ghaemiyeh.com
سرشناسه : فتحی، ابراهیم، 1348 -
عنوان و نام پدیدآور : چهارشنبهسوری : گزارش اجمالی پژوهش« بررسی زمینهها و پیآمدهای مراسم چهارشنبهسوری»/ ابراهیم فتحی، هادی صادقی؛ ناظر طرح حسین شرفالدین؛ تهیه کننده مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
مشخصات نشر : قم: دفتر عقل،مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1387.
مشخصات ظاهری : [4]، 73 ص.: مصور.
فروست : مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما؛ 1419.
شابک : 9500 ریال : 978-964-2761-99-9
وضعیت فهرست نویسی : برونسپاری.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : چهارشنبه سوری -- آداب و رسوم
موضوع : ایران --آداب و رسوم و زندگی اجتماعی
شناسه افزوده : صادقی، هادی، 1341 -
شناسه افزوده : شرفالدین، سیدحسین، 1340 -، ناظر
شناسه افزوده : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : GT4874 /آ2ف22 1387
رده بندی دیویی : 394/26955
شماره کتابشناسی ملی : 1688187
چهارشنبهسوری
کد: 1419
نویسنده: ابراهیم فتحی و هادی صادقی
تهیه کننده: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
ناشر: دفتر عقل
نوبت چاپ: اول / 1387
چاپ: زلال کوثر
شمارگان: 5000
بها: 9500 ریال
نشانی: قم، بلوار امین، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
تلفن: 2919670 - 0251 دورنگار : 2915510
تهران: جامجم، ساختمان شهید رهبر، طبقه زیرزمین
تلفن: 22014738 نمابر: 22164997
info@irc.ir Emial: - www.irc.ir
شابک: 9-99-2761-964- 978 / ISBN: 978-964-2761-99-9
فهرست مطالب
پیشگفتار1
فصل اول:3
کلیات3
طرح مسئله4
پرسش اصلی5
اهداف تحقیق5
سؤالات تحقیق6
فایده تحقیق7
فصل دوم:8
مبانی نظری8
ریشههای تاریخی چهارشنبهسوری9
شکلهای برگزاری چهارشنبهسوری در گذشته12
چهارشنبهسوری از نظر علما و مراجع دینی15
دیدگاههای جامعه شناختی درباره تبیین مسئله17
مفهوم جامعه پذیری18
نهادهای اجتماعی18
ویژگیهای نهادهای اجتماعی19
کارکرد نهادهای اجتماعی20
ویژگیهای نوجوانی23
فصل سوم:26
روش تحقیق26
روش تحقیق27
الف- سؤالات زمینهای یا وضعیتی27
آزمون پرسشنامه27
اعتبار27
روایی طیفهای پرسشنامه28
مشاهدهنامه28
مصاحبه عمیق28
فصل چهارم:30
خلاصه یافتهها30
اجرای مراسم32
دلایل رویآوری به مراسم33
سختگیری33
انتظار از مسئولان34
دیدگاه34
خطمشیها34
مصاحبهها35
مشاهدات36
تحلیل یافتهها:37
فصل پنجم:41
جشن چهارشنبه41
ریشه تاریخی چهارشنبهسوری42
فلسفه چهارشنبهسوری45
خرافات و مسائل بیپایه چهارشنبهسوری47
مراسم عقلانی چهارشنبهسوری53
نقش دولتها و نهادهای عمومی در مراسم جشن54
سیاستها و راهکارها57
نتیجهگیری64
پیشگفتار
در سالهای اخیر «چهارشنبهسوری» - با همه رویدادهای حاشیهای آن - به موضوعی جنجالبرانگیز و با تبعات مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی تبدیل شده و توجه بسیاری از پژوهشگران و کارشناسان را به خود جلب کرده است. دراین میان وجود دیدگاههای متفاوت وگاه متعارض در مورد اصل چهارشنبهسوری و چگونگی پرداختن نهادها و سازمانهای مختلف دولتی و غیردولتی به این موضوع و همچنین نبود تحلیلهای دقیق و علمی درباره زمینهها وعوامل احیای دوباره مراسم چهارشنبهسوری در کشور، مانع اتخاذ سیاستی جامع و همهجانبه در زمینه این پدیده اجتماعی شده است.
با توجه به نکات یادشده، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما به سفارش شورای فرهنگ عمومی و با حمایت استانداری قم از اواخر سال 1386 انجام پژوهشی گسترده را درباره زمینههای شکلگیری و پیآمدهای
چهارشنبهسوری با دو گرایش پژوهش نظری و میدانی در دستور کار خود قرار داد.
در بخش مطالعات نظری این پژوهش، با بهرهگیری از منابع مختلف تاریخی و مردمشناسی، تاریخچه چهارشنبهسوری، آئینهای رایج چهارشنبهسوری در مناطق مختلف ایران، و دیدگاههای جامعهشناختی در زمینه این مراسم ارائه شده است.
در بخش مطالعات میدانی این پژوهش نیز که در چهارشنبهسوری سال گذشته در شهر قم انجام شده، در این مطالعات با بهرهگیری از ابزارهای مختلفی چون پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده و اعمال، دیدگاههای جوانان مناطق مختلف این شهر در مورد این مراسم و چگونگی برگزاری آن جمعآوری و تحلیل شده است.
در پایان لازم میدانیم از همه عزیزانی که در به ثمر رسیدن این طرح پژوهشی همکاری کردهاند به شرح زیر تشکر کنیم:
مجری پژوهش میدانی جناب آقای فتحی و همکارانشان،
نویسنده فصل پنجم حجتالاسلام و المسلمین هادی صادقی.
ناظر محترم پژوهش میدانی جناب آقای دکتر حسین شرفالدین؛
معاون محترم پشتیبانی و توسعه منابع انسانی استانداری قم، جناب آقای سید حشمتالله احمدزاده؛ 5. مدیرکل محترم وقت دفتر آموزش و پژوهش استانداری قم جناب آقای دکتر حسین اخوان علوی؛ 6. شورای فرهنگ عمومی استان قم.
مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
فصل اول: کلیات
زیر فصل ها
طرح مسئله
پرسش اصلی
اهداف تحقیق
سؤالات تحقیق
فایده تحقیق
آداب و رسوم، مراسم و جشنهای ملی هر جامعه یا ملتی کارکرد انسجامبخشی و ایجاد یکپارچگی را بر عهده دارند. از آنجا که ویژگی این نوع عناصر فرهنگی، به جا آوردن آنها توسط عدة زیادی از افراد یک جامعه است و نیز از نسلی به نسل دیگر منتقل میگردد لذا میتوان انتظار داشت که مراسم و جشنها موجب حفظ هویتهای فرهنگی، میراث تاریخی و در نهایت پایداری اجتماعی باشند. مراسم و جشنهای ملی همچون سمبلهای فرهنگی هستند که پیرامون آنها تفاسیر بینالأذهانی نسبتاً مشترکی وجود دارد و وجود این اشتراک، موجب شکلگیری هویت فرهنگی مشترک نیز خواهد شد. مراسم چهارشنبهسوری یکی از جشنهای ملی ایرانیان است که در طول قرون متمادی در کشورمان و برخی کشورهای همسایه وجودداشته است. بررسی اشکال اولیه اجرای این مراسم نشان میدهد که هماکنون عناصر فرهنگی مختلفی که در برگزاری آن حاکم است، تعدیل و تخفیف یافته و به عنصری خاص محدود شده است. تعدیل و تخفیف در عناصر فرهنگی مراسم چهارشنبهسوری لزوماً مایه نگرانی نیست، چرا که سایر مراسم اجتماعی نظیر ازدواج، تدفین، تولد و غیره نیز چنین وضعیتی یافته است. از منظر آسیبشناسی اجتماعی، تخفیف و تعدیل مراسم چهارشنبهسوری و محدود شدن آن به آتشبازی و ترقه و نارنجک؛ صدماتی به امنیت و آرامش و نظم عمومی وارد ساخته است.
قائم مقام سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی تهران به آمار حریق، حوادث و مجروحان مراسم چهارشنبهسوری سالهای 80 تا 84 اشاره میکند: در سال 80 در مجموع 58 حریق و حادثه در این مراسم به وقوع پیوست که باعث مجروح شدن 15 شهروند شد. در سال 81 هم 49 حریق و حادثه با 28 مجروح به وقوع پیوست. وی ادامه میدهد: در سالهای 82 و 83 هم به ترتیب 24 و 42 حریق و حادثه رخ داد که مجروح شدن 16 و 11 نفر از شهروندان تهرانی را رقم زد. او با بیان اینکه در سال گذشته تعداد حریق و حوادث مراسم چهارشنبهسوری با رشد چشمگیری مواجه بوده است ، گفت: در مراسم سال گذشته در مجموع 139حریق و حادثه در سطح پایتخت اتفاق افتاد که منجر به مجروح شدن 9 شهروند شد.
پرسش اصلی این مطالعه قائم مقام سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی تهران به آمار حریق، حوادث و مجروحان مراسم چهارشنبهسوری سالهای 80 تا 84 اشاره میکند: در سال 80 در مجموع 58 حریق و حادثه در این مراسم به وقوع پیوست که باعث مجروح شدن 15 شهروند شد. در سال 81 هم 49 حریق و حادثه با 28 مجروح به وقوع پیوست. وی ادامه میدهد: در سالهای 82 و 83 هم به ترتیب 24 و 42 حریق و حادثه رخ داد که مجروح شدن 16 و 11 نفر از شهروندان تهرانی را رقم زد. او با بیان اینکه در سال گذشته تعداد حریق و حوادث مراسم چهارشنبهسوری با رشد چشمگیری مواجه بوده است ، گفت: در مراسم سال گذشته در مجموع 139حریق و حادثه در سطح پایتخت اتفاق افتاد که منجر به مجروح شدن 9 شهروند شد.
آن است که:
چرا اجرای مراسم چهارشنبهسوری؛ شکل آسیبزایی به خود گرفته است و نقش نهادهای اجتماعی در اصلاح آن چیست؟
اجرای این تحقیق چند هدف عمده داشته است:
شناخت اشکال فعلی اجرای مراسم چهارشنبهسوری؛
شناخت نگرش افراد نسبت به مراسم چهارشنبهسوری؛
بررسی نقش نهادهای اجتماعیکننده در نوع تعامل فرد با مراسم چهارشنبهسوری؛
شناخت انتظارات و خواستههای جوانان از مسئولان در قبال چهارشنبهسوری؛
شناخت راهکارهای اصلاح اشکال آسیبزای اجرای مراسم چهارشنبهسوری.
با ارجاع به مطالعات مردم شناختی؛ چهارشنبهسوری در قدیم و در استانهای مختلف کشور به چه شکلی اجرا میشد؟
نگرش جوانان به چهارشنبهسوری چگونه است؟
آیا چهارشنبهسوری در خانوادههای ساکن شهر قم اجرا میشود؟ چرا اجرا میشود یا نمیشود؟
جوانان چقدر این جشن را ضروری میدانند؟
دلیل توجه و علاقه گروههای سنی جوان به مراسم چهارشنبهسوری چیست؟
نقش نهادهای اجتماعی کننده در موضوع چهارشنبهسوری چیست؟
آثار و پیامدهای اجرای چهارشنبهسوری در شکل موجود آن چیست؟
چگونه میتوان چهارشنبهسوری را از وضعیت آسیبزای فعلی خارج ساخت؟
از یافتههای تحقیق حاضر دستگاههای فرهنگی مختلفی میتوانند بهرهمند شوند. به بیان روشنتر:
الف) دستگاهها و نهادهای فرهنگی: از آنجا که در بخشهای مختلفی از پرسشنامه و مصاحبهنامه، سؤالاتی مطرح شده است که به عملکرد نهادهای فرهنگی ارتباط دارد، این نهادها میتوانند از یافتههای این تحقیق جهت سیاستگذاری فرهنگی در سالهای آتی بهرهمند شوند. صداوسیما، سازمان ملی جوانان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداریها از جمله این نهادها هستند.
ب) دستگاههای انتظامی و امنیتی: سؤالات و آیتمهای مستقیم و غیرمستقیم بسیاری در پرسشنامه، مصاحبهنامه و مشاهدهنامه وجود دارد که به عملکرد و نحوه مواجهه نیروهای انتظامی و امنیتی میپردازد. یافتههای این بخش از مطالعات میتواند در سیاستگذاری این نهادها مورد استفاده واقع شود.
