ghaemiyeh.com
سرشناسه : مهدی پور، علی اکبر، 1324 -
عنوان و نام پدیدآور : اوصیک بهذا الغریب/ علی اکبر مهدی پور.
مشخصات نشر : قم : عطر عترت، 1385.
مشخصات ظاهری : 46 ص.؛.مس 21/5 × 11
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمد بن حسن (عج)، امام دوازدهم، 255ق. -- رویت.
موضوع : مهدویت -- انتظار.
رده بندی کنگره : BP51/35/م85ل4
رده بندی دیویی : 297/959
اوصیک بهذا الغریب
علی اکبر مهدی پور
امام صادق علیهالسلام خطاب به سالار شهیدان:
أشهد أنّ دمک سکن فی الخلد ؛
من شهادت میدهم که خون تو به ابدیّت پیوست.(1)
1) 1- کلینی، الکافی، ج 4، ص 576.
دعای امام زمان علیهالسلام برای عزاداری سالار شهیدان:
إنّی لأدعو لمؤمن یذکر مصیبة جدّی الشّهید، ثمّ یدعو لی بتعجیل الفرج و التّأیید ؛
من دعا میکنم برای هر مؤمنی که مصیبت جدّ شهیدم را یاد کند، سپس برای تعجیل در فرج و تأیید من دعا کند.(1)
1) 1- احمدآبادی، مکیال المکارم، ج 2، ص 57.
السّلام علی الحسین ؛
و علی علیّ بن الحسین ؛
و علی أولاد الحسین ؛
و علی أصحاب الحسین علیهالسلام ؛
درود بیکران بر سالار شهیدان و یاران با وفایش، که سرود پیروزی خون رنگ خود را در خیمهی تاریخ نواختند و بزرگترین سرمشق را به آزادیخواهان و مصلحان جهان دادند.
سخنپردازان هر قدر در وصف آنان سخن گویند و شرح قهرمانی آنها را به تصویر کشند، باز هم در برابر حقیقت قهرمانی آنها بس ناچیز خواهد بود.
سالار شهیدان و سرور آزادگان در مقام بیان شخصیّت والای اصحاب خود میفرماید:
اَمّا بَعْدُ، فَاِنّی لا أَعْلَمُ أَصْحابا أَوْفی وَ لا خَیْرا مِنْ أَصْحابی، وَ لا أَهْلَ بَیْتٍ أَبَرَّ وَ لا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَیْتی ؛
من اصحابی با وفاتر و بهتر از اصحاب خودم و خاندانی نیکوکارتر و صلهی رحمکنندهتر از خاندان خودم سراغ ندارم.(1)
1) 1- شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 91.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم اصحاب با وفایی چون سلمان، ابوذر، مقداد، عمّار و حذیفه داشتند، ولی هرگز ستایشی از کلّ اصحاب نفرمودند، بلکه نکوهش فراوان از برخی از آنان نمودند.(1)
مولای متّقیان امیرمؤمنان علیهالسلام نیز اصحاب با وفایی چون میثم تمّار، مالک اشتر و حُجر بن عدیّ داشت، ولی برخی از آنها قلب شریفش را آزردند، تا جایی که در نکوهش آنها خطبه ایراد نمود.(2)
تنها اصحاب امام حسین علیهالسلام ، اسوههای ایثار و الگوهای فضیلت بودند، که امام علیهالسلام آن بیان والا را در حقّ آنان به صراحت اعلام فرمود.
صبح عاشورا که اذن میدان داده شد، هر یکی از دیگری سبقت میجست، که زودتر بار امانت را به ساحل برساند و نقد جانش را تقدیم جانان نماید.
در میان اصحاب نخستین کسی که به میدان رفت، شهامت و شجاعت عجیبی از خود نشان داد و دشمن را به زانو درآورد جناب «مسلم بن عوسجه» بود.(3)
در زیارتی از ناحیهی مقدّسه خطاب به وی آمده است:
کُنْتَ أَوَّلَ مَنْ شَری نَفْسَهُ، وَ أَوَّلَ شَهیدٍ مِنْ شُهَداءِ اللّهِ قَضی نَحْبَهُ، فَفُزْتَ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ ؛
تو نخستین کسی بودی که جانش را تقدیم کرد و اوّلین شهیدی بودی که در راه خدا به شهادت رسید.
سوگند به خدای کعبه که رستگار شدی.(1)
پس از شهادت مسلم بن عوسجه دشمن هلهله میکرد، شبث بن ربعی گفت: مادرتان به عزایتان بنشیند، برای کشتن پهلوانی چون مسلم بن عوسجه شادمانی میکنید؟ به خدا سوگند او جایگاه رفیعی در صدر اسلام داشت. در جنگ آذربایجان من او را دیدم، پیش از آن که لشکر از جای خود برخیزد، او شش تن از دشمنان را یک تنه از پای درآورد.(2)
امام حسین علیهالسلام حبیب بن مظاهر را همراه خود به بالین مسلم بن عوسجه آورد، هنوز رمقی داشت.
حبیب گفت: به خون خفتن تو بر من سنگین است، با بهشت ترا بشارت باد.
مسلم با صدای نحیف گفت: خداوند ترا بشارت خیر بدهد.
سالار شهیدان فرمود:
رحمت خدای بر تو ای مسلم.
سپس این آیه را تلاوت فرمود:
« فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلاً » ؛
برخی از آنان پیمان خود را به پایان برد (شربت شهادت نوشید) و برخی دیگر در انتظارند، ولی در پیمان خود تغییری ندادند.(3)
آنگاه حبیب گفت:
اگر نه این بود که یقین دارم بیدرنگ به تو خواهم پیوست، دوست داشتم که
هر وصیّتی داشتی به من وصیّت میکردی.(1)
مسلم گفت:
اُوصیکَ بِهذا ؛
ترا به این مرد وصیّت میکنم.
آنگاه با دست خود به سوی سالار شیهدان اشاره کرد و گفت:
أَنْ تَمُوتَ دُونَهُ ؛
که در رکاب او به شهادت برسی.(2)
حبیب گفت:
أَفْعَلُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ ؛
به خدای کعبه سوگند که چنین خواهم کرد.(3)
بارالها چه میشد اگر اندکی از آن خلوص، صفا، ایثار، شور و شعور به ما - مردم این زمان - عنایت میفرمودی، تا خود را آماده یاری امام زمان خود نموده، مهیّای فداکاری و جانبازی در پیشگاه آن مصلح بزرگ و منتقم خون مظلومان در راستای تاریخ، به ویژه شهیدان کربلا، مینمودیم.
اینک از سویدای دل عرض میکنیم:
یا لَیْتَنا کُنّا مَعَکُمْ، فَنَفُوزَ فَوْزا عَظیما ؛
ای کاش ما نیز در کربلا بودیم و همراه شما به فیض اکبر و فوز بزرگ نایل میشدیم.
