ghaemiyeh.com
عاشوری، اعظم، 1350
درآمدی بر انس با قرآن / اعظم عاشوری؛ [برای] مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما. - قم: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1384.
92ص. (مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما؛ 941)
6000 ریال: ISBN 964-514-014-5
فهرست نویسی بر اساس اطلاعات فیپا.
کتابنامه: ص. 89 - 90؛ همچنین به صورت زیرنویس.
4د2ع / 4/65BP159/297
بسم الله الرحمن الرحیم
درآمدی بر انس با قرآن
کد: 941
نویسنده: اعظم عاشوری
ناشر و تهیه کننده: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
لیتوگرافی: سروش مهر
چاپ: امیران
نوبت چاپ: اول / 1384
شمارگان: 1400
بها: 600 تومان
حق چاپ برای ناشر محفوظ است
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
پست الکترونیکی: Email: IRC@IRIB.COM
تلفن: 2935803 و 2910602 نمابر: 2933892
شابک: 5-014-514-964ISBN: 964-514-014-5
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
کتابی که پیش رو دارید، تلاشی درباره انس با قرآن است. امید است آنچه از این رهآورد حاصل میآید، مأنوس شدن با این کتاب ارزشمند باشد. همچون انس مادر به فرزند و انس انسانهای صالح با حقیقت مطلق.
انس گرفتن، واکنش طبیعی انسان در قبال پدیدههایی است که در خود نسبت به آنها گرایش دارند که در بعضی موارد نیز عامل فرو رفتن انسانها در گمراهی و فساد میشود؛ مانند انس بت پرستان با چوب، سنگ و اشیای بیجان و انس انسانهای منحرف با شیطان و گرایشهای نفسانی خویش که به واسطه آن حتی جهانی را به آتش و خون کشیده و در ظلمت فرو بردهاند.
ولی بالاترین انسها، انس بیواسطه انسان با خدای خویش است. عارفان این انس را منشأ اصلی حرکت خلقت و مایه حرکت از کثرت به وحدت میدانند. شاعران از آن، به عشق میان عاشق و معشوق تعبیر کرده و فیلسوفان از آن به عنوان دلیلی بر وحدت وجود یاد میکنند.
ولی چون به مکتب انبیا و برگزیدگان الهی رو میآوریم، مشاهده میکنیم
که انس با خداوند، به راحتی و از کوتاه ترین راه ها وبا رویکرد های عملی تؤام بوده است. از آن پیرزن گرفته که از چرخ ریسندگی خود به عنوان دلیلی بر وجود حضرت حق و انس با وی یاد میکند، تا جوانی که در مسیر انس با معبود، شهادت را بر انس با همسر مقدم میدارد و یا آن کسی که کمک به همسایه و دوست و فامیل و برادر مسلمان را به عنوان دلیلی محکم بر انس با خداوند بر میشمرد، همه از دست پروردههای این مکتباند.
در این نوشتار، مجال آن نیست که به تبیین کامل این موضوع پرداخته شود، ولی همین قدر بس که در مکتب اسلام، قرآن به عنوان بهترین و مطمئنترین راه انس با حضرت حق تعریف شده است. انس با امامان معصوم علیهمالسلام و پیروی از سیره آنان به عنوان قرآن ناطق نیز در طول انس با حضرت حق تبیین میشود. چندان که از نظر شیعه اگر کسی به تمامی دستورات و احکام اسلام هم عمل کند، ولی محبّت و انس با اهل بیت علیهمالسلامرا در دل نداشته باشد، در بدبختی و فلاکت و گمراهی غوطهور خواهد شد.
متأسفانه امروزه در بسیاری از جوامع مسلمان، انس با امور دنیوی بر انس با قرآن مقدم شده است. در جامعه دینی خودمان نیز اگرچه با برگزاری مسابقات گوناگون قرآنی، تشویق کودکان، نوجوانان و جوانان به حفظ و قرائت، توجه به قرآن بیشتر شده است، ولی میان وضعیت فعلی و آن چه مطلوب جامعه اسلامی است، تفاوت بسیار است.
نویسنده محترم خانم اعظم عاشوری در این نوشتار کوشیده است راههای انس با کتاب هدایت الهی را بررسی کند تا هرچه بیشتر قرآن به متن زندگی روزمرّه وارد شود. با تشکر از نویسنده محترم، امیدواریم این نوشتار مورد
استفاده برنامهسازان ارجمند برنامههای صدا و سیما قرار گیرد.
انّه ولیّ التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
بخوان به نام پروردگارت، آن کس که آفرید، انسان را از خون بسته شده خلق کرد، بخوان! و پروردگار تو از همه کریمتر است. آن کس که نوشتن با قلم را آموخت و به انسان آن چیزی را یاد داد که هرگز برای او امکان دانستنش نبود. (علق: 1 - 5)
قرآن، کتاب خلقت و راهنمای بشریت به سوی پاکی و رستگاری است. کتابی که زمانه، آن را دستخوش دگرگونی نمیسازد و راهزنان ایمان هرگز بر ساحت قدسی آن راه نمیبرند. یگانه شاهکار خلقت و عظیمترین گهر گنج آفرینش که هماهنگی تمامی خلقت را در اندرون خود باز مینمایاند. کتابی که با خواندنش، دردهای پنهان و آشکار مداوا میگردند و چون انسانِ سرگشته، پناهگاهی جهت انس و الفت جستوجو میکند، هرگز جان پناهی باارزشتر از آن را پیدا نمیکند. آن سان که بتواند بیپیرایه آن را به اصل خویش پیوند دهد و به روزگار وصل خود باز گرداند. کتابی که چون با آن مأنوس شویم، ما را از تاریکیهای شک و تردید و ابهام به در برده و به روشنیهای یقین و اطمینان وارد میکند؛ و چون آدمی، با این یار دیرین که از عالم نور با او همراه بوده است رفاقت و دوستی برقرار میکند، دیگر چیزی جز عقوبت الهی او را نمیترساند و پایش در هیچ لغزشگاهی نمیلغزد؛ لغزشگاههایی که لحظه به لحظه در کمین آدمی نشسته و بسیاری را به پرتگاههای نابودی و هلاکت و بدبختی پرتاب کردهاند. پس چه شایسته مینماید که انسان لحظهای در هم نشینی با این رفیق شفیق درنگ نکند و
هیچ گونه تأملی را در این زمینه روا ندارد. مونسی که بدون هیچ اجر و مزد، و تنها با برداشتن یک گام، انسان را به بلندترین جایگاه خلقت میرساند و او را در کنار معبودش مصداق نفس مطمئنه میکند.
از آن جا که انس با قرآن، یکی از ضرورتهای ایمانی یک مسلمان است، برای رسیدن به این مهم، باید قرآن را با تدبر تلاوت کرد تا در رابطهای تنگاتنگ، قرآن به مونس ما تبدیل شود. به عبارت دیگر، علاقه و اشتیاقی آمیخته با عشق و معرفت است که این اتصال و به هم پیوستگی را محقق میسازد. اگر بخواهیم چنین انسی را نسبت به قرآن تحصیل کنیم، مهمترین عامل موثر در تحصیل آن شناخت شأن قرآن کریم است. انس واقعی با قرآن دارای دو رکن اساسی است:
معرفت به قرآن؛
عشق و علاقه وافر به قرآن.
از نظر یک مسلمان، قرآن کلام وحی است که بر زبان مبارک پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله نازل شده است و نشان دهنده راه مستقیمی است که انسان باید در آن گام بردارد تا بتواند به سر منزل مقصود که خداپرستی و تقرب به سوی اوست، برسد؛
همان مقصدی که تمام پیامبران از زمان خلقت انسان برای نیل به آن برانگیخته شدهاند.
عقل بشری به دلیل آن که در مقام علم و عمل دچار لغزش و خطا میشود و تحت تأثیر وهم و خیال و غرایز حیوانی قرار میگیرد، به تنهایی نمیتواند انسان را در رسیدن به سعادت و کمال یاری کند و از این جهت است که انسان نیازمند هدایت و دستگیری بالاتر از عقل بشری است. پیشرفتهای بشر در علوم تجربی و انسانی نیز تا کنون نتوانسته است انسان را از هدایت خداوند در قالب کلام وحی که همان قرآن کریم است، بینیاز سازد. از اینرو، قرآن، تنها منبعی است که در این زمینه میتواند روشنگر راه انسان باشد تا او بتواند به قلّههای رفیع معنویت و کمال صعود کند. با این حال، انسان هر چه در شناخت خود و طبیعت پیش میرود، حقانیّت وحی و قرآن را بیشتر درک میکند. بنابراین جوامع بشری هر چه از نظر علومتجربی، تمدن مادی، گسترش صنعت و سیطره بر طبیعت، پیشرفت کنند، هیچ گاه بینیاز از وحی الهی نخواهند شد.
قرآن به عنوان تنها کتابی که جامع معارف است، به تمام ابعاد وجودی
انسان پرداخته است و مخاطب خود را با بسیاری از مسایل اخلاقی عبادی، اجتماعی و... آشنا میسازد.
به واقع، قرآن کتاب هدایت است و هرکس با آن انس بگیرد و آیات نورانی آن را تلاوت کند و به تدبّر و فهم آن بپردازد، به یقین به گوهر حقایق دست خواهد یافت و در سایه عمل به این حقایق و معارف از گمراهی و خطا در امان خواهد ماند. قرآن شفای قلبهاست،
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُومِنینَ وَ لا یَزیدُ الظّالِمینَ إِلاّ خَسارًا. (اسراء: 82)
ما آنچه از قرآن فرستادیم، شفای دل و رحمت الهی برای اهل ایمان است و بر زیانکاران جز زیان نمیافزاید.
به همین خاطر، برای مخاطب حقیقی او شفابخش و رحمت آفرین است؛ و هر کس به قرآن مراجعه کند بدون گرفتن شفای خود، باز نمیگردد؛ زیرا اگر بخواهد به واقع درمان شود با شفای قرآن بهبود مییابد.
هر کس بتواند با قرآن انس برقرار کند، همه بیماریهای اعتقادی و اخلاقی او درمان میشود. از جمله جهل را که بدترین بیماریها است، با علم درمان میکند، شک را با یقین، اندوه و غم را با آرامش، ترس و هراس را با طمأنینه و اضطراب و دل نگرانی را با عزم و ثبات برطرف میسازد. از اینرو، توصیه آیه شریفه که میفرماید: «آن مقدار که برای شما میسر است قرآن را تلاوت کنید» (مزمّل: 20)(1)قابل تأمل است.
1) . فاقروا ماتیسرّ من القرآن، سوره مزمل، آیه 20.
قرآن، ریسمان الهی است که انس، تدبّر و عمل به آن، انسان را به مقام صالحان میرساند که در آن مقام، دوستی و سرپرستی خداوند محقق خواهد شد و راهی برای وسوسه شیطان نخواهد بود.
خدای سبحان، قرآن را «کتاب مبین» مینامد: «قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبینٌ؛ همانا از جانب خدا برای هدایت شما نوری عظیم و کتابی آشکار آمده است». (مائده: 15)
در جای دیگر آن را شفای دل و رحمتی برای اهل ایمان میداند: «نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُومِنینَ؛ ما آنچه از قرآن فرستیم، شفای دل و رحمت الهی برای اهل ایمان است». (اسراء: 82) خداوند به وسیله این کتاب هر کس را که از پی رضا و خشنودی او باشد به راههای سلامت هدایت میکند: «یَهْدی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ؛ خدا به وسیله کتاب هر کس را که از پی رضا و خشنودی او راه سلامت را جستوجو کند، هدایت نماید». (مائده: 16)
راههای سلامت گرچه در پایان به رهایی از هر رنج و اندوهی میانجامد، ولی طی مسیر در آنها، بدون دشواری نخواهد بود. با این حال، اگر کسی رضای حق را طلب کرد، خداوند سبحان، با قرآن و نور هدایتش او را از این گذرگاههای پرخطر عبور میدهد. قرآن کریم نوری است که اگر انسان با آن انس گیرد، او را از تاریکیهای خود بینی و خود محوری بیرون میآورد و به نور معرفت پروردگار رهنمون میسازد؛ آنچنان که خداوند به پیامبرش میفرماید: «کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ؛ این کتابی است که ما
نازل کردیم تا مردم را از تاریکیها خارج و به سوی نور هدایت کنی». (ابراهیم: 1)
چنان که در جای دیگر میفرماید:
«وَ جَعَلْنا لَهُ نُورًا یَمْشی بِهِ فِی النّاسِ؛ خداوند به وسیله نور هدایتش، مؤمن را یاری میکند تا در میان مردم حرکت کند». (انعام: 122)
همچنین میفرماید:
لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَی الْمُومِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ. (آل عمران: 164)
خداوند بر اهل ایمان منت نهاد که رسولی را از خود آنان در میانشان برانگیخت که بر آنها آیات خدا را تلاوت کند و نفوس آنان را تزکیه سازد و به آنها احکام کتاب و شریعت و حقایق را بیاموزد.
خداوند درباره انس با قرآن و مقام صالحان میفرماید:
إِنَّ وَلِیِّیَ اللّهُ الَّذی نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّی الصّالِحینَ. (اعراف: 196)
بیتردید سرور من آن خدایی است که قرآن را فرو فرستاد و همو دوستدار شایستگان است.
این آیه کریمه، در برگیرنده چند نکته به هم پیوسته است؛ زیرا میفرماید: خدا دوست و سرپرست رسول است؛ همان خدایی که کتاب را نازل فرموده و دوست و سرپرست صالحان نیز هست. با توجه به این ارتباط، میتوان این گونه استنباط کرد که شرط دوستی و ولایت خداوند، صالح بودن انسان است که در طول انس با کتاب الهی قرار گرفته است. به تعبیر دیگر، بهترین راه صلاح، انس با قرآن است و اگر کسی به قرآن عملکند صالح میشود. دوستی و سرپرستی خداوند نیز از راه قرآن محقق خواهدشد.(1)
1) [1] . عبد اللّه جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج 1، ص 240.
الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُومِنُونَ بِهِ (بقره: 121)
کسانی که به آنان کتاب آسمانی دادیم؛ در حالی که آن را به درستی و خوبی تلاوت کنند. آنان در زمره ایمان آورندگان هستند.
باید به این نکته توجه داشت که به جا آوردن حق تلاوت، تنها رعایت حرکات و اعراب و تجوید نیست، بلکه معنای اصلی آن پیگیری و استمرار در عمل به آیات است که با تدبّر و فکر و تعقل همراه است. در جای دیگر بر همین معنا تاکید میشود:
إِنَّمَا الْمُومِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهِ زادَتْهُمْ إیمانًا وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ. (انفال: 2)
مؤمنان همان کسانیاند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توکل میکنند.
معصومین علیهمالسلام به عنوان کسانی که در فهم قرآن و عمل به آن الگو و اسوه مؤمنان هستند، با تعابیر گوناگونی انس با قرآن را بزرگترین مایه نجات و رستگاری آدمیان دانسته و همگان را به این امر مهم فرا خواندهاند. از جمله پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمودهاند:
القرانُ هُدیً مِن الضَّلالةِ و تبْیانٌ مِنَ الْعَمی وَ اسْتِقالةٌ مِنَ الْعَثْرَةِ و نورٌ مِنَ الظُّلْمَةِ و صِیناءٌ مِنَ الْاَحْداثِ و عِصْمَةٌ مِن الْهَلَکَةِ و رُشْدٌ مِنْ الْغَوایَةِ و بَیانٌ مِنَ الْیَقینِ وَ بَلاغٌ مِنَ الدُّنْیا اِلی الْاخِرةِ و فیه کَمالُ دینِکُمْ و ما عُدِلَ عَنِ
الْقُرانِ الاّ اِلی النّار.(1)
قرآن هدایتی در دل گمراهی و روشنگری در کوری است و نگهدارندهای است از لغزش و نوری است در تاریکی و در پیشآمدها روشنیبخش است. نگهدارندهای در برابر هلاکتهاست و رشدی است بر فراز گمراهیها؛ پیامرسایی از دنیا تا آخرت است و در آن کمال دین نهفته است و آن کس که از قرآن عدول کند، جایگاه او در آتش خواهد بود.
حضرت علی علیهالسلام خطاب به فرزندش ابن حنیفه فرمود:
بر تو باد تلاوت قرآن و عمل به آن، و لزوم فرایض و شرایع و حلال و حرام و امر و نهی آن و تهجد به آن و تلاوتش در شب و روزت؛ و چون قرآن عهد خدای تعالی به خلق اوست، پس بر هر مسلمانی واجب است که هر روز در عهد او نظر کند هرچند پنجاه آیه باشد و بدان که درجات بهشت بر عدد آیات قرآن است؛ چون روز قیامت شود به قاری قرآن گویند: بخوان قرآن را و بالا برو، پس در بهشت بعد از پیامبران و صدیقان درجه کسی رفیعتر از درجه قاری قرآن نمیباشد.(2)
امیرمؤمنان علی علیهالسلام در وصف پرهیزگارانی که با قرآن مأنوساند میفرماید:
آنها شب هنگام برپا ایستاده و قرآن را با تدبر تلاوت میکنند، جان خود را با آن محزون میسازند و داروی درد خود را از آن برمی گیرند، هرگاه به آیهای که در آن شوق و امید است، میرسند، با علاقه فراوان به آن روی آورده و با چشم جانشان بسیار در آن تأمل میکنند، گویی تحقق آیه را به
چشم میبینند و هرگاه به آیهای که در آن بیم و انذار است، میرسند، گوشهای دلشان را برای شنیدنش باز کردهاند، چنان که گویی صدای ناله آتش سوزان دوزخ و به هم خوردن زبانههایش در گوش جانشان طنین انداز است.(1)
امام صادق علیهالسلام در اهمیت تعلیم قرآن میفرماید:
یَنبَغی لِلمؤمن ان لایموتَ حتی یَتَعَلّمَ القران، اَویکونَ فی تعلیمه.