فصل دوم: مبانی نظری
زیر فصل ها
ریشههای تاریخی چهارشنبهسوری
شکلهای برگزاری چهارشنبهسوری در گذشته
چهارشنبهسوری از نظر علما و مراجع دینی
دیدگاههای جامعه شناختی درباره تبیین مسئله
نوجوانی
روایتهای تاریخی مختلفی درباره ریشه چهارشنبهسوری وجود دارد.
1) بهرهای است از نیروی خداوند که در وجود انسانها به ودیعه نهاده شده است و پس از مرگ به سوی پروردگار بازمیگردد.
آتش اجاقها و تنورها را خاموش میکردند و این عمل را نوعی رفتار آئینی میدانستند تا بتوانند در آن روز خاکستری را که به مدت حداقل 3 ماه در تنورها و اجاقها انباشته شده بود و سرمای طاقتفرسای زمستانی مانع از حمل آنها به خاکدان دور از خانهها بود به یاری و پشتیبانی همدیگر به میدان بزرگی که در حکم خاکدان بود منتقل کنند
حضرت ابراهیم و آتش: بعضی با ارجاع به قرآن کریم معتقدند که در زمان حضرت ابراهیم (ع) بتپرستی رواج داشت. ایشان در یک روز که شهر خالی از سکنه بود وارد بتخانه میشود و بتها را میشکند و بعد که مردم برمیگردند نمرودیان متوجه میشوند که این کار حضرت ابراهیم است. نمرود و نمرودیان تصمیم میگیرند که ایشان را در آتش بیندازند لذا آتشی برافروختند و حضرت ابراهیم را در منجنیق گذاشتند و در آتش انداختند ولی آتش به امر خدا سرد شد و به مجرد این اتفاق (سوخته نشدن یا سالم ماندن ابراهیم) در جمعیت تماشاچی ولولهای به وجود آمد و عدهای طرفدار حضرت ابراهیم شدند از جمله دختر نمرود ولقبی متناسب با حادثه بر حضرت ابراهیم گذاشتند بنام زرتشت. میتوان گفت که مراسم چهارشنبهسوری مربوط به حضرت ابراهیم است و جشن گرفتن آن به وسیله موحدین و مسلمین یک وظیفه ترویج از ایامالله است
گذر سیاوش از آتش: طبق این روایت جشن چهارشنبهسوری ریشه در داستان گذر سیاوش از آتش در شاهنامه دارد که یک مراسم کهن و سنتی برای اثبات بیگناهی بوده است
آئینی ایرانی که پس از اسلام تغییر نام داده است: گروهی معتقدند که چشن چهارشنبهسوری از آئین ایرانیان باستان است ولی بعد از اسلام تغییر نام داده است. هرودوت میگوید: پارسها معتقدند که آتش از جوهر الهی است. بعد از اسلام هفته با نامهای تکرارشونده، شنبه، یکشنبه و ... وارد تقویم ایرانی شد و از آن پس چنین سوری در شب چهارشنبه آخر سال برگزار شد که به اعتقاد اعراب روزی بدشگون بود و آنها با شادی و آتش نحوست آن را دفع میکردند و نامش چهارشنبهسوری شد
قیام مختار ثقفی: چون مختار سردار معروف به موجب شنیدن خبر شهادت امام حسین (ع) و یارانش به خونخواهی شهدای کربلا قیام کرد برای اینکه موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و به کفار بتازد دستور داد شیعیان بر بالای بام خانههای خود آتش افروزند تا موافق و مخالف از هم تمیز داده شوند و این شب مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال و از آن پس مرسوم شد که ایرانیان مراسم آتشافروزی را در شب چهارشنبه آخر سال اجرا کنند.
شب یلدا: در این شب خورشید گرم و لطیف پس از جدال با زمستانی سرد و سخت زائیده میشود و به همین دلیل نباید در این شب طولانی خوابید بلکه باید بیدار ماند، جشنی برپا کرد و منتظر ماند تا خورشید مظهر خیر و برکت به دنیا بیاید و زمین و زندگی را گرم کند.
پیروزی فریدون بر ضحاک: برخی آئین و آراستن آتش را مربوط به روز پیروزی فریدون بر ضحاک خونخوار میدانند
شب سوری نوح سامانی: در سال 350 (ه- . ق) منصورابن نوح سامانی بر تخت سلطنت مینشیند. در روزهای پایانی سال به جوی مولیان میرود و چون شب سوری فرا میرسد دستور برگزاری آن را میدهد، آتش عظیمی افروخته میشود به حدی که کاخ سلطنتی را در کام میگیرد
اصلاح گاهشماری توسط زرتشت: شب چهارشنبهسوری جشنی است که مانند بیشتر جشنهای ایرانی که با ستارهشناسی بستگی دارند مبدأ همه حسابهای علمی تقویمی است. در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد، زردشت بزرگترین حساب گاهشماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده است و تاریخ کهن را درست و منظم کرده است. به نظر بهروز در سال 1725 پیش از میلاد شبی که در روز آن زردشت تاریخ را اصلاح کرده است به یاد بود آن، همه ساله مردم جشن بزرگی برپا میکنند و با آتشافروزی شادی خود را اعلام مینمایند و آن رصد و اصلاح تاریخ تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبهسوری با جشن و شادمانی باقی مانده است.
بررسی منابع مختلف مردم شناختی نشان میدهد که مراسم چهارشنبهسوری به اشکال گوناگونی در ایران اجراء میشد که عبارتند از:
مراسم کوزه شکستن: وقتی پریدن از آتش تمام میشد، در داخل کوزة کهنهای مقداری نمک، ذغال، سکه و یا در مواردی هریک از اعضای خانواده در داخل آن سنگی میانداختند و هریک از افراد خانواده، یک بار کوزه را دور سر خود میچرخاندند، سپس به بالای پشت بام میرفتند و نفر آخری که کوزه را دور سر خود میچرخاند، آن را به بیرون از خانه میانداخت. در این مرحله هریک از افراد خانواده میگفت «درد و بلا بره تو کوزه، بره تو کوچه». این عمل به هنگام غروب انجام میشد.
مراسم قاشق زنی: پس از غروب آفتاب و خلوت شدن کوی و برزن و کم شدن تردد در کوچه و بازار، دختران و زنان چادر به سر میکردند و با یک پیاله مسی و قاشق چوبی به در خانه همسایگان میرفتند. چندین بار و به روایتی چهار بار با قاشق به پیاله میزدند. همسایه نیز که از این مراسم مطلع بود، میآمد و در داخل پیاله آنها گندم، برنج و یا سایر حبوبات را میریخت.
فال گوش: کسانی که در این شب حاجتی داشتند سر چهارراه یا معبر یک عدد دندانه روی زمین میگذاشتند و پشت در اتاق همسایه گوش میایستادند و به حرف همسایه یا نخستین عابری که از کنار آنان میگذشت، گوش میدادند و هر کلمهای که از آنها میشنیدند به فال نیک یا بد میگرفتند
نیت و فال حافظ در این شب کوزة آبی را رو به قبله مینهادند و یکی از افراد خانواده نیت میکرد و چیزی در آن کوزه میانداخت. صبح چهارشنبه، یک نفر فال حافظ میگرفت. دختر نابالغی دستش را درون کوزه میکرد و
اشیاء اعضای خانواده را از درون کوزه بیرون میآورد و با هریک فالی از حافظ میگرفت
آجیل چهارشنبهسوری: این آجیل که به آن «مشکل گشا» میگفتند، دارای شگون بود و از هفت نوع تنقلات تشکیل میشد که عبارت بودند از: کشمش، نخودچی، توت، انجیر، خرماخرک (نوعی خرمای زرد و خشک)، قیسی و باسلوق
رفتن به دامن طبیعت: در بعضی مناطق ایران، در چهارشنبهسوری مانند سیزده به در به صحرا میرفتند و مدتی را به پایکوبی در کنار آتش میگذراندند و به آب زلال نگاه میکردند و مادرها چند تار موی فرزند خود را میچیدند و به باد میسپردند تا درد و بلا را از آنها دور کنند
گره گشائی: کسانی که بختشان به اصطلاح گره خورده یا بسته شده باشد چارهای جز آن ندارند که شب چهارشنبهسوری گوشة دستمال یا چارقدی یا گوشهای دیگر از جامة خود و یا پارچهای را گره زنند و بر سر راهی بایستند و از نخستین کسی که برایشان میگذرد بخواهند که آن گره را بگشاید.
دفع چشم زخم و بخت گشائی: در هر خانهای که دخترانی داشتند و کمی از سن ازدواجشان گذشته بود شب چهارشنبهسوری آنها را با این دید که شوهر کرده و به خانه همسر رفتهاند موقتاً از خانه بیرون میکردند. بعضی دیگر قفلی بر کمر دختر میبستند و از جوانی مجرد میخواستند که آن قفل را بگشاید و این کار را به فال نیک میگرفتند و معتقد بودند که بزودی بخت دختر باز میشود
آش بیمار: در خانهای که بیمار داشت شب چهارشنبهسوری باید در شفای او میکوشیدند که بیماری او به سال دیگر نکشد. برای این کار آش ویژهای میپختند که میان بانوان به آش بیمار یا «آش امام زینالعابدین بیمار (ع)» مرسوم بود
آب پاشی و آب بازی: زنان روستایی در برخی نقاط ایران برای دور کردن آفت و بلا در غروب شب چهارشنبه آخر سال بیآنکه باکسی سخن بگویند به سر منبع رودخانه شهر یا چشمه رفته و جام یا کوزهای آب از آن پر کرده و به خانه میآوردند. سپس آن را روی اشیاء خانه و در و دیوار میپاشیدند. گاهی آب را در راه به هر کسی که میدیدند میپاشیدند و آنها را خیس میکردند تا در سال نو سلامت و شاداب باشند.
مراجع عظام تقلید در پاسخ این پرسش که «ریشهها وبنیادهای شکل گیری مراسم چهارشنبهسوری آخرسال چیست؟ آیا ریشه اسلامی دارد؟ خرید و فروش ملزومات چهارشنبهسوری (از قبیل ترقه وفشفشه و...) چه حکمی دارد؟» چنین فرمودهاند:
حضرت آیتالله العظمی سید علی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب: علاوه بر آنکه هیچ مبنای شرعی ندارد مستلزم ضرر و فساد زیادی است که مناسب است از آنها اجتناب شود. اگر خلاف قوانین و مقررات باشد، جایز نیست.
آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی: ریشه اسلامی ندارد شادی و تفریح در صورتی که آمیخته با حرام، مردم آزاری و رفتارهای خطر آفرین نباشد مانعی ندارد. شایسته مسلمان نیست.
بقیه مراجع نیز با توجه به شکل کنونی آن که همراه مردمآزاری، ضرررسانی و خطرآفرینی است، چنین اعمالی را مشروع ندانستهاند.
برخی روشنفکران و جامعه شناسان وروانشناسان اجرای مراسم چهارشنبه سوری را به عنوان فرهنگ گذشته ونیاکان مطرح میکنند. تقلید از فرهنگ گذشته ونیاکان بدون تعقل وتتبع امر پسندیده و علمی نیست قرآن در این باره میفرماید«بل قالوا انا وجدنا آبائنا علی امة وانا علی آثارهم مهتدون وکذالک ما ارسلنا من قبلک فی قریة من نذیرالا قال مترفوها انا وجدنا آبائنا علی امة وانا علی آثارهم مقتدون(1)» بلکه گفتند ما پدران خودمان را بریک طریقه یافته ایم وما هم همان طریقه پدران خود را پی میگیریم ومیرویم. وبدین گونه در هیچ شهری پیش از شما هشدار دهندهای نفرستادیم مگر آنکه خوشگذرانان آنان گفتند ما پدران خود را بریک طریقه یافتهایم وما هم همان طریقه پدران خود را رهسپاریم.
بدیهی است که مراسم چهارشنبهسوری در وضع فعلیاش مورد تأیید هیچ فرد آگاه و دلسوزی قرار نمیگیرد. نهتنها از نظر شرعی، که از دید عقلی و عرفی نیز نمیتوان آسیب رساندن به جان و مال و امنیت اجتماعی را تجویز کرد.
