ghaemiyeh.com
گذری بر شیوه های تبلیغی پیامبران اولوالعزم در قرآن
کد: 864
نویسنده: فاطمه شریفی
ناشر و تهیهکننده: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
لیتوگرافی: سروش مهر
چاپ : برهان
نوبت چاپ: اول / 1384
شمارگان: 1750
بهاء: 900 تومان
حق چاپ برای ناشر محفوظ است
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
پست الکترونیکی: Email: IRC@IRIB.COM
تلفن: 2935803 و 2910602 نمابر: 2933892
شابک: 8-82-7808-964\ISBN: 964-7808-82-8
دیباچه
در این نوشتار بررسی مسئله حجاب و نقش تلویزیون (سیما) در این زمینه مورد توجه بوده است به این منظور ابتدا اهمیت نقش رسانههای جمعی بهویژه تلویزیون و ضرورت پرداختن سیما به حجاب و عفاف بیان شده، سپس ضمن تبیین مفاهیم کلیدی، جایگاه حجاب در فرهنگ اسلامی و تاریخچه ورود برهنگی به سینما، کارکردهای سیما درخصوص حجاب و عفاف و نیز عملکرد سیما درباره حجاب و عفاف مورد بررسی قرار گرفته و در پایان راهکارهایی درباره فرهنگسازی در زمینه حجاب و عفاف توسط سیما ارائه شده است.
از تلاشهای بیشایبه جناب آقای دکتر محمد سلیمی و واحد پژوهش خواهران در فراهمسازی این نوشتار قدردانی میشود و امید میرود به نحو شایستهای مورد استفاده قرار گیرد.
انه ولی التوفیق
اداره کل پژوهش مرکز پژوهشهای اسلامی
با همکاری دفتر امور زنان و خانواده سازمان صدا و سیما
طلیعه سخن
در دو دهه اخیر، مسئله حجاب و عفاف همواره یکی از معضلات مهم فرهنگی اجتماعی جامعه بوده که مورد توجه صاحبنظران، کارشناسان و مسئولان دستگاههای فرهنگی جامعه قرار گرفته است. در این میان، وسایل ارتباط جمعی از جمله رسانههای دیداری، شنیداری (داخلی و خارجی) مطبوعات و... نقش غیرقابل انکاری در ترویج فرهنگ حجاب و عفاف یا تضعیف و محدودیت آن در سطح جامعه داشتهاند.
نظر به اینکه از رسالتهای انقلاب و دستگاههای فرهنگی تبلیغی جامعه از جمله سیما، گسترش و تقویت حجاب و عفاف بوده است، اکنون این سؤال مطرح میشود که با توجه به پیچیدگیها و ظرافتهای این ابزار هنری، وظایف و مسئولیتهای سیما به عنوان یک نهاد فرهنگساز درباره فرهنگ ترویج حجاب و عفاف و مقابله با بدحجابی چیست؟ و راهکارهای اجرای آن وظایف کدامند؟ در این نوشتار برآنیم تا ضمن بررسی عملکرد سیمای ج.ا.ا، برای پاسخگویی به این سؤال راهکارهای مناسب ترویج فرهنگ عفاف و حجاب را بیان کنیم.
فصل اول: رسانه جمعی تلویزیون و حجاب
زیر فصل ها
اهمیت رسانههای جمعی بهویژه تلویزیون در فرهنگسازی
اهمیت نقش تلویزیون در ایران
اهمیت حجاب و عفاف و ضرورت اهتمام سیما به آن
اهمیت رسانههای جمعی بهویژه تلویزیون در فرهنگسازی
در جهان امروز وسایل ارتباط جمعی مانند روزنامه، رادیو، تلویزیون و سینما و جدیدا اینترنت با انتقال اطلاعات، شکلدهی و مبادله افکار عمومی در توسعه و تغییر فرهنگ و تمدن بشری نقش بزرگی را ایفا میکنند به طوری که کمتر حادثه و جریان مهم اجتماعی را میتوان یافت که رسانهها در پیدایش و شکلگیری آن هیچ نقشی ایفا نکرده یا حداقل در گسترش، نشر یا کنترل آن سهمی نداشته باشند.
برلسون «Berel son» و جان ویتس «Jan witz» درباره تأثیرات وسایل ارتباط جمعی مینویسند:
اثرات وسایل ارتباط جمعی بسیار وسیع و گوناگون میباشد. این اثرات ممکن است در درازمدت و یا در کوتاهمدت بروز نماید. ممکن است قوی یا ضعیف باشد. این اثرات ممکن است از جنبههای مختلفی که در محتوای ارتباطات وجود دارد، نشأت گیرد. ممکن است روانی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باشد و همچنین احتمال دارد بر روی عقاید، ارزشها، مهارتها، سلیقهها و رفتارهای ظاهری تأثیر بگذارند.(1)
در بین وسایل ارتباط جمعی، تلویزیون به دلیل گیرایی و جذابیتهای خاص خود نقش و سهم بیشتری در انتقال الگوهای رفتاری
1) کاظم معتمدنژاد، وسایل ارتباط جمعی، تهران، دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، 1355، ص 31.
و فرهنگسازی دارد و از آنجا که مخاطبین تلویزیون گروه معدودی نیستند و تمامی گروههای سنّی، مخاطب پیامهای تلویزیون قرار میگیرند، این رسانه در سطح بسیار کلان و بر کل جامعه اثر میگذارد. علاوه بر این سهولت استفاده از تلویزیون و تنوع برنامههای آن، اهمیتش را دوچندان میکند.
مک لوهان معتقد است تلویزیون ضمن آنکه همه مزایای وسایل دیگر را دربردارد با افزودن تصویر، قدرت نفوذ فوقالعادهای به دست آورده است. او بر این باور است که تلویزیون قادر است نه تنها در یک کشور بلکه در سراسر یک منطقه حتی در یک قاره، جوی احساس برانگیز پدید آورد.(1)
علاوه بر این تلویزیون چه به لحاظ آثار نمایشی و چه ازنظر ایجاد محبوبیت برای بازیگرانی که پس از ستاره شدن نه تنها آثار هنری آنان بلکه اعتقادات، ذهنیت و رفتار فردیشان برای قشر وسیعی از مخاطبان بهویژه نوجوانان و جوانان الگوساز است، حائز اهمیت میباشد.
اهمیت نقش تلویزیون در ایران
در کشور ما ایران فاکتورهایی همچون: حجم بالای تماشای تلویزیون، افزایش کمی شبکههای تلویزیونی، راه یافتن تلویزیون به دورترین و محرومترین مناطق، افزایش تعداد مخاطبان، غلبه عواطف و احساسات در خلقیات مردم ایران و از همه مهمتر سرپرستی و نظارت ولایت فقیه بر صدا و سیما سبب شده مردم، سیما را سخنگوی حکومت اسلامی
1) ر.ک: حمید صبری، آشنایی با دانش ارتباطات، چاپ اول، ص 90.
بدانند و اعتماد عمومی به رسانه ملی بهویژه تلویزیون بیشتر جلب شده و زمینه برای اثرگذاری رسانهها بر حوادث فرهنگی، اجتماعی مساعدتر و میزان اثرپذیری افکار عمومی از پیامهای مستقیم یا غیرمستقیم آن فراهمتر شود.
نکته مهم دیگر این است که در جامعه ما، بیش از اکثر جوامع دیگر، از این رسانه انتظار میرود که به مسائل تربیتی فرهنگی توجه کند.
امام خمینی رحمهالله در این زمینه میفرماید: «اهمیت رادیو و تلویزیون بیشتر از همه [وسایل ارتباط جمعی ]است این دستگاهها، دستگاههای تربیتی هستند. باید تمام اقشار ملت با این دستگاهها تربیت شوند. دانشگاهها، دانشکدههای موضعی هستند. این یک دانشگاه عمومی است یعنی دانشگاهی است که در تمام سطح کشور گسترده است».(1)
اهمیت حجاب و عفاف و ضرورت اهتمام سیما به آن
عفاف و پاکدامنی از بارزترین نشانههای حیات و سلامت جامعه اسلامی است. حجاب اسلامی نیز یکی از مهمترین وجههای تمایز آشکار میان جوامع اسلامی و غیراسلامی به شمار میرود. در پرتو رعایت حجاب و ملزم بودن به عفاف است که شخصیت انسانی زن حفظ شده و زمینه برای رشد و تکامل زن و مرد در عرصههای مختلف فراهم میشود. در پرتو حجاب است که پیوندها و علائق خانوادگی استحکام و تداوم یافته، امنیت و آرامش روانی به وجود میآید و حضور سالم و کارآمد زنان که تشکیلدهنده بخش عظیمی از نیروهای فعال
1) صحیفه نور، ج 5 ، ص 203.
جامعه هستند در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ضمانت میشود.
بسیاری از محققان یکی از ریشههای مهم مشکلات و نابسامانیهای جوامع را فقدان یا ضعف حیا و عفاف میدانند و در یک نگاه کلی میتوان از اساسیترین علل فساد جوامع و انحراف از خط اصیل و ناب انبیاء الهی را فراموش کردن عبادات و پیروی از شهوات که هر دو با بیبندوباری جنسی مستقیما ارتباط دارد، نام برد.
خداوند متعال در قرآن کریم در سوره مریم پس از اشارهای مختصر به سرگذشت برخی از پیامبران بزرگ الهی و پیروان صالح آنان و ستایش عملکرد و رویه آنها، علت انحراف اقوام بعدی آنها را اینگونه بیان میفرماید:
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا.(1)
آنگاه پس از آنان جانشینانی به جای ماندند که نماز را تباه ساخته و از هوسها پیروی کردند و به زودی سزای گمراهی خود را خواهند دید.
