ghaemiyeh.com
چشم به راه
تهیه و تنظیم:اداره تولیدات فرهنگی
طراحی و صفحه آرایی: مهدی عسکری(هونام)
نوبت چاپ:اول 1394
شمارگان: 50000 جلد
امورفنی و چاپ: مؤسسه فرهنگی قدس
نشانی تهیه کننده: مشهدمقدس، حرم مطهر رضوی، صحن جامع رضوی، اداره تولیدات فرهنگی
تلفن: 32002567
بسم الله الرحمن الرحیم
چشم به راه
مقدمه صفحه 5
فصل اول معارف مهدوی صفحه 7
فصل دوم مهدویت در کلام امام رضا علیهم السلام صفحه 17
فصل سوم وظایف منتظران از منظر حضرت امام خمینی(رحمةالله علیه) و رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی) صفحه 21
مسابقه فرهنگی چشم به راه صفحه 29
فرم نظر سنجی صفحه 32
تصویر
تاریخ بشریت گواه بر آن است که انسان همواره در آرزوی داشتن جامعهای آرام و عاری از هرگونه ظلم و ستم و به دست آوردن رفاه و آسایش کامل بوده است؛
متفکران همواره تلاش کردهاند با ارائهی راهکارها و ایدئولوژیهای متعدد، تصویری از جامعه و مدینهای فاضله ترسیم کنند تا بشر بتواند به آرزوهای دیرین خود دست یابد و شهروندان در آن، فضیلت محور و ارزش مدار زندگی کنند؛
مکتب تشیع، با نگاهی ژرف و واقع بینانه به حقیقت انسان و نوع نیازها و استعدادهایش، برای به سامان رسیدن امور و پدید آمدن جامعهی آرمانی موعود، طرحی نو در انداخته و راهی ممتاز ارائه داده است؛
اندیشهی مهدویت پاسخی کامل به این نیاز دیرین آدمی در اصلاح وضعیت نابسامان زندگی بشری است؛
این نوشتار برآن است تا پنجرهای را به سوی آن جامعهی آرمانی باز کند.
تصویر
تصویر
آخرین پیشوای شیعیان و دوازدهمین جانشینِ رسول خدا، محمد مصطفی صلی الله علیه و اله و سلم ، در سپیده دم جمعه در نیمهی شعبان سال 255 ق در شهر سامراء چشم به جهان گشود. (1)
پدر ایشان حضرت امام حسن عسکری علیه السلام ، یازدهمین امام شیعه، و مادر ایشان ملیکا، دختر یوشا و نوهی امپراتور روم شرقی، (2)میباشند. ایشان، از طرف مادر، به شمعون منسوباند که یکی از دوازده حواری و صحابی خاص حضرت عیسی علیه السلام است. (3)
ایشان همنام رسولالله صلی الله علیه و اله و سلم میباشند و مورّخین و محدثین بر این باورند که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم خود، این نام را بر ایشان نهاده است. نکتهی جالب اینکه، این همنامی بیدلیل نیست، بلکه گویای حقیقتی است: همچنان که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم با طلوع خود جهانیان را از گمراهی و جهل نجات داد، دوازدهمین فرزندش نیز با ظهور خود بشریت را از تاریکی و ضلال خواهد رهانید.
از القاب ایشان میتوان به «مهدی»، «قائم»، «منتظر»، «حجت»، «خلف صالح»، «بقیةالله»، «صاحبالامر»، «ولی عصر» و «صاحب الزّمان» اشاره کرد. هر یک از این القاب، وجه یا وجوهی دارند: مثلاً آن حضرت را «مهدی» میگویند، از آن جهت که هدایت به حق میکند و «قائم» میخوانند، چون قیام به حق میکند و «حجت»اش نامند، از آنرو که حجت و گواه خداوند (عزوجلّ) بر خلق است. (4)
ایشان فرزند پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم و از اولاد بانوی گرامی اسلام، حضرت فاطمهی زهرا علیها السلام و نهمین پیشوا از نسل امام حسین علیه السلام و خاتم اوصیاء و منجی نهایی و قائد جهانی است؛ ایشان دو غیبت دارند که یکی کوتاه مدت و دیگری بلند مدت است و با سپری شدن آنها، جهان را پُر از عدل و داد خواهند کرد، پس از آنکه از ظلم و جور پُر شده باشد. (5)
ایشان خلیفهی حق، ولی مطلق و مُصلحِ بزرگاند و چون از پس غیبت درآیند، به کعبه تکیه میکنند، پرچم پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم را در دست میگیرند، دین خدا (عزَوجل) را زنده میسازند، احکام خدا (عزوجل) را در سراسر گیتی جاری میکنند و زمین را که از جور و بیداد پُر شده است، از مهربانی و داد پُر میگردانند. (6)
اهل قیام، عبادت، خشوع، ساده زیستی، بردباری، عدالت و احسان میباشند و در علم و دانش و عدل و برکت و پاکی، سرآمد همگان هستند(7)
1) شیخ مفید، الإرشاد، ج 2، قم: کنگره ی شیخ مفید، 1413 ، ص 339
2) میخائیل سوم (قیصر سا لهای 228 تا 253 ق)
3) محمدباقر پورامینی، نرگس، همدم خورشید، قم: نورالسجاد، 1378 ، ص 19 و 20
4) باقر شریف القرشی، پیشین، ص 27 و 28
5) برای آگاهی بیشتر از شمایل وخصوصیات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف ر.ک: سیدمحسن امین، اعیان الشیه، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ج 2، ص 44 . و نعمانی، الغیبه، تهران: صدوق، 1397 ق، باب 13 ، ص 212
6) محمدرضا حکیمی، خورشید مغرب، تهران: دلیل ما، 1382 ، ص29
7) مسعود پور سیّد آقایی، پیشین، ص 17 .
عقیدهی مهدویت و باور به ظهور و قیام مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان نجات دهندهی عالم و اصلاحگر، باور و اعتقادی است که براساس کتاب و سنت پدید آمده است و بیشتر مسلمانان به آن اذعان دارند. این اندیشهی اصیل اسلامی، مبتنی بر دلایل عقلی و نقلی بسیار استوار است.
اهل سنت و شیعه در طی اعصار و مرور قرنها، معتقدند که در آخرالزمان، فردی از اولاد رسول صلی الله علیه و اله و سلم و فرزندان علی و فاطمه علیها السلام ظهور میکند که صفات و نشانههایش در احادیث ذکر شده است. او هنگامی که دنیا پر از ظلم و جور شده باشد، ظهور میکند و جهان را پر از عدل و داد میسازد. همه او را همنام و هم کنیه پیغمبر صلی الله علیه و اله و سلم و ملقب به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی کردهاند و اتفاق دارند بر اینکه تا او ظهور نکند، عالَم و جامعه بشری به پایان نخواهد رسید.
صحابه، روایات مربوط به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را از رسول گرامی صلی الله علیه و اله و سلم نقل کردهاند. برخی از محققان 1941 روایت را بدون تکرار از پیشوایان معصوم علیه السلام ، درباره مهدویت جمع آوری کردهاند که 560 حدیث آن از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم نقل شده است. (1)کتابهای بسیاری قبل و بعد از ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، درباره ایشان نوشته شده است.
احادیث راجع به مهدویت به دو دسته تقسیم میشود:
روایاتی که موضوعشان بیان جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم است، احادیث عاماند. حدیث ثقلین و حدیث دوازده خلیفه و نیز حدیثی که میفرماید: «هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، مرگش جاهلی است»(2)، نمونههایی از حادیث عام هستند.