اکنون که آن توفیق را نداشتیم، در مجالس عزای شما شرکت میکنیم، در مصایب جانگداز شما اشک میریزیم و بیان والای امام عزیزمان را زمزمه میکنیم که در زیارت ناحیهی مقدّسه میفرماید:
فَلاَءَنْدُبَنَّکَ صَباحا وَ مَساءً، وَ لاَءَبْکِیَنَّ لَکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دما ؛
بامدادان و شامگاهان برای تو ندبه سر میدهیم و به جای اشک از دیدگان خود خون میفشانیم.(1)
در این مجالس با دلی خونبار و دیدگانی اشکبار برای فرج آن حضرت دعا میکنیم و عرضه میداریم:
اَللّهُمَّ عَجِّل فَرَجَ المنتقمِ لک مِن أَعدائِک.(2)
الهی در ظهور منتقمت از دشمنانت تعجیل فرما!
]اَللّهُمَّ [اَذِقنی طَعمَ فَرَجِهمِ.(3)
پروردگارا لذت ظهور آل محمّد: را به ما بچشان!
اَللّهُمَّ وَ بَلِّغِ المؤمنینَ تأمیلَهُم من اظهار حجّتک.(4)
الهی موءمنین را به آرزویشان که ظهور حجت توست برسان!
اَللّهُمَّ عَجِّل لولیّک الفرج والعافیةَ والنَّصر.(5)
بار الها فرج ولیّت را با نصرت و عافیت نزدیک بفرما!
واژگان
دعا از ریشهی «دعو» میباشد و مشتقّات آن 215 بار در قرآن کریم به کار رفته است.
نویسندگان مجمع اللّغة العربیّة مینویسند:
دعا به معنای خواندن و خواستن است.(1)
راغب اصفهانی گوید:
دعا به معنای خواندن و پناه بردن است.(2)
ابن فارس گوید:
برای گلواژه دعا فقط یک اصل است و آن جلب تمایل مخاطب با صدا و
گفتار میباشد.(1)
ارباب لغت در تبیین معنای فرج تعبیرهای مختلفی دارند که تقریبا همهی آنها به یک معنی برمیگردد:
ابن فارس گوید:
فرج به معنای گشایش است.(2)
خلیل گوید:
فرج به معنای رفع غم و اندوه است.(3)
جوهری گوید:
فرج به معنای رهایی از غم و اندوه است.(4)
در آیات فراوانی از قرآن کریم به دعا امر شده، از سوی پروردگار وعده اجابت داده شده است، که از آن جمله است:
پروردگار شما فرمود: مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را، کسانی که از
عبادت من سر بتابند، به زودی ذلیلانه وارد دوزخ شوند.(1)
در این آیه صریحا به دعا امر شده، وعده اجابت داده شده، انگیزه ترک آن استکبار و تارک آن به جهنّم تهدید شده است.
امام زینالعابدین علیهالسلام در ضمن دعای وداع ماه رمضان به این آیه استشهاد نموده میفرماید:
فَسَمَّیْتَ دُعاءَکَ عِبادَةً، وَ تَرْکَهُ اسْتِکْبارا، وَ تَوَعَّدْتَ عَلی تَرْکِهِ دُخُولَ جَهَنَّمَ داخِرینَ ؛
دعا و نیایش خود را عبادت و بندگی نام نهادی، به جا نیاوردن آن را کبر و سرکشی نامیدی و ترککنندگان را با ورود ذلیلانه به آتش جهنّم تهدید نمودی.(2)
نیایش نیایشکننده را اجابت میکنم، هنگامی که مرا بخواند.(3)
در این آیه نیز از طرف پروردگار وعده اجابت داده شده است.
بگو: اگر دعایتان نباشد، پروردگارم به شما اعتنا نمیکند.(4)
در این آیه معیار ارزش و اعتبار بندگان بر اساس دعا و نیایش تعیین شده است.
پروردگار خود را با تضرّع و زاری و در پنهانی بخوانید.(1)
در این آیه امر شده که دعا در نهان و آشکار، توأم با تضرّع (گریه و زاری) باشد.
پروردگار خود را در حال ترس و امید بخوانید.(2)
در این آیه به یکی دیگر از آداب دعا اشاره شده، که باید انسان همواره بین خوف و رجا باشد، از سویی در خوف و هراس باشد به جهت اعمال خویش، از سویی دیگر امیدوار به رحمت و عنایت پروردگار باشد.
برای دعا و نیایش آداب و شرایطی است که بدون رعایت آنها هرگز دعا مستجاب نمیشود، که از آن جمله است:
قرآن کریم با صراحت تمام میفرماید:
« وَ یَسْتَجیبُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ » ؛
خداوند کسانی را اجابت میکند که ایمان آورده عمل صالح انجام دهند.(1)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم میفرماید:
لَوْ صَلَّیْتُمْ حَتّی تَکُونُوا کَالاْءَوْتارِ وَ صُمْتُمْ حَتّی تَکُونُوا کَالْحَنایا، لَمْ یَقْبَلِ اللّهُ مِنْکُمْ اِلاّ بِوَرَعٍ ؛
اگر آنقدر نماز بخوانید که همانند کمان شوید و آنقدر روزه بگیرید که چون کمان خمیده شوید، خداوند هرگز بدون ورع از شما نمیپذیرد.(2)
در شماری از آیات قرآن «تضرّع» از آثار و نتایج ارسال رسل به شمار آمده است:
الضَّرّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ » ؛
پیش از تو به امّتهایی پیامبرانی فرستادیم، آنها را با سختیها و گرفتاریها مواجه ساختیم، تا شاید تضرّع کنند.(1)
در هیچ شهر و آبادی پیامبری نفرستادیم، جز این که اهالی آن را با انواع سختیها و ناملایمات گرفتار نمودیم، تا شاید تضرّع نمایند.(2)
در شمار دیگری از آیات امر به تضرّع شده و به آن تحریک و تشویق شده
است:
پروردگار خود را با تضرّع و در نهان بخوانید.(3)
چرا هنگامی که مجازاتهای ما به آنها میرسد تضرّع نمیکنند؟(4)
در ادامه میفرماید:
بلکه دلهای آنها را قساوت گرفته و شیطان کارهای آنها را در برابر دیدگانشان زینت داده است.(5)
در این رابطه احادیث فراوان از پیشوایان معصوم رسیده است، که از آن جمله است:
فَاِذا نَزَلَ الْبَلاءُ فَعَلَیْکُمْ بِالدُّعاءِ وَ التَّضَرُّعِ اِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ ؛
چون بلا نازل شود، بر شما باد دعا و تضرّع به سوی خداوند متعال.(1)
اِذا رَقَّ اَحَدُکُمْ فَلْیَدْعُ، فَاِنَّ الْقَلْبَ لا یَرِقُّ حَتّی یَخْلُصَ ؛
چون قلب شما رقّت پیدا کند دعا کنید، که قلب رقّت پیدا نمیکند، جز هنگامی که خالص شود.(2)
اِذا اِقْشَعَرَّ جِلْدُکَ وَ دَمَعَتْ عَیْناکَ، فَدُونَکَ دُونَکَ، فَقَدْ قُصِدَ قَصْدُکَ ؛
هنگامی که پوست بدنت لرزید و اشک از دیدگانت سرازیر شد، پس حاجتت را بطلب، که خواستهات فراهم شده است.(3)
اِنْ لَمْ تَکُنْ بِکَ بُکاءٌ فَتَباکِ ؛
اگر گریهات نباشد، خود را به گریه وادار کن.(1)
برای دعا آداب دیگری هست که در تسریع اجابت آن مؤثّر است، که از آن جمله است:
امام به حق ناطق، حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام میفرماید:
ما مِنْ رَهْطٍ اَرْبَعینَ رَجُلاً اِجْتَمَعُوا، فَدَعَوُا اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فی أَمْرٍ اِلاَّ اسْتَجابَ لَهُمْ ؛
هیچ گروه چهل نفری نیست که یکجا گرد آیند و در موردی خداوند را بخوانند، جز این که خداوند آنان را اجابت فرماید.(2)
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
کانَ أَبی اِذا حَزَنَهُ أَمْرٌ جَمَعَ النِّساءَ وَ الصِّبْیانَ، ثُمَّ دَعا وَ اَمَّنُوا ؛
هنگامی که موضوعی پدرم (امام باقر علیهالسلام ) را اندوهگین میکرد، زنان و کودکان را گرد میآورد، دعا میکرد و آنها آمین میگفتند.(3)
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود:
اِذا دَعا أَحَدُکُمْ فَلْیَعُمَّ، فَإِنَّهُ أَوْجَبُ لِلدُّعاءِ ؛
چون یکی از شما دعا کند، برای همگان دعا کند که آن برای دعا شایستهتر است و در اجابت آن مؤثّرتر میباشد.(1)
در حادیث فراوان تأکید شده است که به هنگام دعا کردن، با حمد و ثنای پروردگار آغاز کنید تا حاجتروا شوید.(2)
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
لا یَزالُ الدُّعاءُ مَحْجُوبا حَتّی یُصَلّی عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ؛
دعا همواره در حجاب است، تا هنگامی که دعاکننده بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرستد.(3)
و در حدیث دیگری فرمود:
کسی که حاجتی دارد، با صلوات آغاز کند سپس حاجتش را طلب نماید، آنگاه با صلوات پایان دهد. خداوند بزرگوارتر از آن است که اوّل و آخر آن را مستجاب کند و وسطش را وا نهد، زیرا هرگز صلوات بر محمّد و آل محمّد مردود نمیشود.(4)
شیخ طوسی با سلسله اسنادش از امام باقر و امام صادق علیهالسلام روایت کرده که فرمودند:
اِنَّ اللّهَ عَوَّضَ الْحُسَیْنَ علیهالسلام مِنْ قَتْلِهِ اَنْ جَعَلَ الاِْمامَةَ فی ذُرِّیَّتِهِ، وَ الشِّفاءَ فی تُرْبَتِهِ، وَ اِجابَةَ الدُّعاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ، وَ لا تُعَدُّ اَیّامُ زائِریهِ جائِیا وَ راجِعا مِنْ عُمْرِهِ ؛
خداوند منّان برای امام حسین علیهالسلام در مقابل شهادتش چهار امتیاز داده است:
امامت را در نسل او قرار داده است.
شفا را در تربت او قرار داده است.
استجابت دعا را در کنار قبر او قرار داده است.
روزهای زائرین قبر او به هنگام رفت و برگشت از عمرشان محسوب نمیشود.(1)
1) 1- شیخ طوسی، الأمالی، ص 317، ح 644.
آنچه به عنوان آداب و شرایط استجابت دعا بیان شده، همهاش در مجالس اهلبیت علیهمالسلام به ویژه مجالس حسینی موجود است و اینک اشاره به هر یک از آنها:
در هیچ مجلسی به مقدار مجالس عزای اهلبیت علیهمالسلام تضرّع یافت نمیشود، که تضرّع یکی از مهمترین شرایط استجابت دعا میباشد.
در هیچ مجلسی همانند مجالس سوگواری اهلبیت علیهمالسلام به ویژه سالار شهیدان گریه و زاری انجام نمیپذیرد که از شرایط استجابت دعاست.
در هیچ مجلسی همانند مجالس عزای آل اللّه علیهمالسلام رقّت قلب حاصل نمیشود، که از مهمترین شرایط استجابت دعاست.
در هیچ مجلسی همانند مجالس سوگواری آل محمد به ویژه سیّدالشّهداء علیهالسلام تباکی (یعنی خود را به گریه وادار کردن) حاصل نمیشود.
یکی از مهمترین اجتماعاتی که افراد متدیّن در آن گرد آمده، پس از گریه و زاری به دعای دستهجمعی میپردازند، مجالس اهلبیت پیامبر علیهمالسلام میباشد.
یکی از متداولترین مجالسی که افراد صالح در آن گرد آمده بر دعایِ دعاکننده آمین میگویند، مجالس عزا یا شادی اهلبیت علیهمالسلام میباشد.
یکی از مهمترین گردهماییهایی که در آن دعا برای همگان انجام میشود، مجالس سوگواری و شادی اهلبیت علیهمالسلام است.
یکی از مهمترین اجتماعاتی که در آن حمد و ثنای پروردگار گفته
میشود، مجالس اهلبیت علیهمالسلام است.
یکی از مجالسی که به کثرت در آن بر محمّد و آل محمّد صلوات فرستاده میشود، مجالس عزای ثار اللّه میباشد.
مکانی که حکم حرم امام حسین علیهالسلام را دارد، مجالس عزای خامس آل عبا علیهالسلام میباشد، چنان که علامه شوشتری میفرماید:
مجلس عزای امام حسین علیهالسلام «قبّة الحسین» میباشد، زیرا قبّهی امام حسین علیهالسلام منحصر به بارگاه حسینی نمیباشد، بلکه همهی مجالس عزای امام حسین علیهالسلام در حکم قبّة الحسین است و همان ویژگی اجابت دعا در تحت قبّهی امام حسین، در مجالس عزای امام حسین علیهالسلام نیز موجود است.(1)
با توجّه به نکات دهگانه، که همهی عوامل استجابت دعا در مجالس عزای امام حسین علیهالسلام جمع است، باید از این مجالس حدّاکثر استفاده بشود و در رأس همهی حوائج برای فرج حضرت بقیّة اللّه أرواحنا فداه دعا شود که حاجت همگان و نفع آن به همهی انسانها عاید میباشد.
1) 1- شوشتری، خصائص حسینیّه، ص 246 ؛ اشک روان بر امیر کاروان، ص 256.
زبان قاصر و قلم ناتوان است که بتواند مصیبت غیبت امام عصر علیهالسلام را به تصویر بکشد، از این رهگذر ناچاریم که از زبان معصوم علیهالسلام آن را نقل کنیم:
شیخ صدوق با سلسله اسنادش از سدیر صیرفی نقل میکند که گفت:
من و مفضّل بن عمر و ابوبصیر و ابان بن تغلب به محضر مولایمان امام صادق علیهالسلام شرفیاب شدیم، دیدیم که روی خاک نشسته، جبّهی خیبری طوقدار بیگریبان آستین کوتاهی در بر دارد، همانند مادر داغ فرزنددیده پریشانِ جگرسوخته گریه میکند، آثار غم و اندوه از سراسر وجناتش آشکار است، رنگ چهرهاش دگرگون شده، به پهنای صورت اشک میریزد و میفرماید:
سَیِّدی! غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقادی، وَ ضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهادی، وَ ابَتَزَّتْ مِنّی راحَةَ فُؤادی ...
