از فرمان هاى وى سرپيچى مى كردند و مرتكب گناه مى شدند .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

186- مثل دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 2

2 - دنيامداران ، به دهقانى مى مانند كه مزرعه خرم و به خوشه نشسته اش وى را مست و بى خود سازد و با خاطرى آسوده - و غافل از تمامى حوادث و آفت هاى در كمين نشسته - به خوابى خوش فرو رود .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. و ظن أهلها أنهم قدرون عليها أتيها أمرنا ليلا أو نهار

187- محروميت اخروى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 9

9- دنياطلبان در آخرت ، مورد نكوهش واقع شده و از رحمت خداوند محروم و مطرود خواهند شد .

من كان يريد العاجلة . .. ثمّ جعلنا له جهنّم يصلها مذمومًا مدحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 13

13 - دنيامداران ، محروم از هرگونه بهره اخروى

و ما له فى الأخرة من نصيب

188- محروميت دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 7

7- كافران دنياپرست ، محروم از هدايت الهى اند .

استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة و أن الله لايهدى القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 1

1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 7

7- برخى از دنياطلبان هم از دنيا و هم از آخرت محرومند .

من كان يريد العاجلة عجّلنا له . .. لمن نريد ثمّ جعلنا له جهنّم

مرجع ضمير «له» در «جعلنا له جهنّم»، «من» در «من كان . ..» است; يعنى، هر كس به دنبال دنيا باشد جايگاهش دوزخ است، چه برخى از آنان با خواست خداوند به آرزوهاى دنيوى خود برسند و چه ناكام شوند. بنابراين عده اى هر چند كه به خواسته هاى دنيوى خويش نرسيده اند، در آخرت دوزخى اند و از دنيا و آخرت محروم خواهند بود.

189- ممنوعيت اطاعت از دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 11

11 - پيروى از دنياگرايان و آخرت گريزان ، ممنوع است .

و لاتطع منهم . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

190- منافع دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 6

6- همه دنياطلبان ، به منافع و امكانات دنيوى ، دست نمى يابند .

من كان يريد العاجلة عجّلنا له . .. لمن نريد

191- منشأ امكانات دنيوى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 6

6 - برخوردارى دنياطلبان از بخشى از موهبت هاى دنيايى ، به اراده و تدبير خداوند است و نه خارج از قدرت و خواست او .

يرزق من يشاء و هو القوىّ . .. من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها

192- منفعت طلبى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 42 - 12

12- توجه دنياگرايان به خدا ، براى منافع و مطامع مادّى آنان است . *

و أُحيط بثمره . .. و هى خاوية على عروشها و يقول يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا

احتمال دارد كه تأسّف مرد مغرور سرمايه از دست داده، بر شرك خويش، نه از آن رو باشد كه به قبح ذاتى شرك پى برده، بلكه از آن رو باشد كه چرا شرك ورزيده تا منافع اش تهديد و سرمايه اش نابود شد.

193- ناامنى اخروى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 3

3 - دنيا جويان آسايش طلب ، فاقد امنيت و آسايش در آخرت

يستعجل بها الذين لايؤمنون . .. و من كان يريد حرث الدنيا ... ترى الظلمين مشفقين

194- نابخردى دنياطلبان يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 26

26 - دنياگرايان يهود ، مردمى نابخرد و خام فكر در پيشگاه خداوند

أفلا تعقلون

195- ناپايدارى خوشگذرانى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 15 - 5

5 - خداوند ، آگاه به وجود نشيب و فراز در مراحل حيات دنيوى و اخروى انسان و ناپايدار ماندن محفل هاى خانوادگى و خوش گذرانى هاى دنيامداران

بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا

هر چند ضمير در «ربّه» و «به»، به منكر معاد برمى گردد; ولى محتواى آيه شريفه، به جنبه انسان بودن آنان مربوط است.

196- نعمتهاى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 20 - 1

1- سنت الهى بر بهرهورى مستمر همه انسان ها ( دنياطلبان و آخرت طلبان ) از مزايا و نعمت هاى دنيوى است .

كلاًّ نمدّ هؤلاء و هؤلاء من عطاء ربّك

«امداد» (مصدر نمدّ) به معناى مدد و كمك رساندن است و فعل مضارع «نمدّ» دلالت بر استمرار دارد.

197- نقش دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 9

9 - كافران و دنياطلبان ، از حزب شيطان اند .

فلاتغرنّكم الحيوة الدنيا . .. إنّ الشيطن لكم عدوّ ... إنّما يدعوا حزبه

برداشت ياد شده به اين خاطر است كه آيه پيش، از فريفته شدن به دنيا برحذر داشته و آيه مورد بحث فريفته شدگان به دنيا را حزب شيطان خوانده است.

198- هدايت دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 29 - 7

7 - تمايل طبيعى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هدايت تمامى انسان ها ، حتى دنياپرستان روى گردان از ياد خدا

فأعرض عن من تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا

امر در «فأعرض» نشانگر آن است كه چنان تمايل طبيعى (هدايت تمامى انسان ها) در پيامبر(صلی الله علیه و آله) وجود داشته است.

199- هشدار به دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 7

7- امكان زوال نعمت هاى مادّى ، هشدارى به دنياگرايان مغرور است .

يرسل عليها حسبانًا من السماء فتصبح صعيدًا زلقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 47 - 6

6- حشرِ بدون استثناى همه انسان ها ، هشدارى براى مشركان و دنياگرايان است .

و حشرنهم فلم نغادر منهم أحدًا

با توجه به اين كه آيات قبل در مورد دنياگرايان مشرك صفت بود، تصريح به استثناناپذيرى حشر، تعريضى است به آنان كه به دنيا دل خوش كردند و به آخرت بها ندادند.

200- هواپرستى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 19

19 - ترجيح دهندگان دنيا بر آخرت ، پيروان هواى نفس خويش اند .

و ءاثر الحيوة الدنيا . .. و أمّا من ... نهى النفس عن الهوى

201- دنياطلبى

آثار اجتناب از دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 16 - 3

3 - چشم پوشى از گناه و لذّت هاى آلوده دنيا ، درپى دارنده نعمت هاى سرشار اخروى

إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون . ءاخذين ما ءاتيهم ربّهم

«تقوا»; يعنى، خوددارى از مشتهياتى كه مورد منع دين قرار گرفته است. تقواپيشگان در برابر داشتن اين خصلت، از هداياى پروردگارشان بهره مند خواهند بود.

202- آثار دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 11

11 - رسيدن به منافع دنيوى ، از عوامل گرايش به كفر و انكار قرآن

و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 6،13

6 - دستيابى به متاع هاى دنيوى ( مال ، رياست ، وجاهت و . . . ) هدف عالمان يهود از ارائه خود ساخته ها به عنوان كتاب آسمانى

ليشتروا به ثمناً قليلا

13 - جلب منافع مادى و دنيوى ، انگيزه بدعتگذاران و دين سازان

ليشتروا به ثمناً قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 5،10،11

5 - دستيابى به مزاياى دنيا ، انگيزه آنان كه پيمان هاى الهى را ناديده گرفته و آنها را نقض مى كنند .

أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

10 - دنياطلبى ، از انگيزه هاى تبعيض در دين ( عمل كردن به برخى از دستورات دين و ر ها كردن برخى ديگر از آن ) است .

أفتؤمنون ببعض الكتب و تكفرون ببعض . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا

11 - دنياطلبى ، از ريشه هاى بروز جنگ ها و درگيرى هاى خونين ميان گروه هاى معتقد به آيين الهى است .

ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 103 - 5

5 - يهوديان عصر بعثت ، به دليل وابستگى به دنيا و فسق پيشگى زمينه هاى ايمان و تقوا را از دست داده بودند .

لبئس ما شروا به أنفسهم . .. و لو أنهم ءامنوا و اتقوا لمثوبة من عنداللّه خير

به كارگيرى «لو» امتناعيه در جمله «لو أنهم . ...» مى نماياند كه: ايمان آوردن يهود و پرهيز از گناهانى همانند سحر، امرى مشكل يا ممتنع بوده است. آيات پيشين - كه سخن از دلبستگى شديد يهود به دنيا و فاسق بودن آنان داشت - مى تواند بيانگر علت به وجود آمدن اين روحيه در ايشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 6

6 - دستيابى به متاع دنيا از عوامل دين فروشى و كتمان حقايق دينى است .

و يشترون به ثمناً قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 2

2 - ناسازگارى حقايق كتاب هاى آسمانى با منافع عالمان دنياطلب ، وادار كننده آنان به كتمان آن حقايق

إن الذين يكتمون . .. و يشترون ... ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به «كتمان» - كه از جمله «يكتمون . ..» به دست مى آيد - داشته باشد. بر اين مبنا از يك سو حق ستيزى دليل كتمان معارف و احكام كتب آسمانى دانسته شده است (ذلك ]الكتمان[ بأن اللّه نزل الكتاب بالحق) و از سوى ديگر جمله «يشترون به ثمناً قليلا در آيه 174» رسيدن به منافع دنيوى را دليل و انگيزه كتمان معارف مى شمرد. نتيجه اين دو دليل اين است كه: حقايق كتابهاى آسمانى با منافع گروهى دنياطلب ناسازگار است و اين ناسازگارى مايه كتمان آن حقايق مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 68 - 5

5 - وابستگى به دنيا و بى اعتنايى به مواعظ الهى و پيروى نكردن از احكام پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانعى براى نيل به صراط مستقيم

فلا و ربّك . .. و لو انّا كتبنا ... و لو انّهم فعلوا ... و لهديناهم صراطا مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 4

4 - دنيامدارى ، عاملى براى تخلّف از جهاد و دوگانگى در برخورد ، به هنگام شكست و پيروزى

قد انعم اللّه علىّ اذ لم اكن معهم شهيدا . .. يا ليتنى كنت معهم معهم فافوز

جمله «يا ليتنى . .. » و «قد انعم اللّه ... »، بيانگر اين معناست كه به چنگ آوردن متاع دنيا و يا از دست دادن آن، تعيين كننده خط مشى سست عنصران متخلف از جهاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 15

15 - ناسازگارى دنياطلبى با حركت در راه خدا

اذا ضربتم فى سبيل اللّه فتبيّنوا . .. تبتغون عرض الحيوة الدّنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 4،7

4 - نيل به متاع دنيا ، انگيزه عالمان يهود در تحريف حقايق تورات و احكام آن

يحرفون الكلم من بعد مواضعه . .. اكلون للسحت

7 - حرص و آزمندى به دنيا ، مايه تحريف احكام و حقايق دين

يحرفون الكلم من بعد مواضعه . .. اكلون للسحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 63 - 13

13 - ترك نهى از منكر در برابر ستمگران ، از سوى علماى اهل كتاب ، به انگيزه حفظ منافع شخصى - تأمين شده از ناحيه آن ستمگران - و يا ترس از تهديداتشان

لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار

از امام حسين(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و انما عاب اللّه ذلك عليهم لانهم كانوا يرون من الظلمة الذين بين اظهرهم المنكر و الفساد فلاينهونهم عن ذلك رغبة فيما كانوا ينالون منهم و رهبة مما يحذرون ... .


تحف العقول، ص 137; بحارالانوار، ج 100، ص 79، ح 37.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 20

20 - غضب خدا و عذاب هميشگى ، پيامد دوستى بسيارى از بنى اسرائيل با پادشاهان ستمگر و زيبا جلوه دادن هوا هاى نفسانى آنان ، به اميد دستيابى به بهره هاى دنيايى آنان

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا . .. و فى العذاب هم خلدون

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: يتولون الملوك الجبارين و يزيّنون لهم اهوائهم ليصيبوا من دنياهم.


تفسير تبيان، ج 3، ص 611; نورالثقلين، ج 1، ص 661، ح 315.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 7

7 - اشتغال به دنيا و سرگرم شدن به آن، انسان را از آخرت باز مى دارد.

و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو و للدار الأخرة خير للذين يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 8،9

8 - فريفتگى و دلبستگى به دنيا موجب ياوه گويى، بازيچه شمردن دين و بيهوده گويى درباره آن است.

و ذر الذين اتخذوا دينهم . .. و غرتهم الحيوة الدنيا

عطف جمله «غرتهم» از نوع عطف سبب بر مسبب است. يعنى سبب اينكه برخى دين را بازيچه گرفته اند، فريفتگى به زندگى دنياست.

9 - كسانى كه دين را بازيچه و سرگرمى قرار مى دهند، فريب خوردگان دنيا و دلبسته به آنند.

و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا و غرتهم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 9

9 - فريفته شدن به زندگانى دنيا و سرگرم شدن به آن ، عامل فراموشى روز قيامت و آتش دوزخ است .

و غرتهم الحيوة الدنيا فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا

«كما نسوا . .. » مى رساند كه از علل بى اعتنايى خداوند به دوزخيان اين است كه آنان روز قيامت را فراموش كردند و چون جمله «اليوم ننسيهم ... » به وسيله فاء بر «غرتهم الحيوة الدنيا» تفريع شده، معلوم مى شود كه از ريشه هاى فراموشى قيامت، فريفته شدن به زندگانى دنياست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 28

28 - وابستگى به مال و منال گذراى دنيا به قيمت از دست دادن سراى جاودانه آخرت ، به دور از خرد و انديشه صحيح است .

يأخذون عرض هذا الأدنى . .. و الدار الأخرة خير للذين يتقون أفلا تعقلون

از امام صادق(ع) روايت شده است كه خداوند، بندگان خود را به دو آيه از كتاب خود، توجه مخصوص داده (تا دو مطلب را فراگيرند)، يكى اينكه چيزى را نگويند مگر اينكه به آن علم داشته باشند . .. سپس آيه «ألم يؤخذ عليهم ... » را تلاوت فرمود ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 3،5،12،14

3 - بلعم باعورا به خاطر دنياگرايى و هواپرستى از نايل شدن به منزلت هاى والا و قرب الهى محروم شد .

و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه

5 - دنياگرايى و پيروى از هوا هاى نفسانى مانع كارسازى دانش هاى الهى است .

و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه

12 - دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا موجب فاصله گرفتن او از آيات الهى و تكذيب آنها شد .

فانسلخ منها . .. و لكنه أخلد إلى الأرض

جمله «و لكنه أخلد . .. » مى تواند بيانگر علت «فانسلخ منها» باشد. يعنى دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا باعث شد كه از آيات الهى فاصله گيرد.

14 - حالت بلعم باعورا به سبب دنياگرايى مانند حالت سگى شد كه در هر حال ، چه بر او هجوم كنى و يا رهايش سازى ، زبان از كام بيرون آورَد و له له زند .

فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث

«تحمل» از «حَمْلَة» گرفته شده و «حَمْلَة» به معناى هجوم كردن است. «مَثَل» در آيه شريفه به معناى حالت و صفت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 9

9 - دنيادوستى و هواپرستى ، زمينه ساز گمراهى و زيانكارى است .

و لكنه أخلد إلى الأرض . .. و من يضلل فأولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 2 - 9

9 - اختلاف و نزاع در جامعه ايمانى بر سر دنيا و غنايم آن ، به دور از شأن مؤمنان واقعى

يسئلونك عن الأنفال . .. إنما المؤمنون ... وجلت قلوبهم ... و على ربهم

بيان ويژگيهاى ياد شده پس از اشاره به اختلاف و نزاع مسلمانان بر سر غنايم جنگى، اشاره به اين دارد كه رسيدن به مقام بلند ايمان، آدمى را از شيفتگى به مال دنيا و متأثر شدن از آن و در نتيجه نزاع كردن بر سر آن، باز خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 2،5

2 - دنياطلبى ، زمينه ساز مبارزه با دين الهى و بازداشتن مردم از راه خداست .

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا فصدوا عن سبيله

5 - دنياطلبى مشركان صدر اسلام ، عامل مبارزه آنان با اسلام و قرآن

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 4،5

4 - روى گردانان از جهاد ، به خاطر علقه هاى عاطفى ( محبت پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان ) و دلبستگى مادى ( مال ، شغل و مسكن ) مورد تهديد خداوند

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أمول اقترفتموها و ... أحب إليكم ... و جهاد فى سبيله فتر

5 - ترجيح محبت خويشاوندان و امكانات مادى بر محبت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جهاد ، فسق و انحراف است .

قل إن كان ءاباؤكم . .. أحب إليكم ... و اللّه لايهدى القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 6

6 - دلخوشى به زندگى دنيوى و ترجيح دادن آن بر حيات اخروى ، عامل سستى و روى گردانى از جهاد در راه خدا

ما لكم إذا قيل لكم انفروا فى سبيل اللّه اثّاقلتم إلى الأرض أرضيتم بالحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 7

7 - عداوت برخى از مردمان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام ، ريشه در امور مادى و مالى داشت .

يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 8 - 2

2 - انكار لقاى خدا ، دلبستگى به دنيا و غفلت از آيات الهى ، زمينه ساز اعمال نارواست .

إن الذين لايرجون لقاءنا . .. أولئك مأويهم النار بما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 6

6 - دنياطلبى ، زمينه ساز گرفتار شدن آدمى به روحيه خودكامگى و بيدادگرى

إذا هم يبغون فى الأرض بغير الحق . .. متع الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 8،9

8- مشركان عصر بعثت به خاطر دنيا طلبى و تجمل گرايى ، قرآن را نپذيرفته و آن را ساخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها

بيان پيامدهاى دنياخواهى و تجمل گرايى، پس از دعوت به توحيد و اقامه برهانى روشن براى آن، اشاره به ريشه هاى اصرار مشركان به كفرورزى دارد; يعنى، اينكه مشركان با وجود دليلى روشن بر حقانيت قرآن، حقايق مطرح شده در آن را نمى پذيرند به دليل دنياخواهى آنان است.

9- دنياطلبىو تجمل گرايى ، از موانع پذيرش توحيد و ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن است .

فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله و أن لا إله إلاّ هو فهل أنتم مسلمون. من كان يريد ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 16 - 1،3

1- كافران دنياطلب و دلبسته به جلوه هاى آن ، در آخرت بهره اى جز آتش دوزخ نخواهند داشت .

من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها . .. أُولئك الذين ليس لهم فى الأخرة إلاّ ال

3- اعمال نيك دلبستگان به دنيا و زيبايى هاى آن ، در آخرت حبط شده و در پيشگاه خداوند ارزشى نخواهد داشت .

أُولئك . .. و حبط ما صنعوا فيها

ضمير در «فيها» به «الحياة الدنيا» برمى گردد و ظرف «حبط» - به قرينه «فى الأخرة» در فراز قبل - جهان آخرت است; يعنى: و حبط فى الأخرة ما صنعوا فى الدنيا. با توجه به معناى صنيعة (عمل خير) به نظر مى رسد، مراد از «ما صنعوا» اعمال نيك، همانند دستگيرى از مستمندان و ... و مقصود از «ما كانوا يعملون» اعمال متعارف، همانند تجارت و ... باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 16

16- « عن على بن الحسين ( ع ) [ فى حديث طويل ] : . . . و لاتركنوا إلى الدنيا فإن الله عزوجل قال لمحمد صلى الله عليه و آله و سلم : « و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار » و لاتركنوا إلى زهرة الدنيا و ما فيها ركون من اتخذ ها دار قرار و منزل استيطان . . . ;

از امام سجاد(ع) [ضمن حديثى طولانى] روايت شده است: . .. به دنيا تمايل و اطمينان نكنيد; زيرا خداوند عزوجل به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) فرمود: «ولاتركنوا ...» و به زيبايى دنيا و آنچه در دنياست تمايل و اطمينان نكنيد، بسان تمايل و اطمينان كسى كه آن را خانه هميشگى و جاى ماندن خود قرار داده است...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 13،16

13- گرايش شديد امت هاى پيشين به لذّت هاى مادى و تمتعات دنيوى ، آنان را به فساد و تباهى كشانيد .

واتبع الذين ظلموا ما أُترفوا فيه

«تُرفة» به معناى نعمت است و «مُترَف» به كسى گفته مى شود كه نعمت فراوان آن را سرمست و سركش كرده باشد. مراد از «ما» مالومنال و لذتهاى مادى است. بنابراين «ما أُترفوا فيه»; يعنى، مال و منال و لذايذى كه در آن سرمست و سركش شده بودند.

16- رفاه و دلبستگى به لذّت هاى دنيا ، زمينه ساز ستمگرى و گرايش به جرم و گناه است .

واتبع الذين ظلموا ما أُترفوا فيه و كانوا مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 26 - 7

7- دل خوش كردن به حيات دنيا و نشناختن مقدار ارزش آن ، مايه كفرورزى است .

و فرحوا بالحيوة الدنيا و ما الحيوة الدنيا فى الأخرة إلاّ متع

چون مراد از ضمير در «فرحوا» كفرپيشگان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است ، جمله «فرحوا بالحيوة الدنيا و . ..» در حقيقت بيانگر ريشه و عاملى از عوامل كفرورزى آنان است ; يعنى ، دل خوش بودنشان به زندگى دنيا ، آنان را به كفرورزى كشانده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 9،10

9- دلبستگى به دنيا و ترجيح دادن آن بر آخرت ، زمينه ساز دين ستيزى و كفر است .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله

تقديم «يستحبّون الحياة الدنيا» بر جمله «و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجاً» احتمالاً بيانگر معناى ياد شده باشد.

10- ترجيح دادن همواره دنيا بر آخرت ، سد مدام راه خدا و كج جلوه دادن تعاليم الهى ، از نشانه هاى كفرپيشگى است .

ويل للكفرين . .. الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 6

6- غوطهورى در تمتعات و لذت هاى مادى ، مانع تسليم شدن در برابر حقايق دينى

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين. ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا

فراز «ذرهم يأكلوا و يتمتعوا و . ..» - كه درصدد بيان حالات كفار است - مى تواند به منزله تعليل و جوابى باشد براى اينكه: چرا آنان اسلام نمى آورند و سرانجام نادم و پشيمان مى شوند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 6

6- كوتاه نگرى ، دون همتى و دنياطلبى ، ريشه گرايش انسان به شكستن پيمان هاى الهى و ترجيح دادن دنيا بر آخرت است .

و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 1،4

1- ترجيح زندگى دنيا بر آخرت ، ريشه اصلى ارتداد و گرايش به كفر است .

من كفر بالله من بعد إيمنه . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

جمله «ذلك بأنهم . ..» در مقام تعليل براى آيه قبل است و نيز «ذلك» اشاره دارد به ارتداد و كفر پس از ايمان.

4- گرفتارى به خشم الهى و عذاب اخروى ، معلول دلبستگى انسان به دنيا و ناديده گرفتن آخرت است .

فعليهم غضب . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «غضب من الله . ..» باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 2،8

2- عملكرد خود آدميان ( كفر و دنياگرايى ) ، عامل محروميت آنان از درك حقايق معنوى است .

من كفر بالله . .. بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا ... أُولئك الذين طبع الله على قل

الذين طبع الله . ..» در مقام بيان مجازات كسانى است كه با اختيار خود به كفر گرويدند و دنيا را بر آخرت ترجيح دادند كه در آيه قبل از آن سخن به ميان آمده است. بنابراين همين گزينش و انتخاب - كه عملى است اختيارى - موجب مجازات «طبع قلب» مى شود.

8- دنياگرايى ، عامل غفلت انسان از حقايق بايسته و دانستنى

ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة . .. و أُولئك هم الغفلون

در آيه شريفه، مفعول و متعلق «غافلون» ذكر نشده است; يعنى، بيان نشده كه كافران دنياگرا نسبت به چه چيز غفلت دارند. بنابراين عدم ذكر، دليل اين است كه دنياگرايى، عامل غفلت انسان از هر نوع حقايق دانستنى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 52

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 1

1- دنياطلبى ، عامل گرفتارى انسان به آتش دوزخ است .

من كان يريد العاجلة . .. جعلنا له جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 12

12- فريفتگى به جلوه هاى مادّى دنيا ، مانع اصلى نيكْ كردارى است .

ما على الأرض زينة لها لنبلوهم أيّهم أحسن عملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 36 - 3

3- غفلت از معاد و ترديد در آن ، معلول دل بستگى شديد به دنيا است .

أنا أكثر منك مالاً . .. قال ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا . و ما أظنّ الساعة قائمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 37 - 2،3

2- انكار معاد و ترديد در آن و مغرور شدن به زندگى دنيا ، انديشه و بينشى كفرآميز است .

و ما أظنّ الساعة قائمة . .. قال له صاحبه وهو يحاوره أكفرت بالذى خلقك

3- دل بستگىِ شديد به دنيا و غفلت از نقش خداوند در آفرينش و اعطاى نعمت ها ، نشانه كفر است .

و كان له ثمر فقال . .. أنا أكثر منك مالاً ... ما أظنّ أن تبيد هذه ... قال له صاح

در پى گفته هاى مرد ثروت مند و فخرفروشى هاى او و انكار فناپذيرى نعمت ها، مرد مؤمن، با سؤال «أكفرت» با وى به گفتوگو پرداخت و اين نشان دهنده كفرورزى مرد ثروت مند در انديشه ها و گفته هايش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 38 - 9

9- اتّكاى به ديگران ، دنياپرستى ، و بنا نهادن بينش و منش براساس آن ، شرك است .

أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا . .. لكنّاْ هو اللّه ربّى و لاأشرك بربّى أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 42 - 9

9- سرمستى هاى مادّى ، از موانع مهم پى بردن انسان به كج روى هاى عملى و عقيدتى خويش است .

و أُحيط بثمره . .. يقول يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا

ثروت مند مغرور مورد بحث در آيه، تنها، پس از آن كه اندوخته و اموال اش نابود شد، به كج روى خود پى برد و بر آن اظهار

ندامت كرد، ولى تا قبل از آن، به آنچه داشت، سرمست و مغرور بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 6

6- شرك و دنياپرستى و مغرور شدن به مال و فرزند ، گناه و مايه دلهره و وحشت در آخرت است .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

آيات گذشته، در باره دنياپرستى و شرك بود، لذا مصداق مورد نظر از «مجرمين» همان مشركان سرمست به مواهب دنيوى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 8

8- فريفته شدن به دنيا و امكانات فناپذير آن و اصيل پنداشتن آنها ، از زمينه هاى سقوط تمدن ها و نابودى دنياگرايان است .

أىّ الفريقين خير مقامًا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 8

8- كفرورزى به آيات الهى ، فريفتگى به جاه و مقام و دل بستن به هم فكران در برابر مؤمنان ، از نمود هاى كامل گمراهى

قل من كان فى الضللة

جمله «من كان فى الضلالة . ..» پاسخى است به گفته كافران كه هنگام شنيدن آيات خدا، به مؤمنان مى گفتند: «أىّ الفريقين خير ...». در اين آيه كافرانِ به آيات الهى، اهل ضلالت معرفى شده اند و در آيه بعد مؤمنان به آيات الهى، اهل هدايت قلمداد شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 8

8 - خيره شدن و دل بستگى به دنيا و زندگى مرفه ديگران ، مانع از دسترسى به مقام رضا است .

لعلّك ترضى . و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا

ممكن است اين آيه در ارتباط با آخرين جمله آيه قبل باشد. مقتضاى اين ارتباط آن است كه علاوه بر تسبيح و تنزيه پروردگار در شبانه روز - كه موجب كسب رضايت خاطر است - چشم ندوختن به مال و منال دنياى ديگران نيز، داراى نقش مؤثر در وصول انسان به مقام رضا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 10

10- سرگرمى انسان به دنيا ، عامل بى توجهى به وحى و دين الهى

ما يأتيهم من ذكر . .. و هم يلعبون

جمله «و هم يلعبون» حال براى ضمير فاعلى «استمعوه» و بيانگر وضعيت مشركان و مردم حق گريز است. اين وضعيت مى تواند در حق گريزى و بى اعتنايى به پيام هاى الهى مؤثر باشد. گفتنى است جمله «لاهية قلوبهم» در صدر آيه بعد - كه حال براى

مبتدا در جمله «و هم يلعبون» است - همين برداشت را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 3

3- لهو و دل مشغولى به امور غير مهم و بى ارزش ، از بيمارى هاى قلب و امرى زشت و ناپسند

لاهية قلوبهم

آيه شريفه، در مقام بيان اوصاف ناپسند و ويژگى هاى منفى مشركان و مذمت از آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 13 - 5

5- خوش گذرانى و فرورفتن در ناز و نعمت و رفاه ، از زمينه هاى عذاب و هلاكت دنيوى

و كم قصمنا من قرية . .. وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه

برداشت ياد شده از آمدن «فيه» - كه براى ظرفيت است - استفاده مى شود; بدين صورت كه نعمت و رفاه، ظرف و انسان برخوردار، مظروف قرار گرفته است. اين مطلب حاكى از فرورفتن مترفان ستمگر در ناز و نعمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 9

9 - پايبندى به دين به خاطر سود مادى و ر ها كردن آن ( ارتداد ) به وقت دشوارى ها و محروميت ها ، مايه خسران و تباهى دنيا و آخرت

و إن أصابته فتنة انقلب على وجهه خسر الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 27

27 - دل بستگى به ماديات و دنيامدارى ، زمينه رواج فحشا و فساد جنسى در يك جامعه است .