در این زمینه، بسیاری از احادیث وجود دارد که شیعه و سنی بر آن اتفاق دارند، به این صورت اگر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با ویژگیهای مطرح شده در روایات، از کنار خانه خدا قیام خود را آغاز کند، تمامی مسلمانان به آمدن ایشان اعتراف میکنند. در این نوشتار، برخی از عرصههای مشترک میان شیعه و سنی را دربارۀ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان میکنیم:
اول: اصل مهدویت؛ در روایات فریقین، در حد تواتر آمده است که در آخرالزمان، شخصی به نام مهدی ، عجل الله تعالی فرجه الشریفاز فرزندان پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم قیام خواهد کرد. ابنحجرعسقلانی میگوید: « اخبار به حد تواتر دلالت دارد بر اینکه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از این امت است.»(3)
دوم: عدالت گستری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فراگیری عدلو داد در بسیاری از روایاتِ مربوط به حضرت بیان شده است. ابوسعید خدری از پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله و سلم چنین نقل میکند: «مهدی از من است. او زمین را از عدلوداد پر میکند، همانگونه که از ظلم و جور پر شده است.» (4)
خداوند متعال فلسفهی اساسی آفرینش انسانها را عبادت و بندگی معرفی کرده است (1)و این مهم، تنها زمانی حاصل میشود که شناخت آن ذات مقدس فراهم آید. پس از شناخت خداوند است که راه، هموار شده و موانع برطرف میشود. یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از کسانی هستند که خداوند را آنگونه که باید، شناختهاند. علی علیه السلام شناخت والای خداوند را در این افراد، اینگونه توصیف کردهاند: «مردانی مؤمن که خدا را چنان که شایسته است، شناختهاند و آنان، یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آخر الزماناند.» (2)
بنابراین، اولین قدم برای قرار گرفتن در صف یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شناخت پروردگار است.
شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
کسی که میخواهد از یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، ناگزیر باید شناخت آن حضرت را در رأس برنامههای خود قرار دهد؛ به گونهای که حاصل این معرفت و شناخت، آن باشد که آن حضرت را همواره ناظر و شاهد اعمال و رفتار خود بداند.
یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امام خویش را به بهترین وجه میشناسند و این شناخت آگاهانه، در تمامی وجودشان رسوخ کرده است. بنابراین، یار مهدی شدن، بدون شناخت آن حضرت امکانپذیر نخواهد بود. در روایات فراوانی چنین آمده است: «هر که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد، مرگش مرگ جاهلیت باشد» (3)و «هر کس از دنیا رود، در حالی که آشنا به امام خویش باشد، همانند کسی است که در خیمهی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در خدمت آن حضرت باشد.» (4)
گرچه حضرت در پس پردهی غیبت هستند، اما هرگز از چشم معرفت و شناخت انسانها پنهان و غایب نیستند. آنچه از ما خواسته شده، دیدن آن حضرت با بصیرت و آگاهی است، نه با چشم سر؛ آنگونه که عدهای تمام همتشان ملاقات با آن حضرت است .شوق دیدار آن حضرت و سعادت دیدن ایشان، اهمیت بسیاری دارد؛ ولی از آن مهمتر، شناخت و معرفت امام است که حاصل آن، ارتباط روحی با ایشان است.
در احادیث فراوانی آمده است که انتظار فرج و چشم داشتن به ظهور، باید با مواظبت بر وظایف شرعی و فضایل اخلاقی همراه باشد. آمادگی برای درک ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مفهوم انتظار نهفته است و این، کاملاً با برداشت ناصحیح از انتظار که ثمرهاش رخوت و سستی جامعه است، متضاد خواهد بود.
پیامبر اکبرم صلی الله علیه و اله و سلم و ائمه (علیهمالسلام) بر انتظار آن روز موعود و لحظه شماری در فرارسیدن حکومت حق که فقط بهدست آن حضرت تشکیل میشود، تأکید فراوانی کرده، آنرا از اصول اساسی دینداری شمرده و پاداشهای بزرگی برای منتظران آن بیان کردهاند. از همینرو، عالمانِ بزرگ، انتظار را یکی از وظایف مهم مردم در عصر غیبت و عنصری اساسی در زمینهسازی و حفظ روحیهی مناسب برای درک زمان ظهور میدانند و همواره مؤمنان را به رعایت این وظیفهی خطیر، با گفتار و کردار، ترغیب میکنند.پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله و سلم میفرمایند: «برترین کارهای امت من، انتظار فرج از خدای عزّوجل است.» (5)
بنابراین، انتظار از نوع عمل و کار است. امام صادق علیه السلام میفرمایند: «هرکس بخواهد از یاران قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف شود، باید منتظر باشد و با خویهای پسندیده عمل کند و با چنین حالی منتظر باشد. هر که بمیرد و پس از
مردنش، قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به پا خیزد، پاداش او همچون کسی خواهد بود که در دوران حکومت، آن حضرت را درک کرده باشد.» (1)
شکی نیست که دینداری در عصر غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از هر زمان دیگری مشکلتر و طاقت فرساتر است. امام صادق علیه السلام از آن سوی قرنها، سختی این دوران را اینگونه تصویر کردهاند: «صاحب این امر را غیبتی است که در آن، هر کس از دین خود دست برندارد، همانند کسی است که با کشیدن دست خود به ساقهی فتاد که بوتهای تیغدار است، خارهای آنرا بستُرَد.» آن حضرت مدتی سر به زیر افکندند و سپس فرمودند: «صاحب این امر، دارای غیبتی است. پس بندهی خدا باید پرهیزکاری و تقوا پیشه کند و به دین خود پایدار باشد... . »(2)
آزمایشهای دینی برای همهی ایمانآورندگان و در همهی زمانها، قانونی الهی است؛ اما در عصر غیبت، تمامی عوامل دستبهدست هم داده و این آزمایش را خیلی سخت کرده است. در این دوران، نگهداشتن دین بسیار دشوار است و بیشتر مردم، به انگیزههای گوناگون، ایمان دینی خود را در زندگی از دست میدهند. گسترش زمینههای ناباوری و افزایش انگیزههای انحراف و گریز از دین و نیز ستیزهجوییهای دشمنان با دینداری، از عوامل بسیار مهم این آزمایش است. آنانکه در این گردابهای ترسناک، دین خود را حفظ میکنند، از شأن و رتبهای بس رفیع برخوردار خواهند بود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند: « ای علی، بزرگترین مردمان در ایمان و یقین، کسانی هستند که در واپسین روزگار زندگی میکنند؛ پیامبرشان را مشاهده نکردهاند و امامشان پنهان است. پس، به سبب خواندن خطی بر روی کاغذ ایمان میآورند.» (3)
موفقیت در این آزمایش، نیازمند بینشی است که انسان دیندار در پرتو آن بتواند در برابر تحریفها و شبههها و تردیدها، دین خود را حفظ کند و با هیچیک از عوامل انحراف، خلوص دینی و دینداری خود را در فکر و عمل از دست ندهد.
اهداف حکومت مهدوی را در محورهایی نظیر رشد معنویت، حاکمیت و گسترش آیین اسلام و اجرای عدالت و گسترش آن میتوان طرح نمود:
جهان امروز جهانی است که معنویت در آن خیلی کمرنگ شده و پاکی و پاکدامنی، صداقت و درستکاری، تعاون و همکاری، گذشت و ایثار و احسان نیکوکاری جای خود را به هواپرستی و شهوت رانی، دروغ و دغل بازی، خودمحوری و موقعیت جویی، خیانت و جنایت، زیاده خواهی و افزون خواهی و افزون طلبی داده است.
حکومت مهدوی در راستای زنده ساختن این بخش از وجود انسان گام برمیدارد و برای جان بخشیدن به آن تلاش میکند تا طعم شیرین حیات واقعی و زندگی حقیقی را به آدمهای مسجود ملائک بچشاند و به همگان یادآوری کند که از ابتدا مقرر شده بود که آنان در چنان حیاتی تنفس کنند و عطر پاکیها و خوبیها را
با مشام جان استشمام کنند؛ چنانکه قرآن میفرماید: «یا أیُّها الَّذینَ ءَامَنُوا استَجِیبُوا لِلّهِ وَ لِلرَّسُولِ أذا دَعاکم لِمَا یُحییکم» (= ای کسانی که ایمان آوردهاید! زمانی که خدا و پیامبر، شما را به چیزی فرا خواندند که به شما حیات میبخشد، آنان را اجابت کنید)
مشکلی که در تمام تاریخ، به خصوص در عصر حاضر، گریبانگیر جوامع است، الحاد، شرک و تحریف در دین است. این کاستی خود موجب اختلافها، جنگها، هواپرستیها و انحرافات بسیار و باعث دور شدن از هدف اصلی زندگی [تقرب و نزدیکی به خداوند (عزّوجل)] است.
