ghaemiyeh.com
سرشناسه : غیاثی کرمانی، سیدمحمدرضا، ۱۳۳۸ -
عنوان و نام پدیدآور : حکومت مهدی علیهالسلام و آخرالزمان از دیدگاه معصومین علیهالسلام / محمدرضا غیاثی کرمانی.
مشخصات نشر : قم: انتشارات کریمه اهل بیت علیهاالسلام، ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری : ۱۳۴ ص.؛ ۱۱× ۲۰ سم.
شابک : ۶۰۰۰ ریال : 964-8777-09-8
یادداشت : چاپ قبلی: نورگستر، ۱۳۸۰.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- احادیث
موضوع : آخر الزمان (اسلام)-- احادیث
موضوع : مهدویت-- احادیث
موضوع : چهارده معصوم -- دیدگاه درباره مهدویت
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/غ۹ح۸ ۱۳۸۴
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : ۲۰۹۱۰۱۷
حکومت مهدی علیه السلام و آخرالزمان
از دیدگاه معصومان
سید محمد رضا غیاثی کرمانی
حکومت امام مهدی(عج) و آخرالزمان
مؤلف: سید محمد رضا غیاثی کرمانی
ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)
طرح جلد و صفحه آرا: عباس فریدی
نوبت چاپ: نهم/بهار 1393
شابک: 978-964-7428-82-8
شمارگان: دو هزار نسخه
قیمت: 2500 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
قم: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) / خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ پ: 26/ همراه: 09109678911/ تلفن: 37749565 و 37737801(داخلی117و116)/37841130 (فروش)/ 37841131 (مدیریت)/ فاکس:37737160 و 37744273
تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)/ تلفن: 88959049/ فاکس: 88981389/ ص.پ:355-15655
www.mahdi313.com
www.mahdaviat.ir
info@mahdaviat.ir
Entesharatbonyad@chmail.ir
کد فایل: 09140
فهرست مطالب
پیشگفتار7
نمونههایی کوتاه از نویدهای جاوید10
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نوید ظهور10
امام صادق علیه السلام و نوید ظهور10
ابن عربی و نوید ظهور10
انجیل و نوید ظهور11
تورات و نوید ظهور11
زبور و نوید ظهور12
زردشت و نوید ظهور12
فصل اول:
معصومین علیهم السلام و سیمای پرفروغ مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
چکیدۀ فصل اول14
معصومین و سیمای پرفروغ مهدی15
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نشانههای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 15
امام علی علیه السلام و نشانههای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 16
امام حسین علیه السلام و نشانههای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 17
امام باقر علیه السلام و نشانههای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 18
امام صادق علیه السلام و نشانههای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 18
امام رضا علیه السلام و نشانههای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 19
فصل دوم:
معصومین علیهم السلام و انتظار ظهور
چکیدۀ فصل دوم24
معصومین علیه السلام و انتظار ظهور24
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و انتظار ظهور24
امام علی علیه السلام و انتظار ظهور25
امام حسین علیه السلام و انتظار ظهور25
امام سجاد علیه السلام و انتظار ظهور26
امام باقر علیه السلام و انتظار ظهور26
امام صادق علیه السلام و انتظار ظهور27
امام کاظم علیه السلام و انتظار ظهور29
امام رضا علیه السلام و انتظار ظهور29
امام جواد علیه السلام و انتظار ظهور30
فصل سوم:
معصومین علیهم السلام و بشارت ظهور
چکیدۀ فصل سوم32
معصومین علیه السلام و بشارت ظهور34
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و بشارت ظهور34
امام علی علیه السلام و بشارت ظهور35
امام حسین علیه السلام و بشارت ظهور37
امام سجاد علیه السلام و بشارت ظهور38
امام باقر علیه السلام و بشارت ظهور38
امام صادق علیه السلام و بشارت ظهور39
امام رضا علیه السلام و بشارت ظهور41
امام هادی علیه السلام و بشارت ظهور41
امام حسن عسکری علیه السلام و بشارت ظهور43
فصل چهارم:
معصومین علیهم السلام و حوادث هنگام ظهور
چکیدۀ فصل چهارم46
معصومین و حوادث هنگام ظهور48
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حوادث هنگام ظهور48
امام علی علیه السلام و حوادث هنگام ظهور51
امام باقر علیه السلام و حوادث هنگام ظهور54
امام صادق علیه السلام و حوادث هنگام ظهور61
امام کاظم علیه السلام و حوادث هنگام ظهور68
امام رضا علیه السلام و حوادث هنگام ظهور68
حضرت مهدی علیه السلام و حوادث هنگام ظهور69
فصل پنجم:
معصومین علیهم السلام و نشانههای ظهور
چکیدۀ فصل پنجم74
تفاوت بین شرایط ظهور و نشانههای ظهور77
معصومین علیه السلام و نشانههای ظهور79
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نشانههای ظهور79
حضرت علی علیه السلام و نشانههای ظهور83
امام حسین علیه السلام و نشانههای ظهور86
امام سجاد علیه السلام و نشانههای ظهور86
امام باقر علیه السلام و نشانههای ظهور87
حضرت صادق علیه السلام و نشانههای ظهور88
امام کاظم علیه السلام و نشانههای ظهور92
امام رضا علیه السلام و نشانههای ظهور92
حضرت مهدی علیه السلام و نشانههای ظهور93
فصل ششم:
معصومین علیهم السلام و روزگار قبل از ظهور
چکیدۀ فصل ششم96
معصومین و روزگار قبل از ظهور98
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و روزگار قبل از ظهور98
امام علی علیه السلام و روزگار قبل از ظهور102
امام باقر علیه السلام و روزگار قبل از ظهور106
امام صادق علیه السلام و روزگار قبل از ظهور107
امام رضا علیه السلام و روزگار قبل از ظهور111
فصل هفتم:
معصومین علیهم السلام و دورنمای عصر ظهور
چکیدۀ فصل هفتم114
معصومین و دورنمای عصر ظهور116
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دورنمای عصر ظهور116
امام علی علیه السلام و دورنمای عصر ظهور118
امام مجتبی علیه السلام و دورنمای عصر ظهور119
امام سجاد علیه السلام و دورنمای عصر ظهور120
امام باقر علیه السلام و دورنمای عصر ظهور120
امام رضا علیه السلام و دورنمای عصر ظهور128
امام عسکری علیه السلام و دورنمای عصر ظهور129
پایان عمر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف 130
میآید از دور مردی سواره
بر مرکب عشق چون ماهپاره
و الشمس رویش و اللیل مویش
گلها همه مست از رنگ و بویش
عمامه بر سر مثل پیمبر
در بازوانش نیروی حیدر
از پای تا سر در شور و شین است
برق نگاهش مثل حسین است
میآید از دور خوشبوتر از یاس
در چشم و ابرو مانند عباس
القصه این مرد امّید دلهاست
خوشبوتر از یاس فرزند زهراست
منجی بزرگ عالم بشریت که اکنون خورشید وجودش در پشت ابر غیبت نهان است، قطعاً روزی به فرمان خداوند خواهد آمد و جهان را به دست توانمند خویش پر از عدل و داد خواهد کرد و حکومت جهانی خویش را بر محور عدل تشکیل داده و صحنۀ گیتی را از لوث وجود ستمگران پاک خواهد کرد.
او موعود همه ادیان آسمانی و محبوب همۀ انبیاء و اولیاء بوده و هست که ظهور موفورالسرورش را بشارت داده و چشم انتظار قدومش میباشند و به قول فرید الدین عطار نیشابوری:
صد هزاران اولیاء روبر زمین
از خدا خواهند مهدی را یقین
مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یگانه شخصیتی است که وقایعنگاران معصوم در طول 250 سال قبل
از میلاد مسعودش، زندگی او را با خصوصیات زمانی و مکانی به طور روشن و قاطع به صورت اخبار بیان نمودهاند و دانشمندان و محققان در طول بیش از 14 قرن با بررسی این آثار که از مصادر عصمت صادر گردیده است، کتابها و مقالات فراوانی نوشته و تحقیقات شایستهای انجام دادهاند، و هر کدام به گونهای ارادت خود را به قطب عالم امکان ابراز نمودهاند.
صدها کتاب ـ که بزرگان تشیع و تسنن و حتی محققان غیر مسلمان ـ در این زمینه نوشتهاند نشانهای گویا بر دلدادگی همۀ آزادیخواهان نسبت به آن پیشوای بزرگ عدالت و رحمت است.
کتاب حاضر ترجمه برخی از روایاتی است که در ارتباط با آخرالزمان و حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از معصومین علیه السلام رسیده و در7 بخش تنظیم شده است:
معصومین علیه السلام و سیمای پرفروغ مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
معصومین علیه السلام و انتظار ظهور
معصومین علیه السلام و بشارت ظهور
معصومین علیه السلام و حوادث هنگام ظهور
معصومین علیه السلام و علامتهای ظهور
معصومین علیه السلام و روزگار قبل از ظهور
معصومین علیه السلام و دورنمای عصر ظهور
امید است که مقبول حضرت حق و منظور نظر آن بزرگوار قرار گیرد.
امید آن که حکومت اسلامی ایران که با خلوص بینظیر پیشوای راحل، تحقق یافت و اکنون با رهبریهای بیبدیل پرچمدار بزرگ انقلاب با قدرت و سطوت سنگرهای کلیدی جهان را فتح میکند زمینه و مقدمهای برای انقلاب جهانی آن حضرت باشد.
قم
سید محمد رضا غیاثی کرمانی
بهار 1389
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نوید ظهور
امام صادق علیه السلام و نوید ظهور
ابن عربی و نوید ظهور
انجیل و نوید ظهور
تورات و نوید ظهور
زبور و نوید ظهور
زردشت و نوید ظهور
قائم فقط در سالهای فرد مثل 1 و 3 و 5 و 7 ظهور میکند.(1)
او از نسل من و از تبار یزدگرد فرزند شهریار (پادشاه) ایران است.(2)
او از عترت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و از نسل فاطمه
است. جدش امام حسین علیه السلام و پدرش امام حسن عسکری علیه السلام است.(1)
کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را بر افروخته کرده و مانند کسانی باشید که انتظار مولای خود را میکشند… تا هر وقت که آمد و در را کوبید فوراً در را باز کنید… زیرا در ساعتی میآید که شما گمان آن را ندارید.(2)
مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود… گرگ با بره هم مسکن خواهد شد و پلنگ با بزغاله خواهد آرمید و گوساله و شیر پروار شده در کنار هم خواهند بود و طفل کوچک آنها را خواهد راند.(3)
… اما، منتظران خداوند وارث زمین خواهند شد… و اما بردباران وارث زمین خواهند شد… و ارث آنان خواهد بود برای همیشه در طول روزگار.(1)
نجات دهندۀ بزرگ دین را در جهان رونق دهد و فقر و تنگدستی را نابود کند… مردم جهان را همفکر و هماهنگ گرداند.(2)
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نشانههای مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
امام علی علیه السلام و نشانههای مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
امام حسین علیه السلام و نشانههای مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
امام باقر علیه السلام و نشانههای مهدی علیه السلام
امام رضا علیه السلام و نشانههای مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
رنگ چهره و قامت زیبای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
پیشانی و بینی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
لباس و عبای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
محاسن و خال صورت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
سن وسال حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در هنگام ظهور؛
هیبت و شکوه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
دندانها و شانههای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
مو و نور صورت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
9.ابروها و چشمهای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به یونس علیه السلام ؛
سینۀ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
غذای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
قیافه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و شباهت به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و موسی بن عمران علیه السلام ؛
علم و حکمت و تقوا و سخاوت و عبادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
سایه نداشتن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
رایحۀ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف .
مهدی از فرزندان من است. چهرهاش مثل ماه درخشان و رنگش عربی و قامتش چون قامت مردان بنی اسرائیل است.(1)
گویا مردی از شنوئه است که دو عبا از قطوان بر دوش اوست.(2)
مهدی از من است. پیشانی او باز و گشاده و بینی او کشیده است.(3)
چشمان او سرمه کشیده، محاسن او پرپشت و در سمت چپ صورت او یک خال است.(4)
1) «اَلمَهْدی مِن وُلْدی وَجهُهُ کَالْقَمَرِ الدُّرِّی اَللَّونُ لَونٌ عَرَبِی و الجِسمُ جِسمٌ اِسرائیلی» (ینابیع المودة، ج 3، ص 90)
2) «کَاَنَّهُ رَجُلٌ مِن شَنُوَءةٍ عَلَیهِ عَبائِتانِ قِطوانِیتانِ» (ینابیع المودة، ج 3، ص 90) . شنوئه منطقهای در یمن است که مردم آن بسیار زیبا هستند و قطوان نیز منطقهای در کوفه میباشد.
3) «اَلمِهدی مِنّی، اَجلَی الجَبْهَةِ، اَفنَی الاَنف» (بحارالانوار، ج 51، ص 80) .
4) «اَکمَلُ العَینَینِ. کَثُّ اللِّحْیةِ. عَلی خَدِّهِ الاَیمَنِ خالٌ» (کشف الغمه، ج 3، ص 260) .
صورتش مثل دینار و دندانهایش مثل شانه و شمشیرش مثل شعلۀ آتش است.(1)
مهدی از فرزندان من و مانند مردی چهل ساله است. چهرهاش مانند ستاره میدرخشد، در سمت راست صورتش خال سیاهی است. دو عبای قطوانی بر دوش دارد. هیبت او مانند شخصی از بنی اسرائیل است. گنجها را از زمین بیرون میآورد و بلاد شرک را فتح میکند.(2)
… اندامی متناسب، دندانهایی شفاف و شانههایی پهن دارد.(3)
مهدی چشمهای مشکی و موهایی پرپشت
1) «وَجهُهُ کَالدّینارِ، اَسنانُهُ کَالمِنشارِ، وَ سَیفُهُ کَحَریقِ النّارِ» (بحارالانوار، ج 51، ص 77) .
2) «اَلمَهدِی مِن وُلْدی اَربَعینَ سَنَة، کَأنَّ وَجهُهُ کَوکَبٌ دُرِّی، فی خَدِّهِ الاَیمَنِ خالٌ اَسوَدُ، عَلَیهِ عَبائَتانِ قِطوانِیتانِ. کَاَنَّهُ مِن رِجالِ بَنی اِسرائیلَ یستَخرِجُ الکُنُوزَ وَ یفتَحُ مَدائِنَ الشِّرکِ» (اثباة الهداة، ج7، ص 158؛ المجالس السنیة، ج5، صص 702 و 703) .
3) «اَزیلُ الفَخُذَینِ بَرّاقُ الثَّنایا، عَریضٌ بَینَ المِنْکَبَینِ» (بحارالانوار، ج 51، ص 131).
و چهرهای مثل ماه درخشان و پیشانی باز و تابان و یک خال و یک نشان دارد…(1)
چهرهاش زیبا، مویش جالب و بر شانههایش ریخته و نور صورتش بر سیاهی محاسنش غلبه دارد.(2)
… او مهدی است، چهرهاش گلگون و موهایش طلایی است. جهان را به آسانی پر از عدل میکند…(3)
مهدی را باوقار و سکینه و شناخت حلال و حرام و نیاز همه به او و بینیازی او از همه میشناسید.(4)
1) «اَلمَهدی اَقبَلٌ اَجعَدٌ هُوَ صاحِبُ الوَجهِ الاَقمَرِ وَ الجَبینِِ الاَزهَرِ. صاحِبُ الشّامَّةِ و وَالعَلامَة … » (بحارالانوار، ج 52، ص 51).
2) «حَسَنُ الوَجهِ، حَسَنُ الشَّعرِ، یسیلُ شَعرُهُ عَلی مِنکَبَیهِ وَ نوُرُ وَجهِهِ یعلوُ سِوادَ لحِیتِهِ» (بحارالانوار، ج 51، ص 36).
3) «وَ هُوَ المَهدی، اَحمَرُ الوَجهِ، بِشَعرِهِ صَهُوبَةٌ،یمْلَاُ الاَرضَ عَدلاً بِلا صُعوُبَةٍ … » (یناییع المودة، ج 3، ص 131).
4) «تَعرِفُونَ المَهْدِی بِالسَّکینَةِ وَ الوَقارِ وَ بِمَعرِفَةِ الحَلالِ و الحَرامِ وَ بِحاجَةِ النّاسِ اِلَیهِ وَ لایحتاجُ اِلی اَحَدٍ» (غیبت نعمانی، ص 127).
چهرۀ او سرخ فام و مانند ستارهای درخشان است.(1)
ابروهایش به طرف صورتش متمایل و دیدگانش از شدت شب زندهداری فرو رفته و در چهرهاش علامتی است.(2)
صاحبالزمان یک شباهت به حضرت یونس دارد و آن این که بعد از غیبت به سوی مردم برمیگردد به صورت یک جوان.(3)
قائم وقتی که قیام کند در سن پیری، ولی به شکل یک جوان است. بدنی قوی دارد به گونهای که با دست خود قویترین درخت را از ریشه درمیآورد و اگر در کوه فریاد بزند کوه متلاشی خواهد شد و فرو
خواهد ریخت…(1)
قدش دراز نیست، ولی قامتش راست است. کوتاه قد نیست، ولی چهار شانه است. چهرهاش گرد و سینهاش فراخ و پیشانیاش باز و ابروانش به هم پیوسته است و خالی بر قسمت راست صورت خود دارد که مثل این است که دانه مشکی را بر قطعهای از عنبر سائیده باشند.(2)
لباس قائم جز پارچهای زبر و خشن و غذای او جز غذایی ساده نیست.(3)
قیافۀ او شبیه به من و شبیه به حضرت
1) «اِنَّ القائِمَ اِذا خَرَجَ کانَ فی سِنِّ الشُّیوخِ وَ مَنظَرِ الشَّبابِ، قَوِیاً فی بَدَنِهِ، لَومَدَّ یدَهُ اِلی اَعظَمِ شَجَرَةٍ عَلی وَجهِ الاَرضِ لَقَلَعَها وَ لَو صاحَ بِالجِبالِ تَدَکدَکَت صُخُورُها … » (اعلام الوری، ص 497).
2) «لَیسَ بالطَّویلِ الشَّامِخ وَ لا بِالقَصیرِ اللّازِقِ بَل مَربُوعُ القامَةِ، مُدَوَّرُالهامَّةِ، واسِعُ الصَّدرِ،صَلتُ الجَبینِ مَقْرُونُ الحاجِبَینِ عَلی خَدِّهِ الاَیمَنِ خالٌ کَاَنَّهُ فَتاتُ المِسکِ عَلی رَضْراضَةِ العَنبَرِ» (الزام الناصب، ص 138).
3) «وَ ما لِباسُ القائِمِ اِلَّا الغَلیظُ وَ لا طَعامُهُ اِلّا الجَشَبُ» (اثبات الهداة، ج 7، ص 97).
موسی بن عمران است. هالهای از نور او را احاطه کرده و نور الهی از چهرۀ او میدرخشد. به اندامی معتدل و چهرهای نورانی شناخته میشود…(1)
نشانه مهدی آن است که در سنّ پیری است، ولی جوان به نظر میآید که هر کس او را ببیند گمان میکند که 40 سال یا کمتر دارد، و یکی دیگر از علامات او این است که با گذشت زمان تا هنگام ارتحال اثر پیری در او ظاهر نیست.(2)
… او عالمترین و حکیمترین و متقیترین و بردبارترین و سخاوتمندترین و عابدترین همۀ مردم است. همانگونه که جلو خود را میبیند پشت سر خود را نیز میبیند و سایه ندارد… بوی او از بوی مشک
1) «هُوَ شَبیهی وَ شَبیهُ مُوسَی بنِ عِمرانَ عَلَیهِ جَلابیبُ النُّورِ تَتَوَقَّدُ بِشُعاعِ القُدسِ مَوصوفٌ بِاعتِدالِ الخَلقِ وَ نَضارَةِ اللَّونِ … » (الزام الناصب، ص 68).
2) «عَلامَتُهُ اَن یکُونَ شَیخَ السِّنِّ شابَّ المَنظَرِ، حَتّی اَنَّ النّاظِرَ اِلَیهِ لَیحسَبُهُ اِبنَ اَربَعینَ سَنَةٍ اَودُونَها وَ اِنَّ مِن عَلامَتِهِ اَن لایهرُمَ بِمُروُرِ الاَیامِ وَ اللَّیالی عَلَیهِ حَتّی یأتی اَجَلُهُ» (بحارالانوار، ج 52، ص 285).
معطرتر است…(1)
ابان بن صلت به حضرت رضا علیه السلام عرض کرد: آیا شما صاحبالامر هستید؟ فرمود: بله، من صاحبالامر هستم،ولی نه آن کسی که جهان را پس از پر شدن از ظلم و ستم،پر از عدل و داد میکند. چگونه من با این ضعف جسمانی میتوانم چنین کنم؟ به درستی که قائم آن کسی است که در سنین کهنسالی ظهور میکند،ولی در چهرۀ یک جوان است.
1) «یکوُنُ اَعلَمَ النّاسِ وَ اَحکَمَ النّاسِ وَ اَتْقیَ النّاسِ وَ اَحلَمَ النّاسِ وَ اَسخَی النّاسِ وَ اَعبَدَ النّاسِ … وَ یری مِن خَلفِهِ کَما یری مِن بَینِ یدَیهِ وَ لایکوُنُ لَهُ ظِلٌّ … وَ تَکوُنُ رائِحَتُهُ اَطْیبَ مِن رائَِحَةِ المِسْکِ» (الزام الناصب، ص9).
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و انتظار ظهور
امام علی علیه السلام و انتظار ظهور
امام حسین علیه السلام و انتظار ظهور
امام سجاد علیه السلام و انتظار ظهور
امام باقر علیه السلام و انتظار ظهور
امام صادق علیه السلام و انتظار ظهور
امام کاظم علیه السلام و انتظار ظهور
امام رضا علیه السلام و انتظار ظهور
امام جواد علیه السلام و انتظار ظهور
فضیلت انتظار ظهور؛
تحلیل درست از انتظار ظهور؛
ویژگیهای منتظران ظهور و ثابت قدمان عصر غیبت؛
فضیلت مردن در حال انتظار ظهور؛
پاداش منتظران ظهور؛
کیفیت آمادگی برای ظهور؛
تفسیر آیاتی از قرآن به انتظار ظهور؛
لزوم انتظار ظهور.