با مرور بر سرگذشت اقوام و تمدنهای گذشته نیز درمییابیم که اقوامی که از دین خدا و پیامبرشان اطاعت نکردند و غرق در شهوات و فساد اخلاقی و جنسی بودند، همواره محکوم به هلاکت و نابودی هستند. نمونه روشن آن، قوم لوط میباشد که طبق بیان قرآن کریم در آیه 34 سوره عنکبوت و آیه 58 سوره نمل به جهت داشتن فساد جنسی با نزول عذابی سهمگین از سوی خداوند به نابودی رسیدند همچنین به
1) مریم: 15.
گواهی تاریخ یکی از عوامل مؤثر در افول حکومت مسلمانان در اندلس نیز رواج میگساری، زنبارگی و خریداری کنیزکان آوازهخوان و در یک کلام رواج بیبندوباری جنسی و به فراموشی سپرده شدن ارزشهای اسلامی همچون حجاب، حیا و... از سوی فاتحان این سرزمین بود.(1)
همچنین با دقت در کیفیت وقوع بسیاری از جرائم و بزهکاریها در جامعه همچون قتل، جنایت، دزدی و... این نکته به خوبی آشکار میشود که بسیاری از این جرائم در عدم مراعات حریمها و بیبندوباری در روابط زن و مرد ریشه دارد.
با توجه به اهمیت و حساسیت مسئله حجاب و عفاف در جامعه اسلامی باید تمامی ابزارها و امکانات در جهت فرهنگسازی در این زمینه به کار گرفته شود که در عصر حاضر یکی از بهترین و مؤثرترین ابزارها تلویزیون است.
توان و ظرفیت بالای تلویزیون در جهت تعمیق فرهنگ حجاب و عفاف و جهتدهی به افکار عمومی، وظیفه دستاندرکاران و مسئولان این رسانه تصویری را بسیار سنگین و خطیر کرده، سیاستگذاریهای کلان مدیریتی، برنامهریزیهای صحیح و عزم یکپارچه اصحاب رسانه را میطلبد.
1) علی اکبر ولایتی، فرهنگ و تمدن اسلامی، قم، دفتر نشر معارف، 1384، ص 146.
فصل دوم: حجاب در فرهنگ اسلامی
زیر فصل ها
حجاب چیست؟
عفاف
حیا
رابطه حیا، عفاف، حجاب
رابطه حجاب و فرهنگ اسلامی
نگاهی به تاریخچه ورود سکس و برهنگی به سینما
حجاب چیست؟
ابتدا باید معلوم شود منظور از حجاب چیست؟ و حدود و ابعاد مختلف آن کدام است؟ تا در مباحث بعد جهتگیری و چارچوب مطالب روشن و مشخص باشد.
ماده حجب در لغت به معنای «أَلْمَنْعُ مِنَ الْوُصُولِ» یعنی ممانعت از رسیدن به چیزی آمده است.(1)درباره این واژه گفته شده که حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از داخل شدن است.(2)آیه شریفه: «وَ مِنْ بَیْنِنا وَ بَیْنِکَ حِجابٌ؛ و میان ما و تو پردهای است.»(3)شاهد بر این مدعاست.
استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است. «در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقهاء کلمه ستر که به معنی پوشش است، به کار میرفته است».(4)«واژه حجاب گرچه در لغت به معنای پرده و حایل استعمال شده اما امروزه به طور مسلم و یقینی فقط به معنای پوشش مخصوص زنان به کار میرود».(5)در میزان پوشش زنان،
بیشتر رسالههای عملیه حد واجب آن را پوشانیدن تمام بدن به جز قرص صورت و دو دست از مچ به پایین، میدانند و روشن است که این حکم فقهی کمترین حد و مرز وجوب حجاب فردی را بیان میکند و با نگرشی وسیعتر و بررسی آموزههای اجتماعی اخلاقی اسلام و نیز با توجه به تأکید اسلام بر مسئله عفاف و حیا و حفظ حریم بین زن و مرد نامحرم باید اصل عدم تبرج را که یک اصل مهم قرآنی است به آن افزود.(1)همانگونه که استاد مطهری خاطرنشان ساخته است: «پوشش و حجاب زن در اسلام این است که زن در معاشرت با مردان خود را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد».(2)
بنابراین مقصود از حجاب اسلامی، آن نوع پوششی است که دارای این دو ویژگی باشد:
1) تبرج در لغت به معنای به جلوه درآوردن و زیبایی خود را نشان دادن است. ر.ک: آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی به فارسی، نشر نی، چاپ اول، 1379، ص 32. رجوع شود به قرآن کریم، سوره احزاب: 33.
2) مسئله حجاب، صص 80 و 79.
3) قرآن کریم در سوره نور آیه 34، خطاب به زنان مسلمان میفرماید: «لایُبْدینَ زِینَتَهُنَّ؛ زینتهایشان را آشکار نسازند». مفسران مصداق زینت در آیه شریفه را بدن زن میدانند که وجه و کفین از پوشاندن استثناء شده است. ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تابستان 1369، چاپ هشتم، ج 14، ص 439.
ظاهر امر بدن او را پوشانده ولی چون شکل و حجم اندام را نمایان میسازد نمیتواند حجاب و پوشش اسلامی تلقی شود.
عفاف
از مفاهیم مرتبط با حجاب، واژه عفاف است. در مورد عفاف گفته شده: «حالت نفسانی است که انسان را از غلبه شهوت باز دارد.»(1)این واژه در قرآن به معنای «خودنگهداری» یا «خویشتنداری» آمده است:
وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحًا(2)
و کسانی که [وسیله] زناشویی نمییابند باید عفت ورزند... .
خودنگهداری هم در مورد گرایشهای شهوانی صدق میکند. مانند آنچه در آیه شریفه فوق آمده و هم در مورد مال حرام یا شبههناک مانند در آیه شریفه که میفرماید:
وَ مَنْ کانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ؛(3)
آن کس که توانگر است از خوردن مال یتیمی که تحت سرپرستی اوست خودداری ورزد.
بنابراین دایره معنای عفاف گسترده است، اما مصداق روشن عفاف در تعامل میان زن و مرد مطرح میشود و منظور از آن داشتن حجاب اسلامی، مهار کردن نگاه و پرهیز از خودنمایی در برابر نامحرمان و ارتباط جنسی با آنان است و این اختصاص به زنان ندارد، بلکه امری
درونی است که شامل مردان هم میشود. البته چون زنان مظهر زیبایی، جمال و جاذبه هستند، حفظ عفت از آنان بیشتر انتظار میرود. عفت در این معنا دارای درجاتی است که پایینترین مرحله آن پرهیز از روابط نامشروع جنسی است، یعنی فرد هنجارهای مربوط به نیاز جنسی خود را رعایت کند. درجات بالاتر عفت آن است که به نامحرم به قصد لذت نگاه نکرده و احتیاطا بدون قصد لذت هم نگاه نکند یا در مقابل نامحرم هیچگونه خودنمایی نکند یا بیش از ضرورت به گفتوگو نپردازد.(1)و در مراحل بالاتر عفت این است که حتی فکر گناه هم نکند و تمایلات قلبی خود را از گناه حفظ کند. بنابراین نداشتن پوشش اسلامی در مقابل نامحرم هم درجهای از بیعفتی است که خود میتواند مقدمه یا زمینهای برای افزایش آن گردد.
حیا
مفهوم حیا نیز که ارتباط تنگاتنگی با حجاب و عفاف دارد. در لغت به معنای شرم، خجالت کشیدن و ترک کردن چیزی از ترس ملامت دیگران است.(2)این واژه در فارسی معادل شرم و آزرم آورده شده است.(3)حضرت علی علیهالسلام در توضیح حیا میفرمایند: «شرم و حیا، جامهای است دربرگیرنده و حجابی است بازدارنده (از گناه) و پوششی است نگاه دارنده از بدیها. حیا گوهری است همراه با دین، برانگیزنده مهر و محبت و چشمی است مراقب و از بین برنده فساد و تباهی
و بازدارنده از فحشا و زشتیها».(1)
هنگامی که ملکه حیا در نفس انسان راسخ شود در پی آن مهارت پاکدامنی و دوری از گناه در فرد به وجود میآید و فرد میتواند برای عدم بروز هیجان و احساس خاص خود در برابر نامحرم، نوعی کنترل ارادی بر رفتارش داشته باشد.
رابطه حیا، عفاف، حجاب
معمولاً هنگامی که سخن از حجاب به میان میآید، آنچه بیدرنگ به اذهان خطور میکند پوشش و نوع آن است و کمتر به حقیقت و روح حجاب و نیز ریشهها و مراحل شکوفایی آن پرداخته میشود، حال آنکه برای یافتن راهکارهای مناسب و عملیاتی کردن ترویج فرهنگ حجاب لازم است به لایههای زیرین آن نیز توجه کرد به عنوان مثال، حیا به عنوان یکی از ریشههای پذیرش حجاب و مقید شدن به آن محسوب میشود. چرا که «انگیزه حقیقی گرایش زن به حجاب احساس فطری یا غریزی شرم و حیا میباشد. شرم و حیا در زن نسبت به بیگانگان مانند غیرت در مرد امری فطری است به عبارت دیگر حیا درک و شعور فطری و الهام درونی زن به حفظ خود، از دستبرد نااهلان برای حفظ ارتقای ارزش وجودی خویش است به همین لحاظ وقتی این احساس را از دست میدهد در محیط ناامن اجتماع هم کشف حجاب میکند و به عکس وقتی احساس شرم و حیا در او زنده است در محیطی که امنیت
1) سیداصغر ناظم زاده قمی، جلوههای حکمت گزیده موضوعی کلمات امیرالمؤمنین علیهالسلام، دفتر نشر الهادی، پاییز 1373، چاپ اول، صص 199 ـ 200 .