سزاوار است انسان مؤمن نمیرد؛ مگر قرآن را فراگرفته باشد یا در حال فراگیری آن باشد.(2)
امام سجاد علیهالسلام نیز فرمودهاند:
آیات قرآن همانند خزینهها هستند، پس چون هر خزینه را گشودی سزاوار است که در آن نظر کنی.(3)
از جمله وصیتهای امیرمؤمنان علیهالسلام به اصحاب خود چنین بود: بدانید قرآن در روز، هدایتگر شما در هر عملی است که انجام میدهید و برنامه کار، راه گشا و اسوهای برای کار شماست و در تاریکی و ظلمت شب نوری است که چون همه در خواب رفتند، شما با تلاوت گاه و بیگاه آن، در نمازهای شب با خواندن سورههای بزرگ در عالمی از نور و صفا و سرور وارد میشوید و با خواندن هر آیهای به باغی جداگانه وارد میشوید و عقبه تاریک و کریه ظلمانی را با چراغ آن چنان روشنایی میبخشید که چشمها را
خیره میکند و این تاریکی سپری میشود تا سپیده فجر صادق، که طلوع خورشید را نوید میدهد. ولی گویی شما در تاریکی نبوده و احساس ظلمت نکردهاید و این چنین در اوج فقر و دشواریهای زندگی مادی نیز قلب و اندیشه شما به انوار آیات قرآن منوّر خواهد بود.
امام صادق علیهالسلام نیز در اینباره میفرماید:
به راستی کسی که با قرآن همدم است و آن را با مشقّت حفظ میکند، دو اجر دارد.(1)
و در جای دیگری نیز میفرماید:
چون در خانهای، مرد مسلمانی قرآن بخواند، اهل آسمان آن خانه را به یکدیگر نشان دهند، آن چنان که اهل زمین، اختران درخشان را به هم نشان میدهند.(2)
خداوند رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام را از هرگونه آلودگی منزه و پاک فرموده است و به همین دلیل، ایشان میتوانند به طور کامل با روح و جان قرآن در ارتباط باشند و تجلی خداوند را در قرآن مشاهده کنند؛ در حالی که دیگران از شهود کامل جلوه حق تعالی بیبهرهاند. آری، آنها انسانهای کاملی هستند که سیره و روش زندگی شان در تمام
لحظات با حقیقت قرآن پیوند خورده است و چنین است که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و سیره او در قرآن به عنوان اسوه جامعه بشری معرفی میشود: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ قطعا برای شما [در اقتدا به ]رسول خدا سرمشقی نیکوست.» (احزاب: 21)
خداوند متعال، پیامبر صلیاللهعلیهوآله را با صفات گوناگونی میستاید و سنت و سیره سودمند آن حضرت را در همه جوانب تبیین میکند. یکی از اوصافی که باعث میشود رسولاکرم صلیاللهعلیهوآله به عنوان اسوه انسانها معرفی شود، تلاوت قرآن، تدبر در آن و عمل به آن است؛ یعنی همان کاری که خداوند متعال آن را به عنوان یک فریضه بر پیامبرش قرار داد:
إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذی حَرَّمَها وَ لَهُ کُلُّ شَیْءٍ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُسْلِمینَ وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدی فَإِنَّما یَهْتَدی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّما أَنَا مِنَ الْمُنْذِرینَ. (نمل: 91 و 92)
ای رسول بگو من مأمورم که تنها خدای این سرزمین را که حرمش را در آنجا قرار داده، پرستش کنم؛ خدایی که مالک همه چیز است و مأمورم که از تسلیم شدگان فرمان او باشم و نیز مأمورم که قرآن را به حکم وظیفه و رسالت تلاوت کنم. پس هرکس هدایت یافت به نفع خود هدایت یافته و هرکس گمراه شد به زیان خود اقدام کرده است و بگو که همانا من از انذار کنندگان هستم.
خداوند متعال در جای دیگر ادب تلاوت را به پیامبرش گوشزد کرده و میفرماید: «وَ رَتّلِ القُران ترتیلا؛ قرآن را با ترتیل و آوای خوش بخوان»
(نحل: 98)
هم چنان که این اسوه حسنه نیز به پیروانش چنین سفارش میکرد.
در جای دیگر خداوند میفرماید:«الم نشرح لکَ صدرک؛ آیا سینه تو را برای
پذیرش حقیقت گشاده نکردیم؟» (انشراح: 1) بدیهی است هر کس از شرح صدر برخوردار باشد، به همان نسبت میتواند اهل تدبّر در قرآن باشد و با آن مأنوس شود.
بنابراین، معلوم میشود که پیامبر صلیاللهعلیهوآله به قرآن بیش از هر کسی انس داشته و بیش از هر کلامی و چیز دیگری با قرآن مأنوس بوده است. شاهد آن که آن حضرت در تمام مراحل بعد از بعثت میکوشید سیره زندگی خود را بر اساس معیارهای قرآن کریم تنظیم کند که نمونههای آن را میتوان حتی در چگونگی عبادتهای آن حضرت یافت؛ آن چنان که آن حضرت به امر خداوند به شب زندهداری میپرداخت: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقامًا مَحْمُودًا؛ و پاسی از شب را زنده بدار تا برای تو [به منزله] نافلهای باشد، امید که پروردگارت تو را به مقام ستوده برساند». (اسراء: 79)
یعنی اگر بخواهی به مقام محمود برسی باید شب زنده دار باشی و آن حضرت به اندازهای در برپا داشتن این عبادت به خود زحمت میداد که آیه نازل شد: «ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقی؛ ای رسول ما قرآن را از آن برای تو نازل نکردیم که از کثرت عبادت خدا و جهد و کوشش در هدایت خلق خویشتن را به رنج افکنی». (طه: 2)(1)
در بیان کیفیت نمازشب آن حضرت آمدهاست که وی وسایل وضو گرفتن و مسواک کردن را از قبل مهیا میفرمود و خوابی طولانی نداشت، بلکه لحظهای میخوابید و سپس بیدار میشد و همواره پاسدار حرم دل بود تا
1) . نک: تفسیر المیزان، ج 14، تفسیر سوره طه.
مبادا غفلت در آن راه پیدا کند؛ هر وقت بیدار میشد، به آسمان نگاه میکرد و آیاتی از قرآن را تلاوت میکرد.(1)
روش اهل بیت پیامبر صلیاللهعلیهوآله نیز که پرورش یافته مکتب وحیاند، همانند سیره رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله منعکس کننده انس با قرآن است.
علی علیهالسلام در عصر خلافتش شخصا در بازار کوفه قدم میزد و به راهنمایی مردم میپرداخت و هنگامی که از کنار فروشندگان عبور میکرد، آیات روح بخش قرآن را تلاوت میفرمود و مکرر این آیه را میخواند: «تِلْکَ الدّارُ اْلآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی اْلأَرْضِ وَ لا فَسادًا وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ؛ ما خانه آخرت را برای آنان که در زمین اراده برتری جویی و فساد و سرکشی ندارند، مخصوص میگردانیم و حسن عاقبت، خاص پرهیزگاران است». (قصص: 83)
محقق معروف اهل سنت محمد احمد نوازی مینویسد:
علی علیهالسلام همه قرآن را حفظ کرد، بر اسرارش آگاه شد و گوشت و خونش با قرآن درآمیخت، چنان که بررسی کننده نهج البلاغه این مطلب را در مییابد.1(2)
بانوی نمونه اسلام و پرورش یافته مکتب قرآن، فاطمه زهرا علیهاالسلام که در خانه نبوّت و مرکز نزول وحی پرورش یافت، از همان دوران جوانی با کلام وحی آشنا و مأنوس شد و سپس همراه با همسر خویش علی علیهالسلاماین گنجینه عظیم را به فرزندان معصوم و مطهرش هدیه کرد.
امام حسین علیهالسلام نیز جان و روحش با قرآن مأنوس و همدم بود و سرانجام به تأسی از سیره قرآنی جدّ بزرگوارش، جانش را در راه پایداری
قرآن و احکام الهی به جانان هدیه کرد.
در عصر تاسوعا هنگامی که دشمن میخواست حمله کند، امام علیهالسلام به حضرت ابوالفضل فرمود:
به آنها بگو امشب را به ما مهلت دهند؛ زیرا خدا میداند که من نماز، تلاوت قرآن و دعا و استغفار را دوست دارم. امشب را به ما مهلت دهند تا به مناجات و تلاوت قرآن و دعا بپردازم.(1)
سیره امام هشتم شیعیان حضرت رضا علیهالسلام نیز هم چون اجداد مطهرش علیهالسلام سیرهای قرآنی بود. آن حضرت در گفت و گو با مردم، پاسخها و مثالهایی که در ضمن گفتارش میآورد، برگرفته از قرآن بود. نقل میکنند آن حضرت در هر سه روز یک بار تمام قرآن را تلاوت میکرد و میفرمود: اگر خواسته باشم میتوانم در کمتر از سه روز قرآن را ختم کنم، ولی هرگز به هیچ آیهای نمیرسم مگر این که در معنی آن و این که در چه موضوع و چه وقت نازل شده است، فکر میکنم.(2)
تمامی اهل بیت علیهمالسلام چنین سیره و روشی داشتند و از بالاترین درجه انس با قرآن برخوردار بودند و اخلاق، سیره، افکار و عمل آنها تحقق آیات قرآن بود.
امام خمینی رحمهالله در این باره میگوید:
و اگر مسلمانان جهان به انگیزه انبیا علیهمالسلام که عصاره آن در آخرین کتاب انسانساز، قرآن کریم این کتاب هدایت که از مبدا نور «الله نور السماوات و الارض» به مشکات قلب نورانی خاتم الرسل صلیاللهعلیهوآله تابش نمود تا قلوب انسانها را از حجابهای ظلمات برهاند و عالم را نورٌ علی نور کند، پی برند و به اقیانوس نور متصل شوند، هرگز در اسارت شیطان و شیطان زادگان در نمیآیند و برای چند روز مسند توهمی و ریاستهای خیالی، داغ ننگ و ذلت را بر جبین خویش نمیپذیرند و برای تقرّب به شیطان بزرگ و طرح اسارت بار کمپ دیوید و اشتباه آن به جستوخیز برنمیخاستند. هان ای قطرههای جدا از اقیانوس قرآن و اسلام، به خود آیید و به این اقیانوس الهی متصل شوید و به این نور مطلق استناره کنید تا چشم طمع جهان خواران از شما ببرد و دست تطاول و تجاوز آنان قطع شود و به زندگانی شرافتمندانه و ارزشهای انسانی برسید.(1)
آیت الله خامنه ای درباره انس با قرآن میگوید:
1) . صحیفه نور، ج 17، ص 30.
اگر با قرآن انس پیدا کنید، میبینید که دل و جان شما نورانی میشود، بسیاری از ظلمات و ابهامها در قلب و روح انسان به برکت قرآن زدوده میشود. به برکت قرآن است که از ظلمات اوهام، اشتباهات و خطاها به نور هدایت راه مییابد. قرآن کتاب معرفت است.
آهنگهای قرآن یک هنر اسلامی، یک موسیقی کامل است. انس با قرآن یعنی قرآن را خواندن و باز خواندن و در مفاهیم قرآنی تدبّر کردن و آنها را فهمیدن است. جوانان و نوجوانان عزیز باید روز به روز رابطه و انس خود را با قرآن مجید بیشتر کنند و خانوادهها عطر قرآن را در خانهها بیفشانند. مردم باید قرآن را بخوانند؛ بفهمند و به آن عمل کنند.(1)
سیدجمالالدین اسدآبادی میگوید:
مدینه فاضله انسانی و صراط مستقیم بشری، قرآن مجید است؛ گرامی دستور مقدسی که نتیجه شرافت کل ادیان به حق عالم و برهان قاطع خاتمیت مطلق دین اسلام تا پایان جهان و ضامن سعادت دارین و فوز نشأتین است. آه! آه! چسان فواید امروز آن از فرط جهل و غفلت در امور ذیل است: تلاوت بالای قبور در شبهای جمعه، مشغولیت صائمین، زباله مساجد، کفاره گناه، بازیچه مکتب، چشم نظر قربانی، قسم دروغ، مایه گدایی، زینت قنداق،... و سرمایه کتاب فروشیها.
وا اسفا! فقط یک سوره والعصر که سه آیه بیش نیست، اساس نهضت یک دسته اصحاب صفه گردید که از فیض همین مختصر سوره میمون، شرکزار بتخانه مکه را قبل از هجرت، آستان وحدت و یزدان خانه بطحا نمودند. آه! وا اسفا! این کتاب مقدس آسمانی، این گرامی تصنیف حضرت سبحانی، این مایه کل السعادات انسانی از دیوان سعدی و حافظ و مثنوی امروزه کمتر محل اعتنا و مورد اهتمام است.
1) . مجموعه حدیث ولایت، دفتر پژوهشهای فرهنگی، ص 12.
در هر مجمعی که یکی از منسوجات شعری خوانده شود، نفسها از ته کشیده، چشمها، گوشها، دهنها برای او باز مانده و چه اندازه مواعظ و معانی عرشی و فرشی از او استفاده کنند و برعکس قرآن که هرگز در هیچ جا با قیل و قال و فکر کار کنی مزاحم نخواهد بود.
«و إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» و چه نفوس خودمان را از اطاعت مقدّسات است برگردانیم، تو هم سعادت و شرافت ما را به ذلت و نکبت تبدیل فرمودی. بر شما باد بزرگترین ذکر خدا و استوارترین برهان او (قرآن)؛ زیرا که آن نور تابنده خداست. آن نوری که به وسیله آن انسان از تاریکی خاطرات سوء بیرون آمده و از ظلمت وسواسها رها میگردد و همانا چراغ نجات است. هر که بدان هدایت شده، نجات یافت و هر کس از آن تخلف ورزید، تباه شد. هر که در آن سلوک ورزد، هدایت گردد و هر که از آن بیرون افتد، گمراه شود.(1)
گوته ریاضی دان و شاعر معروف آلمانی در این باره میگوید:
ما در ابتدا به علت وسوسه کشیشان و مخالفت آنها، از قرآن روی گردان بودیم، ولی طولی نکشید که این کتاب توجه ما را به خود جلب نمود و ما را دچار حیرت ساخت تا آن جا که در برابر اصول و قوانین علمی و بزرگ آن سر تسلیم فرود آوردیم. این کتاب، در مطابقه الفاظ با معانی آن، عظمت امتیازاتش آشکار میگردد، شأن و علو و برتری آن بیشتر جلوهگر میشود. من معتقدم که این کتاب به زودی اثر نجات بخش و عمیق خود را در سراسر
1) . محمد جواد صاحبی، سید جمال الدین اسد آبادی، صص 54 و 55.
گیتی به جای گذارده و بالاخره جهان مدار خواهد شد.(1)
ژول لابوم خاورشناس فرانسوی مینویسد: «تعلیمات و مواعظ قرآن تنها برای سران قوم عرب نبوده است، بلکه جهانی است.»(2)نام برده در مقدمه فهرست قرآن مینویسد: «مردم از هر نژاد و ملتی که هستند، منصفانه باید موقعیت بشریت را از نظر علمی، قبل از اسلام مورد مطالعه قرار دهند تا اعتراف کنند که علم و دانش به معنای وسیع آن به وسیله مسلمانان برای جهانیان آورده شده است. مسلمانان علوم و دانش خود را از قرآن، که مانند دریای دانش بود، گرفته و از آن نهرهایی ساختند. قرآن برای همیشه زنده است و هرکس از مردم جهان به قدر درک و استعداد خود از آن بهره برمیدارند».(3)
دکتر گوستاو لوبون، مستشرق فرانسوی و وزیر فرهنگ وقت آن کشور در کتاب تمدن اسلام و عرب، مینویسد: «مکتب اخلاق قرآن عالیترین روش فضایل اخلاقی است. قرآن مردم را به صدقه و احسان و پیوست با خویشاوندان و دادن حقوق مستحقان و مراعات بیوه زنان و درماندگان و اهتمام در امر آنها دعوت کرده و این تربیت و آداب به مراتب بالاتر از انجیل و آداب آن است.»(4)
تولستوی اندیشمند و نویسنده مشهور روسی در کتابی به نام «حکم محمد» چنین میگوید: «هر کس که بخواهد سادگی و بیپیرایه بودن اسلام را دریابد، باید قرآن مجید را مورد مطالعه قرار دهد. در آن جا قوانین و تعلیماتی بر مبنای حقایق روشن و آشکار صادر و احکام آسان و ساده برای عموم بیان شده است. در این کتاب آیات فراوانی است که به خوبی بر مقام عالی دین اسلام و پاکی روح آورنده آن گواهی میدهد».(1)
بلر خاورشناس معروف مینویسد: «لغت قرآن، فصیحترین لغات عرب و اسلوب بلاغت آن طوری است که افکار را به سوی خود جذب میکند. قرآن دارای مواعظی است آشکار و به زودی برای همیشه بیمعارض خواهد بود. هر کس که از این کتاب به خوبی پیروی کند، زندگی آرام و گوارایی خواهد داشت.(2)
در قرآن کریم آیات بسیاری وجود دارد که ساختار وجودی انسان و حالتهای گوناگون روان او را متذکر شده و علل انحراف و هم چنین راههای تهذیب و تربیت و تداوی روان انسان را نشان داده است. آیاتی که در تبیین روان انسان وجود دارند به مثابه نشانههایی هستند که انسان برای شناختن خود و ویژگیهای گوناگونش میتواند از آن راهنمایی بجوید و
برای دست یابی به روشی درست به منظور تهذیب و تربیت نفس خویش، این گونه آیات را مد نظر قرار دهد. ما میتوانیم به کمک حقایقی که در قرآن درباره انسان و صفات و حالات روانی او آمده است، انگیزههای اصلی رفتار او و عواملی را که در تکامل شخصیت و ایجاد بهداشت روانی او تاثیر به سزایی دارند، بشناسیم؛ و این میتواند هموار کننده راه گونهای از «روانشناسی» باشد که نتایج و حقایق آن با حقایق برگرفته از قرآن هماهنگی داشته باشد.(1)زیرا باور ما این است که آفریدگار به طبیعت و اسرار آفرینش مخلوق خود داناتر است: «أَ لا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطیفُ الْخَبیرُ». (ملک:14)
در این قسمت سیره و روش چند تن از علمای دینی را در انس با قرآن بیان میکنیم تا به این نکته واقف شویم که چگونه آنان سیره ائمه: را ادامه دادهاند.