فضل الهی را درخواست کنید چرا که خداوند دوست میدارد که از او مسئلت کنند. و بالاترین عبادت انتظار فرج است.(1)
1) «سَلوُاللهَ مِن فَضلِهِ فَاِنَّ اللهَ یحِبُّ اَن یسْئَلَ وَ اَفْضَلُ العِبادَةِ اِنتِظارُ الفَرَجِ» . (صحیح ترمذی، ج 5، ص 255). البته ناگفته پیداست که مراد از انتظار، هرگز سکوت در مقابل ظالمین و حاکمان ستم پیشه نیست، بلکه به معنای آمادگی و تهیه مقدمات ظهور است و به تعبیر حضرت امام خمینی (قدّس سره) انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است. پس انتظار فرج یعنی کوشش برای تحقق اسلام همراه با امید و صبر در مقابل مشکلاتی که در این رابطه به وجود میآید و امید داشتن به آن روزی که منجی جهان بشریت بیاید و به همه آرمانهای جامه عمل بپوشد.
انتظار فرج داشته باشید و از لطف و رحمت خدا ناامید نباشید که محبوبترین اعمال نزد پروردگار انتظار فرج است.(1)
برای او غیبتی است که گروهی از دین برمیگردند و گروهی ثابت قدم میمانند. به ثابت قدمان گفته میشود: اگر راست میگوئید چه زمانی این وعده تحقق میپذیرد؟
آگاه باشید که بردباران در عصر غیبت در مقابل آزار و تکذیب همانند مجاهدان و جنگجویانی هستند که در حضور رسول خدا شمشیر زدهاند.(2)
1) «اِنتَظِروُا اَلفَرَجَ وَ لاتَیاَسوُا مِن رَوحِ اللهِ، فَاِنَّ اَحَبَّ الْاَعْمالِ اِلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ اِنتِظارُ الْفَرَجِ» (منتخب الائر، ص 498).
2) «لَهُ غَیبَةٌ یرتَدُّ فیها قَومٌ وَ یثَبَّتُ عَلَی الدَّینِ آخَرُونَ. فَیؤذَنُ لَهُم وَ یقالُ لَهُم: « مَتی هذَآ الوَعدِ اِن کُنتُم صادِقینَ » اَما اِنَّ الصّابِرَ فی غَیبَتِهِ عَلَی الْاَذی وَ التّکذیبِ بِمَنزِلَةِ المُجاهِدِ بِالسَّیفِ بَینَ یدَی رَسُولِ اللهِ» (بحارالانوار، ج 5، ص 133؛ اعلام الوری، ص 348).
ای ابو خالد: آنانکه در عصر غیبت زندگی میکنند و عقیده به امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دارند و در انتظار ظهور آن حضرت به سر میبرند از مردم هر عصر و روزگار دیگری برتر و بالاترند چرا که خداوند به آنها عقل و درک و معرفت به اندازهای عطا فرموده که عصر غیبت برای آنان مانند عصر حضور امام است.
خداوند آنان را در آن زمان مانند مجاهدان صدر اسلام قرار داده است که با شمشیر در رکاب حضرت رسول میجنگیدند. آنان حقیقتاً برگزیدگان مخلص و شیعیان راستین ما و دعوت کنندگان مردم به سوی خدا در نهان و آشکار هستند.(1)
کسی که در حال انتظار فرج بمیرد از اینکه
1) «یا اَباخالِدٍ، اِنَّ اَهلَ زَمانِ غَیبَتِهِ القائِلینَ بِاِمامَتِهِ، المُنتَظِرینَ لِظُهُورِهِ اَفضَلُ مِن اَهلِ کُلِّ زَمانٍ، اِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی اَعطاهُم مِنَ العُقُولِ وَ الاَفهامِ وَ المَعرِفَةِ، صارَت بِهِ الغَیبَةُ عِندَهُم بِمَنزِلَةِ المُشاهَدَةِ وَ جَعَلَهُمْ فی ذلِکَ الزَّمانِ بِمَنزِلَةِ المُجاهِدینَ بَینَ یدَی رَسُولِ اللهِ بِالسَّیفِ. اوُلئِکَ المخلَصُونَ حَقّاً وَ شیعَتُنا وَ الدُّعاةِ اِلی اللهِ سِرّاً وَ جَهراً» (کمال الدین، ص 320).
در میان خیمه حضرت مهدی و جمع لشکریان آن حضرت از دنیا نرفته ضرری نکرده است.(1)
بدانید که منتظر (ظهور حضرت مهدی) پاداشی دارد، همانند پاداش کسی که روزها روزهدار و شبها متهجد و شب زندهدار است.(2)
کسی که (از صمیم دل) میگوید: اگر مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم بیاید او را یاری خواهم کرد، مانند کسی است که در حضور آن حضرت جنگیده و به شهادت رسیده است. برای چنین کسی دو شهادت است.(3)
کسانی که در انتظار حکومت قائم ازدنیا بروند، مانند کسانی هستند که در خیمۀ آن حضرت میباشند. پس از لختی فرمود: بلکه چون کسانی هستند که در رکاب آن حضرت شمشیر زده باشند. و پس از مکثی دیگر
1) «ما ضَرَّ مَن ماتَ مُنتَظِراً لِأمرِنا اَلّا یمُوتَ فی وَسَطِ فُسطاطِ المَهدِی وَ عَسْکَرِهِ» (اصول کافی، ج 1، ص 372).
2) «اِعلَمُوا اَنَّ المُنتَظِرَ لِهذَا الاَمرِ لَهُ مِثلُ اَجرِ الصّائِمِ القائِمِ) (اصول کافی، ج 2، ص 222).
3) «مَن ماتَ مِنکُم وَ هُوَ مَنتَظِرٌ لِهذَا الاَمرِ کَمَن هُوَ مَعَ القائِمِ فی فُسطاطِهِ. قالَ: ثُمَّ مَکَثَ هَنیئَةً ثُمَّ قالَ: بَل کَمَن قارَعَ مَعَهُ بِسَیفِهِ. ثُمَّ قالَ: لا وَ اللهِ اِلّا کَمَنِ استُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اللهِ» (بحارالانوار، ج 52، ص 126).
فرمود: نه، به خدا قسم مثل کسانی هستند که در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به شهادت رسیدهاند.
هر یک از شما باید خود را برای خروج حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده کند، گرچه با تهیه یک تیر باشد. اگر خدا در نیت شما آمادگی ببیند امیدوارم که مرگ شما را به تأخیر بیاندازد تا ظهور او را درک کرده و از یاران او باشید.(1)
هر کس که منتظر باشد و در این راه بر مصائب و آزارها و اذیتها صبر نماید فردای قیامت در صف ما خواهد بود.(2)
خوشا به حال شیعیان قائم که منتظر ظهور او در حال غیبت هستند و در هنگام ظهور از او اطاعت میکنند. اینانند اولیاء خداوند که خوف و حزنی ندارند.(3)
آگاه باشید،اگر من آن روز را درک میکردم،
1) «لِیعِدَّ اَحَدُکُم لِخُروُجِ القائِمِ وَ لَوسَهْماً فَاِن عَلِمَ اللهُ ذلِکَ مِن نِیتِهِ رَجَوتُ لِاَن ینْسَأََ فی عُمرِهِ حَتّی یدْرِکَهُ وَ یکوُنَ مِن اَعوانِهِ وَ اَنصارِهِ» (بحارالانوار، ج 52، ص 366).
2) «اِنَّ مَنِ انتَظَرَ اَمرَنا وَ صَبَرَعَلی ما یری مِنَ الاَذی وَ الخَوف هُوَ غَداً فی زُمرَتِنا» (بحارالانوار، ج 52، ص 317).
3) «طوُبی لِشیعَةِ قائِمِنا المُنتَظِرینَ لِظُهُورِهِ فی غَیبَتِهِ وَ المُطیعینَ لَهُ فی ظُهوُرِهِ، اُولئِکَ اَولیاءُ اللهِ الَّذینَ لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یحَزَنوُن» (بحارالانوار، ج 52، ص 123).
هر آینه جانم را فدای صاحبالامر میکردم.(1)
خوشا به حال شیعیان، که در عصر غیبت قائم به ریسمان دوستی چنگ میزنند و از دشمنان ما بیزاری میجویند. آنان از مایند و ما از آنان هستیم. آنان از ما به عنوان امامان خویش راضی هستند و ما نیز از آنان به عنوان شیعیان خود راضی میباشیم. خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان، به خدا سوگند آنان هم درجۀ ما در رستاخیز هستند.(2)
چقدر زیباست صبر و انتظار فرج. مگر سخن خدای تعالی را نشنیدید که میفرماید: «وَارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکمْ رَقِیبٌ. فَانتَظِروُا اِنّی مَعَکُم مِنَ المُنتَظِرینَ» پس صبر پیشه کنید. فرج و گشایش پس از ناامیدی خواهد آمد و
1) «اَما اِنّی لَو اَدرَکتُ ذلِکَ لاَستَبقَیتُ نَفسی لِصاحِبِ هذَا الاَمرِ» (غیبت نعمانی، ص 145).
2) «طوُبی لِشیعَتِنَا المُتَمَسِّکینَ بِحُبِّنا فی غَیبَةِ قائِمِنا الثّابِتینَ عَلی مُوالاتِنا وَ البَرائَةِ مِن اَعدائِنا. اوُلئِکَ مِنّا وَ نَحنُ مِنهُم. وَ قَد رَضوُا بِنا اَئِمَةً وَ رَضینا بِهِم شیعَةً. طوُبی لَهُم ثُمَّ طوُبی لَهُم، هُم وَ اللهِ مَعَنا فی دَرَجَتِنا یومَ القیامَةِ» (بحارالانوار، ج 51، ص 151).
گذشتگان شما صبورتر از شما بودند.(1)
قائم ما همان مهدی است که باید در زمان غیبت انتظار او را داشت و در زمان حضور و ظهور از او اطاعت نمود. او سومین فرزند من است.(2)
بهترین عمل شیعیان ما انتظار فرج است. هر کس که این مطلب را بداند با همین انتظاری که دارد فرج برای او حاصل میشود.(3)
1) «ما اَحسَنَ الصَّبرُ وَ انتِظارُ الفَرَجِ. اَما سَمِعتُم قَولَ اللهِ تَعالی: وَارتَقِبوُا اِنّی مَعَکُم رَقیبٌ. فَانتَظِروُا اِنّی مَعَکُم مِنَ المُنتَظِرینَ. فَعَلَیکُم بِالصَّبرِ. فَاِنَّما یجیئُ الفَرَجُ بَعدَ الیأسِ وَ قَد کانَ الَّذینَ قَبلَکُم اَصبَرَ مِنکُم» (بحارالانوار، ج 52، ص 129).
2) «اِنَّ القائِمُ مِنّاهُوَ المَهدِی یجِب اَن ینتَظَرَ فی غَیبَتِهِ وَ یطاعَ فی ظُهُورِهِ وَ هُوَ الثّالِثُ مِن وُلْدی» (اعلام الوری، ص 408؛ الزام الناصب ص 68).
3) «اَفضَلُ اَعمالِ شیعَتِناَ اِنتِظارُ الفَرجَِ. مَن عَرَفَ هَذَا الاَمرِ فَقَد فُرِجَ عَنهُ بِانتِظارِهِ» (بحارالانوار، ج 52، ص 110).
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و بشارت ظهور
امام علی علیه السلام و بشارت ظهور
امام حسین علیه السلام و بشارت ظهور
امام سجاد علیه السلام و بشارت ظهور
امام باقر علیه السلام و بشارت ظهور
امام صادق علیه السلام و بشارت ظهور
امام رضا علیه السلام و بشارت ظهور
امام هادی علیه السلام و بشارت ظهور
امام عسکری علیه السلام و بشارت ظهور
فتح شرق و غرب جهان به دست امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
قطعیت ظهور حتی اگر عمر جهان به پایان رسیده باشد؛
قیام مردمانی از مشرق زمین بمنظور تهیۀ مقدمات ظهور؛
طلوع خورشید وجود مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از مغرب؛
ظهور با شمشیر؛
سلطه بر تمامی زمین و تسلیم همگان در مقابل حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
مسلمان شدن کافران و روی آوردن فاجران به تقوی؛
خالی نبودن زمین از حجت تا عصر ظهور؛
آمدن حضرت با یاران پدر بزرگوارش؛
تفسیر آیاتی از قرآن به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
وجه تسمیه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به قائم؛
نوآوری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
تعداد اصحاب خاص حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 313 نفر؛
تعداد یاران حضرت مهدی (لااقل
10هزار نفر) ؛
تشبیه ظهور حضرت به قیامت؛
طی الارض داشتن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
آسانی همۀ امور برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
غمگینی امّت در دوران غیبت.
ائمۀ بعد از من 12 نفر هستند و تو ای علی اولین آنان هستی و قائم آخرین آنهاست. آن قائم که خدای تعالی شرق و غرب جهان را به دست او فتح خواهد کرد.(1)
ای حذیفه، اگر عمر دنیا به پایان رسیده و فقط یک روز باقی مانده باشد خداوند آن روز را آن قدر طولانی میکند تا مردی از خاندان من حکومت را در دست گیرد و تمام خیرات به دست او تحقق یافته و اسلام به صورت راستین خود آشکار گردد و آلودگیها از بین برود.(2)
به خدایی که مرا به حق برای بشارت برانگیخت. اگر فقط یک روز از عمر عالم باقی
1) «اَلاَئِمَّةُ مِن بَعدی اِثناعَشَرَ، اَوَّلُهُم اَنتَ یا عَلِی وَ آخِرُهُمُ القائِمُ الَّذی یفتَحُ اللهُ تَعالی ذِکرُهُ عَلی یدَیهِ مَشارِقَ الاَرضِ وَ مَغارِبَها» (بحارالانوار، ج 52، ص 378).
2) «یا حُذَیفَةُ، لَو لَم یبقَ مِنَ الدُّنیا اِلّا یومٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللهُ ذلِکَ الیومَ حَتّی یملِکَ مِن اَهلِ بَیتی رَجُلٌ تَجری المَلاحَةُ عَلی یدَیهِ وَ یظهِرُ الاِسلامَ … » (البرهان، ص85).
مانده باشد خداوند آن یک روز را آنقدر طولانی خواهد کرد تا فرزندم مهدی قیام کند پس عیسی (روح الله) مسیح بعد از او فرود، میآید و پشت سر او نماز میگزارد و جهان به نور پروردگار روشن گشته و حکومت مهدی شرق و غرب عالم را در برمیگیرد.(1)
مردمی از مشرق زمین قیام کرده و مقدمات حکومت حضرت مهدی را فراهم میسازند.(2)
او همانند خورشیدی است که از مغرب طلوع میکند. بین رکن و مقام ظاهر شده و زمین را پاک کرده و ترازوی عدالت را برپا
1) «والَّذی بَعَثَنی بِالحَقِّ بشَیراً لَو لّمْ یبقَ مِنَ الدُّنیا اِلّا یومٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللهُ ذلِکَ الیومَ حَتّی یخرُجَ فیهِ وَلَدی المَهدِی فَینزِلُ روُحُ اللهِ عیسَی بنُ مَریمَ فَیصَلّی خَلفَهُ وَ تَشرِقُ الاَرضُ بِنُورِ رَبَّها وَ یبلُغُ سُلطانُهُ المشرِقَ وَ المَغرِبَ» (کمال الدین، ص 163).
2) «یخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَیوَطِّئُونَ لِلمَهدِی سُلطانَهُ» به عقیده بسیاری از محققان، مراد انقلاب اسلامی مردم شریف ایران به رهبری امام خمینی 5 است. (کنز العمال، ج 7، ص 186).
نموده و دیگر کسی به کسی ستم نمیکند.(1)
صاحب پرچم محمدی و بنیانگذار دولت احمدی میآید در حالی که شمشیر به دست اوست و لباس کامل پوشیده است. وی جز سخن راست بر زبان جاری نمیکند و زمین را مهد آرامش قرار داده و احکام واجب و مستحب اسلام را زنده میکند.(2)
در آخرالزمان که روزگار سخت شده و مردم در جهل فرو رفتهاند، خداوند مردی را مبعوث میکند که او را به وسیلۀ فرشتگان خود تأیید نموده و یارانش را محافظت کرده و وی را با آیات و معجزات یاری نموده و بر سراسر زمین مسلط میسازد تا همگان در برابر او خواه، ناخواه تسلیم شوند زمین را از قسط و عدالت و نور و برهان پر میکند.
1) «هُوَ الشَّمسُ الطّالِعَةُ مِن مَغرِبِها. یظهَرُ عِندَ الرُّکنِ وَ المَقامِ فَیطَّهِرُ الاَرضَ وَ یضَعُ میزانَ العَدلِ. فَلا یظلِمُ اَحَدٌ اَحَداً» (الزام الناصب، ص 180).
2) «یظهَرُ صاحِبُ الرّایةِ المَحمَّدیةِ وَ الدَّولَةِ الاَحمَدِیةِ اَلقائِمُ بِالسَّیفِ وَ الحالِ، اَلصّادِقُ فِی المَقالِ، یمَهِّدُ الاَرضَ وَ یحیی السُّنَّةَ وَ الفَرضَ» (الزام الناصب، ص 211).
شرق و غرب جهان تحت تسخیر و تسلط او درمیآیند. در روی زمین کافری نمیماند جز آن که ایمان آورده و شخص ناشایستهای نماند جز آن که به تقوا رو بیاورد.(1)
… از من و از پیشوایان پس ازمن سؤال کنید چراکه تا قیام قائم هیچگاه روزگار بدون یکی از آنها سپری نخواهد شد… .(2)
1) «یبعَثُ اللهُ رَجُلاً فی آخِرِ الزَّمانِ وَ کَلَبٍ مِنَ الدَّهرِ وَ جَهلٍ مِنَ النّاسِ یؤَیدُهُ اللهُ بِمَلائِکَتِه وَ یعصِمُ اَنصارَهُ وَ ینصُرُهُ بِآیاتِهِ وَ یظهِرُهُ عَلَی الاَرضِ حَتّی یدینُوا طَوعاً اَو کَرهاً یملَأُ الاَرضَ عَدلاً وَ قِسطاً وَ نُوراً وَ بُرهاناً یدَینُ لَهُ عَرضُ البِلادِ وَ طُولُها، لایبقی کافِرٌ اِلّا آمَنَ وَ لا طالِحٌ اِلّا صَلُحَ» (بحارالانوار، ج 52، ص 280). البته آیهای از قرآن میفرماید «و جعلنا بینهم العداوة و البغضاء الی یوم القیامة» پس معلوم میشود که یهودیان و مسیحیان تا روز قیامت هستند و ظاهراً با ذیل این روایت که میفرماید همۀ کافران ایمان میآورند منافات دارد. پس یا باید روز قیامت را به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یا ایمان را چنانکه در همین روایت است، بمعنای تسلیم اجباری در مقابل قوانین حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تفسیر نمود.
2) «اِسئَلوُنی وَ اسئَلوُا الاَئِمَّةَ مِن بَعدی فَلَم یخلُ مِنهُم عَصرٌ مِنَ الاَعصارِ حَتّی قِیامِ القائِمِ» (الزام الناصب، ص 214).
گویا صاحب شما را میبینم که از پشت کوفه وارد نجف شده و یاران پدرش همراه او زیر پرچم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که آن را برافراشته و به دست گرفته است گرد آمدهاند. با این پرچم به سوی هر قومی که حرکت کند خداوند آن قوم را هلاک میکند.(1)
محمد بن مسلم میگوید: از حضرت باقر علیه السلام پرسیدم که مراد از «وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشی» چیست؟ حضرت فرمود: شب اشاره به آن مدّتی است که جلو حکومت حضرت علی علیه السلام گرفته شد و روز عبارت از قائم ماست که قیام میکند و حکومت او بر دولت باطل چیره میگردد.(2)
1) «کَاَنّی بِصاحِبِکُم عَلا فَوقَ نَجَفِکُم بِظَهرِ کوُفانَ مَعَهُ اَنصارُ اَبیهِ تَحتَ رایةِ رَسوُلِ اللهِ قَد نَشَرَها. فَلایهْوی بِها اِلی قَومٍ اِلّا اَهلَکَهُمُ اللهُ عَزَّوَجلَّ» (بحارالانوار، ج 1، ص 135).
2) «قالَ محمدُ بن مُسلم: سَئَلتُ اَبا جَعفَرِ علیه السلام عَن قَولِ اللهِ تَعالی: وَاللَّیلِ اِذا یغشی. قالَ: الَّلَیلُ فی هذَا المَوضِعِ، غَشُّ اَمیرِالمُؤمِنینَ علیه السلام فی دَولَتِهِ الَّتی جَرَت لَهُ عَلَیهِ. « وَ النَّهارِ اِذا تَجَلی » اَلنَّهارُ هُوَ القائِمُ مِنّا اَهلَ البِیتٍ اِذا قامَ تَغلِبُ دَولَتُهُ الباطِلَ» (بحارالانوار، ج 51، ص 49).
ام هانی میگوید: از حضرت باقر علیه السلام دربارۀ معنای آیۀ «فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ» سؤال کردم. حضرت فرمود: منظور امامی است که خود را از دیدگان مردم در سال 260 هجری پنهان میکند و در نتیجه مردم از علم و دانش او محروم میشوند. سپس به وقت خود ظهور میکند، مثل شهابی که در شب تاریک رخ بنماید. پس خوشا به حالت اگر چنین زمانی را درک کنی.(1)
حضرت قائم را مهدی مینامند به این دلیل که مردم گمراه را هدایت میکند و آن حضرت را قائم میگویند، چرا که قیام به
1) «مَعنی قَولِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ « فَلا اُقسِمَ بَالخُنَّسِ » ؟ قالَ لی یا اُمَّ هانی اِمامٌ یحبِسُ نَفسَهُ حَتّی ینقَطِعَ عِنِ النّاسٍ عِلمُهُ سِنَةَ سِتّینَ وَ مِأَتَینِ ثُمَّ یبدوُا کَالشَّهابِ الواقِدِ فِی الَّلیلَةِ الظَّلماءِ فَاِن اَدرَکتِ ذلِکَ الزَّمانَ قَرَّت عَیناکِ» (بحارالانوار، ج51، ص 138).