و لاتكرهوا فتيتكم على البغاء . .. لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 3

3 - كافرانى كه در ماديات و اموال دنيا غوطهوراند ، به پوچى در زندگى دچار گشته و در سردرگمى شديد بسر مى برند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. و الذين كفروا أعملهم ... كظلمت ف

از مقايسه ميان آيه 37 - كه در باره كسانى است كه مال و منال و ماديات آنان را از ياد خدا غافل نمى سازد - و آيه شريفه - كه درباره وضعيت كافران است - به دست مى آيد كه كافران، بر خلاف مؤمنان، در ماديات و علاقه به مال و منال گرفتاراند و از اين رو دچار سردرگمى و تاريكى شديد هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 5

5 - غفلت از مرگ و پندار جاودانگى در دنيا ، عامل روى آورى عاديان به كاخ سازى ، تجمل گرايى و بيهودگى

أتبنون . .. تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

تعبير «لعلّكم تخلدون» بيانگر اين معنا است كه: كار شما طورى است كه گويا از مرگ و ناپايدارى زندگى دنيوى، غافل شده ايد و مى پنداريد كه هميشه در اين دنيا خواهيد ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 2

2 - مصروف داشتن همه تلاش هاى علمى و فكرى در امور دنيايى درپى دارنده خطر محروم شدن از درك حقايق اخروى

بل ادّرك علمهم فى الأخرة

كافران بدان علت از فهم و درك امور اخروى ناتوان شدند كه تمام توان علمى خود را خرج دنيايشان كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 7

7 - دلبستگى به زندگى دنيايى و مرز و بوم خويش ، زمينه ساز گريز از حق و هدايت

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 1

1 - انسان ، در معرض از دست دادن سعادت اخروى خويش به خاطر وابستگى به دنيا و متاع آن

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا . .. و ما أوتيتم من شىء فمتع الحيوة

آيه بالا در ادامه آيات پيشين و بيانگر پاسخى ديگر به مشركان است; يعنى، همانانى كه به خاطر دلبستگى زياد به جان و مال و مرز و بوم خويش، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى گفتند: اگر با تو همراه شويم و از هدايت الهى پيروى كنيم، مشركان عرب ما را از سرزمين مان (مكه) خواهند ربود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 11

11 - دل باختگى به زخارف دنيا ، نشانه ضعف بينش نسبت به حقيقت آن و جهان آخرت

و قال الذين أُوتوا العلم ويلكم ثواب اللّه خير لمن ءامن و عمل صلحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 16 - 10

10 - وابستگى به دنيا ، از جمله عوامل فرار از جهاد است .

إن فررتم من الموت . .. و إذًا لاتمتّعون إلاّ قليلاً

كاربرد «لاتمتّعون» به جاى اين كه بگويد: «چندان زنده نخواهيد ماند. »، مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه منافقان، در

پى دستيازيدن به متاع دنيوى، از مرگ فرار مى كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 5 - 5

5 - تكذيب پيامبران و انكار وعده هاى الهى ، ناشى از دنياطلبى و فريفتگى به زرق و برق آن است .

و إن يكذّبوك . .. إنّ وعد اللّه حقّ فلاتغرنّكم الحيوة الدنيا

از تفريع «فلاتغرنّكم الحياة الدنيا» بر جملات پيشين، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 9

9 - دنياطلبى و انكار معاد ، عامل بازدارنده از انفاق و زكات

لايؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم كفرون

چنانچه جمله «هم بالآخرة. ..» حاليه باشد مى توان از ارتباط «هم بالآخرة هم كافرون» با جمله قبل، مطلب بالا را برداشت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 11

11 - فريفتگى انسان به دنيا و اعمال ناشايست ، موجب گرفتار شدن به عذاب الهى

فزيّنوا لهم ما بين أيديهم و ما خلفهم و حقّ عليهم القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 11

11 - هدف قرار دادن دنيا ، باعث محروميت كامل از موهبت هاى جهان آخرت

من كان يريد حرث الأخرة . .. يريد حرث الدنيا ... و ما له فى الأخرة من نصيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 36 - 5

5 - دلبستگى به زندگى دنيايى ، منشأ اصلى مجادله در آيات الهى و انكار آن است .

و يعلم الذين يجدلون . .. فما أُوتيتم من شىء فمتع الحيوة الدنيا

با توجه به فاى تفريع در «فما أُوتيتم»، مى توان استفاده كرد كه مجادله در آيات الهى و انكار آن، از دنيامحورى برخاسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 17

17 - دلخوشى به مظاهر دنيا و كفران و ناسپاسى انسان ، موجب روى گردانى وى از پيام وحى است .

فإن أعرضوا . .. فإنّ الإنسن كفور

جمله «و إنّا إذا . .. كفور» مى تواند اشاره به وجه اعراض و روى گردانى كافران از پيام وحى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 5

5 - گرايش به مادى گرايى و دنياطلبى ، قدرت انديشه ( خرد ) را تضعيف و آدمى را به سوى تقليد كوركورانه سوق مى دهد .

و كذلك . .. إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 7

7 - دنياگرايى و مال پرستى ، عامل اساسى در مخالفت با حق

لمّا جاءهم الحقّ . .. لولا نزّل هذا القرءان على رجل

با توجه به توضيح برداشت قبل و الغاى خصوصيت از مورد (مشركان مكه)، مطلب بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 4

4 - دلبستگى به تجملات زندگى دنيايى ، عامل روى گردانى از ياد خدا است .

و إن كلّ ذلك لمّا متع الحيوة الدنيا . .. و من يعش عن ذكرالرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 2،3،4،5

2 - عذاب اخروى كافران ، معلول استهزاى ايشان نسبت به آيات الهى و فريفتگى آنان به زندگانى دنيا

ذلكم بأنّكم اتّخذتم ءايت اللّه هزوًا و غرّتكم الحيوة الدنيا

3 - دل بستگى به حيات دنيا و به سخره گرفتن آيات الهى ، داراى ارتباط و پيوستگى عميق با يكديگر

اتّخذتم ءايت اللّه هزوًا و غرّتكم الحيوة الدنيا

از ذكر «و غرّتكم. ..» - در پى «اتّخذتم آيات...» - و تكيه بر آن دو به عنوان دو عامل اصلى دوزخى شدن كافرانِ مستكبر، مطلب بالا استفاده مى شود.

4 - فريفتگى و دلبستگى به زندگى دنيايى ، زمينه ساز روى آورى انسان به گناه *

أمّا الذين كفروا . .. و كنتم قومًا مجرمين ... و غرّتكم الحيوة الدنيا

در نخستين آيه از آيات مربوط به سرنوشت كافران، بر دو مسأله تأكيد شده بود: 1- روحيه استكبارى، 2- گناه پيشگى. اينك در آخرين آيات مربوط به آنان نيز به دو مسأله ديگر اشاره شده است: 1- استهزاى آيات الهى، 2- فريفتگى آنان به زندگى دنيا. اين دو در ارتباطى تنگاتنگ با دو نكته آغازين است و از آن جا كه «كنتم قوماً مجرمين» به جنبه عملى زندگى آنان اشاره دارد، «غرّتكم...» مى تواند به جنبه روحى و زمينه سازى آن براى گناه كارى ايشان نظر داشته باشد.

5 - محكوميت ابدى كافران مستكبر به عذاب هميشگى دوزخ ، نتيجه حق ستيزى ودنيا محورى آنان

اتّخذتم ءايت اللّه هزوًا و غرّتكم الحيوة الدنيا فاليوم لايخرجون منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 29 - 2،5

2 - دنيامدارى و پندارگرايى ، مانع اصلى نفوذ تبليغ پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مشركان

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ ... فأعرض عن من تولّى

از فاى تفريع در «فأعرض»، استفاده مى شود كه بى اعتقادى مشركان به آخرت و نيز اتكاى آنان بر حدس و گمان، موجب شده بود كه آنان قابليت خود را براى تأثيرپذيرى از رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از دست بدهند.

5 - محروميت انسان از هدايت و معارف وحى ، نتيجه روى گردانى از ياد خدا و دنيازدگى

فأعرض عن من تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا

ذكر «عن من تولّى. ..» به جاى «عنهم»، نشانگر آن است كه اوصاف ياد شده، عامل محرميت مشركان از قبول دعوت و تبليغ پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 9

9 - خداگريزى و دنيامحورى ، بارزترين نمود انحراف و گمراهى

تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا . .. هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 31 - 5

5 - خداگريزى و دنيامدارى ، سرچشمه اصلى بدكردارى در انسان

تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا . .. ليجزى الذين أس--وا بما عملوا

از ارتباط آيات شريفه، استفاده مى شود كه منشأ عملكرد ناشايست، گرايش هاى خداگريزانه و دنيامحورانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 10

10 - اشتغال به دنيا ( بازى ، لهو و سرگرمى و . . . ) ، ره آوردى جز پوچى و بى حاصلى ندارد .

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. كمثل غيث ... ثمّ يكون حطمًا

ويژگى هاى پنجگانه اى كه در آيه شريفه براى دنيا بيان شده، تماماً مصداق كارى است كه هيچ ثمره اى بر آن مترتب نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 20 - 1،3

1 - علاقه و دلبستگى به دنيا ، از علت هاى كفر به قيامت و پرسش هاى انكارآميز كافران درباره معاد

بل يريد الإنسن ليفجر أمامه . يسئل أيّان يوم القيمة ... كلاّ بل تحبّون العاجلة

برداشت ياد شده، بر اين اساس استوار است كه آيه شريفه مرتبط با آيه 5 و 6 همين سوره (بل يريد الإنسان ليفجر أمامه . يسئل أيّان يوم القيامة) باشد.

3 - دلبستگى به دنيا و نقدطلبى ، منشأ تمايل انسان به فسق و فجور

بل يريد الإنسن ليفجر أمامه . .. كلاّ بل تحبّون العاجلة

مطلب ياد شده، از ارتباط ميان اين آيه و آيه 5 استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 21 - 1،2،3

1 - دلبستگى به دنيا ، زمينه ر ها كردن و به فراموشى سپردن آخرت است .

كلاّ بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة

2 - دلبستگى به دنيا و ر ها كردن آخرت ، از نشانه هاى كافران است .

بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة

3 - قابل جمع نبودن دلبستگى به دنيا و آخرت طلبى

بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة

در آيه شريفه علاقه به دنيا و رها كردن آخرت با هم ذكر شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه ميان اين دو تلازم وجود دارد; يعنى، ممكن نيست كسى به دنيا دلبسته باشد; ولى به آخرت نيز علاقه مند باشد و آن را رها نسازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 24 - 2

2 - دل بستن به دنيا و غفلت از آخرت ، موجب اندوه شديد و گرفتگى چهره ها در قيامت

كلاّ بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة ... و وجوه يومئذ باسرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 4

4 - محبت و دلبستگى به دنيا ، سرچشمه گناه ، كفر و ناسپاسى است .

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 39 - 3

3 - ترجيح دنيا بر آخرت ، مايه گرفتارى به آتش دوزخ

و ءاثر الحيوة الدنيا . فإنّ الجحيم هى المأوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 16 - 2

2 - مردم با گزينش دنيا به جاى آخرت ، خود را از تزكيه ، ياد خدا و اداى نماز دور نگه داشته ، از رستگارى محروم مى سازند .

قد أفلح . .. بل تؤثرون الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 17 - 3

3 - دنياگرايى مانع آخرت طلبى است .

بل تؤثرون الحيوة الدنيا . و الأخرة خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 20 - 8

8 - دنياطلبى و ثروت خواهى ، زمينه ساز بى ارزش انگاشتن يتيمان و دست اندازى به ارث آنان

بل لاتكرمون اليتيم . .. و تأكلون التراث ... و تحبّون المال حبًّا جمًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 26 - 3

3 - كسانى كه يتيمان را گرامى نداشته و بر تغذيه مساكين توصيه نمى كنند و به ناحق ارث ديگران را تصرف كرده و به مال دنيا دل بسته اند ، در قيامت به سخت ترين شكل به بند كشيده خواهند شد .

لاتكرمون . .. لاتحضّون ... تأكلون ... تحبّون ... و لايوثق وثاقه أحد

ممكن است ضمير «وثاقه» به «الإنسان» برگردد. در اين صورت «وثاق» به مفعول خود اضافه شده است.

203- آثار دنياطلبى اصحاب ايكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 3

3 - دنياطلبى و فسادانگيزى مردم اَيكه ، مانع درك آنان از مفاهيم بلند وآسمانى پيام شعيب ( ع )

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

بيان تقلب مردم «ايكه» در معاملات و روحيه فسادانگيزى آنان (پيش از ذكر موضع گيرى آنها در مقابل شعيب(ع) مى تواند نشانگراين باشد كه آنچه سبب شد تا مردم ايكه مفاهيم مهم معرفتى آن حضرت را جنون آميز، بيهوده و گزاف به شمار آورده و او را فردى افسون شده بخوانند، اين بود كه آنان گرفتار دنياطلبى و فسادانگيزى شده بودند.

204- آثار دنياطلبى باغدار متكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 36 - 1

1- غرور و دنياپرستى مرد رفاه مند ، به ترديد و تشكيك در برپايى قيامت و وقوع رستاخيز منتهى شد .

و ما أظنّ الساعة قائمة

205- آثار دنياطلبى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 39 - 7

7 - دنياطلبى فرعونيان و تصوير نادرست آنها از زندگى دنيايى و اخروى ، سبب انحراف و خودكامگى آنان شد .

يقوم . .. و إنّ الأخرة هى دار القرار

با توجه به يادآورى حقيقت زندگى در دنيا و آخرت از سوى مؤمن آل فرعون براى فرعونيان، برداشت بالا به دست مى آيد.

206- آثار دنياطلبى قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 4

4 - دلبستگى شديد قارون به اندوخته هاى خويش ، مانع از خرج كردن آنها در راه رضاى خدا و تأمين سعادت اخروى خويش بود .

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة

207- آثار دنياطلبى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 11

11- روى گردانى كافران از ارزش هاى نو قرآن ، معلولِ دنياطلبى آنان است .

لم يؤمنوا بهذا الحديث . .. ما على الأرض زينة لها لنبلوهم

جمله «إنّا جعلنا ما على الأرض زينة لها» مى تواند به عنوان تعليلى براى اِعراض كافران مطرح باشد; يعنى، زيبايى دنيا، باعث شده كه ايشان به آن، دلْ خوش كنند و به قرآن ايمان نياورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 10

10 - دنياگرايى و آخرت گريزى گنه پيشگان و كافران ، فلسفه منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى از آنان

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تعليل براى منع از اطاعت از گنه پيشگان و كافران (و لاتطع منهم آثماً أو كفوراً) است.

208- آثار دنياطلبى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 10

10 - دنياگرايى و آخرت گريزى گنه پيشگان و كافران ، فلسفه منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى از آنان

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تعليل براى منع از اطاعت از گنه پيشگان و كافران (و لاتطع منهم آثماً أو كفوراً) است.

209- آثار دنياطلبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 29 - 2

2 - دنيامدارى و پندارگرايى ، مانع اصلى نفوذ تبليغ پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مشركان

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ ... فأعرض عن من تولّى

از فاى تفريع در «فأعرض»، استفاده مى شود كه بى اعتقادى مشركان به آخرت و نيز اتكاى آنان بر حدس و گمان، موجب شده بود كه آنان قابليت خود را براى تأثيرپذيرى از رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از دست بدهند.

210- آثار دنياطلبى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 15

15 - غفلت از خداوند و فريفته شدن به مظاهر دنيا ، عامل بدبختى اخروى منافقان

قالوا بلى و لكنّكم . .. و غرّكم باللّه الغرور

211- آخرت طلبى و دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 201 - 4

4 - عدم تنافى ميان دنياخواهى و آخرت طلبى

و منهم من يقول ربّنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النّار

212- اجتناب از دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 18

18 - غنائم فراوان خداوند از آن مجاهدانى است كه در راه او مى جنگند و از دنياطلبى مى پرهيزند .

اذا ضربتم فى سبيل اللّه . .. و لا تقولوا ... فعند اللّه مغانم كثيرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 5

5 - وارثان كتاب هاى آسمانى بايد از دلبستگى به مظاهر ناپايدار دنيا پيراسته باشند و از چنگ اندازى به مال و منال دنيا از راه هاى ناصواب بپرهيزند .

ورثوا الكتب يأخذون عرض هذا الأدنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 6،8،11

6 - نيل به مقام قرب الهى ، مشروط به پرهيز از دنياگرايى و دورى از متابعت هواى نفس است .

و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه

8 - مشيت خداوند در اعطاى منزلت هاى معنوى به انسان ها ، منوط به پرهيزشان از دنياگرايى و هوا هاى نفسانى است .

و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض

جمله «و لكنه أخلد . .. » تعليل براى مفهوم جمله «و ل--و شئنا ... » است ; يعنى: و لو شئنا لرفعنه بها و لكنا لم نشأ ذلك لانه أخلد إلى الأرض.

11 - كسانى كه دنياگرا نباشند و از پيروى هواهان نفسانى پرهيز كنند ، شيطان راه نفوذى در آنان نخواهد داشت .

فانسلخ منها فأتبعه الشيطن . .. و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض

آيه قبل شيطان را سوق دهنده بلعم به گمراهى معرفى كرد، و آيه مورد بحث بيان مى دارد كه اگر او دنياگرا و پيرو هواى خويش نبود، به درجات رفيع مى رسيد ; يعنى شيطان به تعقيب او نمى پرداخت. بنابراين تلاش شيطان براى گمراه سازى پس از تمايل آدمى به دنيا و هواى خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 17

17 - برحذر بودن از دلبستگى به دنيا و فريفته نشدن به جلوه هاى ظاهرى آن ، نشانه اى است از تفكر و دورانديشى .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 20

20- رهبران الهى ، بايد از دنياطلبى و توجه به دنياگرايان و غفلت از تهيدستان با ايمان ، پرهيز كنند .

و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 39 - 2

2برخورداران نعمت ، بايد به مبدأ يگانه نعمت آفرين ، توجه داشته باشند و از دل بستگى به نعمت ها و غفلت از ياد خدا ، پرهيز كنند .

و لولا إذ دخلت جنّتك قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 64 - 6

6 - سرگرم نشدن به دنيا و توجه به حيات اخروى ، امرى لازم است .

و ما هذه الحيوة الدنيا إلاّ لهو و لعب و إنّ الدار الأخرة لهى الحيوان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 26 - 3

3 - توجه به ناپايدارى زندگى دنيايى ، هشدارى به انسان ها در فريفته نشدن به آن

كلّ من عليها فان

213- ارزش دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 14

14 - پيروزى حق و شكست باطل ، هدفى بس والاتراز رسيدن به ثروت دنيا در بينش الهى

تودون أن غير ذات الشوكة تكون لكم و يريد اللّه . .. و يقطع دابر الكفرين

214- امتحان با دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 94 - 5

5 - جذبه هاى دنيوى و كشش به آنها از ابزار امتحان الهى

يأيها الذين ءامنوا ليبلونكم اللّه بشىء من الصيد

215- انبيا و دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 5

5- پيامبران ، منزه از علاقه به مال و منال و امور مادى

لا أسئلكم عليه مالاً إن أجرى إلاّ على الله

تعبير «أجر» در مقابل «مال» در آيه شريفه ، گوياى اين است كه: نوح(ع) در پاداش خواهى از خداوند نيز ، درخواست مال و دارايى نمى كند و علاقه اى به آن نشان نمى دهد.

216- اهميت اجتناب از دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 1

1 - هدف و آرمان انسان ، بايد دستيابى به سعادت و نيكبختى اخروى باشد ; نه مظاهر فريبنده دنيا .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

217- اهميت ترك دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 5 - 3

3 - هشدار خداوند از فريفته شدن به زندگى دنيايى و زرق و برق آن

فلاتغرنّكم الحيوة الدنيا

218- بى ارزشى دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 7

7 - تلاش براى دنيا ، بى بركت وكم حاصل است .

نزد له فى حرثه و من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها

219- بى منطقى دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 2

2 - دنيا محورى و دوست داشتن آن، مرام و انديشه اى كودكانه و نابخردانه است.

و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو

با توجه به اينكه لعب و لهو كار كودكان و كسانى است كه بلوغ فكرى ندارند، مقتضاى تشبيه، وجود اين ويژگيهادر دنياپرستان است.

220- پوچى دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 44 - 8

8- پوچى و بى حاصلى و فرجام ناخوشايند ، پى آمد شرك و دنياپرستى است .

و لم تكن له فئة ينصرونه من دون اللّه . .. هو خير ثوابًا و خير عقبًا

بيان سرگذشت مرد ثروت مند و پايان خسارت بار و بى حاصل او و سپس تذكر اين كه خداوند، بهترين پاداش دهنده و فراهم كننده سرانجام نيك براى بندگان است، اين نتيجه را در پى دارد كه دنياپرستى و شرك، بدفرجامى و بى حاصلى را در پى خواهد داشت.

221- تشويق به دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 12

12 - عن أبى جعفر(ع): ان اصحاب محمّد(صلی الله علیه و آله) قالوا: يا رسول الله . .. إذا كنا عندك فذكرتنا و رغبتنا و جلنا و نسينا الدنيا و زهدنا ... فاذا خرجنا من عندك و دخلنا هذه البيوت و شممنا الاولاد و رأينا العيال و الاهل يكاد أن نحول عن الحال التى كنا عليها عندك ... فقال لهم رسول الله(صلی الله علیه و آله): ... إن هذه خطوات الشيطان فيرغبكم فى الدنيا ... .

از امام باقر(ع) روايت شده كه ياران رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به آن حضرت عرض كردند: . .. هنگامى كه ما نزد شما هستيم و ما را متذكر مى كنيد و ترغيب مى نمائيد احساس ترس مى كنيم و دنيا را فراموش كرده و زهد مىورزيم ... اما چون از نزد شما خارج مى شويم و به خانه هاى خود مى رويم و فرزندان و خانواده را مى بينيم، نزديك است از آن حال معنوى كه نزد شما داشتيم برگرديم ... رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: ... اين از گامهاى شيطان است كه شما را به دنيا ترغيب مى كند ... .

222- تهمت دنياطلبى به نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 3

3- دستيابى به مال و دارايى مردم به بهانه پيامبرى ، تحليل نابخردانه سران و اشراف قوم نوح از ادعاى نبوت و رسالت آن حضرت

و يقوم لاأسئلكم عليه مالاً

از اينكه نوح(ع) در پاسخ به قوم خويش ، مطرح مى سازد كه كمترين مالى از آنان مطالبه نمى كند ، معلوم مى شود كه كفرپيشگان چنين اتهامى را متوجه او كرده بودند.

223- جهاد و دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 4

4 - تضاد جهاد در راه خدا با دنياپرستى

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا بالاخرة

224- حقيقت دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 35 - 3

3- فريفتگى به جلوه هاى مادّى دنيا ، ستم انسان بر خويش است .

أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا . .. و هو ظالم لنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 64 - 2

2 - در پى دنيا بودن ، كار كودكانه است .

و ما هذه الحيوة الدنياإلاّ لهو و لعب

با توجه به اين كه لهو و لعب، كار كودكان است، لهو و لعب معرفى كردن زندگى دنيا، القاكننده چنين نكته اى است.

225- خداترسان و دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 12

12 - خداترسان ، از دل بستگى شديد به دنيا مبرّا هستند .

و ءاثر الحيوة الدنيا . .. و أمّا من خاف مقام ربّه

226- خطر دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 9

9 - دنياگرايى خطرى بزرگ براى عالمان دينى و آگاهان به كتب آسمانى

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب و يشترون به ثمناً قليلا . .. لهم عذاب الي

227- خطر دنياطلبى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 19

19- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت نزديك شدن به رفاه مندان و بريدن از مؤمنان تهيدست ، در خطر گرايش به جلوه هاى دنيا بود .

و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا

228- دنياطلبى اشراف قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 111 - 9

9 - برخوردارى از امكانات مالى و اعتبار اجتماعى ، معيار ارزش افراد در نگاه اشراف جامعه نوح

قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون

229- دنياطلبى اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 12،13

12- امت هاى هلاك شده پيشين ، مردمى دلبسته به تمتّعات و لذّت هاى دنيوى بودند .

واتبع الذين ظلموا ما أُترفوا فيه

13- گرايش شديد امت هاى پيشين به لذّت هاى مادى و تمتعات دنيوى ، آنان را به فساد و تباهى كشانيد .

واتبع الذين ظلموا ما أُترفوا فيه

«تُرفة» به معناى نعمت است و «مُترَف» به كسى گفته مى شود كه نعمت فراوان آن را سرمست و سركش كرده باشد. مراد از «ما» مالومنال و لذتهاى مادى است. بنابراين «ما أُترفوا فيه»; يعنى، مال و منال و لذايذى كه در آن سرمست و سركش شده بودند.

230- دنياطلبى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 26 - 3

3- گروهى از انسان ها به زندگى دنيا دل خوش مى كنند و از سراى آخرت غافل مى مانند .

فرحوا بالحيوة الدنيا و ما الحيوة الدنيا فى الأخرة إلاّ متع

بيان ناچيزى دنيا در قياس با آخرت ، پس از مذمّت گروهى كه به دنيا دل خوش كرده اند (فرحوا بالحيوة الدنيا) ، مى رساند كه مراد از آن گروه ، مردمى هستند كه آخرت را نپذيرفته و يا از آن غفلت كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 16 - 1

1 - عموم مردم ، دنيا را بر آخرت ترجيح مى دهند .

بل تؤثرون الحيوة الدنيا

«ايثار» به معناى تفضيل و برترى دادن است (مصباح) و خطاب «تؤثرون»، ناظر به طبيعت دنياگرايانه اى است كه در غالب انسان ها وجود دارد.

231- دنياطلبى بدعت گزاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 13

13 - جلب منافع مادى و دنيوى ، انگيزه بدعتگذاران و دين سازان

ليشتروا به ثمناً قليلا

232- دنياطلبى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 13

13- دريافت آذوقه در نزد فرزندان يعقوب ، داراى اهميت بيشتر از يافتن و جست و جو كردن يوسف ( ع ) و استرداد بنيامين *

يأيها العزيز مسّنا و أهلنا الضر . .. فأوف لنا الكيل و تصدق علينا

فرزندان يعقوب به فرمان وى به مصر آمدند تا از يوسف(ع) خبر بگيرند و بنيامين را باز ستانند ، ولى پيش از آن سخن از فقر و تنگدستى و مطالبه آذوقه دارند. اين معنا مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

233- دنياطلبى بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 2،3،12،14

2 - بلعم باعورا عالمى دنياگرا و پيرو هوا و هوس خويش بود .

و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه

«اخلاد»، مصدر «أخلد»، هنگامى كه به «إلى» متعدى شود، به معناى تمايل پيدا كردن و اعتماد داشتن است. كلمه «الأرض» چون در مقابل رفعت و منزلت معنوى و تقرب به خدا قرار گرفته، مراد از آن امور پست و حقير مادى و دنيوى است. بنابراين «أخلد إلى الأرض» يعنى او به امور پست مادى و لذتهاى دنيوى تمايل پيدا كرد و به آنها دل خوش نمود.

3 - بلعم باعورا به خاطر دنياگرايى و هواپرستى از نايل شدن به منزلت هاى والا و قرب الهى محروم شد .

و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه

12 - دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا موجب فاصله گرفتن او از آيات الهى و تكذيب آنها شد .

فانسلخ منها . .. و لكنه أخلد إلى الأرض

جمله «و لكنه أخلد . .. » مى تواند بيانگر علت «فانسلخ منها» باشد. يعنى دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا باعث شد كه از آيات الهى فاصله گيرد.

14 - حالت بلعم باعورا به سبب دنياگرايى مانند حالت سگى شد كه در هر حال ، چه بر او هجوم كنى و يا رهايش سازى ، زبان از كام بيرون آورَد و له له زند .

فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث

«تحمل» از «حَمْلَة» گرفته شده و «حَمْلَة» به معناى هجوم كردن است. «مَثَل» در آيه شريفه به معناى حالت و صفت است.

234- دنياطلبى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 5،6،22

5 - سرشناسى و از طبقه اشراف و بزرگان بودن و داشتن ثروت فراوان ، شرط زمامدارى ، در پندار بزرگان بنى اسرائيل

و نحن احق بالملك منه و لم يؤت سعةً من المال

ظاهراً جمله «نحن احق . .. » سخن ملأاست; گويا آنان بدين جهت خود را براى زمامدارى سزاوارتر مى دانستند.

6 - سرشناسى و از اشراف بودن ، مهمترين ملاك براى زمامدارى ، در ديدگاه ملأ بنى اسرائيل *

و نحن احقّ بالملك منه و لم يؤت سعة من المال

اشراف بنى اسرائيل در مقام بيان ملاك زمامدارى، در ابتدا مسأله سرشناسى و ملأ بودن را مطرح نمودند و سپس مسأله ثروت را.