براین اساس، از برکات و ثمرات جاودان حکومت مهدوی ریشهکن شدن بیدینی، اختلاف در دین، شرک و دین ستیزی است و حاکمیت توحید و فراگیری دین مبین اسلام و آموزههای حیاتبخش و انسانساز آن. ثمرهی حاکمیت اسلام، تحقق جامعهی دینی و راهبری دین در رفتارها و گفتارهاست. (1)
یکی از واژههای مأنوس در ذهن آدمی، واژهی عدالت است. عدالت، آزادی، امنیت، آسایش، آرامش و ... از کلید واژههای حیات انسانی و از آرزوهای او بوده است. آدمی همواره تحقق آنرا در تمام شئون زندگی آرزو میکرده است و در مقابل، دیدن ظلم و تبعیض خاطر او را آزار میداده است.
اجرای عدالت و حقمحوری از بارزترین اهداف حکومت مهدوی میباشد، اما نکتهی اصلی این است که اجرای این سیاست همراه با برقراری شاخصها و معیارهای عدالت و آموزشهای همگانی، به منظور سهیم شدن همگان در اجرای عدالت، مقدور است. در روایت است: «او میزان (معیار) عدالت را در همگان میگذارد. پس احدی به دیگری ستم روا نمیدارد.»(2)«حضرتش زمین را از ظلم پیراسته میکند.»(3)و «به یقین کمترین اثری از ظلم و ستم باقی نخواهد ماند.» (4)
آن نظام جامع و جهانی که یک معصوم در رأس آن قرار گرفته ، نظامی است که آن نیازها را میشناسد و عدالت را برای همهی انسانها به نحو تامّ و تمام مقرّر میکند. وقتی این نظام عادل ایجاد شود، همهی انرژیها، تمام قدرتها و تمام توان انسانها در راه درست و در مسیر کمال انسانیت قرار میگیرد.
در این نیک شهر، مستضعفان پس از سپری کردن یک تاریخ مظلومیت، بر سریر پیشوایی زمین تکیه خواهند زد و این وعدهی الهی محقق میشود که فرموده است: «و نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضعِفُوا فِی الْأَرضِ وَ نَجعَلَهُمْ أئِمةً وَ نَجْعَلَهُمُ الوَارثین» ( و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند، منّت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] و وارث [زمین] کنیم.) (5)
آسیبهای پیش رو در دوران غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
برخی انتظار را صرفاً حالتی روانی و همراه با بی تحرکی میپندارند و نهایتِ وظیفهی خود را در این رابطه، دعا برای فرج فرض میکنند و وظایف خطیری نظیر امربهمعروف و نهیاز منکر را بر دوش خود احساس
نمیکنند. گوشهای از نتایج این دیدگاه از این قرار است: رکود و سستی، بیتوجهی به وضعیت جامعه، سرِ تسلیم فرو آوردن در مقابل بدیها و ستمها، بازیچهی سیاستبازان و منحرفان شدن، روزمرّگی و دنیاگرایی و ...
در مواجهه با چنین نگرشی باید پرسید که مگر ما در زندگی مادی و روزمرّه، به اندازهی نیازمان در باغچهها سبزه و گل نمیکاریم، نظم و نظافت ایجاد نمیکنیم. سنگهای مزاحم را کنار نمیزنیم، علفهرزهها و میکروبها و آلودگیها را از خانه و اطراف خود دور نمیریزیم و خود و خانواده را در روشنایی قرار نمیدهیم؟!
حال، چگونه است که وقتی به دین و خصوصاً آموزهی فراموش شدهی مهدویت میرسیم، به راحتی رفع مسئولیت میکنیم؛ با آنکه اگر هر فردی جمعهای کوچک فامیلی و دوستان خود را اصلاح کند، در واقع جامعه را به اصلاح هدایت میکند.
علاوه بر این، معنای حدیث پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم که میفرمایند:«خداوند به واسطهی مهدی، زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، چنانکه از ظلم و جور پر شده است»(1)این است که آن حضرت هر وقت بیایند، زمین را پر از عدل میکنند. معنای این حدیث این نیست که ایشان زمانی میآیند که زمین از ظلم پر شده باشد یا اینکه زمان ظهور حضرت وقتی است که هیچجا اثری از حق و عدل نمانده باشد و سراسر عالم را ستم فرا گرفته باشد. به تعبیر دیگر فساد هدف نیست؛ بلکه برای آمدن امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، آمادگی و عطشِ عدالت باید پدید آید و دیدن فساد و نابسمانیها، خود، انگیزهی آمادگی و عدالتخواهی است.
جوّ غالب اینگونه است که در نگاه ابتدایی، میگویند که همهجا (در ادارات، در خانه و بازار و مجامع جهانی و ... ) ظلمِ فراوان است و عدالت و حقوق افراد و قانون رعایت نمیشود. اما در شب تار هم ستارگانی در آسمان هستند که میدرخشند، نور میدهند و رهنمایند؛ درغیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز همیشه منتظرانِ واقعی و زمینه سازانی حضور دارند. لذا، امام صادق علیه السلام میفرمایند: «نه چنین است؛ به خدا سوگند، امر فَرَج تحقق نپذیرد تاهریک از شقی (بدبخت و ستمگر) و سعید (خوب و حامی حق) به نهایتِ کار خود رسند.»(2)
اولاً هیچ نهضت اصلاحی بدون زمینهسازیِ فکری و پرورش نیروهای فداکار میسّر نمیشود؛ ثانیاً، در قیام امامِ موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف باید موقعیت خود را مشخص کرده و آنرا حفظ کنیم. مبادا انقلابی را به انتظار بنشینیم که ما را نیز در ردیفِ ظالمان و غافلان، کیفر دهد! ثالثاً، باید دانست که پاداش اخروی، نتیجهی اعمال نیکِ دنیوی است؛ و این موضوع، ربطی به این ندارد که انسان در زمان غیبت، زندگی کند یا در عصر ظهور.
بعضی از افراد، به دلیل نداشتن نگاهی جامع به دین و بدون بررسی اسناد یا دلایل روایی، به شنیدهها و توّهمات خود بسنده میکنند و از اینرو، چهرهای قهرآمیز از امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ارائه میدهند. در مقابل، گروهی دیگر از ایشان شخصیتی تصویر میکنند که گویا هیچ مبارزه و جهادی ندارد و همهی امور را صرفاً با معجزه و کرامت حل میکند. هر دوی این برداشتها، به وادی افراط و تفریط گراییدهاند.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مطابقِ روایات و سیرهی پیشینیان صالح خویش، فردی است که برای انسانها از پدر و مادر مهربانتر است: «یکون... أشفَقَ عَلَیهِم مِن آبَائِهِم وَأُمَّهَاتِهِم و ... .» (3)این مهربان بودنِ ولیّ خدا، همچون مِهر خداوند کریم، حکمتی بزرگ دارد؛ او به مانند طبیبی حاذق است که تیغ جراحیاش تنها پس از به کار بردنِ انواع مداواها و سودمند نیفتادنِ آنها، به کارِ درمان دردهای بشر میآید.
عدهای با طرح مباحثی غیرمفید یا کمثمر، مانند نحوهی ازدواج یا چگونگی مسکن و تعداد فرزندان حضرت، اذهان افراد را از وظایف فردی و اجتماعی خویش نسبت به امام و نیز زمینهسازیِ لازم برای ظهور ایشان، دور میسازند.
البته این پرسشها پاسخ مناسبِ خود را میطلبد، ولی آنجا که لازمهی غیبت، مخفی بودن است و با توجه به ابهام موجود در روایات، نمیتوان به طور قطع نظریهای در اینباره مطرح ساخت؛ با این حال، عدهای همِّ خویش را بر این امور قرار داده و از مسائل واقعی و اصلی غافل ماندهاند.
شتابزدگی آفت دیگری است که دامن برخی افراد را گرفته است. نزدیک شمردن ظهور، مهیّای ظهور بودن و کوشش برای زمینهسازیِ ظهور، بسیار مفید است، اما نباید در این راه شتابزده بود. شتابزدگی ناشی از درک نکردنِ حکمت و مصلحت خدا (عزَوجل) در این امر است و گاه، یأس و ناامیدی افراد از ظهور حضرت یا گرایش آنان به شیّادان و مدّعیان دروغین را موجب میشود. امام جواد علیه السلام در اینباره میفرمایند: «... در زمان غیبت، عجلهکنندگان و شتابزدگان در امر ظهور، هلاک شوند و اهل تسلیم و صبر نجات یابند.» (1)نیز، از پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم روایت است که فرمودند: «خوشا بهحال صابران در دورهی غیبتِ او و استواران در محبتِ او... . » (2)
متأسفانه، افراد زیادی تمام همّت و تلاش خویش را در دیدار با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خلاصه کردهاند و دیگران نیز همین را القا میکنند؛ گویا شیعه هیچ وظیفهای جز دیدار امام ندارد! غافل از اینکه آنچه مهم است، عنایت و رضایت امام است وگرنه، در قرون اولیهی اسلام نیز بسیاری امامِ زمان خویش را دیدند و بر روی ایشان شمشیر کشیدند. دیدار امر مطلوبی است، اما آنچه مهم است و ویژگی منتظران آن امام نازنین است، انجام دادن وظایفی است که برای شیعهی منتظر در نظر گرفتهاند.