نوشتهاند شیخ مفید شبها اندکی میخوابید و بیشتر به نماز و مطالعه و یا تلاوت قرآن مجید میپرداخت.(2)
محدث قمی مینویسد: «میر داماد قرآن مجید را بسیار تلاوت مینمود، به طوری که یکی از افراد مورد اعتماد برای من نقل میکرد که هر شب، پانزده
جزء قرآن را میخواند».(1)
عباداتی که شیخ انصاری از سن بلوغ تا آخر عمر، بر آن مداومت میکرد، گذشته از فرایض، قرائت یک جزء قرآن، به جا آوردن هر روزه نماز جعفر طیار، زیارت جامعه و عاشورا بود.(2)
علامه طباطبایی نیز شبهای ماه رمضان را تا صبح بیدار بود. مقداری مطالعه میکرد و بعد به دعا و قرائت قرآن، نماز و ذکر میپرداخت.(3)
اقبال لاهوری که در اواخر زندگیاش دچار ضعف و بیماری چشم شده بود، از مطالعه ناتوان و تنها مونساش قرآن بود. او با همان اندک بیناییاش و با لذتی سرشار از ایمان آیات قرآن را تلاوت میکرد و میگفت: پدرم به من توصیه کرده است که فرزندم! هرگاه قرآن میخوانی، چنان بخوان که گویی خداوند آن را بر تو نازل کرده است.(4)
امام خمینی رحمهالله نیز با قرآن انس بسیار داشت. در شبانه روز به ویژه هنگام نماز شب، به تلاوت قرآن میپرداخت و در هر فرصتی که به دست میآورد مشغول تلاوت قرآن میشد. یکی از بستگان نزدیک امام در این زمینه نقل میکند: «یک دفعه که با ایشان در نجف بودیم، چشمشان ناراحت بود. دکتر بعد از معاینه چشمشان، گفت: شما باید چند روزی قرآن نخوانید و به چشمتان استراحت بدهید. امام خندید و گفتند: دکتر! من چشمم را برای
قرآن خواندن میخواهم. چه فایدهای دارد که چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما کاری کنید که من بتوانم قرآن بخوانم.(1)
آیت الله توسلی از نزدیکان امام، در زمینه قرائت مداوم و روزانه قرآن به وسیله ایشان میگوید: «امام با همه اشتغالاتی که داشتند، به انجام مستحبات به ویژه خواندن قرآن، دعا و نماز اول وقت اهمیت میدادند. امام هر روز، سه تا پنج مرتبه قرآن میخواندند، در ماه مبارک رمضان، سه بار قرآن را ختم میکردند.(2)
با مروری بر سیره عالمان دینی پی میبریم که آنها نه تنها به آداب ظاهری انس با قرآن بها میدادند، بلکه در سیره علمی و عملی خود نیز آیات قرآن را سرمشق قرار میدادند.
مطالعه زندگی علما و اشخاص برجسته تاریخ اسلام نشان میدهد که این بزرگان از کودکی با قرآن مأنوس بودهاند و از این طریق، مسیر تکامل را میپیمودند. از جمله برخی از دانشمندان مسلمان که به مراتب علمی و معنوی والایی رسیدند و کرامتهای بسیاری از ایشان دیده شد. از این میان میتوان به ابن سینا اشاره کرد که پیش از ده سالگی قرآن مجید را حفظ کرد و در سنین جوانی نیز در علوم و معارف اسلامی و دیگر شاخههای علوم، از
قبیل پزشکی، فلسفه، ریاضیات و غیره سرآمد عصر خود بود.(1)
سیّد رضی یکی دیگر از فرهیختگانی است که در دوران جوانی به تفسیر و توضیح آیات الهی روی آورد. عشق و علاقه او به قرآن از همان دوران کودکی که هر صبح به نوای دل نشین قرائت پدر و مادر گوش میسپرد، آغاز شد. پس از فراگیری قرآن مجید انس دائمی و رابطه همیشگی با قرآن برقرار کرد. او همواره با زمزمه کلام روح بخش قرآن، آیینه دل را از غبار میزدود، این انس به آن جا انجامید که او به علوم مختلف قرآنی پرداخت و در مدت کوتاهی به آنها احاطه پیدا کرد. بدین جهت تألیفهای گران بهایی از او به جای مانده است که از آن جمله میتوان به مجموعه نهجالبلاغه اشاره کرد.
سیّدرضی دارای زندگی ساده و زاهدانهای هم چون اجداد مطهرش بود. او آراسته به فضایل و کمالات اخلاقی و دارای همتی بلند و عزّت نفس و آزادگی بود، که تمامی این ویژگیها بیانگر اثر پذیری این مرد بزرگ از تعالیم قرآن مجید است.
1) . ریحانة الادب، ج 7، ص 582.
اکنون که به اهمّیت و عظمت قرآن کریم بیشتر واقف شدیم و به ارزش و ضرورت انس با قرآن پی بردیم، این ضرورت پیش میآید که از چه راههایی میتوان به این مهم نایل آمد.
اولین قدم در این راه، آموختن قرآن است که با آموزش رو خوانی آن شروع میشود. در اهمیت آموزش و یاد گیری قرآن همین بس که امام صادق علیهالسلام فرموده است: «یَنْبَغی لِلْمُؤمنِ اَنْ لایَموتَ حَتّی یَتعلَّمَ الْقُرانَ، اَوْ یَکونَ فی تَعَلُّمِه؛ سزاوار است انسان مؤمن نمیرد مگر قرآن را فراگرفته باشد یا در حال فراگیری آن باشد.»(1)
بعد از آموزش رو خوانی، نوبت به خواندن و قرائت آن میرسد. برای هر مسلمانی لازم است که در طول شبانه روز، مقداری از اوقات خود را به قرائت قرآن اختصاص دهد؛ زیرا در هنگام قرائت دستورهای الهی را مرور کرده و زمینه عمل به آنها را در خود استحکام میبخشد.
1) . اصول کافی، ج 2، ص 444.
از امام صادق علیهالسلام شده است:
قرآن عهد خداوند است به سوی بندگان، همانا سزاوار است که مسلمان در هر روز به آن عهد نظر کند و از آن، پنجاه آیه قرائت کند.(1)
در قرآن نیز میخوانیم: «فَاقْرَوا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ؛ قرآن را هر اندازه که برایتان ممکن است بخوانید». (مزمّل: 20)
اگر اهمّیت و فضیلت تلاوت قرآن بر ما روشن شود و بدانیم که قرآن، سخن گفتن حضرت حق با ماست و آن گاه طعم شیرین و لذت تلاوت را با طهارت باطن توأم کنیم، در آن صورت هیچ گاه نعمت همنشینی این کتاب ارزشمند را از دست نخواهیم داد.
امام ششم علیهالسلام فرمود:
إنّ الْبَیْتَ الذی کان فیه المرءُ المسلم یتلو القرآنَ یتراءاهُ اهلُ السّماءِ کَما یَتراءی اهلُ الارض الکَواکبَ الدُّری فی السَّماء.
همانگونه که اهل زمین از ستارگان آسمان روشنایی را وام میگیرند، خانهای که در آن قرآن تلاوت میشود، برای اهل آسمانها جلوهگری میکند و آنها نیز از این خانههای نورانی کسب نور میکنند.(2)
تلاوت قرآن کریم دارای آدابی میباشد که آنها را به اجمال بر میشمریم.
فضای دهان را برای ادای کلمات الهی پاکیزه کرد.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به یاران خود فرمود: «راه قرآنرا پاکیزه کنید. گفته شد: ای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله راه قرآن چیست؟ فرمود: دهانهای شماست. پرسیدند: با چه چیزی؟ فرمود: با مسواک».(1)
2. قرائت قرآن حتما با وضو باشد.
«فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ؛ پس هنگامی که قرآن میخوانی، از شر شیطان رجیم به خدا پناه ببر». (نحل: 98)
و از آداب لازمه قرائت قرآن که در تأثیر در قلوب سمت و کنیت دارد و بدون آن هیچ عملی را قیمتی نیست، بلکه ضایع و باطل و موجب سخط الهی است، اخلاص است که سرمایه مقامات اخرویه و راس المال تجارت آخرت است و آمده است که قاریان قرآن سه گروهاند: یکی آنان که قرائت قرآنرا سرمایه معیشت اتخاذ نمودند و به واسطه آن از ملوک حقوق و شهریه گیرند و بر مردم تقدم جویند و دیگر آنان که حفظ حروف و صورت قرآن کنند و تضییع حدود آن نمایند و او را پشت سر اندازند، چنانچه سوار قدح خود را به پشت آویزد. خداوند زیاد نکند این قسم حمله قرآن را؛ و طایفه دیگر آنان هستند که قرآن را قرائت کنند و با دوای قرآن دردهای قلب خود را علاج
1) . محمد محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ج 8 ، ص 85 و 86 .
کنند. پس به واسطه آن، شب را بیدار و به عبادت بگذرانند و روز را روزه بگیرند و به تشنگی گذرانند و در مساجد حاضر شوند و اقامت کنند و از فراشِ خواب ناز برخیزند، پس خداوند عزیز جبّار به واسطه اینها دفع بلیّات فرماید و باران از آسمان فرو فرستد.(1)
5. آداب دیگر تلاوت قرآن، ترتیل در قرائت است که موجب اثر گذاری در مخاطب و شنونده است.
دومین شیوه از راههای انس با قرآن حفظ کردن آیات است که مرحلهای بالاتر از قرائت است. از عصر نزول قرآن تاکنون، بسیاری از انسانهای پاک و برجسته، ظرف کلام وحی قرار گرفتهاند و خداوند به وسیله آنان، کتاب خویش را از تحریف و دسیسههای شیطانی حفظ کرده است: «وَ اذْکُرْنَ ما یُتْلی فی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیاتِ اللّهِ وَ الْحِکْمَةِ إِنَّ اللّهَ کانَ لَطیفًا خَبیرًا؛ آیات الهی را که در خانههای شما تلاوت میشود به یاد آورید، همانا خداوند صاحب لطف بسیار و آگاه از همه چیز است.» (احزاب: 34)
حفظ آیات قرآن کریم از نخستین روزهای نزول وحی آغاز شد. پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله نخستین حافظ قرآن به شمار میرود. آن حضرت در حین نماز، آیات نازل شده قرآن را با صدای بلند میخواند و صحابه نیز همراه وی به
1) . امام خمینی، چهل حدیث، صص 500 و 501.
فراگیری و حفظ آن میپرداختند.(1)بنابراین، از همان ابتدا، حافظان زیادی تربیت شدند که تاکنون به عنوان یک سنّت و عبادت در میان مسلمانان تداوم یافته است. احادیث و روایات نشان میدهند که حفظ قرآن چنان اهمیّت دارد که رسیدن به بسیاری از مقامهای معنوی در گرو آن تلّقی شده است.
امام صادق، میفرماید: «الحافظُ لِلقُرانِ العاملُ به مَعَ السَّفَرَةِ الْکِرامِ الْبَرَرَة؛(2)حافظ قرآنی که به آن عمل کند، با فرشتگان پیغامبر و نیک رفتار همنشین خواهد شد.»
ایمنی از عذاب الهی از دیگر برکتهای حفظ قرآن است که درباره آن امیر مؤمنان علیهالسلام میفرماید: «اقرؤوا الْقُرآنَ وَ اسْتَظْهِرُوه فانَّ اللّهَ تعالی لا یُعذِّبُ قلبا وعیَ الْقُرآنِ؛(3)قرآن را تلاوت کنید و آن را به خاطر بسپارید؛ زیرا خداوند متعال قلبی که قرآن در آن باشد، عذاب نمیکند.»
دلی که از کلام وحی بیبهره باشد، مرده و چون خانه ویران است. شفاعت قرآن در حق مؤمنان حافظ و پاداش مضاعف به جهت سختی حفظ کردن و بالاترین درجات بهشت از مقامهای معنوی حافظان قرآن کریم است که در روایات مختلفی به آنها اشاره شده است.(4)
سیره معصومین علیهم السلام در برخورد با حافظان و قاریان قرآن
حافظان و قاریان قرآن نزد پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله و امیر مؤمنان علیهالسلام جایگاهی والا داشتند و مورد احترام و تشویق مادی و معنوی آن بزرگان قرار
میگرفتند.
مردی نزد علی علیهالسلام آمد و به دزدی اعتراف کرده حضرت پرسیدند: آیا چیزی از قرآن میدانی؟ پاسخ داد: آری، سوره بقره را به خاطر سپردهام. حضرت فرمودند: در مقابل این سوره دستت را به خودت بخشیدم و قطع نمیکنم.(1)
در صدر اسلام از جمله ملاکهای تقدم افراد در برخی از کارهای حساس اجتماعی، قرائت و حفظ آیات قرآن بود و پیامبر صلیاللهعلیهوآله چنین کسانی را به منصبهایی چون فرماندهی و امامت جماعت میگماشت. حتّی در جنگ احد، وقتی خواستند پیکر شهیدان را به خاک سپارند، شهیدی که بیشتر قرآن میدانست مقدم شمرده میشد یا مدفن آن کس که آیات بیشتری به خاطر سپرده بود را نزدیکتر به مزار حمزه علیهالسلام قرار میدادند.(2)
قاریان و حافظان قرآن در مسایل مادی نیز از توجه ویژه برخوردار بودند و بخشی از بیت المال مسلمانان به آنها اختصاص داشت.
امیر مؤمنان علیهالسلام فرمود:
آن کس که اسلام را بپذیرد، فرمانبردار باشد و قرآن را قرائت و حفظ کند، هر سال دویست دینار از بیت المال بهرهمند میشود و اگر در دنیا به طور کامل به او داده نشود، روز قیامت دریافت خواهد کرد.(3)
حفظ قرآن به مقّدماتی نیاز دارد که به اجمال میتوان آنها را چنین برشمرد:
اشتیاق قلبی: شوق و علاقه، بسیاری از دشواریهای هر کار سخت را آسان میسازد و به فرد نیرو و امید میدهد.
عزم و پشتکار: علاقه باید با عزم، پشتکار و جدیت همراه شود تا بتوان به نتیجه مطلوب رسید. عزم غیر از نیّت و تمایل است و به طور معمول توان انجام کار را به ارمغان میآورد. اراده برای قرائت قرآن نیز چنین است و در این راه میباید پشتکار داشت و سختیهای آن را به جان خرید. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا؛ بی تردید با دشواری آسانی است.» (انشراح: 6)
نظم و برنامه ریزی: افراد موقعیتهای مختلف دارند و نمیتوان در این باره زمان مشخصی را برای قرائت به همه توصیه کرد؛ ولی صاحب نظران سفارش کردهاند تا آنجا که مقدور است وقت مناسبی به حفظ قرآن اختصاص یابد. به ویژه زمانی که از گرسنگی و تشنگی و خستگی آثاری در میان نباشد. بدین جهت، سحر و پس از طلوع فجر را بهترین وقت دانستهاند.
4. تکرار همیشگی: تکرار آیات، رمز موفقیّت و اساس حفظ قرآن به شمار میآید. حافظ قرآن باید به این نکته توجه داشته باشد که به خاطر سپردن محفوظات در بلند مدّت، دشوار است. لذا باید زمانی را برای تکرار آیات قبلی بکار گیرد تا آیات ملکه ذهن شوند.
نکته:
نکته آخر در حفظ آیات، توجه به دورانی است که برای این کار انتخاب
میکنیم. البته هیچ زمانی برای حفظ قرآن دیر نیست، ولی تجربه نشان داده است که بهترین زمان فراگیری و حفظ آیات، دوران کودکی است، زیرا در این دوران، ذهن آدمی آمادگی بسیاری برای آموزش و فراگیری دارد. به واقع، آموختن در کودکی چون نقشی است که بر سنگ حک شود. بسیاری از اندیشمندان نیز در کودکی بدین توفیق دست یافتهاند، همانند ابن سینا که در خردسالی حافظ قرآن شد و یا سید بن طاووس که در یازده سالگی تمامی قرآن را به خاطر سپرد. در این دوره نیز میتوان با به کارگیری شیوههای صحیح، شوق به یادگیری قرآن را در کودکان پدید آورد و آنها را در مسیر انس با کلام الهی قرار داد.
زیبای مطلق خداوند است و سرچشمه همه زیباییها اوست. کلام او نیز زیباترین کلامهاست و هیچ کلامی در زیبایی به پایه قرآن نخواهد رسید. اگر این کلام زیبا که سراسر زیبایی و جذابیّت است، با صدای خوش و نیکو همراه گردد، زیبایی آن در نظر مخاطب دو چندان میشود.