حق میکند.(1)
وقتی که مهدی قیام میکند با فرمانی جدید و کتابی جدید و طریقهای جدید و قضاوتی جدید میآید.(2)
گویا حضرت قائم را بر فراز منبر کوفه میبینم که یارانش یعنی 313 نفر به عدد اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در جنگ بدر پیرامون آن حضرت هستند. آنها پرچمهایی را دارند و آنان حاکمان زمین از سوی خداوند در بین بندگان او هستند.(3)
حضرت قائم خروج نمیکند مگر به
1) «اِنَّما سُمِی القائِمُ مَهدِیاً لِاَنَّهُ یهدی اِلی اَمرٍ مَضلوُلٍ عَنهُ وَ سُمِّی القائِمُ لِقِیامِهِ بِالحَقِّ» (بحارالانوار، ج 51، ص 30).
2) «اِذا خَرَجَ القائِمُ یأتی بِأَمرٍ جَدیدٍ وَ کِتابٍ جَدیدٍ وَ سُنَّةٍ جَدیدَةٍ وَ قَضاءٍ جَدیدٍ» . البته امام زمان اسلام ناب محمدی را زنده میکند، ولی کسانی که با اسلام آمریکایی خو گرفتهاند گمان میکنند که جدید است. (اثبات الهداة، ج 7، ص 83).
3) «وَ کَأَنّی اَنظُرُ اِلَی القائِمِ عَلی مِنبَرِ الکُوفَةِ وَ حَولَهُ اَصحابُهُ ثَلثَمِأَةٍ وَ ثَلاثُ عَشَرٍ عِدَّةَ اَهلِ البَدرِ وَ هُم اَصحابُ الاَلوِیةِ وَ هُم حُکّامُ اللهِ فی اَرضِهِ عَلی خَلقِهِ» (بحارالانوار، ج 52، ص 436).
همراهی یاران قدرتمندی که لااقل 10 هزار نفر هستند.(1)
او رنج و گرفتاری را از شیعیان خویش پس از اندوه سخت و بلای طولانی و ستمگری برطرف میکند و خوشا به حال کسی که آن زمان را درک کند.(2)
او صاحب غیبت است. وقتی که ظهور کند زمین به نور پروردگار روشن میگردد. قیام او مانند قیام قیامت است که جز به صورت ناگهانی نخواهد آمد.(3)
1) «ما یخرُجُ اِلّا فی اَوَّلِهِ وَ ما یکوُنُ اوُلوُا قُوَّةٍ اَقَلَّ مِن عَشرَةِ آلافٍ» (بحارالانوار، ج 52، ص 237). با توجه به روایت دیگری از حضرت باقر علیه السلام که گذشت معلوم میشود که آن 313 نفر از اصحاب خاص آن حضرت هستند که در خیمه فرماندهی به سر میبرند و گرنه یاران و اصحاب آن امام فراوان هستند.
2) «هُوَ مُفِرِّجُ الکَرْبِ عَنْ شیعَتِهِ بَعْدَ ضَنْکٍ شَدیدٍ وَ بَلاءٍ طَویلٍ وَ جَوْرٍ، فَطوُبی لِمَن اَدرَکَ ذلِکَ الزَّمانَ» (الزام الناصب، ص 138).
3) «اَلخَلَفُ مِن بَعدی اِبنِی الحَسَنُ. فَکَیفَ بِکُم بِالخَلَفِ بَعدَ الخَلَفِ؟ قیلَ: وَ لِمَ جُعِلْنا فَداکَ؟ قالَ: لِاَنَّکُم لاتَرَونَ شَخصَهُ … » (غیبت شیخ طوسی، ص 122).
جانشین من پسرم حسن است، ولی چگونه خواهید بود با جانشین او؟ عرض شد: جانمان فدایت باد، منظور شما چیست؟ فرمود: چون او را نمیبینید.
وقتی که فرزندم حسن رحلت کند، چراغی آشکار و پس از مدتی مخفی میگردد. وای بر کسی که دربارۀ او تردید به خود راه دهد. خوشا به حال غریبی که دین خود را برداشته و از شهری به شهر دیگر میبرد.(1)
او هم اسم و هم کنیه پیامبر است. او طی الارض دارد و هر مشکل در نزد او آسان است.(2)
او کسی است که وحدت کلمه ایجاد کرده و نعمتها را کامل ساخته و خداوند حق
را به دست او جامۀ عمل پوشانده و باطل را نابود میسازد. او مهدی منتظر شماست «بَقِیةُ اللهِ خَیْرٌلَکُم» به خدا سوگند او بقیةالله (تنها بازمانده حجتهای الهی) است.(1)
به خدا قسم، به زودی من پسری خواهم داشت که زمین را پر از عدل و داد مینماید.(2)فرزندم «محمد» امام و حجت خدا پس از من است. هر کس که بمیرد و او را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.(3)
گویا پرچمهای سفیدی را با چشمان
1) «هُوِ الَّذی یجمَعُ الکَلِمَ وَ یتِمُّ النِّعَمَ وَ یحِقُّ اللهُ بِهِ الحَقَّ وَ یزهِقُ الباطِلَ وَ هُوَ مَهدِیکُم المُنتَظَرُ «بَقِیةُ اللهِ خَیرٌلَکُم» هُوَ وَ اللهِ بَقِیةُ اللهِ» (الزام الناصب، ص 57).
2) «اِنّی وَ اللهِ سَیکوُنُ لی وَلَدٌ یملَأُ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً» (غیبت شیخ طوسی، ص 123).
3) «اِبنی مُحَمَّدٌ هُوَ الاِمامُ وَ الحُجَّةُ بُعَدی، فَمَن ماتَ وَ لَم یعرِفْهُ ماتَ میتَةَ الجاهِلِیةِ» (وسائل الشیعة، ج 11، ص 498. باب 33، حدیث 19).
خود میبینم که بر بالای سر او در بلندی کوفه (نجف) در حرکت و اهتزاز است.(1)
فرزندم، گویی ترا میبینم که نصرت الهی بر تو نازل و امر فرج تو اصلاح شده و شکوه تو به اوج رسیده و پرچمهای زرد و سرخ بر فراز تو بین رکن و مقام (حطیم) و زمزم به اهتزاز در آمده است…(2)
1) «کَاَنّی اَنظُرُ اِلَی الاَعلامِ الْبیضِ تَخفَقُ فَوقَ رَأسِهِ بَنَجَفِ الکوُفَةِ» (بحارالانوار، ج 51، ص 320).
2) «وَ کَاَنَّکَ یا بُنی بِتَأییدِ نَصرِ اللهِ وَ قَد آنَ وَ بِتَیسیرِ الفَرَجِ وَ عُلُوِّ الکَعْبِ وَ قَد خانَ وَ بِالرّایاتِ الصُّفُرِ وَ الاَعلامِ الْبیضَ تَخفَقُ عَلی اَثناءِ اَعطافِکَ ما بَینَ الحَطیمِ وَ زَمزَمَ » (بحارالانوار، ج 52، ص 35).
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حوادث هنگام ظهور
امام علی علیه السلام و حوادث هنگام ظهور
امام باقر علیه السلام و حوادث هنگام ظهور
امام صادق علیه السلام و حوادث هنگام ظهور
امام کاظم علیه السلام و حوادث هنگام ظهور
امام رضا علیه السلام و حوادث هنگام ظهور
امام مهدی علیه السلام و حوادث هنگام ظهور
اختلاف به خاطر مرگ یک خلیفه و بیعت با یک فراری در مکه؛
بیعت با امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در بین رکن و مقام؛
جمع شدن اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در کمتر از یک چشم به هم زدن در کنار کعبه؛
عدم همراهی مردم بصره با امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
فرود حضرت عیسی علیه السلام در گردنه افیق در سرزمین قدس و اقتدا به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
توصیف پرچم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
ورود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به بیت المقدس و قدس شریف؛
اذان گفتن حضرت عیسی علیه السلام و نماز خواندن پشت سر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
جوان بودن یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تعداد آنها؛
یکسان بودن یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از لحاظ رنگ و قیافه و قامت و لباس؛
ایمان یهودیان و غیر یهودیان به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
دستور ساختن مسجدی با عظمت در نجف که 1000 درب داشته باشد؛
ایجاد نهری بین کربلا و نجف و اتصال این دو شهر به یکدیگر؛
استفاده حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از سنگ حضرت موسی علیه السلام بمنظور تغذیه و استفاده از آب؛
خروج سفیانی؛
قیام از کنار کعبه و کیفیت قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
بودن شمشیر و زرۀ پیامبر و ذوالفقار در دست حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
متهم شدن حضرت مهدی علیه السلام به بیرحمی؛
بیعت جبرئیل با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
بودن 50 زن در میان 313 نفر از اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
انفجار عظیم در بصره؛
بشارت به مردم طالقان؛
نوشته شدن اسامی یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف روی شمشیر؛
کشتن دشمنان به مقدار فراوان؛
گم شدن یک مرد چینی؛
ویران شدن مسجد کوفه به دست حضرت مهدی.
هنگام مرگ یک خلیفه اختلاف پیش میآید. پس مردی از مدینه به سوی مکه فرار میکند. مردمی از مکه دور او جمع شده و علیرغم میل خودش با او بین رکن و مقام بیعت میکنند.(1)
با قائم بین رکن و مقام بیعت میکنند سیصد و چند نفر به عدد اهل بدر که نجبای مصر و ابدال شام و نیکان عراق در میان آنها هستند.(2)
نجبای مصر و علمای مشرق زمین به
1) «یکُونُ اِختِلافٌ عِندَ مَوتِ خَلیفَةٍ فَیخرُجُ رَجُلٌ مِن اَهلِ المَدینَةِ هارِباً اِلی مَکَّةَ فَیأتیهِ ناسٌ مِن اَهلِ مَکَّةَ فَیخرُجوُنَهُ وَ هُوَ کارِهٌ فَیبایعوُنَهُ بَینَ الرُّکنِ وَ المَقامِ» (الزام الناصب، ص 52). ظاهراً مراد از اهل مکه یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مردی که با او بیعت میشود خود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
2) «یُبایعُ القائِمَ بَینَ الرُّکنِ وَ المَقامِ ثَلاثُمأةٍ وَ نَیفُ رَجُلٍ عِدَّةَ اَهلِ بَدرٍ فیهُم النُّجَباءُ مِن اَهلِ مِصرَ وَ الاَبدالُ مِن اَهلِ الشّامِ وَ الاَخیارُ مِن اَهلِ العَراقِ» (بحارالانوار، ج 52، ص 334). ابدال نیکانی هستند که هرگز زمین از وجود آنها خالی نیست و اگر یکی بمیرد خداوند برای او جایگزینی قرار میدهد.
سوی او شتافته تا به مکه بیایند و با او بیعت کنند.(1)
خداوند تعالی از مشرق و مغرب عالم آنان را در کمتر از یک چشم به هم زدن در کنار کعبه جمع میکند. مردم مکه در حالی که دربارۀ لشکر سفیانی حرف میزنند که چگونه آنها را محاصره و لگد کوب کردند،ناگهان قومی را در گرد کعبه میبینند و این در حالی است که لشکر ظلمت از بین رفته و صبح طالع شده است. برخی فریاد میزنند، نجات، نجات و مردم مینگرند که پیشوایان آنها (امام زمان و یارانش) در فکر هستند.(2)
از همۀ شهرها عدهای همراه آن حضرت
1) «یخرُجُ اِلَیهِ النُّجَباءُ مِن مِصرَ وَ عَصائِبُ اَهلِ المَشرِقِ حَتّی یأتوُا مَکَّةَ فَیبایعوُنَهُ» (کشف الغمة، ج 3، ص 269).
2) «یجمَعُهُمُ اللهُ مِن مَشرِقِها اِلی مَغرِبِها فی اَقَلِّ مِمّا یتُمُّ الرَّجُلُ عَینَیهِ عِندَ بَیتِ اللهِ الحَرامِ. فَبَینا اَهلُ مَکَّةَ کَذلِکَ تَقوُلوُنَ: کَبَسَنَا السُّفیانی ثُمَّ یشرِفوُنَ فَینظُروُنَ اِلی قَومٍ حَولَ البَیتِ الحَرامِ وَ قَدِ انجَلی عَنهُمُ الظَّلامُ وَ لاحَ لَهُمُ الصُّبحُ وَ صاحَ بَعضُهُم بِبَعضِ النَّجاةُ وَ اَشرَفَ النّاسُ ینظُروُنَ وَ اُمَراءُ هُم یتَفَکَّروُنَ» (الزام الناصب، ص 200).
خارج میشوند به بصره که حتی یک نفر آن حضرت را همراهی نمیکند.(1)
عیسی در گردنهای به نام افیق در سرزمین قدس (بیت المقدس) فرود میآید و به بیت المقدس وارد میشود و این در حالی است که مردم برای نماز صبح آماده شدهاند. پس حضرت مهدی (امام جماعت) عقب میرود،ولی عیسی او را جلو میاندازد و بر آئین مسلمین به او اقتدا میکند و میگوید: شما خاندانی هستید که هیچ کس حق تقدم بر شما ندارد.(2)
… پس مهدی میگوید جلو بایست و با مردم نماز بخوان. عیسی میگوید: نماز برای تو برپا شده است. پس عیسی پشت سر وی نماز میخواند و با وی بیعت میکند و میگوید: من
1) «ما مِن بَلدَةٍ اِلّا یخرُجُ مِنها مَعَهُ طائِفَةٌ اِلّا اَهلَ البَصرَةِ فَاِنَّهُ لایخرُجُ مَعَهُ مِنها اَحَدٌ» (بحارالانوار، ج 52، ص 307).
2) «ینزِلُ عیسی عَلی ثَنِیةٍ بِالاَرضِ المُقَدَّسَةِ یقالُ لَها اِفیقٌ فَیأتی بَیتَ المَقدِسِ وَ النّاسُ فی صَلوةِ الصُّبحِ. فَیتَأَخَّرُ الاِمامُ فَیقَدِّمُهُ عیسی وَ یصَلّی خَلفَهُ عَلی شَریعَةِ مُحَمَّدٍ وَ یقوُلُ: اَنتُم اَهلُ بَیتٍ لایتَقَدَّمُکُم اَحَدٌ» (الصواعق المحرقة، ص 162).
به عنوان وزیر تو آمدهام نه به عنوان امیر بر تو.(1)
پرچم او مخمل مشکی چهار گوشی است کرکدار که طول آن کمی بیش از عرض آن است. این پرچم از روزی که رسول اکرم رحلت فرموده است تا آن روز که مهدی ظهور میکند باز نشده است. خداوند سه هزار فرشته را به یاری او میفرستد که بر سر و پشت دشمنانش میکوبند.(2)
سپس مهدی با 1000 مرکب به سوی قدس شریف رو میآورد. یاران او در شام و فلسطین و صور و عکا و غزه و عسقلان فرود میآیند، ولی خود حضرت وارد بیتُ
1) « … فَیقوُلُ المَهدِی: تَقَدَّم صَلِّ بِالنّاسِ. فَیقوُلُ: اِنَّما اُقیمَتِ الصَّلوةُ لَکَ. فَیصَلّی عیسی خَلْفَهُ وَ یبایعُهُ وَ یقوُلُ: اِنَّما بُعِثْتُ وَزیراً وَ لَمْ اُبْعَثْ اَمیراً» (ینابیع المودة، ج 3، ص 90).
2) «رایتُهُ مِرْطٌ مَخَمَلَةٌ سَوْداءٌ مُرَبَّعَةٌ فیها جُمَمٌ لَم ینْشَ مُنذُ تُوَفِی رَسوُلُ اللهِ و لا تُنْشَرُ حَتّی یخرُجَ المَهدِی یمُدُّهُ اللهُ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ المَلائِکَةِ یضرِبوُنَ وُجوُهَ اَعدائِهِ وَ اَدبارِهُم» (عیون الاخبار، ج 1، ص 233).
المَقْدِس میشود.(1)
مهدی به بیتُ المَقْدِس برگشته و چند روزی با مردم نماز میخواند. چون روز جمعه فرا رسد و نماز برپا گردد؛ عیسی بن مریم در آن ساعت از آسمان فرود آید، در حالی که لباس سرخ بر تن دارد و از سر او قطرههای عرق چون روغن میریزد. او مردی زیبا و خوش اندام و شبیهترین مردم به حضرت ابراهیم است، پس به سوی مهدی میآید و با او مصافحه میکند و به او نوید پیروزی میدهد. مهدی به او میگوید: ای روح الله جلو بایست و با مردم نماز بخوان. عیسی میگوید: ای فرزند پیامبر نماز برای تو برقرار شده است. عیسی اذان میگوید و پشت سر مهدی نماز میگذارد.(2)
1) «ثُمَّ یتَوَجَّهُ المَهدِی اِلَی القُدسِ الشَّریف بِاَلفِ مَرکَبٍ فَینزِلوُنَ الشّامَ وَ فِلسطینَ بَینَ صُوَر وَ عَکّا وَ غَزَّةَ وَ عَسقَلانَ وَ ینزِلُ المَهدِی بَیتَ المَقدِسِ» (الزام الناصب، ص 228).
2) «ثُمَّ اِنَّ المَهدِی یرجِعُ اِلی بَیتِ المَقدِسِ فَیصَلّی بِالنّاسِ اَیاماً. فَاِذا کانَ یومَ الجُمعَةِ وَ قَد اُقیمَتِ الصَّلوةُ ینزِلُ عیسِی بنُ مَریمَ فی تِلکَ السّاعةِ مِنَ السَّماءِ وَ عَلَیهِ ثَوبانِ اَحمَرانِ کَاَنَّما یقطُرُ مِن رَأسِهِ الدُّهنُ وَ هُوَ رَجُلٌ صَبیحُ المَنظِرِ وَ الوَجهِ اَشبَهُ الخَلقِ بِاِبراهیمِ فَیأتی المَهدی وَ یصافِحُهُ وَ یبَشِّرُهُ بِالنَّصرِ. فَعِندَ ذلِکَ یقوُلُ لَهُ المَهدِی: تَقَدَّم یا روُحَ اللهِ وَ صَلِّ بِالنّاسِ. فَیقوُلُ عیسی: بَل الصَّلوةُ لَکَ یابنَ رَسوُلِ اللهِ. فَعِندَ ذلِکَ یؤَذِّنُ عیسی وَ یصَلّی خَلفَ المَهدِی» (الزام الناصب، ص 202).
یاران حضرت مهدی جوان هستند و در بین آنان کهنسال نیست مگر تعداد کمی به اندازۀ سرمۀ در چشم و نمک اندک که در غذا مصرف میشود.(1)
هنگامی که به امام زمان اجازۀ ظهور داده شود خدا را به اسم اعظم میخواند و همۀ یارانش از سراسر گیتی جمع میشوند که پرچمداران آن حضرت هستند. عدهای از آنها شب هنگام از رختخواب خود ناپدید و صبح در مکه حاضر میشوند و برخی از آنها دیده میشوند که در روز روی ابرها راه میروند.(2)
1) «اَصحابُ المَهدِی شَبابٌ لاکُهُولَ فیهِم اِلّا مِثلِ کُحلِ العَینِ وَ المِلحِ فِی الزّادِ وَ اَقَلُّ الزَّادِّ المِلحُ» (غیبت طوسی، ص 222).
2) «اِذا اُذِنَ الاِمامُ دَعَا اللهَ بَاسمِهِ (اِی بِاسمِ اللهِ الاَعظَمِ) فَاُتیحَتْ لَهُ صِحابَتُهُ وَ هُم اَصحابُ الاَلوِیةِ. فَمِنهُم مَن یفتَقِدُ عَن فَراشِهِ لَیلاً فَیصبَحُ فی مَکَةَّ وَ مِنهُم مَن یری یسیرُ فِی السَّحابِ نَهاراً» (بحارالانوار، ج 52، ص 268).
گویا آنها را با چشم خود میبینم که همه یک رنگ و یک قامت و یک قیافه و یک لباس هستند، گویی همه یک چیز گمشده را میطلبند. متحیرند و سرگردان تا این که ناگهان مردی از آخر دیوار کعبه پیدا میشود که از زیر پرده کعبه بیرون میآید و از نظر قیافه و شمائل و زیبایی و جمال شبیهترین مردم به رسول خداست. میگویند: آیا تو مهدی هستی؟ میگوید: آری، من مهدی هستم؛ با من بیعت کنید.(1)
قطعاً عیسی علیه السلام پیش از قیامت به این عالم میآید. پیرو هیچ دینی، خواه یهود و خواه غیر یهود در روی زمین نمیماند مگر این که به حضرت ایمان بیاورد قبل از آنکه از دنیا برود.
1) «کَاَنّی اَنظُرُ اِلَیهِم وَ الزِّی واحِدٌ وَ القَدُّ واحِدٌ وَ الجَمالُ واحِدٌ وَ اللِّباسٌ واحِدٌ کَاَنَّما یطلُبوُنَ شَیئاً ضاعَ مِنهُم. فَهُم مُتَحَیِّرونَ فی اَمرِهِم حَتّی یخرُجَ اِلَیهِم مِن تَحتِ سِتارِ الکَعبَةِ فی آخِرِها رَجُلٌ اَشبَهُ النّاسِ بِرَسوُلِ اللهِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ حُسْناً وَ جَمالاً فَیقوُلوُنَ: اَنتَ المَهدی؟ فَیجیبُهُم وَ یقوُلُ: اَنَا المَهدِی. بایعوُا» (الملاحم و الفتن، ص 122).
و عیسی پشت سر مهدی نماز میخواند.(1)
در هفتۀ دوم (ظهور و اقامت قائم) در کوفه، مردم میگویند: ای فرزند رسول خدا، نماز پشت سر شما با نماز پشت سر رسول اکرم مساوی است و مسجد جوابگوی این همه جمعیت نیست. حضرت به سوی نجف اشرف حرکت میکند و در آنجا نماز میخواند و دستور میدهد که مسجدی با عظمت که دارای 1000 درب است بسازند تا گنجایش مردم را داشته باشد. آنگاه دستور میدهد که از پشت حرم امام حسین علیه السلام نهری حفر کنند که کربلا را به نجف متصل کند. آنگاه پلهایی روی آن و آسیابهایی را کنار آن نهر میسازند. گویا با چشم خودم میبینم که پیرمردان گندمها را روی سر خود حمل نموده و در این آسیابها به طور مجانی آرد میکنند. در آن زمان خانههای کوفه به نهر
1) «اِنَّ عیسی قَبلَ یومِ القِیامَةِ ینزِلُ اِلَی الدُّنیا. فَلا یبقی اَهلُ مَکَّةَ یهوُدِی وَ غَیرُهُ اِلّا امَنَ بِهِ قَبلَ مَوتِهِ وَ یصَلّی خَلفَ المَهْدِیِّ» (بحارالانوار، ج 53، ص 50).