کامل هم وجود دارد باز هم متمایل به پوشاندن خویش است».(1)
بنابراین برای ترویج حجاب نباید از ترویج حیا غافل شد. «هنگامی که ملکه حیا در جامعهای در قلب مردم رسوخ کرد در پی آن عفاف و خودنگهداری درونی ایجاد میشود و سپس ثمرههای عفاف یعنی حفظ حریمها و حدود، آشکار میشود. در این هنگام است که میتوان شاهد فرهنگ عفاف و حجاب و پوشش صحیح بود. در واقع زمانی میتوان حجاب حقیقی و پایدار را در جامعه مشاهده نمود که شالودههای آن یعنی حیا و عفاف به خوبی استوار شده باشد. در واقع ارتباط بین این سه ارتباطی متوالی است نه متوازی یعنی هر سطح از پایین به بالا پیشنیاز و مقدمه ایجاد سطح بعدی است».(2)
بنابراین هنگامی که تلاشهای رسانهای برای گسترش حجاب و عفاف صورت میگیرد بایستی این نکته را به خاطر داشت که حجاب جنبه عینی و نمود بارز حیا و عفاف به شمار میآید. و جهت ایجاد فرهنگ حجاب و پوشش صحیح، باید همراه آن بلکه قبل از آن فرهنگ حیا را ایجاد نمود سپس برای ترویج و توسعه عفاف برنامهریزی کرد تا زمینه برای گسترش حجاب مساعدتر شود.
رابطه حجاب و فرهنگ اسلامی
مسئله لباس و شکل نوع آن، امری ساده و سطحی نیست که آن را بتوان صرفا محصول سلیقه افراد دانست، بلکه لباس یک محصول
فرهنگی است که انسان دانسته یا ندانسته با آن اعلام میکند که از کدام فرهنگ تبعیت میکند و به کدامین ارزشها و اعتقادات پایبند است. در فرهنگ و تفکر اسلامی برخلاف فرهنگ غرب که معنویت را فرع و در حاشیه زندگی مادی انسان میداند انسان موجودی است که تعالی معنوی کمال مطلوب و غایت زندگی اوست و جسم خاکی و دنیای مادی او زمینهها و مقدمات این تعالی است. غریزه جنسی نیز یکی از غرایز خدادادی انسان در زندگی است و اسلام هیچگاه بهرهمندی از این غریزه را خلاف روحانیت و معنویت ندانسته است ولی محدودیتها و به بیان بهتر تنظیماتی که در شریعت اسلام نسبت به غریزه جنسی وضع شده فقط برای حفظ آن از زیادهروی و خروج از تعادل است. بنابراین در چنین بینشی، دیگر تن و بدن مادی انسان، تنها بخش وجودی انسان نیست که با آن به خودنمایی و جلب نظر دیگران بپردازد یا با چشمچرانی و زیر پا گذاشتن حریمهای اخلاقی غرق در لذات شهوانی شده و در پایان نیز با مرگ فانی شود، بلکه انسان رو به سوی خدا و کمال مطلق دارد و باید تمامی قوای خویش از جمله قوای جسمی و جنسی را بهگونهای تنظیم و کنترل کرده و از آن بهره گیرد تا هر چه بیشتر خود را به تکامل روحی و معنوی برساند. بنابراین انسان لباس میپوشد تا به وسیله آن خود را بپوشاند و از گناهان مصون بماند تا بتواند روح خود را پرورش دهد و مصداق مقام خلیفة الله باشد در اینجا لباس برای انسان یک حریم است و کرامت او را حفظ میکند. قرآن
کریم نیز بعد از اشاره به حفظ بدن توسط لباس میفرماید: «لباس تقوا بهترین لباس برای شماست.»(1)در سخنان معصومین علیهمالسلامهم بیشتر از آنکه بر زیباییهای ظاهری لباس و پوشش تأکید شود بر فضایلی همچون حیا، عفاف و ورع از گناه سفارش شده است. علی علیهالسلام میفرمایند: «احسن الباس الورع(2)بهترین لباس پرهیز از گناه است.» بنابراین پوشش در فرهنگ اسلامی دارای اهمیت و تقدس خاصی است و ضوابط و احکام خاصی نیز برای آن وضع شده که تفصیل آن در کتب فقهی موجود است.
نگاهی به تاریخچه ورود سکس و برهنگی به سینما
بررسیهای تاریخی نشانگر این است که پیشینه رواج برهنگی و سکس در سینما به دوره رنسانس بر میگردد. با شکل گرفتن رنسانس در اروپا و فراگیر شدن آن در نقاط مختلف و صنعتی شدن آن و به وجود آمدن ارتباطات و وسایل پیشرفته، حیا، عفت، پوشش، پاکدامنی، پارسایی و... اندک اندک از جامعه انسانی فاصله گرفت تا اینکه برهنگی در جامعه رواج یافت. این تحول سبب جدایی انسان غربی از ارزشهای خدایی و معنوی شد و در بسیاری از شئون زندگی انسان مغرب زمین انعکاس پیدا کرد. البته در اینجا مجالی برای پرداختن به علل و ریشههای سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی این تحول فرهنگی در غرب نیست، اما
آنچه مدنظر و حائز اهمیت است این است که به دنبال رنسانس سبک تازهای در ادبیات و هنر اروپا به وجود آمد که در آن انسان اصل و محور و بنای همه چیز قرار گرفت اما نه آن انسانی که در خود حقیقتی آسمانی دارد بلکه انسان زمینی، مادی و خودبنیاد! این انسانگرایی در ادبیات، هنر و بیش از هر چیز در دو هنر نقاشی و مجسمهسازی آشکار شد. در مجسمهسازی همه تلاشها در این جهت به کار گرفته شد تا این احساس به بیننده القاء شود که انسان ویژگیها و غرایز و از جمله تن او محور و معیار خوبیها، زیباییها و فضیلتهاست و هنرمند باید به این ویژگیها از جمله تن او توجه داشته باشد. مجسمه داود ساخته میکل آنژ بهترین گواه این مطلب است.(1)
در نقاشی نیز تفاوت آشکار میان آثار این دوره و آثار قبل از آن کاملاً مشهود است و بهترین راه برای درک تفاوت دو بینش جدید و قدیم، مقایسه صورتهایی است که نقاشان به تخیل خود از مریم مقدس کشیدهاند.(2)
در چنین فرهنگی زن کالایی شد که ارزش آن به اندازه لذتبخشی آن بود و همه موجودیت و هستی او در این خلاصه میشد که دیده
1) این مجسمه، تندیس مرد جوانی است در نهایت زیبایی و برومندی که کاملاً عریان است. ر.ک: محمود علمی، دایرة المعارف جوان، 1381، چاپ اول، ج 2، ص 1072.
2) تصویرهای پیش از رنسانس، مریم را زنی نشان میدهد که از نوع زنان معمولی و کوچه و بازار نیست و دارای حالتی ملکوتی و معنوی است اما دوره بعد رنسانس نقاش، مریم را از آسمان به زمین میآورد و مدل خود را برای تصویر مریم از زنان زیبای اطراف خود انتخاب میکند که شرم مقدس در چهرهاش دیده نمیشود. ر.ک: همان، ص 1071.
شود. بدین ترتیب کمکم عشق جای خود را به سکس داد و هنر که ترجمان عالم معنا بود تبدیل به آینه دنیای صورت شد و در این میان سینما که هنر هفتم نام گرفته بود آینه تمامنمای ابتذال شد. سرمایهداران غرب نیز سینما را با سکس پیوند دادند و تلویزیون هم سینما را هر شب به همه خانهها به ارمغان برد(1)و اینچنین شد که هالیوود ـ مرکز تولید
محصولات سینمایی آمریکا ـ برای جذب مخاطبان و کسب سود بیشتر هر روز بیش از پیش جاذبههای جنسی زنانه را آشکارا به تصویر کشید و این روند همچنان ادامه پیدا کرد تا اینکه در دهه 1920 ـ 1910م. فیلمسازانی نظیر سیسیل ب دومیل به طور مشخص به این نتیجه رسیدند که مخاطبان به فیلمهایی با موضوعاتی همچون عشق به وطن و... دیگر علاقهای ندارند و به فیلمهای شهوتانگیز متمایلند. بنابراین برای تضمین فروش هر چه بیشتر فیلمهایشان عیش و نوش، سکس، برهنگی و روابط غیراخلاقی را محور و موضوع فیلمهای خود قرار دادند.
سیسیل ب دومیل حدود 12 فیلم ساخت که در تمام آنها شکستن مرزهای اخلاقی، برهنه شدن، استفاده از زنان زیبا و صحنههای شهوتانگیز وجود داشت و لذتجویی بیقید و شرط را ترویج میکرد او حتی هنگامی که اداره هیز ممنوعیتِ ساختِ چنین فیلمهایی را اعلام کرد(2)
1) ر.ک: غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگ، تهران، انتشارات سروش، 1374، چاپ ششم، ص 35.
2) در سال 1920 ویل اچ هیز (will H Hays) رهبر اتحادیه تولیدکنندگان و توزیع کنندگان فیلمهای سینمایی مأمور نظارت بر محتوای فیلمها شد. وی مجموعه مقررات سخت و انعطافناپذیری را برای رعایت موارد اخلاقی تنظیم کرد. این مقررات مخصوصا نمایش مسائل جنسی را ممنوع کرد. برای مطالعه بیشتر ر.ک به شناخت ارتباطات جمعی ملوین دفلور ـ اورت ای.دنیس، ترجمه سیروس مرادی، انتشارات دانشکده صدا و سیما، زمستان 1383، چاپ اول، صص 227 ـ 230.