22 - نبودن طالوت از خاندان نبوت و پادشاهى ، منشأ اعتراض بزرگان ( ملأ ) بنى اسرائيل به برگزيدگى وى از جانب خداوند

قالوا انى يكون له الملك علينا

امام باقر (ع) درباره آيه «انّ اللّه قد بعث . .. » فرمود: لم يكن من سبط النبوة و لا من سبط المملكة ...


كافى، ج 8، ص 316، ح 498 ; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

235- دنياطلبى پادشاهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 11

11 - تنها پادشاهان و دنيامداران ، فريفته مال و مكنت دنيايند ، نه مردان الهى و خداجوى .

بل أنتم بهديّتكم تفرحون

236- دنياطلبى جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 41 - 3،4

3 - اهتمام ساحران به دريافت پاداش و نه پيروزى فكرى و عقيدتى

أئنّ لنا لأجرًا إن كنّا نحن الغلبين

4 - ساحران عصر فرعون ، قشرى سودجو و دنياگرا

أئنّ لنا لأجرًا إن كنّا نحن الغلبين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ساحران يا موسى(ع) را حق مى دانستند و يا باطل; در هر دو صورت درخواست مزد و پاداش در برابر احياى حق و يا نابودى آن، بيانگر سودجويى و دنيامدارى است.

237- دنياطلبى خطاكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 3

3 - خطاكاران ، زندگانى اخروى خويش را فاقد توشه هاى لازم ديده و در حسرت فرصت هاى برباد رفته بسر مى برند .

يليتنى قدّمت لحياتى

238- دنياطلبى در حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 4،7

4 - مذمّت آن گروه از مردم كه پس از انجام مناسك حج ، تنها خواهان بهره هاى دنيوى از پروردگار خويشند .

فمن الناس من يقول ربّنا اتنا فى الدنيا

7 - حج گزارانِ دنياطلب ، محروم از بهره هاى اخروى

فاذا قضيتم مناسككم . .. فمن الناس من يقول ربنا ... و ماله فى الاخرة من خلاق

239- دنياطلبى در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 8،10

8 - برخى مردم ، تنها دنيا را از پروردگارشان خواهانند .

و من الناس من يقول ربنا اتنا فى الدنيا

چون گروهى كه در آيه بعد مطرح است، خواهان دنيا و نيز آخرتند، به قرينه مقابله، اين گروه تنها طالب دنيايند.

10 - اجابت دعا ها و درخواست هاى دنيوى حج گزارانِ دنياطلب

فمن الناس من يقول ربّنا اتنا فى الدنيا و ماله فى الاخرة من خلاق

واو عاطفه در جمله «و ماله . ..»، بيانگر جمله اى محذوف است. مثل «نؤتيه» (به او عطا مى كنيم) و از آخرت نصيبى نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 5

5 - نيايش به درگاه الهى ، براى تأمين نياز هاى جامعه امرى پسنديده و ارزشمند

قال عيسى ابن مريم اللّهم ربنا أنزل علينا مائدة من السماء . .. و ارزقنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 10

10 - دعا براى امور دنيوى ( مانند داشتن قدرت سياسى و رهبرى ) در صورت داشتن هدف الهى از آن ، امرى پسنديده براى مردان الهى است .

و هب لى ملكًا لاينبغى لأحد من بعدى

240- دنياطلبى در شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 4

4 - آيين شرك ، انديشه اى دنيامدار و فاقد گرايش به آخرت

من كان يريد حرث الدنيا . .. أم لهم شركؤا

241- دنياطلبى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 5

5- دستيابى به منافع مادى و رسيدن به حكومت و مقام ، انگيزه اصلى سازندگان آيين شرك و بت پرستى

و أحلّوا قومهم . .. و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله قل تمتّعوا

جمله «قل تمتعوا» (بگو برخوردار شويد)، پيش از جمله «فإن مصيركم إلى النار»، مى تواند كنايه از آن باشد كه هر چند شما به دنبال تمتع و كاميابى از دنيا هستيد، ولى مسير و نهايت كار شما دوزخ است. گفتنى است موضوع رسيدن به حكومت و مقام، از جمله «و أحلّوا قومهم ...» استفاده شده است.

242- دنياطلبى سوگندشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 4

4- پيمان شكنان و نقض كنندگان سوگند و عهد الهى ، مردمى دنياپرست ، كوتاه نگر و دون همتند .

لاتتخذوا أيمنكم دخلاً بينكم . .. و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

از تعبير «ثمناً قليلاً» (بهاى كم و ناچيز) كوتاه نظرى و دون همتى استفاده مى شود; زيرا هيچ عاقل و صاحب فكرى، كالايش را به بهاى كم و ناچيز و كمتر از ارزش واقعى آن نمى فروشد.

243- دنياطلبى طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 38 - 2

2 - طغيان گران ، دنيا طلبانى هستند كه آن را بر آخرت ترجيح مى دهند .

من طغى . و ءاثر الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 39 - 1

1 - طغيان گران دنياطلب ، در قيامت ، جز آتش سوزان دوزخ ، جايگاهى نخواهند داشت .

فأمّا من طغى . .. فإنّ الجحيم هى المأوى

«مأوى»; يعنى، منزل و مكان (لسان العرب). جمله «فإنّ الجحيم هى المأوى» به دليل وجود «ال» جنس در خبر، مفيد حصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 42 - 3

3 - طغيان گران دنياطلب ، با پرسش مكرر از زمان قيامت به استهزاى آن مى پرداختند .

يسئلونك عن الساعة أيّان مرسيها

فاعل «يسئلونك»، در برداشت ياد شده «من طغى. ..» دانسته شده است. اين برداشت، ناظر به احتمالى است كه به قرينه «إنّما أنت منذر من يخشاها» در آيات بعد استفاده مى شود; زيرا كسى كه از انذار قيامت هراسى ندارد، پرسش او از زمان وقوع آن استهزايى خواهد بود.

244- دنياطلبى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 13 - 4

4- غوطهورى در زندگى مادى و خوش گذرانى ، شيوه زندگى در جوامع ستمگر

قرية كانت ظالمة . .. وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه

245- دنياطلبى علماى دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 9

9 - دنياگرايى خطرى بزرگ براى عالمان دينى و آگاهان به كتب آسمانى

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب و يشترون به ثمناً قليلا . .. لهم عذاب الي

246- دنياطلبى علماى مسيحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 8

8 - تلاش احبار و راهبان ، در بازداشتن مردم از راه خدا ، در راستاى دستيابى به مطامع دنيوى خويش

ليأكلون أمول الناس بالبطل و يصدون عن سبيل اللّه

با توجه به ارتباط و پيوستگى «يصدون» با «يأكلون» برداشت فوق استفاده مى شود.

247- دنياطلبى علماى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 6

6 - دستيابى به متاع هاى دنيوى ( مال ، رياست ، وجاهت و . . . ) هدف عالمان يهود از ارائه خود ساخته ها به عنوان كتاب آسمانى

ليشتروا به ثمناً قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 8

8 - تلاش احبار و راهبان ، در بازداشتن مردم از راه خدا ، در راستاى دستيابى به مطامع دنيوى خويش

ليأكلون أمول الناس بالبطل و يصدون عن سبيل اللّه

با توجه به ارتباط و پيوستگى «يصدون» با «يأكلون» برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 6

6 - حرص و آزمندى شديد عالمان يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به متاع دنيا

اكلون للسحت

صيغه مبالغه «اكلون» نشان از رغبت و حرص فراوان عالمان يهود دارد.

248- دنياطلبى عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 5

5 - دستيابى به مزاياى دنيا ، انگيزه آنان كه پيمان هاى الهى را ناديده گرفته و آنها را نقض مى كنند .

أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 4

4- پيمان شكنان و نقض كنندگان سوگند و عهد الهى ، مردمى دنياپرست ، كوتاه نگر و دون همتند .

لاتتخذوا أيمنكم دخلاً بينكم . .. و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلاً

از تعبير «ثمناً قليلاً» (بهاى كم و ناچيز) كوتاه نظرى و دون همتى استفاده مى شود; زيرا هيچ عاقل و صاحب فكرى، كالايش را به بهاى كم و ناچيز و كمتر از ارزش واقعى آن نمى فروشد.

249- دنياطلبى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 39 - 9

9 - فرعون و قومش ( قبطيان ) ، برخوردار از متاع هاى فراوان دنيوى و دلبسته به آنها

يقوم إنّما هذه الحيوة الدنيا متع

تذكر مؤمن آل فرعون به اندك و ناپايدارى بودن دنيا و متاع هاى آن به قوم خود، بيانگر مطلب ياد شده است.

250- دنياطلبى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 39 - 9

9 - فرعون و قومش ( قبطيان ) ، برخوردار از متاع هاى فراوان دنيوى و دلبسته به آنها

يقوم إنّما هذه الحيوة الدنيا متع

تذكر مؤمن آل فرعون به اندك و ناپايدارى بودن دنيا و متاع هاى آن به قوم خود، بيانگر مطلب ياد شده است.

251- دنياطلبى قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 10

10 - قارون ، فردى افزون طلب و ناراضى به سهم خويش بود .

و لاتنس نصيبك من الدنيا

252- دنياطلبى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 65 - 4

4- قوم ثمود ، مردمى سخت دلبسته به دنيا و تمتعات آن

فقال تمتعوا فى داركم ثلثة أيام

روشن است كه مقصود صالح(ع) از اين فرمان (تمتعوا . ..) اين نيست كه قوم ثمود را به بهره بردارى از تمتعات دنيا فرابخواند; بلكه به قرينه جمله بعد، اعلام سه روز مهلت است. بيان مهلت سه روزه به سه روز بهره گيرى از تمتعات دنيا، اشاره به رويه قوم ثمود دارد; يعنى، آنچه خواهان آن هستيد و بدان دل بسته ايد و به خاطر آن به آيين الهى نمى گراييد، تنها تا سه روز ديگر ادامه خواهد داشت.

253- دنياطلبى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 5

5 - غفلت از مرگ و پندار جاودانگى در دنيا ، عامل روى آورى عاديان به كاخ سازى ، تجمل گرايى و بيهودگى

أتبنون . .. تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

تعبير «لعلّكم تخلدون» بيانگر اين معنا است كه: كار شما طورى است كه گويا از مرگ و ناپايدارى زندگى دنيوى، غافل شده ايد و مى پنداريد كه هميشه در اين دنيا خواهيد ماند.

254- دنياطلبى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 4

4 - كفرپيشگان ، مردمانى فريفته به زندگانى دنيا

حرمهما على الكفرين. الذين ... غرتهم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 8

8 - غرق شدن منافقان و كافران در باتلاق بهرهورى هاى مادى ، گرايش مستمر آنان در طول تاريخ

فاستمتعوا بخلقهم . ... و خضتم كالذى خاضوا

برداشت فوق بدان احتمال است كه «خوض» (فرو رفتن) به قرينه «استمتعوا» همان بهره ورى از ماديات و فرورفتن در منجلاب آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 7

7 - دلخوش بودن به دنيا و آرامش يافتن به آن و غفلت از آيات الهى ، از اوصاف كافران و امرى مذموم و ناپسند

إن الذين . .. و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنوا بها ... غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 1

1- كافران ، زندگى دنيوى را محبوب خود دانسته و آن را به جاى حيات اخروى برمى گزينند .

ويل للكفرين من عذاب شديد . الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة

برداشت فوق بنابراين اساس است كه «الذين يستحبّون الحياة . ..» جمله وصفى براى «للكافرين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 5

5- خوردن ، لذت بردن و برخوردار شدن از متاع ها و لذت هاى دنيوى و غوطهور شدن در آرزو هاى واهى ، هدف و مقصد اعلاى كافران است .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا و يلههم الأمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 3

3 - كافرانى كه در ماديات و اموال دنيا غوطهوراند ، به پوچى در زندگى دچار گشته و در سردرگمى شديد بسر مى برند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. و الذين كفروا أعملهم ... كظلمت ف

از مقايسه ميان آيه 37 - كه در باره كسانى است كه مال و منال و ماديات آنان را از ياد خدا غافل نمى سازد - و آيه شريفه - كه درباره وضعيت كافران است - به دست مى آيد كه كافران، بر خلاف مؤمنان، در ماديات و علاقه به مال و منال گرفتاراند و از اين رو دچار سردرگمى و تاريكى شديد هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 35 - 7

7 - افق ديد كافران ، محدود به زندگى كوتاه دنيا است .

لجعلنا لمن يكفر بالرحمن . .. لمّا متع الحيوة الدنيا و الأخرة عند ربّك للمتّقين

خداوند در اين آيه، توانايى خويش را بر ايجاد يك زندگى آكنده از تجمل براى كافران، بيان كرده و سپس حضور در جوار ربوبى را مطرح نموده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه كافران تنها در محدوده تنگ زندگى دنيا مى انديشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 5

5 - محكوميت ابدى كافران مستكبر به عذاب هميشگى دوزخ ، نتيجه حق ستيزى ودنيا محورى آنان

اتّخذتم ءايت اللّه هزوًا و غرّتكم الحيوة الدنيا فاليوم لايخرجون منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 3

3- توبيخ كافران در قيامت ، به خاطر هدر دادن امكانات ارزنده خويش و صرف آن در لذت هاى زودگذر مادى

أذهبتم طيّبتكم فى حياتكم الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 21 - 2

2 - دلبستگى به دنيا و ر ها كردن آخرت ، از نشانه هاى كافران است .

بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 1

1 - محبت و دلبستگى به دنيا و بى اعتنايى به قيامت و حيات اخروى ، از نشانه هاى كافران و گناه پيشگان است .

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

255- دنياطلبى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 4

4- تمامى همّ و تلاش كافرانِ هدايت ناپذير صدراسلام ، خوردن و بهرهورى از تمتعات و لذت هاى مادى بود .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 6

6- كافران عصر بعثت ، فريفته وضعيت بهتر اقتصادى و هم نشينان به ظاهر آراسته خويش بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

افتخار به محفل، در حقيقت افتخار به حاضران در آن است و مراد از اهل محفل به قرينه «من هو. .. أضعف جنداً» - در آيات بعد - هم فكران و ياوران كافران است.

256- دنياطلبى كتمان كنندگان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 2

2 - كسانى كه احكام و معارف كتاب هاى آسمانى را كتمان كرده اند تا بدين وسيله به متاع دنيا برسند ، در قيامت به عذاب دردناكى گرفتار خواهند شد .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب . .. لهم عذاب أليم

257- دنياطلبى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 1

1 - محبت و دلبستگى به دنيا و بى اعتنايى به قيامت و حيات اخروى ، از نشانه هاى كافران و گناه پيشگان است .

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

258- دنياطلبى متخلفان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 2

2 - دورنماى مشقت آميز و به دور از منافع مادى جنگ تبوك ، در نظر برخى از مسلمانان صدر اسلام ، عامل امتناع آنان از حضور در جنگ

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة

259- دنياطلبى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 20

20 - انگيزه اصلى متخلفان از سفر حديبيه ، گريز از خطرات احتمالى و حفظ منافع دنيوى خود

قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 2،8

2 - تمايل متخلّفان از سفر حديبيه ، به شركت در جنگ خيبر براى دستيابى به غنايم و يا پوشاندن گذشته خود

سيقول المخلّفون إذا انطلقتم إلى مغانم . .. ذرونا نتّبعكم

هدف متخلّفان از شركت در جنگ خيبر، يا رسيدن به غنايم و يا توجيه گذشته تاريك خود بود. تعبير «إلى مغانم»، بيانگر نكته اول و «يريدون أن يبدلّوا...» حاكى از نكته دوم است.

8 - تلاش متخلّفان حديبيه براى حضور در جنگ خيبر ، به منظور شكستن نهى الهى از شريك شدن آنان در غنايم خيبر *

يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل

برداشت بالا بدان احتمال است كه به قرينه«قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل»، خداوند از قبل، پربار بودن جنگ خيبر را يادآور شده و از حضور متخلفان، در آن جنگ نهى كرده است; تا آنان به غنايم دست نيابند. ولى متخلفان، به خاطر شكستن اين نهى الهى، درصدد شركت در جنگ و سهيم شدن در غنايم بودند.

260- دنياطلبى مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 11 - 1

1 - مسلمانان صدراسلام ، با مشاهده بساط داد و ستد و يا لهو و سرگرمى ، جذب آن مى شدند و مصلاّ را ترك و پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه ، ر ها مى كردند .

و إذا رأوا تجرة أو لهوًا انفضّوا إليها و تركوك قائمًا

261- دنياطلبى مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 10

10 - دستيابى به متاع دنيا ، از هدف هاى يهود و نصارا در كفر به قرآن و انكار حقايق تورات و انجيل

و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا

كلمه «آياتى» علاوه بر قرآن، شامل حقايق بيان شده در تورات و انجيل نيز هست. گويا آوردن اسم ظاهر (آياتى) به جاى ضمير «به»، براى تأمين اين هدف باشد. قابل ذكر است كه چون سخن درباره ايمان به قرآن بود، مصداق مورد نظر براى «آياتى» حقايقى از تورات و انجيل است كه دليل بر حقانيت قرآن مى باشد.

262- دنياطلبى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 6

6- مشركان ، حتى در صورت برآورده شدن خواسته هاى مادى شان و داراى امكانات فراوان بودن ، از انفاق آن إبا مى كردند . *

لن نؤمن لك حتى تفجر لنا . .. قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم

اينكه خداوند در آيات قبل، خواسته هاى مادى مشركان (برخوردارى از چشمه و . ..) را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح كرد و در اين آيه، از بخل آنان در صورت برخوردارى از امكانات فراوان سخن مى گويد، مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 3

3- ربوبيّت پروردگار ، مقتضى سلب نعمت از فخر فروشان و مشركان دل بسته به دنيا واعطاى نعمتى افزون تر به موحدان است ،

فعسى ربّى أن يؤتين خيرًا من جنّتك و يرسل عليها حسبانًا من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 6

6- گزارش خداوند از صحنه قيامت و حشر مشركان ، تسليت و دل جويى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر انكار ها و دنياپرستى آنان است .

و البقيت الصلحت خير عند ربّك . .. و ترى الأرض ... على ربّك

خطاب در «ربّك» و «ترى» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است اين گونه خطاب در دل آياتِ مربوط به قيامت مشركان، نوعى تسلى دادن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر انكار آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 9

9 - نكوهش خداوند از مشركان بهانه جو ، به خاطر انتخاب نابخردانه آنان ( انتخاب زندگى دنيوى به بهانه از دست دادن سعادت اخروى )

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا . .. و ما أوتيتم من شىء فمتع الحيوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 29 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مكلف به اعراض از مشركان دنيامحور و خداگريز

فأعرض عن من تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 1

1 - افق ديد و نگرش مشركان خداگريز ، محصور در محدوده دنيا و مظاهر آن

و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا . ذلك مبلغهم من العلم

«ذلك» اشاره به دنياگرايى مشركان دارد; يعنى، دنياگرايى منتهاى دانش آنان است.

263- دنياطلبى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 4،5،6

4 - مشركان صدر اسلام ، مردمانى دنياطلب بودند .

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا

5 - دنياطلبى مشركان صدر اسلام ، عامل مبارزه آنان با اسلام و قرآن

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا

6 - شرك پيشگان صدر اسلام ، به خاطر تأمين و حفظ منافعِ مادى خود ، مردم را از گرويدن به اسلام و سلوك راه خدا باز مى داشتند .

اشتروا بأيت اللّه ثمناً قليلا فصدوا عن سبيله

آيه فوق - به قرينه آيات قبل درباره مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 8

8- مشركان عصر بعثت به خاطر دنيا طلبى و تجمل گرايى ، قرآن را نپذيرفته و آن را ساخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها

بيان پيامدهاى دنياخواهى و تجمل گرايى، پس از دعوت به توحيد و اقامه برهانى روشن براى آن، اشاره به ريشه هاى اصرار مشركان به كفرورزى دارد; يعنى، اينكه مشركان با وجود دليلى روشن بر حقانيت قرآن، حقايق مطرح شده در آن را نمى پذيرند به دليل دنياخواهى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 13 - 2

2 - مشركان صدر اسلام ، مردمى سخت غافل و به دور از تعاليم بلند وحى و سرگرم به زندگى پست دنيايى

و إذا ذكّروا لا يذكرون

پندناپذيرى مشركان، يا به سبب غفلت شديد آنان از معارف بلند الهى بود و يا به اين دليل بود كه آنان - على رغم شناخت تعاليم وحى و پيامبر(صلی الله علیه و آله) - مردمى لجوج و حق ناپذير بودند. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

264- دنياطلبى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 1

1 - مشركان لجاجت پيشه مكه، منكر قيامت و هر گونه زندگى جز زندگانى دنيا بودند.

و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 3

3- مشركان مكه ، از مفاهيم عالى قرآن غافل بوده و به زخارف دنيا چشم دوخته بودند .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى . .. و قالوا لن نؤمن لك حتى ... أو

265- دنياطلبى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 7

7 - شركت برخى افراد ( منافقان ) در جهاد با كافران ، به منظور دستيابى به منافع مادى

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 8

8 - غرق شدن منافقان و كافران در باتلاق بهرهورى هاى مادى ، گرايش مستمر آنان در طول تاريخ

فاستمتعوا بخلقهم . ... و خضتم كالذى خاضوا

برداشت فوق بدان احتمال است كه «خوض» (فرو رفتن) به قرينه «استمتعوا» همان بهره ورى از ماديات و فرورفتن در منجلاب آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 75 - 5

5 - منافقان ، داراى روحيه مادى

و منهم من عهد اللّه لئن ءاتينا . ... لنكوننّ من الصلحين

برداشت فوق بدين جهت است كه منافقان، صلاح خويش را مشروط به برخوردارى از مال و ثروت كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 76 - 1

1 - بخل ورزى منافقان از پرداخت صدقات به هنگام برخوردار شدن از مال و فضل الهى ، على رغم تهعدشان با خدا

و منهم من عهد اللّه . .. فلما ءاتيهم من فضله بخلوا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 14،19

14 - منافقان ، فريفته دنيا و غافل از خداوند

و غرّكم باللّه الغرور

در صورتى كه مراد از «الغرور» دنيا باشد، مقصود اين خواهد بود كه مظاهر دنيا (مال، جاه، مقام و. ..) شما را فريب داده و از خدا غافلتان كرده است.

19 - آرزوى ناكامى براى جامعه ايمانى ، ترديد در باور هاى دينى ، فريفتگى به آرزو هاى باطل و مظاهر دنيا و غفلت از خداوند ، از اوصاف منافقان و از نشانه هاى نفاق

و غرّكم باللّه الغرور

266- دنياطلبى همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 28 - 6

6 - رفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) با همسران خود ، در صورت ادامه دنياطلبى آنان ، نه تنها بر زور و جبر مبتنى نبود ، بلكه بر آسان گيرى استوار بود .

قل لأزوجك إن كنتنّ تردن الحيوة الدنيا . .. فتعالين أمتّعكنّ و أسرّحكنّ سراحًا

267- دنياطلبى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 10

10 - دستيابى به متاع دنيا ، از هدف هاى يهود و نصارا در كفر به قرآن و انكار حقايق تورات و انجيل

و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا

كلمه «آياتى» علاوه بر قرآن، شامل حقايق بيان شده در تورات و انجيل نيز هست. گويا آوردن اسم ظاهر (آياتى) به جاى ضمير «به»، براى تأمين اين هدف باشد. قابل ذكر است كه چون سخن درباره ايمان به قرآن بود، مصداق مورد نظر براى «آياتى» حقايقى از تورات و انجيل است كه دليل بر حقانيت قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 6،7

6 - يهوديان به انگيزه دستيابى به مزاياى دنيا ، همكيشان خود را كشته و آنان را از ديارشان آواره مى ساختند .

ثم أنتم هؤلاء تقتلون . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

7 - يهوديان براى رسيدن به مزاياى دنيوى ، آخرت و نعمت هاى آن را از دست دادند .

أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا بالأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 6،16

6 - دنياپرستى يهود از پيشگويى هاى قرآن

لتجدنهم أحرص الناس على حيوة

16 - خداوند ، ناظر بر رفتار و كردار برخاسته از دنياپرستى يهود است .

و اللّه بصير بما يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 48

48 - ترجيح منافع دنيوى بر منافع اخروى ، در ديدگاه يهوديان ساحر

لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق و لبئس ماشروا به أنفسهم لو كانوا يعلم

كسى كه بداند با دستيابى به منافعى نامشروع، آخرت خويش را از دست داده است (لقد علموا . ..) ولى در عين حال به زيانبارى اين داد و ستد اعتقاد نداشته باشد (لو كانوا يعلمون)، معلوم مى شود وى منافع دنيوى را بر آخرت ترجيح مى دهد.

268- دنياطلبى يهود صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 103 - 5

5 - يهوديان عصر بعثت ، به دليل وابستگى به دنيا و فسق پيشگى زمينه هاى ايمان و تقوا را از دست داده بودند .

لبئس ما شروا به أنفسهم . .. و لو أنهم ءامنوا و اتقوا لمثوبة من عنداللّه خير

به كارگيرى «لو» امتناعيه در جمله «لو أنهم . ...» مى نماياند كه: ايمان آوردن يهود و پرهيز از گناهانى همانند سحر، امرى مشكل يا ممتنع بوده است. آيات پيشين - كه سخن از دلبستگى شديد يهود به دنيا و فاسق بودن آنان داشت - مى تواند بيانگر علت به وجود آمدن اين روحيه در ايشان باشد.

269- روش مبارزه با دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 14

14- اخطار و هشدار به سرنوشت شوم كافرانِ دنياطلب ، روشى براى بازداشتن از كفر و دنياطلبى

ربما يودّ الذين كفروا . .. ذرهم يأكلوا و ... فسوف يعلمون

270- زمينه ترك دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 13

13 - چشم پوشى از زخارف دنيا ، نيازمند صبر و شكيبايى است .

ثواب اللّه خير . .. و لايلقّيها إلاّ الصبرون

مفاد سخنان فرزانگان بنى اسرائيل اين است كه مردم نبايد فريفته دنيا شوند; بلكه بايد به ثواب اخروى خداوند دل ببندند. البته اين امر نياز به صبر و شكيبايى دارد تا بتوان با خواهش هاى نفسانى مبارزه كرد و بر انجام اعمال صالح توفيق يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 15 - 8

8 - ايمان به قيامت و پاداش و كيفر آن روز ، عامل رهايى انسان از دلبستگى به متاع هاى مادى و دنيوى و سبب رويكرد او به آرمان هاى بلند معنوى و اخروى

إنّما أمولكم و أولدكم فتنة و اللّه عنده أجر عظيم

271- زمينه دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 10

10 - به كار نگرفتن عقل و انديشه زمينه توجه به دنيا و غفلت از آخرت

و ما الحيوة الدنيا إلا . .. أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 3

3 - انكار جهان آخرت ، زمينه ساز دلبستگى به دنيا و فريفته شدن به زخارف و زينت هاى آن

إن الذين لا يرجون لقاءنا و رضوا بالحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 11

11 - غفلت از حقيقت و هويت باطنى دنيا ، زمينه اى است براى فريفته شدن به زيبايى هاى صورى و افتادن در دام جلوه هاى ظاهرى آن .

إنما مثل الحيوة الدنيا كماء . .. إذا أخذت زخرفها و ازينت ... كذلك نفصل الأيت لقو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 18

18- قطع ارتباط با خداخواهان تهيدست ، زمينه ساز تمايل آدمى به مظاهر ماّدى و جلوه هاى ظاهرى دنيامداران است .

و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 114 - 3

3 - دلبستگى انسان به دنيا ، معلول جهل او به ناچيز بودن عمرش

قل إن لبثتم إلاّ قليلاً لو أنّكم كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 6

6 - برخوردارى از امكانات و دارايى هاى زياد ، زمينه ساز دلبسته شدن انسان به دنيا و غافل شدن وى از سراى آخرت

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 6،10

6 - خودنمايى و تجمل گرايى عده اى ، عامل گرايش مردم به دنياطلبى و زخارف آن

فخرج على قومه فى زينته قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قر

10 - نقش مؤثر ثروتمندان و صاحبان زر و زور ، در گرايش مردم به دنياطلبى و زخارف آن

فخرج على قومه فى زينته قال الذين . .. يليت لنا مثل ما أُوتى قرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 5

5- بى اعتقادى به معاد ، گرايش دهنده انسان به لذّت جويى هر چه بيشتر از امكانات دنيايى

الذين كفروا . .. أذهبتم طيّبتكم ... و استمتعتم بها

مخاطب قرار گرفتن لذّت جويان با عنوان كفر، مى نماياند كه اين وصف در گرايش كافران به لذّت جويى و حرص بر لذّت هاى دنيايى نقشى اساسى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 20

20 - انسان ها ، در معرض قرار گرفتن در دام دنيا و فريفته شدن به زندگى دنيوى

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور

«متاع» به «ما يتمتع به» تفسير شده است; يعنى، چيزى كه انسان از آن بهره بگيرد. معادل فارسى آن «كالا» است. «غرور» نيز به معناى خدعه و نيرنگ است. بنابراين «متاع الغرور»; يعنى، كالايى كه صرفاً جنبه خدعه و فريب دهى دارد. بيان اين حقيقت، بدان هدف است كه انسان، مواظب باشد تا در دام آن گرفتار نشود. و اين در صورتى است كه انسان، در معرض و خطر فريفته شدن به زندگانى دنيا قرار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 11 - 12

12 - ظاهرنگرى و سست انديشى ، مايه دلخوشى انسان به مظاهر زندگى دنيايى و بى توجهى به جهاد و مصالح نهفته در آن

و تجهدون فى سبيل . .. ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 9 - 10

10 - جهل و ناآگاهى ، مايه دلخوش شدن انسان به مظاهر زندگى دنيايى و بى توجهى به ذكر خدا و عبادت او و مصالح نهفته در آن

ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون

272- زمينه دنياطلبى قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 7

7 - خودنمايى و تجمل گرايى قارون ، باعث برانگيخته شدن خوى دنياخواهى عناصر غافل و دنياطلب بود .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا . .. إنّه لذو حظّ عظيم

273- زيان دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 47

47 - دستيابى به منافع دنيا در مقابل از دست دادن آخرت ، سودايى زيانبار است .