ای سرور من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده، بسترم را برای من تنگ نموده، آسایش و آرامش را از من سلب کرده ...
سدیر گوید: از شدّت پریشانی امام صادق علیهالسلام ، عقل از سرمان پرید و از شدّت جزع آن حضرت دلهایمان چاک چاک شد ...
عرضه داشتیم: ای فرزند بهترین خلایق! چشمانتان گریان مباد، چه حادثهای اشک دیدگانتان را این گونه سرازیر کرده است؟! چه فاجعهای شما را بر سوگ نشانده است؟!
امام صادق علیهالسلام آهی عمیق از سویدای دل کشید و فرمود:
وای بر شما! من امروز صبح در کتاب جفر نگریستم و آن کتابی است مشتمل بر علم منایا و بلایا و مصائبی که تا روز رستاخیز رخ خواهد داد.
خداوند این کتاب را به پیامبر اکرم و امامان بعد از آن حضرت اختصاص داده است.
تَأَمَّلْتُ مِنْهُ مَوْلَدَ قائِمِنا وَ غَیْبَتَهُ وَ إِبْطاءَهُ و طُولَ عُمْرِهِ وَ بَلْوَی الْمُؤْمِنینَ فی ذلِکَ الزَّمانِ وَ تَوَلُّدَ الشُّکُوکِ فی قُلُوبِهِمْ مِنْ طُولِ غَیْبَتِهِ، وَ ارْتِدادِ أَکْثَرِهِمْ عَنْ دینِهِمْ، وَ خَلْعِهِمْ رِبْقَةَ الاِْسْلامِ مِنْ أَعْناقِهِمْ ...
در آن کتاب میلاد قائم ما، غیبت آن حضرت، به درازا کشیدن دوران غیبت، عمر طولانی آن حضرت، آزمون سخت اهل ایمان در آن زمان، پیدایش شکّ و تردید در دل آنها از طول غیبت، ارتداد بیشتر آنها از دین و دور انداختن رشته اسلام - که همان ولایت ما میباشد - از گردن خود را مطالعه کردم، این رقّت و اندوه بر من مستولی شد.(1)
بسیار جای شگفت است که رئیس مذهب ما از مطالعهی وضع ما آنگونه دچار غم و اندوه میشود و ما به زندگانی معمولی خود ادامه میدهیم، از مصیبت بزرگی که مبتلا شدهایم واز فاجعهی جانکاهی که بر سر ما آمده است بیخبر هستیم!
امام صادق علیهالسلام به سال 148 ق به شهادت رسیده و حضرت ولیّعصر أرواحنا فداه در سال 255 ق متولّد شده است.
1) 1- شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 352.
یعنی امام صادق علیهالسلام بیش از یک قرن پیش از ولادت آن حضرت، این گونه
برای طولانی شدن غیبت آن حضرت اشک میریزد!!
اگر یک قرن دیگر به عقب برگردیم و در فرازی از قنوت مولای متّقیان دقیق شویم، با عمق فاجعه بیشتر آشنا میشویم.
شهید اوّل در کتاب ارزشمند «ذِکری» قنوت امیرمؤمنان علیهالسلام را نقل میکند که در فرازی از آن آمده است:
اَللّهُمَّ إِنّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا، وَ غَیْبَةَ إِمامِنا، وَ قِلَّةَ عَدَدِنا، وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنا، وَ تَظاهُرَ الاْءَعْداءِ عَلَیْنا، وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنا، فَفَرِّجْ ذلِکَ اللّهُمَّ بِعَدْلٍ تُظْهِرُهُ، وَ إِمامِ حَقٍّ نَعْرِفُهُ، إِلهَ الْحَقِّ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ ؛
بارخدایا! ما به تو شکایت میکنیم فقدان پیامبرمان، غیبت اماممان، کمی تعدادمان، کثرت دشمنانمان، همدستی آنان بر علیه ما، و سرازیر شدن فتنهها به سویمان را.
بارخدایا! برای ما از این مصیبت گشایشی عنایت فرما، با عدالتی که آشکار کنی و امام حقّی که او را میشناسیم.
ای خدای حق و ای پروردگار عالمیان، اجابت فرما.(1)
آنگاه شهید اوّل میفرماید:
به من رسیده است که امام صادق علیهالسلام به شیعیان خود امر میفرمود که پس از
1) 1- محدّث نوری، مستدرک وسائل، ج 4، ص 404 و مکیال المکارم، ج 2، ص 31، به نقل از شیهد اوّل در ذکری، ص 184.
کلمات فرج این جملات را در قنوت خود بخوانند.(1)
در این فراز از قنوت مولای متّقیان از غیبت امام زمان علیهالسلام ، بیش از دو قرن
پیش از تولّدشان، به درگاه حضرت احدیّت شکایت شده است، که اهمیّت قضیّه و عمق فاجعه را میرساند.
آنگاه برای فرج آن حضرت دعا شده است.
نکتهی جالب توجّه این که امیرمؤمنان علیهالسلام از فرزند بزرگوارشان: «إمامِنا» تعبیر فرموده است.
نظیر این تعبیر در دعای امام زینالعابدین علیهالسلام نیز آمده است، آنجا که عرضه میدارد:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَصْلِحْ لَنا إِمامَنا ؛
بارخدایا! بر محمّد و آل محمّد درود بفرست و امر امام ما را اصلاح بفرما.(2)
شیخ طوسی دعای روز عرفه امام سجّاد علیهالسلام در صحرای عرفات را نقل کرده است که جملهی فوق در فرازی از آن آمده است.
آنگاه در ادامه برای فرج آن حضرت دعا کرده عرض میکند:
اَللّهُمَّ امْلاَءِ الاْءَرْضَ بِهِ عَدْلاً وَ قِسْطا کَما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا.
وَ امْنُنْ بِهِ عَلی فُقَراءِ الْمُسْلِمینَ وَ أَرامِلِهِمْ وَ مَساکِنِهِمْ.
وَ اجْعَلْنی مِنْ خِیارِ مَوالیهِ وَ شیعَتِهِ، أَشَدَّ لَهُ حُبّا وَ أَطْوَعِهِمْ لَهُ طَوْعا وَ أَنْفَذِهِمْ لاِءَمْرِهِ، وَ أَسْرَعِهِمْ اِلی مَرْضاتِهِ، وَ أَقْبَلِهِمْ لِقَوْلِهِ،
وَ أَقْوَمِهِمْ بَأَمْرِهِ.
وَ ارْزُقْنِی الشَّهادَةَ بَیْنَ یَدَیْهِ، حَتّی أَلْقاکَ وَ أَنْتَ عَنّی راضٍ ؛
بارخدایا! به وسیلهی او زمین را پر از عدل و داد کن، همان گونه که پر
از جور و ستم شده است.
خدایا! بر فقرا، مساکین و بیوهزنانِ مسلمانها با ظهور او منّت بگذار.