و سازمانهای زنان در سراسر آمریکا نارضایتی خود را از وفور صحنههای شهوتانگیز در فیلمها ابراز میکردند، این مسئله را در فیلم «احکام دهگانه» به آسانی حل کرد. بدین ترتیب که عین ملودرام شهوتانگیز در پناه داستانی از کتاب مقدس قرار داد. صحنههای مؤثر فیلم مانند گذشتن بنیاسرائیل از دریای احمر و سرگردانی آنان در بیابان و نازل شدن وحی بر موسی در کوه سینا، فقط پوششی بود بر چیزهایی که دومیل آنها را علیرغم داد و فریاد هواداران اخلاق، عوامل اطمینانبخش برای فروش بلیطمیشناخت.(1)
متأسفانه در کشور ما تلویزیون قبل از انقلاب در فضای فرهنگی کاملاً الهام گرفته از فرهنگ غرب، ظهور کرد و همان نگاه ابزاری سینمای غرب به زن به تلویزیون ایران نیز منتقل شد و به دنبال آن بسیاری از تهیهکنندگان و دستاندرکاران تولید فیلم در تولیدات خود هر روز بیش از پیش سعی کردند تا با بهرهگیری از جذابیتهای جنسی زنان، بر محبوبیت و موفقیت و یا درآمد خویش بیفزایند. این مسئله تا آنجا پیش رفت که تصور عمومی مردم بر این شد که بین حجاب و
1) ر.ک به تاریخ سینما، آرتور نایت، ترجمه نجف دریابندری، انتشارات امیرکبیر، 1371، چاپ پنجم، ص 147 ـ 150.
هنرهای نمایشی تضاد اساسی وجود دارد و نمیتوان بدون استفاده از این عامل و حتی بدون برهنگی هنرنمایی کرد.
با پیروزی انقلاب اسلامی و تحولات عمیقی که در سیاست کلان کشور و فرهنگ عمومی مردم پدید آمد، رسانه ملی نیز دستخوش تغییر شد و عمده مظاهر فساد و برهنگی از صفحه تلویزیون محو شد و فعالیتهای هنری و نمایشی به دور از برهنگی و فساد شکوفا شده و گسترش یافت. اما یک نکته مهم که از آن غفلت شد، روشها و ابزارهای رسانه در زمینه چگونه جذب مخاطب و تأثیر بیشتر بر او، بود که دچار تغییر چندانی نشد. ازاینرو به تدریج در تلویزیون شاهد ورود سکس پنهان بودیم به این معنا که برخی فیلمسازان که با ممنوعیت استفاده از فیزیک و جذابیتهای زنانه روبهرو شدند، برای جبران این خلأ و به جهت جذب مخاطب و فروش و سود بیشتر به فاکتورهایی همچون محوریت زیبایی چهره در انتخاب بازیگر به ویژه بازیگران جوان، پوششهای تنگ و نامناسب در عین حفظ حدود شرعی حجاب، به تصویر کشیدن روابط آزاد و صمیمانه زن و مرد در قالب همکار، دوست یا همسایه، طرح عشقهای آتشین به دنبال یک نگاه، آرایشهای غلیظ و محرک به بهانه گریم و... روی آوردند و بدین ترتیب تلویزیون به عنوان یک رسانه تصویری عمومی و تأثیرگذار در برخی موارد به یکی از عوامل ایجاد ناهنجاری در حجاب بانوان و عفاف در سطح عموم تبدیل شد.
فصل سوم:کارکردهای سیما درخصوص حجاب و عفاف
برای برنامهریزی و بهرهگیری هر چه بهتر از سیما در زمینه ترویج حجاب و عفاف، نخست باید کارکردهای سیما در این خصوص را مورد توجه قرار دهیم. سیما در این زمینه میتواند کارکردهای مختلفی داشته باشد که عبارتند از:
از کارکردهای مهم تلویزیون ارائه الگو به مخاطبان از طریق طرح الگوهای شخصیتی یا ستارهسازی است. برنامههای تلویزیونی بهویژه برنامههای نمایشی مانند فیلم یا سریالهای تلویزیونی یا انیمیشن میتوانند با طراحی و ارائه شخصیتهای جذاب به عنوان قهرمان فیلم، برای مخاطب الگوسازی نماید. قهرمان داستان کسی است که مخاطب سیر داستان را از دریچه چشمان او نظاره میکند و بیش از سایر
شخصیتها در ذهن مخاطب میماند، چرا که از نظر احساسی و فکری با او همراه میشود. معمولاً قهرمان داستان ویژگیهای مثبت برجستهای دارد که منجر به همذاتپنداری مخاطب با وی میشود و بدین ترتیب مخاطب خواسته یا نخواسته از نحوه راه رفتن، سخن گفتن و پوشش وی تقلید میکند.
در زمینه حجاب و عفاف نیز شخصیتپردازی مناسب از کاراکتر مثبت و با حجاب فیلم یا سریال، میتواند برای مخاطب ایجاد جذابیت نموده که در نهایت به همذاتپنداری مخاطب نسبت به شخصیت مثبت منتهی شود و الگودهی لازم را ایجاد نماید یا حداقل تأثیر آن، محبوبیت حجاب در نظر مخاطب باشد یا به عکس بیتوجهی به مسئله حجاب و عفاف در مورد شخصیتهای جذاب و تأثیرگذار داستان میتواند الگویی نامناسب و ناهمگون با ارزشهای دینی را به مخاطب القا کند.
برنامهساز تلویزیون میتواند با شگردهای هنری و ارتباطی به طور غیرمستقیم موجب تقویت یا تضعیف مسئله حجاب و عفاف شود. به عنوان مثال شخصیتپردازی نامناسب از بانوان محجبه و عفیف و قراردادن آنها در نقشهای پایین جامعه و یا نقشهای منفی موجبات تضعیف و تحقیر حجاب و عفاف میشود. همان طور که نشان دادن آنان در نقشهای مثبت و والای اجتماعی و در قالب قهرمانان مثبت و سمپاتیک میتواند بهطور ضمنی به تجلیل و تثبیت حجاب منجر شود. در مقابل لاابالی و منفی نشان دادن افراد بدحجاب باعث القای حس تنفر از بدحجابی در مخاطب میشود. همچنین نمایش فیلمها یا سریالهایی
که اغلب بازیگران زن آن پوشش چادر داشته اما در مجموع به دلیل طرح نامناسب آن موجبات دلزدگی مخاطب را نسبت به آن فراهم میکنند میتواند به تحقیر و تضعیف آن منجر شود.
اطلاعرسانی درباره یک موضوع و ابعاد مختلف آن و آگاه کردن افکار عمومی از دیگر کارکردهای سیماست. این کارکرد بیشتر از طریق برنامههایی چون اخبار، گفتگوها، سخنرانی یا بحثهای کارشناسی امکانپذیر است. در زمینه حجاب و عفاف، بخش خبری میتواند آخرین اخبار مربوط به حجاب زنان مسلمان، راهپیماییها و همایشها را به اطلاع مخاطبان برساند یا در بحثهای کارشناسی یا گفتوگوها حدود و احکام شرعی حجاب و عفاف با مستندات قرآنی و روایی آن آموزش داده شود و فواید فرهنگ حجاب و عفاف و آثار زیانبار بیتوجهی به آن تبیین شود و از آنجا که اطلاعرسانی و آموزش صحیح یک مسئله اولین قدم برای فرهنگسازی درباره یک موضوع است اهمیت این کارکرد سیما در جهت حجاب دو چندان است.
جریانسازی درباره یک موضوع از کارکردهای دیگر سیماست. با این کارکرد سیما در زمان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری به خوبی آشنا هستیم. جریانسازی در اینجا به این معناست که سیما میتواند مردم را در حمایت یا بر ضد موضوعی ترغیب و تشویق کند. به این شکل که میتواند با به چالش کشاندن یک موضوع، طرح نظرات موافق و مخالف، رساندن خبر اعتراضات نسبت به آن و... حساسیت اجتماعی نسبت به آن موضوع ایجاد کند و افکار عمومی را متوجه آن سازد.
درباره حجاب و عفاف نیز سیما میتواند جریانسازی کرده و افکار کل جامعه را به آن معطوف کند. یعنی پس از طرح نظرات مخالفین پوشش اسلامی بحث را به کارشناسی بگذارد بهگونهای که نظرات آحاد اجتماع متوجه این مسئله شده بحث حجاب به بحث روز تبدیل شود و سرانجام بتواند بحث را در شکلی صحیح به نتیجه مطلوب هدایت نماید.
از کارکردهای دیگر سیما ارائه و ترویج مدلها و الگوهای صحیح پوشش است. سیما میتواند به کمک طراحان لباس، اساتید فن و کارشناسان مختلف در حوزه مذهبی جامعهشناسی، روانشناسی، مدلهای صحیح پوشش اسلامی و ملی را طراحی کرده و آن را به شکل مستقیم یا غیرمستقیم ترویج کند. به عنوان مثال سیما میتواند مدلهای مناسبی از پوشش را آموزش دهد و یا در برنامههای کارشناسی به شکل مشخص، مدلهای صحیح پوششی را به کارشناسی بگذارد و در کنار آن در فیلمها و سریالهای مختلف کاراکترها به نحوی از همان شکل صحیح پوشش استفاده کنند تا مخاطبان به طور مستقیم و غیرمستقیم با این مدلهای صحیح آشنا شوند.
البته در صورت نمایش الگوهای مغایر با الگوهای صحیح پوشش از سیما در قالبهای جذاب و تأثیرگذار مانند نمایش پوشش ناصحیح کاراکترهای زن در فیلمهای ایرانی و یا فیلمهای خارجی که از نظر فرهنگی قرابت بیشتری با ایران دارند نظیر فیلمهای سوریهای، مصری یا ترکیهای، اثرات مطلوب این کارکرد خنثی خواهد شد.
فصل چهارم: نگاهی اجمالی به عملکرد سیما درباره حجاب و عفاف
چنانکه گفته شد پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تحولات عظیم سیاسی فرهنگی، حضور زنان در سیمای جمهوری اسلامی ایران شکل جدیدی به خود گرفت و حضور مناسب زنان در برنامههای سیما و رعایت نسبی مسئله پوشش و حجاب از منظر فقهی در اکثر برنامهها از اراده قاطع مسئولان نظام حکایت کرده و این موضوع یعنی رعایت محدوده شرعی پوشش یکی از امتیازات بزرگ رسانه ملی کشورمان به شمار میآید، ولی با این حال برای یافتن راهکارهای مناسب جهت فرهنگسازی درباره حجاب و عفاف در جامعه لازم است عملکرد فعلی سیما ولو به صورت کلی مورد بررسی قرار گیرد.
