ghaemiyeh.com
سرشناسه:قرائتی، محسن، ۱۳۲۴ -
عنوان و نام پدیدآور:شرایط ظهور از دیدگاه قرآن کریم (بر اساس آثار استاد محسن قرائتی)/به کوشش حسن ملایی.
مشخصات نشر:قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود( عج)، ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری:۱۱۹ص.؛ 5.14× 5.21سم.
شابک:978-600-7120-53-8
وضعیت فهرست نویسی:فیپا
موضوع:محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- جنبههای قرآنی
موضوع:مهدویت -- جنبههای قرآنی
موضوع:مهدویت-- احادیث
موضوع:مهدویت -- انتظار
شناسه افزوده:ملایی، حسن، ۱۳۵۶ -، گردآورنده
رده بندی کنگره:1369 43ق86م/104 BP
رده بندی دیویی:159/297
شماره کتابشناسی ملی: ۳۶۰۹۵۹۱
بسم الله الرحمن الرحیم
شرایط ظهور از دیدگاه قرآن کریم
مؤلف: محسن قرائتی
به کوشش: حسن ملایی
ویراستار: رامین بابا گلزاده
ناشر: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
صفحهآرا: داوود هزاره
طراح جلد: عباس فریدی
نوبت چاپ: اول-پاییز 1393
شابک: 8ـ53 ـ7120ـ600ـ978
شمارگان: هزار نسخه
قیمت: 4000 تومان
تمامی حقوق© محفوظ است.
قم: انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف / خیابان شهدا/ کوچه آمار(22)/ بن بست شهید علیان/ پ: 26/ همراه: 09109678911/ تلفن: 37749565 و 37737801(داخلی117و116)/37841130 (فروش)/ 37841131 (مدیریت)/ فاکس:37737160 و 37744273
تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف/ تلفن: 88959049/ فاکس: 88981389/ ص.پ:355-15655
m www.mahdi313.com
m www.mahdaviat.ir
m info@mahdaviat.ir
m Entesharatbonyad@chmail.ir
شرایط ظهور از دیدگاه قرآن کریم
(بر اساس آثار استاد محسن قرائتی)
بخش اول: کلیات
حتمی بودن ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن 13
رابطه علت غیبت با مسئله ظهور 18
زمینهسازی برای ظهور در قرآن 20
قرآن و جایگاه تلاش در رسیدن به آرزوها 22
رابطه تلاش و دعا در قرآن 24
نقش توکل در زمینهسازی ظهور 26
قرآن و مسئله امدادهای غیبی 28
شرایط نزول امدادهای الهی از منظر قرآن 32
8ـ1. صبر و استقامت... 33
8ـ2. یاری دین خدا 33
8ـ3. جهاد و مبارزه با دشمن.. 34
8ـ4. تقوای الهی.. 34
8ـ5. مجاهدت و تلاش... 35
8ـ6. ایمان به پروردگار. 35
8ـ7. عدم ارتباط با کافران. 36
8ـ8. انجام تکلیف... 36
8ـ9. استغفار و توبه. 37
حقیقت انتظار، یعنی تلاش برای آمادگی و زمینهسازی 37
وظیفه ما در مسئله ظهور 43
لزوم توجه به شرایط ظهور، نه علائم ظهور 44
بخش دوم: شرایط ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
الف) شرایط الهی ظهور 46
اراده پروردگار. 46
وجود رهبری معصوم، توانا و آگاه برای جهان. 49
داشتن برنامه و قوانین جامع برای جهان. 53
ویژگیهای قانونگذار. 57
ب) شرایط انسانی ظهور 64
فراهم شدن شرایط انسانی ظهور؛ حکمت امتحانات عصر غیبت... 64
الف) شکوفا شدن استعدادهای نهفته در انسان. 65
ب) جداسازی افراد نیک از بد. 66
ج) جداسازی صفوف مجاهدان و صابران از غیر آنها 66
د) بیداری از غفلت... 66
1ـ1. ایمان مستحکم.. 74
1ـ2. عبادت و مناجات... 74
1ـ3. معرفت به امام. 75
1ـ4. ولایتپذیری و اطاعت از امام. 77
1ـ5. جاننثاری برای امام و شهادتطلبی.. 79
1ـ6. تقوا و پرهیزگاری.. 80
1ـ7. اخلاقمحوری.. 81
1ـ8. نصرت دین خدا و ترویج احکام الهی.. 82
1ـ9. کارآمدی و تخصص.... 83
1ـ10. توانایی جسمانی.. 84
1ـ11. صبر و استقامت... 86
1ـ12. اخلاص و انگیزه الهی.. 88
1ـ13. دوری از غرور. 88
1ـ14. روحیه جهاد و مبارزه. 89
1ـ15. اصلاحگری در جامعه. 90
2ـ1. پذیرش روحی.. 93
2ـ2. آمادگی معرفتی.. 95
2ـ3. تبعیت عملی.. 96
2ـ4. تقوا و ترک گناه. 96
2ـ5. همدلی در طلب ظهور. 98
2ـ6. یأس از حکومتها و خستگی از مکتبهای بشری.. 99
2ـ7. اطاعت از نایب امام و ولیّفقیه. 100
2ـ8. دعای همگانی برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، وظیفهای همگانی 102
خاتمه: پاسخ به چند پرسش
پرسش: در برخی احادیث آمده: اگر کسی پیش از قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، قیامش باطل است. منظور از این روایت چیست؟. 106
پرسش: با وجود لزوم اطاعت از امام عصر، حال که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف غایب است، چگونه میتوانیم مطمئن شویم که بر طبق خواسته ایشان رفتار کردهایم؟. 108
پرسش: در احادیث فراوانی آمده است: امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زمانی ظهور میکند که دنیا پر از ظلم و ستم شود. اگر اینگونه است چه نیازی به آماده کردن شرایط ظهور است؟. 110
پرسش: آیا انتظار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به معنای سکوت و بیتفاوتی در برابر ظلم است؟ 111
پرسش: یکی از شرایط انسانی ظهور و نیز از جمله عوامل اصلی موفقیت در بلاها و امتحانهای عصر غیبت، صبر و استقامت است. قرآن کریم، راه صبر بر مشکلات را چه میداند؟. 112
کتابنامه: 117
اگرچه بررسی معارف دینی به خوبی گواهِ آن است که مباحث مهدویت از یک نظر، جزئی قطعی از این معارف است، باید اذعان داشت که از حیث اهمیت و اولویت، همۀ مباحث مهدوی همرتبه نیستند و برخی از آنها، مهمتر و پرداختن به آن شایستهتر است.
در میان مباحث مهدویت، مسئلۀ ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و تأسیس حکومت عدل جهانی ایشان، از آن رو که تحول جدی در زندگی بشر و در رشد همه جانبۀ او ایفا میکند، مهمترین موضوع است، اما متأسفانه برخی به جای تلاش برای شناخت شرایط لازم برای ظهور و سپس تدارک آن شرایط، به دلایل مختلف و به گونهای افراطی، به بحث علائم و نشانههای ظهور که در روند ظهور، تأثیری نداشته و تکلیفی را بر دوش ما
نمیگذارد، میپردازند؛ در نتیجه به جای اینکه امام غایب و غریب خود را از غربت درآورند با غفلت از وظیفه، بر این غربت میافزایند!
این نوشتار، حاصل تدوین تفکرات و اندیشههای حجت الاسلاموالمسلمین محسن قرائتی است. گفتنی است در تدوین این اثر، از نرمافزار «مجموعه آثار» ایشان، که از آثار مکتوب و بیش از سه دهه سخنرانیهای ایشان در مجموعۀ «درسهایی از قرآن» فراهم گردیده، استفاده شده است.
این کتاب سعی دارد با تکیه به مطمئنترین منبع دین، یعنی قرآن کریم و با کمک مفسران حقیقی آن، یعنی معصومان علیهم السلام و نیز با نگاهی آسیبشناسانه، ضمن پیرایش تصور عمومی دربارۀ مقولۀ ظهور، برداشت صحیح از ظهور و شرایط آن را به همگان عرضه و مقدمات تلاش برای فراهم کردن زمینههای مردمی ظهور را فراهم و بدین وسیله، زمینۀ تعلق ارادۀ خداوند به ظهور را مهیا کند.
تدوینگر: حسن ملایی
سخن از بررسی شرایط ظهور و آن هم با توجه به آیات قرآنی، یکی از مهمترین موضوعات در حوزۀ مباحث مهدویت است که پرداختن به آن، برای همۀ منتظران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ضرورت دارد. اما پیش از ورود به بحث، نیازمند طرح مقدماتی هستیم تا با تکیه بر آنها مباحث خود را بیان کنیم؛ از این رو، این بخش به کلیاتی در این باره اختصاص دارد.
مسئلۀ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و قیام جهانی ایشان، علاوه بر آیات قرآن، در روایات بسیاری از طریق شیعه آمده است؛ حتی در اغلب کتب حدیثی عامّه نیز طرح شده و از مسلّمات اعتقادی مسلمانان است. همانگونه که میدانیم، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سال 255 هجری قمری به دنیا آمده و سپس به دلایلی از دیدگان مردم غایب شده است؛ البته غیبت حضرت در دو مرحله بوده است: غیبت کوتاه (صغری) و غیبت طولانی (کبری). در مرحلۀ نخست که حدود هفتاد سال به طول انجامید، شیعیان به واسطۀ چهار نایب خاص، با حضرت ارتباط داشته و امور دینی خود را به فرمان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انجام میدادند، تا آنکه حضرت به چهارمین نایب خود، علیبنمحمد سمری خبر دادند که چند روز دیگر از دنیا میرود و دیگر پس از او شخص خاصی میان من و مردم واسطه نیست، چراکه غیبت کبری آغاز شده است.
ایشان همچنین راه شناخت وظایف و تکالیف را برای شیعیان مشخص و آنها را موظف کرد به دانشمندان دینی رجوع کنند:
در حوادثی که برای شما پیش میآید، به فقیهان و روایتگران سخنان ما مراجعه کنید، زیرا آنها حجت من بر مردم هستند، همانگونه که من حجت خدا بر آنان هستم.(1)
از آن زمان، غیبت طولانی حضرت آغاز گشته و هنوز ادامه دارد. ایشان طبق صدها آیه و حدیث معتبر برای تشکیل حکومت عدل جهانی ظهور خواهد کرد.
برخی از آیاتِ حکایتگر حتمیت حکومت مهدوی، عبارتند از:
آیۀ اول:
((هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون))؛ او کسی است که پیامبر خود را با هدایت و دین حقّ فرستاد، تا آن را بر همه دینها پیروز گرداند، هرچند مشرکان ناراحت باشند.(2)
این آیه به همین صورت، علاوه بر این سوره در دو سورۀ دیگر نیز آمده است: سورۀ فتح، آیۀ 28 و سورۀ صف، آیۀ 9. گرچه اسلام از نظر منطق و استدلال همیشه پیروز بوده است، اما این آیه، غلبۀ ظاهری و وعدۀ حاکمیت اسلام بر جهان را بیان میکند؛ چنانکه در آیات دیگری نیز «ظَهَرَ» به معنای استیلا یافتن آمده است؛ مثل: ((إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ یَرْجُمُوکُمْ))؛(1)اگر بر شما غالب شوند، سنگسارتان میکنند. و دربارۀ کفار آمده است: ((إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لا یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً))؛(2)اگر بر شما غالب شوند، هیچ عهد و پیمانی را مراعات نمیکنند.
از سویی، این آیه تاکنون تحقق نیافته است و از سوی دیگر، خداوند وعدۀ حاکمیت کلّی اسلام را داده و وعدهاش دروغ نیست؛ در نتیجه، همانگونه که در روایات بسیاری آمده است، این آیه به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره دارد.
امام صادق علیه السلام در سخنی فرمود:
هنگامی که قائم ما قیام کرد، جایی در روی زمین باقی نمیماند، مگر اینکه در آنجا صدای «اشهد ان لا اله الا اللَّه» و «اشهد ان محمداً رسول اللَّه» بلند میشود.(3)
و فرمود:
هرگاه قائم ظهور کند، عدل را در میان مردم برقرار میسازد و جور و ستم در زمان او برطرف میشود و راهها امن میگردد. در زمان او، زمین برکات خود را بیرون میکند و قائم، هر حق را به اصحابش برمیگرداند. در ظهور او تمام مردم روی زمین، دین اسلام را خواهند پذیرفت و آیه شریفه: ((وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ))(1)مصداق پیدا خواهد کرد. قائم در میان مردم، مانند حضرت داود علیه السلام و حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم حکم میکند. در آن زمان، گنجهای زمین ظاهر و زینتهایش آشکار میشود، همه مردم ثروتمند خواهند شد و دیگر جایی برای مصرف صدقات پیدا نخواهد شد.(2)
آیۀ دوم:
((وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ))(3)و همانا در (کتاب
آسمانی) زبور (که) بعد از ذکر (تورات، نازل شده) نوشتیم که قطعاً بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد.
کلمۀ «زبور» در لغت عرب، به معنای هر نوع نوشته و کتاب است: ((وَکُلُّ شَیْءٍ فَعَلُوهُ فِی الزُّبُرِ))،(1)ولی به قرینۀ آیۀ: ((وَ آتَیْنا داوُدَ زَبُوراً))(2)به نظر میرسد که مراد، کتاب اختصاصی حضرت داود علیه السلام باشد که دربرگیرندۀ مجموعه مناجاتها، نیایشها و اندرزهای آن حضرت است. این کتاب بعد از تورات نازل شده و مراد از «ذکر» در این آیه نیز همان تورات است؛ چنانکه در آیۀ 48 همین سوره هم گذشت که تورات، ذکر است.
بعضی گفتهاند که منظور از «زبور» در این آیه، تمام کتب آسمانی و مراد از «ذکر»، قرآن مجید است و عبارت «مِنْ بَعْدِ» نیز به معنای «علاوه بر» میآید؛ در این صورت، معنای آیه چنین میشود: ما علاوه بر قرآن، در تمام کتب آسمانی نوشتیم که وارثان زمین هر آینه، بندگان صالح من خواهند بود. در روایات متعدد آمده است که آن بندگان صالحی که وارث زمین خواهند شد، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یارانش هستند.(3)
حقیقت آن است که همۀ ادیان معتقدند نجاتدهندهای خواهد آمد؛ لذا در زیارات مهدوی داریم: «السَّلَامُ عَلَی مَهْدِیِّ الْأُمَم»؛(1)سلام بر تو ای امامی که همۀ امتها منتظر تو هستند! به همین جهت، موضوع ظهور وی، یکی از موضوعات مهم در مباحث مهدویت است.
در احادیث گوناگون، علت عدم درک محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده است؛ از جمله آنکه خود ایشان ارتکاب گناه را سبب این امر معرفی کرده و فرمودهاند: «فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ»؛(2)ما را از شما حبس نمیکند، مگر اعمال ناپسندی که از ناحیۀ شما به ما میرسد. این سخن با صراحت میگوید که به سبب اعمال زشتی که انجام دادهایم، توفیق درک ظهور را پیدا نمیکنیم.
همچنین وقتی از امام صادق علیه السلام سؤال میکنند که چرا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف غایب میشود، آمده است: «وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی عُنُقِهِ»؛(3)یعنی ایشان به گردن خود اشاره میکردند؛ کنایه از اینکه اگر بیاید، کشته میشود. بنابراین، از
مجموع این روایات به دست میآید که علت غیبت امام دوازدهم، عدم آمادگی مردم برای پذیرش رهبری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. خداوند آن حضرت را برای زمان مناسب ذخیره فرموده است، تا زمانی که رشد و فرهنگ مردم به جایی برسد که بتوانند نور امامت را درک و از آن بهرهگیری کنند.
اگر ادارۀ برق یک شهر برای روشنایی کوچهای، تیر چراغ برقی نصب کرد و لامپی به آن زد، ولی بچههای کوچه با زدن سنگ لامپ را شکستند، مأمور اداره، لامپ دیگری میزند. چنانچه مجدداً بچهها لامپ را هم بشکنند، باز ادارۀ برق، برای روشنایی محل اقدام به نصب لامپ دیگری میکند. حال اگر برای بار سوم بچههای بیادب لامپ را شکستند، به احتمال فراوان، ادارۀ برق تمایلی به نصب مجدد لامپ ندارد، اما به خاطر خواهش بزرگترها و رفاه حال اهالی آن کوچه، ممکن است لامپ دیگری را نصب کند. اما فکر میکنید ادارۀ برق تا چه تعداد این کار را انجام دهد؟ در مورد بحث ما نیز، حاکمان ستمگر، یازده چراغ هدایت را شکستند! خداوند نیز چراغ دوازدهم را نگه داشت تا زمانی که مردم لیاقت و آمادگی بهرهگیری از این چراغ هدایت را پیدا کنند؛ بنابراین، باید زمینههای ظهور و حکومت مهدوی با فراهم شدن شرایط آن، آماده شود.
آیاتی در قرآن بر حتمیت وجود زمینهها و شایستگیهای انسانی برای نزول و ظهور و فراگیری برکات و رحمتهای پروردگار وجود دارد؛ آنجا که میفرماید:
((وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ))(1)و اگر مردم شهرها و آبادیها ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، قطعاً (درهای) برکات آسمان و زمین را بر آنان میگشودیم، ولی آنان (آیات ما را) تکذیب کردند؛ پس ما هم به خاطر عملکردشان آنان را (با قهر خود) گرفتیم.