خدایا! مرا از بهترین شیعیان و پیروان آن حضرت قرار بده، که بیش از همه به او عشق بورزم، بیش از همه از او اطاعت کنم، بیش از همه در اجرای فرمانش تلاش کنم، بیش از همه برای به دست آوردن خشنودیاش سبقت نمایم، بیش از همه سخنانش را بپذیرم و بیش از همه به انجام فرمانش به پا خیزم.
بارخدایا! به من شهادت در رکاب آن حضرت را روزی فرما، تا هنگامی که به ملاقات تو میرسم، از من راضی و خشنود باشی.(1)
با توجّه به این که امام زینالعابدین علیهالسلام بیش از 160 سال پیش از ولادت امام عصر علیهالسلام ، این جملات را در روز عرفه، در صحرای عرفات، در مقام مناجات با خداوند منّان عرضه داشته است، اهمیّت این جملات معلوم میشود.
امام سجّاد علیهالسلام پس از دعا برای فرج و پر شدن روی زمین با عدل و داد، از خداوند منّان مسألت میکند که با ظهور آن حضرت بر فقرا، مساکین و بیوهزنان منّت بگذارد، آنگاه در مورد خود از خداوند میخواهد که:
1) 1- همان.
او را از بهترین موالیان آن حضرت قرار دهد.
او را از برترین محبّان آن حضرت قرار بدهد.
او را از مطیعترین افراد ؛
از قویترین مجریان اوامر آن حضرت ؛
از پیشتازترین مردم برای کسب خشنودی آن حضرت ؛
از پذیراترین افراد نسبت به سخنان آن حضرت قرار بدهد.
و در پایان از خداوند میخواهد که به آن حضرت توفیق شهادت در رکاب آن بزرگوار را روزی کند تا به این وسیله رضایت حقتعالی در روز رستاخیز را به دست آورد.
در اینجا یک پرسش پیش میآید و آن این که:
آیا حضرت ولیّ عصر أرواحنا فداه از امام سجّاد علیهالسلام بالاتر است، که امام سجّاد علیهالسلام چنین واژگانی را در حقّ آن حضرت به کار میبرد؟!
در پاسخ باید عرض کنیم که ما حقّ ورود در این مسایل را نداریم، جز این که بر اساس روایتی که آن را ابن عیّاش جوهری، متوفّای 401 ق در کتاب «مقتضب الأثر» از طریق امام صادق علیهالسلام از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم روایت کرده، حضرت بقیّة اللّه أرواحنا فداه پس از پنج تن آل عبا، از بقیّهی امامان برتر میباشد و اینک متن حدیث:
وَ اخْتارَ مِنَ الْحُسَیْنِ الاْءَوْصِیاءَ، یُنْفُونَ عَنِ التَّنْزیلِ تَحْریفَ الضّالّینَ، وَ انْتِحالَ الْمُبْطِلینَ، وَ تَأْویلَ الْجاهِلینَ.
تاسِعُهُمْ باطِنُهُمْ، ظاهِرُهُمْ، قائِمُهُمْ، وَ هُوَ أَفْضَلُهُمْ ؛
خداوند از نسل حسین علیهالسلام اوصیا را برگزید که از قرآن تحریف
گمراهان، ادّعای اهل باطل و تأویل افراد جاهل را بزدایند.
نهمین آنها باطن آنها، ظاهر آنها و قائم آنها است، که او برترین آنها میباشد.(1)
این حدیث صریح است که در میان نُه امام از تبار امام حسین علیهالسلام حضرت بقیّة اللّه أرواحنا فداه از همهی آنها برتر میباشد.
تعبیر امام صادق علیهالسلام نیز این معنی را تأیید میکند آنجا که فرمود:
وَ لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیّامَ حَیاتی ؛
اگر من ایّام ظهور آن حضرت را درک میکردم، همهی ایّام عمرم او را خدمت میکردم.(2)
از این رهگذر امام زینالعابدین علیهالسلام از خداوند منّان مسألت میکند که در زمره بهترین دوستان و شیعیان آن حضرت بوده، توفیق شهادت در رکاب آن حضرت نصیبش گردد.
روی این بیان، دوران غیبت آن حضرت، جهان آفرینش بزرگترین مصائب جهان خلقت را تجربه میکند، برای برون رفت از این مصیبت جانکاه، باید در هر لحظه به یاد آن عزیز سفرکرده بوده، برای فرج آن حضرت دعا کنیم، به ویژه در مجالس عزای امام حسین علیهالسلام که همهی اسباب استجابت دعا در آن جمع است.
صاحب مکیال از برخی از صالحان نقل کرده که در عالم رؤیا به محضر
مقدّس حضرت بقیّة اللّه أرواحنا فداه شرفیاب شده، آن حضرت قریب به این مضمون فرمودند:
إِنّی لاَءَدْعُو لِمُؤْمِنٍ یَذْکُرُ مُصیبَةَ جَدِّیَ الشَّهیدَ، ثُمَّ یَدْعُو لی بِتَعْجیل الْفَرَجِ وَ التَّأْییدِ ؛
من دعا میکنم برای هر مؤمنی که مصیبت جدّ شهیدم را یاد کند،
آنگاه برای فرج و تأییدات من دعا کند.(1)
بر این اساس دعا برای فرج در مجالس عزاداری، دعای حضرت بقیّة اللّه را در پی دارد.
امام حسن عسکری علیهالسلام در فرازی از یک حدیث طولانی خطاب به احمد بن اسحاق میفرماید:
وَ اللّهِ لَیَغیبَنَّ غَیْبَةً لا یَنْجُو فیها مِنَ الْهَلَکَةِ، إِلاّ مَنْ ثَبَّتَهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَی الْقَوْلِ بِإِمامَتِهِ، وَ وَفَّقَهُ فیها لِلدُّعاءِ بِتَعْجیلِ فَرَجِهِ؛
به خدا سوگند آن چنان غیبت میکند که در آن، از هلاکت نجات نمییابد جز:
1) 1- احمدآبادی، مکیال المکارم، ج 2، ص 57.
متن کامل این حدیث را همراه با بررسی سندی و محتوایی آن در برخی از آثار خود آوردهایم.(2)
این حدیث صریح است در این که پس از ثبات و پایداری در اعتقاد به امامت حضرت ولیّعصر أرواحنا فداه، تنها راه رهایی از فتن آخرالزّمان در
دوران غیبت آن حضرت، دعا برای تعجیل در امر فرج میباشد، آن نیز منحصرا با توفیق حضرت احدیّت امکانپذیر میباشد.
شیخ صدوق و شیخ طوسی با سلسله اسناد خود از مرحوم کلینی روایت کردهاند که «اسحاق بن یعقوب» یک سلسله پرسشهایی نوشته، توسّط محمّد بن عثمان عمری (دوّمین نایب خاصّ حضرت ولیّعصر) به حضرت تقدیم نموده، پاسخ آنها از ناحیهی مقدّسه صادر شده، در آخرین فراز آن آمده است:
وَ أَکْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ ؛
برای تعجیل در امر فرج فراوان دعا کنید که فرج شما نیز در آن است.(3)
در این توقیع شریف حضرت امر فرموده به کثرت دعا برای تعجیل در امر فرج و لذا بر همگان لازم و واجب است که در هر مناسبتی، بلکه در هر لحظهای
به یاد آن حضرت بوده، برای تعجیل در امر فرج آن حضرت دعا کنند.