نیکو خواندن قرآن به اندازهای ارزشمند است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آن را زینت قرآن نامیدند: «اِنَّ حُسنَ الصوتِ زینةً لِلْقُرآنِ؛ همانا صدای نیکو و زیبا زینت قرآن است».(1)
زبانشناسان و ادیبان عرب اعتقاد دارند قرآن با اینکه شعر نیست، ولی
1) . علامه مجلسی، بحار الانوار ج 18، ص 168.
نثری آهنگین است که در بطن خود حاوی وزن و آهنگ ویژهای است و هیچ نثری در زبان عرب چنین خصوصیتی ندارد. به همین جهت، وقتی این نثر زیبا با آوازی خوش و دلنشین خوانده میشود، تأثیر معنوی عجیبی در مخاطب به جای میگذارد و فراوان دیده شده است که قرائت زیبا موجب گرایش افراد به دین اسلام شده است.
استاد شهید مرتضی مطهری عمق تأثیر صوت زیبای قرآنی را چنین بیان میکنند: من خودم...واقعا از شنیدن قرآن لذت میبرم... واقعا زیبایی قرآن را حس میکنم. بهویژه وقتی که با آهنگ لطیف و زیبایی خوانده شود. این قرآنهای عبدالباسط....بعضی از قسمتها که بهویژه آهنگی که انتخاب کرده، با موضوعی که در آن آیه است، تناسب دارد، تأثیرش عجیب است، مثل آیه «یا ایتها النفس المطمئنه»... این حلاوت و شیرینی قرآن هر چه تکرار میشود، از شیرینیاش کاسته نمیشود.(1)
با توجه به نکاتی که گفته شد چه خوب است که از این روش بهره گیریم و از آن در جهت ایجاد انس به قرآن در کودکان و نوجوانان که آینده سازان این کشور اسلامی هستند، استفاده کنیم. تجربه کسانی که در ابتدا تنها با یک بار گوش دادن به ترتیل قرآن، در مسیر قرائت و حفظ این کلام الهی گام برداشتهاند و زندگی خود و اطرافیان را با بهرهگیری از آیات قرآن دگرگون کردهاند، ما را بر آن میدارد که در اثرگذاری این شیوه تأمل دوبارهای داشته باشیم.
1) . مرتضی مطهری، نبوت، صدرا، چ اول، صص 235 و 236.
### 4. فهم قرآن
پس از طی مراحل قرائت و حفظ قرآن و آشنا شدن با ظاهر واژهها به مرحله بالاتری از انس با قرآن میرسیم که به تعبیری حرکت به سوی عمق و باطن آیات و فهم آنها است. چرا که قرآن کریم علاوه بر ظاهر، بطونی دارد «اِنَّ للقرآن ظاهرا و باطنا».(1)
برخی روایات برای قرآن هفت بطن و برخی دیگر هفتاد بطن قائل شدهاند. که به نظر میرسد مقصود از این اعداد بیشتر تأکید بر کثرت بطون بوده است؛ و اینکه میتوان با تدبر و تفکر به معانی عمیق قرآن دست یافت. البته ظرفیت وجودی افراد نیز نقش مهمی در فرآیند فهم قرآن ایفا میکند.
امام باقر میفرماید:
یا جابرُ إنَّ لِلْقُرانِ بَطْنا و لِلْبَطنِ بَطْنٌ وَ لَهُ ظَهْرٌ و لِلظَّهرِ ظَهرٌ یا جابرُ لَیْسَ شَی ءٌ اَبْعَدَ مِنْ عُقُولِ الرِّجالِ مِنْ تَفْسیرِ الْقُرانِ، إنَّ الآیة یَکُونُ أوَّلُها فِی شی ءٍ وَ آخِرُها فِی شی ءٍ وَ هُو کَلامٌ مُتَّصلٌ مُتَصِّرفٌ عَلی وُجُوهٍ.(2)
ای جابر! قرآن دارای بطن است و برای آن بطن هم بطنی است و قرآن را ظاهری است و برای ظاهر آن نیز ظاهری است. ای جابر! هیچ چیزی مانند تفسیر قرآن از عقول رجال دور نیست. به درستی که اول آیه در چیزی سخن میگوید و آخرش در چیز دیگر؛ و قرآن کلام متصل و پیوستهای است که وجوه فراوان دارد.
یکی از مهمترین راهها در فهم قرآن و درک معانی آن و در نتیجه انس
بیشتر با کلمات الهی آگاهی از ترجمه و تفسیر آیات است، که برای این منظور، میتوان به کتابهای تفسیر قرآن مراجعه کرد.
#### یادگیری قرآن در خردسالی گرچه هیچ زمانی برای آموختن و یادگیری دیر نیست، ولی تجربه نشان داده است که بهترین زمان یادگیری کودکی و خرسالی است، زیرا ذهن آمادگی بسیاری برای فراگیری معلومات دارد.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
آموختن در کودکی چون نقشی است که بر سنگ حک شده است و آن که در بزرگسالی میآموزد چون کسی است که بر آب مینویسد.(1)
از این رو، انس با قرآن کریم اگر از خردسالی آغاز شود و با ایجاد شرایط مناسب و تربیت صحیح، کودکان به ارتباط با این کتاب آسمانی مشتاق شوند، بنیان محکمی را در انس آنان با قرآن پدید آوردهایم.
با تأمل در تاریخ نیز در مییابیم که بسیاری از نخبگان در کودکی به دستآوردهای بزرگی دست پیدا کردهاند که برای نمونه به چند مورد از آنها اشاره میکنیم:
ابن سینا دانشمند نامی قرن پنجم هجری که در پزشکی، فلسفه، نجوم و... سرآمد عصر خود بود، پیش از ده سالگی با قرآن مأنوس و حافظ آن شد.(2)
سید بن طاووس که از شاگردان خواجه نصیر الدین طوسی و علامه حلی بود و در
قرن هفتم هجری میزیست، در یازده سالگی تمامی قرآن را به خاطر سپرد.(1)
رودکی شاعر پرآوازه ایرانی نیز با اینکه از نعمت بینایی بیبهره بود؛ ولی در هشت سالگی تمام قرآن را حفظ کرد.
قاریان معروف نیز چون استاد عبدالباسط، محمد صدیق منشاوی و استاد پرهیزگار، همه در سنین کم با قرآن مأنوس شدهاند.
اکنون نیز شاهد شکفتن غنچههای بسیاری در این گلستان محمدی صلیاللهعلیهوآله هستیم و هر ساله بر تعداد حافظان و قاریان خردسال افزوده میشود. ضروری است که یادآور شویم راههای ایجاد انس و علاقه باید به اقتضای مکان و زمان باشد و مربیّان قرآنی باید با بهرهگیری از امکانات موجود به این مهّم بپردازند. ولی بیش از هر چیز، شخصیت مربی قرآن است که میتواند کودک و نوجوان را با قرآن مأنوس کند.
البته غیر از محیط و شرایط آموزش، عوامل دیگری نیز در انس کودک با قرآن مؤثر است که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
همان طور که مطالعات جنینشناسی، علم وراثت و روانشناسی نشان دادهاند، پیدایش و رشد جنین تنها تحت تأثیر عوامل ژنتیک نیست، بلکه به چگونگی استقرار جنین در رحم مادر نیز بستگی دارد؛ همین طور برخی اختلالات روانی و جسمی در نتیجه اثرپذیری جنین از همین محیط است؛ مانند تغذیه مادر، هیجانها و ناراحتیهای روانی و.... از این رو، اسلام برای پدید آوردن نسلی سالم حتی به شرایط پیش از تولد نیز توجه کرده است. از
1) . ستاره فضیلت، ج 3، ص 117.
آنجا که سلوک اخلاقی و رفتاری یک مادر تأثیر به سزایی در تکوین جنین دارد، روشی که او برمیگزیند، نقش تعیین کنندهای را در آینده کودک ایفا میکند. از این جهت، انس مادر با قرآن پیش از تولّد کودک، تأثیر مهمی را بر جنین میگذارد و شاکله وجودی او را مستعّد انس با قرآن میسازد.
مراحل پس از ولادت نیز در پرورش و تربیت کودک بسیار مؤثر است. چنانچه، در دوران شیردهی سفارش شده است که مادر با طهارت و وضو باشد که در کودک اثر معنوی خواهد داشت.
#### تأثیر پاکی روح در فهم قرآن نوع ارتباط آدمی با خداوند اصلیترین کلید فهم آیات قرآن است؛ زیرا قرآن کریم تنها یک متن خواندنی نیست تا انسان بتواند بدون نیاز به مؤلف آن تنها با فهم الفاظ و مانند آن به عمق آن دست یابد، بلکه در تمثیل به کتابی میماند که همواره مؤلف خود را به همراه دارد و بدون اجازه و همراهی او مجالی برای توّرق آن نیست. تقوا و پاکی روح کلید واژهای است که مخاطب قرآن را مجاز میکند تا در شهر آیات به جستوجو و گوهریابی بپردازد.
اگر چه حواسّ انسان در بهره مندی او از علم دخالت مستقیم دارند، ولی در مرحله بعد این قلب آدمی است که به پالایش و فرآوری دادهها میپردازد و آن را مفید فایده میسازد و قلب از عهده این کار برنمیآید؛ مگر آنکه با نیروی پرهیزگاری و پاکیزگی روح، خود را مستعد چنین کاری سازد. چنانچه خداوند میفرماید:إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَریمٌ * فی کِتابٍ مَکْنُونٍ * لا یَمَسُّهُ إِلاَّ
الْمُطَهَّرُونَ؛(1)همانا آن است قرآنی گرامی، در کتابی پوشیده - به آن دست نیابند مگر پاک شدگان». (واقعه: 77 - 79)
اگرچه مسّ قرآن در بسیاری از تفسیرها به تماس اعضای بدن آدمی با قرآن تعبیر شده است و بر این اساس بسیاری از مفّسران پاکی و طهارت جسمی را شرط مسّ قرآن قلمداد کردهاند، ولی این پرسش جای تأمّل دارد که آیا در طول تاریخ دست هیچ عنصر ناپاکی به قرآن کریم نخورده است؟ در حالی که قرآن با لحنی خبری تأکید میکند که جز پاک شدگان آن را مسّ نمیکنند. آیا حداقل به روایت تاریخ دست ناپاک قاسطین در جنگ صفین به این متن شریف برخورد نکرد؟ یا آنهایی که به تعبیر قرآن در سوره آل عمران «اهل زیغ» محسوب میشوند و آیات متشابه را جولان گاه تفسیر به رأی خود قرار میدهند؟ اگرچه از این آیه شریفه چنین استنباط کردهاند که بدون طهارت کامل و وضو نمیتوان به آیات دست زد، ولی با توجه به این که آیه جنبه احکام و امری ندارد، بلکه از این واقعیت خبر میدهد که جز پاک شدگان قرآن را مسّ نمیکنند، در نتیجه باید به نکتهای فراتر از طهارت جسمی اندیشید و طهارت روح را مد نظر قرار داد. در واقع، به نظر میرسد آیات شریفه فوق بر این نکته تأکید میکنند که اگر روح آدمی مطهر نباشد، برای او دستیابی به این کتاب میسّر نخواهد بود. در این صورت، تنها با پاک نمودن جسم توفیق مسّ قرآن حاصل نمیشود و اگرچه پاکی جسم نیز لازم است، ولی آنچه واجب است، تقوا و طهارت روح است. مرز طهارت و
1) . سوره واقعه / آیات 77 - 79
پاکی اهل بیت علیهمالسلام در اینجا مشخص میشود، در غیر این صورت هر تازه مسلمانی چون کعب الاحبار نیز شایسته آن میشد که به صرف شستن اعضای بدن، صلاحیّت مّس قرآن را پیدا کند.
آیه شریفه «اِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذهِبَ عِنکُمُ الَّرجسَ اَهلَ البَیتِ و یُطِّهرُکُم تَطهیرا؛ و همانا خداوند اراده میکند که رجس و ناپاکی را از شما اهل بیت بزداید و شما را پاک گرداند». (احزاب: 33) دالّ بر آن است که طهارت مورد نظر فراتر از طهارت جسمی است و امتیاز اهل بیت علیهمالسلام در همین نکته خود را جلوهگر میسازد. در مراتب پایینتر نیز هر کس به تناسب برخورداری از پاکی روح و تقوا به این مهم توفیق مییابد. مس کننده حقیقی قرآن کسی است که به فهم عمیق آن دست مییابد و این میّسر نمیشود؛ مگر با برخورداری از تقوا و طهارت روح.
قرآن کریم مراتب مختلفی از تقوا را مطرح میکند؛ که مرتبه نخست آن انجام واجبات و ترک محّرمات است. تحصیل این مرتبه از تقوا، بر همه مؤمنان واجب است. مراحل بالاتر تقوا در گرو اعمال صالح است که مؤمن از رفع تکلیف فراتر رفته و با شوق جلب رضایت بیشتر حضرت حق به کارها و اعمال خویش مینگرد. شخصی که به این مرتبه از تقوا و طهارت روح میرسد، جز رضای خداوند را در نظر نمیآورد و وجود خود را از انگیزههای غیر خدایی پاک میکند. در چنین شرایطی است که قرآن زوج مطهر مؤمن میشود و انسی عمیق میان این دو پدید میآید. به گونهای که نه تنها مؤمن به سراغ قرآن میرود، بلکه قرآن نیز او را به سوی خود فرا میخواند.
در پایان این بحث، سخن زیبای مولای متقیان را از نظر میگذرانیم. ایشان در وصف پرهیزگاران و انس آنان با قرآن میفرماید:
آنها شب هنگام برپا ایستاده و قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت میکنند، جان خود را با آن محزون میسازند و داروی درد خود را از آن میگیرند، هرگاه به آیهای که در آن شوق به رحمت الهی است؛ میرسند، با علاقه فراوان به آن روی میآورند. چشم جانشان با شوق بسیار در آن خیره میشود و آن را فرا روی خود قرار میدهند؛ و هرگاه به آیهای که در آن بیم و انذار است میرسند، گوشهای دلشان را برای شنیدن آن باز میکنند، گویا صدای ناله آتش سوزان دوزخ و به هم خوردن زبانههایش در گوش جانشان طنین انداز است.(1)
در روایات و احادیث زیادی قضیه قرآن و شفاعت کردن آن از اهل خود و قرائت کنندگان وارد است. در حدیث آمده است:
مومنی که قرآن را در حال جوانی قرائت کند، قرآن با گوشت و خون او درآمیزد و خداوند او را با سفرای نیکوکار قرار دهد و قرآن در قیامت پناه اوست و در محضر حق گوید: خداوندا هر عاملی اجر عملش را گرفت غیر از عامل به من؛ پس بهترین عطایای خود را به او برسان. پس خدای تعالی به او بپوشاند دو حله از حلّههای بهشتی و بر سر او تاج کرامت نهد. پس خطاب شود: آیا راضی شدی؟ قرآن عرض کند: من امید بیشتر داشتم. پس امن و امان را به دست راست او دهند و خلد را به چپ، پس داخل بهشت شود و به
1) . نهج البلاغه، خطبه 193.
او گفته شود قرائت کن و مرتبهای بالا بیا! پس به قرآن خطاب شود: آیا او را به مقام مطلوباش رساندیم و تو راضی شدی؟ عرض کند: آری.(1)
در جای دیگر از حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله آمده است: «اِنَّ القُرانَ شافِع مُشَّفَعٌ؛(2)قرآن شفاعت کنندهای است که شفاعتاش پذیرفته میشود.»
نکته دیگر اینکه حتی شفاعت حافظان و حاملان قرآن در مورد اعضای خانوادهشان پذیرفته میشود. همچنان که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
هرکه قرآن بخواند تا حفظ شود، خداوند او را به بهشت داخل خواهد کرد و شفاعتش را درباره ده تن از خانوادهاش که آتش بر آنها واجب شده، میپذیرد.(3)
و در جای دیگر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
قرآن را فرا بگیرید که قرآن در روز قیامت نزد صاحبش، یعنی کسی که آن را یاد گرفته و بدان کار بسته، در چهره جوانی نیکو روی رنگ برگشته میآید، پس بدو میگوید: من بودم آنکه تو را در شب بیدار نگاه میداشتم و در روزها تو را تشنگی میدادم و آب دهانت را خشک میساختم و اشکت را روان میکردم. تا هر کجا باشی من با توأم. هر بازرگانی در پی تجارت خویش است و من امروز برای تو در پی بازرگانی و سوداگریام. مژده دریاب! که برای تو کرامتی از خدای عزّوجلّ خواهد بود. پس تاجی آورند و بر سرش نهند و امان به دست راست او عطا شود و جاودانی در بهشتها به دست چپ او و به دو حله خلعت پوشانده شود، سپس بدو گفته شود: بخوان
قرآن را و بالا برو! پس هربار که آیهای را قرائت کرد درجهای بالا رود و پدر و مادرش اگر مومن باشند به دو حلّه خلعت پوشانده شوند. پس از آن به آنان گویند این، پاداش شما که به فرزند خود قرآن آموختید.(1)
متأسفانه در بسیاری از جوامع مسلمان قرآن در زندگی آنان غایب و مهجور است. تا آنجا که حتّی بسیاری، تلاوت و قرائت آن را هم بهدرستی نمیدانند، تا چه رسد به مراحل بالاتر آن اعم از ترجمه، تفسیر، تدبر و عمل به آن.!