از مصادیق بارز این آیه، دوران ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که به گفتۀ روایات، در آن زمان برکات از آسمان و زمین سرازیر میشود. از امام صادق علیه السلام روایت شده است:
چون حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، به عدالت حکم فرماید و در دوران او ستم برداشته شود، راهها امن گردد، زمین برکتهای خود را بیرون آورد و هر حقی به اهلش رسد.(2)
امام حسن علیه السلام نیز فرمودند:
در دولت او، درندگان آزادانه زندگی میکنند، زمین چنانکه باید گیاهان خود را بیرون میدهد، آسمان برکات خود را فرومیفرستد و گنجها (و معادن) زمین برای او آشکار میشود.(1)
نکاتی در این آیه وجود دارد که بر تلاش ما در جلب رحمت پروردگار تأکید میکند:
ایمان به تنهایی کافی نیست، بلکه تقوا لازم است: «آمَنُوا وَ اتَّقَوْا».
بستن و گشایش، در اختیار خداست (لَفَتَحْنا)، اما بازتابی از عملکرد ماست.
عامل محرومیتها و مشکلات، عملکرد خود ماست: «بِما کانُوا یَکْسِبُونَ».
بر این اساس، برای اینکه اسلام دنیا را بگیرد و نعمتهای الهی بر بشریت ببارد، باید شرایط آن مهیا شود.
1) احمدبنعلی طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص291.
آرزوهای هر انسان، انگیزۀ زندگی اوست و هر کسی به شوق رسیدن به آرزوهایش به سر میبرد و راههایی را برای دستیابی به آن جستوجو میکند. در منطق قرآن کریم، تلاش و کوشش، سهم زیادی در به دست آوردن آرزوها و منافع دارد، به طوری که در این کتاب زندگی آمده است:
((وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعی أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُری))؛(1)و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده، (بهره دیگری) نیست و اینکه تلاش و سعی او را به زودی به وی بکنند.
این آیات به روشنی بیان میکند که:
اولاً: هستی، میدان تلاش و کار و نتیجهگیری است: ((وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی)).
ثانیاً؛ ما مکلف به انجام وظیفهایم، نه حصول نتیجه. سعی و تلاش، وظیفۀ ماست: «إِلَّا ما سَعی».
ثالثاً؛ ایمان به بقای عمل و نظام عادلانۀ کیفر و پاداش، انسان را در برابر رفتار خود، هم دلگرم و تشویق و هم محتاط و مسئول میکند: «وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُری».
1) نجم، آیات 39ـ40.
رابعاً؛ هیچ عملی در هستی محو نمیشود: «سَعْیَهُ سَوْفَ یُری».
خامساً؛ نیکوکاران در دریافت پاداش کار خود، عجله نکنند: «سَوْفَ یُری».
یکی از آرزوهای بلند و مقدس همۀ ما شیعیان، ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، اما شاید کسانی بگویند: ما در زمینهسازی برای ظهور ایشان، با بسیاری از امور آشنایی نداریم! قرآن کریم دست کشیدن از تلاش را با این بهانه قبول ندارد و برای دفع چنین تفکر غلطی، کوشش در راه خدا را زمینۀ دریافت لطف ویژۀ خدا و نشان دادن راههایی میداند که تاکنون برای ما مخفی بوده و به آن آگاهی نداشتیم؛ چنانکه میفرماید:
((وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا))(1)و کسانی که در راه ما (تلاش و) جهاد کردند، راههای (قرب به) خود را به آنان نشان خواهیم داد.
حاصل آنکه، با شعار و آرزو نمیتوان به چیزی دست یافت و این کار، عمل و سختکوشی است که شیرینی موفقیت را به کام انسان مینشاند. بنابراین، اگر کسانی واقعاً میخواهند که دوران ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و حکومت عادلانۀ او را درک و از برکات آن استفاده کنند، خودشان نیز باید برای تحقق چنین حکومتی به اندازۀ توانایی که دارد تلاش کنند.
1) عنکبوت، آیه 69.
یکی از اعمالی که در عصر غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف باید منتظران قدوم مبارکش انجام دهند، بحث دعا برای فرج و ظهور است. خود امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از ما خواستهاند: «وَ أَکْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِکَ فَرَجُکُمْ».(1)این موضوع باعث شده که برای برخی این سؤال پیش آید که وقتی قرار است برای ظهور امام زمان دعا کنیم، دیگر چه نیازی به تلاش برای زمینهسازی برای ظهور است؟
پاسخ آن است که دعا در کنار تلاش و کوشش است، نه به جای آن. در قرآن کریم آمده است که رزمندگانی که سینه سپر کرده و آمادۀ دفاع هستند، اینگونه دعا میکنند:
((رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرین))؛(2)پروردگارا! صبر و شکیبایی بر ما فرو ریز و قدمهای ما را ثابت و استوار بدار و ما را بر گروه کافران پیروز فرما.
راز این مطلب هم آن است که اگرچه وظیفۀ انسان، حرکت و تلاش است، پیروزی به دست خداست و به همین علت در ابتدا از پروردگار میخواهند که آنها را پیروز کند: «رَبَّنا... وَ انْصُرْنا».
یعنی اینگونه نیست که همۀ کارها به دست ما درست شود؛ مثل اینکه ممکن است شما همۀ برقها را بزنید، اما از ادارۀ برق قطع باشد. اگر از ادارۀ برق قطع باشد، شما همۀ کلیدها را هم بزنید روشن نمیشود؛ از ادارۀ برق قطع است. اگر خدا نخواهد، شما هرچه هم تلاش کنید، بیفایده است. پس ببینید این حد وسط است؛ به خاطر همین هم گفتهاند که تلاش کنید، اما هنگام شروع آن بگویید: «إِنْ شاءَ اللَّه»؛ یعنی اگر خدا بخواهد، من این کار انجام میدهم.
مروری بر زندگانی معصومان علیهم السلام نیز نشان میدهد، با وجود اینکه مظهر دعا بودند، اما شبانهروز، در حال تلاش و کوشش نیز بودند. حضرت امیر علیه السلام نه فقط در جبهه، که در جامعه و خانهاش هم، مرد کار بود. هم علف پاک میکرد و کفش را وصله میکرد و هم مشک آب را برای یتیمها میکشد؛ یعنی خدمات اجتماعی انجام میداد. امام باقر علیه السلام بیل دست میگرفت و در هوای داغ حجاز بیل میزد. کسی آمد و به امام گفت: شما از فامیل و اهلبیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و از سادات قریش هستی. اگر الآن مرگ برسد، چه میکنی؟ دنبال دنیا هستی؟ آن حضرت فرمود: در بهترین
حالات هستم. بیل به دست دارم. کسی که بیل در دست دارد، در شریفترین حالات است. و الآن اگر مرگ بیاید، استقبال میکنم و افتخار میکنم که در این حال بمیرم، چون پول تهیه میکنم تا به مثل تو نیاز نداشته باشم.
در روایت میخوانیم که دعای افرادی که بیکارند و هیچ تلاشی نمیکنند، مستجاب نمیشود. این مطلب ریشۀ قرآنی دارد، زیرا وقتی در مورد شرایط استجابت دعا به این کتاب آسمانی مراجعه میکنیم، میبینیم که ایمان و انجام اعمال صالح را دو شرط استجابت دعا معرفی کرده و میفرماید: ((وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ))،(1)و کدام عمل از اصلاح امر فرج امام عصر، صالحتر است.
علاوه بر تصور اشتباه دربارۀ دعا برای فرج، که در پیش توضیح داده شد و راهحل آن نیز بیان گردید، یکی از مشکلات عقیدتی در باب زمینهسازی برای ظهور، برداشت غلط دربارۀ توکل است. این درست است که اسلام، خداوند متعال را تکیهگاه انسان معرفی میکند، زیرا از طرفی قدرتش بیانتها و بر همه چیز توانا و همۀ قدرتها از او پدید آمده است و از
1) شوری، آیه 26.
سوی دیگر، از همه مهربانتر و أَرْحَمُ الرَّاحِمِین است و تمام صفاتی که در تکیهگاه تزلزلناپذیر لازم است، تنها در او موجود است؛ اما باید دانست که توکل در مقابل جهد و سعی نیست که آیا جهد و سعی کنیم یا توکل؟ توکل یعنی انسان همیشه به آنچه مقتضای حق است، عمل کند و در این راه به خدا اعتماد کند که خداوند حامی و پشتیبان کسانی است که حامی و پشتیبان حقند. توکل، تضمین الهی است برای کسی که همیشه حامی و پشتیبان حق است و خداوند این عالم را طوری ساخته است که همواره از کسانی که حق و حقیقت را حمایت کنند، حمایت میکند. حق همواره تأیید معنوی با خود دارد.
اساساً کار نکردن و راه نرفتن که تضمین، و سکون و توقف، تأیید نمیخواهد. رنج و مشقتهایی در پیمودن راه هست که اراده را سست و عزیمت را فسخ میکند که توکل نیاز دارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عدهای را دید که زراعت و کشت و کار و نمیکنند و به آنها فرمود: «شما چه کار میکنید؟» گفتند: ما توکل میکنیم. ایشان فرمود: «لا بَلْ أَنْتُمُ الْمُتَّکِلوُنَ»؛(1)چنین نیست؛ شما سربارِ مردم هستید!
بنابراین مفهوم توکل، تسلیم حوادث شدن نیست، بلکه در عین به کار گرفتن تمام قدرت و نیرو، توجه داشته باشد که آنچه دارد از خود او نیست و آنان که فرمان خدا را زیرپا بگذارند و از فراهم کردن نیروهای مادی و معنوی غفلت ورزند، هرگز مشمول یاری او نخواهند بود.
1) میرزاحسین نوری، مستدرکالوسائل، ج11، ص217.
پس توکل، هیچ ربطی به فراهم نکردن زمینههای ظهور ندارد، بلکه برعکس؛ باید در این جهت تلاش کرد، منتها نباید مغرور به اعمال خود شد و نه به بهانۀ توکل به خدا، کوشش در این راستا را تعطیل کرد.
مطلب قابل توجه در راستای فراهم کردن شرایط ظهور، جایگاه امدادهای غیبی در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، چراکه برخی با خواندن روایات گزارشگر وقایع ظهور و رخ دادن معجزات و کرامات گوناگون چنین فهمیدهاند که امر ظهور مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف کاملاً با معجزۀ الهی رخ خواهد داد و به همین جهت، نیازی به تلاش مردم نیست؛ در حالی که این تصور در فرهنگ قرآن کریم اشتباه و ناشی از برداشت ناصحیح دربارۀ امدادهای غیبی است.
اصل کمکهای غیبی و امدادهای الهی موضوعی است که نه تنها در پیشگاه قرآن مورد قبول است، بلکه طبق آموزههای توحیدی اسلام، نصرت حقیقی از جانب خدا بوده و انسان به امدادهای الهی در همه حال نیاز است، چه در حال ضعف و چه در حال قدرت؛ همچنانکه در جنگ بدر با مسلمانانِ اندک، از نصرت الهی برخوردار شدند و در جنگ حُنین با تعداد زیاد، باز هم نصرت الهی به یاری آمد: ((لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ فِی مَواطِنَ کَثِیرَةٍ وَ یَوْمَ حُنَیْنٍ))(1).
1) توبه، آیه 25.
در میان بشارتهای این کتاب آسمانی به مؤمنان نیز، یاری رساندن آنها به شیوهای غیرطبیعی و به تعبیری امدادهای غیبی است، چراکه این بشارتها اثر فراوانی بر افزایش امید و تقویت روحیۀ مؤمنان خواهد داشت. قرآن در آیۀ سیزدهم سورۀ «آلعمران»، جریان جنگ بدر و نزول امدادهای آسمانی را برای عبرت ما چنین نقل میکند:
((قَدْ کانَ لَکُمْ آیَةٌ فِی فِئَتَیْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ أُخْری کافِرَةٌ یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ وَ اللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشاءُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصارِ))؛ به یقین، در دو گروهی که (در جنگ بدر) با هم روبهرو شدند، برای شما نشانه (و درس عبرتی) بود؛ گروهی در راه خدا نبرد میکردند و گروه دیگر که کافر بودند (در راه شیطان و هوس خود). کفّار به چشم خود، مسلمانان را دوبرابر میدیدند (و این عاملی برای ترس آنان میشد) و خداوند هر کس را بخواهد به یاری خود تأیید میکند. همانا در این امر برای اهل بینش، پند و عبرت است.
در این نبرد، تعداد مسلمانان 313 نفر بود که 77 نفر آنها از مهاجران و 236 نفر از انصار بودند. پرچمدار مهاجران، حضرت علی علیه السلام و پرچمدار
انصار، سعدبنعباده بود. مسلمانان هفتاد شتر، دو اسب، شش زره و هشت شمشیر داشتند، ولی لشکر کفر بیش از هزار رزمنده و صد اسبسوار داشت. مسلمانان در آن جنگ با دادن 22 شهید ـ چهارده نفر از مهاجران و هشت نفر از انصار ـ بر دشمن کافر که هفتاد کشته و هفتاد اسیر داده بود، پیروز شدند.
در این آیه میخوانیم که کفّار، مسلمانان را دو برابر دیدند: «یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ»؛ در حالی که اینچنین نبود و آنجا که خدا بخواهد دیدها، برداشتها و افکار عوض میشود. بدینگونه، جنگ بدر نشان داد که ارادۀ خداوند بر ارادۀ خلق غالب و تنها امکانات مادّی، عامل پیروزی نیست. بنابرین در اصل این مطلب تردیدی نیست.
ما هم قبول داریم که در امر ظهور و تشکیل حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امدادهای الهی هم نقش دارند، اما طبق آیات قرآنی، تحقق امدادهای غیبی نیز خود دارای شرایطی است که مردم باید آن شرایط را حاصل کنند. دربارۀ این مطلب در بخش شرایط مردمی ظهور، به طور مفصل صحبت خواهیم کرد که برای نمونه میتوان به یکی از آیات بیانکنندۀ این مطلب که اتفاقاً از آیات مهدوی هم است، اشاره کرد؛ آنجا که قرآن کریم در آیۀ 125 سورۀ آلعمران میفرماید:
((بَلی إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُسَوِّمِینَ))؛ البته اگر صبر و مقاومت کنید و پرهیزگاری نمایید (گرچه) دشمنان با خشم و خروش بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنجهزار فرشتۀ مخصوص مدد میرساند.
همانگونه که میبینید، در این آیۀ شریفه استقامت و تقوا، عامل نزول فرشتگان و امدادهای غیبی معرفی شده است؛ لذا در احادیث مربوط به وقایع ظهور، به حضور مؤمنان کارآمد که دارای شرایط، از جمله این دو شرط است، در کنار امدادهای الهی تصریح شده و آمده است: «سه لشکر برای یاری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میآیند؛ لشکری از فرشتگان، لشکری از مؤمنان و ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان».
در زندگی ما نیز قاعده و اصل همینطور است؛ کسی نگوید حال که چنین است، در امور شخصی هم خدا از طریق امدادهای غیبی به من کمک کند تا امسال بدون درس خواندن در کنکور قبول شوم و یا کشاورزی درخواست کند که بدون کشاورزی و فقط با امدادهای غیبی، محصول خوبی به دست آورد! بنا نیست خداوند عالم، دنیا و نظام موجود در آن را
به هم بریزد. در قرآن کریم قدرت خدا بر اساس ربوبیت(1)او و همراه با حکمت او مطرح شده است؛ کما اینکه در سورۀ انفال، وقتی خدای متعال جریان نصرت غیبی خدا در جنگ بدر را طرح میکند، میفرماید: ((...وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ))(2)و نصرت خویش را بر اساس عزت و حکمت، قرار میدهد.
خداوند قدرت دارد بدون دردِ زاییدن هم بچه بدهد، ولی حکمت خدا این را میگوید که بچه از راه درد زایمان و کشاورز از راه کشاورزی به هدفش برسد که: نابرده رنج گنج میسر نمیشود. حکمت خدا این است که انسان با دست و پا زدن و با تلاش به جایی برسد.
حاصل مطالب پیش آن شد که امدادهای غیبی پس از آن است که ما تلاش خود را انجام دهیم و اگرچه خداوند هر کس را بخواهد یاری میکند، ولی این یاری، شرایطی دارد. فهم این مطلب در شناخت جایگاه امدادهای غیبی در امر ظهور و موفقیت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در تشکیل حکومت عدل جهانی بسیار کارساز خواهد بود. برخی از شرایط نصرت و امدادهای الهی در قرآن عبارت است از:
انسان صابر، محبوب خدا و در پناه او و مشمول امدادهای الهی است. قرآن میفرماید: ((وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ)).(1)و در جایی دیگر دربارۀ اولیای الهی ذکر میکند: ((فَصَبَرُوا عَلی ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّی أَتاهُمْ نَصْرُنا))(2)بر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند، شکیبایی کردند تا یاری ما به آنان رسید. و نیز فرمود:
((إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُسَوِّمِینَ))(3)البته اگر صبر و مقاومت کنید و پرهیزگاری نمایید، (گرچه) دشمنان با خشم و خروش بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشتۀ مخصوص مدد میرساند.
قرآن کریم، یکی از شرایط مهم ارسال امدادهای الهی را نصرت از دین و به تبع آن، ولیّ خدا معرفی میکند و میفرماید: ((إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ
وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ))؛(1)اگر خدا را یاری کنید، یاریتان میکند و گامهایتان را استوار میدارد.
جبهههای جنگ نیز در حقیقت، بستر نزول امدادهای الهی است، زیرا قرآن کریم میفرماید:
((قاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ وَ یُخْزِهِمْ وَ یَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ))(2)با آنان بجنگید، تا خدا آنان را به دست شما عذاب و رسوایشان کند و شما را بر ایشان پیروزی بخشد.
یکی از آثار مبارک تقوای الهی و پرهیزگاری که قرآن جایگاه بزرگی برای آن قائل شده است ـ علاوه بر آثار دیگری که بر آن مترتب است، جالب رحمت و کمک ویژۀ پروردگار عالم است. خداوند رئوف در آیۀ 125 سورۀ آلعمران میفرماید:
((بَلی إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُسَوِّمِینَ))؛ البته اگر صبر و مقاومت کنید و
پرهیزگاری نمایید، (گرچه) دشمنان با خشم و خروش بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته مخصوص مدد میرساند.