1) سوره زخرف آیه 22 و23
البته باید این نکته را نیز گوشزد کرد که برخی آیینهای رایج در چهارشنبهسوری که در گذشته به شکلی معقول و مفید برگزار میشده، امروزه نیز میتواند به صورتی عقلانی برگزار گردد و مضمونی ارزشمند پیدا کند. اگر بتوان شکلی از مراسم جشن طراحی کرد، که ضمن پرهیز از خرافات و آسیبهای جانی، مالی و اجتماعی فعلی، محلی برای شادی معقول و تخلیه هیجانات جوانی در محدوده مجاز شرعی باشد، نهتنها مورد مخالفت علمای اسلام قرار نمیگیرد، که میتواند تأیید آنان را نیز با خود داشته باشد، البته مشروط به آن که محتوای مراسم:
غیرشرعی نباشد؛
زیانبار نباشد؛
همراه مردم آزادی نباشد؛
شادی معقول باشد،
مدیریت شود و امکان مهار و هدایت هیجانات جوانی در آن وجود داشته باشد.
در این صورت میتوان امیدوار بود که این مراسم، تبدیل به محلی برای افزایش وحدت و همدلی مردم با نظام میشود و به جای اینکه تهدیدی امنیتی به حساب آید (چنان که در برخی سالهای اخیر چنین شده بود) فرصتی نیروآفرین و نشاطآور برای جامعه باشد.
هدف اصلی این تحقیق شناخت وضع موجود اجرای مراسم چهارشنبهسوری در بین نوجوانان و جوانان و ارائه راهکارهایی جهت اصلاح
آن بوده است و به همین منظور چارچوب نظری و روشی مشخصی برای دستیابی به هدف مذکور تعریف شد.
مفهوم جامعه پذیری
جامعهپذیری یا اجتماعی شدن (Socialization) فرایندی است که انسانها از طریق آن شیوههای زندگی جامعه خود را یاد میگیرند، شخصیتی کسب میکنند و به عنوان عضو یک جامعه آمادگی عملکرد را به دست میآورند (کوئن، 1376، 74).
هر فرایندی در جامعه به دنبال اهدافی است. فراگرد اجتماعی شدن نیز چند هدف دارد که عبارتند از:
1- فرد باید مهارتهایی را که برای زندگی در یک جامعه لازم است، یاد بگیرد.
2- فرد باید بتواند با دیگران به گونه مؤثری ارتباط برقرار کند و توانایی خواندن و نوشتن و سخن گفتن را فرا بگیرد.
3- فرد باید یاد بگیرد که نیازهای غیر جسمانی و جسمانی چون قضای حاجت را به شیوههای اجتماعی و مقبول تأمین نماید.
4- فرد باید ارزشها و باورهای بنیادی جامعه را ملکة ذهن خود سازد. (کوئن، 1376، 76).
قبل از بحث درباره نهادهای جامعهپذیری، ابتدا لازم است از چیستی نهاد اجتماعی سخن گفته شود.
نهادهای اجتماعی
«بروس کوئن» معتقد است که نهاد نظام سازمان یافته و پایداری از الگوهای اجتماعی است که برخی رفتارهای تأیید شده و یکنواخت را برای برآورده کردن نیازهای بنیادی جامعه ایجاب میکند. (کوئن، 1376: 110).
در تعریف دیگری از نهاد آمده است که «نهاد ساختی است نسبتاً پردوام از الگوهای رفتاری، از نقشها و از روابطی که اشخاص به طرزی التزامآور و یکنواخت برای تأمین نیازهای اجتماعی پایه ایجاد کردهاند.» (نیکگهر، 1373: 243).
ویژگیهای نهادهای اجتماعی
هر نهادی برای تأمین به هدفهایش باید کارکردهای چندگانهای را انجام دهد. برای مثال، نهاد خانواده با هدف نظم و نسق دادن به تولید مثل بر روابط جنسی نظارت میکند.
نهادها ارزشهای غایی اعضایشان را متبلور میسازند. برای مثال نهادهای مذهبی دربرگیرنده ارزشهای مقدس آرمانی و آیینها و مراسم و تشریفات مذهبی یک جامعه است (کوئن، 1376: 110).
نهادها به نسبت پایدارند، چندان که الگوهای رفتاری جا افتاده در نهادها به صورت بخشی از سنت فرهنگی یک جامعه درمیآیند.
مبانی اجتماعی نهادها چندان گستردهاند که فعالیتهایشان گسترة وسیعی از جامعه را میپوشانند. هر تغییر چشمگیری در یک نهاد احتمالاً دگرگونیهایی در نهادهای دیگر را موجب میشود.
گرچه همه نهادهای یک جامعه به هم وابستهاند، ولی هر نهادی بر محور یک رشته هنجارها، ارزشها و الگوهای رفتاری مورد انتظار؛ به شدت ساختارمند و سازمان یافته شده است.
آرمانهای یک نهاد معمولاً از جانب اکثریت عظیمی از اعضای جامعه پذیرفته شده است. حال چه آنها در این نهاد عملاً مشارکت داشته باشند و چه نداشته باشند. (کوئن، 1376، 111)
کارکرد نهادهای اجتماعی
کارکردهای عام نهادهای اجتماعی جدای از نوع خاص آنها، عبارتند از:
نهادها الگوی رفتار اجتماعی مناسب را در موقعیتهای گوناگون در اختیار فرد میگذارند.
نهادها از طریق فرایند اجتماعی شدن، شیوههای رفتار شایسته و ناشایسته را به افراد نشان میدهند.
نهادها نقشهای گوناگونی را برای فرد فراهم میکنند و رفتار نقشی شایستهای را برای انسان مشخص میسازند.
نهادها به افراد جامعه میآموزند که بهترین شیوة رفتار، همان رفتار باثبات و همساز نهادمند شده است.
نهادها در جهت تنظیم و نظارت بر رفتار اجتماعی عمل میکنند. از آنجا که نهادها چشمداشتهای پذیرفته شدة جامعه را متبلور میسازند، ندیده گرفتن این چشمداشتها عواقب ناخوشایندی را برای افراد به بار میآورد. (کوئن: 1376، 112)
فردی که در جامعه زندگی میکند، در پیرامون خود با معانی مختلفی روبروست. او باید به درک روشنی از مفاهیم و معانی موجود در جامعه برسد تا بتواند کنش اجتماعی خود را با مسیر آن معانی سازگار کند. طی این فرایند فرد اشکال رفتار اجتماعی را فرا میگیرد و در این بین نهادهای اجتماعی متعددی وجود دارند که وظیفه انتقال معانی و نمادهای موجود در محیطهای فیزیکی و فرهنگی را به فرد بر عهده دارند. به بیان روشنتر، نهادهای جامعهپذیری یا اجتماعی کننده، ارزشها و هنجارها و رسوم موجود را به فرد میآموزند و فرد اشکال کنش اجتماعی خود را براساس این آموختهها سامان میدهد.
شکل شماره (1): تأثیرگذاری نهادها بر فرد (مخاطب)
رفتار اجتماعی
نهادهای جامعهپذیری
کارگزاران جامعهپذیری
ارزشها
فرد
رفتار اجتماعی
هنجارها و رسوم
در هر جامعه چند نهاد اساسی وجود دارد که وظیفه انتقال ارزشها و هنجارهای اجتماعی را بر عهده دارند. در شکل زیر این نهادها نشان داده شدهاند:
شکل (2): فرایند تأثیرگذاری نهادهای جامعهپذیرکننده بر فرد
رفتار اجتماعی
ارزشها
هنجارها
آداب و رسوم
میراث فرهنگی
قواعد رفتار
با اتخاذ رویکرد جامعه پذیری در این تحقیق از این منظر به موضوع چهارشنبهسوری نگاه کردهایم. بدین صورت که چهارشنبهسوری مراسمی است که طی فرایند جامعه پذیری به جوانان انتقال مییابد. به عبارت دیگر هر یک عوامل جامعه پذیری که در این بخش به آنها اشاره کردیم وظیفه ایجاد موضعی مشخص درخصوص این مراسم را به اعضای خود دارند. نهاد خانواده در این بین مهمترین نقش را ایفا مینماید. اجرا شدن یا نشدن مراسم در خانواده؛ نوع طرز تلقی والدین درباره مراسم سبب شکل گیری نگرش فرزندان به چهارشنبهسوری میگردد. همچنین اتمسفر اجتماعی نهفته در گروه همسالان فرد در خصوص چهارشنبهسوری نیز میتواند تاثیرات خانواده را تعدیل یا تقویت نماید. در مجموع فرض اصلی این نوشتار آن است که اگر عوامل و نهادهای جامعه پذیری برخوردی معقولانه
با مراسم چهارشنبهسوری داشته باشند در جوانان نیز رفتار و نگرشی معقولانه شکل میگیرد.
بنا به ضرورت موضوع در این قسمت لازم است تا درباره دوره نوجوانی نیز مطالبی ارائه شود.
«نوجوانی» اغلب به عنوان دورهای بین بچگی و بزرگسالی توصیف میشود. اکثر روانشناسان و جامعهشناسان این دوره را دارای اهمیت فراوانی میدانند. (شرفی، 74: 50)
اهمیت این دوره یعنی نوجوانی عبارت است از:
ویژگیهای نوجوانی
روانشناسان معتقدند که در دوره نوجوانی حیات عاطفی؛احساسی میدان وسیعتری برای عمل مییابد و نوجوان از این حیث آمادة بروز عکسالعملهای هیجانی و عاطفی شدید است، درکل ویژگیهای این دوران را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
به دلیل اهمیت مورد اخیر، به توضیح اجمالی آنها میپردازیم:
به نظر روانشناسان نوجوانان و جوانان تمایل زیادی به دوستی و رفاقت دارند. این امر در آنان به حدی است که این مرحله از زندگی نوجوان را سن «رفیقبازی» نامیدهاند. (قائمی، 1363: 92)
در این دوره، دوستیهای آتشین و توأم با اخلاص به وجود میآید. آن چنان که حاضرند خود را فدا کنند. ایشان در دوستیها و رفاقتها مبالغه میکنند و جنبة تندروی آنها نیز در این امر صادق است. تندروی هم در ابراز محبت وجود دارد و هم اگر روزی دوستی آنان مبدل به دشمنی شد، باز این تندروی مشاهده میشود. به نظر روانشناسان نوجوانان
«علاقهمندند که رفتار گروهی دوستان خود را تعقیب کرده و در بین جمع همانند آنها باشند». (قائمی، 1363: 93)
نوجوانان برای کسب تأیید افراد همسن و سال خود، یعنی دوستانشان و روبرو نشدن با طرد از جانب آنان، میکوشند تا رفتار خود را با رفتار آنان همسو کنند. حتی نوع پوشش و آرایش آنان مطابق جمع دوستان است. نوع صحبت و طرز بیان مطالب به گونهای است که توجه و تحسین دوستان را به همراه داشته باشد.
«موریس دبس» سه نوع دوستی را در دوران نوجوانی بیان میکند. دوستیهای نوع اول، غالباً بین نوجوانان همسن و همچنین در محیطهایی از قبیل مدارس معمولی و با شبانهروزی شکل میگیرد و در بیشتر موارد به
علت خدمتی است که یکی در حق دیگری در یک موقعیت حاد انجام میدهد و یا در نتیجه سلب اعتماد از یک دوست قدیمی به وجود میآید.