کربلا (فرات) متصل میشود.(1)
هنگامی که مهدی در مکه قیام کرد به قصد کوفه حرکت میکند. منادی ندا میدهد که هیچکس با خود آب و خوراک بر ندارد. آنگاه سنگ حضرت موسی را بر شتری سوار میکنند و با خود میبرند. در هر جا که منزل کنند از آن سنگ چشمه جاری میشود. هر کس که گرسنه باشد سیر و هر کس که تشنه باشد سیراب میگردد. چهارپایان نیز از آن چشمهها مینوشند…(2)
1) «فَاِذا کانَتِ الجُمُعَةُ الثّانِیةُ قالَ النّاسُ: یا بنَ رَسوُلِ اللهِ، اَلصَّلوةُ خَلفَکَ تُضاهِی الصَّلوةَ خَلفَ رَسوُلِ اللهِ وَ المَسجِدُ لایسَعُنا فَیقوُلُ: اَنَا مُرتادٌ لَکُم. فَیخرُجُ اِلَی الغَرِیِّ وَ یصَلّی هُناکَ وَ یأمُرُاَنْ یخَطَّ مَسجِدٌ لَهُ اَلفُ بابٍ یسَعُ النّاسَ عَلی اِصیصٍ وَ یأمُرُ فَیحفَرُ خَلفَ القَبرِ الحُسَینی نَهرٌ یجری اِلَی الغَِرییَیْنِ حَتّی ینبَذَ بِالنَّجَفِ وَ یعمَلُ عَلی فوُهَتِهِ قَناطِرُ وَ اَرحاءُ فِی السّبیلِ وَ کَاَنّی بِالعَجوُزِ عَلی رأسِها مَکتَلٌ فیهِ بُرٌ حَتّی تَطحِنَهُ بِلاکَراءٍ ثُمَّ تَتَّصِلُ بُیوُتُ الکُوفَةِ بِنَهرِ کَربَلاءَ» (ارشاد مفید، ص 341).
2) «اِذا قامَ بِمَکَّةَ وَ اَرادَ اَن یتَوَّجَهَ اِلَی الکُوفَةِ نادی مُنادیهِ، اَلا لایحمِلنَّ اَحَدٌ طَعاماً وَ لاشَراباً. وَ یحمِلُ مَعَهُ حَجَرُ موُسَی بنِ عِمرانِ وَ هُوَ وَ فرُ بَعیرٍ. فَلا ینزِلُ مَنزِلاً اِلاَّ انفَجَرَت مِنهُ عُیوُنٌ. فَمَن کانَ جائِعاً شَبِعَ وَ مَن کانَ ظامِئاً رُوِی وَ رُوِیتْ دَوابُّهُم … » (ارشاد مفید، ص 343).
سفیانی سپاهی را به سوی مدینه میفرستد. پس مهدی از آنجا به سمت مکه هجرت میکند. به فرماندۀ لشکرسفیانی خبر میدهند که به سوی مکه خارج شده است، پس لشکری را به تعقیب آن حضرت میفرستد، ولی او را نمییابند تا اینکه مانند موسی ترسان و نگران وارد مکه میشود و فرماندۀ لشکر سفیانی به سرزمین بیداء میرسد. پس منادی از آسمان ندا میکند که: ای بیدا! بگیر این قوم را و نابودشان کن. پس زمین آنها را به کام خود فرو میبرد و فقط سه نفر زنده میمانند که صورتهایشان به عقب برگشته است.(1)
1) «وَ یبعَثُ السُّفیانی بَعثاً اِلَی المَدینَةِ فَیفِرُّ المَهدِی مِنها اِلی مَکَّةَ. فَیبلَغُ اَمیرُ الجَیشِ اَنَّ المَهدِی قَد خَرَجَ اِلی مَکَّةَ فَیبعَثُ جَیشاً عَلی اِثرِهِ فَلا یدرِکُهُ حَتّی یدخُلَ مَکَّةَ خائِفاً یتَرَّقَبُ عَلی سُنَّةِ موُسَی بنِ عِمرانَ وَ ینزِلُ اَمیرُ جَیشِ السُّفیانِی البَیداءَ. فَینادی مُنادٍ مِنَ السَّماءِ: یا بَیداءُ اَبیدی القَومَ. فَیُخسَِفُ بِهِم فَلا یفلَتُ مِنهُم اِلّا ثَلثَةُ نَفَرٍ یحَوِّلُ اللهُ وُجوُهَهُم اِلی اَقْفِیتِهِم» (یوم الخلاص، ج 1، ص 487).
حضرت مهدی به نزد مقام ابراهیم میآید و دو رکعت نماز میخواند و این آیه را میخواند: «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَإلَهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَا تَذَکرُونَ».(1)
وقتی که قائم قیام کند داخل مسجدالحرام میشود. پس رو به قبله ایستاده و پشت به مقام کرده و دو رکعت نماز میگذارد و سپس میایستد و میفرماید: ای مردم، من از همۀ شما به آدم علیه السلام نزدیکترم. من از همۀ شما به ابراهیم نزدیکترم. من از همۀ شما به اسماعیل نزدیکترم. من از همۀ شما به محمد صلی الله علیه و آله و سلم نزدیکترم. و سپس دعا میخواند و تضرع میکند.(2)
1) «ینتَهی اِلی مَقامٍ فَیصَلّی رَکعَتَینٍ وَ ینشِدُ اللهَ وَ یقوُلُ: اَمَّن یجیبُ … » (بحارالانوار، ج 51، ص 48).
2) «اِنَّ القائِمَ اِذا خَرَجَ دَخَلَ المَسجِدَ فَیستَقبِلُ القِبلَةَ وَ یجعَلُ ظَهرَهُ اِلَی المَقامِ ثُمَّ یصَلّی رَکعَتَینٍ ثُمَّ یقوُمُ فَیقوُلُ: یا اَیهَا النّاسُ، اَنَا اَولی بِادَمَ. اَنَا اَولی النّاسِ بِابراهیمَ، اَنَا اَولی بِاِسماعیلَ، اَنَا اَولَی النّاسِ بِمُحَمَّدٍ … وَ یدعُو وَ یتَضَرَّعُ» (الزام الناصب، ص 26).
سپس از مکه خارج میشود در حالی که یاران او که ده هزار نفرند و او را حلقه وار در میان گرفتهاند. جبرئیل از سمت راست و میکائیل از سمت چپ او قرار دارد. سپس پرچم رسول خدا را به اهتزاز در میآورد در حالی که زره آن حضرت به تن و ذوالفقار در دست اوست.(1)
اگر مردم میدانستند که مهدی هنگام ظهور چه خواهد کرد، اکثراً دوست داشتند که او را ملاقات نکنند و آن کشتار را نبینند. او از قریش آغاز میکند و بین او و آنها جز شمشیر داد و ستد نمیشود. بسیاری از مردم میگویند: این شخص از آل محمد نیست، زیرا اگر از آن خاندان بود رحم داشت.(2)
1) «ثُمَّ یخرُجُ مِن مَکَّةَ حینَ یکوُنُ فی مِثلٍ الحَلقَةِ عَشرَةُ آلافِ رَجُلٍ جَبرَئیلُ عَن یمینِهِ وَ میکائیلُ عَن شَمالِهِ ثُمَّ یهتَزُّ رایةَ رسوُلِ اللهِ وَ عَلَیهِ دِرعُهُ وَ بِیدِهِ سَیفُهُ ذُوالفِقارِ» (بحارالانوار، ج 51، ص 157).
2) «لَو عَلِمَ النّاسُ ما یصنَعُ المَهدِی اِذا خَرَجَ لَاَحَبَّ اَکثَرُهُم اَن لایراهُ مِمّا یقتُلُ النّاسَ. اَما اِنَّهُ لَیبدَأُ بِقُرَیشَ. فَلا یأخُذُ مِنهُ اِلاَّ السَّیفَ وَ لایعطیها اِلاَّ السَّیفِ حَتّی یقوُلَ کَثیرٌ مِنَ النّاسِ: ما هذامِن آلِ مُحَمَّدٍ، لَو کانَ مِن آلِ مُحَمَّدٍ لَرَحِمَ» (بحارالانوار، ج 51، ص 354).
نخستین کسی که با حضرت مهدی بیعت میکند، جبرئیل است و پس از آن 313 نفر مرد.(1)
به خدا قسم که سیصد و چند نفر میآیند در حالی که در میان آنان 50 نفر از بانوان هستند که در مکه گرد میآیند بدون این که قبلاً قراری گذاشته باشند و مانند ابرهای پاییزی (با سرعت زیادی) به یکدیگر میپیوندند.(2)
خداوند جمع میکند برای حضرت مهدی از اقصی نقاط جهان 313 نفر به عدد اصحاب بدر.(3)
1) «اَوَّلُ مَن بایعَ جِبرَئیلُ ثُمَّ ثَلثُمِأَةٍ وَ ثَلاثُ عَشَرَ رَجُلاً» (بحارالانوار، ج 2، ص 317).
2) «وَ یجیئی وَ اللهِ ثَلاثُ مِأَةٍ وَ بِضعَةُ عَشَرَ رَجُلاً فیهِم خَمسوُنَ اِمرَأَةٌ یجتَمِعوُنَ بِمَکَّةَ عَلی غَیرِ میعادٍ قَزْعاً کَقَزْعِ الْخَریفِ» (بحارالانوار، ج 52، ص 242).
3) «یجمَعُ اللهُ مِن اَقصَی البِلادِ عَلی عَِدَّةِ اَهلِ بَدرٍ ثَلاثَمِأَةٍ وَ ثَلاثَ عَشَرَ رَجُلاً» (بحارالانوار، ج 52، ص 310).
پشتش را به حجرالاسود تکیه میدهد و پرچم پیروزمند خود را به اهتزاز در میآورد.(1)
در آخرالزمان ظهور میکند در حالی که بر بالای سرش قطعهای ابر سفید است که در مقابل حرارت خورشید بر او سایه میافکند. از میان آن ابر فرشتهای به زبان عربی فصیح ندا میکند که: این مهدی است. از او اطاعت کنید.(2)
به مقام ابراهیم میرود و دو رکعت نماز میخواند و این آیه را تلاوت میکند:اَم مَن یجیبُ المُضطَرَ…(3)
حضرت مهدی (دست انتقام الهی)به واسطه خشم خدا بر بندگانش خشمگین و
1) «یسنِدُ ظَهرَهُ اِلَی الحَجَرِ وَ یهِزُّ الرّایةَ المُغَلِّبَةَ» (الزام الناصب، ص 89).
2) «یظهَرُ فی آخِرِ الزَّمانِ عَلی رَأسِهِ غَمامَةٌ بَیضاءٌ تُظِلُّهُ مِنَ الشَّمسِ فیها مَلِکٌ ینادی بِلِسانٍ عَرَبِی فَصیحِ: هذَا المَهدِی فَاتَّبِعُوهُ» (بحارالانوار، ج 51، ص 81).
3) «ینتَهی اِلَی المَقامِ فَیصَلّی رَکعَتَینِ وَ ینشِدُ اللهَ وَ یقوُلُ: اَم مَن یجیبُ … » (غیبت نعمانی، ص 150).
غضبناک ظهور میکند و پیراهنی را که رسول خدا در جنگ احد بر تن کرده بود میپوشد و عمامۀ سحاب را بر سر میگذارد. زرۀ پیامبر را که فراخ است میپوشد و شمشیر حضرت رسول را که دو دَم است در دست میگیرد. شمشیر را برهنه کرده بر دوش میگذارد و 8 ماه دشمنان خدا را بیپروا میکشد.(1)
حضرت مهدی به سوی بصره حرکت میکند تا به دریای آن برسد و همراه آن حضرت تابوت و عصای موسی است. پس وارد بصره میشود و انفجاری عظیم در بصره رخ میدهد که تبدیل به یک دریای عمیق میشود و فقط مسجد بصره باقی میماند که در میان آبها مثل بادبان یک کشتی دیده میشود.(2)
1) «اِنَّهُ یخرُجُ مَوتوُاً غَضبانَ اَسِفاًلِغَضَبِ اللهِ عَلی الخَلقِ عَلَیهِ قَمیصُ رَسوُلِ اللهِ الَّذی کانَ عَلَیهِ یومَ اُحَدٍ وَ عِمامَتُهُ السِّحابُ وَ دِرعُ رَسوُلِ اللهِ السّابِغَةُ وَ سَیفُ رَسوُلِ اللهِ ذوُالفِقارِ. یجَرِّدُ السَّیفَ عَلی عاتِقِهِ ثَمانِیةَ اَشهُرٍ یقتُلُ هَرَجاً » (بحارالانوار، ج 52، ص361).
2) «وَ یسیرُ اِلَی البَصرَةِ حَتّی یشرِفَ عَلی بَحرِها وَ مَعَهُ التّابوُتُ وَ عَصا موُسی فَیَعْزِمُ عَلَیهِ فَیز فُرُ فِی البَصرَةِ زَفرَةً فَتَصیرُ بَحْراً لُجِیاً لا یبقی فیها غَیرُ مَسجِدِها کَجُؤجُؤِ السَّفینَةِ عَلی ظَهرِ الماءِ» (بحارالانوار، ج 53، ص 85).
قائم به قدس برمیگردد و چند روزی با مردم نماز میخواند. چون روز جمعه فرا رسید و نماز برپا شد (عیسی) با 70 هزار فرشته فرود میآید در حالی که مهدی علیه السلام عمامۀ سبزی بر سر دارد و شمشیرش را حمایل کرده و اسلحه به دست دارد و بر روی اسبی سوار است. منادی ندا میکند، ای مسلمانان حق آمد و باطل رفت.(1)
مهدی به تنهایی ظاهر میشود و به سوی خانۀ خدا میآید و وارد خانه کعبه میشود و آن روز را به تنهایی به شب میرساند. وقتی که چشمها به خواب رفتند و شب همه جا را فرا گرفت، جبرئیل و
1) (الزام الناصب، ص 229). «یعوُدُ القائِمُ اِلَی القُدسِ وَ یصَلّی بِالنّاسِ اِماماً حَتّی اِذاکانَ یومَ الجُمعَةِ وَ اُقیمَتِ الصَّلوةُ ینزِلُ وَ مَعَهُ سَبعوُنَ اَلفامِنَ المَلائِکَةِ وَ هُوَ خَضراءُ مُتَقَلِّدٌ بِسَیفٍ عَلی فَرَسٍ وَ بِیدِهِ حَربَةٌ. فَاِذا نَزَلَ اِلَی الاَرضِ نادی مُنادٍ: یا مَعاشِرَ المُسلِمینَ جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ» (بحارالانوار، ج 53، ص 85).
میکائیل و فرشتگان گروه گروه نازل میشوند. جبرئیل عرض میکند: ای مولای من، سخنت پذیرفته و فرمانت مُطاع است. پس حضرت دست بر صورت میکشد و میفرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنْ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ». پس بین رکن و مقام میایستد و فریاد میزند که: ای گروه نقبا و خاصبان من، و ای کسانی که خداوند شما را برای یاری من ذخیره کرده، با رغبت به سوی من آئید. فریاد حضرت به آنها میرسد در حالی که برخی در محراب عبادت و برخی در بستر استراحت در شرق و غرب جهان هستند. همه آن صدا را میشنوند و او را اجابت نموده و به سمت مکه حرکت میکنند و به اندازۀ یک چشم به هم زدن خود را بین رکن و مقام و محضر آن حضرت میبینند. پس خداوند دستور میدهد که نوری از زمین به آسمان به صورت ستون برخیزد. پس همۀ مؤمنان روی زمین از آن نور روشنایی کسب میکنند و نور به درون
خانههایشان وارد میشود. پس بسیار خوشحال میشوند، ولی نمیدانند که قائم، ظهور کرده است. ولی صبح هنگام، خود را در حضور آن حضرت مییابند در حالی که به عدد اصحاب پیامبر در روز بدر 313 نفر هستند.(1)
هر بیماری از عقیدهمندان و شیعیان
1) «یا مُفَضَّلُ، یظهَرُ وَحدَهُ وَ یأتِی البَیتَ وَحدَهُ وَ یلِجُ البَیتَ وَحدَهُ وَ یجِنُّ عَلَیهِ اللَّیلُ وَحدَهُ. فَاِذا نامَتِ العُیوُنُ وَ غَسِقَ اللَّیلُ نَزَلَ اِلَیهِ جِبرَئیلُ وَ میکائیلُ عَلَیهِما السّلامُ وَ المَلائِکَةُ صُفوُفاً. فَیقوُلُ لَهُ جِبرَئیلُ: یا سَیدی، قَولُکُ مَقبوُلٌ وَ اَمرُکَ جایزٌ. فَیمسَحُ یدَهُ عَلی وَجهِهِ وَ یقوُلُ: اَلحَمدُللهِ الَّذی صَدَقَنا وَعدَهُ وَ اَورَثنَا الاَرضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الجَنَّةِ حَیثُ نَشاءُ فَنِعمَ اَجرُ العامِلینَ. یقِفُ بَینَ الرُّکنِ وَ المَقامِ فَیصرُخُ صَرخَةً فَیقوُلُ: یا مَعشَر نُقَبائی وَ اَهلَ خاصَّتی وَ مَنِ ادَّخَّرَهُمُ اللهُ لِنٌصرتَی قَبلَ ظُهُوری عَلی وَجهِ الاَرضِ، اِئتُونی طائِعینَ فَترُدُّ صَیحَتُهُ عَلَیهِم وَ هُم عَلی مَحاریبِهِم وَ عَلی فُرُشِهِم فی شَرقِ الاَرضِ وَ غَربِها فَیسمَعوُنَهُ فی صَیحَةٍ واحِدَةٍ فی اُذُنِ کُلِّ رَجُلٍ، فَیجیبوُنَ نَحوَها وَ لایمضَ لَهُم اِلّا کَلَمحَةِ بَصَرٍ حَتّی یکوُنَ کُلُّهُم بَینَ یدَیهِ بَینَ الرُّکَنِ وَ المَقامِ. فَیأمُرُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ النّوُرَ فَیصیرُ عَموُداً مِنَ الاَرضِ اِلَی السَّماءِ فَیستَضیئُی بِهِ کُلُّ مُؤمِنٍ عَلی وَجهِ الاَرضِ وَ یدخُلُ عَلَیهِ نوُرٌ مِن جَوفِ بَیتِهِ. فَتَفرَحُ نُفوُسُ المُؤمِنینَ بِذلِکَ النُّورِ وَ هُم لایعلَموُنَ بِظُهوُرِ قائِمِنا اَهلَ البَیتِ ثُمَّ یصبَحوِنَ وُقوُفاً بَینَ یدَیهِ وَ هُم ثَلاثُمِأَةٍ وَ ثَلاثُ عَشَرَ رَجُلاً بِعِدَّةِ اَصحابِ رَسوُلِ اللهِ فی یومِ بَدرٍ» (بحارالانوار، ج 13، ص 102.
حضرت مهدی برطرف شده و با این علامت میفهمند که حضرت ظهور کرده، پس به سوی مکه برای یاری او میشتابند و برای آنها طی الارض حاصل میشود و هر کار دشواری در مقابل آنها آسان و هموار میگردد.(1)
برخی از شما صبح از خواب بیدار میشود و میبیند که زیر سر او کاغذی است که در آن نوشته شده است «طاعة معروفة»(2)
از شر عرب بر حذر باش که راجع به آنها یک خبر ناگوار است و آن این که هیچ یک از آنها همراه حضرت قائم خارج نمیشود.(3)
1) «وَ تَزوُلُ کُلُّ عاهَةٍ عَن مُعتَقِدی الحَقِّ مِن شیعَةِ المَهدِی فَیعرِفوُنَ عَِندَ ذلِکَ ظُهُورَهُ بِمِکَّةِ فَیتَوَجَّهوُنَ لِنُصرَتِهِ تُطوی لَهُمُ الاَرضُ وَ یذَلَّلُ کُلُّ صَعبٍ» (المحجة البیضاء، ج 4، ص 343).
2) «یصبَحُ اَحَدُکُم وَ تَحتَ رَأسِهِ صَحیفَةٌ عَلَیها مَکتُوبٌ «طاعَةٌ مَعرّوفَةٌ» (بحارالانوار، ج 52، ص 305).
3) «اِتَّقِ شَرَّ العَرَبِ فَاِنَّ لَهُم خَبَرُ سوُءٌ اَما اِنَّهُ لایخرُجُ مَعَ القائِمِ مِنهُم اَحَدٌ» اختصاص، ص 325). منظور این است که از 313 نفر کسی از عرب نیست وگرنه طبق برخی روایات هزاران هزار از مصر و شام و حجاز همراه حضرت هستند.
خوشا به حال طالقان که در آن گنجهایی نه از طلا و نقره، بلکه از مردانی است که خدا را به طور شایسته و بایسته شناختهاند و آنان اصحاب حضرت مهدی در آخرالزمان هستند.(1)
وقتی که قائم قیام میکند شمشیرهایی از آسمان فرود میآیند که روی هر کدام اسم یک نفر و پدرش نوشته شده است.(2)
… یاران قائم طوری با همدیگر برخورد و ملاقات میکنند که گویا از یک پدر و مادر به دنیا آمدهاند و صبح از خانه بیرون آمده و پراکنده شده و شب به خانه برگشته و با یکدیگر تجمع میکنند.(3)
چون قائم ظاهر شود برخی از آنانکه
1) «وَیحاً لِلطّالِقانِ، فَاِنَّ للهِ فیها کُنوُزاً لَیسَت مِن ذِهَبٍ وَ لافِضَّةٍ وَ لکِن بِها رِجالٌ عَرَفُوا اللهَ حَقَّ مَعرِفَتِهِ وَ هُم اَنصارُ المَهدِی فی آخِرِ الزَّمانِ» (بحارالانوار، ج 51، ص 87).
2) «اِذا قامَ القائِمُ نَزَلَتْ سُیوفُ القِتالِ عَلی کُلِّ سَیفٍ اِسمُ الرَّجُلِ وَ اِسمُ اَبیهِ» (غیبت نعمانی، ص 128).
3) « … فَیلقی اَصحابُهُ بَعضُهُم بَعضاً کَاَبناءِ اَبٍ واحِدٍ وَ اُمٍّ واحِدَةٍ اِفتَرَقُوا غَداةً وَ اجتَمَعُوا عَشِیةً» (الملاحم و الفتن، ص 169).