در کافی از امام صادق علیهالسلام روایت شدهاست که فرمود:
سه چیز است که بهدرگاه خدا عزّوجل شکایت میکند: مسجد ویرانی که اهلش در آن نماز نمیخوانند؛ دانایی میان نادانها و مُصحَفی که آویخته است و گرد بدان نشسته و آن را نمیخوانند.(2)
شهید مطهری درباره مهجوریت قرآن چنین میگوید:
ما امروز از این نسل گله داریم که چرا با قرآن آشنا نیست؟ چرا در مدرسهها قرآن یاد نمیگیرند. حتی به دانشگاه هم که میروند از خواندن قرآن عاجزند؟ البته جای تأسف است که اینطور است. باید از خودمان بپرسیم ما تاکنون چه اقدامی در این راه کردهایم؟ آیا با همین فقه و شرعیات و قرآن که در مدارس است توقّع داریم نسل جوان با قرآن آشنایی کامل
داشته باشد؟! عجبا! که خود نسل قدیم قرآن را متروک و مهجور کرده، آنوقت از نسل جدید گله دارد که چرا با قرآن آشنا نیست. قرآن در میان خود ما مهجور است و توقّع داریم نسل جدید به قرآن بچسبد. اگر کسی علمش علم قرآن باشد، یعنی در قرآن زیاد تدبر کرده باشد، تفسیر قرآن را کاملاً بداند، این آدم چقدر در میان ما احترام دارد؟ هیچ! ولی اگر کسی «کفایه» آخوند ملاّ کاظم خراسانی را بداند یک شخص محترم و با شخصیتی شمرده میشود. پس قرآن در میان خود ما مهجور است و در نتیجه همین اِعراض از قرآن است که به این بدبختی و نکبت گرفتار شدهایم. ما مشمول شکایت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله هستیم که به خدا شکایت میکند: «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا؛ پروردگارا قوم من این قرآن را مهجور ساختند... .» (فرقان: 30) عجیب است که در حسّاسترین نقاط دینی ما اگر کسی عمر خود را صرف قرآن کند، به هزار سختی و مشکل دچار شود. از نان، از زندگی و از شخصیت و احترام و از همه چیز میافتد، ولی اگر عمر خود را صرف کتابهایی از قبیل کفایه بکند، صاحب همه چیز میشود. در نتیجه، هزارها نفر پیدا میشوند که کفایه را «چهار لا» بلدند، یعنی خودش را بلدند، رد کفایه را هم بلدند. ردّ ردّ او را هم بلدند، ردّ ردّ رد او را هم بلدند! ولی دو نفر پیدا نمیشود که قرآن را بهدرستی بداند! از هر کسی درباره یک آیه قرآن سؤال شود، میگوید: باید به تفاسیر مراجعه شود. عجبتر اینکه این نسل که با قرآن اینطور عمل کرده، از نسل جدید توقع دارد که قرآن را بخواند و قرآن را بفهمد و به آن عمل کند! اگر نسل کهن از قرآن منحرف نشده بود، قطعا نسل جدید منحرف نمیشد.! بالاخره ما کاری کردهایم که مشمول نفرین
پیغمبر صلیاللهعلیهوآله و قرآن شدهایم. رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهدرباره قرآن فرمود: «انه شافع مشفَّع و ماحلٌ مُصدَّق؛(1)یعنی قرآن در نزد خدا و در پیشگاه حقیقت وساطت میکند و پذیرفته میشود و نسبت به بعضی که به او جفا کردهاند سعایت میکند و مورد قبول واقع میشود.»(2)
پس وظیفه ما است که قرآن، این کلام خداوند سبحان را از مهجوریت در آوریم و آن را پیشاپیش خود قرار دهیم و در زیر سایه آن به هدف نهایی خلقت انسان که همان سعادت و کمال است، برسیم.
جامعه شناسان بر قدرت رسانه تلویزیون در مقایسه با دیگر رسانهها تاکید میورزند و در برخی موارد از تلویزیون به عنوان پرقدرتترین رسانه نام میبرند. که از حدود سال 1950 به بعد به صورت کالای مصرفی عمومی مطرح شده است.
این رسانه نسبت به دیگر رسانهها مزایایی دارد که پخش گسترده آن را در میان عموم امکانپذیر میسازد و مخاطبان بیشتری را به خود جلب میکند. کودکان در تمام ایام تعطیلات و حتی در طول سال تحصیلی برنامههای تلویزیون را با میل و رغبت دنبال میکنند.
به عبارت دیگر، تلویزیون مؤثرترین «شکل دهنده» افکار عمومی است و در عرصه تعامل و تقابل سیاسی به صورت یک سلاح ایدئولوژیکی نیرومند درآمده است؛ زیرا میتواند با قالبهای ویژه خود، عقاید، سلیقهها و جهان
با این توصیفها این خواست طبیعی مردم است که تلویزیون را به عنوان «آیینه زندگی خود»، منبع آخرین اطلاعات، آورنده فرهنگ و هنر به فضای خانه و مونسی که با او میتوان به رایزنی نشست، مورد توجه قرار بدهند.
بنا به دلایل گفته شده، امام خمینی رحمهالله درباره رسانهها، از جمله تلویزیون و حساسیّت آنها بارها هشدار میدادند که:
تلویزیون مهمترین و حسّاسترین رسانه تبلیغی در همه نظامها بهخصوص نظام جمهوری اسلامی است. نکند که با بیتوجهی به این رسانه بهخصوص در مورد برنامههایی که مستقیما با روح و فکر کودکان نسل انقلاب و آینده سازان فردای نظام جمهوری اسلامی سر و کار دارند، بهدست خود این صفحه جادویی را دریچهای کنیم برای ورود مفاسدی که ملّتی بر علیه آن بهپا خواستهاند و خونهای گرانقدری برای محو آنها ریخته شد و مبادا که نهال نوپای انقلاب را با تیشه زهرآگین برنامههای آلوده از ریشه به درآوریم. کودکان روح حسّاسی دارند و پیامها را فوری میگیرند. اگر پیامی که به کودکان امروز داده میشود ناسالم و آلوده باشد، فردا نمیتوان از آنان انتظار سلامت روح و نفس داشت.(1)
حال با این مقدّمه، باید به این پرسش، پاسخ داد که رسانه تلویزیون چگونه میتواند در خدمت انس مخاطبان با قرآن قرار گیرد؛ کتابی که ثقل اکبر و مطمئنترین منبع شناخت احکام و معارف دینی، اخلاقی، اجتماعی و روشنترین برهان پایندگی اسلام و بالندگی جوامعی است که میخواهند نظام خویش بر اصول اسلامی بنیان نهند.
1) . رک: صحیفه نور، ج 2.
اگر به این موضوع ایمان داشته باشیم که قرآن تنها نور هدایت در روزگار هجوم ظلمتها و تنها کشتی نجات بخش در طوفان حوادث و سفره رحمت خاصّ خداوندی است که برای انسانهای مشتاق و نیازمند گسترده شده است، در آن صورت باید به این نکته پرداخت که رسانه تلویزیون با چه مکانیسمی میتواند بار سنگین انتقال مفاهیم قرآنی را به مخاطب خود به دوش بکشد؟ با توجه به اینکه دامنه نیازهای روحی و فکری پیوسته گستردهتر شده و جانهای تشنه در آرزوی وصل به چشمه حقیقت، کویر سرگشتگیهای معرفتی را از این سو به آن سو طی میکنند. هر چند در این میان نکته مهم، نه کمیّت بلکه کیفیت و شیوه ارایه آن است.
متأسفانه پخش همیشگی و یکنواخت برخی از برنامههای قرآنی مانند مسابقات قرآنی که هر از چندگاهی پخش میشود، جذابیّت خود را از دست داده و به برنامهای خسته کننده و کسالت آور تبدیل شده است. توجه نکردن به مخاطب و عدم انعطاف این گونه برنامهها، بینندگان به ویژه کودکان را نه تنها به قرآن راغب نمیکند، بلکه ناخواسته بهجای مأنوس کردن آنان با قرآن، احساس بیگانگی و بیرغبتی را در آنها پرورش میدهد. در اینجاست که استفاده از مفاهیم قرآنی و برقراری ارتباط مفهومی با مخاطب اهمیّت خود را آشکار میسازد.
از آنجا که این چراغ هدایت فقط از طریق ارتباط ظاهری و لفظی به رشد و تعالی مخاطب خود نمیپردازد، بلکه مفاهیمی عمیق را در بطن واژهها و نمادهای خود برای تربیت روح و تزکیه نفس آدمی نهفته دارد. به همین دلیل، کارشناسان قرآنی باید این مفاهیم را استخراج کنند. سپس این مفاهیم بایستی
طبقه بندی شده و به عنوان میوههای سفره رحمت الهی به صورتی غیرمستقیم و از طریق نمادهای قابل درک بوسیله برنامهسازان به مخاطبان انتقال یابد. این انتقال میتواند با شیوههای مختلف از جمله به شکل میان پردههایی کوتاه ارایه شود. نکته بااهمیّت این است که هرگز نبایستی با غفلت از راه کارهای بومی، مفاهیم پاک و منزه قرآنی را فدای صورتها و شیوههای برآمده از فرضیههای روانشناسان، هنرمندان و برنامهسازان غربی کرد. اشتباهی که متأسفانه در بعضی موارد رخ میدهد و مفهومی قلب شده بهجای مفهوم مورد نظر به مخاطبان منتقل میگردد.
در پارهای موارد نیز ممکن است برنامهای با تمامی ویژگیهای منطبق با مفاهیم عمیق قرآنی ساخته و به مردم ارایه شود، ولی در کنار آن با ارایه برنامهای دیگر، ناخواسته اثرات آن برنامه را خنثی ساخت. روشن است که چنانچه این دو برنامه در ذهن مخاطب تداخل نکنند، بسی بهتر از آن است که ما ذهن مخاطب را با چنین فراز و نشیبهایی دچار آشفتگی کنیم و حتّی در ذهن او چنین تداعی نماییم که مفاهیم عمیق و فطری قرآنی در نظر تولید کنندگان برنامههای تلویزیونی نیز به سادگی نقض میشوند. این ناهماهنگی علاوه بر عوارض یاد شده، اعتماد مخاطب را به انگیزه برنامه سازان تلویزیونی از بین میبرد و آنها را در نظر مخاطبان چون سوداگرانی تداعی میکند که بنا به الزامهای محیطی و سود مادی، چنین برنامههایی را در دستور کار خود قرار دادهاند. از طرف دیگر رشد این اندیشه در ذهن مخاطب رسانه تلویزیون خطرناک است که هر برنامهای تحت این عناوین را دارای ساختاری ضعیف و بیمایه فرض کند و در مقایسه، برنامههای دیگر را با رغبت دنبال
کند.
رسانه تا پیش از انقلاب اسلامی در برنامههایی که به عنوان برنامههای قرآن ارایه شد، بیش از آنکه ایجاد انس و الفت با قرآن کریم را در تمامی ابعاد معنوی و مادی مدنظر داشته باشد، بهعنوان پوششی جهت توجیه انحرافها و فسادهای روز افزون رژیم طاغوتی به کار گرفته میشد. مهمترین مبنایی که در این زمینه مورد توجه قرار میگرفت، تئوری جدایی دین از سیاست بود که در تمامی برنامههای مذهبی آن دوران سرمشق سیاست گزاران فرهنگی رژیم سلطنتی بود. پیآمدهای تأسف بار این نوع نگرش، گسترش فساد، فحشاء و بیبندوباری در پس پوششی از مقدس مأبی و زهد و پرهیزگاری صوری و ظاهری بود؛ تئوری جدایی دین از سیاست همان چیزی بود که استعمار به عنوان اصلیترین استراتژی خود در میان تمام ملل اسلامی دنبال میکرد و درایران نیز متناسب با مقتضیات اعتقادی و فرهنگی مردم دنبال میشد.
ولی پس از انقلاب در راستای تلاش مرحوم امام رحمهالله پیوند دین و سیاست و تشدید نیاز عمومی در ارتباط دادن زندگی روزمره با تعالیم قرآن کریم، از سوی جریانهای معتقد به این حرکت تلاشهای گستردهای صورت گرفت. این حرکت ابتدا به صورتی سازمان نیافته و خودجوش انجام شد، ولی در ادامه به عنوان یک استراتژی مورد تأکید و پشتیبانی نهاد رهبری قرار گرفت و سازمان خاصّ خود را پیدا کرد. تأسیس رادیو قرآن و شبکه
سراسری معارف بهعنوان یکی از موارد عینیت یافته این استراتژی محسوب میشود. در اینجا، خلاصهای از برنامههای این شبکهها را بررسی میکنیم:
شبکه سراسری معارف پس از گذشت دو سال و اندی، اکنون بهعنوان یک رسانه ویژه مسایل دینی و با حضورپنج گروه فعال و ارایه برنامههایی در زمینه علوم قرآنی، تفسیر، فقه، اصول، کلام، عرفان و تربیت اسلامی، فرهنگ، ادب و هنر و گروه اخبار و در مجموع با بیش از 50 عنوان برنامه، توانسته است در این مدّت، بیش از 13500 ساعت برنامه را تهیه و پخش کند.
از جمله برنامههای قرآنی که از این شبکه در حال پخش است، میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
کلام وحی؛ «پخش یک حزب از قرآن با ترجمه فارسی»
بر کرانه نور (1)؛ «تفسیر قرآن کریم از ابتدا، آیت اللّه جوادی آملی»
بر کرانه نور (2)؛ «تفسیر قرآن کریم از ابتدای سوره انفال، آیت الله جوادی آملی»
بر کرانه نور (3)؛ «پاسخ به سوالات تفسیری شنوندگان توسط استاد قدسی، زیر نظر آیت الله جوادی آملی»
پرتو حسن؛ «تفسیر موضوعی اخلاق در قرآن، آیت الله جوادی آملی»
در مکتب وحی؛ «تفسیر ساده قرآن کریم، حجت الاسلام قرائتی»
گنج نهان؛ «تفسیر موضوعی قرآن، آیت الله معرفت»
معارف قرآن؛ «بررسی موضوعهای مربوط به جهانشناسی در آیات قرآن، استاد میرسپاه»
ولایت در قرآن؛ «بررسی آیات قرآن کریم درباره ولایت به مناسبت سال امام علی علیهالسلام، استاد غروی»
تفسیر و مفسران؛ «بررسی تاریخ نگارش تفسیر و زندگی مفسران بزرگ، استاد بهجت پور»
قصههای قرآن؛ «بیان داستانهای ذکر شده در قرآن کریم، استاد دهشیری»
قصههای آیههای زندگی؛ «برنامهای برای حفظ موضوعی آیات قرآن، استاد کریمی مهرجردی»
کوثر نور؛ « نکات کوتاه و شنیدنی و دانستنی درباره قرآن و عترت»
نمایش هفته؛ «نمایشهایی از زندگانی پیامبران به استناد قرآن کریم»
15. آیات و ابیات؛ «تأثیر قرآن بر ابیات معنوی، دکتر بلخاری»
آیهها و نکتهها؛ «نکاتی از آیات قرآن»
پرسش و پاسخ قرآنی؛ «پاسخ به سؤالات قرآنی»
عصر قرآن؛ «مباحث مختلف اجتماعی، فرهنگی و تربیتی از منظر قرآن»
برای آنکه بتوانیم به میزان اقبال از برنامههای قرآنی رسانه، که از شبکههایی خاص درا ختیار مخاطبان قرار داده میشوند پی ببریم، تلاش کردیم دیدگاههای مخاطبان را در این مورد ارزیابی کنیم. در یکی از نظرسنجیها که از پرسششوندگان درباره استفاده آنها از شبکه سراسری رادیو معارف سؤال شد، 23 درصد آنها خود را شنونده، 67 درصد غیر شنونده و 10 درصد نیز از اظهارنظر در این مورد خودداری کردهاند.
در مورد ترتیب گوش دادن به شبکه سراسری رادیو معارف تنها 2 درصد به طور مستمر خود را مستمع این برنامه دانستند، 4 درصد اکثر اوقات، 67 درصد بعضی اوقات، 16 درصد به ندرت و یک درصد نیز اظهار نظر نکردند.
از همه اینها مهمتر پرسوجو در مورد میزان رضایت شنوندگان از رادیو معارف بود که از این میان 12 درصد خیلی زیاد، 37 درصد زیاد، 40 درصد تا حدودی، 5 درصد کم، 3 درصد خیلی کم از این رسانه راضی بودند و 3 درصد نیز نظر خاصّی نداشتند.(1)
نتایج این نظرسنجی ما را وامیدارد در ارزیابی کیفیت برنامههای قرآنی این رسانه تأملی جدی کنیم. یکی از مواردی که میتوان در آن به بازنگری پرداخت، بحث تنوع در برنامههای مذهبی و عدم استفاده از برنامههای کلیشهای است.
نکته دوم استفاده از تکنیکهای پیشرفته ساخت و تهیه برنامه و سرمایه گذاری جّدی بر روی کودکان و نوجوانان است.
سومین مورد تلاش اساسی و راهبردی برای نزدیک کردن زبان قرآن، به زبان نسل فعلی است که میتواند نسلهای بعدی را هم مد نظر قرار دهد. چرا که عقل سلیم حکم میکند در هنگام برنامه ریزی برای منابع انسانی بهخصوص در سطوحی ملی و استراتژیک، رویکرد اصلی خود را به آینده معطوف کنیم و در نظر گرفتن نیازهای بلند مدّت و میان مّدت را بهعنوان اصول اساسی برنامه ریزی رسانهای مد نظر قرار دهیم. در شرایط کنونی از
1) . گزارش اجمالی نظر سنجی از مردم در رابطه با برنامههای صدا و سیما.
بزرگترین کاستیها در امر برنامه سازی اکتفا کردن به پاسخگویی نیازهای موجود است، آنهم تنها بخشی که برنامهساز یا تهیه کننده ضرورت آن را درک میکند. در وجه دیگر، پرداختن به این موضوع از زاویه یک مُسکّن و نه یک استراتژی سرنوشت ساز برای آینده حکومت اسلامی صورت میگیرد. در چنین شرایطی است که روند سریع و رو به گسترش اطّلاعات مجال برنامه ریزی را از ما میگیرد و پرسشها آن چنان فزونی میگیرند که ما در پاسخ دادن به حتّی بخشی از این پرسشها ناتوان میشویم و هنوز از پرسشهای گذشته فارغ نشده، با مسایل و شبهههای جدید مواجه میگردیم. بدین جهت برنامهریزی و طراحی استراتژی کلان فرهنگی یک ضرورت به شمار میرود که متأسفانه هنوز از طرف تمامی بخشها جدی گرفته نشده است.