این نوع دوستیها با تقدیم هدایا و احساسات خالصانه به اوج میرسد و غالباً این دوستان ترجیح میدهند که همواره متعلق و منحصر به همدیگر باشند و دیگری در این ارتباط عاطفی مشارکتی نداشته باشد. دوستیهای نوع دوم، بین نوجوانان و کودکان خردسال به وجود میآید که مبتنی بر حمایت نوجوان از دوست خردسال است و دوستی نوع سوم، بین نوجوان و فرد مسنتر از او به وجود میآید. (مشرقی، 74: 157)
با توجه به مطالب مذکور، درمییابیم که گروه همسالان بویژه در دوره نوجوانی اهمیت فراوانی دارند و توجه به ویژگیهای این دوران آثار مثبتی در طرح برنامههای ویژه نوجوانان در برخواهد داشت. همچنین بُعد همرنگی با گروه، برای هر عضو گروه همسالان مهم است. در این زمینه روانشناسان اجتماعی به هنجارهای (نرم) گروه اشاره میکنند. به این معنی که اگر گروه همسالان به عنوان گروه مرجع عضو خود محسوب شود، گروه در موارد مقتضی و در حالت همرنگی یا عدم همرنگی با گروه از هنجارها به عنوان تشویق یا تنبیه استفاده خواهد کرد. «یک گروه مرجع هنجاری در مقابل یک شخص بر اساس ارزیابیهایش از این شخص که مبتنی بر میزان همرنگی او با استانداردها و نگرش است عمل میکند. یعنی میزان تشویق و تنبیه او تحت تأثیر این ارزیابیها قرار میگیرد». (کلی، 1377: 184)
فصل سوم: روش تحقیق
زیر فصل ها
روش تحقیق
روش تحقیق
در این تحقیق از روشهای کمی و کیفی استفاده شده است. پیمایش به عنوان روشی در مطالعات کمی؛ و مشاهده و مصاحبه عمیق به عنوان روشهایی در مطالعات کیفی بکار برده شدند. لذا ابزارهای جمع آوری اطلاعات نیز پرسشنامه؛ مشاهده نامه و مصاحبهنامه بود.
با توجه به این که روش پیمایشی است، تکنیک مناسب این روش پرسشنامه میباشد و پرسشنامه حاوی سوالات باز و بسته میباشد و از دو قسمت تشکیل شده است.
الف- سؤالات زمینهای یا وضعیتی ب- سوالات مربوط به سنجش متغیرها با استفاده از طیف لیکرت و به صورت چهار و دو گزینهای بیان گردیده است.
زیر فصل ها
آزمون پرسشنامه
اعتبار(1)
روایی(2)طیفهای پرسشنامه
آزمون پرسشنامه
بعد از تهیه پرسشنامه و قبل از اجرای نهایی آن هر پرسش و کلیت پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این پیش آزمون حدود 50 پرسشنامه جهت روائی و اعتبار پرسشنامه در بین جوانان شهر قم توزیع و جمع آوری شد و به روشهای ذیل مورد ارزیابی قرار گرفت.
اعتبار(3)
جهت بررسی میزان اعتبارپرسشنامه تحقیق از اعتبار صوری(4)استفاده شده است. بدین صورت که بعد از تهیه و قبل از اجرای نهایی، پرسشنامه به
تعدادی ازپژوهشگران به عنوان داور ارائه گردید و سوالات مورد وفاق(1)آنان وسوالات پیشنهادی پژوهشگران درپرسشنامه گنجانده شد.
روایی(2)طیفهای پرسشنامه
جهت روایی طیفهای پرسشنامه از روش دو نیمه سازی استفاده شده است به این ترتیب که سوالات به دو قسمت زوج و فرد تقسیم شد وبین دو نیمه ضریب همبستگی محاسبه گردید که نتیجه آن 75%= R شد و این مقدار گویای روایی بالای پرسشنامه است.
بیست نفر از پژوهشگران با تجربه و آموزشدیده در بیست منطقه و میدان عمومی شهر قم مستقر شده و از ساعت 18 تا 22 فعل و انفعالات جوانان را در کوچه و خیابان ثبت کردند.
زمان اجرای مشاهدهنامه ساعت 18 تا 22، روز سهشنبه 28/12/86 بوده است.
جهت بررسی افکار و لایههای پنهان دیدگاههای شهروندان در باره مراسم چهارشنبهسوری مصاحبه نامهای تهیه و سؤالاتی پیرامون مراسم چهارشنبهسوری مطرح شد. بیست نفر دیگر از پرسشگران آموزش دیده در بیست نقطه شهر قم مستقر واز 103 نفر ازمشارکت کنندگان فعال اجرای
مراسم چهارشنبهسوری اعم از مجریان وتماشگران (غیرمشارکتکنندگان) حاضر در معابر عمومی سوالاتی مطرح وپاسخ آنها را دریافت کردند.
جامعه آماری پیمایش با توجه به عنوان تحقیق جوانان (سنین 29-15) شهر قم میباشند. طبق سرشماری سال 1385 مرکز آمار ایران تعداد جمعیت این گروه سنی در شهر قم (375686) نفر بوده است. با توجه به ناهمگون بودن وضعیت مردم شهر قم از لحاظ اقتصادی و اجتماعی نمونه گیری طبقهای برای این گونه جامعه مناسب تشخیص داده شد. در این تحقیق شهر قم به بیست منطقه تقسیم شده است و در داخل هر منطقه یک میدان پر رفت وآمد جهت تکمیل پرسشنامه انتخاب گردید. پرسشگران در شب چهارشنبهسوری؛ پس از استقرار در میادین تقریباً هر 15 دقیقه یک پرسشنامه ازجوانان 15 تا 29 سال تکمیل نمودند. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران384 نفر به دست آمد. جهت اطمینان بیشتر،500 پرسشنامه تهیه و در بین پاسخگویان توزیع شد که 475 پرسشنامه به دست آمده، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
استخراج پرسشنامهها نشان میدهد که از مجموع پاسخگویان 5/79 درصد مرد و4/75 مجرد بوده اند 4/35 درصد آنان در گروه سنی 15 تا 19 سال، 2/49 درصد درگروه سنی 20 تا 24 سال و 4/15 درصد در گروه سنی 25 تا29 سال قرار دارد. از لحاظ تحصیلی بیش از نیمی پاسخگویان دارای تحصیلات دیپلم وبالاتر و31 درصد آنان شاغل هستند.
فصل چهارم: خلاصه یافتهها
زیر فصل ها
پیمایش
مصاحبهها
مشاهدات
تحلیل یافتهها:
( بیشتر (41 درصد) پاسخگویان معتقدند که جوانان شهر قم در اجرای مراسم از فشفشه و ترقه خطرناک استفاده میکنند.
( بیشتر(61 درصد) پاسخگویان معتقدند که امسال سر و صدای ناشی از ترکاندن نارنجک و ترقه نسبت به پارسال کمتر شده است.
( بیشتر(38 درصد) پاسخگویان دلیل علاقه جوانان به چهارشنبهسوری را تفریح و شادی و در رده دوم(29 درصد) تخلیه شور و هیجان جوانی دانستهاند.
( دوستان بیشتر(51 درصد) پاسخگویان در حد بالایی به شرکت در مراسم علاقهمندند.
( دوستان بیشتر(33 درصد) پاسخگویان با استفاده از فشفشه و ترقه خطرناک به اجرای مراسم میپردازند.
( بیشتر(74 درصد) پاسخگویان از والدینشان در خصوص شرکت در مراسم هشدار شنیدهاند و عمده این هشدارها به دوری از خطرات آتش، ترقه و نارنجک ربط داشته است.
( حدود(39 درصد) پاسخگویان از معلمانشان درباره مراسم صحبتهایی شنیدهاند و عمده این صحبتها به خطرات آتشبازی ربط داشته است.
( بیشتر(74 درصد) پاسخگویان از رادیو و تلویزیون درباره مراسم برنامهای شنیده یا دیدهاند و موضوع این برنامهها نیز خطرات اجرای مراسم بوده است.
( درصد کمی(19 درصد) از پاسخگویان از روحانی محل درباره چهارشنبهسوری صحبتهایی شنیدهاند.
( بیشتر(68 درصد) بینندگان شبکههای ماهوارهای بیان داشتهاند که شبکههای ماهوارهای درباره مراسم چهارشنبهسوری برنامه داشتهاند. موضوع این برنامهها عمدتاً تشویق به حفظ سنت قدیمی ایران باستان بوده است.
( حدود 38درصد از پاسخگویان پیمایش؛ برای شرکت در مراسم چهارشنبهسوری تمایل بالایی دارند. این تمایل بیشتر در نوجوانان و جوانان دیده میشود. دلیل افراد دارای تمایل تفریح و شادی و دلیل افراد فاقد تمایل نیز دردسر و خطرناک بودن مراسم عنوان شده است.
( بیشتر(32 درصد) پاسخگویان بیان داشتهاند که بهتر است مراسم چهارشنبهسوری در پارکهای محلات اجرا شود.
اجرای مراسم
در خصوص شکلهای اجرای مراسم نتایج زیر به دست آمد:
رفتن به میهمانی و دید و بازدید (46درصد در حد زیاد و خیلی زیاد)،
خواندن اشعار حافظ و فال گرفتن (41درصد)،
روشن کردن آتش و پریدن از روی آن (50درصد)،
فشفشه و ترکاندن ترقه (41درصد)،
ترکاندن نارنجک دستساز (20درصد)،
پایکوبی و شادی در پارک یا خیابان (47درصد)،
ماندن در خانه و تماشای تلویزیون (40درصد) مورد ترجیح پاسخگویان بوده است.
دلایل رویآوری به مراسم
در خصوص دلایل استقبال جوانان از مراسم چهارشنبهسوری نظر پاسخگویان به شرح زیر است:
مخالفت با نظام جمهوری اسلامی (10درصد)
گرایش به دوران باستان (44درصد)
تخلیه هیجان جوانی (73درصد)
علاقه به سنتها (69درصد)
نیاز به شادی در جمع بیرون از خانه (85 درصد)
تشویق رسانههای خارجی (17درصد)
خطدهی دشمن و عوامل خارجی (16درصد)
لجبازی با نیروی انتظامی (31درصد)
اسلامگریزی (10درصد)
سختگیری
میزان موافقت پاسخگویان با سختگیری نیروی انتظامی در هریک از موارد زیر عبارتست از:
شادی و پایکوبی در حیاط شخصی (11درصد)
روشن کردن آتش در مقابل منزل و شادی خانوادگی (16درصد)
روشن کردن آتش در معابر عمومی و ترکاندن فشفشه و ترقه بدون خطر (39درصد)
ترکاندن نارنجک خطرناک (95درصد)
( حدود 42درصد اجرای مراسم چهارشنبهسوری را ضروری میدانند.
انتظار از مسئولان
عمدهترین انتظار پاسخگویان از مسئولان عبارت است از:
ایجاد مراکز تفریحی سالم و آتشبازی برای جوانان
برخورد جدی با عاملان پخش مواد منفجره
تدارک اماکن مشخص جهت انجام مراسم
دیدگاه
( یافتهها نشان میدهد که حدود 60درصد پاسخگویان اطلاعات پایینی از اشکال سنتی مراسم چهارشنبهسوری دارند.
( در مجموع 57 درصد پاسخگویان به مراسم چهارشنبهسوری نگاه مثبت و 6/11درصد نگاه منفی دارند.
( دو متغیر دوستان و تماشای ماهواره با گرایش به مراسم چهارشنبهسوری رابطه معنیداری مشاهده شده است. سایر متغیرها تأثیری بر گرایش نداشتهاند.
خطمشیها
درباره خط مشیهای مختلف در خصوص چهارشنبهسوری، موافقت در حد زیاد و خیلی زیاد پاسخگویان با هریک از موارد زیر عبارت است از:
پخش فیلم سینمایی جذاب (68درصد)،
نورافشانی آسمان شهر (82 درصد)،
تعیین نقاط خاصی برای اجرای مراسم (85 درصد)،
اجرای مراسم در حیاط منزل (25درصد)، پخش فیلمهای مستند حوادث سال قبل (69درصد).
مصاحبهشوندگان دلایل قابل احترام بودن چهارشنبهسوری را بدین شکل عنوان کردهاند:
( رسمی قدیمی است.
( به دلیل کارکردهایی که دارد.
( بهانهای برای تخلیه هیجان است.
مصاحبهشوندگان دلیل علاقه جوانان را به شرح زیر دانستهاند:
( برای خودنمایی
( به دلیل تعداد زیاد شرکتکنندگان (جمعی بودن)
( به دلیل چشم و همچشمی
( خوشگذرانی
( بیکاری
مصاحبهشوندگان مواقع و نحوه برخورد نیروی انتظامی را به شکل زیر بیان کردهاند:
( با کسانی برخورد شود که خطرساز و مزاحم هستند.
( متعرضان به نوامیس مردم
( با جوانانی که فقط مراسم را اجرا میکنند کاری نداشته باشند.