ظاهراً تا آن روز از تابعان آن حضرت محسوب میشوند از فرمان او خارج شده و امثال ماه پرستان و خورشید پرستان به آن حضرت گرایش پیدا میکنند.(1)
… سپس آنقدر دشمنان خدا را میکشد تا خداوند راضی شود. وقتی میفهمد که خدا از مقدار کشته شدن دشمنان راضی شده که در قلب خویش احساس شفقت و ترحمی بکند.(2)
1) «اِذا خَرَجَ القائِمُ خَرَجَ مِن هذَا الاَمرِ مَن کانَ یری اَنَّهُ مِن اَهلِهِ وَ دَخَلَ فیهِ شِبهُ عَبَدَةِ الشَّمسِ وَ القَمَرِ» (بحارالانوار، ج 52، ص 364). مراد آن است که کسانی که به دنبال حقیقت هستند، ولی در عصر غیبت از باب اشتباه در مصداق، اجرام آسمانی را میپرستند وقتی که خورشید حقیقت ظاهر میشود قطعاً به آن روی میآورند و دلیلی برای انکار آنها وجود ندارد و کسانی که امروز در پی تأمین خواستههای خود هستند و طرفداری از امام زمان مشکلی برای آنها ایجاد نمیکند به ظاهر هواداری میکنند، ولی آن روز کنار میکشند.
2) «ثَمَّ لایزالُ یقتُلُ اَعداءَاللهِ حَتّی یرضَی اللهُ وَ یعلَمُ رِضَی اللهِ تَعالی عَنْهُ فی ذلِکَ حینَ یحِسُّ الرَّحمَةَ بَقَلبِهِ» (بحارالانوار، ج 51، ص 218).
آیۀ «وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَکرْهًا» دربارۀ حضرت مهدی نازل شده که چون ظهور کند اسلام را به کافران و مرتدّان در سراسر جهان، عرضه میکند. هر کس که از روی میل و رغبت اسلام را پذیرفت او را به نماز و زکات و سایر واجبات اسلام موظف میگرداند و اگر کسی اسلام را نپذیرفت گردنش را میزند تا در سراسر گیتی جز موحدان کسی باقی نماند.
راوی میگوید: عرض کردم جانم به فدایت، تعداد کافران و غیر موحدان خیلی زیادتر از این است. فرمود: چون خداوند اراده کند زیاد را کم و کم را زیاد کند.(1)
1) «اُنزِلَت «وَ لَهُ اَسلَمَ … » فی حَقِّ القائِمِ اِذا خَرَجَ فی اَهلِ الرِّدَّةِ وَ الکُفّارِ فی شَرقِ الاَرضِ وَ غَربِها فَعَرَضَ عَلَیهِ وَ مَن لَم یسلِم ضَرَبَ عُنُقَهُ حَتّی لایبقی فِی المَشارِقِ وَ المَغارِبِ اَحَدٌ اِلّا وَحَّدَ الله. قالَ: جُعِلتُ فِداکَ. اِنَّ الخَلقَ اَکثَرُ مِن ذلِکَ. فَقالَ: اِنَّ اللهَ اَذا اَرادَ قَلَّلَ الکَثیرَ وَ کَثَّرَ القَلیلَ» (بحارالانوار، ج 52، ص 238).
من وارد مکه و سپس مسجدالحرام میشوم. مردم میگویند: برای ما امامی انتخاب کنید. گفتگو طولانی میشود تا این که یک نفر از آنان به چهرۀ من مینگرد و میگوید: ای مردم، این مهدی است. نگاه کنید. آنگاه مردم دست مرا میگیرند و در میان رکن و مقام نگه داشته و پس از دوران غیبت که از من ناامید شده بودند با من بیعت میکنند.(1)
وقتی که آن مرد چینی گم شود. من بین صفا و مروه با 313 نفر ظاهر میشوم. به کوفه میآیم و مسجد آن را ویران ساخته و مثل روز اول آن را میسازم و ساختمانهای اطراف آن را که متعلق به ستمگران است ویران میکنم. و حَجَّة الاسلام به جا میآورم و سپس به یثرب میآیم. منادی
1) «وَ آتی مَکَّةَ فَاَکوُنُ فِی المَسجِدِ الحَرامِ فَیقوُلُ النّاسُ: اِنصَبوُا لَنا اِماماً … وَ یکثُرُ الکَلامُ حَتّی یقوُلَ رَجُلٌ مِنَ النّاسِ ینظُرُ فی وَجهی: یا مَعشَرَ النّاسِ هذا هُوَ المَهدِی اُنظُرُوا اِلَیهِ … » (بحارالانوار، ج 51، ص 320).
فتنه از آسمان ندا میکند: ای آسمان فرو ریز و ای زمین فرو ببر. پس در این روز بر روی زمین هیچ کس جز مؤمنی که قلب او برای ایمان خالص شده باقی نمیماند.(1)
1) «اِنَّهُ اِذا فُقِدَ الصّینی … فَاَخرُجُ بَینَ الصَّفا وَ المَروَةِ فِی ثَلاثِمِأَةٍ وَ ثَلاثَةِ عَشَرَ. فَاَجئُ اِلَی الکوُفَةِ فَاُهدِمُ مَسجِدَها وَ اَبنیهِ عَلی بَنائِهِ الاَوَّلِ. وَ اُهدِمُ حَولَهُ مِن بَناءِ الجَبا بِرَةِ وَاَحُجُّ حَجَّةَ الاِسلامٍ واَجِئُ اِلی یثرِبَ فَینادی مُنادِی الفِتنَةِ مِنَ السَّماءِ، یا سَماءُ اِنبِذی. وَ یا اَرضُ خُذی … فَیومَئِذٍ لایبقی عَلی وَجهِ الاَرضِ اِلاّ مُؤمِنٌ قَد اُخلِصَ قَلبُهُ لِلایمانِ» (بحارالانوار، ج 43، ص 104).
تفاوت بین شرائط و نشانههای ظهور
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نشانههای ظهور
امام علی علیه السلام و نشانههای ظهور
امام حسین علیه السلام و نشانههای ظهور
امام سجاد علیه السلام و نشانههای ظهور
امام باقر علیه السلام و نشانههای ظهور
امام صادق علیه السلام و نشانههای ظهور
امام کاظم علیه السلام و نشانههای ظهور
امام رضا علیه السلام و نشانههای ظهور
امام مهدی علیه السلام و نشانههای ظهور
فرق بین شرایط و نشانههای ظهور؛
نشانهها و شرایط ظهور:
اول: صیحه آسمانی در ماه مبارک رمضان؛
دوم: درگیری و جنگ در شوال و ذی قعده؛
سوم: قتل عام حجاج در ذی حجه؛
چهارم: شورش در محرم؛
پنجم: تفرقه در میان اهل شام؛
ششم: آبادی بیت المقدس و کشتارهای سهمگین در آن و فتح اسلامبول و خروج دجال؛
هفتم: فراوانی مرگهای ناگهانی و بیماریهایی از قبیل بواسیر و جذام؛
هشتم: طلوع ستارههای دنبالهدار از مشرق و نصب پل بغداد و کشته شدن مردمان فراوانی در کنار آن؛
نهم: زلزله در شام و هلاکت 100 هزار نفر و رحمت بودن آن برای مؤمنان و عذاب بودن برای کافران؛
دهم: پیدایش خسوف و مسخ شدن آوازهخوانان و میخوارگان به صورت خوک و میمون؛
یازدهم: ایجاد فاجعه بزرگی در سرزمین منا و کشته شدن افرادی فراوان؛
دوازدهم: کشته شدن مردی چهارشانه و دارای ریش انبوه در عراق؛
سیزدهم: هجوم ملخها به محصولات کشاورزی؛
چهاردهم: تعطیل شدن مساجد و بسته شدن راه حج و ویرانی و بمباران خراسان؛
پانزدهم: ظهور آتشی در آسمان و روشن شدن افقها به واسطه سرخی آسمان و خسوف در بغداد و بصره و خونریزی در بصره و تخریب خانههای آن و ترس و وحشت عمومی در عراق؛
شانزدهم: زلزله در خراسان و فاجعه در همدان و نزاع بر سر حکومت در یمن؛
هفدهم: کشته شدن و مردن دو سوم از مردم جهان و باقیماندن یک سوم از آنان؛
هجدهم: پیدایش آتشی در مشرق به مدت 3 یا 7 روز مانند بوتۀ زعفران؛
نوزدهم: سیل و باران در نجف و بلند شدن آتش از سنگ و گل در عربستان و سلطۀ تاتار بر بغداد؛
بیستم: خسوف در شب پنجم ماه و کسوف خورشید در روز پانزدهم ماه و به هم خوردن محاسبات منجمان؛
بیست و یکم: نزدیک شدن زمان؛
بیست و دوم: صاعقهها و باد زرد و صداهای وحشتناک آسمانی؛
بیست و سوم: خشک شدن برخی از دریاچهها و رودخانهها مثل نیل؛
بیست و چهارم: طغیان رود فرات و جاری شدن به منازل کوفه؛
بیست و پنجم: فراوانی باران و فاسد شدن میوهها بر روی درختان؛
بیست و ششم: پیدایش ستونی از آتش در طرف مشرق و لزوم ذخیرهسازی مواد غذایی به اندازۀ یک سال؛
بیست و هفتم: وحشت عرب از ستاره دنبالهدار؛
بیست و هشتم: مسخ شدن برخی از انسانها
جلو روی خانواده و فرزندان؛
بیست و نهم: پیدا شدن دستی در آسمان؛
سیام: جمع شدن خورشید و ماه و ستارگان؛
سی و یکم: حکومت گروههای منحرف در عراق و کمبودی ارزاق در آن کشور و هلاکت یکی از طاغوتیان.
چه بسا گمان شود که بین شرایط و نشانههای ظهور تفاوتی نیست، در حالی که تفاوتهای مهمی وجود دارد که عبارتند از:
حدوث علامت ممکن است.
نشانههای ظهور یک سلسله حوادثی هستند که نیازی به ارتباط بین ظهور و آن حوادث نیست در حالی که باید بین شرایط ظهور و خود ظهور حتماً یک رابطه سببی و مسببی واقعی خواه در ظرف وجود و خواه در ظرف نتیجه بعد از ظهور باشد.
لازم نیست که نشانهها حتماً در یک زمان جمع بشوند، بلکه ممکن است که یکی از آنها کنار رفته و نوبت به دیگری برسد، ولی شرایط ظهور باید همگی در خط پایان جمع گردند هر چند که تدریجاً شکل یافته باشند.
نشانههای یک حادثه استمراری ندارد گرچه دراز مدت باشد، ولی شرط و برخی از عوامل آن باقی میمانند تا همه جمع شده و ظهور صورت بگیرد.
علامات ظهور قبل از ظهور کاملاً پیدا شده و نابود میشوند، ولی شرایط تا ظهور یا اندکی قبل از ظهور به صورت کامل پیدا نمیشوند و لذا نمیتوانند نابود شوند، زیرا انفصال شرط از مشروط لازم میآید و این
امر به دلیل دخیل بودن در ظهور، مُحال است.
شرایط در نقشه الهی نقش اساسی در ظهور دارند، ولی نشانهها یک نوع آمادگی ذهنی برای استقبال از ظهور ایجاد میکنند.
علامات چون حوادث و پدیدهها هستند میتوان با دقت و بررسی به دست آورد که آیا حاصل شدهاند یا خیر، ولی شرایط چون تا ظهور یا اندکی قبل از ظهور باید استمرار داشته و شکل بگیرند، مثل شمارۀ معینی از مخلصین در رکاب آن حضرت، قابل شناسایی نیستند.
در ماه رمضان صیحهای شنیده میشود. در ماه شوال قبیلهها قصد درگیری پیدا میکنند و در ماه ذی قعده جنگ و خونریزی به پا میشود. در ماه ذی حجة حُجّاج قتل عام و غارت میشوند و در ماه محرم خونها جاری میشود. محرم و چه محرمی!؟ هرگز
قابل ادراک برای شما نیست. وای، وای مردم فراوانی در آن شورشهای محرم کشته میشوند. سپس منادی از آسمان ندا میکند که آگاه باشید که فلان، فرزند فلان، مهدی قائم آل محمد است. پس به سخنان او گوش فرا دهید و او را اطاعت کنید. این صدا صدای جبرئیل است که مردم را برای بیعت با او فرا میخواند. این صدا در صبح روز نجات بلند میشود.(1)
خداوند به سوی اهل شام کسی را میفرستد که موجب تفرقه آنها گردد به گونهای که اگر تعدادی روباه به آنها حمله کنند میتوانند آنها را از پا درآورند.(2)
1) «اِذا کانَتِ الصَّیحَةُ فی رَمَضانَ فَاِنَّها تَکوُنُ مَعمَعَةٌ فی شَوّالَ وَ تَمیرُ القَبائِلُ وَ تَتَحارَبُ فی ذِی القَعدَةِ وَ یسلَبُ الحاجُّ وَ تُسْفَکُ الدِّماءُ فی ذِی الحَجَّةِ وَ المُحَرَّمِ وَ مَاالمُحَرَّمُ؟ هَیهاتَ، هَیهاتَ یقتَلُ النّاسُ هَرَجاً هَرَجاً. ثُمَّ ینادی مُنادٍ مِنَ السَّماءِ اَلا اِنَّ فُلاناً مِن فُلانٍ هُوَ المَهدِی قائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسمَعوُا لَهُ وَ اَطیعوُا وَ ذلِکَ الصَّوتُ صَوتُ جِبرائیلُ حینَ یدعُو لِلبَیعَةِ فی صَبیحَةِ یومِ الخَلاصِ» (بحارالانوار، ج 51، ص 81).
2) «یرسِلُ اللهُ عَلی اَهلِ الشّامِ مَن یفَرِّقُ جَماعَتَهُم حَتّی لَوقاتَلَهُمُ الثَّعالِبُ لَقَتَلَتهُم) منظور از شام جنوب ترکیه تا جنوب لبنان است و شامل چند کشور کنونی میباشد که در آن عصر به آن شامات نیز میگفتند. (منتخب الاثر، ص 482).
آبادی بیت المقدس و خرابی مدینه کشتارهایی سهمگین را به دنبال دارد و سپس قسطنطنیه فتح خواهد شد و به دنبال آن دجال خروج خواهد کرد.(1)
بواسیر و مرگ ناگهانی و جذام فراوان میشود.(2)
هنگامی که پل در زمین آن زده شد و ستارههای دنبالهدار از سمت مشرق طلوع کرد، در کنار آن پل مردم زیادی دسته دسته کشته میشوند.(3)
1) «اِنَّ عِمرانَ بَیتِ المُقدِسِ خَرابُ یثرِبَ وَ خَرابُ یثرِبَ خُروُجُ المَلحَمَةِ وَ خُروُجُ المَلحَمَةِ فَتحُ القُسطَنطَنِیةِ وَ فَتحُ القُسطَنطَنِیةِ خُروُجُ الدَّجّالِ» (یوم الخلاص، ج 2، ص 820). اسرائیلیهای غاصب پس از آتش زدن مسجد الاقصی به تعمیر آن پرداختند و شاید عمران بیت المقدس به همین معنا باشد.
2) «تَکْثُرُ البَواسیرُ وَ مَوتُ الفُجْأَةِ وَ الجُذامُ» (بحارالانوار، ج 52، ص 369).
3) «اِذا عُقِدَ الجِسرُ بِاَرضِها وَ طَلَعَتِ النُّجوُمُ ذاتُ الذَّوائِبِ مِنَ المَشرِقِ هُنالَکَ تُقتَلُ عَلی جِسرِها کَتائِبُ» (المحجة البیضاء، ج 4، ص 343).
زمینلرزهای در شام اتفاق میافتد که 100 هزار نفر بر اثر آن هلاک خواهند شد. این زلزله رحمت برای مؤمنان و عذاب برای کافران است.(1)
در میان امت اسلامی خسف و قذف رخ میدهد. گروهی از آوازخوانان و مشروب خواران در حال خوانندگی و میگساری به صورت خوک و میمون در میآیند.(2)
در ماه رمضان بانگی شنیده میشود، آتش جنگی در ماه شوال برافروخته میگردد، قبیلهها در ماه ذی الحجة به جنگ میپردازند و نشانۀ آن این است که حاجیان را غارت کنند و در منا فاجعۀ بزرگ رخ میدهد و افراد فراوانی کشته میشوند و
1) «ثُمَّ رَجفَةٌ بِالشّامِ یهلَکُ فیها مِأَةُ اَلفِ یجعَلُهَا اللهُ رَحمَةً لِلمُؤمِنینَ وَ عَذاباً عَلَی الکافِرینَ» (غیبت شیخ طوسی، ص 277).
2) «یکوُنُ فی هذِهِ الاُمَّةِ خَسفٌ وَ قَذفٌ فی مُتَّخِذی القَیناتِ وَ شارِبِی الخُموُرِ … بَیناهُم فی شَرابٍ وَ خَمرٍ وَ ضَربِ مَعازِفَ حَتّی یرسِلَ اللهُ عَلَیهِم فَیغدُونَ قِرَدَةً وَ خَنازیرَ» (ارشاد مفید، ص 338).
خونها بر روی جمرات جاری میشود.(1)
وقتی که حاکم عراق، مردی چهارشانه را که دارای ریشی انبوه و دندانهایی براق است بکشد، وای به حال پیروان عراقی گمراه آن حاکم.(2)
ملخهایی در فصل خود و غیر فصل خود ظاهر میشوند و به مزارع و محصولات کشاورزی هجوم میبرند و محصولات نیز کم میشوند.(3)
ظهور حضرت مهدی علامتهایی دارد؛ اول محاصره کوفه به واسطۀ کمینگاهها و
1) «سَیکوُنُ فی رَمَضانَ صَوتٌ وَ فی شَوّالَ مَعمَعَةٌ وَ فی ذِی الحَجَّةِ تَحارُبُ القَبائِلِ. وَ عَلامَتُهُ اَن ینهَبَ الْحاجُّ وَ تَکوُنَ مَلحَمَةُ مِنی وَ تَکثُرُ فیهَا القَتلی وَ تَسیلُ فیهَا الدِّماءُ حَتّی تَسیلَ دِماءُ هُم عَلَی الجَمَرَةِ» (الملاحم و الفتن، ص 33).
2) «فَاِذا قَتَلَ الخَلیفَةُ فِی العِراقِ الرَّجُلَ المَزْبوُعَ القامَةَ وَ الکَثَّ اللِّحَّیةَ البَرّاقَ الثَّنایا فَوَیلٌ لِلعِراقِ مِن اَتباعِهِ المِراقِ» (یوم (الخلاص، ج 2، ص 898).
3) (الزام الناصب، ص 185. «وَجَرادٌ یظهَرُ فی اَوانِهِ وَ فی غَیرِ اَوانِهِ حَتّی یأتِی عَلَی الزَّرعِ وَ الغَلّاتِ وَ قِلَّةِ رنج ما یزرَعُهُ الاِنْسانُ»
کانالها است.(1)
برای ظهور حضرت مهدی علامتهای ده گانه است که عبارتند از: 1- باز شدن کوچههای بن بست کوفه؛ 2- تعطیل شدن مساجد؛ 3- بسته شدن راه حج؛ 4- ویرانی و بمباران خراسان؛ 5- طلوع ستارۀ دنبالهدار؛ 6- تراکم ستارگان؛ 7- فتنه و فساد؛ 8- سرگردانی و تحیر؛ 9- کشتار و قتل؛ 10- غارت اموال… .(2)
مردم قبل از قیام قائم به وسیله چند حادثه از گناهان خود بیم داده میشوند: 1- آتشی که در آسمان ظاهر میشود؛ 2- سرخی که در آسمان افقها را روشن میکند؛ 3- خسوفی که در بغداد پدید میآید؛ 4- خسوفی که در بصره رخ میدهد؛ 5-
1) «وَ لِذلِکَ آیاتٌ اَوَّلُهُم اِحصارُ الکوُفَةِ بِالرَّصَدِ وَ الخَندَقِ» (الزام الناصب، ص 176).
2) «وَ اِنَّ لِخُروُجِهِ لَعَلاماتٍ عَشراً. اَوَّلُها: تَخریقُ الزَّوایا فی سِکَکِ الکُوفَةِ وَ تَعطیلُ المَساجِدِ وَ انقِطاعُ الحاجِّ وَ خَسفٌ وَ قَذفٌ بِخُراسانَ وَ طُلوُعُ الکَوکَبِ الْمُذَنَّبِ وَ اقتِرانُ النُّجوُمِ وَ هَرَجٌ وَ مَرَجٌ وَ قَتلٌ وَ نَهبٌ … » (الزام الناصب، ص 27).
خونهایی که در بصره ریخته میشود؛ 6- تخریب خانههای بصره و هلاکت اهل آن؛ 7- ترس و وحشت عمومی که در همه عراق پدید آمده و موجب سلب آرامش و آسایش از مردم میگردد.(1)
چون در خراسان زلزله شود و در همدان فاجعه رخ دهد و در عراق حوادث تکان دهنده پدید آید و اختلافات سراسر شام را فرا گیرد و اهل یمن بر سر حکومت دعوا و نزاع کنند.(2)
مهدی قیام نمیکند تا وقتی که یک سوم مردم کشته شوند و یک سوم مردم هم بمیرند و فقط یک سوم مردم جهان باقی
1) «یزجَرُ النّاسُ قَبلَ قِیامِ القائِمِ عَن مَعاصیهِم بِنارٍ تَظهَرُ فِی السَّماءِ وَ بِحُمرَةٍ تُجَلِّلُ آفاقَها وَ خَسفٍ بِبَغدادَ وَ خَسفِ بِالبَصرَةِ وَ دِماءٍ تُسْفَکُ فیها وَ خَرابِ دوُرِها وَ فَناءٍ یقَعُ فی اَهلِها وَ شُموُلِ اَهلِ العِراقِ خَوفٌ لایکوُنُ مَعَهُ اَمنٌ» (ارشاد شیخ مفید، ص 340).
2) «اِذا ظَهَرَت بِخُراسانَ الزِّلزالُ وَ نَزَلَت بَهَمَدانَ النَّوازِلُ فَرَجَفَتِ الاَراجِفُ بِالعِراقِ وَ شَمِلَ الشّامَ الخَلافُ وَ اخَتلَفَت اَهلُ الیمَنِ عَلَی المُلکِ … » (الزام الناصب، ص 204).