پیشوایان معصوم در هر فرصتی برای فرج حضرت مهدی علیهالسلام دعا میکردند، به عنوان یک نمونه:
سید ابن طاووس از حمّاد بن عثمان روایت کرده که شب 21 ماه رمضان را در محضر امام صادق علیهالسلام به عبادت پرداخته، پس از نماز صبح، از امام صادق علیهالسلام روایت کرده که در حال سجده عرضه میداشت:
وَ أَنْ تَأْذَنَ بِفَرَجِ مَنْ بِفَرَجِهِ فَرَجُ أَوْلِیاءِکَ وَ أَصْفِیاءِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَ بِهِ تُبیدُ الظّالِمینَ وَ تُهْلِکُهُمْ، عَجِّلْ ذلِکَ یا رَبَّ
الْعالَمینَ ؛
بارخدایا! از تو میخواهم اجازه بدهی به فرج کسی که فرج اولیاء و برگزیدگانت از مخلوقاتت به فرج او بستگی دارد و به وسیلهی او ستمگران را نیست و نابود میکنی. پس در آن تعجیل فرما، ای پروردگار عالمیان.(1)
پس از اتمام سجده، حمّاد پرسید: مگر آن شخص خود شما نیستید؟ فرمود:
لا، ذاکَ قائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ علیهمالسلام ؛
نه، او قائم آل محمّد علیهمالسلام میباشد.(2)
در مورد دعای فرج «أللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ» مرحوم کلینی روایت کرده که آن را در شب 23 رمضان و در طول ماه و در همهی عمر، در هر لحظهای که میسّر
شود، در حال ایستاده، نشسته، در حال سجده و در هر حال تکرار کن.(1)
ما نیز باید به پیروی از پیشوایان معصوم، در طول سال، در هر فرصتی و در هر حال برای تعجیل در امر فرج دعا کنیم، که فرج ما نیز به آن بستگی دارد.
واجبات در شرع مقدّس اسلام بر دو نوع میباشند:
واجب عینی
واجب کفایی
واجب عینی به واجباتی گفته میشود که برای فرد فرد مسلمانان واجب
است، مانند: نماز، روزه، خمس، زکات و غیره.
واجب کفایی به واجباتی گفته میشود که اگر عدّهای آن را انجام بدهند، از دیگران ساقط میشود، مانند غسل و کفن و دفن میّت، که بر همگان واجب است، ولی هنگامی که گروهی آن را انجام دادند از دیگران ساقط میشود.
دعا برای فرج برای فرد فرد امّت واجب است و باید هر کسی آن را انجام دهد، اگر عدّهای آن را انجام دادند، از دیگران ساقط نمیشود.
مرحوم آیة اللّه میرزا محمدباقر فقیه ایمانی متوفّای 1370 ق میفرماید:
شبی از شبها، امام همام، مولای انام، بدر تمام، حجّت خدا بر همهی مردمان، حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام را در عالم رؤیا دیدم، چیزی به این مضمون به من فرمود:
1) 3- کلینی، الکافی، ج 4، ص 162.
بر فراز منبرها مردم را وادار به توبه کنید، به آنها فرمان دهید که برای فرج حضرت حجّت علیهالسلام دعا کنند و تعجیل در فرج و ظهور آن حضرت را از خداوند بخواهند.
دعا برای فرج مانند نماز میّت نیست که واجب کفایی باشد و با انجام دادن یک عدّه از دیگران ساقط شود. بلکه همانند نمازهای یومیّه است که بر هر فردی از افراد مکلّفین واجب است، که آن را انجام دهند.(1)
در روایات فراوان از پیشوایان معصوم علیهمالسلام آمده است که دعا میتواند
مقدّرات الهی را پس از آن که مقدّر شده و استوار گشته است برگرداند.(2)
ولی امر فرج براساس روایات، محکم و استوار نشده و به راحتی قابل تغییر میباشد.
در حدیث مفصّلی از امام صادق علیهالسلام آمده است که مقدّر بود بنیاسرائیل به مدّت 400 سال در صحرای تیه سرگردان بمانند، پس از سپری شدن 130 سال به خود آمدند، به مدّت چهل روز تضرّع نمودند و خداوند منّان 270 سال باقیمانده را بر آنها بخشید.
امام صادق علیهالسلام پس از بیان این داستان فرمود:
هکَذا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ لَفَرَّجَ اللّهُ عَنّا، فَأَمّا إِذا لَمْ تَکُونُوا، فَإِنَّ الاْءَمْرَ
یَنْتَهی إِلی مُنْتَهاهُ ؛
شما نیز اگر چنین کنید (برای تعجیل در امر فرج دعا و تضرّع کنید) خداوند فرج ما را میرساند، ولی اگر این گونه نباشید، امر فرج تا آخرین وقت تعیین شدهاش به تأخیر میافتد.(1)
اگر مردم احساس اضطرار نموده، به صورت دستهجمعی برای فرج دعا کنند، وقت ظهور جلو خواهد افتاد.(2)
نقاط مشترک فراوانی بین امام حسین و امام زمان علیهماالسلام وجود دارد که هر یک از آنها ایجاب میکند که در مجالس عزای امام حسین علیهالسلام ، به یاد امام زمان علیهالسلام
باشیم که به شماری از آنها اشاره میکنیم:
فَمَنْ نَصَرَهُ فَقَدْ نَصَرَنی وَ نَصَرَ وَلَدَهُ الْحُجَّةَ ؛
هر کس او را یاری دهد، مرا یاری داده و فرزندش حضرت حجّت علیهالسلام را یاری داده است.(3)
وفاداری نمودند، آنگاه امام حسین علیهالسلام خطبهی مفصّلی ایراد کردند و در فرازی از آن فرمودند:
أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ، فَوَاللّهِ إِنَّما نَمْکُثُ ما شاءَ اللّهُ، بَعْدَ ما یَجْری عَلَیْنا، ثُمَّ یُخْرِجُنَا اللّهُ وَ إِیّاکُمْ حَتّی یَظْهَرَ قائِمُنا، فَیَنْتَقِمَ مِنَ الظّالِمینَ.
وَ أَنَا وَ أَنْتُمْ نُشاهِدُهُمْ فِی السَّلاسِلِ وَ الاْءَغْلالِ وَ أَنْواعِ الْعَذابِ؛
با بهشت برین بر شما بشارت باد.
پس از هنگامهی شهادت که بر ما رخ میدهد، تا خدا بخواهد درنگ میکنیم، آنگاه به هنگام ظهور قائم ما، خداوند ما را بیرون میآورد و از ستمگران انتقام میگیرد.
من و شما آنان را مشاهده میکنیم که به بند کشیده شده، با انواع زنجیرها و شکنجهها از آنها انتقام گرفته میشوند.
اصحاب پرسیدند: قائم شما کیست؟
امام حسین علیهالسلام به امام باقر علیهالسلام که در مجلس حضور داشت، اشاره کرده فرمود:
او هفتمین فرزند این پسرم محمّد بن علیّ الباقر میباشد.