( برخوردها باید با احترام باشد.
( برخورد خشن نداشته باشد.
درباره اینکه مراسم خرافه است یا نه، بیشتر مصاحبهشوندگان آن را خرافه ندانستهاند. دلایل آنها عبارت است از:
( سنتی قدیمی است.
( اگر خرافه بود نمیماند.
( چون مثل مراسم عید نوروز و تحویل سال است.
دلیل کسانی که آن را خرافه دانستهاند، توطئه دشمنان ذکر شده است.
( در بیشتر محلهها و نقاط مشاهده شده کم و بیش مراسم اجرا شده است.
( در بیشتر محلهها، مراسم در خیابانها و کوچهها اجرا شده است.
( در همه موارد، عمدتاً از فشفشه و ترقه و نارنجک استفاده شده است.
( در بیش از نیمی از موارد نیروی انتظامی با سازوکارهای مختلف وارد عمل شده است.
( در موارد مشاهدهشده، حضور نوجوانان و جوانان چشمگیر بوده است.
( در همه موارد مشاهدهشده، مراسم حدود ساعت 22 پایان یافته است.
( در دو یا سه منطقه، نیروی انتظامی برخورد فیزیکی داشته و نیز برق معابر را قطع کرده است.
یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که در شهر قم- علیرغم بافت مذهبی آن- مراسم چهارشنبهسوری توسط جوانان اجراء شده است و هرساله در روزهای منتهی به چهارشنبه پایانی سال و در اشکال مختلفی، این مراسم اجراء میشود. همچنان که نتایج روشهای مختلف به کار گرفتهشده در این تحقیق نشان میدهد، تمایل و گرایش بیشتر مطالعهشوندگان به چهارشنبهسوری بنیادین و یا مثبت بوده است. طبیعی است که در این شرایط باید تلاش کرد تا از ابعاد نگرانکننده و آسیبشناختی مسئله کاسته شود و حتیالامکان بتوان برخی کارکردهای از یاد رفته آن را زنده کرد.
در سالهای گذشته تلاش شده است تا در حد ممکن با مراسم چهارشنبهسوری و نیز تب و تاب جوانان شهرهای مختلف، برخوردهای فرهنگی صورت گیرد. نتیجه آن شده است که به تدریج از شدت و وسعت حرکات و اعمال خطرناک و آسیبرسان کاسته میشود. یافتههای این تحقیق حکایت از آن دارد که در مقایسه با سالهای گذشته - به باور پاسخگویان - از میزان سروصدای ناشی از نارنجک و ترقه کاسته شده است.
از نظر ترکیب مشارکتکنندگان در مراسم، یافتهها نشان میدهد که بیشتر آنان نوجوانان و جوانان شهر هستند. البته باید توجه داشت که در بیشتر کشورهای دنیا نیز معمولا از اینگونه شادیهای جمعی و عمومی جوانان استقبال میکنند. هیجانطلبی، شور و نشاط ویژگیهای خاص دوره نوجوانی و جوانی است که این امر گرایش به اینگونه مراسم را بیشتر مینماید. نکته
دیگر آنکه با توجه به جمعی بودن اجرای مراسم، بیشتر مشارکتکندگان ترجیح میدهند تا با دوستانشان به اجرای مراسم بپردازند. لذا نخست عامل سن و سپس دوستان در تحلیل مشارکتکنندگان مهم است.
آنچه موجب نگرانی است آنکه شکل عمده اجرای مراسم چهارشنبهسوری، فشفشه، ترقه و نارنجک بوده است. جالب آنکه در برخی نقاط شهر قم جوانان برای به جا آوردن عنصر آتش در مراسم، لاستیک اتومبیل آتش زدهاند!
یافتههای هر سه روش (پیمایش، مصاحبه و مشاهده) بیانگر آن است که از دلایل عمده استقبال جوانان از این مراسم، تخلیه هیجانات، رهایی از یکنواختی و روزمرگی و نیاز به شادیهای جمعی و عمومی است. در واقع چهارشنبهسوری و مسابقات فوتبال بهانهای هستند تا هیجانات مثبت مجال بروز داشته باشند. روشن است که اگر فرصتهای بروز هیجانات در طول سال توزیع شود، به یکباره در چهارشنبهسوری سر بر نخواهد آورد.
یافتهها حکایت از آن دارند که نهادهای جامعهپذیری عمدتاً با موضوع چهارشنبهسوری برخوردی سلبی داشتهاند. به عبارت دیگر نهاد خانواده، رسانه، آموزش و پرورش و روحانی محل عمدتا از خطرات مراسم برای جوانان صحبت کردهاند. نتیجه آن شده است که طبق یافتهها؛ آگاهی و اطلاعات جوانان از سیر تاریخی و مردم شناختی مراسم بسیار ناچیز است. نکته دیگر آنکه شبکههای ماهوارهای فارسیزبان با مراسم چهارشنبهسوری برخوردی سلبی نداشته و درباره گذشته این مراسم و اشکال اجرای آن در قدیم صحبتهایی داشتهاند. این امر
میتواند زمینه جذب جوانان علاقه مند به مراسم را به شبکههای ماهوارهای بیشر نماید.
یکی از موضوعاتی که توسط بیشتر شهروندان طرح شده است و احتمالاً ناشی از تجربه خطرات در سالهای گذشته است، در نظر گرفتن مکانی مشخص برای مراسم است. پیشنهاد بیشتر پاسخگویان؛ پارکهای بزرگ یا پارکهای محلات بوده است. فقدان مکان مشخص برای اجرای این مراسم موجب آسیب به شهروندان و اموال عمومی گشته است.
از نکات دیگری که در این تحقیق حائز اهمیت است نحوه مواجهه نیروی انتظامی با مراسم یا شرکتکنندگان است. طبق اطلاعات مشاهدهنامهها، نیروی انتظامی تا ساعت معینی برخورد معتدلی با مشارکتکنندگان داشته است ولی از آن ساعت به بعد (ساعت 22) برخورد فیزیکی آغاز شده است.
یکی دیگر از سازوکارهای به کار گرفتهشده نیروی انتظامی برای متفرق کردن مشارکتکنندگان، قطع روشنائی معابر و بهویژه پارکها بوده است. با توجه به آنکه در این شب برخی خانوادهها طبق سنت گذشته به دید و بازدید اقوام میروند و شهروندان عادی نیز در حال عبور و مرور هستند، تاریکی صرفاً امکان صدمه به آنان و رفتارهای خطرناک را بیشتر مینماید. نتایج نشان میدهد که بیشتر مطالعهشوندگان خواستار برخورد توأم با احترام نیروی انتظامی با مشارکتکنندگانی هستند که به شکل غیرخطرناک به اجرای مراسم میپردازند.
در سالهای گذشته برخی از تریبونها تلاش کردهاند تا کلیت مراسم چهارشنبهسوری را توطئه دشمنان جلوه دهند. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که چنین موضعی در بین مطالعهشوندگان ضعیف است. برای مثال تنها یک دهم آنان با این نظر موافقاند که چهارشنبهسوری نوعی مخالفت با نظام و یا تنها 16درصد آن را نتیجه خطدهی دشمن و عوامل خارجی میدانند.
بررسی نقش نهادهای جامعهپذیری بیانگر آن است که دو متغیر نگرش و رفتارهای دوستان در زمینه چهارشنبهسوری و نیز تماشای شبکههای فارسیزبان ماهوارهای بر گرایش افراد به چهارشنبهسوری تأثیرگذار بوده است. این وضعیت نشان میدهد که مشارکتکنندگان در مراسم که عمدتاً نوجوانان و جوانان هستند تحت تأثیر نهادهای غیررسمی - نه نهادهای رسمی (مدرسه، صداوسیما)- قرار دارند. همچنین خانواده و روحانی محل نیز به عنوان دو نهاد غیررسمی بر جوانان تأثیری نداشته است. یکی از دلایل فقدان تأثیر، میتواند برخورد سلبی این نهادها با چهارشنبهسوری باشد.
فصل پنجم: جشن چهارشنبه
زیر فصل ها
ریشه تاریخی چهارشنبهسوری
فلسفه چهارشنبهسوری
خرافات و مسائل بیپایه چهارشنبهسوری
مراسم عقلانی چهارشنبهسوری
نقش دولتها و نهادهای عمومی در مراسم جشن
سیاستها و راهکارها
"چهارشنبهسوری" واژه برساخته ایرانی مسلمان است. ذهنیت ایرانی در ترکیب آموزههای اسلامی با سنتهای ایرانی تا جایی که قابل جمع باشند، بسیار فعال و قوی عمل کرده است. همان طور که اغلب محققان اعلام کردهاند، پیش از آمدن اسلام به ایران چیزی به نام چهارشنبهسوری وجود نداشته است.
بیگمان چهارشنبه سوری از رسمهای کهن پیش از اسلام نیست. آقایهاشم رضی پژوهشگر برجسته اوستا و گاثاهای زرتشت در کتاب گاهشماری و جشنهای ایران باستان به درستی اشاره میکند که در اواسط سده چهارم هجری از این جشن و چگونگی برپایی و هنگام آن بوسیله ابوجعفر نَرْشحی مورخ سده سوم آگاهیم که در زمان منصور بن نوح سامانی در میانه سده چهارم هجری این جشن برقرار بوده است و چنین آورده شده است که «... و چون امیر منصور بن نوح به مُلک نشست اندر ماهِ شوالیه سال سیصد و پنجاه به جوی مولیان، فرمود تا آن سراهای دیگر بار عمارت کردند و ... آن گاه امیر سدید به سرای نشست و هنوز سال تمام نشده بود که شب سوری چنانکه عادات قدیم است، آتشی عظیم افروخته ، پ-ارههای آتش بجست و سقف و سرای درگ-رفت و دیگر ب-اره جملهس-رای بسوخت و ...» . (رضی، 1380: 231)
همانطور که ملاحظه میشود نکاتی چند در این سند تاریخی که بسیار با اهمیت میباشد وجود دارد از جمله اینکه در این سند تاریخی شب سوری ذکر شده است و از چهارشنبه سوری نامی برده نشده است. دوم اینکه گفته شده به رسم عادات قدیم ایرانیان و این نشان از برگزاری این جشن قبل از تسلط اعراب و اسلام بر ایران و کهن بودن آن میدهد و سوم اینکه آتش افروختند به طوری که عمارت و سرای سلطان سوخته است. چهارم اینکه هنگام برگزاری آن ، که گفته شده هنوز سال تمام نشده است.
اما زمان و هنگام اجرای جشن سوری برپایه مستندات گاهشماری ، چهارشنبه نبوده است چون در تقویم و روزشماری ایرانیان، شنبه و چهارشنبه ،آدینه و جمعه وجود نداشته است و هر سال به 12 ماه تقسیم میگشته است و هر ماه دستکم، بیکم و کاست 30 روز داشته است و هر روز هم برای خودش نامی داشته است و جهت حساب کبیسه پنج روز افزون را که سال شمسی 365 روز کسری بود به پنج نام از عنوان گاثاها که سرودها و نیایشها زرتشت بود مینامیدند و این پنج روز مجموعاً پنج خمسه، پنجه دزدیده و ... مینامیدند. از جمله اظهارات آقای کوروش نیکنام موبد زرتشتی را که گفته است ما زرتشتیان در کوچه آتش روشن نمی کنیم و پریدن از روی آتش را ( به نیت فریضه دینی) زشت میشماریم و این مراسم مربوط به زمان بعد از اسلام است. بنابراین، شک نیست که افتادن این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبه سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند ... روز چهارشنبه یا یوم الاربعاء نزد عربها روز شوم و نحسی است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء یوم ضنک و نحس. این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود
را به شب آخرین چهارشنبه انداختند تا پیشآمدهای سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه بر کنار ماند. " (رضی، 1380: 231- 235)
آتش افروختن شب چهارشنبه آخر سال، یا چهارشنبه آخر صفر را، برخی به قیام مختار نسبت میدهند : مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال یا آخر صفر بود و از آن به بعد مرسوم شد.