عملکرد سیما در دو جهت قوتها و آسیبها قابل بررسی است.
زیر فصل ها
1ـ1. رعایت نسبی پوشش در اکثر برنامههای تلویزیونی
2ـ1. شخصیتپردازی از بازیگران محجبه در برخی مجموعههای تلویزیونی
3ـ1. مصاحبه با بانوان محجبه موفق در عرصههای مختلف اجتماعی
1ـ1. رعایت نسبی پوشش در اکثر برنامههای تلویزیونی
از نقاط قابل توجه در برنامههای سیما رعایت نسبی پوشش اسلامی و حفظ حریم روابط زن و مرد توسط افراد حاضر در سیما اعم از مجریان خبر، مجریان مجموعههای ترکیبی برنامه کودک و نوجوان و بازیگران مجموعههای تلویزیونی و... است شاید به جرأت بتوان گفت در میان کشورهای اسلامی تلویزیون ایران تنها تلویزیونی است که حریم روابط زن و مرد و پوشش اسلامی در آن رعایت میشود و تقریبا عاری از هرگونه صحنههای مبتذل و غیراخلاقی است.
2ـ1. شخصیتپردازی از بازیگران محجبه در برخی مجموعههای تلویزیونی
در برخی سریالهای تلویزیونی از بانوانی که مقید به پوشش اسلامی و حفظ حریم نامحرم هستند، شخصیتپردازی خوب و مناسبی انجام میشود، یعنی افرادی موفق، جذاب و تأثیرگذار نشان داده میشوند که قابلیت الگودهی به مخاطبان را دارند؛ به عنوان نمونه میتوان سریال «نرگس» را مثال زد که در آن شخصیت نرگس که دارای پوشش برتر یعنی چادر است فردی موفق و سمپاتیک است که مخاطب به وی علاقهمند شده، عملکرد او را تحت نظر دارد و مایل است سرانجامِ کار وی را بداند.
اینگونه شخصیتپردازیها در الگودهی صحیح نقش بهسزایی دارند.
3ـ1. مصاحبه با بانوان محجبه موفق در عرصههای مختلف اجتماعی
از دیگر نقاط قوت برنامههای سیما، دعوت از بانوان محجبه موفق در عرصههای علمی، فرهنگی، وررشی و... مجموعههای ترکیبی و مصاحبه
با آنان است. حضور اینگونه بانوان در مجموعههای زنده و نیز اجرای جذاب مجری و طرح سؤالات بجا و مناسب در تأثیرگذاری این افراد در مخاطبان در ترویج فرهنگ حجاب بسیار مؤثر است. به عنوان مثال مجموعه «کولهپشتی» از جمله مجموعههای موفق در این زمینه است که میتواند الگوی مناسبی برای سایر مجموعههای سیما باشد.
با وجود نقاط قوت ذکر شده، برخی نقاط ضعف یا به بیان دیگر آسیبهایی اساسی متوجه برنامهسازی است که سبب شده سیما نتواند رسالت خود را در زمینه ترویج فرهنگ حجاب و عفاف به طور کامل به انجام برساند. مهمترین این آسیبها را میتوان به صورت ذیل برشمرد:
1ـ2. ضعف برنامهریزی و عدم اهتمام جدی به ترویج پوشش اسلامی
از اشکالات مهم و عمده سیما در زمینه حجاب، ضعف برنامهریزی دقیق و هماهنگ و عدم اهتمام جدی نسبت به ترویج فرهنگ عفاف و پوشش اسلامی است. با وجود اینکه حجاب و پوشش اسلامی درخصوص مجریان برنامههای تلویزیونی یا بازیگران مجموعههای نمایشی رعایت میشود و گاهی اوقات در برخی برنامههای مذهبی به ویژه در ایام ولادت یا شهادت معصومین علیهمالسلاماشاراتی به حجاب کامل الگوهایی نظیر حضرت فاطمه علیهاالسلام یا حضرت زینب علیهاالسلام میشود ولی آنچه از مروری اجمالی بر برنامههای شبکههای مختلف تلویزیونی به دست میآید این است که تاکنون اقدام ویژه برجسته و مشخصی که نشان از برنامهریزی خاص و گسترده جهت ترویج فرهنگ حجاب و
عفاف باشد، انجام نشده است و از قابلیتها و پتانسیلهای بالای تلویزیون در جهت فرهنگسازی درباره حجاب، عفاف و لوازم آن استفاده لازم نشده است که البته این کار مستلزم پژوهش عمیق و اساسی نیز میباشد.
2ـ2. ضمانت اجرایی نداشتن سیاستهای کلان
گرچه از طرف رهبر معظم انقلاب و مدیران ارشد سازمان، اهداف، اصول و سیاستهای مناسبی در زمینه حجاب و عفاف تعیین شده است. ولی تاکنون این اصول و سیاستها کمتر ضمانت اجرایی داشتهاند و عملاً جذابترین و پرمخاطبترین محصولات سازمان، عمدتا بر اساس طرحها و ایدههای سلیقهای و شخصی برنامهسازان، تهیه شدهاند. به بیان دیگر سیاستهای سیما در زمینه حجاب و عفاف مشخص است ولی به بخش تولید برنامهها راه نمییابد و این نشاندهنده عدم وحدت و انسجام لازم در بخش سیاستگذاریهای کلی و بخش تهیه و تولید برنامههاست.
3ـ2. تهرانمحور بودن سیما
یکی از اشکالات سیما، تهرانمحور بودن آن است. یعنی دستاندرکاران تهیه برنامهها، معمولاً تهران را محور برنامهسازی خود قرار میدهند. در بسیاری موارد این مسئله باعث میشود که روند تغییر برخی از هنجارها به ناهنجارها در کل کشور تسریع شود. البته طبیعی است که کلانشهر تهران خیلی سریعتر در معرض برخی ناهنجاریهای غربی از جمله پدیده بدحجابی قرار گیرد و با وجود اینکه مردم پاکسرشت و متدین تهران همواره در بحرانها و مواقع حساس بیشترین
خدمت را به نظام و اسلام کردهاند، ولی بدحجابها، علیرغم محدود بودنشان در خیابانها بسیار رویت میشوند و مورد استفاده بسیاری از برنامهسازان قرار میگیرند در نتیجه نوع پوشش، مدل آرایش و نحوه روابط که به طور مفرط مبنای تهیه بسیاری از برنامههای نمایشی و غیرنمایشی قرار میگیرد، به کمک تلویزیون به تمام کشور منتقل میشود.(1)
4ـ2. رعایت صرف پوشش ظاهری و غفلت از حیا و عفاف به عنوان باطن و روح حجاب
در برنامههای تلویزیونی غالبا حجاب و پوشش اسلامی توسط بازیگر رعایت شده ولی از مسئله حیا و عفت که در واقع حجاب بدان منظور صورت میگیرد بسیار غفلت میشود. در برخی فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی شاهد هستیم بازیگر زن، روسری، مقنعه یا چادر به سر دارد و ظاهرا گمان میشود که معیارهای دینی جهت عفاف و حجاب رعایت شده ولی نگاههای معنادار و بعضا عاشقانه، گفتوگوهای به شدت محرک، روابط مخفیانه قبل از ازدواج، آرایشهای غلیظ و... که همه از مصادیق رعایت نکردن عفت هستند در فیلم تعبیه و جاسازی میشوند.
ترویج حجاب علاوه بر رعایت پوشش ظاهری مستلزم نمایش آثار آن در سلوک و منش بازیگران نقشهای زن و مرد نامحرم در ارتباط با یکدیگر است. در واقع رعایت وقار و متانت در تعامل با نامحرمان به
1) ر.ک: فریبا علاسوند، مقاله جستاری در آسیبشناسی حضور زن مسلمان در رسانه، فصلنامه پژوهش و سنجش، ش 38 ویژه رسانه و زن، تابستان 1383، صص 126 و 127.
منزله روح و پوشش بوده و چنانچه کنترلی در رفتار بازیگران زن و مرد نسبت به هم به وجود نیاید پوشش به تصویر کشیده کالبد بیروحی خواهد بود که هیچگاه تأثیر عمیقی در مخاطب نخواهد گذاشت.
5ـ2. استفاده ابزاری از جذابیت جنسی زنان در برخی مجموعههای نمایشی
چنانکه پیش از این گفته شد پس از پیروزی انقلاب اسلامی در به کارگیری زن در سیما تحول اساسی به وجود آمد و زنان به دور از هر گونه نقشهای مبتذل با پوشش کامل اسلامی، در سیما حضور یافتند اما به تدریج به دلیل مطرح نشدن جایگزینهای مناسب ایجاد جذابیت و وجود برخی مرزها و ممنوعیتها، اکثر برنامهسازان به روال فیلمسازان خارجی برای جذب مخاطبان از این اهرم استفاده کرده و زنان زیبا با آرایشهای تند و غلیظ را به عنوان مهمترین عامل جذابیت در فیلمها و سریالها به کار گرفتند. البته برخی از این موارد مربوط به تولیدات سیما و اکثرا مربوط به تولیدات داخلیِ خارج از سیما است که شاهد پخش آن از سیما هستیم.
این نوع نگاه ابزاری به زن، حقیقتا با روح حجاب و عفاف کاملاً مغایر است.
6ـ2. تحقیر ضمنی شأن زنان محجبه و خصوصا چادری و مترقی نشان دادن افراد بدحجاب (نمایش حجاب به عنوان امر قدیمی سنتی) در برخی برنامههای نمایشی
گاهی سیما در برنامههای نمایشی خود نسبت به بسیاری از نمادها و سنتهای ارزشمند اسلامی و ملی بیتوجه بوده یا به تضعیف آنها پرداخته است.