او حجّت بن الحسن، بن علی، بن محمّد، بن علی، بن موسی، بن جعفر، بن محمّد، پسر فرزندم علی - امام سجّاد - میباشد.
او مدّتی بس دراز غیبت میکند، سپس ظاهر شده جهان را پر از عدل
و داد میکند، همان گونه که پر از جور و ستم شده است.(1)
امام حسین علیهالسلام خطبهی شب عاشورای خود را به یاد فرزند برومندش امام زمان علیهالسلام اختصاص داد و به ما آموخت که مجالس عزای آن حضرت را به نام نامی و یاد گرامی آن منتقم خون امام حسین علیهالسلام اختصاص دهیم.
با این «قائم» انتقام او را خواهم گرفت.(2)
مِنّا مَهْدِیُ هذِهِ الاُْمَّةِ ؛
مهدی امّت از ماست.(3)
اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و تقدیرات الهی مرا از یاری تو باز داشت، نبودم که با دشمنانت بجنگم، اینک هر صبح و شام برایت نوحهسرایی میکنم و
به جای اشک از دیدگانم خون میفشانم.(1)
اینک بر منتظران ظهور است که در هر صبح و شام با امام زمانشان همناله شده، برای مظلوم تاریخ اشک ریخته، برای فرج منتقم خون مظلومان دعا کنند.
« وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوما فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطانا » ؛
کسی که به ستم کشته شود، برای ولیّ او سیطره قرار دادیم.(2)
امام باقر علیهالسلام در تفسیر این آیه فرمود:
منظور از مقتول «امام حسین علیهالسلام » و منظور از ولیِّ دَمِ او «قائم علیهالسلام » است.(3)
امام رضا علیهالسلام در همین رابطه فرمود:
در حقّ امام حسین و امام مهدی علیهماالسلام نازل شده است.(4)
« وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فی عَقِبِهِ » ؛
آن را کلمهی پایدار در نسل او قرار داد(5)
فرمود:
خداوند امامت را در صلب امام حسین علیهالسلام قرار داد، که نُه تن از آنها از
صلب او خارج شوند که از آنهاست مهدیِّ این امّت.(1)
روز عاشورا که روز شهادت جانگداز سالار شهیدان است، روز آغاز انقلاب جهانی منتقم خون امام حسین علیهالسلام میباشد.(2)
چهار هزار فرشته که روز عاشورا به یاری امام حسین علیهالسلام نازل شدند و بعد از شهادت امام حسین علیهالسلام به سرزمین کربلا رسیدند، با چهرههای غبارآلود و موهای پریشان در کنار قبر آن حضرت مقیم هستند، تا به هنگام ظهور از یاران قائم علیهالسلام باشند و شعارشان:
یا لَثاراتِ الْحُسَیْنِ ؛ «ای خونخواهان امام حسین» میباشد.(3)
شب نیمهی شعبان که شب میلاد مسعود کعبهی مقصود و قبلهی موعود است، شب زیارتی مخصوص امام حسین علیهالسلام میباشد و افضل اعمال در آن شب، زیارت سالار شهیدان میباشد.(4)
شب قدر که شب نزول فرشتهها به محضر حجّت خداست، شب زیارت امام حسین علیهالسلام میباشد.(5)
روز جمعه که متعلّق به امام زمان است و ظهور موفور السّرور آن حضرت در آن انتظار میرود(6)روز زیارتی امام حسین علیهالسلام است و براساس
روایتی هفتادهزار فرشته در شب جمعه و روز جمعه به زیارت آن حضرت شرفیاب میشوند.(1)
امام حسین علیهالسلام «ثار اللّه» و امام زمان علیهالسلام «الآخذ بالثّار» میباشد.
امام حسین علیهالسلام «الوتر الموتور» و امام زمان علیهالسلام «الموتور بأبیه» میباشد.
در دعای ندبه که در پگاه جمعه، دلباختگان حضرت بقیّة اللّه با سرور و مولای خود راز دل گویند، به دنبال: «أین الحسن و أین الحسین» با نغمههای: «أین الطّالب بدم المقتول بکربلاء» بر دلهای پریشان خود مرهم میگذارند و از آلام روحی خود میکاهند.
در روز عاشورا شیعیان عزادار وقتی به یکدیگر میرسند، به شیوهای که از امام باقر علیهالسلام آموختهاند، یکدیگر را اینگونه تسلیت میگویند:
أَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَکُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَیْنِ علیهالسلام ، وَ جَعَلَنا وَ اِیّاکُمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ علیهمالسلام ؛
خداوند پاداش شما را در مصیبت امام حسین علیهالسلام افزون کند، ما و شما را از خونخواهان آن حضرت در محضر حضرت مهدی آل محمّد علیهمالسلام قرار دهد.(2)
فَأَسْأَلُ اللّهَ الَّذی أَکْرَمَ مَقامَکَ وَ أَکْرَمَنی - بِکَ - أَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ
ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صلیاللهعلیهوآله ؛
از خداوندی که ترا گرامی داشته و مرا به وسیلهی تو گرامی داشته، مسألت میکنم که به من روزی کند که در محضر امامِ نصرتیافته از اهلبیت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم خون ترا طلب نمایم.(1)
وَ أَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکُمْ، مَعَ اِمامٍ مَهْدِیٍّ ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْکُمْ ؛
خونخواهی شما را در رکاب امام مهدی، در زمان ظهور ناطق به حق از شما، مرا روزی کند.(2)
أللّهُمَّ، رَبَّ الْحُسَیْنِ، اِشْفِ صَدْرَ الْحُسَیْنِ، وَ اطْلُبْ بِثارِهِ.
أللّهُمَّ، انْتَقِمْ مِمَّنْ قَتَلَهُ وَ أَعانَ عَلَیْهِ ؛
بارخدایا! ای پروردگار حسین! سینهی حسین را شفا بده و خون او را طلب فرما.
بارخدایا! از قاتلان حسین و اعوان آنها انتقام بگیر.(3)
و مستحب خوانده شود.(1)
این سوره با گلواژه « وَالْفَجْر » آغاز شده، که سوگند به سپیدهدم ظهور منتقم خون حسینی است.(2)
این موارد و دهها نقطهی مشترک دیگر بین امام حسین و امام زمان علیهماالسلام ایجاب میکند که در مجالس عزاداری سالار شهیدان، به یاد منتقم خون آن حضرت بوده، برای تعجیل در امر فرج آن حضرت دعا کنیم.
در 208 حدیث تصریح شده که حضرت مهدی علیهالسلام از تبار امام حسین علیهالسلام میباشد.(3)
در 160 حدیث تصریح شده که حضرت مهدی علیهالسلام نهمین فرزند امام حسین علیهالسلام است.(4)
معرّفی امام زمان علیهالسلام به عنوان نهمین فرزند امام حسین علیهالسلام حکایت از یک سلسله نقاط مشترک و روابط تنگاتنگ میکند، که ایجاب میکند در همهی مجالس حسینی به یاد منتقم آن حضرت باشیم و برای تعجیل در امر فرج آن حضرت دست به دعا برداریم.