لبئس ماشروا به أنفسهم

274- زيانهاى دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 38 - 8

8- شرك و غفلت از ربوبيّت خدا ، مهم ترين خطر رفاه زدگى و سرمستى به امكانات دنيوى است .

لكنّاْ هو اللّه ربّى و لاأشرك بربّى أحدًا

مرد مؤمن، براى جدا كردن صف خويش از ثروت مند مغرور، به دو نكته اشاره كرده است: ربوبيّت خدا و عدم شرك و با اين تعبير، ثروت مند مغرور را به غفلت از خدا و گرفتارى به شرك، هشدار داده است.

275- سرزنش دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 9

9 - علاقه به دنيا و آرزوى عمر طولانى به خاطر آن ، خويى ناپسند و نكوهيده است .

و لتجدنهم أحرص الناس على حيوة . .. يود أحدهم لو يعمر الف سنة

لحن آيه گوياى مذمت يهود به خاطر علاقه به دنيا و درخواست عمر طولانى به خاطر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 10

10 - تهديد الهى نسبت به دنياپرستى و دنياپرستان

من كان يريد ثواب الدنيا . .. و كان اللّه سميعاً بصيراً

تذكر اين واقعيت كه خداوند ناظر اعمال دنياپرستان و شنواى گفتار آنهاست، در حقيقت تهديد آنان به مؤاخذه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 2

2 - دنيا محورى و دوست داشتن آن، مرام و انديشه اى كودكانه و نابخردانه است.

و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو

با توجه به اينكه لعب و لهو كار كودكان و كسانى است كه بلوغ فكرى ندارند، مقتضاى تشبيه، وجود اين ويژگيهادر دنياپرستان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 3

3 - مذمت خدا از دلبستگى به خويشاوندان و به مال و منال و دلواپسى براى تجارت و مسكن در صورتى كه مايه غفلت از خدا و رسول و جهاد در راه خدا شود .

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أموال اقترفتموها و تجرة تخشون كسادها و مسكن ... أحب إلي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 9

9 - دلخوش كردن به زندگى دنيوى و ترجيح دادن آن بر حيات اخروى ، امرى است ناپسند و مورد نكوهش خداوند .

أرضيتم بالحيوة الدنيا من الأخرة فما متع الحيوة الدنيا فى الأخرة إلا قليل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 9

9 - مذمت الهى از غرق شدن در لذايذ و بهره ورى هاى مادى

فاستمتعوا بخلقهم . .. و خضتم كالذى خاضوا

با توجه به اينكه مراد از «خوض»، مى تواند خوض در بهرهوريهاى مادى باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 7

7 - دلخوش بودن به دنيا و آرامش يافتن به آن و غفلت از آيات الهى ، از اوصاف كافران و امرى مذموم و ناپسند

إن الذين . .. و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنوا بها ... غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 10

10 - دنيا سرايى است ناامن و آرميدن در آن و گردش بر مدار آن ، نشانه اى است از كوته نظرى .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

غرض از تمثيل در آيه شريفه - به قرينه آيه بعد (و اللّه يدعوا إلى دارالسلام . .. ) - بيان اين حقيقت است كه: اين سرا، سرايى است كه در معرض انواع حوادث و رخدادهاى مرگبار است و انسان نبايد به چنين جايى بسنده كند و آن را وجهه همت خود قرار دهد. گفتنى است كه از ذيل آيه (لقوم يتفكرون) استفاده مى شود كه اهل دنيا مردمانى فاقد فكر و انديشه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 16

16- « عن على بن الحسين ( ع ) [ فى حديث طويل ] : . . . و لاتركنوا إلى الدنيا فإن الله عزوجل قال لمحمد صلى الله عليه و آله و سلم : « و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار » و لاتركنوا إلى زهرة الدنيا و ما فيها ركون من اتخذ ها دار قرار و منزل استيطان . . . ;

از امام سجاد(ع) [ضمن حديثى طولانى] روايت شده است: . .. به دنيا تمايل و اطمينان نكنيد; زيرا خداوند عزوجل به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) فرمود: «ولاتركنوا ...» و به زيبايى دنيا و آنچه در دنياست تمايل و اطمينان نكنيد، بسان تمايل و اطمينان كسى كه آن را خانه هميشگى و جاى ماندن خود قرار داده است...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 6

6- چشم دوختن و غبطه خوردن به مال و منال دنيا ، امرى نكوهيده و ناپسند

لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 6

6- ترجيح دنيا بر آخرت - و نه صرف تأمين نياز هاى زندگى - امرى نكوهيده است .

فعليهم غضب من الله . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 16

16- انكار معاد ، نكوهيده تر از دل بستگى به زندگانى دنيا و داراى نقشى مؤثرتر در آن در پيدايش شرك

لقد جئتمونا كما خلقناكم أوّل مرّة بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا

حرف «بل» براى اضراب و نشان نابرابر بودن مابعد و ماقبل آن است. در اين برداشت، تشبيه در «كما خلقناكم»، ناظر به مال و فرزند نداشتن انسان در آغاز خلقت و هنگام اعاده آن، دانسته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 5

5 - چشم دوختن و غبطه خوردن بر مال و منال دنياداران ، امرى نكوهيده ونارو است .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 15

15 - تنها دنيامحورى ، امرى نكوهيده و ناپسند است ; نه صرف برخوردارى از نعمت هاى دنيايى .

يرزق من يشاء . .. من كان يرد حرث الدنيا ... و ما له فى الأخرة من نصيب

همه بندگان از رزق دنيوى بهره مى برند - چه مؤمن و چه منكر - ولى آنان كه تمام همتشان دنيا باشد در آخرت بهره اى نخواهند داشت. پس آنچه مذموم است بهرهورى از دنيا نيست; بلكه دنيا محورى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 10

10 - دلخوشى به دنيا و مظاهر آن ، نكوهيده و ناروا است .

و إنّا إذا . .. فرح بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 36 - 2

2- شرافت ايمانى و پاداش الهى به مجاهدان ، شايان دلبستگى و نه سرگرمى هاى بى فرجام دنيا

أنتم الأعلون و اللّه معكم و لن يتركم أعملكم . إنّما الحيوة الدنيالعب و لهو

از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه درباره تشويق مؤمنان به جهاد و از ياد نبردن ارجمندى خويش و پاداش الهى بود - مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 29 - 6

6 - متمركز كردن علايق و گرايش ها در امور دنيوى ، امرى نكوهيده ; و نه صرف بهرهورى از دنيا

فأعرض عن من . .. و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا

حصر در آيه شريفه، مفيد مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 7

7 - علاقه به دنيا و توجّه به آبادانى حيات دنيوى ، در صورت بى اعتنايى به امر آخرت و حيات اخروى ، مورد نكوهش و محكوم در نگاه وحى

إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

برداشت ياد شده با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه درصدد نكوهش و محكوم كردن كسانى است كه تنها به دنيا دلبسته و آخرت را رها كرده اند.

276- ظلم دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 8

8 - دنيامدارى ، شرك ، بدعت در دين ، ظلم و سياه كارى است .

أم لهم شركؤا . .. و إنّ الظلمين لهم عذاب أليم

277- عذر بر دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 7

7 - انسان ها با نزول قرآن و دريافت آن هيچ عذر و توجيهى براى گرايش به كفر ، به فراموشى سپردن قيامت ، فريب خوردن به حيات دنيا و انكار آيات الهى ندارند .

الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً . .. و لقد جئنهم بكتب

آيه مورد بحث در پى بيان گرفتارى كافران به آتش دوزخ و بيان عامل دوزخى شدن آنان، اشاره به اتمام حجت الهى براى همگان دارد. يعنى با نزول قرآن و معارف آن بهانه اى براى روى آورى به عقايد و اعمالى كه در آيه قبل علل گرفتارى به دوزخ معرفى شده، وجود ندارد.

278- عوامل دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 103 - 9

9 - جهل انسان ها به ارزش برتر پاداش هاى الهى ، آنان را به منافع دنيوى دلبسته كرده و از ايمان و تقوا باز داشته است .

و لو أنهم ءامنوا و اتقوا . .. لو كانوا يعلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «لو» در جمله فوق شرطيه باشد. بر اين اساس احتمالاتى قابل تصور است و از آنهاست اينكه مفعول «يعلمون» برترى پاداش الهى گرفته شود و جواب شرط از جمله «و لو أنهم ءامنوا» استفاده گردد; يعنى: «لو كانوا يعلمون ان ثواب اللّه خير لأمنوا و اتقوا; اگر مى دانستند كه پاداش الهى از منافع دنيوى برتر است، همانا ايمان مى آوردند و تقوا پيشه مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 12

12 - عن أبى جعفر(ع): ان اصحاب محمّد(صلی الله علیه و آله) قالوا: يا رسول الله . .. إذا كنا عندك فذكرتنا و رغبتنا و جلنا و نسينا الدنيا و زهدنا ... فاذا خرجنا من عندك و دخلنا هذه البيوت و شممنا الاولاد و رأينا العيال و الاهل يكاد أن نحول عن الحال التى كنا عليها عندك ... فقال لهم رسول الله(صلی الله علیه و آله): ... إن هذه خطوات الشيطان فيرغبكم فى الدنيا ... .

از امام باقر(ع) روايت شده كه ياران رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به آن حضرت عرض كردند: . .. هنگامى كه ما نزد شما هستيم و ما را متذكر مى كنيد و ترغيب مى نمائيد احساس ترس مى كنيم و دنيا را فراموش كرده و زهد مىورزيم ... اما چون از نزد شما خارج مى شويم و به خانه هاى خود مى رويم و فرزندان و خانواده را مى بينيم، نزديك است از آن حال معنوى كه نزد شما داشتيم برگرديم ... رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: ... اين از گامهاى شيطان است كه شما را به دنيا ترغيب مى كند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 41 - 8

8 - ظاهر نگرى و سست انديشى ، مايه دلخوشى انسان به مظاهر زندگى دنيوى و بى توجهى به جهاد و مصالح نهفته در آن

و جهدوا بأمولكم و أنفسكم فى سبيل اللّه ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 16

16 - دلبستگى به زندگى دنيوى ، نتيجه عدم شناخت صحيح دنياست .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. و ظن أهلها أنهم قدرون عليها ... كذلك نفصل الأيت لقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 29 - 4

4 - دنياگرايى ، بازتاب اعراض از ياد خدا *

تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه تقديم عبارت «عن من تولّى عن ذكرنا»، اشاره به نقش روى گردانى از ياد خدا در فريفتگى انسان به دنيا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 38 - 3

3 - علاقه شديد به دنيا و ترجيح آن بر آخرت ، پيامد طغيانگرى و سرپيچى از اطاعت خداوند است .

فأمّا من طغى . و ءاثر الحيوة الدنيا

ترتيبى كه آيه شريفه در ذكر طغيان و دنيا طلبى به كار برده، ممكن است برخاسته از ترتّب خارجى آن دو باشد.

279- غفلت و دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 29 - 3

3 - اعراض از ياد خدا و دنيامدارى ، دو پديده به هم پيوسته و تفكيك ناپذير

تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا

280- فرجام دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 44 - 8

8- پوچى و بى حاصلى و فرجام ناخوشايند ، پى آمد شرك و دنياپرستى است .

و لم تكن له فئة ينصرونه من دون اللّه . .. هو خير ثوابًا و خير عقبًا

بيان سرگذشت مرد ثروت مند و پايان خسارت بار و بى حاصل او و سپس تذكر اين كه خداوند، بهترين پاداش دهنده و فراهم كننده سرانجام نيك براى بندگان است، اين نتيجه را در پى دارد كه دنياپرستى و شرك، بدفرجامى و بى حاصلى را در پى خواهد داشت.

281- فسق دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 9

9 - دنيا پرستى ، دشمنى با فرشتگان ، ارتكاب گناهانى همچون كشتن انبيا و رهبران دينى و شكستن پيمان هاى الهى ، از مصداق هاى فسق است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

آيات گذشته (از آيه 74 - 98) موانعى را براى ايمان آوردن يهود به قرآن و پيامبر ذكر كرده و در آيه مورد بحث ريشه انكار قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) را فسق پيشگى دانسته است. بنابراين آنچه در آن آيات از موانع ايمان آوردن شمرده شده، از نظر قرآن مصداق فسق و بيانگر معناى آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 5

5 - ترجيح محبت خويشاوندان و امكانات مادى بر محبت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جهاد ، فسق و انحراف است .

قل إن كان ءاباؤكم . .. أحب إليكم ... و اللّه لايهدى القوم الفسقين

282- كيفر دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 10

10 - عالمان دينى دنيادوست و هواپرست و تكذيب كنندگان آيات الهى ، اهل دوزخند .

لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه . .. و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً

برداشت فوق مقتضاى ارتباط آيه مورد بحث با آيات پيشين است.

283- گمراهى دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 8

8 - دنيامدارى ، شرك ، بدعت در دين ، ظلم و سياه كارى است .

أم لهم شركؤا . .. و إنّ الظلمين لهم عذاب أليم

284- گناه دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 3

3 - دنياگرايان يهود خود به گناه دنياگرايى و كسب مال و منال از راه هاى ناروا معترف بودند .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

جمله «سيغفر لنا» (آمرزيده خواهيم شد)، اعتراف يهوديان دنياگرا به گنهكارى خويش و بيانگر اين است كه جمله «يأخذون . .. » ناظر به كسب مال از راههاى نامشروع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 15

15- دلبستگى به تمتعات دنيوى و لذّت هاى مادى ، گناه است .

واتبع الذين ظلموا ما أُترفوا فيه و كانوا مجرمين

285- مسلمانان و دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 11

11 - مسلمانان دنياطلب ، به چنگ آوردن غنيمت در سايه پيروزى ظاهرى را فوز عظيم ( رستگارى بزرگ ) مى شمرند .

و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ . .. فافوز فوزاً عظيماً

286- منشأ دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 2

2- نقدطلبى ، شتابزدگى و نداشتن دورانديشى ، ريشه دنياخواهى و غفلت از آخرت است .

من كان يريد العاجلة

كاربرد واژه «عاجلة» از ماده «عجله» (چيزى را با عجله و شتاب خواستن) به جاى «الدنيا» مى رساند كه نقد بودن متاع دنيا و امكان دستيابى سريع تر به آن، نقش عمده اى در دنياخواهى دنياطلبان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 20 - 2

2 - نقدطلبى و نداشتن دورانديشى ، ريشه دلبستگى به دنيا و ر ها كردن آخرت

كلاّ بل تحبّون العاجلة

كاربرد واژه «عاجلة» (از ماده «عجله») به جاى «الدنيا» مى رساند كه نقد بودن متاع دنيا و امكان دستيابى سريع تر به آن، نقش عمده اى در دنياخواهى و آخرت گريزى كافران دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 3

3 - نقد طلبى و نداشتن دورانديشى ، ريشه دلبستگى به دنيا و بى اعتنايى به حيات اخروى

إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

به كارگيرى واژه «عاجلة» ( از ماده «عجله») جاى «الدنيا»، مى رساند كه نقد بودن متاع دنيا و امكان دستيابى سريع تر به آن، نقش عمده اى در دلبسته شدن انسان به دنيا دارد.

287- موانع دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 12

12 - مفتون نشدن به دنيا و توجه كردن به آخرت و معاد، مقتضاى خرد و انديشه است.

و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو . .. أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 6

6 - معارف و احكام قرآن موجب هشيارى انسان از فريفتگى به حيات دنياست .

غرتهم الحيوة الدنيا . .. و لقد جئنهم بكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 8 - 5

5- توجه به ناپايدارى زيبايى ها و مواهب زمين ، زمينه ساز عدم گرايش انسان ها به مظاهر دنيا است .

إنّا جعلنا ما على الأرض زينة . .. و إنّا لجعلون ما عليها صعيدًا جرزًا

هدف از بيان فرجام زمين و توجه دادن آدميان به ناپايدارى مواهب آن، پس از طرح مسئله آزمون، اين است كه انسان ها، به آن دل نبندند و رسيدن به آن را هدف خويش قرار ندهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 36 - 8

8- عقيده به معاد ، ناسازگار با دنياپرستى و غيرقابل پذيرش براى دنياپرستان است .

أنا أكثر منك مالاً . .. و ما أظنّ الساعة قائمة

مرد ثروت مند، در پى غرور و افتخار به مال و منال و پندار جاودانه بودن آن، به انكار قيامت پرداخت. به نظر مى رسد كه ارتباط اين دو قسمت، به صورت زمينه و نتيجه باشد; يعنى، آنچه كه فرد را به موضع انكار قيامت كشاند، دنياپرستى و فريفته شدن بدان بود. فعل مجهول «رُددت» (برگردانده شوم) - كه حاكى از اجبار شدن است - نيز گوياى نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 39 - 9

9- توجه به مشيّت نافذ و نيروى قاهرِ خداوند ، بازدارنده آدمى از مغرور شدن به اموال دنيا و ابدى پنداشتن آن است .

و لولا إذ دخلت جنّتك قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 47 - 1

1- يادآورى مسائل آخرت ، به منظور دل نبستن به زندگى ناپايدار دنيا ، لازم است .

المال و البنون زينة الحيوة الدنيا . .. و يوم نسيّر الجبال

«يوم» مفعول براى فعل مقدر «اُذكر» است; يعنى، «ياد كن روزى را كه. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 11

11- توجه به مرگ و هلاكت اقوام متمدن و ثروتمند تاريخ ، مايه هشدار و موجب فريفته نشدن به دنيا

أىّ الفريقين . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 10

10 - اقامه نماز و مداومت بر آن ، سدّى در برابر تمايلات دنياطلبانه و مانع چشم دوختن به دنياى ديگران است .

و لاتمدّنّ عينيك . .. وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها

فرمان به اقامه پى گير نماز، پس از نهى از چشم دوختن به دارايى هاى دنياداران، اين نكته را گوشزد مى كند كه با اقامه نماز و گسترش دامنه آن، مى توان زمينه را براى دل بريدن از ثروت هاى كافران فراهم آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 64 - 8

8 - انسان ها ، در صورت آگاهى و اطلاع از سرگرمى و بازى بودن دنيا و حيات واقعى بودن عالم آخرت ، از دنيا دست مى كشيدند و به آخرت روى مى آوردند .

و ما هذه الحيوة الدنيا إلاّ لهو . .. و إنّ الدار الأخرة لهى الحيوان لو كانوا يع

برداشت بالا بنابر محذوف بودن جواب «لو» است و آن، چيزى مانند اين فراز است: «لرغبوا فى الأخرة و زهدوا فى الدنيا».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 12 - 4

4 - توجه به سختى فرجام دين ستيزان ، بازدارنده انسان از فرو رفتن در پوچى هاى زندگى دنيوى

فويل . .. للمكذّبين . الذين هم فى خوض يلعبون

تذكر خداوند به دين ستيزان (الذين هم فى خوض)، در حقيقت هشدارى به گرفتاران در پوچى دنيا است تا به فرجام آن بينديشند و از پوچى به درآيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 9

9 - آخرت طلبى ، ناسازگار با گرايش به دنيا و دلبسته شدن به آن

إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

288- ناپسندى دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 6

6 - مال و منال دنيا ، امورى ناپايدار و ناشايست براى دلبستگى به آن

يأخذون عرض هذا الأدنى

«أدنى» افعل تفضيل و به معناى نزديكتر است و مراد از آن، دنيا، در مقابل آخرت، مى باشد. «عرض» در لغت به چيزى گفته مى شود كه ثبات ندارد و مقصود از آن مال و منال است. از آن رو به عرض تعبير شده تا به زوال مال و منال اشاره شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 7

7 - دلخوش بودن به دنيا و آرامش يافتن به آن و غفلت از آيات الهى ، از اوصاف كافران و امرى مذموم و ناپسند

إن الذين . .. و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنوا بها ... غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 8

8- دلبستگى به دنيا و برگزيدن آن بر آخرت ، محكوم و ناپسند است .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة . .. أُولئك فى ضلل بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 8

8- متمركز كردن تمامى همّ و تلاش بر بهرهورى هر چه بيشتر از تمتعات و لذت هاى دنيوى و دل بستن به آرزو هاى واهى ، امرى ناپسند و محكوم است .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا و يلههم

آيه، تعريض است به اينكه: كافرانِ هدايت ناپذير، تمام همّشان تمتعات دنيوى است; لذا بايد آنان را به حال خود رها كرد و اين حاكى از ناخرسندى خداوند از آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 72 - 13

13 - دل بستن به زندگى گذراى دنيوى و مغرور شدن به آن ، كارى ناروا است .

إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 10

10 - دلخوشى به دنيا و مظاهر آن ، نكوهيده و ناروا است .

و إنّا إذا . .. فرح بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 26 - 1

1 - كسى كه سرانجامش مرگ است ، نبايد دنيا را بر آخرت ترجيح دهد و خود را دل بسته آن كند .

بل تحبّون العاجلة . .. كلاّ إذا بلغت التراقى

289- نجات از دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 36 - 9

9 - رهايى از جلوه هاى فانى دنيا و تلاش در راه نعمت هاى پايدار اخروى ، تنها در سايه ايمان و توكّل بر خدا ممكن است .

فما أُوتيتم من شىء . .. و ما عند اللّه ... للذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

290- نشانه هاى دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 12

12 - ترك جهاد و سستى در پيكار با دشمنان دين ، نشانه دنياطلبى و دلبستگى به زندگى دنيوى است .

ما لكم إذا قيل لكم انفروا فى سبيل اللّه . .. أرضيتم بالحيوة الدنيا من الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 33 - 3

3 - خوددارى از انفاق ، نمودى از دنيامدارى و بى تقوايى

فأعرض عن من تولّى . .. لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا... فلاتزكّوا أنفسكم هو أعلم بمن

در صورتى كه مراد از «تولّى» اعراض از انفاق باشد، از تفريع «أفرأيت. ..» بر آيات پيشين، مى توان استفاده كرد كه دريغورزان از انفاق، در زمره دنيامداران بى تقوا قرار دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 23

23 - بازى ، سرگرمى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى ، از مظاهر و جلوه هاى فريبندگى دنيا

أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر ... و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور

معرفى دنيا به متاع فريبنده، در پايان آيه شريفه - پس از آن كه در آغاز آن با پنج ويژگى شناسانده شده است - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

291- نهى از دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 25 - 2

2 - خدا ، مردم را از فريفته شدن به زندگى ناپايدار دنيا بر حذر داشته و به سرايى سراسر امن و سلامت ( بهشت ) فرامى خواند .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. و اللّه يدعوا إلى دارالسلم

5- دورانديشي

1- آثار دورانديشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 257 - 16

16 - توجّه به عاقبت و عقوبت اهل كفر ، زمينه ساز پرهيز از انحراف به كفر و پذيرش حاكميّت طاغوت

اولئك اصحاب النّار هم فيها خالدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 6

6 - توجّه به فحشاخواهى شيطان ، عامل بازدارنده انسان از پذيرش وسوسه هاى او

الشيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء

بنابراينكه جمله «يأمركم بالفحشاء»، تعليلى براى جمله «يعدكم الفقر» باشد. يعنى به وعده ها و وسوسه هاى او گوش فرا ندهيد; چه اينكه شما را به فحشا فرامى خواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 85 - 9،11

9 - پذيرش آيينى غير از اسلام ، موجب زيان و خسران در آخرت

و من يبتغ غير الاسلام ديناً . .. و هو فى الاخرة من الخاسرين

11 - تسليم در برابر خدا و انتخاب دين اسلام ، نتيجه دورانديشى انسان

و من يبتغ غير الاسلام . .. و هو فى الاخرة من الخاسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 105 - 13

13 - بيان فرجام و عاقبت شوم اعمال ناپسند ، از روش هاى قرآن براى بازداشتن انسان ها از آن اعمال

و لا تكونوا كالذين تفرّقوا . .. و اولئك لهم عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 9

9 - ارزيابى صحيح و عاقبت انديشى ، زمينه جلوگيرى از انحراف

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 9

9 - اطلاع و آگاهى از مشكلات آينده ، آسان كننده تحمل آن

و لتسمعنّ من الّذين اوتوا الكتب من قبلكم و من الّذين اشركوا اذًى كثيراً

هدف از آگاه كردن مسلمانان به آزار و اذيّت مخالفان پيش از وقوع آن، براى آماده سازى آنان است تا با برخورد ناگهانى تاب و تحمّل خويش را از دست ندهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 30

30 - توجه به عاقبت و فرجام كار ها ، از معيار هاى ارزشگذارى آنها

ذلك خير و احسن تاويلا

خداوند، عاقبت نيك و فرجام خوش «اطاعت از خدا و . .. » را ملاك لزوم عمل به آنها قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 78 - 2

2 - آخرت انديشى و توجّه به قطعى بودن مرگ و اندك بودن متاع دنيا ، زمينه حضور در صحنه جهاد

فلمّا كتب عليهم القتال . .. قل متاع الدّنيا قليل و الاخرة خير ... اين ما تكونوا

2- آثار دورانديشى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 58 - 5

5- سرزمين مصر بر اثر پيش بينى يوسف ( ع ) و تدبير عالمانه او ، از عواقب فاجعه آميز قحطى مصون ماند .

و جاء إخوة يوسف

3- اهميت دورانديشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 8

8 - توجه به قيامت و خوف از آن ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست ( ربا و . . . ) و ترغيب كننده او به اعمال شايسته ( انفاق ، صدقه و . . . )

يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا . .. و ان تصدقوا خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 28

28 - خيرانديشى و فرجام نگرى ، مبناى توصيه هاى خداوند

ذلك خير و احسن تاويلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 9

9- انسان وظيفه دار تأمّل در جوانب خواسته ها و آمال خويش

و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير و كان الإنسن عجولاً

در آيه فوق، يكى از نقاط ضعف بشرى - كه منشأ آن شتابزدگى و دورانديش نبودن است - بيان شده كه در حقيقت هشدارى است به اينكه انسانها بايد دورانديش باشند و پيرامون مصالح خويش تأمّل و تفكر نمايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 11

11- آينده نگرى و تدبير ، اصلى مهم در تنظيم صحيح خط مشى زندگى انسان

و لاتجعل يدك مغلولة . .. و لاتبسطها ... فتقعد ملومًا محسورًا

خداوند بر اساس اصل آينده نگرى - كه از جمله «فتقعد ملوماً محسوراً» استفاده مى شود - (چرا كه «فاء» در «فتقعد» براى بيان نتيجه و پايان و آينده كار است) انسان را از افراط و تفريط در انفاق و . .. منع كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 19 - 5،7

5 - لزوم دورانديشى و توجّه به مراحلى كه در آينده ، براى انسان پيش خواهد آمد .

لتركبنّ طبقًا عن طبق

7 - مراحل آينده انسان ، مراحلى سرنوشت ساز و هر يك برتر و مهم تر از مرحله قبل و سزاوار آمادگى بيشتر است .

لتركبنّ طبقًا عن طبق

خبر از پيدايش حالت هاى پياپى و تأكيد آن با سوگندهاى مكرر، هشدارى است به انسان ها كه براى آن چاره انديشى كنند.

4- تحقق دورانديشى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 8

8- حدس و پيش بينى يوسف ( ع ) ( تقويت عزم برادرانش براى آمدن به مصر با مشاهده بهاى باز گردانده شده ) حدسى صائب و نظرى بجا بود .

لعلهم يعرفونها . .. لعلهم يرجعون ... ما نبغى هذه بضعتنا ردّت إلينا و نمير أهلن

5- دورانديشى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 5 - 4

4- انبيا و رهبران الهى نسبت به دستاورد ها و حاصل تلاش خويش ، دورانديش و حساس اند .

و إنّى خفت المولى من وراءى

6- دورانديشى رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 5 - 4

4- انبيا و رهبران الهى نسبت به دستاورد ها و حاصل تلاش خويش ، دورانديش و حساس اند .

و إنّى خفت المولى من وراءى

7- دورانديشى زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 5 - 1،3

1- زكريا ( ع ) ، نگران تصرفات نارواى آنان كه پس از مرگ او زمام مسؤوليت هاى وى را به دست مى گيرند .