تذکر دیگر اینکه نباید فراموش کرد که دوران، دوران غیبت است و قرار نیست همه به خدمت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برسند.
آیا به جز مسلمانان، ادیان و ملل دیگر نیز به ظهور منجی و مصلح جهانی اعتقاد دارند؟
اعتقاد به ظهور منجی و مصلح جهانی عقیدهای عمومی و فراگیر است و بیشتر ادیان موجود برآناند که در واپسین دورهی تاریخ، «نجات دهندهای» ظهور خواهد کرد و جامعهای پر از صلح، عدالت و معنویت بنیان مینهد.
محمدامین زینالدین میگوید: «شکی نیست که اعتقاد به اصلاح جامعه از وضعیت موجود، از ابتدای تاریخ بشر در ذهن مردم وجود داشته است و از عقاید اختصاصی دین اسلام نیست؛ زیرا در ادیان آسمانی قبل از ظهور اسلام مشاهده میکنیم که همگی خبر از وقوع این حقیقت دادهاند و حتی صفات مصلح و راهکارهای اصلاحی او را نیز بیان کردهاند، گرچه نام او را مهدی و دعوت اصلاحی او را به نام مهدویت نگذاشتهاند... این عقیده و فکر حتی به ادیان دیگر از قبیل زردشتی و برهمنی و ... نیز سرایت کرده است.» (3)
آیا اهل سنّت به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اعتقاد دارند؟
آری، اهل سنّت هم مثل شیعه به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اعتقاد دارند: ابن حجر عسقلانی مینویسد: «تواترت الاخبار بانّ المهدی من هذه الامّه و أنّ عیسیبن مریم سینزل و یصلّی خلفه» (= براساس اخبار متواتر، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از این امت (اسلام) است و عیسیبن مریم نیز فرود خواهد آمد و پشت سرِ آن حضرت نماز خواهد خواند.) همچنین در آثاری نظیر صواعق محرقه، شرح مقاصد و منابع دیگر اهل سنّت به این امر اشاره شده است.
چگونه ممکن است کودکی به مقام امامت نائل شود؟
پاسخ کوتاه این شبهه این است که امامت موضوع فرعی و تکلیف فردی نیست؛ بلکه موضوعی اعتقادی و بنیادی است و در گفتمان امامت، نصب و تعیین امام فعل خداوند میباشد. دیگر آنکه این پدیده در میان پیامبران و امامان گذشته نیز سابقه داشته است؛ به طور مثال، خداوند به حضرت عیسی علیه السلام در کودکی، کتاب و حکمت عطا کرده است. قرآن راجع به حضرت یحیی علیه السلام میفرماید: «وَ اَتَیناهُ الحُکمَ صبِیّاً.» حضرت جواد علیه السلام در هشت سالگی و امام هادی علیه السلام در نُه سالگی به مقام امامت رسیدهاند.
در تاریخ امامت شیعه، اگر امامانی در سنین کودکی ادعای امامت را طرح کردند، در علم و عمل و گفتار خود، آنچه را هماهنگ با مقتضای امامت بود، بروز دادند و هرگز در انجام دادن وظایف امامت دچار مشکل نشدند و در مواجهه با مخاطبانی که در صدد آزمودنشان بودند، در بنبست علمی قرار نگرفتند؛ لذا معلوم میشود که امامت میراثی است آسمانی برای جمعی از بندگان برگزیده و مسئلهی سن در آن مطرح نیست.
فواید امامی که صدها سال از دیدهها پنهان بوده و امکان دسترسی به او وجود ندارد، چیست؟
در پاسخ این پرسش باید گفت: اول اینکه موضوع حیات و غیبت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تابع دلایل خود بوده و چون این معنا به اثبات رسد، باید به تمام لوازم آن پایبند بود. شایان ذکر است که استثنایی بودن مسئلهی غیبت و عمر طولانی، نمیتواند مانع از پذیرش واقعیتی باشد که با دلایل گوناگون به اثبات رسیده است؛ دوم اینکه فواید امام غایب، مانند بسیاری از مسائل اسرار آمیز دیگر، آنچنان با اسرار و حکمتهای الهی در آمیخته که شاید نتوان همهی ابعاد آن را کشف کرد. روایات انبوهی بر این دلالت دارد که خداوند زمین را هرگز بدون حجت رها نمیکند که اگر چنین شود، نظام عالم مختل شده و زمین اهلش را فرو میبرد؛ بر این اساس، این روایات را هرگز نمیتوان نادیده انگاشت. طبق این روایات، فیض وجود امام حتی در حالت غیبت هم بر گسترهی تکوین و اهل زمین استمرار مییابد و این از فواید بسیار مهم امام غایب عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
افزون بر این، فواید دیگری برای عقیده به امام حیّ میتوان تصور کرد؛ از جمله اینکه ایمان به امامی که هر لحظه امید به قیام و ظهور او میرود، شخص را در حالتی از آمادگی تام قرار میدهد که با جدیت فراوان، در راه اهداف و مقاصد دین استقامت ورزد و سختکوشانه در راه اصلاح کار خود و جهان پیرامون بکوشد. همچنین عقیده به حیات مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مهمترین پشتوانهی روحی منتظران است تا با احساس امید، مسئولیتهای دینی و اجتماعی خود را انجام دهند؛ نومیدی و سرخوردگی را از درون بزدایند و هر لحظه در انتظار فرج موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند.
مسئله طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چگونه توجیه پذیر است؟
آیتالله جوادی آملی در پاسخ به این سوال می فرمایند:
حیات طولانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برخلاف عادت است، امام برخلات علیّت نیست؛ به این معنان که به طور عادی کسی نمیتواند، هزار سال یا دههزار سال عمر کند، اما به صورت غیر عادی (خرق عادت) این کار ممکن است.
اگر بدانیم انسان چیست و چه کسی بدن او را اداره میکند، اصلاً چنین پرسشهایی مطرح نمیشود.
همه ذرات بدن در حرکت و تعویضاند و روح، همه حرکات این ذرات را تحت کنترل دارد. حال اگر روح انسان کاملی، برخلاف عادت (نظم عادی)، بهترین سلولها را جانشین کند و دقیقترین کنترلها را بر قسمتهای مختلف بدن داشته باشد، یک انسان کامل میتواند، میلیونها سال زنده بماند و این مطلب، امری است که در علم پزشکی امروز هم ثابت شده است. (1)
از نگاه تاریخی نیز باید گفت که در تاریخ، معمّرین (دراز عمر) فراوانی بودهاند که هر یک چند برابرِ افراد معمولیِ زمان خویش، زیستهاند؛ روشنترین و در عین حال مستندترین آن حضرت نوح علیه السلام است. قرآن تصریح میکند که وی 950 سال فقط پیامبر بوده است (2)و حتماً عمر ایشان بیش از این بوده است. داستان خضرِ نبی نیز مصداقی از این اصل کلی است. (3)
تعداد یاران اصلی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چند نفر میباشد؟
یاوران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که 313 نفر هستند، (4)با حضور خود فرمان موعود را لبیک میگویند و گرد آفتاب وجودش حلقه میزنند تا در رکاب او وعدهی الهی را تحقق بخشند و حاکمیت دولت اهلبیت (علیهمالسلام) را بر جهان بگسترانند.
یاوران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از نژاد خاص، قبیلهای با سابقه یا کشوری معروف گزینش نمیشوند، زیرا این نهضت قیامی عدالتگسترانه است و در راستای تحقق اسلام ناب، نژادپرستی در آن جایی ندارد. یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از سراسر جهان و دورترین شهرها و به تعبیر روایات، از «اقالیم الارض» ( کشورهای روی زمین) (5)و «اقصی البلاد» (از دورترین نقاط عالم) (6)گرد هم میآیند.