در فرهنگ قرآنی، تلاش انسان، نشانۀ صداقت اوست و همین صداقت است که باعث نزول امدادهای غیبی میشود، کما اینکه قرآن میفرماید:
((وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ))؛(1)و کسانی که در راه ما کوشیدهاند، به یقین راههای خود را بر آنان مینماییم و در حقیقت، خدا با نیکوکاران است.
قرآن کریم در سورۀ «کهف» و در احوالات اصحاب کهف، ایمانِ مثالزدنی ایشان را عاملی برای عنایت ویژۀ خدا به آنها معرفی میکند و میفرماید:
((إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدیً وَ رَبَطْنا عَلی قُلُوبِهِمْ))؛(2)آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و بر هدایتشان افزودیم و دلهایشان را استوار گردانیدیم.
نکتۀ بسیار جالبی که قرآن مکرراً تعلیم میدهد آن است که میفرماید با کفار رابطۀ ولایت نداشته باشید، تا امدادهای غیبی خدا به سوی شما سرازیر شود: ((لا تَتَّخِذُوا... یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِه))(1)، زیرا در غیر این صورت، هرکس به سراغ کفار برود، خداوند او را به حال خود رها و از امدادهای غیبی خود محروم میسازد: ((وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْءٍ))(2).
مطابق فرهنگ قرآنی، ما باید به وظیفۀ خود عمل کنیم و آنگاه در انتظار امدادهای او باشیم. در آیۀ 93 سورۀ «هود» و در احوال حضرت شعیب علیه السلام به این امر اینگونه اشاره شده است:
((وَ یا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلی مَکانَتِکُمْ إِنِّی عامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذابٌ یُخْزِیهِ وَ مَنْ هُوَ کاذِبٌ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیبٌ))؛ و (شعیب گفت:) ای قوم من! (پس) هرچه در توان دارید انجام دهید، من (نیز)
کار خودم را خواهم کرد. به زودی خواهید دانست (که) عذاب خوارکننده به سراغ چه کسی خواهد آمد و چه کسی دروغگوست. شما در انتظار باشید، من (نیز) همراه شما منتظرم.
در پیشگاه قرآن، استغفار، رزق و امدادهای غیبی را در پی دارد. در این کتاب آسمانی آمده است:
((اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهارا))(1)استغفار کنید، زیرا خداوند غفّار و بخشنده است، تا آسمان را به باران فراوان بر شما بگمارد و شما را به مالها و فرزندان کمک کند و برایتان باغها و جویبارها پدید آرد.
موارد دیگر و نیز بررسی بیشتر آنها را در بخش شرایط انسانی ظهور، ذکر خواهیم کرد.
یکی دیگر از موضوعاتی که در بیان بهترِ بحث شرایط ظهور به ما کمک میکند، توجه به مفهوم و لوازم انتظار ظهور است، زیرا در روایات
1) نوح، آیه 10-12.
معصومان علیهم السلام توجه بسیاری به این موضوع شده است. ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که روزی آن حضرت فرمود: «آیا شما را از چیزی آگاه نکنم که خداوند بدون آن، هیچ عملی را از بندگان نمیپذیرد؟» عرض کردم: بفرمایید! فرمود:
گواهی دادن بر اینکه هیچ معبودی جز خدا نیست و اینکه محمد صلی الله علیه و آله و سلم بنده [و فرستاده] اوست، و اقرار به هر آنچه خداوند امر فرموده و ولایت برای ما و بیزاری از دشمنان ما ـ امامان ـ و تسلیم شدن به آنان و پرهیزگاری و کوشش و خویشتنداری و انتظار حضرت قائم.(1)
همچنین از امام رضا علیه السلام روایت شده است:
چقدر صبر پیشه گرفتن و انتظار فرج کشیدن نیکو است! آیا نشنیدهاید که عبد صالح فرمود: ((انْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِین))؛(2)پس منتظر باشید، من هم با شما از منتظرانم.(3)
و نیز پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «افْضَلُ الْعِبادَةِ انْتِظارُ الْفَرَجِ»؛(4)انتظار فرج و گشایش، برترین عبادت است.
اصولاً هر کسی در زندگی مادی انتظار و امیدی دارد و البته زندگی به این امیدهاست. اگر چراغ امید خاموش شود، دیگر کسی دنبال کاری نمیرود؛ منتها باید دید که چه انتظاری ارزش دارد؟ همۀ افراد امید دارند، اما روشنفکر، کسی است که در انتظار صلح جهانی باشد و برای همۀ مردم فکر کند. اگر خواستید ببینید فردی چقدر ارزش دارد، ببینید آرزویش چیست. آرزوی یک بچه، آدامس است؛ اما هرچه روح بزرگتر شود، امیدهای او هم بزرگتر میشود. بزرگترین افراد کسانی هستند که در انتظار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند، چون انتظار حضرت یعنی امید جهانی، خیر جهانی، عدالت جهانی، امنیت جهانی. هرچه آرزو کوچکتر باشد، شخص کوچکتر است و هرچه آرزو بزرگتر باشد، شخص بزرگتر است. انتظار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، یعنی انتظار همۀ خوبیها و محو همۀ بدیها.
در عین حال باید دانست که انتظار، عمل است، زیرا در روایات ما آمده است: «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ» و نمیگوید «افضل الحالات»؛ پس انتظار عمل است، نه حالت و سکوت و سکون. انسانی که منتظر مسافرش است و کشاورزی که منتظر میوه است، آسودهخاطر نمینشیند. ما که منتظر آقا هستیم، باید رفتارمان با رفتار آقا سنخیتی داشته باشد؛ پس منتظر یعنی انسان تلاشگر.
انتظار یعنی اعتراض به وضع موجود و امید به باز شدن درهای رحمت و معرفت. انتظار یعنی من منتظرم جهانی پر از عدل شود. در «دعای افتتاح» که منسوب به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است، میخوانیم: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُوا الیک»؛ یعنی
خدایا! من شکایت میکنم و نظامهای طاغوتی موجود در روی زمین را قبول ندارم. اگر کسی بپرسد که چه حکومتی را قبول دارید؟ پاسخ آن در ادامۀ دعا آمده است: «إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَة کَرِیمَة».
دعای ندبه یعنی دعای اعتراض بر طاغوتهای جهان و دعای انتظار و امید به آمدن حکومت حق. اگر جمع میشویم و دعای ندبه میخوانیم و در فکر حکومت حق هستیم، باید در فکر تلاش برای زمینهسازی آن حکومت هم باشیم.
در زمانی که استاد شهید مطهری در تهران بودند و برای تدریس از آنجا به قم تشریف میآوردند، مدتی در قم میزبان ایشان بودم. در همان زمان و در مسیر راه، سؤالات زیادی را از ایشان میپرسیدم که یکی از آنها دربارۀ انتظار ظهور بود. ایشان دربارۀ حقیقت انتظار، مَثَلی را از مرحوم حجةالاسلام راشد که قبلاً در رادیو سخنرانی میکرد و مرد دانشمندی بود، نقل کردند که میگفت: وقتی شب میشود، همۀ ما در انتظار خورشید هستیم، اما معنای انتظار خورشید بودن این نیست که در تاریکی بنشینیم. هم منتظر خورشید هستیم، هم وظیفۀ ما این است که بلند شویم و کاری انجام دهیم و برقی را روشن کنیم.
کسی که منتظر مصلح است، باید صالح باشد. انسانهای بیتفاوت، بیغیرت، بیپول و بیقدرت که نمیتوانند بگویند: یا حجةبنالحسن، تشریف بیاور! کسانی که در انقلاب و نظام اسلامی نقشی نداشته و ندارند، اول از خدا بخواهند که به آنها نقشی بدهد و بعد دعای ندبه بخوانند. وقتی میگوییم: مهدی بیا، حضرت بیاید چه کند؟ لابد میگویید او خواهد
آمد تا از حق مردم دفاع کند. خیلی خوب، وقتی هشت سال جنگ تحمیلی بود، شما چقدر از حق دفاع کردید؟ در این حوض چقدر شنا کردی که حالا میگویی: اقیانوس اطلس! کسانی که در انقلاب هیچ نقشی نداشتند، اصلًا رویشان نمیشود که بگویند: مهدی بیا!
در بسیاری از آیات مهدوی که مربوط به منتظران ظهور است نیز همین آمادگی دیده میشود؛ برای مثال قرآن می فرماید:
((وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَحِیمِ))(1)و کسانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردهاند، آنان همان کسانی هستند که سر تا پا صداقتند و نزد پروردگارشان گواهانند، پاداش و نورشان را دارند و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنان اصحاب دوزخند.
حارثبنمغیره از حضرت باقر علیه السلام روایت کرده است:
کسانی که از شما عارف به این امر (امامت اهلبیت علیهم السلام) هستند و منتظرند و آرزوی پاداش نیک دارند، به خدا قسم مانند آن کسی است که به همراه
1) حدید، آیه 19.
قائم آلمحمد عجل الله تعالی فرجه الشریف جهاد کرده است. سپس فرمود: به خدا قسم، مانند کسی است که با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با شمشیرش جهاد کرده است. آنگاه برای مرتبه سوم فرمود: به خدا قسم، مانند کسی است که در خیمه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به درجه شهادت رسیده است و درباره شما آیهای در قرآن هست. عرض کردم: کدام آیه؟ ایشان فرمود آیه: ((وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ))(1)و کسانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردهاند، آنان همان کسانی هستند که سر تا پا صداقتند و نزد پروردگارشان گواهانند، پاداش و نورشان را دارند؛ آنگاه فرمود: به خدا قسم نزد خداوند، صادقین و شهدا محسوب میشوید.(2)
ملاحظه میکنید که در آیهای که در شأن منتظران ظهور است، وصف «صدیق» برایشان آورده شده و «صدیق» به کسی گفته میشود که سر تا پا راستی و درستی است و دل و زبان و عمل او یکی است و صداقت جزء خلق و خوی او شده است. معلوم است که کسب این خصلت عالی، خود نشانۀ آمادگی برای ظهور امام حق خواهد بود.
در بحث ظهور، دانستن اینکه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در چه زمانی ظهور میکنند و یا اینکه اکنون در کجا زندگی میکنند، ارزش چندانی ندارد، آنچه ارزشمند است آن است که بدانیم وظیفۀ ما در حال حاضر چیست و امام از ما چه انتظاری دارد و سپس به آن جامعه عمل بپوشیم، زیرا انجام وظیفه بهترین راه برای زمینهسازی برای ظهور حضرت ولیّعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ لذا شناخت وظیفه، لازمترین مطلب در زمان غیبت امام است که ما به برخی از آنها به صورت فهرستوار اشاره میکنیم و توضیح آن بعداً خواهد آمد:
ـ شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و اهداف او کما اینکه در دعا آمده است: «اللهم عرّفنی حجتک فان لم تعرفنی حجّتک ضللت عن دینی».(1)
ـ معرفی و شناساندن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و انقلاب جهانی او به دیگران و ایجاد زمینههای لازم برای ظهور.
ـ تلاش در جهت جلب رضایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با انجام اعمال صالح و ارتباط معنوی.
ـ انتظار فرج و دعا برای ظهور حضرت.
ـ صدقه دادن و دعا کردن برای سلامتی امام.
ـ خواندن نماز و دعاهای فرج، ندبه، عهد و سلام کامل.
ـ پرداخت حقوق مالی (خمس) متعلق به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
1) مفاتیحالجنان، تعقیبات نماز.
ـ عمل به تکلیف و واجبات و دوری از گناه و محرّمات.
مسلماً تاجری که کلاهبرداری میکند، منتظر ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیست. کسانی که کمکاری، کمفروشی، بدکاری و خیانت میکنند، منتظر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیستند.
ملاحظه میکنید که اگر عمل به وظیفه در عصر غیبت، محور فعالیتهای ما باشد، یکی از وظایف ما زمینهسازی برای ظهور است و در این صورت آنچه باید مورد توجه باشد، توجه به شرایط ظهور است، نه علائم و نشانههای ظهور؛ موضوعی که متأسفانه به خاطر بیتوجهی بسیاری از شیعیان آن حضرت، مورد غفلت قرار گرفته و به جای پرداختن به شناسایی و فراهم کردن شرایط ظهور، مسائل علائم ظهور مورد اهتمام آنها قرار میگیرد.
عدم ظهور حاکی از آن است که آمادگی جهانی هنوز مشاهده نمیشود؛ لذا باید تلاش کرد و زمینههای لازم را برای آن فراهم ساخت. حضرت ولیّعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف وقتی ظهور میکند که مردم به معارف و اندیشههای قرآن و اسلام آگاه و آمادگی حکومت ایشان را داشته باشند.
کسانی که منتظر مصلح هستند، باید خودشان هم آدم صالحی باشند. نمیشود آدم منتظر مصلح باشد، ولی خودش صالح نباشد. کسی که منتظر مصلح است، باید خودش هم صالح باشد. نمیشود صبر کنیم امام زمان بیاید و درست کند. ما منتظر خورشید هستیم، اما شب هم خودمان چراغ روشن میکنیم. هم منتظر خورشید هستیم و هم شب، خودمان چراغ روشن میکنیم. هم منتظر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستیم و هم باید تلاش کنیم.
با توجه به مطالبی که پیشتر بیان شد، ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیازمند وقوع شرایطی است که برخی از آنها از جانب خدا و برخی دیگر نیازمند فراهم شدن آن به دست انسانهاست. این شرایط در آیات قرآن و به تبع آن در احادیث بیان شده است. آنچه در ادامه میآید، شمارش و بررسی شرایط الهی و انسانی ظهور است.
گفته شد که برای ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف شرایطی باید حاصل شود که تحقق برخی از آنها از جانب خدا و برخی دیگر از جانب انسانهاست. از شرایط انسانی ظهور در آینده سخن خواهیم گفت، اما برخی از مهمترین شرایط الهی ظهور عبارتند از:
از آموزههای اصیل قرآنی آن است که تمام حوادث جهان به اذن و ارادۀ خداوند به وجود میآید و اگر او نخواهد، هیچ چیزی حادث نخواهد شد. این همان چیزی است که از آن به توحید افعالی یاد میشود. در حقیقت خواست انسان، نه مستقل از خواست خداوند است و نه برتر از آن، بلکه آنچه انسان میخواهد، اگر مورد خواست خداوند نیز قرار گیرد، محقق
میشود. قرآن کریم میفرماید: ((وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمینَ))؛(1)و شما نمیخواهید جز آنچه خداوند، پروردگار جهانیان بخواهد.
چون خداوند، ربّالعالمین است و بر همۀ امور تسلط دارد، پس خواست انسان نیز مشروط به خواست اوست؛ مثل اینکه در ماشینهای تعلیم رانندگی، دو دستگاه گاز و ترمز وجود دارد؛ یکی زیر پای کارآموز و دیگری زیر پای مربّی. در این ماشین، کارآموز میتواند از گاز و ترمز سمت خود استفاده کند، ولی به شرط آنکه مربّی هم بخواهد. یا نظیر چکهای دوامضایی که هریک از دو صاحب امضا میتواند امضا کند، اما اثر و پرداخت چک زمانی است که دیگری نیز آن را امضا کرده باشد.
در وقوع ظهور حضرت ولیّعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز همینطور است و اگر ما از شرایط ظهور صحبت میکنیم، بدان معنا نیست که ارادۀ مستقلی داریم و در صورت فراهم شدن شرایط، خداوند مجبور است که ظهور را محقق کند، بلکه به این معناست که خواست مردمی در تعلق ارادۀ خدا به ظهور مؤثر است و البته اصل تحقق ظهور به اذن و مشیت پروردگار خواهد بود.
در میان آیات مهدویِ بیانکنندۀ شرایط الهی ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز مواردی یافت میشود که به این مطلب اشاره دارد. یکی از این آیات، آیۀ نهم از سورۀ مبارکه «صف» است؛ آنجا که میفرماید:
1) تکویر، آیه 29.
((هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون))؛ او کسی است که پیامبرش را همراه با هدایت و دین حق (به سوی مردم) فرستاد تا آن را بر همه ادیان غالب سازد، گرچه مشرکان آن را خوش نداشته باشند.
در روایات متواتر میخوانیم که پیروزی اسلام بر دیگر ادیان آسمانی، در زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق خواهد یافت. حضرت علی علیه السلام فرمود:
به خداوندی که جانم در دست اوست، هیچ شهر و روستایی باقی نمیماند، مگر آنکه هر صبح و شام صدای اذان و شهادتین در آن شنیده خواهد شد.(1)
تاریخ اسلام، تحقق این آیه را به اثبات رسانده است، زیرا با اینکه دشمن از طریقِ استهزا و اذیت و شکنجه، محاصرۀ اقتصادی و اجتماعی، تحمیل جنگها، توطئههای داخلی منافقان، ایجاد تفرقه میان مسلمانان، به راه انداختن جنگهای صلیبی، ترویج فحشا و منکرات، استعمار نظامی و سیاسی لحظهای کوتاهی نکرده، ولی اسلام روز به روز توسعه پیدا کرده است. نکتهای که در این آیه وجود دارد، همان اصیل بودن ارادۀ الهی است که با عبارت: «هُوَ الَّذِی»؛ او کسی است که... بر اینکه اصل تحقق حاکمیت دین حق، متوقف بر ارادۀ حضرت حق است، تصریح دارد.
1) سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج5، ص367.
یکی دیگر از شرایط ظهور و حاکمیت حق بر جهان که تحقق آن تنها به دست خداست، وجود رهبری است که توانایی ادارۀ جهان را بر اساس دستورهای الهی و دین حق داشته باشد. شایان ذکر است، وجود رهبر برای مردم ضروری است، خواه نیکوکار باشد یا بدکار و جامعه بدون امام، یعنی هرج و مرج. حضرت علی میفرماید: «لابدّ للناس من امیر برّ کان او فاجر.ٍ»(1)برای پیاده شدن دستورات الهی و حفظ احکام، قدرت و حکومت لازم است و قدرت و حکومت به امام و رهبری لایق نیاز دارد.