نداشتن یک خط مشی کلان و آینده نگر باعث میشود تا مدیریت به ویژه در بخش فرهنگ حالت سلیقهای پیدا کرده و به دلیل مشخص نبودن تعاریف، مسئولیتها و راه کارها، حتّی اثرات کار یکدیگر را خنثی کنند. قرآن باوری در نزد برنامه ریزان فرهنگی زمانی عینیت پیدا میکند که به عنوان اصلیترین پشتوانه فکری و فرهنگی چارچوبهای اصلی برنامهها را تعریف کند و درک و انس با آن بهعنوان اولین اولویت برنامه ریزیهای بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت مورد توجه قرار گیرد. در این صورت تمامی حرکت بخشهای مختلف هماهنگ شده و اعمال سلیقههای شخصی جای خود را به حرکت قانونمند خواهد داد. به تبع چنین تحوّلی است که زمانه در کم کردن فاصله میان مخاطبان و این کتاب شریف توفیق مییابد. این موضوع
هرگز بدان معنا نیست که تصّور کنیم با ساختن برنامههایی پرطمطراق و با هزینههای گزاف به این مهم دست خواهیم یافت، بلکه کارشناسی دقیق نیازهای مختلف فکری و روحی مخاطبان و اینکه چگونه از منظر قرآن به این نیازها پاسخ گوییم، راه گشای این امر خطیر خواهد بود. نمیتوانیم در ذهنیت شخصی خود غرق شویم و آنچه را به زعم خود مطلوب میبینیم به خورد مخاطب دهیم. باید همان گونه که هر یک از آیهها و سورههای این کتاب شأن نزول خاص خود را دارند، برنامهریزان نیز شأن نزول هر یک از برنامههای خود را به صورت دقیق تعریف کنند تا مشخص شود که هر برنامه در پاسخ به چه نیازی طرّاحی شده است. تاریخ اسلام مشحون از موارد متعددی است که همچون آینهای در پیش روی ما قرار دارد و ما را به عبرت گرفتن از سرنوشت آنان که خطر دور شدن از این کتاب شریف را جدی نگرفتند، دعوت میکند. در هر کجای تاریخ جوامع مسلمان تأمّل کنیم موفقیّتها و پیشرفتها را در سایه عمل به این کتاب بیمانند و در مقابل، سقوطها و انحطاطها را در پشت کردن به این لوح شریف میبینیم. روشن است که فرصتهای تاریخی یک ملت هرگز تکرار نمیشوند و امکانات مطلوب و شرایط مساعد همواره در دسترس نخواهند بود تا بتوان از وضعیت موجود بهترین استفاده را برد و نتایج دلخواهتر بهدست آورد؛ از این رو از شرایطی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی فراهم شده است باید فرصتها را دریافت و آرمان حیات قرآنی را که شهیدان این مرز و بوم در آرزوی تحقق آن جان باختند، محقق ساخت و با دقت و تدبیر مناسب به استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود پرداخت. شتاب تحولات آن چنان است که مهلت
چندانی را برای آزمون و خطا در اختیار ما قرار نخواهد داد و ما نیاز داریم که با کوششی دو چندان راه مورد نظر را بپیماییم. دست نیاز دراز کردن به سوی اندیشمندان و فرهیختگان و توجه کردن به امکاناتی که ملت در اختیار برنامهریزان نهاده است و همچنین قدر اقبال عمومی و تشنگی تشنگان را دانستن، ضرورتی است که در سایه توجه به آن میتوان حرکتی منسجم و حساب شده را برای محقق ساختن انس مخاطبان امروزی با قرآن سامان داد.
شبکه قرآن در تاریخ 22 بهمن 1362 با پیام رییس جمهور وقت « آیت اللّه خامنه ای» راهاندازی گردید. پیام ایشان به این شرح بود:
«یکی از برکات دهه فجر امسال برای همه هم میهنان کشور عزیز اسلامی ما و همچنین همه مسلمانان کشورهای دیگر افتتاح و شروع به کار فرستنده رادیویی صدای قرآن خواهد بود. ان شاء الله رادیو قرآن اختصاصا آهنگ خوش تلاوت آیات الهی و احیانا در کنار آن مسایل مربوط به تلاوت قرآن را به مستمعین خود ارایه خواهد داد. امروز در جامعه ما قرآن به طرف جایگاه حقیقی خویش برمیگردد. مردم با قرآن انس پیدا کردهاند و فرستندههای صدا و سیمای ما قرآن پخش میکنند. ولی باز هم کافی نیست و این اقدامی که امروز بهوسیله برادران عزیز ما در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در بخش قرآن انجام میگیرد، بسیار اقدام ارزشمندی است. من به نوبه خود به عنوان فردی که سالیان دراز آروز داشتم که چنین فرستندهای در کشورمان باشد، از این مسئولین عزیز و دستاندرکاران تشکر میکنم».
شبکه قرآن صدای جمهوری اسلامی ایران در آغاز فعالیّت خود، با سه ساعت تولید در روز از ساعت 17 تا 20، برنامه خود را آغاز کرد. از تاریخ دوازدهم فروردین سال 1363 به علت استقبال زیاد شنوندگان برنامههای رادیو قرآن از ساعت 5 تا 8 صبح نیز بر روی همان امواج تکرار میشد و بدین ترتیب مجموعا شش ساعت برنامه را پوشش میداد. ولی از پنجم مهرماه 1363 به همّت مسئولان فنّی سازمان و همزمان با آغاز ایّام محرم، رادیو قرآن در پانزده مرکز رادیویی کشور تقویت و قابل دریافت شد. این شرایط تا اول مرداد 1376 ادامه داشت تا اینکه در تاریخ یاد شده به مناسبت میلاد حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله و امام جعفر صادق علیهالسلامزمان برنامههای رادیو قرآن با 100 درصد افزایش از سه ساعت به 6 ساعت رسید. در تاریخ 6 آذر 76 رادیو قرآن همزمان با شب مبعث حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهو برگزاری سیزدهمین دوره مسابقات بین المللی حفظ، قرائت و تفسیر قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران، پخش آزمایشی خود را بر روی امواج A Mو F M با افزایش برنامهها به میزان بیش از دو برابر، آغاز کرد بدین ترتیب هر روز از ساعت 6 تا 22 نوای ملکوتی قرآن در فضای کشور طنین انداز شد.
در تاریخ نهم دی ماه 1376 برابر با اول رمضان 1418 ه . ق شبکه قرآن صدای جمهوری اسلامی ایران که تا این زمان با نام رادیو قرآن شناخته میشد، در چهاردهمین سالگرد تأسیس خود و با حضور مقام معظم رهبری به عنوان شبکهای مستقل و با 24 ساعت پخش بر روی امواج یاد شده راهاندازی گردید.
#### برنامه های شبکه قرآن در آغاز کار عمدهترین برنامههای شبکه قرآن در سالهای 62 الی 66 بدین قرار بود:
پخش تلاوت قاریان ایرانی و دیگر کشورهای اسلامی بهویژه کشور مصر به صورت تلاوت و ترتیل؛
ادامه دروس آموزشی بهویژه دروس روخوانی و تجوید؛
راه اندازی مسابقات قرآنی با عنوان مسابقه بهسوی قرآن؛
طرح مطالب علوم و دانستنیهای قرآن با عنوان دانستنیهایی از قرآن؛
پاسخ به سؤالات تجویدی و قرآنی شنوندگان؛
6 . گفتوگو با حافظان وحی، برنامهای در جهت آموزش و ترغیب و تشویق شنوندگان به حفظ قرآن؛
8 . برنامههای ترکیبی شامل گزارش، مصاحبه، کارشناسی و... درباره موضوعات قرآنی؛
شبکه قرآن صدای جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر با 14 ساعت تولید و 24 ساعت پخش با 7 گروه فعّال تلاوت، همخوانی، مدیحه سرایی، علوم و معارف قرآنی، روابط عمومی، خبر، آموزش و دفتر طرح و تأمین برنامه با پخش برنامههای متنوع قرآنی و تلاوتهای دلنشین قاریان برجسته ایران و جهان کانون اصلی ارایه پیام دلنشین آوای ملکوتی قرآن کریم در کشور عزیزمان ایران و همچنین دیگر کشورهای جهان است. که علاوه بر امواج ذکر شده بر شبکه بینالمللی جهانی (اینترنت) به نشانی
WWW.I.R.I.B.COMدر هر نقطهای از جهان قابل دریافت است. در برنامهریزی آینده شبکه قرآن سه موضوع مورد توجه قرار گرفته است که عبارتند از:
قرائت قرآن؛
تدبر در قرآن؛
تمسک به قرآن.
این شبکه سعی دارد تا در برنامه ریزی آتی خود با همراهی و همکاری دیگر مراکز قرآنی و مجامع و سازمانهای فرهنگی، مذهبی، برنامهها را با گرایش محورهای یاد شده تهیه و تولید کند تا زمینه مناسب جهت استفاده عموم مردم از برنامههای قرآنی ایجاد شود. علاوه بر این، کانونهای قرآنی، آموزشهای درسی، رادیویی و ترویج هر چه بیشتر انس با قرآن از طریق برگزاری محافل انس با قرآن و دیگر برنامهها، در برنامه ریزی بلند مدت شبکه مدنظر قرار گرفته است.
طبق آمار مرکز سنجش صدا و سیما، رادیو قرآن سومین شبکه رادیویی کشور است که بعد از رادیو سراسری و رادیو پیام از مخاطبان بیشتری برخوردار است.
برقرار کردن ارتباط صوری میان یک موضوع و مخاطب از چند عامل از جمله زمان مناسب و استفاده از امکانات و روشهای مناسب تبعیت میکند. از آنجا که قرآن کتاب آفرینش است و به طور کامل برای هدایت و سعادت
بشر فرستاده شده و ارسال کننده آن نیز خداوندی است که خود خالق انسان و آگاه به تمامی نیازها و خصوصیات اوست، به طور طبیعی تمامی شیوهها و امکانات جذب مخاطبان را، چه از لحاظ صوری و ظاهری و چه از لحاظ مفهومی و معنایی، در خود دارد.
قرآن کریم، زمانهای خاصی را مانند هنگام فجر و یا ساعاتی از شب به عنوان اثرگذارترین مواقع در انس با خود معرفی کرده است. همچنین استفاده از صوت دلنشین، خط زیبا، صفحه آرایی چشم نواز و آراسته در احادیث و یا سیره ائمه علیهمالسلام و بزرگان ارایه شده است.
شاید بسیاری از ما سرگذشت «فضیل» آن راهزن معروف را شنیدهایم که در نیمههای شب در هنگام دزدی ناگهان با شنیدن صوتی دلنشین و مفهومی جانسوز و اثر گذار از قرآن کریم دست از خطا و اشتباه شست و سپس با پیگیری و جدّیت به عنوان یکی از عرفای بزرگ اسلام شناخته شد.
این گونه اثر گذاریهای عاطفی در مورد کودکان و نوجوانان که بیش از مباحث مفهومی و عقلی، به جاذبههای شکلی و صوری مسایل توجه دارند، کارآمد به نظر میرسد. استفاده از شیوههای نو و تنوع در روشهای هنری و آراستن فضاهای مفهومی به جاذبههای زیبا و دلنشین هنری از این موارد است. در واقع، یکی از علتهای اصلی اثرگذاری قرآن بر قلوب و اذهان، داشتن همینگونه خصوصیات هنری آن است. به عنوان مثال، قرآن کریم در آیهای تمامی اعراب و سپس تمامی انسانها را به این موضوع دعوت میکند که اگر توانایی دارند با آوردن سورهای مشابه، اصالت این متن بیبدیل را بسنجند. این گونه مخاطب قرار دادن در واقع، چالش هنرمندانهای است که
در پس آن تعمّق و تأمّل نهفته است. در اینجا دیدگاه مقام معظم رهبری در مورد بیان هنری قرآن شنیدنی است که میگویند:
البته، بیانی مثل قرآن که معجزه است، حساب دیگری دارد و آن هم هنری است. بیان قرآن اگر هنری نبود امکان نداشت بتواند این همه حقایق و مفاهیم را در خود بگنجاند، لذا هیچ ترجمه و تفسیر قرآنی قادر نیست که حقایق قرآنی را بفهماند. انسان باید به زبان و حتّی با ریزهکاریهای هنری آشنا باشد و البته در فضای معنوی هم قرار بگیرد تا بفهمد که قرآن چه میگوید. لذا خود قرآن میگوید: «یهدی به من یشاء و یضل به من یشاء؛ عدهای قرآن را میخوانند و هدایت میشوند و عدهای هم قرآن را میخوانند و گمراه میشوند.» چون از قرآن چیزی نمیفهمند و نمیتوانند با قرآن ارتباط و اتصال برقرار کند تا بتوانند آن مفاهیم را درک کنند. بیان قرآن بیان وافی است، ولی شرایط خاصی لازم است تا انسان بتواند به معنای حقیقی کلمه، مخاطب قرآن قرار بگیرد. فقط بیان هنری قادر است بسیاری از مفاهیم را بیان کند و مفاهیم والای دینی از این قبیل است.(1)
از جمله ابعادی که قابل دقّت است، پرداخت قصّه و داستان در قرآن است. داستان نویسی، امروزه به عنوان هنری تأثیرگذار مطرح است و بازتاب فردی و اجتماعی شگرفی دارد. در دنیای ناآرام و پرغوغای ما نه تنها بازار قصهپردازی از رونق نیفتاده، بلکه از این جهت که در مدرنیسم، بشر به آرامش روحی بیشتری نیاز دارد، این هنر، توجّه بیشتری را به خود جلب کرده است. از سویی دیگر نیز آدمی از همان دوران کودکی، شیفته شنیدن
1) . سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با هنرمندان و سینماگران کشور در تاریخ 3 / 11 / 73.
قصه و خواندن داستان است. از یک نظر این شیفتگی، به سبب علاقهای است که انسان نسبت به همذات پنداری با سرنوشت قهرمانان و شخصیتهای داستان دارد؛ زیرا او میخواهد ببیند تا چه حد او نیز از خصلتهای شخصیتهای داستانی برخوردار است.
در اینجا تأکید ما بر داستان نویسی، در واقع ارایه یک نمونه از شیوه تعلیم و تربیت غیرمستقیم است که قرآن به عنوان کتابی تربیتی به کار میگیرد. گرچه قرآن کتاب قصّه نیست، ولی از روش قصّه گویی در خدمت رشد اندیشه آدمی و جهت دادن به زندگی او استفاده میکند. هدف از قصه گویی، خروج مخاطب از دایره تاریخ و ورود انطباق او با شعاع توحید است. هر قصه به تناسب مقام و موقعیت ویژه خویش دربردارنده پیامهای ارزندهای است که در خور مطالعه و تأمل است. آنچه در بررسی قصههای قرآنی سخت توجه مخاطب را به خود جلب میکند، انسانشناسی ویژهای است که خط سیر انسان را از مبدأ تا معاد با زبانی شیرین و قابل فهم ترسیم مینماید.
به این جهت قصهگویی در قرآن از مقام و موقعیّت ویژهای برخوردار است و در حدود 41 آیات قرآنی مربوط به قصهها است. در واقع، چون قرآن برای هدایت عامه مردم نازل شده است، لذا برای سخن گفتن با آنان باید زبانی را انتخاب کند که قابل فهم باشد.
در قرآن کریم بیش از 50 تمثیل دیده میشود. تنها در سوره بقره، حداقل ده تمثیل ذکر شده است. راستی، چه حکمتی در تمثیل نهفته است که خداوند متعال تا این اندازه از آن استفاده کرده است.
راغب میگوید:
«مثل قولی است درباره چیزی که شبیه است به قولی درباره چیزی دیگر تا یکی آن دیگری را بیان و مجسّم کند».(1)به بیان دیگر، تمثیل شبیه سازی بین دو واقعه است تا توسط یکی از آن دو که برای مخاطب قابل فهم است، واقعه دیگر تفهیم شود. مسایل عقلی بسیاری وجود دارند که در نگاه اول، بیشتر مردم قابلیّت فهم و درک آن را ندارند؛ زیرا خوگرفتن بسیاری از اندیشهها با امور محسوس و عینی موجب میشود که میزان تعقّل و استدلال نقصان یابد. تمثیلِ «عقل مردم در چشم آنها است»، بیان کننده این معناست که امور قابل لمس و مسایلی که با چشم دیده میشوند بهتر و آسانتر ادراک میگردند. به همین خاطراست که خداوند متعال برخی از مفاهیم بلند عقلی را در قالب مثلها بیان میکند تا عموم مردم آنها را به تناسب ادراک خود دریابند. بنابراین، فلسفه مثالهای قرآن تنزیل مسایل بلند و عمیق و قرار دادن آنها در افق فکر مردم است. در آیاتی از قرآن هدف از مثلهای قرآنی بیان شده است که در اینجا به سه نمونه از آن اشاره میکنیم:
در آیه 25، سوره ابراهیم، پس از این که کلمه طیبه را به شجره طیبه تشبیه میکند، در آخر آیه میفرماید: «وَ یَضْرِبُ اللّهُ الْاَمثالَ لِلنّاسِ لعلَّهم یَتذکَّرون؛ خداوند برای مردم مثلهایی را میزند، شاید متذّکر شوند.»