و إنّى خفت المولى من وراءى

«مولى» و «ولىّ» به يك معنا است; يعنى، كسى كه پس از شخص، امور مربوط به او را سرپرستى كند (تاج العروس); گرچه با او خويشاوند نباشد.

3- زكريا ( ع ) پيش بينى مى كرد كه پس از وى دست هاى فراوانى حاصل تلاش او را به يغما برده و زحمات او را بى نتيجه خواهند ساخت .

و إنّى خفت المولى من وراءى

آنچه زكريا براى از دست رفتن يا انحراف آن پس از مرگ خود نگران بود، نبوت نبود، زيرا خداوند تنها صالحان را به مقام نبوت مى رساند، بلكه مناصب و موقعيت هاى دينى - اجتماعى او در ميان مردم و يا اموالى بود كه دخل و تصرف در آن به عهده او بود. وصف «يرثنى و يرث...» - در آيه بعد - احتمال دوم را ترجيح مى دهد.

8- دورانديشى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 23 - 3

3 - فرعون ، تأثير رسالت موسى ( ع ) را بر ديگران پيش بينى كرده و از آن وحشت داشت .

فحشر فنادى

9- دورانديشى گروههاى نُه گانه قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 7

7 - چاره انديشى توطئه گران عليه صالح ، براى انكار جنايت خويش و گريز از قصاص يا پرداخت خونبها

ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله و إنّا لصدقون

طرح اظهار بى خبرى از قتل صالح(ع) و خانواده وى، نشان مى دهد كه گروه هاى مزبور مى انديشيده اند تا راهى پيدا كنند و در نتيجه آن از خونخواهى ولىّ دم يا پرداخت خونبها شانه خالى كنند.

10- دورانديشى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 16 - 8

8 - متقين ، مردمانى دور انديش و در پى حيات جاودانه

أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون . .. لهم فيها ما يشاءون خلدين كان على ربّك وعدً

11- دورانديشى مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 3

3 - آخرت انديشى و وارستگى از دل بستن به دنيا ، ويژگى مجاهدان در راه خدا

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا بالاخرة

12- دورانديشى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 7

7 - دورانديشى و آينده نگرى نوح ( ع ) و آگاهى كامل آن حضرت از وضعيت اجتماعى و فرهنگى جامعه خويش

إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا

13- دورانديشى يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 4،5،6،8

4- يعقوب ( ع ) در سفر دوم فرزندانش به مصر ، حادثه اى را در كمين آنان احساس مى كرد و نگران پيشامدى ناگوار براى آنان بود .

لاتدخلوا من باب وحد . .. ما أُغنى عنكم من الله من شىء

5- يعقوب ( ع ) منشأ خطر براى فرزندانش را در آستانه ورودشان به مصر مى پنداشت .

لاتدخلوا من باب وحد . .. ما أُغنى عنكم من الله من شىء

6- يعقوب ( ع ) حادثه اى ناگوار را براى بنيامين در سفرش به مصر احساس كرده بود .

لاتدخلوا من باب وحد . .. ما أُغنى عنكم من الله من شىء

از اينكه يعقوب(ع) نه در سفر اول و نه در سفر سوم فرزندان خويش (اذهبوا فتحسسوا من يوسف و أخيه در آيه 87) - كه بنيامين همراه آنان نبود - نگرانى خاصى را ابراز نكرد و سفارش ويژه اى نداشت، معلوم مى شود در اين سفر، خطرى را براى بنيامين احساس كرده بود.

8- يعقوب ( ع ) ، ورود فرزندانش را به مصر از دروازه هاى متعدد ، راهى محتمل براى جلوگيرى از خطر احساس شده مى ديد . *

وادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 19

19- پيش بينى و احساس خطر يعقوب ( ع ) براى فرزندانش در دومين سفرشان به مصر ، جلوه اى از علم ويژه آن حضرت

لاتدخلوا من باب وحد . .. إنه لذو علم لما علّمنه

14- دورانديشى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 55 - 2

2- پيشگيرى از بروز فاجعه براى مردم مصر به سبب قحطى و خشكسالى ، از هدف هاى يوسف ( ع ) در تقاضاى منصب حكومتى

اجعلنى على خزائن الأرض

15- موانع دورانديشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 11

11 - حسد و هواى نفس آدمى ، جلوگير وى از پندپذيرى و عاقبت انديشى

انى اخاف اللّه رب العلمين انى اريد . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

16- نشانه هاى دورانديشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 17

17 - برحذر بودن از دلبستگى به دنيا و فريفته نشدن به جلوه هاى ظاهرى آن ، نشانه اى است از تفكر و دورانديشى .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

6- دوست

1- ارزش دوست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 69 - 13

13 - ارزش والاى رفيق و همنشين خوب براى انسان

من يطع اللّه . .. و حسن اولئك رفيقاً

چون رفاقت با انبيا و . .. به عنوان پاداشى براى اطاعت كنندگان مطرح شده است، ارزش رفاقت و همنشينى با نيكان به دست مى آيد.

2- انفاق از دوست داشتنيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 267 - 1،2،5،7،13

1 - بايد انفاق از دستاورد هاى پاكيزه و مرغوب باشد .

انفقوا من طيّبات ما كسبتم

2 - مؤمنان ، موظّف به انفاق از دستاورد هاى پاكيزه و برداشت هاى خود از زمين هستند .

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا من طيّبات ما كسبتم و ممّا اخرجنا لكم من الارض

5 - لزوم پرهيز مؤمنان از تمايل به چيز هاى نامرغوب و بى ارزش براى انفاق

و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون

«لا تيمّموا» از «تيمّم» به معناى قصد و تمايل است.

7 - احاله انفاق كننده به داورى وجدان خويش ، در پرهيز از اموال نامرغوب

و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون و لستم باخذيه

13 - توجه به غناى الهى و ستايش وى از انفاق كنندگان ، برانگيزنده آدمى به انفاق از اموال پاكيزه خويش

و اعلموا اَنّ اللّه غنىّ حميد

مقصود از توجه دادن مؤمنان به بى نيازى خداوند و نيز ستايش وى از انفاق كنندگان، ايجاد انگيزه انفاق صحيح در آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 2

2 - انفاق كنندگان در راه خداوند از اموالى مرغوب و بدون منّت و آزار و ريا ، برخورداران از حكمت

الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه . .. يؤتى الحكمة من يشاء و من يؤت الحكمة فقد

به مقتضاى ارتباط آيه مورد بحث با آيات سابق كه درباره انفاق و احكام آن بود، مى توان گفت كه مراد از حكمت در اين آيه، همان انفاق كردن با شرايط ويژه است و يا اينكه انفاق كردن، مصداقى از حكمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 273 - 11

11 - دانايى خداوند ، به انفاق از خير ها و نيكيها

و ما تنفقوا من خير فانّ اللّه به عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 1،2،7،14

1 - دستيابى انسان به نيكى ، تنها در گرو انفاق از اشياى مورد علاقه خويش

لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون

2 - كم ارزشى انفاق ، از اموال كه مورد علاقه انفاق كننده نيست .

لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون

رسيدن به «برّ» منوط به انفاق از اموال مورد علاقه است; پس انفاق از اموالى كه مورد علاقه نباشد، بى ارزش نيست; بلكه صرفاً كم ارزش است.

7 - محروميّت بنى اسرائيل از مقام برّ ، پيامد ترك انفاق از اشياى مورد علاقه خود و دلبستگى آنان به دنيا *

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

با توجه به آيات قبل و بعد مى توان گفت: بنى اسرائيل از جمله مخاطبان آيه مى باشند.

14 - رسيدن به پاداش نيك خدا در گرو انفاق از مال با وجود علاقه به آن و ترس از فقر

لن تنالوا البر حتى تنفقوا ممّا تحبون

از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق سؤال شد آن حضرت فرمود: هو ان ينفق العبد المال و هو شحيح يأمل الدّنيا و يخاف الفقر.


مجمع البيان، ج 2، ص 793 ; تفسير برهان، ج 1، ص 298، ح 7.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 18

18 - قرض به خدا ( انفاق ) ، بايد از چيز هاى نيك باشد .

و اقرضتم اللّه قرضاً حسناً

«قرض» وامى است كه به ديگرى پرداخت مى شود. (لسان العرب). بر اساس اين معنى، «قرضاً» مفعول به است و «حسناً» توصيف چيزى خواهد بود كه مورد انفاق قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 8 - 8

8 - « عن مُعَمَّربن خَلاّد عن أبى الحسن الرضا ( ع ) فى قوله تعالى « و يطعمون الطعام على حبّه مسكيناًو يتيماً و أسيراً » قال : قلت حبّ اللّه أو حبّ الطعام ؟ قال : حبّ الطعام ;

معمربن خلاّد از امام رضا(ع) درباره سخن خداى تعالى «و يطعمون الطعام على حبّه مسكيناً و يتيماً و أسيراً» روايت كرده كه به امام گفتم: [ در «على حبّه» ]حبّ خدا مراد است يا حبّ طعام؟ فرمود: حبّ طعام».

3- اهميت دوست شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 16

16 - ضرورت شناسايى دشمنان و دوستان جامعه ايمانى

لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا اليهود . .. الذين قالوا إنّا نصرى

4- خوردن از خانه دوست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 4،13،15،22،39

4 - نابينايان ، لنگ ها و مريضان ، در استفاده از خوراكى هاى منازلى كه كليد هاى آنها را در دست دارند و نيز از منازل دوستان خود ، بدون هيچ اذنى ، مجازاند .

ليس على الأعمى حرج . .. أن تأكلوا من بيوتكم ... أو ما ملكتم مفاتحه أو صديقكم

13 - استفاده از خوراكى هاى منازل دوستان ، بدون اذن خواستن ، جايز است .

ليس على الأعمى حرج . .. أن تأكلوا من بيوتكم ... أو صديقكم

15 - استفاده از خوراكى هاى موجود در منازل دوستان ، بدون اذن خواستن از ايشان از حقوق دوستى است .

ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم ... أو ما ملكتم مفات

22 - مسلمانان ، در عين مجاز بودن از تناول كردن خوراكى هاى منازل خويشاوندان و دوستان خويش ، مى توانند با هم و يا جدا از آنان و بدون اذن ، غذا ميل كنند .

ليس على الأعمى حرج . ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أ

39 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « أو ما ملكتم مفاتحه أو صديقكم » قال : هولاء الذين سمّى اللّه عزّوجلّ فى هذه الآية تأكل بغير إذنهم من التمر و المأدوم . . . فأمّا ما خلا ذالك من الطعام فلا ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى - عزّوجلّ - «أو ما ملكتم مفاتحه أو صديقكم» فرمود: افرادى كه خداوند - عزّوجل - در اين آيه ذكر كرده است، بدون اجازه شان از خرما و نان خورشتشان بخوريد. .. و غير از آن، از بقيه طعام ها نمى توانيد بدون اجازه بخوريد».

5- دوست بى خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 14

14 - روى عن أبى عبدالله(ع) إنه قال: معنى «عذابا من فوقكم» السلطان الجائر «و من تحت أرجلكم» السفلة و من لاخير فيه . .. «و يذيق بعضكم بأس بعض» قال: سوء الجوار.

امام صادق(ع) فرمود: معناى «عذابا من فوقكم»، سلطان ستمگر و معناى «و من تحت ارجلكم»، زيردستان و افراد بى خيرو معناى «و يذيق بعضكم بأس بعض»، بدرفتارى همسايگان است.

6- عوامل محروميت از امداد دوست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 12

12 - ظلم ، موجب محروميت از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان در هنگام مرگ و روز قيامت

ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع

از ياد شدن كافران و مشركان با عنوان ظالمان، برداشت بالا به دست مى آيد.

7- محدوده اختيارات دوست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 13،15

13 - استفاده از خوراكى هاى منازل دوستان ، بدون اذن خواستن ، جايز است .

ليس على الأعمى حرج . .. أن تأكلوا من بيوتكم ... أو صديقكم

15 - استفاده از خوراكى هاى موجود در منازل دوستان ، بدون اذن خواستن از ايشان از حقوق دوستى است .

ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم ... أو ما ملكتم مفات

8- محدوده استيذان از دوست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 15

15 - استفاده از خوراكى هاى موجود در منازل دوستان ، بدون اذن خواستن از ايشان از حقوق دوستى است .

ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم ... أو ما ملكتم مفات

9- محرومان از امداد دوست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 9،11،13

9 - محروميت ستمكاران در قيامت ، از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان

ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع

«حميم» در لغت به معناى دوست (العين) و به «القريب المشفق» (نزديك دلسوز) معنا شده است (مفردات راغب).

11 - محروميت ستمگران به هنگام دشوارى مرگ از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان

ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع

13 - كفر و شرك ، ظلم است و كافران و مشركان ، از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان محروم اند .

ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيات، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره كافران و مشركان سخن مى گويد و مقصود از «ظالمين» آنان مى باشند.

10- ملاك انتخاب دوست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 69 - 14

14 - صداقت ، علم و صلاح ، از معيار هاى انتخاب رفيق

و حسن اولئك رفيقاً

در برداشت فوق، «الشّهداء» به معناى عالمان گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 12

12- پاى بندى به دعا و عبادت ، شرط شايستگى افراد براى همنشينى و مصاحبت است .

و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 7

7 - لزوم رعايت معيار هاى ارزشى و معنوى در انتخاب دوست

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

11- نقش دوست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 8

8 - تأثير مهم روابط صميمانه و ماهيت دوستان ، در موضع گيرى هاى دينى انسان و فرجام اخروى او

فاختلف الأحزاب . .. الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه اختلاف گروهى و احزاب درباره عيسى(ع) و دين الهى بود - مطلب بالا استفاده مى شود.

12- نقش دوست بد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 28 - 1،2،4

1 - اظهار تأسف و ناراحتى شديد ستم گران در قيامت ، از دوستى با افراد ناباب در دنيا

الظالم . .. يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً

«خليل» به معناى صديق و دوست است.

2 - دوستى با افراد ناباب ، داراى تأثير سوء بر عقيده و رفتار انسان و مؤثر در سرنوشت او

يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً

4 - دوستى با افراد ناباب ، موجب تأسف و پشيمانى شديد در روز قيامت

يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 1،2،5

1 - ظالمان در روز رستاخيز ، دوستان ناباب را عامل گمراهى خود خواهند شمرد .

و يوم يعضّ الظالم على يديه يقول يليتنى اتّخذت مع الرسول . .. لم أتّخذ فلانًا خل

2 - دوستى و نزديكى با افراد ناباب ، عامل غفلت و دورى از تعاليم بيدارگر قرآن

لقد أضلّنى عن الذكر بعد إذ جاءنى

مقصود از «الذكر» به قرينه آيه بعد - كه از مهجور شدن قرآن و فراموش شدن آن در ميان جامعه سخن مى گويد - و نيز به اين دليل كه يكى از نام هاى قرآن، «ذكر» است، قرآن مى باشد.

5 - دوستى با افراد ناباب ، داراى تأثير سوء در رفتار و عقيده انسان و مؤثر در سرنوشت او

يليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً. لقد أضلّنى عن الذكر بعد إذ جاءنى

13- نياز به دوست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 101 - 2

2 - نياز انسان به دوستِ دلسوز ، حتى در قيامت

و لاصديق حميم

حسرت گمراهان بر نداشتن رفيق، نشانگر نياز و كمبود آنان است.

دوست شناسى

14- اهميت دوست شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 16

16 - ضرورت شناسايى دشمنان و دوستان جامعه ايمانى

لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا اليهود . .. الذين قالوا إنّا نصرى

دوستان

15- احسان به دوستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 11

11 - ضرورت احسان به همسايگان نزديك و دور و دوستان و همراهان

احساناً . .. و الجار ذى القربى و الجار الجُنب و الصاحب بالجَنب

در برداشت فوق، دور و نزديكى همسايه به لحاظ دورى و نزديكى خانه او معنا شده است. گفتنى است كه «جنب» به معناى پهلوست و مراد از آن، همراهان نزديك و رفيقان همراه است.

16- اطاعت از دوستان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 14

14 - اطاعت از شيطان و اولياى آن، شرك است.

و إن أطعتموهم إنكم لمشركون

17- بىوفايى دوستان مرفهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 43 - 5

5- ياران دوران رفاه و توان مندى ، به وقت گران بارى و تهيدستى ، ناپيدايند .

و أُحيط بثمره . .. و لم تكن له فئه ينصرونه من دون اللّه

در آيه، سخنى درباره نابودى نفرات مرد ثروت مند به ميان نيامده است، لذا ممكن است كه عبارت «لم تكن له فئة» بدان معنا باشد كه افرادِ وى، با مشاهده نابودى اموال ارباب خود، از اطراف او متفرق شدند و او را مدد نكردند.

18- بينش غلط مال دوستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 20 - 2

2 - پندار عزّت در پيشگاه خداوند ، براى كسانى كه گرفتار مال دوستى اند ، پندارى موهوم است .

ربّى أكرمن . .. كلاّ ... و تحبّون المال حبًّا جمًّا

19- تشبيه دوستان بد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 8

8 - دوست ناباب ، چونان شيطان است .

يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً . لقد أضلّنى عن الذكر... و كان الشيطن للإن

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «و كان الشيطان. ..» دنباله سخن ظالمان باشد و مقصود از «شيطان» ابليس نباشد; بلكه نامى باشد كه ظالمان براى دوستان ناباب و گمراه گر خود انتخاب كرده باشند; زيرا عمل گمراهى، كار شيطان است و هر كس چنين كارى را انجام دهد، همچون شيطان خواهد بود.

20- جنگ با دوستان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 10

10 - جنگ با دوستان شيطان ( كافران و طاغوت ها ) مصداق بارز نبرد در راه خدا

الّذين امنوا يقاتلون فى سبيل اللّه . .. فقاتلوا اولياء الشّيطان

21- دشمنى اخروى دوستان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 10

10 - « عن على ( ع ) قال : فى . . . خليلين كافرين . . . أمّا الكافران فتخالاّ بمعصية اللّه و تباذلا عليها و توادّا عليها فمات أحدهما قبل صاحبه فأراه اللّه تبارك و تعالى منزله فى النار فقال يا ربّ فلان خليلى كان يأمرنى بمعصيتك و ينهانى عن طاعتك فثبّته على ما ثبّتنى عليه من المعاصى حتى تُريَه ما أرَيتنى من العذاب فيلتقيان عند اللّه يوم القيامة يقول كلّ واحد منهما لصاحبه جزاك اللّه من خليل شرّاً كنت تأمرنى بمعصية اللّه و تنهانى عن طاعة اللّه قال ثمّ قرأ ( ع ) « الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين » . . . ;

از امام على(ع) روايت شده كه درباره دو دوست كافر فرمود: . .. اما آن دو كافر، دوستى آنان در نافرمانى خداوند بوده و در اين نافرمانى به يكديگر كمك كرده و دوستى نموده بودند يكى از آنان قبل از دوست ديگرى مرده و جايگاهش را در آتش به او نشان مى دهند; پس مى گويد: پروردگارا! فلانى دوست من بود و مرا به نافرمانى تو دستور مى داد و از طاعت تو نهى مى كرد. پس او را بر همان چيزى ثابت قدم بدار كه مرا بر آن نگه داشت تا به او نشان دهى عذابى راكه به من نشان دادى، پس در روز قيامت همديگر را ملاقات مى كنند و هر يك از آنان به دوست خود مى گويد: خداوند تو را به عنوان «دوست»، جزاى شرّ بدهد! مرا به نافرمانى خدا دستور مى دادى و از اطاعت خدا نهى مى كردى. راوى گويد: حضرت على(ع) سپس آيه «الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين» را تلاوت فرمود...».

22- دوستان بد ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 1

1 - ظالمان در روز رستاخيز ، دوستان ناباب را عامل گمراهى خود خواهند شمرد .

و يوم يعضّ الظالم على يديه يقول يليتنى اتّخذت مع الرسول . .. لم أتّخذ فلانًا خل

23- دوستان بدعت گزاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 15

15- كافران ، بدعت گذاران در دين را صميمانه دوست دارند .

لتفترى علينا غيره و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

24- دوستان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 101 - 2

2 - نياز انسان به دوستِ دلسوز ، حتى در قيامت

و لاصديق حميم

حسرت گمراهان بر نداشتن رفيق، نشانگر نياز و كمبود آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 1

1 - تبديل شدن دوستى هاى غيرخدايى ، به عداوت و دشمنى در قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 10 - 1،2

1 - در روز رستاخيز ، هيچ دوست صميمى و خويشاوندى ، از حال ديگرى جويا نمى شود .

و لايسئل حميم حميمًا

«حميم»به فردى مى گويند كه به انسان نزديك و دلسوز باشد. از مصاديق بارز آن، خويشاوندان و دوستان صميمى و دلسوز است.

2 - در روز محشر ، هيچ خويشاوندى و دوست صميمى از يكديگر استمداد نمى كند .

و لايسئل حميم حميمًا

يكى از كاربردهاى واژه «سؤال»، طلب و درخواست (استمداد) است. برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 2

2 - اهل محشر ، در عين ديدن و شناختن كامل خويشان و دوستان صميمى خود ، از حال آنان جويا نشده و از آنان استمداد نخواهند كرد .

و لايسئل حميم حميمًا . يبصّرونهم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «يبصّرونهم»، حال براى جمله پيشين (لايسئل حميم حميمًا) باشد.

25- دوستان شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 12

12 - پيروان شياطين جن، دوستان آنان هستند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس و قال أولياؤهم من الإنس

26- دوستان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 1،4،7

1 - شيطان با ايجاد ترس و وحشت ، دوستانش را از شركت در جهاد بازمى دارد .

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

4 - كسانى كه به خاطر ترس از شركت در جهاد خوددارى مى كنند ، از اولياء و دوستان شيطان هستند .

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

از «انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم»، معلوم مى شود كه شيطان (ابليس و يا جاسوس دشمن)، همه مؤمنان را مى ترساند، ولى از «يخوّف اولياءه» استفاده مى شود كه تنها دوستانش را مى ترساند. بنابراين مراد از «يخوّف اولياءه»، فعليّت و تحقق ترس مى باشد كه مخصوص دوستان شيطان است. پس كسانى كه به خاطر ترس، از جهاد خوددارى كنند، اولياى شيطانند.

7 - لشگريان كفر و شرك و دشمنان اسلام ، دوستان شيطانند .

انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

برداشت فوق بر اين اساس است كه «كُم» از «يخوّف اولياءه» حذف شده باشد; يعنى «يخوّفكم اولياءه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 7

7 - طاغوت ها و همواركنندگان راه آنان ، دوستان و ياوران شيطانند .

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتلوا اولياء الشّيطان

مراد از اولياى شيطان به قرينه فاى تفريع در «فقاتلوا»، كافران و طاغوتها هستند. گفتنى است كه در برداشت فوق، شيطان، غير طاغوت گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 11،12

11 - جدال كنندگان در مورد احكام روشن خداوند دوستان شيطانند.

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم

12 - دوستان شيطان در مسير مبارزه با دين و احكام الهى آن هستند.

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 12

12- گرفتاران به عذاب الهى ، همراه و قرين شيطان خواهند بود .

يمسّك عذاب من الرحمن فتكون للشيطن وليًّا

27- دوستان طاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 7

7 - طاغوت ها و همواركنندگان راه آنان ، دوستان و ياوران شيطانند .

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتلوا اولياء الشّيطان

مراد از اولياى شيطان به قرينه فاى تفريع در «فقاتلوا»، كافران و طاغوتها هستند. گفتنى است كه در برداشت فوق، شيطان، غير طاغوت گرفته شده است.

28- دوستان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 15

15- كافران ، بدعت گذاران در دين را صميمانه دوست دارند .

لتفترى علينا غيره و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

29- دوستان كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 5

5 - برقراركنندگان روابط دوستانه و مسالمت آميز ، با كسانى كه به دين و سرزمين مسلمانان هجوم آورده اند ، ظالمان واقعى

هستند .

و من يتولّهم فأُولئك هم الظلمون

30- دوستان متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 2

2 - مودّت و دوستى تقواپيشگان ، پابرجا و مستحكم حتى در قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

31- رؤيت دوستان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 1

1 - در عرصه قيامت ، خويشان و دوستان هر فردى ، به وى نشان داده خواهند شد .

حميمًا . يبصّرونهم

32- صلابت دوستان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 28

28 - دلباختگان خداوند ، فروتن در برابر مؤمنان ، سرفراز در قبال كافران و مجاهدانى بى پروا از ملامت دشمنان دين

يحبونه اذلة على المؤمنين . .. يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم

33- عوامل تهديد مال دوستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 10 - 5

5 - صحنه برملا شدن راز ها و نيت هاى پنهان ، هول انگيز و تهديدى براى ناسپاسان و مال دوستان

أفلايعلم إذا . .. و حصّل ما فى الصدور

34- عوامل محروميت از حمايت دوستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 35 - 2

2 - ايمان نياوردن و ترغيب نكردن ديگران به تغذيه گرسنگان و بينوايان ، سبب محروميت از حمايت نزديكان و دوستان صميمى در قيامت

إنّه كان لايؤمن . .. فليس له اليوم ههنا حميم

35- مال دوستان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 8

8 - مال دوستان و حرام خواران ، در آخرت به ارزش حقيقى ثروت و لزوم مصرف آن در اطعام گرسنگان و فوايد بزرگداشت يتيمان ، پى خواهند برد .

لاتكرمون . .. و لاتحضّون ... تأكلون ... تحبّون ... كلاّ ... يومئذ يتذكّر الإنس-

36- مال دوستان و عزت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 20 - 2

2 - پندار عزّت در پيشگاه خداوند ، براى كسانى كه گرفتار مال دوستى اند ، پندارى موهوم است .

ربّى أكرمن . .. كلاّ ... و تحبّون المال حبًّا جمًّا

37- محروميت از حمايت دوستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 35 - 1

1 - كافران صاحب زر و زور ( اصحاب الشمال ) ، محروم از حمايت نزديكان و دوستانِ دلسوز در قيامت

فليس له اليوم ههنا حميم

«حميم» به فردى مى گويند كه به انسان نزديك و دلسوز باشد. از مصاديق بارز آن خويشاوندان و دوستان صميمى و دلسوز است.

38- ويژگيهاى دوستان ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 5

5 - ظالمان ، دوست و ياور كسانى كه همچون خودشان ، ظالم و سيه كاراند .

و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض

39- دوستان خدا

{دوستان خدا}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 8،9

8 - خداوند نويد بخش ظهور مجاهدانى نستوه ، محبوب خدا و دوستدار وى ، متواضع در برابر مؤمنان و سرافراز بر كافران

فسوف يأتى اللّه بقوم . .. و لايخافون لومة لائم

9 - عشق به خدا و محبوب وى شدن ، فروتنى در برابر اهل ايمان و سرفرازى در مقابل كافران ، از صفات مؤمنان واقعى

فسوف يأتى اللّه بقوم . .. اعزة على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 2

2 - دوستداران خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، از زمره حزب خدا

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا فان حزب اللّه هم الغلبون

بدان احتمال كه «تولى» به معناى دوست داشتن باشد.

40- صلابت دوستان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 28

28 - دلباختگان خداوند ، فروتن در برابر مؤمنان ، سرفراز در قبال كافران و مجاهدانى بى پروا از ملامت دشمنان دين

يحبونه اذلة على المؤمنين . .. يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم

41- دوستان كافران

{دوستان كافران}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 26

26 - دوستداران اهل كفر ، رويگردان از جهاد در راه خدا و هراسان و درمانده در برابر سرزنش دشمنان

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم يحبهم

42- دوستان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 15

15- كافران ، بدعت گذاران در دين را صميمانه دوست دارند .

لتفترى علينا غيره و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

43- دوستان كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 5

5 - برقراركنندگان روابط دوستانه و مسالمت آميز ، با كسانى كه به دين و سرزمين مسلمانان هجوم آورده اند ، ظالمان واقعى هستند .

و من يتولّهم فأُولئك هم الظلمون

44- دوستان مؤمنان

{دوستان مؤمنان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 2

2 - دوستداران خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، از زمره حزب خدا

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا فان حزب اللّه هم الغلبون

بدان احتمال كه «تولى» به معناى دوست داشتن باشد.

45- دوستان محمد(صلی الله علیه و آله)

{دوستان محمد(صلی الله علیه و آله)}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 2

46- دوستان مسلمانان

{دوستان مسلمانان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 5،6،10

5 - نصارا داراى نزديكترين روابط عاطفى و دوستانه با مسلمانان

و لتجدن اقربهم مودة للذين ءامنوا الذين قالوا إنّا نصرى

6 - حضور كشيشان و راهبان خداترس در بين مسيحيان موجب دوستى و نزديكى آنان با مسلمانان

اقربهم مودة للذين ءامنوا الذين . .. ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً

10 - نبود روحيه سلطه گرى و گردن فرازى در بين نصارا زمينه مودت و دوستى آنان با مسلمانان

اقربهم مودة للذين ءامنوا الذين قالوا إنّا نصرى . .. و انهم لايستكبرون

بدان احتمال كه فعل «لايستكبرون» داراى متعلقى محذوف نباشد در اين صورت لايستكبرون به اين معنا است كه آنان خواهان سلطه گرى و گردن فرازى نيستند.