برای نمونه به کارگیری چادر (حجاب برتر) ـ که خود یکی از مظاهر وقار، ابهت و عفاف زنان مسلمان محسوب میشود ـ برای نقشهای منفی و مشاغل سطح پایین جامعه مانند مستخدمه، کلفت و... در فیلمها و سریالها، تأثیری بسیار مخرب در ایجاد نگرش منفی نسبت به حجاب و حتی مذهب داشته است. متأسفانه این رویکرد را در برخی مجموعههای تلویزیونی میتوان دید که در آنها زنان چادری نقشی منفی و یا لااقل عقبافتاده دارند، اما زنان مانتویی، زنانی تحصیلکرده، موفق، مؤثر و اجتماعی هستند. در این خصوص آمار قابل توجهی ارائه شده است:
طبق ارزیابی به عمل آمده از ابتدای سال 80 تا پایان سال 83 در سریالهای تلویزیونی در 56 سریال پوشش چادر، تحقیر یا تضعیف شده است. بدین شکل که پوشش چادر اختصاص به زنان فقیر، بی سواد، مستخدمه، سالخورده، زنان درمانده و مفلوک مانند زنان بیوه، همسر مردان معتاد نشان داده شده یا از آن به عنوان پوششی برای حضور در قبرستان، مجالس عزا یا زندان و غیره استفاده شده است.(1)
7ـ2. طرح روابط ناصحیح بین زن و مرد در اکثر مجموعههای نمایشی
در اکثر سریالهای تلویزیونی روابط ناصحیح بین زن و مرد به طور مکرر و جذاب به تصویر کشیده میشود، در حالی که این رویه با
1) ر.ک: نگاهی اجمالی به پوشش چادر در سریالهای تلویزیونی ابتدای سال 80 تا پایان سال 83، مرکز پژوهشهای اسلامی صداو سیما، کد 294، 9/8/1384.
سفارشات دینی و اخلاقی در تعارض است. دوستیها و انواع مراودات صمیمی و نزدیک زنان و مردان نامحرم با یکدیگر، نگاهها، شوخیها، درددلها، حتی گذراندن شب در خانه یا محلی تنها (مورد اخیر در سریالهای خارجی) اموری است که همه برخلاف فرهنگ اصیل عفاف است. گاهی اوقات در برخی فیلمها یا سریالها روابط دختر و پسر آنقدر محوری میشود که موضوعات اصلی فیلم تحت الشعاع قرار میگیرد و گاه فیلم پلیسی و جنایی هم که طبعا بیننده آن منتظر صحنههای اکشن و خشن است از یک قضیه رمانتیک و عاشقانه سردرمیآورد.
سریالهای خارجی مانند «گروه پلیس»، «هشدار برای کبرا 11» و نیز سریالهای ایرانی نظیر: «خانه پدری»، «بچههای خیابان»، «برای آخرین بار»، «طلسم شدگان»، «غریبانه» و... همچنین اختلاط مجریان زن و مرد در بسیاری برنامهها مانند مجموعههای «صبح و زندگی»، «تصویر زندگی»، «سیمای خانواده» و... به تدریج خواسته یا ناخواسته فرهنگ عفاف و حیا را تضعیف میکند.
فصل پنجم: سیاستها و راهکارها
زیر فصل ها
اهداف و سیاستهای کلی سازمان برای گروههای برنامهسازی در زمینه حجاب و عفاف
راهکارها
اهداف و سیاستهای کلی سازمان برای گروههای برنامهسازی در زمینه حجاب و عفاف
در راستای تحقق ترویج فرهنگ حجاب و عفاف ابتدا باید قلمروها و سیاستهای کلی برنامههای سیما مشخص شده و سپس زمینههای عینی و عملی پرداختن به آن در قالب راهکار ارائه گردد.
این سیاستها و اصول کلی در کتاب «اهداف، محورها و اولویتهای برنامهسازی» در خصوص حجاب و عفاف در سال 1384 تعیین گردیده است و تمام برنامهسازان در گروههای مختلف از جمله گروه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصاد، خانواده، کودک و نوجوان، جوان و... موظف به رعایت آن هستند. لازم به ذکر است که این اصول و سیاستها در جهت تعیین خطمشی برنامهسازی و جهتگیری آنها، سیاستهای خوبی است و چنانچه راهکارهای عملی این سیاستها تهیه شود میتواند راهگشای بسیار مناسبی در جهت ترویج فرهنگ حجاب و عفاف باشد. این سیاستها عبارتند از:
ایجاد تنفر نسبت به تقلید از پوشش و آرایش غربی؛
اشاعه الگوی مناسب زندگی در پوشش و آرایش؛
ترغیب به حفظ حریمهای ارزشی در برخورد با نامحرم؛
ترغیب به خویشتنداری و تهذیب نفس؛
تبیین آثار زیانبار روابط ناسالم و غیرشرعی دختران و پسران و ارائه الگوی روابط سالم؛
7 . تبیین آثار شوم رواج آداب و رسوم غربی میان زن و مرد؛
طرح و تقبیح نگاه ابزاری غرب به زن؛
تبیین آثار زیانبار آزادیهای نامشروع در جوامع غربی؛
تبیین آثار مطلوب رعایت حدود اسلامی در ارتباط بین زن و مرد.(1)
از مطالعه این اصول این نتیجه حاصل میشود که از جهت خطمشی و سیاستگذاری کمبودی وجود ندارد. اما مهم، مرحله اجرا و محقق شدن این سیاستها و اصول است که تلاش و اقدامی جدی را میطلبد.
راهکارها
پیش از وارد شدن به بحث راهکارها نخست لازم است این مسئله تذکر داده شود که در برنامهسازی تلویزیونی به همان آسانی که میتوان هنجارهای قانونی جامعه مانند رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی را برای مردم طرح یا القا کرد، نمیتوان پیامهای دینی و ارزشی را به مردم
1) برگرفته از کتاب «اهداف، محورها، اولویتها و سیاستهای کلی تولید، تامین و پخش سال 1384» معاونت تحقیقات و برنامهریزی سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران.
منتقل کرد. البته این مسئله به معنای نفی مطلق امکان پرداخت به مقولات ارزشی مانند حجاب، در تلویزیون نمیباشد، همچنان که تا کنون فیلمها و سریالهای ارزندهای در این خصوص تولید و پخش شدند.(1)ولی بیتردید تعهد دینی، دقت و مهارت در استفاده بجا و مناسب از شیوههای هنری دستاندرکاران سیما به ویژه عوامل تولید در حوزه پرداختن به امور دینی و ارزشی ضروری است. چرا که در صورت پرداخت ناشیانه و سطحی ممکن است به جای انتقال یک پیام مثبت دینی و ارزشی موجب وهن آن شده یا در مخاطب نسبت به آن حس وازنش ایجاد شود. بنابراین پرداختن به این نوع موضوعات حساسیت خاص دارد و خلاقیت در القا اینگونه مفاهیم را میطلبد. پس از ذکر این نکته، در این بخش پیشنهاداتی در جهت رفع آسیبهای موجود و ترویج فرهنگ حجاب و عفاف ارائه میشوند. این پیشنهادها به دو بخش راهکارهای غیربرنامهای و برنامهای تقسیم میشوند.
1ـ1. تعریف و تعیین محدوده حجاب و عفاف برای برنامهسازان
اولین و ضروریترین گام برای ترویج حجاب و عفاف از طریق تلویزیون این است که حجاب و عفاف بهطور مشخص تعریف شده و مرزهای آن بهطور شفاف مشخص گردد. تا زمانی که این امر صورت نگیرد هرگونه تلاش جهت ترویج و فرهنگسازی در این زمینه بینتیجه خواهد بود.
1) برخی سریالهای پخش شده در رمضان سال جاری نمونههای خوب این مسئله هستند.
برنامهساز باید بداند تعریف حجاب چیست؟ شالودههای حجاب و عفاف کدامند؟ حد نگاه کردن به نامحرم تا کجاست؟ اختلاط و مراوده و مکالمه زن و مرد تا چه اندازه و تحت چه شرایطی جایز است؟ و...
2ـ1. برنامهریزی اساسی و طولانیمدت برای پرورش عوامل برنامهساز و...
عوامل تولید برنامههای تلویزیونی از جمله تهیهکننده، کارگردان، بازیگران و... در شکلگیری محصول و ارزشگذاری و القای پیام، تأثیر بهسزایی دارند. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، رژیم طاغوت به تبعیت از نظام سرمایهداری جهانی به رواج فساد و ابتذال در میان هنرمندان پرداخت و اکثریت جامعه هنرمندان کشور را به فرهنگ وارداتی غرب آلوده ساخت. پس از پیروزی انقلاب تغییر و تحولهای چشمگیری در جامعه هنری به وجود آمد و هنرمندان متعهدی نیز قدم به عرصه تولید گذاشتند با این حال با توجه به گسترش کمی شبکهها و برنامههای تلویزیونی بجاست ضمن حمایت شایسته از هنرمندان متعهد موجود، برنامهریزی و سرمایهگذاری جدی و گسترده برای تربیت هنرمندان متعهد و معتقد به اصول دینی، انجام شود.
3ـ1. تشویق و ترغیب مدیران سازمان به حساسیت و برخورد مؤثر و مناسب با پوشش غیراسلامی در حیطه مسئولیت خویش
در سازمان صدا و سیما، طیف گسترده مسئولین و مدیران اجرایی یکی از مهمترین و مؤثرترین ابزارهای قابل استفاده برای تحقق و ترویج فرهنگ حجاب میباشند. علاوه بر این باید تلاش کرد تا با تشویق و ترغیب مدیران انگیزه لازم و نیز زمینه قانونی فعالیت آنها را تأمین نمود
تا از این طریق امکان استفاده بهینه از توانمندی خلاقیت و نفوذ آنان برای برخورد با پدیده مزبور فراهم شود.(1)
4ـ1. برگزاری نشستها یا گردهماییهایی برای دستاندرکاران تولید جهت چگونگی گسترش حجاب و عفاف در برنامههای تولیدی؛
5ـ1. اختصاص دادن بودجهای کافی برای تهیه برنامههای کیفی و هدفمند در این زمینه؛
6ـ1. کاستن از سرمایهگذاری در خرید فیلمهای خارجی و افزایش سرمایه در تولید فیلمهای مفید ایرانی؛
7ـ1. ایجاد هماهنگی بین گروههای تولیدی و جلوگیری از تعارض و دوگانگی در این زمینه؛
8ـ1. وجود پوشش و روابط مناسب، به عنوان مهمترین ملاک انتخاب برنامههای تأمینی؛
9ـ1. تشویق دستاندرکاران، تهیهکنندگان و کارگردانان در صورت رعایت مسئله حجاب و عفاف در فیلمهایشان.