اساساً دین و مکتب یا باید هماهنگ با خواستههای درونی و حوادث خارجی و به اصطلاح، رشدآور، رشددهنده و بهروز باشد و یا باید فقط قوانینی مقطعی و خشک باشد که با مرور زمان به دست فراموشی سپرده شده و به اصطلاح ایستا باشد. اگر در کنار مکتب، امامی با شرایط ویژه بود، مکتب از نوع اول، وگرنه از نوع دوم خواهد بود؛ به همین دلیل امام رضا علیه السلام میفرماید:
انّ الامامة زمام الدین و نظام المسلمین و صلاح الدنیا و عزّ المؤمنین؛(2)امامت و رهبری حقّ، زمام دین است و مایه نظام بخشیدن به مسلمانان و صلاح امور دنیوی و عزّت مؤمنین است.
حقیقتاً چیزی که بتواند همۀ احتیاجات فردی، اجتماعی، مادی و معنوی کاروان بشریت را تأمین کند، تنها امامت است؛ درست همانگونه که شنا در استخر نیاز به مربّی و ناجی دارد و گذر از دریا نیاز به کشتی و ناخدا.
خلاصه آنکه در هر حرکت مادی یا معنوی، چند چیز مطرح است: راه و مسیر؛ وسیله و ابزار؛ هدف و مقصد و نهایتاً رهبر و راهنما. در این میان، نقش راهنما از همه مهمتر است، زیرا اگر او نباشد هم راه را گم میکنیم، هم هدف را و هم وسیلهها بیجهت به کار میافتد. امام راهنمای جامعه در حرکت به سوی خداست. لازمۀ چنین امری آن است که این امام و رهبر، اولاً، عالم و آگاه به همۀ قوانین و خواستههای پروردگار و سنتهای الهی در هستی باشد؛ ثانیاً، عادل بوده و تحت تأثیر هواها و امیال نفسانی خویش قرار نگیرد تا بتواند در پیاده کردن احکام الهی موفق باشد.
حال، سؤال اینجاست که چگونه میتوان چنین شخصی را شناسایی و به حاکمیت دولت حق منصوب کرد؟
بهترین شیوۀ تعیین رهبر و مقام مسئول در جوامع امروز انتخابات است، ولی شکّی نیست که انتخابات راهحل است، اما همهجا راه حق نیست. هیچ برهان و دلیل علمی و عقلی، لیاقت، صلاحیت و حقانیتِ شخص انتخابشده را تأیید نمیکند، گرچه در مقام عمل، رأی اکثریت مورد نظر قرار میگیرد و بهترین راهحل است؛ علاوه بر آنکه، این توجه به رأی
اکثریت، تنها در مسائل اجتماعی است و در مسائل اعتقادی، رأی اکثریت هیچ ارزشی ندارد وگرنه باید پیامبران دست از دعوت خود برداشته و تابع رأی اکثریت که کافر یا مشرک بودند، میشدند. چنانکه در سورۀ «انعام» میخوانیم:
((وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ))(1)ای پیامبر! اگر از اکثر کسانی که روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه میکنند، زیرا آنها تنها از گمان و حدس پیروی میکنند.
بنابراین، در مسئلۀ بسیار حساس و اساسی امامت، که امری اعتقادی است، رأی و انتخاب مردم نقشی ندارد و تعیین آن به عهدۀ خداوند است. البته بیعتِ مردم با امام، زمینه را برای اعمال حاکمیتِ امام فراهم میکند، نه آنکه امام با رأی مردم امام میشود و با اعراض مردم از امامت ساقط میشود.
راستی که انسان محدود با نداشتن علم غیب و اطلاع از آینده و باطن افراد، چگونه میتواند نظر صد در صد صحیحی دربارۀ شخصی داشته
1) انعام، آیه 115.
باشد؟! مگر انگیزهها، حالات و عملکرد انسانها با توجه به شرایط و موقعیتهای مختلف تغییر نمیکند؟ چگونه میتوان با یکسری شناختهای سطحی، سرنوشت رهبری امت را با انتخابات معین کرد؟ آری، انتخابات میتواند راهحل باشد، اما همهجا راه حق نیست.
بنابراین، وقتی مشخص شد که مسئلۀ امامت از اساسیترین مسائل اعتقادی و عامل هدایت و رشد جامعه است و جامعه نیاز به رهبر دارد، زیرا سقوط و یا رشد جامعه به رهبری آن بستگی دارد، باید بگوییم که تعیین امام تنها از طرف خداست، زیرا امام باید دارای شرایط و ویژگیهایی باشد که جز خدا کسی واقف به آنها نیست؛ از جمله آنکه:
ـ امام باید تمام قوانین حاکم بر انسان و هستی را بداند.
ـ امام باید از نتیجۀ حتمی راهی که انتخاب میکند، آگاه باشد.
ـ امام باید در رهبری خود منافع خود را در نظر نگیرد و عوامل درونی و بیرونی محرّک او نباشد.
ـ امام باید از عالیترین صفات برجستۀ انسانی در حد اعلا برخوردار باشد و ناگفته پیداست که این شرایط در افراد معمولی یافت نمیشود و مردم نیز از وجود این شرایط در افراد بیخبرند.
بنابراین، راه حق در شیوۀ تعیین امام، همان راه تعیین پیامبر است، زیرا ما امامت را همچون نبوت و امام را همچون پیامبر و دلیل نیاز به امام را
همانند دلیل نیاز به پیامبر میدانیم و کار امام نیز شبیه کار پیامبر، هدایت و رشد مردم و نشان دادن راه سعادت است؛ بنابراین، همان دلایلی که در بحث نبوت آوردیم، در اینجا نیز میتوانیم مورد استفاده قرار دهیم، اگر باور کردیم که امامت، مقامی انتصابی است نه انتخابی؛ بنابراین، در مقابل انتصاب الهی مردم اختیاری ندارند.
از سویی، به دلیل اینکه همۀ مردم در همۀ زمانها به چنین کسی نیازمندند و چه بسا که سایر شرایط مردمی ظهور فراهم شود، باید فردی در هر زمانی با خصوصیات ذکرشده وجود داشته باشد و آن شخص در زمان ما وجود مبارک حضرت حجتبنحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف است که خود او نیز در انتظار فرج و تشکیل حکومت عدل جهانی به سر میبرد. بر اساس دلایل قرآنی، روایی و تاریخی، یازده امام به دنیا آمده و شهید شدهاند، ولی امام دوازدهم پس از تولد به خواست خداوند از دیدگان غایب گشتهاند تا هر زمان که خدا بخواهد و مصلحت بداند، ظهور و دنیا را پر از عدل و داد کنند.
یکی دیگر از شرایط تشکیل حکومت عدل جهانی که در حقیقت، زمینهساز رشد و تعالی انسانهاست، وجود برنامه و قوانینی جامع و کامل است که تضمینکنندۀ سعادت دنیا و آخرت باشد؛ چیزی که در آیات قرآنی مربوط به حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از آن تعبیر به ((دِینِ الْحَقِّ))(1)شده است.
1) توبه، آیه 33.
حال سخن اینجاست که این برنامۀ جامعه را چه کسی یا کسانی میتوانند تدوین کنند؟ آیا راهکارهای علم و عقل کافی است؟
حقیقت این است که علم و عقل آدمی به دلایل زیر، ما را از پیامبران و آموزههای وحیانی ایشان بینیاز نمیکند:
هر روز شاهدیم که به تعداد دانشکدههای تخصصی اضافه میشود و اختراعات و اکتشافات جدیدی نصیب انسان میگردد، اما واگذار کردن انسان به علم و عقل خود در حقیقت، در سنگلاخ قرار دادن و گیج کردن اوست، زیرا فهم، علم و فکر مردم متفاوت است؛ حتی بیشتر درگیریها و اختلافات خطرناک از افراد عاقل و آگاه سرچشمه میگیرد! علم و عقلی که مایۀ ایجاد این همه درگیری است، چگونه میتواند برطرفکنندۀ نزاعها و تفاوتها باشد؟ هر کسی چیزی را خیر میداند که چه بسا دیگری آن را نمیفهمد.
یکی از بحثهایی که در موضوع شناخت مطرح میشود، موانع شناخت است. هنگامی انسان، حق را درک میکند که مانعی در مسیر شناخت او نباشد. انسان با داشتن عقل، فکر و قدرت تحصیل، گاهی چنان در مسیر طوفان غرایز قرار میگیرد که قدرت شناخت واقعیت را از دست میدهد.
متأسفانه آنقدر عینکهای رنگارنگ جلوی چشمان ما قرار میدهند که درست تشخیص نمیدهیم! چه بسا چیزهایی را حق میبینیم که باطل هستند و چیزهایی را باطل تشخیص میبینیم که حق هستند؛ برخی را دوست میپنداریم که دشمنند و برخی را دشمن خیال میکنیم که دوست هستند. کوتاه سخن آنکه، چون انسان محکوم غرایز است و واقعیتها را همهجا چنانکه هست، نمیبیند و گاهی برخلاف شناخت صحیح عمل میکند، حقّ قانونگذاری ندارد. قرآن کریم میفرماید: ((ان الحکم الّا للّه)).(1)
گاهی به مرور زمان و با پیشرفت علم، دست انسان به واقعیاتی میرسد، لکن گناه صدها سال تأخیر دسترسی را به عهدۀ چه کسی بگذاریم؟ دهها دستور در اسلام داریم که مرور زمان و پیشرفت علم از روی اسرار آن پرده برداشته، ولی پیروان مکتب انبیا از همان روز اول در مسیری قرار گرفتند که دانشمندان متکی به علم و تجربه، خود پس از قرنها به آن رسیدند.
1) انعام، آیه 57.
انسان با علم، عقل، مشورت و بررسیهای خود تنها در مسائل محسوس و مادی میتواند گام بردارد و راهی را انتخاب کند، اما در شناخت سعادت ابدی و رشد معنوی و تربیت روحی که دست انسان از آنها کوتاه است، جز طریق وحی و راه انبیا راهی ندارد. کسانی که خود را از مکتب وحی و راه انبیا بینیاز میدانند، برای زندگی خود قوانینی از این قبیل تدوین میکنند:
قوانین استبداد فردی که از ارادۀ یک فرد خودکامه سرچشمه میگیرد و ضعف، نارسایی، تحمیل، خفقان، تنگنظری و... به همراه دارد.
قوانین استبداد طبقاتی که تنها یک طبقه آن را وضع میکنند، و ناگفته پیداست که این سری قوانین تنها مصلحت یک طبقه و قشر خاص را در نظر میگیرد و تحتتأثیر همان طبقۀ حاکم است.
قوانین ملّی که برخاسته از آرای ملّت است؛ خواه این قوانین با حقیقت و مصلحت توأم باشد یا نباشد. دنیای امروز این نوعِ سوم را مترقیترین قوانین میدانند، در حالی که هیچیک از قوانین بشری جامع و کامل نیست و به همۀ ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان اشراف ندارد، زیرا افرادی که به اتّکای علم و عقل خود برای ما قانون وضع کردهاند، چگونه تمام ابعاد انسان را شناخته و نیازش را دانستهاند؟ آیا به راستی، خیرخواه بشر بودهاند؟ چگونه مطمئن باشیم خطا نکردهاند؟ شاید منافع فرد یا گروه
خاصی را در نظر گرفته باشند و محیط و نظام خانوادگی یا قبیلهای یا اقتصادی، مسیر شناخت واقعی آنان را عوض کرده و فشارها و محیط بر قانونگذاری آنها اثر گذاشته باشد. از کجا معلوم که تحت تأثیر غرایز شیطانی و طاغوتها قرار نگرفتهاند؟ از کجا مطمئن شویم که بازتاب و عکسالعمل این دستورات دیر یا زود به ضرر فرد یا جامعه منتهی نخواهد شد؟
با توجه به مطالبی که بیان شد، نتیجه میگیریم که قانونگذار زندگی بشر باید شرایط و امتیازات ذیل را داشته باشد:
علم و احاطۀ کامل به تمام نیازهای ظاهری و باطنی انسان؛
لطف و مرحمت کامل نسبت به انسان؛
عدالت کامل و ترجیح ندادن تمایلات بر مصلحت و حقیقت.
ناگفته پیداست که چنین قانونگذاری، کسی جز خدای متعال نیست که پیامها، راهنماییها و قوانین او به وسیلۀ انبیا به انسان میرسد. آری، پیامبران به منزلۀ دستگاه گیرندهای هستند که در پیکرۀ جامعۀ بشریت کار گذاشته شدهاند و پیامهای الهی را میگیرند و به مردم میرسانند.
از میان همۀ پیامبران، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، خاتم پیامبران و کتاب آسمانی او، یعنی قرآن، آخرین و کاملترین نسخه و برنامۀ جاودانۀ بشریت از سوی خداست و در زمان حکومت مهدوی نیز معیار و مبنای حکومت وی خواهد بود.
در خطبۀ 138 نهجالبلاغه که گفته شده امیرالمؤمنین علیه السلام در آن به سیرۀ حکومتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره فرمودند، آمده است که ایشان: «یَعْطِفُ الرَّأْیَ عَلَی الْقُرْآنِ إِذَا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَی الرَّأْی»؛ رأی مردم را به قرآن برمیگرداند، در زمانی که آنها قرآن را به رأی و اندیشۀ (خود) مبدّل کرده باشند:
هنگامی که مردم از قرآن چشم پوشیده و امور را طبق اندیشه نادرست خود انجام دهند، ایشان را از به کار بستن اندیشههای نادرست، نهی و به رجوع به قرآن وامیدارد تا به دستور کتاب خدا رفتار کرده و مخالف آن را دور اندازند.
علاوه بر آن، در زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به آموزش عمومی قرآن نیز اهمیت فراوانی داده میشود؛ کما اینکه امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود:
إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِمحمد ضَرَبَ فَسَاطِیطَ لِمَنْ یُعَلِّمُ النَّاسَ الْقُرْآنَ عَلَی مَا أَنْزَلَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُه؛(1)هنگامی که قائم آلمحمد عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، خیمههایی بزند و قرآن را به ترتیبی که فرود آمده بر مردم بیاموزد.
امام موعود، همراه همیشگی قرآن است، چراکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در روز غدیر و در ضمن خطبۀ معروف خود، پس از آنکه حضرت علی علیه السلام و یازده فرزند معصوم وی را برادر و جانشین خود معرفی کرد، قرآن کریم را همراه همیشگی آنان و از جمله حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی کرده و فرمود:
1) شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص386.
علی أَخِی وَ وَزِیرِی وَ وَارِثِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی فِی أُمَّتِی وَ وَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی ثُمَّ ابْنِیَ الْحَسَنُ ثُمَّ ابْنِیَ الْحُسَیْنُ ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ الْقُرْآنُ مَعَهُمْ وَ هُمْ مَعَ الْقُرْآنِ لَا یُفَارِقُونَهُ وَ لَا یُفَارِقُهُمْ حَتَّی یَرِدُوا علی حَوْضِی.(1)
همچنین امام باقر علیه السلام فرمود: «علم به قرآن خدا و سنت پیغمبرش، در دل مهدی ما رشد کند؛ چنانچه بهترین زراعتها به بهترین وجه رشد کند.»(2)
دلیل این همه توجه به قرآن کریم، بدین جهت است که:
ـ قرآن، کتاب هدایت است: ((ذلک الکتاب لا ریب فیه هدیً للمتّقین)).(3)
ـ قرآن، کتاب شفا و درمان دردهاست: ((و ننزّل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین)).(4)
ـ قرآن، کتاب بشارت و انذار است: ((لینذر الذین ظلموا و بشری للمحسنین)).(5)
ـ قرآن، کتاب دوستی با نیکان است: ((انّ اللّه یحبّ المحسنین)).(1)
ـ قرآن، کتاب سفارش به نیکیهاست: ((و بالوالدین احساناً... و قولوا للنّاس حسنا)).(2)
ـ قرآن، کتاب تعقل و تفکر است: ((انّا انزلناه قرآنا عربیّا لعلکم تعقلون)).(3)
ـ قرآن، کتاب دعوت به عمل است: ((لِمَ تقولون ما لا تفعلون)).(4)
ـ قرآن، کتاب جهاد و مبارزه است: ((انّ اللّه یحبّ الذین یقاتلون فی سبیله)).(5)
در این کتاب، هم رابطۀ انسان با خدا بیان شده (عبادات)، هم رابطۀ انسان با خلق خدا (تعلیم، تعلّم، عفو، انفاق، ایثار، تعاون و...) و هم رابطۀ انسان با طبیعت (تسخیر و عمران و احیا و بهرهگیری دور از اسراف و تبذیر).
در این کتاب، رابطۀ انسان با مخالفان و منافقان بیان شده است که: آنان را
با حکمت، موعظه و مجادلۀ نیکو، به حقّ دعوت کنید و با مفسدانی که همچون خارِ سر راه، مانع قبول حق برای تودۀ محروم هستند و با یاغیان جامعه مبارزه کنید.
قرآن، کتاب سیاست و حکومت است: ((إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراکَ اللَّهُ)).(1)کسانی که میگویند: دین از سیاست جداست، معنای سخنشان این است که بخشی از آیات قرآن حذف شود!
قرآن، میزان و ملاک و معیار است؛ وسیلۀ سنجش است. به ما فرمودهاند: معیارتان قرآن باشد. هر حدیثی که شنیدید و یا دیدید، با قرآن بسنجید؛ اگر مطابق قرآن بود، بپذیرید و در غیر این صورت، آن را دور بریزید: «فَمَا وَافَقَ کِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ فَدَعُوهُ».(2)نه تنها حدیث، بلکه هر نوع گفتار و نوشتاری را باید با قرآن سنجید. همۀ ارزشها را باید با قرآن بسنجیم.