از مطالب گفته شده در باره "جشن سوری" یا "شب سوری" و فلسفه آن و نیز از مطالعه تاریخ آریاییان این مطلب مسلم میشود که آتش برای ایرانیان، مانند همه آریاییان دیگر ارزش و اهمیت ویژهای داشته است؛ زیرا اقوام آریایی از مناطق سردسیر شمالی به سوی هند و ایران و اروپا سرازیر شده بودند و آتش برای اقوام مناطق سردسیر به منزله آب برای مردم مناطق گرمسیر جنبه حیاتی دارد. از این رو در حفظ و حراست آن بسیار دقت میورزند تا به جایی که برای آن حرمت ویژهای قائل میشوند و آن را مایه پاکی و حیات و نیکی میدانند.
رسم آتش افروزی پیش از فرا رسیدن سال نو بسیار کهن و قدیمی است. بسیاری از اسطوره شناسان، آن را به هنگام همزیستی هند و اروپائیان بر میگردانند. هر چند در نزد اقوام دیگر هم مانند بابلیان و سومریها رواج داشته است.
این موضوع ارتباط خاصی با یک دین ندارد و هر دینی که در این سرزمینهای کهن پدید آمده است، در همان ابتدا یا در ادامه حیاتش، جایگاه
ویژهای برای آتش قائل شده است. آیین زرتشت در این جهت از دیگر آیینها شاخصتر است.
همچنین آنچه در باره قیام مختار گفته شده، درست و مستند هم که نباشد، حاکی از قدرت انطباق ایرانیان است که تلاش میکنند آیینهای باستانی را تا جایی که با دینشان منافاتی نداشته باشد، محتوایی جدید بدهند. این مشابه همان کاری است که پس از انقلاب با مراسم سیزده به در کردند و آن را روز طبیعت نام نهادند و با الهام گرفتن از دستورات دینی از آن خرافهزدایی کردند و محتوایی عقلانی بر جای آن نشاندند.
ما اینک میتوانیم با بهرهگیری از عقلانیت اسلامی و ایرانی خود و با توجه به نیازهای جامعه و جوانان فلسفهای عقلانی برای "جشن چهارشنبه آخر سال" یا همان "چهارشنبهسوری" ارائه دهیم. این فلسفه برگرفته از روایتهای معقول جشنهای آخر سال و ابتدای بهار ایرانی همراه تأییدات شرعی آنها و نیز وجوهی از جهانبینی اسلامی باشد. بدیهی است که وجوه خرافی و بیپایه و یا منسوخ این مراسم نمیتواند در خرد جمعی ما ایرانیان جایگاهی داشته باشد.
به گفتههاشم رضی
یکی از فرازهای شایان توجه در مراسم سال نو و باورهای پیوسته به آن، مسئله اعتقاد به جهان پسین، رستاخیز مردگان و تسلسل زندگی است. در مراسم سال نو، نماد نمایشی مسئله آفرینش و تکرار همیشگی آن، پایان هر سال یا دورهای از زمان را به سال نو پیوند میدهد. (رضی، 1380: 35)
چهارشنبهسوری میتواند مظهر خیزش از خواب زمستانی در جان و جهان باشد. این جشن به معنای آن است که دیگر هنگام خزیدن به زیر کرسیها سپری شده و باید خاکستر زمستانه را، که نماد پوسیدن و زیادتی و
زباله است، بیرون ریخت و به آوای بلند و با نشانهای که همگان آن را ببینند، آمدن بهار را مژده داد و بر نشانهای خدای به تأمل و تسبیح نشست که: "وَ آیهٌ لَهُمُ الاَرْضُ الْمَیتَهُ أَحْییناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا فَمِنْهُ یأْکُلُونَ...؛ و زمین مرده، برهانی است برای ایشان، که آن را زنده گردانیدیم و دانه از آن برآوردیم که از آن میخورند. و در آن [زمین] باغهایی از درختان خرما و تاک قرار دادیم و چشمهها در آن روان کردیم. تا از میوه آن و [از] کارکردِ دستهایِ خودشان بخورند، آیا باز [هم] سپاس نمیگزارند؟ پاک [خدایی] که از آنچه زمین میرویاند و [نیز] از خودشان و از آنچه نمیدانند، همه را نر و ماده گردانیده است" (یس: 33- 36). این خیزش بهاری در بسیاری آیات قرآن کریم نشان و برهانی بر معاد گرفته شده است که انسان میتواند با توجه کردن به آن و بصیرت یافتن از آن به خیزش آخرتی خویش بیندیشد. این امر نیازمند بیرون زدن از خانهها و رفتن به دشت و صحراست تا بتوان آیات الهی را مشاهده کرد: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنَّکَ تَرَی الْأَرْضَ خاشِعَهً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذی أَحْیاها لَمُحْی الْمَوْتی إِنَّهُ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ؛ و از [دیگر] نشانههای او این است که تو زمین را فسرده میبینی و چون باران بر آن فروریزیم به جنبش درآید و بردَمَد. آری، همان کسی که آن را زندگی بخشید قطعاً زنده کننده مردگان است. در حقیقت، او بر هر چیزی تواناست». (فصلت: 39)
همان گونه که زمین با آمدن بهار و باران زنده میشود و جانی تازه میگیرد، انسان نیز چنین میشود. امیرالمؤمنین علی(ع) در ابتدای باران زیر آن میرفتند و سرو و روی از آن تر میساختند (الکافی، 8: 239/ 326).
سفارش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز مشهور است:
گفت پیغمبر به اصحاب کبار
تن مپوشانید از باد بهار
این حکمت در برخی روایتهای تاریخی چهارشنبهسوری، مانند روایت تخلیه اجاق زمستان، نیز دیده میشود. در هر حال آنچه برای امروز ما اهمیت دارد، وجود حکمتی عقلانی برای این جشن است که بیان شد. با آمدن بهار لازم است رخوت و خواب زمستانی از تنها به در شود و این کار با برگزاری جشن چهارشنبه امکانپذیر است، مشروط به آن که برای آن برنامهای درست و کارآمد تنظیم شود و از خرافات و آسیبهای آن جلوگیری کرد.
الف) بوته افروزی: پیش از پریدن آفتاب از لب بام خانهها، هر خانواده بوتههای خار و گزنی را که از پیش فراهم کردهاند روی بام یا زمین حیاط خانه، در سه یا پنج یا هفت «گُله» کپه میکنند. با پریدن آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع میآیند و بوته ها را آتش میزنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوتههای افروخته میپرند و در هر بار چنین میخوانند: «زردی من از تو - سرخی تو از من». وقتی آتش سوخته و تمام شد، اگر در خانه مراسم انجام شده باشد، خاکسترها را جاروب نموده و جمع میکنند و میدهند یک نفر از خانه بیرون ببرد. در این موقع همه اهل خانه جمع شده، میپرسند: "کجا میروی؟"، میگوید: "کوچه". میپرسند: "چی چی میبری؟" میگوید: "درد و بلای اهل خانه". این شخص با خاکسترها بیرون میرود و در را بروی او میبندند. پس از آنکه خاکسترها را بیرون ریخت بر میگردد و در میزند. اهل خانه با هم میپرسند: "کی هستی؟"، میگوید: "منم". میپرسند: "از کجا آمده ای؟"، میگوید: "از عروسی". میپرسند: "چی چی آوردی؟" میگوید: "تندرستی".
ب) فالگوش نشینی: آسمان که تاریک شد و شناسایی دشوار، زنان و دخترانی که آروزی شوهر کردن دارند، یا آرزوی زیارت و چیزهای دیگر، نیت میکنند و از خانه بیرون میروند و در سر راه و گذر مردم یا سر چهار سو میایستند یا مینشینند و بیآنکه شناخته شوند گوش به سخنان رهگذران میسپارند.
نیک و بد سخن رهگذران برای فالگوش نشینان فال است. اگر نخستین رهگذرانی که از برابر آنها میگذرند، سخنان دلنشین و شاد بگویند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را حتم میدانند. اگر سخنان تلخ و اندوهزا بگویند، رسیدن به مراد و آرزوی خود را ممکن نخواهد دانست.
ج) قاشق زنی: زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با کاسهای مسی بر میدارند و شب هنگام در کوچه و «پس کوچه» به راه میافتند. در برابر در هفت خانه خاموش و بیسخن، قاشق را پی در پی بر کاسه میزنند صاحب خانه که با چنین رسمی آشناست و میداند «قاشق زنان» چه میخواهند، چیزی در کاسه آنان میگذارند؛ این چیز ممکن است پول باشد یا شیرینی و آجیل و برنج و بنشن یا چیزهای دیگر. «قاشق زنان» اگر در قاشق زنی چیزی بدست نیاوردند از درآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد.
د) بختگشایی: تهرانیها برای گشودن بخت دختران «در خانه مانده» و «بخت بسته»، درشب چهارشنبه آخر سال کارهایی میکردند که سخت به سودمند بودن آنها باور داشتند. مثلاً پس از بوتهافروزی، زنی «نیم سوزی» از زیر دیگ پلوی شب چهارشنبه برمیداشت و با آن در پی دختر «در خانه مانده» میکرد و او را از خانه بیرون میراند.
پیش از «آفتاب غروب» زنی به دباغخانه میرفت و جامی از آب آن برمیداشت و به خانه میبرد و آن را در «تنگ غروب» روی سر دختر «ترشیده» میریخت.
زنی پیش دامن پیراهن دختر بخت بسته را بر میچید و با چاک پایین یقهاش با قفلی میبست. شب هنگام او را به سر چهار راه میبرد و میایستادند. دختر خاموش میایستاد و زنی که همراه او بود کلید قفل را به یکی از مردان رهگذر – البته بیشتر مردان جوان - میداد و از او میخواست تا قفل بسته جامه دختر را باز کند. جوان اگر در خواست زن را میپذیرفت و قفل جامه دختر را میگشود، به عقیده ایشان بخت دختر باز میشد و بخت «گشاینده قفل» بسته.
تا چندین سال پیش، زنان سیاه بخت و دختران بخت بسته برای سفید بختی و گشایش بخت خود به میدان ارک تهران، که در آن توپی بنام «توپ مروارید» گذاشته شده بود، میرفتند و نیت میکردند و روی توپ مینشستند یا از زیر لوله آن میگذشتند. گاهی هم زنان حاجتمند برای رسیدن به مراد و برآمدن آرزو، تکه پارچه ای را به توپ «دخیل» میبستند.
دختر یا زن بخت بسته برای گشایش بخت خود، گوشهای از چادر یا دامن یا پیراهن یا چهار قد خود را گره میزد و به سر چهار راه چهارسو یا گذر میرفت و میایستاد و از نخستین رهگذری که از برابرش میگذشت، درخواست میکرد تا گره جامهاش را بگشاید.
تنگ غروب شب چهارشنبه سوری دختر یا زن کاربسته و «سیاه بخت»، برای خریدن «کُندر» و «وِشا» و اسپند به سه دکان رو به قبله میرفت. از دکان
اول و دوم سه چیز را تقاضا میکرد ولی تا فروشنده سرگرم آماده کردن آنها میشد، از دکان بیرون میرفت و میگریخت. سرانجام کندر و وشا و اسپند را از دکان سوم میخرید و به خانه میبرد و برای گشودن بخت و کار خود دود میکردند.
ه-) کوزه شکنی: تا چندین سال پیش که در میدان ارک تهران نقاره خانهای بود، زنان تهرانی به آنجا میرفتند و کوزه نو و آب ندیدهای را از بالای سر در نقارهخانه به زمین میافکنند و میشکاندند. زنانی هم که نمیتوانستند به میدان ارک بروند کوزه را از سر بام خانه خود به زمین میانداختند. این زنان چنین میپنداشتند که قضا و بلایی را که در کوزه کردهاند با دور انداختن و شکاندن آن از میان خواهند برد و برای مدت یک سال قضا و بلا را از خانواده خود دور خوا هند کرد.
و) باطل کردن سحر و جادو: برای باطل کردن سحر و جادو از خانه و گشایش کار «قلیاب» یا «قلیاب سرکه» درست میکردند و آن را در چهار کنج خانه و اطاق و سر در کوچه میپاشیدند و میگفتند:
هر کس کرده جادو عادل - من میکنم جادو باطل.