در پایان این مقال به چند نکته اشاره میکنیم:
صدیق ارجمند، خطیب توانمند، مرحوم حاج سید باقر محمّدینسب، عاشق شیفته و محبّ دلباختهی خاندان عصمت و طهارت نقل میکرد که شبی در عالم رؤیا دیدم که مجلس باشکوهی در محضر پیامبر اکرم برگزار میباشد، خطیبان به منبر رفته، سخنرانی میکنند و حضرت حمزه سیدالشهداء نمره میدهد.
امر فرمودند، منبر رفتم و منبر بسیار خوبی ارایه دادم، چون پایین آمدم، حضرت حمزه به من 14 داد، به محضر نبی مکرّم مشرّف شدم و عرض کردم: نمره منبر من حدّاقلّ 18 بود. فرمود: از عمویم بپرس.
به خدمت جناب حمزه رفتم و عرض کردم که نمره منبر من حدّاقلّ 18 بود، فرمود: نمرههای ما براساس ملاک میباشد، ملاکِ ما در نمره دادن این است که از یک سخنرانی هر مقدارش مربوط به حضرت بقیّة اللّه باشد، به آن مقدار نمره میدهیم.
امیدواریم خطبا، شعرا، مدّاحان و دیگر افرادی که به نوعی در مدیریّت مجالس عزاداری سهیم هستند، به این نکته توجّه کنند و قسمت اعظم سخنان خود را پیرامون حضرت بقیّة اللّه، به ویژه دعای برای فرج آن حضرت قرار
بدهند.
بدون تردید هیچ عملی بدون اخلاص در درگاه احدیّت پذیرفته نمیشود، از این رهگذر سخنرانان، مدیحهسرایان و برپاکنندگان مجالس حسینی، سعی کنند که نیّت خود را خالص کنند و از هر گونه ریا و خودنمایی پرهیز نمایند.
مرحوم آیة اللّه بروجردی این حدیث را همواره بر زبان جاری میکردند که:
أَخْلِصِ الْعَمَلَ، فَإِنَّ النّاقِدَ بَصیرٌ ؛
عمل را خالص بگردان، که ارزیاب کاملاً آگاه است.(1)
مرحوم حاج آقا قدرت لطیفی نسب، رئیس فقید هیأت امنای مسجد مقدّس جمکران نقل میکرد که در تهران واعظی بود به نام: «نظام رشتی» که منبر بسیار جالبی داشت، به هنگام توسّل شور و شعف عجیبی ایجاد میکرد.
از او پرسیدم که این شور و حال را چگونه به دست آوردی؟
گفت: با کاروانی به زیارت عتبات عالیات رفتم، به هنگام بازگشت پولی برای سوغاتی نداشتم و نمیخواستم از کسی قرض کنم. به حرم رفتم و در کنار ضریح به حضرت عرض کردم: مولا جان! من نوکر شما هستم، ارباب و نوکری گفتهاند. نوکر هر وقت گرفتار شود، به ارباب مراجعه میکند.
شب در عالم رؤیا دیدم که حبیب بن مظاهر با جمعی از شهداء در محضر مقدّس امام حسین علیهالسلام نشستهاند و من در پشت سر حبیب قرار داشتم.
امام حسین علیهالسلام به من فرمود:
1) 1- مجلسی، بحارالانوار، ج 13، ص 432.
نظام چه گفتی؟
من عرض خود را تکرار کردم.
فرمود: بلندتر بگو، همه بشنوند.
سپس فرمودند:
تو کی نوکر ما بودی؟! تو نوکر پول هستی، فلانی 5 ریال به تو میدهد، برایش روضهی مفصّل میخوانی، ولی بیبی مریم یک ریال به تو میدهد، آخر شب میروی، جلسهاش را سرسری برگزار میکنی!
سپس فرمود: حالا که خود را به ما منتسب کردی، حبیب برایش حوالهای بنویس.
از خواب بیدار شدم و دیدم که نامه در دستم هست. حوالهای بود به آدرس پشت خیمهگاه.
صبح رفتم به پشت خیمهگاه، سیّدی بود که در کسوت روحانی نبود، ولی عمامه بر سر داشت، به استقبالم آمد و گفت: حوالهات را بده.
حواله را گرفت و بر دیدگانش نهاد و مرا با خودش به داخل منزل برد.
مقداری انگور آورد، خوردم، دو کیسه پول آورد و گفت: یکی از کیسهها حوالهی امام حسین علیهالسلام است، کیسهی دیگر را به خاطر این که مورد عنایت امام حسین علیهالسلام قرار گرفتهای، از خودم افزودم.
در هر کیسه 50 دینار بود.
پولها را گرفتم و به مسافرخانه آمدم، یک مرتبه گفتم: چرا من فقط پول خواستم؟ به آن محل برگشتم و هر چه جستجو کردم، آن منزل را پیدا نکردم.
از آن روز هر وقت منبر میروم به پول توجّه نمیکنم، حتّی پولی را که به من
میدهند نمیشمارم.(1)
این داستان عنایت ویژه امام حسین علیهالسلام را به ذاکرین نشان میدهد، ولی هشدار نیز میباشد بر ذاکران و مادحان، که قدر خود را بدانند و بر اخلاص خود بیفزایند و دچار ریا و ثروتاندوزی نشوند.
برخی از شاعران اهل ولا ملتزم هستند که حتما منبع و مستند مطالب را به دست آورده، سپس شعر بسرایند. یکی از این افراد مرحوم سعدی زمان بود که دیوانهای فراوان، چون: «چهارده معصوم» و «لمعات حسینی» از خود به یادگار نهاده است.
ایشان پیش از آن که در یک موضوع شعر بسراید، منبع و مستند حدیثی آن را به دست میآورد، سپس شعر میسرود.
یکی از سادات محترم مراغه، روضهخوانی را در شب وفاتش در عالم رؤیا میبیند که به شدّت ناراحت است، از علّت ناراحتیاش میپرسد، میگوید: به جهت نقل اخبار و احادیث ضعیفی است که در شأن امام حسین علیهالسلام نبود و من خواندهام.
آن سیّد با مشاهده وضع آن روضهخوان مریض میشود و بیماریاش چندین سال ادامه مییابد.(2)
شخصی به مرحوم آیة اللّه حاج میرزا محمدعلی کرمانشاهی (1144 - 1216
ق) فرزند وحید بهبهانی، میگوید: در عالم رؤیا دیدم که گوشت بدن نازنین امام حسین علیهالسلام را پاره پاره میکنم!!
ایشان فرمود: آیا شما روضهخوان هستی؟ گفت: آری.
فرمود: این نتیجهی روضههای دروغ است، یا باید روضهخوانی را ترک کنی، یا روایات صحیح بخوانی.(1)
یا ربّ الحسین! اشف صدر الحسین بظهور الحجّة ؛
یا ربّ الحجّة! اشف صدر الحجّة بظهور الحجّة ؛
یا ربّ المؤمنین! اشف صدور المؤمنین بظهور الحجّة.
1) 1- بصیری، کرامات و حکایات پندآموز، ص 48.