سخن آخر آنکه، وجود قوانین جامع که یکی از شرایط ظهور و تشکیل حکومت جهانی است و البته باید از ناحیۀ خداوند ربالعالمین در اختیار بشریت قرار داده شود، نیز فراهم است.
یکی دیگر از لوازم و شرایط تحقق ظهور و پیروزی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، وجود کمکهای الهی و امدادهای غیبی است، چراکه بدون یاری و عنایت ویژۀ پروردگار، پیروزی در چنین میدان بزرگ و وسیعی که دشمنان ایشان با انواع ترفندها و جمعآوری نیروها، سعی در شکست آن حضرت دارند، ممکن نخواهد بود؛ لذا در بسیاری از روایات مهدوی که دربارۀ وقایع ظهور بیان شده، به وجود این امدادهای الهی تصریح شده است.
ابوحمزۀ ثمالی از امام باقر علیه السلام روایت کرده است:
هر گاه قائم آلمحمد خروج کند، خداوند او را با ملائکه مُسوِّمین، مُردِفین، مُنزِلین و کرّوبین یاری خواهد فرمود. جبرئیل پیش روی او، میکائیل در سمت راست او و اسرافیل در سمت چپ او قرار دارند و رعب و هیبت او به فاصله یک ماه راه، پیشاپیش و پشت سر و از راست و چپ او حرکت میکند (یعنی شعاع هیبتش تا بُعد یک ماه راه را زیر پوشش میگیرد) و فرشتگان مقرّب در برابر او خواهند بود.(1)
1) نعمانی، الغیبة، ص234.
و فرمود:
ملائکهای که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را در روز بدر نصرت کردند، در زمین هستند و هنوز بالا نرفتهاند و به آسمان نروند تا این که صاحب این امر (یعنی ولیّعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نصرت کنند و آنها پنج هزار نفرند.(1)
در احادیث دیگری بیان شده که این امدادها به صورتهای گوناگونی، نظیر: الهام خداوند به دلهای مؤمنان، ایجاد رعب و وحشت در دلهای دشمنان، آرامش دل در اوج مصیبت و سختی و... خواهد بود. همۀ اینها باعث شده که از عبارت «منصور به رعب بودن»، به یکی از ویژگیهای قائم آلمحمد عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد شود، کما اینکه امام پنجم شیعیان فرمود:
الْقَائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُؤَیَّدٌ بِالنَّصْرِ تُطْوَی لَهُ الْأَرْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الْکُنُوزُ؛(2)قائم ما منصور به رعب است و مؤید به نصر؛ زمین برای او درنوردیده شود و گنجهای خود را ظاهر سازد.
البته نزول این امدادها، بیحکمت و بیضابطه نیست، بلکه بستگی به فراهم شدن شرایطی دارد که مهمترین آنها قبلاً بیان شد.
پیشتر گفته شد که به دلیل جریان نظام اسباب و مسببات در هستی، تحقق ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف منوط به احراز شرایطی است که بدون آن شرایط، ظهور امکانپذیر نخواهد بود و البته برخی از این شرایط، الهی و بعضی دیگر انسانی هستند. در بخش قبل، به بررسی شرایط الهی ظهور پرداخته و در این بخش به شرایط مردمی ظهور میپردازیم. البته باید دانست که شرایط مردمی ظهور، خود به دو بخش تقسیم میشود: برخی از این شرایط مربوط به وجود نیروهای تحت فرمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و برخی دیگر مربوط به عموم مردم است.
با دقت به روایاتی که بیانگر امتحانات و ابتلائات عصر غیبت است، به دست میآید که یکی از دلایل امتحانهای سخت عصر غیبت و حتی ظهور، فراهم شدن شرایط انسانی برای تشکیل حکومت مهدوی در هر دو قسمت کارگزاران و عموم مردم است، و از این آزمایشها گریزی نیست.
شخصی به نام منصور صیقل میگوید: من و حارثبنمغیره با جماعتی از اصحابمان (شیعیان) خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودیم (و از ظهور دولت حق سخن میگفتیم). آن حضرت سخن ما را میشنید. سپس فرمود:
شما در چه موضوعی وارد شدهاید؟ هیهات، هیهات! نه به خدا قسم، آنچه انتظارش را میکشید واقع نشود، تا غربال شوید. به خدا قسم، آنچه چشم به راهش هستید واقع نشود، تا امتحان شوید. به خدا قسم، آنچه به سویش چشم میکشید واقع نشود تا جدا شوید.(1)
البته چراییِ ضرورت این امتحانات در زمانۀ غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را میتوان از اهدافی که قرآن کریم دربارۀ آزمایشها طرح کرده است، بهتر دریافت. این اهداف عبارتند از:
((وَ لِیَبْتَلِیَ اللّهُ ما فِی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ ما فِی قُلُوبِکُمْ))(2)و (حادثه احد) برای آن است که آنچه را در سینههای شماست، خدا بیازماید و آنچه را در دل دارید، پاک و خالص گرداند و خداوند به آنچه در سینههاست، داناست.
((ما کانَ اللّهُ لِیَذَرَ الْمُومِنِینَ عَلی ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتّی یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ))(1)خداوند بر آن نیست که (شما) مؤمنان را بر آن حالی که اکنون هستید رها کند، مگر اینکه (با پیش آوردن آزمایشهای پی در پی) ناپاک را از پاک جدا کند.
((وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتّی نَعْلَمَ الْمُجاهِدِینَ مِنْکُمْ وَ الصّابِرِینَ))(2)ما قطعاً شما را میآزماییم تا از میان شما مجاهدان و صابران را نشان دهیم و اخبار (و اعمالتان) را آزمایش خواهیم کرد.
((وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَیٰ أُمَمٍ مِّن قَبْلِکَ فَأَخَذْنَاهُم بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ ))؛(3)و همانا به سوی امتهای پیش از تو (نیز پیامبرانی) فرستادیم،
پس آنان را به تنگدستی و بیماری گرفتار کردیم؛ باشد که تضرع کنند.
توضیح آنکه، مسلّم است در قیام مهدوی تنها شایستگانند که لایق پارکابی قائم آلمحمد عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و حضرت مهدی نیز بر معیار شایستهسالاری نیروهای زیدۀ خود را برمیگزیند، زیرا اولاً، پیروزی بر تمام قدرتهای دنیا و ثانیاً، حکومت عادلانه بر جهان جز از این مسیر امکان ندارد؛ از همین رو، امام صادق علیه السلام فرمود:
خداوند، اصحاب موسی را با نهر آبی امتحان کرد، چنانکه خدا فرمود: ((إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ))؛ اصحاب قائم هم چنین امتحان خواهند شد».(1)
این امر بدان جهت است که هر مدیری باید نیروهای کارآمد را از نیروهای ناکارآمد جدا کند تا بتواند نیروهای غیرمفید را از مجموعه طرد کند، زیرا حضور آنها باعث سست شدن سایر نیروها میشود؛ به همین دلیل، برای منصوب کردن افراد به مقام و مرتبهای، گزینش و آزمایش لازم است؛ چنانکه خداوند نیز برای انتصاب حضرت ابراهیم علیه السلام به امامت، او را آزمود.
1) شیخ طوسی، الغیبة، ص472.
نقل شده است:
مردی از خراسان به امام صادق علیه السلام پیشنهاد قیام داد و گفت: شما صد هزار نیروی مسلح دارید. امام علیه السلام برای آزمایش میزان فداکاری آن مرد به او فرمود: «به آن تنوری که پر از آتش است، وارد شو!» او ترسید و عذرخواهی کرد. در این هنگام، هارون مکّی، یکی از یاران امام علیه السلام وارد شد و سلام کرد. امام علیه السلام به او فرمود: «کفشهایت را کنار بگذار و به تنور آتش وارد شو!» او بدون هیچ پرسشی وارد تنور شد. امام نیز شروع به گفتوگو کرد و از احوال خراسانیها پرسید. پس از مدتی، امام رو به مرد خراسانی کرد و گفت: «برو داخل تنور را نگاه کن!» او نیز چنین کرد و دید هارون مکّی صحیح و سالم در تنور نشسته است. امام به او فرمود: «از این شیعیان تنوری که هر چه ما گفتیم تسلیم باشند، چند نفر داریم؟» وی گفت: شیعه تنوری هیچ!(1)
آری، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کسانی را میخواهد که بدون چون و چرا در مقابل دستورهای او مطیع باشند.
1) محمد باقر مجلسی، بحارالأنوار، ج47، ص123.
از جهت تربیتی و آمادگی عمومی نیز نزول بلا و گرفتاری بسیار مؤثر است، زیرا گرفتاری باعث توجه به خدا و رهایی از غفلت شده و عامل توبه و دعا به درگاه حق و پذیرش اوامر و ارادۀ خداوند که از مهمترین آنها تشکیل حکومت حق به وسیلۀ ولیّ خداست، میباشد.
قرآن کریم میفرماید:
((وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ))؛(1)و هیچ پیامبری را در هیچ آبادی نفرستادیم، مگر آنکه مردم آنجا را گرفتار سختیها و بلاها ساختیم، تا شاید به زاری (و توبه) درآیند.
از این آیۀ شریفه معلوم میشود که: اولاً، سختیها و مشکلات، راهی برای بیداری فطرت و توجه به خداوند است: ((لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُون))؛ ثانیاً، ناگواریها همیشه قهر الهی نیست؛ گاهی لطفی است که به شکل بلا جلوه میکند: «لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ». همانگونه که گداختن آهن در کورۀ آتش، سبب نرم شدن و شکلپذیری آن است، حوادث و شداید نیز انسانها را نرم و به حالت تضرع و نیازخواهی وامیدارد و باعث میشود مردم
1) اعراف، آیه 94.
صادقانه برای ظهور منجی خود دست به دعا بردارند؛ آنگاه مورد رحمت حضرت حق و تجلی آن، که امر ظهور امام رحمت و عدالت است، قرار میگیرند، زیرا به فرمودۀ حضرت علی علیه السلام: «اگر مردم هنگام ناگواریها، صادقانه به درگاه خدا ناله کنند، مورد لطف خدا قرار میگیرند.»(1)
حاصل آنکه، شرایط انسانی ظهور را میتوان از دو جنبۀ خواص و عوام بررسی کرد:
قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مانند همۀ قیامهای دیگر، نیازمند یاران زبده و کارآمدی است که خواستههای حضرت را تا ایجاد حکومت جهانی در ابعاد گوناگون انجام دهند؛ بنابراین، همانگونه که پیشتر نیز گفتیم، تصور اینکه حضرت فقط با کرامت و امدادهای غیبی و بدون استفاده از شرایط انسانی، جهان را فتح میکند و حکومت دین و عدالت را در سراسر عالم میگستراند، خلاف عقل و آیات و روایات است. مثال حضرت ولیّعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، مثال پیامبر عظیمالشأن صلی الله علیه و آله و سلم است که برای پیشبرد اهداف مقدسش از هردو نیروی عادی و غیبی کمک گرفتند؛ چنانکه خداوند متعال دربارۀ وی فرمود: ((هو الذی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ))(2)اوست که با امدادهای خویش و حمایت مؤمنان، تو را یاری کرده است.
بر طبق این آیه، نه تنها حمایت مردم، با اراده و خواست الهی کارساز است: «هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ... بِالْمُؤْمِنِینَ»، بلکه مردم، بازو و پشتیبان رهبرند؛ به همین جهت، در احادیث مربوط به وقایع ظهور، به حضور مؤمنان کارآمد، در کنار امدادهای الهی تصریح شده و آمده است: «سه لشکر برای یاری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میآیند؛ لشکری از فرشتگان، لشکری از مؤمنان و ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان.»(1)
گویا این سخن در امتداد این آموزۀ قرآنی است که امدادهای الهی، همهجانبه، ظاهری و غیبی است:
((... فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلائِکَةُ بَعْدَ ذلِکَ ظَهِیرٌ))؛(2)خداوند؛ اوست یاور او و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح و علاوه بر آنان، همه فرشتگان حامی او هستند.
ذکر این نکته نیز لازم است که بدانیم منظور از کادر حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف، فقط تعداد 313 نفر نیست، زیرا بر طبق روایات علاوه بر 313 نفر، باید یاران دیگری نیز جمع شوند تا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند.
ابوبصیر گوید:
شخصی از اهالی کوفه از امام صادق علیه السلام پرسید: چند نفر به همراه قائم خروج میکنند؟ ایشان فرمود: «وَ مَا یَخْرُجُ إِلَّا فِی أُولِی قُوَّةٍ وَ مَا تَکُونُ أُولُو الْقُوَّةِ أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ آلَافٍ»؛ او به همراه اصحابی نیرومند خروج میکند و آنها کمتر از ده هزار تن نیستند.(1)
ملاحظه میکنید، همۀ افرادی که یاران امام به شمار آمدهاند، باید دارای توانایی و به تعبیر روایت «أُولِی قُوَّةٍ» باشند؛ البته آنهایی که تواناترند، پستهای مهمتری را کسب خواهند کرد؛ ایشان کسانی هستند که به تعبیر قرآن کریم:
((یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ))؛(2)خداوند... آنان را دوست دارد و آنان نیز خدا را دوست دارند. آنان نسبت به مؤمنان، نرم و فروتن، و در برابر کافران، سرسخت و قاطعند. در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت هیچ ملامتکنندهای نمیهراسند.
امام صادق علیه السلام نیز در تفسیر این آیۀ شریفه فرمود:
همانا یاران صاحب این امر، برای او نگهداری شدهاند؛ اگر همه مردم نیز از بین بروند، خداوند یارانش را به او میرساند؛ آنان همان کسانی هستند که خداوند فرموده: «اگر اینان بدان کافر شوند، پس به تحقیق، ما گروهی را که بدان کافر نیستند بر آن موکل کردهایم.»(1)آنان همان کسانی هستند که خداوند درباره آنان فرموده است: «خداوند به زودی، گروهی را خواهد آورد که آنان را دوست میدارد و آنان نیز او را دوست میدارند؛ در برابر مؤمنان، فروتن، و در برابر کافران باعزت، درشتخو و سختگیر هستند».
اصولاً باید دانست که کلید خوشبختی جامعه، بر سر کار بودن افراد لایق و رفتار عادلانۀ آنها، و منشأ نابسامانیها، ریاست نااهلان است؛ لذا رعایت اصل شایستهسالاری حتی در مورد زیردستان لازم بوده و خداوند، کسانی را که شایستهاند، سرپرستی میکند: ((هُوَ یَتَوَلَّی الصّالِحینَ)).(2)
مهمترین ویژگیها و صفات شایستۀ خواص و یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که موجب میشود افتخار سرداری و سربازی حضرت نصیب ایشان شود، عبارت است از:
باور به خدا، آنگونه که هیچ تردیدی در آن نباشد، یکی از صفات بارز انصارالمهدی و بلکه از اصلیترین آنهاست؛ همچنانکه امام صادق علیه السلام در برخی از اوصاف یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
آنان مردانی هستند که دلهایشان مانند پارههای آهن است؛ شکی در ایمان به خدا در آن راه نیافته و در طریق ایمان، از سنگ محکمترند.(1)
گویا ایشان در عمل به آیۀ: ((یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا لَقیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا))؛(2)ای کسانی که ایمان آوردهاید! چون با گروهی (از سپاه دشمن) روبهرو شدید، ثابتقدم باشید، نمونۀ کاملی هستند. البته چنین ایمان ثابتی، قطعاً به دلیل معرفت بالای آنها به حضرت حق و اعمال صالحی است که به تصریح روایات معصومان علیهم السلام، موجب تثبیت ایمان در قلب آنها شده است.
بدون شک، عبودیت خدا یکدفعه حاصل نمیشود، بلکه این امر نیازمند تمرین و اظهار خضوع در پیشگاه اوست. فلسفۀ عبادت نیز جز این نیست که انسان با تذکر و تمرین خضوع و خشوع در مقابل پروردگار عالم، یاد
بگیرد تا در همۀ عرصههای زندگی تسلیم خواستۀ خدا باشد و البته هر قدر که امتحانهای الهی سختتر باشد، اهمیت عبادت بیشتر است؛ لذا یکی دیگر از خصوصیات یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، عبادت و راز و نیاز آنها با حضرت معبود است؛ چنانکه در وصفشان آمده است:
مردانی در میان آنها هستند که شبها نمیخوابند؛ زمزمه آنها در حال عبادت، همچون زمزمه زنبور عسل است. تمام شب را به عبادت مشغولند و روزها سواره به دشمن حمله میکنند. آنها در وقت شب، راهب، و هنگام روز، شیرند.(1)
پس از معرفت به خدا، مهمترین سرمایۀ یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، همانا معرفت عمیق به اوست که آنچنان، ایشان را مجذوب و مطیع حضرت کرده است. بیشک، کسب چنین معرفتی یکدفعه نبوده است، بلکه آنها در زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و همگام با انتظار ظهورش، موفق به تحصیل آن شدهاند. این حقیقت در کلام امام سجاد علیه السلام به خوبی روشن است. ایشان فرمود:
إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَعْطَاهُمْ مِنَ
1) محمد باقر مجلسی، بحارالأنوار، ج25، ص308.
الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ؛(1)مردم زمان غیبت او که معتقد به امامت او و منتظر ظهورش هستند، از مردم هر زمانی برترند، زیرا خداوند عقل، فهم و معرفتی به آنها عطا کرده که غیبت نزد آنها چون مشاهده است.
از همین روست که بر خواندن دعای معرفت در عصر غیبت تأکید شده است:
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْتُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْأَعْرِفْ نَبِیَّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْتُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْتُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی؛(2)خدایا! خودت را به من بشناسان. به درستی که اگر خودت را به من نشناسانی، نمیتوانم پیغمبرت را بشناسم. خدایا! پیغمبرت را به من بشناسان. به درستی که اگر پیامبرت را به من نشناسانی، نمیتوانم امامت را بشناسم. خدایا! امامت را به من بشناسان. اگر امام را نشناسم، به درستی که گمراه و از ضالین میشوم.