بمانند.(1)
هنگامی که سه یا هفت روز در مشرق آتشی دیدید انتظار فرج آل محمد را به خواست خداوند داشته باشید.(2)
منادی آسمانی به نام مهدی ندا میکند که همۀ اهل مشرق و مغرب آن ندا را میشنوند.(3)
هنگامی که نجف را سیل و باران فرا گرفته و در حجاز از سنگ و گل آتش بلند شود و تاتار بغداد را تحت سلطۀ خود در
1) «لایقوُمُ حَتّی یقتَلَ الثُلثُ وَ یموُتَ الثُلْثُ وَ یبْقَی الثُلثُ» (یوم الخلاص، ص 913). جالب آنکه میفرماید: کشته میشوند، نه اینکه امام زمان بکشد.
2) «اِذا رَأَیتُمُ النّارَ فِی المَشرِقِ ثَلاثَةُ اَیامٍ اَو سَبعَةً فَتَوَقَّعوُا فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ اِنشاءَ اللهُ» (المحجة البیضاء، ج 4، ص 343).
3) «ینادی مُنادٍ بِاسمِ المَهدِی فَیسمَعُ مَن بِالمَشرِقِ وَ مَن بِالمَغرِبِ» (غیبت نعمانی، ص 134).
آورد منتظِر ظهور قائم منتظَر باشید.(1)
هنگامی که در شرق آتشی دیدید که شبیه به یک بوتۀ بزرگ زعفران باشد و تمامی مردم آن را ببینند و 3 یا 7 روز این آتش پدیدار باشد، انتظار فرج آل محمد را داشته باشید.(2)
دو نشانه عجیب قبل از ظهور وجود دارد: 1- خسوف ماه در پنجم ماه. 2- کسوف خورشید در پانزدهم. و چنین خسوف و کسوفی از آغاز هبوط آدم به زمین رخ نداده است. آن زمان است که محاسبات اخترشناسان به هم میخورد.(3)
1) «اِذا مَلَأَ نَجَفَکُم السَّیلُ وَ المَطَرُ وَ ظَهَرَتِ النّارُ بِالحِجازِ فِی الاَحْجارِ وَ المَدَرِ وَ مَلَکَت بَغدادَ التَّتَرُ فَتَوَقَّعوُا ظُهُورَ القائِمِ المُنتَظَرِ» (الزام الناصب، ص 184).
2) «اِذا رَأَیتُم ناراً فِی المَشرِقِ یشبَهُ الهُردِی العَظیمِ یراها اَهلُ الاَرضِ تَقَعُ ثَلاثَةَ اَیامٍ اَو سَبعَةَ اَیامٍ فَتَوَقَّعوُا فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ» (بحارالانوار، ج 52، ص 230).
3) «شارِتانِ بَینَ یدَی هذَا الاَمرِ خُسوُفُ القَمَرِ بِخَمسٍ وَ کُسوُفُ الشَّمسِ بِخَمسَةِ عَشَرَ. لَم یکُن ذلِکَ مُنذُ هُبوُطِ آدَمَ اِلَی الاَرضِ. فَعِندَ ذلِکَ یسقُطُ حِسابُ المُنَجِّمینَ» (ارشاد مفید، ص 339).
از علامتهای ظهور آن حضرت، نزدیک شدن زمان است.(1)
اولین نشانه، صاعقهها و سپس باد زرد و سپس بادی پی در پی و سپس بانگ وحشتناک آسمانی است که عدۀ زیادی به وسیلۀ آن از بین میروند.(2)
آب دریاچه طبریه (فلسطین) خشک شده و درختان خرما بیحاصل گشته و آب چشمه زعر ـ که در طرف قبلۀ شام قرار دارد ـ کاهش پیدا میکند.(3)
1) «وَ مِن آیاتِ ظُهوُرِهِ اَن یتَقارَبَ الزَّمانُ» (مسند احمد بن حنبل، ج 2، ص 530. شاید منظور انجام کارها در زمانی کوتاه، به خاطر اختراع وسائل مدرن و پیشرفته باشد.
2) «وَ اَوَّلُ الآیاتِ اَلصَّواعِقُ ثُمَّ الریحُ الصَّفراءُ ثُمَّ ریحٌ دائِمٌ وَ صَوتٌ مِنَ السَّماءِ یموُتُ بِهِ خَلقٌ کَبیرٌ» ؛ (یوم الخلاص مترجم، ج 2، ص 825).
3) «یجُفُّ ماءُ بُحَیرَةِ طَبَرِیا وَ یتَوَقَّفُ النَخیلُ عَنِ الثَّمَرِ وَ تَنصَبُ عَینُ زَعرِ الواقِعَةِ فِی الجانِبِ القِبلِی مِنَ الشّامِ » (الزام الناصب، ص 261).
رودخانهها خشک میشوند و قحطی و گرانی سه سال سایۀ خود را بر سر مردم میافکند.(1)
مردم مصر را دشمن بیرون نمیکند؛ بلکه این رود نیل است که آنها را بیرون میکند، چرا که نیل میخشکد و حتی یک قطره آب باقی نمیماند و محل آن به صورت تپهای از شن در میآید.(2)
رود فرات طغیان کرده و به کوچههای کوفه وارد میشود و در مقابل کرخ در بغداد پلی میزنند.(3)
قبل از ظهور حضرت، سال فراوانی نعمت و پربارانی است، ولی میوهها و خرما روی درخت فاسد میشوند. در وقوع این امر
1) «یکوُنُ جُفافُ الاَنهارٍ … وَ یقَعُ القَحطُ وَ الغَلاءُ ثَلاثَ سِنینَ» (یوم الخلاص، ج، ص 826).
2) «لایُخرُجُ اَهلَ مِصرَ مِن مِصرِهِم عَدُوٌّ لَهُم وَ لکِن یُخرِجُهُم نیلُهُم هذا یغُورُ فَلا تَبقی مِنهُ قَطرَةٌ حَتّی یکوُنَ فیهِ الکِثبانِ مِنَ الرَّملِ» (یوم الخلاص، ج، ص 826) .
3) «وَ ینبَثِقُ الفُراتُ حَتّی یدخُلَ اَزِقَّةَ الکوُفَةِ … وَ عُقِدَ الجِسرُ مِمّایلِی الکَرخَ بِمَدینَةِ بَغدادَ» (المحجة البیضاء، ج 4، ص 343).
تردید نکنید…(1)
سالی که مهدی ظاهر میشود 24 باران میبارد که همه جا آثار خیر و برکت آن دیده میشود.(2)
وقتی که آتش در سرزمین حجاز به پا گشته و آب در نجف سرازیر گردد، انتظار ظهور حضرت مهدی را داشته باشید.(3)
ستونی از آتش در طرف مشرق در آسمان پدید میآید که تمامی مردم روی زمین آن را میبینند. هر کس آن زمان را درک کند باید به اندازه یک سال مواد
1) «اِنَّ قُدّامَ القائِمِ لَسَنَةٌ غیداقَةٌ کَثیرَةُ المَطَرِ تَفسُدُ فیهَا الثِمارُ وَ التَّمرُ فِی النَّخلِ فَلا تشُکّوُا فی ذلِکَ» (ارشاد مفید، ص 340).
2) «اَلسَّنَةُ الَّتی یقوُمُ فیهَا المَهدِی تُمْطَرُ اَربَعاً وَ عَشرینَ مَطَرَةً یری اَثَرُها وَ بَرَکَتُها» (المحجة البیضاء، ج 1، ص 343).
3) «اِذا وَقَعَتِ النّارُ فی حِجازِکُم وَ جَرَی الماءُ بَنَجَفِکُم فَتَوَقَّعوُا ظُهوُرَهُ» (الزام الناصب، ص 178) چه بسا مراد امام از پیدایش اتش، پیدایش نفت در سرزمین حجاز باشد که نفت خیزترین منطقۀ جهان است.
غذایی برای خانوادهاش ذخیره کند.(1)
طلوع ستاره دنبالهدار عرب را به وحشت میاندازد و آن ستارهای است که در مشرق ظاهر شده و مانند ماه میدرخشد و سپس دنبالهاش برگشته و گویا دو سرش به هم دیگر رسیده است. آنگاه سرخی در آسمان پدید میآید و تمام آسمان را فرا میگیرد.(2)
چه ذلت و خواری از این بالاتر که شخصی در میان خانه و خانوادهاش در کنار سفره نشسته باشد و ناگهان خانوادهاش گریبان چاک کنند و ناله سر دهند. و وقتی که مردم میپرسند چه شده است؟ جواب دهند: این فلانی است که همین الان مسخ شد.(3)
1) «عَموُدُ نارٍ یطلَعُ مِن قِبَلِ المَشرِقِ فی السَّماءِ یراها اَهلُ الاَرضِ فَمَن اَدرَکَ ذلِکَ فَلیعِدَّ لِاَهلِهِ طَعامُ سَنَةٍ» (یوم الخلاص، ج 2، ص 839).
2) «طُلوُعُ الکَوکَبِ المُذَنَّبِ یفزِعُ العَرَبِ، وَ هُوَ نَجمٌ بِالمَشرِقِ یضیئُ کَما یضیئی القَمَرُ ثُمَّ ینعَطِفُ حَتّی یکادَ یلتَقی طَرَفاهُ وَ تَظهَرُ حُمرَةٌ فِی السَّماءِ وَ تَنشُرُ فی آفاقِها» (المحجة البیضاء، ج 4، ص 343).
3) «اَی خِزی اَشَدُّ مِن اَن یکوُنَ الرَّجُلُ فی بَیتِهِ وَ اَصحابِهِ وَ عَلی خَوانِهِ وَسَطَ عِیالِهِ اِذ شَقَّ اَهلُهُ الجُیوُبَ عَلَیهِ وَ صَرَخوُا فَیقوُلُ النّاسُ: ما هذا؟ فَیقالُ: مُسِخَ فُلانٌ اَلسّاعَةَ … » (بحارالانوار، ج 52 ص 241).
هرگاه عدد تعیین شده به حد نصاب رسید و سیصد و دو و چند نفر پیدا شدند آنچه که میخواهید (ظهور حضرت مهدی علیه السلام ) حاصل خواهد شد.(1)
فتنههای فراوان در جهان پدیدار شده و در میان دشمنان حق و حقیقت مسخ زیاد اتفاق میافتد.(2)
گروهی از اهل بدعت مسخ شده و به صورت میمون و خوک در میآیند.(3)
دستی از آسمان ظاهر میشود و به سوی
1) «اَما لَو کَمُلَتِ العِدَّةُ المَوصوُفَةُ. ثَلاثَمِأَةٍ وَ بِضعَةَ عَشَرَ کانَ الَّذی تُریدوُنَ» (غیبت نعمانی، ص 108).
2) «تَکثُرُ الفِتَنُ فِی آفاقِ الاَرْضِ وَ المَسخُ فی اَعْداءِ الْحَقِّ» (ارشاد مفید، ص 338).
3) (الزام الناصب، ص 185. «وَ مَسْخٌ لِقَومٍ مِن اَهلِ البِدَعِ حَتّی یصیروُا قِرَدَةً وَ خَنازیرَ» (ارشاد مفید، ص 338).
او اشاره میکند که این است، این است.(1)
قبل از ظهور حضرت مهدی قتل بیوح صورت میپذیرد. عرض شد که منظور از بیوح چیست؟ فرمود: جنگ مستمری که تنور آن سرد نشود.(2)
علامت ظهور من فراوانی هرج و مرج و آشوب و فتنههاست.(3)
وقتی که میان شما و راه کعبه مانع شوند من ظهور میکنم.(4)
خورشید و ماه جمع شده و ستارگان و سیاراتی دور آنها حلقه میزنند.(5)
1) «یظهَرُ کَفٌّ مِنَ السَّماءِ تُشیرُ هذا هذا» (غیبت نعمانی، ص133).
2) «قَبلَ هذَا الاَمرِ قَتلُ بُیوُحٍ. قیلَ: وَ مَا البُیوُحُ؟ قالَ: دائِمٌ لایفتَرُ» (بحارالانوار، ج 52، ص 182).
3) «عَلامَةُ ظُهوُرِ اَمری کَثرُةٌ الهَرَجِ وَ المَرَجِ وَ الفِتَنِِ» (بحارالانوار، ج 51، ص 320).
4) «اِذا حیلَ بَینَکُم وَ بَینَ سَبیلِ الکَعبَةِ … » (بحارالانوار، ج 52، ص 12).
5) «وَاجتُمِعَ الشَّمسُ وَ القَمَرُ وَ استَدارَتْ بِهِما الکَواکِبُ وَ النُّجوُمُ» (الزام الناصب، ص 108).
به زودی نشانهای بزرگ در آسمان ظاهر میشود و آنگاه نشانهای بزرگ در زمین آشکار میگردد. و در مشرق حوادثی پدید میآید که موجب تأثر و اضطراب میگردد. پس گروههای منحرف بر عراق مسلط میشوند و با اعمال زشت خود موجب کمبود ارزاق در عراق میگردند. سپس با هلاکت طاغوتی از طاغوتیان این فاجعه برطرف میشود و نیکوکاران از هلاکت او شاد میشوند…
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و روزگار قبل از ظهور
امام علی علیه السلام و روزگار قبل از ظهور
امام باقر علیه السلام و روزگار قبل از ظهور
امام صادق علیه السلام و روزگار قبل از ظهور
امام رضا علیه السلام و روزگار قبل از ظهور
دشوار بودن دینداری؛
انگیزههای سرمایهداران و فقیران و متوسطان از رفتن به حج؛
وارد شدن در مساجد و نخواندن نماز؛
آرایش مردان با طلا و حریر و پوست پلنگ؛
در آمدن مردان به صورت زنان و بالعکس؛
نوع آرایش زنان و برهنگی آنان در عین پوشش؛
کم شدن مردان؛
تجملگرایی زنان و خشونت آنها با مردان؛
گلچین شدن خوبان امت؛
کم شدن مال حلال و دوست واقعی و روش پسندیده؛
بیاعتمادی و نفاق؛
تهمت زدن فرزند به پدر و نفرین کردن پدر و مادر بر فرزند و خوشحال شدن از مرگ آنها؛
از بین رفتن انسانها به دست پدر و مادر و همسر و خویشان و بستگان؛
علنی شدن روابط جنسی؛
شکم پرستی؛
تأمین هزینههای زندگی از راه خود فروشی مردان و زنان؛
از بین رفتن جنگلها؛
حرف زدن جمادات؛
سرزنش مردان به خاطر حجاب همسر و دختر و خواهران خود؛
بینمازی امت مسلمان؛
انقلاب در آذربایجان؛
تقلب و کم فروشی؛
همجنس گرایی بین مردان و زنان؛
توصیفی از کاخهای تهران؛
قیام مردی از قم (امام خمینی)؛
عدم همکاری بین مردم.
برای امت من زمانی فرا میرسد که اگر کسی بخواهد دین خود را حفظ کند مانند کسی است که آتش در کف دست خود نگه میدارد.(1)
ثروتمندان برای سیاحت و متوسطین برای تجارت و فقیران برای ریا و تظاهر به حج میروند.(2)
فرد وارد مسجد میشود، ولی دو رکعت نماز در آن نمیخواند.(3)
مردان امت من با طلا خود را زینت نموده و حریر و دیبا پوشیده و از پوست پلنگ برای خود لباس تهیه میکنند. در چنین زمانی است که باران بسیار میبارد،
1) «یأتی عَلی اُمَّتی زَمانٌ الصّابِرُ مِنهُم عَلی دینِهِ کَالقابِضِ عَلَی الجُمَرِ» (الزام الناصب، ص 185).
2) «یحُجُّ اَغنِیاءُ اُمَّتی لِلنُزهَةِ وَ یحُجُّ اَواسِطُها لَلتَّجارَةِ وَ یحُجُّ فُقَرائُها لِلرّیاءِ وَ السُّمعَةِ» (الزام الناصب، ص 182).
3) «یمُرُّ الرَّجُلُ بِالمَسجِدِ فَلا یصَلّی فیهِ رَکعَتَینِ» (الملاحم و الفتن، ص 131).
ولی روئیدنیها و خیر و برکت کم و زلزله فراوان میشود.(1)
مردان خود را به صورت زنان و زنان خود را به صورت مردان در میآورند.(2)
زنانشان در عین لباس پوشیدن برهنه هستند و بر سرشان چیزی مانند کوهان شتر لاغر است. این زنها بوی بهشت را استشمام نمیکنند. پس آنها را لعنت کنید که از رحمت خدا به دورند.(3)
قیامت به پا نمیشود (آخرالزمان فرا نمیرسد) مگر هنگامی که لباسهایی بسازند که زنها وقتی آنها را میپوشند باز، برهنه و لخت باشند…(4)
1) «تَحَلّی ذُکوُرُ اُمَّتی بِالذَّهَبِ وَ یلبِسوُنَ الحَریرَ وَ الدّیباجَ وَ یتَّخِذوُنَ جُلوُدَ النموُرِ فَهُناکَ یکثُرُ المَطَرُوَ یقِلُّ النَّباتُ وَ الخَیرُ وَ تَکثُرُ الهَزّاتُ» (الزام الناصب، ص 182).
2) «یتَشَبَّهُ الرِّجالُ بِالنِّساءِ وَ النِّساءُ بِالرِّجالِ» (المحجة البیضاء، ج 3، ص 342).
3) «نِساؤُهُم کاسِیاتٌ عارِیاتٌ عَلی رُؤوُسِهِنَّ کَأَسنِمَةِ البُختِ العِجافِ، لایجِدْنَ ریحَ الجَنَّةِ فَالْعَنوُهُنَّ مَلعوُناتٍ» (صحیح مسلم، ج 6، ص 186).
4) «لاتَقوُمُ السّاعَةُ حَتّی تَظهَرَ ثِیابٌ تُلِبسُها نِساءٌ کاسِیاتٌ عارِیاتٌ … » (یوم الخلاص، ج 2، ص 754).
مردان کم میشوند به حدی که در میان 50 زن فقط یک مرد وجود دارد.(1)
هنگامی که زنها با خشونت با مردان خویش رفتار کرده و کارهای خلاف رضای شوهر انجام داده و از درآمد خود خرج شوهر را تأمین نموده و آنها نیز به خاطر این خوراک مختصر رفتارهای زنان خود را تحمل میکنند.(2)
وقتی که فرج نزدیک باشد، مرگ بهترین افراد امت را گلچین میکند، همانگونه که شما بهترین خرما را از میان یک طبق بر میدارید.(3)
روزگاری خواهد آمدکه سه چیز بسیار کمیاب است:
1) «وَ یقِلُّ الرِّجالُ حَتّی اَنَّ الخَمسینَ اِمرَأَةً فیهِنَّ رَجُلٌ واحِدٌ» (صحیح مسلم، ص 58).
2) «اِذا رَأَیتَ المَرأَةَ تَقهَرُ زَوجَها وَ تَعْمَلُ ما لایشتَهی وَ تُنفِقُ عَلَیهِ مِن کَسبِها فَیرضی بِالدَّنِّی مِنَ الطَّعامِ وَ الشَّرابِ» (بحارالانوار، ج 52، ص 257).
3) «اِذا تَقارَبَ الزَّمانُ اِنتَقَی المَوتُ خِیارَ اُمَّتی کَما ینتَقی اَحَدُکُم خِیارَ الرُّطَبِ مِنَ الطَّبَقِ» (نهج الفصاحة، ج 2، ص 472).
دوستی که انسان بتواند حقیقتاً با او مأنوس باشد؛
روش و راه پسندیدهای که خدا از آن راضی باشد.(1)
پس از من فرمانروایانی بر شما مسلط میشوند که برای رسیدن به قدرت به کشتن یکدیگر دست میزنند.(2)
در آن روزگار نفاق زیاد میشود، امانتداری از میان میرود، مردم از رحمت دور میشوند، امین به خیانت متهم و خائن به عنوان امین معرفی میشود، فتنههایی چون پارههای شب سیاه به سوی شما رو میآورند.(3)
فرزند به پدرش تهمت میزند و بر پدر و مادرش نفرین میکند و از مرگ آنها
1) «سَیأتی عَلَیکُم زَمانٌ لایکوُنُ فیهِ شَیئی اَعَزُّ مِن ثَلاثَةٍ. دِرهَمٌ حَلالٌ اَو اَخٌ یستأنَسُ بِهِ اَو سُنَّةٌ یعمَلُ بِها» (کنزالعمال، ج 11، ص 118).
2) «سَتَکوُنَ بَعدی اَمَراءُ، یقتُلوُنَ عَلَی المُلکِ بَعضُهُم بَعضاً» (کنزالعمال، ج 11، ص 118).
3) «یظهَرُ النِّفاقُ وَ تُرفَعُ الاَمانَةُ وَ تُقبَضُ الرَّحمَةُ وَ یتَّهَمُ الاَمینُ وَ یؤَمَّنُ غَیرُالاَمینِ اَناحَ بِکُمُ اَشرَفُ الجوُنِ. قیلَ یا رَسوُلَ اللهِ وَ ما اَشرَفُ الجوِنِ؟ فَقالَ: فِتَنٌ کَقِطَعِ اللَّیلِ المُظلِمِ» (کنزالعمال، ج 11، ص 118).
شادمان میشود.(1)
انسانها به دست پدر و مادر خود نابود میشوند و اگر پدر و مادر نداشته باشند به دست همسر و فرزندان و اگر آنها را هم نداشته باشند به دست خویشان و همسایگانشان از بین میروند.(2)
مردم مثل حیوانات به طور علنی روابط جنسی برقرار میکنند و هیچکس از ترس نمیتواند عمل ناپسندی را محکوم کند.(3)
تمام همت یک انسان شکمش و قبلهاش زنش و دینش پول و درهمش خواهد بود.(4)
آنچه که دوست میدارید (ظهور حضرت
1) «یفتَری الوَلَدُ عَلی اَبیهِ وَ یدعوُ عَلی والِدَیهِ وَ یفرَحُ بِمَوتِهِما» (بحارالانوار، ج 52، ص 259).
2) «یکوُنُ هَلاکَ الرَّجُلِ عَلی یدَی اَبَوَیهِ فَاِن لَم یکُن لَهُ اَبَوانِ فَعَلی یدَی زَوجَتِهِ وَ وُلدِهِ فَاِن لَم یکُن لَهُ زَوجَةٌ وَ وَلَدٌ فَعَلی یدَی قَرابَتِهِ وَ جیرانِهِ» (کشکول شیخ بهایی، ص570).
3) «وَ رَأَیتُ النّاسَ یتَسافَدوُنَ کَما تَسافَدَ البَهائِمُ لاینکِرُ اَحَدٌ مُنکَراً تَخَوُّفاً مِنَ النّاسِ» (بحارالانوار، ج 52، ص 259).