در آیه 21 سوره حشر، بعد از تشبیه قلب انسانهای سیاه دل به کوهها و این که اثر قرآن بر کوهها بیشتر از تأثیر آن بر قلب بعضی از انسانها است،
1) . سید علیاکبر قرشی، قاموس قرآن، ج 6 ، ص 233، ناشر دارالکتاب الاسلامیه.
میفرماید: «و تِلْکَ الْاَمثالُ نَضْرِبُها للنّاسِ لعلَّهم یَتفکَّرون؛ ما این مثلها را برای مردم بیان میکنیم، شاید تفکّر و اندیشه کنند.»
بر اساس این آیه شریفه هدف از مثل، تفکر و اندیشیدن است.
طبق این آیه شریفه، هدف از مثل، تفکّر عالمانه است. از آیات یاد شده میتوان نتیجه گرفت که در تأثیر گذاری مثلها بر انسان سه مرحله وجود دارد:
الف) مرحله تذکّر و یاد آوری است که حقیقت پیام الهی در خاطر مرور میشود؛
ب) مرحله اندیشه و تفکّر است که به موضوع مثل و حکمت موجود در آن اندیشه میشود؛
ج) مرحله ادراک است که با تفکّر، حقایق شناخته و درک میشود.
مردم در بسیاری از امور، بزرگی را دلیل بر عظمت و کوچکی را دلیل بر کم اهمیّت بودن آن امر تلقی میکنند؛ در حالی که چنین نیست. مهم، پیامی است که مراد گوینده میباشد. در قرآن نیز اولویت با پیامی است که در مثلها بیان میشود، نه به بزرگی و کوچکی چیزی که به آن مثال زده میشود.
همانطور که در مبحث نقش صوت زیبا در مؤانست با قرآن بیان کردیم،
کلام خداوند زیباترین کلامهاست و هیچ گفتاری در زیبایی به درجه زیبایی قرآن نمیرسد، به طوری که مخالفان سرسخت قرآن نیز به آن اعتراف دارند. برای مثال، ولید بن مغیره از رؤسای قریش و از مخالفان سرسخت اسلام که از بزرگترین سخنسرایان عرب نیز بود، در مورد قرآن چنین میگوید:
«من از محمد صلیاللهعلیهوآله اینک سخنی شنیدم که نه از سنخ سخنان بشر و نه از جنس گفتار پریان است؛ زیرا شیرینی زایدالوصف و زیبایی خیره کنندهای دارد».(1)
اگر قرآن کریم که آیاتش سراسر زیبایی و هنری است، با آواز و صوت خوش قاری همراه گردد، زیبایی آن در نظر مخاطب دو چندان میشود و به راحتی بردلهای آماده مینیشند، همچنان که پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله آن را زینت قرآن نامیدند. ائمه اطهار علیهمالسلام نیز با نیکوترین وجه آن را قرائت میکردند و با این وسیله بر مخاطبان خود تأثیر عمیقی میگذاشتند.
بهجاست که در برنامههای ویژه کودکان و نوجوانان نیز، قاریان خوش صدایی را از همین گروه سنی انتخاب کنیم تا فضایی مناسب برای ایجاد علاقه و انس در آنها نسبت به قرآن کریم فراهم شود.
علاوه بر استفاده از صوت و لحن زیبا، استفاده از کششهای هنری نیز میتواند در جذب مخاطبان برنامههای قرآنی تأثیر به سزایی داشته باشد. هنر، مؤثرّترین ابزار در تبیلغ است و لذا هرکس این نوع تبلیغ را به کارگیرد، در رقابت تبلیغاتی چند گام جلوتر خواهد بود.
1) . بحار الانوار، ج 18، ص 168.
علاوه بر این هنر، یک نوع شناخت و یک نوع بیان بهویژه است - و نه الزاما یک نوع بیان برتر - که میتوان آن را قرین شناخت عارفانه تلقی کرد که با بیان خاصّ خویش از هنرمند به مخاطب هنر انتقال مییابد و تأثیر میگذارد. این تلقی عرفانی از هنر گرچه استعداد فطری را آغاز کننده این روند میبیند، ولی در ادامه رابطه دقیق و عمیقی را با تزکیه انسان برقرار میکند. تزکیهای که حجاب و زنگار از رخ دل بر میزداید.
با این نگرش، سراسر قرآن مصداق بارز هنر ناب است که از آن جمله میتوان به قصههای آن اشاره کرد. برای انتقال تأثیر این اثر هنری که ساخته و پرداخته خالق هنر است، نیازمند استفاده از جذابیّتهای هنری در خور آن هستیم. هنری که تمامی ویژگیهای اندیشه اسلامی را در برداشته باشد و آن را در مقایسه با هنرهای دیگر ممتاز کند، مانند خدا محوری و طرح ارزشها و مفاهیم توحیدی که بحثهای زیبایی شناختی قرآن را سمت و سویی دیگر میبخشد. در زمانهای که فساد و تباهی در تمامی جوامع انسانی رو به فزونی است و ملّتهای مسلمان نیز از هجوم و حمله چنین خطراتی در امان نیستند و کودکان، نوجوانان و جوانان این کشورها در خطر سقوط در پرتگاههای فساد و گمراهی و دوری از معنویت و قرآن قرار گرفتهاند، بدون شک هیچ راهی مؤثّرتر از بهکارگیری هنر در ایجاد انس با قرآن به نظر نمیرسد. ما در کنار دیگر برنامههای خود در راه اعتلای فرهنگ قرآنی و مؤانست هرچه بیشتر مردم با این کتاب، باید هنر را در جهت بالابردن آگاهیهای قرآنی و جذب مخاطبان به بهترین شکل و بالاترین توان بهکار گیریم. این مهم میتواند در قالبهای هنری مختلف از قبیل بهرهگیری از تصاویر زیبا و
جذاب با تکنیکهای قوی، آواهای زیبا و دلنشین، تواشیح، ارایه داستانهای جذاب در زمینههای قرآنی، شعر، نمایش، خطّاطی و گویندگی و سخنوری مطرح شود. طبیعی است برای تحقق چنین امر مهمی به پژوهشگران صالح، مأنوس با قرآن و هنرمند نیاز داریم تا این راه را با کمک خداوند و هدایت قرآن هموار کنند.
برنامهسازان رسانه میتوانند با استفاده از قصص قرآنی، جامعه را با سادهترین و در عین حال زیباترین زبان، به حقیقت رهنمون شوند. چرا که داستانهای ذکر شده در قرآن کریم، با بیانی شیوا و فصیح و منحصر بهفرد ارایه شده است. از سوی دیگر، ویژگیهای خاصی در قصص قرآنی موجود است که در هر قصهای یافت نمیشود؛ زیرا هدف از طرح این قصهها آموزش و تربیت انسانها بوده است.
از قصههایی که میتوان در ساختن برنامه از آنها بهره برد، میتوان به موارد ذیل اشاره داشت:
یکی از بهترین قصههای قرآن از نظر ترسیم عینی ماجرا و توصیف حقیقت قصه اصحاب کهف است که جریان آن به طور مفصل در قرآن ذکر شده است.
قصه حضرت یوسف علیهالسلام، که از آن به احسن القصص یاد شده است؛
داستان حضرت مریم علیهاالسلام و پاکدامنی او در سوره مریم که انسان از خواندن این آیات لذّت میبرد؛
داستان حضرت یونس علیهالسلام؛
5 - داستان موسای کلیم که علیه ستم مبارزه کرد و مجبور شد مصر را ترک کند و سپس در مدین به شعیب پیغمبر بپیوندد. جریان چاه آب و دختران حضرت شعیب علیهالسلام که در قرآن جزئیات آن آمده است؛
6 . سوره بقره، آیه 258 - 259، داستان عزیز که از دهی ویران گذر میکرد؛
8 . سوره کهف، آیه 64، داستان موسی و خضر؛
سوره انفال، آیه 7، داستان جنگ بدر، بهخواب رفتن مسلمانان، باران و مدد ملائکه ؛
سوره اعراف، آیه 118، داستان جنگ بدر، نزول سه هزار ملائکه برای یاری مؤمنان، برای دادن بشارت به پیروزی مؤمنان و تثبیت دلهای ایشان؛
سوره مائده، آیات 30 - 36، داستان پسران آدم و پذیرفته نشدن قربانی یکی از آنان و تهدید شدن هابیل به قتل توسط قابیل؛
سوره آل عمران، داستان معجزههای حضرت عیسی علیهالسلام هنگامی که پیامبر بنی اسرائیل شد.
13. سوره انعام، آیات 74 تا 84 ، داستان ابراهیم علیهالسلام و پدرش آزر و مجادله آن دو بر سر بتپرستی و نیز داستان مجادله ابراهیم علیهالسلام با مشرکان؛
سوره اعراف آیات 71 تا 78، ماجرای شتر صالح علیهالسلام و کشتن او و آمدن عذاب بر قوم؛
قضیه لوط، نجات او و خانوادهاش و عذاب زنش و بقیه گناه کاران؛
سوره اعراف، آیات 83 تا 92؛ داستان شعیب، کم فروشی قومش و آمدن عذاب؛
سوره بقره آیات 101 تا 103، داستان گروهی که در قلمرو سلیمان از جادوگران پیروی میکردند و خداوند دو فرشته را مأمور کرد تا به زمین آیند و مردم را از حقیقت سحر آگاه نمایند؛
بقره آیات 245 تا 251، داستان طالوت و جالوت.
از دیگر سوژههایی که در برنامه سازی میتوان از آن بهره گرفت، به تصویر کشیدن زندگی اندیشمندان و عالمانی است که در سنین مختلف با قرآن مأنوس میشوند و از آن بهره کافی میبرند. کسانی که در کنار دیگر ابعاد علمی و دینی خود به انس با قرآن توجه فوق العادهای مبذول داشتهاند و علاوه بر کسب علم، در عبادت و انس با کتاب الهی نیز گوی سبقت از دیگر مردمان ربودهاند.
چهرههای درخشان بسیاری در طول تاریخ بودهاند که بهواسطه اعمال عبادی و انسی که با قرآن داشتهاند، به جایگاه امامان معصوم خویش نزدیک شدهاند و کرامتهای بسیاری از ایشان دیده شده است. اینان مصداق بارز سخن حضرت علی علیهالسلام در مورد پرهیزگاران در خطبه همام میباشند. با این توصیف لازم است که زندگیشان را به تصویر کشیم تا بر عمق دیدگان مخاطبان مشتاق جای گیرند. از جمله این اندیشمندان، امام خمینی رحمهالله است که هنوز تمامی زوایای علمی و عملیاش، حتّی برای بسیاری از خواص، ناشناخته باقی مانده است.
آیة الله توسلی در زمینه استمرار امام در قرائت قرآن میگوید: «امامبا همه اشتغالاتی که داشتند، به انجام مستحبات، بهویژه خواندن قرآن، دعا و نماز اول وقت اهمیّت میدادند. امام هر روز سه تا پنج مرتبه قرآن میخواندند. در ماه مبارک رمضان، سه بار قرآن را ختم میکردند.»(1)
نمونه دیگر، فیلسوف ژرف اندیش مرحوم میرداماد است. محدث قمی درباره او میگوید: «از حدائق المقربین نقل است که میرداماد در تعبدات به نهایت رسیده بود و قرآن مجید را بسیار تلاوت مینمود؛ به طوری که یکی از افراد مورد اعتماد برای من نقل کرد که در هر شب پانزده جزء قرآن میخواند.»
از این موارد، نمونههای بسیاری در زندگی علما و اندیشمندان مسلمان دیده میشود که الگوهای مناسبی به مردم قرآن دوست ارایه میدهند.
از دیگر سوژههای مناسب برای تهیه برنامههای جذاب قرآنی جهت انس مخاطبان با قرآن، تصویرسازی مستند از کودکان و نوجوانانی است که مهمترین و شیرینترین لحظات زندگی خود را با کلام وحی سپری کردهاند و توانستهاند به موفقیتهای چشمگیری در این زمینه برسند. این برنامهها میتواند علاوه بر تهیّه فیلمهای مستند از زندگی این بزرگ مردان کوچک، در قالب فیلم داستانی و سریال نیز ارایه شوند. که امید میرود اثرات عمیق و مؤثری در جلب نظر کودکان و نوجوانان به قرآن عزیز در پی داشته باشد.
یکی از نمونههای بارز در این زمینه، سید محمدحسین طباطبایی است که
1) . پابهپای آفتاب، ص 285.
الگوی مناسبی در انس با قرآن، برای کودکان و نوجوانان به دست میدهد. از جمله خاطراتی که از این پدیده قرآنی نقل شده است، میتوان به خاطره زیر اشاره کرد:
خبرنگار یکی از مجلّات خارجی که با سیّد محمّد حسین مصاحبه مفصلی کرده است، در ترسیم لحظه ورود او به اطاق و مطالبی که قبل از مصاحبه با محمد حسین رد و بدل کرده بود چنین میگوید:
«هنگامی که من و آقای طباطبایی پدر محمدحسین مشغول بعضی از مطالبی که در رابطه با این طفل اعجوبه نوشته شده بودیم، این طفل وارد اطاق شد، من به احترام او از جا برخاستم؛ در حالی که سیگاری روشن بود. ابتدا علم الهدی به من سلام کرد، سپس این آیه را قرائت کرد: «و لاتلقوا بایدیکم الی التهکله؛ و خویشتن را با دستان خود به هلاکت نیندازید» (بقره: 195) با این آیه میخواست به من بگوید که دخانیات برای سلامتی انسان ضرر دارد. از همان لحظه درک کردم که در مقابل من انسانی ایستاده، در شکل یک طفل کوچک، ولی با اندیشه و عقل یک مرد کامل! من به او قول دادم که سیگار کشیدن را ترک کنم، ولی از او خواستم که برایم دعا کند تا خداوند به من توفیق ترک این عادت را بدهد. او به سرعت به من جوابی داد که اصلاً توقع آن را نداشتم. او گفت: «اِنَّ اللّه لایُغیّرُ ما بِقَوم حتّی یُغیِّروا ما بِاَنفُسَهم؛ خداوند حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانیکه آن قوم نفس خود را تغییر دهند» (رعد: 11) پس من تسلیم او شدم.
اینگونه برنامهها میتواند پدران و مادران را در امر تربیت و آموزش قرآن به کودکان و نوجوانان ترغیب کند و راه مأنوس کردن فرزندانشان با قرآن را
به آنها بیاموزد.
#### مؤسسه های پژوهشی قرآنی در ادامه به برخی از مراکز پژوهشی قرآنی که بهطور مستقیم و یا غیر مستقیم در این رابطه تلاش میکنند، به طور فهرست وار اشاره میکنیم.
دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم؛
سازمان اوقاف و امور خیریه؛
سازمان تبلیغات اسلامی؛
مجتمع علوم دینی حضرت ولیّعصر(عج)؛
مجمع جهانی اهل بیت؛
مجمع جهانی تقریب مذاهب؛
بنیاد بعثت قم؛
بنیاد پژوهشهای اسلامی (آستان قدس رضوی)؛
بنیاد فرهنگی اسلام (قم)؛
بنیاد فرهنگی باقرالعلوم علیهالسلام؛
بنیاد فرهنگی نهج البلاغه؛
بنیاد معارف اسلامی (قم)؛
دایرة المعارف فقه شیعه؛
مؤسسه بنیاد فرهنگی رضوی؛
دبیرخانه نمایشگاه قرآن کریم؛
بنیاد معارف امام رضا علیهالسلام؛
پژوهشکده امام خمینی رحمهالله؛
پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛
مجتمع اندیشه اسلامی؛
20. مؤسسه تحقیقاتی - فرهنگی مفید؛
مرکز فرهنگ معارف قرآن؛
مؤسسه تحقیقاتی ولیّعصر(عج) قم؛
مؤسسه تفسیر قرآن کریم؛
مؤسسه چاپ و نشر قرآن کریم؛
مؤسسه در راه حق (قم)؛
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی؛
دارالقرآن کریم آیت الله العظمی گلپایگانی.
دانشگاه های فعال در این زمینه:
دانشکده معارف و الهیات دانشگاه الزهرا علیهاالسلام؛
دانشکده معارف و الهیات دانشگاه تهران؛
دانشگاه امام صادق؛
دانشکده علوم قرآنی.
شرکت ابتکار رایانه؛
مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان؛
مرکز تحقیقات علوم اسلامی قم؛
دانا فجر (قم)؛
دفتر تحقیقاتی یاسین (قم)؛
مؤسسه خانه کتاب؛
مؤسسه ندای مزمل؛
8. مؤسسه فرهنگی شریف؛
مؤسسه تحقیقاتی امام رضا علیهالسلام؛
مؤسسه تحقیقاتی مرسلین؛
مؤسسه تحقیقاتی برترین؛
مؤسسه مکتب القرآن.
معرفی برخی از مراکز پژوهشی برتر و برگزیده
دارالقرآن دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تحقیقات گسترده در علوم قرآنی؛
دارالقرآن الکریم آیت الله العظمی گلپایگانی، تحقیق و تدوین کتب قرآنی؛
مرکز ترجمه قرآن به زبانهای خارجی؛
آستان قدس رضوی، هنرهای ابتکاری الهام گرفته از آیات قرآن کریم؛
مرکز فرهنگ و معارف قرآن کریم، طراحی برنامهها و نرم افزارهای قرآنی؛
6 . فصلنامه بینّات، پژوهش تخصصی در حوزه علوم قرآنی.
اینگونه مراکز که عهده دار مسئولیت آموزش قرآن هستند، از مرحله
روخوانی، روانخوانی تجوید، قرائت و حفظ گرفته تا مراحل بالاتر آن که شامل آموزش مفاهیم قرآنی و برگزاری جلسات تفسیر و ارزیابی تخصصی قرآن در زمینههای مختلف است، به مخاطبان و مشتاقان قرآن ارایه میدهند. با این حال، مراکز آموزش قرآنی، به صورت پراکنده و تحت عنوانهای مختلف مشغول فعالیت هستند و از یک برنامه ریزی کلان تبعیت نمیکنند.