در روایتی نیز میخوانیم:
اگر شخصی شبها را نماز بخواند و روزها را روزه بگیرد و تمام اموالش را در راه خدا بدهد و هر سال به مکه و حج رود، اما ولیّ خدا را نشناسد و کارهای خود را به رهبری او قرار ندهد، هیچ حقی بر خدا ندارد و اهل ایمان نیست.(1)
اگر بخواهیم از مهمترین ویژگیهای عملی که موجب توفیق ما در قرار گرفتن سپاه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میشود نامی ببریم، به جرئت میتوان از اطاعت بیچون و چرا و ولایتپذیری از وی نام برد؛ همچنانکه این نکته در توصیف انصار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اینچنین آمده است:
«فرمانبرداری آنها از امام، بیش از فرمانبرداری کنیز از آقایش است.»(2)
جابربنیزید جعفی گوید: از جابربنعبداللَّه انصاری شنیدم که میگفت: وقتی که خدای تعالی بر پیامبرش این آیه را فرو فرستاد که: ((یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ))(3)، گفتم: یا رسولاللَّه! خدا و رسولش را شناختهایم؛ پس اولوالامری که خداوند، طاعت آنها را مقرون به طاعت خود کرده، چه کسانی هستند؟ فرمود:
ای جابر! آنها جانشینان من و ائمه مسلمین پس از من هستند. اولِ ایشان علیبنابیطالب است و بعد از او حسن، حسین، علی بن الحسین، محمد بن علی ـ که در تورات به باقر معروف است و تو ای جابر! او را میبینی و آنگاه که او را دیدار کردی، سلام مرا به او برسان! ـ و پس از او جعفر بن محمد صادق، موسی بن جعفر، علیبنموسی، محمدبنعلی، علیبنمحمد، حسنبنعلی و پس از او همنام و همکنیه من حجّةالله در زمینش و بقیةالله در بین عبادش، فرزند حسنبنعلی، ائمه مسلمین خواهند بود. او کسی است که خدای تعالی مشرق و مغرب زمین را به دست او بگشاید. او کسی است که از شیعیان و اولیایش غایب شود؛ غیبتی که بر عقیده به امامت او باقی نماند، مگر کسی که خداوند قلبش را به ایمان امتحان کرده است.(1)
همچنین پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم دربارۀ لزوم اطاعت از قائم آلمحمد عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ کُنْیَتُهُ کُنْیَتِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِی وَ سُنَّتُهُ سُنَّتِی یُقِیمُ النَّاسَ عَلَی مِلَّتِی وَ شَرِیعَتِی وَ یَدْعُوهُمْ إِلَی کِتَابِ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَطَاعَهُ فَقَدْ أَطَاعَنِی وَ مَنْ عَصَاهُ فَقَدْ عَصَانِی وَ مَنْ أَنْکَرَهُ فِی غَیْبَتِهِ فَقَدْ أَنْکَرَنِی وَ مَنْ کَذَّبَهُ فَقَدْ کَذَّبَنِی وَ مَنْ صَدَّقَهُ فَقَدْ صَدَّقَنِی إِلَی اللَّهِ أَشْکُو
1) شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمه، ج1، ص253.
الْمُکَذِّبِینَ لِی فِی أَمْرِهِ وَ الْجَاحِدِینَ لِقَوْلِی فِی شَأْنِهِ وَ الْمُضِلِّینَ لِأُمَّتِی عَنْ طَرِیقَتِه؛(1)قائم از فرزندان من است. نامش نام من و کنیهاش کنیه من است؛ شمایل او شمایل من و روش او روش من است و مردم را بر آیین و دینم بدارد و آنها را به کتاب پروردگارم فراخواند. کسی که او را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده و کسی که او را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است؛ کسی که او را در دوران غیبتش انکار کند، مرا انکار کرده و کسی که او را تکذیب کند مرا تکذیب کرده است و کسی که او را تصدیق کند، مرا تصدیق کرده است. از کسانی که گفتار مرا درباره او انکار و تکذیب میکنند و از کسانی از امتم که مردم را از طریقه او گمراه میسازند، به خداوند شکایت میبرم.
کارگزاران حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف کسانی هستند که این سخنان نورانی را با گوش جان شنیده و سخت به آن پایبند هستند.
یکی از ویژگیهایی که برای یاران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در احادیث شمرده شده آن است که:
1) شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمه، ج2، ص411.
آنها برای تبرک، بدن خود را به زین اسبِ امام میسایند. آنها در جنگها، امام را در میان گرفته و با جان خود از وی دفاع میکنند و هر کاری داشته باشد، برایش انجام میدهند... آنها ادعای شهادت دارند و تمنا میکنند که در راه خداوند کشته شوند.(1)
بدینسان، معلوم میشود که ایشان به ترازی رسیدهاند که از هیچ چیز، حتی بذل و فدا کردن جان برای مولای معصوم خویش دریغ نمیورزند و شهادتطلبانه در قیام جهانی امام موعود شرکت میکنند.
امام صادق علیه السلام به صراحت، تقوا را پیششرط یاوری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی کرده و میفرماید:
مَنْ سُرَّ أَنْ یَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَ لْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ فَإِنْ مَاتَ وَ قَامَ الْقَائِمُ بَعْدَهُ کَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَکَهُ فَجِدُّوا وَ انْتَظِرُوا(2)
هر کس که بودن در شمار یاران قائم شادمانش میسازد، باید در انتظار باشد و با حال انتظار به پرهیزگاری و خلق نیکو رفتار کند. پس اگر اجلش برسد و امام قائم پس از درگذشت او قیام کند، بهره او همچون بهره کسی است که آن حضرت را دریافته باشد. پس بکوشید و منتظر باشید!
معلوم میشود که هیچ کسی بدون داشتن این ویژگی ممتازی که قرآن کریم مکرراً بر آن تأکید کرده است، شایستگی قرار گرفتن در زمرۀ اصحاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را نخواهد داشت.
زندگی بر محور اخلاق اسلامی، یکی دیگر از صفات و خصوصیات ممتاز یاران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ چنانکه به این مقوله در حدیث سابق، امام صادق علیه السلام با عبارت: «مَنْ سُرَّ أَنْ یَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَلْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ...» بیان گردید.
این نکته در ضمن تفسیری از ایشان، ذیل آیۀ مهدوی نیز به چشم میخورد:
((یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی
الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ...))؛(1)ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما که از دین خود برگردد (به خدا ضرری نمیزند، چون) خداوند در آینده، قومی را خواهد آورد که آنان را دوست دارد و آنان نیز خدا را دوست دارند. آنان نسبت به مؤمنان نرم و فروتن و در برابر کافران سرسخت و قاطعند... .
ایشان، یاران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را از مصداقهای کامل این آیه دانسته و فرمودند:
آنان، همان کسانی هستند که خداوند درباره آنان فرموده: «خداوند به زودی گروهی را خواهد آورد که آنان را دوست میدارد و آنان نیز او را دوست میدارند؛ در برابر مؤمنان فروتن و در برابر کافران باعزت، درشتخو و سختگیرند.(2)
همانگونه که ملاحظه میکنید، به فروتنی در برابر مؤمنان و عزتطلبی، که دو خصوصیت مهم اخلاقیاند، در یاران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تصریح شده است.
سنتهای الهیِ فراوانی در هستی جاری است که قرآن کریم به برخی از آنها اشاره کرده است. یکی از آنها، سنت نصرت در مقابل نصرت است.
قرآن میفرماید: ((إِنْ تَنْصُرُوا اللّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُم))؛(1)اگر خدا را یاری کنید، یاریتان میکند و گامهایتان را استوار میدارد.
یکی از ویژگیهای انصار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، دغدغۀ ترویج دین حق و رساندن آن به مردم است. امام سجاد علیه السلام در شمارش اوصاف کسانی که منتظر آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، فرمود:
إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ... أُولَئِکَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِیعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاةُ إِلَی دِینِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سِرّاً وَ جَهْراً؛(2)مردم زمان غیبت او، که معتقد به امامت او بوده و منتظر ظهورش هستند، از مردم هر زمانی برترند... آنان به حق، مخلصان و به درستی، شیعیان ما و دعوتکنندگان به دین خدا در پنهان و آشکارند.
شاید برخی چنین پندارند که یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تنها اهل مسجد و عبادتند و بس؛ در حالی که یاران امام زمان علاوه بر تعهد، بر طبق آموزههای قرآنی، تخصص هم دارند. شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید: آیا در هنگام ظهور، مؤمنی غیر از آن 313 نفر نیست؟ ایشان فرمودند:
بَلَی، وَ لَکِنْ هَذِهِ الْعِدَّةُ الَّتِی یُخْرِجُ اللَّهُ فِیهَا الْقَائِمَ، هُمُ النُّجَبَاءُ وَ الْقُضَاةُ وَ الْحُکَّامُ وَ الْفُقَهَاءُ فِی الدِّینِ؛(1)بله، ولی این عدهای که حضرت قائم با آنها قیام میکند، از نجیبان، قاضیان، حاکمان و فقیهان دین هستند.
از این روایت فهمیده میشود که برای قرار گرفتن در کادر حضرت، تنها تعهد، ایمان و محبت به امام کافی نیست. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار است تمام دنیا را اداره کند و به همین علت، به یاران زبده و دارای تخصص در زمینههای گوناگون نیاز دارد.
اساساً مدیریت و حکومت، به لیاقت و صلاحیتهای خاصی نیاز دارد؛ لذا قرآن میفرماید: ((انّ الارض یرثها عبادیَ الصّالحون)).(2)طبق این آیۀ شریفه که از جمله آیات مهدوی است، وارثان زمین دو ویژگی دارند: یکی، بندۀ خدا بودن و داشتن تقوای الهی و دیگری برخورداری از صلاحیت که همان لیاقت، تخصص و مدیریت لازم است.
اگر پیشتر گفتیم که حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف علاوه بر تأییدات الهی، متکی به مؤمنان صالح و جریان عادی است، بنابراین برای کارآمدی، قدرت جسمانی یکی دیگر از صفات اصحاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. این بدان جهت است که انجام مدیریت امور سنگین با وسعت جهانی، نیازمند توانایی بدنی است؛ همچنانکه در قرآن نیز دربارۀ شرایط یک مدیر علاوه بر دارا بودن علم و دانش، قدرت جسمانی نیز طرح شده است: ((و زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ)).(1)
در روایات مهدوی نیز به این ویژگی پرداخته شده است. امام سجاد علیه السلام فرمود:
إِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَذْهَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ شِیعَتِنَا الْعَاهَةَ وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ وَ جَعَلَ قُوَّةَ الرَّجُلِ مِنْهُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِینَ رَجُلًا وَ یَکُونُونَ حُکَّامَ الْأَرْضِ وَ سَنَامَهَا؛(2)هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند از شیعه ما آفت را برطرف سازد و دلهایشان را همچون پارههای آهن کند و نیروی هر یک مرد از آنان را به اندازه نیروی چهل مرد قرار دهد و فرمانروایان و بزرگان روی زمین خواهند بود.
همچنین ابوبصیر گوید: شخصی از اهل کوفه از امام صادق علیه السلام پرسید: به همراه قائم چند نفر خروج میکنند که میگویند: او به همراه 313 تن که شمار اصحاب جنگ بدر است، خروج میکند؟ امام فرمود:
قَالَ وَ مَا یَخْرُجُ إِلَّا فِی أُولِی قُوَّةٍ وَ مَا تَکُونُ أُولُو الْقُوَّةِ أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ آلَافٍ(1)او به همراه اصحابی نیرومند خروج میکند و آن کمتر از ده هزار تن نیست.
در احادیث معصومان علیهم السلام، صبر و پیروزی ملازم با هم هستند. در قرآن نیز بارها بر این اصل تصریح شده است؛ برای نمونه، در جریان نبرد طالوت و جالوت، از زبان یاران طالوت نقل میکند که آنها در هنگامۀ جنگ از خدا مسئلت میکردند: ((رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا)).(2)
در آیهای دیگر از قرآن کریم نیز استقامت، مقدمۀ نصرت الهی معرفی شده و آمده است: ((... فَصَبَرُوا عَلی ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتّی أَتاهُمْ نَصْرُنا))؛(3)بر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند، شکیبایی کردند تا یاری ما به آنان رسید.
بر این پایه، پیروزی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و تشکیل حکومت عدل جهانی، نیازمند صبر و استواری در امور بوده و عنصر صبر در انجام کارها نیز بیتردید، از صفات حتمی کارگزاران حضرت است؛ البته این صبر در باشگاه عصر غیبت کسب شده است؛ همچنانکه امام حسین علیه السلام فرمودند:
مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیّاً أَوَّلُهُمْ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ علی وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِی وَ هُوَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ یُحْیِی اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ یُظْهِرُ بِهِ دِینَ الْحَقِ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ لَهُ غَیْبَةٌ یَرْتَدُّ فِیهَا قَوْمٌ وَ یَثْبُتُ عَلَی الدِّینِ فِیهَا آخَرُونَ فَیُؤْذَوْنَ وَ یُقَالُ لَهُمْ مَتی هذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ، اما إِنَّ الصَّابِرِینَ فِی غَیْبَتِهِ عَلَی الْأَذَی وَ التَّکْذِیبِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِینَ بِالسَّیْفِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ؛(1)از ما (خانواده) دوازده نفر مهدی هستند، که اولیِ ایشان امیرالمؤمنین علیه السلام و آخرین آنها نهمی از فرزندان من است؛ اوست قیامکننده به حق که خداوند به وسیله او زمین را پس از مرگش زنده گرداند و دین حق را به دست او بر تمامی ادیان پیروز کند، اگرچه مشرکان نخواهند. برای او غیبتی است که جمعی در آن مرتدّ شوند و جمعی دیگر، ثابتقدم در دین بمانند و آزار شوند و به ایشان گفته شود: کجاست این وعده اگر راستگو
1) علیبنمحمد خزاز، کفایةالاثر، ص232.
هستید؟! هر آینه، بردباران در غیبت او بر آزار و تکذیب (مردم)، همانند جهادکنندگانِ با شمشیرند در رکاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.
یارانی که با حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، برای رسیدن به منافع شخصی خود قدم در راه یاری حضرت ننهادهاند، بلکه تنها انگیزۀ ایشان خدا و تقرب به اوست و در این راه، از هیچ گونه حمایتی دریغ نمیورزند. ایشان به گواه امام سجاد علیه السلام در زمانۀ غیبت، مشق اخلاص را تمرین کردهاند:
إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ... أُولَئِکَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِیعَتُنَا صِدْقاً؛(1)مردم زمان غیبت او که معتقد به امامت او بوده و منتظر ظهورش هستند، از مردم هر زمانی برترند... آنان به حق، مخلصان و به درستی، شیعیان ما میباشند.
انصار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، تربیتیافتگان مکتب قرآن هستند و همواره این سفارش خدای متعال را نصبالعین خود میدانند که: ((وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ))(2)و هنگامی که تو تیر انداختی(و به هدف زدی)، تو نبودی (بلکه
مؤثر اصلی خدا بود)؛ بدین جهت، در پیروزیهای خود هرگز دچار غرور نمیشوند، که از آنها جز این نیز توقع نیست.
در فرهنگ قرآن، بارها این سنت الهی گوشزد شده است که یکی از عوامل نزول نصرت الهی، جهاد و مبارزه با ستمگران است. قرآن میفرماید:
((قاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَیْدیکُمْ وَ یُخْزِهِمْ وَ یَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِم))؛(1)با آنان بجنگید، تا خدا آنان را به دست شما عذاب و رسوایشان کند و شما را بر ایشان پیروزی بخشد!
و نیز میفرماید:
((وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ))؛(2)و کسانی که در راه ما کوشیدهاند، به یقین راههای خود را بر آنان مینماییم و در حقیقت، خدا با نیکوکاران است.
به سبب این همه تأکیدات است که در مسئلۀ ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، روحیۀ جهادی یکی از صفات انصار حضرت معرفی شده است؛ برای نمونه، یکی از آیات مهدوی که دربارۀ انصارالمهدی است، این آیۀ شریفه است:
((... یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ))؛(1)خداوند... آنان را دوست دارد و آنان نیز خدا را دوست دارند. آنان نسبت به مؤمنان، نرم و فروتن، و در برابر کافران، سرسخت و قاطعند. در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت هیچ ملامتکنندهای نمیهراسند.
در این آیه، صفاتی برای یاران حضرت شمرده شده که از جملۀ آنها جهاد و مبارزه است؛ از این رو، همۀ کسانی که مشتاق حضور در لشکر امام عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، باید به این صفت مزین شوند.
کسانی که آرزوی همراهی با مصلح کل و جهانی دارند، باید خود نیز از روحیۀ اصلاحگری در جامعه برخوردار باشند. تجلی عینیِ این روحیه در جامعه، امر به معروف و نهی از منکر است. امر به معروف، نشانۀ عشق
1) مائده، آیه 54.
انسان به مردم است؛ نشانۀ تعهد و سوز و علاقۀ انسان به سلامتی جامعه است؛ نشانۀ فطرت بیدار است. امر به معروف و نهی از منکر، نوعی انضباط اجتماعی است؛ یعنی محدود کردن تمایلات اشخاص در برابر مصالح جامعه. در واقع، نوعی کنترل افراد لاابالی است. امر به معروف و نهی از منکر، نشانۀ رشد است.