4) «یکوُنُ الرَّجُلُ هَمَّهُ بَطنُهُ وَ قِبلَتَهُ زَوجَتُهُ وَ دینَهُ دَراهِمُهُ» (نهج الفصاحة، ج 2، ص 474).
مهدی علیه السلام ) حاصل نمیشود مگر آن که کسی از شما باقی نماند مگر به مقدارسرمه در چشم و نمک در غذا. برای شما مثالی میآورم. اگر شخصی مقداری گندم را پاک کرده و در انباری قرار دهد و پس از مدتی متوجه شود که حشراتی در میان آنها پیدا شده آنها را بیرون آورده و بار دیگر پاک کرده و دوباره به انبار میبرد و پس از مدتی متوجه میشود که بار دیگر حشراتی پیدا شدهاند، باز آنها را پاک میکند و به انبار میبرد و همینطور این عمل را ادامه میدهد تا وقتی که از گندم چیزی جز رشتههایی شبیه به خس باقی ماند که دیگر حشرات بر آنها نتوانند ضرری وارد آورند. شما نیز آنقدر آزمایش و گزینش میشوید تا فقط گروهی اندک باقی مانده و فتنهها بر شما اثری نکنند.(1)
1) «لاتَرَونَ ماتُحِبُّونَ … حَتّی لایبقی مِنکُم اِلّا کَالکُحلِ فِی العَینِ وَ المِلحِ فِی الطَّعامِ وَ سَأَضرِبُ لَکُم مَثَلاً. وَ هُوَ مَثَلُ رَجُلٍ کانَ لَهُ طَعامٌ فَنَقّاهُ وَ طَیبَهُ ثُمَّ اَدخَلَهُ بَیتاً وَ تَرَکَهُ فیهِ ماشاءَ اللهُ. ثُمَّ عادَ اِلَیهِ فَاِذا هُوَ قَد اَصابَ طائِفََةً مِنْهُ السُّوس فأَخرَجَهُ و نَقّاهُ و طَیَّبَهُ و اَعادَهُ وَ لَمْ یَزَلْ کذلِک حَتّی بَقیتَ مِنهُ رَزمَةٌ کَرَزمَةِ الاَندَرِ لایضُرُّهُ السُّوسُ شَیئاً. کَذلِکَ أَنتُم تُمَیزوُنَ حَتّی لایَبْقی مِنکُم اِلاّ عَصابَةً لاتَضُرُّهَا الفِتنَةُ شَیئاً» (بحارالانوار، ج 52، ص 115؛ غیبت نعمانی، ص 8).
چگونه است حال شما وقتی که شیعیان (مانند فرو رفتن انگشتان دست در یکدیگر) نزاع و اختلاف پیدا کنند؟ یکی از اصحاب عرض کرد: در آن زمان چیزی وجود دارد؟ فرمود: همۀ خیرات آن زمان است، چون آنگاه است که قائم، قیام میکند و 70 نفر جلو آمده و خدا و پیامبرش را تکذیب میکنند و آن حضرت آنها را میکشد. سپس خداوند همه را بر گرد یک محور مجتمع میسازد.(1)
مرد از همسرش کار زشت و خلاف عفت میبیند ولی او را نهی نمیکند و پولی را که وی از راه خود فروشی به دست آورده میگیرد و مصرف میکند و اگر از تمام وجود همسرش بهرهبرداری جنسی بکنند
1) «کَیفَ أَنتَ اِذا اخْتَلَفَتِ الشّیعَةُ هَکَذا؟ الخَیرُ کُلُّهُ عِندَ ذلِکَ. عِندَ ذلِکَ یقوُمُ قائِمُنا فَیقَدِّمُ سَبعینَ رَجُلاً یَکذِِبوُنَ عَلَی اللهِ وَ رَسوُلِهِ فَیقتُلوُنَهُم ثُمَّ یجْمَعُهُمُ اللهُ عَلی اَمرٍ واحِدٍ » (بحارالانوار، ج 52، ص 228).
اعتراضی نمیکند و هر چه که مردم دربارۀ او میگویند میشنود و باکی ندارد. چنین کسی دیوث است.(1)
هنگامی که جنگلها خشک شده و شکارچیان همه را به وحشت اندازند، اضطراب و مهاجرت زیاد شود، در آن زمان مهدی ظهور میکند.(2)
عربها دچار اختلاف میشوند و اشتیاق به ظهور منجی افزون شده و عفت و پاکدامنی از جامعه دور میشود و شیطان بر همه چیره گشته و زنان فرمانروا و حاکم میشوند و حوادث کمر شکنی رخ میدهد و شکافندهها میشکافند و تیز پروازان حمله میکنند و دنیا روی ترش میکند و جمادات سخن
1) «وَ یرَی الرَّجُلَ مِن زَوجَتِهِ القَبیحَ فَلا یَنْهاها وَ لا یرُدُّها عَنهُ وَ یإخُذُ ما تَأتی مِن کَدِّ فَرْجِها حَتّی لَو نَکَحت طوُلاً وَ عَرضاً لَم ینهَها وَ لایسمَعُ ما وَقَعَ فَذاکَ هُوَ الدَّیوثُ» (یوم الخلاص، ج 2، ص 743؛ الزام الناصب، ص 195).
2) «وَاُنْجِدَ الْعیصُ وَاَراعَ القَنیصُ وَ کَثُرَ القَمیصُ» (الزام الناصب، ص 194).
میگویند.(1)عراق فتح میشود و هر اختلافی با خونریزی پاسخ داده میشود… .(2)
مرد به خاطر حجاب همسر و دختران و خواهرانش مورد سرزنش قرار میگیرد.(3)
وقتی که فقها یکی پس از دیگری از دنیا بروند و امت پیامبر نماز را ترک گوید.(4)
(ظهور حضرت مهدی علیه السلام ) که شما در انتظار آن هستید زمانی حاصل میشود که شما مثل گوسفند ذبح شده باشید که قصاب اهمیت نمیدهد که بر کدام عضو آن دست میگذارد. (در آخرالزمان) ارج و منزلت شما از دست
1) شاید منظور سخن گفتن وسایل از قبیل رادیو و تلویزون باشد.
2) «وَ اختَلَفَتِ العَرَبُ وَاشتَدَّ الطَّلَبُ وَ ذَهَبَ العِفافُ وَ استَحوَذَ الشَّیطانُ وَ حَکَمَتِ النِّسوانُ وَ فَدَحَتِ الحَوادِثُ وَ نَفَثَتِ النَّوافِثُ وَ هَجَمَ الواثِبُ وَ عَبَسَ العَبوُسُ وَ جَمَسَ الجاموُسُ وَ یفتَحوُنَ العِراقَ وَ یجَمجِموُنَ الشَّقاقَ بِدَمٍ یراقُ» (الزام الناصب، ص 194) .
3) «وَ یعیرُ الرَّجُلُ عَلی صَونِ النِّساءِ» ؛ (الزام الناصب، ص183) .
4) «اِذا وَقَعَ المَوتُ فِی الفُقَهاءِ وَ وَضَعَت اُمَّةُ مُحَمَّدٍ الصَّلوةَ» (بحارالانوار، ج 52، ص 258).
رفته و تکیهگاهی برای خویش ندارید.(1)
ناچار باید در آذربایجان انقلابی پدید بیاید که هیچ چیز نتواند در مقابل آن مقاومت کند. وقتی که چنین شد مانند گلیم در خانۀ خود بمانید و حرکت نکنید تا ما حرکت کنیم. در این حال منتظر ندای آسمانی و فرو رفتن زمین در منطقه بیداء باشید. هرگاه که قائم ما قیام کرد به سوی او بشتابید اگر چه روی زمین (بر اثر ناتوانی) کشیده شوید.(2)
نطفههای مؤمنان در صلب پدران به امانت گذارده شده است… . قائم ما هنگامی ظهور میکند که این امانتهای الهی بیرون میآیند. پس وقتی که همۀ مؤمنان (از کتم عدم به
1) «لایکوُنُ الَّذی تَنتَظِروُنَ حَتّی تَکوُنوُا کَالمَعزِ المواةِ الَّتی لایبالی الخابِسُ اَینَ یضَعٌ یدَهُ مِنها. لَیسَ لَکُم شَرَفٌ تُشَرِّفوُنَهُ وَ لا سَنَدٌ تُسنِدوُنَ اِلَیهِ اَمرَکُم» ؛ (همان، ص 110) .
2) «لابُدَّلَنا مِن آذَربیجانَ. لایقوُمُ لَها شَیئٌ فَاِذا کانَ ذلِکَ فَکوُنوُا اَحلاسُ بُیوُتِکُم وَ البِدوُا مالَبدنا. وَنتَظِروُا النِّداءَ وَ الخَسفَ بِالبَیداءِ فَاِذا تَحَرَّکَ مُتَحِرکُنا فَاسعَوا اِلَیهِ وَ لَوحَبواً» (بحارالانوار، ج 52، ص 292).
عرصۀ وجود) قدم گذاردند آن حضرت ظهور میکند. و دشمنان خدا را به قتل میرساند.(1)
به خدا سوگند هرگز آنچه که در انتظار او به سر میبرید واقع نمیشود مگر آن که غربال شوید و امتحان بدهید. و تا وقتی که شقاوتمندان شقاوت خود را ظاهر و سعادتمندان سعادت خود را آشکار نکنند حضرت ظهور نخواهد کرد.(2)
در آخرالزمان مؤمن اندوهگین است و از ناحیۀ دیگران مورد تحقیر و توهین قرار میگیرد و نمیتواند کارهای زشت و ناپسند را آشکارا محکوم کند مگر با قلبش و در معرض هر گونه تحقیری قرار میگیرد.(3)
1) «وَدائِعُ مُؤمِنوُنَ فی اَصلابٍ کافِرینَ … القائِم لَن یظهَرَ حَتّی تُخرَجَ وَ دائِعٌ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ. فِاِذا خَرَجَت ظَهَرَ عَلی مَن ظَهَرَ مِن اَعداءِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَتَلَهُم» (همان، ص 97).
2) «هَیهاتَ هَیهاتَ. لاوَ اللهِ لا یکوُنُ ما تَمُدُّونَ اِلَیهِ اَعینَکُم حَتّی تَغَربَلوُا. لاوَ اللهِ ما یکوُنُ ما تَمُدُّونَ اِلَیهِ اَعینَکُم حَتّی تُمَحَّصوُا. لایکوُنُ ما تَمُدُّونَ اِلَیهِ اَعینَکُم حَتّی یشقی مَن یشقی وَ یسعَدُ مَن یسعَدُ» (الزام الناصب، ص 79).
3) «یکوُنُ المُؤمِنُ مَحزوُناً مَحتَقِراً لایستَطیعُ اَن ینکِرَ اِلاّ بِقَلبِهِ یبلُغُ عِندَ هُم کُلُّ هَوانٍ» (الزام الناصب، ص 183).
زمانی برای شما فرا خواهد رسید که فرد متدین نجات پیدا نمیکند مگر آن که او را سفیه و نادان تصور کنند و او نیز صبر و شکیبایی بر این (پندار غلط) داشته باشد که او را ابله و نادان میدانند.(1)
تا از شما به اندازۀ سرمۀ چشم باقی نماند هرگز فرج حاصل نمیشود. آری (ظهور حضرت مهدی علیه السلام ) حاصل نمیشود مگر وقتی که تمام ناخالصها بروند و سالمها بمانند.(2)
میبینم که زندگی انسانها از کم فروشی و تقلب تأمین میشود.(3)
میبینی که گناهان علنی شده، مردان به مردان و زنان به زنان در مورد آمیزش جنسی اکتفا نموده و مردان برای مردان و زنان برای
1) «اَنّی یکوُنُ ذلِکَ وَ لَم یستَدِرِ الفَلَکُ؟ فَقیلَ لَهُ: ما اِستِدارَةُ الفَلَکِ؟ فَقالَ: اختِلافُ الشّیعَةِ فیما بَینَهُم» (بحارالانوار، ج 52، ص 134).
2) «وَ حَتّی لایبقی مِنکُم اِلاّ کَالکُحلِ فِی العَینِ. هَیهاتَ هَیهاتُ لا یکوُنُ فَرَجُنا حَتّی یذهَبَ الکَدِرُ وَ یبقَی الصَّفوُ» (غیبت شیخ طوسی، ص 267).
3) «وَ رَأَیتَ الرَّجُلَ مَعیشَتُهُ مِن بَخسِ المِکیالِ وَ المیزانِ» (الزام الناصب، ص 183).
زنان خود را آرایش میدهند. مرد و زن از راه خود فروشی زندگی خود را تأمین میکنند. مردان اموال فراوانی را به کسی که با آنها همجنسبازی کند میپردازند… عاق والدین زیاد شده و پدر و مادر نزد فرزندان بیارزش و بیاهمیت میشوند و والدین نزد فرزندان پستتر از هر شخص دیگر میباشند…(1)
کاخهای تهران چون کاخهای بهشتی میگردد و زنانش چون حوریههای بهشتی در حالی که لباس کافران را میپوشند… و از شوهران خود تمکین نمیکنند و درآمد شوهرانشان کفاف مخارج آنها را نمیدهد…(2)
مردی از قم قیام میکند و مردم را به
1) «وَ رَأَیتَ الفِسقَ قَد ظَهَرَ وَ اَکتَفَی الرِّجالُ بِالرِّجالِ وَ النِّساءُ بِالنِّساءِ وَ رَأَیتَ الرِّجالَ یتَسَّمِنوُنَ للِرِّجالِ وَ النِّساءِ رَأَیتَ الرَّجُلَ مَعیشُتُهُ مِن دُبُرِهِ وَ مَعیشَةُ المَرأَةِ مِن فَرجِها … وَ اُعْطَوُا الرِّجالُ الاَموالَ عَلی فُروُجِهِم … وَ رَأَیتَ العُقوُقَ قَد ظَهَرَ وَاستَخَفَّ بِالوالِدَینِ وَ کانا مِن اَسوَءِ النّاسِ حالاً عِندَ الوَلَدِ … » (بحارالانوار، ج 52، ص 256).
2) «تَصبَحُ طَهرانُ قُصوُرُها کَقُصُورِ الجَنَّةِ وَ نِسوانُها کَالحوُرِ العینِ. تَلبِسُ بِلِباسِ الکُفّارِ … وَ لایتَمَکَّنُ لِاَزواجِهِنَّ وَ لاتَکفی مَکاسَبُ الاَزواجِ لَهُنَّ … » ؛ (بحارالانوار، ج 52، ص258)
سوی حق دعوت نموده و گروهی که قلبهای آنها چون پارههای آهن محکم است و هیچ حادثهای آنها را متزلزل نمیکند و خسته نشده و ترس به خود راه نداده و بر خداوند توکل میکنند دور او جمع میشوند و پایان خوشی برای متقین است..(1)
میبینی که مسئولان مملکتی، افراد خائن را به طمع مال بر سر کار میآورند و به آنها اعتماد میکنند.(2)
هنگامی که نیازها و گرفتاریها زیاد شود و مردم همدیگر را نشناسند. انسان برای طلب کمک نزد برادرش میرود، ولی با قیافۀ غیر منتظرهای روبرو میشود و با او به طرز
1) «یخرُجُ رَجَلٌ مِن اَهلِ قُم یدعوُا النّاسَ اِلَی الحَقِّ یجتَمِعوُنَ مَعَهُ قَومٌ کَزُبُرِ الحَدیدِ لاتُزَلزِلُهُمُ الحَوادِثُ وَ لایمِلُّونَ وَ لایجبُنوُنَ وَ عَلَی اللهِ یتَوَکَّلوُنَ وَ العاقِبَةُ لِلمُتَّقینَ» (سفینه البحار، ج 2، ص448).
2) «وَ رَأَیتَ الوُلاةَ یأَتَمِنوُنَ الخَوَنَةَ للِطَّمَعِ» (الزام الناصب، ص184).
دیگری سخن گفته میشود.(1)
به خدا قسم به آنچه که انتظار آن را میکشید (ظهور حضرت مهدی) و گردنهایتان را به سوی آن (بیصبرانه) دراز کردید، دست نمییابید مگر آن که امتحان سختی بشوید و از شما جز عدهای بسیار اندک باقی نماند…(2)
مردم گداخته میشوند همانگونه که طلا در کوره گداخته میشوند و مانند طلای ناب از ناخالصی پاک میشوند.(3)
1) «اِذَا اشتَدَّتِ الحاجَةُ وَ الفاقَةُ وَ اَنکَرَالنّاسُ بَعضَهُم. یأتِی الرَّجُلُ اَخاهُ فی حاجَتِهِ فَیلقاهُ بِغَیرِ الوَجهِ الَّذی کانَ یلقاه فیهِ وَ یکَلِّمُهُ بِغَیرِ الکَلامِ الَّذی کانَ یکَلِّمُهُ» ؛ (الزام الناصب، ص175) .
2) «وَ اللهِ ما یکوُنُ ما تَمُدُّونَ اِلَیهِ اَعناقَکُم حَتّی تُمَحَّصوُا وَ لایبقی مِنکُم اِلاَّ الاَندَرُ الاَندَرُ … » (اصول کافی، ج 1، ص 37).
3) «یفتَنوُنَ کَما یفتَنَ الذَّهَبُ. یخَلَّصوُنَ کَما یخَلَّصُ الذَّهبُ» (ارشاد مفید، ص 339).
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دورنمای عصر ظهور
امام علی علیه السلام و دورنمای عصر ظهور
امام مجتبی علیه السلام و دورنمای عصر ظهور
امام سجاد علیه السلام و دورنمای عصر ظهور
امام باقر علیه السلام و دورنمای عصر ظهور
امام صادق علیه السلام و دورنمای عصر ظهور
امام رضا علیه السلام و دورنمای عصر ظهور
امام عسکری علیه السلام و دورنمای عصر ظهور
تقسیم عادلانه اموال بین مردم؛
فراوانی نعمت و نزولات آسمانی؛
بینیازی مردم؛
گرفتن حق مظلوم از ظالم؛
سازش حیوانات با یکدیگر و رخت بستن شر از گیتی؛
امنیت کامل؛
معجزات فراوان؛
آشکار شدن گنجها؛
ارزش فراوان زمین کوفه؛
افزایش نیروی هر انسان به اندازۀ 40 نفر؛
صفا و صمیمیت بین مردم؛
اعزام فرمانروایان به شهرهای مختلف و پیدا شدن راه حل در کف دست فرمانروا؛
کامل شدن عقل مردم؛
اعطای علم و حکمت به همگان، حتی زنان در منزل؛
شجاعت فراوان اصحاب حضرت؛
شهادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و کیفیت آن؛
عدالت و مصادیق بارز آن؛
مرکزحکومت و قضاوت و زندگی و تقسیم غنایم و محل مناجات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
از بین رفتن فساد و جایگزینی تقوا و عبادت؛
شادی همۀ حیوانات؛
بیرغبتی مردم به دنیا؛
برگرداندن حقوق تضییع شدۀ مردم به آنها؛
بلند شدن ندای لا اله الا الله و محمد رسول الله در سراسر جهان؛
کشته شدن 999 نفر از هر هزار نفر؛
پیدایش علوم و دانشهای فراوان؛
گسترش وسایل ارتباط جمعی؛
برداشته شدن پردهها و حجابهای مادی برای مؤمنان؛
بینیازی مردم از خورشید و ماه؛
نابودی سنتهای جاهلی؛
بدنیا برگشتن امام حسین علیه السلام ؛
شگفتی رومیان از اصحاب حضرت و ایمان آوردن آنان ؛
کارهایی توسّط حضرت که کسی قبلاً انجام نداده است؛
پیدایش ابتهاج و سرور در سراسر جهان.
مهدی بین مردم در تقسیم اموال به گونهای به عدالت رفتار میکند که نیازمندی پیدا نمیشود که مستحق زکات باشد.(1)
مهدی در امت من است. مردم در عصر او به اندازهای در نعمت بسر میبرند که هیچگاه بسر نبردهاند… آسمان فراوان میبارد و زمین تمام گیاهان خود را میرویاند.(2)
مهدی از میان امت من قیام میکند. خداوند او را برای بینیاز کردن مردم میفرستد. مردم در زمان او در نعمت بسر میبرند و حیوانات در آن روزگار به حیات خود ادامه میدهند و زمین گیاهان خود را
میرویاند واموال بین مردم عادلانه و صحیح تقسیم میشود.(1)
حداقل هفت یا نه سال مهدی در میان امت به سر میبرد. مردم در کمال نعمت زندگی میکنند. به گونهای که هیچ مردم شایسته یا تبهکاری چنین نعمتی را نداشتهاند. آن وقت آسمان باران به موقع و پی در پی میبارد و زمین از رویاندن گیاهان دریغ نمیکند و مال و نعمت آن قدر انبوه میشود که شخصی بلند میشود و میگوید: ای مهدی به من عطا کن و حضرت بلافاصله میگوید: بگیر.(2)
مهدی به گونهای حق مظلوم را از ظالم میگیرد که اگر حق کسی زیر دندان کسی
1) «یخرُجُ المَهدِی مِن اُمُّتی سَیبعَثُهُ غِنی للِنّاسِ تَنَعَّمُ الاُمَّةُ وَ تَعیشُ الماشِیةُ وَ تُخرِجُ الاَرضُ نَباتَها وَ یعطَی المالُ صِحاحاً» (البرهان متقی هندی، باب اول).
2) «یکوُنُ فی اُمَّتی المَهدِی اِن قَصُرَ فَسَبعٌ وَ اِلاّ فَتِسعٌ یتَنَعَّمُ اُمَّتی فیها نِعمَةً لَم ینعَموُا مِنهُمُ البَرُّ وَ الفاجِرُ، یرسِلُ اللهُ عَلَیهِمُ السَّماءُ مِدراراً وَ لاتَدَّخِرُ الاَرضُ شَیئاً فِی النَّباتِ وَ یکوُنُ المالُ کَدوُساً یقوُمُ الرَّجُلُ یقوُلُ یا مَهدِی اَعطِنی، فَیقوُلُ: خُذ» (البرهان متقی هندی، باب اول).