ز) نان و نمک: مقداری نان (معادل یک لواش) که مقداری نمک طعام در آن ریخته و مچاله کردهاند، بدست یکی از بچهها میدهند (معمولا دختران نابالغ را مامور اجرای این کار میکنند) در صورت نداشتن دختر، پسر بچه و در غیر آن یکی از بزرگسالان نان را بدست میگیرد. بدینوسیله باور دارند که گشایش در کار و در آمدشان حاصل خواهد شد.
ح) جاروسوزی: هوا تاریک شده و چهارشنبه در جلد شب فرو رفته است. در هر خانه، یک دسته جاروی کار کرده و کهنه را که به زبان محلی «گز گه
کوتره» میگویند مهیا میکنند و یک سکه پول در داخل میگذارند و آن را آتش زده از دیوار حیاط به بیرون پرتاب میکنند.
ط) فالگیری: فال با حافظ یکی از فالهای شب چهار شنبه سوری است، ولی بهتر آن بوده است که با "بولونی" فال گرفته شود. در همه خانهها از این شیشهها یا کوزههای دهان گشاد که بولونی نامیده میشود هست. زنها و دخترها و بچهها جمع میشوند، یک بولونی وسط میگذارند همه کسانی که در فال گرفتن شرکت کرده اند یک چیزی در آن میاندازند. یکی شانه سرش را، یکی انگشترش را، یکی گوشواره اش را، یکی دست بند و غیره. آن وقت به عده فال گیرها کاغذ چهار گوش درست میکنند و در بولونی میاندازند. یکی از دو بچه کوچک، که در دو طرف میز مینشانند، اشیایی را که توی کوزه است و دیگری یکی از آن کاغذها را بیرون میآورد. چیزی که در کاغذ نوشته شده فال خوشبختی صاحب آن نشانی است.
ی) مراسم چهارشنبه سوری در نقاط مختلف ایران به شکلهای مختلفی اجرا میشده است. مانند جشن «گُل گُل چهارشنبه » و «مراسم عَروسی غُلِهْ» در روستای جو پشت گیلان. در این مراسم فردی در نقش غول صورتش را سیاه میکند و ریشی بلند و سیاه میگذارد و جارو و دستههایی از ساقه برنج و زنگ و زنگوله به خود میآویزد. او عاشق ناز خانم عروس کوسه میشود و با کوسه نبردی میکند و کشتی میگیرد و سر انجام بر رغیب خود پیروز میشود و با ناز خانم عروسی میکند.
شاید این مراسم نمادی باشد از پایان سیاهی سرمای زمستان و فرا آمدن خورشید گرم بهاری و باز زایی طبیعت و آغاز کار زراعی و دامداری.
در مناطق دیگر نیز مراسمی مشابه با آداب گوناگون برپا میشده، که برای پرهیز از تفصیل از ذکر همه آنها خودداری میشود.
روشهای بالا آسیب فرهنگی دارد و خرافات را در زندگی مردم وارد میکند و آنان را از زندگی عقلانی دور میسازد و به جای اعتقاد به قدرت خدادی انسان و توانایی او بر تغییر سرنوشت خویش از طریق کار و تلاش همراه با اعتماد به خدا و یاری جستن از او، اعتقاد به تأثیر عواملی غیر اختیاری بر وضع و سرنوشت انسان را تقویت میکند و نوعی بیمسئولیتی و تقدیرگرایی غلط را ترویج مینماید.
ک) ترقهزنی: در روزگاران اخیر به تناسب زندگانی شهری و امکانات جدید، روشهای تازهای برای ابراز شادی ابداع شده است که عمدتاً به تقلید از فرنگیان است. از جمله این روشها ترقه بازی است. نوجوانان و جوانان بیشتر به این کار علاقه دارند. این کار از حدود 70 سال پیش در ایران مرسوم بوده است و به تدریج نیز بر تنوع و گستره بهکارگیری آن افزوده شده است. در سالهای اولیه بیشتر از باروت و سنگ و کلید استفاده میشد. بعدها زرنیخ و کاربیت اضافه شد و اینک نیز انواع ترقهها و فشفشههای حاضری و نارنجکهای دستساز صوتی و انفجاری مورد بهرهبرداری قرار میگیرد.
این روشها هیچ ارتباطی به مراسم چهارشنبهسوری سنتی ندارد و به عنوان روشهایی برای تخلیه هیجانات نوجوانی وارد شده است. با توجه به آسیبهای فراوانی که این روشها دارد، همواره مورد اعتراض بزرگترها بوده است. پیش از انقلاب نیز با شکلهای ناهنجار آن برخورد میشد. ترقهبازی اشکالات متعددی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود:
برهم خوردن امنیت روانی اجتماع و ایجاد اختلالهای عصبی برای مردم؛
ایجاد خطرات جانی و مالی؛
زیر فصل ها
الف) پختن آش ابودردا و آش بیمار:
ب) تقسیم آجیل چهارشنبه سوری:
ج) رفتن به دامان طبیعت:
د) آبپاشی و آببازی:
ه-) تخلیه اجاق زمستان:
الف) پختن آش ابودردا و آش بیمار:
خانوادههایی که بیمار یا حاجتی داشتند برای بر آمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» میپختند و آن را اندکی به بیمار میخوراندند و بقیه را هم درمیان فقرا پخش میکردند. این کار علاوه بر آثار روانشناختیاش بر بیمار که موجب افزایش امید به بهبودی بود، کار نیکی است که دعای خیر نیازمندان را به دنبال دارد و میتواند در بهبود بیماری مؤثر باشد.
ب) تقسیم آجیل چهارشنبه سوری:
زنانی که نذر و نیازی کرده بودند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیلی هفت مغز بهنام «آجیل چهارشنبه سوری» از دکان رو به قبله میخریدند و پاک میکردند و میان خویش و آشنا پخش میکردند و میخوردند.
ج) رفتن به دامان طبیعت:
در برخی مناطق ایران، در چهارشنبهسوری به صحرا میرفتند و به پایکوبی در کنار آتش و آب میگذراندند. این عمل موجب ایجاد نشاط و سرزندگی و آمادگی ورود به سال جدید میشد.
د) آبپاشی و آببازی:
زنان روستایی برخی مناطق ایران در غروب چهارشنبه آخر سال به سرچشمهها میرفتند و مقداری آببازی میکردند و کوزهای را نیز پر آب کرده، به هنگام بازگشت از آب آن بر رهگذران میپاشیدند تا در سال نو سلامت و شاداب باشند.
ه-) تخلیه اجاق زمستان:
این کار در گذشته نوعی خانهتکانی بوده است. امروزه مردم به صورتهای مختلفی خانهتکانی میکنند و اختصاصی به روز یا شب چهارشنبه ندارد.
به طور کلی در دورانهای گذشته و جوامع سنتی نقش دولتها در مدیریت کارها و افکار و برنامههای مردم بسیار کم بود. هرچه جوامع پیشرفتهتر و پیچیدهتر شدند، نقش دولتها در اداره جوامع افزایش یافت. در جوامع سنتی بیشترین کار دولتها دریافت خراج برای برقراری امنیت و تأمین سپاه بود. حل اختلاقات مردم به دست قضات نیز از سوی دولتها انجام میشد. آموزش و کارهای دیوانی و نجوم و طب نیز تا آنجا از سوی دولتها مورد حمایت قرار میگرفت که در خدمت اهداف خود حکومت باشد. مردم کارهایشان را خود سامان میدادند و دولتها در برای کار و کسب و اقتصاد و فرهنگ آنان برنامهریزی مدونی نداشتند.
امروزه با پیچیده شدن جوامع، نقش دولتها روز به روز در همه ابعاد زندگی انسانی افزایش یافته و همه چیز از پیش برنامهریزی میشود و دولت در اجرا نقش زیادتری پیدا کرده است. در امور فرهنگی نیز همین قاعده حکمفرماست. در جوامع سنتی نیازی به برنامهریزی دولتها برای برگزاری سالم جشنها و مراسم نبود و مردم به فراخور حال هر منطقهای آنها را برگزار میکردند. اما اینک این امور نیز از حوزه برنامهریزی دولتها خارج نمیماند. گو اینکه این سخن به معنای آن نیست که در همه جا دولتها همهکاره باشند و خود به اجرای مراسم مختلف بپردازد. بلکه برنامهریزی و
هدایت کلان از سوی دولتها انجام میگیرد و در اغلب موارد اجرا را خود مردم یا نهادهای مدنی عهدهدار میشوند. اینک جشنها و مراسم بزرگ ملی در همه کشورها وجود دارد و دولتها در ابعاد مختلف آن برنامهریزی دارند.
در مورد چهارشنبهسوری نیز به نظر میرسد دولت ما چند سالی است که وارد عرصه شده است و برای برخی ابعاد آن برنامهریزی و عمل کرده است. بیشترین بخشی که در برنامهریزیها به آن توجه شده است، بخش امنیت اجتماعی و جسمانی است. اما ضرورت دارد که برای سایر بخشهای آن نیز برنامهریزی جدی و جامع صورت پذیرد. نمیتوان نقش فرهنگی و روانی این مراسم را نادیده انگاشت یا آن را به حال خود رها ساخت. اگر وضع به همین منوال پیش برود ممکن است دیگران جای دولت را در هدایت موضوع بگیرند و محتوای دلخواه خود را به این مراسم بدهند. این موضوع چند سالی است که در دستور کار بیگانگان قرار گرفته است و تلاش میکنند تا از طریق تبلیغات رسانهای ماهوارهای یا سایتها سمت و سویی ناهنجار به آن بدهند.
رسالت دستگاههای فرهنگی، همچون صدا و سیما، وزارت ارشاد، آموزش و پرورش، سازمان تبلیغات، مساجد و روحانیون، دانشگاهها، سازمان فرهنگی هنری شهرداری و دیگر دستگاه ها، در زمینه محتوابخشی به این مراسم سنگین است. این رسالت سنگین در حال حاضر به درستی پیگیری نمیشود. کارهای انجام شده در این زمینه بسیار اندک و ناچیز است. صدا و سیما چند سالی است که مهر سکوت را از لب باز کرده و در آستانه چهارشنبه آخر سال نمایشی از خطرات و آسیبهای به وجود آمده در این مراسم به اجرا میگذارد. البته این کار با شرایطی خوب است، ولی اگر به
همین اندازه اکتفا شود ممکن است موجب جری شدن جوانان گردد؛ زیرا برخورد سلبی صرف آثار ناخوشایند روانی برجای میگذارد و موجب میشود اعتماد جوانان و نوجوانان به رسانه ملی، یا هر دستگاه فرهنگی دیگری که اینچنین عمل کند از میان برود. عملکرد سال 86 صدا و سیما که با اعتدال بیشتری همراه بود، اثر بهتری بر جای گذاشت. دستگاههای دیگر در این زمینه کار فرهنگی درخوری نکردهاند.
برخورد ایجابی با این مسئله هم ضروری است و هم ممکن. دستگاههای مختلف میتوانند هر یک نقش آموزشی و آگاهیبخشی خود را ایفا کنند و نیز شیوههای تازهای برای برگزاری مراسم سالم و مفرح در آستانه سال نو ارائه نمایند. به نظر نمیرسد این کار چندان مشکل باشد. اما چرا طی این سالها چنین اتفاقی نیافتاده است؟ پاسخ را باید در یک مانع فرهنگی جست و جو کرد.
مهمترین مانع انجام کار ایجابی فرهنگی در ارتباط با چهارشنبهسوری بیتصمیمی و بلاتکلیفی فرهنگی است. یعنی متولیان امر فرهنگ هنوز نتوانستهاند موضعی روشن و قاطع در این زمینه اتخاذ کنند. عامل اصلی این بیعملی فرهنگی نیز نداشتن فلسفهای عقلانی برای این کار است که بتواند در عین رعایت مسائل دینی و اخلاقی، این جشن را به درستی محتوا دهد. آسیبهایی که از این بلاتکلیفی ناشی میشود بسیار زیاد است. آسیبهای روانی و جانی و مالی یا برهم خوردن نظم اجتماع یا حتی امنیت شهرها، مهمترین آسیبها نیستند. مشکلات اخلاقی و فرهنگی پایداری که بر اثر این
بیعملی پدید میآید بسی بدتر و آسیبرسانتر است. اگر این گونه امور دستاویز بیگانگان برای نفوذ فرهنگی شود و بتوانند با استفاده از آنها میان مردم و فرهنگ عامه از سویی و دولت و فرهنگ خواص از دیگر سو فاصله ایجاد کنند، راهگشای شبیخون فرهنگیای خواهد شد که خطر آن را احساس میکنیم.