حضرت لوط علیه السلام در برابر گروه گناهکار پرسید: «آیا در میان شما یک نفر رشید هست تا مانع این کار شما شود؟»(1)آری! اگر ما از درون، مراقب خود باشیم و مردم از بیرون، مراقب ما باشند و در رأس، نظامی سیاسی و حکومتی مشوق خوبیها و مانع بدیها باشد، بهترین امت خواهیم بود؛ چنانکه قرآن میفرماید: ((کُنْتُم خَیرَ امَّةٍ اخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرُونَ بِالْمَعروفِ و تَنْهَوْن عن الْمُنکَرِ تُؤمِنُونَ بِاللّه)).(2)
منتظر حقیقی و مشتاق ظهور که خواستار فراگیری توحید در جهان است، باید بداند که عزت یافتن کلمۀ توحید، به امر به معروف و نهی از منکر است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
کلمه «لا الهَ الَّا اللَّه» عذاب الهی را از انسان دور میکند؛ به شرط آنکه این کلمه مبارک مورد تحقیر و استخفاف قرار
نگیرد. مردی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسید: چگونه ممکن است کلمه توحید مورد استخفاف قرار گیرد؟ فرمود: اگر گناهان علنی انجام گیرد و کسی گناهکار را نهی نکند و او را تغییر ندهد، به توحید اهانت شده است.(1)
اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «آمران به معروف، خلیفۀ خدا در زمینند»(2)و اگر حضرت علی علیه السلام بیان کرد: «امر به معروف و نهی از منکر، دو خلق از اخلاق الهی است که هر کس این دو فریضه را یاری کند، خداوند به او عزت میدهد»(3)، قطعاً آنهایی که در سایۀ ولایت مهدوی، فرمانروایان زمین شده و بدین صورت عزت مییابند، باید با امر و نهی، چه در عصر ظهور و چه در زمانۀ غیبت نیز با بهرهگیری از این دو ابزار، به اصلاح جامعه بپردازند.
از همین روست که امام زمان در آغاز قیام جهانی خویش و در عهدنامهای که با کارگزاران خویش میبندد، یکی از مفاد عهدنامه را التزام به امر به معروف و نهی از منکر قرار داده و میفرماید: «أبایعکم علی أن... تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر».(4)
غیر از شرایط انسانیِ مربوط به یاران و کارگزاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، شرایط دیگری باید باشد که آن شرایط مربوط به عموم مردم است. البته وجه مشترک همۀ این شرایط، به تحقق آمادگی جهانی برای پذیرش حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و عدالت او برمیگردد، به گونهای که همه یکصدا از خدا درخواست کنند و بگویند: «انا نرغب الیک فی دولة کریمة».(1)
آری! هر وقت مردم بتوانند امام و رهبری بر حق و معصوم را بپذیرند، آن وقت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور خواهند کرد.
برخی از این آمادگیها که البته در سطح پایینتری از یاوران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است، عبارتند از:
همانگونه که در ابتدای این بخش، یکی از حکمتهای آزمایشها و بلاها در عصر غیبت را فراهم شدن شرایط انسانی ظهور دانستیم، بیان کردیم که گرفتاریها، عامل بیداری فطرت انسانها و توجه آنها به پروردگار جهان و بازگشت به سوی اوست و این امر اجتنابناپذیر است.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
1) شیخ کلینی، کافی، ج3، ص424.
پیش از ظهور قائم، نشانههایی از جانب خدای تعالی برای مؤمنان خواهد بود. گفتم: فدای شما شوم! آنها کدام است؟ فرمود: قول خدای تعالی که: ((وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ))(1)میآزماییم مؤمنان را پیش از خروج قائم، به چیزی از خوف (از پادشاهان بنیفلان در آخر سلطنت آنها)، گرسنگی (به واسطه گرانی قیمتها)، کاستیِ در اموال (کسادی داد و ستد و کمی سود)، کاستیِ در نفوس (به واسطه مرگ و میر فراوان) و کاستیِ در ثمرات به واسطه کمیِ برداشت محصولات زراعتی، و صابران را مژده بده در آن هنگام به تعجیل خروج قائم.(2)
خداوند، مصیبتها را برای این جهت استخدام کرده است که با آن، انسان را از دنیا قطع و به خود وصل کند؛ دست انسان را از دست دنیا درآورد تا بتواند در دست خود قرار بدهد. تا دست شما در دست دوستتان قرار دارد، آیا میتوانید با دوست دیگرتان دست بدهید؟ هرگز! شما مگر نمیگویید با
یک دست نمیشود دو هندوانه برداشت؛ پس با یک دست هم نمیشود با دو نفر دست داد. پس انسان تا دست خود را از دست دنیا بیرون نکشد، نمیتواند با آخرت دست بدهد. باید از بیعت ظالم خارج شود تا بتواند با امام بیعت کند؛ از وادی کفر باید خارج شود تا بتواند به وادی ایمان وارد شود؛ همانگونه که تا آخرین ثانیههای شب پایان نیابد، وارد اولین ثانیههای روز نخواهد شد. پس مصیبتها این هنر را به همراه دارند که دست انسان را برای همیشه از دست دنیا خارج کنند. خدا برای اینکه بخواهد انسان را نسبت به دنیا و دنیاییها بیمیل و رغبت کند، او را تحت فشار قرار میدهد و انواع مصیبتها را بر او فرود میآورد. آری! انسانی که بیهوش شده است، به جهت به هوش آمدن گاه او را سیلی میزنند تا به هوش بیاید. مصیبتها، سیلیِ خداوندند که بر صورت بیهوشان و سرمستان وادی دنیا نواخته میشود.
طبق وعدههای مکرّر قرآن، پیروزی نهایی با اسلام است و مردم سراسر جهان در آینده به سراغ اسلام میآیند و حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تشکیل میشود؛ اما این وعدهها شرایطی دارد و آن عبارت است از: توجه دنیا به اسلام و شناخت آن؛ علاوه بر آن، شناخت اجراکنندۀ قوانین اسلامی، یعنی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جمله آمادگیهای فکری و معرفتی است که مردم باید به آن دست پیدا کنند. کسانی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و عدالت
و رحمت او را نمیشناسند، چگونه تن به حکومت او خواهند داد و به او اعتماد خواهند کرد؟! امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وقتی ظهور میکند که آمادگی از هر جهت در میان مردم وجود داشته و مردم به معارف و اندیشههای قرآن و اسلام آگاه و آمادگی حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را داشته باشند.
بزرگترین مشکلی که در طول تاریخ زندگانی امامان معصوم علیهم السلام دیده میشود آن است که با وجود محبت به آنها، مردم عملاً از آنها حرفشنوی نداشتند؛ این در حالی است که اگر انسانها خواستار ظهور امام عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، باید آمادگی عملی و اطاعتپذیری از ایشان را داشته باشند تا رضایت خدای متعال جلب شده و اذن ظهور فرماید. در سخنی از امام باقر علیه السلام میخوانیم:
ذِرْوَةُ الامْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الاشْیَاءِ وَ رِضَا الرَّحْمَنِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی الطَّاعَةُ لِلامَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ؛ اساس دین اسلام و کلید همه خزائن رحمت و فضل کبریایی و نیز وسیله معرفت اشیا و فلاح و رستگاری و ایمن بودن از سخط و غضب ساحت کبریایی، بر اطاعت امام مفترضالطاعه استوار خواهد بود، پس از اینکه او را شناخته و به ولایت عامه او معتقد باشد.(1)
1) شیخ کلینی، کافی، ج1، ص185.
خداوند نیز حتماً اگر این آمادگی را ـ که نشانۀ صداقت در درخواست فرج است ـ مشاهده کند، امر ظهور را نزدیک میفرماید.
باید بدانیم که ما وظیفه نداریم کارهایمان را تعطیل کرده و به دنبال دیدن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برویم؛ کما اینکه یاران امام صادق علیه السلام وظیفه نداشتند به دنبال دیدن امام صادق علیه السلام بروند. آنچه مهم است، شناخت و اطاعت است؛ البته زیارت و ملاقات یک ارزش است، اما اینکه کارمان را رها کنیم و دنبال امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بگردیم، چنین تکلیفی نداریم. آری، زیارت امام ارزش است، اما حدیث و آیهای نگفته کارت را تعطیل کن و به دنبال آقا بگرد! حدیث میگوید: «اتَّقُوا اللَّهَ»؛ تقوا داشته باش! آنگاه خود امام به شما توجه میکند.
شخصی خودش را به آب و آتش زد که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببیند تا بالأخره از طریقی فهمید که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فلان روز، فلان شهر و فلان خانه تشریف دارند. به همان محل رفت و دید آنجا پیرمردی مشغول کار است و سید بزرگواری هم آنجا نشسته است ـ که بعد معلوم شد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. به او گفت: «چقدر خودت را به اینطرف و آنطرف میزنی؟!» گفت: آقا! میخواهم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببینم. او گفت: «مثل این پیرمرد، باتقوا و اهل انصاف باش؛ آنگاه خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نزد شما میآید.»
در داستان دیگری آمده: یک از علما متوجه شد که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در خانهای وارد شده است. خود را به آن خانه رساند و دید زنی از دنیا رفته
و حضرت در کنارش نشسته است. پرسید: این زن چه کسی است که شما در هنگام مرگ به نزدش آمدید؟ حضرت فرمود: زمانی که رضاشاه حجاب را برداشت، این زن به خاطر تقوا هفت سال از خانه بیرون نیامد که پاسبانهای زمان رضاشاه چادر از سرش نکشند. اینطور تقوا داشته باشید تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به شما توجه کند!
لازم نیست ما برویم جمکران؛ البته جمکران رفتن یک ارزش است، اما خیلیها میپرسند: چه کنیم تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ببینیم؟ پاسخ آن است که اگر گناه نکنی، لیاقت ملاقات پیدا میکنی.
از جمله شرایط جامعۀ منتظر امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف وحدت در خواسته و همدلی در امر ظهور است. اینکه یک یا چند نفر و یا گروه اندکی بخواهد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیاید و حکومت جهانی را برپا کند، کافی نیست، بلکه باید اکثریت و عموم مردم در دل خود چنین خواستهای را صادقانه داشته باشند. حداقل آن است که همۀ کسانی که به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معتقدند، بر محور ولایت مهدوی همسخن و همدل شوند، زیرا خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:
وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَی اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَی حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا
مِنْهُم؛(1)اگر شیعیان ما ـ که خداوند توفیق طاعتش را نصیبشان فرماید! ـ وفای به عهد (ولایت ما که جانب خداوند بر آنها قرار داده شده است) میکردند، از لقای مسرّتافزای ما مأیوس و محروم نمیشدند و هر آینه به سرعت، ظهور و مشاهده ما را به خاطر معرفت و صداقتشان درک میکردند.
از جمله عواملی که زمینههای عمومی ظهور مهدی موعود را فراهم میکند، آگاهی از ناکارآمدی مکاتب مختلف بشری و شیوههای گوناگون حکومتداری است، زیرا در این صورت است که به دنبال مکتب و حکومتی میگردند که آنها را حقیقتاً به سعادت دنیوی و اخروی برساند و به صورت همهجانبه، خوشبختی ایشان را تضمین کند.
امام باقر علیه السلام فرمودند:
دَوْلَتُنَا آخِرُ الدُّوَلِ وَ لَنْ یَبْقَ أَهْلُ بَیْتٍ لَهُمْ دَوْلَةٌ إِلَّا مُلِّکُوا پیشنَا لِئَلَّا یَقُولُوا إِذَا رَأَوْا سِیرَتَنَا إِذَا مُلِّکْنَا سِرْنَا مِثْلَ سِیرَةِ هَؤُلَاءِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِین؛(2)دولت ما پایان دولتهاست، و هیچ قوم و خاندانی که بخواهند به دولت و حکومت رسند به جای نمانند، جز اینکه پیش از ما به حکومت رسند، تا اینکه چون راه و روش ما را ببینند،
نگویند: چون ما به حکومت رسیم، مانند اینان رفتار کنیم، و همین است (معنای) گفتار خداوند: «و پایان کارها از آن پرهیزکاران است».
البته همین الآن هم نشانههای این بیداری ملتها و خستگی آنها از مکاتب و حکومتها هویدا شده است. به راستی، این چه قانون ظالمانهای است که چند کشور در سازمان ملل حقّ وتو داشته باشند و اگر همۀ کشورها حرف حقی بگویند که با منافع آنها در تعارض باشد، با این حق، آن را باطل کنند؟! داشتن این حق برای پنج کشور، توهین و تحقیر سایر کشورها و ملتهاست که متأسفانه بارها دیدهایم که با همین حق نامشروع، حقوق ملتها پایمان شده است.
یکی دیگر از شرایط مردمی ظهور آن است که مردم با اطاعت از جانشینان و نایبان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صداقت خود را نشان دهند.
علت غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف، عدم آمادگی مردم برای پذیرش رهبری امام است. خداوند آن حضرت را برای زمان مناسب ذخیره فرموده است، تا زمانی که رشد و فرهنگ مردم به جایی برسد که بتوانند نور امامت را درک و از آن بهرهگیری کنند؛ از سوی دیگر، در زمان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ما را به حال خود رها نکردهاند، بلکه ما را به پیروی از فقها و اسلامشناسان عادل و باتقوا که نوّاب عام آن حضرت هستند، سفارش
کردهاند؛ بنابراین، بر ما لازم است که در حوادث و مشکلات، گوش به فرمان حکم خدا که از طریق فقیه جامعالشرایط عادل به ما ابلاغ میشود، باشیم.
نقش ولایت فقیه، همان نقش امامت و تدوام خط انبیاست. اسلام، قوانینی دربارۀ مسائل اقتصادی، جزائی، نظامی و قضایی دارد که نه اجازه میدهد آن احکام تعطیل شود و نه اختیار اجرای آن را به دست افراد جاهل به احکام میسپارد، بلکه اجرای آن را تنها به دست فقهای عادل و اسلامشناسان باتقوا سپرده تا در تمام حوادث، طبق قانون خدا حکم کنند و اطاعت از آن فقها را همچون اطاعت از رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم و امام معصوم علیهم السلام واجب دانسته است.
آیا مسلمانان نیاز به حکومت و نظام ندارند؟ آیا جامعه و کشور اسلامی نباید حفظ شود؟ آیا حفظ مرزها لازم نیست؟ آیا قوانین در کشور اسلامی نباید اجرا شود؟ آیا حقّ مظلوم نباید از ظالم گرفته شود و ظالم به مجازات برسد؟ آیا صدای اسلام نباید به همۀ دنیا برسد؟ آیا تلاش انبیا و امامان علیهم السلام تنها برای زمان خود آنان بود یا برای همۀ زمانها و مکانها؟
اگر پاسخ این پرسشها، مثبت است و اسلام به نظام، حکومت، جامعه و قانون نیاز دارد و حفظ حقوق و مرزها مطرح است، باید در زمان غیبت نیز حکومت اسلامی باشد، زیرا بدون تشکیلات حسابشده و دقیق، بهخصوص در زمان ما که تمام مخالفان اسلام دارای تشکیلاتی بس بزرگ
و دقیق هستند، هرگز نمیتوانیم از قانون، مکتب، مرز، جان، مال و آبروی خود دفاع کنیم و اگر حکومت لازم است، حاکم هم لازم است، زیرا حکومت بدون حاکم محال است. اکنون که اسلام برای اجرای قوانین خود هم نیاز به حکومت دارد و هم حاکم، باید ببینیم حاکم باید چه شرایطی داشته باشد. آیا لازم است حکم خدا را عمیقاً بداند یا نه؟ آیا عدالت داشته باشد یا نه؟ آیا آشنا و آگاه به مسائل و حوادث باشد یا نه؟ اگر پاسخ مثبت است و به حاکمِ اسلامشناس باتقوا و سیاستمدار نیاز است، این همان است که ما آن را ولایت فقیه مینامیم.
در بسیاری از احادیث مهدوی، بر ضرورت دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تأکید شده است و از مردم خواستهاند که برای حفظ دین و نیز تسریع در امر فرج، به درگاه الهی دعا کنند؛ حتی خود امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز فرمودند:
اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج فأن فی ذلک فرجک(1)برای تعجیل در فرج من زیاد دعا کنید، زیرا فرج شما در آن است.
اما شاید این سؤال به ذهن خطور کند که: چرا باید برای حضرت دعا کرد؟ پاسخ آن به دلایل زیر است:
1) شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج2، ص 485.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یکی از مؤمنان است و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواسته است تا برای مؤمنان دعا کنیم.
او فریادرس بیچارگان است. خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «أنا غیرمهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم».(1)
او احیاگر دین خداست: «أین محیی معالم الدین»(2)، و نیز: ((لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ)).(3)
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مضطر است. از امام باقر علیه السلام در تفسیر((أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ))(4)سؤال شد؛ فرمود: «نزلت فی القائم»(5)دربارۀ حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نازل شده است.
او عامل تألیف دلهاست: «أین مؤلف شمل الصلاح و الرضا». (6)
او مهربان است. امام صادق علیه السلام در وصف ائمه علیهم السلام، که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز یکی از آنهاست، فرمود: «و الله لانا أرحم بکم منکم بأنفسکم»(7)به خدا قسم، من از شما نسبت به خودتان مهربانترم.
قبولی اعمال ما بر طبق روایات، وابسته به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
به وسیلۀ حضرت ولیّعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از ما دفع بلا میشود. ایشان فرمود: «بی یدفع الله عز و جل البلاء عن أهلی و شیعتی»(1)به وسیلۀ من است که بلا از اهل و شیعیانم دفع میشود.
عدالتگستر است، همچنانکه انبوهی از روایات بر این مطلب گواهی میدهند.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از ما شفاعت میکند. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در وصف امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمودند: «المهدی شفیعهم یوم القیامة».(2)
در این نوشتار سعی کردیم تا ضمن توضیحاتی دربارۀ ظهور، لزوم آماده کردن شرایط ظهور و نیز موارد آن را گوشزد کنیم؛ اما ممکن است پس از خواندن این مطالب در زمینۀ شرایط ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و یا احیاناً شبهاتی که دشمنان مهدویت در رسانههای خود القا میکنند، سؤالهایی در این زمینه طرح شود؛ به همین جهت، در خاتمۀ این کتاب سعی شده است به چند پرسش متداولی که در این زمینه وجود دارد، به اختصار پاسخ داده شود.