البته به جز 313 یار اصلی، انسانهای مؤمن و لایق دیگری نیز در زمرهی اصحاب عمومی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند بود. (7)
چند نفر از یاران اصلی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زن هستند؟
زنان متعهد، در تاریخ، نقش چشمگیری در حماسهها و قیامها داشتهاند و پیامآور حضور توأم با عزَت و عفَت بودهاند. وجود پنجاه زن جوان در میان 313 یار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حکایتگر جایگاه ویژهی آنان در عصر ظهور است. امام باقر علیه السلام میفرمایند: «سوگند به خدا، سیصد و سیزده نفر، بیوعدهی پیشین، گرد میآیند و در میان آنان پنجاه زن هست.» (8)
بیشک، کارآمدی زنان در عرصههایی جلوه مینماید که با سرشت و طبیعت ایشان سازگار باشد.
1) عبدالله جوادی آملی، نسیم اندیشه، دفتر یکم، قم: اسراء، ا ،1386ص 100و 101
2) عنکبوت/14.
3) جمعی از نویسندگان، چشم به راه مهدی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1375،ص343.
4) سیدبنطاوس، الملاحم و الفتن فی ظهور الغائبالمنتظر،قم: شریف رضی، 1370ش، ص148.
5) محمدبن ابراهیم نعمانی، الغیبة للنعمانی، تهران: صدوق، 1397ق، ص 319.
6) قطب راوندی،الخرائج و الجرائح، ج ،3قم: مدرسهی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 1409 ،ق،ص .1166
7) محمدباقر پورامینی، مهدی یاوران، تهران: بنیاد فرهنگی مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف،1385 ص 23.
8) العیاشی، ج ،1ص 64.
تصویر
طرح موضوع مهدویت در تمامی ابعاد آن، میتواند آثار اجتماعی و فردی بسیاری را به دنبال داشتهباشد. از میان این پیامدها میتوان به دو مطلب مهم به عنوان انگیزههای اصلی پیامبر عزیزمان از طرح موضوع مهدویت در تمامی فرصتهای ممکن، اشاره کرد.
الف. بازسازی روحیه و ایجاد امید در قلب مستضعفان و مظلومان عالم.
ب. ایجاد رعب و هشدارهای بازدارنده برای مستکبران و ظالمان عالم.
درگیری همیشگی مظلومین با ظالمین و عدم انحصار این دو انگیزه به دورهی زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم ، مهمترین دلیلی است که اوصیاء پیامبر یعنی حضرات معصومین علیهم السلام را نیز ملزم به سخن گفتن پیرامون ظهور منجب و ابعاد شخصیتی و حکومتی او مینمود.
وجود مقدس امام هشتم علیه السلام نیز از این قاعده مستثنی نبوده و بالغ بر 30 حدیث در موضوعات مختلف مهدویت از این امام معصوم به یادگار مانده است که روشن کنندهی راه برای منتظران منجی میباشد و در این نوشتار به گوشهای از فرمایشات ایشان به طور اجمالی اشاره خواهد شد.
سلیمان جعفری می گوید: از علی بن موسی الرضا علیه السلام پرسیدم: «آیا زمین از حجت خدا خالی می ماند؟» حضرت فرمودند: «اگر زمین به اندازهی چشم برهم زدنی از حجّت خالی میماند اهل خود را فرو میبلعید.» (1)
حضرت رضا علیه السلام در روایتی خبر از شرایط دوران غیبت فرزند خویش می دهند و در روایتی می فرمایند:« گویا شیعیان را میبینم که در هنگام از دست دادن سومین [امام] از نسل من در جستجوی امام خود بر می آیند، اما او را نمی بینند.» (2)
امام رضا علیه السلام در مورد اصل ظهور منجی و قطعی بودن این اتفاق و اینکه ایشان از خاندان پاک ائمه اطهار علیهم السلام میباشند، از جدّ بزرگوارشان روایتی را نقل میکنند که حضرت رسول صلی الله علیه و اله و سلم میفرمایند: «قیامت برپا نمیشود تا آنکه قائم برحق، از ما قیام کند.» (3)
ریّانبنصلت میگوید از امام رضا علیه السلام شنیدم که فرمود: «مهدی قائم فرزند حسن، خودش دیده نمی شود و بعد از غیبتش هم کسی نباید نامش را ببرد تا آنکه ظهور نماید و نامش را اعلان کند و همه ی مردم آن را بشنوند.» به آن حضرت عرض کردم: «سرورم، حتی اگر بگوییم: «صاحب غیبت، صاحب الزمان و مهدی؟» حضرت فرمود: «گفتن اینها جایز است؛ من شما را از تصریح به نام او نهی کردم تا اینکه نامش از دشمنان ما پوشیده بماند و او را شناسایی نکنند.» (4)
حسن بن خالد از حضرت رضا علیه السلام روایت میکند که آن حضرت دربارهی این فرمایش خداوند متعال که: « به گوش باش در آن روزی که منادی ندا میدهد ... آن روز، روز بیرون آمدن است» فرمود: «یعنی روز قیام فرزندم مهدی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف.» (1)
غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بنا به حکمتهای پنهانی و آشکاری از سوی خداوند متعال اتفاق افتاده است. برای فهمیدن دلایل این غیبت بهترین راه مراجعه به سخنان حضرات معصومین عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد. حضرت رضا علیه السلام در مورد چرایی غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در حدیثی که پاسخ به این سؤال است میفرمایند: «برای اینکه بیعت هیچکس را بر گردن نداشته باشد.» (2)لذا بنابر فرمایش حضرت رضا علیه السلام یکی از دلایل غیبت عدم وامداری آن حضرت و اتکال مطلق ایشان به ذات مقدّس پروردگار است تا هیچکس نتواند از ایشان به ناحق طلبی داشته باشد و حضرت بتوانند عدالت را بدون کوچکترین کمی و کاستی اجرا نمایند.
حفظ و پایبندی به دین دوران غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از سخت ترین اعمال به شمار می رود.ابن محبوب از امام ابوالحسن الرضا علیه السلام روایت کرده که فرمودند: «ناگزیر فتنهای سخت و سهمگین رخ خواهد داد که در آن همهی دوستان و نزدیکان صمیمی فرو میافتند. زمانی این فتنه به وقوع خواهد پیوست که شیعیان، سومین از نسل مرا از دست دهند... » (3)و این به معنای دشواری امتحانهای آخرالزمان است و اینکه عدهی بسیار اندکی با وجود غیبت و ندیدن امام خود بر دین آن حضرت که همان اسلام ناب است باقی می مانند.
مجاشعی از امام رضا علیه السلام از پدرش از پدرانش روایت کرده که پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: «زمانی بر مردم می آید که در آن زمان دل مؤمن در درون سینهاش ذوب میشود چنان که سرب در آتش؛ زیرا شاهد بلاها و بدعتها در دینشان است، اما نمی تواند از آن جلوگیری کند.» (4)
موضوع انتظار صحیح در روایات و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام بسیار تاکید شدهاست و در کلام ائمه علیه السلام بر اهمیت آن در دوران غیبت تصریح شدهاست. محمد بن فضیل میگوید: از ابوالحسنالرضا علیه السلام دربارهی فرج پرسیدم، فرمود: «مگر نمیدانی که انتظار فرج، خود نوعی فرج است؟!» سپس فرمود: «خدای توانا می فرماید: منتظر باشید که من نیز همراه شما از منتظرانم.» (5)
امام رضا علیه السلام در مورد دعا برای سلامتی و فرج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و همچنین یاری آن حضرت به مقاتل بن سلیمان که یکی از اصحاب ایشان بود فرمودند:«در دعای دست نماز جمعه دعا کن: بار خدایا! کار بندهات و خلیفهات را سامان ده به آنچه پیامبران و رسولانت را با آن سامان دادی، و او را در احاطهی فرشتگانت قرار ده، و با روح القدس خود تأییدش فرما، و پیشاپیش و پشت سرش نگهبانی بگمار که از هر گزندی محافظتش کند. و پس از بیم و هراسش، امنیتی برایش جایگزین فرما که تو را پرستد و چیزی را شریک قرار ندهد، برای هیچ یک از آفریدگانت بر ولیّ خود سلطهای قرار مده، و اجازهاش ده تا با کسانی که دشمن تو و او هستند جهاد کنند، و مرا از یارانش قرار ده، که تو بر هر کاری توانایی.» (1)
تکرار این دعای پر معنا در هر جمعه نشانگر اهمیّت دعا برای فرج و همچنین استمداد از خداوند متعال برای حفظ آخرین ذخیرهی الهی میباشد و بیانگر مقولهی مهدویت در زمان امامان معصوم علیهم السلام است.