قبل از پرداختن به راهکارهای خاص برنامهای، ذکر سه نکته در برنامهسازی، ضروری است:
الف) توجه جامع به ابعاد وجودی انسان
از آنجا که ابعاد وجودی انسان عبارتند از بعد قلبی ـ عاطفی، ذهنی ـ
1) رضا حاج احمدی، طرح بهسازی پوشش و آرایش، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، اسفند 1379، کد 438، ص 76.
نظری و عینی ـ رفتاری، به ناچار نقاط تأثیرگذاری برنامههای سیما بر مسائل انسانی نیز بر همین ابعاد منطبق میشود. به این ترتیب که تأثیرگذاری بر بُعد قلبی و عاطفی با هدف اصلاح یا تقویت نظام گرایشات و تمایلات، تأثیرگذاری بر بعد ذهنی ـ نظری با هدف اصلاح یا تقویت نظام افکار و تأثیرگذاری بر بعد عینی ـ رفتاری با هدف اصلاح یا تقویت نظام رفتار و اعمال سه فعالیت عمدهای است که میتواند در دستور کار برنامهسازی قرار گیرد.(1)
بنابراین توجه به این نکته ضروری است که تأثیرگذاری بر مخاطبان در زمینه حجاب با توجه و کار توأم و مستمر در این سه محور میسر خواهد بود و مدیران و دستاندرکاران تهیه برنامه، نباید از هیچ یک از این سه بُعد فوق غافل شوند چرا که پرداختن صرف به بُعد ذهنی و فکری در برنامههای کارشناسی و علمی نمیتواند به تنهایی کارایی لازم را داشته باشد، همچنانکه ساخت برنامههایی که فقط ناظر به بعد عاطفی و احساسی مخاطب هستند نمیتواند تأثیرات دائم یا حداقل درازمدت را در مخاطب داشته باشد، همچنین تلاش در جهت الگودهی به اعمال و رفتار مخاطب بدون تأمین پشتوانه فکری و تحریک بعد عاطفی انسان بیثمر یا کم اثر و موقت خواهد بود.
ب)استمرار
با توجه به اینکه ایجاد تغییر، و فرهنگسازی در امری تدریجی است باید اولاً برنامهسازی در جهت ایجاد تغییر یا القاء ارزش و فرهنگ سازی
1) ر.ک: مؤسسه تحقیقاتی و فرهنگی مفید، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض با تمرکز بر نقش راهبردهای صدا و سیما، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1383، چاپ اول، ص 362.
در زمینه آن به طور مستمر ادامه داشته باشد، ثانیا باید برنامهها دارای کیفیت هنری بالا باشند. این دو نکته باید در برنامهسازی جهت ترویج فرهنگ حجاب و عفاف نیز رعایت شود. چرا که پرداختن به مسئله حجاب که یک پدیده فرهنگی است باید در طول زمان و به صورت مداوم و به تدریج صورت گیرد تا نتیجه مطلوب حاصل شود. و نباید با ساخت چند برنامه و پرداختن مقطعی به مسئله حجاب و عفاف گمان شود که این مسئله جایگاه و شأن خود را در سیما یافته و نسبت به آن ادای دین و وظیفه شده است. این آفتی است که به شدت باید از آن پرهیز شود. لازمه کارآمدی برنامهسازی در این زمینه استمرار پویایی و توجه به ارتقا کیفی برنامههاست.
ج) مخاطبشناسی
مخاطبان برنامهها یکی از اجزاء مهم فرایند انتقال پیام بوده و در اثربخشی این ارتباط تأثیر قطعی دارند بنابراین شناخت نگرش، سلیقه، شخصیت و دیگر ویژگیهای مخاطبان یکی از ضروریات برنامهسازی است.
تحقیقات نشان میدهد تنها هنگامی میتوان به اثربخشی ارتباط اطمینان داشت که بررسی دقیق پیش از برقراری ارتباطات بر روی مخاطبان انجام گیرد.(1)
سیما نیز با توجه به گوناگونی مخاطبان با برنامهریزی دقیق و مخاطبشناسی کامل میتواند در زمینه القای ترویج عفاف و حجاب
1) علی میرسعید قاضی، مخاطبشناسی در روابط عمومی، فصلنامه مطالعاتی تحقیقاتی هنر هشتم، ش 1 و 2، 1378، ص 29.
مؤثرتر عمل کند. به عنوان مثال در رابطه با مسئله حجاب و عفاف میتوان مخاطبان سیما را به چند گروه اصلی تقسیم کرد:
یک ـ افراد معتقد و پایبند به اصل پوشش اسلامی؛
دو ـ افرادی که به رغم گرایشهای دینی به رعایت حد لازم حجاب اسلامی معتقد و مقید نیستند؛
سه ـ افرادی بیاعتقاد به دین و آموزههای نورانی آن.
در مورد گروه اول باید این اعتقاد و پایبندی را تقویت کرد و تلاش کرد از حساسیت آنها نسبت به مسئله عفت و پوشش کاسته نشود.
در مورد گروه دوم که غالبا برخلاف میل درونی و به دلیل شرایط خاص مانند تأثیرپذیری از اطرافیان، محیط، خانواده، آشنا نبودن با ضرورت حجاب اسلامی، احساس حقارت و... پوشش اسلامی ندارند باید نسبت به بالا بردن سطح آگاهی، تعمیق باورهای دینی و افزایش اعتماد به نفس و تلاش کرد و در مورد گروه سوم بهتر است از تأثیر در حفظ سلامت روحی زنان و نیز نقش به سزای آن در امنیت زنان و حفظ بنیان خانواده از زبان کارشناسان غربی و شرقی بر اساس پژوهشها و تحقیقات انجام شده در زمینه روانشناس و جامعهشناسی سخن گفت. بنابراین در برنامهسازی بایستی هر سه گروه از مخاطبان را مدنظر داشت.
1ـ2. برخی راهکارهای پیشنهادی در گروه فیلم و سریال
در گروه فیلم و سریال و مجموعههای تلویزیونی توجه به موارد زیر میتواند در جهت گسترش فرهنگ شخصیتپردازی حجاب و عفاف مؤثر باشد:
شخصیتپردازی
ـ از آنجا که همه بیعفتیها از نگاههای ناپاک و معنادار آغاز میشود قبل از تعلیم هر مسئله حتی حجاب باید کنترل نگاه را به جوانان آموخت و باید به موازات تعلیم حجاب به دختران، غیرت را به پسران تعلیم داد. متأسفانه در بعضی از فیلمها ملاحظه میشود پسران یا پدرانی از روی تعصبهای بیجا دختران را به شکل بسیار غیرمنطقی و گاه غیرانسانی محدود میکنند، در حالی که در فیلمهای داستانی میتوان تصویر زیبایی از غیرت و آثار مثبت آن ارائه کرد. مثلا در صحنهای زیبا رفتار مدبرانه و منطقی یک پدرو برادر به تصویر کشیده شود که با آگاهی و حوصله و متانت و درک درست از واقعیتهای اجتماعی و شناخت خصوصیات روانی فرزند یا خواهرشان، غیرت به خرج دهند و از دختران محافظت کنند. همچنین میتوان مهار کردن نگاه و رعایت حیا در نگاه کردن و برخورد صحیح با نامحرم را به زیبایی برای قهرمانان جوان فیلمها به تصویر کشید؛
ـ شخصیتپردازی مناسب از زنان محجبه ارائه شود؛ و کاراکترهای جوان و جذاب و جوانپسند و تحصیلکرده داستان پوشش اسلامی کامل داشته باشند؛
ـ از شخصیتپردازهای دستنیافتنی و آرمانی (زن باحجاب ماورایی و بدون علایق مادی و دنیوی) خودداری شود؛
ـ بهتر است در برنامهها شأن و منزلت چادر به عنوان حجاب برتر رعایت شود و از چادر به عنوان پوشش کاراکترهای ایفاکننده نقشهای منفی و حقیر مانند افرادی که دارای مشاغل پایین و نازل یا افراد مجرم و بزهکار استفاده نشود، مگر هنگامی که به تحقیر آن منجر نشود مثلاً وقتی
که نقش منفی، آشکارا از چادر سوء استفاده کند یا ناچار به استفاده از آن باشد و...؛
ـ الگوهای مناسب حجاب در سریالهای مختلف، تکراری و خستهکننده و کلیشهای نباشند همچنین نباید از نظر زیباشناختی و گرایشهای فرهنگی جامعه نامناسب باشند؛
ـ بهتر است به جای استفاده از جذابیتهای جنسی زنان، از جذابیتهای عاطفی، عرفانی یا تربیتی آنان استفاده شود؛
ـ از نمایش رد و بدل شدن نگاههای مستقیم و عاشقانه بین دختر و پسر یا زن و شوهر همراه با موسیقی جذاب تأثیرگذار به خصوص در شخصیتهای مثبت پرهیز شود؛
ـ رفتار و حرکات کاراکترهایی که دارای پوشش مناسب و شخصیت مثبت هستند، جلف و زننده نباشد؛
ـ رفتار، برخورد و حرکات زنان و مردان نامحرم در برخورد با یکدیگر نباید مروج عادیسازی این نوع ارتباط که با روح حیا و عفاف مغایرت دارد، باشد.