47- دوستداران خدا

{دوستداران خدا}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 7

7 - خداوند محبوبترين حقيقت هستى ، در نزد مؤمنان موحد است .

و الذين ءامنوا أشد حباً اللّه

مقصود از «الذين ءامنوا» - به قرينه فراز قبل و نيز آيات گذشته - موحدانى هستند كه تنها خداوند را عبادت مى كنند و هيچ كس و هيچ چيز را همانند او نمى دانند. «أشد» افعل تفضيل است و مفضل عليه آن ذكر نشده تا شامل هر چيز و هر كس بشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 - 1،2،17

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور فراخوانى دوستداران خدا به پيروى از خويش

قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى

2 - دوستداران راستين خداوند ، پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) هستند .

قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى

17 - نصارا ، مدعى دوست داشتن خدا

قل ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى

در جمله «ان كنتم . .. » فرض شده كه مخاطبان مدعى دوست داشتن خداوند هستند و بنابر آنچه مجمع البيان در شأن نزول آيه آورده مراد از مخاطبان آيه مسيحيان مى باشند.

48- پاكى دوستداران خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 18 - 10

10 - عاشقان خدا و شيفتگان به او ، وارسته از آلودگى به گناه

نحن ابنؤا اللّه و احبؤه قل فلم يعذبكم بذنوبكم

دوستى

49- آثار اخروى دوستى با بى تقوايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 4

4 - آشكار شدن آثار زيانبار دوستى و مودّت بى تقوايان در روز قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

دوستانى كه دوستى خويش را بر غير تقوا بنا نهاده اند، در قيامت خواهند فهميد كه چه اثرات شومى را به واسطه آن متحمل شده اند و در نتيجه با يكديگر دشمن خواهند شد.

50- آثار دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 - 6

6 - محبّت و دوستى ، مشوق و محرك انسان به عمل

قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 15

15 - نقش همراه و همدم در جان و روح آدمى و در اعمال و كردار وى

و الذين ينفقو اموالهم رئاء النّاس . .. و من يكن الشيطان له قريناً فساء قريناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 17،26

17 - رابطه خويشاوندى و دوستى ، منشأ پيدايش حق است .

ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ...

26 - پيوند خويشاوندى و دوستى و ارتباطات نزديك ، نبايد موجب سهل انگارى در رعايت ادب اسلامى و آداب معاشرتى ميان خويشاوندان و دوستان گردد .

ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم ... أو صديقكم ... فإ

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه غالباً پيوند دوستى و خويشاوندى، سبب سهل انگارى در رعايت ادب فيمابين مى شود. از اين رو مى توان گفت: خداوند توصيه فرمود كه مسلمانان به هنگام ملاقات با دوستان و خويشاوندان خود، سلام كنند و....

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 8

8 - تأثير مهم روابط صميمانه و ماهيت دوستان ، در موضع گيرى هاى دينى انسان و فرجام اخروى او

فاختلف الأحزاب . .. الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه اختلاف گروهى و احزاب درباره عيسى(ع) و دين الهى بود - مطلب بالا استفاده مى شود.

51- آثار دوستى با بدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 28 - 1،2،4

1 - اظهار تأسف و ناراحتى شديد ستم گران در قيامت ، از دوستى با افراد ناباب در دنيا

الظالم . .. يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً

«خليل» به معناى صديق و دوست است.

2 - دوستى با افراد ناباب ، داراى تأثير سوء بر عقيده و رفتار انسان و مؤثر در سرنوشت او

يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً

4 - دوستى با افراد ناباب ، موجب تأسف و پشيمانى شديد در روز قيامت

يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 1،2،5،9

1 - ظالمان در روز رستاخيز ، دوستان ناباب را عامل گمراهى خود خواهند شمرد .

و يوم يعضّ الظالم على يديه يقول يليتنى اتّخذت مع الرسول . .. لم أتّخذ فلانًا خل

2 - دوستى و نزديكى با افراد ناباب ، عامل غفلت و دورى از تعاليم بيدارگر قرآن

لقد أضلّنى عن الذكر بعد إذ جاءنى

مقصود از «الذكر» به قرينه آيه بعد - كه از مهجور شدن قرآن و فراموش شدن آن در ميان جامعه سخن مى گويد - و نيز به اين دليل كه يكى از نام هاى قرآن، «ذكر» است، قرآن مى باشد.

5 - دوستى با افراد ناباب ، داراى تأثير سوء در رفتار و عقيده انسان و مؤثر در سرنوشت او

يليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً. لقد أضلّنى عن الذكر بعد إذ جاءنى

9 - جدايى از راه پيامبران ، دوستى با افراد ناباب و بيگانه شدن با تعاليم قرآن ، موجب درافتادن به ورطه خوارى و نهايت ذلت

يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً . لقد أضلّنى عن الذكر ... و كان الشيطن للإ

52- آثار دوستى با رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 2

2 - اظهار پشيمانى مشركان پيرو در صحنه قيامت ، از دوستى با سران شرك و اطاعت از ايشان در دنيا

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

53- آثار دوستى با شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 9

9 - دوستى با شياطين زمينه پذيرش القائات باطل آنان است.

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم

54- آثار دوستى با شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 6

6 - دوست پنداشتن شياطين، نابود كننده زمينه هدايت

و فريقا حق عليهم الضللة إنهم اتخذوا الشيطين أولياء

كلمه «ولى» مى تواند به معناى دوست و نيز به معناى سرپرست باشد. برداشت فوق بر اساس معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 2

2 - همدمى با شيطان ، كيفر الهى براى اعراض كنندگان از ياد او

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا

55- آثار دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 5

5 - مسلمانانى كه با كفار و دشمنان اسلام پيوند دوستى و موالات مى بندند ، مردمانى ستم پيشه اند .

إن استحبوا الكفر على الإيمن و من يتولهم منكم فأولئك هم الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 3

3 - پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، در پى دارنده عذابى دردناك

بشّر المنفقين بأنّ لهم عذاباً أليماً. الذين يتّخذون الكفرين أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 10

10 - پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، خيانت در جنگ ، خدعه با خدا ، سستى در عبادت ، رياكارى و كم به ياد خدا بودن ، موجب گمراهى و محروميت دايمى از هدايت الهى است .

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

از مصاديق مورد نظر براى (من يضلل)، كسانى هستند كه در آيات قبل (از 138 تا 143) خصلتهاى آنان بر شمرده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 13

13 - برقرارى پيوند هاى دوستى با كافران از سوى اهل ايمان ، تباه كننده اعمال نيك آنان

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 10،15

10 - محروميت مسلمانان از محبت خداوند ، در صورت ايجاد روابط دوستانه با كافران

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه بقوم يحبهم

15 - دوستى با كافران ( يهود ، نصارا و . . . ) ، موجب فروتنى در مقابل آنان و گردنفرازى در مقابل اهل ايمان

من يرتد منكم عن دينه . .. اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 14،17

14 - پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان ، موجب غضب خداوند بر بنى اسرائيل

ترى كثيراً منهم يتولون . .. لبئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط اللّه عليهم

17 - غضب الهى و عذاب هميشگى ، دستاور پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان

يتولون الذين كفروا لبئس . .. ان سخط اللّه عليهم و فى العذاب هم خلدون

56- آثار دوستى با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 99 - 2

2 - دوستى مجرمان ، عامل گمراهى انسان ها

و ما أضلّنا إلاّ المجرمون

57- آثار دوستى با مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 12،16

12 - روابط دوستانه گروهى از مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با يهود و نصارا ، موجب تباهى اعمال نيك گذشته آنان

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

16 - ناكامى پذيرندگان ولايت و دوستى يهود و نصارا ، در بهره گيرى از روابط دوستانه با آنان

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

بدان احتمال كه مراد از «اعملهم» تلاشهايى است كه بيماردلان براى ايجاد روابط دوستانه با يهود و نصارا، داشتند ; بر اين اساس مقصود از «خسارت» بهره نجستن از ايجاد رابطه با يهود و نصارا خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 15

15 - دوستى با كافران ( يهود ، نصارا و . . . ) ، موجب فروتنى در مقابل آنان و گردنفرازى در مقابل اهل ايمان

من يرتد منكم عن دينه . .. اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين

58- آثار دوستى با يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 12،16

12 - روابط دوستانه گروهى از مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با يهود و نصارا ، موجب تباهى اعمال نيك گذشته آنان

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

16 - ناكامى پذيرندگان ولايت و دوستى يهود و نصارا ، در بهره گيرى از روابط دوستانه با آنان

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

بدان احتمال كه مراد از «اعملهم» تلاشهايى است كه بيماردلان براى ايجاد روابط دوستانه با يهود و نصارا، داشتند ; بر اين اساس مقصود از «خسارت» بهره نجستن از ايجاد رابطه با يهود و نصارا خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 15

15 - دوستى با كافران ( يهود ، نصارا و . . . ) ، موجب فروتنى در مقابل آنان و گردنفرازى در مقابل اهل ايمان

من يرتد منكم عن دينه . .. اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 15 - 5

5 - برقرارى رابطه دوستى منافقان با يهوديان ، مصداق بارز زشت كارى آنان و سبب دچار شدنشان به عذاب سخت الهى

ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا . .. إنّهم ساء ما كانوا يعملون

59- آثار دوستى باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 9

9 - دوستى ها و پيروى هاى انسان بر محور باطل ، در پى دارنده دشمنى و اختلاف در قيامت است .

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا

60- آثار دوستى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 62 - 3

3 - دوستى خدا ، مايه رفع اندوه و ترس انسان است .

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

61- آثار مال دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 42

42 - ترس از مردم و مال پرستى ، عامل كفرپيشگى و كتمان حقايق آسمانى

فلاتخشوا الناس . .. و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 1،4

1 - عواطف خويشاوندى ( علاقه به پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان ) و امكانات مادى ( مال ، شغل و مسكن ) زمينه هاى انحراف انسان و روى گردانى وى از فرمان خدا و رسول و ر ها كردن جهاد

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أموال اقترفتموها ... أحب إليكم من اللّه و رسوله و جهاد

4 - روى گردانان از جهاد ، به خاطر علقه هاى عاطفى ( محبت پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان ) و دلبستگى مادى ( مال ، شغل و مسكن ) مورد تهديد خداوند

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أمول اقترفتموها و ... أحب إليكم ... و جهاد فى سبيله فتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 12

12 - دلبستگى به مال و عدم تمايل به پرداخت صدقه ( زكات ) نشانه آلودگى روح و عدم تكامل معنوى انسان

خذ من أمولهم صدقة تطهرهم و تزكيهم

از مفهوم آيه برداشت مى شود كه: تطهير و تزكيه مورد نظر تنها با پرداخت زكات حاصل خواهد شد. بنابراين آنان كه در نتيجه دلبستگى، از پرداخت آن سرباز مى زنند، آلوده اند و رشد نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 9 - 4،5،7،8

4 - غفلت و باز ماندن از ياد خداوند ، طبيعت دلبسته شدن به مال و اولاد

لاتلهكم أمولكم و لا أولدكم

«إلهاء» (مصدر «تلهكم») به معناى مشغول و سرگرم كردن است. نسبت دادن «إلهاء» به «اموال و اولاد» گوياى مطلب ياد شده است. گفتنى است كه لازمه مشغول كردن به خود، ايجاد غفلت از ياد خدا مى باشد.

5 - مؤمنان ، در معرض غفلت از ياد خدا ، به خاطر دلبسته شدن به اموال و اولاد

يأيّها الذين ءامنوا لاتلهكم أمولكم و لا أولدكم عن ذكر اللّه

7 - دلبستگى به مال و اولاد و غفلت از ياد خدا ، موجب خسران براى انسان

و من يفعل ذلك فأُولئك هم الخسرون

8 - دلبستگان به مال و اولاد ، غافل از ياد خدا و داراى فرجامى خسارت بار

و من يفعل ذلك فأُولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 15 - 2،3،4

2 - وابستگى و دلبستگى به اموال و اولاد ، زمينه ساز لغزش انسان ها و ممانعت از دين دارى است .

إنّما أمولكم و أولدكم فتنة

3 - هشدار خداوند به مؤمنان ، نسبت به لغزش و نافرمانى كردن به خاطر دلبستگى و وابستگى به مال و فرزند

إنّما أمولكم و أولدكم فتنة

4 - علاقه و دلبستگى به اموال و اولاد ، نبايد مانع از دين دارى و انجام تكاليف الهى شود .

إنّما أمولكم و أولدكم فتنة

برداشت ياد شده، با توجه به تاريخ و شأن نزول آيات است كه در آيه قبل توضيح داده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 20 - 3،4،6

3 - افراط در مال دوستى ، حتى براى تهى دستان ، ذلّت آفرين است .

ربّى أهنن . كلاّ ... تحبّون المال حبًّا جمًّا

4 - علاقه به ثروت ، از عوامل بى توجّهى به بينوايان و ترك تلاش در رفع گرسنگى آنان است .

و لاتحضّون على طعام المسكين . .. و تحبّون المال حبًّا جمًّا

ارتباط اين آيه و آيه قبل با دو آيه پيش از آنها، بيانگر برداشت ياد شده است.

6 - دلبستگى به ثروت ، شكست در آزمون الهى است .

ابتليه . .. و تحبّون المال حبًّا جمًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 25 - 2

2 - ترك يتيم نوازى ، بى توجّهى به تغذيه فقيران ، تصاحب ارث ديگران و دلبستگى شديد به ثروت ، مايه گرفتارى به عذابى بى نظير در قيامت

فيومئذ لايعذّب عذابه أحد

ضمير «عذابه»، ممكن است به انسان برگردد كه در آيات پيشين ويژگى هاى او بيان شده بود. در اين صورت عذاب - كه اسم مصدر و به معناى تعذيب است - به مفعول خود اضافه شده است و مفاد آيه شريفه اين است كه عذاب كردن آن فرد، به گونه اى انجام مى گيرد كه كسى - جز خداوند - آن گونه عذاب نمى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 8 - 6

6 - مال دوستى ، از ريشه هاى بخل است .

لحبّ الخير لشديد

62- اجتناب از دوستى با دشمنان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 1

1 - فرمان الهى به مؤمنان ، در اجتناب از دوستى با دشمنان خدا و دشمنان جامعه اسلامى

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء

63- اجتناب از دوستى با دشمنان مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 1

1 - فرمان الهى به مؤمنان ، در اجتناب از دوستى با دشمنان خدا و دشمنان جامعه اسلامى

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء

64- اجتناب از دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 3

3 - ضرورت پرهيز از پذيرش ولايت كافران و روابط دوستانه با آنان

لاتتخذوا . .. الكفار أولياء

«هزواً» به معناى ريشخند زدن و مسخره كردن است.

65- اجتناب از مال دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 9 - 6

6 - دلبسته نشدن به مال و اولاد ، سفارش خداوند به مؤمنان

يأيّها الذين ءامنوا لاتلهكم أمولكم و لا أولدكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 24 - 8

8 - ارج نهادن به يتيمان ، تغذيه نيازمندان ، پرهيز از غصب ارث ديگران و دل نبستن به ثروت ، توشه هايى سودمند براى آخرت

لاتكرمون . .. لاتحضّون ... تأكلون ... تحبّون ... يليتنى قدّمت لحياتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 27 - 4،5

4 - آزمون دانستن فقر و غنا ، گرامى داشت يتيمان ، سير كردن گرسنگان ، تصرف نكردن ارث ديگران و پرهيز از مال دوستى ، زمينه ساز اعتماد به رهايى از صحنه هاى وحشت بار قيامت

فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. يأيّتها النّفس المطمئنّة

«نفس مطمئن» - به قرينه آيات پيشين - انسانى است كه از اوصاف ذكر شده در آن آيات، مبرّا باشد.

5 - آگاهى از فلسفه فقر و غنا و برخورد صحيح با يتيمان ، مسكينان و اموال مردم و دل نبستن به ثروت ، فرونشاننده اضطراب درونى و مايه اطمينان نفس انسان

فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. يأيّتها النّفس المطمئنّة

توصيف «نفس» به «مطمئن» - در قيامت - ممكن است به اعتبار اطمينانى باشد كه در دنيا، براى او حاصل شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 28 - 8

8 - آزمون ديدن فقر و غنا ، گرامى داشت يتيمان ، تغذيه فقيران ، ترك تصرف ارث ديگران و پرهيز از مال دوستى ، مايه احساس رضايت انسان از خداوند و زمينه ساز رضايت خداوند از او است .

فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. راضية مرضيّة

نفس «راضى» و «مرضى» - به قرينه آيات پيشين - انسانى است كه از اوصاف ذكر شده در آن آيات، مبرّا باشد.

66- احكام دوستى با دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 1

1 - حرمت ايجاد پيوند دوستى با كافران و دشمنان دين

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

67- احكام دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 1،3

1 - حرمت ايجاد پيوند دوستى با كافران و دشمنان دين

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

3 - ايجاد پيوند موالات و دوستى با خويشاوندان كافر - هر چند پدر يا برادر باشند - حرام است .

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا ءاباءكم و إخونكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

68- انسان دوستى ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 95 - 7

7- ذوالقرنين ، داراى روحيه توحيدى و انسان دوستى و ستيز با متجاوزان بود .

ما مكّنّى فيه ربّى خير فأعينونى بقوّة

ذوالقرنين، در عين پيشنهاد مردم براى دريافت كارمزد براى ساختن سدّ، از پذيرفتن آن امتناع كرده و با امكانات و قدرت خدادادى، در حمايت از آسيب پذيران، به ساختن سدّ مى پردازد. اين برخورد، بشان دهنده روحيات ذوالقرنين است.

69- اهميت خود دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 54 - 4

4 - حب نفس ، قوى ترين غريزه در انسان است .

و لو أن لكل نفس ظلمت ما فى الأرض لافتدت به

اينكه شخص معذب، حاضر است تمامى آنچه را كه در زمين است - اگر در اختيارش مى بود - جهت نجات خود، نثار كند، مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.

70- ايمان و دوستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 4

4 - ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ناسازگار با گزينش كافران براى دوستى و ولايت

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

71- بى اعتبارى دوستى دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 6

6 - دشمنان اسلام و كافران حق ستيز در صورت تسلط بر مسلمانان هرگز بر پيمان و پيوند دوستى و خويشاوندى پايبند نخواهند بود .

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

72- بى اعتبارى دوستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 3،6

3 - غير قابل اعتماد بودن كافران و مشركان ، در پيمان و پيوند دوستى با مسلمانان

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

«إلّ» در لغت به معناى عهد، قسم و قرابت (خويشاوندى) آمده است (قاموس المحيط) ولى در اين آيه - به قرينه آمدن واژه «ذمة» كه به معناى عهد است - معناى قرابت و خويشاوندى مقصود است.

6 - دشمنان اسلام و كافران حق ستيز در صورت تسلط بر مسلمانان هرگز بر پيمان و پيوند دوستى و خويشاوندى پايبند نخواهند بود .

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

73- بى اعتبارى دوستى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 3

3 - غير قابل اعتماد بودن كافران و مشركان ، در پيمان و پيوند دوستى با مسلمانان

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

«إلّ» در لغت به معناى عهد، قسم و قرابت (خويشاوندى) آمده است (قاموس المحيط) ولى در اين آيه - به قرينه آمدن واژه «ذمة» كه به معناى عهد است - معناى قرابت و خويشاوندى مقصود است.

74- پاداش ترك مال دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 15 - 6

6 - رهايى از دلبستگى به اموال و اولاد و ترجيح دين دارى بر وابستگى به آنها ، داراى پاداش بزرگ الهى است .

و اللّه عنده أجر عظيم

يادآورى پاداش بزرگ الهى، پس از هشدار درباره وابستگى به اموال و اولاد خويش، بيانگر مطلب ياد شده است.

75- تداوم دوستى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 2

2 - مودّت و دوستى تقواپيشگان ، پابرجا و مستحكم حتى در قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

76- ترك دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 7

7 - ضرورت پرهيز از دوستى با كافران و مشركان

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «النبى» پيامبر بنى اسرائيل باشد نه پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و در نتيجه مراد از «ما انزل اليه» دستورات دينى بنى اسرائيل خواهد بود.

77- ترك دوستى با مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 12

12 - لزوم قطع پيوند ، با كسانى كه رابطه دوستى با يهود و نصارا برقرار مى سازند .

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء . .. و من يتولهم منكم فانه منهم

جمله «فانه منهم» مى رساند كه هر مسلمانى كه پذيراى ولايت يهود و نصارا باشد و يا با آنان روابط دوستانه برقرار كند، از زمره آنان خواهد بود و جمله «و لاتتخذوا . ..» دلالت مى كند كه نبايد با وى رابطه دوستى داشت.

78- ترك دوستى با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 7

7 - ضرورت پرهيز از دوستى با كافران و مشركان

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «النبى» پيامبر بنى اسرائيل باشد نه پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و در نتيجه مراد از «ما انزل اليه» دستورات دينى بنى اسرائيل خواهد بود.

79- ترك دوستى با يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 12

12 - لزوم قطع پيوند ، با كسانى كه رابطه دوستى با يهود و نصارا برقرار مى سازند .

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء . .. و من يتولهم منكم فانه منهم

جمله «فانه منهم» مى رساند كه هر مسلمانى كه پذيراى ولايت يهود و نصارا باشد و يا با آنان روابط دوستانه برقرار كند، از زمره آنان خواهد بود و جمله «و لاتتخذوا . ..» دلالت مى كند كه نبايد با وى رابطه دوستى داشت.

80- تهديد مال دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 9 - 4

4 - معاد ، تهديدى براى مال دوستان و ناسپاسان

لكنود . .. لحبّ الخير لشديد . أفلايعلم إذا بعثر ما فى القبور

81- حرمت دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 1،3

1 - حرمت ايجاد پيوند دوستى با كافران و دشمنان دين

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

3 - ايجاد پيوند موالات و دوستى با خويشاوندان كافر - هر چند پدر يا برادر باشند - حرام است .

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا ءاباءكم و إخونكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 5

5 - حرمت برقرار ساختن پيوند هاى دوستانه با كافران

الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين

در برداشت فوق، «ولىّ»، به معناى دوستى و مودّت گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 1

1 - حرمت ايجاد روابط دوستى و مودّت با كافران و پذيرش سرپرستى آنان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

82- حرمت دوستى با منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 7

7 - حرمت برقرارى روابط دوستى با منافقان و پذيرش ولايت و حكومت آنان

إنّ المنفقين . .. لاتتخذوا الكفرين أولياء

83- حقوق دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 15

15 - استفاده از خوراكى هاى موجود در منازل دوستان ، بدون اذن خواستن از ايشان از حقوق دوستى است .

ليس على الأعمى حرج . .. و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم ... أو ما ملكتم مفات

84- دروغگويى مدعيان دوستى با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 6 - 6

6 - ترس از مرگ ، نشان دروغ گويى مدعيان دوستى با خداوند

فتمنّوا الموت إن كنتم صدقين

85- دلايل رد دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 7

7 - كفر به حق و اصالت وحى ، دليل عدم شايستگى كافران براى دوستى

تلقون إليهم بالمودّة و قد كفروا بما جاءكم من الحقّ

عبارت «و قد كفروا. ..» در حقيقت بيانگر علت نهى (لاتتّخذوا عدوّى) است.

86- دوستى اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 25

25- اصحاب كهف ، باهم ، هماهنگ و صميمى بودند .

بورقكم هذه

استناد يافتن پول و سرمايه در «ورقكم» به تمامى افراد، حاكى از نكته ياد شده است.

87- دوستى اعضاى خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 21 - 9

9 - وجود عواطف دوستانه ميان اعضاى خانواده و نيز مهرورزى آنها به هم از آيات الهى است .

و جعل بينكم مودّة و رحمة

احتمال دارد عبارت «و جعل بينكم. ..» ادامه عبارت پيشين و ناظر به شفقت و مهر و ترحمى باشد كه از ناحيه والدين به فرزندان، و بر عكس اعمال مى گردد.

88- دوستى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 21 - 12،15

12 - پيدايش دوستى و محبت ميان انسان ها ، برخاسته از لطف و عنايت خداوند و از آيات او است .

و من ءايته . .. و جعل بينكم مودّة و رحمة

نكته فوق بنابر اين احتمال است كه خطاب «و جعل بينكم مودّة. ..» خطاب به همه انسان ها است.

15 - انديشمندان و متفكران ، آيه الهى بودن روابط دوستانه زن و شوهر و محبت بين انسان ها را درمى يابند .

و من ءايته أن . .. و جعل بينكم مودّة و رحمة إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

89- دوستى اهل مدينه و اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 1

1 - اميدبخشى خداوند به مؤمنان مدينه ، درباره اصلاح روابط آنان و اهل مكه

عسى اللّه أن يجعل بينكم و بين الذين عاديتم منهم مودّة

90- دوستى با استهزاگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 4،7

4 - حرمت ايجاد روابط دوستى با كسانى كه نماز و اذان را بازيچه مى پندارند و آن را به تمسخر مى گيرند .

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة

7 - حرمت ايجاد روابط دوستى با كسانى كه حتى برخى از احكام و شعاير دين را به بازى گرفته و مورد تمسخر قرار مى دهند . *

لاتتخذوا الذين . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

تحريم دوستى با استهزا كنندگان نماز پس از تحريم دوستى با استهزاكنندگان دين، مى تواند گوياى اين نكته باشد كه تمسخر هر يك از احكام اسلام، مصداق استهزاى دين است و همان حكم (حرمت ايجاد روابط) را در پى خواهد داشت.

91- دوستى با امدادگران كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 3

3 - ممنوعيت دوستى و مسالمت با يارى دهندگان و پشتيبانان عناصر مهاجم به دين و سرزمين مسلمانان

إنّما ينهيكم اللّه عن الذين . .. و ظهروا على إخرجكم

92- دوستى با اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 46 - 13

13- « عن أبى عبداللّه ( ع ) [ انه قال ] يا حصين ! لاتستصغرنّ مودّتنا ; فإنّها من الباقيات الصالحات ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه [به حصين بن عبدالرحمان] فرمود: اى حصين! دوستى ما (اهل بيت) را هرگز كوچك مشمار، كه آن، از «باقيات صالحات» است».

93- دوستى با اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 4،12

4 - بى احترامى برخى اهل كتاب به مقدسات اسلام ، دليل تحريم ايجاد رابطه ولايى و دوستى با آنان

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً من الذين اوتوا الكتب . .. أولياء

هدف از تبيين «الذين» با جمله «اتخذوا . ..»، بيان علت تحريم ايجاد روابط دوستى با اهل كتاب است.

12 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى ولايت و دوستى با اهل كتاب و ديگر كافران ، على رغم دشمنى آنان با دين

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الذين . .. أولياء و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

لحن مذمت گونه جمله « و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين» مى رساند كه گروهى از مسلمانان با كافران روابط دوستى بر قرار كرده بودند.

94- دوستى با برادر كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 3

3 - ايجاد پيوند موالات و دوستى با خويشاوندان كافر - هر چند پدر يا برادر باشند - حرام است .

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا ءاباءكم و إخونكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

95- دوستى با پدر كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 3

3 - ايجاد پيوند موالات و دوستى با خويشاوندان كافر - هر چند پدر يا برادر باشند - حرام است .

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا ءاباءكم و إخونكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

96- دوستى با جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 11

11 - نوعى دوستى و ارتباط و تبعيت ميان برخى از آدميان گمراه و جن (شيطانها) برقرار است.

و قال أولياؤهم من الإنس

97- دوستى با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 6

6 - دوستى با خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و تبرّى از دشمنان آنان ، از نشانه هاى ايمان راستين

و لم يتخذوا من دون اللّه و لا رسوله و لا المؤمنين وليجة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 126 - 5

5 - خداوند ، بى نياز از دوست گرفتن مردم - حتى بر گزيدگان ايشان - براى خويش

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 12

12- اعمال نيك انسان ( نماز ، انفاق و . . . ) داد و ستد و دوستى با خداوند است .

يقيموا الصلوة و ينفقوا . .. من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

98- دوستى با خويشاوندان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 3

3 - ايجاد پيوند موالات و دوستى با خويشاوندان كافر - هر چند پدر يا برادر باشند - حرام است .

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا ءاباءكم و إخونكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

99- دوستى با دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 5

5 - عرصه هاى دوستى با مؤمنان و يا برقرارى روابط پنهانى با دشمنان و بيگانگان ، ميدان آزمون الهى و جدا شدن مؤمنان راستين از غير ايشان

أم حسبتم أن تتركوا و لما يعلم اللّه الذين . .. لم يتخذوا من دون اللّه و لا رسوله

100- دوستى با دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 4

4 - ايجاد پيوند دوستى و موالات با كفار و دشمنان اسلام ، نشانه وجود روحيه ستم پيشگى است .

إن استحبوا الكفر على الإيمن و من يتولهم منكم فأولئك هم الظلمون

101- دوستى با دشمنان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 3،4

3 - دوستى با دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه نفاق است .