1) مصباح المتهجد، ص 367.
تصویر
در زمان ظهور مهدی موعود – سلاماللهعلیه - که خداوند ذخیره کرده است او را از باب اینکه هیچ کس در اولین و آخرین، این قدرت برایش نبوده است و فقط برای حضرت مهدی موعود بوده است که تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد و آن چیزی که انبیا موفق نشدند به آن با اینکه برای آن خدمت آمده بودند، خدای تبارک و تعالی ایشان را ذخیره کرده است که همان معنایی که همة انبیا آرزو داشتند، لکن موانع، اسباب این شد که نتوانستند اجرا بکنند و همة اولیا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند، به دست این بزرگوار اجرا بشود...
وقتی که ایشان ظهور کنند- انشاءالله خداوند تعجیل کند در ظهور او- تمام بشر را از انحطاط بیرون میآورد، تمام کجیها را راست میکند...
تمام نفوسی که هستند انحرافات در آنها هست. حتی نفوس اشخاص کامل هم، در آن انحرافاتی هست ولو خودش نداند. در اخلاقها انحراف هست، در عقاید انحراف هست، در اعمال انحراف هست و در کارهایی هم که بشر میکند انحرافش معلوم است و ایشان مأمورند برای اینکه تمام این کجیها را مستقیم کنند و تمام این انحرافات را برگردانند به اعتدال که واقعاً صدق بکند«یملا الارض عدلا بعد ما ملئت جوراً». (1)
ما امید این را داریم که یک قدرت اسلامی، قدرت عدل، قدرتی که در پناه عدل باشد، نه در پناه سرنیزه ... یک همچو قدرتی پیدا بشود و تمام بشر با هم باشند. به ما این وعده را دادهاند که در یک وقتی که امام زمان – سلاماللهعلیه - ظهور کند- این- اختلافات از بین می رود و همه برادروار با هم هستند، دیگر زورمند و زورکشی در کار نیست.(2)
ببینید تحت مراقبت هستید، نامة اعمال ما میرود پیش امام زمان- سلاماللهعلیه- هفتهای دو دفعه(بهحسب روایت) ... نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان- سلاماللهعلیه- یک وقت چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان- سلاماللهعلیه- باشد.
صحیفة امام؛ ج8، ص391
ابراهیم خلیل، در اول زمان و حبیب خدا و فرزند عزیزش مهدی موعود - روحی فداه - در آخر زمان از کعبه ندای توحید سردادند و میدهند ... و مهدی منتظر در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر میدهد و بشریت را به توحید میخواند.
انقلاب مردم ایران نقطة شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت- ارواحنا فداه- است که خداوند بر همة مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. (4)
ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همة ستمگران را در کشورهای اسلامی میشکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدی- صلی الله و علیه و آله- است به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه میدهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی و مصلح کل و امامت مطلق حق امام زمان- ارواحنا فداه- هموار میکنیم.
ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد، در مقابل ظالم بایستد و مشتش را گره کند و توی دهنش بزند و نگذارد که اینقدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد، ما تکلیف داریم آقا! اینطور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان- سلاماللهعلیه- هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانه هایمان، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم: «عجّل علی فرجه» عجّل با کار شما باید تعجیل بشود، شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او و فراهم کردن اینکه مسلمین را با هم مجتمع کنید، همه با هم بشوید، إنشاءالله ظهور میکند ایشان.
شاید این وصفی که برای حضرت صاحب- سلاماللهعلیه- ذکر شده است، دنبال همین آیة شریفه که میفرماید: قُل إنّما أعظُکُم بواحدةٍ أن تقوموا للِه مثنی و فُرادی. دنبال همین معنا باشد که همه باید قیام بکنیم، قیام واحد که بالاترین قیام، همان قیام آن شخص واحد است و همة قیامها باید دنبال آن قیام باشد و «قیام لله» باشد.
خدای تبارک و تعالی میفرماید که:«من فقط یک موعظه دارم به شما، قل انّما اعظکم بواحده، به امت بگو که فقط من یک موعظه دارم به شما و آن موعظه این است که قیام کنید و قیام لله باشد، قیام لله کنید، البته آن حضرت قیام لله میفرمایند و آن لِلّهی که و آن خلوصی که برای ایشان هست برای دیگران نیست؛ لکن شیعههای بزرگوار آن حضرت هم باید پیروی از او بکنند در اینکه قیام کنند لله، برای خدا.
اکنون که دوران غیبت امام- علیهالسلام- پیش آمده و بناست احکام حکومتی اسلام باقی بماند و استمرار پیدا کند و هرجومرج روا نیست، تشکیل حکومت لازم میآید. عقل هم به ما حکم میکند که تشکیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانیم جلوگیری کنیم، اگر به نوامیس مسلمین تهاجم کردند دفاع کنیم.
شرع مقدس هم دستور داده که باید همیشه در برابر اشخاصی که میخواهند به شما تجاوز کنند برای دفاع آماده باشید. برای جلوگیری از تعدّیات افراد نسبت به یکدیگر هم، حکومت و دستگاه قضایی و اجرایی لازم است. چون این امور بهخودیخود صورت نمیگیرد، باید حکومت تشکیل داد.
یکی از چیزهایی که امام در روزهای آخر به من توصیه میکردند، خواندن دعای عهد بود. ایشان میگفتند: «صبح ها سعی کن این دعا را بخوانی، چون در سرنوشت دخالت دارد.»
امام حتی در موقعی که در بیمارستان بستری بودند، از انس با کتاب مفاتیح الجنان غافل نبودند.
پس از رحلت جانگداز ایشان که مفاتیحشان را از بیمارستان به بیت منتقل میکردیم، متوجه شدیم امام در مفاتیح خود در کنار دعای شریف عهد که آن را یک اربعین میخواندند، تاریخ شروع را هشت شوال نوشتهاند.
در قضیهی ولادت آن بزرگوار و اعتقادی که به این حقیقت است، اگر انسان در دو ناحیه و در دو جهت جستجو کند، آثار عظیمی را مشاهده میکند؛ اوّل، از جهت معنوی و روحی و تقرب الی اللَّه و جهات تکامل فردی انسان است. کسی که اعتقاد به این مسأله دارد، چون با مرکز تفضّلات الهی و نقطهی اصلی و کانون شعاع رحمت حق، رابطهای روحی برقرار میکند، توفیق بیشتری برای برخورداری از وسایل عروج روحی و تقرب الیاللَّه دارد. به همین خاطر است که اهل معنا و باطن، در توسّلات معنوی خود، این بزرگوار را مورد توجّه و نظر دائمی قرار میدهند و به آن حضرت توسّل میجویند و توجّه میکنند. نفسْ پیوند قلبی و تذکّر و توجّه روحی به آن مظهر رحمت و قدرت و عدل حق تعالی، انسان را عروج و رشد میدهد و وسیلهی پیشرفت انسان را روحا فراهم میکند.
این، یک میدان وسیع است. هر کس که در باطن و قلب و دل و جان خود، با این بزرگوار مرتبط باشد، بهرهی خودش را خواهد برد. البته، توجّه به کانون نور، باید توجّه حقیقی باشد. لقلقهی زبان در این زمینه، تأثیر چندانی ندارد. اگر انسان، روحاً متوجّه و متوسّل شد و معرفت کافی برای خود به وجود آورد، بهرهی خودش را خواهد برد. این، یک میدان فردی و تکامل شخصی و معنوی است. (1)
امام زمان (علیه سلاماللَّه)، رمز عدالت و مظهر قسط الهی در روی زمین است. به همین جهت است که همهی بشریت، به شکلی انتظار ظهور آن حضرت را میکشند. البته مسلمانان به صورت مشخص، این انتظار بزرگ را معلوم کردند و شیعیان نسبت به شخصی که این لباس بر قامت او دوخته شده است، آگاهیهای روشن و مشخصکنندهای هم دارند. لذاست که موضوع امام زمان (عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف)... امیدی است در دل بنیآدم. این امید، به بازوان قوت میبخشد، به دلها نور میدهد و معلوم میکند که هر حرکت عدالتخواهانهای، در جهت قانون و گردش طبیعی این عالم و تاریخ بشر است. به همین خاطر است که وقتی ملت ما، قبل از پیروزی انقلاب به مبارزات مشغول بودند، احساسشان این بود که در جهت پیشرفت به سمت آرمان بشریت حرکت میکنند. بعد از پیروزی انقلاب هم احساس ملت ایران این است که هر حرکت و هر اقداممان؛ هر مبارزهای که کردیم و هر رنجی که تحمل نمودیم، در جهت مقصودی است که میان آحاد بشر و همهی اهل معرفت مشترک است. مقصود، استقرار عدالت، و هدف، رسیدن به عدل برای بشر است. و اسلام این عدل را تأمین میکند. (2)
یک جهت از ثمرات ظهور متوجه است به میدان زندگی اجتماعی و عمومی و آن چه مربوط به سرنوشت بشر و ملتهاست. در این زمینه، اعتقاد به قضیهی مهدی و موضوع ظهور و فَرَج و انتظار، گنجینهی عظیمی است که ملتها میتوانند از آن بهرههای فراوانی ببرند.
