ghaemiyeh.com
سرشناسه : محدثی، جواد، ۱۳۳۱ -
عنوان و نام پديدآور : همیشه حاجی بمانیم/ جواد محدثی.
مشخصات نشر : قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، دفتر نشر معارف،مشعر، ۱۳۸۸.
مشخصات ظاهری : ۳۶ ص.: مصور.
شابک : ۵۰۰۰ ریال: 978-964-531-229-7
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
موضوع : حج -- فلسفه
موضوع : اخلاق اسلامی
شناسه افزوده : نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها. دفتر نشر معارف
رده بندی کنگره : BP۱۸۸/۹/م۲۶ھ۸ ۱۳۸۸
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۵۷
شماره کتابشناسی ملی : ۱۸۵۷۰۷۰
بسم الله الرحمن الرحيم
به دست آوردن «گوهر» يك كاميابى است، نگهدارى آن كاميابى بزرگتر.
اگر در ميدان ارزشها، «حالات معنوى» و «زلالى روح» و «تحوّل اخلاق» را هم در حدّ و جايگاه يك گوهر نفيس به شمار آوريم، آن وقت به پاسدارى و مراقبت از آن هم جدّىتر خواهيم انديشيد و آن را يك «تكليف عقلى» خواهيم دانست. زائر خانه خدا و حرم پيامبر (ص)، وقتى به آن سرزمين مىرسد و ايامى را مجاور «بيت الله الحرام» و زائر روضه نبوى و قبّة الخضراء مىشود، از عطر
معنويت سرشار مىگردد، حسّ تقرّب به او دست مىدهد، احساس «آسمانى شدن» پيدا مىكند، رشتههاى وابستگى به خاك و خانه و مال و مقام گسسته مىشود و لطافت روح خود را در آن ايام نورانى، وزش نسيمى از بهشت خدا مىيابد و آرزو مىكند كه كاش پيوسته در آنجا بود و از بركات زيارت بهرهمند مىشد و هر صبح و شام در كنار كعبه، چهره بر زمين مىنهاد و عبوديت خود را ابراز مىكرد.
ولى ... چه مىشود كرد؟ اين روزها كوتاه و گذرا و اندك است و تشنگى زائر، بىنهايت.
چگونه مىتواند آن حال و هواى معنوى را كه در «غربت مدنى» يافته است، در وطن هم داشته باشد؟
ماده نگه دارنده آن خواص و آثار در گنجينه روح چيست؟ و
آيا مىشود آن روزها و حالات خشيت و خشوع را «امتداد» داد و آن لذّت از عبادت و انس با خدا و قرآن و عترت را «تكثير» كرد؟
امام صادق (ع) مىفرمايد:
«الحاجّ لا يَزال عليه نورُ الحَجِّ، ما لَم يَذْنِبْ». (1)
حاجى پيوسته از «نور حج» برخوردار است، تا وقتى كه گناه نكند.
مفهوم اين سخن آن است كه «گناه» آفتى براى آن نورانيت و صفاى باطنى است كه در حج پيدا مىشود و اكسيرى كه مىتواند آن حال نوارانى را نگه دارد، «ترك گناه» است.
اين همان تداوم يافتن نور
1) فروع كافي، ج 4، ص 255.
غربت در وطن و صفاى حج در ديار خويش و همراه داشتن نسيم مشعر و عرفات در شهر و خانه و زندگى است.
ابليس هميشه در كمين است. او دشمن قسم خورده انسان است. يك لحظه هم از دام گستردن پيش پاى انسان و تلاش براى اغواى او غافل نيست. يكى از مهمترين سلاحهاى او براى شكار انسان، «غفلت» است؛ غفلت از خدا، از خود، از راه، از هدف، از آخرت، از شيطان، از بندگى خويش، از عاقبت گناه.
كسى كه گناه مىكند، ميدان را براى شيطان خالى گذاشته است و كسى كه در ميدان «جهاد نفس» و مقابله با تمنيات شيطانى مقاومت مىكند، آن دشمن را به زمين زده است.
آن نيست شجاعت كه گلو چاك كنى مردانگى آنجاست كه دل، پاك كنى
وقتى كه به «باشگاه تقوا» رفتى اى كاش حريف نفس را خاك كنى
راستى ... از سفر حج، چه ارمغان آوردى؟
بهترين ارمغان اين سفر، همراه آوردن آن حالتهاى باصفا و پر معنويت ايام حج است.
وقتى كه در منا و عرفات، يا در پاى حجر الاسود و بر فراز كوه صفا اشك ريختى، وقتى در مطاف خانه خدا، ذكر گفتى و توبه كردى، وقتى در آن لحظاتِ دل شكستنها، با خدا و رسول آشتى كردى و به امام زمان (عج) قول دادى كه پيرو شايسته و پاى بند به ديانت باشى، آن حالتها را تا كجا با خود داشتى؟
بعضىها همين كه از حالت احرام بيرون مىآيند، از آن
حال هم بيرون مىآيند.
بعضى تا در مكّه و مدينهاند، آنگونهاند، همين كه پايشان به پلّكان هواپيما رسيد، آنچه را داشتند جا مىگذارند.