ـ از نمایش عروس با لباس تنگ و بدننما به ویژه در اماکن عمومی و انظار مردم خودداری شود؛
ـ پوشش و نوع رفتار و سخن گفتن زنان هنگام روبهرو شدن با نامحرم تغییر کند. به عنوان مثال حجاب خود را تغییر داده یا حداقل آن
1) برگرفته از کتاب «اهداف، محورها، اولویتها و سیاستهای تولید، تامین و پخش سال 1384».
را مرتب سازند تا بدین وسیله حساسیت زن مسلمان را نسبت به حجاب خویش یادآور شوند؛
ـ در سریالهای تاریخی مربوط به زنان اهل بیت(ع) ترجیحا پوشش چادر برای زنان برجسته و مطرح مانند همسر یاران ائمه(ع) و... استفاده شود؛ (به پوششهایی نظیر لباسهای بلند عربی و روسری اکتفا نشود)
ـ در ضمن فیلمها به تناسب داستان پوشش اسلامی از سوی کاراکترهای مثبت به طور مستقیم یا غیرمستقیم تشویق و تأیید شود؛
ـ از نمایش آرایش غلیظ و پوششهای نامناسب به عنوان نشانههای پیشرفت، تمدن و امروزی بودن پرهیز شود؛
ـ از نمایش بازیگران زن و مرد با لباسهای تنگ و چسبان که موجب نشان دادن برجستگیهای بدن آنها است، خودداری شود؛
ـ در طراحی پوشش بازیگران نباید از لباسهای منقوش به آرم، تصویر نامتعارف، نوشتهها و نمادهای فرهنگی بیگانه، علائم فرقههای ضاله، گروههای منحرف، نمادها و علائم بازرگانی بدون دلیل برنامهای خاص مانند نقشهای منفی، استفاده شود؛
ـ حتیالامکان از نشان دادن مادران چادری در کنار دختران جوان غیرچادری اجتناب شود، مگر اینکه اقتضای خاص داستان و شخصیتپردازی چنین امری را ایجاب کند؛
ـ شایسته است از نمایش چهره زنان جوان و جذاب در نمای بزرگ و نزدیک جز در موارد ضروری که استفاده از جذابیتهای ظاهری وی تلقی نشود خودداری شود؛
ـ تأکید بر نقش حجاب به ویژه چادر و ارزش و اهمیت خانمهای محجبه در دید دیگران با تعریف و تمجید از حجاب و نجابت آنان
میتواند به طور ضمنی در فیلمها به خوبی طرح شود و تأثیر بیشتری از پیامهای مستقیم داشته باشد؛
ـ از برخی پوششهای محلی و ملی که علاوه بر زیبایی و جذابیت، توجه به جذابیت جنسی زنان را کمرنگ میکند بجا و بنابر ضرورت داستان استفاده شود؛
ـ استفاده از پوشش چادر منحصر به اماکنی مانند زندان، قبرستان و... ـ که خاطرات بدی را از چادر در ذهن بجا میگذارد ـ نباشد؛
ـ از طراحی پوششهایی که دارای تبرج و خودنمایی هستند خودداری شود؛
ـ از تنوعطلبی و مدگرایی مفرط در پوشش زنان (تغییر پوشش در هر سکانس بدون ضرورت) خودداری شود.
2ـ2. بحث کارشناسی
زیر فصل ها
مهمترین محورهای قابل بحث (موضوعات پیشنهادی)
ـ توصیههای اجرایی در برنامههای کارشناسی
مهمترین محورهای قابل بحث (موضوعات پیشنهادی)
ـ بیان اهداف شوم استعمارگران در ترویج فرهنگ برهنگی و تبیین آثار سوء فرهنگ برهنگی در جوامعی که در این زمینه از غرب پیروی کردهاند؛
ـ بیان فلسفه و ثمرات فردی و اجتماعی حجاب و عفاف و آثار سوء و مضرات بدحجابی یا بیحجابی در زمینه فردی، خانوادگی، اجتماعی؛
ـ بیان آثار سوء فرهنگ برهنگی در کشورهای اروپایی و امریکایی با استناد به آمارها و شواهد و مقالات و پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور؛
ـ بیان علل و آثار روانشناختی و اجتماعی تبرج و بدحجابی به گونهای که ناهنجار بودن تبرج و بدحجابی به مانند یک بیماری به خوبی
آشکار شود و همچنین بیان عوامل و ریشههای روانشناختی و اجتماعی حجاب و عفاف؛
ـ بیان احکام شرعی حجاب همراه با مستندات قرآنی و روایی؛
ـ تبیین برخی آیات سوره نور و دیگر آیات و احادیث مربوط به پوشش مناسب برای قشرهای جوان و فرهیخته.
ـ تبیین علل و ریشههای شیوع بدحجابی در جامعه و نقش عوامل مختلف (خصوصا رسانههای بین المللی مثل اینترنت، ماهواره و...) در تضعیف حجاب و فرهنگ عفاف؛
ـ تبیین ارتباط حجاب و عفاف با اصول و باورهای اعتقادی؛
ـ تبیین مقام، کرامت و منزلت زن و لزوم ارضاء نیاز و میل به خودنمایی، خودآرایی در شکل و جهتی صحیح و سازنده؛
ـ بیان ریشههای تاریخی حجاب در ادیان و جوامع اصیل و...؛
ـ تحلیل حرکت رو به گسترش حجاب اسلامی در کشورهای اروپایی و بررسی علل و عوامل آن و نیز مقابله خصمانه دولتهای اروپایی با رشد حجاب اسلامی؛
ـ تحریک احساسات مادران و غیرت پدران نسبت به رعایت پوشش مناسب و آگاهی دادن به والدین نسبت به نحوه برخورد صحیح و دوری از افراط و تفریط با فرزندان خود، در زمینه رعایت حجاب و عفاف در برنامههای مربوط به خانواده و برنامههای اجتماعی.
ـ توصیههای اجرایی در برنامههای کارشناسی
ـ چنانچه نکات ذیل در تولید برنامههای کارشناسی مورد توجه قرار گیرد، برنامه موفقتر خواهد بود.
ـ استفاده از کارشناسان خبره، صاحبنظر که با مسائل روز و شبهات جدید آشنا باشند بر غنا و پویایی بحث خواهد افزود؛ علاوه بر جلب مخاطبان بیشتر تأثیرات اجتماعی برنامه را بیشتر خواهد کرد.
ـ طرح نظرات مخالف و سؤالات مردمی در این زمینه و پاسخگویی به آنها؛
ـ ارائه مطالب دقیق مستدل، و علمی و پرهیز از طرح مطالب سطحی و سلیقهای؛
ـ بیان نظرات مثبت دانشمندان و سیاستمداران جهانی نسبت به پوشش اسلامی.
3ـ2. برنامه کودک و نوجوان
ـ احکام پوشش به شیوه جذاب در قالب کارتون، نمایش عروسکی، سرودهای جذاب داستانیهای شیرین و بازیهای کودکانه آموزش داده شود؛
ـ شایسته است مجریان زن که مجری برنامههای زنده و شاد سیما هستند و نزد کودکان دارای محبوبیت میباشند از چادر استفاده کنند و یا از پوشش چادر با احترام یاد کنند؛ همچنین مجریان محبوب برنامه کودک و نوجوان با زبانی ساده به بحث حجاب و لزوم آن اشاره کنند؛ یا در گفتوگو با کودکان و نوجوانانی که پوشش اسلامی دارند، این نحوه پوشش آنان را تشویق کنند.
ـ بهتر است موضوع به تکلیف رسیدن دختران و ملزم شدن به حجاب اسلامی در قالبی زیبا سوژه برنامه قرار گیرد؛
ـ بهتر است پیامهای مربوط به حجاب توسط خود کودکان با زبان شیرین مطرح شود؛
ـ در برنامهها و ولههایی که برای برنامه کودک و نوجوان ساخته میشود از تصاویر کودکان باحجاب در حال بازی و شادی و خنده استفاده شود؛
ـ بایستی تمهیداتی به کار گرفته شود تا کودکان و نوجوانانی که در برنامه حضور پیدا میکنند، خصوصا دخترانی که به سن تکلیف یا حدود آن میرسند از پوشش مناسبی برخوردار باشند؛
ـ در مصاحبه با نوجوانان، موضوعات جالبی نظیر: «اولین روزی که با حجاب شدم و...» مطرح شود؛
ـ مسابقات متنوع با موضوع پوشش اسلامی: مانند مسابقات هنری (نقاشی، طراحی شعر...) مسابقه احکام پوشش، حفظ احادیث حجاب، کتابخوانی، خاطرهنویسی و... برگزار شود؛
ـ مناسب است در برنامهها خصوصا برنامههای نمایشی مدلها و الگوهای کامل، جذاب و باحجاب به منظور اقناع روحیه پرنشاط و تنوعطلب کودکان و نوجوانان معرفی شود.
4ـ2. گزارش و خبر
ـ افرادی که از واقعه کشف حجاب در ایران، اطلاعات جالب و شنیدنی دارند؛
ـ مسئولین و دستاندرکاران نظام اسلامی و اینکه چه اقداماتی برای گسترش عفاف و حجاب در سطح جامعه انجام داده میدهند؛
ـ جوانانی که به جرم فساد اخلاقی در ندامتگاهها به سر میبرند و شروع و یا علت انحراف آنها بیعفتی بوده است.
ـ تهیه گزارشاز زنان خارجی مسلمان و محجبه بهویژه زنان جوان.
ـ در اخبار فرهنگی نیز میتوان برخی از بیانات جدید و مناسب متفکرین و نخبگان جهان را در ارتباط با اهمیت حجاب و عفاف و نقش آن در پیشگیری از جرائم و ناهنجاریها بیان کرد.
ـ میتوان تحلیلی گزارشگونه از ناهنجاریهای اجتماعی و نقش بیحجابی در پیدایش آن در تحلیلهای بعد از خبر ارائه کرد؛
ـ انعکاس مستمر اخبار مربوط به گرایش رو به رشد زنان جهان به اسلام و حجاب اسلامی و شرح مبارزه آنها برای حفظ حجاب مناسب است.