باشد میگیرد و به صاحبش میدهد.(1)
اگر قائم ما قیام کند آسمان بقدر کافی میبارد و از زمین گیاه میروید. کینهها از بین رفته و حتی حیوانات نیز با هم سازش دارند. در آن عصر یک زن با همۀ زیور آلات خود از عراق بیرون میآید و تا شام با امنیت کامل میرود. نه زمینی بدون گیاه میبیند و نه درندهای او را تهدید میکند.(2)
(حضرت مهدی علیه السلام ) به مرغ اشاره میکند؛ در دستش میافتد و چوبی را میکارد سبز شده و برگ در میآورد.(3)
حضرت مهدی سراسر گیتی را تحت
1) «یُبْلَغُ المَهدِی رَدُّ المَظالِمِ وَ لَو کانَ تَحتَ ضِرسِ اِنسانٍ شیئٌ اِنتَزَعَهُ حَتّی یرُدَّهُ» (یوم الخلاص، ج 2، ص 600).
2) «لَوقَد قامَ قائِمُنا لَاَنزَلَتِ السَّماءُ قطرَها وَ لَاَخرَجَتِ الاَرضُ نَباتَها وَ لَذَهَبَتِ الشَّحناءُ مِن قُلوُبِ العِبادِ وَ اصطَلَحَتِ البَهائِمُ حَتّی تَمشِی المَرأَةُ بَینَ العِراقِ اِلَی الشّامِ لاتَضَعُ قَدَمَیها اَلاّ عَلَی النَّباتِ وَ عَلی رَأسِها زینَتُها لایهیجُها سَبُعٌ وَ لاتَخافُهُ» (بحارالانوار، ج10).
3) «یؤمی للِطَّیرِ فَیسْقُطُ عَلی یدِهِ وَ یغرُسُ قَضیباً فِی الاَرضِ فَیخضَرُّ وَ یوُرِقُ» (منتخب الاثر، ص 154).
تسخیر و فرمان خود در میآورد. گرگ و گوسفند در یک جا زندگی میکنند. کودکان با مار و عقرب بازی میکنند و گزندی نمیبینند. شر از گیتی رخت بر بسته و خیر به جای آن مینشیند.(1)
برای آن حضرت ستونی از نور از زمین تا آسمان نصب میشود که اعمال بندگان رادر آن میبیند.(2)
در روزگار حکومت حضرت مهدی درندگان با هم صلح و صفا دارند و زمین همۀ گیاهان خود را بیرون آورده و گنجها آشکار گشته و او مالک شرق و غرب جهان میشود. خوشا به حال کسی که آن روزگار مبارک را درک کند و
1) «یملِکُ المَهدِی مَشارِقَ الاَرضِ وَ مَغارِبَها وَ تُرعَی الشّاةُ وَ الذِّئبُ فی مَکانٍ واحِدٍ وَ یلعَبُ الصِّبیانُ بِالحَیاتِ وَ العَقارِبَ وَ لاتَضُرُّهُم بِشَیئٍ وَ یذهَبُ الشَّرُ وَ یبقَی الخَیرُ» (الزام الناصب، ص139).
2) «وَ ینصَبُ لَهُ عَموُدٌ مِن نوُرٍ مِنَ الاَرضِ اِلَی السَّماءِ یری فیهِ اَعمالَ العِبادِ؛ (الزام الناصب، ص10) .
اوامر او را با جان و دل اطاعت کند.(1)
(در آخرالزمان) جای پایی در کوفه برای من از منزلی در مدینه بهتر است.(2)
وقتی که قائم قیام میکند خداوند از شیعیان، آفت را دور و قلب آنها را چونان قطعات آهن محکم و نیروی هر مرد را اندازۀ چهل نفر میسازد. آنها حکومت و ریاست تمامی مردم جهان را به دست خواهند گرفت.(3)
وقتی که قائم قیام کند صفا و یکرنگی پدید میآید تا جایی که فردی میآید و از
1) «تَصطَلِحُ فی مُلکِهِ السِّباعُ وَ تَخرُجُ الاَرضُ نَبتَها وَ تُنزِلُ السَّماءُ بَرَکَتَها وَ تَظهَرُ لَهُ الکُنوُزُ. یملِکُ ما بَینَ الخافِقَینِ فَطوُبی لِمَن اَدرَکَ اَیامَهُ وَ سَمِعَ کَلامَهُ» (بحارالانوار، ج 52، ص 280).
2) «لَمَوضِعُ الرِّجْلِ فَی الکوُفَةِ اَحَبُّ اِلَی مِن دارٍ فِی المَدینَةِ» (بحارالانوار، ج 52، ص386).
3) «اِذا قامَ قائِمُنا اَذهَبَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَن شیعَتِنَا العاهَةَ وَ جَعَلَ قُلوُبَهُم کَزُبُرِ الحَدیدِ وَ جَعَلَ قُوَّةَ الرَّجُلِ مِنهُم قُوَّةَ اَربَعینَ رَجُلاً وَ یکوُنوُنَ حُکّامَ الاَرضِ وَ سَنامَها» (بحارالانوار، ج 52، ص 327) .
کیسۀ برادر دینی خود هر چه که میخواهد بدون مانعی برمیدارد.(1)
وقتی که قائم قیام کند برای هر سرزمینی از ممالک جهان یک فرمانروایی میفرستد و به او میفرماید: دستورالعمل تو در کف دستت میباشد. هرگاه با مشکلی روبرو شدی که حکم قضایی آن را ندانستی به کف دست خود نگاه کن. هر چه که ظاهر شد، به همان حکم عمل کن.(2)
حضرت مهدی به منادی دستور میدهد که در میان مردم اعلام کند که هر کس نیازی به مال دنیا دارد برخیزد. از میان مردم فقط یک نفر برخاسته و میگوید من نیازمندم. حضرت میفرماید: نزد کلیددار برو و بگو مهدی میگوید که به من مالی بده.
1) «حَتّی اِذا قامَ القائِمُ جائَتِ المُزامَلَةُ وَ یأتِی الرَّجُلُ اِلی کیسِ اَخیهِ فَیأخُذُ حاجَتَهُ لایمنَعُهُ» (الاختصاص، ص 24).
2) «اِذا قامَ القائِمُ بَعَثَ فی اَقالیمِ الاَرضِ فی کُلِّ اِقلیمٍ رَجُلاً ثُمَّ یقوُلُ لَهُ: عَهدُکَ فی کَفِّکَ فَاِذا وَرَدَ عَلَیکَ ما لا تَفهَمُهُ وَ لا تَعِرفُ القَضاءَ فیهِ فَانظُر اِلی کَفِّکَ وَ اعمَل بِما فیها» (الزام الناصب، ص224).
نزد کلیددار میرود. کلیددار میگوید: لباست را پهن کن. و وسط آن را پر میکند و او آن را بر دوش میگیرد، ولی پشیمان میشود که چرا از بین این همه مردم فقط من از خود طمع نشان دادم. آنگاه مال را به کلیددار برمیگرداند، ولی او قبول نمیکند و حضرت مهدی میفرماید: چیزی را که عطا کردیم پس نمیگیریم.(1)
اولین چیزی که از عدالت حضرت مهدی بروز میکند آن است که منادی اعلام میکند آنان که طواف مستحبی دارند مطاف را خالی کنند تا کسانی که حج واجب دارند به طواف واجب خود برسند.(2)
1) «یامُرُ مُنادِیاً فَیقوُلُ: مَن کانَ لَهُ فِی المالِ حاجَةً فَلیقُم: فَما یقوُمُ مِنَ النّاسِ اِلاّ رَجُلٌ واحِدٌ فَیقوُلُ اَنَا. فَیقوُلُ القائِمُ: اِئتِ السّادِنَ فَقُل لَهُ: اِنَّ المَهدِی یامُرُکَ اَن تُعطِینی مالاً. فَیقوُلُ السّادِنُ: اُحثُ وَ یحثوُلَهُ فی ثَوبِهِ حَثواً حَتّی اِذا جَعَلَهُ فی حِجْرِهِ وَ اَبرَزَهُ نَدَمٌ وَ قالَ: کُنتُ اَجْشَعَ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ نَفساً، ثُمَّ یرُدُّ المالَ اِلَی الخازِنِ فَلا یقبَلُ مِنهُ. وَ یقوُلُ المَهدِی: اَنّا لانَأخُذُ شَیئاً اَعطَیناهُ» (مسند احمد، ج 3، ص 37).
2) «اَوَّلُ مایظهِرُ القائِمُ مِنَ العَدلَ اَن ینادی مُنادیهِ: اَن یسَّلِمَ صاحِبُ النّافِلَةِ لِصاحِبِ الفَریضَةِ الحَجَرَ الاَسوَدَ وَ الطَّوافَ» (بحارالانوار، ج 52، ص 374).
دستور میدهد کسی را که مردم از جرم او بیخبرند دستگیر کرده و آورده و گردن بزنند. کسی که در منزل خود حرف میزند میترسد که در و دیوار بر ضدّ او گواهی بدهند.(1)
مرکز سلطنت او کوفه و مرکز قضاوت او مسجد اعظم کوفه و محل زندگی و مرکز بیت المال و محل تقسیم غنائم جنگی مسجد سهله و محل خلوت او تپههای سفید و نورانی نجف اشرف است.(2)
کسی که در کوفه منزلی دارد آن را از دست ندهد.(3)
1) «یبعَثُ اِلی رَجُلٍ لایعلَمُ النّاسُ لَهُ ذَنباً فَیقْتُلُهُ حَتّی اَنَّ اَحَداً یتَکَلَّمُ فی بَیتِهِ فَیخافُ اَن یَشهَدَ عَلَیهِ الجِدارُ» (بحارالانوار، ج 52، ص390) .
2) «دارُ مُلْکِهِ الکوُفةُ وَ مَجلِسُ حُکمِهِ جامِعُها وَ بَیتُ مَسکَنِهِ وَ بَیتُ مالِِهِ وَ مَقسَمُ غَنائِمِ المُسلِمینَ مَسجِدُ السَّهلَةِ وَ مَوضِعَ خَلَواتِهِ الذُّکُواتُ البیضُ مِنَ الغَرِیینِ» (بحارالانوار، ج 53، ص 11) .
3) «مَن کانَ لَهُ دارٌ بِالکوُفَةِ فَلیتَمَسَّک بِها» (الزام الناصب، ص207).
زنا و مشروب خواری و رباخواری از بین میرود. مردم به طاعت و عبادت روی میآورند. امانات به خوبی رعایت میشود. و تبهکاران نابود شده و صالحان باقی میمانند.(1)
در آن هنگام پرندگان در لانهها و ماهیان در دریاها شادمانی میکنند و چشمههای آب سرازیر شده و زمین چندین برابر همیشه محصول خواهد داد.(2)
زمین پارههای جگر خود را مثل ستونهای طلا و نقره بیرون میریزد. دزد آمده و میگوید: بخاطر اینها دست من قطع شد؟ قاتل آمده میگوید: من به خاطر اینها قتل کردهام؟ قاطع الرحم آمده و میگوید: من برای اینها از خویشاوندان خود بریدم؟ آنگاه این
1) «وَ یذهَبُ الزِّنی وَ شُرْبُ الخَمرِ وَ یذهَبُ الرِّبا وَ یقبِلُ النّاسُ عَلَی العِباداتِ وَ تُؤَدَّی الاَماناتُ وَ تَهلُکُ الاَشرارُ وَ تَبَقی الاَخیارُ» (الزام الناصب، ص 228).
2) «فَعِندَ ذلِکَ تَفرَحُ الطُّیوُرُ فی اَوکارِها وَ الحیتانُ فی بِحارِها وَ تَفیضُ العُیوُنُ وَ تَنْبُتُ الاَرْضُ ضِعْفَ اُکُلِها» (ینابیع المودة، ج 3، ص 136).
ستونهای طلا و نقره روی زمین میمانند و کسی رغبت برداشتن آنها را ندارد.(1)
خردسالان و کودکان آرزو میکنند که کاش بزرگ بودند و بزرگسالان آرزو میکنند که کاش بچه بودند.(2)
اولین چیزی که از عدالت حضرت مهدی مشاهده میشود این است که در همۀ گیتی ندا در میدهد که اگر کسی از شیعیان ما چیزی طلبکار است بیاید و طلب خود را بگیرد. اگر کسی به اندازۀ یک دانۀ سیر و یا یک عدد خردل طلبکار باشد به او میدهد تا
1) «تَفِیءُ الاَرضُ اَفلاذَ کَبَدِها اَمثالَ الاُسطُوانِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الفِضَّةِ فَیجِیءُ السّارِقُ فَیقوُلُ: فی مِثلِ هذا قُطِعَت یدی؟ وَ یجیئُ القاتِلُ فَیقوُلُ: فی هذا قَتَلتُ؟ وَ یجیئُ القاطِعُ فَیقوُلُ: فی هذا قَطَعتُ رَحِمی؟ ثُمَّ یدَعوُنَهُ فَلا یأخُذوُنَ مِنهُ شَیئاً» (الصواعق المحرقة، ص 235).
2) «یتَمَنّی فی زَمَنِهِ الصَّغیرُ اَن یکوُنَ کَبیراً وَ الکَبیرُ اَن یکوُنَ صَغیراً» شاید آرزوی کودکان به این جهت باشد که بخواهند در حکومت ان حضرت حضور مسئولانه داشته باشند و آرزوی بزرگسالان به آن جهت باشد که عمر بیشتر بکنند و از حکومت عدل حضرت بیشتر بهره ببرند. (روزهای نخستین انقلاب اسلامی ایران شاهد چنین آرزوهایی بودیم) . (یوم الخلاص، ج 2، ص 604).
چه برسد به کسانی که هزاران هزار درهم و دینار طلا و نقره و املاک طلبکار باشند.(1)
در عصر حکومت مهدی مؤمنی که در مشرق زمین زندگی میکند برادرش را که در مغرب زمین است میبیند و بالعکس.(2)
وقتی که قائم ما قیام کند مردم از نور خورشید و ماه بینیاز میشوند.(3)
مهدی از همان روش پیامبر تبعیت میکند و سنتهای پیشین را نابود میکند همان گونه که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سنتهای جاهلی را از بین برد. مهدی اسلام را از نو پیاده
1) «اَوَّلُ مایبدی مِن عَدلِ المَهدِی اَن ینادی فی جَمیعِ العالَمِ اَلا مَن کانَ لَهُ عِندَ شیعَتِنا دَینٌ فَلیذکُرهُ حَتّی یرَدَّ الثَّومَةَ وَ الخَردِلَةُ فَضلاً عَنِ القَناطیرِ المُقنَطرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الفِضَّةِ وَ الاَملاکِ فَیوَفّیهِ اِیاهُ» (بحارالانوار، ج 53، ص 34).
2) «اِنَّ المُؤمِنَ فی زَمانِ القائِمِ وَ هُوَ بِالمَشرِقِ یری اَخاهُ بِالمَغرِبِ وَ کَذَا الَّذی فِی المَغرِبِ یری اَخاهُ بِالمَشرِقِ» ؛ (بحارالانوار، ج 52، ص 393) .
3) «وَ استَغنَی العِبادُ عَن ضَوءِ الشَّمسِ وَ القَمَرِ» مرحوم فیض میفرماید: شاید مراد بینیازی مردم از استدلال و برهان باشد. (تفسیر صافی، ص 469؛ اعلام الوری، ص 436).
میکند.(1)
حسین در آخر عمر حضرت قائم زنده میشود، سپس حضرت قائم از دنیا رحلت میکند و حسین او را غسل میدهد.(2)
لشکری را به منظور فتح قسطنطنیه اعزام میفرماید، همین که آن لشکر به دریا رسیدند بر کف پای خود چیزی مینویسند و بر روی آب راه میروند. وقتی که رومیان آنها را ببینند میگویند: اگر اینها اصحاب او هستند خود او کیست؟ آن وقت دروازههای شهر را بر روی آنها باز کرده و آنها وارد شده و هر چه که خواستند حکم میکنند.(3)
1) «یصنَعُ ما صَنَعَ رَسوُلُ اللهِ یهدَمُ ما کانَ قَبلَهُ کَما هَدَمَ رَسُولُ اللهِ الجاهِلیةِ وَ یستَأنِفُ الاِسلامَ جَدیداً» (بحارالانوار، ج 52، ص 352؛ اثبات الهداة، ج 7، ص 77).
2) «اِنَّ الحُسَینَ یخرُجُ فی آخِرِ عُمرِ القائِمِ الحُجَّةِ ثُمَّ یموُتُ وَ یغَسِّلُهُ الحُسَینُ» ؛ (اثبات الهداة، ج 7، ص 102).
3) «وَ یبعَثُ جُنداً اِلی قُسطَنطَنِیةَ فَاِذا بَلَغوُا الخَلیجَ کَتَبوُا عَلی اَقدامِهِم وَ مَشَوا عَلَی الماءِ، فَاِذا نَظَرَ اِلَیهِمُ الرُّومُ یمشوُنَ عَلَی الماءِ قالوُا هؤُلاءِ اَصحابٌ یمشوُنَ عَلی الماءِ فَکَیفَ هُوَ؟ فَعِندَ ذلِکَ یفتَحوُنَ لَهُم اَبوابَ المَدینَةِ فَیدخُلوُنَها فَیحکُمُونَ فیها ما یریدُ» (غیبت نعمانی، ص 240).
وقتی که قائم ما قیام میکند تقیهای در کار نیست. او شمشیر میکشد و بین او و مردم جز شمشیر چیزی رد و بدل نمیشود.(1)
وقتی که قائم ما قیام کند هیچ نقطهای از زمین نیست مگر آن که فریاد لا اله الا الله و محمد رسول الله در آنجا بلند باشد.(2)
وقتی که قائم ما قیام کند خداوند چشم و گوش شیعیان ما را چنان نیرومند و پرتوان میسازد که بین آنها و حضرت دیگر قاصد و پیک و نامهرسانی وجود ندارد.(3)
1) «اِذا قامَ قائِمُنا سَقَطَتِ التَّقِیةُ وَ جَرَّدَ السَّیفَ وَ لَم یأخُذ مِنَ النّاسِ وَ لَم یعطِهِم اِلاِّ بِالسَّیفِ» (اثباة الهداة، ج 7، ص 128).
2) «اِذا قامَ القائِمُ لایبقی اَرضٌ اِلاّ نوُدِی فیها شَهادَةَ اَن لا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ اللهِ» (بحارالانوار، ج 52، ص 340).
3) «اِنَّ قائِمَنا اِذا قامَ مَدَّ اللهُ شیعَتَنا فی اَسماعِهِم وَ اَبصارِهِم حَتّی لایکوُنَ بَینَهُم وَ بَینَ القائِمِ بَریدٌ» (بحارالانوار، ج 52، ص 336). اگر این روایت دلالت بر معجزه نداشته باشد، شاید اشاره به وجود وسایل ارتباطی از قبیل؛ اینترنت، موبایل، تلفن، رادیو و تلویزیون و امثال اینها باشد.
هنگامی که قائم قیام کند به سه چیز فرمان دهد که تا قبل از او هیچ کس چنین کاری نکرده است:
خداوند با دست تو ستمگران را شکسته و شعائر دین را بازگردانده و آفاق جهان را روشن میکند و آرامش و صلح در سراسر گیتی برقرار میشود. کودکی که در گهواره خوابیده آرزوی شتافتن به سوی تو دارد. وحوش بیابانها آرزوی پیدا کردن راهی به سوی تو دارند. گوشه و کنار جهان سبز و
1) «لَو قَد قامَ القائِمُ لَحَکَمَ بِثَلاثٍ لَم یحکَم اَحَدٌ قَبلَهُ، یقتُلُ الشَّیخَ الزّانی وَ یقتُلُ مانِعَ الزَّکاةِ وَ یوَّرِثُ الاَخَ اَخاهُ فی الاَظِلَّةِ» (بحارالانوار، ج 52، ص 309). شاید مراد از اظله برادری باشد که هنوز در شکم مادرو در حال جنینی است و یا مراد کسی است که در عالم ارواح پیمان برادری با کسی بسته و به ظاهر در دنیا هیچ خویشاوندی ندارد.
خرم و سیمای عالم شادان و خندان و قلل شرف و عظمت از تو شادمان میگردند… دشمنانت خوار و زبون و دوستانت عزیز و پیروز میشوند و در روی زمین از ستمگران زورگو و ملحدان و منکران و بدخواهان کینه جو و معاندان احدی باقی نمیماند.(1)
چون دولت کریمۀ امام عصر به پایان آید مرگ حضرت فرا میرسد. زنی از بنی تمیم او را به شهادت میرساند که نام او سعیده و همچون مردان دارای ریش و سبیل است. او هنگام عبور حضرت، سنگ آسیابی را از پشت بام پرتاب میکند و او را به شهادت میرساند.(2)
1) «وَ یَقْصِمُ اللهُ بِکَ الطُّغیانَ وَ یعیدُ مَعالِمَ الایمانِ، فَیطَهِّرُ بِکَ اَقسامُ الآفاقِ وَ یظهِرُ بِکَ السَّلامَ لِلرِقاقِ. یوَدُّ الطِّفلُ فِی المَهدِ لَوِ استَطاعَ اِلَیکَ نُهوُضاً وَ نَواشِطُ الوَحشِ لَو وَجَدَ نَحوَکَ مَجازاً. تَهتَزُّ بِکَ اَطرافُ الدُّنیا بَهجَةً وَ تَهتَزُّ بِکَ اَعطافُ العِزِّ نَضرَةً … وَ یخنَقُ کُلُ عَدُوٍ. وَ ینصَرُ کُلُّ وَلِی فَلا یبقی عَلی وَجهِ الاَرضِ جَبّارٌ قاسِطٌ وَ لاجاحِدٌ غامِطٌ وَ لاشانِیءٌ مُبغِضٌ وَ لامُعانِدٌ کاشِحٌ … . (بحارالانوار، ج 52، ص 35).
2) «فَاِذا تَمَّ الاَمرُ اَتَی الحُجَّةَ المَوتُ فَقَتَلَتْهُ اِمْرَاَةٌ مِن بَنی تَمیمٍ اِسمُها سعَیدَةٌ لَها لِحْیَةٌ وَ سِبالٌ مِثلَ الرِّجالِ بِجُرنٍ مِن صَخرٍ تَفذِفُهُ بِهِ مِن فَوقِ سَطحٍ وَ هُو مُتَجاوِزٌ فِی الطَّریقِ» (بحارالانوار، ج 53، ص 147).
عاقبت او ظهور خواهد کرد
خاک را غرق نور خواهد کرد
دل ما را که خشک و پژمرده است
همچو باغ بلور خواهد کرد
روزی از این کویر، این برهوت
ابر رحمت عبور خواهد کرد
کینهها را زسینه خواهد شست
غصهها را به دور خواهد کرد
آه میآید او که لبخندش
عاشقان را صبور خواهد کرد
آه سوگند میخورم ای دل
عاقبت او ظهور خواهد کرد
و السلام