بعضى تا چند روز پس از بازگشت به ميهن، سايهاى از آن حال و هوا را با خود دارند.
بعضى هم چون در ايام سفر، «متحوّل» شدهاند و «انقلاب روحى» يافتهاند، ديگر به حالتِ قبلى بر نمىگردند، در دنياى جديد سير مىكنند، عطر آن ايام را تا آخر عمر با خود دارند و نمىگذارند آن «نورانيت حَج» دچار خسوف شود و آن روزهاى روشن، شب تار گردد.
در حديث است كه رسول الله (ص) فرمود:
«لا تَنصَرِفوا عَنِ المشاهِدِ الّا بِتَوبَةٍ وَاقلاعٍ». (1)
از مشاهد شريفه و زيارتگاهها جز با توجه و دلكندن (از گناه و بدى) بر نگرديد.
يعنى اين كنده شدن از گناه و بدى و رذائل، بايد به عنوان بهترين ارمغان حضور زائر در اين مكانهاى مقدّس همراه او باشد و آن را چون گوهرى نگه دارد و از كف ندهد.
اين كلام نبوى هم بسى آموزنده است كه فرمود:
«اذا رَجَعَ الرّجُلُ عمّا كانَ عليه من المعاصي، هذا علامَةُ قبولِ الحجّ ...». (2)
هرگاه حاجى از گناهانى كه قبلًا انجام مىداده، برگردد، اين نشانه پذيرفته شدن حج
است.
در حديث ديگرى است: حاجى وقتى «عرفه» را درك مىكند، مشمول رحمت الهى گشته، آمرزيده و پاك مىشود، مثل روز تولّد از مادر.
حيف است كه اين پاكيزگى روح از دست برود و دوباره غفلت بر دل و جان سايه اندازد.
راست گفتهاند كه:
مهمتر از پيروزى، نگهدارى آن است.
مهمتر از حج و زيارت خانه خدا هم، حفاظت از دستاوردهاى معنوى آن است كه ثمره جهاد با نفس و مقابله با وسوسههاى شيطانى است.
وقتى لباسى شسته شد و تميز گشت، انسان براى تميز نگه
داشتن آن راغبتر است.
امّا وقتى چند لكه بر آن چكيد يا كمى چرك و كثيف شد، حساسيت براى تميز ماندن آن كاسته مىشود و انسان كمى بىخيال مىشود.
حضور در كنار خانه خدا و انجام حج و عمره، روح و جان را پاك و لطيف مىكند.
اين تميزى را بايد حفظ كرد و از آلوده شدن دوباره جلوگيرى نمود.
خدا وعده داده كه زائران «بيت الله» را مشمول رحمت خويش سازد و بيامرزد. اگر غفلت شود، اين طهارت و پاكيزگى روح از بين مىرود و كدورت گناه بر دلها سايه مىاندازد.
تا چه حدّ، آن صفاى به دست آمده از سفر حج را توانستهاى حفظ كنى؟
آن دست و صورتى كه بر كعبه
مقدس ماليدى و اشك ريختى، بايد حرمت آن لحظات را نگه دارى.
وقتى به دور كعبه طواف كردى، ديگر نبايد مطاف تو مادّيات باشد.
تو كه به ياد هاجر و اسماعيل در «حجر اسماعيل» نماز خواندى و در پشت «مقام ابراهيم» دست به دعا برداشتى و چهره بر زمين نهادى و در حرم پروردگار، به تلاوت «كلام الله» پرداختى، يعنى چند پله بالا رفتى.
مبادا دوباره پايين برگردى و از راه رفته و مسير طى شده «رجعت» كنى و به عقب برگردى!
تعبيرى كه امام صادق (ع) درباره حج و عمره به كار برده، اشاره به دستاوردهاى نفيس اين سفر زيارتى دارد.
او حج و عمره را دو بازار از بازارهاى آخرت مىشمارد كه رهاورد آن «غفران الهى» است.
اى تهى دست رفته در بازار ترسمت پرنياورى دستار
نه تنها حج و عمره، بلكه كلّ زندگى دنيايى، بازارى است كه عدّهاى موفق مىشوند در اين بازار، به تجارت آخرت بپردازند و سودهاى فراوان اخروى ببرند، عدّهاى هم سرمايه عمر و نيروى جوانى و امكانات خود را هدر مىدهند و از بهره آخرت محروم مىمانند.
تو اگر از آنانى كه فرصتهاى مغتنم حضور در مكّه و مدينه را غنيمت شمردهاى و بهره بردهاى، مبادا كه اين دستاوردها را به فراموشى بسپارى و از اين ميهمانى، «بركات ماندگار» نداشته باشى.
به فرموده حضرت سجاد (ع):
«حقُّ الحجِّ أنْ تَعْلَمَ أنّهُ وَفادَةٌ إلى ربِّك ...». (1)
حق حج آن است كه بدانى اين زيارت، ورود به آستان لطف پروردگار توست.
سوغات اين سفر، دل پاك، گناهان آمرزيده، توبه مقبول، توفيق بندگى، تزكيه نفس و تمرين اطاعت فرمان حقّ است.