پاسخ: احادیثی که میگویند: پیش از قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کسی قیام نکند، یا جعلی و دورغین هستند و یا مقصود آن فهمیده نشده است. موردِ این روایت در جایی است که کسی پیش از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام و مردم را به سوی خودش دعوت کند و اساساً خودش طاغوت باشد؛ همچنانکه در همین حدیث به آن تصریح شده است:
کُلُّ رَایَةٍ تُرْفَعُ پیش قِیَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛(1)هر پرچمی که پیش از قیام حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف برافراشته شود، صاحب آن طاغوت و سرکشی است که در برابر خداوند پرستیده شود.
اما اگر کسی قیام کند تا زمینه را برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فراهم کند، به هیچ وجه این قیام باطل نیست، زیرا اگر همه چیز را قرار است خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف درست کند، پس این همه آیات دفاع از مظلوم، در دهان ظلم کوبیدن، نهی از منکر و اجرای حدود اسلامی، برای چیست؟ مگر میشود دستورات قرآن بیش از هزار سال و تا زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تعطیل شود؟
1) شیخ کلینی، کافی، ج8، ص295.
دربارۀ فهم اینگونه احادیث باید بدانیم که معصومان علیهم السلام در روایات دیگری فرمودهاند که هر حدیثی از طرف ما به شما رسید، آن را به قرآن عرضه کنید و در صورت مخالفت با قرآن، آن را کنار بگذارید.
امام صادق علیه السلام در ضمن سخنی فرمود:
ما وَافَقَ کِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ فَدَعُوهُ؛(1)آنچه موافق قرآن است، بگیرید و آنچه مخالف قرآن است، رها کنید.
در برخی منابع اهلسنت آمده است که از حاکم جامعه، هرچند ظالم باشد، اطاعت کنید؛ این در حالی است که قرآن میگوید: ((لاتُطِعْ منْهُمْ آثِماً أَوْ کَفُورا)).(2)این آیه دستور میدهد که اگر کسی گناه میکند، نباید از او اطاعت کنیم و از همینجا ساختگی و جعلی بودن این حدیث معلوم میشود.
مؤید این امر، قیام جناب زید، پسر امام سجاد علیه السلام است که مورد تأیید ائمه علیهم السلام واقع شده است و ایشان از او حمایت کردند. همچنین در نمونهای دیگر، امام صادق علیه السلام با آنکه طبق حدیثی که سؤال دربارۀ مفاد
آن بود خود قیام را جایز نمیدانند، لکن برای خروج، چه در زمان هشام و چه در زمانهای بعد، تشویق و به امر معروف و تزلزل سلطان مجتمع اشاره کرده و فرمودند:
لَاأَزَالُ أَنَا وَ شِیعَتِی بِخَیْرٍ مَا خَرَجَ الْخَارِجِیُّ مِنْ آلِ محمد وَ لَوَدِدْتُ أَنَّ الْخَارِجِیَّ مِنْ آلِ محمد خَرَجَ وَ علی نَفَقَةُ عِیَالِهِ(1)دوست داشتم تا کسانی که از آلمحمد خروج کنند و من عهدهدار مخارج آنها باشم، چون مادامی که کسانی خروج و قیام کنند، من و شیعیانم در راحتی هستیم.
پاسخ: در زمان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ما را به حال خود رها نکردهاند، بلکه ما را به پیروی از فقها و اسلامشناسان عادل و باتقوا که نوّاب عام آن حضرت هستند، سفارش کرده و فرمودهاند:
أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْهِم؛(2)در حوادث جامعه و
پیشآمدها، به علما و دانشمندانی که علوم ما را نقل میکنند (یعنی فقهیان) مراجعه کنید که من آنها را حجّت در میان شما قرار دادم و خودم حجت خدا بر ایشان هستم.
بنابراین، بر ما لازم است که در حوادث و مشکلات، گوش به فرمان حکم خدا که از طریق فقیه جامعالشرایطِ عادل به ما ابلاغ میشود، باشیم؛ البته این مجتهد خصوصیاتی دارد که امام حسن عسکری علیه السلام دربارۀ آن فرمود:
هر فقیهی که مراقب نفسش بوده و حافظ دین خود است و با نفس خود مخالف است و مطیع امر مولی میباشد، بر عوام است که از چنین فقیهی تقلید کنند، و این شرایط تنها مشمول برخی از فقهای شیعی میگردد، نه تمامشان.(1)
بنابراین، وظیفۀ ما اطاعت از مجتهد عادل است. اگرچه مجتهد امام معصوم نیست، ولی از نظر عقل و از نظر اسلام، هر مسلمانی یا باید خودش فقیه باشد و یا در گرفتن برنامه از فقیه کمک بگیرد. اگر فقیه راه را درست رفت و اشتباهی نکرده بود، دو اجر دارد و اگر هم اشتباهی رفت، چون عادل بوده است و خطای عمومی انجام نداده است، باز هم به خاطر زحماتش اجر دارد. اگر هم کسی پیدا شد و گفت: فلان فقیه، فلان خطا را کرده است، باز هم مشکلی ایجاد نمیکند؛ مثل اینکه انسان گاهی متوجه
1) تفسیر الامام العسکری علیه السلام، ص299.
میشود که فلان دوای فلان پزشک مؤثر نبوده است، اما کسی نمیتواند نسخه را بگیرد و پاره کند.
پاسخ: باید دقت کرد که در روایات مهدوی، عبارت «ظُلْماً» آمده است و بین ظلم و ظالم فرق است. این احادیث میگوید: دنیا پر از ظلم میشود، نه پر از ظالم! توجه کنید که بین این دو فرق است، زیرا مثلاً شما یک وقت میگویید: وقتی دیوار اینجا را سفید میکنم که همه سیگاری شوید؛ اما گاهی میگویید: وقتی اینجا را سفید میکنم که اینجا پر از دود شود. ممکن است یک نفر، یک تنه درخت را اینجا بیاورد و آن را آتش زده و در نتیجۀ آن اتاق پر از دود شود؛ کافی است یک دولت مانند آمریکا دنیا را به لجن بکشد و ممکن است کشوری مثل اسرائیل، یک منطقه را پر از فساد کند. بنابراین، این احادیث میگوید که زمانی حضرت میآید که دنیا پر از ظلم شود و این پر شدن، لزوماً به این معنا نیست که باید دنیا پر از ظالم شود؛ علاوه بر آن، دنیا همین الآن پر از ظلم شده است، اما امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هنوز ظهور نکردهاند. معلوم میشود که علت ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف این مطلب نیست، بلکه نبود شرایط ظهور است.
نکتۀ آخر اینکه، فلسفۀ قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از بین بردن ظلم و فساد است؛ حال چگونه میتوان ظلم و فسادگری را شرط ظهور ایشان دانست؟!
پاسخ: ما هر شب منتظر طلوع خورشید فردا هستیم، اما معنای انتظار خورشید آن نیست که دست روی دست بگذاریم و تا صبح در تاریکی به سر بریم، بلکه هر کس اتاق خود را روشن میکند. ما در زمستان منتظر فرارسیدن تابستان هستیم، ولی انتظار تابستان به آن معنا نیست که در زمستان بلرزیم و اتاق خود را گرم نکنیم. در زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز باید به مقدار توانِ خود با ظلم مبارزه کنیم و در صدد اصلاح خود و جامعه برآییم.
اگر در روایات میخوانیم: «أفضلُ الاعمال انتظارُ الفَرج»(1)و بهترین عمل را انتظار آمدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دانستهاند، بر اساس این احادیث، انتظار، حالت نیست، بلکه عمل است: «افضل الاعمال»؛ بنابراین، منتظران واقعی باید اهل عمل باشند. منتظران مصلِح باید خود صالح باشند. کسی که منتظر مهمان است، در خانه آرام نمینشیند. آری، وظیفۀ مردم در زمان غیبت، خودسازی، امر به معروف، دعوت به حق و آگاهسازی دیگران است.
1) محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج75، ص208.
پاسخ: راههایی که قرآن به ما ارائه میدهد، از این قرار است:
قرآن در مدح افراد باایمانی که در برابر سختیها صبور هستند، میفرماید: اینها به خاطر داشتن جهانبینی الهی، در مواجهه با حوادث میگویند: ما برای خدا هستیم، استقلالی از خود نداریم، طلبی هم از او نداشتهایم، وجود ما و نعمتهای ما همه و همه از اوست و ما امانتداری بیش نیستیم؛ ((الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ))(1).
صابران، به جای خودباختگی و پناهندگی به دیگران، تنها به خدا پناه میبرند، زیرا از دید آنها، تمام جهان، کلاس درس و میدان آزمایش است که باید در آن رشد کنیم. دنیا، جای ماندن، خوابگاه و عشرتکده نیست و شداید و سختیهای آن نیز نشانۀ بیمهری خداوند نیست. ناگواریها برای آن است که زیر پای ما داغ شود تا تندتر و سریعتر حرکت کنیم؛ بنابراین، در تلخیها نیز شیرینی است، زیرا شکوفا شدن استعدادها، کامیابی از
1) بقره، آیه 156.
پاداشهای الهی را به دنبال دارد. این دید و جهانبینی، انسان را برای برخورد صحیح با حوادث آماده میکند.
قرآن میفرماید: شما انسانهای امروز متفاوت از انسانهای پیشین نیستید که بدون هیچ آزمایش و رنج و زحمتی به بهشت برسید، بلکه باید همچون امتها و شخصیتهای دیگر در جریان سختترین حوادث قرار گیرید و آزموده شوید:
((ام حَسِبْتُم ان تَدخُلُوا الجَنَّةَ و لَمّا یَأتِکُم مَثَلُ الَّذینَ خَلَوا مِن پیشکُمْ مَسَّتْهُم البَاساءُ و الضَّراءُ وزُلزِلُوا حَتّی یَقُولَ الرَّسُولُ و الَّذینَ آمنُوا مَعَهُ مَتی نَصرُ اللّهِ الا انَّ نَصرَ اللّهِ قَریبٌ))؛(1)آیا گمان میکنید که وارد بهشت میشوید، بدون اینکه با حوادث امتهای پیشین برخورد کنید؟! مؤمنان پیش از شما مردمی بودند که انواع سختیها به آنها رسید تا جایی که اضطراب همه آنان را فراگرفت و پیامبر و مؤمنان گفتند: کجاست یاری خدا؟ آگاه باشید! یاری خدا نزدیک است.
1) بقره، آیه 214.
این آیه میگوید: در طول تاریخ، افراد باایمان و حقطلب دچار سختترین ناملایمات شدهاند، و اکنون نوبت شماست؛ بنابراین، نه ناگواریها تازگی دارد و نه تنها شما هستید که گرفتار این سختیها و مشکلات شدهاید؛ این یک سنت الهی است که باید طی شود. قرآن مکرر میفرماید: ((وَ اذکُر فِی الکِتابِ ...))؛(1)تاریخ پیامبران و امتهای پیشین را یاد کنید تا فکر نکنید ناگواریها برای شما بوده است؛ آنگاه به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: ((فَاصبِر کَما صَبَرَ اولُوا العَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ))؛(2)تو نیز مانند سایر انبیا صبور باش!
آری، انسان اگر بداند که ناگواریها، هم یک قانون و سنت است و هم عمومی و همگانی، آمادگی بیشتری پیدا میکند. ما در ماه رمضان، خیلی راحت روزه میگیریم، چون عموم مردم در آن ماه روزه هستند، اما در غیر ماه رمضان، روزه گرفتن سخت و دشوار است.
اطلاع از استقامت پیشینیان، یکی از رمزهای موفقیت در برخورد با حوادث است. قرآن در این زمینه بسیار سخن گفته و الگوها و مدلهای صبر و استقامت را از افراد و امتهای پیشین بیان کرده است. قرآن میفرماید: پیامبران الهی در برابر سرسختترین مخالفان خود
میگفتند:((وَلَنَصْبِرَنَّ عَلی ما آذَیْتُمُونا))؛(1)ما در برابر آزار شما استقامت خواهیم کرد؛ چنانکه ساحرانی که به دعوت فرعون برای مقابله و محکوم کردن حضرت موسی علیه السلام آمده بودند، همین که به حقانیت موسی پی بردند، ایمان آوردند و در برابر تهدیدات فرعون گفتند: ((فَاقْضِ ما انْتَ قاضٍ انَّما تَقضی هذِهِ الحَیاة الدُّنیا))؛(2)هر کاری میتوانی و هر حکمی میخواهی دربارۀ ما اجرا کن! ما راه خود را پیدا کردهایم و از مسیر حقّ دست برنمیداریم.
آری، علم به تاریخ گذشته، در صبر و بردباری انسان بسیار مؤثر است، همانگونه که علم به اسرار آینده در صبر و تحمل انسان اثر میگذارد. حضرت خضر علیه السلام به موسی گفت: چون تو از اسرار حوادث و کار من خبر نداری، صبر و تحمل نخواهی کرد: ((و کَیفَ تَصبِر عَلی ما لَم تُحِطْ بِه خُبراً)).(3)
اگر انسان بداند و باور داشته باشد که خداوند بر تمام اعمال و رفتار و حتی افکار او آگاه است و در همه حال، حاضر و ناظر بر اوست، در برابر
مشکلات صبر کرده و سختیها بر او آسان و گاهی شیرین شده و خود به استقبال آن خواهد رفت. خداوند به موسی و هارون علیه السلام میگوید: شما نزد فرعون بروید و سخن حقّ خود را به گوش او برسانید و او را به یکتاپرستی دعوت کنید! بدانید من با شما هستم؛ کارتان را میبینم و گفتوگوهایتان را میشنوم: ((انَّنی مَعَکُما اسْمَعُ وَ اری)).(1)
همچنین خداوند برای عذاب قوم نوح و نجات افراد باایمان، به حضرت نوح علیه السلام دستور داد که زیر نظر ما کشتی بساز: ((و اصْنَعِ الفُلکَ بِاعْیُنِنا)).(2)حضرت نوح علیه السلام همین که ساختن کشتی را شروع کرد، کفّار او را مسخره کرده و گفتند: گویا پیامبریِ شما نگرفت و اکنون دست به نجّاری زدهای! ولی چیزی که موجب مقاومت حضرت نوح علیه السلام در برابر این طعنهها میشد، همان جملۀ خدای متعال بود که: تو پیش چشم ما هستی و کار تو زیر نظر ماست. چنین ایمان و بینشی، روح استقامت را در انسان زنده میکند.
از جمله مواردی که روح استقامت را در انسان زنده میکند، توجه به آثار مثبت و اجر و پاداش الهی است، زیرا تحمل سختیها، بزرگترین پاداش دنیوی و اخروی را برای انسان در بردارد. در قرآن نمونههای فراوانی از این امتیازها به چشم میخورد.
قرآن کریم
ابنبابویه، محمدبنعلیبنحسین (شیخ صدوق)، الخصال، جامعۀ مدرسین، قم 1403ق.
ابنبابویه، ــــــــــــــــــــ، عیون أخبار الرضا، جهان، بیجا، 1378ق.
ابنبابویه، ــــــــــــــــــــ، کمال الدین و تمامالنعمه، دارالکتب الاسلامیه، قم 1397ق.
ابنطاووس، علیبنموسی، اقبال الاعمال، دارالکتب الاسلامیه، تهران 1367.
اربلی، علیبنعیسی، کشف الغمة، مکتبه بنیهاشمی، تبریز 1381ق.
امام عسکری، ابومحمد حسنبنعلی، تفسیر الامام العسکری علیه السلام، مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم 1409ق.
بحرانی، حسنبنشعبه، تحفالعقول، جامعۀ مدرسین، قم 1404ق.
بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، بنیاد بعثت، تهران 1416ق.
پاینده، ابوالقاسم، نهجالفصاحه، دنیای دانش، تهران 1382.
حر عاملی، محمدبنحسن، وسائلالشیعه، مؤسسه آلالبیت علیهم السلام، قم 1409ق.
خزاز قمی، علیبنمحمد، کفایة الأثر، بیدار، قم 1401ق.
رضی، محمدبنحسین، نهجالبلاغه، دارالهجرة، قم، بیتا.
طبرسی، احمدبنعلی، الاحتجاج، مرتضی، مشهد 1403ق.
طبریآملی، محمدبنجریربنرستم، دلائل الإمامه، مؤسسه البعثة، قم 1413ق.
عروسیحویزی، عبدعلیبنجمعه، تفسیر نورالثقلین، اسماعیلیان، قم 1415ق.
عیاشی، محمدبنمسعود، تفسیر العیاشی، چاپخانه علمیه، تهران 1380ق.
فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیظر الصافی، الصدر، تهران 1415ق.
قمی، شیخعباس، مفاتیحالجنان، فاطمة الزهرا، قم 1389.
قمی، علیبنابراهیم، تفسیر قمی، تحقیق: سیدطیب موسوی جزایری، دارالکتاب، قم 1367.
کلینی، محمدبنیعقوب، الکافی، دارالکتب الإسلامیه، تهران 1365.
مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، مؤسسه الوفاء، بیروت 1404ق.
محمدبنحسن طوسی، الغیبة، مؤسسه معارف اسلامی، قم1411ق.
محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1366ش.
مفید، محمدبنمحمدبننعمان، الإرشاد، کنگرۀ شیخ مفید، قم1413ق.
نعمانی، محمدبنابراهیم، الغیبة، مکتبه صدوق، تهران 1397ق.
نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، مؤسسه آلالبیت، قم 1408ق.
یزدی حائری، علی، الزام الناصب، مؤسسه الأعلمی، بیروت 1422ق.