لاتجد قومًا يؤمنون . .. يوادّون من حادّ اللّه و رسوله

با توجه به آيات پيشين - كه درباره منافقان است - آيه بالا - كه در بيان ويژگى هاى مؤمنان راستين مى باشد - اشاره به نشانه هاى منافقين نيز دارد.

4 - مؤمنان راستين ، هرگز با دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) - هر چند پدر ، برادر ، فرزند يا عشيره باشند - دوستى نمىورزند .

لاتجد قومًا . .. يوادّون من حادّ اللّه و رسوله ... أو عشيرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 2

2 - اهل ايمان ، در معرض خطر ايجاد ارتباط دوستانه با دشمنان خدا

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء

نهى معمولاً در جايى صورت مى گيرد كه زمينه ابتلا و ارتكاب به عملى وجود دارد; به ويژه كه شأن نزول خبر از چنين مشكلى مى دهد.

102- دوستى با دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 1

1 - حرمت ايجاد پيوند دوستى با كافران و دشمنان دين

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 20

20 - داشتن روابط سرّى و دوستانه با دشمنان دين ، رفتن به بيراهه و حركتى بى فرجام است .

و من يفعله منكم فقد ضلّ سواء السبيل

103- دوستى با دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 3،4

3 - دوستى با دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه نفاق است .

لاتجد قومًا يؤمنون . .. يوادّون من حادّ اللّه و رسوله

با توجه به آيات پيشين - كه درباره منافقان است - آيه بالا - كه در بيان ويژگى هاى مؤمنان راستين مى باشد - اشاره به نشانه هاى منافقين نيز دارد.

4 - مؤمنان راستين ، هرگز با دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) - هر چند پدر ، برادر ، فرزند يا عشيره باشند - دوستى نمىورزند .

لاتجد قومًا . .. يوادّون من حادّ اللّه و رسوله ... أو عشيرتهم

104- دوستى با رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 9

9 - شيطان ، وادار كننده انسان ها به شركورزى و ترغيب كننده آنها به دوستى با سران شرك و پيروى از آنان *

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً . .. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

از مصداقهاى مورد نظر براى «سوء» و «فحشاء» به قرينه آيات قبل، شرك ورزى و . .. است.

105- دوستى با زن شوهردار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 13

13- حرمت رفاقت و آميزش جنسى با زنان شوهردار

قالت هيت لك قال معاذ الله

استعاذه و پناه آوردن به خدا ، در موردى است كه متعلق آن، گناه و امرى شرّآفرين باشد.

106- دوستى با شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 14

14 - شيطان ، همدل و همراهى شوم و ناميمون است .

و من يكن الشيطان له قريناً فساء قريناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 40 - 4

4 - كيفر بخيلان و رياكاران ( عذاب ، محروميت از محبت خداوند ، همراهى با شيطان ) ، بازتاب عمل خود آنان است ، نه ستمى از جانب خداوند .

انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون ... و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس ... و

جمله «انّ اللّه . .. » مى تواند پاسخى باشد براى اين سؤال كه چرا خداوند مردم را به عذاب و ... مبتلا مى كند. خداوند مى فرمايد اين عذابها ناشى از ستم او نيست، بلكه دستاورد خود بخيلان است.

107- دوستى با ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 20

20 - غضب خدا و عذاب هميشگى ، پيامد دوستى بسيارى از بنى اسرائيل با پادشاهان ستمگر و زيبا جلوه دادن هوا هاى نفسانى آنان ، به اميد دستيابى به بهره هاى دنيايى آنان

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا . .. و فى العذاب هم خلدون

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: يتولون الملوك الجبارين و يزيّنون لهم اهوائهم ليصيبوا من دنياهم.


تفسير تبيان، ج 3، ص 611; نورالثقلين، ج 1، ص 661، ح 315.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 10

10 - تقواپيشگان ، مبرّا از ظلم و دوستى با ظالمان

و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض و اللّه ولىّ المتّقين

از اين كه «المتقين» در مقابل «الظالمين» قرار گرفته، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

108- دوستى با غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 1

1 - دوست گيرندگان غيرخدا ، همانند عنكبوت اند كه خانه اى بس سست و بى بنياد ، براى خود ساخته است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

109- دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 2،4

2 - كفر ، مايه قطع پيوند دوستى ميان مسلمانان و كافران

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

4 - ايجاد پيوند دوستى و موالات با كفار و دشمنان اسلام ، نشانه وجود روحيه ستم پيشگى است .

إن استحبوا الكفر على الإيمن و من يتولهم منكم فأولئك هم الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 3،12،14

3 - حرمت برگزيدن كافران و مقدّم داشتن آنان بر مؤمنان ، در دوستى و ارتباط و ولايت

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين

12 - پذيرش دوستى كافران ، گسستن رابطه با خداوند است .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

بنابراينكه ولايت به معناى دوستى باشد.

14 - جواز برقرارى ارتباط دوستانه با كافران ، در صورت تقيّه ، اضطرار و هراس

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. الاّ ان تتقوا منهم تقية

بنابراينكه ولايت به معناى دوستى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 4

4 - جواز دوستى و يارى خواستن از منافقان و كافران پناهنده ، به همپيمانان مسلمانان *

و لا تتخذوا منهم وليّاً و لا نصيرا. الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثا

در برداشت فوق احتمال داده شده كه «الّا الّذين يصلون . .. » استثنا از حكمى است كه در جمله «و لا تتخذوا منهم وليّاً و لا نصيرا» بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 1،7

1 - مدعيان ايمان ، در صورت پذيرش سرپرستى و دوستى كافران ، در زمره اهل نفاقند .

بشّر المنفقين بأنّ لهم عذاباً أليماً. الذين يتّخذون الكفرين أولياء

«أولياء» جمع «ولى» مى تواند به معناى دوست و يا سرپرست باشد. گفتنى است كه در برداشت فوق، «الذين»، وصف براى منافقان گرفته شده است.

7 - دستيابى به عزت و شكوه ، هدف منافقان در پذيرش ولايت كافران و طرح دوستى با آنان

الذين يتّخذون الكفرين أولياء . .. أيبتغون عندهم العزّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 3

3 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى دوستى و ولايت كفار ، در عين نهى خداوند حتى از همنشينى با آنها

الذين يتّخذون الكفرين أولياء . .. يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 3،9،10

3 - ايمان به خداوند ، ناسازگار با پذيرش دوستى و سرپرستى كافران

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

9 - هشدار و تهديد خداوند به پذيرندگان ولايت كافران و دوستى آنان

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

10 - پذيرش سرپرستى و دوستى كافران ، جبهه گيرى در مقابل خداوند است .

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 17

17 - ناكامى و زيانكارى ، فرجام شوم و پذيرش محبت و ولايت كافران

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 11،32

11 - دوستى با كافران ( يهود و نصارا و . . . ) ، ناسازگار با عشق به خداوند

و من يتولهم منكم . .. فسوف يأتى اللّه بقوم يحبهم و يحبونه

با توجه به ارتباط آيه مورد بحث با آيات گذشته، معلوم مى شود كه توصيف مؤمنان واقعى به ويژگيهاى ياد شده براى اشاره به اين حقيقت است كه مدعيان اسلام در صورت گرايش به كافران (من يتولهم منكم) نمى توانند آن ويژگيها - و از جمله محبت و عشق به خدا - را دارا باشند.

32 - بيماردلان سست ايمان و پذيراى ولايت و دوستى كافران ، محروم از فضل خاص خداوند

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم . .. ذلك فضل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 12،13

12 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى ولايت و دوستى با اهل كتاب و ديگر كافران ، على رغم دشمنى آنان با دين

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الذين . .. أولياء و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

لحن مذمت گونه جمله « و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين» مى رساند كه گروهى از مسلمانان با كافران روابط دوستى بر قرار كرده بودند.

13 - پذيرش ولايت و دوستى كافران و تمسخر كنندگان اسلام ، ناسازگار با ايمان و تقوا

و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 5

5 - تمسخر برخى اهل كتاب نسبت به نماز و اذان ، دليل تحريم روابط دوستى با آنان

لاتتخذوا الذين . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 5،7،8،9،10

5 - حرمت دوستى با كافران و پذيرش ولايت آنان

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا لبئس ما قدمت

7 - بنى اسرائيل همكيشان خود را از پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان نهى نمى كردند .

لايتناهون عن منكره فعلوه . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

آيه مورد بحث بيان مصداقى است از «منكر» كه در آيه قبل مطرح شده بود.

8 - لزوم نظارت عمومى جامعه ايمانى بر صحنه روابط خارجى و بازداشتن مؤمنان از پذيرش ولايت كافران و پيوند هاى مودت آميز با آنان

كانوا لايتناهون عن منكر . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

9 - روابط ولايى و دوستى بنى اسرائيل با كافران عامل كفرورزى و گرفتارى آنان به لعنت خدا و پيامبران

لعن الذين كفروا . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان بيان مصداقى ديگر از عصيان و تجاوزگرى بنى اسرائيل است. بنابراين پذيرش ولايت مشركان نيز از عوامل كفرپيشگى و گرفتارى به لعنت الهى است.

10 - عصيان ، تجاوزگرى و ترك نهى از منكر ، زمينه ساز پذيرش ولايت كافران و طرح دوستى با آنان *

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون . .. كانوا لايتناهون ... يتولون الذين كفروا

بدان احتمال كه مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان، نتيجه اعمال ناپسندى باشد كه در آيات قبل درباره بنى اسرائيل بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 2،11

2 - روابط ولايى و دوستانه بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با كافران

ما اتخذوهم أولياء

11 - پذيرش ولايت و دوستى با كافران نشانه فسق و خروج از حدود الهى است .

ما اتخذوهم أولياء و لكن كثيراً منهم فسقون

110- دوستى با كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 1،2،6

1 - ممنوعيت رابطه دوستانه با كافران ، منحصر به كافران تهاجم كننده بر ايمان و سرزمين مسلمانان

إنّما ينهيكم اللّه عن الذين قتلوكم فى الدين

2 - ممنوعيت رفتار دوستانه و مسالمت جويانه ، با كافران معاند ، صرفاً مقابله به مثل است ; نه [ جهاد ] ابتدايى .

لاينهيكم . .. إنّما ينهيكم اللّه

تأكيد خداوند در نهى از رابطه دوستى با كافران، بر اقدامات عملى آنان عليه مسلمانان، بيانگر مطلب بالا است.

6 - نيكى و مسالمت با كافران معاند و همدستان آنان ، مصداق واقعى ظلم است .

أن تبرّوهم و تقسطوا إليهم . .. إنّما ينهيكم ... و من يتول-ّهم فأُولئك هم الظلم

از مجموع دو آيه، استفاده مى شود كه نيكى و قسط، اصولاً در مورد كافران معاند، مفهوم واقعى ندارد و نبايد تحت عنوان عدالت و انسان دوستى، به دشمنان حق روى خوش نشان داد.

111- دوستى با مأيوسان از پاداش اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 6

6 - مأيوسان از رحمت حق و ثواب اخروى ، غيرقابل اعتماد و ناشايست براى دوستى و مودّت

يأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا قومًا . .. قد يئسوا من الأخرة

جمله «قد يئسوا» به منزله تعليل براى «لاتتولّوا» مى باشد.

112- دوستى با مأيوسان از رحمت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 6

6 - مأيوسان از رحمت حق و ثواب اخروى ، غيرقابل اعتماد و ناشايست براى دوستى و مودّت

يأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا قومًا . .. قد يئسوا من الأخرة

جمله «قد يئسوا» به منزله تعليل براى «لاتتولّوا» مى باشد.

113- دوستى با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 6

6 - دوستى با خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و تبرّى از دشمنان آنان ، از نشانه هاى ايمان راستين

و لم يتخذوا من دون اللّه و لا رسوله و لا المؤمنين وليجة

114- دوستى با مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 2،3،4،8،17

2 - حرمت ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

در برداشت فوق «ولى» به معناى دوست كه يكى از معانى آن است، گرفته شده است.

3 - يهود و نصارا ، مردمى غير قابل اعتماد و ناشايست براى برقرارى روابط دوستى مسلمانان با آنان

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

كلمه «اتخاذ» به معناى برگزيدن و اعتماد كردن است. (مجمع البيان).

4 - ناسازگارى ايمان با ايجاد پيوند دوستى و مودت با يهود و نصارا

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

مخاطب قرار دادن مسلمانان با عنوان اهل ايمان و سپس نهى از ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا، گوياى برداشت فوق است.

8 - پايبند نبودن يهود و نصارا به تعهدات خويش نسبت به مسلمانان ، فلسفه حرمت ايجاد روابط با آنان

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض

17 - دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان ، ظلم و موجب محروميت از هدايت الهى

و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 13،14،20،23

13 - داشتن پناهگاهى امن در صورت شكست اسلام ، انگيزه دوستى مسلمانان بيمار دل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان

يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة

14 - مصلحت انديشى و ترس از پيشامد هاى ناگوار ، بهانه بيماردلان براى دوستى با يهود و نصارا

يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة

«دائرة» از مصدر «دوران» (چرخيدن) است ; كه در برداشت فوق به معناى حادثه هاى ناگوار گرفته شده ; چون چرخش روزگار احياناً موجب كمبودهايى نظير قحطى، خشكسالى و ديگر حوادث تلخ مى شود.

20 - پشيمانى ، فرجام ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان

يسرعون فيهم . .. فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين

23 - نزول عذاب الهى بر دشمنان دين ، مايه پشيمانى مسلمانان سست ايمان از دلبستگى به يهود و نصارا

او امر من عنده فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين

برداشت فوق بر اين احتمال است كه مراد از «امر»، عذاب دنيوى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 1،2

1 - سوگند مؤكد يهود و نصارا بر يارى مسلمانانى كه با آنان روابط دوستى داشتند .

اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «هولاء»، اشاره به يهود و نصارا بوده و مخاطب در «لمعكم» همان بيماردلانى باشند كه پيوند ولايى با يهود و نصارا داشتند. كلمه «جهد» مفعول مطلق براى «اقسموا» مى باشد ; يعنى سوگند ياد كردند در بالاترين درجه سوگند.

2 - ناتوانى يهود و نصارا بر يارى مسلمانانى كه با آنان روابط دوستى داشتند .

اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم

لحن ملامت بار جمله «اهولاء . ..» حكايت از آن دارد كه يهود و نصارا در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، رسوا شده و به ذلت افتادند ; بگونه اى كه نتوانستند به تعهد خويش با مسلمانان سست ايمان پايبند بمانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 4،5،11

4 - پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا ، ارتداد و بازگشت از دين است .

و من يتولهم منكم فانه منهم . .. يا ايها الذين ءامنوا من يرتد منكم عن دينه

با توجه به آيات گذشته معلوم مى شود از مصاديق مورد نظر براى مرتدان، مسلمانانى هستند كه - على رغم نهى خداوند - با يهود و نصارا ارتباط دوستى و ولايى برقرار مى كنند.

5 - ارتداد برخى مسلمانان صدر اسلام ، با پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا

فترى الذين فى قلوبهم مرض . . يا ايها الذين ءامنوا من يرتد منكم عن دينه

11 - دوستى با كافران ( يهود و نصارا و . . . ) ، ناسازگار با عشق به خداوند

و من يتولهم منكم . .. فسوف يأتى اللّه بقوم يحبهم و يحبونه

با توجه به ارتباط آيه مورد بحث با آيات گذشته، معلوم مى شود كه توصيف مؤمنان واقعى به ويژگيهاى ياد شده براى اشاره به اين حقيقت است كه مدعيان اسلام در صورت گرايش به كافران (من يتولهم منكم) نمى توانند آن ويژگيها - و از جمله محبت و عشق به خدا - را دارا باشند.

115- دوستى با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 1،6

1 - بسيارى از بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى روابط دوستانه با مشركان مكه و پذيراى ولايت آنان بودند .

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

بنا به گفته برخى از مفسران مراد از «الذين كفروا» مشركان مكه مى باشد.

6 - پذيرش ولايت مشركان و دوستى با آنان از جمله اعمال ناپسند و رايج در بين انبوهى از يهوديان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لبئس ما كانوا يفعلون. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

جمله «يتولون الذين كفروا» مصداقى براى جمله «لبئس ما كانوا يفعلون» است. وبه قرينه آيه 82 (و لتجدن اقربهم مودة ...) كه مسيحيان را دوستار مسلمانان معرفى كرده است، معلوم مى شود، مراد از بنى اسرائيل در اين بخش از آيات، يهوديان است.

116- دوستى با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 17

17 - اقدام برخى از مهاجران ، به برقرارى رابطه سرّى و دوستانه با مشركان مكه

تسرّون إليهم بالمودّة

با توجه به شأن نزول آيه شريفه، مطلب بالا استفاده مى شود.

117- دوستى با مغضوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 1،3

1 - مؤمنان ، موظّف به دوستى نكردن با گروه ها و جوامع مورد غضب الهى

يأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

3 - نهى الهى از رابطه مودّت آميز مؤمنان با يهوديان معاند و مورد خشم خداوند

يأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

مفسران در تفسير «قوماً غضب اللّه»، يهود را ياد كرده اند.

118- دوستى با منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 89 - 4،8

4 - ممنوعيت دوستى با منافقان تلاش كننده براى گسترش كفر

ودّوا لو تكفرون كما كفروا فتكونون سواء فلا تتّخذوا منهم اولياء

8 - رفع ممنوعيّت دوستى و ارتباط با منافقان در صورت دست برداشتن از نفاق ، با هجرت در راه خدا

فما لكم فى المنافقين . .. فلا تتّخذوا منهم اولياء حتّى يهاجروا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 4

4 - جواز دوستى و يارى خواستن از منافقان و كافران پناهنده ، به همپيمانان مسلمانان *

و لا تتخذوا منهم وليّاً و لا نصيرا. الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثا

در برداشت فوق احتمال داده شده كه «الّا الّذين يصلون . .. » استثنا از حكمى است كه در جمله «و لا تتخذوا منهم وليّاً و لا نصيرا» بيان شده است.

119- دوستى با مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 5،6

5 - عرصه هاى دوستى با مؤمنان و يا برقرارى روابط پنهانى با دشمنان و بيگانگان ، ميدان آزمون الهى و جدا شدن مؤمنان راستين از غير ايشان

أم حسبتم أن تتركوا و لما يعلم اللّه الذين . .. لم يتخذوا من دون اللّه و لا رسوله

6 - دوستى با خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و تبرّى از دشمنان آنان ، از نشانه هاى ايمان راستين

و لم يتخذوا من دون اللّه و لا رسوله و لا المؤمنين وليجة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 115 - 7

7 - پذيرش احكام قضايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و همسويى با مؤمنان ، شرط نجات از عذاب دوزخ

و من يشاقق الرسول من بعد ما تبيّن له الهدى و يتبع غير سبيل المؤمنين

با توجه به آيات قبل، مخالفت و موافقت با احكام قضايى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از مصاديق مورد نظر در آيه شريفه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 2،6

2 - مدعيان ايمان در صورت قطع رابطه دوستى با اهل ايمان و نپذيرفتن ولايت آنان ، در شمار منافقانند .

بشّر المنفقين . .. الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين

6 - مؤمنان ، وظيفه دار برقرارى پيوند هاى دوستانه با يكديگر

الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 4

4 - مؤمنان ، موظف به برقرارى روابط دوستانه با ديگر مؤمنان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

120- دوستى با مؤمنان فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 17

17- نظر به تهيدستان خداجوى و افكندن نگاه رفاقت و دوستى به چهره آنان ، امرى پسنديده و مطلوب خداوند است .

و لاتعد عيناك عنهم

121- دوستى با يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 2،3،4،8،17

2 - حرمت ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

در برداشت فوق «ولى» به معناى دوست كه يكى از معانى آن است، گرفته شده است.

3 - يهود و نصارا ، مردمى غير قابل اعتماد و ناشايست براى برقرارى روابط دوستى مسلمانان با آنان

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

كلمه «اتخاذ» به معناى برگزيدن و اعتماد كردن است. (مجمع البيان).

4 - ناسازگارى ايمان با ايجاد پيوند دوستى و مودت با يهود و نصارا

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

مخاطب قرار دادن مسلمانان با عنوان اهل ايمان و سپس نهى از ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا، گوياى برداشت فوق است.

8 - پايبند نبودن يهود و نصارا به تعهدات خويش نسبت به مسلمانان ، فلسفه حرمت ايجاد روابط با آنان

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض

17 - دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان ، ظلم و موجب محروميت از هدايت الهى

و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 13،14،20،23

13 - داشتن پناهگاهى امن در صورت شكست اسلام ، انگيزه دوستى مسلمانان بيمار دل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان

يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة

14 - مصلحت انديشى و ترس از پيشامد هاى ناگوار ، بهانه بيماردلان براى دوستى با يهود و نصارا

يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة

«دائرة» از مصدر «دوران» (چرخيدن) است ; كه در برداشت فوق به معناى حادثه هاى ناگوار گرفته شده ; چون چرخش روزگار احياناً موجب كمبودهايى نظير قحطى، خشكسالى و ديگر حوادث تلخ مى شود.

20 - پشيمانى ، فرجام ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان

يسرعون فيهم . .. فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين

23 - نزول عذاب الهى بر دشمنان دين ، مايه پشيمانى مسلمانان سست ايمان از دلبستگى به يهود و نصارا

او امر من عنده فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين

برداشت فوق بر اين احتمال است كه مراد از «امر»، عذاب دنيوى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 1،2

1 - سوگند مؤكد يهود و نصارا بر يارى مسلمانانى كه با آنان روابط دوستى داشتند .

اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «هولاء»، اشاره به يهود و نصارا بوده و مخاطب در «لمعكم» همان بيماردلانى باشند كه پيوند ولايى با يهود و نصارا داشتند. كلمه «جهد» مفعول مطلق براى «اقسموا» مى باشد ; يعنى سوگند ياد كردند در بالاترين درجه سوگند.

2 - ناتوانى يهود و نصارا بر يارى مسلمانانى كه با آنان روابط دوستى داشتند .

اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم

لحن ملامت بار جمله «اهولاء . ..» حكايت از آن دارد كه يهود و نصارا در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، رسوا شده و به ذلت افتادند ; بگونه اى كه نتوانستند به تعهد خويش با مسلمانان سست ايمان پايبند بمانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 4،5،11

4 - پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا ، ارتداد و بازگشت از دين است .

و من يتولهم منكم فانه منهم . .. يا ايها الذين ءامنوا من يرتد منكم عن دينه

با توجه به آيات گذشته معلوم مى شود از مصاديق مورد نظر براى مرتدان، مسلمانانى هستند كه - على رغم نهى خداوند - با يهود و نصارا ارتباط دوستى و ولايى برقرار مى كنند.

5 - ارتداد برخى مسلمانان صدر اسلام ، با پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا

فترى الذين فى قلوبهم مرض . . يا ايها الذين ءامنوا من يرتد منكم عن دينه

11 - دوستى با كافران ( يهود و نصارا و . . . ) ، ناسازگار با عشق به خداوند

و من يتولهم منكم . .. فسوف يأتى اللّه بقوم يحبهم و يحبونه

با توجه به ارتباط آيه مورد بحث با آيات گذشته، معلوم مى شود كه توصيف مؤمنان واقعى به ويژگيهاى ياد شده براى اشاره به اين حقيقت است كه مدعيان اسلام در صورت گرايش به كافران (من يتولهم منكم) نمى توانند آن ويژگيها - و از جمله محبت و عشق به خدا - را دارا باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 14 - 1،3،6

1 - منافقان ، داراى روابط دوستانه با يهوديان

ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

«تولّى» (مصدر «تولّوا») به معناى دوست گرفتن است و مراد از «قومى كه خدا بر آنان غضب كرده است»، قوم يهود مى باشد.

3 - روابط دوستانه منافقان با يهود ، از نشانه هاى روشن و قابل توجه نفاق آنان

ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

6 - منافقان ، عناصرى بيگانه ، هم با مسلمانان - به رغم ادعاى مسلمانى - و هم با يهوديان - به رغم برقرار كردن روابط دوستى با آنان-

ما هم منكم و لا منهم

122- دوستى حاطب ابن ابى بلتعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 3 - 10

10 - اخبار خداوند از عمل پنهانى « حاطب ابن ابى بلتعه » نمودى از بصيرت او بر اعمال خلق

تسرّون إليهم بالمودّة . .. و اللّه بما تعملون بصير

123- دوستى حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 2

2 - حرمت ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

در برداشت فوق «ولى» به معناى دوست كه يكى از معانى آن است، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 4

4 - بى احترامى برخى اهل كتاب به مقدسات اسلام ، دليل تحريم ايجاد رابطه ولايى و دوستى با آنان

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً من الذين اوتوا الكتب . .. أولياء

هدف از تبيين «الذين» با جمله «اتخذوا . ..»، بيان علت تحريم ايجاد روابط دوستى با اهل كتاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 4،5،7

4 - حرمت ايجاد روابط دوستى با كسانى كه نماز و اذان را بازيچه مى پندارند و آن را به تمسخر مى گيرند .

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة

5 - تمسخر برخى اهل كتاب نسبت به نماز و اذان ، دليل تحريم روابط دوستى با آنان

لاتتخذوا الذين . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

7 - حرمت ايجاد روابط دوستى با كسانى كه حتى برخى از احكام و شعاير دين را به بازى گرفته و مورد تمسخر قرار مى دهند . *

لاتتخذوا الذين . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

تحريم دوستى با استهزا كنندگان نماز پس از تحريم دوستى با استهزاكنندگان دين، مى تواند گوياى اين نكته باشد كه تمسخر هر يك از احكام اسلام، مصداق استهزاى دين است و همان حكم (حرمت ايجاد روابط) را در پى خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 5

5 - حرمت دوستى با كافران و پذيرش ولايت آنان

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا لبئس ما قدمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 3

3 - ايجاد پيوند موالات و دوستى با خويشاوندان كافر - هر چند پدر يا برادر باشند - حرام است .

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا ءاباءكم و إخونكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

124- دوستى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 45 - 7،9

7 - خداوند ، دوست و سرپرستى كافى است .

و كفى باللّه وليّاً

9 - خداوند ، دوست و حامى مؤمنان است .

و اللّه اعلم باعدائكم و كفى باللّه وليّاً و كفى باللّه نصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 8

8- معرفى خداوند به رحيم بودن و دوست داشتن بندگان ، از تعاليم شعيب ( ع )

إن ربى رحيم ودود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 77 - 2

2 - پروردگار جهانيان ، تنها دوست انسان و پرستش او تضمين گر رشد و رستگارى وى

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين

125- دوستى در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 16

16- عالم آخرت ، جاى هيچ گونه تلاش ، سوداگرى و پيوند دوستى نيست و براى انسان كارساز نخواهد بود .

يقيموا الصلوة و ينفقوا . .. من قبل أن يأتى يوم لابيع فيه و لاخلل

126- دوستى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 41 - 1

1- قيامت صحنه گسستگى و بى تأثيرى دوستى ها ، پيوند ها ، حمايت ها و ديگر روابط دنيايى

يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا و لا هم ينصرون

«مولى» در لغت، از ماده «ولاء» به معناى ارتباط و پيوند دو چيز با يكديگر است و در مصاديق مختلفى; همچون دوست، سرور، خدمت گزار، بنده، مالك و. .. به كار مى رود.

127- دوستى دنيوى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 10

10 - در قيامت ، قوم ابراهيم - به رغم دوستى در دنيا- از هم برائت مى جويند .

ثمّ يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض

«يكفر» در اين آيه، احتمال دارد به معناى رايج آن، يعنى «كفر ورزيدن» باشد، و احتمال هم دارد به معناى «بى زارى جستن» باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

128- دوستى دنيوى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 11

11 - روابط دوستانه دنيوى مشركان ، در قيامت ، تبديل به نفرت مى شود .

مودّة بينكم . .. ثمّ يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض

129- دوستى كافران با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 11

11- كافران ، در صورت عقب نشينى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مواضع اصولى خويش ( تعاليم وحى شده بر آن حضرت ) قطعاً با او طرح دوستى صميمانه اى مى ريختند .

و إن كادوا ليفتنونك . .. و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

130- دوستى متقين در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 47 - 2

2- متقين در بهشت ، داراى روابط صميمانه و به دور از هرگونه ناخالصى اند .

ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

«غلّ» در لغت به معناى غش و ناخالصى آمده است.

131- دوستى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 13

13 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) آشتى ناپذيرى خود با جبهه شرك و ر ها نكردن جبهه مؤمنان را نه تنها خواسته خود ، بلكه دستورى صريح از جانب خداوند اعلام داشت .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى فلا أعبد الذين تعبدون . .. و أمرت أن أكون م

132- دوستى مسلمانان صدراسلام با يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 4

4 - روابط دوستانه برخى از مسلمانان صدراسلام با يهوديان

يأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

چنان كه در بعضى شأن نزول ها آمده است، آيه شريفه ناظر به جريان خارجى مى باشد.

133- دوستى مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 6

6 - يهود و نصارا ، تنها با يكديگر و همكيشان خويش روابط دوستى داشته و به آن وفادار هستند .