مگر نه اينكه عبوديت، انسان را به قرب خدا مىرساند؟ پس نبايد پس از آن قرب، دوبارهدورشوى!
مگر نه اينكه عبادت، معراج مؤمن است؟ پس نبايد پس از آن عروج، هبوط و سقوط كنى.
مگر نه اينكه زيارت بيت الله، چرخيدن برگرد محور توحيد و عمل بر مدار اخلاص است؟ پس نبايد اين محور و مدار را از
1) بحار الانوار، ج 74، ص 4.
ى
اد ببرى و دچار ريا و ناخالصى شوى!
حاجى شدن در روز عيد قربان و همراه با ذبح قربانى و تراشيدن سر، بايد همراه با فدا كردن نفسانيات در پاى اراده و امر خدا باشد و نهادن تيغ اخلاص بر حنجره ريا و زدودنِ همه تعلّقات و تعينات و وابستگىهاى به غير خدا. اين مهم، جهاد و مراقبتى دائمى مىطلبد، مثل مراقبت از يك قله فتح شده در عمليات نظامى.
وقتى سخن از «حاجى ماندن» است، يعنى واپسگرايى نداشتن و راه پيموده شده به سوى نور و خدا را، دوبارهبه سوى نفس و ظلمت برنگشتن و ميثاق بندگى را با معصيت، نشكستن.
حفظ پيمان به آن است كه با زبانى كه «لبيك» گفتى، همچنان لبيك گوى حق باقى بمانى و دعوت نفس امّاره و خواستههاى نفس را جواب ندهى.
دستى را كه به كعبه ماليده و با آن حجر الاسود را لمس كردى، پس از بازگشت از آن سفر به گناه و خيانت نگشايى.
چشمى را كه با آن به كعبه نگريستى، به «نگاه حرام» نيالايى.
دلى كه در مكّه به ياد حق زلال شد و از خوف قيامت لرزيد و خاشع گشت، ديگر دچار قساوت و غفلت نشود.
پايى كه در مسير «رمى جمرات» رفت و آمد داشت، يا ميان صفا و مروه هروله كرد، يا به طواف كعبه گام زد، ديگر «راه حرام» را طى نكند.
اگر به قربانگاه رفتى، بايد
همه زندگيت يك قربانگاه شود كه هر چه جز خدا را در پيشگاه «رضاى الهى» قربانى كنى.
حيف نيست كه آن شفافيت روح، كه دل را آماده پذيرش تجلّىهاى عرشى مىسازد، دوباره تيره شود و كدورت يابد؟
حضرت رسول (ص) فرمود:
«مَنْ حَجَّ هذا البَيْتَ فَلَمْ يَرْفَثْ وَلَمْ يَفْسِقْ، خَرَجَ مِنْ ذُنوبِهِ كَيَوْمٍ وَلَدَتْهُ امُّه». (1)
كسى كه اين خانه را حج و زيارت كند و از آن پس در پى گناه نرود و مرتكب فسق نشود، از گناهانش بيرون مىرود و پاك مىشود، همچون روزى كه از مادرش متولّد شده است.
آيا اين يك نعمت و موهبت بى نظير الهى نيست؟
حج، «چراغ راه» است. اين
1) مستدرك وسائل، ج 2، ص 8.
چراغ را در روزها و شبهاى زندگىمان تا پايان عمر، روشن نگه داريم.
حج، ذخيرهبردارى معنوى براى پيمودن راه طولانى «از خود تا خدا» است. اين ذخيرهها را در پيچ و خم روزمرّگىهاى زندگى جا نگذاريم.
اگر زندگى پس از بازگشت از اين سفر، با قبل از سفر تفاوتى نكرده باشد، به معناى پرداختن به جسم حج و دورماندن از «روح حج» است، و دريغا كه آن رنجها و عبادتها و حالتها از دست برود.
نورانيت فراهم آمده از زيارت بيت الله را بايد در رواق جانت هميشه تابنده نگاه دارى، تنها در اين صورت است كه حج و عمره، مىتواند چراغ راه و نيروى حركت و توشه سفر باشد و ابراهيم خليل، مقتداى
حاجى گردد و صراط نورانى حضرت رسول (ص)، همواره پيش پاى «زائر» باشد.
در يك كلمه، ترك گناه به فرموده حضرت رسول، نشانه قبولى حج است:
«آيَةُ قَبُولِ الحَجِّ تَرْكُ ما كانَ عليهِ العبدُ مُقيماً مِنَ الذُّنُوبِ» (1)
البته هيچ كس معصوم نيست و شيطان هم از انسان دست بر نمىدارد، امّا شايسته است اگر زائر، پيش از اين سفر، بر گناهانى عادت داشته و انجام مىداده (مُقيماً ...) پس از حج، آن گناهان مستمر وعادت شده را ترك كند.
راستى ... هنوز كه حاجى هستى و حاجى ماندهاى؟ خدا را شكر.
اين گوهر را از دست نده
1) الحجّ و العمرة في الكتاب والسنّة، حديث شماره 741.