شما کشتیای را در یک دریای توفانی فرض کنید! اگر کسانی که در این کشتی هستند، عقیده داشته باشند که اطرافشان تا هزار فرسنگ، هیچ ساحلی وجود ندارد و آب و نان و وسایل حرکت اندکی داشته باشند، چه کار میکنند؟ آیا هیچ تصوّر میشود که اینها برای آنکه حرکت کنند و کشتی را پیش ببرند، تلاشی بکنند؟ نه؛ چون به نظر خودشان، مرگشان حتمی است. وقتی انسان مرگش حتمی است، دیگر چه حرکت و تلاشی باید بکند؟ امید و افقی وجود ندارد.
یکی از کارهایی که میتوانند انجام دهند، این است که در این مجموعهی کوچک، هر کس به کار خودش سرگرم شود. آن کسی که اهل آرام مردن است، بخوابد تا بمیرد و آنکه اهل تجاوز به دیگران است، حق دیگران را بگیرد تا آنکه چند ساعتی بیشتر زنده بماند. طور دیگر هم این است که کسانی که در همین کشتی هستند، یقین داشته باشند و بدانند که در نزدیکی شان ساحلی وجود دارد. اینکه آن ساحل دور و یا نزدیک است و چقدر کار دارند تا به آن برسند، معلوم نیست؛ اما قطعاً ساحلی که در دسترس آنهاست، وجود دارد. این افراد چه کار میکنند؟ تلاش میکنند که خود را به آن ساحل برسانند و اگر یک ساعت هم به آنها وقت داده شود، از آن یک ساعت برای حرکت و تلاش صحیح و جهت دار، استفاده خواهند برد و فکرشان را روی هم خواهند ریخت و تلاششان را یکی خواهند کرد تا شاید بتوانند خود را به آن ساحل برسانند. امید، چنین نقشی دارد. همین قدر که امیدی در دل انسان به وجود آمد، مرگ بالهای خود را جمع میکند و کنار میرود. امید موجب میشود انسان تلاش و حرکت کند، پیش ببرد، مبارزه کند و زنده بماند. فرض کنید ملتی در زیر سلطهی ظالمانهی قدرت مسلّطی قرار دارد و هیچ امیدی هم ندارد. این ملت مجبور است تسلیم شود. اگر تسلیم نشد، کارهای کور و بیجهتی انجام میدهد. اما اگر این ملت و جماعت، امیدی در دلشان باشد و بدانند که عاقبتِ خوبی حتماً وجود دارد، چه میکنند؟ طبیعی است که مبارزه خواهند کرد و مبارزه را نظم خواهند داد و اگر مانعی در راه مبارزه وجود داشته باشد، آن را بر طرف خواهند کرد. (1)
عقیده به امام زمان، نمیگذارد مردم تسلیم شوند؛ به شرطی که این عقیده را درست بفهمند. وقتی که این عقیده به طور حقیقی در دلها جا بگیرد، حضور امامِ غایب در میان مردم حس میشود. امام بزرگوار و عزیز و معصوم و قطب عالم امکان و ملجأ همهی خلایق، اگر چه غایب است و ظهور نکرده، اما حضور دارد. مگر میشود حضور نداشته باشد؟ مؤمن، این حضور را در دل خود و با وجود و حواس خویش حس میکند. آن مردمی که مینشینند، راز و نیاز میکنند؛ دعای ندبه را با توجّه میخوانند و زیارت آل یاسین را زمزمه میکنند و مینالند، میفهمند چه میگویند. آنها حضور این بزرگوار؛ را حس میکنند؛ ولو هنوز ظاهر نشده و غایب است. غیبت او، به احساس حضورش ضرری نمیزند. ظهور نکرده است؛ اما هم در دلها و هم در متن زندگی ملت حضور دارد. مگر میشود حضور نداشته باشد؟ (2)
شیعهی خوب کسی است که این حضور را حس کند و خود را در حضور او احساس نماید. این، به انسان امید و نشاط میبخشد. این ملت بزرگ، بیش از همه چیز به همین امید نیاز دارد؛ ملتی که در راه خدا و برای عظمت اسلام، مجاهدت و مبارزه میکند و افتخار طول تاریخ بشر و همهی تاریخ اسلام شده و پرچم اسلام را در زمان ما به اهتزاز در آورده است. چنین ملتی، بیشتر از همهی چیز، به همین امید درخشان احتیاج دارد. آن اعتقاد، این امید را به او میبخشد.
... ملتی که به خدا معتقد و مؤمن و متّکی است و به آینده امیدوار است و با پردهنشینان غیب در ارتباط است؛ ملتی که در دلش خورشید امید به آینده و زندگی و لطف و مدد الهی میدرخشد، هرگز تسلیم و مرعوب نمیشود و با این حرفها، از میدان خارج نمیگردد. این، خصوصیّت اعتقاد به آن معنویّتِ مهدی (علیه آلاف التّحیة والثناء) است. عقیده به امام زمان، هم در باطن فرد، هم در حرکت اجتماع و هم در حال و آینده، چنین تأثیر عظیمی دارد. این را باید قدر دانست. (3)
جامعهیی که به مهدویت معتقد است، قوت قلب پیدا میکند. این قوت قلب برای ملتها خیلی مهم است. بدانید تسلط استعمار بر کشورهای اسلامی بعد از آن بود که توی دل ملتها را خالی کردند؛ آنها احساس ضعف کردند؛ احساس عدم توانایی کردند، بعد اینها آمدند و با قدرت بر آنها مسلط شدند.
امروز هم همینجور است. ما در روابط سیاسی و دیپلماسی دنیا داریم جلوی چشممان میبینیم که یکی از بزرگترین شگردهای استکبار جهانی این است که میخواهد دل مسؤولان کشورهای گوناگون را - حالا در کشورهای اسلامی - خالی کند و احساس بیپشتوانگی به آنها تزریق کند، تا آنها احساس کنند که چارهیی ندارند جز اینکه زیر بار مثلاً امریکا بروند. این احساس ضعف، بلای بزرگی است.. . احساس ضعف برای یک ملت، خیلی احساس خطرناک و سم مهلکی است. یکی از برکات اعتقاد به مهدویت این است که انسان احساس اطمینان میکند؛ احساس قوت قلب میکند؛ احساس قدرت میکند. و ملت ما بحمداللَّه اینگونه است. (1)
ما آن وقتی میتوانیم حقیقتاً منتظر به حساب بیاییم که زمینه را آماده کنیم. برای ظهور مهدی موعود ارواحنافداه زمینه باید آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل کردن به احکام اسلامی و حاکمیت قرآن و اسلام است. اولین قدم برای حاکمیت اسلام و برای نزدیک شدن ملتهای مسلمان به عهد ظهور مهدی موعود ارواحنافداه، بهوسیلهی ملت ایران برداشته شده است؛ و آن، ایجاد حاکمیت قرآن است؛
ملتی که به خدا معتقد و مؤمن و متکی است و به آینده امیدوار است و با پرده نشینان غیب در ارتباط است؛ ملتی که در دلش خورشید امید به آینده و زندگی و لطف و مدد الهی میدرخشد، هرگز تسلیم و مرعوب نمیشود و با این حرفها، از میدان خارج نمیگردد. این، خصوصیت اعتقاد به آن معنویت مهدی علیه آلاف التحیة والثناء است. عقیده به امام زمان، هم در باطن فرد، هم در حرکت اجتماع و هم در حال و آینده، چنین تأثیر عظیمی دارد. این را باید قدر دانست.