از جمله این مراکز قرآنی، مساجد هستند که تحت عنوان کانونهای فرهنگی هنری مساجد فعالیت میکنند و اغلب مخاطبان آنها را کودکان و نوجوانان تشکیل میدهند. این کانونها زیر نظر دبیر ستاد عالی کانونهای مساجد به این امر اهتمام میورزند.
از دیگر مجموعهها، انجمنهای قرآن و نهج البلاغهاند که با ایجاد کمیتههای تخصصی در زمینههای مختلف قرآنی، زیر نظر وزارت ارشاد اسلامی به آموزش و جذب افراد همّت گماشتهاند.
مؤسسههای دیگری نیز شکل گرفتهاند که با پشتوانههای مردمی مشغول به امر آموزش قرآن هستند، همانند جامعة القرآن الکریم که هم اکنون روانخوانی، تجوید، حفظ سور قرآنی و نحوه حفظ آیات قرآن به روش اشاره را آموزش میدهد. تاکنون عده بسیاری با مراجعه به این مرکز از آن در تربیت و ایجاد انس فرزندانشان با قرآن استفاده کردهاند. برخی نهادها و سازمانها نیز بخشی را به آموزش قرآن اختصاص دادهاند که کم و بیش فعالیتّهای خوبی را ارایه کردهاند.
ولی آنچه باید به آن توجه داشت، کیفیت آموزش است. در هر فعالیّتی، ابتدا باید هدف و مقصود از پیش معلوم شده باشد تا بتوان از کار و
فعالیتهای صورت گرفته نتیجه مطلوب را به دست آورد. در آموزش این کتاب آسمانی و جذب اقشار مختلف جامعه، به ویژه جوانان و مأنوس کردن آنها با قرآن، به دقّت بسیار و استفاده از برنامههای متنوع و جذّاب و بهرهگیری از افراد کار آزموده و متخصص احتیاج دادیم. روشن است که تحقق چنین آرمان والایی و موفقیّت در آن به برنامهریزی، پشتوانه مادی، وجود امکانات کافی و یک تشکیلات منسجم و هماهنگ نیاز دارد و چه بسا دیده شده است که بعضی از مراکز قرآنی به علت بیبرنامگی و نبودن افراد خبره در امر تدریس، به جای آنکه در جذب افراد و ایجاد انس با قرآن موفقیت بهدست آورند، بعضا موجب دلسردی و دوری افراد از این گونه مراکز شدهاند.
#### پرسش های مردمی
تا چه اندازه با قرآن آشنایی دارید؟
میزان حضور قرآن در زندگی روزمره شما تا چه اندازه است؟
چرا باید قرآن بخوانیم؟
تا چه اندازه به آنچه از قرآن میخوانید و آگاهی دارید، عمل میکنید؟
تفکر در آیات قرآن، چند درصد از زندگی روزانه شما را به خود اختصاص میدهد؟
برای آشنایی فرزندانتان با قرآن از چه شیوههایی استفاده میکنید؟
از چه نوع برنامههای قرآنی در صدا و سیما استقبال میکنید؟
آیا با مراکز قرآنی در ارتباط هستید؟
کودکان شما از کدام نوع برنامههای قرآنی لذت میبرند؟
به نظر شما مهجور ماندن قرآن یعنی چه؟
به نظر شما چرا قرآن مهجور مانده است؟
آشنایی شما با ترجمهها و تفسیرهای قرآنی چقدر است؟
کدام قسمت قرآن برای شما جذابتر است؟
چه تشویقهایی برای انس با قرآن اثرگذارتر است؟
تأثیر قرآن در طهارت و پاکیزگی روح شما چقدر بوده است؟
به نظر شما چرا کودکان ما بیش از آن که به برنامههای قرآنی علاقه نشان دهند، به برنامهها تفریحی و سرگرمی رسانه توجه میکنند؟
چگونه میتوان فاصله کودکان و نوجوانان را به برنامههای قرآنی از میان برد؟
به نظر شما حفظ کردن قرآن بدون توجه به معنای آن چه ارزشی دارد؟
آیا هزینههایی که در زمینه تشویق به حفظ و قرائت قرآن شده است، اثر بخشی مطلوبی به دنبال داشته است؟
20. چرا تنها گروه خاصی در جامعه به شرکت در مسابقههای قرآنی رغبت نشان میدهند؟
آیا در انس با قرآن، الگوی مناسبی برای فرزندانتان هستید، اگر نیستید چرا؟
به نظر شما میزان تأثیر مدارس و دانشگاهها در انس گرفتن افراد تحت پوشش خود با قرآن یا دور شدن آنها چیست؟
چگونه میتوان الگوی مناسبی را برای انس بیشتر دانشآموزان و
دانشجویان طراحی و اجرا کرد؟
به نظر شما استفاده از صوت زیبا تا چه اندازه در انس با قرآن تأثیر دارد؟
آیا در زندگی خود، از قصههای قرآنی برای تربیت و انس کودکانتان با قرآن استفاده میکنید؟
در شرایط کنونی شرکت در مساجد، هیئتها و مجالس مذهبی تا چه اندازه در انس دادن با قرآن مؤثّرند؟
شرکت در محافل قرآنی تا چه اندازه تأثیر گذار است؟
تأثیر مکتب القرآن در انس کودکان با قرآن چه اندازه بوده است؟
کیفیّت فعالیتهای پرورشی مدارس برای انس با قرآن را چگونه میتوان بهتر کرد؟
موفقیّت برنامههای رسانه در زمینه انس با قرآن تا چه اندازه بوده است و چگونه میتوان کیفیّت این برنامه را بهتر کرد؟
در هنگام آشفتگیها و بحرانهای روحی و روانی تا چه میزان به قرآن پناه میبرید؟ به چه صورت از آن استمداد میجویید؟
چه باید کرد تا شفاعت قرآن در آن دنیا شامل حال ما شود؟
آیا میتوان گفت کاستیهایی در استقبال عمومی جوانان و نوجوانان نسبت به برنامههای قرآنی وجود دارد؟
به نظر شما فعالیتّهای قرآنی به صورت گروهی و انفرادی، بر مبنای
چه الگویی از زمینه انس با قرآن باید تعریف و جهت دهی شوند؟
نقاط ضعف برنامههای تولیدی رسانه در زمینه انس گرفتن طبقههای مختلف اجتماعی با قرآن چه بوده است؟
استراتژی و خطّ مشی دولت در زمینه انس و روی آوردن مردم به قرآن تا چه اندازه کارآمدی و اثر بخشی داشته است؟چگونه میتوان نقاط ضعف این خطّ مشی را برطرف نمود؟
کدام یک از ارگانها و یا نهادها و یا سازمانهای مرتبط با دولت و حکومت اسلامی در زمینه مأنوس کردن مردم با قرآن موفقتر بودهاند؟ علت چیست و چگونه میتوان آن را در مجموعههای دیگر گسترش داد؟
6 . نقش روحانیون و علمای دینی در انس با قرآن چگونه بوده است؟
8 . چگونه میتوان زمینه آشنا کردن روانشناسان را با اهمیّت معنویت و بهویژه قرآن در درمان بیماری از بیماریهای روحی و روانی افراد فراهم آورد؟
10. آیا برای مؤانست بیشتر کودکان و جوانان و نوجوانان با قرآن و هدایت آنها در این مسیر بهتر نیست که از روشهای بسیار دقیق و سنجیده
علمی با نظر کارشناسان خبره و متخصص استفاده کنیم تا بتوان نتیجه مطلوب را گرفت؟
افرادی که در سطح حوزه و دانشگاه در زمینه علوم قرآنی تحصیل میکنند تا چه اندازه از آموختهها و مهارت خود برای جلب و هدایت افراد به ویژه جوانان در راستای انس با قرآن سود میجویند؟ برای کارایی و کارآمدی بیشتر و کیفیت بهتر چه تدابیری باید اندیشید؟
آیا میتوان گفت علت عقب ماندگی و انحطاط مسلمانان در طول تاریخ در درجه نخست دوری از قرآن و دستورات سعادت بخش آن بوده است؟
در شرایط کنونی نقش قرآن را در تحوّل جامعه به سوی معروف و دوری از منکر و فساد و ابتذال چگونه میبینید؟
به نظر شما صدا و سیما و به ویژه سیما به عنوان یک رسانه بسیار مهم در جهت دهی مردم و اثرگذاری بر آنها در روی آوردن به آداب و اخلاق قرآنی، باید چند درصد از برنامههای خود را در زمینه مباحث قرآنی و انس دادن مخاطبان با قرآن اختصاص دهد؟
جایگاه قرآن در نزد ائمه علیهمالسلام چگونه بوده است و از سیره آنها چگونه میتوان در شرایط کنونی به عنوان الگویی مناسبی برای مسلمانان استفاده کرد؟
میزان نقش آموزش و پرورش، دانشگاهها و شیوه ارتقای برنامههای قرآنی (کمی و کیفی) را در چارچوب این نهادها چگونه ارزیابی میکنید؟
## سخن آخر دیدیم و دانستیم که انس با قرآن مبنای عروج آدمی به سوی منزلگه کمال و شرط باریافتن او در بارگاه قرب ربوبی است. از این رو، رسانه در این زمینه، رسالتی بس سنگین و خطیر به دوش میکشد. از آنجا که در جامعه کنونی، رسانه مهمترین نقش را در آموختن و پرورش دادن روح و جسم آدمیان بازی میکند، پس این امکان متصوّر است که چنانچه رسانه برنامههای خود را به صورتی منسجم و در راستای ایجاد جامعهای قرآنی ساماندهی و جهتدهی کند و به فطرت آدمی بیش از نظریات و تئوریهای ساخته و پرداخته انسانهای سرگشته توجه کند، گامی بلند را در این راستا برمیدارد و آیندهای روشن را - که نوید جهانی آماده پذیرش عدل منتظر الهی است - در پیش روی انسانها پدیدار میکند. ولی چون از این مهم غفلت ورزد و آنچه را به ذهن و روح مخاطبان خویش القا میکند، به گونهای پراکنده و بدون برنامه ریزی اصولی باشد، ناگفته پیداست که چه ستمی بر مردم یعنی صاحبان حق در جامعه بشری وارد میکند و تا چه اندازه حرکت رو به سعادت و کمال و رستگاری را دچار خلل و نقصان و تأخیر میسازد. از این رو، رسانه بایستی نخست انس دادن مسلمانان را با قرآن به عنوان اساسیترین اصل حیاتی خود در دستور کار قرار دهد، سپس
برنامههای ساخته شده و در حال ساخت و یا حتی ترجمه شده را در چارچوبی منسجم، همآهنگ و همسو کند و سپس راههای انس با قرآن را همچنان که بخشی از آن در این بضاعت اندک ارایه گردید، با دقّت فراوان برای هر گروه سنی پیشبینی و آماده کند. پیگیری و تعمیق راهها و روشها خواهد توانست الگویی فراروی برنامهسازان و مدیران ترسیم کند و در عین حال، با بازخوردی مناسب به اصلاح این برنامهها منجر شود. روشن است که چون انس و الفت با چیزی وجود نداشته باشد و یا حتی با آن بیگانه و در تعارض باشد، هرگز در ایجاد انس و الفت در اندرون مخاطب، اثرگذار نخواهیم بود. «هر سخن کز دل برآید، لاجرم بردل نشیند».
دنیای امروز تشنه اسلام ناب محمدی صلیاللهعلیهوآله است. بدبختیهایی که از فقدان و خلا معنویت نشأت گرفته است و مدتهاست که روح و اندرون انسان مدرن را رنج میدهد، جز با انس با آخرین کتاب الهی درمان نمیشود که در آن، شفای دردهای درونی و بیرونی است؛ نقش رسانه در این زمینه نه تنها نباید تدافعی باشد، بلکه بایستی در حرکت رو به جلو، مواضع کفر و ستم و جهل و فساد را درهم بکوبد. و در عین حال، انوار هدایت را بر قلوب حیرت زدگان عصر مدرنیته بتاباند و همچون نسیم صبحگاهی نشاط و سرزندگی را به آنان بازگرداند.
ص: 90
قرآن در اسلام، سید محمد حسین طباطبایی، انتشارات هجرت، قم.
قرآن و آخرین پیامبر، ناصر مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
دایره المعارف قرآن کریم، حسن سعید، تهران.
خورشید تابان در نبوت قرآن، اسماعیل خراسانی، شرکت سهامی طبع کتاب، تهران.
جواهر القرآن، محمد غزّالی، بنیاد علوم اسلامی، تهران.
ترجمه الاتقان فی علوم القرآن، جلال الدین عبدالرحمن سیوطی، امیر کبیر، تهران.
تاریخ و علوم قرآن، علی حجّتی کرمانی، بنیاد قرآن، تهران.
به سوی قرآن، سیداحمد آیت اللهی، مسجد جمعه، تهران.
قرآن را چگونه شناختم، کینت کریگ، کتابفروشی ایرانیان، تهران.
فصلنامه پژوهش های قرآنی، گروهی از نویسندگان، دفتر تبلیغات اسلامی، قم.
علوم قرآن، رجبعلی مظلومی، آفاق، تهران.
مرزهای اعجاز، سیّد ابوالقاسم خویی، کانون انتشارات محمدی، تهران.
ص: 91
مباحثی در علوم قرآن، صبحی صالح، بنیاد علوم اسلامی، تهران.
نخستین مفسّران پارسی نویس، موسی درودی، نور فاطمه، تهران.
هفده گفتار در علوم قرآنی، گروهی از نویسندگان، دارالکتب اسلامیه، تهران.
روش علّامه طباطبایی در تفسیر المیزان، علی الاوسی، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران.
شگفتی هایی از اعجاز در قرآن کریم، محمد جمال الدین الفندی، آستان قدس رضوی، مشهد.
در آستانه قرآن، رژی بلاشر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
شناخت قرآن، سیدعلی کمالی دزفولی، فجر، تهران.
اعجاز قرآن، عبداللّه نیازمند، محمدی، تهران.
قرآن و عترت در اسلام، علی نمازی شاهرودی، سعدی، تهران.
قرآن و ولایت، محمدتقی وحیدی گلپایگانی، افتخاریان، تهران.
عهدین قرآن و علم، بوکان، مسلمان.
مقدمه ای بر شناخت کلّی قرآن، جمال گنجهای، تشیع، قم.
گامی در راه شناسایی قرآن، میر خلیل سید تقوی، هدی، تهران.
بصائر، سازمان تبلیغات اسلامی، س 3، ش 12، تهران.
ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، محمدتقی جعفری، ج 13، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
راه برتر، مرتضی جوادی، قم.
29. راه تکامل، احمد امین، ج 6 ، دارالکتب، تهران.
ص: 92
راهنمای بشر به سوی سعادت، حبیب اللّه بیاتی، ج 3، کانون تعلیمات قرآن، تهران.
علوم قرآن و فهرست منابع، عبدالوّهاب طالقانی، دارالقرآن، قم.
علوم قرآن و گسترش آن، کیهان اندیشه، ش 70، موسسه کیهان، قم.
مسلمانان در بستر تاریخ، یعقوب جعفری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
معجزه بزرگ پژوهشی در علوم قرآن، محمد ابوزهره، آستان قدس رضوی مشهد.
نقش قرآن در تکوین علوم، گروهی از نویسندگان، یاد بود صدمین سالحکیمسبزواری، دانشگاه مشهد، مشهد.
حافظ و علوم قرآنی، بهاء الدین خرمشاهی، طرح نو، تهران.
ص: 93
قرآن
نهج البلاغه، ترجمه و شرح مصطفی زمانی، انتشارات پیام اسلام، قم، 1360 ه . ش.
امام خمینی رحمهالله چهل حدیث.
تنکابنی، میرزا محمد، قصص العلماء، به تحقیق: محمدرضا حاج شریفی، چاپ عترت، 1380.
جوادی آملی، عبداللّه، تفسیر موضوعی قرآن، ج 1، نشر اسراء، قم، 1378 ه . ق.
جوان آراسته، حسین، درس نامه علوم قرآنی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1377.
حسین اصفهانی، سیدمرتضی، بدعت گذاران و مفسران به رأی.
حسینی طهرانی، سید محمدحسین، نور ملکوت قرآن، انتشارات علامه طباطبایی.
زنجانی، ابو عبداللّه، تاریخ قرآن.
صاح-بی، محمد ج-واد، سیدجمال الدین اسد آب-ادی، انتشارات فکر روز، ت-هران، 1375.
صحیفه نور، مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، انتشارات شرکت سهامی وزارت ارشاد اسلامی، 1364.
طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامی.
ص: 94
طبرسی، امین الاسلام، مجمع البیان، دار مکتبة الحیاة، بیروت.
عزیزی، عباس، سیمای قرآن در آثار علّامه حسن زاده آملی، انتشارات صلاه، قم: بهار 1380.
علوی، مصطفی، قرآن در آینه بزرگان.
فیض کاشانی، ملا محسن، محجة البیضاء، مرکز النشر مکتب الاعلام اسلامی، قم، 1362.
کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، دارالمکتب الاسلامیه، 1363 ه . ق.
16. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ه . ق.
محمدی ری شهری، محمد، کلید حفظ قرآن.
مختاری، رضا، سیمای فرزانگان، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1374.
مطهری، مرتضی، انسان در قرآن، انتشارات صدرا، قم.
مهدوی، سید سعید، قصه و نکات تربیتی آن در قرآن، موسسه بوستان، قم، 1381.
نجاتی، محمد عثمان، قرآن و روان شناسی.