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض

چون جمله «بعضهم أولياء بعض» به منزله دليل براى جمله «لاتتخذوا . ..» است، معناى حصر از آن استفاده مى شود.

134- دوستى ممنوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 89 - 4،13،14

4 - ممنوعيت دوستى با منافقان تلاش كننده براى گسترش كفر

ودّوا لو تكفرون كما كفروا فتكونون سواء فلا تتّخذوا منهم اولياء

13 - ضرورت پرهيز از دوستى با كسانى كه هجرت در راه خدا را ترك كنند .

فلا تتّخذوا منهم اولياء حتى يهاجروا . .. و لا تتخذوا منهم وليّاً

14 - ممنوعيّت دوستى و كمك گرفتن از كسانى كه ارتباط با آنان زمينه تضعيف و سستى عقايد اسلامى است .

ودّوا لو تكفرون . .. فلا تتّخذوا منهم اولياء حتى يهاجروا ... و لا تتخذوا منهم ول

در برداشت فوق، كلمه «اولياء» به معناى دوستى گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 1،2،3

1 - ممنوعيت رابطه دوستانه با كافران ، منحصر به كافران تهاجم كننده بر ايمان و سرزمين مسلمانان

إنّما ينهيكم اللّه عن الذين قتلوكم فى الدين

2 - ممنوعيت رفتار دوستانه و مسالمت جويانه ، با كافران معاند ، صرفاً مقابله به مثل است ; نه [ جهاد ] ابتدايى .

لاينهيكم . .. إنّما ينهيكم اللّه

تأكيد خداوند در نهى از رابطه دوستى با كافران، بر اقدامات عملى آنان عليه مسلمانان، بيانگر مطلب بالا است.

3 - ممنوعيت دوستى و مسالمت با يارى دهندگان و پشتيبانان عناصر مهاجم به دين و سرزمين مسلمانان

إنّما ينهيكم اللّه عن الذين . .. و ظهروا على إخرجكم

135- دوستى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 3

3 - رسيدن به دنيا و تأمين منافع شخصى ، تعيين كننده خط مشى منافقان در برقرارى روابط دوستى و اجتماعى است .

الذين يتربّصون بكم . .. ألم نستحوذ عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 14 - 1،3،5،6

1 - منافقان ، داراى روابط دوستانه با يهوديان

ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

«تولّى» (مصدر «تولّوا») به معناى دوست گرفتن است و مراد از «قومى كه خدا بر آنان غضب كرده است»، قوم يهود مى باشد.

3 - روابط دوستانه منافقان با يهود ، از نشانه هاى روشن و قابل توجه نفاق آنان

ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

5 - برقرارى دوستى ميان منافقان و يهوديان ، امرى بس شگفت آور

ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

استفهام در «ألم تر» تعجبى است.

6 - منافقان ، عناصرى بيگانه ، هم با مسلمانان - به رغم ادعاى مسلمانى - و هم با يهوديان - به رغم برقرار كردن روابط دوستى با آنان-

ما هم منكم و لا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 15 - 5

5 - برقرارى رابطه دوستى منافقان با يهوديان ، مصداق بارز زشت كارى آنان و سبب دچار شدنشان به عذاب سخت الهى

ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا . .. إنّهم ساء ما كانوا يعملون

136- دوستى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 2،3،4،9،14

2 - خداوند ايجادكننده الفت و محبت ميان مؤمنان صدر اسلام

و ألف بين قلوبهم

3 - امتنان الهى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سبب ايجاد الفت در قلب مؤمنان نسبت به يكديگر

و ألف بين قلوبهم . .. ما ألفت بين قلوبهم

4 - الفت و محبت عميق مؤمنان صدر اسلام نسبت به يكديگر ، از عوامل تقويت پايگاه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

هو الذى أيدك بنصره و بالمؤمنين. و ألف بين قلوبهم

9 - خداوند علاوه بر ايجاد محبت ميان مؤمنان ، آنان را در يك منطقه گرداگرد پيامبر (صلی الله علیه و آله) مجتمع ساخت . *

و ألف بين قلوبهم . .. و لكن اللّه ألف بينهم

برداشت فوق از مقايسه بين دو جمله «ألف بين قلوبهم» و «ألف بينهم» به دست آمده است. جمله نخست بيانگر تأليف قلوب است و جمله دوم بيانگر تأليف خود مؤمنان است. يعنى آنان را در كنار يكديگر قرار داد و همگان را گرداگرد پيامبر(صلی الله علیه و آله) مجتمع ساخت.

14 - حاكميت الهى بر قلب ها و ايجاد الفت ميان مؤمنان ، نمودى از عزت و حكمت الهى

و لكن اللّه ألف بينهم إنه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 1

1 - روح ولايت و دوستى ، حاكم بر جامعه مؤمنان

و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 5 - 11

11 - مؤمنان ، با هم ، بر اساس دين ، دوستى دارند

فإخونكم فى الدين و موليكم

احتمال دارد منظور از «مولى» با توجه به ريشه لغوى آن، دوستى باشد. «مواليكم» عطف به «إخوانكم» است و قيد «فى الدين» در «إخوانكم» مى تواند براى «مواليكم» هم لحاظ شود.

137- دوستى مؤمنان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 1

1 - مؤمنان عصر بعثت برخوردار از نعمت الفت و دوستى نسبت به يكديگر

و ألف بين قلوبهم

138- دوستى مهاجران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 17

17 - اقدام برخى از مهاجران ، به برقرارى رابطه سرّى و دوستانه با مشركان مكه

تسرّون إليهم بالمودّة

با توجه به شأن نزول آيه شريفه، مطلب بالا استفاده مى شود.

139- دوستى ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 2

2 - اظهار پشيمانى مشركان پيرو در صحنه قيامت ، از دوستى با سران شرك و اطاعت از ايشان در دنيا

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 11

11 - سرزنش و توبيخ خداوند از مسلمانانى كه با يهود و نصارا رابطه مودت آميز داشته و پذيراى ولايت آنها هستند .

فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 10

10 - محروميت مسلمانان از محبت خداوند ، در صورت ايجاد روابط دوستانه با كافران

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه بقوم يحبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 7

7 - ضرورت پرهيز از دوستى با كافران و مشركان

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «النبى» پيامبر بنى اسرائيل باشد نه پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و در نتيجه مراد از «ما انزل اليه» دستورات دينى بنى اسرائيل خواهد بود.

140- دوستى و اطاعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 10

10 - دوستى و اطاعت داراى ارتباطى تنگاتنگ

يحبونهم كحب اللّه . .. إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا

آيه قبل محبت و دوستى را پايه ارتباط ميان سران و پيروان دانست. - البته بنابراين تفسير كه مراد از «أنداد» سران باشد - و آيه مورد بحث رابطه ميان آنان را رابطه تابع و متبوع معرفى كرد تا به اين نكته اشاره كند كه محبت و اطاعت ملازم يكديگرند; يعنى، هر كجا محبت هست اطاعت نيز مى باشد.

141- دوستى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 6

6 - يهود و نصارا ، تنها با يكديگر و همكيشان خويش روابط دوستى داشته و به آن وفادار هستند .

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض

چون جمله «بعضهم أولياء بعض» به منزله دليل براى جمله «لاتتخذوا . ..» است، معناى حصر از آن استفاده مى شود.

142- زمينه دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 10

10 - نبود روحيه سلطه گرى و گردن فرازى در بين نصارا زمينه مودت و دوستى آنان با مسلمانان

اقربهم مودة للذين ءامنوا الذين قالوا إنّا نصرى . .. و انهم لايستكبرون

بدان احتمال كه فعل «لايستكبرون» داراى متعلقى محذوف نباشد در اين صورت لايستكبرون به اين معنا است كه آنان خواهان سلطه گرى و گردن فرازى نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 10 - 3

3 - ايمان ، برقراركننده دوستى و پيوند عميق ميان انسان ها

إنّما المؤمنون إخوة

عنوان «المؤمنون»، مشعر به عليت است.

143- زمينه دوستى با دشمنان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 3 - 3

3 - عواطف خانوادگى و خويشاوندى ، از زمينه هاى انحراف و تمايل به دشمنان خداوند

تسرّون إليهم بالمودّة . .. لن تنفعكم أرحامكم و لا أولدكم

144- زمينه دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 11

11 - بى توجهى به عمق عداوت كافران با اسلام و مسلمانان ، زمينه ساز برقرارى روابط دوستانه با آنان

لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. يخرجون ... أن تؤمنوا باللّه ربّكم

بيان ابعاد مختلف عداوت كافران با مسلمانان، به عنوان دليل ممنوعيت ارتباط دوستانه با آنان، بيانگر مطلب بالا است.

145- زمينه دوستى با مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 4

4 - سستى ايمان زمينه گرايش به يهود و نصارا و طرح دوستى با آنان

فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

مراد از بيماردلان، كسانى هستند كه نسبت به حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا برخى از معارف دين در شك بوده و ايمانى ضعيف دارند.

146- زمينه دوستى با يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 4

4 - سستى ايمان زمينه گرايش به يهود و نصارا و طرح دوستى با آنان

فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

مراد از بيماردلان، كسانى هستند كه نسبت به حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا برخى از معارف دين در شك بوده و ايمانى ضعيف دارند.

147- زمينه دوستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 11،12

11- كافران ، در صورت عقب نشينى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مواضع اصولى خويش ( تعاليم وحى شده بر آن حضرت ) قطعاً با او طرح دوستى صميمانه اى مى ريختند .

و إن كادوا ليفتنونك . .. و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

12- كافران و دشمنان اسلام ، تنها در صورت عقب نشينى مسلمانان از برخى مواضع خويش ، راضى به تسالم و دوستى با آنان مى شدند .

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك . ..و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

148- زمينه مال دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 20 - 7

7 - غفلت از امتحان هاى الهى ، مايه ترك يتيم نوازى و بى اعتنايى به مسكينان و تصاحب ميراث ديگران و دلبستگى به ثروت است .

ابتليه . .. كلاّ بل لاتكرمون اليتيم . و لاتحضّون ... و تأكلون التراث ... و تحبّ

149- زيان اخروى دوستى با بى تقوايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 4

4 - آشكار شدن آثار زيانبار دوستى و مودّت بى تقوايان در روز قيامت

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

دوستانى كه دوستى خويش را بر غير تقوا بنا نهاده اند، در قيامت خواهند فهميد كه چه اثرات شومى را به واسطه آن متحمل شده اند و در نتيجه با يكديگر دشمن خواهند شد.

150- زيان دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 17

17 - ناكامى و زيانكارى ، فرجام شوم و پذيرش محبت و ولايت كافران

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

151- سرزنش مال دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 3

3 - مذمت خدا از دلبستگى به خويشاوندان و به مال و منال و دلواپسى براى تجارت و مسكن در صورتى كه مايه غفلت از خدا و رسول و جهاد در راه خدا شود .

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أموال اقترفتموها و تجرة تخشون كسادها و مسكن ... أحب إلي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 20 - 5

5 - عشق به ثروت ، مذموم است .

و تحبّون المال حبًّا جمًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 8 - 3

3 - علاقه شديد به ثروت ، مذموم است .

و إنّه لحبّ الخير لشديد

152- شرايط دوستى با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 14

14 - دست برداشتن مشركان از شرك ، تنها شرط رفع خصومت مؤمنان با آنان

بدا بيننا و بينكم العدوة و البغضاء أبدًا حتّى تؤمنوا باللّه وحده

153- شگفتى دوستى با يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 14 - 5

5 - برقرارى دوستى ميان منافقان و يهوديان ، امرى بس شگفت آور

ألم تر إلى الذين تولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

استفهام در «ألم تر» تعجبى است.

154- عوامل تداوم دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 3

3 - تقوا ، عامل حفظ و ثبات دوستى ها و مودّت ها است .

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

155- عوامل دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 6

6 - حضور كشيشان و راهبان خداترس در بين مسيحيان موجب دوستى و نزديكى آنان با مسلمانان

اقربهم مودة للذين ءامنوا الذين . .. ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 34 - 6

6 - تأثير شگرف حسن خلق و برخورد نيك ، در تبديل دشمنى ها به دوستى ها

فإذا الذى بينك و بينه عدوة كأنّه ولىّ حميم

156- عوامل دوستى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 12

12- ايمان به خدا و تقرب به درگاه او ، عامل پيوند انبيا با پيروان خود

و ما أنا بطارد الذين ءامنوا إنهم ملقوا ربهم

157- عوامل دوستى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 10

10 - عوامل دشمنى زا ، ناپايدار در مقابل اراده خداوند بر ايجاد محبت و دوستى ميان انسانها

و لكن اللّه ألف بينهم إنه عزيز

جمله «لو أنفقت . .. » اشاره به اين دارد كه عوامل دشمنى زا در ميان قبايل عرب بسيار شديد بوده است. و جمله استدراكيه «و لكن اللّه ... » اشاره به اين دارد كه آن عوامل در برابر اراده خدا نمى توانست اثرى داشته باشد. يعنى اگر چه آنان داراى دشمنيهاى ديرپاى بودند و امكان الفت بين آنها نبود، ولى خداوند چنين خواست كه آنان با يكديگر الفت يابند.

158- عوامل دوستى با بدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 7

7 - شيطان ، عامل جدا شدن آدمى از راه انبيا ، دوستى با افراد ناباب و گمراهى

يليتنى اتّخذت مع الرسول سبيلاً . يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً. لقد أضلّ

159- عوامل دوستى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 8،13

8 - ايجاد الفت و محبت ميان مؤمنان عصر بعثت ، امرى خدايى و غير قابل دستيابى به وسيله امكانات مادى

و ألف بين قلوبهم لو أنفقت ما فى الأرض جميعا ما ألفت بين قلوبهم و لكن اللّه ألف

13 - ايجاد الفت و محبت بين مؤمنان ، پرتوى از عزت و حكمت خداوند

و ألف بين قلوبهم . .. و لكن اللّه ألف بينهم إنه عزيز حكيم

160- فرجام دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 8

8 - اظهار محبت با جبهه كفر ، به اميد جلب عطوفت آنان ، تلاشى بى فرجام و محكوم به شكست

تسرّون إليهم بالمودّة. .. إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء

161- فطريت مال دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 8 - 1

1 - تمايل شديد به مال ، از ويژگى هاى طبيعت انسان است .

و إنّه لحبّ الخير لشديد

162- قطع دوستى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 2

2 - قيامت ، روز پايان دوستى ها و پيوند هاى غير الهى است .

و يوم تقوم الساعة يومئذ يتفرّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 16

16 - نابود شدن دوستى ها و پيوند هاى ظالمان با يكديگر در قيامت

و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ولىّ» و «نصير»، دوست و ياور دنيايى ظالمان باشد كه در آخرت آن دوستى ها و يارى ها وجود نخواهد داشت.

163- كيفر دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 11

11 - كيفر الهى ، فرجام شوم دوستى با كافران و پذيرش سلطه آنهاست .

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. ان تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

حجت آشكار خداوند، حكايت از اين دارد كه مقتضى كيفر و عقاب براى چنين افرادى فراهم است.

164- مال دوستى اصحاب الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 18 - 3

3 - باغداران يمنى ، گروهى مال دوست و خسيس

إذ أقسموا ليصرمنّها . .. و لايستثنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 24 - 3

3 - مال دوستى و بخل شديد باغداران يمنى

أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين

165- مال دوستى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 36 - 12

12- دلبستگى انسان به دارايى هاى خويش ، شديدتر از ساير دلبستگى هاى وى

و لايسئلكم أمولكم

از اين كه خداوند در كنار تشويق به ايمان و تقوا، فوراً به انسان يادآور شده كه هدف از اين ايمان و تقوا، گرفتن مال از ايشان نيست; استفاده مى شود كه دلبستگى انسان به مال زياد است و چه بسا بيشتر از ساير دلبستگى ها است; زيرا خداوند، تنها به همين يك نكته اشاره فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 37 - 1

1- تذكر خداوند ، به ضعف شديد انسان در آزمون هاى مالى و دست كشيدن از اموال

إن يسئلكموها فيحفكم تبخلوا و يخرج أضغنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 40 - 4

4 - دلبستگى عميق انسان ها ، به مال

أم تسئلهم أجرًا فهم من مغرم مثقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 8 - 1

1 - تمايل شديد به مال ، از ويژگى هاى طبيعت انسان است .

و إنّه لحبّ الخير لشديد

166- مال دوستى باديه نشينان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 15 - 7

7 - وجود شك و دلبستگى به مال و جان در ميان اعراب ، دليل رد ادعاى ايمان آنان از سوى خداوند

قل لم تؤمنوا . .. إنّما المؤمنون ... ثمّ لم يرتابوا و جهدوا بأمولهم و أنفسهم

167- مال دوستى دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 8 - 2،5،7

2 - افزايش مال دوستى در دشمنان دين ، زمينه رويارويى آنان با سپاه اسلام است .

و العديت . .. و إنّه لحبّ الخير لشديد

5 - دشمنان دين ، به دليل علاقه وافر به مال ، گرفتار بخل و امساك حقوق خداوند

و إنّه لحبّ الخير لشديد

كلمه «شديد» - چنان كه در قاموس آمده - گاه به معناى «بخيل» است. در صورتى كه اين معنا در آيه مراد باشد، حرف «لام» در «لحبّ الخير» لام تعليل خواهد بود; يعنى، به خاطر حبّ مال.

7 - خداوند ، در تأكيد بر شدّت مال دوستى دشمنان دين ، به مَركب مجاهدان سوگند ياد كرده است .

و العديت . .. و إنّه لحبّ الخير لشديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 9 - 6

6 - ناسپاسى دشمنان دين ، در برابر نعمت هاى خداوند و دلبستگى شديد آنها به دارايى خويش ، نشان بى توجهى آنان به معاد

إنّ الإنسن لربّه لكنود . .. أفلايعلم إذا بعثر ما فى القبور

168- مال دوستى متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 6

6 - ادعاى سرگرمى به مال و خانواده ، بهانه تخلّف اعراب از همراهى باپيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب شغلتنا أمولنا و أهلونا

169- مال دوستى مردم جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 20 - 1

1 - علاقه فراوان به مال ، از ويژگى هاى مردم در عصر جاهليت

و تحبّون المال حبًّا جمًّا

«جمّاً»، به معناى زياد بودن و انباشته شدن است. (مقاييس)

170- مال دوستى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 7

7 - منافقان ، تنها در صورت برخوردارى از صدقات ( دارايى بيت المال ) - هر چند به ناحق باشد - خشنود و در غير آن صورت ، ناخرسند بودند .

فإن أعطوا منها رضوا و إن لم يعطوا منها إذا هم يسخطون

171- ملاك دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 5

5 - ايمان و عقيده اسلامى ، ملاك و معيار بايسته در ايجاد روابط و مناسبات مودت آميز

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 12

12- ديندارى ، معيار اصلى وحدت ، دوستى و تنظيم روابط ميان انسانهاست .

فمن تبعنى فإنه منّى و من عصانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 5 - 11

11 - مؤمنان ، با هم ، بر اساس دين ، دوستى دارند

فإخونكم فى الدين و موليكم

احتمال دارد منظور از «مولى» با توجه به ريشه لغوى آن، دوستى باشد. «مواليكم» عطف به «إخوانكم» است و قيد «فى الدين» در «إخوانكم» مى تواند براى «مواليكم» هم لحاظ شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 4

4 - تناسب دوستان و هم نشينان انسان با شخصيت وى

و قيّضنا لهم قرناء فزيّنوا لهم

بنابر اين كه معناى «قيّضنا» تبديل باشد، استفاده مى شود كه انسان به تناسب شخصيت خودش دوستان و هم نشينانى پيدا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 5

5 - دوستى هاى بنا شده بر بى تقوايى ، داراى باطنى عداوت خيز و دشمنى پرور

الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه آيه شريفه اشاره به كشف باطن اين گونه دوستى ها در قيامت داشته باشد.

172- ملاكهاى دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 118 - 5

5 - ايمان ، محور و ملاك ايجاد روابط دوستانه و صميمانه

يا ايها الذين امنوا لا تتخذوا بطانة من دونكم

از مفهوم جمله «لا تتخذوا . .. » استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 30

30 - ايمان و كفر و راستى و نفاق در نگاه وحى ، از معيار هاى دوستى و دشمنى و از مرز هاى خودى و غير خودى

لاتجد قومًا . .. ألا إنّ حزب اللّه هم المفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 6،10

6 - مأيوسان از رحمت حق و ثواب اخروى ، غيرقابل اعتماد و ناشايست براى دوستى و مودّت

يأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا قومًا . .. قد يئسوا من الأخرة

جمله «قد يئسوا» به منزله تعليل براى «لاتتولّوا» مى باشد.

10 - باور هاى دينى و اعتقادات ، ملاكى تعيين كننده در روابط و دوستى هاى مؤمنان

يأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا . .. قد يئسوا من الأخرة

173- ممنوعيت دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 5،9

5 - ممنوعيت پيوند دوستانه اهل ايمان ، با كافران و منكران دين و پيامبر

تلقون إليهم بالمودّة و قد كفروا بما جاءكم من الحقّ

9 - ممنوعيت دوستى و ارتباط با كافران ، منوط به وجود درگيرى و عداوت ميان ايشان و مسلمانان *

لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. يخرجون الرسول و إيّاكم

برداشت بالا، بدان احتمال است كه تعبير «قد كفروا . .. يخرجون الرسول...» - كه فلسفه نهى در «لاتتّخذوا عدوّى» را بيان مى كند - در عين حال قلمرو نهى را نيز مشخص سازد.

174- ممنوعيت دوستى با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 19

19 - عدم جواز اظهار ملاطفت با مشركان ، جز براى گرايش دادن آنان به ايمان *

و بدا بيننا و بينكم . .. حتّى تؤمنوا... إلاّ قول إبرهيم

در صورتى كه وعده استغفار به آزر از سوى ابراهيم(ع) نيز به عنوان اسوه مطرح شده باشد، از آيه شريفه استفاده مى شود كه مؤمنان، بايد در برابر مشركان آشتى ناپذير باشند و به آنان روى خوش نشان ندهند; مگر در آن جا كه اميد دارند با سخن نرم، هدايت پذيراند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 6 - 11

11 - برنامه برائت از مشركان و نهى از مودّت با ايشان ، در جهت مصالح خود مؤمنان و نه خداوند

و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد

با توجه به اين كه اين آيات، در ادامه نهى مؤمنان از مودّت مشركان است، تعبير «و من يتوّل. ..» بيانگر مطلب ياد شده است.

175- ممنوعيت دوستى با مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 5

5 - ممنوعيت پيوند دوستانه اهل ايمان ، با كافران و منكران دين و پيامبر

تلقون إليهم بالمودّة و قد كفروا بما جاءكم من الحقّ

176- ممنوعيت دوستى با مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 5

5 - ممنوعيت پيوند دوستانه اهل ايمان ، با كافران و منكران دين و پيامبر

تلقون إليهم بالمودّة و قد كفروا بما جاءكم من الحقّ

177- منشأ دوستى با غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 7

7 - دوست گيرندگانِ غيرخدا ، از سر جهل و نادانى ، چنين انتخابى كرده اند .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت. ..لو كانوا يعلمون

متعلَّق «يعلمون» موهون بودن اتخاذ ولىّ غيرخدا است. بنابراين، نكته بالا، از آن استفاده مى شود.

178- منشأ دوستى در مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 3

3 - ايمان ، مايه پيدايش روح دوستى در ميان اهل ايمان

و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض

179- موانع دوستى با دشمنان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 2

2 - ايمان به خدا و روز بازپسين ، ناسازگار با دوستى ورزيدن با دشمنان خدا و رسول او

لاتجد قومًا يؤمنون . .. يوادّون من حادّ اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 4،15

4 - ايمان به خدا ، ناسازگار با مهرورزى و اعتماد دوستانه به كافران و خداستيزان

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء تلقون إليهم بالمودّة

وصف «ايمان» مشعر به عليت است.

15 - حركت جهادگرانه در راه خدا و رضاى او ، ناسازگار با دوستى نسبت به دشمنان او

لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. إن كنتم خرجتم جهدًا فى سبيلى و ابتغاء مرضا

هر چند آيه در مورد خاصى نازل شده; ولى پيام كلى آن براى امت اسلامى باقى است.

180- موانع دوستى با دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 2

2 - ايمان به خدا و روز بازپسين ، ناسازگار با دوستى ورزيدن با دشمنان خدا و رسول او

لاتجد قومًا يؤمنون . .. يوادّون من حادّ اللّه و رسوله

181- موانع دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 3

3 - بنى اسرائيل در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن خود را به ولايت و دوستى كافران آلوده نمى ساختند .

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 4

4 - توجه مسلمانان به عمق دشمنى ها و تعارض هاى جبهه كفر با اسلام ، مانع برقرارى روابط دوستانه با آنان

تسرّون إليهم بالمودّة . .. إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء

از بيان دشمنى كافران با مؤمنان - در پى خبر دادن از رابطه دوستى باكافران - استفاده مى شود كه توجه به اين امر بازدارنده مسلمانان از ارتباط با آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 2

2 - ايمان راستين ، ناسازگار با دوستى نسبت به كافران و خداستيزان

يأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا

از آن جا كه خطاب متوجه مؤمنان است; استفاده مى شود كه وصف ايمان، در حكم (دوستى نكردن) نقش دارد.

182- موانع دوستى با مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 12

12 - هجرت از مكه به مدينه براى جلب رضاى الهى ، ناسازگار با مودت نسبت به مشركان مكه

لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. إن كنتم خرجتم جهادًا

آيه شريفه در مرحله نخست، نظر به موضوعى دارد كه در صدراسلام رخ داده است. مخاطب اوليه آيه مهاجرى به نام حاطب بن ابى بلتعه است كه براى خدا هجرت كرده; ولى گام در مسير دوستى با مشركان نهاده بود (غافل از اين كه آن هجرت و اين حركت با هم سازگار نيستند).

183- موانع دوستى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 3

3 - ياد خداوند ، ايمنى بخش انسان از سلطه شيطان و همدمى با او

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا فهو له قرين

184- موانع دوستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 13

13- هيچ گاه ميان كافران و مسلمانان ، با حفظ مواضع اصولى تسالم كامل و دوستى حقيقى برقرار نخواهد شد .

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك . .. و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

185- موانع مال دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 15 - 7

7 - توجه و ايمان به پاداش بزرگ الهى براى مؤمنان ، بازدارنده انسان از وابستگى به اموال و اولاد و گناه به خاطر آنها

و اللّه عنده أجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 28 - 7،9

7 - خردمندى و اعتدال ، برانگيزاننده آدمى به دستگيرى از مستمندان و مانع از بخل و مال دوستى است .

قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون

از اين كه برادر عاقل و معتدل، ديگر برادرانش را به انفاق و دستگيرى از مستمندان ترغيب كرد، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

9 - تسبيح و ياد خدا ، برانگيزاننده آدمى به انفاق و دستگيرى از مستمندان و مانع بخل و مال دوستى

قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون

توصيه به تسبيح و ياد خداوند، درباره اداى سهم فقيران (لولا تسبّحون)، مى رساند كه آن دو در برانگيختن آدمى به انفاق و دورى از بخل، مؤثر است و نقش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 9 - 3

3 - لحظه خروج مردگان از قبر ها در قيامت ، وحشت انگيز و توجّه به آن ، بازدارنده انسان از كفران نعمت ، بخلورزى و دلبستگى شديد به ثروت است .

لكنود . .. أفلايعلم إذا بعثر ما فى القبور

186- مؤاخذه بر مال دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 11 - 5

5 - انسان ها در قيامت ، بر كفران نعمت ، بخلورزى و علاقه شديد به ثروت ، مؤاخذه خواهند شد .

لكنود . .. لحبّ الخير لشديد . أفلايعلم ... إنّ ربّهم بهم يومئذ لخبير

هشدار به آگاهىِ خداوند از افكار، اسرار و نيت ها، اشاره به مؤاخذه و حسابرسى است.

187- نعمت دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 1

1 - مؤمنان عصر بعثت برخوردار از نعمت الفت و دوستى نسبت به يكديگر

و ألف بين قلوبهم

188- نقش دوستى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 8

8 - تأثير تمايلات و حبّ و بغض هاى انسان ها ، در شكل گيرى انديشه ها و باور هاى آنان

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

189- نهى از دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 8

8 - نهى خداوند از دوستى اهل ايمان با كافران كه باعث خروج ناخواسته پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سرزمينشان ( مكه ) شده بودند .

لاتتّخذوا . .. يخرجون الرسول و إيّاكم أن تؤمنوا باللّه

190- نهى از دوستى با يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 3

3 - نهى الهى از رابطه مودّت آميز مؤمنان با يهوديان معاند و مورد خشم خداوند

يأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

مفسران در تفسير «قوماً غضب اللّه»، يهود را ياد كرده اند.

191- نيكان و مال دوستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 25

25 - محبت و علاقه به مال ، بازدارنده نيكان از انفاق و مصرف كردن آنها براى نجات مستمندان نخواهد شد .

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «حبه» به «المال» برگردد.