امام زمان ارواحنافداه با اقتدار و قدرت و تکیه بر تواناییای که ایمان والای خود او و ایمان پیروان و دوستانش، او را مجهز به آن قدرت کرده است، گریبان ستمگران عالم را میگیرد و کاخهای ستم را ویران میکند.
درس دیگر اعتقاد به مهدویت و جشنهای نیمهی شعبان برای من و شما این است که هر چند اعتقاد به حضرت مهدی ارواحنافداه یک آرمان والاست و در آن هیچ شکی نیست؛... اما این آرمانی است که باید به دنبال آن عمل بیاید. انتظاری که از آن سخن گفتهاند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست.
انتظار به معنای این است که ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم.. سرباز منجی بزرگی که میخواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بینالمللی مبارزه کند، احتیاج به خودسازی و آگاهی و روشنبینی دارد... ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفهای نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا برای ظهور آن بزرگوار آماده شویم. اعتقاد به امام زمان به معنای گوشهگیری نیست. ...امروز اگر ما میبینیم در هر نقطهی دنیا ظلم و بیعدالتی و تبعیض و زورگویی وجود دارد، اینها همان چیزهایی است که امام زمان برای مبارزه با آنها میآید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را برای مبارزه با اینها آماده کنیم.(1)
معنای انتظار فرج به عنوان عبارة أخرای انتظار ظهور، این است که مؤمن به اسلام، مؤمن به مذهب اهلبیت(علیهم السلام) وضعیتی را که در دنیای واقعی وجود دارد، عقده و گره در زندگی بشر میشناسد... امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای اینکه فرج برای همهی بشریت به وجود بیاورد، ظهور میکند که انسان را از فروبستگی نجات بدهد؛ جامعهی بشریت را نجات بدهد؛ بلکه تاریخ آیندهی بشر را نجات بدهد. انتظار فرج یعنی قبول نکردن و رد کردن آن وضعیتی که بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگی انسانیت حاکم شده است. این معنی انتظار فرج است.
اعتقاد به امام زمان، به معنای گوشهگیری نیست. جریانهای انحرافی قبل از انقلاب تبلیغ میکردند، الان هم در گوشه و کنار تبلیغ میکنند که امام زمان میآید و اوضاع را درست میکند؛ ما امروز دیگر چه کار کنیم! چه لزومی دارد ما حرکتی بکنیم! این مثل آن است که در شب تاریک، انسان چراغ روشن نکند؛ چون فردا بناست خورشید عالمتاب بیاید و روز بشود و همۀ دنیا را روشن میکند. خورشیدِ فردا، ربطی به وضع کنونی من و شما ندارد. امروز اگر ما می بینیم در هر نقطۀ دنیا ظلم و بی عدالتی و تبعیض و زورگویی وجود دارد، اینها همان چیزهایی است که امام زمان برای مبارزه با آنها میآید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را برای مبارزه با اینها آماده کنیم.
چند خصوصیت در این عقیدۀ مهدویت هست، که این خصوصیات برای هر ملتی، در حکم خون در کالبد و در حکم روح در جسم است. یکی، امید است. گاهی اوقات دستهای قلدر و قدرتمند، ملتهای ضعیف را به جایی میرسانند که امیدشان را از دست میدهند. وقتی امید را از دست دادند دیگر هیچ اقدام نمیکنند، میگویند چه فایدهای دارد؟ ما که دیگر کار از کارمان گذشته است، با چه کسی دربیفتیم؟ چه اقدامی بکنیم؟ برای چه تلاش بکنیم؟ ما که دیگر نمیتوانیم! اعتقاد به مهدویت، به وجود مقدس مهدی موعود ارواحنا فداه، امید را در دلها زنده میکند. هیچ وقت انسانی که معتقد به این اصل است، ناامید نمیشود.
چرا؟ چون میداند یک پایان روشن حتمی وجود دارد، برو برگرد ندارد. سعی میکند که خودش را به آن برساند.(1)
بزرگترین وظیفهی منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوی و اخلاقی و عملی و پیوندهای دینی و اعتقادی و عاطفی با مؤمنین و همچنین برای پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند. کسانی که در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شرکت میکردند، منتظران حقیقی بودند. کسی که وقتی کشور اسلامی مورد تهدید دشمن است، آمادهی دفاع از ارزشها و میهن اسلامی و پرچم برافراشتهی اسلام است، میتواند ادعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدانهای خطر قدم خواهد گذاشت. اما کسانی که در مقابل خطر، انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را میبازند و زانوانشان سست میشود؛ کسانی که برای مطامع شخصی خود حاضر نیستند حرکتی که مطامع آنها را به خطر میاندازد، انجام دهند؛ اینها چطور میتوانند منتظر امام زمان به حساب آیند؟ کسی که در انتظار آن مصلح بزرگ است، باید در خود زمینههای صلاح را آماده سازد و کاری کند که بتواند برای تحقق صلاح بایستد.(2)
تصویر
توضیحات شرکت در مسابقه
سؤالات از متن موجود طر ح شده است و افراد بالای 12سال میتوانند در این مسابقه شرکت نمایند
برای شرکت در مسابقات فرهنگی، به روشهای زیر میتوانید اقدام کنید
ارسال پیامک به سامانه ی 3000802222
مراجعه به بخش مسابقات پرتال جامع آستان قدس رضوی به نشانی:www.aqr.ir
برای شرکت در مسابقه از طریق پیامک کافی است شمارهی گزینههای صحیح سؤالات را به صورت یک عددپ نج رقمی از چپ به راست، پس از ذکر نام مسابقه، به همراه نام و نامخانوادگی، به سامانه 3000802222 پیامک نمایید
مثال: چشم به راه 14232مبینا عبداللهی
هر فرد فقط یک بار میتواند در مسابقه شرکت نماید. پیامک های تکراری حذف میشود.
آخرین مهلت شرکت در مسابقه پایان ماه مبارک شعبان(94/3/27)می باشد.
قرعه کشی به صورت روزانه انجام میشود و نتیجه قرعهکشی از طریق همین سامانه به اطلاع برندگان خواهد رسید.
تذکر: مطالب، نظرات و پیشنهادهای خود را در پیامک جدا گانهای ارسال نمایید.
تلفن تماس: 32002569-051
این متن حاوی آیات قرآن و اسماء متبرکه میباشد.
شایسته است در حفظ حرمت آن کوشا باشیم.
سؤال اول:
آیه ی پنجم سوره ی مبارکه ی قصص، بر کدام گزینه دلالت دارد؟
1-اهمیت شناخت و معرفت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
2-مواظبت بر وظایف شرعی و فضایل اخلاقی و تلاش برای زمینه سازی حکومت موعود
3-سختی و طاقت فرسابودن دینداری در عصر غیبت
4-تحقق وعدهی الهی بر پیشوایی و به ارث رسیدن زمین به مستضعفین.
سؤال دوم:
«امر فر ج تحقق نپذیرد تا هریک از شقی(بدبخت و ستمگر) و سعید(خوب و حامی حق) به نهایت کارخود رسند».این فرمایش از کدام امام معصوم علیه السلام نقل شده است؟
1-امام صادق علیه السلام
2-امام کاظم علیه السلام
3-امام هادی علیه السلام
4-امام حسن عسگری علیه السلام
سؤال سوم:
چند نفر از یاران اصلی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را زنان تشکیل میدهند؟
1- 13 نفر
2- 30 نفر
3- 40 نفر
4- 50 نفر
سؤال چهار م:
امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران کودکی، با رسیدن به مقام رسالت کدام پیامبران الهی شباهت دارد؟
1-حضرت یعقوب و حضرت عیسی علیهما السلام
2-حضرت عیسی و حضرت یوسف علیهما السلام
3-حضرت یحیی و حضرت عیسی علیهما السلام
4-حضرت یحیی و حضرت یعقوب علیهما السلام
سؤال پنجم:
طبق متن مسابقه فرهنگی«چشم به راه،» کدام گزینه درست نیست؟
1- بیشتر ادیان الهی به ظهور منجی و مصلح جهانی اعتقاد دارند
2- حیات طولانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برخلاف عادت است، اما برخلاف علیت نیست
3- اولین قدم برای قرارگرفتن در صف یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ،اطاعت کامل از دستورات ایشان است
4- کسانی که در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته درصفوف دفاع مقدس شرکت میکردند، منتظران حقیقی بودند.
تصویر