پیشنهاد اصلی این نوشتار این است که مسئولان فرهنگی در یک تصمیم هماهنگ، این موضوع را در دستور کار خود قرار دهند و برای آن برنامهریزی همهجانبهای انجام دهند و این جشن را به فرصتی برای افزایش همبستگی اجتماعی ملت ایران تبدیل کنند. اگر چنین ارادهای پدید آید، راهکارها و سیاستهای اجرایی آن نیز قابل دستیابی است.
الف) روشن است که اصلاح اشکال آسیبزا و خطرساز مراسم چهارشنبهسوری نیازمند نگاه سیستمی و اقدامات یکپارچه (Integrated) همه نهادهای اجتماعیکننده رسمی و غیررسمی است. به همین منظور صرفاً نمیتوان بر یک نهاد تکیه کرد و انتظار داشت که تلاشهای همان نهاد به اصلاح این رفتارها بینجامد.
شورای عالی انقلاب فرهنگی مناسبترین جایگاه را برای ایجاد هماهنگی میان دستگاههای فرهنگی دارد و ضروری است که برنامهای جامع در این خصوص تهیه کند و وظیفه هر دستگاهی را در آن تعیین نماید.
بدون هماهنگی دستگاههای مختلف، نمیتوان در هدایت جشن چهارشنبهسوری توفیق یافت.
ب) همانطور که یافتههای این پژوهش نشان داد بیشتر نهادهای اجتماعیکننده رسمی و غیررسمی برخوردی سلبی با این مراسم داشتهاند. احساس میشود که نوعی شک و تردید درباره مجاز یا غیرمجاز بودن، شرعی یا غیرشرعی بودن، هنجارمند یا غیرهنجارمند این مراسم وجود دارد.(1)نکته آن است که احیای برخی از عناصر فرهنگی نهفته در این مراسم میتواند کارکردهای اجتماعی مطلوبی داشته باشد. طبیعی است که سیاست شک و تردید موجب میگردد تا رسانههای رقیب و غیررسمی بیگانه از خلاء به وجودآمده استفاده کرده و شرایط را به نفع خود سر و سامان دهند و اینگونه وانمود کنند که نظام جمهوری اسلامی با سنتهای ایرانی سر ناسازگاری دارد و آنانند که دلسوز آداب و رسوم اصیل ایرانیاند! نتیجه آن شود که هر ایرانی که دغدغه سنتهای کهن دارد به سوی آن رسانهها گرایش یابد و به تدریج فرصت آن فراهم شود که رسانههای مذکور در خصوص سایر مسائل نیز این گروه از شهروندان را تغذیه نمایند.
وضعیت مطلوب برای اصلاح رفتارهای خطرناک در مراسم چهارشنبهسوری نزدیک شدن دیدگاهها و مواضع نهادهای مختلف به یکدیگر است. و کنار نهادن سیاست، شک و بیعملی فرهنگی است. باید با انتقال از این جشن ملی، محتوایی مناسب برای آن تدارک دید.
1) نظر برخی آن است که این مراسم محتوایی ضداسلامی یا مغایر با شعائر دینی دارد. همانطور که در فصل اول نشان دادیم درباره ریشه چهارشنبهسوری حدود ده روایت رقیب وجود دارد که هریکی به جای خود طرفدارانی دارد و اتفاقاً چند روایت، این مراسم را به دوران پس از اسلام و نیز جریانات و جنبشهای اسلامی ربط دادهاند.
ج) نهادهای اجتماعیکننده باید نقش فعالتری در خصوص این مراسم ایفا نمایند. آنها باید علاوه بر آنکه به نوجوانان و جوانان خطرات آتشبازی و انفجار را گوشزد میکنند از شکلهای اجرای سنتی و قدیمی آن نهادهای اجتماعی کننده نباید این مراسم صرفا نکوهش کنند و جوانان را به حال خود واگذارند. هر چقدر نهادهایی نظیر خانواده حضور فعالتری در متن مراسم داشته باشند و به طور مستقیم و غیر مستقیم بر رفتار فرزندان خود نظارت نمایند آسیبهای مراسم کمتر خواهد شد.
نیز سخن بگویند. در کنار طرح تبعات خطرناک آتشبازی، آگاهی جوانان را از چند و چون مراسم و کارکردهای آن و نیز فلسفه نهفته در پس آن ارتقاء دهند. در این میان نقش برخی نهادهای فرهنگساز نظیر صداوسیما، آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز شهرداریها بیشتر است. روشن است که در غیاب فرهنگسازی نهادهای رسمی و غیررسمی مؤثر، رسانههای بیگانه و نیز گروه دوستان فرد که تجربهای در این زمینه ندارند وارد عرصه میشوند.
نهادهای اجتماعی کننده نباید این مراسم صرفا نکوهش کنند و جوانان را به حال خود واگذارند. هر چقدر نهادهایی نظیر خانواده حضور فعالتری در متن مراسم داشته باشند و به طور مستقیم و غیر مستقیم بر رفتار فرزندان خود نظارت نمایند آسیبهای مراسم کمتر خواهد شد.
د) با پدیدهای فرهنگی همچون چهارشنبهسوری باید برخوردی فرهنگی داشت. برخورد غیرفرهنگی، آثار و تبعات غیرفرهنگی نیز در بر خواهد داشت. از این روز لازم است که حتیالامکان از برخوردهای فیزیکی و خشن - مگر به ضرورت - کاسته شود. نقش نیروی انتظامی در
حال حاضر شاید بیش از 70 یا 80 درصد باشد. (این عدد نباید از حدود 10 تا 20 درصد فراتر برود.) بخشی از کار نیز بر دوش نهادهای امدادی مانند اورژانس و آتشنشانی است. کافی است حجم برنامهها و دستورالعملهای دستگاههای مختلف را در این زمینه مطالعه نماییم تا به میزان دخالت هر نهاد پی ببریم. همچنین مشاهده عملیات میدانی سازمانهای مختلف نیز این مسئله را تأیید میکند. در حالی که باید حجم اصلی کار بر دوش نهادهای فرهنگی قرار گیرد.
ورود نیروی انتظامی به مراسم چهارشنبهسوری باید بسیار سنجیده باشد. پیشنهاد میشود تا هر ساله از نظرات متخصین امر نظیر دینشناسان، تاریخپژوهان، روانشناسان و جامعهشناسان استفاده گردد.
ه- ) در سالهای گذشته تلاش شده است تا با ایجاد جذابیت در عرصههای دیگر (برای مثال پخش فیلمهای سینمایی از تلویزیون) از گرایش جوانان به مراسم خطرساز کاسته شود. شاید اگر از ابتدا تلاش میشد تا نحوه اجرای آسیبزای مراسم اصلاح و شیوههای مطلوب و بیخطر (جانی - مالی - فرهنگی) آن احیاء یا شیوههایی جدیدی ابداع شود، امروزه وضع به مراتب بهتر میبود.
جایگزینهای مناسب، امکان هدایت جشنها را فراهم میکند. بدون داشتن جایگزینی مناسب نمیتوان مردم را از اعمال فعلی باز داشت.
و) یک نکته مهم در برنامهریزی برای این مراسم آن است که شکلهایی از جشن طراحی شود که در آن خود مردم بتوانند بازیگر صحنه باشند. البته در هر حال عدهای تماشاگر خواهند بود. اما مهم آن است که برای آن دسته از مردم که خواهان بازیگری در اجرای این جشن هستند راه باز باشد. ضرورت این کار از آنجا ناشی میشود که هیجانات جوانی در قالب تماشاگری به اندازه کافی تخلیه نمیشود و جوانان دوست دارند با انجام کارهای پرهیجان و مفرح، خود را نشان دهند. توجه به این ویژگی جوانی میتواند در هدایت بهتر سیاستگذاریها و برنامهها مؤثر باشد.
جوان نیازمند خودنمایی و تخلیه هیجان است. برای این کار باید به گونهای برنامهریزی کرد که خود او بتواند بازیگر میدان باشد، نه صرفاً تماشاچی.
ی) لذا پیشنهاد میشود بازیهای مفرح و قابل کنترلی طراحی شود که جوانان و نوجوانان بتوانند در آنها شرکت کنند و شور و هیجان خود را تخلیه نمایند. انجام مانورهای نظامی میتواند الگوی خوبی برای این کار باشد. این کار میتواند از سوی انجام مانورهای نظامی، بازیهای دزد و پلیس، موتورسواری، آبپاشی بر یکدیگر، ترقه بازی، نورافشانی و انواع بازیهای مهیج دیگر میتواند به تخلیه هیجانات جوانی و افزایش نشاط اجتماعی کمک کند.
بسیج در قالب بازیهای نظامی در محیطهای حفاظت شده، با هدایت مربیان مجرب به اجرا گذاشته شود. با انجام این کار میتوان محیطی برای انجام حرکات بدنی نشاطآور و پر هیجان، همراه سروصدای مهارشدهای از انفجارهای بیضرر که از سوی خود مردم و با وسایل استاندارد صورت میگیرد، ایجاد کرد. همچنین ایجاد امکان انجام عملیات
اکروباتیک پیاده یا با موتورسواری نیز میتواند برای جوانان و نوجوانان جذابیت زیادی داشته باشد.
انجام مانورهای نظامی، بازیهای دزد و پلیس، موتورسواری، آبپاشی بر یکدیگر، ترقه بازی، نورافشانی و انواع بازیهای مهیج دیگر میتواند به تخلیه هیجانات جوانی و افزایش نشاط اجتماعی کمک کند.
ک) تبلیغات مناسب برای اطلاعرسانی برنامههای طراحی شده ضروری است. تبلیغات رسانهها باید در دو جنبه سلبی و ایجابی توأم گردد تا بتواند اطمینان مخاطب را به دست آورد. جایگاه صدا و سیما در این خصوص بیبدیل و انکارناپذیر است. مطبوعات نقش دوم را در این زمینه ایفا میکنند. مدارس نیز جایگاه مناسبی برای فرهنگسازی و ارائه فلسفه این جشنها میتوانند باشند. تبلیغات اثباتی در کنار تبلیغات سلبی میتواند در هدایت جشن چهارشنبه مؤثر باشد. میزگردهای کارشناسی در آگاهی دادن به نسل جوان مفید است. آگاهسازی نسبت به تاریخ و فلسفه این جشنها باید در سرلوحه این برنامهها باشد.
حجم و کیفیت تبلیغات باید به گونهای باشد که ضمن آگاهیبخشی نسبت به خطرات شکلهای فعلی اجرای این مراسم، نسبت به آنها حساسیت بیش از حد نشان داده نشود تا خود به انگیزهای برای مخالفت تبدیل نگردد. همچنین باید به نقش روحانیون در این زمینه توجه داشت که مبادا در شکل سلبی ظاهر گردد. البته تذکر به خطرات و خرافات لازم است، اما باید حجم بیشتری را به ارشاد و هدایت به سوی کارهای شایسته و عقلانی و مفید، در عین جذابیت اختصاص داد.
تبلیغات اثباتی در کنار تبلیغات سلبی میتواند در هدایت جشن چهارشنبه مؤثر باشد. میزگردهای کارشناسی در آگاهی دادن به نسل جوان مفید است. آگاهسازی نسبت به تاریخ و فلسفه این جشنها باید در سرلوحه این برنامهها باشد.
نتیجهگیری
سیاست سکوت، گو اینکه از سیاست مقابله بهتر است، اما بیتردید در برابر سیاست هدایت از طریق همراهی، ضعیف و ناکارآمد است. دستگاههای فرهنگی نظام، و در رأس همه آنها شورای انقلاب فرهنگی، به عنوان عالیترین نهاد هدایت فرهنگی و هماهنگ کننده دستگاههای مختلف، وظیفهای سنگین بر عهده دارد که تا کنون بر زمین مانده است. امیدواریم با ورود به موضوع بتواند هدایت این جشن ملی را برعهده گیرد و با همیاری همه دستگاههای فرهنگی محتوایی شاد و مشروع به آن ببخشد.